کانال بازنگری | ترکاشوند
16.8K subscribers
199 photos
95 videos
15 files
1.24K links
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4

• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314

• فهرست موضوعیِ یادداشت‌های کانال:
T.me/baznegari/1162

.
Download Telegram
استقبال کم‌نظیر

دیروز ۱۳۹۸/۹/۱۱ مناظرهٔ ترکاشوند در دانشکدهٔ الهیاتِ دانشگاه فردوسی مشهد با یکی از اساتید آن دانشکده، پیرامون «حدود شرعی حجاب- بازخوانی نظریهٔ حجاب حداقلی» که توسط جهاد دانشگاهی، انجمن ماهاد و بسیج دانشجویی برگزار گردید با حضور خیل کثیر شرکت‌کنندگان روبرو شد به طوری که بسیاری از دانشجویان به خاطر فقدان جا، ایستاده گفتگو را دنبال کردند.
لینک تصویر:
https://t.me/ElahiateMashhad/5955


(ترکاشوند در این مناظره با گزارشی نو، به فقدان لزومِ رابطه میان «عفاف» با «روسری ، جوراب و آستین بلند» بر اساس منابع دینی پرداخت. وی برداشت قدما از میزان حجاب را دچار افراط (در بارهٔ زنان) و تفریط (در بارهٔ مردان) دانست هر چند احتمال توجیهِ عصری آن را به خاطر تفاوت ویژگی‌های اجتماعی اخلاقی رد نکرد. کانال بازنگری @baznegari)
.
.
#گزارش_تصویری ۱
#مناظره علمی حدود شرعی #حجاب: بازخوانی نظریه #حجاب_حداقلی
🎙 امیرحسین ترکاشوند و دکتر محمدعلی وطن‌دوست
۱۱ آذر ماه ۱۳۹۸ دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد

🆔 @mahad313
اطلاعیه
بخش پنجم یادداشت‌های تلگرامیِ «عمر نوح» در روزهای آینده منتشر خواهد شد.
در آن یادداشت، از ظرفیت‌های ادبی داستانیِ موجود در آیهٔ «چگونه جان دادنِ سلیمان» برای توضیح عمر نوح استفاده می‌شود.

کانال بازنگری (ترکاشوند)
@baznegari
اندوه و تسلیت

با افسوس و تأسفِ فراوان دکتر حسین داورزنی استاد با اخلاق و فروتنِ دانشکدهٔ الهیات دانشگاه تهران، ناباورانه و در میان بُهت دوستان و آشنایان از میان‌مان پر کشید و همه را داغ‌دار خاطرات دور و نزدیکش کرد.

اردیبهشت سال ۹۵ با «نقش‌آفرینی وی» اولین مناظرهٔ بزرگ و علنی پیرامون کتاب
«حجاب شرعی در عصر پیامبر»
با عنوان "حجاب در بستر تاریخ و فرهنگ عصر نزول، همراه با نقد کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر"
با حضور اینجانب به عنوان نویسندهٔ کتاب و سه تن از اساتید آن دانشکده و از جمله خودِ او در دانشکدهٔ الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران برگزار گردید.
آن مناظره یکی از پرشکوه‌ترین و پراستقبال‌ترین نشست‌های دانشکدهٔ الهیات بود که سپس با همان شکوه و استقبال توسط سایر مراکز، در قم و اخیراً در مشهد استمرار یافت.



هم‌محلی قدیمی، چه زود رفتی؛ کاش می‌بودی و بی‌حاشیه بودن و بی‌آزار بودن را همچنان نشان‌مان می‌دادی؛
این روزها مدام خاطرات کم‌رنگِ قدیم و نیز چهرهٔ بیمارت در ملاقات اخیر و همچنین شوق بازگشتت برای ادامهٔ تدریس در طول بیماری را مرور می‌کنم و البته جملهٔ دوستانه، مزاح‌گونه و تلطیف‌آفرینت پیش از مناظره که: «سؤال‌های سخت از هم نپرسیم» را؛
کاش می‌ماندی و رسم دوستی و صمیمیت در کنار مناظره را بیشتر ترویج می‌کردی

بدرود دکتر داورزنیِ کم‌گوی و گزیده‌گوی

کانال بازنگری (ترکاشوند) @baznegari


https://media.farsnews.com/Uploaded/Files/Images/1395/02/14/13950214174623688_PhotoL.jpg

گزارش تصویری از آن مناظره با حضور زنده‌یاد دکتر داورزنی:
http://fa.shafaqna.com/news/161478/
و
http://www.farsnews.com/13950214001357



کتب تألیفی زنده‌یاد:
داورزنی، حسین. "پژوهشی در امکان تعمیم ادله اثبات جرم". تهران: راشدین، ۱۳۹۳.
داورزنی، حسین. "بررسی جایگاه قسامه در فقه و حقوق اسلامی". تهران: راشدین، ۱۳۹۴.
داورزنی، حسین. "بنیادهای دینی مقابله با خشونت و افراطی‌گری در عصر جهانی شدن". تهران: مرکز ملی مطالعات جهانی شدن، ۱۳۹۴

https://ftis.ut.ac.ir/%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%81%D9%82%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C



🔸اطلاعیهٔ مراسم ختم ایشان (یکشنبه ۱۳۹۸/۱۰/۱ خ آپادانا م نیلوفر مسجد الرضا ساعت سه و نیم تا پنج):
https://t.me/cftis/748




تصویر دکتر داورزنی (نفر دوم از سمت چپ، کنار دکتر آذرنوش) در مناظرهٔ یادشده:
انتقاد سردار قاسم سلیمانی از تقسیم‌بندی مردم به بی‌حجاب و باحجاب، و اصولگرا و اصلاح‌طلب


این‌که در جامعه مدام بگوییم او بی‌حجاب و این باحجاب است
یا اصلاح‌طلب و اصول‌گراست،
پس چه کسی می‌ماند؟
اینا همه مردمِ ما هستند.
آیا همهٔ بچه‌های شما متدین‌اند؟
آیا همه مثل هم هستند؟
نه.
اما پدر، همهٔ این‌ها را جذب می‌کند
و جامعه هم خانوادهٔ شماست.

T.me/baznegari/470
منبع:
(تابناک، ۲۹ مرداد ۱۳۹۶)
https://www.tabnak.ir/fa/news/723308/

..............................
و امّا انتقام سخت
همه می‌دانیم که در چند سال اخیر «ارزش پول جمهوری اسلامی ایران» در برابر «ارزش پول ایالات متحدهٔ آمریکا» به شدت اُفت کرده، به‌طوری‌که هم‌اینک هر دلار آمریکا برابر با ۱۳۴۰۰ تومانِ ایران است؛ این در حالی است که دو سه سال پیش هر دلار حدوداً نزدیک به ۴۰۰۰ تومان، و شش هفت سال پیش هر دلار حدوداً برابر با ۱۲۰۰ تومان بود؛ یعنی طیّ دو اُفت یادشده، ارزش دلار آمریکا در برابر ریال ایران به ترتیب سه و نیم برابر و یازده برابر شده است.
نیز تردیدی نیست که بخش بسیار مهمی از این اُفتِ ارزش پولِ ملی‌اسلامی در برابر پول ملی آمریکا، به مأموریت‌های انقلابی و فرامرزی جمهوری اسلامی ایران که مسئولیت آن بر عهدهٔ سردار قاسم سلیمانی بود برمی‌گردد.
به نظرم «سخت‌ترین انتقامی» که می‌توان آن را در دستور کار قرار داد و تا ۲۲ بهمن که تقریباً مقارن با چهلم آن سردار است به نتیجه رساند این است که با اقدامی علمی انقلابی و پایدار، ارزش هر دلار را تا آن تاریخ به زیر ۸۰۰۰ تومان برسانند تا «شصت میلیون مردمِ مستحق اعطای کمکِ معیشتی و یارانه‌ای» از این تنگنای تأسف‌آور فاصله گیرند و آرامشی یابند و «رعایت حق‌الناس» از ویترین و شعار به صحنهٔ عمل درآید و روح آن سردار نیز شاد گردد و انتقام سخت محقق شود.


کانال بازنگری (ترکاشوند)
۱۳۹۸/۱۰/۱۵
@baznegari
.
.
انتقاد سردار قاسم سلیمانی از تقسیم‌بندی مردم به بی‌حجاب و باحجاب، و اصولگرا و اصلاح‌طلب


این‌که در جامعه مدام بگوییم او بی‌حجاب و این باحجاب است
یا اصلاح‌طلب و اصول‌گراست،
پس چه کسی می‌ماند؟
اینا همه مردمِ ما هستند.
آیا همهٔ بچه‌های شما متدین‌اند؟
آیا همه مثل هم هستند؟
نه.
اما پدر، همهٔ این‌ها را جذب می‌کند
و جامعه هم خانوادهٔ شماست.

T.me/baznegari/470
منبع:
(تابناک، ۲۹ مرداد ۱۳۹۶)
https://www.tabnak.ir/fa/news/723308/

..............................
و امّا انتقام سخت
همه می‌دانیم که در چند سال اخیر «ارزش پول جمهوری اسلامی ایران» در برابر «ارزش پول ایالات متحدهٔ آمریکا» به شدت اُفت کرده، به‌طوری‌که هم‌اینک هر دلار آمریکا برابر با ۱۳۴۰۰ تومانِ ایران است؛ این در حالی است که دو سه سال پیش هر دلار حدوداً نزدیک به ۴۰۰۰ تومان، و شش هفت سال پیش هر دلار حدوداً برابر با ۱۲۰۰ تومان بود؛ یعنی طیّ دو اُفت یادشده، ارزش دلار آمریکا در برابر ریال ایران به ترتیب سه و نیم برابر و یازده برابر شده است.
نیز تردیدی نیست که بخش بسیار مهمی از این اُفتِ ارزش پولِ ملی‌اسلامی در برابر پول ملی آمریکا، به مأموریت‌های انقلابی و فرامرزی جمهوری اسلامی ایران که مسئولیت آن بر عهدهٔ سردار قاسم سلیمانی بود برمی‌گردد.
به نظرم «سخت‌ترین انتقامی» که می‌توان آن را در دستور کار قرار داد و تا ۲۲ بهمن که تقریباً مقارن با چهلم آن سردار است به نتیجه رساند این است که با اقدامی علمی انقلابی و پایدار، ارزش هر دلار را تا آن تاریخ به زیر ۸۰۰۰ تومان برسانند تا «شصت میلیون مردمِ مستحق اعطای کمکِ معیشتی و یارانه‌ای» از این تنگنای تأسف‌آور فاصله گیرند و آرامشی یابند و «رعایت حق‌الناس» از ویترین و شعار به صحنهٔ عمل درآید و روح آن سردار نیز شاد گردد و انتقام سخت محقق شود.


کانال بازنگری (ترکاشوند)
۱۳۹۸/۱۰/۱۵
@baznegari
.
.
واقعیّت‌ها را بپذیریم

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۱
T.me/baznegari/472

مصیبت از آن‌جا آغاز می‌شود که متولّیان‌مان با وجود ناتوانی و ضعف‌های مکرّر و چشمگیر در ادارهٔ کشور امّا با اعتماد به نفسِ عجیب، مشغول توسعهٔ نفوذ، صدور انقلاب و به قول خودشان جهاد در راه خدای‌اند.

وقتی از عهدهٔ «انتظاماتِ» مراسم تشییع بر نمی‌آییم و در مهم‌ترین گردهماییِ کرمان در یکصد سال اخیر، در حضور معاون اول، برخی وزرا، فرماندهٔ سپاه و استاندار، ۷۸ (یا ۵۹) نفر از تشییع‌کنندگان در اثر فشردگی جمعیت معصومانه «لِه» می‌شوند

وقتی هنگام موشکبارانِ شبانه، و طبیعتاً احتمال حملهٔ جنگنده‌های دشمن، «یادمان» می‌رود پروازهای مسافری را لغو کنیم

وقتی هنوز پای جنگنده‌های دشمن به مرزمان نرسیده، از ترس ورود آن به اشتباه هواپیمای مسافربری را منهدم می‌کنیم که در پی آن ۱۷۶ انسان جزغاله شوند

وقتی روز بعد، اتوبوسِ بین شهری‌مان به علت نقص فنی واژگون و به درّه سقوط می‌کند و حدود ۲۰ اشرف مخلوقات دچار مرگ فجیع می‌شوند


وقتی فقط در فاصلهٔ حدوداً ۴۰ ساعت، چهار فاجعه و نابلدیِ بالا جلوی چشم‌مان ردیف می‌شود، دیگر چه جای ادعاهای فراتر از استعداد، چه جای نسخه‌نوشتن برای منطقه و جهان، و چه جای این است که ایده‌های خود را تسکین‌بخش آلام بشریت بدانیم؛
اگر به نسخهٔ شفابخش و کیمیایی دست یافته‌ایم ابتدا بهتر است آن را تمام و کمال در سرزمین خود پیاده کنیم تا دیگران از شوق مدینهٔ فاضله‌ای که ساختیم گروه‌گروه و دوان‌دوان (بی‌نیاز به جهاد ما) روانهٔ کشورمان شوند تا یا مقیم شوند و یا نسخه‌برداری کنند و به کشورشان بازگردند

وقتی میان «استعداد و ادّعا» فاصلهٔ زیادی باشد (و یا همهٔ استعداد صَرف یک چیز شود) مصیبت یکی پس از دیگری گریبانِ خَلق را می‌گیرد

اگر بزرگترها واقعیات را نپذیرند کوچکترها آمال بدتر و شعارهای وحشتناک‌تری سر می‌دهند و علناً از «فتح جهان»!!! سخن می‌گویند، ببینید این نامه را:

«"نامه‌ای از زینب طهرانی مقدم به زینب سلیمانی": ... و امروز که قدرت موشکی و منطقه‌ای ایران الحمدلله به برکت خون‌های پاک شهدای عزیزمان و اقتدار رهبر فرزانه‌مان مثل خورشید عیان شده، این طلیعه‌ای برای انتقامی سخت و فتح جهانی اسلام خواهد بود. پس، از این پس به صبر زینبی‌ات ادامه ده تا ان‌شاءالله با حضور حضرت منجی(عج) پدرانمان را بار دیگر در نبرد نهایی حق علیه باطل ملاقات کنیم»:
khabaronline.ir/news/1339481

در این نامهٔ به‌ظاهر معمولی و بی‌اهمیت ولی بسیار مهم و حساس، علاوه بر «فتح جهانی اسلام» همچنین به «رجعت» (و دوباره زنده‌شدنِ) آن دو سردار در هنگام ظهور مهدی برای تصرف کل جهان پرداخته شده؛
حال آن‌که تصرّفِ دیگر سرزمین‌ها مربوط به دوران قدیم و اعصار جاهلی بوده و نه اینک که حدود و قلمرو کشورها مشخص و محترم است.
ترویج این دو عقیدهٔ پوسیده و قدیمی (فتح جهان / رجعت) در حالی که معضلات و بحران‌های جدی، حیات بشر در کرهٔ زمین را تهدید می‌کند جای تعجب دارد.

ریشهٔ بسیاری از معضلاتِ کشورمان باور به جهاد "ابتدایی" و نیز قرائت "داعشی" از ظهور است که باید تصحیح شود.
@baznegari
.
.
▪ شلیک عمدی ▪️
به حقوقِ بشری‌ترین آیهٔ قرآن

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۳
T.me/baznegari/473

هر دم از این باغ بری می‌رسد
تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد

می‌گویند شلیک به هواپیمای مسافربری «اشتباهی و غیر عمد» بوده و ما فعلا چاره‌ای جز پذیرش آن نداریم ولی کارشناسان و هیئت‌های تحقیق و تفحص باید توجه داشته باشند که درون حکومت‌مان عتیقه‌های جاهلی همچون سامان‌دهندگان قتل‌های زنجیره‌ای در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی (که مقامات‌مان از واژهٔ میکروب در توصیف آنان استفاده کرد) یافت می‌شود که از آن‌ها هر کاری با توجیهات دینی (و در واقع ضد دینی) سر می‌زند که به عقل جنّ هم نمی‌رسد.
صد البته دست به دعا برمی‌داریم که فاجعهٔ شلیک به هواپیما غیر عمدی بوده باشد ولی فاجعهٔ بزرگتر در تشییع کرمان رُخ داده که آن را نمی‌توان غیر عمد دانست.

«شلیک عمدی به تشییع‌کنندگانِ معصوم، در سنگ‌فرش‌های کرمان!؟»:

خبر زیر که تازه انتشار یافته را بخوانید تا با نمونهٔ بارز "جهل مقدس" (که این ایام سرِ زبان‌ها افتاده) آشنا شویم. لطفاً هنگام مطالعه حتماً مراقب خودتان باشید که از غُصه دق نکنید:

«علی مطهری: در اتفاقات کرمان ما اطلاع دقیق داریم که ۵ نفر در جلسهٔ شورای تأمین اعتراض کرده‌اند که اگر جمعیت به این نقطهٔ مشخص برسد تلفات خواهیم داشت چون عرض خیابان کم است اما چند نفر دیگر قبول نکرده‌اند و گفته‌اند ما اصرار داریم جمعیت را نشان بدهیم و باید ازدحام چشمگیر باشد. با این نگاه تصمیمات خامی گرفته شد که منجر به از بین رفتن تعدادی از مردم شده‌اند. این نشان می‌دهد ما متأسفانه برای جان مردم ارزشی قائل نیستیم و این را به حساب شور دینی مردم می‌گذاریم و بعد هم موضوع را رها می‌کنیم./سازندگی»:
T.me/MyAsriran/275362
از روز اولی که سلسله‌فجایعِ اخیر روی داد با این‌که فاجعهٔ هواپیمای مسافربری به حد کافی بُهت‌آور و دردناک بود اما شخصاً فاجعهٔ تشییعِ کرمان را دردآورتر حس کردم، و اگر تا دیروز مرگ وحشتناک هفتاد تن از این تشییع‌کنندگان در اثر ازدحام را به حساب بی‌تدبیری و بی‌خیالیِ برگزارکنندگان می‌گذاشتیم و آن را طبیعتاً غیر عمد می‌شمردیم اما امروز نمایندهٔ عالیمقامِ مجلس از اخبار دقیقی پرده برمی‌دارد که مطابق آن، این فاجعه را برنامه‌ریزی‌شده و «شلیک عمدی» به جان شیرین انسان‌ها نشان می‌دهد.

چقدر دل‌مان خوش بود به این آیهٔ قرآن، و طبیعتاً پاسداشتِ بیش از پیشِ آن در نظام دینی؛ چه خیال باطلی.

ننگ بر حاکمان فعلی اگر از این پس در سخنرانی‌های تمام‌نشدنی‌شان بخواهند به این آیهٔ متعالی استناد کنند و در عمل، زیر پا له کنندش.

مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا ۚ وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَٰلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ (سورهٔ مائده آیهٔ ۳۲).
@baznegari
.
.
تیتر روزنامهٔ قبس:
رحل صدیق الجمیع

کانال تلگرامی مطالعات عمان در باره‌ی مراسم عزای سلطان قابوس پادشاه عمان که در روزهای اخیر درگذشته است، نوشت:

امروز حادثه‌ای اتفاق افتاد که در تاریخ تکرار نمی‌شود.

در مراسم عزای سلطان قابوس تقریبا تمام تناقضات سیاسی این جهان حضور داشتند.

هم حکومت سیسی، هم خانواده محمد مرسی و هم خانواده مبارک پیام تسلیت دادند.

هم جواد ظریف حضور پیدا کرد و هم مقامات آمریکا!

هم حکومت انتقالی یمن پیام تسلیت داد و هم حوثی‌ها و هم خانواده علی صالح!

هم حکومت فعلی لیبی پیام تسلیت داد هم دختر معمر قذافی.

هم رییس جمهور فعلی عراق پیام تسلیت داد هم دختر صدام حسین.

هم فلسطینی‌ها آمدند هم نتانیاهو پیام داد.

هم قطر آمد و هم عربستان.

تیتر روزنامهٔ قبس:
رحل صدیق الجمیع
یعنی دوستِ همه رفت

منبع:
ensafnews.com/209378/
و
T.me/OmanST/6191

.....................

«یکی از دوستان گرامی (آقای صفاری) با خواندن نوشتهٔ بالا، یادِ شعری از عرفی شیرازی که اول بار، نیم قرن پیش از فخرالدین حجازی شنیده، افتاد که:

چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی
مسلمانت به زمزم شویَد و هندو بسوزاند»


لقمان حکیم: فرزندم هزار دوست بگير كه هزار دوست هم كم است و یک دشمن مگیر كه یک دشمن هم زياد است
(يا بُنَىَّ اتَّخِذ أَلفَ صَديقٍ وَ أَلفٌ قَليلٌ وَ لا تَتَّخِذ عَدُوّا واحِدا و َالواحِدُ كَثيرٌ)
امالی صدوق ص۶۶۹ بحارالأنوار ج۱۳ ص۴۱۴، ح۴ نقل از:
aviny.com/hadis-mozooee/ejtemai/doost.aspx



کانال بازنگری (ترکاشوند)
@baznegari


#بی‌دشمن
#کم‌دشمن
#دشمن‌پرور
.
.
انقلابِ بی‌سروصدا در آذر ۵۸

(ریشه‌یابی معضلات لاینحلِ کشور)

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۹
@baznegari

انقلاب‌ها با هدف سرنگونی رژیم سیاسیِ مستقر، و جایگزین ساختنِ رژیمی جدید به جای آن شکل می‌گیرند

در همین رابطه مردم ایران در سال ۵۶ و ۵۷ دست به انقلاب زدند تا رژیم سیاسیِ پادشاهی (که توسط سلسلهٔ پهلوی نمایندگی می‌شد) را منقرض کنند.
سرانجام این مهم در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ محقق شد و انقلاب در آن روز پیروز شد و حکومت پهلوی و نظام پادشاهی به کار خود پایان داد.

پنجاه روز بعد در تاریخ دهم و یازدهم فروردین ۵۸ مردم با شرکت در همه‌پرسی، به پیشنهاد رهبر انقلاب‌شان در خصوص عنوان نظامِ جایگزین پاسخ مثبت دادند و با اعلام آرا در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ رسماً حکومتِ «جمهوری اسلامی ایران» را به عنوان رژیم سیاسیِ جایگزین برگزیدند.

این تغییر را دستِ‌کم از لحاظ شکلی می‌توان مهم‌ترین رویداد سیاسی در تاریخ ایران دانست زیرا حکومت ثابت و هزاران سالهٔ سلطنت موروثی به جمهوری (جمهوری اسلامی) تبدیل شد
بنابراین همین تغییر به حدّ کافی «بنیادی، بزرگ، اساسی، ساختاری و تحوّل‌آفرین» بود که بتواند تا سال‌های سال انرژی و وقتِ کارشناسان، کارگزاران و انقلابیون را به خود معطوف و متمرکز کند تا بسترهای اداری، قانونی و ساختاریِ کشور را بر اساس برنامه‌ها و اهداف نظام جدید تنظیم کنند، و طبیعتاً هیچ وقت و ظرفیت و امکانی برای پرداختن به تحولی دیگر وجود نداشت؛ چه اگر اقتضائات همان تغییر بزرگ و انقلاب را می‌توانستند مدیریت کنند جای شکرش باقی بود و باید کلاه‌شان را بالا می‌انداختند

اما و هزار تعجب این‌که هنوز عرَق‌شان از وقوع آن انقلاب و پیامدهایش خشک نشده بود که بلافاصله در ماه‌های بعد هدف و فاکتور جدیدی را وارد معادله کردند که انقلاب اصلی یعنی سرنگونی حکومت قبلی و تغییر رژیم سیاسی را تحت تأثیر خود قرار داد، و سرنوشت انقلاب را (با انقلابی دیگر اما بی‌سروصدا) در نطفه تغییر داد

قضیه از چه قرار است؟
می‌دانیم که رژیم‌ها و حکومت‌های جدید معمولاً پس از روی کار آمدن، در همان آغاز، اقدام به تدوین قانون اساسیِ آن حکومت (که حکم سند مادر را دارد) می‌کنند؛ این مهم در مورد حکومت جمهوری اسلامی ایران نیز به‌زودی رخ داد و حدود چهار ماه پس از رأی دادنِ مردم به نوع حکومت، مجلسی منتخب از سوی مردم کار تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرد و پس از اتمام کار، نتیجه را در آذر ۵۸ برای تصویب نهایی به همه‌پرسی گذاشت


«انقلاب نَرم در انقلاب سخت»- ابلاغ تأسیس "اُمّت واحده و انقلاب جهانی" به مرکزیت ایران، و لزوم اقدام همه‌جانبهٔ حکومت برای تحقق آن:
تدوین‌کنندگان قانون اساسی به نظر می‌رسد پا را از عنوان حکومت (:جمهوری اسلامی ایران) فراتر نهاده و با قرار دادن اصول و عباراتی همچو «انقلاب جهانی اسلام»، «اُمّت واحده» و «وحدت همه‌جانبهٔ جهان اسلام»، عملاً اعلام کردند که:

-انقلاب تمام نشده و باید در دیگر کشورها با امکانات و سرمایهٔ ایران ادامه یابد

-رهبر ایران صرفاً رهبر جمهوری اسلامی ایران نبوده بلکه بالقوه رهبر تمام مسلمانان و قلمروهای اسلامی بوده که مسئولین نظام و انقلاب باید با تلاش، آن را بالفعل کنند (تعبیر ولیّ امر مسلمین جهان در همین راستا است)

-جمهوری اسلامی ایران وظیفهٔ تولید، دامن‌زدن و پرورش جنبش‌ها در دیگر کشورها با هدف شکل‌گیری انقلاب جهانی اسلام و حکومت واحدهٔ جهانی را برعهده دارد


جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد:
افزوده‌های تدوین‌کنندگان، فراتر از عنوانِ «جمهوری اسلامی ایران» بوده، حکومت ایران را در ذیل حکومت واحد اُمتی (که قرار است در آینده و با سرمایهٔ ایران ایجاد شود) تعریف می‌کند حال آن‌که این افزوده‌ها مخالف با عنوان حکومت و نیز جملهٔ مهمِ «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه بیش» است و در نتیجه گنجاندن این اصول و عبارات و مفاهیمِ متفاوت در آن قانون، عملی احتمالاً غیر اخلاقی بود که عموم مردمِ شرکت‌کننده در همه‌پرسی، در آن روزهای پر حرارت و داغ، به آن توجه دقیقی نداشتند؛ و یعنی باید برای این اصولِ اضافه‌شده، در شرایطی عادی‌تر رفراندوم جداگانه برگزار می‌شد

سرانجام قانون اساسیِ پیشنهادی همراه با آن افزوده‌های بحث‌انگیز در همه‌پرسیِ ۱۱ و ۱۲ آذر ۱۳۵۸ با وجود عدم توجیهِ کافی، به تصویب و تأیید مردم ایران رسید، و رسماً و قانوناً این مجوز را در اختیار حکّام قرار داد تا آنان این رسالت را به‌حق (به‌حق از جهت وجود آن در قانون اساسی) برای خود قائل باشند که فراتر از ایران، خود را نماینده و متولی کلّ جهان اسلام بدانند (توسعهٔ مسئولیت از ملت به اُمت) و با سرمایه و پول و انرژی ایرانیان، در کشورهای اسلامی حضور و نفوذ یابند

حذف آن افزوده‌ها در بازنگری قانون اساسی می‌تواند نیمی از معضلات لاینحلّ کشور را حل کند
T.me/baznegari/475

ر.ک: مأموریت جهانی:
T.me/baznegari/394
.
بسم‌الله‌ی که عمل نشد

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱
@baznegari

چند روایت از طریق شیعه و سنّی به دست‌مان رسیده که مطابق آن‌ها مسلمانان باید در آغاز هر فعلی و به ویژه کارها و اقدامات مهم، «بسم الله» بگویند و حتی برای جزئیات (مانند هر لقمه غذا) نیز چنین سفارش شده است.

بر همین اساس امروزه در سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها، پاسخ به خبرنگاران، در نامه‌نگاری‌ها، حتی در پاراف نامه‌ها، نیز در برنامهٔ خردسالان (که به زحمت نام و نام خانوادگی‌شان را می‌توانند تلفظ کنند) در همهٔ این موارد عبارت بسم الله الرحمن الرحیم یا باسمه تعالی یا به نام خدا آورده می‌شود.

اما جالب است بدانید خودِ امامان که توصیه به این کار کرده‌اند و روایات یادشده از آن‌ها به ما رسیده، چندان تقیّدی به آن نداشته و دچار وسواسی که ما در رعایت ذکر بسم الله در آغاز هر کار و سخنی داریم نبوده‌اند؛
به عنوان نمونه نگاه کنید به:

۱- در نهج‌البلاغه که در اکثر خانه‌ها پیدا می‌شود، در آغاز هیچ یک از سخنرانی‌های (خطبه‌های) امام علی بسم‌الله نیامده است.

۲- حتی نامه‌های رسمی حضرت علی فاقد بسم‌الله است.

۳- کلمات قصار امام علی در نهج‌البلاغه که جای خود دارد و در رأس هیچ‌کدام‌شان به نام خدا وجود ندارد.

۴- به کتاب نهج‌الفصاحه که در خانهٔ بسیاری از ایرانیان هست و گردآوری سخنان پیامبر گرامی (ص) از سوی ابوالقاسم پاینده است بنگرید؛ آیا در آغاز هیچ حدیثی بسم‌الله می‌بینید؟

۵- از میان چند صد هزار حدیث و روایتی که در جوامع حدیثی گردآوری شده، به کتابخانه مراجعه کنید و یکی از آن‌ها را بردارید و صفحاتش را ورق بزنید و ببینید آیا حتی چهار تا حدیث و روایت (چه حدیث طولانی چه کوتاه چه سخنرانی چه نامه چه پاسخ به پرسش) را مزیّن به بسم الله الرحمن الرحیم می‌یابید؟

۶- جالب‌تر آن‌که حتّی همان حدیثی که می‌گوید «هر امر مهمی که بدون بسم‌الله آغاز شود ابتر خواهد بود» خودش بدون بسم‌الله آغاز شده است.

۷- نیز می‌توانید به صحیفهٔ سجادیه و نیز دیگر ادعیه، زیارات و مناجات‌ها همچو دعای کمیل، دعای جوشن کبیر، زیارت وارث، مناجات شعبانیه و... مراجعه کنید که آغاز و انجام دارند ولی مَطلع‌شان فاقد بسم الله الرحمن الرحیم است.


بنابراین چنین پیداست که نباید چندان تقیّد و وسواس نشان داد و به تمام آداب دینی حتماً عمل کرد زیرا ظاهراً خودِ آن حضرات (ع) هم وسواس و تقیّدی در این رعایت از خود نشان نمی‌داده‌اند.

وجود بسم‌الله الرحمن الرحیم در آغاز تمام سوره‌های قرآن، داستان دیگری دارد چه اگر افادهٔ چنان تقیّدی می‌کرد لابد پیامبر گرامی و سایر اولیا باید در صدر سخن‌شان همواره به نام خدا می‌گفتند.

گفتنی است در خیل چند صد هزاریِ احادیث، فقط دو سه روایت هست که آغازشان با بسم‌الله همراه است.

کانال بازنگری
T.me/baznegari
.
.
کانال بازنگری | ترکاشوند
بسم‌الله‌ی که عمل نشد امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱ @baznegari چند روایت از طریق شیعه و سنّی به دست‌مان رسیده که مطابق آن‌ها مسلمانان باید در آغاز هر فعلی و به ویژه کارها و اقدامات مهم، «بسم الله» بگویند و حتی برای جزئیات (مانند هر لقمه غذا) نیز چنین سفارش شده…
بند شماره ۷ به شرح زیر، به یادداشت بالا افزوده شد (با سپاس از حاج‌آقا رضایی و آقای میران):


۷- نیز می‌توانید به صحیفهٔ سجادیه و نیز دیگر ادعیه، زیارات و مناجات‌ها همچو دعای کمیل، دعای جوشن کبیر، زیارت وارث، مناجات شعبانیه و... مراجعه کنید که آغاز و انجام دارند ولی مَطلع‌شان فاقد بسم الله الرحمن الرحیم است.

T.me/baznegari/476
بِأیّ ذنبٍ قُتِلَت؟

(پیگرد مُجرمین و شاید جانیانِ تشییع)

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۴
T.me/baznegari/478

رهبر حکومت‌مان پس از فاجعه مِنا (که طیّ آن چند صد زائر حج در اثر ازدحام جمعیت، معصومانه جان سپردند) چنین گفت:
«... حکام سعودی یک عذرخواهی نکردند. چقدر وقیح و بی‌شرم‌اند. این بی‌کفایتی جرم است برای یک مجموعه دولتی و سیاسی. چطور نتوانستید جمعیت را اداره کنید؟.... حتی اگر تعمدی در کار نباشد این‌همه بی‌کفایتی و بی‌تدبیری از یک مجموعهٔ حاکمیتی و مدیریتی، جُرم محسوب می‌شود»:
T.me/aftabeQoran/140

اینک که مشابه آن حادثهٔ دلخراش در کرمانِ خودمان (در جریان تشییع سردار قاسم سلیمانی) رُخ داده و ریش و قیچی و دادگاه و دادگستری دستِ خودمان است، ضرورت رسیدگی ملّی و عالی به این «جُرم»، دوچندان احساس می‌شود تا معلوم شود مجرم کیانند و جان هفتاد تشییع‌کنندهٔ پاک و معصوم توسط کدام شخصیّتِ اداری، سپاهی، تأمینی یا انتظامی ستانده شده است.

تازه مجرم شمردن‌شان، به تعبیر رهبری در صورتی است که تعمّدی در کار نبوده باشد وگرنه مطابق برخی خبرها و شایعات و گزارش‌ها چنان‌چه کوچکترین عمد و تسهیلی در کار بوده، نام «جنایت» بر علیه "جان" انسان‌ها (آن‌هم در تشییع سرداری که کارش حفاظت از "جان" مردم است) به خود می‌گیرد؛ از جمله بنگرید👇:

۱- عرض کمِ نقاطی از خیابان (هشدار و پیش‌بینی برخی مسئولان مبنی بر وقوع تلفات) - «علی مطهری: در اتفاقات کرمان ما اطلاع دقیق داریم که ۵ نفر در جلسهٔ شورای تأمین اعتراض کرده‌اند که اگر جمعیت به این نقطهٔ مشخص برسد تلفات خواهیم داشت چون عرض خیابان کم است اما چند نفر دیگر قبول نکرده‌اند و گفته‌اند ما اصرار داریم جمعیت را نشان بدهیم و باید ازدحام چشمگیر باشد»:
T.me/MyAsriran/275362

۲- بستن کوچه‌ها و خیابان‌های فرعی (معمای داربست‌های کرمان)- «مراسم تشییع پیکر سردار سلیمانی از صبح زود در میدان اصلی شهر یعنی آزادی شروع شد و بعد از حرکت کاروان حامل شهید در خیابان بهشتی، موج عجیبی در میان جمعیت به پا شد و مشکل از زمانی خود را نشان داد که فشار این ازدحام جمعیت نتوانست در خیابان‌های فرعی و کوچه‌ها پخش شود و همین موضوع هم حادثه‌ای تلخ آفرید. مسئولان برگزاری مراسم از شب قبل داربست‌هایی را جلوی فرعی‌ها و کوچه‌ها وصل کرده بودند تا اجازه ورود خودروها را به خیابان اصلی مسدود کنند ولی در زمان مراسم این داربست‌ها عملا مانع از ورود عزاداران به فرعی‌ها شدند و در نهایت ده‌ها نفر در چندین نقطه از خیابان اصلی زیر دست و پا افتادند و جانشان را از دست دادند. از طرف دیگر به‌دلیل ازدحام جمعیت امکان امدادرسانی سریع به حادثه‌دیدگان وجود نداشت و همین اتفاق هم باعث شد که تعداد جانباختگان به اعتقاد مسئولان اورژانس افزایش پیدا کند ... علی قنبرلو، عکاس خبرگزاری مهر که برای حضور در مراسم به کرمان رفته بود، در توییتی از خطر این داربست‌ها و احتمال کشته‌شدن تعدادی از عزاداران نوشته بود. او بعد از وقوع حادثه به خبرنگار بخش حادثه روزنامه همشهری گفته بود: (با دیدن داربست‌هایی که در خیابان و نزدیکی محل تدفین قرار داشت، به مسئولان هشدار دادم اما هیچ‌کس توجهی نکرد. من هم برای اینکه حرفم را زده باشم، این هشدار را در استوری صفحه اینستاگرامم منتشر کردم. در بلوار اصلی که به گلزار شهدا می‌رسید، سر کوچه‌ها داربست نصب کرده بودند که جمعیت را کنترل کنند. علاوه بر آن، در محل دفن هم داربست‌هایی نصب شده بود که به هیچ‌وجه ایمن و مناسب نبود. من وقتی این وضع را دیدم، گفتم فردا دست‌کم ۵۰ ، ۶۰ نفر از جمعیت کشته می‌شوند که متأسفانه این پیش‌بینی درست از آب درآمد).
سؤال اصلی که درباره وقوع حادثه تلخ جان‌باختن ۵۹ نفر از حاضران در مراسم تشییع پیکر سردار شهید سلیمانی وجود دارد و به‌نظر می‌رسد که کارشناسان و مسئولان بررسی حادثه باید به‌دنبال پاسخ آن باشند، تصمیم‌گیری درخصوص نصب داربست‌ها و علت گرفتن این تصمیم است. اینکه چرا خیابان‌های فرعی که به مسیر اصلی تشییع منتهی می‌شد، با حضور مأموران برگزاری مراسم مسدود نشده بود؛ اتفاقی که در تهران همیشه در زمان برگزاری مراسم‌هایی همچون راهپیمایی ۲۲ بهمن رخ می‌دهد و اتفاقا در مراسم تشییع پیکر شهید سردار قاسم سلیمانی که چند میلیون نفر در آن حضور داشتند هم تکرار و باعث شد که جمعیت در زمان اوج مراسم در پایتخت (روز دوشنبه) به خیابان‌ها و کوچه‌های اطراف پخش شوند و حادثه‌ای رخ ندهد»:
Newspaper.hamshahrionline.ir/id/92412/

منتظر رسیدگی عالی به این پرونده هستیم و ناامیدانه امیدواریم فقط «جُرم» باشد و مجرمانی، و نه تعمّد یا تسهیل و «جانیانی».

کانال بازنگری
T.me/baznegari/478

#بأی_ذنب_قتلت
#به_کدامین_گناه
#فکأنما_قتل_الناس_جمیعا
.
.
ابقای مسئولیت یا معرفی به کانون‌های اصلاح و تربیت!؟


اکثریّت مردم ایران ولو منتقد و حتّی متنفّر از سیاست‌های دولت آمریکا باشند اما پا روی پرچم آن کشور نمی‌گذارند. حال ببینید این مقام ارشد چه اشدّ مجازاتی را برای آن اکثریت تجویز کرده:👇

علم‌الهدی نمایندهٔ ولیّ فقیه در استان خراسان رضوی:
«... این‌ها وقتی رد می‌شدند، رو زمین، عکس پرچم آمریکا و اسرائیل بوده، اینا از روی پرچم آمریکا و اسرائیل رد نشدند، از کنارش رفتند. اینا امریکائی‌اند اینا اسرائیلی‌اند؛ اینا ستون پنجم امریکا و اسرائیل‌اند اومدن در کشور این کارو می‌کنند؛ بابا در همهٔ دنیا با ستون پنجم چه می‌کنند؟ شما هم مثل همهٔ دنیا با ستون پنجم عمل کنید. اون‌وقت بعد تازه میگن آقا، سفیر انگلیس اخراج بشه؛ سفیر انگلیس اخراج بشه این بالاترین محبّته در حقّ او؛ این بالاترین گذشته که مردم ما به اخراجش راضی بشن؛ نخیر سفیر انگلیس باید تیکّه تیکّه بشه»:
T.me/MyAsriran/275992

آیا بهتر نیست به جای این‌که مسئولیّتِ این‌دستْ مسئولان و نماینده‌ها «تداوم» یابد، آن‌ها را برای «بازپروری» به نهادهای اصلاح و تربیت معرفی کنند؟. آیا کسی که حدوداً هشتاد درصدِ هموطنانش را مستحق اشدِ مجازات می‌داند از سلامت روانیِ کافی برخوردار است؟

مطمئن باشید همان اقلیتِ پُرتعداد و میلیونی که پرچم آمریکا را با خشم و به خاطر سیاست‌های دولتش آتش می‌زنند و یا از روی آن رد می‌شوند هرگز دیگر هموطنان خود که این کار را نمی‌کنند را ستون پنجم دشمن و مستحق اعدام نمی‌دانند مگر افراد انگشت‌شماری که حتماً باید تست روانی دهند و تحت مراقبت‌های درمانی قرار گیرند.

اگر سخن این مسئول را مصداق بارز و اتمِّ داعشی‌گری ندانیم پس فرق این طیفِ معدود از مسئولان‌مان را با داعش تبیین کنید.

به نظر شما اگر استاد مطهری، مرحوم طالقانی، دکتر بهشتی، رجایی، باهنر، چمران و امثال این شخصیّت‌هایی که اجمالا همه قبول‌شان دارند اینک زنده بودند و افاضات فوق را می‌شنیدند چه احساسی به آن‌ها دست می‌داد؟ به راستی چه زود دیر شده.

اگر جان انسان‌ها تا این حد ارزان شمرده می‌شود، آن را در جمعه‌بازارها بساط کنید.

اگر تمام پهنای معبری را با پرچم آمریکا بپوشانند و دانشجو و غیر دانشجو تمایلی به رد شدن از روی آن نداشته باشند و مسیر حرکت‌شان را عوض کنند، در این صورت آیا ایشان ستون پنجم دشمن‌اند و مهدورالدم!؟؛ به راستی که این میزان خون‌آشامیِ نَرم، نوبر است.

شاید لازم باشد مقامات و رؤسای قوا و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی، با تشکیل گروهی ویژه، بر رفتار و اقوالِ مسئولان که شائبهٔ انسان‌ستیزی، اخلاق‌زدایی و داعشی‌گری دارد نظارت کنند.

کانال بازنگری (ترکاشوند)۱۳۹۸/۱۱/۷
@baznegari
.
.
• غروب جمعه

غروب جمعه‌ها می‌گفت هر وقت نیمی از قرص خورشید غروب کرد خبرم کنید تا نیایش کنم
(دخت پیامبر)




اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، َإنْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأعْلِمْنى حَتّى أدْعُو


کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۸
@baznegari

.
«جهاد اکبر» یعنی با وجود عِدّه و عُدّهٔ کافی، به «جهاد اصغر» رو نیاوردن و از آن فاصله گرفتن؛ همانی که امام علی در دوران حکمرانی‌اش چنان بود و اسلام‌گستری نکرد، زیرا جهاد اصغر مباینت ذاتی با جهاد اکبر دارد.

جهاد اکبرِ حاکمان دینی این است که ندای درونیِ «توسعهٔ قلمروِ دین و اسلام و تشیّع» را در خود خاموش کنند و به وسوسهٔ این تقدّس ظاهری دچار نشوند.

کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۱۱
@baznegari



جهاد اکبر= مبارزه با نفس، تقوی و خویشتن‌داری

جهاد اصغر= حمله به دیگر کشورها برای گسترش اسلام و حکومت اسلامی، جنگ ابتدایی و ایدئولوژیک (مطابق منابع فقهی)
کانال بازنگری | ترکاشوند
به زودی یادداشتی با عنوانِ "بی‌حجابیِ اجباری در صدر اسلام" منتشر خواهم کرد. خوانندگان و به ویژه طلاب و محققان دینی در باره‌اش فکر کنند. @baznegari منتشر شد "اینجا"
بی‌حجابی اجباری در صدر اسلام

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱۲

@baznegari

اگر مرادمان از حجاب، داشتن روسری و پوشاندن مو و سر باشد در این صورت:

نه تنها اخبار و روایاتی در اجبار و الزام و قهری بودنِ استفاده از روسری در صدر اسلام و حکومت اسلامیِ آن زمان وجود ندارد

بلکه متأسفانه برعکس، اتفاقاً اخبار و روایاتی دالّ بر اجباری و الزامی و قهری بودنِ «عدم استفاده از روسری» در خصوص بخش وسیعی از زنان که مملوک و غیر آزاد بودند وجود دارد و مطابق آن، زنان غیر آزاد (چه مسلمان و چه غیر آن) و نیز گویا زنان اهل کتاب عموماً، حق نداشتند روسری سر کنند و یعنی باید در حکومت اسلامیِ صدر اسلام با موهای باز و بدون روسری تردّد می‌کردند و در صورت تخلّف «با خاطی برخورد می‌شد». روایات ما شیعیان نیز چندان اختلافی در این امر با رویهٔ حکومت خلفا و فقه آنان ندارد زیرا در روایات شیعی نیز زنان غیر آزاد (که جمعیت‌شان بسیار زیاد بود) یا مجبور به نپوشیدن روسری بودند و یا دستِ‌کم معاف از آن بودند.


بنابراین وجود روسری در این مقام، «تشریفاتی» اجتماعی برای آن دورانِ دو شهروندی (شهروند درجه یک و شهروند درجه دو) بود که اینک جایی در جامعهٔ ما ندارد و ...

شاید در یادداشتی دیگر در بارهٔ «ریشهٔ این تشریفات» توضیحی بنویسم.


-أن عمر بن الخطاب رأی أمة علیها قناع، فعلاها بالدرة و قال اکشفی رأسک ولا تشبهی بالحرائر

- سألته عن الخادم تقنع رأسها فی الصلاة؟ قال [الصادق] اضربوها حتی تعرف الحرة من المملوکة

- سألت أباعبدالله [الصادق] عن الأمة، أتقنّع رأسها؟ قال: إن شاءت فعلت و إن شاءت لم‌تفعل.

کانال بازنگری
T.me/baznegari
.
.
امام آمد

امیر ترکاشوند، ۱۲ بهمن ۱۳۹۸

•امام، اول بار که آمد (۱۳۴۱) سه پیام، خواسته و اعتراض به حکومت پهلوی داشت:
-رأی دادنِ زنان مخالف اسلام است
-شرکت غیر مسلمان‌ها در انتخابات مخالف اسلام است
-زمین‌های زراعی نباید به کشاورزان منتقل شود و یعنی در دست مالکان بزرگ و خان‌ها باقی بماند

اما امام وقتی در سال ۵۷ به حکومت رسید از هر سه مورد بالا دست کشید و:
-نه تنها به زنان حق رأی داد بلکه همهٔ زنان (حتی پرده‌نشینان درون اندرونی‌ها) را به کف خیابان‌ها آورد، از رأی دادن بالاتر حق نماینده و منتخب شدن‌شان را فراهم کرد و چنان شور و شوقی در میان زنان و دختران به وجود آورد که حتّی میزان ورودی دانشجویان دختر از دانشجویان پسر بیشتر شد و مسئولین ناچار برای پسرها سهمیه اِعمال کردند. در کسب مشاغل و پُست‌ها نیز با سرعت در حال پیشرفت‌اند.
-نه تنها شرکت غیر مسلمان‌ها در انتخابات را مخالف اسلام ندانست بلکه به منتخبین‌شان اجازه داد که مراسم تحلیف را با کتاب آسمانی خود به‌جا آورند.
-انتقال زمین‌های زراعیِ مالکان بزرگ و خان‌ها به کشاورزان نیز با جدیّت توسط هیئت‌های واگذاری پیگیری و محقق شد.



•امام، دوم بار که آمد (۱۳۵۷) سه خواسته و محور و سیاست را پیاده کرد:
-حکومت مبتنی بر «فقه»؛ که طبق آن جامعه و کشور را می‌بایست بر اساس قوانین ۱۴۰۰ سال پیشِ مکه و مدینه که البته توسط قرآن و پیامبر و ائمه بیان شده بود اداره کرد، و طبیعتاً جایی برای متغیّر بودن آن احکام و وابستگی‌شان به واقعیات آن عصر و مکان باقی نگذاشت و در همین راستا بود که «جبههٔ ملی ایران» که لابد لایحهٔ قصاص را امروزی نمی‌دید و به آن اعتراض کرد را «مرتد»!! اعلام کرد.
-الزامی شدن حجاب و روسری، ابتدا در ادارات و سپس در سطح جامعه؛ در پیِ این اقدام موج مهاجرت صدها هزاری و بلکه میلیونی به کشورهای دیگر آغاز شد
-محو و نابودی اسرائیل؛ این هدف چنان مهم بود که از همان اوایل پیروزی انقلاب، نیروهایی در نزدیکی اسرائیل مستقر شدند و برای داغ نگه‌داشتنِ اسرائیل‌ستیزی، روز جهانی قدس (به پیشنهاد وزیر خارجهٔ وقت دکتر ابراهیم یزدی) توسط امام خمینی اعلام و ابلاغ شد.

اما امام دچار تغییراتی در حکومت مبتنی بر فقه سنّتیِ ایستا شد و:
-او در اواخر عمر صریحاً از فقه پویا و تأثیر دو عنصر زمان و مکان در شناخت حکم شرع نام برد و ولایت (=حکومت و رهبری) را مطلقه و حاکم بر احکام فقهی شمرد و رسماً از ثابت بودن احکام شرعی، به علت تغییر زمان و مکان فاصله گرفت. چه بسا اگر از روز اول انقلاب به همین نظر رسیده بود، به آن سادگی جبههٔ ملی را محکوم و مرتد نمی‌کرد.
-با این‌که الزام روسری را او خود آورد اما به مرور انعطافاتی و حتی اعتراضاتی نسبت به لزوم حجاب‌های غلیظ‌تر و یا برخوردهای خیابانی از ایشان شنیده می‌شد. شاید اگر اینک زنده بود و کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر 😐😐 که در آن وابستگی حکم به زمان و مکان به تصویر کشیده شده را مطالعه می‌کردند رو به انعطاف ملموس‌تری می‌آوردند😐😐
-امام خمینی اما تغییری در موضعش نسبت به اسرائیل ایجاد نشد و نمی‌دانم اگر اینک زنده بود آیا به رویکرد جدیدی می‌رسید و یا نه؛ اما اگر ایشان به عنوان امام، حق دارد که از هر سه خواسته‌اش که در دههٔ چهل بیان کرد بعدها در زمان حکومتش از تمام آن‌ها دست بکشد در این صورت باید به مردم به عنوان مأموم حق داد که در این باره نیز «بازنگری» شود و تا این اندازه سرنوشتِ اقتصاد و سیاستِ یک کشور ۸۳ میلیونی متأثر از کشوری ۵ ، ۶ میلیونی نباشد زیرا این میزان تأثیر، معنایش از نظر شخص ثالث، پیروزیِ آن‌هاست و نه ما؛ چنان‌که اگر ورزشکار ما با آن‌ها مبارزه نکند دست ورزشکار اسرائیلی بالا می‌رود و چه بسا سرود اسرائیل نواخته شود. آیا آن‌ها با سیاست‌های حکومت‌مان منزوی‌تر و کوچکتر شده‌اند؟

گفتنی است مسجدالأقصی مطابق روایات شیعی، عبارت از بیت‌المقدس نیست بلکه مکانی آسمانی است.

https://t.me/baznegari/485
فتنه

(فتنهٔ فقها و مسجدی‌ها)

@baznegari

ماهی از سر گنده گردد نی ز دُم
فتنه از عمامه خیزد نی ز خُم
(شاعر؟)


دوره‌ای خواهد آمد که فقهای آن دوره، شرّترین فقیهان در زیرِ آسمان‌اند: فتنه از آن‌ها خیزد و به همان‌ها برگشت دارد [سر و تهِ فتنه‌اند]
(رسول‌خدا)


زمانی فرا رسد که نمازخوان‌های مسجدی و مسجدسازان بدترین مردم روی زمین خواهند بود؛ فتنه از آن‌ها زایَد و برخیزد
(امام علی)


«زنهار که مصداقش شوند»:
همهٔ اصناف و اقشار باید مراقب خطراتی که آن‌ها را تهدید می‌کند باشند و فقها/روحانیون نیز طبیعتاً باید مراقب «امکانِ» خطرات خاصی که از ناحیهٔ آنان می‌تواند جوامع دینیِ مستعدِ فتنه‌های مذهبی را تهدید کند باشند به ویژه مراقبت در این خطرِ محتمل هنگامی که حکومت نیز دینی باشد و قدرت سیاسی در دست‌شان قرار داشته باشد بیشتر احساس می‌شود و پل صراط‌شان را از مو باریک‌تر می‌کند.

امید که فقها و روحانیون‌مان که خانواده‌ها و جوامع دینی، آن‌ها را با آرزوی اصلاح اخلاق جامعه و رشد معنویت به حوزه‌ها فرستاده، هرگز مصداق بیت آغازین و پیش‌بینیِ منسوب به پیامبر گرامی قرار نگیرند و راهِ فتنه‌های محتمل و ویرانگر، با هُشیاریِ بزرگان‌شان و سیاستمداران دلسوز و متعهد بسته شود

اخبار آخرالزمانی (که اکثراً جعلی‌اند و امروزه کمابیش برخی مشغول شبیه‌سازیِ آن‌اند) متأسفانه استعداد ایجاد این «فتنه» را دارد پس ضرورت مراقبت، سه‌چندان می‌شود.

پس نباید نه نمازخوان‌ها و مسجدی‌ها و نه پیشنمازها و فقیهان چندان دلخوش به ظواهر دینی و دلبستگی‌های مذهبی باشند چرا که همین تبعیض‌ها می‌تواند ناخواسته و آرام‌آرام خود محلّ خطر، و محرّک ایشان برای شعله‌ورزسازیِ فتنه‌های عالَم‌سوز و زندگی‌خراب‌کن شود




🔸روایات منسوب به پیامبر:
۱- روزگاری بیاید که قرآن و اسلام به «ظواهر» [و پررنگ کردنِ آن ظواهر] خلاصه می‌شود؛ خود را مسلمان می‌نامند ولی دورترین مردم از اسلام‌اند، مسجدهاشان از نظر ساختمان، آباد است ولی از هدایت ویران است. فقیهان آن روزگار، بدترین فقیهانی‌اند که زیر سایهٔ آسمان زیسته‌اند، از آنان فتنه‌ها آغاز شده و به خودشان بر‌می‌گردد
(علی بن ابراهیم عن أبیه عن النوفلیّ عن السکونیّ عن أبی‌عبدالله قال: قال أمیرالمؤمنین: قال رسول‌الله: سیأْتی علی النَّاس زمانٌ لایبقی من القرآن إِلّا رسمه و من الإسلام إِلّا اسمه، یُسَمَّوْنَ بِهِ وَ هُمْ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنْهُ، مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِیَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى، فُقَهَاءُ ذَلِکَ الزَّمَانِ شَرُّ فُقَهَاءَ تَحْتَ ظِلِّ السَّمَاءِ، مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیْهِمْ تَعود/الکافی کلینی ج‏۸ ص ۳۰۷).

🔸۲- زمانی بیاید که ...؛ در آن روزگار مساجد و مصلّی‌ها آباد و مملو از نمازگزار است اما از حیث هدایت خراب است و بسان ویرانه می‌ماند. در چنان روز، بدترین کسان در زیر سایهٔ آسمان، علمای دینی‌اند که فتنه از ایشان آغاز و به آن‌ها بازمی‌گردد
(یأتی علی الناس زمان لا یبقی من الاسلام إلا اسمه ولا من القرآن إلا رسمه قلوبهم خربة من الهدی و مساجدهم عامرة بأبدانهم شر من تظل السماء یومئذٍ علماؤهم منهم تخرج الفتنة و إلیهم تعود/ تفسیر روح‌البیان ج۲ ص۷۱)


🔸سخن امام علی در نهج‌البلاغه:
روزگارى بر مردم خواهد آمد که از قرآن فقط نوشته (و چاپ)، و از اسلام فقط نام (و شعار) باقى خواهد ماند، مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است. مسجدنشینان و سازندگان بناهاى شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین مى‌باشند، که کانون هر فتنه، و جایگاه هر گونه خطاکارى‌اند، هر کس از فتنه برکنار است او را به فتنه باز گردانند، و هر کس که از فتنه عقب مانده او را به فتنه‌ها کشانند، که خداى بزرگ فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه‌اى بگمارم که انسان شکیبا در آن سرگردان ماند». و چنین کرده است. و ما از خدا مى‌خواهیم که از لغزش غفلت‌ها درگذرد
(یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یَبْقَى فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ مَسَاجِدُهُمْ یَوْمَئِذٍ عَامِرَهٌ مِنَ الْبِنَاءِ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى سُکَّانُهَا وَ عُمَّارُهَا شَرُّ أَهْلِ الْأَرْضِ- مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَهُ وَ إِلَیْهِمْ تَأْوِی الْخَطِیئَهُ یَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِیهَا وَ یَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا إِلَیْهَا یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَبِی حَلَفْتُ لَأَبْعَثَنَّ عَلَى أُولَئِکَ فِتْنَهً تَتْرُکُ الْحَلِیمَ فِیهَا حَیْرَانَ وَ قَدْ فَعَلَ -وَ نَحْنُ نَسْتَقِیلُ اللَّهَ عَثْرَهَ الْغَفْلَهِ / حکمت ۳۶۹)


کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۱۵
@baznegari

توجه
این یادداشت به مرور تکمیل و ویرایش شد