«جهاد اکبر» یعنی با وجود عِدّه و عُدّهٔ کافی، به «جهاد اصغر» رو نیاوردن و از آن فاصله گرفتن؛ همانی که امام علی در دوران حکمرانیاش چنان بود و اسلامگستری نکرد، زیرا جهاد اصغر مباینت ذاتی با جهاد اکبر دارد.
جهاد اکبرِ حاکمان دینی این است که ندای درونیِ «توسعهٔ قلمروِ دین و اسلام و تشیّع» را در خود خاموش کنند و به وسوسهٔ این تقدّس ظاهری دچار نشوند.
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۱۱
@baznegari
جهاد اکبر= مبارزه با نفس، تقوی و خویشتنداری
جهاد اصغر= حمله به دیگر کشورها برای گسترش اسلام و حکومت اسلامی، جنگ ابتدایی و ایدئولوژیک (مطابق منابع فقهی)
جهاد اکبرِ حاکمان دینی این است که ندای درونیِ «توسعهٔ قلمروِ دین و اسلام و تشیّع» را در خود خاموش کنند و به وسوسهٔ این تقدّس ظاهری دچار نشوند.
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۱۱
@baznegari
جهاد اکبر= مبارزه با نفس، تقوی و خویشتنداری
جهاد اصغر= حمله به دیگر کشورها برای گسترش اسلام و حکومت اسلامی، جنگ ابتدایی و ایدئولوژیک (مطابق منابع فقهی)
کانال بازنگری | ترکاشوند
به زودی یادداشتی با عنوانِ "بیحجابیِ اجباری در صدر اسلام" منتشر خواهم کرد. خوانندگان و به ویژه طلاب و محققان دینی در بارهاش فکر کنند. @baznegari منتشر شد "اینجا"
بیحجابی اجباری در صدر اسلام
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱۲
@baznegari
اگر مرادمان از حجاب، داشتن روسری و پوشاندن مو و سر باشد در این صورت:
نه تنها اخبار و روایاتی در اجبار و الزام و قهری بودنِ استفاده از روسری در صدر اسلام و حکومت اسلامیِ آن زمان وجود ندارد
بلکه متأسفانه برعکس، اتفاقاً اخبار و روایاتی دالّ بر اجباری و الزامی و قهری بودنِ «عدم استفاده از روسری» در خصوص بخش وسیعی از زنان که مملوک و غیر آزاد بودند وجود دارد و مطابق آن، زنان غیر آزاد (چه مسلمان و چه غیر آن) و نیز گویا زنان اهل کتاب عموماً، حق نداشتند روسری سر کنند و یعنی باید در حکومت اسلامیِ صدر اسلام با موهای باز و بدون روسری تردّد میکردند و در صورت تخلّف «با خاطی برخورد میشد». روایات ما شیعیان نیز چندان اختلافی در این امر با رویهٔ حکومت خلفا و فقه آنان ندارد زیرا در روایات شیعی نیز زنان غیر آزاد (که جمعیتشان بسیار زیاد بود) یا مجبور به نپوشیدن روسری بودند و یا دستِکم معاف از آن بودند.
بنابراین وجود روسری در این مقام، «تشریفاتی» اجتماعی برای آن دورانِ دو شهروندی (شهروند درجه یک و شهروند درجه دو) بود که اینک جایی در جامعهٔ ما ندارد و ...
شاید در یادداشتی دیگر در بارهٔ «ریشهٔ این تشریفات» توضیحی بنویسم.
-أن عمر بن الخطاب رأی أمة علیها قناع، فعلاها بالدرة و قال اکشفی رأسک ولا تشبهی بالحرائر
- سألته عن الخادم تقنع رأسها فی الصلاة؟ قال [الصادق] اضربوها حتی تعرف الحرة من المملوکة
- سألت أباعبدالله [الصادق] عن الأمة، أتقنّع رأسها؟ قال: إن شاءت فعلت و إن شاءت لمتفعل.
کانال بازنگری
T.me/baznegari
.
.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱۲
@baznegari
اگر مرادمان از حجاب، داشتن روسری و پوشاندن مو و سر باشد در این صورت:
نه تنها اخبار و روایاتی در اجبار و الزام و قهری بودنِ استفاده از روسری در صدر اسلام و حکومت اسلامیِ آن زمان وجود ندارد
بلکه متأسفانه برعکس، اتفاقاً اخبار و روایاتی دالّ بر اجباری و الزامی و قهری بودنِ «عدم استفاده از روسری» در خصوص بخش وسیعی از زنان که مملوک و غیر آزاد بودند وجود دارد و مطابق آن، زنان غیر آزاد (چه مسلمان و چه غیر آن) و نیز گویا زنان اهل کتاب عموماً، حق نداشتند روسری سر کنند و یعنی باید در حکومت اسلامیِ صدر اسلام با موهای باز و بدون روسری تردّد میکردند و در صورت تخلّف «با خاطی برخورد میشد». روایات ما شیعیان نیز چندان اختلافی در این امر با رویهٔ حکومت خلفا و فقه آنان ندارد زیرا در روایات شیعی نیز زنان غیر آزاد (که جمعیتشان بسیار زیاد بود) یا مجبور به نپوشیدن روسری بودند و یا دستِکم معاف از آن بودند.
بنابراین وجود روسری در این مقام، «تشریفاتی» اجتماعی برای آن دورانِ دو شهروندی (شهروند درجه یک و شهروند درجه دو) بود که اینک جایی در جامعهٔ ما ندارد و ...
شاید در یادداشتی دیگر در بارهٔ «ریشهٔ این تشریفات» توضیحی بنویسم.
-أن عمر بن الخطاب رأی أمة علیها قناع، فعلاها بالدرة و قال اکشفی رأسک ولا تشبهی بالحرائر
- سألته عن الخادم تقنع رأسها فی الصلاة؟ قال [الصادق] اضربوها حتی تعرف الحرة من المملوکة
- سألت أباعبدالله [الصادق] عن الأمة، أتقنّع رأسها؟ قال: إن شاءت فعلت و إن شاءت لمتفعل.
کانال بازنگری
T.me/baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
امام آمد
امیر ترکاشوند، ۱۲ بهمن ۱۳۹۸
•امام، اول بار که آمد (۱۳۴۱) سه پیام، خواسته و اعتراض به حکومت پهلوی داشت:
-رأی دادنِ زنان مخالف اسلام است
-شرکت غیر مسلمانها در انتخابات مخالف اسلام است
-زمینهای زراعی نباید به کشاورزان منتقل شود و یعنی در دست مالکان بزرگ و خانها باقی بماند
اما امام وقتی در سال ۵۷ به حکومت رسید از هر سه مورد بالا دست کشید و:
-نه تنها به زنان حق رأی داد بلکه همهٔ زنان (حتی پردهنشینان درون اندرونیها) را به کف خیابانها آورد، از رأی دادن بالاتر حق نماینده و منتخب شدنشان را فراهم کرد و چنان شور و شوقی در میان زنان و دختران به وجود آورد که حتّی میزان ورودی دانشجویان دختر از دانشجویان پسر بیشتر شد و مسئولین ناچار برای پسرها سهمیه اِعمال کردند. در کسب مشاغل و پُستها نیز با سرعت در حال پیشرفتاند.
-نه تنها شرکت غیر مسلمانها در انتخابات را مخالف اسلام ندانست بلکه به منتخبینشان اجازه داد که مراسم تحلیف را با کتاب آسمانی خود بهجا آورند.
-انتقال زمینهای زراعیِ مالکان بزرگ و خانها به کشاورزان نیز با جدیّت توسط هیئتهای واگذاری پیگیری و محقق شد.
•امام، دوم بار که آمد (۱۳۵۷) سه خواسته و محور و سیاست را پیاده کرد:
-حکومت مبتنی بر «فقه»؛ که طبق آن جامعه و کشور را میبایست بر اساس قوانین ۱۴۰۰ سال پیشِ مکه و مدینه که البته توسط قرآن و پیامبر و ائمه بیان شده بود اداره کرد، و طبیعتاً جایی برای متغیّر بودن آن احکام و وابستگیشان به واقعیات آن عصر و مکان باقی نگذاشت و در همین راستا بود که «جبههٔ ملی ایران» که لابد لایحهٔ قصاص را امروزی نمیدید و به آن اعتراض کرد را «مرتد»!! اعلام کرد.
-الزامی شدن حجاب و روسری، ابتدا در ادارات و سپس در سطح جامعه؛ در پیِ این اقدام موج مهاجرت صدها هزاری و بلکه میلیونی به کشورهای دیگر آغاز شد
-محو و نابودی اسرائیل؛ این هدف چنان مهم بود که از همان اوایل پیروزی انقلاب، نیروهایی در نزدیکی اسرائیل مستقر شدند و برای داغ نگهداشتنِ اسرائیلستیزی، روز جهانی قدس (به پیشنهاد وزیر خارجهٔ وقت دکتر ابراهیم یزدی) توسط امام خمینی اعلام و ابلاغ شد.
اما امام دچار تغییراتی در حکومت مبتنی بر فقه سنّتیِ ایستا شد و:
-او در اواخر عمر صریحاً از فقه پویا و تأثیر دو عنصر زمان و مکان در شناخت حکم شرع نام برد و ولایت (=حکومت و رهبری) را مطلقه و حاکم بر احکام فقهی شمرد و رسماً از ثابت بودن احکام شرعی، به علت تغییر زمان و مکان فاصله گرفت. چه بسا اگر از روز اول انقلاب به همین نظر رسیده بود، به آن سادگی جبههٔ ملی را محکوم و مرتد نمیکرد.
-با اینکه الزام روسری را او خود آورد اما به مرور انعطافاتی و حتی اعتراضاتی نسبت به لزوم حجابهای غلیظتر و یا برخوردهای خیابانی از ایشان شنیده میشد. شاید اگر اینک زنده بود و کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر 😐😐 که در آن وابستگی حکم به زمان و مکان به تصویر کشیده شده را مطالعه میکردند رو به انعطاف ملموستری میآوردند😐😐
-امام خمینی اما تغییری در موضعش نسبت به اسرائیل ایجاد نشد و نمیدانم اگر اینک زنده بود آیا به رویکرد جدیدی میرسید و یا نه؛ اما اگر ایشان به عنوان امام، حق دارد که از هر سه خواستهاش که در دههٔ چهل بیان کرد بعدها در زمان حکومتش از تمام آنها دست بکشد در این صورت باید به مردم به عنوان مأموم حق داد که در این باره نیز «بازنگری» شود و تا این اندازه سرنوشتِ اقتصاد و سیاستِ یک کشور ۸۳ میلیونی متأثر از کشوری ۵ ، ۶ میلیونی نباشد زیرا این میزان تأثیر، معنایش از نظر شخص ثالث، پیروزیِ آنهاست و نه ما؛ چنانکه اگر ورزشکار ما با آنها مبارزه نکند دست ورزشکار اسرائیلی بالا میرود و چه بسا سرود اسرائیل نواخته شود. آیا آنها با سیاستهای حکومتمان منزویتر و کوچکتر شدهاند؟
گفتنی است مسجدالأقصی مطابق روایات شیعی، عبارت از بیتالمقدس نیست بلکه مکانی آسمانی است.
https://t.me/baznegari/485
امیر ترکاشوند، ۱۲ بهمن ۱۳۹۸
•امام، اول بار که آمد (۱۳۴۱) سه پیام، خواسته و اعتراض به حکومت پهلوی داشت:
-رأی دادنِ زنان مخالف اسلام است
-شرکت غیر مسلمانها در انتخابات مخالف اسلام است
-زمینهای زراعی نباید به کشاورزان منتقل شود و یعنی در دست مالکان بزرگ و خانها باقی بماند
اما امام وقتی در سال ۵۷ به حکومت رسید از هر سه مورد بالا دست کشید و:
-نه تنها به زنان حق رأی داد بلکه همهٔ زنان (حتی پردهنشینان درون اندرونیها) را به کف خیابانها آورد، از رأی دادن بالاتر حق نماینده و منتخب شدنشان را فراهم کرد و چنان شور و شوقی در میان زنان و دختران به وجود آورد که حتّی میزان ورودی دانشجویان دختر از دانشجویان پسر بیشتر شد و مسئولین ناچار برای پسرها سهمیه اِعمال کردند. در کسب مشاغل و پُستها نیز با سرعت در حال پیشرفتاند.
-نه تنها شرکت غیر مسلمانها در انتخابات را مخالف اسلام ندانست بلکه به منتخبینشان اجازه داد که مراسم تحلیف را با کتاب آسمانی خود بهجا آورند.
-انتقال زمینهای زراعیِ مالکان بزرگ و خانها به کشاورزان نیز با جدیّت توسط هیئتهای واگذاری پیگیری و محقق شد.
•امام، دوم بار که آمد (۱۳۵۷) سه خواسته و محور و سیاست را پیاده کرد:
-حکومت مبتنی بر «فقه»؛ که طبق آن جامعه و کشور را میبایست بر اساس قوانین ۱۴۰۰ سال پیشِ مکه و مدینه که البته توسط قرآن و پیامبر و ائمه بیان شده بود اداره کرد، و طبیعتاً جایی برای متغیّر بودن آن احکام و وابستگیشان به واقعیات آن عصر و مکان باقی نگذاشت و در همین راستا بود که «جبههٔ ملی ایران» که لابد لایحهٔ قصاص را امروزی نمیدید و به آن اعتراض کرد را «مرتد»!! اعلام کرد.
-الزامی شدن حجاب و روسری، ابتدا در ادارات و سپس در سطح جامعه؛ در پیِ این اقدام موج مهاجرت صدها هزاری و بلکه میلیونی به کشورهای دیگر آغاز شد
-محو و نابودی اسرائیل؛ این هدف چنان مهم بود که از همان اوایل پیروزی انقلاب، نیروهایی در نزدیکی اسرائیل مستقر شدند و برای داغ نگهداشتنِ اسرائیلستیزی، روز جهانی قدس (به پیشنهاد وزیر خارجهٔ وقت دکتر ابراهیم یزدی) توسط امام خمینی اعلام و ابلاغ شد.
اما امام دچار تغییراتی در حکومت مبتنی بر فقه سنّتیِ ایستا شد و:
-او در اواخر عمر صریحاً از فقه پویا و تأثیر دو عنصر زمان و مکان در شناخت حکم شرع نام برد و ولایت (=حکومت و رهبری) را مطلقه و حاکم بر احکام فقهی شمرد و رسماً از ثابت بودن احکام شرعی، به علت تغییر زمان و مکان فاصله گرفت. چه بسا اگر از روز اول انقلاب به همین نظر رسیده بود، به آن سادگی جبههٔ ملی را محکوم و مرتد نمیکرد.
-با اینکه الزام روسری را او خود آورد اما به مرور انعطافاتی و حتی اعتراضاتی نسبت به لزوم حجابهای غلیظتر و یا برخوردهای خیابانی از ایشان شنیده میشد. شاید اگر اینک زنده بود و کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر 😐😐 که در آن وابستگی حکم به زمان و مکان به تصویر کشیده شده را مطالعه میکردند رو به انعطاف ملموستری میآوردند😐😐
-امام خمینی اما تغییری در موضعش نسبت به اسرائیل ایجاد نشد و نمیدانم اگر اینک زنده بود آیا به رویکرد جدیدی میرسید و یا نه؛ اما اگر ایشان به عنوان امام، حق دارد که از هر سه خواستهاش که در دههٔ چهل بیان کرد بعدها در زمان حکومتش از تمام آنها دست بکشد در این صورت باید به مردم به عنوان مأموم حق داد که در این باره نیز «بازنگری» شود و تا این اندازه سرنوشتِ اقتصاد و سیاستِ یک کشور ۸۳ میلیونی متأثر از کشوری ۵ ، ۶ میلیونی نباشد زیرا این میزان تأثیر، معنایش از نظر شخص ثالث، پیروزیِ آنهاست و نه ما؛ چنانکه اگر ورزشکار ما با آنها مبارزه نکند دست ورزشکار اسرائیلی بالا میرود و چه بسا سرود اسرائیل نواخته شود. آیا آنها با سیاستهای حکومتمان منزویتر و کوچکتر شدهاند؟
گفتنی است مسجدالأقصی مطابق روایات شیعی، عبارت از بیتالمقدس نیست بلکه مکانی آسمانی است.
https://t.me/baznegari/485
Telegram
کانال بازنگری
امام آمد
امیر ترکاشوند، ۱۲ بهمن ۱۳۹۸
•امام، اول بار که آمد (۱۳۴۱) سه پیام، خواسته و اعتراض به حکومت پهلوی داشت:
-رأی دادنِ زنان مخالف اسلام است
-شرکت غیر مسلمانها در انتخابات مخالف اسلام است
-زمینهای زراعی نباید به کشاورزان منتقل شود و یعنی در دست مالکان…
امیر ترکاشوند، ۱۲ بهمن ۱۳۹۸
•امام، اول بار که آمد (۱۳۴۱) سه پیام، خواسته و اعتراض به حکومت پهلوی داشت:
-رأی دادنِ زنان مخالف اسلام است
-شرکت غیر مسلمانها در انتخابات مخالف اسلام است
-زمینهای زراعی نباید به کشاورزان منتقل شود و یعنی در دست مالکان…
فتنه
(فتنهٔ فقها و مسجدیها)
@baznegari
ماهی از سر گنده گردد نی ز دُم
فتنه از عمامه خیزد نی ز خُم
(شاعر؟)
دورهای خواهد آمد که فقهای آن دوره، شرّترین فقیهان در زیرِ آسماناند: فتنه از آنها خیزد و به همانها برگشت دارد [سر و تهِ فتنهاند]
(رسولخدا)
زمانی فرا رسد که نمازخوانهای مسجدی و مسجدسازان بدترین مردم روی زمین خواهند بود؛ فتنه از آنها زایَد و برخیزد
(امام علی)
«زنهار که مصداقش شوند»:
همهٔ اصناف و اقشار باید مراقب خطراتی که آنها را تهدید میکند باشند و فقها/روحانیون نیز طبیعتاً باید مراقب «امکانِ» خطرات خاصی که از ناحیهٔ آنان میتواند جوامع دینیِ مستعدِ فتنههای مذهبی را تهدید کند باشند به ویژه مراقبت در این خطرِ محتمل هنگامی که حکومت نیز دینی باشد و قدرت سیاسی در دستشان قرار داشته باشد بیشتر احساس میشود و پل صراطشان را از مو باریکتر میکند.
امید که فقها و روحانیونمان که خانوادهها و جوامع دینی، آنها را با آرزوی اصلاح اخلاق جامعه و رشد معنویت به حوزهها فرستاده، هرگز مصداق بیت آغازین و پیشبینیِ منسوب به پیامبر گرامی قرار نگیرند و راهِ فتنههای محتمل و ویرانگر، با هُشیاریِ بزرگانشان و سیاستمداران دلسوز و متعهد بسته شود
اخبار آخرالزمانی (که اکثراً جعلیاند و امروزه کمابیش برخی مشغول شبیهسازیِ آناند) متأسفانه استعداد ایجاد این «فتنه» را دارد پس ضرورت مراقبت، سهچندان میشود.
پس نباید نه نمازخوانها و مسجدیها و نه پیشنمازها و فقیهان چندان دلخوش به ظواهر دینی و دلبستگیهای مذهبی باشند چرا که همین تبعیضها میتواند ناخواسته و آرامآرام خود محلّ خطر، و محرّک ایشان برای شعلهورزسازیِ فتنههای عالَمسوز و زندگیخرابکن شود
🔸روایات منسوب به پیامبر:
۱- روزگاری بیاید که قرآن و اسلام به «ظواهر» [و پررنگ کردنِ آن ظواهر] خلاصه میشود؛ خود را مسلمان مینامند ولی دورترین مردم از اسلاماند، مسجدهاشان از نظر ساختمان، آباد است ولی از هدایت ویران است. فقیهان آن روزگار، بدترین فقیهانیاند که زیر سایهٔ آسمان زیستهاند، از آنان فتنهها آغاز شده و به خودشان برمیگردد
(علی بن ابراهیم عن أبیه عن النوفلیّ عن السکونیّ عن أبیعبدالله قال: قال أمیرالمؤمنین: قال رسولالله: سیأْتی علی النَّاس زمانٌ لایبقی من القرآن إِلّا رسمه و من الإسلام إِلّا اسمه، یُسَمَّوْنَ بِهِ وَ هُمْ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنْهُ، مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِیَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى، فُقَهَاءُ ذَلِکَ الزَّمَانِ شَرُّ فُقَهَاءَ تَحْتَ ظِلِّ السَّمَاءِ، مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیْهِمْ تَعود/الکافی کلینی ج۸ ص ۳۰۷).
🔸۲- زمانی بیاید که ...؛ در آن روزگار مساجد و مصلّیها آباد و مملو از نمازگزار است اما از حیث هدایت خراب است و بسان ویرانه میماند. در چنان روز، بدترین کسان در زیر سایهٔ آسمان، علمای دینیاند که فتنه از ایشان آغاز و به آنها بازمیگردد
(یأتی علی الناس زمان لا یبقی من الاسلام إلا اسمه ولا من القرآن إلا رسمه قلوبهم خربة من الهدی و مساجدهم عامرة بأبدانهم شر من تظل السماء یومئذٍ علماؤهم منهم تخرج الفتنة و إلیهم تعود/ تفسیر روحالبیان ج۲ ص۷۱)
🔸سخن امام علی در نهجالبلاغه:
روزگارى بر مردم خواهد آمد که از قرآن فقط نوشته (و چاپ)، و از اسلام فقط نام (و شعار) باقى خواهد ماند، مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است. مسجدنشینان و سازندگان بناهاى شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین مىباشند، که کانون هر فتنه، و جایگاه هر گونه خطاکارىاند، هر کس از فتنه برکنار است او را به فتنه باز گردانند، و هر کس که از فتنه عقب مانده او را به فتنهها کشانند، که خداى بزرگ فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنهاى بگمارم که انسان شکیبا در آن سرگردان ماند». و چنین کرده است. و ما از خدا مىخواهیم که از لغزش غفلتها درگذرد
(یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یَبْقَى فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ مَسَاجِدُهُمْ یَوْمَئِذٍ عَامِرَهٌ مِنَ الْبِنَاءِ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى سُکَّانُهَا وَ عُمَّارُهَا شَرُّ أَهْلِ الْأَرْضِ- مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَهُ وَ إِلَیْهِمْ تَأْوِی الْخَطِیئَهُ یَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِیهَا وَ یَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا إِلَیْهَا یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَبِی حَلَفْتُ لَأَبْعَثَنَّ عَلَى أُولَئِکَ فِتْنَهً تَتْرُکُ الْحَلِیمَ فِیهَا حَیْرَانَ وَ قَدْ فَعَلَ -وَ نَحْنُ نَسْتَقِیلُ اللَّهَ عَثْرَهَ الْغَفْلَهِ / حکمت ۳۶۹)
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۱۵
@baznegari
توجه
این یادداشت به مرور تکمیل و ویرایش شد
(فتنهٔ فقها و مسجدیها)
@baznegari
ماهی از سر گنده گردد نی ز دُم
فتنه از عمامه خیزد نی ز خُم
(شاعر؟)
دورهای خواهد آمد که فقهای آن دوره، شرّترین فقیهان در زیرِ آسماناند: فتنه از آنها خیزد و به همانها برگشت دارد [سر و تهِ فتنهاند]
(رسولخدا)
زمانی فرا رسد که نمازخوانهای مسجدی و مسجدسازان بدترین مردم روی زمین خواهند بود؛ فتنه از آنها زایَد و برخیزد
(امام علی)
«زنهار که مصداقش شوند»:
همهٔ اصناف و اقشار باید مراقب خطراتی که آنها را تهدید میکند باشند و فقها/روحانیون نیز طبیعتاً باید مراقب «امکانِ» خطرات خاصی که از ناحیهٔ آنان میتواند جوامع دینیِ مستعدِ فتنههای مذهبی را تهدید کند باشند به ویژه مراقبت در این خطرِ محتمل هنگامی که حکومت نیز دینی باشد و قدرت سیاسی در دستشان قرار داشته باشد بیشتر احساس میشود و پل صراطشان را از مو باریکتر میکند.
امید که فقها و روحانیونمان که خانوادهها و جوامع دینی، آنها را با آرزوی اصلاح اخلاق جامعه و رشد معنویت به حوزهها فرستاده، هرگز مصداق بیت آغازین و پیشبینیِ منسوب به پیامبر گرامی قرار نگیرند و راهِ فتنههای محتمل و ویرانگر، با هُشیاریِ بزرگانشان و سیاستمداران دلسوز و متعهد بسته شود
اخبار آخرالزمانی (که اکثراً جعلیاند و امروزه کمابیش برخی مشغول شبیهسازیِ آناند) متأسفانه استعداد ایجاد این «فتنه» را دارد پس ضرورت مراقبت، سهچندان میشود.
پس نباید نه نمازخوانها و مسجدیها و نه پیشنمازها و فقیهان چندان دلخوش به ظواهر دینی و دلبستگیهای مذهبی باشند چرا که همین تبعیضها میتواند ناخواسته و آرامآرام خود محلّ خطر، و محرّک ایشان برای شعلهورزسازیِ فتنههای عالَمسوز و زندگیخرابکن شود
🔸روایات منسوب به پیامبر:
۱- روزگاری بیاید که قرآن و اسلام به «ظواهر» [و پررنگ کردنِ آن ظواهر] خلاصه میشود؛ خود را مسلمان مینامند ولی دورترین مردم از اسلاماند، مسجدهاشان از نظر ساختمان، آباد است ولی از هدایت ویران است. فقیهان آن روزگار، بدترین فقیهانیاند که زیر سایهٔ آسمان زیستهاند، از آنان فتنهها آغاز شده و به خودشان برمیگردد
(علی بن ابراهیم عن أبیه عن النوفلیّ عن السکونیّ عن أبیعبدالله قال: قال أمیرالمؤمنین: قال رسولالله: سیأْتی علی النَّاس زمانٌ لایبقی من القرآن إِلّا رسمه و من الإسلام إِلّا اسمه، یُسَمَّوْنَ بِهِ وَ هُمْ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنْهُ، مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِیَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى، فُقَهَاءُ ذَلِکَ الزَّمَانِ شَرُّ فُقَهَاءَ تَحْتَ ظِلِّ السَّمَاءِ، مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیْهِمْ تَعود/الکافی کلینی ج۸ ص ۳۰۷).
🔸۲- زمانی بیاید که ...؛ در آن روزگار مساجد و مصلّیها آباد و مملو از نمازگزار است اما از حیث هدایت خراب است و بسان ویرانه میماند. در چنان روز، بدترین کسان در زیر سایهٔ آسمان، علمای دینیاند که فتنه از ایشان آغاز و به آنها بازمیگردد
(یأتی علی الناس زمان لا یبقی من الاسلام إلا اسمه ولا من القرآن إلا رسمه قلوبهم خربة من الهدی و مساجدهم عامرة بأبدانهم شر من تظل السماء یومئذٍ علماؤهم منهم تخرج الفتنة و إلیهم تعود/ تفسیر روحالبیان ج۲ ص۷۱)
🔸سخن امام علی در نهجالبلاغه:
روزگارى بر مردم خواهد آمد که از قرآن فقط نوشته (و چاپ)، و از اسلام فقط نام (و شعار) باقى خواهد ماند، مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است. مسجدنشینان و سازندگان بناهاى شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین مىباشند، که کانون هر فتنه، و جایگاه هر گونه خطاکارىاند، هر کس از فتنه برکنار است او را به فتنه باز گردانند، و هر کس که از فتنه عقب مانده او را به فتنهها کشانند، که خداى بزرگ فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنهاى بگمارم که انسان شکیبا در آن سرگردان ماند». و چنین کرده است. و ما از خدا مىخواهیم که از لغزش غفلتها درگذرد
(یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یَبْقَى فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ مَسَاجِدُهُمْ یَوْمَئِذٍ عَامِرَهٌ مِنَ الْبِنَاءِ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى سُکَّانُهَا وَ عُمَّارُهَا شَرُّ أَهْلِ الْأَرْضِ- مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَهُ وَ إِلَیْهِمْ تَأْوِی الْخَطِیئَهُ یَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِیهَا وَ یَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا إِلَیْهَا یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَبِی حَلَفْتُ لَأَبْعَثَنَّ عَلَى أُولَئِکَ فِتْنَهً تَتْرُکُ الْحَلِیمَ فِیهَا حَیْرَانَ وَ قَدْ فَعَلَ -وَ نَحْنُ نَسْتَقِیلُ اللَّهَ عَثْرَهَ الْغَفْلَهِ / حکمت ۳۶۹)
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۱۵
@baznegari
توجه
این یادداشت به مرور تکمیل و ویرایش شد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهاد اکبرِ حاکمان دینی این است که ندای درونیِ
«توسعهٔ قلمروِ دین و مذهب و تشیّع (و حکومت اسلامی)»
را در خود خاموش کنند
و به وسوسهٔ این تقدّس ظاهری دچار نشوند.
کانال بازنگری (ترکاشوند)
ر.ک:
T.me/baznegari/481
.
.
«توسعهٔ قلمروِ دین و مذهب و تشیّع (و حکومت اسلامی)»
را در خود خاموش کنند
و به وسوسهٔ این تقدّس ظاهری دچار نشوند.
کانال بازنگری (ترکاشوند)
ر.ک:
T.me/baznegari/481
.
.
فرجام شیطانِ عابد
عابدترین، نمازخوانترین، متشرّعترین و مقدسترین شخصیت در طول تاریخ آفرینش، بیگمان حضرت «شیطان» بود که تقدّس و تشرّع و نمازهای پیاپیِ شبوروزش، خود «حجاب اکبر»ی شد تا در برابر معبود و آفریدگارش، بهخاطر «آزاد و مختار» آفریدنِ موجودی جدید به نام انسان، سرسختانه مخالفت کند و راه طغیان در پیش گیرد؛ و تا هزاران سال همچنان ساز مخالفت خود با آزادی را در همپالگیهای مذهبیاش کوک نگه دارد
امان از هضمناپذیریِ «آزادی» برای کثیری از مذهبیهایی که به گرد پای شیطان هم نمیرسند.
قسم به اسم آزادی
به لحظهای که روییدی
کانال بازنگری، امیر ترکاشوند ۱۳۹۸/۱۱/۱۸
@baznegari
#بازنگشتن_به_نقطهی_صفر_آفرینش
عابدترین، نمازخوانترین، متشرّعترین و مقدسترین شخصیت در طول تاریخ آفرینش، بیگمان حضرت «شیطان» بود که تقدّس و تشرّع و نمازهای پیاپیِ شبوروزش، خود «حجاب اکبر»ی شد تا در برابر معبود و آفریدگارش، بهخاطر «آزاد و مختار» آفریدنِ موجودی جدید به نام انسان، سرسختانه مخالفت کند و راه طغیان در پیش گیرد؛ و تا هزاران سال همچنان ساز مخالفت خود با آزادی را در همپالگیهای مذهبیاش کوک نگه دارد
امان از هضمناپذیریِ «آزادی» برای کثیری از مذهبیهایی که به گرد پای شیطان هم نمیرسند.
قسم به اسم آزادی
به لحظهای که روییدی
کانال بازنگری، امیر ترکاشوند ۱۳۹۸/۱۱/۱۸
@baznegari
#بازنگشتن_به_نقطهی_صفر_آفرینش
رفع وسواس
(ترشّحاتِ ناخواسته)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۲۱
🔸پرسش:
سلام و درود بر استاد گرامی
می دونم که مشغلتون زیاده و اگه بخواهین به هر کسی مثل من جواب بدین به کاراتون نمی رسین.اما اگه هر وقت که تونستین جوابمو بدین خیلی ممنون میشم.راستش من سالهاست که گرفتار وسواس هستم و درگیر طهارت و نجاستی که از رساله عملیه خوندم و تا الآن تو ذهنم نشسته!در مسائل دیگه به لطف خدا و علمای روشنفکری مثل شما آگاه شده ام و فکرم بسته نیست؛اما در مورد نجاسات مطرحه در رساله های عملیه اینطور نیستم. ... در طهارت بعده رفع حاجت خیلی مشکل دارم و با اینکه استبراء کامل می کنم باز هم در مواقعی قطره کوچکی ازم خارج میشه و...این مسائل باعث شده که نه بتونم به مسافرتی برم و حتی نمی تونم ازدواج کنم!وضوء مشکل شده برام.کلا زندگی برام سخت شده.بعضیا بهم میگن طهارت و نجاست الکیه و آخوندا دراوردن و بیخیال شو اما من اینطور فکر نمی کنم.هرچند که موندم مسائلی که توی رساله در مورد طهارت نوشتن در زمان پیامبر اکرم چطور قابل اجرا بوده؟!اونا ادرارشون رو با دستمال کاغذی پاک میکنن و میگن تمیز شدیم و راحت وضو میگیرن و...عذرخواهی می کنم که اینطور راحت باهاتون حرف می زنم و از اینکه مصدع اوقات شریفتون شدم.
عاجزانه استدعا دارم که راهنمائیم کنید و کمکم کنید که از این مشکل بزرگ راحت شم و زندگی طبیعی داشته باشم.سپاس بیکران از شما استاد فرهیخته و بزرگوار
البته این گرفتاری خیلی از افراد جامعس!اگه شما در این مورد مقاله ای بنویسید یا کتابی و تنویر افکار عمومی کنید مشکل خیلیا حل میشه.حتی در مصرف آب صرفه جویی میشه.من تحقیقی کردم که یکی از دلایل مصرف زیاد آب تو جامعه ما همین وسواس در شستشوس!و نیز بیماریای قارچی ناشی از خیسی در عورتین.بنظرم مسأله مهمیه که فقط بدست شما قابل حله!
بنظرم باید بهداشت در این زمینه امروزی بشه و این توسط شما ممکنه.درضمن خیلیا فتق دیسک کمر دارن و باید از توالت فرنگی استفاده کنن اما بخاطر همین مساله که نمی تونن استبرا کنن ازش استفاده نمی کنن و مرضشون بدتر میشه!تو رو خدا مردم رو از این وسواس نجات بدین.این مشکل بزرگیه که بدست شما قابل حله ببخشید که سرتون رو درد اوردم و مصدع اوقات شدم
اما باور کنید که این رو خدا تو ذهن من انداخت که این مشکل رو با شما در میان بذارم که ان شاءالله مردمی رو از این گرفتاری نجات بدین
در این سحرگاهان براتون سلامتی و توفیق در امور از خدای رحمان خواستارم.یا حق!
🔸پاسخ:
سلام دوست گرامی
اوقاتت خوش و خرم؛ پوزش از دیرشدن پاسخ
و امّا
۱- بیرودربایستی آیا قبول دارید که شورتِ اکثر قریب به اتفاق مردم، پس از چند هفته یا ماه استفاده، زردی میاندازد؟
این زردی نشانهٔ چیست؟ خیلی واضح است: بقایای ادرار است که کمکم بر جلوی شورت اثر میگذارَد!
در این امر هیچ فرقی میان عموم مردم چه متشرع چه معمولی چه آخوند و طلبه چه شهری چه روستایی نیست و همه و همه تقریباً دچار آناند؛
با این وصف آیا کسی از این عموم مردم زندگی را بر خود حرام و سخت کرده و هر روز یک شورت جدید میخرد؟ نه، کسی با وجود اطمینان از این ترشحاتِ ناخواسته، اقدام خاصی نمیکند و زندگی عادیاش را میکند. بیتردید امامان نیز همینطور بودهاند
۲- برخلاف مدفوع (غائط)، امّا ادرار مایعی «استریل» است؛ یعنی بول انسان (به گواه متخصص علوم آزمایشگاهی که دکتری مؤمن و مقیّد است و مشروحاً با وی صحبت کردم) مادهای استریل و فاقد میکروب میباشد.
بنابراین مراعات و پرهیزات شرعی در خصوص ادرارِ ذاتاً استریل از حیث بهداشت و علوم آزمایشگاهی، قابل قیاس با مدفوعِ معلومالحال نیست و میتوان با آرامش، از ذهنیّتهای آزاردهنده در رابطه با آن فاصله گرفت؛ به ویژه در جایی که مطابق روایات وارده، حتّی «آشامیدن» ادرار شتر روا بوده و از نوشیدن شیر آن نیز مفیدتر است دیگر جایی برای اینهمه درگیری ذهنی و مختل شدنِ زندگی، برای اندکْترشحاتِ ناخواستهٔ مایعی «استریل» بر روی شورت یا پا (که هم شورت و هم پا دستِکم هفتهای یکی دو بار با استحمام شسته میشوند) باقی نمیماند
۳- به این روایت نیز برای کاستن از حساسیّتها دقت کن؛
راوی گوید: «به ابوعبدالله صادق (ع) گفتم: اول صبح به بازار میروم و بعداً ناچار میشوم که در گوشهای بول کنم، و چون آب ندارم سرِ آلت را با دستم خشک میکنم و دست خود را به دیوار خاکی یا خاکِ زمین میکشم و اثر بول را میزدایم. اگر با همین دستم بدنم را خارش بدهم اشکالی دارد؟ ابوعبدالله گفت: اشکالی ندارد».
حال اگر به نقشِ «دست» (دستِ آبنکشیده!) که در طیّ روز پیاپی با آن سر و کار داریم، و نیز به پاسخِ بسیار آسانگیرانهٔ امام جعفر صادق دقت شود، ضرورت دوری از حساسیتها، عذابها و فشارهای روحی در مورد چیزهای کماهمیتتر، کاملاً روشن میشود
ضمناً به شخص شما پیشنهاد میکنم کلاً از خیر استبراء درگذری
موفق باشی
T.me/baznegari
.
(ترشّحاتِ ناخواسته)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۲۱
🔸پرسش:
سلام و درود بر استاد گرامی
می دونم که مشغلتون زیاده و اگه بخواهین به هر کسی مثل من جواب بدین به کاراتون نمی رسین.اما اگه هر وقت که تونستین جوابمو بدین خیلی ممنون میشم.راستش من سالهاست که گرفتار وسواس هستم و درگیر طهارت و نجاستی که از رساله عملیه خوندم و تا الآن تو ذهنم نشسته!در مسائل دیگه به لطف خدا و علمای روشنفکری مثل شما آگاه شده ام و فکرم بسته نیست؛اما در مورد نجاسات مطرحه در رساله های عملیه اینطور نیستم. ... در طهارت بعده رفع حاجت خیلی مشکل دارم و با اینکه استبراء کامل می کنم باز هم در مواقعی قطره کوچکی ازم خارج میشه و...این مسائل باعث شده که نه بتونم به مسافرتی برم و حتی نمی تونم ازدواج کنم!وضوء مشکل شده برام.کلا زندگی برام سخت شده.بعضیا بهم میگن طهارت و نجاست الکیه و آخوندا دراوردن و بیخیال شو اما من اینطور فکر نمی کنم.هرچند که موندم مسائلی که توی رساله در مورد طهارت نوشتن در زمان پیامبر اکرم چطور قابل اجرا بوده؟!اونا ادرارشون رو با دستمال کاغذی پاک میکنن و میگن تمیز شدیم و راحت وضو میگیرن و...عذرخواهی می کنم که اینطور راحت باهاتون حرف می زنم و از اینکه مصدع اوقات شریفتون شدم.
عاجزانه استدعا دارم که راهنمائیم کنید و کمکم کنید که از این مشکل بزرگ راحت شم و زندگی طبیعی داشته باشم.سپاس بیکران از شما استاد فرهیخته و بزرگوار
البته این گرفتاری خیلی از افراد جامعس!اگه شما در این مورد مقاله ای بنویسید یا کتابی و تنویر افکار عمومی کنید مشکل خیلیا حل میشه.حتی در مصرف آب صرفه جویی میشه.من تحقیقی کردم که یکی از دلایل مصرف زیاد آب تو جامعه ما همین وسواس در شستشوس!و نیز بیماریای قارچی ناشی از خیسی در عورتین.بنظرم مسأله مهمیه که فقط بدست شما قابل حله!
بنظرم باید بهداشت در این زمینه امروزی بشه و این توسط شما ممکنه.درضمن خیلیا فتق دیسک کمر دارن و باید از توالت فرنگی استفاده کنن اما بخاطر همین مساله که نمی تونن استبرا کنن ازش استفاده نمی کنن و مرضشون بدتر میشه!تو رو خدا مردم رو از این وسواس نجات بدین.این مشکل بزرگیه که بدست شما قابل حله ببخشید که سرتون رو درد اوردم و مصدع اوقات شدم
اما باور کنید که این رو خدا تو ذهن من انداخت که این مشکل رو با شما در میان بذارم که ان شاءالله مردمی رو از این گرفتاری نجات بدین
در این سحرگاهان براتون سلامتی و توفیق در امور از خدای رحمان خواستارم.یا حق!
🔸پاسخ:
سلام دوست گرامی
اوقاتت خوش و خرم؛ پوزش از دیرشدن پاسخ
و امّا
۱- بیرودربایستی آیا قبول دارید که شورتِ اکثر قریب به اتفاق مردم، پس از چند هفته یا ماه استفاده، زردی میاندازد؟
این زردی نشانهٔ چیست؟ خیلی واضح است: بقایای ادرار است که کمکم بر جلوی شورت اثر میگذارَد!
در این امر هیچ فرقی میان عموم مردم چه متشرع چه معمولی چه آخوند و طلبه چه شهری چه روستایی نیست و همه و همه تقریباً دچار آناند؛
با این وصف آیا کسی از این عموم مردم زندگی را بر خود حرام و سخت کرده و هر روز یک شورت جدید میخرد؟ نه، کسی با وجود اطمینان از این ترشحاتِ ناخواسته، اقدام خاصی نمیکند و زندگی عادیاش را میکند. بیتردید امامان نیز همینطور بودهاند
۲- برخلاف مدفوع (غائط)، امّا ادرار مایعی «استریل» است؛ یعنی بول انسان (به گواه متخصص علوم آزمایشگاهی که دکتری مؤمن و مقیّد است و مشروحاً با وی صحبت کردم) مادهای استریل و فاقد میکروب میباشد.
بنابراین مراعات و پرهیزات شرعی در خصوص ادرارِ ذاتاً استریل از حیث بهداشت و علوم آزمایشگاهی، قابل قیاس با مدفوعِ معلومالحال نیست و میتوان با آرامش، از ذهنیّتهای آزاردهنده در رابطه با آن فاصله گرفت؛ به ویژه در جایی که مطابق روایات وارده، حتّی «آشامیدن» ادرار شتر روا بوده و از نوشیدن شیر آن نیز مفیدتر است دیگر جایی برای اینهمه درگیری ذهنی و مختل شدنِ زندگی، برای اندکْترشحاتِ ناخواستهٔ مایعی «استریل» بر روی شورت یا پا (که هم شورت و هم پا دستِکم هفتهای یکی دو بار با استحمام شسته میشوند) باقی نمیماند
۳- به این روایت نیز برای کاستن از حساسیّتها دقت کن؛
راوی گوید: «به ابوعبدالله صادق (ع) گفتم: اول صبح به بازار میروم و بعداً ناچار میشوم که در گوشهای بول کنم، و چون آب ندارم سرِ آلت را با دستم خشک میکنم و دست خود را به دیوار خاکی یا خاکِ زمین میکشم و اثر بول را میزدایم. اگر با همین دستم بدنم را خارش بدهم اشکالی دارد؟ ابوعبدالله گفت: اشکالی ندارد».
حال اگر به نقشِ «دست» (دستِ آبنکشیده!) که در طیّ روز پیاپی با آن سر و کار داریم، و نیز به پاسخِ بسیار آسانگیرانهٔ امام جعفر صادق دقت شود، ضرورت دوری از حساسیتها، عذابها و فشارهای روحی در مورد چیزهای کماهمیتتر، کاملاً روشن میشود
ضمناً به شخص شما پیشنهاد میکنم کلاً از خیر استبراء درگذری
موفق باشی
T.me/baznegari
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
شاشِ بچّه پاک است!؟
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۲۴
@baznegari
برخی از فقهای متقدم قائل به پاک بودن شاشِ پسربچه بودند و میگفتند: لازم نیست پیراهن آلوده به شیر پسر و هم چنین ادرار او، قبل از این که غذاخور بشود، شسته شود. آنان در این راستا به سخنی از امام علی استناد میکنند که طیّ آن علت پاک بودنِ شیر (و سپس ادرارِ حاصل از آن) را مربوط به آن میدانستند که شیرِ موجود در پستان، از «بازو و شانهٔ» مادر (یعنی از جایی خوب و قابل احترام) تولید و خارج میشود.
در همین حدیث امّا شیر و ادرار دختربچّه را منصوصاً به این علّت، غیر پاک ذکر میکند که از طریق «مثانهٔ» مادر (یعنی جایی بد و غیر قابل احترام) تولید و به پستان هدایت شده است.
امروزه که در سایهٔ پیشرفت دقیق علوم مربوطه، منشأ شیر هر دو، چه پسربچه و چه دختربچه، یکی دانسته میشود بنابراین پیروان فقهای یادشده میتوانند به دلیل نقض علت منصوصه، حکم به پاک بودن شیر و ادرار عموم بچهها (بدون فرق میان پسر و دختر) کنند؛ و در غیر این صورت حتّی "شیر" دختربچه نیز لباس مادر و خودِ بچه را نجس میکند و از آن بدتر این نتیجه را میدهد که دختربچه با شیرِ نجس تغذیه میشود و رشد میکند، و لابد انواع شرارتها و شیطانصفتیها که احادیث نامعتبر یا جعلی برای زنان ساخته و پرداختهاند و بر دیدگاه سنّتیِ مردان متدیّن نسبت به زنان اثر منفی گذارده، از همین ارتزاق نجس و از همین نوع جاها آغاز میشود
من لا يحضره الفقيه ج ۱ ص ۶۸ (ابواب الطهارة ، بَابُ مَا يُنَجِّسُ اَلثَّوْبَ وَ اَلْجَسَدَ) وَ قَدْ رُوِيَ عَنْ أَمِيرِاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: «لَبَنُ اَلْجَارِيَةِ وَ بَوْلُهَا يُغْسَلُ مِنْهُ اَلثَّوْبُ قَبْلَ أَنْ تَطْعَمَ لِأَنَّ لَبَنَهَا يَخْرُجُ مِنْ مَثَانَةِ أُمِّهَا وَ لَبَنُ اَلْغُلاَمِ لاَ يُغْسَلُ مِنْهُ اَلثَّوْبُ قَبْلَ أَنْ يَطْعَمَ وَ لاَ بَوْلُهُ لِأَنَّ لَبَنَ اَلْغُلاَمِ يَخْرُجُ مِنَ اَلْمَنْكِبَيْنِ وَ اَلْعَضُدَيْنِ»:
و از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده كه آن حضرت فرمود: شير و بول دختر، پيش از آنكه غذاخوار شود (يا غذايش بر شير خوردنش غالب شود) از جامه شسته مىشود، زيرا شيرى كه دختر میخورد از مثانه مادر سرچشمه میگيرد ولى شير پسر را قبل از اينكه غذاخوار شود از لباس نمیشويند همچنين بول او نيز شستن نمیخواهد زيرا شيرى را كه پسر میخورد از دوشها و بازوان مادر بيرون مىآيد (ترجمهٔ بلاغی و غفاری ج ۱ ص ۹۸ ح ۱۵۷).
گفتنی است گویا تفاوت قائل نشدن میان تعبیرِ «بول الرضیع» با «بول الصبی»، در ادوار بعدیِ فقهی غفلتهایی به دنبال داشته که باید مورد بررسی بیشتر قرار گیرد (ص۹تبصره).
🔸توجه
روایت زیر به تازگی به متن افزوده شد:
«امام حسن و امام حسین در شیرخوارگیشان جامهٔ رسولخدا را خیس کردند، اما حضرت، لباسِ تَرشده از ادرارِ آنها را نشُست»
(قال علی: بال الحسن والحسین علی ثوب رسولالله قبل أن یطعما، فلم یغسل بولهما من [عن] ثوبه /مستدرکالوسائل ج۲ ح ۲۷۰۵).
کانال بازنگری:
T.me/baznegari
.
.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۲۴
@baznegari
برخی از فقهای متقدم قائل به پاک بودن شاشِ پسربچه بودند و میگفتند: لازم نیست پیراهن آلوده به شیر پسر و هم چنین ادرار او، قبل از این که غذاخور بشود، شسته شود. آنان در این راستا به سخنی از امام علی استناد میکنند که طیّ آن علت پاک بودنِ شیر (و سپس ادرارِ حاصل از آن) را مربوط به آن میدانستند که شیرِ موجود در پستان، از «بازو و شانهٔ» مادر (یعنی از جایی خوب و قابل احترام) تولید و خارج میشود.
در همین حدیث امّا شیر و ادرار دختربچّه را منصوصاً به این علّت، غیر پاک ذکر میکند که از طریق «مثانهٔ» مادر (یعنی جایی بد و غیر قابل احترام) تولید و به پستان هدایت شده است.
امروزه که در سایهٔ پیشرفت دقیق علوم مربوطه، منشأ شیر هر دو، چه پسربچه و چه دختربچه، یکی دانسته میشود بنابراین پیروان فقهای یادشده میتوانند به دلیل نقض علت منصوصه، حکم به پاک بودن شیر و ادرار عموم بچهها (بدون فرق میان پسر و دختر) کنند؛ و در غیر این صورت حتّی "شیر" دختربچه نیز لباس مادر و خودِ بچه را نجس میکند و از آن بدتر این نتیجه را میدهد که دختربچه با شیرِ نجس تغذیه میشود و رشد میکند، و لابد انواع شرارتها و شیطانصفتیها که احادیث نامعتبر یا جعلی برای زنان ساخته و پرداختهاند و بر دیدگاه سنّتیِ مردان متدیّن نسبت به زنان اثر منفی گذارده، از همین ارتزاق نجس و از همین نوع جاها آغاز میشود
من لا يحضره الفقيه ج ۱ ص ۶۸ (ابواب الطهارة ، بَابُ مَا يُنَجِّسُ اَلثَّوْبَ وَ اَلْجَسَدَ) وَ قَدْ رُوِيَ عَنْ أَمِيرِاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: «لَبَنُ اَلْجَارِيَةِ وَ بَوْلُهَا يُغْسَلُ مِنْهُ اَلثَّوْبُ قَبْلَ أَنْ تَطْعَمَ لِأَنَّ لَبَنَهَا يَخْرُجُ مِنْ مَثَانَةِ أُمِّهَا وَ لَبَنُ اَلْغُلاَمِ لاَ يُغْسَلُ مِنْهُ اَلثَّوْبُ قَبْلَ أَنْ يَطْعَمَ وَ لاَ بَوْلُهُ لِأَنَّ لَبَنَ اَلْغُلاَمِ يَخْرُجُ مِنَ اَلْمَنْكِبَيْنِ وَ اَلْعَضُدَيْنِ»:
و از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده كه آن حضرت فرمود: شير و بول دختر، پيش از آنكه غذاخوار شود (يا غذايش بر شير خوردنش غالب شود) از جامه شسته مىشود، زيرا شيرى كه دختر میخورد از مثانه مادر سرچشمه میگيرد ولى شير پسر را قبل از اينكه غذاخوار شود از لباس نمیشويند همچنين بول او نيز شستن نمیخواهد زيرا شيرى را كه پسر میخورد از دوشها و بازوان مادر بيرون مىآيد (ترجمهٔ بلاغی و غفاری ج ۱ ص ۹۸ ح ۱۵۷).
گفتنی است گویا تفاوت قائل نشدن میان تعبیرِ «بول الرضیع» با «بول الصبی»، در ادوار بعدیِ فقهی غفلتهایی به دنبال داشته که باید مورد بررسی بیشتر قرار گیرد (ص۹تبصره).
🔸توجه
روایت زیر به تازگی به متن افزوده شد:
«امام حسن و امام حسین در شیرخوارگیشان جامهٔ رسولخدا را خیس کردند، اما حضرت، لباسِ تَرشده از ادرارِ آنها را نشُست»
(قال علی: بال الحسن والحسین علی ثوب رسولالله قبل أن یطعما، فلم یغسل بولهما من [عن] ثوبه /مستدرکالوسائل ج۲ ح ۲۷۰۵).
کانال بازنگری:
T.me/baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
ادرار اطفال شیرخوار با ادرار سایر مردم فرق دارد؟
(بررسی قول سایر فقها)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۱
@baznegari
در یادداشت پیشین (:شاش بچه پاک است؟)، قول «برخی از فقهای متقدم» را گزارش کردم که ایشان ادرار پسربچهها را با این تصوّر که شیرِ مورد تغذیهشان از شانه و بازوی مادر خارج میشود پاک دانسته، و ادرار دختربچهها را با این تصوّر که شیر مورد تغذیهشان از مثانهٔ مادر خارج میشود نجس و ناپاک میدانستند؛ و نتیجه گرفتم که چون در سایهٔ آگاهیهای بشر، به مشابهت منشأ شیر دختربچه با پسربچه و یعنی به نقض علت منصوصه در بارهٔ منشأ شیر دختربچهها رسیدیم پس بر اساس مبنای آن بخش از فقها، باید قائل به پاک بودن ادرار هر دویِ آنها شد.
حال ببینیم غیر از آن فقهای معدود، دیگر فقها (که اکثریتِ نزدیک به تمام فقها را تشکیل میدهند) چه حکمی در بارهٔ لباس آلوده به ادرار دارند؛ عموم فقها در این باره با طبقهبندی افراد، به ذکر حکم متفاوت هر یک به شرح زیر میپردازند:
الف- شیرخوار. لباس آلوده به ادرار بچههای شیرخوار (چه پسربچه چه دختربچه) با ریختن مقداری آب بر روی آن محل، پاک میشود (و شستن و فشردن لازم نیست).
ب- شیرخوارغذاخوار. اگر بچهٔ شیرخوار علاوه بر شیر مادر، شروع به غذاخوردن هم کرده باشد در این صورت لباس آلوده به ادرار او را باید یکبار شست (یعنی روی محل آب ریخت و سپس آن را فشار داد)
پ- غذاخوار. لباس آلوده به ادرار سایر مردم (: از شیر گرفتهشدهها و بزرگها)، با دو بار شستن پاک میشود (یعنی ابتدا یک شُر آب روی محل ریخته شود و فشار داده شود و سپس دوباره همان کار تکرار شود)
چنانکه ملاحظه کردید عموم فقها قائل به تفاوت میان ادرار انسانها بر اساسِ «منشأ خوراکِ» آنها بودند و ادرار حاصل از تغذیهٔ صِرف شیر را با ادرار حاصل از تغذیهٔ غیر شیر (: انواع خوراکیهای دیگر) متفاوت تشخیص میدادند و به همین خاطر احکام متفاوت وضع میکردند؛ به این صورت که:
-به خاطر پاک و خالص بودنِ شیر مادر، ادرار حاصل از آن را نیز تقریباً پاک میدانستند (کفایت یک شُر آب بر روی آن ریختن)
-و به خاطر افزوده شدن غذا در کنار شیر، ادرار حاصل از آن را نیمهپاک میدانستند (لزوم یک بار شستن= آبریختن+فشردن)
-و به خاطر غذاخور شدن و فاصله گرفتن از شیر پاکِ مادر، ادرار حاصل از آن را ناپاک میدانستند (لزوم دو بار شستشو)
اما همان اشکال قبلی در مورد برخی فقهای متقدم (فقدان دانش) به نوعی دیگر در اینجا هم در مورد سایر فقها وجود دارد زیرا به گواه متخصصان امر، تفاوتی میان ادرارِ شیرخوار با ادرار غذاخور وجود ندارد و به عبارت دیگر دستگاهِ کلیهٔ بچههای شیرخوار همان موادی را با ادرار دفع میکند که کلیهٔ آدمبزرگها دفع میکند؛ آنچه ادرار بزرگسال دارد ادرار بچه و شیرخوار هم همان را دارد و یعنی تغذیه از شیر مادر موجب این نمیشود که ترکیبات ادرارش متفاوت شده و از ویژگیهای بهتری نسبت به ادرارِ غذاخورها برخوردار شود، و روی لباسهای آلوده به ادرار شیرخوار، تفاوتی با لباسهای آلوده به ادرار غذاخورها ایجاد کند و موجب تغییر حکم هر یک از حیث چگونگی شستن و زدودن شود
نباید گفت اینها امری تعبّدی و غیر تحقیقی است زیرا:
در حکم فقهای گروه اول، علت تفاوت پاکی و نجسیِ دختر و پسر، صریحاً در کلام ذکر شده بود و در واقع به همان اعتبار، حکم متفاوتی برای دختربچهها صادر گردیده بود و چون آن علتِ منصوصه از اساس باطل بود (و فقهای بعدی هم به باطل بودنش پرداختند) پس حکم استخراجی نیز نادرست و نامعتبر خواهد بود؛
و به همان صورت در حکم فقهای گروه دوم (که در این یادداشت به آن پرداختم) علت تفاوت میزان نجسی و پاکی و تفاوت اندازهٔ آبکشیِ گروههای: «صرفاً شیرخوار» ، «شیرخوارغذاخور» و «صرفاً غذاخور»، به علتِ محسوسهٔ «تغذیه یا عدم تغذیه از شیر پاک مادر» نسبت داده شده که موجب ادرارهای متفاوت از حیث میزان پاکی و نجسی میشود و چون این علت محسوسه و تفاوت ترکیبات ادرارها به خاطر تغذیه از شیر پاک مادر یا تغذیه از سایر خوراکیها، در سایهٔ علم و دانش نقض شده و نامعتبر دانسته شده بنابراین احکام متفاوت استخراجی نیز نادرست بوده و یعنی باید حکم ادرارِ همهٔ گروههای یادشده را یکی دانست
طبیعتاً روایات متعدد مورد استناد این فقیهان نیز (اگر ضعیف و ساختگی ندانیم) در شرایطی صادر شده که هنوز بشر به دانش امروزی نرسیده بود پس نمیتوان بر ایشان خُرده گرفت، چرا که باید زندگی را بر اساس دانش موجود آن موقع میچرخاندند وگرنه در بلاتکلیفی که نمیتوان زندگی کرد
احادیث متعدد کیهانشناسی و بعضاً انسانشناسی (از حیث فیزیولوژی) بهترین گواه بر اتکای روایات (اگر جعلی ندانیمشان) بر دانش آن روز است که امروزه اکثراً فرو ریخته
احتمال دیگری در بارهٔ علت تفاوت شستن ادرارها وجود دارد که شاید بعداً به آن بپردازم
T.me/baznegari
یادداشت پیشین:
T.me/baznegari/495
(بررسی قول سایر فقها)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۱
@baznegari
در یادداشت پیشین (:شاش بچه پاک است؟)، قول «برخی از فقهای متقدم» را گزارش کردم که ایشان ادرار پسربچهها را با این تصوّر که شیرِ مورد تغذیهشان از شانه و بازوی مادر خارج میشود پاک دانسته، و ادرار دختربچهها را با این تصوّر که شیر مورد تغذیهشان از مثانهٔ مادر خارج میشود نجس و ناپاک میدانستند؛ و نتیجه گرفتم که چون در سایهٔ آگاهیهای بشر، به مشابهت منشأ شیر دختربچه با پسربچه و یعنی به نقض علت منصوصه در بارهٔ منشأ شیر دختربچهها رسیدیم پس بر اساس مبنای آن بخش از فقها، باید قائل به پاک بودن ادرار هر دویِ آنها شد.
حال ببینیم غیر از آن فقهای معدود، دیگر فقها (که اکثریتِ نزدیک به تمام فقها را تشکیل میدهند) چه حکمی در بارهٔ لباس آلوده به ادرار دارند؛ عموم فقها در این باره با طبقهبندی افراد، به ذکر حکم متفاوت هر یک به شرح زیر میپردازند:
الف- شیرخوار. لباس آلوده به ادرار بچههای شیرخوار (چه پسربچه چه دختربچه) با ریختن مقداری آب بر روی آن محل، پاک میشود (و شستن و فشردن لازم نیست).
ب- شیرخوارغذاخوار. اگر بچهٔ شیرخوار علاوه بر شیر مادر، شروع به غذاخوردن هم کرده باشد در این صورت لباس آلوده به ادرار او را باید یکبار شست (یعنی روی محل آب ریخت و سپس آن را فشار داد)
پ- غذاخوار. لباس آلوده به ادرار سایر مردم (: از شیر گرفتهشدهها و بزرگها)، با دو بار شستن پاک میشود (یعنی ابتدا یک شُر آب روی محل ریخته شود و فشار داده شود و سپس دوباره همان کار تکرار شود)
چنانکه ملاحظه کردید عموم فقها قائل به تفاوت میان ادرار انسانها بر اساسِ «منشأ خوراکِ» آنها بودند و ادرار حاصل از تغذیهٔ صِرف شیر را با ادرار حاصل از تغذیهٔ غیر شیر (: انواع خوراکیهای دیگر) متفاوت تشخیص میدادند و به همین خاطر احکام متفاوت وضع میکردند؛ به این صورت که:
-به خاطر پاک و خالص بودنِ شیر مادر، ادرار حاصل از آن را نیز تقریباً پاک میدانستند (کفایت یک شُر آب بر روی آن ریختن)
-و به خاطر افزوده شدن غذا در کنار شیر، ادرار حاصل از آن را نیمهپاک میدانستند (لزوم یک بار شستن= آبریختن+فشردن)
-و به خاطر غذاخور شدن و فاصله گرفتن از شیر پاکِ مادر، ادرار حاصل از آن را ناپاک میدانستند (لزوم دو بار شستشو)
اما همان اشکال قبلی در مورد برخی فقهای متقدم (فقدان دانش) به نوعی دیگر در اینجا هم در مورد سایر فقها وجود دارد زیرا به گواه متخصصان امر، تفاوتی میان ادرارِ شیرخوار با ادرار غذاخور وجود ندارد و به عبارت دیگر دستگاهِ کلیهٔ بچههای شیرخوار همان موادی را با ادرار دفع میکند که کلیهٔ آدمبزرگها دفع میکند؛ آنچه ادرار بزرگسال دارد ادرار بچه و شیرخوار هم همان را دارد و یعنی تغذیه از شیر مادر موجب این نمیشود که ترکیبات ادرارش متفاوت شده و از ویژگیهای بهتری نسبت به ادرارِ غذاخورها برخوردار شود، و روی لباسهای آلوده به ادرار شیرخوار، تفاوتی با لباسهای آلوده به ادرار غذاخورها ایجاد کند و موجب تغییر حکم هر یک از حیث چگونگی شستن و زدودن شود
نباید گفت اینها امری تعبّدی و غیر تحقیقی است زیرا:
در حکم فقهای گروه اول، علت تفاوت پاکی و نجسیِ دختر و پسر، صریحاً در کلام ذکر شده بود و در واقع به همان اعتبار، حکم متفاوتی برای دختربچهها صادر گردیده بود و چون آن علتِ منصوصه از اساس باطل بود (و فقهای بعدی هم به باطل بودنش پرداختند) پس حکم استخراجی نیز نادرست و نامعتبر خواهد بود؛
و به همان صورت در حکم فقهای گروه دوم (که در این یادداشت به آن پرداختم) علت تفاوت میزان نجسی و پاکی و تفاوت اندازهٔ آبکشیِ گروههای: «صرفاً شیرخوار» ، «شیرخوارغذاخور» و «صرفاً غذاخور»، به علتِ محسوسهٔ «تغذیه یا عدم تغذیه از شیر پاک مادر» نسبت داده شده که موجب ادرارهای متفاوت از حیث میزان پاکی و نجسی میشود و چون این علت محسوسه و تفاوت ترکیبات ادرارها به خاطر تغذیه از شیر پاک مادر یا تغذیه از سایر خوراکیها، در سایهٔ علم و دانش نقض شده و نامعتبر دانسته شده بنابراین احکام متفاوت استخراجی نیز نادرست بوده و یعنی باید حکم ادرارِ همهٔ گروههای یادشده را یکی دانست
طبیعتاً روایات متعدد مورد استناد این فقیهان نیز (اگر ضعیف و ساختگی ندانیم) در شرایطی صادر شده که هنوز بشر به دانش امروزی نرسیده بود پس نمیتوان بر ایشان خُرده گرفت، چرا که باید زندگی را بر اساس دانش موجود آن موقع میچرخاندند وگرنه در بلاتکلیفی که نمیتوان زندگی کرد
احادیث متعدد کیهانشناسی و بعضاً انسانشناسی (از حیث فیزیولوژی) بهترین گواه بر اتکای روایات (اگر جعلی ندانیمشان) بر دانش آن روز است که امروزه اکثراً فرو ریخته
احتمال دیگری در بارهٔ علت تفاوت شستن ادرارها وجود دارد که شاید بعداً به آن بپردازم
T.me/baznegari
یادداشت پیشین:
T.me/baznegari/495
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
چهل روز گذشت
شاید بهترین و جدّیترین جلسهٔ معرفی و نقدِ کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر، تاکنون، به ابتکار و مدیریت خانم دکتر مرضیه محمدزاده (محقق پُرکار تاریخ اسلام، و نویسندهٔ زندگینامهٔ تک تکِ ائمه) و در مهر ۹۶ برگزار گردید که از قبل محورها و رئوس مطالب تعیین و همراه با جمعآوری پرسشهای دعوتشدگان، جلسه آمادهٔ برگزاری گردید تا هم نویسنده در چند نوبت و در محورهای مشخصشده به تبیین دیدگاه خود بپردازد و هم چند بانوی محقق به ارزیابی و نقد محورها در نوبتهای مکرّر اقدام کنند. آن نشست با حضور دهها تن از محققان و خوانندگان کتاب که اکثراً خانمهای علاقهمند و پیگیر بودند برگزار شد.
برجستهترین معاون و همکارِ خانم دکتر در شکلگیری و برگزاری آن نشست تخصصی (و نیز در سایر شؤون تحقیقیِ ایشان) همسرشان سردار مهندس سیداحمد موسوی🌴 بود.
ایشان امّا متأسفانه ۴۰ روز است که آسمانی شده و دوستان و اعضای گروه تخصصی تاریخ اسلام را تنها گذاشته است.
بیگمان نقش مردانی چون زندهیاد موسوی که در این دورانِ رشد و ارتقای علمی و اجتماعی زنان نقشآفرینی میکنند در تاریخ خواهد ماند
یادش گرامی
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۲
@baznegari
شاید بهترین و جدّیترین جلسهٔ معرفی و نقدِ کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر، تاکنون، به ابتکار و مدیریت خانم دکتر مرضیه محمدزاده (محقق پُرکار تاریخ اسلام، و نویسندهٔ زندگینامهٔ تک تکِ ائمه) و در مهر ۹۶ برگزار گردید که از قبل محورها و رئوس مطالب تعیین و همراه با جمعآوری پرسشهای دعوتشدگان، جلسه آمادهٔ برگزاری گردید تا هم نویسنده در چند نوبت و در محورهای مشخصشده به تبیین دیدگاه خود بپردازد و هم چند بانوی محقق به ارزیابی و نقد محورها در نوبتهای مکرّر اقدام کنند. آن نشست با حضور دهها تن از محققان و خوانندگان کتاب که اکثراً خانمهای علاقهمند و پیگیر بودند برگزار شد.
برجستهترین معاون و همکارِ خانم دکتر در شکلگیری و برگزاری آن نشست تخصصی (و نیز در سایر شؤون تحقیقیِ ایشان) همسرشان سردار مهندس سیداحمد موسوی🌴 بود.
ایشان امّا متأسفانه ۴۰ روز است که آسمانی شده و دوستان و اعضای گروه تخصصی تاریخ اسلام را تنها گذاشته است.
بیگمان نقش مردانی چون زندهیاد موسوی که در این دورانِ رشد و ارتقای علمی و اجتماعی زنان نقشآفرینی میکنند در تاریخ خواهد ماند
یادش گرامی
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۲
@baznegari
شاید تنها رفرانس علمی موجود و آنلاینی که به همکاران بشه داد صحبتهای پزشک بیمارستان کامکار باشه قطعات منقطع هستند اما خوب گوش بدید.
رفتار ویروس تا امروز ۲ اسفند در قم بیمارستان کامکار
▪️چست سفید
▫️میوکاردیت سریع ▪️دپرسیون قلبی
▫️فاصله بین کاهش هشیاری تا مرگ چند ساعته
▫️سطح اکسیژن O2Sat تا ۴۰٪ بدون اسیدوز تنفسی یا متابولیک
▪️وجود آلکالوز تنفسی
▫️گزارش موارد اختلال کلیوی
▪️برخلاف تصور تعداد زیادی از فوتیها بیماری زمینه ریوی نداشتند
▫️ هنوز انتقال از سطوح آلوده منبع فرضی اصلی ست
▪️این علت شدت و گسترش در قم رو توضیح میده
▫️شستن دستها و ضدعفونی سطوح آلوده رکن محافظته
منبع:
https://t.me/lawmed/13550
...........
کانال بازنگری (ترکاشوند)
@baznegari
#فوق_برنامه
#کرونا
#کرونا_ویروس
.
.
رفتار ویروس تا امروز ۲ اسفند در قم بیمارستان کامکار
▪️چست سفید
▫️میوکاردیت سریع ▪️دپرسیون قلبی
▫️فاصله بین کاهش هشیاری تا مرگ چند ساعته
▫️سطح اکسیژن O2Sat تا ۴۰٪ بدون اسیدوز تنفسی یا متابولیک
▪️وجود آلکالوز تنفسی
▫️گزارش موارد اختلال کلیوی
▪️برخلاف تصور تعداد زیادی از فوتیها بیماری زمینه ریوی نداشتند
▫️ هنوز انتقال از سطوح آلوده منبع فرضی اصلی ست
▪️این علت شدت و گسترش در قم رو توضیح میده
▫️شستن دستها و ضدعفونی سطوح آلوده رکن محافظته
منبع:
https://t.me/lawmed/13550
...........
کانال بازنگری (ترکاشوند)
@baznegari
#فوق_برنامه
#کرونا
#کرونا_ویروس
.
.
Telegram
صداى حقوق بالينى
شاید تنها رفرانس علمی موجود و آنلاینی که به همکاران بشه داد صحبتهای پزشک بیمارستان کامکار باشه قطعات منقطع هستند اما خوب گوش بدید.
رفتار ویروس تا امروز ۲ اسفند در قم بیمارستان کامکار
▪️چست سفید
▫️میوکاردیت سریع ▪️دپرسیون قلبی
▫️فاصله بین کاهش هشیاری…
رفتار ویروس تا امروز ۲ اسفند در قم بیمارستان کامکار
▪️چست سفید
▫️میوکاردیت سریع ▪️دپرسیون قلبی
▫️فاصله بین کاهش هشیاری…
عمر نوح بخش۵
(وجود جملات هُنری، تألیفی و "غیر واقعی" در قرآن)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۴
@baznegari
قرآن در توصیف حالتِ مرگ سلیمان، صحنهای هنری و گویا صرفاً تخیّلی را به نمایش میگذارد. در این ترسیم تخیّلی، رؤیایی و غیر واقعی توضیح میدهد همین که اَجل سلیمان رسید همانجا عصابهدست و گویا ایستاده، میخکوب شد، و مدتهای بسیار مدید در همان حالت ماند و هیچ بنی بشری از مرگش در این مدت باخبر نشد زیرا مانند یک فرد سالم، سرِ جایش بیحرکت ایستاده بود؛ این وضعیت اینقدر به درازا کشید و ادامه یافت تا سرانجام، موریانه کارِ خود کرد و توانست آرامآرام و طبیعتاً با ماهها و بلکه سالها کار مداوم، عصا را بخورَد و از درون بپوکانَد و بشکند و سبب افتادن سلیمان بر زمین شود؛ و در پیِ همین افتادن بود که اطرافیان چه انس و چه جن پی بُردند که ای دلِ غافل، سلیمان نه الآن بلکه از همان زمانی که بیحرکت و میخکوب شده بود مُرده است:
«چون حُکم مرگ وی را کردیم، مردم را به مرگ وی آگاه نکرد مگر موریانه که عصای او را میخورد. چون سلیمان به زمین افتاد جنّیان دانستند که اگر دانای غیب بودند در عذاب خوارکننده نمیماندند» (ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ سوره سبأ از قاموس قرآن قرشی):
فلمّا قضینا علیه الموت ما دلّهم علی موته إلا دابّةُ الأرض تأکل مِنسَأته فلمّا خرَّ تبیّنت الجنّ أنْ لو کانوا یعملون الغیب ما لبثوا فی العذاب المُهین.
مگر میشود باور کرد چنان شخصیت بزرگی با آن همه خَدَم و حَشَم و دربار و خانواده، مرگش و اتفاقاً در داخل کاخ پادشاهی و در برابر انظار، از چشم آنهمه چشم، مخفی بماند و هیچکس با وجود مُردن و میخکوب شدنِ غیر طبیعیاش به سراغ وی نرود، تا سرانجام شکستن عصایش با خورده شدن توسط موریانه، موجب خبردار شدنِ اطرافیان گردد؟ وانگهی فرد بلافاصله پس از مردن، واژگون میشود و بر زمین میاُفتد و عصا و چوبدستی نمیتواند مانعِ این افتادن (چه بر زمین چه بر دستههای صندلی) شود.
چنانکه ملاحظه شد قرآن در این ترسیم، از قالب واقعیت خارج شد تا مرگ آن پادشاه بزرگ و نبیِ نامدار را، همانند پادشاهی مقتدرانه، رؤیایی و بینظیرش متناظر با آن، «باعظمت، با اقتدار و رؤیایی» به تصویر کشد، و از ترسیم هنری و تئاترگونه برای مرگ این امپراتور بزرگ بهره گیرد و البته در خلال این تئاتر، به حقایقی که در ادامهٔ آیه آمده (علم غیب نداشتنِ ...) پرداخته است.
قرآن میتواند از همهٔ ظرفیتهای ادبی برای بیان مراد و داستانهایش استفاده کند. اگر کسی در تخیلی و غیر واقعی بودنِ ترسیم مرگ سلیمان تردید و انکار دارد بهتر است خودش آیات مربوطه را بیتکلّف بخوانَد و چارهای بهتر و البته منطقی بیندیشد.
بر همین اساس میتوان عمرِ ۹۵۰ سالهٔ نوح در آیهٔ «فلبث فیهم ألف سنة إلا خمسین عاماً» را نیز غیر واقعی و با هدف بیانِ تلاش بسیار زیاد او در دعوت و انذار مردم دانست.
آن عدد بسیار بزرگ و باورنکردنی را همانند مَثَلِ «اینقدر گفت که زبانش مو درآورد » بدانیم؛ و یعنی انگار با آن آیه میخواهد بگوید: نوح در مسیر نبوت و رسالت و دعوت اینقدر گفت و گفت که زبانش مو درآورد؛ ولی همچنانکه در آن مَثَل، گوینده فقط میخواهد تلاش زایدالوصفِ خود در گفتن و تفهیم مطلب را برسانَد و هرگز زبان کسی با زیاد گفتن، مو در نمیآورَد، به همین ترتیب در آن آیه نیز صرفاً میخواهد تلاش مستمرّ و خستگیناپذیر و زایدالوصف (و مثلا معادل هزار سال زحمتِ) نوح در مسیر دعوت را نشان دهد و نه اینکه واقعاً عمرش و یا مدت رسالتش هزار سال (یا ۹۵۰ سال) بوده.
علت انتخاب عددِ ۹۵۰:
علتِ اینکه از میان اینهمه عددِ غیر واقعی برای بیان آن تلاش مستمر و خستگیناپذیرِ نوح، عدد ۹۵۰ سال را انتخاب کرد، وجود این عدد در متون اهل کتاب (تورات، سِفر پیدایش، فصل ۹ آیهٔ ۲۹) بود که قرآن با ذکر آن میخواست الفت و اُنسی با ایشان برقرار کند (چرا که خود را اجمالاً مصدّق آنها معرفی کرده بود) ولی جالب اینکه همین عدد را نه سرراست به صورت ۹۵۰، بلکه در قالب هزار سال پنجاه سال کم، بیان کرد تا با ذکر واژهٔ «هزار» توجهِ بیشتر مخاطب را به آن تلاش فوقالعاده جلب کند.
🔸این تبیین و توجیه، توسط آیات مذکور در یادداشت بخش۲ که همهٔ ویژگیهای نوح (و از جمله طبیعتاً عمر او) را به تصریح خود نوح و قومش عیناً مثل سایر ابنای بشر میدانست، و نیز آیهٔ مذکور در یادداشت بخش۳ که اشاره به عمر گذرای نوح داشت تقویت میشود و قابل تأیید مینماید
T.me/baznegari/502
عمر نوح بخش۱
(آیا حضرت نوح ۹۵۰ سال و بلکه بیشتر عمر کرد؟):
T.me/baznegari/442
عمر نوح بخش۲
(دو گزارش ظاهراً متفاوت در آیات قرآن):
T.me/baznegari/453
عمر نوح بخش۳
(اشارهٔ قرآن به عمر عادی و گذرای نوح):
T.me/baznegari/457
عمر نوح بخش۴
(عاقبت بزرگسازیِ عمر انبیا):
T.me/baznegari/460
(وجود جملات هُنری، تألیفی و "غیر واقعی" در قرآن)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۴
@baznegari
قرآن در توصیف حالتِ مرگ سلیمان، صحنهای هنری و گویا صرفاً تخیّلی را به نمایش میگذارد. در این ترسیم تخیّلی، رؤیایی و غیر واقعی توضیح میدهد همین که اَجل سلیمان رسید همانجا عصابهدست و گویا ایستاده، میخکوب شد، و مدتهای بسیار مدید در همان حالت ماند و هیچ بنی بشری از مرگش در این مدت باخبر نشد زیرا مانند یک فرد سالم، سرِ جایش بیحرکت ایستاده بود؛ این وضعیت اینقدر به درازا کشید و ادامه یافت تا سرانجام، موریانه کارِ خود کرد و توانست آرامآرام و طبیعتاً با ماهها و بلکه سالها کار مداوم، عصا را بخورَد و از درون بپوکانَد و بشکند و سبب افتادن سلیمان بر زمین شود؛ و در پیِ همین افتادن بود که اطرافیان چه انس و چه جن پی بُردند که ای دلِ غافل، سلیمان نه الآن بلکه از همان زمانی که بیحرکت و میخکوب شده بود مُرده است:
«چون حُکم مرگ وی را کردیم، مردم را به مرگ وی آگاه نکرد مگر موریانه که عصای او را میخورد. چون سلیمان به زمین افتاد جنّیان دانستند که اگر دانای غیب بودند در عذاب خوارکننده نمیماندند» (ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ سوره سبأ از قاموس قرآن قرشی):
فلمّا قضینا علیه الموت ما دلّهم علی موته إلا دابّةُ الأرض تأکل مِنسَأته فلمّا خرَّ تبیّنت الجنّ أنْ لو کانوا یعملون الغیب ما لبثوا فی العذاب المُهین.
مگر میشود باور کرد چنان شخصیت بزرگی با آن همه خَدَم و حَشَم و دربار و خانواده، مرگش و اتفاقاً در داخل کاخ پادشاهی و در برابر انظار، از چشم آنهمه چشم، مخفی بماند و هیچکس با وجود مُردن و میخکوب شدنِ غیر طبیعیاش به سراغ وی نرود، تا سرانجام شکستن عصایش با خورده شدن توسط موریانه، موجب خبردار شدنِ اطرافیان گردد؟ وانگهی فرد بلافاصله پس از مردن، واژگون میشود و بر زمین میاُفتد و عصا و چوبدستی نمیتواند مانعِ این افتادن (چه بر زمین چه بر دستههای صندلی) شود.
چنانکه ملاحظه شد قرآن در این ترسیم، از قالب واقعیت خارج شد تا مرگ آن پادشاه بزرگ و نبیِ نامدار را، همانند پادشاهی مقتدرانه، رؤیایی و بینظیرش متناظر با آن، «باعظمت، با اقتدار و رؤیایی» به تصویر کشد، و از ترسیم هنری و تئاترگونه برای مرگ این امپراتور بزرگ بهره گیرد و البته در خلال این تئاتر، به حقایقی که در ادامهٔ آیه آمده (علم غیب نداشتنِ ...) پرداخته است.
قرآن میتواند از همهٔ ظرفیتهای ادبی برای بیان مراد و داستانهایش استفاده کند. اگر کسی در تخیلی و غیر واقعی بودنِ ترسیم مرگ سلیمان تردید و انکار دارد بهتر است خودش آیات مربوطه را بیتکلّف بخوانَد و چارهای بهتر و البته منطقی بیندیشد.
بر همین اساس میتوان عمرِ ۹۵۰ سالهٔ نوح در آیهٔ «فلبث فیهم ألف سنة إلا خمسین عاماً» را نیز غیر واقعی و با هدف بیانِ تلاش بسیار زیاد او در دعوت و انذار مردم دانست.
آن عدد بسیار بزرگ و باورنکردنی را همانند مَثَلِ «اینقدر گفت که زبانش مو درآورد » بدانیم؛ و یعنی انگار با آن آیه میخواهد بگوید: نوح در مسیر نبوت و رسالت و دعوت اینقدر گفت و گفت که زبانش مو درآورد؛ ولی همچنانکه در آن مَثَل، گوینده فقط میخواهد تلاش زایدالوصفِ خود در گفتن و تفهیم مطلب را برسانَد و هرگز زبان کسی با زیاد گفتن، مو در نمیآورَد، به همین ترتیب در آن آیه نیز صرفاً میخواهد تلاش مستمرّ و خستگیناپذیر و زایدالوصف (و مثلا معادل هزار سال زحمتِ) نوح در مسیر دعوت را نشان دهد و نه اینکه واقعاً عمرش و یا مدت رسالتش هزار سال (یا ۹۵۰ سال) بوده.
علت انتخاب عددِ ۹۵۰:
علتِ اینکه از میان اینهمه عددِ غیر واقعی برای بیان آن تلاش مستمر و خستگیناپذیرِ نوح، عدد ۹۵۰ سال را انتخاب کرد، وجود این عدد در متون اهل کتاب (تورات، سِفر پیدایش، فصل ۹ آیهٔ ۲۹) بود که قرآن با ذکر آن میخواست الفت و اُنسی با ایشان برقرار کند (چرا که خود را اجمالاً مصدّق آنها معرفی کرده بود) ولی جالب اینکه همین عدد را نه سرراست به صورت ۹۵۰، بلکه در قالب هزار سال پنجاه سال کم، بیان کرد تا با ذکر واژهٔ «هزار» توجهِ بیشتر مخاطب را به آن تلاش فوقالعاده جلب کند.
🔸این تبیین و توجیه، توسط آیات مذکور در یادداشت بخش۲ که همهٔ ویژگیهای نوح (و از جمله طبیعتاً عمر او) را به تصریح خود نوح و قومش عیناً مثل سایر ابنای بشر میدانست، و نیز آیهٔ مذکور در یادداشت بخش۳ که اشاره به عمر گذرای نوح داشت تقویت میشود و قابل تأیید مینماید
T.me/baznegari/502
عمر نوح بخش۱
(آیا حضرت نوح ۹۵۰ سال و بلکه بیشتر عمر کرد؟):
T.me/baznegari/442
عمر نوح بخش۲
(دو گزارش ظاهراً متفاوت در آیات قرآن):
T.me/baznegari/453
عمر نوح بخش۳
(اشارهٔ قرآن به عمر عادی و گذرای نوح):
T.me/baznegari/457
عمر نوح بخش۴
(عاقبت بزرگسازیِ عمر انبیا):
T.me/baznegari/460
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
عمر نوح بخش۵
(وجود جملات هُنری، تألیفی و "غیر واقعی" در قرآن)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۴
@baznegari
قرآن در توصیف حالتِ مرگ سلیمان، صحنهای هنری و گویا صرفاً تخیّلی را به نمایش میگذارد. در این ترسیم تخیّلی، رؤیایی و غیر واقعی توضیح میدهد همین که اَجل…
(وجود جملات هُنری، تألیفی و "غیر واقعی" در قرآن)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۴
@baznegari
قرآن در توصیف حالتِ مرگ سلیمان، صحنهای هنری و گویا صرفاً تخیّلی را به نمایش میگذارد. در این ترسیم تخیّلی، رؤیایی و غیر واقعی توضیح میدهد همین که اَجل…
توضیحات سادهٔ یک ایرانی ساکن چین در بارهٔ ویروس کرونا، و اقدامات پیشگیرانهٔ فردی و دولتی
(کانال بازنگری @baznegari)
منبع:
T.me/iranoralhistory/2269
(کانال بازنگری @baznegari)
منبع:
T.me/iranoralhistory/2269
Telegram
خشتِ خام | حسین دهباشی
کُرونا و حَرَم. این خلوص و دلِ شکسته و همچنان امیدوارِ "زائر" است که مگر در صحن روحانیِ اماکن مقدسه «شفا» برویانَد وگرنه آستان حضرت معصومه و حتی رضوی (ع)، گاه همچو اکنون میتوانند نه شفاخانهٔ مضطرّان، بل به مرکز انتشار بیماریِ لاعلاج و دردِ بیدرمان به شهرها و کشورهای منطقه تبدیل شوند؛ و درست از همین روست که بارگاه مقدس مولا علی به محض رسیدن یکی از آن انتشاریها به حوزهٔ نجف، بلافاصله قفل شد. کانال بازنگری (ترکاشوند) @baznegari
کُرونا و قمالمقدّسه.
به کدامین گناه، مرکز این دردِ بیدرمان و نشر آن شدی!؟
به گناه بیحجابی؟ هرگز
به گناه کمحجابی؟ هرگز
به گناه بینمازی؟ هرگز
به گناه فقدان فقیه و مبلغ؟ هرگز
به گناه بیتوجهی به شعائر و مناسک؟ هرگز
به ...؟ هرگز
به ...؟ هرگز
... هرگز
... هرگز
هرگز
هرگز
پس علّتیابانِ حوزهات که فعّالانه هر بیتدبیری و ناکارآمدی و خشکسالی و هر حادثهٔ طبیعی را به آسانی به گردن بیحجابان و بینمازان و نامطیعان و... میاندازند، یا پوزش بخواهند و دست از منقولات کهنهٔ بیاعتبار بردارند و یا به همان آسانی گناه این ویروسِ رو به فراگیری را به عهده گیرند. کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۶ @baznegari
به کدامین گناه، مرکز این دردِ بیدرمان و نشر آن شدی!؟
به گناه بیحجابی؟ هرگز
به گناه کمحجابی؟ هرگز
به گناه بینمازی؟ هرگز
به گناه فقدان فقیه و مبلغ؟ هرگز
به گناه بیتوجهی به شعائر و مناسک؟ هرگز
به ...؟ هرگز
به ...؟ هرگز
... هرگز
... هرگز
هرگز
هرگز
پس علّتیابانِ حوزهات که فعّالانه هر بیتدبیری و ناکارآمدی و خشکسالی و هر حادثهٔ طبیعی را به آسانی به گردن بیحجابان و بینمازان و نامطیعان و... میاندازند، یا پوزش بخواهند و دست از منقولات کهنهٔ بیاعتبار بردارند و یا به همان آسانی گناه این ویروسِ رو به فراگیری را به عهده گیرند. کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۶ @baznegari
کُرونا و مسئولیّت شرعیِ مسجدیها.
اگر مدارس و دانشگاهها به تشخیص کارشناسان و مسئولان تعطیل شوند، باید حوزهها و به ویژه مساجد نیز تعطیل شوند، و در این مدّت شبکههای تلویزیونی (همانند دوران جنگ و بلکه نظامیافتهتر) با برپایی کلاسهای مجازی و از راهِ دور، به جبران تعطیلیِ ناخواستهٔ مدارس و دانشگاهها و حوزهها بپردازند و در اوقات نماز نیز بینندگان همزمان با پخش اقامهٔ نماز، با آن همآوایی کنند و جماعت مَجازی راه بیندازند.
نمازگزارِ مسجدبُرو باید پیشگامِ حفظ جان خود و دیگران باشد و اگر بخواهد به هر دلیل و با هر حجّتی، قید خطرِ این بیماری را بزند و همچنان خالصانه اصرار بر مسجد رفتن و شرکت در نماز جماعت داشته باشد باید بداند خدای ناکرده در صورت ابتلایش به کروناویروس، این فقط خودِ او نیست که درگیر خطر شده زیرا خانواده و تمام کسانی که با وی در ارتباطند نیز در معرض ریسک خالصانهٔ وی قرار خواهند گرفت؛ بنابراین شرکت در نمازهای جماعت در صورت تشخیص کارگزاران بهداشت و سلامت کشور مبنی بر عدم حضور در تجمّعها (مدرسه، دانشگاه، حوزه، حَرَم، مسجد، مصلّی، نشستها، آموزشگاهها و...) اقدامی خودپسندانه، غیر شرعی، غیر اخلاقی و غیر عقلایی است چرا که بازی با جانِ خود و در خطر انداختن جان خویشان و بستگانِ دلبندی است که هنگام اوقات ملکوتی نماز و نیایش باید در خانه یا دفتر کار به صورت فُرادیٰ برای سلامتی آنان و دیگر هموطنان و همنوعان به ویژه در حقّ کادر درمانی بیمارستانها و درمانگاهها و برای رفع این بلای شایع دعای خالصانه کرد و نه با تقدّس جاهلانه به شیوع آن دامن زد.
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۶ @baznegari
اگر مدارس و دانشگاهها به تشخیص کارشناسان و مسئولان تعطیل شوند، باید حوزهها و به ویژه مساجد نیز تعطیل شوند، و در این مدّت شبکههای تلویزیونی (همانند دوران جنگ و بلکه نظامیافتهتر) با برپایی کلاسهای مجازی و از راهِ دور، به جبران تعطیلیِ ناخواستهٔ مدارس و دانشگاهها و حوزهها بپردازند و در اوقات نماز نیز بینندگان همزمان با پخش اقامهٔ نماز، با آن همآوایی کنند و جماعت مَجازی راه بیندازند.
نمازگزارِ مسجدبُرو باید پیشگامِ حفظ جان خود و دیگران باشد و اگر بخواهد به هر دلیل و با هر حجّتی، قید خطرِ این بیماری را بزند و همچنان خالصانه اصرار بر مسجد رفتن و شرکت در نماز جماعت داشته باشد باید بداند خدای ناکرده در صورت ابتلایش به کروناویروس، این فقط خودِ او نیست که درگیر خطر شده زیرا خانواده و تمام کسانی که با وی در ارتباطند نیز در معرض ریسک خالصانهٔ وی قرار خواهند گرفت؛ بنابراین شرکت در نمازهای جماعت در صورت تشخیص کارگزاران بهداشت و سلامت کشور مبنی بر عدم حضور در تجمّعها (مدرسه، دانشگاه، حوزه، حَرَم، مسجد، مصلّی، نشستها، آموزشگاهها و...) اقدامی خودپسندانه، غیر شرعی، غیر اخلاقی و غیر عقلایی است چرا که بازی با جانِ خود و در خطر انداختن جان خویشان و بستگانِ دلبندی است که هنگام اوقات ملکوتی نماز و نیایش باید در خانه یا دفتر کار به صورت فُرادیٰ برای سلامتی آنان و دیگر هموطنان و همنوعان به ویژه در حقّ کادر درمانی بیمارستانها و درمانگاهها و برای رفع این بلای شایع دعای خالصانه کرد و نه با تقدّس جاهلانه به شیوع آن دامن زد.
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۶ @baznegari
دژکام امام جمعهٔ شیراز:
اینکه من باید نماز جماعت را تعطیل کنم یا نکنم، مدیر حوزهٔ سلامتِ استان باید بگوید ... و هر اطلاعیه داده شد اولین کسی که باید اطاعت کند بنده هستم. میگویند برای برگزاری اعتکاف چه باید کرد؟ به افراد گفتم، نظر مسؤولان بهداشتی را کسب و هرچه گفتند، عمل کنید. کانال بازنگری (ترکاشوند) @baznegari
منبع:
https://t.me/webda/24758
.
.
اینکه من باید نماز جماعت را تعطیل کنم یا نکنم، مدیر حوزهٔ سلامتِ استان باید بگوید ... و هر اطلاعیه داده شد اولین کسی که باید اطاعت کند بنده هستم. میگویند برای برگزاری اعتکاف چه باید کرد؟ به افراد گفتم، نظر مسؤولان بهداشتی را کسب و هرچه گفتند، عمل کنید. کانال بازنگری (ترکاشوند) @baznegari
منبع:
https://t.me/webda/24758
.
.
Telegram
وبدا ؛ رسانه سلامت
♦دیدگاه نماینده ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز درباره برپایی نمازجماعت و اعتکاف در شرایط شیوع کرونا
آیتالله دژکام: اینکه من باید نماز جماعت را تعطیل کنم یا نکنم، مدیر حوزه سلامت استان باید بگوید؛ در مورد نحوه مدیریت بیماری هم باید آنچه در این…
آیتالله دژکام: اینکه من باید نماز جماعت را تعطیل کنم یا نکنم، مدیر حوزه سلامت استان باید بگوید؛ در مورد نحوه مدیریت بیماری هم باید آنچه در این…
به امید شفا راهیِ قم شد
امام رضا در خراسان به ولایتعهدی رسید و سکّه به نامش ضرب شد؛
یک سال بعد، خواهرش فاطمهٔ معصومه که در غیاب پدر، وابستگی بیشتری به برادر پیدا کرده بود رأساً یا در پیِ دعوتنامهٔ ولیعهد (ع)، با کاروانی از مدینه راهی خراسان شد؛ راه دور و دراز بود، در ساوه به شدّت بیمار شد و طبیعتاً با این وضع، تداوم سفر منطقی نبود پس به امید بهبودی و شفا و تجدید قوا و عادی شدنِ احوال، راهیِ قم که پایگاه شیعیان و محبان و آشنایان بود و در نزدیکیهای ساوه قرار داشت شد. در قم با وجود استقبال مضاعف و مراقبت ویژه امّا نتوانست بر بیماری غلبه کند و دوا و درمانِ میزبانان افاقه نکرد و پس از ۱۷ روز، معصومانه دست از جهان شست و به دیدار برادر نایل نشد.
درسها و نکتهها:
•مهاجرت برای زندگی بهتر
•پذیرش ریسک این مهاجرتِ سخت و پر خطر
•تلاش برای بهبودی با سفر به مهیّاترین محیط
•ناامید نشدن
•مجرّد به کشور دیگر رفتن
•ماندگار شدن در تاریخ
•درمان میزبانان قُمی و دعاهای خودِ این دوشیزهٔ مکرّمه به بهبودی و شفا نینجامید
•پس باید همچو خودِ او آستین همّت و تلاش را بالا زد
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۸
@baznegari
امام رضا در خراسان به ولایتعهدی رسید و سکّه به نامش ضرب شد؛
یک سال بعد، خواهرش فاطمهٔ معصومه که در غیاب پدر، وابستگی بیشتری به برادر پیدا کرده بود رأساً یا در پیِ دعوتنامهٔ ولیعهد (ع)، با کاروانی از مدینه راهی خراسان شد؛ راه دور و دراز بود، در ساوه به شدّت بیمار شد و طبیعتاً با این وضع، تداوم سفر منطقی نبود پس به امید بهبودی و شفا و تجدید قوا و عادی شدنِ احوال، راهیِ قم که پایگاه شیعیان و محبان و آشنایان بود و در نزدیکیهای ساوه قرار داشت شد. در قم با وجود استقبال مضاعف و مراقبت ویژه امّا نتوانست بر بیماری غلبه کند و دوا و درمانِ میزبانان افاقه نکرد و پس از ۱۷ روز، معصومانه دست از جهان شست و به دیدار برادر نایل نشد.
درسها و نکتهها:
•مهاجرت برای زندگی بهتر
•پذیرش ریسک این مهاجرتِ سخت و پر خطر
•تلاش برای بهبودی با سفر به مهیّاترین محیط
•ناامید نشدن
•مجرّد به کشور دیگر رفتن
•ماندگار شدن در تاریخ
•درمان میزبانان قُمی و دعاهای خودِ این دوشیزهٔ مکرّمه به بهبودی و شفا نینجامید
•پس باید همچو خودِ او آستین همّت و تلاش را بالا زد
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۸
@baznegari
کُرونا و رفع فیلتر موقّتِ تلگرام
اینکه متولّیان حکومتمان به چه عللی شبکهٔ محبوب اکثر قاطع هموطنان را فیلتر کردند، اینک محلّ نقد و بررسی نیست ولی هر علّتی داشته، از «حفظ جان» مردم مهمتر نبوده، زیرا تا «حیات» نباشد دیگر اولویتها هم وجود نخواهد داشت؛ و اینک که در پیِ شیوعِ رو به تزاید کرونا ویروس، مسئولان و کارشناسان بهداشتی با پیامهایشان خواهان مراقبت و به ویژه ماندن در خانهها (تا جایی که امکان دارد) و حاضر نشدن در جمعها میشوند به گونهای که مردم ترجیح میدهند حتّی دیدارهای خانوادگی و بستگان را نیز محدود به ارتباط از طریق تلفن و شبکههای مَجازی کنند بنابراین راهِ دوری نمیرود اگر متولیان امر و ستاد ملّی مبارزه با کُرونا، در اعتنا به آن پیشگیریهای معقول و برای «جبران توقّفِ صلهٔ رَحِم»، به رفع فیلتر موقتِ تلگرام تا پایان غلبهٔ کشور بر این بیماری اقدام کنند.
کانال بازنگری (ترکاشوند)، ۱۳۹۸/۱۲/۸ @baznegari
اینکه متولّیان حکومتمان به چه عللی شبکهٔ محبوب اکثر قاطع هموطنان را فیلتر کردند، اینک محلّ نقد و بررسی نیست ولی هر علّتی داشته، از «حفظ جان» مردم مهمتر نبوده، زیرا تا «حیات» نباشد دیگر اولویتها هم وجود نخواهد داشت؛ و اینک که در پیِ شیوعِ رو به تزاید کرونا ویروس، مسئولان و کارشناسان بهداشتی با پیامهایشان خواهان مراقبت و به ویژه ماندن در خانهها (تا جایی که امکان دارد) و حاضر نشدن در جمعها میشوند به گونهای که مردم ترجیح میدهند حتّی دیدارهای خانوادگی و بستگان را نیز محدود به ارتباط از طریق تلفن و شبکههای مَجازی کنند بنابراین راهِ دوری نمیرود اگر متولیان امر و ستاد ملّی مبارزه با کُرونا، در اعتنا به آن پیشگیریهای معقول و برای «جبران توقّفِ صلهٔ رَحِم»، به رفع فیلتر موقتِ تلگرام تا پایان غلبهٔ کشور بر این بیماری اقدام کنند.
کانال بازنگری (ترکاشوند)، ۱۳۹۸/۱۲/۸ @baznegari