کانال بازنگری | ترکاشوند
16.8K subscribers
199 photos
95 videos
15 files
1.24K links
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4

• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314

• فهرست موضوعیِ یادداشت‌های کانال:
T.me/baznegari/1162

.
Download Telegram
کُرونا و حَرَم. این خلوص و دلِ شکسته و همچنان امیدوارِ "زائر" است که مگر در صحن روحانیِ اماکن مقدسه «شفا» برویانَد وگرنه آستان حضرت معصومه و حتی رضوی (ع)، گاه همچو اکنون می‌توانند نه شفاخانهٔ مضطرّان، بل به مرکز انتشار بیماریِ لاعلاج و دردِ بی‌درمان به شهرها و کشورهای منطقه تبدیل شوند؛ و درست از همین روست که بارگاه مقدس مولا علی به محض رسیدن یکی از آن انتشاری‌ها به حوزهٔ نجف، بلافاصله قفل شد. کانال بازنگری (ترکاشوند) @baznegari
کُرونا و قم‌المقدّسه.
به کدامین گناه، مرکز این دردِ بی‌درمان و نشر آن شدی!؟
به گناه بی‌حجابی؟ هرگز
به گناه کم‌حجابی؟ هرگز
به گناه بی‌نمازی؟ هرگز
به گناه فقدان فقیه و مبلغ؟ هرگز
به گناه بی‌توجهی به شعائر و مناسک؟ هرگز
به ...؟ هرگز
به ...؟ هرگز
... هرگز
... هرگز
هرگز
هرگز

پس علّت‌یابانِ حوزه‌ات که فعّالانه هر بی‌تدبیری و ناکارآمدی و خشکسالی و هر حادثهٔ طبیعی را به آسانی به گردن بی‌حجابان و بی‌نمازان و نامطیعان و... می‌اندازند، یا پوزش بخواهند و دست از منقولات کهنهٔ بی‌اعتبار بردارند و یا به همان آسانی گناه این ویروسِ رو به فراگیری را به عهده گیرند. کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۶ @baznegari
کُرونا و مسئولیّت شرعیِ مسجدی‌ها.

اگر مدارس و دانشگاه‌ها به تشخیص کارشناسان و مسئولان تعطیل شوند، باید حوزه‌ها و به ویژه مساجد نیز تعطیل شوند، و در این مدّت شبکه‌های تلویزیونی (همانند دوران جنگ و بلکه نظام‌یافته‌تر) با برپایی کلاس‌های مجازی و از راهِ دور، به جبران تعطیلیِ ناخواستهٔ مدارس و دانشگاه‌ها و حوزه‌ها بپردازند و در اوقات نماز نیز بینندگان همزمان با پخش اقامهٔ نماز، با آن هم‌آوایی کنند و جماعت مَجازی راه بیندازند.
نمازگزارِ مسجدبُرو باید پیشگامِ حفظ جان خود و دیگران باشد و اگر بخواهد به هر دلیل و با هر حجّتی، قید خطرِ این بیماری را بزند و همچنان خالصانه اصرار بر مسجد رفتن و شرکت در نماز جماعت داشته باشد باید بداند خدای ناکرده در صورت ابتلایش به کروناویروس، این فقط خودِ او نیست که درگیر خطر شده زیرا خانواده و تمام کسانی که با وی در ارتباطند نیز در معرض ریسک خالصانهٔ وی قرار خواهند گرفت؛ بنابراین شرکت در نمازهای جماعت در صورت تشخیص کارگزاران بهداشت و سلامت کشور مبنی بر عدم حضور در تجمّع‌ها (مدرسه، دانشگاه، حوزه، حَرَم، مسجد، مصلّی، نشست‌ها، آموزشگاه‌ها و...) اقدامی خودپسندانه، غیر شرعی، غیر اخلاقی و غیر عقلایی است چرا که بازی با جانِ خود و در خطر انداختن جان خویشان و بستگانِ دلبندی است که هنگام اوقات ملکوتی نماز و نیایش باید در خانه یا دفتر کار به صورت فُرادیٰ برای سلامتی آنان و دیگر هموطنان و همنوعان به ویژه در حقّ کادر درمانی بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها و برای رفع این بلای شایع دعای خالصانه کرد و نه با تقدّس جاهلانه به شیوع آن دامن زد.
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۶ @baznegari
دژکام امام جمعهٔ شیراز:
این‌که من باید نماز جماعت را تعطیل کنم یا نکنم، مدیر حوزهٔ سلامتِ استان باید بگوید ... و هر اطلاعیه داده شد اولین کسی که باید اطاعت کند بنده هستم. می‌گویند برای برگزاری اعتکاف چه باید کرد؟ به افراد گفتم، نظر مسؤولان بهداشتی را کسب و هرچه گفتند، عمل کنید. کانال بازنگری (ترکاشوند) @baznegari

منبع:
https://t.me/webda/24758
.
.
به امید شفا راهیِ قم شد

امام رضا در خراسان به ولایتعهدی رسید و سکّه به نامش ضرب شد؛
یک سال بعد، خواهرش فاطمهٔ معصومه که در غیاب پدر، وابستگی بیشتری به برادر پیدا کرده بود رأساً یا در پیِ دعوتنامهٔ ‌ولیعهد (ع)، با کاروانی از مدینه راهی خراسان شد؛ راه دور و دراز بود، در ساوه به شدّت بیمار شد و طبیعتاً با این وضع، تداوم سفر منطقی نبود پس به امید بهبودی و شفا و تجدید قوا و عادی شدنِ احوال، راهیِ قم که پایگاه شیعیان و محبان و آشنایان بود و در نزدیکی‌های ساوه قرار داشت شد. در قم با وجود استقبال مضاعف و مراقبت ویژه امّا نتوانست بر بیماری غلبه کند و دوا و درمانِ میزبانان افاقه نکرد و پس از ۱۷ روز، معصومانه دست از جهان شست و به دیدار برادر نایل نشد.

درس‌ها و نکته‌ها:
•مهاجرت برای زندگی بهتر
•پذیرش ریسک این مهاجرتِ سخت و پر خطر
•تلاش برای بهبودی با سفر به مهیّاترین محیط
•ناامید نشدن
•مجرّد به کشور دیگر رفتن
•ماندگار شدن در تاریخ
•درمان میزبانان قُمی و دعاهای خودِ این دوشیزهٔ مکرّمه به بهبودی و شفا نینجامید
•پس باید همچو خودِ او آستین همّت و تلاش را بالا زد

کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۸
@baznegari
کُرونا و رفع فیلتر موقّتِ تلگرام

این‌که متولّیان حکومت‌مان به چه عللی شبکهٔ محبوب اکثر قاطع هموطنان را فیلتر کردند، اینک محلّ نقد و بررسی نیست ولی هر علّتی داشته، از «حفظ جان» مردم مهم‌تر نبوده، زیرا تا «حیات» نباشد دیگر اولویت‌ها هم وجود نخواهد داشت؛ و اینک که در پیِ شیوعِ رو به تزاید کرونا ویروس، مسئولان و کارشناسان بهداشتی با پیام‌های‌شان خواهان مراقبت و به ویژه ماندن در خانه‌ها (تا جایی که امکان دارد) و حاضر نشدن در جمع‌ها می‌شوند به گونه‌ای که مردم ترجیح می‌دهند حتّی دیدارهای خانوادگی و بستگان را نیز محدود به ارتباط از طریق تلفن و شبکه‌های مَجازی کنند بنابراین راهِ دوری نمی‌رود اگر متولیان امر و ستاد ملّی مبارزه با کُرونا، در اعتنا به آن پیشگیری‌های معقول و برای «جبران توقّفِ صلهٔ رَحِم»، به رفع فیلتر موقتِ تلگرام تا پایان غلبهٔ کشور بر این بیماری اقدام کنند.
کانال بازنگری (ترکاشوند)، ۱۳۹۸/۱۲/۸ @baznegari
عصر ارتباطات چه راحت خرافات را می‌روبَد

@baznegari

چه داستان‌ها که در منابر از رفع خشکسالی در پیِ نماز باران خواندنِ فلان عالِم برای‌مان نقل نکردند و ما صُمٌّ بُکْم به آن‌ها گوش می‌دادیم و انگار باورمان می‌شد؛ تا این‌که کشورمان در ده سال گذشته با همان خشکسالی روبرو شد امّا دریغ از یک عالِم که جرأت کند (با فراخوان و جمع‌کردنِ جمعیّت) نماز باران بخواند زیرا می‌دانست دوربین‌ها، خبرنگاران، سایت‌های اینترنتی، شبکه‌های پیام‌رسان و...، به طرفةالعینی خبرِ آن نماز و نتیجه‌اش را به سرتاسر کشور و جهان مخابره می‌کنند و در صورت ناکامی دست‌شان رو می‌شود؛ پس خداحافظ نماز باران

چه داستان‌ها در آثارشان که در ایمنی‌بخشی و بلاگردانیِ این وِرد و آن بقعه و آستان در فلان زمان و مکان به هنگام شیوع فلان مَرَض و طاعون و وبا و...، برای‌مان نگفتند و ننوشتند؛ امّا اینک که در ایستگاه ارتباطاتِ برق‌آسا به بلای شایع کُرونا رسیدند (با وجود آخرین مقاومت‌های بسیار معدود) یک به یکِ مقابر مقدسه، مصلّیٰ‌ها، مراسمات اعتکاف و بعضاً مساجد تعطیل می‌شوند و هیچ مرجع مذهبی، مردم را برای ایمن ماندن از این بلا به اعتکاف در بقاع متبرکه دعوت نمی‌کند زیرا دعوت همان و هزاران چشمِ خبررسان همان.

دکتر ابوالقاسم گرجی (فقیه و مجتهد) که همین روزها (هفتم اسفند) سالگرد درگذشت وی است سال‌ها پیش در تلویزیون شنیدم که گفت: در آیهٔ اُدعونی أستجِب لکم، دعا به معنای «خواندن» نیست بلکه به معنای «خواستن» است و معنای آیه این است که: بخواهید تا اجابت شود (نقل به مضمون).

بنابراین باید آستین همّت را بالا زد و با تجهیز به دانش روز و کسب تجارب دیگر ملل و مراکز پیشرفتهٔ جهانی، با این ویروس مقابله کرد. همه از پیامبر گرامی این سخنِ منسوب به وی (ص) را شنیده‌ایم که: علم بیاموزید ولو با رفتن به [مسیری دور چون] چین «اُطلبوا العلم ولو بالصین»؛
خوب است در مهار و کنترل این ویروس به همان چینِ نبوی (که اتفاقاً اولین کشور مبتلا به آن ویروس است) تأسی کرد و مو به مو از روش این کشور پیشرفته (و دومین اقتصاد جهان) و نیز رهنمودهای سازمان بهداشت جهانی الگو گرفت و به این نوع منقولات👇دل خوش نداشت:


در جریان ابتلای اهل سامره به وبا، که آقا سید محمد فشارکی به شیعیان دستور داده بود سه روز روزه بدارند و زیارت عاشورا بخوانند، فوج‌فوج از اهل تسنن می‏‌مردند و یک نفر شیعه از دنیا نمی‏‌رفت؛ ازاین‌رو، بعضی از اهل تسنن در صحنِ مقابل ضریح امام هادی علیه‏‌السلام می‏‌ایستادند و می‏‌گفتند: «یا عَلِیّ الْهادی، نُسَلّمُ عَلَیک مِثْلَ ما یسَلّمُ عَلَیک الشیعَةُ؛ ای علی‌الهادی، همان‌گونه که شیعه به تو سلام می‏‌گویند، ما به تو سلام می‏‌گوییم».

کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۱۱ @baznegari
آیا پیامبر شقّ‌القمر کرد؟

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۱۲

در روایات آمده که کُرهٔ ماه به اشارهٔ پیامبر از هم شکافته و دو نیم شد و سپس دوباره به هم چسبید. آیه‌ای که برای اثبات این معجزه به آن دستاویز می‌کنند آیات نخست سورهٔ قمر است:
اقتربت الساعة و انشقّ القمر، و إن یرَو آیةً یُعرضوا و یقولوا سحرٌ مستمِرٌّ، ...

پیش از این با اشاره به تصویری از ماه نوشته بودم:
«سوگند که تو هیچ‌گاه نیم نشده‌ای و سوگند که خورشیدت با نماز قضاشدهٔ کسی، شب‌وروز را جابجا نکرده»:
T.me/baznegari/157
اگر شقّ القمر (انشقاق القمر) در آن آیه دلالت بر اعجازِ دو نیم شدن کُرهٔ ماه در زمان پیامبر گرامی داشته باشد در این صورت مطابق آیات سورهٔ انفطار، «انشقاق» و حتّی تکویر (که همانند سورهٔ قمر، آیاتش در بارهٔ حوادثِ در آستانه و شُرُف و نزدیکیِ قیامت/ساعة است) می‌توان علاوه بر شکافتن ماه همچنین قائل به:
شکافتن آسمان
پراکنده‌شدن کواکب
درهم پیچیده‌شدن خورشید
تیره‌شدن ستارگان
و «شقّ السماء»
نیز در همان زمانِ پیامبر شد
و یعنی با تفسیر اعجازی از سورهٔ قمر، موضوع محدود به شکافتن ماه نمی‌شود و همین دست اعجازها را می‌توان در بارهٔ خورشید و ستارگان و کلّ آسمان نیز وقوع‌یافته و رُخ‌داده به شمار آورد.

در این باره آیات زیر نیز به ما کمک می‌کند:

الف- یَسئل أیّان یوم القیامة، فإذا برِق البصر، و خسف القمر، و جُمع الشمس والقمر، یقول الإنسان یومئذٍ أین المفرّ (سوره قیامت، آیات ۶ تا ۱۰). در این‌جا به برخی رویدادها برای ماه در آستانهٔ قیامت همچو بی‌فروغ شدنش و نیز مُچاله‌شدنش در خورشید پرداخته چنان‌که در سورهٔ قمر قاچ‌خوردن و شکافتنش را ترسیم کرده بود

ب- یسئلونک عن الساعة أیّان مُرسیٰها قُل إنما علمها عند ربی لا یُجَلّیَها لوقتها إلا هو ثقلت فی السماوات والأرض ... (سوره اعراف، آیهٔ ۱۸۷). در این آیه نیز به حوادث سنگین کهکشانی (و از جمله برای ماه) در وقت ساعة/قیامت اشاره دارد

اگر آیهٔ موسوم به شقّ القمر در کنار آیات سوره‌های انفطار، انشقاق، تکویر و نیز دو آیهٔ بالا دیده شود، می‌توان آن آیه را همچو دیگر آیات سوره‌های یادشده مربوط به حوادث کهکشانیِ ماقبل قیامت دانست و نه رخ‌داده در زمان پیامبر.

چیزی که به آن برداشت نادرست (معجزهٔ شکافتن ماه به اشارهٔ پیامبر) دامن می‌زند نگاه خاص به آیاتی است که بلافاصله پس از آیهٔ شقّ القمر آمده:
(و إن یرَوا آیة یُعرضوا و یقولوا سحرٌ مستمِرٌ، ...)؛
حال آن‌که این آیات اتفاقاً در مقامِ «بی‌فایده بودنِ وقوع معجزه» صادر شده و اشاره به این درخواست مقدّرِ منکران دارد که مثلا می‌گفتند اگر او واقعاً پیامبر است چرا معجزه‌ای از سوی خدا به عنوان گواهِ رسالتش نمی‌آورَد؟، و این آیات به بی‌فایده بودنِ وقوع چنین معجزاتِ فرضی می‌پردازد و می‌گوید: اگر آیتی (معجزه‌ای) ببینند خواهند گفت این سحر و جادوست و معجزه نیست.
در واقع عبارتی که در مقام نفی معجزه در رسالت پیامبر نازل شده را، به ضدّ خود تبدیل کرده و آن را گواه معجزهٔ قاچ کردن ماه به اشارت انگشت پیامبر تفسیر کرده‌اند.
تازه این در صورتی است که کلمهٔ "آیة" در آن آیه را به معنای معجزه بگیریم و در غیر این صورت اگر آن را کلام قرآن و آیات وحیانی بدانیم (که اتفاقاً گواه و مؤیّد قرآنی هم دارد) بحث به کلی چیز دیگری خواهد شد و نفیاً و اثباتاً ربطی به معجزه ندارد. گواه مورد اشاره‌ام: یکی آن است که منکران قرآن و دیگر کتب آسمانی، آیات وحیانیِ قرآن را همانند آیهٔ اخیرِ مورد بحث، «سحر» می‌دانستند، و دیگر آن‌که وجود عبارات «جاءهم من الأنباء» و «حکمةٌ بالغةٌ» در دو و سه آیه بعد، می‌تواند قرینه باشد بر این‌که مراد از آیة، همین آیات وحیانیِ قرآن است و نه لزوماً معجزه. البته چنان‌که گفتم حتی اگر به معنای معجزه باشد، با هدف نفی لزوم آن صادر شده و نه اثباتش

برخی قدما در اشکالِ ماضی بودنِ اِنشقّ گفته‌اند: معنای انشقّ القمر این است که به زودی در هنگام قیام قیامت، ماه دو نیم می‌شود؛ و اگر گفته: دو نیم شد از این باب است که بفهماند حتماً واقع می‌شود.


گویا پس از آن‌که شقّ القمر را به شکافتِ ماه تفسیر کردند و برایش روایت ساختند و از این دستپخت خوش‌شان آمد گام بلندترِ بعدی را برداشتند و سراغ خورشید رفتند و حدیثِ ردّ الشمس را تولید کردند که طبق آن نه پیامبر بلکه این‌بار امام علی توانست نه یکبار بلکه دو بار خورشیدِ غروب‌کرده را جابجا کند تا:

در بار نخست، نماز عصری که به خاطر خوابیدن پیامبر روی پایش قضا شده بود را ادا کند

و بار دوم به خاطر افسوس یارانش که درگیر عبور از فرات بودند و نتوانستند در نماز جماعتِ امام شرکت کنند، باز هم به خواست او، خورشید عقب‌گرد کرد تا بتوانند نماز جماعت بخوانند

گفتنی است روایت جابجایی خورشید توسط امام علی، کپی‌شده از همین جابجایی کذایی توسط یوشع وصیّ موسی است که در عهد عتیق پرورده شد
T.me/baznegari/512
✔️ مرگ یک فرشته

مِن المؤمنین رجالٌ صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلاً

پاک و زلال از آغاز تا انجام

سید محمود خیّامی



صنعتگرِ پیشگام
کارآفرینِ مردمی
نیکوکارِ بی‌ریا



و آن‌گاه که از انقلاب‌مان امواج نامهربانش بدو رسید اما از خیر و از پا ننشست: مدرسه‌سازی در دیارش خراسان و...

۹ اسفند
دفتر عمرش بسته شد و
نام نیکش ماندگار؛
و
باقیات الصالحاتش
امتداد یافت

...کمَثَل حبّةٍ أنبتَت سبع سنابلَ ...
...مرد نکونام نمیرد هرگز ...

شکری است با شکایت

کانال بازنگری (ترکاشوند)
@baznegari
تفاوت انگیزه‌ها در حکومت دینی‌مان

و وجود تبعیض میان رسیدگی به امور شرعی‌مناسکی با امور عقلی‌حیاتی


بدون شرح



و فقط بنگرید به موضوعِ «راهپیمایی اربعین» و انگیزهٔ بالای متولیان، که از هفته‌ها و ماه‌ها قبل‌تر چگونه با شور و شوق شروع به تبلیغات و تدارکات و بسیج امکانات و راه‌اندازی ستادهای اربعین می‌کنند
و آن را مقایسه کنید با موضوع حیاتیِ «پیشگیری از ابتلای مردم به ویروسِ نوظهور و خطرناک و جهش‌یافته و سریع‌الانتشارِ کُرونا»، و انگیزه‌های بی‌رمقِ متولیان‌مان که با وجودی که شیوع آن را در چین و ایجاد بحران عجیب برای شهر یازده میلیونیِ ووهان و کل چینِ میلیارد نفری را از دو ماه قبل‌تر دیدند و می‌دانستند که آن تحفه به خاطر مراودات‌مان با آن‌ها بزودی به ایران و قم سفر می‌کند ولی دریغ از تجهیزِ حتّی کادر درمانی، دریغ از تعلیق پرواز و کنترل رفت‌وآمد، دریغ از بسته‌های ماسک و دستکش (خودِ ما همین دیروز به ماسک رسیدیم)، ...، دریغ از جان ارزان

مشکل کجاست؟ اولویتِ مناسک و اختصاصاتِ شرع بر «زندگی»

کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۱۵ @baznegari
کُرونا و دفع آن با زیارت عاشورا

بخش۱

امیر ترکاشوند

برخی کانال‌ها، با هدف مقابلهٔ دینی با ویروس کورونا، به حدیثی استناد کرده و پیگیرانه خواستار خواندن زیارت عاشورا شده تا با این کار، بلای این ویروس از میان برداشته شود؛
حال آن‌که در متن حدیث، نه سخنی از «زیارت عاشورا» به میان آمده (گویا از عبارتِ زیارة الحسین، آن زیارتنامه را برداشت کرده‌اند) و نه اساساً به هیچ زیارتنامه‌ای پرداخته است.
نادیده گرفتن کلمهٔ «قبر» در آن حدیث، پلّه‌پلّه موجب برداشت نامرتبط با حدیث شده؛ زیرا آن روایت صرفاً در بارهٔ «زیارت قبر امام حسین» (یعنی زائرین کربلا) است و نه زیارتنامهٔ امام‌حسین را خواندن (چه رسد خصوص زیارتنامهٔ عاشورا)

توجه
گفتنی است که با این تصحیح، قصد آن ندارم که بگویم برای مهار و دفع این ویروس، به جای خواندن زیارت عاشورا باید بارِ سفر بست و راهی کربلای مُعلّیٰ و زیارت قبر امام حسین شد زیرا؛
اولاً سفر همانا و انتقال این ویروس به کربلا و نجف و عراق همان،
و ثانیاً اصل روایت باید از جهت سندی و محتوایی و دلالی و نیز راست بودنِ فواید مذکور در آن (: ۱-افزایش رزق و روزی ۲-افزایش طول عمر ۳-رفع بلا و پیشامدهای ناگوار) مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد، به ویژه که در نقل شیخ مفید و در یکی از دو نقلِ کامل‌الزیارات، آن حدیث را بدون ذکر آن آثار و فواید آورده‌اند، فتأمّل.

در واقع علاوه بر این‌که در اثر غفلت از واژهٔ "قبر"، با مشکل تبدیلِ زیارت قبر امام حسین به زیارتنامهٔ عاشورا مواجهیم، همچنین مشکل دوم این است که در یک متن، اثری از آثار و فوایدِ سه‌گانهٔ جسمی معیشتی در پیِ زیارت قبر امام وجود ندارد ولی در متن دیگر، در خلال حدیث به ذکر آن فواید پرداخته است.

این دو متن متفاوت را مرور می‌‌کنیم:

متن۱-
عنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ قَالَ: مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَإِنَّ إِتْیَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ- یُقِرُّ لِلْحُسَیْنِ بِالْإِمَامَةِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (امام باقر [نوهٔ امام حسین] فرمود: شیعیانِ ما را امر کنید که به زیارت قبر حسین بروند زیرا انجام آن بر هر مؤمنى که امامت او را از جانب خدا، قبول دارد واجب است).
این متن در کامل‌الزیارات ابن‌قولویه ص۲۳۶، المقنعه شیخ‌مفید ص۴۶۸، المزار شیخ‌مفید ص۲۶ و المزار ابن مشهدی ص۳۴۰ به همین صورت آمده.

متن۲-
عن أبی‌جعفر قال: مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ فَإِنَّ إِتْیَانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السُّوءِ وَ إِتْیَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ یُقِرُّ للحسین بِالْإِمَامَةِ مِنَ اللَّهِ (امام باقر فرمود: شیعیان ما را به زیارت قبر حسین امرکنید، چرا که زیارتش روزی را افزون می‌کند و عمر را طولانی می‌گرداند و بلاها و بدی‌ها را دفع می‌کند و زیارت کردنِ او بر هر مومنی که اقرار به امامت او از جانب خدا داشته باشد،واجب است).
این متن که حاوی آن اضافات (فواید سه‌گانه) است در نقل دومِ کامل‌الزیارات ص۲۸۴ و نیز تهذیب شیخ‌طوسی ج۶ ص۴۲ آمده.

چیزی که ما را نسبت به این اضافات مشکوک می‌کند این است که شیخ صدوق در امالی، متن سومی آورده که به جای آن فواید سه‌گانه، به ذکر چهار فایدهٔ دیگر می‌پردازد و این احتمال را تقویت می‌کند که گویا آن اضافات و فواید، کلام راوی و شارحان و املا کنندگان باشد و نه سخن امام باقر.

متن۳-
عن أبی‌جعفر محمد بن علی قال: مروا شیعتنا بزیارة الحسین بن علی، فإن زیارته تدفع الهدم والغرق والحرق و أکل السبع، و زیارته مفترضة علی من أقر للحسین بالإمامة من الله عز و جل ( امام باقر گفت: پيروانِ ما را به زيارت [قبر] حسين بن علی سفارش كنيد زيرا زيارت او [بلاهایِ] در زير آوار و ته چاه ماندن، غرق شدن، در آتش سوختن، و طعمۀ درندگان گشتن را دور مى‌كند. زيارت او بر هركسى كه به امامتِ وی از جانب خدا اقرار كند واجب است).
متن سوم در امالی صدوق ص۲۰۶ ح۲۲۶، من لا یحضرِ صدوق ح ۳۱۷۷، و مناقب ابن‌شهرآشوب ج۳ ص۲۷۲ آمده.



اطلاعیهٔ یکی از کانال‌های صدر الاشاره (که طبیعتاً خالصانه، ولی با کم‌دقتی تنظیم شده) را همراه با عکس آن در زیر ببینید.
کانال بازنگری ۱۳۹۸/۱۲/۱۷
@baznegari

متن بالا به مرور ویرایش و تکمیل شد

............


🔻طرح قرائت زیارت عاشورا در سراسر کشور
جهت رفع بلای ویروس منحوس #کرونا

🔹امام محمد باقر (علیه‌السلام) فرمودند:
شیعیان ما را به زیارت امام حسین (علیه السلام) امر کنید، چرا که زیارتش بلاها و بدی‌ها را دفع می‌کند

✅ علاوه رعایت کامل اصول بهداشتی، لطفاً برای شرکت در این طرح تعداد قرائت‌ها و نام استان خود را به آیدی زیر ارسال نمایید:


ان‌شاالله آمار تعداد زیارت‌ عاشوراهای قرائت شده هرشب در کانال افسران جنگ نرم بارگذاری خواهد شد.

..........

منبع اطلاعیه:
https://t.me/Afsaran_ir/55349
.
کُرونا و دفع آن با زیارت عاشورا

بخش۲

(بی‌ارتباطیِ محتوای زیارت عاشورا با شفابخشی و دفع خطر و بلا و مرض)

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۱۸

گویند خواندنِ زیارت عاشورا چنین و چنان می‌کند و شفا می‌بخشد و دفع خطرات و بلایا و امراض می‌کند؛
اما این ادعا با سه چالش درونی روبروست:

اول این‌که متن زیارتنامهٔ عاشورا هیچ ربطی به شفابخشی و دعاهایی از آن نوع ندارد و مضمونش چند سلام و چندصد لعن و نفرین و بیان وقایع دلخراش کربلا و شهادت امام حسین و یاران باوفایش است که فاقد بستر برای طلب دفع قضا و بلاست.

دوم این‌که انتظار شفابخشی از مضامین زیارتنامهٔ عاشورا، انتظاری عجیب است زیرا محور این زیارتنامه (یعنی امام حسین) خود در مرکز ناامنی و مصائب بود چه موضوع زیارتنامه، حادثهٔ دلخراش کربلاست که امام حسین و خانواده و یارانش مطابق همین زیارتنامه با انواع خطر و مصیبت و مرگ فجیع و حتی لگدمال شدنِ پیکرهای مطهرشان زیر سُمِ اسبان و ستوران روبرو شدند و در اوج مظلومیت و بی‌پناهی جان دادند و هیچ فریادرسی به دادشان نرسید؛ حال نمی‌دانم گزارش محتوایی که کوچکترین رحمی به شخصیت‌هایش نکرد چگونه خوانندهٔ آن متن و گزارش را امیدوار به شفایابی از آن صحنه‌های بی‌ربط با شفا (و بلکه مخالف شفا) می‌کند؟

سوم این‌که صریحاً نقل شده که زیارتنامهٔ عاشورا را نه فقط امام باقر و امام صادق می‌خواندند بلکه امامان قبلی تا برسد به پیامبر گرامی، همه هر روز می‌خواندند، و در واقع منشأ این متن را به پیامبر و جبرئیل می‌کشانند؛ با این وصف قرائت مداوم زیارتنامهٔ عاشورا توسط امام حسین، حتّی نتوانست جلوی بزرگترین بلا و خطر نسبت به خودِ حضرت حسین در کربلا را بگیرد؛ پس در جایی که قرائتِ آن از سوی امام حسین (و دیگر ائمه) به دفع خطر از وی (و دیگر ائمه) نینجامید و ترسیم هولناک موجود در آن زیارتنامه را برای او به وجود آورد پس چه جای دخیل بستن به این زیارتنامه از سوی ما برای دفع بلا و خطر است؟


این شایعه از کجا آب می‌خورَد؟ (بیان یک احتمال):
امام محمد باقر که خود در حادثهٔ جانسوز کربلا حضور داشته و نوهٔ امام حسین است، از آن واقعهٔ ناگوار به عنوان نقطهٔ عطف استفاده می‌کند تا تشیعِ در حال شکل‌گیری را متشکّل کند و هویتی مستحکم بخشد او در همین راستا (با فرض صدور روایت) فرمان صادر کرد و خواستارِ این شد که هر کس امامتِ حسین را الهی و مقبول خدا می‌داند، باید سری به کربلا برود و بر سرِ مزارش حاضر شود (و مثلاً با او تجدید پیمان کند).
سپس برخی، از ساده‌لوحی یا از سرِ فرصت‌طلبی، آثاری بر این سفر مترتب کردند (افزایش روزی، طول عمر، دفع بلا) و به متن حدیث افزودند تا پایه‌ها را به زعم خود بیشتر تحکیم بخشند.
در گام بعدی به زائرین اطمینان داده شد که نگران نباشید چه اگر بارِ آن سفر ببندند از تمام بلایای رایج آن روزگار ایمن خواهند شد (خطر آوار و چاه و غرق شدن و آتش‌سوزی و حملهٔ درّندگان).
سپس حذف غیر عمدیِ کلمهٔ قبر در عبارتِ «زیارت قبر حسین» (در متنِ آن روایت)، بعدها این ذهنیّت را به وجود آورد که مراد از «زیارت حسین» نه زیارت قبر حسین بلکه خواندنِ زیارتنامهٔ حسین (و مشهورترینش زیارتنامهٔ عاشورا) است و در نتیجه اینطور شایع شد که آن آثار و فواید، با خواندن زیارت‌نامهٔ عاشورا به دست می‌آید؛

حال آن‌که آن آثار و فواید نه با خواندن زیارتنامهٔ عاشورا به دست می‌آید و نه با رفتن به زیارت مقبرهٔ امام، که هزاران درود و ثنا بر او باد🌷.

آن‌چه گفتم را می‌توان به عنوان یک «احتمال» مورد بررسی و سنجش قرار داد.

لینک یادداشت نخست برای کسانی که آن را نخوانده‌اند:
https://t.me/baznegari/517

گفتنی است زیارتنامهٔ عاشورا (زیارت عاشورای معروفه) از نظر اینجانب اساساً ساختگی بوده و قائلش امام باقر و یا حدیثی قدسی نیست. لینک مقاله‌ام در این باره و نیز یادداشتی در تکمیل آن:
https://t.me/baznegari/76
و
https://t.me/baznegari/75
.
.
چرا در این وانفسا آمادهٔ مقابله با کُرونا در عراق‌اند؟

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۱۹

دبیر شورایعالی امنیّت ملیِ جمهوری اسلامی ایران در دیدار با مقامات عراق، آمادگی کشورش برای کمک به عراق در مقابله با ویروس کورونا را اعلام کرد.

با اعلام این خبر، برخی نمایندگان مجلس کشورمان که شهرشان بسیار درگیرِ همین ویروس‌اند و به گفتهٔ ایشان حتّی تخت برای مبتلایان بدحال ندارند، خطاب به آن دبیر گفتند که ایران و ایرانی را دریاب.

پرسش: آیا آن دبیر و دیگر مقامات و مسئولان از وخامت اوضاعِ داخلی در مقابله با این ویروسِ سریع‌الانتشار بی‌خبرند؟
پاسخ: هرگز چنین نیست، حاشا و کلّا که بی‌خبر باشند و اتفاقاً اطلاعات‌شان از آن نماینده، در سطح کلان بیشتر است و اخبار مرگ‌ومیرها، آمار مبتلایان و خطرِ رو به تزاید، ... را بهتر می‌دانند.

پرسش۲- پس چرا تمام همّت‌شان را صَرفِ «داخل کشور» نمی‌کنند؛ آیا پیشنهادشان به مقامات عراقی، بلوف توخالی بوده؟

پاسخ مهم:
پاسخ، روشن است زیرا انقلاب اسلامی ۴۱ سال پیش در ایران به پیروزی رسید و حکومت مبتنی بر اسلام در آن مستقر شد و در نتیجه خیال انقلابیون از ایران راحت شده و دیگر کارِ چندانی (جز پیگیری اجرای احکام فقهی) در آن ندارند و انگیزه‌ای انقلابی و اسلامی برای حلِ معضلاتِ غیر فقهی‌شرعی (مانند بلای این ویروس و هٰکذا گرانی و...) در آن‌ها وجود ندارد؛ امّا کشورهای دیگر ،چه عراق چه هر کشور دیگری، از آنجا که هنوز انقلاب اسلامی به آن‌جاها نرسیده و حکومت مبتنی بر اسلام در آن کشور و کشورها مستقر نشده، پس انقلابیون و متولیانِ اسلامی کشورمان با تمام وجود آمادهٔ خدمت‌رسانی به آن‌ها از باب مؤلفةالقلوب هستند تا آنان را با مهر حکومت اسلامی آشنا کنند و پایه‌های صدور انقلاب را تحکیم بخشند؛
و مطمئن باشید در صورت قبول آن کشور و کشورها به پیشنهاد کمکِ حکومت‌مان ،چه در این خصوص و چه هر چیز دیگر، آن‌چنان انگیزهٔ بالایی در این اهداف انقلابی در نزد متولیان‌مان وجود دارد که با بسیج زمین و زمان، یحتمل خواهند توانست بر بحران این ویروس و هر بحرانی در کشورهای هدف، پیروز شوند و ایران بماند و ایرانی

کانال بازنگری
@baznegari
• نماز بارانِ خوانساری

و یک پرسش


گویند در سال ۱۳۲۳ (مقارن با آخرین سالِ جنگ جهانی دوم، ۱۹۴۴) برخی از مردم قم به خاطر خشکسالی و مزارع دیم، رو به مراجع ثلاثِ وقت آوردند تا نماز باران بخوانند و مشکل حل شود؛ از آن میان مرحوم حجّت و مرحوم صدر نپذیرفتند ولی مرحوم محمدتقی خوانساری پذیرفت و با جمع کثیری از مردم به اقامهٔ آن پرداخت و بنا به گفته‌ها پس از یکی دو بار ناکامی سرانجام باران بارید.

پرسش مهم
اگر بارانی باریده و بارش به خاطر آن نماز بوده، آیا می‌توان پذیرفت با آن «تک‌بارش»، خشکسالی برطرف شد و مشکل مردم و مقلدین حل گردید و هدف حاصل شد؟؟

به نظر می‌رسد واکنش آقایان صدر و حجّت، که زیرِ بار آن درخواست نرفتند بهتر بوده و اقدام خالصانهٔ آقای خوانساری آخرین تیر در ترکش مرجع دینی برای حلّ بحران مردم گرفتار و مضطر بوده است.

گفتنی است پس از انتشار یکی از یادداشت‌های اخیرم، پیام‌ها و نقدهایی از سوی خوانندگان به دستم رسید که در آن به نماز باران آقای خوانساری توجه داده بودند.

کانال بازنگری (ترکاشوند)
۱۳۹۸/۱۲/۲۰

https://t.me/baznegari/521

گزارش ایرنا پلاس در بارهٔ نماز باران مرحوم خوانساری را در زیر بخوانید:👇

...................
نماز باران در خشکسالی

سال‌ها پیش، خشکسالی چندین ساله‌ای به دامان قم افتاده بود. سال ۱۳۲۳ بود و هیچ باران رحمتی از آسمان نمی‌بارید. موقعیت غذایی مردم نیز بحرانی شده بود. اهالی قم، چاره را در رجوع به مرجعیت دیدند. مراجع ثلاث قم در آن زمان سکان مرجعیت را به عهده داشتند؛ حضرات سید صدرالدین صدر، حجت کوه کمره‌ای و سید محمدتقی خوانساری.

جمعیتی به سمت بیت این حضرات روان شدند و خواستند نماز باران خوانده شود. آیت‌الله خوانساری پذیرفت و گفت خواندن نماز باران بر من در این شرایط تکلیف است. برخی او را تحذیر دادند که اگر نمازی خوانده شود و بارانی نیاید، آبروی مرجعیت در خطر است. سید اما توجهی به این تحذیرها نکرد. برخی نیز طعن می‌زدند و می‌گفتند که جهانیان به پیشرفت‌های علمی رسیده‌اند و ما هنوز به دنبال خرافات روانیم. روز موعود فرارسید. جمعیتی از گوشه و کنار شهر روانه شدند تا به صحرای خاک‌فرج که در نزدیکی شهر قرار داشت و مصلای آن محسوب می‌شد، رسیدند. آیت‌الله خوانساری در حالی که پاها را برهنه کرده و تحت‌الحنک انداخته بود با عده‌ای از همراهان به سمت آن منطقه حرکت کردند. جمعیت زیادی آمده بود. آن روز نماز خوانده شد، اما اثری از اجابت دیده نشد.
فردایش در محلهٔ‌ قمِ نو، نماز باران این بار مخصوص طلبه‌ها برپا شد. در آداب نماز باران آمده که روز اول همه مردم بیایند و در روز بعد افراد خاص انتخاب شوند. با توجه به این آداب، آیت‌الله خوانساری تنها با طلبه‌ها برای نماز باران رفت. نماز خوانده شد و باز هم باران نیامد.
شب‌هنگام، مابین نماز مغرب و عشا باران شروع به باریدن گرفت. حدود یک ساعت باران بارید. قمی‌ها به شکرانهٔ‌ این باران، بازار را چراغانی کردند.
منبع:

https://plus.irna.ir/news/83693180/

......................
.
.
قصّه‌های مادر بزرگ

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۲۲

در پیِ یادداشت «نماز بارانِ خوانساری» اینک به خاستگاه و سابقهٔ آن در متون روایی می‌پردازیم تا در خانه‌نشینیِ کُرونایی، با ویروس‌های اعتقادی و احادیث ساختگی و غیر واقعی (که بخش بزرگی از گره‌های ناگشودنی کشور، حاصل همین‌دست نگاه‌های ساده‌لوحانه است) نیز مقابله کنیم.


داستان۱- از رژهٔ ابرها برای نماز باران تا تبدیل نقاشی به شیر غُرّان:

راوی گوید برخی که از انتخاب امام رضا به ولیعهدی ناخشنود بودند، نباریدن باران در آن ایام را به همین انتصاب ربط دادند. مأمون از امام رضا خواست برای خنثی کردن این شایعه، دعا کند باران ببارد. در اجابت این خواسته سرانجام امام رضا به صحرا رفت و عدهٔ زیادی هم به همراه او از شهر خارج شدند. امام بر بالای منبر رفت و بعد از حمد خداوند فرمود:
«بار خدایا ... خداوندا این مردم را از بارانی مفید که هیچ ضرری در بر نداشته باشد سیراب کن و بارش این باران را بعد از رفتن از صحرا و رسیدن‌شان به خانه‌های‌شان قرار بده»
در این هنگام بادی سخت وزیدن گرفت و ابر‌ها پیدا شدند و شروع به غریدن و رعدوبرق کردند. مردم خواستند خود را به سرپناهی برسانند، ولی امام رضا فرمود: «بر جای خود بمانید که این ابر برای شما نیست و مال شهر دیگری است»
این ابر‌ها عبور کردند و ابر‌های دیگری آمدند و امام باز هم فرمود: «بر جای خودتان بمانید، این ابر‌ها هم برای شما نیست»
ابر‌ها یکی پس از دیگری می‌آمدند و می‌رفتند تا این که ابر‌های نوبت یازدهم ظاهر شدند و امام فرمود: «ای مردم! این ابر را خداوند برای شما فرستاده. او را سپاسگزار باشید و به سوی منازل خود بروید که این ابر بالای سر شما خواهد بود تا داخل منازل خود شوید، که بعد از آن بر شما بارش کند»
آنگاه از منبر پایین آمد و مردم هم به خانه‌هایشان رفتند. بعد از آن بارانی شدید آمد و تمام صحرا‌ها را پر آب کرد.
راوی در ادامه توضیح می‌دهد که افراد ناراضی و ناخشنود از پا ننشستند و با جلب رضایت مأمون، ترتیب جلسه‌ای برای تضعیف امام رضا را دادند تا ثابت کنند آن باران، ربطی به دعای امام رضا نداشته و برای صاحب معجزه بودنِ او نیاز به اعجاز واضح‌تری است و در همین راستا فردی در آن مجلس به امام گفت بارانى كه خداوند به موقع و بدون تقديم و تأخير می‌فرستد، تو آن را براى خود معجزه گرفته‏اى؛
اگر در اين ادعا راست می‌گویى، اين دو شكل و صورت را زنده كن و بر من مسلط گردان، و اشاره به نقش دو شير كرد كه روى پشتى مأمون بود و بر آن تكيه داشت و هر دو رو به روى هم بودند. امام رضا خشمگين شد و فرياد زد: «اين فاجر را بگيريد و بدريد و اثرى از او باقى نگذاريد» در اين موقع آن دو نقش، تجسم پيدا كردند و دو شير شدند و آن فرد را با دندان‌هاى خود پاره‌پاره كرده، او را خوردند و خونش را از روى زمين ليسيدند. شیرها همين‌كه از كار او فراغت حاصل كردند، به امام گفتند: يا ولى‌اللّه چه دستور می‌دهى؟ همين بلا را بر سر اين ديگرى نيز بیاوريم! و اشاره به مأمون كردند. مأمون از شنيدن اين كلام بيهوش شد! حضرت رضا فرمود: صبر كنيد و بايستيد! سپس امام دستور داد به سر و صورت مأمون گلاب بپاشند تا به هوش بيايد. دو شير پرسيدند: پس ما را چه دستور می‌فرمایید؟ فرمود: برگرديد به محل اول خودتان، همان‌طور كه بوديد. شیرها دو مرتبه به پشتى برگشتند و دو نقش شدند



داستان۲- ظهور استخوان پوسیدهٔ پیامبری موجب باران شد:

راوی گوید در زمان امام حسن عسکری‌ قحطی سختی پیدا شد به همین جهت خلیفهٔ وقت دستور داد که مردم از شهر بیرون روند و نماز باران بخوانند. پس مردم سه روز نماز گزاردند اما باران نیامد
در روز چهارم مسیحیان به صحرا رفتند تا برای نزول باران دعا کنند. در میان اینان راهبى بود که چون دست به دعا برداشت، از آسمان باران بارید. مسیحیان، در روز دوم نیز بیرون رفتند و پس از دعای آن راهب، باران بارید. در نتیجهٔ این واقعه بسیاری از مردم دچار شک شده و حتی برخی به دین مسیحیت میل پیدا کردند.
خلیفه به نزد امام حسن عسکرى که زندانی بود فرستاد و به او گفت: به فریاد امت جدّت برس که بیم از هلاک آنهاست. امام پذیرفت که شک را از میان مردم زایل کند. روز سومِ مسیحیان شد پس چون امام آن راهب را در حالی دید که دست خود را بلند کرده دستور داد که دستش را باز کنند و آنچه در میان دو انگشت او است، بیرون بیاورند. از میان دست راهب، یک استخوان سیاهى را بیرون آوردند. آن‌حضرت استخوان را گرفت و به آن راهب گفت: الآن دعا کن تا هوا ابری شود و باران ببارد. او دعا کرده و طلب باران نمود، اما هوا گشوده شد و آفتاب نمایان گشت.
خلیفه به امام گفت: این چه استخوانی است؟ گفت: این مرد از قبر پیامبرى از پیامبران خدا، عبور می‌کرد و این استخوان را یافت و آن‌را در دست گرفت؛ و استخوان پیامبری نمایان نمی‌شود مگر این‌که از آسمان باران خواهد بارید

کانال بارنگری
T.me/baznegari/522
کُرونا و قرائت داعشی از مقدماتِ ظهور

(خطر ماجراجویی زمینه‌سازانِ ظهور)

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۲۵

برای من وقتی ویروس کُرونای جدید آمد (به ویژه که مقارن با خبر نزدیک شدنِ شهاب‌سنگ شد) مثل روز روشن بود که آخرالزمانی‌ها و برخی منتظران ظهورِ مهدی، ذوق‌زده خواهند شد که خُب الحمدلله این‌ها مقدمات و نشانه‌های ظهور است و برای تحقق ظهور باید به این علائم دامن زد و حتّی اگر شد قربة الی الله به شیوعش پرداخت.

خوانندهٔ گرامی، زمانی که شما و نیاکان‌تان مشغول زندگی روزانه و کار و فعالیتِ عادی بوده و هستید اما همواره برخی سرگرمِ غور در روایاتِ موسوم به آخرالزمان، عصر ظهور و حوادث ماقبل آن بوده و هستند بطوری‌که با اشتیاق ذهن‌شان را فعّال کرده تا میان زمان خود با آن عصر و حوادثِ مذکور در روایات، ربط برقرار کنند و هشدار! که این خطر به ویژه در عصر کنونی وجود دارد که برخی از همین غورکنندگان تصنّعاً از ایجاد حوادث هولناک ماقبل ظهور که در روایات سراپا جعلی و دروغین آمده استقبال کنند و در پیِ تحققش باشند


پیشتر در یادداشتِ «انتظار فَرَج یا نابودی!؟)» به معرفی دو تلقّی از ظهور مهدی در اذهان مؤمنین پرداختم:
یکی تسخیر جهان با زورِ شمشیر، و استقرار حکومت واحد الهی؛
و دیگری پیشبرد خیره‌کنندهٔ جوامع در علم و عدالت و اخلاق

سپس در یادداشتِ «قرائت داعشی از ظهور» به روایات هولناکی مربوط به تلقّی نخست پرداختم که نشان می‌داد که چگونه مهدی هنگام ظهور، برای نیل به فتح جهان و تثبیت قدرتش به صغیر و کبیر رحم نمی‌کرد و قتل‌عام به راه می‌انداخت تا حکومتش در شؤون سیاسی و عبادی مستقر شود

اینک در تکمیل همان قرائت داعشی به ذکر حوادث ماقبل ظهور می‌پردازم تا عمق خطر بیشتر ملموس شود:

مقدمات ظهور (همچو خودِ ظهور) حاوی چنان اخبار دهشتناکی است که هر عاقلی را، هم از ظهور و فوایدِ فرضی‌اش و هم از حوادث ماقبلش بکلی بیزار می‌کند؛ از جمله روایت است که در آستانهٔ ظهور:


🔸سه پدیدهٔ جنگ و طاعون و هجومِ وقت و بی‌وقتِ ملخ روی می‌دهد
(امیرالمؤمنین: بین یدی القائم موت أحمر و موت أبیض و جراد فی حینه و جراد فی غیر حینه أحمر کالدم، فأما الموت الأحمر فبالسیف و اما الموت الأبیض فالطاعون)

🔸کشتار پیاپی و لاینقطع پدید می‌آید
(الرضا: قدّام هذا الأمر قتل بیوح؛ قلت و ما البیوح؟ قال: دائم لا یَفتُر)

🔸دو سومِ مردم کشته می‌شوند
(الصادق: لا يكون هذا الأمر حتّی یذهبَ ثلثا الناس فقُلنا إِذا ذهب ثلثا الناس فمَن يَبقی؟ فقال أَ ما تَرْضَون أَنْ تکونوا فی الثلث الباقی)

🔸پنج هفتمِ مردم از بین می‌روند (الصادق: قدّام القائم موتان: موت أحمر و موت أبیض، حتی یذهب من کل سبعة خمسة؛ فالموت الأحمر، السیف، والموت الأبیض، الطاعون)

🔸هفت نهمِ انسان‌ها قتل‌عام می‌شوند
(ابن سیرین: لا یخرج المهدی حتی یقتل من کل تسعة سبعة)

🔸نه دهمِ آدمیان نابود می‌شوند
(الصادق: لا یکون هذا الامر حتی یذهبَ تسعةُ اعشار الناس)

🔸از هر ده هزار نفر، نه هزار و نهصد تن به قتل می‌رسند و جز اندکی جان سالم به در نمی‌برند
(النبی: یقتل من کلّ عشرة آلاف تسعة آلاف و تسعمائة، لا ینجو منها إلا الیسیر)



پس در این تفکّر منحوس از شیوع بلا، آغاز جنگ و برخورد شهاب‌سنگ استقبال می‌شود و در لابلای این فجایع دنبال یمانی و سفیانی و خراسانی و مهدی می‌گردند

خطر عظیم!:
با تلاش پزشکان، پرستاران، مدیران و اتخاذ تدابیر محافظتی و نیز مراقبت‌های بهداشتیِ خود مردم به زودی و در ماه‌هایی نه چندان دور بر این ویروسِ سریع‌الانتشار، در سطح جهانی غلبه خواهد شد و دانشمندان واکسن این ویروس را کشف و سپس به تولید می‌رسانند و ایمنی را به مردم برمی‌گردانند و روسیاهی‌اش به آخرالزمانی‌های بی‌خاصیت می‌مانَد؛
با این‌حال در بحبوحهٔ مهار ویروس توسط متخصصان و مدیران، نباید از آسیب‌های مضاعف و مازادی که این مرتجعانِ در تاریخْ‌جامانده، ممکن است بر جامعهٔ بشری تحمیل کنند و مهار بحران را به تأخیر اندازند غافل بود زیرا چه بسا چنان‌که گفتم به خود جرأت دهند و بخواهند علائم خرافیِ ظهور را تصنّعاً ایجاد کنند و بستر را برای باور ساده‌لوحان مستعد نموده و آشوب و فتنه‌گری را کلید زنند، و با کارهای خود بازگشت آسایش را هرچه بیشتر به تأخیر اندازند؛
پس باید نگران وجود جریان‌های مهدوی و امام‌زمانی در کشورهای منطقه و بعضاً داخل و حتّی جریان‌های داعشیِ اهل سنت بود، چه اینان برای فراهم‌سازی ظهور، کارشان:

-ایجاد گره و بحران
-استقبال از جنگ
-ذوق‌زدگی از شیوع بلای همه‌گیر
-با مطالعهٔ روایات خونینِ ظهور و ماقبل ظهور، واجد قساوت قلب و بی‌اعتنا به جان و خون آدمیان شدن
-و در نتیجه اعتماد به نفس در خونریزیِ پیش از ظهور به دست آوردن
-دامن زدن به ظلم و فساد به امید ظهور

است.
پس خطر را ولو درصدش اندک ولی چون خطر عظیم است باید جدی گرفت و معدود مروّجان را تحت پیگرد قرار داد

T.me/baznegari/523
درماندهٔ بدیهیات

مگر غیر از این است که خودِ امام رضا و خواهر جوانش فاطمهٔ معصومه دچار بیماری ( ِ عادی یا توطئه‌آمیز) شدند و لابد برای بهبودی و شفای خود صمیمانه دعا کردند، ولی عمرشان به دنیا باقی نبود و مظلومانه و معصومانه رحلت کردند؟

با این وصف، بدیهی است «مقابر» شریفِ آنان را دارالشفای امراض و پناهگاه بلایا دانستن، و یا این اعتقاد که ویروس و بیماری به داخل آن اماکن ورود نمی‌کند، از اساس نادرست است زیرا صاحب آن مقابر خود، اُولیٰ به تحقق این نوع شفاهای درخواستی بودند که گویا به هدف نینجامید.
بله، ویروس به خودی خود به آن مقابر متبرکه ورود نمی‌کند بلکه این آدم‌های زائر هستند که در صورت نفوذ ویروس کُرونای جدید به مجاری تنفسی‌شان و ابتلا به بیماری کووید۱۹، آن را به داخل حَرَم و ناخواسته به دیگر زائران منتقل می‌کنند؛ به عبارت دیگر همچنان‌که اگر فردی دچار سرماخوردگی شدید باشد، احتیاطاً به حَرَم و مسجد نمی‌رود تا خدای ناکرده دیگران را مبتلا به آن نکند درست به همین خاطر، اینک افراد نباید به آن اماکن بروند چرا که ممکن است بدون این‌که خود بدانند مبتلا به آن ویروس بوده و با رفتن‌شان دیگر زوّار را نیز مبتلا کنند؛ وگرنه حاشا و کلّا که حَرَم‌ها و عتبات به خودی خود واجد این ویروس جدیدِ کورونا یا آن ویروسِ کهنهٔ سرماخوردگی وآنفلوآنزا باشند!؛ نه تنها چنین نی‌اند بلکه فضای‌شان آرام‌بخش جان‌هاست. رفتن به مقابر مقدسه و در آن‌جا وضو گرفتن و نماز خواندن و نیایش کردن و خلوت کردن و ...، طبیعی است حال خوشی را به عشاق می‌دهد 🌿 که می‌توان آن معنویت را توشهٔ زیستی پرهیزکارانه در روزهای بعد قرار داد
کانال بازنگری (ترکاشوند)، ۱۳۹۸/۱۲/۲۷
https://t.me/baznegari/524
اگر فردی دچار سرماخوردگیِ شدید باشد، احتیاطاً به حَرَم و مسجد نمی‌رود تا دیگران را مبتلا به آن نکند؛
اینک نیز به همان علّت، نباید روانهٔ حَرَم‌ها شوند زیرا ممکن است بی آن‌که خود بدانند مبتلا به ویروس کُرونا بوده و با رفتن‌شان دیگر زوّار را نیز مبتلا کنند؛
وگرنه حَرَم و عتبات به خودی خود واجد این ویروس جدیدِ کورونا یا آن ویروسِ کهنهٔ سرماخوردگی وآنفلوآنزا نیستند.
بنابراین کسی نمی‌گوید «حَرَم» ویروس دارد بلکه این تویی که با خودت ویروس و بیماری را به آن داخل می‌بری.

آیا درک این منع سخت است؟
امیر ترکاشوند

برگرفته از یادداشتِ:
T.me/baznegari/524
نسخهٔ غیر علمی برای سه بلای طبیعی

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۲۸

T.me/baznegari/527

الف- طاعون سامرا و شفاطلبی با زیارت عاشورا:

برخی گویند «فشارکی» از فقهای سرشناسِ وقت به مردمِ طاعون زدهٔ سامرا دستور داد که برای دفع این بلا زیارت عاشورا بخوانند و ثوابش را به مادر امام زمان هدیه کنند تا او به پسرش مهدی بگوید که از خدا بخواهد که شرّ طاعون را از سر مردم کوتاه کند. گویند چون مردم چنین کردند از آن روز هیچ شیعه‌ای در سامرا نمُرد (مگر یک پاره‌دوز که آخر معلوم نشد زیارت را خوانده بود یا نه، و نیز به سبب طاعون مُرد یا به سبب دیگری) و فقط سنّیان بودند که هر روز عدّه‌ای تلف می‌شدند:
hawzahnews.com/news/319115
و
mashreghnews.ir/news/454886

اما برخی دیگر می‌گویند این دستور با همان شرح و ریزه‌کاری، توسط «میرزای شیرازی» فقیه پُرآوازه صادر شد و آن نتایج به دست آمد:
hawzah.net/fa/goharenab/View/72889
و
hawzahnews.com/news/394923

همین تفاوت آشکار، ما را نسبت به اصل ماجرا دچار تردید می‌کند (اگر لینک‌های بالا با دقت خوانده شود تردید را جدی، و احتمال رقابت علاقه‌مندان هر یک از آن دو فقیه برای فضیلت‌تراشی به نفع فقیه مورد علاقه را محتمل می‌کند) و یا دستِ‌کم مَثَل یک کلاغ چهل کلاغ را تقویت می‌کند.

وانگهی سامرا اساساً شهری سنّی‌نشین است و شیعیان در آن (جز برای زیارت مقبرهٔ عسکریین) سکونت ندارند که نیاز به خواندن فلان‌زیارت برای ایمنی از فلان‌بلا داشته باشند و بنابراین اگر طاعونی بوده طبیعی است که تلفاتش از سنّی‌ها باشد و نه شیعیان.
ای کاش آن نسخه در خصوص شهرهای شیعه‌نشین تجویز می‌شد تا قابل راستی آزمایی باشد.


ب- خشکسالی در قم و گره‌گشایی با نماز باران:

گویند مردم قم از دست خشکسالی به مراجع پناه بردند تا نماز باران بخوانند و مشکل حل شود؛ سرانجام مرحوم سیدمحمدتقی خوانساری با جمع کثیر و بلکه هزاران نفری به بیرون شهر رفتند و نماز باران خواندند. در آن روز و فرداروز بارانی نیامد ولی گویند در روز سومِ نماز یادشده، شب‌هنگام باران آمد:
aparat.com/v/RvXCI/
این‌که این باران به لطف نماز بارانِ دو سه روز پیش بوده، محل بحث است به ویژه که قم در آن ایّام چندان هم بی باران نبوده و شاهدی زنده از جریان داشتنِ آب در رودخانهٔ قم حتی در همان روزها خبر می‌دهد. شاید آن درخواست برای رویش محصولات دیمی بوده ولی آیا صِرف یک بارش پاسخگوی زمین‌های دیم را می‌کند یا نه، نمی‌دانم ولی قطعاً معضل خشکسالی با یک نوبت باران هرگز گشوده نمی‌شود. در این باره روایت شاگردان دو مرجع دیگری که زیر بارِ خواندن نماز باران نرفتند، شاید شنیدنی باشد. احتمال حکایت یک کلاغ چهل کلاغ در این مورد نیز می‌رود و قرینهٔ آن، تعداد نمازگزاران است که در روایت مشهور بیست هزار نفر (معادل دو سومِ جمعیت قم) آمده اما برخی شاهدان و اخبار، هرگز این تعداد را قبول ندارند. با خواندن گزارش‌های موجود، احتمال برخی غلوهای دیگر را هم می‌توان پی گرفت.


پ- کُرونای قم و تربت کربلا:
بلای ویروس کورونا از چین به سایر نقاط جهان و از جمله به قم و دیگر شهرهای کشورمان پخش شد.
سیدهاشم بطحائی گلپایگانی از علما (و مراجع غیر مشهورِ) قم، گرفتار آن بیماری شد؛ مشکل تنفسی، سخت بر او تنگ گرفت و او با خلوصی از عمق جان، و پس از اقامهٔ نماز صبح، سراغ تُربت کربلا که در خانه داشت رفت و آن را خورد و به گفتهٔ خودش آرام گرفت و بهبود/شفا یافت:
T.me/bathaie_com/2296
و
T.me/medvoice/3317
و
T.me/ahleghalamvafarhang/4584
اما صد افسوس که تربت، کارساز نبوده و ریه‌ها درگیرِ این بیماری شده و او را سه چهار روز بعد، از پای درآورد:
T.me/bathaie_com/2298
و
fa.shafaqna.com/news/907642
درگذشت این مرحوم را به خانواده، بستگان و آشنایانش تسلیت می‌گوییم. این فقیهِ تازه‌گذشته دارای تحصیلات عالیه از مصر و تهران، استاد سطح خارج حوزهٔ علمیه قم و پژوهشگر نمونهٔ دانشگاه تهران در سال ۱۳۸۲ بود:
iqna.ir/fa/news/3885691

پرسش و نظرخواهی:
به نظر شما اگر این مرحومِ عالیمقام، وفات نمی‌کرد و به هر دلیلی بهبود می‌یافت (به ویژه که درصدِ مرگ‌ومیر این بیماری حدود دو درصد است) آیا در آن صورت دعویِ «شفای ایشان با تربت کربلا» که توسط خودِ ایشان به نرمی بیان شده، قابلیت این را نداشت که چند دهه بعد به افسانه‌ای همچو دو داستان قبلی تبدیل شود؟ و بنویسند در فلان‌سال که مردم قم و دیگر شهرها گروه‌گروه به بلای کرونا می‌مُردند امّا تربت امام حسین داروی شفابخشِ این عالم و پیروانش شد (و داستان یک کلاغ چهل کلاغ همچنان ادامه‌دار می‌شد).

نوبت آن رسیده که در این‌گونه موارد، از خلوص فشارکی و خوانساری و بطحائی به صرفاً دستاوردهای علمی کوچ شود و آن خلوص و صفا را در «جاهای مناسبِ خود» محفوظ نگه داشت.
@baznegari
.
.
کانال بازنگری | ترکاشوند
کُرونا و قرائت داعشی از مقدماتِ ظهور (خطر ماجراجویی زمینه‌سازانِ ظهور) امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۲۵ برای من وقتی ویروس کُرونای جدید آمد (به ویژه که مقارن با خبر نزدیک شدنِ شهاب‌سنگ شد) مثل روز روشن بود که آخرالزمانی‌ها و برخی منتظران ظهورِ مهدی، ذوق‌زده خواهند…
اطلاعیه
در یادداشتِ «کُرونا و قرائت داعشی از مقدمات ظهور»، ذکر واژهٔ «حجتیه‌ای» در خلال عبارتی از آن یادداشت، موجب شده تا در ذهن برخی از دوستان و خوانندگان کانال بازنگری، تشکیلات سابق انجمن حجتیه متبادر شود و حال آن‌که مراد نویسنده، هرگز آن تشکل نبوده و مقصودِ نوشته به گواه محتوا و فضای آن یادداشت، به کلی چیزی دیگر و فاقد توجه به آن تشکّلِ سابق است. با این‌حال اگر فرصت ویرایش پُست یادشده به اتمام نرسیده بود، آن کلمه با هدف رفع ابهام، تغییر داده می‌شد و اینک که فرصت ویرایش تمام شده، به این اطلاعیه بسنده می‌شود.

کانال بازنگری (ترکاشوند)

عبارت مورد نظر:
«... پس باید نگران وجود جریان‌های مهدوی و حجتیه‌ایِ در کشورهای منطقه و بعضاً داخل و حتّی جریان‌های داعشیِ اهل سنت بود ...»

لینک آن یادداشت:
https://t.me/baznegari/523