کانال بازنگری | ترکاشوند
16.8K subscribers
199 photos
95 videos
15 files
1.24K links
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4

• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314

• فهرست موضوعیِ یادداشت‌های کانال:
T.me/baznegari/1162

.
Download Telegram
اصلی‌ترین کانال دریافت وحی

امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۳/۹

در ادوارِ انبیای قدیم، اصلی‌ترین کانال دریافت وحی عبارت از عالم خواب و رؤیا بود، و خدا پیام‌های خود به پیامبران را در ظرف عالم خواب به آنان القا می‌کرد و فرشته‌های وحی خواستِ پروردگار و چاره‌های زندگی و آموزه‌های معرفتی را در وقت رؤیا و هنگام خواب دیدنِ نبی به وی ابلاغ می‌کردند.

《... در ساعت خداوند به موسی و هارون و مریم گفت: ... الآن سخنان مرا بشنوید: اگر در میان شما نبیّ‌ای باشد، من که یهوه هستم خود را در رؤیا بر او ظاهر کنم و در خواب به او سخن می‌گویم. اما بندۀ من موسی چنین نیست. او در تمامی خانۀ من امین است. با وی روبرو و آشکارا و نه در رمزها سخن می‌گویم، و شبیه خداوند را معاینةً می‌بیند》 (سفر اعداد باب ۱۲ ش ۴ ، ۶ تا ۸)

این کانال چنان برجسته، مهم و شناخته‌شده بود که پیش از باب‌شدن اصطلاحِ نبی، از عنوان "رائی" در مورد انبیا استفاده می‌شد:

《در زمان سابق چون کسی در اسرائیل برای درخواست کردن از خدا می‌رفت، چنین می‌گفت: "بیائید تا نزد رائی برویم" زیرا نبیِ امروز را سابق رائی می‌گفتند ... و شاؤل در میان دروازه به سموئیل نزدیک آمده گفت: "مرا بگو که خانۀ رائی کجاست؟" سموئیل در جواب شاؤل گفت: من رائی هستم ...》 (یکم سموئیل باب۹ ش ۹، ۱۸ و ۱۹)

نقش عالم خواب در زندگی بشر هر چه عقب‌تر رویم برجسته‌تر می‌شود. تا همین ۴۰ ، ۵۰ سال پیش هر روز در اکثر خانواده‌های ایرانی، یکی از اعضا خواب می‌دید و بر دیگر اعضا تأثیر می‌گذارد. طبیعی است که پروردگار از این کانال قابل درکِ عموم، برای مقصود خود بهره گرفته باشد.

فرق انبیای کَذَبه با انبیای صادق در چگونگی خواب و رؤیاهایی بود که هر یک می‌دیدند.

توجیه عجائب وحیانی با کانال خواب:
برخی آیات عجیب و علی‌الظاهر ناشدنیِ قرآن در بارۀ انبیای گذشته، در اثر غفلت و بی‌توجهی از وقوع‌شان در عالم خواب است که عجیب می‌نماید، و چنان‌چه آن وقایع و رویدادها را مربوط به وحی در عالم خوابِ نبی بدانیم از عجیب و غریب بودن درآمده و امری ملموس خواهد شد. بر این اساس آیاتی چون:
۱- چسباندن مرغانِ پراکندۀ تکه‌تکه‌شده و زنده کردنِ آن‌ها، برای اطمینان قلبیِ حضرت ابراهیم در احیای اخروی مردگان (بقره ۲۶۰)
۲- صد سال میراندن و سپس زنده کردن صاحب‌الحمارِ عابر قریۀ ویران (بقره ۲۵۹)
۳- داستان موسوم به خضر و موسی (کهف ۸۲-۶۰)
۴- و...
همه و همه "می‌تواند" در اصلی‌ترین کانال مخابرۀ وحی یعنی در عالم خواب روی داده باشد که حجّیّتش مسلّم و قطعی بوده است. پس ادعای وقوع موارد فوق در عالم خواب نه فقط یک راه حل برای توجیه آن عجائبِ نشدنی است بلکه توجه به اصلی‌ترین کانال و ظرف دریافت وحی در عهد قدیم است.
برای اطمینان خواننده؛ در آیۀ صد سال میراندن که مربوط به حضرت عزیر (و یا طبق بررسی سیداحمدخان هندی مربوط به حضرت نحمیا) دانسته شده هیچ گزارشی در تاریخ مبنی بر این‌که حضرت عزیر وسط عُمرش یکدفعه صد سال مُرد و سپس زنده شد و به زیستن ادامه داد و هیچ کس هم در آن مدت سراغش را نگرفت ثبت نشده است. صد سال که جای خود دارد پیامبری همچو عزیر (یا نحمیا) اگر حتی یک ماه هم ناپدید می‌شد عالَم و آدم باخبر می‌شدند. سالم ماندنِ خوراک و نوشیدنی از یکسو و پوسیدن الاغِ عزیر ازسوی دیگر، فقط در عالم خواب است که امکان وقوع دارد و نه در بیداری.

گفتنی است کانال خواب، به مرور رقیب پیدا کرد و کانال دیگری نیز برای مخابرۀ وحی پدید آمد که بارزترین نمونۀ رقیب را می‌توان در کانال مخابرۀ قرآن رصد کرد.

کانال بازنگری
T.me/baznegari/556
خدایان افول‌کننده در "رؤیای" ابراهیم

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۳/۱۴

چنان‌که پیشتر گفته شد وحی بر انبیای قدیم در "عالم خواب و ظرف رؤیا" وقوع می‌یافت و کانال خواب اصلی‌ترین ظرف دریافت برای مظروف وحی بود. بسیاری از عجائب غیر قابل هضم که در بارۀ انبیا در قرآن نقل شده نیز مربوط به رؤیا و عالم خوابِ انبیا است و نه عالم بیداری.

استاد فقید محمدباقر بهبودی در تفسیر آیاتی (انعام ۷۶ تا ۸۰) که حضرت ابراهیم را در حال نقدِ خداییِ ستاره و ماه و خورشیدِ افول‌کننده، و انتخاب خدای آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین نشان می‌دهد چنین می‌گوید:

《فلما جنّ علیه اللیل رأی کوکبا قال هذا ربّی فلما افل قال لا احب الآفلین. منظور از رؤیت، رؤیت باصره نیست بلکه رؤیای در خواب است. وجه آن کاملا روشن است زیرا ابراهیم خلیل این رؤیا را در زمان رسالت خود دیده است و لذا بعد از رؤیا با مردم خطاب می‌کند و نیز با پدر خود و آنان را در عبادت بت‌ها سفیه و نادان می‌خواند. اگر رؤیت باصره باشد رؤیت یک ستارۀ بزرگ یا کوچک، هیچ‌گاه بدون رؤیت سایر ستارگان نخواهد بود آن‌هم در اوائل کودکی که چشم به دنیا می‌گشاید و خوب و بد را تمیز می‌دهد نه در زمان کمال و یا سنّ چهل سالگی که دعوت خود را شروع کرده است. ضمنا در دو آیۀ بعدی که رؤیای ماه و خورشید در یک شب صورت می‌گیرد، گواه آن است که "جنّ علیه اللیل" هم در رؤیا است. یعنی در حال رؤیا دید که شب شده است و تاریکی همه جا را گرفته است سپس یک ستارۀ تک را دید و با خود گفت: این ستاره سمبل پروردگار من است ولی بعد از لحظاتی چند که ستارۀ مزبور افول کرد، ستارۀ افول‌کننده را نمودار ربوبیت ندید. بنابراین گفتار ابراهیم "هذا ربّی" نه کفر است و نه تردید و شک و نه تظاهر به ستاره‌پرستی در مقابل قوم خود که مفسرین در مقام توجیه آیه آورده‌اند.
فلما رأی القمر بازغا قال هذا ربی فلما افل قال لئن لم یهدنی ربی لاکوننّ من القوم الضالّین. جملۀ "لئن لم یهدنی ربی" صریح است که این احساس مربوط به عالم رویا است. یعنی هر موجودی که افول می‌کند و از زندگی انسان خارج می‌شود نمی‌تواند پروردگار او باشد گرچه مانند ماه پُر تاب باشد و از جانب پروردگار جهان مسخّر شده باشد.
فلما رأی الشمس بازغة قال هذا ربی هذا اکبر فلما افلت قال یا قوم انی برئ مما تشرکون انی وجهت وجهی للذی فطر السماوات والارض حنیفا و ما انا من المشرکین. در این سه مورد حتی احساس این‌که آفلین نمی‌توانند پروردگار جهان باشند، در عالم رؤیا به او دست داده است تا احساس رؤیا را که هماره احساس بر حقی خواهد بود سند بگیرد و شاهان و خسروان را از درجۀ خدایگانی ساقط کند گرچه صاحب جلال و شکوه باشند و نیز ارواح عالیه و فرشتگان مقرّب و فرشتگان ملأ اعلی را که مردم، ارباب انواع خود می‌شناسند از درجه الوهیت ساقط نماید گرچه مانند خورشید رخشان باشند. جملۀ "قال یا قوم انی برئ مما تشرکون" نیز گواه آن است که تمام ماجرا مربوط به رؤیا است و قوم خود را نیز در عالم رؤیا در برابر خود مصوّر دیده است که چنین خطاب کرده است نه آن‌که رؤیت ستاره -خواه ستارۀ زهره و خواه ستارۀ مشتری- و بعد از آن رؤیت ماه و افول آن و سپس رؤیت خورشید و افول آن که تماما -حداقل- ۲۴ ساعت زمان می‌برد، منظور آیه باشد و در تمام این ۲۴ ساعت قوم او نیز در مقابل او حاضر باشند. بنابراین جمله بلکه آیۀ آخر که می‌گوید: "وجّهت وجهی ..." از جملۀ احساس او در عالم رویا است که از جانب ذات احدیّت به او القاء شده است نه آن‌که از افول ستارگان و ماه و خورشید چنین نتیجه‌ای گرفته باشد. در واقع شهود این رویا برای ابراهیم خلیل درس بود که چگونه باید بر توحید ربوبی استدلال کند و چسان باید با مشرکین برخورد کند و عقل و شعور و احساس آنان را بیدار سازد.
و حاجّه قومُه قال اتحاجّونّی فی الله و قد هدانِ ولا اخاف ما تشرکون به الّا ان یشاء ربی شیئا وسع ربی کلّ شئ علما افلا تتدکّرون. این احتجاج برخاسته از همان رؤیا است. یعنی بعد از آن‌که خداوند بیّنه و حجّتی در اختیار من نهاده باشد و مرا هدایت کرده باشد، شما چسان می‌خواهید با من محاجّه کنید و دلائل بی‌اساسی را که خودتان ساخته‌اید، در مقابل دلائل الهی قرار دهید. شما مرا از خدایان خود می‌ترسانید و چون من دانسته‌ام و در رؤیا آموخته‌ام که خدایان شما اهل افولند و هیچ ربوبیّتی در وجود آن‌ها وجود ندارد، از آنان خائف نیستم. البته امکان دارد که از جانب پروردگار خودم عارضه‌ای برای من رخ دهد و شما آن را به حساب خشم خدایان خود بگذارید که این استدلال شما در روح من بی‌اثر است》.

(تدبری در قرآن، محمدباقر بهبودی ج۱ ص ۵۲۵-۵۲۳)

کانال بازنگری (ترکاشوند)
T.me/baznegari/557
.
.
کانال بازنگری | ترکاشوند
شمول "ناس" و "انسان" بر جنّ (جن بشر است بخش۱۰) امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۲/۲۸ اسم جنس مشترک: اِنس و جِن هر یک بیانگر یکی از دو گروه بشر است: یکی بشرِ آشنا (مثل قوم عرب برای عرب‌ها، و در مقیاس بزرگ‌تر اقوام سامی یا قوم آدم برای افراد همان‌ها) دیگری بشرِ ناآشنا…
اژدهای آتشین ، مارِ خوش خط‌وخال

(جن بشر/انسان است بخش۱۱)

و خلق الجانّ مِن مارجٍ من نار : و جانّ را از تشعشعی/مخلوطی از آتش خلق کرد (سورۀ الرحمن آیۀ ۱۵)
برای روشن شدنِ مراد آیه، از دو راهِ درون‌قرآنی وارد می‌شویم: پی‌گیریِ "خلقت از آتش"در دیگر آیات ، پی‌گیری معنای"جانّ" در دیگر آیات.

الف- پی‌گیری انتساب خلقت از آتش:
قرآن خلقت از آتش را فقط و فقط در بارۀ ابلیس (همان شیطان معروف) مطرح کرده است: قال [ابلیس] أنا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین (اعراف ۱۲ ، ص ۷۶)

ب- پی‌گیری واژۀ جانّ:
واژۀ جانّ در قرآن علاوه بر آیات سورۀ حاضر (سورۀ الرحمن) همچنین در جریان آیات اولین رویداد وحیانی موسی به کار رفته که در آن‌جا به معنای "مار" است:
و أن ألق عصاک فلمّا رآها تهتزّ کأنّها جانٌّ ولّی مُدبراً ولم یُعقّب یا موسی أقبل ولا تخف إنک من الآمنین (قصص ۳۱)
و ألق عصاک فلمّا رآها تهتزّ کأنّها جانٌّ ولّی مُدبراً ولم یُعقّب یا موسی لا تخف إنی لا یخاف لدیّ المرسلون: و عصایت را بیفکن پس چون آن را همچون ماری دید که می‌جنبد پشت گردانید و به عقب بازنگشت. ای موسی مترس که فرستادگان، پیش من نمی‌ترسند (نمل ۱۰)
از سوی دیگر در تورات، نقش ابلیس/شیطان در داستان آفرینش آدم را "مار" بازی می‌کند: «و مار از همۀ حیوانات صحرا که خداوند خدا ساخته بود هشیارتر بود. و به زن گفت: آیا خدا حقیقتاً گفته است که از همۀ درختان باغ نخورید؟ زن به مار گفت: از میوۀ درختان باغ می‌خوریم لکن از میوۀ درختی که در وسط باغ است خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس مکنید مبادا بمیرید. مار به زن گفت: هر آیه نخواهید مرد بلکه ... -سِفر پیدایش فصل ۳ ش ۱ تا ۶-»
یعنی از طریق معنایابی جانّ در قرآن همراه با پیوست تورات، باز همانند بند الف به همان موجود وسوسه‌گر و فریبندۀ داستان آدم و حوا یعنی ابلیس/شیطانِ قرآنی و مارِ خوش خط‌وخالِ توراتی می‌رسیم. یکسانیِ مار/اژدها با ابلیس/شیطان در مکاشفۀ یوحنا چنین آمده:
«در آسمان جنگی بر پا شد. میکائیل و فرشتگانش با اژدها و فرشتگان او جنگیدند. اژدها شکست خورد و دیگر در آسمان جایی برای او و فرشتگانش نبود. پس آن اژدهای بزرگ از آسمان به زیر انداخته شد، آن مار قدیمی که کلیۀ جهان را گمراه می‌کند و نامش ابلیس و شیطان است با فرشتگانش به زمین افکنده شد -انجیل، رسالۀ مکاشفۀ یوحنا فصل ۱۲ شمارۀ ۷ تا ۹-».

نتیجه- پس بر پایۀ هر دو پی‌گیری بالا، بیراه نیست اگر منظور از آیۀ وَ خَلَقَ الجانّ مِن مارجٍ مِن نار را در اشاره به "شخص ابلیس" بدانیم که باید در زندگی همواره مراقب زهر آتشین و وسوسه‌های فریبنده‌اش بود. تفسیر جانّ به ابلیس/شیطان، حرف تازه‌ای نیست و از همان سدۀ نخست، یکی از اصلی‌ترین معناها و انطباق‌ها بوده است.

خلق الانسان من صلصال کالفخار. و خلق الجانّ من مارج من نار: انسان (که شامل انس و جن است) را از گِل سفال‌مانند آفرید ولی جانّ (ابلیسِ خودبرتربین و همان مار خوش خط‌وخالِ فریبنده، که انس و سایر جنّ‌ها باید مراقبش باشند) را از شراره‌های آتش فراهم آورد.

احتمالات دیگر در تفسیر آیه را در بخش‌های آینده پی می‌گیریم

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۴/۱۳
T.me/baznegari/558
.
.
افشای نصفه و نیمه
علم‌الهدی امام جمعۀ مشهد، یک حکم محدود کننده و متروکِ فقه سنتی در موضوع پوشش زنان را یادآوری کرد تا آرام آرام زمینه برای احیایش فراهم گردد:
«علم‌الهدی: حجاب اسلامی این است که حتی صورت نیز پوشیده باشد»:
https://aftabnews.ir/fa/news/660461
داستان پوشیه و روبنده (برقع/نقاب) جدی‌ترین خواستِ فقه سنتی از زنان در طول تاریخ بوده و تمام دعوا پیرامون حجاب در یکی دو قرن گذشته، روی همین پوشیه متمرکز بوده بطوری‌که تفاوت باحجاب و بی‌حجاب، به داشتن یا نداشتنِ آن برمی‌گشت.
اینک این فقیه با اعتماد به نفسِ ناشی از استقرار حکومت دینی، لزوم بازگشت به عصر پوشیه را گوشزد کرد.

جای خالیِ حرف نهایی
اما او هنوز جرأت نیافته و یا زمینه را مساعد ندیده تا دیگر گام اصلی در زمینۀ حجاب زنان را بردارد زیرا خوب می‌داند که آن‌چه افشا نمود فقط نیمی از خواستِ فقه سنتی است، و با نیم دیگر است که از دیدگاه آنان، دندان طمع شیطان کنده می‌شود و خیال همه راحت.
آن نیم دیگر که فعلاً شرایط اظهارش را ندید ولی خواست و برداشتِ عموم فقهای فریقین (چه شیعه و چه به ویژه سنّی) می‌باشد این رهنمودشان خطاب به مردان است که:
«ثواب دارد که درِ خانه را به روی زنان قفل کنید تا نتوانند از آن خارج شوند»: یستحبّ حبس المرأة فی البیت. مستحب است زن را در خانه حبس کند که از خانه بیرون نرود مگر برای ضرورتی (العروة الوثقی کتاب النکاح مسأله ۱۵)

این رشته سرِ دراز دارد


(گفتنی است در حالی که مطابق فقه سنتی، برای مردان ثواب نوشته می‌شود اگر دربِ خانه را به روی همسرشان قفل کنند، امّا در قرآن حبس خانگی سزای زنانِ فاحشه و زناکار است)

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۴/۲۲
@baznegari

در همین باره به یادداشتِ (تقواسازی یا بی‌ظرفیّت‌سازی!؟) مراجعه شود.
.
.
عبدالمجید معادیخواه:
جنّ در سورۀ احقاف، یهودیان مدینه‌اند
@baznegari
کانال بازنگری: جن‌هایی که در سفر به مکه، با قرآن آشنا شدند همان یهودیان منتظر و جستجوگرِ مدینه بودند. اینان که زندگی مخفی و زیرزمینی داشتند سرانجام زمینۀ هجرت پیغمبر از مکه به مدینه را فراهم کردند. عبدالمجید معادی‌خواه در جلسۀ اخیر تفسیر قرآنش (۲۴ تیر ۱۳۹۹) هنگام شرح آیه‌ای که جن‌ها نزد پیغمبر آمدند و به آیات قرآن با دقت گوش دادند (آیۀ ۲۹ تا ۳۱ احقاف) چنین گفت:

«قرآن از یک ارتباطی حرف می‌زند که ما نمی‌دانیم چیست: ارتباط بین جنّ و پیغمبر؛ یک سوره هم با این عنوان در قرآن داریم؛ حقیقتی هم هست واقعیتی هم هست؛ اما این‌که این جن [جن‌های دیدارکننده با پیغمبر و شنوندۀ قرآن در سورۀ احقاف] آن جنِ خاص هست یا این‌که نه، هر چیز پنهانی را قرآن جن می‌گوید.
این‌هایی که "پنهانی" می‌آمدند با پیغمبر ارتباط می‌گرفتند، شاید یکی از احتمال‌های زیادش این است که همان یهودیان مدینه بودند که این‌ها [از گذشته‌های دورتر به مدینه] آمده بودند، منتظرِ [ظهورِ] پیغمبر بودند و زندگی مخفی‌ای هم داشتند در کارها حتی در مسائل نظامی ...؛ این‌ها به قول امروزی‌ها زندگی زیرزمینی داشتند گردانندگان‌شان؛ و به احتمال قوی همین‌ها بودند که آمدند مکه و با قضایای مکه و بعثت پیغمبر آشنا شدند و رفتند در مدینه، و مقدمات دعوت پیغمبر به مدینه را احتمالاً همین‌ها فراهم کردند.
من بارها عرض کردم که ما یهود را فقط آن [قسمتِ] سیاهش را می‌بینیم در حالی‌که قرآن دو جور می‌بیند یهود را: یکی آن یهودی هستند که نه تنها اجر مؤمنین را دارند بلکه قرآن می‌گوید دو برابر به آن‌ها اجر داده می‌شود؛ چرا؟ به خاطر اجر انتظارشان؛ و قرآن ستایش می‌کند از آن بخش مثبتِ این‌ها.
احتمال خیلی زیاد هست این جنّی که در این‌جا هست (سورۀ جن حالا بهش می‌رسیم) به احتمال خیلی زیاد (حداقل به عنوان یکی از احتمال‌ها) که در آن تنهایی پیغمبر در مکه یک ارتباطاتی: (وإذ صرفنا الیک نفراً من الجن یستمعون القرآن) این‌ها قرآن را شنیدند (ولمّا حضروه) وقتی در محضر قرآن قرار گرفتند (قالوا انصتوا) به رفقای‌شان گفتند ساکت، گوش بسپارید، حرف، حرف متفاوتی است؛ وقتی تلاوت قرآن تمام شد (فلمّا قُضِی ولّو الی قومهم منذرین) برگشتند پیش مردم خودشان، آن‌جا زنگ خطر را به صدا درآوردند که دعوتی در مکه هست (و قالوا یا قومنا انا سمعنا کتاباً اُنزل من بعد موسی). قرینه‌ای که می‌گویم [این جن‌ها] احتمالاً همین یهود مدینه بودند این است که این‌ها اسلام را به عنوان کتاب بعد از موسی در بین قوم‌شان مطرح می‌کنند یعنی قوم‌شان پیرو موسی هستند (قالوا یا قومنا انا سمعنا کتاباً اُنزل من بعد موسی مصدقاً لما بین یدیه یهدی الی الحق) این، حقیقت را دارد نشان می‌دهد. این، افرادی بودند مطلع و آگاه (و إلی طریق مستقیم) این‌جا صراط نگفته چون ادبیات آن‌ها را به کار برده؛ خط مستقیم را نشان می‌دهد (یا قومنا اجیبوا داعی الله) یعنی دعوت خدا را گوش کنید لبیک بگویید (و آمِنوا به یغفر لکم من ذنوبکم و یُجِرکم من عذاب الیم) آلودگی‌های گذشته و اشتباهات گذشته را با این وسیله جبران کنید (و من لایجب داعی الله فلیس بمعجز فی الارض) اگر کسی هم گوش نکند نمی‌تواند در مقابل این حرکت بایستد و خدا را عاجز کند (ولیس من دونه اولیاء اولئک فی ضلال مبین). اینها حرف همین افرادی است که پنهان بودند و زندگی مخفی داشتند
این برداشت، وحی مُنزَل نیست اما مقدمات دعوت پیغمبر به مدینه، به نظر می‌رسد که به همین شکل یعنی همان بخش از یهود که آمده بودند مدینه و در انتظار پیغمبر بودند، افراد فعال‌شان یک زندگی مخفی داشتند در زمینه‌های مختلف، رفت و آمد به مکه هم داشتند و اولین بار، این‌ها بودند که با قرآن آشنا شدند و زمینۀ دعوت از پیغمبر [برای رفتن به مدینه] را این‌ها فراهم کردند».




منبع (بخش مورد نظر، شش دقیقۀ میانی در سخنرانی زیر، از دقیقۀ ۲۶:۳۰ تا ۳۲:۳۰):

https://www.instagram.com/p/CCoN4_hpJxV/



با تشکر از دوست گرامی آقای غفاری

کانال بازنگری (ترکاشوند)
@baznegari

توجه- در همین باره به یادداشت‌های "جن انسان است" که تاکنون یازده بخش آن منتشر شده و در آینده نیز دنبال خواهد شد مراجعه شود.
.
.
رُک و بی‌رودربایستی فقه متروک و نامربوط را سریال‌وار زنده می‌کنند

یکی دو هفته پیش مردی را به خاطر تکرار نوشیدنِ شراب اعدام کردند تا دیگر به خودش زیان نرساند (گویی اعدام، فاقد ضرر است). اعدام کنندگان می‌گویند او با اجرای این حدّ، گناهش پاک گردیده و یعنی در بهشت با شراب پذیرایی می‌شود.

در همان روزها امام جمعۀ مشهد، از یکی دیگر از احکام فقه سنتی پرده برداشت و حجاب اسلامی را عبارت از پوشاندن صورت (استفاده از پوشیه و روبنده) دانست تا پوشش قجری و موجود در بخش‌هایی از افغانستان احیا شود، و زنان از آن پس یا در پردۀ خانه بمانند و یا اگر اضطرار پیش آمد با پرده‌ای سیّار بر روی صورت (پوشیه، روبنده) بیرون روند

امروز امام جمعۀ پردیسان قم گام سومی برداشت و خطاب به شورای نگهبان برای انتخابات ریاست‌جمهوریِ ۱۴۰۰، چنین گفت: «یک فرد انقلابی جوان شناسایی کنید، نمی‌خواهیم ۱۰نفر بیایند. اینجا مردم سالاری دینی است، دمکراسی غربی نیست. ما رئیس جمهوری که خودش ایدئولوژی داره نمی‌خواهیم، ما کارگزار می‌خواهیم تحت فرمان امام خامنه‌ای»


آن‌چه برای متولیان فقهیِ نظام‌مان اهمیت دارد اجرا و پیشبرد همین نوع احکام فقهی است و انگیزه‌ای برای شؤون اصلی حکومت‌داری ندارند چه، اگر داشتند اینچنین سرسام‌آور قیمت‌ها سر به فلک نمی‌کشید:

▪️سه سال پیش که هنوز سونامی گرانی نیامده بود خودرویی خریدم؛ امروز قیمت آن شش برابر شده (پانصد درصد افزایش)
▪️همان ایام، خانه را فروختم؛ امروز قیمت آن چند برابر شده (سیصد درصد افزایش)
▪️این افزایش‌های چندصد درصدی شامل لوازم خانه و زندگی، ارزاق عمومی و میوه، پوشاک و... نیز می‌شود.

معمولاً سریال‌های شبکه تماشا را نگاه می‌کنم. در فاصلۀ هر سریال تا بعدی، برنامۀ آشپزی نشان می‌دهد که البته بیشتر تبلیغ سرویس قابلمه و ماهی‌تابه است بطوری‌که حدود سه پنجمِ وقت آشپزی به تبلیغ آن ظروف توسط خودِ آشپز صرف می‌شود که عملاً برنامه را از شأن حرفه‌ای دور کرده. اخیراً قیمت این ظروف در حال افزایش است و دیروز و امروز رکورد زده شد زیرا تا یکماه پیش ظروف ده دوازده پارچه حدود 350 هزار تومان و با تخفیف زیر 300 هزار تومان، و ظروف بیست پارچه حدود 550 هزار تومان و با تخفیف حدود 450 هزار تومان تبلیغ می‌شد (اتفاقا ما یکی از همین ظروف را سفارش دادیم که بسیار هم با کیفیت است) تا این‌که از دیروز و امروز شروع به تبلیغ سرویس چهل پارچه شد و در میان بُهت و حیرت، قیمت آن را دو میلیون تومان (با تخفیف یک و نیم میلیون) اعلام کرد؛ در حالی‌که به روال گذشته قیمت آن حدودا می‌بایست مثلاً 850 تا 900 هزار تومان اعلام می‌شد.

تسهیل اعتقادیِ فساد و نابسامانی:
متولیان در قبال این نابسامانی‌ها ، گرانیِ افسارگسیخته و تنگنای جانکاه معیشت، سکوت معنادار اختیار کرده و بی‌خیالی پیشه کرده‌‌اند و مشغول تربیت سرباز دینی‌اند. این بی‌خیالی اما کاملا تعمدی و با هدف زمینه‌سازی و ایجاد بستر برای آمدن مهدی است تا او خود، جلوی آن نابسامانی و فساد گسترده را بگیرد.
تسهیل ظهور، مأموریت اصلی متولیان نظام‌مان است. در دیدگاه آنان، این ظهور محقق نمی‌شود مگر با گسترش فساد و نابسامانی و گرانی و تنگنای طاقت‌فرسا؛ تا مردم برای آمدنش لَهلَه بزنند.

اگر حدس و نظر دیگری برای این سکوت و بی‌تفاوتی عمیقِ متولیان نسبت به گرانی چندصد درصدی دارید در میان گذارید

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۵/۳
@baznegari
نابسامانی
در دیدگاه سنّتی، ظهور در "نابسامانی‌ها" روی می‌دهد؛ بنابراین انتظار سامان و آرامش در حکومت زمینه‌سازِ این ظهور، آرزویی ذاتاً ناشدنی است.
"چنین" ظهوری ناپذیرفتنی بوده و بر اصل "غیبت" نیز پرسش‌های تل‌انبارشده و ممنوعه‌ای هست.
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۵/۱۰
@baznegari
▫️ انسان‌ها نسناس‌اند
ناس شِبه‌ناس نسناس

جایگاه بسیار پایینِ "انسان" بِماهو انسان، در دیدگاه سنّتیِ غالب:
انسان در برداشت سنتی از اسلام (چه فقه سنتی چه کلام سنتی) هیچ جایگاهی ندارد و فقط در سایۀ قرابت با اسلام و به ویژه ولایت است که می‌توان اندک شخصیتی برای خود در این دیدگاه دست‌وپا کرد. روایت غیر صحیح و نادرستِ زیر به روشنی و بی‌رودربایستی این واقعیت تلخ را فریاد می‌زند:
نحن الناس و شیعتُنا أشباه الناس و سائر الناس نسناس:
ما (خاندان امامت) ناس(/انسان)یم و شیعیان‌مان شِبهِ ناس‌اند و دیگر مردم نسناس‌اند.
بنابراین انسان‌ها هرچه تلاش کنند نهایتاً جزو اَشباه‌الناس خواهند شد وگرنه نسناسی بیش نیستند.
خوشبختانه این نوع نگاه به انسان، با تفاسیری دقیق‌تر از اسلام توسط اندیشمندان معاصر، در حال فرو ریختن است. پس از این فرو ریزش است که زندگی آرام خواهد شد
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۵/۱۵

https://t.me/baznegari/566
▫️ نگاه ممنوع
(دیده ندوختن به ناحیۀ دامن)
@baznegari

امام علی تحریم نگاه را با استناد به آیۀ "قُل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم" مربوط به ناحیۀ دامن (یعنی فَرج و شرمگاه دیگران) دانسته و می‌گوید:
فریضه کرد بر چشم و دیده که به آن‌چه خدا تحریم کرده یعنی به فرج و دامن هیچکس ننگرد
«قال أمیرالمؤمنین فی وصیته لإبنه محمدبن الحنفیة: ... فرض علی البصر أن لا ینظر إلی ما حرم الله عزوجل علیه فقال عز من قائل: "قُل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم" فحرم أن ینظر أحد إلی فرج غیره».

امام جعفر صادق نیز در شرح آیۀ "قُل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ... و قُل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن" می‌گوید:
بر مرد روا نیست که به فرج و شرمگاه خواهرش بنگرد، و زن را نیز روا نیست که به فرج برادرش نگاه بدوزد
«عن أبی‌عبدالله قال: کل آیة فی القرآن فی ذکر الفروج فهو من الزنا إلا هذه الآیة، فإنّها من النظر فلا یحل لرجل مؤمن أن ینظر إلی فرج أخته ولا یحل للمرأة أن ینظر [تنظر؟] إلی فرج أخیها».

روشن است اگر نگاه، "هوس‌آلود" باشد این نهی، نگاه به دیگر قسمت‌های اندام و از جمله چهره و صورت را نیز در بر می‌گیرد.

برای توضیح بیشتر کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر صفحۀ 525 تا 529 خوانده شود.

کانال بازنگری (ترکاشوند) 1399/5/20
https://t.me/baznegari/568
بر صف "مشرکان" حمله می‌بریم
دقایقی پیش اخبار ساعت ۱۹ شبکۀ یک تلویزیون جمهوری اسلامی ایران را می‌شنیدم و طبق معمول در آغاز اخبار، سرودِ ما مسلح به الله اکبریم ... بر صف مشرکان حمله می‌بریم ... پخش شد. این شعار نشان می‌دهد که ما در این حکومت با دین و عقیدۀ مردم جهان "کار" داریم و تا اسلام را در سرتاسر گیتی مستقر نکنیم دست از پا نمی‌نشینیم.
جالب این است که اینک ۴۲ سال از استقرار نظام اسلامی (مبتنی بر قرائت فقه سنتی) می‌گذرد و لابد در این ۴۲ سال مواردی که در ذات نظام نبوده کنار گذاشته شده و فقط اهداف و شعارهای ذاتی و اصلی و غیر زائد باقی مانده است؛ بنابراین جنگ ایدئولوژیک و نبردهای عقیدتی با هدف اهتزاز پرچم اسلام در شرق و غربِ عالم جزو ذاتیاتِ این قرائت از اسلام است که به روشنی و به تفصیل و با ذکر جزئیات در کتاب الجهادِ متون فقهی وجود دارد و جزو آمال اصلی و نهایی آنان شمرده می‌شود.
تا این شعار ۴۲ ساله و تا جهاد ابتداییِ متون فقهی (که تمام فقهای نظام به آن اعتقاد عمیق دارند) سیاست و آرمان‌مان باشد هرگز نباید انتظار آرامش و زندگی طبیعی را داشت.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۵/۲۱
T.me/baznegari
جای خالیِ اعتراض به تهاجمات خلفا
محققان برای بیعت نکردن امام حسین (ع) با یزید، علل متعددی برمی‌شمارند اما در میان این سلسله علت‌ها، جای اعتراض به "لشکرکشی خلفا به دیگر کشورها" و در پی‌اش هلاک حرث و نسل و برده‌داری، خالی و قابل پی‌گیری است. آیا جان سایر انسان‌ها (غیر مسلمان‌ها) و یا برده و کنیز شدن‌شان، در نزد ائمۀ هدی ارزشی نداشته، و یا اهتزاز پرچم اسلام در سراسر گیتی را دارای اولویتی حتی فراتر از جان و آزادگی می‌دانستند؟ بی‌گمان جان انسان‌ها و تکریم آنان، صرفنظر از مسلمان بودن یا نبودن‌شان، در نزد امام حسین و دیگر امامان از اهمیت ویژه و بی بدیلی برخوردار بوده، ولی این‌که چرا در سخنان منقول از این اسوه‌ها شاهد جای خالیِ اعتراض و خُردۀ آنان به آن تهاجمات ویرانگر هستیم جای بررسی بیشتر و توضیح صاحبنظران را دارد.
کانال بازنگری (ترکاشوند)، ۱۳۹۹/۰۶/۰۹ برابر با ١٠ محرم ١٤٤٢ (عاشورا)
@baznegari
بازگشت به نجس‌پنداریِ اکثریتِ آفریده‌های خدا

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۶/۱۲

مراجع زمان ما (تا همین سه چهار دهه پیش) عموماً مردم غیر مسلمان را "نجس" می‌شمردند، تا این‌که در سایۀ تحولاتی که پیش آمد، مراجع کنونی دستِ کم از نجاستِ اهل کتاب فاصله گرفتند و حتّی زمزمۀ پاک شمردن غیر اهل کتاب نیز آغازیدن گرفت؛ اما روحانی معروفِ زیر، با بازگشتی غلیظ به عقب، حتی فیلسوفان‌شان (که طبیعتاً اهل تعقل‌اند) را نیز "نجس" شمرده:

محمد مهدی میرباقری، عضو خبرگان رهبری:
«متاسفانه در حوزه علمیه تولیدات فیلسوفان نجس غربی خوانده می‌شود؛ این کتاب‌ها کتب ضاله است ...» "اینجا"



توجه:
نزدیک به هشتاد درصد مردم جهان، غیر مسلمان‌اند و از نظر اینان نجس!

زندگی کردن در تولیت این نوع تفکرات، چه سخت است و خدای‌شان چه کارخانۀ آدم‌سازی‌اش پُر ضایعات است.
https://t.me/baznegari/572
نگهبان میراث

امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۶/۱۴

خبر ابتلای احمد جنّتی دبیر و فقیه شورای نگهبان قانون اساسی (بخوانید نگهبان فقه سنّتی) به ویروس کرونا تکذیب شد

نمیرالمؤمنین
به خاطر سنّ زیادِ جنّتی، برخی به طنز و کنایه، وی را نمیرالمؤمنین می‌نامند. درازای عُمر وی را حتّی به زمان آدم و حوا می‌رسانند و او را شاهد رسمی عقد آن دو می‌خوانند اما راستش من نمی‌دانم و مطمئن نیستم که عمر او تا آن زمان قد بدهد ولی مطمئنم دستِ‌کم:

▫️هزار و صد سال پیش وقتی شیخ‌صدوق (ابن‌بابویه) برای نخستین بار مشغول نگارش صدها کتابِ حدیث و روایت (که بنیان‌های فقه سنتی‌اند) بود، جنّتی نیز در کنار وی حاضر بود و با جدیت، او را دستیاری می‌کرد. نماز میّت را همو بر شیخ‌صدوق خواند و در آرامگاه ابن‌بابویه به خاک سپرد

▫️هزار سال پیش، آن هنگام که شیخ طوسی عزم کرد تا فقه (فقه رسمی سنّتی) را مدون کند تا روایات راحت‌تر و کلاسیک تدریس شود جنتی چه‌ها که نکشید. وی سرانجام با این تغییر (بیان روایات در قالب متن فقهی) کنار آمد اما مردانه ایستاد تا هیچ واوی از مجموعه‌های صدوق جا نیفتد. جنتی در کنار طوسی مرحله به مرحله در تدوین کتب فقهیِ وی نقش داشت و به خوبی از او یاد گرفت چگونه برای همیشۀ تاریخ باید بلاد و انسان‌ها را بر اساس مسلمان بودن یا نبودن به دو قطب دارالاسلام و دارالکفر تقسیم کرد و فاصلۀ عمیق و پُرنشدنی میان‌شان قائل شد. حکم سالی یک بار حمله به مناطق غیر مسلمان، با دست خط جنتی و به املای طوسی نوشته شد

▫️نهصد سال پیش همو بود که در گوش ابن ادریس نوۀ شیخ طوسی خواند که چگونه راه نیاکان را ادامه دهد و دیوار ضخیم میان مسلمان و غیر مسلمان (و حتی شیعه و غیر شیعه) را امتداد داده: حکم به نجاست همۀ غیرمسلمانانِ جهان تا ابد الآباد صادر کند، معاملۀ اقتصادی با آن‌ها (مگر قلیلی که ذِمّی و تحت قیمومیت حکومت اسلامی‌اند) را کلاً حرام شمارد، جان‌شان را مهدورالدم دانسته، حیات‌شان را به بردگی و کنیزی تا آخر دنیا گره زند و...

▫️این تو بودی که هشتصد سال پیش دود چراغ می‌خوردی و مخلصانه محقق حلی را در نگارش شرایع و مختصر و... کمک کردی تا آن کتب مبنای تدریس حوزه‌های فقه سنتی در اعصار و قرون بعد شود. با دقت و وسواس، محقق را وقتی داشت ابواب حدود و تعزیرات را می‌نوشت یاری رساندی و همین جاها بود که تخطّی از تکالیف شرعی (ولو که انجام یا ترک‌شان به کسی زیان و ضرر نرساند) را در ردیف جُرم شمردید و خاطی را مُجرم و مستحق مجازات/تعزیر دانستید و چه بحث‌های طلبگی که با محقق بر سرِ این‌که خاطی را در بار سوم باید اعدام کرد یا بار چهارم، که نداشتید

▫️تو بودی که هفتصد سال پیش از سوی علامه حلی مأموریت بازبینی آثارش را یافتی تا هر جا غفلتاً حضور مساوی و اجتماعی برای زنان قائل شده، آن را حذف و تصحیح کنی. تو دستیار او در احکام زنان بودی و با دقت احکام پرده‌نشینی ، ازدواج در کودکی ، متعه‌ و مسائل کنیزها را به وی یادآور می‌شدی تا به رشتۀ تحریر درآید

▫️ششصد هفتصد سال پیش حضور داشتی و افتخار دستیاری شهید اول در تدوین و نگارش لمعه و دیگر آثارش را داشتی و در این راه تجاربت را بی‌هیچ چشم‌داشتی به وی منتقل کردی؛ این تو بودی که دو قرن بعد شهید ثانی را مجاب ساختی که شرحی بر لمعه نویسد تا احکام دین و زندگی، محکم تا آخرالزمان در گذشته و گذشته‌ها قفل شود

▫️یادش بخیر سیصد سال پیش با شیخ حرّ عاملی چقدر بحث و مشاجره کردید؛ چه او معتقد به استحباب حبس المرأة فی البیت بود ولی تو معتقد به وجوب حبس المرأة بودی. بین‌تان دلخوری پیش آمد و تو ترجیح دادی برای مدتی از همکاری در تدوین وسائل کنار بکشی و به جایش برای حفظ حرمت استاد، به ترجمۀ الایقاظِ وی به فارسی پرداختی تا به فارسی زبانان بفهمانی رجعت مهدی و یارانش یعنی چه و در ظهور چه خبر خواهد شد. در همین کتاب بود که مکانیزم رجعت انسان‌ها به زندگی در دوران ظهور مهدی را شرح دادی و گفتی: وقت ظهور، سر قبر مؤمنان می‌روند و می‌گویند ای فلانی!، صاحبت ظهور کرده، آیا تمایل داری به دنیا برگردی و در رکابش حاضر شوی؟ اگر از داخل قبر پاسخ می‌آمد آری، پس به اذن خدا زنده می‌شد و... القصه (به همین سادگی)

▫️بی‌جهت تو را انجمن اسلامی نظام نگفتند؛ تو شاهد هزار سالۀ حیّ و حاضری که با این کوله‌بار بهتر از هرکس می‌توانی مهدی را در میان اُمت شناسایی کنی تا وی مطابق قرائت سراپاقهرتان از دین، سرتاسر گیتی را تسلیم خود کند ، پرچم اسلام را در شرق و غرب به اهتزار درآورَد؛ آن‌گاه (پس از ریشه‌کنیِ کفر و نامسلمانی) سراغ محو فسق (عدم رعایت واجبات و محرّمات) روَد و هر روز در میادین شهرها چندصد خاطی را به جرم ترک جماعت، نپرداختن زکات، نداشتن حجاب، نوشیدن مشروب، بغی و... تعزیر کند یا از پای درآورَد تا فقه‌تان به تمامه محقق شود
پس زنده بمان و مأموریت به انجام رسان تا فصل پایانی آرزوی دیرین‌تان را ببینیم

T.me/baznegari/573
امام علی و رفاه دهک‌های کم‌درآمد
امام علی به خود می‌بالد که با اجرای سیاست‌ها و برنامه‌هایی در حکومتش، عموم مردم شهر کوفه و مشخصاً دهک‌های کم‌درآمد، به رفاه (رفاه متناسب با آن زمان) رسیدند و مشکل «خوراک ، مسکن و آب شُرب» ندارند:
قال علی: ما أَصْبحَ بالكوفةِ أَحدٌ إِلّا ناعِماً إِنَّ أدناهم منزلةً لَيأكُلُ البُرَّ و یجلس فی الظلّ و يشربُ مِن ماء الفُراتِ
(بحار الانوار جلد۴۰ صفحه۳۲۷ به نقل از فضائل الصحابۀ احمد بن حنبل)
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۶/۱۵ @baznegari
تمام اسلام عقلانیت است
(مرجع فقید صانعی)

... بازبینی آرای عقل‌گریز
یکی از مراجع حوزه (مرجع فقید و تازه‌گذشته یوسف صانعی) در جریان دیدارمان با وی، چنین گفت:
«ما می‌خواهیم اسلام به گونه‌ای باشد که دنیا بپذیرد، اسلامی که دنیا نپذیرد فایده ندارد، شب‌ها خوابم نمی‌برد و همیشه این پرسش در ذهنم است که چرا و چگونه و چه کنیم که اسلام را بپذیرند».
ایشان در همین رابطه «از عزم خود برای مرور فقه و شناسایی آرا و احکامی که موجب عدم گرایش به اسلام و رویگردانی از آن است و نیز از تصمیم خود برای بازبینی این موارد و همچنین از رویکرد عقلانی در این مسیر سخن به میان آورد و گفت: تمام اسلام عقلانیت است».

گزیده‌ای از دیدار جمعی از دوستان با مرجع فقید صانعی مربوط به هفت سال پیش

منبع:
https://neeloofar.org/1393/08/29/29893-2/


درگذشت این مرجع نگران و شب‌نخواب تسلیت باد

کانال بازنگری، امیر ترکاشوند ۲۲ شهریور ۱۳۹۹


قال رسول‌الله (ص): اذا اتاكم عنّى حديث فاعرضوه على كتاب الله وحجّة عقولکم فان وافقهما فاقبلوه والا فاضربوه على الجدار (تفسیر روض‌الجنان ج ۳ ص ۳۹۲ یا ج ۵ ص ۳۶۸).
@baznegari
.
.
سامانِ «درآمد و هزینه» در دارالکفر و دارالاسلام

امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۶/۲۵

دارالکفر در فقه سنتی عبارت از کشورهای غیر مسلمان است.

در دارالکفرِ آنان، میان درآمد ماهانۀ حقوق‌بگیران با هزینۀ زندگی (شامل اجاره یا خرید مسکن ، لوازم خانگی ، خوردوخوراک ، خودرو و...) نسبتی "امیدوارکننده" برقرار است به گونه‌ای که همنوعان‌مان در آن کشورها (که فقه، کافر می‌نامدشان) با حداقل حقوق مصوب ماهانه، می‌توانند "یکجا" اکثر و بلکه همۀ لوازم خانگی (شامل: یخچال ، اجاق گاز ، ماشین لباسشویی ، تلویزیون ، جاروبرقی ، ظروف آشپزخانه و...) را با اولین حقوقِ دریافتی خریداری کنند؛
ولی
در دارالاسلامِ ما که اینک در ایران درست کردیم هیچ نسبت معقول و "امیدوار کننده‌ای" میان درآمد و هزینه وجود ندارد به گونه‌ای که با حداقل حقوق مصوب ماهانه (یک میلیون و نهصد هزار تومان) حتّی نمی‌توان یک قلم از آن لوازم را خرید؛ و باید حقوق چند ماه را جمع کرد تا فقط یک یخچال یا یک تلویزیون یا یک ماشین لباسشویی یا یک چیز دیگر را خریداری کرد.

به همین خاطر است که هیچ‌کس از دارالکفر به سوی دارالاسلامِ ما کوچ نمی‌کند ولی تا دل‌تان بخواهد از این سو به آن سو، فوج فوج مهاجرت می‌شود و حتی برای رسیدن به آن‌جا سر و دست می‌شکنند. مردم برای زندگی بهتر به آن کشورها می‌روند وگرنه کسی از کشور و زادگاهش با آن‌همه خاطره و تعلقات بدش نمی‌آید.

و امّا علتِ این‌که هزینۀ زندگی در دارالاسلامِ ما چنین بی‌تناسب با درآمدمان می‌باشد این است که مطابق احکام مسلّمِ همان فقه، معاملۀ اقتصادی و تجارت با کشورهای غیر مسلمان ممنوع و حرام است (البته مگر معدودی ذِمّی که تحت سیطرۀ مسلمانان و حکومت اسلامی زندگی می‌کنند).
اگر خواننده فکر می‌کند که نویسنده چقدر ساده به علت‌یابی پرداخته، باید بگویم در جایی که مطابق احکام سنتی، فقه می‌خواهد که سر به تنِ غیر مسلمان‌ها نباشد، دیگر چه جای تسهیل و عادی‌سازی تجارت با آنان، و با وجود این‌همه نیازهای اقتصادی میان کشورها و حلقه‌های مرتبطِ بشر با یکدیگر (که فقه سنتی به آن‌ها آسیب می‌زند) دیگر چه جای تناسب معقول و امیدوارانه میان حقوق و هزینه. ردّ پای این حکم را به صورتی ضعیف‌شده و تقلیل‌یافته، در روابط‌مان با کشورهای جهان که موجب تورّم افسارگسیخته شده، به رأی‌العین می‌بینیم.

در چهل سال دومِ انقلاب (که دو سال آن سپری شده) باید به عادی سازی روابط با تمام کشورهای جهان پرداخت و خود را از زیر سایۀ سنگین این نوع احکام فقهی رهایی بخشید.

بنی‌آدم اعضای یک دیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
@baznegari