(۱۵) ادامه ی
«مثنوی کمال دانه ی گندم»
تحویل دانه ها به آسیابان، توسط زارع:
تا که ارابه به قژقژ در رسید
ناگهان هر دانه از خوابش پرید!
کیسه کرد آن یار دیرین دانه ها
حملشان کرد از میان خانه ها
بردشان سوی مکانی بس عجیب
دادشان تحویل فردی بس قریب
آسیابان، نام او را یاد کرد
دانه ها را از غمی آزاد کرد
گفتگویی شد میان آن و این
چون مربی هر دو در خدمت متین
کار هردو پرورش بر دانه ها
از زراعت تا در نان خانه ها
دانه ها سرگرم این سیر و سلوک
فارغ از اهداف ارباب و ملوک
خود نمی جنبند جز در ذره بین
این به آن اش می دهد آن یک به این
ساکن و شاهد مثال تن به خواب
هم به رویا و خیال و آب و تاب
لحظه هاشان لحظه های یک اسیر
تجربه هرگز نشد در این مسیر
هر کسی هم قیل و قالی می کند
وقت خود را صرف حالی می کند
از گذشته اندکی خواب و خیال
کار فردا را زند با آن مثال
کار دیروزی درخت بی بر است
واژه ها هر لحظه چیز دیگر است
ال...
🤔 ⁉️ 😇 ⁉️ 😔
https://telegram.me/benamebinameou
«مثنوی کمال دانه ی گندم»
تحویل دانه ها به آسیابان، توسط زارع:
تا که ارابه به قژقژ در رسید
ناگهان هر دانه از خوابش پرید!
کیسه کرد آن یار دیرین دانه ها
حملشان کرد از میان خانه ها
بردشان سوی مکانی بس عجیب
دادشان تحویل فردی بس قریب
آسیابان، نام او را یاد کرد
دانه ها را از غمی آزاد کرد
گفتگویی شد میان آن و این
چون مربی هر دو در خدمت متین
کار هردو پرورش بر دانه ها
از زراعت تا در نان خانه ها
دانه ها سرگرم این سیر و سلوک
فارغ از اهداف ارباب و ملوک
خود نمی جنبند جز در ذره بین
این به آن اش می دهد آن یک به این
ساکن و شاهد مثال تن به خواب
هم به رویا و خیال و آب و تاب
لحظه هاشان لحظه های یک اسیر
تجربه هرگز نشد در این مسیر
هر کسی هم قیل و قالی می کند
وقت خود را صرف حالی می کند
از گذشته اندکی خواب و خیال
کار فردا را زند با آن مثال
کار دیروزی درخت بی بر است
واژه ها هر لحظه چیز دیگر است
ال...
🤔 ⁉️ 😇 ⁉️ 😔
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
(۱۶) ادامه ی
«مثنوی کمال دانه ی گندم»
سرگذشت دانه ها در آسیاب و اعتراض و شکایت عده ای از دانه های شاهد قبل از ورود به آسیاب:
الغرض از دانه ها باید شنید
شهد قصه همچنان باید چشید
آسیابان دانه ها، در بر گرفت
سنگ سنگین را به چرخش در گرفت
دانه های بی خبر از ظلم و جور
ناگهان با سر فتادندی به دور
وه چه میل گردش از، طبل دو دم
سنگ بر هر دانه زد، فن دو خم
دانه ها بی هش همه از زیر و بم
هم خجل هم سر شکسته بیش و کم
عده ای از دانه ها در قیل و قال
شاهد این صحنه های بی مثال
"این چه غوغایی است اکنون ای خدا
کربلا و سر جدا و تن جدا؟!
ما به مهمانی این خان آمدیم
نه به دعوا بر سر جان آمدیم!
در تن ما بین، که رخت جنگ نیست
در سوابق جنگ ما، با سنگ نیست!
هر یکی پاکیم و دلهامان سفید
روزی خلق، از سپیدی مان رسید!
این که کشتی نیست، تن ها می درند
هم جنین را از شکم ها می برند!
ای کشاورز پلید و بی خدا
این چنین ما را ز حق کردی جدا؟!
داده ای ما را به دست ظلم و جور
نام آن را هم گذاری عمر و دور؟!
ای تو سنگین دل تر از هر ناصواب
دانه ها دادی به دام آسیاب؟!
این چه رسم روزگار جانی است
این چه ظلمی بهر آب و نانی است؟!
ننگتان بادا که سر ها می برید
رختمان را ظالمانه می درید!
این چنین تن های ما را لخت و عور؟!
چشم نامحرم ز ما می باد کور
رحمتان هرگز به طفل و پیر نیست
زین همه خوردن شکم ها سیر نیست؟!
سنگ می رانید بر ما همچو اسب
شرمتان بادا بدین سان کار و کسب
وعده هاتان وعده ی نیرنگ بود
این که مهمانی نبود این جنگ بود!
گر تو را دین نیست پس آزاده باش
بر در حق هر زمان آماده باش
ما که مردانه به میدان آمدیم
بر سراتان، مهر نامردان زدیم
ماهمه واصل به عدل یک خدا
داد مان را می ستاند از شما
ظلم بر ما را جهانی می کند
گوشتان را گوشمالی می کند
می کند افشا همه نیرنگتان
می رهاند دانه ها از چنگتان
وای وای وای وای ای آسمان
داد مظلومان بگیر از ظالمان!"
ق...
😫 💔 😧 💔 😩 ⚖
https://telegram.me/benamebinameou
«مثنوی کمال دانه ی گندم»
سرگذشت دانه ها در آسیاب و اعتراض و شکایت عده ای از دانه های شاهد قبل از ورود به آسیاب:
الغرض از دانه ها باید شنید
شهد قصه همچنان باید چشید
آسیابان دانه ها، در بر گرفت
سنگ سنگین را به چرخش در گرفت
دانه های بی خبر از ظلم و جور
ناگهان با سر فتادندی به دور
وه چه میل گردش از، طبل دو دم
سنگ بر هر دانه زد، فن دو خم
دانه ها بی هش همه از زیر و بم
هم خجل هم سر شکسته بیش و کم
عده ای از دانه ها در قیل و قال
شاهد این صحنه های بی مثال
"این چه غوغایی است اکنون ای خدا
کربلا و سر جدا و تن جدا؟!
ما به مهمانی این خان آمدیم
نه به دعوا بر سر جان آمدیم!
در تن ما بین، که رخت جنگ نیست
در سوابق جنگ ما، با سنگ نیست!
هر یکی پاکیم و دلهامان سفید
روزی خلق، از سپیدی مان رسید!
این که کشتی نیست، تن ها می درند
هم جنین را از شکم ها می برند!
ای کشاورز پلید و بی خدا
این چنین ما را ز حق کردی جدا؟!
داده ای ما را به دست ظلم و جور
نام آن را هم گذاری عمر و دور؟!
ای تو سنگین دل تر از هر ناصواب
دانه ها دادی به دام آسیاب؟!
این چه رسم روزگار جانی است
این چه ظلمی بهر آب و نانی است؟!
ننگتان بادا که سر ها می برید
رختمان را ظالمانه می درید!
این چنین تن های ما را لخت و عور؟!
چشم نامحرم ز ما می باد کور
رحمتان هرگز به طفل و پیر نیست
زین همه خوردن شکم ها سیر نیست؟!
سنگ می رانید بر ما همچو اسب
شرمتان بادا بدین سان کار و کسب
وعده هاتان وعده ی نیرنگ بود
این که مهمانی نبود این جنگ بود!
گر تو را دین نیست پس آزاده باش
بر در حق هر زمان آماده باش
ما که مردانه به میدان آمدیم
بر سراتان، مهر نامردان زدیم
ماهمه واصل به عدل یک خدا
داد مان را می ستاند از شما
ظلم بر ما را جهانی می کند
گوشتان را گوشمالی می کند
می کند افشا همه نیرنگتان
می رهاند دانه ها از چنگتان
وای وای وای وای ای آسمان
داد مظلومان بگیر از ظالمان!"
ق...
😫 💔 😧 💔 😩 ⚖
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
به مناسبت تعارفات عادت گونه برای روز معلم
امروزه با ظهور فراکل نگری و اثبات وجود هوشمندی الهی بر لحظه لحظه ی وجود بشریت، چنین تعارفاتی (که در طول تاریخ تقویت کننده ی اندکی و موجب اظهار ضعف کثیری از انسان ها بوده)، کاملا بی مفهوم و خالی از معنا شده است.
چون:
دریای تو شد عالم ای چشمه ی آگاهی
شاگردی و استادی رفته است ته چاهی
🙏❤️💐
https://telegram.me/benamebinameou
امروزه با ظهور فراکل نگری و اثبات وجود هوشمندی الهی بر لحظه لحظه ی وجود بشریت، چنین تعارفاتی (که در طول تاریخ تقویت کننده ی اندکی و موجب اظهار ضعف کثیری از انسان ها بوده)، کاملا بی مفهوم و خالی از معنا شده است.
چون:
دریای تو شد عالم ای چشمه ی آگاهی
شاگردی و استادی رفته است ته چاهی
🙏❤️💐
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
(17) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"
تغییر نام دانه ها به آرد و توبه ذرات حاجی شده از کفر گویی و اعتراض گذشته ی خود:
قال و قیلی بود هر دم در نخست
کس از این گویش ولی طرفی نجست
دم به دم هر دانه می شد صد هزار
بی جنین و تن سفید و حج گذار
سنگ سنگین در غلافش بود، کارد
دانه ها را نام دیکر بود، آرد
توبه و رجعت چو شد ایام حج
چهره را نیکو کند از یاد کج
حیرت هر ذره ای با ما عجین
نه خبر از درد و رنج واپسین
نه بزرگ و کوچکی را جای هست
نه به کثرت میلشان را پای بست
گویش ذره دوباره باز شد
از چنان خشمی، کنون با ناز شد:
" ای خدایا، ما تولد کرده ایم
از چنان زندان تن وارسته ایم؟!
خانه ی تو کعبه دل های ما
پاک شد با چرخشی جان های ما
کفر ما، از پوشش هر دانه بود
ناله هامان، شکوه از آن خانه بود
میل عشق و وحدتی در جان ماست
صلح با همنوع چون سودای ماست
جاده ی کثرت دگر هموار نیست
گر بخواهی هم دگر ابزار نیست!"
د....
🙏 😇 🙏 ☺️ 🙏
https://telegram.me/benamebinameou
"مثنوی کمال دانه ی گندم"
تغییر نام دانه ها به آرد و توبه ذرات حاجی شده از کفر گویی و اعتراض گذشته ی خود:
قال و قیلی بود هر دم در نخست
کس از این گویش ولی طرفی نجست
دم به دم هر دانه می شد صد هزار
بی جنین و تن سفید و حج گذار
سنگ سنگین در غلافش بود، کارد
دانه ها را نام دیکر بود، آرد
توبه و رجعت چو شد ایام حج
چهره را نیکو کند از یاد کج
حیرت هر ذره ای با ما عجین
نه خبر از درد و رنج واپسین
نه بزرگ و کوچکی را جای هست
نه به کثرت میلشان را پای بست
گویش ذره دوباره باز شد
از چنان خشمی، کنون با ناز شد:
" ای خدایا، ما تولد کرده ایم
از چنان زندان تن وارسته ایم؟!
خانه ی تو کعبه دل های ما
پاک شد با چرخشی جان های ما
کفر ما، از پوشش هر دانه بود
ناله هامان، شکوه از آن خانه بود
میل عشق و وحدتی در جان ماست
صلح با همنوع چون سودای ماست
جاده ی کثرت دگر هموار نیست
گر بخواهی هم دگر ابزار نیست!"
د....
🙏 😇 🙏 ☺️ 🙏
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
به نام بی نام او
بعثت، دوره ای است که تبار آدم، واصل به حق شده اند.
هر لحظه این دوره عید است.
چنین عیدی گرامیست؛ نه بابت رسیدن فقط یک نفر به معراج معرفت، بلکه بابت زنده شدن این امیدواری که همه ی بشریت میتوانند مبعوث شوند.
پس، همواره جشن می گیریم و خوشحال هستیم،
چون :
کشتی عظیم وجود در اقیانوس رحمانیت و معرفت کمال به حرکت افتاده است...
از اینرو، هر انسان کمال طلب و صادق میتواند به نام بی نام او بر روی عرشه ی هستی قرار گرفته و از همراهی با هوشمندی الهی در طی مسیر وصال تا لقاء و فنای در حق، لحظه به لحظه در صلح و امنیت از محصول نهایی بشریت بهرمند گردد.
ان شاءالله
مبعث بشریت مبارک باد.
🙏❤️💐
https://telegram.me/benamebinameou
بعثت، دوره ای است که تبار آدم، واصل به حق شده اند.
هر لحظه این دوره عید است.
چنین عیدی گرامیست؛ نه بابت رسیدن فقط یک نفر به معراج معرفت، بلکه بابت زنده شدن این امیدواری که همه ی بشریت میتوانند مبعوث شوند.
پس، همواره جشن می گیریم و خوشحال هستیم،
چون :
کشتی عظیم وجود در اقیانوس رحمانیت و معرفت کمال به حرکت افتاده است...
از اینرو، هر انسان کمال طلب و صادق میتواند به نام بی نام او بر روی عرشه ی هستی قرار گرفته و از همراهی با هوشمندی الهی در طی مسیر وصال تا لقاء و فنای در حق، لحظه به لحظه در صلح و امنیت از محصول نهایی بشریت بهرمند گردد.
ان شاءالله
مبعث بشریت مبارک باد.
🙏❤️💐
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
(18) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"
خطرات فساد در آرد و باز هم انتظار ذرات برای رسیدن به کمال:
در همین افکار چسبیدن به هم
وسوسه بود و توهم دم به دم
آردها، با دو خطر فاسد شوند
باد و نم، چون بینشان قاصد شوند
تفرقه با باد، بودی ترسشان
آگهی از آب، بودی میلشان
ناگهان ذرات دیگر آمدند
یادشان را سوی دیگر، بُر زدند
آسیابان، خاک رس بر آرد داد
تا نشاید ماحصل بر آب داد
آرد را چون کیسه ای، محبوس کرد
باد را از وسوسه، مایوس کرد
یادشان آمد که خوابی دیده اند
چند گل از باغ وحدت چیده اند
در درون کیسه، ناظر بی شمار
همچو شاگردان، به درسی انتظار
دایم از وحدت سخن بود و اصول
این یکی در رد و آن دیگر قبول
ناظری، از بس که ناظر دیده بود
چشمه های صبرشان خشکیده بود
انتظار ذره ها بی اختیار
تا کسی، آرد خبر از کوی یار
یار و سه عنصر که کامل می کنند
لطف و رحمت بر تو شامل می کنند
یار آخر، رب خباز من است
اب و باد و شعله پرداز تن است
چو...
⁉️ 😔 ⁉️ 😒 ⁉️ 😌
https://telegram.me/benamebinameou
"مثنوی کمال دانه ی گندم"
خطرات فساد در آرد و باز هم انتظار ذرات برای رسیدن به کمال:
در همین افکار چسبیدن به هم
وسوسه بود و توهم دم به دم
آردها، با دو خطر فاسد شوند
باد و نم، چون بینشان قاصد شوند
تفرقه با باد، بودی ترسشان
آگهی از آب، بودی میلشان
ناگهان ذرات دیگر آمدند
یادشان را سوی دیگر، بُر زدند
آسیابان، خاک رس بر آرد داد
تا نشاید ماحصل بر آب داد
آرد را چون کیسه ای، محبوس کرد
باد را از وسوسه، مایوس کرد
یادشان آمد که خوابی دیده اند
چند گل از باغ وحدت چیده اند
در درون کیسه، ناظر بی شمار
همچو شاگردان، به درسی انتظار
دایم از وحدت سخن بود و اصول
این یکی در رد و آن دیگر قبول
ناظری، از بس که ناظر دیده بود
چشمه های صبرشان خشکیده بود
انتظار ذره ها بی اختیار
تا کسی، آرد خبر از کوی یار
یار و سه عنصر که کامل می کنند
لطف و رحمت بر تو شامل می کنند
یار آخر، رب خباز من است
اب و باد و شعله پرداز تن است
چو...
⁉️ 😔 ⁉️ 😒 ⁉️ 😌
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
(19) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"
کشف رمز رابطه امیال با زمان در نگاه ذره ی به ظاهر ساکن:
چون سوالی در دل ذره گذشت
پاسخ، از بهر سوال آمد به گشت
ذره ی بی تاب و نالان با غرور
ساکن اما فکر و ذهنش در عبور
او سوال ساکن است و پاسخش
بهره ی صبر است و عزم راسخش
از چنین میلی، زمان آغاز شد
آدمی را چنگ و عود و ساز شد
کوه طور خواهش و میل و سوال
ساعت و روز است و هفته، ماه و سال
چون جواب از دور آمد سوی تو
صفر شد آن دم، زمان، در کوی تو
لیلی و مجنون چو در آغوش هم
زد زمان سیلی، به حق، در گوش غم
د...
⏳ ⏱ ⏲ 🕰 ⏰ ⌛️
https://telegram.me/benamebinameou
"مثنوی کمال دانه ی گندم"
کشف رمز رابطه امیال با زمان در نگاه ذره ی به ظاهر ساکن:
چون سوالی در دل ذره گذشت
پاسخ، از بهر سوال آمد به گشت
ذره ی بی تاب و نالان با غرور
ساکن اما فکر و ذهنش در عبور
او سوال ساکن است و پاسخش
بهره ی صبر است و عزم راسخش
از چنین میلی، زمان آغاز شد
آدمی را چنگ و عود و ساز شد
کوه طور خواهش و میل و سوال
ساعت و روز است و هفته، ماه و سال
چون جواب از دور آمد سوی تو
صفر شد آن دم، زمان، در کوی تو
لیلی و مجنون چو در آغوش هم
زد زمان سیلی، به حق، در گوش غم
د...
⏳ ⏱ ⏲ 🕰 ⏰ ⌛️
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....