به نام بی نام او
2 subscribers
597 photos
58 videos
2 files
590 links
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
Download Telegram
(20) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"

نقش رب خباز و عناصر دیگر در سیر کمال دانه و تغییر نام آرد به "خمیر" :

دور شد قصه دوباره با سوال
ذره ها هم منتظر بهر کمال

چون زمان گفت و گو از راز بود
آرد هم در دست آن خباز بود

دست خباز تمیز و پاک ما
دم به دم بر آب می زد چاک ما

بعد از آن سختی و خشکی گلو
وه چه خوش گشتیم با آب وضو

چون نمک پاشید هر سو روی ما
با خمیری ترش تر از بوی ما

با لطافت جسم ما را ورز داد
پوششی بر هر شکاف و درز داد

آب اگاهی و آن بزم شگفت
جسم ما کم کم تورم می گرفت

جمله ی ذرات بودی بی خبر
دیگر از ذره نمی دیدی اثر

ما دگر از گفت گو عاجز شدیم
گیج این اوضاع بس قامض شدیم

ما یکی گشتیم زان خیل عجیب
یک زبان، یک گوش، یک قلب نجیب

آرد از ذرات نیک خاک و دان
هم نمک با آب، یک سرمایه دان

واژه های قبل عاجز در ضمیر
نام نیکو بهر آن، باشد "خمیر"

چا...

💖 💕💞💓 💛 💚 💙

https://telegram.me/benamebinameou
(21) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"

باز هم انتظار و صبوری خمیر برای رسیدن به کمال:

چانه چانه گشت آن جسم لطیف
گرد و نیکو در مکانی بس نظیف

روی ما پاشیده شد از آرد باز
تا نچسبد دست غیر و چانه ساز

هم، چو وارفتیم از گرمی خود
مستقل باشیم در گردی خود

مدتی هم این چنین در انتظار
عالمی از سرد و گرم روزگار

بهر خدمت چانه های ترش و خام
ساکت و خاموش، نشکستند جام

خواب و رویا هم دگر در کار نیست
جز به شکر حق، دلی فعال نیست

یک....

😔 💖 😌 ❤️ 🙏 💖 🙏

https://telegram.me/benamebinameou
(22) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"

شنیدن چانه های خمیر زمزمه خباز را در خصوص هیزم و تنور و آتش و نان ...

یک نفر چایی به لب قندی به کام
از حدیث آتشی، می برد نام:

"هیزم امروز این تنبک تنور
آتشی خوش را بسازد پر ز نور

نان ما امروز نانی دیگر است
چون که تالار عروسی زیور است

سال نیکو از بهارش آشکار
نان نیکو از خمیر و وصل یار"

گوش ما سرگرم این اقوال بود
دستی، یک چانه ز جمع ما ربود!

مش...

☕️ 🍬 🔥 🎇 🌮

https://telegram.me/benamebinameou
(23) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"

سیر باز کردن هر چانه ی خمیر تا ورود به آتش تنور:

مشت و مالی داد بر آن خسته جان
غلطکی می راند رو و پشت آن

قلقلک می داد با انگشت خود
گاه می زد روی آن با مشت خود

می پراندی گاه او را در هوا
کاغذی می ساخت، از آن بی نوا

قصد بازی داشت آن خباز پیر
یا که رازی داشت، از این دار و گیر

شد مسطح، گرد و نازک، یک نواخت
آن جدا از توپیان، چانه ساخت

بعد از آن بر بالشی خواباندی اش
همچو روکش روی او چسباندی اش

دست حق زیبا نموده آن دو را
فرش ابریشم مثل بر یک سرا

نا گهان با حرکتی تند و عجیب
هر دو را داخل نمودی در لهیب

فرش ابریشم چو وارو شد به طاق
بالش از آن جفت نیکو گشت طاق

چانه بر طاق تنور داغ ماند
آن دگر از مهلکه خود را رهاند

یک به یک هر چانه را می کرد باز
دم به دم این بازی و آن چانه ساز

ما همه اکنون درون یک تنور
جمله بی نام و به تن مست و خمور

شعله ی آتش نظر بازی نمود
نور و گرما صرف این بازی نمود

کم کمک گرما درون ما نشست
نور ظاهر چشم باطن را ببست

چاق می شد آن تن رنجور دی
سرخ می شد صورت مخمور می

هر...

😊❗️😂❗️😆❗️☺️⁉️🤔⁉️😡

https://telegram.me/benamebinameou
(24) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"

شرح شکایت و بیان آخرین ناله و تضاد های خمیرهای بی نام در جهنم سوزان تنور:

هر یکی بر طاق آن گنبد مثل
در جهنم ناله زد چون بد عمل:

"ای خدایا، ای خدایا ای خدا
تو بگو احوال ما با نا خدا!

این که شوخی نیست آتش بازی است
در چنین سوزش چه رمز و رازی است؟!

گر گنه می بود ما را پیش از این
از تفرق بود و جسم دانه بین

چون به حج رفتیم و یک تن ما شدیم
از خطای کفر دیگر وا شدیم

توبه و رجعت نمودیم از گناه
جملگی بردیم بر تقوا پناه

گر چه ما را بود بیش و کم خطا
لیک وحدت را نمودی تو عطا

پندمان دایم به حق و صبر شد
دستمان بر حبل تو هم چنگ شد

ما که با هر غیر هم واحد شدیم
با عناصر جملگی صالح شدیم

صالحِ با هستی و، صلح به خود
صلح با تو، صلح با همنوع خود

صبر مان ما را رسانده تا خمیر
هر که شکلی می دهد بر این اسیر

ای خدایا پس کمال ما کجاست
ظلم را حد و نهایت تا کجاست؟!

گر زمین را مشکلی حاصل شود
پس به قانون زمینی حل شود

گر که مشکل آسمانی رنگ شد
حل آن با اذن حق همرنگ شد

ما کنون در مشکلی افتاده ایم
نه به خود در دام کین سرداده ایم

ما که ساکن بودیم از روز نخست
از سخن هم هیچکس سودی نجست!

ما به دست رب نوعان بوده ایم !
در زیان و سودشان آسوده ایم !

رب زارع، رب سنگ آسیاب
رب خبازی شبیه گنج یاب

هر یکی بر ما حکومت کرده اند
هر زمین را پر ز حکمت کرده اند!

این چنین ارباب ها روی زمین
بهر خود قانون و احکامی وزین

مشکل ما، مکر آنان بوده است؟!
یا که در مکر الهی برده دست؟!

ما در این چرخه، همه نو بوده ایم
واژه ها را پیش از این نشنیده ایم !

تجربه در کار دنیا، هیچ نیست
یادمان از کار فردا هیچ نیست!

لحظه هامان منحصر در نوع خود
دوره هامان مستقل در دور خود

راه برگشتن ندارد هیچ سر!
بسته درها جملگی از پشت سر!

این همه رب های از حق آشنا
از کجا هستند با ما آشنا ؟!

آن عناصر ها که با ما هم ره اند
خاک و آب و باد و آتش می شوند

از زمان نفس واحد همچو دوست
تا به کثرت هم ره تن، همچو پوست

از کجا و با کی است فرمانشان ؟!
مکر کی رونق دهد بر خوانشان؟!

ما که در افسانه ها نان بوده ایم
گندمی از جنس انسان بوده ایم

از کجا تاریخ مان را یاد هست ؟!
خورده آدم گندم و گردیده پست؟!

شاید آدم خورد ما را خام خام
زین سبب افتاد او در دام، نام !"

خا...

🤔⁉️⁉️⁉️⁉️❤️⁉️⁉️...

https://telegram.me/benamebinameou
بسم الله الرحمن الرحیم

پایان نامه ی دوره کهنسالی بشریت از نگاه فراکل نگری:

چرا برای پیمودن مسیر شب، با به نام بی نام او شروع شد؟

در طول تاریخ خلقت، هر انسان دارای یک یا چند نام بوده و هست.

هر انسان در هر لحظه، از خود محصولی به جهان هستی ارایه نموده و همچنان می نماید.

محصولات لحظه ای هر انسان، به چهار دسته اصلی تقسیم بندی شده اند:

۱- اندیشه ی انسانی
۲- سخن انسانی
۳- عمل انسانی
۴- نظر انسانی

این چهار محصولی که توسط انسان های گوناگون به جهان هستی ارایه شده و می شود، همگی ریشه در کل نام(اسم) های بشری دارند.

پس، از نگاه فراکل نگر، هر یک از محصولات انسانی که در ظاهر دارای یک یا چند نام است، تنها و تنها مونتاژ و ترکیب لحظه ای بخشی از کل محصولات نامدار بشریت محسوب می گردد.

از اینرو بار گذاری تشعشعاتی(مثبت و یا منفی) یک یا چند نام خاص بر روی هر محصولی، ظلم عظیم به کل نام ها، تلقی می شود.

چنین ظلمی توسط متعصبان به نامداری، تا کنون شخصیت های:
برتری طلب ابلیسی(انا خیر منه) و
قدرتمدار فرعونی(انا ربکم الاعلی) را در گوشه و کنار جهان کنونی ایجاد و تقویت نموده است.

بدون شک بر تمامی این شخصیت ها و نام های خوب و بد آنها، قوانین هوشمند و کاملا عادلانه پروردگار عالمیان حاکم است؛ لذا بینش فراکل نگر و متکی به وجود هوشمندی الهی، برای شروع تحقیق و پژوهش منحصربفرد خود، بدون هتک حرمت نسبت به هیچ یک از نام ها، همه چهار دسته محصولات لحظه به لحظه ی انسان ها را تنها به نام بی نام او (شعری که متعلق به استاد محمدعلی طاهری است.)، می پذیرد؛ تا تشعشعات و شعور خالص آن ها را شناخته، بفهمد و درک نماید.

از اینرو انسان فراکل نگر که متصل به شعور هوشمند کل اسماء(نام ها) است؛ به شرط بی نامی قادر به درک شعوری عالی ترین نام در جهان هستی یعنی، الله(تجلی یافته در صفات رحمن و رحیم) نیز، میگردد.

پس به تعبیری، پایان درج نام بر انتشار محصولات متنوع بخش کمال یا دنیای غیروارونه (نه بخش جمال و جلال یا دنیای وارونه) بشری، در جهان بازی با قطب ها، همانا پایان نامه ی دوره ی کهنسالی و یا محصول نهایی خلقت، محسوب میشود.

با ارایه ی چنین پایان نامه ای به بشریت، مدتی است نطفه فرزند صالح در رحم اندیشه ی تک تک انسان های پذیرنده ی بی نامی، مستقر شده و به سرعت در حال رشد و نمو است.

جهان منتظر تحول، بزودی شاهد تولد فرزند(تن واحده) صالح و ناظر عالی اندیشه، سخن، عمل و نظر صالحانه و بی نام او(که هرگز یک تن نیست)، است.

با آرزوی توفیق الهی

🙏🙏🙏😍💐

🔔 برخی از رفرنس های بسیار مهم، که همواره مبنای تائید صحت و سلامت و بی اشکالی مطالب تحقیقی ارائه شده در کانال تلگرامی به نام بی نام او، بوده و می باشد:

💟
#محمدعلی_طاهری
#معرف_شعور_و_هوشمندی_الهی
#عرفان_کیهانی_حلقه
#به_نام_بی_نام_او
#محمدعلی_طاهری_صاحب_امتیاز_و_مدیر_اصلی_کانال_و_گروه_تلگرامی_به_نام_بی_نام_او
💟
#جام_های_شکستنی
#من_های_من
#جام_نشکن
#من_معنوی
،