(۱۱) ادامه ی
«مثنوی کمال دانه ی گندم»
تحقق رویای رحمت در رویش و کشف رمز حکمت دو ناظر در پیوند با خاک، آب، باد و گرما:
🌎⛈🌧🌦
آسمان با غرشی، پر بار شد
دانه از آن خواب خوش، بیدار شد
بارشی از ابر رحمت بر زمین
وحشت و رحمت به یکدیگر عجین
خاک سخت از بارش باران، لمید
آب رحمت تا به دانه می رسید
آب و خاک و دانه ی رنجور ما
چون می و جام و تن مخمور ما
مست و سرخوش می ز رحمت نوش شد
دانه ی تنها، ز خود بیهوش شد
خود به آب و خاک، بخشیدی همه
نفس واحد از تو، زائیدی همه
ریشه از پائین، برون زد سوی خاک
ساقه در بالا، عیان شد سینه چاک
کم کمک دانه تمام جان خود
کرد تسلیم سر پیمان خود
او فنا گردیده شد، از نام خوش
تا تحقق یابد آن رویای خوش
او چو نفس واحده تقسیم شد
بهر ساق و ریشه او تقدیم شد
پس یکی اب(پدر) شد، دگر شد زوج او
تا دو ناظر، باشدی تا اوج او
ریشه از پائین خبر دادی به ساق
ساقه از بالا، خبرها داغ و چاق
سلطه ی این یک بر آن، آن یک بر این
از خدای شان بود، تفسیری وزین
آن به این تحمیل و این بر آن جمیل
حَمل اندک بود و ناگه، شد ثقیل
اختلاف آن دو تا، بالا گرفت
شکرشان بر صالحی مأوا گرفت
صالح آن باشد که دیدش از خدا
در فراکل باشد، از فرقه جدا
فرقه ای را در زمین اخبار هست
فرقه ای بر آسمان دارند دست
زین سبب اخبارشان از هم جداست
هر یکی مالک به اسرار خداست!
چون که صالح آید از آن دو، برون
هوش واحد هم به بیرون هم درون
بینش ایشان شود، دیدی جدید
صلح آخر بینشان آید پدید
راز گل ها، رمز و راز رحمت است
جمع دانه سر نان وحدت است
🌎⛈🌧🌦🌾🌿🌱⛈🌦🌧🌍
https://telegram.me/benamebinameou
«مثنوی کمال دانه ی گندم»
تحقق رویای رحمت در رویش و کشف رمز حکمت دو ناظر در پیوند با خاک، آب، باد و گرما:
🌎⛈🌧🌦
آسمان با غرشی، پر بار شد
دانه از آن خواب خوش، بیدار شد
بارشی از ابر رحمت بر زمین
وحشت و رحمت به یکدیگر عجین
خاک سخت از بارش باران، لمید
آب رحمت تا به دانه می رسید
آب و خاک و دانه ی رنجور ما
چون می و جام و تن مخمور ما
مست و سرخوش می ز رحمت نوش شد
دانه ی تنها، ز خود بیهوش شد
خود به آب و خاک، بخشیدی همه
نفس واحد از تو، زائیدی همه
ریشه از پائین، برون زد سوی خاک
ساقه در بالا، عیان شد سینه چاک
کم کمک دانه تمام جان خود
کرد تسلیم سر پیمان خود
او فنا گردیده شد، از نام خوش
تا تحقق یابد آن رویای خوش
او چو نفس واحده تقسیم شد
بهر ساق و ریشه او تقدیم شد
پس یکی اب(پدر) شد، دگر شد زوج او
تا دو ناظر، باشدی تا اوج او
ریشه از پائین خبر دادی به ساق
ساقه از بالا، خبرها داغ و چاق
سلطه ی این یک بر آن، آن یک بر این
از خدای شان بود، تفسیری وزین
آن به این تحمیل و این بر آن جمیل
حَمل اندک بود و ناگه، شد ثقیل
اختلاف آن دو تا، بالا گرفت
شکرشان بر صالحی مأوا گرفت
صالح آن باشد که دیدش از خدا
در فراکل باشد، از فرقه جدا
فرقه ای را در زمین اخبار هست
فرقه ای بر آسمان دارند دست
زین سبب اخبارشان از هم جداست
هر یکی مالک به اسرار خداست!
چون که صالح آید از آن دو، برون
هوش واحد هم به بیرون هم درون
بینش ایشان شود، دیدی جدید
صلح آخر بینشان آید پدید
راز گل ها، رمز و راز رحمت است
جمع دانه سر نان وحدت است
🌎⛈🌧🌦🌾🌿🌱⛈🌦🌧🌍
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
(۱۲) ادامه ی
«مثنوی کمال دانه ی گندم»
تغییر نام دانه به گیاه تا رویش هفتصد دانه از دانه ی اولیه:
دانه رفت و ساقه و برگ آشکار
ریشه و گلها، سراسر گرم کار
دانه ی محبوس زندان سیاه
نام او اکنون، نهال است و گیاه
خاک و آب و باد و گرمای زمان
هم دل و همسو، عزیز و مهربان
رحمتی پاشیده شد از جنس نور
کفر کافر را از ایشان، کرد دور
هم زمین هم آسمان سر سبز بود
زین سبب آواز بلبل نغز بود
گفته آمد چون حدیث اش پیش از این
عاشق نیکو ندارد کفر و دین
پرورش می داد زارع کشت ما
او تحمل کرد نیک و زشت ما
دشمن ما را همی پراند و کشت
ما به تن پرورده گشتیم و درشت
.
تا که بر هر دانه حجت شد تمام
وقت فرقت آمد از آن باب و مام
وقت حشر آمد زمان الودا
پوچ و پر از کاه و خاشاکان جدا
دانه ی پر، سوی رب مایل شود
پوچ و کاهی را هوا حاصل شود
دانه های پُر، جدا از شکل و رنگ
همسفر در آزمونی بی درنگ
راهی انبار بی کاهی شدند
چاله را رد کرده، در چاهی شدند
🌿🌸🍃🌸🌱🌺🍂🌼
https://telegram.me/benamebinameou
«مثنوی کمال دانه ی گندم»
تغییر نام دانه به گیاه تا رویش هفتصد دانه از دانه ی اولیه:
دانه رفت و ساقه و برگ آشکار
ریشه و گلها، سراسر گرم کار
دانه ی محبوس زندان سیاه
نام او اکنون، نهال است و گیاه
خاک و آب و باد و گرمای زمان
هم دل و همسو، عزیز و مهربان
رحمتی پاشیده شد از جنس نور
کفر کافر را از ایشان، کرد دور
هم زمین هم آسمان سر سبز بود
زین سبب آواز بلبل نغز بود
گفته آمد چون حدیث اش پیش از این
عاشق نیکو ندارد کفر و دین
پرورش می داد زارع کشت ما
او تحمل کرد نیک و زشت ما
دشمن ما را همی پراند و کشت
ما به تن پرورده گشتیم و درشت
.
تا که بر هر دانه حجت شد تمام
وقت فرقت آمد از آن باب و مام
وقت حشر آمد زمان الودا
پوچ و پر از کاه و خاشاکان جدا
دانه ی پر، سوی رب مایل شود
پوچ و کاهی را هوا حاصل شود
دانه های پُر، جدا از شکل و رنگ
همسفر در آزمونی بی درنگ
راهی انبار بی کاهی شدند
چاله را رد کرده، در چاهی شدند
🌿🌸🍃🌸🌱🌺🍂🌼
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
در بینش فراکل نگری،
هر کس عیبی و یا زیبایی را بیان می کند، خود را در آینه ی وجود دیگران دیده است؛
این همان تضادها یا مجهولات و محصولات فکری و ذهنی تک تک مدعیان همراهی با این مسیر است.
یعنی: تن واحده بخش های مختلف و متضاد و پنهان خود را به خود نشان می دهد❗️
در چنین تنی، نه بیان عیب مردود است و نه عشق ورزی با زبان یا.... و نه...!
چون:
از منظری دیگر، همه و همه فقط جلوه هایی الهی و درس هایی بسیار زیبا برای پرورش اعضای به ظاهر متضاد یک تن تلقی می شود؛
این جنب و جوش و تلاطم ظاهری، تا وقت معلومی جهت تقویت تحمل پذیری و درک اعتدال از افراط و تفریط اعضای همراه، لازمه ی این حرکت می باشد❗️
تا بلاخره محصول نهایی خلقت برای همه بشریت نمایان و در نگرش فراکل، درک توحید تحقق پیدا کند.
ان شاءالله
با آرزوی توفیق الهی
👏👏👏🙏 ❤🙏 💐
https://telegram.me/benamebinameou
هر کس عیبی و یا زیبایی را بیان می کند، خود را در آینه ی وجود دیگران دیده است؛
این همان تضادها یا مجهولات و محصولات فکری و ذهنی تک تک مدعیان همراهی با این مسیر است.
یعنی: تن واحده بخش های مختلف و متضاد و پنهان خود را به خود نشان می دهد❗️
در چنین تنی، نه بیان عیب مردود است و نه عشق ورزی با زبان یا.... و نه...!
چون:
از منظری دیگر، همه و همه فقط جلوه هایی الهی و درس هایی بسیار زیبا برای پرورش اعضای به ظاهر متضاد یک تن تلقی می شود؛
این جنب و جوش و تلاطم ظاهری، تا وقت معلومی جهت تقویت تحمل پذیری و درک اعتدال از افراط و تفریط اعضای همراه، لازمه ی این حرکت می باشد❗️
تا بلاخره محصول نهایی خلقت برای همه بشریت نمایان و در نگرش فراکل، درک توحید تحقق پیدا کند.
ان شاءالله
با آرزوی توفیق الهی
👏👏👏🙏 ❤🙏 💐
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
(۱۳) ادامه ی
«مثنوی کمال دانه ی گندم»
سرگذشت دانه های جدا شده، در انبار بی کاهی:
روز اول سر خوش از گرد همی
روز دیگر گفتگوی همدمی
قصه و افسانه های بس دراز
از درون دانه ی سر بسته راز
از هوای نان شدن در کوی دوست
با زبان دانه ی ناکنده پوست
با سخن گفتن ز رحمت های دی
روزگار دانه ها می گشت طی
کم کمک اخبار خوش پایان گرفت
رسم و عادت بینشان سامان گرفت
جز شنیدن، رزقشان چیزی نبود
جز به گفتن، راه تمییزی نبود
هفتصد دردانه ی منظور ما
با هزاران مست کوه طور ما
از نشستن دور هم نالان شدند
جفت بد حالان و خوش حالان شدند
خسته گشتند از نبودن با خدا
کی شوند از این مصیبت ها جدا
روز و شب از یاد دلها رفته بود
نقل قول از دیگران، در گفته بود
اعتراض و شکوه از دور زمان
وقفه و ساکن شدن در یک مکان
چاق و لاغر، کوته و گرد و دراز
هر کدامین مملو از اسرار و راز
خواب رحمت چشم بینا را ربود
دیده ها را در به رویایی گشود!
🍂🍏🍎🍏🍎🍏🍎🍃
https://telegram.me/benamebinameou
«مثنوی کمال دانه ی گندم»
سرگذشت دانه های جدا شده، در انبار بی کاهی:
روز اول سر خوش از گرد همی
روز دیگر گفتگوی همدمی
قصه و افسانه های بس دراز
از درون دانه ی سر بسته راز
از هوای نان شدن در کوی دوست
با زبان دانه ی ناکنده پوست
با سخن گفتن ز رحمت های دی
روزگار دانه ها می گشت طی
کم کمک اخبار خوش پایان گرفت
رسم و عادت بینشان سامان گرفت
جز شنیدن، رزقشان چیزی نبود
جز به گفتن، راه تمییزی نبود
هفتصد دردانه ی منظور ما
با هزاران مست کوه طور ما
از نشستن دور هم نالان شدند
جفت بد حالان و خوش حالان شدند
خسته گشتند از نبودن با خدا
کی شوند از این مصیبت ها جدا
روز و شب از یاد دلها رفته بود
نقل قول از دیگران، در گفته بود
اعتراض و شکوه از دور زمان
وقفه و ساکن شدن در یک مکان
چاق و لاغر، کوته و گرد و دراز
هر کدامین مملو از اسرار و راز
خواب رحمت چشم بینا را ربود
دیده ها را در به رویایی گشود!
🍂🍏🍎🍏🍎🍏🍎🍃
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....