به نام بی نام او
1 subscriber
597 photos
58 videos
2 files
590 links
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
Download Telegram
به نام بی نام او

بعثت، دوره ای است که تبار آدم، واصل به حق شده اند.
هر لحظه این دوره عید است.
چنین عیدی گرامی‌ست؛ نه بابت رسیدن فقط یک نفر به معراج معرفت، بلکه بابت زنده شدن این امیدواری که همه ی بشریت می‌توانند مبعوث شوند.

پس، همواره جشن می گیریم و خوشحال هستیم،
چون :
کشتی عظیم وجود در اقیانوس رحمانیت و معرفت کمال به حرکت افتاده است...

از اینرو، هر انسان کمال طلب و صادق می‌تواند به نام بی نام او بر روی عرشه ی هستی قرار گرفته و از همراهی با هوشمندی الهی در طی مسیر وصال تا لقاء و فنای در حق، لحظه به لحظه در صلح و امنیت از محصول نهایی بشریت بهرمند گردد.
ان شاءالله

مبعث‌ بشریت مبارک باد.

🙏❤️💐

https://telegram.me/benamebinameou
(18) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"

خطرات فساد در آرد و باز هم انتظار ذرات برای رسیدن به کمال:

در همین افکار چسبیدن به هم
وسوسه بود و توهم دم به دم

آردها، با دو خطر فاسد شوند
باد و نم، چون بینشان قاصد شوند

تفرقه با باد، بودی ترسشان
آگهی از آب، بودی میلشان

ناگهان ذرات دیگر آمدند
یادشان را سوی دیگر، بُر زدند

آسیابان، خاک رس بر آرد داد
تا نشاید ماحصل بر آب داد

آرد را چون کیسه ای، محبوس کرد
باد را از وسوسه، مایوس کرد

یادشان آمد که خوابی دیده اند
چند گل از باغ وحدت چیده اند

در درون کیسه، ناظر بی شمار
همچو شاگردان، به درسی انتظار

دایم از وحدت سخن بود و اصول
این یکی در رد و آن دیگر قبول

ناظری، از بس که ناظر دیده بود
چشمه های صبرشان خشکیده بود

انتظار ذره ها بی اختیار
تا کسی، آرد خبر از کوی یار

یار و سه عنصر که کامل می کنند
لطف و رحمت بر تو شامل می کنند

یار آخر، رب خباز من است
اب و باد و شعله پرداز تن است

چو...
⁉️ 😔 ⁉️ 😒 ⁉️ 😌

https://telegram.me/benamebinameou
(19) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"

کشف رمز رابطه امیال با زمان در نگاه ذره ی به ظاهر ساکن:

چون سوالی در دل ذره گذشت
پاسخ، از بهر سوال آمد به گشت

ذره ی بی تاب و نالان با غرور
ساکن اما فکر و ذهنش در عبور

او سوال ساکن است و پاسخش
بهره ی صبر است و عزم راسخش

از چنین میلی، زمان آغاز شد
آدمی را چنگ و عود و ساز شد

کوه طور خواهش و میل و سوال
ساعت و روز است و هفته، ماه و سال

چون جواب از دور آمد سوی تو
صفر شد آن دم، زمان، در کوی تو

لیلی و مجنون چو در آغوش هم
زد زمان سیلی، به حق، در گوش غم
د...

⏳ ⏱ ⏲ 🕰 ⏰ ⌛️

https://telegram.me/benamebinameou
(20) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"

نقش رب خباز و عناصر دیگر در سیر کمال دانه و تغییر نام آرد به "خمیر" :

دور شد قصه دوباره با سوال
ذره ها هم منتظر بهر کمال

چون زمان گفت و گو از راز بود
آرد هم در دست آن خباز بود

دست خباز تمیز و پاک ما
دم به دم بر آب می زد چاک ما

بعد از آن سختی و خشکی گلو
وه چه خوش گشتیم با آب وضو

چون نمک پاشید هر سو روی ما
با خمیری ترش تر از بوی ما

با لطافت جسم ما را ورز داد
پوششی بر هر شکاف و درز داد

آب اگاهی و آن بزم شگفت
جسم ما کم کم تورم می گرفت

جمله ی ذرات بودی بی خبر
دیگر از ذره نمی دیدی اثر

ما دگر از گفت گو عاجز شدیم
گیج این اوضاع بس قامض شدیم

ما یکی گشتیم زان خیل عجیب
یک زبان، یک گوش، یک قلب نجیب

آرد از ذرات نیک خاک و دان
هم نمک با آب، یک سرمایه دان

واژه های قبل عاجز در ضمیر
نام نیکو بهر آن، باشد "خمیر"

چا...

💖 💕💞💓 💛 💚 💙

https://telegram.me/benamebinameou
(21) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"

باز هم انتظار و صبوری خمیر برای رسیدن به کمال:

چانه چانه گشت آن جسم لطیف
گرد و نیکو در مکانی بس نظیف

روی ما پاشیده شد از آرد باز
تا نچسبد دست غیر و چانه ساز

هم، چو وارفتیم از گرمی خود
مستقل باشیم در گردی خود

مدتی هم این چنین در انتظار
عالمی از سرد و گرم روزگار

بهر خدمت چانه های ترش و خام
ساکت و خاموش، نشکستند جام

خواب و رویا هم دگر در کار نیست
جز به شکر حق، دلی فعال نیست

یک....

😔 💖 😌 ❤️ 🙏 💖 🙏

https://telegram.me/benamebinameou
(22) ادامه ی
"مثنوی کمال دانه ی گندم"

شنیدن چانه های خمیر زمزمه خباز را در خصوص هیزم و تنور و آتش و نان ...

یک نفر چایی به لب قندی به کام
از حدیث آتشی، می برد نام:

"هیزم امروز این تنبک تنور
آتشی خوش را بسازد پر ز نور

نان ما امروز نانی دیگر است
چون که تالار عروسی زیور است

سال نیکو از بهارش آشکار
نان نیکو از خمیر و وصل یار"

گوش ما سرگرم این اقوال بود
دستی، یک چانه ز جمع ما ربود!

مش...

☕️ 🍬 🔥 🎇 🌮

https://telegram.me/benamebinameou