باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
بوسه ای بر اخلاق پارسایان 😘😘😘👆👆👆
اگر احكام شريعت امضائي اند چرا خداوند گفته حكم من اينست ؟

همانطور كه ميدانيم اكثريت احكام غير عبادي شريعت شامل احكام اجتماعي و اقتصادي و سياسي و .. توسط پيامبر(ص) از بين قوانين عصر نزول گزينش شده و جهت اجرا امضا و ابلاغ شده است . و بنابراين تاسيسي شارع مقدس نبوده اند و اين امر ، دليل اعتبار و اعتنا به دخالت عقلانيت هر عصر در تدوين قوانين اجتماعي بوده و ثابت بودن آنها را در اين عصر و اعصار بعدي منتفي ميسازد .

اگر كسي قائل به اين عدم ثبات احكام اجتماعي نباشد اين سوال پيش مي آيد كه :

چگونه است كه خداوند با ارسال پيامبران متعدد در دورانهاي مختلف تاريخي ، به اين حقيقت اذعان كرده كه بشر با گذشت زمان بالغتر و عاقلتر شده و تبعا سطح مناسبات فردي و اجتماعي او بالاتر رفته و نياز به تغيير و يا حذف و يا نوسازي قوانين خود دارد ، ولي با ختم كردن ارسال هدايت تشريعي با رحلت حضرت محمد(ص) ، براي هميشه چشم خود را به روي رشد عقلي و بلوغ انديشه انسانهاي آينده بسته و او را محصور در تعداد محدودي قانون ، آنهم در حد فهم و عقلانيت و نگرش اخلاقي مردم عصر نزول كرده است ؟

حاشا كه خداوند چنين كرده باشد ، كه او هدايتش را مشمول بندگاني ميكند كه مقدمات هدايت را خود فراهم كنند و آن مقدمات چيزي نيست جز شنيدن و بررسي نظرات و اقوال و فرضيه ها و نظريه هاي مختلف 1 ، كه يكي از آنها احكام شريعت عصر نزول در كنار ديگر روشها و قوانين منتج از سيستمهاي حقوقي و سازمانهاي قانونگذاري هر عصر است و سپس گزينش بهترين آنها ؛ و چون خروجي اين عمل را خداوند ، برخاسته از عقلانيت و خرد بشري ميداند ، تاييد ميكند .

و اينكه خداوند در اينگونه موارد در احكام عصر نزول ميگويد " حكم خداست " ، دقيقا به همين دليل است كه پيامبر پروسه گزينش احكام را به روش عقلاني فوق بكار گرفته و بهترين آنها را انتخاب كرده است و تبعا از نظر خداوند ، آن احكام به عنوان نتيجه ، قابل اعتبار بوده و حكم خود خوانده است .

با توجه به اين مطلب ، در صورتي كه در هر عصر ، پروسه وضع قوانين به روش فوق و رعايت عقلانيت جمعي انجام گيرد و شرايط عادلانه و اخلاقي بودن با رعايت كرامت انساني لحاظ گردد ، روش مورد تاييد خداوند بوده و هدايتش را شامل آنها مي گرداند .

1- " فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئک الّذین هدئهم اللّه و اولئک هم اولوا الالباب . " سوره زمر – آیات 17 و 18

" پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. "

محمد صالحی 20/ 6 / 94

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آيه " فأتوا بكتاب من عند الله هو أهدي منهما .. " در كلام مرحوم فقيه عاليقدر منتظري

خداوند در قرآن مي‎فرمايد: " قل فأتوا بكتاب من عند الله هو أهدي منهما أتبعه ان كنتم صادقين (قصص آيه 49 )
"بگو: كتاب و شريعتي برتر و هدايتگرتر از آن دو [قرآن و تورات ] بياوريد تا از آن پيروي كنم اگر راستگو هستيد."

آيه فوق ظاهرا ضرورت پيروي از معقولترين و بهترين روشها را براي رسيدن به اهداف دين بيان مي‎كند .
( اسلام دين فطرت - ص 702 تا 705 )

مطالب ديگر ايشان :

• بسياري از احكام سياسي و اجتماعي اسلام از اين قبيل اند كه اسلام شناس بصير نسبت به متغير بودن آن حكم و تطبيق آن با تحولات زمانه نظر خواهد داد . (اسلام دین فطرت ص 70 تا 74 )

• تحولات اجتماعي در علوم مربوط به جرم شناسي و نحوه پيش گيري از آنها و روان شناسي مجرمين و نحوه اصلاح و تربيت آنان پديد آمده است ، به نحوي كه ديگر شيوه هاي گذشته در جوامع كنوني آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممكن است گفته شود :

با شيوه هاي جديد ، زودتر و بهتر ، هدف اصلي شارع از تشريع بعضي مجازات هاي رايج ، محقق مي‎شود . (پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87 ) .

محمد صالحي – 11/8/93

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مثبت نگاه كن ، همه چيز براي شاد بودن بتو داده شده است - 1

امروزه ، يكي از گرايشهاي بسيار ارزشمند روانشناسي ، گرايش مثبت نگري و تمركز بر داشته هاي شخص است . و اين نگاه ، در مقابل توجه و بزرگنمايي نداشته هايي است كه معمولا به شكل " ايكاش " و " آرزو " هاي دور و دراز جلوه كرده و انسان را به ياس و حسرت مدام دچار مي كند . 1

البته اين نكته ، به معناي چشم پوشي بر مشكلات و نداشته ها نيست ، بلكه بحث بر تمركز بر داشته ها ، بخصوص در تعامل با ديگرانست ، كه فضايي منفي و نهايتا با احساس ترحم بوجود آوردن در ديگران ، بوجود نياوريم .

از آنجا كه قرآن ، كتاب " هدايت " و دعوت به "عقلانيت و اخلاق " است ، ويژگي مثبت نگري و تمركز بر داشته هايي كه خداوند به عنوان نعمت به انسان عرضه كرده و بهره گيري از آنها و سپاس از خداوند ( هستي ) بخاطر آن همه لطف ، در جاي جاي قرآن و آموزه هاي بزرگان ديني ، موج مي زند ، كه در اينجا به چند نمونه از آنها ، مختصرا اشاره مي كنيم :

1- به شما همه چيز داده شده و در اختيارتان قرار دارد :

" الله الذي خلق السماوات و الارض و انزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقا لکم و سخر لکم الفلک لتجري في البحر بامره و سخر لکم الانهار 2 "

خداوند همان کسى است که آسمانها و زمين را آفريد؛ و از آسمان ، آبى نازل کرد؛ و با آن، ميوه‏ها(ى مختلف) را براى روزى شما (از زمين) بيرون آورد؛ و کشتى‏ها را مسخّر شما گردانيد ، تا بر صفحه دريا به فرمان او حرکت کنند؛ و نهرها را (نيز) مسخّر شما نمود.

2- از آن داده شده ها ، بهترين استفاده را ببريد :

" يا ايها الذين امنوا کلوا من طيبات ما رزقناکم و اشکروا لله ان کنتم اياه تعبدون 3 "

اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! از نعمتهاى پاکيزه‏اى که به شما روزى داده‏ايم ، بخوريد و شکر خدا را بجا آوريد ؛ اگر او را پرستش مى‏کنيد!

3- به هيچوجه ، خود را با عناوين زهد و رهبانيت و ... از داده هايي كه هستي در اختيارتان قرار داده محروم نكنيد :

" يا ايها الذين امنوا لا تحرموا طيبات ما احل الله لکم 4 "

اى کسانى که ايمان آورده‏ايد ! چيزهاى پاکيزه را که خداوند براى شما حلال کرده است ، حرام نکنيد!

4- اگر نداشته هايي داريد ( كه قطعا دلايلي در جهت ايجاد شرايط رشد معنوي شماست ) ، پس ، در مسير مثبت نگري ، به آنها بينديشيد ، تا نداشته ها نيز به داشته هايي ازشمندتر ، تبديل شوند :

" ما ودعك ربك و ما قلى ، و للاخره خير لك من الاولى ، و لسوف يعطيك ربك فترضى ، الم يجدك يتيما فاوى ، و وجدك ضالا فهدى ، و وجدك عائلا فاغنى ، فاما اليتيم فلا تقهر ، و اما السائل فلا تنهر ، و اما بنعمه ربك فحدث . 5 "

كه پروردگارت نور وحى را از تو قطع نكرده و تو را مورد خشم قرار نداده است ، و مسلما آخرت براى تو از دنيا بهتر است ، و پروردگارت به زودى عطايى مى كند كه راضى شوى ، آيا نبود كه تو را يتيم يافت و سپس پنا داده ؟ ، و آيا نبود كه راه به جايى نمى بردى قدم به قدم هدايتت كرد؟ ، و تهى دستت يافت پس بى نيازت نمود ، حال كه چنين است پس هيچ يتيمى را از روى قهر خوار مشمار ، و هيچ سائلى را مرنجان ، و نعمت پروردگارت را با رفتار و گفتارت بازگو كن .

آيات فوق ، از زيباترين آيات قرآن بوده كه به سخت ترين نداشته هاي پيامبر(ص) ، ( كه درد همه انسانها نيز مي تواند باشد ) اشاره كرده و ميگويد :

با همه آن نداشته ها ( از جنس يتيمي ، گم گشتگي دنيايي ، فقر و .. ) درگير بودي ولي بخاطر همه ويژگيهاي روحاني و شخصيتي ات ، خداوند به داشته هايي ارزشمند ، تبديل كرد و سپس به او گوشزد ميكند كه فقط بر آنچه كه خداوند در اختيارت قرار داده تمركز كن و در مراوداتت با ديگران ، با اين نگاه به هستي و داشته هايت ، با آنها سخن بگو .

و مبادا از تلخيها ، سختيها و نداشته ها سخن بگويي ، بلكه از نتيجه تعاملت با هستي كه همان ، فوران نعمتهاي خداونديست و امروزه به داشته هاي ارزشمند تو تبديل شده ، سخن بگو .


ادامه دارد :

محمد صالحي – جمعه
14/12/94
كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مثبت نگاه كن ، همه چيز براي شاد بودن بتو داده شده است - 2

5- وقتي بر روي داشته ها تمركز كرديد ، و در هر حالي از آنها ياد كرديد و اطرافيان را با اينگونه نگاه ، به مثبت نگري و شادماني رهنمون كرديد ، در يك كنش و واكنش مثبت با هستي ، همواره در مسير " داشتن هاي نو " قرار خواهيد گرفت :

" و اذ تاذن ربکم لئن شکرتم لازيدنکم 6 "

و (همچنين به خاطر بياوريد) هنگامى را که پروردگارتان اعلام داشت: « اگر شکرگزارى کنيد، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود ؛

6- در صورت تخلف از قوانين جاري در هستي و منفي نگري به آن ، چيزي جز غوطه ور شدن در تلاطم هاي زندگي ، اعم از مادي و روحي ، نخواهيد داشت :

" و لئن کفرتم ان عذابي لشديد 7 "

و اگر ناسپاسى کنيد ، مجازاتم شديد است !

اگر نگاهي عميق و موشكافانه به هستي بيندازيم ، تنها ، انسانست كه مي تواند براي رسيدن به آرزوها و خواهش هاي نفساني خود ، برخلاف رودخانه هستي گام بردارد .

و قطعا ، اين مسير ( اگر چه ممكن است گاه زماني به شادي زودگذر تبديل شود ) ، ولي نهايتا منجر به سرابهايي خواهد شد 8 ، كه نتيجه اي جز حسرت و ديرشدگي در بازگشت به مسير صحيح و هماهنگي با هستي ببار نخواهد داد .

و ليكن خداوند ، آنقدر شوق محبت به بنده هايش دارد 9 ، كه او را در زندگي پر از تلاطم و سرگرداني ، حتي يك لحظه رها نكرده و دايم در مسير هشيار كردن او 10 ، از هيچ روشي غفلت نميكند ، تا آنگاه كه برگردد ، و وقتي كه به راه ، برگشت و در مسير و هم جهت با رودخانه عظيم هستي قرار گرفت ، آنگاهست كه هر چه مي بيند ، داشته هايي است كه لحظه به لحظه در تزايد و افزوني خواهد بود .

زيرنويسها :

1- ضرار بن ضمره ضبايى از ياران امام به شام رفت و بر معاويه وارد شد . معاويه از او خواست از حالات امام بگويد ، گفت على (ع) را در حالى ديدم که شب ، پرده‏هاى خود را افکنده بود ، و او در محراب ايستاده ، محاسن را به دست گرفته ، چون مار گزيده به خود مى‏پيچيد ، و محزون مى‏گريست و مى‏گفت: اى دنيا ، اى دنياى حرام ، از من دور شو ، آيا براى من خودنمايى مى‏کنى يا شيفته من شده‏اى تا روزى در دل من جاى گيرى ؛ هرگز مبادا ، غير مرا بفريب ، که مرا در تو هيچ نيازى نيست ، تو را سه طلاقه کرده‏ام ، تا باز گشتى نباشد ، دوران زندگانى تو کوتاه ، ارزش تو اندک ، و آرزوى تو پست است . آه از توشه اندک ، و درازى راه ، و دورى منزل ، و عظمت روز قيامت .

( و من خبر ضرار بن حمزة الضبائي- عند دخوله على معاوية- و مسالته له عن امير المؤمنين ع- و قال فاشهد لقد رايته في بعض مواقفه- و قد ارخى الليل سدوله و هو قائم في محرابه- قابض على لحيته يتململ تململ السليم- و يبکي بکاء الحزين و يقول- يا دنيا يا دنيا اليک عني ا بي تعرضت ام الي تشوقت- لا حان حينک هيهات غري غيري لا حاجة لي فيک- قد طلقتک‏ ثلاثا لا رجعة فيها- فعيشک قصير و خطرک يسير و املک حقير- آه من قلة الزاد و طول الطريق- و بعد السفر و عظيم المورد . حكمت 77 نهج البلاغه)

2- سوره ابراهيم ، آيه 32
3- سوره بقره ، آيه 172
4- سوره مائده ، آيه 87
5- سوره ضحي ، آيات 3 تا 11
6- سوره ابراهيم ، آيه 7
7- همان 6

8- کسانى که کافر شدند ، اعمالشان همچون سرابى است در يک کوير که انسان تشنه از دور آن را آب مى‏پندارد؛ امّا هنگامى که به سراغ آن مى‏آيد چيزى نمى‏يابد ، و خدا را نزد آن مى‏يابد که حساب او را بطور کامل مى‏دهد؛ و خداوند سريع الحساب است!

( و الذين کفروا اعمالهم کسراب بقيعة يحسبه الظمان ماء حتى اذا جاءه لم يجده شيئا و وجد الله عنده – سوره نور ، آيه 39 )

محمد صالحي – جمعه
14/12/94
كانال نواي عشق

@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
۳۱ فروردین: سالگرد درگذشت محمدتقی شریعتی ( ۱۲۸۶- ۱۳۶۶)
مؤسس کانون نشر حقایق اسلامی در مشهد، صاحب کتاب تفسیر نوین، پدر علی شریعتی، و از پیش‌کسوتان اصلاح فکر دینی در خراسان
@Mohsen_Kadivar_Official
امروز سالگرد رحلت محمد تقي شريعتي ، پدر بزرگوار دكتر علي شريعتي عزيز است .

محمدتقی شریعتی (۱۲۸۶ در مزینان سبزوار – ۱۳۶۶ در مشهد) روشنفکر و فعال سیاسی–مذهبی و پدر علی شریعتی است. او از افرادی بود که با رویکرد نوگرایانه و اصلاح‌طلبانه به دین، فعالیت خود را آغاز نمود و تأثیرات زیادی در این زمینه برجای گذاشت.

از مهم‌ترین اقدامات او تأسیس کانون نشر حقایق اسلامی بود که با هدف گسترش روح متعالی و مترقی اسلام و مقابله با فعالیت‌های حزب توده و کسرویست‌ها بنیان گذارده شده بود.

محمدتقی شریعتی (مزینانی) در سال ۱۲۸۶ در خانواده‌ای مذهبی و ریشه‌دار در مزینان زاده شد.
پدرش شیخ محمود و پدربزرگش آخوند ملا قربانعلی، معروف به آخوند حکیم، از روحانیون شیعهٔ منطقهٔ مزینان بودند.

در سال ۱۳۰۷ به مشهد رفت تا تحصیلات حوزوی‌اش را در حوزهٔ علمیه مشهد که از نظر شناخته‌شدگی علمی پس از حوزهٔ علمیه قم در رتبهٔ دوم قرار داشت ادامه دهد.

پس از گذراندن دروس مقدمات و در حالی که دورهٔ سطح را آغاز نموده بود، حوزهٔ علمیه را به قصد تدریس در مدارس ملی ترک کرد.

او بر این باور بود که آیندهٔ کشور به سرنوشت جوانان تحصیلکرده گره خورده‌است و باید به نحوی اسلام را بدانان آموزش داد که با ملزومات دوران مدرن همخوانی و سازگاری داشته باشد.

در نتیجه محمدتقی شریعتی دو سنت دیرپای خانواده را کنار گذاشت:

اول آنکه پس از اتمام دوران تحصیل به مزینان که منزلگاه سنتی خانواده‌اش محسوب می‌شد بازنگشت؛

دوم آنکه با وجود برخورداری از تحصیلات حوزوی، برخلاف آبا و اجدادش به جای بر تن کردن عبا و بر سر گذاشتن عمامه، کت و شلوار فرنگی پوشید و کلاه شاپو بر سر گذاشت.

شریعتی تصمیم گرفته بود که خود به آموزش جوانان بپردازد؛

جوانانی که در پندار او عامل تغییر یا روشنفکران اسلامی آینده بودند. برای نیل به این اهداف شریعتی مجبور بود که ادبیات فرا گیرد، شبیه آنان سخن بگوید و همانند آنان لباس بپوشد تا بلکه جوانان را مجذوب خود کند.

به تعبیر مغنیه، یکی از روشنفکران و روحانیان شیعهٔ لبنان، شریعتی کلاه شاپو بر سر می‌گذاشت تا از به ریشخند گرفته‌شدن روحانیون عمامه‌به‌سر و ریشدار توسط نسل جوان جلوگیری کند.

از آنجایی که اسلامی که او از آن سخن می‌گفت با اسلامی که روحانیون سنتی مطرح می‌کردند تفاوت داشت، کار او دشوار می‌نمود.

او آشکارا از برخی انتقادات احمد کسروی نسبت به شیعه‌گری و برخی مواضع حزب توده نسبت به مسائل اجتماعی طرفداری می‌کرد.

او نیز همچون کسروی معتقد بود که برخی از آیین‌ها و مراسم مذهبی تشیع پیوندی با اسلام راستین ندارند و ریشهٔ آن‌ها را در انحرافاتی می‌دید که در دوران صفویه سنگ‌بنایشان گذارده شده بود.

همچنین او موافق مواضع حزب توده دربارهٔ عدالت اجتماعی و برابری بود و آن‌ها را سازگار با اسلام می‌یافت؛ اما با فلسفهٔ ماده‌گرای آن مخالفت می‌کرد.

این عقاید شریعتی موجب شده بود که روحانیان سنتی در مشهد شایعه‌هایی پیرامون سنی، وهابی، و حتی بابی بودن او مطرح کنند.

رهنما، علی. چهره‌نگاری سیاسی علی شریعتی: آرمانگرای اسلامی. ترجمهٔ م‍ج‍ی‍د ن‍ک‍ودس‍ت‌. تهران: انتشارات حسینیهٔ ارشاد، ۱۳۸۵

محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
خاطره جالب محمدتقی شریعتی از علی شریعتی

یک شب دیدم چراغ منزل علی روشن است نگاه کردم که علی دارد گریه می‌کند.

دیدم مقاله‌ای در مورد حضرت رسول می‌نویسد و وقتی به مظلومیت حضرت رسول رسیده است خودش دارد گریه می‌کند.



نقل از : محمد مهدی عبد‌خدایی

محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نظر مرحوم آيه اله بروجردي در مورد دست دادن با نامحرم
فشار قبر چیست ؟ آیا فشار قبر در مورد همه صدق می کند ؟

پاسخ – فشار قبر ، یکی از مسلمات عقاید ماست و ما این قدر در این زمینه روایات داریم که تردید در آن نیست .

فشار قبر، الزاما به این معنا نیست که این فشاری بر روی قبر خاکی بیاید .

در واقع فشار قبر ، گرفتاری ها ،سختی ها و عذاب هایی است که شخص در اوایل ورود به عالم برزخ ، بخاطر آلودگی ها و تعلقاتی که در دنیا داشته است دارد.

مثلا شخص معتاد اگر مواد به او نرسد چه فشاری می بیند ؟ اعتیاد به چیزی دارد که در اختیارش نیست و درد می کشد .

حالا اگر کسی به دنیا اعتیاد داشته است وقتی از دنیا می رود ، دنیا را به او نمی دهند ولی اعتیاد و تعلقات او سرجایش است .

او را از محبوبش جدا کرده اند و به او نمی دهند ، در این صورت خیلی فشار می بیند و مدت فشار آن بستگی به قطع وابستگی دارد و از اینجا می فهمیم که فشارها با هم فرق دارد .

اصل فشار هم برای افراد فرق می کند . فردی که تعلقاتش به دنیا بسیار کم است ، اصلا تعلقی به دنیا نداشته است و به دنیا دل نبسته است و با دنیای آخرت مانوس بوده است و علاقه اش به ائمه بوده است ، این فرد فشار قبر ندارد یا کمی دارد .

پس عالم برزخ فشاری به کسی نمی آورد . این فشار ، انعکاس و پژواک دنیا است که در عالم برزخ به ما برمی گردد . آلودگی ها و تعلقات ما در دنیا تبدیل به فشار درعالم برزخ می شود.

فیض کاشانی می گوید که تنگی یا وسعت قبر بسته به کوچکی با بزرگی روح ماست .

روحی که در این دنیا کوچک است یعنی روحی که حسادت و کینه دارد و در همین دنیا هم با خودش درگیر است ، این فرد وقتی به عالم برزخ برود فشارهای خودش را منتقل می کند و فشار قبر او همین است ولی روحی که بزرگ است یعنی گذشت دارد و از کسی کینه ندارد و به دیگران اعتماد دارد ، این فرد در همین دنیا برایش بهشت است .

یک دسته از روایات ما می گویند که همه فشار قبر دارند ولی یک دسته از روایات می گویند که همه فشار قبر ندارند .

پیامبر می فرماید : هیچ مومنی نیست که فشار قبر نداشته باشد . وقتی دختر پیامبر ، رقیه که مظلومه ای بود از دنیا رفتد پیامبر برای او گریست و فرمود که خدایا این دختر در دنیا سختی زیاد دیده است او را بر من ببخش و فشاری بر او نباشد .

روایت دیگری داریم که امام صادق (ع) فرمود : ما از فشار قبر به خدا پناه می بریم .

خیلی کم هستند که فشار قبر نداشته باشند . روایت دیگری از امام صادق (ع) است که می فرماید : مومن فشار قبر ندارد .
این روایت ها با هم تضاد دارند . و تضاد آنها این طور حل می شود که مومنین با هم اختلاف دارند .

بعضی از مومنین تعلق خاطر به دنیا دارند و بعضی ها اصلا به دنیا تعلق ندارند که این افراد خیلی کم هستند .

اگر کسی تعلقش به دنیا کم است فشار او مثل مادری است که سر بچه اش را فشار می دهد یعنی فشار قبر آنها خیلی کم است . کسانی که تعلق به دنیا زیاد داشته اند ، آنها طول می کشد تا اعتیادشان به دنیا کم بشود .

پس فشار قبر یکی ارتباط مستقیم با دلبستگی به دنیا دارد که این خیلی مهم است و دیگری آلودگی های اخلاقی باعث عذاب های ما در قبر می شود.

فشار قبر ، عذابها ، سختی ها و گرفتاری هایی است که بخشی از آن به آلودگی های اخلاقی و رفتاری و اعتقادی ماست ولی بخشی دیگر آن بخاطر انس به دنیا است و کنده شدن از دنیا برای او سختی دارد .

استاد الهی قمشه ای از مجموعه سوال و جوابهاي استاد در مورد مرگ و آخرت

http://www.malek1349.blogfa.com/
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
اجبارنكردن امام علي براي شركت مردم در جنگ بدون تعقل

وقتي كه خبر از تجمع اهل جمل در بصره و آماده شدن آنها براي هجوم به حكومت ، به امام علي(ع) رسيد ، دست به اقداماتي از قبيل اعزام افرادي براي مذاكره زده كه به نتيجه نرسيده و تصميم به جنگ با آنها گرفتند .

در اين راستا ، امام به هيچوجه كسي را مجبور به شركت در جنگ نكرده ولي از آنها خواستند كه با حساسيت نشان دادن نسبت به موضوع تعرض به حاكميت مركزي ، آن را بررسي دقيق كرده و با آگاهي و استدلال كامل تصميم به اقدام بگيرند ، چه تصميم به حضور در جنگ و چه تصميم به كناره گيري از آن ، كه لازم است دلايل آن را به امام اعلام و ايشان را در صورت اشتباه ، از آن بر حذر دارند .

دليل مطلب فوق كه از بارزترين وبژگيهاي حكومت باز و آزاد و عقلاني ايشانست در نامه اي كه براي اهل كوفه و فراخوان آنها مي نويسند بخوبي هويداست :

" پس از ياد خدا و درود! من از جايگاه خود در مدينه بيرون آمدم ، يا ستمکارم يا ستم‏ديده ، يا سرکشي کردم يا از فرمانم سر باز زدند ، همانا من خدا را به ياد کسي مي‏آورم که اين نامه به دست او رسد، تا به سوي من کوچ کند ، اگر مرا نيکوکار يافت ياري کند ، و اگر گناهکار بودم مرا به حق باز گرداند .

عند مسيره من المدينة إلي البصرة

أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّي خَرَجْتُ مِنْ حَيِّيٍ هذَا: إِمَّا ظَالِماً، وَ إِمَّا مَظْلُوماً، وَإِمِّا بَاغِياً، وَ إِمَّا مَبْغِيّاً عَلَيْهِ. وَ أني أُذَکِّرُ اللهِ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِي هذَا لَمَّا نَفَرَ إِلَيَّ، فَإِنْ کُنْتُ مُحْسِناً أعَانَنِي، وَ إِنْ کُنْتُ مُسْيئاً استَعْتَبَنِي.

نامه 57 – نهج البلاغه

محمد صالحي – 27/1/95

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نوع و نحوه حكومت از حقوق مردم است – امام علي(ع)

1- وقتي كه امام علي(ع) پس از قتل عثمان ، با اصرار مردم جهت پذيرفتن حكومت مواجه شدند ، از آنجا كه خود رغبتي به آن نداشته ، از پذيرش آن استنكاف كرده و به مردم اعلام مي دارند كه حكومت و انتخاب رهبر از حقوق آنهاست :

" اى مردم ! اين امر (حكومت) امر شما است . هيچ كس به جز كسى كه شما او را امير خود گردانيد حق امارت بر شما را ندارد . ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من قبول ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما جز به حكومت من رضايت نداديد ..." 1

2- پس از آن كه مورد اصرار بيشتر واقع مي شوند ، ضمن استنكاف مجدد ، اعلام مي دارند كه نگران اينكه كس ديگري را انتخاب كنند نباشند و حتي به صراحت اعلام ميكنند كه اگر خليفه ديگري را برگزينند ، ايشان حاضر است كه در مقام وزارت ، به كمك و مشاورت امير جديد اقدام نمايند :

" مرا واگذاريد و شخص ديگرى را براى اين مسؤوليت انتخاب كنيد ... و بدانيد كه اگر من دعوت شما را اجابت كنم ، بر اساس آنچه خود مى‏دانم بر شما حكومت خواهم كرد و به گفته اين و آن و سرزنش افراد گوش نخواهم داد ، ولى اگر مرا وا گذاريد من نيز همانند يكى از شما هستم و شايد من شنواترين و مطيع‏ترين شما باشم نسبت به كسى كه حكومت خويش را به وى بسپاريد ." 2

3- و نهايتا در ادامه اين اصرار مردم و استنكاف امام كه چند روزي طول مي كشد ، بدليل اقبال عمومي و حضور جمعي آنها در منزل امام بگونه اي كه زندگي ايشان را مختل كرده بود ، ايشان احساس وظيفه كرده ، و مسئوليت خلافت را از طرف و به وكالت مردم بر عهده مي گيرند :

" سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد ، اگر نبود حضور آن جمعيت (بسيار) كه (براى بيعت با من) حاضر شدند و اتمام حجت بر من كه (براى رسيدن به مقاصد الهى و انجام وظيفه خود) ياور دارم و پيمانى كه خداوند از علما گرفته است كه در مقابل شكمبارگى ظالم و گرسنگى مظلوم صبر نكنند ، بدون شك ريسمان شتر خلافت را بر كوهان آن مى‏انداختم و همچون گذشته از خلافت چشم مى‏پوشيدم و آنگاه درمى‏يافتيد كه دنياى شما در نظر من از عطسه بز ماده‏اى كم ‏ارزش‏تر است " 3

4- و پس از آنكه به حكومت مي رسند ، در جواب نامه معاويه ، مشروعيت آن را بدليل انتخاب و تاييد توسط عموم و شوراي مهاجر و انصار اغلام ميكنند :

" گروهي كه با أبو بكر و عمر و عثمان بيعت كردند به همان طريقه با من بيعت كردند ، پس كسي كه شاهد بوده نبايد ديگري را اختيار كند و كسي كه غائب بوده، نبايد منتخب آنان را ردّ كند و جز اين اين نيست كه شوري از آن مهاجرين و انصار است بنابر اين اگر آنان بر مردي اتفاق كردند و امامش ناميدند ، اين كار موجب رضاي خداست . پس كسي كه به سبب طعن و بدعت از امر ايشان بيرون رفت او را برمي گردانند و اگر از بازگشت خودداري كرد با او مي جنگند كه غير راه مؤمنان را پيروي كرده است............"

زيرنويسها :

1- " ايها الناس عن مَلاء و اُذُن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حق الاّ من امرتم و قد افترقنا بالامس على امر و كنت كارهاً لامركم فابيتم الاّ ان اكون عليكم ... " - ابن‏اثير، الكامل، ج‏3، ص‏193

2- دَعُوني وَالْتَمِسُوا غَيْرِي ; .. . وَاعْلَمُوا أَنِّي إنْ أَجَبْتُکُمْ رَکِبْتُ بِکُمْ مَا أَعْلَمُ، وَلَمْ أُصْغِ إِلَي قَوْلِ الْقَائِلِ وَعَتْبِ الْعَاتِبِ، وَإِنْ تَرَکْتُمُونِي فَأَنَا کَأَحَدِکُمْ; وَلَعَلِّي أَسْمَعُکُمْ وَ أَطْوَعُکُمْ لِمنْ وَ لَّيْتُمُوهُ أَمْرَکُمْ، وَ أَنَا لَکُمْ وَزِيراً، خَيْرٌ لَکُمْ مِنِّي أَمِيراً! – نهج البلاغه خطبه 91

3- " اما و الذى فلق الحبة و برأ النسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم لا لقیت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس اوّلها و لا لفيتم دنياكم هذه ازهد عندى من عفطة عنز ؛ " - نهج البلاغه ، خ 3، ص 52

4- إِنَّهُ بَايَعَنِي الْقَوْمُ الَّذِينَ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ وعُمَرَ وعُثْمَانَ عَلَى مَا بَايَعُوهُمْ عَلَيْهِ فَلَمْ يَكُنْ لِلشَّاهِدِ أَنْ يَخْتَارَ و لا لِلْغَائِبِ أَنْ يَرُدَّ وإِنَّمَا الشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ والأنْصَارِ فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وسَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذَلِكَ لله رِضًا فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خَارِجٌ بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلَى مَا خَرَجَ مِنْهُ فَإِنْ أَبَى قَاتَلُوهُ عَلَى اتِّبَاعِهِ غَيْرَ سَبِيلِ المُؤْمِنِينَ........... نهج البلاغه، نامة 6، وقعة صفين، نصر بن مزاحم منقري، ص29

محمد صالحي – 12/6/89
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
فرامين آشوكا 1 – دومين باني دين بودايي در هند

« به سخن پدر و مادر بايد گوش داد ؛

و به حيوانات جاندار بايد كاملا حرمت نهاد ؛

و همه كس بايد به راستي سخن گويد .

اينها مكارمي است كه پايه شريعت بر روي آنها قرار دارد .

همگان بايد بر طبق آن عمل كنند ؛

و نيز شاگردان بايد به استاد خود احترام گذارند ؛

و به خويشاوندان و اقارب ، به ادب و حسن رفتار سلوك نمايند . »

مردم به آداب و رسوم مختلف عادت دارند و در هنگام مرض و در موقع عروسي پسران و دختران و در زمان ولادت نوزادان و در وقت مسافرت ، در اين مواقع و در مواقع شبيه آن تشريفات گوناگون انجام مي دهند .

اين اعمال البته ميوه اندكي به بار مي آورد ، ولي از طرف ديگر ، اجراي رحم و احسان ، ميوه بسيار لطيف خواهد آورد .

اين قاعده شامل مهرباني به غلامان و كنيزان و احترام به آموزگاران و لطف و مراعات درباره جانوران و مهرباني نسبت به مرتاضان و برهمنان است .

سراسر اين تشريفان و آداب ، كه ناشي از قاعده لطف و رافت است ، اگر در اين دنيا پاداش مطلوب ندهد ، بي شك فوايد و نتايج بي پايان در جهان ديگر به بار خواهد آورد .

..............................................
منبع : كتاب تاريخ جامع اديان - جان باير ناس - فصل تحولات مذهبي بودا ، ص 208

1- آشوكا از بزرگترين پادشاهان هند بوده كه در سال 273 ق م به تخت نشست . وي پس از عذاب وجداني كه بخاطر خونريزيها در كشورگشائيهاي خود گرفت ، به آئين بودا تمايل شديدي پيدا كرد و سپس با شوق و التهاب فراوان ، به نشر و توسعه آن پرداخت .

او دستور داد كه در همه كشور، ندامت او را از قتل و غارت و .. اعلام كنند و همه جهانيان را از شيوه مهرباني و رافت او آگاه نمايند .

حتي براي تنظيم امر كشتار حيوانات ، احكامي صادر كرد و ... .

محمد صالحي – 28/1/95

@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دوستان براي رفتن به ابتداي كانال روي آدرس زير كليك كنيد :


https://telegram.me/beshnofekrkon/1
آيا خطبه امام علي(ع) در مورد نقصان عقل زنان معتبر است ؟ -1

امروزه متاسفانه شبهات زيادي در مورد دين و آموزه هاي آن مطرح بوده و بعضا به روايات شفاهي رسيده از پيامبر(ص) و اهل بيت و يا گزارشات تاريخي موجود در كتب تاريخي مختلف ، استدلال ميشود كه بدون بررسي اعتبار اسناد آنها ، در همه فضاهاي مجازي در حال گسترش و پخش است .

آنچه كه عقل انساني حكم ميكند و از پيامبر و اهل بيت (ع) نيز به ما رسيده است ، براي بررسي صحت و اعتبار روايات مذكور دو راه بيشتر وجود ندارد :

1- اعتبار زنجيره راويان روايت تا پيامبر(ص) و يا امام(ع)

2- تطبيق روايت با مضامين قرآن

پیامبر(ص) فرمودند :

اي مردم : هر حديثي از من نقل كردند و مطابق قرآن بود ، اعتراف ميكنم كه مال من است . در غير اينصورت از من نبوده و نسبت دروغ به من بسته اند . 1

تذكر : شرط دوم ، در هر حال بايد مورد عنايت قرار گيرد ، حتي اگر سلسله راويان حديث ، به ما درست رسيده باشند ، چرا كه آنهايي كه در جعل احاديث خبره شده بودند ، قطعا در جعل سلسله راويان احاديث ، بيشترين همت را براي تثبيت آنها بكار برده اند .

يكي از خطبه هايي كه در نهج البلاغه ، به امام علي(ع) نسبت داده شده ، خطبه ايست كه ايشان بعد جنگ جمل ، براي مردم ايراد كرده و بشرح ذيل ، زنان را ناقص العقل قلمداد كرده است :

" ای مردم، زنها از لحاظ ایمان و ارث و خرد کم‏بهره هستند ، 2 ـ اما نقصان ایمانشان بجهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن در روزهای حیض است، 3ـ و جهت نقصان خودشان این است که (در اسلام) گواهی دو زن به جای گواهی یک مرد است ، 4ـ و از جهت نقصان نصیب و بهره هم ارث آنها نصف ارث مردان می‏باشد، 5ـ پس از زنهای بد پرهیز کنید، و از خوبانشان برحذر باشید، 6ـ و در گفتار و کردار پسندیده از آنها پیروی نکنید، تا در گفتار و کردار ناشایسته طمع نکنند ." 2

براي بررسي صحت خطبه فوق ، كافيست كه واكاوي درستي در اسناد و تطابق مضموني آن با قرآن انجام شده و به جعلي بودن آن ، پي برد .

1- بررسي صحت اسناد خطبه

روایت فوق به صورت كامل و یا در برخی منابع بصورت ناقص و صرفا عبارت « ان النساء نواقص العقول » در منابع مختلف روايي آمده كه در تمامی منابع فوق روایت مذكور بصورت مرسل 3 یا مرفوع 4 وارد شده است و در يكي از منابع نیز در سلسله سند آن ابوطالب مكی دیده میشود كه دچار جنون گردیده بود و قابل اعتماد نیست .

2- عرضه روایت به قران کریم

آیات قرآن كریم چه در مقام خلقت زن و مرد ، چه در مقام بیان مسئولیت ، چه در مقام مراتب ایمان و پذیرش عمل ، چه در مقام بیان كرامت انسانی ، چه در مقام بیان اغواء و فریب خوردن و گمراهی از حق و چه در مقام ارائه الگو و نمونه ایمانی ، زن و مرد را بصورت مساوی در كنار هم قرار داده و هنگام مراجعه به قرآن كریم و تلاوت این كتاب شریف و الهی ، هیچ تفاوتی از جهات مذكور میان زن و مرد دیده نمی شود :

• مقام خلقت: « یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا... 5

• مقام بیان مسئولیت: « إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُوْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْقَانِتِينَ وَ الْقَانِتَاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِرَاتِ وَ الْخَاشِعِينَ وَ الْخَاشِعَاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقَاتِ وَ الصَّآئِمِينَ وَ الصَّآئِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظَاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً . 6

• مقام ایمان و پذیرش عمل: « وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّلِحَتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيراً . 7

• مقام بیان كرامت انسانی: « يَآ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَ أُنثَى‏ وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَ قَبَآئِلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ . 8

و آيات متعدد ديگر از جمله بقره آيات 35 و 36 ، تحريم آيات 11 و 12 .

ادامه دارد :

محمد صالحي – 30/1/95

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
آيا خطبه امام علي(ع) در مورد نقصان عقل زنان معتبر است ؟ -2

لذا بر اساس آیات قرآن ، تفاوتی در ایمان و مسئولیت پذیری و كرامت انسانی و یا بالعكس فریب و گمراهی، میان زن و مرد دیده نمی شود و هرجا صحبت از كوتاهی در انجام مسئولیت یا گمراهی است، مساله دو سویه و بر زن و مرد اطلاق دارد و جنسیت بر اساس آیات قرآن كریم در ایمان و یا گمراهی افراد نقشی ندارد و بالعكس در آیات قرآن كریم تصریح شده است كه نفس انسانی مخاطب تقوا و فجور است نه جنسیت:

« وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا » 9

نظر مرحوم آيه اله دكنر صادقي تهراني :

این‌که در بعضی منابع (منسوب به امیرالمؤمنین ع) آمده است: « زنان ناقص الإیمان هستند؛ چون در ایّام حیض نماز نمی‌خوانند و روزه نمی‌گیرند »، جعلی می‌باشد؛ زیرا نماز نخواندن و روزه نگرفتن در ایّام حیض ، اطاعت از اوامر الهی است، و این یعنی کمال ایمان، نه نقص ایمان . 10

و در يك كلام :

آنچه كه از آيات قران بر مي آيد ، هيچگونه اهانت و يا ارزش درجه دومي براي زن بدست نمي آيد و از طرف ديگر امام علي(ع) كه به اقرار همه بزرگان دو فرقه مسلمان ، از مومن ترين مردم به قرآن بوده و بر اساس حديث ثقلين ، از معتبرترين شارحان دين و كتاب خدا بوده است ، هيچگاه ، سخني مخالف مضامين و اصول قرآني به زبان نياورده ، و يا از آيات قرآن در جهت تحقير جنس زن استفاده ننموده است .

زيرنويسها :

1- أيها الناس ما جاءكم عني يوافق كتاب الله فأنا قلته و ما جاء‌كم يخالف كتاب الله فلم أقله – 860 نهج الفصاحه و وسائل الشيعه، ج 18، ص 79، ح 15

2- معاشر الناس، ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول، 2ـ فاما نقصان ایمانهن فقعودهن عن الصلوة والصیام فی ایام حیضهن، 3ـ و اما نقصان عقولهن فشهادة أمرأتین کشهادة الرجل الواحد 4ـ و اما نقصان حظوظهن فمواریثهن علی الانصاف من مواریث الرجال، 5ـ فاتقوا شرار النساء، و کونوا من خیارهن علی حذرٍ، 6ـ ولا تطیعوهن فی المعروف حتی لایطمعن فی المنکر.» خطبه 79 نهج‏البلاغه

3- حديث مرسل- اصطلاحى در علم درایه و- حديثى است که راوی، آن را از معصوم نشنيده، ليکن بدون واسطه از وى نقل کرده باشد و يا با واسطه نقل کرده، امّا واسطه را فراموش کرده و به فراموشی تصریح نموده و يا از روى عمد يا سهو آن را نياورده باشد و يا واسطه را با ابهام ذکر کرده باشد، مانند تعبير «عن رجلٍ» يا «عَن بعض اصحابنا» ( نهایة الدرایة (سیدحسن صدر)ص۱۸۹ )

4- حدیثی که یک- یا بیشتر از یک- راوی آن از میانه یا آخر سند آن افتاده باشد . ( نهایة الدرایة (سیدحسن صدر) ص۱۸۲-۱۸۳. )

5- نساء ، آيه ۱ (ای مردم بترسید از آن خدایی كه شما را از نفس واحد آفرید و جفت او را از آن [ از همان نفس ] خلق كرد. )

6- احزاب، آيه ۳۵ (مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادت‏ پیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‏دهنده و مردان و زنان روزه‏ دار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه خدا را فراوان یاد مى ‏كنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.» )

7- نساء ، آيه ۱۲۴ (و هر كس كارهاى شايسته انجام دهد، چه مرد باشد و چه زن، در حالى كه مؤمن باشد پس آنان به بهشت وارد مى ‏شوند و كمترين ستمى به آنان نمى ‏شود. )

8- حجرات ، آيه ۱۳
9- شمس ، آيات ۷-۱۰

10-مسئله شماره ۱۵۹ از گزيده فتاوا - http://www.albalaq.com


محمد صالحي – 30/1/95

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
احاديث نقل شده از پيامبر(ص) و ائمه (س) در چه صورتي قابل اعتنا است ؟

بر اساس شواهد تاريخي كه جعل حديث در قرون اولیه يك امر كاملا رایجی بوده كه توسط هم افراطيون مذهبي ، هم ناآگاهان متعصب و هم دشمنان انجام گرفته و اعتقادات شيعه( و غیر شیعه) را دستخوش تضادهاي مختلف و متعددي كرده است،
لذا شناخت #حديث_صحيح به دو شرط قطعی زير بستگي دارد :


1⃣ موافقت مفهوم و مضمون حديث با #قرآن

2⃣ موافقت با
#عقل

💥دلائل:

قرآن می فرماید:

یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک ۶۷ مایده

ای پیامبر آنچه بر تو نازل شده را ابلاغ کن.

در موضوعات مرتبط با دین، پیامبر موظف به رعایت مرجعیت وحی( که امروزه بعنوان قرآن در اختیار ماست) در سخن گفتن بوده است.

پیامبر(ص) فرمودند :

اي مردم : هر حديثي از من نقل كردند و مطابق قرآن بود ، اعتراف ميكنم كه مال من است . در غير اينصورت از من نبوده و نسبت دروغ به من بسته اند .

أيها الناس ما جاءكم عني يوافق كتاب الله فأنا قلته و ما جاء‌كم يخالف كتاب الله فلم أقله – 860 نهج الفصاحه و وسائل الشيعه، ج 18، ص 79، ح 15

امام علي (ع) :

در روزگار پيامبر (ص) آنقدر دروغ به آن حضرت نسبت داده شد که ايستاد و خطابه ايراد کرد و فرمود:
( هر کس از روي عمد به من دروغ نسبت دهد جايگاه او پر از آتش است.)

لقد کذب علي رسول الله -ص- علي عهده، حتي قام خطيبا، فقال: « من کذب علي متعمدا فليتبوا مقعده من النار" . خطبه 201 (در بيان اقسام حديث )

امام صادق (ع) مي‌فرمود:

بر ما تنها حديثي را بپذيريد كه با قرآن و سنت موافق باشد يا همراه آن شاهدي از احاديث پيشين ما بيابي؛ چون مغيرة بن سعيد كه نفرين خدا بر او باد، در كتابهايِ شيعيان پدرم احاديثي را كه نفرموده بود، جاي داد؛

پس از خدا پروا كنيد و آنچه را كه با سخن پروردگارمان و سنت پيامبرمان مخالفت دارد، به ما نسبت ندهيد؛ زيرا ما هرگاه حديث نقل مي‌كنيم، مي‌گوييم: خداي عز و جل فرمود؛ رسول خدا(ص) فرمود .

لا تقبلوا علينا حديثاً الا ما وافق القرآن و السنة، أو تجدون معه شاهداً من أحاديثنا المتقدمة، فان المغيرة بن سعيد لعنه الله دس في كتب أصحاب أبي أحاديث لم يحدث بها أبي فاتقوا الله و لا تقبلوا علينا ما خالف قول ربنا تعالي و سنة نبينا محمد (ص) فانا إذا حدثنا قلنا : قال الله عز و جل، و قال رسول الله (ص) . بحار‌الأنوار- مجلسي، ج48 ، ص103-


قال رسول الله، (ص) ، إذا سمعتم الحديث عني تعرفه قلوبكم و تلين له أشعاركم و أبشاركم و ترون أنه منكم قريب فأنا أولاكم به ، و إذا سمعتم الحديث عني تنكره قلوبكم و تنفرمنه أشعاركم و أبشاركم و ترون أنه منكم بعيد فأنا أبعدكم منه.

هرگاه حديثي از من شنيديد كه دلهايتان آن را مي‌شناسد و شعور و احساستان در برابر آن خاصع است و احساس مي‌كنيد به شما نزديك است ، من بدان از شما سزاوارترم و اگر حديثي را از من شنيديد كه دلهايتان آن را انكار مي‌كند و شعور و احساستان از آن نفرت دارد و احساس مي‌كنيد از شما دور است، من از شما بدان دورترم.

الطبقات الكبرى - محمد بن سعد بن – ج 1 ص 387

قال رسول الله، (ص) : ما ورد عليکم من حديث ال محمد (ص) فلانت له قلوبکم و عرفتموه فاقبلوه و ما اشمأزت قلوبکم و انکرتموه فردوه الي الله و الي الرسول و الي العالم من آل محمد(ص) .

از احاديث خاندان رسالت آنچه دل شما گواهي به صحت آن مي‌دهد و احساس آشنايي آن داريد را بپذيريد، و آنچه دل شما از آن مي‌رمد و عقل شما آن را انکار مي‌کند را به خدا و رسول و دانشمند از خاندان رسالت ارجاع دهيد.

مجلسى، ج 2، ص 189، ح 21

محمد صالحی – 5/ 1/ 93
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍12❤2👎1🥰1
با سلام خدمت دوستان

به مناسبت ایام سالگرد رحلت حضرت آیه اله صالحی نجف آبادی ، از بزرگان حوزه فقه و تاریخ و عقاید ، چکیده ای از شخصیت ، روش تحقیق و کتب چاپ شده ایشان را در چند روز متوالی خدمت عزیزان خواهم فرستاد .
او که با دیدی نقادی وارد آن علوم شده و اساس همه مباحث خود را بر قرآن و در مرتبه دوم روایات قابل استناد قرار داده
و معیار فهم درست از آنها را عقل می دانستند .
👍2
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 1

الف ) نگاهی اجمالی به زندگی ایشان

* تولد : 1302 شمسي – نجف آباد

* شاگرد اساتيدي چون : آيه الله بروجردي – آيه الله سيد محمد داماد – آيه الله حاج آقا رحيم ارباب – امام خميني و علامه طباطبايي

* مجتهد متفكر و منتقد

* داراي كتب فراوان فقهي – تاريخي – تفسيري و پژوهشي نوين

* مبارز و تبعیدی سياسي همرزم امام و آيه الله منتظري

* مظلوم و حتی متهم به کفر گویی در بین بزرگان هم کیش خود

* وفات : ارديبهشت 1385 شمسي - تهران

ب ) ایشان فقيه نوانديشی بودند كه می توان به بعض ويژگي هاي ايشان چنين اشاره كرد :

1- نگاه تفسیری ، تحلیلی و اجتهادی ایشان به معارف دینی و شریعت ، نگاه عقلانی بوده ، تا برداشتهای سنتی نقلی و خبری با پیش فرضهای تعصبی و غیرقابل دفاع

2- اصل در منابع اخذ احكام و معارف دینی را قرآن مي دانست كه بايستي با توجه به عقل سليم ( مشرف به علوم مربوطه ) تفسير گردد .

3- از آنجا که معتقد بود ماهیت اصلی دین ، معارف و اخلاقیات بوده و احکام فقهی ، فرع آن می باشد و دلیل اصلی انحرافات تاریخی در دین ، انحراف و تحریف معارف دینی توسط غالیان ( عمدتا افراطیونی که ائمه را در جایگاه خداوند نشاندند ) و یا مفوضه ( که تحقق افعال و صفات خداوند را بوسیله ائمه میدانستند ) بوده است ، بیشتر عمر خود را خطر کرد و با تمام انرژی ، به جنگ اعتقادات و معارفی رفت که منشا آنها ، احادیث جعلی فوق الذکر بود .

4- بر اساس سخن امام صادق (ع) که فرمود : " هر روایتی که موافق کتاب خدا باشد چه از فرد نیکوکار و چه از مرد بد کار به تو برسد ، آنرا بپذیر ؛ ولی چنانچه روایتی مخالف کتاب خدا بود از فرد نیکوکار یا بدکاری به تو رسید ، آنرا نپذیر - فرائد الاصول ( رسائل) ص 62 " ، احاديث را با قرآن و فهم عقلی مي سنجيد و اگر مغاير مي يافت ؛ كنار مي گذاشت .

5- بر اساس سخن پیامبر اکرم (ص) که فرمود : " اي مردم! دروغ بستن بر من خيلي زياد شده است، هركه بر من دروغ ببندد بايد در آتش مأوي بگيرد – نهج البلاغه ، خطبه 210 دشتی " معتقد بود که حديث‌سازي در امت اسلامي ، تاريخ طولاني و غم‌انگيزي دارد كه از همان طلوع فجر اسلام شروع گردید ه و امروز آفت دین شده است .

6- احاديث را به صرف اينكه راوي آن معتبر است معتبر نمي دانست ؛ چه بسا كه غاليان ( صاحبان تفكر افراطي و غلوآميز در مورذ ائمه (ع)) ، آنها را در بين احاديث مستند به اصحاب خاص ائمه (ع) در کتابهای کپی شده آنها ، وارد كرده و سپس نسل به نسل به ما رسيده است .
7- بشدت معتقد بود كه بسياري از آرائ علما و مورخين ( چه شيعي و چه سني ) ناشي از غلو در محبت آنها به امامان و بزرگانشان بوده كه بايستي در برخورد با آن آرا و يا احاديث به اين امر دقت دو چندان شود .

8- نگاه ایشان به معصومین (ع) ( از منظر علم و قدرت و کمالات ) ، اسطوره ای ، فرابشری و غیرقابل دسترس نبود ، بلکه انسانهایی می دانست که در جاده کمال الی الله به جایگاهی ملکوتی و در مسیر عبودیت حق ، به قرب الهی رسیده اند و همین است که می توانند اسوه و الگوی بشری واقع شوند .

9- به علما و فقهاي پيشين ؛ بعنوان انديشمنداني صاحب نظر نگاه مي كرد نه به عنوان مراد و منقاد .

10- در ارائه نظر ؛ به تمام منابع سني و شيعي و آراي تاريخي مورخان و محدثان و فقها و حتي فقه اهل سنت ، سركشي و توجه عميق داشت .

11- در ارائه نظر فقهي ؛ به منطقي بودن و سهولت آن برای افراد و همچنين اعتبار و عزت و كرامت اسلام و قرآن توجه خاص داشت .

12- يكی از نكات برجسته‌ی اخلاقی ایشان ، استفاده‌ی فراوان از عبارت « نمی‌دانم » در پاسخ پرسش‌های افراد بود .
حتی اگر ، بسياری از مطالب مربوط به سئوالی را می‌دانست ولی چون تحقيقات علمی او به نتيجه‌ی نهايی نرسيده بود ، از اظهار نظر در خصوص آن ، خود داری می‌كرد .

13- پس از رسيدن به يك نظر قطعي ؛ در ارائه آن ، ملاحظه نظرهاي مخالف متقدمين و معاصرين را نمي كرد .

14- در بررسي تاريخ و زندگي نامه بزرگان از پيامبران و امامان به تمام آراي مورخان از فرق و اديان مربوطه و هم چنين سلسله وقايعي كه منطقا مي توانسته رخ داده باشد بدون دخالت دادن حب و بغض هاي قومي و تاريخي ؛ توجه دقيق مي كرد .

15- سر لوحه تمام بحث ها ؛ نقدها و تحقيقات ايشان جمله معروف " حيات العلم بالنقد و الرد " بود . بگونه ايكه معتقد بود هر كس هر نظري در مورد مسائل فقهي ؛ اعتقادي ؛ سياسي و فرهنگي دارد ؛ بايد اظهار كند تا بدين وسيله يك نظر پا برجا بماند . در حقيقت انسان بايد چيزي بنويسد كه در جامعه موج ايجاد كند تا بدين صورت جامعه به پويايي و جنبش بيفتد .

ادامه دارد :

محمد صالحي – سال 1387

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍8❤3
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 2



ج ) ذيلا قطره اي از درياي عميق تفقه و تحقيق و آراي ايشان آورده شده است :

1- دين بر اساس آیات ( ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من آمن باللَّه و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف عليهم و لاهم يحزنون؛ - بقره، آيه 62 و مائده، آيه 69 ) يكي است ، كه داراي سه اصل نظري و عملي " اعتقاد به خدا " – " اعتقاد به معاد " و " عمل صالح " مي باشد كه همه پيامبران داعيه آن بوده اند و اگر كسي ( چه مسلمان ،چه مسيحي ، چه كليمي ، چه صائبي و چه ... ) واجد اصول و شرايط فوق باشد در آخرت رستگار است .

( ص 182 كتاب مجموعه مقالات )

2- براي پاك كردن يك چيز نجس ؛ امحائ عين نجاست كافيست ؛ در ضمن آب كر و قليل يك حكم دارند .

( ص 128 و 150 كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي )

3- كفار به صرف كافر بودن ؛ نجس نيستند .

( ص 198 به بعد كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي )

4- قرآن در شب قدر ؛ نمي توانسته به يكباره نازل شده باشد و اعتقاد علامه طباطبایی و دیگران ، به دو نزول دفعي و تدريجي صحيح نيست . بلکه در طول 23 سال و متناسب با شرایط و اقتضائات آن ، نازل شده است .

( ص 322 – 333 – 338 و 345 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )

5- در سوره يوسف (ع) ، آیه 24 ، عبارت " لقد همت به و هم بها .. " ؛ بدين منظور نبوده كه ، زليخا براي يوسف اظهار تمايل كرده و يوسف نيز تمايل پيدا كردند ؛ بلكه منظور اين است كه وقتي زليخا ( در قسمت قبل آيه ) اعلام آمادگي كرد و يوسف نپذيرفت؛چنان خشمگين شد كه به يوسف حمله كرد و اگر خداوند او را حفظ نمي كرد او نيز به زليخا حمله مي نمود .

( ص 66 كتاب جما ل انسا نيت يا تفسير سوره يوسف (ع) )

6- به حکم اصاله الجواز ، که در همه کارها جاریست ، چون هیچ دلیل قابل قبولی بر ممنوعیت قضاوت بانوان وجود ندارد ، باید گفت : بانوانی که شرایط قضا را بیش از مردان یا مساوی با آنان دارند می توانند متصدی منصب قضا شوند و حکمی که صادر می کنند مشروع و لازم الاجرا خواهد بود .

( كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – ص 47 )

7- امام علي (ع) در محراب بشهادت نرسيده ؛ بلكه در ورودي مسجد ، هنگام حضور براي نماز صبح ( نه وقت سحر ) ضربت مي خورند و چون حمله غافلگیرانه بود ، امام فرصتی برای گفتگو با ابن ملجم پیدا نکرد .چه برسد او را بیدار کرده باشد و گفته باشد برخیز می دانم زیر جامه خود چه چیز پنهان کرده ای ؟

( ص177 تا 123 كتاب مجموعه مقالات )

8- حضرت امیر (ع) در ابتدای حکومت خود ، روش مدارا را با معاویه پیش گرفته و سعی در جذب او داشتند . ولی از آنجا که معاویه آدم قدرتمندی شده بود و تجاوزات خود را (به مردم و مناطق دیگر تحت حکومت امام) افزایش داد ، وارد جنگ با او شد .

( ص 116 کتاب زندگی من و شهید جاوید )

9- جريان خرافه گويي و غلو پردازي به نام دين و مذهب در مراسم مذهبي ؛ توسط بسياري از مداحان و يا تفاسير افراطي بعض از علما با استفاده از روايات مسئله دار و نا صحيح ؛ ناشي از افراط در دلباختگي ( غلو ) به ائمه بوده كه اين گروه در تخريب شخصيت و اعتبارائمه كمتر از دشمنان آنها بي اثر نبوده كه بيشتر هم اثر گذار بوده و هستند . ( و همچنين غاليان سني در ارائه تفاسير و تبليغ افراطي از مذاهب و امامان خود ) .

( كتاب غلو – درآمدي بر افكار و عقايد غاليان در دين )

10- در کتاب تفسیر مجمع البیان ( تفسیر معروف طبرسی ) مواردی وجود دارد که ابوجعفر طبری با ابو جعفر امام محمد باقر (ع) اشتباه شده و قول ابو جعفر محمد بن جریر طبری مفسر معروف اهل سنت متوفای 310 ( ه ق ) به عنوان قول ابوجعفر باقر (ع) معرفی شده و به نام حدیث امام محمد باقر تلقی گشته و تصور کرده اند روایتی از امام معصوم است .

(مقدمه کتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )

ادامه دارد :

محمد صالحي – سال 1387

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍3👏1