روزه و بیماری - كديور
• اگر در ماه مبارک رمضان به واسطهی روزه گرفتن بیمار میشوید ، تکلیف روزه از شما ساقط می شود ، اما در صورتی که تا ماه رمضان بعد امکان به جا آوردن قضا در روزهای کوتاه سال برایتان باشد ، می باید روزهای نگرفته را قضا کنید و کفاره ای هم بر گردن شما نیست.
• اگر در طول سال حتی در زمستان و روزهای کوتاه سال نیز به واسطهی روزهی قضا گرفتن بیمار می شوید، علاوه بر روزهی ادا ، تکلیف روزهی قضا نیز از شما ساقط میشود ، اما موظفید به ازای هر روز دو وعده غذای متعارف (یا متوسط آنچه خودتان مصرف میکنید) را به افراد فقیر بدهید. (حداقل روزانه مجموعا ۷۵۰ گرم)
مرجع تشخیص بیماری غیر از پزشک خود فرد است.
• اگر واقعا روزه باعث کسالت شما میشود ، به نص قرآن کریم (بقره ۱۸۵-۱۸۴) شما شرعا معذورید و یقینا مرتکب حرام نشدهاید و عذاب وجدان معنی ندارد . از بهره گرفتن از دیگر برکات این ماه مبارک غافل نباشید.
(تیر ۱۳۹۱)
أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَريضاً أَوْ عَلي سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَي الَّذينَ يُطيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْکينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . 184 بقره
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُديً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدي وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ کانَ مَريضاً أَوْ عَلي سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُريدُ اللَّهُ بِکُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلي ما هَداکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .185 بقره
kadivar.com | خبرنامۀ وبسایت محسن کدیور
Mohsen Kadivar
kadivar.com
محمد صالحي – 15/3/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• اگر در ماه مبارک رمضان به واسطهی روزه گرفتن بیمار میشوید ، تکلیف روزه از شما ساقط می شود ، اما در صورتی که تا ماه رمضان بعد امکان به جا آوردن قضا در روزهای کوتاه سال برایتان باشد ، می باید روزهای نگرفته را قضا کنید و کفاره ای هم بر گردن شما نیست.
• اگر در طول سال حتی در زمستان و روزهای کوتاه سال نیز به واسطهی روزهی قضا گرفتن بیمار می شوید، علاوه بر روزهی ادا ، تکلیف روزهی قضا نیز از شما ساقط میشود ، اما موظفید به ازای هر روز دو وعده غذای متعارف (یا متوسط آنچه خودتان مصرف میکنید) را به افراد فقیر بدهید. (حداقل روزانه مجموعا ۷۵۰ گرم)
مرجع تشخیص بیماری غیر از پزشک خود فرد است.
• اگر واقعا روزه باعث کسالت شما میشود ، به نص قرآن کریم (بقره ۱۸۵-۱۸۴) شما شرعا معذورید و یقینا مرتکب حرام نشدهاید و عذاب وجدان معنی ندارد . از بهره گرفتن از دیگر برکات این ماه مبارک غافل نباشید.
(تیر ۱۳۹۱)
أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَريضاً أَوْ عَلي سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَي الَّذينَ يُطيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْکينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . 184 بقره
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُديً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدي وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ کانَ مَريضاً أَوْ عَلي سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُريدُ اللَّهُ بِکُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلي ما هَداکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .185 بقره
kadivar.com | خبرنامۀ وبسایت محسن کدیور
Mohsen Kadivar
kadivar.com
محمد صالحي – 15/3/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
محسن کدیور | Mohsen Kadivar
| محسن کدیور | Mohsen Kadivar / وب سایت فارسی محسن کدیور
محسن کدیور (متولد خرداد ۱۳۳۸ فسا) متأله، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک (دوروم، کارولینای شمالی، آمریکا) است. نظريه هاي دولت در فقه شيعه نخستین کتاب کدیور است که در سال ۱۳۷۶منتشر شد. وی تا سال…
رجحان عقل بر شرع در كلام فقيه عاليقدر
• ما عقل را ام الحجج یعنی اساس حجت ها و براهین میدانیم و احکام و قوانینی را که مخالف عقل باشد قبول نداریم .
• هیچ گاه احکام شرعی مخالف عقل نیست ، و خود شرع و قرآن، ما را به عقل ارجاع میدهند.
• در موارد زیادی قرآن بحث تعقل و تفکر و اندیشه را مطرح کرده است و مردم را به اندیشه کردن در امور تکوینی و غیرتکوینی سفارش نموده است.
• ما در اسلام (لااکراه فی الدین) را داریم که معنی اش این است دین زوری قابل قبول نیست .
• ما میگوییم : “ کلما حکم به الشرع حکم به العقل و کلما حکم به العقل حکم به الشرع”.
• حکم عقل و شرع با هم تلازم دارند و تضاد در آنها نیست، و اگر تضادی در جایی مشاهده شد در اینجا آنچه عقل میگوید مقدم است، چون ام الحجج است»
كتاب : دیدگاه ها ص 352 و 353
محمد صالحي – 11/2/91
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• ما عقل را ام الحجج یعنی اساس حجت ها و براهین میدانیم و احکام و قوانینی را که مخالف عقل باشد قبول نداریم .
• هیچ گاه احکام شرعی مخالف عقل نیست ، و خود شرع و قرآن، ما را به عقل ارجاع میدهند.
• در موارد زیادی قرآن بحث تعقل و تفکر و اندیشه را مطرح کرده است و مردم را به اندیشه کردن در امور تکوینی و غیرتکوینی سفارش نموده است.
• ما در اسلام (لااکراه فی الدین) را داریم که معنی اش این است دین زوری قابل قبول نیست .
• ما میگوییم : “ کلما حکم به الشرع حکم به العقل و کلما حکم به العقل حکم به الشرع”.
• حکم عقل و شرع با هم تلازم دارند و تضاد در آنها نیست، و اگر تضادی در جایی مشاهده شد در اینجا آنچه عقل میگوید مقدم است، چون ام الحجج است»
كتاب : دیدگاه ها ص 352 و 353
محمد صالحي – 11/2/91
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
در دين خدا اضافه نكنيد و سخت نگيريد
حضرت علی (ع) در حکمت گهرباری می فرماید:
" خداوند بر شما فرایضی مقرر کرده ، آنها را ضایع نکنید ،
حدود و مرزهایی برای شما تعیین کرده ، از آن تجاوز نکنید ،
از چیزهایی شما را نهی کرده ، این پرده را ندرید ،
و در باره چیزهایی ساکت مانده ، بدون آن که فراموش کرده باشد ، پس ( در مورد آنها ) خود را به زحمت نیندازید ( و بر اساس فهم عقل عرفي عمل كنيد ) ! "
نهج البلاغه فصل ۶ حکمت ۱۰۵ (ان الله افترض علیکم فرائض فلاتضیّعوها و حدّ لکم حدوداً فلا تعتدوها و نهاکم عن اشیاء فلاتنتهکوها، وسکت لکم عن اشیاء ولم یدعها نسیاناً فلا تتکلفوها )
محمد صالحی – 26/6/88
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
حضرت علی (ع) در حکمت گهرباری می فرماید:
" خداوند بر شما فرایضی مقرر کرده ، آنها را ضایع نکنید ،
حدود و مرزهایی برای شما تعیین کرده ، از آن تجاوز نکنید ،
از چیزهایی شما را نهی کرده ، این پرده را ندرید ،
و در باره چیزهایی ساکت مانده ، بدون آن که فراموش کرده باشد ، پس ( در مورد آنها ) خود را به زحمت نیندازید ( و بر اساس فهم عقل عرفي عمل كنيد ) ! "
نهج البلاغه فصل ۶ حکمت ۱۰۵ (ان الله افترض علیکم فرائض فلاتضیّعوها و حدّ لکم حدوداً فلا تعتدوها و نهاکم عن اشیاء فلاتنتهکوها، وسکت لکم عن اشیاء ولم یدعها نسیاناً فلا تتکلفوها )
محمد صالحی – 26/6/88
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
از نشانه هاي مسلماني - 3
تلاش و خدمت به مردم
امام صادق (ع )
مَن طَلَبَ الدُّنیا اِستِعْفافاً عَنِ النّاسِ وَ سَعْیاً عَلی اَهْلِهِ وَ تَعَطٌّفاً عَلی جارِهِ لَقَی اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیامَـﺔِ وَ وَجْهُهُ مِثلُ القَمَرِ لَیْلَـﺔَ الْبَدْرِ .
هرکس دنیا را طلب کند به قصد این که آبروی خود را از مردم حفظ ،
رفاه خانوادهاش را تأمین و به همسایهاش کمک کند ،
وقتی با خدا دیدار کند ،
چهرهاش همانند ماه شب بدر میدرخشد .
وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۲۱
15/1/94 - محمد صالحی
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
تلاش و خدمت به مردم
امام صادق (ع )
مَن طَلَبَ الدُّنیا اِستِعْفافاً عَنِ النّاسِ وَ سَعْیاً عَلی اَهْلِهِ وَ تَعَطٌّفاً عَلی جارِهِ لَقَی اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیامَـﺔِ وَ وَجْهُهُ مِثلُ القَمَرِ لَیْلَـﺔَ الْبَدْرِ .
هرکس دنیا را طلب کند به قصد این که آبروی خود را از مردم حفظ ،
رفاه خانوادهاش را تأمین و به همسایهاش کمک کند ،
وقتی با خدا دیدار کند ،
چهرهاش همانند ماه شب بدر میدرخشد .
وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۲۱
15/1/94 - محمد صالحی
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مراقب برخوردهاي خود به نام دين با جوانان باشيم
در حجه الوداع ، رسول اکرم ، فضل بن عباس را بر پشت سر خود سوار کرده بود، در بین راه زن جوان زیبایى از طایفه خثعم نزد حضرت آمد تا در مورد حج سؤال کند .
فضل که جوانى نیکو روى و سپید چهره بود شروع کرد به نگاه کردن به آن زن و او نیز به فضل خیره گشت.
رسول خدا دست خود را روى صورت فضل گذاشت و سر او را برگرداند .
فضل سرش را چرخاند و به سوى دیگر نگریست.
حضرت دوباره دست روى صورت او گذاشت و مانع از نگاه وى شد .
آنگاه فرمود : «مردى جوان و زنى جوان، از کید شیطان درباره آنان ایمن نیستم».
سپس فضل را نصیحت و موعظه کرد.
(أخبرنا) أبو الحسن علي بن محمد المقرى أنبأ الحسن بن محمد بن إسحاق ثنا يوسف بن يعقوب ثنا محمد بن أبي بكر ثنا محمد بن عبد الله الأسدي ثنا سفيان بن سعيد عن عبد الرحمن بن الحارث بن عياش بن أبي ربيعة عن زيد بن علي عن أبيه عن عبيد الله ابن أبي رافع عن علي رضي الله عنه ان النبي صلى الله عليه وسلم أردف الفضل بن عباس ثم اتى الجمرة فرماها فاستقبلته جارية شابة من خثعم فقالت يا رسول الله ان أبى شيخ كبير قد أفند (٦) وقد أدركته فريضة الله في الحج فيجزى ان أحج عنه فقال حجى عن أبيك، ولوى عنق الفضل فقال له العباس يا رسول الله لويت عنق ابن عمك قال رأيت شابا وشابة فلم آمن الشيطان عليهما .
به روایت بیهقى در السنن الکبرى ج 7/ص 89
محمد صالحي – 15 / 6 / 94
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
در حجه الوداع ، رسول اکرم ، فضل بن عباس را بر پشت سر خود سوار کرده بود، در بین راه زن جوان زیبایى از طایفه خثعم نزد حضرت آمد تا در مورد حج سؤال کند .
فضل که جوانى نیکو روى و سپید چهره بود شروع کرد به نگاه کردن به آن زن و او نیز به فضل خیره گشت.
رسول خدا دست خود را روى صورت فضل گذاشت و سر او را برگرداند .
فضل سرش را چرخاند و به سوى دیگر نگریست.
حضرت دوباره دست روى صورت او گذاشت و مانع از نگاه وى شد .
آنگاه فرمود : «مردى جوان و زنى جوان، از کید شیطان درباره آنان ایمن نیستم».
سپس فضل را نصیحت و موعظه کرد.
(أخبرنا) أبو الحسن علي بن محمد المقرى أنبأ الحسن بن محمد بن إسحاق ثنا يوسف بن يعقوب ثنا محمد بن أبي بكر ثنا محمد بن عبد الله الأسدي ثنا سفيان بن سعيد عن عبد الرحمن بن الحارث بن عياش بن أبي ربيعة عن زيد بن علي عن أبيه عن عبيد الله ابن أبي رافع عن علي رضي الله عنه ان النبي صلى الله عليه وسلم أردف الفضل بن عباس ثم اتى الجمرة فرماها فاستقبلته جارية شابة من خثعم فقالت يا رسول الله ان أبى شيخ كبير قد أفند (٦) وقد أدركته فريضة الله في الحج فيجزى ان أحج عنه فقال حجى عن أبيك، ولوى عنق الفضل فقال له العباس يا رسول الله لويت عنق ابن عمك قال رأيت شابا وشابة فلم آمن الشيطان عليهما .
به روایت بیهقى در السنن الکبرى ج 7/ص 89
محمد صالحي – 15 / 6 / 94
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from نغمه های سكوت
الدنیا مزرعه الاخره - پیامبر(ص)
آنهایی از مرگ می هراسند که خوب زندگی نکرده اند . اشو
در حقیقت ،
آنهایی که سهم خود را از این دنیای زمینی ،
برای ارتقا معنوی خود برنگرفته اند ،
موقع مرگ ،
نگران فرصتهایی هستند که از دست داده اند نه از زندگی بعد از مرگ .
چونان نهالی که فرصت استفاده از خاک و آب زمینی محل کاشت خود را از دست داده و زمینه رشد خود تا به میوه رسیدن را ، خراب کرده است .
ولی آنکه بخوبی از آب و خاک استفاده کرده و رو بسوی نور رفته است ،
به میوه ای تبدیل شده که مرگ او ،
یعنی وقت میوه چینی از آن درخت ، و میوه هم که آماده است و درخت نگران چیزی نیست .
و دنیا نیز برای انسان ، زیباترین و مطمئن ترین مکان فعلیت یافتن همه استعدادهای روحانی بالقوه در وجود انسانست که خداوند در وجود او به ودیعت گذاشته است .
باید از همه مواهب دنیا ،
به نحو احسن استفاده کرده و تک تک ویژگیهای خداوندی ،
از قبیل مهربانی ، گذشت ، کمک به دیگران ، فداکاری ، اخلاق نیکو و ... ،
که در دانه روحانی وجود ما به امانت گذاشته شده را در حضور و با وجود دیگران زندگی کرده و به فعلیت رسانده ،
آنگاه متصف به مکارم اخلاقی الهی شده ،
و به مقام " انک لعلی خلق عظیم " نائل گردیده و سپس رخت تن از روح برکنده و تا خداوند اوج گرفت و رفت .
و اینجاست که اویی که در این مقام جای گرفته ، نگران چیزی نیست ، که مرگ آغاز همزیستی شادمانه و هشیارانه با خداوند است .
محمد صالحی - ۲۱/۳/۹۵
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آنهایی از مرگ می هراسند که خوب زندگی نکرده اند . اشو
در حقیقت ،
آنهایی که سهم خود را از این دنیای زمینی ،
برای ارتقا معنوی خود برنگرفته اند ،
موقع مرگ ،
نگران فرصتهایی هستند که از دست داده اند نه از زندگی بعد از مرگ .
چونان نهالی که فرصت استفاده از خاک و آب زمینی محل کاشت خود را از دست داده و زمینه رشد خود تا به میوه رسیدن را ، خراب کرده است .
ولی آنکه بخوبی از آب و خاک استفاده کرده و رو بسوی نور رفته است ،
به میوه ای تبدیل شده که مرگ او ،
یعنی وقت میوه چینی از آن درخت ، و میوه هم که آماده است و درخت نگران چیزی نیست .
و دنیا نیز برای انسان ، زیباترین و مطمئن ترین مکان فعلیت یافتن همه استعدادهای روحانی بالقوه در وجود انسانست که خداوند در وجود او به ودیعت گذاشته است .
باید از همه مواهب دنیا ،
به نحو احسن استفاده کرده و تک تک ویژگیهای خداوندی ،
از قبیل مهربانی ، گذشت ، کمک به دیگران ، فداکاری ، اخلاق نیکو و ... ،
که در دانه روحانی وجود ما به امانت گذاشته شده را در حضور و با وجود دیگران زندگی کرده و به فعلیت رسانده ،
آنگاه متصف به مکارم اخلاقی الهی شده ،
و به مقام " انک لعلی خلق عظیم " نائل گردیده و سپس رخت تن از روح برکنده و تا خداوند اوج گرفت و رفت .
و اینجاست که اویی که در این مقام جای گرفته ، نگران چیزی نیست ، که مرگ آغاز همزیستی شادمانه و هشیارانه با خداوند است .
محمد صالحی - ۲۱/۳/۹۵
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
به نام حضرت حق دوست داشتني
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
متن زير نامه ايست كه دو سال پيش خدمت استاد كديور ارسال و تنگناهايي كه در مسير اجتهاد تكاليف براي نوبالغين وجود دارد را مطرح كرده و چون بحث مهمي بوده و لازم است عزيزان حوزه اي به آن توجه و پاسخ درخور ارائه كنند ، خدمت دوستان ارائه ميكنم .
حضرت استاد آیه اله کدیور
ضمن افتخار به حضور در زمانه ای که عزیزانی مانند حضرتعالی ، پناه اندیشه شکاکان هستید .
با عرض معذرت از اطاله مطلب ، تعریضی بر شیوه اجتهادی موجود و احکام منتجه آنها ، برای نوبالغین ، در چند بند زیر خدمتتان می فرستم ، باشد مورد توجه قرار گيرد .
1- خداوند وصف کارکردی خود برای عالم هستی را ، " تربیتی " می داند ( رب العالمین ) .
2- تربیت ، یک فرایند متدرج و متناسب و هماهنگ با ظرفیتهای عقلانی بشر و امکانات و قابلیتهای موجود است .
3- انسان موجودی است در مسیر کمال الی الله که در عرصه حیات ، گویی در حال شبیه سازی اوصاف خداوند است ولی متدرجا از نقص بسوی کمال
( تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129)
4- انسانها چه در میدان تربیت جسمانی خود و چه در زمینه تربیت روحی خود ،
روش گام به گام را سرلوحه برنامه ریزی تمرینات تربیتی خود قرار می دهند :
بطور مثال :
برای آموزش مهارتهای ورزشی ،
شخص مبتدی را با تمریناتی بسیار ساده ، جذاب و تشویقی درگیر می کنند و با افزایش مهارتهای او ، تمرینات به سمت تمرینات اصلی حرفه ای سوق میابد .
( مثلا برای آموزش تکواندو ، شخص مبتدی ، در دوره اول کار خود ، با نرمش هایی در راستای افزایش توانائیهای جسمی متناسب با ورزش تکواندو ، کوتاه مدت روزانه و آموزشهای ویدئویی مواجه می گردد و در مراحل بعد با تمرینات واقعی تکواندو و مسابقات طراحی شده مرحله ای و ... گام به گام به سمت تمرینات قهرمانی و بزرگسالان پیش می رود .)
و یا برای آموزش افزایش توانائیهای روحی ( مانند یوگا ) ، از همان متدولوژی فوق بهره می گیرند .
5- خداوند در جهت تربیت اندیشه معنوی بشر ( در ابتدای تاریخ عقلانیت بشر – عصر آدم) ،
دقیقا متدولوژی فوق را رعایت کرده و هیچگاه عجله ای برای گام گذاشتن به آخرین مرحله اندیشه نداشته است ،
چرا که بشر توان فکری و عقلی لازم را پیدا نکرده بود ( لایکلف الله نفسا الا وسعها - سوره بقره آیه 286 ) .
و این امر دقیقا در مرحله اصطفا حضرت آدم ( ان الله اصطفی آدم و ... علی العالمین - سوره آل عمران ، آیه 33 )
و صرفا تعلیم اعتقادات حداقلی دینی به او برای پاسخ به سوالات بشر اولیه آن عصر رعایت شد (علم ادم الاسما کلها - سوره آل عمران ، آیه 33 )
و پس از آنکه مرحله پیشینی و پیشنیاز رعایت احکامی را گذراند ،
در زمان حضرت نوح ، احکامی را به عنوان شریعت با او شروع به تمرین کرد
(شرع لکم من الدين ما وصى به نوحا و الذي اوحينا اليک و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى - سوره آل عمران ، آیه 33 )
و گام به گام با بلوغ اندیشه و عقلانیت او به پیش آمد تا به خاتم رسید و انسان وارد مرحله تکمیلی هدایت تشریعی خداوند شد .
6- حتی در دوره عصر نزول ،
رسول اکرم (ص) ، از آموزشهای اعتقادی مسلمانان شروع کرد
( قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ – سوره حجرات 14 )
و صرفا شهادتین را معیار ورود به حوزه اسلام دانست
( . ماجرای نزول آیه 94 سوره نسا : در سفر جنگی اسامه بن زید در سال 7 هجرت، شخصی که لا اله الا الله گفته بود توسط اسامه کشته شد.
پیامبر او را ملامت کرد . اسامه گفت : برای رهایی خود ، آن کلمه را می گفت :
پیامبر فرمود : چرا قلب او را نشکافتی تا بدانی راستگو است یا نه ؟ و سپس آیه فوق نازل شد . تنبیه و الاشراف مسعودی ص 241 )
و از آنجا که تکالیف و احکام ،
طریقیت داشته و تربیت معنوی مكلف ، موضوع اصلی رسالت است ( احكام شرعي راههايي به سوي مقصدند و نه اين كه خود هدف باشند - کتاب " اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص 702 تا 705 " )
گام به گام ، به آموزش تکالیف و پیاده سازی تکمیلی آنها اقدام کرد . ( حکم شراب و .. )
ادامه دارد :
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
متن زير نامه ايست كه دو سال پيش خدمت استاد كديور ارسال و تنگناهايي كه در مسير اجتهاد تكاليف براي نوبالغين وجود دارد را مطرح كرده و چون بحث مهمي بوده و لازم است عزيزان حوزه اي به آن توجه و پاسخ درخور ارائه كنند ، خدمت دوستان ارائه ميكنم .
حضرت استاد آیه اله کدیور
ضمن افتخار به حضور در زمانه ای که عزیزانی مانند حضرتعالی ، پناه اندیشه شکاکان هستید .
با عرض معذرت از اطاله مطلب ، تعریضی بر شیوه اجتهادی موجود و احکام منتجه آنها ، برای نوبالغین ، در چند بند زیر خدمتتان می فرستم ، باشد مورد توجه قرار گيرد .
1- خداوند وصف کارکردی خود برای عالم هستی را ، " تربیتی " می داند ( رب العالمین ) .
2- تربیت ، یک فرایند متدرج و متناسب و هماهنگ با ظرفیتهای عقلانی بشر و امکانات و قابلیتهای موجود است .
3- انسان موجودی است در مسیر کمال الی الله که در عرصه حیات ، گویی در حال شبیه سازی اوصاف خداوند است ولی متدرجا از نقص بسوی کمال
( تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129)
4- انسانها چه در میدان تربیت جسمانی خود و چه در زمینه تربیت روحی خود ،
روش گام به گام را سرلوحه برنامه ریزی تمرینات تربیتی خود قرار می دهند :
بطور مثال :
برای آموزش مهارتهای ورزشی ،
شخص مبتدی را با تمریناتی بسیار ساده ، جذاب و تشویقی درگیر می کنند و با افزایش مهارتهای او ، تمرینات به سمت تمرینات اصلی حرفه ای سوق میابد .
( مثلا برای آموزش تکواندو ، شخص مبتدی ، در دوره اول کار خود ، با نرمش هایی در راستای افزایش توانائیهای جسمی متناسب با ورزش تکواندو ، کوتاه مدت روزانه و آموزشهای ویدئویی مواجه می گردد و در مراحل بعد با تمرینات واقعی تکواندو و مسابقات طراحی شده مرحله ای و ... گام به گام به سمت تمرینات قهرمانی و بزرگسالان پیش می رود .)
و یا برای آموزش افزایش توانائیهای روحی ( مانند یوگا ) ، از همان متدولوژی فوق بهره می گیرند .
5- خداوند در جهت تربیت اندیشه معنوی بشر ( در ابتدای تاریخ عقلانیت بشر – عصر آدم) ،
دقیقا متدولوژی فوق را رعایت کرده و هیچگاه عجله ای برای گام گذاشتن به آخرین مرحله اندیشه نداشته است ،
چرا که بشر توان فکری و عقلی لازم را پیدا نکرده بود ( لایکلف الله نفسا الا وسعها - سوره بقره آیه 286 ) .
و این امر دقیقا در مرحله اصطفا حضرت آدم ( ان الله اصطفی آدم و ... علی العالمین - سوره آل عمران ، آیه 33 )
و صرفا تعلیم اعتقادات حداقلی دینی به او برای پاسخ به سوالات بشر اولیه آن عصر رعایت شد (علم ادم الاسما کلها - سوره آل عمران ، آیه 33 )
و پس از آنکه مرحله پیشینی و پیشنیاز رعایت احکامی را گذراند ،
در زمان حضرت نوح ، احکامی را به عنوان شریعت با او شروع به تمرین کرد
(شرع لکم من الدين ما وصى به نوحا و الذي اوحينا اليک و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى - سوره آل عمران ، آیه 33 )
و گام به گام با بلوغ اندیشه و عقلانیت او به پیش آمد تا به خاتم رسید و انسان وارد مرحله تکمیلی هدایت تشریعی خداوند شد .
6- حتی در دوره عصر نزول ،
رسول اکرم (ص) ، از آموزشهای اعتقادی مسلمانان شروع کرد
( قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ – سوره حجرات 14 )
و صرفا شهادتین را معیار ورود به حوزه اسلام دانست
( . ماجرای نزول آیه 94 سوره نسا : در سفر جنگی اسامه بن زید در سال 7 هجرت، شخصی که لا اله الا الله گفته بود توسط اسامه کشته شد.
پیامبر او را ملامت کرد . اسامه گفت : برای رهایی خود ، آن کلمه را می گفت :
پیامبر فرمود : چرا قلب او را نشکافتی تا بدانی راستگو است یا نه ؟ و سپس آیه فوق نازل شد . تنبیه و الاشراف مسعودی ص 241 )
و از آنجا که تکالیف و احکام ،
طریقیت داشته و تربیت معنوی مكلف ، موضوع اصلی رسالت است ( احكام شرعي راههايي به سوي مقصدند و نه اين كه خود هدف باشند - کتاب " اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص 702 تا 705 " )
گام به گام ، به آموزش تکالیف و پیاده سازی تکمیلی آنها اقدام کرد . ( حکم شراب و .. )
ادامه دارد :
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
به نام حضرت حق دوست داشتني
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 2
7- خداوند احكام و حتي ماهيت شريعت را سهله و عدم عسر و حرج ، جهت تقويت بنيانهاي ايماني مردم ، بدون افتادن در ورطه هاي سختگيرانه احكام مي داند .
(يا ايها الذين امنوا اذا قمتم الى الصلاة فاغسلوا وجوهکم و ايديکم الى المرافق و امسحوا برؤسکم و ارجلکم الى الکعبين و ان کنتم جنبا فاطهروا و ان کنتم مرضى او على سفر او جاء احد منکم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا فامسحوا بوجوهکم و ايديکم منه ما يريد الله ليجعل عليکم من حرج و لکن يريد ليطهرکم و ليتم نعمته عليکم لعلکم تشکرون – مائده آيه 6 ؛
و جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباکم و ما جعل عليکم في الدين من حرج – حج آيه 78 ؛
ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المريض حرج – نور آيه 61 ؛
لکي لا يکون على المؤمنين حرج – احزاب آيه 37 ؛
يريد الله ان يخفف عنکم و خلق الانسان ضعيفا – نسا آيه 28 )
8- پیکهای تبلیغی پیامبر به مناطق تازه مسلمان شده ، دستور صریح " یسر و لاتعسر ، بشر و لاتنفر " را داشتند :
(يسرا و لا تعسرا، و بشرا و لا تنفرا، - 4088 بخاری 2 )
و این قطعا جهت عملی کردن اصل " لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ عَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَ لاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَ لاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ – سوره بقره آیه 286 " )
بود تا گام به گام با توسعه درک و ایمان او ، این توانایی را توسعه بیشتر داده و سپس تکالیف بیشتر و یا پیچیده تر .
9- دستورات فراوان خداوند به پیامبر مبنی بر مدارا با خلق " دار خلقی - کافی ج2 ص 116 " و " امرنی ربی بمداراة الناس کما امرنی بأداء الفرائض - کافی ج ۲ ص ۱۱۷ " ) ،
حکایت از وظیفه پیامبر به همراه شدن با حد فهم مردم و سرعت سنکرون شدن مردم با ایشان و مفاهیم و تکالیف او دارد .
10- نحوه برخورد پیامبر با اشکالات و یا فراموشیهای مسلمانان در حجه الوداع در ترتیب و یا انجام مناسک ، که با مضمون " لا باس له " آرامش را از آنها نگرفت
(حدثنا إسماعيل قال : حدثني مالك، عن ابن شهاب، عن عيسى بن طلحة بن عبيد الله، عن عبد الله بن عمرو بن العاص: أن رسول الله صلى الله عليه وسلم وقف في حجة الوداع بمنى للناس يسألونه، فجاءه رجل فقال: لم أشعر فحلقت قبل أن أذبح؟ فقال: ( اذبح و لا حرج ). فجاء آخر فقال: لم أشعر فنحرت قبل أن أرمي؟ قال: ( ارم ولا حرج ). فما سئل النبي (ص) عن شيء قدم و لا أخر إلا قال: ( افعل ولا حرج )- صحيح بخاری، حديث شماره: 83 ) ،
آیا چیزی جز مدارا با آنها بود و مامور نبودن ایشان به تکلیف سختگیرانه ؟
با این مقدمه :
آیا وضع احکام توسط یک مجتهد ، برای نوبالغین ، نباید متدولوژی مذکور را رعایت نماید ؟
1- چه در انتخاب سن تکلیف او ، که باید از نظر فکری و عقلی ، به بلوغی رسیده باشد که بتواند تکلیف و یا لزوم آنرا تشخیص دهد و از پوسته تقلید والدین ، به فهم خود برسد . ( مرحوم غروی - رساله بلوغ )
2- و چه ورود به تکالیف ( مانند نماز و روزه و .. ) ؛ که بر اساس متدولوژی فوق ، از آنجا که جهت تمرین و مشق مراقبه نفس و حضور در محضر خداوند است
( ان الصلوه تنهی عن الفحشا و المنکر – سوره عنکبوت آیه 45 و ... )
مساوی نحوه انجام تکالیف بالغین ، طراحی نشود و شیوه ای گام به گام ،متدرج و کم زمانی را ( بخصوص برای روزه) مد نظر قرار دهد .
البته عزیزانی همانند حضرتعالی ، واقع گرایانه ، سن را از شرایط بلوغ حذف کرده و یا توان بدنی را شرط کرده اید و این جای تقدیر دارد ؛ ولی روش تدریجی و یا تکلیف برمبنای " وسع " و " ما لایطاق " را هنوز برنتافته است .
بطور مثال ، برای روزه ، زمان یک روزه را کاهش دادن ، شیوه انجام را آسانتر کردن ( مانند نوشیدن حداقلی آب ( فتوای آیه اله بیات از متاخرین ) و یا ... ) ،
که قطعا ، نوبالغ را تحریک و یا تشویق به ورود به تکلیف کرده و بدون از کوره در رفتن و یا پناه بردن به روشهای پنهانی و بیشتر به فکر فرار از تکلیف بودن ،
آن را به عنوان مشق و تمرین انجام دستورات خداوند درنظر گرفته و با انجام تدریجی طراحی شده توسط شما عزیزان ، به مرحله باروری خود برسد و مهارتهای لازم را بدست آورد و دیگر خود به انجام ، دست یازد .
ادامه دارد
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 2
7- خداوند احكام و حتي ماهيت شريعت را سهله و عدم عسر و حرج ، جهت تقويت بنيانهاي ايماني مردم ، بدون افتادن در ورطه هاي سختگيرانه احكام مي داند .
(يا ايها الذين امنوا اذا قمتم الى الصلاة فاغسلوا وجوهکم و ايديکم الى المرافق و امسحوا برؤسکم و ارجلکم الى الکعبين و ان کنتم جنبا فاطهروا و ان کنتم مرضى او على سفر او جاء احد منکم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا فامسحوا بوجوهکم و ايديکم منه ما يريد الله ليجعل عليکم من حرج و لکن يريد ليطهرکم و ليتم نعمته عليکم لعلکم تشکرون – مائده آيه 6 ؛
و جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباکم و ما جعل عليکم في الدين من حرج – حج آيه 78 ؛
ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المريض حرج – نور آيه 61 ؛
لکي لا يکون على المؤمنين حرج – احزاب آيه 37 ؛
يريد الله ان يخفف عنکم و خلق الانسان ضعيفا – نسا آيه 28 )
8- پیکهای تبلیغی پیامبر به مناطق تازه مسلمان شده ، دستور صریح " یسر و لاتعسر ، بشر و لاتنفر " را داشتند :
(يسرا و لا تعسرا، و بشرا و لا تنفرا، - 4088 بخاری 2 )
و این قطعا جهت عملی کردن اصل " لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ عَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَ لاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَ لاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ – سوره بقره آیه 286 " )
بود تا گام به گام با توسعه درک و ایمان او ، این توانایی را توسعه بیشتر داده و سپس تکالیف بیشتر و یا پیچیده تر .
9- دستورات فراوان خداوند به پیامبر مبنی بر مدارا با خلق " دار خلقی - کافی ج2 ص 116 " و " امرنی ربی بمداراة الناس کما امرنی بأداء الفرائض - کافی ج ۲ ص ۱۱۷ " ) ،
حکایت از وظیفه پیامبر به همراه شدن با حد فهم مردم و سرعت سنکرون شدن مردم با ایشان و مفاهیم و تکالیف او دارد .
10- نحوه برخورد پیامبر با اشکالات و یا فراموشیهای مسلمانان در حجه الوداع در ترتیب و یا انجام مناسک ، که با مضمون " لا باس له " آرامش را از آنها نگرفت
(حدثنا إسماعيل قال : حدثني مالك، عن ابن شهاب، عن عيسى بن طلحة بن عبيد الله، عن عبد الله بن عمرو بن العاص: أن رسول الله صلى الله عليه وسلم وقف في حجة الوداع بمنى للناس يسألونه، فجاءه رجل فقال: لم أشعر فحلقت قبل أن أذبح؟ فقال: ( اذبح و لا حرج ). فجاء آخر فقال: لم أشعر فنحرت قبل أن أرمي؟ قال: ( ارم ولا حرج ). فما سئل النبي (ص) عن شيء قدم و لا أخر إلا قال: ( افعل ولا حرج )- صحيح بخاری، حديث شماره: 83 ) ،
آیا چیزی جز مدارا با آنها بود و مامور نبودن ایشان به تکلیف سختگیرانه ؟
با این مقدمه :
آیا وضع احکام توسط یک مجتهد ، برای نوبالغین ، نباید متدولوژی مذکور را رعایت نماید ؟
1- چه در انتخاب سن تکلیف او ، که باید از نظر فکری و عقلی ، به بلوغی رسیده باشد که بتواند تکلیف و یا لزوم آنرا تشخیص دهد و از پوسته تقلید والدین ، به فهم خود برسد . ( مرحوم غروی - رساله بلوغ )
2- و چه ورود به تکالیف ( مانند نماز و روزه و .. ) ؛ که بر اساس متدولوژی فوق ، از آنجا که جهت تمرین و مشق مراقبه نفس و حضور در محضر خداوند است
( ان الصلوه تنهی عن الفحشا و المنکر – سوره عنکبوت آیه 45 و ... )
مساوی نحوه انجام تکالیف بالغین ، طراحی نشود و شیوه ای گام به گام ،متدرج و کم زمانی را ( بخصوص برای روزه) مد نظر قرار دهد .
البته عزیزانی همانند حضرتعالی ، واقع گرایانه ، سن را از شرایط بلوغ حذف کرده و یا توان بدنی را شرط کرده اید و این جای تقدیر دارد ؛ ولی روش تدریجی و یا تکلیف برمبنای " وسع " و " ما لایطاق " را هنوز برنتافته است .
بطور مثال ، برای روزه ، زمان یک روزه را کاهش دادن ، شیوه انجام را آسانتر کردن ( مانند نوشیدن حداقلی آب ( فتوای آیه اله بیات از متاخرین ) و یا ... ) ،
که قطعا ، نوبالغ را تحریک و یا تشویق به ورود به تکلیف کرده و بدون از کوره در رفتن و یا پناه بردن به روشهای پنهانی و بیشتر به فکر فرار از تکلیف بودن ،
آن را به عنوان مشق و تمرین انجام دستورات خداوند درنظر گرفته و با انجام تدریجی طراحی شده توسط شما عزیزان ، به مرحله باروری خود برسد و مهارتهای لازم را بدست آورد و دیگر خود به انجام ، دست یازد .
ادامه دارد
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 3
و يا ، براي نماز صبح ، مي دانيم كه در زمان عصر نزول و يا حتي چند دهه قبل ، لامپ و تلويزيون و ... نبود كه مردم به شب زنده داري مدرن بپردازند و صبح نتوانند بلند شوند ،
ولي الان ، تا پاسي از شب و نيمه شب بيدارند ( بعنوان مهماني ، سريال ، ورزش و ... ) و با علم به بيدار نشدن و يا حتي بلند نشدن عمدي در صبح ، بخواب مي روند .
حال چگونه است كه با حكم به همان شيوه و زمان انجام نماز صبح عصر نزول ،
گويي هيچ سنخيتي با شيوه زندگي مدرن مردم نداريم و تنها به فكر همان حكم قديمي ،
بدون توجه به اثرات منفي تشويق به بي موالاتي و بي اعتنايي مردم بخصوص نوبالغين هستيم ؟!!
كه چه كس را راضي كنيم ؟
خداوند را ؟
به قيمت لوث شدن همه چيز و آسان شدن همه گونه بي توجهي به تكاليف و حتي بي حرمتي به آنها و بعضا اساس دين ؟!!
3- روش پیامبر در 23 سال رسالت خود ،
ورود فوج فوج مردم به اسلام را دربر داشت و این نشان از درستی روش او دارد
(فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَالْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ – آل عمران 159 ، )
و قطعا مهربانی و نرم خویی ایشان فقط در برخورد اخلاقی خلاصه نمی شود ،
که اصول تربیتی حضرتش با شعارهای " سمحه و سهله ، لاحرج ، یسر و لاتعسر و .. " ،
نشان از احکامی بر مبنای " مدارا " با فهم ، توانایی و طاقت مردم دارد ؛
ولی آیا روش اجتهادی و وضع احکام توسط مجتهدین متقدم و خاصتا متاخر ، حکایت از چه دارد؟
ما مسلمان شدن غیر را نمی خواهیم ،
آیا این احکام، حکایت از پایبندتر شدن فرزندانمان دارد و یا فرار آنها از انجام تکالیف ؟
و حتی فریاد اعتراض و اعلام انزجار از تکلیف و شاید خود دین ؟!!
و حتی طراحی روشهای فرار از انجام تکلیف بعنوان کلاه شرعی ، توسط بالغین و آنها که هنوز باورمند تکالیف هستند ( هر چند بدلیل ترس از خداوند جبار قهار ) ،
مانند تعبیه ایستگاههای اتوبوس در شهرها در ماه رمضان ، برای بردن نوبالغین به 25 کیلومت دورتر (!!!) ، برای فرار شرعی از روزه و ... .
( و این چه خوب تربیت معنوی رسولانه نوبالغین و جامعه را به همراه دارد ؟!! )
و همه اینها ، ما را بیاد این اصل بنیادین منقول از حضرت آیه اله منتظری می اندازد که :
ما مامور به نتیجه هستیم نه مامور به تکلیف ( درست بر خلاف دیدگاه حضرت امام ) ؛
پس آیا لازم نیست ، خوانش جدیدی از علل الاحکام ، نحوه وضع آنها و تغییرات ماهوی نه ظاهری در آنها داشته باشیم ؟
شما به حق ، پرچم دفاع از حقیقت شریعت عقلانی را بلند کرده و سرفرازانه با مباحث مختلف ، در راستای معرفی اسلام رحمانی ، به پالایش اندیشه دینی مردمان ، دست یازیده اید و معتقد به امکان و لزوم تنگ تر شدن شمولیت احکام اجتماعی اسلام هستید
( همانند عزیزان سفر کرده ، منتظری و قابل که پایبند عملی به اصل و باور غیر تاسیسی بودن احکام فوق بودند . )
و این امر برای پاسخ به ناکارآمدی احکام فوق بوده و با کاهش آنها به شمولیت در عصر نزول ، به تردید نخبگان ، خاتمه داده اید ؛
ولی چرا در زمینه اجتهاد نوبالغین ، طرحی نو برنمی اندازید ؟
ادامه دارد :
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
و يا ، براي نماز صبح ، مي دانيم كه در زمان عصر نزول و يا حتي چند دهه قبل ، لامپ و تلويزيون و ... نبود كه مردم به شب زنده داري مدرن بپردازند و صبح نتوانند بلند شوند ،
ولي الان ، تا پاسي از شب و نيمه شب بيدارند ( بعنوان مهماني ، سريال ، ورزش و ... ) و با علم به بيدار نشدن و يا حتي بلند نشدن عمدي در صبح ، بخواب مي روند .
حال چگونه است كه با حكم به همان شيوه و زمان انجام نماز صبح عصر نزول ،
گويي هيچ سنخيتي با شيوه زندگي مدرن مردم نداريم و تنها به فكر همان حكم قديمي ،
بدون توجه به اثرات منفي تشويق به بي موالاتي و بي اعتنايي مردم بخصوص نوبالغين هستيم ؟!!
كه چه كس را راضي كنيم ؟
خداوند را ؟
به قيمت لوث شدن همه چيز و آسان شدن همه گونه بي توجهي به تكاليف و حتي بي حرمتي به آنها و بعضا اساس دين ؟!!
3- روش پیامبر در 23 سال رسالت خود ،
ورود فوج فوج مردم به اسلام را دربر داشت و این نشان از درستی روش او دارد
(فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَالْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ – آل عمران 159 ، )
و قطعا مهربانی و نرم خویی ایشان فقط در برخورد اخلاقی خلاصه نمی شود ،
که اصول تربیتی حضرتش با شعارهای " سمحه و سهله ، لاحرج ، یسر و لاتعسر و .. " ،
نشان از احکامی بر مبنای " مدارا " با فهم ، توانایی و طاقت مردم دارد ؛
ولی آیا روش اجتهادی و وضع احکام توسط مجتهدین متقدم و خاصتا متاخر ، حکایت از چه دارد؟
ما مسلمان شدن غیر را نمی خواهیم ،
آیا این احکام، حکایت از پایبندتر شدن فرزندانمان دارد و یا فرار آنها از انجام تکالیف ؟
و حتی فریاد اعتراض و اعلام انزجار از تکلیف و شاید خود دین ؟!!
و حتی طراحی روشهای فرار از انجام تکلیف بعنوان کلاه شرعی ، توسط بالغین و آنها که هنوز باورمند تکالیف هستند ( هر چند بدلیل ترس از خداوند جبار قهار ) ،
مانند تعبیه ایستگاههای اتوبوس در شهرها در ماه رمضان ، برای بردن نوبالغین به 25 کیلومت دورتر (!!!) ، برای فرار شرعی از روزه و ... .
( و این چه خوب تربیت معنوی رسولانه نوبالغین و جامعه را به همراه دارد ؟!! )
و همه اینها ، ما را بیاد این اصل بنیادین منقول از حضرت آیه اله منتظری می اندازد که :
ما مامور به نتیجه هستیم نه مامور به تکلیف ( درست بر خلاف دیدگاه حضرت امام ) ؛
پس آیا لازم نیست ، خوانش جدیدی از علل الاحکام ، نحوه وضع آنها و تغییرات ماهوی نه ظاهری در آنها داشته باشیم ؟
شما به حق ، پرچم دفاع از حقیقت شریعت عقلانی را بلند کرده و سرفرازانه با مباحث مختلف ، در راستای معرفی اسلام رحمانی ، به پالایش اندیشه دینی مردمان ، دست یازیده اید و معتقد به امکان و لزوم تنگ تر شدن شمولیت احکام اجتماعی اسلام هستید
( همانند عزیزان سفر کرده ، منتظری و قابل که پایبند عملی به اصل و باور غیر تاسیسی بودن احکام فوق بودند . )
و این امر برای پاسخ به ناکارآمدی احکام فوق بوده و با کاهش آنها به شمولیت در عصر نزول ، به تردید نخبگان ، خاتمه داده اید ؛
ولی چرا در زمینه اجتهاد نوبالغین ، طرحی نو برنمی اندازید ؟
ادامه دارد :
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
كشف و كرامات چيز مهمي نيست ، دنبال خدا برويد . @beshnofekrkon
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 4
و مگر نه این است که حضرت آیه الله منتظری ، حتی در زمینه احکام عبادی ، کلمه " ظاهرا " را در انحصاری بودن راههای رسیدن به مطلوب خداوند بکار می برد (کتاب " اسلام دين فطرت - ص 702 تا 705 " ) ؛
و این به معنای آنست که احکام فوق ، مانع از امکان ظهور راههای دیگر نیست ( و شاید در زمانهای بعد و آینده ای دور !!!! ) ؛
حال چرا ، در روش انجام همان احکام عبادی ( نه تغییر بنیادی آنها ) ، دست به نوسازی و یا بازسازی نمی زنیم و متعصبانه به شیوه عصر نزول چسبیده ایم ؟
وقتی در نحوه انجام نماز ، شرایط مختلف ( سفر ، وضعیت سلامت بدن ، میزان عقل و .. ) دخالت تام دارد !
وقتی در ( نحوه ) انجام روزه ، شرایط مختلف ( توان بدنی ، عسر و حرج ، سفر ، سلامت جسمانی و .. ) دخالت تام دارد !
وقتی در پرداخت خمس ( از نظر مجتهدین !!! ) ، دست بدست کردن با مجتهد و .. عملا آنرا به حداقل می رساند !
وقتی در امر طهارت و نجاسات ، از تعاریف و مصداقهای اعتباری وضعی به امور حقیقی بهداشتی منتقل می شویم ( مرحومان صالحی و قابل و .. ) و طهارت شی نجس را به زائل شدن عین نجاست با هر چیز ( بدون لزوم آب ) می دانیم ...
وقتي در امر خمس و زكات ، بزرگاني از متقدمين و متاخرين ( قابل و حضرتعالي و ... ) شرايط و شيوه پرداخت را تغيير داده و بجای 20 درصد به 2.5 درصد فتوا داده و به شكل حداقلي ، همين شيوه معمول كمك مردم به نيازمندان و یا مالیات و ... را ، در مسير اداي تكليف مذكور ، دانسته ايد ..
وقتی آیه اله منتظری ، شیوه پوشش در امر حجاب را ، در دیگر کشورها و در شرایط خاص به حداقل می رسانند ولی برای حفظ و رعایت دیانت فرد، استفاده از کلاه گیس و ..را فقط پیشنهاد می کنند(سوال 279 کتاب پاسخ به پرسشهای دینی ) ...
و .....................................
آیا زمان آن نرسیده که ؛
برای جلوگیری از کاهش قلمرو مسلمانان ، با خروج فکری نوبالغین از دایره احکام ( که فرع دین هستند ) و بعضا شروعی بر تردید بر اصل دین ، به فکر تغییر در طراحی شیوه اجرای همه آنها باشیم ؟!!
من الله التوفيق
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
و مگر نه این است که حضرت آیه الله منتظری ، حتی در زمینه احکام عبادی ، کلمه " ظاهرا " را در انحصاری بودن راههای رسیدن به مطلوب خداوند بکار می برد (کتاب " اسلام دين فطرت - ص 702 تا 705 " ) ؛
و این به معنای آنست که احکام فوق ، مانع از امکان ظهور راههای دیگر نیست ( و شاید در زمانهای بعد و آینده ای دور !!!! ) ؛
حال چرا ، در روش انجام همان احکام عبادی ( نه تغییر بنیادی آنها ) ، دست به نوسازی و یا بازسازی نمی زنیم و متعصبانه به شیوه عصر نزول چسبیده ایم ؟
وقتی در نحوه انجام نماز ، شرایط مختلف ( سفر ، وضعیت سلامت بدن ، میزان عقل و .. ) دخالت تام دارد !
وقتی در ( نحوه ) انجام روزه ، شرایط مختلف ( توان بدنی ، عسر و حرج ، سفر ، سلامت جسمانی و .. ) دخالت تام دارد !
وقتی در پرداخت خمس ( از نظر مجتهدین !!! ) ، دست بدست کردن با مجتهد و .. عملا آنرا به حداقل می رساند !
وقتی در امر طهارت و نجاسات ، از تعاریف و مصداقهای اعتباری وضعی به امور حقیقی بهداشتی منتقل می شویم ( مرحومان صالحی و قابل و .. ) و طهارت شی نجس را به زائل شدن عین نجاست با هر چیز ( بدون لزوم آب ) می دانیم ...
وقتي در امر خمس و زكات ، بزرگاني از متقدمين و متاخرين ( قابل و حضرتعالي و ... ) شرايط و شيوه پرداخت را تغيير داده و بجای 20 درصد به 2.5 درصد فتوا داده و به شكل حداقلي ، همين شيوه معمول كمك مردم به نيازمندان و یا مالیات و ... را ، در مسير اداي تكليف مذكور ، دانسته ايد ..
وقتی آیه اله منتظری ، شیوه پوشش در امر حجاب را ، در دیگر کشورها و در شرایط خاص به حداقل می رسانند ولی برای حفظ و رعایت دیانت فرد، استفاده از کلاه گیس و ..را فقط پیشنهاد می کنند(سوال 279 کتاب پاسخ به پرسشهای دینی ) ...
و .....................................
آیا زمان آن نرسیده که ؛
برای جلوگیری از کاهش قلمرو مسلمانان ، با خروج فکری نوبالغین از دایره احکام ( که فرع دین هستند ) و بعضا شروعی بر تردید بر اصل دین ، به فکر تغییر در طراحی شیوه اجرای همه آنها باشیم ؟!!
من الله التوفيق
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
و خدا زشتي و زشت صفتي را دوست ندارد
امام صادق (ع ) مي فرمايند :
خداوند زیبایی ( و زیباصفتی ) و نیز تجمل و زیبانگری را دوست داشته و سختی و زشتی و تظاهر به سختی و ناداری را دوست ندارد .
إن الله عز وجل يحب الجمال و التجمل و يبغض البؤس و التباؤس - كافي، ج6، ص440، باب التجمّل
محمد صالحی 15/ 6 / 92
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
امام صادق (ع ) مي فرمايند :
خداوند زیبایی ( و زیباصفتی ) و نیز تجمل و زیبانگری را دوست داشته و سختی و زشتی و تظاهر به سختی و ناداری را دوست ندارد .
إن الله عز وجل يحب الجمال و التجمل و يبغض البؤس و التباؤس - كافي، ج6، ص440، باب التجمّل
محمد صالحی 15/ 6 / 92
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آيا تا بحال در مورد ديني كه داريم فكر كرده ايم ، كه چرا مثلا من مسلمانم و ديگري بر دين ديگرست ؟ 🍁👆👆
نگاهی گذرا به آیه ارتداد - 1
... لا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم ان استطاعوا و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم في الدنيا و الآخرة و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون ۱
... آنها با شما مي جنگند تا اگر بتوانند شما را از دينتان بازگردانند . از ميان شما ، آنها كه از دين خود بازگردند و در حالیکه کافر هستندٖ ، بميرند ، اعمالشان در دنيا و آخرت تباه شده و جاودانه در جهنم باشند .
مقدمه :
همانطور که می دانیم ، ذهن بشر ، دايم در یک جستجوی بی پایان برای کشف حقایق هستی و دستیابی به مجهولات آنست .
و در این جستجو ، هر چه برایش به اطمینان منجر شود ، به ایمان و باور او تبدیل گشته و از عقایدی خواهد شد که براحتی از آن نخواهد گذشت .
در پروسه فوق ، تهیه مقدمات جستجو ، از اختیارات بشر و مورد تاکید خداوند بوده است ۲ ولی عقیده ای که از نتایج آن جستجو حاصل شود ،از اختیار او خارج است ۳ و قطعا مشمول پاداش و یا مجازات کسی نمی تواند بشود .۴
و از آنجا که جستجوگری ، یک پروسه سیال و وابسته به دانشهای به روز و حد بلوغ مستمر بشر است ، لذا تغییر عقیده او ، به کرات ، امریست محتمل و غیر قابل مواخذه . ۵
برای بررسی این مسأله ، به آیه ای که در ابتدای مقال ، اشاره شد ، نگاهی مختصر افکنده و خواهیم دید که :
خداوند « بر خلاف فهم و یا برداشت دیگران از آن و احکام عجیب و غریب برای تغییر دهندگان دین ( عقیده ) ، با عنوان مرتد ،» بر نتیجه گیری ما صحه گذاشته ، بگونه ایکه ، آزادی انتخاب و تغییر عقیده در آن موج می زند .
ابتدا به کلمات محوری در آیه نگاهی بیفکنیم :
1. من یرتد = کسی که از دین برگردد
2. فیمت = سپس بمیرد
3. و هو کافر = در حالی که بر کفر باشد
4. مشمول مجازات آخرتی خواهد شد
با توجه به موارد فوق ، خداوند ، برگشت از دین را امری طبیعی دانسته ، که برای هر کسی می تواند اتفاق افتد .
و نفس این اتفاق ، مشمول هیچگونه مجازات دنیوی نخواهد شد .
اما ، آیا این تغییر دین ( عقیده ) ، مشمول مجازات اخروی نیز نخواهد شد ؟
برای پاسخ به این سوال ، باید به دو حالت زیر توجه شود :
1) کسی که به حقانیت دین اول ، معتقد نشده باشد و لذا ، به دینی دیگر که اطمینان او را جلب کرده ، پیوسته است .
2) کسی که به حقانیت دین اول ، معتقد شده است ولی از آن برگشته ، که مجددا دو حالت زیر قابل تصور است :
1- صرفا ، بهر دلیلی ، از دین حق ، اعراض کرده ولی در حوزه زندگی شخصی خود می باشد .
2- ضمن برگشت از آن ، بهر دلیلی سد فهم و توجه دیگران به حقانیت دین اول شود .
که نوع 2، از نظر اصطلاح قرآنی ، « کافر » خوانده شده است . یعنی کسی که حقیقت را بر دیگران بپوشاند و یا سعی بر پوشاندن آن بنماید ، بگونه ایکه دیگران به حقانیت آن واقف نشوند .
آنچه که از آیه فوق به ذهن متبادر می شود اینست که ، تنها حالت 2 2- که شامل « مرتد کافر » است ، از نظر خداوند مجرم بوده ، که در آخرت است که خود خداوند به جرم او رسیدگی خواهد کرد و کسی در این دنیا ، حق برخورد با او را صرفا بخاطر تغییر عقیده نخواهد داشت .
بنابراین ، با توجه به محتوای آیه چنین برمی آید :
کسی که حقانیت دینی برایش روشن شود و از آن از سر عناد و لجاجت ، روی گرداند « ارتداد » و در این روی گردانی ، باعث عدم دسترسی دیگران به حقانیت آن دین شود « کفر » ، در آخرت مورد قضاوت خدا قرار خواهد گرفت و چون حق الناس برگردن دارد ، مجازات خواهد شد .
البته در حالت 2-1 نيز در صورتي كه با همين حالت عنادورزي با حق بميرد ، مورد قضاوت و مواخذه خداوند واقع خواهد شد ، هر چند ممكن است بدليل اينكه حق الناسي از اين نظر برگردن ندارد ، و بسبب كارهاي نيكي كه كرده باشد ، مورد تخفيف قرار گيرد كه بهر حال از حقوق خداوند شمرده شده و كسي حق دخالت ندارد .
ادامه دارد :
محمد صالحی – 1/1/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
... لا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم ان استطاعوا و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم في الدنيا و الآخرة و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون ۱
... آنها با شما مي جنگند تا اگر بتوانند شما را از دينتان بازگردانند . از ميان شما ، آنها كه از دين خود بازگردند و در حالیکه کافر هستندٖ ، بميرند ، اعمالشان در دنيا و آخرت تباه شده و جاودانه در جهنم باشند .
مقدمه :
همانطور که می دانیم ، ذهن بشر ، دايم در یک جستجوی بی پایان برای کشف حقایق هستی و دستیابی به مجهولات آنست .
و در این جستجو ، هر چه برایش به اطمینان منجر شود ، به ایمان و باور او تبدیل گشته و از عقایدی خواهد شد که براحتی از آن نخواهد گذشت .
در پروسه فوق ، تهیه مقدمات جستجو ، از اختیارات بشر و مورد تاکید خداوند بوده است ۲ ولی عقیده ای که از نتایج آن جستجو حاصل شود ،از اختیار او خارج است ۳ و قطعا مشمول پاداش و یا مجازات کسی نمی تواند بشود .۴
و از آنجا که جستجوگری ، یک پروسه سیال و وابسته به دانشهای به روز و حد بلوغ مستمر بشر است ، لذا تغییر عقیده او ، به کرات ، امریست محتمل و غیر قابل مواخذه . ۵
برای بررسی این مسأله ، به آیه ای که در ابتدای مقال ، اشاره شد ، نگاهی مختصر افکنده و خواهیم دید که :
خداوند « بر خلاف فهم و یا برداشت دیگران از آن و احکام عجیب و غریب برای تغییر دهندگان دین ( عقیده ) ، با عنوان مرتد ،» بر نتیجه گیری ما صحه گذاشته ، بگونه ایکه ، آزادی انتخاب و تغییر عقیده در آن موج می زند .
ابتدا به کلمات محوری در آیه نگاهی بیفکنیم :
1. من یرتد = کسی که از دین برگردد
2. فیمت = سپس بمیرد
3. و هو کافر = در حالی که بر کفر باشد
4. مشمول مجازات آخرتی خواهد شد
با توجه به موارد فوق ، خداوند ، برگشت از دین را امری طبیعی دانسته ، که برای هر کسی می تواند اتفاق افتد .
و نفس این اتفاق ، مشمول هیچگونه مجازات دنیوی نخواهد شد .
اما ، آیا این تغییر دین ( عقیده ) ، مشمول مجازات اخروی نیز نخواهد شد ؟
برای پاسخ به این سوال ، باید به دو حالت زیر توجه شود :
1) کسی که به حقانیت دین اول ، معتقد نشده باشد و لذا ، به دینی دیگر که اطمینان او را جلب کرده ، پیوسته است .
2) کسی که به حقانیت دین اول ، معتقد شده است ولی از آن برگشته ، که مجددا دو حالت زیر قابل تصور است :
1- صرفا ، بهر دلیلی ، از دین حق ، اعراض کرده ولی در حوزه زندگی شخصی خود می باشد .
2- ضمن برگشت از آن ، بهر دلیلی سد فهم و توجه دیگران به حقانیت دین اول شود .
که نوع 2، از نظر اصطلاح قرآنی ، « کافر » خوانده شده است . یعنی کسی که حقیقت را بر دیگران بپوشاند و یا سعی بر پوشاندن آن بنماید ، بگونه ایکه دیگران به حقانیت آن واقف نشوند .
آنچه که از آیه فوق به ذهن متبادر می شود اینست که ، تنها حالت 2 2- که شامل « مرتد کافر » است ، از نظر خداوند مجرم بوده ، که در آخرت است که خود خداوند به جرم او رسیدگی خواهد کرد و کسی در این دنیا ، حق برخورد با او را صرفا بخاطر تغییر عقیده نخواهد داشت .
بنابراین ، با توجه به محتوای آیه چنین برمی آید :
کسی که حقانیت دینی برایش روشن شود و از آن از سر عناد و لجاجت ، روی گرداند « ارتداد » و در این روی گردانی ، باعث عدم دسترسی دیگران به حقانیت آن دین شود « کفر » ، در آخرت مورد قضاوت خدا قرار خواهد گرفت و چون حق الناس برگردن دارد ، مجازات خواهد شد .
البته در حالت 2-1 نيز در صورتي كه با همين حالت عنادورزي با حق بميرد ، مورد قضاوت و مواخذه خداوند واقع خواهد شد ، هر چند ممكن است بدليل اينكه حق الناسي از اين نظر برگردن ندارد ، و بسبب كارهاي نيكي كه كرده باشد ، مورد تخفيف قرار گيرد كه بهر حال از حقوق خداوند شمرده شده و كسي حق دخالت ندارد .
ادامه دارد :
محمد صالحی – 1/1/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نگاهی گذرا به آیه ارتداد - 2
و در یک کلام :
1. صرف ارتداد ، مشمول هیچ مجازاتی نخواهد بود .
2. بلکه ارتداد منجر به کفر ، مشمول مجازات خواهد بود .
3. قضاوت و مجازات این امر بعهده خداوند و در آخرت خواهد بود .
4. تبعا ، هیچگونه مجازات دنیوی برای این اعراض از دین ، وجود ندارد .
تدکر : اگر شخص مرتد ، از ابتدا به دینی معتقد بوده و یا بعنوان یک جاسوس به آن دین وارد ولی سپس از آن خارج شده باشد و پس از این خروج ، شروع به اعمال مجرمانه اجتماعی و سیاسی نماید ، نه بدلیل اعراض از دین ، بلکه به دلیل جرمهای اجتماعی و سیاسی مرتکب شده ، مورد محاکمه و مجازات دنیوی واقع خواهد شد .
زیرنویسها :
1. سوره بقره آیه 217
2. فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب سوره زمر – آیات 17 و 18
پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نيکوترين آنها پيروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند. "
3. كتاب « حديث هاي خيالي در مجمع البيان مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی ، ص 113 و 114 » و کتاب « رساله حقوق مرحوم آیه اله منتظری – ص 51 »
4. لایکلف الله نفسا الا وسعها - سوره بقره - آیه 286
5. همان بند ۳
محمد صالحي 28/10/94
قسمت اول
https://t.me/beshnofekrkon/403
http://mahsan.rasekhoonblog.com/
و در یک کلام :
1. صرف ارتداد ، مشمول هیچ مجازاتی نخواهد بود .
2. بلکه ارتداد منجر به کفر ، مشمول مجازات خواهد بود .
3. قضاوت و مجازات این امر بعهده خداوند و در آخرت خواهد بود .
4. تبعا ، هیچگونه مجازات دنیوی برای این اعراض از دین ، وجود ندارد .
تدکر : اگر شخص مرتد ، از ابتدا به دینی معتقد بوده و یا بعنوان یک جاسوس به آن دین وارد ولی سپس از آن خارج شده باشد و پس از این خروج ، شروع به اعمال مجرمانه اجتماعی و سیاسی نماید ، نه بدلیل اعراض از دین ، بلکه به دلیل جرمهای اجتماعی و سیاسی مرتکب شده ، مورد محاکمه و مجازات دنیوی واقع خواهد شد .
زیرنویسها :
1. سوره بقره آیه 217
2. فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب سوره زمر – آیات 17 و 18
پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نيکوترين آنها پيروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند. "
3. كتاب « حديث هاي خيالي در مجمع البيان مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی ، ص 113 و 114 » و کتاب « رساله حقوق مرحوم آیه اله منتظری – ص 51 »
4. لایکلف الله نفسا الا وسعها - سوره بقره - آیه 286
5. همان بند ۳
محمد صالحي 28/10/94
قسمت اول
https://t.me/beshnofekrkon/403
http://mahsan.rasekhoonblog.com/
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
نگاهی گذرا به آیه ارتداد - 1
... لا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم ان استطاعوا و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم في الدنيا و الآخرة و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون ۱
... آنها با شما مي جنگند تا اگر بتوانند شما را از دينتان…
... لا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم ان استطاعوا و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم في الدنيا و الآخرة و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون ۱
... آنها با شما مي جنگند تا اگر بتوانند شما را از دينتان…