باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
مذمت امام علي رفتار اختلافي فقيهان را در نظر دادن

"داوری در مسئله ای ، به یکی از این اشخاص صاحب راي عرضه می شود و او مطابق رأی خویش نظر می دهد،

سپس عین همین مسئله ، به مفتی (فقیه و عالم) دیگری عرضه می شود و او رأی کاملاً مخالف می دهد،

سپس این داوران نزد امامی (پیشوای دینی) که آنها را بر قضاوت منصوب کرده می روند و او هر دو نظر (متضاد هم) را تصویب می کند!؟

در حالی که خدای آنها ، پیامبرشان و کتابشان یکی است.

آیا خداوند سبحان آنها را به اختلاف فرمان داده و اینک او را اطاعت می کنند ؟

یا نهی شان کرده و نافرمانی می نمایند؟

آیا خداوند سبحان دینی ناقص نازل کرده و برای تکمیل و تمام کردنش از آنان یاری طلبیده ( که نظریات فقهی خود را تکمیل دین معرفی می کنند) ؟

یا با خدا قرارداد و توافقی دارند که هر چه گفتند او راضی باشد؟!

یا این که می پندارند خداوند دین کاملی فرستاده اما رسول او در ابلاغ و ادائش کوتاهی کرده است؟

در حالی که خداوند سبحان فرموده :

"ما در این کتاب از هیچ چیز فروگذاری نکردیم و در آن تبیین (راهنمایی روشن) هرچیزی موجود است
و (همچنین) تذکر داده که بخش های مختلف این کتاب ، یکدیگر را تصدیق می کنند(هماهنگی در اجزاء دارد) و در آن اختلافی نیست
و اگر از جانب غیر خدا بود (همچون نوشته های بشری و فتاوی فقیهان) در آن اختلاف بسیاری می یافتند..."

يذمّ اختلاف العلماءِ في الفتيا و فيه يذم أهل الرأي و يکل أمر الحکم في أمور الدين للقرآن ذم اهل الرأي

تَرِدُ عَلَي أحَدِهِمُ القَضِيَّةُ في حُکْمٍ مِنَ الْأَحْکَامِ فَيَحْکُمُ فِيهَا بِرَأْيِهِ، ثُمَّ تَرِدُ تِلْکَ القَضِيَّةُ بِعَيْنِهَا عَلَي غَيْرِهِ فَيَحْکُمُ فِيها بِخِلافِ قَوْلِهِ، ثُمَّ يَجْتَمِعُ الْقُضَاةُ بِذلِکَ عِنْدَ الِْإمَامِهِم الَّذِي اسْتَقْضَاهُم، فَيُصَوِّبُ آرَاءَهُمْ جَمِيعاً- وَ إِلهُهُمْ وَاحِدٌ! وَ نَبِيُّهُمْ وَاحِدٌ! وَ کِتَابُهُمْ وَاحِدٌ! أَفَأَمَرَهُمُ اللهُ ـ سُبْحَانَهُ ـ بِالِْاخْتلاَفِ فَأَطَاعُوهُ! أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ!

الحکم القرآن أَمْ أَنْزَلَ اللهُ سُبْحَانَهُ دِيناً نَاقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَي إِتْمَامِهِ! أَمْ کَانُوا شُرَکَاءَ لَهُ فَلَهُمْ أَنْ يَقُولُوا وَعَلَيْهِ أَنْ يَرْضِي؟ أَمْ أَنْزَلَ اللهُ سُبْحَانَهُ دِيناً تَامًّا فَقَصَّرَ الرَّسُولُ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ عَنْ تَبْلِيغِهِ وَأَدَائِهِ وَاللهُ سُبْحَانَهُ يَقُولُ: (مَا فَرَّطْنَا في الْکِتَابِ مِنْ شَيْءٍ) وَفِيهِ تِبْيَانٌ لِکُلِّ شَيْءٍ، وَذَکَرَ أَنَّ الْکِتَابَ يُصَدِّقُ بَعْضَهُ بَعْضاً، وَأَنَّهُ لاَ اخْتِلافَ فِيهِ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ: (وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَيرِ اللهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً کَثِيراً). وَإِنَّ الْقُرآنَ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ، وَبَاطِنُهُ عَمِيقٌ، لاَ تَفْنَي عَجَائِبُهُ، وَلاَتَنْقَضِي غَرَائِبُهُ، وَلاَ تُکْشَفُ الظُّلُمَاتُ إلاَّ بِهِ.
خطبه 18 نهج البلاغه

* نظر مرحوم علامه طباطبايي :

حتى ممكن است يك محصل ( علوم ديني ) متخصص صرف و نحو و بيان و لغت و حديث و رجال و درايه و فقه و اصول بشود ،
و همه اين درسها را تا آخر بخواند و قهرمان اين علوم نيز گردد ،
و حتى به پايه اجتهاد نيز برسد ،

ولى قرآن را آنطور كه بايد نتواند قرائت كند،

و يا به عبارتى اصلا دست به هيچ قرآنى نزده باشد.

پس معلوم مى شود از اين ديدگاه ، هيچ رابطه اى ميان آن علوم و ميان قرآن نيست ...

، ذيل تفسير - يا اهل الكتاب قد جاءكم رسولنا يبين لكم على فترة من الرسل – 15 مائده - ترجمه الميزان ج 5

محمد صالحي – 10/4/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ماجرای نزول آیه به آنکه اسلام به شما عرضه می کند نگویید مومن نیستی

در سفر جنگی اسامه بن زید در سال 7 هجرت ، شخصی که لا اله الا الله گفته بود توسط اسامه کشته شد .

پیامبر او را ملامت کرد .

اسامه گفت : برای رهایی خود آن کلمه را می گفت .

پیامبر فرمود : چرا قلب او را نشکافتی تا بدانی راستگو است یا نه ؟

و سپس آیه زير نازل شد :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُواْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا.
( سوره نسا آيه 94 )

اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! هنگامى که در راه خدا گام مى‏زنيد (و به سفرى براى جهاد مى‏رويد)، تحقيق کنيد!

و بخاطر اينکه سرمايه ناپايدار دنيا (و غنايمى) به دست آوريد، به کسى که اظهار صلح و اسلام مى‏کند نگوييد: «مسلمان نيستى» زيرا غنيمتهاى فراوانى (براى شما) نزد خداست.

شما قبلاً چنين بوديد؛ و خداوند بر شما منّت نهاد (و هدايت شديد). پس، (بشکرانه اين نعمت بزرگ،) تحقيق کنيد! خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.

تنبیه و الاشراف مسعودی ص 241

محمد صالحي – 15 / 6 / 94
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
هشدارهای مرحوم طالقانی در اوان انقلاب در رابطه با عواقب بستن فضای آزادیهای جامعه 👆👆👆👆
نگاهی به ترجمه زیبا و نسبتا متفاوت چند آیه در ترجمه قرآن مرحوم استاد صالحی نجف آبادی - 1

1- اهدنا الصراط المستقیم ، صراط الذین انعمت علیهم ، غیر المغضوب علیهم و لا الضالین ( فاتحه آیات 5 تا 7 )

ما را به راه راست هدایت کن ، راه کسانی که به آنان نعمت داده ای ، که نه مورد غضب ( تو ) اند و نه گمراهند .

نکته : از این ترجمه ، چنین برمی آید که : آنهایی که در راه راست قرار دارند ، سه ویژگی دارند :

1- متنعم الهی اند ، 2- مورد غضب خدا نیستند ، 3- گمراه نیز نیستند

و این متفاوت است با ترجمه های دیگر از جمله مکارم : .. نه کسانی که بر آنان غضب کرده ای و نه گمراهان .

که از این ترجمه اخیر چنین فهمیده می شود که : خدا می تواند به راه مغضوبین و گمراهان هدایت کند ولی ما از او میخواهیم چنین نکند .

در حالیکه از ترجمه مرحوم صالحی چنین فهمیده می شود که : راه راست روندگان ، نه تنها متنعم الهی هستند که مورد غضب او نبوده و گمراه نیز نیستند .

2- لا تعجل بالقرآن من قبل ان يقضي اليك وحيه و قل رب زدني علما ( طه آیه 114 )

در ( خواندن) قرآن ، پيش از آنكه وحي آن بر تو پايان یابد ، شتاب مكن و بگو : پروردگارا ، بر دانش من بيفزاي .

نکته : از این ترجمه ، چنین برمی آید که : خداوند پیامبر را از عجله کردن در خواندن آیات ، در حین شنیدن وحی ، بر حذر می دارد ، و بنابراین دلیلی بر دانستن تمام قرآن توسط پیامبر در ابتدای بعثت ( بصورت نزول دفعی قرآن ) نمی باشد .
و این برخلاف ترجمه مکارم و علامه طباطبایی است که : نسبت به تلاوت قرآن عجله مکن ، پیش از آنکه وحی آن بر تو تمام شود و .. .

که آنها که معتقدند که ، پیامبر(ص) همه قرآن را از قبل می دانسته است و خداوند نهی میکند که موقع وحی ، عجله نکن که اندوخته های قبلی خود را به زبان بیاوری . ( به تفاسير الميزان و نمونه مراجعه شود .)

3- قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة في القربي ) شوری آیه 23 )

من از شما بر این ( رسالتم ) هیچ مزدی طلب نمیکنم مگر مودت در خویشاوندی .

نکته : از این ترجمه و توضیح مرحوم استاد ( در کتاب قضاوت زن در فقه اسلامی ص ۱۵۵ ) چنین برمی آید که :

پیامبر(ص) درخواستی که از مردم دارد اینست که رعایت قرابت و خویشاوندی بین خود و او را کرده و با او دشمنی نورزیده و ضمن مودت ورزی و خوش رفتاری با ایشان ، مانع ابلاغ پیام الهی او نشوند .

و این بر خلاف ترجمه مکارم است که : من هیچ پاداشی از شما برسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن اهل بیتم ..

چرا که در آیه " موده فی القربی " گفته است ، در حالیکه مکارم ، با توجه به پیش فرضهای خود " موده بالقربی " معنا کرده است .

محمد صالحي – 15/4/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نگاهی به ترجمه زیبا و نسبتا متفاوت چند آیه در ترجمه قرآن مرحوم استاد صالحی نجف آبادی – 2

1- و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوكل علي الله ( آل عمران آیه 159 )

و در کار ( اداره جامعه ) با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن .

2- يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم فان تنازعتم في شي ء فردوه الي الله و الرسول ( نسا آیه 59 )

ای کسانی که ایمان آورده اید ، از خدا اطاعت کنید و از پیامبر و کسانی که از خودتان که متولیان امر شما هستند فرمان برید ، و اگر در چیزی با یکدیگر اختلاف پیدا کردید ، آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید .

3- النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم ( احزاب آیه 6 )

پیامبر ( در اداره جامعه ) بر مومنان از خودشان سزاوارتر است .

سه نکته مهم در ترجمه آیات فوق و توضیحات تکمیلی مرحوم استاد در کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " برجسته و بسیار قابل تامل است :

1- نکته مشترک آیات فوق : امر در آیات اول و دوم و هم چنین اولویت پیامبر بر مردم در آیه سوم ، موضوعات اجتماعی تحت مسئولیت حکومت پیامبر ، تعبیر شده است . ( نه موضوعات مربوط به وحی و ... )

2- نکته متناقض آیات فوق : دستور به مشورت پیامبر با مردم در آیه اول ( که لازمه اش نه تنها عدم اطاعت مردم از نظر پیامبر بوده ، بلکه باید به ایشان نظر خود را اعلام کنند ) ، با دستور به اطاعت مردم از پیامبر در آيه دوم و هم چنین اولویت پیامبر نسبت به مردم در آيه سوم ، در تناقض آشکار است .

استاد برای حل تعارض آیات فوق اینگونه توضیح می دهند که :

در حقیقت پیامبر(ص) ، بسبب آنکه مسئولیت حکومت مدینه از طرف مردم ، به ایشان واگذار شده است ،
( که این بمعنای آنست که ولایت و زعامداری سیاسی از شیون نبوت نیست - ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 138 و 139 ) ،
طبق قراردادهای اجتماعی معمول هر نظام ، بایستی در تصمیم گیریهای حکومتی با مردم مشورت کرده و پس از اخذ تصمصم نهایی ، مردم موظف به اطاعت در اجرای آنها هستند . ( ولایت فقیه ، حکومت صالحان – ص 267 تا 269 ) .

با این توضیح منطقی و زیبا :

• پیامبر بعنوان حاکم مدینه ، در مرحله تصمیم گیری های حکومتی خود که مرحله اول هر اقدام بوده ( از قبیل مسائل نظامی و قراردادهای سیاسی و معضلات اجتماعی و .. ) موظف به مشورت با مردم بوده و بنابراین اطاعت مردم از پیامبر در این مرحله منتفی بوده ، مگر اطاعت از درخواست پیامبر جهت مشاوره دادن به ایشان . ( ده ها مرتبه پیامبر به مردم فرمودند : اشیروا علی ایها الناس )

• پس از مشاوره های لازم با مردم ( عقلای جامعه ) ، تصمیم گیری نهایی ، مانند هر نظام سیاسی دیگر ، به پیامبر بعنوان رییس حکومت واگذاشته شده است .

• در مرحله سوم که مرحله اجرای تصمیمات حکومتی اخذ شده است ، مردم موظف به اطاعت دستورات حکومتی پیامبر بعنوان حاکم جامعه بوده ، و کسی حق سرپیچی از آنها را نداشته و طبیعتا پیامبر در این مرحله است که بر مردم اولویت دارد .

3- نکته اعتقادی مشتبه شده در فهم آیه دوم : اولی الامر در این آیه ، هر کسی است که توسط مردم به حکومت انتخاب می شود ، نه اهل بیت و امامان ، مگر اینکه همانند امام علی و امام حسن در دوره ای که توسط مردم به زعامت سیاسی جامعه انتخاب شدند ، مسئولیت حکومت به آنها واگذاشته شود .

محمد صالحي – 15/4/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
باورهای قدیم و اندیشه های نو
آيا فقط يك فهم ، از نظر خداوند معتبر است ؟ نيم نگاهي به آيه زير " فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئک الّذین هدئهم اللّه و اولئک هم اولوا الالباب . " سوره زمر – آیات 17 و 18 " پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نیکوترین…
آيا فقط يك فهم ، از نظر خداوند معتبر است ؟

نيم نگاهي به آيه زير :

" فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئک الّذین هدئهم اللّه و اولئک هم اولوا الالباب . " سوره زمر – آیات 17 و 18

" پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى ‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى ‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. "

اگر نگاهی اجمالی به تعابیر " القول " و " تبعیت احسن " بیفکنیم ، به ظرایف زیر که شاید به غفلت ، دیده نشده اند برمی خوریم :

• خداوند در برخورد انسان با موضوعات و سوالهای اعتقادی و هستی شناسی خود ، قائل به یک فهم واحد و قرائت رسمی نیست ،
بلکه قرائتها ، معرفتها و گفتمانهای مختلف و متفاوت را برمی تابد .

• گفتمانهای مختلف ، زمانی محقق خواهد شد ، که نظریه ها و دیدگاههای مختلف وجود داشته باشد ،
و این نیز زمانی میسر خواهد شد که همگان در یک فضای شفاف ، به تحقیق و تفکر و فهم دور از تعصب و تقلید بپردازند .

• هر کدام از قرائتهای فوق ، در جای خود و بدلیل جهد و تلاش علمی و عقلی صاحب آن ، قابل تقدیر است .

• تبعیت احسن ، زمانی میسر خواهد شد ، که انسان از قوه و استعداد بررسی اقوال و آرا و قرائتهای مختلف برخوردار باشد ،
و این نیز ، زمانی ممکن است که همه چیز را از مسیر تعقل عبور داده و فهم عقلانی را هدف خود قرار دهد .

• عبارت احسن ، که معنای قرائت بهتر را اراده می کند ،
به این معناست که فهم عقلانی که بر اصول علمی استوار می باشد ،
بدلیل آنکه علم در طی زمان ، همواره در حال رشد و شکوفایی و تغییر می باشد ،
لاجرم ، فهم عقلانی را نیز دچار تغییر و رشد و شکوفایی کرده و در یک پروسه وابسته به زمان ، همواره ، فهمی متفاوت از قبل ( که باید بهتر و قابل استدلال تر باشد ) را سبب خواهد شد،

و تبعا هیچ فهم و یا قرائتی ، مقدس و غیر قابل مناقشه نیست .

• شنیدن قول ، نه به زمان و یا افرادی خاص محدود شده
و نه به حد مشخصی از سطح علم و دانایی کسی تخصیص زده شده است ،
بلکه تمام افراد انسانی که خواهان دریافت نشان و مقام " عباد " از طرف خداوند هستند ،
باید در یک فرایند دائمی پرسش و جستجو و استنباط و فهم عقلانی بوده ، هر چند به بالاترین مقامات علمی موجود رسیده باشند .

با عنایت به تفاصیل بالا ، به این اصل اساسی در خلقت می رسیم که :

خداوند بشر را به مبارزه ای دائمی و تاریخی با سوالهای خود و فهم متون دینی ، به کمک سلاح عقل ، بدون افتادن در چاه تقلید و یا تعصبهای کور جاهلی فراخوانده است .

آنجا که پیامبر (ص) می فرماید :

" اِسْتَرْشِدُوا الْعَقْلَ تُرْشَدُوا، وَ لا تَعْصُوهُ فَتَنْدِمُوا " بحار الانوار، ج 1، ص 96، ح 51؛ کنز الفوائد، ص 194؛ الحکم الزاهره، ج 1، ص 16.

" از عقل ، ارشاد بخواهید که هدایتتان می کند و از فرمان عقل سرپیچی نکنید که پشیمان می شوید . "

15 / 1 /94 - محمد صالحی

@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
برداشت امام علي (ع) از اموال عمومي بيت المال

قال علي : ( يا اهل الكوفه ) : دخلت بلادكم بأشمالي هذه و رحلتي و راحلتي هاهي فان انا خرجت من بلادكم بغير ما دخلت فاننى من الخائنين .

المناقب ابي طالب ج 1 ص 427 - ابن شهر اشوب ، بحارالانوار، ج 40

با این لباسی که بر دوش دارم و این مرکبی که بر آن سوار هستم ، داخل شهر شما شدم .

پس اگر من از شهرتان خارج شدم ، و به غیر از چیزهایی که با آن وارد شدم ، چیز دیگری داشتم،
همانا من از خیانت کاران هستم .

محمد صالحي – 20/4/95
https://t.me/beshnofekrkon/2357
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ارزيابي و قضاوت فهم گذشتگان ، با معيارهاي امروزين ، كاري غيرعقلاني است

در عصري زندگي ميكنيم كه بشر با برجستگي بي نظيري نسبت به گذشته ، در استفاده از عقل مستقل خود ، به دور از هر گونه تعصب ديني و قومي و سنتي و حتي انديشمندان جهاني ، با رويكردي نقادانه به همه آنچه از گذشته به او رسيده است ، مي نگرد .

و اين امر ، البته كه بسيار مطلوب است و حتي در آموزه هاي ديني ما نيز ، چنين افرادي از كساني شمرده شده اند كه خداوند به آنها لقب " بندگان من " داده و در زمره هدايت شدگان صاحب خرد خوانده است :

" فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئک الّذین هدئهم اللّه و اولئک هم اولوا الالباب . " سوره زمر – آیات 17 و 18

" پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى ‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى ‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. "

اما بزرگترین مشکل ما اینجاست که در مواجهه با هر پدیده نوی ، برای نجات خود از تعارضات بین گذشته و امروز ، سعی در بازخوانی گذشته با شیوه های امروزین داریم .

و این بزرگترین ظلم به عقلانیت گذشتگان است .

چرا كه مقدمات هر فهم عقلاني ، تابع شرايط فرهنگي ، سنتي ، اقليمي و علمي زمانه بوده و طبيعتا ، با هر گونه تغيير در هر يك از اين مقدمات ( چه اقليمي باشد و چه زماني ) ، منجر به عقلانيتي جديد در مواجهه با موضوعات حتي تكراري قديمي شده و قطعا به فهمي جديد و متفاوت با قبل خواهد شد .

و اين امر ، براي آيندگان نيز انجام خواهد شد و آنها نيز فهمي متفاوت با فهم امروزي ما از موضوعات و مسائل ( حتي تكراري ) خواهند داشت كه بدليل رعايت مقدمات فهم عقلاني ، به نتيجه عقلاني كه محصول آن عصر خواهد بود خواهند رسيد .

و اگر قرار باشد بشر فردا ، به شيوه امروزي ما ، و با خودشيفتگي عجيب و با معيارهاي آن روز خود ، به ارزيابي فهم گذشتگان ( فهم امروز ما ) و قضاوت آن بپردازد ، قطعا به غير عقلاني بودن درك و فهم ما ، از هستي ، جامعه ، مدنيت ، حقوق انساني و.... نظر خواهد داد .

بنابراين : بايد بپذيريم كه انسان در يك فرايند تكاملي رو به تغيير قرار داشته و اين نتيجه اي جز تغيير در فهم خود از موضوعات مختلف ( چه قديم و چه جديد ) نخواهد داشت و طبيعتا ، در هر عصر ، برحسب معيارهاي فهم عقلاني خود ، برداشتهايش و محصول آن برداشتها در راهكارهاي اجتماعي اش نيز عقلاني خواهد بود .

و قاعدتا ، اين حق همه انسانها در هر عصر و زمانه است كه با معيارهاي به روز خود ، هر مسئله اي را بررسي و نتيجه گيري كنند ، ولي حق ندارند ، اگر به نتيجه اي متفاوت با نتيجه گذشتگان رسيدند ، آنها را تخطئه كرده و عقلانيت آنها را زير سوال ببرند .

و البته ، قاعده فوق ، در صورتي صحيح است كه مقدمات لازم آن فهم را مطابق عصر و زمانه خود ، اعم از شنيدن اقوال مختلف ، انديشيدن مستقل و علمي و گزينش بهترينها ، رعايت كرده باشند .


محمد صالحي – 20/4/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
احكام اجتماعي فقه و چالش عقلاني ، عدالتي و اخلاقي پيش رو

جهت بررسي اجمالي چالشي كه فقه با قالبهاي عقلانيت ، عدالت و اخلاق روبرو شده و پيدا كردن راه برون رفت از آن ، ابتدائا بايد دو سوال زير پاسخ داده شود :

۱- جایگاه فقه در دعوت پیامبر(ص) کجاست ؟
۲- حوزه کارکرد فقه چيست ؟

1⃣ جايگاه فقه در دعوت پيامبر(ص) :

همانطور كه مرحوم استاد آيه اله منتظری در مقدمه كتاب " اسلام دين فطرت " مي نويسند :

" #دین 1 از سه بخش تشکیل شده است :

1- عقايد و معارف
2- اخلاق
3- احكام و دستورات عملي "

بخشهاي اول و دوم ، در تكفل برداشتهاي عقلاني بشر، از مضامين قرآن و روايات صحيحه مي باشد . 2

ولي احكام و دستورات عملي ، در حوزه تخصص فقهي بوده و بنابراین ، فقه ، در رتبه موخر نسبت به دو بخش اول قرار دارد .

و تبعا هیچ حکم فقهی ، نمی تواند یک امر اخلاقی و یا اصلی ایمانی را نادیده گرفته و یا به فنا دهد .

متاسفانه ، مسائل مختلفي كه بسياري از آنها ، حتي ظهور عملي هم ندارند ، آنقدر فقه را به اسارت كشيده كه آن را بيش از حد خود فربه نموده ، بطوري كه جایی برای آن دو بخش اصلي نگذاشته و از سويي ديگر صاحبان اين بخش ( فقها ) نیز باور کرده اند که فهم آنها از احكام و محصول فهم آنها ، مساوی با دین مي باشد و بمرور ، هرگونه تخطي و يا عدول از آنها به معني خروج از دين ارزيابي شده است .

2⃣ حوزه كاركرد فقه :

اگر دعوت پیامبر را به دو قسمت زير تقسیم کنیم :

1- #دین ( اصول نظري نگرش توحيدي به جهان هستي و هدفمندي آن ( معاد ) و اصل عملي اخلاقي زيستن )

2- #شریعت

شریعت نیز به دو بخش زير تقسیم میشود :

1- احکام عبادی كه شامل موضوعات عبادي نماز و روزه و حج مي شود .

2- احکام غیر عبادی كه شامل احكام اجتماعی ، اقتصادي ، قضا ، خانواده ، سياست و كليه موضوعات حكومتي مي شود .

از آنجا كه احكام غير عبادي ، شامل موضوعاتي است كه تابع شرايط اقليمي ، فرهنگي ، سنتي ، اقتصادي ، علمي و ... جوامع مختلف بوده و حتي در يك جامعه ثايت ولي در زمانهاي مختلف تغيير ميكنند ، لذا در حوزه فقه ثابت و يك قشر محدود با نگرش صرفا نقل تاريخي و عقل فقهي نمي گنجد .

بنابراين، فقط احکام عبادی و بعض مناسک ، در حوزه تخصصی فقه بوده كه در اين بخش نيز، طبق نظر مرحوم صالحی نجف آبادي 3 ، بایستی شورایی از فقها تشکیل و نظر واحدی ارائه شود ، با این رویکرد که :

" هیچ امر اخلاقی و یا اصل اعتقادی ، با هیچ حکمی ، نفی نشود ."

ولی احکام اجتماعی را بايد به حوزه عقل عرفی وانهاد که توسط كميته اي متشکل از متخصصان مربوطه ارزیابی و تقنین شوند .

البته يكي از اعضاي كميته مذكور ، ميتواند شخص فقيه آگاهي باشد كه توسط حوزويان انتخاب گردد ، كه در هر موضوع اجتماعي مورد بررسي كميته ، حكم سنتي خود را در كنار ديگر روشهاي امروزين ارائه نموده و در نهايت پس از ارزيابي هاي تخصصي و با رعايت سه معيار " عقلاني بودن ، اخلاقي بودن و عادلانه بودن " ، هر كدام از آن روشها ، نسبت به بقيه ترجيح منطقي يافت ، به مبادي اجرايي ابلاغ گردد .

و اینجاست که بر اساس قاعده ملازمه در همان فقه سنتي « کلما حکم به العقل ، حکم به الشرع » ، محصول كميته فوق الذكر ، مشروعيت اجرايي پيدا مي كند .

يكي از مزاياي اين نگاه ، مقدس نبودن راهكارهاي اجرايي كميته فوق بوده و بنابراين در هر زمان كه شرايط جديد اقتضا كند ، بدون ايجاد بحثهاي چالشي و يا انسدادي ، به حكم و راه حلي جديد منجر خواهد شد .

زير نويسها :

1- دين مورد نظر استاد ، اصطلاح كلي است كه به همه دعوت پيامبر(ص) اطلاق شده است ، و الا از نظر اينجانب ، دين بخش ثابت و فراتاريخي دعوت همه انبيا الهي بوده و بايد از شريعت كه بخش تاريخي و وابسته به زمان آن مي باشد ، جدا گردد .

2- اصول و مصاديق اخلاقي ، از يافته هاي عقلي انسان است كه دستورات ديني ، ضمن ارشاد به رعايت آنها ، پشتوانه و ضمانت اجرايي آنها را بواسطه اعتقاد به يگانه موثري كه چيزي را بيهوده خلق نكرده و نتيجه هر عملي ، در ادامه سير كمالي انسان مي داند ، اعلام نموده است .

3- كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي - فصل 4

محمد صالحي – 20/4/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
سخنی با دکتر سروش عزیز در نظریه رویای رسولانه - 1

آنچه که در همه این سالها ، توسط شما ، برای پالایش اندیشه دینی از صدها سال خرافات ، بدعتها ، انحرافات و یا حتی برداشتهای قشری و یا فرقه ای از دین ، انجام شده ، چه در قالب قبض و بسط شریعت و چه در قالب بسط تجربه نبوی ، بسیار قابل تقدیر و چه بسیار راهگشای دین ورزی عقلانی امروزی ماست .

اما ، یکی از دلایلی که حضرتعالی برای طرح نظریه های خود که مدتیست برای توضیح چگونگی دریافت وحی توسط پیامبر( ان ) بیان فرموده اید ( و یا حتی دیگرانی از قبیل بزرگانی مثل شبستری ، پیمان ، حامد ابوزید ، بنی صدر و .. ) ، حل تعارضات عقلانی پاره ای احکام اجتماعی شریعت و یا ناتطبیقی گزارشات علمی و تاریخی موجود در متن و یا نامعقول نمودن سخنان بهشت و جهنم و عذاب است .

حال سوال من اینست که :

مگر نه اینست که قرآن کتاب هدایت است ، نه کتاب قانون و علم و تاریخ ! ( ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین / بقره آیه 2 – اسرا آیه 9 )

پس آیا نمی شود ، پیام اصلی آن ، در قالب اعتقادات ایمانی توحیدی و عملکرد اخلاقی انسانی ( که از نظر من دین خوانده می شود ) ، که یا مستقیما در صدها آیه مطرح شده ( .. من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا / بقره آیه 62 و مایده آیه 69 و ... ) و یا ذیل تمام آیات احکام شریعت و موضوعات علمی و تاریخی قرآن ، بیان شده است ، استخراج و جهت تنویر مسیر زندگی معنوی بشر امروز ، به او ارایه نمود ؟

1- مگر نه اینست که احکام اجتماعی شریعت موجود در متن قرآن ، ناظر به شرایط تاریخی ، فرهنگی و سطح درک و پذیرش مردمان عصر نزول و امکانات حکومت مدینه بوده که از بین قوانین موجود قبایل و شرایع مستقر در منطقه حجاز ، در یک فرایند مشاوره با عقلای آن عصر ، گزینش عقلانی انجام گرفته و سپس توسط پیامبر امضا و جهت اجرا ابلاغ شده است ؟( و شاورهم فی الامر / آل عمران آیه 159 )

آیا خود این امر ، دال بر رجحان عقل عرفی در وضع احکام اجتماعی بعنوان حکم شرعی نیست ؟ که یک پیام فراتاریخی به همه اعصار است که : حوزه احکام اجتماعی ، مربوط به ساحت عقل عرفی زمانه است و ارتباطی به سنتها ، قوانین و راهکارهای گذشتگان ندارد و بنابراین قوانین اداره هر جامعه در هر زمان ، بایستی توسط کمیته های تخصصی همان عصر با رعایت عدالت و اخلاق و کرامت انسانی وضع و به مبادی اجرایی ابلاغ شود . ( کلما حکم به العقل حکم به الشرع / قاعده ملازمه در فقه )

2- مگر نه اینست که موضوعات علمی و تاریخی مطروحه در قرآن ، در راستای مجادله احسن ( و جادلهم باللتی هی احسن / نحل آیه 125 ) و بکار گیری بهترین روش عقلانی برای مذاکره و محاوره با مخاطب آن عصر بوده ، که پیامبر(ص) نه تنها از معلومات ، محفوظات و معتقدات علمی و تاریخی آنها برای ایجاد تفاهم و اعتماد در آنان ، جهت پیشبرد مسیر ابلاغ پیام معنویت و اخلاق خود ، استفاده کرده است ، بلکه با این روش ، کمترین فرصت برخورد خصمانه طرف مقابل را فراهم کرده است ؟

و آیا در ذیل همه آیات علمی قرآن ، صفات و ویژگیهای یکتایی خداوند و علم و حکمت و قدرت او به رخ کشیده نشده است ؟

و آیا در متن همه گزارشات تاریخی قرآن ، ویژگیهای هنجاری و اخلاقی مد نظر خداوند جهت یک جامعه عاری از ظلم و فساد مطرح نشده است ؟

3- مگر نه اینست که آموزه های مختلف بهشت و جهنم و عذاب و ثواب ، در راستای بیان سرانجام اعمال انسان مطرح شده ، ولی در بستر درک و پذیرش و میل و آرزوهای مردمان عصر نزول ؟

ادامه دارد :

محمد صالحی – شب 19 ماه مبارک رمضان 1395
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
سخنی با دکتر سروش عزیز در نظریه رویای رسولانه - 2

با این اوصاف ، آیا پرداختن به مدلهای مختلف رویای رسولانه و یا معنا از خدا و لفظ از محمد(ص) و یا معنا و لفظ هر دو از محمد(ص) ، چه کمکی جز ایجاد اختلاف و شکاف بین واضعان آن نظریه ها و مدلها و نتیجتا سردرگمی در مخاطبین آنها می کند ؟

و در نهایت ضمن سرگرم شدن به قالبهای مدلهای فوق ، پیام اصلی مندرج در وحی ، به حاشیه و فراموشی سپرده می شود ؟

یادمان بيايد كه چندین موضوع خاص در زمان نزول مطرح بود که خداوند به صراحت میگوید که آنها از امور ربانی بوده و با این سخن تلویحا به مخاطبین میگوید که خود را سرگرم این مباحث غریب نکرده و به اصول پیام ابلاغی خداوند بپردازند ؛ هر چند نمیخواهد بگوید که این موضوعات در آینده قابل بحث و کشف نیستند . ( یسألونک عن الروح قل الروح من امر ربی / اسرا آیه 85 )

بنابراین ، آیا نه اینست که مدلهای هر کدام از عزیزان ، ماجرای همان دست زدن به فیل قصه مولانا در شب تار است ؟

بیايیم فرض خود را بر این بگذاریم که شخصی مسیحی و یا یهودی ، مواجهه ای با قرآن پیدا می کند و مشتاق آن شده و مسلمان می شود ؛

آیا چه چیز این قرآن ، او را بخود شیفته کرده است ؟

• گزارشهای تاریخی قرآن از اقوام نوح و لوط و ثمود و معجزات موسی و عیسی (س) ؟

• گزارشهای علمی قرآن در مورد آفرینش خلقت آسمانها و زمین و انسان و ... ؟

• و یا پیامهای اصلی هدایتی قرآن که سرشار از معتقدات معنوی و اخلاقی بسیار فراتر و غنی تر از آموزه های مسیحیت و ... است ؟

قطعا در کتابهای تورات و انجیل نیز ، بسیاری از گزارشات علمی و تاریخی و حتی احکام شریعت قرآن ( بعضا با تفاوتهایی ) موجود است ، و آن شخص تازه مسلمان ، به صرف وجود این گزارشات در قرآن ، دلبسته دعوت قرآن نشده است !

بلکه پیامهای اصلی معنویت ، ایمان ، اخلاق و معارف ناب عرفاني قرآن ، بگونه ایست که آن شخص ، نواقصی که در آموزه های قبلی خود دیده ، در اینجا مرتفع شده می بیند و اضطراب درونیش در پاسخ به سوالات هستی شناسانه اش ، به آرامش مبدل گشته و بالتبع در اسلام ساکن گردیده است .

حال آیا نمیشود ، بجاي گرفتار شدن در فرم و قالب و مدلهای دهنی خود ، جهت توضیح چگونگی وحی ، به پیام های اصلی آن بپردازیم ؟

در اینجا بد نیست ، به مثالی ملموس از یک اتفاق همیشگی توجه کنیم :

فرض کنیم که در یک مراسم شادمانی عروسی ، عروس خانم زیبایی با همه لباس و کفش و لوازم تزيینات عروسی ، تا درب خانه داماد آورده شده است ولی کسی وسیله ای که او را به آنجا رسانده ندیده است !

حال ، افراد مختلف ، بدون توجه به خود عروس و زیبایی او و اینکه باید به درون حجله راهنمایی شود ، سرگرم سخن گفتن و بحث کردن از نوع وسیله ای می شوند که او را به آنجا رسانده است :

1- یکی میگوید ، با توجه به نوع لباس و شنلی که پوشیده ، امکان سوار شدن در ماشین سواری معمولی نبوده و حتما ماشین بزرگتری ( مثل ون و یا در حد اتوبوس ) بوده است !

2- دومی می گوید ، این درست است ، ولی امکان ورود اتوبوس به این کوچه نیست ، پس این فرض غلط است !

3- دیگری میگوید ، تا سر کوچه با اتوبوس آمده و مابقی راه را پیاده آمده است !

4- نفر بعدی می گوید ، بر کفشهای او ، اثری از خاک نیست ، پس پیاده نیامده است !

5- .....

و همه این بحثها ، اگر چه بظاهر ، زیبا و علمی می نماید و شاید کم کم به محاسبات ریاضی و فیزیک حرکت و سرعت بیانجامد ، ولی کدامشان ، از حضور و وجود عروس و زیبایی و لطافت فضای عروسی بهره برده ، جز آنکه زمان را از دست داده و حتی خود عروس نیز یا به فراموشی سپرده شده و یا فروغ و زیبایی خود را از دست داده و در هاله ای از گرد و غبار محل گم شده است و نهایتا اینکه ، نه تنها کسی نبوده که او را به حجله مقصد خود راهنمایی کند ، که شاید کسی از گرد راه رسیده و در این همه غفلت ، عروس را ربوده و از آن خود کرده است !!
و اینجاست که به یاد این هشدار امام علی(ع) افتاده که فرموده اند :

الله الله فی القرآن ، لایسبقکم بالعمل به غیرکم / نهج البلاغه نامه 47

پس بیاییم قالب را رها کنیم ( که این خودش موضوع جدید و مدرنی برای تکمیل اختلافات درون دینی هزار ساله مسلمانان شده است ) و به استخراج پیامهای اصیل و هدایتگرانه معنویت و اخلاق قرآن و معارف ناب عرفانی آن پرداخته و به راهکارهای ابلاغ و عملیاتی کردن آنها بپردازیم .

که این است مسيله امروز مسلمانان و نیاز جدی مردمان جهان ، که پیامبر (ص) نیز برای ابلاغ و تبیین همین امر آمده است .

( و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون / انبیا 25 - انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق / مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1)

والسلام علی من اتبع الهدی

محمد صالحی – شب 19 ماه مبارک رمضان 1395
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
حدیث های ثواب سوره های قرآن

(نوح بن ابی مریم (وفات 173) ق ) صد و چهارده حدیث دروغ به عدد سوره های قرآن در فضیلت خواندن سوره های قرآن بابیان ثواب های خیلی زیاد برای خواندن هر سوره جعل کرد و هنگامی که از او پرسیدند : چرا چنین کردی؟

گفت : من دیدم رغبت مردم به قرآن کم شده و به فقه ابوحنیفه و مغازی محمدبن اسحاق مشغول گشته اند خواستم رغبت مردم در قرآن زیاد شود ،

لذا این حدیث ها را در فضیلت خواندن سوره های قرآن برای رضای خدا جعل کردم . 1

روشن است که علت این غلو در ثواب خواندن سوره های قرآن عشق به قرآن اما همراه با نوعی جهل و حماقت صددرصدی بوده است!

ولی توجه نکرده اند که نسبت دادن سخن دروغ و افترا به پیغمبر اکرم(ص) گناه کبیره است و کسی که به پیامبر و امام معصوم دروغ ببندد جایش در آتش دوزخ است.

پیامبر(ص) فرموده است: " من کذب علی متعمدا فلیتبوا مقعده من النار"هر کس بر من دروغ بندد جایش درآتش خواهد بود. 2


زير نويسها :

۱ - الغدیر،ج5،ص232و237؛ جامع الاصول،ج1،ص76.

۲- الغدیر،ج5،ص237 ؛

منبع :

غلو درآمدی برافکار و عقاید غالیان در دین، به قلم آیت الله صالحی نجف آبادی،ص66.

محمد صالحی 20/2/94
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
روش انجام غسل و جایگزین وضو بودن

• ابن جنید : ( مفاتیح الشرایع ج 1 ص 40 و 56 )

1- هر گونه غسلی مجزی از وضو است .

2- مقدم داشتن طرف راست بر چپ در غسل ، واجب نیست .

• مرحوم صادقی تهرانی (http://albalaq.com )

۴۰ـ در غسل، ترتیب خاصّی شرط نیست .

۴۲ـ با کلیه غسل‌های واجب بغیر از غسل استحاضه متوسّطه و کثیره و بیست و هشت غسل مستحبّ که مشروع بودنش ثابت شده است می‌توان نماز خواند و نیازی به وضو ندارد.

• استاد عابدینی : (http://mahsan.parsiblog.com/ )

هر گونه غسلی ( اعم از واجب و يا مستحب ( چه معروف و چه عادي ) ) مجزی از وضو است . ( استفتا 20/4/95 )

مسأله454: تقدّم بدن بر سر يا چپ بر راست باطل‌كننده‌ي غسل نيست ، كما اين‌كه نصف بدن را در آب فرو كردن و پس از آن نصف ديگر را در آن فرو كردن ضرري به غسل نمي‌زند، بله نظر مشهور موافق احتياط است و حتي‌المقدور ترك نشود.

مسأله455: در غسل ، شستن مو واجب نيست ، بنابراين كساني‌كه موهاي خود را بافته‌اند يا مدل داده‌اند لازم نيست آن‌ها را به‌هم بزنند و رسانيدن آب به پوست بدن كافي است.

مسأله480: انجام يك غسل ، چه واجب چه مستحب ، از تمامي اغسالي كه به عهده‌ي اوست كفايت مي‌كند .

3- استاد کدیور : (kadivar.com )

1- غسل اعم از واجب و مستحب مجزی از وضو است .

2- اگر فردی از حمام یا استخر ، علاوه بر تمیزی یا شنا ، نیت غسل یا آمادگی برای نماز کرده باشد ، برای نماز نیازی به وضو گرفتن ندارد.

4- استاد .... ( استفتا – تلگرام 20/4/95 )

1- ( رعايت ) ترتیب ( در غسل ) ، اَولی است ؛ ولی غیر آن هم مبطل نیست.

2- هر غسلي ( حتي مستحبي غير مشهور - مثل اينكه وقتي در حماميم بعنوان مستحبي خود را بشوييم) ، مجزي از وضوست .

محمد صالحی – 18/4/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ویژگی های احکام امضایی در سیره پیامبر چیست ؟

سه نکته اساسی در وضع آنها حاکم است :

۱- مشاوره با عقلای اقوام که در کنار پیامبر بودند و مطالعه روشهای آنها در برخورد با موضوعات و یا جرایم اجتماعی ( از قبیل سیاست اداره جامعه ، احکام خانواده ، قوانین قضا ، مقررات جنگی ، ساختارهای اقتصادی و .. )

دستور خداوند :
و شاورهم فی الامر ، الذین یستمعون القول

۲- گزینش بهترین آنها جهت حل معضلات پیش رو ، البته با اصلاحات اخلاقی و عدالت محوری ممکنه و قابل اجرا در آن عصر .

دستور خداوند :
فیتبعون احسنه ، ان الله یامر بالعدل

۳- امضا و ابلاغ جهت اجرا

دستور خداوند :
فاذا عزمت فتوکل علی الله

آنچه که از رعایت سه مرحله فوق ، به ذهن متبادر میشود ، اهمیت و ارزش افکار جمع و عقلا بوده که در راستای استیفای حقوق مدنی با تعاریف و مصادیق آن روز عملی شده است .

و دقیقا روش فوق ، بمعنای عصری بودن آن احکام است و به هیچ وجه نباید به اعصار بعد تسری یابد ، بلکه روح حاکم بر آنها که رفع ظلم و یا احقاق حق فرد و جامعه بوده و امروزه در قالب حقوق بشر متجلیست ، باید محور تقنین و یا برخورد با موضوعات مختلف سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، قضایی و .. قرار گیرد .

و همین است بهترین ویژگی مومنان که :
امرهم شوری بینهم

محمد صالحی – 10/4/95

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
https://telegram.me/beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ألَستُ بِرَبِّکُم » آیا من خدای شما نیستم ؟

مرحوم جنابِ ابن عربی 1 در کتابی به نام « شجره الکَون » ( به نام درختِ هستی ) ، راجع به آیه ای از آیاتِ قرآن کریم به بحث می نشیند که :

وقتی خداوند خواست موجودات و عالَم را خلق کند ( که این ها همه سرّ و رمز است ) ، به کلّ موجودات فرمود :

« ألَستُ بِرَبِّکُم » آیا من خدای شما نیستم ؟ !
« قالُوا بَلَی » همه ی موجودات گفتند بله .

آیه تعمیم هم دارد و فقط مخصوص انسان نیست !
زمین و آسمان و کرات و ستارگان و حیوانات و انسان ها و فرشتگان و بالاخره مُلک و ملکوت ، یکپارچه ( درختِ هستی ، با کلّ این نظام هستی ) ، گفتند بله !

بعد جناب ابن عربی می فرماید :
چرا خداوند فرمود : « ألَستُ بِرَبِّکُم » و همه هم متفقاً در محضرش عرض کردند : « قالُوا بَلَی » ،
همه و همه بدونِ هیچ استثنا گفتند بله !

حتّی شیطان هم در این « قالُوا بَلَی » شریک است ! ( خود شیطان هم در چند جای قرآن مشاهده می کنید می گوید :
« رَبِّ بِما أغوَیتَنی لَأقعُدَنَّ لَهُم صِراطَکَ المُستَقیم » ، که مطابق با بافتِ خودش درست هم حرف زده و هیچ خطایی هم نکرده است ! ) .

جنابِ ابن عربی در ادامه می فرماید :

چرا نفرمود که : « أوَ لَستُم بِعِبادی » ؟! آیا شما بنده های من نیستید ؟!

در حالی که فرمود : « ألَستُ بِرَبِّکُم » ؟ مگر من ربّ شما نیستم ؟!

اگر می گفت : « أوَ لَستُم بِعِبادی » ؟!
آیا شما بنده های من نیستید ؟!
معلوم می شد که می خواست نظام هستی بر پایه ی عبودیّت برگزار شود ،

اما چون فرمود :« ألَستُ بِرَبِّکُم » مگر من ربّ شما نیستم ؟! ،
معلوم است که نظامِ عالَم بر پایه ی ربوبیّت برپا شده است و در ربوبیّت هم هرگز نقص نیست !

و خلقتِ عالم هم چون بر مبنای ربوبیّت است و همه هم مطلقاً عرض کردند بله ، فلذا هیچ نقصی در عالم نیست .

بعد جناب ابن عربی این طور ادامه می دهند که ( علاوه بر این ، ألَستُ بِرَبِّکُم را برای این بیان فرمود که ) در ربوبیّت هیچ وقت تزلزل نیست ولی در عبودیّت تزلزل هست و عالَم باید مبنای ثبات و قرار داشته باشند ، عالَم و هر موجودِ در آن قاعده می خواهد .

الان این درخت قاعده می خواهد که اگر بخواهد قرار بگیرد باید روی ریشه باشد ! نمی شود روی شاخه باشد ! نمی شود روی میوه باشد ! که ریشه به آسمان برود و شاخه بر زمین باشد ! نمی شود ، چون این طور قرار ندارد ؟! ولی وقتی بر ریشه استوار باشد قرار دارد .

و همین طور است برای کلّ موجوداتِ نظامِ هستی که قاعده می خواهند و مجموعه ی نظام هستی باید دارای یک قاعده ی ثابت باشد ! نه متغیّر ! نه متزلزل !..
__________________
#شرح_دروس_معرفت_نفس
استادصمدی آملی حفظه الله
@Tohidesamadi
1- از سرآمدان و تدوين كنندگان عرفان عاشقانه - وحدت وجودي
https://telegram.me/beshnofekrkon
@http://mahsan.rasekhoonblog.com
احکام قبله

• استاد کدیور : ( kadivar..com )

مشخص بودن شمال و جنوب و یافتن حدود قبله بسیار آسان است. همین‌که به حدود قبله مثلا جنوب غرب نماز خوانده شود کافی است.

• آیه اله شبیری زنجانی : (م 792 – رساله )

اگر برای پیدا کردن قبله وسیله ای ندارد و یا با آنکه کوشش کرده ، گمانش به طرفی نمی رود ، نماز خواندن به یک طرف که فکر میکند قبله است کافیست .

• آیه اله صادقی تهرانی : ( (http://albalaq..com

۶۰ ـ در صورت تحیّر در قبله، به یک طرف نماز خواندن کافی است و به چهار طرف خواندن، وجه شرعی ندارد. ولی در صورتی که به یک طرف نماز بخواند و قبل از پایان وقت، معلوم شود که بیش از ۴۵ درجه از جهت قبله انحراف داشته است، باید نماز را اعاده کند.

• استاد .... : ( استفتا 18/4/95 )

در جایی که جهت قبله معلوم نیست ، نماز به هر طرف خوانده شود کفایت می کند . ( اینما تولوا فثم وجه الله )
در وسیله نقلیه متحرک ، مثل هواپیما و قطار و اتوبوس ، نماز به هر طرف خوانده شود کفایت میکند .

• شیخ صدوق ، ابن ابی عقیل عمانی : ( مفاتیح الشرایع ج 1 ص 14 و 114 )

با عدم علم در جهت قبله ، فقط به یک طرف خوانده شود .

محمد صالحی – 18/4/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قبولی طاعات و تعقل – استاد رياحي

" نماز خواندن بسیار، صدقه دادن زیاد، انجام مکرر حج و سایر عبادات و اعمال خوب وقتی ارزش دارد که بر اساس تعقل باشد و الا ارزش ویژه‌ای برای فرد در پی ندارد. "

* متن روایت: مرحوم ثقة الاسلام کلینی [۱] از علی بن ابراهیم از پدرش از یحیی بن مبارک از عبدالله بن جبلة از اسحاق بن عمار روایت کرده است که به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم:

جُعِلْتُ فِداكَ! إِنَ‏ لی‏ جاراً كَثيرَ الصَّلاةِ، كَثيرَ الصَّدَقَةِ، كَثيرَ الْحَجِّ، لا بَأسَ بِهِ‏..
قالَ: فَقالَ عليه‌السلام: «يا إِسْحاقُ، كَيْفَ عَقْلُهُ؟»
قالَ: قُلْتُ لَهُ‏: «جُعِلْتُ فِداكَ! لَيْسَ لَهُ عَقْلٌ.»
قالَ: فَقالَ: «لا يَرْتَفِعُ‏ بِذلِكَ‏ مِنْهُ».

* ترجمه: اسحاق بن عمار الصیرفی گفت که به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: «فدایت شوم!همسایه‌ای دارم که بسیار نماز می‌خواند و بسیار صدقه می‌دهد و بسیار حج می‌گذارد که اشکالی به او نمی‌بینم.»

امام علیه‌السلام فرمودند: «ای اسحاق! تعقلش چگونه است؟»

عرض کردم: «فدایت شود! تعقل (درستی) ندارد.»

فرمودند: «این (کارها) درجه‌اش را بالا نمی‌برد.»

* بررسی سند: یحیی بن مبارک به واسطه توثیق می‌شود و سایر روات این روایت همه از ثقات‌اند، لذا حدیث معتبر است و می‌توان به آن استناد کرد.

* توضیحات: این حدیث نیز مانند احادیث مشابه خود که در شماره‌های گذشته هم یک مورد آن را بررسی کردیم، تصریح دارد که نماز خواندن بسیار، صدقه دادن زیاد، انجام مکرر حج و سایر عبادات و اعمال خوب وقتی ارزش دارد که بر اساس تعقل باشد و الا ارزش ویژه‌ای برای فرد در پی ندارد.

در این‌گونه روایات و نیز در آیات بسیار می‌بینیم که اصل و اساس هر چیزی بر عقل و تعقل بنا نهاده شده است و اگر این ریشه و اساس خراب باشد، حتی اگر بنایی زیبا و مجلل بنا نهاده شده باشد، در نظر خداوند متعال ارزشی ندارد.

از جمله مواردی که تعقل در آن جایگاه مهمی دارد، تقلید از بزرگان و اجلای دینی است. بدین صورت که اگر این‌گونه تقلیدها از روی تعقل باشد، کار پسندیده‌ای است اما اگر از روی تعقل نباشد، کورکورانه بوده و طبیعتا خارج از شأن انسانیت است.

به عنوان مثال بنا به نظر عموم حکما، اگر کسی دلایل سخنی را دانست و فهمید که آن‌چه تصور می‌کرده نادرست بوده اما این نتیجه موافق طبعش نبود، اگر به صرف این‌که بعضی از بزرگان موافق نظر او را گفته‌اند، از تحقیق و پذیرش آن‌چه درست به نظرش می‌رسد، سر باز زند، به میزان تعصبی که به خرج داده است، از دایره عقل و تعقل خارج شده و نه تنها به دامنه تقلید غیر شرعی وارد شده بلکه شاید از مصادیق این فرمایش الله تعالی باشد که:

«اتَّخذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَنَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ . . .» [۲]

آن‌ها دانشمندان و باتقوایان خود را به جاى الله به پروردگاری گرفتند . . .
________________________________________
[۱]كافي – کتاب العقل و الجهل، حدیث ۱۹
[۲]– سوره توبه، آیه ۳۱٫

استاد (آيه اله ) رياحي
http://madras.ehtejaj.com
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
حسن ظن و گمان خوب به خداوند

روزی حضرت عیسی (ع ) و حضرت یحیی (ع ) با هم گفت وگویشان شد .

حضرت یحیی (ع ) به حضرت عیسی (ع ) گفت : « تو این قدر امیدوار به رحمت خدایی گویا که خود را ایمن از آتش می دانی ؟ »

حضرت عیسی (ع ) فرمود : « تو هم این قدر از خدا خائف و ترسانی گویا او را آمرزنده و غفار نمی دانی ؟ »

پس این دو پیغمبر منتظر وحی شدند تا جواب آنها معلوم شود . حضرت جبرئیل (ع ) در این اثنا نازل شد .

عرض کرد : « هر دو راست می گویید و هر دو دارای کمال هستید ، لکن خدا می فرماید:

« انا عند حسن ظن عبدی المؤمن » ، « من نزد حسن ظن بنده مؤمنم می باشم .» 1

1- بحار ج67 ص385 - عیون اخبار الرضاج2 ص20 –

محمد صالحی – 20/ 7 / 90
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
فقه تخصصي و اجتهاد شورايي

نظرات فقيه بزرگ مرحوم حاج شيخ نعمت اله صالحي نجف آبادي

حوزه هاي علوم ديني اگر بخواهند به رشد و ترقي شايسته خود برسند بايد همگام با پيشرفت علوم در سطح جهان ، گامهاي بلندي در راه تحقيق و پژوهش بردارند .

همانگونه كه امام خميني به اين حقيقت تلخ رسيده بود كه فقه با وضعي كه فعلا دارد و به تعبير خود ايشان " فقه مصطلح " يا اجتهاد مصطلح براي اداره جامعه كافي نيست 1، لذا بايد تلاش همه جانبه و پيگيري براي تحرك بخشيدن به فقه شروع شود و فقه را بايد بگونه اي بازسازي كرد كه از حالت عدم توانايي اداره جامعه بيرون آيد .

بدين منظور پيشنهادات ذيل ارائه مي گردد :

1- قبل از هر كار بايد ابواب مختلف فقه ، تخصصي شود و آنچه مرحوم آيه الله حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي در مورد لزوم تخصصي كردن فقه فرمودند عملي گردد . چرا كه :

اولا : عمر يك فقيه براي اجتهاد عميق و همه جانبه در همه ابواب فقه كافي نيست ، چون فقه استدلالي به ويژه به سبك جواهري آن به اندازه اي وسيع و گسترده است كه بدون ترديد يك مجتهد نمي تواند همه ابواب آنرا به طور جامع الاطراف و منطبق با نيازهاي جديد جامعه بررسي و در آن اجتهاد كند .

ثانيا :اگر در فقه اسلامي رشته هاي تخصصي ايجاد شود و هر گروهي از فقهاي متخصص ، همه نيروي فكري و فعاليت تحقيقي و پژوهشي خود را فقط در همان رشته تخصصي خويش بكار ببرد بدون ترديد آفاق جديدي در پيش چشم فقهاي محقق و پژوهشگر گشوده خواهد شد .

2- پس از تخصصي شدن قسمتهاي مختلف فقه ، فقها بايد بحثهاي اجتهادي و تخصصي خود را بر مبناي مقايسه و تطبيق پايه گذاري نمايند ( مقايسه با رشته تخصصي مشابهي كه در جهان پيشرفته و جود دارد ) مانند علوم قضايي ، حقوق ، تجارت ، اقتصاد و ....

3- در مسائلي كه در ادله اجتهادي يا فتاواي فقها ، تعارضي يا ابهامي وجود دارد و كشف ملاك حكم از راه آزمايش و بكار بستن علوم تجربي ممكن باشد فقها ، رجوع به كارشناس علوم تجربي را مورد توجه و عمل قرار دهند .

4- اجتهاد در مسائل فقهي نبايد بگونه اي انجام شود كه نتيجه اش با اصول علمي قطعيت يافته ، در تضاد باشد و نبايد به صورتي ارائه شود كه دانشمندان حقيقت جو را از هر فرقه و ديني نسبت به فقه اسلام و نهايتا اصل اسلام بي رغبت كند .


1- منشور حوزويان ص 33 – 34 ( صحيفه نور جلد 21 ص 98 )

منبع : كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي - فصل چهارم - صالحي نجف آبادي


محمد صالحی 4/10/87
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
كتاب غلو – در آمدي بر افكار و عقايد غاليان در دين – مرحوم صالحي نجف آبادي

اين كتاب اثري پر جاذبه براي همه طبقات اهل مطالعه است كه مطالب و محتواي آن در دو فصل تنظيم يافته است :

فصل اول : غلو ؛ يك جريان فكري انحرافي -
در اين فصل به جريان غلو در ميان مذاهب اهل سنت پرداخته است .

فصل دوم : مثلث شوم -
در اين فصل غاليان مذهب شيعه را برشمرده و به معرفي سه دسته از غاليان و افراطيان پرداخته است و آنان را مثلث شوم ناميده است كه عبارتند از :

دسته اول : دشمنان ائمه
دسته دوم : عشرت طلبان كامجو وهرزه
دسته سوم : بعضي از دوستان افراطي دلباخته ائمه

نويسنده اشاره مي كند كه از آنجا كه در سالهاي اخير جريان خرافه گويي و غلو پردازي به نام دين و مذهب در مراسم مذهبي و يا حتي تفاسير افراطي ناصحيح و خطرناك بشدت رايج شده است ،
لذا آگاهي به رفتار و اعتقادات راويان احاديث در عصر ائمه بخصوص امام باقر به بعد از ضروريات بوده و بدون اطلاع از مكنونات قلبي آنها و يا شرايط تاريخي و اجتماعي حاكم بر تصميمات بعضا افراطي آنها نتيجه اي جز ضربه زدن به اصل دين و انحراف از ريشه هاي وحياني آن نخواهد داشت .

بطور مثال از آنجا كه در آن زمان دستگاه چاپ و تكثير وجود نداشت گروه ابوالخطاب افراطي ( هم عصر امام باقر و امام صادق (ع)) كتاب هاي اصحاب مورد اعتماد امام را گرفته و به بهانه رو نويسي مطالبي را كه مرامشان را تاييد مي كرد به نام امام صادق و نقل از صحابه ايشان در بين احاديث اصلي وارد آن كرده و سپس با پشت نويسي به نام آن صحابه ( مانند فضيل بن يسار ) به شهرهاي مختلف مي فرستادند .

( بطور مثال ؛ القائ ربوبيت امام علي و ائمه (ع) و يا تعابير و تعاريف بسيار افراطي در مورد علم ائمه و فضائل آنها ).

15 / 11/87
محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com