باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست - 2

و در يك كلام :

1-
#دین ، یعنی #پاسخ به سوالهای روحانی بشر ، که او را از اضطراب مدام ، كه در اين جهان هستي چه جايگاهي دارد و در بعد اين دنيا چه جايگاهي خواهد داشت برهاند و چنان #معنايي به زندگي و رنجهايي كه در آن متحمل مي شود بدهد كه او را به #آرامش برساند .

آنجا كه خداوند مي فرمايد : الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب 4

2- همه #مکاتب_بشری ( چه عرفاني و چه غير عرفاني ) ، كه سهمي در اين #پاسخ دهي به سوالات هستي شناسي بشر و كاستن نگرانيها و اضطراب او داشته و دارند و در ايجاد آرامش روحاني او نقش غير قابل انكاري بازي مي كنند ، از #جنس_دین بوده و بنابراين در هيچ برهه اي از تاريخ حيات بشر ، هیچکس بی دین نبوده و نخواهد بود .

لكم دينكم و لي دين 1

3- آنچه كه در مورد شرایع پیامبران (س) ،( كه از زمان حضرت نوح به بعد به بشر ارزاني شده ) ، بايد توجه داشت ، اينست كه :

همه آنها بر مبناي همان باوري كه از آموزه هاي زمان حضرت آدم به آنها رسيده و امروزه به نام دين ابراهيم(ع) معروف گرديده است ، از خدايي سخن گفته اند كه يگانه بي همتاييست كه جهان هستي تجلي وجود اوست و بنابراين ، طلايه دار دینداری موحدانه بوده و هستند .

4- #توحیدی که در جهان امروز ، در بین افکار بشری ( حتي معتقدان غير شرايع ابراهيمي ) موج میزند ، سرچشمه اش تعالیم انبیا(س) بوده است .

5- تفاوتي كه در شرايع مختلف انبيا(س) ديده مي شود به اين دليلست كه #شريعت هر پيامبر ( خاصه در بخش مسائل و احكام اجتماعي ) ، #راهكارهاي عملي او با توجه به همه ويژگيهاي انساني مردمان عصر خود و قابليتها و امكانات اجتماعي و اقتصادي و سنتها و آداب آنها ، در تطابق حداقلي با اصل دعوت توحيدي خود بوده و تبعا ،#قابل_تسري به اعصار بعدي نيست و اين راهكارها در هر عصر ، بايد با معيارهاي اخلاق و عدالت و ابزار عقل جمعي همان عصر اتخاذ و بكار گرفته شود .

لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجا و لو شاء الله لجعلكم امة واحدة 5

زيرنويسها :

1- شاهد اين مدعا ، آيه " لكم دينكم و لي دين " در خطاب به كفار ، در زبان پيامبر(ص) است . سوره كافرون

2- نمونه آن ماجراي برخورد ابراهيم با پرستندگان خدايان مختلف ( ماه و خورشيد و ستارگان و .. ) – سوره انعام آيات 75 تا 79

3- انبيا آيه 35
4- رعد آيه 28
5- مائده آيه 48

محمد صالحي – 20/5/95

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/523
👏1
حقوق زنان – كديور

1- شهادت هر شاهد عادلی چه زن چه مرد در محضر دادگاه مسموع است. شهادت یک زن همانند شهادت یک مرد است.

2- قضاوت زنان واجد شرائط هیچ منع شرعی ندارد.
امامت جمعه و جماعت زنان با رعایت دیگر حدود شرعی بلامانع است .

3- تفاوت دیه‌ی زن و مرد مستند قرآنی ندارد .

4- من به تساوي مطلق حقوق زن و مرد معتقدم كه به يكساني ارث و حذف نفقه ، مهريه و مزد كار زن در خانه مي‌انجامد .
اما اجرایی کردن همگی موارد فوق نیاز به عزمی همگانی دارد.
( نفقه،مخارج معیشت زن و فرزندان در زندگی زناشویی است.)

5- در صورتي كه زن مشغول به كار باشد و درآمد مستقل داشته باشد، مخارج زندگی به ‌عهده هر دو است مطابق قراری که با هم می‌گذارند و درآمد و مخارج را تقسیم کنند .
در صورت اضافه آمدن ، هر یک مالک درآمد باقیمانده است.

6- اگر نکاح با رضایت زن و مرد است، جدایی نیز تنها با رضایت طرفین میسر است و هر گونه حق یک طرفه خلاف عدالت است.

7- در صورت جدایی حضانت کودکان تا سن بلوغ به عهده مادر و نفقه‌ی آنها بر عهده‌ی پدر است، مگر دادگاه مادر را ناصالح تشخیص دهد یا خود وی خواستار این حق نباشد .

8- مرتبه اجتهاد و مرجعيت ، اختصاص به مرد نداشته و زنان نيز مي توانند اين منزلت را كسب نمايند .

9- آواز خواندن بانوان شرعا مجاز است و هیچ دلیل معتبر شرعی بر حرمت آن نیست.
واضح است که آوازه‌های شهوانی با محتوا و کیفیت خاص صدای این‌گونه مجالس بر زن و مرد هر دو حرام است.

10- آرایش و پیرایش بانوان در حد متعارف خارج از خانه بلا اشکال است.

11- پوشش زنان در زمان ورزش و غیر ورزش تفاوتی ندارد .
در محیطهای زنانه که مردی نباشد محدودیتی نیست .
اگر مردان نامحرمی ناظر باشند زنان موظفند از زیر گردن تا زیر زانو را با لباسی که چسبان و بدن نما نباشد بپوشانند.

استفتا و سايت استاد
kadivar.com
15 / 3 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
جنگ بدر و تغییر نظر پیامبر (ص) بخاطر ترجیح نظر حباب ابن منذر

روز جمعه هفدهم ماه مبارك رمضان سال دوم هجرت ، نقطه عطفي در تاريخ اسلام به شمار مي‏رود . در اين روز يكي از مهم‏ترين جنگهاي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام به وقوع پيوست و دستاوردهاي مهمي را براي دولت نو پاي پيامبر (ص) به همراه داشت .

نمایش مشارکت پیامبر در خرد جمعی ، مشخص شدن جایگاه وحی در افعال و افکار پیامبر (ص) ، تبلور وحدت و همدلي در ميان مسلمانان ، و به نمايش درآمدن شكوه و عظمت اسلام ، بخشي از آثار مفيد اين مبارزه بين حق و باطل مي‏باشد .

از آنجا که حرکت زیبای پیامبر (ص) در رابطه با مشاوره عمومی و خصوصا صرف نظر از نظر خود و پذیرش نظر حباب ابن منذر ، موضوع این مجال است ، به اختصار آن را در ادامه خواهیم آورد :

لشكر حضرت رسول (ص) به دستور حضرتش در نقطه ‏اي پست و سرازيري از ناحيه بدر موضع گرفته بود و لشكر قريش در نقطه مرتفعي فرود آمده بودند .

قرآن كريم به اين موضع‏گيري متقابل اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد:
« اذْ اَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوي »1 ؛
« به ياد آريد آن هنگامي را كه شما در طرف پايين ( بدر ) و آنها در جاي بلندي موضع گرفته بودند . »

** حباب بن منذر ، نزد پيامبر (ص) آمد و عرضه داشت :

يا رسول الله ! آيا به فرمان خداوند اين نقطه را انتخاب كرده ‏اي ؟ و وحی بوده است ؟ - كه ما بدون چون و چرا از آن اطاعت كنيم - يا اينكه طبق تشخیص شخصي خود اين ناحيه را براي نبرد ، مناسب تشخيص داده‏ اي ؟

&& رسول خدا (ص) پاسخ داد :

از طرف خداوند دستور خاصي به من نرسيده است .

** حباب گفت :

به نظر من ما بايد لشكر را به كنار آبي ببريم كه در نزديكي دشمن است ، سپس در كنار آن حوضي بسازيم كه براي خود و چهارپايانمان هميشه به آب دست رسي داشته باشيم .

&& پيامبر اكرم (ص) فرمود :

نظر خوبي است .

سپس به لشكر دستور حركت داد .
آنان در نزديكي دشمن و در كنار آب فرود آمدند و در آنجا حوضي ساختند و آن را پر از آب كردند .

زیرنویس :

1- سوره انفال – آیه 42
منبع : سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 278

محمد صالحي – 6/4/95

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
پیامبر(ص) در عزای عثمان بن مظعون : من عاقبت او را نمی دانم

وقتی كه عثمان بن مظعون از دنيا رفت ، زنی از انصار به نام " امعلاءكه ظاهرا زن همان مردی بود كه عثمان بن مظعون در خانه او می‏زيست و مهمان او بود ، در حضور حضرت رسول (ص) جنازه وی را مخاطب ساخته‏ و گفت :

هنيئا لك الجنة " بهشت ، تو را گوارا باد " .

با اينكه عثمان بن مظعون ، مرد جليل القدری است و رسول اكرم در مرگ ‏او سخت گريستند و خود را روی جنازه وی انداختند و او را بوسيدند ،

ولی ‏از اين اظهار نظر گستاخانه‏ ای كه آنزن كرد خشمگين شدند ، با نگاهی غضب‏ آلود متوجه وی شده فرمودند :

از كجامی‏دانی ؟
چرا ندانسته قضاوت می‏كنی ؟
مگر به تو وحی شده است ؟ !
مگر تو ازحساب خلق خدا آگاهی ؟ !

زن عرض‏كرد : يا رسول الله ! وی همنشين شما و جنگجوی مجاهد شما بود .

رسول اكرم(ص ) جمله عجيبی در پاسخ وی فرمود كه شايان دقت است .

فرمود :

" انی رسول الله و ما ادری ما يفعل بی " 1

" من پیامبر خدایم و نمی دانم بر من چه خواهد رفت ! "
.......................................
منبع : کتاب عدل الهی ص 249 بحث عمل خیر از غیر مسلمان – برگرفته از کتاب اسدالغابه – عثمان بن مضعون

زیرنویس :

1- نقل های منابع مختلف :

• قال: أخبرنا يزيد بن هارون وعفان بن مسلم وسليمان بن حرب قالوا: أخبرنا حماد بن سلمة قال: أخبرنا علي بن زيد عن يوسف بن مهران عن بن عباس قال: لما مات عثمان بن مظعون قالت امرأته: هنيئا لك الجنة عثمان بن مظعون! فنظر إليها رسول الله، صلى الله عليه وسلم، نظر غضبان فقال لها: وما يدريك؟ فقالت: يا رسول الله فارسك وصاحبك، فقال: والله إني لرسول الله فما أدري ما يفعل بي ولا به..... طبقات ابن سعد ج3 ص 397

• عدة من أصحابنا، عن سهل بن زياد، عن جعفر بن محمد، عن ابن القداح
عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: سمع النبي (ص) امرأة حين مات عثمان بن مظعون وهي تقول: هنيئا لك يا أبا السائب الجنة، فقال النبي (ص): وما علمك حسبك أن تقولي... کافی ج 3 ص 262 - حديث 45.

• حَمَّادُ بنُ سَلَمَةَ: عَنْ عَلِيِّ بنِ زَيْدٍ، عَنْ يُوْسُفَ بنِ مِهْرَانَ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ:لَمَّا مَاتَ ابْنُ مَظْعُوْنٍ، قَالَتِ امْرَأَتُهُ: هَنِيْئاً لَكَ الجَنَّة. فَنَظَرَ إِلَيْهَا رَسُوْلُ اللهِ (ص)- نَظَرَ غَضَبٍ، وَ قَالَ: (مَا يُدْرِيْكِ؟). قَالَتْ: فَارِسُكَ وَصَاحِبُكَ.
قَالَ: إِنِّي رَسُوْلُ اللهِ، وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلاَ بِهِ . سیر اعلام النبلا ج 1 ص 130

• أَنَّ عُثْمَانَ بنَ مَظْعُوْنٍ اشْتَكَى عِنْدَهُم، فَمَرَّضْنَاهُ حَتَّى تُوُفِّيَ.
فَأَتَى رَسُوْلُ اللهِ (ص) فَقُلْتُ: شَهَادَتِي عَلَيْكَ أَبَا السَّائِبِ، لَقَدْ أَكْرَمَكَ اللهُ! فَقَالَ رَسُوْلُ اللهِ: ( وَمَا يُدْرِيْكِ؟ ).
قُلْتُ: لاَ أَدْرِي بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يَا رَسُوْلَ اللهِ فَمَنْ؟
قَالَ: أَمَّا هُوَ فَقَدْ جَاءهُ اليَقِيْنُ، وَاللهِ إِنِّي لأَرْجُو لَهُ الخَيْرَ، وَإِنِّي لَرَسُوْلُ اللهِ، وَمَا أَدْرِي مَا يُفعَلُ بِي . سیر اعلام النبلا ج 1 ص 132

• عن ابن عباس قال:
لما مات عثمان بن مظعون قالت امرأة: هنيئا لك الجنة عثمان بن مظعون . فنظر رسول الله (ص) اليها نظر غضبان فقال: وما يدريك قالت: يا رسول الله فارسك و صاحبك فقال رسول الله (ص): والله إني رسول الله وما أدري ما يفعل بي . مسند احمد ج1 ص 378

• فلما توفي وغسل وكفن في أثوابه، دخل رسول الله (ص)، فقلت: رحمة الله عليك يا أبا السائب، فشهادتي عليك: لقد أكرمك الله. فقال النبي (ص): وما يدريك أن الله أكرمه. فقلت: بأبي أنت يا رسول الله، فمن يكرمه الله؟ فقال: أما هو فقد جاءه اليقين ، والله إني لأرجو له الخير، و الله ما أدري، وأنا رسول الله، ما يفعل بي . بخاری ج1 ح 1186

تحقیق : محمد صالحی 3 / 12/ 91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤1
ارزیابی اشتباه امام علي در انتخاب مُنذر بن جارود بعنوان فرماندار و برخورد تند با او بدليل خيانت

مُنذر بن جارود ، فرماندار امیرمؤمنان در اصطخر ( از شهرهای قدیمی فارس ) بود .
به علی (ع) خبر رسید که فرماندارش در توزیع ثروتها گشاده دستی می کند و به هر که بخواهد ، بدون حساب و کتاب می بخشد .

حضرت در ضمن نامه ای به منذر بن جارود نوشت :

« خوبی پدرت 1، مرا درباره تو فریب داد 2 .

گمان می کردم تو از شیوه و رفتار او پیروی می کنی ؛ امّا آن گونه که از تو به من رسیده ، پیروی هوا و هوس را رها نمی کنی ، گرچه به دینت آسیب برساند و به سخن خیرخواهان، گوش فرا نمی دهی، گرچه خالصانه خیرخواهی کنند .

به من خبر رسیده که کارهای بسیاری را بر زمین می گذاری و برای سرگرمی و تفریح و صید ، بیرون می روی و در ثروت خداوند ، نسبت به بادیه نشینان قبیله ات گشاده دستی می کنی، گویا بیت المال، میراث پدر و مادر توست!

به خدا سوگند ، اگر این گزارشها درست باشد، شتر قبیله ات و بند کفشهایت از تو بهترند!

خداوند، لهو و لعب را نمی پسندد و خیانت به مسلمانان و تباه کردن کارهای آنان، خداوند را به خشم می آورد، و کسی که چنین است، شایسته نیست که به وسیله او مرزها پاسداری شود. هرگاه نامه ام به تو رسید، نزد من بیا ». 3

منذر، نزد امام آمد و گروهی از او شکایت کردند که سی هزار دینار از بیت المال برداشته است .
امام از او سؤال کرد.
وی انکار نمود .
او را به گفته اش سوگند داد، ولی سوگند یاد نکرد.
او را از سِمتش عزل و بعد زندانی نمود. 4

توجه :

1- منذر ابن جارود در جنگ جمل از فرماندهان امام علي(ع) بود 5.

2- او همان كسي است كه وقتي كه امام حسين (ع) نامه اي به بزرگان بصره نوشت و از آنها دعوت به پيوستن به خود كرد ، نامه رسان و اصل نامه را به عبيداله زياد تسليم كرده و باعث كشته شدن او و متوجه شدن عبيداله از حركت امام بسوي كوفه شده و اتفاقات بعدي گرديد . 6

3- امام هيچ ابايي از اينكه بگويد در امر انتخاب منذر اشتباه كرده ندارد ، چرا كه امور سياسي را از اموري ميداند كه به اطلاعات شخص حاكم و تجربه او و مشاوره هايي كه ميكند وابسته است و چه بسا برآيند اين سه مورد ، منجر به خطا بشود و اين براي هر حاكمي از جمله امام (ع) صادق است . ( خطبه 216 نهج البلاغه ) 7

زيرنويسها :

1- جارود در زمان پيامبر(ص) از اهالي بحرين بود كه از مسيحيت به اسلام گرويد و از صحابه وفادار او شد و در زمان عمر در يكي از جنگها كشته شد .

2- َامَّا بَعْدُ، فَإِنَّ صَلاَحَ أَبِيکَ غَرَّنِي مِنْکَ، وَظَنَنْتُ أَنَّکَ تَتَّبِعُ هَدْيَهُ، وَتَسْلُکُ سَبِيلَهُ ...
3- نامه 71 نهج البلاغه (من کتاب له عليه السلام الي المنذر بن الجارود العبدي )
4- أانساب الأشراف، ج 2، ص 391؛ تاریخ الیعقوبی، ج 27، ص 302.
5- الجمل:321، تاريخ الطبري:505/4،
6- تاريخ الطبري:357/5، الکامل في التاريخ:535/2 و 536، الأخبار الطوال:231.
7- فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ

محمد صالحي – 10/2/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با احترام گذاشتن به عقاید همدیگر دنیایی زیباتر بسازیم
افرادی در زیر باران نماز می خوانند و عابران برایشان چتر می گیرند 💯
❤1
بد فهمی از سنت : پوشش ضخیم و خشن

با توجه به وضع معیشتی صدر اسلام و هم چنین عدم علم و یا امکانات دوخت و دوز ، جامه و لباس مردم ، بسیار ساده و معمولا در حد یک لنگ با و یا بدون بالاپوش بوده که به دلیل نازکی آنها ( جهت ارزانتر بودن ) ، امکان پوشش مناسب اندام را نداشتند .

از طرف دیگر بعضی افراد متمول با لباس های حریر و بدن نما ، بر دیگران فخر فروخته و خودنمایی می کردند .

بدین منظور ، سفارش پیامبر(ص) و امام علی (ع) ، استفاده از لباس هایی بوده که نه جنبه تفاخر داشته باشد و نه بدن نما ، و نه تنها توصیه به پوشش لباس ضخیم می کردند ، که خود نیز چنین می پوشیدند .

آنجا که امام علی(ع) می فرمایند :

بر شما باد لباس ضخيم و كُلُفت ، زيرا كسى كه لباسش نازك و بدن نما باشد، دين او هم نازك است. هيچ كس از شما نبايد با لباس بدن نما در مقابل خداوند بايستد. 1

اما پوشش امام صادق(ع) و بیانات صریح ایشان در برخورد با کسانی که او را از پوشش زیبا و شیک ( متناسب شرایط زمان امام (ع)) سرزنش کرده و دائم سنت پیامبر(ص) و امام علی(ع) را به رخ او می کشیدند ، برداشت و اصل دیگری را به ما گوشزد می کند :

آنجا که در احادیث زیر داریم :

1- حمادبن عثمان روایت کرده که نزد امام صادق (ع)بودم ، مردی به او گفت :خدا به شما خیر دهد ، خود شما گفتید که علی بن ابی طالب لباس خشن می پوشید و پیراهنی که قیمتش چهار درهم بود به تن می کرد و سخنانی از این قبیل . در حالی که ما می بینیم شما لباس خوب میپوشید! 2

امام در پاسخ فرمودند :

علی ابی طالب زمانی آن لباس را می پوشید که عیب نبود . اگر آن لباس را در این زمان می پوشید ، به واسطه ی آن مشهور و انگشت نما می شد . بنابراین بهترین لباس در هر زمان ، لباس مردم آن زمان است.

2- شخصی به امام صادق(ع)عرض می کند :عجبا از مردمی که اندک و ساده می خورند ، لباس خشن می پوشند و ادای تواضع دارند : 3 . 4

امام عرض می کنند :

آیا نمی دانی که یوسف که پیامبر و پیامبر زاده بود ، لباس ابریشمی مصری مزین به طلا می پوشید و با فرعون مجالست داشت ؟! خداوند طعام و یا نوشیدنی حلالی را حرام نکرده ، مگر آنچه اقتضای حرام دارد ، چه کم و چه زیاد ، همانطور که خداوند می فرماید :

بگو در شان چه کسی است که زینت ها و طیباتی را که خدا برای بندگانش آفریده حرام نماید ؟

3- روزی سفیان ثوری نزد امام صادق (ع) رفت و دید که آن حضرت لباس سفیدی همچون پرده ی زیرین پوست تخم مرغ پوشیده است . سفیان عرض کرد : این لباس شایسته ی شما نیست . 5

امام (ع) فرمود : رسول خدا (ص) در زمان خشکسالی و فقر زندگی می کرد . اما وقتی دنیا به مردم روی آورد ، شایسته ترین مردم در استفاده از نعمت های دنیوی ، نیکو کاران و مومنان و مسلمانان هستند نه ستمکاران و منافقان و کافران.

نتیجه بحث :

1- آنچه که از مفاد روایات استفاده می شود ، توصیه به صفت زهد نبوده ، بلکه نهی از شفاف و بدن نما بودن لباس ، که منجر به نوعی برهنگی و هنجار شکنی می شود بوده است .

همانطور که صراحت روایت زیر بیان می کند :

امام صادق(ع): شایسته زن مسلمان ( و تبعا هر مسلمان ) نیست که لباسی بپوشد که گویی چیزی نپوشیده است . 6

2- بر اساس روایات و سیره امامان(ع) ، آنچه اصل اخلاقی مورد سفارش آن بزرگان بوده ، شهره مردم نشدن ، تفاخر نکردن و پاکسازی جامعه از فسادهای ناشی از برهنگی بوده است .

همانطور که صراحت روایت زیر بیان می کند :
امام صادق(ع) : خداوند لباس شهرت که باعث انگشت نماشدن فرد شود را دشمن دارد . 7

3- امامان بزرگوار (ع) ، فقط در پی بیان یک معیار اخلاقی ، عقلانی برای نوع پوشش بودند ، هر چند در زمان خود ، مصداق های عرفی جامعه ( که بعضا بدنبال فرهنگ سازی نیز بودند ) را بیان و رعایت می کردند .

4- نوع پوشش ، یک امر فراتاریخی و ابدی نبوده ، بلکه ابزاری است برای محقق کردن معیار و اصل اخلاقی فوق ، که بهترین آن در هر عصر ، استفاده از نعمت ها و زینت های خدا به بهترین شکل ممکن ، برای تولید و تهیه پوشش بوده ، اما متناسب با عرف اجتماعی همان عصر ، از نظر شرایط اقتصادی ، نمای ظاهری ، محل زندگی و جایگاه اجتماعی افراد . 8

5- موارد فوق الذکر ، اصولی عقلایی بوده ، که توسط عقل صائب فردی ، قابل کشف و تایید بوده و قطعا مصداق یابی لباس عرفی هر عصر نیز ، بر عهده سیره عقلای آن عصر ، می باشد .

زیرنویسها :

1- وسائل الشیعه جز 5 – ح 5804
2- وسائل الشیعه ج 5 ح 5772 ص 17
3- سوره اعراف آیه 32
4- وسائل الشیعه ج 5 ح 5773 ص 17
5- وسائل الشیعه ج5 ح 5775 ص 19
6- کافی ج 3 ح 14 ص 396
7- کافی ج6 ح 1 ص 444

8- توجه شود که بحث ، مربوط به نوع پوشش می باشد ، نه میزان آن ، و با موضوع حجاب قابل مناقشه نمی باشد .

تحقیق : محمد صالحی 10 / 12/ 91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🤡1
حكم رقص

• آيه الله مرحوم دكتر صادقي تهراني ( م97 گزيده فتاوا ( http://www.forghan..ir

رقص محارم در کنار هم در صورتی که شهوت انگیز نباشد و موجب ترک واجب و فعل حرام نشود، جایز است .

• استاد دكتر كديور ( ۱۳ خرداد ۱۳۹۲ ( kadivar..com ))

1- رقصیدن فی حد نفسه حرام نیست ، آنچه حرام است موارد زیر است:

الف. اختلاط زن و مرد نامحرم.
ب. رقصیدن زنان در برابر مردان نامحرم.
ج. رقصها و حرکات شهوانی (در غیر زن و شوهر)

2- بنابراین رقصیدن از جمله در مجالس عروسی به شرط رعایت سه نکته‌ی فوق (بویژه جدا بودن مجلس زنانه و مردانه) شرعا مجاز است. حرکات موزون، سماع و رقصهای متعارف محلی مردان در برابر جمع نیز بلامانع است.

• آيه الله جناتي : @jannaati

رقص زنان در مجلس زنان و رقص مردان در مجلس مردان، در عروسی ها و مناسبات شادی اشكالی ندارد...

• آيه الله رياحي (http://www.ehtejaj..com/main )

رقص مردان و زنان حتی در حضور نامحرم ، فی نفسه حرام نیست مگر موجب مفسده‌ای باشد . مثلا پوشش مناسب نداشته باشند، یا موجب تحریک شهوانی بیننده شود یا ریبه باشد و . . .

محمد صالحي – 30/3/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤1
استخاره در نظر استاد كوشا

اما در باره« استخاره » باید عرض کنم:

استخاره در لغت به معنی« طلب خیر » از خدای یکتای بی همتا ست.

بنابر این، استخاره نوعی دعا کردن و درخواست کمک از درگاه خالق انسان است.

یکی از علمای بزرگ روشنفکر و نویسنده اهل سنت در مقدمه کتابش نوشته است : من برای ترجمه این کتاب از خدا ی متعال استخاره کردم. مرادش این است که دعا کردم و طلب خیر نمودم که مرا بر انجام این کار موفق گرداند.

اصلا استخاره به همین معناست.

ولی آنچه که امروزه معمول گردیده و حتی برای شماری دکان مرید پروری و درآمد شده است استخاره نیست، بلکه نامش« تفال » است که در روایتی از امام صادق (ع) در الکافی از آن نهی شده است، آن هم با تعبیر « لاتتفالوا بالقرآن...يعني به وسیله قرآن تفال نزنید ».

در یکی از آثار آیت الله مشکینی دیدم که ایشان تمام روایات این استخاره هایی که علامه مجلسی و دیگران نقل کرده اند، سنداً و دلالتاً ضعيف دانسته و مردود شمرده بود.

و حضرت استاد آیت الله صالحی نجف آبادی هم تفال به قرآن را مردود می دانستند و این کارها را وهن قرآن تلقی می کردند.

قاطبه اهل سنت هم - جز دراویش و صوفیان شان- این کار را ناروا می دانند.

ولی مع الأسف امروزه دفتر مراجع یکی از لوازم کار خود و حتی امام جماعت شدن را تفال به قرآن در قالب استخاره!!! به شمار می آورند!

به هر حال این کارها استخاره نیست بلکه تفال است، وتفال هم سابقه دیرینه در فرهنگ های پیش از اسلام داشته که در سوره یاسین هم بدان اشاره شده است.

و هنوز هم حتی برخی از مقدسین با دانه های تسبیح تفال می زنند و این کار را حد اقل در شان قرآن نمی دانند.

یکی از دوستان می گفت: جوانی درب منزل یکی از آیات در قم با عتاب و تندی و بد و بیراه با صدای بلند به او می گفت : برای ازدواجم نزد تو استخاره کردم، به من گفتی بسیار خوب است! تو مرا بدبخت کردی ، این زنم بسیار بد است و ما درحال متارکه هستیم!!!

به هرحال این فرهنگ تفال ربطی به استخاره به معنای واقعی آن ندارد.

هرجا و هر کس از من استخاره بخواهد، اول معنا و مفهوم آن را برایش توضیح می دهم و سپس می گویم من در علم تفال، تخصصی ندارم. اگر اعتقاد دارید به اهلش مراجعه کنید.

قرآن کتاب روشن وروشنگر و هدایت است نه کتاب تفال!!!

تلگرام – 27/4/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤2👍1
زمان تشريع احكام عبادي در صدر اسلام - 1

1- نماز

• طبق روایات ، به طور قطع ، قبل از سال نهم بعثت هیچ وجوبی درباره نماز نبوده است .

• اصل وجوب نماز ، در شب معراج در 17 ماه رمضان و 18 ماه قبل از هجرت اتفاق افتاده است. 1

• كه 5 نماز (5 نماز دو رکعتی) مقرر شد .

• بعد از اینکه پیامبر(ص) به مدینه رفتند، 7 رکعت دیگر به 10 رکعت اضافه کردند .

2- روزه

• رمضان از ماده “ رمض ” می باشد که به معنای شدت تابش آفتاب بر خاک است .

• رمضان در زمان شدت گرما بود ، از آن جهت رمضان نامیده شد .

• روزه در سال دوم هجرت با نزول آیه 183 سوره بقره واجب شد . 2

3- حج

• اولين حج ، سال نهم هجری که مسلمانان و مشركان با یکدیگر حج گزاردند ، ذکر شده است .

• اولين حج رسمي ، كه پيامبر احكام آن را بيان كردند ، در سال دهم هجرت در حجه الوداع اتفاق افتاده است .

4- زكات

• زکات همانند نماز ، پیوسته از فرایض مهم و تالی تلو آن و از شرايط قوام دين بوده است . ( واژة زکات در قرآن لفظاً و معناً متجاوز از یکصد مرتبه تکرار شده است .
در این میان واژة زکات به صورت معرفه « الزکوة », 30 بار آمده است که 27 بار آن مقارن با کلمة « صلاة » و حتی در یک آیه آورده شده است مانند : انبیاء, 73 - مریم,54 و بقره, 83 - مریم, 31 - بینه, 5 )

• تشریع زکات ، در اولین آیات الهام شده به مهبط وحی آمده است . اما گفته اند که زکات در آیات مکی به صورت مطلق و مستقل از حدود و احكام بوده و بيشتر ارشاد به آن بوده است .

• قول مشهور آن است که زکات در مدینه تشریع شده است . و احكام زکات با تعیین نصاب برنامة جمع آوری و اخذ آن ، در سال دوّم هجری قمری و در مدینه واجب شده است ، زیرا در مدینه بود که جماعت مسلمانان توانستند کیان مستقل و حکومت داشته باشند .

ادامه دارد :

15 / 10 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت دوم :
https://telegram.me/beshnofekrkon/538
👍1
زمان تشريع احكام عبادي در صدر اسلام - 2

5- خمس

• ترديدى نيست كه آيه خمس در مدينه و پس از جنگ بدر نازل شده است .

• آنچه مسلّم است اينكه حضرت رسول‏(ص) خمس غنايم جنگى را اخذ مى‏كرد .

• اما خمس سود تجارت ، از بعد از زمان امام موسي كاظم(ع) مطرح و بحثهاي مختلفي در مورد وجوب ، مقدار و نحوه محاسبه و موارد مصرف آن انجام گرفته است .

6- حجاب

• كلمه حجاب هم به معنى پوشیدن است و هم به معنى پرده و حاجب ، بیشتر استعمالش به معنى پرده است .

• این واژه در قرآن و حدیث نیز با عنایت به همین معناى لغوى به كار رفته و معناى خاصى پیدا نكرده است . 3

• استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن ، اصطلاح نسبتاً جدیدى است . در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معنى پوشش است به كار مى رفته است .

• پوشش زن در اسلام این است كه زن در معاشرت خود با مردان ، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود نمایى نپردازد .

• در آیات مربوطه ، لغت حجاب به كار نرفته است . آیاتى كه در این باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب ، حدود پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذكر كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار برده باشد . 4

• شواهد متعددى از قرآن ، حاكى از این نكته است كه در جامعه عرب قبل از اسلام ، زنان براى حضور در اجتماع از پوشش مناسب و مطلوبى برخوردار نبودند . به همین دلیل همسران پیامبر(ص) در آيات سوره احزاب كه سال 5 هجرت نازل شد 5 ، از متابعت آن الگو منع مى شوند . 6

• از شأن نزول آيه 30 سوره نور كه در سال 8 هجري نازل شد 7 ، مى توان استنباط كرد كه اولین آیاتى كه در تشریع حجاب و بیان محدوده نظر نازل شده ، همین آیات سوره نور ميباشد .8

• آنچه را که از تاریخ استفاده می شود ، زنان عرب معمولاً پیراهن هایی می پوشیدند که گریبان هایشان باز بود و دور گردن و سینه ، در معرض دید بود و روسری هایی که به سر می انداختند ، قسمت های پایین آن را به پشت سر می انداختند به طور طبیعی گوش ها و گوش واره ها و جلوی سینه و گردن نمایان بود . 9

• آنچه از بدن زن در عصر نزول آشکار بوده ، ساعد، ساق، صورت، گردن و مو بوده است كه اعراب حجاز همین مقدار را نیز به دلایل فقر و بي تفاوتي درست نمی پوشانیدند .

• مفاد آیه 30 سوره نور ، این است که دو طرف خِمار را به گونه ای استعمال کنید که سینه هایتان کاملا پوشیده باشد .

• اگر خِمار به معنی سرانداز هم باشد به عمامه عربی نزدیکتر است تا به روسری شرعیِ ساتر ِمو .10
• زيرنويسها :

1- سبحاني، جعفر، فروغ ابديت، نشر دانش اسلامي، 1363 ش، ج 1، ص 385
2- ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج ‏1، ص 191
3- مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 430ـ 429.
4- مرتضى مطهرى، همان، ج 19، ص 430ـ431.
5- محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 20، ص 376ـ377
6- احزاب، آیه هاى 32 ـ 33 و 59 ( سال پنجم هجري )

7- محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 20، ص 376ـ377 - جعفر مرتضى عاملى، حدیث الافك، ص 129
8- محمد كلینى، كافى، ج 5، ص 521 - محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 15، ص 116 –
9- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 19، ص 484- 485.
10- كديور ، تاملي در مسئله حجاب

15 / 10 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/537
براي بررسي عقلاني و عادلانه بودن احکام شريعت بايد چنين کرد .... https://telegram.me/beshnofekrkon
❤1
نظریه امام محمد غزالی در مورد موسيقي با استناد به نظر پيامبر(ص)

امام محمد غزالی شافعی از کسانی است که به مباح بودن موسیقی و غنا فتوا داده است .

او در کتاب احیا علوم الدین بحثی را تحت عنوان ( کتاب آداب السماع و الوجد) مطرح کرده و پس از اشاره به اقوال مختلف بزرگان سنت درباره (سماع : شنیدن موسیقی و غنا) و نقل خواب و رویای بعضی از اهل سنت در تمجید (سماع ) می گوید:

معنای سخن کسانی که می گویند : سماع حرام است این است که خدای تعالی مرتکب آن را عذاب می کند و این چیزی است که از طریق عقل و نقل نا شناخته است .

زیرا شناخت شرعیا ت منحصر است به نص و قیاس .

وقتی که درباره چیزی نه نصی وجود داشته باشد نه قیاس ، قول به تحریم آن باطل می گردد و آن عمل جز مباحات خواهد بود ودرباره (سماع ) نیز هیچ نصی و قیاسی دلالت بر حرمت نمی کند . 1


ایشان برای اثبات مدعای خود دلایلی آورده است :

الف ) عایشه می گوید : روزی دو کنیز خواننده درمنزل آواز خوانی می کردند ، پیامبر وارد شد ( اعتراضی نکرد) خوابید و صورت خود را پوشاند .

دراین حال ابوبکر وارد شد و مرا از این کار منع کرد .

پیامبر صورت خود را باز کر د و به ابوبکر فرمود : بگذار بخوانند ایام عید است . 2


ب) عایشه می گوید: عده ای از سودان آمده بودند و بازی رقص و پای کوبی می کردند .

پیامبر به من فرمود می خواهی تماشا کنی ؟

گفتم : آری .

پیامبر مرا در پشت خود قرار داد به گونه ای که سرم را به شانه پیامبر گذارم و صورتم درکنار او قرارگرفت .

آن قدر تماشا کردم تا خسته شدم .

پیامبر فرمود : بس است ؟

گفتم : آری .

فرمود : پس برو به خانه . 3

1- الموسوعه الفقهیه ج 2 ص 431
2- احیاءعلوم الدین ج 2 ص 442
3- احیاءعلوم الدین ج 2 ص 443 – 444

محمد صالحي – 10/5/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دین و مذاهب، از منظر امام موسی صدر

" اديان يكي بودند و هدفي مشترك را پي مي گرفتند ؛ جنگيدن در برابر خدايان زميني و طاغوت ها و ياري مستضعفان و رنجديدگان ؛ و اين دو نيز نمودهاي حقيقتي يگانه هستند؛ ...

اديان يكي بودند و يكديگر را مورد تصديق قرار داده اند .
خداوند به واسطه اين اديان مردم را از تاريكي ها به سوي نور بيرون كشيد و آنان را از اختلافات ويرانگر نجات داد و آنان را پيمودن راه صلح و مسالمت آموخت...

اديان يكي بودند ؛ زيرا در خدمت هدفي واحد بودند : دعوت به سوي خدا و خدمت به انسان !
و اين دو نمونه هاي حقيقتي يگانه هستند...

اديان يكي بودند ؛ زيرا نقطه آغاز همه آن ها ؛ يعني خدا ، يكي است و هدف آن ها ؛ يعني انسان ، يكي است و بستر تحولات آن ها ؛ يعني جهان هستي ، يكي است...

و چون هدف را فراموش كرديم و از خدمت انسان دور شديم ، خدا نيز ما را به حال خود گذاشت و از ما دور شد ، و ما به راه ها و پاره هاي گوناگوني بدل گشتيم ، و در پي خدمت به منافع خاص خود بر آمديم ، و معبودهاي ديگر ، جز خدا را بر گزيديم ، و انسان را به نابودي كشانديم . 1

........ اگر خداوند مي خواست همه را يكسان و برابر خلق مي كرد .

اديان گرچه همگي يكي بودند، اما به مذاهب گوناگون تقسيم شدند .

مذهب راه يا منش خاصي است كه به افرادي معين اختصاص دارد ؛

مثلاً تشيع و تسنن نه دو دين كه دو مذهب از ديني واحد هستند، ........

با همين سياق مي توان در مورد همه اديان سخن گفت .

آن ها يكي هستند ، خدايشان يكي است ، و سرچشمه شان نيز يكي است ، اما آميختگي با برخي تفسيرها ، برخي دخل و تصرف ها و برخي شيوه هاي خاص ، چهره اي از آن ها به نمايش گذاشته است، كه گويي ادياني متفاوت و به دور از هم هستند .

اصول همه اديان ، توحيد ، نبوت و معاد است ، اما زوايدي كه با آن ها آميخته است ، به اجتهادات و برداشت هاي مشخص افراد يا پيروان اين اديان مربوط است... 2


زيرنويسها :

1- بخشي از سخنراني امام موسي صدر در تاریخ 19 فوریه 1975 مطابق با 30 بهمن 1353 در خطبه آغاز روزه در کلیسای کبوشین بیروت

2- به نقل از مقاله پيامبري و پيامبران – امام موسی صدر

محمد صالحی 13 / 6 /89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آيا خداوند كسي را عذاب مي كند يا دوري از او ، خودش عذاب است ؟ - 1

سالهاست كه در ذهن مردم اينگونه متصور شده كه خداوند شخصيتي بس پر از هيبت و جباريت و انتقام است كه در انتظار شلاق زدن بنده ايست كه راه به خلاف برود .

در اين نگاه ، خداوند از هستي و بنده هايش جدا بوده و در اعلي علييني زيست ميكند در كسوت اربابي و همه كسان بايد دايم در ترس از چشمان تيزبينش گامي به كج نگذارند و حتي فكري به غلط نكنند .

اما آنچه كه در وصف قرآني مي بينيم و در كلام رسولانش شنيده ايم و در بيان عارفاني كه او را در كشف و شهودي عاشقانه يافته اند ، وجود دارد ، خداييست سراپا مهر و سرشار از شوق ديدار .

در ادامه ، به قرآن ، نگاهي دوباره به اجمال مي افكنيم :

1- تمام هستي در يك سير كمالي هماهنگ ، به مقصودي معلوم ، در سير مدام است :

تسبح له السماوات السبع و الارض و من فيهن و ان من شي‏ء الا يسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبيحهم 1

آسمانهاى هفتگانه و زمين و کسانى که در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند؛ و هر موجودى ، تسبيح و حمد او مى‏گويد ؛ ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد .

2- مقصود آن سير ، چيزي جز شادماني و آرامش در پي ندارد :

• يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي 2

اي روح آرامش يافته ؛ خشنود و پسنديده به سوي پروردگارت بازگرد و در زمره بندگان من داخل شو ، و به بهشت من در آي .

• فرحين بما آتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الا خوف عليهم و لا هم يحزنون 3

از فضيلتي كه خدا نصيبشان كرده است شادمانند و به آنها كه در پي شان هستند و هنوز به آنها نپيوسته اند بشارت مي دهند كه بيمي بر آنها نيست و اندوهگين نشوند .

3- دعوت خداوند از انسان براي حضور در محفل خود ، چيزي جز رسيدن به حيات دايمي و زيست روحاني جاويدان نيست :

يا ايها الذين امنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما يحييکم 4

اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت کنيد هنگامى که شما را به سوى چيزى مى‏خواند که شما را حيات مى‏بخشد!

4- آنان كه اين دعوت نپذيرفتند و راه به كج راهه كشاندند ، گويي سرابي را در عوض محفل زيبا و سرمست از حضور خداوند ، گزيده اند :

والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الضمئان مائا حتی اذا جائه لم یجده شیئا و وجد الله عنده 5

کسانى که کافر شدند ، اعمالشان همچون سرابى است در يک کوير که انسان تشنه از دور آن را آب مى‏پندارد ؛ امّا هنگامى که به سراغ آن مى‏آيد چيزى نمى‏يابد ، و خدا را نزد آن مى‏يابد که حساب او را بطور کامل مى‏دهد .

ادامه دارد :

محمد صالحي – 24/5/95 مصادف با ولادت امام رضا(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آيا خداوند كسي را عذاب مي كند يا دوري از او ، خودش عذاب است ؟ - 2

5- و اين به سراب خو كردگان ، در آن كج راهه ، چيزي جز خسران و سختي و رنج ، عايدشان نخواهد شد :

• و من يتخذ الشيطان وليا من دون الله فقد خسر خسرانا مبينا 6

و هر كس كه به جاي خدا شيطان را به دوستي برگزيند زياني آشكار كرده است .

• فاعبدوا ما شئتم من دونه قل ان الخاسرين الذين خسروا انفسهم و اهليهم يوم القيامة الا ذلك هو الخسران المبين 7

بپرستيد هر چيز ديگري را جز او ؛ بگو : زيان كنندگان كساني هستند كه در روز قيامت خود و خاندانشان را از دست بدهند بهوش باشيد كه اين زياني آشكار است .

6- و چه عذابي از اين بالاتر ، كه وقتي زمان بازي دنيا تمام شد ، محفل سرمستي و عشق و شادماني الهي را ببيند و راهي و چاره اي براي ورود در آن نمي يابد :

ا فمن اتبع رضوان الله كمن باء بسخط من الله و ماواه جهنم و بئس المصير 8

آيا آن كس كه به راه خشنودي خدا مي رود ، همانند كسي است كه موجب خشم او مي شود و مكان او جهنم ، آن سرانجام بد است ؟

7- و اين جهنم نه عذابيست كه خداوند به او مي دهد ، كه دوري از رحمت و شادماني بهشت برين الهي است كه در حسرتش ميسوزد :

قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتي اذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا علي ما فرطنا فيها و هم يحملون اوزارهم علي ظهورهم الا ساء ما يزرون 9

زيان كردند آنهايي كه ديدار با خدا را دروغ پنداشتند و چون قيامت ، به ناگهان فرا رسد ، گويند : اي حسرتا بر ما به خاطر تقصيري كه كرديم ؛ اينان بار گناهانشان را بر پشت مي كشند ؛ هان ، چه بد باري را بر دوش مي كشند .

8- و اما خداوند رحمان ، آنقدر سرشار از مهرباني و گذشت و نيز لبريز از شوق ديدار بنده خود است كه بهر بهانه اي دنبال بخشيدن خطاي كج راهه اوست ، كه بيشتر از آن همه خسران ناشي از دور افتادن از قرب او ، درد مضاعف نكشد :

• نبئ عبادي اني انا الغفور الرحيم 10

به بندگانم خبر ده كه من آمرزنده و مهربانم .

• قال رب اني ظلمت نفسي فاغفر لي فغفر له انه هو الغفور الرحيم 11

گفت : اي پروردگار من ، من به خود ستم كردم مرا بيامرز ؛ و خدايش بيامرزيد زيرا آمرزنده و مهربان است .

و در يك كلام :

• خداوند ، انسان را خلق كرد و به او اختيار داد و مي دانست در اين اختيار ، راحت ترين راه رسيدن به آرزوهايش را انتخاب خواهد كرد ، هر چند آرزوهايي باشد كه هيچ اثر جاودان روحاني براي او نداشته و تنها زماني را در اين دنياي پر از سراب ، خوش باشد .

قال اني اعلم ما لا تعلمون – بقره 30

( و خداوند در اعتراض ملائك به خلقت انسان ) گفت : آنچه من مي دانم شما نمي دانيد .

• و اما آنها كه راه رسيدن به شادي حقيقي كه همان ظهور حضور خداوند در قلب آنهاست را برگزيدند چيزي جز آن نميابند و اين همان بهشتي است كه خداوند به همگان وعده داده است .

وعد الله المؤمنين و المؤمنات جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها و مساكن طيبة في جنات عدن و رضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم 12

خدا به مردان مؤمن و زنان مؤمن بهشتهايي را وعده داده است كه جويها در آن جاري است ، و بهشتيان همواره در آنجايند و نيز خانه هايي نيكو در بهشت جاويد ولي خشنودي خدا از همه برتر است كه پيروزي بزرگ ، همان خشنودي خداوند است .

• ولي آنها كه راه به كج راهه كشاندند ، به چيزي از جنس جاودانگي نايل نشده و روزي خواهد رسيد كه همه چيز به فنا رفته مي بينند و سرتاپا حسرت خواهند شد .

• و چه عذابي دهشتناكتر از اين همه خسران و حسرت كه در بيكرانه تاريكي از دوري از محفل قرب ، سرگردان شده ، تا كي درد و رنج اين دوري ، زنگارهاي زشت روحشان بزدايد و پاك شده ، خود در مسير رسيدن به آن مقصود نهايي بيابند .

زيرنويسها :

1- سوره اسرا – آیه 44
2- سوره فجر آيات 27 تا 30
3- سوره آل عمران آيه 170
4- سوره انفال 24
5- سوره نور ، 39
6- سوره نسا 119
7- سوره زمر 15
8- سوره آل عمران 162
9- سوره انعام 31
10- سوره حجر 49
11- سوره قصص 16
12- سوره توبه آيه 72

محمد صالحي – 24/5/95 مصادف با ولادت امام رضا(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

مقاله زیر نیز در توضیح متن رساست :

آنچه من از جهنم می فهمم
https://telegram.me/beshnofekrkon/225
كميت و كيفيت احكام شريعت عصر نزول و تعداد و پيچيدگيهاي مسائل و موضوعات عصر امروز – 1

آیا همه نیازهای اداره جامعه امروز از قبیل احکام و قوانین و راهکارها و .. در زمان عصر نزول وجود داشته است ؟

1. چند درصد نیازها و مسایل و موضوعات امروز ، در قرآن و عصر نزول وجود داشته که حکمی نیز برای آنها ارایه شده باشد ؟ ( کل آیات احکام که بیشترشان امور عبادیست حدود ۳۰۰ آیه است )

2. آیا مثلا با یک گزاره کلی « ربا حرام است » ۱ می توان تمام معاملات اقتصادی امروز را بررسی کرد و موضوع حکم شرعی عصر نزول قرار داد ؟

3. امام علی(ع) می فرماید که خداوند برای یک سری از موضوعات نظر داده و انتظار پیروی دارد ، ولی وارد یک سری از مسایل و موضوعات نشده و در حاليكه فراموش نكرده به خودتان واگذار کرده ، پس بر خود سخت نگیرید و ... ۲

حال با توجه به بند ۱ ، وقتی بیش از ۹۰ درصد مسایل و موضوعات امروزی شامل حکم امام علی(ع) شده و عقل جمعی می تواند برای آنها راهکار بیابد ، آیا برای آن ۱۰ درصد نمی تواند راهکار جدیدی که همان هدف خداوند را در ایجاد یک جامعه اخلاقی متعالی و رو به رشد برآورده کند بیابد که نسبت به احکام عصر نزول ، عاقلانه تر و واقع بینانه تر بوده و به پذیرش مردم هم نزدیکتر باشد .؟

4. امامان در عصر خلفای اموی و عباسی ، در مصدر حکومت نبودند که مورد سوال واقع شده و بخواهند حکم بدهند و بقول آیه اله عابدینی ، اگر نظری از آنها در کتب فقهی ما هست ، گزارشی است که آنها از وضعیت موجود قوانین اجرایی توسط هیئت حاکمه داده اند .۳

5. وقتی امامان در امور عبادی که مسایلی فرعی بودند مانند نحوه وضو گرفتن ، در شرایط مختلفی برای جلوگیری از یک مشکل برای یاران خود ، تقیه کرده و مطابق حکم اهل سنت نظر می دادند ، آیا در مورد مسایل حکومتی و قضایی ، که بطور قطع با حکومت درگیر می شدند و موجبات تهدید و قتل و .. برای شیعیان و خود امامان را فراهم می کرد ، چه می کردند ؟ جز همان تقیه : و اگر کسی سوالی می کرد که احتمالا از عمال حکومت هم بوده است ، امام مطابق فقه آنها می گفته است « يُقتل » و « يُرجم» و .. .


6. این جمله مرحوم بروجردی که میگوید « فقه ما حاشیه برفقه اهل سنت است » تداعی همان بحث فوق است ، که احکام اجتماعی و حکومتی ما عمدتا بر اساس احکام آنها که در مصدر حکومت بودند موضوعیت پیدا کرده و مورد بحث واقع شده و قاعدتا برای جلوگیری از هجمه حکومت به آنها و اینکه حتی اگر حکمی خلاف احکام جاری می دادند ارزش کاربردی نداشت ، صرفا با عباراتی همان احکام جاری را بیان کرده اند .

ادامه دارد :

محمد صالحي

كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
كميت و كيفيت احكام شريعت عصر نزول و تعداد و پيچيدگيهاي مسائل و موضوعات عصر امروز – 2

7. وقتی خداوند پیامبر(ص) را موظف به مشورت با مردم می کند « و شاورهم فی الامر ۴ » آیا در چه اموری بوده است ؟

قطعا در امور و احکام عبادی و موضوعات اعتقادی توحید و معاد و نبوت نبوده است ، چرا که شیرازه دین را تشکیل داده و اختصاصی وحی و نظر پیامبر بوده و معمولا عقل در مورد آنها نظر نفی و اثبات نداشته و یا در حد اجمال به آنها می پردازد ؛

بلکه مربوط به امور اجتماعی که اختصاص به حاکمیت دارند بوده ، که خداوند با این آیه و آیات دیگر و همچنین سیره پیامبر(ص) و امام علی(ع) ، آنها را جزو شؤون و حقوق مردم اعلام کرده « لیقوم الناس بالقسط ۵ » و پیامبر از آن نظر که حاکم است ‹ نه پیامبر › ، موظف به استفاده از عقل جمعی در مدیریت جامعه و وضع قوانین است .

8. تنها توصیه خداوند به پیامبر(ص) و هر حاکم دیگر ، رعایت عدالت ۶ و اخلاق ۷ و حد فهم و پذیرش مردم ۸ و همچنین توجه خاص به کرامت ذاتی انسانها از هر قوم و شریعت ۹ ، در وضع قوانین و اداره جامعه بوده است 10 .
و اینها اصول مدنظر خداوند بوده و تبعا از آنجا که احکام فقهی ، فروع دین بوده ، حق تضاد و یا تنافی با این اصول را ندارند .


9. اصل در دعوت پیامبران ، اصلاح اعتقادات بشر به سمت موحدانه نگریستن به خداوند و هستی است 11 و ارشاد به عدالت و اخلاق و لذا احکام شریعت ، باید این دو اصل را مبنای صحت سنجی خود قرار دهد .12 و 13 و 14 و 15

آیا احکام شریعت ، مثل احکام قصاص و حقوق زن و احکام قضا و خانواده و .. با کرامت انسان امروزي ، سازگار بوده و یا برعکس ، بدلیل عاقلانه و عادلانه ندانستن آنها ، توسط نسل نو جامعه ، اصل اعتقادات دینی آنها را نیز زیر سوال برده و دین گریز کرده است ؟ و یا حتی در بسیاری از موارد ، افراد را به کارهای غیر اخلاقی کشانده به این بهانه که وقتی فلان احکام عاقلانه نیست پس خدایی هم نیست که حسابرسی کند !!

10. یکی از احکام فقهی ما که سالها محور رابطه مسلمان با غیر مسلمان بوده ، حکم « نجس بودن غیر مسلمان » بوده که به صراحت با آیه « لقد کرمنا بنی آدم » منافات داشته و کرامت ذاتی انسانها را مخدوش می کند .


بنابر این حکم فوق از آنجا که یکی از احکام فرعی فقهی است و اصل اساسی قرآنی « کرامت انسانی » را زیر سوال می برد باطل بوده و مشروع نیست .

و بهمین شکل می توان احکام « مجاز بودن ازدواج با پیروان دیگر شرایع » و یا « حلیت ذبیحه آنها » را بررسی و مستند کرد .

11. با توجه به امضایی بودن اکثر احکام غیرعبادی شریعت که به معنای اعتبار عقل عرفی هر عصر ، در صحت سنجی و وضع اینگونه قوانین است ، استفاده از همان تعداد محدود احکام عصر نزول ، صرفا بعنوان یک روش برخورد با مسأله مورد نظر ، در کنار دیگر روشهای موجود در این عصر ، و ارزیابی آنها از نظر عادلانه بودن ، عاقلانه بودن و اخلاقی بودن است و بدون هیچگونه تعصب دینی و یا تقدس گرایی ، انتخاب بهترین آنها در رسیدن به هدف ایجاد یک جامعه اخلاق مدار و عدالت محور می باشد و چه بسا که راهکارهای امروزی در این رقابت ، توفیق بیشتری کسب کرده و تبعا مشروعیت اعمال قانونی پیدا کرده و احکام شریعت اوليه ، از نظر عقلی منسوخ می گردند . 16 و 17

ادامه دارد :

محمد صالحي

كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
مجموعه مطالب " مي توان دوباره انديشيد " در كانال باورهاي قديم و انديشه هاي نو

https://telegram.me/beshnofekrkon/

1- منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/523
2- سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/99
3- راز آفرينش - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/112
4- درخت ممنوعه ( منهيه ) چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/128
5- آنچه من از جهنم مي فهمم – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/225
6- آيا خداوند كسي را عذاب مي كند يا دوري از او ، خودش عذاب است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/544
7- جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان ** - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/241
8- آواتار مفهوم پيامبر در آيين هندو
https://telegram.me/beshnofekrkon/261
9- سرود شگفت آور " آفرينش " در سروده هاي دين ودايي هند باستان
https://telegram.me/beshnofekrkon/280
10- مثبت نگاه كن ، همه چيز براي شاد بودن بتو داده شده است – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/285
11- چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/332
12- هفت شهر عشق عطار - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/343
13- آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
14- آيا براي بخشش گناهان واسطه لازم است ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/439
15- سخنی با دکتر سروش عزیز در نظریه رویای رسولانه – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/466
محمد صالحي

آدرس اين صفحه :
https://telegram.me/beshnofekrkon/550
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مفهوم واقعي شفاعت چيست ؟ - 1

معناي لغوي شفاعت :

كلمه‌ي شفاعت از ريشه‌ي ثلاثي « شفع » مي‌باشد . شفع در اصل به معناي زوج و جفت آمده است.1

همچنين راغب شفع را در حالت مصدري به معناي «پيوستن و ضميمه شدن چيزي به همانند خود» مي‌داند . 2

بنابراين شفع و شفاعت ،‌ هر دو مصدرند به معناي منضم چيزي به چيزي ، و شفاعت ،‌بيشتر در مفهوم پيوستن به ديگري به منظور درخواست ياري ديده مي‌شود ، و معمولاً انضمام به كسي مورد نظر است كه از نظر حرمت و مقام ، ‌بالاتر از شفاعت شونده است، و شفاعت در قيامت به اين معنا مي‌باشد 3 .

نگاه قرآن به شفاعت

كلمه‌ي شفاعت و مشتقات آن در حدود سي‌بار در آيات قرآن ديده مي‌شود ، ( البته در مواردي هم بدون كاربرد اين ريشه به شفاعت اشاره شده است ) .

اين آيات در چند دسته قابل بررسي است : 4

1ـ آياتي كه به طور مطلق شفاعت را نفي مي‌كند ، ‌مانند : و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة و لاشفاعة ...(بقره /254) 6

2ـ آياتي كه شفيع را منحصراًخدا معرفي مي‌كند ، مانند : ما لكم من دونه من ولي و لاشفيع ... (سجده /4)7 قل لله الشفاعه جميعاً ....(زمر 44) 8

3ـ آياتي كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا مي‌كند، مانند : من‌ ذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255) 9 و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له (سبا/23) 10

4ـ آياتي كه شرايطي را براي شفاعت شونده بيان كرده است ، مانند : و لا يشفعون الالمن ارتضي (انبيا 28) 11

با توجه به آيات فوق موارد زير حائز اهميت و توجه دقيق است :

1- پاداش الهي به بندگان ، داراي درجات متعددي بوده كه بالاترين آن مقام قرب خودش مي باشد .
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا وَ لِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ . ( احقاف/ آيه 19) 12

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي ( فجر / 27 تا 30 ) 13

2- با توجه به رحمت واسعه الهي و لطف خاصي كه به بندگانش دارد ، چشم پوشي از بسيار خطاهاي آنها ، در صورت حق الناس نبودن ، امر مسلمي بوده ( نَبِّیء عِبادِی أنا الغفور الرحیمُ ( حجر / 49 )) 14 و اينجاست كه جهت جبران كمبودها و كسريهاي اعمال آنها ، هم گروه شدن و پيوستن به پيامبر را جهت ورود به مقامات بالاتر را جايز دانسته است . ( شفاعت )
(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً (نسا / 64 )) 15

3- براي چنين پاداش عظيم ، شرط اول ، رضايت خداوند از بنده اش مي باشد . ( لا يشفعون الا لمن ارتضي (انبيا 28) ) 11 و اين نيز به اعمال خود شخص و بازرسي خود خداوند مربوط مي شود . ( و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة ولاشفاعة ...(بقره /254) ) 6

4- پس از آن كه خداوند از بنده اش اعلام رضايت كرد ، به شفيعاني مثل پيامبر(ص) اجازه مي دهد تا او را در گروه خود سازماندهي كرده و همراه خود به محفل انس الهي وارد نمايند و كسي حق شفاعت جداگانه و درخواست از خدا براي اين كار را ندارد . ( من‌ذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255)) 9

نتيجه :

خداوند در قيامت به سبب كارهاي نيك افراد و رحمت واسعه خود ، بسياري از خطاهاي آنها را بخشيده و پس از راضي شدن از آنها ، به پيامبر(ص) اجازه هم گروه كردن آنها را با خود مي دهد .

بنابر اين در بدو امر و بي مقدمه ، هيچ درخواست شفاعتي نه توسط شخص بنده و نه توسط شخص شفيع ، مورد پذيرش خداوند واقع نخواهد شد .

استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لا يهدي القوم الفاسقين ( توبه 79 و 80 ) 16

ادامه دارد :

19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت دوم :
https://telegram.me/beshnofekrkon/553