ارزیابی اشتباه امام علي در انتخاب مُنذر بن جارود بعنوان فرماندار و برخورد تند با او بدليل خيانت
مُنذر بن جارود ، فرماندار امیرمؤمنان در اصطخر ( از شهرهای قدیمی فارس ) بود .
به علی (ع) خبر رسید که فرماندارش در توزیع ثروتها گشاده دستی می کند و به هر که بخواهد ، بدون حساب و کتاب می بخشد .
حضرت در ضمن نامه ای به منذر بن جارود نوشت :
« خوبی پدرت 1، مرا درباره تو فریب داد 2 .
گمان می کردم تو از شیوه و رفتار او پیروی می کنی ؛ امّا آن گونه که از تو به من رسیده ، پیروی هوا و هوس را رها نمی کنی ، گرچه به دینت آسیب برساند و به سخن خیرخواهان، گوش فرا نمی دهی، گرچه خالصانه خیرخواهی کنند .
به من خبر رسیده که کارهای بسیاری را بر زمین می گذاری و برای سرگرمی و تفریح و صید ، بیرون می روی و در ثروت خداوند ، نسبت به بادیه نشینان قبیله ات گشاده دستی می کنی، گویا بیت المال، میراث پدر و مادر توست!
به خدا سوگند ، اگر این گزارشها درست باشد، شتر قبیله ات و بند کفشهایت از تو بهترند!
خداوند، لهو و لعب را نمی پسندد و خیانت به مسلمانان و تباه کردن کارهای آنان، خداوند را به خشم می آورد، و کسی که چنین است، شایسته نیست که به وسیله او مرزها پاسداری شود. هرگاه نامه ام به تو رسید، نزد من بیا ». 3
منذر، نزد امام آمد و گروهی از او شکایت کردند که سی هزار دینار از بیت المال برداشته است .
امام از او سؤال کرد.
وی انکار نمود .
او را به گفته اش سوگند داد، ولی سوگند یاد نکرد.
او را از سِمتش عزل و بعد زندانی نمود. 4
توجه :
1- منذر ابن جارود در جنگ جمل از فرماندهان امام علي(ع) بود 5.
2- او همان كسي است كه وقتي كه امام حسين (ع) نامه اي به بزرگان بصره نوشت و از آنها دعوت به پيوستن به خود كرد ، نامه رسان و اصل نامه را به عبيداله زياد تسليم كرده و باعث كشته شدن او و متوجه شدن عبيداله از حركت امام بسوي كوفه شده و اتفاقات بعدي گرديد . 6
3- امام هيچ ابايي از اينكه بگويد در امر انتخاب منذر اشتباه كرده ندارد ، چرا كه امور سياسي را از اموري ميداند كه به اطلاعات شخص حاكم و تجربه او و مشاوره هايي كه ميكند وابسته است و چه بسا برآيند اين سه مورد ، منجر به خطا بشود و اين براي هر حاكمي از جمله امام (ع) صادق است . ( خطبه 216 نهج البلاغه ) 7
زيرنويسها :
1- جارود در زمان پيامبر(ص) از اهالي بحرين بود كه از مسيحيت به اسلام گرويد و از صحابه وفادار او شد و در زمان عمر در يكي از جنگها كشته شد .
2- َامَّا بَعْدُ، فَإِنَّ صَلاَحَ أَبِيکَ غَرَّنِي مِنْکَ، وَظَنَنْتُ أَنَّکَ تَتَّبِعُ هَدْيَهُ، وَتَسْلُکُ سَبِيلَهُ ...
3- نامه 71 نهج البلاغه (من کتاب له عليه السلام الي المنذر بن الجارود العبدي )
4- أانساب الأشراف، ج 2، ص 391؛ تاریخ الیعقوبی، ج 27، ص 302.
5- الجمل:321، تاريخ الطبري:505/4،
6- تاريخ الطبري:357/5، الکامل في التاريخ:535/2 و 536، الأخبار الطوال:231.
7- فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ
محمد صالحي – 10/2/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مُنذر بن جارود ، فرماندار امیرمؤمنان در اصطخر ( از شهرهای قدیمی فارس ) بود .
به علی (ع) خبر رسید که فرماندارش در توزیع ثروتها گشاده دستی می کند و به هر که بخواهد ، بدون حساب و کتاب می بخشد .
حضرت در ضمن نامه ای به منذر بن جارود نوشت :
« خوبی پدرت 1، مرا درباره تو فریب داد 2 .
گمان می کردم تو از شیوه و رفتار او پیروی می کنی ؛ امّا آن گونه که از تو به من رسیده ، پیروی هوا و هوس را رها نمی کنی ، گرچه به دینت آسیب برساند و به سخن خیرخواهان، گوش فرا نمی دهی، گرچه خالصانه خیرخواهی کنند .
به من خبر رسیده که کارهای بسیاری را بر زمین می گذاری و برای سرگرمی و تفریح و صید ، بیرون می روی و در ثروت خداوند ، نسبت به بادیه نشینان قبیله ات گشاده دستی می کنی، گویا بیت المال، میراث پدر و مادر توست!
به خدا سوگند ، اگر این گزارشها درست باشد، شتر قبیله ات و بند کفشهایت از تو بهترند!
خداوند، لهو و لعب را نمی پسندد و خیانت به مسلمانان و تباه کردن کارهای آنان، خداوند را به خشم می آورد، و کسی که چنین است، شایسته نیست که به وسیله او مرزها پاسداری شود. هرگاه نامه ام به تو رسید، نزد من بیا ». 3
منذر، نزد امام آمد و گروهی از او شکایت کردند که سی هزار دینار از بیت المال برداشته است .
امام از او سؤال کرد.
وی انکار نمود .
او را به گفته اش سوگند داد، ولی سوگند یاد نکرد.
او را از سِمتش عزل و بعد زندانی نمود. 4
توجه :
1- منذر ابن جارود در جنگ جمل از فرماندهان امام علي(ع) بود 5.
2- او همان كسي است كه وقتي كه امام حسين (ع) نامه اي به بزرگان بصره نوشت و از آنها دعوت به پيوستن به خود كرد ، نامه رسان و اصل نامه را به عبيداله زياد تسليم كرده و باعث كشته شدن او و متوجه شدن عبيداله از حركت امام بسوي كوفه شده و اتفاقات بعدي گرديد . 6
3- امام هيچ ابايي از اينكه بگويد در امر انتخاب منذر اشتباه كرده ندارد ، چرا كه امور سياسي را از اموري ميداند كه به اطلاعات شخص حاكم و تجربه او و مشاوره هايي كه ميكند وابسته است و چه بسا برآيند اين سه مورد ، منجر به خطا بشود و اين براي هر حاكمي از جمله امام (ع) صادق است . ( خطبه 216 نهج البلاغه ) 7
زيرنويسها :
1- جارود در زمان پيامبر(ص) از اهالي بحرين بود كه از مسيحيت به اسلام گرويد و از صحابه وفادار او شد و در زمان عمر در يكي از جنگها كشته شد .
2- َامَّا بَعْدُ، فَإِنَّ صَلاَحَ أَبِيکَ غَرَّنِي مِنْکَ، وَظَنَنْتُ أَنَّکَ تَتَّبِعُ هَدْيَهُ، وَتَسْلُکُ سَبِيلَهُ ...
3- نامه 71 نهج البلاغه (من کتاب له عليه السلام الي المنذر بن الجارود العبدي )
4- أانساب الأشراف، ج 2، ص 391؛ تاریخ الیعقوبی، ج 27، ص 302.
5- الجمل:321، تاريخ الطبري:505/4،
6- تاريخ الطبري:357/5، الکامل في التاريخ:535/2 و 536، الأخبار الطوال:231.
7- فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ
محمد صالحي – 10/2/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با احترام گذاشتن به عقاید همدیگر دنیایی زیباتر بسازیم
افرادی در زیر باران نماز می خوانند و عابران برایشان چتر می گیرند 💯
افرادی در زیر باران نماز می خوانند و عابران برایشان چتر می گیرند 💯
❤1
بد فهمی از سنت : پوشش ضخیم و خشن
با توجه به وضع معیشتی صدر اسلام و هم چنین عدم علم و یا امکانات دوخت و دوز ، جامه و لباس مردم ، بسیار ساده و معمولا در حد یک لنگ با و یا بدون بالاپوش بوده که به دلیل نازکی آنها ( جهت ارزانتر بودن ) ، امکان پوشش مناسب اندام را نداشتند .
از طرف دیگر بعضی افراد متمول با لباس های حریر و بدن نما ، بر دیگران فخر فروخته و خودنمایی می کردند .
بدین منظور ، سفارش پیامبر(ص) و امام علی (ع) ، استفاده از لباس هایی بوده که نه جنبه تفاخر داشته باشد و نه بدن نما ، و نه تنها توصیه به پوشش لباس ضخیم می کردند ، که خود نیز چنین می پوشیدند .
آنجا که امام علی(ع) می فرمایند :
بر شما باد لباس ضخيم و كُلُفت ، زيرا كسى كه لباسش نازك و بدن نما باشد، دين او هم نازك است. هيچ كس از شما نبايد با لباس بدن نما در مقابل خداوند بايستد. 1
اما پوشش امام صادق(ع) و بیانات صریح ایشان در برخورد با کسانی که او را از پوشش زیبا و شیک ( متناسب شرایط زمان امام (ع)) سرزنش کرده و دائم سنت پیامبر(ص) و امام علی(ع) را به رخ او می کشیدند ، برداشت و اصل دیگری را به ما گوشزد می کند :
آنجا که در احادیث زیر داریم :
1- حمادبن عثمان روایت کرده که نزد امام صادق (ع)بودم ، مردی به او گفت :خدا به شما خیر دهد ، خود شما گفتید که علی بن ابی طالب لباس خشن می پوشید و پیراهنی که قیمتش چهار درهم بود به تن می کرد و سخنانی از این قبیل . در حالی که ما می بینیم شما لباس خوب میپوشید! 2
امام در پاسخ فرمودند :
علی ابی طالب زمانی آن لباس را می پوشید که عیب نبود . اگر آن لباس را در این زمان می پوشید ، به واسطه ی آن مشهور و انگشت نما می شد . بنابراین بهترین لباس در هر زمان ، لباس مردم آن زمان است.
2- شخصی به امام صادق(ع)عرض می کند :عجبا از مردمی که اندک و ساده می خورند ، لباس خشن می پوشند و ادای تواضع دارند : 3 . 4
امام عرض می کنند :
آیا نمی دانی که یوسف که پیامبر و پیامبر زاده بود ، لباس ابریشمی مصری مزین به طلا می پوشید و با فرعون مجالست داشت ؟! خداوند طعام و یا نوشیدنی حلالی را حرام نکرده ، مگر آنچه اقتضای حرام دارد ، چه کم و چه زیاد ، همانطور که خداوند می فرماید :
بگو در شان چه کسی است که زینت ها و طیباتی را که خدا برای بندگانش آفریده حرام نماید ؟
3- روزی سفیان ثوری نزد امام صادق (ع) رفت و دید که آن حضرت لباس سفیدی همچون پرده ی زیرین پوست تخم مرغ پوشیده است . سفیان عرض کرد : این لباس شایسته ی شما نیست . 5
امام (ع) فرمود : رسول خدا (ص) در زمان خشکسالی و فقر زندگی می کرد . اما وقتی دنیا به مردم روی آورد ، شایسته ترین مردم در استفاده از نعمت های دنیوی ، نیکو کاران و مومنان و مسلمانان هستند نه ستمکاران و منافقان و کافران.
نتیجه بحث :
1- آنچه که از مفاد روایات استفاده می شود ، توصیه به صفت زهد نبوده ، بلکه نهی از شفاف و بدن نما بودن لباس ، که منجر به نوعی برهنگی و هنجار شکنی می شود بوده است .
همانطور که صراحت روایت زیر بیان می کند :
امام صادق(ع): شایسته زن مسلمان ( و تبعا هر مسلمان ) نیست که لباسی بپوشد که گویی چیزی نپوشیده است . 6
2- بر اساس روایات و سیره امامان(ع) ، آنچه اصل اخلاقی مورد سفارش آن بزرگان بوده ، شهره مردم نشدن ، تفاخر نکردن و پاکسازی جامعه از فسادهای ناشی از برهنگی بوده است .
همانطور که صراحت روایت زیر بیان می کند :
امام صادق(ع) : خداوند لباس شهرت که باعث انگشت نماشدن فرد شود را دشمن دارد . 7
3- امامان بزرگوار (ع) ، فقط در پی بیان یک معیار اخلاقی ، عقلانی برای نوع پوشش بودند ، هر چند در زمان خود ، مصداق های عرفی جامعه ( که بعضا بدنبال فرهنگ سازی نیز بودند ) را بیان و رعایت می کردند .
4- نوع پوشش ، یک امر فراتاریخی و ابدی نبوده ، بلکه ابزاری است برای محقق کردن معیار و اصل اخلاقی فوق ، که بهترین آن در هر عصر ، استفاده از نعمت ها و زینت های خدا به بهترین شکل ممکن ، برای تولید و تهیه پوشش بوده ، اما متناسب با عرف اجتماعی همان عصر ، از نظر شرایط اقتصادی ، نمای ظاهری ، محل زندگی و جایگاه اجتماعی افراد . 8
5- موارد فوق الذکر ، اصولی عقلایی بوده ، که توسط عقل صائب فردی ، قابل کشف و تایید بوده و قطعا مصداق یابی لباس عرفی هر عصر نیز ، بر عهده سیره عقلای آن عصر ، می باشد .
زیرنویسها :
1- وسائل الشیعه جز 5 – ح 5804
2- وسائل الشیعه ج 5 ح 5772 ص 17
3- سوره اعراف آیه 32
4- وسائل الشیعه ج 5 ح 5773 ص 17
5- وسائل الشیعه ج5 ح 5775 ص 19
6- کافی ج 3 ح 14 ص 396
7- کافی ج6 ح 1 ص 444
8- توجه شود که بحث ، مربوط به نوع پوشش می باشد ، نه میزان آن ، و با موضوع حجاب قابل مناقشه نمی باشد .
تحقیق : محمد صالحی 10 / 12/ 91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
با توجه به وضع معیشتی صدر اسلام و هم چنین عدم علم و یا امکانات دوخت و دوز ، جامه و لباس مردم ، بسیار ساده و معمولا در حد یک لنگ با و یا بدون بالاپوش بوده که به دلیل نازکی آنها ( جهت ارزانتر بودن ) ، امکان پوشش مناسب اندام را نداشتند .
از طرف دیگر بعضی افراد متمول با لباس های حریر و بدن نما ، بر دیگران فخر فروخته و خودنمایی می کردند .
بدین منظور ، سفارش پیامبر(ص) و امام علی (ع) ، استفاده از لباس هایی بوده که نه جنبه تفاخر داشته باشد و نه بدن نما ، و نه تنها توصیه به پوشش لباس ضخیم می کردند ، که خود نیز چنین می پوشیدند .
آنجا که امام علی(ع) می فرمایند :
بر شما باد لباس ضخيم و كُلُفت ، زيرا كسى كه لباسش نازك و بدن نما باشد، دين او هم نازك است. هيچ كس از شما نبايد با لباس بدن نما در مقابل خداوند بايستد. 1
اما پوشش امام صادق(ع) و بیانات صریح ایشان در برخورد با کسانی که او را از پوشش زیبا و شیک ( متناسب شرایط زمان امام (ع)) سرزنش کرده و دائم سنت پیامبر(ص) و امام علی(ع) را به رخ او می کشیدند ، برداشت و اصل دیگری را به ما گوشزد می کند :
آنجا که در احادیث زیر داریم :
1- حمادبن عثمان روایت کرده که نزد امام صادق (ع)بودم ، مردی به او گفت :خدا به شما خیر دهد ، خود شما گفتید که علی بن ابی طالب لباس خشن می پوشید و پیراهنی که قیمتش چهار درهم بود به تن می کرد و سخنانی از این قبیل . در حالی که ما می بینیم شما لباس خوب میپوشید! 2
امام در پاسخ فرمودند :
علی ابی طالب زمانی آن لباس را می پوشید که عیب نبود . اگر آن لباس را در این زمان می پوشید ، به واسطه ی آن مشهور و انگشت نما می شد . بنابراین بهترین لباس در هر زمان ، لباس مردم آن زمان است.
2- شخصی به امام صادق(ع)عرض می کند :عجبا از مردمی که اندک و ساده می خورند ، لباس خشن می پوشند و ادای تواضع دارند : 3 . 4
امام عرض می کنند :
آیا نمی دانی که یوسف که پیامبر و پیامبر زاده بود ، لباس ابریشمی مصری مزین به طلا می پوشید و با فرعون مجالست داشت ؟! خداوند طعام و یا نوشیدنی حلالی را حرام نکرده ، مگر آنچه اقتضای حرام دارد ، چه کم و چه زیاد ، همانطور که خداوند می فرماید :
بگو در شان چه کسی است که زینت ها و طیباتی را که خدا برای بندگانش آفریده حرام نماید ؟
3- روزی سفیان ثوری نزد امام صادق (ع) رفت و دید که آن حضرت لباس سفیدی همچون پرده ی زیرین پوست تخم مرغ پوشیده است . سفیان عرض کرد : این لباس شایسته ی شما نیست . 5
امام (ع) فرمود : رسول خدا (ص) در زمان خشکسالی و فقر زندگی می کرد . اما وقتی دنیا به مردم روی آورد ، شایسته ترین مردم در استفاده از نعمت های دنیوی ، نیکو کاران و مومنان و مسلمانان هستند نه ستمکاران و منافقان و کافران.
نتیجه بحث :
1- آنچه که از مفاد روایات استفاده می شود ، توصیه به صفت زهد نبوده ، بلکه نهی از شفاف و بدن نما بودن لباس ، که منجر به نوعی برهنگی و هنجار شکنی می شود بوده است .
همانطور که صراحت روایت زیر بیان می کند :
امام صادق(ع): شایسته زن مسلمان ( و تبعا هر مسلمان ) نیست که لباسی بپوشد که گویی چیزی نپوشیده است . 6
2- بر اساس روایات و سیره امامان(ع) ، آنچه اصل اخلاقی مورد سفارش آن بزرگان بوده ، شهره مردم نشدن ، تفاخر نکردن و پاکسازی جامعه از فسادهای ناشی از برهنگی بوده است .
همانطور که صراحت روایت زیر بیان می کند :
امام صادق(ع) : خداوند لباس شهرت که باعث انگشت نماشدن فرد شود را دشمن دارد . 7
3- امامان بزرگوار (ع) ، فقط در پی بیان یک معیار اخلاقی ، عقلانی برای نوع پوشش بودند ، هر چند در زمان خود ، مصداق های عرفی جامعه ( که بعضا بدنبال فرهنگ سازی نیز بودند ) را بیان و رعایت می کردند .
4- نوع پوشش ، یک امر فراتاریخی و ابدی نبوده ، بلکه ابزاری است برای محقق کردن معیار و اصل اخلاقی فوق ، که بهترین آن در هر عصر ، استفاده از نعمت ها و زینت های خدا به بهترین شکل ممکن ، برای تولید و تهیه پوشش بوده ، اما متناسب با عرف اجتماعی همان عصر ، از نظر شرایط اقتصادی ، نمای ظاهری ، محل زندگی و جایگاه اجتماعی افراد . 8
5- موارد فوق الذکر ، اصولی عقلایی بوده ، که توسط عقل صائب فردی ، قابل کشف و تایید بوده و قطعا مصداق یابی لباس عرفی هر عصر نیز ، بر عهده سیره عقلای آن عصر ، می باشد .
زیرنویسها :
1- وسائل الشیعه جز 5 – ح 5804
2- وسائل الشیعه ج 5 ح 5772 ص 17
3- سوره اعراف آیه 32
4- وسائل الشیعه ج 5 ح 5773 ص 17
5- وسائل الشیعه ج5 ح 5775 ص 19
6- کافی ج 3 ح 14 ص 396
7- کافی ج6 ح 1 ص 444
8- توجه شود که بحث ، مربوط به نوع پوشش می باشد ، نه میزان آن ، و با موضوع حجاب قابل مناقشه نمی باشد .
تحقیق : محمد صالحی 10 / 12/ 91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
🤡1
حكم رقص
• آيه الله مرحوم دكتر صادقي تهراني ( م97 گزيده فتاوا ( http://www.forghan..ir
رقص محارم در کنار هم در صورتی که شهوت انگیز نباشد و موجب ترک واجب و فعل حرام نشود، جایز است .
• استاد دكتر كديور ( ۱۳ خرداد ۱۳۹۲ ( kadivar..com ))
1- رقصیدن فی حد نفسه حرام نیست ، آنچه حرام است موارد زیر است:
الف. اختلاط زن و مرد نامحرم.
ب. رقصیدن زنان در برابر مردان نامحرم.
ج. رقصها و حرکات شهوانی (در غیر زن و شوهر)
2- بنابراین رقصیدن از جمله در مجالس عروسی به شرط رعایت سه نکتهی فوق (بویژه جدا بودن مجلس زنانه و مردانه) شرعا مجاز است. حرکات موزون، سماع و رقصهای متعارف محلی مردان در برابر جمع نیز بلامانع است.
• آيه الله جناتي : @jannaati
رقص زنان در مجلس زنان و رقص مردان در مجلس مردان، در عروسی ها و مناسبات شادی اشكالی ندارد...
• آيه الله رياحي (http://www.ehtejaj..com/main )
رقص مردان و زنان حتی در حضور نامحرم ، فی نفسه حرام نیست مگر موجب مفسدهای باشد . مثلا پوشش مناسب نداشته باشند، یا موجب تحریک شهوانی بیننده شود یا ریبه باشد و . . .
محمد صالحي – 30/3/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• آيه الله مرحوم دكتر صادقي تهراني ( م97 گزيده فتاوا ( http://www.forghan..ir
رقص محارم در کنار هم در صورتی که شهوت انگیز نباشد و موجب ترک واجب و فعل حرام نشود، جایز است .
• استاد دكتر كديور ( ۱۳ خرداد ۱۳۹۲ ( kadivar..com ))
1- رقصیدن فی حد نفسه حرام نیست ، آنچه حرام است موارد زیر است:
الف. اختلاط زن و مرد نامحرم.
ب. رقصیدن زنان در برابر مردان نامحرم.
ج. رقصها و حرکات شهوانی (در غیر زن و شوهر)
2- بنابراین رقصیدن از جمله در مجالس عروسی به شرط رعایت سه نکتهی فوق (بویژه جدا بودن مجلس زنانه و مردانه) شرعا مجاز است. حرکات موزون، سماع و رقصهای متعارف محلی مردان در برابر جمع نیز بلامانع است.
• آيه الله جناتي : @jannaati
رقص زنان در مجلس زنان و رقص مردان در مجلس مردان، در عروسی ها و مناسبات شادی اشكالی ندارد...
• آيه الله رياحي (http://www.ehtejaj..com/main )
رقص مردان و زنان حتی در حضور نامحرم ، فی نفسه حرام نیست مگر موجب مفسدهای باشد . مثلا پوشش مناسب نداشته باشند، یا موجب تحریک شهوانی بیننده شود یا ریبه باشد و . . .
محمد صالحي – 30/3/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
❤1
استخاره در نظر استاد كوشا
اما در باره« استخاره » باید عرض کنم:
استخاره در لغت به معنی« طلب خیر » از خدای یکتای بی همتا ست.
بنابر این، استخاره نوعی دعا کردن و درخواست کمک از درگاه خالق انسان است.
یکی از علمای بزرگ روشنفکر و نویسنده اهل سنت در مقدمه کتابش نوشته است : من برای ترجمه این کتاب از خدا ی متعال استخاره کردم. مرادش این است که دعا کردم و طلب خیر نمودم که مرا بر انجام این کار موفق گرداند.
اصلا استخاره به همین معناست.
ولی آنچه که امروزه معمول گردیده و حتی برای شماری دکان مرید پروری و درآمد شده است استخاره نیست، بلکه نامش« تفال » است که در روایتی از امام صادق (ع) در الکافی از آن نهی شده است، آن هم با تعبیر « لاتتفالوا بالقرآن...يعني به وسیله قرآن تفال نزنید ».
در یکی از آثار آیت الله مشکینی دیدم که ایشان تمام روایات این استخاره هایی که علامه مجلسی و دیگران نقل کرده اند، سنداً و دلالتاً ضعيف دانسته و مردود شمرده بود.
و حضرت استاد آیت الله صالحی نجف آبادی هم تفال به قرآن را مردود می دانستند و این کارها را وهن قرآن تلقی می کردند.
قاطبه اهل سنت هم - جز دراویش و صوفیان شان- این کار را ناروا می دانند.
ولی مع الأسف امروزه دفتر مراجع یکی از لوازم کار خود و حتی امام جماعت شدن را تفال به قرآن در قالب استخاره!!! به شمار می آورند!
به هر حال این کارها استخاره نیست بلکه تفال است، وتفال هم سابقه دیرینه در فرهنگ های پیش از اسلام داشته که در سوره یاسین هم بدان اشاره شده است.
و هنوز هم حتی برخی از مقدسین با دانه های تسبیح تفال می زنند و این کار را حد اقل در شان قرآن نمی دانند.
یکی از دوستان می گفت: جوانی درب منزل یکی از آیات در قم با عتاب و تندی و بد و بیراه با صدای بلند به او می گفت : برای ازدواجم نزد تو استخاره کردم، به من گفتی بسیار خوب است! تو مرا بدبخت کردی ، این زنم بسیار بد است و ما درحال متارکه هستیم!!!
به هرحال این فرهنگ تفال ربطی به استخاره به معنای واقعی آن ندارد.
هرجا و هر کس از من استخاره بخواهد، اول معنا و مفهوم آن را برایش توضیح می دهم و سپس می گویم من در علم تفال، تخصصی ندارم. اگر اعتقاد دارید به اهلش مراجعه کنید.
قرآن کتاب روشن وروشنگر و هدایت است نه کتاب تفال!!!
تلگرام – 27/4/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
اما در باره« استخاره » باید عرض کنم:
استخاره در لغت به معنی« طلب خیر » از خدای یکتای بی همتا ست.
بنابر این، استخاره نوعی دعا کردن و درخواست کمک از درگاه خالق انسان است.
یکی از علمای بزرگ روشنفکر و نویسنده اهل سنت در مقدمه کتابش نوشته است : من برای ترجمه این کتاب از خدا ی متعال استخاره کردم. مرادش این است که دعا کردم و طلب خیر نمودم که مرا بر انجام این کار موفق گرداند.
اصلا استخاره به همین معناست.
ولی آنچه که امروزه معمول گردیده و حتی برای شماری دکان مرید پروری و درآمد شده است استخاره نیست، بلکه نامش« تفال » است که در روایتی از امام صادق (ع) در الکافی از آن نهی شده است، آن هم با تعبیر « لاتتفالوا بالقرآن...يعني به وسیله قرآن تفال نزنید ».
در یکی از آثار آیت الله مشکینی دیدم که ایشان تمام روایات این استخاره هایی که علامه مجلسی و دیگران نقل کرده اند، سنداً و دلالتاً ضعيف دانسته و مردود شمرده بود.
و حضرت استاد آیت الله صالحی نجف آبادی هم تفال به قرآن را مردود می دانستند و این کارها را وهن قرآن تلقی می کردند.
قاطبه اهل سنت هم - جز دراویش و صوفیان شان- این کار را ناروا می دانند.
ولی مع الأسف امروزه دفتر مراجع یکی از لوازم کار خود و حتی امام جماعت شدن را تفال به قرآن در قالب استخاره!!! به شمار می آورند!
به هر حال این کارها استخاره نیست بلکه تفال است، وتفال هم سابقه دیرینه در فرهنگ های پیش از اسلام داشته که در سوره یاسین هم بدان اشاره شده است.
و هنوز هم حتی برخی از مقدسین با دانه های تسبیح تفال می زنند و این کار را حد اقل در شان قرآن نمی دانند.
یکی از دوستان می گفت: جوانی درب منزل یکی از آیات در قم با عتاب و تندی و بد و بیراه با صدای بلند به او می گفت : برای ازدواجم نزد تو استخاره کردم، به من گفتی بسیار خوب است! تو مرا بدبخت کردی ، این زنم بسیار بد است و ما درحال متارکه هستیم!!!
به هرحال این فرهنگ تفال ربطی به استخاره به معنای واقعی آن ندارد.
هرجا و هر کس از من استخاره بخواهد، اول معنا و مفهوم آن را برایش توضیح می دهم و سپس می گویم من در علم تفال، تخصصی ندارم. اگر اعتقاد دارید به اهلش مراجعه کنید.
قرآن کتاب روشن وروشنگر و هدایت است نه کتاب تفال!!!
تلگرام – 27/4/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
❤2👍1
زمان تشريع احكام عبادي در صدر اسلام - 1
1- نماز
• طبق روایات ، به طور قطع ، قبل از سال نهم بعثت هیچ وجوبی درباره نماز نبوده است .
• اصل وجوب نماز ، در شب معراج در 17 ماه رمضان و 18 ماه قبل از هجرت اتفاق افتاده است. 1
• كه 5 نماز (5 نماز دو رکعتی) مقرر شد .
• بعد از اینکه پیامبر(ص) به مدینه رفتند، 7 رکعت دیگر به 10 رکعت اضافه کردند .
2- روزه
• رمضان از ماده “ رمض ” می باشد که به معنای شدت تابش آفتاب بر خاک است .
• رمضان در زمان شدت گرما بود ، از آن جهت رمضان نامیده شد .
• روزه در سال دوم هجرت با نزول آیه 183 سوره بقره واجب شد . 2
3- حج
• اولين حج ، سال نهم هجری که مسلمانان و مشركان با یکدیگر حج گزاردند ، ذکر شده است .
• اولين حج رسمي ، كه پيامبر احكام آن را بيان كردند ، در سال دهم هجرت در حجه الوداع اتفاق افتاده است .
4- زكات
• زکات همانند نماز ، پیوسته از فرایض مهم و تالی تلو آن و از شرايط قوام دين بوده است . ( واژة زکات در قرآن لفظاً و معناً متجاوز از یکصد مرتبه تکرار شده است .
در این میان واژة زکات به صورت معرفه « الزکوة », 30 بار آمده است که 27 بار آن مقارن با کلمة « صلاة » و حتی در یک آیه آورده شده است مانند : انبیاء, 73 - مریم,54 و بقره, 83 - مریم, 31 - بینه, 5 )
• تشریع زکات ، در اولین آیات الهام شده به مهبط وحی آمده است . اما گفته اند که زکات در آیات مکی به صورت مطلق و مستقل از حدود و احكام بوده و بيشتر ارشاد به آن بوده است .
• قول مشهور آن است که زکات در مدینه تشریع شده است . و احكام زکات با تعیین نصاب برنامة جمع آوری و اخذ آن ، در سال دوّم هجری قمری و در مدینه واجب شده است ، زیرا در مدینه بود که جماعت مسلمانان توانستند کیان مستقل و حکومت داشته باشند .
ادامه دارد :
15 / 10 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت دوم :
https://telegram.me/beshnofekrkon/538
1- نماز
• طبق روایات ، به طور قطع ، قبل از سال نهم بعثت هیچ وجوبی درباره نماز نبوده است .
• اصل وجوب نماز ، در شب معراج در 17 ماه رمضان و 18 ماه قبل از هجرت اتفاق افتاده است. 1
• كه 5 نماز (5 نماز دو رکعتی) مقرر شد .
• بعد از اینکه پیامبر(ص) به مدینه رفتند، 7 رکعت دیگر به 10 رکعت اضافه کردند .
2- روزه
• رمضان از ماده “ رمض ” می باشد که به معنای شدت تابش آفتاب بر خاک است .
• رمضان در زمان شدت گرما بود ، از آن جهت رمضان نامیده شد .
• روزه در سال دوم هجرت با نزول آیه 183 سوره بقره واجب شد . 2
3- حج
• اولين حج ، سال نهم هجری که مسلمانان و مشركان با یکدیگر حج گزاردند ، ذکر شده است .
• اولين حج رسمي ، كه پيامبر احكام آن را بيان كردند ، در سال دهم هجرت در حجه الوداع اتفاق افتاده است .
4- زكات
• زکات همانند نماز ، پیوسته از فرایض مهم و تالی تلو آن و از شرايط قوام دين بوده است . ( واژة زکات در قرآن لفظاً و معناً متجاوز از یکصد مرتبه تکرار شده است .
در این میان واژة زکات به صورت معرفه « الزکوة », 30 بار آمده است که 27 بار آن مقارن با کلمة « صلاة » و حتی در یک آیه آورده شده است مانند : انبیاء, 73 - مریم,54 و بقره, 83 - مریم, 31 - بینه, 5 )
• تشریع زکات ، در اولین آیات الهام شده به مهبط وحی آمده است . اما گفته اند که زکات در آیات مکی به صورت مطلق و مستقل از حدود و احكام بوده و بيشتر ارشاد به آن بوده است .
• قول مشهور آن است که زکات در مدینه تشریع شده است . و احكام زکات با تعیین نصاب برنامة جمع آوری و اخذ آن ، در سال دوّم هجری قمری و در مدینه واجب شده است ، زیرا در مدینه بود که جماعت مسلمانان توانستند کیان مستقل و حکومت داشته باشند .
ادامه دارد :
15 / 10 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت دوم :
https://telegram.me/beshnofekrkon/538
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍1
زمان تشريع احكام عبادي در صدر اسلام - 2
5- خمس
• ترديدى نيست كه آيه خمس در مدينه و پس از جنگ بدر نازل شده است .
• آنچه مسلّم است اينكه حضرت رسول(ص) خمس غنايم جنگى را اخذ مىكرد .
• اما خمس سود تجارت ، از بعد از زمان امام موسي كاظم(ع) مطرح و بحثهاي مختلفي در مورد وجوب ، مقدار و نحوه محاسبه و موارد مصرف آن انجام گرفته است .
6- حجاب
• كلمه حجاب هم به معنى پوشیدن است و هم به معنى پرده و حاجب ، بیشتر استعمالش به معنى پرده است .
• این واژه در قرآن و حدیث نیز با عنایت به همین معناى لغوى به كار رفته و معناى خاصى پیدا نكرده است . 3
• استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن ، اصطلاح نسبتاً جدیدى است . در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معنى پوشش است به كار مى رفته است .
• پوشش زن در اسلام این است كه زن در معاشرت خود با مردان ، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود نمایى نپردازد .
• در آیات مربوطه ، لغت حجاب به كار نرفته است . آیاتى كه در این باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب ، حدود پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذكر كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار برده باشد . 4
• شواهد متعددى از قرآن ، حاكى از این نكته است كه در جامعه عرب قبل از اسلام ، زنان براى حضور در اجتماع از پوشش مناسب و مطلوبى برخوردار نبودند . به همین دلیل همسران پیامبر(ص) در آيات سوره احزاب كه سال 5 هجرت نازل شد 5 ، از متابعت آن الگو منع مى شوند . 6
• از شأن نزول آيه 30 سوره نور كه در سال 8 هجري نازل شد 7 ، مى توان استنباط كرد كه اولین آیاتى كه در تشریع حجاب و بیان محدوده نظر نازل شده ، همین آیات سوره نور ميباشد .8
• آنچه را که از تاریخ استفاده می شود ، زنان عرب معمولاً پیراهن هایی می پوشیدند که گریبان هایشان باز بود و دور گردن و سینه ، در معرض دید بود و روسری هایی که به سر می انداختند ، قسمت های پایین آن را به پشت سر می انداختند به طور طبیعی گوش ها و گوش واره ها و جلوی سینه و گردن نمایان بود . 9
• آنچه از بدن زن در عصر نزول آشکار بوده ، ساعد، ساق، صورت، گردن و مو بوده است كه اعراب حجاز همین مقدار را نیز به دلایل فقر و بي تفاوتي درست نمی پوشانیدند .
• مفاد آیه 30 سوره نور ، این است که دو طرف خِمار را به گونه ای استعمال کنید که سینه هایتان کاملا پوشیده باشد .
• اگر خِمار به معنی سرانداز هم باشد به عمامه عربی نزدیکتر است تا به روسری شرعیِ ساتر ِمو .10
• زيرنويسها :
1- سبحاني، جعفر، فروغ ابديت، نشر دانش اسلامي، 1363 ش، ج 1، ص 385
2- ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج 1، ص 191
3- مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 430ـ 429.
4- مرتضى مطهرى، همان، ج 19، ص 430ـ431.
5- محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 20، ص 376ـ377
6- احزاب، آیه هاى 32 ـ 33 و 59 ( سال پنجم هجري )
7- محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 20، ص 376ـ377 - جعفر مرتضى عاملى، حدیث الافك، ص 129
8- محمد كلینى، كافى، ج 5، ص 521 - محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 15، ص 116 –
9- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 19، ص 484- 485.
10- كديور ، تاملي در مسئله حجاب
15 / 10 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/537
5- خمس
• ترديدى نيست كه آيه خمس در مدينه و پس از جنگ بدر نازل شده است .
• آنچه مسلّم است اينكه حضرت رسول(ص) خمس غنايم جنگى را اخذ مىكرد .
• اما خمس سود تجارت ، از بعد از زمان امام موسي كاظم(ع) مطرح و بحثهاي مختلفي در مورد وجوب ، مقدار و نحوه محاسبه و موارد مصرف آن انجام گرفته است .
6- حجاب
• كلمه حجاب هم به معنى پوشیدن است و هم به معنى پرده و حاجب ، بیشتر استعمالش به معنى پرده است .
• این واژه در قرآن و حدیث نیز با عنایت به همین معناى لغوى به كار رفته و معناى خاصى پیدا نكرده است . 3
• استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن ، اصطلاح نسبتاً جدیدى است . در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معنى پوشش است به كار مى رفته است .
• پوشش زن در اسلام این است كه زن در معاشرت خود با مردان ، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود نمایى نپردازد .
• در آیات مربوطه ، لغت حجاب به كار نرفته است . آیاتى كه در این باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب ، حدود پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذكر كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار برده باشد . 4
• شواهد متعددى از قرآن ، حاكى از این نكته است كه در جامعه عرب قبل از اسلام ، زنان براى حضور در اجتماع از پوشش مناسب و مطلوبى برخوردار نبودند . به همین دلیل همسران پیامبر(ص) در آيات سوره احزاب كه سال 5 هجرت نازل شد 5 ، از متابعت آن الگو منع مى شوند . 6
• از شأن نزول آيه 30 سوره نور كه در سال 8 هجري نازل شد 7 ، مى توان استنباط كرد كه اولین آیاتى كه در تشریع حجاب و بیان محدوده نظر نازل شده ، همین آیات سوره نور ميباشد .8
• آنچه را که از تاریخ استفاده می شود ، زنان عرب معمولاً پیراهن هایی می پوشیدند که گریبان هایشان باز بود و دور گردن و سینه ، در معرض دید بود و روسری هایی که به سر می انداختند ، قسمت های پایین آن را به پشت سر می انداختند به طور طبیعی گوش ها و گوش واره ها و جلوی سینه و گردن نمایان بود . 9
• آنچه از بدن زن در عصر نزول آشکار بوده ، ساعد، ساق، صورت، گردن و مو بوده است كه اعراب حجاز همین مقدار را نیز به دلایل فقر و بي تفاوتي درست نمی پوشانیدند .
• مفاد آیه 30 سوره نور ، این است که دو طرف خِمار را به گونه ای استعمال کنید که سینه هایتان کاملا پوشیده باشد .
• اگر خِمار به معنی سرانداز هم باشد به عمامه عربی نزدیکتر است تا به روسری شرعیِ ساتر ِمو .10
• زيرنويسها :
1- سبحاني، جعفر، فروغ ابديت، نشر دانش اسلامي، 1363 ش، ج 1، ص 385
2- ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج 1، ص 191
3- مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 430ـ 429.
4- مرتضى مطهرى، همان، ج 19، ص 430ـ431.
5- محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 20، ص 376ـ377
6- احزاب، آیه هاى 32 ـ 33 و 59 ( سال پنجم هجري )
7- محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 20، ص 376ـ377 - جعفر مرتضى عاملى، حدیث الافك، ص 129
8- محمد كلینى، كافى، ج 5، ص 521 - محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 15، ص 116 –
9- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 19، ص 484- 485.
10- كديور ، تاملي در مسئله حجاب
15 / 10 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/537
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
براي بررسي عقلاني و عادلانه بودن احکام شريعت بايد چنين کرد .... https://telegram.me/beshnofekrkon
❤1
نظریه امام محمد غزالی در مورد موسيقي با استناد به نظر پيامبر(ص)
امام محمد غزالی شافعی از کسانی است که به مباح بودن موسیقی و غنا فتوا داده است .
او در کتاب احیا علوم الدین بحثی را تحت عنوان ( کتاب آداب السماع و الوجد) مطرح کرده و پس از اشاره به اقوال مختلف بزرگان سنت درباره (سماع : شنیدن موسیقی و غنا) و نقل خواب و رویای بعضی از اهل سنت در تمجید (سماع ) می گوید:
معنای سخن کسانی که می گویند : سماع حرام است این است که خدای تعالی مرتکب آن را عذاب می کند و این چیزی است که از طریق عقل و نقل نا شناخته است .
زیرا شناخت شرعیا ت منحصر است به نص و قیاس .
وقتی که درباره چیزی نه نصی وجود داشته باشد نه قیاس ، قول به تحریم آن باطل می گردد و آن عمل جز مباحات خواهد بود ودرباره (سماع ) نیز هیچ نصی و قیاسی دلالت بر حرمت نمی کند . 1
ایشان برای اثبات مدعای خود دلایلی آورده است :
الف ) عایشه می گوید : روزی دو کنیز خواننده درمنزل آواز خوانی می کردند ، پیامبر وارد شد ( اعتراضی نکرد) خوابید و صورت خود را پوشاند .
دراین حال ابوبکر وارد شد و مرا از این کار منع کرد .
پیامبر صورت خود را باز کر د و به ابوبکر فرمود : بگذار بخوانند ایام عید است . 2
ب) عایشه می گوید: عده ای از سودان آمده بودند و بازی رقص و پای کوبی می کردند .
پیامبر به من فرمود می خواهی تماشا کنی ؟
گفتم : آری .
پیامبر مرا در پشت خود قرار داد به گونه ای که سرم را به شانه پیامبر گذارم و صورتم درکنار او قرارگرفت .
آن قدر تماشا کردم تا خسته شدم .
پیامبر فرمود : بس است ؟
گفتم : آری .
فرمود : پس برو به خانه . 3
1- الموسوعه الفقهیه ج 2 ص 431
2- احیاءعلوم الدین ج 2 ص 442
3- احیاءعلوم الدین ج 2 ص 443 – 444
محمد صالحي – 10/5/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
امام محمد غزالی شافعی از کسانی است که به مباح بودن موسیقی و غنا فتوا داده است .
او در کتاب احیا علوم الدین بحثی را تحت عنوان ( کتاب آداب السماع و الوجد) مطرح کرده و پس از اشاره به اقوال مختلف بزرگان سنت درباره (سماع : شنیدن موسیقی و غنا) و نقل خواب و رویای بعضی از اهل سنت در تمجید (سماع ) می گوید:
معنای سخن کسانی که می گویند : سماع حرام است این است که خدای تعالی مرتکب آن را عذاب می کند و این چیزی است که از طریق عقل و نقل نا شناخته است .
زیرا شناخت شرعیا ت منحصر است به نص و قیاس .
وقتی که درباره چیزی نه نصی وجود داشته باشد نه قیاس ، قول به تحریم آن باطل می گردد و آن عمل جز مباحات خواهد بود ودرباره (سماع ) نیز هیچ نصی و قیاسی دلالت بر حرمت نمی کند . 1
ایشان برای اثبات مدعای خود دلایلی آورده است :
الف ) عایشه می گوید : روزی دو کنیز خواننده درمنزل آواز خوانی می کردند ، پیامبر وارد شد ( اعتراضی نکرد) خوابید و صورت خود را پوشاند .
دراین حال ابوبکر وارد شد و مرا از این کار منع کرد .
پیامبر صورت خود را باز کر د و به ابوبکر فرمود : بگذار بخوانند ایام عید است . 2
ب) عایشه می گوید: عده ای از سودان آمده بودند و بازی رقص و پای کوبی می کردند .
پیامبر به من فرمود می خواهی تماشا کنی ؟
گفتم : آری .
پیامبر مرا در پشت خود قرار داد به گونه ای که سرم را به شانه پیامبر گذارم و صورتم درکنار او قرارگرفت .
آن قدر تماشا کردم تا خسته شدم .
پیامبر فرمود : بس است ؟
گفتم : آری .
فرمود : پس برو به خانه . 3
1- الموسوعه الفقهیه ج 2 ص 431
2- احیاءعلوم الدین ج 2 ص 442
3- احیاءعلوم الدین ج 2 ص 443 – 444
محمد صالحي – 10/5/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
دین و مذاهب، از منظر امام موسی صدر
" اديان يكي بودند و هدفي مشترك را پي مي گرفتند ؛ جنگيدن در برابر خدايان زميني و طاغوت ها و ياري مستضعفان و رنجديدگان ؛ و اين دو نيز نمودهاي حقيقتي يگانه هستند؛ ...
اديان يكي بودند و يكديگر را مورد تصديق قرار داده اند .
خداوند به واسطه اين اديان مردم را از تاريكي ها به سوي نور بيرون كشيد و آنان را از اختلافات ويرانگر نجات داد و آنان را پيمودن راه صلح و مسالمت آموخت...
اديان يكي بودند ؛ زيرا در خدمت هدفي واحد بودند : دعوت به سوي خدا و خدمت به انسان !
و اين دو نمونه هاي حقيقتي يگانه هستند...
اديان يكي بودند ؛ زيرا نقطه آغاز همه آن ها ؛ يعني خدا ، يكي است و هدف آن ها ؛ يعني انسان ، يكي است و بستر تحولات آن ها ؛ يعني جهان هستي ، يكي است...
و چون هدف را فراموش كرديم و از خدمت انسان دور شديم ، خدا نيز ما را به حال خود گذاشت و از ما دور شد ، و ما به راه ها و پاره هاي گوناگوني بدل گشتيم ، و در پي خدمت به منافع خاص خود بر آمديم ، و معبودهاي ديگر ، جز خدا را بر گزيديم ، و انسان را به نابودي كشانديم . 1
........ اگر خداوند مي خواست همه را يكسان و برابر خلق مي كرد .
اديان گرچه همگي يكي بودند، اما به مذاهب گوناگون تقسيم شدند .
مذهب راه يا منش خاصي است كه به افرادي معين اختصاص دارد ؛
مثلاً تشيع و تسنن نه دو دين كه دو مذهب از ديني واحد هستند، ........
با همين سياق مي توان در مورد همه اديان سخن گفت .
آن ها يكي هستند ، خدايشان يكي است ، و سرچشمه شان نيز يكي است ، اما آميختگي با برخي تفسيرها ، برخي دخل و تصرف ها و برخي شيوه هاي خاص ، چهره اي از آن ها به نمايش گذاشته است، كه گويي ادياني متفاوت و به دور از هم هستند .
اصول همه اديان ، توحيد ، نبوت و معاد است ، اما زوايدي كه با آن ها آميخته است ، به اجتهادات و برداشت هاي مشخص افراد يا پيروان اين اديان مربوط است... 2
زيرنويسها :
1- بخشي از سخنراني امام موسي صدر در تاریخ 19 فوریه 1975 مطابق با 30 بهمن 1353 در خطبه آغاز روزه در کلیسای کبوشین بیروت
2- به نقل از مقاله پيامبري و پيامبران – امام موسی صدر
محمد صالحی 13 / 6 /89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
" اديان يكي بودند و هدفي مشترك را پي مي گرفتند ؛ جنگيدن در برابر خدايان زميني و طاغوت ها و ياري مستضعفان و رنجديدگان ؛ و اين دو نيز نمودهاي حقيقتي يگانه هستند؛ ...
اديان يكي بودند و يكديگر را مورد تصديق قرار داده اند .
خداوند به واسطه اين اديان مردم را از تاريكي ها به سوي نور بيرون كشيد و آنان را از اختلافات ويرانگر نجات داد و آنان را پيمودن راه صلح و مسالمت آموخت...
اديان يكي بودند ؛ زيرا در خدمت هدفي واحد بودند : دعوت به سوي خدا و خدمت به انسان !
و اين دو نمونه هاي حقيقتي يگانه هستند...
اديان يكي بودند ؛ زيرا نقطه آغاز همه آن ها ؛ يعني خدا ، يكي است و هدف آن ها ؛ يعني انسان ، يكي است و بستر تحولات آن ها ؛ يعني جهان هستي ، يكي است...
و چون هدف را فراموش كرديم و از خدمت انسان دور شديم ، خدا نيز ما را به حال خود گذاشت و از ما دور شد ، و ما به راه ها و پاره هاي گوناگوني بدل گشتيم ، و در پي خدمت به منافع خاص خود بر آمديم ، و معبودهاي ديگر ، جز خدا را بر گزيديم ، و انسان را به نابودي كشانديم . 1
........ اگر خداوند مي خواست همه را يكسان و برابر خلق مي كرد .
اديان گرچه همگي يكي بودند، اما به مذاهب گوناگون تقسيم شدند .
مذهب راه يا منش خاصي است كه به افرادي معين اختصاص دارد ؛
مثلاً تشيع و تسنن نه دو دين كه دو مذهب از ديني واحد هستند، ........
با همين سياق مي توان در مورد همه اديان سخن گفت .
آن ها يكي هستند ، خدايشان يكي است ، و سرچشمه شان نيز يكي است ، اما آميختگي با برخي تفسيرها ، برخي دخل و تصرف ها و برخي شيوه هاي خاص ، چهره اي از آن ها به نمايش گذاشته است، كه گويي ادياني متفاوت و به دور از هم هستند .
اصول همه اديان ، توحيد ، نبوت و معاد است ، اما زوايدي كه با آن ها آميخته است ، به اجتهادات و برداشت هاي مشخص افراد يا پيروان اين اديان مربوط است... 2
زيرنويسها :
1- بخشي از سخنراني امام موسي صدر در تاریخ 19 فوریه 1975 مطابق با 30 بهمن 1353 در خطبه آغاز روزه در کلیسای کبوشین بیروت
2- به نقل از مقاله پيامبري و پيامبران – امام موسی صدر
محمد صالحی 13 / 6 /89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آيا خداوند كسي را عذاب مي كند يا دوري از او ، خودش عذاب است ؟ - 1
سالهاست كه در ذهن مردم اينگونه متصور شده كه خداوند شخصيتي بس پر از هيبت و جباريت و انتقام است كه در انتظار شلاق زدن بنده ايست كه راه به خلاف برود .
در اين نگاه ، خداوند از هستي و بنده هايش جدا بوده و در اعلي علييني زيست ميكند در كسوت اربابي و همه كسان بايد دايم در ترس از چشمان تيزبينش گامي به كج نگذارند و حتي فكري به غلط نكنند .
اما آنچه كه در وصف قرآني مي بينيم و در كلام رسولانش شنيده ايم و در بيان عارفاني كه او را در كشف و شهودي عاشقانه يافته اند ، وجود دارد ، خداييست سراپا مهر و سرشار از شوق ديدار .
در ادامه ، به قرآن ، نگاهي دوباره به اجمال مي افكنيم :
1- تمام هستي در يك سير كمالي هماهنگ ، به مقصودي معلوم ، در سير مدام است :
تسبح له السماوات السبع و الارض و من فيهن و ان من شيء الا يسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبيحهم 1
آسمانهاى هفتگانه و زمين و کسانى که در آنها هستند، همه تسبيح او مىگويند؛ و هر موجودى ، تسبيح و حمد او مىگويد ؛ ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد .
2- مقصود آن سير ، چيزي جز شادماني و آرامش در پي ندارد :
• يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي 2
اي روح آرامش يافته ؛ خشنود و پسنديده به سوي پروردگارت بازگرد و در زمره بندگان من داخل شو ، و به بهشت من در آي .
• فرحين بما آتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الا خوف عليهم و لا هم يحزنون 3
از فضيلتي كه خدا نصيبشان كرده است شادمانند و به آنها كه در پي شان هستند و هنوز به آنها نپيوسته اند بشارت مي دهند كه بيمي بر آنها نيست و اندوهگين نشوند .
3- دعوت خداوند از انسان براي حضور در محفل خود ، چيزي جز رسيدن به حيات دايمي و زيست روحاني جاويدان نيست :
يا ايها الذين امنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما يحييکم 4
اى کسانى که ايمان آوردهايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت کنيد هنگامى که شما را به سوى چيزى مىخواند که شما را حيات مىبخشد!
4- آنان كه اين دعوت نپذيرفتند و راه به كج راهه كشاندند ، گويي سرابي را در عوض محفل زيبا و سرمست از حضور خداوند ، گزيده اند :
والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الضمئان مائا حتی اذا جائه لم یجده شیئا و وجد الله عنده 5
کسانى که کافر شدند ، اعمالشان همچون سرابى است در يک کوير که انسان تشنه از دور آن را آب مىپندارد ؛ امّا هنگامى که به سراغ آن مىآيد چيزى نمىيابد ، و خدا را نزد آن مىيابد که حساب او را بطور کامل مىدهد .
ادامه دارد :
محمد صالحي – 24/5/95 مصادف با ولادت امام رضا(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
سالهاست كه در ذهن مردم اينگونه متصور شده كه خداوند شخصيتي بس پر از هيبت و جباريت و انتقام است كه در انتظار شلاق زدن بنده ايست كه راه به خلاف برود .
در اين نگاه ، خداوند از هستي و بنده هايش جدا بوده و در اعلي علييني زيست ميكند در كسوت اربابي و همه كسان بايد دايم در ترس از چشمان تيزبينش گامي به كج نگذارند و حتي فكري به غلط نكنند .
اما آنچه كه در وصف قرآني مي بينيم و در كلام رسولانش شنيده ايم و در بيان عارفاني كه او را در كشف و شهودي عاشقانه يافته اند ، وجود دارد ، خداييست سراپا مهر و سرشار از شوق ديدار .
در ادامه ، به قرآن ، نگاهي دوباره به اجمال مي افكنيم :
1- تمام هستي در يك سير كمالي هماهنگ ، به مقصودي معلوم ، در سير مدام است :
تسبح له السماوات السبع و الارض و من فيهن و ان من شيء الا يسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبيحهم 1
آسمانهاى هفتگانه و زمين و کسانى که در آنها هستند، همه تسبيح او مىگويند؛ و هر موجودى ، تسبيح و حمد او مىگويد ؛ ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد .
2- مقصود آن سير ، چيزي جز شادماني و آرامش در پي ندارد :
• يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي 2
اي روح آرامش يافته ؛ خشنود و پسنديده به سوي پروردگارت بازگرد و در زمره بندگان من داخل شو ، و به بهشت من در آي .
• فرحين بما آتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الا خوف عليهم و لا هم يحزنون 3
از فضيلتي كه خدا نصيبشان كرده است شادمانند و به آنها كه در پي شان هستند و هنوز به آنها نپيوسته اند بشارت مي دهند كه بيمي بر آنها نيست و اندوهگين نشوند .
3- دعوت خداوند از انسان براي حضور در محفل خود ، چيزي جز رسيدن به حيات دايمي و زيست روحاني جاويدان نيست :
يا ايها الذين امنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما يحييکم 4
اى کسانى که ايمان آوردهايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت کنيد هنگامى که شما را به سوى چيزى مىخواند که شما را حيات مىبخشد!
4- آنان كه اين دعوت نپذيرفتند و راه به كج راهه كشاندند ، گويي سرابي را در عوض محفل زيبا و سرمست از حضور خداوند ، گزيده اند :
والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الضمئان مائا حتی اذا جائه لم یجده شیئا و وجد الله عنده 5
کسانى که کافر شدند ، اعمالشان همچون سرابى است در يک کوير که انسان تشنه از دور آن را آب مىپندارد ؛ امّا هنگامى که به سراغ آن مىآيد چيزى نمىيابد ، و خدا را نزد آن مىيابد که حساب او را بطور کامل مىدهد .
ادامه دارد :
محمد صالحي – 24/5/95 مصادف با ولادت امام رضا(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آيا خداوند كسي را عذاب مي كند يا دوري از او ، خودش عذاب است ؟ - 2
5- و اين به سراب خو كردگان ، در آن كج راهه ، چيزي جز خسران و سختي و رنج ، عايدشان نخواهد شد :
• و من يتخذ الشيطان وليا من دون الله فقد خسر خسرانا مبينا 6
و هر كس كه به جاي خدا شيطان را به دوستي برگزيند زياني آشكار كرده است .
• فاعبدوا ما شئتم من دونه قل ان الخاسرين الذين خسروا انفسهم و اهليهم يوم القيامة الا ذلك هو الخسران المبين 7
بپرستيد هر چيز ديگري را جز او ؛ بگو : زيان كنندگان كساني هستند كه در روز قيامت خود و خاندانشان را از دست بدهند بهوش باشيد كه اين زياني آشكار است .
6- و چه عذابي از اين بالاتر ، كه وقتي زمان بازي دنيا تمام شد ، محفل سرمستي و عشق و شادماني الهي را ببيند و راهي و چاره اي براي ورود در آن نمي يابد :
ا فمن اتبع رضوان الله كمن باء بسخط من الله و ماواه جهنم و بئس المصير 8
آيا آن كس كه به راه خشنودي خدا مي رود ، همانند كسي است كه موجب خشم او مي شود و مكان او جهنم ، آن سرانجام بد است ؟
7- و اين جهنم نه عذابيست كه خداوند به او مي دهد ، كه دوري از رحمت و شادماني بهشت برين الهي است كه در حسرتش ميسوزد :
قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتي اذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا علي ما فرطنا فيها و هم يحملون اوزارهم علي ظهورهم الا ساء ما يزرون 9
زيان كردند آنهايي كه ديدار با خدا را دروغ پنداشتند و چون قيامت ، به ناگهان فرا رسد ، گويند : اي حسرتا بر ما به خاطر تقصيري كه كرديم ؛ اينان بار گناهانشان را بر پشت مي كشند ؛ هان ، چه بد باري را بر دوش مي كشند .
8- و اما خداوند رحمان ، آنقدر سرشار از مهرباني و گذشت و نيز لبريز از شوق ديدار بنده خود است كه بهر بهانه اي دنبال بخشيدن خطاي كج راهه اوست ، كه بيشتر از آن همه خسران ناشي از دور افتادن از قرب او ، درد مضاعف نكشد :
• نبئ عبادي اني انا الغفور الرحيم 10
به بندگانم خبر ده كه من آمرزنده و مهربانم .
• قال رب اني ظلمت نفسي فاغفر لي فغفر له انه هو الغفور الرحيم 11
گفت : اي پروردگار من ، من به خود ستم كردم مرا بيامرز ؛ و خدايش بيامرزيد زيرا آمرزنده و مهربان است .
و در يك كلام :
• خداوند ، انسان را خلق كرد و به او اختيار داد و مي دانست در اين اختيار ، راحت ترين راه رسيدن به آرزوهايش را انتخاب خواهد كرد ، هر چند آرزوهايي باشد كه هيچ اثر جاودان روحاني براي او نداشته و تنها زماني را در اين دنياي پر از سراب ، خوش باشد .
قال اني اعلم ما لا تعلمون – بقره 30
( و خداوند در اعتراض ملائك به خلقت انسان ) گفت : آنچه من مي دانم شما نمي دانيد .
• و اما آنها كه راه رسيدن به شادي حقيقي كه همان ظهور حضور خداوند در قلب آنهاست را برگزيدند چيزي جز آن نميابند و اين همان بهشتي است كه خداوند به همگان وعده داده است .
وعد الله المؤمنين و المؤمنات جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها و مساكن طيبة في جنات عدن و رضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم 12
خدا به مردان مؤمن و زنان مؤمن بهشتهايي را وعده داده است كه جويها در آن جاري است ، و بهشتيان همواره در آنجايند و نيز خانه هايي نيكو در بهشت جاويد ولي خشنودي خدا از همه برتر است كه پيروزي بزرگ ، همان خشنودي خداوند است .
• ولي آنها كه راه به كج راهه كشاندند ، به چيزي از جنس جاودانگي نايل نشده و روزي خواهد رسيد كه همه چيز به فنا رفته مي بينند و سرتاپا حسرت خواهند شد .
• و چه عذابي دهشتناكتر از اين همه خسران و حسرت كه در بيكرانه تاريكي از دوري از محفل قرب ، سرگردان شده ، تا كي درد و رنج اين دوري ، زنگارهاي زشت روحشان بزدايد و پاك شده ، خود در مسير رسيدن به آن مقصود نهايي بيابند .
زيرنويسها :
1- سوره اسرا – آیه 44
2- سوره فجر آيات 27 تا 30
3- سوره آل عمران آيه 170
4- سوره انفال 24
5- سوره نور ، 39
6- سوره نسا 119
7- سوره زمر 15
8- سوره آل عمران 162
9- سوره انعام 31
10- سوره حجر 49
11- سوره قصص 16
12- سوره توبه آيه 72
محمد صالحي – 24/5/95 مصادف با ولادت امام رضا(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقاله زیر نیز در توضیح متن رساست :
آنچه من از جهنم می فهمم
https://telegram.me/beshnofekrkon/225
5- و اين به سراب خو كردگان ، در آن كج راهه ، چيزي جز خسران و سختي و رنج ، عايدشان نخواهد شد :
• و من يتخذ الشيطان وليا من دون الله فقد خسر خسرانا مبينا 6
و هر كس كه به جاي خدا شيطان را به دوستي برگزيند زياني آشكار كرده است .
• فاعبدوا ما شئتم من دونه قل ان الخاسرين الذين خسروا انفسهم و اهليهم يوم القيامة الا ذلك هو الخسران المبين 7
بپرستيد هر چيز ديگري را جز او ؛ بگو : زيان كنندگان كساني هستند كه در روز قيامت خود و خاندانشان را از دست بدهند بهوش باشيد كه اين زياني آشكار است .
6- و چه عذابي از اين بالاتر ، كه وقتي زمان بازي دنيا تمام شد ، محفل سرمستي و عشق و شادماني الهي را ببيند و راهي و چاره اي براي ورود در آن نمي يابد :
ا فمن اتبع رضوان الله كمن باء بسخط من الله و ماواه جهنم و بئس المصير 8
آيا آن كس كه به راه خشنودي خدا مي رود ، همانند كسي است كه موجب خشم او مي شود و مكان او جهنم ، آن سرانجام بد است ؟
7- و اين جهنم نه عذابيست كه خداوند به او مي دهد ، كه دوري از رحمت و شادماني بهشت برين الهي است كه در حسرتش ميسوزد :
قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتي اذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا علي ما فرطنا فيها و هم يحملون اوزارهم علي ظهورهم الا ساء ما يزرون 9
زيان كردند آنهايي كه ديدار با خدا را دروغ پنداشتند و چون قيامت ، به ناگهان فرا رسد ، گويند : اي حسرتا بر ما به خاطر تقصيري كه كرديم ؛ اينان بار گناهانشان را بر پشت مي كشند ؛ هان ، چه بد باري را بر دوش مي كشند .
8- و اما خداوند رحمان ، آنقدر سرشار از مهرباني و گذشت و نيز لبريز از شوق ديدار بنده خود است كه بهر بهانه اي دنبال بخشيدن خطاي كج راهه اوست ، كه بيشتر از آن همه خسران ناشي از دور افتادن از قرب او ، درد مضاعف نكشد :
• نبئ عبادي اني انا الغفور الرحيم 10
به بندگانم خبر ده كه من آمرزنده و مهربانم .
• قال رب اني ظلمت نفسي فاغفر لي فغفر له انه هو الغفور الرحيم 11
گفت : اي پروردگار من ، من به خود ستم كردم مرا بيامرز ؛ و خدايش بيامرزيد زيرا آمرزنده و مهربان است .
و در يك كلام :
• خداوند ، انسان را خلق كرد و به او اختيار داد و مي دانست در اين اختيار ، راحت ترين راه رسيدن به آرزوهايش را انتخاب خواهد كرد ، هر چند آرزوهايي باشد كه هيچ اثر جاودان روحاني براي او نداشته و تنها زماني را در اين دنياي پر از سراب ، خوش باشد .
قال اني اعلم ما لا تعلمون – بقره 30
( و خداوند در اعتراض ملائك به خلقت انسان ) گفت : آنچه من مي دانم شما نمي دانيد .
• و اما آنها كه راه رسيدن به شادي حقيقي كه همان ظهور حضور خداوند در قلب آنهاست را برگزيدند چيزي جز آن نميابند و اين همان بهشتي است كه خداوند به همگان وعده داده است .
وعد الله المؤمنين و المؤمنات جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها و مساكن طيبة في جنات عدن و رضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم 12
خدا به مردان مؤمن و زنان مؤمن بهشتهايي را وعده داده است كه جويها در آن جاري است ، و بهشتيان همواره در آنجايند و نيز خانه هايي نيكو در بهشت جاويد ولي خشنودي خدا از همه برتر است كه پيروزي بزرگ ، همان خشنودي خداوند است .
• ولي آنها كه راه به كج راهه كشاندند ، به چيزي از جنس جاودانگي نايل نشده و روزي خواهد رسيد كه همه چيز به فنا رفته مي بينند و سرتاپا حسرت خواهند شد .
• و چه عذابي دهشتناكتر از اين همه خسران و حسرت كه در بيكرانه تاريكي از دوري از محفل قرب ، سرگردان شده ، تا كي درد و رنج اين دوري ، زنگارهاي زشت روحشان بزدايد و پاك شده ، خود در مسير رسيدن به آن مقصود نهايي بيابند .
زيرنويسها :
1- سوره اسرا – آیه 44
2- سوره فجر آيات 27 تا 30
3- سوره آل عمران آيه 170
4- سوره انفال 24
5- سوره نور ، 39
6- سوره نسا 119
7- سوره زمر 15
8- سوره آل عمران 162
9- سوره انعام 31
10- سوره حجر 49
11- سوره قصص 16
12- سوره توبه آيه 72
محمد صالحي – 24/5/95 مصادف با ولادت امام رضا(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقاله زیر نیز در توضیح متن رساست :
آنچه من از جهنم می فهمم
https://telegram.me/beshnofekrkon/225
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
كميت و كيفيت احكام شريعت عصر نزول و تعداد و پيچيدگيهاي مسائل و موضوعات عصر امروز – 1
آیا همه نیازهای اداره جامعه امروز از قبیل احکام و قوانین و راهکارها و .. در زمان عصر نزول وجود داشته است ؟
1. چند درصد نیازها و مسایل و موضوعات امروز ، در قرآن و عصر نزول وجود داشته که حکمی نیز برای آنها ارایه شده باشد ؟ ( کل آیات احکام که بیشترشان امور عبادیست حدود ۳۰۰ آیه است )
2. آیا مثلا با یک گزاره کلی « ربا حرام است » ۱ می توان تمام معاملات اقتصادی امروز را بررسی کرد و موضوع حکم شرعی عصر نزول قرار داد ؟
3. امام علی(ع) می فرماید که خداوند برای یک سری از موضوعات نظر داده و انتظار پیروی دارد ، ولی وارد یک سری از مسایل و موضوعات نشده و در حاليكه فراموش نكرده به خودتان واگذار کرده ، پس بر خود سخت نگیرید و ... ۲
حال با توجه به بند ۱ ، وقتی بیش از ۹۰ درصد مسایل و موضوعات امروزی شامل حکم امام علی(ع) شده و عقل جمعی می تواند برای آنها راهکار بیابد ، آیا برای آن ۱۰ درصد نمی تواند راهکار جدیدی که همان هدف خداوند را در ایجاد یک جامعه اخلاقی متعالی و رو به رشد برآورده کند بیابد که نسبت به احکام عصر نزول ، عاقلانه تر و واقع بینانه تر بوده و به پذیرش مردم هم نزدیکتر باشد .؟
4. امامان در عصر خلفای اموی و عباسی ، در مصدر حکومت نبودند که مورد سوال واقع شده و بخواهند حکم بدهند و بقول آیه اله عابدینی ، اگر نظری از آنها در کتب فقهی ما هست ، گزارشی است که آنها از وضعیت موجود قوانین اجرایی توسط هیئت حاکمه داده اند .۳
5. وقتی امامان در امور عبادی که مسایلی فرعی بودند مانند نحوه وضو گرفتن ، در شرایط مختلفی برای جلوگیری از یک مشکل برای یاران خود ، تقیه کرده و مطابق حکم اهل سنت نظر می دادند ، آیا در مورد مسایل حکومتی و قضایی ، که بطور قطع با حکومت درگیر می شدند و موجبات تهدید و قتل و .. برای شیعیان و خود امامان را فراهم می کرد ، چه می کردند ؟ جز همان تقیه : و اگر کسی سوالی می کرد که احتمالا از عمال حکومت هم بوده است ، امام مطابق فقه آنها می گفته است « يُقتل » و « يُرجم» و .. .
6. این جمله مرحوم بروجردی که میگوید « فقه ما حاشیه برفقه اهل سنت است » تداعی همان بحث فوق است ، که احکام اجتماعی و حکومتی ما عمدتا بر اساس احکام آنها که در مصدر حکومت بودند موضوعیت پیدا کرده و مورد بحث واقع شده و قاعدتا برای جلوگیری از هجمه حکومت به آنها و اینکه حتی اگر حکمی خلاف احکام جاری می دادند ارزش کاربردی نداشت ، صرفا با عباراتی همان احکام جاری را بیان کرده اند .
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آیا همه نیازهای اداره جامعه امروز از قبیل احکام و قوانین و راهکارها و .. در زمان عصر نزول وجود داشته است ؟
1. چند درصد نیازها و مسایل و موضوعات امروز ، در قرآن و عصر نزول وجود داشته که حکمی نیز برای آنها ارایه شده باشد ؟ ( کل آیات احکام که بیشترشان امور عبادیست حدود ۳۰۰ آیه است )
2. آیا مثلا با یک گزاره کلی « ربا حرام است » ۱ می توان تمام معاملات اقتصادی امروز را بررسی کرد و موضوع حکم شرعی عصر نزول قرار داد ؟
3. امام علی(ع) می فرماید که خداوند برای یک سری از موضوعات نظر داده و انتظار پیروی دارد ، ولی وارد یک سری از مسایل و موضوعات نشده و در حاليكه فراموش نكرده به خودتان واگذار کرده ، پس بر خود سخت نگیرید و ... ۲
حال با توجه به بند ۱ ، وقتی بیش از ۹۰ درصد مسایل و موضوعات امروزی شامل حکم امام علی(ع) شده و عقل جمعی می تواند برای آنها راهکار بیابد ، آیا برای آن ۱۰ درصد نمی تواند راهکار جدیدی که همان هدف خداوند را در ایجاد یک جامعه اخلاقی متعالی و رو به رشد برآورده کند بیابد که نسبت به احکام عصر نزول ، عاقلانه تر و واقع بینانه تر بوده و به پذیرش مردم هم نزدیکتر باشد .؟
4. امامان در عصر خلفای اموی و عباسی ، در مصدر حکومت نبودند که مورد سوال واقع شده و بخواهند حکم بدهند و بقول آیه اله عابدینی ، اگر نظری از آنها در کتب فقهی ما هست ، گزارشی است که آنها از وضعیت موجود قوانین اجرایی توسط هیئت حاکمه داده اند .۳
5. وقتی امامان در امور عبادی که مسایلی فرعی بودند مانند نحوه وضو گرفتن ، در شرایط مختلفی برای جلوگیری از یک مشکل برای یاران خود ، تقیه کرده و مطابق حکم اهل سنت نظر می دادند ، آیا در مورد مسایل حکومتی و قضایی ، که بطور قطع با حکومت درگیر می شدند و موجبات تهدید و قتل و .. برای شیعیان و خود امامان را فراهم می کرد ، چه می کردند ؟ جز همان تقیه : و اگر کسی سوالی می کرد که احتمالا از عمال حکومت هم بوده است ، امام مطابق فقه آنها می گفته است « يُقتل » و « يُرجم» و .. .
6. این جمله مرحوم بروجردی که میگوید « فقه ما حاشیه برفقه اهل سنت است » تداعی همان بحث فوق است ، که احکام اجتماعی و حکومتی ما عمدتا بر اساس احکام آنها که در مصدر حکومت بودند موضوعیت پیدا کرده و مورد بحث واقع شده و قاعدتا برای جلوگیری از هجمه حکومت به آنها و اینکه حتی اگر حکمی خلاف احکام جاری می دادند ارزش کاربردی نداشت ، صرفا با عباراتی همان احکام جاری را بیان کرده اند .
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
كميت و كيفيت احكام شريعت عصر نزول و تعداد و پيچيدگيهاي مسائل و موضوعات عصر امروز – 2
7. وقتی خداوند پیامبر(ص) را موظف به مشورت با مردم می کند « و شاورهم فی الامر ۴ » آیا در چه اموری بوده است ؟
قطعا در امور و احکام عبادی و موضوعات اعتقادی توحید و معاد و نبوت نبوده است ، چرا که شیرازه دین را تشکیل داده و اختصاصی وحی و نظر پیامبر بوده و معمولا عقل در مورد آنها نظر نفی و اثبات نداشته و یا در حد اجمال به آنها می پردازد ؛
بلکه مربوط به امور اجتماعی که اختصاص به حاکمیت دارند بوده ، که خداوند با این آیه و آیات دیگر و همچنین سیره پیامبر(ص) و امام علی(ع) ، آنها را جزو شؤون و حقوق مردم اعلام کرده « لیقوم الناس بالقسط ۵ » و پیامبر از آن نظر که حاکم است ‹ نه پیامبر › ، موظف به استفاده از عقل جمعی در مدیریت جامعه و وضع قوانین است .
8. تنها توصیه خداوند به پیامبر(ص) و هر حاکم دیگر ، رعایت عدالت ۶ و اخلاق ۷ و حد فهم و پذیرش مردم ۸ و همچنین توجه خاص به کرامت ذاتی انسانها از هر قوم و شریعت ۹ ، در وضع قوانین و اداره جامعه بوده است 10 .
و اینها اصول مدنظر خداوند بوده و تبعا از آنجا که احکام فقهی ، فروع دین بوده ، حق تضاد و یا تنافی با این اصول را ندارند .
9. اصل در دعوت پیامبران ، اصلاح اعتقادات بشر به سمت موحدانه نگریستن به خداوند و هستی است 11 و ارشاد به عدالت و اخلاق و لذا احکام شریعت ، باید این دو اصل را مبنای صحت سنجی خود قرار دهد .12 و 13 و 14 و 15
آیا احکام شریعت ، مثل احکام قصاص و حقوق زن و احکام قضا و خانواده و .. با کرامت انسان امروزي ، سازگار بوده و یا برعکس ، بدلیل عاقلانه و عادلانه ندانستن آنها ، توسط نسل نو جامعه ، اصل اعتقادات دینی آنها را نیز زیر سوال برده و دین گریز کرده است ؟ و یا حتی در بسیاری از موارد ، افراد را به کارهای غیر اخلاقی کشانده به این بهانه که وقتی فلان احکام عاقلانه نیست پس خدایی هم نیست که حسابرسی کند !!
10. یکی از احکام فقهی ما که سالها محور رابطه مسلمان با غیر مسلمان بوده ، حکم « نجس بودن غیر مسلمان » بوده که به صراحت با آیه « لقد کرمنا بنی آدم » منافات داشته و کرامت ذاتی انسانها را مخدوش می کند .
بنابر این حکم فوق از آنجا که یکی از احکام فرعی فقهی است و اصل اساسی قرآنی « کرامت انسانی » را زیر سوال می برد باطل بوده و مشروع نیست .
و بهمین شکل می توان احکام « مجاز بودن ازدواج با پیروان دیگر شرایع » و یا « حلیت ذبیحه آنها » را بررسی و مستند کرد .
11. با توجه به امضایی بودن اکثر احکام غیرعبادی شریعت که به معنای اعتبار عقل عرفی هر عصر ، در صحت سنجی و وضع اینگونه قوانین است ، استفاده از همان تعداد محدود احکام عصر نزول ، صرفا بعنوان یک روش برخورد با مسأله مورد نظر ، در کنار دیگر روشهای موجود در این عصر ، و ارزیابی آنها از نظر عادلانه بودن ، عاقلانه بودن و اخلاقی بودن است و بدون هیچگونه تعصب دینی و یا تقدس گرایی ، انتخاب بهترین آنها در رسیدن به هدف ایجاد یک جامعه اخلاق مدار و عدالت محور می باشد و چه بسا که راهکارهای امروزی در این رقابت ، توفیق بیشتری کسب کرده و تبعا مشروعیت اعمال قانونی پیدا کرده و احکام شریعت اوليه ، از نظر عقلی منسوخ می گردند . 16 و 17
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
7. وقتی خداوند پیامبر(ص) را موظف به مشورت با مردم می کند « و شاورهم فی الامر ۴ » آیا در چه اموری بوده است ؟
قطعا در امور و احکام عبادی و موضوعات اعتقادی توحید و معاد و نبوت نبوده است ، چرا که شیرازه دین را تشکیل داده و اختصاصی وحی و نظر پیامبر بوده و معمولا عقل در مورد آنها نظر نفی و اثبات نداشته و یا در حد اجمال به آنها می پردازد ؛
بلکه مربوط به امور اجتماعی که اختصاص به حاکمیت دارند بوده ، که خداوند با این آیه و آیات دیگر و همچنین سیره پیامبر(ص) و امام علی(ع) ، آنها را جزو شؤون و حقوق مردم اعلام کرده « لیقوم الناس بالقسط ۵ » و پیامبر از آن نظر که حاکم است ‹ نه پیامبر › ، موظف به استفاده از عقل جمعی در مدیریت جامعه و وضع قوانین است .
8. تنها توصیه خداوند به پیامبر(ص) و هر حاکم دیگر ، رعایت عدالت ۶ و اخلاق ۷ و حد فهم و پذیرش مردم ۸ و همچنین توجه خاص به کرامت ذاتی انسانها از هر قوم و شریعت ۹ ، در وضع قوانین و اداره جامعه بوده است 10 .
و اینها اصول مدنظر خداوند بوده و تبعا از آنجا که احکام فقهی ، فروع دین بوده ، حق تضاد و یا تنافی با این اصول را ندارند .
9. اصل در دعوت پیامبران ، اصلاح اعتقادات بشر به سمت موحدانه نگریستن به خداوند و هستی است 11 و ارشاد به عدالت و اخلاق و لذا احکام شریعت ، باید این دو اصل را مبنای صحت سنجی خود قرار دهد .12 و 13 و 14 و 15
آیا احکام شریعت ، مثل احکام قصاص و حقوق زن و احکام قضا و خانواده و .. با کرامت انسان امروزي ، سازگار بوده و یا برعکس ، بدلیل عاقلانه و عادلانه ندانستن آنها ، توسط نسل نو جامعه ، اصل اعتقادات دینی آنها را نیز زیر سوال برده و دین گریز کرده است ؟ و یا حتی در بسیاری از موارد ، افراد را به کارهای غیر اخلاقی کشانده به این بهانه که وقتی فلان احکام عاقلانه نیست پس خدایی هم نیست که حسابرسی کند !!
10. یکی از احکام فقهی ما که سالها محور رابطه مسلمان با غیر مسلمان بوده ، حکم « نجس بودن غیر مسلمان » بوده که به صراحت با آیه « لقد کرمنا بنی آدم » منافات داشته و کرامت ذاتی انسانها را مخدوش می کند .
بنابر این حکم فوق از آنجا که یکی از احکام فرعی فقهی است و اصل اساسی قرآنی « کرامت انسانی » را زیر سوال می برد باطل بوده و مشروع نیست .
و بهمین شکل می توان احکام « مجاز بودن ازدواج با پیروان دیگر شرایع » و یا « حلیت ذبیحه آنها » را بررسی و مستند کرد .
11. با توجه به امضایی بودن اکثر احکام غیرعبادی شریعت که به معنای اعتبار عقل عرفی هر عصر ، در صحت سنجی و وضع اینگونه قوانین است ، استفاده از همان تعداد محدود احکام عصر نزول ، صرفا بعنوان یک روش برخورد با مسأله مورد نظر ، در کنار دیگر روشهای موجود در این عصر ، و ارزیابی آنها از نظر عادلانه بودن ، عاقلانه بودن و اخلاقی بودن است و بدون هیچگونه تعصب دینی و یا تقدس گرایی ، انتخاب بهترین آنها در رسیدن به هدف ایجاد یک جامعه اخلاق مدار و عدالت محور می باشد و چه بسا که راهکارهای امروزی در این رقابت ، توفیق بیشتری کسب کرده و تبعا مشروعیت اعمال قانونی پیدا کرده و احکام شریعت اوليه ، از نظر عقلی منسوخ می گردند . 16 و 17
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
مجموعه مطالب " مي توان دوباره انديشيد " در كانال باورهاي قديم و انديشه هاي نو
https://telegram.me/beshnofekrkon/
1- منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/523
2- سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/99
3- راز آفرينش - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/112
4- درخت ممنوعه ( منهيه ) چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/128
5- آنچه من از جهنم مي فهمم – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/225
6- آيا خداوند كسي را عذاب مي كند يا دوري از او ، خودش عذاب است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/544
7- جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان ** - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/241
8- آواتار مفهوم پيامبر در آيين هندو
https://telegram.me/beshnofekrkon/261
9- سرود شگفت آور " آفرينش " در سروده هاي دين ودايي هند باستان
https://telegram.me/beshnofekrkon/280
10- مثبت نگاه كن ، همه چيز براي شاد بودن بتو داده شده است – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/285
11- چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/332
12- هفت شهر عشق عطار - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/343
13- آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
14- آيا براي بخشش گناهان واسطه لازم است ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/439
15- سخنی با دکتر سروش عزیز در نظریه رویای رسولانه – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/466
محمد صالحي
آدرس اين صفحه :
https://telegram.me/beshnofekrkon/550
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
https://telegram.me/beshnofekrkon/
1- منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/523
2- سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/99
3- راز آفرينش - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/112
4- درخت ممنوعه ( منهيه ) چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/128
5- آنچه من از جهنم مي فهمم – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/225
6- آيا خداوند كسي را عذاب مي كند يا دوري از او ، خودش عذاب است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/544
7- جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان ** - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/241
8- آواتار مفهوم پيامبر در آيين هندو
https://telegram.me/beshnofekrkon/261
9- سرود شگفت آور " آفرينش " در سروده هاي دين ودايي هند باستان
https://telegram.me/beshnofekrkon/280
10- مثبت نگاه كن ، همه چيز براي شاد بودن بتو داده شده است – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/285
11- چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/332
12- هفت شهر عشق عطار - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/343
13- آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
14- آيا براي بخشش گناهان واسطه لازم است ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/439
15- سخنی با دکتر سروش عزیز در نظریه رویای رسولانه – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/466
محمد صالحي
آدرس اين صفحه :
https://telegram.me/beshnofekrkon/550
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مفهوم واقعي شفاعت چيست ؟ - 1
معناي لغوي شفاعت :
كلمهي شفاعت از ريشهي ثلاثي « شفع » ميباشد . شفع در اصل به معناي زوج و جفت آمده است.1
همچنين راغب شفع را در حالت مصدري به معناي «پيوستن و ضميمه شدن چيزي به همانند خود» ميداند . 2
بنابراين شفع و شفاعت ، هر دو مصدرند به معناي منضم چيزي به چيزي ، و شفاعت ،بيشتر در مفهوم پيوستن به ديگري به منظور درخواست ياري ديده ميشود ، و معمولاً انضمام به كسي مورد نظر است كه از نظر حرمت و مقام ، بالاتر از شفاعت شونده است، و شفاعت در قيامت به اين معنا ميباشد 3 .
نگاه قرآن به شفاعت
كلمهي شفاعت و مشتقات آن در حدود سيبار در آيات قرآن ديده ميشود ، ( البته در مواردي هم بدون كاربرد اين ريشه به شفاعت اشاره شده است ) .
اين آيات در چند دسته قابل بررسي است : 4
1ـ آياتي كه به طور مطلق شفاعت را نفي ميكند ، مانند : و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة و لاشفاعة ...(بقره /254) 6
2ـ آياتي كه شفيع را منحصراًخدا معرفي ميكند ، مانند : ما لكم من دونه من ولي و لاشفيع ... (سجده /4)7 قل لله الشفاعه جميعاً ....(زمر 44) 8
3ـ آياتي كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا ميكند، مانند : من ذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255) 9 و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له (سبا/23) 10
4ـ آياتي كه شرايطي را براي شفاعت شونده بيان كرده است ، مانند : و لا يشفعون الالمن ارتضي (انبيا 28) 11
با توجه به آيات فوق موارد زير حائز اهميت و توجه دقيق است :
1- پاداش الهي به بندگان ، داراي درجات متعددي بوده كه بالاترين آن مقام قرب خودش مي باشد .
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا وَ لِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ . ( احقاف/ آيه 19) 12
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي ( فجر / 27 تا 30 ) 13
2- با توجه به رحمت واسعه الهي و لطف خاصي كه به بندگانش دارد ، چشم پوشي از بسيار خطاهاي آنها ، در صورت حق الناس نبودن ، امر مسلمي بوده ( نَبِّیء عِبادِی أنا الغفور الرحیمُ ( حجر / 49 )) 14 و اينجاست كه جهت جبران كمبودها و كسريهاي اعمال آنها ، هم گروه شدن و پيوستن به پيامبر را جهت ورود به مقامات بالاتر را جايز دانسته است . ( شفاعت )
(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً (نسا / 64 )) 15
3- براي چنين پاداش عظيم ، شرط اول ، رضايت خداوند از بنده اش مي باشد . ( لا يشفعون الا لمن ارتضي (انبيا 28) ) 11 و اين نيز به اعمال خود شخص و بازرسي خود خداوند مربوط مي شود . ( و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة ولاشفاعة ...(بقره /254) ) 6
4- پس از آن كه خداوند از بنده اش اعلام رضايت كرد ، به شفيعاني مثل پيامبر(ص) اجازه مي دهد تا او را در گروه خود سازماندهي كرده و همراه خود به محفل انس الهي وارد نمايند و كسي حق شفاعت جداگانه و درخواست از خدا براي اين كار را ندارد . ( منذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255)) 9
نتيجه :
خداوند در قيامت به سبب كارهاي نيك افراد و رحمت واسعه خود ، بسياري از خطاهاي آنها را بخشيده و پس از راضي شدن از آنها ، به پيامبر(ص) اجازه هم گروه كردن آنها را با خود مي دهد .
بنابر اين در بدو امر و بي مقدمه ، هيچ درخواست شفاعتي نه توسط شخص بنده و نه توسط شخص شفيع ، مورد پذيرش خداوند واقع نخواهد شد .
استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لا يهدي القوم الفاسقين ( توبه 79 و 80 ) 16
ادامه دارد :
19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت دوم :
https://telegram.me/beshnofekrkon/553
معناي لغوي شفاعت :
كلمهي شفاعت از ريشهي ثلاثي « شفع » ميباشد . شفع در اصل به معناي زوج و جفت آمده است.1
همچنين راغب شفع را در حالت مصدري به معناي «پيوستن و ضميمه شدن چيزي به همانند خود» ميداند . 2
بنابراين شفع و شفاعت ، هر دو مصدرند به معناي منضم چيزي به چيزي ، و شفاعت ،بيشتر در مفهوم پيوستن به ديگري به منظور درخواست ياري ديده ميشود ، و معمولاً انضمام به كسي مورد نظر است كه از نظر حرمت و مقام ، بالاتر از شفاعت شونده است، و شفاعت در قيامت به اين معنا ميباشد 3 .
نگاه قرآن به شفاعت
كلمهي شفاعت و مشتقات آن در حدود سيبار در آيات قرآن ديده ميشود ، ( البته در مواردي هم بدون كاربرد اين ريشه به شفاعت اشاره شده است ) .
اين آيات در چند دسته قابل بررسي است : 4
1ـ آياتي كه به طور مطلق شفاعت را نفي ميكند ، مانند : و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة و لاشفاعة ...(بقره /254) 6
2ـ آياتي كه شفيع را منحصراًخدا معرفي ميكند ، مانند : ما لكم من دونه من ولي و لاشفيع ... (سجده /4)7 قل لله الشفاعه جميعاً ....(زمر 44) 8
3ـ آياتي كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا ميكند، مانند : من ذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255) 9 و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له (سبا/23) 10
4ـ آياتي كه شرايطي را براي شفاعت شونده بيان كرده است ، مانند : و لا يشفعون الالمن ارتضي (انبيا 28) 11
با توجه به آيات فوق موارد زير حائز اهميت و توجه دقيق است :
1- پاداش الهي به بندگان ، داراي درجات متعددي بوده كه بالاترين آن مقام قرب خودش مي باشد .
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا وَ لِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ . ( احقاف/ آيه 19) 12
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي ( فجر / 27 تا 30 ) 13
2- با توجه به رحمت واسعه الهي و لطف خاصي كه به بندگانش دارد ، چشم پوشي از بسيار خطاهاي آنها ، در صورت حق الناس نبودن ، امر مسلمي بوده ( نَبِّیء عِبادِی أنا الغفور الرحیمُ ( حجر / 49 )) 14 و اينجاست كه جهت جبران كمبودها و كسريهاي اعمال آنها ، هم گروه شدن و پيوستن به پيامبر را جهت ورود به مقامات بالاتر را جايز دانسته است . ( شفاعت )
(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً (نسا / 64 )) 15
3- براي چنين پاداش عظيم ، شرط اول ، رضايت خداوند از بنده اش مي باشد . ( لا يشفعون الا لمن ارتضي (انبيا 28) ) 11 و اين نيز به اعمال خود شخص و بازرسي خود خداوند مربوط مي شود . ( و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة ولاشفاعة ...(بقره /254) ) 6
4- پس از آن كه خداوند از بنده اش اعلام رضايت كرد ، به شفيعاني مثل پيامبر(ص) اجازه مي دهد تا او را در گروه خود سازماندهي كرده و همراه خود به محفل انس الهي وارد نمايند و كسي حق شفاعت جداگانه و درخواست از خدا براي اين كار را ندارد . ( منذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255)) 9
نتيجه :
خداوند در قيامت به سبب كارهاي نيك افراد و رحمت واسعه خود ، بسياري از خطاهاي آنها را بخشيده و پس از راضي شدن از آنها ، به پيامبر(ص) اجازه هم گروه كردن آنها را با خود مي دهد .
بنابر اين در بدو امر و بي مقدمه ، هيچ درخواست شفاعتي نه توسط شخص بنده و نه توسط شخص شفيع ، مورد پذيرش خداوند واقع نخواهد شد .
استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لا يهدي القوم الفاسقين ( توبه 79 و 80 ) 16
ادامه دارد :
19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت دوم :
https://telegram.me/beshnofekrkon/553
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مفهوم واقعي شفاعت چيست ؟ - 2
و در يك كلام :
و تنها چيزي كه بنده را ( اعم از رسولان و مردمان عادي ) نزد خدا مطمئن مي كند ، اعمال او در دنيا و رحمت واسعه الهي است .
رسول اكرم ( ص) در خطبه ای كه در اواخر عمر شريفشان برای مسلمين ايراد فرمودند ، اين نكته را گوشزد فرمودند كه برای نجات و رستگاری ، دو عامل و دو ركن اساسی وجود دارد : عمل و رحمت .
ايها الناس انه ليس بين الله و بين احد نسب و لا امر يؤتيه به خيرا او يصرف عنه شرا الا العمل ، الا لا يدعين مدع و لا يتمنين متمن.و الذی بعثنی بالحق لا ينجی الا عمل مع رحمة ، و لو عصيت لهويت .اللهم هل بلغت ؟ 17
" ای مردم ! بين خدا و هيچكس رابطه خويشاوندی نيست و هيچ رابطه ديگری هم كه موجب جلب منفعت يا دفع ضرر شود وجود ندارد جز عمل . بنگريد ! هيچكس ادعای گزاف نكند ، هيچكس آرزوی خام در دل نپرورد .
قسم به خدايی كه مرا به راستی برانگيخت چيزی جز عمل توأم با رحمت خدا سبب رستگاری نمیگردد ، من خودم هم اگر گناه میكردم سقوط كرده بودم " . آنگاه فرمود : " خدايا تبليغ كردم ؟
و يا توصيه پيامبر(ص) به دختر عزيزش فاطمه (س) :
«یا فاطمه اعملی بنفسک انی لا أغنی عنک شیئا » .
دخترکم خودت برای خودت عمل کن . من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست . 18
زير نويسها :
1- فراهيدي ،خليل بن احمد، العين، ج 1، ص 260.
2- راغب اصفهاني،مفردات ،ج 2،ص 475.
3- راغب اصفهاني،مفردات ،ج 2،ص 475.
4- با استفاده از : تفسير نمونه ج1ص 226، هزار و يك نكته از قرآن كريم (اكبر دهقان)ص 249.
5- ... و از او شفاعتي پذيرفته نشود .
6- ... روزي بيايد كه در آن نه داد و ستدي باشد و نه دوستي و نه شفاعتي .
7- غير از او هيچ ياور و شفاعت كنندهاى نيست .
8- بگو شفاعت همه اش از آن خداست .
9- كيست آن كه جز به خواست و فرمان او نزد وي شفاعت كند؟
10- و نزد خدا شفاعت سودى ندارد، مگر از كسى كه به وى اجازه آن داده شود .
11- شفاعت نمى كنند مگر كسانى را كه خدا از آنان راضي شود .
12- و براى هر يك از انسانهاى نامبرده درجاتى است از پاداش و كيفر اعمالشان . پروردگارشان خود اعمالشان را به ايشان بر مى گرداند تا ظلمى به ايشان نشود .
13- ای نفس اطمینان یافته و با ایمان ، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد ، و به صف بندگان من وارد شو و به بهشت من در آی .
14- به بندگانم خبر ده که من آمرزنده و مهربانم .
15- ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر براى این که به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ستم مىکردند (و فرمانهاى خدا را زیر پا مىگذاردند)، به نزد تو مىآمدند؛ و از خدا طلب آمرزش مىکردند؛ و پیامبر هم براى آنها استغفار مىکرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان مىیافتند.
16- چه براى آنها استغفار کنى و چه نکنى ، تاثیرى ندارد ، حتى اگر هفتاد بار براى آنها، استغفار کنى خداوند آنها را نمى بخشد ، چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و خداوند قوم فاسق را هدایت نمى کند.
17- شرح ابن ابی الحدید ج2 ص 863
18- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/552
و در يك كلام :
و تنها چيزي كه بنده را ( اعم از رسولان و مردمان عادي ) نزد خدا مطمئن مي كند ، اعمال او در دنيا و رحمت واسعه الهي است .
رسول اكرم ( ص) در خطبه ای كه در اواخر عمر شريفشان برای مسلمين ايراد فرمودند ، اين نكته را گوشزد فرمودند كه برای نجات و رستگاری ، دو عامل و دو ركن اساسی وجود دارد : عمل و رحمت .
ايها الناس انه ليس بين الله و بين احد نسب و لا امر يؤتيه به خيرا او يصرف عنه شرا الا العمل ، الا لا يدعين مدع و لا يتمنين متمن.و الذی بعثنی بالحق لا ينجی الا عمل مع رحمة ، و لو عصيت لهويت .اللهم هل بلغت ؟ 17
" ای مردم ! بين خدا و هيچكس رابطه خويشاوندی نيست و هيچ رابطه ديگری هم كه موجب جلب منفعت يا دفع ضرر شود وجود ندارد جز عمل . بنگريد ! هيچكس ادعای گزاف نكند ، هيچكس آرزوی خام در دل نپرورد .
قسم به خدايی كه مرا به راستی برانگيخت چيزی جز عمل توأم با رحمت خدا سبب رستگاری نمیگردد ، من خودم هم اگر گناه میكردم سقوط كرده بودم " . آنگاه فرمود : " خدايا تبليغ كردم ؟
و يا توصيه پيامبر(ص) به دختر عزيزش فاطمه (س) :
«یا فاطمه اعملی بنفسک انی لا أغنی عنک شیئا » .
دخترکم خودت برای خودت عمل کن . من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست . 18
زير نويسها :
1- فراهيدي ،خليل بن احمد، العين، ج 1، ص 260.
2- راغب اصفهاني،مفردات ،ج 2،ص 475.
3- راغب اصفهاني،مفردات ،ج 2،ص 475.
4- با استفاده از : تفسير نمونه ج1ص 226، هزار و يك نكته از قرآن كريم (اكبر دهقان)ص 249.
5- ... و از او شفاعتي پذيرفته نشود .
6- ... روزي بيايد كه در آن نه داد و ستدي باشد و نه دوستي و نه شفاعتي .
7- غير از او هيچ ياور و شفاعت كنندهاى نيست .
8- بگو شفاعت همه اش از آن خداست .
9- كيست آن كه جز به خواست و فرمان او نزد وي شفاعت كند؟
10- و نزد خدا شفاعت سودى ندارد، مگر از كسى كه به وى اجازه آن داده شود .
11- شفاعت نمى كنند مگر كسانى را كه خدا از آنان راضي شود .
12- و براى هر يك از انسانهاى نامبرده درجاتى است از پاداش و كيفر اعمالشان . پروردگارشان خود اعمالشان را به ايشان بر مى گرداند تا ظلمى به ايشان نشود .
13- ای نفس اطمینان یافته و با ایمان ، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد ، و به صف بندگان من وارد شو و به بهشت من در آی .
14- به بندگانم خبر ده که من آمرزنده و مهربانم .
15- ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر براى این که به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ستم مىکردند (و فرمانهاى خدا را زیر پا مىگذاردند)، به نزد تو مىآمدند؛ و از خدا طلب آمرزش مىکردند؛ و پیامبر هم براى آنها استغفار مىکرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان مىیافتند.
16- چه براى آنها استغفار کنى و چه نکنى ، تاثیرى ندارد ، حتى اگر هفتاد بار براى آنها، استغفار کنى خداوند آنها را نمى بخشد ، چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و خداوند قوم فاسق را هدایت نمى کند.
17- شرح ابن ابی الحدید ج2 ص 863
18- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/552
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
سب و لعن ، مشروعیت الهی ندارد
مقدمه :
دین مجموعه ای از مباحث اعتقادی و اخلاقی است که در پاسخ به نیازهای روحی و معنوی بشر ، از طرف خداوند ، به سبب لطف خود ، نازل شده است .
و این امر نه به آن دلیل است که خداوند ، ابتدا به ساکن و بدون خواست بشر ، اقدام به تعلیم او کرده باشد ، بلکه از آنجا که روح سیال بشر ، مستمرا در پی جستجوی پاسخ به چراهای ؛ از کجا آمده ام ، به کجا میروم و اینجا چه کاره ام ؛ به این سو و آن تحلیل و این شخص و آن دین ، در تحیر و سرگردانی بسر برده است ، خداوند بر اساس قاعده لطف خود ، تعلیم اولیه او را بعهده گرفت و حضرت آدم را از میان آنها برگزید 1 و بعنوان معلمی که از خدا یاد گرفته بود 2 ، بسویش روانه کرد .
و او در این تعلیم ، هدفش ، اصلاح اندیشه دینی او 3 و رهنمونی به سوی فضایل اخلاقی 4 ، جهت رستگاری 5 ، بوده است .
از طرف دیگر ، با توجه به نقش تربیتی – آموزشی 6 که خداوند برای خود قائل شده است ، این اجازه را نمی دهد که معلمان ارسالی ، از روشهای خشونت و یا تندخویی استفاده کنند . 7
و حتی به صراحت بیان می دارد که اگر از روشهای خشن و حذفی استفاده کنند ، تنها ثمرش گریزان کردن و فراری دادن مخاطبان خواهد بود .8
ضمنا ، به معلمین ارسالی خود گوشزد می کند که شما بخاطر انحراف و جهنمی شدن بعضی از مخاطبینتان مواخذه نخواهید شد 9 ، بنابراین موظف به محافظت از نتیجه ابلاغ و آموزش های خود نبوده 10 که بخواهید در مورد آنها و عاقبتشان قضاوت کرده 11 و یا خداوند را نسبت به اجرای عذاب و یا حتی بخشش وادار نمایید 12 که این امور از شئون اختصاصی خداوند است . 13
لعن و سب ، مشروعیت الهی ندارد
بر اساس آنچه در مقدمه بیان شد ، خداوند تنها نقشی که به رسولان خود محول کرده ، ابلاغ پیام الهی بوده و دادخواست و یا قضاوت و داوری نسبت به مردمان را انحصارا در اختیار خود و آن هم در آخرت قرار داده است .
بنابر این ،
لعن ، چه به معنای اعلام دور بودن شخص از رحمت الهی و چه درخواست از خداوند جهت دور کردن او از رحمت الهی و تعذیب او ، صورت مسئله پاک شده ای است که نیازی به حل ندارد ؛
و سب نيز به معناي دشنام و اهانت ، پا را در مسير بي اخلاقي گذاشتن و ضديت كامل با هدف غايي پيامبر(ص) بوده 14 كه براي هر صاحب انديشه اي قابل لمس و درك است .
زیرنویسها :
1- ان الله اصطفی آدم و ... علی العالمین " – سوره ال عمران – آیه 33
2- علم ادم الاسما کلها " - سوره بقره – آیه 31
3- و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون - انبیا 25
4- تخلقوا باخلاق الله- بحارالانوار- ج 58- ص 129
5- من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم - سوره تغابن ، آیه 9
6- لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ یزَكِّيهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ – آل عمران 164
7- فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " - سوره غاشیه – 21 و 22
8- بِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ استَغْفِرْ لَهُمْ – آل عمران 159
9- إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَ لاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ – بقره 119
10- " فان اعرضوا فما ارسلناک عليهم حفيظا ان عليک الا البلاغ . " – سوره شوری 48
11- ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ – انعام 52
12- فَلا تَسئَلْنِ مَا لَيْس لَك بِهِ عِلْمٌ إِنى أَعِظك أَن تَكُونَ مِنَ الْجَهِلِينَ – هود – 46
13- لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ - آل عمران 128
14- " انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " - مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1
تحقیق : محمد صالحی
اربعین حسینی 25 / 9 /93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقدمه :
دین مجموعه ای از مباحث اعتقادی و اخلاقی است که در پاسخ به نیازهای روحی و معنوی بشر ، از طرف خداوند ، به سبب لطف خود ، نازل شده است .
و این امر نه به آن دلیل است که خداوند ، ابتدا به ساکن و بدون خواست بشر ، اقدام به تعلیم او کرده باشد ، بلکه از آنجا که روح سیال بشر ، مستمرا در پی جستجوی پاسخ به چراهای ؛ از کجا آمده ام ، به کجا میروم و اینجا چه کاره ام ؛ به این سو و آن تحلیل و این شخص و آن دین ، در تحیر و سرگردانی بسر برده است ، خداوند بر اساس قاعده لطف خود ، تعلیم اولیه او را بعهده گرفت و حضرت آدم را از میان آنها برگزید 1 و بعنوان معلمی که از خدا یاد گرفته بود 2 ، بسویش روانه کرد .
و او در این تعلیم ، هدفش ، اصلاح اندیشه دینی او 3 و رهنمونی به سوی فضایل اخلاقی 4 ، جهت رستگاری 5 ، بوده است .
از طرف دیگر ، با توجه به نقش تربیتی – آموزشی 6 که خداوند برای خود قائل شده است ، این اجازه را نمی دهد که معلمان ارسالی ، از روشهای خشونت و یا تندخویی استفاده کنند . 7
و حتی به صراحت بیان می دارد که اگر از روشهای خشن و حذفی استفاده کنند ، تنها ثمرش گریزان کردن و فراری دادن مخاطبان خواهد بود .8
ضمنا ، به معلمین ارسالی خود گوشزد می کند که شما بخاطر انحراف و جهنمی شدن بعضی از مخاطبینتان مواخذه نخواهید شد 9 ، بنابراین موظف به محافظت از نتیجه ابلاغ و آموزش های خود نبوده 10 که بخواهید در مورد آنها و عاقبتشان قضاوت کرده 11 و یا خداوند را نسبت به اجرای عذاب و یا حتی بخشش وادار نمایید 12 که این امور از شئون اختصاصی خداوند است . 13
لعن و سب ، مشروعیت الهی ندارد
بر اساس آنچه در مقدمه بیان شد ، خداوند تنها نقشی که به رسولان خود محول کرده ، ابلاغ پیام الهی بوده و دادخواست و یا قضاوت و داوری نسبت به مردمان را انحصارا در اختیار خود و آن هم در آخرت قرار داده است .
بنابر این ،
لعن ، چه به معنای اعلام دور بودن شخص از رحمت الهی و چه درخواست از خداوند جهت دور کردن او از رحمت الهی و تعذیب او ، صورت مسئله پاک شده ای است که نیازی به حل ندارد ؛
و سب نيز به معناي دشنام و اهانت ، پا را در مسير بي اخلاقي گذاشتن و ضديت كامل با هدف غايي پيامبر(ص) بوده 14 كه براي هر صاحب انديشه اي قابل لمس و درك است .
زیرنویسها :
1- ان الله اصطفی آدم و ... علی العالمین " – سوره ال عمران – آیه 33
2- علم ادم الاسما کلها " - سوره بقره – آیه 31
3- و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون - انبیا 25
4- تخلقوا باخلاق الله- بحارالانوار- ج 58- ص 129
5- من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم - سوره تغابن ، آیه 9
6- لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ یزَكِّيهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ – آل عمران 164
7- فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " - سوره غاشیه – 21 و 22
8- بِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ استَغْفِرْ لَهُمْ – آل عمران 159
9- إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَ لاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ – بقره 119
10- " فان اعرضوا فما ارسلناک عليهم حفيظا ان عليک الا البلاغ . " – سوره شوری 48
11- ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ – انعام 52
12- فَلا تَسئَلْنِ مَا لَيْس لَك بِهِ عِلْمٌ إِنى أَعِظك أَن تَكُونَ مِنَ الْجَهِلِينَ – هود – 46
13- لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ - آل عمران 128
14- " انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " - مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1
تحقیق : محمد صالحی
اربعین حسینی 25 / 9 /93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
برداشتی از آخرین سفارشات پیامبر در حجه الوداع - 1
پیامبر اکرم (ص) ، 76 روز قبل از رحلت ، در زمانی که در سفر حجه الوداع ، در مکه حضور داشتند ، در پایان حج خود ، قبل از بازگشت به مکه ، سه خطبه در مکان های " عرفات – روز عرفه ، 9 ذی الحجه سال دهم هجرت " ، " منی – روز عید قربان ، 10 ذی الحجه سال دهم هجرت " و " غدیر خم – 18 ذی الحجه سال دهم هجرت " ایراد کردند .
ایشان در این سه محل ، خطوط اساسی اندیشه اسلام ناب محمدی را بیان و آموز شهای لازم را به مردم گوشزد نمودند .
ابتدا لازم است خطوط اساسی دعوت پیامبر به اجمال بیان شود :
1- بشر هیچگاه بی خدا نبوده ولی مشرکانه خدا را پرستش می کرد ه است . ( و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل ا تنبئون الله بما لا يعلم في السماوات و لا في الارض سبحانه و تعالي عما يشركون – یونس 18 )
2 – هدف ارسال پیامبران : " و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون - انبیا 25 )
• پیامبر در تمام دوره رسالت خود هدفی جز رسیدن به یک جامعه اخلاقی توحيدي با تلاشهای فرهنگی دنبال نکرد .
• اولین اعلام : انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1
• توصیه های تبلیغی : وقتی معاذ بن جبل را برای دعوت و تبلیغ مردم یمن قبل حجة الوداع فرستاد , به او سفارش آسان گيري و مداراي با مردم فرمود : یا معاذ بشّر و لا تنفّر , یسّر و لا تعسّر - صحیح بخاری, ج 5/ 204.
3 - قرآن ، هدایت خداوند را در دو بخش اساسی زیر عنوان می کند :
• دین ، که اصول اساسی جهان بینی توحیدی را بیان می کند .
• شریعت ، که رهنمون عملی انسان در مناسبات فردی ، اجتماعی و الهی است .
4 – شریعت شامل دو بخش است :
• احکام عبادی : سیر و سلوک فرد در ارتباط با خدا را مدیریت میکنند . ( نماز و حج و روزه )
• احکام غیر عبادی : روابط اجتماعی و مناسبات فرد و جامعه را تنظیم میکنند . (حقوق ، قضا ، اقتصاد ، سیاست ، معاملات و ... )
5 – احکام غیر عبادی : احكامي هستند كه بر اساس بناي عقلا بنياد گذاشته شده و به امضاي شرع رسيده است . چنين تأييدي از سوي شارع نشان ميدهد كه بخشي از ره آوردهاي بشري در تنظيم روابط اجتماعي پذيرفته شده است .
( کتاب اسلام دین فطرت ص 70 تا 74 ؛ آیه الله منتظری )
• احمد قابل : اکثر احکام اسلام ، احکامی امضائیاند . شریعت فرصت یافته تا از میان نسخههای متفاوت عقلانی ، گزینش کند و آنچه را برتر دانسته ( خواه برتری نسبی باشد یا مطلق ) به صور گوناگون ( مستحب، واجب، مکروه یا حرام ) مطالبه کند و در مواردی که ترجیحی وجود نداشته ، آن را « مباح » بشمارد. ( شریعت عقلانی ، 4 ، بخش 3 )
7- روش گزینش پیامبر منتج به موارد زیر است :
• سیره و فهم عقلای جامعه را برای قانون گذاري ، اعتبار بخشید .
• تغییرپذیری قوانین را ذاتی آنها اعلام کرد .
• نوسازی باید تدریجی باشد .
8- با این توضیحات : شریعت جریانی است سیال در تقنین در محدوده 3 ویژگی زیر :
• حد فهم و بلوغ اجتماعی روز
• قابلیت اجرایی
• امکانات اجرایی
و رعایت 3 اصل زیر :
• عادلانه بودن
• عاقلانه بودن
• اخلاق مدار بودن ( رعایت کرامت انسانی )
آیه اله منتظری : وقتي عقل را به عنوان يكي از ادله احكام شرعي پذيرفته ايم و سيره عقلا - كه ردع آن از سوي شارع احراز نشده باشد - را در همين جهت ، معتبر و حجت ميدانيم، هر روش عقلاني كه به نحو اطمينان بتواند مقصود شارع مقدس را برآورده سازد روشي شرعي نيز هست، و همه اين امور بر طريقيت (وسيله بودن) احكام شرع مقدس در عموم امور غير عبادي دلالت ميكنند و نه موضوعيت (هدف بودن) آنها ( اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص 702 تا 705 " )
9- بنابراین احکام اجتماعی اسلام ویژگی ثابت ذاتی ندارند .
"حلال محمد حلال أبدا الي يوم القيامة و حرامه حرام أبدا الي يوم القيامة
مقصود از تغييرناپذير بودن احكام الهي - كه در حديث فوق به آن اشاره شد - تغييرناپذيري حكم شارع با محفوظ بودن و بقاي موضوع آن است . زيرا نسبت هر حكمي به موضوع خود مانند نسبت معلول به علت است و با بقاي علت، انعدام و زوال معلول عقلا ممكن نخواهد بود. بنابراين در صورت تغيير در موضوع و در نتيجه زوال موضوع اول، حكم آن نيز تغيير مييابد.
منبع : کتاب اسلام دین فطرت ص 55 تا 60 ؛ آیه الله منتظری
محمد صالحی ۱۵ / ۶ / ۹۴
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/558
پیامبر اکرم (ص) ، 76 روز قبل از رحلت ، در زمانی که در سفر حجه الوداع ، در مکه حضور داشتند ، در پایان حج خود ، قبل از بازگشت به مکه ، سه خطبه در مکان های " عرفات – روز عرفه ، 9 ذی الحجه سال دهم هجرت " ، " منی – روز عید قربان ، 10 ذی الحجه سال دهم هجرت " و " غدیر خم – 18 ذی الحجه سال دهم هجرت " ایراد کردند .
ایشان در این سه محل ، خطوط اساسی اندیشه اسلام ناب محمدی را بیان و آموز شهای لازم را به مردم گوشزد نمودند .
ابتدا لازم است خطوط اساسی دعوت پیامبر به اجمال بیان شود :
1- بشر هیچگاه بی خدا نبوده ولی مشرکانه خدا را پرستش می کرد ه است . ( و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل ا تنبئون الله بما لا يعلم في السماوات و لا في الارض سبحانه و تعالي عما يشركون – یونس 18 )
2 – هدف ارسال پیامبران : " و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون - انبیا 25 )
• پیامبر در تمام دوره رسالت خود هدفی جز رسیدن به یک جامعه اخلاقی توحيدي با تلاشهای فرهنگی دنبال نکرد .
• اولین اعلام : انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1
• توصیه های تبلیغی : وقتی معاذ بن جبل را برای دعوت و تبلیغ مردم یمن قبل حجة الوداع فرستاد , به او سفارش آسان گيري و مداراي با مردم فرمود : یا معاذ بشّر و لا تنفّر , یسّر و لا تعسّر - صحیح بخاری, ج 5/ 204.
3 - قرآن ، هدایت خداوند را در دو بخش اساسی زیر عنوان می کند :
• دین ، که اصول اساسی جهان بینی توحیدی را بیان می کند .
• شریعت ، که رهنمون عملی انسان در مناسبات فردی ، اجتماعی و الهی است .
4 – شریعت شامل دو بخش است :
• احکام عبادی : سیر و سلوک فرد در ارتباط با خدا را مدیریت میکنند . ( نماز و حج و روزه )
• احکام غیر عبادی : روابط اجتماعی و مناسبات فرد و جامعه را تنظیم میکنند . (حقوق ، قضا ، اقتصاد ، سیاست ، معاملات و ... )
5 – احکام غیر عبادی : احكامي هستند كه بر اساس بناي عقلا بنياد گذاشته شده و به امضاي شرع رسيده است . چنين تأييدي از سوي شارع نشان ميدهد كه بخشي از ره آوردهاي بشري در تنظيم روابط اجتماعي پذيرفته شده است .
( کتاب اسلام دین فطرت ص 70 تا 74 ؛ آیه الله منتظری )
• احمد قابل : اکثر احکام اسلام ، احکامی امضائیاند . شریعت فرصت یافته تا از میان نسخههای متفاوت عقلانی ، گزینش کند و آنچه را برتر دانسته ( خواه برتری نسبی باشد یا مطلق ) به صور گوناگون ( مستحب، واجب، مکروه یا حرام ) مطالبه کند و در مواردی که ترجیحی وجود نداشته ، آن را « مباح » بشمارد. ( شریعت عقلانی ، 4 ، بخش 3 )
7- روش گزینش پیامبر منتج به موارد زیر است :
• سیره و فهم عقلای جامعه را برای قانون گذاري ، اعتبار بخشید .
• تغییرپذیری قوانین را ذاتی آنها اعلام کرد .
• نوسازی باید تدریجی باشد .
8- با این توضیحات : شریعت جریانی است سیال در تقنین در محدوده 3 ویژگی زیر :
• حد فهم و بلوغ اجتماعی روز
• قابلیت اجرایی
• امکانات اجرایی
و رعایت 3 اصل زیر :
• عادلانه بودن
• عاقلانه بودن
• اخلاق مدار بودن ( رعایت کرامت انسانی )
آیه اله منتظری : وقتي عقل را به عنوان يكي از ادله احكام شرعي پذيرفته ايم و سيره عقلا - كه ردع آن از سوي شارع احراز نشده باشد - را در همين جهت ، معتبر و حجت ميدانيم، هر روش عقلاني كه به نحو اطمينان بتواند مقصود شارع مقدس را برآورده سازد روشي شرعي نيز هست، و همه اين امور بر طريقيت (وسيله بودن) احكام شرع مقدس در عموم امور غير عبادي دلالت ميكنند و نه موضوعيت (هدف بودن) آنها ( اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص 702 تا 705 " )
9- بنابراین احکام اجتماعی اسلام ویژگی ثابت ذاتی ندارند .
"حلال محمد حلال أبدا الي يوم القيامة و حرامه حرام أبدا الي يوم القيامة
مقصود از تغييرناپذير بودن احكام الهي - كه در حديث فوق به آن اشاره شد - تغييرناپذيري حكم شارع با محفوظ بودن و بقاي موضوع آن است . زيرا نسبت هر حكمي به موضوع خود مانند نسبت معلول به علت است و با بقاي علت، انعدام و زوال معلول عقلا ممكن نخواهد بود. بنابراين در صورت تغيير در موضوع و در نتيجه زوال موضوع اول، حكم آن نيز تغيير مييابد.
منبع : کتاب اسلام دین فطرت ص 55 تا 60 ؛ آیه الله منتظری
محمد صالحی ۱۵ / ۶ / ۹۴
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/558
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
❤1👍1