دین و مذاهب، از منظر امام موسی صدر
" اديان يكي بودند و هدفي مشترك را پي مي گرفتند ؛ جنگيدن در برابر خدايان زميني و طاغوت ها و ياري مستضعفان و رنجديدگان ؛ و اين دو نيز نمودهاي حقيقتي يگانه هستند؛ ...
اديان يكي بودند و يكديگر را مورد تصديق قرار داده اند .
خداوند به واسطه اين اديان مردم را از تاريكي ها به سوي نور بيرون كشيد و آنان را از اختلافات ويرانگر نجات داد و آنان را پيمودن راه صلح و مسالمت آموخت...
اديان يكي بودند ؛ زيرا در خدمت هدفي واحد بودند : دعوت به سوي خدا و خدمت به انسان !
و اين دو نمونه هاي حقيقتي يگانه هستند...
اديان يكي بودند ؛ زيرا نقطه آغاز همه آن ها ؛ يعني خدا ، يكي است و هدف آن ها ؛ يعني انسان ، يكي است و بستر تحولات آن ها ؛ يعني جهان هستي ، يكي است...
و چون هدف را فراموش كرديم و از خدمت انسان دور شديم ، خدا نيز ما را به حال خود گذاشت و از ما دور شد ، و ما به راه ها و پاره هاي گوناگوني بدل گشتيم ، و در پي خدمت به منافع خاص خود بر آمديم ، و معبودهاي ديگر ، جز خدا را بر گزيديم ، و انسان را به نابودي كشانديم . 1
........ اگر خداوند مي خواست همه را يكسان و برابر خلق مي كرد .
اديان گرچه همگي يكي بودند، اما به مذاهب گوناگون تقسيم شدند .
مذهب راه يا منش خاصي است كه به افرادي معين اختصاص دارد ؛
مثلاً تشيع و تسنن نه دو دين كه دو مذهب از ديني واحد هستند، ........
با همين سياق مي توان در مورد همه اديان سخن گفت .
آن ها يكي هستند ، خدايشان يكي است ، و سرچشمه شان نيز يكي است ، اما آميختگي با برخي تفسيرها ، برخي دخل و تصرف ها و برخي شيوه هاي خاص ، چهره اي از آن ها به نمايش گذاشته است، كه گويي ادياني متفاوت و به دور از هم هستند .
اصول همه اديان ، توحيد ، نبوت و معاد است ، اما زوايدي كه با آن ها آميخته است ، به اجتهادات و برداشت هاي مشخص افراد يا پيروان اين اديان مربوط است... 2
زيرنويسها :
1- بخشي از سخنراني امام موسي صدر در تاریخ 19 فوریه 1975 مطابق با 30 بهمن 1353 در خطبه آغاز روزه در کلیسای کبوشین بیروت
2- به نقل از مقاله پيامبري و پيامبران – امام موسی صدر
محمد صالحی 13 / 6 /89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
" اديان يكي بودند و هدفي مشترك را پي مي گرفتند ؛ جنگيدن در برابر خدايان زميني و طاغوت ها و ياري مستضعفان و رنجديدگان ؛ و اين دو نيز نمودهاي حقيقتي يگانه هستند؛ ...
اديان يكي بودند و يكديگر را مورد تصديق قرار داده اند .
خداوند به واسطه اين اديان مردم را از تاريكي ها به سوي نور بيرون كشيد و آنان را از اختلافات ويرانگر نجات داد و آنان را پيمودن راه صلح و مسالمت آموخت...
اديان يكي بودند ؛ زيرا در خدمت هدفي واحد بودند : دعوت به سوي خدا و خدمت به انسان !
و اين دو نمونه هاي حقيقتي يگانه هستند...
اديان يكي بودند ؛ زيرا نقطه آغاز همه آن ها ؛ يعني خدا ، يكي است و هدف آن ها ؛ يعني انسان ، يكي است و بستر تحولات آن ها ؛ يعني جهان هستي ، يكي است...
و چون هدف را فراموش كرديم و از خدمت انسان دور شديم ، خدا نيز ما را به حال خود گذاشت و از ما دور شد ، و ما به راه ها و پاره هاي گوناگوني بدل گشتيم ، و در پي خدمت به منافع خاص خود بر آمديم ، و معبودهاي ديگر ، جز خدا را بر گزيديم ، و انسان را به نابودي كشانديم . 1
........ اگر خداوند مي خواست همه را يكسان و برابر خلق مي كرد .
اديان گرچه همگي يكي بودند، اما به مذاهب گوناگون تقسيم شدند .
مذهب راه يا منش خاصي است كه به افرادي معين اختصاص دارد ؛
مثلاً تشيع و تسنن نه دو دين كه دو مذهب از ديني واحد هستند، ........
با همين سياق مي توان در مورد همه اديان سخن گفت .
آن ها يكي هستند ، خدايشان يكي است ، و سرچشمه شان نيز يكي است ، اما آميختگي با برخي تفسيرها ، برخي دخل و تصرف ها و برخي شيوه هاي خاص ، چهره اي از آن ها به نمايش گذاشته است، كه گويي ادياني متفاوت و به دور از هم هستند .
اصول همه اديان ، توحيد ، نبوت و معاد است ، اما زوايدي كه با آن ها آميخته است ، به اجتهادات و برداشت هاي مشخص افراد يا پيروان اين اديان مربوط است... 2
زيرنويسها :
1- بخشي از سخنراني امام موسي صدر در تاریخ 19 فوریه 1975 مطابق با 30 بهمن 1353 در خطبه آغاز روزه در کلیسای کبوشین بیروت
2- به نقل از مقاله پيامبري و پيامبران – امام موسی صدر
محمد صالحی 13 / 6 /89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آيا خداوند كسي را عذاب مي كند يا دوري از او ، خودش عذاب است ؟ - 1
سالهاست كه در ذهن مردم اينگونه متصور شده كه خداوند شخصيتي بس پر از هيبت و جباريت و انتقام است كه در انتظار شلاق زدن بنده ايست كه راه به خلاف برود .
در اين نگاه ، خداوند از هستي و بنده هايش جدا بوده و در اعلي علييني زيست ميكند در كسوت اربابي و همه كسان بايد دايم در ترس از چشمان تيزبينش گامي به كج نگذارند و حتي فكري به غلط نكنند .
اما آنچه كه در وصف قرآني مي بينيم و در كلام رسولانش شنيده ايم و در بيان عارفاني كه او را در كشف و شهودي عاشقانه يافته اند ، وجود دارد ، خداييست سراپا مهر و سرشار از شوق ديدار .
در ادامه ، به قرآن ، نگاهي دوباره به اجمال مي افكنيم :
1- تمام هستي در يك سير كمالي هماهنگ ، به مقصودي معلوم ، در سير مدام است :
تسبح له السماوات السبع و الارض و من فيهن و ان من شيء الا يسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبيحهم 1
آسمانهاى هفتگانه و زمين و کسانى که در آنها هستند، همه تسبيح او مىگويند؛ و هر موجودى ، تسبيح و حمد او مىگويد ؛ ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد .
2- مقصود آن سير ، چيزي جز شادماني و آرامش در پي ندارد :
• يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي 2
اي روح آرامش يافته ؛ خشنود و پسنديده به سوي پروردگارت بازگرد و در زمره بندگان من داخل شو ، و به بهشت من در آي .
• فرحين بما آتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الا خوف عليهم و لا هم يحزنون 3
از فضيلتي كه خدا نصيبشان كرده است شادمانند و به آنها كه در پي شان هستند و هنوز به آنها نپيوسته اند بشارت مي دهند كه بيمي بر آنها نيست و اندوهگين نشوند .
3- دعوت خداوند از انسان براي حضور در محفل خود ، چيزي جز رسيدن به حيات دايمي و زيست روحاني جاويدان نيست :
يا ايها الذين امنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما يحييکم 4
اى کسانى که ايمان آوردهايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت کنيد هنگامى که شما را به سوى چيزى مىخواند که شما را حيات مىبخشد!
4- آنان كه اين دعوت نپذيرفتند و راه به كج راهه كشاندند ، گويي سرابي را در عوض محفل زيبا و سرمست از حضور خداوند ، گزيده اند :
والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الضمئان مائا حتی اذا جائه لم یجده شیئا و وجد الله عنده 5
کسانى که کافر شدند ، اعمالشان همچون سرابى است در يک کوير که انسان تشنه از دور آن را آب مىپندارد ؛ امّا هنگامى که به سراغ آن مىآيد چيزى نمىيابد ، و خدا را نزد آن مىيابد که حساب او را بطور کامل مىدهد .
ادامه دارد :
محمد صالحي – 24/5/95 مصادف با ولادت امام رضا(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
سالهاست كه در ذهن مردم اينگونه متصور شده كه خداوند شخصيتي بس پر از هيبت و جباريت و انتقام است كه در انتظار شلاق زدن بنده ايست كه راه به خلاف برود .
در اين نگاه ، خداوند از هستي و بنده هايش جدا بوده و در اعلي علييني زيست ميكند در كسوت اربابي و همه كسان بايد دايم در ترس از چشمان تيزبينش گامي به كج نگذارند و حتي فكري به غلط نكنند .
اما آنچه كه در وصف قرآني مي بينيم و در كلام رسولانش شنيده ايم و در بيان عارفاني كه او را در كشف و شهودي عاشقانه يافته اند ، وجود دارد ، خداييست سراپا مهر و سرشار از شوق ديدار .
در ادامه ، به قرآن ، نگاهي دوباره به اجمال مي افكنيم :
1- تمام هستي در يك سير كمالي هماهنگ ، به مقصودي معلوم ، در سير مدام است :
تسبح له السماوات السبع و الارض و من فيهن و ان من شيء الا يسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبيحهم 1
آسمانهاى هفتگانه و زمين و کسانى که در آنها هستند، همه تسبيح او مىگويند؛ و هر موجودى ، تسبيح و حمد او مىگويد ؛ ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد .
2- مقصود آن سير ، چيزي جز شادماني و آرامش در پي ندارد :
• يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي 2
اي روح آرامش يافته ؛ خشنود و پسنديده به سوي پروردگارت بازگرد و در زمره بندگان من داخل شو ، و به بهشت من در آي .
• فرحين بما آتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الا خوف عليهم و لا هم يحزنون 3
از فضيلتي كه خدا نصيبشان كرده است شادمانند و به آنها كه در پي شان هستند و هنوز به آنها نپيوسته اند بشارت مي دهند كه بيمي بر آنها نيست و اندوهگين نشوند .
3- دعوت خداوند از انسان براي حضور در محفل خود ، چيزي جز رسيدن به حيات دايمي و زيست روحاني جاويدان نيست :
يا ايها الذين امنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما يحييکم 4
اى کسانى که ايمان آوردهايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت کنيد هنگامى که شما را به سوى چيزى مىخواند که شما را حيات مىبخشد!
4- آنان كه اين دعوت نپذيرفتند و راه به كج راهه كشاندند ، گويي سرابي را در عوض محفل زيبا و سرمست از حضور خداوند ، گزيده اند :
والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الضمئان مائا حتی اذا جائه لم یجده شیئا و وجد الله عنده 5
کسانى که کافر شدند ، اعمالشان همچون سرابى است در يک کوير که انسان تشنه از دور آن را آب مىپندارد ؛ امّا هنگامى که به سراغ آن مىآيد چيزى نمىيابد ، و خدا را نزد آن مىيابد که حساب او را بطور کامل مىدهد .
ادامه دارد :
محمد صالحي – 24/5/95 مصادف با ولادت امام رضا(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آيا خداوند كسي را عذاب مي كند يا دوري از او ، خودش عذاب است ؟ - 2
5- و اين به سراب خو كردگان ، در آن كج راهه ، چيزي جز خسران و سختي و رنج ، عايدشان نخواهد شد :
• و من يتخذ الشيطان وليا من دون الله فقد خسر خسرانا مبينا 6
و هر كس كه به جاي خدا شيطان را به دوستي برگزيند زياني آشكار كرده است .
• فاعبدوا ما شئتم من دونه قل ان الخاسرين الذين خسروا انفسهم و اهليهم يوم القيامة الا ذلك هو الخسران المبين 7
بپرستيد هر چيز ديگري را جز او ؛ بگو : زيان كنندگان كساني هستند كه در روز قيامت خود و خاندانشان را از دست بدهند بهوش باشيد كه اين زياني آشكار است .
6- و چه عذابي از اين بالاتر ، كه وقتي زمان بازي دنيا تمام شد ، محفل سرمستي و عشق و شادماني الهي را ببيند و راهي و چاره اي براي ورود در آن نمي يابد :
ا فمن اتبع رضوان الله كمن باء بسخط من الله و ماواه جهنم و بئس المصير 8
آيا آن كس كه به راه خشنودي خدا مي رود ، همانند كسي است كه موجب خشم او مي شود و مكان او جهنم ، آن سرانجام بد است ؟
7- و اين جهنم نه عذابيست كه خداوند به او مي دهد ، كه دوري از رحمت و شادماني بهشت برين الهي است كه در حسرتش ميسوزد :
قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتي اذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا علي ما فرطنا فيها و هم يحملون اوزارهم علي ظهورهم الا ساء ما يزرون 9
زيان كردند آنهايي كه ديدار با خدا را دروغ پنداشتند و چون قيامت ، به ناگهان فرا رسد ، گويند : اي حسرتا بر ما به خاطر تقصيري كه كرديم ؛ اينان بار گناهانشان را بر پشت مي كشند ؛ هان ، چه بد باري را بر دوش مي كشند .
8- و اما خداوند رحمان ، آنقدر سرشار از مهرباني و گذشت و نيز لبريز از شوق ديدار بنده خود است كه بهر بهانه اي دنبال بخشيدن خطاي كج راهه اوست ، كه بيشتر از آن همه خسران ناشي از دور افتادن از قرب او ، درد مضاعف نكشد :
• نبئ عبادي اني انا الغفور الرحيم 10
به بندگانم خبر ده كه من آمرزنده و مهربانم .
• قال رب اني ظلمت نفسي فاغفر لي فغفر له انه هو الغفور الرحيم 11
گفت : اي پروردگار من ، من به خود ستم كردم مرا بيامرز ؛ و خدايش بيامرزيد زيرا آمرزنده و مهربان است .
و در يك كلام :
• خداوند ، انسان را خلق كرد و به او اختيار داد و مي دانست در اين اختيار ، راحت ترين راه رسيدن به آرزوهايش را انتخاب خواهد كرد ، هر چند آرزوهايي باشد كه هيچ اثر جاودان روحاني براي او نداشته و تنها زماني را در اين دنياي پر از سراب ، خوش باشد .
قال اني اعلم ما لا تعلمون – بقره 30
( و خداوند در اعتراض ملائك به خلقت انسان ) گفت : آنچه من مي دانم شما نمي دانيد .
• و اما آنها كه راه رسيدن به شادي حقيقي كه همان ظهور حضور خداوند در قلب آنهاست را برگزيدند چيزي جز آن نميابند و اين همان بهشتي است كه خداوند به همگان وعده داده است .
وعد الله المؤمنين و المؤمنات جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها و مساكن طيبة في جنات عدن و رضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم 12
خدا به مردان مؤمن و زنان مؤمن بهشتهايي را وعده داده است كه جويها در آن جاري است ، و بهشتيان همواره در آنجايند و نيز خانه هايي نيكو در بهشت جاويد ولي خشنودي خدا از همه برتر است كه پيروزي بزرگ ، همان خشنودي خداوند است .
• ولي آنها كه راه به كج راهه كشاندند ، به چيزي از جنس جاودانگي نايل نشده و روزي خواهد رسيد كه همه چيز به فنا رفته مي بينند و سرتاپا حسرت خواهند شد .
• و چه عذابي دهشتناكتر از اين همه خسران و حسرت كه در بيكرانه تاريكي از دوري از محفل قرب ، سرگردان شده ، تا كي درد و رنج اين دوري ، زنگارهاي زشت روحشان بزدايد و پاك شده ، خود در مسير رسيدن به آن مقصود نهايي بيابند .
زيرنويسها :
1- سوره اسرا – آیه 44
2- سوره فجر آيات 27 تا 30
3- سوره آل عمران آيه 170
4- سوره انفال 24
5- سوره نور ، 39
6- سوره نسا 119
7- سوره زمر 15
8- سوره آل عمران 162
9- سوره انعام 31
10- سوره حجر 49
11- سوره قصص 16
12- سوره توبه آيه 72
محمد صالحي – 24/5/95 مصادف با ولادت امام رضا(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقاله زیر نیز در توضیح متن رساست :
آنچه من از جهنم می فهمم
https://telegram.me/beshnofekrkon/225
5- و اين به سراب خو كردگان ، در آن كج راهه ، چيزي جز خسران و سختي و رنج ، عايدشان نخواهد شد :
• و من يتخذ الشيطان وليا من دون الله فقد خسر خسرانا مبينا 6
و هر كس كه به جاي خدا شيطان را به دوستي برگزيند زياني آشكار كرده است .
• فاعبدوا ما شئتم من دونه قل ان الخاسرين الذين خسروا انفسهم و اهليهم يوم القيامة الا ذلك هو الخسران المبين 7
بپرستيد هر چيز ديگري را جز او ؛ بگو : زيان كنندگان كساني هستند كه در روز قيامت خود و خاندانشان را از دست بدهند بهوش باشيد كه اين زياني آشكار است .
6- و چه عذابي از اين بالاتر ، كه وقتي زمان بازي دنيا تمام شد ، محفل سرمستي و عشق و شادماني الهي را ببيند و راهي و چاره اي براي ورود در آن نمي يابد :
ا فمن اتبع رضوان الله كمن باء بسخط من الله و ماواه جهنم و بئس المصير 8
آيا آن كس كه به راه خشنودي خدا مي رود ، همانند كسي است كه موجب خشم او مي شود و مكان او جهنم ، آن سرانجام بد است ؟
7- و اين جهنم نه عذابيست كه خداوند به او مي دهد ، كه دوري از رحمت و شادماني بهشت برين الهي است كه در حسرتش ميسوزد :
قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتي اذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا علي ما فرطنا فيها و هم يحملون اوزارهم علي ظهورهم الا ساء ما يزرون 9
زيان كردند آنهايي كه ديدار با خدا را دروغ پنداشتند و چون قيامت ، به ناگهان فرا رسد ، گويند : اي حسرتا بر ما به خاطر تقصيري كه كرديم ؛ اينان بار گناهانشان را بر پشت مي كشند ؛ هان ، چه بد باري را بر دوش مي كشند .
8- و اما خداوند رحمان ، آنقدر سرشار از مهرباني و گذشت و نيز لبريز از شوق ديدار بنده خود است كه بهر بهانه اي دنبال بخشيدن خطاي كج راهه اوست ، كه بيشتر از آن همه خسران ناشي از دور افتادن از قرب او ، درد مضاعف نكشد :
• نبئ عبادي اني انا الغفور الرحيم 10
به بندگانم خبر ده كه من آمرزنده و مهربانم .
• قال رب اني ظلمت نفسي فاغفر لي فغفر له انه هو الغفور الرحيم 11
گفت : اي پروردگار من ، من به خود ستم كردم مرا بيامرز ؛ و خدايش بيامرزيد زيرا آمرزنده و مهربان است .
و در يك كلام :
• خداوند ، انسان را خلق كرد و به او اختيار داد و مي دانست در اين اختيار ، راحت ترين راه رسيدن به آرزوهايش را انتخاب خواهد كرد ، هر چند آرزوهايي باشد كه هيچ اثر جاودان روحاني براي او نداشته و تنها زماني را در اين دنياي پر از سراب ، خوش باشد .
قال اني اعلم ما لا تعلمون – بقره 30
( و خداوند در اعتراض ملائك به خلقت انسان ) گفت : آنچه من مي دانم شما نمي دانيد .
• و اما آنها كه راه رسيدن به شادي حقيقي كه همان ظهور حضور خداوند در قلب آنهاست را برگزيدند چيزي جز آن نميابند و اين همان بهشتي است كه خداوند به همگان وعده داده است .
وعد الله المؤمنين و المؤمنات جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها و مساكن طيبة في جنات عدن و رضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم 12
خدا به مردان مؤمن و زنان مؤمن بهشتهايي را وعده داده است كه جويها در آن جاري است ، و بهشتيان همواره در آنجايند و نيز خانه هايي نيكو در بهشت جاويد ولي خشنودي خدا از همه برتر است كه پيروزي بزرگ ، همان خشنودي خداوند است .
• ولي آنها كه راه به كج راهه كشاندند ، به چيزي از جنس جاودانگي نايل نشده و روزي خواهد رسيد كه همه چيز به فنا رفته مي بينند و سرتاپا حسرت خواهند شد .
• و چه عذابي دهشتناكتر از اين همه خسران و حسرت كه در بيكرانه تاريكي از دوري از محفل قرب ، سرگردان شده ، تا كي درد و رنج اين دوري ، زنگارهاي زشت روحشان بزدايد و پاك شده ، خود در مسير رسيدن به آن مقصود نهايي بيابند .
زيرنويسها :
1- سوره اسرا – آیه 44
2- سوره فجر آيات 27 تا 30
3- سوره آل عمران آيه 170
4- سوره انفال 24
5- سوره نور ، 39
6- سوره نسا 119
7- سوره زمر 15
8- سوره آل عمران 162
9- سوره انعام 31
10- سوره حجر 49
11- سوره قصص 16
12- سوره توبه آيه 72
محمد صالحي – 24/5/95 مصادف با ولادت امام رضا(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقاله زیر نیز در توضیح متن رساست :
آنچه من از جهنم می فهمم
https://telegram.me/beshnofekrkon/225
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
كميت و كيفيت احكام شريعت عصر نزول و تعداد و پيچيدگيهاي مسائل و موضوعات عصر امروز – 1
آیا همه نیازهای اداره جامعه امروز از قبیل احکام و قوانین و راهکارها و .. در زمان عصر نزول وجود داشته است ؟
1. چند درصد نیازها و مسایل و موضوعات امروز ، در قرآن و عصر نزول وجود داشته که حکمی نیز برای آنها ارایه شده باشد ؟ ( کل آیات احکام که بیشترشان امور عبادیست حدود ۳۰۰ آیه است )
2. آیا مثلا با یک گزاره کلی « ربا حرام است » ۱ می توان تمام معاملات اقتصادی امروز را بررسی کرد و موضوع حکم شرعی عصر نزول قرار داد ؟
3. امام علی(ع) می فرماید که خداوند برای یک سری از موضوعات نظر داده و انتظار پیروی دارد ، ولی وارد یک سری از مسایل و موضوعات نشده و در حاليكه فراموش نكرده به خودتان واگذار کرده ، پس بر خود سخت نگیرید و ... ۲
حال با توجه به بند ۱ ، وقتی بیش از ۹۰ درصد مسایل و موضوعات امروزی شامل حکم امام علی(ع) شده و عقل جمعی می تواند برای آنها راهکار بیابد ، آیا برای آن ۱۰ درصد نمی تواند راهکار جدیدی که همان هدف خداوند را در ایجاد یک جامعه اخلاقی متعالی و رو به رشد برآورده کند بیابد که نسبت به احکام عصر نزول ، عاقلانه تر و واقع بینانه تر بوده و به پذیرش مردم هم نزدیکتر باشد .؟
4. امامان در عصر خلفای اموی و عباسی ، در مصدر حکومت نبودند که مورد سوال واقع شده و بخواهند حکم بدهند و بقول آیه اله عابدینی ، اگر نظری از آنها در کتب فقهی ما هست ، گزارشی است که آنها از وضعیت موجود قوانین اجرایی توسط هیئت حاکمه داده اند .۳
5. وقتی امامان در امور عبادی که مسایلی فرعی بودند مانند نحوه وضو گرفتن ، در شرایط مختلفی برای جلوگیری از یک مشکل برای یاران خود ، تقیه کرده و مطابق حکم اهل سنت نظر می دادند ، آیا در مورد مسایل حکومتی و قضایی ، که بطور قطع با حکومت درگیر می شدند و موجبات تهدید و قتل و .. برای شیعیان و خود امامان را فراهم می کرد ، چه می کردند ؟ جز همان تقیه : و اگر کسی سوالی می کرد که احتمالا از عمال حکومت هم بوده است ، امام مطابق فقه آنها می گفته است « يُقتل » و « يُرجم» و .. .
6. این جمله مرحوم بروجردی که میگوید « فقه ما حاشیه برفقه اهل سنت است » تداعی همان بحث فوق است ، که احکام اجتماعی و حکومتی ما عمدتا بر اساس احکام آنها که در مصدر حکومت بودند موضوعیت پیدا کرده و مورد بحث واقع شده و قاعدتا برای جلوگیری از هجمه حکومت به آنها و اینکه حتی اگر حکمی خلاف احکام جاری می دادند ارزش کاربردی نداشت ، صرفا با عباراتی همان احکام جاری را بیان کرده اند .
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آیا همه نیازهای اداره جامعه امروز از قبیل احکام و قوانین و راهکارها و .. در زمان عصر نزول وجود داشته است ؟
1. چند درصد نیازها و مسایل و موضوعات امروز ، در قرآن و عصر نزول وجود داشته که حکمی نیز برای آنها ارایه شده باشد ؟ ( کل آیات احکام که بیشترشان امور عبادیست حدود ۳۰۰ آیه است )
2. آیا مثلا با یک گزاره کلی « ربا حرام است » ۱ می توان تمام معاملات اقتصادی امروز را بررسی کرد و موضوع حکم شرعی عصر نزول قرار داد ؟
3. امام علی(ع) می فرماید که خداوند برای یک سری از موضوعات نظر داده و انتظار پیروی دارد ، ولی وارد یک سری از مسایل و موضوعات نشده و در حاليكه فراموش نكرده به خودتان واگذار کرده ، پس بر خود سخت نگیرید و ... ۲
حال با توجه به بند ۱ ، وقتی بیش از ۹۰ درصد مسایل و موضوعات امروزی شامل حکم امام علی(ع) شده و عقل جمعی می تواند برای آنها راهکار بیابد ، آیا برای آن ۱۰ درصد نمی تواند راهکار جدیدی که همان هدف خداوند را در ایجاد یک جامعه اخلاقی متعالی و رو به رشد برآورده کند بیابد که نسبت به احکام عصر نزول ، عاقلانه تر و واقع بینانه تر بوده و به پذیرش مردم هم نزدیکتر باشد .؟
4. امامان در عصر خلفای اموی و عباسی ، در مصدر حکومت نبودند که مورد سوال واقع شده و بخواهند حکم بدهند و بقول آیه اله عابدینی ، اگر نظری از آنها در کتب فقهی ما هست ، گزارشی است که آنها از وضعیت موجود قوانین اجرایی توسط هیئت حاکمه داده اند .۳
5. وقتی امامان در امور عبادی که مسایلی فرعی بودند مانند نحوه وضو گرفتن ، در شرایط مختلفی برای جلوگیری از یک مشکل برای یاران خود ، تقیه کرده و مطابق حکم اهل سنت نظر می دادند ، آیا در مورد مسایل حکومتی و قضایی ، که بطور قطع با حکومت درگیر می شدند و موجبات تهدید و قتل و .. برای شیعیان و خود امامان را فراهم می کرد ، چه می کردند ؟ جز همان تقیه : و اگر کسی سوالی می کرد که احتمالا از عمال حکومت هم بوده است ، امام مطابق فقه آنها می گفته است « يُقتل » و « يُرجم» و .. .
6. این جمله مرحوم بروجردی که میگوید « فقه ما حاشیه برفقه اهل سنت است » تداعی همان بحث فوق است ، که احکام اجتماعی و حکومتی ما عمدتا بر اساس احکام آنها که در مصدر حکومت بودند موضوعیت پیدا کرده و مورد بحث واقع شده و قاعدتا برای جلوگیری از هجمه حکومت به آنها و اینکه حتی اگر حکمی خلاف احکام جاری می دادند ارزش کاربردی نداشت ، صرفا با عباراتی همان احکام جاری را بیان کرده اند .
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
كميت و كيفيت احكام شريعت عصر نزول و تعداد و پيچيدگيهاي مسائل و موضوعات عصر امروز – 2
7. وقتی خداوند پیامبر(ص) را موظف به مشورت با مردم می کند « و شاورهم فی الامر ۴ » آیا در چه اموری بوده است ؟
قطعا در امور و احکام عبادی و موضوعات اعتقادی توحید و معاد و نبوت نبوده است ، چرا که شیرازه دین را تشکیل داده و اختصاصی وحی و نظر پیامبر بوده و معمولا عقل در مورد آنها نظر نفی و اثبات نداشته و یا در حد اجمال به آنها می پردازد ؛
بلکه مربوط به امور اجتماعی که اختصاص به حاکمیت دارند بوده ، که خداوند با این آیه و آیات دیگر و همچنین سیره پیامبر(ص) و امام علی(ع) ، آنها را جزو شؤون و حقوق مردم اعلام کرده « لیقوم الناس بالقسط ۵ » و پیامبر از آن نظر که حاکم است ‹ نه پیامبر › ، موظف به استفاده از عقل جمعی در مدیریت جامعه و وضع قوانین است .
8. تنها توصیه خداوند به پیامبر(ص) و هر حاکم دیگر ، رعایت عدالت ۶ و اخلاق ۷ و حد فهم و پذیرش مردم ۸ و همچنین توجه خاص به کرامت ذاتی انسانها از هر قوم و شریعت ۹ ، در وضع قوانین و اداره جامعه بوده است 10 .
و اینها اصول مدنظر خداوند بوده و تبعا از آنجا که احکام فقهی ، فروع دین بوده ، حق تضاد و یا تنافی با این اصول را ندارند .
9. اصل در دعوت پیامبران ، اصلاح اعتقادات بشر به سمت موحدانه نگریستن به خداوند و هستی است 11 و ارشاد به عدالت و اخلاق و لذا احکام شریعت ، باید این دو اصل را مبنای صحت سنجی خود قرار دهد .12 و 13 و 14 و 15
آیا احکام شریعت ، مثل احکام قصاص و حقوق زن و احکام قضا و خانواده و .. با کرامت انسان امروزي ، سازگار بوده و یا برعکس ، بدلیل عاقلانه و عادلانه ندانستن آنها ، توسط نسل نو جامعه ، اصل اعتقادات دینی آنها را نیز زیر سوال برده و دین گریز کرده است ؟ و یا حتی در بسیاری از موارد ، افراد را به کارهای غیر اخلاقی کشانده به این بهانه که وقتی فلان احکام عاقلانه نیست پس خدایی هم نیست که حسابرسی کند !!
10. یکی از احکام فقهی ما که سالها محور رابطه مسلمان با غیر مسلمان بوده ، حکم « نجس بودن غیر مسلمان » بوده که به صراحت با آیه « لقد کرمنا بنی آدم » منافات داشته و کرامت ذاتی انسانها را مخدوش می کند .
بنابر این حکم فوق از آنجا که یکی از احکام فرعی فقهی است و اصل اساسی قرآنی « کرامت انسانی » را زیر سوال می برد باطل بوده و مشروع نیست .
و بهمین شکل می توان احکام « مجاز بودن ازدواج با پیروان دیگر شرایع » و یا « حلیت ذبیحه آنها » را بررسی و مستند کرد .
11. با توجه به امضایی بودن اکثر احکام غیرعبادی شریعت که به معنای اعتبار عقل عرفی هر عصر ، در صحت سنجی و وضع اینگونه قوانین است ، استفاده از همان تعداد محدود احکام عصر نزول ، صرفا بعنوان یک روش برخورد با مسأله مورد نظر ، در کنار دیگر روشهای موجود در این عصر ، و ارزیابی آنها از نظر عادلانه بودن ، عاقلانه بودن و اخلاقی بودن است و بدون هیچگونه تعصب دینی و یا تقدس گرایی ، انتخاب بهترین آنها در رسیدن به هدف ایجاد یک جامعه اخلاق مدار و عدالت محور می باشد و چه بسا که راهکارهای امروزی در این رقابت ، توفیق بیشتری کسب کرده و تبعا مشروعیت اعمال قانونی پیدا کرده و احکام شریعت اوليه ، از نظر عقلی منسوخ می گردند . 16 و 17
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
7. وقتی خداوند پیامبر(ص) را موظف به مشورت با مردم می کند « و شاورهم فی الامر ۴ » آیا در چه اموری بوده است ؟
قطعا در امور و احکام عبادی و موضوعات اعتقادی توحید و معاد و نبوت نبوده است ، چرا که شیرازه دین را تشکیل داده و اختصاصی وحی و نظر پیامبر بوده و معمولا عقل در مورد آنها نظر نفی و اثبات نداشته و یا در حد اجمال به آنها می پردازد ؛
بلکه مربوط به امور اجتماعی که اختصاص به حاکمیت دارند بوده ، که خداوند با این آیه و آیات دیگر و همچنین سیره پیامبر(ص) و امام علی(ع) ، آنها را جزو شؤون و حقوق مردم اعلام کرده « لیقوم الناس بالقسط ۵ » و پیامبر از آن نظر که حاکم است ‹ نه پیامبر › ، موظف به استفاده از عقل جمعی در مدیریت جامعه و وضع قوانین است .
8. تنها توصیه خداوند به پیامبر(ص) و هر حاکم دیگر ، رعایت عدالت ۶ و اخلاق ۷ و حد فهم و پذیرش مردم ۸ و همچنین توجه خاص به کرامت ذاتی انسانها از هر قوم و شریعت ۹ ، در وضع قوانین و اداره جامعه بوده است 10 .
و اینها اصول مدنظر خداوند بوده و تبعا از آنجا که احکام فقهی ، فروع دین بوده ، حق تضاد و یا تنافی با این اصول را ندارند .
9. اصل در دعوت پیامبران ، اصلاح اعتقادات بشر به سمت موحدانه نگریستن به خداوند و هستی است 11 و ارشاد به عدالت و اخلاق و لذا احکام شریعت ، باید این دو اصل را مبنای صحت سنجی خود قرار دهد .12 و 13 و 14 و 15
آیا احکام شریعت ، مثل احکام قصاص و حقوق زن و احکام قضا و خانواده و .. با کرامت انسان امروزي ، سازگار بوده و یا برعکس ، بدلیل عاقلانه و عادلانه ندانستن آنها ، توسط نسل نو جامعه ، اصل اعتقادات دینی آنها را نیز زیر سوال برده و دین گریز کرده است ؟ و یا حتی در بسیاری از موارد ، افراد را به کارهای غیر اخلاقی کشانده به این بهانه که وقتی فلان احکام عاقلانه نیست پس خدایی هم نیست که حسابرسی کند !!
10. یکی از احکام فقهی ما که سالها محور رابطه مسلمان با غیر مسلمان بوده ، حکم « نجس بودن غیر مسلمان » بوده که به صراحت با آیه « لقد کرمنا بنی آدم » منافات داشته و کرامت ذاتی انسانها را مخدوش می کند .
بنابر این حکم فوق از آنجا که یکی از احکام فرعی فقهی است و اصل اساسی قرآنی « کرامت انسانی » را زیر سوال می برد باطل بوده و مشروع نیست .
و بهمین شکل می توان احکام « مجاز بودن ازدواج با پیروان دیگر شرایع » و یا « حلیت ذبیحه آنها » را بررسی و مستند کرد .
11. با توجه به امضایی بودن اکثر احکام غیرعبادی شریعت که به معنای اعتبار عقل عرفی هر عصر ، در صحت سنجی و وضع اینگونه قوانین است ، استفاده از همان تعداد محدود احکام عصر نزول ، صرفا بعنوان یک روش برخورد با مسأله مورد نظر ، در کنار دیگر روشهای موجود در این عصر ، و ارزیابی آنها از نظر عادلانه بودن ، عاقلانه بودن و اخلاقی بودن است و بدون هیچگونه تعصب دینی و یا تقدس گرایی ، انتخاب بهترین آنها در رسیدن به هدف ایجاد یک جامعه اخلاق مدار و عدالت محور می باشد و چه بسا که راهکارهای امروزی در این رقابت ، توفیق بیشتری کسب کرده و تبعا مشروعیت اعمال قانونی پیدا کرده و احکام شریعت اوليه ، از نظر عقلی منسوخ می گردند . 16 و 17
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
مجموعه مطالب " مي توان دوباره انديشيد " در كانال باورهاي قديم و انديشه هاي نو
https://telegram.me/beshnofekrkon/
1- منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/523
2- سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/99
3- راز آفرينش - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/112
4- درخت ممنوعه ( منهيه ) چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/128
5- آنچه من از جهنم مي فهمم – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/225
6- آيا خداوند كسي را عذاب مي كند يا دوري از او ، خودش عذاب است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/544
7- جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان ** - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/241
8- آواتار مفهوم پيامبر در آيين هندو
https://telegram.me/beshnofekrkon/261
9- سرود شگفت آور " آفرينش " در سروده هاي دين ودايي هند باستان
https://telegram.me/beshnofekrkon/280
10- مثبت نگاه كن ، همه چيز براي شاد بودن بتو داده شده است – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/285
11- چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/332
12- هفت شهر عشق عطار - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/343
13- آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
14- آيا براي بخشش گناهان واسطه لازم است ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/439
15- سخنی با دکتر سروش عزیز در نظریه رویای رسولانه – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/466
محمد صالحي
آدرس اين صفحه :
https://telegram.me/beshnofekrkon/550
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
https://telegram.me/beshnofekrkon/
1- منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/523
2- سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/99
3- راز آفرينش - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/112
4- درخت ممنوعه ( منهيه ) چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/128
5- آنچه من از جهنم مي فهمم – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/225
6- آيا خداوند كسي را عذاب مي كند يا دوري از او ، خودش عذاب است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/544
7- جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان ** - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/241
8- آواتار مفهوم پيامبر در آيين هندو
https://telegram.me/beshnofekrkon/261
9- سرود شگفت آور " آفرينش " در سروده هاي دين ودايي هند باستان
https://telegram.me/beshnofekrkon/280
10- مثبت نگاه كن ، همه چيز براي شاد بودن بتو داده شده است – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/285
11- چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/332
12- هفت شهر عشق عطار - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/343
13- آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
14- آيا براي بخشش گناهان واسطه لازم است ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/439
15- سخنی با دکتر سروش عزیز در نظریه رویای رسولانه – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/466
محمد صالحي
آدرس اين صفحه :
https://telegram.me/beshnofekrkon/550
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مفهوم واقعي شفاعت چيست ؟ - 1
معناي لغوي شفاعت :
كلمهي شفاعت از ريشهي ثلاثي « شفع » ميباشد . شفع در اصل به معناي زوج و جفت آمده است.1
همچنين راغب شفع را در حالت مصدري به معناي «پيوستن و ضميمه شدن چيزي به همانند خود» ميداند . 2
بنابراين شفع و شفاعت ، هر دو مصدرند به معناي منضم چيزي به چيزي ، و شفاعت ،بيشتر در مفهوم پيوستن به ديگري به منظور درخواست ياري ديده ميشود ، و معمولاً انضمام به كسي مورد نظر است كه از نظر حرمت و مقام ، بالاتر از شفاعت شونده است، و شفاعت در قيامت به اين معنا ميباشد 3 .
نگاه قرآن به شفاعت
كلمهي شفاعت و مشتقات آن در حدود سيبار در آيات قرآن ديده ميشود ، ( البته در مواردي هم بدون كاربرد اين ريشه به شفاعت اشاره شده است ) .
اين آيات در چند دسته قابل بررسي است : 4
1ـ آياتي كه به طور مطلق شفاعت را نفي ميكند ، مانند : و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة و لاشفاعة ...(بقره /254) 6
2ـ آياتي كه شفيع را منحصراًخدا معرفي ميكند ، مانند : ما لكم من دونه من ولي و لاشفيع ... (سجده /4)7 قل لله الشفاعه جميعاً ....(زمر 44) 8
3ـ آياتي كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا ميكند، مانند : من ذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255) 9 و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له (سبا/23) 10
4ـ آياتي كه شرايطي را براي شفاعت شونده بيان كرده است ، مانند : و لا يشفعون الالمن ارتضي (انبيا 28) 11
با توجه به آيات فوق موارد زير حائز اهميت و توجه دقيق است :
1- پاداش الهي به بندگان ، داراي درجات متعددي بوده كه بالاترين آن مقام قرب خودش مي باشد .
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا وَ لِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ . ( احقاف/ آيه 19) 12
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي ( فجر / 27 تا 30 ) 13
2- با توجه به رحمت واسعه الهي و لطف خاصي كه به بندگانش دارد ، چشم پوشي از بسيار خطاهاي آنها ، در صورت حق الناس نبودن ، امر مسلمي بوده ( نَبِّیء عِبادِی أنا الغفور الرحیمُ ( حجر / 49 )) 14 و اينجاست كه جهت جبران كمبودها و كسريهاي اعمال آنها ، هم گروه شدن و پيوستن به پيامبر را جهت ورود به مقامات بالاتر را جايز دانسته است . ( شفاعت )
(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً (نسا / 64 )) 15
3- براي چنين پاداش عظيم ، شرط اول ، رضايت خداوند از بنده اش مي باشد . ( لا يشفعون الا لمن ارتضي (انبيا 28) ) 11 و اين نيز به اعمال خود شخص و بازرسي خود خداوند مربوط مي شود . ( و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة ولاشفاعة ...(بقره /254) ) 6
4- پس از آن كه خداوند از بنده اش اعلام رضايت كرد ، به شفيعاني مثل پيامبر(ص) اجازه مي دهد تا او را در گروه خود سازماندهي كرده و همراه خود به محفل انس الهي وارد نمايند و كسي حق شفاعت جداگانه و درخواست از خدا براي اين كار را ندارد . ( منذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255)) 9
نتيجه :
خداوند در قيامت به سبب كارهاي نيك افراد و رحمت واسعه خود ، بسياري از خطاهاي آنها را بخشيده و پس از راضي شدن از آنها ، به پيامبر(ص) اجازه هم گروه كردن آنها را با خود مي دهد .
بنابر اين در بدو امر و بي مقدمه ، هيچ درخواست شفاعتي نه توسط شخص بنده و نه توسط شخص شفيع ، مورد پذيرش خداوند واقع نخواهد شد .
استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لا يهدي القوم الفاسقين ( توبه 79 و 80 ) 16
ادامه دارد :
19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت دوم :
https://telegram.me/beshnofekrkon/553
معناي لغوي شفاعت :
كلمهي شفاعت از ريشهي ثلاثي « شفع » ميباشد . شفع در اصل به معناي زوج و جفت آمده است.1
همچنين راغب شفع را در حالت مصدري به معناي «پيوستن و ضميمه شدن چيزي به همانند خود» ميداند . 2
بنابراين شفع و شفاعت ، هر دو مصدرند به معناي منضم چيزي به چيزي ، و شفاعت ،بيشتر در مفهوم پيوستن به ديگري به منظور درخواست ياري ديده ميشود ، و معمولاً انضمام به كسي مورد نظر است كه از نظر حرمت و مقام ، بالاتر از شفاعت شونده است، و شفاعت در قيامت به اين معنا ميباشد 3 .
نگاه قرآن به شفاعت
كلمهي شفاعت و مشتقات آن در حدود سيبار در آيات قرآن ديده ميشود ، ( البته در مواردي هم بدون كاربرد اين ريشه به شفاعت اشاره شده است ) .
اين آيات در چند دسته قابل بررسي است : 4
1ـ آياتي كه به طور مطلق شفاعت را نفي ميكند ، مانند : و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة و لاشفاعة ...(بقره /254) 6
2ـ آياتي كه شفيع را منحصراًخدا معرفي ميكند ، مانند : ما لكم من دونه من ولي و لاشفيع ... (سجده /4)7 قل لله الشفاعه جميعاً ....(زمر 44) 8
3ـ آياتي كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا ميكند، مانند : من ذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255) 9 و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له (سبا/23) 10
4ـ آياتي كه شرايطي را براي شفاعت شونده بيان كرده است ، مانند : و لا يشفعون الالمن ارتضي (انبيا 28) 11
با توجه به آيات فوق موارد زير حائز اهميت و توجه دقيق است :
1- پاداش الهي به بندگان ، داراي درجات متعددي بوده كه بالاترين آن مقام قرب خودش مي باشد .
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا وَ لِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ . ( احقاف/ آيه 19) 12
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي ( فجر / 27 تا 30 ) 13
2- با توجه به رحمت واسعه الهي و لطف خاصي كه به بندگانش دارد ، چشم پوشي از بسيار خطاهاي آنها ، در صورت حق الناس نبودن ، امر مسلمي بوده ( نَبِّیء عِبادِی أنا الغفور الرحیمُ ( حجر / 49 )) 14 و اينجاست كه جهت جبران كمبودها و كسريهاي اعمال آنها ، هم گروه شدن و پيوستن به پيامبر را جهت ورود به مقامات بالاتر را جايز دانسته است . ( شفاعت )
(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً (نسا / 64 )) 15
3- براي چنين پاداش عظيم ، شرط اول ، رضايت خداوند از بنده اش مي باشد . ( لا يشفعون الا لمن ارتضي (انبيا 28) ) 11 و اين نيز به اعمال خود شخص و بازرسي خود خداوند مربوط مي شود . ( و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة ولاشفاعة ...(بقره /254) ) 6
4- پس از آن كه خداوند از بنده اش اعلام رضايت كرد ، به شفيعاني مثل پيامبر(ص) اجازه مي دهد تا او را در گروه خود سازماندهي كرده و همراه خود به محفل انس الهي وارد نمايند و كسي حق شفاعت جداگانه و درخواست از خدا براي اين كار را ندارد . ( منذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255)) 9
نتيجه :
خداوند در قيامت به سبب كارهاي نيك افراد و رحمت واسعه خود ، بسياري از خطاهاي آنها را بخشيده و پس از راضي شدن از آنها ، به پيامبر(ص) اجازه هم گروه كردن آنها را با خود مي دهد .
بنابر اين در بدو امر و بي مقدمه ، هيچ درخواست شفاعتي نه توسط شخص بنده و نه توسط شخص شفيع ، مورد پذيرش خداوند واقع نخواهد شد .
استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لا يهدي القوم الفاسقين ( توبه 79 و 80 ) 16
ادامه دارد :
19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت دوم :
https://telegram.me/beshnofekrkon/553
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مفهوم واقعي شفاعت چيست ؟ - 2
و در يك كلام :
و تنها چيزي كه بنده را ( اعم از رسولان و مردمان عادي ) نزد خدا مطمئن مي كند ، اعمال او در دنيا و رحمت واسعه الهي است .
رسول اكرم ( ص) در خطبه ای كه در اواخر عمر شريفشان برای مسلمين ايراد فرمودند ، اين نكته را گوشزد فرمودند كه برای نجات و رستگاری ، دو عامل و دو ركن اساسی وجود دارد : عمل و رحمت .
ايها الناس انه ليس بين الله و بين احد نسب و لا امر يؤتيه به خيرا او يصرف عنه شرا الا العمل ، الا لا يدعين مدع و لا يتمنين متمن.و الذی بعثنی بالحق لا ينجی الا عمل مع رحمة ، و لو عصيت لهويت .اللهم هل بلغت ؟ 17
" ای مردم ! بين خدا و هيچكس رابطه خويشاوندی نيست و هيچ رابطه ديگری هم كه موجب جلب منفعت يا دفع ضرر شود وجود ندارد جز عمل . بنگريد ! هيچكس ادعای گزاف نكند ، هيچكس آرزوی خام در دل نپرورد .
قسم به خدايی كه مرا به راستی برانگيخت چيزی جز عمل توأم با رحمت خدا سبب رستگاری نمیگردد ، من خودم هم اگر گناه میكردم سقوط كرده بودم " . آنگاه فرمود : " خدايا تبليغ كردم ؟
و يا توصيه پيامبر(ص) به دختر عزيزش فاطمه (س) :
«یا فاطمه اعملی بنفسک انی لا أغنی عنک شیئا » .
دخترکم خودت برای خودت عمل کن . من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست . 18
زير نويسها :
1- فراهيدي ،خليل بن احمد، العين، ج 1، ص 260.
2- راغب اصفهاني،مفردات ،ج 2،ص 475.
3- راغب اصفهاني،مفردات ،ج 2،ص 475.
4- با استفاده از : تفسير نمونه ج1ص 226، هزار و يك نكته از قرآن كريم (اكبر دهقان)ص 249.
5- ... و از او شفاعتي پذيرفته نشود .
6- ... روزي بيايد كه در آن نه داد و ستدي باشد و نه دوستي و نه شفاعتي .
7- غير از او هيچ ياور و شفاعت كنندهاى نيست .
8- بگو شفاعت همه اش از آن خداست .
9- كيست آن كه جز به خواست و فرمان او نزد وي شفاعت كند؟
10- و نزد خدا شفاعت سودى ندارد، مگر از كسى كه به وى اجازه آن داده شود .
11- شفاعت نمى كنند مگر كسانى را كه خدا از آنان راضي شود .
12- و براى هر يك از انسانهاى نامبرده درجاتى است از پاداش و كيفر اعمالشان . پروردگارشان خود اعمالشان را به ايشان بر مى گرداند تا ظلمى به ايشان نشود .
13- ای نفس اطمینان یافته و با ایمان ، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد ، و به صف بندگان من وارد شو و به بهشت من در آی .
14- به بندگانم خبر ده که من آمرزنده و مهربانم .
15- ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر براى این که به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ستم مىکردند (و فرمانهاى خدا را زیر پا مىگذاردند)، به نزد تو مىآمدند؛ و از خدا طلب آمرزش مىکردند؛ و پیامبر هم براى آنها استغفار مىکرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان مىیافتند.
16- چه براى آنها استغفار کنى و چه نکنى ، تاثیرى ندارد ، حتى اگر هفتاد بار براى آنها، استغفار کنى خداوند آنها را نمى بخشد ، چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و خداوند قوم فاسق را هدایت نمى کند.
17- شرح ابن ابی الحدید ج2 ص 863
18- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/552
و در يك كلام :
و تنها چيزي كه بنده را ( اعم از رسولان و مردمان عادي ) نزد خدا مطمئن مي كند ، اعمال او در دنيا و رحمت واسعه الهي است .
رسول اكرم ( ص) در خطبه ای كه در اواخر عمر شريفشان برای مسلمين ايراد فرمودند ، اين نكته را گوشزد فرمودند كه برای نجات و رستگاری ، دو عامل و دو ركن اساسی وجود دارد : عمل و رحمت .
ايها الناس انه ليس بين الله و بين احد نسب و لا امر يؤتيه به خيرا او يصرف عنه شرا الا العمل ، الا لا يدعين مدع و لا يتمنين متمن.و الذی بعثنی بالحق لا ينجی الا عمل مع رحمة ، و لو عصيت لهويت .اللهم هل بلغت ؟ 17
" ای مردم ! بين خدا و هيچكس رابطه خويشاوندی نيست و هيچ رابطه ديگری هم كه موجب جلب منفعت يا دفع ضرر شود وجود ندارد جز عمل . بنگريد ! هيچكس ادعای گزاف نكند ، هيچكس آرزوی خام در دل نپرورد .
قسم به خدايی كه مرا به راستی برانگيخت چيزی جز عمل توأم با رحمت خدا سبب رستگاری نمیگردد ، من خودم هم اگر گناه میكردم سقوط كرده بودم " . آنگاه فرمود : " خدايا تبليغ كردم ؟
و يا توصيه پيامبر(ص) به دختر عزيزش فاطمه (س) :
«یا فاطمه اعملی بنفسک انی لا أغنی عنک شیئا » .
دخترکم خودت برای خودت عمل کن . من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست . 18
زير نويسها :
1- فراهيدي ،خليل بن احمد، العين، ج 1، ص 260.
2- راغب اصفهاني،مفردات ،ج 2،ص 475.
3- راغب اصفهاني،مفردات ،ج 2،ص 475.
4- با استفاده از : تفسير نمونه ج1ص 226، هزار و يك نكته از قرآن كريم (اكبر دهقان)ص 249.
5- ... و از او شفاعتي پذيرفته نشود .
6- ... روزي بيايد كه در آن نه داد و ستدي باشد و نه دوستي و نه شفاعتي .
7- غير از او هيچ ياور و شفاعت كنندهاى نيست .
8- بگو شفاعت همه اش از آن خداست .
9- كيست آن كه جز به خواست و فرمان او نزد وي شفاعت كند؟
10- و نزد خدا شفاعت سودى ندارد، مگر از كسى كه به وى اجازه آن داده شود .
11- شفاعت نمى كنند مگر كسانى را كه خدا از آنان راضي شود .
12- و براى هر يك از انسانهاى نامبرده درجاتى است از پاداش و كيفر اعمالشان . پروردگارشان خود اعمالشان را به ايشان بر مى گرداند تا ظلمى به ايشان نشود .
13- ای نفس اطمینان یافته و با ایمان ، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد ، و به صف بندگان من وارد شو و به بهشت من در آی .
14- به بندگانم خبر ده که من آمرزنده و مهربانم .
15- ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر براى این که به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ستم مىکردند (و فرمانهاى خدا را زیر پا مىگذاردند)، به نزد تو مىآمدند؛ و از خدا طلب آمرزش مىکردند؛ و پیامبر هم براى آنها استغفار مىکرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان مىیافتند.
16- چه براى آنها استغفار کنى و چه نکنى ، تاثیرى ندارد ، حتى اگر هفتاد بار براى آنها، استغفار کنى خداوند آنها را نمى بخشد ، چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و خداوند قوم فاسق را هدایت نمى کند.
17- شرح ابن ابی الحدید ج2 ص 863
18- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/552
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
سب و لعن ، مشروعیت الهی ندارد
مقدمه :
دین مجموعه ای از مباحث اعتقادی و اخلاقی است که در پاسخ به نیازهای روحی و معنوی بشر ، از طرف خداوند ، به سبب لطف خود ، نازل شده است .
و این امر نه به آن دلیل است که خداوند ، ابتدا به ساکن و بدون خواست بشر ، اقدام به تعلیم او کرده باشد ، بلکه از آنجا که روح سیال بشر ، مستمرا در پی جستجوی پاسخ به چراهای ؛ از کجا آمده ام ، به کجا میروم و اینجا چه کاره ام ؛ به این سو و آن تحلیل و این شخص و آن دین ، در تحیر و سرگردانی بسر برده است ، خداوند بر اساس قاعده لطف خود ، تعلیم اولیه او را بعهده گرفت و حضرت آدم را از میان آنها برگزید 1 و بعنوان معلمی که از خدا یاد گرفته بود 2 ، بسویش روانه کرد .
و او در این تعلیم ، هدفش ، اصلاح اندیشه دینی او 3 و رهنمونی به سوی فضایل اخلاقی 4 ، جهت رستگاری 5 ، بوده است .
از طرف دیگر ، با توجه به نقش تربیتی – آموزشی 6 که خداوند برای خود قائل شده است ، این اجازه را نمی دهد که معلمان ارسالی ، از روشهای خشونت و یا تندخویی استفاده کنند . 7
و حتی به صراحت بیان می دارد که اگر از روشهای خشن و حذفی استفاده کنند ، تنها ثمرش گریزان کردن و فراری دادن مخاطبان خواهد بود .8
ضمنا ، به معلمین ارسالی خود گوشزد می کند که شما بخاطر انحراف و جهنمی شدن بعضی از مخاطبینتان مواخذه نخواهید شد 9 ، بنابراین موظف به محافظت از نتیجه ابلاغ و آموزش های خود نبوده 10 که بخواهید در مورد آنها و عاقبتشان قضاوت کرده 11 و یا خداوند را نسبت به اجرای عذاب و یا حتی بخشش وادار نمایید 12 که این امور از شئون اختصاصی خداوند است . 13
لعن و سب ، مشروعیت الهی ندارد
بر اساس آنچه در مقدمه بیان شد ، خداوند تنها نقشی که به رسولان خود محول کرده ، ابلاغ پیام الهی بوده و دادخواست و یا قضاوت و داوری نسبت به مردمان را انحصارا در اختیار خود و آن هم در آخرت قرار داده است .
بنابر این ،
لعن ، چه به معنای اعلام دور بودن شخص از رحمت الهی و چه درخواست از خداوند جهت دور کردن او از رحمت الهی و تعذیب او ، صورت مسئله پاک شده ای است که نیازی به حل ندارد ؛
و سب نيز به معناي دشنام و اهانت ، پا را در مسير بي اخلاقي گذاشتن و ضديت كامل با هدف غايي پيامبر(ص) بوده 14 كه براي هر صاحب انديشه اي قابل لمس و درك است .
زیرنویسها :
1- ان الله اصطفی آدم و ... علی العالمین " – سوره ال عمران – آیه 33
2- علم ادم الاسما کلها " - سوره بقره – آیه 31
3- و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون - انبیا 25
4- تخلقوا باخلاق الله- بحارالانوار- ج 58- ص 129
5- من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم - سوره تغابن ، آیه 9
6- لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ یزَكِّيهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ – آل عمران 164
7- فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " - سوره غاشیه – 21 و 22
8- بِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ استَغْفِرْ لَهُمْ – آل عمران 159
9- إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَ لاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ – بقره 119
10- " فان اعرضوا فما ارسلناک عليهم حفيظا ان عليک الا البلاغ . " – سوره شوری 48
11- ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ – انعام 52
12- فَلا تَسئَلْنِ مَا لَيْس لَك بِهِ عِلْمٌ إِنى أَعِظك أَن تَكُونَ مِنَ الْجَهِلِينَ – هود – 46
13- لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ - آل عمران 128
14- " انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " - مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1
تحقیق : محمد صالحی
اربعین حسینی 25 / 9 /93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقدمه :
دین مجموعه ای از مباحث اعتقادی و اخلاقی است که در پاسخ به نیازهای روحی و معنوی بشر ، از طرف خداوند ، به سبب لطف خود ، نازل شده است .
و این امر نه به آن دلیل است که خداوند ، ابتدا به ساکن و بدون خواست بشر ، اقدام به تعلیم او کرده باشد ، بلکه از آنجا که روح سیال بشر ، مستمرا در پی جستجوی پاسخ به چراهای ؛ از کجا آمده ام ، به کجا میروم و اینجا چه کاره ام ؛ به این سو و آن تحلیل و این شخص و آن دین ، در تحیر و سرگردانی بسر برده است ، خداوند بر اساس قاعده لطف خود ، تعلیم اولیه او را بعهده گرفت و حضرت آدم را از میان آنها برگزید 1 و بعنوان معلمی که از خدا یاد گرفته بود 2 ، بسویش روانه کرد .
و او در این تعلیم ، هدفش ، اصلاح اندیشه دینی او 3 و رهنمونی به سوی فضایل اخلاقی 4 ، جهت رستگاری 5 ، بوده است .
از طرف دیگر ، با توجه به نقش تربیتی – آموزشی 6 که خداوند برای خود قائل شده است ، این اجازه را نمی دهد که معلمان ارسالی ، از روشهای خشونت و یا تندخویی استفاده کنند . 7
و حتی به صراحت بیان می دارد که اگر از روشهای خشن و حذفی استفاده کنند ، تنها ثمرش گریزان کردن و فراری دادن مخاطبان خواهد بود .8
ضمنا ، به معلمین ارسالی خود گوشزد می کند که شما بخاطر انحراف و جهنمی شدن بعضی از مخاطبینتان مواخذه نخواهید شد 9 ، بنابراین موظف به محافظت از نتیجه ابلاغ و آموزش های خود نبوده 10 که بخواهید در مورد آنها و عاقبتشان قضاوت کرده 11 و یا خداوند را نسبت به اجرای عذاب و یا حتی بخشش وادار نمایید 12 که این امور از شئون اختصاصی خداوند است . 13
لعن و سب ، مشروعیت الهی ندارد
بر اساس آنچه در مقدمه بیان شد ، خداوند تنها نقشی که به رسولان خود محول کرده ، ابلاغ پیام الهی بوده و دادخواست و یا قضاوت و داوری نسبت به مردمان را انحصارا در اختیار خود و آن هم در آخرت قرار داده است .
بنابر این ،
لعن ، چه به معنای اعلام دور بودن شخص از رحمت الهی و چه درخواست از خداوند جهت دور کردن او از رحمت الهی و تعذیب او ، صورت مسئله پاک شده ای است که نیازی به حل ندارد ؛
و سب نيز به معناي دشنام و اهانت ، پا را در مسير بي اخلاقي گذاشتن و ضديت كامل با هدف غايي پيامبر(ص) بوده 14 كه براي هر صاحب انديشه اي قابل لمس و درك است .
زیرنویسها :
1- ان الله اصطفی آدم و ... علی العالمین " – سوره ال عمران – آیه 33
2- علم ادم الاسما کلها " - سوره بقره – آیه 31
3- و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون - انبیا 25
4- تخلقوا باخلاق الله- بحارالانوار- ج 58- ص 129
5- من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم - سوره تغابن ، آیه 9
6- لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ یزَكِّيهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ – آل عمران 164
7- فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " - سوره غاشیه – 21 و 22
8- بِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ استَغْفِرْ لَهُمْ – آل عمران 159
9- إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَ لاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ – بقره 119
10- " فان اعرضوا فما ارسلناک عليهم حفيظا ان عليک الا البلاغ . " – سوره شوری 48
11- ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ – انعام 52
12- فَلا تَسئَلْنِ مَا لَيْس لَك بِهِ عِلْمٌ إِنى أَعِظك أَن تَكُونَ مِنَ الْجَهِلِينَ – هود – 46
13- لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ - آل عمران 128
14- " انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " - مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1
تحقیق : محمد صالحی
اربعین حسینی 25 / 9 /93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
برداشتی از آخرین سفارشات پیامبر در حجه الوداع - 1
پیامبر اکرم (ص) ، 76 روز قبل از رحلت ، در زمانی که در سفر حجه الوداع ، در مکه حضور داشتند ، در پایان حج خود ، قبل از بازگشت به مکه ، سه خطبه در مکان های " عرفات – روز عرفه ، 9 ذی الحجه سال دهم هجرت " ، " منی – روز عید قربان ، 10 ذی الحجه سال دهم هجرت " و " غدیر خم – 18 ذی الحجه سال دهم هجرت " ایراد کردند .
ایشان در این سه محل ، خطوط اساسی اندیشه اسلام ناب محمدی را بیان و آموز شهای لازم را به مردم گوشزد نمودند .
ابتدا لازم است خطوط اساسی دعوت پیامبر به اجمال بیان شود :
1- بشر هیچگاه بی خدا نبوده ولی مشرکانه خدا را پرستش می کرد ه است . ( و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل ا تنبئون الله بما لا يعلم في السماوات و لا في الارض سبحانه و تعالي عما يشركون – یونس 18 )
2 – هدف ارسال پیامبران : " و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون - انبیا 25 )
• پیامبر در تمام دوره رسالت خود هدفی جز رسیدن به یک جامعه اخلاقی توحيدي با تلاشهای فرهنگی دنبال نکرد .
• اولین اعلام : انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1
• توصیه های تبلیغی : وقتی معاذ بن جبل را برای دعوت و تبلیغ مردم یمن قبل حجة الوداع فرستاد , به او سفارش آسان گيري و مداراي با مردم فرمود : یا معاذ بشّر و لا تنفّر , یسّر و لا تعسّر - صحیح بخاری, ج 5/ 204.
3 - قرآن ، هدایت خداوند را در دو بخش اساسی زیر عنوان می کند :
• دین ، که اصول اساسی جهان بینی توحیدی را بیان می کند .
• شریعت ، که رهنمون عملی انسان در مناسبات فردی ، اجتماعی و الهی است .
4 – شریعت شامل دو بخش است :
• احکام عبادی : سیر و سلوک فرد در ارتباط با خدا را مدیریت میکنند . ( نماز و حج و روزه )
• احکام غیر عبادی : روابط اجتماعی و مناسبات فرد و جامعه را تنظیم میکنند . (حقوق ، قضا ، اقتصاد ، سیاست ، معاملات و ... )
5 – احکام غیر عبادی : احكامي هستند كه بر اساس بناي عقلا بنياد گذاشته شده و به امضاي شرع رسيده است . چنين تأييدي از سوي شارع نشان ميدهد كه بخشي از ره آوردهاي بشري در تنظيم روابط اجتماعي پذيرفته شده است .
( کتاب اسلام دین فطرت ص 70 تا 74 ؛ آیه الله منتظری )
• احمد قابل : اکثر احکام اسلام ، احکامی امضائیاند . شریعت فرصت یافته تا از میان نسخههای متفاوت عقلانی ، گزینش کند و آنچه را برتر دانسته ( خواه برتری نسبی باشد یا مطلق ) به صور گوناگون ( مستحب، واجب، مکروه یا حرام ) مطالبه کند و در مواردی که ترجیحی وجود نداشته ، آن را « مباح » بشمارد. ( شریعت عقلانی ، 4 ، بخش 3 )
7- روش گزینش پیامبر منتج به موارد زیر است :
• سیره و فهم عقلای جامعه را برای قانون گذاري ، اعتبار بخشید .
• تغییرپذیری قوانین را ذاتی آنها اعلام کرد .
• نوسازی باید تدریجی باشد .
8- با این توضیحات : شریعت جریانی است سیال در تقنین در محدوده 3 ویژگی زیر :
• حد فهم و بلوغ اجتماعی روز
• قابلیت اجرایی
• امکانات اجرایی
و رعایت 3 اصل زیر :
• عادلانه بودن
• عاقلانه بودن
• اخلاق مدار بودن ( رعایت کرامت انسانی )
آیه اله منتظری : وقتي عقل را به عنوان يكي از ادله احكام شرعي پذيرفته ايم و سيره عقلا - كه ردع آن از سوي شارع احراز نشده باشد - را در همين جهت ، معتبر و حجت ميدانيم، هر روش عقلاني كه به نحو اطمينان بتواند مقصود شارع مقدس را برآورده سازد روشي شرعي نيز هست، و همه اين امور بر طريقيت (وسيله بودن) احكام شرع مقدس در عموم امور غير عبادي دلالت ميكنند و نه موضوعيت (هدف بودن) آنها ( اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص 702 تا 705 " )
9- بنابراین احکام اجتماعی اسلام ویژگی ثابت ذاتی ندارند .
"حلال محمد حلال أبدا الي يوم القيامة و حرامه حرام أبدا الي يوم القيامة
مقصود از تغييرناپذير بودن احكام الهي - كه در حديث فوق به آن اشاره شد - تغييرناپذيري حكم شارع با محفوظ بودن و بقاي موضوع آن است . زيرا نسبت هر حكمي به موضوع خود مانند نسبت معلول به علت است و با بقاي علت، انعدام و زوال معلول عقلا ممكن نخواهد بود. بنابراين در صورت تغيير در موضوع و در نتيجه زوال موضوع اول، حكم آن نيز تغيير مييابد.
منبع : کتاب اسلام دین فطرت ص 55 تا 60 ؛ آیه الله منتظری
محمد صالحی ۱۵ / ۶ / ۹۴
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/558
پیامبر اکرم (ص) ، 76 روز قبل از رحلت ، در زمانی که در سفر حجه الوداع ، در مکه حضور داشتند ، در پایان حج خود ، قبل از بازگشت به مکه ، سه خطبه در مکان های " عرفات – روز عرفه ، 9 ذی الحجه سال دهم هجرت " ، " منی – روز عید قربان ، 10 ذی الحجه سال دهم هجرت " و " غدیر خم – 18 ذی الحجه سال دهم هجرت " ایراد کردند .
ایشان در این سه محل ، خطوط اساسی اندیشه اسلام ناب محمدی را بیان و آموز شهای لازم را به مردم گوشزد نمودند .
ابتدا لازم است خطوط اساسی دعوت پیامبر به اجمال بیان شود :
1- بشر هیچگاه بی خدا نبوده ولی مشرکانه خدا را پرستش می کرد ه است . ( و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل ا تنبئون الله بما لا يعلم في السماوات و لا في الارض سبحانه و تعالي عما يشركون – یونس 18 )
2 – هدف ارسال پیامبران : " و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون - انبیا 25 )
• پیامبر در تمام دوره رسالت خود هدفی جز رسیدن به یک جامعه اخلاقی توحيدي با تلاشهای فرهنگی دنبال نکرد .
• اولین اعلام : انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1
• توصیه های تبلیغی : وقتی معاذ بن جبل را برای دعوت و تبلیغ مردم یمن قبل حجة الوداع فرستاد , به او سفارش آسان گيري و مداراي با مردم فرمود : یا معاذ بشّر و لا تنفّر , یسّر و لا تعسّر - صحیح بخاری, ج 5/ 204.
3 - قرآن ، هدایت خداوند را در دو بخش اساسی زیر عنوان می کند :
• دین ، که اصول اساسی جهان بینی توحیدی را بیان می کند .
• شریعت ، که رهنمون عملی انسان در مناسبات فردی ، اجتماعی و الهی است .
4 – شریعت شامل دو بخش است :
• احکام عبادی : سیر و سلوک فرد در ارتباط با خدا را مدیریت میکنند . ( نماز و حج و روزه )
• احکام غیر عبادی : روابط اجتماعی و مناسبات فرد و جامعه را تنظیم میکنند . (حقوق ، قضا ، اقتصاد ، سیاست ، معاملات و ... )
5 – احکام غیر عبادی : احكامي هستند كه بر اساس بناي عقلا بنياد گذاشته شده و به امضاي شرع رسيده است . چنين تأييدي از سوي شارع نشان ميدهد كه بخشي از ره آوردهاي بشري در تنظيم روابط اجتماعي پذيرفته شده است .
( کتاب اسلام دین فطرت ص 70 تا 74 ؛ آیه الله منتظری )
• احمد قابل : اکثر احکام اسلام ، احکامی امضائیاند . شریعت فرصت یافته تا از میان نسخههای متفاوت عقلانی ، گزینش کند و آنچه را برتر دانسته ( خواه برتری نسبی باشد یا مطلق ) به صور گوناگون ( مستحب، واجب، مکروه یا حرام ) مطالبه کند و در مواردی که ترجیحی وجود نداشته ، آن را « مباح » بشمارد. ( شریعت عقلانی ، 4 ، بخش 3 )
7- روش گزینش پیامبر منتج به موارد زیر است :
• سیره و فهم عقلای جامعه را برای قانون گذاري ، اعتبار بخشید .
• تغییرپذیری قوانین را ذاتی آنها اعلام کرد .
• نوسازی باید تدریجی باشد .
8- با این توضیحات : شریعت جریانی است سیال در تقنین در محدوده 3 ویژگی زیر :
• حد فهم و بلوغ اجتماعی روز
• قابلیت اجرایی
• امکانات اجرایی
و رعایت 3 اصل زیر :
• عادلانه بودن
• عاقلانه بودن
• اخلاق مدار بودن ( رعایت کرامت انسانی )
آیه اله منتظری : وقتي عقل را به عنوان يكي از ادله احكام شرعي پذيرفته ايم و سيره عقلا - كه ردع آن از سوي شارع احراز نشده باشد - را در همين جهت ، معتبر و حجت ميدانيم، هر روش عقلاني كه به نحو اطمينان بتواند مقصود شارع مقدس را برآورده سازد روشي شرعي نيز هست، و همه اين امور بر طريقيت (وسيله بودن) احكام شرع مقدس در عموم امور غير عبادي دلالت ميكنند و نه موضوعيت (هدف بودن) آنها ( اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص 702 تا 705 " )
9- بنابراین احکام اجتماعی اسلام ویژگی ثابت ذاتی ندارند .
"حلال محمد حلال أبدا الي يوم القيامة و حرامه حرام أبدا الي يوم القيامة
مقصود از تغييرناپذير بودن احكام الهي - كه در حديث فوق به آن اشاره شد - تغييرناپذيري حكم شارع با محفوظ بودن و بقاي موضوع آن است . زيرا نسبت هر حكمي به موضوع خود مانند نسبت معلول به علت است و با بقاي علت، انعدام و زوال معلول عقلا ممكن نخواهد بود. بنابراين در صورت تغيير در موضوع و در نتيجه زوال موضوع اول، حكم آن نيز تغيير مييابد.
منبع : کتاب اسلام دین فطرت ص 55 تا 60 ؛ آیه الله منتظری
محمد صالحی ۱۵ / ۶ / ۹۴
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/558
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
❤1👍1
برداشتی از آخرین سفارشات پیامبر در حجه الوداع - 2
آنچه ذیلا آورده شده است بخشی از خطوط اصلی مانیفست پيامبر می باشد كه در حجه الوداع بيان شده است :
۱- تساوی حقوق شهروندی شهروندان :
الناس فی الاسلام سواء، الناس طف الصاع لادم و حوآء، لا فضل عربی علی عجمی، و لا عجمی علی عربی الا بتقوی الله! الا هل بلغت؟ ! قالوا: نعم! قال : اللهم اشهد.
- مردم در اسلام مساوی هستند، تمام افراد مردم هر یک همچون پیمانه پر بدون تفاوت، از آدم و حوا هستند، هیچیک از مردمان عرب را بر عجم فضیلتی نیست، و هیچیک از مردمان عجم را بر عرب فضیلتی نیست، مگر به پرهیزگاری و تقوای خدائی.
آیا من ابلاغ کردم و مطلب را رساندم؟ !
گفتند: بلی! آن حضرت گفت: بار پروردگارا شاهد باش? !
تذکر : تقوا معیاریست مربوط به قیامت و بازشناسی خداوند و ارتباطی به حقوق شهروندی دنیایی ندارد .
۲- توصیه به حقوق زن :
اوصیکم بالنساء خیرا ، فانما هن عوان عندکم ، لا یملکن لانفسهن شیئا، و انما اخذ تموهن بامانة الله، و استحللتم فروجهن بکتاب الله، و لکم علیهن حق، و لهن علیکم حق کسوتهن و رزقهن بالمعروف، و لکم علیهن الا یوطئن فراشکم احدا، و لا یاذن فی بیوتکم الا بعلمکم و اذنکم، فان فعلن شیئا من ذلک فاهجروهن فی المضاجع و لاتضربوهن ..
الاهل بلغت؟ !
قالوا: نعم! قال: اللهم اشهد!
خصال صدوق , باب منش های دوازده گانه ( ص ۴۸۷ ح ۶۳ )
من شما را درباره حمایت و پاسداری از زنان سفارش میکنم که به نیکوئی و خوبی با آنان رفتار کنید، چون ایشان در نزد شما متحمل کارهای سخت و دشوار میشوند، و برای خودشان چیزی ندارند، و شما به امانتخدا آنها را گرفتهاید، و به حکم خدا و کتاب خدا، بر شما حلال شده اند !
از برای شما بر عهده آنها حقی است، و از برای آنها بر عهده شما حقی است، حق آنها بر شما آنست که لباس و پوشش و رزق و طعام ایشان را به طور نیکو و پسندیده بدهید، و حق شما بر آنها آنست که در منزلگاه و خوابگاه شما کسی را نیاورند، و در خانههای شما دخل و تصرفی نکنند مگر با علم شما و اجازه شما!
و اگر از این چیزهای ممنوعه بجا آورند، شما از خوابیدن با آنها در خوابگاهشان دوری گزینید، و حق تنبیه بدنی ندارید ..
آگاه باشید: آیا من تبلیغ کردم؟ !
گفتند: آری. آن حضرت فرمود: بار پروردگارا شاهد باش? !
دو نکته مهم :
۱- در اینجا طبق نقل صدوق ، در صورت تخلف زن امر به زدن او نشده است . !!!
۲- در صورت تخلف زن و عمل فحشا ، امر به سنگسار نشده است . !!!
۳- توصیه به حقوق بردگان
ثم قال: فاوصیکم بمن ملکت ایمانکم فاطعموهم مما تاکلون و البسوهم مما تلبسون، الا هل بلغت؟!
قالوا: نعم! قال: اللهم اشهد.
پس از آن فرمود: من شما را وصیت و سفارش میکنم درباره غلامان و کنیزان که مالک آنها شدهاید!
از هر چه شما میخورید، به آنها هم بخورانید، و از هر چه شما میپوشید، به آنها هم بپوشانید،
آگاه باشید : آیا من تبلیغ کردم؟ !
گفتند: بلی! آن حضرت گفت: بار پروردگارا شاهد باش? !
محمد صالحی ۱۵ / ۶ / ۹۴
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/559
آنچه ذیلا آورده شده است بخشی از خطوط اصلی مانیفست پيامبر می باشد كه در حجه الوداع بيان شده است :
۱- تساوی حقوق شهروندی شهروندان :
الناس فی الاسلام سواء، الناس طف الصاع لادم و حوآء، لا فضل عربی علی عجمی، و لا عجمی علی عربی الا بتقوی الله! الا هل بلغت؟ ! قالوا: نعم! قال : اللهم اشهد.
- مردم در اسلام مساوی هستند، تمام افراد مردم هر یک همچون پیمانه پر بدون تفاوت، از آدم و حوا هستند، هیچیک از مردمان عرب را بر عجم فضیلتی نیست، و هیچیک از مردمان عجم را بر عرب فضیلتی نیست، مگر به پرهیزگاری و تقوای خدائی.
آیا من ابلاغ کردم و مطلب را رساندم؟ !
گفتند: بلی! آن حضرت گفت: بار پروردگارا شاهد باش? !
تذکر : تقوا معیاریست مربوط به قیامت و بازشناسی خداوند و ارتباطی به حقوق شهروندی دنیایی ندارد .
۲- توصیه به حقوق زن :
اوصیکم بالنساء خیرا ، فانما هن عوان عندکم ، لا یملکن لانفسهن شیئا، و انما اخذ تموهن بامانة الله، و استحللتم فروجهن بکتاب الله، و لکم علیهن حق، و لهن علیکم حق کسوتهن و رزقهن بالمعروف، و لکم علیهن الا یوطئن فراشکم احدا، و لا یاذن فی بیوتکم الا بعلمکم و اذنکم، فان فعلن شیئا من ذلک فاهجروهن فی المضاجع و لاتضربوهن ..
الاهل بلغت؟ !
قالوا: نعم! قال: اللهم اشهد!
خصال صدوق , باب منش های دوازده گانه ( ص ۴۸۷ ح ۶۳ )
من شما را درباره حمایت و پاسداری از زنان سفارش میکنم که به نیکوئی و خوبی با آنان رفتار کنید، چون ایشان در نزد شما متحمل کارهای سخت و دشوار میشوند، و برای خودشان چیزی ندارند، و شما به امانتخدا آنها را گرفتهاید، و به حکم خدا و کتاب خدا، بر شما حلال شده اند !
از برای شما بر عهده آنها حقی است، و از برای آنها بر عهده شما حقی است، حق آنها بر شما آنست که لباس و پوشش و رزق و طعام ایشان را به طور نیکو و پسندیده بدهید، و حق شما بر آنها آنست که در منزلگاه و خوابگاه شما کسی را نیاورند، و در خانههای شما دخل و تصرفی نکنند مگر با علم شما و اجازه شما!
و اگر از این چیزهای ممنوعه بجا آورند، شما از خوابیدن با آنها در خوابگاهشان دوری گزینید، و حق تنبیه بدنی ندارید ..
آگاه باشید: آیا من تبلیغ کردم؟ !
گفتند: آری. آن حضرت فرمود: بار پروردگارا شاهد باش? !
دو نکته مهم :
۱- در اینجا طبق نقل صدوق ، در صورت تخلف زن امر به زدن او نشده است . !!!
۲- در صورت تخلف زن و عمل فحشا ، امر به سنگسار نشده است . !!!
۳- توصیه به حقوق بردگان
ثم قال: فاوصیکم بمن ملکت ایمانکم فاطعموهم مما تاکلون و البسوهم مما تلبسون، الا هل بلغت؟!
قالوا: نعم! قال: اللهم اشهد.
پس از آن فرمود: من شما را وصیت و سفارش میکنم درباره غلامان و کنیزان که مالک آنها شدهاید!
از هر چه شما میخورید، به آنها هم بخورانید، و از هر چه شما میپوشید، به آنها هم بپوشانید،
آگاه باشید : آیا من تبلیغ کردم؟ !
گفتند: بلی! آن حضرت گفت: بار پروردگارا شاهد باش? !
محمد صالحی ۱۵ / ۶ / ۹۴
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/559
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
برداشتی از آخرین سفارشات پیامبر در حجه الوداع - 3
۴- اخطار در مورد فقهای بی بصیرت :
..... فرب حامل فقه غیر فقیه، و رب حامل فقه الی من هو افقه منه.
خداوند نیکو و خرم گرداند چهره بندهای را که گفتار مرا بشنود ، و آن را حفظ کند، و به خاطر بسپارد، و سپس آن را به کسی که نشنیده استبرساند .
زیرا چه بسا راویان و حاملان فقه و دانشی، که خود آنها فقیه و دانشمند نیستند، و چه بسا راویان و حاملان فقه و دانشی که آن فقه و دانش را به سوی فقیهتر و دانشمندتر از خود میبرند.
۵- اعمالتان را به پیشگاه خدا بفرستید نه واسطه هاتان را :
ثمّ قال: لاَ تَأتُونِی بِأَنْسَابِکُم ، وَأْتونِی بِأَعمَالِکُم.
ثم قال: أَلاَ هَلْ بَلَّغْتُ ؟ .
فقالوا : نعم .
فقال : اللَّهُمَّ اشْهَدْ .
سپس فرمودند : بواسطه انساب و نزدیکان و واسطه هاتان نزد من نیایید بلکه آنچه که پیش من و خدا ارزش دارد اعمال شماست .
۶- حفظ آبروی مسلمان از ترتیب مناسک حج واجبتر است:
نقل است که در حجه الوداع ، حاجیان بدلیل اینکه هنوز به ترتیب مناسک وارد نبودند ، با نگرانی از تقدم و یا تاخر اعمالی که انجام داده بودند ، پیش پیامبر آمده و یکی عرض میکرد که قبل از طواف ، سعی را انجام دادم ؛ دیگری میگفت که فلان عمل را اول انجام دادم و شخص دیگری میگفت بهمان عمل را آخر کار انجام دادم و حال چکار کنم ؟
پیامبر (ص) فرمودند : نگران چیزی نباش ، اشکالی ندارد . آنچه باید بنده را نگران کند ، ریختن آبروی مسلمان است که قطعا از مصادیق ظلم بوده و او را هلاک خواهد کرد .
حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ أَبِی شَیْبَةَ، حَدَّثَنَا جَرِیرٌ، عَنِ الشَّیْبَانِیِّ، عَنْ زِیَادِ بْنِ عِلَاقَةَ، عَنْ أُسَامَةَ بْنِ شَرِیکٍ، قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ النَّبِیِّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حَاجًّا فَکَانَ النَّاسُ یَأْتُونَهُ ، فَمَنْ قَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ، سَعَیْتُ قَبْلَ أَنْ أَطُوفَ أَوْ قَدَّمْتُ شَیْئًا أَوْ أَخَّرْتُ شَیْئًا فَکَانَ یَقُولُ: ? لَا حَرَجَ لَا حَرَجَ، إِلَّا عَلَی رَجُلٍ اقْتَرَضَ عِرْضَ رَجُلٍ مُسْلِمٍ وَهُوَ ظَالِمٌ، فَذَلِکَ الَّذِی حَرِجَ وَ هَلَکَ ?
سنن ابو داود، حدیث شماره: ۲۰۱۵.
۷- کم نگذاشتن از حقوق مردم و ادای امانت :
و اتقوا الله و لا تبخسوا الناس اشیاءهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین فمن کانت عنده امانة فلیؤدها
و تقوای خدا را پیشه سازید! و از حقوق و امور مردم چیزی را کم مگذارید! و در زمین بهم ریختگی و آشفتگی و فساد مکنید! پس در نزد هر کس امانتی است، باید آن را به صاحبش ادا کند.
۸- تمسک کردن به ودیعه خود ( ثقلین ) ( تعیین تکلیف چالشهای آیندگان ) ::
انی قد خلفت فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا : کتاب الله و عترتی اهل بیتی.
الا هل بلغت؟ !
قالوا: نعم! قال: اللهم اشهد!
من در میان شما دو چیز را به ودیعت میگذارم که اگر به آنها تمسک کردید هیچگاه گمراه نخواهید شد: یکی کتاب خدا، و دیگری عترت من که اهلبیت من میباشند.
آگاه باشید: آیا من تبلیغ کردم? ؟ !
گفتند: آری! آن حضرت فرمود: خداوندا شاهد باش? !
تذکر : در حقیقت ، پیامبر در این بیان پر ارزش ، اعلام می دارند که بعد از من نزدیکترین فهم و قرائت از دین به قرائت من ، بیان و قرائت اهل بیت من میباشد .
تاریخ یعقوبی ج۱ ص ۵۰۰ به بعد ) - ابن اثیر ج ۳ ص ۲۴۱
محمد صالحی ۱۵ / ۶ / ۹۴
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول
https://telegram.me/beshnofekrkon/556
۴- اخطار در مورد فقهای بی بصیرت :
..... فرب حامل فقه غیر فقیه، و رب حامل فقه الی من هو افقه منه.
خداوند نیکو و خرم گرداند چهره بندهای را که گفتار مرا بشنود ، و آن را حفظ کند، و به خاطر بسپارد، و سپس آن را به کسی که نشنیده استبرساند .
زیرا چه بسا راویان و حاملان فقه و دانشی، که خود آنها فقیه و دانشمند نیستند، و چه بسا راویان و حاملان فقه و دانشی که آن فقه و دانش را به سوی فقیهتر و دانشمندتر از خود میبرند.
۵- اعمالتان را به پیشگاه خدا بفرستید نه واسطه هاتان را :
ثمّ قال: لاَ تَأتُونِی بِأَنْسَابِکُم ، وَأْتونِی بِأَعمَالِکُم.
ثم قال: أَلاَ هَلْ بَلَّغْتُ ؟ .
فقالوا : نعم .
فقال : اللَّهُمَّ اشْهَدْ .
سپس فرمودند : بواسطه انساب و نزدیکان و واسطه هاتان نزد من نیایید بلکه آنچه که پیش من و خدا ارزش دارد اعمال شماست .
۶- حفظ آبروی مسلمان از ترتیب مناسک حج واجبتر است:
نقل است که در حجه الوداع ، حاجیان بدلیل اینکه هنوز به ترتیب مناسک وارد نبودند ، با نگرانی از تقدم و یا تاخر اعمالی که انجام داده بودند ، پیش پیامبر آمده و یکی عرض میکرد که قبل از طواف ، سعی را انجام دادم ؛ دیگری میگفت که فلان عمل را اول انجام دادم و شخص دیگری میگفت بهمان عمل را آخر کار انجام دادم و حال چکار کنم ؟
پیامبر (ص) فرمودند : نگران چیزی نباش ، اشکالی ندارد . آنچه باید بنده را نگران کند ، ریختن آبروی مسلمان است که قطعا از مصادیق ظلم بوده و او را هلاک خواهد کرد .
حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ أَبِی شَیْبَةَ، حَدَّثَنَا جَرِیرٌ، عَنِ الشَّیْبَانِیِّ، عَنْ زِیَادِ بْنِ عِلَاقَةَ، عَنْ أُسَامَةَ بْنِ شَرِیکٍ، قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ النَّبِیِّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حَاجًّا فَکَانَ النَّاسُ یَأْتُونَهُ ، فَمَنْ قَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ، سَعَیْتُ قَبْلَ أَنْ أَطُوفَ أَوْ قَدَّمْتُ شَیْئًا أَوْ أَخَّرْتُ شَیْئًا فَکَانَ یَقُولُ: ? لَا حَرَجَ لَا حَرَجَ، إِلَّا عَلَی رَجُلٍ اقْتَرَضَ عِرْضَ رَجُلٍ مُسْلِمٍ وَهُوَ ظَالِمٌ، فَذَلِکَ الَّذِی حَرِجَ وَ هَلَکَ ?
سنن ابو داود، حدیث شماره: ۲۰۱۵.
۷- کم نگذاشتن از حقوق مردم و ادای امانت :
و اتقوا الله و لا تبخسوا الناس اشیاءهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین فمن کانت عنده امانة فلیؤدها
و تقوای خدا را پیشه سازید! و از حقوق و امور مردم چیزی را کم مگذارید! و در زمین بهم ریختگی و آشفتگی و فساد مکنید! پس در نزد هر کس امانتی است، باید آن را به صاحبش ادا کند.
۸- تمسک کردن به ودیعه خود ( ثقلین ) ( تعیین تکلیف چالشهای آیندگان ) ::
انی قد خلفت فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا : کتاب الله و عترتی اهل بیتی.
الا هل بلغت؟ !
قالوا: نعم! قال: اللهم اشهد!
من در میان شما دو چیز را به ودیعت میگذارم که اگر به آنها تمسک کردید هیچگاه گمراه نخواهید شد: یکی کتاب خدا، و دیگری عترت من که اهلبیت من میباشند.
آگاه باشید: آیا من تبلیغ کردم? ؟ !
گفتند: آری! آن حضرت فرمود: خداوندا شاهد باش? !
تذکر : در حقیقت ، پیامبر در این بیان پر ارزش ، اعلام می دارند که بعد از من نزدیکترین فهم و قرائت از دین به قرائت من ، بیان و قرائت اهل بیت من میباشد .
تاریخ یعقوبی ج۱ ص ۵۰۰ به بعد ) - ابن اثیر ج ۳ ص ۲۴۱
محمد صالحی ۱۵ / ۶ / ۹۴
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول
https://telegram.me/beshnofekrkon/556
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
ویژگیهای زن عصر نزول و زن امروز و تساوی حقوق زن و مرد
https://telegram.me/beshnofekrkon
https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
نوع و نحوه حكومت از حقوق مردم است – امام علي(ع)
1- وقتي كه امام علي(ع) پس از قتل عثمان ، با اصرار مردم جهت پذيرفتن حكومت مواجه شدند ، از آنجا كه خود رغبتي به آن نداشته ، از پذيرش آن استنكاف كرده و به مردم اعلام مي دارند كه حكومت و انتخاب رهبر از حقوق آنهاست :
" اى مردم ! اين امر (حكومت) امر شما است . هيچ كس به جز كسى كه شما او را امير خود گردانيد حق امارت بر شما را ندارد . ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من قبول ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما جز به حكومت من رضايت نداديد ..." 1
2- پس از آن كه مورد اصرار بيشتر واقع مي شوند ، ضمن استنكاف مجدد ، اعلام مي دارند كه نگران اينكه كس ديگري را انتخاب كنند نباشند و حتي به صراحت اعلام ميكنند كه اگر خليفه ديگري را برگزينند ، ايشان حاضر است كه در مقام وزارت ، به كمك و مشاورت امير جديد اقدام نمايند :
" مرا واگذاريد و شخص ديگرى را براى اين مسؤوليت انتخاب كنيد ... و بدانيد كه اگر من دعوت شما را اجابت كنم ، بر اساس آنچه خود مىدانم بر شما حكومت خواهم كرد و به گفته اين و آن و سرزنش افراد گوش نخواهم داد ، ولى اگر مرا وا گذاريد من نيز همانند يكى از شما هستم و شايد من شنواترين و مطيعترين شما باشم نسبت به كسى كه حكومت خويش را به وى بسپاريد ." 2
3- و نهايتا در ادامه اين اصرار مردم و استنكاف امام كه چند روزي طول مي كشد ، بدليل اقبال عمومي و حضور جمعي آنها در منزل امام بگونه اي كه زندگي ايشان را مختل كرده بود ، ايشان احساس وظيفه كرده ، و مسئوليت خلافت را از طرف و به وكالت مردم بر عهده مي گيرند :
" سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد ، اگر نبود حضور آن جمعيت (بسيار) كه (براى بيعت با من) حاضر شدند و اتمام حجت بر من كه (براى رسيدن به مقاصد الهى و انجام وظيفه خود) ياور دارم و پيمانى كه خداوند از علما گرفته است كه در مقابل شكمبارگى ظالم و گرسنگى مظلوم صبر نكنند ، بدون شك ريسمان شتر خلافت را بر كوهان آن مىانداختم و همچون گذشته از خلافت چشم مىپوشيدم و آنگاه درمىيافتيد كه دنياى شما در نظر من از عطسه بز مادهاى كم ارزشتر است " 3
4- و پس از آنكه به حكومت مي رسند ، در جواب نامه معاويه ، مشروعيت آن را بدليل انتخاب و تاييد توسط عموم و شوراي مهاجر و انصار اغلام ميكنند :
" گروهي كه با أبو بكر و عمر و عثمان بيعت كردند به همان طريقه با من بيعت كردند ، پس كسي كه شاهد بوده نبايد ديگري را اختيار كند و كسي كه غائب بوده، نبايد منتخب آنان را ردّ كند و جز اين اين نيست كه شوري از آن مهاجرين و انصار است بنابر اين اگر آنان بر مردي اتفاق كردند و امامش ناميدند ، اين كار موجب رضاي خداست . پس كسي كه به سبب طعن و بدعت از امر ايشان بيرون رفت او را برمي گردانند و اگر از بازگشت خودداري كرد با او مي جنگند كه غير راه مؤمنان را پيروي كرده است............"
زيرنويسها :
1- " ايها الناس عن مَلاء و اُذُن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حق الاّ من امرتم و قد افترقنا بالامس على امر و كنت كارهاً لامركم فابيتم الاّ ان اكون عليكم ... " - ابناثير، الكامل، ج3، ص193
2- دَعُوني وَالْتَمِسُوا غَيْرِي ; .. . وَاعْلَمُوا أَنِّي إنْ أَجَبْتُکُمْ رَکِبْتُ بِکُمْ مَا أَعْلَمُ، وَلَمْ أُصْغِ إِلَي قَوْلِ الْقَائِلِ وَعَتْبِ الْعَاتِبِ، وَإِنْ تَرَکْتُمُونِي فَأَنَا کَأَحَدِکُمْ; وَلَعَلِّي أَسْمَعُکُمْ وَ أَطْوَعُکُمْ لِمنْ وَ لَّيْتُمُوهُ أَمْرَکُمْ، وَ أَنَا لَکُمْ وَزِيراً، خَيْرٌ لَکُمْ مِنِّي أَمِيراً! – نهج البلاغه خطبه 91
3- " اما و الذى فلق الحبة و برأ النسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم لا لقیت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس اوّلها و لا لفيتم دنياكم هذه ازهد عندى من عفطة عنز ؛ " - نهج البلاغه ، خ 3، ص 52
4- إِنَّهُ بَايَعَنِي الْقَوْمُ الَّذِينَ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ وعُمَرَ وعُثْمَانَ عَلَى مَا بَايَعُوهُمْ عَلَيْهِ فَلَمْ يَكُنْ لِلشَّاهِدِ أَنْ يَخْتَارَ و لا لِلْغَائِبِ أَنْ يَرُدَّ وإِنَّمَا الشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ والأنْصَارِ فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وسَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذَلِكَ لله رِضًا فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خَارِجٌ بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلَى مَا خَرَجَ مِنْهُ فَإِنْ أَبَى قَاتَلُوهُ عَلَى اتِّبَاعِهِ غَيْرَ سَبِيلِ المُؤْمِنِينَ........... نهج البلاغه، نامة 6، وقعة صفين، نصر بن مزاحم منقري، ص29
محمد صالحي – 12/6/89
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- وقتي كه امام علي(ع) پس از قتل عثمان ، با اصرار مردم جهت پذيرفتن حكومت مواجه شدند ، از آنجا كه خود رغبتي به آن نداشته ، از پذيرش آن استنكاف كرده و به مردم اعلام مي دارند كه حكومت و انتخاب رهبر از حقوق آنهاست :
" اى مردم ! اين امر (حكومت) امر شما است . هيچ كس به جز كسى كه شما او را امير خود گردانيد حق امارت بر شما را ندارد . ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من قبول ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما جز به حكومت من رضايت نداديد ..." 1
2- پس از آن كه مورد اصرار بيشتر واقع مي شوند ، ضمن استنكاف مجدد ، اعلام مي دارند كه نگران اينكه كس ديگري را انتخاب كنند نباشند و حتي به صراحت اعلام ميكنند كه اگر خليفه ديگري را برگزينند ، ايشان حاضر است كه در مقام وزارت ، به كمك و مشاورت امير جديد اقدام نمايند :
" مرا واگذاريد و شخص ديگرى را براى اين مسؤوليت انتخاب كنيد ... و بدانيد كه اگر من دعوت شما را اجابت كنم ، بر اساس آنچه خود مىدانم بر شما حكومت خواهم كرد و به گفته اين و آن و سرزنش افراد گوش نخواهم داد ، ولى اگر مرا وا گذاريد من نيز همانند يكى از شما هستم و شايد من شنواترين و مطيعترين شما باشم نسبت به كسى كه حكومت خويش را به وى بسپاريد ." 2
3- و نهايتا در ادامه اين اصرار مردم و استنكاف امام كه چند روزي طول مي كشد ، بدليل اقبال عمومي و حضور جمعي آنها در منزل امام بگونه اي كه زندگي ايشان را مختل كرده بود ، ايشان احساس وظيفه كرده ، و مسئوليت خلافت را از طرف و به وكالت مردم بر عهده مي گيرند :
" سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد ، اگر نبود حضور آن جمعيت (بسيار) كه (براى بيعت با من) حاضر شدند و اتمام حجت بر من كه (براى رسيدن به مقاصد الهى و انجام وظيفه خود) ياور دارم و پيمانى كه خداوند از علما گرفته است كه در مقابل شكمبارگى ظالم و گرسنگى مظلوم صبر نكنند ، بدون شك ريسمان شتر خلافت را بر كوهان آن مىانداختم و همچون گذشته از خلافت چشم مىپوشيدم و آنگاه درمىيافتيد كه دنياى شما در نظر من از عطسه بز مادهاى كم ارزشتر است " 3
4- و پس از آنكه به حكومت مي رسند ، در جواب نامه معاويه ، مشروعيت آن را بدليل انتخاب و تاييد توسط عموم و شوراي مهاجر و انصار اغلام ميكنند :
" گروهي كه با أبو بكر و عمر و عثمان بيعت كردند به همان طريقه با من بيعت كردند ، پس كسي كه شاهد بوده نبايد ديگري را اختيار كند و كسي كه غائب بوده، نبايد منتخب آنان را ردّ كند و جز اين اين نيست كه شوري از آن مهاجرين و انصار است بنابر اين اگر آنان بر مردي اتفاق كردند و امامش ناميدند ، اين كار موجب رضاي خداست . پس كسي كه به سبب طعن و بدعت از امر ايشان بيرون رفت او را برمي گردانند و اگر از بازگشت خودداري كرد با او مي جنگند كه غير راه مؤمنان را پيروي كرده است............"
زيرنويسها :
1- " ايها الناس عن مَلاء و اُذُن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حق الاّ من امرتم و قد افترقنا بالامس على امر و كنت كارهاً لامركم فابيتم الاّ ان اكون عليكم ... " - ابناثير، الكامل، ج3، ص193
2- دَعُوني وَالْتَمِسُوا غَيْرِي ; .. . وَاعْلَمُوا أَنِّي إنْ أَجَبْتُکُمْ رَکِبْتُ بِکُمْ مَا أَعْلَمُ، وَلَمْ أُصْغِ إِلَي قَوْلِ الْقَائِلِ وَعَتْبِ الْعَاتِبِ، وَإِنْ تَرَکْتُمُونِي فَأَنَا کَأَحَدِکُمْ; وَلَعَلِّي أَسْمَعُکُمْ وَ أَطْوَعُکُمْ لِمنْ وَ لَّيْتُمُوهُ أَمْرَکُمْ، وَ أَنَا لَکُمْ وَزِيراً، خَيْرٌ لَکُمْ مِنِّي أَمِيراً! – نهج البلاغه خطبه 91
3- " اما و الذى فلق الحبة و برأ النسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم لا لقیت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس اوّلها و لا لفيتم دنياكم هذه ازهد عندى من عفطة عنز ؛ " - نهج البلاغه ، خ 3، ص 52
4- إِنَّهُ بَايَعَنِي الْقَوْمُ الَّذِينَ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ وعُمَرَ وعُثْمَانَ عَلَى مَا بَايَعُوهُمْ عَلَيْهِ فَلَمْ يَكُنْ لِلشَّاهِدِ أَنْ يَخْتَارَ و لا لِلْغَائِبِ أَنْ يَرُدَّ وإِنَّمَا الشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ والأنْصَارِ فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وسَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذَلِكَ لله رِضًا فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خَارِجٌ بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلَى مَا خَرَجَ مِنْهُ فَإِنْ أَبَى قَاتَلُوهُ عَلَى اتِّبَاعِهِ غَيْرَ سَبِيلِ المُؤْمِنِينَ........... نهج البلاغه، نامة 6، وقعة صفين، نصر بن مزاحم منقري، ص29
محمد صالحي – 12/6/89
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
جايگاه عقل در آموزه هاي ديني
1. اولين مخلوق خداوند
پیامبر(ص) می فرماید :
اول ما خلق الله العقل 1
اولين موجودي كه خداوند خلق كرد عقل بود .
2. حجت اصلي و باطني خداوند
امام موسي ابن جعفر (ع) مي فرمايد :
یا هشام ؛ ان لله علی الناس حجتین ، حجة ظاهرة و حجة باطنة . فاما الظاهرة ، فالرسل و الأنبیاء و الأئمة (ع ) و اما الباطنة ، فالعقول 2
ای هشام ؛ خدای را بر مردم دو حجّت و راهنماست. حجتی آشکار و حجتی پنهان؛ حجّت آشکار الهی رسولان، انبیا و ائمه هستند، و حجّت پنهان عقلهاست .
3. وسيله كلام گويي خداوند در غياب پيامبران
امام علی(ع) هدایت بشر را در زمان هایی که پیامبری نبوده توسط عقل او از زبان خداوند دانسته است :
و ما برح لله عزت آلائه فی البرهة بعد البرهة و فی ازمان الفترات رجال ناجاهم فی فکرهم و کلمهم فی ذات عقولهم3
همواره چنین بوده و هست که خداوند متعال در هر برهه ای از زمان و در زمانهائی که پیامبری در میان مردم نبوده است بندگانی داشته و دارد که در سر ضمیر آنها با آنها راز می گوید و از راه عقلهایشان با آنان تکلم می کند .
4. حجت امروز خداوند بر خلق
ابن سکیت از امام هادی(ع) درمورد حجت خداوند بر بشر در زمان ایشان ( که امام نیز بودند ) سوال می كند :
ما الحجه علی الخلق الیوم ؟ امروز حجت خداوند بر خلق چیست ؟
امام فرمود : العقل ، یعرف به الصادق علی الله فلیصدقه و الکاذب علی الله فلیکذبه . 4
عقل است که می توان بوسیله آن صادق را از کاذب شناخت .
5. دليل ارسال پيامبران ، جهت شكوفايي عقل و ارشاد به عقلانيت
امام علي (ع) مي فرمايد :
ارسل الیهم رسله … لیثیروا لهم دفائن العقول 5
خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد ....تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته ، برانگيزاند .
6. وسيله تبليغ پيامبر جهت بصيرت و آگاهي بخشي
خداوند مي فرمايد :
قل هذه سبيلي ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشرکين 6
بگو : اين راه من است كه من و هر كس كه پيرو من است با بصيرت و بينايى به سوى خدا دعوت مىكنيم و خدا منزه است و من از مشركان نيستم .
7. شاخصه بنده خدا بودن
خداوند می فرماید :
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب. 7
پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نيکوترين آنها پيروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند.
8. روش تضمين كننده رستگاري انسان در نزد خداوند
و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا في اصحاب السعير . 8
و ( جهنميان ) اعتراف مي كنند كه اگر در دنيا به سخن پيامبران و شرايع آنها گوش سپرده بوديم ، و يا در فهم و مديريت سرنوشت خود ، راه عقلاني را پيش گرفته بوديم ، اكنون از جهنميان نبوديم .
9. راه كسب احكام شريعت
در قواعد فقهیه ( قاعده ملازمه ) می فرمایند :
کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل " 9
هر آنچه را که عقل به آن حکم کند ، شرع نیز به همان حکم خواهد کرد و بر عکس . "
زیرنویسها :
1- محمد باقر مجلسي،بحارالانوار ،ج1،ص97
2- اصول کافى، ج 1، ح 12 – امام موسی بن جعفر(ع)
3- نهج البلاغه خطبه 222
4- اصول كافى جلد 1 صفحه: 28 رواية: 20
5- زیرنویس 20
6- سوره یوسف ، آیه 108
7- سوره زمر – آیات 17 و 18
8- سوره ملك – 10
9- سبزواری، سید عبدالاعلی، تهذیب الاصول، ج ۱، ص ۱۴۵؛ مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ۱، ص ۲۱۷٫
تحقیق : محمد صالحی 20 / 9 / 92
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1. اولين مخلوق خداوند
پیامبر(ص) می فرماید :
اول ما خلق الله العقل 1
اولين موجودي كه خداوند خلق كرد عقل بود .
2. حجت اصلي و باطني خداوند
امام موسي ابن جعفر (ع) مي فرمايد :
یا هشام ؛ ان لله علی الناس حجتین ، حجة ظاهرة و حجة باطنة . فاما الظاهرة ، فالرسل و الأنبیاء و الأئمة (ع ) و اما الباطنة ، فالعقول 2
ای هشام ؛ خدای را بر مردم دو حجّت و راهنماست. حجتی آشکار و حجتی پنهان؛ حجّت آشکار الهی رسولان، انبیا و ائمه هستند، و حجّت پنهان عقلهاست .
3. وسيله كلام گويي خداوند در غياب پيامبران
امام علی(ع) هدایت بشر را در زمان هایی که پیامبری نبوده توسط عقل او از زبان خداوند دانسته است :
و ما برح لله عزت آلائه فی البرهة بعد البرهة و فی ازمان الفترات رجال ناجاهم فی فکرهم و کلمهم فی ذات عقولهم3
همواره چنین بوده و هست که خداوند متعال در هر برهه ای از زمان و در زمانهائی که پیامبری در میان مردم نبوده است بندگانی داشته و دارد که در سر ضمیر آنها با آنها راز می گوید و از راه عقلهایشان با آنان تکلم می کند .
4. حجت امروز خداوند بر خلق
ابن سکیت از امام هادی(ع) درمورد حجت خداوند بر بشر در زمان ایشان ( که امام نیز بودند ) سوال می كند :
ما الحجه علی الخلق الیوم ؟ امروز حجت خداوند بر خلق چیست ؟
امام فرمود : العقل ، یعرف به الصادق علی الله فلیصدقه و الکاذب علی الله فلیکذبه . 4
عقل است که می توان بوسیله آن صادق را از کاذب شناخت .
5. دليل ارسال پيامبران ، جهت شكوفايي عقل و ارشاد به عقلانيت
امام علي (ع) مي فرمايد :
ارسل الیهم رسله … لیثیروا لهم دفائن العقول 5
خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد ....تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته ، برانگيزاند .
6. وسيله تبليغ پيامبر جهت بصيرت و آگاهي بخشي
خداوند مي فرمايد :
قل هذه سبيلي ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشرکين 6
بگو : اين راه من است كه من و هر كس كه پيرو من است با بصيرت و بينايى به سوى خدا دعوت مىكنيم و خدا منزه است و من از مشركان نيستم .
7. شاخصه بنده خدا بودن
خداوند می فرماید :
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب. 7
پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نيکوترين آنها پيروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند.
8. روش تضمين كننده رستگاري انسان در نزد خداوند
و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا في اصحاب السعير . 8
و ( جهنميان ) اعتراف مي كنند كه اگر در دنيا به سخن پيامبران و شرايع آنها گوش سپرده بوديم ، و يا در فهم و مديريت سرنوشت خود ، راه عقلاني را پيش گرفته بوديم ، اكنون از جهنميان نبوديم .
9. راه كسب احكام شريعت
در قواعد فقهیه ( قاعده ملازمه ) می فرمایند :
کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل " 9
هر آنچه را که عقل به آن حکم کند ، شرع نیز به همان حکم خواهد کرد و بر عکس . "
زیرنویسها :
1- محمد باقر مجلسي،بحارالانوار ،ج1،ص97
2- اصول کافى، ج 1، ح 12 – امام موسی بن جعفر(ع)
3- نهج البلاغه خطبه 222
4- اصول كافى جلد 1 صفحه: 28 رواية: 20
5- زیرنویس 20
6- سوره یوسف ، آیه 108
7- سوره زمر – آیات 17 و 18
8- سوره ملك – 10
9- سبزواری، سید عبدالاعلی، تهذیب الاصول، ج ۱، ص ۱۴۵؛ مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ۱، ص ۲۱۷٫
تحقیق : محمد صالحی 20 / 9 / 92
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
حديث ثقلين – احمد قابل
برخی از عالمان شریعت با استناد به سخن پیامبر خدا(ص) در حدیث « ثقلین » که فرمود :
إنی تارک فیکم الثقلین … إن تمسکتم بهما لنتضلوا 1
من در بین شما دوچیز گرانسنگ باقی میگذارم … اگر به هردوی آنها تمسک کنید ، هرگز گمراه نمیشوید .
ادعا کردهاند که مفهوم آن حکم میکند که ؛
« اگر به یکی از آنها تمسک کنید ، حتما گمراه خواهید شد »
آنان نتیجه گرفتهاند که « تمسک به قرآن » به تنهایی ، سبب گمراهی میشود .
این برداشتی نادرست و غیر منطقی از سخن پیامبر خدا(ص) است.
این قضیه از نظر منطقی ، اگر به قضیهی حملیهای از نوع موجبهی کلیه، که میگوید:
« هر کس به هردو مورد قرآن و عترت تمسک کند، هدایت میشود »
تحویل شود ،
نقیض آن « سالبهی جزئیة »ای خواهد بود که میگوید:
« بعضی از کسانی که به هردو مورد تمسک نمیکنند، گمراه میشوند».
پس برخی از افرادی که به هردومورد تمسک نمیکنند، گمراه نمیشوند .
به عبارت دیگر « امکان هدایت کسی که تنها به قرآن تمسک میکند » وجود خواهد داشت، حتی اگر به « عترت » مراجعه نکند .
احمد قابل ، كتاب مباني شريعت بخش هشتم ، کتاب ( قرآن ) متن وحیانی شریعت
محمد صالحي - 10/2/93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
برخی از عالمان شریعت با استناد به سخن پیامبر خدا(ص) در حدیث « ثقلین » که فرمود :
إنی تارک فیکم الثقلین … إن تمسکتم بهما لنتضلوا 1
من در بین شما دوچیز گرانسنگ باقی میگذارم … اگر به هردوی آنها تمسک کنید ، هرگز گمراه نمیشوید .
ادعا کردهاند که مفهوم آن حکم میکند که ؛
« اگر به یکی از آنها تمسک کنید ، حتما گمراه خواهید شد »
آنان نتیجه گرفتهاند که « تمسک به قرآن » به تنهایی ، سبب گمراهی میشود .
این برداشتی نادرست و غیر منطقی از سخن پیامبر خدا(ص) است.
این قضیه از نظر منطقی ، اگر به قضیهی حملیهای از نوع موجبهی کلیه، که میگوید:
« هر کس به هردو مورد قرآن و عترت تمسک کند، هدایت میشود »
تحویل شود ،
نقیض آن « سالبهی جزئیة »ای خواهد بود که میگوید:
« بعضی از کسانی که به هردو مورد تمسک نمیکنند، گمراه میشوند».
پس برخی از افرادی که به هردومورد تمسک نمیکنند، گمراه نمیشوند .
به عبارت دیگر « امکان هدایت کسی که تنها به قرآن تمسک میکند » وجود خواهد داشت، حتی اگر به « عترت » مراجعه نکند .
احمد قابل ، كتاب مباني شريعت بخش هشتم ، کتاب ( قرآن ) متن وحیانی شریعت
محمد صالحي - 10/2/93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
خطبه #غدیر در كلام مرحوم (آیه اله) #غروی
#حكومت را يك امر #دنيايي نه الهي مي داند كه مردم بر اساس همفكري و مشورت و ايجاد هم رايي به تشكيل آن مبادرت مي كنند و استدلال او اين است كه :
كلمه #امر كه جمع آن امور است در قرآن به معناي كارهاي دنيايي مردم از جمله تشكيل دولت و حكومت است .
پيامبر اكرم (ص) هم در يك عبارت كوتاه فرموده : «كما تكونون يولي عليكم» همانگونه كه شما هستيد بر شما حكومت مي شود .
اگر مردمي هستيد مسلمان و مومن و اهل تقوي و خداترس و عادل و صادق ، حكومت و دولت شما هم همين طور خواهد بود و اگر ظالم و فاسق و خائن باشيد ، حكمروايي بر شما نيز همين گونه است .
بناءبراين #وصايت پيامبر در #غدير خم و معرفي مولي امير المومنين (ع) براي جانشيني او، در امور #دنيوي و #حكومتي نبود ضمن اينكه يك امر #الهي هم در اين باب نبود .
اگر امر خدا بود ، علي (ع) نبايد اجراء آن را به تعويق مي انداخت و ناديده مي گرفت و بيست و پنج سال سكوت مي كرد.
پس « #غدير_خم» يك وصيت بود به مردم كه #علوم_دين خود را از چه كساني فراگيرند و #الگوهاي عملي دين چه كساني هستند ؟
از اين گذشته ، #علي (ع) حداقل دريازده جاي نهج البلاغه تاكيد مي كند كه من #حكومت را به #خواست شما مردم قبول كردم و هرگاه از سپردن آن بدست من ناخشنوديد ،همان لحظه افسارش را بر گردنش انداخته رهايش مي كنم .
(ر.ک. چندگفتار ، نشر نگارش ، 1381 ، گفتار اول: غدير خم / ر.ك. مباني حقوق در اسلام ، نشر جهاد دانشگاهي ، 1373، فصل ششم: حقوق ملت و دولت / ر.ك. حكومت در اسلام )
محمد صالحی
https://t.me/beshnofekrkon/2332
#حكومت را يك امر #دنيايي نه الهي مي داند كه مردم بر اساس همفكري و مشورت و ايجاد هم رايي به تشكيل آن مبادرت مي كنند و استدلال او اين است كه :
كلمه #امر كه جمع آن امور است در قرآن به معناي كارهاي دنيايي مردم از جمله تشكيل دولت و حكومت است .
پيامبر اكرم (ص) هم در يك عبارت كوتاه فرموده : «كما تكونون يولي عليكم» همانگونه كه شما هستيد بر شما حكومت مي شود .
اگر مردمي هستيد مسلمان و مومن و اهل تقوي و خداترس و عادل و صادق ، حكومت و دولت شما هم همين طور خواهد بود و اگر ظالم و فاسق و خائن باشيد ، حكمروايي بر شما نيز همين گونه است .
بناءبراين #وصايت پيامبر در #غدير خم و معرفي مولي امير المومنين (ع) براي جانشيني او، در امور #دنيوي و #حكومتي نبود ضمن اينكه يك امر #الهي هم در اين باب نبود .
اگر امر خدا بود ، علي (ع) نبايد اجراء آن را به تعويق مي انداخت و ناديده مي گرفت و بيست و پنج سال سكوت مي كرد.
پس « #غدير_خم» يك وصيت بود به مردم كه #علوم_دين خود را از چه كساني فراگيرند و #الگوهاي عملي دين چه كساني هستند ؟
از اين گذشته ، #علي (ع) حداقل دريازده جاي نهج البلاغه تاكيد مي كند كه من #حكومت را به #خواست شما مردم قبول كردم و هرگاه از سپردن آن بدست من ناخشنوديد ،همان لحظه افسارش را بر گردنش انداخته رهايش مي كنم .
(ر.ک. چندگفتار ، نشر نگارش ، 1381 ، گفتار اول: غدير خم / ر.ك. مباني حقوق در اسلام ، نشر جهاد دانشگاهي ، 1373، فصل ششم: حقوق ملت و دولت / ر.ك. حكومت در اسلام )
محمد صالحی
https://t.me/beshnofekrkon/2332
❤2
دنیا مدرسه تربیت ارواح انسانی 1 - 1
مقدمه :
هر یک از ما ، قبل از تولد و پای گذاشتن در این دنیای زمینی ، روح هایی بوده ایم ! که کودکانه با پتانسیل عظیمی که از ملکات اخلاقی و صفات الهی بصورت بالقوه در اختیار داریم 2 ، آماده رشد در آن مجموعه از صفات و زمینه ها هستیم تا پس از تخلق به آنها 3 ، و سیر از نقصان بسوی کمال 4 ، شان حضور در ملکوت الهی را بیابیم . 5
از آنجا که در حیات معنوی پیش زمینی ، چیزی جز نوروعشق وجود ندارد ، خداوند زمینه رشد و تبدیل قوا به فعلیت آن ارواح نابالغ را در حیات زمینی قرار داده و بالتبع آن ارواح بایستی در یک کالبد زمینی قرار گرفته و در ارتباط با دیگران ، پس از زندگی کردن آن صفات 6 ، امکان فعلیت بخشیدن به ملکات اخلاقی حسنه یا سقوط در ملکات رذیله و آنهم دقیقا از منظر نوع برخوردی که با همنوعان خود دارند را بوجود آورند . 7
در واقع کره زمین ، صرفا سایه ای از زیبایی و افتخار و جلال و جمال خلقت روحانی است و بس . اما این جا به هر حال ، مکانی است که انسانها برای رشد و تکامل خود ، نیاز مبرم بدان دارند.
این ارواح نابالغ درحیات پیش زمینی خود بمثابه چراغ هایی بوده که بالقوه امکان تولید نور داشته ولی نیاز به وجود شرایطی همانند فضای عالم زمینی داشته که با اتصال به منبع اصلی انرژی( که وجود ذی جود خداوند است ) از طریق بروز و ظهورعشق ، به حد نور دهی رسیده و آنوقت است که همچون لیزر در یک فرایند تشدید 8 ، با تشعشع بیشتر نور، یکپارچه نور شده و همسان و همفاز نور الهی که منبع اصلی همه نورهاست 9 گشته و با او یکی شوند .
برای بیان واضح تر ، اگر هر مخلوق خداوندی را بمنزله یک تصویرمنحصر در آلبوم خلقت در نظر بگیریم ، بعد دنیایی او ، نگاتیو آن بوده که بایستی پس از یک فرایند مشخص از جنس این عالم و روتوش و چاپ که فقط در این دنیا میسر است ، به صورت اصلی و نمایی واقعی از او تبدیل گردد .
در حقیقت ، در حیات پیش زمینی ، یک پیش نمایش ( preview ) از آنچه که او باید در جمع کائنات باشد ، به او نشان داده و او را بصورت یک نگاتیو به عالم دنیا می فرستند تا در فرایندی از تغییر و تبدیل و تحول تا به آنجا برسد که صورت حقیقی ( real ) طرح خود را به واقعیت رسانده و آنوقت است که می تواند در جمع بندگان خدا ، شادمان به آنچه که رسیده است داخل شده 10 و مرزوق پروردگار11 گردد .
و این است ماموریتی منحصر بفرد ، که هر انسانی در حضورش در دنیای زمینی بر عهده دارد 12 تا زمینه رشد روح خود را در عشق 13 به خود و دیگران ود ر یک کلام خداوند و تخلق به اخلاق و صفات الهی بوجود آورده 14و با پایان یافتن آن ماموریت 15 ، رخت از دنیا بر کنده 16 ، جسم رها کرده 17 و دگرباره به جایگاه اول خود ، که در حیات معنوی پیش زمینی داشته ، ولی این بار نه کودکانه ، که با روحی بالغتر و رشد یافته تر بازگردد . 18
آنها روی زمین حضور دارند تا به یکدیگر یاری رسانند ، توجه و مهربانی ابراز دارند ، یکدیگر را بفهمند و درک کنند ، و سرانجام گذشت و اغماض داشته باشند . دیگران را مورد بخشایش قرار دهند و به خدمت دیگران درآیند و در یک کلام برای هر موجودی که در این عالم فانی است احساس عشق و محبت داشته باشند .
و از طریق این کارها و چنین اعمالی است که انسانها رشد کرده و بسوی تکامل معنوی خود که خداوند مشتاقانه طالب آنست پیش می روند و پس از مرگ در نهایت در جایگاه ابدی خود در جوار حق قرار می گیرند .
حال آنها که این فرصت عظیم را از دست داده و در انجام ماموریت ، قصور کرده و یا به خلاف رفته باشند ، با اتمام دوره دنیایی تکامل خود ، در شرایطی بس سخت و دشوار ( که همان عذاب الهی است ) ، آنهم دقیقا مطابق هر آن مقدار که خود ، از دست داده و یا تخریب کرده اند 19 ، قرار گرفته تا زنگارها از روح آنها برگرفته 20 و راه برای رشد در عالم معنا و ادامه حیات ، برایشان باز تا آنجا که قدم به بارگاه الهی بگذارند . 21
و این عذاب ، همان دور افتادن از جمع ارواحی است که دوره های آموزش و رشد خود را در این دنیا مرحله به مرحله ، با دستیابی و چنگ زدن به کلید عشق ، با موفقیت طی کرده و در جمع ملکوتیان پذیرفته شده اند 22 و او به چشم خود می بیند ، جایگاهی بس رفیع و سرشار از نوررا که پای بر آن نمی تواند بگذارد 23 .
و چه شکنجه ای بالاتر از این ، که از خواب غفلت بیدار شده 24 و فرصتها از دست رفته بیند 25 و حسرت26 .
پس در این هجر و فراق بسوزد 27 ، تا به کی رحمت حق به بخشایش او حکم کند و اذن حضور در بارگاهش دهد که " همگان جایگاهی جز بارگاه ملکوتیش 28 و استقرار29 درجواراو که ملک اقتدار30 اوست نخواهیم داشت .
زيرنويسها در آدرس زير :
https://telegram.me/beshnofekrkon/567
محمد صالحی – 4/8/88
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقدمه :
هر یک از ما ، قبل از تولد و پای گذاشتن در این دنیای زمینی ، روح هایی بوده ایم ! که کودکانه با پتانسیل عظیمی که از ملکات اخلاقی و صفات الهی بصورت بالقوه در اختیار داریم 2 ، آماده رشد در آن مجموعه از صفات و زمینه ها هستیم تا پس از تخلق به آنها 3 ، و سیر از نقصان بسوی کمال 4 ، شان حضور در ملکوت الهی را بیابیم . 5
از آنجا که در حیات معنوی پیش زمینی ، چیزی جز نوروعشق وجود ندارد ، خداوند زمینه رشد و تبدیل قوا به فعلیت آن ارواح نابالغ را در حیات زمینی قرار داده و بالتبع آن ارواح بایستی در یک کالبد زمینی قرار گرفته و در ارتباط با دیگران ، پس از زندگی کردن آن صفات 6 ، امکان فعلیت بخشیدن به ملکات اخلاقی حسنه یا سقوط در ملکات رذیله و آنهم دقیقا از منظر نوع برخوردی که با همنوعان خود دارند را بوجود آورند . 7
در واقع کره زمین ، صرفا سایه ای از زیبایی و افتخار و جلال و جمال خلقت روحانی است و بس . اما این جا به هر حال ، مکانی است که انسانها برای رشد و تکامل خود ، نیاز مبرم بدان دارند.
این ارواح نابالغ درحیات پیش زمینی خود بمثابه چراغ هایی بوده که بالقوه امکان تولید نور داشته ولی نیاز به وجود شرایطی همانند فضای عالم زمینی داشته که با اتصال به منبع اصلی انرژی( که وجود ذی جود خداوند است ) از طریق بروز و ظهورعشق ، به حد نور دهی رسیده و آنوقت است که همچون لیزر در یک فرایند تشدید 8 ، با تشعشع بیشتر نور، یکپارچه نور شده و همسان و همفاز نور الهی که منبع اصلی همه نورهاست 9 گشته و با او یکی شوند .
برای بیان واضح تر ، اگر هر مخلوق خداوندی را بمنزله یک تصویرمنحصر در آلبوم خلقت در نظر بگیریم ، بعد دنیایی او ، نگاتیو آن بوده که بایستی پس از یک فرایند مشخص از جنس این عالم و روتوش و چاپ که فقط در این دنیا میسر است ، به صورت اصلی و نمایی واقعی از او تبدیل گردد .
در حقیقت ، در حیات پیش زمینی ، یک پیش نمایش ( preview ) از آنچه که او باید در جمع کائنات باشد ، به او نشان داده و او را بصورت یک نگاتیو به عالم دنیا می فرستند تا در فرایندی از تغییر و تبدیل و تحول تا به آنجا برسد که صورت حقیقی ( real ) طرح خود را به واقعیت رسانده و آنوقت است که می تواند در جمع بندگان خدا ، شادمان به آنچه که رسیده است داخل شده 10 و مرزوق پروردگار11 گردد .
و این است ماموریتی منحصر بفرد ، که هر انسانی در حضورش در دنیای زمینی بر عهده دارد 12 تا زمینه رشد روح خود را در عشق 13 به خود و دیگران ود ر یک کلام خداوند و تخلق به اخلاق و صفات الهی بوجود آورده 14و با پایان یافتن آن ماموریت 15 ، رخت از دنیا بر کنده 16 ، جسم رها کرده 17 و دگرباره به جایگاه اول خود ، که در حیات معنوی پیش زمینی داشته ، ولی این بار نه کودکانه ، که با روحی بالغتر و رشد یافته تر بازگردد . 18
آنها روی زمین حضور دارند تا به یکدیگر یاری رسانند ، توجه و مهربانی ابراز دارند ، یکدیگر را بفهمند و درک کنند ، و سرانجام گذشت و اغماض داشته باشند . دیگران را مورد بخشایش قرار دهند و به خدمت دیگران درآیند و در یک کلام برای هر موجودی که در این عالم فانی است احساس عشق و محبت داشته باشند .
و از طریق این کارها و چنین اعمالی است که انسانها رشد کرده و بسوی تکامل معنوی خود که خداوند مشتاقانه طالب آنست پیش می روند و پس از مرگ در نهایت در جایگاه ابدی خود در جوار حق قرار می گیرند .
حال آنها که این فرصت عظیم را از دست داده و در انجام ماموریت ، قصور کرده و یا به خلاف رفته باشند ، با اتمام دوره دنیایی تکامل خود ، در شرایطی بس سخت و دشوار ( که همان عذاب الهی است ) ، آنهم دقیقا مطابق هر آن مقدار که خود ، از دست داده و یا تخریب کرده اند 19 ، قرار گرفته تا زنگارها از روح آنها برگرفته 20 و راه برای رشد در عالم معنا و ادامه حیات ، برایشان باز تا آنجا که قدم به بارگاه الهی بگذارند . 21
و این عذاب ، همان دور افتادن از جمع ارواحی است که دوره های آموزش و رشد خود را در این دنیا مرحله به مرحله ، با دستیابی و چنگ زدن به کلید عشق ، با موفقیت طی کرده و در جمع ملکوتیان پذیرفته شده اند 22 و او به چشم خود می بیند ، جایگاهی بس رفیع و سرشار از نوررا که پای بر آن نمی تواند بگذارد 23 .
و چه شکنجه ای بالاتر از این ، که از خواب غفلت بیدار شده 24 و فرصتها از دست رفته بیند 25 و حسرت26 .
پس در این هجر و فراق بسوزد 27 ، تا به کی رحمت حق به بخشایش او حکم کند و اذن حضور در بارگاهش دهد که " همگان جایگاهی جز بارگاه ملکوتیش 28 و استقرار29 درجواراو که ملک اقتدار30 اوست نخواهیم داشت .
زيرنويسها در آدرس زير :
https://telegram.me/beshnofekrkon/567
محمد صالحی – 4/8/88
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
دنیا مدرسه تربیت ارواح انسانی - ۲
زیر نویسها :
1 – به کتاب " در آغوش نور – بتی جین ایدی " که تجربه خود را از حضور شهودی در عالم معنا ( پس از مردن و دوباره زنده شدن ) بیان می دارد - و کتاب " در آغوش نور 3 – خاطرات روح : زمین سرای اصلی ما نیست – ری میلز "…
زیر نویسها :
1 – به کتاب " در آغوش نور – بتی جین ایدی " که تجربه خود را از حضور شهودی در عالم معنا ( پس از مردن و دوباره زنده شدن ) بیان می دارد - و کتاب " در آغوش نور 3 – خاطرات روح : زمین سرای اصلی ما نیست – ری میلز "…
دنیا مدرسه تربیت ارواح انسانی - ۲
زیر نویسها :
1 – به کتاب " در آغوش نور – بتی جین ایدی " که تجربه خود را از حضور شهودی در عالم معنا ( پس از مردن و دوباره زنده شدن ) بیان می دارد - و کتاب " در آغوش نور 3 – خاطرات روح : زمین سرای اصلی ما نیست – ری میلز " - و نیز کتاب " رازهای رستاخیز – سعید غفار زاده "
.
2 – فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله – سوره روم ،آیه 3
3 - تخلقوا باخلاق الله- بحارالانوار- ج 58- ص 129- ماه رمضان از زبان آيت الله جوادي آملي
4 – مرحوم دولابی : اول ، تولد طبیعی است که همه از مادر متولد شده اید . بعد تولد دیگر است که همه در حال تولد هستند . یعنی در حال تکمیل شدن هستید .... شما را قبل از اینکه ببرند ، از ملاقات آورده بودند ، می خواستند ببرند ملاقات . – طوبای محبت ج 2 – ص 159
5 – و ان الی ربک المنتهی – سوره نجم ، آیه 42
مولوی : هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست ما به فلک میرویم عزم تماشا که راست
ما به فلک بودهایم یار ملک بودهایم باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست
خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست
گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست
6 – وین دایر : ما روح هایی بوده ایم که در حال تجربه جسمانی هستیم .
7 – الدنیا مزرعه الاخره – حدیث نبوی - عوالي اللمالي ، ج 1،ص 267
12 – مرحوم دولابی : همه ما در راهیم ، بعضی ها جلوترند ، بعضی عقب تر . ممکن است در میان شما کسی باشد که خدا به او مرحمت کرده باشد ... خیلی ها ممکن است از اینجا جلوتر رفته باشند ، ولی ما آنها را نشناسیم . - کتاب طوبای محبت ج2 ص 29
13 – اشو عارف هندی : عشق نخستین گام بسوی خداوند است و راه فراری از آن نیست . ... برای عاشق شدن تنها چیزی که نیاز داری این است که نفس را کنار بگذاری و این یقینا دردناک است . ... عشق یک نردبام است . با یک نفر شروع می شود و به تمامیت ختم می گردد . عشق آغاز است و پروردگار ، انتها .... آری لطیفه عشق دردناک است ، ولی از آن پرهیز نکن . اگر از آن دوری کنی ، از بزرگترین فرصت برای رشد کردن پرهیز کرده ای . واردش شو ، دردش را بچش . زیرا از راه درد ، بزرگترین سرور را خواهی یافت . – کتاب راز ص 46 تا 49
14 – مرحوم دولابی : هر کس که نصیبش شده و راهی به سمت خدا یافته ، گویی خلق خدا بچه های او هستند . ... تا بچه هایش را سیر نکند ، راحت نیست .- طوبای محبت ج2 ص 38
15 – مرحوم دولابی : زندگی دنیا مانند این است که در اتاقی باشیم ، به اندازه یک سرک کشیدن بیرون را تماشا کنیم ، بعد سر را بیاوریم داخل .. این حقیقت در آخر نمایان می شود ،... ولدت اموت ( سوره مریم ، آیه 33 ) ، یعنی متولد شدم ، بیرون رفتم ، خودم را دیدم ، مردم را دیدم ، بعد آمدم داخل و راحت شدم . تا دیدم ، مردم . – طوبای محبت ج2 ص 36
زیر نویسها :
1 – به کتاب " در آغوش نور – بتی جین ایدی " که تجربه خود را از حضور شهودی در عالم معنا ( پس از مردن و دوباره زنده شدن ) بیان می دارد - و کتاب " در آغوش نور 3 – خاطرات روح : زمین سرای اصلی ما نیست – ری میلز " - و نیز کتاب " رازهای رستاخیز – سعید غفار زاده "
.
2 – فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله – سوره روم ،آیه 3
3 - تخلقوا باخلاق الله- بحارالانوار- ج 58- ص 129- ماه رمضان از زبان آيت الله جوادي آملي
4 – مرحوم دولابی : اول ، تولد طبیعی است که همه از مادر متولد شده اید . بعد تولد دیگر است که همه در حال تولد هستند . یعنی در حال تکمیل شدن هستید .... شما را قبل از اینکه ببرند ، از ملاقات آورده بودند ، می خواستند ببرند ملاقات . – طوبای محبت ج 2 – ص 159
5 – و ان الی ربک المنتهی – سوره نجم ، آیه 42
مولوی : هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست ما به فلک میرویم عزم تماشا که راست
ما به فلک بودهایم یار ملک بودهایم باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست
خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست
گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست
6 – وین دایر : ما روح هایی بوده ایم که در حال تجربه جسمانی هستیم .
7 – الدنیا مزرعه الاخره – حدیث نبوی - عوالي اللمالي ، ج 1،ص 267
12 – مرحوم دولابی : همه ما در راهیم ، بعضی ها جلوترند ، بعضی عقب تر . ممکن است در میان شما کسی باشد که خدا به او مرحمت کرده باشد ... خیلی ها ممکن است از اینجا جلوتر رفته باشند ، ولی ما آنها را نشناسیم . - کتاب طوبای محبت ج2 ص 29
13 – اشو عارف هندی : عشق نخستین گام بسوی خداوند است و راه فراری از آن نیست . ... برای عاشق شدن تنها چیزی که نیاز داری این است که نفس را کنار بگذاری و این یقینا دردناک است . ... عشق یک نردبام است . با یک نفر شروع می شود و به تمامیت ختم می گردد . عشق آغاز است و پروردگار ، انتها .... آری لطیفه عشق دردناک است ، ولی از آن پرهیز نکن . اگر از آن دوری کنی ، از بزرگترین فرصت برای رشد کردن پرهیز کرده ای . واردش شو ، دردش را بچش . زیرا از راه درد ، بزرگترین سرور را خواهی یافت . – کتاب راز ص 46 تا 49
14 – مرحوم دولابی : هر کس که نصیبش شده و راهی به سمت خدا یافته ، گویی خلق خدا بچه های او هستند . ... تا بچه هایش را سیر نکند ، راحت نیست .- طوبای محبت ج2 ص 38
15 – مرحوم دولابی : زندگی دنیا مانند این است که در اتاقی باشیم ، به اندازه یک سرک کشیدن بیرون را تماشا کنیم ، بعد سر را بیاوریم داخل .. این حقیقت در آخر نمایان می شود ،... ولدت اموت ( سوره مریم ، آیه 33 ) ، یعنی متولد شدم ، بیرون رفتم ، خودم را دیدم ، مردم را دیدم ، بعد آمدم داخل و راحت شدم . تا دیدم ، مردم . – طوبای محبت ج2 ص 36