باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
ترجمه قرآن مرحوم صالحي نجف آبادي از دقيق ترين و عقلي ترين ترجمه هاي قرآنست

در طول سه دهه و اندی که از انقلاب می‌گذرد ، روی‌آوری به ترجمه قرآن ، معادل تمام فعالیت‌های قرآنی ایرانیان از زمان پذیرش اسلام تاکنون است!

تاکنون بیش از هشتاد ترجمه چاپی عرضه گردیده و بیش از هشتاد ترجمه هم در صف نوبت مجوّز از وزارت ارشاد اسلامی قرار دارد! البته شماری از این ترجمه‌ها همراه با تفسیر چند جلدی ارائه شده‌اند و در میان آنها تاکنون بیش از پانزده ترجمهٔ منظوم وجود دارد که شماری از آنها چاپ و منتشر شده است.

در میان ترجمه‌های فراوان پس از انقلاب در طول این سی و چند سال، حدود 15 ترجمه از امتیاز بیشتری برخوردارند – هرچند که هر اثری ویژگی‌های خاص خود را دارد .

در میان این 15 اثر ، بیشترین و بالاترین امتیاز را ترجمه حسین استادولی و صالحی نجف‌آبادی به خود اختصاص داده‌اند.

ويژگي‌هاي ترجمه مرحوم استاد صالحي

با توجّه به دقّت علمی و ژرفنگری روش‌مند مرحوم آیت‌اللّه صالحی در دانش تفسیر، حدیث، فقه، تاریخ و علوم قرآنی، می‌توان گفت که ایشان در فنّ ترجمهٔ قرآن در ردیف قلیل مترجمانی است که با «اجتهاد» و «استقلال نظر» به این امر مهم دست یازیده و ترجمه‌ای دقیق با نثری روان، به شیوهٔ اجتهادی خویش عرضه داشته است.

اینک به طور مشخّص خصوصیّات این اثر ارجمند را یادآور می‌شوم:

1. نوع این ترجمه به شیوهٔ تطبیقی و منطبق بر متن آیات است.

2. در این ترجمه، مفهوم و محتوای آیات در حدّ امکان در قالب زبان فارسی بیان شده است.

3. نثر این ترجمه، به دور از عربی‌گرایی ثقیل و فارسی سرهٔ مهجور و کهن است و می‌توان آن را نثری روان، خوشخوان و قابل فهم همگان و به دور از هرگونه تکلّف و تصنّع و حشو و زوائد دانست.

4. این ترجمه از جهت کمّی در قالبی مساوی با حجم آیات و از جهت کیفی، جلوه‌ای روشن از انعکاس مراد و مقصود آیات است.

5. قیدهای توضیحی داخل کروشه در این ترجمه و یا محذوفات و تقدیرهای حاصل از صنعت ایجاز قرآن که لازمهٔ یک ترجمه گویاست، در حدّ لازم، رعایت شده است.

6. در مواردی که آیه نیازمند به توضیح بیشتری بوده، مرحوم مترجم به بیان آنها در پانوشت‌ها پرداخته و گاهی هم به وجوه دیگری از ترجمه آیه در پانوشت‌ها اشاره نموده است.

7. مترجم کوشیده است در عین توجّه به یکسان‌سازی معانی واژگان، مسئلهٔ اشباه و نظائر را مدّنظر قرار دهد و هرجا که کلمه‌ای در معانی گوناگون استعمال گردیده، جایگاه کاربرد هرکدام را به درستی نشان دهد.

مقدمه استاد محمّدعلی کوشا – ويراستار ترجمه مرحوم استاد صالحي نجف آبادي

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا آقای بهاالدینی دارای کرامات بودند ؟

به آقای شیخ توحیدی داماد آقای بهاءالدینی گفتم:
این کرامات و معجزات منسوب به ایشان چقدرش درست است؟!

گفت: همه اش دروغ است ولی دوتایش راست است!

گفتم:آن دو تا چیست؟!

گفت: اولش من هستم که داماد اویم !!!

دومش این بود که هرگز سیگارش خاموش نمی شد!!! مگر در وقت خود خواب قیلوله!!!

و ایشان افزود: آقا شبها معمولا بیدار بودند وبساط چای و سماور و اشیاء پذیرایی هم تا صبح برقرار وسیگار هم روشن!

اتفاقاً ً در یک نیمه شب ، شهید صیاد شیرازی با همراهش سرزده بر ایشان وارد می شوند!

ناگاه می بینند که سماور روشن و زمینه پذیرایی هم فراهم است!

صیاد شیرازی روز بعد در جمع ارتشیان وسر بازان در نماز خانه این قصه را بیان می کند و تفسیر می کند که آیت الله بهاءالدینی از طریق غیب می دانسته که بر او وارد می شویم وگر نه چرا همه بساط پذیرایی آماده بود؟!

این شایعه منتشر می شود و پس از درگذشت آن بزرگوار کتابها نوشته می شود و از سوی ستاد فرماندهی ارتش هم با تیراژ بالا خریداری می گردد!

خاطره ای از استاد کوشا - ۲۶/۶/۹۵

https://telegram.me/beshnofekrkon
🍁🍁 كسي حق پذيرش دين را ، به اكراه ندارد 🍁🍁

❤️ 1- هميشه شنيده ايم كه پيامبران حق الزام و اجبار مردم براي پذيرش دين را ندارند و اين حقيقتي است چرا كه :

💐• فان اعرضوا فما ارسلناک عليهم حفيظا ان عليک الا البلاغ . ( سوره شوری 48 )

اي پيامبر ، تو وظيفه اي جز ابلاغ وحي و دعوت به توحيد نداري ، و اگر مردم از پذيرش آن اعراض كردند و ( يا از ماندن بر آن ، پشيمان گشتند ) ، تو را براي حفاظت آن نفرستاده ايم .

💐• نحن اعلم بما يقولون و ما انت عليهم بجبار فذکر بالقران من يخاف وعيد .( سوره ق آيه 45 )

ما به آنچه كه مردم مى‏گويند ( از تو ) آگاهتريم ، و تو مأمور به اجبار آنها ( به پذيرش دين ) نيستى ؛ پس با قرآني كه در دست داري ، بيادشان بياور ( آنچه را در درون خود دارند و با عقل خود ميابند ) .

💐• فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر . ( سوره غاشیه – 21 و 22 )

اي پيامبر ، تو فقط ياد آور ( آن حقيقتي را كه مردمان در درون خود دارند و با عقل خود ميابند ) كه تو جز يادآوري كننده نيستي – ( و از جانب من حقي ) براي سيطره بر آنها ( براي اعمال قدرت و اجبار ) نداري .

❤️ 2- اما مهمتر از آن ، آنچه كه از قرآن درميابيم :

💐• جايگاه با ارزشي است كه خداوند براي خود مي داند :

لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا فسبحان الله رب العرش عما يصفون . ( انبيا آيه 22 )

اگر در زمين و آسمان خداياني جز الله مي بود ، هر دو تباه مي شدند ، پس الله پروردگار عرش ، از هر چه به وصفش مي گويند منزه است .

💐• و كرامتي است كه براي بنده اش قائل است :

و لقد كرمنا بني آدم ( اسرا آيه 70 )

و قطعا بدانيد كه ما همه انسانها را ( از هر دين و ملتي ) مورد كرامت قرار داده ايم .

و به همين دليل ، به هيچوجه شان خود را در پذيرش اكراهي مردمان پايين نمي آورد .

و اين امر در آيات مختلفي بيان شده است كه :

💐• لااکراه في الدين – قد تبين الرشدمن الغي ( بقره آيه 256 )

( اي انسان ) دين) نيازي به پذيرش اكراهي تو ندارد . چرا كه حقيقت آن كه راه رشد است و از گمراهي تفكيك شده ، بيان و روشن شده است .

و اين مسئله در برخورد حضرت نوح با قوم خود نيز به صراحت عنوان شده است كه :

اگر چه همه دلايل من براي دعوتم روشن است ، ولي اگر نتواند شما را قانع كند ، نه دليلي براي پذيرش اكراهي شما وجود دارد و نه دليلي براي الزام من .

💐• قال يا قوم أرايتم إن کنت علي بينة من ربّي و آتاني رحمة من عنده فعمّيت عليکم أنلزمکموها و أنتم لها کارهون (هود آيه 28)

[نوح] گفت : اي قوم من ، به من خبر دهيد ، اگر از جانب پروردگارم دليلي روشن داشته باشم و او از نزد خود رحمتي به من ارزاني داشته باشد که بر شما پوشيده است آيا ما [بايد] آن را ، با اين که از آن کراهت داريد ، بر شما تحميل کنيم؟

❤️ 3- و در يك كلام :

نه تنها پيامبران حق الزام و اجبار در دين را ندارند ، بلكه مردمان نيز حق پذيرش اكراهي آن را بدون تعقل و حقيقت سنجي ندارند و تا زماني كه فهم عقلاني آنها اقناع نشود بر چيزي عتاب نخواهند شد .

💐• و الذين آمنوا و عملوا الصالحات ، لا نكلف نفسا الا وسعها اولئك اصحاب الجنة هم فيها خالدون ( اعراف آيه 42 )

ما كسي را مكلف نمي كنيم ( و كسي تكليفي ندارد ) جز در حد فهم و توان عقلي خود و ( البته ) كساني كه ايمان به خداي هستي دارند و عمل صالح انجام مي دهند صاحبان بهشت و جاودانگي الهي خواهند بود .

محمد صالحي – 3/7/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
بوداییان و هندوها و .. را می توان در زمره اهل کتاب تلقی کرد - علامه جعفري

مذاهبی هستند که از مکتب اسلام خارج و داخل در اهل کتاب اصطلاحی (یهود و نصرانی و مجوس) نیستند ، و نیز در گروه منکرین توحید هم شمرده نمی‏شوند .

عدد این مذاهب زیاد است مانند بودایی‏ها و هندوها و غیر ذلک .

با ادّعای توحیدی که دارند این گونه مذاهب بایستی مورد تحقیق و تتبع کافی و لازم قرار بگیرند .

ممکن است بعضی از این مذاهب حقیقتا دارای کتاب و پیشوای الهی بوده ‏اند .

مخصوصا با نظر به عقاید و حقوق و قوانینشان که توافقی با دین فطری حضرت ابراهیم علیه السّلام داشته ‏اند ، اگر چه با مرور زمان تدریجا دگرگون شده و مذهبشان پر از خرافات و اوهام گشته است.

گروندگان این گونه مذاهب را می‏توان از اهل کتاب محسوب و در احکام و حقوق مانند اهل کتاب با آنان معامله و رابطه بر قرار کرد.

و اگر در تتبع و تحقیق ، دست محقق به‏ جایی نرسد و نتواند برای گروهی پیشوا و کتابی اثبات کند ، در صورتی که آنان ادعای پیشوای الهی و کتاب آسمانی می‏نمایند ، بایستی با آنان رابطه بی‏طرفانه ‏ای مقرّر ساخت یعنی آنان از حقوق عمومی انسانی بهره ‏مند می‏باشند .

مال و جان و مقرّراتشان محفوظ و محترم می‏باشد.

و اما اگر پیشوا و کتابی برای خود ادعا نکنند چنانکه در باره پیروان کنفوتسه چنین گفته می‏شود ، اگر یک عده اصول فطری مذاهب را قبول داشته باشند (مثلا به خدا و معاد و نماینده خدا در روی زمین را اگر چه به عنوان حکما و مصلحین معرفی کنند، اعتقاد داشته باشند)؛
اینان نیز مانند همان گروهی هستند که برای خود پیشوا و کتابی قائلند .

نهایت امر این است که به جای کتاب مدوّن ، به مقداری از اصول اخلاق و رسوم پرستش خدا اعتقاد دارند .

اینان نیز با ملاکی که در فوق گفتیم ، از نظر حقوق و احکام اسلامی به اهل کتاب شبیه هستند .

منبع : رسائل فقهی ، ص: 34 - للعلامة الجعفری

تحقیق : محمد صالحی 13 / 6 /89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نفس ارتداد مشمول هيچ مجازات دنيوي نيست
✨💕✨💕
https://telegram.me/beshnofekrkon
•پیامبر در خلأ متولد نشده ، اسطوره نيست ، آدم است .

•پیامبر در خلأ متولد نشده ، اسطوره نیست، آدم است، در جمعی و جایی بزرگ می‌شود و مخاطبانی از همان جمع و جا دارد.
نمی‌تواند خارج از تحمل زمانه و زمینه‌ی خود کاری کند.

اینجاست که فهم «بشر» بودنِ پیامبر بر فهم «بشیر» بودنِ او تقدم دارد ، یعنی شما نمی‌توانید از پیامبر توقع بشارتی یا إنذار و هشدارى داشته باشید که از جنس زمانه‌ی خود نباشد.
اگر بشر بودن پیامبر فهم نشود نه توقع‌ها از او واقعی است و نه تعریف‌ها و تبیین‌ها.

•از قرآن نباید آغاز کرد ، بلکه به قرآن باید رسید.

قبل از رسیدن به ساحت قرآن ، انسان باید خود را تربیت کند و به مقدار توان ، اندیشه و عاطفه‌اش را از هر چه آلودگی به رذیلت‌هاست پاک کند و بعد به سراغ قرآن برود.

خود قرآن می‌گوید جز پاکان هیچکس امکان ارتباط با قرآن و رسیدن به قرآن را پیدا نمی‌کند.
(لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ. سوره‌ی واقعه، آیه‌ی هفتاد و نُه)

حاصلِ این پاکی چیزی جز آراستگی به فضیلت‌های انسانی نیست.
این پیش‌شرط تماس با قرآن و فهم آن است.

اگر بتوان، در پیش‌نیازِ پاکی و دوری از رذائل هم با پیامبر شریک شد و سپس به سراغ قرآن رفت می‌توان مطمئن بود که چنین کسی از قرآن برداشت غیرانسانی نکند.

اگر با آن انسانیتِ پیراسته به سراغ قرآن برویم می‌توان با شجاعت و سربلندی و از سر بندگی، احکام منافی با کرامت انسان و عدالت را کنار گذاشت، آنها را ترک و البته درک کرد که آنها تنها گزینه‌های ممکن در زمینه و زمانه‌ی پیامبر بودند برای پاسخ به برخی پرسش‌های انسان‌ و جامعه‌ای که مخاطب و بستر زندگی پیامبر بود.

•برای یک مسلمان، آیات قرآن در چهار دسته قابل تفکیک‌اند :

🍇یک: آنچه را که به آن باور دارد (اعتقادیات، مانند یگانگی خداوند، نبوت پیامبران و رسیدن روز رستاخیز)

🍇دو: آنچه را که باید تجربه و تمرین کند (ایمانیات، مانند توکل بر خدا، تقرب به او، اعتماد بر او، گفتگو با او)

🍇سه: آنچه را که باید به آن عمل کند (عبادات و اخلاقیات)

🍇چهار: آنچه فقط باید درک کند ، یعنی نه عمل کند، نه باور کند و نه تجربه (مثل احکام منافی حقوق و کرامت انسان) .

نه تنها تقدس قرآن بلکه هویت اسلامی ما نیز می‌تواند بر محور تفکیک سه دسته‌ی اول از دسته آخر معنا و تبیین شود؛ مهم نیست که در پاره‌ای از مصادیق اختلاف داشته باشیم مهم این است که این مبداء را بپذیریم و از تکفیر خوارج نترسیم و به نتایجش شجاعانه ملتزم باشیم.

محمد جواد اکبرین

•از گفتاری در جشن غدیر. حلقه‌ی مطالعات اسلامی دانشجویان. برلین
http://zeitoons..com/17970
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
شوخی و خنده آري ، اخمو بودن نه

طبع بشر ، طبعي شاد و آسان گير است و اگر مواجه با شرايطي غير عادي بشود ، از اين حالت خارج و به سمت غم و چهره اي درهم و عبوس خواهد رفت .

و ليكن اخلاق حكم مي كند كه اگر چه انسانها همچون اعضاي يك پيكر واحد بوده و بايد از درد و غم يكديگر آگاه و به رفع مشكلات هم اقدام كنند ، ولي به هيچ وجه نيز نبايد چنان رفتار كنند كه فضاي ارتباطي و زندگي يكديگر را تيره و حاوي درد و رنج بنمايند .

اين امر نه تنها ، شادابي فرد و جامعه و نتيجتا شور و شوق رشد و تعالي مادي و معنوي آنها را مي گيرد ، بلكه مردم را عادت مي دهد به مظلوم نمايي هاي عجيب و غريب در ارتباط با يكديگر ، جهت برانگيختن حس ترحم همديگر .

و از طرف ديگر ، يك فضاي مملو از قضاوت يكديگر در جامعه بوجود مي آورد كه ديگر هيچكس از ذهن خواني و قضاوت ديگري مصون نخواهد بود و نتيجه اي جز بي اعتمادي به يكديگر و نهايتا فاصله گرفتن حتي افراد نزديك از هم ، جهت فرار از قضاوتهاي ناصواب همديگر نخواهد داشت .

آنچه كه از قرآن برداشت مي شود ، رويكردي متفاوت و حتي در تضاد با رفتار فراگير جامعه امروز ماست ، و اين امر بخوبي در برخورد خداوند با زندگي پيامبر مشاهده مي شود كه ضمن آنكه به پيامبر ، مشكلات و كاستيها و نداريهايش را ياد آوري ميكند و اتفاقات مثبتي كه بعدا در زندگيش بخاطر تلاش و توكل ايشان بوجود آمده است ، ولي به صراحت به ايشان دستور مي دهد كه در مواجهه با مردم ، از نعمتها و داشته هاي مادي و معنويت سخن بگو :

و اما بنعمت ربك فحدث ( ضحي آيه 11 )

اي پيامبر از داشته هايت كه چونان نعمت خدايند با مردمان سخن بگو .

و آنچه در روايات و سيره به ما رسيده است ، دعوت به شاداب نگه داشتن جامعه است ، كه از جمله آنها سخن امام علي(ع) است كه :

المؤمن بشره في وجهه و حزنه في قلبه ( حكمت 333 نهج البلاغه )

از نشانه هاي مدعي ايمان ، آنست كه ديگران ، از چهره اش شادماني و بشارت به زندگي را بيابند و اگر اندوهي در زندگي خود دارد ، به فضاي جامعه نكشاند ( مگر آنكه با مشاوران و متخصصين مربوطه در ميان بگذارد .)

ذيلا به چند مورد از سفارشات روايي در رابطه با نحوه ارتباط شادمانه با مردم اشاره مي شود :

1- حضرت كاظم (ع) فرمود: يحيى بن زكريا(ع) اينگونه بود كه گـريـه مـى كـرد و نـمـى خـنـديد ، و عيسى بن مريم(ع) اينگونه بود كه هم مى خـنـديد و هم گريه مى كرد ، و آنچه عيسى (ع) مى كرد بهتر بود از آنچه يحيى (ع) مى كرد.

2- حضرت صادق (ع ) فرمود: هيچ مؤ منى نيست جز اينكه در او دعابة هست، من عرض كردم : دعابة چيست ؟ فرمود : مزاح.

3- حضرت صادق (ع ) فرمود: شوخى كردن شما با همديگر چگونه است ؟ عرض كردم : اندك است ، فرمود: اينگونه نباشيد زيرا شوخى از خوش خلقى اسـت ، و تـو بـدان وسـيـله بـرادرت را خـوشـحـال و مـسـرور كـنـى ، و هـر آيـنـه رسول خدا (ص) با افراد شوخى مى كرد كه آنها را شاد و مسرور كند .

زيرنويسها :

1- عنهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي الْحـَسـَنِ الْأَوَّلِ ع قـَالَ كـَانَ يـَحـْيَى بْنُ زَكَرِيَّا ع يَبْكِي وَ لَا يَضْحَكُ وَ كَانَ عِيسَى ابْنُ مـَرْيـَمَ ع يـَضـْحـَكُ وَ يـَبـْكِي وَ كَانَ الَّذِي يَصْنَعُ عِيسَى ع أَفْضَلَ مِنَ الَّذِي كَانَ يَصْنَعُ يَحْيَى ع ، اصول كافى جلد 4 صفحه : 488 رواية : 20

2- عدَّةٌ منْ أَصحابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبـِي قـُرَّةَ عـَنْ أَبـِي عـَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِيهِ دُعَابَةٌ قُلْتُ وَ مَا الدُّعَابَةُ قَالَ الْمِزَاحُ ، اصول كافى جلد 4 صفحه : 486 رواية : 2

3- عنهُ عنْ محَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ يَحْيَى بْنِ سَلَّامٍ عَنْ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عـُقـْبـَةَ عـَنْ يُونُسَ الشَّيْبَانِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع كَيْفَ مُدَاعَبَةُ بَعْضِكُمْ بَعْضاً قـُلْتُ قـَلِيـلٌ قـَالَ فـَلَا تـَفـْعـَلُوا فـَإِنَّ الْمـُدَاعـَبـَةَ مـِنْ حـُسْنِ الْخُلُقِ وَ إِنَّكَ لَتُدْخِلُ بِهَا السُّرُورَ عَلَى أَخِيكَ وَ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُدَاعِبُ الرَّجُلَ يُرِيدُ أَنْ يَسُرَّهُ ، اصول كافى جلد 4 صفحه : 486 رواية : 3


محمد صالحي – 5/7/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
جايگاه عقل در آموزه هاي ديني @beshnofekrkon
برخورد امام علي(ع) با گداي نابيناي مسيحي

امام علي(ع)‌ پیر مرد از کار افتاده‌ نابینایی‌ را که‌ از مردم‌ تقاضای‌ کمک‌ می‌کرد مشاهده‌ نمود .

بی‌درنگ‌ از حال‌ وی‌ جویا شد و یکی‌ از اطرافیان‌ خود را مأمور رسیدگی‌ به‌ حال‌ و وضع‌ وی‌ نمود.

او پس‌ از تحقیق‌ گزارش‌ داد که وی‌ نصرانی‌ است‌ و از مردم‌ درخواست‌ کمک‌ می‌نماید .

امام‌ از شنیدن‌ این‌ سخن‌ ، آثار خشم‌ در چهره‌اش‌ آشکار گردید و فریاد برآورد:

او تا جوان‌ بود او را به‌ کار کشیدید و از نیروی‌ او بهره‌ گرفتید و اکنون‌ که‌ پیر و ناتوان‌ گشته‌ وی‌ را به‌ حال‌ خود رها نموده‌ و از احسان‌ و کمک‌ خویش‌ محرومش‌ می‌نمایید؟

آنگاه‌ این‌ فرمان‌ ماندگار را صادر نمود که:

«انفقوا علیه‌ من‌ بیت‌المال : برای‌ وی‌ از بیت‌المال‌ مستمری‌ قرار دهید.»

(عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعة، ج 15، ص 66، باب 19، قم، 1409ق).

محمد صالحي – 20/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نهی امام صادق(ع) از دشنام به حتی دشمنان خدا

اسماعيل بن جابر روايت كرده كه امام صادق (ع ) ، یکسری دستور العمل های اخلاقی را طی نامه ای به اصحاب خود مرقوم داشت و به آنها دستور داد كه آنرا بيكديگر درس ‍ دهند و در آن نگاه كنند و از ياد نبرند و بدان عمل كنند .

حضرت ایشان (ع) در بخشی از این نامه ، دستور به برخورد مدارا مدار با مردم ، و پرهیز از دشنام دادن به حتی به دشمنان خدا داده و گوشزد می کنند که ؛

دشنام دادن به مشرکان و مخالفان ، موجب برانگیختن تعصبات دینی و یا قومی آنها شده و به تلافی ، به خدا دشنام داده و نتیجتا باعث سماجت در شرک و دشمنی بیشتر آنان خواهد شد .

امام (ع) در ادامه به این نکته مهم اشاره کرده که ، کسی که باعث دشنام به خداوند شود ، ظالمتر از کسی است که به خدا دشنام داده است .

...... و جاملوا الناس و لا تحملوهم على رقابكم ، تجمعوا مع ذلك طاعة ربكم . و إياكم و سب أعداء الله حيث يسمعونكم فيسبوا الله عدوا بغير علم و قد ينبغي لكم أن تعلموا حد سبهم لله كيف هو ؟ إنه من سب أوليآء الله فقد انتهك سب الله و من أظلم عند الله ممن أستسب لله و لاولياء الله ، فمهلا مهلا فاتبعوا أمر الله و لا حول و لا قوة إلا بالله . 1

..... و با مردم مدارا كنيد و آنها را بر گردن خود سوار مكنيد تا بدينوسيله اطاعت پروردگارتانرا نيز فراهم كرده باشيد ،

از ناسزاگویی به دشمنان خدا در جائی که آن را می شنوند بپرهیزید، که در نتیجه آنان نیز خدا را از روی دشمنی و ناآگاهی دشنام خواهند داد،

سزاوار است بدانید چه سخنانی از مشرکان، ناسزاگویی به خداوند محسوب می شود،

هر کس به اولیای خدا ناسزا گوید در حقیقت خدا را دشنام داده است و چه کسی ظالم تر از آنکه موجب دشنام گویی به خدا و اولیای او شود؟

1- اصول کافی ( کتاب روضه ) ، ج 8، ص 9، ح 1

محمد صالحی
اربعین حسینی 25 / 9 /93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
اجازه ندادن خداوند به پیامبر(ص) ، جهت لعن به جانیان و ظالمان -1

لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ - 1

اى پيغمبر (خدا را اختيار مطلق است ) ، به دست تو كارى نيست ، اگر بخواهد ، به لطف خود از آن كافران درگذرد و اگر بخواهد ، به جرم آن كه مردمى ستمگرند، آنها را عذاب كند . 2

در شان نزول این آیه ، دو نظر مختلف ، در تاریخ و تفاسیر مختلف بیان شده است . ولی هر دو قول ، شاهد مدعایی است که پیامبر (ص) در پاداش و یا عذاب بندگان دخالتی نداشته و بنابراین درخواستی نیز نمی تواند داشته باشد ، و این امور انحصارا در اختیار خداوند بوده که در قیامت به قضاوت خود به اجرا خواهد گذاشت .

قول اول : ماجرای جنگ احد

درباره علت نزول اين آيه ، در جنگ احد ، روايات متعددى نقل شده است از جمله :

• این آیه هنگامی نازل شد که پیامبر(ص) بعد از شکست در جنگ احد ، تصمیم به نفرین در حق تعدادی از اصحاب خود داشت و خداوند حضرت را از این عمل نهی کرد . 3

• این آیه هنگامی نازل شد که پيامبر(ص) پس از آن كه دندان و پيشانى اش در جنگ احد شكست ، و آن همه ضربات سخت بر پيكر مسلمين وارد شد، از آينده مشركان نگران گرديد و پيش خود فكر مى كرد چگونه اين جمعيت قابل هدايت خواهند بود و فرمود : كَيْفَ يُفْلِحُ قَوْمٌ فَعَلُوا هَذَا بِنَبِيِّهِمْ وَ هُوَ يَدْعُوهُمْ إِلَى اللّهِ . 4

چگونه چنين جمعيتى رستگار خواهند شد كه با پيامبر خود چنين رفتار مى كنند در حالى كه وى آنها را به سوى خدا دعوت مى كند ؛ که آیه مذکور نازل گردید .

• این آیه هنگامی نازل شد که پيامبر(ص) پس از آن كه دندان و پيشانى اش در جنگ احد شكست ، فرمود " : كيف يفلح قوم نالوا هذا من نبيهم " ، و با این امر ، بر لعنت آنها مصر شد ؛ که آیه فوق نازل گردید و ایشان از این کار منصرف گردید . 5

• این آیه هنگامی نازل شد که پيامبر(ص) پس از آن كه دندان و پيشانى اش در جنگ احد شكست ، اقدام به لعن دشمنان کرد و فرمود : كَيْفَ يُفْلِحُ قَوْمٌ أَدْمَوْا وَجْهَ نَبِيِّهِمْ وَ هُوَ يَدْعُوهُمْ إِلَى اللَّهِ وَهُمْ يَدَعُونَهُ إِلَى الشَّيْطَانِ وَ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى وَ يَدْعُونَهُ إِلَى الضَّلَالَةِ ، وَ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَ يَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ . 6

قول دوم : ماجرای بئر معونه

در حوادث سال چهارم هجرى رئيس قبيله بنى عامر نزد پيامبر آمد و چند اسب و شتر به ايشان هديه كرد .

هنگامى كه رسول خدا پذيرش هدايا را به اسلام او مشروط كرد ، وى بدون رد يا قبول اسلام ، از آن حضرت خواست چند تن از مسلمانان را با هدف ترويج اسلام نزد قبيله بنى‌عامر در نجد بفرستد و در برابر نگرانيهاى پيامبر ، امنيت مبلغان مسلمان را تضمين كرد . رسول خدا 40 و یا به نقلی 70 تن از مبلغان و قاریان را به همراه یک نامه به منطقه سكونت قبيله بنى‌عامر اعزام كرد .

عامر بدون خواندن نامه پيامبر ، پس از به شهادت رساندن حامل نامه ، اعزاميان مسلمان را به شهادت رسانيد . خبر شهادت مبلغان به پيامبر رسید .

پيامبر وقتى خبر شهادت آنان را شنيد بسيار اندوهگين شد، به صورتى كه ديگر هيچ گاه او را چنان اندوهگين نديدند و قاتلانشان را تا 30 يا 40 روز در قنوت نماز نفرين كرد . چون پيامبر يك ماه به نفرين قاتلان شهداى چاه معونه پرداخت آيه فوق الذکر نازل گرديد و او را از ادامه لعن آنان بازداشت . 7

با توجه به نقل های مختلف فوق ، همگی بر این امر متفق القولند که پیامبر به دلیل وجود خصائص انسانی و ویژگیهای بشری خود ، هم از ماجرای کشته شدن مسلمانان بی گناه از جمله مثله کردن حضرت حمزه در جنگ احد و یا مبلغان دینی در حادثه بئر معونه و همچنین زخمهای بی شماری که بر ایشان وارد شده بود ، چنان ناراحت شده بود که ضمن منتفی دانستن رستگاری آنها ، اقدام به لعن آنها و درخواست از خدا برای محرومیت از رحمتش کرده بود .

در اینجا بود که خداوند ، به پیامبر یادآوری نمود ؛ که وظیفه ایشان ابلاغ پیام الهی و دعوت به توحید است و پاداش دادن به افراد و یا عذاب گنهکاران از امور اختصاصی خداست که به ایشان مربوط نبوده و نباید دخالت کنند .

و از طرف دیگر ، مقدم داشتن عبارت توبه بر عذاب ظالمان در آیه مذکور ، بر سبقت و غلبه رحمت خدا بر غضبش دلالت دارد . و بقول علامه طباطبایی : و اما توبه و يا عذاب به دست خدا است ، براى اين كه مالك هر چيزى او است پس او است كه هر كس را بخواهد مى آمرزد و هر كه را بخواهد عذاب مى كند، و با اين حال مغفرت و رحمتش بر عذاب و غضبش پيشى دارد، پس او غفور و رحيم است . 8

ادامه دارد :

محمد صالحی
اربعین حسینی 25 / 9 /93
https://telegram.me/beshnofekrkon

ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/665
اجازه ندادن خداوند به پیامبر(ص) ، جهت لعن به جانیان و ظالمان -2


زیرنویسها :

1- آل عمران 128
2- تفسیر المیزان – علامه طباطبایی ، ج 4
3- تفسیر مجمع البیان – طبرسی ، 2/832.
4- تفسیر نمونه ، به نقل از «بحار الانوار»، جلد 20، صفحه 102

5- تفسیر تبیان – طوسی – ج 2 : روي عن أنس بن مالك وابن عباس، والحسن، وقتادة، والربيع: انه لما كان من المشركين يوم أحد من كسر رباعية النبي صلى الله عليه وآله وشجه حتى جرت الدماء على وجهه، قال كيف يفلح قوم نالوا هذا من نبيهم، وهو مع ذلك حريص على دعائهم إلى ربهم، فنزلت هذه الاية، فأعلمه الله أنه ليس إليه فلاحهم وأنه ليس إليه إلا أن يبلغ الرسالة ويجاهد حتى يظهر الدين . وقيل : انه هم بالدعاء عليهم، فنزلت الاية تسكيناله ، فكف عن ذلك.

6- تفسیر طبری ج 6 ص 42
7- تفسير ثعلبى ، ج‌3، ص‌147 ؛ مجمع‌البيان، ج‌1، ص‌832‌
8- تفسیر المیزان – علامه طباطبایی ، ج 4

محمد صالحی
اربعین حسینی 25 / 9 /93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/664
هدف امام حسین(ع) در نهضت خود - 1

قرنهاست که سرگذشت راهبران دینی ، از پیامبر(ص) گرفته تا ایمه(ع) و دیگر عالمان ، در صدها کتاب ولی مضامین تکراری و بیشتر با نگاه های#قدسی و #فوق انسانی و ماورایی نوشته شده است .

شاید در گذشته این نوع نگاه ، پذیرفته و حتی قابل افتخار بود ، اما #نسل امروز ، یاد گرفته که #هویت واقعیش در نشخوار گذشته نیست ، بلکه در #اندیشیدن و #پرسش و #نقد است که می تواند ادعای زیستن انسانی کند .

بنابراین اگر میخواهیم از داشته های گذشته سخن بگوییم باید بدانیم که نسل امروز سخنان تازه می خواهد .

و این نه به معنای آنست که همان مضامین گذشته را در قالبهای جدید بیان کنیم ، که قطعا سازگاری لازم را نخواهد یافت و خیلی زود با قالبهایش دور ریخته خواهد شد .

و نه به معنای آنست که حرف های امروزی را به گذشته تحمیل کنیم و بخواهیم از آنها ، تئوریهای امروزی را اثبات نماییم ، که این نیز با توجه به تغییرات مدام ارزشها و نظریه های امروزی ، باعث انزوا و ناکار آمدی آن مضامین گذشته خواهد شد .

مثل آنکه بخواهیم ، دموکراسی را از لابلای آیات و روایات عصر نزول در آوریم و بقول معروف ، آنها را مصادره بمطلوب کنیم و دیر نیست که شاید این طرح حکومتی به طرحی نو و متفاوت ، تغییر شکل و یا حتی ماهیت بدهد و آنگاهست که همان آیات و روایات به جمود و انزوا خواهند رفت .

بنابراین بیشتر باید به لوازم فهم متون از قبیل ادبیات عصر گوینده و خواننده ، پیش فرضهای خواننده ، شرایط اجتماعی و اقتضائات زمان و زمینه گوینده و .. توجه لازم بشود و به اصل پیام آن متون رسید تا به پوسته و ظواهر آنها که از همان اقتضائات زمان و زمینه است چسبید .

یکی از وقایع تاریخی بسیار تاثیرگذار در سرنوشت تاریخی ما ، نهضت امام حسین(ع) بوده که صدها سال بر تعبد و تشرع و ماورایی آن تکیه شده و عمدتا #پیام قابل توجهی برای #الگو گیری از آن ، یا گرفته نشده و یا به فراموشی سپرده شده است .

در این مجال مختصر ، نگاهی دوباره و متفاوت به نهضت امام شده و سعی می شود دور از تعصبات دینی و یا تعبدات شرعی و یا تسامحات مدرن ، به پیامهای مهم آن پرداخته شود :

وقتی از امام حسین(ع) سخن می کنیم ، نمی توانیم تاثیر آموزشهای پیامبر(ص) و پدر و برادرش(ع) را نادیده بگیریم .
❤️الف ) چهار اصل مهم ، در سیر آموزه های آنها هویداست :

💐1- #اخلاق ، هدف غایی دعوت و عمل پیامبر و ائمه قبلی است .
( بعثت لاتمم مکارم الاخلاق – مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١ )

💐2- #هدف غایی زندگی ، سیر بسوی مقصود الهی و کمال معنوی انسانی است .
(يا ايتها النفس المطمئنة رجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي – فجر آیات 26 تا 30 )

💐3- زندگی ، بطور مطلق ، ارزش زیستن ندارد ، مگر با تحقق شرایط ایمانی اخلاقی آن .
( قل متاع الدنيا قليل و الآخرة خير لمن اتقي و لا تظلمون فتيلا – نسا 77 )

💐4- #حکومت ، حق مشروع مردم است .
( لیقوم الناس بالقسط – سوره حدید آیه 25 )

در توضیح موارد فوق در زندگی امام(ع) ، باید زوایدی که نه تنها بدرد شفاف کردن آن نمی خورد ، که در خرافه سازی عقاید و یا بی اثر کردن آنها ، نقش بسزایی دارد ، را دور ریخت .

بطور مثال اینکه به پاره ای عقاید در مورد امام بچسبیم ( چه درست باشند و چه قابل نقد ) مانند داشتن علم لدنی ایشان و یا پیشگوییها برای ایشان ، هدف و روش او را در هر مرحله ، بشدت تخدیر کرده و چیز معقولی برای الگو گیری آیندگان باقی نمی گذارد ؛ چرا که امام خود را الگوی دیگران معرفی کرده است . ( لكم فِيَّ اسوة - تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 )


تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/667
هدف امام حسین(ع) در نهضت خود - 2

❤️ب ) و اما بررسی اجمالی نهضت امام(ع) :

💐• #هدف امام : اصلاح جامعه از رذایل اخلاقی و حکومت از بدعتها و بی عدالتیها
( انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188 )

💐• #ابزار امام : امر به معروف و نهی از منکر
( اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188 )


❤️ج) روشهای امر به معروف و نهی از منکر : آنچه که در اعتقاد و سیره پیامبر(ص) و امامان قبلی و سیره امام(ع) دیده می شود ، روشهای امر به معروف و نهی از منکر را در سه مرحله زیر نشان می دهد :

🍁1- آگاهی بخشی فردی و اجتماعی از فضایل و اخلاقیات و رفتارهای مقابل آن بعنوان رذایل اخلاقی
( هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة – جمعه 2 )

🍁2- آگاهی بخشی از تخلفات حکومت و عالمان وابسته به آن
( من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله – پیامبر(ص) ، الفتوح ، ج 5 ، ص 91 )

🍁3- و در آخرین مرحله امر به معروف و نهی از منکر ، استفاده از ابزار حکومت ، که اختصاص به شرایط ویژه ( درخواست و حمایت عمومی مردم ) دارد .
( لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَلاَّ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )

❤️د) هزینه های اقدام برای رسیدن به هدف فوق الذکر :

💐• گذشتن از آسایش و زندگی عادی و پذیرش فشارها و محرومیتهای حکومت
💐• از جان خود گذشتن

که #هزینه دوم نیز با توجه به ارزش حیات انسانی و اهمیت هدف اصلاحات ، به #دو مرحله تقسیم می شود :

🍁• در صورت مواجهه با حکومت و فراهم بودن شرایطی که بتوان از هجوم آن نجات پیدا کرد و به آگاهی بخشی و تداوم مسیر بسوی هدف ادامه داد ، اقدام برای زنده ماندن عزت مندانه
(کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم - الطبری ج 5 ص 411 )

🍁• و در صورت مواجه شدن با پذیرش ذلت و بردگی و بندگی ذلیلانه چند صباح عمر ، جان را بر سر هدف گذاشتن و با شهادت ، اخلاق و انسانیت و آزادگی را جاودانه کردن .
( اَلا و انّ .... قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة. - مقتل خوارزمي، ج 2، ص 7 )

❤️ن) و در یک کلام :

💐1- امام حسین(ع) ، نه از روی هوای نفس و یا قدرت طلبی ، که در راستای هدف رسالت پیامبر(ص) و سیره پدر و برادرش ، اقدام به نهضتی اصلاح طلبانه نمودند .

💐2- بر اساس موازین و روشهای منطقی ، ابزارهای لازم برای آگاهی بخشی مردمی را ، با پذیرش همه گونه هزینه های مادی و جانی آن ، بکار گرفتند .

💐3- در طی این راه پر خطر ، وقتی با اقبال عمومی و درخواست آنها برای حمایت از هدف خود مواجه شد ، حجت را بر خود تمام شده دید و تصمیم به استفاده از آخرین و عالی ترین ترین ابزار رسیدن به هدف خود گرفت ، که ورود به مرحله فراهم كردن شرايط لازم براي تشکیل حکومت عدل بود . ( توجه شود که حتی اگر قصد اولیه برخورد با حکومت را نداشتند ، ولی تشکیل یک اپوزیسیون در میان جامعه خلافت ، به معنای مخالفت با حکومت تلقی شده و از طرف حکومت اقدام به سرکوب می شد که نتیجه اش همان تقابل با حکومت و در صورت پیروزی ، تشکیل حکومت بود . )

💐4- و لیکن در هنگامی که از امکان برخورداری از پشتیبانی مردم نا امید شدند ، از عملیاتی کردن این مرحله منصرف شده و همه تلاش خود را برای نجات جان خود و همراهان بکار گرفته تا ضمن حصول این نتیجه ارزشمند، بتوانند به هدف خود نیز ادامه بدهند .

💐5- در ادامه تلاشهای خود ، وقتی که از نجات خود و همراهان نا امید گشتند و خود را در محاصره نظامی دشمن دیدند و سر دو راهی پذیرش ذلت و ادامه دادن عمر چند صباحی دیگر ولی تحت شدیدترین تعرضات امنیتی ، و یا جنگیدن تا شهادت قرار گرفتند ، راه دوم را برگزیدند و آزادگی و اخلاق و کرامت انسانی را بعنوان پیام جاودانه نهضت خود به تاریخ سپردند . ( لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا – امام علی(ع) نامه 31 وصيت به فرزندان )

تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/666
وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری - 20 صفر ( اربعین شهیدان کربلا ) به بعد

• ورود جابر بن ‏عبدالله‏ انصارى به كربلا و زيارت قبر مطهر امام حسين(ع) . او نخستين زايرى بود كه با موفق به زيارت قبر آن حضرت گرديد .

• حرکت کاروان اسرا به سوی شهر پیامبر(ص) ، و این به معنای عدم رفتن اسرا به کربلاست . ( با حفاظت و حمايت 500 سرباز حکومت )

• دستور امام سجاد(ع) برای برپایی چادر در ورودی مدینه و اعلام به مردم مدينه

• استقبال پرشور و غمگنانه مردم مدینه از کاروان اسرا

• ورود کاروان اسرا به مدینه به همراه مردم عزادار .

#نکات_مهم:

1- خروج کاروان اسرا از کربلا در 11 محرم و اقامت در کوفه تا 19 محرم، 10 روز طول کشید،

2- 19 محرم بسمت شام حرکت کردند که حدود 11روز طول کشید تا به شام برسند(1 صفر)

3- تا 20 صفر( #اربعین ) در آنجا ساکن بوده و وقایع خطبه های حضرت زینب در مجلس یزید و سخنان امام سجاد در مسجد اموی در این مدت صورت گرفت،

4- پس از آن خطبه ها بود که یزید دستور داد محل #اقامت اسرا را به نزدیکی کاخ و با #امکانات مناسب و احترام انتقال دهند،

5- و نهایتا به درخواست امام و زینب، آنها را در روز 20 صفر که #اربعین شهیدان کربلا بود به همراه 500 سرباز محافظ و امکانات و غذای سفر، راهی #مدینه نمود.

* حال #سوال مهم اینست که اسرا چگونه می توانسته اند خود را #یکروزه به #کربلا رسانده باشند؟؟


منابع :

1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول

5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615/

مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا
https://t.me/beshnofekrkon/613


تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
به نام حضرت حق دوست داشتني

آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1

متن زير نامه ايست كه دو سال پيش خدمت استاد كديور ارسال و تنگناهايي كه در مسير اجتهاد تكاليف براي نوبالغين وجود دارد را مطرح كرده و چون بحث مهمي بوده و لازم است عزيزان حوزه اي به آن توجه و پاسخ درخور ارائه كنند ، خدمت دوستان ارائه ميكنم .

حضرت استاد آیه اله کدیور

ضمن افتخار به حضور در زمانه ای که عزیزانی مانند حضرتعالی ، پناه اندیشه شکاکان هستید .

با عرض معذرت از اطاله مطلب ، تعریضی بر شیوه اجتهادی موجود و احکام منتجه آنها ، برای نوبالغین ، در چند بند زیر خدمتتان می فرستم ، باشد مورد توجه قرار گيرد .

1- خداوند وصف کارکردی خود برای عالم هستی را ، " تربیتی " می داند ( رب العالمین ) .

2- تربیت ، یک فرایند متدرج و متناسب و هماهنگ با ظرفیتهای عقلانی بشر و امکانات و قابلیتهای موجود است .

3- انسان موجودی است در مسیر کمال الی الله که در عرصه حیات ، گویی در حال شبیه سازی اوصاف خداوند است ولی متدرجا از نقص بسوی کمال

( تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129)

4- انسانها چه در میدان تربیت جسمانی خود و چه در زمینه تربیت روحی خود ،
روش گام به گام را سرلوحه برنامه ریزی تمرینات تربیتی خود قرار می دهند :

بطور مثال :
برای آموزش مهارتهای ورزشی ،
شخص مبتدی را با تمریناتی بسیار ساده ، جذاب و تشویقی درگیر می کنند و با افزایش مهارتهای او ، تمرینات به سمت تمرینات اصلی حرفه ای سوق میابد .

( مثلا برای آموزش تکواندو ، شخص مبتدی ، در دوره اول کار خود ، با نرمش هایی در راستای افزایش توانائیهای جسمی متناسب با ورزش تکواندو ، کوتاه مدت روزانه و آموزشهای ویدئویی مواجه می گردد و در مراحل بعد با تمرینات واقعی تکواندو و مسابقات طراحی شده مرحله ای و ... گام به گام به سمت تمرینات قهرمانی و بزرگسالان پیش می رود .)

و یا برای آموزش افزایش توانائیهای روحی ( مانند یوگا ) ، از همان متدولوژی فوق بهره می گیرند .

5- خداوند در جهت تربیت اندیشه معنوی بشر ( در ابتدای تاریخ عقلانیت بشر – عصر آدم) ،
دقیقا متدولوژی فوق را رعایت کرده و هیچگاه عجله ای برای گام گذاشتن به آخرین مرحله اندیشه نداشته است ،

چرا که بشر توان فکری و عقلی لازم را پیدا نکرده بود ( لایکلف الله نفسا الا وسعها - سوره بقره آیه 286 ) .

و این امر دقیقا در مرحله اصطفا حضرت آدم ( ان الله اصطفی آدم و ... علی العالمین - سوره آل عمران ، آیه 33 )

و صرفا تعلیم اعتقادات حداقلی دینی به او برای پاسخ به سوالات بشر اولیه آن عصر رعایت شد (علم ادم الاسما کلها - سوره آل عمران ، آیه 33 )

و پس از آنکه مرحله پیشینی و پیشنیاز رعایت احکامی را گذراند ،
در زمان حضرت نوح ، احکامی را به عنوان شریعت با او شروع به تمرین کرد
(شرع لکم من الدين ما وصى به نوحا و الذي اوحينا اليک و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى - سوره آل عمران ، آیه 33 )

و گام به گام با بلوغ اندیشه و عقلانیت او به پیش آمد تا به خاتم رسید و انسان وارد مرحله تکمیلی هدایت تشریعی خداوند شد .

6- حتی در دوره عصر نزول ،
رسول اکرم (ص) ، از آموزشهای اعتقادی مسلمانان شروع کرد

( قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ – سوره حجرات 14 )

و صرفا شهادتین را معیار ورود به حوزه اسلام دانست

( . ماجرای نزول آیه 94 سوره نسا : در سفر جنگی اسامه بن زید در سال 7 هجرت، شخصی که لا اله الا الله گفته بود توسط اسامه کشته شد.
پیامبر او را ملامت کرد . اسامه گفت : برای رهایی خود ، آن کلمه را می گفت :
پیامبر فرمود : چرا قلب او را نشکافتی تا بدانی راستگو است یا نه ؟ و سپس آیه فوق نازل شد . تنبیه و الاشراف مسعودی ص 241 )

و از آنجا که تکالیف و احکام ،
طریقیت داشته و تربیت معنوی مكلف ، موضوع اصلی رسالت است ( احكام شرعي راههايي به سوي مقصدند و نه اين كه خود هدف باشند - کتاب " اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص 702 تا 705 " )

گام به گام ، به آموزش تکالیف و پیاده سازی تکمیلی آنها اقدام کرد . ( حکم شراب و .. )

ادامه دارد :

3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
به نام حضرت حق دوست داشتني
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 2

7- خداوند احكام و حتي ماهيت شريعت را سهله و عدم عسر و حرج ، جهت تقويت بنيانهاي ايماني مردم ، بدون افتادن در ورطه هاي سختگيرانه احكام مي داند .

(يا ايها الذين امنوا اذا قمتم الى الصلاة فاغسلوا وجوهکم و ايديکم الى المرافق و امسحوا برؤسکم و ارجلکم الى الکعبين و ان کنتم جنبا فاطهروا و ان کنتم مرضى او على سفر او جاء احد منکم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا فامسحوا بوجوهکم و ايديکم منه ما يريد الله ليجعل عليکم من حرج و لکن يريد ليطهرکم و ليتم نعمته عليکم لعلکم تشکرون – مائده آيه 6 ؛
و جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباکم و ما جعل عليکم في الدين من حرج – حج آيه 78 ؛
ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المريض حرج – نور آيه 61 ؛
لکي لا يکون على المؤمنين حرج – احزاب آيه 37 ؛
يريد الله ان يخفف عنکم و خلق الانسان ضعيفا – نسا آيه 28 )

8- پیکهای تبلیغی پیامبر به مناطق تازه مسلمان شده ، دستور صریح " یسر و لاتعسر ، بشر و لاتنفر " را داشتند :
(يسرا و لا تعسرا، و بشرا و لا تنفرا، - 4088 بخاری 2 )

و این قطعا جهت عملی کردن اصل " لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ عَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَ لاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَ لاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ – سوره بقره آیه 286 " )

بود تا گام به گام با توسعه درک و ایمان او ، این توانایی را توسعه بیشتر داده و سپس تکالیف بیشتر و یا پیچیده تر .

9- دستورات فراوان خداوند به پیامبر مبنی بر مدارا با خلق " دار خلقی - کافی ج2 ص 116 " و " امرنی ربی بمداراة الناس کما امرنی بأداء الفرائض - کافی ج ۲ ص ۱۱۷ " ) ،

حکایت از وظیفه پیامبر به همراه شدن با حد فهم مردم و سرعت سنکرون شدن مردم با ایشان و مفاهیم و تکالیف او دارد .

10- نحوه برخورد پیامبر با اشکالات و یا فراموشیهای مسلمانان در حجه الوداع در ترتیب و یا انجام مناسک ، که با مضمون " لا باس له " آرامش را از آنها نگرفت

(حدثنا إسماعيل قال : حدثني مالك، عن ابن شهاب، عن عيسى بن طلحة بن عبيد الله، عن عبد الله بن عمرو بن العاص: أن رسول الله صلى الله عليه وسلم وقف في حجة الوداع بمنى للناس يسألونه، فجاءه رجل فقال: لم أشعر فحلقت قبل أن أذبح؟ فقال: ( اذبح و لا حرج ). فجاء آخر فقال: لم أشعر فنحرت قبل أن أرمي؟ قال: ( ارم ولا حرج ). فما سئل النبي (ص) عن شيء قدم و لا أخر إلا قال: ( افعل ولا حرج )- صحيح بخاری، حديث شماره: 83 ) ،

آیا چیزی جز مدارا با آنها بود و مامور نبودن ایشان به تکلیف سختگیرانه ؟


با این مقدمه :

آیا وضع احکام توسط یک مجتهد ، برای نوبالغین ، نباید متدولوژی مذکور را رعایت نماید ؟

1- چه در انتخاب سن تکلیف او ، که باید از نظر فکری و عقلی ، به بلوغی رسیده باشد که بتواند تکلیف و یا لزوم آنرا تشخیص دهد و از پوسته تقلید والدین ، به فهم خود برسد . ( مرحوم غروی - رساله بلوغ )

2- و چه ورود به تکالیف ( مانند نماز و روزه و .. ) ؛ که بر اساس متدولوژی فوق ، از آنجا که جهت تمرین و مشق مراقبه نفس و حضور در محضر خداوند است
( ان الصلوه تنهی عن الفحشا و المنکر – سوره عنکبوت آیه 45 و ... )

مساوی نحوه انجام تکالیف بالغین ، طراحی نشود و شیوه ای گام به گام ،متدرج و کم زمانی را ( بخصوص برای روزه) مد نظر قرار دهد .

البته عزیزانی همانند حضرتعالی ، واقع گرایانه ، سن را از شرایط بلوغ حذف کرده و یا توان بدنی را شرط کرده اید و این جای تقدیر دارد ؛ ولی روش تدریجی و یا تکلیف برمبنای " وسع " و " ما لایطاق " را هنوز برنتافته است .

بطور مثال ، برای روزه ، زمان یک روزه را کاهش دادن ، شیوه انجام را آسانتر کردن ( مانند نوشیدن حداقلی آب ( فتوای آیه اله بیات از متاخرین ) و یا ... ) ،

که قطعا ، نوبالغ را تحریک و یا تشویق به ورود به تکلیف کرده و بدون از کوره در رفتن و یا پناه بردن به روشهای پنهانی و بیشتر به فکر فرار از تکلیف بودن ،

آن را به عنوان مشق و تمرین انجام دستورات خداوند درنظر گرفته و با انجام تدریجی طراحی شده توسط شما عزیزان ، به مرحله باروری خود برسد و مهارتهای لازم را بدست آورد و دیگر خود به انجام ، دست یازد .

ادامه دارد

3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤1
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 3

و يا ، براي نماز صبح ، مي دانيم كه در زمان عصر نزول و يا حتي چند دهه قبل ، لامپ و تلويزيون و ... نبود كه مردم به شب زنده داري مدرن بپردازند و صبح نتوانند بلند شوند ،

ولي الان ، تا پاسي از شب و نيمه شب بيدارند ( بعنوان مهماني ، سريال ، ورزش و ... ) و با علم به بيدار نشدن و يا حتي بلند نشدن عمدي در صبح ، بخواب مي روند .

حال چگونه است كه با حكم به همان شيوه و زمان انجام نماز صبح عصر نزول ،
گويي هيچ سنخيتي با شيوه زندگي مدرن مردم نداريم و تنها به فكر همان حكم قديمي ،
بدون توجه به اثرات منفي تشويق به بي موالاتي و بي اعتنايي مردم بخصوص نوبالغين هستيم ؟!!

كه چه كس را راضي كنيم ؟

خداوند را ؟

به قيمت لوث شدن همه چيز و آسان شدن همه گونه بي توجهي به تكاليف و حتي بي حرمتي به آنها و بعضا اساس دين ؟!!

3- روش پیامبر در 23 سال رسالت خود ،
ورود فوج فوج مردم به اسلام را دربر داشت و این نشان از درستی روش او دارد

(فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَالْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ – آل عمران 159 ، )

و قطعا مهربانی و نرم خویی ایشان فقط در برخورد اخلاقی خلاصه نمی شود ،

که اصول تربیتی حضرتش با شعارهای " سمحه و سهله ، لاحرج ، یسر و لاتعسر و .. " ،

نشان از احکامی بر مبنای " مدارا " با فهم ، توانایی و طاقت مردم دارد ؛

ولی آیا روش اجتهادی و وضع احکام توسط مجتهدین متقدم و خاصتا متاخر ، حکایت از چه دارد؟

ما مسلمان شدن غیر را نمی خواهیم ،

آیا این احکام، حکایت از پایبندتر شدن فرزندانمان دارد و یا فرار آنها از انجام تکالیف ؟
و حتی فریاد اعتراض و اعلام انزجار از تکلیف و شاید خود دین ؟!!

و حتی طراحی روشهای فرار از انجام تکلیف بعنوان کلاه شرعی ، توسط بالغین و آنها که هنوز باورمند تکالیف هستند ( هر چند بدلیل ترس از خداوند جبار قهار ) ،

مانند تعبیه ایستگاههای اتوبوس در شهرها در ماه رمضان ، برای بردن نوبالغین به 25 کیلومت دورتر (!!!) ، برای فرار شرعی از روزه و ... .

( و این چه خوب تربیت معنوی رسولانه نوبالغین و جامعه را به همراه دارد ؟!! )

و همه اینها ، ما را بیاد این اصل بنیادین منقول از حضرت آیه اله منتظری می اندازد که :
ما مامور به نتیجه هستیم نه مامور به تکلیف ( درست بر خلاف دیدگاه حضرت امام ) ؛

پس آیا لازم نیست ، خوانش جدیدی از علل الاحکام ، نحوه وضع آنها و تغییرات ماهوی نه ظاهری در آنها داشته باشیم ؟

شما به حق ، پرچم دفاع از حقیقت شریعت عقلانی را بلند کرده و سرفرازانه با مباحث مختلف ، در راستای معرفی اسلام رحمانی ، به پالایش اندیشه دینی مردمان ، دست یازیده اید و معتقد به امکان و لزوم تنگ تر شدن شمولیت احکام اجتماعی اسلام هستید
( همانند عزیزان سفر کرده ، منتظری و قابل که پایبند عملی به اصل و باور غیر تاسیسی بودن احکام فوق بودند . )

و این امر برای پاسخ به ناکارآمدی احکام فوق بوده و با کاهش آنها به شمولیت در عصر نزول ، به تردید نخبگان ، خاتمه داده اید ؛

ولی چرا در زمینه اجتهاد نوبالغین ، طرحی نو برنمی اندازید ؟

ادامه دارد :

3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 4


و مگر نه این است که حضرت آیه الله منتظری ، حتی در زمینه احکام عبادی ، کلمه " ظاهرا " را در انحصاری بودن راههای رسیدن به مطلوب خداوند بکار می برد (کتاب " اسلام دين فطرت - ص 702 تا 705 " ) ؛

و این به معنای آنست که احکام فوق ، مانع از امکان ظهور راههای دیگر نیست ( و شاید در زمانهای بعد و آینده ای دور !!!! ) ؛

حال چرا ، در روش انجام همان احکام عبادی ( نه تغییر بنیادی آنها ) ، دست به نوسازی و یا بازسازی نمی زنیم و متعصبانه به شیوه عصر نزول چسبیده ایم ؟

وقتی در نحوه انجام نماز ، شرایط مختلف ( سفر ، وضعیت سلامت بدن ، میزان عقل و .. ) دخالت تام دارد !

وقتی در ( نحوه ) انجام روزه ، شرایط مختلف ( توان بدنی ، عسر و حرج ، سفر ، سلامت جسمانی و .. ) دخالت تام دارد !

وقتی در پرداخت خمس ( از نظر مجتهدین !!! ) ، دست بدست کردن با مجتهد و .. عملا آنرا به حداقل می رساند !

وقتی در امر طهارت و نجاسات ، از تعاریف و مصداقهای اعتباری وضعی به امور حقیقی بهداشتی منتقل می شویم ( مرحومان صالحی و قابل و .. ) و طهارت شی نجس را به زائل شدن عین نجاست با هر چیز ( بدون لزوم آب ) می دانیم ...

وقتي در امر خمس و زكات ، بزرگاني از متقدمين و متاخرين ( قابل و حضرتعالي و ... ) شرايط و شيوه پرداخت را تغيير داده و بجای 20 درصد به 2.5 درصد فتوا داده و به شكل حداقلي ، همين شيوه معمول كمك مردم به نيازمندان و یا مالیات و ... را ، در مسير اداي تكليف مذكور ، دانسته ايد ..

وقتی آیه اله منتظری ، شیوه پوشش در امر حجاب را ، در دیگر کشورها و در شرایط خاص به حداقل می رسانند ولی برای حفظ و رعایت دیانت فرد، استفاده از کلاه گیس و ..را فقط پیشنهاد می کنند(سوال 279 کتاب پاسخ به پرسشهای دینی ) ...

و .....................................

آیا زمان آن نرسیده که ؛

برای جلوگیری از کاهش قلمرو مسلمانان ، با خروج فکری نوبالغین از دایره احکام ( که فرع دین هستند ) و بعضا شروعی بر تردید بر اصل دین ، به فکر تغییر در طراحی شیوه اجرای همه آنها باشیم ؟!!

من الله التوفيق

3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
هدايت و گمراهي به خواست خود شخص است نه خواست اولي خداوند https://telegram.me/beshnofekrkon
اسلام بمثابه اصولي ايماني اخلاقي فراتاريخي ، يا احكامي متعلق به عصر نزول ؟ - 1

مقدمه :

يكي از چالشهاي پيش روي دين مداران عصر حاضر ، عدم تطبيق احكام و قوانين ( خاصه ) اجتماعي اسلام ، از قبيل احكام قضاوت ، اقتصاد ، خانواده ، حقوق مدني و ... با مباني عقلانيت نوين و يا عدم تاييد توسط عرف عقلاست .

براي بررسي صحت اين ادعا و يا خروج از بن بست ايجاد شده توسط چالش مذكور ، بايستي برخورد مطالعاتي با اسلام ( و يا هر متن مقدس تاريخي ديگر ) ، را بر اساس يكسري روشهاي علمي درست ( هرمنوتيكي ) انجام داد و الا نتيجه آن ، چيزي جز ، افتادن در مسير فهم غلط و نهايتا ، باور به اسلام خشن و بي هويت ، و رها كردن آن ، نخواهد بود .

در اين مجال ، راهكاري كه براي مطالعه اسلام ارائه مي شود ، مي تواند به فهم درست آن ، كمك شايان و قابل قبولي بنمايد .

الف ) شاخصه هاي مهم در بررسي دين :

براي ورود به بحث بررسي دين و شريعت ( در هر بخش از آن ، بخصوص احكام اجتماعي ) ، بايستي ، سه شاخصه مهم زير مورد توجه قرار گرفته و بطور دقيق ، جداسازي و ارزابي گردد :

1- اصول اساسي مطرح در پيام خداوند ؛ كه هدف دراز مدت رسالت نيز ، رسيدن به همانهاست .

( در همانند سازي ، مي توان با اصول قانون اساسي يك كشور مقايسه كرد . )

2- احكام و قوانين مقطعي ، در به جريان انداختن و عملياتي كردن هدف مذكور ؛ كه محكوم به محدوديتهاي قابليت هاي جامعه و امكانات حكومت گرديده و بناچار ، نيازمند برنامه ريزي هاي كوتاه مدت ، ولي با رعايت چشم انداز اهداف دراز مدت بند فوق مي شود .

( در همانند سازي ، مي توان به قوانين دوره هاي مختلف مجلس آن كشور اشاره كرد .)

3- ابزارهاي مورد نياز جهت تقنين ، براي دستيابي به اهداف بند 1


ب) جايگاه سه شاخصه فوق در ارتباط با دين و شريعت اسلام :

در آيات مختلف قرآن و سيره پيامبر(ص) ، عينيت شاخصه هاي فوق ، به شرح مختصر زير ، به وضوح قابل مشاهده و قابل بررسي است :

1- شاخصه اول : اصول و اهداف اساسي و فراتاريخي رسالت محمد(ص) ؛

كه بايستي ، در آيات مكي ( نازل شده در مكه ) ، توصيه هاي اخلاقي ذيل آيات مختلف مدني ( نازل شده در مدينه ) ، از قبيل آيات احكام و آيات مشتمل بر وقايع تاريخي و علمي و هم چنين خطابه ارزشمند پيامبر(ص) در حجه الوداع در مراسم منا ، مطالعه شود . كه بطور اجمال ، شامل معنويت گرايي ، جهانبيني توحيدي و زيست اخلاقي است .

2- شاخصه دوم : احكام و قوانين عصر نزول ، كه تاريخي و زمانمند مي باشند ؛

كه بايستي ، در آيات مدني ، از قبيل آيات جهاد ، آيات مبتني بر قوانين مدني و حقوقي زن و مرد ، احكام قصاص ، احكام اقتصادي و ... مطالعه و بررسي شوند ، ولي با اين ديد كه آنها ، برنامه ميان راهي و كوتاه مدت حكومت پيامبر(ص) ، در مدينه ، ولي با رعايت و رسيدن به اصول اساسي بند 1 ، براي اداره جامعه تحت حكومت ايشان بوده ، كه با توجه به همه قابليتهاي انساني موجود ، توانائيها و حد فهم و پذيرش آنها و امكانات در دسترس حكومت ، وضع شده اند و به هيچ وجه اصول فراتاريخي و قابل تسري به اعصار بعدي نيستند .

3- شاخصه سوم : ابزارهاي قانون گذاري ؛


كه در آيات مختلف قرآن و روش مورد استفاده پيامبر(ص) در وضع قوانين در مدينه ، در جريان اداره حكومت خود ، قابل مشاهده و بررسي بوده و مي توان به بعض آنها در آيات زير اشاره كرد :

• قاعده اعتبار بخشي به همه نظريه ها و روشهاي موجود جهت بررسي و مطالعه و سپس انتخاب بهترين روش اجرايي و مديريتي

( فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب 1

• قاعده مخاطبه و مذاكره ، با رعايت حد فهم و پذيرش صاحبان نظريه هاي متفاوت و استفاده از ابزارهاي قابل اطمينان

( ادع الى سبيل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين 2 )

ادامه دارد :

محمد صالحي – 4/12/94

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com