آيا #احكام_شريعت غير قابل تغيير است ؟
#احكام_اسلام دو دسته اند :
🍇1- #عبادي شامل نماز و روزه و حج و بعض مسايل ماكولات و ازدواج ، كه تاسيسي بوده و ثابتند . ( هر چند جای بحث جدی دارد . )
🍇2- #غير_عبادي شامل احكام اجتماعي و اقتصادي و قضا و .. ، كه #گزينشي از احكام موجود در صدر اسلام بين اقوام مختلف برای اداره جامعه آن عصر بوده و توسط پيامبر جهت اجرا #امضا و ابلاغ شده و لذا تابع زمان و مكان ، #قابل_تغييرند .
🌹بطور كلي #رفتار_خداوند و برخورد او با #بشر در در طول تاریخ هدایت تشریعی و #ارسال_پيامبران ، #اصول زیر را تداعی می کند :
🍁1- اصول اساسی در پیام رسولان ، همان سه اصل " #توحید – #معاد و #عمل_صالح " بوده که #فراتاریخی بوده و همواره برقرار است و #قالب همه احکام و قوانین را می سازد .
🍁2- #ارسال_رسولان متعدد با شریعت های کاملتر ، بمعنای #اعتنا و صحه گذاری خداوند به مفهوم #نوسازی احکام بدلیل توجه به مدرن شدن و نوسازی در اندیشه و فهم بشر و همچنین ظرفیتها و قابلیتها ی جدید او و جامعه است .
🍁3- #خاتمیت پيامبر اسلام (ص) ، بمعنای تایید و اعلام #بالغ_شدن_بشر بحدیست که دیگر نیازی به هدایت تشریعی جدیدی ندارد و خود می تواند با بهره گیری از تعالیم قرآن و سنت ، و درک و فهم علمی و عقلی خود در هر عصر ، قوانین موجود را #بازنگری و در صورت لزوم ، #بازسازی و یا #نوسازی کند .
🍁4- آنچه که مهم است ، اسلام و قرآن را ، به عنوان یک #پیکره_واحد دیدن ، با یکسری #اصول_مشخص_ثابت در تحقق #اخلاقی کردن فرد و جامعه ، در راستای " تخلق به اخلاق الهی " و هم چنین ، امر به برقراری #عدالت_اجتماعی .
🍁5- " ارزش #طریقیت دادن " به #احکام بعنوان ابزار رسیدن به آن #اهداف ، که همواره بدلیل زمان مند بودن ، باید متناسب با #بلوغ_اجتماعی ، ظرفیتها و قابلیتهای جدید ، بازنگری ، بازسازی و نوسازی شوند .
🍁6- آنچه که باید در #بازنگری ، بازسازی و نوسازی احکام رعایت شود " #عادلانه_بودن " آنها – " تطابق با #سیره_عقلا " و " پذیرش عقل جمعی ( رعایت #کرامت_انسانی ) " است .
🍁7- در صورت رعایت مفاد فوق ، احکام قدیم #نسخ شده و احکام جدید ، #مشروعیت پیدا کرده و لازم الاجراست .
https://telegram.me/beshnofekrkon
تحقیق : محمد صالحی – 30 / 5 / 91 مصادف با عید سعید فطر –
#احكام_اسلام دو دسته اند :
🍇1- #عبادي شامل نماز و روزه و حج و بعض مسايل ماكولات و ازدواج ، كه تاسيسي بوده و ثابتند . ( هر چند جای بحث جدی دارد . )
🍇2- #غير_عبادي شامل احكام اجتماعي و اقتصادي و قضا و .. ، كه #گزينشي از احكام موجود در صدر اسلام بين اقوام مختلف برای اداره جامعه آن عصر بوده و توسط پيامبر جهت اجرا #امضا و ابلاغ شده و لذا تابع زمان و مكان ، #قابل_تغييرند .
🌹بطور كلي #رفتار_خداوند و برخورد او با #بشر در در طول تاریخ هدایت تشریعی و #ارسال_پيامبران ، #اصول زیر را تداعی می کند :
🍁1- اصول اساسی در پیام رسولان ، همان سه اصل " #توحید – #معاد و #عمل_صالح " بوده که #فراتاریخی بوده و همواره برقرار است و #قالب همه احکام و قوانین را می سازد .
🍁2- #ارسال_رسولان متعدد با شریعت های کاملتر ، بمعنای #اعتنا و صحه گذاری خداوند به مفهوم #نوسازی احکام بدلیل توجه به مدرن شدن و نوسازی در اندیشه و فهم بشر و همچنین ظرفیتها و قابلیتها ی جدید او و جامعه است .
🍁3- #خاتمیت پيامبر اسلام (ص) ، بمعنای تایید و اعلام #بالغ_شدن_بشر بحدیست که دیگر نیازی به هدایت تشریعی جدیدی ندارد و خود می تواند با بهره گیری از تعالیم قرآن و سنت ، و درک و فهم علمی و عقلی خود در هر عصر ، قوانین موجود را #بازنگری و در صورت لزوم ، #بازسازی و یا #نوسازی کند .
🍁4- آنچه که مهم است ، اسلام و قرآن را ، به عنوان یک #پیکره_واحد دیدن ، با یکسری #اصول_مشخص_ثابت در تحقق #اخلاقی کردن فرد و جامعه ، در راستای " تخلق به اخلاق الهی " و هم چنین ، امر به برقراری #عدالت_اجتماعی .
🍁5- " ارزش #طریقیت دادن " به #احکام بعنوان ابزار رسیدن به آن #اهداف ، که همواره بدلیل زمان مند بودن ، باید متناسب با #بلوغ_اجتماعی ، ظرفیتها و قابلیتهای جدید ، بازنگری ، بازسازی و نوسازی شوند .
🍁6- آنچه که باید در #بازنگری ، بازسازی و نوسازی احکام رعایت شود " #عادلانه_بودن " آنها – " تطابق با #سیره_عقلا " و " پذیرش عقل جمعی ( رعایت #کرامت_انسانی ) " است .
🍁7- در صورت رعایت مفاد فوق ، احکام قدیم #نسخ شده و احکام جدید ، #مشروعیت پیدا کرده و لازم الاجراست .
https://telegram.me/beshnofekrkon
تحقیق : محمد صالحی – 30 / 5 / 91 مصادف با عید سعید فطر –
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
جنگهاي پيامبر(ص) بر اساس يک قاعده حکومتي بودند نه دستور اولي الهي
✨💕✨💕
https://telegram.me/beshnofekrkon
✨💕✨💕
https://telegram.me/beshnofekrkon
#افول_فلسفه اسلامی و #جان_گرفتن_فقه
فقیهان اسلامی از نخستین دهههای پیدایش اسلام تا امروز، میدانداران همیشگی بودهاند و حتی میتوان آنان را مقدم بر فیلسوفان دانست.
اما حضور پرشمار و پرتوان فیلسوفان در سدههای اول تا هفتم هجری و معدود فیلسوفانی که پس از ایشان آمدند، فقیهان را در محاق برده بود.
مرگ ابن تیمیه در سالهای نخست قرن هشتم، میدان را برای جلوهگری تازه فقه اهل تسنن هموار کرد و مرگ ملاصدرای شیرازی در اواسط قرن یازدهم، میدان را یکسره به فقیهان شیعه واگذاشت.
علت انتقال مرجعیت از فیلسوفان به فقیهان، در قلمروهای سنی و شیعی کمابیش یکسان بود اما تاثیر این انتقال، سراپا فرق داشت.
ظهور و افول فلسفه در سرزمینهای اسلامی، با ظهور و افول قدرت سیاسی مسلمانان، مقارنهای تام دارد.
نخستین پرسشهای فلسفی مسلمانان در اواخر قرن اول هجری و در بحبوحه جهانگشایی خلافت اسلامی پدید آمد و از درون این پرسشها بود که معتزلیان و اشعریان و اخوان الصفا و فیلسوفان خمسه (کندی، فارابی، ابن سینا، غزالی، ابن رشد) پدید آمدند و فیلسوفان طبیعی مانند ابن هیثم و رازی و ابن تیمیه، از راه دیگری به موازات فیلسوفان، به طرح پرسشها و پاسخگویی به آنها برخاستند.
با برچیده شدن بساط خلافت عباسی در آغاز قرن هفتم و برچیده شدن خردهقدرتهای اسلامی در قرن بعدی، دیگر نه تمدنی ماند که فیلسوفان برای متمدنان آن اندیشه خلق کنند، نه قدرتی ماند که برایش نظریه سیاسی بسازند و نه پرسشهای تمدنی و سیاسی مشخصی ماند که قابل پاسخگویی باشد.
پرسش معقول آن زمان این بود که «چرا شکوه خلافت اسلامی فرو ریخت؟» اما این پرسشی نبود که در هزار جزیره اسلامی و نبرد هفتاد و سه ملت، متولی داشته باشد.
خلافت فرو ریخته بود و جوامعی که به زور منقاد مسلمانان شده بودند، راه جداسری پیش گرفته و دغدغه بازگشت به گذشته نداشتند
و از شگفتیهای جهان است که خاستگاه اسلام یعنی مکه و مدینه در عصر خلفای اموی و بهویژه عباسی، اهمیت خود را از دست داده بودند
و شهرنشینان حامی خلافت در بغداد و بصره چشم به مدائن و ایران داشتند
و اهالی شامات و آندلس نسیم مغربزمین به تنشان خورده بود و تمدن مبتنی بر سازهها و یادمانها را بیشتر میپسندیدند تا تمدن متکی به فرهنگ عربی-اسلامی را.
عصر پیوند قدرت سیاسی و دین به سر آمده بود و هرکس پی کار خود را در عرصه دین خصوصی گرفته بود تا دین سیاسی.
تفکیک دین عمومی و دین خصوصی جزو خودآگاهی مردم آن روزگار نشده بود اما عمل به آن ترجمان آگاهی اولیهای بود که شکل گرفته بود و راهی سراپا متفاوت پیش پای مسلمانان گذاشته بود.
شاخه سنی این آگاهی بعدها در خلافت عثمانی حلول کرد و شاخه شیعی آن در پادشاهی صفوی.
محمود صدری - استاد جامعه شناسي در آمريكا
https://telegram.me/joinchat/CN3xXD7tFhiiNrvBSgq6dg
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
فقیهان اسلامی از نخستین دهههای پیدایش اسلام تا امروز، میدانداران همیشگی بودهاند و حتی میتوان آنان را مقدم بر فیلسوفان دانست.
اما حضور پرشمار و پرتوان فیلسوفان در سدههای اول تا هفتم هجری و معدود فیلسوفانی که پس از ایشان آمدند، فقیهان را در محاق برده بود.
مرگ ابن تیمیه در سالهای نخست قرن هشتم، میدان را برای جلوهگری تازه فقه اهل تسنن هموار کرد و مرگ ملاصدرای شیرازی در اواسط قرن یازدهم، میدان را یکسره به فقیهان شیعه واگذاشت.
علت انتقال مرجعیت از فیلسوفان به فقیهان، در قلمروهای سنی و شیعی کمابیش یکسان بود اما تاثیر این انتقال، سراپا فرق داشت.
ظهور و افول فلسفه در سرزمینهای اسلامی، با ظهور و افول قدرت سیاسی مسلمانان، مقارنهای تام دارد.
نخستین پرسشهای فلسفی مسلمانان در اواخر قرن اول هجری و در بحبوحه جهانگشایی خلافت اسلامی پدید آمد و از درون این پرسشها بود که معتزلیان و اشعریان و اخوان الصفا و فیلسوفان خمسه (کندی، فارابی، ابن سینا، غزالی، ابن رشد) پدید آمدند و فیلسوفان طبیعی مانند ابن هیثم و رازی و ابن تیمیه، از راه دیگری به موازات فیلسوفان، به طرح پرسشها و پاسخگویی به آنها برخاستند.
با برچیده شدن بساط خلافت عباسی در آغاز قرن هفتم و برچیده شدن خردهقدرتهای اسلامی در قرن بعدی، دیگر نه تمدنی ماند که فیلسوفان برای متمدنان آن اندیشه خلق کنند، نه قدرتی ماند که برایش نظریه سیاسی بسازند و نه پرسشهای تمدنی و سیاسی مشخصی ماند که قابل پاسخگویی باشد.
پرسش معقول آن زمان این بود که «چرا شکوه خلافت اسلامی فرو ریخت؟» اما این پرسشی نبود که در هزار جزیره اسلامی و نبرد هفتاد و سه ملت، متولی داشته باشد.
خلافت فرو ریخته بود و جوامعی که به زور منقاد مسلمانان شده بودند، راه جداسری پیش گرفته و دغدغه بازگشت به گذشته نداشتند
و از شگفتیهای جهان است که خاستگاه اسلام یعنی مکه و مدینه در عصر خلفای اموی و بهویژه عباسی، اهمیت خود را از دست داده بودند
و شهرنشینان حامی خلافت در بغداد و بصره چشم به مدائن و ایران داشتند
و اهالی شامات و آندلس نسیم مغربزمین به تنشان خورده بود و تمدن مبتنی بر سازهها و یادمانها را بیشتر میپسندیدند تا تمدن متکی به فرهنگ عربی-اسلامی را.
عصر پیوند قدرت سیاسی و دین به سر آمده بود و هرکس پی کار خود را در عرصه دین خصوصی گرفته بود تا دین سیاسی.
تفکیک دین عمومی و دین خصوصی جزو خودآگاهی مردم آن روزگار نشده بود اما عمل به آن ترجمان آگاهی اولیهای بود که شکل گرفته بود و راهی سراپا متفاوت پیش پای مسلمانان گذاشته بود.
شاخه سنی این آگاهی بعدها در خلافت عثمانی حلول کرد و شاخه شیعی آن در پادشاهی صفوی.
محمود صدری - استاد جامعه شناسي در آمريكا
https://telegram.me/joinchat/CN3xXD7tFhiiNrvBSgq6dg
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from اتچ بات
#چنار_عباسعلي
آورده اند که #حرمسرای عریض و طویل" #ناصرالدّین_شاه " هر روز شاهد #دعوا و رقابت های پنهان و آشکار بود .
روزی #کنیز یکی از #بانوان_حرم، مرتکب خلافی می شود و از آن رو که می دانست بانو عصبانی خواهد شد و تنبیهش می کند، تا قبل از آنکه خبر به او رسد خود را به" #ری " رسانده و در" #عبدالعظیم " بست می نشیند.
#خبر بست نشینی کنیزک که به #شاه می رسد .
از بانوی حرم می خواهد، #گناه کنیز را #ببخشد؛
البته این #بست_نشینی و خروج کنیز از حرم، شاه را به فکر می برد که #چاره ای کند تا اهل حرم به هنگام حوادثی این چنین پا به #خارج_حرم نگذارند و در همان #اندرونی ، امکان بست نشینی برایشان فراهم باشد !!
#فکر_بکری به ذهن شاه رسید، #بانوئی گیس سپید از اهل حرم را #دستور داد تا به #دروغ این خبر منتشر کند که #خواب_نما شده و به او خبر داده اند که در #پای_چنار کهن سال" #گشن_شاخ " در توی محوطه اندرونی ، #امامزاده ای به نام" #عباسعلی" مدفون است .
#اهل_حرم شادی ها کردند و از شاه خواستند تا #نرده ای دور درخت کشیده شود .
#شاه به نصب نرده امر کرد و آنرا به #رنگ_سبز اندود کردند .
از آن پس #درخت مزبور به #چنار عباسعلی معروف شد .
#زیارتنامه ای مخصوص به تنه آن آویختند و اطرافش #شمع های نقره کوبیده هر شب شمع ها در آن افروختند .
رفته رفته چنار مزبور #اهمیتی به سزا یافت و #بستی محکم شد .
#اهل_اندرون نذور خود را از قبیل #حلوا و غیره در پای آن می پختند و بر تنه اش #دخیل ها می بستند بدین گونه برای #نیازمندان حرمسرا نقطه توجهی و #پناهگاهی نزدیک بوجود آمد .
#کتاب : یادداشت های از زندگی خصوصی ناصرالدین شاه - نشر تاریخ ایران ، چاپ سوم، 1372 ص 28 - دوست علی خان معیر الممالک
محمد صالحی 25 / 2 / 91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آورده اند که #حرمسرای عریض و طویل" #ناصرالدّین_شاه " هر روز شاهد #دعوا و رقابت های پنهان و آشکار بود .
روزی #کنیز یکی از #بانوان_حرم، مرتکب خلافی می شود و از آن رو که می دانست بانو عصبانی خواهد شد و تنبیهش می کند، تا قبل از آنکه خبر به او رسد خود را به" #ری " رسانده و در" #عبدالعظیم " بست می نشیند.
#خبر بست نشینی کنیزک که به #شاه می رسد .
از بانوی حرم می خواهد، #گناه کنیز را #ببخشد؛
البته این #بست_نشینی و خروج کنیز از حرم، شاه را به فکر می برد که #چاره ای کند تا اهل حرم به هنگام حوادثی این چنین پا به #خارج_حرم نگذارند و در همان #اندرونی ، امکان بست نشینی برایشان فراهم باشد !!
#فکر_بکری به ذهن شاه رسید، #بانوئی گیس سپید از اهل حرم را #دستور داد تا به #دروغ این خبر منتشر کند که #خواب_نما شده و به او خبر داده اند که در #پای_چنار کهن سال" #گشن_شاخ " در توی محوطه اندرونی ، #امامزاده ای به نام" #عباسعلی" مدفون است .
#اهل_حرم شادی ها کردند و از شاه خواستند تا #نرده ای دور درخت کشیده شود .
#شاه به نصب نرده امر کرد و آنرا به #رنگ_سبز اندود کردند .
از آن پس #درخت مزبور به #چنار عباسعلی معروف شد .
#زیارتنامه ای مخصوص به تنه آن آویختند و اطرافش #شمع های نقره کوبیده هر شب شمع ها در آن افروختند .
رفته رفته چنار مزبور #اهمیتی به سزا یافت و #بستی محکم شد .
#اهل_اندرون نذور خود را از قبیل #حلوا و غیره در پای آن می پختند و بر تنه اش #دخیل ها می بستند بدین گونه برای #نیازمندان حرمسرا نقطه توجهی و #پناهگاهی نزدیک بوجود آمد .
#کتاب : یادداشت های از زندگی خصوصی ناصرالدین شاه - نشر تاریخ ایران ، چاپ سوم، 1372 ص 28 - دوست علی خان معیر الممالک
محمد صالحی 25 / 2 / 91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from اتچ بات
😳قیام مردی از قم
🍇سؤل:
اخیرا در فضای مجازی روایتی از #امام_علی (ع) پخش شده است که فرمودند: #مردی از #قم، مردم را به سوی حق دعوت میکند.
#گروهی مانند پارههای آهن او را همراهی میکنند که طوفانهای سهمگین آنها را متزلزل نمیکند و از جنگ مبول نمیشوند و بر خدا توکل میکنند و عاقبت برای آنها است.
😳😳آیا این حدیث #معتبر است؟
*********************************************************************
🍇پاسخ:
🌹۱- این حدیث را علامه مجلسی بدون ذکر منبع در بحارالانوار، ج ۵۷، ص ۲۱۶، از علی بن عیسی از ایوب بن یحیی الجندل از ابوالحسن الاول، یعنی امام کاظم علیهالسلام روایت کرده است.
🌹۲- این حدیث در هیچ کدام از کتب معتبر روایی ما نقل نشده است و با توجه به کتاب عوالم العلوم، ظاهرا این مطلب در کتاب تاریخ قم آمده است و بعید نیست که مرحوم علامه مجلسی هم از همین کتاب روایت کرده باشند.
🌹۳- کتاب تاریخ قم، کتاب معتبری نیست و نمیتوان به مطالب آن اعتماد کرد.
🌹۴- حتی اگر بپذیریم که این کتاب اثر حسن بن محمد القمی است و باز اگر بپذیریم که این فرد ثقه است که هر دوی اینها محل کلام است، باز هم سند این روایت، حداقل با #سه_اشکال مواجه است:
🍁الف) حسن بن محمد القمی که میگویند در قرن چهارم میزیسته، نمیتواند با دو واسطه از امام کاظم علیهالسلام روایت کند، لذا حدیث مرسل است.
🍁ب) علی بن عیسی در سند این حدیث ناشناخته است و در حکم مجهول.
🍁ج) ایوب بن یحیی الجندل که فقط همین یک روایت از او وجود دارد، مجهول است.
🌹۵- خلاصه آنکه #اعتبار این حدیث و انتساب آن به امام (ع)، کاملا #مخدوش است و #احتمال_جعلی بودن آن بسیار است.
🌹۶- با توجه به #ضعف_جدی_سند این حدیث نیازی به بیان نکات متنی آن نیست که البته خود آنها، هم مهم و مفصل است، لذا امیدوارم حقیر را معاف کنید. سپاسگزارم.
استاد علي ریاحی نبي
http://www.ehtejaj.com /
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍇سؤل:
اخیرا در فضای مجازی روایتی از #امام_علی (ع) پخش شده است که فرمودند: #مردی از #قم، مردم را به سوی حق دعوت میکند.
#گروهی مانند پارههای آهن او را همراهی میکنند که طوفانهای سهمگین آنها را متزلزل نمیکند و از جنگ مبول نمیشوند و بر خدا توکل میکنند و عاقبت برای آنها است.
😳😳آیا این حدیث #معتبر است؟
*********************************************************************
🍇پاسخ:
🌹۱- این حدیث را علامه مجلسی بدون ذکر منبع در بحارالانوار، ج ۵۷، ص ۲۱۶، از علی بن عیسی از ایوب بن یحیی الجندل از ابوالحسن الاول، یعنی امام کاظم علیهالسلام روایت کرده است.
🌹۲- این حدیث در هیچ کدام از کتب معتبر روایی ما نقل نشده است و با توجه به کتاب عوالم العلوم، ظاهرا این مطلب در کتاب تاریخ قم آمده است و بعید نیست که مرحوم علامه مجلسی هم از همین کتاب روایت کرده باشند.
🌹۳- کتاب تاریخ قم، کتاب معتبری نیست و نمیتوان به مطالب آن اعتماد کرد.
🌹۴- حتی اگر بپذیریم که این کتاب اثر حسن بن محمد القمی است و باز اگر بپذیریم که این فرد ثقه است که هر دوی اینها محل کلام است، باز هم سند این روایت، حداقل با #سه_اشکال مواجه است:
🍁الف) حسن بن محمد القمی که میگویند در قرن چهارم میزیسته، نمیتواند با دو واسطه از امام کاظم علیهالسلام روایت کند، لذا حدیث مرسل است.
🍁ب) علی بن عیسی در سند این حدیث ناشناخته است و در حکم مجهول.
🍁ج) ایوب بن یحیی الجندل که فقط همین یک روایت از او وجود دارد، مجهول است.
🌹۵- خلاصه آنکه #اعتبار این حدیث و انتساب آن به امام (ع)، کاملا #مخدوش است و #احتمال_جعلی بودن آن بسیار است.
🌹۶- با توجه به #ضعف_جدی_سند این حدیث نیازی به بیان نکات متنی آن نیست که البته خود آنها، هم مهم و مفصل است، لذا امیدوارم حقیر را معاف کنید. سپاسگزارم.
استاد علي ریاحی نبي
http://www.ehtejaj.com /
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🍇همه بايد "#خود"خواه باشيم !
🌹#انسان به طور طبيعي و بر اساس خلقت خداوند بيش از هر چيز در زندگي به #خودش اهميت مي دهد و اتفاقا اين چيزي نيست كه ناپسند باشد.
🌹#انسان در زندگي دنيا همه چيز را با #محوريت_خود مي سنجد و محاسبه مي كند و بيش از هر چيزي به سلامت خود مي انديشد چنان كه مي گويند اقتصاد سلامت ، بزرگترين اقتصاد در دنياست (معادل مجموع اقتصاد نفت و نظامي و مخابرات )
🌹اسلام به ما نمي گويد به فكر خودت نباش، بلكه به ما فهم كاملتري از خودمان مي دهد و با ارتقاي معرفت ما از سطح درك محدود مادي به سطوح بالاتر باعث مي شود تا درك كاملتري از خود پيدا كنيم.
🌹بدين ترتيب ما خود را تنها محدود به جسم و بدن نمي دانيم و سود و زيان ، تهديد و فرصت ، خير وشر ، صلاح و فساد و بقيه مفاهيم را تنها بر اساس محاسبه جسمي تشخيص نمي دهيم.
🌹بسياري از آيات و روايات تعابيري صريح مانند "قوا أنفسكم "يا "عليكم أنفسكم" دارد ؛ يعني به فكر خودت باش !
اما چرا به فكر جسم و سلامت بدن خود هستيم اما به جان خود فكر نمي كنيم ؟ چرا براي بدن خود چك آپ منظم داريم اما به محاسبه نفس خود نمي پردازيم ؟
چرا مشكلات جسمي را به سرعت درمان مي كنيم و براي ورزش روزانه و مراقبت هاي جسمي حساس هستيم ، ليكن نگراني جان آسماني مان را نداريم ؟
چرا حتى وقتي يك ليوان شربت به ما تعارف مي كنند اول توي ذهنمان كالري اش را حساب مي كنيم و نگران وزن جسمي هستيم اما غصه وزن گناهان بر روحمان را نمي خوريم ؟
حتى با آغاز سال نو عمر سال را حساب مي كنيم ( در حالي كه سال بزرگ شده نه ما و ما سر جايمان ايستاده ايم ! ) اما با فرارسيدن سال معنوي مان در ماه رمضان احساس نو شدن و تازه شدن معنوي نداريم ؟
🌹با اين همه توجه يكسويه و يكجانبه به تن و بدن و جسم مادي تكليف نيمه مهمترمان يعني نفس و جان ما چه مي شود ؟
🌹چرا از اين بخش ناميرا و اساسي وجود خود غافليم ؟ چرا در واقع به فكر " خود" مان نيستيم ؟
اين شبها فرصتي است تا در درمانگاه روحانيت و معنويت مساجد و بقاع متبركه و در جمع باصفاي مؤمنين و در زير بارش سيل آساي رحمت خداوند كمي هم به فكر " خود" مان باشيم .
🍇بايد بنشينيم و قدري به خودمان فكر كنيم ، اين كه چگونه سلامت روحمان تأمين مي شود ؟
چه طور بايد از جان خود مراقبت كنيم ؟
چه كنيم دل بزرگتري پيدا كنيم ؟ چه كنيم روح آزادتري داشته باشيم ؟
چه كنيم عصباني نشويم و كسي را آزار ندهيم ؟
چه كنيم دل كسي را نشكنيم ؟
چه طور لكه هاي آلودگي و فساد را با شستشوي استغفار از دامن نفس خود بشوييم ؟
اين شبها فرصتي است تا كمي هم به نيمه پنهان وجودمان بيانديشيم و قدري "خود"خواه بشويم
حجه الاسلام محمدرضا زائري
http://www.zaeri.com/node/915
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌹#انسان به طور طبيعي و بر اساس خلقت خداوند بيش از هر چيز در زندگي به #خودش اهميت مي دهد و اتفاقا اين چيزي نيست كه ناپسند باشد.
🌹#انسان در زندگي دنيا همه چيز را با #محوريت_خود مي سنجد و محاسبه مي كند و بيش از هر چيزي به سلامت خود مي انديشد چنان كه مي گويند اقتصاد سلامت ، بزرگترين اقتصاد در دنياست (معادل مجموع اقتصاد نفت و نظامي و مخابرات )
🌹اسلام به ما نمي گويد به فكر خودت نباش، بلكه به ما فهم كاملتري از خودمان مي دهد و با ارتقاي معرفت ما از سطح درك محدود مادي به سطوح بالاتر باعث مي شود تا درك كاملتري از خود پيدا كنيم.
🌹بدين ترتيب ما خود را تنها محدود به جسم و بدن نمي دانيم و سود و زيان ، تهديد و فرصت ، خير وشر ، صلاح و فساد و بقيه مفاهيم را تنها بر اساس محاسبه جسمي تشخيص نمي دهيم.
🌹بسياري از آيات و روايات تعابيري صريح مانند "قوا أنفسكم "يا "عليكم أنفسكم" دارد ؛ يعني به فكر خودت باش !
اما چرا به فكر جسم و سلامت بدن خود هستيم اما به جان خود فكر نمي كنيم ؟ چرا براي بدن خود چك آپ منظم داريم اما به محاسبه نفس خود نمي پردازيم ؟
چرا مشكلات جسمي را به سرعت درمان مي كنيم و براي ورزش روزانه و مراقبت هاي جسمي حساس هستيم ، ليكن نگراني جان آسماني مان را نداريم ؟
چرا حتى وقتي يك ليوان شربت به ما تعارف مي كنند اول توي ذهنمان كالري اش را حساب مي كنيم و نگران وزن جسمي هستيم اما غصه وزن گناهان بر روحمان را نمي خوريم ؟
حتى با آغاز سال نو عمر سال را حساب مي كنيم ( در حالي كه سال بزرگ شده نه ما و ما سر جايمان ايستاده ايم ! ) اما با فرارسيدن سال معنوي مان در ماه رمضان احساس نو شدن و تازه شدن معنوي نداريم ؟
🌹با اين همه توجه يكسويه و يكجانبه به تن و بدن و جسم مادي تكليف نيمه مهمترمان يعني نفس و جان ما چه مي شود ؟
🌹چرا از اين بخش ناميرا و اساسي وجود خود غافليم ؟ چرا در واقع به فكر " خود" مان نيستيم ؟
اين شبها فرصتي است تا در درمانگاه روحانيت و معنويت مساجد و بقاع متبركه و در جمع باصفاي مؤمنين و در زير بارش سيل آساي رحمت خداوند كمي هم به فكر " خود" مان باشيم .
🍇بايد بنشينيم و قدري به خودمان فكر كنيم ، اين كه چگونه سلامت روحمان تأمين مي شود ؟
چه طور بايد از جان خود مراقبت كنيم ؟
چه كنيم دل بزرگتري پيدا كنيم ؟ چه كنيم روح آزادتري داشته باشيم ؟
چه كنيم عصباني نشويم و كسي را آزار ندهيم ؟
چه كنيم دل كسي را نشكنيم ؟
چه طور لكه هاي آلودگي و فساد را با شستشوي استغفار از دامن نفس خود بشوييم ؟
اين شبها فرصتي است تا كمي هم به نيمه پنهان وجودمان بيانديشيم و قدري "خود"خواه بشويم
حجه الاسلام محمدرضا زائري
http://www.zaeri.com/node/915
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from نغمه های سكوت
#روز_عشق مباركباد
❤️❤️
عشق نه يك كلام ،
كه تنها ويژگي خاص الهيست ،
كه #شاكله_انسان را در #ساحت_وجود ساخته است .
❤️❤️
https://telegram.me/naghmehsokout
❤️❤️
عشق نه يك كلام ،
كه تنها ويژگي خاص الهيست ،
كه #شاكله_انسان را در #ساحت_وجود ساخته است .
❤️❤️
https://telegram.me/naghmehsokout
#تطورات_معنایی در گذر زمان 🍎
🔹الان از فرهنگ های پیشرفته جهانی میبینید که مثلاً در زبان #انگلیسی لغت Concentrate را مینویسد و فرض کنید این کلمه پنج تا معنا دارد و معنای اول این کلمه که مینویسد، #جلوی آن مینویسد 1345، یعنی #نوشته از 1345 به بعد، کلمه ی Concentrate میتواند در این ها، به این معنا باشد، #قبل از 1345 میلادی Concentrate این معنا را نداشته،
🌹بنابراین اگر #متنی دارید میخوانید به 1345 به قبل تعلق دارد Concentrate در آن حتماً به این معنا نیست، چون از 1345 به بعد Concentrate در این زبان این معنا پیدا کرده. آن وقت معنای دومش را مینویسد 1490 یعنی این معنا در زمانهای قبل از 1490 به این معنای دوم هرگز به کار نمی رود چون اول بار در 1490 به این معنا بکار رفته است.
🌹برای اینکه ما متوجه باشیم که اگر ما در شعر #شکسپیر لغتی را دیدیم که #هشت تا معنا دارد بدانیم که #پنج تا از معانی، از همان اول، مراد شکسپیر نیست.
چون این لغت این پنج معنا را از بعد از زمان شکسپیر پیدا کردهاست. زمان شکسپیر این معنا را نمی داد و باید در آن سه تا معنای دیگر به دنبال مراد شکسپیر بگردیم.
🔹 این است که کتابهای معتبر جهانی مثل کتاب لاروس در زبان فرانسه یا oxford بیست جلدی یا وبستر، اینها جلوی معانی هر لغتی پرانتزی باز میکنند و میگویند این تاریخ ورود این معناست.
🌹ما هم در زبان فارسی این کار را باید انجام بدهیم.
🔹یکی از #مفسران که مفسر عظیم الشانی هم به حساب میگوید قرآن در اینجا گفته: «ای کسانی که ایمان آوردید، صبر کنید، همدیگر را به صبر سفارش کنید با همدیگر #ارتباط برقرار کنید.»
یعنی حتماً ارتباط برقرار کردن چیز خوبی است که خدا میتواند گفته باشد ارتباط برقرار کنید. چرا؟
🌹چون #رابطوا، ماده اش از باب مفاعله، #مرابطه است، تقریباً #صد و پنجاه سال است که در زبان عربی به معنای ایجاد ارتباط است، اما #زمانی که قرآن نازل شده اصلاً مرابطه به این معنا نبوده، آنجا #رابطوا یعنی #آماده_جنگ شوید،
#رباط یعنی #اسبی که در جنگ به کار می آید و رابطوا یعنی آماده جنگ شوید. یعنی ای کسانی که ایمان آوردید، صبر کنید و یکدیگر را به صبر دعوت کنید و آماده ی جنگ شوید.
🌹رابطوا در آن، به معنای آماده ی جنگ شدن، بوده و در صد و پنجاه سال اخیر است که مرابطه به معنای ایجاد ارتباط هم هست و حالا میشود به قرآن نسبت داد؟
🌹هنگامی که قرآن این کلمه را به کار برده اصلاً این معنا را نمیداده، بنابراین نمی شود این معنا را نسبت داد که مفسر نسبت به آن بی توجه بوده.
🔹این مثل این است که #شعر_حافظ را که میگوید: #دل خرابی میکند دلدار را آگه کنید. امروز بگوییم حافظ اسهال پیدا کرده! دل خرابی کردن امروز به معنای اسهال پیداکردن است.
آن وقت در تعجبیم که چرا دلدار را خبر میکنند؟! باید طبیب را خبر کرد.
چون در زبان حافظ #دلتنگ شدن را میگفتند دل خرابی. دل خرابی میکند یعنی دلتنگ شدهام. حوصله ام سر رفته، دلدار را خبر کنید تا خاطرم تازه و شاداب بشود. اما اگر کسی نداند که دل خرابی کردن از اواخر قاجار به معنی اسهال شدن به کار میرود با مشکل مواجه می شود. بنابراین تطورات معنایی بسیار مهم است.
🔹الان بسیاری از ترجمه هایی که از #نهج البلاغه و #قرآن میشود مشکلاتشان این است که #لغتی را که در زبان قرآن میبینید، به جای اینکه نگاه کنند به 1400 سال پیش چه معنایی افاده می کرده، #معنای_جدید آن را که
امروز در زبان عربی وجود دارند به قرآن نسبت میدهند و توجه نمی کنند که این لغت در آن زمان این معنا را مطلقاً نداشته است.
🌹بارها گفتم اگر #شیعه به این #توجه نکند باید بگوید علامه #امینی تبریزی، سی سال قبل از پیروزی انقلاب پیدایش #بسیج را پیش بینی کرده بود. چرا؟
چون علامه امینی در کتابش گفته: شیعه بسیج بود.
تا قبل از انقلاب بسیج، یعنی #آمادگی. بسیج در شاهنامه هم به کار رفته. بسیج شو، یعنی آماده شو.
از روزی که این انقلاب به وجود آمد بسیج را به این معنا به کار میبریم، این لغت باید سال معنای جدیدش را 9-1358 گذاشت.
بنابراین اگر متنی قبل از سال 1358 به دستتان رسید بدانید که بسیج معنای دیگری میدهد و باید به دنبال آن معنا رفت. حال ببینید که کدامیک از معانی دیگر را میدهد و قس علی هذا.
🍎مصطفی ملکیان،تحلیل فلسفی،جلسه 11
@mostafamalekian
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🔹الان از فرهنگ های پیشرفته جهانی میبینید که مثلاً در زبان #انگلیسی لغت Concentrate را مینویسد و فرض کنید این کلمه پنج تا معنا دارد و معنای اول این کلمه که مینویسد، #جلوی آن مینویسد 1345، یعنی #نوشته از 1345 به بعد، کلمه ی Concentrate میتواند در این ها، به این معنا باشد، #قبل از 1345 میلادی Concentrate این معنا را نداشته،
🌹بنابراین اگر #متنی دارید میخوانید به 1345 به قبل تعلق دارد Concentrate در آن حتماً به این معنا نیست، چون از 1345 به بعد Concentrate در این زبان این معنا پیدا کرده. آن وقت معنای دومش را مینویسد 1490 یعنی این معنا در زمانهای قبل از 1490 به این معنای دوم هرگز به کار نمی رود چون اول بار در 1490 به این معنا بکار رفته است.
🌹برای اینکه ما متوجه باشیم که اگر ما در شعر #شکسپیر لغتی را دیدیم که #هشت تا معنا دارد بدانیم که #پنج تا از معانی، از همان اول، مراد شکسپیر نیست.
چون این لغت این پنج معنا را از بعد از زمان شکسپیر پیدا کردهاست. زمان شکسپیر این معنا را نمی داد و باید در آن سه تا معنای دیگر به دنبال مراد شکسپیر بگردیم.
🔹 این است که کتابهای معتبر جهانی مثل کتاب لاروس در زبان فرانسه یا oxford بیست جلدی یا وبستر، اینها جلوی معانی هر لغتی پرانتزی باز میکنند و میگویند این تاریخ ورود این معناست.
🌹ما هم در زبان فارسی این کار را باید انجام بدهیم.
🔹یکی از #مفسران که مفسر عظیم الشانی هم به حساب میگوید قرآن در اینجا گفته: «ای کسانی که ایمان آوردید، صبر کنید، همدیگر را به صبر سفارش کنید با همدیگر #ارتباط برقرار کنید.»
یعنی حتماً ارتباط برقرار کردن چیز خوبی است که خدا میتواند گفته باشد ارتباط برقرار کنید. چرا؟
🌹چون #رابطوا، ماده اش از باب مفاعله، #مرابطه است، تقریباً #صد و پنجاه سال است که در زبان عربی به معنای ایجاد ارتباط است، اما #زمانی که قرآن نازل شده اصلاً مرابطه به این معنا نبوده، آنجا #رابطوا یعنی #آماده_جنگ شوید،
#رباط یعنی #اسبی که در جنگ به کار می آید و رابطوا یعنی آماده جنگ شوید. یعنی ای کسانی که ایمان آوردید، صبر کنید و یکدیگر را به صبر دعوت کنید و آماده ی جنگ شوید.
🌹رابطوا در آن، به معنای آماده ی جنگ شدن، بوده و در صد و پنجاه سال اخیر است که مرابطه به معنای ایجاد ارتباط هم هست و حالا میشود به قرآن نسبت داد؟
🌹هنگامی که قرآن این کلمه را به کار برده اصلاً این معنا را نمیداده، بنابراین نمی شود این معنا را نسبت داد که مفسر نسبت به آن بی توجه بوده.
🔹این مثل این است که #شعر_حافظ را که میگوید: #دل خرابی میکند دلدار را آگه کنید. امروز بگوییم حافظ اسهال پیدا کرده! دل خرابی کردن امروز به معنای اسهال پیداکردن است.
آن وقت در تعجبیم که چرا دلدار را خبر میکنند؟! باید طبیب را خبر کرد.
چون در زبان حافظ #دلتنگ شدن را میگفتند دل خرابی. دل خرابی میکند یعنی دلتنگ شدهام. حوصله ام سر رفته، دلدار را خبر کنید تا خاطرم تازه و شاداب بشود. اما اگر کسی نداند که دل خرابی کردن از اواخر قاجار به معنی اسهال شدن به کار میرود با مشکل مواجه می شود. بنابراین تطورات معنایی بسیار مهم است.
🔹الان بسیاری از ترجمه هایی که از #نهج البلاغه و #قرآن میشود مشکلاتشان این است که #لغتی را که در زبان قرآن میبینید، به جای اینکه نگاه کنند به 1400 سال پیش چه معنایی افاده می کرده، #معنای_جدید آن را که
امروز در زبان عربی وجود دارند به قرآن نسبت میدهند و توجه نمی کنند که این لغت در آن زمان این معنا را مطلقاً نداشته است.
🌹بارها گفتم اگر #شیعه به این #توجه نکند باید بگوید علامه #امینی تبریزی، سی سال قبل از پیروزی انقلاب پیدایش #بسیج را پیش بینی کرده بود. چرا؟
چون علامه امینی در کتابش گفته: شیعه بسیج بود.
تا قبل از انقلاب بسیج، یعنی #آمادگی. بسیج در شاهنامه هم به کار رفته. بسیج شو، یعنی آماده شو.
از روزی که این انقلاب به وجود آمد بسیج را به این معنا به کار میبریم، این لغت باید سال معنای جدیدش را 9-1358 گذاشت.
بنابراین اگر متنی قبل از سال 1358 به دستتان رسید بدانید که بسیج معنای دیگری میدهد و باید به دنبال آن معنا رفت. حال ببینید که کدامیک از معانی دیگر را میدهد و قس علی هذا.
🍎مصطفی ملکیان،تحلیل فلسفی،جلسه 11
@mostafamalekian
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
#لاك_ناخن ، #رنگ و موارد ديگر در اعضاي #وضو و غسل
🍇• مرحوم #غروي :
وضوء و غسل با #لاك ناخن و ساير #رنگ ها كه زائل كردن آنها ايجاد #عسر و حرج مي كند جايز است .
http://www.arbabehekmat..com
.........................................
🍇• احمد #عابديني :
1- مسأله 353: دليلي براي وجوب برطرف كردن #لاك وجود ندارد زيرا با وجود آنها نيز شستن، به طور متعارف صدق ميكند.
2- مسأله422 : بعيد نيست در مواردي كه رنگهاي روغني يا #قير ، #چسب موكت و امثال آن بر اعضاي وضو چسبيده و به راحتي قابل برطرف كردن نيست و يا مواردي كه خانمي براي زيبايي از لاك ، #سورمه ، #سايه و... استفاده كرده است و نميخواهد آنها را زايل كند مشمول حكم وضوي #جبيرهاي باشد.
3- مسأله 382: #جوهر خودكار و رنگ مو، چون جسميّت ندارد مانع از وضو يا مسح نيست.
4- مسأله461 : #رنگهايي كه خانمها بر موهاي خود ميزنند حتي اگر جسميّت داشته باشد به غسل آنان ضرري نميزند زيرا در غسل، شستن مو لازم نيست.
www.ahmadabedini..ir
............................................
🍇• محسن #كديور :
1- جواز صحت وضو در مورد ناخن #لاک زده شده چه در دستها چه در پاها و موی رنگ شده بعید نیست .
2- #سرمه خارج از چشم اگر غلیظ نباشد ، مانع صحت وضو یا غسل نیست.
3- شرط صحت وضو ، رسیدن آب به پوست بدن خصوصا صورت است . در مورد #رژ لب و کرمهای پوست لازم است با امثال دستمال صورت را پاک کرد و سپس وضو گرفت.
kadivar.com
...............................................
🍇• مرحوم احمد #قابل :
وضو ( یا غسل ) با #لاک ناخن برای بانوان جایز است .
کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها ، ص 184
......................................................
محمد صالحي – 12/1/93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍇• مرحوم #غروي :
وضوء و غسل با #لاك ناخن و ساير #رنگ ها كه زائل كردن آنها ايجاد #عسر و حرج مي كند جايز است .
http://www.arbabehekmat..com
.........................................
🍇• احمد #عابديني :
1- مسأله 353: دليلي براي وجوب برطرف كردن #لاك وجود ندارد زيرا با وجود آنها نيز شستن، به طور متعارف صدق ميكند.
2- مسأله422 : بعيد نيست در مواردي كه رنگهاي روغني يا #قير ، #چسب موكت و امثال آن بر اعضاي وضو چسبيده و به راحتي قابل برطرف كردن نيست و يا مواردي كه خانمي براي زيبايي از لاك ، #سورمه ، #سايه و... استفاده كرده است و نميخواهد آنها را زايل كند مشمول حكم وضوي #جبيرهاي باشد.
3- مسأله 382: #جوهر خودكار و رنگ مو، چون جسميّت ندارد مانع از وضو يا مسح نيست.
4- مسأله461 : #رنگهايي كه خانمها بر موهاي خود ميزنند حتي اگر جسميّت داشته باشد به غسل آنان ضرري نميزند زيرا در غسل، شستن مو لازم نيست.
www.ahmadabedini..ir
............................................
🍇• محسن #كديور :
1- جواز صحت وضو در مورد ناخن #لاک زده شده چه در دستها چه در پاها و موی رنگ شده بعید نیست .
2- #سرمه خارج از چشم اگر غلیظ نباشد ، مانع صحت وضو یا غسل نیست.
3- شرط صحت وضو ، رسیدن آب به پوست بدن خصوصا صورت است . در مورد #رژ لب و کرمهای پوست لازم است با امثال دستمال صورت را پاک کرد و سپس وضو گرفت.
kadivar.com
...............................................
🍇• مرحوم احمد #قابل :
وضو ( یا غسل ) با #لاک ناخن برای بانوان جایز است .
کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها ، ص 184
......................................................
محمد صالحي – 12/1/93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍1
😳🍎من بر این باورم که در #عبادات هم باید #تجدید_نظرهایی بشود *
گفتو گو: مولود بهرامیان با استاد #محمد_مجتهد_شبستري
🍇1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم « #وجوب » را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم « #توصیه » را باید قرار داد.
مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید . این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است.
🌹#عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی- روحی روانی که به منظور #تعالی_روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد.
این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی بهدنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، #فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است .
«#خُلُق» شریف است نه #دولا راست شدن.
باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد.
اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد.
یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم.
توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و متزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
🍇2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم.
با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای #بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری.
همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات #توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🌹به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، ...، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید؛
امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به #قدر_مقدور این اعمال را بهجا آورید.
.... هر قدر که میتوانید #ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید.
به نظر من دستور از بالا ، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند.
🌹باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع #نفاق و #ریا شده است.
آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
🍇3- به نظر من #آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای #تکلیف کلامی و #فقهی نیست.
🌹واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی ،#تاریخ_پیدایش دارد.
هم اکنون کتابی در نظرم هست که رسالهی دکتری یک دانشمند خارجی است، در این کتاب بررسی شده که واژهی تکلیف در معنای رایج فعلی، چگونه در میان مسلمانان پیدا شده است.
البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آنرا کنار گذاشت.
توصیه میکنم علاقهمندان این بحث، #مقالهای را که اخیراً با عنوان «چگونه دوران علم اصول و اجتهاد فقهی سپری شده است» در اینترنت منتشر کردهام، بخوانند.
http://3danet.ir
🍇* احكام فقهي از دو مقوله اند – عبادي و غير عبادي
🍁#احكام_عبادي شامل عبادياتي از قبيل نماز و روزه و حج و ... مي شود و تکنیکهایی برای تعالی روحی هستند كه نوعا تاسيس شارعند .
🍁#احكام_غير_عبادي كه شامل معاملات و سياسيات و ... ( كلا احكام اجتماعي ) بوده و نوعا گزينش پيامبر از قوانين عصر نزول و امضاي آنها جهت اجرا بوده است و لذا مبتني بر عقل عرفي و در راستاي تحقق اخلاق و عدالت اجتماعي اند و به همين دليل تابع شرايط زمان و زمينه اجراي خود بوده و قابل تغييرند .
https://telegram.me/beshnofekrkon
🍇دو مطلب زير نيز قابل توجه است :
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
رعایت تدریج و مرحله ای در وجوب تکلیف نومسلمانان 🍁
https://telegram.me/beshnofekrkon/689
http://mahsan.rasekhoonblog.com
گفتو گو: مولود بهرامیان با استاد #محمد_مجتهد_شبستري
🍇1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم « #وجوب » را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم « #توصیه » را باید قرار داد.
مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید . این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است.
🌹#عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی- روحی روانی که به منظور #تعالی_روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد.
این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی بهدنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، #فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است .
«#خُلُق» شریف است نه #دولا راست شدن.
باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد.
اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد.
یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم.
توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و متزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
🍇2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم.
با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای #بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری.
همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات #توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🌹به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، ...، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید؛
امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به #قدر_مقدور این اعمال را بهجا آورید.
.... هر قدر که میتوانید #ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید.
به نظر من دستور از بالا ، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند.
🌹باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع #نفاق و #ریا شده است.
آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
🍇3- به نظر من #آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای #تکلیف کلامی و #فقهی نیست.
🌹واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی ،#تاریخ_پیدایش دارد.
هم اکنون کتابی در نظرم هست که رسالهی دکتری یک دانشمند خارجی است، در این کتاب بررسی شده که واژهی تکلیف در معنای رایج فعلی، چگونه در میان مسلمانان پیدا شده است.
البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آنرا کنار گذاشت.
توصیه میکنم علاقهمندان این بحث، #مقالهای را که اخیراً با عنوان «چگونه دوران علم اصول و اجتهاد فقهی سپری شده است» در اینترنت منتشر کردهام، بخوانند.
http://3danet.ir
🍇* احكام فقهي از دو مقوله اند – عبادي و غير عبادي
🍁#احكام_عبادي شامل عبادياتي از قبيل نماز و روزه و حج و ... مي شود و تکنیکهایی برای تعالی روحی هستند كه نوعا تاسيس شارعند .
🍁#احكام_غير_عبادي كه شامل معاملات و سياسيات و ... ( كلا احكام اجتماعي ) بوده و نوعا گزينش پيامبر از قوانين عصر نزول و امضاي آنها جهت اجرا بوده است و لذا مبتني بر عقل عرفي و در راستاي تحقق اخلاق و عدالت اجتماعي اند و به همين دليل تابع شرايط زمان و زمينه اجراي خود بوده و قابل تغييرند .
https://telegram.me/beshnofekrkon
🍇دو مطلب زير نيز قابل توجه است :
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
رعایت تدریج و مرحله ای در وجوب تکلیف نومسلمانان 🍁
https://telegram.me/beshnofekrkon/689
http://mahsan.rasekhoonblog.com
صدانت
صدانت | صدای اندیشه؛ فلسفه و علوم انسانی
صدانت مرجعی مستقل برای اندیشه به زبان فارسی است؛ آرشیوی از مقالات، درسگفتارها و گفتگوهای اندیشمندان کلاسیک و معاصر.
👍2❤1
آیا « #انا_الحق » گفتن #حلاج ، شرک و یا دعوی خدایی بود ؟- 1 **
🍇1- #جایگاه_انسان در خلقت از دیدگاه حلاج
#حلاج در ترانه های عاشقانه اش ، بیش از هر عارف دیگری ، درجه فهم خویش را از جایگاه انسان در آفرینش بصورت کاملا واضح نشان داد و تئوری خود را ، بر اساس #درک_اشراقی و الهامی خود از او به عنوان « #انسان_خدایی » اظهار کرد .
او معتقد بود که : #انسان_عارف ، مومن ، ایثارگر و شهید ، بی شک علت غایی و هدف اصلی خلقت 1 است . و هموست که عنوان « خلیفه خداوند در زمین 2 » را به خود اختصاص داده است .
جهان بینی ، طریقت و #مشرب_حلاج ، بطور خلاصه از انسان خدایی سرچشمه می گیرد . هر جانی را جهانی می داند ، بشرط آن که حجاب ها عاشقانه برداشته شود تا انسانی که منزلت خلیفه حق به روی زمین را داراست به نقد حال خویش پرداخته و بداند که چرا فرشتگان عالم بالا به حضرت آدم سجده کردند 3 .
🍇2- چگونگی #خدایی_شدن در کلام حلاج !
#شعر زیر حقیقتی است که حلاج آن را با تمام وجود ، #عاشقانه سر داده و « #خودیت_دنیایی » و « منیت این زمینی » را حجاب و مانع دیدن روح هستی که غیری جز خداوند نیست ، می داند و از همو می خواهد که این حجاب و مانع را از بین او و خداوند بردارد ( لا اله ) آنگاه آنچه می ماند فقط خداوند است و بس ( الا الله ) .
بینی و بینک انی یزاحمنی فارفع بانک انی من البین
" بین من ( حلاج ) و بین تو ( خدا ) فقط « #منیت_من » مانع و حجاب است . پس ای خدا این « منیت من » را از میان بردار 4
آری حلاج معتقد بود که « #انسان_خدایی » ، عروج مومنانه به سوی لایتناهی است که با « #فنای_سالک » همراه است .
و مرادش از ترانه « انسان خدایی » این است که هر عاشق مومن ، باید تعینات شخصی را از ساحت وجود بزداید تا قائم به حق شود ، و همین که « #منی ، #مایی و #تویی » از میان برود جز او ( #خدا ) چیزی باقی نمی ماند .
🍇3- روش پیمودن راه در #سیره_حلاج !
حلاج معتقد بود که : #عشق ، معراجیست به سوی #بام_سلطان_جمال !
و بدین رو بود که آشکارا به خانقاه داران و #صوفیان زمانه خود نوشت :
" #راه_طریقتی_حلاج از راه شما ( که فقط در شور و مستی خانقاه بسر برده ) متمایز و #جداست ، در سلوک عارفانه من عشق و درون بینی نقش موثر و سازنده ای دارد . لحظاتی که در بی خودی و #سرمستی عارفانه می گذرانم ، حقیقت را در سایه « #انا_الحق » ، ( که تنها چیزی که می بینم وجود حق است و لا غیر ) به خوبی درک ، حتی لمس می کنم . "
#عشق_حلاجی که تار و پودش از جلالی خاص برخوردار است ، #عشق_شیفتگی است ، چون آتش و باد ، او را در تب و تاب افکنده است ، عشقی که در لحظات بیخودی و سرمستی ، روح مشتاقش ، گوش به نغمه درون می دهد و بی پروا صلا می دهد :
« انا الحق » .
و این #شیفتگی چنان او را به #وجد و کمال رسانده بود که ، هر آن تمنای وصال و #یگانگی با محبوب و معشوق خود ( خدای ازلی و ابدی و حقیقت کائنات ) را داشت و این امر محقق نمیشد جز برکندن تن و رهایی از زندگی این دنیایی .
بدین جهت یک رشته مضامین عرفانی را در ترانه هایش منعکس کرد که :
" #مرگ پایان گسیختگی و #سرآغاز_پیوستگی با محبوب است . و شهادت در راه او که برای عاشق ، آینه شفاف کائنات است ، نمایشگر حقیقت هستی است ، نشانه ای از حیات جاودانی است که عاشق به هستی واقعی می پیوندد ، چراکه اقتضای یکرنگی ، همرنگی با محبوب است . "
و این عشق و جذبه بیکرانه او بود که فریاد برمی آورد :
" اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی "
" ای آنها که می شناسیدم ، مرا بکشید که حیات جاودانه من در ممات و مرگ من نهفته است .
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/778
🍇1- #جایگاه_انسان در خلقت از دیدگاه حلاج
#حلاج در ترانه های عاشقانه اش ، بیش از هر عارف دیگری ، درجه فهم خویش را از جایگاه انسان در آفرینش بصورت کاملا واضح نشان داد و تئوری خود را ، بر اساس #درک_اشراقی و الهامی خود از او به عنوان « #انسان_خدایی » اظهار کرد .
او معتقد بود که : #انسان_عارف ، مومن ، ایثارگر و شهید ، بی شک علت غایی و هدف اصلی خلقت 1 است . و هموست که عنوان « خلیفه خداوند در زمین 2 » را به خود اختصاص داده است .
جهان بینی ، طریقت و #مشرب_حلاج ، بطور خلاصه از انسان خدایی سرچشمه می گیرد . هر جانی را جهانی می داند ، بشرط آن که حجاب ها عاشقانه برداشته شود تا انسانی که منزلت خلیفه حق به روی زمین را داراست به نقد حال خویش پرداخته و بداند که چرا فرشتگان عالم بالا به حضرت آدم سجده کردند 3 .
🍇2- چگونگی #خدایی_شدن در کلام حلاج !
#شعر زیر حقیقتی است که حلاج آن را با تمام وجود ، #عاشقانه سر داده و « #خودیت_دنیایی » و « منیت این زمینی » را حجاب و مانع دیدن روح هستی که غیری جز خداوند نیست ، می داند و از همو می خواهد که این حجاب و مانع را از بین او و خداوند بردارد ( لا اله ) آنگاه آنچه می ماند فقط خداوند است و بس ( الا الله ) .
بینی و بینک انی یزاحمنی فارفع بانک انی من البین
" بین من ( حلاج ) و بین تو ( خدا ) فقط « #منیت_من » مانع و حجاب است . پس ای خدا این « منیت من » را از میان بردار 4
آری حلاج معتقد بود که « #انسان_خدایی » ، عروج مومنانه به سوی لایتناهی است که با « #فنای_سالک » همراه است .
و مرادش از ترانه « انسان خدایی » این است که هر عاشق مومن ، باید تعینات شخصی را از ساحت وجود بزداید تا قائم به حق شود ، و همین که « #منی ، #مایی و #تویی » از میان برود جز او ( #خدا ) چیزی باقی نمی ماند .
🍇3- روش پیمودن راه در #سیره_حلاج !
حلاج معتقد بود که : #عشق ، معراجیست به سوی #بام_سلطان_جمال !
و بدین رو بود که آشکارا به خانقاه داران و #صوفیان زمانه خود نوشت :
" #راه_طریقتی_حلاج از راه شما ( که فقط در شور و مستی خانقاه بسر برده ) متمایز و #جداست ، در سلوک عارفانه من عشق و درون بینی نقش موثر و سازنده ای دارد . لحظاتی که در بی خودی و #سرمستی عارفانه می گذرانم ، حقیقت را در سایه « #انا_الحق » ، ( که تنها چیزی که می بینم وجود حق است و لا غیر ) به خوبی درک ، حتی لمس می کنم . "
#عشق_حلاجی که تار و پودش از جلالی خاص برخوردار است ، #عشق_شیفتگی است ، چون آتش و باد ، او را در تب و تاب افکنده است ، عشقی که در لحظات بیخودی و سرمستی ، روح مشتاقش ، گوش به نغمه درون می دهد و بی پروا صلا می دهد :
« انا الحق » .
و این #شیفتگی چنان او را به #وجد و کمال رسانده بود که ، هر آن تمنای وصال و #یگانگی با محبوب و معشوق خود ( خدای ازلی و ابدی و حقیقت کائنات ) را داشت و این امر محقق نمیشد جز برکندن تن و رهایی از زندگی این دنیایی .
بدین جهت یک رشته مضامین عرفانی را در ترانه هایش منعکس کرد که :
" #مرگ پایان گسیختگی و #سرآغاز_پیوستگی با محبوب است . و شهادت در راه او که برای عاشق ، آینه شفاف کائنات است ، نمایشگر حقیقت هستی است ، نشانه ای از حیات جاودانی است که عاشق به هستی واقعی می پیوندد ، چراکه اقتضای یکرنگی ، همرنگی با محبوب است . "
و این عشق و جذبه بیکرانه او بود که فریاد برمی آورد :
" اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی "
" ای آنها که می شناسیدم ، مرا بکشید که حیات جاودانه من در ممات و مرگ من نهفته است .
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/778
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آیا « #انا_الحق » گفتن #حلاج ، شرک و یا دعوی خدایی بود ؟- 2 **
🍇4- #راز « انا الحق » در کلام حلاج
از آنچه در بالا گفته شد ، حقیقت راز « انا الحق » گفتن حلاج به وضوح معلوم می گردد .
که به فرموده عارف بزرگ ابو سعید #ابوالخیر :
" #حلاج ، همیشه در علو حال بود و #مجذوب ! "
اینست که حلاج همیشه نغمه های موزون در ستایش محبوب و در #آرزوی_وصال و فنا ساز می کرد و با تمام ذرات وجودش به دنبال هر آوایی که از کائنات می شنید ، طنین آسمانی « انا الحق » را بر زبان جاری می کرد و می سرود :
" رایت ربی بعین قلب فقلت من انت ، قال انت
...
و فی فنایی فنا فنائی و فی فنایی وجدت انت "
" به دید دل آمد خداوند من بگفتم : که باشی ؟ ، بگفتا : توام !
....
و شد در فنایم ، فنایم ، فنا و من یافتم در فنایم تو را 5
و او ( #حلاج ) در مسیر سلوک خود ، به آنجا رسیده بود که با #محبوب خود یکی شده ( چونان قطره ای که به دریا متصل شده است ) و جز او نمی دید و بقول #خواجه_نصیر الدین طوسی :
آن کس که گفت « انا الحق » ، نه دعوی الوهیت کرد ، بلکه دعوی #نفی « #انیت_خود » و « ثبات انیت غیر خود ( خداوند ) » کرد .
و #حلاج خود می فرمود :
" دلم از #فروغ_الهی ، غرق شور و شوق و اشتیاق است . احساس می کنم از سراسر طبیعت ، « انا الحق » به گوش ما می رسد ، احساس می کنم #نزدیک_کانون_نورم و همه شما ، اگر مقام خود را به عنوان خلیفه حق به روی زمین تشخیص دهید ، مانند حلاج در خود ، انواری دلپذیر و هیجانی شوق انگیز ، سیر ناشدنی و تسکین نایافتنی احساس می کنید ، که برای روح فرسوده و ستمدیده شماها آرامش ، اخلاص و عشق همراه خواهد داشت . آن زمان یا آن لحظات مقدس ، یک خروش ابدی وادارتان می کند که ادعای اتحاد عارفانه و وصال صوفیانه در سر داشته باشید . "
و یا در جایی دیگر عاشقانه با خدایش #نجوا می کند :
" والله ما طلعت الشمس و لاغربت الا وحیک بقرون بانفاسی
و لاخلوت الی قوم احدتهم الا و انت حدیثی بین جلاسی "
" بخدا سوگند ، نشد #خورشید سر از خاور بزند و یا به چاهسار مغرب فرو رود ، و #مهر_تو از نفس های من دور باشد ؛ نشد به صحبت با دوستان تنها نشینم و در آن محفل سخنی جز درباره عظمت تو بر زبان آرم ؛ نشد به یاد تو در اندوه یا به شادی ، چیزی جز تو بر سویدای دلم نقش بندد ؛ نشد هنگامی که برای رفع تشنگی ، جام آب را بر لب های عطشناکم می چسبانم ، سیمای تو را در #جام_آب نبینم ؛ اگر توانایی آمدنم بود به سوی تو شتابان و پویان می دویدم و یا به سر می آمدم . "
و همین عشق آتشین او بود که آنگاه که به سوی دار می بردندش در حالی که لبخندی بر لب داشت به #حلوانی که #علت_تبسم را پرسیده بود ، پاسخ داد :
" دلال الجمال الجانب الیه اهل اوصال "
" ناز و زیبایی جمال برای یاران وصال جالب و مطبوع است . "
و سپس ادامه داد :
" الهی نحن شواهدک . "
" خدایا به دیدار توئیم . "
و همو بود که در #آخرین_کلام خود ، آنگاه که دستها و پاهایش بریده بوده و بر #دارش کرده بودند و قبل از آنکه زبانش ببریده و بسوزانندش ، با وجدی عاشقانه ، اتصال خود به حقیقت کائنات را که عمری به انتظارش لحظه ها را خسته کرده بود ، اعلام فرمود :
"حسب الواجد ، افراد الواحد "
" برای یک #عاشق ، کافی است که #وجودش در #معشوق مستحیل شود تا #عشق و #عاشق و #معشوق یکی شوند . "
و براستی که او عاشق دلخسته ای بود که با معشوق یکی شده بود و دیگر دویی ( به نام عاشق ( حلاج ) و معشوق ( خداوند )) وجود نداشت و همین دلیل بر آن بود که عشق نیز از میان برداشته شده بود . 6
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/779
🍇4- #راز « انا الحق » در کلام حلاج
از آنچه در بالا گفته شد ، حقیقت راز « انا الحق » گفتن حلاج به وضوح معلوم می گردد .
که به فرموده عارف بزرگ ابو سعید #ابوالخیر :
" #حلاج ، همیشه در علو حال بود و #مجذوب ! "
اینست که حلاج همیشه نغمه های موزون در ستایش محبوب و در #آرزوی_وصال و فنا ساز می کرد و با تمام ذرات وجودش به دنبال هر آوایی که از کائنات می شنید ، طنین آسمانی « انا الحق » را بر زبان جاری می کرد و می سرود :
" رایت ربی بعین قلب فقلت من انت ، قال انت
...
و فی فنایی فنا فنائی و فی فنایی وجدت انت "
" به دید دل آمد خداوند من بگفتم : که باشی ؟ ، بگفتا : توام !
....
و شد در فنایم ، فنایم ، فنا و من یافتم در فنایم تو را 5
و او ( #حلاج ) در مسیر سلوک خود ، به آنجا رسیده بود که با #محبوب خود یکی شده ( چونان قطره ای که به دریا متصل شده است ) و جز او نمی دید و بقول #خواجه_نصیر الدین طوسی :
آن کس که گفت « انا الحق » ، نه دعوی الوهیت کرد ، بلکه دعوی #نفی « #انیت_خود » و « ثبات انیت غیر خود ( خداوند ) » کرد .
و #حلاج خود می فرمود :
" دلم از #فروغ_الهی ، غرق شور و شوق و اشتیاق است . احساس می کنم از سراسر طبیعت ، « انا الحق » به گوش ما می رسد ، احساس می کنم #نزدیک_کانون_نورم و همه شما ، اگر مقام خود را به عنوان خلیفه حق به روی زمین تشخیص دهید ، مانند حلاج در خود ، انواری دلپذیر و هیجانی شوق انگیز ، سیر ناشدنی و تسکین نایافتنی احساس می کنید ، که برای روح فرسوده و ستمدیده شماها آرامش ، اخلاص و عشق همراه خواهد داشت . آن زمان یا آن لحظات مقدس ، یک خروش ابدی وادارتان می کند که ادعای اتحاد عارفانه و وصال صوفیانه در سر داشته باشید . "
و یا در جایی دیگر عاشقانه با خدایش #نجوا می کند :
" والله ما طلعت الشمس و لاغربت الا وحیک بقرون بانفاسی
و لاخلوت الی قوم احدتهم الا و انت حدیثی بین جلاسی "
" بخدا سوگند ، نشد #خورشید سر از خاور بزند و یا به چاهسار مغرب فرو رود ، و #مهر_تو از نفس های من دور باشد ؛ نشد به صحبت با دوستان تنها نشینم و در آن محفل سخنی جز درباره عظمت تو بر زبان آرم ؛ نشد به یاد تو در اندوه یا به شادی ، چیزی جز تو بر سویدای دلم نقش بندد ؛ نشد هنگامی که برای رفع تشنگی ، جام آب را بر لب های عطشناکم می چسبانم ، سیمای تو را در #جام_آب نبینم ؛ اگر توانایی آمدنم بود به سوی تو شتابان و پویان می دویدم و یا به سر می آمدم . "
و همین عشق آتشین او بود که آنگاه که به سوی دار می بردندش در حالی که لبخندی بر لب داشت به #حلوانی که #علت_تبسم را پرسیده بود ، پاسخ داد :
" دلال الجمال الجانب الیه اهل اوصال "
" ناز و زیبایی جمال برای یاران وصال جالب و مطبوع است . "
و سپس ادامه داد :
" الهی نحن شواهدک . "
" خدایا به دیدار توئیم . "
و همو بود که در #آخرین_کلام خود ، آنگاه که دستها و پاهایش بریده بوده و بر #دارش کرده بودند و قبل از آنکه زبانش ببریده و بسوزانندش ، با وجدی عاشقانه ، اتصال خود به حقیقت کائنات را که عمری به انتظارش لحظه ها را خسته کرده بود ، اعلام فرمود :
"حسب الواجد ، افراد الواحد "
" برای یک #عاشق ، کافی است که #وجودش در #معشوق مستحیل شود تا #عشق و #عاشق و #معشوق یکی شوند . "
و براستی که او عاشق دلخسته ای بود که با معشوق یکی شده بود و دیگر دویی ( به نام عاشق ( حلاج ) و معشوق ( خداوند )) وجود نداشت و همین دلیل بر آن بود که عشق نیز از میان برداشته شده بود . 6
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/779
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آیا « #انا_الحق » گفتن #حلاج ، شرک و یا دعوی خدایی بود ؟- 3 **
🍇5- و در يك كلام
#حلاج در مراتب كمال ، به آنجا رسيده بود كه به #محبوب خود پيوسته و ديگر او بود كه تار و پود وجودش را به تسخير خود درآورده و از زبانش نداي « #انا_الحق » مي سرود .
و بقول #ابن_خفيف عارف نامدار شيرازي كه در #زندان بغداد حلاج را ملاقات كرده بود :
" حلاج #سيمرغ_كوه_قاف حقيقت بود ."
او پس از ملاقات طولاني و مباحثات زيبايش با حلاج ، به او چنين مي گويد :
" اكنون با مباهات #اعتراف مي كنم ، حلاج #مظهر_عشق ناب و در اختيار محبوب و مسخر معشوق است كه اين غلبه بر جسم و روح عاشق موجب افشاگري مي شود و فرجام چنين عشقي شهادت است .
عرفاي ديگر در معرفت عشق فقط به مقام تحير رسيدند بدين جهت ناگزير شدند بگويند :
مرا كه خلعت سلطان عشق پوشيدند
ندا زدند كه حافظ خموش باش خموش
اما شما در معرفت عشق به مقام انسان خدايي نايل گرديده ايد ، اين است كه مخالفان مي گويند مسير انديشه ات به صورت عصيان متجلي شده است . "
و يا جلال الدين #مولانا در كتاب " فيه ما فيه " آورده است :
" ... #منصور را چون #دوستي_محبوب به نهايت رسيد خود را نيست گردانيد و گفت : « انا الحق » ، يعني « من فنا گشتم »، حق ماند و بس ، و اين به غايت تواضع است و #نهايت_بندگي است يعني « اوست و بس » . آدمي با دل هاي پاك و روحي بي آلايش پذيراي جلوه گري معبود و اشراق حقايق شود . "
و يا وقتي از امام ابوحامد #غزالي عارف و فيلسوف خراساني درباره انالحق حلاج مي پرسند ، مي گويد :
" #كلام_عاشقان را در حال بي خودي و سرمستي ، بايد سربسته نگاه داشت و از آنها حكايت نكرد . اينها بيان حال دروني عارف است و نمايانگر دنيايي است كه او درك مي كند و داراي وجوه و معاني بسيار است و حداكثر چيزي كه عارف در سير و سلوك مي تواند ادعا كند قرب و نزديكي با خدا است . "
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
ادامه دارد ( زيرنويسها ) :
https://telegram.me/beshnofekrkon/780
🍇5- و در يك كلام
#حلاج در مراتب كمال ، به آنجا رسيده بود كه به #محبوب خود پيوسته و ديگر او بود كه تار و پود وجودش را به تسخير خود درآورده و از زبانش نداي « #انا_الحق » مي سرود .
و بقول #ابن_خفيف عارف نامدار شيرازي كه در #زندان بغداد حلاج را ملاقات كرده بود :
" حلاج #سيمرغ_كوه_قاف حقيقت بود ."
او پس از ملاقات طولاني و مباحثات زيبايش با حلاج ، به او چنين مي گويد :
" اكنون با مباهات #اعتراف مي كنم ، حلاج #مظهر_عشق ناب و در اختيار محبوب و مسخر معشوق است كه اين غلبه بر جسم و روح عاشق موجب افشاگري مي شود و فرجام چنين عشقي شهادت است .
عرفاي ديگر در معرفت عشق فقط به مقام تحير رسيدند بدين جهت ناگزير شدند بگويند :
مرا كه خلعت سلطان عشق پوشيدند
ندا زدند كه حافظ خموش باش خموش
اما شما در معرفت عشق به مقام انسان خدايي نايل گرديده ايد ، اين است كه مخالفان مي گويند مسير انديشه ات به صورت عصيان متجلي شده است . "
و يا جلال الدين #مولانا در كتاب " فيه ما فيه " آورده است :
" ... #منصور را چون #دوستي_محبوب به نهايت رسيد خود را نيست گردانيد و گفت : « انا الحق » ، يعني « من فنا گشتم »، حق ماند و بس ، و اين به غايت تواضع است و #نهايت_بندگي است يعني « اوست و بس » . آدمي با دل هاي پاك و روحي بي آلايش پذيراي جلوه گري معبود و اشراق حقايق شود . "
و يا وقتي از امام ابوحامد #غزالي عارف و فيلسوف خراساني درباره انالحق حلاج مي پرسند ، مي گويد :
" #كلام_عاشقان را در حال بي خودي و سرمستي ، بايد سربسته نگاه داشت و از آنها حكايت نكرد . اينها بيان حال دروني عارف است و نمايانگر دنيايي است كه او درك مي كند و داراي وجوه و معاني بسيار است و حداكثر چيزي كه عارف در سير و سلوك مي تواند ادعا كند قرب و نزديكي با خدا است . "
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
ادامه دارد ( زيرنويسها ) :
https://telegram.me/beshnofekrkon/780
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آیا « #انا_الحق » گفتن #حلاج ، شرک و یا دعوی خدایی بود ؟- 4 **
🍇زیرنویسها :
** به مطالب زير مراجعه شود :
• " سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار ؛ محمد صالحي " – http://mahsan.parsiblog.com/-1798339.htm
• " جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان؛ محمد صالحي "- http://mahsan.parsiblog.com/1713221.htm
• " درخت ممنوعه چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟ محمد صالحي "- http://mahsan.parsiblog.com/1984253.htm
1- 🍁• " كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " - بحارالانوار، ج 84 ، ص 198
" من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم "
🍁• " يابن آدم خلقت الاشياء كلها لاجلك و خلقتك لاجلي . " - المواعظ العدديه ، الباب الثاني عشر ، الفصل الثاني ص 255 به نقل از كتاب گنج حكمت
" اي فرزند آدم ! همه چيزها را براي تو آفريدم و تو را براي خودم . "
🍁• " عبدى اطعنى اجعلك مثلى . " – جواهر السنية فى الاحاديث القدسيه، محمد بن حسن بن على بن حسين حرّعاملى، ص 284.
" بنده من ، مرا اطاعت كن تا تو را مانند خود سازم "
🍁• #محی_الدین_عربی عارف نامدار اسلامی در کتاب " فصوص الحکم " خود چنین می نویسد :
" #کائنات بسان پیکری بی جان است که #انسان ، جان این پیکر و روح این بدن است . انسان علت حقیقی هستی و مقصود اصلی آفرینش و بذر جهان وجود و میوه نهال هستی است که از جهت وجود ، نخست موجود است و بر همه مقدم و در رتبه ظهور ، آخرین مخلوق است و از همه موخر . خداوند متعال دنیا را بسان جسم بی جانی آفرید و آراست که به آئینه ای تار می ماند و مناسب بود که این آئینه راصیقل دهد ، پس انسان ، صفای آئینه وجود ، و روح ، کالبد عالم شد . انسان را بر سیمای خود آفرید و در سینه اش دلی نهاد که به وسعت ، از رحمت گسترده تر و از ساحت عرش و سپهر لاجوردین ، فراختر است . این دل خانه خدا و خلوتگاه حق است ، خدایی که از عظمت و بزرگواری، در زمین و زمان و مکان و کائنات و عرش نمی گنجد . با این خانه خدایی ، جام جهان نما و عالم صغیری از جهان کبیر نیز هست . یعنی آنچه در عالم خارج است ، در درون او فراهم آمده و هر چه را که بخواهد بی آن که از بیگانه تمنا کند ، در خود دارد و این است سر دیگری از انسان نامیدن و خلیفه خواندنش . چه به دلیل جامعیت و جمعیتش ، با حقایق همه عوالم آشنا است ، و از جهت قلب و قابلیتش ، آئینه تمام نمای اسما و صفات خداست و راز مسجود ملک گردیدن و از دیگر موجودات افضل و اشرف آمدنش نیز در همین است .
2- " اني جاعل في الارض خليفة " - سوره بقره – آیه 30
" من در روى زمين، جانشينى قرار خواهم داد . "
3- " و اذ قلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا – بقره – آیه 34
" و فرشتگان را گفتیم بر آدم سجده کنند پس چنین کردند . "
4- • شعر حافظ :
" میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز "
• و یا کلام بایزید بسطامی ( عارف نامدار ) در پاسخ به سوال :
" راه حق چگونه است ؟ " می فرماید :
" تو از راه برخیز که به حق رسیدی ."
• و یا سروده شیخ عطار ( عارف شوریده ) :
" نیست شو تا هستیت از وی رسد تا تو هستی ، هست در تو کی رسد ؟ "
5- کتاب " اشعار حلاج " – ترجمه بیِژن الهی ، ص 65 و 66
6- نفس مطمئنه ای که خدایش ندایش می دهد :
" یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی –" سوره فجر - آیه 27 تا 30
" تو اى روح آراميافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
منبع : با الهام و برداشت آزاد از کتاب " حلاج و راز انا الحق – عطاالله تدین "
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
🍇زیرنویسها :
** به مطالب زير مراجعه شود :
• " سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار ؛ محمد صالحي " – http://mahsan.parsiblog.com/-1798339.htm
• " جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان؛ محمد صالحي "- http://mahsan.parsiblog.com/1713221.htm
• " درخت ممنوعه چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟ محمد صالحي "- http://mahsan.parsiblog.com/1984253.htm
1- 🍁• " كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " - بحارالانوار، ج 84 ، ص 198
" من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم "
🍁• " يابن آدم خلقت الاشياء كلها لاجلك و خلقتك لاجلي . " - المواعظ العدديه ، الباب الثاني عشر ، الفصل الثاني ص 255 به نقل از كتاب گنج حكمت
" اي فرزند آدم ! همه چيزها را براي تو آفريدم و تو را براي خودم . "
🍁• " عبدى اطعنى اجعلك مثلى . " – جواهر السنية فى الاحاديث القدسيه، محمد بن حسن بن على بن حسين حرّعاملى، ص 284.
" بنده من ، مرا اطاعت كن تا تو را مانند خود سازم "
🍁• #محی_الدین_عربی عارف نامدار اسلامی در کتاب " فصوص الحکم " خود چنین می نویسد :
" #کائنات بسان پیکری بی جان است که #انسان ، جان این پیکر و روح این بدن است . انسان علت حقیقی هستی و مقصود اصلی آفرینش و بذر جهان وجود و میوه نهال هستی است که از جهت وجود ، نخست موجود است و بر همه مقدم و در رتبه ظهور ، آخرین مخلوق است و از همه موخر . خداوند متعال دنیا را بسان جسم بی جانی آفرید و آراست که به آئینه ای تار می ماند و مناسب بود که این آئینه راصیقل دهد ، پس انسان ، صفای آئینه وجود ، و روح ، کالبد عالم شد . انسان را بر سیمای خود آفرید و در سینه اش دلی نهاد که به وسعت ، از رحمت گسترده تر و از ساحت عرش و سپهر لاجوردین ، فراختر است . این دل خانه خدا و خلوتگاه حق است ، خدایی که از عظمت و بزرگواری، در زمین و زمان و مکان و کائنات و عرش نمی گنجد . با این خانه خدایی ، جام جهان نما و عالم صغیری از جهان کبیر نیز هست . یعنی آنچه در عالم خارج است ، در درون او فراهم آمده و هر چه را که بخواهد بی آن که از بیگانه تمنا کند ، در خود دارد و این است سر دیگری از انسان نامیدن و خلیفه خواندنش . چه به دلیل جامعیت و جمعیتش ، با حقایق همه عوالم آشنا است ، و از جهت قلب و قابلیتش ، آئینه تمام نمای اسما و صفات خداست و راز مسجود ملک گردیدن و از دیگر موجودات افضل و اشرف آمدنش نیز در همین است .
2- " اني جاعل في الارض خليفة " - سوره بقره – آیه 30
" من در روى زمين، جانشينى قرار خواهم داد . "
3- " و اذ قلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا – بقره – آیه 34
" و فرشتگان را گفتیم بر آدم سجده کنند پس چنین کردند . "
4- • شعر حافظ :
" میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز "
• و یا کلام بایزید بسطامی ( عارف نامدار ) در پاسخ به سوال :
" راه حق چگونه است ؟ " می فرماید :
" تو از راه برخیز که به حق رسیدی ."
• و یا سروده شیخ عطار ( عارف شوریده ) :
" نیست شو تا هستیت از وی رسد تا تو هستی ، هست در تو کی رسد ؟ "
5- کتاب " اشعار حلاج " – ترجمه بیِژن الهی ، ص 65 و 66
6- نفس مطمئنه ای که خدایش ندایش می دهد :
" یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی –" سوره فجر - آیه 27 تا 30
" تو اى روح آراميافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
منبع : با الهام و برداشت آزاد از کتاب " حلاج و راز انا الحق – عطاالله تدین "
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from اتچ بات
🔴 روش #فهم_دین از دیدگاه آیت الله #حیدری (چکیدۀ کلّ بحث)
در مباحث كانال ايشان #سه_موضوع بحث شد كه چكيده آن بشرح زير مي باشد :
🍇🔹 در مبحث اول گفته شد:
در زمینۀ «#روش_فهم_دین»، سه شیوۀ متفاوت «#بیانی»، «#عقلی» و «#مقاصدی» وجود دارد.
🍁• «#روش_بیانی» تلاش می کند تا دین را صرفاً از طریق #منظومۀ_لفظی_آیات و روایات و بررسی ظاهری ادلّۀ دینی بفهمد؛ یعنی نه حکم عقل را در فرایند فهم دین دخالت می دهد و نه مقاصد و روح شریعت را در نظر می گیرد.
🍁• معتقدان به «#روش عقلی» هم بر این باورند که «عقل قطعی» باید بر #متون_نقلی - اعم از اصول و فروع - #حاکم باشد. به عبارت دیگر، در این شیوه، عقل در تکوّن و شکل¬دهی معرفت دینی مدخلیّت بسزا دارد، بر خلاف روش بیانی که برای عقل در فرایند دین¬فهمی هیچ سهمی قائل نیست!
«#ابن رشد» را می¬توان یکی از برجسته¬ترین نمایندگان این نظریه دانست.
🍁• «#روش مقاصدی» نیز همان روشی است که «شاطبی» در کتاب پنج جلدی خود به نام «الموافقات» طرح و تبیین کرده است. شاطبی معتقد است ابتدا باید دید روح و #مقاصد_شریعت چیست و سپس بر اساس آن، آموزه های دینی را فهم کرد.
برخی از مطالب شهید مطهری و شهید صدر هم بر پایۀ همین مبنا مطرح شده است.
🍇🔹🔹 در مبحث دوّم این مسأله مطرح شد که:
آیا دو عنصر #زمان و #مکان در فهم آموزه¬های دینی – اعم از عقیدتی، اخلاقی، تربیتی، فقهی و غیره - دخیل و مؤثرند یا نه؟
به دیگر سخن، آیا شارع مقدس در بیانات و تعالیم خود، شرایط «مختلف» زمانی و مکانی را لحاظ نموده است یا خیر؟
دراین¬باره اجمالاً باید گفت اگر کسی قائل به مطلق، فرازمانی و فرامکانی بودن بیانات دینی باشد، با کسی که دستورات دین را مقیّد به شرایط زمانی و مکانی خاصّی می داند، فهمش از دین بسیار متفاوت و حتّی در مواردی متعارض خواهد بود!
🍇🔹🔹🔹 و در مبحث سوم که بخش اصلی نظریه را تشکیل می دهد:
پس از بر شمردن رویکردهای مختلف در مواجهه با قرآن و روایات و نسبت سنجی بین این دو منبع اصلی شناخت دین، به تبیین اجمالی دیدگاه برگزیده مبنی بر «محوریت قرآن و مداریّت سنّت» یا «#اصل_بودن_قرآن و #فرع_بودن_سنّت» پرداخته شد.
😳در پاسخ به این سؤال که در #دین_شناسی، قرآن اصل است یا روایات و یا هر دو، #چهار_مبنا و رویکرد مختلف مطرح شدند.
🖍 #رویکرد_اوّل، #قرآن را #یگانه_منبع شناخت دین می داند و #سنّت را از اساس نفی می کند (#قرآنیون).
🖍در #رویکرد_دوّم - بر خلاف نگرش اوّل – #حجّیت_ظواهر_قرآن مورد انکار قرار گرفته و به جای آن، #روایات به عنوان #مرجع_اصلی و نهایی برای فهم دین قلمداد شده اند (#اخباریون).
🔸 لازم به ذکر است که #اصولیون_شیعه هم ذیل همین رویکرد تعریف می شوند؛ با این تفاوت که اگر چه ممکن است در مقام نظر، اولویت در شناخت معارف دینی را از آنِ قرآن بدانند، اما در عمل و در #فرایند_استنباط و اجتهاد، اساس کار خود را بر #پایۀ_احادیث بنا نهاده اند؛ یعنی بدون اینکه در ابتدا، مبانی و خطوط کلّی مباحث را از آیات قرآن استخراج و اصطیاد کنند، و نیز پیش از آنکه عرضه بر قرآن را شرط اصلیِ اخد یا طرد روایات بدانند، به نحو حداکثری به آنها عمل نموده اند.
این رجوع محدود و حداقلی به قرآن، یک رجوع «صوری» محسوب می شود که - از جهت عدم اصالت¬قائل¬شدن برای قرآن در تکوّن و شکل دهی معرفت دینی – با رویکرد اخباری تفاوت چندانی نمی کند!
🖍#رویکرد_سوّم که بیشتر به علمای #اهل_سنّت تعلّق دارد، #قرآن و #روایات را در #عرض_هم دانسته، هر دو را اصیل تلقّی کرده ¬ و برای عرضۀ احادیث به قرآن - جهت مشخص شدن صحّت یا ضعف آنها - هیچ ضرورتی نمی بینند.
🖍#رویکرد_چهارم نیز که شیوۀ برگزیدۀ آیت الله #حیدری است، «#اصالت» را در شناخت معارف دین، از آنِ #قرآن می داند و #روایات را منبع «#فرعی» دین شناسی معرفی می نماید.
✔️ در این منهج، اولین و مهمترین معیار در سنجش صحت و سقم روایات، ارجاع آنها به قرآن کریم - قبل از عمل به آنها - است.
تنها حدیثی معتبر و قابل قبول است که بتوان اصل و ریشۀ آن را در قرآن یافت؛ در غیر این صورت، آن روایت هر چه قدر هم که سندش محکم باشد، طرد می شود.
پروژۀ بزرگ اصلاحیِ نظریه¬پرداز محترم تحت عنوان «اسلام محوریة القرآن» و ضرورت خروج از «اسلام محوریة الحدیث» که در خلال مباحث بدان اشاره شد، در همین راستا قابل ارزیابی است.🍃🍃🍃
@alhaydarii_fa
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍇يادآوري : کمال حیدری (زادهٔ ۱۳۳۵ هجری شمسی در کربلا) یکی از علمای اسلامی در رشتههای مختلف و از مراجع تقلید شیعه است. وی از مدرسین خارج فقه و اصول و فلسفه و عرفان و تفسیر و عقاید در حوزه علمیه قم میباشد. وی بر مباحث عقیدتی تسلط زیادی دارد .
در مباحث كانال ايشان #سه_موضوع بحث شد كه چكيده آن بشرح زير مي باشد :
🍇🔹 در مبحث اول گفته شد:
در زمینۀ «#روش_فهم_دین»، سه شیوۀ متفاوت «#بیانی»، «#عقلی» و «#مقاصدی» وجود دارد.
🍁• «#روش_بیانی» تلاش می کند تا دین را صرفاً از طریق #منظومۀ_لفظی_آیات و روایات و بررسی ظاهری ادلّۀ دینی بفهمد؛ یعنی نه حکم عقل را در فرایند فهم دین دخالت می دهد و نه مقاصد و روح شریعت را در نظر می گیرد.
🍁• معتقدان به «#روش عقلی» هم بر این باورند که «عقل قطعی» باید بر #متون_نقلی - اعم از اصول و فروع - #حاکم باشد. به عبارت دیگر، در این شیوه، عقل در تکوّن و شکل¬دهی معرفت دینی مدخلیّت بسزا دارد، بر خلاف روش بیانی که برای عقل در فرایند دین¬فهمی هیچ سهمی قائل نیست!
«#ابن رشد» را می¬توان یکی از برجسته¬ترین نمایندگان این نظریه دانست.
🍁• «#روش مقاصدی» نیز همان روشی است که «شاطبی» در کتاب پنج جلدی خود به نام «الموافقات» طرح و تبیین کرده است. شاطبی معتقد است ابتدا باید دید روح و #مقاصد_شریعت چیست و سپس بر اساس آن، آموزه های دینی را فهم کرد.
برخی از مطالب شهید مطهری و شهید صدر هم بر پایۀ همین مبنا مطرح شده است.
🍇🔹🔹 در مبحث دوّم این مسأله مطرح شد که:
آیا دو عنصر #زمان و #مکان در فهم آموزه¬های دینی – اعم از عقیدتی، اخلاقی، تربیتی، فقهی و غیره - دخیل و مؤثرند یا نه؟
به دیگر سخن، آیا شارع مقدس در بیانات و تعالیم خود، شرایط «مختلف» زمانی و مکانی را لحاظ نموده است یا خیر؟
دراین¬باره اجمالاً باید گفت اگر کسی قائل به مطلق، فرازمانی و فرامکانی بودن بیانات دینی باشد، با کسی که دستورات دین را مقیّد به شرایط زمانی و مکانی خاصّی می داند، فهمش از دین بسیار متفاوت و حتّی در مواردی متعارض خواهد بود!
🍇🔹🔹🔹 و در مبحث سوم که بخش اصلی نظریه را تشکیل می دهد:
پس از بر شمردن رویکردهای مختلف در مواجهه با قرآن و روایات و نسبت سنجی بین این دو منبع اصلی شناخت دین، به تبیین اجمالی دیدگاه برگزیده مبنی بر «محوریت قرآن و مداریّت سنّت» یا «#اصل_بودن_قرآن و #فرع_بودن_سنّت» پرداخته شد.
😳در پاسخ به این سؤال که در #دین_شناسی، قرآن اصل است یا روایات و یا هر دو، #چهار_مبنا و رویکرد مختلف مطرح شدند.
🖍 #رویکرد_اوّل، #قرآن را #یگانه_منبع شناخت دین می داند و #سنّت را از اساس نفی می کند (#قرآنیون).
🖍در #رویکرد_دوّم - بر خلاف نگرش اوّل – #حجّیت_ظواهر_قرآن مورد انکار قرار گرفته و به جای آن، #روایات به عنوان #مرجع_اصلی و نهایی برای فهم دین قلمداد شده اند (#اخباریون).
🔸 لازم به ذکر است که #اصولیون_شیعه هم ذیل همین رویکرد تعریف می شوند؛ با این تفاوت که اگر چه ممکن است در مقام نظر، اولویت در شناخت معارف دینی را از آنِ قرآن بدانند، اما در عمل و در #فرایند_استنباط و اجتهاد، اساس کار خود را بر #پایۀ_احادیث بنا نهاده اند؛ یعنی بدون اینکه در ابتدا، مبانی و خطوط کلّی مباحث را از آیات قرآن استخراج و اصطیاد کنند، و نیز پیش از آنکه عرضه بر قرآن را شرط اصلیِ اخد یا طرد روایات بدانند، به نحو حداکثری به آنها عمل نموده اند.
این رجوع محدود و حداقلی به قرآن، یک رجوع «صوری» محسوب می شود که - از جهت عدم اصالت¬قائل¬شدن برای قرآن در تکوّن و شکل دهی معرفت دینی – با رویکرد اخباری تفاوت چندانی نمی کند!
🖍#رویکرد_سوّم که بیشتر به علمای #اهل_سنّت تعلّق دارد، #قرآن و #روایات را در #عرض_هم دانسته، هر دو را اصیل تلقّی کرده ¬ و برای عرضۀ احادیث به قرآن - جهت مشخص شدن صحّت یا ضعف آنها - هیچ ضرورتی نمی بینند.
🖍#رویکرد_چهارم نیز که شیوۀ برگزیدۀ آیت الله #حیدری است، «#اصالت» را در شناخت معارف دین، از آنِ #قرآن می داند و #روایات را منبع «#فرعی» دین شناسی معرفی می نماید.
✔️ در این منهج، اولین و مهمترین معیار در سنجش صحت و سقم روایات، ارجاع آنها به قرآن کریم - قبل از عمل به آنها - است.
تنها حدیثی معتبر و قابل قبول است که بتوان اصل و ریشۀ آن را در قرآن یافت؛ در غیر این صورت، آن روایت هر چه قدر هم که سندش محکم باشد، طرد می شود.
پروژۀ بزرگ اصلاحیِ نظریه¬پرداز محترم تحت عنوان «اسلام محوریة القرآن» و ضرورت خروج از «اسلام محوریة الحدیث» که در خلال مباحث بدان اشاره شد، در همین راستا قابل ارزیابی است.🍃🍃🍃
@alhaydarii_fa
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍇يادآوري : کمال حیدری (زادهٔ ۱۳۳۵ هجری شمسی در کربلا) یکی از علمای اسلامی در رشتههای مختلف و از مراجع تقلید شیعه است. وی از مدرسین خارج فقه و اصول و فلسفه و عرفان و تفسیر و عقاید در حوزه علمیه قم میباشد. وی بر مباحث عقیدتی تسلط زیادی دارد .
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
#هستي_انسان از #مُلك تا #ملكوت امتداد دارد
🌹یک #امر_محسوس، در #مرتبه_عقل ”معقول” است و یک #امر_معقول در #جایگاه_حس ”محسوس” است.
این سخن به معنای آن است که #معقول می تواند از جایگاه رفیع خود #فرود آید و به صورت یک امر #محسوس خودش را نشان دهد و برعکس، یک امر محسوس نیز می تواند از پوست حسی خود خارج گردد و با شکستن چارچوب طبیعت، به برتر از عالم طبیعت راه یابد.
این #فرود و #فراز در هستی انسان تحقق پیدا می کند و هستی او از مُلک تا ملکوت و از هیولا تا عقل اول، امتداد وجودی دارد.
انسان اگر از #عالم_عقل به #مرحله_حس فرود نیاید و از معقول بدون ادراک محسوس سخن بگوید، در واقع در همه شئون هستیِ خود ظاهر نگشته است و اگر از #جهان_محسوس به #عالم_معقول راه نیابد و فقط در مرحله حس فرو ماند، بیش از آنکه یک انسان شناخته شود، یک #حیوان راست قامت به شمار می آید.
از معقول به محسوس فرود آمدن و از محسوس به معقول فرا رفتن، در #حیطه_هستی_انسان تحقق می پذیرد و به حکم این که هستیِ انسان، طراز عالم هستی شناخته می شود، می توان گفت که این فرود و فراز در همه شئون هستی ساری و جاری است.
📘فراز و فرود فکر فلسفی
(اثر جدید استاد دکتر ابراهیمی دینانی، ص۱۷۲)
🍃 @DrEbrahimiDinani
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌹یک #امر_محسوس، در #مرتبه_عقل ”معقول” است و یک #امر_معقول در #جایگاه_حس ”محسوس” است.
این سخن به معنای آن است که #معقول می تواند از جایگاه رفیع خود #فرود آید و به صورت یک امر #محسوس خودش را نشان دهد و برعکس، یک امر محسوس نیز می تواند از پوست حسی خود خارج گردد و با شکستن چارچوب طبیعت، به برتر از عالم طبیعت راه یابد.
این #فرود و #فراز در هستی انسان تحقق پیدا می کند و هستی او از مُلک تا ملکوت و از هیولا تا عقل اول، امتداد وجودی دارد.
انسان اگر از #عالم_عقل به #مرحله_حس فرود نیاید و از معقول بدون ادراک محسوس سخن بگوید، در واقع در همه شئون هستیِ خود ظاهر نگشته است و اگر از #جهان_محسوس به #عالم_معقول راه نیابد و فقط در مرحله حس فرو ماند، بیش از آنکه یک انسان شناخته شود، یک #حیوان راست قامت به شمار می آید.
از معقول به محسوس فرود آمدن و از محسوس به معقول فرا رفتن، در #حیطه_هستی_انسان تحقق می پذیرد و به حکم این که هستیِ انسان، طراز عالم هستی شناخته می شود، می توان گفت که این فرود و فراز در همه شئون هستی ساری و جاری است.
📘فراز و فرود فکر فلسفی
(اثر جدید استاد دکتر ابراهیمی دینانی، ص۱۷۲)
🍃 @DrEbrahimiDinani
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from اتچ بات
احوال و انديشه مولانا در #كتاب_آينه_جان – دكتر #آرش_نراقي ( دانشیار دین و فلسفه ، دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا )
بخشی از مقدمه کتاب 👇👇👇
"احوال و اندیشههای #مولانا چشم و زبان و نیز مفاهیمی در اختیار ما میگذارد كه به مثابه آینهای فرهنگی، ما را در درك خویشتن و وضعیت بشریمان در این جهان یاری میكند.
كتاب حاضر در 8 فصل ، مجموعه #مقالاتی است درباره جهاناندیشی مولانا و بازتابنده تجربههای شخصی او در این سیر الهامبخش.
🍇چهار مقاله نخست نگاهی است به پارهای از سویههای درونی زندگی مولانا از دوران #كودكی تا هنگام #مرگ.
🍇مقاله پنجم با عنوان «#بخوانید_مرا» درباره دعا، یا رابطه زبانی میان انسان و خداوند است.
🍇در مقاله پنجم تحت عنوان «در #پنجه_تقلیب_رب» انواع تحولات روحی سالك طریق و نقش و معنای آن تحولات از منظر مولانا مورد بررسی قرار گرفته است.
🍇مقاله هفتم «#مفهوم_فقر» است و 🍇مقاله هشتم با عنوان «#بار_عدم» درباره مفهوم عدم كه سرچشمه سوگناك زندگی بشر در این عالم تلقی میشود از دیدگاه مولانا و خیام است.
سعی نگارنده بر آن بوده است كه نگاهی كمابیش تازه بر پارهای از زوایای زندگی و تعالیم مولانا بیافكند.
☝️☝️☝️☝️
(( در کل، «#آینه_جان» را کتابی خواندنی می دانم که در حجمی بسیار کم، مطالبی بسیار عمیق را بیان کرده است.
کتابی که هم برای مبتدیان و هم برای پژوهشگرانِ حوزه مولانا پژوهی، گهرهای تابناک در دست دارد، با تقسیم بندی هایی راهگشا و نثری دلگشا، روان و روشن. دکتر نراقی با تسلط بر #اندیشه_های_مولانا، در بیشتر موارد استشهادات مطابق واقع و موجه به ابیات ِمولانا داشته، برخلاف ِ بیماریی که برخی از #مولانا_پژوهان به آن مبتلا شده اند، که صحبت خود را در دهان مولانا می گذارند و در بسیاری از موارد، استشهادات ِآن ها به ابیات مولانا، با تصورات ِ آن ها از اندیشه های مولانا؛ تقریباً نسبتی ندارند.
خواندن این کتاب برای افرادی که خواهانِ شناختِ #جهان_اندیشگی_مولانا هستند توصیه می شود، اگر هم به هر دلیلی نمی توانند تمام این کتاب کم حجم را بخوانند، پیشنهاد می شود فصول چهارم و هشتم را حتماً بخوانند، که حقیقتاً این فصول استادانه نوشته شده و حامل ِ گهرهایِ درخشانی است، و شاید بتوان این میناگری های دکتر نراقی را اعجاز ِ ایجاز خواند.
منبع: منتشر شده در روزنامه شهروند، 26 آذر 1392 ))☝️☝️☝️☝️
” از منظر مولانا آن کس که از خود #خالی شود و به مقام #خاموشی رسد ، خالی نمی ماند و از #خداوند پر میشود"
ص 99
https://telegram.me/eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com
بخشی از مقدمه کتاب 👇👇👇
"احوال و اندیشههای #مولانا چشم و زبان و نیز مفاهیمی در اختیار ما میگذارد كه به مثابه آینهای فرهنگی، ما را در درك خویشتن و وضعیت بشریمان در این جهان یاری میكند.
كتاب حاضر در 8 فصل ، مجموعه #مقالاتی است درباره جهاناندیشی مولانا و بازتابنده تجربههای شخصی او در این سیر الهامبخش.
🍇چهار مقاله نخست نگاهی است به پارهای از سویههای درونی زندگی مولانا از دوران #كودكی تا هنگام #مرگ.
🍇مقاله پنجم با عنوان «#بخوانید_مرا» درباره دعا، یا رابطه زبانی میان انسان و خداوند است.
🍇در مقاله پنجم تحت عنوان «در #پنجه_تقلیب_رب» انواع تحولات روحی سالك طریق و نقش و معنای آن تحولات از منظر مولانا مورد بررسی قرار گرفته است.
🍇مقاله هفتم «#مفهوم_فقر» است و 🍇مقاله هشتم با عنوان «#بار_عدم» درباره مفهوم عدم كه سرچشمه سوگناك زندگی بشر در این عالم تلقی میشود از دیدگاه مولانا و خیام است.
سعی نگارنده بر آن بوده است كه نگاهی كمابیش تازه بر پارهای از زوایای زندگی و تعالیم مولانا بیافكند.
☝️☝️☝️☝️
(( در کل، «#آینه_جان» را کتابی خواندنی می دانم که در حجمی بسیار کم، مطالبی بسیار عمیق را بیان کرده است.
کتابی که هم برای مبتدیان و هم برای پژوهشگرانِ حوزه مولانا پژوهی، گهرهای تابناک در دست دارد، با تقسیم بندی هایی راهگشا و نثری دلگشا، روان و روشن. دکتر نراقی با تسلط بر #اندیشه_های_مولانا، در بیشتر موارد استشهادات مطابق واقع و موجه به ابیات ِمولانا داشته، برخلاف ِ بیماریی که برخی از #مولانا_پژوهان به آن مبتلا شده اند، که صحبت خود را در دهان مولانا می گذارند و در بسیاری از موارد، استشهادات ِآن ها به ابیات مولانا، با تصورات ِ آن ها از اندیشه های مولانا؛ تقریباً نسبتی ندارند.
خواندن این کتاب برای افرادی که خواهانِ شناختِ #جهان_اندیشگی_مولانا هستند توصیه می شود، اگر هم به هر دلیلی نمی توانند تمام این کتاب کم حجم را بخوانند، پیشنهاد می شود فصول چهارم و هشتم را حتماً بخوانند، که حقیقتاً این فصول استادانه نوشته شده و حامل ِ گهرهایِ درخشانی است، و شاید بتوان این میناگری های دکتر نراقی را اعجاز ِ ایجاز خواند.
منبع: منتشر شده در روزنامه شهروند، 26 آذر 1392 ))☝️☝️☝️☝️
” از منظر مولانا آن کس که از خود #خالی شود و به مقام #خاموشی رسد ، خالی نمی ماند و از #خداوند پر میشود"
ص 99
https://telegram.me/eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
😳ماجرایي واقعی از بسط #خرافات در #عقاید
یکی از #شاگردان مرحوم استاد آیه اله#ایزدی از بزرگان فقه و فلسفه در استان اصفهان از قول ایشان نقل میکنند که :
#من و دیگر دوستم در اوایل #طلبگی جهت درس خواندن ، از نجف آباد به #اصفهان می رفتیم . ( 80 سال پیش )
چون پول کرایه را نداشتیم ، اجبارا مسیر 30 کیلومتری را #پیاده می رفتیم .
یک روز ، جهت #نشانه_گذاری مسیر ، به یکی از #درختان که بزرگتر و مشخص تر بود نخ یا #پارچه ای بستیم .
پس از چندی که از آن مسیر می گذشتیم ،وقتی به آن درخت رسیدیم ، با وضعیت عجیب و اسفناکی روبرو شدیم .
مردمی را دیدیم که به آن درخت ، انواع نخ ها و پارچه ها جهت #حاجت بسته بودند و حتی#نذری می پختند و .. .
از کار خودمان بسیار ناراحت شدیم که باعث چنین وضع خرافی و زشت گشته ایم .
تصمیم گرفتیم درخت را #قطع کنیم .
#روزی که در آن حوالی کسی نبود ، درخت را بریدیم و از آن محل دور کردیم .
فردای آن روز ، افرادی را دیدیم که #دور_ریشه درخت گریه و #مویه می کنند و بر عامل قطع آن نفرین .
برای آنها از #توحید و خداوند و بی شریک بودنش ، سخنها گفتیم ولی کو گوش شنوا ، که متهم به #کفر هم شدیم .
#راه_خود کج کردیم و رفتیم .
اما چه کنیم ، از دست #مردمانی که سالهاست #راه را کج می روند !!؟
محمد صالحی 18/8/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
یکی از #شاگردان مرحوم استاد آیه اله#ایزدی از بزرگان فقه و فلسفه در استان اصفهان از قول ایشان نقل میکنند که :
#من و دیگر دوستم در اوایل #طلبگی جهت درس خواندن ، از نجف آباد به #اصفهان می رفتیم . ( 80 سال پیش )
چون پول کرایه را نداشتیم ، اجبارا مسیر 30 کیلومتری را #پیاده می رفتیم .
یک روز ، جهت #نشانه_گذاری مسیر ، به یکی از #درختان که بزرگتر و مشخص تر بود نخ یا #پارچه ای بستیم .
پس از چندی که از آن مسیر می گذشتیم ،وقتی به آن درخت رسیدیم ، با وضعیت عجیب و اسفناکی روبرو شدیم .
مردمی را دیدیم که به آن درخت ، انواع نخ ها و پارچه ها جهت #حاجت بسته بودند و حتی#نذری می پختند و .. .
از کار خودمان بسیار ناراحت شدیم که باعث چنین وضع خرافی و زشت گشته ایم .
تصمیم گرفتیم درخت را #قطع کنیم .
#روزی که در آن حوالی کسی نبود ، درخت را بریدیم و از آن محل دور کردیم .
فردای آن روز ، افرادی را دیدیم که #دور_ریشه درخت گریه و #مویه می کنند و بر عامل قطع آن نفرین .
برای آنها از #توحید و خداوند و بی شریک بودنش ، سخنها گفتیم ولی کو گوش شنوا ، که متهم به #کفر هم شدیم .
#راه_خود کج کردیم و رفتیم .
اما چه کنیم ، از دست #مردمانی که سالهاست #راه را کج می روند !!؟
محمد صالحی 18/8/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from نغمه های سكوت
ما راه پيماياني هستيم در مسير زندگي نه افرادي در ميدان مسابقه https://telegram.me/naghmehsokout
