🖍مباحثي در #موضوع_امام_حسين(ع)
در كانال باورهاي قديم و انديشه هاي نو
😍 #هدف_امام حسین در نهضت خود
https://telegram.me/beshnofekrkon/666
و #مطالب_زیر :
1- نگاهی دیگر به زندگی سیاسی امام حسین(ع)
https://t.me/beshnofekrkon/971
2- مرواريدهايي از زبان امام حسين ( ع )
https://telegram.me/beshnofekrkon/327
3- جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) – 1 ( در 9 قسمت )
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
4- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) – در 9 قسمت
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
5- اجمالی از زندگی امام حسین (ع) - در 15 قسمت
https://telegram.me/beshnofekrkon/614
6- روز شمار حرکت امام حسین در دهه اول محرم ۶۱ هجری
https://t.me/beshnofekrkon/981
7- روز_شمار حرکت امام حسین در بعد از عاشورا تا اربعین محرم ۶۱ هجری
https://t.me/beshnofekrkon/984
8- بررسی اجمالي كتب تحریفساز عاشورا
https://t.me/beshnofekrkon/976
9- تعداد فرزندان امام حسين(ع ) و حضور آنها در واقعهي كربلا چگونه بود؟
https://t.me/beshnofekrkon/980
10- آيا امام حسين باغي ( شورشي ) بود ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/586
11- هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
12- معرفی امام حسین (ع) به مردم آمریکا؛
https://telegram.me/beshnofekrkon/595
13- آیا رمان عشقی امام حسین (ع) و اورینب حقیقت دارد ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/607
14- آیا حضور امام حسین(ع) در حمله اعراب به ایران حقیقت دارد ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/616
15- چند دليل مبني بر مردود بودن انتساب امام سجاد(ع) به شهربانو دختر يزدگرد
https://telegram.me/beshnofekrkon/624
16- آيا شهربانو دختر يزدگرد ، بعنوان مادر امام سجاد حقيقت دارد ؟ 1
https://t.me/beshnofekrkon/985
17- امام حسین پشنهاد بیعت با یزید نداده است
https://t.me/beshnofekrkon/1002
18- پاسخ به نقد دوم خانم محمد زاده
https://t.me/beshnofekrkon/1004
در كانال باورهاي قديم و انديشه هاي نو
😍 #هدف_امام حسین در نهضت خود
https://telegram.me/beshnofekrkon/666
و #مطالب_زیر :
1- نگاهی دیگر به زندگی سیاسی امام حسین(ع)
https://t.me/beshnofekrkon/971
2- مرواريدهايي از زبان امام حسين ( ع )
https://telegram.me/beshnofekrkon/327
3- جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) – 1 ( در 9 قسمت )
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
4- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) – در 9 قسمت
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
5- اجمالی از زندگی امام حسین (ع) - در 15 قسمت
https://telegram.me/beshnofekrkon/614
6- روز شمار حرکت امام حسین در دهه اول محرم ۶۱ هجری
https://t.me/beshnofekrkon/981
7- روز_شمار حرکت امام حسین در بعد از عاشورا تا اربعین محرم ۶۱ هجری
https://t.me/beshnofekrkon/984
8- بررسی اجمالي كتب تحریفساز عاشورا
https://t.me/beshnofekrkon/976
9- تعداد فرزندان امام حسين(ع ) و حضور آنها در واقعهي كربلا چگونه بود؟
https://t.me/beshnofekrkon/980
10- آيا امام حسين باغي ( شورشي ) بود ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/586
11- هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
12- معرفی امام حسین (ع) به مردم آمریکا؛
https://telegram.me/beshnofekrkon/595
13- آیا رمان عشقی امام حسین (ع) و اورینب حقیقت دارد ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/607
14- آیا حضور امام حسین(ع) در حمله اعراب به ایران حقیقت دارد ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/616
15- چند دليل مبني بر مردود بودن انتساب امام سجاد(ع) به شهربانو دختر يزدگرد
https://telegram.me/beshnofekrkon/624
16- آيا شهربانو دختر يزدگرد ، بعنوان مادر امام سجاد حقيقت دارد ؟ 1
https://t.me/beshnofekrkon/985
17- امام حسین پشنهاد بیعت با یزید نداده است
https://t.me/beshnofekrkon/1002
18- پاسخ به نقد دوم خانم محمد زاده
https://t.me/beshnofekrkon/1004
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
هدف امام حسین(ع) در نهضت خود - 1
قرنهاست که سرگذشت راهبران دینی ، از پیامبر(ص) گرفته تا ایمه(ع) و دیگر عالمان ، در صدها کتاب ولی مضامین تکراری و بیشتر با نگاه های#قدسی و #فوق انسانی و ماورایی نوشته شده است .
شاید در گذشته این نوع نگاه ، پذیرفته و حتی قابل…
قرنهاست که سرگذشت راهبران دینی ، از پیامبر(ص) گرفته تا ایمه(ع) و دیگر عالمان ، در صدها کتاب ولی مضامین تکراری و بیشتر با نگاه های#قدسی و #فوق انسانی و ماورایی نوشته شده است .
شاید در گذشته این نوع نگاه ، پذیرفته و حتی قابل…
باورهای قدیم و اندیشه های نو pinned «#تفاوتِ مفاهیم معنا ، اهداف و ارزشهای زندگی- ۱ #انسان_مدرن، بیش از هر زمان دیگر با #سوال_بزرگ " #چرا_زندگی_میکنم و من زیستنم را با چه بها و ارزشی ادامه دهم؟ " مواجه است. و این #سوال است که او را با مفاهیمی بنام " #معنای زندگی، #اهداف زندگی و #ارزشهای زندگی "…»
باورهای قدیم و اندیشه های نو pinned «آيا امام حسين باغي ( شورشي ) بود ؟ اخيرا بعض دوستان اظهار نظر ميكنند كه : کار امام حسین خلاف قوانین موضوعه آن زمان پیرامون خلافت اسلامی بوده و ایشان باغی میباشند . ( و حكم باغي در فقه ، اعدام است . ) در اين مختصر ، فرصتي براي پرداختن به مسئله و بررسي مستندات…»
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
❤️اجمالی از زندگی امام حسین (ع)❤️
الف ) سال نگار زندگی🍁
۱- 4 تا 11 هجری قمری : عصر پیامبر (ص)
۲- 11 تا 35 ه ق : عصر خلفا
۳- 36 تا 40 ه ق : عصر امام علی (ع)
۴- 41 تا 50 ه ق : عصر امام حسن (ع)
۵- 51 تا 61 ه ق : عصر امامت امام (ع) { 50 تا 60 ه ق : خلافت معاویه - 60 تا 61 ه ق : خلافت یزید ( تقریبا 6 ماه ) }
ب ) روز نگار دوره امامت🍁
۱- 15 رجب سال 60 ه ق : مرگ معاویه و آغاز خلافت یزید
۲- 27 رجب : ملاقات اجباری امام با ولید والی مدینه جهت اخذ بیعت با یزید - مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 184
۳- 28 رجب : خروج اضطراری امام (برای عدم بيعت و حفظ جان ) از مدینه - تاریخ طبرى، ج7، ص205
۴- 3 شعبان : ورود امام به مکه ( 6 روز در راه بوده ) - تاریخ طبرى، ج7، ص258
۵- 10 تا 15 رمضان : رسیدن نامه های کوفیان ، برای پذیرش رهبری آنها - تاریخ طبرى، ج7، ص219
۶- 15 رمضان : اعزام مسلم به کوفه جهت بررسی اوضاع و صحت سنجي دعوت کوفیان - تاریخ طبرى، ج7، ص212
۷- 5 شوال : رسیدن مسلم به کوفه ( 8 روز در راه مکه – مدینه و 12 روز در راه مدینه – کوفه بوده است . )
۸- 12 ذی القعده : ارسال نامه برای امام توسط مسلم و دعوت حضور سریع امام ( 37 روز بررسی اوضاع کوفه – خرید سلاح و اخذ بیعت تا 18000 نفر – تشکیل لشکر مسلح 4000 نفری و ... ) - تاریخ طبرى، ج7، ص278 و 214
۹- 24 ذی القعده : رسیدن نامه مسلم به امام جهت حرکت سریع بسوی کوفه ( شهید جاوید ص 205 )
۱۰ - 7 ذی الحجه : رسيدن نامه امام به اهل بصره . تاریخ طبرى، ج7، ص225
۱۱- 8 ذی الحجه : ورود تیم ترور یزید به مکه و خروج امام از مکه ( امام 125روز در مکه بودند – بعد از نامه مسلم ، جهت مذاکره با حاجیان در ایام حج ، 14 روز تاخیر می کنند – ص 206 و 213 شهید جاوید ) - تاریخ طبرى، ج7، ص258
۱۲- 8 ذی الحجه : ورود ابن زیاد به کوفه - تاریخ طبرى، ج7، ص227
۱۳- 8 ذی الحجه : دستگیری هانی و محاصره کاخ ابن زیاد توسط مسلم و 4000 نفر یارانش - تاریخ طبرى، ج7، ص241
۱۴- 9 ذی الحجه : ارسال نامه امام برای مردم کوفه ، توسط قیس بن مسهر جهت اعلام حرکت خود و آمادگی مردم جهت ورود امام به کوفه - تاریخ طبرى، ج7، ص277
۱۵- 9 ذی الحجه : شهادت مسلم
۱۶- 20 ذی الحجه : اطلاع امام از شهادت مسلم و قیس و مشورت با همراهان و تصمیم به ادامه راه بدلیل اصرار 5 برادر مسلم و نظر دیگران مبنی بر تفاوت شخصیت امام با مسلم و اطمینان به حمایت کوفیان - تاریخ طبرى، ج7، ص281
۱۷- 27 ذی الحجه : برخورد امام با حر و درخواست بازگشت در دو مرحله قبل از نماز ظهر و بعد از عصر - طبرى ، ج7، ص287
۱۸- 2 محرم سال 61 ه ق : ورود امام به کربلا - تاریخ طبرى، ج7، ص297
۱۹- 3 محرم : پاسخ امام به فرستاده عمر سعد و درخواست اجازه بازگشت - تاریخ طبرى، ج7، ص300
۲۰- 5 محرم : تمام ورودی های کربلا توسط نیروهای ابن زیاد بسته می شود
۲۱- 7 محرم : بستن آب بر روی امام - تاریخ طبرى، ج7، ص302
۲۲- 8 محرم : مذاکره با عمر سعد جهت جلوگیری از جنگ به دعوت امام و اطلاع آن به ابن زیاد – آوردن 20 مشک آّب با هجوم نظامی عباس و چند تن از یاران - تاریخ طبرى، ج7، ص304
۲۳- 9 محرم : نوشتن نامه توسط ابن زیاد به تحریک شمر ، به عمر سعد ، که غائله را با بیعت یا کشتن امام خاتمه بده . - تاریخ طبرى، ج7، ص305
۲۴- 9 محرم : سخنرانی امام برای اصحاب و برداشتن بیعت خود و اعلام ماندن همه آنها - تاریخ طبرى، ج7، ص310
۲۵- 10 محرم : سخنرانی امام در دو نوبت و اعلام هدف خود ، یادآوری نامه های کوفیان و درخواست اجازه بازگشت مجدد ( در مرتبه پنجم ) – مذاکره مجدد با عمرسعد و تقبیح او از جنگ . ( طبری ج7 ص 320 به بعد )
۲۶- 10 محرم : رد کردن پیشنهاد قیس بن اشعث مبنی بر تسلیم و گرفتن امان ، بدلیل این که مسلم و هانی را نیز به همین حیله کشتید . ( طبری ج7 ص 321 )
۲۷- 10 محرم : پیوستن حر به همراه غلام و 30 نفر دیگر به اردوی امام - تاریخ طبرى، ج7، ص323
۲۸- 10 محرم : شهادت یاران و امام - حمله به خیمه ها و غارت و آتش زدن آنها و اسیر کردن مابقی💔
۲۹- 11 محرم : حرکت اسرا از کربلا بسوی کوفه - تاریخ طبرى، ج7، ص361
۳۰- 11 محرم : دفن شهیدان توسط مردان قبیله اسد - تاریخ طبرى، ج7، ص360
۳۱- 19 محرم : حرکت اسرا بسوی شام - تاریخ طبرى، ج7، ص366
۳۲- 1 صفر : ورود اسرا به شام ( 21 روز در راه بودند )
۳۳- 20 صفر : خروج اسرا از شام بسوی مدینه ( اربعين شهادت امام )
۳۴- 20 صفر : ورود جابر انصاری به کربلا
تحقیق : محمد صالحی – 27/ 8 / 91– مصادف با اول محرم
توجه : منبع مذکور در متن ، ج ۷ فارسی از فایل پی دی اف کتاب طبری است .
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
الف ) سال نگار زندگی🍁
۱- 4 تا 11 هجری قمری : عصر پیامبر (ص)
۲- 11 تا 35 ه ق : عصر خلفا
۳- 36 تا 40 ه ق : عصر امام علی (ع)
۴- 41 تا 50 ه ق : عصر امام حسن (ع)
۵- 51 تا 61 ه ق : عصر امامت امام (ع) { 50 تا 60 ه ق : خلافت معاویه - 60 تا 61 ه ق : خلافت یزید ( تقریبا 6 ماه ) }
ب ) روز نگار دوره امامت🍁
۱- 15 رجب سال 60 ه ق : مرگ معاویه و آغاز خلافت یزید
۲- 27 رجب : ملاقات اجباری امام با ولید والی مدینه جهت اخذ بیعت با یزید - مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 184
۳- 28 رجب : خروج اضطراری امام (برای عدم بيعت و حفظ جان ) از مدینه - تاریخ طبرى، ج7، ص205
۴- 3 شعبان : ورود امام به مکه ( 6 روز در راه بوده ) - تاریخ طبرى، ج7، ص258
۵- 10 تا 15 رمضان : رسیدن نامه های کوفیان ، برای پذیرش رهبری آنها - تاریخ طبرى، ج7، ص219
۶- 15 رمضان : اعزام مسلم به کوفه جهت بررسی اوضاع و صحت سنجي دعوت کوفیان - تاریخ طبرى، ج7، ص212
۷- 5 شوال : رسیدن مسلم به کوفه ( 8 روز در راه مکه – مدینه و 12 روز در راه مدینه – کوفه بوده است . )
۸- 12 ذی القعده : ارسال نامه برای امام توسط مسلم و دعوت حضور سریع امام ( 37 روز بررسی اوضاع کوفه – خرید سلاح و اخذ بیعت تا 18000 نفر – تشکیل لشکر مسلح 4000 نفری و ... ) - تاریخ طبرى، ج7، ص278 و 214
۹- 24 ذی القعده : رسیدن نامه مسلم به امام جهت حرکت سریع بسوی کوفه ( شهید جاوید ص 205 )
۱۰ - 7 ذی الحجه : رسيدن نامه امام به اهل بصره . تاریخ طبرى، ج7، ص225
۱۱- 8 ذی الحجه : ورود تیم ترور یزید به مکه و خروج امام از مکه ( امام 125روز در مکه بودند – بعد از نامه مسلم ، جهت مذاکره با حاجیان در ایام حج ، 14 روز تاخیر می کنند – ص 206 و 213 شهید جاوید ) - تاریخ طبرى، ج7، ص258
۱۲- 8 ذی الحجه : ورود ابن زیاد به کوفه - تاریخ طبرى، ج7، ص227
۱۳- 8 ذی الحجه : دستگیری هانی و محاصره کاخ ابن زیاد توسط مسلم و 4000 نفر یارانش - تاریخ طبرى، ج7، ص241
۱۴- 9 ذی الحجه : ارسال نامه امام برای مردم کوفه ، توسط قیس بن مسهر جهت اعلام حرکت خود و آمادگی مردم جهت ورود امام به کوفه - تاریخ طبرى، ج7، ص277
۱۵- 9 ذی الحجه : شهادت مسلم
۱۶- 20 ذی الحجه : اطلاع امام از شهادت مسلم و قیس و مشورت با همراهان و تصمیم به ادامه راه بدلیل اصرار 5 برادر مسلم و نظر دیگران مبنی بر تفاوت شخصیت امام با مسلم و اطمینان به حمایت کوفیان - تاریخ طبرى، ج7، ص281
۱۷- 27 ذی الحجه : برخورد امام با حر و درخواست بازگشت در دو مرحله قبل از نماز ظهر و بعد از عصر - طبرى ، ج7، ص287
۱۸- 2 محرم سال 61 ه ق : ورود امام به کربلا - تاریخ طبرى، ج7، ص297
۱۹- 3 محرم : پاسخ امام به فرستاده عمر سعد و درخواست اجازه بازگشت - تاریخ طبرى، ج7، ص300
۲۰- 5 محرم : تمام ورودی های کربلا توسط نیروهای ابن زیاد بسته می شود
۲۱- 7 محرم : بستن آب بر روی امام - تاریخ طبرى، ج7، ص302
۲۲- 8 محرم : مذاکره با عمر سعد جهت جلوگیری از جنگ به دعوت امام و اطلاع آن به ابن زیاد – آوردن 20 مشک آّب با هجوم نظامی عباس و چند تن از یاران - تاریخ طبرى، ج7، ص304
۲۳- 9 محرم : نوشتن نامه توسط ابن زیاد به تحریک شمر ، به عمر سعد ، که غائله را با بیعت یا کشتن امام خاتمه بده . - تاریخ طبرى، ج7، ص305
۲۴- 9 محرم : سخنرانی امام برای اصحاب و برداشتن بیعت خود و اعلام ماندن همه آنها - تاریخ طبرى، ج7، ص310
۲۵- 10 محرم : سخنرانی امام در دو نوبت و اعلام هدف خود ، یادآوری نامه های کوفیان و درخواست اجازه بازگشت مجدد ( در مرتبه پنجم ) – مذاکره مجدد با عمرسعد و تقبیح او از جنگ . ( طبری ج7 ص 320 به بعد )
۲۶- 10 محرم : رد کردن پیشنهاد قیس بن اشعث مبنی بر تسلیم و گرفتن امان ، بدلیل این که مسلم و هانی را نیز به همین حیله کشتید . ( طبری ج7 ص 321 )
۲۷- 10 محرم : پیوستن حر به همراه غلام و 30 نفر دیگر به اردوی امام - تاریخ طبرى، ج7، ص323
۲۸- 10 محرم : شهادت یاران و امام - حمله به خیمه ها و غارت و آتش زدن آنها و اسیر کردن مابقی💔
۲۹- 11 محرم : حرکت اسرا از کربلا بسوی کوفه - تاریخ طبرى، ج7، ص361
۳۰- 11 محرم : دفن شهیدان توسط مردان قبیله اسد - تاریخ طبرى، ج7، ص360
۳۱- 19 محرم : حرکت اسرا بسوی شام - تاریخ طبرى، ج7، ص366
۳۲- 1 صفر : ورود اسرا به شام ( 21 روز در راه بودند )
۳۳- 20 صفر : خروج اسرا از شام بسوی مدینه ( اربعين شهادت امام )
۳۴- 20 صفر : ورود جابر انصاری به کربلا
تحقیق : محمد صالحی – 27/ 8 / 91– مصادف با اول محرم
توجه : منبع مذکور در متن ، ج ۷ فارسی از فایل پی دی اف کتاب طبری است .
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - هشتم محرم
1- در روز هشتم امـام (ع ) , عباس را به فرماندهى سـى سـوار و ده پياده مامور تهيه آب كرد . هلال بن نافع جملى پيشاپيش پيادگان حركت مى كرد .
عـمـرو بـن حجاج گفت می توانید خودتان آب بنوشید ولی برای حسین نمی توانید ببرید .
جنگ سختى درگرفت . سواران مى جنگيدند و پيادگان مشكها را آب مى كردند . نهایتا ، ياران امام با بيست مشك پر از آب به خيمه ها برگشتند و اينجا بود كه حضرت , عباس را سقا لقب دادند . 1
2- در این روز "یزید بن حصین همدانی" با اجازه امام برای مذاکره با عمر بن سعد رفت و به او گفت : اگر تو خود را مسلمان ميپنداری پس چرا ... تصمیم به كشتن حسین گرفتهای و ..؟
عمر بن سعد گفت : ای همدانی! من ميدانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است ، من در لحظات حسّاسی قرار گرفتهام و نميدانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم ؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، ؟ ..
یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام (ع) رساند و گفت : عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند .2
3- امام (ع) مردی از یاران خود بنام "عمرو بن قرظة" را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند .
شب هنگام، امام (ع) با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند . امام (ع) به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود "عباس" و فرزندش "علياكبر" را نزد خود نگاه داشت . عمر بن سعد نیز فرزندش "حفص" و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد .
در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام (ع) كه فرمود : آیا ميخواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد . یك بار گفت : ميترسم خانهام را خراب كنند ! و ...
حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نميگردد، از جای برخاست در حالی كه ميفرمود : تو را چه ميشود ؟ .... . به خدا سوگند! من ميدانم كه از گندم عراق نخواهی خورد! ابن سعد با تمسخر گفت : جو عراق ما را بس است.3
4- در این چند مرحله مذاکره که تمام آنها به درخواست امام انجام گرفت و نشان از اراده قوی امام بر بازگشت و جلوگیری از جنگ داشت ، نتایج مثبتی بدست آمد .
5- عمر بن سعد، نامه ای رضایت بخش برای عبیدالله ارسال کرد و در آن یادآور شد : " خداوند متعال، آتش جنگ ما را خاموش کرد . زیرا حسین ، هم اینک حاضر است :
🍁 از همان جایی که آمده است ، برگردد
🍁و یا به سوی یکی از مرزهای کشور برود و بسان سایر مسلمانان زندگی کند . نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چیزی در میان نباشد
🍁 و یا به جانب شام نزد یزید رفته و اختلافش را با وی حل و فصل کند .
ای عبیدالله ، این پیشامد، هم می تواند موجب خرسندی تو و هم موجب اصلاح امت باشد ". 4
6- وقتى كه اين نامه به عبيدالله زياد رسيد ، گفت : الحق كه اين نامه را مردى نوشته كه خيرخواه امير و دلسوز قومش مى باشد .
در این لحظه ، شمر برخاست و گفت : اكنون كه حسين در سرزمين تحت فرمان تو گرفتار شده ، اين سخنان را از او مى پذيرى ؟ قسم به خدا، اگر پيش از آنكه دست در دست تو بگذارد از اينجا برود، نيرو و شوكتش فزونى گيرد و برعكس ، نيرو و توان تو رو به سستى و كاستى خواهد نهاد ! چنين امكانى را به او مده كه بيانگر ترس و درماندگى توست ....
7- ابن زياد پس از شنيدن سخنان شمر گفت : خوب فهميدى و راءى درست همان است كه تو انديشيده اى !5
8- سپس نامه ای برای عمر سعد نوشت و توسط شمر برایش فرستاد .
" اما بعد، من تو را به سوى حسين نفرستاده بودم كه با او مدارا كرده ، كارش را به تاءخير و تعويق اندازى و بقا و سلامتش را آرزو كنى و از او در نزد من به شفاعت برخيزى .
خوب توجه كن ! اگر حسين و يارانش سر به فرمان من نهادند و تسليم راءى من شدند، آنها را همگى سالم به خدمت من بفرست ، و اگر زير بار نرفتند، بر آنان بتاز و همه را از پاى درآور و مثله كن كه در خور چنين رفتارى هستند ! ....
اينك اگر تو فرمان ما را به كار بردى ، پاداش فرمانبرداران را خواهى يافت . در غير اين صورت ، از فرماندهى سپاه ما كناره گير و زمام كار را به عهده شمر بگذار و اداره سپاه را به وى بسپار كه ما دستورهاى لازم را به او داده ايم . والسلام ."6
زیرنویسها :
1- مقتل خوارزمى , ج 1, صص 5ـ244. و طبری ص 3007 ( ج 7 الکترونیکی – ص 303 )
2- كشف الغمة، ج2، ص47.
3- بحارالانوار، ج44، ص388. و مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 245
4- ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.
5- و 6 - طبری ص 3010 ( ج 7 الکترونیکی – ص 305 ) و حماسۀ حسینی، مرتضی مطهری، جلد دوم، صفحه139
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- در روز هشتم امـام (ع ) , عباس را به فرماندهى سـى سـوار و ده پياده مامور تهيه آب كرد . هلال بن نافع جملى پيشاپيش پيادگان حركت مى كرد .
عـمـرو بـن حجاج گفت می توانید خودتان آب بنوشید ولی برای حسین نمی توانید ببرید .
جنگ سختى درگرفت . سواران مى جنگيدند و پيادگان مشكها را آب مى كردند . نهایتا ، ياران امام با بيست مشك پر از آب به خيمه ها برگشتند و اينجا بود كه حضرت , عباس را سقا لقب دادند . 1
2- در این روز "یزید بن حصین همدانی" با اجازه امام برای مذاکره با عمر بن سعد رفت و به او گفت : اگر تو خود را مسلمان ميپنداری پس چرا ... تصمیم به كشتن حسین گرفتهای و ..؟
عمر بن سعد گفت : ای همدانی! من ميدانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است ، من در لحظات حسّاسی قرار گرفتهام و نميدانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم ؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، ؟ ..
یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام (ع) رساند و گفت : عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند .2
3- امام (ع) مردی از یاران خود بنام "عمرو بن قرظة" را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند .
شب هنگام، امام (ع) با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند . امام (ع) به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود "عباس" و فرزندش "علياكبر" را نزد خود نگاه داشت . عمر بن سعد نیز فرزندش "حفص" و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد .
در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام (ع) كه فرمود : آیا ميخواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد . یك بار گفت : ميترسم خانهام را خراب كنند ! و ...
حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نميگردد، از جای برخاست در حالی كه ميفرمود : تو را چه ميشود ؟ .... . به خدا سوگند! من ميدانم كه از گندم عراق نخواهی خورد! ابن سعد با تمسخر گفت : جو عراق ما را بس است.3
4- در این چند مرحله مذاکره که تمام آنها به درخواست امام انجام گرفت و نشان از اراده قوی امام بر بازگشت و جلوگیری از جنگ داشت ، نتایج مثبتی بدست آمد .
5- عمر بن سعد، نامه ای رضایت بخش برای عبیدالله ارسال کرد و در آن یادآور شد : " خداوند متعال، آتش جنگ ما را خاموش کرد . زیرا حسین ، هم اینک حاضر است :
🍁 از همان جایی که آمده است ، برگردد
🍁و یا به سوی یکی از مرزهای کشور برود و بسان سایر مسلمانان زندگی کند . نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چیزی در میان نباشد
🍁 و یا به جانب شام نزد یزید رفته و اختلافش را با وی حل و فصل کند .
ای عبیدالله ، این پیشامد، هم می تواند موجب خرسندی تو و هم موجب اصلاح امت باشد ". 4
6- وقتى كه اين نامه به عبيدالله زياد رسيد ، گفت : الحق كه اين نامه را مردى نوشته كه خيرخواه امير و دلسوز قومش مى باشد .
در این لحظه ، شمر برخاست و گفت : اكنون كه حسين در سرزمين تحت فرمان تو گرفتار شده ، اين سخنان را از او مى پذيرى ؟ قسم به خدا، اگر پيش از آنكه دست در دست تو بگذارد از اينجا برود، نيرو و شوكتش فزونى گيرد و برعكس ، نيرو و توان تو رو به سستى و كاستى خواهد نهاد ! چنين امكانى را به او مده كه بيانگر ترس و درماندگى توست ....
7- ابن زياد پس از شنيدن سخنان شمر گفت : خوب فهميدى و راءى درست همان است كه تو انديشيده اى !5
8- سپس نامه ای برای عمر سعد نوشت و توسط شمر برایش فرستاد .
" اما بعد، من تو را به سوى حسين نفرستاده بودم كه با او مدارا كرده ، كارش را به تاءخير و تعويق اندازى و بقا و سلامتش را آرزو كنى و از او در نزد من به شفاعت برخيزى .
خوب توجه كن ! اگر حسين و يارانش سر به فرمان من نهادند و تسليم راءى من شدند، آنها را همگى سالم به خدمت من بفرست ، و اگر زير بار نرفتند، بر آنان بتاز و همه را از پاى درآور و مثله كن كه در خور چنين رفتارى هستند ! ....
اينك اگر تو فرمان ما را به كار بردى ، پاداش فرمانبرداران را خواهى يافت . در غير اين صورت ، از فرماندهى سپاه ما كناره گير و زمام كار را به عهده شمر بگذار و اداره سپاه را به وى بسپار كه ما دستورهاى لازم را به او داده ايم . والسلام ."6
زیرنویسها :
1- مقتل خوارزمى , ج 1, صص 5ـ244. و طبری ص 3007 ( ج 7 الکترونیکی – ص 303 )
2- كشف الغمة، ج2، ص47.
3- بحارالانوار، ج44، ص388. و مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 245
4- ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.
5- و 6 - طبری ص 3010 ( ج 7 الکترونیکی – ص 305 ) و حماسۀ حسینی، مرتضی مطهری، جلد دوم، صفحه139
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
نگاهی دیگر به #زندگی_سیاسی_امام_حسین(ع) - 1
❤️امام حسین(ع) از #تاثیرگذارترین نام آوران تاریخ در حرکتهای شیعی و حتی غیر آن در قرون متمادی بوده است . و همین امر باعث #برداشتهای مختلف و حتی #متناقض از دوره شش ماهه آخر عمر ایشان شده است بگونه ای که #هدف او را از #شهادت طلبی تا #حکومت خواهی و حتی بعضا #باغی نوشته اند .
🌷اما آنچه که در همه تحلیلهای قبلی #مغفول مانده ، #تاسی ایشان به پیامبر(ص) ، پدر و برادر بزرگوارشان در #اندیشه_سیاسی و گزینش مشی متناسب با آن بوده است .
🌹در این مجال سعی می شود در چند بند ، #نگاهی_دیگر به زندگی سیاسی امام انداخته شود :
🌈1- دوره #شش_ماهه آخر عمر امام ( در حکومت یزید ) به هیچوجه از #باقی_عمر ایشان جدا نبوده و ایشان #تصمیم و یا مشی سیاسی #جدیدی اتخاذ نکردند .
🌈2- #اندیشه_سیاسی ایشان در همه عمر ، همانند جد و پدر و برادرشان ، #پالایش_تدین مردم از پوچی و بدعتها ، اخلاقیات مردم از خرافات و جهالتها و نیز #اصلاح_طلبی در مواجهه با نظام سیاسی عصر خود ، #بدون_استفاده_از_شمشیر و یا قیام مسلحانه بود .
🌹#به_شواهد :
🍢• فَاِنَّ #السُّنَّةَ قَد اُميتَتْ وَ #الْبِدْعَةَ قَد اُحْيِيَتْ - طبرى ، ج 7، ص 240
🍢• الا ترون الى #الحق لا يعمل به و الى #الباطل لا يتناهى عنه .... – تاريخ طبرى، ج7، ص300
🍢• من راى #سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله .. يعمل فى عباد الله بالاثم و العدوان ..... - تاريخ طبرى، ج7، ص300
🍢• انما خرجت #لطلب_الاصلاح فى امة جدى - مقتل خوارزمى ، ج1، ص188
🌈3- از آنجا که امام #حکومت معاویه و یزید را فاسد دانسته و اصلاحات اساسی را در اصلاح نظام سیاسی می دانستند ، در هر فرصتی و از هر ابزار فرهنگی و سیاسی برای #افشاگری و #مخالفت استفاده می کردند :
🌹#به_شواهد :
🍢• افشای #مفاسد_معاویه در موقعیتهای مختلف از جمله در #حج - تاریخ طبری، ج 3، ص 248
🍢• #بیعت_نکردن با معاویه پس از صلح برادرش - ترجمه کتاب سیاست و امامت ص 188
🍢• #بیعت_نکردن با یزید چه هنگام معرفی توسط معاویه ( فرهنگ سخنان امام ص 362 ) و چه در خلافت خود یزید - الطبری ج 5 ص 339 و ابناعثم، همان، ص23
🌈4- با توجه به آنکه امام #پیگیری اهداف اصلاحی خود را از مهمترین وظایف خود می دانستند لذا در هر شرایطی از #مواجهه_مستقیم_نظامی که منجر به آسیب جدی و کشته شدن خود و خانواده اش بشود پرهیز می کردند .
🌹 #به_شواهد :
🍢• اعلام #پایبندی به صلح برادرش پس از شهادت او در #پاسخ به نامه معاویه - ما اريد حربك و لا الخلاف عليك - الاخبار الطوال، ص206 - 205
🍢• #فرار از مدینه به مکه ، پس از تهدید به قتل توسط ایادی حکومت در مدینه - با #خواندن آیه فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ قصص 21 لهوف ص 27
🍢• #فرار از مکه پس از شنیدن ورود تیم ترور حکومت به مکه - هیهات هیهات یا بن عمر ، اینها بیعت مرا می خواهند و اگر ابا نمایم ، بکشند .( #جواب امام به عبداله بن عمر مبنی بر ماندن در مکه ) ابن اعثم – ترجمه فتوح ص 838
🍢• #درخواست بازگشت از مسیری که آمده بود ، پس از مواجهه با #حر و اطمینان به عدم امکان پیگیری اهداف خود در کوفه - اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض - الطبری ج 5 ص 425 (و حتی در روز عاشورا )
🍢• #درخواست مذاکره با خود یزید در #مذاکرات روز 8 محرم با عمر سعد - ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.
🍢• #مخالفت جدی با پیشنهاد #شروع_جنگ در دوم محرم با آنکه دشمن نیروی زیادی نداشت (مَا كنت لأبدأهم بالقتال، الطبری ج 5 ص 409 ) و مخالفت با #تیراندازی به شمر در صبح عاشورا و ایجاد گسست در لشگر دشمن ( لا ترمه، فإني أكره أن أبدأهم الطبری ج 5 ص 424 )
🌈5- پس از آنکه امام در #خروج از مکه ، همه #راه ها را بر خود بسته دیدند و #کشته شدن خود را در هر کجا که باشند قطعی دانستند ، تصمیم #عاقلانه ای که گرفتند #پناه بردن به شهر #کوفه بود که اکثریت مردم ، اعلام کتبی #حمایت از ایشان و اهداف اصلاحی او کرده بودند . فان كتب الى ... قرات فى كتبكم اقدم عليكم -تاريخ طبرى، ج7، ص235
☄️#ادامه_در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/972
محمد صالحی – 31/6/96 مصادف با اول محرم
❤️امام حسین(ع) از #تاثیرگذارترین نام آوران تاریخ در حرکتهای شیعی و حتی غیر آن در قرون متمادی بوده است . و همین امر باعث #برداشتهای مختلف و حتی #متناقض از دوره شش ماهه آخر عمر ایشان شده است بگونه ای که #هدف او را از #شهادت طلبی تا #حکومت خواهی و حتی بعضا #باغی نوشته اند .
🌷اما آنچه که در همه تحلیلهای قبلی #مغفول مانده ، #تاسی ایشان به پیامبر(ص) ، پدر و برادر بزرگوارشان در #اندیشه_سیاسی و گزینش مشی متناسب با آن بوده است .
🌹در این مجال سعی می شود در چند بند ، #نگاهی_دیگر به زندگی سیاسی امام انداخته شود :
🌈1- دوره #شش_ماهه آخر عمر امام ( در حکومت یزید ) به هیچوجه از #باقی_عمر ایشان جدا نبوده و ایشان #تصمیم و یا مشی سیاسی #جدیدی اتخاذ نکردند .
🌈2- #اندیشه_سیاسی ایشان در همه عمر ، همانند جد و پدر و برادرشان ، #پالایش_تدین مردم از پوچی و بدعتها ، اخلاقیات مردم از خرافات و جهالتها و نیز #اصلاح_طلبی در مواجهه با نظام سیاسی عصر خود ، #بدون_استفاده_از_شمشیر و یا قیام مسلحانه بود .
🌹#به_شواهد :
🍢• فَاِنَّ #السُّنَّةَ قَد اُميتَتْ وَ #الْبِدْعَةَ قَد اُحْيِيَتْ - طبرى ، ج 7، ص 240
🍢• الا ترون الى #الحق لا يعمل به و الى #الباطل لا يتناهى عنه .... – تاريخ طبرى، ج7، ص300
🍢• من راى #سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله .. يعمل فى عباد الله بالاثم و العدوان ..... - تاريخ طبرى، ج7، ص300
🍢• انما خرجت #لطلب_الاصلاح فى امة جدى - مقتل خوارزمى ، ج1، ص188
🌈3- از آنجا که امام #حکومت معاویه و یزید را فاسد دانسته و اصلاحات اساسی را در اصلاح نظام سیاسی می دانستند ، در هر فرصتی و از هر ابزار فرهنگی و سیاسی برای #افشاگری و #مخالفت استفاده می کردند :
🌹#به_شواهد :
🍢• افشای #مفاسد_معاویه در موقعیتهای مختلف از جمله در #حج - تاریخ طبری، ج 3، ص 248
🍢• #بیعت_نکردن با معاویه پس از صلح برادرش - ترجمه کتاب سیاست و امامت ص 188
🍢• #بیعت_نکردن با یزید چه هنگام معرفی توسط معاویه ( فرهنگ سخنان امام ص 362 ) و چه در خلافت خود یزید - الطبری ج 5 ص 339 و ابناعثم، همان، ص23
🌈4- با توجه به آنکه امام #پیگیری اهداف اصلاحی خود را از مهمترین وظایف خود می دانستند لذا در هر شرایطی از #مواجهه_مستقیم_نظامی که منجر به آسیب جدی و کشته شدن خود و خانواده اش بشود پرهیز می کردند .
🌹 #به_شواهد :
🍢• اعلام #پایبندی به صلح برادرش پس از شهادت او در #پاسخ به نامه معاویه - ما اريد حربك و لا الخلاف عليك - الاخبار الطوال، ص206 - 205
🍢• #فرار از مدینه به مکه ، پس از تهدید به قتل توسط ایادی حکومت در مدینه - با #خواندن آیه فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ قصص 21 لهوف ص 27
🍢• #فرار از مکه پس از شنیدن ورود تیم ترور حکومت به مکه - هیهات هیهات یا بن عمر ، اینها بیعت مرا می خواهند و اگر ابا نمایم ، بکشند .( #جواب امام به عبداله بن عمر مبنی بر ماندن در مکه ) ابن اعثم – ترجمه فتوح ص 838
🍢• #درخواست بازگشت از مسیری که آمده بود ، پس از مواجهه با #حر و اطمینان به عدم امکان پیگیری اهداف خود در کوفه - اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض - الطبری ج 5 ص 425 (و حتی در روز عاشورا )
🍢• #درخواست مذاکره با خود یزید در #مذاکرات روز 8 محرم با عمر سعد - ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.
🍢• #مخالفت جدی با پیشنهاد #شروع_جنگ در دوم محرم با آنکه دشمن نیروی زیادی نداشت (مَا كنت لأبدأهم بالقتال، الطبری ج 5 ص 409 ) و مخالفت با #تیراندازی به شمر در صبح عاشورا و ایجاد گسست در لشگر دشمن ( لا ترمه، فإني أكره أن أبدأهم الطبری ج 5 ص 424 )
🌈5- پس از آنکه امام در #خروج از مکه ، همه #راه ها را بر خود بسته دیدند و #کشته شدن خود را در هر کجا که باشند قطعی دانستند ، تصمیم #عاقلانه ای که گرفتند #پناه بردن به شهر #کوفه بود که اکثریت مردم ، اعلام کتبی #حمایت از ایشان و اهداف اصلاحی او کرده بودند . فان كتب الى ... قرات فى كتبكم اقدم عليكم -تاريخ طبرى، ج7، ص235
☄️#ادامه_در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/972
محمد صالحی – 31/6/96 مصادف با اول محرم
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
نگاهی دیگر به #زندگی_سیاسی_امام_حسین(ع) - 2
🌈6- اگر چه امام خود را بدلیل داشتن #شایستگیهای سیاسی و #خصایل انسانی عدالت طلبی و حق مداری ،#لایق_حکومت می دانستند ولی در همه عمر خود ، همانند پدر و برادرشان ، فقط بعنوان یک #ابزار به آن می نگریستند که اگر #مردم…
🌈6- اگر چه امام خود را بدلیل داشتن #شایستگیهای سیاسی و #خصایل انسانی عدالت طلبی و حق مداری ،#لایق_حکومت می دانستند ولی در همه عمر خود ، همانند پدر و برادرشان ، فقط بعنوان یک #ابزار به آن می نگریستند که اگر #مردم…
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
نگاهی دیگر به #زندگی_سیاسی_امام_حسین(ع) - 2
🌈6- اگر چه امام خود را بدلیل داشتن #شایستگیهای سیاسی و #خصایل انسانی عدالت طلبی و حق مداری ،#لایق_حکومت می دانستند ولی در همه عمر خود ، همانند پدر و برادرشان ، فقط بعنوان یک #ابزار به آن می نگریستند که اگر #مردم حاضر به #واگذاری آن به او باشند ، به #نیابت_آنها بپذیرد و #اهداف_اصلاحی خود را از عالیترین سطوح نظام دنبال نماید . ( نه به عنوان #هدف_اولیه خود بعنوان #حق_نصبی_الهی ) - نحن اولى بولاية هذا الامر من هؤلاء المدعين ماليس لهم و السائرين بالجور و العدوان - اعلام الورى، ص232
🌈7- پس از #تلاشهای مختلف امام ، حتی در روز عاشورا ، برای #جلوگیری از درگیری مسلحانه ، و #اطمینان به اینکه ، #ابن_زیاد جز به #کشتن او رضایت نمی دهد ، چه #ذلیلانه در اسارت (مانند ماجرای کشته شدن هانی و مسلم پس از تسلیم شدن - طبری ص 3025 ) ، و چه در #میدان_جنگ ( بدلیل خصومتهای تاریخی با خانواده امام و نیز خودبزرگ کردن نزد یزید ) ، #جنگیدن را حتی با منجر به #شهادت شرافتمندانه شدن را با #آغوش باز پدیرفتند . ( اَلْمَوْتُ اَوْلى مِنْ رُكُوبِ الْعارِ - مقتل عوالم )
🌹 و #در_یک_کلام :
💥1- #هدف امام در همه زندگی سیاسی خود ، همانند گذشتگانش ، پیگیری #اصلاحات دینی ، اخلاقی و سیاسی بوده است .
💥2- در #هیچ_مرحله ای ، دست به #اقدام_مسلحانه نزده و همواره از #مواجهه با دشمن که منجر به کشته شدن کسی بشود پرهیز می کردند .
💥3- اگر چه خود را به حکومت #لایق می دانستند ولی هرگز #تشکیل حکومت را بعنوان #هدف_اولی خود در مبارزات اصلاحی برنگزیدند .
💥4- پس از #اجبار به #فرار از مدینه و مکه ، جهت در #امان_ماندن از تعرضات حکومت ، به خواست #مردم_کوفه بسمت آنها حرکت کرده که ضمن #نجات جان خود و همراهان ، #اقدامات_اصلاحی خود را در سطح کوفه به پیش برده و احیانا اگر #شرایط_کوفه به کمک اکثریت مردم اقتضا کرد و #حکومت در اختیار ایشان قرار گرفت ، از آن بعنوان #عالیترین_ابزار جهت پیشبرد اهداف اصلاحی خود بهره گیرند .
💥5- وقتی از #شرایط بوجود آمده در کوفه و عدم امکان #حمایت آنان مطمین شدند ، از هر اقدامی برای #جلوگیری از #درگیری_نظامی دریغ نکردند ولی بدلیل #تحمیل جنگ نظامی بر ایشان ، تا #آخرین_نفس مبارزه کرده و شهادت در میدان را پذیرا شده و لیکن تسلیم دشمن که اطمینان به کشته شدن ذلیلانه در اسارت داشتند نشدند .
💥6- امام در همه مراحل زندگی خود #الگوی_ایمانی_اخلاقی تمام عیاری در مسیر #مبارزات_اصلاح_طلبی بوده و هرگز قدمی #خلاف_اخلاق_و_عقلانیت آن عصر برنداشتند . ( و لکم فی اسوه - تاريخ الطبري، ج 5، ص 403)
#قسمت_اول_در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/971
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌹 #مقالات زیر نیز قابل توجه است :
👌 #هدف امام حسین(ع) در نهضت خود :
https://telegram.me/beshnofekrkon/666
👌 #اخلاق در سرزمین حسین(ع) :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
محمد صالحی – 31/6/96 مصادف با اول محرم
🌈6- اگر چه امام خود را بدلیل داشتن #شایستگیهای سیاسی و #خصایل انسانی عدالت طلبی و حق مداری ،#لایق_حکومت می دانستند ولی در همه عمر خود ، همانند پدر و برادرشان ، فقط بعنوان یک #ابزار به آن می نگریستند که اگر #مردم حاضر به #واگذاری آن به او باشند ، به #نیابت_آنها بپذیرد و #اهداف_اصلاحی خود را از عالیترین سطوح نظام دنبال نماید . ( نه به عنوان #هدف_اولیه خود بعنوان #حق_نصبی_الهی ) - نحن اولى بولاية هذا الامر من هؤلاء المدعين ماليس لهم و السائرين بالجور و العدوان - اعلام الورى، ص232
🌈7- پس از #تلاشهای مختلف امام ، حتی در روز عاشورا ، برای #جلوگیری از درگیری مسلحانه ، و #اطمینان به اینکه ، #ابن_زیاد جز به #کشتن او رضایت نمی دهد ، چه #ذلیلانه در اسارت (مانند ماجرای کشته شدن هانی و مسلم پس از تسلیم شدن - طبری ص 3025 ) ، و چه در #میدان_جنگ ( بدلیل خصومتهای تاریخی با خانواده امام و نیز خودبزرگ کردن نزد یزید ) ، #جنگیدن را حتی با منجر به #شهادت شرافتمندانه شدن را با #آغوش باز پدیرفتند . ( اَلْمَوْتُ اَوْلى مِنْ رُكُوبِ الْعارِ - مقتل عوالم )
🌹 و #در_یک_کلام :
💥1- #هدف امام در همه زندگی سیاسی خود ، همانند گذشتگانش ، پیگیری #اصلاحات دینی ، اخلاقی و سیاسی بوده است .
💥2- در #هیچ_مرحله ای ، دست به #اقدام_مسلحانه نزده و همواره از #مواجهه با دشمن که منجر به کشته شدن کسی بشود پرهیز می کردند .
💥3- اگر چه خود را به حکومت #لایق می دانستند ولی هرگز #تشکیل حکومت را بعنوان #هدف_اولی خود در مبارزات اصلاحی برنگزیدند .
💥4- پس از #اجبار به #فرار از مدینه و مکه ، جهت در #امان_ماندن از تعرضات حکومت ، به خواست #مردم_کوفه بسمت آنها حرکت کرده که ضمن #نجات جان خود و همراهان ، #اقدامات_اصلاحی خود را در سطح کوفه به پیش برده و احیانا اگر #شرایط_کوفه به کمک اکثریت مردم اقتضا کرد و #حکومت در اختیار ایشان قرار گرفت ، از آن بعنوان #عالیترین_ابزار جهت پیشبرد اهداف اصلاحی خود بهره گیرند .
💥5- وقتی از #شرایط بوجود آمده در کوفه و عدم امکان #حمایت آنان مطمین شدند ، از هر اقدامی برای #جلوگیری از #درگیری_نظامی دریغ نکردند ولی بدلیل #تحمیل جنگ نظامی بر ایشان ، تا #آخرین_نفس مبارزه کرده و شهادت در میدان را پذیرا شده و لیکن تسلیم دشمن که اطمینان به کشته شدن ذلیلانه در اسارت داشتند نشدند .
💥6- امام در همه مراحل زندگی خود #الگوی_ایمانی_اخلاقی تمام عیاری در مسیر #مبارزات_اصلاح_طلبی بوده و هرگز قدمی #خلاف_اخلاق_و_عقلانیت آن عصر برنداشتند . ( و لکم فی اسوه - تاريخ الطبري، ج 5، ص 403)
#قسمت_اول_در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/971
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌹 #مقالات زیر نیز قابل توجه است :
👌 #هدف امام حسین(ع) در نهضت خود :
https://telegram.me/beshnofekrkon/666
👌 #اخلاق در سرزمین حسین(ع) :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
محمد صالحی – 31/6/96 مصادف با اول محرم
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
نگاهی دیگر به #زندگی_سیاسی_امام_حسین(ع) - 1
❤️امام حسین(ع) از #تاثیرگذارترین نام آوران تاریخ در حرکتهای شیعی و حتی غیر آن در قرون متمادی بوده است . و همین امر باعث #برداشتهای مختلف و حتی #متناقض از دوره شش ماهه آخر عمر ایشان شده است بگونه ای که #هدف او را…
❤️امام حسین(ع) از #تاثیرگذارترین نام آوران تاریخ در حرکتهای شیعی و حتی غیر آن در قرون متمادی بوده است . و همین امر باعث #برداشتهای مختلف و حتی #متناقض از دوره شش ماهه آخر عمر ایشان شده است بگونه ای که #هدف او را…
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 1
مقدمه :
• پیامبر(ص) هدف عملی بعثت خود را دعوت به اخلاق و تمامیت بخشی مکارم اخلاقی در تار و پود جامعه انسانی معرفی کردند :
" انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " 1
• و خود در اتصاف به آنها ، در عالی ترین سظوح اخلاقی قرار گرفتند :
" و انك لعلي خلق عظيم " 2
• و بعنوان یک الگوی عملی ، نمونه ای شدند برای امکان فعلیت بخشی به دعوت اخلاقی خود :
" لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة " 3
• و در سیر تاریخی دعوت خود ، عترت خود را بعنوان الگوهای گرانسنگ خود به بشریت تشنه اخلاق معرفی کردند :
" انى قد خلفت فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا : كتاب الله و عترتى اهل بيتى " 4
• و در آن بین ، یکی از آنها ، امام حسین(ع) بوده که در توصیف خود چنین می فرمایند :
" لكم فِيَّ اسوة " 5
آنچه که در بررسی نهضت امام (ع) ، در تواریخ و کتب مختلف مشاهده می شود ، همه گونه ویژگیهای عبودیت و سیاست و عقلانیت امام برجسته شده ولی اصلی ترین شاخصه ایشان که او را به الگویی تمام عیار در اخلاق انسانی بدل کرده است ، فقط در لابلای متون و آنهم فرع حرکت ایشان ، دیده می شود .
در این مجال به بخشی از تصمیمات و رفتارهای امام و تربيت شدگانش ، در مدت امامت ایشان پرداخته می شود ، باشد که چهره اخلاقی ایشان که همان هدف بعثت پیامبر(ص) در الگو سازی بوده است را بهتر بشناسیم :
1-🍁 پایبندی اخلاقی به قرارداد صلح برادرش با معاویه
با رحلت امام حسن(ع) ، کوفیان در نامه ای به امام(ع) ، ضمن بی اهمیت خواندن قرارداد مصالحه ، از ایشان خواستند که معاهده را بشکند و به پشتیبانی آنها ، با حکومت معاویه به مقابله برخیزد ، ولی امام(ع) ضمن حمایت از تصمیم برادر خود ، محترمانه به درخواست آنها جواب منفی می دهد :
" اميدوارم كه برادرم در آنچه كرد خداوندش موفق مىداشت ، اما من امروز چنين انديشهاى ندارم ، خدايتان رحمت فرمايد .... " 6
2- 🍁 وفای به قول برای رفتن به کاخ ولید ( حاکم مدینه )
ولید پس از فوت معاویه و دستور یزید مبنی بر اخذ بیعت از امام و عبدالله بن زبیر ، پیکی پیش آنها فرستاد که به دار العماره بیایید ، با شما کاری دارم .
آنها به او گفتند :
" برو هم اکنون می آییم ." 7
و امام پس از آن با رعایت موارد تامینی ، به دار العماره رفتند . ( در حالیکه عبداله بن زبیر از مدینه بسوی مكه فرار کرد . )
3- 🍁رعایت ادب عرفی پس از شنیدن فوت معاویه
وقتی امام وارد دار العماره شدند و خبر فوت معاویه را از زبان ولید شنیدند فرمودند :
" انا لله و انا الیه راجعون ، خدا معاویه را رحمت کند و ترا پاداشی بزرگ دهد ." 8
زیرنویسها : 👎👎
1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١
2- قلم 4
3- احزاب 21
4- تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 – ترجمه تاریخ یعقوبی ج1 ص 500 به بعد
5- تاريخ الطبري، ج 5، ص 403 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2994 ) - الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.
6- " اما اخى فارجو ان يكون الله وفقه و سدده فيما ياتى و اما انا فليس راى اليوم ذاك فالصقوا رحمكم الله بالارض و اكمنوا فى البيوت و احترسوا من الظنة مادام معاوية حيا فان يحدث الله به حدثا و انا حى كتبت اليكم برايى " . ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص203 ترجمه ص 269
7- فَقَالَ: أجيبا، الأمير يدعوكما، فقال لَهُ: انصرف، الآن نأتيه . الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )
8- فَقَالَ حُسَيْن: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ! و رحم اللَّه مُعَاوِيَة، و عظم لك الأجر! - همان
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/627
مقدمه :
• پیامبر(ص) هدف عملی بعثت خود را دعوت به اخلاق و تمامیت بخشی مکارم اخلاقی در تار و پود جامعه انسانی معرفی کردند :
" انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " 1
• و خود در اتصاف به آنها ، در عالی ترین سظوح اخلاقی قرار گرفتند :
" و انك لعلي خلق عظيم " 2
• و بعنوان یک الگوی عملی ، نمونه ای شدند برای امکان فعلیت بخشی به دعوت اخلاقی خود :
" لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة " 3
• و در سیر تاریخی دعوت خود ، عترت خود را بعنوان الگوهای گرانسنگ خود به بشریت تشنه اخلاق معرفی کردند :
" انى قد خلفت فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا : كتاب الله و عترتى اهل بيتى " 4
• و در آن بین ، یکی از آنها ، امام حسین(ع) بوده که در توصیف خود چنین می فرمایند :
" لكم فِيَّ اسوة " 5
آنچه که در بررسی نهضت امام (ع) ، در تواریخ و کتب مختلف مشاهده می شود ، همه گونه ویژگیهای عبودیت و سیاست و عقلانیت امام برجسته شده ولی اصلی ترین شاخصه ایشان که او را به الگویی تمام عیار در اخلاق انسانی بدل کرده است ، فقط در لابلای متون و آنهم فرع حرکت ایشان ، دیده می شود .
در این مجال به بخشی از تصمیمات و رفتارهای امام و تربيت شدگانش ، در مدت امامت ایشان پرداخته می شود ، باشد که چهره اخلاقی ایشان که همان هدف بعثت پیامبر(ص) در الگو سازی بوده است را بهتر بشناسیم :
1-🍁 پایبندی اخلاقی به قرارداد صلح برادرش با معاویه
با رحلت امام حسن(ع) ، کوفیان در نامه ای به امام(ع) ، ضمن بی اهمیت خواندن قرارداد مصالحه ، از ایشان خواستند که معاهده را بشکند و به پشتیبانی آنها ، با حکومت معاویه به مقابله برخیزد ، ولی امام(ع) ضمن حمایت از تصمیم برادر خود ، محترمانه به درخواست آنها جواب منفی می دهد :
" اميدوارم كه برادرم در آنچه كرد خداوندش موفق مىداشت ، اما من امروز چنين انديشهاى ندارم ، خدايتان رحمت فرمايد .... " 6
2- 🍁 وفای به قول برای رفتن به کاخ ولید ( حاکم مدینه )
ولید پس از فوت معاویه و دستور یزید مبنی بر اخذ بیعت از امام و عبدالله بن زبیر ، پیکی پیش آنها فرستاد که به دار العماره بیایید ، با شما کاری دارم .
آنها به او گفتند :
" برو هم اکنون می آییم ." 7
و امام پس از آن با رعایت موارد تامینی ، به دار العماره رفتند . ( در حالیکه عبداله بن زبیر از مدینه بسوی مكه فرار کرد . )
3- 🍁رعایت ادب عرفی پس از شنیدن فوت معاویه
وقتی امام وارد دار العماره شدند و خبر فوت معاویه را از زبان ولید شنیدند فرمودند :
" انا لله و انا الیه راجعون ، خدا معاویه را رحمت کند و ترا پاداشی بزرگ دهد ." 8
زیرنویسها : 👎👎
1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١
2- قلم 4
3- احزاب 21
4- تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 – ترجمه تاریخ یعقوبی ج1 ص 500 به بعد
5- تاريخ الطبري، ج 5، ص 403 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2994 ) - الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.
6- " اما اخى فارجو ان يكون الله وفقه و سدده فيما ياتى و اما انا فليس راى اليوم ذاك فالصقوا رحمكم الله بالارض و اكمنوا فى البيوت و احترسوا من الظنة مادام معاوية حيا فان يحدث الله به حدثا و انا حى كتبت اليكم برايى " . ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص203 ترجمه ص 269
7- فَقَالَ: أجيبا، الأمير يدعوكما، فقال لَهُ: انصرف، الآن نأتيه . الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )
8- فَقَالَ حُسَيْن: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ! و رحم اللَّه مُعَاوِيَة، و عظم لك الأجر! - همان
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/627
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲#مورگان_فریمن بازیگر برجسته #هالیوودی در یکی از قسمتهای مستند « #داستان_خدا» (نشنال جئوگرافی)به ماجرای #عاشورا و نقش امام حسین (ع)می پردازد.
@beshnofekrkon
@beshnofekrkon
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شنیدن_مفاهیم
#معنای_زندگی ،
#خوشبختی ،
#عشق ،
#فرزانگی ،
و در یک کلام #هنر_شاد_زیستن
از زبان #کسی که با بسیار بزرگان فلسفه و روانشناسی جهان همسخن بوده است .
❤️ @beshnofekrkon
#معنای_زندگی ،
#خوشبختی ،
#عشق ،
#فرزانگی ،
و در یک کلام #هنر_شاد_زیستن
از زبان #کسی که با بسیار بزرگان فلسفه و روانشناسی جهان همسخن بوده است .
❤️ @beshnofekrkon
در بیان دو مفهوم " #برای_رضای_خدا " و " اگر چنان کنید من #خدا نیز #چنین_میکنم " - ۱
☄الف ) #کار_برای_رضای_خدا :
یکی از #مفاهیم ارزشی فلسفه مدرن و روانشناسی مثبت گرا ، در کنار دیگر شاخه های روانشناسی و نیز از تعالیم مسلم همه عرفانهای عالم ، آنست که انسان باید به چنان جایگاهی در #رشد_معنوی برسد که هر عمل او #سرریز وجود او باشد بدون هیچ گونه منت و یا معامله گری و یا بدون توجه به پاداش بهشت گونه و یا عقاب جهنمی.
اما از آنجا که بشر بدلیل #سیر تاریخی تکاملی خود همواره در بند #حمایت دیگری بعنوان رییس قبیله در رژیمهای سنتی تا رییس سازمان های امروزی و یا پاپ و روحانی اعظم بوده و در هر عملی که انجام می داده مورد پاداش و تایید و یا رد و عقاب بوده است، لذا اگر چه از نظر #زیرساختهای سخت افزاری در سیر تکاملی خود به مراحل بالایی از #تکنولوژی دست یافته است ولی هنوز از نظر #نرم_افزار زندگی چه در بعد اخلاقی و چه در بعد رفتارهای فردی و اجتماعی، از یک عقب ماندگی شدید رنج برده و در همان دورانهای گذشته بسر می برد، که یکی از مظاهر آن همین وابستگی او به دیگران و #اسارت در اندیشه و برنامه های آنهاست و همین امر باعث شده که جهان در بداخلاقیهای فراوان و جنگهای بی شمار و زشت رفتاریهای عجیب غوطه ور باشد.
در راستای #همطراز کردن نرم افزار زیست جهان مدرن با سخت افزار تکنولوژیک ناشی از تکامل، #مصلحان مختلفی در سراسر جهان در قرون مختلف پا به عرصه وجود گذاشتند که یکی از شاخصترین آنها #انبیا بوده اند که به شیوه های مختلف سعی در اصلاح اندیشه دینی و سطح باورها و منش اجتماعی مردم داشته اند.
یکی از این شیوه ها ، مفهوم " #کار_برای_رضای_خدا_کردن " است که از تعالیم مهم و کاربردی پیامبر اسلام می باشد.
از آنجا که بشر ، بدلیل #خصلتهای بجا مانده از گذشته خود، دوست دارد خود را آویزان یک فرد تا یک جریان فکری و یا اجتماعی کند و آنها را خط کش و تراز رفتارهای خود نماید، #پیامبر اسلام بجای برخورد #حذفی با این اندیشه، سعی کرد با #جایگزین کردن خداوند یگانه غنی و مهربان بجای دیگران در اندیشه مردم، آرام آرام آنها را از رفتار معامله گرایانه، به رفتارهای #خودشکوفا سوق دهد.
هر چند هنوز شیوه #معامله گری پاداش و عقاب پابرجاست ولی از آنجا که #خداوند هم غنی است و هم مهربان، لذا در نسبت انسان با خود، این معامله همواره به #نفع مردم بوده و مانند شخص انسانی نیست که او را #استثمار نماید.
تا آنکه بشر با #تمرین " کار برای رضای خدا "، به آن مرتبه ای از والایی و خود شکوفایی برسد که همه اعمالش #لبریزگی_عشق درونی او باشد.
☄ب ) اگر چنان کنید من خدا نیز چنین میکنم:
جهان هستی منطبق بر یک #نظام مشخص با #قوانین و سنتهایی ثابت خلق شده و بر طبق همان قوانین و سنتها نیز در جریان است.(سنة الله في الذين خلوا من قبل و لن تجد لسنة الله تبديلا، احزاب 62 -و هو الذي خلق الليل و النهار و الشمس و القمر كل في فلك يسبحون، انبیا 33)
آن قوانین و نظام مشخص سنتها ، " #قدر " نام داشته که به هر میزان تحقق یابند ، نتیجه آنها را " #قضا " نام نهاده اند.
لازمه #زیست_بهتر در این جهان، #شناسایی قوانین حاکم بر هستی و بهره گیری تام و کمال از آنها در همه عرصه های زندگی از مادی ( #تکنولوژی ) تا معنوی ( #متافیزیکی ) است.
#قوانین طبیعی و فیزیکی به مرور توسط فیزیک دانان و شیمی دانان و #دانشمندان_تجربی در حال کشف و بهره مندی است، اما #قوانین_متافیزیکی که در سرنوشت انسانی ما موثرند و مشخص کننده #واکنش هستی به رفتارهای ما هستند بدلیل ماهیت ناپیدایی و #ناتجربی خود، به سختی قابل کشف می باشند.
و به همین دلیل است که #پیامبران و عارفان آمده اند تا با بهره گیری از وحی و یا تجربه معنوی خود، بشر را به آن مقدار از #قوانین_متافیزیکی هستی که کشف کرده اند رهنمون کنند و نیز #فیلسوفان با استفاده از تجربه زیسته خود و یا گذشتگان، #قوانینی را در دل آنها یافته و در مسیر حرکت انسانی جوامع قرار داده اند.
از آنجا که #هستی تجلی ذات و نمایش وجود و ظهور #خداوند است و نظام تنیده در آن توسط او بنا گردیده است، لذا #شیوه او در قرآن در #بیان_قوانین متافیزیکی حاکم بر هستی، استفاده از #عبارات " اگر چنان کنید من خدا نیز چنین میکنم " می باشد، نه اینکه بخواهد او را #جدای از هستی و نشسته در کمین انسان معرفی کرده که #منفعلانه از رفتار انسانها خط گرفته و عکس العمل نشان دهد.
#بطور_مثال آنجا که میفرماید :
و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين – آل عمران 54
آنان #مكر كردند، و خدا هم مكر كرد، و خدا بهترين مكر كنندگان است.
در بیان #این_قانون متافیزیکی هستی است که: جهان چنان در بطن #عدالت پیچیده شده که به هر #مکر ویا فریب و یا خلافکاری، #جواب_مشابه و با بهترین ساز و کار منطبق بر عدالت می دهد.
محمد صالحی
#قسمت_پایان:👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1311
☄الف ) #کار_برای_رضای_خدا :
یکی از #مفاهیم ارزشی فلسفه مدرن و روانشناسی مثبت گرا ، در کنار دیگر شاخه های روانشناسی و نیز از تعالیم مسلم همه عرفانهای عالم ، آنست که انسان باید به چنان جایگاهی در #رشد_معنوی برسد که هر عمل او #سرریز وجود او باشد بدون هیچ گونه منت و یا معامله گری و یا بدون توجه به پاداش بهشت گونه و یا عقاب جهنمی.
اما از آنجا که بشر بدلیل #سیر تاریخی تکاملی خود همواره در بند #حمایت دیگری بعنوان رییس قبیله در رژیمهای سنتی تا رییس سازمان های امروزی و یا پاپ و روحانی اعظم بوده و در هر عملی که انجام می داده مورد پاداش و تایید و یا رد و عقاب بوده است، لذا اگر چه از نظر #زیرساختهای سخت افزاری در سیر تکاملی خود به مراحل بالایی از #تکنولوژی دست یافته است ولی هنوز از نظر #نرم_افزار زندگی چه در بعد اخلاقی و چه در بعد رفتارهای فردی و اجتماعی، از یک عقب ماندگی شدید رنج برده و در همان دورانهای گذشته بسر می برد، که یکی از مظاهر آن همین وابستگی او به دیگران و #اسارت در اندیشه و برنامه های آنهاست و همین امر باعث شده که جهان در بداخلاقیهای فراوان و جنگهای بی شمار و زشت رفتاریهای عجیب غوطه ور باشد.
در راستای #همطراز کردن نرم افزار زیست جهان مدرن با سخت افزار تکنولوژیک ناشی از تکامل، #مصلحان مختلفی در سراسر جهان در قرون مختلف پا به عرصه وجود گذاشتند که یکی از شاخصترین آنها #انبیا بوده اند که به شیوه های مختلف سعی در اصلاح اندیشه دینی و سطح باورها و منش اجتماعی مردم داشته اند.
یکی از این شیوه ها ، مفهوم " #کار_برای_رضای_خدا_کردن " است که از تعالیم مهم و کاربردی پیامبر اسلام می باشد.
از آنجا که بشر ، بدلیل #خصلتهای بجا مانده از گذشته خود، دوست دارد خود را آویزان یک فرد تا یک جریان فکری و یا اجتماعی کند و آنها را خط کش و تراز رفتارهای خود نماید، #پیامبر اسلام بجای برخورد #حذفی با این اندیشه، سعی کرد با #جایگزین کردن خداوند یگانه غنی و مهربان بجای دیگران در اندیشه مردم، آرام آرام آنها را از رفتار معامله گرایانه، به رفتارهای #خودشکوفا سوق دهد.
هر چند هنوز شیوه #معامله گری پاداش و عقاب پابرجاست ولی از آنجا که #خداوند هم غنی است و هم مهربان، لذا در نسبت انسان با خود، این معامله همواره به #نفع مردم بوده و مانند شخص انسانی نیست که او را #استثمار نماید.
تا آنکه بشر با #تمرین " کار برای رضای خدا "، به آن مرتبه ای از والایی و خود شکوفایی برسد که همه اعمالش #لبریزگی_عشق درونی او باشد.
☄ب ) اگر چنان کنید من خدا نیز چنین میکنم:
جهان هستی منطبق بر یک #نظام مشخص با #قوانین و سنتهایی ثابت خلق شده و بر طبق همان قوانین و سنتها نیز در جریان است.(سنة الله في الذين خلوا من قبل و لن تجد لسنة الله تبديلا، احزاب 62 -و هو الذي خلق الليل و النهار و الشمس و القمر كل في فلك يسبحون، انبیا 33)
آن قوانین و نظام مشخص سنتها ، " #قدر " نام داشته که به هر میزان تحقق یابند ، نتیجه آنها را " #قضا " نام نهاده اند.
لازمه #زیست_بهتر در این جهان، #شناسایی قوانین حاکم بر هستی و بهره گیری تام و کمال از آنها در همه عرصه های زندگی از مادی ( #تکنولوژی ) تا معنوی ( #متافیزیکی ) است.
#قوانین طبیعی و فیزیکی به مرور توسط فیزیک دانان و شیمی دانان و #دانشمندان_تجربی در حال کشف و بهره مندی است، اما #قوانین_متافیزیکی که در سرنوشت انسانی ما موثرند و مشخص کننده #واکنش هستی به رفتارهای ما هستند بدلیل ماهیت ناپیدایی و #ناتجربی خود، به سختی قابل کشف می باشند.
و به همین دلیل است که #پیامبران و عارفان آمده اند تا با بهره گیری از وحی و یا تجربه معنوی خود، بشر را به آن مقدار از #قوانین_متافیزیکی هستی که کشف کرده اند رهنمون کنند و نیز #فیلسوفان با استفاده از تجربه زیسته خود و یا گذشتگان، #قوانینی را در دل آنها یافته و در مسیر حرکت انسانی جوامع قرار داده اند.
از آنجا که #هستی تجلی ذات و نمایش وجود و ظهور #خداوند است و نظام تنیده در آن توسط او بنا گردیده است، لذا #شیوه او در قرآن در #بیان_قوانین متافیزیکی حاکم بر هستی، استفاده از #عبارات " اگر چنان کنید من خدا نیز چنین میکنم " می باشد، نه اینکه بخواهد او را #جدای از هستی و نشسته در کمین انسان معرفی کرده که #منفعلانه از رفتار انسانها خط گرفته و عکس العمل نشان دهد.
#بطور_مثال آنجا که میفرماید :
و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين – آل عمران 54
آنان #مكر كردند، و خدا هم مكر كرد، و خدا بهترين مكر كنندگان است.
در بیان #این_قانون متافیزیکی هستی است که: جهان چنان در بطن #عدالت پیچیده شده که به هر #مکر ویا فریب و یا خلافکاری، #جواب_مشابه و با بهترین ساز و کار منطبق بر عدالت می دهد.
محمد صالحی
#قسمت_پایان:👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1311
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
در بیان دو مفهوم " #برای_رضای_خدا " و " اگر #چنان_کنید من خدا نیز #چنین_کنم " - ۲
و یا #آنجا که میفرماید :
نسوالله فنسبهم - توبه 67
خدا را #فراموش کرده اند خدا نيز ايشان را فراموش كرده است .
در #بیان_این_قاعده کلی حاکم بر هستی است که : اگر بر #وفق و…
و یا #آنجا که میفرماید :
نسوالله فنسبهم - توبه 67
خدا را #فراموش کرده اند خدا نيز ايشان را فراموش كرده است .
در #بیان_این_قاعده کلی حاکم بر هستی است که : اگر بر #وفق و…
در بیان دو مفهوم " #برای_رضای_خدا " و " اگر #چنان_کنید من خدا نیز #چنین_کنم " - ۲
و یا #آنجا که میفرماید :
نسوالله فنسبهم - توبه 67
خدا را #فراموش کرده اند خدا نيز ايشان را فراموش كرده است .
در #بیان_این_قاعده کلی حاکم بر هستی است که : اگر بر #وفق و مطابق سیره و #قواعد_حاکم بر هستی زندگی نکنید ، قطعا #نتیجه ای معکوس خواهید گرفت و هستی هیچ #کمک مثبتی بشما نخواهد کرد .
و یا در #مثالی_دیگر که میفرماید :
يا ايها الذين آمنوا ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم – محمد 7
اي كساني كه ايمان آورده ايد ، اگر خدا را #ياري كنيد ، شما را ياري ، خواهد كرد و پايداري خواهد بخشيد .
در مقام #بیان_این_حقیقت است که : اگر در جهت #تحقق_قواعد و قوانین حاکم بر هستی قدم بردارید ، #نتایج آن بگونه ای است که چون نور لیزر بخود شما بازگشته و چنان #تشدید می شود که دیگر گامی به عقب باز نخواهید گشت .
☄ #نتیجه : #هدف_انبیا بعنوان #مصلحانی بزرگ ، #اصلاح اندیشه دینی مردم و #رهایی آنها از بند اسارت همنوعان خود و یا دنیا بوده و نیز در حد مقدور خود ، #بیان_قوانین_متافیزیکی حاکم بر هستی بگونه ای که با رعایت آنها به زندگی زیباتر و موفق تر و شادتری دست یابند بوده است ، که البته در این #دیالوگ با مردم ، سعی کرده اند از #زبان_خداوند بعنوان عالیترین ناظر و خالق هستی با مردم سخن بگویند .
محمد صالحی – 18/6/97
#قسمت_اول : 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1310
و یا #آنجا که میفرماید :
نسوالله فنسبهم - توبه 67
خدا را #فراموش کرده اند خدا نيز ايشان را فراموش كرده است .
در #بیان_این_قاعده کلی حاکم بر هستی است که : اگر بر #وفق و مطابق سیره و #قواعد_حاکم بر هستی زندگی نکنید ، قطعا #نتیجه ای معکوس خواهید گرفت و هستی هیچ #کمک مثبتی بشما نخواهد کرد .
و یا در #مثالی_دیگر که میفرماید :
يا ايها الذين آمنوا ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم – محمد 7
اي كساني كه ايمان آورده ايد ، اگر خدا را #ياري كنيد ، شما را ياري ، خواهد كرد و پايداري خواهد بخشيد .
در مقام #بیان_این_حقیقت است که : اگر در جهت #تحقق_قواعد و قوانین حاکم بر هستی قدم بردارید ، #نتایج آن بگونه ای است که چون نور لیزر بخود شما بازگشته و چنان #تشدید می شود که دیگر گامی به عقب باز نخواهید گشت .
☄ #نتیجه : #هدف_انبیا بعنوان #مصلحانی بزرگ ، #اصلاح اندیشه دینی مردم و #رهایی آنها از بند اسارت همنوعان خود و یا دنیا بوده و نیز در حد مقدور خود ، #بیان_قوانین_متافیزیکی حاکم بر هستی بگونه ای که با رعایت آنها به زندگی زیباتر و موفق تر و شادتری دست یابند بوده است ، که البته در این #دیالوگ با مردم ، سعی کرده اند از #زبان_خداوند بعنوان عالیترین ناظر و خالق هستی با مردم سخن بگویند .
محمد صالحی – 18/6/97
#قسمت_اول : 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1310
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
در بیان دو مفهوم " #برای_رضای_خدا " و " اگر چنان کنید من #خدا نیز #چنین_میکنم " - ۱
☄الف ) #کار_برای_رضای_خدا :
یکی از #مفاهیم ارزشی فلسفه مدرن و روانشناسی مثبت گرا ، در کنار دیگر شاخه های روانشناسی و نیز از تعالیم مسلم همه عرفانهای عالم ، آنست که انسان…
☄الف ) #کار_برای_رضای_خدا :
یکی از #مفاهیم ارزشی فلسفه مدرن و روانشناسی مثبت گرا ، در کنار دیگر شاخه های روانشناسی و نیز از تعالیم مسلم همه عرفانهای عالم ، آنست که انسان…
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 1
دیگران ( و حتی فرزندان ) ، فقط وجود دارند تا محکی باشند برای سنجش میزان رشد ما ، همین و بس *
مقدمه :
ما انسانها ، روح هایی هستیم که در این زندگی دنیایی ، در حال تجربه جسمانی هستیم 1 .
گویی ، خداوند در فرایند خلقت خود ، بسته هایی روحانی با مجموعه ای لا یتناهی از صفات 2 بصورت بالقوه و فشرده خلق کرده ، که بایستی در یک سیر تکاملی از " خدا – بسوی خدا 3 " تک تک آن صفات و خصائص را زندگی کرده 4 و به کمال رسانده ، آنگونه که با تمام هستی اش آمیخته شده و ملکه وجودی او گشته و نهایتا خلق و خوی الهی گرفته 5 و آنگاه در جوار آن ملیک مقتدر 6 ، آرام گیرد 7 .
بدین منظور ، هبوط آدم به زمین 8 ، تمثیلی است که خداوند از نشاندن روح خود در بدن جسمانی ما انسان ها 9 ، برای تجربه جسمانی و حیات زمینی و نهایتا زندگی رو به کمال تک تک آن صفات آورده است ؛
و این آن چیزی است که خداوند خودش ادعا کرده که فقط خود می داند و نه هیچ موجود غیر انسانی دیگر ، حتی فرشتگان 10 .
حال ما در حیات زمینی و دنیایی خود ، یا به مسیر کمال الی الله که بستری جز عشق و محبت ندارد 11 ، می رویم و یا فریفته 12 دنیای زمینی و ظواهر آن شده ، راه گم کرده ، آن چنان که خداوند فریاد برآورده که : " این تذهبون ؟ ! 13 .
در این مقال اندک ، نگاه دیگری به جایگاه دیگران ( بصورت عام ) و فرزندان ( بصورت خاص ) در زندگی دنیایی خود ، داشته 14 ، باشد که یک لحظه فراموش کنیم آنچه که تا اکنون ، از دیگران و فرزندان در ذهن خود تصویر کرده ایم .
الف ) تصویر غلط همیشگی از خود و دیگران :
& ما بدلیل علم و سواد و فقه خود ، بدلیل مدرک دانشگاهی و حوزوی خود ، بدلیل جایگاه سیاسی و پست سازمانی خود و بدلیل ...... از دیگران برتریم و بهتر می فهمیم ؛ پس :
1- باید دیگران را تعلیم کنیم ؛ آن هم با معیارها و ملاک ها و اصول منطقی و علمی خودمان
2- باید دیگران را اصلاح کنیم ؛ تا به راهی بروند که ما صلاح می دانیم .
3- باید دیگران را در مسیر تربیت درست ، کمک کنیم ؛ تا مباد به گونه ای رفتار کنند که با ملاک های ما غلط است .
4- باید دیگران ( و فرزندان خود) را کنترل کنیم ؛ آن گونه که بدلیل کوچک بودن ، راه به غلط نروند و آینده ، به نادانی ، خراب نکنند .
ب ) حقیقت ، آن گونه که درواقعیت هست :
& ما انسان ها ، به این دنیای زمینی ( و مادی ) آمده ایم تا خصائص انسانی و ملکات اخلاقی " محبت ، عشق ، بخشش ، رضا ، خشنودی و .... " را در درون خود نهادینه کنیم و البته دیگران ( و بخصوص فرزندانمان ) ، ابزاری هستند که زمینه بروز این خصائص و ملکات اخلاقی را فراهم کرده و طبیعتا ،" هدیه ای الهی هستند به ما ، در کمک به بازسازی سرنوشت رو به کمال خود " ،و تمرين تحقق " تخلق به اخلاق الهي " و يگانگي با ملكوت ، پس ؛ باید بپذیریم :
1- هر کس در این دنیا شخص منحصر به فردی است که خداوند برای او برنامه خاص او را مقرر کرده است . ( در حقیقت ، قطعه ای است از پازل آفرینش که فقط به شکل و جایگاه خود تعلق دارد و فقط با همان نقش و اندازه خود می تواند در جایگاه خود قرار گیرد . 15 )
2- هر کس در مسیر زندگی ما ، محکی است که می توانیم خصائص انسانی و ملکات اخلاقی وجود خود را به نقد بکشیم و یا نمره بدهیم .
3- هر كس آئینه ایست که حد کمال و فعلیت یافته ملکات اخلاقی که خداوند در وجود ما بالقوه گذاشته را با تمام نقصان و یا ضعف هایمان ، جلو چشمانمان قرار می دهد 16 . ( اگر او را رقیب نخوانیم و یا به حسادت به او ننگریم . )
4- هر کس و بخصوص ، همسرمان ، برای این در کنار ما قرار گرفته که آئینه تمام نمای وجود ما باشد و ما با پی بردن به نقطه ضعف ها و عیب ها ، و برطرف کردن آنها ، پیش بسوی کمال الهی برویم 17.
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دیگران ( و حتی فرزندان ) ، فقط وجود دارند تا محکی باشند برای سنجش میزان رشد ما ، همین و بس *
مقدمه :
ما انسانها ، روح هایی هستیم که در این زندگی دنیایی ، در حال تجربه جسمانی هستیم 1 .
گویی ، خداوند در فرایند خلقت خود ، بسته هایی روحانی با مجموعه ای لا یتناهی از صفات 2 بصورت بالقوه و فشرده خلق کرده ، که بایستی در یک سیر تکاملی از " خدا – بسوی خدا 3 " تک تک آن صفات و خصائص را زندگی کرده 4 و به کمال رسانده ، آنگونه که با تمام هستی اش آمیخته شده و ملکه وجودی او گشته و نهایتا خلق و خوی الهی گرفته 5 و آنگاه در جوار آن ملیک مقتدر 6 ، آرام گیرد 7 .
بدین منظور ، هبوط آدم به زمین 8 ، تمثیلی است که خداوند از نشاندن روح خود در بدن جسمانی ما انسان ها 9 ، برای تجربه جسمانی و حیات زمینی و نهایتا زندگی رو به کمال تک تک آن صفات آورده است ؛
و این آن چیزی است که خداوند خودش ادعا کرده که فقط خود می داند و نه هیچ موجود غیر انسانی دیگر ، حتی فرشتگان 10 .
حال ما در حیات زمینی و دنیایی خود ، یا به مسیر کمال الی الله که بستری جز عشق و محبت ندارد 11 ، می رویم و یا فریفته 12 دنیای زمینی و ظواهر آن شده ، راه گم کرده ، آن چنان که خداوند فریاد برآورده که : " این تذهبون ؟ ! 13 .
در این مقال اندک ، نگاه دیگری به جایگاه دیگران ( بصورت عام ) و فرزندان ( بصورت خاص ) در زندگی دنیایی خود ، داشته 14 ، باشد که یک لحظه فراموش کنیم آنچه که تا اکنون ، از دیگران و فرزندان در ذهن خود تصویر کرده ایم .
الف ) تصویر غلط همیشگی از خود و دیگران :
& ما بدلیل علم و سواد و فقه خود ، بدلیل مدرک دانشگاهی و حوزوی خود ، بدلیل جایگاه سیاسی و پست سازمانی خود و بدلیل ...... از دیگران برتریم و بهتر می فهمیم ؛ پس :
1- باید دیگران را تعلیم کنیم ؛ آن هم با معیارها و ملاک ها و اصول منطقی و علمی خودمان
2- باید دیگران را اصلاح کنیم ؛ تا به راهی بروند که ما صلاح می دانیم .
3- باید دیگران را در مسیر تربیت درست ، کمک کنیم ؛ تا مباد به گونه ای رفتار کنند که با ملاک های ما غلط است .
4- باید دیگران ( و فرزندان خود) را کنترل کنیم ؛ آن گونه که بدلیل کوچک بودن ، راه به غلط نروند و آینده ، به نادانی ، خراب نکنند .
ب ) حقیقت ، آن گونه که درواقعیت هست :
& ما انسان ها ، به این دنیای زمینی ( و مادی ) آمده ایم تا خصائص انسانی و ملکات اخلاقی " محبت ، عشق ، بخشش ، رضا ، خشنودی و .... " را در درون خود نهادینه کنیم و البته دیگران ( و بخصوص فرزندانمان ) ، ابزاری هستند که زمینه بروز این خصائص و ملکات اخلاقی را فراهم کرده و طبیعتا ،" هدیه ای الهی هستند به ما ، در کمک به بازسازی سرنوشت رو به کمال خود " ،و تمرين تحقق " تخلق به اخلاق الهي " و يگانگي با ملكوت ، پس ؛ باید بپذیریم :
1- هر کس در این دنیا شخص منحصر به فردی است که خداوند برای او برنامه خاص او را مقرر کرده است . ( در حقیقت ، قطعه ای است از پازل آفرینش که فقط به شکل و جایگاه خود تعلق دارد و فقط با همان نقش و اندازه خود می تواند در جایگاه خود قرار گیرد . 15 )
2- هر کس در مسیر زندگی ما ، محکی است که می توانیم خصائص انسانی و ملکات اخلاقی وجود خود را به نقد بکشیم و یا نمره بدهیم .
3- هر كس آئینه ایست که حد کمال و فعلیت یافته ملکات اخلاقی که خداوند در وجود ما بالقوه گذاشته را با تمام نقصان و یا ضعف هایمان ، جلو چشمانمان قرار می دهد 16 . ( اگر او را رقیب نخوانیم و یا به حسادت به او ننگریم . )
4- هر کس و بخصوص ، همسرمان ، برای این در کنار ما قرار گرفته که آئینه تمام نمای وجود ما باشد و ما با پی بردن به نقطه ضعف ها و عیب ها ، و برطرف کردن آنها ، پیش بسوی کمال الهی برویم 17.
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 2
ج ) فرزندانمان ، نمونه ای از ظهور و جلوه خالقیت الهی است در وجود ما ؛ پس بپذیریم :
& فرزندانمان علاوه بر آنکه جایگاه ابزاری سنجش میزان رشد ما بسوی کمال در ویژگی های " عشق ورزیدن ، محبت کردن ، بخشش ، تلاش و ... " می باشند ، بدلیل وابستگی شدید ما به آنها ، هرگونه رفتاری که با آنها داشته باشیم ( محبت یا فشار ، عشق یا وظیفه و ... ) نتیجه ای کاملا چند برابر در تثبیت آن ویژگی اخلاقی در روحمان خواهد داشت ؛ پس :
1- آنها را بپذیریم ، آنگونه که هستند که : پذیرش آنچه که آنها هستند ، بسیارسخت تر از پذیرش دیگران است 18 .
2- بدون منت و یا گلایه ، به آنها خدمت کردن ، زیباترین است .
3- محبت و عشق و بخشش ، در حد اعلای خود ، به بچه ها بروز می کند ، اگر از نگاه وظیفه با آنها برخورد نکنیم .
4- ما وظیفه نداریم به بچه ها خدمت کنیم یا زندگی آنها را تامین کنیم ؛ بلکه آمده ایم تا عشق ، محبت ، رضا و اخلاص را در خودمان به اوج برسانیم و فرزندان لوازم این کار هستند که ما خروجی آن خصائص را ببینیم و خود را محک بزنیم .
5- شادی اولین و اساسی ترین اصل رضا است و مبنای عشق ورزیدن ؛ پس حق نداریم که بخاطر انجام وظایف خود و یا تمرین نهادینه کردن خصائص فوق در وجود خود ، دیگران و بخصوص بچه ها را سرزنش کنیم و یا بخاطر کارهایی که برای آنها می کنیم منت بگذاریم و یا شادی آنها را قربانی کنیم .
6- هیچ کس ، بخصوص بچه ها ، قصد تخریب ، ضربه زدن و ... ندارند ، بلکه بر اساس معیارها و دیدگاه های خود قصد انجام کار مفید ( واحیانا امید تایید و تشویق دارند ) ، پس قبل از ایراد و یا اعتراض به آنها ، بین هزینه تخریبی که توسط آنها انجام شده و یا مشکلی که فکر می کنیم قرار است بوجود آید و هزینه ای که از بابت اعتراض ما و " از بین رفتن آرامش خود و بچه ها ، بی اعتماد شدن آنها ، در دلهره دائم بودن آنها و ... " پرداخت می شود ، مقایسه کرده و سپس اقدام کنیم .
( اکثر اوقات ، پس از اعتراضی که می کنیم ، جریمه ای که قائل می شویم و حتی تنبیهی که انجام می دهیم ، متوجه می شویم که کارمان یا بسیار کم ارزش بوده ( و ضربه بیشتری به اعتماد فیمابین خورده است ) و یا خود را کوچک کرده ایم و یا اصلا اعتراض بیمورد بوده است .)
7- موقع تذکر دادن به بچه ها ، دورنمای آن را بسنجیم که آیا منجر به ناشاد کردن ، نگران نمودن و منزوی کردن آنها و یا احیانا حتی پرخاش کردن آنها نمی شود ؟
8- به لذت آنها فکر کنیم . و از لذتی که خداوند بدست ما برای بچه ها فراهم نموده شاد باشیم و خشنود . و همین است لذتی که خداوند در جای جای کائنات عجین کرده است 19 .
9- بخود بگوئیم : بچه ام زیباست و هدیه خدا ؛ تا روحمان لطیف شود و محبت سرازیر . و تبعا ایرادهایش هم حتی ، قابل اغماض و شاید هم قابل پذیرش .
10- فقط ما آن گونه باشیم و یا آن چنان رفتار کنیم ، که دوست داریم بچه هایمان آن گونه باشند . مطمئنا راه خلاف و یا رفتار ناهنجار نخواهند داشت . هر چند راه درست ، رفتار مطابق و همسان رفتار ما نیست و نخواهد بود 20 .
11- ما هرچه می خواستیم ، شده ایم ( و یا هنوز هم فرصت داریم که ادامه بدهیم ) ، و حق نداریم آرزوهای خود را در آینده بچه هایمان جستجو کنیم . آنها قرار نیست ، ناکامی های ما را جبران کنند .
12- قرار نیست ، دیگران ما را تایید و یا رفتار و اعتقاد ما را اثبات کنند ؛ که بگوئیم : دیگران از رفتار بچه هایمان ، دائم انتقاد می کنند که چرا هر وقت می آیی تنها هستی و بچه ات با تو نیست و هزار انتقاد دیگر .
13- قرار نیست برای انجام کارهای خود ، به دیگران توضیحی بدهیم که آنها قضاوت درست بکنند و یا غلط 21 .
( ما برای قضاوت کردن ، با دیگران رابطه نداریم ) ، اگر می توانیم کمکی بکنیم ( و یا دیگران می توانند کمکی بکنند ) ، به آنها گوش می دهیم ( و یا به ما گوش می کنند ) ؛ و الا حق انتظار این که ، حرفهایشان را به ما بزنند نداریم .( و آنها نیز این حق را ندارند . )
14- قرار نیست ما بخاطر خوشامد دیگران ، بچه هایمان را تحت فشار قرار دهیم و یا کلیشه ای بار بیاوریم . ( آنها زمانی که بزرگتر شوند ، هرگز ما را نخواهند بخشید . )
د ) دیگران چه در گذشته و چه اکنون ؛ و تعالیم پیامبران و کلام اندیشمندان ، آئینه ایست ، فراروی ما تا با تمام وجود یاد بگیریم :
1- بزرگان و برجستگان تاریخ ، در دوران کودکی ، بسیار عصیانگر بوده اند 22 . ( همرنگ جمع و در قالب خانواده و فامیل و جامعه شکل نگرفتند و الا خلاق نمی شدند 23 . )
2- خداوند ، فقط پیامبر را الگوی دیگران می داند 24 ، نه هیچ کس دیگر را . و او نیز " رحمه للعالمین "25 بود که جز عشق و محبت به خلق سر لوحه دیگری نداشت .
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ج ) فرزندانمان ، نمونه ای از ظهور و جلوه خالقیت الهی است در وجود ما ؛ پس بپذیریم :
& فرزندانمان علاوه بر آنکه جایگاه ابزاری سنجش میزان رشد ما بسوی کمال در ویژگی های " عشق ورزیدن ، محبت کردن ، بخشش ، تلاش و ... " می باشند ، بدلیل وابستگی شدید ما به آنها ، هرگونه رفتاری که با آنها داشته باشیم ( محبت یا فشار ، عشق یا وظیفه و ... ) نتیجه ای کاملا چند برابر در تثبیت آن ویژگی اخلاقی در روحمان خواهد داشت ؛ پس :
1- آنها را بپذیریم ، آنگونه که هستند که : پذیرش آنچه که آنها هستند ، بسیارسخت تر از پذیرش دیگران است 18 .
2- بدون منت و یا گلایه ، به آنها خدمت کردن ، زیباترین است .
3- محبت و عشق و بخشش ، در حد اعلای خود ، به بچه ها بروز می کند ، اگر از نگاه وظیفه با آنها برخورد نکنیم .
4- ما وظیفه نداریم به بچه ها خدمت کنیم یا زندگی آنها را تامین کنیم ؛ بلکه آمده ایم تا عشق ، محبت ، رضا و اخلاص را در خودمان به اوج برسانیم و فرزندان لوازم این کار هستند که ما خروجی آن خصائص را ببینیم و خود را محک بزنیم .
5- شادی اولین و اساسی ترین اصل رضا است و مبنای عشق ورزیدن ؛ پس حق نداریم که بخاطر انجام وظایف خود و یا تمرین نهادینه کردن خصائص فوق در وجود خود ، دیگران و بخصوص بچه ها را سرزنش کنیم و یا بخاطر کارهایی که برای آنها می کنیم منت بگذاریم و یا شادی آنها را قربانی کنیم .
6- هیچ کس ، بخصوص بچه ها ، قصد تخریب ، ضربه زدن و ... ندارند ، بلکه بر اساس معیارها و دیدگاه های خود قصد انجام کار مفید ( واحیانا امید تایید و تشویق دارند ) ، پس قبل از ایراد و یا اعتراض به آنها ، بین هزینه تخریبی که توسط آنها انجام شده و یا مشکلی که فکر می کنیم قرار است بوجود آید و هزینه ای که از بابت اعتراض ما و " از بین رفتن آرامش خود و بچه ها ، بی اعتماد شدن آنها ، در دلهره دائم بودن آنها و ... " پرداخت می شود ، مقایسه کرده و سپس اقدام کنیم .
( اکثر اوقات ، پس از اعتراضی که می کنیم ، جریمه ای که قائل می شویم و حتی تنبیهی که انجام می دهیم ، متوجه می شویم که کارمان یا بسیار کم ارزش بوده ( و ضربه بیشتری به اعتماد فیمابین خورده است ) و یا خود را کوچک کرده ایم و یا اصلا اعتراض بیمورد بوده است .)
7- موقع تذکر دادن به بچه ها ، دورنمای آن را بسنجیم که آیا منجر به ناشاد کردن ، نگران نمودن و منزوی کردن آنها و یا احیانا حتی پرخاش کردن آنها نمی شود ؟
8- به لذت آنها فکر کنیم . و از لذتی که خداوند بدست ما برای بچه ها فراهم نموده شاد باشیم و خشنود . و همین است لذتی که خداوند در جای جای کائنات عجین کرده است 19 .
9- بخود بگوئیم : بچه ام زیباست و هدیه خدا ؛ تا روحمان لطیف شود و محبت سرازیر . و تبعا ایرادهایش هم حتی ، قابل اغماض و شاید هم قابل پذیرش .
10- فقط ما آن گونه باشیم و یا آن چنان رفتار کنیم ، که دوست داریم بچه هایمان آن گونه باشند . مطمئنا راه خلاف و یا رفتار ناهنجار نخواهند داشت . هر چند راه درست ، رفتار مطابق و همسان رفتار ما نیست و نخواهد بود 20 .
11- ما هرچه می خواستیم ، شده ایم ( و یا هنوز هم فرصت داریم که ادامه بدهیم ) ، و حق نداریم آرزوهای خود را در آینده بچه هایمان جستجو کنیم . آنها قرار نیست ، ناکامی های ما را جبران کنند .
12- قرار نیست ، دیگران ما را تایید و یا رفتار و اعتقاد ما را اثبات کنند ؛ که بگوئیم : دیگران از رفتار بچه هایمان ، دائم انتقاد می کنند که چرا هر وقت می آیی تنها هستی و بچه ات با تو نیست و هزار انتقاد دیگر .
13- قرار نیست برای انجام کارهای خود ، به دیگران توضیحی بدهیم که آنها قضاوت درست بکنند و یا غلط 21 .
( ما برای قضاوت کردن ، با دیگران رابطه نداریم ) ، اگر می توانیم کمکی بکنیم ( و یا دیگران می توانند کمکی بکنند ) ، به آنها گوش می دهیم ( و یا به ما گوش می کنند ) ؛ و الا حق انتظار این که ، حرفهایشان را به ما بزنند نداریم .( و آنها نیز این حق را ندارند . )
14- قرار نیست ما بخاطر خوشامد دیگران ، بچه هایمان را تحت فشار قرار دهیم و یا کلیشه ای بار بیاوریم . ( آنها زمانی که بزرگتر شوند ، هرگز ما را نخواهند بخشید . )
د ) دیگران چه در گذشته و چه اکنون ؛ و تعالیم پیامبران و کلام اندیشمندان ، آئینه ایست ، فراروی ما تا با تمام وجود یاد بگیریم :
1- بزرگان و برجستگان تاریخ ، در دوران کودکی ، بسیار عصیانگر بوده اند 22 . ( همرنگ جمع و در قالب خانواده و فامیل و جامعه شکل نگرفتند و الا خلاق نمی شدند 23 . )
2- خداوند ، فقط پیامبر را الگوی دیگران می داند 24 ، نه هیچ کس دیگر را . و او نیز " رحمه للعالمین "25 بود که جز عشق و محبت به خلق سر لوحه دیگری نداشت .
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 3
م ) و در يك كلام :
• همانگونه كه بشر براي افزايش توانايي هاي جسماني خود و پرورش استعدادهاي آن ، باشگاه هاي بدنسازي تاسيس و وسايل مختلفي را طراحي و توليد كرده است ، خداوند نيز براي پرورش استعدادهاي روحاني انسان ها كه چيزي جز ارزشها و ملكات اخلاقي نيست 26 ، دنياي زميني را به عنوان باشگاه روح سازي ، خلق و انسان هاي مختلف را ( براي يكديگر ) وسايل اين باشگاه قرار داده است .
پس بیائیم ، یکبار ، به همه چیز ، حتی به خودمان ، جور دیگر نگاه کنیم ،
و این آغازیست بر دیدن همه چیز ، آن گونه که واقعیت است ،
و واقعیت ، چیزی جز زیبایی
و جلوه خدا نیست 27 .
..................................................................................................................................................
• به مطلب " دنیا مدرسه تربیت ارواح انسانی " مراجعه شود - http://mahsan.parsiblog.com/1212178.htm
زیر نویسها :
1 - وین دایر : ما روح هایی بوده ایم که در حال تجربه جسمانی هستیم .
2- علم ادم الاسما کلها . سوره بقره – آیه 31
3 - إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ – بقره – آیه 156
4 و 26 – رسول اکرم (ص) : انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق – سفینة البحار، (ماده خلق).
5 - تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129- ماه رمضان از زبان آيت الله جوادي آملي
6 - فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر 55– سوره 54
7 - یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی- سوره فجر ، آیه 27
** مرحوم دولابی : زندگی دنیا مانند این است که در اتاقی باشیم ، به اندازه یک سرک کشیدن بیرون را تماشا کنیم ، بعد سر را بیاوریم داخل .. این حقیقت در آخر نمایان می شود ،... ولدت اموت ( سوره مریم ، آیه 33 ) ، یعنی متولد شدم ، بیرون رفتم ، خودم را دیدم ، مردم را دیدم ، بعد آمدم داخل و راحت شدم . تا دیدم ، مردم . – طوبای محبت ج2 ص 36
8 - قال اهبطا منها جمیعا - طه، آیه 123
9 – و نفخت فیه من روحی – سوره حجر - آیه 29
10- انی اعلم ما لاتعلمون – سوره بقره - آیه 30
محمد صالحی 10 / 4 / 89
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
م ) و در يك كلام :
• همانگونه كه بشر براي افزايش توانايي هاي جسماني خود و پرورش استعدادهاي آن ، باشگاه هاي بدنسازي تاسيس و وسايل مختلفي را طراحي و توليد كرده است ، خداوند نيز براي پرورش استعدادهاي روحاني انسان ها كه چيزي جز ارزشها و ملكات اخلاقي نيست 26 ، دنياي زميني را به عنوان باشگاه روح سازي ، خلق و انسان هاي مختلف را ( براي يكديگر ) وسايل اين باشگاه قرار داده است .
پس بیائیم ، یکبار ، به همه چیز ، حتی به خودمان ، جور دیگر نگاه کنیم ،
و این آغازیست بر دیدن همه چیز ، آن گونه که واقعیت است ،
و واقعیت ، چیزی جز زیبایی
و جلوه خدا نیست 27 .
..................................................................................................................................................
• به مطلب " دنیا مدرسه تربیت ارواح انسانی " مراجعه شود - http://mahsan.parsiblog.com/1212178.htm
زیر نویسها :
1 - وین دایر : ما روح هایی بوده ایم که در حال تجربه جسمانی هستیم .
2- علم ادم الاسما کلها . سوره بقره – آیه 31
3 - إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ – بقره – آیه 156
4 و 26 – رسول اکرم (ص) : انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق – سفینة البحار، (ماده خلق).
5 - تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129- ماه رمضان از زبان آيت الله جوادي آملي
6 - فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر 55– سوره 54
7 - یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی- سوره فجر ، آیه 27
** مرحوم دولابی : زندگی دنیا مانند این است که در اتاقی باشیم ، به اندازه یک سرک کشیدن بیرون را تماشا کنیم ، بعد سر را بیاوریم داخل .. این حقیقت در آخر نمایان می شود ،... ولدت اموت ( سوره مریم ، آیه 33 ) ، یعنی متولد شدم ، بیرون رفتم ، خودم را دیدم ، مردم را دیدم ، بعد آمدم داخل و راحت شدم . تا دیدم ، مردم . – طوبای محبت ج2 ص 36
8 - قال اهبطا منها جمیعا - طه، آیه 123
9 – و نفخت فیه من روحی – سوره حجر - آیه 29
10- انی اعلم ما لاتعلمون – سوره بقره - آیه 30
محمد صالحی 10 / 4 / 89
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#آنچه_میخواهیم_خلق_کنیم🍃
شما خودتان #خدا هستید .
اگر او را موجودی #برتر می دانید پس بدنبال #ظهور آن در #خود باشید .
#استر_هیکس
@beshnofekrkon
شما خودتان #خدا هستید .
اگر او را موجودی #برتر می دانید پس بدنبال #ظهور آن در #خود باشید .
#استر_هیکس
@beshnofekrkon
خوشبختی 1
Dr Ali Sahebi
🎧 #خوشبختی
قسمت اول
#خوشبختی_چیست ؟
🎤دکتر علی صاحبی
مقدمه ای بر دوره معمار زندگی
@Entekhabbehtar
@beshnofekrkon
قسمت اول
#خوشبختی_چیست ؟
🎤دکتر علی صاحبی
مقدمه ای بر دوره معمار زندگی
@Entekhabbehtar
@beshnofekrkon
خوسبختی 2
Dr Ali Sahebi
🎧 #خوشبختی
قسمت دوم
نظر #اپیکور فیلسوف قبل از میلاد
رابطه بین #نیازها و #خوشبختی
🎤دکتر علی صاحبی
مقدمه ای بر دوره معمار زندگی
@Entekhabbehtar
@beshnofekrkon
قسمت دوم
نظر #اپیکور فیلسوف قبل از میلاد
رابطه بین #نیازها و #خوشبختی
🎤دکتر علی صاحبی
مقدمه ای بر دوره معمار زندگی
@Entekhabbehtar
@beshnofekrkon
خوشبختی 3
Dr Ali Sahebi
🎧 #خوشبختی
3️⃣قسمت سوم
#چهار_اصل_خوشبختی از نظر #اپیکور
رفع نیازهای فقط طبیعی و ضروری
دوستی
آزادی از قیود از جمله نظرات دیگران
تفکر منطقی
🎤دکتر علی صاحبی
@Entekhabbehtar
@beshnofekrkon
3️⃣قسمت سوم
#چهار_اصل_خوشبختی از نظر #اپیکور
رفع نیازهای فقط طبیعی و ضروری
دوستی
آزادی از قیود از جمله نظرات دیگران
تفکر منطقی
🎤دکتر علی صاحبی
@Entekhabbehtar
@beshnofekrkon