باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
درخت ممنوعه ( منهيه ) چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟ - 4

4- درخت مورد نهي خداوند چه بود ؟

خداوند آدم را خلق و از روح خود در او دميد .
" و نفخت فيه من روحي " 19
" و از روح خودم در او دميدم . "

و با تعليم اسمائ خود ، اوج از " آدم " تا " خداگونگي " را به او گوشزد نمود .

همانگونه كه در زبان شيطان نيز به اين اوج و جاودانگي ماوي در حريم يار به صراحت اشاره شده است .

آنجا که می فرماید :
" فوسوس اليه الشيطان قال يا ادم هل ادلک على شجرة الخلد و ملک لا يبلى " 20

" و شيطان او را وسوسه کرد و گفت: « اى آدم! آيا مى‏خواهى تو را به درخت زندگى جاويد ، و ملکى بى‏زوال راهنمايى کنم؟! "

و يا آيه زير :

" فوسوس لهما الشيطان ..... قال ما نهاکما ربکما عن هذه الشجرة الا ان تکونا ملکين او تکونا من الخالدين . " 21

" سپس شيطان آن دو را وسوسه کرد و گفت : پروردگارتان شما را از اين درخت نهى نکرده مگر بخاطر اينکه ( اگر به آن نزديك شويد ) ملك خواهيد شد ، يا جاودانه ( همچون خداوند ) خواهيد گشت ! "

و يا در تورات نيز از زبان شيطان داريم كه :

" حتما نخواهيد مرد زيرا خداوند مي‌داند روزى كه از آن بخوريد چشمان شما باز مي‌شود و مانند خداوند ميان نيك و بد را تشخيص خواهيد داد . 22

و يا در انجيل نيز از زبان شيطان مي نويسد :

" لیکن هر گاه تو و شوهرت به پند من عمل کنید .... آنگاه .....خیر و شر را خواهید شناخت مثل خدای ، و خواهید کرد آنچه را که می خواهید . .. . " 23

حال با اين آگاهي كه خداوند به آدم داد و او را از منتهاي اوجش آگاه نمود ،
بايستي كه راه پرواز تا اوج و رسيدن به ملك ملكوتي و جنت خداوندي را نيز به او نشان مي داد . و اين را نيز همانند همه استعارات كلامي قرآني به " درخت " مثال مي زند .

آنجا که می فرماید :

" شجرة مبارکة زيتونة لا شرقية و لا غربية " 24

" درخت پربرکت زيتونى که نه شرقى است و نه غربى ( و مستقيم تا عرش خدا در اوج است ) ."

چرا كه يك درخت از " كاشت " تا " داشت " و " برداشت " كاملترين نمود مسير رشد در دنياي زميني تا اوج آسماني بوده و همه نياز رشد و تعالي روحاني انسان را تمثيلا در خود به نمايش مي گذارد .

نيازهاي رشد يك درخت :

• زمين براي كاشت دانه اي كه مستعد تبديل شدن به درخت و نهايتا ميوه است .

• مواد مختلف زميني براي تغذيه آن و ايجاد قابليت رشد .

• آسمان و خورشيد براي تابش نور به آن ، كه هم فرايند رشد درخت را تشديد و تكميل مي كند و هم جهت رشد آن را مشخص مي كند .

• نتيجه نهايي اين رشد ، ميوه ايست كه به بار خواهد نشست .



و خداوند نيز حركت و رشد روحاني انسان را به درختي تشبيه كرده است كه :

ادامه دارد :

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com

http://www.tebyan-zn.ir/userpapers/m_salehy.html

http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=m_salehy&page=1
تحقیق : محمد صالحی – 10 / 9 / 89 —
❤1
درخت ممنوعه ( منهيه ) چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟ - 5


و خداوند نيز حركت و رشد روحاني انسان را به درختي تشبيه كرده است كه :

براي فراهم شدن مقدمات رشد انسان ، نياز به حضور در دنياي زميني دارد و به همين دليل بايد از بهشت آدم خارج و به دنياي زميني هبوط كند .

آنجا که می فرماید :
" قلنا اهبطوا منها جميعا فاما ياتينکم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 25
" گفتيم : همگى از آن ، فرود آييد ! هرگاه هدايتى از طرف من براى شما آمد ، کسانى که از آن پيروى کنند ، نه ترسى بر آنهاست ، و نه غمگين شوند ."

• جهت شروع فرايند رشد ، نياز به رفع نيازهاي مادي و جسماني است كه خداوند ، همه گونه مواهب طبيعي و نعمات دنيايي را براي او فراهم كرده است .
" ان الله سخر لکم ما في السماوات و ما في الارض و اسبغ عليکم نعمه ظاهرة و باطنة . " 26
" ( آيا نديديد )خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخّر شما کرده ، و نعمتهاى آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟! "

• در امتداد رشد جسماني انسان ، قابليتهاي روحي و استعدادهاي روحاني او ، در هر مسيري كه انتخاب كند ( راه مستقيم عبور از مسير ارزشها و ملكات اخلاقي مبتني بر پيام هاي خداوندي ، و يا راه غير مستقيم انحرافي عبور از مسير وابستگي هاي دنيايي و تخلفات نفساني ) شروع به رشد مي كند ، كه براي تشديد و تسريع رشد درمسير مستقيم ، نياز به نور آسماني و هدايت الهي دارد .

• آنجا که می فرماید :
" الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکاة فيها مصباح المصباح في زجاجة الزجاجة کانها کوکب دري يوقد من شجرة مبارکة زيتونة لا شرقية و لا غربية يکاد زيتها يضي‏ء و لو لم تمسسه نار نور على نور يهدي الله لنوره من يشاء و يضرب الله الامثال للناس و الله بکل شي‏ء عليم . " 27
" خداوند نور آسمانها و زمين است ؛ مثل نور خداوند همانند چراغدانى است که در آن چراغى (پر فروغ) باشد ، آن چراغ در حبابى قرار گيرد ، حبابى شفاف و درخشنده همچون يک ستاره فروزان ، اين چراغ با روغنى افروخته مى‏شود که از درخت پربرکت زيتونى گرفته شده که نه شرقى است و نه غربى؛ ( روغنش آنچنان صاف و خالص است که ) نزديک است بدون تماس با آتش شعله‏ور شود ؛ نورى است بر فراز نورى ؛ و هر کس بخواهد خدا او را به نور خود هدايت مى‏کند ، و خداوند به هر چيزى داناست. "

• با پيمودن راه مستقيم فوق و رشد در مسير خداگونگي (با استفاده از مواهب دنياي زميني و سپس رها كردن و خارج شدن از آن و صعود به جايگاه اوج تعالي انسان تا خدا )، درخت روحي انسان ، به آنجا مي رسد كه قد تا بارگاه الهي كشيده .

آنجا که می فرماید :
" في مقعد صدق عند مليک مقتدر . " 28
" در جايگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر! "

• و ميوه آن ، حضور در جنت لقاي خداوندي است .

آنجا که می فرماید :
" یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی ." 29
" تو اى روح آرام‏يافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشتم وارد شو ! "

• و آنها نيز كه راه غير مستقيم برگزيده و تنها به رشد درخت وجودي خود در مسير دنيا و توسعه قلمرو زميني خود بسنده كرده اند ، دچار آفتهايي شده كه هر آن با سرگردانيها و هول و هراس هاي عذابي دهشتناك روبرو شده ، و نهايتا با برخورد به موانع و صخره هاي مسير ، متوجه راه غلطي كه پيموده اند شده ؛

آنجا که خداوند می فرمایند :
" والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الضمئان مائا حتی اذا جائه لم یجده شیئا و وجد الله عنده " 30
" کسانى که کافر شدند ، اعمالشان همچون سرابى است در يک کوير که انسان تشنه از دور آن را آب مى‏پندارد ؛ امّا هنگامى که به سراغ آن مى‏آيد چيزى نمى‏يابد ، و خدا را نزد آن مى‏يابد که حساب او را بطور کامل مى‏دهد .
اما دیگر دیر شده ، که هر کس به هر مقدار از راه ، که کج رفته ، باید عذاب وحشتناک حسرت دور افتادن از خدای رحمان را بچشد تا زنگارهای ناشی از غفلت و هوس های زمینی از روح او زدوده شود .

آنجا که پروردگار عزیز می فرمایند :
" ساصليه سقر - و ما ادراک ما سقر - لا تبقي و لا تذر - لواحة للبشر . " 31
" (امّا) بزودى او را وارد سَقَر مى‏کنم ! - و تو نمى‏دانى «سقر» چيست! - (آتشى است که) نه چيزى را باقى مى‏گذارد و نه
چيزى را رها مى‏سازد ! - پوست را بکلّى دگرگون مى‏کند! ( زنگارهای روح را بکلی می برد و آن را خالص و پاکیزه می کند ) "

و پس از آن است که راه بسوی مستقر نهایی ، که همان مکان نور و آرامش و حضور خدای رحمان و جمیل است ، باز خواهد شد .

آنجا که رب جلیل می فرمایند :
" الى ربك يومئذ المستقر " 32
" آن روز ، قرارگاه نهايى ، تنها بسوى پروردگار تو است . "
ادامه دارد :
كانال نواي عشق
@eshghonava
👍1
درخت ممنوعه ( منهيه ) چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟ - 6


5- چرا نتيجه نزديكي به درخت ظلم است ؟

خداوند در آيات فوق به آدم هشدار مي دهد كه در صورت نزديك شدن به درخت ، در جرگه ظالمين وارد خواهي شد .

همچنين در آيه زير اعلام مي دارد كه وقتي امانت خود را که همان تجلی گاه ذات حضرت ربوبی بود به او عرضه كرديم ، پذيرفت . و او چه جاهل و ظالمي است !

آنجا که می فرمایند :
" انا عرضنا الامانة على السماوات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا . " 33
" ما امانت خود را بر آسمانها و زمين و کوه‏ها عرضه داشتيم ، آنها از حمل آن سر برتافتند ، و از آن هراسيدند ؛ امّا انسان آن را بر
دوش کشيد ؛ بدرستيكه انسان جاهل و ظالم بود ! "

بهشت آدم ، جايي بود كه خداوند تامين همه گونه نياز او را بطور جاوداني ، تعهد كرده بود 34، اما فقط در حوزه نيازهاي مادي بشري به انجام ميرسيد ، كه اين امر هرگز باعث نتيجه تعالي روحاني انسان از حد " آدميت " به حد " خداگونگي " و تبعا خروج او از محدوده مادي دنيايي و ورود به حريم كبريايي نمي گرديد .

و اينجا بود كه آدم ، که عاشق شده بود ، نخواست در محدوده امن مادي دنيايي بماند و همچون ديگر مخلوقات الهي ( از جمله فر شتگان ) ، در يك وضعيت تكويني زيست كند و بماند ، بلكه خطر كرد و افق را جنت الهي و ماوي گزيدن در حريم او انتخاب كرد .

و اين مسير ، تنها با عينيت بخشيدن به كليه استعدادها و قابليتهاي روحاني او پيموده مي شد ، كه براي اين كار ، بايد به زمين مي آمد و تك تك آنها را اعم از خلاقيت ، محبت ، عشق ، بخشش ، و .. زندگي مي كرد تا ملكه وجودي او شوند . 35

و تبعا حضور انسان در دنياي زميني و :

• اختيار او در انتخاب راه مستقيم اوج تا حريم خداوندي با همه لذتهاي روحاني منتج از آن ،

• و يا فريفته ظواهر و نعمتهاي دنيايي شدن و افتادن در مسير انحرافي و غير مستقيم گذر به بارگاه الهي با همه مشكلات و عذاب هاي متعاقب آن ،

بزرگترين ريسكي بود كه او پذيزفت و ظلمي كه خود را از منطقه امن بهشت اولي خود خارج و به ميدان سراسر اضطراب و رنج دنيايي ولي در نهايت جنت خداوندي ، وارد كرد . ( و البته خود آدم نيز به اين همه سختي دنيايي و دوری راه جاهل بود . )

آنجا که خداوند می فرمایند :
" فقلنا يا ادم ان هذا عدو لک و لزوجک فلا يخرجنکما من الجنة فتشقى . " 36
" پس به آدم گفتيم : شيطان دشمن توست ، پس باعث خروج شما از بهشت نگردد كه به سختي و مشقت خواهيد افتاد . "

در حقيقت ، آدم ، بهشت خود را با يك شرايط ثابت و يكنواخت در يك زندگي افقي با همه لذت هاي مادي رها كرد و نقطه اوج حركت عمودي رو به بالاي خود را ، حضور در بارگاه الهي ، با رشد و پرورش درخت وجودي خود ، انتخاب كرد .

و اين همان درختي بود ، كه به آن نزديك شد و به خداوند اعلام كرد كه :

بهشت من با همه مزايا ي ماديش ، در مقابل جنت تو ، به هيچ نمي ارزد ؛ هر چند براي رسيدن به جنت لقاي تو ، امكان انحراف من وجود داشته باشد و من بايد از جهنم و عذاب تو بگذرم .

آنجا كه امام علي (ع) نجوا مي كنند :
" فهبني يا الهي و سيدي و مولاي و ربي صبرت علي عذابك فكيف اصبر علي فراقك ! " 37
" اله و آقا و مولا و رب من ! موهبتي كن ! كه عذاب تو را به صبر خواهم نشست ، اما فراق و دوريت را چگونه به انتظار بنشينم ؟! "

ادامه دارد :
كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com

http://www.tebyan-zn.ir/userpapers/m_salehy.html

http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=m_salehy&page=1
تحقیق : محمد صالحی – 10 / 9 / 89 —
👍1
راغب مصطفی غلوش

تولد : 5 ژوئیهٔ ۱۹۳۸ ‏(۷۷ سال) 14 تیر ۱۳۱۷ شمسی
طنطا، مصر

مرگ : 4 فوریه ۲۰۱۶ میلادی 15 بهمن ۱۳۹۴ شمسی

راغب مصطفی غلوش از قاریان مطرح قرآن بود.

مصطفی غلوش ، صبح روز پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۴ شمسی در سن ۷۷ سالگی در مصر درگذشت .

زندگی

مصطفی غلوش از همان سنین نوجوانی از حافظان قرآن بوده است. 

عبدالغنی الشرقاوی، ابراهیم الطبهیلی و ابراهیم سلام از استادان او بوده‌اند.

غلوش تا مدت‌ها از مقلدان مصطفی اسماعیل بوده است .صوت آن‌ها شباهت زیادی به هم دارد.

او از ۲۴ سالگی در رادیو و تلویزیون رسمی مصر به عنوان قاری حضور یافت و از همان زمان رفته‌رفته سبک خودش در قرائت را دنبال کرد.

او حدود ۳۰ سال است که برای قرائت به کشورهای مختلف از جمله آمریکا، انگلستان، ایران، فرانسه و کانادا سفر کرده است 

ولی در سال‌های اخیر بیشتر در مصر به سر می‌برد و سرانجام در وسط زمستان ، ۱۵ بهمن ۱۳۹۴ شمسی درگذشت .

مصطفی غلوش ۴ بار در سال های ۱۳۶۸ - ۱۳۷۴ - ۱۳۷۹-۱۳۸۱ به ایران سفر کرد و به تلاوت قرآن پرداخت .

اذان دلنشین علوی و تلاوت زیبای آیه تطهیر او همیشه در یاد مسلمانان خواهد ماند .
.
روحش آرام و شاد

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
درخت ممنوعه ( منهيه ) چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟ - 7


6- آيا آدم گناه كرد ؟

با توجه به آنچه گفته شد ، نهي خداوند ، ارشادي و بيانگر مسير سخت اوج از آدميت تا خداگونگي بوده است ، بنابراين امر ممنوعي نبوده كه خداوند به آن ، امر به نزديك نشدن كرده باشد ، بلكه تلويحا ، بيان هدف تكويني خداوند از خلقت آدم بوده است .

همانطور كه در كلام امام رضا ( ع ) داريم :
" اراده تكوينى خدا اين بود كه آدم از درخت منهيه بخورد و از بهشت اخراج شود ، ولى اراده تشريعى خدا نهى از خوردن شجره بود و لذا آنها را از خوردن ميوه درخت باز نداشت . " 38

از طرف ديگر اگر ظلمي نيز انجام شده باشد ظلم آدم به خود بوده نه در حق خداوند ، لذا گناهي واقع نشده است ، ( و خروج آدم از بهشت يك اثر تكوينى و ضرورى عمل او بود ، نه مجازات مولوى . 39)

7- چرا آدم و حوا عريان شدند ؟

خداوند در چند آيه مي فرمايند كه با نزديك شدن آدم و حوا به درخت ، زشتي هايشان آشكار شد .

از جمله می فرمایند :
" فاکلا منها فبدت لهما سواتهما . " 40
" پس از خوردن از درخت ، زشتي هاشان آشكار شد . "

و اين عرياني را نيز مي توان به عنوان هشدار خداوندي ، اينگونه بيان كرد كه :

اي آدم : اگر بهشت خود را با همه جاودانگي در تامين همه نيازهايت رها كردي ، پس بايد همانند ظرفي كاملا عريان و تهي ولي با ظرفيتي بي نهايت ، پاي به دنياي زميني گذاشته و زندگي را از صفر شروع و خود به انتخاب نوع و مقدار پوششت در برابر ظواهر فريبنده دنيايي و هواهاي نفساني ، اقدام كني و راه بسوي مقصدي كه برگزيدي ، خود به كيفيتش تصميم بگيري و پس از آن ، ظرف وجودي خود را از عشق خداوندي سرشار كرده و آنگاه تا عبوديت و يگانگي با او ، عمر دنيايي بسر نمايي .

ادامه دارد :
كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com

http://www.tebyan-zn.ir/userpapers/m_salehy.html

http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=m_salehy&page=1
تحقیق : محمد صالحی – 10 / 9 / 89 —
👍1
درخت ممنوعه ( منهيه ) چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟ - 8


8- و در يك كلام

تمثيل خداوند از مسير كمالي انسان ، به درخت ، اعلام موارد زير ، به حضرت آدم بود :


1- اي آدم ! تو همانند دانه اي هستي كه قابليت رشد و تكامل ، " از حد آدميت " به بالاترين حد كمال و آنهم " خداگونگي " ، در ظرف وجودت ريخته شده است . ( نفخت فیه من روحی 41 )

2- براي ايجاد شرايط رشد دانه وجودت ، بايستي آرامش و سكون بهشتي خود را رها كرده و در فضاي دنياي زميني با همه سختي ها قرار گرفته و با بهره گيري از همه مواهب طبيعي ، مسير رشد را هموار نمايي . ( قلنا اهبطوا منها جميعا 42 )

3- حركت و مسير رشد تو ، لاجرم ، بسوي افق هاي متعالي و آسماني رباني است . ( کشجرة طيبة اصلها ثابت و فرعها في السماء 43 )


4- در همه مراحل رشدت در دنياي زميني ، با انواع آفات دنيوي ، اعم از كاستي ها ، طوفان هاي شهوت ، سيلاب هاي ثروت و علم و غرور ، و .... روبرو خواهي شد . و اين همان چيزي است كه به آن جاهلي ، و ظلمي است كه براي نفس خود ، ريسك آن را پذيرفته اي . ( انه کان ظلوما جهولا 44 )

5- براي شروع حركت كمالي ات ، از مرحله " دانه " ( كاشت ) تا آخرين مرحله ( برداشت ) ، كه مستقر نهايي است ، بايستي بر همه زشتي هايي كه مي تواند روح تو را آلوده كند و آفاتي كه مي تواند بيمار طمع دنيايي ات بكند ) ، بينا و دانا باشي ، به همين دليل آنها را برايت آشكار كردم . ( فبدت لهما سواتهما 45 )


6- تنها راه دفع آفات راه و وسيله پوشش آنها ، گزينش راهي است كه از بهشت خدايي مي گذرد . ( و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنة 46 )

7- براي تشديد فرايند رشد و جهت گيري آن بسوي بالا ، نياز به نور آسماني الهي است ، كه من در اختيارت خواهم گذاشت . ( ارسال رسل و ابلاغ پيام - فاما ياتينکم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون 47)


8- در آخرين مرحله و مسير تكاملي درخت وجودت ، كه جز بسوي مستقر نهايي نيست ، در جنت الهي ، ماوي خواهي گزيد و در حضور كبريائيش ، آرام خواهي گرفت . ( و ادخلی جنتی 48 - عند مليک مقتدر 49 )

9- نهي خداوند از نزديك شدن به درخت مذكور ، ارشادي بوده نه مولوي ، كه به آدم گوشزد مي كند :


• مي تواني در همين بهشت خودت با همه تنعمات دنياگونه اش ، بدون هيچ سختي و نگراني باقي بماني ، ولي ديگر امكان تعالي و رسيدن به جنت الهي را نخواهي داشت . ( ان لک الا تجوع فيها و لا تعرى ، و انک لا تظمؤا فيها و لا تضحى 50)

• و يا ريسك حضور در دنياي زميني با همه سختي هاي زندگي دنيايي و امكان غفلت و انحراف از مسير اصلي خلقت و دچار شدن به عذاب هاي دهشتناك متعاقب انحرافت را بپذيري ، ولي با اين اطمينان ، كه نهايت صعودت ،بهشت لقاي من است . ( الى ربك يومئذ المستقر51)

ادامه دارد :
كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com

http://www.tebyan-zn.ir/userpapers/m_salehy.html

http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=m_salehy&page=1
تحقیق : محمد صالحی – 10 / 9 / 89 —
❤1
درخت ممنوعه ( منهيه ) چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟ - 9


زير نويسها :

1- به مطالب زير مراجعه شود :
• " سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار ؛ محمد صالحي " – http://mahsan.parsiblog.com/-1798339.htm
• " جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان؛ محمد صالحي "- http://mahsan.parsiblog.com/1713221.htm
• " آیا حضرت آد م به دست حوا فریب خورد ؟ ؛ محمد صالحي " - http://mahsan.parsiblog.com/-1788156.htm

2- سوره اسرا – آیه 44
3- بحارالانوار، ج 84 ، ص 198
4- سوره ذاریات – آیه 56
5- سوره بقره – آیه 31
6- اعراف – آیه 19
7- سوره طه – آیات 118 تا 119
8- نهج البلاغه – خطبه 1
9- علل‌ الشّرآئع‌ ج‌ ۲، باب‌ نوادر العِلَل‌ ، ص‌ ۶۰۰، عدد ۵۵ - مصنفات شيخ مفيد ، ج5 ، ص 79
10- سوره فجر - آیه 27 تا 30
11- المواعظ العدديه ، الباب الثاني عشر ، الفصل الثاني ص 255 به نقل از كتاب گنج حكمت
12- سوره بقره – آیه 31 ( " علم ادم الاسما کلها " )
13- جواهر السنية فى الاحاديث القدسيه، محمد بن حسن بن على بن حسين حرّعاملى، ص 284.
14- اعراف – آیه 19
15- بقره – آيه 35
16- سوره اعراف – آیه 22
17- اعراف – آيه 20
18- الميزان ، ج1 ، ص 138
19- حجر – آيه 29
20- سوره طه – آیه 120
21- اعراف – آيه 20
22- تورات - سفر پیدایش – باب 3 – آیات 1 تا 14
23- انجيل برنابا – فصل 40 – آیات 1 تا 27
24- نور – آيه 25
25- سوره بقره – آیه 38
26- لقمان – آيه 20
27- – نور – آيه 25
28- قمر – آيه 55
29- - سوره فجر - آیه 27 تا 30
30- سوره نور - آیه 39
31- سوره مدثر – آیات 26 تا 29
32- سوره قیامت – آیه 12
33- ...سوره احزاب – آيه 72
34- سوره طه – آیات 118 تا 119

35- به مطالب زیر مراجعه شود :
• دنیا مدرسه تربیت ارواح انسانی – محمد صالحي - http://mahsan.parsiblog.com/1212178.htm
• چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما – محمد صالحي – http://mahsan.parsiblog.com/-1549197.htm
36- طه – آيه 117 ( الميزان ، ج1 ، ص 131 )
37- دعاي كميل
38- توحيد صدوق ، ص 64
39- الميزان ، ج1 ، ص 138
40- طه – آيه 121
41- سوره ص – آیه 72
42- سوره بقره – آیه 38
43- ابراهيم – آيه 24
44- سوره احزاب – آيه 72
45- طه – آيه 121
46- اعراف – آيه 22
47- سوره بقره – آیه 38
48- سوره فجر - آیه 27 تا 30
49- قمر – آيه 55
50- سوره طه – آیات 118 تا 119
51- سوره قیامت – آیه 12

تحقیق : محمد صالحی – 10 / 9 / 89

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com

http://www.tebyan-zn.ir/userpapers/m_salehy.html

http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=m_salehy&page=1
جامعیت دین به چه معناست ؟



جامعيت و كمال دين ، به داشتن رهنمودهايي در راستاي راهنمايي انسان به مقصد تعيين شده است ، كه از آنها به هدايت تعبير مي‎شود.

راز و رمز اصلي اين رهنمودها ، ايجاد رابطه زيستي متناسب ميان انسان و عالم هستي است .....



همين است كه دين در راستاي دعوت مردم به خداوند و تبيين ارزشهاي معنوي ، آنچه را كه انسانها بدون دين نمي توانستند به دست آورند ، در بر دارد و از اين جهت هيچ كاستي ندارد .



بر اين اساس توقع از دين براي برآوردن نيازهايي كه با عقل و خرد جمعي قابل تحصيل مي‎باشد ، توقعي بي جا است .



كتاب اسلام دين فطرت – مرحوم منتظري – ص 47 تا 49

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com

http://www.tebyan-zn.ir/userpapers/m_salehy.html

http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=m_salehy&page=1

محمد صالحی – 31 / 6 / 89 /
پاسخ به سه سوال اساسي انسان ، از كجا آمده ام - اينجا چه ميكنم و به كجا مي روم ؟ - استاد الهي قمشه اي 👆
از خدا بی واسطه بخواه ، مطمئن باش بی واسطه خواهد داد – 1


خوشه ای ازوصایای امام علی ( ع ) به فرزند عزیزش امام حسن (ع ) 1



مقدمه :


انسان وقتی بدنیا می آید ، دو چیز است که هیچگاه از او جدا نخواهد شد ، 1 – نیاز به غذای جسم 2 – نیاز به غذای روح
و این دو نیاز است که مانند هاله ای سنگین ، روی زندگیش می گسترد و همه تصمیماتش را تحت الشعاع قرار می دهد . و حتی همین دو هستند که می توانند بهترین ابزار برای بهره کشی دیگران از او باشند .

همه بشریت در هماره تاریخ ، می دانسته اند ، که در آفرینش وجود کاملی هست که به هیچ چیز از جنس نیازهای ما نه محتاج است و نه وابسته ، و هموست که قادر مطلقی است که می تواند به همه کس ، همه چیز بدهد .

اما چگونه باید از او خواست ؟ ، و یا او چگونه می شنود ؟ و یا از همه مهمتر ، او چگونه می دهد ؟

این تنها سوال مشترکی است که همه انسان ها با آن مواجه بوده و با پاسخی که به آن می دهند پایه های سرنوشت خویش را گذارده و بنای آنرا می سازند .

و البته همین جا نیز هست که در آسیب شناسی دلایل وابستگی انسان ها به دیگرانی از جنس خودش ، در طول تاریخ ، به این نکته اساسی می رسیم که :

« هرگاه انسانهایی ، فرصت پیدا کردند تا خود را بیابند و در دست یابی به خزائن مادی و معنوی جهان هستی ،
( آنهم به هر اندازه ) از دیگران پیشی بگیرند و در این مسیر در چنگال نفس خود اسیر شدند ، اهریمن وار دیگران را به زیر سلطه خویش کشیدند و آنگونه رفتار کردند که نتیجه اش چیزی نبود جز استثمار و استحمار آنها » .

به مردم القا کردند که " خداوند آنقدر بزرگ است و دور که شما کوچکترین ها ، امکان حتی فکر کردن به او را نخواهید داشت ، چه رسد به آنکه از او افاضه فیضی بخواهید و یا اجابت دعایی و یا اعطای نعمتی ! "

پس باید دیگرانی باشند تا واسطه این امر شده ، هم برایتان دعا و طلب کنند ، و هم در گرو آبرو و شان ملکوتیشان ، از او ، برایتان ، فیض و رحمت و نعمت ، دست و پا کنند . !

اما آیا واقعا اینگونه است ؟ آیا همویی که تک تک خلق را عیال خود دانسته 2 و به خلقت همه آنها مباحات کرده است 3، بشر را خلق کرده تا بر او فخر و تکبر کند ؟ و یا در جایگاهی بس رفیع بنشیند و عطای رحمت خویش را محصور به موانعی از جنس همین آدمیان کند که هرگاه اینان خواستند ، او عطا نماید ؟!!

حاشا و کالله ، که او هرگز چنین نبوده و نیست ، که او نه درخلقت ، محتاج شریکی بوده 4 و نه در عطا و بخشش ، نیاز به واسطه ای 5 ، که او " غنی عن العالمین 6 " است .

در این جا گوشه ای از کلام امام همام علی ( ع ) در وصایایش به فرزند عزیزش امام حسن ( ع ) را می آوریم ، که چقدر زیبا و دلنشین ، وجود خداوند حکیم را برایش توصیف می کند و چگونه او را به او فرا می خواند !!

ادامه دارد

محمد صالحی – 23/7/88

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
❤1
از خدا بی واسطه بخواه ، مطمئن باش بی واسطه خواهد داد – 2


خوشه ای ازوصایای امام علی ( ع ) به فرزند عزیزش امام حسن (ع ) 1




پسرم ، اول خودسازى !

پسرم! همانا تو را به تقوی الهی سفارش مى كنم كه پيوسته در فرمان او باشى ، و دلت را با ياد خدا زنده كنى ، و به ريسمان او چنگ زنى ، چه وسيله اى مطمئن تر از رابطه تو با خداست اگر سررشته آن را در دست گيرى .7

پسرم ، فقط خداوند صاحب همه چیز و همه علم و جاودانه است !

پسرم! در وصيت من درست بيانديش ، بدان كه در اختياردارنده مرگ همان است كه زندگى در دست او، و پديدآورنده موجودات است . همو مى ميراند ، و نابودكننده همان است كه دوباره زنده مى كند ، و آنكه بيمار مى كند شفا نيز مى دهد . بدان كه دنيا جاودانه نيست ، و آنگونه كه خدا خواسته است برقرار است ، از عطا كردن نعمتها ، و انواع آزمايشها ، و پاداش دادن در معاد ، و يا آنچه را كه او خواسته است و تو نمى دانى .

پس اگر درباره جهان ، و تحولات روزگار مشكلى براى تو پديد آمد آن را به عدم آگاهى ارتباط ده ، 8

پسرم ، خداوند واسطه ای برای نعمت و رحمتش قرار نداده است !

بدان ، خدايى كه گنجهاى آسمان و زمين در دست اوست ، به تو اجازه درخواست ( بی واسطه از او) داده ، و اجابت آن را ( فقط خودش ) بعهده گرفته است .

تو را فرمان داده كه ( فقط ) از او بخواهى تا عطا كند ، درخواست رحمت كنى تا ببخشايد ، و خداوند بين تو و خودش كسى را ( به عنوان واسطه ) قرار نداده تا حجاب و فاصله ( بین تو و خودش ) ايجاد كند ،و تو را مجبور نساخته كه به شفيع و واسطه اى پناه ببرى.

و در صورت ارتكاب گناه در توبه را مسدود نكرده است . در كيفر تو شتاب نداشته ، و در توبه و بازگشت ، بر تو عيب نگرفته است .

در آنجا كه رسوايى سزاوار توست ، رسوا نساخته ، و براى بازگشت بخويش شرائط سنگينى ( اعم از شفاعت کسی و یا شان و منزلت واسطه ای ) مطرح نفرموده است .


در گناهان ، تو را به محاكمه نكشيده ، و از رحمت خويش نااميدت نكرده ، بلكه بازگشت تو را از گناهان ، نيكى شمرده است . 9

پسرم ، کلید گنجینه های الهی فقط خواست توست از او !

هرگاه او را بخوانى ، ندايت را مى شنود ، و چون با او راز دل گويى راز تو را مى داند ، پس حاجت خود را ( فقط ) با او بگوى ، و آنچه در دل دارى نزد او باز گوى ، غم و اندوه خود را در پيشگاه او مطرح كن ، تا غمهاى تو را برطرف ، و در مشكلات تو را يارى رساند .

از گنجينه هاى رحمت او چيزهايى را درخواست كن كه جز او كسى نمى تواند عطا كند ، مانند عمر بيشتر، تندرستى بدن ، و گشايش در روزى ،

( و بدان که ) خداوند كليدهاى گنجينه هاى خود را در دست تو قرار داده ( نه هیچ واسطه ای دیگر ) ، چرا كه به تو اجازه دعا كردن و خواستن داد . پس هرگاه اراده كردى مى توانى با دعا ، درهاى نعمت خدا را بگشايى ، تا باران رحمت الهى بر تو ببارد .

هرگز از تاخير اجابت دعا نااميد مباش ، زيرا بخشش الهى باندازه نيت توست .

گاه ، در اجابت دعا تاخير مى شود تا پاداشی بیشتر ازخواسته دعا كننده بدهد .

گاهى درخواست مى كنى اما پاسخ داده نمى شود ، زيرا بهتر از آنچه خواستى به زودى يا در وقت مشخص ، به تو خواهد بخشيد ، يا به جهت اعطاء بهتر از آنچه خواستى ، آنرا اجابت نمى کند، زيرا چه بسا خواسته هايى دارى كه اگر داده شود مايه هلاكت دين تو خواهد بود.

پس خواسته هاى تو بگونه اى باشد كه جمال و زيبايى تو را تامين ، و رنج و سختى را از تو دور كند ، که نه مال دنيا براى تو پايدار، و نه تو براى مال دنيا باقى خواهى ماند . 10

ادامه دارد :

محمد صالحی – 23/7/88

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
❤1
لحظه اي با صداي زيباي يك كارگر كلماتي از قرآن را بنيوشيم 🍁🍁🍁🍁🍁
از خدا بی واسطه بخواه ، مطمئن باش بی واسطه خواهد داد – 3


خوشه ای ازوصایای امام علی ( ع ) به فرزند عزیزش امام حسن (ع ) 1



.........................................................................................................................
زیر نویسها :

1 – نامه 31 نهج البلاغه - بر اساس ترجمه محمد دشتی
2- الخلق عيال الله – رسول اكرم ( ص) بحار، ج 74، ص .316
3 – فتبارک الله احسن الخالقین – سوره مومنون ، آیه 14

4 – ام جعلوا للله شرکا خلقوا کخلقه فتشابه الخلق علیهم قل الله خالق کل شیئ و هو الواحد القهار، سوره رعد ، آیه 16
5 – اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان – سوره بقره – آیه 186
6 – سوره آل عمران ، آیه 97

7 - اني اوصيک بتقوي الله اي بني ولزوم امره ، و عماره قلبک بذکره ، والا عتصام بحبله و اي سبب اوثق من سبب بينک و بين الله ان انت اخذت به .

8 - فتفهم يا بني وصيتي ، و اعلم ان مالک الموت هو مالک الحياه ، و ان الخالق هو المميت ، و ان المفني هو المعيد ، و ان المبتلي هو المعافي ، و ان الدنيا لم تکن لتستقر الا علي ما جعلها الله عليه من النعماء ، و الابتلاء ، و الجزاء في المعاد ، او ما شاء مما لا تعلم ، فان اشکل عليک شي ء من ذلک فاحمله علي جهالتک .

9 - اعلم ان الذي بيده خزائن السموات و الارض قد اذن لک في الدعاء ، و تکفل لک بالاجابه ، و امرک ان تساله ليعطيک ، و تسترحمه ليرحمک ، و لم يجعل بينک و بينه من يحجبک عنه و لم يلجئک الي من يشفع لک اليه ، و لم يمنعک ان اسات من التوبه و لم يعاجلک بالنقمه ، و لم يعيرک بالانابه ، و لم يفضحک حيث الفضيحه بک اولي ، و لم يشدد عليک في قبول الانابه ، و لم يناقشک بالجريمه و لم يؤيسک من الرحمه ، بل جعل نزوعک عن الذنب حسنه .

10 - فاذا ناديته سمع نداک ، و اذا ناجيته علم نجواک ، فافضيت اليه بحاجتک ، و ابثثته ذات نفسک ، و شکوت اليه همومک ، و استکشفته کروبک ، و استعنته علي امورک ، و سالته من خزائن رحمته ما لا يقدر علي اعطائه غيره ، من زياده الاعمار ، و صحه الابدان ، و سعه الارزاق ثم جعل في يديک مفاتيح خزائنه بما اذن لک فيه من مسالته ، فمتي شئت استفتحت بالدعاء ابواب نعمته ، و استمطرت شابيب رحمته ، فلا يقنطنک ابطاء اجابته ، فان العطيه علي قدر النيه و ربما اخرت عنک الاجابه ، ليکون ذلک اعظم لاجر السائل ، و اجزل لعطاء الامل و ربما سالت الشي ء فلا تؤتاه ، و اوتيت خيرا منه عاجلا او آجلا ، او صرف عنک لما هو خير لک ، فلرب امر قد طلبته فيه هلاک دينک لو او تيته ، فلتکن مسالتک فيما يبقي لک جماله ، و ينفي عنک و باله ، فالمال لا يبقي لک و لا تبقي له .
محمد صالحی – 23/7/88

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
جناب حنیف زاده عزیز

من بشخصه از تلاش شما در مورد بحثهای انتخابیتون تشکر میکنم .

کتب مرحوم آقا شيخ نعمت اله صالحی نجف آبادي
اعم از
جهاد
حکومت صالحان
غلو
حدیث های خیالی
مجموعه مقالات
شهيد جاويد
و ..

هر کدام از یک انسجام بسیار محکم
و قلمی روان
و استدلال قوی
برخوردار بوده و برای هر محققی غنیمت است .

اتفاقا روش تحقیقی اجتهادی صالحی بر 4 مبنا استوار است :

1- همه آرای موجود در باره موضوع را بیان و دسته بندی میکند .

2- تمام ادله قرآنی و روایی هر دسته را بیان میکند .

3- به بررسی آرای هر دسته بر مبنای نگاه عقلی به قرآن و روایات و همچنین شرایط تاریخی عصر نزول مربوطه می پردازد .

4- نهایتا به جمع بندی نهایی و ارائه نظر خودشون با ادله کافی مي ژردازند .

و اتفاقا کتب ایشون برای کسانی که خواهان بررسی اقوال مختلف در باره موضوع هستند بسیار ارزشمند است .

با تشکر مجدد

محمد صالحی – 23/7/88

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 1

*** مقدمه

وقتی خداوند ، هستی را بنا نهاد ، عقل را پایه های آن قرار داد .

آنجا که پیامبر(ص) می فرماید :

" اول ما خلق الله العقل ." 1

و وقتی ، انسان را خلق کرد ، با نفخ روح خود در وجود او 2 و تعلیم اسمای خود 3 که اساس سیر تکاملی هستی را نمایندگی می کردند ، با ابزاری به نام گوهر عقل ، به دنیای زمینی فرستاد 4 و از او خواست که پیوند خود را با هستی ، از مسیر عقل برقرار و مستحکم کرده و راه تا اوج خدایی شدن را بپیماید .

*** اعتقادات ، تقلید یا تحقیق

این انسان ، در طول تاریخ خود ، از زمان هبوط به دنیای زمینی تا زمان اکنون ، همیشه در تلاش برای پاسخ به دو نیاز اساسی مادی و نیازهای بنیادین روحی خود ، بسر برده و وقتی ، این گذر تاریخی را محققانه بررسی می کنیم ، تقسیم افراد انسانی را به دو گروه عمده زیر می یابیم :

1- آنها که در پاسخ به نیازهای روحی و سوالهای هستی شناسی خود ( که همان اساس دین را تشکیل می دهد ) ، فقط بدنبال پاسخ پدران و گذشتگان و بزرگان خود و جامعه رفته و از آن تقلید و تبعیت کرده اند .

آنجا که خداوند می فرماید :

" و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و کبراءنا فاضلونا السبيلا " 5

" و مى‏گويند : پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کرديم و ما را گمراه ساختند! "

این گروه ، با فراموش کردن فهم عقلانی، گوهر عقل وجود خود را به کناری نهاده ،در لابلای اعتقادات تقلیدی خود ، دفن کردند .
و از آنجا که می دانند ، هر لحظه ممکن است مورد سوال و مواخذه درباره اعتقاداتشان ، که همه نیز عاریتی اند و خود سهمی در یافتن آنها نداشته اند ، قرار گیرند ، به جای رفتن بسوی فهم عقلانی ، سعی در بالا بردن مقام و شان آنهایی می کنند که خود را مرهون و مدیون اعتقادی آنها می دانند .

آنجا که خداوند می فرماید :

"واذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل الله و الى الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه اباءنا او لو کان اباؤهم لا يعلمون شيئا ولا يهتدون." 6

" و هنگامى كه به آنها گفته شود: « به سوى آنچه خدا نازل كرده، و به سوى پيامبربياييد!»،
مى‏گويند: «آنچه از پدران خود يافته‏ايم، ما را بس است! » آيا اگر پدران آنها چيزى نمى‏دانستند، و هدايت نيافته بودند (باز از آنها پيروى مى‏كنند )؟! "

و در این راه ، کرامات و امتیازاتی را برای بزرگان و راهبران دینی خود قائل می شوند که نهایتا به غلو ختم شده و کم کم مقام واسطه خلق و خالق و در نهایت شان ربانی و الوهیت را به آنها عطا می کنند .

2- آنها که پای در مسیر تحقیق و تتبع گذاشته و بنا را بر فهم اعتقادی گذشتگان و متون دینی موجود ، قرار دادند و فهم نوی را از آنها پایه ریزی کرده و گروه اول را به زیر سلطه اعتقادی خود در آوردند .

بسیاری از این گروه ، با سو استفاده از جهالت و روزمرگیهای مادی گروه اول ، خود را در مصدر راهبری دینی جامعه قرار داده و با تفاسیر خودمحور و غیر عقلانی خود ، به تاراج سرمایه های مادی و معنوی جامعه پرداختند .

و البته با هوش سرشاری که داشته و با علم به خصوصیات بارز تقلید و تعصب جاهلی گروه اول ، سعی در استدلال سازیهای بی منطق و خدا انگاری آموزه های خود ، جهت تثبیت عقاید آنها کرده و غلوگونه به شان خدایی خود دامن می زنند .

آنجا که خداوند می فرماید :

" يا ايها الذين امنوا ان کثيرا من الاحبار و الرهبان لياکلون اموال الناس بالباطل و يصدون عن سبيل الله " 7

" " اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! بسيارى از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان ، اموال مردم را بباطل مى‏خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمى‏دارند! "

و یا عیسی ابن مریم می فرماید :

" ای علمای دین که بر مسند موسی نشسته اید . شما خود را به مردم ، پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از ریاکاری و شرارتید .
وای برشما ای علمای ریاکار دین ! شما برای پیامبران ، مقبره می سازید . ای ماران ! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت ؟ " 8

و یا پیامبر اسلام ( ص ) می فرماید :

" ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین " 9

" منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران . "

و یا کلام دیگر ایشان :

" آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ " 10

" آفت دين سه چيز است : فقيه و عالم بد كار ، پيشواى ستم كار و مجتهد نادان "

ادامه دارد 👇

https://t.me/beshnofekrkon/157

محمد صالحي



كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout