باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - هشتم محرم

1- در روز هشتم امـام (ع ) , عباس را به فرماندهى سـى سـوار و ده پياده مامور تهيه آب كرد . هلال بن نافع جملى پيشاپيش پيادگان حركت مى كرد .

عـمـرو بـن حجاج گفت می توانید خودتان آب بنوشید ولی برای حسین نمی توانید ببرید .

جنگ سختى درگرفت . سواران مى جنگيدند و پيادگان مشكها را آب مى كردند . نهایتا ، ياران امام با بيست مشك پر از آب به خيمه ها برگشتند و اينجا بود كه حضرت , عباس را سقا لقب دادند . 1

2- در این روز "یزید بن حصین همدانی" با اجازه امام برای مذاکره با عمر بن سعد رفت و به او گفت : اگر تو خود را مسلمان مي‏پنداری پس چرا ... تصمیم به كشتن حسین گرفته‏ای و ..؟

عمر بن سعد گفت : ای همدانی! من مي‏دانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است ، من در لحظات حسّاسی قرار گرفته‏ام و نمي‏دانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم ؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، ؟ ..

یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام (ع) رساند و گفت : عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند .2

3- امام (ع) مردی از یاران خود بنام "عمرو بن قرظة" را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند .

شب هنگام، امام (ع) با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند . امام (ع) به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود "عباس" و فرزندش "علي‏اكبر" را نزد خود نگاه داشت . عمر بن سعد نیز فرزندش "حفص" و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد .

در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام (ع) كه فرمود : آیا مي‏خواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد . یك بار گفت : مي‏ترسم خانه‏ام را خراب كنند ! و ...

حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمي‏گردد، از جای برخاست در حالی كه مي‏فرمود : تو را چه مي‏شود ؟ .... . به خدا سوگند! من مي‏دانم كه از گندم عراق نخواهی خورد! ابن سعد با تمسخر گفت : جو عراق ما را بس است.3

4- در این چند مرحله مذاکره که تمام آنها به درخواست امام انجام گرفت و نشان از اراده قوی امام بر بازگشت و جلوگیری از جنگ داشت ، نتایج مثبتی بدست آمد .

5- عمر بن سعد، نامه ای رضایت بخش برای عبیدالله ارسال کرد و در آن یادآور شد : " خداوند متعال، آتش جنگ ما را خاموش کرد . زیرا حسین ، هم اینک حاضر است :

🍁 از همان جایی که آمده است ، برگردد

🍁و یا به سوی یکی از مرزهای کشور برود و بسان سایر مسلمانان زندگی کند . نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چیزی در میان نباشد

🍁 و یا به جانب شام نزد یزید رفته و اختلافش را با وی حل و فصل کند .

ای عبیدالله ، این پیشامد، هم می تواند موجب خرسندی تو و هم موجب اصلاح امت باشد ". 4

6- وقتى كه اين نامه به عبيدالله زياد رسيد ، گفت : الحق كه اين نامه را مردى نوشته كه خيرخواه امير و دلسوز قومش مى باشد .

در این لحظه ، شمر برخاست و گفت : اكنون كه حسين در سرزمين تحت فرمان تو گرفتار شده ، اين سخنان را از او مى پذيرى ؟ قسم به خدا، اگر پيش ‍ از آنكه دست در دست تو بگذارد از اينجا برود، نيرو و شوكتش فزونى گيرد و برعكس ، نيرو و توان تو رو به سستى و كاستى خواهد نهاد ! چنين امكانى را به او مده كه بيانگر ترس و درماندگى توست ....

7- ابن زياد پس از شنيدن سخنان شمر گفت : خوب فهميدى و راءى درست همان است كه تو انديشيده اى !5

8- سپس نامه ای برای عمر سعد نوشت و توسط شمر برایش فرستاد .

" اما بعد، من تو را به سوى حسين نفرستاده بودم كه با او مدارا كرده ، كارش را به تاءخير و تعويق اندازى و بقا و سلامتش را آرزو كنى و از او در نزد من به شفاعت برخيزى .

خوب توجه كن ! اگر حسين و يارانش سر به فرمان من نهادند و تسليم راءى من شدند، آنها را همگى سالم به خدمت من بفرست ، و اگر زير بار نرفتند، بر آنان بتاز و همه را از پاى درآور و مثله كن كه در خور چنين رفتارى هستند ! ....

اينك اگر تو فرمان ما را به كار بردى ، پاداش فرمانبرداران را خواهى يافت . در غير اين صورت ، از فرماندهى سپاه ما كناره گير و زمام كار را به عهده شمر بگذار و اداره سپاه را به وى بسپار كه ما دستورهاى لازم را به او داده ايم . والسلام ."6

زیرنویسها :

1- مقتل خوارزمى , ج 1, صص 5ـ244. و طبری ص 3007 ( ج 7 الکترونیکی – ص 303 )
2- كشف الغمة، ج2، ص47.
3- بحارالانوار، ج44، ص388. و مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 245
4- ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.
5- و 6 - طبری ص 3010 ( ج 7 الکترونیکی – ص 305 ) و حماسۀ حسینی، مرتضی مطهری، جلد دوم، صفحه139

تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نگاهی دیگر به #زندگی_سیاسی_امام_حسین(ع) - 1

❤️امام حسین(ع) از #تاثیرگذارترین نام آوران تاریخ در حرکتهای شیعی و حتی غیر آن در قرون متمادی بوده است . و همین امر باعث #برداشتهای مختلف و حتی #متناقض از دوره شش ماهه آخر عمر ایشان شده است بگونه ای که #هدف او را از #شهادت طلبی تا #حکومت خواهی و حتی بعضا #باغی نوشته اند .

🌷اما آنچه که در همه تحلیلهای قبلی #مغفول مانده ، #تاسی ایشان به پیامبر(ص) ، پدر و برادر بزرگوارشان در #اندیشه_سیاسی و گزینش مشی متناسب با آن بوده است .

🌹در این مجال سعی می شود در چند بند ، #نگاهی_دیگر به زندگی سیاسی امام انداخته شود :

🌈1- دوره #شش_ماهه آخر عمر امام ( در حکومت یزید ) به هیچوجه از #باقی_عمر ایشان جدا نبوده و ایشان #تصمیم و یا مشی سیاسی #جدیدی اتخاذ نکردند .

🌈2- #اندیشه_سیاسی ایشان در همه عمر ، همانند جد و پدر و برادرشان ، #پالایش_تدین مردم از پوچی و بدعتها ، اخلاقیات مردم از خرافات و جهالتها و نیز #اصلاح_طلبی در مواجهه با نظام سیاسی عصر خود ، #بدون_استفاده_از_شمشیر و یا قیام مسلحانه بود .

🌹#به_شواهد :

🍢• فَاِنَّ #السُّنَّةَ قَد اُميتَتْ وَ #الْبِدْعَةَ قَد اُحْيِيَتْ - طبرى ، ج 7، ص 240

🍢• الا ترون الى #الحق لا يعمل به و الى #الباطل لا يتناهى عنه .... – تاريخ طبرى، ج‏7، ص‏300

🍢• من راى #سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله .. يعمل فى عباد الله بالاثم و العدوان ..... - تاريخ طبرى، ج‏7، ص‏300

🍢• انما خرجت #لطلب_الاصلاح فى امة جدى - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188

🌈3- از آنجا که امام #حکومت معاویه و یزید را فاسد دانسته و اصلاحات اساسی را در اصلاح نظام سیاسی می دانستند ، در هر فرصتی و از هر ابزار فرهنگی و سیاسی برای #افشاگری و #مخالفت استفاده می کردند :

🌹#به_شواهد :

🍢• افشای #مفاسد_معاویه در موقعیتهای مختلف از جمله در #حج - تاریخ طبری، ج 3، ص 248

🍢• #بیعت_نکردن با معاویه پس از صلح برادرش - ترجمه کتاب سیاست و امامت ص 188

🍢• #بیعت_نکردن با یزید چه هنگام معرفی توسط معاویه ( فرهنگ سخنان امام ص 362 ) و چه در خلافت خود یزید - الطبری ج 5 ص 339 و ابن‏اعثم، همان، ص‏23

🌈4- با توجه به آنکه امام #پیگیری اهداف اصلاحی خود را از مهمترین وظایف خود می دانستند لذا در هر شرایطی از #مواجهه_مستقیم_نظامی که منجر به آسیب جدی و کشته شدن خود و خانواده اش بشود پرهیز می کردند .

🌹 #به_شواهد :

🍢• اعلام #پایبندی به صلح برادرش پس از شهادت او در #پاسخ به نامه معاویه - ما اريد حربك و لا الخلاف عليك - الاخبار الطوال، ص‏206 - 205

🍢• #فرار از مدینه به مکه ، پس از تهدید به قتل توسط ایادی حکومت در مدینه - با #خواندن آیه فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ قصص 21 لهوف ص 27

🍢• #فرار از مکه پس از شنیدن ورود تیم ترور حکومت به مکه - هیهات هیهات یا بن عمر ، اینها بیعت مرا می خواهند و اگر ابا نمایم ، بکشند .( #جواب امام به عبداله بن عمر مبنی بر ماندن در مکه ) ابن اعثم – ترجمه فتوح ص 838

🍢• #درخواست بازگشت از مسیری که آمده بود ، پس از مواجهه با #حر و اطمینان به عدم امکان پیگیری اهداف خود در کوفه - اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض - الطبری ج 5 ص 425 (و حتی در روز عاشورا )

🍢• #درخواست مذاکره با خود یزید در #مذاکرات روز 8 محرم با عمر سعد - ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.

🍢• #مخالفت جدی با پیشنهاد #شروع_جنگ در دوم محرم با آنکه دشمن نیروی زیادی نداشت (مَا كنت لأبدأهم بالقتال، الطبری ج 5 ص 409 ) و مخالفت با #تیراندازی به شمر در صبح عاشورا و ایجاد گسست در لشگر دشمن ( لا ترمه، فإني أكره أن أبدأهم الطبری ج 5 ص 424 )

🌈5- پس از آنکه امام در #خروج از مکه ، همه #راه ها را بر خود بسته دیدند و #کشته شدن خود را در هر کجا که باشند قطعی دانستند ، تصمیم #عاقلانه ای که گرفتند #پناه بردن به شهر #کوفه بود که اکثریت مردم ، اعلام کتبی #حمایت از ایشان و اهداف اصلاحی او کرده بودند . فان كتب الى ... قرات فى كتبكم اقدم عليكم -تاريخ طبرى، ج‏7، ص‏235

☄️#ادامه_در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/972

محمد صالحی – 31/6/96 مصادف با اول محرم
نگاهی دیگر به #زندگی_سیاسی_امام_حسین(ع) - 2

🌈6- اگر چه امام خود را بدلیل داشتن #شایستگیهای سیاسی و #خصایل انسانی عدالت طلبی و حق مداری ،#لایق_حکومت می دانستند ولی در همه عمر خود ، همانند پدر و برادرشان ، فقط بعنوان یک #ابزار به آن می نگریستند که اگر #مردم حاضر به #واگذاری آن به او باشند ، به #نیابت_آنها بپذیرد و #اهداف_اصلاحی خود را از عالیترین سطوح نظام دنبال نماید . ( نه به عنوان #هدف_اولیه خود بعنوان #حق_نصبی_الهی ) - نحن اولى بولاية هذا الامر من هؤلاء المدعين ماليس لهم و السائرين بالجور و العدوان - اعلام الورى، ص‏232

🌈7- پس از #تلاشهای مختلف امام ، حتی در روز عاشورا ، برای #جلوگیری از درگیری مسلحانه ، و #اطمینان به اینکه ، #ابن_زیاد جز به #کشتن او رضایت نمی دهد ، چه #ذلیلانه در اسارت (مانند ماجرای کشته شدن هانی و مسلم پس از تسلیم شدن - طبری ص 3025 ) ، و چه در #میدان_جنگ ( بدلیل خصومتهای تاریخی با خانواده امام و نیز خودبزرگ کردن نزد یزید ) ، #جنگیدن را حتی با منجر به #شهادت شرافتمندانه شدن را با #آغوش باز پدیرفتند . ( اَلْمَوْتُ اَوْلى مِنْ رُكُوبِ الْعارِ - مقتل عوالم )

🌹 و #در_یک_کلام :

💥1- #هدف امام در همه زندگی سیاسی خود ، همانند گذشتگانش ، پیگیری #اصلاحات دینی ، اخلاقی و سیاسی بوده است .

💥2- در #هیچ_مرحله ای ، دست به #اقدام_مسلحانه نزده و همواره از #مواجهه با دشمن که منجر به کشته شدن کسی بشود پرهیز می کردند .

💥3- اگر چه خود را به حکومت #لایق می دانستند ولی هرگز #تشکیل حکومت را بعنوان #هدف_اولی خود در مبارزات اصلاحی برنگزیدند .

💥4- پس از #اجبار به #فرار از مدینه و مکه ، جهت در #امان_ماندن از تعرضات حکومت ، به خواست #مردم_کوفه بسمت آنها حرکت کرده که ضمن #نجات جان خود و همراهان ، #اقدامات_اصلاحی خود را در سطح کوفه به پیش برده و احیانا اگر #شرایط_کوفه به کمک اکثریت مردم اقتضا کرد و #حکومت در اختیار ایشان قرار گرفت ، از آن بعنوان #عالیترین_ابزار جهت پیشبرد اهداف اصلاحی خود بهره گیرند .

💥5- وقتی از #شرایط بوجود آمده در کوفه و عدم امکان #حمایت آنان مطمین شدند ، از هر اقدامی برای #جلوگیری از #درگیری_نظامی دریغ نکردند ولی بدلیل #تحمیل جنگ نظامی بر ایشان ، تا #آخرین_نفس مبارزه کرده و شهادت در میدان را پذیرا شده و لیکن تسلیم دشمن که اطمینان به کشته شدن ذلیلانه در اسارت داشتند نشدند .

💥6- امام در همه مراحل زندگی خود #الگوی_ایمانی_اخلاقی تمام عیاری در مسیر #مبارزات_اصلاح_طلبی بوده و هرگز قدمی #خلاف_اخلاق_و_عقلانیت آن عصر برنداشتند . ( و لکم فی اسوه - تاريخ الطبري، ج 5، ص 403)

#قسمت_اول_در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/971
http://mahsan.rasekhoonblog.com

🌹 #مقالات زیر نیز قابل توجه است :

👌 #هدف امام حسین(ع) در نهضت خود :
https://telegram.me/beshnofekrkon/666

👌 #اخلاق در سرزمین حسین(ع) :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626

محمد صالحی – 31/6/96 مصادف با اول محرم
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 1

مقدمه :

• پیامبر(ص) هدف عملی بعثت خود را دعوت به اخلاق و تمامیت بخشی مکارم اخلاقی در تار و پود جامعه انسانی معرفی کردند :

" انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " 1

• و خود در اتصاف به آنها ، در عالی ترین سظوح اخلاقی قرار گرفتند :

" و انك لعلي خلق عظيم " 2

• و بعنوان یک الگوی عملی ، نمونه ای شدند برای امکان فعلیت بخشی به دعوت اخلاقی خود :

" لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة " 3

• و در سیر تاریخی دعوت خود ، عترت خود را بعنوان الگوهای گرانسنگ خود به بشریت تشنه اخلاق معرفی کردند :

" انى قد خلفت فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا : كتاب الله و عترتى اهل بيتى " 4

• و در آن بین ، یکی از آنها ، امام حسین(ع) بوده که در توصیف خود چنین می فرمایند :

" لكم فِيَّ اسوة " 5

آنچه که در بررسی نهضت امام (ع) ، در تواریخ و کتب مختلف مشاهده می شود ، همه گونه ویژگیهای عبودیت و سیاست و عقلانیت امام برجسته شده ولی اصلی ترین شاخصه ایشان که او را به الگویی تمام عیار در اخلاق انسانی بدل کرده است ، فقط در لابلای متون و آنهم فرع حرکت ایشان ، دیده می شود .

در این مجال به بخشی از تصمیمات و رفتارهای امام و تربيت شدگانش ، در مدت امامت ایشان پرداخته می شود ، باشد که چهره اخلاقی ایشان که همان هدف بعثت پیامبر(ص) در الگو سازی بوده است را بهتر بشناسیم :

1-🍁 پایبندی اخلاقی به قرارداد صلح برادرش با معاویه

با رحلت امام حسن(ع) ، کوفیان در نامه ای به امام(ع) ، ضمن بی اهمیت خواندن قرارداد مصالحه ، از ایشان خواستند که معاهده را بشکند و به پشتیبانی آنها ، با حکومت معاویه به مقابله برخیزد ، ولی امام(ع) ضمن حمایت از تصمیم برادر خود ، محترمانه به درخواست آنها جواب منفی می دهد :

" اميدوارم كه برادرم در آنچه كرد خداوندش موفق مى‏داشت ، اما من امروز چنين انديشه‏اى ندارم ، خدايتان رحمت فرمايد .... " 6

2- 🍁 وفای به قول برای رفتن به کاخ ولید ( حاکم مدینه )

ولید پس از فوت معاویه و دستور یزید مبنی بر اخذ بیعت از امام و عبدالله بن زبیر ، پیکی پیش آنها فرستاد که به دار العماره بیایید ، با شما کاری دارم .

آنها به او گفتند :

" برو هم اکنون می آییم ." 7

و امام پس از آن با رعایت موارد تامینی ، به دار العماره رفتند . ( در حالیکه عبداله بن زبیر از مدینه بسوی مكه فرار کرد . )

3- 🍁رعایت ادب عرفی پس از شنیدن فوت معاویه

وقتی امام وارد دار العماره شدند و خبر فوت معاویه را از زبان ولید شنیدند فرمودند :

" انا لله و انا الیه راجعون ، خدا معاویه را رحمت کند و ترا پاداشی بزرگ دهد ." 8

زیرنویسها : 👎👎

1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١
2- قلم 4
3- احزاب 21
4- تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 – ترجمه تاریخ یعقوبی ج1 ص 500 به بعد
5- تاريخ الطبري، ج 5، ص 403 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2994 ) - الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.

6- " اما اخى فارجو ان يكون الله وفقه و سدده فيما ياتى و اما انا فليس راى اليوم ذاك فالصقوا رحمكم الله بالارض و اكمنوا فى البيوت و احترسوا من الظنة مادام معاوية حيا فان يحدث الله به حدثا و انا حى كتبت اليكم برايى‏ " . ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص‏203 ترجمه ص 269

7- فَقَالَ: أجيبا، الأمير يدعوكما، فقال لَهُ: انصرف، الآن نأتيه . الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )

8- فَقَالَ حُسَيْن: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ! و رحم اللَّه مُعَاوِيَة، و عظم لك الأجر! - همان

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/627
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲#مورگان_فریمن بازیگر برجسته #هالیوودی در یکی از قسمت‌های مستند « #داستان_خدا» (نشنال جئوگرافی)به ماجرای #عاشورا و نقش امام حسین (ع)می پردازد.

@beshnofekrkon
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شنیدن_مفاهیم
#معنای_زندگی ،
#خوشبختی ،
#عشق ،
#فرزانگی ،
و در یک کلام #هنر_شاد_زیستن

از زبان #کسی که با بسیار بزرگان فلسفه و روانشناسی جهان همسخن بوده است .
❤️ @beshnofekrkon
در بیان دو مفهوم " #برای_رضای_خدا " و " اگر چنان کنید من #خدا نیز #چنین_میکنم " - ۱

☄الف ) #کار_برای_رضای_خدا :

یکی از #مفاهیم ارزشی فلسفه مدرن و روانشناسی مثبت گرا ، در کنار دیگر شاخه های روانشناسی و نیز از تعالیم مسلم همه عرفانهای عالم ، آنست که انسان باید به چنان جایگاهی در #رشد_معنوی برسد که هر عمل او #سرریز وجود او باشد بدون هیچ گونه منت و یا معامله گری و یا بدون توجه به پاداش بهشت گونه و یا عقاب جهنمی.

اما از آنجا که بشر بدلیل #سیر تاریخی تکاملی خود همواره در بند #حمایت دیگری بعنوان رییس قبیله در رژیمهای سنتی تا رییس سازمان های امروزی و یا پاپ و روحانی اعظم بوده و در هر عملی که انجام می داده مورد پاداش و تایید و یا رد و عقاب بوده است، لذا اگر چه از نظر #زیرساختهای سخت افزاری در سیر تکاملی خود به مراحل بالایی از #تکنولوژی دست یافته است ولی هنوز از نظر #نرم_افزار زندگی چه در بعد اخلاقی و چه در بعد رفتارهای فردی و اجتماعی، از یک عقب ماندگی شدید رنج برده و در همان دورانهای گذشته بسر می برد، که یکی از مظاهر آن همین وابستگی او به دیگران و #اسارت در اندیشه و برنامه های آنهاست و همین امر باعث شده که جهان در بداخلاقیهای فراوان و جنگهای بی شمار و زشت رفتاریهای عجیب غوطه ور باشد.

در راستای #همطراز کردن نرم افزار زیست جهان مدرن با سخت افزار تکنولوژیک ناشی از تکامل، #مصلحان مختلفی در سراسر جهان در قرون مختلف پا به عرصه وجود گذاشتند که یکی از شاخصترین آنها #انبیا بوده اند که به شیوه های مختلف سعی در اصلاح اندیشه دینی و سطح باورها و منش اجتماعی مردم داشته اند.

یکی از این شیوه ها ، مفهوم " #کار_برای_رضای_خدا_کردن " است که از تعالیم مهم و کاربردی پیامبر اسلام می باشد.

از آنجا که بشر ، بدلیل #خصلتهای بجا مانده از گذشته خود، دوست دارد خود را آویزان یک فرد تا یک جریان فکری و یا اجتماعی کند و آنها را خط کش و تراز رفتارهای خود نماید، #پیامبر اسلام بجای برخورد #حذفی با این اندیشه، سعی کرد با #جایگزین کردن خداوند یگانه غنی و مهربان بجای دیگران در اندیشه مردم، آرام آرام آنها را از رفتار معامله گرایانه، به رفتارهای #خودشکوفا سوق دهد.

هر چند هنوز شیوه #معامله گری پاداش و عقاب پابرجاست ولی از آنجا که #خداوند هم غنی است و هم مهربان، لذا در نسبت انسان با خود، این معامله همواره به #نفع مردم بوده و مانند شخص انسانی نیست که او را #استثمار نماید.

تا آنکه بشر با #تمرین " کار برای رضای خدا "، به آن مرتبه ای از والایی و خود شکوفایی برسد که همه اعمالش #لبریزگی_عشق درونی او باشد.

☄ب ) اگر چنان کنید من خدا نیز چنین میکنم:

جهان هستی منطبق بر یک #نظام مشخص با #قوانین و سنتهایی ثابت خلق شده و بر طبق همان قوانین و سنتها نیز در جریان است.(سنة الله في الذين خلوا من قبل و لن تجد لسنة الله تبديلا، احزاب 62 -و هو الذي خلق الليل و النهار و الشمس و القمر كل في فلك يسبحون، انبیا 33)

آن قوانین و نظام مشخص سنتها ، " #قدر " نام داشته که به هر میزان تحقق یابند ، نتیجه آنها را " #قضا " نام نهاده اند.

لازمه #زیست_بهتر در این جهان، #شناسایی قوانین حاکم بر هستی و بهره گیری تام و کمال از آنها در همه عرصه های زندگی از مادی ( #تکنولوژی ) تا معنوی ( #متافیزیکی ) است.

#قوانین طبیعی و فیزیکی به مرور توسط فیزیک دانان و شیمی دانان و #دانشمندان_تجربی در حال کشف و بهره مندی است، اما #قوانین_متافیزیکی که در سرنوشت انسانی ما موثرند و مشخص کننده #واکنش هستی به رفتارهای ما هستند بدلیل ماهیت ناپیدایی و #ناتجربی خود، به سختی قابل کشف می باشند.

و به همین دلیل است که #پیامبران و عارفان آمده اند تا با بهره گیری از وحی و یا تجربه معنوی خود، بشر را به آن مقدار از #قوانین_متافیزیکی هستی که کشف کرده اند رهنمون کنند و نیز #فیلسوفان با استفاده از تجربه زیسته خود و یا گذشتگان، #قوانینی را در دل آنها یافته و در مسیر حرکت انسانی جوامع قرار داده اند.

از آنجا که #هستی تجلی ذات و نمایش وجود و ظهور #خداوند است و نظام تنیده در آن توسط او بنا گردیده است، لذا #شیوه او در قرآن در #بیان_قوانین متافیزیکی حاکم بر هستی، استفاده از #عبارات " اگر چنان کنید من خدا نیز چنین میکنم " می باشد، نه اینکه بخواهد او را #جدای از هستی و نشسته در کمین انسان معرفی کرده که #منفعلانه از رفتار انسانها خط گرفته و عکس العمل نشان دهد.

#بطور_مثال آنجا که میفرماید :
و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين – آل عمران 54

آنان #مكر كردند، و خدا هم مكر كرد، و خدا بهترين مكر كنندگان است.

در بیان #این_قانون متافیزیکی هستی است که: جهان چنان در بطن #عدالت پیچیده شده که به هر #مکر ویا فریب و یا خلافکاری، #جواب_مشابه و با بهترین ساز و کار منطبق بر عدالت می دهد.

محمد صالحی

#قسمت_پایان:👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1311
در بیان دو مفهوم " #برای_رضای_خدا " و " اگر #چنان_کنید من خدا نیز #چنین_کنم " - ۲

و یا #آنجا که میفرماید :

نسوالله فنسبهم - توبه 67
خدا را #فراموش کرده اند خدا نيز ايشان را فراموش كرده است .

در #بیان_این_قاعده کلی حاکم بر هستی است که : اگر بر #وفق و مطابق سیره و #قواعد_حاکم بر هستی زندگی نکنید ، قطعا #نتیجه ای معکوس خواهید گرفت و هستی هیچ #کمک مثبتی بشما نخواهد کرد .

و یا در #مثالی_دیگر که میفرماید :

يا ايها الذين آمنوا ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم – محمد 7

اي كساني كه ايمان آورده ايد ، اگر خدا را #ياري كنيد ، شما را ياري ، خواهد كرد و پايداري خواهد بخشيد .

در مقام #بیان_این_حقیقت است که : اگر در جهت #تحقق_قواعد و قوانین حاکم بر هستی قدم بردارید ، #نتایج آن بگونه ای است که چون نور لیزر بخود شما بازگشته و چنان #تشدید می شود که دیگر گامی به عقب باز نخواهید گشت . 

☄ #نتیجه : #هدف_انبیا بعنوان #مصلحانی بزرگ ، #اصلاح اندیشه دینی مردم و #رهایی آنها از بند اسارت همنوعان خود و یا دنیا بوده و نیز در حد مقدور خود ، #بیان_قوانین_متافیزیکی حاکم بر هستی بگونه ای که با رعایت آنها به زندگی زیباتر و موفق تر و شادتری دست یابند بوده است ، که البته در این #دیالوگ با مردم ، سعی کرده اند از #زبان_خداوند بعنوان عالیترین ناظر و خالق هستی با مردم سخن بگویند .

محمد صالحی – 18/6/97

#قسمت_اول : 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1310

 
چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 1

دیگران ( و حتی فرزندان ) ، فقط وجود دارند تا محکی باشند برای سنجش میزان رشد ما ، همین و بس *
مقدمه :

ما انسانها ، روح هایی هستیم که در این زندگی دنیایی ، در حال تجربه جسمانی هستیم 1 .

گویی ، خداوند در فرایند خلقت خود ، بسته هایی روحانی با مجموعه ای لا یتناهی از صفات 2 بصورت بالقوه و فشرده خلق کرده ، که بایستی در یک سیر تکاملی از " خدا – بسوی خدا 3 " تک تک آن صفات و خصائص را زندگی کرده 4 و به کمال رسانده ، آنگونه که با تمام هستی اش آمیخته شده و ملکه وجودی او گشته و نهایتا خلق و خوی الهی گرفته 5 و آنگاه در جوار آن ملیک مقتدر 6 ، آرام گیرد 7 .

بدین منظور ، هبوط آدم به زمین 8 ، تمثیلی است که خداوند از نشاندن روح خود در بدن جسمانی ما انسان ها 9 ، برای تجربه جسمانی و حیات زمینی و نهایتا زندگی رو به کمال تک تک آن صفات آورده است ؛

و این آن چیزی است که خداوند خودش ادعا کرده که فقط خود می داند و نه هیچ موجود غیر انسانی دیگر ، حتی فرشتگان 10 .

حال ما در حیات زمینی و دنیایی خود ، یا به مسیر کمال الی الله که بستری جز عشق و محبت ندارد 11 ، می رویم و یا فریفته 12 دنیای زمینی و ظواهر آن شده ، راه گم کرده ، آن چنان که خداوند فریاد برآورده که : " این تذهبون ؟ ! 13 .

در این مقال اندک ، نگاه دیگری به جایگاه دیگران ( بصورت عام ) و فرزندان ( بصورت خاص ) در زندگی دنیایی خود ، داشته 14 ، باشد که یک لحظه فراموش کنیم آنچه که تا اکنون ، از دیگران و فرزندان در ذهن خود تصویر کرده ایم .

الف ) تصویر غلط همیشگی از خود و دیگران :

& ما بدلیل علم و سواد و فقه خود ، بدلیل مدرک دانشگاهی و حوزوی خود ، بدلیل جایگاه سیاسی و پست سازمانی خود و بدلیل ...... از دیگران برتریم و بهتر می فهمیم ؛ پس :

1- باید دیگران را تعلیم کنیم ؛ آن هم با معیارها و ملاک ها و اصول منطقی و علمی خودمان

2- باید دیگران را اصلاح کنیم ؛ تا به راهی بروند که ما صلاح می دانیم .

3- باید دیگران را در مسیر تربیت درست ، کمک کنیم ؛ تا مباد به گونه ای رفتار کنند که با ملاک های ما غلط است .
4- باید دیگران ( و فرزندان خود) را کنترل کنیم ؛ آن گونه که بدلیل کوچک بودن ، راه به غلط نروند و آینده ، به نادانی ، خراب نکنند .

ب ) حقیقت ، آن گونه که درواقعیت هست :

& ما انسان ها ، به این دنیای زمینی ( و مادی ) آمده ایم تا خصائص انسانی و ملکات اخلاقی " محبت ، عشق ، بخشش ، رضا ، خشنودی و .... " را در درون خود نهادینه کنیم و البته دیگران ( و بخصوص فرزندانمان ) ، ابزاری هستند که زمینه بروز این خصائص و ملکات اخلاقی را فراهم کرده و طبیعتا ،" هدیه ای الهی هستند به ما ، در کمک به بازسازی سرنوشت رو به کمال خود " ،و تمرين تحقق " تخلق به اخلاق الهي " و يگانگي با ملكوت ، پس ؛ باید بپذیریم :

1- هر کس در این دنیا شخص منحصر به فردی است که خداوند برای او برنامه خاص او را مقرر کرده است . ( در حقیقت ، قطعه ای است از پازل آفرینش که فقط به شکل و جایگاه خود تعلق دارد و فقط با همان نقش و اندازه خود می تواند در جایگاه خود قرار گیرد . 15 )

2- هر کس در مسیر زندگی ما ، محکی است که می توانیم خصائص انسانی و ملکات اخلاقی وجود خود را به نقد بکشیم و یا نمره بدهیم .

3- هر كس آئینه ایست که حد کمال و فعلیت یافته ملکات اخلاقی که خداوند در وجود ما بالقوه گذاشته را با تمام نقصان و یا ضعف هایمان ، جلو چشمانمان قرار می دهد 16 . ( اگر او را رقیب نخوانیم و یا به حسادت به او ننگریم . )

4- هر کس و بخصوص ، همسرمان ، برای این در کنار ما قرار گرفته که آئینه تمام نمای وجود ما باشد و ما با پی بردن به نقطه ضعف ها و عیب ها ، و برطرف کردن آنها ، پیش بسوی کمال الهی برویم 17.

ادامه دارد :

محمد صالحي

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 2


ج ) فرزندانمان ، نمونه ای از ظهور و جلوه خالقیت الهی است در وجود ما ؛ پس بپذیریم :

& فرزندانمان علاوه بر آنکه جایگاه ابزاری سنجش میزان رشد ما بسوی کمال در ویژگی های " عشق ورزیدن ، محبت کردن ، بخشش ، تلاش و ... " می باشند ، بدلیل وابستگی شدید ما به آنها ، هرگونه رفتاری که با آنها داشته باشیم ( محبت یا فشار ، عشق یا وظیفه و ... ) نتیجه ای کاملا چند برابر در تثبیت آن ویژگی اخلاقی در روحمان خواهد داشت ؛ پس :

1- آنها را بپذیریم ، آنگونه که هستند که : پذیرش آنچه که آنها هستند ، بسیارسخت تر از پذیرش دیگران است 18 .

2- بدون منت و یا گلایه ، به آنها خدمت کردن ، زیباترین است .

3- محبت و عشق و بخشش ، در حد اعلای خود ، به بچه ها بروز می کند ، اگر از نگاه وظیفه با آنها برخورد نکنیم .

4- ما وظیفه نداریم به بچه ها خدمت کنیم یا زندگی آنها را تامین کنیم ؛ بلکه آمده ایم تا عشق ، محبت ، رضا و اخلاص را در خودمان به اوج برسانیم و فرزندان لوازم این کار هستند که ما خروجی آن خصائص را ببینیم و خود را محک بزنیم .

5- شادی اولین و اساسی ترین اصل رضا است و مبنای عشق ورزیدن ؛ پس حق نداریم که بخاطر انجام وظایف خود و یا تمرین نهادینه کردن خصائص فوق در وجود خود ، دیگران و بخصوص بچه ها را سرزنش کنیم و یا بخاطر کارهایی که برای آنها می کنیم منت بگذاریم و یا شادی آنها را قربانی کنیم .

6- هیچ کس ، بخصوص بچه ها ، قصد تخریب ، ضربه زدن و ... ندارند ، بلکه بر اساس معیارها و دیدگاه های خود قصد انجام کار مفید ( واحیانا امید تایید و تشویق دارند ) ، پس قبل از ایراد و یا اعتراض به آنها ، بین هزینه تخریبی که توسط آنها انجام شده و یا مشکلی که فکر می کنیم قرار است بوجود آید و هزینه ای که از بابت اعتراض ما و " از بین رفتن آرامش خود و بچه ها ، بی اعتماد شدن آنها ، در دلهره دائم بودن آنها و ... " پرداخت می شود ، مقایسه کرده و سپس اقدام کنیم .

( اکثر اوقات ، پس از اعتراضی که می کنیم ، جریمه ای که قائل می شویم و حتی تنبیهی که انجام می دهیم ، متوجه می شویم که کارمان یا بسیار کم ارزش بوده ( و ضربه بیشتری به اعتماد فیمابین خورده است ) و یا خود را کوچک کرده ایم و یا اصلا اعتراض بیمورد بوده است .)

7- موقع تذکر دادن به بچه ها ، دورنمای آن را بسنجیم که آیا منجر به ناشاد کردن ، نگران نمودن و منزوی کردن آنها و یا احیانا حتی پرخاش کردن آنها نمی شود ؟

8- به لذت آنها فکر کنیم . و از لذتی که خداوند بدست ما برای بچه ها فراهم نموده شاد باشیم و خشنود . و همین است لذتی که خداوند در جای جای کائنات عجین کرده است 19 .

9- بخود بگوئیم : بچه ام زیباست و هدیه خدا ؛ تا روحمان لطیف شود و محبت سرازیر . و تبعا ایرادهایش هم حتی ، قابل اغماض و شاید هم قابل پذیرش .

10- فقط ما آن گونه باشیم و یا آن چنان رفتار کنیم ، که دوست داریم بچه هایمان آن گونه باشند . مطمئنا راه خلاف و یا رفتار ناهنجار نخواهند داشت . هر چند راه درست ، رفتار مطابق و همسان رفتار ما نیست و نخواهد بود 20 .

11- ما هرچه می خواستیم ، شده ایم ( و یا هنوز هم فرصت داریم که ادامه بدهیم ) ، و حق نداریم آرزوهای خود را در آینده بچه هایمان جستجو کنیم . آنها قرار نیست ، ناکامی های ما را جبران کنند .

12- قرار نیست ، دیگران ما را تایید و یا رفتار و اعتقاد ما را اثبات کنند ؛ که بگوئیم : دیگران از رفتار بچه هایمان ، دائم انتقاد می کنند که چرا هر وقت می آیی تنها هستی و بچه ات با تو نیست و هزار انتقاد دیگر .

13- قرار نیست برای انجام کارهای خود ، به دیگران توضیحی بدهیم که آنها قضاوت درست بکنند و یا غلط 21 .
( ما برای قضاوت کردن ، با دیگران رابطه نداریم ) ، اگر می توانیم کمکی بکنیم ( و یا دیگران می توانند کمکی بکنند ) ، به آنها گوش می دهیم ( و یا به ما گوش می کنند ) ؛ و الا حق انتظار این که ، حرفهایشان را به ما بزنند نداریم .( و آنها نیز این حق را ندارند . )

14- قرار نیست ما بخاطر خوشامد دیگران ، بچه هایمان را تحت فشار قرار دهیم و یا کلیشه ای بار بیاوریم . ( آنها زمانی که بزرگتر شوند ، هرگز ما را نخواهند بخشید . )

د ) دیگران چه در گذشته و چه اکنون ؛ و تعالیم پیامبران و کلام اندیشمندان ، آئینه ایست ، فراروی ما تا با تمام وجود یاد بگیریم :

1- بزرگان و برجستگان تاریخ ، در دوران کودکی ، بسیار عصیانگر بوده اند 22 . ( همرنگ جمع و در قالب خانواده و فامیل و جامعه شکل نگرفتند و الا خلاق نمی شدند 23 . )

2- خداوند ، فقط پیامبر را الگوی دیگران می داند 24 ، نه هیچ کس دیگر را . و او نیز " رحمه للعالمین "25 بود که جز عشق و محبت به خلق سر لوحه دیگری نداشت .

ادامه دارد :

محمد صالحي

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 3

م ) و در يك كلام :

• همانگونه كه بشر براي افزايش توانايي هاي جسماني خود و پرورش استعدادهاي آن ، باشگاه هاي بدنسازي تاسيس و وسايل مختلفي را طراحي و توليد كرده است ، خداوند نيز براي پرورش استعدادهاي روحاني انسان ها كه چيزي جز ارزشها و ملكات اخلاقي نيست 26 ، دنياي زميني را به عنوان باشگاه روح سازي ، خلق و انسان هاي مختلف را ( براي يكديگر ) وسايل اين باشگاه قرار داده است .


پس بیائیم ، یکبار ، به همه چیز ، حتی به خودمان ، جور دیگر نگاه کنیم ،

و این آغازیست بر دیدن همه چیز ، آن گونه که واقعیت است ،

و واقعیت ، چیزی جز زیبایی

و جلوه خدا نیست 27 .
..................................................................................................................................................
• به مطلب " دنیا مدرسه تربیت ارواح انسانی " مراجعه شود - http://mahsan.parsiblog.com/1212178.htm

زیر نویسها :

1 - وین دایر : ما روح هایی بوده ایم که در حال تجربه جسمانی هستیم .

2- علم ادم الاسما کلها . سوره بقره – آیه 31
3 - إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ – بقره – آیه 156
4 و 26 – رسول اکرم (ص) : انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق – سفینة البحار، (ماده خلق).
5 - تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129- ماه رمضان از زبان آيت الله جوادي آملي
6 - فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر 55– سوره 54

7 - یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی- سوره فجر ، آیه 27

** مرحوم دولابی : زندگی دنیا مانند این است که در اتاقی باشیم ، به اندازه یک سرک کشیدن بیرون را تماشا کنیم ، بعد سر را بیاوریم داخل .. این حقیقت در آخر نمایان می شود ،... ولدت اموت ( سوره مریم ، آیه 33 ) ، یعنی متولد شدم ، بیرون رفتم ، خودم را دیدم ، مردم را دیدم ، بعد آمدم داخل و راحت شدم . تا دیدم ، مردم . – طوبای محبت ج2 ص 36

8 - قال اهبطا منها جمیعا - طه، آیه‏ 123
9 – و نفخت فیه من روحی – سوره حجر - آیه 29
10- انی اعلم ما لاتعلمون – سوره بقره - آیه 30

محمد صالحی 10 / 4 / 89

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#آنچه_میخواهیم_خلق_کنیم🍃

شما خودتان #خدا هستید .
اگر او را موجودی #برتر می دانید پس بدنبال #ظهور آن در #خود باشید .

#استر_هیکس
@beshnofekrkon
خوشبختی 1
Dr Ali Sahebi
🎧 #خوشبختی

قسمت اول

#خوشبختی_چیست ؟

🎤دکتر علی صاحبی

مقدمه ای بر دوره معمار زندگی

@Entekhabbehtar
@beshnofekrkon
خوسبختی 2
Dr Ali Sahebi
🎧 #خوشبختی

قسمت دوم

نظر #اپیکور فیلسوف قبل از میلاد
رابطه بین #نیازها و #خوشبختی

🎤دکتر علی صاحبی

مقدمه ای بر دوره معمار زندگی

@Entekhabbehtar
@beshnofekrkon
خوشبختی 3
Dr Ali Sahebi
🎧 #خوشبختی

3️⃣قسمت سوم

#چهار_اصل_خوشبختی از نظر #اپیکور

رفع نیازهای فقط طبیعی و ضروری
دوستی
آزادی از قیود از جمله نظرات دیگران
تفکر منطقی

🎤دکتر علی صاحبی


@Entekhabbehtar
@beshnofekrkon
خوشبختی5
Dr Ali Sahebi
🎧 #خوشبختی

5️⃣قسمت پنجم و پایانی

😍 #مثالهایی واقعی از زندگی پر از همه چیز و اما بی خوشبختی

#۸_عنصر_احساس_خوشبختی

🎤دکتر علی صاحبی

@Entekhabbehtar
@beshnofekrkon
#آیا_پرسشهای_ایوب_چه_بود_که_آنقدر_درد_کشید ؟

🍁من #ضَجّه‌های ایوبِ نبی را در سپیدیِ مابینِ سطرهایِ عهدِ عتیق می‌شنوم؛ در جستجوی #پاسخی پذیرفتنی و دلیلی معقول برای #بیدادهای جهان!

دارم فکر می‌کنم وقتی هنوز هیچ #پاسخی به پرسش‌های اندوهناکِ ایوب داده نشده، آیا #پایانِ خوشِ داستانش، وصله‌ای ناجور، یا دهن‌کجی به رنج‌های او نیست؟

آیا #استردادِ گوسفندان و اراضی و فرزندانِ از دست رفته، پاسخِ پرسشِ مهیبِ ایوب بود؟

این‌ها که #داشتن‌های ایوب بود، پس #بودنش چه؟

آیا این ایوبِ بعد از توفان، شباهتی به ایوب پیشین دارد؟

کو #پاسخی پذیرُفتَنی؟

پبش از آن که خوابم بگیرد، باید در #حاشیه‌ی این سِف٘رِ الوهی، چیزی از خشمِ بی‌ثمر و بیهوده‌ی آدمی را کتابت کنم...

#عبدالحمید_ضیایی
#کاباره‌ی_عدم

@abdolhamidziaei
https://telegram.me/beshnofekrkon
#فقیهان_علیه_قانون_قیام_کرده‌اند

استاد محمد مجتهد #شبستری

☄۱- جای هیچگونه پرده پوشی و مجامله نیست.
بخشی از #فقیهان جمهوری اسلامی ایران علیه #قانون قیام کرده اند.
آنان علیه #حقوق_ملت که قانون را پدید می‌آورد وارد مبارزه سر سختی شده اند.
آنان در حال بازگشت به دوران پیش از مشروطه و عصر #قاجارند ؛ دوره‌ای که در آن به نام دین با قانون مخالفت می‌شد.

☄۲- #چرا چنین شده و سبب این بازگشت به گذشته چیست؟
#سبب این است که آن #فقیهان نه خود می‌دانند #قانون، حقوق ملت و دانش حقوق و دانش سیاست (که در عصر حاضر مبنای حکومت داری است) چیست و نه حاضرند سخن اهل این دانش‌ها را بشنوند.

آن #فقیهان که لقب‌های توهم انگیز را نیز یدک می‌کشند، فقط با #استدلال‌های فقهی مشغول‌اند که آن استدلال ها هم نه مبناهای #مدلل دارد و نه مبناهای #معقول.

در قلمرو استدلالات #فقهی دانش حقوق و دانش سیاست، قانون و حقوق ملت که منشاء قانون می‌شود معنا و مفهوم ندارد.
در آنجا این مفهوم‌ها « #بیگانه‌های_خطرناکی» هستند که اگر وارد قلمرو استدلال‌های فقهی شوند آنها را از درون متلاشی می کنند و خود جای آنها می‌نشینند.
#فقیهان از این خطر به خوبی آگاهند و امروز احساس می کنند تحولات اجتماعی و سیاسی سه دهه اخیر ایران موج #مطالبه قانون و حقوق ملت را چنان شدت بخشیده که اعتبار استدلال های فقهی آنان در قلمرو سیاست و حکومت در حال فروپاشی است.
هیاهوی قرار دادن « #اجراء_اسلام» به جای « #اجراء_قانون» که اخیراً در صحنه سیاسی ایران بلند شده بیش از آنکه مربوط به قدرت طلبی آن فقیهان باشد مربوط به بی خبری ها و احساس خطرهای آنان است.

☄۳- #قانون یک معنای مشخص و روشن دارد.
قانون آن مواد مشخص و مکتوب است که در #مجلس تصویب می‌شود.
معنای #اجراء قانون به وسیله قوه مجریه هم کاملاً مشخص و روشن است.
اما تعبیر « #اجراء_اسلام» معنای بسیار مبهم و ناروشن و هرج و مرج طلبانه دارد.
تحت پوشش این تعبیر مشوش ونامفهوم صدها عمل #ضد_قانون و ضد حقوق ملت می توان انجام داد.

علاوه بر این اجراء اسلام همیشه اجراء یک #فتوا و یا یک نظر دینی است که از یک #شخص یا اشخاص معین صادر می‌شود و آنچه در مقام عمل اتفاق می‌افتد #اجراء_فتوا و یا نظر فلان شخص معین است نه اجراء اسلام به عنوان یک دین.

تعبیر اجراء اسلام یک « #تعبیر_توهمی» است.
توهم به این معنا که وقتی گفته می‌شود اسلام اجراء شد از حادثه‌ای خبر داده می‌شود که واقعاً اتفاق نیفتاده است و این یعنی توهم!

تعبیر « #حفظ_نظام» هم که آن آقایان مرتباً بکار می‌برند مانند تعبیر اجراء اسلام معنای مبهم و مشوش و #نامفهوم دارد و یک تعبیر توهمی است.
در کشوری که #قانون_اساسی تکلیف همه کنشگران سیاسی را مشخص کرده است و هیچ کنش سیاسی نباید در خارج از قانون اساسی انجام شود این ادعا که یک کنش سیاسی دیگر هم وجود دارد که نام آن حفظ نظام است جز یک توهم نیست.

#فقیهان ما دو تعبیر توهمی « #اجراء_اسلام» و « #حفظ_نظام» را وسیله قرار داده اند تا اصالت قانون و #حقوق ملت را که منشأ قانون می‌شود از دیده‌ها #پنهان کنند.

ظاهراً #تعارض و دوگانگی اصلی در جمهوری اسلامی ایران همین تعارض بنیادین تفکر فقهی و تفکر حقوقی در صحنه سیاست و حکومت است.

در عصر حاضر این دو تفکر در صحنه سیاست و حکومت‌داری عقلانی با یکدیگر #قابل_جمع نیست.
اگر می‌خواهیم به دوران #قاجار برنگردیم باید تفکر فقهی به نفع تفکر حقوقی کنار رود.

http://telegram.me/mojtahedshabestari
https://t.me/beshnofekrkon
👍1