Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
پیش درآمدی بر بحث غلو در عقاید - 2
2- حديث ، خداوند سرنوشت ائمه را در لوحي به پيامبر عرضه كرده كه بايد همان كنند !
مفضل بن صالح ابوجمیله که یک غالی دروغگوست 2، چون معتقد بوده است که امام حسین(ع) دانسته برای کشته شدن حرکت کرده وعمدا خود را به کشتن داده است این مطلب را در قالب حدیثی ریخته و در کتاب خود آورده است .
او می گوید : خداوند در لوحی نوشته بود که امام حسین(ع) باید با یک عده از اصحاب خود برای کشته شدن حرکت کند و این لوح را جبرئیل برای پیغمبر اکرم آورد که به ائمه بدهد و در این لوح برای هر امامی دستور خاصی نوشته بود که باید هر امامی مهر مربوط به خود را از نامه بگشاید و هر چه زیر آن نوشته است اجرا کند ، پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است :
تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و امام به همین دستور الهی عمل کرد و عمدا برای کشته شدن رفت ،
این مطلب را مفضل بن صالح ابوجمیله به نامه خدایی نسبت داده است تا اگر کسی گفت : شرعا جایز نیست کسی عمدا خود را به کشتن بدهد بگوید این دستور خاص خدایی ، مافوق قانون و موازین شرعی است و کسی حق چون و چرا درباره آن ندارد .3
ظن غالب این است که خود کلینی به مضمون این حدیث معتقد شده و با اطمینان خاطر آن را در کافی ثبت کرده است و سپس دیگران با اعتماد به کلینی مضمون این حدیث را قبول کرده و به آن استدلال نموده اند .
مثلا مرحوم آیه الله حاج میرزا ابوالفضل زاهدی قمی در کتاب خود 4 نوشته است :
حدیث " واخرج بقوم الی الشهاده " دلیل این است که امام حسین(ع) دانسته به قصد کشته شدن حرکت فرموده است .
و این از شخصیتی مانند او خیلی عجیب است که نه توجه دارد به اینکه راوی این حدیث ابوجمیله کذاب است و نه توجه دارد به اینکه مضمون این حدیث با موازین شرعی سازگار نیست چون طبق دلیل های شرعی جایز نیست کسی عمدا خود را به کشتن بدهد.
مرحوم سید مرتضی علم الهدی به نقل شیخ طوسی می فرماید :
حرام است که انسان خود را عمدا به کشتن بدهد 5 ،
ولی افراد خوش باور مانند مرحوم زاهدی که خیلی زود به هر حدیثی اعتماد می کنند ، به مضمون این حدیث معتقد شده و آن را تکرار می کنند
و هم اکنون بسیاری از اهل منبر بر مبنای همین حدیث مجعول قیام امام حسین(ع) را برای مردم تحلیل می کنند که امام مامور بوده است عمدا خود را به کشتن بدهد و آن قدر این مطلب را تکرار کرده و می کنند که برای آنان و نیز برای بعضی از مردم به صورت یک فرهنگ درآمده است !
حالا در اینجا سوالی پیش می آید که با توجه به اینکه عمل امام حسین (ع) برای مردم الگو و حجت است آیا پیروان ائمه باید تا قیامت برای کشته شدن حرکت کنند و هرگز برای تشکیل حکومت و سرنگونی ظالمان اقدام نکنند و بدین گونه تا ابد ظالمان بر سرکار باشند و پیروان ائمه سرکوب شوند ؟!
منبع : اقتباس از کتاب " غلو " ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین – مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی ، مقدمه کتاب
ادامه دارد :
محمد صالحی – 17 / 1 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
2- حديث ، خداوند سرنوشت ائمه را در لوحي به پيامبر عرضه كرده كه بايد همان كنند !
مفضل بن صالح ابوجمیله که یک غالی دروغگوست 2، چون معتقد بوده است که امام حسین(ع) دانسته برای کشته شدن حرکت کرده وعمدا خود را به کشتن داده است این مطلب را در قالب حدیثی ریخته و در کتاب خود آورده است .
او می گوید : خداوند در لوحی نوشته بود که امام حسین(ع) باید با یک عده از اصحاب خود برای کشته شدن حرکت کند و این لوح را جبرئیل برای پیغمبر اکرم آورد که به ائمه بدهد و در این لوح برای هر امامی دستور خاصی نوشته بود که باید هر امامی مهر مربوط به خود را از نامه بگشاید و هر چه زیر آن نوشته است اجرا کند ، پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است :
تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و امام به همین دستور الهی عمل کرد و عمدا برای کشته شدن رفت ،
این مطلب را مفضل بن صالح ابوجمیله به نامه خدایی نسبت داده است تا اگر کسی گفت : شرعا جایز نیست کسی عمدا خود را به کشتن بدهد بگوید این دستور خاص خدایی ، مافوق قانون و موازین شرعی است و کسی حق چون و چرا درباره آن ندارد .3
ظن غالب این است که خود کلینی به مضمون این حدیث معتقد شده و با اطمینان خاطر آن را در کافی ثبت کرده است و سپس دیگران با اعتماد به کلینی مضمون این حدیث را قبول کرده و به آن استدلال نموده اند .
مثلا مرحوم آیه الله حاج میرزا ابوالفضل زاهدی قمی در کتاب خود 4 نوشته است :
حدیث " واخرج بقوم الی الشهاده " دلیل این است که امام حسین(ع) دانسته به قصد کشته شدن حرکت فرموده است .
و این از شخصیتی مانند او خیلی عجیب است که نه توجه دارد به اینکه راوی این حدیث ابوجمیله کذاب است و نه توجه دارد به اینکه مضمون این حدیث با موازین شرعی سازگار نیست چون طبق دلیل های شرعی جایز نیست کسی عمدا خود را به کشتن بدهد.
مرحوم سید مرتضی علم الهدی به نقل شیخ طوسی می فرماید :
حرام است که انسان خود را عمدا به کشتن بدهد 5 ،
ولی افراد خوش باور مانند مرحوم زاهدی که خیلی زود به هر حدیثی اعتماد می کنند ، به مضمون این حدیث معتقد شده و آن را تکرار می کنند
و هم اکنون بسیاری از اهل منبر بر مبنای همین حدیث مجعول قیام امام حسین(ع) را برای مردم تحلیل می کنند که امام مامور بوده است عمدا خود را به کشتن بدهد و آن قدر این مطلب را تکرار کرده و می کنند که برای آنان و نیز برای بعضی از مردم به صورت یک فرهنگ درآمده است !
حالا در اینجا سوالی پیش می آید که با توجه به اینکه عمل امام حسین (ع) برای مردم الگو و حجت است آیا پیروان ائمه باید تا قیامت برای کشته شدن حرکت کنند و هرگز برای تشکیل حکومت و سرنگونی ظالمان اقدام نکنند و بدین گونه تا ابد ظالمان بر سرکار باشند و پیروان ائمه سرکوب شوند ؟!
منبع : اقتباس از کتاب " غلو " ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین – مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی ، مقدمه کتاب
ادامه دارد :
محمد صالحی – 17 / 1 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
پیش درآمدی بر بحث غلو در عقاید - 3
3- حدیث ، ائمه به هر چيز و سرنوشت خود علم دارند!
عبدالله بن قاسم حضرمی که نجاشی درباره او می گوید : کذاب است ، حدیثی را که به امام صادق (ع) نسبت داده اند بدین صورت نقل می کند :
"هرامامی که نداند چه چیزی به او می رسد و به سوی چه سرنوشتی می رود او حجت خدا بر خلقش نخواهد بود ." 6
این حدیث با آیه 9 سوره احقاف مخالف است زیرا در آیه مزبور آمده است :
" ای پیغمبر ! به مردم بگو : من اولین پیغمبر نیستم و من نمی دانم چه به سرم می آید و نمی دانم چه بر سر شما می آید . من پیروی نمی کنم مگر آنچه را که به من وحی می شود و من نیستم مگر انذار کننده آشکار ." 7
این آیه صریحا می گوید : " پیغمبر از سرنوشت خود و امتش آگاه نیست "
ولی حدیث این راوی کذاب می گوید : " هر امامی که از سرنوشت خود آگاه نباشد او حجت خدا نخواهد بود و معلوم است که مقام امام از مقام پیغمبر پایین تر است و در جایی که پیغمبر از سرنوشت خود آگاه نباشد امام به طریق اولی از سرنوشت خود آگاه نیست " .
جای تاسف است که جماعتی از اهل علم و صاحبان قلم برای اثبات علم غیب امام به حدیث این راوی کذاب عبدالله بن قاسم حضرمی استدلال کرده اند
و از جمله آنان استاد مصباح یزدی در کتاب " راهنما شناسی " حدیث مزبور را آورده و برای اثبات علم غیب امام به آن استناد کرده است . 8
استاد مصباح در حالی که غرق در عشق امام بوده است این حدیث را برای اثبات علم غیب امام آورده و در آن حال دیگر فکر نکرده است که سند این حدیث صحیح است یا نه و نیز این حدیث موافق قرآن است یا نه ؟
در حالی که ما وظیفه داریم حدیث مخالف قرآن را دور بیندازیم . 9
حدیثی که استاد مصباح به آن استناد کرده است هم مخالف قرآن است و هم راوی آن کذاب است .
آیا با چنین حدیثی می توان راهنما شناسی کرد و به محتوای آن معتقد شد ؟
این حدیث خواننده کتاب راهنما شناسی مصباح را گمراه می کند و برای طلاب جوان سم قاتل بلکه مهلک تر از سم است زیرا سم فقط به بدن انسان آسیب می رساند ولی این حدیث عقل و اندیشه را می کشد .
باید دانست که غیر از استاد مصباح جمع دیگری از اهل قلم نیز برای اثبات علم غیب امام به همین حدیث جعلی استناد کرده اند که اسامی آنان را ذیلا می آوریم :
1- محمد حسین مظفر در کتاب غلم امام ، ص 53
2- سید احمد فهری زنجانی در کتاب سالار شهیدان ، ص 236
3- مرتضوی لنگرودی در کتاب یک تحقیق عمیق تر ، ص 54
4- اشعری و آل طه در کتاب یک بررسی مختصر ، ص 16
5- علی کاظمی در کتاب راه سوم ، ص 23
6- عطایی خراسانی در کتاب ضمیمه افسانه کتاب ، ص 511
7- محمد علی انصاری در کتاب دفاع از حسین شهید ، ص 43
8- علی اکبر غفاری در مقدمه کتاب بررسی تاریخ عاشورا ، ص 30
می بینم که چگونه جماعتی از اهل قلم مانند استاد مصباح فریب حدیث مجعول این راوی کذاب عبدالله بن قاسم حضرمی را خورده و برای اثبات علم غیب امام به حدیث این مرد کذاب استناد کرده اند !
این که گروهی از اهل قلم فریب حدیث جعلی این مرد کذاب را خورده اند دلیل است که غالیان توانسته اند جماعت معتنابهی از اهل قلم را به دنبال خود بکشانند و مکتب غلو را تقویت کنند
و این به ما می فهماند که این غالیان تا حد زیادی در کار خود موفق شده و به هدفشان رسیده اند .....
و اینجاست که انسان متعهد احساس وظیفه می کند که باید در مقابل این جریان فکری انحرافی بایستد و حقایق را بگوید .
منبع : اقتباس از کتاب " غلو " ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین – مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی ، مقدمه کتاب
تذكر : جهت منابع احاديث و زيرنويسها به كتاب فوق مراجعه شود .
محمد صالحی – 17 / 1 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
3- حدیث ، ائمه به هر چيز و سرنوشت خود علم دارند!
عبدالله بن قاسم حضرمی که نجاشی درباره او می گوید : کذاب است ، حدیثی را که به امام صادق (ع) نسبت داده اند بدین صورت نقل می کند :
"هرامامی که نداند چه چیزی به او می رسد و به سوی چه سرنوشتی می رود او حجت خدا بر خلقش نخواهد بود ." 6
این حدیث با آیه 9 سوره احقاف مخالف است زیرا در آیه مزبور آمده است :
" ای پیغمبر ! به مردم بگو : من اولین پیغمبر نیستم و من نمی دانم چه به سرم می آید و نمی دانم چه بر سر شما می آید . من پیروی نمی کنم مگر آنچه را که به من وحی می شود و من نیستم مگر انذار کننده آشکار ." 7
این آیه صریحا می گوید : " پیغمبر از سرنوشت خود و امتش آگاه نیست "
ولی حدیث این راوی کذاب می گوید : " هر امامی که از سرنوشت خود آگاه نباشد او حجت خدا نخواهد بود و معلوم است که مقام امام از مقام پیغمبر پایین تر است و در جایی که پیغمبر از سرنوشت خود آگاه نباشد امام به طریق اولی از سرنوشت خود آگاه نیست " .
جای تاسف است که جماعتی از اهل علم و صاحبان قلم برای اثبات علم غیب امام به حدیث این راوی کذاب عبدالله بن قاسم حضرمی استدلال کرده اند
و از جمله آنان استاد مصباح یزدی در کتاب " راهنما شناسی " حدیث مزبور را آورده و برای اثبات علم غیب امام به آن استناد کرده است . 8
استاد مصباح در حالی که غرق در عشق امام بوده است این حدیث را برای اثبات علم غیب امام آورده و در آن حال دیگر فکر نکرده است که سند این حدیث صحیح است یا نه و نیز این حدیث موافق قرآن است یا نه ؟
در حالی که ما وظیفه داریم حدیث مخالف قرآن را دور بیندازیم . 9
حدیثی که استاد مصباح به آن استناد کرده است هم مخالف قرآن است و هم راوی آن کذاب است .
آیا با چنین حدیثی می توان راهنما شناسی کرد و به محتوای آن معتقد شد ؟
این حدیث خواننده کتاب راهنما شناسی مصباح را گمراه می کند و برای طلاب جوان سم قاتل بلکه مهلک تر از سم است زیرا سم فقط به بدن انسان آسیب می رساند ولی این حدیث عقل و اندیشه را می کشد .
باید دانست که غیر از استاد مصباح جمع دیگری از اهل قلم نیز برای اثبات علم غیب امام به همین حدیث جعلی استناد کرده اند که اسامی آنان را ذیلا می آوریم :
1- محمد حسین مظفر در کتاب غلم امام ، ص 53
2- سید احمد فهری زنجانی در کتاب سالار شهیدان ، ص 236
3- مرتضوی لنگرودی در کتاب یک تحقیق عمیق تر ، ص 54
4- اشعری و آل طه در کتاب یک بررسی مختصر ، ص 16
5- علی کاظمی در کتاب راه سوم ، ص 23
6- عطایی خراسانی در کتاب ضمیمه افسانه کتاب ، ص 511
7- محمد علی انصاری در کتاب دفاع از حسین شهید ، ص 43
8- علی اکبر غفاری در مقدمه کتاب بررسی تاریخ عاشورا ، ص 30
می بینم که چگونه جماعتی از اهل قلم مانند استاد مصباح فریب حدیث مجعول این راوی کذاب عبدالله بن قاسم حضرمی را خورده و برای اثبات علم غیب امام به حدیث این مرد کذاب استناد کرده اند !
این که گروهی از اهل قلم فریب حدیث جعلی این مرد کذاب را خورده اند دلیل است که غالیان توانسته اند جماعت معتنابهی از اهل قلم را به دنبال خود بکشانند و مکتب غلو را تقویت کنند
و این به ما می فهماند که این غالیان تا حد زیادی در کار خود موفق شده و به هدفشان رسیده اند .....
و اینجاست که انسان متعهد احساس وظیفه می کند که باید در مقابل این جریان فکری انحرافی بایستد و حقایق را بگوید .
منبع : اقتباس از کتاب " غلو " ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین – مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی ، مقدمه کتاب
تذكر : جهت منابع احاديث و زيرنويسها به كتاب فوق مراجعه شود .
محمد صالحی – 17 / 1 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
غلو1 درباره ائمه اطهار ( ع ) - مرحوم استاد صالحي نجف آبادي
آیا امامان ما موجوداتی فرا انسانی اند ؟!
یکی از جریان های زیان آوری که در تاریخ اسلام پدید آمده و آثارش هنوز باقی است جریان غلوی است که درباره ائمه اهل بیت به وجود آمد و خود ائمه ( ع ) را سخت ناراحت کرد و به عکس العمل و مبارزه با آن واداشت .
در اینجا چند حدیث از ائمه ( ع ) می آوریم که از غلو در مورد خود ، به شدت انتقاد کرده و غالیان را طرد و لعن نموده و به شیعه هشدار داده اند که فریب آنان را نخورند :
1- حسن بن جهم می گوید : مامون به حضرت امام رضا ( ع ) گفت : به من خبر رسیده است که گروهی درباره شما غلو می کنند ،
امام فرمود : پدرم از پدرانش از رسول خدا ( ص ) روایت کرد که : مرا از حد خودم بالاتر نبرید زیرا خدا مرا پیش از آنکه پیغمبر کند بنده خود قرار داد . خدا فرموده است : " هیچ بشری حق ندارد وقتی خدا مقام پیغمبری و کتاب و حکم به وی می دهد به مردم بگوید : بندگان من باشید نه بنده خدا .
و حضرت علی ( ع ) فرمود : دو کس در رابطه با من هلاک می شوند و من گناهی ندارم ، یکی آنکس که در دوستی من افراط می کند و دیگر آنکس که در بغض من افراط می کند .
و ما از کسانی که درباره ما غلو می کنند و ما را از حدمان بالاتر می برند بری و بیزار هستیم .
2- علقمه ضمن حدیثی از امام صادق نقل می کند که : ای علقمه ! چقدر عجیب است گفته های مردم درباره علی ( ع ) . چقدر فاصله است بین کسانی که می گویند : علی معبود است و کسانی که می گویند : او بنده گناهکاراست .
و بی شک سخن گروه دوم که حضرت را گناهکارمی خواندند برای آن حضرت قابل تحمل تر بود .
3- از زراره نقل شده است که گفت : به امام صادق ( ع ) گفتم : مردی است از نسل عبدالله سبا که قائل به تفویض است .
امام فرمود : تفویض چیست ؟
گفتم : آنان می گویند : خدا محمد و علی را خلق کرد آنگاه کار آفرینش را به آن دو واگذار نمود . پس آن دو دیگران را خلق کردند و رزق داند و زنده کردند و جان زندگان را گرفتند .
امام فرمود : او دروغ می گوید ، دشمن خدا . وقتی که برگشتی این آیه را بخوان : آیا برای خدا شریک هایی قرار دادند که خلق کردند مانند خلق خدا پس خلق بر آنان مشتبه شده است ؟ بگو : خدا خالق همه چیز است و او است یگانه قهار .
4- از فضیل بن یسار نقل کرده اند که گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : از افراد غالی – که برای پیغمبر و امام ربوبیت قائلند – بر حذر باشید که جوانان شما را فاسد نکنند ، بی شک اینان بدترین خلق خدا هستند ، آنان عظمت خدا را کوچک می کنند و برای بندگان خدا ادعای ربوبیت می نمایند ..
5- از عبدالله بن مشکان نقل کرده اند که ضمن حدیثی گفت : به امام صادق ( ع ) خبر دادند که فلانی می گوید : شما ارزاق بندگان را تقدیر می کنید ،
امام فرمود : رزق ما را غیر از خدا کسی تقدیر نمی کند ، همانا من برای خانواده خود به طعام احتیاج داشتم و به خاطر آن دلتنگ شدم و فکر و اندیشه قوت خانواده ، مرا گرفت تا آنکه قوت آنان را فراهم کردم و دلتنگی من برطرف شد و آرامش پیدا کردم .
6- شیخ صدوق از حضرت رضا ( ع ) نقل می کند که در دعای خود می گفت :
" خدایا من برائت می جویم بسوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را ادعا می کنند که حق و حد ما نیست .
خدایا من برائت می جویم به سوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را می گویند که ما درباره خود نمی گوئیم .
خدایا خلق و امر از توست . ما تنها بندگی تو می کنیم و از تو کمک می خواهیم . خدایا تو خالق ما و پدران ما هستی ، ... خدایا ما بندگان تو و فرزندان بندگان تو هستیم و برای خود مالک هیچ سود و زیانی نیستیم و اختیار مرگ و زندگی و برانگیخته شدن خود را نداریم .
..................................................................
منبع : کتاب " غلو ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین " – ص 67 تا 74– آیه الله نعمت الله صالحی نجف آبادی
تذكر : براي منابع احاديث به كتاب فوق مراجعه شود .
زیرنویسها :
1- تعابیرو اختیارات افراطی و خارج از حد انسانی دادن به ائمه و آنها را در جایگاه خدایی نشاندن و یا شریک او در انجام امور و افاضه فیض به خلق قرار دادن
گردآوری : محمد صالحی – 22 / 7 / 88
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا امامان ما موجوداتی فرا انسانی اند ؟!
یکی از جریان های زیان آوری که در تاریخ اسلام پدید آمده و آثارش هنوز باقی است جریان غلوی است که درباره ائمه اهل بیت به وجود آمد و خود ائمه ( ع ) را سخت ناراحت کرد و به عکس العمل و مبارزه با آن واداشت .
در اینجا چند حدیث از ائمه ( ع ) می آوریم که از غلو در مورد خود ، به شدت انتقاد کرده و غالیان را طرد و لعن نموده و به شیعه هشدار داده اند که فریب آنان را نخورند :
1- حسن بن جهم می گوید : مامون به حضرت امام رضا ( ع ) گفت : به من خبر رسیده است که گروهی درباره شما غلو می کنند ،
امام فرمود : پدرم از پدرانش از رسول خدا ( ص ) روایت کرد که : مرا از حد خودم بالاتر نبرید زیرا خدا مرا پیش از آنکه پیغمبر کند بنده خود قرار داد . خدا فرموده است : " هیچ بشری حق ندارد وقتی خدا مقام پیغمبری و کتاب و حکم به وی می دهد به مردم بگوید : بندگان من باشید نه بنده خدا .
و حضرت علی ( ع ) فرمود : دو کس در رابطه با من هلاک می شوند و من گناهی ندارم ، یکی آنکس که در دوستی من افراط می کند و دیگر آنکس که در بغض من افراط می کند .
و ما از کسانی که درباره ما غلو می کنند و ما را از حدمان بالاتر می برند بری و بیزار هستیم .
2- علقمه ضمن حدیثی از امام صادق نقل می کند که : ای علقمه ! چقدر عجیب است گفته های مردم درباره علی ( ع ) . چقدر فاصله است بین کسانی که می گویند : علی معبود است و کسانی که می گویند : او بنده گناهکاراست .
و بی شک سخن گروه دوم که حضرت را گناهکارمی خواندند برای آن حضرت قابل تحمل تر بود .
3- از زراره نقل شده است که گفت : به امام صادق ( ع ) گفتم : مردی است از نسل عبدالله سبا که قائل به تفویض است .
امام فرمود : تفویض چیست ؟
گفتم : آنان می گویند : خدا محمد و علی را خلق کرد آنگاه کار آفرینش را به آن دو واگذار نمود . پس آن دو دیگران را خلق کردند و رزق داند و زنده کردند و جان زندگان را گرفتند .
امام فرمود : او دروغ می گوید ، دشمن خدا . وقتی که برگشتی این آیه را بخوان : آیا برای خدا شریک هایی قرار دادند که خلق کردند مانند خلق خدا پس خلق بر آنان مشتبه شده است ؟ بگو : خدا خالق همه چیز است و او است یگانه قهار .
4- از فضیل بن یسار نقل کرده اند که گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : از افراد غالی – که برای پیغمبر و امام ربوبیت قائلند – بر حذر باشید که جوانان شما را فاسد نکنند ، بی شک اینان بدترین خلق خدا هستند ، آنان عظمت خدا را کوچک می کنند و برای بندگان خدا ادعای ربوبیت می نمایند ..
5- از عبدالله بن مشکان نقل کرده اند که ضمن حدیثی گفت : به امام صادق ( ع ) خبر دادند که فلانی می گوید : شما ارزاق بندگان را تقدیر می کنید ،
امام فرمود : رزق ما را غیر از خدا کسی تقدیر نمی کند ، همانا من برای خانواده خود به طعام احتیاج داشتم و به خاطر آن دلتنگ شدم و فکر و اندیشه قوت خانواده ، مرا گرفت تا آنکه قوت آنان را فراهم کردم و دلتنگی من برطرف شد و آرامش پیدا کردم .
6- شیخ صدوق از حضرت رضا ( ع ) نقل می کند که در دعای خود می گفت :
" خدایا من برائت می جویم بسوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را ادعا می کنند که حق و حد ما نیست .
خدایا من برائت می جویم به سوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را می گویند که ما درباره خود نمی گوئیم .
خدایا خلق و امر از توست . ما تنها بندگی تو می کنیم و از تو کمک می خواهیم . خدایا تو خالق ما و پدران ما هستی ، ... خدایا ما بندگان تو و فرزندان بندگان تو هستیم و برای خود مالک هیچ سود و زیانی نیستیم و اختیار مرگ و زندگی و برانگیخته شدن خود را نداریم .
..................................................................
منبع : کتاب " غلو ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین " – ص 67 تا 74– آیه الله نعمت الله صالحی نجف آبادی
تذكر : براي منابع احاديث به كتاب فوق مراجعه شود .
زیرنویسها :
1- تعابیرو اختیارات افراطی و خارج از حد انسانی دادن به ائمه و آنها را در جایگاه خدایی نشاندن و یا شریک او در انجام امور و افاضه فیض به خلق قرار دادن
گردآوری : محمد صالحی – 22 / 7 / 88
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
آیا امام علی (ع) قاتل خود را بیدار کرد ؟ - 1
مقدمه :
بشر در گذشته تاريخ خود ، براي نجات از ترس از موجودات و حوادث بيروني و يا توهمات و تصورات دروني خود ، خداياني در حد اعلاي تصور خود از موجودي قوي با همه ويژگيهاي افسانه اي و دست نايافتني ، ساخته و به آنان پناه برد .
و از آنجا كه خود را كوچكتر از آن مي دانست كه بتواند حتي با آن خدايان رازي را بگويد و يا خواسته اي را بيان كند ، واسطه هايي از جنس خود ولي در هيبت خدايان و با همه اوصاف آنها ، قرار داد و هر روز در رقابت با ديگران ، معجزات و كرامات بيشتري را به آنها نسبت داد .
اما با گذشت زمان و بالغتر شدن در علم و فهم و عقل ، ديگر آن خدايان و يا واسطه ها ، رنگ چشمگيري نداشتند .
به همين روست كه خداوند حكيم ، محمد (ص) را با معجزه اي از جنس علم و تعقل ، به رسالت برگزيد و قرآن را هدايت افكار غيرپريشان 1 و انسانهاي انديشمند و حقيقت طلب 2 خواند .
و اگر محمد (ص) را الگوي حسنه اي براي ره يافتن و ره پيمودن مي داند 3 ، بدان سبب است كه كسي از جنس بشر بوده ، با همان ويژگيها و توانائيهاي جسمي و روحي او 4 .
و چنين است براي ديگراني چون عظمتي به نام امام علي (ع) .
بايد توجه داشت كه جايگاه والاي ايشان در ذهن تاريخي مردمان مسلمان و غيرمسلمان ، نه به وقايع غيرواقعي و غير قابل تكرار در سرنوشت او و حتي ديگران است و نه به ويژگيهاي اغراقي كه در انديشه عقلاني انساني ، نامطلوب و غيرمنطقي است 5 .
بلكه به درجه تعالي در تكامل روحي 6 و اعتلاي اخلاقي در رفتار و گفتار 7 و ثبات در عدالتخواهي و مردمداري 8 بوده كه هر كس ديگري را نيز ميسر بوده و علي (ع) را الگو و شاخص اين مسير قرار داده است .
يكي از بيشمار نسبتهاي افراطي غلوآميزي كه به امام داده شده است ، كيفيت ضربت خوردن و رفتار ايشان قبل و بعد از آنست ، كه در اين مجال قصد پرداختن به آن را داريم . *
نسبتهاي غير واقعي و غير منطقي به امام علي (ع) :
1- آیا امام علی (ع) در شب 19 رمضان ، هنگام سحر به مسجد آمد ؟
2- آیا در مسجد ، ابن ملجم را بیدار کرد و گفت : برخیز ، میدانم زیر جامه خود چه پنهان کرده ای ؟
3- آیا امام پس از ضربت خوردن ، از خاک محراب برداشت و بر زخم سر خود ریخت و فرمود : منها خلقناکم و فيها نعيدکم و منها نخرجکم تارة اخرى 1
قبل از بررسی موضوع از منابع تاریخی موثق ، ابتدا چند سوال و ابهام اساسی زیر باید مد نظر قرار گیرد :
1- آیا جایز است که امام مقدمات قتل خود را فراهم کند ؟
2- با توجه به سرمشق بودن عمل امام ، آیا جایز است مردم ، وسایل کشتن خود را فراهم کنند ؟
3- اگر جایز نیست ، چرا می گویند : امام چنین اقدامی کرد ؟ و اگر جایز است ، چرا می گویند : اقدام به خودکشی حرام است ؟
4- آیا با آن اهمیتی که اسلام برای بهداشت قائل است ، جایز است که امام خاک را با همه میکربها یش بر زخم خود بریزد ؟
برای بررسی کامل این مطلب ، باید از قدیم ترین منبع تاریخی که در این باره نوشته شروع کنیم و به حال برسیم .
قدیم ترین منبع موجود ، کتاب " طبقات از محمد بن سعد " است که نویسنده آن در زمان حضرت رضا (ع) می زیسته است .
او می نویسد :
" عبدالرحمن بن ملجم و شبیب بن بجره برخاستند و شمشیرهای خود را گرفته آمدند و در مقابل درب ورودی که امام همیشه از آن می آمد نشستند ....
آنگاه که علی (ع) از در خارج شد ندا در داد : ای مردم نماز ، نماز و این عادت وی بود که هر روز برای نماز صبح چنین می کرد .....
سپس ابن ملجم و شبیب جلو او درآمدند . یکی از حاضران گفت :
من برق شمشیر را دیدم و شنیدم کسی می گوید : " ای علی حکم برای خداست نه برای تو " .
سپس شمشیر دیگری را دیدم .
در این لحظه هر دو نفر با شمشیر به علی (ع) حمله کردند .
شمشیر ابن ملجم به جلو سر امام خورد و پیشانی او تا وسط سرش را شکافت و به مغز رسید ولی شمشیر شبیب به طاق ( سردرب ) خورد و شنیدم علی (ع) گفت : این مرد را بگیرید که فرار نکند " .2
در قرن دوم هجری جریان ضربت خوردن امام با این کیفیتی که نقل کردیم بین مورخین ، شایع بوده به طوری که 25 منبع موثق تاریخی دیگر نیز از همین منبع و با همین کیفیت نقل کرده اند . از جمله :
• طبری در تاریخ کبیر جلد 4 ص 111 ( قرن سوم )
• ابوحنیفه دینوری در کتاب آلخبار الطوال ص 197 ( قرن سوم )
• مسعودی در مروج الذهب جلد 2 طبع بولاق ص 32 ( قرن چهارم )
• ابن اثیر در کامل جلد 3 ص 312 ( قرن هفتم )
• ابن خلدون در تاریخ خود جلد 2 ص 1133 ( قرن هشتم )
• علامه مجلسی در بحار جلد 42 ص 206 و 230 ( قرن یازدهم )
• حاج شیخ عباس قمی در تتمه المنتهی چاپ دوم ص 24
ادامه دارد :
محمد صالحی – 28/ 5 / 90 – مصادف با 19 رمضان
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقدمه :
بشر در گذشته تاريخ خود ، براي نجات از ترس از موجودات و حوادث بيروني و يا توهمات و تصورات دروني خود ، خداياني در حد اعلاي تصور خود از موجودي قوي با همه ويژگيهاي افسانه اي و دست نايافتني ، ساخته و به آنان پناه برد .
و از آنجا كه خود را كوچكتر از آن مي دانست كه بتواند حتي با آن خدايان رازي را بگويد و يا خواسته اي را بيان كند ، واسطه هايي از جنس خود ولي در هيبت خدايان و با همه اوصاف آنها ، قرار داد و هر روز در رقابت با ديگران ، معجزات و كرامات بيشتري را به آنها نسبت داد .
اما با گذشت زمان و بالغتر شدن در علم و فهم و عقل ، ديگر آن خدايان و يا واسطه ها ، رنگ چشمگيري نداشتند .
به همين روست كه خداوند حكيم ، محمد (ص) را با معجزه اي از جنس علم و تعقل ، به رسالت برگزيد و قرآن را هدايت افكار غيرپريشان 1 و انسانهاي انديشمند و حقيقت طلب 2 خواند .
و اگر محمد (ص) را الگوي حسنه اي براي ره يافتن و ره پيمودن مي داند 3 ، بدان سبب است كه كسي از جنس بشر بوده ، با همان ويژگيها و توانائيهاي جسمي و روحي او 4 .
و چنين است براي ديگراني چون عظمتي به نام امام علي (ع) .
بايد توجه داشت كه جايگاه والاي ايشان در ذهن تاريخي مردمان مسلمان و غيرمسلمان ، نه به وقايع غيرواقعي و غير قابل تكرار در سرنوشت او و حتي ديگران است و نه به ويژگيهاي اغراقي كه در انديشه عقلاني انساني ، نامطلوب و غيرمنطقي است 5 .
بلكه به درجه تعالي در تكامل روحي 6 و اعتلاي اخلاقي در رفتار و گفتار 7 و ثبات در عدالتخواهي و مردمداري 8 بوده كه هر كس ديگري را نيز ميسر بوده و علي (ع) را الگو و شاخص اين مسير قرار داده است .
يكي از بيشمار نسبتهاي افراطي غلوآميزي كه به امام داده شده است ، كيفيت ضربت خوردن و رفتار ايشان قبل و بعد از آنست ، كه در اين مجال قصد پرداختن به آن را داريم . *
نسبتهاي غير واقعي و غير منطقي به امام علي (ع) :
1- آیا امام علی (ع) در شب 19 رمضان ، هنگام سحر به مسجد آمد ؟
2- آیا در مسجد ، ابن ملجم را بیدار کرد و گفت : برخیز ، میدانم زیر جامه خود چه پنهان کرده ای ؟
3- آیا امام پس از ضربت خوردن ، از خاک محراب برداشت و بر زخم سر خود ریخت و فرمود : منها خلقناکم و فيها نعيدکم و منها نخرجکم تارة اخرى 1
قبل از بررسی موضوع از منابع تاریخی موثق ، ابتدا چند سوال و ابهام اساسی زیر باید مد نظر قرار گیرد :
1- آیا جایز است که امام مقدمات قتل خود را فراهم کند ؟
2- با توجه به سرمشق بودن عمل امام ، آیا جایز است مردم ، وسایل کشتن خود را فراهم کنند ؟
3- اگر جایز نیست ، چرا می گویند : امام چنین اقدامی کرد ؟ و اگر جایز است ، چرا می گویند : اقدام به خودکشی حرام است ؟
4- آیا با آن اهمیتی که اسلام برای بهداشت قائل است ، جایز است که امام خاک را با همه میکربها یش بر زخم خود بریزد ؟
برای بررسی کامل این مطلب ، باید از قدیم ترین منبع تاریخی که در این باره نوشته شروع کنیم و به حال برسیم .
قدیم ترین منبع موجود ، کتاب " طبقات از محمد بن سعد " است که نویسنده آن در زمان حضرت رضا (ع) می زیسته است .
او می نویسد :
" عبدالرحمن بن ملجم و شبیب بن بجره برخاستند و شمشیرهای خود را گرفته آمدند و در مقابل درب ورودی که امام همیشه از آن می آمد نشستند ....
آنگاه که علی (ع) از در خارج شد ندا در داد : ای مردم نماز ، نماز و این عادت وی بود که هر روز برای نماز صبح چنین می کرد .....
سپس ابن ملجم و شبیب جلو او درآمدند . یکی از حاضران گفت :
من برق شمشیر را دیدم و شنیدم کسی می گوید : " ای علی حکم برای خداست نه برای تو " .
سپس شمشیر دیگری را دیدم .
در این لحظه هر دو نفر با شمشیر به علی (ع) حمله کردند .
شمشیر ابن ملجم به جلو سر امام خورد و پیشانی او تا وسط سرش را شکافت و به مغز رسید ولی شمشیر شبیب به طاق ( سردرب ) خورد و شنیدم علی (ع) گفت : این مرد را بگیرید که فرار نکند " .2
در قرن دوم هجری جریان ضربت خوردن امام با این کیفیتی که نقل کردیم بین مورخین ، شایع بوده به طوری که 25 منبع موثق تاریخی دیگر نیز از همین منبع و با همین کیفیت نقل کرده اند . از جمله :
• طبری در تاریخ کبیر جلد 4 ص 111 ( قرن سوم )
• ابوحنیفه دینوری در کتاب آلخبار الطوال ص 197 ( قرن سوم )
• مسعودی در مروج الذهب جلد 2 طبع بولاق ص 32 ( قرن چهارم )
• ابن اثیر در کامل جلد 3 ص 312 ( قرن هفتم )
• ابن خلدون در تاریخ خود جلد 2 ص 1133 ( قرن هشتم )
• علامه مجلسی در بحار جلد 42 ص 206 و 230 ( قرن یازدهم )
• حاج شیخ عباس قمی در تتمه المنتهی چاپ دوم ص 24
ادامه دارد :
محمد صالحی – 28/ 5 / 90 – مصادف با 19 رمضان
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
آیا امام علی (ع) قاتل خود را بیدار کرد ؟ - 2
با توجه به آنچه در بالا ذکر شد ، مطالب زیر قابل ملاحظه است :
1- ابن ملجم و رفیقش نزدیک درب ورودی کمین کرده بودند که امام را هنگام ورود به مسجد غافلگیر کرده و به قتل برسانند .
2- هنگام ورود امام به مسجد ، به صورت غافلگیرانه مورد حمله ابن ملجم واقع شد و ضربت خورد .
3- چون حمله غافلگیرانه بود ، امام فرصتی برای گفتگو با ابن ملجم پیدا نکرد .
4- با توجه به مطلب مذکور ، امام به ابن ملجم نفرموده : برخیز می دانم زیر جامه خود چه چیز پنهان کرده ای ؟
5- ابن ملجم از سمت روبرو به امام ضربت زده و از این جهت پیشانی ایشان هم آسیب دیده است .
در حالیکه اگر آنچه می گویند : " ابن ملجم از پشت سر ، در بین سجدتین به سر امام ضربت زد " ، صحیح بود ، باید ضربت به پشت سر امام خورده باشد نه به پیش سر و پیشانی ایشان .
6- امام در حال ایستاده ضربت خورده است . 3
7- این حادثه پس از طلوع فجر وقتی که امام یرای نماز صبح آمد اتفاق افتاده است نه هنگام سحر .
8- در هیچ یک از 25 کتاب مذکور ، ذکر نشده که امام از خاک محراب بر زخم خود ریخته باشد .
پس شایعات فوق از کجاست ؟
شایعه اول ( بیدار کردن ابن ملجم توسط امام (ع)) برای اولین بار در تاریخ ابن اعثم کوفی نوشته شده و این در حالیست که ابن اعثم تاریخ نویس مسامحه کاری است که مورد اعتماد علمای مذهب نبوده است .
شایعه دوم ( خاک ریختن بر زخم ) به اضافه شایعه اول در یک کتاب مجهول المولف و مجهول التاریخ که نویسنده آن ، مطالب تاریخی را با افسانه های خیالی بهم درآمیخته است نوشته شده و علامه مجلسی آنرا بصورت یک داستان طفیلی بدون آنکه به آن اعتماد کند در بحار جلد 42 طبع جدید ص 281 و 282 از آن کتاب مجهول الحال نقل کرده است و نویسنده ناسخ التواریخ این دو شایعه را از تاریخ ابن اعثم و بحار گرفته و با قدری اصلاح در ص 628 از کتاب ناسخ ( چاپ امیر کبیر ) درج کرده است و باید گفت که شهرت کامل این دو مطلب پس از تالیف ناسخ التواریخ بوده است .
*: کتاب مجموعه مقالات – ص 117 تا 123 – مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی
ادامه دارد :
محمد صالحی – 28/ 5 / 90 – مصادف با 19 رمضان
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
با توجه به آنچه در بالا ذکر شد ، مطالب زیر قابل ملاحظه است :
1- ابن ملجم و رفیقش نزدیک درب ورودی کمین کرده بودند که امام را هنگام ورود به مسجد غافلگیر کرده و به قتل برسانند .
2- هنگام ورود امام به مسجد ، به صورت غافلگیرانه مورد حمله ابن ملجم واقع شد و ضربت خورد .
3- چون حمله غافلگیرانه بود ، امام فرصتی برای گفتگو با ابن ملجم پیدا نکرد .
4- با توجه به مطلب مذکور ، امام به ابن ملجم نفرموده : برخیز می دانم زیر جامه خود چه چیز پنهان کرده ای ؟
5- ابن ملجم از سمت روبرو به امام ضربت زده و از این جهت پیشانی ایشان هم آسیب دیده است .
در حالیکه اگر آنچه می گویند : " ابن ملجم از پشت سر ، در بین سجدتین به سر امام ضربت زد " ، صحیح بود ، باید ضربت به پشت سر امام خورده باشد نه به پیش سر و پیشانی ایشان .
6- امام در حال ایستاده ضربت خورده است . 3
7- این حادثه پس از طلوع فجر وقتی که امام یرای نماز صبح آمد اتفاق افتاده است نه هنگام سحر .
8- در هیچ یک از 25 کتاب مذکور ، ذکر نشده که امام از خاک محراب بر زخم خود ریخته باشد .
پس شایعات فوق از کجاست ؟
شایعه اول ( بیدار کردن ابن ملجم توسط امام (ع)) برای اولین بار در تاریخ ابن اعثم کوفی نوشته شده و این در حالیست که ابن اعثم تاریخ نویس مسامحه کاری است که مورد اعتماد علمای مذهب نبوده است .
شایعه دوم ( خاک ریختن بر زخم ) به اضافه شایعه اول در یک کتاب مجهول المولف و مجهول التاریخ که نویسنده آن ، مطالب تاریخی را با افسانه های خیالی بهم درآمیخته است نوشته شده و علامه مجلسی آنرا بصورت یک داستان طفیلی بدون آنکه به آن اعتماد کند در بحار جلد 42 طبع جدید ص 281 و 282 از آن کتاب مجهول الحال نقل کرده است و نویسنده ناسخ التواریخ این دو شایعه را از تاریخ ابن اعثم و بحار گرفته و با قدری اصلاح در ص 628 از کتاب ناسخ ( چاپ امیر کبیر ) درج کرده است و باید گفت که شهرت کامل این دو مطلب پس از تالیف ناسخ التواریخ بوده است .
*: کتاب مجموعه مقالات – ص 117 تا 123 – مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی
ادامه دارد :
محمد صالحی – 28/ 5 / 90 – مصادف با 19 رمضان
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
آیا امام علی (ع) قاتل خود را بیدار کرد ؟ - 3
زیر نویسها :
1- سوره بقره آيه 2 - کتاب قرآن که شک در آن راه ندارد؛ مايه هدايت تقواپيشگان است. - ذلک الکتاب لا ريب فيه هدى للمتقين
2- سوره عنكبوت – آيه 69 - و آنها که در راه ( یافتن ) ما تلاش کنند، قطعاً به راههاى خود، هدايتشان خواهيم کرد ؛ و خداوند با نيکوکاران است - و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين
3- سوره احزاب – آيه 21 - محققا كه رسول اكرم (ص) براي آن كس كه مقصد الهي را برگزيند الگو و شاخص نيكويي است .- لقد کان لکم في رسول الله اسوة حسنة لمن کان يرجوا الله
4- سوره كهف – آيه 110 - همانا من بشری مانند شمایم - انما انا بشر مثلکم
5- نهج البلاغه - خطبه 127 - به گفته امام (ع) : به زودي دو گروه با توجه به ( نوع رابطه با ) من هلاک ميگردند : دوستي که ( در بیان ویژگیهای اخلاقی و معنوی و توانائیهای من ) افراط کند و ( نتیجتا ) به غير حق کشانده شود ، و دشمني که در کينهتوزي با من زيادهوري کرده ،به راه باطل درآيد ، بهترين مردم نسبت به من گروه ميانهرو هستند . - وسيهلک في صنفان : محب مفرط يذهب به الحب الي غيرالحق، و مبغض مفرط يذهب به البغض الي غير الحق و خيرالناس في حالا النمط الاوسط.
6- اصول کافى، ج 1، ص 197 - به گفته امام (ع) : من کسى نیستم که پروردگارِ ندیده را بپرستم.- ما کُنْتُ أَعْبُدُ رَبّا لَمْ أَرَهُ
7- نامه امام به مالک اشتر – 53 - توصيه امام (ع) به مالك اشتر : بپرهيز که در بزرگي خود را همانند خداوند پنداري ، و در شکوه خداوندي همانند او داني ، زيرا خداوند هر سرکشي را خوار ميسازد، و هر خودپسندي را بيارزش ميکند . - اياک و مساماة الله في عظمته، و التشبه به في جبروته، فان الله يذل کل جبار، و يهين کل مختال .
8- نامه امام به مالک اشتر – 53 - توصيه امام (ع) به مالك اشتر : مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حيوان شکاري باشي که خوردن آنان را غنيمت داني ، زيرا مردم دو دستهاند، دستهاي برادر ديني تو، و دسته ديگر همانند تو در آفرينش ميباشند . - واشعر قلبک الرحمة للرعية، و المحبة لهم، و اللطف بهم، ولا تکونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اکلهم، فانهم صنفان: اما اخ لک في الدين، واما نظير لک في الخلق .
9- سوره طه – آیه 55 : ما شما را از آن ( خاك ) آفريديم؛ و در آن بازمىگردانيم؛ و بار ديگر(قيامت) شما را از آن بيرون مىآوريم!
10- کتاب طبقات – جلد 3 – چاچ بیروت - ص 36 و 37 - فقام عبد الرحمن بن ملجم و شبيب بن بجرة فأخذا أسيافهما، ثم جاءا حتى جلسا مقابل السدّة التي يخرج منها علي. قال الحسن بن علي: وأتيته سحراً، فجلست إليه فقال: إني بتّ الليلة أوقظ أهلي، فملكتني عيناي وأنا جالس، فسنح لي رسول الله صلّى الله عليه وسلّم فقلت: يا رسول الله، ما لقيت من أمت من الأود واللّدد! فقال لي: " ادع عليهم " ، فقلت: اللهم، أبدلني بهم خيراً لي منهم، وأبدلهم بي شراً لهم مني، ودخل ابن النّبّاح المؤذن على ذلك، فقال: الصلاة، فأخذت بيده فقام يمشي، ابن النّبّاح بين يديه، وأنا خلفه. فلما خرج من الباب نادى: أيها الناس، الصلاة، الصلاة، كذلك كان يصنع في كل يوم يخرج، ومعه درّته يوقظ الناس، فاعترضه الرجلان، فقال بعض من حضر ذلك: فرأيت بريق السيف، وسمعت قائلاً يقول: لله الحكم يا علي، لا لك، ثم رأيت سيفاً ثانياً، فضربا جميعاً، فأما سيف عبد الرحمن بن ملجم فأصاب جبهته إلى قرنه ووصل إلى دماغه، وأما سيف شبيب فوقع في الطاق، وسمع علياً يقول: لا يفوتنّكم الرجل
11- در کتاب " قرب الاسناد به نقل از بحار جلد 42 ص 206 " آمده است که : فوقع علی رکبتیه – علی بزانو در افتاد .
محمد صالحی – 28/ 5 / 90 – مصادف با 19 رمضان
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
زیر نویسها :
1- سوره بقره آيه 2 - کتاب قرآن که شک در آن راه ندارد؛ مايه هدايت تقواپيشگان است. - ذلک الکتاب لا ريب فيه هدى للمتقين
2- سوره عنكبوت – آيه 69 - و آنها که در راه ( یافتن ) ما تلاش کنند، قطعاً به راههاى خود، هدايتشان خواهيم کرد ؛ و خداوند با نيکوکاران است - و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين
3- سوره احزاب – آيه 21 - محققا كه رسول اكرم (ص) براي آن كس كه مقصد الهي را برگزيند الگو و شاخص نيكويي است .- لقد کان لکم في رسول الله اسوة حسنة لمن کان يرجوا الله
4- سوره كهف – آيه 110 - همانا من بشری مانند شمایم - انما انا بشر مثلکم
5- نهج البلاغه - خطبه 127 - به گفته امام (ع) : به زودي دو گروه با توجه به ( نوع رابطه با ) من هلاک ميگردند : دوستي که ( در بیان ویژگیهای اخلاقی و معنوی و توانائیهای من ) افراط کند و ( نتیجتا ) به غير حق کشانده شود ، و دشمني که در کينهتوزي با من زيادهوري کرده ،به راه باطل درآيد ، بهترين مردم نسبت به من گروه ميانهرو هستند . - وسيهلک في صنفان : محب مفرط يذهب به الحب الي غيرالحق، و مبغض مفرط يذهب به البغض الي غير الحق و خيرالناس في حالا النمط الاوسط.
6- اصول کافى، ج 1، ص 197 - به گفته امام (ع) : من کسى نیستم که پروردگارِ ندیده را بپرستم.- ما کُنْتُ أَعْبُدُ رَبّا لَمْ أَرَهُ
7- نامه امام به مالک اشتر – 53 - توصيه امام (ع) به مالك اشتر : بپرهيز که در بزرگي خود را همانند خداوند پنداري ، و در شکوه خداوندي همانند او داني ، زيرا خداوند هر سرکشي را خوار ميسازد، و هر خودپسندي را بيارزش ميکند . - اياک و مساماة الله في عظمته، و التشبه به في جبروته، فان الله يذل کل جبار، و يهين کل مختال .
8- نامه امام به مالک اشتر – 53 - توصيه امام (ع) به مالك اشتر : مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حيوان شکاري باشي که خوردن آنان را غنيمت داني ، زيرا مردم دو دستهاند، دستهاي برادر ديني تو، و دسته ديگر همانند تو در آفرينش ميباشند . - واشعر قلبک الرحمة للرعية، و المحبة لهم، و اللطف بهم، ولا تکونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اکلهم، فانهم صنفان: اما اخ لک في الدين، واما نظير لک في الخلق .
9- سوره طه – آیه 55 : ما شما را از آن ( خاك ) آفريديم؛ و در آن بازمىگردانيم؛ و بار ديگر(قيامت) شما را از آن بيرون مىآوريم!
10- کتاب طبقات – جلد 3 – چاچ بیروت - ص 36 و 37 - فقام عبد الرحمن بن ملجم و شبيب بن بجرة فأخذا أسيافهما، ثم جاءا حتى جلسا مقابل السدّة التي يخرج منها علي. قال الحسن بن علي: وأتيته سحراً، فجلست إليه فقال: إني بتّ الليلة أوقظ أهلي، فملكتني عيناي وأنا جالس، فسنح لي رسول الله صلّى الله عليه وسلّم فقلت: يا رسول الله، ما لقيت من أمت من الأود واللّدد! فقال لي: " ادع عليهم " ، فقلت: اللهم، أبدلني بهم خيراً لي منهم، وأبدلهم بي شراً لهم مني، ودخل ابن النّبّاح المؤذن على ذلك، فقال: الصلاة، فأخذت بيده فقام يمشي، ابن النّبّاح بين يديه، وأنا خلفه. فلما خرج من الباب نادى: أيها الناس، الصلاة، الصلاة، كذلك كان يصنع في كل يوم يخرج، ومعه درّته يوقظ الناس، فاعترضه الرجلان، فقال بعض من حضر ذلك: فرأيت بريق السيف، وسمعت قائلاً يقول: لله الحكم يا علي، لا لك، ثم رأيت سيفاً ثانياً، فضربا جميعاً، فأما سيف عبد الرحمن بن ملجم فأصاب جبهته إلى قرنه ووصل إلى دماغه، وأما سيف شبيب فوقع في الطاق، وسمع علياً يقول: لا يفوتنّكم الرجل
11- در کتاب " قرب الاسناد به نقل از بحار جلد 42 ص 206 " آمده است که : فوقع علی رکبتیه – علی بزانو در افتاد .
محمد صالحی – 28/ 5 / 90 – مصادف با 19 رمضان
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
وصيت امام علي(ع) در مورد ضارب خود ، ابن ملجم : قصاص نه ، بلكه عفو
1- وصيت امام(ع) پس از آنکه ضربت خورد : 1
• من ديروز همراهتان بودم و امروز مايه عبرت شما ميباشم ، و فردا از شما جدا ميگردم.
• اگر ماندم خود اختيار خون خويش را دارم ، و اگر بميرم، مرگ وعدهگاه من است .
• اگر عفو کنم ، براي من نزديک شدن به خدا ، و براي شما نيکي و حسنه است ، پس عفو کنيد. (آيا دوست نداريد خدا شما را بيامرزد؟)
نكته كليدي وصيت امام(ع) : عفو كنيد كه قرب به خدا را همراه دارد .
2- وصيت به حسن و حسين (ع) 2
• شما را به تقوي سفارش ميکنم ، به دنيا روي نياوريد ، گرچه به سراغ شما آيد، و بر آنچه از دنيا از دست ميدهيد اندوهناک مباشيد . ....
سپس در مورد رعايت مقررات عدالت در قصاص فرمود :
اي فرزندان عبدالمطلب :
• مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد و بگوييد : امير مومنان کشته شد.
• بدانيد جز کشنده من کسي ديگر نبايد کشته شود .
• درست بنگريد! اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يک ضربت بزنيد،
• و دست و پا و ديگر اعضاي او را مبريد ، من از رسول خدا (ص) شنيدم که فرمود: (بپرهيزيد از بريدن اعضاي مرده، هر چند سگ ديوانه باشد . )
از کلام حضرت پیداست که عده ای از بنی عبدالمطلب تصمیم داشتند به بهانه ی خونخواهی حضرت علی (ع) دست به کشتارهای وسیع بزنند . اتفاقی که بعد از قتل خلیفه ی سوم در بین مسلمانان رخ داد . تلاش های حضرت (ع) برای منصرف کردن آنها ثمر نداد و ایشان مجبور شدند به خاطر حفظ جان مسلمانان ، با قصاص ابن ملجم موافقت کنند.
با توجه به تذکرات امیرالمومنین (ع) در این وصیت پیداست که مخاطب ایشان نه امام حسن مجتبی علیه السلام است و نه آقا ابا عبد الله الحسین (ع) .
نكات كليدي وصيت امام(ع) :
• دست هایتان را به خون مسلمانان آغشته نکنید!!!
• در برابر یک ضربه ی قاتل بیشتر از یک ضربه نزنید!!!
• جنازه ی او را مثله نکنید !!!
زير نويسها :
1- نامه 23 ( قاله قبل شهادته علي سبيل الوصية لما ضربه ابن ملجم : وصيتي لکم :. ...انا بالامس صاحبکم، واليوم عبرة لکم، و غدا مفارقکم، ان ابق فانا ولي دمي، و ان افن فالفناء ميعادي، و ان اعف فالعفو لي قربة، و هو لکم حسنة، فاعفوا (الا تحبون ان يغفر الله لکم) ....
2- نامه 47 ( و من وصية له ع للحسن والحسين (ع) لما ضربه ابن ملجم : اوصيکما بتقوي الله ، والا تبغيا الدنيا وان بغتکما ، و لا تاسفا علي شيء منها زوي عنکما، ... ثم قال: يا بني عبدالمطلب، لا الفينکم تخوضون دماء المسلمين خوضا، تقولون : قتل اميرالمؤمنين. الا لا تقتلن بي الا قاتلي . انظروا اذا انا مت من ضربته هذه، فاضربوه ضربة بضربة، ولا يمثلوا بالرجل، فاني سمعت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم يقول:( اياکم والمثلة ولو بالکلب العقور) .
محمد صالحي – شب ضربت خوردن امام ، 1395
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- وصيت امام(ع) پس از آنکه ضربت خورد : 1
• من ديروز همراهتان بودم و امروز مايه عبرت شما ميباشم ، و فردا از شما جدا ميگردم.
• اگر ماندم خود اختيار خون خويش را دارم ، و اگر بميرم، مرگ وعدهگاه من است .
• اگر عفو کنم ، براي من نزديک شدن به خدا ، و براي شما نيکي و حسنه است ، پس عفو کنيد. (آيا دوست نداريد خدا شما را بيامرزد؟)
نكته كليدي وصيت امام(ع) : عفو كنيد كه قرب به خدا را همراه دارد .
2- وصيت به حسن و حسين (ع) 2
• شما را به تقوي سفارش ميکنم ، به دنيا روي نياوريد ، گرچه به سراغ شما آيد، و بر آنچه از دنيا از دست ميدهيد اندوهناک مباشيد . ....
سپس در مورد رعايت مقررات عدالت در قصاص فرمود :
اي فرزندان عبدالمطلب :
• مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد و بگوييد : امير مومنان کشته شد.
• بدانيد جز کشنده من کسي ديگر نبايد کشته شود .
• درست بنگريد! اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يک ضربت بزنيد،
• و دست و پا و ديگر اعضاي او را مبريد ، من از رسول خدا (ص) شنيدم که فرمود: (بپرهيزيد از بريدن اعضاي مرده، هر چند سگ ديوانه باشد . )
از کلام حضرت پیداست که عده ای از بنی عبدالمطلب تصمیم داشتند به بهانه ی خونخواهی حضرت علی (ع) دست به کشتارهای وسیع بزنند . اتفاقی که بعد از قتل خلیفه ی سوم در بین مسلمانان رخ داد . تلاش های حضرت (ع) برای منصرف کردن آنها ثمر نداد و ایشان مجبور شدند به خاطر حفظ جان مسلمانان ، با قصاص ابن ملجم موافقت کنند.
با توجه به تذکرات امیرالمومنین (ع) در این وصیت پیداست که مخاطب ایشان نه امام حسن مجتبی علیه السلام است و نه آقا ابا عبد الله الحسین (ع) .
نكات كليدي وصيت امام(ع) :
• دست هایتان را به خون مسلمانان آغشته نکنید!!!
• در برابر یک ضربه ی قاتل بیشتر از یک ضربه نزنید!!!
• جنازه ی او را مثله نکنید !!!
زير نويسها :
1- نامه 23 ( قاله قبل شهادته علي سبيل الوصية لما ضربه ابن ملجم : وصيتي لکم :. ...انا بالامس صاحبکم، واليوم عبرة لکم، و غدا مفارقکم، ان ابق فانا ولي دمي، و ان افن فالفناء ميعادي، و ان اعف فالعفو لي قربة، و هو لکم حسنة، فاعفوا (الا تحبون ان يغفر الله لکم) ....
2- نامه 47 ( و من وصية له ع للحسن والحسين (ع) لما ضربه ابن ملجم : اوصيکما بتقوي الله ، والا تبغيا الدنيا وان بغتکما ، و لا تاسفا علي شيء منها زوي عنکما، ... ثم قال: يا بني عبدالمطلب، لا الفينکم تخوضون دماء المسلمين خوضا، تقولون : قتل اميرالمؤمنين. الا لا تقتلن بي الا قاتلي . انظروا اذا انا مت من ضربته هذه، فاضربوه ضربة بضربة، ولا يمثلوا بالرجل، فاني سمعت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم يقول:( اياکم والمثلة ولو بالکلب العقور) .
محمد صالحي – شب ضربت خوردن امام ، 1395
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from نغمه های سكوت
شب قدر ، میزبانی ما و میهمانی خدا
تنزل الملائکه و الروح ، فیها باذن ربهم من کل امر سوره قدر آیه های 4 و 5
ملائکه و روح الامین ، در این شب با اجازه خدا ، از عرش به دنیای فرشی ما ، به میهمانی ما ، پائین می آیند .
در این شب ، من و شما میزبانیم و خدا و کارگزاران هستی ، میهمانان ما .
و چه مبارک شبی است ، که خدا به پاس حرمت من و شما در جمع زمینیان به میهمانی ما آمده است .
و میزبان برای استقبال از میهمان دو کار باید بکند :
1- نظافت و زدودن زشتیها از داشته های خود در دل و مغز
2- هدیه بهترینهای خود به میهمان
و مهمان نیز وقتی آمده است ، نه برای بازرسی اعمال است که خود از قبل همه چیز میداند ، که به پاس حرمت من و شما که جزئی از خود اوییم ، به خانه دلمان پای گذاشته است .
و وقتی کمبودهایمان ببیند ، قطعا در بازگشت ، به درخواست ما ، به جبران آنها خواهد پرداخت .
پس یادمان باشد ، اگر ما پای رفتن به آسمان عرشی او نداشته ایم و پر پروازمان به سنگ خطاهامان شکسته ، او حرمت نگه داشته ، خود به دیدارمان آمده است .
عزیزش بداریم و حرمتش را نگه داشته و بهترین های هر چه داریم را به او هدیه کنیم و خودش را برای ضمانت آینده خود ، ازش بخواهیم .
19 / 4 /94 - محمد صالحی
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
تنزل الملائکه و الروح ، فیها باذن ربهم من کل امر سوره قدر آیه های 4 و 5
ملائکه و روح الامین ، در این شب با اجازه خدا ، از عرش به دنیای فرشی ما ، به میهمانی ما ، پائین می آیند .
در این شب ، من و شما میزبانیم و خدا و کارگزاران هستی ، میهمانان ما .
و چه مبارک شبی است ، که خدا به پاس حرمت من و شما در جمع زمینیان به میهمانی ما آمده است .
و میزبان برای استقبال از میهمان دو کار باید بکند :
1- نظافت و زدودن زشتیها از داشته های خود در دل و مغز
2- هدیه بهترینهای خود به میهمان
و مهمان نیز وقتی آمده است ، نه برای بازرسی اعمال است که خود از قبل همه چیز میداند ، که به پاس حرمت من و شما که جزئی از خود اوییم ، به خانه دلمان پای گذاشته است .
و وقتی کمبودهایمان ببیند ، قطعا در بازگشت ، به درخواست ما ، به جبران آنها خواهد پرداخت .
پس یادمان باشد ، اگر ما پای رفتن به آسمان عرشی او نداشته ایم و پر پروازمان به سنگ خطاهامان شکسته ، او حرمت نگه داشته ، خود به دیدارمان آمده است .
عزیزش بداریم و حرمتش را نگه داشته و بهترین های هر چه داریم را به او هدیه کنیم و خودش را برای ضمانت آینده خود ، ازش بخواهیم .
19 / 4 /94 - محمد صالحی
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from نغمه های سكوت
🍁 خدا به قدر آشيانه #دل ما فرود مي آيد 🍁
تنزل الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر – قدر 4
🍇و آيا #خداوند در كدامين مكانست كه نيست ؟
🍇 و يا او در چه زمانه اي است كه نمي باشد ؟
🍇آيا او همان نيست كه #هستي را محل حضور خود كرده ، ( فاينما تولوا فثم وجه الله – بقره 115 )
🍇 و هماره در جلوه اي تازه از #نمايش خود است ؟ ( كل يوم هو في شان – رحمن 29 )
🍇و آيا خود نگفته كه ظهور او در فقط #دلهاي ماست ؟ ( انا عند المنكسره قلوبهم - منیهُ المرید/ صفحه 123 )
👨❤️👨آري ! او بر تارك هستي #منتظر ايستاده است ، تا در لحظه اي كه ما اراده كنيم در جان ما #فرود آيد :
و اذا سالك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان – بقره 186
🍇اما ! آيا اويي كه #بي نهايت است و در تصوير و تصور كسي نمي گنجد ، چگونه بر ما #ظهور مي كند ؟
❤️ خود او گفته : من به اندازه #فهم و #ظن شما ، #نزول مي كنم ، ( أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً - الكافي، ج 2 ،ص 72 )
❤️ و در محدوده #آشيانه اي كه در دلتان ساخته ايد #ساكن مي شوم .(قلب المومن عرش الرحمان- بحار الانوار، ج5 5،ص 39)
گويي خداي را مثال به #خورشيدي بزنيم كه در لحظه مي تابد و #تشعشع او به وسعت عالم ، فراگير است ، اما تنها به اندازه آن دريچه اي كه به روي او مي گشاييم ، روشن و گرم خواهيم شد .
😭 كسي خود را #زنداني پستويي كرده و نه خورشيد را مي داند و مي بيند و نه حظي از نور دارد .
😉 ديگر كس #روزني باز كرده و كور سويي از روشناي خورشيد را بهره مي برد .
😊 و كسي ديگر #پنجره اي گشوده و از تشعشع آن ، اطراف خود را روشن و در كنارش گرم نشسته است .
💐 و اما ! خوش خرامد آن كس ، كه همه #ديوارها و #سقف خانه را برداشته و خود را در درياي مشعشع #خورشيد غرق نور كرده و در گرماي آن آرام گرفته است .
و آري #دل خود ، از حتي #منيت خود خالي كن و از #قالبهاي پيش ساخته دنيايي عريان نما ، آنگاه است كه خدايي كه همواره آماده است ، به #ميهماني دل تو ، اما به #وسعت جايي كه آماده مي كني ، فرود خواهد آمد .
لم يسعني أرضي و لا سمائي، و وسعني قلب عبدي المؤمن الليّن الوادع - إحياء علوم الدين للغزالي، ج 3، ص 16
محمد صالحي – 10/8/95
https://telegram.me/naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
تنزل الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر – قدر 4
🍇و آيا #خداوند در كدامين مكانست كه نيست ؟
🍇 و يا او در چه زمانه اي است كه نمي باشد ؟
🍇آيا او همان نيست كه #هستي را محل حضور خود كرده ، ( فاينما تولوا فثم وجه الله – بقره 115 )
🍇 و هماره در جلوه اي تازه از #نمايش خود است ؟ ( كل يوم هو في شان – رحمن 29 )
🍇و آيا خود نگفته كه ظهور او در فقط #دلهاي ماست ؟ ( انا عند المنكسره قلوبهم - منیهُ المرید/ صفحه 123 )
👨❤️👨آري ! او بر تارك هستي #منتظر ايستاده است ، تا در لحظه اي كه ما اراده كنيم در جان ما #فرود آيد :
و اذا سالك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان – بقره 186
🍇اما ! آيا اويي كه #بي نهايت است و در تصوير و تصور كسي نمي گنجد ، چگونه بر ما #ظهور مي كند ؟
❤️ خود او گفته : من به اندازه #فهم و #ظن شما ، #نزول مي كنم ، ( أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً - الكافي، ج 2 ،ص 72 )
❤️ و در محدوده #آشيانه اي كه در دلتان ساخته ايد #ساكن مي شوم .(قلب المومن عرش الرحمان- بحار الانوار، ج5 5،ص 39)
گويي خداي را مثال به #خورشيدي بزنيم كه در لحظه مي تابد و #تشعشع او به وسعت عالم ، فراگير است ، اما تنها به اندازه آن دريچه اي كه به روي او مي گشاييم ، روشن و گرم خواهيم شد .
😭 كسي خود را #زنداني پستويي كرده و نه خورشيد را مي داند و مي بيند و نه حظي از نور دارد .
😉 ديگر كس #روزني باز كرده و كور سويي از روشناي خورشيد را بهره مي برد .
😊 و كسي ديگر #پنجره اي گشوده و از تشعشع آن ، اطراف خود را روشن و در كنارش گرم نشسته است .
💐 و اما ! خوش خرامد آن كس ، كه همه #ديوارها و #سقف خانه را برداشته و خود را در درياي مشعشع #خورشيد غرق نور كرده و در گرماي آن آرام گرفته است .
و آري #دل خود ، از حتي #منيت خود خالي كن و از #قالبهاي پيش ساخته دنيايي عريان نما ، آنگاه است كه خدايي كه همواره آماده است ، به #ميهماني دل تو ، اما به #وسعت جايي كه آماده مي كني ، فرود خواهد آمد .
لم يسعني أرضي و لا سمائي، و وسعني قلب عبدي المؤمن الليّن الوادع - إحياء علوم الدين للغزالي، ج 3، ص 16
محمد صالحي – 10/8/95
https://telegram.me/naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
نغمه های سكوت
سكوتت را باور كن ، كه خدايي درون تو نغمه پرداز شده است .
دلنوشته هاي محمد صالحي
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
دلنوشته هاي محمد صالحي
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from نغمه های سكوت
#خدایا ای خدای من !
شب #قدر است امشب !
کمی با من #مدارا کن ،
من اینجا #خسته دردم !
پر از درد " #چرا_اینجام ؟
پر از درد " #چرا_تنهام ؟ "
پر از درد " چرا راهی برای #ماندنم تا بی نهایت نیست ؟ "
و #اما !
دگر #رنجهایم را چگویم ؟
رنج #بیماری ، #نداری !
رنج #حرمان و شکستهایم !
#خدایا ای خدای من !
کمی با من #مدارا کن ،
به من #فرصت بده ، تا لحظه ای #خوشحال باشم !
تو می دانی #غم من چیست !
و من خود هم نمی دانم چه #میخواهم !
چرا #سرگشته و حیران و پردردم !
و اما #خوب می دانم ،
که اینجا چاره ای جز #بودن و جز #زیستن نیست !
چرا از تو #بخواهم ؟
مگر تو #مهره ای اینجا ؟
که هر کس ،
برای #بازی خود ،
به #میدان آورد هر دم ؟
بلی ، آری !
تو #هستی ،
و #دادی آنچه باید .
پس #اینک من !
#خودم هستم که باید ،
کمی با خود #بجوشم ،
و #راه زندگی را با خودم #گام بردارم !
و اینست آن #مدارای تو با من .
محمد صالحی – شب 23 رمضان 97
https://telegram.me/naghmehsokout
شب #قدر است امشب !
کمی با من #مدارا کن ،
من اینجا #خسته دردم !
پر از درد " #چرا_اینجام ؟
پر از درد " #چرا_تنهام ؟ "
پر از درد " چرا راهی برای #ماندنم تا بی نهایت نیست ؟ "
و #اما !
دگر #رنجهایم را چگویم ؟
رنج #بیماری ، #نداری !
رنج #حرمان و شکستهایم !
#خدایا ای خدای من !
کمی با من #مدارا کن ،
به من #فرصت بده ، تا لحظه ای #خوشحال باشم !
تو می دانی #غم من چیست !
و من خود هم نمی دانم چه #میخواهم !
چرا #سرگشته و حیران و پردردم !
و اما #خوب می دانم ،
که اینجا چاره ای جز #بودن و جز #زیستن نیست !
چرا از تو #بخواهم ؟
مگر تو #مهره ای اینجا ؟
که هر کس ،
برای #بازی خود ،
به #میدان آورد هر دم ؟
بلی ، آری !
تو #هستی ،
و #دادی آنچه باید .
پس #اینک من !
#خودم هستم که باید ،
کمی با خود #بجوشم ،
و #راه زندگی را با خودم #گام بردارم !
و اینست آن #مدارای تو با من .
محمد صالحی – شب 23 رمضان 97
https://telegram.me/naghmehsokout
Telegram
نغمه های سكوت
سكوتت را باور كن ، كه خدايي درون تو نغمه پرداز شده است .
دلنوشته هاي محمد صالحي
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
دلنوشته هاي محمد صالحي
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
وقتی #قرآن مرجع اعتقادی ماست ، چه نیازی به #علم_رجال است ؟!!
وقتی به صراحت پیشوایان دینی ، ما موظف به #تطبیق روایات با مبانی قرآنی هستیم ، بررسی ضعیف و قوی بودن #سند و #راوی ، به چه درد ما می خورد ؟
مرحوم آیه اله #صادقی تهرانی
@rasoulan
@@@@
😍 #توضیحات_تکمیلی :
#قرآن ، ما را در مواجهه با اخبار ، گزارشات و اعتقادات ، به #دو_معیار صریح و مشخص رهنمون می کند :
1⃣ #شواهد و قرائن معقول و موجود :
در #اخباری که مربوط به #موضوعات اجتماعی ، سیاسی ، نظامی و .. می باشد ، #شنونده را موظف می کند که بدون توجه به #ویژگیهای شخصیتی راوی ، به جستجوی #شواهد و دلایل و قرائن معقول تایید و یا رد آن اخبار بپردازد و به صرف خوب و بد بودن #راوی ، مهر تایید و یا رد بر آنها نزده و بر اساس آنها تصمیم نگیرد :
يا ايها الذين آمنوا ان جاءكم فاسق بنبا فتبينوا ان تصيبوا قوما بجهالة فتصبحوا علي ما فعلتم نادمين – حجرات 6
2⃣ #ارجاع به #قرآن و تطبیق با آن :
در #اخباری که به موضوعات #اعتقادی دینی مربوط می باشد ، #شنونده را موظف به #تطبیق آنها با مبانی قرآنی می کند و هیچگونه مسامحه در مواجهه با آنها و یا رد و تایید آنها به اعتبار وثاقت و یا ضعف #راوی را قابل پذیرش نمی داند .
در این امور ، حتی خود #پیامبر هم موظف به #ابلاغ پیام خداوند بوده و #حقی برای اضافه کردن آنها نداشته است :
أيها الناس ما جاءكم عني يوافق كتاب الله فأنا قلته و ما جاءكم يخالف كتاب الله فلم أقله – پیامبر(ص) ؛وسائل الشيعه، ج 18، ص 79، ح 15
ما علي الرسول الا البلاغ – مائده 99
فذكر انما انت مذكر – غاشیه 21
فاحكم بينهم بما انزل الله – مائده 48
بنابراین :
چه بسا #راوی یک حدیث از نظر #کتب رجالی ، #موثق بوده باشد ولی #محتوای آن حدیث با مبانی #قرآنی تطابق نداشته باشد ، که بدون هیچ تسامحی باید آنرا دور انداخت .
و چه بسا #روایتی از نظر #مضمون قرآنی مورد #قبول بوده ولی #راوی آن از نظر مبانی #رجالی ضعیف و یا حتی مردود باشد ، که باید به آن سخن #اعتنا کرده و در بیان توضیحی آن موضوع اعتقادی مورد استفاده قرار داد .
#نکته_مهم : #ابزار مواجهه با متن قرآن نیز از طرف خداوند ، #عقل انسانی معرفی شده بگونه ای که با #قرائت و برداشت عقلانی از آن ، #مخاطب را #قانع و شرایط پذیرش اختیاری او را فراهم نماید و #بصیرتی تازه در برخورد با هستی و زندگی برایش فراهم آورد ، نه آنکه با #سرگردانی و تردید روبرویش کند :
و الذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا – فرقان 73
قل هذه سبيلي ادعوا الي الله علي بصيرة انا و من اتبعني – یوسف 108
👌با توجه به موارد فوق ، موضوعیت #علم_رجال ، در احادیث اعتقادی کارکرد خود را از دست می دهد .
مگر در موارد #فقهی ای که به #فرم_عبادات ( نه #احکام_اجتماعی که موضوع فقه نیستند ) پرداخته و #مغایرتی با هسته محتوایی قرآنی آن عبادات نداشته باشند و بخواهیم #نظر پیامبر و ائمه را نیز در آنها بدانیم و یا #روایات_تاریخی که گزارشاتی از عصر نزول بوده و در نگاه مخاطب به #مصادیق زیست مومنانه مد نطر خداوند در آن عصر تاثیر دارد .
محمد صالحی - ۱/۲/۹۸
☄https://telegram.me/beshnofekrkon
وقتی به صراحت پیشوایان دینی ، ما موظف به #تطبیق روایات با مبانی قرآنی هستیم ، بررسی ضعیف و قوی بودن #سند و #راوی ، به چه درد ما می خورد ؟
مرحوم آیه اله #صادقی تهرانی
@rasoulan
@@@@
😍 #توضیحات_تکمیلی :
#قرآن ، ما را در مواجهه با اخبار ، گزارشات و اعتقادات ، به #دو_معیار صریح و مشخص رهنمون می کند :
1⃣ #شواهد و قرائن معقول و موجود :
در #اخباری که مربوط به #موضوعات اجتماعی ، سیاسی ، نظامی و .. می باشد ، #شنونده را موظف می کند که بدون توجه به #ویژگیهای شخصیتی راوی ، به جستجوی #شواهد و دلایل و قرائن معقول تایید و یا رد آن اخبار بپردازد و به صرف خوب و بد بودن #راوی ، مهر تایید و یا رد بر آنها نزده و بر اساس آنها تصمیم نگیرد :
يا ايها الذين آمنوا ان جاءكم فاسق بنبا فتبينوا ان تصيبوا قوما بجهالة فتصبحوا علي ما فعلتم نادمين – حجرات 6
2⃣ #ارجاع به #قرآن و تطبیق با آن :
در #اخباری که به موضوعات #اعتقادی دینی مربوط می باشد ، #شنونده را موظف به #تطبیق آنها با مبانی قرآنی می کند و هیچگونه مسامحه در مواجهه با آنها و یا رد و تایید آنها به اعتبار وثاقت و یا ضعف #راوی را قابل پذیرش نمی داند .
در این امور ، حتی خود #پیامبر هم موظف به #ابلاغ پیام خداوند بوده و #حقی برای اضافه کردن آنها نداشته است :
أيها الناس ما جاءكم عني يوافق كتاب الله فأنا قلته و ما جاءكم يخالف كتاب الله فلم أقله – پیامبر(ص) ؛وسائل الشيعه، ج 18، ص 79، ح 15
ما علي الرسول الا البلاغ – مائده 99
فذكر انما انت مذكر – غاشیه 21
فاحكم بينهم بما انزل الله – مائده 48
بنابراین :
چه بسا #راوی یک حدیث از نظر #کتب رجالی ، #موثق بوده باشد ولی #محتوای آن حدیث با مبانی #قرآنی تطابق نداشته باشد ، که بدون هیچ تسامحی باید آنرا دور انداخت .
و چه بسا #روایتی از نظر #مضمون قرآنی مورد #قبول بوده ولی #راوی آن از نظر مبانی #رجالی ضعیف و یا حتی مردود باشد ، که باید به آن سخن #اعتنا کرده و در بیان توضیحی آن موضوع اعتقادی مورد استفاده قرار داد .
#نکته_مهم : #ابزار مواجهه با متن قرآن نیز از طرف خداوند ، #عقل انسانی معرفی شده بگونه ای که با #قرائت و برداشت عقلانی از آن ، #مخاطب را #قانع و شرایط پذیرش اختیاری او را فراهم نماید و #بصیرتی تازه در برخورد با هستی و زندگی برایش فراهم آورد ، نه آنکه با #سرگردانی و تردید روبرویش کند :
و الذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا – فرقان 73
قل هذه سبيلي ادعوا الي الله علي بصيرة انا و من اتبعني – یوسف 108
👌با توجه به موارد فوق ، موضوعیت #علم_رجال ، در احادیث اعتقادی کارکرد خود را از دست می دهد .
مگر در موارد #فقهی ای که به #فرم_عبادات ( نه #احکام_اجتماعی که موضوع فقه نیستند ) پرداخته و #مغایرتی با هسته محتوایی قرآنی آن عبادات نداشته باشند و بخواهیم #نظر پیامبر و ائمه را نیز در آنها بدانیم و یا #روایات_تاریخی که گزارشاتی از عصر نزول بوده و در نگاه مخاطب به #مصادیق زیست مومنانه مد نطر خداوند در آن عصر تاثیر دارد .
محمد صالحی - ۱/۲/۹۸
☄https://telegram.me/beshnofekrkon
#حق_الناس مقدم بر #حق_الله است
همه شنیدیم که #امام_جمعه_مشهد در آخرین تبیینات دینی خود گفته که :
... مال مردم خوری و بی حجابی هر دو بد است ولی اولی چون در #خفا انجام میشود #گناهش کمتر از دومی است ، چرا که دومی تظاهر به جنگ با خدا و دین است ...
در همین راستا بیاد سخنی از #امام_علی(ع) که قبلا در کانال خود قرار داده بودم افتادم که به نظر می رسد بین #فهم امام و ایشان از دین ، تفاوت از زمین تا آسمان است !
🍁#حق_الناس مقدم بر #حق_الله است – امام علي(ع)
امام همام علي(ع) ، كه برجسته ترين ويژگي اجتماعي ايشان، اهتمام به #عدالت اجتماعي و حمايت از حق مردم بود ، بگونه اي كه جورج جرداق مسيحي در وصف او كتابي مي نويسد با اين عنوان : " علي ، صداي عدالت انساني "
در بيان جايگاه #حقوق_مردم چنين مي فرمايد :
جَعلَ الله سُبحانه حُقوقُ عبادِهِ مُقدّمةً علَی حُقُوقهِ فَمنْ قامَ بحقُوقُ عبادالله كانَ ذلك مۆدّیاً الی القیامِ بحقوقِ الله؛
( محمدی ری شهری، میزان الحكمة، ج 2، ص 480 )
خداوند #حقوق بندگانش را #مقدم بر #حقوق خود قرار داده است و كسی كه حقوق بندگانش را رعایت كند حقوق الهی را نیز رعایت خواهد كرد .
🌹بنابراين :
🛢1- آنچه كه بر #متوليان حكومت و عالمان ديني #واجب است، #حمايت و پيگيري #حقوق_مردم است .
🛢2- هر گونه تخلف در اين مورد و #تضييع حقوق مردم ، بايد مشمول #مجازات دنيوي شود .
🛢3- #حقوق_الهي ، كه شامل عبادات فردي و .. مي شود ، اموري #خصوصي بوده كه بين خداوند و شخص است و مسئول ارزيابي و #قضاوت آنها نيز خود #خداوند است نه هيچكس ديگر .
🛢4- كسي كه #پايبند رعايت حقوق مردم باشد ، قطعا #متوجه حقوق خداوند نيز ، خواهد بود .
محمد صالجي – 6/10/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
همه شنیدیم که #امام_جمعه_مشهد در آخرین تبیینات دینی خود گفته که :
... مال مردم خوری و بی حجابی هر دو بد است ولی اولی چون در #خفا انجام میشود #گناهش کمتر از دومی است ، چرا که دومی تظاهر به جنگ با خدا و دین است ...
در همین راستا بیاد سخنی از #امام_علی(ع) که قبلا در کانال خود قرار داده بودم افتادم که به نظر می رسد بین #فهم امام و ایشان از دین ، تفاوت از زمین تا آسمان است !
🍁#حق_الناس مقدم بر #حق_الله است – امام علي(ع)
امام همام علي(ع) ، كه برجسته ترين ويژگي اجتماعي ايشان، اهتمام به #عدالت اجتماعي و حمايت از حق مردم بود ، بگونه اي كه جورج جرداق مسيحي در وصف او كتابي مي نويسد با اين عنوان : " علي ، صداي عدالت انساني "
در بيان جايگاه #حقوق_مردم چنين مي فرمايد :
جَعلَ الله سُبحانه حُقوقُ عبادِهِ مُقدّمةً علَی حُقُوقهِ فَمنْ قامَ بحقُوقُ عبادالله كانَ ذلك مۆدّیاً الی القیامِ بحقوقِ الله؛
( محمدی ری شهری، میزان الحكمة، ج 2، ص 480 )
خداوند #حقوق بندگانش را #مقدم بر #حقوق خود قرار داده است و كسی كه حقوق بندگانش را رعایت كند حقوق الهی را نیز رعایت خواهد كرد .
🌹بنابراين :
🛢1- آنچه كه بر #متوليان حكومت و عالمان ديني #واجب است، #حمايت و پيگيري #حقوق_مردم است .
🛢2- هر گونه تخلف در اين مورد و #تضييع حقوق مردم ، بايد مشمول #مجازات دنيوي شود .
🛢3- #حقوق_الهي ، كه شامل عبادات فردي و .. مي شود ، اموري #خصوصي بوده كه بين خداوند و شخص است و مسئول ارزيابي و #قضاوت آنها نيز خود #خداوند است نه هيچكس ديگر .
🛢4- كسي كه #پايبند رعايت حقوق مردم باشد ، قطعا #متوجه حقوق خداوند نيز ، خواهد بود .
محمد صالجي – 6/10/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
#خرد در مصاف #عشق
مرتضی #مردیها
گفتگویی آموزنده است با دکتر مرتضی مردیها در باب « #عشق»
از آن دست گفتگوهایی که به رغم مواجههی عقلانی و عُقلایی با موضوعی عاطفی که پیوندی دیرینه با سرشت آدمی دارد و بنیاد بسیاری از آثار درخشان ادبی و فرهنگی است، از فروغلتیدن به ورطهی یکجانبهنگری تقریباً مصون مانده است.
دیدگاههای دکتر مردیها در این گفتگو بر کنار از تعارفات و کلیشههای رایج در اینباره است و برآمده از درکی شخصی و جسورانه.
😍آنچه می شنویم :
1⃣ #تقسیم_عشق به :
🔅علاقه ای بیشتر از معمول به دیگری
🔅احساسی عمیق که خود را وقف معشوق می کند
2⃣تاثیر #شرایط_فیزیکی و هورمونی در بروز و یا ابراز عشق
3⃣تاثیر #چرخه_تکاملی در ایجاد حس عاطفه و عشق در انسان
4⃣نامفهوم بودن #عشق_آسمانی
5⃣نامفهوم بودن فرو ریزش #حقایق_عالم در وجود عاشق خداوند
و ....
☄ @beshnofekrkon
مرتضی #مردیها
گفتگویی آموزنده است با دکتر مرتضی مردیها در باب « #عشق»
از آن دست گفتگوهایی که به رغم مواجههی عقلانی و عُقلایی با موضوعی عاطفی که پیوندی دیرینه با سرشت آدمی دارد و بنیاد بسیاری از آثار درخشان ادبی و فرهنگی است، از فروغلتیدن به ورطهی یکجانبهنگری تقریباً مصون مانده است.
دیدگاههای دکتر مردیها در این گفتگو بر کنار از تعارفات و کلیشههای رایج در اینباره است و برآمده از درکی شخصی و جسورانه.
😍آنچه می شنویم :
1⃣ #تقسیم_عشق به :
🔅علاقه ای بیشتر از معمول به دیگری
🔅احساسی عمیق که خود را وقف معشوق می کند
2⃣تاثیر #شرایط_فیزیکی و هورمونی در بروز و یا ابراز عشق
3⃣تاثیر #چرخه_تکاملی در ایجاد حس عاطفه و عشق در انسان
4⃣نامفهوم بودن #عشق_آسمانی
5⃣نامفهوم بودن فرو ریزش #حقایق_عالم در وجود عاشق خداوند
و ....
☄ @beshnofekrkon
Telegram
attach📎
#خرد در مصاف #عشق
مرتضی #مردیها
گفتگویی آموزنده است با دکتر مرتضی مردیها در باب « #عشق»
از آن دست گفتگوهایی که به رغم مواجههی عقلانی و عُقلایی با موضوعی عاطفی که پیوندی دیرینه با سرشت آدمی دارد و بنیاد بسیاری از آثار درخشان ادبی و فرهنگی است، از فروغلتیدن…
مرتضی #مردیها
گفتگویی آموزنده است با دکتر مرتضی مردیها در باب « #عشق»
از آن دست گفتگوهایی که به رغم مواجههی عقلانی و عُقلایی با موضوعی عاطفی که پیوندی دیرینه با سرشت آدمی دارد و بنیاد بسیاری از آثار درخشان ادبی و فرهنگی است، از فروغلتیدن…
Forwarded from اتچ بات
#رويت_هلال ماه و عيد فطر - استاد احمد #عابديني
اگر در #گوشهاي از جهان ماه رؤيت شود براي #تمامي كساني كه با آن مكان در قسمتي از شب اشتراك دارند ماه ثابت است و آن شب، شب اول ماه است،
بنابراين اگر در ايران ماه ديده نشد و ساعتي بعد در #عربستان سعودي يا چند ساعت بعد در كشورهاي #غربي ديده شد براي ما نيز ديدن آنان، #معتبر است -
احمد عابديني ، هزار مسئله
www.ahmadabedini.ir
https://t.me/ostadahmadabedini
https://telegram.me/beshnofekrkon
اگر در #گوشهاي از جهان ماه رؤيت شود براي #تمامي كساني كه با آن مكان در قسمتي از شب اشتراك دارند ماه ثابت است و آن شب، شب اول ماه است،
بنابراين اگر در ايران ماه ديده نشد و ساعتي بعد در #عربستان سعودي يا چند ساعت بعد در كشورهاي #غربي ديده شد براي ما نيز ديدن آنان، #معتبر است -
احمد عابديني ، هزار مسئله
www.ahmadabedini.ir
https://t.me/ostadahmadabedini
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
استاد كوشا و #رويت_هلال و عيد فطر
سلام بر شما
نظر صائب در باب رویت هلال
در آغاز هر ماه به ویژه #هلال رمضان و شوال این است که #کره_زمین به اعتبار شب و روز بودنش به #دو_نیمکره تقسیم می شود.
#هرگاه هلال ماه در #یک_منطقه_نیمکره رویت شود برای #تمام_ساکنان آن نیمکره #اول_ماه به حساب می آید هرچند که با اختلاف افق نزدیک به دوساعت باشد. چون در شب بودن #مشترک هستند .
و البته فرقی ندارد که این رویت چه از راه #حسی( دیدن باچشم)باشد و چه از طریق #علمی_نجومی .
چون ملاک، « #انکشاف_واقع » است وانکشاف واقع( کشف هلال )گاهی با رویت حسی است و گاهی به طریق علمی نجومی.
حال #فرض کنید که یک روزی حاکمیت جمهوری اسلامی و #ولایت ما تمام نیمکره زمین را در بر گیرد( آرزو بهر جوانان عیب نیست😄!!! ) آیا در آن وقت هم مثل اکنون #دو_تا_عید فطر خواهیم داشت!!!
جالب اینجاست که گاهی به فاصله چند متری مرز، مرز نشینان دو کشور ایران و عراق، یکی دارای عید فطر است و دیگری هنوز آخر ماه!!!
و بد تر از آن گاهی در یک کشور وحتی یک شهر دو روز عید فطر اعلام می شود!!!
معلوم است که مساله یا باز گشت به اختلاف سیاسی دارد یا اختلاف مذهبی، که البته آن هم در نهایت ریشه در #سیاست دارد !!!
( محمدعلی کوشا )
تلگرام – 4/4/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
سلام بر شما
نظر صائب در باب رویت هلال
در آغاز هر ماه به ویژه #هلال رمضان و شوال این است که #کره_زمین به اعتبار شب و روز بودنش به #دو_نیمکره تقسیم می شود.
#هرگاه هلال ماه در #یک_منطقه_نیمکره رویت شود برای #تمام_ساکنان آن نیمکره #اول_ماه به حساب می آید هرچند که با اختلاف افق نزدیک به دوساعت باشد. چون در شب بودن #مشترک هستند .
و البته فرقی ندارد که این رویت چه از راه #حسی( دیدن باچشم)باشد و چه از طریق #علمی_نجومی .
چون ملاک، « #انکشاف_واقع » است وانکشاف واقع( کشف هلال )گاهی با رویت حسی است و گاهی به طریق علمی نجومی.
حال #فرض کنید که یک روزی حاکمیت جمهوری اسلامی و #ولایت ما تمام نیمکره زمین را در بر گیرد( آرزو بهر جوانان عیب نیست😄!!! ) آیا در آن وقت هم مثل اکنون #دو_تا_عید فطر خواهیم داشت!!!
جالب اینجاست که گاهی به فاصله چند متری مرز، مرز نشینان دو کشور ایران و عراق، یکی دارای عید فطر است و دیگری هنوز آخر ماه!!!
و بد تر از آن گاهی در یک کشور وحتی یک شهر دو روز عید فطر اعلام می شود!!!
معلوم است که مساله یا باز گشت به اختلاف سیاسی دارد یا اختلاف مذهبی، که البته آن هم در نهایت ریشه در #سیاست دارد !!!
( محمدعلی کوشا )
تلگرام – 4/4/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
🔊فایل صوتی
#عبدالحمید_ضیایی
نقش #مناسک در فلسفه دین
محاسن و آسیبهای انجام مناسک
#محاسن و #نقشهای_مناسک :
💥ابرازی ، ایمان از قلب به زبان و عمل می گراید .
💥حفاظتی ، چون صدفی که گوهر ایمان را محافظت می کند .
💥هویتی ، نشانگر نوع مذهب ماست .
💥ابزاری ، فرد را از انضباط افعالی به اعتلای درونی می رساند .
#آفات_مناسک :
🔅ریاکاری
🔅شکل گرایی
🔅ملال
_ مناسک دورترین فاصله را با جان دین دارند.
🆔 @sokhanranihaa
☄ @beshnofekrkon
#عبدالحمید_ضیایی
نقش #مناسک در فلسفه دین
محاسن و آسیبهای انجام مناسک
#محاسن و #نقشهای_مناسک :
💥ابرازی ، ایمان از قلب به زبان و عمل می گراید .
💥حفاظتی ، چون صدفی که گوهر ایمان را محافظت می کند .
💥هویتی ، نشانگر نوع مذهب ماست .
💥ابزاری ، فرد را از انضباط افعالی به اعتلای درونی می رساند .
#آفات_مناسک :
🔅ریاکاری
🔅شکل گرایی
🔅ملال
_ مناسک دورترین فاصله را با جان دین دارند.
🆔 @sokhanranihaa
☄ @beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
✍️ #رضا_بابایی
🖊 #دین_عمومی و اتوریتۀ عامه
جز چند #پیام کوتاه و کلی و چند برنامۀ عبادی ساده، دیگر اجزا و باورهای منسوب به دین، مخلوطی از #تاریخ دین و تأملات بشری و فرهنگ زمانه و اجتهاد عالمان و ظنون است.
دین در بهترین حالت، پدیدهای الهی – بشری یا به گمان من، بشری – الهی است.
#دین_آسمانی، به این معنا که از صدر تا ذیل آن نسبتی روشن با آسمان و خدا داشته باشد، وجود خارجی ندارد.
از همین رو است که #عالمان عمیق و متقی، تسامح و تواضع بیشتری دارند و کمتر دیگران را به نادانی یا دشمنی متهم میکنند؛ چون میدانند که حقیقت چندان آشکار نیست که بتوان در هیچ مسئلهای به جزم و یقین رسید و مخالف را به نادانی و کوری یا سرسپردگی به بیگانگان متهم کرد.
«اما» #گرایش مردم عادی و عامی همواره به سوی کسانی است که با جزم و قطع بیشتری سخن میگویند و تصویری روشنتر ارائه میدهند و بر آن پافشاری میکنند.
این میل و گرایش، دلایل جامعهشناختی و فرهنگی دارد و البته در منابع دینی نیز میتوان گزارههایی در تأیید آن یافت؛ اگرچه با #روح دینداری و بدیهیات دینی و «شریعت سهله و سمحه» نمیسازد.
از #پیامبر اسلام(ص) چندین روایت نقل شده است که فرمودهاند در دین « #تعمق» نکنید:
«إياكم و التعمّق فی الدّين فإن الله تعالی قد جعله سهلاً؛
از سختگیری در دین بپرهیزید که خدا دین را بر شما آسان کرده است.» (کنز العمال، ج۳، ص۳۵).
به عبارت دیگر، #باریکبینی و نازکاندیشی و خیالپردازی و تعمیم در دین ممنوع است.
اما در نظر #دینداران عامی، عالمان سختگیرتر، خداترستر و پرهیزگارترند و عالمانی که تساهل و تسامح بیشتری دارند و کمتر احتیاط میکنند، سزاوار #تقلید و تقدیس نیستند.
از همین رو است که اقتدار اجتماعی و منابع مالی جامعۀ دینی، بیشتر به سوی عالمان سختگیرتر میرود و آنان جایگاهی بلندتر مییابند و دست بالا را دارند.
در مقابل، #عالمان آسانگیر و اهل مدارا به حاشیه میروند و از قداست کمتری برخوردارند و گاه به بیمبالاتی و اباحیگری در دین متهم میشوند.
قدرت و ثروت در نزد عامۀ مردم است و استقبال آنان از فهم و قرائتی خاص از دین، تعیینکننده است.
اگر مرجع تقلیدی در قم مانند آیت الله #صانعی، بهرغم آسانگیری در فتوا، مقلدان کمتری دارد، از همین رو است.
اگر نام عالمانی همچون سید محمدجواد #غروی اصفهانی و آقا #رحیم ارباب و استادش سید محمدباقر #درچهای اصفهانی و شیخ هادی نجمآبادی و سید #مرتضی جزائری که اعتقادی به #حجاب مشهور نداشت و هیچیک از آثار قلمی او اجازۀ نشر نیافتهاند، کمتر بر سر زبانهاست، از همین رو است.
اگر دقتهای ریاضیوار و عجیب و غریب و احتیاطهای گیجکنندۀ شیخ مرتضی #انصاری الگوی اجتهاد شیعی شد و اکنون کتابهای او درسنامههای حوزوی است، از همین رو است.
بسیار بسیار مهم است که بدانیم آنچه روایتی را از دین بر روایتهای دیگر غالب میکند، کموکیف استقبال مردم عامی است، نه منطق درونی آن.
هر روایت و فهمی از دین که #زمینۀ اجتماعی بیشتری دارد، صدرنشین میشود و روایتهای دیگر باید منتظر فرصتهایی در آینده بنشینند و تا اطلاع ثانوی دندان بر روی جگر بگذارند و خون دل بخورند.
در عهد #قاجار، مردم روستایی که همۀ آنان مقلد مرجع تقلیدی در نجف بودند، شخصی را به نجف فرستادند تا آقا را زیارت کند و وجوهات سالانۀ آنان را به ایشان تحویل دهد.
نمایندۀ روستا در یکی از روزهای ماه رمضان، هنگام اذان ظهر، آقا را در بیت او ملاقات میکند؛ اما در کمال تعجب میبیند که آقا #سیگار میکشد و به جای اقامۀ نمار در اول وقت، با شاگردان و مراجعان به گفتوگو نشسته است.
مرد روستایی بدون هیچ گفتوگویی به روستا برمیگردد و به همولایتیهای خود میگوید: «وای بر ما، تا امروز از کسی تقلید میکردیم که نه نماز میخواند و نه روزه میگیرد.
من دیگر از او #تقلید نمیکنم.
مردم نیز یکصدا مرجع پیشین خود را لعن کردند.»
در نظر مردم آن روستا، خواندن نماز در اول وقت واجب بود و دود سیگار، مفطر روزه.
۸/۳/۱۵
@rezababaei43
☄ @beshnofekrkon
🖊 #دین_عمومی و اتوریتۀ عامه
جز چند #پیام کوتاه و کلی و چند برنامۀ عبادی ساده، دیگر اجزا و باورهای منسوب به دین، مخلوطی از #تاریخ دین و تأملات بشری و فرهنگ زمانه و اجتهاد عالمان و ظنون است.
دین در بهترین حالت، پدیدهای الهی – بشری یا به گمان من، بشری – الهی است.
#دین_آسمانی، به این معنا که از صدر تا ذیل آن نسبتی روشن با آسمان و خدا داشته باشد، وجود خارجی ندارد.
از همین رو است که #عالمان عمیق و متقی، تسامح و تواضع بیشتری دارند و کمتر دیگران را به نادانی یا دشمنی متهم میکنند؛ چون میدانند که حقیقت چندان آشکار نیست که بتوان در هیچ مسئلهای به جزم و یقین رسید و مخالف را به نادانی و کوری یا سرسپردگی به بیگانگان متهم کرد.
«اما» #گرایش مردم عادی و عامی همواره به سوی کسانی است که با جزم و قطع بیشتری سخن میگویند و تصویری روشنتر ارائه میدهند و بر آن پافشاری میکنند.
این میل و گرایش، دلایل جامعهشناختی و فرهنگی دارد و البته در منابع دینی نیز میتوان گزارههایی در تأیید آن یافت؛ اگرچه با #روح دینداری و بدیهیات دینی و «شریعت سهله و سمحه» نمیسازد.
از #پیامبر اسلام(ص) چندین روایت نقل شده است که فرمودهاند در دین « #تعمق» نکنید:
«إياكم و التعمّق فی الدّين فإن الله تعالی قد جعله سهلاً؛
از سختگیری در دین بپرهیزید که خدا دین را بر شما آسان کرده است.» (کنز العمال، ج۳، ص۳۵).
به عبارت دیگر، #باریکبینی و نازکاندیشی و خیالپردازی و تعمیم در دین ممنوع است.
اما در نظر #دینداران عامی، عالمان سختگیرتر، خداترستر و پرهیزگارترند و عالمانی که تساهل و تسامح بیشتری دارند و کمتر احتیاط میکنند، سزاوار #تقلید و تقدیس نیستند.
از همین رو است که اقتدار اجتماعی و منابع مالی جامعۀ دینی، بیشتر به سوی عالمان سختگیرتر میرود و آنان جایگاهی بلندتر مییابند و دست بالا را دارند.
در مقابل، #عالمان آسانگیر و اهل مدارا به حاشیه میروند و از قداست کمتری برخوردارند و گاه به بیمبالاتی و اباحیگری در دین متهم میشوند.
قدرت و ثروت در نزد عامۀ مردم است و استقبال آنان از فهم و قرائتی خاص از دین، تعیینکننده است.
اگر مرجع تقلیدی در قم مانند آیت الله #صانعی، بهرغم آسانگیری در فتوا، مقلدان کمتری دارد، از همین رو است.
اگر نام عالمانی همچون سید محمدجواد #غروی اصفهانی و آقا #رحیم ارباب و استادش سید محمدباقر #درچهای اصفهانی و شیخ هادی نجمآبادی و سید #مرتضی جزائری که اعتقادی به #حجاب مشهور نداشت و هیچیک از آثار قلمی او اجازۀ نشر نیافتهاند، کمتر بر سر زبانهاست، از همین رو است.
اگر دقتهای ریاضیوار و عجیب و غریب و احتیاطهای گیجکنندۀ شیخ مرتضی #انصاری الگوی اجتهاد شیعی شد و اکنون کتابهای او درسنامههای حوزوی است، از همین رو است.
بسیار بسیار مهم است که بدانیم آنچه روایتی را از دین بر روایتهای دیگر غالب میکند، کموکیف استقبال مردم عامی است، نه منطق درونی آن.
هر روایت و فهمی از دین که #زمینۀ اجتماعی بیشتری دارد، صدرنشین میشود و روایتهای دیگر باید منتظر فرصتهایی در آینده بنشینند و تا اطلاع ثانوی دندان بر روی جگر بگذارند و خون دل بخورند.
در عهد #قاجار، مردم روستایی که همۀ آنان مقلد مرجع تقلیدی در نجف بودند، شخصی را به نجف فرستادند تا آقا را زیارت کند و وجوهات سالانۀ آنان را به ایشان تحویل دهد.
نمایندۀ روستا در یکی از روزهای ماه رمضان، هنگام اذان ظهر، آقا را در بیت او ملاقات میکند؛ اما در کمال تعجب میبیند که آقا #سیگار میکشد و به جای اقامۀ نمار در اول وقت، با شاگردان و مراجعان به گفتوگو نشسته است.
مرد روستایی بدون هیچ گفتوگویی به روستا برمیگردد و به همولایتیهای خود میگوید: «وای بر ما، تا امروز از کسی تقلید میکردیم که نه نماز میخواند و نه روزه میگیرد.
من دیگر از او #تقلید نمیکنم.
مردم نیز یکصدا مرجع پیشین خود را لعن کردند.»
در نظر مردم آن روستا، خواندن نماز در اول وقت واجب بود و دود سیگار، مفطر روزه.
۸/۳/۱۵
@rezababaei43
☄ @beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 1
مقدمه :
در اين مجال اندك ، تاريخچه و انواع دين – حقانيت آنها – قلمرو تعاليم دين و مسئول فهم آن- هدف از احكام و حدود – ارتداد – حجاب – كرامت ذاتي انسان ها - حقوق بشر و دخالت دولت در اجرا و اقامه آنها و جايگاه پيامبران در اقامه عدالت ، از زبان آيه الله منتظري ، در 20بند ، به اختصار بيان مي شود .
1- سابقه تاریخی دین تا کجاست ؟ 1
تاريخ انسانها نشان ميدهد كه رفتار آنان آكنده از تمايل به دين است . به تعبيري تاريخ انسان با تاريخ دين يكي است . اين واقعيت در منابع اسلامي هم منعكس شده است . اولين انسان - طبق آنچه در قرآن كريم آمده - آدم (ع) بوده كه سخن از امر و نهي خدا به او و نبوت اوست .(1) انسانها بنا به خواسته دروني شان ، يا خود دين هايي ساخته اند و يا انبياي الهي از جانب خداوند براي آنان دين حقي را آورده اند ، مانند دين هاي ابلاغ شده توسط حضرت موسي (ع) و عيسي (ع) و پيامبراسلام (ص).
2- انواع دین کدامست ؟ 2
اديان را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد :
ادياني كه بدون بعثت پيامبري از جانب خداوند به وجود آورده شده اند ،
و ادياني كه پيامبران از جانب خداوند آورده و به مردم ابلاغ كرده اند .
اديان غير آسماني به دليل اين كه خدا و پيامبران منشاء آن نبوده اند ، مثل همه ساخته هاي بشري ارزش ديني ندارند ; هر چند نام دين بر آنها اطلاق شود .
آنچه را كه اكنون به عنوان اديان الهي مطرح است ، سه دين يهوديت ، مسيحيت و اسلام است .
بنابر نظري - همان گونه كه در قرآن كريم آمده است - مجوسيت (دين زرتشتيان) و دين صابئان نيز از اديان آسماني اند :)(2)
ولي از اين آيه ها آسماني بودن دين آنان استفاده نمي شود ، هرچند از اخبار وارده به دست ميآيد كه " مجوس" اهل كتاب آسماني ميباشند .
مجوسيان معتقد به كتاب آسماني و پيامبري زرتشت هستند ، و صابئان مدعي اند كه كتابي آسماني دارند و معتقد به خدا ، ملائكه ، بهشت ، جهنم و برخي از انبيايند .
1- سوره بقره (2)، آيه 30 ; سوره آل عمران (3)، آيه
33
2- آیه : ان الذين آمنوا والذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله واليوم الاخر و عمل صالحا فلهم أجرهم عند ربهم . - مؤمنان و يهود و مسيحيان و صابئان ، كساني كه به خدا و آخرت ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، پس پاداششان در پيشگاه پروردگارشان است . - سوره بقره (2)، آيه 62 و آیه : ان الذين آمنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصاري و المجوس و الذين أشركوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة - كساني كه مؤمن اند و يهود و صابئان و نصارا و مجوس و كساني كه مشرك هستند، همانا خداوند ميان آنها در روز قيامت قضاوت خواهد نمود . - سوره حج (22)، آيه 17
منابع :
1- كتاب اسلام دين فطرت – ص64
2- كتاب اسلام دين فطرت – ص64 تا 65
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
مقدمه :
در اين مجال اندك ، تاريخچه و انواع دين – حقانيت آنها – قلمرو تعاليم دين و مسئول فهم آن- هدف از احكام و حدود – ارتداد – حجاب – كرامت ذاتي انسان ها - حقوق بشر و دخالت دولت در اجرا و اقامه آنها و جايگاه پيامبران در اقامه عدالت ، از زبان آيه الله منتظري ، در 20بند ، به اختصار بيان مي شود .
1- سابقه تاریخی دین تا کجاست ؟ 1
تاريخ انسانها نشان ميدهد كه رفتار آنان آكنده از تمايل به دين است . به تعبيري تاريخ انسان با تاريخ دين يكي است . اين واقعيت در منابع اسلامي هم منعكس شده است . اولين انسان - طبق آنچه در قرآن كريم آمده - آدم (ع) بوده كه سخن از امر و نهي خدا به او و نبوت اوست .(1) انسانها بنا به خواسته دروني شان ، يا خود دين هايي ساخته اند و يا انبياي الهي از جانب خداوند براي آنان دين حقي را آورده اند ، مانند دين هاي ابلاغ شده توسط حضرت موسي (ع) و عيسي (ع) و پيامبراسلام (ص).
2- انواع دین کدامست ؟ 2
اديان را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد :
ادياني كه بدون بعثت پيامبري از جانب خداوند به وجود آورده شده اند ،
و ادياني كه پيامبران از جانب خداوند آورده و به مردم ابلاغ كرده اند .
اديان غير آسماني به دليل اين كه خدا و پيامبران منشاء آن نبوده اند ، مثل همه ساخته هاي بشري ارزش ديني ندارند ; هر چند نام دين بر آنها اطلاق شود .
آنچه را كه اكنون به عنوان اديان الهي مطرح است ، سه دين يهوديت ، مسيحيت و اسلام است .
بنابر نظري - همان گونه كه در قرآن كريم آمده است - مجوسيت (دين زرتشتيان) و دين صابئان نيز از اديان آسماني اند :)(2)
ولي از اين آيه ها آسماني بودن دين آنان استفاده نمي شود ، هرچند از اخبار وارده به دست ميآيد كه " مجوس" اهل كتاب آسماني ميباشند .
مجوسيان معتقد به كتاب آسماني و پيامبري زرتشت هستند ، و صابئان مدعي اند كه كتابي آسماني دارند و معتقد به خدا ، ملائكه ، بهشت ، جهنم و برخي از انبيايند .
1- سوره بقره (2)، آيه 30 ; سوره آل عمران (3)، آيه
33
2- آیه : ان الذين آمنوا والذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله واليوم الاخر و عمل صالحا فلهم أجرهم عند ربهم . - مؤمنان و يهود و مسيحيان و صابئان ، كساني كه به خدا و آخرت ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، پس پاداششان در پيشگاه پروردگارشان است . - سوره بقره (2)، آيه 62 و آیه : ان الذين آمنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصاري و المجوس و الذين أشركوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة - كساني كه مؤمن اند و يهود و صابئان و نصارا و مجوس و كساني كه مشرك هستند، همانا خداوند ميان آنها در روز قيامت قضاوت خواهد نمود . - سوره حج (22)، آيه 17
منابع :
1- كتاب اسلام دين فطرت – ص64
2- كتاب اسلام دين فطرت – ص64 تا 65
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 2
3- دین یا شریعت ، تفاوت در چیست ؟ 3
دين در اصطلاح ، به برخي امور مقدس گفته ميشود كه ارتباط تنگاتنگي با ذات انسان دارد ، و خواست معنوي انسان را پاسخ ميدهد و او را سيراب ميكند . به نظر ما ، چنين چيزي در صورتي حق است كه از جانب خداوند نازل شده باشد ؛ تنها در اين صورت است كه حقيقتا ميتوان نام دين بر آن گذاشت . در قرآن كريم به صراحت آمده است :
" و من يبتغ غير الاسلا م دينا فلن يقبل منه . " (3)
" و هر كس غير از اسلام ديني جويد از او پذيرفته نشود ." (4)
كلمه دين گاهي در برابر شريعت استعمال ميشود و مراد اصول دين است ؛
و شريعت بخش هاي اخلاقي و فقهي را در بر ميگيرد .
4- پذیرش ادیان مختلف چگونه است ؟ 4
نفس قبول يك دين ، پاسخ به خواست فطري و احساس انجام تكليف است . در صورتي كه شخصي به ديني ايمان آورده و به آن قانع و راضي شود ، دل در گرو آن دارد و خود را به آن قانع ميداند و براي او پذيرفتن دين ديگر مشكل است . اين شخص را نمي توان مصداق دين گريز دانست ، اگر چه ممكن است دين حق را نپذيرفته باشد .
در واقع با پذيرفتن ديني ، او خواست قلبي و تكليف خود را انجام يافته تلقي ميكند و نداي فطرتش را پاسخ داده است .
بسيار كسان در دنياي دينداري و عقيده از اين قبيل اند . اكثريت جمعيت دنيا نوعي دين را براي خود انتخاب كرده اند و دل به آن بسته اند و با همان زندگي ميكنند .
زیرنویسها :
3- سوره آل عمران (3)، آيه 85
4- يادآوري ميشود اين كه چه ديني نزد خداوند پذيرفته است مقوله اي متفاوت از پاداش دادن به عمل صالح است . همان گونه كه در آيات ديگر قرآن ملاحظه ميشود پيروان ساير اديان نيز اگر ايمان به خدا داشته و عمل صالح انجام دهند مأجور خواهند بود .
منابع :
3- كتاب اسلام دين فطرت – ص 33
4- كتاب اسلام دين فطرت – ص 44
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
3- دین یا شریعت ، تفاوت در چیست ؟ 3
دين در اصطلاح ، به برخي امور مقدس گفته ميشود كه ارتباط تنگاتنگي با ذات انسان دارد ، و خواست معنوي انسان را پاسخ ميدهد و او را سيراب ميكند . به نظر ما ، چنين چيزي در صورتي حق است كه از جانب خداوند نازل شده باشد ؛ تنها در اين صورت است كه حقيقتا ميتوان نام دين بر آن گذاشت . در قرآن كريم به صراحت آمده است :
" و من يبتغ غير الاسلا م دينا فلن يقبل منه . " (3)
" و هر كس غير از اسلام ديني جويد از او پذيرفته نشود ." (4)
كلمه دين گاهي در برابر شريعت استعمال ميشود و مراد اصول دين است ؛
و شريعت بخش هاي اخلاقي و فقهي را در بر ميگيرد .
4- پذیرش ادیان مختلف چگونه است ؟ 4
نفس قبول يك دين ، پاسخ به خواست فطري و احساس انجام تكليف است . در صورتي كه شخصي به ديني ايمان آورده و به آن قانع و راضي شود ، دل در گرو آن دارد و خود را به آن قانع ميداند و براي او پذيرفتن دين ديگر مشكل است . اين شخص را نمي توان مصداق دين گريز دانست ، اگر چه ممكن است دين حق را نپذيرفته باشد .
در واقع با پذيرفتن ديني ، او خواست قلبي و تكليف خود را انجام يافته تلقي ميكند و نداي فطرتش را پاسخ داده است .
بسيار كسان در دنياي دينداري و عقيده از اين قبيل اند . اكثريت جمعيت دنيا نوعي دين را براي خود انتخاب كرده اند و دل به آن بسته اند و با همان زندگي ميكنند .
زیرنویسها :
3- سوره آل عمران (3)، آيه 85
4- يادآوري ميشود اين كه چه ديني نزد خداوند پذيرفته است مقوله اي متفاوت از پاداش دادن به عمل صالح است . همان گونه كه در آيات ديگر قرآن ملاحظه ميشود پيروان ساير اديان نيز اگر ايمان به خدا داشته و عمل صالح انجام دهند مأجور خواهند بود .
منابع :
3- كتاب اسلام دين فطرت – ص 33
4- كتاب اسلام دين فطرت – ص 44
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 3
5- حقانیت ادیان به چیست ؟ 5
آنچه در اينجا درصدد بيان آن هستيم توجه به جنبه هاي تاريخي دين نيست ، بلكه پرداختن به اين نكته است كه آيا هر يك از اديان سهمي از حقانيت دارند يا خير ؛ و كساني كه ديني را طبق مقتضاي محيطي و تربيتي ميپذيرند آيا همان دين از ايشان پذيرفته است و يا خير .
در صورتي كه پيروان اديان سابق به رغم آمدن دين جديد همچنان بر عقيده خود اصرار بورزند و پايبندي خود را بر آن اعلام كنند ، دو صورت براي آن قابل تصور است :
يكي اين كه واقعا به آن اعتقاد دارند و آن را از جانب خداوند ميدانند و حقانيت دين جديد براي آنان ثابت نشده است ؛
و ديگر اين كه از سر لجاجت و عناد و با علم به حقانيت دين جديد آن را نمي پذيرند .
در صورت اول ايمان آنان پذيرفته است و اسلام هم آنان را به رسميت ميشناسد . (5)
گروه دوم كه در برابر دين حق سرسختي نشان ميدهند و آن را نمي پذيرند و حاضر نيستند تعصب و سرسختي بي دليل خود را كنار گذاشته و دين حق را بپذيرند ، همانند كافراني اند كه حاضر نمي شدند در برابر پيامبران الهي تسليم شوند (6)
6- پلورالیسم دینی 6
آنچه از آيه 62 سوره بقره فهميده ميشود اين است كه اگر كسي پس از تحقيق و تفحص به يكي از اديان الهي اعتقاد داشته باشد و آن را حق بداند و با عمل صالح همراه باشد، در آخرت معذور و مأجور است ; ولي اين معنا دليل بر حقانيت واقعي اديان در همه زمانها نيست.
در هر زمان و هر مكان واجب است افراد نسبت به تشخيص دين حق تفحص و تحقيق نمايند; و اگر كسي به حقانيت اسلام در اين زمان پي برده باشد و با اين حال از روي عناد و تعصب يا ساير انگيزه ها زير بار حق نرود، اهل نجات نمي باشد.
با قطع نظر از آيه 62 سوره بقره ، اگر كسي پس از تحقيق و تفحص و بدون تعصب به ديني معتقد شد و بر طبق موازين آن عمل نمود، بر خداوند قبيح است كه او را عذاب نمايد، زيرا از مصاديق ظلم محسوب است ;
و به اصطلاح اگر كسي از روي جهل و اشتباه راه خلافي را طي نمود ولي جاهل قاصر بود نه مقصر، مشمول مجازات الهي نخواهد بود; هرچند در اثر اشتباه مسير، كمالات و مقامهايي را كه ممكن بود از مسير حق به دست آورد طبعا از آنها محروم خواهد بود .
زیرنویسها :
5- ليسوا سواء من أهل الكتاب أمة قائمة يتلون آيات الله آناء الليل و هم يسجدون .- همه اهل كتاب مساوي نيستند ؛ گروهي از آنان در دل شب ايستاده آيات خدا را تلاوت ميكنند و سجده مينمايند . سوره آل عمران (3)، آيه 113.
6- يا أهل الكتاب لم تكفرون بآيات الله و أنتم تشهدون .- اي اهل كتاب ! چرا به آيات خدا كافر ميشويد ، در حالي كه خود شاهد آن هستيد . سوره آل عمران (3)، آيه 70 .
منابع :
5- كتاب اسلام دين فطرت – ص 64 تا 67
6- کتاب دیدگاهها – ج1 - ص 618
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
5- حقانیت ادیان به چیست ؟ 5
آنچه در اينجا درصدد بيان آن هستيم توجه به جنبه هاي تاريخي دين نيست ، بلكه پرداختن به اين نكته است كه آيا هر يك از اديان سهمي از حقانيت دارند يا خير ؛ و كساني كه ديني را طبق مقتضاي محيطي و تربيتي ميپذيرند آيا همان دين از ايشان پذيرفته است و يا خير .
در صورتي كه پيروان اديان سابق به رغم آمدن دين جديد همچنان بر عقيده خود اصرار بورزند و پايبندي خود را بر آن اعلام كنند ، دو صورت براي آن قابل تصور است :
يكي اين كه واقعا به آن اعتقاد دارند و آن را از جانب خداوند ميدانند و حقانيت دين جديد براي آنان ثابت نشده است ؛
و ديگر اين كه از سر لجاجت و عناد و با علم به حقانيت دين جديد آن را نمي پذيرند .
در صورت اول ايمان آنان پذيرفته است و اسلام هم آنان را به رسميت ميشناسد . (5)
گروه دوم كه در برابر دين حق سرسختي نشان ميدهند و آن را نمي پذيرند و حاضر نيستند تعصب و سرسختي بي دليل خود را كنار گذاشته و دين حق را بپذيرند ، همانند كافراني اند كه حاضر نمي شدند در برابر پيامبران الهي تسليم شوند (6)
6- پلورالیسم دینی 6
آنچه از آيه 62 سوره بقره فهميده ميشود اين است كه اگر كسي پس از تحقيق و تفحص به يكي از اديان الهي اعتقاد داشته باشد و آن را حق بداند و با عمل صالح همراه باشد، در آخرت معذور و مأجور است ; ولي اين معنا دليل بر حقانيت واقعي اديان در همه زمانها نيست.
در هر زمان و هر مكان واجب است افراد نسبت به تشخيص دين حق تفحص و تحقيق نمايند; و اگر كسي به حقانيت اسلام در اين زمان پي برده باشد و با اين حال از روي عناد و تعصب يا ساير انگيزه ها زير بار حق نرود، اهل نجات نمي باشد.
با قطع نظر از آيه 62 سوره بقره ، اگر كسي پس از تحقيق و تفحص و بدون تعصب به ديني معتقد شد و بر طبق موازين آن عمل نمود، بر خداوند قبيح است كه او را عذاب نمايد، زيرا از مصاديق ظلم محسوب است ;
و به اصطلاح اگر كسي از روي جهل و اشتباه راه خلافي را طي نمود ولي جاهل قاصر بود نه مقصر، مشمول مجازات الهي نخواهد بود; هرچند در اثر اشتباه مسير، كمالات و مقامهايي را كه ممكن بود از مسير حق به دست آورد طبعا از آنها محروم خواهد بود .
زیرنویسها :
5- ليسوا سواء من أهل الكتاب أمة قائمة يتلون آيات الله آناء الليل و هم يسجدون .- همه اهل كتاب مساوي نيستند ؛ گروهي از آنان در دل شب ايستاده آيات خدا را تلاوت ميكنند و سجده مينمايند . سوره آل عمران (3)، آيه 113.
6- يا أهل الكتاب لم تكفرون بآيات الله و أنتم تشهدون .- اي اهل كتاب ! چرا به آيات خدا كافر ميشويد ، در حالي كه خود شاهد آن هستيد . سوره آل عمران (3)، آيه 70 .
منابع :
5- كتاب اسلام دين فطرت – ص 64 تا 67
6- کتاب دیدگاهها – ج1 - ص 618
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout