Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 2
3- دین یا شریعت ، تفاوت در چیست ؟ 3
دين در اصطلاح ، به برخي امور مقدس گفته ميشود كه ارتباط تنگاتنگي با ذات انسان دارد ، و خواست معنوي انسان را پاسخ ميدهد و او را سيراب ميكند . به نظر ما ، چنين چيزي در صورتي حق است كه از جانب خداوند نازل شده باشد ؛ تنها در اين صورت است كه حقيقتا ميتوان نام دين بر آن گذاشت . در قرآن كريم به صراحت آمده است :
" و من يبتغ غير الاسلا م دينا فلن يقبل منه . " (3)
" و هر كس غير از اسلام ديني جويد از او پذيرفته نشود ." (4)
كلمه دين گاهي در برابر شريعت استعمال ميشود و مراد اصول دين است ؛
و شريعت بخش هاي اخلاقي و فقهي را در بر ميگيرد .
4- پذیرش ادیان مختلف چگونه است ؟ 4
نفس قبول يك دين ، پاسخ به خواست فطري و احساس انجام تكليف است . در صورتي كه شخصي به ديني ايمان آورده و به آن قانع و راضي شود ، دل در گرو آن دارد و خود را به آن قانع ميداند و براي او پذيرفتن دين ديگر مشكل است . اين شخص را نمي توان مصداق دين گريز دانست ، اگر چه ممكن است دين حق را نپذيرفته باشد .
در واقع با پذيرفتن ديني ، او خواست قلبي و تكليف خود را انجام يافته تلقي ميكند و نداي فطرتش را پاسخ داده است .
بسيار كسان در دنياي دينداري و عقيده از اين قبيل اند . اكثريت جمعيت دنيا نوعي دين را براي خود انتخاب كرده اند و دل به آن بسته اند و با همان زندگي ميكنند .
زیرنویسها :
3- سوره آل عمران (3)، آيه 85
4- يادآوري ميشود اين كه چه ديني نزد خداوند پذيرفته است مقوله اي متفاوت از پاداش دادن به عمل صالح است . همان گونه كه در آيات ديگر قرآن ملاحظه ميشود پيروان ساير اديان نيز اگر ايمان به خدا داشته و عمل صالح انجام دهند مأجور خواهند بود .
منابع :
3- كتاب اسلام دين فطرت – ص 33
4- كتاب اسلام دين فطرت – ص 44
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
3- دین یا شریعت ، تفاوت در چیست ؟ 3
دين در اصطلاح ، به برخي امور مقدس گفته ميشود كه ارتباط تنگاتنگي با ذات انسان دارد ، و خواست معنوي انسان را پاسخ ميدهد و او را سيراب ميكند . به نظر ما ، چنين چيزي در صورتي حق است كه از جانب خداوند نازل شده باشد ؛ تنها در اين صورت است كه حقيقتا ميتوان نام دين بر آن گذاشت . در قرآن كريم به صراحت آمده است :
" و من يبتغ غير الاسلا م دينا فلن يقبل منه . " (3)
" و هر كس غير از اسلام ديني جويد از او پذيرفته نشود ." (4)
كلمه دين گاهي در برابر شريعت استعمال ميشود و مراد اصول دين است ؛
و شريعت بخش هاي اخلاقي و فقهي را در بر ميگيرد .
4- پذیرش ادیان مختلف چگونه است ؟ 4
نفس قبول يك دين ، پاسخ به خواست فطري و احساس انجام تكليف است . در صورتي كه شخصي به ديني ايمان آورده و به آن قانع و راضي شود ، دل در گرو آن دارد و خود را به آن قانع ميداند و براي او پذيرفتن دين ديگر مشكل است . اين شخص را نمي توان مصداق دين گريز دانست ، اگر چه ممكن است دين حق را نپذيرفته باشد .
در واقع با پذيرفتن ديني ، او خواست قلبي و تكليف خود را انجام يافته تلقي ميكند و نداي فطرتش را پاسخ داده است .
بسيار كسان در دنياي دينداري و عقيده از اين قبيل اند . اكثريت جمعيت دنيا نوعي دين را براي خود انتخاب كرده اند و دل به آن بسته اند و با همان زندگي ميكنند .
زیرنویسها :
3- سوره آل عمران (3)، آيه 85
4- يادآوري ميشود اين كه چه ديني نزد خداوند پذيرفته است مقوله اي متفاوت از پاداش دادن به عمل صالح است . همان گونه كه در آيات ديگر قرآن ملاحظه ميشود پيروان ساير اديان نيز اگر ايمان به خدا داشته و عمل صالح انجام دهند مأجور خواهند بود .
منابع :
3- كتاب اسلام دين فطرت – ص 33
4- كتاب اسلام دين فطرت – ص 44
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 3
5- حقانیت ادیان به چیست ؟ 5
آنچه در اينجا درصدد بيان آن هستيم توجه به جنبه هاي تاريخي دين نيست ، بلكه پرداختن به اين نكته است كه آيا هر يك از اديان سهمي از حقانيت دارند يا خير ؛ و كساني كه ديني را طبق مقتضاي محيطي و تربيتي ميپذيرند آيا همان دين از ايشان پذيرفته است و يا خير .
در صورتي كه پيروان اديان سابق به رغم آمدن دين جديد همچنان بر عقيده خود اصرار بورزند و پايبندي خود را بر آن اعلام كنند ، دو صورت براي آن قابل تصور است :
يكي اين كه واقعا به آن اعتقاد دارند و آن را از جانب خداوند ميدانند و حقانيت دين جديد براي آنان ثابت نشده است ؛
و ديگر اين كه از سر لجاجت و عناد و با علم به حقانيت دين جديد آن را نمي پذيرند .
در صورت اول ايمان آنان پذيرفته است و اسلام هم آنان را به رسميت ميشناسد . (5)
گروه دوم كه در برابر دين حق سرسختي نشان ميدهند و آن را نمي پذيرند و حاضر نيستند تعصب و سرسختي بي دليل خود را كنار گذاشته و دين حق را بپذيرند ، همانند كافراني اند كه حاضر نمي شدند در برابر پيامبران الهي تسليم شوند (6)
6- پلورالیسم دینی 6
آنچه از آيه 62 سوره بقره فهميده ميشود اين است كه اگر كسي پس از تحقيق و تفحص به يكي از اديان الهي اعتقاد داشته باشد و آن را حق بداند و با عمل صالح همراه باشد، در آخرت معذور و مأجور است ; ولي اين معنا دليل بر حقانيت واقعي اديان در همه زمانها نيست.
در هر زمان و هر مكان واجب است افراد نسبت به تشخيص دين حق تفحص و تحقيق نمايند; و اگر كسي به حقانيت اسلام در اين زمان پي برده باشد و با اين حال از روي عناد و تعصب يا ساير انگيزه ها زير بار حق نرود، اهل نجات نمي باشد.
با قطع نظر از آيه 62 سوره بقره ، اگر كسي پس از تحقيق و تفحص و بدون تعصب به ديني معتقد شد و بر طبق موازين آن عمل نمود، بر خداوند قبيح است كه او را عذاب نمايد، زيرا از مصاديق ظلم محسوب است ;
و به اصطلاح اگر كسي از روي جهل و اشتباه راه خلافي را طي نمود ولي جاهل قاصر بود نه مقصر، مشمول مجازات الهي نخواهد بود; هرچند در اثر اشتباه مسير، كمالات و مقامهايي را كه ممكن بود از مسير حق به دست آورد طبعا از آنها محروم خواهد بود .
زیرنویسها :
5- ليسوا سواء من أهل الكتاب أمة قائمة يتلون آيات الله آناء الليل و هم يسجدون .- همه اهل كتاب مساوي نيستند ؛ گروهي از آنان در دل شب ايستاده آيات خدا را تلاوت ميكنند و سجده مينمايند . سوره آل عمران (3)، آيه 113.
6- يا أهل الكتاب لم تكفرون بآيات الله و أنتم تشهدون .- اي اهل كتاب ! چرا به آيات خدا كافر ميشويد ، در حالي كه خود شاهد آن هستيد . سوره آل عمران (3)، آيه 70 .
منابع :
5- كتاب اسلام دين فطرت – ص 64 تا 67
6- کتاب دیدگاهها – ج1 - ص 618
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
5- حقانیت ادیان به چیست ؟ 5
آنچه در اينجا درصدد بيان آن هستيم توجه به جنبه هاي تاريخي دين نيست ، بلكه پرداختن به اين نكته است كه آيا هر يك از اديان سهمي از حقانيت دارند يا خير ؛ و كساني كه ديني را طبق مقتضاي محيطي و تربيتي ميپذيرند آيا همان دين از ايشان پذيرفته است و يا خير .
در صورتي كه پيروان اديان سابق به رغم آمدن دين جديد همچنان بر عقيده خود اصرار بورزند و پايبندي خود را بر آن اعلام كنند ، دو صورت براي آن قابل تصور است :
يكي اين كه واقعا به آن اعتقاد دارند و آن را از جانب خداوند ميدانند و حقانيت دين جديد براي آنان ثابت نشده است ؛
و ديگر اين كه از سر لجاجت و عناد و با علم به حقانيت دين جديد آن را نمي پذيرند .
در صورت اول ايمان آنان پذيرفته است و اسلام هم آنان را به رسميت ميشناسد . (5)
گروه دوم كه در برابر دين حق سرسختي نشان ميدهند و آن را نمي پذيرند و حاضر نيستند تعصب و سرسختي بي دليل خود را كنار گذاشته و دين حق را بپذيرند ، همانند كافراني اند كه حاضر نمي شدند در برابر پيامبران الهي تسليم شوند (6)
6- پلورالیسم دینی 6
آنچه از آيه 62 سوره بقره فهميده ميشود اين است كه اگر كسي پس از تحقيق و تفحص به يكي از اديان الهي اعتقاد داشته باشد و آن را حق بداند و با عمل صالح همراه باشد، در آخرت معذور و مأجور است ; ولي اين معنا دليل بر حقانيت واقعي اديان در همه زمانها نيست.
در هر زمان و هر مكان واجب است افراد نسبت به تشخيص دين حق تفحص و تحقيق نمايند; و اگر كسي به حقانيت اسلام در اين زمان پي برده باشد و با اين حال از روي عناد و تعصب يا ساير انگيزه ها زير بار حق نرود، اهل نجات نمي باشد.
با قطع نظر از آيه 62 سوره بقره ، اگر كسي پس از تحقيق و تفحص و بدون تعصب به ديني معتقد شد و بر طبق موازين آن عمل نمود، بر خداوند قبيح است كه او را عذاب نمايد، زيرا از مصاديق ظلم محسوب است ;
و به اصطلاح اگر كسي از روي جهل و اشتباه راه خلافي را طي نمود ولي جاهل قاصر بود نه مقصر، مشمول مجازات الهي نخواهد بود; هرچند در اثر اشتباه مسير، كمالات و مقامهايي را كه ممكن بود از مسير حق به دست آورد طبعا از آنها محروم خواهد بود .
زیرنویسها :
5- ليسوا سواء من أهل الكتاب أمة قائمة يتلون آيات الله آناء الليل و هم يسجدون .- همه اهل كتاب مساوي نيستند ؛ گروهي از آنان در دل شب ايستاده آيات خدا را تلاوت ميكنند و سجده مينمايند . سوره آل عمران (3)، آيه 113.
6- يا أهل الكتاب لم تكفرون بآيات الله و أنتم تشهدون .- اي اهل كتاب ! چرا به آيات خدا كافر ميشويد ، در حالي كه خود شاهد آن هستيد . سوره آل عمران (3)، آيه 70 .
منابع :
5- كتاب اسلام دين فطرت – ص 64 تا 67
6- کتاب دیدگاهها – ج1 - ص 618
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 4
7- دین چه می آموزد ؟ 7
• دين به انسانها ميآموزد تا خود را با عالمي كه در آن زندگي ميكنند هماهنگ سازند . چرا كه بدون چنين هماهنگي ميان انسان و جهان پيرامونش ، تداوم زندگي برايش دشوار ميشود و احساس پوچي و بيگانگي به او دست ميدهد .
• آنچه دين به انسانها ميآموزد ، چه در بخش اعتقادات و چه در بخش احكام ، به منظور رساندن آنان به كمال و سعادت است . دو چيزي كه جزء خواسته هاي ذاتي انسانها است و چنين سعادت و كمالي منحصر در رشد مادي و دستاوردهاي رفاهي نيست .
• دين حرفه اي نيست كه با آموختن آن بتوان رنج ها را كاهش داد و نابساماني ها را از بين برد . دين احساسي قلبي است كه وجودش آثار و ثمرات پيش گفته را دارد .
8- جامعیت دین به چه معناست ؟ 8
جامعيت و كمال دين ، به داشتن رهنمودهايي در راستاي راهنمايي انسان به مقصد تعيين شده است ، كه از آنها به هدايت تعبير ميشود.
راز و رمز اصلي اين رهنمودها ، ايجاد رابطه زيستي متناسب ميان انسان و عالم هستي است .....
همين است كه دين در راستاي دعوت مردم به خداوند و تبيين ارزشهاي معنوي ، آنچه را كه انسانها بدون دين نمي توانستند به دست آورند ، در بر دارد و از اين جهت هيچ كاستي ندارد .
بر اين اساس توقع از دين براي برآوردن نيازهايي كه با عقل و خرد جمعي قابل تحصيل ميباشد ، توقعي بي جا است .
9- قلمرو تعاليم دين کجاست ؟ 9
جهت گيري اصلي دين ، دعوت مشفقانه مردم به خدا و اصلاح امور آنان به دست خودشان است ....
دين هيچ گاه در صدد ارائه شكل خاصي براي زندگي نيست . زندگي شهري يا روستايي ، صحرانشيني و امثال اينها ، توصيه دين نيستند .
دين به انسانها ، در هر كجا كه هستند ، سفارش ميكند تا اموري را رعايت كنند....
چه اين كه دخالت در چنين اموري دين را با مشكلات عديده اي مواجه خواهد ساخت و پيشرفت ها و تحولات ، دين را به تدريج از زندگي مردم خارج ميكند .
منابع :
7- كتاب اسلام دين فطرت – ص 39 تا 43
8- كتاب اسلام دين فطرت – ص 47 تا 49
9- كتاب اسلام دين فطرت – ص 49 تا 51
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
7- دین چه می آموزد ؟ 7
• دين به انسانها ميآموزد تا خود را با عالمي كه در آن زندگي ميكنند هماهنگ سازند . چرا كه بدون چنين هماهنگي ميان انسان و جهان پيرامونش ، تداوم زندگي برايش دشوار ميشود و احساس پوچي و بيگانگي به او دست ميدهد .
• آنچه دين به انسانها ميآموزد ، چه در بخش اعتقادات و چه در بخش احكام ، به منظور رساندن آنان به كمال و سعادت است . دو چيزي كه جزء خواسته هاي ذاتي انسانها است و چنين سعادت و كمالي منحصر در رشد مادي و دستاوردهاي رفاهي نيست .
• دين حرفه اي نيست كه با آموختن آن بتوان رنج ها را كاهش داد و نابساماني ها را از بين برد . دين احساسي قلبي است كه وجودش آثار و ثمرات پيش گفته را دارد .
8- جامعیت دین به چه معناست ؟ 8
جامعيت و كمال دين ، به داشتن رهنمودهايي در راستاي راهنمايي انسان به مقصد تعيين شده است ، كه از آنها به هدايت تعبير ميشود.
راز و رمز اصلي اين رهنمودها ، ايجاد رابطه زيستي متناسب ميان انسان و عالم هستي است .....
همين است كه دين در راستاي دعوت مردم به خداوند و تبيين ارزشهاي معنوي ، آنچه را كه انسانها بدون دين نمي توانستند به دست آورند ، در بر دارد و از اين جهت هيچ كاستي ندارد .
بر اين اساس توقع از دين براي برآوردن نيازهايي كه با عقل و خرد جمعي قابل تحصيل ميباشد ، توقعي بي جا است .
9- قلمرو تعاليم دين کجاست ؟ 9
جهت گيري اصلي دين ، دعوت مشفقانه مردم به خدا و اصلاح امور آنان به دست خودشان است ....
دين هيچ گاه در صدد ارائه شكل خاصي براي زندگي نيست . زندگي شهري يا روستايي ، صحرانشيني و امثال اينها ، توصيه دين نيستند .
دين به انسانها ، در هر كجا كه هستند ، سفارش ميكند تا اموري را رعايت كنند....
چه اين كه دخالت در چنين اموري دين را با مشكلات عديده اي مواجه خواهد ساخت و پيشرفت ها و تحولات ، دين را به تدريج از زندگي مردم خارج ميكند .
منابع :
7- كتاب اسلام دين فطرت – ص 39 تا 43
8- كتاب اسلام دين فطرت – ص 47 تا 49
9- كتاب اسلام دين فطرت – ص 49 تا 51
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 5
10- فهم دین در اختیار کیست ؟ 10
منابع ديني - كتاب و سنت - بنا بر آنچه در خود آنها آمده ، براي همگان قابل فهم است و در انحصار طبقه و قشر خاصي نيست ؛ هر كسي ميتواند از اين منابع استفاده كند .....
اما فهم دين به رغم همگاني بودن و منحصر در گروه خاصي نبودن ، بي قاعده و بي ضابطه هم نيست ...
طول زمان براي نسل هاي بعدي و آميختگي ذهن هاي مردم هر منطقه اي با آداب و فرهنگ خود ، چه بسا تأثير خود را در فهم متفاوت از دين بر جا بگذارد .
در طي زمان ممكن است تحريف ها و جعلياتي نيز رخ داده باشد ....
از اين رو لازم است كساني كه در زمينه دين به تحقيق ميپردازند ، شرايط لازم را به دست آورند و آنگاه در دين اجتهاد كنند و نظر بدهند ؛ همان گونه كه در ساير علوم نيز چنين است .
11- دستورات دین آسان یا سخت ؟ 11
دين را خداوند حكيم تشريع كرده است . نوع مردم مخاطب آن هستند و مردم داراي استعدادهاي متفاوتي اند. برخي ضعيف و برخي ديگر استعدادي قوي دارند.
دين با رعايت حال نوع مردم تشريع شده است . دين با فطرت انسانها هماهنگ است و بنابراين نمي تواند سخت و پيچيده و فرسوده كننده و رنج آور باشد.
اگر دين تكاليف سختي را براي مكلفان تحميل كند ، موجب فرار مردم از معنويت و در نتيجه نقض غرض ميشود و نمي تواند به اهداف خود برسد .
فلسفه هماهنگي دين با طبيعت و فطرت انسانها، تربيت آنهاست . سختي و فشار و جبر و اكراه ، به دليل ناسازگار بودن با طبع اولي انسان نتيجه مطلوبي ندارد . خداوند فرموده است :
" ما يريد الله ليجعل عليكم من حرج و لكن يريد ليطهركم ..." (7)
" خداوند نخواسته است كه بر شما دشواري قرار دهد ، بلكه خواسته است تا شما را پاك و طاهر بدارد... ."
زیرنویسها :
7- سوره مائده (5 )، آيه 6
منابع :
10- كتاب اسلام دين فطرت – ص 54 تا 55
11- كتاب اسلام دين فطرت – ص 60 تا 62
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
10- فهم دین در اختیار کیست ؟ 10
منابع ديني - كتاب و سنت - بنا بر آنچه در خود آنها آمده ، براي همگان قابل فهم است و در انحصار طبقه و قشر خاصي نيست ؛ هر كسي ميتواند از اين منابع استفاده كند .....
اما فهم دين به رغم همگاني بودن و منحصر در گروه خاصي نبودن ، بي قاعده و بي ضابطه هم نيست ...
طول زمان براي نسل هاي بعدي و آميختگي ذهن هاي مردم هر منطقه اي با آداب و فرهنگ خود ، چه بسا تأثير خود را در فهم متفاوت از دين بر جا بگذارد .
در طي زمان ممكن است تحريف ها و جعلياتي نيز رخ داده باشد ....
از اين رو لازم است كساني كه در زمينه دين به تحقيق ميپردازند ، شرايط لازم را به دست آورند و آنگاه در دين اجتهاد كنند و نظر بدهند ؛ همان گونه كه در ساير علوم نيز چنين است .
11- دستورات دین آسان یا سخت ؟ 11
دين را خداوند حكيم تشريع كرده است . نوع مردم مخاطب آن هستند و مردم داراي استعدادهاي متفاوتي اند. برخي ضعيف و برخي ديگر استعدادي قوي دارند.
دين با رعايت حال نوع مردم تشريع شده است . دين با فطرت انسانها هماهنگ است و بنابراين نمي تواند سخت و پيچيده و فرسوده كننده و رنج آور باشد.
اگر دين تكاليف سختي را براي مكلفان تحميل كند ، موجب فرار مردم از معنويت و در نتيجه نقض غرض ميشود و نمي تواند به اهداف خود برسد .
فلسفه هماهنگي دين با طبيعت و فطرت انسانها، تربيت آنهاست . سختي و فشار و جبر و اكراه ، به دليل ناسازگار بودن با طبع اولي انسان نتيجه مطلوبي ندارد . خداوند فرموده است :
" ما يريد الله ليجعل عليكم من حرج و لكن يريد ليطهركم ..." (7)
" خداوند نخواسته است كه بر شما دشواري قرار دهد ، بلكه خواسته است تا شما را پاك و طاهر بدارد... ."
زیرنویسها :
7- سوره مائده (5 )، آيه 6
منابع :
10- كتاب اسلام دين فطرت – ص 54 تا 55
11- كتاب اسلام دين فطرت – ص 60 تا 62
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 6
12- تکالبف دینی ، اجبار یا اختیار ؟ 12
تكاليف ديني مانند اعتقادات اجبارناپذير است . يعني همان طور كه اجبار در عقيده و استفاده از زور براي پذيرش عقيده ممكن و جايز نيست ، اگر كسي بخواهد جامعه اي را متدين و مقيد به تكاليف ديني كند نمي تواند مردم را به زور و اجبار متدين كند و ارزشي ندارد.
حكومت ديني ميتواند برنامه ريزي كند تا مردم با اشتياق به عبادت و دعا بپردازند ، نماز بخوانند و روزه بگيرند ، اما حق اجبار و اكراه آنان را ندارد .
البته اگر كسي بخواهد حرمت شريعت را بشكند مثل اينكه بدون عذر و از روي علم و عمد در اماكن عمومي در ماه رمضان روزه خواري كند حاكم شرع ميتواند وي را به خاطر آن تعزير كند ولي همان طور كه قبلا اشاره شد اين به معناي اجبار بر انجام تكاليف شرعي نيست .
خلاصه فرق است ميان اجراي شريعت از طريق اجبار ، و تشويق حكومت به رغبت به شريعت . تصدي گري حكومت در امر اجراي شريعت نه تنها مشكل پايبندي مردم را به اين دستورات حل نمي كند، كه چه بسا موجب گريز و ستيز با دين هم ميگردد .
13- حجاب ، تکلیف فردی یا الزام ؟ 13
اگر حجاب در حد كيفيت لباس و پوشش مو و امثال آنها باشد كه هر چند از نظر شرعي ، هر زن مسلمان لازم است رعايت كند و مؤمنين در خانواده ها بايد فرزندان خود را به گونه اي تربيت كنند كه اين مسأله را از تكاليف شرعي بشمارند و به آن پايبند باشند ، اما جواز الزام و اجبار مردم بر آن - در صورتي كه رعايت نكردن حجاب تضييع حقوق اكثريت و يا زمينه ساز فساد و اشاعه فحشا نباشد - دليل شرعي ندارد و در اين زمينه بهترين راه كار فرهنگي و آموزشي و استفاده از روش هاي غير مستقيم براي تشويق و ترغيب است
14- اقامه عدالت ، وظيفه پيامبران يا مردم 14
خداوند در رابطه با هدف از ارسال رسل و انزال كتب ميفرمايد :
" ليقوم الناس بالقسط " (8)
" تا خود مردم در اثر هدايت انبيا و كار فرهنگي و فكري آنان ، عدالت را به پا دارند .
قرآن نفرموده است : تا پيامبران عدالت را به پا دارند ، تا شائبه اجراي شريعت و عدالت با اجبار و زور در بين نباشد .
زیرنویسها :
8- سوره حدید ، آیه 25
منابع :
12- کتاب حكومت ديني و حقوق انسان - ص 142 تا 143
13- کتاب حكومت ديني و حقوق انسان - ص 144
14- کتاب حكومت ديني و حقوق انسان - ص 144
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
12- تکالبف دینی ، اجبار یا اختیار ؟ 12
تكاليف ديني مانند اعتقادات اجبارناپذير است . يعني همان طور كه اجبار در عقيده و استفاده از زور براي پذيرش عقيده ممكن و جايز نيست ، اگر كسي بخواهد جامعه اي را متدين و مقيد به تكاليف ديني كند نمي تواند مردم را به زور و اجبار متدين كند و ارزشي ندارد.
حكومت ديني ميتواند برنامه ريزي كند تا مردم با اشتياق به عبادت و دعا بپردازند ، نماز بخوانند و روزه بگيرند ، اما حق اجبار و اكراه آنان را ندارد .
البته اگر كسي بخواهد حرمت شريعت را بشكند مثل اينكه بدون عذر و از روي علم و عمد در اماكن عمومي در ماه رمضان روزه خواري كند حاكم شرع ميتواند وي را به خاطر آن تعزير كند ولي همان طور كه قبلا اشاره شد اين به معناي اجبار بر انجام تكاليف شرعي نيست .
خلاصه فرق است ميان اجراي شريعت از طريق اجبار ، و تشويق حكومت به رغبت به شريعت . تصدي گري حكومت در امر اجراي شريعت نه تنها مشكل پايبندي مردم را به اين دستورات حل نمي كند، كه چه بسا موجب گريز و ستيز با دين هم ميگردد .
13- حجاب ، تکلیف فردی یا الزام ؟ 13
اگر حجاب در حد كيفيت لباس و پوشش مو و امثال آنها باشد كه هر چند از نظر شرعي ، هر زن مسلمان لازم است رعايت كند و مؤمنين در خانواده ها بايد فرزندان خود را به گونه اي تربيت كنند كه اين مسأله را از تكاليف شرعي بشمارند و به آن پايبند باشند ، اما جواز الزام و اجبار مردم بر آن - در صورتي كه رعايت نكردن حجاب تضييع حقوق اكثريت و يا زمينه ساز فساد و اشاعه فحشا نباشد - دليل شرعي ندارد و در اين زمينه بهترين راه كار فرهنگي و آموزشي و استفاده از روش هاي غير مستقيم براي تشويق و ترغيب است
14- اقامه عدالت ، وظيفه پيامبران يا مردم 14
خداوند در رابطه با هدف از ارسال رسل و انزال كتب ميفرمايد :
" ليقوم الناس بالقسط " (8)
" تا خود مردم در اثر هدايت انبيا و كار فرهنگي و فكري آنان ، عدالت را به پا دارند .
قرآن نفرموده است : تا پيامبران عدالت را به پا دارند ، تا شائبه اجراي شريعت و عدالت با اجبار و زور در بين نباشد .
زیرنویسها :
8- سوره حدید ، آیه 25
منابع :
12- کتاب حكومت ديني و حقوق انسان - ص 142 تا 143
13- کتاب حكومت ديني و حقوق انسان - ص 144
14- کتاب حكومت ديني و حقوق انسان - ص 144
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 7
15- هدف مجازات هاي اسلامي چیست ؟ 15
اصولا هدف از مجازات هاي اسلامي و حدود الهي ، اصلاح جامعه و بازداشتن مجرمين از تكرار جرم و تنبيه آنان ميباشد .
در آيه شريفه :
" و لكم في القصاص حياة يا أولي الالباب لعلكم تتقون (9)
اشاره به اين جهت شده و قصاص را موجب حيات افراد دانسته است .
16- تاثیر تحولات اجتماعي در تغییر مجازات ها چگونه است ؟ 16
تعزيرات و حدود ، داراي مصالح غيبي و غيرقابل فهم براي بشر نمي باشد . و اين معنا از قرائن و تعبيرات زيادي كه در روايات مربوط به حدود و تعزيرات وارد شده است استفاده ميشود .
از اين رو قبلا يادآوري شد كه هدف اصلي از آنها همان تنبه مجرمين و اصلاح آنها ميباشد و بعيد است كه مصالح غيبي غيرقابل فهم ديگري در آنها باشد .
و از طرفي تحولات اجتماعي در علوم مربوط به جرم شناسي و نحوه پيش گيري از آنها و روان شناسي مجرمين و نحوه اصلاح و تربيت آنان پديد آمده است ، به نحوي كه ديگر شيوه هاي گذشته در جوامع كنوني آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممكن است گفته شود :
با شيوه هاي جديد زودتر و بهتر هدف اصلي شارع از تشريع بعضي مجازات هاي رايج ، محقق ميشود .
با توجه به جهات مذكور اگر فقيه توانست از ادله مربوطه چنين استنباطي بنمايد ، يعني از آن جهت كه مصالح و مفاسد بعضي احكام مذكور ، كه به منزله موضوع آنها ميباشند ، تغيير يافته و درحقيقت موضوع حكم تغيير يافته است ، ميتواند طبق تغيير مصالح و مفاسد و موضوع بعضي احكام ذكر شده به تغيير حكم نظر دهد .
ولي بايد كاملا مستند به آيات و روايات و ضوابط اجتهاد باشد ، نه براساس تأثير از جو و شرايط موجود .
زیرنویسها :
9- سوره بقره (2)، آيه 179
منابع :
15- پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87
16- پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
15- هدف مجازات هاي اسلامي چیست ؟ 15
اصولا هدف از مجازات هاي اسلامي و حدود الهي ، اصلاح جامعه و بازداشتن مجرمين از تكرار جرم و تنبيه آنان ميباشد .
در آيه شريفه :
" و لكم في القصاص حياة يا أولي الالباب لعلكم تتقون (9)
اشاره به اين جهت شده و قصاص را موجب حيات افراد دانسته است .
16- تاثیر تحولات اجتماعي در تغییر مجازات ها چگونه است ؟ 16
تعزيرات و حدود ، داراي مصالح غيبي و غيرقابل فهم براي بشر نمي باشد . و اين معنا از قرائن و تعبيرات زيادي كه در روايات مربوط به حدود و تعزيرات وارد شده است استفاده ميشود .
از اين رو قبلا يادآوري شد كه هدف اصلي از آنها همان تنبه مجرمين و اصلاح آنها ميباشد و بعيد است كه مصالح غيبي غيرقابل فهم ديگري در آنها باشد .
و از طرفي تحولات اجتماعي در علوم مربوط به جرم شناسي و نحوه پيش گيري از آنها و روان شناسي مجرمين و نحوه اصلاح و تربيت آنان پديد آمده است ، به نحوي كه ديگر شيوه هاي گذشته در جوامع كنوني آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممكن است گفته شود :
با شيوه هاي جديد زودتر و بهتر هدف اصلي شارع از تشريع بعضي مجازات هاي رايج ، محقق ميشود .
با توجه به جهات مذكور اگر فقيه توانست از ادله مربوطه چنين استنباطي بنمايد ، يعني از آن جهت كه مصالح و مفاسد بعضي احكام مذكور ، كه به منزله موضوع آنها ميباشند ، تغيير يافته و درحقيقت موضوع حكم تغيير يافته است ، ميتواند طبق تغيير مصالح و مفاسد و موضوع بعضي احكام ذكر شده به تغيير حكم نظر دهد .
ولي بايد كاملا مستند به آيات و روايات و ضوابط اجتهاد باشد ، نه براساس تأثير از جو و شرايط موجود .
زیرنویسها :
9- سوره بقره (2)، آيه 179
منابع :
15- پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87
16- پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 8
17- ارتداد یا تغییر عقیده ، معنا چیست ؟ 17
در حقيقت تعبير به آزادي انديشه يا تغيير آن نوعي مسامحه در تعبير است ؛ زيرا پيدايش هر عقيده و استمرار آن معلول شرايط خاص ذهني است كه از اختيار انسان خارج ميباشد . آنچه اختياري انسان است - و انسان نسبت به آن آزاد است - مقدمات آن ميباشد ؛ نظير تحقيق ، مطالعه و تلاش فكري در راه رسيدن به آنچه حق است .
از اين رو تحميل هر عقيده اي به ديگري ، نه امكان دارد و نه صحيح خواهد بود ؛ و هر انساني بالفطرة در پيدانمودن هر انديشه و استمرار آن قابل تحميل و اكراه نخواهد بود .
آيه شريفه :
" لا اكراه في الدين ..." - (10)
چه در مقام خبر از واقع خارجي باشد ، يا انشاء نهي از اكراه - با توجه به شأن نزول آن - قطعا شامل امور اعتقادي دين نيز ميباشد .
بنابراين مجرد انديشه و اعتقاد ، يا تغيير آن ، و يا ابراز آن ، و يا اطلاع از انديشه و تفكري ديگر ، حق هر انساني است ؛ و با هيچ يك از عناوين كيفري نظير : ارتداد ، افساد ، توهين ، افترا و مانند آن مربوط نيست .
18- کرامت انسانها به چیست ؟ 18
بايد دانست انسان كه يك موجود متعلق به ناسوت است و در قوس نزول در عالم ناسوت كه نازلترين عوالم هستي است قرار گرفته است ، خداوند چنان لياقت و استعدادي به او عطا نموده كه در اثر حركت جوهري پس از طي مراحل نباتي و حيواني و نيل به مرحله انسانيت ميتواند با قدرت علم و عمل در قوس صعود به مرحله كون جامع و بالاترين و شريف ترين عوالم هستي يعني عالم عقول مجرده برسد ؛ كه نمونه بارز آن انسانهاي كامل همچون : پيامبراكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) ميباشند . جايي كه - بنا بر آموزه هاي ديني - هيچ فرشته و ملك مقربي به آن نمي رسد . و چنين موجودي با چنين لياقت و استعدادي قهرا داراي كرامت ذاتي و شرافت خواهد بود .
بنابراين همه انسانها صرف نظر از دين و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار، داراي كرامت ذاتي هستند ؛
هرچند انسان باتقوا در نزد خداوند داراي فضيلت و كرامتي بيشتر است . و در حقيقت هرانساني داراي كرامت ذاتي است ؛ اما انسان باتقوا علاوه بر كرامت ذاتي داراي كرامت ارزشي كه با اكتساب به دست ميآيد نيز ميباشد :
" ان اكرمكم عندالله اتقيكم " (11)
" باارزشترين شما نزد خداوند باتقواترين شما هستند."
ولي اين كرامت ارزشي هيچ تأثيري در حقوق اجتماعي ندارد ، و در حقوق اجتماعي ، همه انسانها - صرف نظر از درجه ايمان و تقواي آنها - از اين گونه حقوق بهره مند هستند .
زیرنویسها :
10- سوره بقره ، آیه 256
11- سوره حجرات (49)، آیه 13.
منابع :
17- کتاب رساله حقوق – ص 51
18- کتاب رساله حقوق – ص 32
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
17- ارتداد یا تغییر عقیده ، معنا چیست ؟ 17
در حقيقت تعبير به آزادي انديشه يا تغيير آن نوعي مسامحه در تعبير است ؛ زيرا پيدايش هر عقيده و استمرار آن معلول شرايط خاص ذهني است كه از اختيار انسان خارج ميباشد . آنچه اختياري انسان است - و انسان نسبت به آن آزاد است - مقدمات آن ميباشد ؛ نظير تحقيق ، مطالعه و تلاش فكري در راه رسيدن به آنچه حق است .
از اين رو تحميل هر عقيده اي به ديگري ، نه امكان دارد و نه صحيح خواهد بود ؛ و هر انساني بالفطرة در پيدانمودن هر انديشه و استمرار آن قابل تحميل و اكراه نخواهد بود .
آيه شريفه :
" لا اكراه في الدين ..." - (10)
چه در مقام خبر از واقع خارجي باشد ، يا انشاء نهي از اكراه - با توجه به شأن نزول آن - قطعا شامل امور اعتقادي دين نيز ميباشد .
بنابراين مجرد انديشه و اعتقاد ، يا تغيير آن ، و يا ابراز آن ، و يا اطلاع از انديشه و تفكري ديگر ، حق هر انساني است ؛ و با هيچ يك از عناوين كيفري نظير : ارتداد ، افساد ، توهين ، افترا و مانند آن مربوط نيست .
18- کرامت انسانها به چیست ؟ 18
بايد دانست انسان كه يك موجود متعلق به ناسوت است و در قوس نزول در عالم ناسوت كه نازلترين عوالم هستي است قرار گرفته است ، خداوند چنان لياقت و استعدادي به او عطا نموده كه در اثر حركت جوهري پس از طي مراحل نباتي و حيواني و نيل به مرحله انسانيت ميتواند با قدرت علم و عمل در قوس صعود به مرحله كون جامع و بالاترين و شريف ترين عوالم هستي يعني عالم عقول مجرده برسد ؛ كه نمونه بارز آن انسانهاي كامل همچون : پيامبراكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) ميباشند . جايي كه - بنا بر آموزه هاي ديني - هيچ فرشته و ملك مقربي به آن نمي رسد . و چنين موجودي با چنين لياقت و استعدادي قهرا داراي كرامت ذاتي و شرافت خواهد بود .
بنابراين همه انسانها صرف نظر از دين و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار، داراي كرامت ذاتي هستند ؛
هرچند انسان باتقوا در نزد خداوند داراي فضيلت و كرامتي بيشتر است . و در حقيقت هرانساني داراي كرامت ذاتي است ؛ اما انسان باتقوا علاوه بر كرامت ذاتي داراي كرامت ارزشي كه با اكتساب به دست ميآيد نيز ميباشد :
" ان اكرمكم عندالله اتقيكم " (11)
" باارزشترين شما نزد خداوند باتقواترين شما هستند."
ولي اين كرامت ارزشي هيچ تأثيري در حقوق اجتماعي ندارد ، و در حقوق اجتماعي ، همه انسانها - صرف نظر از درجه ايمان و تقواي آنها - از اين گونه حقوق بهره مند هستند .
زیرنویسها :
10- سوره بقره ، آیه 256
11- سوره حجرات (49)، آیه 13.
منابع :
17- کتاب رساله حقوق – ص 51
18- کتاب رساله حقوق – ص 32
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 9
19- حقوق بشر کدام است ؟ 19
كرامت ذاتي انسان كه از قرآن و روايات استفاده ميشود ، نمي تواند بدون حقوق ذاتي براي حقيقت انسان - بدون ملاحظه عقيده او - تصور شود .
زيرا كرامت نوعي ارزش دادن و ترجيح انسان از جهت انسانيت است و اين معنا مستلزم آن است كه انسان داراي حقوق فطري ، طبيعي و اجتماعي از قبيل : حق حيات ، حق آزادي انديشه و بيان و نظاير آن باشد .
بر همين اساس نمي توان صرف داشتن عقيده خاص را - گرچه حق باشد - دليل بر امتيازدهي در اعطاي حقوق اجتماعي و شهروندي دانست .
همچنين در قرآن كريم از زبان حضرت ابراهيم (ع) ميخوانيم كه آن حضرت به خداي متعال عرض كرد :
" رب اجعل هذا بلدا آمنا و ارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و اليوم الاخر) (12)
" پروردگار من ! اين سرزمين (مكه) را سرزمين امني قرار ده ، و مردم آن را - آنان كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده اند - از ثمرات آن بهره مند فرما ."
اما خداي متعال در پاسخ تقاضاي ابراهيم (ع) فرمود:
(و من كفر فامتعه قليلا ثم اضطره الي عذاب النار و بئس المصير) (13)
" هر آن كس را كه كافر شود (در اين دنياي فاني و زودگذر از نعمت هاي خود) در زمان كوتاهي بهره مند سازم و سپس ( در روز جزا ) به عذاب آتش ميكشانم ، و چه بد سرانجامي است ."
قيد (قليلا) در آيه شريفه يا به معناي زمان كوتاه است يعني دنيا در برابر آخرت ، و يا به معناي نعمت هاي كم ميباشد يعني نعمت هاي دنيوي در برابر نعمت هاي اخروي ؛ و در هر دو حالت اشاره به دنياي فاني و زودگذر است .
در حقيقت ابراهيم (ع) از خداي متعال خواسته بود كه فقط مؤمنان را از حقوق طبيعي بهره مند سازد ، اما خداوند بهره مندي از مواهب طبيعي در اين دنيا را بر همه انسانها - صرف نظر از ايمان و اعتقاد آنان - مقرر ميفرمايد و انديشه برتري مؤمنان در بهره گيري از حقوق طبيعي در اين جهان را مردود ميشمارد .
از طرفي اگر عقيده منشاء حقوق براي انسانها باشد ، بايد برحسب شدت و ضعف عقايد حقه افراد ، حقوق آنان نيز كم و زياد و ضعيف و قوي گردد ؛ در صورتي كه به يقين چنين نيست و شدت و ضعف عقايد حقه انسانها تنها منشاء كرامت معنوي و ارزشمند بودن آنان نزد خداوند خواهد بود .
از طرف ديگر بايد گفت : همين كرامت ذاتي انسان است كه بنابر مكتب هاي مختلف حقوقي - اعم از مكتب هاي الهي و غيرالهي - زمينه پيدايش حقوق گوناگون براي افراد انسانها ميشود . منتهي الامر هر مكتبي مطابق جهان بيني خاص خود به انسان مينگرد و او را مورد تجزيه و تحليل كامل يا ناقص قرار ميدهد .
20- آزادي انديشه و بيان ، حق کیست ؟ 20
از آنجا كه عقل و تفكر جوهر اصلي انسان ميباشد ، آزادي انديشه و بيان از حقوق مسلم همه انسانهاست و همه حق دارند كه در مسائل مختلف اعتقادي ، سياسي و اجتماعي آزادانه بينديشند و حاصل تفكر و انديشه خود را بيان نمايند ؛
و ميتوان گفت آزادي انديشه و بيان از مهمترين حقوقي است كه هر انساني دارد ، و تجاوز به اين حق و سلب آن ستمي بزرگ بر انسانها ميباشد ; آيه شريفه :
" خلق الانسان _ علمه البيان " - (14)
" خداوند انسان را آفريد و بيان را به او آموخت ."
زیرنویسها :
12- سوره بقره (2) ، آیه 126.
13- همان
14- سوره الرحمن (55) ، آیه 3 و 4
منابع :
19- كتاب رساله حقوق – ص 32 تا 41
20- كتاب رساله حقوق – ص 50
محمد صالحی – 31 / 6 / 89
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
19- حقوق بشر کدام است ؟ 19
كرامت ذاتي انسان كه از قرآن و روايات استفاده ميشود ، نمي تواند بدون حقوق ذاتي براي حقيقت انسان - بدون ملاحظه عقيده او - تصور شود .
زيرا كرامت نوعي ارزش دادن و ترجيح انسان از جهت انسانيت است و اين معنا مستلزم آن است كه انسان داراي حقوق فطري ، طبيعي و اجتماعي از قبيل : حق حيات ، حق آزادي انديشه و بيان و نظاير آن باشد .
بر همين اساس نمي توان صرف داشتن عقيده خاص را - گرچه حق باشد - دليل بر امتيازدهي در اعطاي حقوق اجتماعي و شهروندي دانست .
همچنين در قرآن كريم از زبان حضرت ابراهيم (ع) ميخوانيم كه آن حضرت به خداي متعال عرض كرد :
" رب اجعل هذا بلدا آمنا و ارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و اليوم الاخر) (12)
" پروردگار من ! اين سرزمين (مكه) را سرزمين امني قرار ده ، و مردم آن را - آنان كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده اند - از ثمرات آن بهره مند فرما ."
اما خداي متعال در پاسخ تقاضاي ابراهيم (ع) فرمود:
(و من كفر فامتعه قليلا ثم اضطره الي عذاب النار و بئس المصير) (13)
" هر آن كس را كه كافر شود (در اين دنياي فاني و زودگذر از نعمت هاي خود) در زمان كوتاهي بهره مند سازم و سپس ( در روز جزا ) به عذاب آتش ميكشانم ، و چه بد سرانجامي است ."
قيد (قليلا) در آيه شريفه يا به معناي زمان كوتاه است يعني دنيا در برابر آخرت ، و يا به معناي نعمت هاي كم ميباشد يعني نعمت هاي دنيوي در برابر نعمت هاي اخروي ؛ و در هر دو حالت اشاره به دنياي فاني و زودگذر است .
در حقيقت ابراهيم (ع) از خداي متعال خواسته بود كه فقط مؤمنان را از حقوق طبيعي بهره مند سازد ، اما خداوند بهره مندي از مواهب طبيعي در اين دنيا را بر همه انسانها - صرف نظر از ايمان و اعتقاد آنان - مقرر ميفرمايد و انديشه برتري مؤمنان در بهره گيري از حقوق طبيعي در اين جهان را مردود ميشمارد .
از طرفي اگر عقيده منشاء حقوق براي انسانها باشد ، بايد برحسب شدت و ضعف عقايد حقه افراد ، حقوق آنان نيز كم و زياد و ضعيف و قوي گردد ؛ در صورتي كه به يقين چنين نيست و شدت و ضعف عقايد حقه انسانها تنها منشاء كرامت معنوي و ارزشمند بودن آنان نزد خداوند خواهد بود .
از طرف ديگر بايد گفت : همين كرامت ذاتي انسان است كه بنابر مكتب هاي مختلف حقوقي - اعم از مكتب هاي الهي و غيرالهي - زمينه پيدايش حقوق گوناگون براي افراد انسانها ميشود . منتهي الامر هر مكتبي مطابق جهان بيني خاص خود به انسان مينگرد و او را مورد تجزيه و تحليل كامل يا ناقص قرار ميدهد .
20- آزادي انديشه و بيان ، حق کیست ؟ 20
از آنجا كه عقل و تفكر جوهر اصلي انسان ميباشد ، آزادي انديشه و بيان از حقوق مسلم همه انسانهاست و همه حق دارند كه در مسائل مختلف اعتقادي ، سياسي و اجتماعي آزادانه بينديشند و حاصل تفكر و انديشه خود را بيان نمايند ؛
و ميتوان گفت آزادي انديشه و بيان از مهمترين حقوقي است كه هر انساني دارد ، و تجاوز به اين حق و سلب آن ستمي بزرگ بر انسانها ميباشد ; آيه شريفه :
" خلق الانسان _ علمه البيان " - (14)
" خداوند انسان را آفريد و بيان را به او آموخت ."
زیرنویسها :
12- سوره بقره (2) ، آیه 126.
13- همان
14- سوره الرحمن (55) ، آیه 3 و 4
منابع :
19- كتاب رساله حقوق – ص 32 تا 41
20- كتاب رساله حقوق – ص 50
محمد صالحی – 31 / 6 / 89
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
🔊فایل صوتی
سخنرانی دکتر #علی_صاحبی
موضوع: #راز_جاودانگی زندگی پس از مرگ
(با تمرکز بر زندگی خانم دکتر حلما طاهری )
در شهرستان بابل
تاریخ : ۱۷ خرداد ۱۳۹۸
@sokhanranihaa
در یکمین سالگشت جاودانگی #خانم دکتر حلما ( زینب ) #طاهری ، ماما ، روانشناس و روح درمانگر معنوی
🎧 آنچه می شنویم :
🎖#مرگ چیست ؟
🎖چرا از #مرگ می ترسیم ؟
🎖مرگ از نگاه #مولانا
🎖قصه #زوربای یونانی
🎖۵ #حسرت بزرگ انسانهای دم مرگ
🎖راز #جاودانگی انسانها بعد از مرگ
🎖سه #هدف مهم انسانهای جاودانه
🎖۴ #سرمایه روانشناختی انسان
🎖#مرگ قطعی ترین اتفاق زندگی ماست ،
پس چه عنوان #آرزوگونه ای دوست داریم بر #سنگ قبر ما بنویسند ؟ و آیا همان هستیم ؟
😍ویژگیهای #شخصیتی و #معنوی خانم #طاهری
☄ @beshnofekrkon
سخنرانی دکتر #علی_صاحبی
موضوع: #راز_جاودانگی زندگی پس از مرگ
(با تمرکز بر زندگی خانم دکتر حلما طاهری )
در شهرستان بابل
تاریخ : ۱۷ خرداد ۱۳۹۸
@sokhanranihaa
در یکمین سالگشت جاودانگی #خانم دکتر حلما ( زینب ) #طاهری ، ماما ، روانشناس و روح درمانگر معنوی
🎧 آنچه می شنویم :
🎖#مرگ چیست ؟
🎖چرا از #مرگ می ترسیم ؟
🎖مرگ از نگاه #مولانا
🎖قصه #زوربای یونانی
🎖۵ #حسرت بزرگ انسانهای دم مرگ
🎖راز #جاودانگی انسانها بعد از مرگ
🎖سه #هدف مهم انسانهای جاودانه
🎖۴ #سرمایه روانشناختی انسان
🎖#مرگ قطعی ترین اتفاق زندگی ماست ،
پس چه عنوان #آرزوگونه ای دوست داریم بر #سنگ قبر ما بنویسند ؟ و آیا همان هستیم ؟
😍ویژگیهای #شخصیتی و #معنوی خانم #طاهری
☄ @beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
#مدیریت_زندگی ، خاطره ای از خانم دکتر #زینب طاهری ، #روانشناس و درمانگر معنوی
بمناسبت یکمین سالگرد عروج روح معنوی او به آسمان الهی
سال 1386 بود که به اتفاق خانواده به دیدار ایشان رفتیم . در ضمن پذیرایی ، صحبتهای مختلفی حول #موضوعات مختلف مطرح شد .
یکی از موضوعاتی که ایشان بعنوان یکی از #معضلات و مشکلات زندگی های امروزی مطرح کردند ، #شاغل بودن دو همسر و رها شدن زندگی و یا فدا شدن نیازهای طبیعی طرفین و فرزندان بود و سپس #راه_حلی که خود ایشان بکار برده و نتیجه مثبت آنرا دیده بودند .
ایشان #مسیله را چنین مطرح کردند :
« من چون به #رشته تحصیلی خود و خدمتی که به همشهریان می توانستم ارایه دهم #علاقمند بودم ، با #توافق با همسرم به کار بیرون خانه مشغول شدم . ولی خیلی زود متوجه #مشکلی بزرگ در زندگی خود شدم .
از آنجا که زندگی از #دو_بخش بیرونی و درونی تشکیل شده و اگر هر دو مشغول در بیرون باشند ، بخش درونی #مختل شده و کم کم باعث #فدا شدن نیازهای طبیعی دو طرف و نیز فرزندان شده و نه تنها #آرامش خانواده را بهم می زند که هدف تشکیل زندگی نیز به فراموشی سپرده می شود .
عملا مشاهده کردم که #کارهای داخل منزل اعم از نظافت ، پخت و پز ، فرزندپروری و ... بر زمین مانده است .
#تلاش خود را دو چندان کرده و وقتی بخانه برمی گشتم ، علیرغم همه #خستگیهایم ، همه آنها را انجام داده و نمی گذاشتم که ظاهر خانه درهم و یا همسر و فرزندم غذایی نداشته باشند .
اما بزودی متوجه شدم که #مشکل اصلی و معضل اساسی که پنهان بوده ، در حال خودنمایی است .
از بس #خسته می شدم ، پس از حضور همسرم در خانه خیلی زود #بخواب می رفتم و معمولا حوصله و یا انرژی ای برای باهم بودنمان و انجام کارهای مشترک و تفریح و حتی بیرون رفتن نداشتم . #فرزندمان نیز خسته شده بود و شاکی بود .
بدنبال #راه_حل بودم .
باید #کار را رها کرده و به فرزند و کارهای زندگی می پرداختم ، که بخشی از #علایق شخصی و لذتهای درونی ام که خدمت به مردم را نیز در بر داشت ، فدا می گشت .
به فکر فرو رفته ، با شوهرم در میان گذاشته و در نهایت به #شیوه ای برای مدیریت زندگی زناشویی و رفع تداخل بین کار بیرون و نیازهای زندگی ام دست زدم که تا اکنون از نتایج مثبت آن راضی ام .
تصمیم گرفتم به #کار خود ادامه داده و #بخشی از #درآمد خود را برای جبران نبودن خود در منزل و حل مشکلات مربوطه کنار بگذارم .
لذا از دو نفر که یکی #خدمتکار کارهای منزل از قبیل نظافت و پخت و پز بود و دیگری #پرستار فرزندم که در فعالیتهای درسی او را کمک کند بهره گرفتم .
با حضور آن دو در منزل ، من دیگر دغدغه ریخت و پاش و یا غذا و یا کارهای فرزندم را نداشتم .
وقتی از سر کار به #منزل برمی گشتم ، همه چیز مرتب و #آماده بود و من با اندکی #استراحت ، #خستگی خود را بدر کرده و پس از آن ، آماده ورود #همسرم به منزل شده و بدون هیچگونه کمبود و یا دلخوری ، بهترین #اوقات شیرین را برای فرزند و همسرم فراهم می کردم . »
در این مدت که #شوهر ایشان نیز ساکت و شاهد گفتگوی ما بود ، به سخن آمده و ضمن #تایید سخنان همسرش که به زیبایی او را خطاب می کرد ، آن را بهترین #شیوه مواجهه با این نوع مشکل در خانواده ها بیان نمود .
خدایش او را مشمول رضایت و آرامش خود قرار دهد .
محمد صالحی – 22/3/98
https://telegram.me/beshnofekrkon
بمناسبت یکمین سالگرد عروج روح معنوی او به آسمان الهی
سال 1386 بود که به اتفاق خانواده به دیدار ایشان رفتیم . در ضمن پذیرایی ، صحبتهای مختلفی حول #موضوعات مختلف مطرح شد .
یکی از موضوعاتی که ایشان بعنوان یکی از #معضلات و مشکلات زندگی های امروزی مطرح کردند ، #شاغل بودن دو همسر و رها شدن زندگی و یا فدا شدن نیازهای طبیعی طرفین و فرزندان بود و سپس #راه_حلی که خود ایشان بکار برده و نتیجه مثبت آنرا دیده بودند .
ایشان #مسیله را چنین مطرح کردند :
« من چون به #رشته تحصیلی خود و خدمتی که به همشهریان می توانستم ارایه دهم #علاقمند بودم ، با #توافق با همسرم به کار بیرون خانه مشغول شدم . ولی خیلی زود متوجه #مشکلی بزرگ در زندگی خود شدم .
از آنجا که زندگی از #دو_بخش بیرونی و درونی تشکیل شده و اگر هر دو مشغول در بیرون باشند ، بخش درونی #مختل شده و کم کم باعث #فدا شدن نیازهای طبیعی دو طرف و نیز فرزندان شده و نه تنها #آرامش خانواده را بهم می زند که هدف تشکیل زندگی نیز به فراموشی سپرده می شود .
عملا مشاهده کردم که #کارهای داخل منزل اعم از نظافت ، پخت و پز ، فرزندپروری و ... بر زمین مانده است .
#تلاش خود را دو چندان کرده و وقتی بخانه برمی گشتم ، علیرغم همه #خستگیهایم ، همه آنها را انجام داده و نمی گذاشتم که ظاهر خانه درهم و یا همسر و فرزندم غذایی نداشته باشند .
اما بزودی متوجه شدم که #مشکل اصلی و معضل اساسی که پنهان بوده ، در حال خودنمایی است .
از بس #خسته می شدم ، پس از حضور همسرم در خانه خیلی زود #بخواب می رفتم و معمولا حوصله و یا انرژی ای برای باهم بودنمان و انجام کارهای مشترک و تفریح و حتی بیرون رفتن نداشتم . #فرزندمان نیز خسته شده بود و شاکی بود .
بدنبال #راه_حل بودم .
باید #کار را رها کرده و به فرزند و کارهای زندگی می پرداختم ، که بخشی از #علایق شخصی و لذتهای درونی ام که خدمت به مردم را نیز در بر داشت ، فدا می گشت .
به فکر فرو رفته ، با شوهرم در میان گذاشته و در نهایت به #شیوه ای برای مدیریت زندگی زناشویی و رفع تداخل بین کار بیرون و نیازهای زندگی ام دست زدم که تا اکنون از نتایج مثبت آن راضی ام .
تصمیم گرفتم به #کار خود ادامه داده و #بخشی از #درآمد خود را برای جبران نبودن خود در منزل و حل مشکلات مربوطه کنار بگذارم .
لذا از دو نفر که یکی #خدمتکار کارهای منزل از قبیل نظافت و پخت و پز بود و دیگری #پرستار فرزندم که در فعالیتهای درسی او را کمک کند بهره گرفتم .
با حضور آن دو در منزل ، من دیگر دغدغه ریخت و پاش و یا غذا و یا کارهای فرزندم را نداشتم .
وقتی از سر کار به #منزل برمی گشتم ، همه چیز مرتب و #آماده بود و من با اندکی #استراحت ، #خستگی خود را بدر کرده و پس از آن ، آماده ورود #همسرم به منزل شده و بدون هیچگونه کمبود و یا دلخوری ، بهترین #اوقات شیرین را برای فرزند و همسرم فراهم می کردم . »
در این مدت که #شوهر ایشان نیز ساکت و شاهد گفتگوی ما بود ، به سخن آمده و ضمن #تایید سخنان همسرش که به زیبایی او را خطاب می کرد ، آن را بهترین #شیوه مواجهه با این نوع مشکل در خانواده ها بیان نمود .
خدایش او را مشمول رضایت و آرامش خود قرار دهد .
محمد صالحی – 22/3/98
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️#دین مبتنی بر #تربیت
اساس #دین رحمت و #معنویت است که برای #تربیت_معنوی انسانها آمده است .
مگر می شود با #زور و کتک و #پاسبان و دنبال مردم دویدن ، کسی را #تربیت کرد ؟
آیا یک #فقیه موقع #فتوا دادن ، فکر می کند که این فتوا #عملی است یا نه ؟
👤 #مرحوم_سید_مرتضی_جزایری
#سال_۱۳۷۳
☄ @beshnofekrkon
اساس #دین رحمت و #معنویت است که برای #تربیت_معنوی انسانها آمده است .
مگر می شود با #زور و کتک و #پاسبان و دنبال مردم دویدن ، کسی را #تربیت کرد ؟
آیا یک #فقیه موقع #فتوا دادن ، فکر می کند که این فتوا #عملی است یا نه ؟
👤 #مرحوم_سید_مرتضی_جزایری
#سال_۱۳۷۳
☄ @beshnofekrkon
👍2
🔸 #مکانیسم_تولید و #تغییر_فتوا🔸
(به بهانهی تغییر فتوای آیتالله #مکارم شیرازی دربارهی شرایط امامجماعت)
✍ محسن حسام مظاهری
یکی دو روز پیش، #فیلم کوتاهی از یک نمازجماعت خانگی در فضای مجازی منتشر شد.
آنچه این نمازجماعت را از فراوان نمونههای مشابهش که هرروزه اقامه میشود، متفاوت میکرد، امامجماعت آن بود: #میرحسین_موسوی.
انتشار این فیلم، بازتاب وسیعی در شبکههای اجتماعی پیدا کرد که کماکان ادامه دارد.
جالبترین واکنشها متعلق به برخی کاربران «حزباللهی» و مخالف میرحسین بود که #اولاً نمازخواندن غلط پسری نوجوان در فیلم را نشانهای از عدم تقید دینی نزدیکان میرحسین دانسته و آن را موضوع استهزا و هجو سیاسی جریان مخالف خود قرار دادند.
#ثانیاً اقتدا به امامجماعتی که بهدلیل کهولت یا بیماری در حالت #نشسته سجده میگذارد را مغایر با فقه شیعی دانستند.
در مقام پاسخ، برخی #استفتایی از آیتالله مکارم شیرازی را نقل که در آن اقتدا به امامی با مشخصات مذکور « #بلامانع» دانسته شده بود.
این ولی پایان ماجرا نبود.
یک پرده جالبتر امروز رخ داد:
در اتفاقی عجیب، متن #فتوای مذکور، در پایگاه اینترنتی آقای #مکارم تغییر کرد!
کسانی که مانند من امروز به سایت ایشان مراجعه کردند، در کمال تعجب مشاهده کردند که #فتوای ایشان در پاسخ به همان پرسش قبلی از « #بلامانع است» به « #نمیشود اقتدا کرد» تغییر یافته است.
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=44608&mid=254349
#تغییر_فتوا، در سنت فقها، البته امر باسابقهای است و نمونههای مشهور و تاریخی بسیاری برای آن میتوان ذکر کرد.
منتها این تغییر اخیر خصوصاً اگر چنانچه از ظاهر امر برداشت میشود در ارتباط با حواشی #سیاسی پیرامونش باشد، اتفاق نادری است.
فارغ از جنبهی سیاسی، این ماجرا از منظر مطالعات اجتماعی تشیع و فقه شیعی بسیار جالب توجه است.
#مکانیسم تولید و تغییر فتوا یکی از مقولات مهم و پیچیدهی فقه شیعی است که تاکنون کمتر از منظر مطالعات بروندینی بدان پرداخته شده است.
با آنکه فتوا در منظومهی اعتقادی دینداران « #حکم دین» بهشمار میرود و برای مقلدان از همین حیث لازمالاتباع است و واجد هالهای از تقدس، اما #روند تولید/تغییر فتوا، تا حد زیادی مشتمل بر یک سازوکار عرفی و بشری است.
سازوکاری که گرچه خود متعلق به ساحت قدسی است، اما در عمل از مجموعهای از عوامل بشری تأثیر میپذیرد:
از #خلقیات و شخصیت فردی فقیه و خانواده و نزدیکانش گرفته تا #جغرافیای زیست او و مجموعهی شرایط و مناسبات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و خصوصاً اقتصادی که محیط پیرامونی فقیه را شکل میدهند و فاکتورهای فرمی مثل کیستی استفتاکننده و حتی زبان و نگارش طلب فتوا (که «استفتا» را به یک هنر و فن تبدیل کرده است).
این ویژگیها و پیچیدگیها، در جهان امروز که سرعت تغییرات شتابان شده و رسانهها و فضای مجازی همهی زیستجهان ما و ازجمله دینداریمان را متأثر ساختهاند، بیشتر و گستردهتر شده است.
درینباره بیشتر خواهم نوشت.
فیلم نمازجماعت مذکور:
http://uupload.ir/view/t1x0_video_2019-03-04_14-42-20.mov/
تصاویر دو فتوا:
http://uupload.ir/files/0vvj_photo_2019-03-04_15-06-51.jpg
#مطالعات_اجتماعی_تشیع
1397/12/13
@mohsenhesammazaheri
☄ @beshnofekrkon
(به بهانهی تغییر فتوای آیتالله #مکارم شیرازی دربارهی شرایط امامجماعت)
✍ محسن حسام مظاهری
یکی دو روز پیش، #فیلم کوتاهی از یک نمازجماعت خانگی در فضای مجازی منتشر شد.
آنچه این نمازجماعت را از فراوان نمونههای مشابهش که هرروزه اقامه میشود، متفاوت میکرد، امامجماعت آن بود: #میرحسین_موسوی.
انتشار این فیلم، بازتاب وسیعی در شبکههای اجتماعی پیدا کرد که کماکان ادامه دارد.
جالبترین واکنشها متعلق به برخی کاربران «حزباللهی» و مخالف میرحسین بود که #اولاً نمازخواندن غلط پسری نوجوان در فیلم را نشانهای از عدم تقید دینی نزدیکان میرحسین دانسته و آن را موضوع استهزا و هجو سیاسی جریان مخالف خود قرار دادند.
#ثانیاً اقتدا به امامجماعتی که بهدلیل کهولت یا بیماری در حالت #نشسته سجده میگذارد را مغایر با فقه شیعی دانستند.
در مقام پاسخ، برخی #استفتایی از آیتالله مکارم شیرازی را نقل که در آن اقتدا به امامی با مشخصات مذکور « #بلامانع» دانسته شده بود.
این ولی پایان ماجرا نبود.
یک پرده جالبتر امروز رخ داد:
در اتفاقی عجیب، متن #فتوای مذکور، در پایگاه اینترنتی آقای #مکارم تغییر کرد!
کسانی که مانند من امروز به سایت ایشان مراجعه کردند، در کمال تعجب مشاهده کردند که #فتوای ایشان در پاسخ به همان پرسش قبلی از « #بلامانع است» به « #نمیشود اقتدا کرد» تغییر یافته است.
https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=44608&mid=254349
#تغییر_فتوا، در سنت فقها، البته امر باسابقهای است و نمونههای مشهور و تاریخی بسیاری برای آن میتوان ذکر کرد.
منتها این تغییر اخیر خصوصاً اگر چنانچه از ظاهر امر برداشت میشود در ارتباط با حواشی #سیاسی پیرامونش باشد، اتفاق نادری است.
فارغ از جنبهی سیاسی، این ماجرا از منظر مطالعات اجتماعی تشیع و فقه شیعی بسیار جالب توجه است.
#مکانیسم تولید و تغییر فتوا یکی از مقولات مهم و پیچیدهی فقه شیعی است که تاکنون کمتر از منظر مطالعات بروندینی بدان پرداخته شده است.
با آنکه فتوا در منظومهی اعتقادی دینداران « #حکم دین» بهشمار میرود و برای مقلدان از همین حیث لازمالاتباع است و واجد هالهای از تقدس، اما #روند تولید/تغییر فتوا، تا حد زیادی مشتمل بر یک سازوکار عرفی و بشری است.
سازوکاری که گرچه خود متعلق به ساحت قدسی است، اما در عمل از مجموعهای از عوامل بشری تأثیر میپذیرد:
از #خلقیات و شخصیت فردی فقیه و خانواده و نزدیکانش گرفته تا #جغرافیای زیست او و مجموعهی شرایط و مناسبات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و خصوصاً اقتصادی که محیط پیرامونی فقیه را شکل میدهند و فاکتورهای فرمی مثل کیستی استفتاکننده و حتی زبان و نگارش طلب فتوا (که «استفتا» را به یک هنر و فن تبدیل کرده است).
این ویژگیها و پیچیدگیها، در جهان امروز که سرعت تغییرات شتابان شده و رسانهها و فضای مجازی همهی زیستجهان ما و ازجمله دینداریمان را متأثر ساختهاند، بیشتر و گستردهتر شده است.
درینباره بیشتر خواهم نوشت.
فیلم نمازجماعت مذکور:
http://uupload.ir/view/t1x0_video_2019-03-04_14-42-20.mov/
تصاویر دو فتوا:
http://uupload.ir/files/0vvj_photo_2019-03-04_15-06-51.jpg
#مطالعات_اجتماعی_تشیع
1397/12/13
@mohsenhesammazaheri
☄ @beshnofekrkon
#نسل_میکروفون_در_گوش - ۱
#انسان موجودی اجتماعی است و لذا #نیازهای جامعه شناختی و روان شناختی مختلفی داشته که نیاز به #همزیستی_همدلانه را در او بوجود اورده است.
از مهمترین ماموریتهای #پیامبران، تقویت این حس همزیستی در راستای همدلی و همراهی بوده است.
تعاونوا علی البر و التقوی – ماِیده 2
در این #رسالتها، زندگی بشر #دو_سرایی تعریف و #رستگاری بشر به سرانجام نیکی است که در این دنیا رقم می خورد و آن بر دو اساس استوار است: #ایمان و #عمل صالح
و #عمل_صالح، هر اندیشه، گفتار و رفتار مثبتی است که برای تحققش به وجود #دیگران نیازمند باشد و لذا از بیشترین توصیه ها و اوامر دینی، همزیستی همدلانه با دیگران است.
متاسفانه در #عصر کنونی که نتیجه طبیعی تحولات ناشی از عصر #روشنگری است، #رستگاری بشر به خوشبختی مادی گونه اینجهانی تقلیل یافته و این خوشبختی در تحقق و دستیابی حداکثری به نیازهای #مادی ای است که نیازهای جامعه شناختی فرد را اعم از اعتبار، قدرت، شغل، مقام و نیازهای فردی چون ثروت، ماشین، منزل، تفریح و .. تامین کند.
همانطور که دیده می شود،« #دیگران » در این فرهنگ، برای دستیابی به نیازهای اول، فقط یک #وسیله و کمک کننده اند و برای دستیابی به نیازهای دوم، بیشتر #مانع و نامحرمند.
در تحقق هیجیک از این دو نیاز، #همدلی و همراهی با دیگران مشاهده نمی شود مگر در حدی که نیازهای او تامین و یا به منافع او لطمه ای نخورد.
از برجسته ترین شکلهای نمایشگر این اتفاق در جامعه، انبوه نوجوان و جوانانی است که علیرغم باسوادتر شدن نسبت به گذشته و در دست داشتن ابزارهای مختلف مادی برای رسیدن به پیشرفتهای غیر قابل انکار، #میکروفون در گوش در طول خیابانها و بدون توجه به اتفاقات اطراف خود بسمت #اهدافی در رفت و آمد هستند.
شاید در وحله اول عیبی بر این اتفاق فرهنگ شده نبینیم ولی با کمی دقت متوجه وقوع #آسیب های روانشناختی خطرناکی در این قشر که کم کم در حال سرایت به همه جامعه می باشد خواهیم شد:
1⃣بی توجهی غیر عمد به #اتفاقات اطراف ، که کم کم افراد را نسبت به موضوعات و مسایل یکدیگر خنثی کرده و علیرغم #همزیستی ، همدلی و همراهی با همدیگر را به حاشیه برده و بجایی می رساند که با #برچسبهای ارزشیِ عدم دخالت در زندگی دیگران و یا اول بفکر خود و اهداف شخصی خود باش تا بعد بتوانی به دیگران کمکی بکنی، هر نوع همراهی و یا کمک و فداکاری از فرهنگ اخلاقی جامعه حذف می شود.
2⃣مواجهه نظری و مجازی دایم با موضوعات و مسایل اجتماعی بدون ارتباط مستقیم با آنها ،که باعث فرو ریختن بمباردمانی از اطلاعات و اخبار مختلف (چه صحیح و چه غلط) بر او شده و #روان او را در یک فرایند دایمی و پیوسته نگرانی و #اضطراب قرار می دهد.
3⃣بدلیل حساسیت #شنیداری این نسل به مسایل مختلف، کم کم عادت می کند که فقط بشنود و به همین دلیل دایم در جستجوی این کانال و آن سایت برای دانلود و شنیدن است، بدون آنکه #انگیزه ای برای اقدام در حل مسیله ای در او وجود داشته باشد.
4⃣بدلیل آنکه #انباری از اطلاعات مختلف ولی سطحی از موضوعات متعدد علمی، دینی، اجتماعی و ... در او ایجاد شده، او را #مدعی دانستن به اندازه کافی کرده و لذا هیچ نیازی به پرسش و یا #مشاوره با دیگری را در خود نمی بیند.
5⃣از آنجا که خود را #مستحق رسیدن به خوشبختی اینجهانی می داند، از هر اقدامی که او را به فاکتورهای مرتبط با آن برساند دریغ نکرده و #توقع آن را دارد که همگان نیز باید در رسیدن او به اهداف شخصیش کمک کنند.
6⃣و چون این توقع، همگانی است، پس هر کس سرگرم #اهداف شخصی خود بوده که نه از کسی کمک می گیرد و نه به کسی کمک می کند و بلکه بیشتر بدنبال #رقابت با دیگری است، لذا همه در این مسیر #تنها بوده که منجر به ناکامی های مختلف در زندگی خود خواهند شد .
#قسمت_دوم 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1592
محمد صالحی - ۲۴/۳/۹۸
#انسان موجودی اجتماعی است و لذا #نیازهای جامعه شناختی و روان شناختی مختلفی داشته که نیاز به #همزیستی_همدلانه را در او بوجود اورده است.
از مهمترین ماموریتهای #پیامبران، تقویت این حس همزیستی در راستای همدلی و همراهی بوده است.
تعاونوا علی البر و التقوی – ماِیده 2
در این #رسالتها، زندگی بشر #دو_سرایی تعریف و #رستگاری بشر به سرانجام نیکی است که در این دنیا رقم می خورد و آن بر دو اساس استوار است: #ایمان و #عمل صالح
و #عمل_صالح، هر اندیشه، گفتار و رفتار مثبتی است که برای تحققش به وجود #دیگران نیازمند باشد و لذا از بیشترین توصیه ها و اوامر دینی، همزیستی همدلانه با دیگران است.
متاسفانه در #عصر کنونی که نتیجه طبیعی تحولات ناشی از عصر #روشنگری است، #رستگاری بشر به خوشبختی مادی گونه اینجهانی تقلیل یافته و این خوشبختی در تحقق و دستیابی حداکثری به نیازهای #مادی ای است که نیازهای جامعه شناختی فرد را اعم از اعتبار، قدرت، شغل، مقام و نیازهای فردی چون ثروت، ماشین، منزل، تفریح و .. تامین کند.
همانطور که دیده می شود،« #دیگران » در این فرهنگ، برای دستیابی به نیازهای اول، فقط یک #وسیله و کمک کننده اند و برای دستیابی به نیازهای دوم، بیشتر #مانع و نامحرمند.
در تحقق هیجیک از این دو نیاز، #همدلی و همراهی با دیگران مشاهده نمی شود مگر در حدی که نیازهای او تامین و یا به منافع او لطمه ای نخورد.
از برجسته ترین شکلهای نمایشگر این اتفاق در جامعه، انبوه نوجوان و جوانانی است که علیرغم باسوادتر شدن نسبت به گذشته و در دست داشتن ابزارهای مختلف مادی برای رسیدن به پیشرفتهای غیر قابل انکار، #میکروفون در گوش در طول خیابانها و بدون توجه به اتفاقات اطراف خود بسمت #اهدافی در رفت و آمد هستند.
شاید در وحله اول عیبی بر این اتفاق فرهنگ شده نبینیم ولی با کمی دقت متوجه وقوع #آسیب های روانشناختی خطرناکی در این قشر که کم کم در حال سرایت به همه جامعه می باشد خواهیم شد:
1⃣بی توجهی غیر عمد به #اتفاقات اطراف ، که کم کم افراد را نسبت به موضوعات و مسایل یکدیگر خنثی کرده و علیرغم #همزیستی ، همدلی و همراهی با همدیگر را به حاشیه برده و بجایی می رساند که با #برچسبهای ارزشیِ عدم دخالت در زندگی دیگران و یا اول بفکر خود و اهداف شخصی خود باش تا بعد بتوانی به دیگران کمکی بکنی، هر نوع همراهی و یا کمک و فداکاری از فرهنگ اخلاقی جامعه حذف می شود.
2⃣مواجهه نظری و مجازی دایم با موضوعات و مسایل اجتماعی بدون ارتباط مستقیم با آنها ،که باعث فرو ریختن بمباردمانی از اطلاعات و اخبار مختلف (چه صحیح و چه غلط) بر او شده و #روان او را در یک فرایند دایمی و پیوسته نگرانی و #اضطراب قرار می دهد.
3⃣بدلیل حساسیت #شنیداری این نسل به مسایل مختلف، کم کم عادت می کند که فقط بشنود و به همین دلیل دایم در جستجوی این کانال و آن سایت برای دانلود و شنیدن است، بدون آنکه #انگیزه ای برای اقدام در حل مسیله ای در او وجود داشته باشد.
4⃣بدلیل آنکه #انباری از اطلاعات مختلف ولی سطحی از موضوعات متعدد علمی، دینی، اجتماعی و ... در او ایجاد شده، او را #مدعی دانستن به اندازه کافی کرده و لذا هیچ نیازی به پرسش و یا #مشاوره با دیگری را در خود نمی بیند.
5⃣از آنجا که خود را #مستحق رسیدن به خوشبختی اینجهانی می داند، از هر اقدامی که او را به فاکتورهای مرتبط با آن برساند دریغ نکرده و #توقع آن را دارد که همگان نیز باید در رسیدن او به اهداف شخصیش کمک کنند.
6⃣و چون این توقع، همگانی است، پس هر کس سرگرم #اهداف شخصی خود بوده که نه از کسی کمک می گیرد و نه به کسی کمک می کند و بلکه بیشتر بدنبال #رقابت با دیگری است، لذا همه در این مسیر #تنها بوده که منجر به ناکامی های مختلف در زندگی خود خواهند شد .
#قسمت_دوم 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1592
محمد صالحی - ۲۴/۳/۹۸
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#نسل_میکروفون_در_گوش - ۲
گسترش این فرهنگ #فردیت_گرایی در جامعه که هر کس خود را محوری می داند که دیگران باید حول او و اهدافش حرکت کنند، هر چه بیشتر به #تنهایی او دامن زده و بقول دکتر #سلیگمن در مقدمه کتاب خوشبینی آموخته شده، منجر به #افسردگی بسیار وسیع در…
گسترش این فرهنگ #فردیت_گرایی در جامعه که هر کس خود را محوری می داند که دیگران باید حول او و اهدافش حرکت کنند، هر چه بیشتر به #تنهایی او دامن زده و بقول دکتر #سلیگمن در مقدمه کتاب خوشبینی آموخته شده، منجر به #افسردگی بسیار وسیع در…
❤1
#نسل_میکروفون_در_گوش - ۲
گسترش این فرهنگ #فردیت_گرایی در جامعه که هر کس خود را محوری می داند که دیگران باید حول او و اهدافش حرکت کنند، هر چه بیشتر به #تنهایی او دامن زده و بقول دکتر #سلیگمن در مقدمه کتاب خوشبینی آموخته شده، منجر به #افسردگی بسیار وسیع در سطح جوامع بخصوص پیشرفته دنیا شده است.
8⃣در چنین فضای اجتماعی فردی، افراد دیگر خود را به یک #جمع (حتی خانواده) و یا حتی خداوند متعلق نمی دانند که در مواقع لزوم و یا در مواقع شکست به آنها #پناه ببرند و همین باعث شده که #حس تنهایی در افراد، بیشترین فراوانی را داشته باشد و نتیجه آن، بی انگیزگی، #پوچی، بی معنایی زندگی و در یک کلام #افسردگی حاد در سطح کلان جامعه گشته است.
9⃣این نحوه زیستن که بقول دکتر سلیگمن به تشدید فرهنگ « #فردیت_گرایی » و نیز از دست رفتن « #مای_جمعی » منجر شده ، چنان بر تلقی او از زندگی اثر گذاشته که چیزی جز #افسردگی و #ناآرامی بدلیل بی معنا دانستن زندگی و نیز بی انگیزگی برای صبوری بر مشکلات بر سر راه اهداف ، برایش به ارمغان نیاورده و همین باعث شده که دچار یک #سرگردانی بی انتها بین شیوه ها و ابزارهای مختلف آرام سازی خود ، اعم از مواد #مخدر تا #مهاجرتهای بی هدف و یا رفت و برگشتهای متعدد بین این #دین و آن مکتب گشته است .
🔟این امر باعث شده که #معیارهای اخلاق که در گذشته بر مبنای #همزیستی_همدلانه و همراهی با دیگران اعم از #خدمت، محبت، شفقت، #بخشش، خیرمندی و ... تعریف شده بود، امروزه بر مبنای #رقابت با دیگران برای رسیدن به #نیازهای امروزی افراد تعریف شود که بسیاری از #صفاتی که قبلا #منفی تلقی می شد را به #صفات اخلاقی #مثبت، اعم از #حذف دیگران و دسترسی به اهداف خود به هر قیمت، کسب و انباشت پول از هر راه و ... تبدیل ارزش کرده است.
برای #رفع این معضل بزرگ اجتماعی، باید به مباحث و موضوعات #روانشناسی و #معنویت درمانی، جهت تغییر نگرش به زندگی و #معنای آن بهای لازم را داد و در این مسیر به سراغ سرمایه های #عرفانی خود از قبیل مولانا، حافظ، سعدی و .. رفته و با #ترجمه آنها به زبان و ادبیات و فلسفه و روانشناسی روز، #چراغی را بر سر راه #نسل_میکروفون در گوش قرار داد و او را همدلانه کمک کرد تا با شناخت #ظرفیتهای وجودی خود و #تعریف جامع و معنوی آرامش دهنده ای از زندگی و نیز یادگیری #مهارتهای لازم برای مواجهه با آن، #امید به آینده را در او تقویت و از تواناییهای او در پیشبرد جامعه بهره گرفت.
محمد صالحی – 24/3/98
#قسمت_اول 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1591
گسترش این فرهنگ #فردیت_گرایی در جامعه که هر کس خود را محوری می داند که دیگران باید حول او و اهدافش حرکت کنند، هر چه بیشتر به #تنهایی او دامن زده و بقول دکتر #سلیگمن در مقدمه کتاب خوشبینی آموخته شده، منجر به #افسردگی بسیار وسیع در سطح جوامع بخصوص پیشرفته دنیا شده است.
8⃣در چنین فضای اجتماعی فردی، افراد دیگر خود را به یک #جمع (حتی خانواده) و یا حتی خداوند متعلق نمی دانند که در مواقع لزوم و یا در مواقع شکست به آنها #پناه ببرند و همین باعث شده که #حس تنهایی در افراد، بیشترین فراوانی را داشته باشد و نتیجه آن، بی انگیزگی، #پوچی، بی معنایی زندگی و در یک کلام #افسردگی حاد در سطح کلان جامعه گشته است.
9⃣این نحوه زیستن که بقول دکتر سلیگمن به تشدید فرهنگ « #فردیت_گرایی » و نیز از دست رفتن « #مای_جمعی » منجر شده ، چنان بر تلقی او از زندگی اثر گذاشته که چیزی جز #افسردگی و #ناآرامی بدلیل بی معنا دانستن زندگی و نیز بی انگیزگی برای صبوری بر مشکلات بر سر راه اهداف ، برایش به ارمغان نیاورده و همین باعث شده که دچار یک #سرگردانی بی انتها بین شیوه ها و ابزارهای مختلف آرام سازی خود ، اعم از مواد #مخدر تا #مهاجرتهای بی هدف و یا رفت و برگشتهای متعدد بین این #دین و آن مکتب گشته است .
🔟این امر باعث شده که #معیارهای اخلاق که در گذشته بر مبنای #همزیستی_همدلانه و همراهی با دیگران اعم از #خدمت، محبت، شفقت، #بخشش، خیرمندی و ... تعریف شده بود، امروزه بر مبنای #رقابت با دیگران برای رسیدن به #نیازهای امروزی افراد تعریف شود که بسیاری از #صفاتی که قبلا #منفی تلقی می شد را به #صفات اخلاقی #مثبت، اعم از #حذف دیگران و دسترسی به اهداف خود به هر قیمت، کسب و انباشت پول از هر راه و ... تبدیل ارزش کرده است.
برای #رفع این معضل بزرگ اجتماعی، باید به مباحث و موضوعات #روانشناسی و #معنویت درمانی، جهت تغییر نگرش به زندگی و #معنای آن بهای لازم را داد و در این مسیر به سراغ سرمایه های #عرفانی خود از قبیل مولانا، حافظ، سعدی و .. رفته و با #ترجمه آنها به زبان و ادبیات و فلسفه و روانشناسی روز، #چراغی را بر سر راه #نسل_میکروفون در گوش قرار داد و او را همدلانه کمک کرد تا با شناخت #ظرفیتهای وجودی خود و #تعریف جامع و معنوی آرامش دهنده ای از زندگی و نیز یادگیری #مهارتهای لازم برای مواجهه با آن، #امید به آینده را در او تقویت و از تواناییهای او در پیشبرد جامعه بهره گرفت.
محمد صالحی – 24/3/98
#قسمت_اول 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1591
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#نسل_میکروفون_در_گوش - ۱
#انسان موجودی اجتماعی است و لذا #نیازهای جامعه شناختی و روان شناختی مختلفی داشته که نیاز به #همزیستی_همدلانه را در او بوجود اورده است.
از مهمترین ماموریتهای #پیامبران، تقویت این حس همزیستی در راستای همدلی و همراهی بوده است.
تعاونوا…
#انسان موجودی اجتماعی است و لذا #نیازهای جامعه شناختی و روان شناختی مختلفی داشته که نیاز به #همزیستی_همدلانه را در او بوجود اورده است.
از مهمترین ماموریتهای #پیامبران، تقویت این حس همزیستی در راستای همدلی و همراهی بوده است.
تعاونوا…
Forwarded from نغمه های سكوت
117- تقدیم به پسرم 26- 4-97
#پسرم !
گاهی فکر می کنم که #انسان_گذشته با داشتن #باورهای دینی ای که حتی پاره ای از #خرافات نیز در انها موج می زد ، از #آرامش و #امید به زندگی بیشتری برخوردار بود .
و این در حالیست که #بشر_امروزی که مدعی #عقلانیت_علمی خالی از خرافات است و #عقل_علمی را در جای #خدا نشانده ، علیرغم برخورداری از #آسایش بیشتر از قبل ، هر چه فزاینده تر دچار #ناآرامی ، تنهایی و #ناامیدی گشته است .
و همین است که مرا در برخورد با #باورهای مردم مسن تر از خودم ، محطاط می کند ، که چه بسا آنها حظی از #حقیقت متعالی برخوردارند که ما با #کشتن_خدا ( بقول نیچه ) از آن #محروم شده ایم .
محمد صالحی – 26/4/97
https://telegram.me/naghmehsokout
#پسرم !
گاهی فکر می کنم که #انسان_گذشته با داشتن #باورهای دینی ای که حتی پاره ای از #خرافات نیز در انها موج می زد ، از #آرامش و #امید به زندگی بیشتری برخوردار بود .
و این در حالیست که #بشر_امروزی که مدعی #عقلانیت_علمی خالی از خرافات است و #عقل_علمی را در جای #خدا نشانده ، علیرغم برخورداری از #آسایش بیشتر از قبل ، هر چه فزاینده تر دچار #ناآرامی ، تنهایی و #ناامیدی گشته است .
و همین است که مرا در برخورد با #باورهای مردم مسن تر از خودم ، محطاط می کند ، که چه بسا آنها حظی از #حقیقت متعالی برخوردارند که ما با #کشتن_خدا ( بقول نیچه ) از آن #محروم شده ایم .
محمد صالحی – 26/4/97
https://telegram.me/naghmehsokout
Telegram
نغمه های سكوت
سكوتت را باور كن ، كه خدايي درون تو نغمه پرداز شده است .
دلنوشته هاي محمد صالحي
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
دلنوشته هاي محمد صالحي
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
ما و #متن_مقدس
#مصطفی_ملکیان
برای اینکه رجوع به متون مقدس مثمر ثمر باشد باید #سه€ویژگی را لحاظ کنیم و اگر این سه ویژگی را لحاظ کنیم آنگاه به آن نتیجهای میرسیم که امروز میخواستم آن نتیجه را خدمت شما بگویم؛
1⃣اگر کسی بخواهد حقیقتطلبانه با متون مقدس ادیان و مذاهب سر و کار پیدا کند نباید فرضش بر این باشد که هر چه حق هست در یک متن مقدس آمده است. نه. چنین نیست.
#حقایق فراوانی هست که در این متن مقدس نیامده و باید به سراغ سایر متون مقدس رفت و جای دیگری آنها را پیدا کرد.
یا باید به سراغ آثار #عارفان، #فیلسوفان، شاعران، رماننویسان و روانشناسان رفت و آنها را پیدا کرد.
نباید فرض ما این باشد که هر چه حق است در این کتاب مقدس آمده است؛ آن کتاب مقدس هر کتاب مقدسی که میخواهد باشد.
این فرض اول است. ما نباید بگوییم من هر چه برای زندگیام نیاز دارم در این کتاب هست.
ممکن است حقایق بسیاری برای زندگی تو لازم باشد که در کتابهای دیگر آمده است.
من تعجب میکنم که برخی متدینان با این سخن مخالفت میکنند، در حالی که پیامبر همین دین گفته است:
«اطلبوا العلم ولو بالصین؛ طلب علم کنید ولو به چین».
آیا چینیان به نظر شما مسلمان بودند؟
پس چرا پیامبری که قرآن دارد، به مردم میگوید بروید و علم را ولو در چین طلب کنید؟ چرا؟
آیا مردم میتوانستند به پیامبر بگویند خوب شما که قرآن را برای ما آوردهای، ما دیگر کجا برویم؟ چرا به چین برویم؟
این معنایش این است که فکر نکنید هر چه هست در اینجا است...
2⃣هر چه در این کتاب مقدس است #حق نیست.
نباید گمان کنیم هر چه در متن مقدس هست حق است.
باید ببینیم آیا #عقل و وجدان اخلاقی ما میتواند آنچه را در متن مقدس هست بپذیرد یا نه.
ممکن است در هر کتاب مقدسی اموری باشد که حق نباشد. ممکن است. نگفتم حتماً هست. ولی ممکن است؛ و بنابراین، فرض دوم ما هم این است که هر چه در این کتاب هم هست حق نیست. در این کتاب هم، مثل هر کتاب دیگری، حق هست و باطل هم هست. حقایق عمیقتر هست. حقایق سطحیتر هم هست.
وقتی شاعر ما میگفت «کی بود تبت یدا مانند یا ارض ابلعی» یک شاعر روشنفکر امروزی قرن بیستویکمی و گرفتار غربزدگی نبود.
شاعر و عارف ما وقتی هزار سال پیش میگفت «کی بود تبت یدا مانند یا ارض ابلعی» یعنی من قبول دارم که در قرآن آیه «تبت یدا ابی لهب و تب» (مسد: ۱) هست و قبول هم دارم که در قرآن آیه «یا ارض ابلعی ماءک و یا سماء اقلعی …» (هود: ۴۴) هم هست.
حتی نمیگفت که یکی از این دو نادرست است، ولی میگفت این کجا و آن کجا. به ابولهب فحشدادن کجا و «یا أرض ابلَعی ماءک و یا سماء أقلِعی» کجا! نمیخواهم پیام آن عارف را تخطئه کنم و نزد شما بهخطا جلوه دهم و بگویم که این شاعر میگفت یکی از آن آیات حق است و دیگری باطل.
شاعر میگفت این آیه هست و آن آیه هم هست، اما این کجا و آن کجا!
حتی بزرگان فرهنگ اسلامی در قدیم کتابهایی به نام جواهر القرآن مینوشتند.
بسیاری از بزرگان فرهنگ ما جواهر القرآن نوشتهاند.
#غزالی جواهر القرآن بسیار معروفی دارد که در ایران هم چاپ شده و به فارسی هم ترجمه شده است. غزالی هزار سال پیش حجه الاسلام و بزرگترین عالم جهان تسنن بود. وی هزار سال پیش در مقدمه کتابش میگوید سرتاسر قرآن حق است، اما آیات قرآن به دو دسته قابل تقسیم است: گوهرها، و صدفها یا خزفها. دستهای از آیات قرآن #گوهرند. بقیه یا #صدفاند که این گوهرها را در دل خودشان نگه داشتهاند، یا اصلاً خزف هستند؛ و بعد میگوید، به نظر من، این آیاتی که من در اینجا گردآوری کردهام جواهر قرآن است. یعنی گوهرها این آیات است. غزالی نمیگوید بقیه آیات ناحق است.
این با سخن من فرق دارد. سخن من از این هم بالاتر میرود. غزالی نمیگوید این آیات باطل است. فقط میگوید فرق است بین این دسته از آیات با دسته دیگری از آیات. برخی آیات گوهر است و بقیه آیات نهایتاً صدف است؛ صدفی که آمده است آن گوهر را نگه دارد و پوستهای است که آمده است آن مغز را حفظ کند. یا اصلاً خزف و سفال است. چیز بیارزشی است. وقتی شاعر میگفت «ما ز قرآن مغز را برداشتیم/ پوست را بهر خران بگذاشتیم» آیا چنین نمیگفت؟
یعنی قرآن پوستهایی هم دارد که ما آن پوستها را برنداشتیم و آنها را برای خران باقی گذاشتیم. البته تعبیر این شاعر کمی رکیک است ولی میخواهد بگوید کسانی هستند که سطح فکرشان آنقدر نازل است که آن آیات برایشان سودمندتر است و کسانی هم هستند که سطح فکر فاخرتر و عالیتری دارند و این آیات برایشان ارزشمند است...
3⃣ما با داشتن یک کتاب مقدس از سایر کتب مقدس بینیاز نیستیم.
اگر ما با چنین رویکردی به متون مقدس رجوع کنیم آنگاه مطالبی مییابیم که زندگیمان را بهبود میبخشد.
@HosseinPourfaraj
☄ https://telegram.me/beshnofekrkon
#مصطفی_ملکیان
برای اینکه رجوع به متون مقدس مثمر ثمر باشد باید #سه€ویژگی را لحاظ کنیم و اگر این سه ویژگی را لحاظ کنیم آنگاه به آن نتیجهای میرسیم که امروز میخواستم آن نتیجه را خدمت شما بگویم؛
1⃣اگر کسی بخواهد حقیقتطلبانه با متون مقدس ادیان و مذاهب سر و کار پیدا کند نباید فرضش بر این باشد که هر چه حق هست در یک متن مقدس آمده است. نه. چنین نیست.
#حقایق فراوانی هست که در این متن مقدس نیامده و باید به سراغ سایر متون مقدس رفت و جای دیگری آنها را پیدا کرد.
یا باید به سراغ آثار #عارفان، #فیلسوفان، شاعران، رماننویسان و روانشناسان رفت و آنها را پیدا کرد.
نباید فرض ما این باشد که هر چه حق است در این کتاب مقدس آمده است؛ آن کتاب مقدس هر کتاب مقدسی که میخواهد باشد.
این فرض اول است. ما نباید بگوییم من هر چه برای زندگیام نیاز دارم در این کتاب هست.
ممکن است حقایق بسیاری برای زندگی تو لازم باشد که در کتابهای دیگر آمده است.
من تعجب میکنم که برخی متدینان با این سخن مخالفت میکنند، در حالی که پیامبر همین دین گفته است:
«اطلبوا العلم ولو بالصین؛ طلب علم کنید ولو به چین».
آیا چینیان به نظر شما مسلمان بودند؟
پس چرا پیامبری که قرآن دارد، به مردم میگوید بروید و علم را ولو در چین طلب کنید؟ چرا؟
آیا مردم میتوانستند به پیامبر بگویند خوب شما که قرآن را برای ما آوردهای، ما دیگر کجا برویم؟ چرا به چین برویم؟
این معنایش این است که فکر نکنید هر چه هست در اینجا است...
2⃣هر چه در این کتاب مقدس است #حق نیست.
نباید گمان کنیم هر چه در متن مقدس هست حق است.
باید ببینیم آیا #عقل و وجدان اخلاقی ما میتواند آنچه را در متن مقدس هست بپذیرد یا نه.
ممکن است در هر کتاب مقدسی اموری باشد که حق نباشد. ممکن است. نگفتم حتماً هست. ولی ممکن است؛ و بنابراین، فرض دوم ما هم این است که هر چه در این کتاب هم هست حق نیست. در این کتاب هم، مثل هر کتاب دیگری، حق هست و باطل هم هست. حقایق عمیقتر هست. حقایق سطحیتر هم هست.
وقتی شاعر ما میگفت «کی بود تبت یدا مانند یا ارض ابلعی» یک شاعر روشنفکر امروزی قرن بیستویکمی و گرفتار غربزدگی نبود.
شاعر و عارف ما وقتی هزار سال پیش میگفت «کی بود تبت یدا مانند یا ارض ابلعی» یعنی من قبول دارم که در قرآن آیه «تبت یدا ابی لهب و تب» (مسد: ۱) هست و قبول هم دارم که در قرآن آیه «یا ارض ابلعی ماءک و یا سماء اقلعی …» (هود: ۴۴) هم هست.
حتی نمیگفت که یکی از این دو نادرست است، ولی میگفت این کجا و آن کجا. به ابولهب فحشدادن کجا و «یا أرض ابلَعی ماءک و یا سماء أقلِعی» کجا! نمیخواهم پیام آن عارف را تخطئه کنم و نزد شما بهخطا جلوه دهم و بگویم که این شاعر میگفت یکی از آن آیات حق است و دیگری باطل.
شاعر میگفت این آیه هست و آن آیه هم هست، اما این کجا و آن کجا!
حتی بزرگان فرهنگ اسلامی در قدیم کتابهایی به نام جواهر القرآن مینوشتند.
بسیاری از بزرگان فرهنگ ما جواهر القرآن نوشتهاند.
#غزالی جواهر القرآن بسیار معروفی دارد که در ایران هم چاپ شده و به فارسی هم ترجمه شده است. غزالی هزار سال پیش حجه الاسلام و بزرگترین عالم جهان تسنن بود. وی هزار سال پیش در مقدمه کتابش میگوید سرتاسر قرآن حق است، اما آیات قرآن به دو دسته قابل تقسیم است: گوهرها، و صدفها یا خزفها. دستهای از آیات قرآن #گوهرند. بقیه یا #صدفاند که این گوهرها را در دل خودشان نگه داشتهاند، یا اصلاً خزف هستند؛ و بعد میگوید، به نظر من، این آیاتی که من در اینجا گردآوری کردهام جواهر قرآن است. یعنی گوهرها این آیات است. غزالی نمیگوید بقیه آیات ناحق است.
این با سخن من فرق دارد. سخن من از این هم بالاتر میرود. غزالی نمیگوید این آیات باطل است. فقط میگوید فرق است بین این دسته از آیات با دسته دیگری از آیات. برخی آیات گوهر است و بقیه آیات نهایتاً صدف است؛ صدفی که آمده است آن گوهر را نگه دارد و پوستهای است که آمده است آن مغز را حفظ کند. یا اصلاً خزف و سفال است. چیز بیارزشی است. وقتی شاعر میگفت «ما ز قرآن مغز را برداشتیم/ پوست را بهر خران بگذاشتیم» آیا چنین نمیگفت؟
یعنی قرآن پوستهایی هم دارد که ما آن پوستها را برنداشتیم و آنها را برای خران باقی گذاشتیم. البته تعبیر این شاعر کمی رکیک است ولی میخواهد بگوید کسانی هستند که سطح فکرشان آنقدر نازل است که آن آیات برایشان سودمندتر است و کسانی هم هستند که سطح فکر فاخرتر و عالیتری دارند و این آیات برایشان ارزشمند است...
3⃣ما با داشتن یک کتاب مقدس از سایر کتب مقدس بینیاز نیستیم.
اگر ما با چنین رویکردی به متون مقدس رجوع کنیم آنگاه مطالبی مییابیم که زندگیمان را بهبود میبخشد.
@HosseinPourfaraj
☄ https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
#مرگ و #مرگ_اندیشی
استاد #ملکیان
تلخیص سخنرانی : 👇
#نیچه : اگر چه #مرگ تمام شدن زندگی است ، ولی #مرگ_اندیشی سرآغاز زندگی است .
اشاره ای به 4 تلقی از #مرگ :
1⃣تولد هر لحظه ، مساویست با #مرگ_لحظه قبل
2⃣ مدت زمان #احتضار ( قبل از
مرگ )
3⃣ #مرگ_جسم و تمام شدن زندگی
4⃣ #پس از مرگ
و اما #مرگ_اندیشی نیز 3 تلقی دارد 👇
1⃣ شخص متوجه #ناماندگی زندگی دنیایی خود هست .
2⃣ #ترسیدن از مرگ
3⃣ توجه به #انعکاس عمل امروزی ما در پس از مرگ
محمد صالحی
@sokhanranihaa
☄ @beshnofekrkon
استاد #ملکیان
تلخیص سخنرانی : 👇
#نیچه : اگر چه #مرگ تمام شدن زندگی است ، ولی #مرگ_اندیشی سرآغاز زندگی است .
اشاره ای به 4 تلقی از #مرگ :
1⃣تولد هر لحظه ، مساویست با #مرگ_لحظه قبل
2⃣ مدت زمان #احتضار ( قبل از
مرگ )
3⃣ #مرگ_جسم و تمام شدن زندگی
4⃣ #پس از مرگ
و اما #مرگ_اندیشی نیز 3 تلقی دارد 👇
1⃣ شخص متوجه #ناماندگی زندگی دنیایی خود هست .
2⃣ #ترسیدن از مرگ
3⃣ توجه به #انعکاس عمل امروزی ما در پس از مرگ
محمد صالحی
@sokhanranihaa
☄ @beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
🎙 آیا بشر #پیروز میشود؟
🗣 #آذرخش_مکری (روانپزشک)
در این #سخنرانی :
#مقایسه ای آماری بین قبل از #مدرنیته و دوران مدرن در #ویژگیهای منفی اجتماعی بشر انجام گرفته
از #قبیل :
#جنایت
#خودکشی
#شکنجه
#فقر
#نابرابری
#مرگ و میر
کوتاهی #عمر
#بیخردی
و ...
و سپس #نتیجه می گیرد که همه این ویژگیها در همه دوران ها بوده است
ولی در عصر #کنونی رو به #کاهشند .
و این #نویدی است بر اینکه جهان بسوی جهان #بهتر پیش می رود .
اینکه #امروزه فکر می کنیم موارد فوق گسترش یافته ، به این دلیل است که :
در #گذشته نه ابزار جهانی #جمع آوری اطلاعات از آنها وجود داشته ،
و نه #رسانه های جمعی جهانی که این آمار را به چشم و گوش همگان برساند .
اختتامیه سومین کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران، ۳۱ فروردین ۹۸
فایل پاورپوینت این سخنرانی
🌾 @DrAzarakhshMokri
☄ @beshnofekrkon
🗣 #آذرخش_مکری (روانپزشک)
در این #سخنرانی :
#مقایسه ای آماری بین قبل از #مدرنیته و دوران مدرن در #ویژگیهای منفی اجتماعی بشر انجام گرفته
از #قبیل :
#جنایت
#خودکشی
#شکنجه
#فقر
#نابرابری
#مرگ و میر
کوتاهی #عمر
#بیخردی
و ...
و سپس #نتیجه می گیرد که همه این ویژگیها در همه دوران ها بوده است
ولی در عصر #کنونی رو به #کاهشند .
و این #نویدی است بر اینکه جهان بسوی جهان #بهتر پیش می رود .
اینکه #امروزه فکر می کنیم موارد فوق گسترش یافته ، به این دلیل است که :
در #گذشته نه ابزار جهانی #جمع آوری اطلاعات از آنها وجود داشته ،
و نه #رسانه های جمعی جهانی که این آمار را به چشم و گوش همگان برساند .
اختتامیه سومین کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران، ۳۱ فروردین ۹۸
فایل پاورپوینت این سخنرانی
🌾 @DrAzarakhshMokri
☄ @beshnofekrkon
Telegram
attach📎
🎙 آیا بشر #پیروز میشود؟
🗣 #آذرخش_مکری (روانپزشک)
در این #سخنرانی :
#مقایسه ای آماری بین قبل از #مدرنیته و دوران مدرن در #ویژگیهای منفی اجتماعی بشر انجام گرفته
از #قبیل :
#جنایت
#خودکشی
#شکنجه
#فقر
#نابرابری
#مرگ و میر
کوتاهی #عمر
#بیخردی
و ...
و…
🗣 #آذرخش_مکری (روانپزشک)
در این #سخنرانی :
#مقایسه ای آماری بین قبل از #مدرنیته و دوران مدرن در #ویژگیهای منفی اجتماعی بشر انجام گرفته
از #قبیل :
#جنایت
#خودکشی
#شکنجه
#فقر
#نابرابری
#مرگ و میر
کوتاهی #عمر
#بیخردی
و ...
و…
#پژوهشی_در_عرفان_اسلامی
🔴تأثیر #ادیان_شرقی بر #عرفان_اسلامی
🔹من شکی ندارم، در جای دیگری هم گفته ام، #بلخ در واقع ام البلاد آئین #بودا است، خود بودا اهل بلخ بود، در بلخ زایده شده بود و در بلخ زندگی کرده بود..
در روزگار باستان یعنی قبل از اینکه #اسلام وارد مناطق شرق جهان بشود و به ایران و بعد از آن به افغانستان و جاهای دیگر برسد، واقعاً مهین شهر و ام البلاد آئین بودا بلخ بود.
آنهایی که ما امروز از آنها تعبیر می کنیم به #افغانیان در واقع، عموماً #بودایی بودند، خب مسلماً بعدها افغانیان مسلمان شدند و در این شکی نداریم. من هم نمیخواهم بگویم لزوماً با زور شمشیر مسلمان شدند، اصلا و ابدا چنین ادعایی نمیخواهم بکنم.
اما مسئله بر سر این است که وقتی آدم حتی طوعاً، حتی رغبتاً دین خودش را عوض می کند باز هم بازمانده ها و #رسوبات فرهنگی و فکری که قرن ها، بلکه هزاره هایی در گوشت و پوست و خون نیاکانش وجود داشته، این ها یک شبه با یک کلمه شهادتین گفتن متفاوت نمی شود.
بنابراین وقتی که شما #خراسان بزرگ قدیم را که شامل بلخ هم میشود نگاه می کنید می بینید مسلمانی بزرگان این خراسان بزرگ یک مسلمانی متفاوتی است با بقیه .
تقریباً بزرگ ترین #رجال_عرفان عملی ما از خراسان بزرگ برخواسته اند، شما از ابو سعید ابوالخیر بگیرید تا عطار نیشابوری و همین مولانایی که الان محل بحث خود ما است، اینها یک تلقی دیگری دارند.
🔹 حالا این تلقی دیگر را (هر تعبیری که من بکنم ممکن است شما ایراد و اشکال کنید ) چه بسا بشود گفت #اسلام_عرفانی (البته این تعبیر هم غلط است)، یعنی اسلامی که به دو نکته بیشتر از هر چیزی توجه دارد:
یکی به #خودسازی و سیر و سلوک اخلاقی، و یکی هم توجه به #عمل تا نظر، توجه بیشتر به آن چیزی که به عمل مربوط می شود و آثار و نتایجش در عمل ما ظاهر می شود تا آن که فقط به عالم نظر مربوط میشود و نظریه پردازی ها و انتزاعیات.
من واقعاً اعتقادم براین است که این وجود داشته در آن فرهنگ، و از این لحاظ هم آن چیزی که در این خراسان بزرگ پدید آمده است به نظر من متفاوت است با آن چیزی که مثلاً ما در اندلس میبینیم، یا در خود شبه جزیرهای عربستان میبینیم.
خیلی متفاوت است از این لحاظ فکر می کنم که خود #مولانا هم مسلماً تحت تأثیر محیط و جوی که در آن زمان داشته است بوده، اگر چه مسلماً یک مسلمان ارتدکس هم است..
نفاق و ریایی هم ندارد، مسلمان بوده در مسلمانی اش و در خلوص نیست اش در مسلمانی شکی ندارم، ولی بالاخره این آب و رنگ (آب و رنگ شرق، ادیان شرقی) در آثار مولانا به نظر من وجود دارد.
🔹شما همین بحث #فناء فی الله را وقتی نگاه می کنید - من نمی گویم شما بروید این جا و آنجا یک گوشه ای یک حدیثی پیدا کنید که لغت فناء در آن وجود داشته باشد- فناء فی الله اساساً یک اندیشه ی شرقی است.
همان #نیروانای آئین بودا است. و الی ماشاء الله مسایل دیگر، از جمله همین تبعیت بسیار غلاظ و شدادی که از پیر باید داشت. این یک امر بودائیانه است.
#مصطفی_ملکیان
☄ @beshnofekrkon
🔴تأثیر #ادیان_شرقی بر #عرفان_اسلامی
🔹من شکی ندارم، در جای دیگری هم گفته ام، #بلخ در واقع ام البلاد آئین #بودا است، خود بودا اهل بلخ بود، در بلخ زایده شده بود و در بلخ زندگی کرده بود..
در روزگار باستان یعنی قبل از اینکه #اسلام وارد مناطق شرق جهان بشود و به ایران و بعد از آن به افغانستان و جاهای دیگر برسد، واقعاً مهین شهر و ام البلاد آئین بودا بلخ بود.
آنهایی که ما امروز از آنها تعبیر می کنیم به #افغانیان در واقع، عموماً #بودایی بودند، خب مسلماً بعدها افغانیان مسلمان شدند و در این شکی نداریم. من هم نمیخواهم بگویم لزوماً با زور شمشیر مسلمان شدند، اصلا و ابدا چنین ادعایی نمیخواهم بکنم.
اما مسئله بر سر این است که وقتی آدم حتی طوعاً، حتی رغبتاً دین خودش را عوض می کند باز هم بازمانده ها و #رسوبات فرهنگی و فکری که قرن ها، بلکه هزاره هایی در گوشت و پوست و خون نیاکانش وجود داشته، این ها یک شبه با یک کلمه شهادتین گفتن متفاوت نمی شود.
بنابراین وقتی که شما #خراسان بزرگ قدیم را که شامل بلخ هم میشود نگاه می کنید می بینید مسلمانی بزرگان این خراسان بزرگ یک مسلمانی متفاوتی است با بقیه .
تقریباً بزرگ ترین #رجال_عرفان عملی ما از خراسان بزرگ برخواسته اند، شما از ابو سعید ابوالخیر بگیرید تا عطار نیشابوری و همین مولانایی که الان محل بحث خود ما است، اینها یک تلقی دیگری دارند.
🔹 حالا این تلقی دیگر را (هر تعبیری که من بکنم ممکن است شما ایراد و اشکال کنید ) چه بسا بشود گفت #اسلام_عرفانی (البته این تعبیر هم غلط است)، یعنی اسلامی که به دو نکته بیشتر از هر چیزی توجه دارد:
یکی به #خودسازی و سیر و سلوک اخلاقی، و یکی هم توجه به #عمل تا نظر، توجه بیشتر به آن چیزی که به عمل مربوط می شود و آثار و نتایجش در عمل ما ظاهر می شود تا آن که فقط به عالم نظر مربوط میشود و نظریه پردازی ها و انتزاعیات.
من واقعاً اعتقادم براین است که این وجود داشته در آن فرهنگ، و از این لحاظ هم آن چیزی که در این خراسان بزرگ پدید آمده است به نظر من متفاوت است با آن چیزی که مثلاً ما در اندلس میبینیم، یا در خود شبه جزیرهای عربستان میبینیم.
خیلی متفاوت است از این لحاظ فکر می کنم که خود #مولانا هم مسلماً تحت تأثیر محیط و جوی که در آن زمان داشته است بوده، اگر چه مسلماً یک مسلمان ارتدکس هم است..
نفاق و ریایی هم ندارد، مسلمان بوده در مسلمانی اش و در خلوص نیست اش در مسلمانی شکی ندارم، ولی بالاخره این آب و رنگ (آب و رنگ شرق، ادیان شرقی) در آثار مولانا به نظر من وجود دارد.
🔹شما همین بحث #فناء فی الله را وقتی نگاه می کنید - من نمی گویم شما بروید این جا و آنجا یک گوشه ای یک حدیثی پیدا کنید که لغت فناء در آن وجود داشته باشد- فناء فی الله اساساً یک اندیشه ی شرقی است.
همان #نیروانای آئین بودا است. و الی ماشاء الله مسایل دیگر، از جمله همین تبعیت بسیار غلاظ و شدادی که از پیر باید داشت. این یک امر بودائیانه است.
#مصطفی_ملکیان
☄ @beshnofekrkon
بر دریا کنار #مثنوی
دکتر #صاحبی
انسان با #سه_چالش در زندگی خود روبروست :
1⃣ با #طببعت
2⃣ با #جامعه
3⃣ با #خود
#عرفان در بخش #سوم ، بسیار کارگشاست و مولانا بر تارک این قله ایستاده است ،
اما #دو_چالش دیگر را باید در جای دیگر جستجو کرد .
#مدت_زمان فایل صوتی : ۴۵ دقیقه
☄ @beshnofekrkon
دکتر #صاحبی
انسان با #سه_چالش در زندگی خود روبروست :
1⃣ با #طببعت
2⃣ با #جامعه
3⃣ با #خود
#عرفان در بخش #سوم ، بسیار کارگشاست و مولانا بر تارک این قله ایستاده است ،
اما #دو_چالش دیگر را باید در جای دیگر جستجو کرد .
#مدت_زمان فایل صوتی : ۴۵ دقیقه
☄ @beshnofekrkon
Telegram
attach📎
بر دریا کنار #مثنوی
دکتر #صاحبی
انسان با #سه_چالش در زندگی خود روبروست :
1⃣ با #طببعت
2⃣ با #جامعه
3⃣ با #خود
#عرفان در بخش #سوم ، بسیار کارگشاست و مولانا بر تارک این قله ایستاده است ،
اما #دو_چالش دیگر را باید در جای دیگر جستجو کرد .
❤️ @eshghonava
دکتر #صاحبی
انسان با #سه_چالش در زندگی خود روبروست :
1⃣ با #طببعت
2⃣ با #جامعه
3⃣ با #خود
#عرفان در بخش #سوم ، بسیار کارگشاست و مولانا بر تارک این قله ایستاده است ،
اما #دو_چالش دیگر را باید در جای دیگر جستجو کرد .
❤️ @eshghonava
👍1