باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
🍃🍃 #عشق، #دلبستگی، #بی_ثباتی_عالم

🔹تفکیک بین عشق و دلبستگی به جهت تاریخی به #بودا بر می‌گردد اما در همه‌ی عرفان‌ها پذیرفته شده است.

البته بودا تعبیر « #شفقت» را به‌کار می‌بُرد و نه #عشق.

#بودا می‌گفت ما باید نسبت به همه‌ی موجودات، #شفقت داشته باشیم.
می‌گفت #علت درد و رنج بشر، #دلبستگی است و نجات‌دهنده‌ی انسان از همه‌ی درد و رنج‌ها #عشق است.
یعنی تا این حد این دو را در تقابل همدیگر قرار می‌داد.

🔻 #بودا می‌گفت #عشق به یک موجود #سه_مؤلفه دارد:

1️⃣اول اینکه هر #خوشی‌ای که امکان‌پذیر است از معشوقت #جذب وجود خودت کنی، حتماً جذب وجود خودت بکنی.

یعنی همه‌ی #خوشی‌هایی که از آن موجود، بالقوه می‌توانی دریافت کنی، بالفعل دریافت کنی.

وگر نه بعداً #حسرت خواهی خورد.

2️⃣دوم اینکه هر #خوبی‌ای که می‌توانم در حق معشوقم انجام دهم، انجام دهم.

یعنی التزام صددرصد به #وظایف اخلاقی‌ای که من در قِبال معشوقم دارم.

3️⃣ویژگی سوم چیزی است که به سبب آن بودا را گاهی #پیامبر_سنگدل می‌گویند.

آن اینکه، اگر به هر جهتی معشوق #ناپدید شد، یا به دلیل اینکه واقعاً نابوده شده یا اینکه از منظر و مرئای من بیرون رفته است، من باید چنان رفتار کنم که آن معشوق، گویا اصلا ً #وجود_نداشته است.

🔹ما وقتی به #عشق‌های گذشته‌مان نگاه می‌کنیم، وقتی می‌فهمیم که #خوشی لازم را از حضور معشوق، جذب نکرده‌ایم « #حسرت» می‌خوریم.

وقتی یاد می‌آوریم که #وظایف اخلاقی خود را در قبال معشوق به خوبی انجام نداده‌ایم « #پشیمانی» عایدمان می‌شود.

« #حسرت»، ناشی از ادراک #فرصت‌های از دست‌رفته است.

#پشیمانی ناشی از این است که می‌دانم #وظیفه‌ی اخلاقی را انجام نداده‌ام.

وقتی هم با #غیاب_معشوق نمی‌توانیم کنار بیاییم دچار « #اندوه» می‌شویم.

🔹 #بودا می‌گفت #اندوه تو به این جهت است که نمی‌دانی در جهانی زندگی می‌کنی که یگانه اصل ثابت در این جهان، اصل « #بی_ثباتی» است.

به گمان من این مُخِ حکمت جهانی و یک زندگی حکیمانه است.
این که بدانی در جهانی زندگی می‌کنی که تنها چیز ثابت در این جهان، « #بی_ثباتی» است.

فکر می‌کنیم وقتی کسی #معشوق ما شد، تا #ابد معشوق ما خواهد ماند بنابراین چون او را از دست می‌دهیم #اندوه‌زده می‌شویم.

غافل از اینکه ارتباط #عاطفی بین دو انسان هم مثل سایر امور هستی، #ناپایدار است.

همه‌ی کسانی که به خاطر از دست دادن چیز محبوبی #تأسف می‌خورند به این خاطر است که گمان می‌بُرده‌اند در جهانی زندگی می‌کردند که #ثبات دارد.

🔹 #علی ابن ابی‌طالب می‌گفت: «الزُّهْدُ کلُّهُ بَینَ کلِمَتَینِ مِنَ الْقُرْآنِ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ (لِکیلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَکمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکمْ) وَ مَنْ لَمْ یأْسَ عَلَى الْمَاضِی وَ لَمْ یفْرَحْ بِالْآتِی فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَیهِ» دو کلمه از قرآن «زهد» را تفسیر می‌کند:
«تا بر آنچه از دست داده‌اید #تأسّف مخورید، و بدانچه دست یافته‌اید #شادمان نگردید».
و آن که بر گذشته تأسّف نخورَد و بر آنچه دست‌یافته شادمان نگردد #زاهد کامل است.»(نهج‌البلاغه، حکمت431)

🔹وقتی چیزی به #کف آوردید #شاد نشوید و وقتی از #کف دادید، #ناشاد نشوید.

چرا؟ چون #ثباتی نیست.

دو صفحه‌ی آخر از دعای #عرفه که آن دو صفحه به #اشتباه به امام حسین نسبت داده می‌شود و در واقع متعلق به «ابوعبدالله نِفَّری» است که از #عارفان غرب جهان اسلام و صاحب دو کتاب «المواقف» و «المخاطبات» است که به نظر من شاهکار عرفان جهانی است و این دوصفحه از دعای معروف عرفه، بخشی از کتاب «المواقف» ایشان است.

آنجا آمده:«إِلَهِی إِنَّ اخْتِلافَ تَدْبِیرِک وَ سُرْعَةَ طَوَاءِ مَقَادِیرِک مَنَعَا عِبَادَک الْعَارِفِینَ بِک عَنِ السُّکونِ إِلَى عَطَاءٍ وَ الْیأْسِ مِنْک فِی بَلاءٍ.»

می‌گوید خدایا، آمد و شد و #جایگزینی مدام طرح و نقشه‌های تو و دگرگونی پُرشتاب تصمیم‌هایت(این دو پدیده) مانع می‌شوند که عارفان به عطای تو آرام گیرند و در بلای تو نومید شوند.

🔹نه در #شادی در امانم و نه در #اندوه نومید.

همه‌ی اینها به زبان #فلسفی یعنی جهان، جهان #بی_ثباتی است و تو وقتی #محبوبت را از دست می‌دهی باید بگویی «آهان! عجب، پس اصل بی‌ٍثباتی شامل تو هم شد. #انتظارش را داشتم.»

این‌جوری است که #بوداوار عاشق شده‌ای.
اما من و شما با رفتن محبوب، ستون خیمه‌ِ زندگی‌مان از هم می‌پاشد، چون گمان کرده‌ بودیم تضمینی وجود دارد.

در حالیکه این #تضمین در هیچ‌یک از پدیده‌های جهان هستی وجود ندارد.اگر نه تنها فهم ذهنی، بلکه « #هضم_وجودی» نسبت به این اصل پیدا کنیم، زندگی بسیار خوش‌تر، بسیار خوب‌تر و بسیار ارزشمند‌تر خواهیم داشت.

🍎مصطفی ملکیان،12 آموزه مشترک عارفان
@mostafamalekian

https://telegram.me/beshnofekrkon
شفاعت
آیت الله محمد صادقی تهرانی
#شفاعت

#نقد_انحرافاتی که در باب شفاعت و شعائر حسینی موجود است که ریختن قطره ای اشک برای امام حسین را پاک کننده کل گناهان می دانند،

و همچنین انتقاد از #خرافات_فقه_اسلامی

@beshnofekrkon
آیا #شفاعت یک نوع #پارتی‌بازی است؟

✍🏻 شهید #مطهری می‌نویسد:

«نوع نادرست #شفاعت که به دلایل عقلی و نقلی مردود شناخته شده است این است که گناه‌کار بتواند وسیله‌ای برانگیزد و به توسط آن از نفوذ حکم الهی جلوگیری کند، درست همان طوری که در پارتی‌بازی‌های اجتماعات منحطّ بشری تحقق دارد.

بسیاری از #عوام مردم شفاعت انبیا و ائمه (ع) را چنین می‌پندارند؛ می‌پندارند که پیغمبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و حضرت زهرا (س) و ائمه اطهار، خصوصاً امام حسین (ع)، #متنفّذهایی هستند که در دستگاه خدا اعمال #نفوذ می‌کنند، اراده خدا را تغییر می‌دهند و قانون را #نقض می‌کنند.

#اعراب زمان جاهلیت نیز درباره #بت‌هایی که شریک خداوند قرار می‌دادند همین تصور را داشتند؛
آنان می‌گفتند که #آفرینش منحصراً در دست خداست و کسی با او در این کار شریک نیست، ولی در #اداره جهان بت‌ها با او شرکت دارند. شرک #اعراب جاهلیت #شرک در ” #خالق“ نبود، #شرک در ” #رب“ بود. [...]

اگر در میان #مسلمانان هم کسی چنین معتقد شود که در کنار دستگاه سلطنت ربوبی سلطنتی دیگر هم وجود دارد و در مقابل آن دست‌درکار است، چیزی جز #شرک نخواهد بود.

اگر کسی گمان کند که تحصیل #رضا و خشنودی خدای متعال راهی دارد و تحصیل رضا و خشنودی فرضاً امام #حسین (ع) راهی دیگر دارد و هریک از این دو جداگانه ممکن است سعادت انسان را تأمین کند دچار #ضلالت بزرگی شده است.

در این پندار غلط چنین گفته می‌شود که خدا با چیزهایی راضی می‌شود و امام حسین (ع) با چیزهایی دیگر؛ #خدا با انجام دادن #واجبات مانند نماز، روزه، حج، جهاد، زکات، راستی، درستی، خدمت به خلق، برّ [= نیکی] به والدین و امثال اینها و با ترک گناهان از قبیل دروغ، ظلم، غیبت، شراب‌خواری و زنا راضی می‌گردد،

ولی امام #حسین (ع) با این کارها کاری ندارد، #رضای او در این است که مثلاً برای فرزند جوانش علی اکبر (ع) #گریه و یا لااقل تباکی [= تظاهر به گریه] کنیم؛ حساب امام حسین (ع) از حساب خدا جداست.

به دنبال این تقسیم چنین نتیجه گرفته می‌شود که تحصیل رضای خدا دشوار است، زیرا باید کارهای زیادی را انجام داد تا او راضی گردد، ولی تحصیل خشنودی امام حسین (ع) سهل است، فقط #گریه و سینه زدن؛ و زمانی که خشنودی امام حسین (ع) حاصل گردد، او در دستگاه خدا #نفوذ دارد، شفاعت می‌کند و کارها را درست می‌کند، حساب نماز و روزه و حج و جهاد و انفاق فی سبیل الله که انجام نداده‌ایم همه تصفیه می‌شود و گناهان هرچه باشد با یک فوت از بین می‌رود!

این‌چنین تصویری از شفاعت نه تنها #باطل و نادرست است، بلکه #شرک در ربوبیت است و به ساحت پاک #امام_حسین (ع) که بزرگ‌ترین افتخارش ”عبودیت“ و بندگی خداست نیز اهانت است [...].

امام حسین (ع) کشته نشد برای اینکه ــ العیاذ بالله ــ دستگاهی در مقابل دستگاه خدا یا شریعت جدش رسول خدا به وجود آورد، راه فراری از قانون خدا نشان دهد.» (مطهری، ۱۳۵۲: ۲۲۴ ــ ۲۲۵)

« #شفاعت امام حسین (ع) به این صورت نیست که برخلاف رضای خدا و اراده او چیزی را از خدا بخواهد. [...]

امام حسین (ع) شفیع کسانی است که از مکتب او #هدایت یافته‌اند؛ او شفیع کسانی نیست که مکتبش را وسیله گمراهی ساخته‌اند.

از این نکته نباید غفلت ورزید که همان‌طوری که از #قرآن کریم گروهی هدایت یافته‌اند و گروهی گمراه شده‌اند، از مکتب امام حسین (ع) نیز گروهی هدایت شده و گروهی گمراه گشته‌اند و این مربوط به خود مردم است.» (همان: ۲۲۹)

📚 مطهری، مرتضی (۱۳۵۲). عدل الهی. چاپ ؟. تهران: انتشارات صدرا.

🆔 @andishehvarzi

📷 yon.ir/gyJeU

http://t.me/motahari_ir/1560

#مطلب_زیر قابل تامل است 👇👇

#مفهوم_شفاعت

https://telegram.me/beshnofekrkon/552
👍2
برداشتی از آخرین سفارشات پیامبر در حجه الوداع - 1

پیامبر اکرم (ص) ، 76 روز قبل از رحلت ، در زمانی که در سفر حجه الوداع ، در مکه حضور داشتند ، در پایان حج خود ، قبل از بازگشت به مکه ، سه خطبه در مکان های " عرفات – روز عرفه ، 9 ذی الحجه سال دهم هجرت " ، " منی – روز عید قربان ، 10 ذی الحجه سال دهم هجرت " و " غدیر خم – 18 ذی الحجه سال دهم هجرت " ایراد کردند .

ایشان در این سه محل ، خطوط اساسی اندیشه اسلام ناب محمدی را بیان و آموز شهای لازم را به مردم گوشزد نمودند .

ابتدا لازم است خطوط اساسی دعوت پیامبر به اجمال بیان شود :

1- بشر هیچگاه بی خدا نبوده ولی مشرکانه خدا را پرستش می کرد ه است . ( و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل ا تنبئون الله بما لا يعلم في السماوات و لا في الارض سبحانه و تعالي عما يشركون – یونس 18 )

2 – هدف ارسال پیامبران : " و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون - انبیا 25 )

• پیامبر در تمام دوره رسالت خود هدفی جز رسیدن به یک جامعه اخلاقی توحيدي با تلاشهای فرهنگی دنبال نکرد .

• اولین اعلام : انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1

• توصیه های تبلیغی : وقتی معاذ بن جبل را برای دعوت و تبلیغ مردم یمن قبل حجة الوداع فرستاد , به او سفارش آسان گيري و مداراي با مردم فرمود : یا معاذ بشّر و لا تنفّر , یسّر و لا تعسّر - صحیح بخاری, ج 5/ 204.

3 - قرآن ، هدایت خداوند را در دو بخش اساسی زیر عنوان می کند :

• دین ، که اصول اساسی جهان بینی توحیدی را بیان می کند .
• شریعت ، که رهنمون عملی انسان در مناسبات فردی ، اجتماعی و الهی است .

4 – شریعت شامل دو بخش است :

• احکام عبادی : سیر و سلوک فرد در ارتباط با خدا را مدیریت میکنند . ( نماز و حج و روزه )
• احکام غیر عبادی : روابط اجتماعی و مناسبات فرد و جامعه را تنظیم میکنند . (حقوق ، قضا ، اقتصاد ، سیاست ، معاملات و ... )

5 – احکام غیر عبادی : احكامي هستند كه بر اساس بناي عقلا بنياد گذاشته شده و به امضاي شرع رسيده است . چنين تأييدي از سوي شارع نشان مي‎دهد كه بخشي از ره آوردهاي بشري در تنظيم روابط اجتماعي پذيرفته شده است .
( کتاب اسلام دین فطرت ص 70 تا 74 ؛ آیه الله منتظری )

• احمد قابل : اکثر احکام اسلام ، احکامی امضائی‌اند . شریعت فرصت یافته تا از میان نسخه‌های متفاوت عقلانی ، گزینش کند و آنچه را برتر دانسته ( خواه برتری نسبی باشد یا مطلق ) به صور گوناگون ( مستحب، واجب، مکروه یا حرام ) مطالبه کند و در مواردی که ترجیحی وجود نداشته ، آن را « مباح » بشمارد. ( شریعت عقلانی ، 4 ، بخش 3 )

7- روش گزینش پیامبر منتج به موارد زیر است :

• سیره و فهم عقلای جامعه را برای قانون گذاري ، اعتبار بخشید .
• تغییرپذیری قوانین را ذاتی آنها اعلام کرد .
• نوسازی باید تدریجی باشد .

8- با این توضیحات : شریعت جریانی است سیال در تقنین در محدوده 3 ویژگی زیر :

• حد فهم و بلوغ اجتماعی روز
• قابلیت اجرایی
• امکانات اجرایی

و رعایت 3 اصل زیر :

• عادلانه بودن
• عاقلانه بودن
• اخلاق مدار بودن ( رعایت کرامت انسانی )

آیه اله منتظری : وقتي عقل را به عنوان يكي از ادله احكام شرعي پذيرفته ايم و سيره عقلا - كه ردع آن از سوي شارع احراز نشده باشد - را در همين جهت ، معتبر و حجت مي‎دانيم، هر روش عقلاني كه به نحو اطمينان بتواند مقصود شارع مقدس را برآورده سازد روشي شرعي نيز هست، و همه اين امور بر طريقيت (وسيله بودن) احكام شرع مقدس در عموم امور غير عبادي دلالت مي‎كنند و نه موضوعيت (هدف بودن) آنها ( اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص 702 تا 705 " )

9- بنابراین احکام اجتماعی اسلام ویژگی ثابت ذاتی ندارند .

"حلال محمد حلال أبدا الي يوم القيامة و حرامه حرام أبدا الي يوم القيامة
مقصود از تغييرناپذير بودن احكام الهي - كه در حديث فوق به آن اشاره شد - تغييرناپذيري حكم شارع با محفوظ بودن و بقاي موضوع آن است . زيرا نسبت هر حكمي به موضوع خود مانند نسبت معلول به علت است و با بقاي علت، انعدام و زوال معلول عقلا ممكن نخواهد بود. بنابراين در صورت تغيير در موضوع و در نتيجه زوال موضوع اول، حكم آن نيز تغيير مي‎يابد.
منبع : کتاب اسلام دین فطرت ص 55 تا 60 ؛ آیه الله منتظری


محمد صالحی ۱۵ / ۶ / ۹۴
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :

https://telegram.me/beshnofekrkon/558
برداشتی از آخرین سفارشات پیامبر در حجه الوداع - 2

آنچه ذیلا آورده شده است بخشی از خطوط اصلی مانیفست پيامبر می باشد كه در حجه الوداع بيان شده است :

۱- تساوی حقوق شهروندی شهروندان :

الناس فی الاسلام سواء، الناس طف الصاع لادم و حوآء، لا فضل عربی علی عجمی، و لا عجمی علی عربی الا بتقوی الله! الا هل بلغت؟ ! قالوا: نعم! قال : اللهم اشهد.

- مردم در اسلام مساوی هستند، تمام افراد مردم هر یک همچون پیمانه پر بدون تفاوت، از آدم و حوا هستند، هیچیک از مردمان عرب را بر عجم فضیلتی نیست، و هیچیک از مردمان عجم را بر عرب فضیلتی نیست، مگر به پرهیزگاری و تقوای خدائی.

آیا من ابلاغ کردم و مطلب را رساندم؟ !
گفتند: بلی! آن حضرت گفت: بار پروردگارا شاهد باش‏? !

تذکر : تقوا معیاریست مربوط به قیامت و بازشناسی خداوند و ارتباطی به حقوق شهروندی دنیایی ندارد .

۲- توصیه به حقوق زن :

اوصیکم بالنساء خیرا ، فانما هن عوان عندکم ، لا یملکن لانفسهن شیئا، و انما اخذ تموهن بامانة الله، و استحللتم فروجهن بکتاب الله، و لکم علیهن حق، و لهن علیکم حق کسوتهن و رزقهن بالمعروف، و لکم علیهن الا یوطئن فراشکم احدا، و لا یاذن فی بیوتکم الا بعلمکم و اذنکم، فان فعلن شیئا من ذلک فاهجروهن فی المضاجع و لاتضربوهن ..

الاهل بلغت؟ !
قالوا: نعم! قال: اللهم اشهد!
خصال صدوق , باب منش های دوازده گانه ( ص ۴۸۷ ح ۶۳ )

من شما را درباره حمایت و پاسداری از زنان سفارش می‏کنم که به نیکوئی و خوبی با آنان رفتار کنید، چون ایشان در نزد شما متحمل کارهای سخت و دشوار می‏شوند، و برای خودشان چیزی ندارند، و شما به امانت‏خدا آنها را گرفته‏اید، و به حکم خدا و کتاب خدا، بر شما حلال شده اند !

از برای شما بر عهده آنها حقی است، و از برای آنها بر عهده شما حقی است، حق آنها بر شما آنست که لباس و پوشش و رزق و طعام ایشان را به طور نیکو و پسندیده بدهید، و حق شما بر آنها آنست که در منزلگاه و خوابگاه شما کسی را نیاورند، و در خانه‏های شما دخل و تصرفی نکنند مگر با علم شما و اجازه شما!

و اگر از این چیزهای ممنوعه بجا آورند، شما از خوابیدن با آنها در خوابگاهشان دوری گزینید، و حق تنبیه بدنی ندارید ..

آگاه باشید: آیا من تبلیغ کردم؟ !
گفتند: آری. آن حضرت فرمود: بار پروردگارا شاهد باش‏? !

دو نکته مهم :

۱- در اینجا طبق نقل صدوق ، در صورت تخلف زن امر به زدن او نشده است . !!!
۲- در صورت تخلف زن و عمل فحشا ، امر به سنگسار نشده است . !!!

۳- توصیه به حقوق بردگان

ثم قال: فاوصیکم بمن ملکت ایمانکم فاطعموهم مما تاکلون و البسوهم مما تلبسون، الا هل بلغت؟!
قالوا: نعم! قال: اللهم اشهد.

پس از آن فرمود: من شما را وصیت و سفارش می‏کنم درباره غلامان و کنیزان که مالک آنها شده‏اید!
از هر چه شما می‏خورید، به آنها هم بخورانید، و از هر چه شما می‏پوشید، به آنها هم بپوشانید،

آگاه باشید : آیا من تبلیغ کردم؟ !
گفتند: بلی! آن حضرت گفت: بار پروردگارا شاهد باش‏? !



محمد صالحی ۱۵ / ۶ / ۹۴
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/559
برداشتی از آخرین سفارشات پیامبر در حجه الوداع - 3

۴- اخطار در مورد فقهای بی بصیرت :

..... فرب حامل فقه غیر فقیه، و رب حامل فقه الی من هو افقه منه.

خداوند نیکو و خرم گرداند چهره بنده‏ای را که گفتار مرا بشنود ، و آن را حفظ کند، و به خاطر بسپارد، و سپس آن را به کسی که نشنیده است‏برساند .

زیرا چه بسا راویان و حاملان فقه و دانشی، که خود آنها فقیه و دانشمند نیستند، و چه بسا راویان و حاملان فقه و دانشی که آن فقه و دانش را به سوی فقیه‏تر و دانشمندتر از خود می‏برند.

۵- اعمالتان را به پیشگاه خدا بفرستید نه واسطه هاتان را :

ثمّ قال: لاَ تَأتُونِی بِأَنْسَابِکُم ، وَأْتونِی بِأَعمَالِکُم.
ثم قال: أَلاَ هَلْ بَلَّغْتُ ؟ .
فقالوا : نعم .
فقال : اللَّهُمَّ اشْهَدْ .

سپس فرمودند : بواسطه انساب و نزدیکان و واسطه هاتان نزد من نیایید بلکه آنچه که پیش من و خدا ارزش دارد اعمال شماست .

۶- حفظ آبروی مسلمان از ترتیب مناسک حج واجبتر است:

نقل است که در حجه الوداع ، حاجیان بدلیل اینکه هنوز به ترتیب مناسک وارد نبودند ، با نگرانی از تقدم و یا تاخر اعمالی که انجام داده بودند ، پیش پیامبر آمده و یکی عرض میکرد که قبل از طواف ، سعی را انجام دادم ؛ دیگری میگفت که فلان عمل را اول انجام دادم و شخص دیگری میگفت بهمان عمل را آخر کار انجام دادم و حال چکار کنم ؟

پیامبر (ص) فرمودند : نگران چیزی نباش ، اشکالی ندارد . آنچه باید بنده را نگران کند ، ریختن آبروی مسلمان است که قطعا از مصادیق ظلم بوده و او را هلاک خواهد کرد .

حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ أَبِی شَیْبَةَ، حَدَّثَنَا جَرِیرٌ، عَنِ الشَّیْبَانِیِّ، عَنْ زِیَادِ بْنِ عِلَاقَةَ، عَنْ أُسَامَةَ بْنِ شَرِیکٍ، قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ النَّبِیِّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حَاجًّا فَکَانَ النَّاسُ یَأْتُونَهُ ، فَمَنْ قَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ، سَعَیْتُ قَبْلَ أَنْ أَطُوفَ أَوْ قَدَّمْتُ شَیْئًا أَوْ أَخَّرْتُ شَیْئًا فَکَانَ یَقُولُ: ? لَا حَرَجَ لَا حَرَجَ، إِلَّا عَلَی رَجُلٍ اقْتَرَضَ عِرْضَ رَجُلٍ مُسْلِمٍ وَهُوَ ظَالِمٌ، فَذَلِکَ الَّذِی حَرِجَ وَ هَلَکَ ?
سنن ابو داود، حدیث شماره: ۲۰۱۵.

۷- کم نگذاشتن از حقوق مردم و ادای امانت :

و اتقوا الله و لا تبخسوا الناس اشیاءهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین فمن کانت عنده امانة فلیؤدها
و تقوای خدا را پیشه سازید! و از حقوق و امور مردم چیزی را کم مگذارید! و در زمین بهم ریختگی و آشفتگی و فساد مکنید! پس در نزد هر کس امانتی است، باید آن را به صاحبش ادا کند.

۸- تمسک کردن به ودیعه خود ( ثقلین ) ( تعیین تکلیف چالشهای آیندگان ) ::

انی قد خلفت فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا : کتاب الله و عترتی اهل بیتی.
الا هل بلغت؟ !
قالوا: نعم! قال: اللهم اشهد!

من در میان شما دو چیز را به ودیعت می‏گذارم که اگر به آنها تمسک کردید هیچگاه گمراه نخواهید شد: یکی کتاب خدا، و دیگری عترت من که اهل‏بیت من می‏باشند.
آگاه باشید: آیا من تبلیغ کردم‏? ؟ !
گفتند: آری! آن حضرت فرمود: خداوندا شاهد باش‏? !

تذکر : در حقیقت ، پیامبر در این بیان پر ارزش ، اعلام می دارند که بعد از من نزدیکترین فهم و قرائت از دین به قرائت من ، بیان و قرائت اهل بیت من میباشد .

تاریخ یعقوبی ج۱ ص ۵۰۰ به بعد ) - ابن اثیر ج ۳ ص ۲۴۱

محمد صالحی ۱۵ / ۶ / ۹۴
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول
https://telegram.me/beshnofekrkon/556
جایگاه #عقل انسانی در معرفت او از دیدگاه اسلام ( #عقل_مستقل از #نقل ) - 1

مقدمه

وقتی خداوند ، هستی را بنا نهاد ، عقل را پایه های آن قرار داد .
آنجا که پیامبر(ص) می فرماید :
" اول ما خلق الله العقل ." 1

و وقتی ، انسان را خلق کرد ، با نفخ روح خود در وجود او 2 و تعلیم اسمای خود 3 که اساس سیر تکاملی هستی را نمایندگی می کردند ، با ابزاری به نام گوهر عقل ، به دنیای زمینی فرستاد 4 و از او خواست که پیوند خود را با هستی ، از مسیر عقل برقرار و مستحکم کرده و راه تا اوج خدایی شدن را بپیماید .

ولی اینکه #جایگاه_عقل در اسلام کجاست و در مقام تشخیص حق از باطل و یا درست از نادرست ، چه تناسبی و یا نسبتی با نقل 5 دارد ، و اینکه صحت و کاربردی بودن آموزه ها و یافته های عقل را باید به نقل ارجاع داد یا نه ، از منازعات تاریخی اندیشمندان چه متشرع و چه غیرمتشرع بوده است !

در این اندک ، به توضیح مختصر موضوع و اثبات جایگاه اولی و بالذات عقل در مقام مقایسه با نقل می پردازیم :

1) #عقل ، #تنها_حجت_آدمی 6

انسان موجودی است که سرشت او مبتنی بر بهره‌گیری از عقل و خرد است . تنها قوه ای که در وجود او نهفته شده تا بتواند موارد مختلف را از یکدیگر جدا ساخته و تشخیص دهد ، عقل و ادراک او است.
پذیرش یا عدم پذیرش اختیاری هرچیزی در گرو بهره‌جویی از عقل و ادراک آدمی است. محاسبات او ناشی از این قوه است . نورافکنی که بدون وابستگی به غیر، تاریکی‌های زندگی را برایش روشن می‌کند، چیزی جز بهره‌مندی از خرد نیست.

برای اثبات « #حجیت_عقل » احتیاجی به استدلال نیست . بنا بر این ، حجیت عقل، حجیتی « #ذاتی » است و هیچگاه این حجیت را نمی‌توان سلب کرد.
نمی‌توان گفت: «به آنچه عقل می‌گوید، اعتماد نکن».
مقتضای خردمندی، اعتماد به عقل و عمل بر اساس نتایجی است که حاصل بکارگیری عقل است. تنها دلیلی که می‌تواند حجیت عقل را اثبات کند، طبیعت و سرشت عقلانی آدمی است ( آفتاب آمد دلیل آفتاب).
به همین دلیل ، تنها می‌توان در « #تحقق_عقلانیت» تشکیک کرد و با استدلال صحیح، به اثبات این امر پرداخت که؛ « مثلا برخی رویکردها و نتیجه گیری‌ها، منطبق با قواعد عقلی نیست » ولی نمی‌توان ضمن اعتراف به عقلی بودن، ادعا کرد که نباید به نتایج آن ملتزم شویم.

تأیید این سخن را در متون دینی تمامی شرایع خداوندی می‌توان یافت . در این متون هیچ استدلالی برای حجیت عقل گزارش نشده است و آن را « مفروغ عنه » گرفته اند . تنها چیزی که در این متون دیده می‌شود، اقرار و اعتراف صمیمانه نسبت به حجیت ذاتی عقل است . فراوانی این اقرار به‌گونه‌ای است که هیچ تردیدی در «رویکرد عقلانی شرایع» برای کسی باقی نمی‌ماند . ستاندن رویکرد عقلانی از شرایع خداوندی و خصوصا شریعت محمدی(ص) به معجزه‌ای بزرگتر از معجزات پیامبران الهی نیاز داشته و دارد (که متأسفانه این معجزه هم اتفاق افتاده است!!؟).

#شریعتی 7 را که با صراحت در کتاب آسمانی اش مکررا می گوید: « افلا تعقلون؟ » (آیا عقلتان را بکار نمی گیرید؟)
و #روایتش می گوید : عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ : « حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ النَّبِیُّ ، وَ الْحُجَّةُ فِیمَا بَیْنَ الْعِبَادِ وَ بَیْنَ اللَّهِ الْعَقْل » 8
«حجت خداوند بر بندگانش پیامبر است و حجت بین بندگان و بین خداوند عقل است. » چگونه می توان از عقل و عقلانیت دور دانست؟!!

2) #نسبت_عقل و #دین

#یکم ؛ تأکید بر « دوگانه بودن حجج الهی » و تبعیت حجت ظاهری از حجت باطنی كه در حديث زير آمده است :
" یا هشام ؛ ان لله علی الناس حجتین ، حجة ظاهرة و حجة باطنة . فاما الظاهرة ، فالرسل و الأنبیاء و الأئمة “ع “و اما الباطنة ، فالعقول ) 9 "
" ای هشام ؛ خدای را بر مردم دو حجّت و راهنماست. حجتی آشکار و حجتی پنهان؛ حجّت آشکار الهی رسولان، انبیا و ائمه هستند، و حجّت پنهان عقل­هاست . "

خود شاهدی بر استقلال حجت باطنی است و اتفاقا داوری درمورد حجیّت حجت ظاهری ( پیامبران ) و پذیرش ادعای آنان ، برعهده حجت باطنی (عقل) است ، ولی عکس آن صادق نیست . این خود دلیل کافی برای اثبات استقلال عقل است .

محمد صالحی - 10/7/92

#قسمت دوم👇
https://t.me/beshnofekrkon/1624
جایگاه #عقل انسانی در معرفت او از دیدگاه اسلام ( #عقل_مستقل از #نقل ) - 2

#دوم؛ در بیان روایی از علی بن ابیطالب(ع) آمده است :
« لو ( اذا ) خلّی عنان العقل و لم یحبس علی هوی نفس او عادة دین او عصبیّة لسلف، ورد بصاحبه علی النّجاة " 10
" اگر زمام عقل ، رها شود و دربند هوای نفس ، عادات دینی و تعصبات قومی نسبت به پیشینیان قرار نگیرد، صاحب خویش را نجات خواهد داد »

که مقصود او « #عقل_مستقل از نقل » است نه « عقل وابسته به نقل دین و عادات دینی »!!

مبتنی بر این روایت ، آیا نمی توان گفت که : «متن شریعت، به #استقلال_عقل اعتراف می کند ». اگر این اعتراف شرع به استقلال نسبی عقل است (که هست)، آیا نمی توان گفت که؛ « شرع ، به حجیت عقل مستقل ازخود فرا می خواند ».

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است :
« انّ اوّل الامور و مبدأها و قوّتها و عمارتها التی لا ینتفع شیئ إلاّ به، العقل الّذی جعله الله زینة لخلقه و نورا لهم. فبالعقل عرّف العباد خالقهم و انّهم مخلوقون … و انّ الظّلمة فی الجهل و انّ النّور فی العلم . فهذا ما دلّهم علیه العقل . قیل له : فهل یکتفی العباد بالعقل دون غیره؟ قال : انّ العاقل لدلالة عقله الّذی جعله الله قوامه و زینته و هدایته، علم انّ الله هو الحق و انّه هو ربّه و علم انّ لخالقه محبّة و انّ له کراهیّة و انّ له طاعة و انّ له معصیة …» 11

« به ‌درستی که اول ، منشأ، توان و ترمیم هر چیزی « عقل » است که جز از طریق آن بهره ای حاصل نمی شود . عقلی که خداوند به عنوان زینت مخلوقات، و نوری برای آنان قرار داده است. پس به واسطه ی عقل است که خالقشان را می شناسند وخود را آفریده ی او می دانند … و می فهمند که تاریکی درجهالت است و نور در علم. پس این چیزی است که عقل به آن راهنمایی شان می کند . به ایشان گفته شد : آیا بندگان خدا می توانند به عقل اکتفا کنند واز غیر آن بهره نبرند؟ امام صادق(ع) فرمود : عاقل با راهنمایی همان عقلی که خدایش سبب برپایی، زینت و هدایت وی قرار داده است، درک می کند که خداوند، همان حق است و هم‌او پروردگار او است و می داند که آفریدگارش نسبت به برخی موارد، محبت و نسبت به برخی امور، کراهت دارد و برخی کارها فرمان‌برداری از او است و برخی نافرمانی …»

این روایت، تفسیر روشنی از روایت « العقل ما عبد به الرحمن… 12 » را ارائه می کند و برداشت های شتابزده و ضد عقلی را کنار می گذارد.

برخی تصور می‌کنند: از نظر شریعت، هر فرد غیر مسلمانی، « #فاقد_عقل» ارزیابی می‌شود و این به منزله‌ی آن است که « عقل مورد نظر شرع، متفاوت از عقل عرفی باشد». حتی اصطلاح «عقل شرعی» (در برابر عقل عرفی) را مکررا بکار می برند.

در #پاسخ باید گفت که؛ اگر کافران و مشرکان از منظر قرآن «بهره‌ای از عقل ندارند» چرا در آیات مختلف مورد پرسش و توبیخ قرآن قرار گرفته‌اند که « أفلا یعقلون= آیا عقل شان را به کار نمی‌گیرند» یا « فما لکم کیف تحکمون= شمارا چه شده است و چگونه بر خلاف عقل حکم می‌کنید» یا « افلا یتفکرون= آیا تفکر نمی کنند ».

مگر خدای حکیم در قرآن بیان نکرده است که « علّم الأنسان ما لم‌یعلم 13 ، خداوند به نوع انسان چیزهایی را که نمی‌دانست، آموزش داد ». اگر ادعای مدعیان صحیح است، آیا خدای حکیم به افراد بی‌بهره از عقل خطاب می‌کند؟ و اگر خطاب کند، آیا تأثیری بر آنان خواهد گذاشت؟ آیا خداوند خطابش بیهوده و بدون توجه به نتیجه است؟.

صدها آیه‌ی دیگر نیز وجود دارند که « با فرض برخورداری از عقل و خرد » مشرکان و کفار را مورد خطاب قرار‌داده و از آنان می‌خواهد که به پیام خدا ایمان آورند. اگر آنان را فاقد عقل و شعور می‌دانست، اساسا ارسال پیامبران و انزال کتاب‌های آسمانی و اســتدلال و برهان آوردن بر غیرعقلانی بودن بت پرستی و شرک، لازم نبود ( لوکان فیهما آلهة إلا الله لفسدتا 14 ).« اگر در آسمان و زمین، جز «اللّه» خدایان دیگری بود، فاسد می‌شدند ( و نظام جهان به هم می‌خورد) !»

در قرآن مکررا بر اصل اساسی « لا یکلّف الله نفسا إلاّ وسعها 15 خداوند هیچ کس را مسئولیت نمی‌بخشد جز به اندازه‌ی توان او» (که توان عقلی او را نیز شامل می‌شود) تأکید شده است.

در مورد آیه‌ی « لا یکلف الله نفسا إلا ما آتاها 16 » فقیهان و مفسران در مورد مقصود آیه صریحا گفته‌اند که مفهوم و مراد آیه، عبارت است از « لایکلف الله نفسا إلا ما آتاها من العقول=جز به اندازه‌ی توان عقلی مکلف، مسئولیتی متوجه فرد نیست». این موارد، آشکارا نشان می‌دهد که تمامی بشر از نظر قرآن ، بهره‌مند از عقل وشعور‌اند.

#قسمت سوم👇
https://t.me/beshnofekrkon/1625

#قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/1623
جایگاه #عقل انسانی در معرفت او از دیدگاه اسلام ( #عقل_مستقل از #نقل ) - 3


برداشت وارونه‌ی برخی افراد از روایت « العقل ما عبد به الرحمن…=عقل تنها وسیله‌ای است که خدا با آن پرستیده می‌شود و بهشت با آن کسب می‌شود » مبتنی بر برداشت اخباریانی است که عقل را مطلقا حجت نمی‌دانند و به همین جهت روایت را معکوس معنا می‌کنند . وقتی معنای اصلی این روایت را می‌توان دریافت که سایر روایات مربوطه را نیز درکنار آن قرار دهیم.
مثلا در روایتی دیگر می‌گوید : « لا دین لمن لا عقل له 17 کسی که عقل ندارد دین ندارد » و نگفت : « لاعقل لمن لا دین له » که نشانگر محوریت عقل برای دین است و نه بالعکس .

یا « المتعبد بغیر فقه کحمار الطاحونة، یدور و لایبرح من مکانه 18 کسی که بدون فهم عمیق، چیزی را پذیرفته و به آن عمل می‌کند، مثل الاغی است که برای آنکه نداند در مسیر دورانی آسیاب حرکت می‌کند، جلوی چشمش چیزی قرار می‌دهند تا متوجه حقیقت نشود ». اگر برداشت وارونه‌ی برخی افراد از رویکرد شریعت نسبت به عقل، درست باشد « باید تعبد بدون تعقل، همان عقل شرعی باشد و ارزشمند شمرده شود، در حالی‌که چنین فردی مستحق اهانت دانسته شده است ».

اگر کسی به واژ گان بکار رفته در قاعده‌ی ملازمه بین حکم عقل و حکم شرع، توجه کند ( کل ما حکم به العقل، حکم به الشرع و کل ما حکم به الشرع، حکم به العقل 19 )، باید به این پرسش پاسخ دهد که؛ اگر واژه ی «عقل» که دو بار در این قاعده تکرار شده است، به مفهوم «شرع» یا «عقل پس از شرع» است، چرا آن را (گزینه ای غیر از شرع و ) در برابر مفهوم شرع قرار داده اند؟ آیا نفس رویارو قرار دادن «عقل و شرع» در این ملازمه، بیان گر «دو گانه بودن» آن ها نیست؟ آیا «عقل غیر مستقل» (یا عقل مستفاد از شرع که هیچ استقلالی از خود ندارد) گزینه ای متفاوت از شرع است؟

پاسخ صحیح به این پرسش ها، مؤید «دو گانه بودن حقیقی آن ها» است و نفس التزام به این قاعده، گواه پذیرش موجودیت عقل مستقل است، اما پذیرش عقل مستقل، به معنی بهره نبردن آن از مفاهیم و حکمت های ارائه شده در شرایع مختلفه نیست.

علاوه بر این، دربحث «قطع و ظنّ» از مباحث اصول فقه، بحثی وجود دارد که ؛ «حجیّت علم و قطع ، ذاتی است». حتی در تفسیر آن، تصریح کرده اند که؛ «منشأ آن هر چه می خواهد باشد، حتی اگر از پریدن کلاغ، این علم یا یقین حاصل شده باشد!!حجیت آن زدوده نمی شود».
فکر می کنم قابلیت این بحث، چنان که باید و شاید مورد بررسی قرار نگرفته است. «ذاتی بودن حجیّت علم» یعنی «هیچ نیرویی توان سلب این حجیّت و محوریّت از علم را ندارد، همان گونه که این حجیّت را کسی به آن نداده است و نمی تواند بدهد». حال با توجه به اینکه «علم، محور اصلی عقل است» می توان دریافت که؛ «منطبق بر مباحث نظری اصول فقه، عقل مستقل از شرع، رسمیّت و حجیّت دارد».
اگر به رویکرد شریعت توجه کنیم ، می یابیم که خود را «عقل منفصل آدمی» دانسته و «پاره‌ای گم‌گشته و مدفون از عقل متصل» می‌خواند ( ارسل الیهم رسله … لیثیروا لهم دفائن العقول 20 پیامبران را به سوی بشر فرستاد… تا عقل مدفون بشر را برای آنان آشکار کند و در دسترس قرار دهد/ )

3) سخنی در #مفهوم_عقل

مفهوم واژه‌ی «عقل» در متون مختلف و حتی در موارد محتلف بکار رفته در یک متن ، یکسان نیست. در واقع می‌توان گفت: « عقل، اسم معنی است و نه اسم ذات » یعنی ذات مشخصی در خارج از ذهن آدمی وجود ندارد که نام آن «عقل» باشد و به همین جهت «حقیقتی مشککه» است (همچون مفهوم وجود در مباحث فلسفی). آنچه در خارج وجود دارد «فرآیند»ی است که آن را «عقل» می‌نامند و نه «فرآورده»‌ای که نامش عقل باشد. مثل واژه‌های «علم» یا «فهم» یا «درک» یا «شعور» که در بسیاری از کاربردها، مرادف عقل قرار گرفته و می‌گیرند. اگر چه در برخی کاربردها، با تسامح در تعبیر، به جای «مغز سر» نیز بکار گرفته شده است که این استعمال، گویی در پی ذاتی می‌گردد تا عقل را «اسم ذات» آن قرار دهد.

عقل به معنی فرآیند درک حقایق و واقعیت‌ها، هم به علوم تجربی اطلاق می‌شود هم به علوم ذهنی و نظری. تردیدی نیست که سهم «عواطف و احساسات» در بین واقعیت‌های موجود زندگی بشری، کمتر از سایر معلومات تجربی وی نیست. ما «محبت، شادی، نشاط، کینه، اندوه، درد، کسالت و سستی» را به همان اندازه در وجود خویش یا دیگران درک و تجربه می‌کنیم که گرسنگی و تشنگی و سیری را تجربه می‌کنیم . 21

#قسمت چهارم👇
https://t.me/beshnofekrkon/1626

#قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/1623
👍1
جایگاه #عقل انسانی در معرفت او از دیدگاه اسلام ( #عقل_مستقل از #نقل ) - 4


4) #عقلانی_بودن_دین

آیات و روایات متعدد دیگری نیز وجود دارد که بر عقلانی بودن دین و محوریت ذاتی عقل دلالت داشته و برداشتها و یافته های ادراکی اخلاقی و معنوی بشر را مستقلا مورد تایید قرار می دهد و آنها را ناشی از عقل خدادادی انسان می داند که در وجود او به ودیعت گذاشته شده و خداوند از آن طریق با بشر به سخن و هدایت برخاسته است .

آنجا که امام علی(ع) هدایت بشر را در زمان هایی که پیامبری نبوده ، تعطیل ندانسته و هدایت معنوی انسان را توسط عقل او از زبان خداوند دانسته است :
" و ما برح لله عزت آلائه فی البرهة بعد البرهة و فی ازمان الفترات رجال ناجاهم فی فکرهم و کلمهم فی ذات عقولهم " 22
" همواره چنین بوده و هست که خداوند متعال در هر برهه ای از زمان و در زمانهائی که پیامبری در میان مردم نبوده است بندگانی داشته و دارد که در سر ضمیر آنها با آنها راز می گوید و از راه عقلهایشان با آنان تکلم می کند . "

و یا آنگاه که از امام هادی(ع) درمورد حجت خداوند بر بشر در زمان ایشان ( که امام نیز بودند ) سوال می شود ، می فرمایند :
ابن سکیت ادیب از امام پرسید : ما الحجه علی الخلق الیوم ؟
امام فرمود : العقل ، یعرف به الصادق علی الله فلیصدقه و الکاذب علی الله فلیکذبه . 23

ابن سکیت از امام دهم در مورد علت تفاوت معجزات انبیا پرسید و امام گفت هر زمان چیزی مطابق شرایط و فهم زمانه برای مردم حجت بود . پرسید امروز حجت چیست ؟ نگفت من که امام بر حقم ، بلکه فرمود عقل است که می توان بوسیله آن امام صادق را از کاذب شناخت .
" عقل است كه بوسيله آن امام راستگو را مى‏شناسد و تصديقش مى‏كند و دورغگو را مى‏شناسد و تكذيبش مى‏نمايد. "

و وقتی سخن از کلام گویی خداوند با بشر می شود ، خداوند نیز کلام خود در قرآن را برهانی می داند که عقل بشر را برای فهم آن فراخواني مي كند :
" ياايها الناس قدجاءکم برهان من ربکم و انزلنا اليکمنورا مبينا " – 24
" اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد؛ و نور آشکارى به سوى شما نازل کرديم. "

و به صراحت به پیامبران خود می گوید که به مردم بگویند : که ما بر اساس بصیرت و دانایی به راه هدایت دعوت می کنیم :
" قل هذه سبيلي ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشرکين " 25
" بگو : اين راه من است كه من و هر كس كه پيرو من است با بصيرت و بينايى به سوى خدا دعوت مى‏كنيم و خدا منزه است و من از مشركان نيستم "

و آنجا که نوبت به بحث از تبعیت می رسد خداوند تنها چیزی که برای بشر پسندیده و اساس حرکت کمالی او خوانده است ، جستجو برای پاسخ به نیازهای روحی و سوالهای اعتقادی و هستی شناسی خود بر اساس اصول مبتنی بر عقل می باشد :
آنجا که خداوند می فرماید :
" فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب . " 26
" پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نيکوترين آنها پيروى مى‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند. "

که اگر نگاهی اجمالی به تعابیر " #القول " و " #تبعیت_احسن " بیفکنیم ، به ظرایف زیر که شاید به غفلت ، دیده نشده اند برمی خوریم :

💥خداوند در برخورد انسان با موضوعات و سوالهای اعتقادی و هستی شناسی خود ، قائل به یک فهم واحد و قرائت رسمی نیست ، بلکه قرائتها ، معرفتها و گفتمانهای مختلف و متفاوت را برمی تابد .

💥گفتمانهای مختلف ، زمانی محقق خواهد شد ، که نظریه ها و دیدگاههای مختلف وجود داشته باشد و این نیز زمانی میسر خواهد شد که همگان در یک فضای شفاف ، به تحقیق و تفکر و فهم دور از تعصب و تقلید بپردازند .

💥هر کدام از قرائتهای فوق ، در جای خود و بدلیل جهد و تلاش علمی و عقلی صاحب آن ، قابل تقدیر است .

💥تبعیت احسن ، زمانی میسر خواهد شد ، که انسان از قوه و استعداد بررسی اقوال و آرا و قرائتهای مختلف برخوردار باشد و این نیز ، زمانی ممکن است که همه چیز را از مسیر تعقل عبور داده و فهم عقلانی را هدف خود قرار دهد .

💥عبارت احسن ، که معنای قرائت بهتر را اراده می کند ، به این معناست که فهم عقلانی که بر اصول علمی استوار می باشد ، بدلیل آنکه علم در طی زمان ، همواره در حال رشد و شکوفایی و تغییر می باشد ، لاجرم ، فهم عقلانی را نیز دچار تغییر و رشد و شکوفایی کرده و در یک پروسه وابسته به زمان ، همواره ، فهمی متفاوت از قبل ( که باید بهتر و قابل استدلال تر باشد ) را سبب خواهد شد و تبعا هیچ فهم و یا قرائتی ، مقدس و غیر قابل مناقشه نیست .

#قسمت آخر👇
https://t.me/beshnofekrkon/1627

#قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/1623
جایگاه #عقل انسانی در معرفت او از دیدگاه اسلام ( #عقل_مستقل از #نقل ) - 5

💥شنیدن قول ، نه به زمان و یا افرادی خاص محدود شده و نه به حد مشخصی از سطح علم و دانایی کسی تخصیص زده شده است ، بلکه تمام افراد انسانی که خواهان دریافت نشان و مقام " عباد " از طرف خداوند هستند ، باید در یک فرایند دائمی پرسش و جستجو و استنباط و فهم عقلانی بوده ،هر چند به بالاترین مقامات علمی موجود رسیده باشند .

#نتیجه :

از نظر خداوند #عقل ، #حجت_اصلی و ذاتی خداوند بر بشر بوده و شرایع و پیامبران نیز از طرف خداوند این پیغام را آورده اند که : وجه تمایز تو با دیگر موجودات ، عقلی است که در وجودت به ودیعت گذاشته شده و اگر آن را بیدار کرده و اساس افکار ، راهبردها و تصمیمات خود قرار دهی به حقیقت مکتوم الهی در هستی دست خواهی یافت و این همان چیزی است که من از تو می خواهم .
ارسل الیهم رسله … لیثیروا لهم دفائن العقول 27


#زیرنویسها :

1- محمد باقر مجلسي،بحارالانوار ،ج1،ص97
2- " فاِذا سويته و نفخت فيه من روحى "-" پس چون كار او را به پايان رسانيدم و از روح خود در او دميدم "- سوره حجر آیه 29
3- " علم ادم الاسما کلها " - " سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت . " - سوره بقره – آیه 31
4- " قلنا اهبطوا منها جميعا " – " گفتيم : همگى از آن ، فرود آييد ! " - سوره بقره – آیه 38
5- قرآن و احادیث
6- برگرفته از کتاب شریعت عقلانی مرحوم آیه الله احمد قابل
7- مقاله " خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل – محمد صالحی http://mahsan.parsiblog.com/Posts/720/
8- الکافی، کتاب العقل و الجهل، حدیث ۲۲، ج ۱ ص ۲۵
9- اصول کافى، ج 1، ح 12 – امام موسی بن جعفر(ع) -
10- شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید ج 20 ص 343 ، روايت 950
11- کافی ۱/۲۹ – امام صادق (ع)
12- اصول كافی ، ج 1 ، ص 11 – امام صادق (ع)
13- سوره بقره – آیه 31
14- الانبیاء ۲۱
15- بقره ، 286
16- طلاق ، 7
17- تحف العقول، ص 54 – حضرت رسول (ص)
18- الحیاه ج ۱ ص ۲۰۴
19- " هر آنچه را که عقل به آن حکم کند ، شرع نیز به همان حکم خواهد کرد و بر عکس . " - سبزواری، سید عبدالاعلی، ‌تهذیب الاصول، ج ۱، ص ۱۴۵؛ مظفر،‌ محمد رضا، ‌اصول الفقه، ج ۱، ص ۲۱۷٫
20- خطبه‌ی اول نهج البلاغة – امام علی(ع)
21- پایان سخن مرحوم آیه الله قابل
22- نهج البلاغه خطبه 222
23- اصول كافى جلد 1 صفحه: 28 رواية: 20
24- سوره نسا – 174
25- سوره یوسف ، آیه 108
26- سوره زمر – آیات 17 و 18
27- زیرنویس 20

محمد صالحي – 10/7/92

#قسمت اول
https://t.me/beshnofekrkon/1623

مطالب زیر نیز قابل توجه است : 👇

وحی ، جهت دهنده عقل انسان اولیه و حامی عقل انسان مدرن
https://telegram.me/beshnofekrkon/271
عقلانيت تنها دليل دينداري در آينده تاريخ
https://t.me/beshnofekrkon/709
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل
https://t.me/beshnofekrkon/505
#ابراهیم ، پیامبری که هرگز از #پرسشگری و حتی جدال برهان خواهی از خداوند باز نایستاد

🌈آنگونه که از #قرآن بر می آید ، ابراهیم(ع) در خانواده ای بدنیا آمد که برحسب اعتقاد پیشینیان خود ، مقلدگونه #بت می پرستیدند 1 .

☄️اما او بدلیل روح آزاد و #عقل_پرسشگر خود نتوانست با آنها همنوا شده و با آنها به یک #جدال_برهان_خواهی پرداخت و آنها را بر شیوه گمراهی دانست . 2

☀️در این راه به #جستجوی پاسخ سوالهای خود برای شناخت هستی و شعور حاکم بر آن به سرزمینهای مختلف با #نحله_های_مختلف_دینی قدم گذاشت و در #تجربه_ایمانی آنها شریک شد .

☄️اما #عقل_نقاد و سیلان روح آزاده او ، به هیچ کدام آنها #قانع نشد و از همه آنها دل برید 3 و لحظه ای تا رسیدن به #حقیقت توحیدی ملک و ملکوت از جستجو نایستاد 4 .

😳و آنگاه نیز که در #مقام_پیامبری به همنشینی در خلوت الهی رسید ، هرگز خود را #تسلیم بی چون و چرای آنچه از او می شنید نکرد .

🔥چه آن سخن که در #معاد_جسمانی مردمان از خداوند شنید و علیرغم #ایمانش به او و اعتماد به قدرت بیکرانه اش ، از او #برهانی خواست که قلبش به #اطمینان رسد و روح جستجوگرش آرام یابد 5 .

🔥و چه آنگاه که بر #عذاب_قوم_لوط ، علیرغم آن همه ناهنجاریهای اخلاقی شان ، ابتدا با #ماموران الهی به سخن پرداخت ، شاید به انصرافشان وادارد 6 و آنگاه که از محاجه با آنها مایوس شد ، با #خدا در مقام #مجادله نشست و از او رحمتش را بر آنان خواست مگر آنکه برهانش او را #مجاب کند و خداوند نیز چنان کرد 7 .

👍 #همراهی خداوند با روح آزاده و ذهن پرسشگر ابراهیم ، نشان از #شان والای الوهیت و بی ارزشی #ایمان بی اندیشه حتی پیامبرش دارد .

و پس از این همه #پرسش و جستجو و یافتن بود که خداوند او را لایق مقام #امامت و پیشوایی مردمان دانست 8 ، آنگونه که خلوص و #عقلایی بودن توحید او را #تراز ایمان توحیدی آیندگان قرار داد 9 .

🌈زیرنویسها :

1- اذ قال لابيه و قومه ما تعبدون ، قالوا نعبد اصناما فنظل لها عاكفين ، قال هل يسمعونكم اذ تدعون ، او ينفعونكم او يضرون ، قالوا بل وجدنا آباءنا كذلك يفعلون ، قال ا فرايتم ما كنتم تعبدون ، انتم و آباؤكم الاقدمون – شعرا 70 تا 76

2- و اذ قال ابراهيم لابيه آزر ا تتخذ اصناما آلهة اني اراك و قومك في ضلال مبين – انعام 74

3- فلما جن عليه الليل راي كوكبا قال هذا ربي فلما افل قال لا احب الآفلين فلما راي القمر بازغا قال هذا ربي فلما افل قال لئن لم يهدني ربي لاكونن من القوم الضالين فلما راي الشمس بازغة قال هذا ربي هذا اكبر فلما افلت قال يا قوم اني بري ء مما تشركون اني وجهت وجهي للذي فطر السماوات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين – انعام 76 تا 79

4- و كذلك نري ابراهيم ملكوت السماوات و الارض و ليكون من الموقنين – انعام 75

5- و اذ قال ابراهيم رب ارني كيف تحي الموتي قال ا و لم تؤمن قال بلي و لكن ليطمئن قلبي - بقره 260

6- و لما جاءت رسلنا ابراهيم بالبشري قالوا انا مهلكوا اهل هذه القرية ان اهلها كانوا ظالمين ، قال ان فيها لوطا قالوا نحن اعلم بمن فيها لننجينه و اهله الا امراته كانت من الغابرين – عنکبوت 31 و 32

7- فلما ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشري يجادلنا في قوم لوط ، ان ابراهيم لحليم اواه منيب ، يا ابراهيم اعرض عن هذا انه قد جاء امر ربك و انهم آتيهم عذاب غير مردود – هود 74 تا 76

8- و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما – بقره 124

9- و قالوا كونوا هودا او نصاري تهتدوا قل بل ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين – بقره 135

محمد صالحی – 2/9/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
چرا #شاخص مسلمانی و #رفرنس ایمانی ما، اسلام و ایمان #ابراهیمی معرفی شده است؟

خداوند وقتی #بشر را خلق کرد و او با بالغتر شدن در گذر زمان ، ابتدا به انسانی ماهر و سپس خرد ورز تبدیل شد و با طی کردن دوران #نوزادی_عقلی خود ، به مرحله #آموزش پذیری وارد شد ، با انتخاب حضرت #آدم از بین آنها 1 ،اصول کلی جهان بینی #توحیدی را به او یاد داد 2 و به سوی مردمان خود فرستاد تا آنها را از #دغدغه های " من اینجا چه می کنم؟ " ، " آیا کسی مالک بر جهان هست " ، " زندگی من با مرگ چه می شود؟ " و ده ها سوالات اساسی دیگر ، نجات دهد.

و بارها و بارها ، با #بالغتر شدن عقل بشر و پیدا شدن سوالات جدید و نیازهای مختلف رفتاری دیگر ، پیامبران دیگری را فرستاد تا هم جهان بینی توحیدی را مدللتر کند و هم #اخلاقی زیستن را به بشر گوشزد نماید. 3

اما از آنجا که بشر همواره بدنبال #لذتهای دنیایی خود ، حتی با سوء استفاده از آموزه های انبیا بوده و هست و گروهی #مقلدانه ، بدنبال آموزه های گروهی دیگر که با #دستبردهای مختلف در مبانی شرایع ، اهداف خود را پیش می بردند ، بودند، و از آنجا که خداوند حتی #پذیرش سخنان خود را به حساب آنکه از خداست نمی پذیرفت 4 و جستجو و #تحقیقی همه جانبه را شرط هدایت و ورود به جرگه بندگان خود می دانست 5 ، از بین همه انبیا ، #شیوه_ابراهیم در ورود به پرسشهای هستی شناسی خود و نحوه #ایمان_ورزی محققانه اش را معیار و رفرنس ایمانی مردم قرار داد.
و من يرغب عن ملة ابراهيم الا من سفه نفسه و لقد اصطفيناه في الدنيا و انه في الآخرة لمن الصالحين 6
ثم اوحينا اليك ان اتبع ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين7
و جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباكم و ما جعل عليكم في الدين من حرج ملة ابيكم ابراهيم هو سماكم المسلمين من قبل و في هذا ليكون الرسول شهيدا عليكم و تكونوا شهداء علي الناس 8

👇در این #مجال اندک، به دلایل این انتخاب نگاهی مختصر می کنیم :

💥1- ابراهیم انسانی بود با #دغدغه های وجودی خود ( رها شده ام یا #خدایی هست؟ 9 - #مرگ چیست و پس از آن چه می شود؟ 10 - این همه #درد و رنج و ظلم برای چیست؟ 11 )

💥2- بجای #ایمان_موروثی به ادیان موجود، خود به جستجوی سوالها و دغدغه هایش پرداخت ، و در تمام عمر خود ، پرسشگری در جستجوی حقایق هستی بود. 12

💥3- در این جستجوی خستگی ناپذیر ، #خدای_یگانه را مرهم تنهاییش یافت 13 ، #جاودانگی را در پس از مرگ پیدا کرد 14 ،انسان را #مسیول زندگی و عاقبت اعمال خود دید و ظلم را پدیده زشتی یافت که انسان را پر از درد و سرانجامش را پر از رنج خواهد نمود.15

💥4- و اینجا بود که به مقام امامت و الگو و مرجعیت #ایمان_یقینانه رسید. 16

💥5- و در این #پرسشگری مدام خود ، حتی در زمان نبوتش، ثابت کرد که اگر چه این راه سخت است ولی به #حقیقتی متعالی رهنمون خواهی شد . 17

💥6 - و دیگر دلیل اینکه ، در شیوه #اداره_جامعه خود، دخالتی نکرده، #شریعتی بنا ننهاد و موسس و یا مولد هیچ فرقه ای در یافته ها و آموزه های خود نشد 18 ،چرا که این #فرقه_سازیها از نظر خداوند پیش گرفتن راه بغی و تجاوز به حقیقت است. 19

👇#زیرنویسها :

1- ان الله اصطفي آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران علي العالمين– آل عمران 33
2- و علم آدم الاسماء كلها– بقره 31
3- هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين– جمعه 2
4- و من تاب و عمل صالحا فانه يتوب الي الله متابا .... و الذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا– فرقان 73
5- فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب– زمر 18
6- بقره 130
7- نحل 123
8- حج 78
9- اذ قال لابيه و قومه ما تعبدون– شعرا 70
10- و اذ قال ابراهيم رب ارني كيف تحي الموتي– بقره 260
11 - فلما ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشري يجادلنا في قوم لوط ، ان ابراهيم لحليم اواه منيب– هود 74
12 - فلما جن عليه الليل راي كوكبا قال هذا ربي فلما افل قال لا احب الآفلين– انعام 76
13 - قال يا قوم اني بري ء مما تشركون اني وجهت وجهي للذي فطر السماوات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين– انعام 79
14 - قال بلي و لكن ليطمئن قلبي– بقره 260
15 - و لما جاءت رسلنا ابراهيم بالبشري قالوا انا مهلكوا اهل هذه القرية ان اهلها كانوا ظالمين– عنکبوت 31
16 - و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما– بقره 124
17- و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا- عنکبوت 69
18 - و قالوا كونوا هودا او نصاري تهتدوا قل بل ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين– بقره 135
19- ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم– بقره 213

محمد صالحی – 2/9/96

😍 #مطلب_زیر 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1062
http://mahsan.rasekhoonblog.com
سخن از اخلاقی بودن و نبودن #ذبح_اسماعیل بی معناست - ۱

سالهاست که #مدعیان فلسفه های اخلاق و یا #شبهه گیرندگان مذاهب آسمانی بر بخش عظیمی از آموزه های ایمانی و یا عملی آنها تاخته و یا خرده گیرانه بر آنها چوب حراج زده اند .

متاسفانه این امر به آن دلیل است که هر کس #ظرف_اندیشگی خودرا بهترین دانسته و آن را در دست گرفته و آموزه ها و عقاید دیگران را در آن ریخته و هر مقدار آنها در آن ظرف قرار نگرفت با حمله ای شدید مواجه شده که خارج از نظام اخلاقی و یا عقلانی و یا علمی ای است که او بر حق می داند .

خوشبختانه در زمانه امروز ( #پست_مدرنیسم ) ، نوعی از فهم ( #هرمنوتیکی ) مطرح شده که تاکید خاصش فقط بر #متن و قواعد زبانی آن و نهایتا ظواهر شرایط تولید متن نیست ، بلکه به #حالات وجودی تولید کننده متن ، #مخاطب و شرایط زمینه ای آن و همچنین حالات وجودی #خواننده نیز توجه خاصی کرده و لذا بر هر متنی نه تنها برچسب نامربوط نمی زند ، بلکه آن را سندی برای فهم شرایط تاریخی متن بشمار آورده مورد دقت جدی قرار می دهد .

یکی از مواردی که در تاریخ انبیای ابراهیمی مورد توجه و بحثهای مناقشه ای جدی واقع شده ماجرای #ذبح_اسماعیل توسط ابراهیم بوده که بدلیل غیر اخلاقی دانستن کشتن انسان آنهم بدست پدر و برای قربانی کردن ، رسالت ابراهیم و خدایش را به چالش کشیده اند.

و البته بوده اند کسانی که سعی در #توجیه ماجرا و نهایتا دفاع از حقانیت ابراهیم و خدایش داشته اند .

#مفسران اسلامی در دهه های اخیر آنرا سمبلیک فرض کرده و بعنوان قربانی کردن #نفس انسانی یاد کرده که خداوند ابراهیم را آزمایش کرد که تا چه حد از تعلقاتش می تواند بگذرد.

و از بین #فیلسوفان معاصر نیز #کیرکگارد فیلسوف اگزیستانسیل دانمارکی در قرن 19 ، سعی در سطح بندی خاستگاه امور اخلاقی داشته و بالاترین آن را به #اخلاق_دینی که ناشی از #عشق الهی است نسبت داده که با معیارهای معمول اخلاق انسانی قابل ارزیابی نیست.

😍اما آنچه به نظر من می رسد ، گونه ای دیگر از نگاه به اموریست که در #نسبت بین انسان و خدا مطرح می شود .

در این نگاه ، #خداوند شخصیت انسانی نداشته که در حد اموری مشخص و محدود پایین آمده و انسانوار ولی در اعلی ترین درجه کمال تصمیم گرفته و یا امر و اجرا کند ، بلکه #هستی ، #تجلی کلی وجود و بروز و حضور خداوند بوده که #سرریز خالقیت و عالمیت و حکمت اوست و البته آنچه ما می بینیم و می فهمیم نه همه آن چیزی است که بروز و ظهور پیدا کزده بلکه آن مقداری است که از #عینکهای ذهنی ما انسانها در قالبهای فلسفی و علمی و شهودی عبور کرده و بر ما فرو ریخته شده است .

لذا باید توجه داشته باشیم که #نظامی که در عالم می بینیم و #قواعد و احکامی که در آن جستجو کرده و می یابیم همه و همه ناشی از #نطام_اندیشگی ما در #مفهوم کردن اتفاقات و رویدادها و پدیده های هستی و انسانی بوده است که بخشی به کشف #قوانین_فیزیکی و تجربی منجر شده و بخشی دیگر نیز به کشف و یا وضع #قوانین_متافیزیکی مستتر در نظام هستی و زیست انسانی سوق پیدا نموده است.

از آنجا که قوانین #متافیزیکی حاکم بر هستی ، #ملموس و قابل تجربه فیزیکی نیستند لذا کشف و #بیان آنها بغایت سخت و مناقشه برانگیز بوده و هست ، چرا که #متخصصان این عرصه را می توان #پیامبران ، #عارفان و #فلاسفه دانست که هر کدام از ناحیه ای به عالم نگریسته اند و از میان #تجربه های معنوی وجودی و یا #زیسته خود و یا از در کنار هم گذاشتن وقایع دورانهای مختلف ، قواعد و قوانینی را که در هستی ساری و جاری است یافته و برای دیگران آنهم به زبان فهم آنها بیان کرده اند.

در این بین #پیامبران ، #عالم را #منسوب به خداوند دیده و نظام آنرا مخلوق حکمت او دانسته و به همین دلیل هر #فهمی از آن را یا به خداوند نسبت داده و یا قانونی را از #زبان او بیان کرده اند .

👌بطور مثال وقتی که عالم را در یک #کنش و #واکنش دائمی بین انسان و اعمالش دیده اند در مقام بیان این داد و ستد نظام مند و #مدلسازی آن ، به #قانونی متوسل می شوند که گویی شبیه سازی انسانی رخ می دهد و آن این حکم است که : و مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین – آل عمران 54

و این دقیقا #شبیه_سازی نظام اخلاقی و عدالتی حاکم بر هستی به عالم انسانی است و از آنجا که انسان از نظر روانی بیشتر دوست دارد برای #پذیزنده تر کردن هر امری آنرا به بالاترین شخص هستی نسبت دهد از #زبان_خداوند بیان شده است و الا این سخن چیزی بیشتر از بیان نسبت عدالت محوری هستی با انسان نیست.

🌱و اما ماجرای #ذبح_اسماعیل :

بنابر نظر #روانشناسان ....

#ادامه دارد : 👇

☄ https://t.me/beshnofekrkon/1631

محمد صالحی
سخن از اخلاقی بودن و نبودن #ذبح_اسماعیل بی معناست - ۲

🌱و اما ماجرای #ذبح_اسماعیل :

بنابر نظر #روانشناسان یونگی ، همه انسانها از یک ضمیر #ناخودآگاه_فردی برخوردار بوده که مدیریت احساسات و عواطف آنها را بر عهده داشته و در مواقع خاص ، فرمانهای مربوطه را می دهد .

و از طرف دیگر ، دارای یک ضمیر #ناخودآگاه_جمعی بوده که بسیاری از رفتارها و باورهایش برآمده از اعتقادات و یا شیوه های زیسته نسلهای گذشته بوده که به نسل او رسیده است .

از این منظر ، حضرت #ابراهیم ، در #ناخودآگاه_فردی خود ، دچار #عشق ورزی با خداوند و #لبریزگی دلدادگیش با او بوده که بدنبال #بروز و تحقق بیرونی آن بوده است .
 

و براساس #ناخودآگاه_جمعی موروثی اش ، برای به #نمایش گذاشتن عشق ورزی خود و تحقق بیرونی آن ، بنابر سنت #قربانی کردن که در جامعه آنروز متداول و باور به آن یک امر اعتقادی دینی شمرده می شد ، #ذبح را بهترین شکل فوق و انتخاب #فرزند عزیزش اسماعیل را عالیترین جلوه آن می داند .

اما گویی با دو #ترمز_درونی روبرو بوده است :
#یکی دل کندن از اسماعیلش و
#دیگری نگرانی از قبولی خداوند .

و روزها و شبها آنقدر #درگیر آن عشق ورزی و این نگرانیها بوده که چند شبی در #خواب ، قوه خیالش ، آن را به شکل #ذبح اسماعیل تصویر کرده و باورش را به امر الهی سوق می دهد .

فلما بلغ معه السعي قال يا بني اني اري في المنام اني اذبحك فانظر ما ذا تري قال يا ابت افعل ما تؤمر ستجدني ان شاء الله من الصابرين فلما اسلما و تله للجبين و ناديناه ان يا ابراهيم قد صدقت الرؤيا انا كذلك نجزي المحسنين ان هذا لهو البلاء المبين و فديناه بذبح عظيم – صافات 102 تا 107
 

اما امر #اخلاقی این داستان که چه قائل باشیم که #خداوند در این ماجرا دنبال کرده است و چه قائل به #هدفداری ابراهیم از حرکت پیامبرانه اش بوده باشیم ، اینست که ( خداوند ) ابراهیم سعی در #تغییر رسوبات ناخوداگاه هزاران ساله انسان داشته است و آن در دو امر مهم محقق شده است :

#یکی تبدیل قربانی انسان به قربانی چیزی دیگر –
و #دوم انتخاب #حیوانی که مورد استفاده #غذایی او بوده و هزینه تازه ای برای او ایجاد نکرده است .

🌺و در #یک_کلام :

در این داستان ، #امری از خداوند مشاهده نمی شود که بخواهیم #قضاوت اخلاقی و یا غیر اخلاقی بودن از آن بکنیم ، جز آنکه #قوه_خیال ابراهیم ، آن اشتیاق به خداوند و بروز دلدادگیش را به او ، در خواب بر اساس #سنت جمعی متداول آن روز ، به صورت #ذبح اسماعیل که گویی تنها شیوه #اثبات آن دلدادگی است متصور می کند ، ولی در نهایت #خداوند ( یا همان ابراهیم در رسالت هدفدار خود ) سنت #قربانی انسان را #لغو کرده ولی بدلیل همان #رسوبات تاریخی باور به #ضرورت امر قربانی ، او را به قربانی کردن #گوسفندی که هم کم #هزینه بوده و هم قابل خوردن باشد سوق می دهد .

محمد صالحی 20/1/98

#قسمت_اول 👇

https://telegram.me/beshnofekrkon/1630
👍1
Forwarded from اتچ بات
‍ #با_پیامبر_در_حجه_الوداع

🌹پیامبر اکرم ۷۵ روز قبل از رحلت خود ، در حجه الوداع ، #سه_سخنرانی در منا ، عرفات و غدیر خم ارائه کردند .

#دو_سخنرانی ایشان در منا و عرفات ، حاوی #خطوط_اصلی_رسالت ایشان بود که در ۲۳ سال به اشکال مختلف و در شرایط مقتضی ، مطرح کرده بودند .

🌹 #هدف اصلی ایشان در رسالت ، #اصلاحات حول #دو_محور مهم بود که در طول ۲۳ سال پیگیری کردند :

💥۱- #اصلاح_اندیشه_دینی_مردم حجاز ( از شرک به توحید )

💥۲- #اصلاح_منش_و_رفتار_مردم ( حول فضائل و ملکات اخلاقی )

🌹 مهمترین #دغدغه های ایشان در اصلاحگری جامعه عرب ، حول موضوعات زیر بود :

🍁۱- از بین بردن تدریجی #فقر مادی مردم به روشهای مختلف ( خمس ، زکات ، کفاره ها ، بخششها و ... )

۲- از بین بردن تدریجی طبقه ای بنام #بردگان و بندگانی که در بین مردم رواج داشتند و اشراف از آنها بهره می بردند . ( دستور به آزادی اسرای جنگی - چه با اخذ معادل و چه در راه خدا ، آزاد سازی آنها بخاطر کفاره های مختلف ، برخورد مشابه انسانهای آزاد با آنها ، و .. )

🍁۳- تاکید بر #حرمت_زن و بازگرداندن تدریجی حقوق اجتماعی او ( تصویب دیه ، ارث ، شهادت او در دادگاه و .. )

🌹با توجه به موارد فوق ، پیامبر در حجه الوداع ، در #همایش_بزرگ_حج که اکثریت مسلمانان حضور داشتند ، مجددا خطوط اصلی پیام خود را مطرح و مردم را در انجام آنها تاکید کردند .

گویی می دیدند که #حکومت حجاز بسی بزرگ شده و از قبایل مختلف و حتی کشورهای همسایه ، به اسلام می گروند و خود را موظف می دانستند ، اصول و #خطوط_اساسی_رسالت خود را در حدود ۲۰ بند مختلف بیان کرده ، تا مبادا فردا #مدعیان_رهبری_دینی ، بافته های خود را بنام او به آنها عرضه کرده و اسلام او را به انحراف بکشند .

🌹اصولی که حاوی نکات بسیار مهم زیر بود :

🍇۱- #تساوی_حقوق مردم بدون توجه به دین و یا نژاد .

🍇۲- #تساوی_حقوق_زنان با مردان

🍇۳- #رعایت_حقوق_بردگان

🍇۴- #نگرانی_از_فقها و رهبران مدعی که دینش را منحرف کنند.

🍇۵- #وجوب_نقد_حکومت

🍇۶- #برادری همه مسلمانان فارغ از مذهبشان.

۱🍇۷- #حرمت آزار یکدیگر و یا تخلفات مختلف اجتماعی

و ...

https://telegram.me/beshnofekrkon
روند #فراموشی هویت حقیقی ما در #کودکی کلید خورده است .😔

ماییم که همه چیز را فراموش کرده ایم، خودمان را فراموش کرده ایم،
نوزادی که به طمع زندگی بهتر، رحم عزیزترینش را با بی رحمی تمام میشکافد و بیرون میجهد، چه میداند از زیبایی های باطنی، چه میداند از روحی که در وجودش سیلان دارد و چه میداند از " من " ی که حقیقت او را شکل داده است؟

همین ندانستن است که او را غرق میکند در دارایی هایش، غرقش میکند در رشد استعدادهایش، و کجاست آنکه انکار کند دامن زدنِ پدر و مادر را بر این کشف سرمایه ها و علائق کودک؟

کودکی که از همان ابتدا بارها در گوشش خوانده میشود موفق باش اما مغرور نباش، تلاش کن اما در عُجب غوطه ور نشو،
و این همان کودکی است که هیچ‌ نمیداند از تواضع، هیچ نمیداند از غرور و هیچ نمیداند از روحی که باید پاک نگاه داشته شود،
اینجاست که در درون، خود را برترین موجود عالم میپندارد اما حق فریاد کشیدنش را ندارد...
ای کاش این کودک، یاد بگیرد که این استعدادها و توانایی ها چیزی جز لطیف کننده ی آن روح نیستند و ای کاش بتواند آن فرمان های پدر و مادر را که متواضع باش، پاک باش و اخلاق مدار، در طی سالیان، درونی کند وگرنه اوست که خود را فراموش کرده است،
وگرنه اوست که در دراز مدت به تباهی کشیده میشود،
با جلب توجه کردن ها و شو آف کردن ها،
با سمت و سوی قدرت و شهرت و رذالت گرفتن،
و با دور شدن از اصیل زیستن...

اما چه بر سر کودکی می آید که سرمایه هایش در کودکی تلف شدند؟
در کلاس های رنگارنگ و دهان پر کُن،
در عدم توجه های پی در پی،
و در خلال سالهایی که شخصیتش قرار است شکل گیرد؟

او نیز خودش را فراموش خواهد کرد،
و چون خودش را فراموش میکند، سعی میکند به هرچه میتواند، متصل شود تا از خودش فرار کند؛

با وِرّاجی کردن های بی وقفه،
با متفکر جلوه کردن،
با فرو کردنِ کبک وارِ سَرِ خود در زندگی افراد موفق،
و نهایتا با عاشق شدن،
حقّا که دلبستگی، مرحله ی نهاییِ فراموشی خویشتن است،
مگر عاشقی چیست؟
جز جلا دهنده ی تنهایی انسان؟
آدمی که تنهاست، و هیچ کس یارای کمک به او را ندارد، عاشق میشود تا حداقل خودش را گول بزند که تنها نیست...
عاشق میشود تا فرار کند از خودش که پر است از نیاز به شکوفایی،
و فرار کند از تلاش،
و غوطه ور شود در احساسی که به او اعتماد به نفس کاذب میدهد...

در اینجاست که باید بگویم اگر کسی خود حقیقی اش، زیبایی های باطنش و روح خودش را درنیابد،
نه کشف و پرورش سرمایه ها او را نجات میدهد، نه عاشق شدن،
کیرکگارد چه زیبا گفت که آدمی باید اخلاقی باشد و سپس دیندار، چراکه دینداری هیچ چیز از اخلاق به فرد متدین نمیدهد،
عاشق شدن و رشد در زمینه ی توانایی ها و دارایی ها نیز چیزی از فریب و فرار ما از خودمان، کم نمیکند و بلکه به آن می افزاید...

بیایید اتوپیا را توصیف نکنیم، الحق که چه ساده، آدمی مغرور میشود و چه ساده عاشق میشود،
و در نتیجه میبینید که چه ساده بودنش را، حقیقت وجودیش را، اخلاق را و زیباییهای باطنش را به دارایی ها، توانایی ها، و حتی نیازهایش میفروشد؟

ا . ص - ۲۶/۴/۹۶

به مطالب زیر نیز توجه شود :

https://telegram.me/beshnofekrkon/1453

https://telegram.me/beshnofekrkon/1455
پلوراليسم فلاح آری ، پلورالیسم فقط نجات نه

ساليان سال بود كه در باورها القا شده بود كه فقط گروه شيعه 12 امامي است كه در درگاه باري تعالي رستگار بوده و مابقي با مشكل سقوط و خشم خداوند روبرو خواهند شد .

اما مدتي است كه بجاي نظريه فوق ، با توجه به برداشت از آيات زير ، پلوراليسم نجات از جهنم و خشم خداوند ، نه تنها جهت دیگر فرقه های اسلامی ، بلکه جهت همه پیروان ادیان در سراسر جهان ( ابراهیمی و غیر ابراهیمی ) ، با رعایت سه شرط ( اعتقاد به خداوند ، اعتقاد به هدفمندی خلقت ( معاد ) و انجام عمل صالح ) ، مطرح شده است : **

1- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 1

" کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آورده‏اند ، و کسانى که به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان [= پيروان يحيى‏] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است ؛ و هيچ‏گونه ترس و اندوهى براى آنها نيست ."

2- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئون و النصارى من امن بالله و اليوم الاخرو عمل صالحا فلاخوف عليهم ولاهم يحزنون" 2

" آنها که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آورده‏اند و يهود و صابئان و مسيحيان ، هرگاه به خداوند يگانه و روز جزا ، ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند ، نه ترسى بر آنهاست ، و نه غمگين خواهند شد. "

3- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصارى و المجوس و الذين اشرکوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة ان الله على کل شي‏ء شهيد " 3

" مسلّماً کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آورده‏اند، و يهود و صابئان و نصارى و مجوس ( زرتشتیان ) و مشرکان ؛ خداوند ، در ميان آنان روز قيامت داورى مى‏کند ؛ خداوند بر هر چيز گواه (و از همه چيز آگاه) است . "

ليكن ؛ از آنجا که خداوند انسان را برای خود خلق کرده 4
و از روح خود در او دمیده 5
و نهایت راه کمالی او را جنت ماوای خود معرفی نموده است 6
، و با توجه به خيل آيات قرآن ، كه بعضا در ذيل آورده شده است ،

اين نظريه نيز ناقص بوده و بلکه نظريه پلوراليسم فلاح که شامل ورود به بهشت و تنعم جاودانه است و از نظر خداوند " فوز عظیم " خوانده شده ، قابل دفاع تر است ؛

چرا که اصل ، فلاح و رستگاری انسان در مسیر رو به رشد الهی است ،
مگر آنکه خلاف آن،با عدم رعایت شرایط فوق الذکر، ثابت گردد که تبعا دچار نتیجه اعمال خود و نتيجتا خشم خداوند خواهد شد :

1- ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوالصالحات 7

که انسانها همه در زيانند؛ مگر کسانى که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده ‏اند .


2- من تاب و امن و عمل صالحا فاولئک يدخلون الجنة و لا يظلمون شيئا 8

آنان که توبه کنند، و ايمان بياورند، و کار شايسته انجام دهند؛
چنين کسانى داخل بهشت مى‏شوند، و کمترين ستمى به آنان نخواهد شد.

3- من عمل سيئة فلا يجزى الا مثلها و من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤمن فاولئک يدخلون الجنة يرزقون فيها بغير حساب 9

هر کس بدى کند، جز بمانند آن کيفر داده نمى‏شود؛
ولى هر کس کار شايسته‏اى انجام دهد - خواه مرد يا زن- در حالى که مؤمن باشد آنها وارد بهشت مى‏شوند و در آن روزى بى‏حسابى به آنها داده خواهد شد.

4- يوم يجمعکم ليوم الجمع ذلک يوم التغابن و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 10

اين در زمانى خواهد بود که همه شما را در روز اجتماع [= روز رستاخيز] گردآورى مى‏کند؛ آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيمانى)!

و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مى‏بخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مى‏کند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است!

بنابراین همگان ، رستگار خواهند شد مگر آن که خلاف آن ، آنهم در محضر الهی و به قضاوت خود او ، اثبات گردد .

و البته جهت شمول بنده خاص خداوندی شدن ، که آخرین مرحله کمالی بشر بوده و بعد از عبور از بهشت مذکور در آیات فوق ، امکان ورود به جنت ماوای الهی را پیدا می کند ،
علاوه بر شرایط حداقلی فوق ، نیاز به مراقبه نفس مدام و انجام رشته اعمالی است که او را به مرتبه " نفس مطمئنه " برساند ، که در آیات زیر اینگونه بیان شده است :

یا ایتها النفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . 11

" تو اى روح آرام‏يافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."

زيرنويسها :

** از جمله به"عدل الهي شهيد مطهري ،اسلام دين فطرت آيه اله منتظري و الميزان علامه طباطبايي "ذيل آيات فوق
مراجعه شود .

1- سوره بقره - آیه 62
2- سوره مائده - آیه 69
3- سوره حج - آیه 17

4- حديث قدسي :يابن آدم خلقت الاشياء كلها لاجلك و خلقتك لاجلي . المواعظ العدديه ، الباب 12 ، الفصل 2 ص 255

5- و نفخت فيه من روحي حجر – قرآن ، آيه 29
6- یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30

7- سوره عصر ، آیات 2 و 3
8- سوره مریم ، آیه 60
9- سوره غافر ، آیه 40
10- سوره تغابن ، آیه 9
11- قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30
11/9/93 - محمد صالحی

http://mahsan.parsiblog.com/
آیا #فرقه_های_مختلف_مذهبی از نظر خداوند به #رسمیت شناخته شده اند ؟

یکی از #پدیده های تاریخی که بخش اعظم کتب تاریخی را بخود اختصاص داده ، #جنگهای متعددی است که بسیارشان رنگ و بوی #مذهبی😍 داشته اند . و امروزه نیز این معضل ، به بزرگترین بحران جهانی تبدیل گشته است .

این امر باعث شده که #نسل_امروز که به داشتن ویژگی #عقل_نقاد معروف شده اند ، برای یافتن #چاره رهایی از این همه جنگ و آشوب و کشتار ، راه حل #دین_گریزی را برگزینند .

در اینجا فرصت بررسی مسیله و راه حل مذکور نیست .

❤️بلکه #قصد ، نگاهی اجمالی است به #هدف_اصلی_خداوند از ارسال رسولان و آنچه از #خروجی آن دعوتها در نظرگاه الهی #معتبر بوده و به رسمیت شناخته شده است .

🌻1- #هدف خداوند از ارسال رسل ، #اصلاح اندیشه دینی بشر از شرک بسمت توحید بوده است .
و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون – انبیا 25

🌻2- تنها #شرط_رستگاری انسانها ، فارغ از هر گونه شریعت و یا فرقه دینی ، ایمان به #خدا ، ایمان به #معاد ( هدفمندی هستی ) و #عملکرد_اخلاقی اعلام شده است .
ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون بقره - آیه 62

🌻3- #دعوت پیامبر اسلام در راستای همان #دعوتهای_قبلی بوده است .
نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه – آل عمران 3

🌻4- قرآن برای #روشن_کردن_ابهاماتی است که باعث #اختلاف در بین گذشتگان شده است .
و ما انزلنا عليک الکتاب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه - نحل – 64

🌻5- تنها کسانی از #دعوت رسولان الهی #سو_استفاده کرده و آنرا با عناوین مختلف ، به #فرقه_های_مذهبی گوناگون تجزیه کردند که بر خداوند #طغیان کرده و نفسانیات خود را بر اراده خداوند ترجیح دادند .
فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم – بقره 213

🌻6- تنها #راهی از نظر خداوند #معتبر شناخته شده که به #تفرقه_های قومی و مذهبی نیانجامد .
و ان هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصاكم به لعلكم تتقون – انعام 153

🌻7- آنها که در دین ، #فرقه_های_مختلف مذهبی ایجاد کردند ، #هیچ_نسبتی با پیام و پیامبر خداوند نداشته و خداوند است که تکلیف آنها را معلوم خواهد کرد .
ان الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا لست منهم في شي ء انما امرهم الي الله – انعام 159

🌻8- از نظر خداوند ، #فرقه_های_مختلف مذهبی ، چون #عذابی است که بشر برای خود خلق کرده است .
قل هو القادر علي ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم او من تحت ارجلكم او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم باس بعض انظر كيف نصرف الآيات لعلهم يفقهون – انعام 65

🌻9- از نظر خداوند ، هرگونه #اختلاف_مذهبی ، #غیر_معتبر بوده و بایستی در مناسبات اجتماعی ، کنار گذاشته شده و به #راه_مشترکی که وحدت جامعه را تضمین کند بروند .
قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون – آل عمران 64

❤️و #در_یک_کلام :

آنچه از #آیات_فوق که نمونه کوچکی از خیل آیات قرآنی است #برداشت می شود :

🔅1- #دین از نظر خداوند #یکی بیش نیست .

🔅2- #پایه های آن دین ، ایمان به خدا و معاد و عملکرد اخلاقی است .

🔅3- #پیامبران_متعدد فقط برای #اصلاح_اختلافات در اندیشه دینی و نیز منش اخلاقی مردم با یک #معیار_ثابت الهی آمده اند که هیچگونه تفاوتی با یکدیگر نداشته اند .

🔅4- تنها #اندیشه_دینی که از نظر خداوند به #رسمیت شناخته شده توحید و عملکرد اخلاقی است و لذا هر گونه #اختلاف با عناوین مختلف #مذهبی و یا دینی ، #نامعتبر و برساخته بشری بوده که قطعا مورد مواخذه الهی قرار خواهد گرفت .

🔅5- #راه_حل بحرانهای اجتماعی موجود در جامعه جهانی در صورتی است که بسمت #وحدت_اندیشه دینی و اخلاق بروند ، در غیر اینصورت هرگونه #ادعای دین و یا #مذهب_حق ، جز به اختلاف افکنی بیشتر نیانجامیده که هرگز مورد #تایید خداوند نبوده و نخواهد بود .

☄️تذکر :

⚡️1- #هر_شخص می تواند #اعتقاد_دینی_متفاوت در امور شخصی خود با دیگری داشته باشد بشرطی که هیچگونه #تاثیر_اختلافی در روابط اجتماعی آنها نداشته باشد .

⚡️2- تنها #قانونی در اداره یک جامعه مورد #تایید_خداوند است که بر مبنای #عقل_جمعی صادر شده و هرگز رنگ و بوی اعتقادی خاص نداشته باشد که موجب اختلاف در برخورداری حتی یک نفر از حقوق اجتماعی مساوی بشود . ( امرهم شوری بینهم – شوری 38 )

محمد صالحی – 24/6/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤1