باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
چرا #شاخص مسلمانی و #رفرنس ایمانی ما، اسلام و ایمان #ابراهیمی معرفی شده است؟

خداوند وقتی #بشر را خلق کرد و او با بالغتر شدن در گذر زمان ، ابتدا به انسانی ماهر و سپس خرد ورز تبدیل شد و با طی کردن دوران #نوزادی_عقلی خود ، به مرحله #آموزش پذیری وارد شد ، با انتخاب حضرت #آدم از بین آنها 1 ،اصول کلی جهان بینی #توحیدی را به او یاد داد 2 و به سوی مردمان خود فرستاد تا آنها را از #دغدغه های " من اینجا چه می کنم؟ " ، " آیا کسی مالک بر جهان هست " ، " زندگی من با مرگ چه می شود؟ " و ده ها سوالات اساسی دیگر ، نجات دهد.

و بارها و بارها ، با #بالغتر شدن عقل بشر و پیدا شدن سوالات جدید و نیازهای مختلف رفتاری دیگر ، پیامبران دیگری را فرستاد تا هم جهان بینی توحیدی را مدللتر کند و هم #اخلاقی زیستن را به بشر گوشزد نماید. 3

اما از آنجا که بشر همواره بدنبال #لذتهای دنیایی خود ، حتی با سوء استفاده از آموزه های انبیا بوده و هست و گروهی #مقلدانه ، بدنبال آموزه های گروهی دیگر که با #دستبردهای مختلف در مبانی شرایع ، اهداف خود را پیش می بردند ، بودند، و از آنجا که خداوند حتی #پذیرش سخنان خود را به حساب آنکه از خداست نمی پذیرفت 4 و جستجو و #تحقیقی همه جانبه را شرط هدایت و ورود به جرگه بندگان خود می دانست 5 ، از بین همه انبیا ، #شیوه_ابراهیم در ورود به پرسشهای هستی شناسی خود و نحوه #ایمان_ورزی محققانه اش را معیار و رفرنس ایمانی مردم قرار داد.
و من يرغب عن ملة ابراهيم الا من سفه نفسه و لقد اصطفيناه في الدنيا و انه في الآخرة لمن الصالحين 6
ثم اوحينا اليك ان اتبع ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين7
و جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباكم و ما جعل عليكم في الدين من حرج ملة ابيكم ابراهيم هو سماكم المسلمين من قبل و في هذا ليكون الرسول شهيدا عليكم و تكونوا شهداء علي الناس 8

👇در این #مجال اندک، به دلایل این انتخاب نگاهی مختصر می کنیم :

💥1- ابراهیم انسانی بود با #دغدغه های وجودی خود ( رها شده ام یا #خدایی هست؟ 9 - #مرگ چیست و پس از آن چه می شود؟ 10 - این همه #درد و رنج و ظلم برای چیست؟ 11 )

💥2- بجای #ایمان_موروثی به ادیان موجود، خود به جستجوی سوالها و دغدغه هایش پرداخت ، و در تمام عمر خود ، پرسشگری در جستجوی حقایق هستی بود. 12

💥3- در این جستجوی خستگی ناپذیر ، #خدای_یگانه را مرهم تنهاییش یافت 13 ، #جاودانگی را در پس از مرگ پیدا کرد 14 ،انسان را #مسیول زندگی و عاقبت اعمال خود دید و ظلم را پدیده زشتی یافت که انسان را پر از درد و سرانجامش را پر از رنج خواهد نمود.15

💥4- و اینجا بود که به مقام امامت و الگو و مرجعیت #ایمان_یقینانه رسید. 16

💥5- و در این #پرسشگری مدام خود ، حتی در زمان نبوتش، ثابت کرد که اگر چه این راه سخت است ولی به #حقیقتی متعالی رهنمون خواهی شد . 17

💥6 - و دیگر دلیل اینکه ، در شیوه #اداره_جامعه خود، دخالتی نکرده، #شریعتی بنا ننهاد و موسس و یا مولد هیچ فرقه ای در یافته ها و آموزه های خود نشد 18 ،چرا که این #فرقه_سازیها از نظر خداوند پیش گرفتن راه بغی و تجاوز به حقیقت است. 19

👇#زیرنویسها :

1- ان الله اصطفي آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران علي العالمين– آل عمران 33
2- و علم آدم الاسماء كلها– بقره 31
3- هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين– جمعه 2
4- و من تاب و عمل صالحا فانه يتوب الي الله متابا .... و الذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا– فرقان 73
5- فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب– زمر 18
6- بقره 130
7- نحل 123
8- حج 78
9- اذ قال لابيه و قومه ما تعبدون– شعرا 70
10- و اذ قال ابراهيم رب ارني كيف تحي الموتي– بقره 260
11 - فلما ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشري يجادلنا في قوم لوط ، ان ابراهيم لحليم اواه منيب– هود 74
12 - فلما جن عليه الليل راي كوكبا قال هذا ربي فلما افل قال لا احب الآفلين– انعام 76
13 - قال يا قوم اني بري ء مما تشركون اني وجهت وجهي للذي فطر السماوات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين– انعام 79
14 - قال بلي و لكن ليطمئن قلبي– بقره 260
15 - و لما جاءت رسلنا ابراهيم بالبشري قالوا انا مهلكوا اهل هذه القرية ان اهلها كانوا ظالمين– عنکبوت 31
16 - و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما– بقره 124
17- و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا- عنکبوت 69
18 - و قالوا كونوا هودا او نصاري تهتدوا قل بل ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين– بقره 135
19- ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم– بقره 213

محمد صالحی – 2/9/96

😍 #مطلب_زیر 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1062
http://mahsan.rasekhoonblog.com
سخن از اخلاقی بودن و نبودن #ذبح_اسماعیل بی معناست - ۱

سالهاست که #مدعیان فلسفه های اخلاق و یا #شبهه گیرندگان مذاهب آسمانی بر بخش عظیمی از آموزه های ایمانی و یا عملی آنها تاخته و یا خرده گیرانه بر آنها چوب حراج زده اند .

متاسفانه این امر به آن دلیل است که هر کس #ظرف_اندیشگی خودرا بهترین دانسته و آن را در دست گرفته و آموزه ها و عقاید دیگران را در آن ریخته و هر مقدار آنها در آن ظرف قرار نگرفت با حمله ای شدید مواجه شده که خارج از نظام اخلاقی و یا عقلانی و یا علمی ای است که او بر حق می داند .

خوشبختانه در زمانه امروز ( #پست_مدرنیسم ) ، نوعی از فهم ( #هرمنوتیکی ) مطرح شده که تاکید خاصش فقط بر #متن و قواعد زبانی آن و نهایتا ظواهر شرایط تولید متن نیست ، بلکه به #حالات وجودی تولید کننده متن ، #مخاطب و شرایط زمینه ای آن و همچنین حالات وجودی #خواننده نیز توجه خاصی کرده و لذا بر هر متنی نه تنها برچسب نامربوط نمی زند ، بلکه آن را سندی برای فهم شرایط تاریخی متن بشمار آورده مورد دقت جدی قرار می دهد .

یکی از مواردی که در تاریخ انبیای ابراهیمی مورد توجه و بحثهای مناقشه ای جدی واقع شده ماجرای #ذبح_اسماعیل توسط ابراهیم بوده که بدلیل غیر اخلاقی دانستن کشتن انسان آنهم بدست پدر و برای قربانی کردن ، رسالت ابراهیم و خدایش را به چالش کشیده اند.

و البته بوده اند کسانی که سعی در #توجیه ماجرا و نهایتا دفاع از حقانیت ابراهیم و خدایش داشته اند .

#مفسران اسلامی در دهه های اخیر آنرا سمبلیک فرض کرده و بعنوان قربانی کردن #نفس انسانی یاد کرده که خداوند ابراهیم را آزمایش کرد که تا چه حد از تعلقاتش می تواند بگذرد.

و از بین #فیلسوفان معاصر نیز #کیرکگارد فیلسوف اگزیستانسیل دانمارکی در قرن 19 ، سعی در سطح بندی خاستگاه امور اخلاقی داشته و بالاترین آن را به #اخلاق_دینی که ناشی از #عشق الهی است نسبت داده که با معیارهای معمول اخلاق انسانی قابل ارزیابی نیست.

😍اما آنچه به نظر من می رسد ، گونه ای دیگر از نگاه به اموریست که در #نسبت بین انسان و خدا مطرح می شود .

در این نگاه ، #خداوند شخصیت انسانی نداشته که در حد اموری مشخص و محدود پایین آمده و انسانوار ولی در اعلی ترین درجه کمال تصمیم گرفته و یا امر و اجرا کند ، بلکه #هستی ، #تجلی کلی وجود و بروز و حضور خداوند بوده که #سرریز خالقیت و عالمیت و حکمت اوست و البته آنچه ما می بینیم و می فهمیم نه همه آن چیزی است که بروز و ظهور پیدا کزده بلکه آن مقداری است که از #عینکهای ذهنی ما انسانها در قالبهای فلسفی و علمی و شهودی عبور کرده و بر ما فرو ریخته شده است .

لذا باید توجه داشته باشیم که #نظامی که در عالم می بینیم و #قواعد و احکامی که در آن جستجو کرده و می یابیم همه و همه ناشی از #نطام_اندیشگی ما در #مفهوم کردن اتفاقات و رویدادها و پدیده های هستی و انسانی بوده است که بخشی به کشف #قوانین_فیزیکی و تجربی منجر شده و بخشی دیگر نیز به کشف و یا وضع #قوانین_متافیزیکی مستتر در نظام هستی و زیست انسانی سوق پیدا نموده است.

از آنجا که قوانین #متافیزیکی حاکم بر هستی ، #ملموس و قابل تجربه فیزیکی نیستند لذا کشف و #بیان آنها بغایت سخت و مناقشه برانگیز بوده و هست ، چرا که #متخصصان این عرصه را می توان #پیامبران ، #عارفان و #فلاسفه دانست که هر کدام از ناحیه ای به عالم نگریسته اند و از میان #تجربه های معنوی وجودی و یا #زیسته خود و یا از در کنار هم گذاشتن وقایع دورانهای مختلف ، قواعد و قوانینی را که در هستی ساری و جاری است یافته و برای دیگران آنهم به زبان فهم آنها بیان کرده اند.

در این بین #پیامبران ، #عالم را #منسوب به خداوند دیده و نظام آنرا مخلوق حکمت او دانسته و به همین دلیل هر #فهمی از آن را یا به خداوند نسبت داده و یا قانونی را از #زبان او بیان کرده اند .

👌بطور مثال وقتی که عالم را در یک #کنش و #واکنش دائمی بین انسان و اعمالش دیده اند در مقام بیان این داد و ستد نظام مند و #مدلسازی آن ، به #قانونی متوسل می شوند که گویی شبیه سازی انسانی رخ می دهد و آن این حکم است که : و مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین – آل عمران 54

و این دقیقا #شبیه_سازی نظام اخلاقی و عدالتی حاکم بر هستی به عالم انسانی است و از آنجا که انسان از نظر روانی بیشتر دوست دارد برای #پذیزنده تر کردن هر امری آنرا به بالاترین شخص هستی نسبت دهد از #زبان_خداوند بیان شده است و الا این سخن چیزی بیشتر از بیان نسبت عدالت محوری هستی با انسان نیست.

🌱و اما ماجرای #ذبح_اسماعیل :

بنابر نظر #روانشناسان ....

#ادامه دارد : 👇

☄ https://t.me/beshnofekrkon/1631

محمد صالحی
سخن از اخلاقی بودن و نبودن #ذبح_اسماعیل بی معناست - ۲

🌱و اما ماجرای #ذبح_اسماعیل :

بنابر نظر #روانشناسان یونگی ، همه انسانها از یک ضمیر #ناخودآگاه_فردی برخوردار بوده که مدیریت احساسات و عواطف آنها را بر عهده داشته و در مواقع خاص ، فرمانهای مربوطه را می دهد .

و از طرف دیگر ، دارای یک ضمیر #ناخودآگاه_جمعی بوده که بسیاری از رفتارها و باورهایش برآمده از اعتقادات و یا شیوه های زیسته نسلهای گذشته بوده که به نسل او رسیده است .

از این منظر ، حضرت #ابراهیم ، در #ناخودآگاه_فردی خود ، دچار #عشق ورزی با خداوند و #لبریزگی دلدادگیش با او بوده که بدنبال #بروز و تحقق بیرونی آن بوده است .
 

و براساس #ناخودآگاه_جمعی موروثی اش ، برای به #نمایش گذاشتن عشق ورزی خود و تحقق بیرونی آن ، بنابر سنت #قربانی کردن که در جامعه آنروز متداول و باور به آن یک امر اعتقادی دینی شمرده می شد ، #ذبح را بهترین شکل فوق و انتخاب #فرزند عزیزش اسماعیل را عالیترین جلوه آن می داند .

اما گویی با دو #ترمز_درونی روبرو بوده است :
#یکی دل کندن از اسماعیلش و
#دیگری نگرانی از قبولی خداوند .

و روزها و شبها آنقدر #درگیر آن عشق ورزی و این نگرانیها بوده که چند شبی در #خواب ، قوه خیالش ، آن را به شکل #ذبح اسماعیل تصویر کرده و باورش را به امر الهی سوق می دهد .

فلما بلغ معه السعي قال يا بني اني اري في المنام اني اذبحك فانظر ما ذا تري قال يا ابت افعل ما تؤمر ستجدني ان شاء الله من الصابرين فلما اسلما و تله للجبين و ناديناه ان يا ابراهيم قد صدقت الرؤيا انا كذلك نجزي المحسنين ان هذا لهو البلاء المبين و فديناه بذبح عظيم – صافات 102 تا 107
 

اما امر #اخلاقی این داستان که چه قائل باشیم که #خداوند در این ماجرا دنبال کرده است و چه قائل به #هدفداری ابراهیم از حرکت پیامبرانه اش بوده باشیم ، اینست که ( خداوند ) ابراهیم سعی در #تغییر رسوبات ناخوداگاه هزاران ساله انسان داشته است و آن در دو امر مهم محقق شده است :

#یکی تبدیل قربانی انسان به قربانی چیزی دیگر –
و #دوم انتخاب #حیوانی که مورد استفاده #غذایی او بوده و هزینه تازه ای برای او ایجاد نکرده است .

🌺و در #یک_کلام :

در این داستان ، #امری از خداوند مشاهده نمی شود که بخواهیم #قضاوت اخلاقی و یا غیر اخلاقی بودن از آن بکنیم ، جز آنکه #قوه_خیال ابراهیم ، آن اشتیاق به خداوند و بروز دلدادگیش را به او ، در خواب بر اساس #سنت جمعی متداول آن روز ، به صورت #ذبح اسماعیل که گویی تنها شیوه #اثبات آن دلدادگی است متصور می کند ، ولی در نهایت #خداوند ( یا همان ابراهیم در رسالت هدفدار خود ) سنت #قربانی انسان را #لغو کرده ولی بدلیل همان #رسوبات تاریخی باور به #ضرورت امر قربانی ، او را به قربانی کردن #گوسفندی که هم کم #هزینه بوده و هم قابل خوردن باشد سوق می دهد .

محمد صالحی 20/1/98

#قسمت_اول 👇

https://telegram.me/beshnofekrkon/1630
👍1
Forwarded from اتچ بات
‍ #با_پیامبر_در_حجه_الوداع

🌹پیامبر اکرم ۷۵ روز قبل از رحلت خود ، در حجه الوداع ، #سه_سخنرانی در منا ، عرفات و غدیر خم ارائه کردند .

#دو_سخنرانی ایشان در منا و عرفات ، حاوی #خطوط_اصلی_رسالت ایشان بود که در ۲۳ سال به اشکال مختلف و در شرایط مقتضی ، مطرح کرده بودند .

🌹 #هدف اصلی ایشان در رسالت ، #اصلاحات حول #دو_محور مهم بود که در طول ۲۳ سال پیگیری کردند :

💥۱- #اصلاح_اندیشه_دینی_مردم حجاز ( از شرک به توحید )

💥۲- #اصلاح_منش_و_رفتار_مردم ( حول فضائل و ملکات اخلاقی )

🌹 مهمترین #دغدغه های ایشان در اصلاحگری جامعه عرب ، حول موضوعات زیر بود :

🍁۱- از بین بردن تدریجی #فقر مادی مردم به روشهای مختلف ( خمس ، زکات ، کفاره ها ، بخششها و ... )

۲- از بین بردن تدریجی طبقه ای بنام #بردگان و بندگانی که در بین مردم رواج داشتند و اشراف از آنها بهره می بردند . ( دستور به آزادی اسرای جنگی - چه با اخذ معادل و چه در راه خدا ، آزاد سازی آنها بخاطر کفاره های مختلف ، برخورد مشابه انسانهای آزاد با آنها ، و .. )

🍁۳- تاکید بر #حرمت_زن و بازگرداندن تدریجی حقوق اجتماعی او ( تصویب دیه ، ارث ، شهادت او در دادگاه و .. )

🌹با توجه به موارد فوق ، پیامبر در حجه الوداع ، در #همایش_بزرگ_حج که اکثریت مسلمانان حضور داشتند ، مجددا خطوط اصلی پیام خود را مطرح و مردم را در انجام آنها تاکید کردند .

گویی می دیدند که #حکومت حجاز بسی بزرگ شده و از قبایل مختلف و حتی کشورهای همسایه ، به اسلام می گروند و خود را موظف می دانستند ، اصول و #خطوط_اساسی_رسالت خود را در حدود ۲۰ بند مختلف بیان کرده ، تا مبادا فردا #مدعیان_رهبری_دینی ، بافته های خود را بنام او به آنها عرضه کرده و اسلام او را به انحراف بکشند .

🌹اصولی که حاوی نکات بسیار مهم زیر بود :

🍇۱- #تساوی_حقوق مردم بدون توجه به دین و یا نژاد .

🍇۲- #تساوی_حقوق_زنان با مردان

🍇۳- #رعایت_حقوق_بردگان

🍇۴- #نگرانی_از_فقها و رهبران مدعی که دینش را منحرف کنند.

🍇۵- #وجوب_نقد_حکومت

🍇۶- #برادری همه مسلمانان فارغ از مذهبشان.

۱🍇۷- #حرمت آزار یکدیگر و یا تخلفات مختلف اجتماعی

و ...

https://telegram.me/beshnofekrkon
روند #فراموشی هویت حقیقی ما در #کودکی کلید خورده است .😔

ماییم که همه چیز را فراموش کرده ایم، خودمان را فراموش کرده ایم،
نوزادی که به طمع زندگی بهتر، رحم عزیزترینش را با بی رحمی تمام میشکافد و بیرون میجهد، چه میداند از زیبایی های باطنی، چه میداند از روحی که در وجودش سیلان دارد و چه میداند از " من " ی که حقیقت او را شکل داده است؟

همین ندانستن است که او را غرق میکند در دارایی هایش، غرقش میکند در رشد استعدادهایش، و کجاست آنکه انکار کند دامن زدنِ پدر و مادر را بر این کشف سرمایه ها و علائق کودک؟

کودکی که از همان ابتدا بارها در گوشش خوانده میشود موفق باش اما مغرور نباش، تلاش کن اما در عُجب غوطه ور نشو،
و این همان کودکی است که هیچ‌ نمیداند از تواضع، هیچ نمیداند از غرور و هیچ نمیداند از روحی که باید پاک نگاه داشته شود،
اینجاست که در درون، خود را برترین موجود عالم میپندارد اما حق فریاد کشیدنش را ندارد...
ای کاش این کودک، یاد بگیرد که این استعدادها و توانایی ها چیزی جز لطیف کننده ی آن روح نیستند و ای کاش بتواند آن فرمان های پدر و مادر را که متواضع باش، پاک باش و اخلاق مدار، در طی سالیان، درونی کند وگرنه اوست که خود را فراموش کرده است،
وگرنه اوست که در دراز مدت به تباهی کشیده میشود،
با جلب توجه کردن ها و شو آف کردن ها،
با سمت و سوی قدرت و شهرت و رذالت گرفتن،
و با دور شدن از اصیل زیستن...

اما چه بر سر کودکی می آید که سرمایه هایش در کودکی تلف شدند؟
در کلاس های رنگارنگ و دهان پر کُن،
در عدم توجه های پی در پی،
و در خلال سالهایی که شخصیتش قرار است شکل گیرد؟

او نیز خودش را فراموش خواهد کرد،
و چون خودش را فراموش میکند، سعی میکند به هرچه میتواند، متصل شود تا از خودش فرار کند؛

با وِرّاجی کردن های بی وقفه،
با متفکر جلوه کردن،
با فرو کردنِ کبک وارِ سَرِ خود در زندگی افراد موفق،
و نهایتا با عاشق شدن،
حقّا که دلبستگی، مرحله ی نهاییِ فراموشی خویشتن است،
مگر عاشقی چیست؟
جز جلا دهنده ی تنهایی انسان؟
آدمی که تنهاست، و هیچ کس یارای کمک به او را ندارد، عاشق میشود تا حداقل خودش را گول بزند که تنها نیست...
عاشق میشود تا فرار کند از خودش که پر است از نیاز به شکوفایی،
و فرار کند از تلاش،
و غوطه ور شود در احساسی که به او اعتماد به نفس کاذب میدهد...

در اینجاست که باید بگویم اگر کسی خود حقیقی اش، زیبایی های باطنش و روح خودش را درنیابد،
نه کشف و پرورش سرمایه ها او را نجات میدهد، نه عاشق شدن،
کیرکگارد چه زیبا گفت که آدمی باید اخلاقی باشد و سپس دیندار، چراکه دینداری هیچ چیز از اخلاق به فرد متدین نمیدهد،
عاشق شدن و رشد در زمینه ی توانایی ها و دارایی ها نیز چیزی از فریب و فرار ما از خودمان، کم نمیکند و بلکه به آن می افزاید...

بیایید اتوپیا را توصیف نکنیم، الحق که چه ساده، آدمی مغرور میشود و چه ساده عاشق میشود،
و در نتیجه میبینید که چه ساده بودنش را، حقیقت وجودیش را، اخلاق را و زیباییهای باطنش را به دارایی ها، توانایی ها، و حتی نیازهایش میفروشد؟

ا . ص - ۲۶/۴/۹۶

به مطالب زیر نیز توجه شود :

https://telegram.me/beshnofekrkon/1453

https://telegram.me/beshnofekrkon/1455
پلوراليسم فلاح آری ، پلورالیسم فقط نجات نه

ساليان سال بود كه در باورها القا شده بود كه فقط گروه شيعه 12 امامي است كه در درگاه باري تعالي رستگار بوده و مابقي با مشكل سقوط و خشم خداوند روبرو خواهند شد .

اما مدتي است كه بجاي نظريه فوق ، با توجه به برداشت از آيات زير ، پلوراليسم نجات از جهنم و خشم خداوند ، نه تنها جهت دیگر فرقه های اسلامی ، بلکه جهت همه پیروان ادیان در سراسر جهان ( ابراهیمی و غیر ابراهیمی ) ، با رعایت سه شرط ( اعتقاد به خداوند ، اعتقاد به هدفمندی خلقت ( معاد ) و انجام عمل صالح ) ، مطرح شده است : **

1- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 1

" کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آورده‏اند ، و کسانى که به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان [= پيروان يحيى‏] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است ؛ و هيچ‏گونه ترس و اندوهى براى آنها نيست ."

2- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئون و النصارى من امن بالله و اليوم الاخرو عمل صالحا فلاخوف عليهم ولاهم يحزنون" 2

" آنها که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آورده‏اند و يهود و صابئان و مسيحيان ، هرگاه به خداوند يگانه و روز جزا ، ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند ، نه ترسى بر آنهاست ، و نه غمگين خواهند شد. "

3- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصارى و المجوس و الذين اشرکوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة ان الله على کل شي‏ء شهيد " 3

" مسلّماً کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آورده‏اند، و يهود و صابئان و نصارى و مجوس ( زرتشتیان ) و مشرکان ؛ خداوند ، در ميان آنان روز قيامت داورى مى‏کند ؛ خداوند بر هر چيز گواه (و از همه چيز آگاه) است . "

ليكن ؛ از آنجا که خداوند انسان را برای خود خلق کرده 4
و از روح خود در او دمیده 5
و نهایت راه کمالی او را جنت ماوای خود معرفی نموده است 6
، و با توجه به خيل آيات قرآن ، كه بعضا در ذيل آورده شده است ،

اين نظريه نيز ناقص بوده و بلکه نظريه پلوراليسم فلاح که شامل ورود به بهشت و تنعم جاودانه است و از نظر خداوند " فوز عظیم " خوانده شده ، قابل دفاع تر است ؛

چرا که اصل ، فلاح و رستگاری انسان در مسیر رو به رشد الهی است ،
مگر آنکه خلاف آن،با عدم رعایت شرایط فوق الذکر، ثابت گردد که تبعا دچار نتیجه اعمال خود و نتيجتا خشم خداوند خواهد شد :

1- ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوالصالحات 7

که انسانها همه در زيانند؛ مگر کسانى که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده ‏اند .


2- من تاب و امن و عمل صالحا فاولئک يدخلون الجنة و لا يظلمون شيئا 8

آنان که توبه کنند، و ايمان بياورند، و کار شايسته انجام دهند؛
چنين کسانى داخل بهشت مى‏شوند، و کمترين ستمى به آنان نخواهد شد.

3- من عمل سيئة فلا يجزى الا مثلها و من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤمن فاولئک يدخلون الجنة يرزقون فيها بغير حساب 9

هر کس بدى کند، جز بمانند آن کيفر داده نمى‏شود؛
ولى هر کس کار شايسته‏اى انجام دهد - خواه مرد يا زن- در حالى که مؤمن باشد آنها وارد بهشت مى‏شوند و در آن روزى بى‏حسابى به آنها داده خواهد شد.

4- يوم يجمعکم ليوم الجمع ذلک يوم التغابن و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 10

اين در زمانى خواهد بود که همه شما را در روز اجتماع [= روز رستاخيز] گردآورى مى‏کند؛ آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيمانى)!

و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مى‏بخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مى‏کند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است!

بنابراین همگان ، رستگار خواهند شد مگر آن که خلاف آن ، آنهم در محضر الهی و به قضاوت خود او ، اثبات گردد .

و البته جهت شمول بنده خاص خداوندی شدن ، که آخرین مرحله کمالی بشر بوده و بعد از عبور از بهشت مذکور در آیات فوق ، امکان ورود به جنت ماوای الهی را پیدا می کند ،
علاوه بر شرایط حداقلی فوق ، نیاز به مراقبه نفس مدام و انجام رشته اعمالی است که او را به مرتبه " نفس مطمئنه " برساند ، که در آیات زیر اینگونه بیان شده است :

یا ایتها النفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . 11

" تو اى روح آرام‏يافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."

زيرنويسها :

** از جمله به"عدل الهي شهيد مطهري ،اسلام دين فطرت آيه اله منتظري و الميزان علامه طباطبايي "ذيل آيات فوق
مراجعه شود .

1- سوره بقره - آیه 62
2- سوره مائده - آیه 69
3- سوره حج - آیه 17

4- حديث قدسي :يابن آدم خلقت الاشياء كلها لاجلك و خلقتك لاجلي . المواعظ العدديه ، الباب 12 ، الفصل 2 ص 255

5- و نفخت فيه من روحي حجر – قرآن ، آيه 29
6- یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30

7- سوره عصر ، آیات 2 و 3
8- سوره مریم ، آیه 60
9- سوره غافر ، آیه 40
10- سوره تغابن ، آیه 9
11- قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30
11/9/93 - محمد صالحی

http://mahsan.parsiblog.com/
آیا #فرقه_های_مختلف_مذهبی از نظر خداوند به #رسمیت شناخته شده اند ؟

یکی از #پدیده های تاریخی که بخش اعظم کتب تاریخی را بخود اختصاص داده ، #جنگهای متعددی است که بسیارشان رنگ و بوی #مذهبی😍 داشته اند . و امروزه نیز این معضل ، به بزرگترین بحران جهانی تبدیل گشته است .

این امر باعث شده که #نسل_امروز که به داشتن ویژگی #عقل_نقاد معروف شده اند ، برای یافتن #چاره رهایی از این همه جنگ و آشوب و کشتار ، راه حل #دین_گریزی را برگزینند .

در اینجا فرصت بررسی مسیله و راه حل مذکور نیست .

❤️بلکه #قصد ، نگاهی اجمالی است به #هدف_اصلی_خداوند از ارسال رسولان و آنچه از #خروجی آن دعوتها در نظرگاه الهی #معتبر بوده و به رسمیت شناخته شده است .

🌻1- #هدف خداوند از ارسال رسل ، #اصلاح اندیشه دینی بشر از شرک بسمت توحید بوده است .
و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون – انبیا 25

🌻2- تنها #شرط_رستگاری انسانها ، فارغ از هر گونه شریعت و یا فرقه دینی ، ایمان به #خدا ، ایمان به #معاد ( هدفمندی هستی ) و #عملکرد_اخلاقی اعلام شده است .
ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون بقره - آیه 62

🌻3- #دعوت پیامبر اسلام در راستای همان #دعوتهای_قبلی بوده است .
نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه – آل عمران 3

🌻4- قرآن برای #روشن_کردن_ابهاماتی است که باعث #اختلاف در بین گذشتگان شده است .
و ما انزلنا عليک الکتاب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه - نحل – 64

🌻5- تنها کسانی از #دعوت رسولان الهی #سو_استفاده کرده و آنرا با عناوین مختلف ، به #فرقه_های_مذهبی گوناگون تجزیه کردند که بر خداوند #طغیان کرده و نفسانیات خود را بر اراده خداوند ترجیح دادند .
فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم – بقره 213

🌻6- تنها #راهی از نظر خداوند #معتبر شناخته شده که به #تفرقه_های قومی و مذهبی نیانجامد .
و ان هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصاكم به لعلكم تتقون – انعام 153

🌻7- آنها که در دین ، #فرقه_های_مختلف مذهبی ایجاد کردند ، #هیچ_نسبتی با پیام و پیامبر خداوند نداشته و خداوند است که تکلیف آنها را معلوم خواهد کرد .
ان الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا لست منهم في شي ء انما امرهم الي الله – انعام 159

🌻8- از نظر خداوند ، #فرقه_های_مختلف مذهبی ، چون #عذابی است که بشر برای خود خلق کرده است .
قل هو القادر علي ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم او من تحت ارجلكم او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم باس بعض انظر كيف نصرف الآيات لعلهم يفقهون – انعام 65

🌻9- از نظر خداوند ، هرگونه #اختلاف_مذهبی ، #غیر_معتبر بوده و بایستی در مناسبات اجتماعی ، کنار گذاشته شده و به #راه_مشترکی که وحدت جامعه را تضمین کند بروند .
قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون – آل عمران 64

❤️و #در_یک_کلام :

آنچه از #آیات_فوق که نمونه کوچکی از خیل آیات قرآنی است #برداشت می شود :

🔅1- #دین از نظر خداوند #یکی بیش نیست .

🔅2- #پایه های آن دین ، ایمان به خدا و معاد و عملکرد اخلاقی است .

🔅3- #پیامبران_متعدد فقط برای #اصلاح_اختلافات در اندیشه دینی و نیز منش اخلاقی مردم با یک #معیار_ثابت الهی آمده اند که هیچگونه تفاوتی با یکدیگر نداشته اند .

🔅4- تنها #اندیشه_دینی که از نظر خداوند به #رسمیت شناخته شده توحید و عملکرد اخلاقی است و لذا هر گونه #اختلاف با عناوین مختلف #مذهبی و یا دینی ، #نامعتبر و برساخته بشری بوده که قطعا مورد مواخذه الهی قرار خواهد گرفت .

🔅5- #راه_حل بحرانهای اجتماعی موجود در جامعه جهانی در صورتی است که بسمت #وحدت_اندیشه دینی و اخلاق بروند ، در غیر اینصورت هرگونه #ادعای دین و یا #مذهب_حق ، جز به اختلاف افکنی بیشتر نیانجامیده که هرگز مورد #تایید خداوند نبوده و نخواهد بود .

☄️تذکر :

⚡️1- #هر_شخص می تواند #اعتقاد_دینی_متفاوت در امور شخصی خود با دیگری داشته باشد بشرطی که هیچگونه #تاثیر_اختلافی در روابط اجتماعی آنها نداشته باشد .

⚡️2- تنها #قانونی در اداره یک جامعه مورد #تایید_خداوند است که بر مبنای #عقل_جمعی صادر شده و هرگز رنگ و بوی اعتقادی خاص نداشته باشد که موجب اختلاف در برخورداری حتی یک نفر از حقوق اجتماعی مساوی بشود . ( امرهم شوری بینهم – شوری 38 )

محمد صالحی – 24/6/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤1
#اولین_تنفیذ در صدر اسلام

🌹مقدمه :

در واقعه غدیر خم حضرت رسول اکرم ( ص ) #اولويت امام علی ( ع ) را با توجه به تمام ویژگیهای اخلاقی ، مدیریتی ، تدبر و ... که در ایشان سراغ داشتند اعلام كردند . ( البته نه بعنوان حقي الهي )

اما #مشروعیت حکومت ایشان را به #تنفیذ ( پذیرش ) عمومی دانستند .

( چرا که طبق #نص صریح قرآن - امرهم شوری بینهم، شوری ۳۸ / لیقوم الناس بالقسط، حدید ۲۵ - معتقد بودند که #نوع حکومت و #انتخاب حاکم از #حقوق_مردم بوده ، نه #نصب از بالا .)

🌹به #مذاکره بین امام علی(ع) و عبدالرحمن توجه شود :

#على (ع ): ... قال عبد الرحمن بن عوف : يابن ابى طالب انك على هذا الامر #لحريص !؟
فقلت :
...
وقد كان رسول اللّه #عهد الى عهدا فقال : يابن ابى طالب ! لك ولاء امتى فان #ولوك فى #عافية واجمعوا عليك #بالرضا, فقم بامرهم وان اختلفوا عليك فدعهم وما هم فيه , فان اللّه سيجعل لك مخرجا.

ترجمه :

امام علی ( ع ) : عبدالرحمان بن عوف مرا گفت : اى پسر ابوطالب ! تو به اين امر (خلافت ) بسيار #دلبسته اى ؟

من #گفتم : .... . رسول خدا(ص ) ضمن وصاياى خود به من فرمود: اى پسر ابوطالب ! #ولايت امت من با تو است .

پس اگر بر زمامدارى تو با #عافيت و #همدلى تن دادند و ولايت را به تو #واگذاشتند, به #تصدى و اداره آن قيام كن و اگر #اختلاف كردند آنها را به حال خود واگذار, كه خداوند سبحان براى تو نيز راهى براى رهايى از مشكلات فراهم خواهد ساخت . ( 1 )

🌹اعمال ولایت پس از #تنفیذ_مردم :

#امام پس از 25 سال سکوت و رفتار به مثابه یک #خیر_خواه امت ، اما منتقد #مصلح حکومت و مشاوری امین برای آنها ، در حالی حکومت را در اختیار گرفت که #مردم او را به خلافت اصلح دانسته و حریصانه از او #خواستار_پذیرش آن شدند .

در اینجا بود که امام ، #مشروعیت حکومت را تمام شده یافتند و آنرا به #نیابت و #وکالت از مردم بر عهده گرفتند .

«لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی‏ العلماء ان لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت‏ حبلها علی غاربها ( 2 ) .

اگر نبود #حضور آن جمعیت‏ بسیار (برای بیعت‏ با من) و یاری نمی‏دادند که حجت تمام شود و نبود عهدی که خدای تعالی از علما و دانایان گرفته تا بر سیری ظالم و گرسنه ماندن مظلوم آرام نگیرند، ریسمان و #مهار_شتر_خلافت را بر کوهان آن می‏ انداختم‏» .

پاورقی :

1 : كشف المحجه , ص 184.
2 : نهج البلاغه، خ 3، ص 52

محمد صالحي – خرداد 76
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
غدير - يوسفي غروي.mp4
3.5 MB
آیه الله #یوسفی_غروی محقق و مورخ:

ظاهرا #حجاج در حجه الوداع 100000 بوده اند

تعداد در #غدیرخم بین 5000 تا 10000 بوده

#غدیر بین مکه و مدینه بوده که محل #تقاطع مناطق مسلمان نشین نبوده

@beshnofekrkon
Audio
#سوال و #جواب از استاد خانم دکتر #وسمقی

#موضوع : #زمامداری پیامبر و #جانشینی ایشان

#مفهوم 《 من کنت مولاه فهذا علی مولاه 》

#چکیده پاسخ استاد :

#زمامداری ، جزء رسالت پیامبر نبوده و ایشان تنها به #ابلاغ وحی موظف و انتخاب شده بودند ،
لذا انتخاب #جانشین برای این امر معنا ندارد .

#سخن پیامبر در غدیر خم ، در ارتباط با #اختلافی است که بین #علی(ع) و #همراهانش در برگشت از #ماموریت یمن بوجود آمده بود ، نه #جانشینی خود .

https://t.me/joinchat/BBWn_ljO2yJ5VrF5uniisQ
☄ @beshnofekrkon
👍1
❓ #چگونه می‌توان در زندگی به #آرامش رسید؟

1⃣ به نظر من مهمترین چیزی که به ما انسان‌ها آرامش می‌دهد، این است که مشغول به #کاری شویم که برای آن کار #ساخته شده‌ایم.

در هستی یک #رسالت یا ماموریت بر دوش هر شخص نهاده شده است که اگر این ماموریت انجام شود، مهمترین عامل آرامش در او ایجاد گردیده است، ولو این شخص از بسیاری از امتیازات مثل #ثروت و قدرت و جاه و #مقام و حیثیت اجتماعی محروم شود.

بنابراين مهمترین مساله این است که #رسالت خود را کشف کنیم.

مثلا اگر من به #نقاشی علاقه‌مندم، به هیچ عنوان نقاشی را به سبب #درآمد رشته مهندسی مکانیک کنار نگذارم.

2⃣ نکته دوم به نظر من کشف #سنخ_روانیِ خود است.

یعنی باید مشخص کنیم که #تیپ روانی ما چيست؟
#درون‌گرا هستیم یا #برونگرا، #احساسی هستيم یا #متفکر، #حسی هستیم یا #شهودی، #قضاوتگر هستيم یا #دريافتگر، #کنش‌گر هستيم یا #کنش‌پذير؟

مثلا اگر من درون‌گرا باشم یک نوع طرز زندگی به من آرامش می‌دهد، ولی اگر برون‌گرا باشم طرز زندگی ديگری به من آرامش می‌دهد. (کتاب #هنر_شناخت_مردم از انتشارات هرمس بهترین کتاب در این زمینه است که می‌توانید برای کشف سنخ روانی‌تان بدان رجوع کنید.)

3⃣ نکته سوم چیزی‌ست که من از آن به " #حکمت_به_من_چه؟" تعبیر می‌کنم.

یعنی در زندگی به #مسائلی بپردازيد که #قبل از اینکه این مساله راه‌حل پیدا کند و #بعد از اینکه راه‌حل پیدا کرد، در زندگی‌تان #تفاوتی ایجاد شود.

مثلا اگر شما بفهمید که در #کهکشانی که ۳۰۰ میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد اکسیژن هست یا نه، آیا #ارتباطتان با همسرتان عوض می‌شود؟
آیا #رابطه‌تان با دوستان و همکارانتان تغییری می‌کند؟

اصلا و ابدا. #اکثر چیزهایی که ما یاد می‌گیریم، علم لاينفع است.

4⃣ نکته چهارم این است که #ادیان و مذاهب که بیشترین #وعده این نوع زندگی‌ها را داشته‌اند، هیچکدام به طور مطلق و بدون قید و شرط به وعده‌ی خودشان #وفا نکرده‌اند.
البته این بدان معنی نیست که هیچ چیز ارزشمندی در ادیان وجود ندارد، اما هیچکدام از ادیان #حق_مجسّم هم نیستند.

ما باید #حد_وسط را در مواجهه با کتب مقدس رعایت کنیم.

این #حد_وسط لازمه‌اش سه چیز است:

🥇نخست اینکه هر چه در #متن مقدس است را #حق ندانیم و در مقابل، هر چه در متن مقدس است را نیز #باطل ندانیم.

🥈هیچ متن مقدسی را #بی_نيازکننده از سایر متون مقدس ندانيم.

🥉سوم اینکه چه چیزی را از متن مقدس #کنار بگذاریم و چه چیزی را #برگزینیم.

5⃣ نکته‌ی آخر این است که به #عمل کار برآید نه به #سخن‌دانی.

ببینید شما اگر تمام کتاب‌های جهان را هم #بخوانید، ولی به آنچه که رسیده‌اید #عمل نکنید، به هیچ #رضایت_باطنی نخواهید رسید.

#استاد_ملکیان
🆔 @MalekianMedia
☄ https://telegram.me/beshnofekrkon
#نظر_طبری در مورد نحوه تاریخ نگاری خود در کتاب طبری

🌈خواننده این کتاب بداند که #استناد ما بدانچه در این کتاب می‌آوریم به روایات و اسنادى است که از دیگران، یکى پس از دیگرى، به ما #رسیده و من نیز خود از آنان روایت می‌کنم و یا سند روایت را به ایشان می‌رسانم، نه آنکه در آوردن مطالب تاریخ ، #استنباط فکرى و #استخراج عقلى شده باشد.

🌈اگر ناظران و #شنوندگان اخبار این کتاب به برخى داستان‌ها و قصه‌ها برخورند که #عقل وجود آنها را انکار کند و شنونده از شنیدن آنها #تنفر حاصل نماید ، نباید به من خرده‌گیرى و #عیب‌جویى کنند؛ زیرا این‌گونه اخبار را دیگران و پیشینیان براى ما #نقل کرده‌اند و ما نیز آنها را چنان‌که شنیده‌ایم در کتاب خود آوردیم . (ترجمه پاینده ج 1 ص 6)

وليعلم الناظر في كتابنا هذا أن اعتمادي في كل ما أحضرت ذكره فيه مما شرطت أني راسمه فيه، إنما هو على ما رويت من الأخبار التي أنا ذاكرها فيه، والآثار التي أنا مسندها إلى رواتها فيه، دون ما أدرك بحجج العقول، واستنبط بفكر النفوس، إلا اليسير القليل منه، إذ كان العلم بما كان من أخبار الماضين، وما هو كائن من أنباء الحادثين، غير واصل إلى من لم يشاهدهم ولم يدرك زمانهم، إلا بأخبار المخبرين، ونقل الناقلين، دون الاستخراج بالعقول، و الاستنباط بفكر النفوس فما يكن في كتابي هذا من خبر ذكرناه عن بعض الماضين مما يستنكره قارئه، أو يستشنعه سامعه، من أجل أنه لم يعرف له وجها في الصحة، ولا معنى في الحقيقة، فليعلم انه لم يؤت في ذلك من قبلنا، وإنما أتى من قبل بعض ناقليه إلينا، و إنا إنما أدينا ذلك على نحو ما أدي إلينا . ( الطبری – ج 1 ص 8 )

🌈معرفی :
اسم : محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب ابو جعفر طبرى؛
تولد : سال 224 هـ.ق در طبرستان - مازندران فعلى
وفات : سال 310 هـ.ق در بغداد
نام اصلی کتاب : تاریخ الامم و الملوک در 11 جلد عربی
ترجمه : ابوالقاسم پاینده ( نجف آبادی ) در 16 جلد

🌈توضیح : لازم است بین " #تاریخ_نگار " و " #دانشمند_تاریخ " تفاوت قایل شد :

#تاریخ_نگار : گزارشات منقول در عصر خود را #جمع آوری کرده که برای اعتبار سنجی آنها نیاز به کار تخصصی دارد که به حوزه #علم_تاریخ مربوط می شود .

#دانشمند_تاریخ : طبق اصول و قواعد علمی خود ، آن گزارشات را بررسی و #صحیح و ناصحیح می کند ( که آنهم نسبی است)
هم چنین #تفسیر آن گزارشات و نسبت سنجی عقلانی آنها با دیگر حوادث مشابه و هم عصر آن را بر عهده دارد .

🔥تذکر : با توجه به مطالب بالا ، صرف #وجود یک گزارش در یک کتاب تاریخی ، دلیل بر #صحت وقوع آن نبوده و لازم است توسط دانشمندان و #متخصصان علم تاریخ بررسی علمی و اعلام نظر شود .

محمد صالحي – 16/8/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دستور پيامبر(ص) به استفاده از عقل و عدل و انصاف در امر قضاوت

در سال دهم هجرت ، معاذ بن جبل - که درمیان اصحاب به فقاهت و آشنایی به احکام قرآن شهره بود 1 از سوی پیامبر ماموریت یافت که برای داوری و قضاوت راهی سرزمین یمن گردد . معاذ در آن وقت 28 ساله بود. 2

رسول خدا پیش از اعزام معاذ، با او به گفتگو پرداخت و از او پرسید:

- مدرک داوری تو در گشودن اختلاف چه خواهد بود؟

- کتاب خدا ، قرآن.

- اگر در آن موضوع ، تصریحی در کتاب خدانباشد، از روی چه قضاوت می کنی؟

- از روی قضاوتهای رسول خدا ، زیرا من تمام داوریهای شما را در موضوعات گوناگون دیده و ثبت خاطر کرده ام، اگر جریانی پیش آید که موضوع آن با یکی از داوریهای شماهمانند باشد، از داوریهای شما استفاده می کنم و بر طبق آن قضاوت می نمایم.

- اگر جریانی پیش آید و در باره آن تصریحی در کتاب خدا و قضاوتی از من نباشد، در این صورت چه می کنی؟

- اجتهاد و کوشش می کنم و بر طبق قاعده و عدل و انصاف داوری می نمایم.

- شکر خدا را که پیامبر خود را موفق نمود که شخصی را برای داوری انتخاب کند که عمل وی مورد رضایت اوست. 3

آنگاه رسول خدا او را با پای پیاده ، درحالی که معاذ بر مرکب سوار بود، بدرقه کرد 4 و توصیه ها و سفارشات مهمی را به او گوشزد فرمود كه از جمله آنها دستور زير بود :

یا معاذ بشّر و لا تنفّر ، یسّر و لا تعسّر 5

اي معاذ : با مردم به كلام بشارت و جذب صحبت كن نه اينكه متنفرشان كني و با آنها آسان بگير و كار را بر آنها سخت نكن .

معاذ بن جبل تا هنگام رحلت رسول خدادر یمن اقامت داشت 6 و به وظایف قضایی وفرهنگی خود عمل کرد و سپس به مدینه بازگشت. 7

پی نوشتها:

1 - ر.ک: تهذیب الکمال، ج 28، ص 109.
2 - ر.ک: اسدالغابه، ج 5، ص 194.
3 - تاریخ مدینه دمشق، ج 58،ص 412.
4 - سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 281.
5- صحیح بخاری ، ج 5/ 204. ( ج 1 ح 2873 )
6- سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 282،
7- معاذ بن جبل تا سال 18 هجری زنده بود و سرانجام در سن 36 سالگی بر اثر طاعون در گذشت.(تاریخ مدینه دمشق، ج 58، ص 391; سفینة البحار، ج 2، ص 288; سیر اعلام النبلاء، ج 3،ص 289)

محمد صالحي 1 / 10/ 94 -

http://Mahsan.parsiblog.com
دستورات پيامبر(ص) در مورد نحوه قضاوت و برخورد با مردم به امام علی(ع)

در سال دهم هجرت ، با وجود حضور معاذ در یمن ، پیامبر(ص) ، علی (ع) را به حکم قضاوت و داوری به آن خطه اعزام کرد .

علی (ع) پیش ازحرکت ، در محضر پیامبر(ص) ، با فروتنی و تواضع چنین گفت :
« من جوانم و در طول عمر داوری نکرده و بر مسند قضا ننشسته ام. »

رسول خدا دست بر سینه او نهاد و در باره او دعا کرد و گفت: «بار الها! قلب علی را هدایت فرما و زبان او را از لغزش مصون بدار. » 1

سپس این توصیه را به قاضی جوان خود فرمود:

« علی! با کسی از در جنگ وارد مشو ،
و کوشش کن در پرتو نیروی منطق و حسن سلوک ، مردم را به راه راست هدایت نمایی ،

بخدا سوگند ، اگر خدا کسی را به وسیله تو به راه راست راهنمایی کند، از آنچه خورشید برآن می تابد، بهتر و نیکوتر است .»

در پایان ، پنج سفارش مهم را به علی (ع) فرمود :

1 - دعا و نیایش را پیشه خود ساز، زیرا دعا غالبا با اجابت همراه است.

2 - در تمام حالات سپاسگزار و شاکر باش ، زیرا شکر موجب فزونی نعمت است.

3 - اگر با کسی و با گروهی پیمان بستی ، آن را محترم بشمار.

4 - از مکر و نیرنگ و فریب دادن مردم بپرهیز ، زیرا حیله بدکاران به خود آنان بازمی گردد.

5- از ظلم به مردم به پرهيز ، كه خدا ياور كسي است كه بر او ظلم روا داشته شود .

رسول خدا همچنین نامه ای را به اهل یمن نوشت و به علی (ع) داد و فرمود: « آن را برملت یمن بخوان.»

نماینده جوان پیامبر، در مدت اقامت خوددر یمن، داوری و قضاوتهای حیرت انگیزی نمود . 2

پی نوشتها:

1 - سنن ابن ماجه محمد بن یزیدقزوینی، ج 1، ص 726.

2- ر.ک: بحار الانوار، ج 21، ص 360.

قال أمير المؤمنين (ع): بعثني رسول الله (ع) إلى اليمن وقال لي: يا علي لا تقاتلن أحدا حتى تدعوه، وأيم الله لان يهدي الله على يديك رجلا خير لك مما طلعت عليه الشمس وغربت، ولك ولاؤه يا علي .

عن الرضا، عن آبائه عليهم السلام أن رسول الله (ص) بعث عليا (ع) إلى اليمن فقال له وهو يوصيه، يا علي اوصيك بالدعاء فإن معه الاجابة وبالشكر فإن معه المزيد وإياك عن أن تخفر عهدا " وتعين عليه، وأنهاك عن المكر فإنه لا يحيق المكر السيئ إلا بأهله، وأنهاك عن البغي فإنه من بغي عليه لينصرنه الله .

محمد صالحي 1 / 10/ 94
- http://Mahsan.parsiblog.com
نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه

مقدمه : با نگاهي اجمالي به آيات قرآن و سيره پيامبر(ص) در نحوه شكل گيري حكومت ايشان پس از هجرت به مدينه ، به خواست خود بخودي عموم مسلمانان منطقه ، و نيز برخورد امام علي(ع) با موضوع حكومت پس از قتل عثمان ، چه سخنان ايشان مبني بر امتناع از پذيرش امر حكومت ، در مواجهه با درخواستهاي مردم ، و چه قبول آن پس از پيگيري و اصرار عمومي آنها و همچنين نحوه انتخاب امام حسن(ع) به حكومت پس از امام علي(ع) ، به نتايج قابل تاملي مي رسيم كه ذيلا به اختصار بيان مي شود : **

1. هر جامعه اي ناچار از تشكيل يك حكومت سياسي جهت مديريت آن جامعه و تعيين راهبردهاي رشد و پيشرفت آن مي باشد :

• امام علي (ع) در جواب خوارج مي فرمايند :

سخن حقّى است كه از آن باطلى اراده شده . آرى ، حكم جز از آن خدا نيست ، ولى اينان مى‌گويند كه امارت و حكومت ويژه خداوند است و بس ، و حال آنكه ، چاره‌اي براي مردم از وجود فرمانروا و امير نيست .

كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَاحُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ 1

• از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:
« امور مردم اصلاح نمي­شود، مگر به واسطه پيشوا و رهبري و جز به وسيلۀ او زمين به سمت آباداني پيش نمي­رود. »

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: لَايَصْلُحُ النَّاسُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ لَاتَصْلُحُ الْأَرْضُ إِلَّا بِذَلِك . 2

2. نوع و شكل حكومت و نحوه تشكيل آن از حقوق مردم مي باشد نه از حقوق خداوند يا پيامبرانش .

• خداوند در قرآن كريم ، پس از بيان علت ارسال پيامبران ، تشكيل حكومت را از حقوق مردم مي شمارد :

" ما رسولان خود را همراه با معارف و ادله روشـن ، فرستادیم ، و بـا ايـشـان كـتـاب ( برای آگاهی بخشی و نهادینه کردن ارزشهای الهی در تفکر و عمل آنها) و مـيـزان ( برای امکان سنجش و مدیریت جامعه ) ، نازل كرديم تا آنها خود به برپایی عدالت قیام کنند " .

" لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط " 3

• امام علي (ع) پس از قتل عثمان ، وقتي مواجه با درخواست هاي مختلف براي پذيرش حكومت مي شوند در يك سخنراني صريح مي فرمايند :

" اى مردم! اين امر (حكومت) ، امر شما است . هيچ كس به جز كسى كه شما او را امير خود گردانيد ، حق امارت بر شما را ندارد .

ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من قبول ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما جز به حكومت من رضايت نداديد ..."

" ايها الناس عن مَلاء و اُذُن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حق الاّ من امرتم و قد افترقنا بالامس على امر و كنت كارهاً لامركم فابيتم الاّ ان اكون عليكم ...؛ " 4

3. تنها توصيه و خواست خداوند از تشكيل حكومت ، اجراي عدالت است :

• خداوند به شما فرمان مى‏دهد که امانتها را به صاحبانش بدهيد!
و هنگامى که ميان مردم حكومت مى‏کنيد ، به عدالت حكومت کنيد! خداوند ، اندرزهاى خوبى به شما مى‏دهد! خداوند، شنوا و بيناست.

ان الله يامرکم ان تؤدوا الامانات الى اهلها و اذا حکمتم بين الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعما يعظکم به ان الله کان سميعا بصيرا 5

• خداوند به عدل و احسان و هم چنين بخشش به نزديکان فرمان مى‏دهد ؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهى مى‏کند؛ خداوند به شما اندرز مى‏دهد، شايد متذکّر شويد!

ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربى و ينهى عن الفحشاء و المنکر و البغي يعظکم لعلکم تذکرون 6

4. روش انتخاب حاكم ، به استفاده از آراي مردم و يا جمع مشورتي مورد تاييد مردم است :

خداوند در قرآن ، يكي از خصوصيات اهل منطق و ايمان را ، به شور و اراده عموم گذاشتن امرحكومت مي داند نه خودكامگي فرقه اي يا ادعاي قيمومت گروه خاصي :

• و حکومت خود را بر اساس مشورت با یکدیگر انتخاب می کنند .

و امرهم شوری بینهم 7

5. پس از انتخاب حاكم ، مهمترين دستور خداوند به حاكم ، ايجاد فضاي آرامش و امنيت براي مردم و استفاده از آراي آنها در اخذ تصميمات مختلف كشور و پرهيز از خود رايي اوست و مردم نيز در اين مرحله نه تنها حق اطاعت كور كورانه از حاكم را ندارند كه موظف به شركت در تبادل آراي با او هستند :

• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :

به (برکت) رحمت الهى ، در برابر مردم‏ نرم ( و مهربان ) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو ، پراکنده مى‏شدند .
پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب ! و در کارها و امور حكومت ، با آنان مشورت کن ! . 8

فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر ..

ادامه دارد :

محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه

قسمت دوم

6. حاكم موظف است پس از تبادل آرا و استفاده از مشاوره هاي منطقي و عقلاني عرفي جامعه تحت امر خودش ، قاطعانه تصميم اساسي گرفته و به مرحله اجرا بسپارد :

• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :

اما هنگامى که تصميم گرفتى ، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن ! زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد.
فاذا عزمت فتوکل على الله ان الله يحب المتوکلين . 9

7. پس از اخذ تصميم توسط حاكم ، مردم موظف به اطاعت در انجام آن و اجراي دستورات ابلاغ شده و قوانين و احكام صادره هستند و پيامبر(ص) نيز به همين دليل كه حاكم حكومت مدينه بودند ، در مرحله پس از تصميم گيري ، كه به مرحله اجراي دستورات مي رسيد ، بر مردم ولايت داشته و مردم بايد به اين ولايت تمكين مي كردند .

• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت امر ميكند كه :

ای مردم از خدا و رسولش و هم چنين زمامداران منتخب خودتان اطاعت کنید .

اطیعواله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم 10

• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت ، امر مي فرمايد :

پيامبر ( در ابلاغ و انتظار انجام فرمانهاي حكومتي ) بر مردم ولايت داشته و مرجح است .

النبی اولی بالمومنین من انفسهم 11

8. نظارت دائمی مردم بر حکومت ، جهت جلوگیری از استبداد رای و یا خطای آنها ، از مهمترین وظایفی است که مورد تایید و تاکید پیامبر(ص) و امام علی(ع) بوده است .

• پیامبر(ص) در حجه الوداع می فرماید :

نصيحت و نقد حكومت از واجبات مردم است .

ثلاث لایغل علیهن قلب امرئ مسلم : ... و النصیحة لائمة المسلمین 12

• امام علی(ع) در خطبه صفین می فرماید :

... از گفتار حق بانظرات عادلانه خودداری نکنید . زیرا من به خودی خود برتر ازآن که خطا کنم، نیستم و در کار خود از آن در امان نیستم، ....

... فلا تکفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ء و لاآمن ذلک من فعلی 13

و در يك كلام :

تشكيل حكومت ، شكل و نوع آن و نحوه انتخاب رئيس حكومت از حقوق مردم بوده نه از حقوق خداوند ، كه بخواهد بر مردم حكمراني كرده و لذا ناچار به تعيين روش حكومت و نصب حاكم باشد و البته در راستاي دعوت مشفقانه به ايمان موحدانه و اخلاقي زيستن ، سفارش اكيد نسبت به رعايت عدالت توسط حاكميت و همچنين دخالت تام مردم در نقد و يا نظر دادن در مورد تصميمات حاكميت كرده است .

و اين امور نه اينكه توسط خداوند وضع و مشروعيت پيدا كرده باشد كه مربوط به حوزه عقل عرفي و سيره عقلاست و خداوند نيز بر آنه صحه گذارده و ارشاد به پيروي از عقلانيت عرفي كرده است .

زير نويسها :

1- نهج البلاغه – خطبه 40 باب : في الخوارج لما سمع قولهم: « لا حکم الا لله »
2- بحارالأنوار، ج23، باب الاضطرارإلى الحجة، ص22- علل‏الشرائع، ج1، باب العلةالتي من أجلها....ص196.
3- سوره حدید ، آیه 25
4- ابن‏اثير، الكامل، ج‏3، ص‏193 به نقل از دراسات فى ولاية الفقيه، ج‏1، ص‏505.
5- سوره نسا ، آيه 58
6- سوره نحل ، آيه 90
7- سوره شوری ، آیه 38
8- سوره آل عمران ، آيه 159
9- همان 8
10- سوره نسا ، آیه 59
11- سوره احزاب ، آیه 6
12- الوافی، ج2، ص99؛ یعقوبی ج1 ص 508 ، الخصال ج1 ص 150 ح 182
13- کافی، ج 8، حدیث 550 و نهج البلاغه فیض، خطبه 207.

** به مقاله " جایگاه پیامبر در سرنوشت سیاسی مردم -
http://mahsan.parsiblog.com/Posts/692 مراجعه شود .

محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
هدف امام حسین(ع) در نهضت خود - 1

قرنهاست که سرگذشت راهبران دینی ، از پیامبر(ص) گرفته تا ایمه(ع) و دیگر عالمان ، در صدها کتاب ولی مضامین تکراری و بیشتر با نگاه های#قدسی و #فوق انسانی و ماورایی نوشته شده است .

شاید در گذشته این نوع نگاه ، پذیرفته و حتی قابل افتخار بود ، اما #نسل امروز ، یاد گرفته که #هویت واقعیش در نشخوار گذشته نیست ، بلکه در #اندیشیدن و #پرسش و #نقد است که می تواند ادعای زیستن انسانی کند .

بنابراین اگر میخواهیم از داشته های گذشته سخن بگوییم باید بدانیم که نسل امروز سخنان تازه می خواهد .

و این نه به معنای آنست که همان مضامین گذشته را در قالبهای جدید بیان کنیم ، که قطعا سازگاری لازم را نخواهد یافت و خیلی زود با قالبهایش دور ریخته خواهد شد .

و نه به معنای آنست که حرف های امروزی را به گذشته تحمیل کنیم و بخواهیم از آنها ، تئوریهای امروزی را اثبات نماییم ، که این نیز با توجه به تغییرات مدام ارزشها و نظریه های امروزی ، باعث انزوا و ناکار آمدی آن مضامین گذشته خواهد شد .

مثل آنکه بخواهیم ، دموکراسی را از لابلای آیات و روایات عصر نزول در آوریم و بقول معروف ، آنها را مصادره بمطلوب کنیم و دیر نیست که شاید این طرح حکومتی به طرحی نو و متفاوت ، تغییر شکل و یا حتی ماهیت بدهد و آنگاهست که همان آیات و روایات به جمود و انزوا خواهند رفت .

بنابراین بیشتر باید به لوازم فهم متون از قبیل ادبیات عصر گوینده و خواننده ، پیش فرضهای خواننده ، شرایط اجتماعی و اقتضائات زمان و زمینه گوینده و .. توجه لازم بشود و به اصل پیام آن متون رسید تا به پوسته و ظواهر آنها که از همان اقتضائات زمان و زمینه است چسبید .

یکی از وقایع تاریخی بسیار تاثیرگذار در سرنوشت تاریخی ما ، نهضت امام حسین(ع) بوده که صدها سال بر تعبد و تشرع و ماورایی آن تکیه شده و عمدتا #پیام قابل توجهی برای #الگو گیری از آن ، یا گرفته نشده و یا به فراموشی سپرده شده است .

در این مجال مختصر ، نگاهی دوباره و متفاوت به نهضت امام شده و سعی می شود دور از تعصبات دینی و یا تعبدات شرعی و یا تسامحات مدرن ، به پیامهای مهم آن پرداخته شود :

وقتی از امام حسین(ع) سخن می کنیم ، نمی توانیم تاثیر آموزشهای پیامبر(ص) و پدر و برادرش(ع) را نادیده بگیریم .
❤️الف ) چهار اصل مهم ، در سیر آموزه های آنها هویداست :

💐1- #اخلاق ، هدف غایی دعوت و عمل پیامبر و ائمه قبلی است .
( بعثت لاتمم مکارم الاخلاق – مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١ )

💐2- #هدف غایی زندگی ، سیر بسوی مقصود الهی و کمال معنوی انسانی است .
(يا ايتها النفس المطمئنة رجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي – فجر آیات 26 تا 30 )

💐3- زندگی ، بطور مطلق ، ارزش زیستن ندارد ، مگر با تحقق شرایط ایمانی اخلاقی آن .
( قل متاع الدنيا قليل و الآخرة خير لمن اتقي و لا تظلمون فتيلا – نسا 77 )

💐4- #حکومت ، حق مشروع مردم است .
( لیقوم الناس بالقسط – سوره حدید آیه 25 )

در توضیح موارد فوق در زندگی امام(ع) ، باید زوایدی که نه تنها بدرد شفاف کردن آن نمی خورد ، که در خرافه سازی عقاید و یا بی اثر کردن آنها ، نقش بسزایی دارد ، را دور ریخت .

بطور مثال اینکه به پاره ای عقاید در مورد امام بچسبیم ( چه درست باشند و چه قابل نقد ) مانند داشتن علم لدنی ایشان و یا پیشگوییها برای ایشان ، هدف و روش او را در هر مرحله ، بشدت تخدیر کرده و چیز معقولی برای الگو گیری آیندگان باقی نمی گذارد ؛ چرا که امام خود را الگوی دیگران معرفی کرده است . ( لكم فِيَّ اسوة - تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 )


تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/667
هدف امام حسین(ع) در نهضت خود - 2

❤️ب ) و اما بررسی اجمالی نهضت امام(ع) :

💐• #هدف امام : اصلاح جامعه از رذایل اخلاقی و حکومت از بدعتها و بی عدالتیها
( انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188 )

💐• #ابزار امام : امر به معروف و نهی از منکر
( اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188 )


❤️ج) روشهای امر به معروف و نهی از منکر : آنچه که در اعتقاد و سیره پیامبر(ص) و امامان قبلی و سیره امام(ع) دیده می شود ، روشهای امر به معروف و نهی از منکر را در سه مرحله زیر نشان می دهد :

🍁1- آگاهی بخشی فردی و اجتماعی از فضایل و اخلاقیات و رفتارهای مقابل آن بعنوان رذایل اخلاقی
( هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة – جمعه 2 )

🍁2- آگاهی بخشی از تخلفات حکومت و عالمان وابسته به آن
( من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله – پیامبر(ص) ، الفتوح ، ج 5 ، ص 91 )

🍁3- و در آخرین مرحله امر به معروف و نهی از منکر ، استفاده از ابزار حکومت ، که اختصاص به شرایط ویژه ( درخواست و حمایت عمومی مردم ) دارد .
( لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَلاَّ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )

❤️د) هزینه های اقدام برای رسیدن به هدف فوق الذکر :

💐• گذشتن از آسایش و زندگی عادی و پذیرش فشارها و محرومیتهای حکومت
💐• از جان خود گذشتن

که #هزینه دوم نیز با توجه به ارزش حیات انسانی و اهمیت هدف اصلاحات ، به #دو مرحله تقسیم می شود :

🍁• در صورت مواجهه با حکومت و فراهم بودن شرایطی که بتوان از هجوم آن نجات پیدا کرد و به آگاهی بخشی و تداوم مسیر بسوی هدف ادامه داد ، اقدام برای زنده ماندن عزت مندانه
(کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم - الطبری ج 5 ص 411 )

🍁• و در صورت مواجه شدن با پذیرش ذلت و بردگی و بندگی ذلیلانه چند صباح عمر ، جان را بر سر هدف گذاشتن و با شهادت ، اخلاق و انسانیت و آزادگی را جاودانه کردن .
( اَلا و انّ .... قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة. - مقتل خوارزمي، ج 2، ص 7 )

❤️ن) و در یک کلام :

💐1- امام حسین(ع) ، نه از روی هوای نفس و یا قدرت طلبی ، که در راستای هدف رسالت پیامبر(ص) و سیره پدر و برادرش ، اقدام به نهضتی اصلاح طلبانه نمودند .

💐2- بر اساس موازین و روشهای منطقی ، ابزارهای لازم برای آگاهی بخشی مردمی را ، با پذیرش همه گونه هزینه های مادی و جانی آن ، بکار گرفتند .

💐3- در طی این راه پر خطر ، وقتی با اقبال عمومی و درخواست آنها برای حمایت از هدف خود مواجه شد ، حجت را بر خود تمام شده دید و تصمیم به استفاده از آخرین و عالی ترین ترین ابزار رسیدن به هدف خود گرفت ، که ورود به مرحله فراهم كردن شرايط لازم براي تشکیل حکومت عدل بود . ( توجه شود که حتی اگر قصد اولیه برخورد با حکومت را نداشتند ، ولی تشکیل یک اپوزیسیون در میان جامعه خلافت ، به معنای مخالفت با حکومت تلقی شده و از طرف حکومت اقدام به سرکوب می شد که نتیجه اش همان تقابل با حکومت و در صورت پیروزی ، تشکیل حکومت بود . )

💐4- و لیکن در هنگامی که از امکان برخورداری از پشتیبانی مردم نا امید شدند ، از عملیاتی کردن این مرحله منصرف شده و همه تلاش خود را برای نجات جان خود و همراهان بکار گرفته تا ضمن حصول این نتیجه ارزشمند، بتوانند به هدف خود نیز ادامه بدهند .

💐5- در ادامه تلاشهای خود ، وقتی که از نجات خود و همراهان نا امید گشتند و خود را در محاصره نظامی دشمن دیدند و سر دو راهی پذیرش ذلت و ادامه دادن عمر چند صباحی دیگر ولی تحت شدیدترین تعرضات امنیتی ، و یا جنگیدن تا شهادت قرار گرفتند ، راه دوم را برگزیدند و آزادگی و اخلاق و کرامت انسانی را بعنوان پیام جاودانه نهضت خود به تاریخ سپردند . ( لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا – امام علی(ع) نامه 31 وصيت به فرزندان )

تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/666
شفاعت
آیت الله محمد صادقی تهرانی
#شفاعت

#نقد_انحرافاتی که در باب شفاعت و شعائر حسینی موجود است که ریختن قطره ای اشک برای امام حسین را پاک کننده کل گناهان می دانند،

و همچنین انتقاد از #خرافات_فقه_اسلامی

@beshnofekrkon