روند #فراموشی هویت حقیقی ما در #کودکی کلید خورده است .😔
ماییم که همه چیز را فراموش کرده ایم، خودمان را فراموش کرده ایم،
نوزادی که به طمع زندگی بهتر، رحم عزیزترینش را با بی رحمی تمام میشکافد و بیرون میجهد، چه میداند از زیبایی های باطنی، چه میداند از روحی که در وجودش سیلان دارد و چه میداند از " من " ی که حقیقت او را شکل داده است؟
همین ندانستن است که او را غرق میکند در دارایی هایش، غرقش میکند در رشد استعدادهایش، و کجاست آنکه انکار کند دامن زدنِ پدر و مادر را بر این کشف سرمایه ها و علائق کودک؟
کودکی که از همان ابتدا بارها در گوشش خوانده میشود موفق باش اما مغرور نباش، تلاش کن اما در عُجب غوطه ور نشو،
و این همان کودکی است که هیچ نمیداند از تواضع، هیچ نمیداند از غرور و هیچ نمیداند از روحی که باید پاک نگاه داشته شود،
اینجاست که در درون، خود را برترین موجود عالم میپندارد اما حق فریاد کشیدنش را ندارد...
ای کاش این کودک، یاد بگیرد که این استعدادها و توانایی ها چیزی جز لطیف کننده ی آن روح نیستند و ای کاش بتواند آن فرمان های پدر و مادر را که متواضع باش، پاک باش و اخلاق مدار، در طی سالیان، درونی کند وگرنه اوست که خود را فراموش کرده است،
وگرنه اوست که در دراز مدت به تباهی کشیده میشود،
با جلب توجه کردن ها و شو آف کردن ها،
با سمت و سوی قدرت و شهرت و رذالت گرفتن،
و با دور شدن از اصیل زیستن...
اما چه بر سر کودکی می آید که سرمایه هایش در کودکی تلف شدند؟
در کلاس های رنگارنگ و دهان پر کُن،
در عدم توجه های پی در پی،
و در خلال سالهایی که شخصیتش قرار است شکل گیرد؟
او نیز خودش را فراموش خواهد کرد،
و چون خودش را فراموش میکند، سعی میکند به هرچه میتواند، متصل شود تا از خودش فرار کند؛
با وِرّاجی کردن های بی وقفه،
با متفکر جلوه کردن،
با فرو کردنِ کبک وارِ سَرِ خود در زندگی افراد موفق،
و نهایتا با عاشق شدن،
حقّا که دلبستگی، مرحله ی نهاییِ فراموشی خویشتن است،
مگر عاشقی چیست؟
جز جلا دهنده ی تنهایی انسان؟
آدمی که تنهاست، و هیچ کس یارای کمک به او را ندارد، عاشق میشود تا حداقل خودش را گول بزند که تنها نیست...
عاشق میشود تا فرار کند از خودش که پر است از نیاز به شکوفایی،
و فرار کند از تلاش،
و غوطه ور شود در احساسی که به او اعتماد به نفس کاذب میدهد...
در اینجاست که باید بگویم اگر کسی خود حقیقی اش، زیبایی های باطنش و روح خودش را درنیابد،
نه کشف و پرورش سرمایه ها او را نجات میدهد، نه عاشق شدن،
کیرکگارد چه زیبا گفت که آدمی باید اخلاقی باشد و سپس دیندار، چراکه دینداری هیچ چیز از اخلاق به فرد متدین نمیدهد،
عاشق شدن و رشد در زمینه ی توانایی ها و دارایی ها نیز چیزی از فریب و فرار ما از خودمان، کم نمیکند و بلکه به آن می افزاید...
بیایید اتوپیا را توصیف نکنیم، الحق که چه ساده، آدمی مغرور میشود و چه ساده عاشق میشود،
و در نتیجه میبینید که چه ساده بودنش را، حقیقت وجودیش را، اخلاق را و زیباییهای باطنش را به دارایی ها، توانایی ها، و حتی نیازهایش میفروشد؟
ا . ص - ۲۶/۴/۹۶
به مطالب زیر نیز توجه شود :
https://telegram.me/beshnofekrkon/1453
https://telegram.me/beshnofekrkon/1455
ماییم که همه چیز را فراموش کرده ایم، خودمان را فراموش کرده ایم،
نوزادی که به طمع زندگی بهتر، رحم عزیزترینش را با بی رحمی تمام میشکافد و بیرون میجهد، چه میداند از زیبایی های باطنی، چه میداند از روحی که در وجودش سیلان دارد و چه میداند از " من " ی که حقیقت او را شکل داده است؟
همین ندانستن است که او را غرق میکند در دارایی هایش، غرقش میکند در رشد استعدادهایش، و کجاست آنکه انکار کند دامن زدنِ پدر و مادر را بر این کشف سرمایه ها و علائق کودک؟
کودکی که از همان ابتدا بارها در گوشش خوانده میشود موفق باش اما مغرور نباش، تلاش کن اما در عُجب غوطه ور نشو،
و این همان کودکی است که هیچ نمیداند از تواضع، هیچ نمیداند از غرور و هیچ نمیداند از روحی که باید پاک نگاه داشته شود،
اینجاست که در درون، خود را برترین موجود عالم میپندارد اما حق فریاد کشیدنش را ندارد...
ای کاش این کودک، یاد بگیرد که این استعدادها و توانایی ها چیزی جز لطیف کننده ی آن روح نیستند و ای کاش بتواند آن فرمان های پدر و مادر را که متواضع باش، پاک باش و اخلاق مدار، در طی سالیان، درونی کند وگرنه اوست که خود را فراموش کرده است،
وگرنه اوست که در دراز مدت به تباهی کشیده میشود،
با جلب توجه کردن ها و شو آف کردن ها،
با سمت و سوی قدرت و شهرت و رذالت گرفتن،
و با دور شدن از اصیل زیستن...
اما چه بر سر کودکی می آید که سرمایه هایش در کودکی تلف شدند؟
در کلاس های رنگارنگ و دهان پر کُن،
در عدم توجه های پی در پی،
و در خلال سالهایی که شخصیتش قرار است شکل گیرد؟
او نیز خودش را فراموش خواهد کرد،
و چون خودش را فراموش میکند، سعی میکند به هرچه میتواند، متصل شود تا از خودش فرار کند؛
با وِرّاجی کردن های بی وقفه،
با متفکر جلوه کردن،
با فرو کردنِ کبک وارِ سَرِ خود در زندگی افراد موفق،
و نهایتا با عاشق شدن،
حقّا که دلبستگی، مرحله ی نهاییِ فراموشی خویشتن است،
مگر عاشقی چیست؟
جز جلا دهنده ی تنهایی انسان؟
آدمی که تنهاست، و هیچ کس یارای کمک به او را ندارد، عاشق میشود تا حداقل خودش را گول بزند که تنها نیست...
عاشق میشود تا فرار کند از خودش که پر است از نیاز به شکوفایی،
و فرار کند از تلاش،
و غوطه ور شود در احساسی که به او اعتماد به نفس کاذب میدهد...
در اینجاست که باید بگویم اگر کسی خود حقیقی اش، زیبایی های باطنش و روح خودش را درنیابد،
نه کشف و پرورش سرمایه ها او را نجات میدهد، نه عاشق شدن،
کیرکگارد چه زیبا گفت که آدمی باید اخلاقی باشد و سپس دیندار، چراکه دینداری هیچ چیز از اخلاق به فرد متدین نمیدهد،
عاشق شدن و رشد در زمینه ی توانایی ها و دارایی ها نیز چیزی از فریب و فرار ما از خودمان، کم نمیکند و بلکه به آن می افزاید...
بیایید اتوپیا را توصیف نکنیم، الحق که چه ساده، آدمی مغرور میشود و چه ساده عاشق میشود،
و در نتیجه میبینید که چه ساده بودنش را، حقیقت وجودیش را، اخلاق را و زیباییهای باطنش را به دارایی ها، توانایی ها، و حتی نیازهایش میفروشد؟
ا . ص - ۲۶/۴/۹۶
به مطالب زیر نیز توجه شود :
https://telegram.me/beshnofekrkon/1453
https://telegram.me/beshnofekrkon/1455
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#پدر ، #مادر ، به کجا چنین #شتابان ؟ - 1
در #گذشته ای نه چندان دور ، زن و شوهر ، به خانواده آنگونه نگاه می کردند که #باغبان به درختان باغ خود .
اگر چه #باغبان تمام هم و غم خود را بکار می بست تا #میوه های بهتر و بیشتری از درختان باغش بدست آورده و راهی…
در #گذشته ای نه چندان دور ، زن و شوهر ، به خانواده آنگونه نگاه می کردند که #باغبان به درختان باغ خود .
اگر چه #باغبان تمام هم و غم خود را بکار می بست تا #میوه های بهتر و بیشتری از درختان باغش بدست آورده و راهی…
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
پلوراليسم فلاح آری ، پلورالیسم فقط نجات نه
ساليان سال بود كه در باورها القا شده بود كه فقط گروه شيعه 12 امامي است كه در درگاه باري تعالي رستگار بوده و مابقي با مشكل سقوط و خشم خداوند روبرو خواهند شد .
اما مدتي است كه بجاي نظريه فوق ، با توجه به برداشت از آيات زير ، پلوراليسم نجات از جهنم و خشم خداوند ، نه تنها جهت دیگر فرقه های اسلامی ، بلکه جهت همه پیروان ادیان در سراسر جهان ( ابراهیمی و غیر ابراهیمی ) ، با رعایت سه شرط ( اعتقاد به خداوند ، اعتقاد به هدفمندی خلقت ( معاد ) و انجام عمل صالح ) ، مطرح شده است : **
1- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 1
" کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند ، و کسانى که به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان [= پيروان يحيى] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است ؛ و هيچگونه ترس و اندوهى براى آنها نيست ."
2- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئون و النصارى من امن بالله و اليوم الاخرو عمل صالحا فلاخوف عليهم ولاهم يحزنون" 2
" آنها که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند و يهود و صابئان و مسيحيان ، هرگاه به خداوند يگانه و روز جزا ، ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند ، نه ترسى بر آنهاست ، و نه غمگين خواهند شد. "
3- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصارى و المجوس و الذين اشرکوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة ان الله على کل شيء شهيد " 3
" مسلّماً کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند، و يهود و صابئان و نصارى و مجوس ( زرتشتیان ) و مشرکان ؛ خداوند ، در ميان آنان روز قيامت داورى مىکند ؛ خداوند بر هر چيز گواه (و از همه چيز آگاه) است . "
ليكن ؛ از آنجا که خداوند انسان را برای خود خلق کرده 4
و از روح خود در او دمیده 5
و نهایت راه کمالی او را جنت ماوای خود معرفی نموده است 6
، و با توجه به خيل آيات قرآن ، كه بعضا در ذيل آورده شده است ،
اين نظريه نيز ناقص بوده و بلکه نظريه پلوراليسم فلاح که شامل ورود به بهشت و تنعم جاودانه است و از نظر خداوند " فوز عظیم " خوانده شده ، قابل دفاع تر است ؛
چرا که اصل ، فلاح و رستگاری انسان در مسیر رو به رشد الهی است ،
مگر آنکه خلاف آن،با عدم رعایت شرایط فوق الذکر، ثابت گردد که تبعا دچار نتیجه اعمال خود و نتيجتا خشم خداوند خواهد شد :
1- ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوالصالحات 7
که انسانها همه در زيانند؛ مگر کسانى که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند .
2- من تاب و امن و عمل صالحا فاولئک يدخلون الجنة و لا يظلمون شيئا 8
آنان که توبه کنند، و ايمان بياورند، و کار شايسته انجام دهند؛
چنين کسانى داخل بهشت مىشوند، و کمترين ستمى به آنان نخواهد شد.
3- من عمل سيئة فلا يجزى الا مثلها و من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤمن فاولئک يدخلون الجنة يرزقون فيها بغير حساب 9
هر کس بدى کند، جز بمانند آن کيفر داده نمىشود؛
ولى هر کس کار شايستهاى انجام دهد - خواه مرد يا زن- در حالى که مؤمن باشد آنها وارد بهشت مىشوند و در آن روزى بىحسابى به آنها داده خواهد شد.
4- يوم يجمعکم ليوم الجمع ذلک يوم التغابن و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 10
اين در زمانى خواهد بود که همه شما را در روز اجتماع [= روز رستاخيز] گردآورى مىکند؛ آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيمانى)!
و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مىبخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مىکند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است!
بنابراین همگان ، رستگار خواهند شد مگر آن که خلاف آن ، آنهم در محضر الهی و به قضاوت خود او ، اثبات گردد .
و البته جهت شمول بنده خاص خداوندی شدن ، که آخرین مرحله کمالی بشر بوده و بعد از عبور از بهشت مذکور در آیات فوق ، امکان ورود به جنت ماوای الهی را پیدا می کند ،
علاوه بر شرایط حداقلی فوق ، نیاز به مراقبه نفس مدام و انجام رشته اعمالی است که او را به مرتبه " نفس مطمئنه " برساند ، که در آیات زیر اینگونه بیان شده است :
یا ایتها النفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . 11
" تو اى روح آراميافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
زيرنويسها :
** از جمله به"عدل الهي شهيد مطهري ،اسلام دين فطرت آيه اله منتظري و الميزان علامه طباطبايي "ذيل آيات فوق
ساليان سال بود كه در باورها القا شده بود كه فقط گروه شيعه 12 امامي است كه در درگاه باري تعالي رستگار بوده و مابقي با مشكل سقوط و خشم خداوند روبرو خواهند شد .
اما مدتي است كه بجاي نظريه فوق ، با توجه به برداشت از آيات زير ، پلوراليسم نجات از جهنم و خشم خداوند ، نه تنها جهت دیگر فرقه های اسلامی ، بلکه جهت همه پیروان ادیان در سراسر جهان ( ابراهیمی و غیر ابراهیمی ) ، با رعایت سه شرط ( اعتقاد به خداوند ، اعتقاد به هدفمندی خلقت ( معاد ) و انجام عمل صالح ) ، مطرح شده است : **
1- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 1
" کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند ، و کسانى که به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان [= پيروان يحيى] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است ؛ و هيچگونه ترس و اندوهى براى آنها نيست ."
2- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئون و النصارى من امن بالله و اليوم الاخرو عمل صالحا فلاخوف عليهم ولاهم يحزنون" 2
" آنها که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند و يهود و صابئان و مسيحيان ، هرگاه به خداوند يگانه و روز جزا ، ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند ، نه ترسى بر آنهاست ، و نه غمگين خواهند شد. "
3- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصارى و المجوس و الذين اشرکوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة ان الله على کل شيء شهيد " 3
" مسلّماً کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند، و يهود و صابئان و نصارى و مجوس ( زرتشتیان ) و مشرکان ؛ خداوند ، در ميان آنان روز قيامت داورى مىکند ؛ خداوند بر هر چيز گواه (و از همه چيز آگاه) است . "
ليكن ؛ از آنجا که خداوند انسان را برای خود خلق کرده 4
و از روح خود در او دمیده 5
و نهایت راه کمالی او را جنت ماوای خود معرفی نموده است 6
، و با توجه به خيل آيات قرآن ، كه بعضا در ذيل آورده شده است ،
اين نظريه نيز ناقص بوده و بلکه نظريه پلوراليسم فلاح که شامل ورود به بهشت و تنعم جاودانه است و از نظر خداوند " فوز عظیم " خوانده شده ، قابل دفاع تر است ؛
چرا که اصل ، فلاح و رستگاری انسان در مسیر رو به رشد الهی است ،
مگر آنکه خلاف آن،با عدم رعایت شرایط فوق الذکر، ثابت گردد که تبعا دچار نتیجه اعمال خود و نتيجتا خشم خداوند خواهد شد :
1- ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوالصالحات 7
که انسانها همه در زيانند؛ مگر کسانى که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند .
2- من تاب و امن و عمل صالحا فاولئک يدخلون الجنة و لا يظلمون شيئا 8
آنان که توبه کنند، و ايمان بياورند، و کار شايسته انجام دهند؛
چنين کسانى داخل بهشت مىشوند، و کمترين ستمى به آنان نخواهد شد.
3- من عمل سيئة فلا يجزى الا مثلها و من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤمن فاولئک يدخلون الجنة يرزقون فيها بغير حساب 9
هر کس بدى کند، جز بمانند آن کيفر داده نمىشود؛
ولى هر کس کار شايستهاى انجام دهد - خواه مرد يا زن- در حالى که مؤمن باشد آنها وارد بهشت مىشوند و در آن روزى بىحسابى به آنها داده خواهد شد.
4- يوم يجمعکم ليوم الجمع ذلک يوم التغابن و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 10
اين در زمانى خواهد بود که همه شما را در روز اجتماع [= روز رستاخيز] گردآورى مىکند؛ آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيمانى)!
و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مىبخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مىکند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است!
بنابراین همگان ، رستگار خواهند شد مگر آن که خلاف آن ، آنهم در محضر الهی و به قضاوت خود او ، اثبات گردد .
و البته جهت شمول بنده خاص خداوندی شدن ، که آخرین مرحله کمالی بشر بوده و بعد از عبور از بهشت مذکور در آیات فوق ، امکان ورود به جنت ماوای الهی را پیدا می کند ،
علاوه بر شرایط حداقلی فوق ، نیاز به مراقبه نفس مدام و انجام رشته اعمالی است که او را به مرتبه " نفس مطمئنه " برساند ، که در آیات زیر اینگونه بیان شده است :
یا ایتها النفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . 11
" تو اى روح آراميافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
زيرنويسها :
** از جمله به"عدل الهي شهيد مطهري ،اسلام دين فطرت آيه اله منتظري و الميزان علامه طباطبايي "ذيل آيات فوق
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
مراجعه شود .
1- سوره بقره - آیه 62
2- سوره مائده - آیه 69
3- سوره حج - آیه 17
4- حديث قدسي :يابن آدم خلقت الاشياء كلها لاجلك و خلقتك لاجلي . المواعظ العدديه ، الباب 12 ، الفصل 2 ص 255
5- و نفخت فيه من روحي حجر – قرآن ، آيه 29
6- یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30
7- سوره عصر ، آیات 2 و 3
8- سوره مریم ، آیه 60
9- سوره غافر ، آیه 40
10- سوره تغابن ، آیه 9
11- قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30
11/9/93 - محمد صالحی
http://mahsan.parsiblog.com/
1- سوره بقره - آیه 62
2- سوره مائده - آیه 69
3- سوره حج - آیه 17
4- حديث قدسي :يابن آدم خلقت الاشياء كلها لاجلك و خلقتك لاجلي . المواعظ العدديه ، الباب 12 ، الفصل 2 ص 255
5- و نفخت فيه من روحي حجر – قرآن ، آيه 29
6- یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30
7- سوره عصر ، آیات 2 و 3
8- سوره مریم ، آیه 60
9- سوره غافر ، آیه 40
10- سوره تغابن ، آیه 9
11- قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30
11/9/93 - محمد صالحی
http://mahsan.parsiblog.com/
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
آیا #فرقه_های_مختلف_مذهبی از نظر خداوند به #رسمیت شناخته شده اند ؟
یکی از #پدیده های تاریخی که بخش اعظم کتب تاریخی را بخود اختصاص داده ، #جنگهای متعددی است که بسیارشان رنگ و بوی #مذهبی😍 داشته اند . و امروزه نیز این معضل ، به بزرگترین بحران جهانی تبدیل گشته است .
این امر باعث شده که #نسل_امروز که به داشتن ویژگی #عقل_نقاد معروف شده اند ، برای یافتن #چاره رهایی از این همه جنگ و آشوب و کشتار ، راه حل #دین_گریزی را برگزینند .
در اینجا فرصت بررسی مسیله و راه حل مذکور نیست .
❤️بلکه #قصد ، نگاهی اجمالی است به #هدف_اصلی_خداوند از ارسال رسولان و آنچه از #خروجی آن دعوتها در نظرگاه الهی #معتبر بوده و به رسمیت شناخته شده است .
🌻1- #هدف خداوند از ارسال رسل ، #اصلاح اندیشه دینی بشر از شرک بسمت توحید بوده است .
و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون – انبیا 25
🌻2- تنها #شرط_رستگاری انسانها ، فارغ از هر گونه شریعت و یا فرقه دینی ، ایمان به #خدا ، ایمان به #معاد ( هدفمندی هستی ) و #عملکرد_اخلاقی اعلام شده است .
ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون بقره - آیه 62
🌻3- #دعوت پیامبر اسلام در راستای همان #دعوتهای_قبلی بوده است .
نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه – آل عمران 3
🌻4- قرآن برای #روشن_کردن_ابهاماتی است که باعث #اختلاف در بین گذشتگان شده است .
و ما انزلنا عليک الکتاب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه - نحل – 64
🌻5- تنها کسانی از #دعوت رسولان الهی #سو_استفاده کرده و آنرا با عناوین مختلف ، به #فرقه_های_مذهبی گوناگون تجزیه کردند که بر خداوند #طغیان کرده و نفسانیات خود را بر اراده خداوند ترجیح دادند .
فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم – بقره 213
🌻6- تنها #راهی از نظر خداوند #معتبر شناخته شده که به #تفرقه_های قومی و مذهبی نیانجامد .
و ان هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصاكم به لعلكم تتقون – انعام 153
🌻7- آنها که در دین ، #فرقه_های_مختلف مذهبی ایجاد کردند ، #هیچ_نسبتی با پیام و پیامبر خداوند نداشته و خداوند است که تکلیف آنها را معلوم خواهد کرد .
ان الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا لست منهم في شي ء انما امرهم الي الله – انعام 159
🌻8- از نظر خداوند ، #فرقه_های_مختلف مذهبی ، چون #عذابی است که بشر برای خود خلق کرده است .
قل هو القادر علي ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم او من تحت ارجلكم او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم باس بعض انظر كيف نصرف الآيات لعلهم يفقهون – انعام 65
🌻9- از نظر خداوند ، هرگونه #اختلاف_مذهبی ، #غیر_معتبر بوده و بایستی در مناسبات اجتماعی ، کنار گذاشته شده و به #راه_مشترکی که وحدت جامعه را تضمین کند بروند .
قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون – آل عمران 64
❤️و #در_یک_کلام :
آنچه از #آیات_فوق که نمونه کوچکی از خیل آیات قرآنی است #برداشت می شود :
🔅1- #دین از نظر خداوند #یکی بیش نیست .
🔅2- #پایه های آن دین ، ایمان به خدا و معاد و عملکرد اخلاقی است .
🔅3- #پیامبران_متعدد فقط برای #اصلاح_اختلافات در اندیشه دینی و نیز منش اخلاقی مردم با یک #معیار_ثابت الهی آمده اند که هیچگونه تفاوتی با یکدیگر نداشته اند .
🔅4- تنها #اندیشه_دینی که از نظر خداوند به #رسمیت شناخته شده توحید و عملکرد اخلاقی است و لذا هر گونه #اختلاف با عناوین مختلف #مذهبی و یا دینی ، #نامعتبر و برساخته بشری بوده که قطعا مورد مواخذه الهی قرار خواهد گرفت .
🔅5- #راه_حل بحرانهای اجتماعی موجود در جامعه جهانی در صورتی است که بسمت #وحدت_اندیشه دینی و اخلاق بروند ، در غیر اینصورت هرگونه #ادعای دین و یا #مذهب_حق ، جز به اختلاف افکنی بیشتر نیانجامیده که هرگز مورد #تایید خداوند نبوده و نخواهد بود .
☄️تذکر :
⚡️1- #هر_شخص می تواند #اعتقاد_دینی_متفاوت در امور شخصی خود با دیگری داشته باشد بشرطی که هیچگونه #تاثیر_اختلافی در روابط اجتماعی آنها نداشته باشد .
⚡️2- تنها #قانونی در اداره یک جامعه مورد #تایید_خداوند است که بر مبنای #عقل_جمعی صادر شده و هرگز رنگ و بوی اعتقادی خاص نداشته باشد که موجب اختلاف در برخورداری حتی یک نفر از حقوق اجتماعی مساوی بشود . ( امرهم شوری بینهم – شوری 38 )
محمد صالحی – 24/6/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
یکی از #پدیده های تاریخی که بخش اعظم کتب تاریخی را بخود اختصاص داده ، #جنگهای متعددی است که بسیارشان رنگ و بوی #مذهبی😍 داشته اند . و امروزه نیز این معضل ، به بزرگترین بحران جهانی تبدیل گشته است .
این امر باعث شده که #نسل_امروز که به داشتن ویژگی #عقل_نقاد معروف شده اند ، برای یافتن #چاره رهایی از این همه جنگ و آشوب و کشتار ، راه حل #دین_گریزی را برگزینند .
در اینجا فرصت بررسی مسیله و راه حل مذکور نیست .
❤️بلکه #قصد ، نگاهی اجمالی است به #هدف_اصلی_خداوند از ارسال رسولان و آنچه از #خروجی آن دعوتها در نظرگاه الهی #معتبر بوده و به رسمیت شناخته شده است .
🌻1- #هدف خداوند از ارسال رسل ، #اصلاح اندیشه دینی بشر از شرک بسمت توحید بوده است .
و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون – انبیا 25
🌻2- تنها #شرط_رستگاری انسانها ، فارغ از هر گونه شریعت و یا فرقه دینی ، ایمان به #خدا ، ایمان به #معاد ( هدفمندی هستی ) و #عملکرد_اخلاقی اعلام شده است .
ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون بقره - آیه 62
🌻3- #دعوت پیامبر اسلام در راستای همان #دعوتهای_قبلی بوده است .
نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه – آل عمران 3
🌻4- قرآن برای #روشن_کردن_ابهاماتی است که باعث #اختلاف در بین گذشتگان شده است .
و ما انزلنا عليک الکتاب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه - نحل – 64
🌻5- تنها کسانی از #دعوت رسولان الهی #سو_استفاده کرده و آنرا با عناوین مختلف ، به #فرقه_های_مذهبی گوناگون تجزیه کردند که بر خداوند #طغیان کرده و نفسانیات خود را بر اراده خداوند ترجیح دادند .
فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم – بقره 213
🌻6- تنها #راهی از نظر خداوند #معتبر شناخته شده که به #تفرقه_های قومی و مذهبی نیانجامد .
و ان هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصاكم به لعلكم تتقون – انعام 153
🌻7- آنها که در دین ، #فرقه_های_مختلف مذهبی ایجاد کردند ، #هیچ_نسبتی با پیام و پیامبر خداوند نداشته و خداوند است که تکلیف آنها را معلوم خواهد کرد .
ان الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا لست منهم في شي ء انما امرهم الي الله – انعام 159
🌻8- از نظر خداوند ، #فرقه_های_مختلف مذهبی ، چون #عذابی است که بشر برای خود خلق کرده است .
قل هو القادر علي ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم او من تحت ارجلكم او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم باس بعض انظر كيف نصرف الآيات لعلهم يفقهون – انعام 65
🌻9- از نظر خداوند ، هرگونه #اختلاف_مذهبی ، #غیر_معتبر بوده و بایستی در مناسبات اجتماعی ، کنار گذاشته شده و به #راه_مشترکی که وحدت جامعه را تضمین کند بروند .
قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون – آل عمران 64
❤️و #در_یک_کلام :
آنچه از #آیات_فوق که نمونه کوچکی از خیل آیات قرآنی است #برداشت می شود :
🔅1- #دین از نظر خداوند #یکی بیش نیست .
🔅2- #پایه های آن دین ، ایمان به خدا و معاد و عملکرد اخلاقی است .
🔅3- #پیامبران_متعدد فقط برای #اصلاح_اختلافات در اندیشه دینی و نیز منش اخلاقی مردم با یک #معیار_ثابت الهی آمده اند که هیچگونه تفاوتی با یکدیگر نداشته اند .
🔅4- تنها #اندیشه_دینی که از نظر خداوند به #رسمیت شناخته شده توحید و عملکرد اخلاقی است و لذا هر گونه #اختلاف با عناوین مختلف #مذهبی و یا دینی ، #نامعتبر و برساخته بشری بوده که قطعا مورد مواخذه الهی قرار خواهد گرفت .
🔅5- #راه_حل بحرانهای اجتماعی موجود در جامعه جهانی در صورتی است که بسمت #وحدت_اندیشه دینی و اخلاق بروند ، در غیر اینصورت هرگونه #ادعای دین و یا #مذهب_حق ، جز به اختلاف افکنی بیشتر نیانجامیده که هرگز مورد #تایید خداوند نبوده و نخواهد بود .
☄️تذکر :
⚡️1- #هر_شخص می تواند #اعتقاد_دینی_متفاوت در امور شخصی خود با دیگری داشته باشد بشرطی که هیچگونه #تاثیر_اختلافی در روابط اجتماعی آنها نداشته باشد .
⚡️2- تنها #قانونی در اداره یک جامعه مورد #تایید_خداوند است که بر مبنای #عقل_جمعی صادر شده و هرگز رنگ و بوی اعتقادی خاص نداشته باشد که موجب اختلاف در برخورداری حتی یک نفر از حقوق اجتماعی مساوی بشود . ( امرهم شوری بینهم – شوری 38 )
محمد صالحی – 24/6/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
❤1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
#اولین_تنفیذ در صدر اسلام
🌹مقدمه :
در واقعه غدیر خم حضرت رسول اکرم ( ص ) #اولويت امام علی ( ع ) را با توجه به تمام ویژگیهای اخلاقی ، مدیریتی ، تدبر و ... که در ایشان سراغ داشتند اعلام كردند . ( البته نه بعنوان حقي الهي )
اما #مشروعیت حکومت ایشان را به #تنفیذ ( پذیرش ) عمومی دانستند .
( چرا که طبق #نص صریح قرآن - امرهم شوری بینهم، شوری ۳۸ / لیقوم الناس بالقسط، حدید ۲۵ - معتقد بودند که #نوع حکومت و #انتخاب حاکم از #حقوق_مردم بوده ، نه #نصب از بالا .)
🌹به #مذاکره بین امام علی(ع) و عبدالرحمن توجه شود :
#على (ع ): ... قال عبد الرحمن بن عوف : يابن ابى طالب انك على هذا الامر #لحريص !؟
فقلت :
...
وقد كان رسول اللّه #عهد الى عهدا فقال : يابن ابى طالب ! لك ولاء امتى فان #ولوك فى #عافية واجمعوا عليك #بالرضا, فقم بامرهم وان اختلفوا عليك فدعهم وما هم فيه , فان اللّه سيجعل لك مخرجا.
ترجمه :
امام علی ( ع ) : عبدالرحمان بن عوف مرا گفت : اى پسر ابوطالب ! تو به اين امر (خلافت ) بسيار #دلبسته اى ؟
من #گفتم : .... . رسول خدا(ص ) ضمن وصاياى خود به من فرمود: اى پسر ابوطالب ! #ولايت امت من با تو است .
پس اگر بر زمامدارى تو با #عافيت و #همدلى تن دادند و ولايت را به تو #واگذاشتند, به #تصدى و اداره آن قيام كن و اگر #اختلاف كردند آنها را به حال خود واگذار, كه خداوند سبحان براى تو نيز راهى براى رهايى از مشكلات فراهم خواهد ساخت . ( 1 )
🌹اعمال ولایت پس از #تنفیذ_مردم :
#امام پس از 25 سال سکوت و رفتار به مثابه یک #خیر_خواه امت ، اما منتقد #مصلح حکومت و مشاوری امین برای آنها ، در حالی حکومت را در اختیار گرفت که #مردم او را به خلافت اصلح دانسته و حریصانه از او #خواستار_پذیرش آن شدند .
در اینجا بود که امام ، #مشروعیت حکومت را تمام شده یافتند و آنرا به #نیابت و #وکالت از مردم بر عهده گرفتند .
«لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها ( 2 ) .
اگر نبود #حضور آن جمعیت بسیار (برای بیعت با من) و یاری نمیدادند که حجت تمام شود و نبود عهدی که خدای تعالی از علما و دانایان گرفته تا بر سیری ظالم و گرسنه ماندن مظلوم آرام نگیرند، ریسمان و #مهار_شتر_خلافت را بر کوهان آن می انداختم» .
پاورقی :
1 : كشف المحجه , ص 184.
2 : نهج البلاغه، خ 3، ص 52
محمد صالحي – خرداد 76
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌹مقدمه :
در واقعه غدیر خم حضرت رسول اکرم ( ص ) #اولويت امام علی ( ع ) را با توجه به تمام ویژگیهای اخلاقی ، مدیریتی ، تدبر و ... که در ایشان سراغ داشتند اعلام كردند . ( البته نه بعنوان حقي الهي )
اما #مشروعیت حکومت ایشان را به #تنفیذ ( پذیرش ) عمومی دانستند .
( چرا که طبق #نص صریح قرآن - امرهم شوری بینهم، شوری ۳۸ / لیقوم الناس بالقسط، حدید ۲۵ - معتقد بودند که #نوع حکومت و #انتخاب حاکم از #حقوق_مردم بوده ، نه #نصب از بالا .)
🌹به #مذاکره بین امام علی(ع) و عبدالرحمن توجه شود :
#على (ع ): ... قال عبد الرحمن بن عوف : يابن ابى طالب انك على هذا الامر #لحريص !؟
فقلت :
...
وقد كان رسول اللّه #عهد الى عهدا فقال : يابن ابى طالب ! لك ولاء امتى فان #ولوك فى #عافية واجمعوا عليك #بالرضا, فقم بامرهم وان اختلفوا عليك فدعهم وما هم فيه , فان اللّه سيجعل لك مخرجا.
ترجمه :
امام علی ( ع ) : عبدالرحمان بن عوف مرا گفت : اى پسر ابوطالب ! تو به اين امر (خلافت ) بسيار #دلبسته اى ؟
من #گفتم : .... . رسول خدا(ص ) ضمن وصاياى خود به من فرمود: اى پسر ابوطالب ! #ولايت امت من با تو است .
پس اگر بر زمامدارى تو با #عافيت و #همدلى تن دادند و ولايت را به تو #واگذاشتند, به #تصدى و اداره آن قيام كن و اگر #اختلاف كردند آنها را به حال خود واگذار, كه خداوند سبحان براى تو نيز راهى براى رهايى از مشكلات فراهم خواهد ساخت . ( 1 )
🌹اعمال ولایت پس از #تنفیذ_مردم :
#امام پس از 25 سال سکوت و رفتار به مثابه یک #خیر_خواه امت ، اما منتقد #مصلح حکومت و مشاوری امین برای آنها ، در حالی حکومت را در اختیار گرفت که #مردم او را به خلافت اصلح دانسته و حریصانه از او #خواستار_پذیرش آن شدند .
در اینجا بود که امام ، #مشروعیت حکومت را تمام شده یافتند و آنرا به #نیابت و #وکالت از مردم بر عهده گرفتند .
«لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها ( 2 ) .
اگر نبود #حضور آن جمعیت بسیار (برای بیعت با من) و یاری نمیدادند که حجت تمام شود و نبود عهدی که خدای تعالی از علما و دانایان گرفته تا بر سیری ظالم و گرسنه ماندن مظلوم آرام نگیرند، ریسمان و #مهار_شتر_خلافت را بر کوهان آن می انداختم» .
پاورقی :
1 : كشف المحجه , ص 184.
2 : نهج البلاغه، خ 3، ص 52
محمد صالحي – خرداد 76
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
غدير - يوسفي غروي.mp4
3.5 MB
آیه الله #یوسفی_غروی محقق و مورخ:
ظاهرا #حجاج در حجه الوداع 100000 بوده اند
تعداد در #غدیرخم بین 5000 تا 10000 بوده
#غدیر بین مکه و مدینه بوده که محل #تقاطع مناطق مسلمان نشین نبوده
@beshnofekrkon
ظاهرا #حجاج در حجه الوداع 100000 بوده اند
تعداد در #غدیرخم بین 5000 تا 10000 بوده
#غدیر بین مکه و مدینه بوده که محل #تقاطع مناطق مسلمان نشین نبوده
@beshnofekrkon
Audio
#سوال و #جواب از استاد خانم دکتر #وسمقی
#موضوع : #زمامداری پیامبر و #جانشینی ایشان
#مفهوم 《 من کنت مولاه فهذا علی مولاه 》
#چکیده پاسخ استاد :
#زمامداری ، جزء رسالت پیامبر نبوده و ایشان تنها به #ابلاغ وحی موظف و انتخاب شده بودند ،
لذا انتخاب #جانشین برای این امر معنا ندارد .
#سخن پیامبر در غدیر خم ، در ارتباط با #اختلافی است که بین #علی(ع) و #همراهانش در برگشت از #ماموریت یمن بوجود آمده بود ، نه #جانشینی خود .
https://t.me/joinchat/BBWn_ljO2yJ5VrF5uniisQ
☄ @beshnofekrkon
#موضوع : #زمامداری پیامبر و #جانشینی ایشان
#مفهوم 《 من کنت مولاه فهذا علی مولاه 》
#چکیده پاسخ استاد :
#زمامداری ، جزء رسالت پیامبر نبوده و ایشان تنها به #ابلاغ وحی موظف و انتخاب شده بودند ،
لذا انتخاب #جانشین برای این امر معنا ندارد .
#سخن پیامبر در غدیر خم ، در ارتباط با #اختلافی است که بین #علی(ع) و #همراهانش در برگشت از #ماموریت یمن بوجود آمده بود ، نه #جانشینی خود .
https://t.me/joinchat/BBWn_ljO2yJ5VrF5uniisQ
☄ @beshnofekrkon
👍1
❓ #چگونه میتوان در زندگی به #آرامش رسید؟
1⃣ به نظر من مهمترین چیزی که به ما انسانها آرامش میدهد، این است که مشغول به #کاری شویم که برای آن کار #ساخته شدهایم.
در هستی یک #رسالت یا ماموریت بر دوش هر شخص نهاده شده است که اگر این ماموریت انجام شود، مهمترین عامل آرامش در او ایجاد گردیده است، ولو این شخص از بسیاری از امتیازات مثل #ثروت و قدرت و جاه و #مقام و حیثیت اجتماعی محروم شود.
بنابراين مهمترین مساله این است که #رسالت خود را کشف کنیم.
مثلا اگر من به #نقاشی علاقهمندم، به هیچ عنوان نقاشی را به سبب #درآمد رشته مهندسی مکانیک کنار نگذارم.
2⃣ نکته دوم به نظر من کشف #سنخ_روانیِ خود است.
یعنی باید مشخص کنیم که #تیپ روانی ما چيست؟
#درونگرا هستیم یا #برونگرا، #احساسی هستيم یا #متفکر، #حسی هستیم یا #شهودی، #قضاوتگر هستيم یا #دريافتگر، #کنشگر هستيم یا #کنشپذير؟
مثلا اگر من درونگرا باشم یک نوع طرز زندگی به من آرامش میدهد، ولی اگر برونگرا باشم طرز زندگی ديگری به من آرامش میدهد. (کتاب #هنر_شناخت_مردم از انتشارات هرمس بهترین کتاب در این زمینه است که میتوانید برای کشف سنخ روانیتان بدان رجوع کنید.)
3⃣ نکته سوم چیزیست که من از آن به " #حکمت_به_من_چه؟" تعبیر میکنم.
یعنی در زندگی به #مسائلی بپردازيد که #قبل از اینکه این مساله راهحل پیدا کند و #بعد از اینکه راهحل پیدا کرد، در زندگیتان #تفاوتی ایجاد شود.
مثلا اگر شما بفهمید که در #کهکشانی که ۳۰۰ میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد اکسیژن هست یا نه، آیا #ارتباطتان با همسرتان عوض میشود؟
آیا #رابطهتان با دوستان و همکارانتان تغییری میکند؟
اصلا و ابدا. #اکثر چیزهایی که ما یاد میگیریم، علم لاينفع است.
4⃣ نکته چهارم این است که #ادیان و مذاهب که بیشترین #وعده این نوع زندگیها را داشتهاند، هیچکدام به طور مطلق و بدون قید و شرط به وعدهی خودشان #وفا نکردهاند.
البته این بدان معنی نیست که هیچ چیز ارزشمندی در ادیان وجود ندارد، اما هیچکدام از ادیان #حق_مجسّم هم نیستند.
ما باید #حد_وسط را در مواجهه با کتب مقدس رعایت کنیم.
این #حد_وسط لازمهاش سه چیز است:
🥇نخست اینکه هر چه در #متن مقدس است را #حق ندانیم و در مقابل، هر چه در متن مقدس است را نیز #باطل ندانیم.
🥈هیچ متن مقدسی را #بی_نيازکننده از سایر متون مقدس ندانيم.
🥉سوم اینکه چه چیزی را از متن مقدس #کنار بگذاریم و چه چیزی را #برگزینیم.
5⃣ نکتهی آخر این است که به #عمل کار برآید نه به #سخندانی.
ببینید شما اگر تمام کتابهای جهان را هم #بخوانید، ولی به آنچه که رسیدهاید #عمل نکنید، به هیچ #رضایت_باطنی نخواهید رسید.
#استاد_ملکیان
🆔 @MalekianMedia
☄ https://telegram.me/beshnofekrkon
1⃣ به نظر من مهمترین چیزی که به ما انسانها آرامش میدهد، این است که مشغول به #کاری شویم که برای آن کار #ساخته شدهایم.
در هستی یک #رسالت یا ماموریت بر دوش هر شخص نهاده شده است که اگر این ماموریت انجام شود، مهمترین عامل آرامش در او ایجاد گردیده است، ولو این شخص از بسیاری از امتیازات مثل #ثروت و قدرت و جاه و #مقام و حیثیت اجتماعی محروم شود.
بنابراين مهمترین مساله این است که #رسالت خود را کشف کنیم.
مثلا اگر من به #نقاشی علاقهمندم، به هیچ عنوان نقاشی را به سبب #درآمد رشته مهندسی مکانیک کنار نگذارم.
2⃣ نکته دوم به نظر من کشف #سنخ_روانیِ خود است.
یعنی باید مشخص کنیم که #تیپ روانی ما چيست؟
#درونگرا هستیم یا #برونگرا، #احساسی هستيم یا #متفکر، #حسی هستیم یا #شهودی، #قضاوتگر هستيم یا #دريافتگر، #کنشگر هستيم یا #کنشپذير؟
مثلا اگر من درونگرا باشم یک نوع طرز زندگی به من آرامش میدهد، ولی اگر برونگرا باشم طرز زندگی ديگری به من آرامش میدهد. (کتاب #هنر_شناخت_مردم از انتشارات هرمس بهترین کتاب در این زمینه است که میتوانید برای کشف سنخ روانیتان بدان رجوع کنید.)
3⃣ نکته سوم چیزیست که من از آن به " #حکمت_به_من_چه؟" تعبیر میکنم.
یعنی در زندگی به #مسائلی بپردازيد که #قبل از اینکه این مساله راهحل پیدا کند و #بعد از اینکه راهحل پیدا کرد، در زندگیتان #تفاوتی ایجاد شود.
مثلا اگر شما بفهمید که در #کهکشانی که ۳۰۰ میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد اکسیژن هست یا نه، آیا #ارتباطتان با همسرتان عوض میشود؟
آیا #رابطهتان با دوستان و همکارانتان تغییری میکند؟
اصلا و ابدا. #اکثر چیزهایی که ما یاد میگیریم، علم لاينفع است.
4⃣ نکته چهارم این است که #ادیان و مذاهب که بیشترین #وعده این نوع زندگیها را داشتهاند، هیچکدام به طور مطلق و بدون قید و شرط به وعدهی خودشان #وفا نکردهاند.
البته این بدان معنی نیست که هیچ چیز ارزشمندی در ادیان وجود ندارد، اما هیچکدام از ادیان #حق_مجسّم هم نیستند.
ما باید #حد_وسط را در مواجهه با کتب مقدس رعایت کنیم.
این #حد_وسط لازمهاش سه چیز است:
🥇نخست اینکه هر چه در #متن مقدس است را #حق ندانیم و در مقابل، هر چه در متن مقدس است را نیز #باطل ندانیم.
🥈هیچ متن مقدسی را #بی_نيازکننده از سایر متون مقدس ندانيم.
🥉سوم اینکه چه چیزی را از متن مقدس #کنار بگذاریم و چه چیزی را #برگزینیم.
5⃣ نکتهی آخر این است که به #عمل کار برآید نه به #سخندانی.
ببینید شما اگر تمام کتابهای جهان را هم #بخوانید، ولی به آنچه که رسیدهاید #عمل نکنید، به هیچ #رضایت_باطنی نخواهید رسید.
#استاد_ملکیان
🆔 @MalekianMedia
☄ https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
#نظر_طبری در مورد نحوه تاریخ نگاری خود در کتاب طبری
🌈خواننده این کتاب بداند که #استناد ما بدانچه در این کتاب میآوریم به روایات و اسنادى است که از دیگران، یکى پس از دیگرى، به ما #رسیده و من نیز خود از آنان روایت میکنم و یا سند روایت را به ایشان میرسانم، نه آنکه در آوردن مطالب تاریخ ، #استنباط فکرى و #استخراج عقلى شده باشد.
🌈اگر ناظران و #شنوندگان اخبار این کتاب به برخى داستانها و قصهها برخورند که #عقل وجود آنها را انکار کند و شنونده از شنیدن آنها #تنفر حاصل نماید ، نباید به من خردهگیرى و #عیبجویى کنند؛ زیرا اینگونه اخبار را دیگران و پیشینیان براى ما #نقل کردهاند و ما نیز آنها را چنانکه شنیدهایم در کتاب خود آوردیم . (ترجمه پاینده ج 1 ص 6)
وليعلم الناظر في كتابنا هذا أن اعتمادي في كل ما أحضرت ذكره فيه مما شرطت أني راسمه فيه، إنما هو على ما رويت من الأخبار التي أنا ذاكرها فيه، والآثار التي أنا مسندها إلى رواتها فيه، دون ما أدرك بحجج العقول، واستنبط بفكر النفوس، إلا اليسير القليل منه، إذ كان العلم بما كان من أخبار الماضين، وما هو كائن من أنباء الحادثين، غير واصل إلى من لم يشاهدهم ولم يدرك زمانهم، إلا بأخبار المخبرين، ونقل الناقلين، دون الاستخراج بالعقول، و الاستنباط بفكر النفوس فما يكن في كتابي هذا من خبر ذكرناه عن بعض الماضين مما يستنكره قارئه، أو يستشنعه سامعه، من أجل أنه لم يعرف له وجها في الصحة، ولا معنى في الحقيقة، فليعلم انه لم يؤت في ذلك من قبلنا، وإنما أتى من قبل بعض ناقليه إلينا، و إنا إنما أدينا ذلك على نحو ما أدي إلينا . ( الطبری – ج 1 ص 8 )
🌈معرفی :
اسم : محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب ابو جعفر طبرى؛
تولد : سال 224 هـ.ق در طبرستان - مازندران فعلى
وفات : سال 310 هـ.ق در بغداد
نام اصلی کتاب : تاریخ الامم و الملوک در 11 جلد عربی
ترجمه : ابوالقاسم پاینده ( نجف آبادی ) در 16 جلد
🌈توضیح : لازم است بین " #تاریخ_نگار " و " #دانشمند_تاریخ " تفاوت قایل شد :
#تاریخ_نگار : گزارشات منقول در عصر خود را #جمع آوری کرده که برای اعتبار سنجی آنها نیاز به کار تخصصی دارد که به حوزه #علم_تاریخ مربوط می شود .
#دانشمند_تاریخ : طبق اصول و قواعد علمی خود ، آن گزارشات را بررسی و #صحیح و ناصحیح می کند ( که آنهم نسبی است)
هم چنین #تفسیر آن گزارشات و نسبت سنجی عقلانی آنها با دیگر حوادث مشابه و هم عصر آن را بر عهده دارد .
🔥تذکر : با توجه به مطالب بالا ، صرف #وجود یک گزارش در یک کتاب تاریخی ، دلیل بر #صحت وقوع آن نبوده و لازم است توسط دانشمندان و #متخصصان علم تاریخ بررسی علمی و اعلام نظر شود .
محمد صالحي – 16/8/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌈خواننده این کتاب بداند که #استناد ما بدانچه در این کتاب میآوریم به روایات و اسنادى است که از دیگران، یکى پس از دیگرى، به ما #رسیده و من نیز خود از آنان روایت میکنم و یا سند روایت را به ایشان میرسانم، نه آنکه در آوردن مطالب تاریخ ، #استنباط فکرى و #استخراج عقلى شده باشد.
🌈اگر ناظران و #شنوندگان اخبار این کتاب به برخى داستانها و قصهها برخورند که #عقل وجود آنها را انکار کند و شنونده از شنیدن آنها #تنفر حاصل نماید ، نباید به من خردهگیرى و #عیبجویى کنند؛ زیرا اینگونه اخبار را دیگران و پیشینیان براى ما #نقل کردهاند و ما نیز آنها را چنانکه شنیدهایم در کتاب خود آوردیم . (ترجمه پاینده ج 1 ص 6)
وليعلم الناظر في كتابنا هذا أن اعتمادي في كل ما أحضرت ذكره فيه مما شرطت أني راسمه فيه، إنما هو على ما رويت من الأخبار التي أنا ذاكرها فيه، والآثار التي أنا مسندها إلى رواتها فيه، دون ما أدرك بحجج العقول، واستنبط بفكر النفوس، إلا اليسير القليل منه، إذ كان العلم بما كان من أخبار الماضين، وما هو كائن من أنباء الحادثين، غير واصل إلى من لم يشاهدهم ولم يدرك زمانهم، إلا بأخبار المخبرين، ونقل الناقلين، دون الاستخراج بالعقول، و الاستنباط بفكر النفوس فما يكن في كتابي هذا من خبر ذكرناه عن بعض الماضين مما يستنكره قارئه، أو يستشنعه سامعه، من أجل أنه لم يعرف له وجها في الصحة، ولا معنى في الحقيقة، فليعلم انه لم يؤت في ذلك من قبلنا، وإنما أتى من قبل بعض ناقليه إلينا، و إنا إنما أدينا ذلك على نحو ما أدي إلينا . ( الطبری – ج 1 ص 8 )
🌈معرفی :
اسم : محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب ابو جعفر طبرى؛
تولد : سال 224 هـ.ق در طبرستان - مازندران فعلى
وفات : سال 310 هـ.ق در بغداد
نام اصلی کتاب : تاریخ الامم و الملوک در 11 جلد عربی
ترجمه : ابوالقاسم پاینده ( نجف آبادی ) در 16 جلد
🌈توضیح : لازم است بین " #تاریخ_نگار " و " #دانشمند_تاریخ " تفاوت قایل شد :
#تاریخ_نگار : گزارشات منقول در عصر خود را #جمع آوری کرده که برای اعتبار سنجی آنها نیاز به کار تخصصی دارد که به حوزه #علم_تاریخ مربوط می شود .
#دانشمند_تاریخ : طبق اصول و قواعد علمی خود ، آن گزارشات را بررسی و #صحیح و ناصحیح می کند ( که آنهم نسبی است)
هم چنین #تفسیر آن گزارشات و نسبت سنجی عقلانی آنها با دیگر حوادث مشابه و هم عصر آن را بر عهده دارد .
🔥تذکر : با توجه به مطالب بالا ، صرف #وجود یک گزارش در یک کتاب تاریخی ، دلیل بر #صحت وقوع آن نبوده و لازم است توسط دانشمندان و #متخصصان علم تاریخ بررسی علمی و اعلام نظر شود .
محمد صالحي – 16/8/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دستور پيامبر(ص) به استفاده از عقل و عدل و انصاف در امر قضاوت
در سال دهم هجرت ، معاذ بن جبل - که درمیان اصحاب به فقاهت و آشنایی به احکام قرآن شهره بود 1 از سوی پیامبر ماموریت یافت که برای داوری و قضاوت راهی سرزمین یمن گردد . معاذ در آن وقت 28 ساله بود. 2
رسول خدا پیش از اعزام معاذ، با او به گفتگو پرداخت و از او پرسید:
- مدرک داوری تو در گشودن اختلاف چه خواهد بود؟
- کتاب خدا ، قرآن.
- اگر در آن موضوع ، تصریحی در کتاب خدانباشد، از روی چه قضاوت می کنی؟
- از روی قضاوتهای رسول خدا ، زیرا من تمام داوریهای شما را در موضوعات گوناگون دیده و ثبت خاطر کرده ام، اگر جریانی پیش آید که موضوع آن با یکی از داوریهای شماهمانند باشد، از داوریهای شما استفاده می کنم و بر طبق آن قضاوت می نمایم.
- اگر جریانی پیش آید و در باره آن تصریحی در کتاب خدا و قضاوتی از من نباشد، در این صورت چه می کنی؟
- اجتهاد و کوشش می کنم و بر طبق قاعده و عدل و انصاف داوری می نمایم.
- شکر خدا را که پیامبر خود را موفق نمود که شخصی را برای داوری انتخاب کند که عمل وی مورد رضایت اوست. 3
آنگاه رسول خدا او را با پای پیاده ، درحالی که معاذ بر مرکب سوار بود، بدرقه کرد 4 و توصیه ها و سفارشات مهمی را به او گوشزد فرمود كه از جمله آنها دستور زير بود :
یا معاذ بشّر و لا تنفّر ، یسّر و لا تعسّر 5
اي معاذ : با مردم به كلام بشارت و جذب صحبت كن نه اينكه متنفرشان كني و با آنها آسان بگير و كار را بر آنها سخت نكن .
معاذ بن جبل تا هنگام رحلت رسول خدادر یمن اقامت داشت 6 و به وظایف قضایی وفرهنگی خود عمل کرد و سپس به مدینه بازگشت. 7
پی نوشتها:
1 - ر.ک: تهذیب الکمال، ج 28، ص 109.
2 - ر.ک: اسدالغابه، ج 5، ص 194.
3 - تاریخ مدینه دمشق، ج 58،ص 412.
4 - سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 281.
5- صحیح بخاری ، ج 5/ 204. ( ج 1 ح 2873 )
6- سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 282،
7- معاذ بن جبل تا سال 18 هجری زنده بود و سرانجام در سن 36 سالگی بر اثر طاعون در گذشت.(تاریخ مدینه دمشق، ج 58، ص 391; سفینة البحار، ج 2، ص 288; سیر اعلام النبلاء، ج 3،ص 289)
محمد صالحي 1 / 10/ 94 -
http://Mahsan.parsiblog.com
در سال دهم هجرت ، معاذ بن جبل - که درمیان اصحاب به فقاهت و آشنایی به احکام قرآن شهره بود 1 از سوی پیامبر ماموریت یافت که برای داوری و قضاوت راهی سرزمین یمن گردد . معاذ در آن وقت 28 ساله بود. 2
رسول خدا پیش از اعزام معاذ، با او به گفتگو پرداخت و از او پرسید:
- مدرک داوری تو در گشودن اختلاف چه خواهد بود؟
- کتاب خدا ، قرآن.
- اگر در آن موضوع ، تصریحی در کتاب خدانباشد، از روی چه قضاوت می کنی؟
- از روی قضاوتهای رسول خدا ، زیرا من تمام داوریهای شما را در موضوعات گوناگون دیده و ثبت خاطر کرده ام، اگر جریانی پیش آید که موضوع آن با یکی از داوریهای شماهمانند باشد، از داوریهای شما استفاده می کنم و بر طبق آن قضاوت می نمایم.
- اگر جریانی پیش آید و در باره آن تصریحی در کتاب خدا و قضاوتی از من نباشد، در این صورت چه می کنی؟
- اجتهاد و کوشش می کنم و بر طبق قاعده و عدل و انصاف داوری می نمایم.
- شکر خدا را که پیامبر خود را موفق نمود که شخصی را برای داوری انتخاب کند که عمل وی مورد رضایت اوست. 3
آنگاه رسول خدا او را با پای پیاده ، درحالی که معاذ بر مرکب سوار بود، بدرقه کرد 4 و توصیه ها و سفارشات مهمی را به او گوشزد فرمود كه از جمله آنها دستور زير بود :
یا معاذ بشّر و لا تنفّر ، یسّر و لا تعسّر 5
اي معاذ : با مردم به كلام بشارت و جذب صحبت كن نه اينكه متنفرشان كني و با آنها آسان بگير و كار را بر آنها سخت نكن .
معاذ بن جبل تا هنگام رحلت رسول خدادر یمن اقامت داشت 6 و به وظایف قضایی وفرهنگی خود عمل کرد و سپس به مدینه بازگشت. 7
پی نوشتها:
1 - ر.ک: تهذیب الکمال، ج 28، ص 109.
2 - ر.ک: اسدالغابه، ج 5، ص 194.
3 - تاریخ مدینه دمشق، ج 58،ص 412.
4 - سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 281.
5- صحیح بخاری ، ج 5/ 204. ( ج 1 ح 2873 )
6- سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 282،
7- معاذ بن جبل تا سال 18 هجری زنده بود و سرانجام در سن 36 سالگی بر اثر طاعون در گذشت.(تاریخ مدینه دمشق، ج 58، ص 391; سفینة البحار، ج 2، ص 288; سیر اعلام النبلاء، ج 3،ص 289)
محمد صالحي 1 / 10/ 94 -
http://Mahsan.parsiblog.com
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دستورات پيامبر(ص) در مورد نحوه قضاوت و برخورد با مردم به امام علی(ع)
در سال دهم هجرت ، با وجود حضور معاذ در یمن ، پیامبر(ص) ، علی (ع) را به حکم قضاوت و داوری به آن خطه اعزام کرد .
علی (ع) پیش ازحرکت ، در محضر پیامبر(ص) ، با فروتنی و تواضع چنین گفت :
« من جوانم و در طول عمر داوری نکرده و بر مسند قضا ننشسته ام. »
رسول خدا دست بر سینه او نهاد و در باره او دعا کرد و گفت: «بار الها! قلب علی را هدایت فرما و زبان او را از لغزش مصون بدار. » 1
سپس این توصیه را به قاضی جوان خود فرمود:
« علی! با کسی از در جنگ وارد مشو ،
و کوشش کن در پرتو نیروی منطق و حسن سلوک ، مردم را به راه راست هدایت نمایی ،
بخدا سوگند ، اگر خدا کسی را به وسیله تو به راه راست راهنمایی کند، از آنچه خورشید برآن می تابد، بهتر و نیکوتر است .»
در پایان ، پنج سفارش مهم را به علی (ع) فرمود :
1 - دعا و نیایش را پیشه خود ساز، زیرا دعا غالبا با اجابت همراه است.
2 - در تمام حالات سپاسگزار و شاکر باش ، زیرا شکر موجب فزونی نعمت است.
3 - اگر با کسی و با گروهی پیمان بستی ، آن را محترم بشمار.
4 - از مکر و نیرنگ و فریب دادن مردم بپرهیز ، زیرا حیله بدکاران به خود آنان بازمی گردد.
5- از ظلم به مردم به پرهيز ، كه خدا ياور كسي است كه بر او ظلم روا داشته شود .
رسول خدا همچنین نامه ای را به اهل یمن نوشت و به علی (ع) داد و فرمود: « آن را برملت یمن بخوان.»
نماینده جوان پیامبر، در مدت اقامت خوددر یمن، داوری و قضاوتهای حیرت انگیزی نمود . 2
پی نوشتها:
1 - سنن ابن ماجه محمد بن یزیدقزوینی، ج 1، ص 726.
2- ر.ک: بحار الانوار، ج 21، ص 360.
قال أمير المؤمنين (ع): بعثني رسول الله (ع) إلى اليمن وقال لي: يا علي لا تقاتلن أحدا حتى تدعوه، وأيم الله لان يهدي الله على يديك رجلا خير لك مما طلعت عليه الشمس وغربت، ولك ولاؤه يا علي .
عن الرضا، عن آبائه عليهم السلام أن رسول الله (ص) بعث عليا (ع) إلى اليمن فقال له وهو يوصيه، يا علي اوصيك بالدعاء فإن معه الاجابة وبالشكر فإن معه المزيد وإياك عن أن تخفر عهدا " وتعين عليه، وأنهاك عن المكر فإنه لا يحيق المكر السيئ إلا بأهله، وأنهاك عن البغي فإنه من بغي عليه لينصرنه الله .
محمد صالحي 1 / 10/ 94
- http://Mahsan.parsiblog.com
در سال دهم هجرت ، با وجود حضور معاذ در یمن ، پیامبر(ص) ، علی (ع) را به حکم قضاوت و داوری به آن خطه اعزام کرد .
علی (ع) پیش ازحرکت ، در محضر پیامبر(ص) ، با فروتنی و تواضع چنین گفت :
« من جوانم و در طول عمر داوری نکرده و بر مسند قضا ننشسته ام. »
رسول خدا دست بر سینه او نهاد و در باره او دعا کرد و گفت: «بار الها! قلب علی را هدایت فرما و زبان او را از لغزش مصون بدار. » 1
سپس این توصیه را به قاضی جوان خود فرمود:
« علی! با کسی از در جنگ وارد مشو ،
و کوشش کن در پرتو نیروی منطق و حسن سلوک ، مردم را به راه راست هدایت نمایی ،
بخدا سوگند ، اگر خدا کسی را به وسیله تو به راه راست راهنمایی کند، از آنچه خورشید برآن می تابد، بهتر و نیکوتر است .»
در پایان ، پنج سفارش مهم را به علی (ع) فرمود :
1 - دعا و نیایش را پیشه خود ساز، زیرا دعا غالبا با اجابت همراه است.
2 - در تمام حالات سپاسگزار و شاکر باش ، زیرا شکر موجب فزونی نعمت است.
3 - اگر با کسی و با گروهی پیمان بستی ، آن را محترم بشمار.
4 - از مکر و نیرنگ و فریب دادن مردم بپرهیز ، زیرا حیله بدکاران به خود آنان بازمی گردد.
5- از ظلم به مردم به پرهيز ، كه خدا ياور كسي است كه بر او ظلم روا داشته شود .
رسول خدا همچنین نامه ای را به اهل یمن نوشت و به علی (ع) داد و فرمود: « آن را برملت یمن بخوان.»
نماینده جوان پیامبر، در مدت اقامت خوددر یمن، داوری و قضاوتهای حیرت انگیزی نمود . 2
پی نوشتها:
1 - سنن ابن ماجه محمد بن یزیدقزوینی، ج 1، ص 726.
2- ر.ک: بحار الانوار، ج 21، ص 360.
قال أمير المؤمنين (ع): بعثني رسول الله (ع) إلى اليمن وقال لي: يا علي لا تقاتلن أحدا حتى تدعوه، وأيم الله لان يهدي الله على يديك رجلا خير لك مما طلعت عليه الشمس وغربت، ولك ولاؤه يا علي .
عن الرضا، عن آبائه عليهم السلام أن رسول الله (ص) بعث عليا (ع) إلى اليمن فقال له وهو يوصيه، يا علي اوصيك بالدعاء فإن معه الاجابة وبالشكر فإن معه المزيد وإياك عن أن تخفر عهدا " وتعين عليه، وأنهاك عن المكر فإنه لا يحيق المكر السيئ إلا بأهله، وأنهاك عن البغي فإنه من بغي عليه لينصرنه الله .
محمد صالحي 1 / 10/ 94
- http://Mahsan.parsiblog.com
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه
مقدمه : با نگاهي اجمالي به آيات قرآن و سيره پيامبر(ص) در نحوه شكل گيري حكومت ايشان پس از هجرت به مدينه ، به خواست خود بخودي عموم مسلمانان منطقه ، و نيز برخورد امام علي(ع) با موضوع حكومت پس از قتل عثمان ، چه سخنان ايشان مبني بر امتناع از پذيرش امر حكومت ، در مواجهه با درخواستهاي مردم ، و چه قبول آن پس از پيگيري و اصرار عمومي آنها و همچنين نحوه انتخاب امام حسن(ع) به حكومت پس از امام علي(ع) ، به نتايج قابل تاملي مي رسيم كه ذيلا به اختصار بيان مي شود : **
1. هر جامعه اي ناچار از تشكيل يك حكومت سياسي جهت مديريت آن جامعه و تعيين راهبردهاي رشد و پيشرفت آن مي باشد :
• امام علي (ع) در جواب خوارج مي فرمايند :
سخن حقّى است كه از آن باطلى اراده شده . آرى ، حكم جز از آن خدا نيست ، ولى اينان مىگويند كه امارت و حكومت ويژه خداوند است و بس ، و حال آنكه ، چارهاي براي مردم از وجود فرمانروا و امير نيست .
كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَاحُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ 1
• از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:
« امور مردم اصلاح نميشود، مگر به واسطه پيشوا و رهبري و جز به وسيلۀ او زمين به سمت آباداني پيش نميرود. »
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: لَايَصْلُحُ النَّاسُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ لَاتَصْلُحُ الْأَرْضُ إِلَّا بِذَلِك . 2
2. نوع و شكل حكومت و نحوه تشكيل آن از حقوق مردم مي باشد نه از حقوق خداوند يا پيامبرانش .
• خداوند در قرآن كريم ، پس از بيان علت ارسال پيامبران ، تشكيل حكومت را از حقوق مردم مي شمارد :
" ما رسولان خود را همراه با معارف و ادله روشـن ، فرستادیم ، و بـا ايـشـان كـتـاب ( برای آگاهی بخشی و نهادینه کردن ارزشهای الهی در تفکر و عمل آنها) و مـيـزان ( برای امکان سنجش و مدیریت جامعه ) ، نازل كرديم تا آنها خود به برپایی عدالت قیام کنند " .
" لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط " 3
• امام علي (ع) پس از قتل عثمان ، وقتي مواجه با درخواست هاي مختلف براي پذيرش حكومت مي شوند در يك سخنراني صريح مي فرمايند :
" اى مردم! اين امر (حكومت) ، امر شما است . هيچ كس به جز كسى كه شما او را امير خود گردانيد ، حق امارت بر شما را ندارد .
ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من قبول ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما جز به حكومت من رضايت نداديد ..."
" ايها الناس عن مَلاء و اُذُن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حق الاّ من امرتم و قد افترقنا بالامس على امر و كنت كارهاً لامركم فابيتم الاّ ان اكون عليكم ...؛ " 4
3. تنها توصيه و خواست خداوند از تشكيل حكومت ، اجراي عدالت است :
• خداوند به شما فرمان مىدهد که امانتها را به صاحبانش بدهيد!
و هنگامى که ميان مردم حكومت مىکنيد ، به عدالت حكومت کنيد! خداوند ، اندرزهاى خوبى به شما مىدهد! خداوند، شنوا و بيناست.
ان الله يامرکم ان تؤدوا الامانات الى اهلها و اذا حکمتم بين الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعما يعظکم به ان الله کان سميعا بصيرا 5
• خداوند به عدل و احسان و هم چنين بخشش به نزديکان فرمان مىدهد ؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهى مىکند؛ خداوند به شما اندرز مىدهد، شايد متذکّر شويد!
ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربى و ينهى عن الفحشاء و المنکر و البغي يعظکم لعلکم تذکرون 6
4. روش انتخاب حاكم ، به استفاده از آراي مردم و يا جمع مشورتي مورد تاييد مردم است :
خداوند در قرآن ، يكي از خصوصيات اهل منطق و ايمان را ، به شور و اراده عموم گذاشتن امرحكومت مي داند نه خودكامگي فرقه اي يا ادعاي قيمومت گروه خاصي :
• و حکومت خود را بر اساس مشورت با یکدیگر انتخاب می کنند .
و امرهم شوری بینهم 7
5. پس از انتخاب حاكم ، مهمترين دستور خداوند به حاكم ، ايجاد فضاي آرامش و امنيت براي مردم و استفاده از آراي آنها در اخذ تصميمات مختلف كشور و پرهيز از خود رايي اوست و مردم نيز در اين مرحله نه تنها حق اطاعت كور كورانه از حاكم را ندارند كه موظف به شركت در تبادل آراي با او هستند :
• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :
به (برکت) رحمت الهى ، در برابر مردم نرم ( و مهربان ) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو ، پراکنده مىشدند .
پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب ! و در کارها و امور حكومت ، با آنان مشورت کن ! . 8
فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر ..
ادامه دارد :
محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
مقدمه : با نگاهي اجمالي به آيات قرآن و سيره پيامبر(ص) در نحوه شكل گيري حكومت ايشان پس از هجرت به مدينه ، به خواست خود بخودي عموم مسلمانان منطقه ، و نيز برخورد امام علي(ع) با موضوع حكومت پس از قتل عثمان ، چه سخنان ايشان مبني بر امتناع از پذيرش امر حكومت ، در مواجهه با درخواستهاي مردم ، و چه قبول آن پس از پيگيري و اصرار عمومي آنها و همچنين نحوه انتخاب امام حسن(ع) به حكومت پس از امام علي(ع) ، به نتايج قابل تاملي مي رسيم كه ذيلا به اختصار بيان مي شود : **
1. هر جامعه اي ناچار از تشكيل يك حكومت سياسي جهت مديريت آن جامعه و تعيين راهبردهاي رشد و پيشرفت آن مي باشد :
• امام علي (ع) در جواب خوارج مي فرمايند :
سخن حقّى است كه از آن باطلى اراده شده . آرى ، حكم جز از آن خدا نيست ، ولى اينان مىگويند كه امارت و حكومت ويژه خداوند است و بس ، و حال آنكه ، چارهاي براي مردم از وجود فرمانروا و امير نيست .
كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَاحُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ 1
• از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:
« امور مردم اصلاح نميشود، مگر به واسطه پيشوا و رهبري و جز به وسيلۀ او زمين به سمت آباداني پيش نميرود. »
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: لَايَصْلُحُ النَّاسُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ لَاتَصْلُحُ الْأَرْضُ إِلَّا بِذَلِك . 2
2. نوع و شكل حكومت و نحوه تشكيل آن از حقوق مردم مي باشد نه از حقوق خداوند يا پيامبرانش .
• خداوند در قرآن كريم ، پس از بيان علت ارسال پيامبران ، تشكيل حكومت را از حقوق مردم مي شمارد :
" ما رسولان خود را همراه با معارف و ادله روشـن ، فرستادیم ، و بـا ايـشـان كـتـاب ( برای آگاهی بخشی و نهادینه کردن ارزشهای الهی در تفکر و عمل آنها) و مـيـزان ( برای امکان سنجش و مدیریت جامعه ) ، نازل كرديم تا آنها خود به برپایی عدالت قیام کنند " .
" لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط " 3
• امام علي (ع) پس از قتل عثمان ، وقتي مواجه با درخواست هاي مختلف براي پذيرش حكومت مي شوند در يك سخنراني صريح مي فرمايند :
" اى مردم! اين امر (حكومت) ، امر شما است . هيچ كس به جز كسى كه شما او را امير خود گردانيد ، حق امارت بر شما را ندارد .
ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من قبول ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما جز به حكومت من رضايت نداديد ..."
" ايها الناس عن مَلاء و اُذُن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حق الاّ من امرتم و قد افترقنا بالامس على امر و كنت كارهاً لامركم فابيتم الاّ ان اكون عليكم ...؛ " 4
3. تنها توصيه و خواست خداوند از تشكيل حكومت ، اجراي عدالت است :
• خداوند به شما فرمان مىدهد که امانتها را به صاحبانش بدهيد!
و هنگامى که ميان مردم حكومت مىکنيد ، به عدالت حكومت کنيد! خداوند ، اندرزهاى خوبى به شما مىدهد! خداوند، شنوا و بيناست.
ان الله يامرکم ان تؤدوا الامانات الى اهلها و اذا حکمتم بين الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعما يعظکم به ان الله کان سميعا بصيرا 5
• خداوند به عدل و احسان و هم چنين بخشش به نزديکان فرمان مىدهد ؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهى مىکند؛ خداوند به شما اندرز مىدهد، شايد متذکّر شويد!
ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربى و ينهى عن الفحشاء و المنکر و البغي يعظکم لعلکم تذکرون 6
4. روش انتخاب حاكم ، به استفاده از آراي مردم و يا جمع مشورتي مورد تاييد مردم است :
خداوند در قرآن ، يكي از خصوصيات اهل منطق و ايمان را ، به شور و اراده عموم گذاشتن امرحكومت مي داند نه خودكامگي فرقه اي يا ادعاي قيمومت گروه خاصي :
• و حکومت خود را بر اساس مشورت با یکدیگر انتخاب می کنند .
و امرهم شوری بینهم 7
5. پس از انتخاب حاكم ، مهمترين دستور خداوند به حاكم ، ايجاد فضاي آرامش و امنيت براي مردم و استفاده از آراي آنها در اخذ تصميمات مختلف كشور و پرهيز از خود رايي اوست و مردم نيز در اين مرحله نه تنها حق اطاعت كور كورانه از حاكم را ندارند كه موظف به شركت در تبادل آراي با او هستند :
• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :
به (برکت) رحمت الهى ، در برابر مردم نرم ( و مهربان ) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو ، پراکنده مىشدند .
پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب ! و در کارها و امور حكومت ، با آنان مشورت کن ! . 8
فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر ..
ادامه دارد :
محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه
قسمت دوم
6. حاكم موظف است پس از تبادل آرا و استفاده از مشاوره هاي منطقي و عقلاني عرفي جامعه تحت امر خودش ، قاطعانه تصميم اساسي گرفته و به مرحله اجرا بسپارد :
• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :
اما هنگامى که تصميم گرفتى ، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن ! زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد.
فاذا عزمت فتوکل على الله ان الله يحب المتوکلين . 9
7. پس از اخذ تصميم توسط حاكم ، مردم موظف به اطاعت در انجام آن و اجراي دستورات ابلاغ شده و قوانين و احكام صادره هستند و پيامبر(ص) نيز به همين دليل كه حاكم حكومت مدينه بودند ، در مرحله پس از تصميم گيري ، كه به مرحله اجراي دستورات مي رسيد ، بر مردم ولايت داشته و مردم بايد به اين ولايت تمكين مي كردند .
• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت امر ميكند كه :
ای مردم از خدا و رسولش و هم چنين زمامداران منتخب خودتان اطاعت کنید .
اطیعواله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم 10
• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت ، امر مي فرمايد :
پيامبر ( در ابلاغ و انتظار انجام فرمانهاي حكومتي ) بر مردم ولايت داشته و مرجح است .
النبی اولی بالمومنین من انفسهم 11
8. نظارت دائمی مردم بر حکومت ، جهت جلوگیری از استبداد رای و یا خطای آنها ، از مهمترین وظایفی است که مورد تایید و تاکید پیامبر(ص) و امام علی(ع) بوده است .
• پیامبر(ص) در حجه الوداع می فرماید :
نصيحت و نقد حكومت از واجبات مردم است .
ثلاث لایغل علیهن قلب امرئ مسلم : ... و النصیحة لائمة المسلمین 12
• امام علی(ع) در خطبه صفین می فرماید :
... از گفتار حق بانظرات عادلانه خودداری نکنید . زیرا من به خودی خود برتر ازآن که خطا کنم، نیستم و در کار خود از آن در امان نیستم، ....
... فلا تکفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ء و لاآمن ذلک من فعلی 13
و در يك كلام :
تشكيل حكومت ، شكل و نوع آن و نحوه انتخاب رئيس حكومت از حقوق مردم بوده نه از حقوق خداوند ، كه بخواهد بر مردم حكمراني كرده و لذا ناچار به تعيين روش حكومت و نصب حاكم باشد و البته در راستاي دعوت مشفقانه به ايمان موحدانه و اخلاقي زيستن ، سفارش اكيد نسبت به رعايت عدالت توسط حاكميت و همچنين دخالت تام مردم در نقد و يا نظر دادن در مورد تصميمات حاكميت كرده است .
و اين امور نه اينكه توسط خداوند وضع و مشروعيت پيدا كرده باشد كه مربوط به حوزه عقل عرفي و سيره عقلاست و خداوند نيز بر آنه صحه گذارده و ارشاد به پيروي از عقلانيت عرفي كرده است .
زير نويسها :
1- نهج البلاغه – خطبه 40 باب : في الخوارج لما سمع قولهم: « لا حکم الا لله »
2- بحارالأنوار، ج23، باب الاضطرارإلى الحجة، ص22- عللالشرائع، ج1، باب العلةالتي من أجلها....ص196.
3- سوره حدید ، آیه 25
4- ابناثير، الكامل، ج3، ص193 به نقل از دراسات فى ولاية الفقيه، ج1، ص505.
5- سوره نسا ، آيه 58
6- سوره نحل ، آيه 90
7- سوره شوری ، آیه 38
8- سوره آل عمران ، آيه 159
9- همان 8
10- سوره نسا ، آیه 59
11- سوره احزاب ، آیه 6
12- الوافی، ج2، ص99؛ یعقوبی ج1 ص 508 ، الخصال ج1 ص 150 ح 182
13- کافی، ج 8، حدیث 550 و نهج البلاغه فیض، خطبه 207.
** به مقاله " جایگاه پیامبر در سرنوشت سیاسی مردم -
http://mahsan.parsiblog.com/Posts/692 مراجعه شود .
محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
قسمت دوم
6. حاكم موظف است پس از تبادل آرا و استفاده از مشاوره هاي منطقي و عقلاني عرفي جامعه تحت امر خودش ، قاطعانه تصميم اساسي گرفته و به مرحله اجرا بسپارد :
• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :
اما هنگامى که تصميم گرفتى ، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن ! زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد.
فاذا عزمت فتوکل على الله ان الله يحب المتوکلين . 9
7. پس از اخذ تصميم توسط حاكم ، مردم موظف به اطاعت در انجام آن و اجراي دستورات ابلاغ شده و قوانين و احكام صادره هستند و پيامبر(ص) نيز به همين دليل كه حاكم حكومت مدينه بودند ، در مرحله پس از تصميم گيري ، كه به مرحله اجراي دستورات مي رسيد ، بر مردم ولايت داشته و مردم بايد به اين ولايت تمكين مي كردند .
• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت امر ميكند كه :
ای مردم از خدا و رسولش و هم چنين زمامداران منتخب خودتان اطاعت کنید .
اطیعواله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم 10
• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت ، امر مي فرمايد :
پيامبر ( در ابلاغ و انتظار انجام فرمانهاي حكومتي ) بر مردم ولايت داشته و مرجح است .
النبی اولی بالمومنین من انفسهم 11
8. نظارت دائمی مردم بر حکومت ، جهت جلوگیری از استبداد رای و یا خطای آنها ، از مهمترین وظایفی است که مورد تایید و تاکید پیامبر(ص) و امام علی(ع) بوده است .
• پیامبر(ص) در حجه الوداع می فرماید :
نصيحت و نقد حكومت از واجبات مردم است .
ثلاث لایغل علیهن قلب امرئ مسلم : ... و النصیحة لائمة المسلمین 12
• امام علی(ع) در خطبه صفین می فرماید :
... از گفتار حق بانظرات عادلانه خودداری نکنید . زیرا من به خودی خود برتر ازآن که خطا کنم، نیستم و در کار خود از آن در امان نیستم، ....
... فلا تکفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ء و لاآمن ذلک من فعلی 13
و در يك كلام :
تشكيل حكومت ، شكل و نوع آن و نحوه انتخاب رئيس حكومت از حقوق مردم بوده نه از حقوق خداوند ، كه بخواهد بر مردم حكمراني كرده و لذا ناچار به تعيين روش حكومت و نصب حاكم باشد و البته در راستاي دعوت مشفقانه به ايمان موحدانه و اخلاقي زيستن ، سفارش اكيد نسبت به رعايت عدالت توسط حاكميت و همچنين دخالت تام مردم در نقد و يا نظر دادن در مورد تصميمات حاكميت كرده است .
و اين امور نه اينكه توسط خداوند وضع و مشروعيت پيدا كرده باشد كه مربوط به حوزه عقل عرفي و سيره عقلاست و خداوند نيز بر آنه صحه گذارده و ارشاد به پيروي از عقلانيت عرفي كرده است .
زير نويسها :
1- نهج البلاغه – خطبه 40 باب : في الخوارج لما سمع قولهم: « لا حکم الا لله »
2- بحارالأنوار، ج23، باب الاضطرارإلى الحجة، ص22- عللالشرائع، ج1، باب العلةالتي من أجلها....ص196.
3- سوره حدید ، آیه 25
4- ابناثير، الكامل، ج3، ص193 به نقل از دراسات فى ولاية الفقيه، ج1، ص505.
5- سوره نسا ، آيه 58
6- سوره نحل ، آيه 90
7- سوره شوری ، آیه 38
8- سوره آل عمران ، آيه 159
9- همان 8
10- سوره نسا ، آیه 59
11- سوره احزاب ، آیه 6
12- الوافی، ج2، ص99؛ یعقوبی ج1 ص 508 ، الخصال ج1 ص 150 ح 182
13- کافی، ج 8، حدیث 550 و نهج البلاغه فیض، خطبه 207.
** به مقاله " جایگاه پیامبر در سرنوشت سیاسی مردم -
http://mahsan.parsiblog.com/Posts/692 مراجعه شود .
محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
هدف امام حسین(ع) در نهضت خود - 1
قرنهاست که سرگذشت راهبران دینی ، از پیامبر(ص) گرفته تا ایمه(ع) و دیگر عالمان ، در صدها کتاب ولی مضامین تکراری و بیشتر با نگاه های#قدسی و #فوق انسانی و ماورایی نوشته شده است .
شاید در گذشته این نوع نگاه ، پذیرفته و حتی قابل افتخار بود ، اما #نسل امروز ، یاد گرفته که #هویت واقعیش در نشخوار گذشته نیست ، بلکه در #اندیشیدن و #پرسش و #نقد است که می تواند ادعای زیستن انسانی کند .
بنابراین اگر میخواهیم از داشته های گذشته سخن بگوییم باید بدانیم که نسل امروز سخنان تازه می خواهد .
و این نه به معنای آنست که همان مضامین گذشته را در قالبهای جدید بیان کنیم ، که قطعا سازگاری لازم را نخواهد یافت و خیلی زود با قالبهایش دور ریخته خواهد شد .
و نه به معنای آنست که حرف های امروزی را به گذشته تحمیل کنیم و بخواهیم از آنها ، تئوریهای امروزی را اثبات نماییم ، که این نیز با توجه به تغییرات مدام ارزشها و نظریه های امروزی ، باعث انزوا و ناکار آمدی آن مضامین گذشته خواهد شد .
مثل آنکه بخواهیم ، دموکراسی را از لابلای آیات و روایات عصر نزول در آوریم و بقول معروف ، آنها را مصادره بمطلوب کنیم و دیر نیست که شاید این طرح حکومتی به طرحی نو و متفاوت ، تغییر شکل و یا حتی ماهیت بدهد و آنگاهست که همان آیات و روایات به جمود و انزوا خواهند رفت .
بنابراین بیشتر باید به لوازم فهم متون از قبیل ادبیات عصر گوینده و خواننده ، پیش فرضهای خواننده ، شرایط اجتماعی و اقتضائات زمان و زمینه گوینده و .. توجه لازم بشود و به اصل پیام آن متون رسید تا به پوسته و ظواهر آنها که از همان اقتضائات زمان و زمینه است چسبید .
یکی از وقایع تاریخی بسیار تاثیرگذار در سرنوشت تاریخی ما ، نهضت امام حسین(ع) بوده که صدها سال بر تعبد و تشرع و ماورایی آن تکیه شده و عمدتا #پیام قابل توجهی برای #الگو گیری از آن ، یا گرفته نشده و یا به فراموشی سپرده شده است .
در این مجال مختصر ، نگاهی دوباره و متفاوت به نهضت امام شده و سعی می شود دور از تعصبات دینی و یا تعبدات شرعی و یا تسامحات مدرن ، به پیامهای مهم آن پرداخته شود :
وقتی از امام حسین(ع) سخن می کنیم ، نمی توانیم تاثیر آموزشهای پیامبر(ص) و پدر و برادرش(ع) را نادیده بگیریم .
❤️الف ) چهار اصل مهم ، در سیر آموزه های آنها هویداست :
💐1- #اخلاق ، هدف غایی دعوت و عمل پیامبر و ائمه قبلی است .
( بعثت لاتمم مکارم الاخلاق – مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١ )
💐2- #هدف غایی زندگی ، سیر بسوی مقصود الهی و کمال معنوی انسانی است .
(يا ايتها النفس المطمئنة رجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي – فجر آیات 26 تا 30 )
💐3- زندگی ، بطور مطلق ، ارزش زیستن ندارد ، مگر با تحقق شرایط ایمانی اخلاقی آن .
( قل متاع الدنيا قليل و الآخرة خير لمن اتقي و لا تظلمون فتيلا – نسا 77 )
💐4- #حکومت ، حق مشروع مردم است .
( لیقوم الناس بالقسط – سوره حدید آیه 25 )
در توضیح موارد فوق در زندگی امام(ع) ، باید زوایدی که نه تنها بدرد شفاف کردن آن نمی خورد ، که در خرافه سازی عقاید و یا بی اثر کردن آنها ، نقش بسزایی دارد ، را دور ریخت .
بطور مثال اینکه به پاره ای عقاید در مورد امام بچسبیم ( چه درست باشند و چه قابل نقد ) مانند داشتن علم لدنی ایشان و یا پیشگوییها برای ایشان ، هدف و روش او را در هر مرحله ، بشدت تخدیر کرده و چیز معقولی برای الگو گیری آیندگان باقی نمی گذارد ؛ چرا که امام خود را الگوی دیگران معرفی کرده است . ( لكم فِيَّ اسوة - تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 )
تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/667
قرنهاست که سرگذشت راهبران دینی ، از پیامبر(ص) گرفته تا ایمه(ع) و دیگر عالمان ، در صدها کتاب ولی مضامین تکراری و بیشتر با نگاه های#قدسی و #فوق انسانی و ماورایی نوشته شده است .
شاید در گذشته این نوع نگاه ، پذیرفته و حتی قابل افتخار بود ، اما #نسل امروز ، یاد گرفته که #هویت واقعیش در نشخوار گذشته نیست ، بلکه در #اندیشیدن و #پرسش و #نقد است که می تواند ادعای زیستن انسانی کند .
بنابراین اگر میخواهیم از داشته های گذشته سخن بگوییم باید بدانیم که نسل امروز سخنان تازه می خواهد .
و این نه به معنای آنست که همان مضامین گذشته را در قالبهای جدید بیان کنیم ، که قطعا سازگاری لازم را نخواهد یافت و خیلی زود با قالبهایش دور ریخته خواهد شد .
و نه به معنای آنست که حرف های امروزی را به گذشته تحمیل کنیم و بخواهیم از آنها ، تئوریهای امروزی را اثبات نماییم ، که این نیز با توجه به تغییرات مدام ارزشها و نظریه های امروزی ، باعث انزوا و ناکار آمدی آن مضامین گذشته خواهد شد .
مثل آنکه بخواهیم ، دموکراسی را از لابلای آیات و روایات عصر نزول در آوریم و بقول معروف ، آنها را مصادره بمطلوب کنیم و دیر نیست که شاید این طرح حکومتی به طرحی نو و متفاوت ، تغییر شکل و یا حتی ماهیت بدهد و آنگاهست که همان آیات و روایات به جمود و انزوا خواهند رفت .
بنابراین بیشتر باید به لوازم فهم متون از قبیل ادبیات عصر گوینده و خواننده ، پیش فرضهای خواننده ، شرایط اجتماعی و اقتضائات زمان و زمینه گوینده و .. توجه لازم بشود و به اصل پیام آن متون رسید تا به پوسته و ظواهر آنها که از همان اقتضائات زمان و زمینه است چسبید .
یکی از وقایع تاریخی بسیار تاثیرگذار در سرنوشت تاریخی ما ، نهضت امام حسین(ع) بوده که صدها سال بر تعبد و تشرع و ماورایی آن تکیه شده و عمدتا #پیام قابل توجهی برای #الگو گیری از آن ، یا گرفته نشده و یا به فراموشی سپرده شده است .
در این مجال مختصر ، نگاهی دوباره و متفاوت به نهضت امام شده و سعی می شود دور از تعصبات دینی و یا تعبدات شرعی و یا تسامحات مدرن ، به پیامهای مهم آن پرداخته شود :
وقتی از امام حسین(ع) سخن می کنیم ، نمی توانیم تاثیر آموزشهای پیامبر(ص) و پدر و برادرش(ع) را نادیده بگیریم .
❤️الف ) چهار اصل مهم ، در سیر آموزه های آنها هویداست :
💐1- #اخلاق ، هدف غایی دعوت و عمل پیامبر و ائمه قبلی است .
( بعثت لاتمم مکارم الاخلاق – مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١ )
💐2- #هدف غایی زندگی ، سیر بسوی مقصود الهی و کمال معنوی انسانی است .
(يا ايتها النفس المطمئنة رجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي – فجر آیات 26 تا 30 )
💐3- زندگی ، بطور مطلق ، ارزش زیستن ندارد ، مگر با تحقق شرایط ایمانی اخلاقی آن .
( قل متاع الدنيا قليل و الآخرة خير لمن اتقي و لا تظلمون فتيلا – نسا 77 )
💐4- #حکومت ، حق مشروع مردم است .
( لیقوم الناس بالقسط – سوره حدید آیه 25 )
در توضیح موارد فوق در زندگی امام(ع) ، باید زوایدی که نه تنها بدرد شفاف کردن آن نمی خورد ، که در خرافه سازی عقاید و یا بی اثر کردن آنها ، نقش بسزایی دارد ، را دور ریخت .
بطور مثال اینکه به پاره ای عقاید در مورد امام بچسبیم ( چه درست باشند و چه قابل نقد ) مانند داشتن علم لدنی ایشان و یا پیشگوییها برای ایشان ، هدف و روش او را در هر مرحله ، بشدت تخدیر کرده و چیز معقولی برای الگو گیری آیندگان باقی نمی گذارد ؛ چرا که امام خود را الگوی دیگران معرفی کرده است . ( لكم فِيَّ اسوة - تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 )
تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/667
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
هدف امام حسین(ع) در نهضت خود - 2
❤️ب ) و اما بررسی اجمالی نهضت امام(ع) :
💐• #هدف امام : اصلاح جامعه از رذایل اخلاقی و حکومت از بدعتها و بی عدالتیها
( انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) - مقتل خوارزمى ، ج1، ص188 )
💐• #ابزار امام : امر به معروف و نهی از منکر
( اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر - مقتل خوارزمى ، ج1، ص188 )
❤️ج) روشهای امر به معروف و نهی از منکر : آنچه که در اعتقاد و سیره پیامبر(ص) و امامان قبلی و سیره امام(ع) دیده می شود ، روشهای امر به معروف و نهی از منکر را در سه مرحله زیر نشان می دهد :
🍁1- آگاهی بخشی فردی و اجتماعی از فضایل و اخلاقیات و رفتارهای مقابل آن بعنوان رذایل اخلاقی
( هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة – جمعه 2 )
🍁2- آگاهی بخشی از تخلفات حکومت و عالمان وابسته به آن
( من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله – پیامبر(ص) ، الفتوح ، ج 5 ، ص 91 )
🍁3- و در آخرین مرحله امر به معروف و نهی از منکر ، استفاده از ابزار حکومت ، که اختصاص به شرایط ویژه ( درخواست و حمایت عمومی مردم ) دارد .
( لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَلاَّ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )
❤️د) هزینه های اقدام برای رسیدن به هدف فوق الذکر :
💐• گذشتن از آسایش و زندگی عادی و پذیرش فشارها و محرومیتهای حکومت
💐• از جان خود گذشتن
که #هزینه دوم نیز با توجه به ارزش حیات انسانی و اهمیت هدف اصلاحات ، به #دو مرحله تقسیم می شود :
🍁• در صورت مواجهه با حکومت و فراهم بودن شرایطی که بتوان از هجوم آن نجات پیدا کرد و به آگاهی بخشی و تداوم مسیر بسوی هدف ادامه داد ، اقدام برای زنده ماندن عزت مندانه
(کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم - الطبری ج 5 ص 411 )
🍁• و در صورت مواجه شدن با پذیرش ذلت و بردگی و بندگی ذلیلانه چند صباح عمر ، جان را بر سر هدف گذاشتن و با شهادت ، اخلاق و انسانیت و آزادگی را جاودانه کردن .
( اَلا و انّ .... قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة. - مقتل خوارزمي، ج 2، ص 7 )
❤️ن) و در یک کلام :
💐1- امام حسین(ع) ، نه از روی هوای نفس و یا قدرت طلبی ، که در راستای هدف رسالت پیامبر(ص) و سیره پدر و برادرش ، اقدام به نهضتی اصلاح طلبانه نمودند .
💐2- بر اساس موازین و روشهای منطقی ، ابزارهای لازم برای آگاهی بخشی مردمی را ، با پذیرش همه گونه هزینه های مادی و جانی آن ، بکار گرفتند .
💐3- در طی این راه پر خطر ، وقتی با اقبال عمومی و درخواست آنها برای حمایت از هدف خود مواجه شد ، حجت را بر خود تمام شده دید و تصمیم به استفاده از آخرین و عالی ترین ترین ابزار رسیدن به هدف خود گرفت ، که ورود به مرحله فراهم كردن شرايط لازم براي تشکیل حکومت عدل بود . ( توجه شود که حتی اگر قصد اولیه برخورد با حکومت را نداشتند ، ولی تشکیل یک اپوزیسیون در میان جامعه خلافت ، به معنای مخالفت با حکومت تلقی شده و از طرف حکومت اقدام به سرکوب می شد که نتیجه اش همان تقابل با حکومت و در صورت پیروزی ، تشکیل حکومت بود . )
💐4- و لیکن در هنگامی که از امکان برخورداری از پشتیبانی مردم نا امید شدند ، از عملیاتی کردن این مرحله منصرف شده و همه تلاش خود را برای نجات جان خود و همراهان بکار گرفته تا ضمن حصول این نتیجه ارزشمند، بتوانند به هدف خود نیز ادامه بدهند .
💐5- در ادامه تلاشهای خود ، وقتی که از نجات خود و همراهان نا امید گشتند و خود را در محاصره نظامی دشمن دیدند و سر دو راهی پذیرش ذلت و ادامه دادن عمر چند صباحی دیگر ولی تحت شدیدترین تعرضات امنیتی ، و یا جنگیدن تا شهادت قرار گرفتند ، راه دوم را برگزیدند و آزادگی و اخلاق و کرامت انسانی را بعنوان پیام جاودانه نهضت خود به تاریخ سپردند . ( لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا – امام علی(ع) نامه 31 وصيت به فرزندان )
تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/666
❤️ب ) و اما بررسی اجمالی نهضت امام(ع) :
💐• #هدف امام : اصلاح جامعه از رذایل اخلاقی و حکومت از بدعتها و بی عدالتیها
( انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) - مقتل خوارزمى ، ج1، ص188 )
💐• #ابزار امام : امر به معروف و نهی از منکر
( اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر - مقتل خوارزمى ، ج1، ص188 )
❤️ج) روشهای امر به معروف و نهی از منکر : آنچه که در اعتقاد و سیره پیامبر(ص) و امامان قبلی و سیره امام(ع) دیده می شود ، روشهای امر به معروف و نهی از منکر را در سه مرحله زیر نشان می دهد :
🍁1- آگاهی بخشی فردی و اجتماعی از فضایل و اخلاقیات و رفتارهای مقابل آن بعنوان رذایل اخلاقی
( هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة – جمعه 2 )
🍁2- آگاهی بخشی از تخلفات حکومت و عالمان وابسته به آن
( من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله – پیامبر(ص) ، الفتوح ، ج 5 ، ص 91 )
🍁3- و در آخرین مرحله امر به معروف و نهی از منکر ، استفاده از ابزار حکومت ، که اختصاص به شرایط ویژه ( درخواست و حمایت عمومی مردم ) دارد .
( لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَلاَّ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )
❤️د) هزینه های اقدام برای رسیدن به هدف فوق الذکر :
💐• گذشتن از آسایش و زندگی عادی و پذیرش فشارها و محرومیتهای حکومت
💐• از جان خود گذشتن
که #هزینه دوم نیز با توجه به ارزش حیات انسانی و اهمیت هدف اصلاحات ، به #دو مرحله تقسیم می شود :
🍁• در صورت مواجهه با حکومت و فراهم بودن شرایطی که بتوان از هجوم آن نجات پیدا کرد و به آگاهی بخشی و تداوم مسیر بسوی هدف ادامه داد ، اقدام برای زنده ماندن عزت مندانه
(کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم - الطبری ج 5 ص 411 )
🍁• و در صورت مواجه شدن با پذیرش ذلت و بردگی و بندگی ذلیلانه چند صباح عمر ، جان را بر سر هدف گذاشتن و با شهادت ، اخلاق و انسانیت و آزادگی را جاودانه کردن .
( اَلا و انّ .... قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة. - مقتل خوارزمي، ج 2، ص 7 )
❤️ن) و در یک کلام :
💐1- امام حسین(ع) ، نه از روی هوای نفس و یا قدرت طلبی ، که در راستای هدف رسالت پیامبر(ص) و سیره پدر و برادرش ، اقدام به نهضتی اصلاح طلبانه نمودند .
💐2- بر اساس موازین و روشهای منطقی ، ابزارهای لازم برای آگاهی بخشی مردمی را ، با پذیرش همه گونه هزینه های مادی و جانی آن ، بکار گرفتند .
💐3- در طی این راه پر خطر ، وقتی با اقبال عمومی و درخواست آنها برای حمایت از هدف خود مواجه شد ، حجت را بر خود تمام شده دید و تصمیم به استفاده از آخرین و عالی ترین ترین ابزار رسیدن به هدف خود گرفت ، که ورود به مرحله فراهم كردن شرايط لازم براي تشکیل حکومت عدل بود . ( توجه شود که حتی اگر قصد اولیه برخورد با حکومت را نداشتند ، ولی تشکیل یک اپوزیسیون در میان جامعه خلافت ، به معنای مخالفت با حکومت تلقی شده و از طرف حکومت اقدام به سرکوب می شد که نتیجه اش همان تقابل با حکومت و در صورت پیروزی ، تشکیل حکومت بود . )
💐4- و لیکن در هنگامی که از امکان برخورداری از پشتیبانی مردم نا امید شدند ، از عملیاتی کردن این مرحله منصرف شده و همه تلاش خود را برای نجات جان خود و همراهان بکار گرفته تا ضمن حصول این نتیجه ارزشمند، بتوانند به هدف خود نیز ادامه بدهند .
💐5- در ادامه تلاشهای خود ، وقتی که از نجات خود و همراهان نا امید گشتند و خود را در محاصره نظامی دشمن دیدند و سر دو راهی پذیرش ذلت و ادامه دادن عمر چند صباحی دیگر ولی تحت شدیدترین تعرضات امنیتی ، و یا جنگیدن تا شهادت قرار گرفتند ، راه دوم را برگزیدند و آزادگی و اخلاق و کرامت انسانی را بعنوان پیام جاودانه نهضت خود به تاریخ سپردند . ( لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا – امام علی(ع) نامه 31 وصيت به فرزندان )
تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/666
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
شفاعت
آیت الله محمد صادقی تهرانی
#شفاعت
#نقد_انحرافاتی که در باب شفاعت و شعائر حسینی موجود است که ریختن قطره ای اشک برای امام حسین را پاک کننده کل گناهان می دانند،
و همچنین انتقاد از #خرافات_فقه_اسلامی
@beshnofekrkon
#نقد_انحرافاتی که در باب شفاعت و شعائر حسینی موجود است که ریختن قطره ای اشک برای امام حسین را پاک کننده کل گناهان می دانند،
و همچنین انتقاد از #خرافات_فقه_اسلامی
@beshnofekrkon
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
مفهوم واقعي شفاعت چيست ؟ - 1
معناي لغوي شفاعت :
كلمهي شفاعت از ريشهي ثلاثي « شفع » ميباشد . شفع در اصل به معناي زوج و جفت آمده است.1
همچنين راغب شفع را در حالت مصدري به معناي «پيوستن و ضميمه شدن چيزي به همانند خود» ميداند . 2
بنابراين شفع و شفاعت ، هر دو مصدرند به معناي منضم چيزي به چيزي ، و شفاعت ،بيشتر در مفهوم پيوستن به ديگري به منظور درخواست ياري ديده ميشود ، و معمولاً انضمام به كسي مورد نظر است كه از نظر حرمت و مقام ، بالاتر از شفاعت شونده است، و شفاعت در قيامت به اين معنا ميباشد 3 .
نگاه قرآن به شفاعت
كلمهي شفاعت و مشتقات آن در حدود سيبار در آيات قرآن ديده ميشود ، ( البته در مواردي هم بدون كاربرد اين ريشه به شفاعت اشاره شده است ) .
اين آيات در چند دسته قابل بررسي است : 4
1ـ آياتي كه به طور مطلق شفاعت را نفي ميكند ، مانند : و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة و لاشفاعة ...(بقره /254) 6
2ـ آياتي كه شفيع را منحصراًخدا معرفي ميكند ، مانند : ما لكم من دونه من ولي و لاشفيع ... (سجده /4)7 قل لله الشفاعه جميعاً ....(زمر 44) 8
3ـ آياتي كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا ميكند، مانند : من ذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255) 9 و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له (سبا/23) 10
4ـ آياتي كه شرايطي را براي شفاعت شونده بيان كرده است ، مانند : و لا يشفعون الالمن ارتضي (انبيا 28) 11
با توجه به آيات فوق موارد زير حائز اهميت و توجه دقيق است :
1- پاداش الهي به بندگان ، داراي درجات متعددي بوده كه بالاترين آن مقام قرب خودش مي باشد .
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا وَ لِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ . ( احقاف/ آيه 19) 12
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي ( فجر / 27 تا 30 ) 13
2- با توجه به رحمت واسعه الهي و لطف خاصي كه به بندگانش دارد ، چشم پوشي از بسيار خطاهاي آنها ، در صورت حق الناس نبودن ، امر مسلمي بوده ( نَبِّیء عِبادِی أنا الغفور الرحیمُ ( حجر / 49 )) 14 و اينجاست كه جهت جبران كمبودها و كسريهاي اعمال آنها ، هم گروه شدن و پيوستن به پيامبر را جهت ورود به مقامات بالاتر را جايز دانسته است . ( شفاعت )
(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً (نسا / 64 )) 15
3- براي چنين پاداش عظيم ، شرط اول ، رضايت خداوند از بنده اش مي باشد . ( لا يشفعون الا لمن ارتضي (انبيا 28) ) 11 و اين نيز به اعمال خود شخص و بازرسي خود خداوند مربوط مي شود . ( و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة ولاشفاعة ...(بقره /254) ) 6
4- پس از آن كه خداوند از بنده اش اعلام رضايت كرد ، به شفيعاني مثل پيامبر(ص) اجازه مي دهد تا او را در گروه خود سازماندهي كرده و همراه خود به محفل انس الهي وارد نمايند و كسي حق شفاعت جداگانه و درخواست از خدا براي اين كار را ندارد . ( منذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255)) 9
نتيجه :
خداوند در قيامت به سبب كارهاي نيك افراد و رحمت واسعه خود ، بسياري از خطاهاي آنها را بخشيده و پس از راضي شدن از آنها ، به پيامبر(ص) اجازه هم گروه كردن آنها را با خود مي دهد .
بنابر اين در بدو امر و بي مقدمه ، هيچ درخواست شفاعتي نه توسط شخص بنده و نه توسط شخص شفيع ، مورد پذيرش خداوند واقع نخواهد شد .
استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لا يهدي القوم الفاسقين ( توبه 79 و 80 ) 16
ادامه دارد :
19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت دوم :
https://telegram.me/beshnofekrkon/553
معناي لغوي شفاعت :
كلمهي شفاعت از ريشهي ثلاثي « شفع » ميباشد . شفع در اصل به معناي زوج و جفت آمده است.1
همچنين راغب شفع را در حالت مصدري به معناي «پيوستن و ضميمه شدن چيزي به همانند خود» ميداند . 2
بنابراين شفع و شفاعت ، هر دو مصدرند به معناي منضم چيزي به چيزي ، و شفاعت ،بيشتر در مفهوم پيوستن به ديگري به منظور درخواست ياري ديده ميشود ، و معمولاً انضمام به كسي مورد نظر است كه از نظر حرمت و مقام ، بالاتر از شفاعت شونده است، و شفاعت در قيامت به اين معنا ميباشد 3 .
نگاه قرآن به شفاعت
كلمهي شفاعت و مشتقات آن در حدود سيبار در آيات قرآن ديده ميشود ، ( البته در مواردي هم بدون كاربرد اين ريشه به شفاعت اشاره شده است ) .
اين آيات در چند دسته قابل بررسي است : 4
1ـ آياتي كه به طور مطلق شفاعت را نفي ميكند ، مانند : و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة و لاشفاعة ...(بقره /254) 6
2ـ آياتي كه شفيع را منحصراًخدا معرفي ميكند ، مانند : ما لكم من دونه من ولي و لاشفيع ... (سجده /4)7 قل لله الشفاعه جميعاً ....(زمر 44) 8
3ـ آياتي كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا ميكند، مانند : من ذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255) 9 و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له (سبا/23) 10
4ـ آياتي كه شرايطي را براي شفاعت شونده بيان كرده است ، مانند : و لا يشفعون الالمن ارتضي (انبيا 28) 11
با توجه به آيات فوق موارد زير حائز اهميت و توجه دقيق است :
1- پاداش الهي به بندگان ، داراي درجات متعددي بوده كه بالاترين آن مقام قرب خودش مي باشد .
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا وَ لِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ . ( احقاف/ آيه 19) 12
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي ( فجر / 27 تا 30 ) 13
2- با توجه به رحمت واسعه الهي و لطف خاصي كه به بندگانش دارد ، چشم پوشي از بسيار خطاهاي آنها ، در صورت حق الناس نبودن ، امر مسلمي بوده ( نَبِّیء عِبادِی أنا الغفور الرحیمُ ( حجر / 49 )) 14 و اينجاست كه جهت جبران كمبودها و كسريهاي اعمال آنها ، هم گروه شدن و پيوستن به پيامبر را جهت ورود به مقامات بالاتر را جايز دانسته است . ( شفاعت )
(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً (نسا / 64 )) 15
3- براي چنين پاداش عظيم ، شرط اول ، رضايت خداوند از بنده اش مي باشد . ( لا يشفعون الا لمن ارتضي (انبيا 28) ) 11 و اين نيز به اعمال خود شخص و بازرسي خود خداوند مربوط مي شود . ( و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة ولاشفاعة ...(بقره /254) ) 6
4- پس از آن كه خداوند از بنده اش اعلام رضايت كرد ، به شفيعاني مثل پيامبر(ص) اجازه مي دهد تا او را در گروه خود سازماندهي كرده و همراه خود به محفل انس الهي وارد نمايند و كسي حق شفاعت جداگانه و درخواست از خدا براي اين كار را ندارد . ( منذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255)) 9
نتيجه :
خداوند در قيامت به سبب كارهاي نيك افراد و رحمت واسعه خود ، بسياري از خطاهاي آنها را بخشيده و پس از راضي شدن از آنها ، به پيامبر(ص) اجازه هم گروه كردن آنها را با خود مي دهد .
بنابر اين در بدو امر و بي مقدمه ، هيچ درخواست شفاعتي نه توسط شخص بنده و نه توسط شخص شفيع ، مورد پذيرش خداوند واقع نخواهد شد .
استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لا يهدي القوم الفاسقين ( توبه 79 و 80 ) 16
ادامه دارد :
19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت دوم :
https://telegram.me/beshnofekrkon/553
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
مفهوم واقعي شفاعت چيست ؟ - 2
و در يك كلام :
و تنها چيزي كه بنده را ( اعم از رسولان و مردمان عادي ) نزد خدا مطمئن مي كند ، اعمال او در دنيا و رحمت واسعه الهي است .
رسول اكرم ( ص) در خطبه ای كه در اواخر عمر شريفشان برای مسلمين ايراد فرمودند ، اين نكته را گوشزد فرمودند كه برای نجات و رستگاری ، دو عامل و دو ركن اساسی وجود دارد : عمل و رحمت .
ايها الناس انه ليس بين الله و بين احد نسب و لا امر يؤتيه به خيرا او يصرف عنه شرا الا العمل ، الا لا يدعين مدع و لا يتمنين متمن.و الذی بعثنی بالحق لا ينجی الا عمل مع رحمة ، و لو عصيت لهويت .اللهم هل بلغت ؟ 17
" ای مردم ! بين خدا و هيچكس رابطه خويشاوندی نيست و هيچ رابطه ديگری هم كه موجب جلب منفعت يا دفع ضرر شود وجود ندارد جز عمل . بنگريد ! هيچكس ادعای گزاف نكند ، هيچكس آرزوی خام در دل نپرورد .
قسم به خدايی كه مرا به راستی برانگيخت چيزی جز عمل توأم با رحمت خدا سبب رستگاری نمیگردد ، من خودم هم اگر گناه میكردم سقوط كرده بودم " . آنگاه فرمود : " خدايا تبليغ كردم ؟
و يا توصيه پيامبر(ص) به دختر عزيزش فاطمه (س) :
«یا فاطمه اعملی بنفسک انی لا أغنی عنک شیئا » .
دخترکم خودت برای خودت عمل کن . من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست . 18
زير نويسها :
1- فراهيدي ،خليل بن احمد، العين، ج 1، ص 260.
2- راغب اصفهاني،مفردات ،ج 2،ص 475.
3- راغب اصفهاني،مفردات ،ج 2،ص 475.
4- با استفاده از : تفسير نمونه ج1ص 226، هزار و يك نكته از قرآن كريم (اكبر دهقان)ص 249.
5- ... و از او شفاعتي پذيرفته نشود .
6- ... روزي بيايد كه در آن نه داد و ستدي باشد و نه دوستي و نه شفاعتي .
7- غير از او هيچ ياور و شفاعت كنندهاى نيست .
8- بگو شفاعت همه اش از آن خداست .
9- كيست آن كه جز به خواست و فرمان او نزد وي شفاعت كند؟
10- و نزد خدا شفاعت سودى ندارد، مگر از كسى كه به وى اجازه آن داده شود .
11- شفاعت نمى كنند مگر كسانى را كه خدا از آنان راضي شود .
12- و براى هر يك از انسانهاى نامبرده درجاتى است از پاداش و كيفر اعمالشان . پروردگارشان خود اعمالشان را به ايشان بر مى گرداند تا ظلمى به ايشان نشود .
13- ای نفس اطمینان یافته و با ایمان ، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد ، و به صف بندگان من وارد شو و به بهشت من در آی .
14- به بندگانم خبر ده که من آمرزنده و مهربانم .
15- ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر براى این که به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ستم مىکردند (و فرمانهاى خدا را زیر پا مىگذاردند)، به نزد تو مىآمدند؛ و از خدا طلب آمرزش مىکردند؛ و پیامبر هم براى آنها استغفار مىکرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان مىیافتند.
16- چه براى آنها استغفار کنى و چه نکنى ، تاثیرى ندارد ، حتى اگر هفتاد بار براى آنها، استغفار کنى خداوند آنها را نمى بخشد ، چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و خداوند قوم فاسق را هدایت نمى کند.
17- شرح ابن ابی الحدید ج2 ص 863
18- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/552
و در يك كلام :
و تنها چيزي كه بنده را ( اعم از رسولان و مردمان عادي ) نزد خدا مطمئن مي كند ، اعمال او در دنيا و رحمت واسعه الهي است .
رسول اكرم ( ص) در خطبه ای كه در اواخر عمر شريفشان برای مسلمين ايراد فرمودند ، اين نكته را گوشزد فرمودند كه برای نجات و رستگاری ، دو عامل و دو ركن اساسی وجود دارد : عمل و رحمت .
ايها الناس انه ليس بين الله و بين احد نسب و لا امر يؤتيه به خيرا او يصرف عنه شرا الا العمل ، الا لا يدعين مدع و لا يتمنين متمن.و الذی بعثنی بالحق لا ينجی الا عمل مع رحمة ، و لو عصيت لهويت .اللهم هل بلغت ؟ 17
" ای مردم ! بين خدا و هيچكس رابطه خويشاوندی نيست و هيچ رابطه ديگری هم كه موجب جلب منفعت يا دفع ضرر شود وجود ندارد جز عمل . بنگريد ! هيچكس ادعای گزاف نكند ، هيچكس آرزوی خام در دل نپرورد .
قسم به خدايی كه مرا به راستی برانگيخت چيزی جز عمل توأم با رحمت خدا سبب رستگاری نمیگردد ، من خودم هم اگر گناه میكردم سقوط كرده بودم " . آنگاه فرمود : " خدايا تبليغ كردم ؟
و يا توصيه پيامبر(ص) به دختر عزيزش فاطمه (س) :
«یا فاطمه اعملی بنفسک انی لا أغنی عنک شیئا » .
دخترکم خودت برای خودت عمل کن . من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست . 18
زير نويسها :
1- فراهيدي ،خليل بن احمد، العين، ج 1، ص 260.
2- راغب اصفهاني،مفردات ،ج 2،ص 475.
3- راغب اصفهاني،مفردات ،ج 2،ص 475.
4- با استفاده از : تفسير نمونه ج1ص 226، هزار و يك نكته از قرآن كريم (اكبر دهقان)ص 249.
5- ... و از او شفاعتي پذيرفته نشود .
6- ... روزي بيايد كه در آن نه داد و ستدي باشد و نه دوستي و نه شفاعتي .
7- غير از او هيچ ياور و شفاعت كنندهاى نيست .
8- بگو شفاعت همه اش از آن خداست .
9- كيست آن كه جز به خواست و فرمان او نزد وي شفاعت كند؟
10- و نزد خدا شفاعت سودى ندارد، مگر از كسى كه به وى اجازه آن داده شود .
11- شفاعت نمى كنند مگر كسانى را كه خدا از آنان راضي شود .
12- و براى هر يك از انسانهاى نامبرده درجاتى است از پاداش و كيفر اعمالشان . پروردگارشان خود اعمالشان را به ايشان بر مى گرداند تا ظلمى به ايشان نشود .
13- ای نفس اطمینان یافته و با ایمان ، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد ، و به صف بندگان من وارد شو و به بهشت من در آی .
14- به بندگانم خبر ده که من آمرزنده و مهربانم .
15- ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر براى این که به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ستم مىکردند (و فرمانهاى خدا را زیر پا مىگذاردند)، به نزد تو مىآمدند؛ و از خدا طلب آمرزش مىکردند؛ و پیامبر هم براى آنها استغفار مىکرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان مىیافتند.
16- چه براى آنها استغفار کنى و چه نکنى ، تاثیرى ندارد ، حتى اگر هفتاد بار براى آنها، استغفار کنى خداوند آنها را نمى بخشد ، چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و خداوند قوم فاسق را هدایت نمى کند.
17- شرح ابن ابی الحدید ج2 ص 863
18- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/552
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
مقدمه :
یکی از معضلات تاریخی که گریبانگیر واقعه کربلا شده هدف هایی است که توسط دشمنان و یا صحیح تر بگوئیم توسط شیعیان جاهل و یا غالی ، برای آن ساخته و پرداخته شده است .
خوشبختانه ، برای رفع معضل فوق ، دو معیار کاملا صریح و مشخص توسط شخص امام(ع) در اختیار ما قرار داده شده و همین است که او را چراغ راه هدایت می نمایاند .
آنجا که می فرماید :
ان الحسین مصباح الهدی 1
الف ) دو معیار امام(ع) :
1- بیان صریح هدف نهضت توسط شخص ایشان
2- اعلام قابلیت الگوگیری از ایشان توسط دیگران
1- هدف اعلام شده توسط امام : اصلاح جامعه از فساد و بدعتهای موجود
" ... هذا ما اوصى به الحسين بن على الى اخيه محمد بن الحنفية ، ... و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابىطالب .. . " 2
" .. ، اين وصيت حسين به برادرش محمد حنفيه است ؛ .. . حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم .... "
2- الگو بودن حضرت امام(ع) برای آیندگان :
لكم فِيَّ اسوة 3
زندگي من الگويي براي شماست ( آنچه در من مي جوئيد جهت الگو گرفتن باشد .)
براي آنكه بتوان چيزي را نمونه قرار داد لازم است سه شرط داشته باشد :
1- قابل تكرار باشد .
2- عمومي باشد .
3- تكرار آن مورد نياز باشد .
ب) اهداف پرتكرار در زبان مناديان كربلا جهت حركت امام(ع)
1- قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت باشد !
2- يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده .
3- به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .
ج ) بررسي درستي اهداف فوق الذكر
با نگاهي اجمالي به اهداف فوق ، ديده مي شود كه رابطه واضح و قابل تاييدي با هدف بيان شده امام(ع) ندارند ، لذا همانطور كه در مقدمه بيان شد ، براي صحت سنجي آنها ، از دو معيار مذكور در بند الف كمك گرفته شده و نهايتا هر سه هدف مورد خدشه و رد خواهد شد .
البته لازم به ذكر است كه هر سه هدف ، هم از نظر سندهاي روايي و هم وجود نقض هاي صريح تاريخي كه در مسير حركت امام بوقوع پيوسته مخدوش و مردود بوده اند و ليكن در اين بحث مختصر ، از نگاه معيار الگوپذيري اهداف فوق الذكر مورد مناقشه قرار گرفته و مردود مي شوند .
1- هدف اول : امام(ع) ، قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت باشد !
امام رضا ـ ع ـ فرمودند: « ای پسر شبیب اگر گریه می کنی برای چیزی، پس برای حسین بن علی ـ ع ـ گریه کن که او را مانند گوسفند ذبح کردند .... . ای پسر شبیب اگر گریه کنی بر حسین ـ ع ـ تا آب دیده بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را بیامرزد، خواه اندک باشد، خواه بسیار..» 4
اولا ، اين هدف با هدف اعلام شده امام(ع) كه براي اصلاح مفاسد امت ( عمومي و خصوصي ) حركت كرده است نه تنها سنخيتي ندارد بلكه تلويحا در تضاد با آنست ، چرا كه شخص مي تواند هر فسادي را مرتكب شده ولي بدليل شفاعت امام(ع) ، چند قطره اشك هزينه كند و مطمئن گردد كه بخشيده مي شود .
ثانيا ،با توجه به معيار لزوم الگوپذيري آن ، به هيچ وجه نه قابل تكرار بوده و نه عمومي است و نه مورد نياز ، چرا كه :
قرار است امام(ع) با شفيع شدن خود ، دستگاه جديدي ( غير از روش اعلام شده در قرآن كريم كه توبه و اصلاح و جبران است )، در بخشش گناهان امت بوجود بياورند و قطعا نه تنها قابل تكرار براي ديگران نيست كه اگر تكرار پذير باشد ، نقض غرض شده و امام(ع) را از ارزش و اعتباري كه اين هدف قرار است براي ايشان ايجاد كند ساقط مي نمايد .
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2
https://telegram.me/beshnofekrkon/604
مقدمه :
یکی از معضلات تاریخی که گریبانگیر واقعه کربلا شده هدف هایی است که توسط دشمنان و یا صحیح تر بگوئیم توسط شیعیان جاهل و یا غالی ، برای آن ساخته و پرداخته شده است .
خوشبختانه ، برای رفع معضل فوق ، دو معیار کاملا صریح و مشخص توسط شخص امام(ع) در اختیار ما قرار داده شده و همین است که او را چراغ راه هدایت می نمایاند .
آنجا که می فرماید :
ان الحسین مصباح الهدی 1
الف ) دو معیار امام(ع) :
1- بیان صریح هدف نهضت توسط شخص ایشان
2- اعلام قابلیت الگوگیری از ایشان توسط دیگران
1- هدف اعلام شده توسط امام : اصلاح جامعه از فساد و بدعتهای موجود
" ... هذا ما اوصى به الحسين بن على الى اخيه محمد بن الحنفية ، ... و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابىطالب .. . " 2
" .. ، اين وصيت حسين به برادرش محمد حنفيه است ؛ .. . حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم .... "
2- الگو بودن حضرت امام(ع) برای آیندگان :
لكم فِيَّ اسوة 3
زندگي من الگويي براي شماست ( آنچه در من مي جوئيد جهت الگو گرفتن باشد .)
براي آنكه بتوان چيزي را نمونه قرار داد لازم است سه شرط داشته باشد :
1- قابل تكرار باشد .
2- عمومي باشد .
3- تكرار آن مورد نياز باشد .
ب) اهداف پرتكرار در زبان مناديان كربلا جهت حركت امام(ع)
1- قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت باشد !
2- يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده .
3- به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .
ج ) بررسي درستي اهداف فوق الذكر
با نگاهي اجمالي به اهداف فوق ، ديده مي شود كه رابطه واضح و قابل تاييدي با هدف بيان شده امام(ع) ندارند ، لذا همانطور كه در مقدمه بيان شد ، براي صحت سنجي آنها ، از دو معيار مذكور در بند الف كمك گرفته شده و نهايتا هر سه هدف مورد خدشه و رد خواهد شد .
البته لازم به ذكر است كه هر سه هدف ، هم از نظر سندهاي روايي و هم وجود نقض هاي صريح تاريخي كه در مسير حركت امام بوقوع پيوسته مخدوش و مردود بوده اند و ليكن در اين بحث مختصر ، از نگاه معيار الگوپذيري اهداف فوق الذكر مورد مناقشه قرار گرفته و مردود مي شوند .
1- هدف اول : امام(ع) ، قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت باشد !
امام رضا ـ ع ـ فرمودند: « ای پسر شبیب اگر گریه می کنی برای چیزی، پس برای حسین بن علی ـ ع ـ گریه کن که او را مانند گوسفند ذبح کردند .... . ای پسر شبیب اگر گریه کنی بر حسین ـ ع ـ تا آب دیده بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را بیامرزد، خواه اندک باشد، خواه بسیار..» 4
اولا ، اين هدف با هدف اعلام شده امام(ع) كه براي اصلاح مفاسد امت ( عمومي و خصوصي ) حركت كرده است نه تنها سنخيتي ندارد بلكه تلويحا در تضاد با آنست ، چرا كه شخص مي تواند هر فسادي را مرتكب شده ولي بدليل شفاعت امام(ع) ، چند قطره اشك هزينه كند و مطمئن گردد كه بخشيده مي شود .
ثانيا ،با توجه به معيار لزوم الگوپذيري آن ، به هيچ وجه نه قابل تكرار بوده و نه عمومي است و نه مورد نياز ، چرا كه :
قرار است امام(ع) با شفيع شدن خود ، دستگاه جديدي ( غير از روش اعلام شده در قرآن كريم كه توبه و اصلاح و جبران است )، در بخشش گناهان امت بوجود بياورند و قطعا نه تنها قابل تكرار براي ديگران نيست كه اگر تكرار پذير باشد ، نقض غرض شده و امام(ع) را از ارزش و اعتباري كه اين هدف قرار است براي ايشان ايجاد كند ساقط مي نمايد .
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2
https://telegram.me/beshnofekrkon/604
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2
2- هدف دوم : امام(ع) ، يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده
در حديث ملقب به " حديث لوح " مي خوانيم :
"... وقتي امام حسن(ع) فوت كردن پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است : تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و ... " 5
و يا حديث " قد شائ " داريم :
امام(ع) به محمد حنفيه فرمود : بعد از رفتن تو ، رسول خدا (ص) پیش من آمده و فرمودند: اى حسين ! خارج شو ! که همانا خداوند مىخواهد تو را كشته ببيند. . ( و همچنين ) خداوند مىخواهد آنان ( خانواده ات ) را نیز در كسوت اسارت ببيند. 6
اولا ، اين هدف نيز با هدف اعلام شده امام(ع) هيچ تطابقي و يا حتي تناسبي ندارد .
ثانيا ، بر اساس معيار دوم كه لزوم الگوپذيري آن بود ، هيچ كدام از شروط آن را ندارد چرا كه :
• دستور خدا جهت به كشتن دادن خود ، نه تنها براي كس ديگري تكرار نشده كه طبق آيه " و لا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة و أحسنوا إن الله يحب المحسنين 7 " هر شخص موظف به حفظ جان خود مي باشد .
• ضمنا در حديث فوق هيچ دليلي براي اينكه امام(ع) خود را به كشتن بدهد ، جز تبعيت از دستور خدا اعلام نشده كه بتوانيم قابليت عمومي بودن و يا ضرورت نيازش را مورد بررسي قرار دهيم .
3- هدف سوم : امام به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .
امام(ع) شب قبل از ترك مدينه پيامبر(ص) را در خواب ديد كه به او فرمود :
" .. حسين من! گويا مي بينم در نزديكي به زمين كربلا به خون خويش خواهي غلطيد، جمعي تو را مي كشند در حال تشنگي، ..... اي حسين عزيزم! پدر و مادر و برادرت نزد من آمده اند و همه مشتاق ديدار تو هستند. بدان كه در بهشت درجاتي را براي تو زينت داده اند كه جز از راه شهادت بدان نائل نمي شوي. " 8
اين هدف نيز ، نه تنها با هدف اعلام شده امام(ع) منافات دارد بلكه قابليتها و شروط الگوپذيري را نيز ندارد چرا كه :
اولا ، اين مورد ، فقط پيشگويي پيامبر(ص) براي امام است و قرار نيست براي كس ديگري تكرار شود و جالب اينجاست كه معلوم نيست تكليف اصحاب امام(ع) نيز كه به شهادت رسيده اند چه مي شود .
ثانيا ، خداوند درآيه " و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 9 " جهت رسيدن بندگانش به درجات بالاي بهشت و فوز عظيم ، شرط ايمان و عمل صالح را بيان كرده است و بنابراين لزومي به پيروي از امام(ع) مبني بر خود را به كشتن دادن نيست .
و در يك كلام :
هر سه هدف فوق الذكر ، كه تقريبا از 400 سال پيش به اين طرف در كتب :
روضه الشهدا ي كاشفي ( متوفي 910 هق) ،
منتخب طریحی یا کتاب الفخری ( متوفي 1085 هق) ،
تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء اثر ملا رضی قزوینی ( زنده در 1134 هق )
و اسرار الشهاده از فاضل دربندی ( متوفي 1286 هق )بصورت پرتكرار ذكر شده است ،
نه تنها با هدف مورد بيان حضرت امام حسين(ع) تناسبي نداشته ، بلكه به صراحت مقصود ايشان را از مبارزه با فساد و اصلاح جامعه ، بلاموضوع كرده و هيچگونه دليلي براي الگو گرفتن از ايشان براي دوستدارانش باقي نمي گذارد .
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3
زیرنویسها :
https://telegram.me/beshnofekrkon/605
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
2- هدف دوم : امام(ع) ، يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده
در حديث ملقب به " حديث لوح " مي خوانيم :
"... وقتي امام حسن(ع) فوت كردن پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است : تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و ... " 5
و يا حديث " قد شائ " داريم :
امام(ع) به محمد حنفيه فرمود : بعد از رفتن تو ، رسول خدا (ص) پیش من آمده و فرمودند: اى حسين ! خارج شو ! که همانا خداوند مىخواهد تو را كشته ببيند. . ( و همچنين ) خداوند مىخواهد آنان ( خانواده ات ) را نیز در كسوت اسارت ببيند. 6
اولا ، اين هدف نيز با هدف اعلام شده امام(ع) هيچ تطابقي و يا حتي تناسبي ندارد .
ثانيا ، بر اساس معيار دوم كه لزوم الگوپذيري آن بود ، هيچ كدام از شروط آن را ندارد چرا كه :
• دستور خدا جهت به كشتن دادن خود ، نه تنها براي كس ديگري تكرار نشده كه طبق آيه " و لا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة و أحسنوا إن الله يحب المحسنين 7 " هر شخص موظف به حفظ جان خود مي باشد .
• ضمنا در حديث فوق هيچ دليلي براي اينكه امام(ع) خود را به كشتن بدهد ، جز تبعيت از دستور خدا اعلام نشده كه بتوانيم قابليت عمومي بودن و يا ضرورت نيازش را مورد بررسي قرار دهيم .
3- هدف سوم : امام به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .
امام(ع) شب قبل از ترك مدينه پيامبر(ص) را در خواب ديد كه به او فرمود :
" .. حسين من! گويا مي بينم در نزديكي به زمين كربلا به خون خويش خواهي غلطيد، جمعي تو را مي كشند در حال تشنگي، ..... اي حسين عزيزم! پدر و مادر و برادرت نزد من آمده اند و همه مشتاق ديدار تو هستند. بدان كه در بهشت درجاتي را براي تو زينت داده اند كه جز از راه شهادت بدان نائل نمي شوي. " 8
اين هدف نيز ، نه تنها با هدف اعلام شده امام(ع) منافات دارد بلكه قابليتها و شروط الگوپذيري را نيز ندارد چرا كه :
اولا ، اين مورد ، فقط پيشگويي پيامبر(ص) براي امام است و قرار نيست براي كس ديگري تكرار شود و جالب اينجاست كه معلوم نيست تكليف اصحاب امام(ع) نيز كه به شهادت رسيده اند چه مي شود .
ثانيا ، خداوند درآيه " و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 9 " جهت رسيدن بندگانش به درجات بالاي بهشت و فوز عظيم ، شرط ايمان و عمل صالح را بيان كرده است و بنابراين لزومي به پيروي از امام(ع) مبني بر خود را به كشتن دادن نيست .
و در يك كلام :
هر سه هدف فوق الذكر ، كه تقريبا از 400 سال پيش به اين طرف در كتب :
روضه الشهدا ي كاشفي ( متوفي 910 هق) ،
منتخب طریحی یا کتاب الفخری ( متوفي 1085 هق) ،
تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء اثر ملا رضی قزوینی ( زنده در 1134 هق )
و اسرار الشهاده از فاضل دربندی ( متوفي 1286 هق )بصورت پرتكرار ذكر شده است ،
نه تنها با هدف مورد بيان حضرت امام حسين(ع) تناسبي نداشته ، بلكه به صراحت مقصود ايشان را از مبارزه با فساد و اصلاح جامعه ، بلاموضوع كرده و هيچگونه دليلي براي الگو گرفتن از ايشان براي دوستدارانش باقي نمي گذارد .
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3
زیرنویسها :
https://telegram.me/beshnofekrkon/605
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy