باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
غدير - يوسفي غروي.mp4
3.5 MB
آیه الله #یوسفی_غروی محقق و مورخ:

ظاهرا #حجاج در حجه الوداع 100000 بوده اند

تعداد در #غدیرخم بین 5000 تا 10000 بوده

#غدیر بین مکه و مدینه بوده که محل #تقاطع مناطق مسلمان نشین نبوده

@beshnofekrkon
Audio
#سوال و #جواب از استاد خانم دکتر #وسمقی

#موضوع : #زمامداری پیامبر و #جانشینی ایشان

#مفهوم 《 من کنت مولاه فهذا علی مولاه 》

#چکیده پاسخ استاد :

#زمامداری ، جزء رسالت پیامبر نبوده و ایشان تنها به #ابلاغ وحی موظف و انتخاب شده بودند ،
لذا انتخاب #جانشین برای این امر معنا ندارد .

#سخن پیامبر در غدیر خم ، در ارتباط با #اختلافی است که بین #علی(ع) و #همراهانش در برگشت از #ماموریت یمن بوجود آمده بود ، نه #جانشینی خود .

https://t.me/joinchat/BBWn_ljO2yJ5VrF5uniisQ
☄ @beshnofekrkon
👍1
❓ #چگونه می‌توان در زندگی به #آرامش رسید؟

1⃣ به نظر من مهمترین چیزی که به ما انسان‌ها آرامش می‌دهد، این است که مشغول به #کاری شویم که برای آن کار #ساخته شده‌ایم.

در هستی یک #رسالت یا ماموریت بر دوش هر شخص نهاده شده است که اگر این ماموریت انجام شود، مهمترین عامل آرامش در او ایجاد گردیده است، ولو این شخص از بسیاری از امتیازات مثل #ثروت و قدرت و جاه و #مقام و حیثیت اجتماعی محروم شود.

بنابراين مهمترین مساله این است که #رسالت خود را کشف کنیم.

مثلا اگر من به #نقاشی علاقه‌مندم، به هیچ عنوان نقاشی را به سبب #درآمد رشته مهندسی مکانیک کنار نگذارم.

2⃣ نکته دوم به نظر من کشف #سنخ_روانیِ خود است.

یعنی باید مشخص کنیم که #تیپ روانی ما چيست؟
#درون‌گرا هستیم یا #برونگرا، #احساسی هستيم یا #متفکر، #حسی هستیم یا #شهودی، #قضاوتگر هستيم یا #دريافتگر، #کنش‌گر هستيم یا #کنش‌پذير؟

مثلا اگر من درون‌گرا باشم یک نوع طرز زندگی به من آرامش می‌دهد، ولی اگر برون‌گرا باشم طرز زندگی ديگری به من آرامش می‌دهد. (کتاب #هنر_شناخت_مردم از انتشارات هرمس بهترین کتاب در این زمینه است که می‌توانید برای کشف سنخ روانی‌تان بدان رجوع کنید.)

3⃣ نکته سوم چیزی‌ست که من از آن به " #حکمت_به_من_چه؟" تعبیر می‌کنم.

یعنی در زندگی به #مسائلی بپردازيد که #قبل از اینکه این مساله راه‌حل پیدا کند و #بعد از اینکه راه‌حل پیدا کرد، در زندگی‌تان #تفاوتی ایجاد شود.

مثلا اگر شما بفهمید که در #کهکشانی که ۳۰۰ میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد اکسیژن هست یا نه، آیا #ارتباطتان با همسرتان عوض می‌شود؟
آیا #رابطه‌تان با دوستان و همکارانتان تغییری می‌کند؟

اصلا و ابدا. #اکثر چیزهایی که ما یاد می‌گیریم، علم لاينفع است.

4⃣ نکته چهارم این است که #ادیان و مذاهب که بیشترین #وعده این نوع زندگی‌ها را داشته‌اند، هیچکدام به طور مطلق و بدون قید و شرط به وعده‌ی خودشان #وفا نکرده‌اند.
البته این بدان معنی نیست که هیچ چیز ارزشمندی در ادیان وجود ندارد، اما هیچکدام از ادیان #حق_مجسّم هم نیستند.

ما باید #حد_وسط را در مواجهه با کتب مقدس رعایت کنیم.

این #حد_وسط لازمه‌اش سه چیز است:

🥇نخست اینکه هر چه در #متن مقدس است را #حق ندانیم و در مقابل، هر چه در متن مقدس است را نیز #باطل ندانیم.

🥈هیچ متن مقدسی را #بی_نيازکننده از سایر متون مقدس ندانيم.

🥉سوم اینکه چه چیزی را از متن مقدس #کنار بگذاریم و چه چیزی را #برگزینیم.

5⃣ نکته‌ی آخر این است که به #عمل کار برآید نه به #سخن‌دانی.

ببینید شما اگر تمام کتاب‌های جهان را هم #بخوانید، ولی به آنچه که رسیده‌اید #عمل نکنید، به هیچ #رضایت_باطنی نخواهید رسید.

#استاد_ملکیان
🆔 @MalekianMedia
☄ https://telegram.me/beshnofekrkon
#نظر_طبری در مورد نحوه تاریخ نگاری خود در کتاب طبری

🌈خواننده این کتاب بداند که #استناد ما بدانچه در این کتاب می‌آوریم به روایات و اسنادى است که از دیگران، یکى پس از دیگرى، به ما #رسیده و من نیز خود از آنان روایت می‌کنم و یا سند روایت را به ایشان می‌رسانم، نه آنکه در آوردن مطالب تاریخ ، #استنباط فکرى و #استخراج عقلى شده باشد.

🌈اگر ناظران و #شنوندگان اخبار این کتاب به برخى داستان‌ها و قصه‌ها برخورند که #عقل وجود آنها را انکار کند و شنونده از شنیدن آنها #تنفر حاصل نماید ، نباید به من خرده‌گیرى و #عیب‌جویى کنند؛ زیرا این‌گونه اخبار را دیگران و پیشینیان براى ما #نقل کرده‌اند و ما نیز آنها را چنان‌که شنیده‌ایم در کتاب خود آوردیم . (ترجمه پاینده ج 1 ص 6)

وليعلم الناظر في كتابنا هذا أن اعتمادي في كل ما أحضرت ذكره فيه مما شرطت أني راسمه فيه، إنما هو على ما رويت من الأخبار التي أنا ذاكرها فيه، والآثار التي أنا مسندها إلى رواتها فيه، دون ما أدرك بحجج العقول، واستنبط بفكر النفوس، إلا اليسير القليل منه، إذ كان العلم بما كان من أخبار الماضين، وما هو كائن من أنباء الحادثين، غير واصل إلى من لم يشاهدهم ولم يدرك زمانهم، إلا بأخبار المخبرين، ونقل الناقلين، دون الاستخراج بالعقول، و الاستنباط بفكر النفوس فما يكن في كتابي هذا من خبر ذكرناه عن بعض الماضين مما يستنكره قارئه، أو يستشنعه سامعه، من أجل أنه لم يعرف له وجها في الصحة، ولا معنى في الحقيقة، فليعلم انه لم يؤت في ذلك من قبلنا، وإنما أتى من قبل بعض ناقليه إلينا، و إنا إنما أدينا ذلك على نحو ما أدي إلينا . ( الطبری – ج 1 ص 8 )

🌈معرفی :
اسم : محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب ابو جعفر طبرى؛
تولد : سال 224 هـ.ق در طبرستان - مازندران فعلى
وفات : سال 310 هـ.ق در بغداد
نام اصلی کتاب : تاریخ الامم و الملوک در 11 جلد عربی
ترجمه : ابوالقاسم پاینده ( نجف آبادی ) در 16 جلد

🌈توضیح : لازم است بین " #تاریخ_نگار " و " #دانشمند_تاریخ " تفاوت قایل شد :

#تاریخ_نگار : گزارشات منقول در عصر خود را #جمع آوری کرده که برای اعتبار سنجی آنها نیاز به کار تخصصی دارد که به حوزه #علم_تاریخ مربوط می شود .

#دانشمند_تاریخ : طبق اصول و قواعد علمی خود ، آن گزارشات را بررسی و #صحیح و ناصحیح می کند ( که آنهم نسبی است)
هم چنین #تفسیر آن گزارشات و نسبت سنجی عقلانی آنها با دیگر حوادث مشابه و هم عصر آن را بر عهده دارد .

🔥تذکر : با توجه به مطالب بالا ، صرف #وجود یک گزارش در یک کتاب تاریخی ، دلیل بر #صحت وقوع آن نبوده و لازم است توسط دانشمندان و #متخصصان علم تاریخ بررسی علمی و اعلام نظر شود .

محمد صالحي – 16/8/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دستور پيامبر(ص) به استفاده از عقل و عدل و انصاف در امر قضاوت

در سال دهم هجرت ، معاذ بن جبل - که درمیان اصحاب به فقاهت و آشنایی به احکام قرآن شهره بود 1 از سوی پیامبر ماموریت یافت که برای داوری و قضاوت راهی سرزمین یمن گردد . معاذ در آن وقت 28 ساله بود. 2

رسول خدا پیش از اعزام معاذ، با او به گفتگو پرداخت و از او پرسید:

- مدرک داوری تو در گشودن اختلاف چه خواهد بود؟

- کتاب خدا ، قرآن.

- اگر در آن موضوع ، تصریحی در کتاب خدانباشد، از روی چه قضاوت می کنی؟

- از روی قضاوتهای رسول خدا ، زیرا من تمام داوریهای شما را در موضوعات گوناگون دیده و ثبت خاطر کرده ام، اگر جریانی پیش آید که موضوع آن با یکی از داوریهای شماهمانند باشد، از داوریهای شما استفاده می کنم و بر طبق آن قضاوت می نمایم.

- اگر جریانی پیش آید و در باره آن تصریحی در کتاب خدا و قضاوتی از من نباشد، در این صورت چه می کنی؟

- اجتهاد و کوشش می کنم و بر طبق قاعده و عدل و انصاف داوری می نمایم.

- شکر خدا را که پیامبر خود را موفق نمود که شخصی را برای داوری انتخاب کند که عمل وی مورد رضایت اوست. 3

آنگاه رسول خدا او را با پای پیاده ، درحالی که معاذ بر مرکب سوار بود، بدرقه کرد 4 و توصیه ها و سفارشات مهمی را به او گوشزد فرمود كه از جمله آنها دستور زير بود :

یا معاذ بشّر و لا تنفّر ، یسّر و لا تعسّر 5

اي معاذ : با مردم به كلام بشارت و جذب صحبت كن نه اينكه متنفرشان كني و با آنها آسان بگير و كار را بر آنها سخت نكن .

معاذ بن جبل تا هنگام رحلت رسول خدادر یمن اقامت داشت 6 و به وظایف قضایی وفرهنگی خود عمل کرد و سپس به مدینه بازگشت. 7

پی نوشتها:

1 - ر.ک: تهذیب الکمال، ج 28، ص 109.
2 - ر.ک: اسدالغابه، ج 5، ص 194.
3 - تاریخ مدینه دمشق، ج 58،ص 412.
4 - سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 281.
5- صحیح بخاری ، ج 5/ 204. ( ج 1 ح 2873 )
6- سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 282،
7- معاذ بن جبل تا سال 18 هجری زنده بود و سرانجام در سن 36 سالگی بر اثر طاعون در گذشت.(تاریخ مدینه دمشق، ج 58، ص 391; سفینة البحار، ج 2، ص 288; سیر اعلام النبلاء، ج 3،ص 289)

محمد صالحي 1 / 10/ 94 -

http://Mahsan.parsiblog.com
دستورات پيامبر(ص) در مورد نحوه قضاوت و برخورد با مردم به امام علی(ع)

در سال دهم هجرت ، با وجود حضور معاذ در یمن ، پیامبر(ص) ، علی (ع) را به حکم قضاوت و داوری به آن خطه اعزام کرد .

علی (ع) پیش ازحرکت ، در محضر پیامبر(ص) ، با فروتنی و تواضع چنین گفت :
« من جوانم و در طول عمر داوری نکرده و بر مسند قضا ننشسته ام. »

رسول خدا دست بر سینه او نهاد و در باره او دعا کرد و گفت: «بار الها! قلب علی را هدایت فرما و زبان او را از لغزش مصون بدار. » 1

سپس این توصیه را به قاضی جوان خود فرمود:

« علی! با کسی از در جنگ وارد مشو ،
و کوشش کن در پرتو نیروی منطق و حسن سلوک ، مردم را به راه راست هدایت نمایی ،

بخدا سوگند ، اگر خدا کسی را به وسیله تو به راه راست راهنمایی کند، از آنچه خورشید برآن می تابد، بهتر و نیکوتر است .»

در پایان ، پنج سفارش مهم را به علی (ع) فرمود :

1 - دعا و نیایش را پیشه خود ساز، زیرا دعا غالبا با اجابت همراه است.

2 - در تمام حالات سپاسگزار و شاکر باش ، زیرا شکر موجب فزونی نعمت است.

3 - اگر با کسی و با گروهی پیمان بستی ، آن را محترم بشمار.

4 - از مکر و نیرنگ و فریب دادن مردم بپرهیز ، زیرا حیله بدکاران به خود آنان بازمی گردد.

5- از ظلم به مردم به پرهيز ، كه خدا ياور كسي است كه بر او ظلم روا داشته شود .

رسول خدا همچنین نامه ای را به اهل یمن نوشت و به علی (ع) داد و فرمود: « آن را برملت یمن بخوان.»

نماینده جوان پیامبر، در مدت اقامت خوددر یمن، داوری و قضاوتهای حیرت انگیزی نمود . 2

پی نوشتها:

1 - سنن ابن ماجه محمد بن یزیدقزوینی، ج 1، ص 726.

2- ر.ک: بحار الانوار، ج 21، ص 360.

قال أمير المؤمنين (ع): بعثني رسول الله (ع) إلى اليمن وقال لي: يا علي لا تقاتلن أحدا حتى تدعوه، وأيم الله لان يهدي الله على يديك رجلا خير لك مما طلعت عليه الشمس وغربت، ولك ولاؤه يا علي .

عن الرضا، عن آبائه عليهم السلام أن رسول الله (ص) بعث عليا (ع) إلى اليمن فقال له وهو يوصيه، يا علي اوصيك بالدعاء فإن معه الاجابة وبالشكر فإن معه المزيد وإياك عن أن تخفر عهدا " وتعين عليه، وأنهاك عن المكر فإنه لا يحيق المكر السيئ إلا بأهله، وأنهاك عن البغي فإنه من بغي عليه لينصرنه الله .

محمد صالحي 1 / 10/ 94
- http://Mahsan.parsiblog.com
نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه

مقدمه : با نگاهي اجمالي به آيات قرآن و سيره پيامبر(ص) در نحوه شكل گيري حكومت ايشان پس از هجرت به مدينه ، به خواست خود بخودي عموم مسلمانان منطقه ، و نيز برخورد امام علي(ع) با موضوع حكومت پس از قتل عثمان ، چه سخنان ايشان مبني بر امتناع از پذيرش امر حكومت ، در مواجهه با درخواستهاي مردم ، و چه قبول آن پس از پيگيري و اصرار عمومي آنها و همچنين نحوه انتخاب امام حسن(ع) به حكومت پس از امام علي(ع) ، به نتايج قابل تاملي مي رسيم كه ذيلا به اختصار بيان مي شود : **

1. هر جامعه اي ناچار از تشكيل يك حكومت سياسي جهت مديريت آن جامعه و تعيين راهبردهاي رشد و پيشرفت آن مي باشد :

• امام علي (ع) در جواب خوارج مي فرمايند :

سخن حقّى است كه از آن باطلى اراده شده . آرى ، حكم جز از آن خدا نيست ، ولى اينان مى‌گويند كه امارت و حكومت ويژه خداوند است و بس ، و حال آنكه ، چاره‌اي براي مردم از وجود فرمانروا و امير نيست .

كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَاحُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ 1

• از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:
« امور مردم اصلاح نمي­شود، مگر به واسطه پيشوا و رهبري و جز به وسيلۀ او زمين به سمت آباداني پيش نمي­رود. »

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: لَايَصْلُحُ النَّاسُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ لَاتَصْلُحُ الْأَرْضُ إِلَّا بِذَلِك . 2

2. نوع و شكل حكومت و نحوه تشكيل آن از حقوق مردم مي باشد نه از حقوق خداوند يا پيامبرانش .

• خداوند در قرآن كريم ، پس از بيان علت ارسال پيامبران ، تشكيل حكومت را از حقوق مردم مي شمارد :

" ما رسولان خود را همراه با معارف و ادله روشـن ، فرستادیم ، و بـا ايـشـان كـتـاب ( برای آگاهی بخشی و نهادینه کردن ارزشهای الهی در تفکر و عمل آنها) و مـيـزان ( برای امکان سنجش و مدیریت جامعه ) ، نازل كرديم تا آنها خود به برپایی عدالت قیام کنند " .

" لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط " 3

• امام علي (ع) پس از قتل عثمان ، وقتي مواجه با درخواست هاي مختلف براي پذيرش حكومت مي شوند در يك سخنراني صريح مي فرمايند :

" اى مردم! اين امر (حكومت) ، امر شما است . هيچ كس به جز كسى كه شما او را امير خود گردانيد ، حق امارت بر شما را ندارد .

ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من قبول ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما جز به حكومت من رضايت نداديد ..."

" ايها الناس عن مَلاء و اُذُن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حق الاّ من امرتم و قد افترقنا بالامس على امر و كنت كارهاً لامركم فابيتم الاّ ان اكون عليكم ...؛ " 4

3. تنها توصيه و خواست خداوند از تشكيل حكومت ، اجراي عدالت است :

• خداوند به شما فرمان مى‏دهد که امانتها را به صاحبانش بدهيد!
و هنگامى که ميان مردم حكومت مى‏کنيد ، به عدالت حكومت کنيد! خداوند ، اندرزهاى خوبى به شما مى‏دهد! خداوند، شنوا و بيناست.

ان الله يامرکم ان تؤدوا الامانات الى اهلها و اذا حکمتم بين الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعما يعظکم به ان الله کان سميعا بصيرا 5

• خداوند به عدل و احسان و هم چنين بخشش به نزديکان فرمان مى‏دهد ؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهى مى‏کند؛ خداوند به شما اندرز مى‏دهد، شايد متذکّر شويد!

ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربى و ينهى عن الفحشاء و المنکر و البغي يعظکم لعلکم تذکرون 6

4. روش انتخاب حاكم ، به استفاده از آراي مردم و يا جمع مشورتي مورد تاييد مردم است :

خداوند در قرآن ، يكي از خصوصيات اهل منطق و ايمان را ، به شور و اراده عموم گذاشتن امرحكومت مي داند نه خودكامگي فرقه اي يا ادعاي قيمومت گروه خاصي :

• و حکومت خود را بر اساس مشورت با یکدیگر انتخاب می کنند .

و امرهم شوری بینهم 7

5. پس از انتخاب حاكم ، مهمترين دستور خداوند به حاكم ، ايجاد فضاي آرامش و امنيت براي مردم و استفاده از آراي آنها در اخذ تصميمات مختلف كشور و پرهيز از خود رايي اوست و مردم نيز در اين مرحله نه تنها حق اطاعت كور كورانه از حاكم را ندارند كه موظف به شركت در تبادل آراي با او هستند :

• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :

به (برکت) رحمت الهى ، در برابر مردم‏ نرم ( و مهربان ) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو ، پراکنده مى‏شدند .
پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب ! و در کارها و امور حكومت ، با آنان مشورت کن ! . 8

فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر ..

ادامه دارد :

محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه

قسمت دوم

6. حاكم موظف است پس از تبادل آرا و استفاده از مشاوره هاي منطقي و عقلاني عرفي جامعه تحت امر خودش ، قاطعانه تصميم اساسي گرفته و به مرحله اجرا بسپارد :

• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :

اما هنگامى که تصميم گرفتى ، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن ! زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد.
فاذا عزمت فتوکل على الله ان الله يحب المتوکلين . 9

7. پس از اخذ تصميم توسط حاكم ، مردم موظف به اطاعت در انجام آن و اجراي دستورات ابلاغ شده و قوانين و احكام صادره هستند و پيامبر(ص) نيز به همين دليل كه حاكم حكومت مدينه بودند ، در مرحله پس از تصميم گيري ، كه به مرحله اجراي دستورات مي رسيد ، بر مردم ولايت داشته و مردم بايد به اين ولايت تمكين مي كردند .

• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت امر ميكند كه :

ای مردم از خدا و رسولش و هم چنين زمامداران منتخب خودتان اطاعت کنید .

اطیعواله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم 10

• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت ، امر مي فرمايد :

پيامبر ( در ابلاغ و انتظار انجام فرمانهاي حكومتي ) بر مردم ولايت داشته و مرجح است .

النبی اولی بالمومنین من انفسهم 11

8. نظارت دائمی مردم بر حکومت ، جهت جلوگیری از استبداد رای و یا خطای آنها ، از مهمترین وظایفی است که مورد تایید و تاکید پیامبر(ص) و امام علی(ع) بوده است .

• پیامبر(ص) در حجه الوداع می فرماید :

نصيحت و نقد حكومت از واجبات مردم است .

ثلاث لایغل علیهن قلب امرئ مسلم : ... و النصیحة لائمة المسلمین 12

• امام علی(ع) در خطبه صفین می فرماید :

... از گفتار حق بانظرات عادلانه خودداری نکنید . زیرا من به خودی خود برتر ازآن که خطا کنم، نیستم و در کار خود از آن در امان نیستم، ....

... فلا تکفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ء و لاآمن ذلک من فعلی 13

و در يك كلام :

تشكيل حكومت ، شكل و نوع آن و نحوه انتخاب رئيس حكومت از حقوق مردم بوده نه از حقوق خداوند ، كه بخواهد بر مردم حكمراني كرده و لذا ناچار به تعيين روش حكومت و نصب حاكم باشد و البته در راستاي دعوت مشفقانه به ايمان موحدانه و اخلاقي زيستن ، سفارش اكيد نسبت به رعايت عدالت توسط حاكميت و همچنين دخالت تام مردم در نقد و يا نظر دادن در مورد تصميمات حاكميت كرده است .

و اين امور نه اينكه توسط خداوند وضع و مشروعيت پيدا كرده باشد كه مربوط به حوزه عقل عرفي و سيره عقلاست و خداوند نيز بر آنه صحه گذارده و ارشاد به پيروي از عقلانيت عرفي كرده است .

زير نويسها :

1- نهج البلاغه – خطبه 40 باب : في الخوارج لما سمع قولهم: « لا حکم الا لله »
2- بحارالأنوار، ج23، باب الاضطرارإلى الحجة، ص22- علل‏الشرائع، ج1، باب العلةالتي من أجلها....ص196.
3- سوره حدید ، آیه 25
4- ابن‏اثير، الكامل، ج‏3، ص‏193 به نقل از دراسات فى ولاية الفقيه، ج‏1، ص‏505.
5- سوره نسا ، آيه 58
6- سوره نحل ، آيه 90
7- سوره شوری ، آیه 38
8- سوره آل عمران ، آيه 159
9- همان 8
10- سوره نسا ، آیه 59
11- سوره احزاب ، آیه 6
12- الوافی، ج2، ص99؛ یعقوبی ج1 ص 508 ، الخصال ج1 ص 150 ح 182
13- کافی، ج 8، حدیث 550 و نهج البلاغه فیض، خطبه 207.

** به مقاله " جایگاه پیامبر در سرنوشت سیاسی مردم -
http://mahsan.parsiblog.com/Posts/692 مراجعه شود .

محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
هدف امام حسین(ع) در نهضت خود - 1

قرنهاست که سرگذشت راهبران دینی ، از پیامبر(ص) گرفته تا ایمه(ع) و دیگر عالمان ، در صدها کتاب ولی مضامین تکراری و بیشتر با نگاه های#قدسی و #فوق انسانی و ماورایی نوشته شده است .

شاید در گذشته این نوع نگاه ، پذیرفته و حتی قابل افتخار بود ، اما #نسل امروز ، یاد گرفته که #هویت واقعیش در نشخوار گذشته نیست ، بلکه در #اندیشیدن و #پرسش و #نقد است که می تواند ادعای زیستن انسانی کند .

بنابراین اگر میخواهیم از داشته های گذشته سخن بگوییم باید بدانیم که نسل امروز سخنان تازه می خواهد .

و این نه به معنای آنست که همان مضامین گذشته را در قالبهای جدید بیان کنیم ، که قطعا سازگاری لازم را نخواهد یافت و خیلی زود با قالبهایش دور ریخته خواهد شد .

و نه به معنای آنست که حرف های امروزی را به گذشته تحمیل کنیم و بخواهیم از آنها ، تئوریهای امروزی را اثبات نماییم ، که این نیز با توجه به تغییرات مدام ارزشها و نظریه های امروزی ، باعث انزوا و ناکار آمدی آن مضامین گذشته خواهد شد .

مثل آنکه بخواهیم ، دموکراسی را از لابلای آیات و روایات عصر نزول در آوریم و بقول معروف ، آنها را مصادره بمطلوب کنیم و دیر نیست که شاید این طرح حکومتی به طرحی نو و متفاوت ، تغییر شکل و یا حتی ماهیت بدهد و آنگاهست که همان آیات و روایات به جمود و انزوا خواهند رفت .

بنابراین بیشتر باید به لوازم فهم متون از قبیل ادبیات عصر گوینده و خواننده ، پیش فرضهای خواننده ، شرایط اجتماعی و اقتضائات زمان و زمینه گوینده و .. توجه لازم بشود و به اصل پیام آن متون رسید تا به پوسته و ظواهر آنها که از همان اقتضائات زمان و زمینه است چسبید .

یکی از وقایع تاریخی بسیار تاثیرگذار در سرنوشت تاریخی ما ، نهضت امام حسین(ع) بوده که صدها سال بر تعبد و تشرع و ماورایی آن تکیه شده و عمدتا #پیام قابل توجهی برای #الگو گیری از آن ، یا گرفته نشده و یا به فراموشی سپرده شده است .

در این مجال مختصر ، نگاهی دوباره و متفاوت به نهضت امام شده و سعی می شود دور از تعصبات دینی و یا تعبدات شرعی و یا تسامحات مدرن ، به پیامهای مهم آن پرداخته شود :

وقتی از امام حسین(ع) سخن می کنیم ، نمی توانیم تاثیر آموزشهای پیامبر(ص) و پدر و برادرش(ع) را نادیده بگیریم .
❤️الف ) چهار اصل مهم ، در سیر آموزه های آنها هویداست :

💐1- #اخلاق ، هدف غایی دعوت و عمل پیامبر و ائمه قبلی است .
( بعثت لاتمم مکارم الاخلاق – مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١ )

💐2- #هدف غایی زندگی ، سیر بسوی مقصود الهی و کمال معنوی انسانی است .
(يا ايتها النفس المطمئنة رجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي – فجر آیات 26 تا 30 )

💐3- زندگی ، بطور مطلق ، ارزش زیستن ندارد ، مگر با تحقق شرایط ایمانی اخلاقی آن .
( قل متاع الدنيا قليل و الآخرة خير لمن اتقي و لا تظلمون فتيلا – نسا 77 )

💐4- #حکومت ، حق مشروع مردم است .
( لیقوم الناس بالقسط – سوره حدید آیه 25 )

در توضیح موارد فوق در زندگی امام(ع) ، باید زوایدی که نه تنها بدرد شفاف کردن آن نمی خورد ، که در خرافه سازی عقاید و یا بی اثر کردن آنها ، نقش بسزایی دارد ، را دور ریخت .

بطور مثال اینکه به پاره ای عقاید در مورد امام بچسبیم ( چه درست باشند و چه قابل نقد ) مانند داشتن علم لدنی ایشان و یا پیشگوییها برای ایشان ، هدف و روش او را در هر مرحله ، بشدت تخدیر کرده و چیز معقولی برای الگو گیری آیندگان باقی نمی گذارد ؛ چرا که امام خود را الگوی دیگران معرفی کرده است . ( لكم فِيَّ اسوة - تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 )


تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/667
هدف امام حسین(ع) در نهضت خود - 2

❤️ب ) و اما بررسی اجمالی نهضت امام(ع) :

💐• #هدف امام : اصلاح جامعه از رذایل اخلاقی و حکومت از بدعتها و بی عدالتیها
( انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188 )

💐• #ابزار امام : امر به معروف و نهی از منکر
( اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188 )


❤️ج) روشهای امر به معروف و نهی از منکر : آنچه که در اعتقاد و سیره پیامبر(ص) و امامان قبلی و سیره امام(ع) دیده می شود ، روشهای امر به معروف و نهی از منکر را در سه مرحله زیر نشان می دهد :

🍁1- آگاهی بخشی فردی و اجتماعی از فضایل و اخلاقیات و رفتارهای مقابل آن بعنوان رذایل اخلاقی
( هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة – جمعه 2 )

🍁2- آگاهی بخشی از تخلفات حکومت و عالمان وابسته به آن
( من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله – پیامبر(ص) ، الفتوح ، ج 5 ، ص 91 )

🍁3- و در آخرین مرحله امر به معروف و نهی از منکر ، استفاده از ابزار حکومت ، که اختصاص به شرایط ویژه ( درخواست و حمایت عمومی مردم ) دارد .
( لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَلاَّ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )

❤️د) هزینه های اقدام برای رسیدن به هدف فوق الذکر :

💐• گذشتن از آسایش و زندگی عادی و پذیرش فشارها و محرومیتهای حکومت
💐• از جان خود گذشتن

که #هزینه دوم نیز با توجه به ارزش حیات انسانی و اهمیت هدف اصلاحات ، به #دو مرحله تقسیم می شود :

🍁• در صورت مواجهه با حکومت و فراهم بودن شرایطی که بتوان از هجوم آن نجات پیدا کرد و به آگاهی بخشی و تداوم مسیر بسوی هدف ادامه داد ، اقدام برای زنده ماندن عزت مندانه
(کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم - الطبری ج 5 ص 411 )

🍁• و در صورت مواجه شدن با پذیرش ذلت و بردگی و بندگی ذلیلانه چند صباح عمر ، جان را بر سر هدف گذاشتن و با شهادت ، اخلاق و انسانیت و آزادگی را جاودانه کردن .
( اَلا و انّ .... قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة. - مقتل خوارزمي، ج 2، ص 7 )

❤️ن) و در یک کلام :

💐1- امام حسین(ع) ، نه از روی هوای نفس و یا قدرت طلبی ، که در راستای هدف رسالت پیامبر(ص) و سیره پدر و برادرش ، اقدام به نهضتی اصلاح طلبانه نمودند .

💐2- بر اساس موازین و روشهای منطقی ، ابزارهای لازم برای آگاهی بخشی مردمی را ، با پذیرش همه گونه هزینه های مادی و جانی آن ، بکار گرفتند .

💐3- در طی این راه پر خطر ، وقتی با اقبال عمومی و درخواست آنها برای حمایت از هدف خود مواجه شد ، حجت را بر خود تمام شده دید و تصمیم به استفاده از آخرین و عالی ترین ترین ابزار رسیدن به هدف خود گرفت ، که ورود به مرحله فراهم كردن شرايط لازم براي تشکیل حکومت عدل بود . ( توجه شود که حتی اگر قصد اولیه برخورد با حکومت را نداشتند ، ولی تشکیل یک اپوزیسیون در میان جامعه خلافت ، به معنای مخالفت با حکومت تلقی شده و از طرف حکومت اقدام به سرکوب می شد که نتیجه اش همان تقابل با حکومت و در صورت پیروزی ، تشکیل حکومت بود . )

💐4- و لیکن در هنگامی که از امکان برخورداری از پشتیبانی مردم نا امید شدند ، از عملیاتی کردن این مرحله منصرف شده و همه تلاش خود را برای نجات جان خود و همراهان بکار گرفته تا ضمن حصول این نتیجه ارزشمند، بتوانند به هدف خود نیز ادامه بدهند .

💐5- در ادامه تلاشهای خود ، وقتی که از نجات خود و همراهان نا امید گشتند و خود را در محاصره نظامی دشمن دیدند و سر دو راهی پذیرش ذلت و ادامه دادن عمر چند صباحی دیگر ولی تحت شدیدترین تعرضات امنیتی ، و یا جنگیدن تا شهادت قرار گرفتند ، راه دوم را برگزیدند و آزادگی و اخلاق و کرامت انسانی را بعنوان پیام جاودانه نهضت خود به تاریخ سپردند . ( لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا – امام علی(ع) نامه 31 وصيت به فرزندان )

تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/666
شفاعت
آیت الله محمد صادقی تهرانی
#شفاعت

#نقد_انحرافاتی که در باب شفاعت و شعائر حسینی موجود است که ریختن قطره ای اشک برای امام حسین را پاک کننده کل گناهان می دانند،

و همچنین انتقاد از #خرافات_فقه_اسلامی

@beshnofekrkon
مفهوم واقعي شفاعت چيست ؟ - 1

معناي لغوي شفاعت :

كلمه‌ي شفاعت از ريشه‌ي ثلاثي « شفع » مي‌باشد . شفع در اصل به معناي زوج و جفت آمده است.1

همچنين راغب شفع را در حالت مصدري به معناي «پيوستن و ضميمه شدن چيزي به همانند خود» مي‌داند . 2

بنابراين شفع و شفاعت ،‌ هر دو مصدرند به معناي منضم چيزي به چيزي ، و شفاعت ،‌بيشتر در مفهوم پيوستن به ديگري به منظور درخواست ياري ديده مي‌شود ، و معمولاً انضمام به كسي مورد نظر است كه از نظر حرمت و مقام ، ‌بالاتر از شفاعت شونده است، و شفاعت در قيامت به اين معنا مي‌باشد 3 .

نگاه قرآن به شفاعت

كلمه‌ي شفاعت و مشتقات آن در حدود سي‌بار در آيات قرآن ديده مي‌شود ، ( البته در مواردي هم بدون كاربرد اين ريشه به شفاعت اشاره شده است ) .

اين آيات در چند دسته قابل بررسي است : 4

1ـ آياتي كه به طور مطلق شفاعت را نفي مي‌كند ، ‌مانند : و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة و لاشفاعة ...(بقره /254) 6

2ـ آياتي كه شفيع را منحصراًخدا معرفي مي‌كند ، مانند : ما لكم من دونه من ولي و لاشفيع ... (سجده /4)7 قل لله الشفاعه جميعاً ....(زمر 44) 8

3ـ آياتي كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا مي‌كند، مانند : من‌ ذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255) 9 و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له (سبا/23) 10

4ـ آياتي كه شرايطي را براي شفاعت شونده بيان كرده است ، مانند : و لا يشفعون الالمن ارتضي (انبيا 28) 11

با توجه به آيات فوق موارد زير حائز اهميت و توجه دقيق است :

1- پاداش الهي به بندگان ، داراي درجات متعددي بوده كه بالاترين آن مقام قرب خودش مي باشد .
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا وَ لِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ . ( احقاف/ آيه 19) 12

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي ( فجر / 27 تا 30 ) 13

2- با توجه به رحمت واسعه الهي و لطف خاصي كه به بندگانش دارد ، چشم پوشي از بسيار خطاهاي آنها ، در صورت حق الناس نبودن ، امر مسلمي بوده ( نَبِّیء عِبادِی أنا الغفور الرحیمُ ( حجر / 49 )) 14 و اينجاست كه جهت جبران كمبودها و كسريهاي اعمال آنها ، هم گروه شدن و پيوستن به پيامبر را جهت ورود به مقامات بالاتر را جايز دانسته است . ( شفاعت )
(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً (نسا / 64 )) 15

3- براي چنين پاداش عظيم ، شرط اول ، رضايت خداوند از بنده اش مي باشد . ( لا يشفعون الا لمن ارتضي (انبيا 28) ) 11 و اين نيز به اعمال خود شخص و بازرسي خود خداوند مربوط مي شود . ( و لايقبل منها شفاعة ... (بقره /48) 5 يوم لابيع فيه و لاخلة ولاشفاعة ...(بقره /254) ) 6

4- پس از آن كه خداوند از بنده اش اعلام رضايت كرد ، به شفيعاني مثل پيامبر(ص) اجازه مي دهد تا او را در گروه خود سازماندهي كرده و همراه خود به محفل انس الهي وارد نمايند و كسي حق شفاعت جداگانه و درخواست از خدا براي اين كار را ندارد . ( من‌ذاالذي يشفع عنده الاباذنه (بقره /255)) 9

نتيجه :

خداوند در قيامت به سبب كارهاي نيك افراد و رحمت واسعه خود ، بسياري از خطاهاي آنها را بخشيده و پس از راضي شدن از آنها ، به پيامبر(ص) اجازه هم گروه كردن آنها را با خود مي دهد .

بنابر اين در بدو امر و بي مقدمه ، هيچ درخواست شفاعتي نه توسط شخص بنده و نه توسط شخص شفيع ، مورد پذيرش خداوند واقع نخواهد شد .

استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لا يهدي القوم الفاسقين ( توبه 79 و 80 ) 16

ادامه دارد :

19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت دوم :
https://telegram.me/beshnofekrkon/553
👍1
مفهوم واقعي شفاعت چيست ؟ - 2


و در يك كلام :

و تنها چيزي كه بنده را ( اعم از رسولان و مردمان عادي ) نزد خدا مطمئن مي كند ، اعمال او در دنيا و رحمت واسعه الهي است .

رسول اكرم ( ص) در خطبه ‏ای كه در اواخر عمر شريفشان برای مسلمين ايراد فرمودند ، اين نكته را گوشزد فرمودند كه برای‏ نجات و رستگاری ، دو عامل و دو ركن اساسی وجود دارد : عمل و رحمت .

ايها الناس انه ليس بين الله و بين احد نسب و لا امر يؤتيه به خيرا او يصرف عنه شرا الا العمل ، الا لا يدعين مدع و لا يتمنين متمن.و الذی بعثنی بالحق لا ينجی الا عمل مع رحمة ، و لو عصيت لهويت .اللهم هل بلغت ؟ 17

" ای مردم ! بين خدا و هيچكس رابطه خويشاوندی نيست و هيچ رابطه‏ ديگری هم كه موجب جلب منفعت يا دفع ضرر شود وجود ندارد جز عمل . بنگريد ! هيچكس ادعای گزاف نكند ، هيچكس آرزوی خام در دل نپرورد .

قسم به خدايی كه مرا به راستی برانگيخت چيزی جز عمل توأم با رحمت خدا سبب رستگاری نمی‏گردد ، من خودم هم اگر گناه می‏كردم سقوط كرده بودم " . آنگاه فرمود : " خدايا تبليغ كردم ؟

و يا توصيه پيامبر(ص) به دختر عزيزش فاطمه (س) :

«یا فاطمه اعملی بنفسک انی لا أغنی عنک شیئا » .

دخترکم خودت برای خودت عمل کن . من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست . 18

زير نويسها :

1- فراهيدي ،‌خليل بن احمد، العين، ج 1، ص 260.
2- راغب اصفهاني،‌مفردات ،‌ج 2،‌ص 475.
3- راغب اصفهاني،‌مفردات ،‌ج 2،‌ص 475.
4- با استفاده از : تفسير نمونه ج1ص 226، هزار و يك نكته از قرآن كريم (اكبر دهقان)ص 249.
5- ... و از او شفاعتي پذيرفته نشود .
6- ... روزي بيايد كه در آن نه داد و ستدي باشد و نه دوستي و نه شفاعتي .
7- غير از او هيچ ياور و شفاعت كننده‏اى نيست .
8- بگو شفاعت همه ‏اش از آن خداست .
9- كيست آن كه جز به خواست و فرمان او نزد وي شفاعت كند؟
10- و نزد خدا شفاعت سودى ندارد، مگر از كسى كه به وى اجازه آن داده شود .
11- شفاعت نمى كنند مگر كسانى را كه خدا از آنان راضي شود .
12- و براى هر يك از انسانهاى نامبرده درجاتى است از پاداش و كيفر اعمالشان . پروردگارشان خود اعمالشان را به ايشان بر مى گرداند تا ظلمى به ايشان نشود .

13- ای نفس اطمینان یافته و با ایمان ، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد ، و به صف بندگان من وارد شو و به بهشت من در آی .

14- به بندگانم خبر ده که من آمرزنده و مهربانم .

15- ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر براى این که به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ستم مى‏کردند (و فرمانهاى خدا را زیر پا مى‏گذاردند)، به نزد تو مى‏آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش مى‏کردند؛ و پیامبر هم براى آنها استغفار مى‏کرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان مى‏یافتند.

16- چه براى آنها استغفار کنى و چه نکنى ، تاثیرى ندارد ، حتى اگر هفتاد بار براى آنها، استغفار کنى خداوند آنها را نمى بخشد ، چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و خداوند قوم فاسق را هدایت نمى کند.

17- شرح ابن ابی الحدید ج2 ص 863
18- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي

19 / 4 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/552
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1

مقدمه :

یکی از معضلات تاریخی که گریبانگیر واقعه کربلا شده هدف هایی است که توسط دشمنان و یا صحیح تر بگوئیم توسط شیعیان جاهل و یا غالی ، برای آن ساخته و پرداخته شده است .

خوشبختانه ، برای رفع معضل فوق ، دو معیار کاملا صریح و مشخص توسط شخص امام(ع) در اختیار ما قرار داده شده و همین است که او را چراغ راه هدایت می نمایاند .

آنجا که می فرماید :

ان الحسین مصباح الهدی 1

الف ) دو معیار امام(ع) :

1- بیان صریح هدف نهضت توسط شخص ایشان
2- اعلام قابلیت الگوگیری از ایشان توسط دیگران

1- هدف اعلام شده توسط امام : اصلاح جامعه از فساد و بدعتهای موجود

" ... هذا ما اوصى به الحسين بن على الى اخيه محمد بن الحنفية ، ... و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابى‏طالب .. . " 2

" .. ، اين وصيت حسين به برادرش محمد حنفيه است ؛ .. . حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم .... "

2- الگو بودن حضرت امام(ع) برای آیندگان :

لكم فِيَّ اسوة 3

زندگي من الگويي براي شماست ( آنچه در من مي جوئيد جهت الگو گرفتن باشد .)

براي آنكه بتوان چيزي را نمونه قرار داد لازم است سه شرط داشته باشد :

1- قابل تكرار باشد .
2- عمومي باشد .
3- تكرار آن مورد نياز باشد .

ب) اهداف پرتكرار در زبان مناديان كربلا جهت حركت امام(ع)

1- قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت‏ باشد !
2- يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده .
3- به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .

ج ) بررسي درستي اهداف فوق الذكر

با نگاهي اجمالي به اهداف فوق ، ديده مي شود كه رابطه واضح و قابل تاييدي با هدف بيان شده امام(ع) ندارند ، لذا همانطور كه در مقدمه بيان شد ، براي صحت سنجي آنها ، از دو معيار مذكور در بند الف كمك گرفته شده و نهايتا هر سه هدف مورد خدشه و رد خواهد شد .

البته لازم به ذكر است كه هر سه هدف ، هم از نظر سندهاي روايي و هم وجود نقض هاي صريح تاريخي كه در مسير حركت امام بوقوع پيوسته مخدوش و مردود بوده اند و ليكن در اين بحث مختصر ، از نگاه معيار الگوپذيري اهداف فوق الذكر مورد مناقشه قرار گرفته و مردود مي شوند .

1- هدف اول : امام(ع) ، قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت‏ باشد !

امام رضا ـ ع ـ فرمودند: « ای پسر شبیب اگر گریه می کنی برای چیزی، پس برای حسین بن علی ـ ع ـ گریه کن که او را مانند گوسفند ذبح کردند .... . ای پسر شبیب اگر گریه کنی بر حسین ـ ع ـ تا آب دیده بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را بیامرزد، خواه اندک باشد، خواه بسیار..» 4

اولا ، اين هدف با هدف اعلام شده امام(ع) كه براي اصلاح مفاسد امت ( عمومي و خصوصي ) حركت كرده است نه تنها سنخيتي ندارد بلكه تلويحا در تضاد با آنست ، چرا كه شخص مي تواند هر فسادي را مرتكب شده ولي بدليل شفاعت امام(ع) ، چند قطره اشك هزينه كند و مطمئن گردد كه بخشيده مي شود .

ثانيا ،با توجه به معيار لزوم الگوپذيري آن ، به هيچ وجه نه قابل تكرار بوده و نه عمومي است و نه مورد نياز ، چرا كه :

قرار است امام(ع) با شفيع شدن خود ، دستگاه جديدي ( غير از روش اعلام شده در قرآن كريم كه توبه و اصلاح و جبران است )، در بخشش گناهان امت بوجود بياورند و قطعا نه تنها قابل تكرار براي ديگران نيست كه اگر تكرار پذير باشد ، نقض غرض شده و امام(ع) را از ارزش و اعتباري كه اين هدف قرار است براي ايشان ايجاد كند ساقط مي نمايد .


تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2
https://telegram.me/beshnofekrkon/604
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2

2- هدف دوم : امام(ع) ، يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده

در حديث ملقب به " حديث لوح " مي خوانيم :

"... وقتي امام حسن(ع) فوت كردن پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است : تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و ... " 5

و يا حديث " قد شائ " داريم :

امام(ع) به محمد حنفيه فرمود : بعد از رفتن تو ، رسول خدا (ص) پیش من آمده و فرمودند: اى حسين ! خارج شو ! که همانا خداوند مى‏خواهد تو را كشته ببيند. . ( و همچنين ) خداوند مى‏خواهد آنان ( خانواده ات ) را نیز در كسوت اسارت ببيند. 6

اولا ، اين هدف نيز با هدف اعلام شده امام(ع) هيچ تطابقي و يا حتي تناسبي ندارد .

ثانيا ، بر اساس معيار دوم كه لزوم الگوپذيري آن بود ، هيچ كدام از شروط آن را ندارد چرا كه :

• دستور خدا جهت به كشتن دادن خود ، نه تنها براي كس ديگري تكرار نشده كه طبق آيه " و لا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة و أحسنوا إن الله يحب المحسنين 7 " هر شخص موظف به حفظ جان خود مي باشد .

• ضمنا در حديث فوق هيچ دليلي براي اينكه امام(ع) خود را به كشتن بدهد ، جز تبعيت از دستور خدا اعلام نشده كه بتوانيم قابليت عمومي بودن و يا ضرورت نيازش را مورد بررسي قرار دهيم .

3- هدف سوم : امام به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .

امام(ع) شب قبل از ترك مدينه پيامبر(ص) را در خواب ديد كه به او فرمود :

" .. حسين من! گويا مي بينم در نزديكي به زمين كربلا به خون خويش خواهي غلطيد، جمعي تو را مي كشند در حال تشنگي، ..... اي حسين عزيزم! پدر و مادر و برادرت نزد من آمده اند و همه مشتاق ديدار تو هستند. بدان كه در بهشت درجاتي را براي تو زينت داده اند كه جز از راه شهادت بدان نائل نمي شوي. " 8

اين هدف نيز ، نه تنها با هدف اعلام شده امام(ع) منافات دارد بلكه قابليتها و شروط الگوپذيري را نيز ندارد چرا كه :

اولا ، اين مورد ، فقط پيشگويي پيامبر(ص) براي امام است و قرار نيست براي كس ديگري تكرار شود و جالب اينجاست كه معلوم نيست تكليف اصحاب امام(ع) نيز كه به شهادت رسيده اند چه مي شود .

ثانيا ، خداوند درآيه " و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 9 " جهت رسيدن بندگانش به درجات بالاي بهشت و فوز عظيم ، شرط ايمان و عمل صالح را بيان كرده است و بنابراين لزومي به پيروي از امام(ع) مبني بر خود را به كشتن دادن نيست .

و در يك كلام :

هر سه هدف فوق الذكر ، كه تقريبا از 400 سال پيش به اين طرف در كتب :
روضه الشهدا ي كاشفي ( متوفي 910 هق) ،
منتخب طریحی یا کتاب الفخری ( متوفي 1085 هق) ،
تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء اثر ملا رضی قزوینی ( زنده در 1134 هق )
و اسرار الشهاده از فاضل دربندی ( متوفي 1286 هق )بصورت پرتكرار ذكر شده است ،
نه تنها با هدف مورد بيان حضرت امام حسين(ع) تناسبي نداشته ، بلكه به صراحت مقصود ايشان را از مبارزه با فساد و اصلاح جامعه ، بلاموضوع كرده و هيچگونه دليلي براي الگو گرفتن از ايشان براي دوستدارانش باقي نمي گذارد .


تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

دنباله در : 👎👎👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3
زیرنویسها :
https://telegram.me/beshnofekrkon/605

هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3

زیرنویسها :👆👆👆👆

1- طبرسى، امین الاسلام فضل بن حسن، إعلام الورى، ص400،
2- مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188; بحارالانوار ، ج‏44، ص‏329.
3- تاريخ طبري، ج 5، ص 403، الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.
4- شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج1، ص 197، انتشارات نسیم حیات

5- ... فلما توفي الحسن و مضى ، فتح الحسین ع الخاتم الثالث فوجد فيها أن قاتل فاقتل وتقتل ، و اخرج بأقوام للشهادة لا شهادة لهم إلا معك ....... اصول کافی – جلد 1 ، ص 280

6- ... فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا فَقَالَ لَهُ ابْنُ الْحَنَفِيَّةِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ فَمَا مَعْنَى حَمْلِكَ هَؤُلَاءِ النِّسَاءَ مَعَكَ وَ أَنْتَ تَخْرُجُ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَدْ قَالَ لِي إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا .... اللهوف على قتلى الطفوف، ص 64

7- سوره بقره آيه 195 ( خود را بدست خود به هلاكت و مرگ نيندازيد ( بلكه ) به سوي انجام كارهاي نيكو برويد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد .)

8- قال «ص» يا حبيبي يا حسين كأني أراك عن قريب مرملا بدمائك مذبوحا بأرض كربلا من عصابة من أمتي و أنت مع ذلك عطشان لا تسقي .. حبيبي يا حسين ان أباك و أمك و أخاك قدموا علي و هم مشتاقون اليك و ان لك في الجنات لدرجات لن تنالها الا بالشهادة . الفتوح - ابن اعثم كوفي ص 532 و 533

9- سوره تغابن ، آیه 9 (- و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مى‏بخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مى‏کند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است! )

تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
نگاهی دیگر به #زندگی_سیاسی_امام_حسین(ع) - 1

❤️امام حسین(ع) از #تاثیرگذارترین نام آوران تاریخ در حرکتهای شیعی و حتی غیر آن در قرون متمادی بوده است . و همین امر باعث #برداشتهای مختلف و حتی #متناقض از دوره شش ماهه آخر عمر ایشان شده است بگونه ای که #هدف او را از #شهادت طلبی تا #حکومت خواهی و حتی بعضا #باغی نوشته اند .

🌷اما آنچه که در همه تحلیلهای قبلی #مغفول مانده ، #تاسی ایشان به پیامبر(ص) ، پدر و برادر بزرگوارشان در #اندیشه_سیاسی و گزینش مشی متناسب با آن بوده است .

🌹در این مجال سعی می شود در چند بند ، #نگاهی_دیگر به زندگی سیاسی امام انداخته شود :

🌈1- دوره #شش_ماهه آخر عمر امام ( در حکومت یزید ) به هیچوجه از #باقی_عمر ایشان جدا نبوده و ایشان #تصمیم و یا مشی سیاسی #جدیدی اتخاذ نکردند .

🌈2- #اندیشه_سیاسی ایشان در همه عمر ، همانند جد و پدر و برادرشان ، #پالایش_تدین مردم از پوچی و بدعتها ، اخلاقیات مردم از خرافات و جهالتها و نیز #اصلاح_طلبی در مواجهه با نظام سیاسی عصر خود ، #بدون_استفاده_از_شمشیر و یا قیام مسلحانه بود .

🌹#به_شواهد :

🍢• فَاِنَّ #السُّنَّةَ قَد اُميتَتْ وَ #الْبِدْعَةَ قَد اُحْيِيَتْ - طبرى ، ج 7، ص 240

🍢• الا ترون الى #الحق لا يعمل به و الى #الباطل لا يتناهى عنه .... – تاريخ طبرى، ج‏7، ص‏300

🍢• من راى #سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله .. يعمل فى عباد الله بالاثم و العدوان ..... - تاريخ طبرى، ج‏7، ص‏300

🍢• انما خرجت #لطلب_الاصلاح فى امة جدى - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188

🌈3- از آنجا که امام #حکومت معاویه و یزید را فاسد دانسته و اصلاحات اساسی را در اصلاح نظام سیاسی می دانستند ، در هر فرصتی و از هر ابزار فرهنگی و سیاسی برای #افشاگری و #مخالفت استفاده می کردند :

🌹#به_شواهد :

🍢• افشای #مفاسد_معاویه در موقعیتهای مختلف از جمله در #حج - تاریخ طبری، ج 3، ص 248

🍢• #بیعت_نکردن با معاویه پس از صلح برادرش - ترجمه کتاب سیاست و امامت ص 188

🍢• #بیعت_نکردن با یزید چه هنگام معرفی توسط معاویه ( فرهنگ سخنان امام ص 362 ) و چه در خلافت خود یزید - الطبری ج 5 ص 339 و ابن‏اعثم، همان، ص‏23

🌈4- با توجه به آنکه امام #پیگیری اهداف اصلاحی خود را از مهمترین وظایف خود می دانستند لذا در هر شرایطی از #مواجهه_مستقیم_نظامی که منجر به آسیب جدی و کشته شدن خود و خانواده اش بشود پرهیز می کردند .

🌹 #به_شواهد :

🍢• اعلام #پایبندی به صلح برادرش پس از شهادت او در #پاسخ به نامه معاویه - ما اريد حربك و لا الخلاف عليك - الاخبار الطوال، ص‏206 - 205

🍢• #فرار از مدینه به مکه ، پس از تهدید به قتل توسط ایادی حکومت در مدینه - با #خواندن آیه فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ قصص 21 لهوف ص 27

🍢• #فرار از مکه پس از شنیدن ورود تیم ترور حکومت به مکه - هیهات هیهات یا بن عمر ، اینها بیعت مرا می خواهند و اگر ابا نمایم ، بکشند .( #جواب امام به عبداله بن عمر مبنی بر ماندن در مکه ) ابن اعثم – ترجمه فتوح ص 838

🍢• #درخواست بازگشت از مسیری که آمده بود ، پس از مواجهه با #حر و اطمینان به عدم امکان پیگیری اهداف خود در کوفه - اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض - الطبری ج 5 ص 425 (و حتی در روز عاشورا )

🍢• #درخواست مذاکره با خود یزید در #مذاکرات روز 8 محرم با عمر سعد - ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.

🍢• #مخالفت جدی با پیشنهاد #شروع_جنگ در دوم محرم با آنکه دشمن نیروی زیادی نداشت (مَا كنت لأبدأهم بالقتال، الطبری ج 5 ص 409 ) و مخالفت با #تیراندازی به شمر در صبح عاشورا و ایجاد گسست در لشگر دشمن ( لا ترمه، فإني أكره أن أبدأهم الطبری ج 5 ص 424 )

🌈5- پس از آنکه امام در #خروج از مکه ، همه #راه ها را بر خود بسته دیدند و #کشته شدن خود را در هر کجا که باشند قطعی دانستند ، تصمیم #عاقلانه ای که گرفتند #پناه بردن به شهر #کوفه بود که اکثریت مردم ، اعلام کتبی #حمایت از ایشان و اهداف اصلاحی او کرده بودند . فان كتب الى ... قرات فى كتبكم اقدم عليكم -تاريخ طبرى، ج‏7، ص‏235

☄️#ادامه_در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/972

محمد صالحی – 31/6/96 مصادف با اول محرم
نگاهی دیگر به #زندگی_سیاسی_امام_حسین(ع) - 2

🌈6- اگر چه امام خود را بدلیل داشتن #شایستگیهای سیاسی و #خصایل انسانی عدالت طلبی و حق مداری ،#لایق_حکومت می دانستند ولی در همه عمر خود ، همانند پدر و برادرشان ، فقط بعنوان یک #ابزار به آن می نگریستند که اگر #مردم حاضر به #واگذاری آن به او باشند ، به #نیابت_آنها بپذیرد و #اهداف_اصلاحی خود را از عالیترین سطوح نظام دنبال نماید . ( نه به عنوان #هدف_اولیه خود بعنوان #حق_نصبی_الهی ) - نحن اولى بولاية هذا الامر من هؤلاء المدعين ماليس لهم و السائرين بالجور و العدوان - اعلام الورى، ص‏232

🌈7- پس از #تلاشهای مختلف امام ، حتی در روز عاشورا ، برای #جلوگیری از درگیری مسلحانه ، و #اطمینان به اینکه ، #ابن_زیاد جز به #کشتن او رضایت نمی دهد ، چه #ذلیلانه در اسارت (مانند ماجرای کشته شدن هانی و مسلم پس از تسلیم شدن - طبری ص 3025 ) ، و چه در #میدان_جنگ ( بدلیل خصومتهای تاریخی با خانواده امام و نیز خودبزرگ کردن نزد یزید ) ، #جنگیدن را حتی با منجر به #شهادت شرافتمندانه شدن را با #آغوش باز پدیرفتند . ( اَلْمَوْتُ اَوْلى مِنْ رُكُوبِ الْعارِ - مقتل عوالم )

🌹 و #در_یک_کلام :

💥1- #هدف امام در همه زندگی سیاسی خود ، همانند گذشتگانش ، پیگیری #اصلاحات دینی ، اخلاقی و سیاسی بوده است .

💥2- در #هیچ_مرحله ای ، دست به #اقدام_مسلحانه نزده و همواره از #مواجهه با دشمن که منجر به کشته شدن کسی بشود پرهیز می کردند .

💥3- اگر چه خود را به حکومت #لایق می دانستند ولی هرگز #تشکیل حکومت را بعنوان #هدف_اولی خود در مبارزات اصلاحی برنگزیدند .

💥4- پس از #اجبار به #فرار از مدینه و مکه ، جهت در #امان_ماندن از تعرضات حکومت ، به خواست #مردم_کوفه بسمت آنها حرکت کرده که ضمن #نجات جان خود و همراهان ، #اقدامات_اصلاحی خود را در سطح کوفه به پیش برده و احیانا اگر #شرایط_کوفه به کمک اکثریت مردم اقتضا کرد و #حکومت در اختیار ایشان قرار گرفت ، از آن بعنوان #عالیترین_ابزار جهت پیشبرد اهداف اصلاحی خود بهره گیرند .

💥5- وقتی از #شرایط بوجود آمده در کوفه و عدم امکان #حمایت آنان مطمین شدند ، از هر اقدامی برای #جلوگیری از #درگیری_نظامی دریغ نکردند ولی بدلیل #تحمیل جنگ نظامی بر ایشان ، تا #آخرین_نفس مبارزه کرده و شهادت در میدان را پذیرا شده و لیکن تسلیم دشمن که اطمینان به کشته شدن ذلیلانه در اسارت داشتند نشدند .

💥6- امام در همه مراحل زندگی خود #الگوی_ایمانی_اخلاقی تمام عیاری در مسیر #مبارزات_اصلاح_طلبی بوده و هرگز قدمی #خلاف_اخلاق_و_عقلانیت آن عصر برنداشتند . ( و لکم فی اسوه - تاريخ الطبري، ج 5، ص 403)

#قسمت_اول_در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/971
http://mahsan.rasekhoonblog.com

🌹 #مقالات زیر نیز قابل توجه است :

👌 #هدف امام حسین(ع) در نهضت خود :
https://telegram.me/beshnofekrkon/666

👌 #اخلاق در سرزمین حسین(ع) :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626

محمد صالحی – 31/6/96 مصادف با اول محرم
آيا امام حسين باغي ( شورشي ) بود ؟

اخيرا بعض دوستان اظهار نظر ميكنند كه :

کار امام حسین خلاف قوانین موضوعه آن زمان پیرامون خلافت اسلامی بوده و ایشان باغی میباشند . ( و حكم باغي در فقه ، اعدام است . )

در اين مختصر ، فرصتي براي پرداختن به مسئله و بررسي مستندات عدم بغي امام نيست ولي بطور اجمال ، به دلايل زير ، نهضت امام ، يك حركت اصلاحي و نجات خود و خانواده اش از تعرض حكومت بوده و به هيچوجه شورش ابتدايي عليه حاكميت نبوده است :

رفتار امام در بررسی تاریخ ، نشانگر واقعیت های مهم زیر است :

1- عدم بیعت با یزید بدلیل های :

• فاسد بودن او به استناد همه تواريخ موجود
• عدم انتخاب عمومی یزید به همان شيوه شورايي خلفا ( بلکه نصب معاويه و خلاف صلحنامه با امام حسن بود )

2- حکومت قصد داشت امام را به بیعت وادار کند ، که امام برای نجات خود و خانواده اش ، چاره ای جز فرار از مدینه و پناه به مکه ، بعنوان حرم امن الهی نیافت .

و الا امام در مدت ۱۰ سال حکومت معاویه ، علیرغم اینکه بیعت نکرد ، در مدینه زندگی و حتی سخنرانیهای تربیتی - انتقادی خود را داشت .

3- امام بیش از ۴ ماه از امنیت مکه بهره برد و به روال عادی زندگی خود پرداخت ، كه در اين مدت ، از آنجا که کوفیان با یزید بیعت نکرده بودند ، از ایشان دعوت به حضور در کوفه کردند .

ولي امام تا به دو مسئله زير مطمئن نشدند اجابت نكردند :

• اینکه دعوت مردم کوفه واقعی است .
• امنیت ایشان در مکه به خطر نیفتاده بود .

4- با اقدام حكومت ، به ترور امام در مکه ، ایشان راهی جز فرار بسوی کوفه نیافت .

5- امام در ورودی کوفه ، به دو دلیل زیر مطمئن شد که ورود سالم و راحت به کوفه امکان پذیر نيست :

• استفاده از حمایت مردم کوفه ، ديگر قابل تکیه نیست .
• ابن زیاد جز اسارت امام ، به راه دیگری رضایت نمی دهد .

بنابر این تصمیم به بازگشت گرفتند و حداقل در ۵ بار از حر و عمرسعد ، درخواست جدی برای بازگشت نمود ولی مورد پذيرش واقع نشد . ( حتی روز عاشورا )

6- امام در مذاکراتش روز ۸ محرم با عمر سعد ، که به درخواست خود امام نیز بود ( توجه شود ) ،
حتی خواستار رفتن به شام میشود که با یزید ، موضوعشان را حل کنند . ( و امام ، یزید و جایگاه او را قابل اطمینانتر از ابن زیاد می دانست برای مذاکره صلح و .. )

ولی متاسفانه ابن زیاد ، بدلیل خود محوری و خود برتر پنداریش حتی نسبت به یزید ، درخواست امام را نپذیرفت .

7- اگر شبهه ايجاد شود كه چرا امام ، در روز عاشورا ، امان نامه قیس را نپذیرفت به دو دلیل زیر بود :

• هیچ مکتوبی در اين مورد از طرف ابن زیاد نبود .
• ابن زیاد ، امان نامه محمد برادر قیس برای مسلم را به این بهانه که من نداده بودم ، زیر پا گذاشت و دستور قتلش را داد .

با توجه به موارد فوق ، آیا امام یک قیامگر ضد حکومت بوده که به باغی تعبیر شود ؟

یا یک اصلاح طلب که از طرف حکومت مورد تعرض و حمله قرار گرفته است ؟


محمد صالحي – 13/7/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

مطلب كاملتر در آدرس زير :

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 1

مقدمه :

• پیامبر(ص) هدف عملی بعثت خود را دعوت به اخلاق و تمامیت بخشی مکارم اخلاقی در تار و پود جامعه انسانی معرفی کردند :

" انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " 1

• و خود در اتصاف به آنها ، در عالی ترین سظوح اخلاقی قرار گرفتند :

" و انك لعلي خلق عظيم " 2

• و بعنوان یک الگوی عملی ، نمونه ای شدند برای امکان فعلیت بخشی به دعوت اخلاقی خود :

" لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة " 3

• و در سیر تاریخی دعوت خود ، عترت خود را بعنوان الگوهای گرانسنگ خود به بشریت تشنه اخلاق معرفی کردند :

" انى قد خلفت فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا : كتاب الله و عترتى اهل بيتى " 4

• و در آن بین ، یکی از آنها ، امام حسین(ع) بوده که در توصیف خود چنین می فرمایند :

" لكم فِيَّ اسوة " 5

آنچه که در بررسی نهضت امام (ع) ، در تواریخ و کتب مختلف مشاهده می شود ، همه گونه ویژگیهای عبودیت و سیاست و عقلانیت امام برجسته شده ولی اصلی ترین شاخصه ایشان که او را به الگویی تمام عیار در اخلاق انسانی بدل کرده است ، فقط در لابلای متون و آنهم فرع حرکت ایشان ، دیده می شود .

در این مجال به بخشی از تصمیمات و رفتارهای امام و تربيت شدگانش ، در مدت امامت ایشان پرداخته می شود ، باشد که چهره اخلاقی ایشان که همان هدف بعثت پیامبر(ص) در الگو سازی بوده است را بهتر بشناسیم :

1-🍁 پایبندی اخلاقی به قرارداد صلح برادرش با معاویه

با رحلت امام حسن(ع) ، کوفیان در نامه ای به امام(ع) ، ضمن بی اهمیت خواندن قرارداد مصالحه ، از ایشان خواستند که معاهده را بشکند و به پشتیبانی آنها ، با حکومت معاویه به مقابله برخیزد ، ولی امام(ع) ضمن حمایت از تصمیم برادر خود ، محترمانه به درخواست آنها جواب منفی می دهد :

" اميدوارم كه برادرم در آنچه كرد خداوندش موفق مى‏داشت ، اما من امروز چنين انديشه‏اى ندارم ، خدايتان رحمت فرمايد .... " 6

2- 🍁 وفای به قول برای رفتن به کاخ ولید ( حاکم مدینه )

ولید پس از فوت معاویه و دستور یزید مبنی بر اخذ بیعت از امام و عبدالله بن زبیر ، پیکی پیش آنها فرستاد که به دار العماره بیایید ، با شما کاری دارم .

آنها به او گفتند :

" برو هم اکنون می آییم ." 7

و امام پس از آن با رعایت موارد تامینی ، به دار العماره رفتند . ( در حالیکه عبداله بن زبیر از مدینه بسوی مكه فرار کرد . )

3- 🍁رعایت ادب عرفی پس از شنیدن فوت معاویه

وقتی امام وارد دار العماره شدند و خبر فوت معاویه را از زبان ولید شنیدند فرمودند :

" انا لله و انا الیه راجعون ، خدا معاویه را رحمت کند و ترا پاداشی بزرگ دهد ." 8

زیرنویسها : 👎👎

1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١
2- قلم 4
3- احزاب 21
4- تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 – ترجمه تاریخ یعقوبی ج1 ص 500 به بعد
5- تاريخ الطبري، ج 5، ص 403 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2994 ) - الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.

6- " اما اخى فارجو ان يكون الله وفقه و سدده فيما ياتى و اما انا فليس راى اليوم ذاك فالصقوا رحمكم الله بالارض و اكمنوا فى البيوت و احترسوا من الظنة مادام معاوية حيا فان يحدث الله به حدثا و انا حى كتبت اليكم برايى‏ " . ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص‏203 ترجمه ص 269

7- فَقَالَ: أجيبا، الأمير يدعوكما، فقال لَهُ: انصرف، الآن نأتيه . الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )

8- فَقَالَ حُسَيْن: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ! و رحم اللَّه مُعَاوِيَة، و عظم لك الأجر! - همان

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/627