#علت رنجهای ما در تفسیریست که از #خوشبختی و انتظاریست که از #زندگی داریم-2
ما #موظفیم زندگی را شروع کنیم و در طرح کلی خود اینگونه فرض کنیم که #انتخابهایم برای هر قطعه را بگونه ای رقم می زنم که ضمن رضایت آن لحظه، با تمام شدن آن نیز ، هر بار که یاد آور آن لحظه می شوم دچار افسوس نشده و از اینکه آنگونه انتخاب و عمل کردم از خود رضایت داشته و شاد گردم.
بنابراین تایید و #پاداش دیگران برای ما اصل در رضایت نخواهد شد، چرا که تجربه دیگران مختص انتخابهای خود آنها بوده، هر چند می تواند وجهی از بی نهایت وجوه زندگی را نشان دهد.
بطور مثال اگر زندگی را یک #مسابقه دو استقامت فرض کنیم، از نظر #طراحان آن تنها کسانی برنده بوده و پاداش می گیرند که به انتهای خط برسند و قطعا هزاران نفر هستند که به این مهم نائل نخواهند شده و دچار #رنج و بیهودگی و بدبختی می شوند؛ اما اگر هر کس در طرح کلی خود از رضایت، #تلاشی باشد که در راستای تواناییهای فیزیکی و روانی خود و عدم آسیب به دیگران انجام می دهد، اگر هم در مسیر با #مشکلی مواجه و امکان ادامه آن را نیافت، چون #تلاش خود را انجام داده و در این لحظه توان فیزیکی او اجازه ادامه را نمی دهد، باز از خود رضایت داشته و بخود نهیب نزده که چرا نمی تواند مطابق دیگران بدود، و از اینجاست که دست به انتخاب جدیدی مطابق تواناییهای جدید فیزیکی و روانی خود زده و قطعه دیگری از پازل زندگی خود را خلق می کند.
و یا اگر #جامعه ای را در نظر بگیریم که برجسته ترین فعالیت در آن، مسابقات مختلف ورزشی بوده که فقط افراد #بلندقد برای آنها گزینش می شوند و #تابلوهای شهر نیز سرشار از تصاویر و توصیفات قهرمانان آن ورزشهاست و الگوهای مصادیق واقعی موفقیت در آنها موج می زند، قطعا افراد #کوتاه قد که خود را دچار #نقصی می بینند که باعث عدم گزینش توسط دیگران و طبیعتا عدم دسترسی به شرایط موفقیت می شود، دچار #رنج و عذاب از موقعیت و زندگی خود می شوند؛ در حالیکه اگر بر اساس #معیارهای دیگران به موفقیت و خوشبختی ننگرند، متوجه شده که جامعه بطور خودکار همه #مفاهیم و معیارها را براساس #بلند قدها تعریف کرده و باعث شده که بسیار تواناییهای دیگر مردم و موقعیتهای مربوطه فراموش و یا حتی بد دیده شوند و آنگاه از همین شرایط استفاده کرده و نسبت به #خلق موقعیتهای جدید بر اساس تواناییهای خود و خلاهای جامعه اقدام نموده و به موفقیتهای جدید و شادکامی دست خواهند یافت.
💐بنابراین #علت اصلی رنجهای ما در آنست که :
1️⃣زندگی ایدآل و موفق را یک #مسیر از قبل طراحی شده با فاکتورهای سراسر #مادیگونه با لذتهای آنی مطابق تفسیری که از خوشبختی برایمان رقم زده اند، می دانیم.
2️⃣خود را برای داشتن آن زندگی ایدآل و موهوم #محق می دانیم.
3️⃣دایم در حال #مقایسه شرایط واقعی زندگی خود با آن ایدآلی هستیم که معمولا سعی می کنیم در زندگی افراد نزدیک به خود که گویی آن فاکتورهای خوشبختی را دارند ببینیم .
4️⃣لذا #مغایرت دنیای واقعی هر کس با آن #تفسیر و تصویر از خوشبختی و آن #حق پنداری برای خود و این #مقایسه مدام، چیزی جز درد و رنج روحی روانی برای او نمی آفریند.
برای #رهایی از آن همه رنج، راهی نداریم جز دیدن و #پذیرش واقعیتهای زندگی بدون مقایسه با هیچ #تابلو و یا مصداق بیرونی دیگر و دست به #انتخاب زدنهایی که فقط لذت ظاهری آنی نداشته باشد، بلکه باعث #فعال شدن ویژگیهای #اخلاقی مختلف ( از قبیل مدارا، مهرورزی، بخشش، احترام، صبوری و .. ) و #رشد آنها در وجودمان گشته و یک #رضایت باطنی و شادمانی مدام را برایمان رقم بزند، بگونه ای که در اواسط عمر به بعد که سویه #خواسته های فرد بسمت امور کمتر مادی می رود، او را با پشیمانی و حسرت روبرو نکند.
بنابراین از مهمترین #انتخابهای رضایت بخش و شادی آفرین، #مهرورزی به دیگران و شادمان کردن آنهاست .
محمد صالحی – 15/8/98
#قسمت_اول
https://t.me/beshnofekrkon/1722
مطلب مرتبط 👇
بیقراریهایت را بپذیر تا از #رنج رها شوی
https://t.me/beshnofekrkon/1416
ما #موظفیم زندگی را شروع کنیم و در طرح کلی خود اینگونه فرض کنیم که #انتخابهایم برای هر قطعه را بگونه ای رقم می زنم که ضمن رضایت آن لحظه، با تمام شدن آن نیز ، هر بار که یاد آور آن لحظه می شوم دچار افسوس نشده و از اینکه آنگونه انتخاب و عمل کردم از خود رضایت داشته و شاد گردم.
بنابراین تایید و #پاداش دیگران برای ما اصل در رضایت نخواهد شد، چرا که تجربه دیگران مختص انتخابهای خود آنها بوده، هر چند می تواند وجهی از بی نهایت وجوه زندگی را نشان دهد.
بطور مثال اگر زندگی را یک #مسابقه دو استقامت فرض کنیم، از نظر #طراحان آن تنها کسانی برنده بوده و پاداش می گیرند که به انتهای خط برسند و قطعا هزاران نفر هستند که به این مهم نائل نخواهند شده و دچار #رنج و بیهودگی و بدبختی می شوند؛ اما اگر هر کس در طرح کلی خود از رضایت، #تلاشی باشد که در راستای تواناییهای فیزیکی و روانی خود و عدم آسیب به دیگران انجام می دهد، اگر هم در مسیر با #مشکلی مواجه و امکان ادامه آن را نیافت، چون #تلاش خود را انجام داده و در این لحظه توان فیزیکی او اجازه ادامه را نمی دهد، باز از خود رضایت داشته و بخود نهیب نزده که چرا نمی تواند مطابق دیگران بدود، و از اینجاست که دست به انتخاب جدیدی مطابق تواناییهای جدید فیزیکی و روانی خود زده و قطعه دیگری از پازل زندگی خود را خلق می کند.
و یا اگر #جامعه ای را در نظر بگیریم که برجسته ترین فعالیت در آن، مسابقات مختلف ورزشی بوده که فقط افراد #بلندقد برای آنها گزینش می شوند و #تابلوهای شهر نیز سرشار از تصاویر و توصیفات قهرمانان آن ورزشهاست و الگوهای مصادیق واقعی موفقیت در آنها موج می زند، قطعا افراد #کوتاه قد که خود را دچار #نقصی می بینند که باعث عدم گزینش توسط دیگران و طبیعتا عدم دسترسی به شرایط موفقیت می شود، دچار #رنج و عذاب از موقعیت و زندگی خود می شوند؛ در حالیکه اگر بر اساس #معیارهای دیگران به موفقیت و خوشبختی ننگرند، متوجه شده که جامعه بطور خودکار همه #مفاهیم و معیارها را براساس #بلند قدها تعریف کرده و باعث شده که بسیار تواناییهای دیگر مردم و موقعیتهای مربوطه فراموش و یا حتی بد دیده شوند و آنگاه از همین شرایط استفاده کرده و نسبت به #خلق موقعیتهای جدید بر اساس تواناییهای خود و خلاهای جامعه اقدام نموده و به موفقیتهای جدید و شادکامی دست خواهند یافت.
💐بنابراین #علت اصلی رنجهای ما در آنست که :
1️⃣زندگی ایدآل و موفق را یک #مسیر از قبل طراحی شده با فاکتورهای سراسر #مادیگونه با لذتهای آنی مطابق تفسیری که از خوشبختی برایمان رقم زده اند، می دانیم.
2️⃣خود را برای داشتن آن زندگی ایدآل و موهوم #محق می دانیم.
3️⃣دایم در حال #مقایسه شرایط واقعی زندگی خود با آن ایدآلی هستیم که معمولا سعی می کنیم در زندگی افراد نزدیک به خود که گویی آن فاکتورهای خوشبختی را دارند ببینیم .
4️⃣لذا #مغایرت دنیای واقعی هر کس با آن #تفسیر و تصویر از خوشبختی و آن #حق پنداری برای خود و این #مقایسه مدام، چیزی جز درد و رنج روحی روانی برای او نمی آفریند.
برای #رهایی از آن همه رنج، راهی نداریم جز دیدن و #پذیرش واقعیتهای زندگی بدون مقایسه با هیچ #تابلو و یا مصداق بیرونی دیگر و دست به #انتخاب زدنهایی که فقط لذت ظاهری آنی نداشته باشد، بلکه باعث #فعال شدن ویژگیهای #اخلاقی مختلف ( از قبیل مدارا، مهرورزی، بخشش، احترام، صبوری و .. ) و #رشد آنها در وجودمان گشته و یک #رضایت باطنی و شادمانی مدام را برایمان رقم بزند، بگونه ای که در اواسط عمر به بعد که سویه #خواسته های فرد بسمت امور کمتر مادی می رود، او را با پشیمانی و حسرت روبرو نکند.
بنابراین از مهمترین #انتخابهای رضایت بخش و شادی آفرین، #مهرورزی به دیگران و شادمان کردن آنهاست .
محمد صالحی – 15/8/98
#قسمت_اول
https://t.me/beshnofekrkon/1722
مطلب مرتبط 👇
بیقراریهایت را بپذیر تا از #رنج رها شوی
https://t.me/beshnofekrkon/1416
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#علت رنجهای ما در تفسیریست که از #خوشبختی و انتظاریست که از #زندگی داریم- 1
جمله بیقراریت از طلب قرار توست
طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت - مولانا
از نظر پژوهشگران عرصه های مختلف علوم انسانی، انسانهای گذشته در مقایسه با انسانهای امروزین علیرغم کمبودهای…
جمله بیقراریت از طلب قرار توست
طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت - مولانا
از نظر پژوهشگران عرصه های مختلف علوم انسانی، انسانهای گذشته در مقایسه با انسانهای امروزین علیرغم کمبودهای…
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی #مصطفی_ملکیان
#عقلانیت و #معنویت در دنیای مدرن
کردستان / 10 مهر 98
ما با #دو_نوع_نیاز روبرو هستیم :
☄ #فیولوژیک و بیولوژیک - ضروریات زندگی ( #کمیت_زندگی )
غذا هوا نور آب گرما پوشاک مسکن خواب استراحت
☄ #معنوی ( #کیفیت_زندگی )
اگر این نوع تامین نشود دو پیامد دارد:
#پوچ دیدن زندگی
#ملال ( عدم لذت بردن از داشته های شخصی ، اجتماعی، طبیعی )
و این نیاز دوم بر ۳ نوع است :
نیازهای تعامل #فردی
نیازهای تعامل با #دیگران
نیازهای تعامل با #طبیعت
#مزایای تامین این نیاز :
۱- #یکپارچگی وجودی - آشتی با خود ( هماهنگی ساحات بیرون و درون - همه ساحتها دو بدو هماهنگ باشند )
بنابر این دچار عذاب وجدان و ... نیست
۲- کنار آمدن با #تنهایی خود
۳- رهایی از ترس از #مرگ
۴- #آزادی فلسفی - اختیار سرنوشت
۵- نیاز به یادگیری #لذت بردن ( آموزش لذت بردن از چشم ( خط ) ، آموزش لذت بردن توسط گوش ( موسیقی ) و ...
۵- مصونیت از #خشونت و فریب از طرف دیگران
۶- #آزادی اجتماعی
در این راستا ، دو نیاز زیر نیز از نیازهای معنوی انسان است :
نیاز به #دوست داشتن و دوست داشته شدن
نیاز به یادگیری #معناداری زندگی
تلخیص : محمد صالحی
☄ @beshnofekrkon
#عقلانیت و #معنویت در دنیای مدرن
کردستان / 10 مهر 98
ما با #دو_نوع_نیاز روبرو هستیم :
☄ #فیولوژیک و بیولوژیک - ضروریات زندگی ( #کمیت_زندگی )
غذا هوا نور آب گرما پوشاک مسکن خواب استراحت
☄ #معنوی ( #کیفیت_زندگی )
اگر این نوع تامین نشود دو پیامد دارد:
#پوچ دیدن زندگی
#ملال ( عدم لذت بردن از داشته های شخصی ، اجتماعی، طبیعی )
و این نیاز دوم بر ۳ نوع است :
نیازهای تعامل #فردی
نیازهای تعامل با #دیگران
نیازهای تعامل با #طبیعت
#مزایای تامین این نیاز :
۱- #یکپارچگی وجودی - آشتی با خود ( هماهنگی ساحات بیرون و درون - همه ساحتها دو بدو هماهنگ باشند )
بنابر این دچار عذاب وجدان و ... نیست
۲- کنار آمدن با #تنهایی خود
۳- رهایی از ترس از #مرگ
۴- #آزادی فلسفی - اختیار سرنوشت
۵- نیاز به یادگیری #لذت بردن ( آموزش لذت بردن از چشم ( خط ) ، آموزش لذت بردن توسط گوش ( موسیقی ) و ...
۵- مصونیت از #خشونت و فریب از طرف دیگران
۶- #آزادی اجتماعی
در این راستا ، دو نیاز زیر نیز از نیازهای معنوی انسان است :
نیاز به #دوست داشتن و دوست داشته شدن
نیاز به یادگیری #معناداری زندگی
تلخیص : محمد صالحی
☄ @beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
Forwarded from نوای عشق
🔊 فایل صوتی
#تورج_دریایی استاد تاریخ دانشگاه برکلی آمریکا
نقدی بر کتاب #دو_قرن_سکوت دکتر زرینکوب
گذر از دوقرن سکوت،
برخورد ایرانیان با سقوط ساسانیان و پیامدهای آن.
#نویافتههایی از تبرستان، خراسان بزرگ، خوزستان و گیلان پیش از اسلام.
هر کتاب #تاریخی بر اساس #منابع در دسترس، #دیدگاه اعتقادی_سیاسی مولف و جریانهای حاکم بر فضای آن زمان نوشته می شود .
به نظر می رسد که در #گذشته ای نه چندان دور، از بیرون، یک استراتژی #نفرت انداری بین کشورهای #منطقه دنبال شد و در همین راستا #منابع مرتبط گزینش، دستکاری و منتشر و بخش مهمی از آنها که با این استراتژی همخوانی نداشت به #کناری زده شد و مولفان داخلی نیز بر اساس آنها به نگارش پرداختند ؛
که دکتر #زرینکوب در مقدمه ویرایشهای دوم و سوم کتاب #دو_قرن_سکوت به این مهم اشاره کردند .
این کتاب در سال ۱۳۳۰ در جو سیاسی و اعتقادی آن روز که ترجمه های #چپ نیز بوفور در مورد تاریخ گذشته ایران و اسلام، نشر یافته بود ، نوشته شد .
اینکه ایشان معتقد است از دو قرن اول حضور اعراب در ایران ، #متون و منابع دست اول برجای نمانده و گویی ایرانیان در #سکوت بوده اند،
با توجه به #نامه ها و مکتوباتی که اخیرا در مصر ، بلخ ، مازندران ، گیلان ، قم و .. پیدا شده ، #رد می شود .
اتفاقا با توجه به آن #نامه ها که در روسیه و برکلی آمریکا نگهداری و در حال ترجمه است ، وضعیت #اجتماعی، اقتصادی، #سیاسی، دینی و قضایی اواخر ساسانی و دو قرن اول بعد از اسلام ، بخوبی مشخص است .
جالب اینجاست که برخی #نامه های بجا مانده از همان دو قرن اول ، متعلق به #زنانی است که #تجارت می کرده اند و از محتوای آنها پیداست که آداب دین #زرتشتی خود را بوضوح داشته و حتی خرید و فروش #شراب بین آنها آزاد بوده است .
و اینکه در هر کجا که #مقاومتی نشده و صلحی بین ایرانیان و اعراب اتفاق افتاده ، هیچ تحمیل و یا #تخریبی بوقوع نپیوسته و ایرانیان آنجا به زندگی عادی خود ادامه داده اند .
بهر حال ، باید #تاریخ را از دریچه #متون برجای مانده و با تجزیه و تحلیل دقیق آنها نوشت و همواره به کمک یافته های جدید #بازخوانی کرد،
و این غیر از نوشتن تاریخ بر اساس #تفسیر وقایع ، با پیشینه اعتقادی، سیاسی مولف است .
تلخیص : محمد صالحی
#معرفى_كتاب تحقیقى درباره درگیرى و نبردهاى ایرانیان و اعراب به نام "ستیز و سازش" (Conflict and Cooperation)
#نویسنده پروفسور جمشید گرشاسب چوكسى (زردشتى) استاد مقیم آمریکا👇
https://t.me/beshnofekrkon/1064👇
@sokhanranihaa
#تورج_دریایی استاد تاریخ دانشگاه برکلی آمریکا
نقدی بر کتاب #دو_قرن_سکوت دکتر زرینکوب
گذر از دوقرن سکوت،
برخورد ایرانیان با سقوط ساسانیان و پیامدهای آن.
#نویافتههایی از تبرستان، خراسان بزرگ، خوزستان و گیلان پیش از اسلام.
هر کتاب #تاریخی بر اساس #منابع در دسترس، #دیدگاه اعتقادی_سیاسی مولف و جریانهای حاکم بر فضای آن زمان نوشته می شود .
به نظر می رسد که در #گذشته ای نه چندان دور، از بیرون، یک استراتژی #نفرت انداری بین کشورهای #منطقه دنبال شد و در همین راستا #منابع مرتبط گزینش، دستکاری و منتشر و بخش مهمی از آنها که با این استراتژی همخوانی نداشت به #کناری زده شد و مولفان داخلی نیز بر اساس آنها به نگارش پرداختند ؛
که دکتر #زرینکوب در مقدمه ویرایشهای دوم و سوم کتاب #دو_قرن_سکوت به این مهم اشاره کردند .
این کتاب در سال ۱۳۳۰ در جو سیاسی و اعتقادی آن روز که ترجمه های #چپ نیز بوفور در مورد تاریخ گذشته ایران و اسلام، نشر یافته بود ، نوشته شد .
اینکه ایشان معتقد است از دو قرن اول حضور اعراب در ایران ، #متون و منابع دست اول برجای نمانده و گویی ایرانیان در #سکوت بوده اند،
با توجه به #نامه ها و مکتوباتی که اخیرا در مصر ، بلخ ، مازندران ، گیلان ، قم و .. پیدا شده ، #رد می شود .
اتفاقا با توجه به آن #نامه ها که در روسیه و برکلی آمریکا نگهداری و در حال ترجمه است ، وضعیت #اجتماعی، اقتصادی، #سیاسی، دینی و قضایی اواخر ساسانی و دو قرن اول بعد از اسلام ، بخوبی مشخص است .
جالب اینجاست که برخی #نامه های بجا مانده از همان دو قرن اول ، متعلق به #زنانی است که #تجارت می کرده اند و از محتوای آنها پیداست که آداب دین #زرتشتی خود را بوضوح داشته و حتی خرید و فروش #شراب بین آنها آزاد بوده است .
و اینکه در هر کجا که #مقاومتی نشده و صلحی بین ایرانیان و اعراب اتفاق افتاده ، هیچ تحمیل و یا #تخریبی بوقوع نپیوسته و ایرانیان آنجا به زندگی عادی خود ادامه داده اند .
بهر حال ، باید #تاریخ را از دریچه #متون برجای مانده و با تجزیه و تحلیل دقیق آنها نوشت و همواره به کمک یافته های جدید #بازخوانی کرد،
و این غیر از نوشتن تاریخ بر اساس #تفسیر وقایع ، با پیشینه اعتقادی، سیاسی مولف است .
تلخیص : محمد صالحی
#معرفى_كتاب تحقیقى درباره درگیرى و نبردهاى ایرانیان و اعراب به نام "ستیز و سازش" (Conflict and Cooperation)
#نویسنده پروفسور جمشید گرشاسب چوكسى (زردشتى) استاد مقیم آمریکا👇
https://t.me/beshnofekrkon/1064👇
@sokhanranihaa
Telegram
attach 📎
#تجربه_خداوند از دیدگاه #اشو:
دیدگاه های اشو درباره #خداوند منحصر به فرد است و سعی می کند مردم را به سوی #شناخت خدای حقیقی سوق دهد.
او راه #ارتباط و تجربه خدا را محدود به معابد، کلیساها و مکان های #مقدس نمی داند از این رو روش های مرسوم و کلیشه ای و آداب و رسوم های مذهبی را زیر سوال می برد.
اگرچه حرف های او مذهبیون متعصب را به #قضاوت عجولانه می کشاند اما در واقع او ذهن های شرطی شده مخاطبان خود را به #تفکر و تعمق وا می دارد و آنان را به درک و فهم #حقیقت دعوت می کند.
#اشو می گوید:
اگر در هزاران #کتاب نوشته شود #خدا وجود دارد باز هم بی فایده است مگر این که پاسخ چنین سوالی را از #درون خودتان بشنوید.
در این مورد پاسخ های دیگران کاملا بی ارزش است.
به عاریت گرفتن #پاسخ از دیگران کمکی به شما نمی کند.
ممکن است در جنبه های دیگر زندگی مفید باشد اما در مورد مسائل الهی و امور معنوی کاربردی ندارد.
بنابراین چرا از من #سوال می کنید؟ چگونه آری یا نه گفتن من میتواند کمکی به شما بکند.
#اشو در جایی دیگر می گوید:
در مورد #خداوند و سرور مطلق مطالب بسیاری گفته شده است و دراین خصوص متون مذهبی فراوانی در جهان یافت می شود.
میلیون ها انسان در #کلیسا ها، معابد و مکانهای مقدس دیگر ظاهرا مشغول #عبادت و ذکر نام خداوند هستنند ولی با تمام این اوصاف به نظر نمی رسد کسی توانسته باشد بدین طریق با خداوند #ارتباط برقرار سازد، #الهامات او را بشنود، اشیاء را آنچنان که هستنند مشاهده کند و یا #تپش های هستی بخش را از درون احساس کند.
#عبادت های ظاهری و بدون روح چیزی جز ادای کلمات تو خالی نیست.
ممکن است ما به #صحبت کردن راجع به خدا ادامه دهیم با این اعتقاد که از این طریق می توانیم او را بیابیم و یا این طور وانمود کنیم که او را #تجربه کرده ایم، اما صرفا با صحبت درباره ی خداوند بدون درک و #تجربه ی حقیقی او مانند فرد #ناشنوایی هستیم که اگر تا ابد هم راجع به نت های موسیقی صحبت کند حاصلی ندارد.
دیدگاه های اشو درباره #شناخت حقیقی خداوند بسیار عمیق و پرمغز است.
#او می گوید:
#باور داشتن خداوند با #صحبت کردن درباره او فرق چندانی ندارد.
اگر کسی برای #اثبات وجود خدا دلیل قانع کننده ای بیاورد که نتوانیم آن را رد کنیم به ناچار آن را می پذیریم، اما #شناخت خداوند تنها با قبول کردن وجود او میسر نمی شود، چنانچه اگر انسانی #نابینا متقاعد شود که #نوری وجود دارد در واقع باز هم قادر به مشاهده و شناخت نور نیست.
شاید بتوان #خلاصه کلام اشو را اینطور بیان کرد که:
#گمان های انسان درباره خداوند باطل است و #خدای_نامحدود در #گمان_محدود انسان نمی گنجد ،
همان اعتقادی که در #اسلام نیز دیده می شود: الله اکبر، خداوند از هر اندیشه ای بالاتر است و خدا برتر از آنست كه كسى بتواند او را توصيف كند
#اشو در ادامه میگوید:
بسیاری به #جستجوی خدا میپردازند بدون اینکه بیانیشند آیا برای #ملاقات با خدا آمادهاند یا نه؟ آ
یا آمادهاند تا خدا به #دیدار آنها آید یا نه؟ آنان هرگز به این نکته نمیاندیشند.
تاکید میکنم همه چیز را دربارهی خدا فراموش کن، تو فقط #خودت را #آماده کن، تا خدا به #دیدار تو آید.
#اشو
@oshoi
☄ @beshnofekrkon
دیدگاه های اشو درباره #خداوند منحصر به فرد است و سعی می کند مردم را به سوی #شناخت خدای حقیقی سوق دهد.
او راه #ارتباط و تجربه خدا را محدود به معابد، کلیساها و مکان های #مقدس نمی داند از این رو روش های مرسوم و کلیشه ای و آداب و رسوم های مذهبی را زیر سوال می برد.
اگرچه حرف های او مذهبیون متعصب را به #قضاوت عجولانه می کشاند اما در واقع او ذهن های شرطی شده مخاطبان خود را به #تفکر و تعمق وا می دارد و آنان را به درک و فهم #حقیقت دعوت می کند.
#اشو می گوید:
اگر در هزاران #کتاب نوشته شود #خدا وجود دارد باز هم بی فایده است مگر این که پاسخ چنین سوالی را از #درون خودتان بشنوید.
در این مورد پاسخ های دیگران کاملا بی ارزش است.
به عاریت گرفتن #پاسخ از دیگران کمکی به شما نمی کند.
ممکن است در جنبه های دیگر زندگی مفید باشد اما در مورد مسائل الهی و امور معنوی کاربردی ندارد.
بنابراین چرا از من #سوال می کنید؟ چگونه آری یا نه گفتن من میتواند کمکی به شما بکند.
#اشو در جایی دیگر می گوید:
در مورد #خداوند و سرور مطلق مطالب بسیاری گفته شده است و دراین خصوص متون مذهبی فراوانی در جهان یافت می شود.
میلیون ها انسان در #کلیسا ها، معابد و مکانهای مقدس دیگر ظاهرا مشغول #عبادت و ذکر نام خداوند هستنند ولی با تمام این اوصاف به نظر نمی رسد کسی توانسته باشد بدین طریق با خداوند #ارتباط برقرار سازد، #الهامات او را بشنود، اشیاء را آنچنان که هستنند مشاهده کند و یا #تپش های هستی بخش را از درون احساس کند.
#عبادت های ظاهری و بدون روح چیزی جز ادای کلمات تو خالی نیست.
ممکن است ما به #صحبت کردن راجع به خدا ادامه دهیم با این اعتقاد که از این طریق می توانیم او را بیابیم و یا این طور وانمود کنیم که او را #تجربه کرده ایم، اما صرفا با صحبت درباره ی خداوند بدون درک و #تجربه ی حقیقی او مانند فرد #ناشنوایی هستیم که اگر تا ابد هم راجع به نت های موسیقی صحبت کند حاصلی ندارد.
دیدگاه های اشو درباره #شناخت حقیقی خداوند بسیار عمیق و پرمغز است.
#او می گوید:
#باور داشتن خداوند با #صحبت کردن درباره او فرق چندانی ندارد.
اگر کسی برای #اثبات وجود خدا دلیل قانع کننده ای بیاورد که نتوانیم آن را رد کنیم به ناچار آن را می پذیریم، اما #شناخت خداوند تنها با قبول کردن وجود او میسر نمی شود، چنانچه اگر انسانی #نابینا متقاعد شود که #نوری وجود دارد در واقع باز هم قادر به مشاهده و شناخت نور نیست.
شاید بتوان #خلاصه کلام اشو را اینطور بیان کرد که:
#گمان های انسان درباره خداوند باطل است و #خدای_نامحدود در #گمان_محدود انسان نمی گنجد ،
همان اعتقادی که در #اسلام نیز دیده می شود: الله اکبر، خداوند از هر اندیشه ای بالاتر است و خدا برتر از آنست كه كسى بتواند او را توصيف كند
#اشو در ادامه میگوید:
بسیاری به #جستجوی خدا میپردازند بدون اینکه بیانیشند آیا برای #ملاقات با خدا آمادهاند یا نه؟ آ
یا آمادهاند تا خدا به #دیدار آنها آید یا نه؟ آنان هرگز به این نکته نمیاندیشند.
تاکید میکنم همه چیز را دربارهی خدا فراموش کن، تو فقط #خودت را #آماده کن، تا خدا به #دیدار تو آید.
#اشو
@oshoi
☄ @beshnofekrkon
آیا کسی حاضر است همه #زندگی خود را با دیگری #عوض کند؟-1
قصه زیسته #اسکندر مقدونی از آموزش پذیرترین قصه های موضوع بحث ماست :
در زمانی که #اسکندر مقدونی بیش از نصف جهان را گرفت، قطعا چه بسیار مردمانی بوده اند که بارها و بارها او را #خوشبخت ترین فرد روی زمین دانسته و #آرزو کرده اند ایکاش ما هم کمی از خوشبختی او را داشتیم و چه بسا آنهایی که آرزوی رویاگونه #معاوضه زندگی خود را با او کرده اند و چه بسیار آنهایی که درگیر مشکلات عدیده زندگی از قبیل شکست و ناکامی در اهداف، بیماری هولناک، ورشکستگی اقتصادی، نابسامانی زندگی و .. بوده و فریاد از #بی_عدالتی عالم و خدا سرداده که چرا شخصی مثل اسکندر به آن همه داشته می رسد ولی من با اینهمه درد و #رنج باید سر کنم.
قطعا اما، همه این #آرزوها و رویاها و ایکاشها و شکایتها تا زمانی بوده که همه از دور #ظاهر موقعیت اسکندر را می دیدند و می شنیدند؛ و نه به #گذشته او و راه پر از سختی و رنجی که طی کرده بود توجه داشتند و نه بر #آینده ای که همه آرزوها و اهداف او را مانند دیو بد سیرت و بیرحمی در خود فرو برد.
او 33 ساله بود که پس از یکی از کشورگشاییهای خود و جشنی که همگان در اطراف او برگزار کرده و در رقص و پایکوبی بودند، به یکباره متوجه #بیماری سخت خود شد که به طرز هولناکی او را در خود فرو #شکست و آنگاه بود که هیچ چیزی جز وضعیت نامعلوم خود و دلتنگی مادرش برای او مهم نبود و شاید هر چیز دیگری حتی #پیروزیهای پر از غرور و افتخارش برای او تبدیل به حقیرترین و یا #منفورترین اتفاق در اطرافش شده بود.
او #التماس گونه از پزشکانش خواست که حاضر است همه پیروزیها و #داراییها و کشورهای گشوده خود را بدهد و آنها راهی بیابند تا بتواند روزی بیشتر #زنده بماند تا فرصت یافته به آتن برگشته و مادرش را برای آخرین بار در آغوش کشد، اما پاسخی جز آنکه هیچ کار دیگری از ما ساخته نبوده نشنید و در همین آخرین #آرزو که ایکاش انسانی #عادی و سالم در کنار مادر خود بود و اکنون #گمنامانه زندگی می کرد و هرگز به آن همه فخر و #مباهات که الان که باید بتواند میوه آن را بچیند ولی در آن شرایط پر از مرگ، تنها رهایش کرده نمی رسید.
حال به #سوال اول خود برمی گردم :
آیا همه آنهایی که با دیدن #ظاهر زندگی پر از شهرت و افتخار #اسکندر آرزوی همچون او شدن را داشته و یا از تفاوت خود با او فریاد #شکایت بر سر عالم و عدالت خدا داشتند، اکنون نیز حاضر به معاوضه زندگی خود با او بودند؟
و آیا آن همه #شهرت و افتخار هنوز معنای #خوشبختی و رو کردن عالم به آنها را داشت ؟
وقتی #پاسخ خود اسکندر، نه تنها منفی بود که شاید خود را با آن همه داشته ها، #بدبخت ترین فرد عالم می دانست که همه چیز خود، حتی حق داشتن یک زندگی ساده در کنار مادر خود را، بخاطر بدست آوردن آنها از دست داده، قطعا برای دیگران نیز پاسخی غیر از این نبوده و چه بسا خود را چقدر خوشبخت می یافتند که با آن ایکاش آخر اسکندر مواجه نشده اند.
بیاییم به #زندگی روزمره خود بازگردیم:
#روزانه با دیدن #ظاهر موفقیتها و داشته های دیگران، که ایدآل ذهنی ما در مسیر #خوشبختی است، آنهم با پیراستن آن ظواهر از ناخالصیهای که قطعا از مشکلات در زندگیشان وجود دارد و بدون آنکه همه شرایط آنها را ببینیم، بارها و بارها #آرزوی همچون او بودن می کنیم و بدلیل نداشتن آن ایدآلهای ذهنی خود، مدام پر از فریاد #شکایت گونه بر سر عالم و عدالت خدا هستیم.
حال اگر یکی از همان افراد به ظاهر موفق، در وضعیت #شکست و یا بیماری ای قرار گرفت که زندگیش را مختل کرد،(که تاریخ جهان پر از این دگرگونیها بوده و هست) همه گونه حاضریم برایش #غصه خورده و احیانا خدمات و کمک های دلسوزانه به او بکنیم اما آیا هرگز حاضریم در این شرایط بوجود آمده #زندگی خود را با او #عوض کنیم؟
و یا اوست که باید با #دردی که از بیماریش دارد تنهاتر از همیشه بسازد و کسی حتی نزدیکترین افرادش نتوانند ذره ای از بار آن را با خود حمل کرده و از درد او بکاهند ؟
همه آن قصه و این داستانها ما را با چند #نکته اساسی در #زیستن_اینجهانی آشنا می کنند:
1⃣زندگی هر فرد مسیری #منحصر بفرد داشته و فرم و قالب یکسان از پیش تعریف شده برای هیچکس ندارد.(لقد جئتمونا فرادي كما خلقناكم اول مرة – انعام 94)
2⃣در اینجهان بودن یعنی مواجهه مدام با #تغییرات مختلف و متعدد منفی به مثبت و مثبت به منفی، از جمله از دست دادنها، پیر شدنها، بیماری، شکست، مرگ و ... که نمایانگر #ناماندگاری و فناپذیری عالم و هر چیزی در آن است و هیچکسی از این قاعده مستثنی نبوده که حق داشته باشد در هر اتفاقی که بد می پندارد معترض شود که " #خدایا_چرا_من ؟ ".( و لنبلونكم بشي ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين – بقره 155)
#ادامه_دارد 👇
☄ https://t.me/beshnofekrkon/1730
قصه زیسته #اسکندر مقدونی از آموزش پذیرترین قصه های موضوع بحث ماست :
در زمانی که #اسکندر مقدونی بیش از نصف جهان را گرفت، قطعا چه بسیار مردمانی بوده اند که بارها و بارها او را #خوشبخت ترین فرد روی زمین دانسته و #آرزو کرده اند ایکاش ما هم کمی از خوشبختی او را داشتیم و چه بسا آنهایی که آرزوی رویاگونه #معاوضه زندگی خود را با او کرده اند و چه بسیار آنهایی که درگیر مشکلات عدیده زندگی از قبیل شکست و ناکامی در اهداف، بیماری هولناک، ورشکستگی اقتصادی، نابسامانی زندگی و .. بوده و فریاد از #بی_عدالتی عالم و خدا سرداده که چرا شخصی مثل اسکندر به آن همه داشته می رسد ولی من با اینهمه درد و #رنج باید سر کنم.
قطعا اما، همه این #آرزوها و رویاها و ایکاشها و شکایتها تا زمانی بوده که همه از دور #ظاهر موقعیت اسکندر را می دیدند و می شنیدند؛ و نه به #گذشته او و راه پر از سختی و رنجی که طی کرده بود توجه داشتند و نه بر #آینده ای که همه آرزوها و اهداف او را مانند دیو بد سیرت و بیرحمی در خود فرو برد.
او 33 ساله بود که پس از یکی از کشورگشاییهای خود و جشنی که همگان در اطراف او برگزار کرده و در رقص و پایکوبی بودند، به یکباره متوجه #بیماری سخت خود شد که به طرز هولناکی او را در خود فرو #شکست و آنگاه بود که هیچ چیزی جز وضعیت نامعلوم خود و دلتنگی مادرش برای او مهم نبود و شاید هر چیز دیگری حتی #پیروزیهای پر از غرور و افتخارش برای او تبدیل به حقیرترین و یا #منفورترین اتفاق در اطرافش شده بود.
او #التماس گونه از پزشکانش خواست که حاضر است همه پیروزیها و #داراییها و کشورهای گشوده خود را بدهد و آنها راهی بیابند تا بتواند روزی بیشتر #زنده بماند تا فرصت یافته به آتن برگشته و مادرش را برای آخرین بار در آغوش کشد، اما پاسخی جز آنکه هیچ کار دیگری از ما ساخته نبوده نشنید و در همین آخرین #آرزو که ایکاش انسانی #عادی و سالم در کنار مادر خود بود و اکنون #گمنامانه زندگی می کرد و هرگز به آن همه فخر و #مباهات که الان که باید بتواند میوه آن را بچیند ولی در آن شرایط پر از مرگ، تنها رهایش کرده نمی رسید.
حال به #سوال اول خود برمی گردم :
آیا همه آنهایی که با دیدن #ظاهر زندگی پر از شهرت و افتخار #اسکندر آرزوی همچون او شدن را داشته و یا از تفاوت خود با او فریاد #شکایت بر سر عالم و عدالت خدا داشتند، اکنون نیز حاضر به معاوضه زندگی خود با او بودند؟
و آیا آن همه #شهرت و افتخار هنوز معنای #خوشبختی و رو کردن عالم به آنها را داشت ؟
وقتی #پاسخ خود اسکندر، نه تنها منفی بود که شاید خود را با آن همه داشته ها، #بدبخت ترین فرد عالم می دانست که همه چیز خود، حتی حق داشتن یک زندگی ساده در کنار مادر خود را، بخاطر بدست آوردن آنها از دست داده، قطعا برای دیگران نیز پاسخی غیر از این نبوده و چه بسا خود را چقدر خوشبخت می یافتند که با آن ایکاش آخر اسکندر مواجه نشده اند.
بیاییم به #زندگی روزمره خود بازگردیم:
#روزانه با دیدن #ظاهر موفقیتها و داشته های دیگران، که ایدآل ذهنی ما در مسیر #خوشبختی است، آنهم با پیراستن آن ظواهر از ناخالصیهای که قطعا از مشکلات در زندگیشان وجود دارد و بدون آنکه همه شرایط آنها را ببینیم، بارها و بارها #آرزوی همچون او بودن می کنیم و بدلیل نداشتن آن ایدآلهای ذهنی خود، مدام پر از فریاد #شکایت گونه بر سر عالم و عدالت خدا هستیم.
حال اگر یکی از همان افراد به ظاهر موفق، در وضعیت #شکست و یا بیماری ای قرار گرفت که زندگیش را مختل کرد،(که تاریخ جهان پر از این دگرگونیها بوده و هست) همه گونه حاضریم برایش #غصه خورده و احیانا خدمات و کمک های دلسوزانه به او بکنیم اما آیا هرگز حاضریم در این شرایط بوجود آمده #زندگی خود را با او #عوض کنیم؟
و یا اوست که باید با #دردی که از بیماریش دارد تنهاتر از همیشه بسازد و کسی حتی نزدیکترین افرادش نتوانند ذره ای از بار آن را با خود حمل کرده و از درد او بکاهند ؟
همه آن قصه و این داستانها ما را با چند #نکته اساسی در #زیستن_اینجهانی آشنا می کنند:
1⃣زندگی هر فرد مسیری #منحصر بفرد داشته و فرم و قالب یکسان از پیش تعریف شده برای هیچکس ندارد.(لقد جئتمونا فرادي كما خلقناكم اول مرة – انعام 94)
2⃣در اینجهان بودن یعنی مواجهه مدام با #تغییرات مختلف و متعدد منفی به مثبت و مثبت به منفی، از جمله از دست دادنها، پیر شدنها، بیماری، شکست، مرگ و ... که نمایانگر #ناماندگاری و فناپذیری عالم و هر چیزی در آن است و هیچکسی از این قاعده مستثنی نبوده که حق داشته باشد در هر اتفاقی که بد می پندارد معترض شود که " #خدایا_چرا_من ؟ ".( و لنبلونكم بشي ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين – بقره 155)
#ادامه_دارد 👇
☄ https://t.me/beshnofekrkon/1730
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
آیا کسی حاضر است همه #زندگی خود را با دیگری #عوض کند؟-2
3⃣خوشبختی و بدبختی هیچکس تابع شرایط و داشته ها و نداشته های فعلی او نیست، بلکه به #تفسیری است که از #خوشبختی و بدبختی دارد و #انتظاری که توقع دارد زندگی برآورده کند.
4⃣با گذر عمر بخصوص در اواسط آن،…
3⃣خوشبختی و بدبختی هیچکس تابع شرایط و داشته ها و نداشته های فعلی او نیست، بلکه به #تفسیری است که از #خوشبختی و بدبختی دارد و #انتظاری که توقع دارد زندگی برآورده کند.
4⃣با گذر عمر بخصوص در اواسط آن،…
👍1
آیا کسی حاضر است همه #زندگی خود را با دیگری #عوض کند؟-2
3⃣خوشبختی و بدبختی هیچکس تابع شرایط و داشته ها و نداشته های فعلی او نیست، بلکه به #تفسیری است که از #خوشبختی و بدبختی دارد و #انتظاری که توقع دارد زندگی برآورده کند.
4⃣با گذر عمر بخصوص در اواسط آن، نوع و سطح #خواسته های فرد تغییر کرده، لذا امکان استفاده از داشته ها نیز دچار تغییر شده بگونه ایکه حتی غیر ممکن می شوند.
5⃣بجای تلاش برای #داشتن همه چیز و در حد #معیارهای حاکم بر اذهان عموم و مورد پسند و #خوشامد دیگران، بدنبال تحقق #استعدادها و #علایق خود در حد توان و امکان، برای #رضایت باطن و عدم #آسیب به آرامش درونی خود و دیگران باشیم.
6⃣هیچ امر #دردآلودی نه تنها برای همیشه دردآلود نبوده و چه بسا قطعه ای از #پازلی است که اگر بر آن واقف شویم #شادمان گردیم، همانطور که هر اتفاق #خوشایندی ممکن است برای همیشه خوشایند نبوده و چه بسا منتج به #رنجی متعاقب خود نیز بشود.
7⃣لذا در زندگی خود، نه بر #ناداشته ها بنالیم که شاید روزی محقق شوند، هر چند شاید علتی بر دردی نیز بشوند و نه خود را آویزان #داشته ها کنیم که آنها نیز #ضمانتی بر خوشبختی کسی نبوده و روزی یا از دست رفته و یا خود نیز علت حسرت عدم امکان استفاده از آنها بشوند.( لا تاسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم – حدید 23)
#قسمت_اول 👇
https://t.me/beshnofekrkon/1729
محمد صالحی – 25/8/98
#مطلب_مرتبط👇
علت رنجهای ما در تفسیریست که از خوشبختی و انتظاریست که از زندگی داریم .
https://t.me/beshnofekrkon/1722
3⃣خوشبختی و بدبختی هیچکس تابع شرایط و داشته ها و نداشته های فعلی او نیست، بلکه به #تفسیری است که از #خوشبختی و بدبختی دارد و #انتظاری که توقع دارد زندگی برآورده کند.
4⃣با گذر عمر بخصوص در اواسط آن، نوع و سطح #خواسته های فرد تغییر کرده، لذا امکان استفاده از داشته ها نیز دچار تغییر شده بگونه ایکه حتی غیر ممکن می شوند.
5⃣بجای تلاش برای #داشتن همه چیز و در حد #معیارهای حاکم بر اذهان عموم و مورد پسند و #خوشامد دیگران، بدنبال تحقق #استعدادها و #علایق خود در حد توان و امکان، برای #رضایت باطن و عدم #آسیب به آرامش درونی خود و دیگران باشیم.
6⃣هیچ امر #دردآلودی نه تنها برای همیشه دردآلود نبوده و چه بسا قطعه ای از #پازلی است که اگر بر آن واقف شویم #شادمان گردیم، همانطور که هر اتفاق #خوشایندی ممکن است برای همیشه خوشایند نبوده و چه بسا منتج به #رنجی متعاقب خود نیز بشود.
7⃣لذا در زندگی خود، نه بر #ناداشته ها بنالیم که شاید روزی محقق شوند، هر چند شاید علتی بر دردی نیز بشوند و نه خود را آویزان #داشته ها کنیم که آنها نیز #ضمانتی بر خوشبختی کسی نبوده و روزی یا از دست رفته و یا خود نیز علت حسرت عدم امکان استفاده از آنها بشوند.( لا تاسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم – حدید 23)
#قسمت_اول 👇
https://t.me/beshnofekrkon/1729
محمد صالحی – 25/8/98
#مطلب_مرتبط👇
علت رنجهای ما در تفسیریست که از خوشبختی و انتظاریست که از زندگی داریم .
https://t.me/beshnofekrkon/1722
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
آیا کسی حاضر است همه #زندگی خود را با دیگری #عوض کند؟-1
قصه زیسته #اسکندر مقدونی از آموزش پذیرترین قصه های موضوع بحث ماست :
در زمانی که #اسکندر مقدونی بیش از نصف جهان را گرفت، قطعا چه بسیار مردمانی بوده اند که بارها و بارها او را #خوشبخت ترین فرد روی زمین…
قصه زیسته #اسکندر مقدونی از آموزش پذیرترین قصه های موضوع بحث ماست :
در زمانی که #اسکندر مقدونی بیش از نصف جهان را گرفت، قطعا چه بسیار مردمانی بوده اند که بارها و بارها او را #خوشبخت ترین فرد روی زمین…
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #سکته ای که مرا به #بینشِ_درونی رساند
👣 خانم دکتر #جیل بولت تیلور یک فرصت تحقیقاتی به دست آورد که کمتر محققانی تقاضای آن را دارند.
او یک #سکته_مغزی بزرگ کرد، و از کار افتادن یکی یکی عملیات مغزش- حرکت، قدرت سخن گفتن و نهایتا #خودآگاهی- را تماشا کرد.
او بیان می کند که وقتی #نیمکره_چپ مغزش را که مسئول #اعمال_ذهنی ماست از قبیل اندیشه و استدلال و قالب سازی و قضاوت و .. از دست می دهد
وارد #دنیای_جدیدی می شود که #چهره_واقعی هستی و زندگی را بصورت یک #انرژی_کل که تک تک اجزاء آن همه موجوداتند ، مشاهده می کند
و پس از آن به #آرامشی دست میابد که هرگز قابل وصف نیست.
و سپس #سفارش می کند ، اگر دنیای زیباتر و زندگی آرامتری می خواهیم ، باید #صداهای مداوم #ذهنمان که ما را از همه هستی جدا کرده و در برابر بقیه قرار می دهد ، #ساکت کنیم و بگذاریم #صدای_درونمان که هم آوا با جریان زیبای هستی است در وجود ما طنین بیفکند.
اذا قرء القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلکم ترحمون اعراف ۲۰۴
وقتی #صدای هستی در فضای وجودی عالم طنین می افکند، #ذهن را #ساکت کرده به آن #گوش کنید تا رحمت و مهربانی و #آرامش را دریابید.
☄ @beshnofekrkon
👣 خانم دکتر #جیل بولت تیلور یک فرصت تحقیقاتی به دست آورد که کمتر محققانی تقاضای آن را دارند.
او یک #سکته_مغزی بزرگ کرد، و از کار افتادن یکی یکی عملیات مغزش- حرکت، قدرت سخن گفتن و نهایتا #خودآگاهی- را تماشا کرد.
او بیان می کند که وقتی #نیمکره_چپ مغزش را که مسئول #اعمال_ذهنی ماست از قبیل اندیشه و استدلال و قالب سازی و قضاوت و .. از دست می دهد
وارد #دنیای_جدیدی می شود که #چهره_واقعی هستی و زندگی را بصورت یک #انرژی_کل که تک تک اجزاء آن همه موجوداتند ، مشاهده می کند
و پس از آن به #آرامشی دست میابد که هرگز قابل وصف نیست.
و سپس #سفارش می کند ، اگر دنیای زیباتر و زندگی آرامتری می خواهیم ، باید #صداهای مداوم #ذهنمان که ما را از همه هستی جدا کرده و در برابر بقیه قرار می دهد ، #ساکت کنیم و بگذاریم #صدای_درونمان که هم آوا با جریان زیبای هستی است در وجود ما طنین بیفکند.
اذا قرء القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلکم ترحمون اعراف ۲۰۴
وقتی #صدای هستی در فضای وجودی عالم طنین می افکند، #ذهن را #ساکت کرده به آن #گوش کنید تا رحمت و مهربانی و #آرامش را دریابید.
☄ @beshnofekrkon
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
#فریاد_عیسی(ع) بر سر #عالمان_دینی_ریاکار
عیسی ابن مریم (ع) می فرماید :
" ای #علمای_دین که بر مسند موسی نشسته اید :!
شما خود را به مردم ، #پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از #ریاکاری و شرارتید .
وای برشما ای #علمای ریاکار دین !
شما برای پیامبران ، #مقبره می سازید .
ای #ماران ! چگونه از #مجازات جهنم خواهید گریخت ؟
انجیل متی ، فصل 23 ، آیه های 2 و 28 و 29 و 33
۲۰۱۸ امین سال #تولد_عیسی(ع) بر همگان #مبارکباد
https://telegram.me/beshnofekrkon
عیسی ابن مریم (ع) می فرماید :
" ای #علمای_دین که بر مسند موسی نشسته اید :!
شما خود را به مردم ، #پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از #ریاکاری و شرارتید .
وای برشما ای #علمای ریاکار دین !
شما برای پیامبران ، #مقبره می سازید .
ای #ماران ! چگونه از #مجازات جهنم خواهید گریخت ؟
انجیل متی ، فصل 23 ، آیه های 2 و 28 و 29 و 33
۲۰۱۸ امین سال #تولد_عیسی(ع) بر همگان #مبارکباد
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
☘️عصرگفتگوی دیماه #کتابخانه_اشراق با موضوع:
#گفتگوی_ادیان (بحثی پیرامون چیستی دین و وحدت ادیان)
📍 باحضور: مهندس محمد صالحی
⏱ #پنجشنبه 5دی؛ ساعت 18:30
🏠 نجف آباد، خیابان 15خرداد شمالی، مقابل مسجد عسکریه
☄ @beshnofekrkon
#گفتگوی_ادیان (بحثی پیرامون چیستی دین و وحدت ادیان)
📍 باحضور: مهندس محمد صالحی
⏱ #پنجشنبه 5دی؛ ساعت 18:30
🏠 نجف آباد، خیابان 15خرداد شمالی، مقابل مسجد عسکریه
☄ @beshnofekrkon
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
در کلام زیبای عیسی (ع)
تعالیم و پیامهای پیامبران ، برای تزکیه انسانهاست . آنجا که حضرت حق می فرمایند :
هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم اياته و يزکيهم .
1
" او کسى است که در ميان جمعيت درس نخوانده ، رسولى از خودشان برانگيخت که آياتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزکيه مىکند ."
و همه از یک مبدا ، و آن هم خداوند حکیم ، صادر شده ، بنابر این هر پیامبری ، کتاب قبلی را تصدیق می کند . آنجا که خداوند می فرماید :
و انزلنا اليک الکتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الکتاب و مهيمنا عليه 2
" و اين کتاب [= قرآن] را به حق بر تو نازل کرديم، در حالى که کتب پيشين را تصديق مىکند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛"
ذیلا در سالروز ولادت عیسی (ع) ، به گوشه ای از پیامهای اخلاقی ایشان ، نظر بیفکنیم :
1- اگر تنها ، آنان را محبت کنید که شما را محبت می کنند ، چه پاداشی خواهید داشت ؟ که مردمان پست نیز چنین کنند . 3
2- و اگر تنها برادران خود را درود گوئید ، چه برتری بر کافران دارید ؟ زیرا اینان نیز چنین کنند .4
3- هنگام دعا ، عباراتی توخالی تکرار نکنید ، آنگونه که بت پرستان می کنند ، زیرا آنان می پندارند به سبب زیاده گفتن ، دعایشان مستجاب می شود . 5
4- اگر خطاهای مردم را نبخشید ، پدر شما ( خداوند ) نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید . 6
5- بر زمین ، گنج میندوزید ، جایی که بید و زنگ ، زیان می رساند ، و دزدان نقب می زنند و سرقت می کنند . 7
6- بلکه گنج خود را در آسمان بیندوزید ، آنجا که بید و زنگ زیان نمی رساند و دزدان چاله نمی کنند و سرقت نمی کنند . 8
7- زیرا هرجا ، گنج توست ، دل تو نیز آنجا خواهد بود . 9
8- پس به شما می گویم ، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید، یا چه بنوشید ، و نه نگران بدن خود ، که چه بپوشید . آیا زندگی ، از خوراک ، و بدن ، از پوشاک مهمتر نیست ؟ 10
9- پرندگان آسمان را بنگرید که نه می کارند و نه می دروند و نه در انبار ذخیره می کنند و پدر آسمانی ( خداوند ) به آنها ، روزی می دهد . آیا شما بس با ارزشتر از آنها نیستید ؟ 11
10- کیست از شما ، که بتواند با نگرانی ، ساعتی به عمر خود بیفزاید ؟ 12
11- پس نگران فردا نباشید ، زیرا فردا ، نگرانی خود را خواهد داشت . مشکلات امروز ، برای امروز کافیست . 13
12- داوری نکنید ، تا بر شما داوری نشود . 14
13- زیرا به همانگونه که بر دیگران ، داوری کنید ، بر شما نیز داوری خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید ، برای شما وزن خواهد شد . 15
14- چرا پرکاهی را در چشم برادرت می بینی ، اما از کنده ای که در چشم خود داری غافلی ؟ 16
15- بخواهید تا به شما داده شود . بجویید تا بیابید . در بزنید تا به روی شما باز شود . 17
16- با مردم همانگونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند . این است خلاصه تورات و نوشته های پیامبران . 18
17- فقط با عبور از در تنگ ، می توان به حضور خدا رسید . جاده ای که به طرف جهنم می رود خیلی پهن است و دروازه اش نیز بسیار بزرگ ، و همه کسانی که به آن راه می روند ، براحتی می توانند داخل شوند . 19
18- اما دری که به زندگی جاودان باز شود ، کوچک است و راهش نیز باریک ، و تنها عده کمی می توانند به آن راه یابند . 20
زیرنویسها :
1- قرآن – سوره جمعه آیه 2
2- قران – سوره مائده آیه 48
3- انجیل متی فصل5 آیه 46 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 32
4- انجیل متی فصل5 آیه 47 – لوقا فصل 6 آیه 33
5- انجیل متی فصل6 آیه 7
6- انجیل متی فصل6 آیه 15
7- انجیل متی فصل6 آیه 19
8- انجیل متی فصل6 آیه 20 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 33
9- انجیل متی فصل6 آیه 21 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 34
10- انجیل متی فصل6 آیه 25 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 22
11- انجیل متی فصل6 آیه 26 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 24
12- انجیل متی فصل6 آیه 27
13- انجیل متی فصل6 آیه 34
14- انجیل متی فصل7 آیه 1 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 37
15- انجیل متی فصل7 آیه 2
16- انجیل متی فصل7 آیه 3
17- انجیل متی فصل7 آیه 7 – انجیل مرقس فصل 11 آیه 24
18- انجیل متی فصل7 آیه 12 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 31
19- انجیل متی فصل7 آیه 13 – انجیل لوقا فصل 13 آیه 24
20- انجیل متی فصل7 آیه 14
تحقیق : محمد صالحی – 8/ 10/ 90 مصادف با ولادت عیسی (ع)
http://mahsan.parsiblog.com
تعالیم و پیامهای پیامبران ، برای تزکیه انسانهاست . آنجا که حضرت حق می فرمایند :
هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم اياته و يزکيهم .
1
" او کسى است که در ميان جمعيت درس نخوانده ، رسولى از خودشان برانگيخت که آياتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزکيه مىکند ."
و همه از یک مبدا ، و آن هم خداوند حکیم ، صادر شده ، بنابر این هر پیامبری ، کتاب قبلی را تصدیق می کند . آنجا که خداوند می فرماید :
و انزلنا اليک الکتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الکتاب و مهيمنا عليه 2
" و اين کتاب [= قرآن] را به حق بر تو نازل کرديم، در حالى که کتب پيشين را تصديق مىکند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛"
ذیلا در سالروز ولادت عیسی (ع) ، به گوشه ای از پیامهای اخلاقی ایشان ، نظر بیفکنیم :
1- اگر تنها ، آنان را محبت کنید که شما را محبت می کنند ، چه پاداشی خواهید داشت ؟ که مردمان پست نیز چنین کنند . 3
2- و اگر تنها برادران خود را درود گوئید ، چه برتری بر کافران دارید ؟ زیرا اینان نیز چنین کنند .4
3- هنگام دعا ، عباراتی توخالی تکرار نکنید ، آنگونه که بت پرستان می کنند ، زیرا آنان می پندارند به سبب زیاده گفتن ، دعایشان مستجاب می شود . 5
4- اگر خطاهای مردم را نبخشید ، پدر شما ( خداوند ) نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید . 6
5- بر زمین ، گنج میندوزید ، جایی که بید و زنگ ، زیان می رساند ، و دزدان نقب می زنند و سرقت می کنند . 7
6- بلکه گنج خود را در آسمان بیندوزید ، آنجا که بید و زنگ زیان نمی رساند و دزدان چاله نمی کنند و سرقت نمی کنند . 8
7- زیرا هرجا ، گنج توست ، دل تو نیز آنجا خواهد بود . 9
8- پس به شما می گویم ، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید، یا چه بنوشید ، و نه نگران بدن خود ، که چه بپوشید . آیا زندگی ، از خوراک ، و بدن ، از پوشاک مهمتر نیست ؟ 10
9- پرندگان آسمان را بنگرید که نه می کارند و نه می دروند و نه در انبار ذخیره می کنند و پدر آسمانی ( خداوند ) به آنها ، روزی می دهد . آیا شما بس با ارزشتر از آنها نیستید ؟ 11
10- کیست از شما ، که بتواند با نگرانی ، ساعتی به عمر خود بیفزاید ؟ 12
11- پس نگران فردا نباشید ، زیرا فردا ، نگرانی خود را خواهد داشت . مشکلات امروز ، برای امروز کافیست . 13
12- داوری نکنید ، تا بر شما داوری نشود . 14
13- زیرا به همانگونه که بر دیگران ، داوری کنید ، بر شما نیز داوری خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید ، برای شما وزن خواهد شد . 15
14- چرا پرکاهی را در چشم برادرت می بینی ، اما از کنده ای که در چشم خود داری غافلی ؟ 16
15- بخواهید تا به شما داده شود . بجویید تا بیابید . در بزنید تا به روی شما باز شود . 17
16- با مردم همانگونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند . این است خلاصه تورات و نوشته های پیامبران . 18
17- فقط با عبور از در تنگ ، می توان به حضور خدا رسید . جاده ای که به طرف جهنم می رود خیلی پهن است و دروازه اش نیز بسیار بزرگ ، و همه کسانی که به آن راه می روند ، براحتی می توانند داخل شوند . 19
18- اما دری که به زندگی جاودان باز شود ، کوچک است و راهش نیز باریک ، و تنها عده کمی می توانند به آن راه یابند . 20
زیرنویسها :
1- قرآن – سوره جمعه آیه 2
2- قران – سوره مائده آیه 48
3- انجیل متی فصل5 آیه 46 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 32
4- انجیل متی فصل5 آیه 47 – لوقا فصل 6 آیه 33
5- انجیل متی فصل6 آیه 7
6- انجیل متی فصل6 آیه 15
7- انجیل متی فصل6 آیه 19
8- انجیل متی فصل6 آیه 20 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 33
9- انجیل متی فصل6 آیه 21 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 34
10- انجیل متی فصل6 آیه 25 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 22
11- انجیل متی فصل6 آیه 26 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 24
12- انجیل متی فصل6 آیه 27
13- انجیل متی فصل6 آیه 34
14- انجیل متی فصل7 آیه 1 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 37
15- انجیل متی فصل7 آیه 2
16- انجیل متی فصل7 آیه 3
17- انجیل متی فصل7 آیه 7 – انجیل مرقس فصل 11 آیه 24
18- انجیل متی فصل7 آیه 12 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 31
19- انجیل متی فصل7 آیه 13 – انجیل لوقا فصل 13 آیه 24
20- انجیل متی فصل7 آیه 14
تحقیق : محمد صالحی – 8/ 10/ 90 مصادف با ولادت عیسی (ع)
http://mahsan.parsiblog.com
👍1
بازنشر به بهانه ورود مجلس به قانون #مهریه
چرا تاریخ مصرف #ساختار_سنتی_خانواده تمام شده است؟ ۱
اگر چه قبلا در مقالات و سخنرانیهای متعدد به این موضوع پرداخته ام، ولی جهت وضوح بیشتر نکاتی را مختصرا عرض می کنم:
آیا فکر کرده ایم که با آنکه هر ساله به تعداد #روانشناسان و مشاوران در سطوح و گرایشهای مختلف لیسانس تا دکترا و نیز کارگاهها و سمینارهای مختلف آموزشی و مهارت افزایی، افزوده می شود ولی سرعت افزایش تعداد #طلاقها و کاهش چشمگیر ازدواج بسیار بیشتر شده و رو بسوی یک جامعه افسارگسیخته پیش می رود ؟!!
به نظر می رسد که #مسئله و مشکل از یک مسئله #روانشناختی و کیس محور فراتر رفته و به یک معضل بزرگ #اجتماعی تبدیل شده است که باید در سطح کلان دنبال ریشه ها و عوامل جامعه شناختی آن بود،
لذا #شیوه های معمول کیس محور در مشاوره ها جواب نداده و یا جواب مانایی نداده و متاسفانه آماری نیز ارائه نشده که چند درصد این مشاوره ها از تشدید تعارضات زناشویی جلوگیری کرده و منجر به طلاق نشده اند !
با توجه به مطالعه و دقت چند ساله من در این امر ، به نظر می رسد که بدلیل #تحولات اجتماعی و تاثیر آن در افزایش #مطالبات حقوقی افراد جامعه بخصوص بانوان، ساختار سنتی خانواده در ایران، #جوابگوی آن تغییرات نبوده و خانواده را به محل #زورآزمایی زوجین تبدیل کرده است ؛
#زن با مطالبه حقوق مختلف از جمله تحصیل، کار، فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، طلاق، تساوی ارث و دیه و ..و رسیدن به آنها، صاحب #جایگاهی شد که به هیچوجه در ساختار سنتی که حتی حق خروج از منزل بدون اجازه شوهر نداشت ، قابل حصول نیست و همین امر باعث شد #مرد احساس کند ابزار کنترل زندگی را از دست داده، بدون آنکه چیزی بدست آورد ؛
بطور #مثال :
#زن با اوصاف فوق ، دیگر خود را صرفا یک همسر و مادر فداکار نمی داند ، بلکه #حقوقی را بدست آورده که در گذشته فقط آرزویش را داشته است و الان از یوغ مرد خارج شده ، که باید بهر شکل ممکن آنرا حفظ کند .
لذا رفتارهایش در تصمیم گیریهای زندگی ، تربیت فرزندان، خرید و فروشها ، مسافرتها و .. بگونه ای تغییر کرده که #مرد احساس ورود یک #رقیب به زندگیش را دارد، رقیبی که هر چه بیشتر سعی در #کاهش نقش مرد و افزایش اقتدار خود را دارد، بدون آنکه وظیفه ای در قبال مشارکت در هزینه های مختلف مادی زندگی داشته باشد.
#مرد با خود می اندیشد که من باید نفقه و مهریه بدهم، خانه بخرم، ماشین تهیه کنم، باغ بخرم، مسافرت ببرم و .. ولی در عوض چه بدست آورده ام، جز از دست دادن #اقتدار سنتی خود و حتی دخالت در تصمیمات زندگی !
اینجاست که #مرد به انحا مختلف سعی در کنترل، کاهش و تحقیر قدرت زن دارد ،
و #زن سعی در حفظ جایگاهی که بدست آورده است.
آیا در این فضای #دوئلی که دو رقیب با یارگیری از فرزندان، فقط به فکر #منافع فردی خود هستند، کدام مشاوره جواب می دهد؟
جز آنکه شیوه ای انتخاب شود تا از برهم گذاشتن قدرت آن دو، بستر جدیدی آماده و زندگی در مسیر پویایی و همراستای تحولات اجتماعی، به پیش رانده شود؟
به نظر می رسد، الان که #زن نیز مثل مرد دارای حقوق حقه خود مثل کار و تحصیل و ..و صاحب درآمد و موقعیتهای مختلف شده، باید در کنار مرد و دست در دست او، با #آورده هایش وارد زندگی شود، نه آنکه مطابق همان ساختار سنتی، مرد دهنده باشد و زن گیرنده ( چه مهریه و چه نفقه و چه ..)
لذا بایستی برای حفظ #شان زن و #حرمت مرد و حریم خانواده، نسبت به پایه ریزی یک #ساختار_مشارکتی اقدام کرد که مرد و زن با آورده های مادی و معنوی و عاطفی خود، نسبت به تشکیل زندگی مشترک اقدام کنند،
و تبعا خود را در همه امور زندگی اعم از هزینه ها، سرمایه گذاریها، فرزندپروری، سود و زیان، عشق و محبت و ..شریک و موظف دانسته
و کم کاری و خود محوری خود را در هریک از هر بخش زندگی، باعث کاهش رشد و رونق آن و زیان همه افراد خانواده بدانند.
در این ساختار، #زن موجود ضعیفی و یا حقیری نیست که نیاز به #حمایت و یا پشتوانه مالی مرد داشته باشد ( مهریه و نفقه و .. ) بلکه هر دو #شرکایی هستند که باید از محصول آن شرکت بهره ببرند.
بلکه طبق #قوانین_مشارکتی، هر کدام #حق_السهم اشتراکی خود را در همه امور مادی و معنوی ( اعم از سرمایه ها و دارائیها و نیز فرزندان و ..) داشته و قانون موظف به حمایت هر دو است .
توجه شود که آورده فقط #پول نیست، بلکه عشق و محبت و انرژی دادن به زندگی و .. نیز آورده اند و اینکه شخص طرفش را #شاغل و یا غیر شاغل بخواهد حق اوست ولی تاثیری در حق السهم اشتراکی آنها نمی گذارد، چرا که مردی که انتخاب می کند زنی غیر شاغل داشته باشد بر داشته ها و آورده های معنوی و #عاطفی او تکیه کرده و قانون طبق همان قراردادهای مشارکتی، برای هر دو حق السهم در همه امور مادی و معنوی زندگی قائل می شود.
محمد صالحی
ادامه 👇
☄️https://t.me/beshnofekrkon/1737
چرا تاریخ مصرف #ساختار_سنتی_خانواده تمام شده است؟ ۱
اگر چه قبلا در مقالات و سخنرانیهای متعدد به این موضوع پرداخته ام، ولی جهت وضوح بیشتر نکاتی را مختصرا عرض می کنم:
آیا فکر کرده ایم که با آنکه هر ساله به تعداد #روانشناسان و مشاوران در سطوح و گرایشهای مختلف لیسانس تا دکترا و نیز کارگاهها و سمینارهای مختلف آموزشی و مهارت افزایی، افزوده می شود ولی سرعت افزایش تعداد #طلاقها و کاهش چشمگیر ازدواج بسیار بیشتر شده و رو بسوی یک جامعه افسارگسیخته پیش می رود ؟!!
به نظر می رسد که #مسئله و مشکل از یک مسئله #روانشناختی و کیس محور فراتر رفته و به یک معضل بزرگ #اجتماعی تبدیل شده است که باید در سطح کلان دنبال ریشه ها و عوامل جامعه شناختی آن بود،
لذا #شیوه های معمول کیس محور در مشاوره ها جواب نداده و یا جواب مانایی نداده و متاسفانه آماری نیز ارائه نشده که چند درصد این مشاوره ها از تشدید تعارضات زناشویی جلوگیری کرده و منجر به طلاق نشده اند !
با توجه به مطالعه و دقت چند ساله من در این امر ، به نظر می رسد که بدلیل #تحولات اجتماعی و تاثیر آن در افزایش #مطالبات حقوقی افراد جامعه بخصوص بانوان، ساختار سنتی خانواده در ایران، #جوابگوی آن تغییرات نبوده و خانواده را به محل #زورآزمایی زوجین تبدیل کرده است ؛
#زن با مطالبه حقوق مختلف از جمله تحصیل، کار، فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، طلاق، تساوی ارث و دیه و ..و رسیدن به آنها، صاحب #جایگاهی شد که به هیچوجه در ساختار سنتی که حتی حق خروج از منزل بدون اجازه شوهر نداشت ، قابل حصول نیست و همین امر باعث شد #مرد احساس کند ابزار کنترل زندگی را از دست داده، بدون آنکه چیزی بدست آورد ؛
بطور #مثال :
#زن با اوصاف فوق ، دیگر خود را صرفا یک همسر و مادر فداکار نمی داند ، بلکه #حقوقی را بدست آورده که در گذشته فقط آرزویش را داشته است و الان از یوغ مرد خارج شده ، که باید بهر شکل ممکن آنرا حفظ کند .
لذا رفتارهایش در تصمیم گیریهای زندگی ، تربیت فرزندان، خرید و فروشها ، مسافرتها و .. بگونه ای تغییر کرده که #مرد احساس ورود یک #رقیب به زندگیش را دارد، رقیبی که هر چه بیشتر سعی در #کاهش نقش مرد و افزایش اقتدار خود را دارد، بدون آنکه وظیفه ای در قبال مشارکت در هزینه های مختلف مادی زندگی داشته باشد.
#مرد با خود می اندیشد که من باید نفقه و مهریه بدهم، خانه بخرم، ماشین تهیه کنم، باغ بخرم، مسافرت ببرم و .. ولی در عوض چه بدست آورده ام، جز از دست دادن #اقتدار سنتی خود و حتی دخالت در تصمیمات زندگی !
اینجاست که #مرد به انحا مختلف سعی در کنترل، کاهش و تحقیر قدرت زن دارد ،
و #زن سعی در حفظ جایگاهی که بدست آورده است.
آیا در این فضای #دوئلی که دو رقیب با یارگیری از فرزندان، فقط به فکر #منافع فردی خود هستند، کدام مشاوره جواب می دهد؟
جز آنکه شیوه ای انتخاب شود تا از برهم گذاشتن قدرت آن دو، بستر جدیدی آماده و زندگی در مسیر پویایی و همراستای تحولات اجتماعی، به پیش رانده شود؟
به نظر می رسد، الان که #زن نیز مثل مرد دارای حقوق حقه خود مثل کار و تحصیل و ..و صاحب درآمد و موقعیتهای مختلف شده، باید در کنار مرد و دست در دست او، با #آورده هایش وارد زندگی شود، نه آنکه مطابق همان ساختار سنتی، مرد دهنده باشد و زن گیرنده ( چه مهریه و چه نفقه و چه ..)
لذا بایستی برای حفظ #شان زن و #حرمت مرد و حریم خانواده، نسبت به پایه ریزی یک #ساختار_مشارکتی اقدام کرد که مرد و زن با آورده های مادی و معنوی و عاطفی خود، نسبت به تشکیل زندگی مشترک اقدام کنند،
و تبعا خود را در همه امور زندگی اعم از هزینه ها، سرمایه گذاریها، فرزندپروری، سود و زیان، عشق و محبت و ..شریک و موظف دانسته
و کم کاری و خود محوری خود را در هریک از هر بخش زندگی، باعث کاهش رشد و رونق آن و زیان همه افراد خانواده بدانند.
در این ساختار، #زن موجود ضعیفی و یا حقیری نیست که نیاز به #حمایت و یا پشتوانه مالی مرد داشته باشد ( مهریه و نفقه و .. ) بلکه هر دو #شرکایی هستند که باید از محصول آن شرکت بهره ببرند.
بلکه طبق #قوانین_مشارکتی، هر کدام #حق_السهم اشتراکی خود را در همه امور مادی و معنوی ( اعم از سرمایه ها و دارائیها و نیز فرزندان و ..) داشته و قانون موظف به حمایت هر دو است .
توجه شود که آورده فقط #پول نیست، بلکه عشق و محبت و انرژی دادن به زندگی و .. نیز آورده اند و اینکه شخص طرفش را #شاغل و یا غیر شاغل بخواهد حق اوست ولی تاثیری در حق السهم اشتراکی آنها نمی گذارد، چرا که مردی که انتخاب می کند زنی غیر شاغل داشته باشد بر داشته ها و آورده های معنوی و #عاطفی او تکیه کرده و قانون طبق همان قراردادهای مشارکتی، برای هر دو حق السهم در همه امور مادی و معنوی زندگی قائل می شود.
محمد صالحی
ادامه 👇
☄️https://t.me/beshnofekrkon/1737
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
چرا تاریخ مصرف #ساختار_سنتی_خانواده تمام شده است ؟ ۲
مهم آنست که #زندگی از یک حالت #یکطرفه سنتی به حالت دو طرفه #اشتراکی تبدیل شده و هر دو موظف به انجام ماموریت محوله خود در هم افزایی و رشد زندگی بشوند.
#مزایا :
هر شخص خود را #مسئول هر اتفاق در زندگی…
مهم آنست که #زندگی از یک حالت #یکطرفه سنتی به حالت دو طرفه #اشتراکی تبدیل شده و هر دو موظف به انجام ماموریت محوله خود در هم افزایی و رشد زندگی بشوند.
#مزایا :
هر شخص خود را #مسئول هر اتفاق در زندگی…
👍7
چرا تاریخ مصرف #ساختار_سنتی_خانواده تمام شده است ؟ ۲
مهم آنست که #زندگی از یک حالت #یکطرفه سنتی به حالت دو طرفه #اشتراکی تبدیل شده و هر دو موظف به انجام ماموریت محوله خود در هم افزایی و رشد زندگی بشوند.
#مزایا :
هر شخص خود را #مسئول هر اتفاق در زندگی می داند #لذا :
جهت افزایش #کارایی خود اقدام می کند
جهت ارتقا #تواناییهای دیگری تلاش می کند
#مشاوره و #جلسات مشترک را جهت افزایش تواناییهای خود لازم می داند
#فرزندان اعضای شرکت تعاونی زندگی اند نه حامی یکی
💑نگاه فراتاریخی #قرآن کریم به خانواده بسیار فراتر از ساختار سنتی ای است که متناسب با شرایط عصر نزول ارائه شده است :
دلیل #خلقت زوجین ، #آرامشی است که در ساکن شدن نزد او بدست می آید :
و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها – روم 21
#جایگاه هر یک نسبت به دیگری، #پوششی است که او را زیباتر کرده و در آسایش و امنیت روانی قرار دهد :
هن لباس لكم و انتم لباس لهن – بقره 187
محمد صالحی – 15/1/98
#قسمت_اول👇
https://t.me/beshnofekrkon/1736
#سخنرانی : لزوم تغییر ساختار خانواده از سنتی به مشارکتی
https://telegram.me/beshnofekrkon/1052
مهم آنست که #زندگی از یک حالت #یکطرفه سنتی به حالت دو طرفه #اشتراکی تبدیل شده و هر دو موظف به انجام ماموریت محوله خود در هم افزایی و رشد زندگی بشوند.
#مزایا :
هر شخص خود را #مسئول هر اتفاق در زندگی می داند #لذا :
جهت افزایش #کارایی خود اقدام می کند
جهت ارتقا #تواناییهای دیگری تلاش می کند
#مشاوره و #جلسات مشترک را جهت افزایش تواناییهای خود لازم می داند
#فرزندان اعضای شرکت تعاونی زندگی اند نه حامی یکی
💑نگاه فراتاریخی #قرآن کریم به خانواده بسیار فراتر از ساختار سنتی ای است که متناسب با شرایط عصر نزول ارائه شده است :
دلیل #خلقت زوجین ، #آرامشی است که در ساکن شدن نزد او بدست می آید :
و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها – روم 21
#جایگاه هر یک نسبت به دیگری، #پوششی است که او را زیباتر کرده و در آسایش و امنیت روانی قرار دهد :
هن لباس لكم و انتم لباس لهن – بقره 187
محمد صالحی – 15/1/98
#قسمت_اول👇
https://t.me/beshnofekrkon/1736
#سخنرانی : لزوم تغییر ساختار خانواده از سنتی به مشارکتی
https://telegram.me/beshnofekrkon/1052
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
بازنشر به بهانه ورود مجلس به قانون #مهریه
چرا تاریخ مصرف #ساختار_سنتی_خانواده تمام شده است؟ ۱
اگر چه قبلا در مقالات و سخنرانیهای متعدد به این موضوع پرداخته ام، ولی جهت وضوح بیشتر نکاتی را مختصرا عرض می کنم:
آیا فکر کرده ایم که با آنکه هر ساله به تعداد…
چرا تاریخ مصرف #ساختار_سنتی_خانواده تمام شده است؟ ۱
اگر چه قبلا در مقالات و سخنرانیهای متعدد به این موضوع پرداخته ام، ولی جهت وضوح بیشتر نکاتی را مختصرا عرض می کنم:
آیا فکر کرده ایم که با آنکه هر ساله به تعداد…
👍2❤1
🔊فایل صوتی
سخنرانی دکتر #روزبه_توسرکانی
گذار به « #پارادایم_سوم»؟
#آیندهی_علم و #خداگرایی
دانشگاه تورنتو ، ۱۲ فوریه ۲۰۱۹
بحثی مفصل در مورد تلاش بشر در طول تاریخ در #شناخت ، تبیین و توضیح #جهان در #سه_پارادایم :
1⃣پارادایم #اول : از دوره #یونان باستان تا قبل از #رنسانس است که سعی در بررسی و #توضیح_چرایی قوانین هستی است و اینجاست که به وجود #خداوند قائل می شود برای توضیح علت اول حیات ، چرایی نظم و قوانین بوجود آورنده آن و ... .
2⃣پارادایم #دوم : که از #رنسانس شروع می شود و #علم همه کاره شده وارد عرصه #کشف قوانین در جهت #مدلسازی پدیده ها و فرایندهای جهان برای ایجاد #تکنولوژی و بهره بیشتر از آنست ، نه بدنبال #توضیح چرایی قوانین و حیات و ... .
#خدا_ناباوران علم گرا با این توهم که در حال #کشف تئوری همه چیز هستند و بنابراین جای #خالی ای برای #توصیف جهان نمی ماند که به پیش فرض #خدا نیاز باشد ،
متوجه نیستند که همه تلاش #علم برای #مدلسازی آن چیزهایی است که می بیند و در حال وقوع هستند تا بتواند تکنولوژی خود را بر آن استوار کند ،
نه #توضیح چرا آن پدیده ها هستند و چرا آن فرایندها بوجود آمده اند ،
نهایتا می گوید بر اساس فلان #قوانین ایجاد و کار می کنند ،
اما #توضیح نمی دهد که آن قوانین از #کجا آمده اند ، #جنسشان چیست که آن پدیده ها در قالب آنها کار می کنند و .. .
لذا #داوکینز و دیگر خداناباوران علم گرا نتوانسته اند حوزه #مشاهده عالم و مدلسازی علمی فرایندهای آن را از حوزه #توضیح_چرایی و از #کجایی و به #کجایی عالم را جدا کنند .
با این توضیح ، #ساینس در #پارادایم_دوم دنبال بهره برداری بیشتر از جهان با توصیف علمی آن و #مدلسازی کارکرد آن بوده است ، نه #توضیح چرایی و علت و #غایت عالم
و به همین دلیل نمی تواند وارد بحث از وجود و عدم وجود #خداوند بشود .
3⃣پارادایم #سوم : بحث در #توضیح عالم با استفاده از مقولات #فلسفی و بهره برداری از #علم
اینکه #جنس قوانین چه هستند و از #کجا منشا شده و ... .
که جرقه هایی در چند سال اخیر در این امر زده شده و امیدواریم که هر چه بیشتر به این سمت کشیده شده و بتواند به #درک_چرایی و #توضیح عالم کمک کند ،
نه فقط دنبال #کشف_مدلهای جدید برای #تبیین کارکرد فرایندهای هستی جهت بهره برداری بیشتر از طبیعت باشد .
محمد صالحی
🆔 @sokhanranihaa
☄ @beshnofekrkon
سخنرانی دکتر #روزبه_توسرکانی
گذار به « #پارادایم_سوم»؟
#آیندهی_علم و #خداگرایی
دانشگاه تورنتو ، ۱۲ فوریه ۲۰۱۹
بحثی مفصل در مورد تلاش بشر در طول تاریخ در #شناخت ، تبیین و توضیح #جهان در #سه_پارادایم :
1⃣پارادایم #اول : از دوره #یونان باستان تا قبل از #رنسانس است که سعی در بررسی و #توضیح_چرایی قوانین هستی است و اینجاست که به وجود #خداوند قائل می شود برای توضیح علت اول حیات ، چرایی نظم و قوانین بوجود آورنده آن و ... .
2⃣پارادایم #دوم : که از #رنسانس شروع می شود و #علم همه کاره شده وارد عرصه #کشف قوانین در جهت #مدلسازی پدیده ها و فرایندهای جهان برای ایجاد #تکنولوژی و بهره بیشتر از آنست ، نه بدنبال #توضیح چرایی قوانین و حیات و ... .
#خدا_ناباوران علم گرا با این توهم که در حال #کشف تئوری همه چیز هستند و بنابراین جای #خالی ای برای #توصیف جهان نمی ماند که به پیش فرض #خدا نیاز باشد ،
متوجه نیستند که همه تلاش #علم برای #مدلسازی آن چیزهایی است که می بیند و در حال وقوع هستند تا بتواند تکنولوژی خود را بر آن استوار کند ،
نه #توضیح چرا آن پدیده ها هستند و چرا آن فرایندها بوجود آمده اند ،
نهایتا می گوید بر اساس فلان #قوانین ایجاد و کار می کنند ،
اما #توضیح نمی دهد که آن قوانین از #کجا آمده اند ، #جنسشان چیست که آن پدیده ها در قالب آنها کار می کنند و .. .
لذا #داوکینز و دیگر خداناباوران علم گرا نتوانسته اند حوزه #مشاهده عالم و مدلسازی علمی فرایندهای آن را از حوزه #توضیح_چرایی و از #کجایی و به #کجایی عالم را جدا کنند .
با این توضیح ، #ساینس در #پارادایم_دوم دنبال بهره برداری بیشتر از جهان با توصیف علمی آن و #مدلسازی کارکرد آن بوده است ، نه #توضیح چرایی و علت و #غایت عالم
و به همین دلیل نمی تواند وارد بحث از وجود و عدم وجود #خداوند بشود .
3⃣پارادایم #سوم : بحث در #توضیح عالم با استفاده از مقولات #فلسفی و بهره برداری از #علم
اینکه #جنس قوانین چه هستند و از #کجا منشا شده و ... .
که جرقه هایی در چند سال اخیر در این امر زده شده و امیدواریم که هر چه بیشتر به این سمت کشیده شده و بتواند به #درک_چرایی و #توضیح عالم کمک کند ،
نه فقط دنبال #کشف_مدلهای جدید برای #تبیین کارکرد فرایندهای هستی جهت بهره برداری بیشتر از طبیعت باشد .
محمد صالحی
🆔 @sokhanranihaa
☄ @beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
👍1
◾️سرگذشت حضرت #زینب(س) و محل #دفن ایشان( #مصر)
بنا بر اخباری که در کتاب «أخبار الزينبات» تألیف عُبَیدَلی نسّابه(٢٧٧ق) آمده حضرت زینب(س) از مدینه به #مصر، شهر فُسطاط -که بعدها مجاور آن شهر قاهره بنا شد- تبعید، و در خانهای واقع در باغهای شمال شرقی این شهر که مربوط به والی مصر بود اقامت داده شد و در #همانجا درگذشت، و بنا بر وصیتش در همان اتاق محل سکونتش دفن شد.
پس از فاجعۀ خونین #کربلا در سال ٦١هجری و بازگشت اسیران و یتیمان از شام به مدینه، و هنگامی که عبدالله بن زبیر در مکه مردم را به برکنار کردن یزید و قیام به خونخواهی امام حسین(ع) میشوراند و خبرش به اهل مدینه رسید، حضرت زینب(س) نیز شروع کرد به خواندن مردم مدینه به قیام برای خونخواهی امام حسین(علیه السلام) [و اجرای عدالت]، که با مقابلۀ والی مدینه مواجه و موجب بپا شدن آشوب و غائلهای بین حضرت و والی شد و اختلافات بالا گرفت.
والی مدینه عَمرو بن سعید بن عاص أشدق اموی1️⃣، نامهای به یزید نوشت و او را از اوضاع مدینه آگاه و پیشنهاد #تبعید حضرت از مدینه را مطرح کرد. یزید نیز با دستور جدایی حضرت از مردم، با این پیشنهاد موافقت کرد.
أشدق دستور داد بصورت علنی به حضرت ابلاغ شود که از مدینه بیرون رود به هر جایی که مایل است!
حضرت نپذیرفت و فرمود: «خدا میداند چه بر ما گذشت؛ بهترینمان کشته شد، و ما را بدنبال خود کشاندند آنچنانکه حیوانات را بدنبال خود میکشانند! و بر پالان و بار و بنۀ شترها بار شدیم! بخدا سوگند خارج نخواهیم شد حتی اگر خونمان ریخته شود!»
زنان هاشمی نزد حضرت جمع شدند و با ملاطفت و مدارا با ایشان سخن گفته و حضرت را دلداری و تسلّی دادند.
زینب دختر عقیل بن أبی طالب به حضرت گفت: ای دختر عمو، براستی که خدا وعدهاش را بر ما راست گردانيد، و زمين را ميراث ما نمود در هر جاى آن بخواهيم جاى میگزينيم، پس خشنود باش و چشمت روشن باشد که خدا جزای ستمگران را خواهد داد؛ آیا میخواهی که با این نپذیرفتن، ذلت و خفتی برایمان پیش آورند! پس وطن را ترک کن بسوی سرزمینی اَمن!»
و #سکینه و فاطمه دو دختر امام حسین(ع) با عمهشان زینب مواسات نموده و آمادۀ رفتن از مدینه و تبعید همراه وی شدند.
أشدق مقدمات سفر حضرت و هر یک از زنان هاشمی که بخواهد با حضرت همراهی کند را آماده کرد، و #مصر بعنوان مقصد معین شد.
هنگام رسیدن حضرت به #قاهره، والی مصر مَسلَمة بن مخلَّد أنصاری خزرجی2️⃣، بهمراه چند نفری به پیشواز حضرت رفت و به ایشان تسلیت گفت و گریست و همراهانش نیز گریه کردند، و حضرت تلاوت فرمود: ﴿هذا ما وَعد الرحمن وصَدق المُرسَلون﴾3️⃣
سپس مَسلمه، حضرت را به #خانهای که در باغهای شمال شرقی این شهر داشت برد.
حضرت #زینب(س) پس از چند ماه اقامت در آنجا درگذشت و مَسلمه با حضور جمعیتی در مسجد جامع بر ایشان نماز خواند، و بنا بر وصیت حضرت به همان اتاق محل سکونتش برگردانده و در همانجا دفن شد.
وفات ایشان غروب روز یکشنبه ١٥ رجب ٦٢هجری بود.
📚 موسوعة التاريخ الإسلامي ٦: ٢٢٦- ٢٢٧.
از:
أخبار الزينبات: ٢١- ٢٢، چاپ المنيرية مصر؛ ١١٥- ١٢٢ چاپ کتابخانۀ مرحوم آیةالله مرعشی نجفی.
1️⃣ أشدق بطور همزمان فرمانروایی مکه را نیز برعهده داشت اما با خودمختاریهای نسبی که عبدالله بن زبیر توانسته بود در مکه پیدا کند، نیروی امویان در مدینه متمرکز شده بود تا مدینه از دستشان خارج نشود.
أشدق در روزهای پناهندگی امام حسین(ع) به مکه، چنان در راه اطاعت مطلقه از خلیفه و حفظ نظام استبدادی امویان گستاخ بود که مجری این دستور یزید شد که با سی نفر نیرو در کمین امام باشد و ایشان را دستگیر کند تا دست بسته تحویل یزید دهد، و اگر نتوانست، هر طور شده امام را ترور کند حتی اگر در زیر پردۀ کعبه باشد.
و در حرم امن الهی چنان عرصه را بر امام تنگ نمود که امام فرمود حتی اگر در لانۀ حشرهای باشم مرا بیرون میآوردند تا بکشند. و عمرۀ حج را بسرعت انجام داد و برای جلوگیری از خونریزی دیگر نتوانست احرام حج را ببندد، و در همان ظهر روز ترویه و شروع مناسک حج، برعکس جهت حرکت حاجیان که به مِنا میرفتند، همراه با خانواده و فرزندان و یارانش، شتابان به سمت عراق حرکت کرد.موسوعة ٦: ١٠٦- ١٠٧
2️⃣ مسلَمه خزرجی در سال ٣٨ق که امیرالمؤمنین(ع) محمد بن أبی بکر را به فرمانروایی مصر فرستاده بود همراه عدهای به وی حمله کردند و به شکل فجیعی کشتند و سپس در بدن درازگوش مردهای گذاشته و سوزاندند وهمسرش را نیز به شهادت رساندند.
او از سال ٤٧ق توسط معاویه به ولایت مصر منصوب شد و تا آخر شعبان ٦٢ والی بود و در ماه ذ.ق از دنیا رفت.قاموس الرجال ١٠: ٧٢
3️⃣ ابتدای آیه اینست:قالوا يا وَيلنا مَن بَعثَنا مِن مرقدِنا یس٥٢
: میگويند اى وای بر ما چه كسى ما را از قبرمان برانگیخت؛ اینست همان وعده خداى رحمان، و پیامبران راست میگفتند!
منبع: کانال استاد یوسفی غروی
@Yusufi_Gharawi
☄ @beshnofekrkon
بنا بر اخباری که در کتاب «أخبار الزينبات» تألیف عُبَیدَلی نسّابه(٢٧٧ق) آمده حضرت زینب(س) از مدینه به #مصر، شهر فُسطاط -که بعدها مجاور آن شهر قاهره بنا شد- تبعید، و در خانهای واقع در باغهای شمال شرقی این شهر که مربوط به والی مصر بود اقامت داده شد و در #همانجا درگذشت، و بنا بر وصیتش در همان اتاق محل سکونتش دفن شد.
پس از فاجعۀ خونین #کربلا در سال ٦١هجری و بازگشت اسیران و یتیمان از شام به مدینه، و هنگامی که عبدالله بن زبیر در مکه مردم را به برکنار کردن یزید و قیام به خونخواهی امام حسین(ع) میشوراند و خبرش به اهل مدینه رسید، حضرت زینب(س) نیز شروع کرد به خواندن مردم مدینه به قیام برای خونخواهی امام حسین(علیه السلام) [و اجرای عدالت]، که با مقابلۀ والی مدینه مواجه و موجب بپا شدن آشوب و غائلهای بین حضرت و والی شد و اختلافات بالا گرفت.
والی مدینه عَمرو بن سعید بن عاص أشدق اموی1️⃣، نامهای به یزید نوشت و او را از اوضاع مدینه آگاه و پیشنهاد #تبعید حضرت از مدینه را مطرح کرد. یزید نیز با دستور جدایی حضرت از مردم، با این پیشنهاد موافقت کرد.
أشدق دستور داد بصورت علنی به حضرت ابلاغ شود که از مدینه بیرون رود به هر جایی که مایل است!
حضرت نپذیرفت و فرمود: «خدا میداند چه بر ما گذشت؛ بهترینمان کشته شد، و ما را بدنبال خود کشاندند آنچنانکه حیوانات را بدنبال خود میکشانند! و بر پالان و بار و بنۀ شترها بار شدیم! بخدا سوگند خارج نخواهیم شد حتی اگر خونمان ریخته شود!»
زنان هاشمی نزد حضرت جمع شدند و با ملاطفت و مدارا با ایشان سخن گفته و حضرت را دلداری و تسلّی دادند.
زینب دختر عقیل بن أبی طالب به حضرت گفت: ای دختر عمو، براستی که خدا وعدهاش را بر ما راست گردانيد، و زمين را ميراث ما نمود در هر جاى آن بخواهيم جاى میگزينيم، پس خشنود باش و چشمت روشن باشد که خدا جزای ستمگران را خواهد داد؛ آیا میخواهی که با این نپذیرفتن، ذلت و خفتی برایمان پیش آورند! پس وطن را ترک کن بسوی سرزمینی اَمن!»
و #سکینه و فاطمه دو دختر امام حسین(ع) با عمهشان زینب مواسات نموده و آمادۀ رفتن از مدینه و تبعید همراه وی شدند.
أشدق مقدمات سفر حضرت و هر یک از زنان هاشمی که بخواهد با حضرت همراهی کند را آماده کرد، و #مصر بعنوان مقصد معین شد.
هنگام رسیدن حضرت به #قاهره، والی مصر مَسلَمة بن مخلَّد أنصاری خزرجی2️⃣، بهمراه چند نفری به پیشواز حضرت رفت و به ایشان تسلیت گفت و گریست و همراهانش نیز گریه کردند، و حضرت تلاوت فرمود: ﴿هذا ما وَعد الرحمن وصَدق المُرسَلون﴾3️⃣
سپس مَسلمه، حضرت را به #خانهای که در باغهای شمال شرقی این شهر داشت برد.
حضرت #زینب(س) پس از چند ماه اقامت در آنجا درگذشت و مَسلمه با حضور جمعیتی در مسجد جامع بر ایشان نماز خواند، و بنا بر وصیت حضرت به همان اتاق محل سکونتش برگردانده و در همانجا دفن شد.
وفات ایشان غروب روز یکشنبه ١٥ رجب ٦٢هجری بود.
📚 موسوعة التاريخ الإسلامي ٦: ٢٢٦- ٢٢٧.
از:
أخبار الزينبات: ٢١- ٢٢، چاپ المنيرية مصر؛ ١١٥- ١٢٢ چاپ کتابخانۀ مرحوم آیةالله مرعشی نجفی.
1️⃣ أشدق بطور همزمان فرمانروایی مکه را نیز برعهده داشت اما با خودمختاریهای نسبی که عبدالله بن زبیر توانسته بود در مکه پیدا کند، نیروی امویان در مدینه متمرکز شده بود تا مدینه از دستشان خارج نشود.
أشدق در روزهای پناهندگی امام حسین(ع) به مکه، چنان در راه اطاعت مطلقه از خلیفه و حفظ نظام استبدادی امویان گستاخ بود که مجری این دستور یزید شد که با سی نفر نیرو در کمین امام باشد و ایشان را دستگیر کند تا دست بسته تحویل یزید دهد، و اگر نتوانست، هر طور شده امام را ترور کند حتی اگر در زیر پردۀ کعبه باشد.
و در حرم امن الهی چنان عرصه را بر امام تنگ نمود که امام فرمود حتی اگر در لانۀ حشرهای باشم مرا بیرون میآوردند تا بکشند. و عمرۀ حج را بسرعت انجام داد و برای جلوگیری از خونریزی دیگر نتوانست احرام حج را ببندد، و در همان ظهر روز ترویه و شروع مناسک حج، برعکس جهت حرکت حاجیان که به مِنا میرفتند، همراه با خانواده و فرزندان و یارانش، شتابان به سمت عراق حرکت کرد.موسوعة ٦: ١٠٦- ١٠٧
2️⃣ مسلَمه خزرجی در سال ٣٨ق که امیرالمؤمنین(ع) محمد بن أبی بکر را به فرمانروایی مصر فرستاده بود همراه عدهای به وی حمله کردند و به شکل فجیعی کشتند و سپس در بدن درازگوش مردهای گذاشته و سوزاندند وهمسرش را نیز به شهادت رساندند.
او از سال ٤٧ق توسط معاویه به ولایت مصر منصوب شد و تا آخر شعبان ٦٢ والی بود و در ماه ذ.ق از دنیا رفت.قاموس الرجال ١٠: ٧٢
3️⃣ ابتدای آیه اینست:قالوا يا وَيلنا مَن بَعثَنا مِن مرقدِنا یس٥٢
: میگويند اى وای بر ما چه كسى ما را از قبرمان برانگیخت؛ اینست همان وعده خداى رحمان، و پیامبران راست میگفتند!
منبع: کانال استاد یوسفی غروی
@Yusufi_Gharawi
☄ @beshnofekrkon
👍2
نه #خوشبختی تابلویی از داشته های از پیش تعیین شده دارد و نه #زندگی قول تامین آنها را داده است
از بزرگترین #دلایل_رنج بشر #تفسیری است که از #خوشبختی داشته و #انتظاری که از #زندگی برای تامین آن دارد،
تفسیر و انتظاری که در 5 پیش فرض زیر قابل طرح است،
#پیش_فرضهایی که تا #اصلاح نشوند کسی روی #آرامش را نخواهد دید:
1️⃣زندگی مسیری مستقیم است که از ابتدای تولد تا آخر عمر ( 100 ساله ) و برای داشتن حداکثر نیازهای مادی 1 که مجموعه ای از بهترینهایی است که در طول تاریخ و برای افراد مختلف محقق شده اند، طرح ریزی و به عالم داده شده است.
2️⃣خوشبختی، یعنی رسیدن به همه آن داشته ها
3️⃣ما حق داریم که به همه آن داشته ها برسیم
4️⃣زندگی، باید آن داشته ها را با کمترین هزینه ممکن برای ما تامین کند.
5️⃣هر گونه نقصان در آن داشته ها و یا هر گونه مشکل و زحمت در آن مسیر، گویی از دست رفتن حقی از ماست که خوشبختی ما را به مخاطره انداخته و این ظلمی است که زندگی به ما کرده و بیعدالتی است که خدا در حق ما نموده است.
برای #مواجهه با عوامل رنج آفرین و رهایی از آسیبهای ناشی از آن، باید #بپذیریم که:
1️⃣اگرچه دنیای واقعی، ماهیتی ناماندگار و فناپذیر دارد و پر از نواقص مادی و استهلاک و اضمحلال داراییها، افول جوانی و قدرت بدنی، انواع بیماری، شکستها و ناکامیهای متعدد است و گریزی از آنها نیست 2 ، ولی برای آنکه رنجی بخاطر آنها بر خود مستولی نکنیم، نه تنها باید از تفسیر و انتظارهای فوق کنار ه بگیریم، که بپذیریم زندگی جاده ای یکطرفه و منحصر بفرد بوده و پازلی است که لحظه به لحظه با اتفاقاتی که در مسیر زندگی می افتد تکمیل و خلق می شود و در صورت پذیرش آگاهانه این حقیقت است که هر کس می تواند هشیارانه با اتفاقات زندگی خود مواجه و بدون رویارویی خصمانه با آنها، عاقلانه تصمیمهای لازم برای عبور از آنها و رشد اخلاقی و معنوی خود اتخاذ کند.
2️⃣برای انجام هر کار، تصمیم و اراده و توان ما فقط بخشی از عوامل دخیل در تحقق آن بوده و این در حالیست که بسیار شرایط پیرامونی ناشناخته و غیر قابل پیش بینی نیز در آن موثر بوده و چه بسا نسبت به خود ما قویتر عمل کرده و انجام آنرا با مشکل و یا توقف روبرو کنند. 3
3️⃣تضمین از قبل داده شده ای وجود ندارد که در صورت تحقق آنچه که آرزویش را داشته و برایش برنامه ریزی و عمل کرده ایم، به خوشبختی برسیم و لذت و آرامش واقعی پایداری برای ما به ارمغان بیاورد.
4️⃣چه بسیار اتفاقاتی که مطابق خواست ما افتاده و بعدا متوجه شده ایم همخوانی خوبی با پازل کلی زندگیمان نداشته و شاید خسارت بار هم بوده و بر عکس آن اتفاقاتی که مطلوب اولیه ما نبوده و بعدا به ارزش آن پی برده ایم. 4
لذا در آنچه که در اختیار و کنترل ما بوده، حداکثر توجه و توان خود را بکار گرفته و توفیق در آن را به هستی بسپاریم 5 و آن اتفاقات و یا عوامل شناخته و ناشناخته ای که در اختیار و کنترل ما نیستند را بدون گلایه و شکایت بپذیریم و به ایستگاه توقف زندگی بدل ننماییم.
بطور #مثال: برای حرکت تا رسیدن به هر مقصد، چاره ای جز عبور از یک جاده نیست و هیچکس تضمین نکرده که آن جاده، مسیری هموار و مستقیم و دوطرفه باشد بدون کمترین انحراف و پستی بلندی و پیچ و خم و ترافیک و تابلوهای متعدد کنترل سرعت و احیانا خرابیها و تصادفات؛ و هیچ انسان عاقلی که راهی جز عبور از آن جاده برای رسیدن به مقصد ندارد، در جای جای جاده و مواجهه با هر مانع و یا انحراف، با فریاد اعتراض نمی ایستد؛ که قطعا نه تنها به هیچ جایی نمی رسد، بلکه انرژی و زمان خود را نیز در آن گلایه ها هدر داده و با اختلالی که در آرامش خود بوجود می آورد، چه بسا در ادامه با اتفاق ناگواری نیز روبرو و برای همیشه آن مقصد را از دست می دهد. لذا بهترین تصمیم آنست که شخص خود را به آن جاده بسپارد ولی با رعایت همه موارد ایمنی و مقررات رانندگی.
#زیرنویسها:
1-مجموعه ای از امکانات مادی، خانه زیبا، شغل عالی، درآمد بالا، ماشین مدرن، ویلا و امکانات تفریحی کافی، همسر زیبا، فرزندانی پر افتخار، سلامتی مدام، قدرت بدنی زیاد برای بهره از داشته های فوق و در یک کلام پازلی از همه بهترینهایی که انسانهای ظاهرا موفق و خوشحال در طول تاریخ داشته اند.
2-و لنبلونكم بشي ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين بقره 155
3- قال انما ياتيكم به الله ان شاء و ما انتم بمعجزين هود 33
4-عسي ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم و الله يعلم و انتم لا تعلمون بقره 216
5-فاذا عزمت فتوكل علي الله ان الله يحب المتوكلين آل عمران 159
محمد صالحی 27/8/98
و مطالب زیر👇
آیا کسی حاضر است همه زندگی خود را با دیگری عوض کند؟
https://t.me/beshnofekrkon/1729
علت رنجهای ما از تفسیری است که از خوشبختی و انتظاریست که از زندگی داریم
https://t.me/beshnofekrkon/1722
از بزرگترین #دلایل_رنج بشر #تفسیری است که از #خوشبختی داشته و #انتظاری که از #زندگی برای تامین آن دارد،
تفسیر و انتظاری که در 5 پیش فرض زیر قابل طرح است،
#پیش_فرضهایی که تا #اصلاح نشوند کسی روی #آرامش را نخواهد دید:
1️⃣زندگی مسیری مستقیم است که از ابتدای تولد تا آخر عمر ( 100 ساله ) و برای داشتن حداکثر نیازهای مادی 1 که مجموعه ای از بهترینهایی است که در طول تاریخ و برای افراد مختلف محقق شده اند، طرح ریزی و به عالم داده شده است.
2️⃣خوشبختی، یعنی رسیدن به همه آن داشته ها
3️⃣ما حق داریم که به همه آن داشته ها برسیم
4️⃣زندگی، باید آن داشته ها را با کمترین هزینه ممکن برای ما تامین کند.
5️⃣هر گونه نقصان در آن داشته ها و یا هر گونه مشکل و زحمت در آن مسیر، گویی از دست رفتن حقی از ماست که خوشبختی ما را به مخاطره انداخته و این ظلمی است که زندگی به ما کرده و بیعدالتی است که خدا در حق ما نموده است.
برای #مواجهه با عوامل رنج آفرین و رهایی از آسیبهای ناشی از آن، باید #بپذیریم که:
1️⃣اگرچه دنیای واقعی، ماهیتی ناماندگار و فناپذیر دارد و پر از نواقص مادی و استهلاک و اضمحلال داراییها، افول جوانی و قدرت بدنی، انواع بیماری، شکستها و ناکامیهای متعدد است و گریزی از آنها نیست 2 ، ولی برای آنکه رنجی بخاطر آنها بر خود مستولی نکنیم، نه تنها باید از تفسیر و انتظارهای فوق کنار ه بگیریم، که بپذیریم زندگی جاده ای یکطرفه و منحصر بفرد بوده و پازلی است که لحظه به لحظه با اتفاقاتی که در مسیر زندگی می افتد تکمیل و خلق می شود و در صورت پذیرش آگاهانه این حقیقت است که هر کس می تواند هشیارانه با اتفاقات زندگی خود مواجه و بدون رویارویی خصمانه با آنها، عاقلانه تصمیمهای لازم برای عبور از آنها و رشد اخلاقی و معنوی خود اتخاذ کند.
2️⃣برای انجام هر کار، تصمیم و اراده و توان ما فقط بخشی از عوامل دخیل در تحقق آن بوده و این در حالیست که بسیار شرایط پیرامونی ناشناخته و غیر قابل پیش بینی نیز در آن موثر بوده و چه بسا نسبت به خود ما قویتر عمل کرده و انجام آنرا با مشکل و یا توقف روبرو کنند. 3
3️⃣تضمین از قبل داده شده ای وجود ندارد که در صورت تحقق آنچه که آرزویش را داشته و برایش برنامه ریزی و عمل کرده ایم، به خوشبختی برسیم و لذت و آرامش واقعی پایداری برای ما به ارمغان بیاورد.
4️⃣چه بسیار اتفاقاتی که مطابق خواست ما افتاده و بعدا متوجه شده ایم همخوانی خوبی با پازل کلی زندگیمان نداشته و شاید خسارت بار هم بوده و بر عکس آن اتفاقاتی که مطلوب اولیه ما نبوده و بعدا به ارزش آن پی برده ایم. 4
لذا در آنچه که در اختیار و کنترل ما بوده، حداکثر توجه و توان خود را بکار گرفته و توفیق در آن را به هستی بسپاریم 5 و آن اتفاقات و یا عوامل شناخته و ناشناخته ای که در اختیار و کنترل ما نیستند را بدون گلایه و شکایت بپذیریم و به ایستگاه توقف زندگی بدل ننماییم.
بطور #مثال: برای حرکت تا رسیدن به هر مقصد، چاره ای جز عبور از یک جاده نیست و هیچکس تضمین نکرده که آن جاده، مسیری هموار و مستقیم و دوطرفه باشد بدون کمترین انحراف و پستی بلندی و پیچ و خم و ترافیک و تابلوهای متعدد کنترل سرعت و احیانا خرابیها و تصادفات؛ و هیچ انسان عاقلی که راهی جز عبور از آن جاده برای رسیدن به مقصد ندارد، در جای جای جاده و مواجهه با هر مانع و یا انحراف، با فریاد اعتراض نمی ایستد؛ که قطعا نه تنها به هیچ جایی نمی رسد، بلکه انرژی و زمان خود را نیز در آن گلایه ها هدر داده و با اختلالی که در آرامش خود بوجود می آورد، چه بسا در ادامه با اتفاق ناگواری نیز روبرو و برای همیشه آن مقصد را از دست می دهد. لذا بهترین تصمیم آنست که شخص خود را به آن جاده بسپارد ولی با رعایت همه موارد ایمنی و مقررات رانندگی.
#زیرنویسها:
1-مجموعه ای از امکانات مادی، خانه زیبا، شغل عالی، درآمد بالا، ماشین مدرن، ویلا و امکانات تفریحی کافی، همسر زیبا، فرزندانی پر افتخار، سلامتی مدام، قدرت بدنی زیاد برای بهره از داشته های فوق و در یک کلام پازلی از همه بهترینهایی که انسانهای ظاهرا موفق و خوشحال در طول تاریخ داشته اند.
2-و لنبلونكم بشي ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين بقره 155
3- قال انما ياتيكم به الله ان شاء و ما انتم بمعجزين هود 33
4-عسي ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم و الله يعلم و انتم لا تعلمون بقره 216
5-فاذا عزمت فتوكل علي الله ان الله يحب المتوكلين آل عمران 159
محمد صالحی 27/8/98
و مطالب زیر👇
آیا کسی حاضر است همه زندگی خود را با دیگری عوض کند؟
https://t.me/beshnofekrkon/1729
علت رنجهای ما از تفسیری است که از خوشبختی و انتظاریست که از زندگی داریم
https://t.me/beshnofekrkon/1722
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
آیا کسی حاضر است همه #زندگی خود را با دیگری #عوض کند؟-1
قصه زیسته #اسکندر مقدونی از آموزش پذیرترین قصه های موضوع بحث ماست :
در زمانی که #اسکندر مقدونی بیش از نصف جهان را گرفت، قطعا چه بسیار مردمانی بوده اند که بارها و بارها او را #خوشبخت ترین فرد روی زمین…
قصه زیسته #اسکندر مقدونی از آموزش پذیرترین قصه های موضوع بحث ماست :
در زمانی که #اسکندر مقدونی بیش از نصف جهان را گرفت، قطعا چه بسیار مردمانی بوده اند که بارها و بارها او را #خوشبخت ترین فرد روی زمین…
👍5❤1
آيا بايد به سخنان خدا گوش #تقليد سپرد يا گوش #تحقيق ؟ - 1
یکی از #ترمزهای اندیشیدن در بین جوامع مسلمان و مواجهه غیر عاقلانه با پیشرفتهای مختلف علمی، القای این باور بوده که خداوند با #وحی، همه نیازهای معرفتی بشر را تامین کرده است، بگونه ای که این شائبه پیش می آید که گویی خداوند از خلقت #عقل بعنوان هسته مرکزی معرفت انسان پشیمان بوده و چون راهی برای حذف آن نیافته، وحی را بصورت دستوری بر آن مسلط نموده است؛ وحی ای که چون در همه موضوعات علمی، سیاسی، اقتصادی، قضائی و اجتماعی بشری سخن مستقیم ندارد، لاجرم #مدعیانی که خود را حافظان آن می خوانند، ادعای تکمیل کسریهای آن را دارند.
(خطبه 18 نهج البلاغه - ام انزل الله سبحانه دينا ناقصا فاستعان بهم علي اتمامه!؟ )
اما با اندکی دقت در #قرآن بعنوان تنها متن معتبر و متقن دین، به درکی کاملا متضاد با گزاره فوق خواهیم رسید.
چرا که انسانی را #عباد الرحمن و بنده خاص خداوند می خواند که #کورکورانه در برابر حتی سخن او بر زمین نمی افتد؛ زیرا خداوند هم به استحکام و درستی سخن خود ایمان دارد و هم به عقلی که خود در وجود انسان به ودیعت گذاشته است:
و عباد الرحمن ..... الذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا – فرقان 63 و 73
بندگان خداي رحمان.... آنان كه چون به آيات پروردگارشان یادآوریشان کنند، در برابر آن چون كران و كوران بر زمین نمی افتند.
و الگویی که برای همه مومنان خود معرفی میکند، #ابراهیمی است که علیرغم مقام همنشینی معنوی با او، ولی هرگز از پرسشهای معرفتی خود تا رسیدن به اطمینان قلبی، حتی از خداوند، باز نمی ایستد:
و اذ قال ابراهيم رب ارني كيف تحي الموتي قال ا و لم تؤمن قال بلي و لكن ليطمئن قلبي – بقره 260
ابراهيم گفت: اي پروردگار من، به من بنماي كه مردگان را چگونه زنده مي سازي گفت:
آيا هنوز ايمان نياورده اي؟
گفت: بلي، ولكن مي خواهم كه دلم آرام يابد.
چنین خدای بزرگ، انسانی را لایق #بشارت خود می داند که همواره بر همه #نظرات و دیدگاه های مختلفی که در جامعه در موضوعات مختلف وجود دارد گشوده بوده و برچسب ارزشی حرام و حلال بر آنها نمی زند:
فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب – زمر 17 و 18
پس به بندگان من بشارت بده؛ آن كساني كه به (همه) سخن(ها) گوش مي دهند و از بهترين آن پيروي مي كنند، ايشانند كساني كه خدا هدايتشان كرده و اينان خردمندانند.
و وقتی #پیامبرش را بسوی مردم می فرستد به او گوشزد می کند که به آنها بگوید که راه من و همه آنهایی که همراهی مرا می کنند از #بصیرت و دانایی می گذرد:
قل هذه سبيلي ادعوا الي الله علي بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشركين – يوسف 108
بگو : اين راه من است؛ من و پيروانم همگان را در عين بصيرت، به سوي خدا مي خوانيم؛ منزه است خدا و من از مشركان نيستم.
و آنگاه که #رسالتش را به آنها عرضه می کند، از آنها میخواهد که اگر سخن و یا شیوه ای #هدایتگرتر از او دارند را نشان دهند تا او نیز از آن پیروی کند:
قل فاتوا بكتاب من عند الله هو اهدي منهما اتبعه ان كنتم صادقين – قصص 49
بگو : اگر راست مي گوييد، از جانب خداوند كتابي بياوريد كه از اين دو (قرآن و تورات) بهتر راه بنمايد تا من هم از آن پيروي كنم.
محمد صالحی
#ادامه 👇
https://t.me/beshnofekrkon/1744
یکی از #ترمزهای اندیشیدن در بین جوامع مسلمان و مواجهه غیر عاقلانه با پیشرفتهای مختلف علمی، القای این باور بوده که خداوند با #وحی، همه نیازهای معرفتی بشر را تامین کرده است، بگونه ای که این شائبه پیش می آید که گویی خداوند از خلقت #عقل بعنوان هسته مرکزی معرفت انسان پشیمان بوده و چون راهی برای حذف آن نیافته، وحی را بصورت دستوری بر آن مسلط نموده است؛ وحی ای که چون در همه موضوعات علمی، سیاسی، اقتصادی، قضائی و اجتماعی بشری سخن مستقیم ندارد، لاجرم #مدعیانی که خود را حافظان آن می خوانند، ادعای تکمیل کسریهای آن را دارند.
(خطبه 18 نهج البلاغه - ام انزل الله سبحانه دينا ناقصا فاستعان بهم علي اتمامه!؟ )
اما با اندکی دقت در #قرآن بعنوان تنها متن معتبر و متقن دین، به درکی کاملا متضاد با گزاره فوق خواهیم رسید.
چرا که انسانی را #عباد الرحمن و بنده خاص خداوند می خواند که #کورکورانه در برابر حتی سخن او بر زمین نمی افتد؛ زیرا خداوند هم به استحکام و درستی سخن خود ایمان دارد و هم به عقلی که خود در وجود انسان به ودیعت گذاشته است:
و عباد الرحمن ..... الذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا – فرقان 63 و 73
بندگان خداي رحمان.... آنان كه چون به آيات پروردگارشان یادآوریشان کنند، در برابر آن چون كران و كوران بر زمین نمی افتند.
و الگویی که برای همه مومنان خود معرفی میکند، #ابراهیمی است که علیرغم مقام همنشینی معنوی با او، ولی هرگز از پرسشهای معرفتی خود تا رسیدن به اطمینان قلبی، حتی از خداوند، باز نمی ایستد:
و اذ قال ابراهيم رب ارني كيف تحي الموتي قال ا و لم تؤمن قال بلي و لكن ليطمئن قلبي – بقره 260
ابراهيم گفت: اي پروردگار من، به من بنماي كه مردگان را چگونه زنده مي سازي گفت:
آيا هنوز ايمان نياورده اي؟
گفت: بلي، ولكن مي خواهم كه دلم آرام يابد.
چنین خدای بزرگ، انسانی را لایق #بشارت خود می داند که همواره بر همه #نظرات و دیدگاه های مختلفی که در جامعه در موضوعات مختلف وجود دارد گشوده بوده و برچسب ارزشی حرام و حلال بر آنها نمی زند:
فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب – زمر 17 و 18
پس به بندگان من بشارت بده؛ آن كساني كه به (همه) سخن(ها) گوش مي دهند و از بهترين آن پيروي مي كنند، ايشانند كساني كه خدا هدايتشان كرده و اينان خردمندانند.
و وقتی #پیامبرش را بسوی مردم می فرستد به او گوشزد می کند که به آنها بگوید که راه من و همه آنهایی که همراهی مرا می کنند از #بصیرت و دانایی می گذرد:
قل هذه سبيلي ادعوا الي الله علي بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشركين – يوسف 108
بگو : اين راه من است؛ من و پيروانم همگان را در عين بصيرت، به سوي خدا مي خوانيم؛ منزه است خدا و من از مشركان نيستم.
و آنگاه که #رسالتش را به آنها عرضه می کند، از آنها میخواهد که اگر سخن و یا شیوه ای #هدایتگرتر از او دارند را نشان دهند تا او نیز از آن پیروی کند:
قل فاتوا بكتاب من عند الله هو اهدي منهما اتبعه ان كنتم صادقين – قصص 49
بگو : اگر راست مي گوييد، از جانب خداوند كتابي بياوريد كه از اين دو (قرآن و تورات) بهتر راه بنمايد تا من هم از آن پيروي كنم.
محمد صالحی
#ادامه 👇
https://t.me/beshnofekrkon/1744
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
آيا بايد به سخنان خدا گوش #تقليد سپرد يا گوش #تحقيق ؟ - 2
و در یک #کلام:
نه به پیامبرانش حق #تحمیل رسالت خود را بر مردم می دهد:
فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر. (سوره غاشیه – 21 و 22)
اي پيامبر، تو فقط ياد آور ( آن حقيقتي را كه مردمان در درون خود…
و در یک #کلام:
نه به پیامبرانش حق #تحمیل رسالت خود را بر مردم می دهد:
فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر. (سوره غاشیه – 21 و 22)
اي پيامبر، تو فقط ياد آور ( آن حقيقتي را كه مردمان در درون خود…
آيا بايد به سخنان خدا گوش #تقليد سپرد يا گوش #تحقيق ؟ - 2
و در یک #کلام:
نه به پیامبرانش حق #تحمیل رسالت خود را بر مردم می دهد:
فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر. (سوره غاشیه – 21 و 22)
اي پيامبر، تو فقط ياد آور ( آن حقيقتي را كه مردمان در درون خود دارند و با عقل خود ميابند) كه تو جز يادآوري كننده نيستي – (و از جانب من حقي) براي سيطره بر آنها (براي اعمال قدرت و اجبار) نداري.
و نه به مردم اجازه پذیرش با #اکراه سخنان پیامبرانش را می دهد:
لااکراه في الدين – قد تبين الرشدمن الغي ( بقره آيه 256 )
( اي انسان ) دين، نيازي به پذيرش اكراهي تو ندارد. چرا كه حقيقت آن كه راه رشد است و از گمراهي تفكيك شده، بيان و روشن شده است .
و #مصداق عملی اين شیوه را در برخورد حضرت #نوح با قوم خود چنین بیان می کند:
اگر چه همه دلايل من براي دعوتم روشن است، ولي اگر نتواند شما را قانع كند، نه دليلي براي پذيرش اكراهي شما وجود دارد و نه دليلي براي الزام من شما را.
قال يا قوم أرايتم إن کنت علي بينة من ربّي و آتاني رحمة من عنده فعمّيت عليکم أنلزمکموها و أنتم لها کارهون (هود آيه 28)
[نوح] گفت: اي قوم من، به من خبر دهيد، اگر از جانب پروردگارم دليلي روشن داشته باشم و او از نزد خود رحمتي به من ارزاني داشته باشد که بر شما پوشيده است آيا ما [بايد] آن را، با اين که از آن کراهت داريد، بر شما تحميل کنيم؟
که هم و غم همه #پیامبران بر آن بوده که انسان را به #عقل که گنجینه معرفتی انسان است و گویی همواره در لابلای تقلیدها و خرافات مدفون شده رهنمون کنند:
و اصطفي سبحانه من ولده انبياء .. ليثيروا لهم دفائن العقول خطبه اول نهج البلاغه
خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم، پيامبرانى برگزيد ..تا خردهاشان را که در پرده غفلت، مستور گشته برانگيزاند.
محمد صالحی – 10/10/98/
#قسمت_اول👇
https://t.me/beshnofekrkon/1743
و در یک #کلام:
نه به پیامبرانش حق #تحمیل رسالت خود را بر مردم می دهد:
فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر. (سوره غاشیه – 21 و 22)
اي پيامبر، تو فقط ياد آور ( آن حقيقتي را كه مردمان در درون خود دارند و با عقل خود ميابند) كه تو جز يادآوري كننده نيستي – (و از جانب من حقي) براي سيطره بر آنها (براي اعمال قدرت و اجبار) نداري.
و نه به مردم اجازه پذیرش با #اکراه سخنان پیامبرانش را می دهد:
لااکراه في الدين – قد تبين الرشدمن الغي ( بقره آيه 256 )
( اي انسان ) دين، نيازي به پذيرش اكراهي تو ندارد. چرا كه حقيقت آن كه راه رشد است و از گمراهي تفكيك شده، بيان و روشن شده است .
و #مصداق عملی اين شیوه را در برخورد حضرت #نوح با قوم خود چنین بیان می کند:
اگر چه همه دلايل من براي دعوتم روشن است، ولي اگر نتواند شما را قانع كند، نه دليلي براي پذيرش اكراهي شما وجود دارد و نه دليلي براي الزام من شما را.
قال يا قوم أرايتم إن کنت علي بينة من ربّي و آتاني رحمة من عنده فعمّيت عليکم أنلزمکموها و أنتم لها کارهون (هود آيه 28)
[نوح] گفت: اي قوم من، به من خبر دهيد، اگر از جانب پروردگارم دليلي روشن داشته باشم و او از نزد خود رحمتي به من ارزاني داشته باشد که بر شما پوشيده است آيا ما [بايد] آن را، با اين که از آن کراهت داريد، بر شما تحميل کنيم؟
که هم و غم همه #پیامبران بر آن بوده که انسان را به #عقل که گنجینه معرفتی انسان است و گویی همواره در لابلای تقلیدها و خرافات مدفون شده رهنمون کنند:
و اصطفي سبحانه من ولده انبياء .. ليثيروا لهم دفائن العقول خطبه اول نهج البلاغه
خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم، پيامبرانى برگزيد ..تا خردهاشان را که در پرده غفلت، مستور گشته برانگيزاند.
محمد صالحی – 10/10/98/
#قسمت_اول👇
https://t.me/beshnofekrkon/1743
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
آيا بايد به سخنان خدا گوش #تقليد سپرد يا گوش #تحقيق ؟ - 1
یکی از #ترمزهای اندیشیدن در بین جوامع مسلمان و مواجهه غیر عاقلانه با پیشرفتهای مختلف علمی، القای این باور بوده که خداوند با #وحی، همه نیازهای معرفتی بشر را تامین کرده است، بگونه ای که این شائبه پیش…
یکی از #ترمزهای اندیشیدن در بین جوامع مسلمان و مواجهه غیر عاقلانه با پیشرفتهای مختلف علمی، القای این باور بوده که خداوند با #وحی، همه نیازهای معرفتی بشر را تامین کرده است، بگونه ای که این شائبه پیش…
موجودات عالم چگونه خدا را #تسبیح می کنند؟-1
یکی از جمله های تاکیدی و مکرر قرآن، اخبار از #تسبیح خداوند توسط کلیه موجودات عالم از جاندار و بیجان می باشد:
تسبح له السماوات السبع و الارض و من فيهن و ان من شي ء الا يسبح بحمده – اسرا 44
ولی بیان می دارد که ما انسانها از #ادراک آن قاصریم:
و لكن لا تفقهون تسبيحهم – اسرا 44
#مفسران و شارحان سعی کرده اند این تسبیح را به مصداقهای مختلف فروکاسته، باشد که به فهم انسان نزدیک شود.
یکی به #حرکت آنها در مسیر تعیین شده و هماهنگ با نظام هستی، بدون کمترین زاویه با آن تفسیر کرده و دیگری #ارتعاشات مولکولی آنها و نظم موزون آنها را زبان تسبیح آنها دانسته است.
اما آنچه در فهم من می گنجد چیزی است که در این مجال بیان می کنم.
همه ما به محدودیت #قوای_حسی 5 گانه ادراکی خود در مشاهده و درک اشیا و طبیعت بیرون خود واقفیم.
#گوش علیرغم وجود هزازان صوت با طیف های فرکانسی بسیار پایین تا بسیار بالا، فقط قادر به شنیدن رنج بسیار کوچکی از 20 هرتز تا 20 کیلوهرتز می باشد.
#چشم نه تنها قادر به دیدن اشیا میکروسکوپی نمی باشد، بلکه قادر به دیدن اشیا دور و یا حتی امواج با طیفهای مادون قرمز و ماورا بنفش که بیشترین طیف امواج موجود عالم است، نیز نمی باشد.
و دیگر #حواس ادراکی ما که دریچه ارتباطی ما با عالم اطراف را تشکیل می دهند نیز از همین محدودیت در حوزه مربوط به خود برخوردار می باشند.
همه این #شواهد که هر روزه با آن مواجهیم، مبین این حقیقت است که واقعیت مشاهده پذیر عالم همه آن چیزی نیست که ما با حواس 5 گانه خود ادراک می کنیم. ( جدای از آنکه تصویر ذهنی ما از همان مشاهدات چه مقدار از واقعیت را بر ما فرو می ریزند و چه مقدار ناشی از فیلترینگ ذهنی ما بوده که همچون منشور فقط طیف خاصی از آنرا بروی ما می گشاید.)
در کنار همه این مشاهدات حسی، همگان شاهد #دریافتهای دیگری از عالم پیرامون بوده که چه خود و چه دیگران بارها آنرا بیان کرده اند و این نشان از وجود بخش دیگری از #حقایق عالم است که در رنج دریافت حواس 5 گانه بشری نمی گنجند. همانند حس ناگهانی مادری از وضعیت فرزندش که جایی دیگر است و یا رویاهایی که سطح دیگری از واقعیت را برای ما قابل مشاهده و درک پذیر می کنند.
#محتوای ادراکی نوع دوم بگونه ایست که کسی در بیرون از محدوده قوای ادراکی حواس 5 گانه بودن آنها شکی ندارد و این امر را مسلم می کند که #سطح_دیگری از واقعیت وجود دارد که هر چند در دسترس همه حواس 5 گانه بشری قرار دارند ولی جنس آنها بگونه ایست که گیرنده های حسی قادر به دریافت، تفسیر و نمایش آنها نیستند.
اما دریافتهای تصادفی ما و نیز گزارشهای متعدد #عارفان و آنهایی که از روح لطیفتر و سنخ روانی شهودی بیشتری برخوردارند، بیانگر این حقیقت است که همگان دارای قوای ادراکی متفاوتی با قوای 5 گانه خود ولی منطبق بر جنس آن لایه عالیتر واقعیت بوده که می توانند دریچه ای بروی آگاهی فراتر از ظاهر بگشایند.
اگر دریافتهای عادی خود توسط حواس 5 گانه را از جنس #آگاهی بنامیم، آن دریافتهای دیگر از آن لایه های عالیتر واقعیت را می توان #فراآگاهی نام نهاد.
اما چرا #اکثریت از دریافت آن اطلاعات فراحسی محرومند؟
#بشر همواره به آن چیزی خو میکند که در نزدیکترین سطح ارتباطی با او بوده بگونه ایکه بتواند آن را کنترل کرده و یا از آن بهره دلخواه بگیرد. به همین دلیل #دریچه های آگاهی حسی او که همان قوای 5 گانه حسی او هستند، فضای دریافتی او را از آنچه در پیرامون او انتشار یافته ( که مخلوطی از همه سیگنالهای قابل دریافت #حسی و نیز #فراحسی اند)، در دست گرفته و آن دریافتهای حسی را چنان برجسته نشان می دهد که دیگر امکانی بر دریافت و یا توجه به آن سیگنالهای فراحسی نمی ماند، گویی که گیرنده های فراآگاهی او #خاموش شده اند.
بخاطر همین است که وقتی همه #دریچه های آگاهی حسی انسان در خواب بسته می شوند، قوه #خیال او شروع به بازسازی دریافتهای #فراآگاهی او در طول روز و یا مواقع دیگر کرده و چه بسا اطلاعاتی در اختیار او می گذارد که می تواند تصویر دیگری از واقعیت را حس و مشاهده کند.
بنابراین اگر انسان بتواند در مواقع #بیداری نیز، دریچه های آگاهی حسی خود را #تعلیق کند، چه بسا بتواند از طریق دریچه های فراآگاهی خود اطلاعات دیگری را که از جنس آن #لایه_عالیتر واقعیت است، دریافت کرده و وارد وادی #شهود_عارفانه بشود. ( البته باید توجه نمود که همانطور که دریافتهای حسی می توانند بدلیل اختلالات مختلف در قوای حسی با خطا مواجه شده و واقعیت را نادرست به ما نشان دهند، دریافتهای #فراحسی نیز می توانند بدلیل آلوده شدن دریچه های فراحسی ما به ابزارهای شیطانی، اطلاعات مسمومی از آن لایه واقعیت را در اختیار ما گذارده (حتی توهمی) و ما را دچار فریب کنند.)
محمد صالحی
#ادامه
https://t.me/beshnofekrkon/1746
یکی از جمله های تاکیدی و مکرر قرآن، اخبار از #تسبیح خداوند توسط کلیه موجودات عالم از جاندار و بیجان می باشد:
تسبح له السماوات السبع و الارض و من فيهن و ان من شي ء الا يسبح بحمده – اسرا 44
ولی بیان می دارد که ما انسانها از #ادراک آن قاصریم:
و لكن لا تفقهون تسبيحهم – اسرا 44
#مفسران و شارحان سعی کرده اند این تسبیح را به مصداقهای مختلف فروکاسته، باشد که به فهم انسان نزدیک شود.
یکی به #حرکت آنها در مسیر تعیین شده و هماهنگ با نظام هستی، بدون کمترین زاویه با آن تفسیر کرده و دیگری #ارتعاشات مولکولی آنها و نظم موزون آنها را زبان تسبیح آنها دانسته است.
اما آنچه در فهم من می گنجد چیزی است که در این مجال بیان می کنم.
همه ما به محدودیت #قوای_حسی 5 گانه ادراکی خود در مشاهده و درک اشیا و طبیعت بیرون خود واقفیم.
#گوش علیرغم وجود هزازان صوت با طیف های فرکانسی بسیار پایین تا بسیار بالا، فقط قادر به شنیدن رنج بسیار کوچکی از 20 هرتز تا 20 کیلوهرتز می باشد.
#چشم نه تنها قادر به دیدن اشیا میکروسکوپی نمی باشد، بلکه قادر به دیدن اشیا دور و یا حتی امواج با طیفهای مادون قرمز و ماورا بنفش که بیشترین طیف امواج موجود عالم است، نیز نمی باشد.
و دیگر #حواس ادراکی ما که دریچه ارتباطی ما با عالم اطراف را تشکیل می دهند نیز از همین محدودیت در حوزه مربوط به خود برخوردار می باشند.
همه این #شواهد که هر روزه با آن مواجهیم، مبین این حقیقت است که واقعیت مشاهده پذیر عالم همه آن چیزی نیست که ما با حواس 5 گانه خود ادراک می کنیم. ( جدای از آنکه تصویر ذهنی ما از همان مشاهدات چه مقدار از واقعیت را بر ما فرو می ریزند و چه مقدار ناشی از فیلترینگ ذهنی ما بوده که همچون منشور فقط طیف خاصی از آنرا بروی ما می گشاید.)
در کنار همه این مشاهدات حسی، همگان شاهد #دریافتهای دیگری از عالم پیرامون بوده که چه خود و چه دیگران بارها آنرا بیان کرده اند و این نشان از وجود بخش دیگری از #حقایق عالم است که در رنج دریافت حواس 5 گانه بشری نمی گنجند. همانند حس ناگهانی مادری از وضعیت فرزندش که جایی دیگر است و یا رویاهایی که سطح دیگری از واقعیت را برای ما قابل مشاهده و درک پذیر می کنند.
#محتوای ادراکی نوع دوم بگونه ایست که کسی در بیرون از محدوده قوای ادراکی حواس 5 گانه بودن آنها شکی ندارد و این امر را مسلم می کند که #سطح_دیگری از واقعیت وجود دارد که هر چند در دسترس همه حواس 5 گانه بشری قرار دارند ولی جنس آنها بگونه ایست که گیرنده های حسی قادر به دریافت، تفسیر و نمایش آنها نیستند.
اما دریافتهای تصادفی ما و نیز گزارشهای متعدد #عارفان و آنهایی که از روح لطیفتر و سنخ روانی شهودی بیشتری برخوردارند، بیانگر این حقیقت است که همگان دارای قوای ادراکی متفاوتی با قوای 5 گانه خود ولی منطبق بر جنس آن لایه عالیتر واقعیت بوده که می توانند دریچه ای بروی آگاهی فراتر از ظاهر بگشایند.
اگر دریافتهای عادی خود توسط حواس 5 گانه را از جنس #آگاهی بنامیم، آن دریافتهای دیگر از آن لایه های عالیتر واقعیت را می توان #فراآگاهی نام نهاد.
اما چرا #اکثریت از دریافت آن اطلاعات فراحسی محرومند؟
#بشر همواره به آن چیزی خو میکند که در نزدیکترین سطح ارتباطی با او بوده بگونه ایکه بتواند آن را کنترل کرده و یا از آن بهره دلخواه بگیرد. به همین دلیل #دریچه های آگاهی حسی او که همان قوای 5 گانه حسی او هستند، فضای دریافتی او را از آنچه در پیرامون او انتشار یافته ( که مخلوطی از همه سیگنالهای قابل دریافت #حسی و نیز #فراحسی اند)، در دست گرفته و آن دریافتهای حسی را چنان برجسته نشان می دهد که دیگر امکانی بر دریافت و یا توجه به آن سیگنالهای فراحسی نمی ماند، گویی که گیرنده های فراآگاهی او #خاموش شده اند.
بخاطر همین است که وقتی همه #دریچه های آگاهی حسی انسان در خواب بسته می شوند، قوه #خیال او شروع به بازسازی دریافتهای #فراآگاهی او در طول روز و یا مواقع دیگر کرده و چه بسا اطلاعاتی در اختیار او می گذارد که می تواند تصویر دیگری از واقعیت را حس و مشاهده کند.
بنابراین اگر انسان بتواند در مواقع #بیداری نیز، دریچه های آگاهی حسی خود را #تعلیق کند، چه بسا بتواند از طریق دریچه های فراآگاهی خود اطلاعات دیگری را که از جنس آن #لایه_عالیتر واقعیت است، دریافت کرده و وارد وادی #شهود_عارفانه بشود. ( البته باید توجه نمود که همانطور که دریافتهای حسی می توانند بدلیل اختلالات مختلف در قوای حسی با خطا مواجه شده و واقعیت را نادرست به ما نشان دهند، دریافتهای #فراحسی نیز می توانند بدلیل آلوده شدن دریچه های فراحسی ما به ابزارهای شیطانی، اطلاعات مسمومی از آن لایه واقعیت را در اختیار ما گذارده (حتی توهمی) و ما را دچار فریب کنند.)
محمد صالحی
#ادامه
https://t.me/beshnofekrkon/1746
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
موجودات عالم چگونه خدا را #تسبیح می کنند؟-2
از عالیترین #گزارشات از پشت پرده واقعیات عالم که برخاسته از لایه عالیتر آنهاست، روایات متعدد #پیامبران و #عارفان در متون مقدس و یا کتبی مثل دیوان شمس مولاناست که بدلیل آن توسعه وجودی که در خود ایجاد کرده و خلوصی…
از عالیترین #گزارشات از پشت پرده واقعیات عالم که برخاسته از لایه عالیتر آنهاست، روایات متعدد #پیامبران و #عارفان در متون مقدس و یا کتبی مثل دیوان شمس مولاناست که بدلیل آن توسعه وجودی که در خود ایجاد کرده و خلوصی…
موجودات عالم چگونه خدا را #تسبیح می کنند؟-2
از عالیترین #گزارشات از پشت پرده واقعیات عالم که برخاسته از لایه عالیتر آنهاست، روایات متعدد #پیامبران و #عارفان در متون مقدس و یا کتبی مثل دیوان شمس مولاناست که بدلیل آن توسعه وجودی که در خود ایجاد کرده و خلوصی که در گیرنده های فراحسی خود بوجود آورده اند، به آگاهی نابی از آن حقیقت والا دست یافته اند.
#وجه_مشترک همه آن گزارشات و روایات رسولانه و عارفانه، در بیان وجود #حقیقتی_کلی از یک طرح بسیار زیبا، دلنشین و غیر قابل وصف از عالم بوده که علیرغم #منفرد بودن تک تک #اجزا عالم و زیست منحصر بفرد خود، اما چنان #هماوایی و همسویی بین همه آنها برقرار بوده که تصویر #پازل گونه بسیار با عظمت و خیره کننده ای را از #خداوند بوجود آورده اند که برای بیننده جز #حیرانی و شادمانی بی نهایت حاصل نمی کند. (فرحين بما آتاهم الله آل عمران 170)
البته شخصی که قادر به #رویت_عالم از لایه عالیتر آن می شود، به این معنا نیست که بر گذشته و آینده تک تک موجودات آگاه می شود، چرا که در آن لایه، دیگر اثری از #هویت_شخصی متمایز کننده افراد از یکدیگر که از ویژگیهای منشوری اینطرف واقعیت عالم است وجود نداشته و تنها #تصویر_کاملی از حقیقت کلی خداگونه عالم که هر موجود در شکل دهی بخشی از آن، نقش منحصر بفرد خود را دارد دیده می شود.
در حقیقت، این #عالمِ مشهودی که همگان در آن زیست کرده و در دسترس #حواس ظاهری ماست، همانند #منشوری که طیف کامل نور سفید را به طیفهای رنگهای مختلف منتشر و متمایز می کند، آن #حقیت_کلی و تصویر الهی عالم وحدت را به یکایک موجودات، تفکیک و تکثیر می نماید، که اگر شخصی بتواند از دریچه های #فرآگاهی خود به عالم نگاه کند، گویی #واسطه عالمِ منشوری را پشت سر نهاده و #مستقیما به تماشای تصویر آن یگانه زیبای نهانی که همان حقیقت کلی الهی است نایل شده است.
به مثالی دیگر، انسانی که قادر به دریافت های #شهودی از آن سطح از واقعیت می شود، گویی از #ارتفاعی به شهری می نگرد که غرق در جشن و سرور بوده و هر موجودی رقص کنان، #نتی از موسیقی آن را می نوازد و هر کدام #طیف نوری از رقص نور آن را منتشر می کند.
( و متاسفانه فقط #انسان است که می تواند با زندگی #غیر_اخلاقی خود، ساز ناکوکی را بنوازد و نتی را ایجاد کند که هیچگونه هم آوایی با آن آوای الهی آفرینش نداشته باشد.)
و اینجاست که سهم #نت گونه هر موجود در این جوش و خروش عاشقانه و آن آواز دل انگیز و #طیف نور مشعشع آن در این #رقص_نور خیره کننده، همان #تسبیح گری او در این هستی و طرح کلی سرشار از شادمانی الهی است.
و لیکن، بقول #قرآن چون #اکثریت در تسخیر دریافتهای قوای #حسی 5 گانه خود می باشند، #جهان را مجموعه ای از #تک_اجزایی می بینند که هر چیز و هر کس، #سازی را می زند که با درک موسیقایی آنها از زندگی و عالم هماوایی نداشته و بر رنج آنها می افزاید و این باعث می شود که از #کشف سیگنالهای آن لایه بالاتر که از جنس #موسیقی ای است که آهنگ آنرا #خداوند ساخته و هر چیز و هر کس در نواختن آن #نتی است که خداوند به آنها آموزش داده و به آن #کنسرت جهانی دعوت کرده، محروم می باشند.
محمد صالحی – 10/10/98
#قسمت_اول
https://t.me/beshnofekrkon/1745
از عالیترین #گزارشات از پشت پرده واقعیات عالم که برخاسته از لایه عالیتر آنهاست، روایات متعدد #پیامبران و #عارفان در متون مقدس و یا کتبی مثل دیوان شمس مولاناست که بدلیل آن توسعه وجودی که در خود ایجاد کرده و خلوصی که در گیرنده های فراحسی خود بوجود آورده اند، به آگاهی نابی از آن حقیقت والا دست یافته اند.
#وجه_مشترک همه آن گزارشات و روایات رسولانه و عارفانه، در بیان وجود #حقیقتی_کلی از یک طرح بسیار زیبا، دلنشین و غیر قابل وصف از عالم بوده که علیرغم #منفرد بودن تک تک #اجزا عالم و زیست منحصر بفرد خود، اما چنان #هماوایی و همسویی بین همه آنها برقرار بوده که تصویر #پازل گونه بسیار با عظمت و خیره کننده ای را از #خداوند بوجود آورده اند که برای بیننده جز #حیرانی و شادمانی بی نهایت حاصل نمی کند. (فرحين بما آتاهم الله آل عمران 170)
البته شخصی که قادر به #رویت_عالم از لایه عالیتر آن می شود، به این معنا نیست که بر گذشته و آینده تک تک موجودات آگاه می شود، چرا که در آن لایه، دیگر اثری از #هویت_شخصی متمایز کننده افراد از یکدیگر که از ویژگیهای منشوری اینطرف واقعیت عالم است وجود نداشته و تنها #تصویر_کاملی از حقیقت کلی خداگونه عالم که هر موجود در شکل دهی بخشی از آن، نقش منحصر بفرد خود را دارد دیده می شود.
در حقیقت، این #عالمِ مشهودی که همگان در آن زیست کرده و در دسترس #حواس ظاهری ماست، همانند #منشوری که طیف کامل نور سفید را به طیفهای رنگهای مختلف منتشر و متمایز می کند، آن #حقیت_کلی و تصویر الهی عالم وحدت را به یکایک موجودات، تفکیک و تکثیر می نماید، که اگر شخصی بتواند از دریچه های #فرآگاهی خود به عالم نگاه کند، گویی #واسطه عالمِ منشوری را پشت سر نهاده و #مستقیما به تماشای تصویر آن یگانه زیبای نهانی که همان حقیقت کلی الهی است نایل شده است.
به مثالی دیگر، انسانی که قادر به دریافت های #شهودی از آن سطح از واقعیت می شود، گویی از #ارتفاعی به شهری می نگرد که غرق در جشن و سرور بوده و هر موجودی رقص کنان، #نتی از موسیقی آن را می نوازد و هر کدام #طیف نوری از رقص نور آن را منتشر می کند.
( و متاسفانه فقط #انسان است که می تواند با زندگی #غیر_اخلاقی خود، ساز ناکوکی را بنوازد و نتی را ایجاد کند که هیچگونه هم آوایی با آن آوای الهی آفرینش نداشته باشد.)
و اینجاست که سهم #نت گونه هر موجود در این جوش و خروش عاشقانه و آن آواز دل انگیز و #طیف نور مشعشع آن در این #رقص_نور خیره کننده، همان #تسبیح گری او در این هستی و طرح کلی سرشار از شادمانی الهی است.
و لیکن، بقول #قرآن چون #اکثریت در تسخیر دریافتهای قوای #حسی 5 گانه خود می باشند، #جهان را مجموعه ای از #تک_اجزایی می بینند که هر چیز و هر کس، #سازی را می زند که با درک موسیقایی آنها از زندگی و عالم هماوایی نداشته و بر رنج آنها می افزاید و این باعث می شود که از #کشف سیگنالهای آن لایه بالاتر که از جنس #موسیقی ای است که آهنگ آنرا #خداوند ساخته و هر چیز و هر کس در نواختن آن #نتی است که خداوند به آنها آموزش داده و به آن #کنسرت جهانی دعوت کرده، محروم می باشند.
محمد صالحی – 10/10/98
#قسمت_اول
https://t.me/beshnofekrkon/1745
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
موجودات عالم چگونه خدا را #تسبیح می کنند؟-1
یکی از جمله های تاکیدی و مکرر قرآن، اخبار از #تسبیح خداوند توسط کلیه موجودات عالم از جاندار و بیجان می باشد:
تسبح له السماوات السبع و الارض و من فيهن و ان من شي ء الا يسبح بحمده – اسرا 44
ولی بیان می دارد که ما…
یکی از جمله های تاکیدی و مکرر قرآن، اخبار از #تسبیح خداوند توسط کلیه موجودات عالم از جاندار و بیجان می باشد:
تسبح له السماوات السبع و الارض و من فيهن و ان من شي ء الا يسبح بحمده – اسرا 44
ولی بیان می دارد که ما…