باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
#انسان_مومن ، بدون عمل صالح ره بجایی نخواهد برد !

#مرجع_اصلی و منبع غنی اعتقادات اسلامی ما که پاسخی است به سوالهای هستی شناسی ما و رهیافتی است به عبور از تاریکیهای جهل و سرگردانی ، #قرآن بوده و بی شک در آنچه که برای امر هدایت آورده نقصانی وجود ندارد 1 .

😳یکی از سوالات و نگرانی های بشر در طول تاریخ ، چگونگی و #شرایط_رستگاری او در پس این عمر کوتاه دنیوی بوده است .

😍خداوند در رهنمونی انسان به #پاسخ این سوال ، #دو_شرط اساسی زیر را ، بدون وابسته کردن آن به شریعتی شناسنامه ای ، بیان داشته است :

❤️ #ایمان ( به خدا و جهان پس از مرگ ) و عمل #صالح 2 .

و رسما اعلام می کند که جهان هستی سراسر بهشت آفرین است و انسان را چنین #بهشتی داده است مگر آنکه خود او با عدول از دو شرط فوق ، آن را از دست بدهد و با سرمایه گذاریهای زیان ده دنیوی ، در زمره #زیانکاران قرار گیرد 3 .

😳حال #سوال اینست که اگر کسی #مومن باشد ولی صرفا دربند فرم و قالب عبادات آئینی از قبیل نماز و روزه و حج باشد بگونه ای که منجر به صفای درون و جوشش #رفتار_اخلاقی در بیرون نشود آیا به رستگاری نایل خواهد شد ؟

😍خداوند در #پاسخ به این سوال اساسی بشر ، از زبان آنان که دنیا را بی عمل صالح تمام کرده و پای به عالم برزخ گذاشته ، فریاد #حسرتشان را اینگونه بیان می دارد :

چون يكيشان را مرگ فرا رسد ، گويد :
اي پروردگار من ، مرا بازگردان شايد ، #كارهاي_شايسته اي را كه ترك كرده بودم به جاي آورم.. 4

و اینجاست که #خداوند به صراحت بیان می کند که حتی برای #مومنان و بجای آورندگان اعمال آئینی ، #عمل_صالح و زیست اخلاقی است که #ضامن_رستگاری آنهاست و در غیر آن صورت ، بقول معلم بزرگ قرآن امام علی(ع) ، در پس این دنیا ، راهی بس طولانی ولی بدون توشه را پیش رو خواهند داشت . 5

و قطعا انسانی که #توشه ای از خدمت به مردم و زیستن اخلاقی برنداشته باشد ، با #انبان_خالی پای در آستان الهی گذارده و در ورود به بهشت برین ، بهایی بدست نخواهد داشت و زیان کارانه راهی بجز دره حسرت جهنم گونه خود نخواهد گزید 6 ، ولی آنان که با هر #خدمت انسانی و عمل اخلاقی ، سکه ای به انبان خود فرستاده اند ، جز #بهشت شادمانی نمی یابند 7 .

☀️زیرنویسها :

1- نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شي ء و هدي و رحمة – نحل 89
2- ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله و اليوم الآخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون – بقره 62
3- ان الانسان لفي خسرالا الذين آمنوا و عملوا الصالحات – عصر 2 و 3
4- حتي اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صالحا فيما تركت – مومنون 99 و 100
5- آه من قلة الزاد و طول الطريق و بعد السفر و عظيم المورد – حکمت 77
6- و من خفت موازينه فاولئك الذين خسروا انفسهم – مومنون 103
7- فمن ثقلت موازينه فاولئك هم المفلحون – مومنون 102

محمد صالحی – 2/9/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
#سرگرمی_فرار_از_تنهایی

💥آیا بسیار عجیب نیست که در این دنیا، جایی که چیزهای زیادی برای #پرت شدن حواس هست، سرگرمی‌ها، تقریباً همه #تماشاچی هستند و عدۀ کمی بازیگرند؟

💥بیشتر ما هر موقع کمی #وقت آزاد داریم به جستجوی یک نوعی از #سرگرمی می‌رویم.
#کتاب جدی‌یی را در دست می‌گیریم، یا یک #رمان، یا یک مجله.
اگر در آمریکا هستیم رادیو یا تلویزیون را روشن می‌کنیم، یا به #بذله‌گویی‌های‌بی‌وقفه‌می‌پردازیم.

💥یک خواست دائمی برای #سرگرم شدن وجود دارد، برای #مشغول شدن، برای #دور شدن از خودمان.
ما از #تنها بودن می‌ترسیم، می‌ترسیم بدون #همصحبت بمانیم، بدون چیزی که حواسمان را پرت کند.

تعداد خیلی کمی از ما تا بحال #تنها در دشت و جنگل قدم زده‌ایم، نه در حال #صحبت کردن یا آواز خواندن، بلکه فقط #قدم زدن در #سکوت و مشاهده چیزها دربارۀ خود و درون خودمان.

ما تقریباً هرگز چنین نمی‌کنیم چرا که، می‌دانید، بیشتر ما بسیار #ملول هستیم؛ ما در #روتین کسل‌کنندۀ یاد گرفتن یا یاد دادن، #وظایف منزل یا #شغل، گرفتار شده‌ایم، و بنابراین در زمان‌های #فراغتمان می‌خواهیم چه بطور سبک و چه جدی #سرگرم باشیم.

ما #مطالعه می‌کنیم، یا به #سینما می‌رویم یا به #مذهب که چیزی مشابه است روی می‌آوریم.
#مذهب نیز فرمی از حواس‌پرتی و سرگرمی شده است، نوعی #فرار جدی از #ملالت، از روتین.

💥نمی‌دانم آیا شما به همۀ اینها پی برده‌اید؟

بیشتر افراد دائماً با چیزها #مشغولند، با #مراسم مذهبی، با #تکرار کلماتی مشخص، با #نگران بودن دربارۀ این یا آن چون آنها از تنها بودن با خودشان وحشت دارند.

شما سعی کنید #تنها باشید، بدون هر نوع چیزی که حواستان را پرت کند، و خواهید دید که چقدر سریع می‌خواهید که از #خودتان دور شوید و آنچه هستید را #فراموش کنید.

و به همین علت است که این ساختار عظیم و حرفه‌ای #سرگرمی، حواس‌پرتی‌های خودکار، بطور بسیار برجسته‌ای بخشی از آنچه که ما #تمدن می‌نامیم شده‌اند.

💥اگر دقت کنید خواهید دید که انسانها در دنیا هر چه بیشتر و بیشتر بطور فزاینده و پیچیده‌ و جهانی #حواس‌پرت می‌شوند.
افزایش #لذت، کتابهای بی حد و حصری که منتشر می‌شوند، #روزنامه‌های پر از اتفاقات ورزشی مطمئناً، همۀ اینها نشان‌دهندۀ این است که ما می‌خواهیم دائماً #سرگرم شویم، چرا که #دروناً خالی، #ملول و روتین هستیم.

ما #روابط و اصلاحات اجتماعی‌مان را بعنوان ابزاری برای #فرار از خودمان استفاده می‌کنیم.

آیا تا بحال متوجه شده‌اید که اکثر مردم چقدر #تنها هستند؟

☄ https://t.me/beshnofekrkon/1879
جناب دکتر #سروش، آیا #قرآن غیر از #روایتی صریح از #تعامل_هستی با #انسان است؟ - 1

استاد دکتر سروش از #نواندیشانی است که باورهای دینی را به چالش کشیده و اندیشه های دینی را به عقلانیت و عرفان نزدیکتر کردند و این خود سرآغازی شد بر بازگشتی دوباره به #هسته اصلی دین.
ایشان اما، اخیرا در ادامه سخنانی که قبلا در مورد #مقایسه بین #قرآن و کتب #مولانا داشته بودند، مجددا قرآن را #خشیت _نامه خواند و پیامبر را حامل پیامهایی که عمدتا عذاب آور و خوفناک.
البته ایشان به درستی به کثرت آیات عذاب و روایات هم اشاره کرذه اند.

به نقل از گزارش #محمود_فرجامی: دکتر سروش در این رابطه گفت معنی عذاب در قرآن بعدها و خصوصا در ترجمه فارسی تقریبا تحریف شده و از «شکنجه» به سوی تنبیه شدید رفته. اگر در تورات چندان اثری از جهنم نیست و اگر در زرتشتی‌گری در حد پل چین‌وَت است و اگر در مسیحیت هم جهنم کم‌رنگ است، در اسلام و قرآن، خدا چنان است که آتش بر جهنمیان نازل می‌کند و وقتی گوشتشان سوخت باز گوشت نو می‌رویاند تا «خوب طعم شکنجه الهی را بچشند.

اما در اینجا لازم می دانم به چند #نکته اشاره کنم که به نظر میرسد علیرغم آنکه #سروش در مقالات مختلف خود به #شکل گیری قرآن در 23 سال رسالت و #پیوند عمیق آن با فرهنگ و تاریخ و علم و ادبیات و کلام عصر نزول اذعان داشته ولی در اینجا گویی #فراموش کرده است که:
#قرآن روایتی صریح از تعامل هستی با انسان است، انسانی که #مخاطب رسمی آن، #عرب حجاز با ویژگیهای قبیله ای و اخلاق ارباب و برده ای و بیدادگریهای گوناگون بوده و نیز مخاطبانی که در جای جای دیگر جهان بوده اند و قصه زندگیشان به ایشان رسیده بود، چه در سفرهای تجاری خود و چه در سفرها و نقلهای تاجران و جنگجویان دیگر.

یکی از #تفاوتهای عمیق #عارفان با #پیامبران در اینست که #عارفان بر یافته های شخصی خود از رابطه خود با هستی و عالم بالا تاکید داشته و وقتی بر مسند تعلیم می نشسته اند به گونه وعظ و #جذب برای شاگردان #مریدگونه خود سخن گفته اند، اما #پیامبران در جایگاه #اصلاح بینش مخاطب عام نسبت به هستی و تربیت رابطه او با خود و دیگران بوده و در یک #زندگی چند ساله و #همپای مخاطبان خود که در کوچه و بازار و این شهر و آن قبیله، با سطوح مختلف فهم و بستر فرهنگی، علمی، تاریخی و آداب و رسوم متنوع و بعضا متضاد، پراکنده بوده اند، سخن گفته اند و یافته های خود را از تعامل هستی با انسان در همه #عرصه های زندگی، چه صلح و چه جنگ، چه عدل و چه ظلم، چه دانایی و چه جهل و هر رویکرد دیگر با او به اشتراک گذاشته و #پدروار سعی در #پرهیز او از ظلم و جهل و #سوق او بسوی دانایی و عدالت داشته اند.

آنچه پیامبران و خاصتا پیامبر اسلام از تجربه معنوی خود از عالم داشته اند در یک کلام می توان گنجاند: قرآن روایتی صریح از تعامل هستی با انسان است. هر چند به جای #هستی، نام #خدا را که در سراسر هستی جاریست به زبان آورده است:
فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره و من يعمل مثقال ذرة شرا يره – زلزله 7 و 8

و این تعامل را تعاملی #عادلانه یافته و بیان کرده است:
و نضع الموازين القسط ليوم القيامة فلا تظلم نفس شيئا و ان كان مثقال حبة من خردل اتينا بها و كفي بنا حاسبين انبیا 47

و اعلام نموده که همه آنچه اتفاق می افتد و یا شما در ایجاد آن دخالت داشته باشید، چه خوب و چه بد، چه عدالت و چه ظلم، خداوند به دلیل علیم و خبیر بودنش در #قوانین عالم بصورت #عادلانه گنجانده است تا هیچ چیزی از این #تعامل و عکس العمل خارج نشده و یا ظلمی بر کسی واقع نگردد:
و ما تكون في شان و ما تتلوا منه من قرآن و لا تعملون من عمل الا كنا عليكم شهودا اذ تفيضون فيه و ما يعزب عن ربك من مثقال ذرة في الارض و لا في السماء و لا اصغر من ذلك و لا اكبر الا في كتاب مبين یونس 61

ادامه👇

https://t.me/beshnofekrkon/1939
جناب دکتر #سروش، آیا #قرآن غیر از #روایتی صریح از #تعامل_هستی با #انسان است؟ - 2

حال با این #اوصاف، وقتی پیامبری در 23 سال رسالتش با انواع #مصادیق اتفاقات و اعمال مختلف مردم روبرو می شود و در جهت #تربیت عملی آنها می کوشد، چگونه می تواند به آن تجربه خود از تعامل هستی با آنها سخن بگوید جز انکه به تک تک #اعمال آنها در هر اتفاق اشاره و به #عکس_العمل طبیعی هستی با آن ها بپردازد؟ ( و همین جاست که تفاوت زمینه های پیامبری#موسی و #عیسی نیز مشخص می شود)

وقتی که بیشترین #رفتارهایی که از مردم میبیند، چه در جامعه خود و چه در دیگر جوامع، انواع #ظلمها، دنیازدگیها، جنگها، #شرارتها، حق کشیها، بی صداقتی ها، کم فروشیها و .. بوده است، آیا جز اینست که برای انتقال تجربه معنوی خود از آن تعامل هستی با انسانها، #چاره ای جز اشاره به این رفتارها و نتایجی که به بار خواهند آورد که #میوه_دست_کاشت خودشان هم بوده، نداشته است؟
ا فمن يتقي بوجهه سوء العذاب يوم القيامة و قيل للظالمين ذوقوا ما كنتم تكسبون زمر 24

ولیکن، همان #پیامبر در هر فرصتی که بدست می آورد از #ساختار کلی عالم که بر غفاریت و #رحمت_الهی استوار است سخن گفته و به مخاطبان خود گوشزد می کند که اگر خطا و یا #بدی بر شما عارض می شود بدانید که نتیجه تعامل هستی با اعمال پیشین خود شماست که بر مبنای #عدالت خداوندی پایه ریزی و مدیریت شده است و اگر هم جایی بر شما #ظلمی برود قطعا نظام عدالت محور هستی #جبران خواهد کرد و الا خداوند از جنس #خوبیها و زیباییها و رحمت است و اگر بخود بیایید و از کرده های خود بازگزدید، او را مهربانترین خواهید یافت:
نبئ عبادي اني انا الغفور الرحيم حجر 49

و او را سرشار از #رحمانیتی خواهید دید که جز به #همنشینی با شما رضایت نخواهد داد:
ارجعي الي ربك راضية مرضية فجر 28

پس اگر #کتب_مولانا را سرشار از #عشق می بینیم، از آن رو ست که #مخاطب_خاص خود را داشته که دوست دارند از تجربه های معنوی او از تعامل هستی با رفتارهای عاشقانه او بدانند، اما #پیامبرانند که رو سوی #مخاطب_عام که مردمانی از هر قماشی هستند کرده و نتیجه تعامل هستی با رفتارهای آنها را بیان کرده، باشد که بخود آمده رو سوی خداوند رحمان کنند.

محمد صالحی: 10/10/99

قسمت اول 👇
https://t.me/beshnofekrkon/1938

https://t.me/beshnofekrkon/225
آنچه من از جهنم مي فهمم – 1

1- آيا جهنم چيست ؟

خداوند میفرمايد :
" من یعمل مثقال ذره خیرا یره و من يعمل مثقال ذره شرا يره 1 "
هر انساني كوچكترين كار خير و يا شري انجام دهد ، ( همان را ) خواهد ديد .

با مثالي ساده مي توان توضيح داد :

جسم ما مانند کاربنی است که روی روح ما گذاشته شده است . و رفتار و اعمال ما ( به سبب ستاريت خداوند ) همچون مداد نامرئيي است كه روی آن می نویسیم و نقش می کشیم .

و وقتی مشخص میشود كه چه از آب در آمده ، که این كاربن جسم از آن روح جدا شود و از روي آن برداشته شود .

و مفهوم ديدن اعمال ، در آيات فوق ، همین دیدن خود در آیینه بعد از مرگ است . كه روح ، شكلي مطابق و در عينيت اعمال ما ، بخود گرفته است . اعمال خوب ما ، تصويري زيبا در روح ما نقش ميكنند و اعمال بد ما ، تعيني زشت در روح ميگيرند .

بنابراين ، وقتی روح ، از جسم عریان میشود و شخص ، خود را میبیند ، زشتي آن نقش ، امكان ورود و پيوستن او را به زيبارويان و خداصفتان ، از او مي گيرد و اين چيزي نيست جز همان درد فراقي كه چون شكنجه و عذابي جهنم گونه ، او را در خود خورد ميكند و فرو مي ريزد .

2- كاركرد جهنم چيست ؟

آنچه از آيات قرآن مي دانيم ، انسان در مسيري تا حد خداگونگي و لقاي ربوبي در جنت اوست 2 و بنابراين نقش ناموزوني كه در روح او شكل گرفته و چون زنگار و پوسته اي ، آن را در خود فرو برده است ، بايد پاك شده و زدوده شود و آنگاه چون برگه اي پاك و صاف ، نقش نوي گيرد و با او ، به اوج خدايي پرواز كند .

و اين نكته ظريف ، در آيات متعددي بيان شده كه از جمله آنها آيات زير است :

• لا تبقی و لاتذر لواحه للبشر 3
هیچ از پوسته ، که روح را پوشانده نخواهد ماند.
• ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا 4

سپس متقین را نجات داده و ظالمین را در آن ( جهنم ) بصورت نیم خیز رها می کنیم ( که با زمین گذاردن بارهای سنگین گناه خود ، سبک بار شده ، قامت راست کنند و پای در راه جهت ادامه مسیر کمال الی الحق بگذارند ).

پس جهنم ، نه انتهاي راه ، كه ایستگاهی است كه شخصی جهنمی ، در حالیکه نیم خیز و آماده خروج است ، تحت آتش دوزخ اعمال خود قرار میگیرد تا زنگارهایی که چون پوسته ای روحش را گرفته زدوده شوند .

و آنگاه ، برخاسته به راه ابدیت الیه راجعون برود .

ادامه دارد :

محمد صالحي

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آنچه من از جهنم مي فهمم – 2

3- آيا جهنم ابدي است ؟

از آيات بند 2 ، به اجمال متوجه شديم كه ، جهنم اعمال ما ، فقط يك ايستگاه موقت بين راهي است و هرگز نميتواند ابدي باشد .

در ادامه ، تفصيل گونه ، آيات ديگري جهت تاييد اين مهم مي آورم :

• ايستگاه نهايي : حضور در بارگاه ربوبي

افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لاترجعون – 5
آيا گمان کرديد شما را بيهوده آفريده‏ايم ، و بسوى ما باز نمى‏گرديد؟

آيا هدف خداوند از خلقت بشر ، پاداش دادن به اعمال او و تبعا عذاب او بدليل اعمال بد او بوده است ؟

در حاليكه ،در اين آيه و صدها آيه ديگر ، هدف خلقت را رجوع به زيبامكان اولي او ،كه جايي جز جنت لقاي او نيست ، ميداند .

الى ربك يومئذ المستقر – 6
آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است؛

• هدف : عبوديت و يگانگي با هستي خداوندي

ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون – 7
من هيچ موجودي را نيافريدم جز براي عبوديت و يگانگي با معبود .

خداوند آنقدر شوق کمال در وجود بشر قرار داده که راهی جز عبوديت كه همان رسیدن به كمال و جلوس در بارگاه اوست باقي نمی ماند .

• كاركرد خداوند : تربيت رباني بشر

رب العالمین 8
تربيت كننده همه عوالم وجود .

وقتی خداوند خود را " رب العالمین " معرفی می کند ، پس او در همه حال و در هرجا ، در حال تربیت مخلو قات خود بوده ، چه دنیای زمینی باشد و چه عالم برزخ و آخرت ، و البته که مقصد تربیت هم ، جز رشد بسوی کمال نیست .

پس عذاب جهنم هدفی جز جبران خساراتی که انسان به خود وارد کرده نداشته و در سرانجام آن چیزی جز جنت خدا و لقا ی حق نیست .

• آنچه ميماند : وجه الهي است

کل شیئ هالک الا وجهه 9
هر چيزي از بين مي رود مگر آنكه وجهي از وجوه خداوندي باشد .

وقتی كه هر چه قرار است مشمول ابدیت ، که صفت ذات اقدس احدیت است شود ، باید وجهی از خداوند باشد ! حال آیا جهنم ، وجهی از ذات احدیت است که تا ابدیت خدایی بماند ؟!

• رحمت خدا بر غضبش رجحان دارد

يا من سبقت رحمته غضبه " 10
اي كسي كه رحمتش بر غضبش سبقت و رجحان دارد .

وقتي که غضب خداوند ، نيز سبقه و رنگ رحمت دارد ، آیا جز شوق بخشش و رحمت از خدا می توان انتظار داشت ؟ حال چگونه می شود که نتیجه این رحمت ، خیر و صلح و کمال و حضور نباشد ؟

• حد عذاب ، متناسب با مقدار اعمال است

فذوقوا العذاب بما کنتم تکسبون 11
پس بچشيد عذابي را كه متناسب و عينيت اعمال شماست .

وقتی خداوند ، عذاب هر کس را متناسب اعمال او و نتیجه غایی افعال او می داند ، و از طرف دیگر عقوبت آنرا به ازای هر یک گناه ، فقط یک عذاب مرتبط دانسته و همچنین خود را از ظلم به او مبرا می داند 12 ، دیگر ابدی بودن عذاب و جهنم چه معنا می تواند داشته باشد ! وقتی که نه دنیای زمینی ابدی بوده و نه او تا ابدیت در حیات زمینی بوده و گناه کرده است ؟!

نتیجه آينكه خداوند رحمت محض بوده و فیض مطلق ، که با هیچ موجودی سر عناد و انتقام نداشته و هر چه فرمان داده ، جز سوق او بسوی کمال معنوی نبوده است .

در این دنیا هرگاه او را به راه خطا دیده ، با ارسال رسل و الهامات و حتی ایجاد گرفتاریها 13 ، او را به راه فرا خوانده ، باشد که راه گم نکند و خسران و جبرانش سخت گردد و تاخیر در وصل و لقا .

و در آن دنیا نیز ، عذابش فقط تنبیه اوست متناسب با خطا ها و انحرافاتش ، تا برسد آنگاه که زنگارها از روحش زدوده شود " لا تبقی و لاتذر لواحه للبشر " و در جاده کمال قرار گرفته " ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا " و راه بسوی حیات ابدی در جوار قرب الهی 14 ادامه دهد 15 .

همانگونه که بهشت را مراتبی است تا به تناسب اعمال نیکمان ، در هر غرفه که شان ماست قرار گرفته 16 ، راه کمال را از آنجا ادامه داده تا به کی شان حضور در بارگاه ربوبی بدست آوریم و شادان از آن همه یگانگی و وصال .

ادامه دارد :

محمد صالحي

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آنچه من از جهنم مي فهمم – 3

4- پس دلالت " خالدين فيها " چيست ؟

همه آنچه در اين هستي انجام ميشود از دايره قانونمندي كه همان مشيت الهيست خارج نبوده و نتيجه هر كار ، عينيتي است كه در آن محقق ميشود .

و از آنجا كه خداوند ، رحمت و رحمانيت و غفاريتش ، عام بوده و حتي غضبش ، رنگ و سبقه رحمت دارد ، لذا در آيات متعددي از جمله آيه زير ، خلود در آتش را با اراده خود كاهش مي دهد :

قال النار مثواکم خالدين فيها الا ما شاء الله ان ربک حکيم عليم – 17
آتش جايگاه شماست ؛ جاودانه در آن خواهيد ماند ، مگر آنچه خدا بخواهد ، پروردگار تو حکيم و داناست.

دو نكته قابل توجه در اين آيه :

• ميگويد جايگاه شما خلود در آتش است ، مگر آنچه كه خدا بخواهد كه او حكيم و عليم است . نگفته " من شا " ، بلكه گفته است " ما شا " . كه شائبه تفاوت گذاشتن بين افراد را بوجود نياورد ، بلكه خواسته كه بگويد من خداي دانا به اعمال شما ، بر اساس حكمت و هدف خود از خلقت ، اين حكم را تغيير ميدهم .

• با توجه به آيات مختلف و بحث فوق ، جهنم همان حالت انسانهايي است كه نتوانسته اند قواي وجودي خود را فعليت بخشند و در مسير كمال الي الله قرار گرفته باشند ، لذا تا زماني كه اثر هر يك از اين حالات از بين نرود كه بتواند وارد مرحله بعدي جهت بازسازي حالات ديگر شود ، در آن حالت ميماند كه اين امر همان خلود در آن حالت جهنمي است .

( بنابراين خلود ، توقف در زمان نيست ، بلكه ماندن در حالات نفساني انسان است تا زماني كه امكان خروج از آن را بيابد 18 )

و طبق اين آيه ، خداوند مي تواند ، به دليل علم و حكمت و رحمانيت خود ، تغيير در اين حالات را تسريع نمايد .

و از طرف ديگر ، در آياتي از قرآن ، بعد از كلمه " خالدين فيها " ، جمله " ما دامت السماوات و الارض " را بكار برده كه مفهوم حصر و حد زماني از آن افاده ميشود .

فاما الذين شقوا ففي النار ...... خالدين فيها ما دامت السماوات و الارض .. 19
امّا آنها که بدبخت شدند ، در آتشند؛ ..... جاودانه در آن خواهند ماند ، تا زمانيكه آسمانها و زمين برپاست ؛ مگر آنچه پروردگارت بخواهد ! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام مى‏دهد!

به آن معنا كه تا آنگاه که " سماوات و زمین " باقی باشد، جهنميان مشمول جهنم اعمال خود خواهند بود و شاید " زمین " ، مرحله زمینی دنیایی رشد بشر و " سماوات " مراحل تعالی آسمانی بشر است تا به مرحله خلد و جنت لقا برسد .

بنابر اين بعد از طي كردن اين مراحل رشد ، هر انساني راه به منتهاي راه كه جنت لقاست ميابد و آنجا در حضور حضرت رحماني در حاليكه هر دو شادانند و مسرور ، به ابديت خداوندي پيوند ميخورد .

یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی – 20
تو اى روح آرام ‏يافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."

ادامه دارد :

محمد صالحي

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آنچه من از جهنم مي فهمم – 4

5- آيه " لايموت فيها و لايحيي " چه ميشود ؟

خداوند در اين آيه ، به صراحت اعلام ميدارد كه جهنم مكان مرگ و نابودي كسي نيست :

انه من يات ربه مجرما فان له جهنم لا يموت فيها و لا يحيى 21
هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود ، آتش دوزخ براى اوست ؛ در آن جا، نه مى‏ميرد و نه زندگى مى‏کند!

و اين بهمان دليل است كه هيچ انساني براي فنا خلق نشده و تنها آنچه باقي ميماند ، باور به بقاي همه بشريت است و اين بقا و زندگي ، از جنس خداوندي است و قطعا ، جهنم جايي براي حيات نيست .

بنابراين هر انسان جهنمي ، پس از طي كردن دوره پاكسازي روح خود از زنگارهاي دنيايي ، از آن رها شده و راه بسوي ابديت بهشتي پيش خواهد گرفت و گويي دوباره زنده شده و زندگي آغاز كرده است .

6- آيه " اقرا کتابک کفى بنفسک اليوم عليک حسيبا " 22 به چه مفهوم است ؟

( و به او مى‏گوييم : ) خودت کتابت را بخوان ، کافى است که امروز ، خود حسابگر خويش باشى!

خداوند با اعلام اينكه كتاب اعمال تو ، بدست خودت سپرده ميشود ، دقيقا همان بيان بند 1 را تكرار كرده كه ، شكل آخرتي روح تو ، همان عينيت اعمال دنيايي توست ، و اين بيان ، گويي سپردن نامه هركس به دست خود اوست .

و اينكه ميفرمايد ، خودت اعمالت رامحاسبه كن و حكم صادر كن ، چيزي جز ظهور نتيجه اين نقش و شكل آخرتي روح براي هر شخص نميباشد و قطعا ، شخصي كه شكل نازيبا و ناهمگوني از خود ايجاد و تصوير كرده و آرايشي بس زشت بر چهره خود نمايان كرده است ، جايي براي ورود در بهشت و همراهي زيبارويان بهشتي براي خود نميبيند كه بخواهد ورود كند ، مگر آنكه جايي بيابد و اين آرايش و نقش را بزدايد و چقدر سخت است اين زدودن ، وقتي كه اين آرايش ، غليظ تر و آن نقش ، ناهمرنگتر و بيقواره تر باشد .

زيرنويسها :

1- سوره زلزال آيات 7 و 8
2- بقره آيه 156 ( انا لله و انا اليه راجعون )
3- سوره مدثر ،آیات 28 و 29
4- سوره مریم ،آیه 72
5- سوره مومنون ،آیه 115
6- سوره قیامت – آیه 12
7- سوره ذاریات - آیه 56
8- سوره های فاتحه ،آیه 1 - یونس ،آیه 10 و ...
9- سوره قصص ،آیه 88
10- دعا ی جوشن کبیر – 19
11- سوره اعراف ، آیه 39
12- من جائ بالسیئه فلا یجزی الا مثلها و هم لایظلمون – سوره انعام ،آیه 160
13- الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون – سوره بقره ،آیه 156

14- لم یدخل الجنه من لم یولد مرتین – امام معصوم (ع) به نقل از عیسی (ع) – کتاب رازهای رستاخیز ، غفارزاده ، ص 116 ( کسی وارد بهشت نمی شود مگر آنکه دوبار متولد گردد – یکبار تولد از مادر که وارد حیات زمینی شده و آماده فعلیت بخشیدن به قوای ذخیره الهی در وجود خود شده و دیگرتولد ، تولد از گناهان یا انتقال از قید و بندهای گناهان که تولد حقیقی است و مردان حق در همین دنیا به آن دست یافته و لیکن گنهکاران پس از مرگ و فراغت از جسم ، در عالم دیگر به عذاب ها دچار تا از بار گناهان ، موت حقیقی حاصل و تولد دوباره و حیات ابدی در بهشت برین الهی عطا گردد . )

15- مرحوم دولابی : فی مقعد صدق عند .... آنجا آخر راه و مرحله کمال انسان است . ص 59 طوبای محبت 2
16- لکن الذین اتقوا ربهم لهم غرف من فوقها غرف ... – سوره زمر ،آیه 20
17- انعام 128
18- كتاب رازهاي رستاخيز – غفارزاده ص 470
19- هود 107
20- سوره فجر،آیه 27
21- طه 74
22- اسرا آيه 14
محمد صالحي - جمعه 10/11/94
كانال نواي عشق
https://telegram.me/eshghonava
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
https://telegram.me/beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
https://telegram.me/naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com

http://www.tebyan-zn.ir/userpapers/m_salehy.html

http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=m_salehy&page=1
👍1
آيه " فأتوا بكتاب من عند الله هو أهدي منهما .. " در كلام مرحوم فقيه عاليقدر منتظري

خداوند در قرآن مي‎فرمايد: " قل فأتوا بكتاب من عند الله هو أهدي منهما أتبعه ان كنتم صادقين (قصص آيه 49 )
"بگو: كتاب و شريعتي برتر و هدايتگرتر از آن دو [قرآن و تورات ] بياوريد تا از آن پيروي كنم اگر راستگو هستيد."

آيه فوق ظاهرا ضرورت پيروي از معقولترين و بهترين روشها را براي رسيدن به اهداف دين بيان مي‎كند .
( اسلام دين فطرت - ص 702 تا 705 )

مطالب ديگر ايشان :

• بسياري از احكام سياسي و اجتماعي اسلام از اين قبيل اند كه اسلام شناس بصير نسبت به متغير بودن آن حكم و تطبيق آن با تحولات زمانه نظر خواهد داد . (اسلام دین فطرت ص 70 تا 74 )

• تحولات اجتماعي در علوم مربوط به جرم شناسي و نحوه پيش گيري از آنها و روان شناسي مجرمين و نحوه اصلاح و تربيت آنان پديد آمده است ، به نحوي كه ديگر شيوه هاي گذشته در جوامع كنوني آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممكن است گفته شود :

با شيوه هاي جديد ، زودتر و بهتر ، هدف اصلي شارع از تشريع بعضي مجازات هاي رايج ، محقق مي‎شود . (پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87 ) .

محمد صالحي – 11/8/93

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ماجرایي واقعی از بسط خرافات در عقاید

یکی از شاگردان مرحوم استاد آیه اله ایزدی از بزرگان فقه و فلسفه در استان اصفهان از قول ایشان نقل میکنند که :

من و دیگر دوستم در اوایل طلبگی جهت درس خواندن ، از نجف آباد به اصفهان می رفتیم . ( 80 سال پیش )
چون پول کرایه را نداشتیم ، اجبارا مسیر 30 کیلومتری را پیاده می رفتیم .

یک روز ، جهت نشانه گذاری مسیر ، به یکی از درختان که بزرگتر و مشخص تر بود نخ یا پارچه ای بستیم .

پس از چندی که از آن مسیر می گذشتیم ،وقتی به آن درخت رسیدیم ، با وضعیت عجیب و اسفناکی روبرو شدیم .

مردمی را دیدیم که به آن درخت ، انواع نخ ها و پارچه ها جهت حاجت بسته بودند و حتی نذری می پختند و .. .

از کار خودمان بسیار ناراحت شدیم که باعث چنین وضع خرافی و زشت گشته ایم .

تصمیم گرفتیم درخت را قطع کنیم .

روزی که در آن حوالی کسی نبود ، درخت را بریدیم و از آن محل دور کردیم .

فردای آن روز ، افرادی را دیدیم که دور ریشه درخت گریه و مویه می کنند و بر عامل قطع آن نفرین .

برای آنها از توحید و خداوند و بی شریک بودنش ، سخنها گفتیم ولی کو گوش شنوا ، که متهم به کفر هم شدیم .

راه خود کج کردیم و رفتیم .

اما چه کنیم ، از دست مردمانی که سالهاست راه را کج می روند !!؟


محمد صالحی 18/8/94
http://mahsan.rasekhoonblog.com/

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آیا آقای بهاالدینی دارای کرامات بودند ؟

به آقای شیخ توحیدی داماد آقای بهاءالدینی گفتم:
این کرامات و معجزات منسوب به ایشان چقدرش درست است؟!

گفت: همه اش دروغ است ولی دوتایش راست است!

گفتم:آن دو تا چیست؟!

گفت: اولش من هستم که داماد اویم !!!

دومش این بود که هرگز سیگارش خاموش نمی شد!!! مگر در وقت خود خواب قیلوله!!!

و ایشان افزود: آقا شبها معمولا بیدار بودند وبساط چای و سماور و اشیاء پذیرایی هم تا صبح برقرار وسیگار هم روشن!

اتفاقاً ً در یک نیمه شب ، شهید صیاد شیرازی با همراهش سرزده بر ایشان وارد می شوند!

ناگاه می بینند که سماور روشن و زمینه پذیرایی هم فراهم است!

صیاد شیرازی روز بعد در جمع ارتشیان وسر بازان در نماز خانه این قصه را بیان می کند و تفسیر می کند که آیت الله بهاءالدینی از طریق غیب می دانسته که بر او وارد می شویم وگر نه چرا همه بساط پذیرایی آماده بود؟!

این شایعه منتشر می شود و پس از درگذشت آن بزرگوار کتابها نوشته می شود و از سوی ستاد فرماندهی ارتش هم با تیراژ بالا خریداری می گردد!

خاطره ای از استاد کوشا - ۲۶/۶/۹۵

https://telegram.me/beshnofekrkon
شیخ انصاری و کرامت

شیخ انصاری ، با جمعی از یاران خود به مسجدی می رفت .

درب مسجد را بسته یافت .
گفت : برمی گردیم .

چند تن از اصحاب او گفتند که :

بزرگانی چون شما دارای کراماتی بودند که می توانستند از درب بسته عبور کنند .

شیخ انصاری پاسخ داد : ما هم بمیریم ، بعد از مرگمان دارای چنین کمالاتی خواهیم شد!!
و از این کمالات درباره ما هم خواهند گفت!!

نقل از بلاگ قابل
"http://www.ghabel.net
https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
‍ #چنار_عباسعلي

آورده اند که #حرمسرای عریض و طویل" #ناصرالدّین_شاه " هر روز شاهد #دعوا و رقابت های پنهان و آشکار بود .

روزی #کنیز یکی از #بانوان_حرم، مرتکب خلافی می شود و از آن رو که می دانست بانو عصبانی خواهد شد و تنبیهش می کند، تا قبل از آنکه خبر به او رسد خود را به" #ری " رسانده و در" #عبدالعظیم " بست می نشیند.

#خبر بست نشینی کنیزک که به #شاه می رسد .

از بانوی حرم می خواهد، #گناه کنیز را #ببخشد؛

البته این #بست_نشینی و خروج کنیز از حرم، شاه را به فکر می برد که #چاره ای کند تا اهل حرم به هنگام حوادثی این چنین پا به #خارج_حرم نگذارند و در همان #اندرونی ، امکان بست نشینی برایشان فراهم باشد !!

#فکر_بکری به ذهن شاه رسید، #بانوئی گیس سپید از اهل حرم را #دستور داد تا به #دروغ این خبر منتشر کند که #خواب_نما شده و به او خبر داده اند که در #پای_چنار کهن سال" #گشن_شاخ " در توی محوطه اندرونی ، #امامزاده ای به نام" #عباسعلی" مدفون است .

#اهل_حرم شادی ها کردند و از شاه خواستند تا #نرده ای دور درخت کشیده شود .

#شاه به نصب نرده امر کرد و آنرا به #رنگ_سبز اندود کردند .

از آن پس #درخت مزبور به #چنار عباسعلی معروف شد .

#زیارتنامه ای مخصوص به تنه آن آویختند و اطرافش #شمع های نقره کوبیده هر شب شمع ها در آن افروختند .

رفته رفته چنار مزبور #اهمیتی به سزا یافت و #بستی محکم شد .

#اهل_اندرون نذور خود را از قبیل #حلوا و غیره در پای آن می پختند و بر تنه اش #دخیل ها می بستند بدین گونه برای #نیازمندان حرمسرا نقطه توجهی و #پناهگاهی نزدیک بوجود آمد .

#کتاب : یادداشت های از زندگی خصوصی ناصرالدین شاه - نشر تاریخ ایران ، چاپ سوم، 1372 ص 28 - دوست علی خان معیر الممالک

محمد صالحی 25 / 2 / 91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
06 - @sokhanranihaa - عبدالرحیم سلیمانی -آشنایی با ادیان -کانال…
@sokhanranihaa
آیا آقایان #بهجت ، #بهاالدینی و #شاه آبادی ، #کرامت داشتند ؟

😳من که آقای #بهجت رو دیده بودم و ایشون #عادی بودند و چیزیم ازشون ندیدم و نشنیدم .

😳با آقای #بهاالدینی هم مانوس بودم و خیلی #معمولی بود و چیزی ازش ندیدم و خودشم می گفت #دروغه !

😳پسر آقای #شاه_آبادی هم نقل طی الارض کردن پدرش را به #سخره می گرفت !

#استاد حجه الاسلام دکتر عبدالرحیم #سلیمانی

☄ @beshnofekrkon
پیامبر(ص) در عزای عثمان بن مظعون : من عاقبت او را نمی دانم

وقتی كه عثمان بن مظعون از دنيا رفت ، زنی از انصار به نام " امعلاءكه ظاهرا زن همان مردی بود كه عثمان بن مظعون در خانه او می‏زيست و مهمان او بود ، در حضور حضرت رسول (ص) جنازه وی را مخاطب ساخته‏ و گفت :

هنيئا لك الجنة " بهشت ، تو را گوارا باد " .

با اينكه عثمان بن مظعون ، مرد جليل القدری است و رسول اكرم در مرگ ‏او سخت گريستند و خود را روی جنازه وی انداختند و او را بوسيدند ،

ولی ‏از اين اظهار نظر گستاخانه‏ ای كه آنزن كرد خشمگين شدند ، با نگاهی غضب‏ آلود متوجه وی شده فرمودند :

از كجامی‏دانی ؟
چرا ندانسته قضاوت می‏كنی ؟
مگر به تو وحی شده است ؟ !
مگر تو ازحساب خلق خدا آگاهی ؟ !

زن عرض‏كرد : يا رسول الله ! وی همنشين شما و جنگجوی مجاهد شما بود .

رسول اكرم(ص ) جمله عجيبی در پاسخ وی فرمود كه شايان دقت است .

فرمود :

" انی رسول الله و ما ادری ما يفعل بی " 1

" من پیامبر خدایم و نمی دانم بر من چه خواهد رفت ! "
.......................................
منبع : کتاب عدل الهی ص 249 بحث عمل خیر از غیر مسلمان – برگرفته از کتاب اسدالغابه – عثمان بن مضعون

زیرنویس :

1- نقل های منابع مختلف :

• قال: أخبرنا يزيد بن هارون وعفان بن مسلم وسليمان بن حرب قالوا: أخبرنا حماد بن سلمة قال: أخبرنا علي بن زيد عن يوسف بن مهران عن بن عباس قال: لما مات عثمان بن مظعون قالت امرأته: هنيئا لك الجنة عثمان بن مظعون! فنظر إليها رسول الله، صلى الله عليه وسلم، نظر غضبان فقال لها: وما يدريك؟ فقالت: يا رسول الله فارسك وصاحبك، فقال: والله إني لرسول الله فما أدري ما يفعل بي ولا به..... طبقات ابن سعد ج3 ص 397

• عدة من أصحابنا، عن سهل بن زياد، عن جعفر بن محمد، عن ابن القداح
عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: سمع النبي (ص) امرأة حين مات عثمان بن مظعون وهي تقول: هنيئا لك يا أبا السائب الجنة، فقال النبي (ص): وما علمك حسبك أن تقولي... کافی ج 3 ص 262 - حديث 45.

• حَمَّادُ بنُ سَلَمَةَ: عَنْ عَلِيِّ بنِ زَيْدٍ، عَنْ يُوْسُفَ بنِ مِهْرَانَ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ:لَمَّا مَاتَ ابْنُ مَظْعُوْنٍ، قَالَتِ امْرَأَتُهُ: هَنِيْئاً لَكَ الجَنَّة. فَنَظَرَ إِلَيْهَا رَسُوْلُ اللهِ (ص)- نَظَرَ غَضَبٍ، وَ قَالَ: (مَا يُدْرِيْكِ؟). قَالَتْ: فَارِسُكَ وَصَاحِبُكَ.
قَالَ: إِنِّي رَسُوْلُ اللهِ، وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلاَ بِهِ . سیر اعلام النبلا ج 1 ص 130

• أَنَّ عُثْمَانَ بنَ مَظْعُوْنٍ اشْتَكَى عِنْدَهُم، فَمَرَّضْنَاهُ حَتَّى تُوُفِّيَ.
فَأَتَى رَسُوْلُ اللهِ (ص) فَقُلْتُ: شَهَادَتِي عَلَيْكَ أَبَا السَّائِبِ، لَقَدْ أَكْرَمَكَ اللهُ! فَقَالَ رَسُوْلُ اللهِ: ( وَمَا يُدْرِيْكِ؟ ).
قُلْتُ: لاَ أَدْرِي بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يَا رَسُوْلَ اللهِ فَمَنْ؟
قَالَ: أَمَّا هُوَ فَقَدْ جَاءهُ اليَقِيْنُ، وَاللهِ إِنِّي لأَرْجُو لَهُ الخَيْرَ، وَإِنِّي لَرَسُوْلُ اللهِ، وَمَا أَدْرِي مَا يُفعَلُ بِي . سیر اعلام النبلا ج 1 ص 132

• عن ابن عباس قال:
لما مات عثمان بن مظعون قالت امرأة: هنيئا لك الجنة عثمان بن مظعون . فنظر رسول الله (ص) اليها نظر غضبان فقال: وما يدريك قالت: يا رسول الله فارسك و صاحبك فقال رسول الله (ص): والله إني رسول الله وما أدري ما يفعل بي . مسند احمد ج1 ص 378

• فلما توفي وغسل وكفن في أثوابه، دخل رسول الله (ص)، فقلت: رحمة الله عليك يا أبا السائب، فشهادتي عليك: لقد أكرمك الله. فقال النبي (ص): وما يدريك أن الله أكرمه. فقلت: بأبي أنت يا رسول الله، فمن يكرمه الله؟ فقال: أما هو فقد جاءه اليقين ، والله إني لأرجو له الخير، و الله ما أدري، وأنا رسول الله، ما يفعل بي . بخاری ج1 ح 1186

تحقیق : محمد صالحی 3 / 12/ 91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from اتچ بات
‍ #آیا_پیامبر_خشونت_طلب_بود ؟

🌈این روزها ، #گزارشات متعددی در کتب و شبکه های مجازی حول شخصیت #پیامبر(ص) تولید و پخش شده که حاکی از #چهره_خشن او بوده که در هر فرصتی نسبت به #حذف_مخالفین خود به عناوین مرتد، مفسد ، محارب و ... اقدام می کرده است .!

☄️برای بررسی این گزارشات #موارد_چندی باید مورد توجه واقع شود :

💥1- اولین #زندگینامه پیامبر(ص) حدود 150 سال پس از رحلت ایشان نوشته شده است . ( سیره ابن هشام و یا المغازی )

بنابراین همه #گزارشات تاریخی مربوط به ایشان ، #نقل_قولهایی است که بر #زبان مردم عصر نویسنده آن کتاب و کتب مشابه جاری بوده است ، و طبیعتا بسیاری از آنها #بازتولید حب و بغض هایی است که از ایشان در میان مردمان آن جامعه و عصر وجود داشته است .

بخصوص #تاثیر_اقوام و گروه هایی که با ظهور اسلام و حاکمیت پیامبر(ص) ، متحمل #خسارات مختلف سیاسی و یا اجتماعی شده بودند . ( مانند یهودیان ، منافقین و یا بسیار سران قبایل عرب و ... )

💥2- آنچه که از زندگی پیامبر(ص) #مستندا قابل تایید است ، گزارشات مختصری است که در بین #آیات_قرآن و به مناسبت های مختلف مطرح شده است .

💥3- بنابراین برای بررسی #صحت_گزارشات مختلف موجود در کتب تاریخی ، حول زندگی پیامبر(ص) ، #سه_راه بیشتر وجود ندارد :

⚡️• وجود و #تایید ضمنی آن گزارشات در #قرآن – البته با رعایت همه ضوابط فهم صحیح متن

⚡️• وجود #قراین_مستند و معقول مشابه که بیانگر روش و سیره پیامبر(ص) باشد .

⚡️• #عدم_وجود قراین_مستند مخالف و نقیض آن گزارشات در #قرآن و یا سیره پیامبر(ص)

🌈ذیلا به تعدادی از #گزارشات موجود در کتب تاریخی که باعث #استنادات خشونت به پیامبر(ص) شده اشاره گشته و سپس بدون بررسی سندیت آنها ، با توجه به #وجود_قراین_نقیض آنها ، مورد #تردید و رد قرار می گیرند .

💥دستور #کشتن 700 نفر یهودی اسیر در جنگ بنی قریظه (ص 375 تا 396 ج2 مغازی )

💥دستور #کشتن چند تن از شعرا و ادبای مخالف در مدینه ( مغازی واقدی – ج1 ص 133 تا 139 )

💥دستور #حمله به کاروانها و غارت آنها ( سیره ابن هشام ج 1 ص 397 تا 402)

💥دستور #حمله به قبایل مختلف جهت اجبار به اسلام آوردن
....

🌈قراین و #گزارشات_نقیض روایات فوق الذکر :


🌈مطلب کامل در #فایل_پیوست 👇👇👇‌

محمد صالحی - محرم ۹۶

https://telegram.me/beshnofekrkon
🙏من مصون از #خطا نيستم : امام علي(ع)

سخنراني امام علي(ع) در #صفين

🎄روابط سالم و متقابل رهبر و مردم!

از پست ‏ترين حالات #زمامداران در نزد صالحان اين است که گمان برند آنها دوستدار #ستايش باشند ، و کشورداري آنان بر کبر و #خودپسندي استوار باشد ،

و خوش ندارم، در خاطر شما بگذرد که من ستايش را دوست دارم، و خواهان شنيدن آن مي‏باشم ،

🌹سپاس خدا را که چنين نبودم ، و اگر ستايش را دوست مي‏داشتم ، آن را رها مي‏کردم به خاطر فروتني در پيشگاه خداي سبحان ، و بزرگي و بزرگواري که تنها خدا سزاوار آن است.

😞گاهي مردم ، ستودن افرادي را براي کار و تلاش روا مي‏دانند .

🙏اما من از شما مي‏خواهم که مرا با سخنان زيباي خود #مستاييد ، تا نفس خود را به وظائفي که نسبت به خدا و شما دارم خارج سازم ، و حقوقي که مانده است بپردازم ، و واجباتي که بر عهده من است و بايد انجام گيرد اداء کنم ،

🙏پس با من چنانکه با پادشاهان سرکش سخن مي‏گويند ، حرف نزنيد،

🙏و چنانکه از آدمهاي خشمگين کناره مي‏گيرند دوري نجوييد،

🙏و با ظاهرسازي با من رفتار نکنيد ،

😍و گمان مبريد اگر حقي به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد ،

يا در پي #بزرگ_نشان دادن خويشم .

زيرا کسي که #شنيدن_حق ، يا عرضه شدن #عدالت بر او مشکل باشد ، عمل کردن به آن دشوارتر خواهد بود.

پس ، از #گفتن_حق ، يا مشورت در عدالت خودداري نکنيد ،

🙏زيرا خود را برتر از آنکه #اشتباه کنم و از آن ايمن باشم نمي‏دانم ، مگر آنکه خداوند مرا حفظ فرمايد ،

👍پس همانا من و شما بندگان و مملوک پروردگاريم که جز او پروردگاري نيست ،

👍او مالک ما، و ما را بر نفس خود اختياري نيست ، ما را در آنچه بوديم خارج و بدانچه صلاح ما بود درآورد، به جاي گمراهي هدايت، و بجاي کوري بينايي به ما عطا فرمود .

و ان من اسخف حالات الولاة عند صالح الناس، ان يظن بهم حب الفخر، ويوضع امرهم علي الکبر, وقد کرهت ان يکون جال في ظنکم اني احب الاطراء، واستماع الثناء، ولست ـ بحمد الله ـ کذلک، ولو کنت احب ان يقال ذلک لترکته انحطاطا لله سبحانه عن تناول ما هو احق به من العظمة والکبرياء. وربما استحلي الناس الثناء بعد البلاء، فلا تثنوا علي بجميل ثناء، لاخراجي نفسي الي الله و اليکم من التقية في حقوق لم افرغ من ادائها، وفرائض لا بد من امضائها، فلا تکلموني بما تکلم به الجبابرة، ولا تتحفظوا مني بما يتحفظ به عند اهل البادرة، ولا تخالطوني بالمصانعة، ولا تظنوا بي استثقالا في حق قيل لي، ولا التماس اعظام لنفسي، فانه من استثقل الحق ان يقال له او العدل ان يعرض عليه، کان العمل بهما اثقل عليه. فلا تکفوا عن مقالة بحق، او مشورة بعدل، فاني لست في نفسي بفوق ان اخطيء، ولا آمن ذلک من فعلي، الا ان يکفي الله من نفسي ما هو املک به مني، فانما انا وانتم عبيد مملوکون لرب لا رب غيره، يملک منا ما لا نملک من انفسنا، واخرجنا مما کنا فيه الي ما صلحنا عليه، فابدلنا بعد الضلالة بالهدي، واعطانا البصيرة بعد العمي.
خطبه 207 يا 216
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
اخلاق در سرزمین حسین 3- آبان 97.mp3
11 MB
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین ع ۳

💥اعتقاد به #اصالت_مذاکره با دشمن و #فرعی بودن جنگ

💥مذاکره و صلح #پیامبرص با مشرکین ( صلح حدیبیه )

💥مذاکره #امام_علی ع در جنگهای صفین و نهروان

💥مذاکره و صلح #امام_حسن ع با معاویه

💥مذاکره #امام_حسین با عمر سعد و درخواست اجازه #مذاکره_مستقیم با یزید

💥عدم پذیرش #سازش_ذلت_بار در روز عاشورا


محمد صالحی - ۱۰/۸/۹۷

☄ @beshnofekrkon
آيا #خطابات موجود در سخنان پيامبر و قرآن شامل #افراد_غايب و معدوم نيز مي شود؟ يا آنكه اين خطابات منحصر به #افراد_حاضر است؟

علت اصلي طرح اين پرسش اين است كه اكثر #روايات و #آياتي كه احكام شرعي از آنها استنباط مي شود، يا در #پاسخ به پرسش افراد خاص و يا در رابطه با وقايع خاص آمده است.

منظور از #مخاطب كسي است كه پرسشي را مطرح كرده و پاسخي را دريافت مي كند. و منظور از#حاضران كساني هستند كه در #پيرامون پيامبر حضور داشتند و مقصود از افراد #غايب كساني هستند كه #گرد آن حضرت نبودند و مقصود از افراد #معدوم نيز #آيندگان و به عبارتي مردمان پس از عصر پيامبر مي باشند.

در واقع #سوال اين است كه وقتي آيه اي در رابطه با فردي خاص وارد شده و يا پيامبر به پرسش هاي فردي خاص پاسخ داده، آيه و سخن پيامبر اختصاص به مخاطب دارد و يا آنكه به حاضران، غايبان و معدومان نيز تسرّي مي يابد؟

1️⃣ #جويني معتقد است كه « خطاب وارد شده در زمان پيامبر متوجه #مردمان_زمان اوست و به مكلفين موجود در آن زمان اختصاص دارد و مردم پس از آن زمان، جز با دليل قطعي مشمول اين خطاب نمي شوند .( التلخيص فی اصول الفقه جوينی، ص 12)

جويني در واقع مردم را به #دو_دسته تقسيم كرده كه دسته اول #هم_عصر پيامبر بودند كه شامل مخاطب و حاضر و غايب مي باشند. دسته دوم مردم #پس از زمان پيامبر هستند. جويني همه مردم زمان پيامبر را مشمول قوانين شريعت مي داند، و دلايل او براي چنين ادعايي به درستي روشن نيست.
او فقط تعميم قوانين شريعت به مردم پس از زمان پيامبر را محتاج دليل دانسته است . شايد او همه مردم عصر پيامبر را، به منزله مردم حاضر فرض نموده و به اين اعتبار آنان را مخاطب كلام پيامبر و قرآن دانسته است.

2️⃣برخلاف جويني، #آخوند_خراساني معتقد است كه احكام و قوانين به دست آمده از روايات و آيات كه خطابات يا كلام شفاهي دانسته مي شوند، صرفاً متوجه #حاضران است.
وي حاضران را نيز افرادي مي داند كه هنگام ايراد خطابه يا نزول قرآن در محضر پيامبر حاضر بوده اند. (کفاية الاصول، مبحث خطابات شفاهيه، ص 227 و 228)

بر اساس تفسير و آموزه هاي رايج، هر مسلمان هنگامي كه آيات قرآن را مي خواند و با خطاب هايي مانند « ياايهاالذين آمنوا »، « يا ايهاالمؤمنون » و « يا ايهاالناس» و مانند آن مواجه مي شود خود را يكي از مخاطبان اين آيات مي داند.

وي معتقد است #تكليفي كه در خطابات شفاهي يعني آيات و روايات، بيان شده عقلاً فقط به #اشخاص_حاضر تعلق مي گيرد . او عقيده دارد كه از نظر عقلي، محال است كه تكليف حقيقي در اين گونه خطاب ها به شخص غايب و يا كسي كه هنوز به دنيا نيامده، يعني معدوم تعلق گيرد.

از نظر آخوند خراساني، وقتي آيه و روايتي خطاب به يك يا چند نفر وارد مي شود و پيامبر همان افراد را مخاطب واقعي كلام خود قرار مي دهد دستور و يا حكم موجود در آن كلام از نظر عقلي فقط شامل همان مخاطبان است كه نزد پيامبر حضور داشته و كلام او را شنيده اند. او نيز عقيده دارد #تعميم_تكليف از افراد حاضر به افراد غايب و معدوم نيازمند دليل است. (کفاية الاصول، مبحث خطابات شفاهيه، ص 227 و 228)

رويه #عرفي نيز چنين است كه وقتي كسي سخناني را شفاهاً ايراد مي كند، مخاطب واقعي سخنان او شنوندگاني هستند كه در آنجا حضور دارند و سخنان گوينده را مي شنوند و امكان شنيدن سخنان او را دارند و به علاوه روي سخن گوينده با آنان است.
در زمان پيامبر كه هيچ رسانه و وسيله ارتباط جمعي وجود نداشته، مخاطبان واقعي كلام او، همان شنوندگان معدود در اطراف او بودند. بجز آخوند خراساني، اصوليون ديگري نيز همين عقيده را دارند.

3️⃣ #محقق_قمي معتقد است كه خطاب شفاهي عقلاً و عرفاً منحصر به #مخاطب است . بر اين اساس تكاليف و احكام به دست آمده از آيات و روايات فقط نسبت به مخاطب يا مخاطبان واقعي اعتبار و حجيت دارد. (قوانين الاصول، ج 1، ص 240 و 340)

4️⃣ #محقق_بهبهاني نيز اين نكته را تأييد مي كند كه تكاليف موجود در آيات و روايات به #افراد_حاضر اختصاص دارد و تعميم آن به غيرحاضران نيازمند دليل است. (کفاية الاصول، ص 232)

از مجموع سخنان اصوليون مي توان فهميد كه آنان اين قاعده عقلي و عرفي را قبول دارند كه #مخاطب_حقيقي يك گفتار و كلام ولو كلام الهي و يا كلام پيامبر، كساني هستند كه #مخاطب_واقعي آن كلام مي باشند و مخاطب واقعي كسي است كه آن كلام، خطاب به او ايراد مي شود و او بي واسطه آن كلام را مي شنود.

آنان اما از پذيرش اين حكم عقلي و عرفي سرباز زده اند چرا كه پذيرش آن براي ايشان به منزله تعطيل شدن احكام دين و شريعت مي باشد.

بازخوانی شریعت، خانم دکتر صدیقه وسمقی ص 240 تا 243

تلخیص محمد صالحی 1/5/99

☄️ https://t.me/beshnofekrkon/1679
مهندس #حمید_انتظام

#شادی و #لوازم آن

#پرتو نور برنامه شماره ۱۶۶۱.

#شادی یکی‌ از #نیاز‌های اساسی‌ روحی‌-روانی‌ انسان است، بگونه‌ای که غالب تلاش روزمره ما معطوف به کسب و ازدیاد آن است.

در عین حال #مناقشات فراوانی پیرامون شادی در بین صاحبنظران وجود دارد.

این برنامه #گفتگویی است پیرامون شادی و به این پرسش‌ها می‌‌پردازیم:

1⃣ چرا یک #تعریف دقیق و موردِ اجماع از شادی وجود ندارد، در حالی‌ که ما همگی‌ شادی را تجربه کرده‌ایم و شناختی‌ اجمالی‌ از آن داریم؟

2⃣ #زندگانی‌ شادمانه چه ویژه‌گیهایی دارد؟

3⃣ #منبع اصلی‌ شادی کجاست؟ در بیرون یا درون انسان؟

4⃣ #قرآن کریم شادی را چگونه تصویر می‌‌کند؟

5⃣ آیا شادی همان #لهو و #لعِب است که قرآن آنرا مذموم می‌‌شمارد؟

6⃣ رابطه #شادی با #ایمان و دین ورزی چیست؟ آیا انسانهای با ایمان شادترند؟

7⃣ آیا شادی در جهان مدرن #کاهش یافته است؟

.
🆔 @sokhanranihaa
☄https://t.me/beshnofekrkon/1741