آيا آنچه در مورد قصه كيميا خاتون 25 ساله و شمس 60 ساله ميگويند قابل استناد است ؟ - 1
1- مقدمه از استاد كريم زماني 1 :
" روایات مربوط به زندگی شمس و کیمیا خاتون را در دو ماخذ اصلی می توان یافت : یکی رساله فریدون بن احمد ، معروف به سپهسالار ، و دیگری مناقب العارفین شمس الدین افلاکی .
رساله سپهسالار ، رساله ای کم حجم است ، و بنا به اظهار نویسنده اش خود یکی از یاران نزدیک مولانا بوده و اکثر وقایع را خود شاهد بوده است . (رساله سپهسالار،ص 6 و 33 ) .
تمام آنچه که او درباره کیمیا خاتون نقل کرده فقط شش سطر است . آنهم ازدواج او با شمس .
دومین ماخذی که از شمس و کیمیا گزارش داده ، مناقب العارفین تالیف افلاکی است که حجمش تقریبا هفت برابر رساله سپهسالار است!
او بنا به تصریح خود در سال 754 هجری کتابش را به سرآورده است ، یعنی 110 سال پس از ناپدید شدن شمس.
بنابراین او خود نه شمس را دیده بود و نه معاصران شمس را . بلکه روایاتش از شمس غالبا افسانه آمیز و خرافی است،
با این حال بیش از 9 سطر نتوانسته درباره مرگ کیمیا خاتون بنویسد . و همین 9 سطر نیز معطوف به چگونگی مرگ کیمیا خاتون است. "
2- خسرو کرمانشاهی درباره سهم کیمیا خاتون از زندگی با شمس مینویسد : 2
در اینکه شمس ، بعد از هجرت مخفیانه از قونیه ، اثری از خود بجای نمی گذارد تا اینکه خبر مرگ وی از شهرستان خوی یا همان ترکستان ایران به گوش مولانا می رسد ، تقریبا اکثر مورخان اتفاق نظر دادند ، ولی در رابطه با علت هجرت وی و ناپدید شدنش ، با اینکه مورخان ، بدخواهی های نزدیکان مولانا و دشمنی های حسودان را دخیل می دانند ، اما تقریبا همه مورخان در این مورد که چرا شمس ، درست 7 روز بعد از فوت همسرش هجرت کرده است، سکوت می نمایند.
آیا تالمات روحی ناشی از مرگ همسر ، نمی توانسته در هجرت نابهنگام شمس موثر باشد؟ یا مورخان محترم ، دون شان عارف بزرگ دانسته اند که در فراق همسر و یار خویش از قونیه و خاطرات شیرین با سر و همسر بودن و خاطره تلخ مرگ یارش دست به سفر بزند؟
و چرا اصلا در مورد ازدواج این نادره عارف دوران سکوت کرده اند و یا کمتر بدان پرداخته اند؟
ماجرای این ازدواج چه بود و چه تاثیری در شمس داشت و شمس چه تاثیری بر همسرش نهاد ، همه در پرده ای از ابهام قرار دارد.
چرا که در کتاب های تاریخ فقط اشاره ای گذرا به این ازدواج شده است و در مورد علتش نیز چندان سند و مدرکی ارایه نگردیده است.
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
1- مقدمه از استاد كريم زماني 1 :
" روایات مربوط به زندگی شمس و کیمیا خاتون را در دو ماخذ اصلی می توان یافت : یکی رساله فریدون بن احمد ، معروف به سپهسالار ، و دیگری مناقب العارفین شمس الدین افلاکی .
رساله سپهسالار ، رساله ای کم حجم است ، و بنا به اظهار نویسنده اش خود یکی از یاران نزدیک مولانا بوده و اکثر وقایع را خود شاهد بوده است . (رساله سپهسالار،ص 6 و 33 ) .
تمام آنچه که او درباره کیمیا خاتون نقل کرده فقط شش سطر است . آنهم ازدواج او با شمس .
دومین ماخذی که از شمس و کیمیا گزارش داده ، مناقب العارفین تالیف افلاکی است که حجمش تقریبا هفت برابر رساله سپهسالار است!
او بنا به تصریح خود در سال 754 هجری کتابش را به سرآورده است ، یعنی 110 سال پس از ناپدید شدن شمس.
بنابراین او خود نه شمس را دیده بود و نه معاصران شمس را . بلکه روایاتش از شمس غالبا افسانه آمیز و خرافی است،
با این حال بیش از 9 سطر نتوانسته درباره مرگ کیمیا خاتون بنویسد . و همین 9 سطر نیز معطوف به چگونگی مرگ کیمیا خاتون است. "
2- خسرو کرمانشاهی درباره سهم کیمیا خاتون از زندگی با شمس مینویسد : 2
در اینکه شمس ، بعد از هجرت مخفیانه از قونیه ، اثری از خود بجای نمی گذارد تا اینکه خبر مرگ وی از شهرستان خوی یا همان ترکستان ایران به گوش مولانا می رسد ، تقریبا اکثر مورخان اتفاق نظر دادند ، ولی در رابطه با علت هجرت وی و ناپدید شدنش ، با اینکه مورخان ، بدخواهی های نزدیکان مولانا و دشمنی های حسودان را دخیل می دانند ، اما تقریبا همه مورخان در این مورد که چرا شمس ، درست 7 روز بعد از فوت همسرش هجرت کرده است، سکوت می نمایند.
آیا تالمات روحی ناشی از مرگ همسر ، نمی توانسته در هجرت نابهنگام شمس موثر باشد؟ یا مورخان محترم ، دون شان عارف بزرگ دانسته اند که در فراق همسر و یار خویش از قونیه و خاطرات شیرین با سر و همسر بودن و خاطره تلخ مرگ یارش دست به سفر بزند؟
و چرا اصلا در مورد ازدواج این نادره عارف دوران سکوت کرده اند و یا کمتر بدان پرداخته اند؟
ماجرای این ازدواج چه بود و چه تاثیری در شمس داشت و شمس چه تاثیری بر همسرش نهاد ، همه در پرده ای از ابهام قرار دارد.
چرا که در کتاب های تاریخ فقط اشاره ای گذرا به این ازدواج شده است و در مورد علتش نیز چندان سند و مدرکی ارایه نگردیده است.
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آيا آنچه در مورد قصه كيميا خاتون 25 ساله و شمس 60 ساله ميگويند قابل استناد است ؟ - 2
3- ماجرای ازدواج شمس
شمس در قونیه و در منزل مولوی بود که از نادختری وی خواستگاری کرد در این مورد محمد علی اسلامی ندوشن در کتاب باغ سبز عشق از قول سپهسالار 3 می نویسد : ( محمدعلي اسلامي ندوشن، « باغ سبز عشق »، (ص 71 تا 74))
شمس خواستار آن شد و مولانا هم از آن استقبال نمود : خداوندگار ، ملتمس ایشان را ، به خرمی هر چه تمام تر ، مبذول فرمودند.
در مورد علت خواستگاری شمس از نادختری مولانا ، مورخان ، دشمنی های علاالدین فرزند مولانا و دوستانش را دخیل می دانند که در بین مردم شایعه می انداختند که چرا یک مرد نامحرم در اندرون خانه ی مولانا رفت و آمد می کند و شمس برای محرم شدن درخواست این ازدواج را مطرح نمود.
برای این ادعا ، مورخان سندی ارایه نمی کنند و فقط به بدگویی ها و سعایت علاالدین و دوستانش اشاره می نمایند.
آیا شمس نمی توانست برای مقابله با بدگویی ها چاره ی دیگری بیندیشد؟ چرا شمس 60 ساله خواهان ازدواج با دختر 25 ساله شد؟
و چرا این دختر به درخواست ازدواج با شمس پاسخ مثبت داد؟
آیا نمی توان شیفتگی و دلباختگی این دختر را ، به عارف بزرگ روزگار خویش ، در پاسخ مثبت دادن به این ازدواج دخیل دانست؟ مورخان در این مورد سکوت کرده اند و آنان که حرفی زده اند ، عظمت مولانا را در رضایت دختر دخیل دانسته اند.
4- همسر شمس که بود؟
کیمیا خاتون نادختری مولانا بود . مادر وی کرا خاتون ، از ازدواج اول خود ، همین یک دختر را داشت که شوهرش مرده و بعد از مرگ شوهر به عنوان همسر دوم با مولانا ازدواج کرده و کیمیا خاتون با مادرش در منزل مولانا زندگی می کرد.
شمس بیش از 60 سال داشت و کیمیا 25 ساله بود که شمس از وی خواستگاری کرد و این ازدواج صورت گرفت و زن و شوهر در کنار خانه مولانا در منزلی که مولانا برایشان تدارک دیده بود زندگی جدید خود را آغاز کردند.
افلاکی 4 در مورد کیمیا می نویسد : کیمیا خاتون زنی بود جمیله و عفیفه .
به غیر از این در مورد کیمیا خاتون اطلاعات دیگری نداریم . زیبایی و عفت و حجاب وی می تواند دلیل محکمی بر شیفتگی شمس به وی باشد ولی اینکه چرا و چگونه کیمیا نیز دلباخته شمس گردیده است ، تاریخ هیچ حرفی برای گفتن ندارد .
اگر قبول کنیم که مولانا از بزرگان و سرشناسان روزگار خود بود و در قونیه برای خود ابهت و عظمتی داشته است . لاجرم باید بپذیریم که برای دختر و حتی نادختری وی نیز که جمیله و عفیفه بوده، خواستگارانی از طبقات مختلف بخصوص سرشناسان آن زمان وجود داشته.
ولی چرا کیمیا تا 25 سالگی ازدواج نکرده است؟ تاریخ در این مورد هم سکوت نموده. اگر به کیمیا خاتون علاقمند باشیم و تربیت وی در خانه مولانا را مدنظر قرار داشته باشیم.
می توانیم چنین نتیجه بگیریم که وی تا 25 سالگی همسر مناسب خود را از میان خواستگارانش نتوانسته انتخاب نماید.
5- آیا شمس همسرش را دوست داشت؟
بازهم در این مورد تاریخ قضاوت درستی نکرده است. چرا که خود شمس نیز در این رابطه چندان حرفی نگفته و جملاتی که از وی مانده اغلب کوتاه و بریده هستند و نمی توان به قضاوت درستی در این مورد رسید.
بخصوص اینکه بعضی از مورخان بسیار علاقمند بودند که شمس را بی توجه به سرو همسر نشان دهند.
شمس در جایی می گوید: در آن احوال کیمیا دیدی چه تانی کردم...گمان بود که من او را دوست می دارم و نبود الا خدای.
و در جای دیگر : با او حکم کردم که روی تو هیچ کس نبیند، الا مولانا.
افلاکی می نویسد : زنان او را مصحوب جده ی سلطان ولد، به رسم تفرج به باغش بردند، از ناگاه ، مولانا شمس الدین به خانه آمده مذکوره را طلب داشت، گفتند که جده ی سلطان ولد با خواتین او را به تفرج بردند. عظیم تولید و به غایت رنجش نمود.
از همین چند نوشته کوتاه می توان نتایج مختلف گرفت. یکی اینکه شمس صراحتا می گوید که کیمیا را دوست نداشته و فقط خدا را دوست می داشته است.
شمس اجازه نمی داد که بی اجازت او ، کیمیا به خارج از خانه رود و یا رویش را کس دیگری ببیند.
چون می خواست وی را اذیت نماید.
اما جور دیگری هم می توان به قضیه نگاه کرد . اینکه شمس بین خدا و خانواده، طبیعی است که عشق اولش را خدای متعال قرار دهد.
اینکه می گوید رویت را هیچ کس نبیند الا مولانا( ناپدری ات) پس نسبت به کیمیا خاتون تعصب و غیرت داشته و بی عشق نمی توان نسبت به چیزی یا کسی تعصب ورزید.
اینکه افلاکی نقل می کند که شمس به خانه آمد و کیمیا خاتون را ندیدی و با اینکه به وی گفتند با همسر مولانا به باغ رفته و ناراحت شد.
می تواند نشانگر این باشد که شمس خانه را بی وجود کیمیا نمی توانست تحمل کند و خانه را برای بودن کیمیا خاتون بنا کرده بود.
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
3- ماجرای ازدواج شمس
شمس در قونیه و در منزل مولوی بود که از نادختری وی خواستگاری کرد در این مورد محمد علی اسلامی ندوشن در کتاب باغ سبز عشق از قول سپهسالار 3 می نویسد : ( محمدعلي اسلامي ندوشن، « باغ سبز عشق »، (ص 71 تا 74))
شمس خواستار آن شد و مولانا هم از آن استقبال نمود : خداوندگار ، ملتمس ایشان را ، به خرمی هر چه تمام تر ، مبذول فرمودند.
در مورد علت خواستگاری شمس از نادختری مولانا ، مورخان ، دشمنی های علاالدین فرزند مولانا و دوستانش را دخیل می دانند که در بین مردم شایعه می انداختند که چرا یک مرد نامحرم در اندرون خانه ی مولانا رفت و آمد می کند و شمس برای محرم شدن درخواست این ازدواج را مطرح نمود.
برای این ادعا ، مورخان سندی ارایه نمی کنند و فقط به بدگویی ها و سعایت علاالدین و دوستانش اشاره می نمایند.
آیا شمس نمی توانست برای مقابله با بدگویی ها چاره ی دیگری بیندیشد؟ چرا شمس 60 ساله خواهان ازدواج با دختر 25 ساله شد؟
و چرا این دختر به درخواست ازدواج با شمس پاسخ مثبت داد؟
آیا نمی توان شیفتگی و دلباختگی این دختر را ، به عارف بزرگ روزگار خویش ، در پاسخ مثبت دادن به این ازدواج دخیل دانست؟ مورخان در این مورد سکوت کرده اند و آنان که حرفی زده اند ، عظمت مولانا را در رضایت دختر دخیل دانسته اند.
4- همسر شمس که بود؟
کیمیا خاتون نادختری مولانا بود . مادر وی کرا خاتون ، از ازدواج اول خود ، همین یک دختر را داشت که شوهرش مرده و بعد از مرگ شوهر به عنوان همسر دوم با مولانا ازدواج کرده و کیمیا خاتون با مادرش در منزل مولانا زندگی می کرد.
شمس بیش از 60 سال داشت و کیمیا 25 ساله بود که شمس از وی خواستگاری کرد و این ازدواج صورت گرفت و زن و شوهر در کنار خانه مولانا در منزلی که مولانا برایشان تدارک دیده بود زندگی جدید خود را آغاز کردند.
افلاکی 4 در مورد کیمیا می نویسد : کیمیا خاتون زنی بود جمیله و عفیفه .
به غیر از این در مورد کیمیا خاتون اطلاعات دیگری نداریم . زیبایی و عفت و حجاب وی می تواند دلیل محکمی بر شیفتگی شمس به وی باشد ولی اینکه چرا و چگونه کیمیا نیز دلباخته شمس گردیده است ، تاریخ هیچ حرفی برای گفتن ندارد .
اگر قبول کنیم که مولانا از بزرگان و سرشناسان روزگار خود بود و در قونیه برای خود ابهت و عظمتی داشته است . لاجرم باید بپذیریم که برای دختر و حتی نادختری وی نیز که جمیله و عفیفه بوده، خواستگارانی از طبقات مختلف بخصوص سرشناسان آن زمان وجود داشته.
ولی چرا کیمیا تا 25 سالگی ازدواج نکرده است؟ تاریخ در این مورد هم سکوت نموده. اگر به کیمیا خاتون علاقمند باشیم و تربیت وی در خانه مولانا را مدنظر قرار داشته باشیم.
می توانیم چنین نتیجه بگیریم که وی تا 25 سالگی همسر مناسب خود را از میان خواستگارانش نتوانسته انتخاب نماید.
5- آیا شمس همسرش را دوست داشت؟
بازهم در این مورد تاریخ قضاوت درستی نکرده است. چرا که خود شمس نیز در این رابطه چندان حرفی نگفته و جملاتی که از وی مانده اغلب کوتاه و بریده هستند و نمی توان به قضاوت درستی در این مورد رسید.
بخصوص اینکه بعضی از مورخان بسیار علاقمند بودند که شمس را بی توجه به سرو همسر نشان دهند.
شمس در جایی می گوید: در آن احوال کیمیا دیدی چه تانی کردم...گمان بود که من او را دوست می دارم و نبود الا خدای.
و در جای دیگر : با او حکم کردم که روی تو هیچ کس نبیند، الا مولانا.
افلاکی می نویسد : زنان او را مصحوب جده ی سلطان ولد، به رسم تفرج به باغش بردند، از ناگاه ، مولانا شمس الدین به خانه آمده مذکوره را طلب داشت، گفتند که جده ی سلطان ولد با خواتین او را به تفرج بردند. عظیم تولید و به غایت رنجش نمود.
از همین چند نوشته کوتاه می توان نتایج مختلف گرفت. یکی اینکه شمس صراحتا می گوید که کیمیا را دوست نداشته و فقط خدا را دوست می داشته است.
شمس اجازه نمی داد که بی اجازت او ، کیمیا به خارج از خانه رود و یا رویش را کس دیگری ببیند.
چون می خواست وی را اذیت نماید.
اما جور دیگری هم می توان به قضیه نگاه کرد . اینکه شمس بین خدا و خانواده، طبیعی است که عشق اولش را خدای متعال قرار دهد.
اینکه می گوید رویت را هیچ کس نبیند الا مولانا( ناپدری ات) پس نسبت به کیمیا خاتون تعصب و غیرت داشته و بی عشق نمی توان نسبت به چیزی یا کسی تعصب ورزید.
اینکه افلاکی نقل می کند که شمس به خانه آمد و کیمیا خاتون را ندیدی و با اینکه به وی گفتند با همسر مولانا به باغ رفته و ناراحت شد.
می تواند نشانگر این باشد که شمس خانه را بی وجود کیمیا نمی توانست تحمل کند و خانه را برای بودن کیمیا خاتون بنا کرده بود.
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آيا آنچه در مورد قصه كيميا خاتون 25 ساله و شمس 60 ساله ميگويند قابل استناد است ؟ - 3
6- میزان علاقه کیمیا خاتون به شمس
شمس می نویسد : خبر کرد که بیایید شوی مرا ببینید ، یکی از این سو سر می کند، یکی از آن سو و او را خوش می آید و آن همه تانی که من در باب کیمیا کردم در مقابل تانی من اندک بود . ( مقالات شمس ص 225)
همین یک جمله از شمس کافی است تا به میزان علاقه کیمیا خاتون به شوهرش پی ببریم .
کیمیا خاتون 25 ساله همسر مردی 60 ساله شده است. با تعریفی که افلاکی از کیمیا کرده می دانیم که وی از زیبایی صورت و نجابت هم کم و کسری نداشته است. طبیعی است که زنان و دوستان و آشنایان زبان به طعنه و کنایه بگشایند که در وجود پیرمرد لب گوری چه دیدی که این همه جوان را رد کردی و به همسری آن پیر در آمدی و کیمیا خاتون چاره را در ان دیده که همه را دعوت کند به دیدن شوهرش تا علت عشق و علاقه نامتعارف وی را به چشم ببینند.
هرچند این مساله موجب رنجش شمس می شد ولی کیمیا خاتون برای مجاب کردن زنان و دختران دور و نزدیک چاره ی دیگری نداشت. باید یوسف او را از نزدیک می دیدند تا پی به عشقش می بردند.
افلاکی می نویسد : وقتی کیمیاخاتون از تفرج بازگشت و ناراحتی شمس را دید ، درد گردن گرفت و سه روز بعد درگذشت و هفت روز بعد شمس ناپدید شد. 5
چرا کیمیا با دیدن ناراحتی شمس ، سه روز بیشتر دوام نیاورد و درگذشت؟ و چرا شمس بعد از شب هفت کیمیا ناپدید شد و تا اینکه خبر مرگش را جارچیان جار زدند؟
تاریخ بازهم سکوت کرده است. تاریخ در مورد خیلی از مسائل و رویدادها سکوت پیشه ساخته است ولی ذهن من تخیلات من و اندیشه من که وابستگی و شیفتگی دیوانه وار به تاریخ ندارد.
من می توانم چنین خیال کنم و بیندیشم و در خیال خود قصه شمس و کیمیا را اینطور ادامه دهم:
وقتی زنی آنچنان دل در گرو عشق مردی نهاده که به یک اخم وی بیش از سه روز نمی تواند به زندگی ادامه دهد.
از مردی چون شمس هم غیر از این نمی توان انتظار داشت که در سوگ چنین زنی سر به بیابان بگذارد و عشق ناکام خویش را در تنهایی اش آنقدر زمزمه کند تا خبر درگذشتش را جارچیان به آواز سردهند.
لازم نیست برای بیان عشق و دلدادگی دست بدامان افسانه شویم. تاریخ ما پر است از همین قصه هایی که ریشه در واقعیت دارند. اگر تاریخ نویسان بنویسند.
7- سهم کیمیا خاتون از زندگی با شمس چه بود؟
سهم شمس از زندگی اش همین است که مزارش در شهرما آنچنان مهجور افتاده که خجالت می کشیم به مهمانانمان نشانش دهیم. اگر مزار کیمیا خاتون هم در شهر ما بود نمی دانم چه بلایی بر سرش می آوردیم؟
گوئیا این شمس است که از زبان مولانا در فراق کیمیا می خواند و یا کیمیا خاتون است که به عشق شمس زمزمه می کند:
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ، دمی ز ابر
کان چهره ی مشعشع تابانم آرزوست
........
یعقوب وار وا اسفا ها همی زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی تو مرا حبس می شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زيرنويسها :
1- سايت استاد كريم زماني nayonafir.com/AQ.aspx
2- http://kermanshahi.blogfa.com/post-35.aspx
3- رساله سپهسالار ، رساله ای کم حجم است ، و بنا به اظهار نویسنده اش ، خود یکی از یاران نزدیک مولانا بوده و اکثر وقایع را خود شاهد بوده است ( رساله سپهسالار،ص 6 و 33 ). تمام آنچه که او درباره کیمیا خاتون نقل کرده فقط شش سطر است . و این شش سطر درباره خواستگاری شمس و سپس ازدواج با کیمیا وهم جوار شدن با مولاناست.
و دیگر نه از مرگ کیمیا گفته و نه از عشق علاء الدین( فرزند مولانا) به کیمیا ، بلکه این مطلب را ظاهرا برای نخستین بار مرحوم گولپینارلی گفت ، آن هم فقط در حد یک حدس و گمان و نه بیشتر (زندگی نامه مولانا،ص 148) . سايت استاد كريم زماني nayonafir.com/AQ.aspx
4- مناقب العارفین شمس الدین افلاکی كه 110 سال پس از فوت شمس نوشته شده و بنابراین او خود نه شمس را دیده بود و نه معاصران شمس را و گزارشات او از كيميا و شمس خيلي قابل اعتنا نيست . سايت استاد كريم زماني nayonafir.com/AQ.aspx
5- مومنه خاتون ( معروف به بی بی علوی ) مادر مولانا بوده و مادر بزرگ سلطان ولد . او سال ها پیش از آنکه کیمیا در نکاح شمس قرار گیرد درگذشته بود . جدّه مادری سلطان ولد یعنی کرّای بزرگ نیز سال های طویل پیش از ورود شمس به قونیه و ازدواج با کیمیا درگذشته بود ! پس با این حساب کیمیا با کدام جدّه سلطان ولد به باغ رفته بود ؟!
بنا براین هر ذهن نکته یابی در می یابد که گزارش افلاکی درباره مرگ کیمیا از پایه و اساس ساختگی است . و طبعا اهل تحقیق ، این خرافه های افلاکی را چشم بسته تکرار نمی کنند . سايت استاد كريم زماني nayonafir.com/AQ.aspx
محمد صالحي 10/12/94
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
6- میزان علاقه کیمیا خاتون به شمس
شمس می نویسد : خبر کرد که بیایید شوی مرا ببینید ، یکی از این سو سر می کند، یکی از آن سو و او را خوش می آید و آن همه تانی که من در باب کیمیا کردم در مقابل تانی من اندک بود . ( مقالات شمس ص 225)
همین یک جمله از شمس کافی است تا به میزان علاقه کیمیا خاتون به شوهرش پی ببریم .
کیمیا خاتون 25 ساله همسر مردی 60 ساله شده است. با تعریفی که افلاکی از کیمیا کرده می دانیم که وی از زیبایی صورت و نجابت هم کم و کسری نداشته است. طبیعی است که زنان و دوستان و آشنایان زبان به طعنه و کنایه بگشایند که در وجود پیرمرد لب گوری چه دیدی که این همه جوان را رد کردی و به همسری آن پیر در آمدی و کیمیا خاتون چاره را در ان دیده که همه را دعوت کند به دیدن شوهرش تا علت عشق و علاقه نامتعارف وی را به چشم ببینند.
هرچند این مساله موجب رنجش شمس می شد ولی کیمیا خاتون برای مجاب کردن زنان و دختران دور و نزدیک چاره ی دیگری نداشت. باید یوسف او را از نزدیک می دیدند تا پی به عشقش می بردند.
افلاکی می نویسد : وقتی کیمیاخاتون از تفرج بازگشت و ناراحتی شمس را دید ، درد گردن گرفت و سه روز بعد درگذشت و هفت روز بعد شمس ناپدید شد. 5
چرا کیمیا با دیدن ناراحتی شمس ، سه روز بیشتر دوام نیاورد و درگذشت؟ و چرا شمس بعد از شب هفت کیمیا ناپدید شد و تا اینکه خبر مرگش را جارچیان جار زدند؟
تاریخ بازهم سکوت کرده است. تاریخ در مورد خیلی از مسائل و رویدادها سکوت پیشه ساخته است ولی ذهن من تخیلات من و اندیشه من که وابستگی و شیفتگی دیوانه وار به تاریخ ندارد.
من می توانم چنین خیال کنم و بیندیشم و در خیال خود قصه شمس و کیمیا را اینطور ادامه دهم:
وقتی زنی آنچنان دل در گرو عشق مردی نهاده که به یک اخم وی بیش از سه روز نمی تواند به زندگی ادامه دهد.
از مردی چون شمس هم غیر از این نمی توان انتظار داشت که در سوگ چنین زنی سر به بیابان بگذارد و عشق ناکام خویش را در تنهایی اش آنقدر زمزمه کند تا خبر درگذشتش را جارچیان به آواز سردهند.
لازم نیست برای بیان عشق و دلدادگی دست بدامان افسانه شویم. تاریخ ما پر است از همین قصه هایی که ریشه در واقعیت دارند. اگر تاریخ نویسان بنویسند.
7- سهم کیمیا خاتون از زندگی با شمس چه بود؟
سهم شمس از زندگی اش همین است که مزارش در شهرما آنچنان مهجور افتاده که خجالت می کشیم به مهمانانمان نشانش دهیم. اگر مزار کیمیا خاتون هم در شهر ما بود نمی دانم چه بلایی بر سرش می آوردیم؟
گوئیا این شمس است که از زبان مولانا در فراق کیمیا می خواند و یا کیمیا خاتون است که به عشق شمس زمزمه می کند:
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ، دمی ز ابر
کان چهره ی مشعشع تابانم آرزوست
........
یعقوب وار وا اسفا ها همی زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی تو مرا حبس می شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زيرنويسها :
1- سايت استاد كريم زماني nayonafir.com/AQ.aspx
2- http://kermanshahi.blogfa.com/post-35.aspx
3- رساله سپهسالار ، رساله ای کم حجم است ، و بنا به اظهار نویسنده اش ، خود یکی از یاران نزدیک مولانا بوده و اکثر وقایع را خود شاهد بوده است ( رساله سپهسالار،ص 6 و 33 ). تمام آنچه که او درباره کیمیا خاتون نقل کرده فقط شش سطر است . و این شش سطر درباره خواستگاری شمس و سپس ازدواج با کیمیا وهم جوار شدن با مولاناست.
و دیگر نه از مرگ کیمیا گفته و نه از عشق علاء الدین( فرزند مولانا) به کیمیا ، بلکه این مطلب را ظاهرا برای نخستین بار مرحوم گولپینارلی گفت ، آن هم فقط در حد یک حدس و گمان و نه بیشتر (زندگی نامه مولانا،ص 148) . سايت استاد كريم زماني nayonafir.com/AQ.aspx
4- مناقب العارفین شمس الدین افلاکی كه 110 سال پس از فوت شمس نوشته شده و بنابراین او خود نه شمس را دیده بود و نه معاصران شمس را و گزارشات او از كيميا و شمس خيلي قابل اعتنا نيست . سايت استاد كريم زماني nayonafir.com/AQ.aspx
5- مومنه خاتون ( معروف به بی بی علوی ) مادر مولانا بوده و مادر بزرگ سلطان ولد . او سال ها پیش از آنکه کیمیا در نکاح شمس قرار گیرد درگذشته بود . جدّه مادری سلطان ولد یعنی کرّای بزرگ نیز سال های طویل پیش از ورود شمس به قونیه و ازدواج با کیمیا درگذشته بود ! پس با این حساب کیمیا با کدام جدّه سلطان ولد به باغ رفته بود ؟!
بنا براین هر ذهن نکته یابی در می یابد که گزارش افلاکی درباره مرگ کیمیا از پایه و اساس ساختگی است . و طبعا اهل تحقیق ، این خرافه های افلاکی را چشم بسته تکرار نمی کنند . سايت استاد كريم زماني nayonafir.com/AQ.aspx
محمد صالحي 10/12/94
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
از خوی تا خورشید
كيميا خاتون و شمس تبريزي
سهم کیمیا خاتون از زندگی با شمس در اینکه شمس بعد از هجرت مخفیانه از قونیه اثری از خود بجای نمی گذارد تا اینکه خبر مرگ وی از شهرستان خوی یا همان ترکستان
آيا قرآن راي اكثريت را باطل مي داند ؟
دو آيه در قرآن وجود دارد كه مستمسك دست افراد بدفهم و يا نافهم و يا سودجو شده
كه به كمك آنها جايگاه اكثريت را در امور اجتماعي و سياسي زير سوال برده و بگويند كه چون بيشتر مردم صغير و سفيه هستند پس راي آنها باطل بوده و ضرورت تابع بودن را اثبات كنند .
ذيلا ، آن دو آيه و اينكه هنگام نزول ، مربوط به چه بوده بيان شده و ثابت مي شود كه خداوند به هيچ وجه در مقام حذف اكثريت در تصميمات اجتماعي نبوده است .
1- عبارت " اکثر الناس لایعلمون " در قرآن ، مربوط به مسائل غیبی و ماورائ طبیعی مانند " وقت قیامت " و " تقدیر رزق بندگان " است که دانستن رموز آنها از دسترس مردم خارج است ولی بیشتر مردم این مطلب را نمی دانند . و این آیات ، مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
2- عبارت " اکثرهم لایعقلون " مربوط به کارهای ضد فضیلت بعض افراد مانند " افترا به خداوند " و یا " خطاب بی ادبانه پیامبر " است که آنها عقل خود را بکار نمی اندازند و این آیات نیز ،مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
منبع : ( ص 109 کتاب ولایت فقیه - حکومت صالحان ، مرحوم صالحي نجف آبادي)
محمد صالحي – سال 1387
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
دو آيه در قرآن وجود دارد كه مستمسك دست افراد بدفهم و يا نافهم و يا سودجو شده
كه به كمك آنها جايگاه اكثريت را در امور اجتماعي و سياسي زير سوال برده و بگويند كه چون بيشتر مردم صغير و سفيه هستند پس راي آنها باطل بوده و ضرورت تابع بودن را اثبات كنند .
ذيلا ، آن دو آيه و اينكه هنگام نزول ، مربوط به چه بوده بيان شده و ثابت مي شود كه خداوند به هيچ وجه در مقام حذف اكثريت در تصميمات اجتماعي نبوده است .
1- عبارت " اکثر الناس لایعلمون " در قرآن ، مربوط به مسائل غیبی و ماورائ طبیعی مانند " وقت قیامت " و " تقدیر رزق بندگان " است که دانستن رموز آنها از دسترس مردم خارج است ولی بیشتر مردم این مطلب را نمی دانند . و این آیات ، مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
2- عبارت " اکثرهم لایعقلون " مربوط به کارهای ضد فضیلت بعض افراد مانند " افترا به خداوند " و یا " خطاب بی ادبانه پیامبر " است که آنها عقل خود را بکار نمی اندازند و این آیات نیز ،مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
منبع : ( ص 109 کتاب ولایت فقیه - حکومت صالحان ، مرحوم صالحي نجف آبادي)
محمد صالحي – سال 1387
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 1
مقدمه :
در اين مجال اندك ، تاريخچه و انواع دين – حقانيت آنها – قلمرو تعاليم دين و مسئول فهم آن- هدف از احكام و حدود – ارتداد – حجاب – كرامت ذاتي انسان ها - حقوق بشر و دخالت دولت در اجرا و اقامه آنها و جايگاه پيامبران در اقامه عدالت ، از زبان آيه الله منتظري ، در 20بند ، به اختصار بيان مي شود .
1- سابقه تاریخی دین تا کجاست ؟ 1
تاريخ انسانها نشان ميدهد كه رفتار آنان آكنده از تمايل به دين است . به تعبيري تاريخ انسان با تاريخ دين يكي است . اين واقعيت در منابع اسلامي هم منعكس شده است . اولين انسان - طبق آنچه در قرآن كريم آمده - آدم (ع) بوده كه سخن از امر و نهي خدا به او و نبوت اوست .(1) انسانها بنا به خواسته دروني شان ، يا خود دين هايي ساخته اند و يا انبياي الهي از جانب خداوند براي آنان دين حقي را آورده اند ، مانند دين هاي ابلاغ شده توسط حضرت موسي (ع) و عيسي (ع) و پيامبراسلام (ص).
2- انواع دین کدامست ؟ 2
اديان را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد :
ادياني كه بدون بعثت پيامبري از جانب خداوند به وجود آورده شده اند ،
و ادياني كه پيامبران از جانب خداوند آورده و به مردم ابلاغ كرده اند .
اديان غير آسماني به دليل اين كه خدا و پيامبران منشاء آن نبوده اند ، مثل همه ساخته هاي بشري ارزش ديني ندارند ; هر چند نام دين بر آنها اطلاق شود .
آنچه را كه اكنون به عنوان اديان الهي مطرح است ، سه دين يهوديت ، مسيحيت و اسلام است .
بنابر نظري - همان گونه كه در قرآن كريم آمده است - مجوسيت (دين زرتشتيان) و دين صابئان نيز از اديان آسماني اند :)(2)
ولي از اين آيه ها آسماني بودن دين آنان استفاده نمي شود ، هرچند از اخبار وارده به دست ميآيد كه " مجوس" اهل كتاب آسماني ميباشند .
مجوسيان معتقد به كتاب آسماني و پيامبري زرتشت هستند ، و صابئان مدعي اند كه كتابي آسماني دارند و معتقد به خدا ، ملائكه ، بهشت ، جهنم و برخي از انبيايند .
1- سوره بقره (2)، آيه 30 ; سوره آل عمران (3)، آيه
33
2- آیه : ان الذين آمنوا والذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله واليوم الاخر و عمل صالحا فلهم أجرهم عند ربهم . - مؤمنان و يهود و مسيحيان و صابئان ، كساني كه به خدا و آخرت ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، پس پاداششان در پيشگاه پروردگارشان است . - سوره بقره (2)، آيه 62 و آیه : ان الذين آمنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصاري و المجوس و الذين أشركوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة - كساني كه مؤمن اند و يهود و صابئان و نصارا و مجوس و كساني كه مشرك هستند، همانا خداوند ميان آنها در روز قيامت قضاوت خواهد نمود . - سوره حج (22)، آيه 17
منابع :
1- كتاب اسلام دين فطرت – ص64
2- كتاب اسلام دين فطرت – ص64 تا 65
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
مقدمه :
در اين مجال اندك ، تاريخچه و انواع دين – حقانيت آنها – قلمرو تعاليم دين و مسئول فهم آن- هدف از احكام و حدود – ارتداد – حجاب – كرامت ذاتي انسان ها - حقوق بشر و دخالت دولت در اجرا و اقامه آنها و جايگاه پيامبران در اقامه عدالت ، از زبان آيه الله منتظري ، در 20بند ، به اختصار بيان مي شود .
1- سابقه تاریخی دین تا کجاست ؟ 1
تاريخ انسانها نشان ميدهد كه رفتار آنان آكنده از تمايل به دين است . به تعبيري تاريخ انسان با تاريخ دين يكي است . اين واقعيت در منابع اسلامي هم منعكس شده است . اولين انسان - طبق آنچه در قرآن كريم آمده - آدم (ع) بوده كه سخن از امر و نهي خدا به او و نبوت اوست .(1) انسانها بنا به خواسته دروني شان ، يا خود دين هايي ساخته اند و يا انبياي الهي از جانب خداوند براي آنان دين حقي را آورده اند ، مانند دين هاي ابلاغ شده توسط حضرت موسي (ع) و عيسي (ع) و پيامبراسلام (ص).
2- انواع دین کدامست ؟ 2
اديان را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد :
ادياني كه بدون بعثت پيامبري از جانب خداوند به وجود آورده شده اند ،
و ادياني كه پيامبران از جانب خداوند آورده و به مردم ابلاغ كرده اند .
اديان غير آسماني به دليل اين كه خدا و پيامبران منشاء آن نبوده اند ، مثل همه ساخته هاي بشري ارزش ديني ندارند ; هر چند نام دين بر آنها اطلاق شود .
آنچه را كه اكنون به عنوان اديان الهي مطرح است ، سه دين يهوديت ، مسيحيت و اسلام است .
بنابر نظري - همان گونه كه در قرآن كريم آمده است - مجوسيت (دين زرتشتيان) و دين صابئان نيز از اديان آسماني اند :)(2)
ولي از اين آيه ها آسماني بودن دين آنان استفاده نمي شود ، هرچند از اخبار وارده به دست ميآيد كه " مجوس" اهل كتاب آسماني ميباشند .
مجوسيان معتقد به كتاب آسماني و پيامبري زرتشت هستند ، و صابئان مدعي اند كه كتابي آسماني دارند و معتقد به خدا ، ملائكه ، بهشت ، جهنم و برخي از انبيايند .
1- سوره بقره (2)، آيه 30 ; سوره آل عمران (3)، آيه
33
2- آیه : ان الذين آمنوا والذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله واليوم الاخر و عمل صالحا فلهم أجرهم عند ربهم . - مؤمنان و يهود و مسيحيان و صابئان ، كساني كه به خدا و آخرت ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، پس پاداششان در پيشگاه پروردگارشان است . - سوره بقره (2)، آيه 62 و آیه : ان الذين آمنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصاري و المجوس و الذين أشركوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة - كساني كه مؤمن اند و يهود و صابئان و نصارا و مجوس و كساني كه مشرك هستند، همانا خداوند ميان آنها در روز قيامت قضاوت خواهد نمود . - سوره حج (22)، آيه 17
منابع :
1- كتاب اسلام دين فطرت – ص64
2- كتاب اسلام دين فطرت – ص64 تا 65
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
👍1
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 2
3- دین یا شریعت ، تفاوت در چیست ؟ 3
دين در اصطلاح ، به برخي امور مقدس گفته ميشود كه ارتباط تنگاتنگي با ذات انسان دارد ، و خواست معنوي انسان را پاسخ ميدهد و او را سيراب ميكند . به نظر ما ، چنين چيزي در صورتي حق است كه از جانب خداوند نازل شده باشد ؛ تنها در اين صورت است كه حقيقتا ميتوان نام دين بر آن گذاشت . در قرآن كريم به صراحت آمده است :
" و من يبتغ غير الاسلا م دينا فلن يقبل منه . " (3)
" و هر كس غير از اسلام ديني جويد از او پذيرفته نشود ." (4)
كلمه دين گاهي در برابر شريعت استعمال ميشود و مراد اصول دين است ؛
و شريعت بخش هاي اخلاقي و فقهي را در بر ميگيرد .
4- پذیرش ادیان مختلف چگونه است ؟ 4
نفس قبول يك دين ، پاسخ به خواست فطري و احساس انجام تكليف است . در صورتي كه شخصي به ديني ايمان آورده و به آن قانع و راضي شود ، دل در گرو آن دارد و خود را به آن قانع ميداند و براي او پذيرفتن دين ديگر مشكل است . اين شخص را نمي توان مصداق دين گريز دانست ، اگر چه ممكن است دين حق را نپذيرفته باشد .
در واقع با پذيرفتن ديني ، او خواست قلبي و تكليف خود را انجام يافته تلقي ميكند و نداي فطرتش را پاسخ داده است .
بسيار كسان در دنياي دينداري و عقيده از اين قبيل اند . اكثريت جمعيت دنيا نوعي دين را براي خود انتخاب كرده اند و دل به آن بسته اند و با همان زندگي ميكنند .
زیرنویسها :
3- سوره آل عمران (3)، آيه 85
4- يادآوري ميشود اين كه چه ديني نزد خداوند پذيرفته است مقوله اي متفاوت از پاداش دادن به عمل صالح است . همان گونه كه در آيات ديگر قرآن ملاحظه ميشود پيروان ساير اديان نيز اگر ايمان به خدا داشته و عمل صالح انجام دهند مأجور خواهند بود .
منابع :
3- كتاب اسلام دين فطرت – ص 33
4- كتاب اسلام دين فطرت – ص 44
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
3- دین یا شریعت ، تفاوت در چیست ؟ 3
دين در اصطلاح ، به برخي امور مقدس گفته ميشود كه ارتباط تنگاتنگي با ذات انسان دارد ، و خواست معنوي انسان را پاسخ ميدهد و او را سيراب ميكند . به نظر ما ، چنين چيزي در صورتي حق است كه از جانب خداوند نازل شده باشد ؛ تنها در اين صورت است كه حقيقتا ميتوان نام دين بر آن گذاشت . در قرآن كريم به صراحت آمده است :
" و من يبتغ غير الاسلا م دينا فلن يقبل منه . " (3)
" و هر كس غير از اسلام ديني جويد از او پذيرفته نشود ." (4)
كلمه دين گاهي در برابر شريعت استعمال ميشود و مراد اصول دين است ؛
و شريعت بخش هاي اخلاقي و فقهي را در بر ميگيرد .
4- پذیرش ادیان مختلف چگونه است ؟ 4
نفس قبول يك دين ، پاسخ به خواست فطري و احساس انجام تكليف است . در صورتي كه شخصي به ديني ايمان آورده و به آن قانع و راضي شود ، دل در گرو آن دارد و خود را به آن قانع ميداند و براي او پذيرفتن دين ديگر مشكل است . اين شخص را نمي توان مصداق دين گريز دانست ، اگر چه ممكن است دين حق را نپذيرفته باشد .
در واقع با پذيرفتن ديني ، او خواست قلبي و تكليف خود را انجام يافته تلقي ميكند و نداي فطرتش را پاسخ داده است .
بسيار كسان در دنياي دينداري و عقيده از اين قبيل اند . اكثريت جمعيت دنيا نوعي دين را براي خود انتخاب كرده اند و دل به آن بسته اند و با همان زندگي ميكنند .
زیرنویسها :
3- سوره آل عمران (3)، آيه 85
4- يادآوري ميشود اين كه چه ديني نزد خداوند پذيرفته است مقوله اي متفاوت از پاداش دادن به عمل صالح است . همان گونه كه در آيات ديگر قرآن ملاحظه ميشود پيروان ساير اديان نيز اگر ايمان به خدا داشته و عمل صالح انجام دهند مأجور خواهند بود .
منابع :
3- كتاب اسلام دين فطرت – ص 33
4- كتاب اسلام دين فطرت – ص 44
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
👍1
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 3
5- حقانیت ادیان به چیست ؟ 5
آنچه در اينجا درصدد بيان آن هستيم توجه به جنبه هاي تاريخي دين نيست ، بلكه پرداختن به اين نكته است كه آيا هر يك از اديان سهمي از حقانيت دارند يا خير ؛ و كساني كه ديني را طبق مقتضاي محيطي و تربيتي ميپذيرند آيا همان دين از ايشان پذيرفته است و يا خير .
در صورتي كه پيروان اديان سابق به رغم آمدن دين جديد همچنان بر عقيده خود اصرار بورزند و پايبندي خود را بر آن اعلام كنند ، دو صورت براي آن قابل تصور است :
يكي اين كه واقعا به آن اعتقاد دارند و آن را از جانب خداوند ميدانند و حقانيت دين جديد براي آنان ثابت نشده است ؛
و ديگر اين كه از سر لجاجت و عناد و با علم به حقانيت دين جديد آن را نمي پذيرند .
در صورت اول ايمان آنان پذيرفته است و اسلام هم آنان را به رسميت ميشناسد . (5)
گروه دوم كه در برابر دين حق سرسختي نشان ميدهند و آن را نمي پذيرند و حاضر نيستند تعصب و سرسختي بي دليل خود را كنار گذاشته و دين حق را بپذيرند ، همانند كافراني اند كه حاضر نمي شدند در برابر پيامبران الهي تسليم شوند (6)
6- پلورالیسم دینی 6
آنچه از آيه 62 سوره بقره فهميده ميشود اين است كه اگر كسي پس از تحقيق و تفحص به يكي از اديان الهي اعتقاد داشته باشد و آن را حق بداند و با عمل صالح همراه باشد، در آخرت معذور و مأجور است ; ولي اين معنا دليل بر حقانيت واقعي اديان در همه زمانها نيست.
در هر زمان و هر مكان واجب است افراد نسبت به تشخيص دين حق تفحص و تحقيق نمايند; و اگر كسي به حقانيت اسلام در اين زمان پي برده باشد و با اين حال از روي عناد و تعصب يا ساير انگيزه ها زير بار حق نرود، اهل نجات نمي باشد.
با قطع نظر از آيه 62 سوره بقره ، اگر كسي پس از تحقيق و تفحص و بدون تعصب به ديني معتقد شد و بر طبق موازين آن عمل نمود، بر خداوند قبيح است كه او را عذاب نمايد، زيرا از مصاديق ظلم محسوب است ;
و به اصطلاح اگر كسي از روي جهل و اشتباه راه خلافي را طي نمود ولي جاهل قاصر بود نه مقصر، مشمول مجازات الهي نخواهد بود; هرچند در اثر اشتباه مسير، كمالات و مقامهايي را كه ممكن بود از مسير حق به دست آورد طبعا از آنها محروم خواهد بود .
زیرنویسها :
5- ليسوا سواء من أهل الكتاب أمة قائمة يتلون آيات الله آناء الليل و هم يسجدون .- همه اهل كتاب مساوي نيستند ؛ گروهي از آنان در دل شب ايستاده آيات خدا را تلاوت ميكنند و سجده مينمايند . سوره آل عمران (3)، آيه 113.
6- يا أهل الكتاب لم تكفرون بآيات الله و أنتم تشهدون .- اي اهل كتاب ! چرا به آيات خدا كافر ميشويد ، در حالي كه خود شاهد آن هستيد . سوره آل عمران (3)، آيه 70 .
منابع :
5- كتاب اسلام دين فطرت – ص 64 تا 67
6- کتاب دیدگاهها – ج1 - ص 618
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
5- حقانیت ادیان به چیست ؟ 5
آنچه در اينجا درصدد بيان آن هستيم توجه به جنبه هاي تاريخي دين نيست ، بلكه پرداختن به اين نكته است كه آيا هر يك از اديان سهمي از حقانيت دارند يا خير ؛ و كساني كه ديني را طبق مقتضاي محيطي و تربيتي ميپذيرند آيا همان دين از ايشان پذيرفته است و يا خير .
در صورتي كه پيروان اديان سابق به رغم آمدن دين جديد همچنان بر عقيده خود اصرار بورزند و پايبندي خود را بر آن اعلام كنند ، دو صورت براي آن قابل تصور است :
يكي اين كه واقعا به آن اعتقاد دارند و آن را از جانب خداوند ميدانند و حقانيت دين جديد براي آنان ثابت نشده است ؛
و ديگر اين كه از سر لجاجت و عناد و با علم به حقانيت دين جديد آن را نمي پذيرند .
در صورت اول ايمان آنان پذيرفته است و اسلام هم آنان را به رسميت ميشناسد . (5)
گروه دوم كه در برابر دين حق سرسختي نشان ميدهند و آن را نمي پذيرند و حاضر نيستند تعصب و سرسختي بي دليل خود را كنار گذاشته و دين حق را بپذيرند ، همانند كافراني اند كه حاضر نمي شدند در برابر پيامبران الهي تسليم شوند (6)
6- پلورالیسم دینی 6
آنچه از آيه 62 سوره بقره فهميده ميشود اين است كه اگر كسي پس از تحقيق و تفحص به يكي از اديان الهي اعتقاد داشته باشد و آن را حق بداند و با عمل صالح همراه باشد، در آخرت معذور و مأجور است ; ولي اين معنا دليل بر حقانيت واقعي اديان در همه زمانها نيست.
در هر زمان و هر مكان واجب است افراد نسبت به تشخيص دين حق تفحص و تحقيق نمايند; و اگر كسي به حقانيت اسلام در اين زمان پي برده باشد و با اين حال از روي عناد و تعصب يا ساير انگيزه ها زير بار حق نرود، اهل نجات نمي باشد.
با قطع نظر از آيه 62 سوره بقره ، اگر كسي پس از تحقيق و تفحص و بدون تعصب به ديني معتقد شد و بر طبق موازين آن عمل نمود، بر خداوند قبيح است كه او را عذاب نمايد، زيرا از مصاديق ظلم محسوب است ;
و به اصطلاح اگر كسي از روي جهل و اشتباه راه خلافي را طي نمود ولي جاهل قاصر بود نه مقصر، مشمول مجازات الهي نخواهد بود; هرچند در اثر اشتباه مسير، كمالات و مقامهايي را كه ممكن بود از مسير حق به دست آورد طبعا از آنها محروم خواهد بود .
زیرنویسها :
5- ليسوا سواء من أهل الكتاب أمة قائمة يتلون آيات الله آناء الليل و هم يسجدون .- همه اهل كتاب مساوي نيستند ؛ گروهي از آنان در دل شب ايستاده آيات خدا را تلاوت ميكنند و سجده مينمايند . سوره آل عمران (3)، آيه 113.
6- يا أهل الكتاب لم تكفرون بآيات الله و أنتم تشهدون .- اي اهل كتاب ! چرا به آيات خدا كافر ميشويد ، در حالي كه خود شاهد آن هستيد . سوره آل عمران (3)، آيه 70 .
منابع :
5- كتاب اسلام دين فطرت – ص 64 تا 67
6- کتاب دیدگاهها – ج1 - ص 618
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
👍1
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 4
7- دین چه می آموزد ؟ 7
• دين به انسانها ميآموزد تا خود را با عالمي كه در آن زندگي ميكنند هماهنگ سازند . چرا كه بدون چنين هماهنگي ميان انسان و جهان پيرامونش ، تداوم زندگي برايش دشوار ميشود و احساس پوچي و بيگانگي به او دست ميدهد .
• آنچه دين به انسانها ميآموزد ، چه در بخش اعتقادات و چه در بخش احكام ، به منظور رساندن آنان به كمال و سعادت است . دو چيزي كه جزء خواسته هاي ذاتي انسانها است و چنين سعادت و كمالي منحصر در رشد مادي و دستاوردهاي رفاهي نيست .
• دين حرفه اي نيست كه با آموختن آن بتوان رنج ها را كاهش داد و نابساماني ها را از بين برد . دين احساسي قلبي است كه وجودش آثار و ثمرات پيش گفته را دارد .
8- جامعیت دین به چه معناست ؟ 8
جامعيت و كمال دين ، به داشتن رهنمودهايي در راستاي راهنمايي انسان به مقصد تعيين شده است ، كه از آنها به هدايت تعبير ميشود.
راز و رمز اصلي اين رهنمودها ، ايجاد رابطه زيستي متناسب ميان انسان و عالم هستي است .....
همين است كه دين در راستاي دعوت مردم به خداوند و تبيين ارزشهاي معنوي ، آنچه را كه انسانها بدون دين نمي توانستند به دست آورند ، در بر دارد و از اين جهت هيچ كاستي ندارد .
بر اين اساس توقع از دين براي برآوردن نيازهايي كه با عقل و خرد جمعي قابل تحصيل ميباشد ، توقعي بي جا است .
9- قلمرو تعاليم دين کجاست ؟ 9
جهت گيري اصلي دين ، دعوت مشفقانه مردم به خدا و اصلاح امور آنان به دست خودشان است ....
دين هيچ گاه در صدد ارائه شكل خاصي براي زندگي نيست . زندگي شهري يا روستايي ، صحرانشيني و امثال اينها ، توصيه دين نيستند .
دين به انسانها ، در هر كجا كه هستند ، سفارش ميكند تا اموري را رعايت كنند....
چه اين كه دخالت در چنين اموري دين را با مشكلات عديده اي مواجه خواهد ساخت و پيشرفت ها و تحولات ، دين را به تدريج از زندگي مردم خارج ميكند .
منابع :
7- كتاب اسلام دين فطرت – ص 39 تا 43
8- كتاب اسلام دين فطرت – ص 47 تا 49
9- كتاب اسلام دين فطرت – ص 49 تا 51
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
7- دین چه می آموزد ؟ 7
• دين به انسانها ميآموزد تا خود را با عالمي كه در آن زندگي ميكنند هماهنگ سازند . چرا كه بدون چنين هماهنگي ميان انسان و جهان پيرامونش ، تداوم زندگي برايش دشوار ميشود و احساس پوچي و بيگانگي به او دست ميدهد .
• آنچه دين به انسانها ميآموزد ، چه در بخش اعتقادات و چه در بخش احكام ، به منظور رساندن آنان به كمال و سعادت است . دو چيزي كه جزء خواسته هاي ذاتي انسانها است و چنين سعادت و كمالي منحصر در رشد مادي و دستاوردهاي رفاهي نيست .
• دين حرفه اي نيست كه با آموختن آن بتوان رنج ها را كاهش داد و نابساماني ها را از بين برد . دين احساسي قلبي است كه وجودش آثار و ثمرات پيش گفته را دارد .
8- جامعیت دین به چه معناست ؟ 8
جامعيت و كمال دين ، به داشتن رهنمودهايي در راستاي راهنمايي انسان به مقصد تعيين شده است ، كه از آنها به هدايت تعبير ميشود.
راز و رمز اصلي اين رهنمودها ، ايجاد رابطه زيستي متناسب ميان انسان و عالم هستي است .....
همين است كه دين در راستاي دعوت مردم به خداوند و تبيين ارزشهاي معنوي ، آنچه را كه انسانها بدون دين نمي توانستند به دست آورند ، در بر دارد و از اين جهت هيچ كاستي ندارد .
بر اين اساس توقع از دين براي برآوردن نيازهايي كه با عقل و خرد جمعي قابل تحصيل ميباشد ، توقعي بي جا است .
9- قلمرو تعاليم دين کجاست ؟ 9
جهت گيري اصلي دين ، دعوت مشفقانه مردم به خدا و اصلاح امور آنان به دست خودشان است ....
دين هيچ گاه در صدد ارائه شكل خاصي براي زندگي نيست . زندگي شهري يا روستايي ، صحرانشيني و امثال اينها ، توصيه دين نيستند .
دين به انسانها ، در هر كجا كه هستند ، سفارش ميكند تا اموري را رعايت كنند....
چه اين كه دخالت در چنين اموري دين را با مشكلات عديده اي مواجه خواهد ساخت و پيشرفت ها و تحولات ، دين را به تدريج از زندگي مردم خارج ميكند .
منابع :
7- كتاب اسلام دين فطرت – ص 39 تا 43
8- كتاب اسلام دين فطرت – ص 47 تا 49
9- كتاب اسلام دين فطرت – ص 49 تا 51
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
انشاله بزودي مطلب ساده و كوچكي در مورد " آنچه من از جهنم مي فهمم " ارائه میکنم 🍁🍁
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 5
10- فهم دین در اختیار کیست ؟ 10
منابع ديني - كتاب و سنت - بنا بر آنچه در خود آنها آمده ، براي همگان قابل فهم است و در انحصار طبقه و قشر خاصي نيست ؛ هر كسي ميتواند از اين منابع استفاده كند .....
اما فهم دين به رغم همگاني بودن و منحصر در گروه خاصي نبودن ، بي قاعده و بي ضابطه هم نيست ...
طول زمان براي نسل هاي بعدي و آميختگي ذهن هاي مردم هر منطقه اي با آداب و فرهنگ خود ، چه بسا تأثير خود را در فهم متفاوت از دين بر جا بگذارد .
در طي زمان ممكن است تحريف ها و جعلياتي نيز رخ داده باشد ....
از اين رو لازم است كساني كه در زمينه دين به تحقيق ميپردازند ، شرايط لازم را به دست آورند و آنگاه در دين اجتهاد كنند و نظر بدهند ؛ همان گونه كه در ساير علوم نيز چنين است .
11- دستورات دین آسان یا سخت ؟ 11
دين را خداوند حكيم تشريع كرده است . نوع مردم مخاطب آن هستند و مردم داراي استعدادهاي متفاوتي اند. برخي ضعيف و برخي ديگر استعدادي قوي دارند.
دين با رعايت حال نوع مردم تشريع شده است . دين با فطرت انسانها هماهنگ است و بنابراين نمي تواند سخت و پيچيده و فرسوده كننده و رنج آور باشد.
اگر دين تكاليف سختي را براي مكلفان تحميل كند ، موجب فرار مردم از معنويت و در نتيجه نقض غرض ميشود و نمي تواند به اهداف خود برسد .
فلسفه هماهنگي دين با طبيعت و فطرت انسانها، تربيت آنهاست . سختي و فشار و جبر و اكراه ، به دليل ناسازگار بودن با طبع اولي انسان نتيجه مطلوبي ندارد . خداوند فرموده است :
" ما يريد الله ليجعل عليكم من حرج و لكن يريد ليطهركم ..." (7)
" خداوند نخواسته است كه بر شما دشواري قرار دهد ، بلكه خواسته است تا شما را پاك و طاهر بدارد... ."
زیرنویسها :
7- سوره مائده (5 )، آيه 6
منابع :
10- كتاب اسلام دين فطرت – ص 54 تا 55
11- كتاب اسلام دين فطرت – ص 60 تا 62
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
10- فهم دین در اختیار کیست ؟ 10
منابع ديني - كتاب و سنت - بنا بر آنچه در خود آنها آمده ، براي همگان قابل فهم است و در انحصار طبقه و قشر خاصي نيست ؛ هر كسي ميتواند از اين منابع استفاده كند .....
اما فهم دين به رغم همگاني بودن و منحصر در گروه خاصي نبودن ، بي قاعده و بي ضابطه هم نيست ...
طول زمان براي نسل هاي بعدي و آميختگي ذهن هاي مردم هر منطقه اي با آداب و فرهنگ خود ، چه بسا تأثير خود را در فهم متفاوت از دين بر جا بگذارد .
در طي زمان ممكن است تحريف ها و جعلياتي نيز رخ داده باشد ....
از اين رو لازم است كساني كه در زمينه دين به تحقيق ميپردازند ، شرايط لازم را به دست آورند و آنگاه در دين اجتهاد كنند و نظر بدهند ؛ همان گونه كه در ساير علوم نيز چنين است .
11- دستورات دین آسان یا سخت ؟ 11
دين را خداوند حكيم تشريع كرده است . نوع مردم مخاطب آن هستند و مردم داراي استعدادهاي متفاوتي اند. برخي ضعيف و برخي ديگر استعدادي قوي دارند.
دين با رعايت حال نوع مردم تشريع شده است . دين با فطرت انسانها هماهنگ است و بنابراين نمي تواند سخت و پيچيده و فرسوده كننده و رنج آور باشد.
اگر دين تكاليف سختي را براي مكلفان تحميل كند ، موجب فرار مردم از معنويت و در نتيجه نقض غرض ميشود و نمي تواند به اهداف خود برسد .
فلسفه هماهنگي دين با طبيعت و فطرت انسانها، تربيت آنهاست . سختي و فشار و جبر و اكراه ، به دليل ناسازگار بودن با طبع اولي انسان نتيجه مطلوبي ندارد . خداوند فرموده است :
" ما يريد الله ليجعل عليكم من حرج و لكن يريد ليطهركم ..." (7)
" خداوند نخواسته است كه بر شما دشواري قرار دهد ، بلكه خواسته است تا شما را پاك و طاهر بدارد... ."
زیرنویسها :
7- سوره مائده (5 )، آيه 6
منابع :
10- كتاب اسلام دين فطرت – ص 54 تا 55
11- كتاب اسلام دين فطرت – ص 60 تا 62
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 6
12- تکالبف دینی ، اجبار یا اختیار ؟ 12
تكاليف ديني مانند اعتقادات اجبارناپذير است . يعني همان طور كه اجبار در عقيده و استفاده از زور براي پذيرش عقيده ممكن و جايز نيست ، اگر كسي بخواهد جامعه اي را متدين و مقيد به تكاليف ديني كند نمي تواند مردم را به زور و اجبار متدين كند و ارزشي ندارد.
حكومت ديني ميتواند برنامه ريزي كند تا مردم با اشتياق به عبادت و دعا بپردازند ، نماز بخوانند و روزه بگيرند ، اما حق اجبار و اكراه آنان را ندارد .
البته اگر كسي بخواهد حرمت شريعت را بشكند مثل اينكه بدون عذر و از روي علم و عمد در اماكن عمومي در ماه رمضان روزه خواري كند حاكم شرع ميتواند وي را به خاطر آن تعزير كند ولي همان طور كه قبلا اشاره شد اين به معناي اجبار بر انجام تكاليف شرعي نيست .
خلاصه فرق است ميان اجراي شريعت از طريق اجبار ، و تشويق حكومت به رغبت به شريعت . تصدي گري حكومت در امر اجراي شريعت نه تنها مشكل پايبندي مردم را به اين دستورات حل نمي كند، كه چه بسا موجب گريز و ستيز با دين هم ميگردد .
13- حجاب ، تکلیف فردی یا الزام ؟ 13
اگر حجاب در حد كيفيت لباس و پوشش مو و امثال آنها باشد كه هر چند از نظر شرعي ، هر زن مسلمان لازم است رعايت كند و مؤمنين در خانواده ها بايد فرزندان خود را به گونه اي تربيت كنند كه اين مسأله را از تكاليف شرعي بشمارند و به آن پايبند باشند ، اما جواز الزام و اجبار مردم بر آن - در صورتي كه رعايت نكردن حجاب تضييع حقوق اكثريت و يا زمينه ساز فساد و اشاعه فحشا نباشد - دليل شرعي ندارد و در اين زمينه بهترين راه كار فرهنگي و آموزشي و استفاده از روش هاي غير مستقيم براي تشويق و ترغيب است
14- اقامه عدالت ، وظيفه پيامبران يا مردم 14
خداوند در رابطه با هدف از ارسال رسل و انزال كتب ميفرمايد :
" ليقوم الناس بالقسط " (8)
" تا خود مردم در اثر هدايت انبيا و كار فرهنگي و فكري آنان ، عدالت را به پا دارند .
قرآن نفرموده است : تا پيامبران عدالت را به پا دارند ، تا شائبه اجراي شريعت و عدالت با اجبار و زور در بين نباشد .
زیرنویسها :
8- سوره حدید ، آیه 25
منابع :
12- کتاب حكومت ديني و حقوق انسان - ص 142 تا 143
13- کتاب حكومت ديني و حقوق انسان - ص 144
14- کتاب حكومت ديني و حقوق انسان - ص 144
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
12- تکالبف دینی ، اجبار یا اختیار ؟ 12
تكاليف ديني مانند اعتقادات اجبارناپذير است . يعني همان طور كه اجبار در عقيده و استفاده از زور براي پذيرش عقيده ممكن و جايز نيست ، اگر كسي بخواهد جامعه اي را متدين و مقيد به تكاليف ديني كند نمي تواند مردم را به زور و اجبار متدين كند و ارزشي ندارد.
حكومت ديني ميتواند برنامه ريزي كند تا مردم با اشتياق به عبادت و دعا بپردازند ، نماز بخوانند و روزه بگيرند ، اما حق اجبار و اكراه آنان را ندارد .
البته اگر كسي بخواهد حرمت شريعت را بشكند مثل اينكه بدون عذر و از روي علم و عمد در اماكن عمومي در ماه رمضان روزه خواري كند حاكم شرع ميتواند وي را به خاطر آن تعزير كند ولي همان طور كه قبلا اشاره شد اين به معناي اجبار بر انجام تكاليف شرعي نيست .
خلاصه فرق است ميان اجراي شريعت از طريق اجبار ، و تشويق حكومت به رغبت به شريعت . تصدي گري حكومت در امر اجراي شريعت نه تنها مشكل پايبندي مردم را به اين دستورات حل نمي كند، كه چه بسا موجب گريز و ستيز با دين هم ميگردد .
13- حجاب ، تکلیف فردی یا الزام ؟ 13
اگر حجاب در حد كيفيت لباس و پوشش مو و امثال آنها باشد كه هر چند از نظر شرعي ، هر زن مسلمان لازم است رعايت كند و مؤمنين در خانواده ها بايد فرزندان خود را به گونه اي تربيت كنند كه اين مسأله را از تكاليف شرعي بشمارند و به آن پايبند باشند ، اما جواز الزام و اجبار مردم بر آن - در صورتي كه رعايت نكردن حجاب تضييع حقوق اكثريت و يا زمينه ساز فساد و اشاعه فحشا نباشد - دليل شرعي ندارد و در اين زمينه بهترين راه كار فرهنگي و آموزشي و استفاده از روش هاي غير مستقيم براي تشويق و ترغيب است
14- اقامه عدالت ، وظيفه پيامبران يا مردم 14
خداوند در رابطه با هدف از ارسال رسل و انزال كتب ميفرمايد :
" ليقوم الناس بالقسط " (8)
" تا خود مردم در اثر هدايت انبيا و كار فرهنگي و فكري آنان ، عدالت را به پا دارند .
قرآن نفرموده است : تا پيامبران عدالت را به پا دارند ، تا شائبه اجراي شريعت و عدالت با اجبار و زور در بين نباشد .
زیرنویسها :
8- سوره حدید ، آیه 25
منابع :
12- کتاب حكومت ديني و حقوق انسان - ص 142 تا 143
13- کتاب حكومت ديني و حقوق انسان - ص 144
14- کتاب حكومت ديني و حقوق انسان - ص 144
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
دوستان عزیز ، کانالهای زیر را جهت بهره بیشتر از مفاخر علم و دین و عرفان ، معرفی میکنم .
کانال گنج حضور ، با تاکید بر اشعار مولانا و حافظ
#پرویز_شهبازی
@ganjehozourchannel
@@@@@@@####
کانال دکتر محسن کدیور ، فقیه نو اندیش و استاد بین الملل
@Mohsen_Kadivar_Official
@@@@@@#@@####
کانال مجتهد شبستری ، استاد مسلم فقه و علم و نو اندیشی دینی و بنیانگذار تفکر و اصل هرمنوتیک بعنوان روشی نوین در بازشناسی و فهم متون از جمله قرآن
@mojtahedshabestari
@@@@@@@@@#
کانال گنج حضور ، با تاکید بر اشعار مولانا و حافظ
#پرویز_شهبازی
@ganjehozourchannel
@@@@@@@####
کانال دکتر محسن کدیور ، فقیه نو اندیش و استاد بین الملل
@Mohsen_Kadivar_Official
@@@@@@#@@####
کانال مجتهد شبستری ، استاد مسلم فقه و علم و نو اندیشی دینی و بنیانگذار تفکر و اصل هرمنوتیک بعنوان روشی نوین در بازشناسی و فهم متون از جمله قرآن
@mojtahedshabestari
@@@@@@@@@#
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 7
15- هدف مجازات هاي اسلامي چیست ؟ 15
اصولا هدف از مجازات هاي اسلامي و حدود الهي ، اصلاح جامعه و بازداشتن مجرمين از تكرار جرم و تنبيه آنان ميباشد .
در آيه شريفه :
" و لكم في القصاص حياة يا أولي الالباب لعلكم تتقون (9)
اشاره به اين جهت شده و قصاص را موجب حيات افراد دانسته است .
16- تاثیر تحولات اجتماعي در تغییر مجازات ها چگونه است ؟ 16
تعزيرات و حدود ، داراي مصالح غيبي و غيرقابل فهم براي بشر نمي باشد . و اين معنا از قرائن و تعبيرات زيادي كه در روايات مربوط به حدود و تعزيرات وارد شده است استفاده ميشود .
از اين رو قبلا يادآوري شد كه هدف اصلي از آنها همان تنبه مجرمين و اصلاح آنها ميباشد و بعيد است كه مصالح غيبي غيرقابل فهم ديگري در آنها باشد .
و از طرفي تحولات اجتماعي در علوم مربوط به جرم شناسي و نحوه پيش گيري از آنها و روان شناسي مجرمين و نحوه اصلاح و تربيت آنان پديد آمده است ، به نحوي كه ديگر شيوه هاي گذشته در جوامع كنوني آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممكن است گفته شود :
با شيوه هاي جديد زودتر و بهتر هدف اصلي شارع از تشريع بعضي مجازات هاي رايج ، محقق ميشود .
با توجه به جهات مذكور اگر فقيه توانست از ادله مربوطه چنين استنباطي بنمايد ، يعني از آن جهت كه مصالح و مفاسد بعضي احكام مذكور ، كه به منزله موضوع آنها ميباشند ، تغيير يافته و درحقيقت موضوع حكم تغيير يافته است ، ميتواند طبق تغيير مصالح و مفاسد و موضوع بعضي احكام ذكر شده به تغيير حكم نظر دهد .
ولي بايد كاملا مستند به آيات و روايات و ضوابط اجتهاد باشد ، نه براساس تأثير از جو و شرايط موجود .
زیرنویسها :
9- سوره بقره (2)، آيه 179
منابع :
15- پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87
16- پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
15- هدف مجازات هاي اسلامي چیست ؟ 15
اصولا هدف از مجازات هاي اسلامي و حدود الهي ، اصلاح جامعه و بازداشتن مجرمين از تكرار جرم و تنبيه آنان ميباشد .
در آيه شريفه :
" و لكم في القصاص حياة يا أولي الالباب لعلكم تتقون (9)
اشاره به اين جهت شده و قصاص را موجب حيات افراد دانسته است .
16- تاثیر تحولات اجتماعي در تغییر مجازات ها چگونه است ؟ 16
تعزيرات و حدود ، داراي مصالح غيبي و غيرقابل فهم براي بشر نمي باشد . و اين معنا از قرائن و تعبيرات زيادي كه در روايات مربوط به حدود و تعزيرات وارد شده است استفاده ميشود .
از اين رو قبلا يادآوري شد كه هدف اصلي از آنها همان تنبه مجرمين و اصلاح آنها ميباشد و بعيد است كه مصالح غيبي غيرقابل فهم ديگري در آنها باشد .
و از طرفي تحولات اجتماعي در علوم مربوط به جرم شناسي و نحوه پيش گيري از آنها و روان شناسي مجرمين و نحوه اصلاح و تربيت آنان پديد آمده است ، به نحوي كه ديگر شيوه هاي گذشته در جوامع كنوني آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممكن است گفته شود :
با شيوه هاي جديد زودتر و بهتر هدف اصلي شارع از تشريع بعضي مجازات هاي رايج ، محقق ميشود .
با توجه به جهات مذكور اگر فقيه توانست از ادله مربوطه چنين استنباطي بنمايد ، يعني از آن جهت كه مصالح و مفاسد بعضي احكام مذكور ، كه به منزله موضوع آنها ميباشند ، تغيير يافته و درحقيقت موضوع حكم تغيير يافته است ، ميتواند طبق تغيير مصالح و مفاسد و موضوع بعضي احكام ذكر شده به تغيير حكم نظر دهد .
ولي بايد كاملا مستند به آيات و روايات و ضوابط اجتهاد باشد ، نه براساس تأثير از جو و شرايط موجود .
زیرنویسها :
9- سوره بقره (2)، آيه 179
منابع :
15- پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87
16- پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 8
17- ارتداد یا تغییر عقیده ، معنا چیست ؟ 17
در حقيقت تعبير به آزادي انديشه يا تغيير آن نوعي مسامحه در تعبير است ؛ زيرا پيدايش هر عقيده و استمرار آن معلول شرايط خاص ذهني است كه از اختيار انسان خارج ميباشد . آنچه اختياري انسان است - و انسان نسبت به آن آزاد است - مقدمات آن ميباشد ؛ نظير تحقيق ، مطالعه و تلاش فكري در راه رسيدن به آنچه حق است .
از اين رو تحميل هر عقيده اي به ديگري ، نه امكان دارد و نه صحيح خواهد بود ؛ و هر انساني بالفطرة در پيدانمودن هر انديشه و استمرار آن قابل تحميل و اكراه نخواهد بود .
آيه شريفه :
" لا اكراه في الدين ..." - (10)
چه در مقام خبر از واقع خارجي باشد ، يا انشاء نهي از اكراه - با توجه به شأن نزول آن - قطعا شامل امور اعتقادي دين نيز ميباشد .
بنابراين مجرد انديشه و اعتقاد ، يا تغيير آن ، و يا ابراز آن ، و يا اطلاع از انديشه و تفكري ديگر ، حق هر انساني است ؛ و با هيچ يك از عناوين كيفري نظير : ارتداد ، افساد ، توهين ، افترا و مانند آن مربوط نيست .
18- کرامت انسانها به چیست ؟ 18
بايد دانست انسان كه يك موجود متعلق به ناسوت است و در قوس نزول در عالم ناسوت كه نازلترين عوالم هستي است قرار گرفته است ، خداوند چنان لياقت و استعدادي به او عطا نموده كه در اثر حركت جوهري پس از طي مراحل نباتي و حيواني و نيل به مرحله انسانيت ميتواند با قدرت علم و عمل در قوس صعود به مرحله كون جامع و بالاترين و شريف ترين عوالم هستي يعني عالم عقول مجرده برسد ؛ كه نمونه بارز آن انسانهاي كامل همچون : پيامبراكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) ميباشند . جايي كه - بنا بر آموزه هاي ديني - هيچ فرشته و ملك مقربي به آن نمي رسد . و چنين موجودي با چنين لياقت و استعدادي قهرا داراي كرامت ذاتي و شرافت خواهد بود .
بنابراين همه انسانها صرف نظر از دين و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار، داراي كرامت ذاتي هستند ؛
هرچند انسان باتقوا در نزد خداوند داراي فضيلت و كرامتي بيشتر است . و در حقيقت هرانساني داراي كرامت ذاتي است ؛ اما انسان باتقوا علاوه بر كرامت ذاتي داراي كرامت ارزشي كه با اكتساب به دست ميآيد نيز ميباشد :
" ان اكرمكم عندالله اتقيكم " (11)
" باارزشترين شما نزد خداوند باتقواترين شما هستند."
ولي اين كرامت ارزشي هيچ تأثيري در حقوق اجتماعي ندارد ، و در حقوق اجتماعي ، همه انسانها - صرف نظر از درجه ايمان و تقواي آنها - از اين گونه حقوق بهره مند هستند .
زیرنویسها :
10- سوره بقره ، آیه 256
11- سوره حجرات (49)، آیه 13.
منابع :
17- کتاب رساله حقوق – ص 51
18- کتاب رساله حقوق – ص 32
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
17- ارتداد یا تغییر عقیده ، معنا چیست ؟ 17
در حقيقت تعبير به آزادي انديشه يا تغيير آن نوعي مسامحه در تعبير است ؛ زيرا پيدايش هر عقيده و استمرار آن معلول شرايط خاص ذهني است كه از اختيار انسان خارج ميباشد . آنچه اختياري انسان است - و انسان نسبت به آن آزاد است - مقدمات آن ميباشد ؛ نظير تحقيق ، مطالعه و تلاش فكري در راه رسيدن به آنچه حق است .
از اين رو تحميل هر عقيده اي به ديگري ، نه امكان دارد و نه صحيح خواهد بود ؛ و هر انساني بالفطرة در پيدانمودن هر انديشه و استمرار آن قابل تحميل و اكراه نخواهد بود .
آيه شريفه :
" لا اكراه في الدين ..." - (10)
چه در مقام خبر از واقع خارجي باشد ، يا انشاء نهي از اكراه - با توجه به شأن نزول آن - قطعا شامل امور اعتقادي دين نيز ميباشد .
بنابراين مجرد انديشه و اعتقاد ، يا تغيير آن ، و يا ابراز آن ، و يا اطلاع از انديشه و تفكري ديگر ، حق هر انساني است ؛ و با هيچ يك از عناوين كيفري نظير : ارتداد ، افساد ، توهين ، افترا و مانند آن مربوط نيست .
18- کرامت انسانها به چیست ؟ 18
بايد دانست انسان كه يك موجود متعلق به ناسوت است و در قوس نزول در عالم ناسوت كه نازلترين عوالم هستي است قرار گرفته است ، خداوند چنان لياقت و استعدادي به او عطا نموده كه در اثر حركت جوهري پس از طي مراحل نباتي و حيواني و نيل به مرحله انسانيت ميتواند با قدرت علم و عمل در قوس صعود به مرحله كون جامع و بالاترين و شريف ترين عوالم هستي يعني عالم عقول مجرده برسد ؛ كه نمونه بارز آن انسانهاي كامل همچون : پيامبراكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) ميباشند . جايي كه - بنا بر آموزه هاي ديني - هيچ فرشته و ملك مقربي به آن نمي رسد . و چنين موجودي با چنين لياقت و استعدادي قهرا داراي كرامت ذاتي و شرافت خواهد بود .
بنابراين همه انسانها صرف نظر از دين و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار، داراي كرامت ذاتي هستند ؛
هرچند انسان باتقوا در نزد خداوند داراي فضيلت و كرامتي بيشتر است . و در حقيقت هرانساني داراي كرامت ذاتي است ؛ اما انسان باتقوا علاوه بر كرامت ذاتي داراي كرامت ارزشي كه با اكتساب به دست ميآيد نيز ميباشد :
" ان اكرمكم عندالله اتقيكم " (11)
" باارزشترين شما نزد خداوند باتقواترين شما هستند."
ولي اين كرامت ارزشي هيچ تأثيري در حقوق اجتماعي ندارد ، و در حقوق اجتماعي ، همه انسانها - صرف نظر از درجه ايمان و تقواي آنها - از اين گونه حقوق بهره مند هستند .
زیرنویسها :
10- سوره بقره ، آیه 256
11- سوره حجرات (49)، آیه 13.
منابع :
17- کتاب رساله حقوق – ص 51
18- کتاب رساله حقوق – ص 32
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 9
بمناسبت #روز_حقوق_بشر
مرحوم #استاد_منتظری
19- حقوق بشر کدام است ؟ 19
كرامت ذاتي انسان كه از قرآن و روايات استفاده ميشود ، نمي تواند بدون حقوق ذاتي براي حقيقت انسان - بدون ملاحظه عقيده او - تصور شود .
زيرا كرامت نوعي ارزش دادن و ترجيح انسان از جهت انسانيت است و اين معنا مستلزم آن است كه انسان داراي حقوق فطري ، طبيعي و اجتماعي از قبيل : حق حيات ، حق آزادي انديشه و بيان و نظاير آن باشد .
بر همين اساس نمي توان صرف داشتن عقيده خاص را - گرچه حق باشد - دليل بر امتيازدهي در اعطاي حقوق اجتماعي و شهروندي دانست .
همچنين در قرآن كريم از زبان حضرت ابراهيم (ع) ميخوانيم كه آن حضرت به خداي متعال عرض كرد :
" رب اجعل هذا بلدا آمنا و ارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و اليوم الاخر) (12)
" پروردگار من ! اين سرزمين (مكه) را سرزمين امني قرار ده ، و مردم آن را - آنان كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده اند - از ثمرات آن بهره مند فرما ."
اما خداي متعال در پاسخ تقاضاي ابراهيم (ع) فرمود:
(و من كفر فامتعه قليلا ثم اضطره الي عذاب النار و بئس المصير) (13)
" هر آن كس را كه كافر شود (در اين دنياي فاني و زودگذر از نعمت هاي خود) در زمان كوتاهي بهره مند سازم و سپس ( در روز جزا ) به عذاب آتش ميكشانم ، و چه بد سرانجامي است ."
قيد (قليلا) در آيه شريفه يا به معناي زمان كوتاه است يعني دنيا در برابر آخرت ، و يا به معناي نعمت هاي كم ميباشد يعني نعمت هاي دنيوي در برابر نعمت هاي اخروي ؛ و در هر دو حالت اشاره به دنياي فاني و زودگذر است .
در حقيقت ابراهيم (ع) از خداي متعال خواسته بود كه فقط مؤمنان را از حقوق طبيعي بهره مند سازد ، اما خداوند بهره مندي از مواهب طبيعي در اين دنيا را بر همه انسانها - صرف نظر از ايمان و اعتقاد آنان - مقرر ميفرمايد و انديشه برتري مؤمنان در بهره گيري از حقوق طبيعي در اين جهان را مردود ميشمارد .
از طرفي اگر عقيده منشاء حقوق براي انسانها باشد ، بايد برحسب شدت و ضعف عقايد حقه افراد ، حقوق آنان نيز كم و زياد و ضعيف و قوي گردد ؛ در صورتي كه به يقين چنين نيست و شدت و ضعف عقايد حقه انسانها تنها منشاء كرامت معنوي و ارزشمند بودن آنان نزد خداوند خواهد بود .
از طرف ديگر بايد گفت : همين كرامت ذاتي انسان است كه بنابر مكتب هاي مختلف حقوقي - اعم از مكتب هاي الهي و غيرالهي - زمينه پيدايش حقوق گوناگون براي افراد انسانها ميشود . منتهي الامر هر مكتبي مطابق جهان بيني خاص خود به انسان مينگرد و او را مورد تجزيه و تحليل كامل يا ناقص قرار ميدهد .
20- آزادي انديشه و بيان ، حق کیست ؟ 20
از آنجا كه عقل و تفكر جوهر اصلي انسان ميباشد ، آزادي انديشه و بيان از حقوق مسلم همه انسانهاست و همه حق دارند كه در مسائل مختلف اعتقادي ، سياسي و اجتماعي آزادانه بينديشند و حاصل تفكر و انديشه خود را بيان نمايند ؛
و ميتوان گفت آزادي انديشه و بيان از مهمترين حقوقي است كه هر انساني دارد ، و تجاوز به اين حق و سلب آن ستمي بزرگ بر انسانها ميباشد ; آيه شريفه :
" خلق الانسان _ علمه البيان " - (14)
" خداوند انسان را آفريد و بيان را به او آموخت ."
زیرنویسها :
12- سوره بقره (2) ، آیه 126.
13- همان
14- سوره الرحمن (55) ، آیه 3 و 4
منابع :
19- كتاب رساله حقوق – ص 32 تا 41
20- كتاب رساله حقوق – ص 50
محمد صالحی – 31 / 6 / 89
قسمت اول:
https://t.me/beshnofekrkon/202
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بمناسبت #روز_حقوق_بشر
مرحوم #استاد_منتظری
19- حقوق بشر کدام است ؟ 19
كرامت ذاتي انسان كه از قرآن و روايات استفاده ميشود ، نمي تواند بدون حقوق ذاتي براي حقيقت انسان - بدون ملاحظه عقيده او - تصور شود .
زيرا كرامت نوعي ارزش دادن و ترجيح انسان از جهت انسانيت است و اين معنا مستلزم آن است كه انسان داراي حقوق فطري ، طبيعي و اجتماعي از قبيل : حق حيات ، حق آزادي انديشه و بيان و نظاير آن باشد .
بر همين اساس نمي توان صرف داشتن عقيده خاص را - گرچه حق باشد - دليل بر امتيازدهي در اعطاي حقوق اجتماعي و شهروندي دانست .
همچنين در قرآن كريم از زبان حضرت ابراهيم (ع) ميخوانيم كه آن حضرت به خداي متعال عرض كرد :
" رب اجعل هذا بلدا آمنا و ارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و اليوم الاخر) (12)
" پروردگار من ! اين سرزمين (مكه) را سرزمين امني قرار ده ، و مردم آن را - آنان كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده اند - از ثمرات آن بهره مند فرما ."
اما خداي متعال در پاسخ تقاضاي ابراهيم (ع) فرمود:
(و من كفر فامتعه قليلا ثم اضطره الي عذاب النار و بئس المصير) (13)
" هر آن كس را كه كافر شود (در اين دنياي فاني و زودگذر از نعمت هاي خود) در زمان كوتاهي بهره مند سازم و سپس ( در روز جزا ) به عذاب آتش ميكشانم ، و چه بد سرانجامي است ."
قيد (قليلا) در آيه شريفه يا به معناي زمان كوتاه است يعني دنيا در برابر آخرت ، و يا به معناي نعمت هاي كم ميباشد يعني نعمت هاي دنيوي در برابر نعمت هاي اخروي ؛ و در هر دو حالت اشاره به دنياي فاني و زودگذر است .
در حقيقت ابراهيم (ع) از خداي متعال خواسته بود كه فقط مؤمنان را از حقوق طبيعي بهره مند سازد ، اما خداوند بهره مندي از مواهب طبيعي در اين دنيا را بر همه انسانها - صرف نظر از ايمان و اعتقاد آنان - مقرر ميفرمايد و انديشه برتري مؤمنان در بهره گيري از حقوق طبيعي در اين جهان را مردود ميشمارد .
از طرفي اگر عقيده منشاء حقوق براي انسانها باشد ، بايد برحسب شدت و ضعف عقايد حقه افراد ، حقوق آنان نيز كم و زياد و ضعيف و قوي گردد ؛ در صورتي كه به يقين چنين نيست و شدت و ضعف عقايد حقه انسانها تنها منشاء كرامت معنوي و ارزشمند بودن آنان نزد خداوند خواهد بود .
از طرف ديگر بايد گفت : همين كرامت ذاتي انسان است كه بنابر مكتب هاي مختلف حقوقي - اعم از مكتب هاي الهي و غيرالهي - زمينه پيدايش حقوق گوناگون براي افراد انسانها ميشود . منتهي الامر هر مكتبي مطابق جهان بيني خاص خود به انسان مينگرد و او را مورد تجزيه و تحليل كامل يا ناقص قرار ميدهد .
20- آزادي انديشه و بيان ، حق کیست ؟ 20
از آنجا كه عقل و تفكر جوهر اصلي انسان ميباشد ، آزادي انديشه و بيان از حقوق مسلم همه انسانهاست و همه حق دارند كه در مسائل مختلف اعتقادي ، سياسي و اجتماعي آزادانه بينديشند و حاصل تفكر و انديشه خود را بيان نمايند ؛
و ميتوان گفت آزادي انديشه و بيان از مهمترين حقوقي است كه هر انساني دارد ، و تجاوز به اين حق و سلب آن ستمي بزرگ بر انسانها ميباشد ; آيه شريفه :
" خلق الانسان _ علمه البيان " - (14)
" خداوند انسان را آفريد و بيان را به او آموخت ."
زیرنویسها :
12- سوره بقره (2) ، آیه 126.
13- همان
14- سوره الرحمن (55) ، آیه 3 و 4
منابع :
19- كتاب رساله حقوق – ص 32 تا 41
20- كتاب رساله حقوق – ص 50
محمد صالحی – 31 / 6 / 89
قسمت اول:
https://t.me/beshnofekrkon/202
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
اجتهاد و تقلید از نظر محسن کدیور
الف ) برداشتي اجمالي از آرا فقهي استاد كديور
1- اصطلاحات جایگزینی ایشان در مبحث اجتهاد
• پرسش بجای استفتا
• رای و نظر بجای فتوا
• رجوع به مجتهد بجای تقلید
2- در باب اجتهاد و تقلید ( رجوع به مجتهد )
• مسائل اعتقادی و امور شرعی ضروری ( مانند کلیت نماز، روزه ، حج ، زکات و امر به معروف و نهی از منکر ) ، قابل رجوع به مجتهد نیستند .
• فردی که در مسائل دینی مجتهد نیست ، می باید به مطمئن ترین فتوا از میان فتاوای مجتهدان مراجعه کند و به هر کدام از آنها اطمینان یافت یا حداقل اطمینان برخلاف نداشت عمل کند .
• مجتهد را مي توان از راه هاي ، اظهارنظر اساتيد وی درباره صلاحیت علمیاش، فضل شاگردان، شیوع مراجعه به آراء فقهی، و از همه مهمتر كتب استدلالی و آراي فقهي او شناخت .
• نیازی به یافتن مجتهد اعلم نیست ، بلکه به هر مجتهدی که به علم و تقوا و تجربهی کافی او اعتماد شود ، قابل رجوع بوده و حتی شخص می تواند از مجتهدی به مجتهد دیگر تغییر مرجع بدهد .
• تقلید کورکورانه از مجتهد ، بنیان شرعی نداشته و لذا شخص رجوع کننده ، باید به استنباط عقلایی مجتهد از کتاب و سنت ، اطمینان کند . ( تقلید محققانه = رجوع به مجتهد جهت پرسش آگاهی بخش و اقناع شونده )
• لازم نیست که در همه مسائل به یک مجتهد رجوع کرد ، بلکه می توان در مسائل و موضوعات مختلف ، به مجتهدین متعدد که اعتماد عقلایی مقلد را بر انگیزند رجوع نمود .
• رجوع به مجتهد ميت ( هر چند رجوع ابتدايي در زمان حي ، به او نداشته است ) با شرط داشتن شرايط فوق جايز است .
• مرتبه اجتهاد و مرجعيت ، اختصاص به مرد نداشته و زنان نيز مي توانند اين منزلت را كسب نمايند .
..........................................................
kadivar.com
محمد صالحی – 15/10/93
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
*یادآوری 1 : استاد دکتر کدیور در تابستان ۱۳۷۶ کتبا اجازهی اجتهاد را از استاد خود مرحوم آیت الله منتظری دریافت کردند .
( اجتهاد، تقلید و استفتاء ، ۲۸ دی ۱۳۹۱ )
یادآوری 2 : مختصری از زندگی استاد کدیور : تولد : 18 خرداد 1338 در فسا – ورود به دانشگاه ، رشته مهندسی الکترونیک : سال 1356 – ورود به حوزه علمیه قم ( در زمان تعطیلی دانشگاهها ) : 1359 – همزمان با تحصیلات حوزوی مدرک فوق لیسانس الهیات و معارف اسلامی : 1372 و مدرک دکترای فلسفه و حکمت اسلامی : 1378 ( دانشگاه تربیت مدرس ) – اجازه اجتهاد : 1376
الف ) برداشتي اجمالي از آرا فقهي استاد كديور
1- اصطلاحات جایگزینی ایشان در مبحث اجتهاد
• پرسش بجای استفتا
• رای و نظر بجای فتوا
• رجوع به مجتهد بجای تقلید
2- در باب اجتهاد و تقلید ( رجوع به مجتهد )
• مسائل اعتقادی و امور شرعی ضروری ( مانند کلیت نماز، روزه ، حج ، زکات و امر به معروف و نهی از منکر ) ، قابل رجوع به مجتهد نیستند .
• فردی که در مسائل دینی مجتهد نیست ، می باید به مطمئن ترین فتوا از میان فتاوای مجتهدان مراجعه کند و به هر کدام از آنها اطمینان یافت یا حداقل اطمینان برخلاف نداشت عمل کند .
• مجتهد را مي توان از راه هاي ، اظهارنظر اساتيد وی درباره صلاحیت علمیاش، فضل شاگردان، شیوع مراجعه به آراء فقهی، و از همه مهمتر كتب استدلالی و آراي فقهي او شناخت .
• نیازی به یافتن مجتهد اعلم نیست ، بلکه به هر مجتهدی که به علم و تقوا و تجربهی کافی او اعتماد شود ، قابل رجوع بوده و حتی شخص می تواند از مجتهدی به مجتهد دیگر تغییر مرجع بدهد .
• تقلید کورکورانه از مجتهد ، بنیان شرعی نداشته و لذا شخص رجوع کننده ، باید به استنباط عقلایی مجتهد از کتاب و سنت ، اطمینان کند . ( تقلید محققانه = رجوع به مجتهد جهت پرسش آگاهی بخش و اقناع شونده )
• لازم نیست که در همه مسائل به یک مجتهد رجوع کرد ، بلکه می توان در مسائل و موضوعات مختلف ، به مجتهدین متعدد که اعتماد عقلایی مقلد را بر انگیزند رجوع نمود .
• رجوع به مجتهد ميت ( هر چند رجوع ابتدايي در زمان حي ، به او نداشته است ) با شرط داشتن شرايط فوق جايز است .
• مرتبه اجتهاد و مرجعيت ، اختصاص به مرد نداشته و زنان نيز مي توانند اين منزلت را كسب نمايند .
..........................................................
kadivar.com
محمد صالحی – 15/10/93
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
*یادآوری 1 : استاد دکتر کدیور در تابستان ۱۳۷۶ کتبا اجازهی اجتهاد را از استاد خود مرحوم آیت الله منتظری دریافت کردند .
( اجتهاد، تقلید و استفتاء ، ۲۸ دی ۱۳۹۱ )
یادآوری 2 : مختصری از زندگی استاد کدیور : تولد : 18 خرداد 1338 در فسا – ورود به دانشگاه ، رشته مهندسی الکترونیک : سال 1356 – ورود به حوزه علمیه قم ( در زمان تعطیلی دانشگاهها ) : 1359 – همزمان با تحصیلات حوزوی مدرک فوق لیسانس الهیات و معارف اسلامی : 1372 و مدرک دکترای فلسفه و حکمت اسلامی : 1378 ( دانشگاه تربیت مدرس ) – اجازه اجتهاد : 1376
محسن کدیور | Mohsen Kadivar
| محسن کدیور | Mohsen Kadivar / وب سایت فارسی محسن کدیور
محسن کدیور (متولد خرداد ۱۳۳۸ فسا) متأله، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک (دوروم، کارولینای شمالی، آمریکا) است. نظريه هاي دولت در فقه شيعه نخستین کتاب کدیور است که در سال ۱۳۷۶منتشر شد. وی تا سال…