دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 7
15- هدف مجازات هاي اسلامي چیست ؟ 15
اصولا هدف از مجازات هاي اسلامي و حدود الهي ، اصلاح جامعه و بازداشتن مجرمين از تكرار جرم و تنبيه آنان ميباشد .
در آيه شريفه :
" و لكم في القصاص حياة يا أولي الالباب لعلكم تتقون (9)
اشاره به اين جهت شده و قصاص را موجب حيات افراد دانسته است .
16- تاثیر تحولات اجتماعي در تغییر مجازات ها چگونه است ؟ 16
تعزيرات و حدود ، داراي مصالح غيبي و غيرقابل فهم براي بشر نمي باشد . و اين معنا از قرائن و تعبيرات زيادي كه در روايات مربوط به حدود و تعزيرات وارد شده است استفاده ميشود .
از اين رو قبلا يادآوري شد كه هدف اصلي از آنها همان تنبه مجرمين و اصلاح آنها ميباشد و بعيد است كه مصالح غيبي غيرقابل فهم ديگري در آنها باشد .
و از طرفي تحولات اجتماعي در علوم مربوط به جرم شناسي و نحوه پيش گيري از آنها و روان شناسي مجرمين و نحوه اصلاح و تربيت آنان پديد آمده است ، به نحوي كه ديگر شيوه هاي گذشته در جوامع كنوني آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممكن است گفته شود :
با شيوه هاي جديد زودتر و بهتر هدف اصلي شارع از تشريع بعضي مجازات هاي رايج ، محقق ميشود .
با توجه به جهات مذكور اگر فقيه توانست از ادله مربوطه چنين استنباطي بنمايد ، يعني از آن جهت كه مصالح و مفاسد بعضي احكام مذكور ، كه به منزله موضوع آنها ميباشند ، تغيير يافته و درحقيقت موضوع حكم تغيير يافته است ، ميتواند طبق تغيير مصالح و مفاسد و موضوع بعضي احكام ذكر شده به تغيير حكم نظر دهد .
ولي بايد كاملا مستند به آيات و روايات و ضوابط اجتهاد باشد ، نه براساس تأثير از جو و شرايط موجود .
زیرنویسها :
9- سوره بقره (2)، آيه 179
منابع :
15- پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87
16- پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
15- هدف مجازات هاي اسلامي چیست ؟ 15
اصولا هدف از مجازات هاي اسلامي و حدود الهي ، اصلاح جامعه و بازداشتن مجرمين از تكرار جرم و تنبيه آنان ميباشد .
در آيه شريفه :
" و لكم في القصاص حياة يا أولي الالباب لعلكم تتقون (9)
اشاره به اين جهت شده و قصاص را موجب حيات افراد دانسته است .
16- تاثیر تحولات اجتماعي در تغییر مجازات ها چگونه است ؟ 16
تعزيرات و حدود ، داراي مصالح غيبي و غيرقابل فهم براي بشر نمي باشد . و اين معنا از قرائن و تعبيرات زيادي كه در روايات مربوط به حدود و تعزيرات وارد شده است استفاده ميشود .
از اين رو قبلا يادآوري شد كه هدف اصلي از آنها همان تنبه مجرمين و اصلاح آنها ميباشد و بعيد است كه مصالح غيبي غيرقابل فهم ديگري در آنها باشد .
و از طرفي تحولات اجتماعي در علوم مربوط به جرم شناسي و نحوه پيش گيري از آنها و روان شناسي مجرمين و نحوه اصلاح و تربيت آنان پديد آمده است ، به نحوي كه ديگر شيوه هاي گذشته در جوامع كنوني آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممكن است گفته شود :
با شيوه هاي جديد زودتر و بهتر هدف اصلي شارع از تشريع بعضي مجازات هاي رايج ، محقق ميشود .
با توجه به جهات مذكور اگر فقيه توانست از ادله مربوطه چنين استنباطي بنمايد ، يعني از آن جهت كه مصالح و مفاسد بعضي احكام مذكور ، كه به منزله موضوع آنها ميباشند ، تغيير يافته و درحقيقت موضوع حكم تغيير يافته است ، ميتواند طبق تغيير مصالح و مفاسد و موضوع بعضي احكام ذكر شده به تغيير حكم نظر دهد .
ولي بايد كاملا مستند به آيات و روايات و ضوابط اجتهاد باشد ، نه براساس تأثير از جو و شرايط موجود .
زیرنویسها :
9- سوره بقره (2)، آيه 179
منابع :
15- پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87
16- پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 8
17- ارتداد یا تغییر عقیده ، معنا چیست ؟ 17
در حقيقت تعبير به آزادي انديشه يا تغيير آن نوعي مسامحه در تعبير است ؛ زيرا پيدايش هر عقيده و استمرار آن معلول شرايط خاص ذهني است كه از اختيار انسان خارج ميباشد . آنچه اختياري انسان است - و انسان نسبت به آن آزاد است - مقدمات آن ميباشد ؛ نظير تحقيق ، مطالعه و تلاش فكري در راه رسيدن به آنچه حق است .
از اين رو تحميل هر عقيده اي به ديگري ، نه امكان دارد و نه صحيح خواهد بود ؛ و هر انساني بالفطرة در پيدانمودن هر انديشه و استمرار آن قابل تحميل و اكراه نخواهد بود .
آيه شريفه :
" لا اكراه في الدين ..." - (10)
چه در مقام خبر از واقع خارجي باشد ، يا انشاء نهي از اكراه - با توجه به شأن نزول آن - قطعا شامل امور اعتقادي دين نيز ميباشد .
بنابراين مجرد انديشه و اعتقاد ، يا تغيير آن ، و يا ابراز آن ، و يا اطلاع از انديشه و تفكري ديگر ، حق هر انساني است ؛ و با هيچ يك از عناوين كيفري نظير : ارتداد ، افساد ، توهين ، افترا و مانند آن مربوط نيست .
18- کرامت انسانها به چیست ؟ 18
بايد دانست انسان كه يك موجود متعلق به ناسوت است و در قوس نزول در عالم ناسوت كه نازلترين عوالم هستي است قرار گرفته است ، خداوند چنان لياقت و استعدادي به او عطا نموده كه در اثر حركت جوهري پس از طي مراحل نباتي و حيواني و نيل به مرحله انسانيت ميتواند با قدرت علم و عمل در قوس صعود به مرحله كون جامع و بالاترين و شريف ترين عوالم هستي يعني عالم عقول مجرده برسد ؛ كه نمونه بارز آن انسانهاي كامل همچون : پيامبراكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) ميباشند . جايي كه - بنا بر آموزه هاي ديني - هيچ فرشته و ملك مقربي به آن نمي رسد . و چنين موجودي با چنين لياقت و استعدادي قهرا داراي كرامت ذاتي و شرافت خواهد بود .
بنابراين همه انسانها صرف نظر از دين و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار، داراي كرامت ذاتي هستند ؛
هرچند انسان باتقوا در نزد خداوند داراي فضيلت و كرامتي بيشتر است . و در حقيقت هرانساني داراي كرامت ذاتي است ؛ اما انسان باتقوا علاوه بر كرامت ذاتي داراي كرامت ارزشي كه با اكتساب به دست ميآيد نيز ميباشد :
" ان اكرمكم عندالله اتقيكم " (11)
" باارزشترين شما نزد خداوند باتقواترين شما هستند."
ولي اين كرامت ارزشي هيچ تأثيري در حقوق اجتماعي ندارد ، و در حقوق اجتماعي ، همه انسانها - صرف نظر از درجه ايمان و تقواي آنها - از اين گونه حقوق بهره مند هستند .
زیرنویسها :
10- سوره بقره ، آیه 256
11- سوره حجرات (49)، آیه 13.
منابع :
17- کتاب رساله حقوق – ص 51
18- کتاب رساله حقوق – ص 32
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
17- ارتداد یا تغییر عقیده ، معنا چیست ؟ 17
در حقيقت تعبير به آزادي انديشه يا تغيير آن نوعي مسامحه در تعبير است ؛ زيرا پيدايش هر عقيده و استمرار آن معلول شرايط خاص ذهني است كه از اختيار انسان خارج ميباشد . آنچه اختياري انسان است - و انسان نسبت به آن آزاد است - مقدمات آن ميباشد ؛ نظير تحقيق ، مطالعه و تلاش فكري در راه رسيدن به آنچه حق است .
از اين رو تحميل هر عقيده اي به ديگري ، نه امكان دارد و نه صحيح خواهد بود ؛ و هر انساني بالفطرة در پيدانمودن هر انديشه و استمرار آن قابل تحميل و اكراه نخواهد بود .
آيه شريفه :
" لا اكراه في الدين ..." - (10)
چه در مقام خبر از واقع خارجي باشد ، يا انشاء نهي از اكراه - با توجه به شأن نزول آن - قطعا شامل امور اعتقادي دين نيز ميباشد .
بنابراين مجرد انديشه و اعتقاد ، يا تغيير آن ، و يا ابراز آن ، و يا اطلاع از انديشه و تفكري ديگر ، حق هر انساني است ؛ و با هيچ يك از عناوين كيفري نظير : ارتداد ، افساد ، توهين ، افترا و مانند آن مربوط نيست .
18- کرامت انسانها به چیست ؟ 18
بايد دانست انسان كه يك موجود متعلق به ناسوت است و در قوس نزول در عالم ناسوت كه نازلترين عوالم هستي است قرار گرفته است ، خداوند چنان لياقت و استعدادي به او عطا نموده كه در اثر حركت جوهري پس از طي مراحل نباتي و حيواني و نيل به مرحله انسانيت ميتواند با قدرت علم و عمل در قوس صعود به مرحله كون جامع و بالاترين و شريف ترين عوالم هستي يعني عالم عقول مجرده برسد ؛ كه نمونه بارز آن انسانهاي كامل همچون : پيامبراكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) ميباشند . جايي كه - بنا بر آموزه هاي ديني - هيچ فرشته و ملك مقربي به آن نمي رسد . و چنين موجودي با چنين لياقت و استعدادي قهرا داراي كرامت ذاتي و شرافت خواهد بود .
بنابراين همه انسانها صرف نظر از دين و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار، داراي كرامت ذاتي هستند ؛
هرچند انسان باتقوا در نزد خداوند داراي فضيلت و كرامتي بيشتر است . و در حقيقت هرانساني داراي كرامت ذاتي است ؛ اما انسان باتقوا علاوه بر كرامت ذاتي داراي كرامت ارزشي كه با اكتساب به دست ميآيد نيز ميباشد :
" ان اكرمكم عندالله اتقيكم " (11)
" باارزشترين شما نزد خداوند باتقواترين شما هستند."
ولي اين كرامت ارزشي هيچ تأثيري در حقوق اجتماعي ندارد ، و در حقوق اجتماعي ، همه انسانها - صرف نظر از درجه ايمان و تقواي آنها - از اين گونه حقوق بهره مند هستند .
زیرنویسها :
10- سوره بقره ، آیه 256
11- سوره حجرات (49)، آیه 13.
منابع :
17- کتاب رساله حقوق – ص 51
18- کتاب رساله حقوق – ص 32
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 9
بمناسبت #روز_حقوق_بشر
مرحوم #استاد_منتظری
19- حقوق بشر کدام است ؟ 19
كرامت ذاتي انسان كه از قرآن و روايات استفاده ميشود ، نمي تواند بدون حقوق ذاتي براي حقيقت انسان - بدون ملاحظه عقيده او - تصور شود .
زيرا كرامت نوعي ارزش دادن و ترجيح انسان از جهت انسانيت است و اين معنا مستلزم آن است كه انسان داراي حقوق فطري ، طبيعي و اجتماعي از قبيل : حق حيات ، حق آزادي انديشه و بيان و نظاير آن باشد .
بر همين اساس نمي توان صرف داشتن عقيده خاص را - گرچه حق باشد - دليل بر امتيازدهي در اعطاي حقوق اجتماعي و شهروندي دانست .
همچنين در قرآن كريم از زبان حضرت ابراهيم (ع) ميخوانيم كه آن حضرت به خداي متعال عرض كرد :
" رب اجعل هذا بلدا آمنا و ارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و اليوم الاخر) (12)
" پروردگار من ! اين سرزمين (مكه) را سرزمين امني قرار ده ، و مردم آن را - آنان كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده اند - از ثمرات آن بهره مند فرما ."
اما خداي متعال در پاسخ تقاضاي ابراهيم (ع) فرمود:
(و من كفر فامتعه قليلا ثم اضطره الي عذاب النار و بئس المصير) (13)
" هر آن كس را كه كافر شود (در اين دنياي فاني و زودگذر از نعمت هاي خود) در زمان كوتاهي بهره مند سازم و سپس ( در روز جزا ) به عذاب آتش ميكشانم ، و چه بد سرانجامي است ."
قيد (قليلا) در آيه شريفه يا به معناي زمان كوتاه است يعني دنيا در برابر آخرت ، و يا به معناي نعمت هاي كم ميباشد يعني نعمت هاي دنيوي در برابر نعمت هاي اخروي ؛ و در هر دو حالت اشاره به دنياي فاني و زودگذر است .
در حقيقت ابراهيم (ع) از خداي متعال خواسته بود كه فقط مؤمنان را از حقوق طبيعي بهره مند سازد ، اما خداوند بهره مندي از مواهب طبيعي در اين دنيا را بر همه انسانها - صرف نظر از ايمان و اعتقاد آنان - مقرر ميفرمايد و انديشه برتري مؤمنان در بهره گيري از حقوق طبيعي در اين جهان را مردود ميشمارد .
از طرفي اگر عقيده منشاء حقوق براي انسانها باشد ، بايد برحسب شدت و ضعف عقايد حقه افراد ، حقوق آنان نيز كم و زياد و ضعيف و قوي گردد ؛ در صورتي كه به يقين چنين نيست و شدت و ضعف عقايد حقه انسانها تنها منشاء كرامت معنوي و ارزشمند بودن آنان نزد خداوند خواهد بود .
از طرف ديگر بايد گفت : همين كرامت ذاتي انسان است كه بنابر مكتب هاي مختلف حقوقي - اعم از مكتب هاي الهي و غيرالهي - زمينه پيدايش حقوق گوناگون براي افراد انسانها ميشود . منتهي الامر هر مكتبي مطابق جهان بيني خاص خود به انسان مينگرد و او را مورد تجزيه و تحليل كامل يا ناقص قرار ميدهد .
20- آزادي انديشه و بيان ، حق کیست ؟ 20
از آنجا كه عقل و تفكر جوهر اصلي انسان ميباشد ، آزادي انديشه و بيان از حقوق مسلم همه انسانهاست و همه حق دارند كه در مسائل مختلف اعتقادي ، سياسي و اجتماعي آزادانه بينديشند و حاصل تفكر و انديشه خود را بيان نمايند ؛
و ميتوان گفت آزادي انديشه و بيان از مهمترين حقوقي است كه هر انساني دارد ، و تجاوز به اين حق و سلب آن ستمي بزرگ بر انسانها ميباشد ; آيه شريفه :
" خلق الانسان _ علمه البيان " - (14)
" خداوند انسان را آفريد و بيان را به او آموخت ."
زیرنویسها :
12- سوره بقره (2) ، آیه 126.
13- همان
14- سوره الرحمن (55) ، آیه 3 و 4
منابع :
19- كتاب رساله حقوق – ص 32 تا 41
20- كتاب رساله حقوق – ص 50
محمد صالحی – 31 / 6 / 89
قسمت اول:
https://t.me/beshnofekrkon/202
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بمناسبت #روز_حقوق_بشر
مرحوم #استاد_منتظری
19- حقوق بشر کدام است ؟ 19
كرامت ذاتي انسان كه از قرآن و روايات استفاده ميشود ، نمي تواند بدون حقوق ذاتي براي حقيقت انسان - بدون ملاحظه عقيده او - تصور شود .
زيرا كرامت نوعي ارزش دادن و ترجيح انسان از جهت انسانيت است و اين معنا مستلزم آن است كه انسان داراي حقوق فطري ، طبيعي و اجتماعي از قبيل : حق حيات ، حق آزادي انديشه و بيان و نظاير آن باشد .
بر همين اساس نمي توان صرف داشتن عقيده خاص را - گرچه حق باشد - دليل بر امتيازدهي در اعطاي حقوق اجتماعي و شهروندي دانست .
همچنين در قرآن كريم از زبان حضرت ابراهيم (ع) ميخوانيم كه آن حضرت به خداي متعال عرض كرد :
" رب اجعل هذا بلدا آمنا و ارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و اليوم الاخر) (12)
" پروردگار من ! اين سرزمين (مكه) را سرزمين امني قرار ده ، و مردم آن را - آنان كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده اند - از ثمرات آن بهره مند فرما ."
اما خداي متعال در پاسخ تقاضاي ابراهيم (ع) فرمود:
(و من كفر فامتعه قليلا ثم اضطره الي عذاب النار و بئس المصير) (13)
" هر آن كس را كه كافر شود (در اين دنياي فاني و زودگذر از نعمت هاي خود) در زمان كوتاهي بهره مند سازم و سپس ( در روز جزا ) به عذاب آتش ميكشانم ، و چه بد سرانجامي است ."
قيد (قليلا) در آيه شريفه يا به معناي زمان كوتاه است يعني دنيا در برابر آخرت ، و يا به معناي نعمت هاي كم ميباشد يعني نعمت هاي دنيوي در برابر نعمت هاي اخروي ؛ و در هر دو حالت اشاره به دنياي فاني و زودگذر است .
در حقيقت ابراهيم (ع) از خداي متعال خواسته بود كه فقط مؤمنان را از حقوق طبيعي بهره مند سازد ، اما خداوند بهره مندي از مواهب طبيعي در اين دنيا را بر همه انسانها - صرف نظر از ايمان و اعتقاد آنان - مقرر ميفرمايد و انديشه برتري مؤمنان در بهره گيري از حقوق طبيعي در اين جهان را مردود ميشمارد .
از طرفي اگر عقيده منشاء حقوق براي انسانها باشد ، بايد برحسب شدت و ضعف عقايد حقه افراد ، حقوق آنان نيز كم و زياد و ضعيف و قوي گردد ؛ در صورتي كه به يقين چنين نيست و شدت و ضعف عقايد حقه انسانها تنها منشاء كرامت معنوي و ارزشمند بودن آنان نزد خداوند خواهد بود .
از طرف ديگر بايد گفت : همين كرامت ذاتي انسان است كه بنابر مكتب هاي مختلف حقوقي - اعم از مكتب هاي الهي و غيرالهي - زمينه پيدايش حقوق گوناگون براي افراد انسانها ميشود . منتهي الامر هر مكتبي مطابق جهان بيني خاص خود به انسان مينگرد و او را مورد تجزيه و تحليل كامل يا ناقص قرار ميدهد .
20- آزادي انديشه و بيان ، حق کیست ؟ 20
از آنجا كه عقل و تفكر جوهر اصلي انسان ميباشد ، آزادي انديشه و بيان از حقوق مسلم همه انسانهاست و همه حق دارند كه در مسائل مختلف اعتقادي ، سياسي و اجتماعي آزادانه بينديشند و حاصل تفكر و انديشه خود را بيان نمايند ؛
و ميتوان گفت آزادي انديشه و بيان از مهمترين حقوقي است كه هر انساني دارد ، و تجاوز به اين حق و سلب آن ستمي بزرگ بر انسانها ميباشد ; آيه شريفه :
" خلق الانسان _ علمه البيان " - (14)
" خداوند انسان را آفريد و بيان را به او آموخت ."
زیرنویسها :
12- سوره بقره (2) ، آیه 126.
13- همان
14- سوره الرحمن (55) ، آیه 3 و 4
منابع :
19- كتاب رساله حقوق – ص 32 تا 41
20- كتاب رساله حقوق – ص 50
محمد صالحی – 31 / 6 / 89
قسمت اول:
https://t.me/beshnofekrkon/202
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
اجتهاد و تقلید از نظر محسن کدیور
الف ) برداشتي اجمالي از آرا فقهي استاد كديور
1- اصطلاحات جایگزینی ایشان در مبحث اجتهاد
• پرسش بجای استفتا
• رای و نظر بجای فتوا
• رجوع به مجتهد بجای تقلید
2- در باب اجتهاد و تقلید ( رجوع به مجتهد )
• مسائل اعتقادی و امور شرعی ضروری ( مانند کلیت نماز، روزه ، حج ، زکات و امر به معروف و نهی از منکر ) ، قابل رجوع به مجتهد نیستند .
• فردی که در مسائل دینی مجتهد نیست ، می باید به مطمئن ترین فتوا از میان فتاوای مجتهدان مراجعه کند و به هر کدام از آنها اطمینان یافت یا حداقل اطمینان برخلاف نداشت عمل کند .
• مجتهد را مي توان از راه هاي ، اظهارنظر اساتيد وی درباره صلاحیت علمیاش، فضل شاگردان، شیوع مراجعه به آراء فقهی، و از همه مهمتر كتب استدلالی و آراي فقهي او شناخت .
• نیازی به یافتن مجتهد اعلم نیست ، بلکه به هر مجتهدی که به علم و تقوا و تجربهی کافی او اعتماد شود ، قابل رجوع بوده و حتی شخص می تواند از مجتهدی به مجتهد دیگر تغییر مرجع بدهد .
• تقلید کورکورانه از مجتهد ، بنیان شرعی نداشته و لذا شخص رجوع کننده ، باید به استنباط عقلایی مجتهد از کتاب و سنت ، اطمینان کند . ( تقلید محققانه = رجوع به مجتهد جهت پرسش آگاهی بخش و اقناع شونده )
• لازم نیست که در همه مسائل به یک مجتهد رجوع کرد ، بلکه می توان در مسائل و موضوعات مختلف ، به مجتهدین متعدد که اعتماد عقلایی مقلد را بر انگیزند رجوع نمود .
• رجوع به مجتهد ميت ( هر چند رجوع ابتدايي در زمان حي ، به او نداشته است ) با شرط داشتن شرايط فوق جايز است .
• مرتبه اجتهاد و مرجعيت ، اختصاص به مرد نداشته و زنان نيز مي توانند اين منزلت را كسب نمايند .
..........................................................
kadivar.com
محمد صالحی – 15/10/93
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
*یادآوری 1 : استاد دکتر کدیور در تابستان ۱۳۷۶ کتبا اجازهی اجتهاد را از استاد خود مرحوم آیت الله منتظری دریافت کردند .
( اجتهاد، تقلید و استفتاء ، ۲۸ دی ۱۳۹۱ )
یادآوری 2 : مختصری از زندگی استاد کدیور : تولد : 18 خرداد 1338 در فسا – ورود به دانشگاه ، رشته مهندسی الکترونیک : سال 1356 – ورود به حوزه علمیه قم ( در زمان تعطیلی دانشگاهها ) : 1359 – همزمان با تحصیلات حوزوی مدرک فوق لیسانس الهیات و معارف اسلامی : 1372 و مدرک دکترای فلسفه و حکمت اسلامی : 1378 ( دانشگاه تربیت مدرس ) – اجازه اجتهاد : 1376
الف ) برداشتي اجمالي از آرا فقهي استاد كديور
1- اصطلاحات جایگزینی ایشان در مبحث اجتهاد
• پرسش بجای استفتا
• رای و نظر بجای فتوا
• رجوع به مجتهد بجای تقلید
2- در باب اجتهاد و تقلید ( رجوع به مجتهد )
• مسائل اعتقادی و امور شرعی ضروری ( مانند کلیت نماز، روزه ، حج ، زکات و امر به معروف و نهی از منکر ) ، قابل رجوع به مجتهد نیستند .
• فردی که در مسائل دینی مجتهد نیست ، می باید به مطمئن ترین فتوا از میان فتاوای مجتهدان مراجعه کند و به هر کدام از آنها اطمینان یافت یا حداقل اطمینان برخلاف نداشت عمل کند .
• مجتهد را مي توان از راه هاي ، اظهارنظر اساتيد وی درباره صلاحیت علمیاش، فضل شاگردان، شیوع مراجعه به آراء فقهی، و از همه مهمتر كتب استدلالی و آراي فقهي او شناخت .
• نیازی به یافتن مجتهد اعلم نیست ، بلکه به هر مجتهدی که به علم و تقوا و تجربهی کافی او اعتماد شود ، قابل رجوع بوده و حتی شخص می تواند از مجتهدی به مجتهد دیگر تغییر مرجع بدهد .
• تقلید کورکورانه از مجتهد ، بنیان شرعی نداشته و لذا شخص رجوع کننده ، باید به استنباط عقلایی مجتهد از کتاب و سنت ، اطمینان کند . ( تقلید محققانه = رجوع به مجتهد جهت پرسش آگاهی بخش و اقناع شونده )
• لازم نیست که در همه مسائل به یک مجتهد رجوع کرد ، بلکه می توان در مسائل و موضوعات مختلف ، به مجتهدین متعدد که اعتماد عقلایی مقلد را بر انگیزند رجوع نمود .
• رجوع به مجتهد ميت ( هر چند رجوع ابتدايي در زمان حي ، به او نداشته است ) با شرط داشتن شرايط فوق جايز است .
• مرتبه اجتهاد و مرجعيت ، اختصاص به مرد نداشته و زنان نيز مي توانند اين منزلت را كسب نمايند .
..........................................................
kadivar.com
محمد صالحی – 15/10/93
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
*یادآوری 1 : استاد دکتر کدیور در تابستان ۱۳۷۶ کتبا اجازهی اجتهاد را از استاد خود مرحوم آیت الله منتظری دریافت کردند .
( اجتهاد، تقلید و استفتاء ، ۲۸ دی ۱۳۹۱ )
یادآوری 2 : مختصری از زندگی استاد کدیور : تولد : 18 خرداد 1338 در فسا – ورود به دانشگاه ، رشته مهندسی الکترونیک : سال 1356 – ورود به حوزه علمیه قم ( در زمان تعطیلی دانشگاهها ) : 1359 – همزمان با تحصیلات حوزوی مدرک فوق لیسانس الهیات و معارف اسلامی : 1372 و مدرک دکترای فلسفه و حکمت اسلامی : 1378 ( دانشگاه تربیت مدرس ) – اجازه اجتهاد : 1376
محسن کدیور | Mohsen Kadivar
| محسن کدیور | Mohsen Kadivar / وب سایت فارسی محسن کدیور
محسن کدیور (متولد خرداد ۱۳۳۸ فسا) متأله، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک (دوروم، کارولینای شمالی، آمریکا) است. نظريه هاي دولت در فقه شيعه نخستین کتاب کدیور است که در سال ۱۳۷۶منتشر شد. وی تا سال…
در روایات معتبره این سخن و مفهوم تکرار شده است که :
" افضل العبادة التفکر "
یعنی برترین عبادات، اندیشیدن است؛
و یا :
" تفکر ساعة خیر من عبادة سبعین سنة "
یعنی یک ساعت اندیشیدن برتر است از یک عمر هفتاد ساله عبادت کردن بدون تفکر.
اگر موجودیت تفکر به گونه ای است که یک ساعت آن ، با یک عمر عبادات دیگر برابری می کند،
می توان گفت که نماد اصلی عبادت، تفکر است.
نتیجه ای که از این معادله به دست می آید چیزی جز این نخواهد بود که :
"ماخلقت الجن و الإنس إلا لیتفکرون:
من جن و آدمی را نیافریدم مگر برای آن که تفکر کنند".
امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل می کند که فرمود:
هرگاه فردی را پر نماز و روزه یافتید ،:به او مباهات نکنید تا اینکه بنگرید عقلش چگونه است.
عمل صالح تنها اصل عملی دین یگانه ی خدای یکتا است.
شریعت محمدی (ص) به عنوان آخرین نسخه ی دین خدای رحمان، عمده ترین توصیه های خود را در مورد راهکارهای کلی اخلاقی که انسانیت انسان در گرو آن است اجمالا این گونه گزارش می دهد:
1- تفکر و پیروی از علم و عدم پیروی از غیر علم ، چرا که منجر به افتادن در دام جهل و نادانی می شود.
2- صداقت.
3- انصاف و اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط که ثمره ی جهل است ، لایری الجاهل الا مفرطا او مفرطا.
4- رحمت و محبت و لطف و احسان.
5- مدارا.
6- امانت داری.
7- وفای به عهد و پیمان.
8- تواضع و فروتنی.
9- حیاء و عفت.
10- قناعت.
11- عزت.
12- صبر و استقامت.
13- شجاعت.
14- سخاوت.
15- نظم و ترتیب و تقدیر و تدبیر.
مرحوم استاد احمد قابل
@@@@@@
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آدرس بلاگ اینترنتی
http://mahsan.rasekhoonblog.com
" افضل العبادة التفکر "
یعنی برترین عبادات، اندیشیدن است؛
و یا :
" تفکر ساعة خیر من عبادة سبعین سنة "
یعنی یک ساعت اندیشیدن برتر است از یک عمر هفتاد ساله عبادت کردن بدون تفکر.
اگر موجودیت تفکر به گونه ای است که یک ساعت آن ، با یک عمر عبادات دیگر برابری می کند،
می توان گفت که نماد اصلی عبادت، تفکر است.
نتیجه ای که از این معادله به دست می آید چیزی جز این نخواهد بود که :
"ماخلقت الجن و الإنس إلا لیتفکرون:
من جن و آدمی را نیافریدم مگر برای آن که تفکر کنند".
امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل می کند که فرمود:
هرگاه فردی را پر نماز و روزه یافتید ،:به او مباهات نکنید تا اینکه بنگرید عقلش چگونه است.
عمل صالح تنها اصل عملی دین یگانه ی خدای یکتا است.
شریعت محمدی (ص) به عنوان آخرین نسخه ی دین خدای رحمان، عمده ترین توصیه های خود را در مورد راهکارهای کلی اخلاقی که انسانیت انسان در گرو آن است اجمالا این گونه گزارش می دهد:
1- تفکر و پیروی از علم و عدم پیروی از غیر علم ، چرا که منجر به افتادن در دام جهل و نادانی می شود.
2- صداقت.
3- انصاف و اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط که ثمره ی جهل است ، لایری الجاهل الا مفرطا او مفرطا.
4- رحمت و محبت و لطف و احسان.
5- مدارا.
6- امانت داری.
7- وفای به عهد و پیمان.
8- تواضع و فروتنی.
9- حیاء و عفت.
10- قناعت.
11- عزت.
12- صبر و استقامت.
13- شجاعت.
14- سخاوت.
15- نظم و ترتیب و تقدیر و تدبیر.
مرحوم استاد احمد قابل
@@@@@@
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آدرس بلاگ اینترنتی
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آنچه من از جهنم مي فهمم – 1
1- آيا جهنم چيست ؟
خداوند میفرمايد :
" من یعمل مثقال ذره خیرا یره و من يعمل مثقال ذره شرا يره 1 "
هر انساني كوچكترين كار خير و يا شري انجام دهد ، ( همان را ) خواهد ديد .
با مثالي ساده مي توان توضيح داد :
جسم ما مانند کاربنی است که روی روح ما گذاشته شده است . و رفتار و اعمال ما ( به سبب ستاريت خداوند ) همچون مداد نامرئيي است كه روی آن می نویسیم و نقش می کشیم .
و وقتی مشخص میشود كه چه از آب در آمده ، که این كاربن جسم از آن روح جدا شود و از روي آن برداشته شود .
و مفهوم ديدن اعمال ، در آيات فوق ، همین دیدن خود در آیینه بعد از مرگ است . كه روح ، شكلي مطابق و در عينيت اعمال ما ، بخود گرفته است . اعمال خوب ما ، تصويري زيبا در روح ما نقش ميكنند و اعمال بد ما ، تعيني زشت در روح ميگيرند .
بنابراين ، وقتی روح ، از جسم عریان میشود و شخص ، خود را میبیند ، زشتي آن نقش ، امكان ورود و پيوستن او را به زيبارويان و خداصفتان ، از او مي گيرد و اين چيزي نيست جز همان درد فراقي كه چون شكنجه و عذابي جهنم گونه ، او را در خود خورد ميكند و فرو مي ريزد .
2- كاركرد جهنم چيست ؟
آنچه از آيات قرآن مي دانيم ، انسان در مسيري تا حد خداگونگي و لقاي ربوبي در جنت اوست 2 و بنابراين نقش ناموزوني كه در روح او شكل گرفته و چون زنگار و پوسته اي ، آن را در خود فرو برده است ، بايد پاك شده و زدوده شود و آنگاه چون برگه اي پاك و صاف ، نقش نوي گيرد و با او ، به اوج خدايي پرواز كند .
و اين نكته ظريف ، در آيات متعددي بيان شده كه از جمله آنها آيات زير است :
• لا تبقی و لاتذر لواحه للبشر 3
هیچ از پوسته ، که روح را پوشانده نخواهد ماند.
• ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا 4
سپس متقین را نجات داده و ظالمین را در آن ( جهنم ) بصورت نیم خیز رها می کنیم ( که با زمین گذاردن بارهای سنگین گناه خود ، سبک بار شده ، قامت راست کنند و پای در راه جهت ادامه مسیر کمال الی الحق بگذارند ).
پس جهنم ، نه انتهاي راه ، كه ایستگاهی است كه شخصی جهنمی ، در حالیکه نیم خیز و آماده خروج است ، تحت آتش دوزخ اعمال خود قرار میگیرد تا زنگارهایی که چون پوسته ای روحش را گرفته زدوده شوند .
و آنگاه ، برخاسته به راه ابدیت الیه راجعون برود .
ادامه دارد :
https://t.me/beshnofekrkon/227
محمد صالحي
1- آيا جهنم چيست ؟
خداوند میفرمايد :
" من یعمل مثقال ذره خیرا یره و من يعمل مثقال ذره شرا يره 1 "
هر انساني كوچكترين كار خير و يا شري انجام دهد ، ( همان را ) خواهد ديد .
با مثالي ساده مي توان توضيح داد :
جسم ما مانند کاربنی است که روی روح ما گذاشته شده است . و رفتار و اعمال ما ( به سبب ستاريت خداوند ) همچون مداد نامرئيي است كه روی آن می نویسیم و نقش می کشیم .
و وقتی مشخص میشود كه چه از آب در آمده ، که این كاربن جسم از آن روح جدا شود و از روي آن برداشته شود .
و مفهوم ديدن اعمال ، در آيات فوق ، همین دیدن خود در آیینه بعد از مرگ است . كه روح ، شكلي مطابق و در عينيت اعمال ما ، بخود گرفته است . اعمال خوب ما ، تصويري زيبا در روح ما نقش ميكنند و اعمال بد ما ، تعيني زشت در روح ميگيرند .
بنابراين ، وقتی روح ، از جسم عریان میشود و شخص ، خود را میبیند ، زشتي آن نقش ، امكان ورود و پيوستن او را به زيبارويان و خداصفتان ، از او مي گيرد و اين چيزي نيست جز همان درد فراقي كه چون شكنجه و عذابي جهنم گونه ، او را در خود خورد ميكند و فرو مي ريزد .
2- كاركرد جهنم چيست ؟
آنچه از آيات قرآن مي دانيم ، انسان در مسيري تا حد خداگونگي و لقاي ربوبي در جنت اوست 2 و بنابراين نقش ناموزوني كه در روح او شكل گرفته و چون زنگار و پوسته اي ، آن را در خود فرو برده است ، بايد پاك شده و زدوده شود و آنگاه چون برگه اي پاك و صاف ، نقش نوي گيرد و با او ، به اوج خدايي پرواز كند .
و اين نكته ظريف ، در آيات متعددي بيان شده كه از جمله آنها آيات زير است :
• لا تبقی و لاتذر لواحه للبشر 3
هیچ از پوسته ، که روح را پوشانده نخواهد ماند.
• ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا 4
سپس متقین را نجات داده و ظالمین را در آن ( جهنم ) بصورت نیم خیز رها می کنیم ( که با زمین گذاردن بارهای سنگین گناه خود ، سبک بار شده ، قامت راست کنند و پای در راه جهت ادامه مسیر کمال الی الحق بگذارند ).
پس جهنم ، نه انتهاي راه ، كه ایستگاهی است كه شخصی جهنمی ، در حالیکه نیم خیز و آماده خروج است ، تحت آتش دوزخ اعمال خود قرار میگیرد تا زنگارهایی که چون پوسته ای روحش را گرفته زدوده شوند .
و آنگاه ، برخاسته به راه ابدیت الیه راجعون برود .
ادامه دارد :
https://t.me/beshnofekrkon/227
محمد صالحي
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
آنچه من از جهنم مي فهمم – 2
3- آيا جهنم ابدي است ؟
از آيات بند 2 ، به اجمال متوجه شديم كه ، جهنم اعمال ما ، فقط يك ايستگاه موقت بين راهي است و هرگز نميتواند ابدي باشد .
در ادامه ، تفصيل گونه ، آيات ديگري جهت تاييد اين مهم مي آورم :
• ايستگاه نهايي :…
3- آيا جهنم ابدي است ؟
از آيات بند 2 ، به اجمال متوجه شديم كه ، جهنم اعمال ما ، فقط يك ايستگاه موقت بين راهي است و هرگز نميتواند ابدي باشد .
در ادامه ، تفصيل گونه ، آيات ديگري جهت تاييد اين مهم مي آورم :
• ايستگاه نهايي :…
👍2
آنچه من از جهنم مي فهمم – 2
3- آيا جهنم ابدي است ؟
از آيات بند 2 ، به اجمال متوجه شديم كه ، جهنم اعمال ما ، فقط يك ايستگاه موقت بين راهي است و هرگز نميتواند ابدي باشد .
در ادامه ، تفصيل گونه ، آيات ديگري جهت تاييد اين مهم مي آورم :
• ايستگاه نهايي : حضور در بارگاه ربوبي
افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لاترجعون – 5
آيا گمان کرديد شما را بيهوده آفريدهايم ، و بسوى ما باز نمىگرديد؟
آيا هدف خداوند از خلقت بشر ، پاداش دادن به اعمال او و تبعا عذاب او بدليل اعمال بد او بوده است ؟
در حاليكه ،در اين آيه و صدها آيه ديگر ، هدف خلقت را رجوع به زيبامكان اولي او ،كه جايي جز جنت لقاي او نيست ، ميداند .
الى ربك يومئذ المستقر – 6
آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است؛
• هدف : عبوديت و يگانگي با هستي خداوندي
ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون – 7
من هيچ موجودي را نيافريدم جز براي عبوديت و يگانگي با معبود .
خداوند آنقدر شوق کمال در وجود بشر قرار داده که راهی جز عبوديت كه همان رسیدن به كمال و جلوس در بارگاه اوست باقي نمی ماند .
• كاركرد خداوند : تربيت رباني بشر
رب العالمین 8
تربيت كننده همه عوالم وجود .
وقتی خداوند خود را " رب العالمین " معرفی می کند ، پس او در همه حال و در هرجا ، در حال تربیت مخلو قات خود بوده ، چه دنیای زمینی باشد و چه عالم برزخ و آخرت ، و البته که مقصد تربیت هم ، جز رشد بسوی کمال نیست .
پس عذاب جهنم هدفی جز جبران خساراتی که انسان به خود وارد کرده نداشته و در سرانجام آن چیزی جز جنت خدا و لقا ی حق نیست .
• آنچه ميماند : وجه الهي است
کل شیئ هالک الا وجهه 9
هر چيزي از بين مي رود مگر آنكه وجهي از وجوه خداوندي باشد .
وقتی كه هر چه قرار است مشمول ابدیت ، که صفت ذات اقدس احدیت است شود ، باید وجهی از خداوند باشد ! حال آیا جهنم ، وجهی از ذات احدیت است که تا ابدیت خدایی بماند ؟!
• رحمت خدا بر غضبش رجحان دارد
يا من سبقت رحمته غضبه " 10
اي كسي كه رحمتش بر غضبش سبقت و رجحان دارد .
وقتي که غضب خداوند ، نيز صبقه و رنگ رحمت دارد ، آیا جز شوق بخشش و رحمت از خدا می توان انتظار داشت ؟ حال چگونه می شود که نتیجه این رحمت ، خیر و صلح و کمال و حضور نباشد ؟
• حد عذاب ، متناسب با مقدار اعمال است
فذوقوا العذاب بما کنتم تکسبون 11
پس بچشيد عذابي را كه متناسب و عينيت اعمال شماست .
وقتی خداوند ، عذاب هر کس را متناسب اعمال او و نتیجه غایی افعال او می داند ، و از طرف دیگر عقوبت آنرا به ازای هر یک گناه ، فقط یک عذاب مرتبط دانسته و همچنین خود را از ظلم به او مبرا می داند 12 ، دیگر ابدی بودن عذاب و جهنم چه معنا می تواند داشته باشد ! وقتی که نه دنیای زمینی ابدی بوده و نه او تا ابدیت در حیات زمینی بوده و گناه کرده است ؟!
نتیجه آينكه خداوند رحمت محض بوده و فیض مطلق ، که با هیچ موجودی سر عناد و انتقام نداشته و هر چه فرمان داده ، جز سوق او بسوی کمال معنوی نبوده است .
در این دنیا هرگاه او را به راه خطا دیده ، با ارسال رسل و الهامات و حتی ایجاد گرفتاریها 13 ، او را به راه فرا خوانده ، باشد که راه گم نکند و خسران و جبرانش سخت گردد و تاخیر در وصل و لقا .
و در آن دنیا نیز ، عذابش فقط تنبیه اوست متناسب با خطا ها و انحرافاتش ، تا برسد آنگاه که زنگارها از روحش زدوده شود " لا تبقی و لاتذر لواحه للبشر " و در جاده کمال قرار گرفته " ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا " و راه بسوی حیات ابدی در جوار قرب الهی 14 ادامه دهد 15 .
همانگونه که بهشت را مراتبی است تا به تناسب اعمال نیکمان ، در هر غرفه که شان ماست قرار گرفته 16 ، راه کمال را از آنجا ادامه داده تا به کی شان حضور در بارگاه ربوبی بدست آوریم و شادان از آن همه یگانگی و وصال .
ادامه دارد :
https://t.me/beshnofekrkon/229
محمد صالحي
3- آيا جهنم ابدي است ؟
از آيات بند 2 ، به اجمال متوجه شديم كه ، جهنم اعمال ما ، فقط يك ايستگاه موقت بين راهي است و هرگز نميتواند ابدي باشد .
در ادامه ، تفصيل گونه ، آيات ديگري جهت تاييد اين مهم مي آورم :
• ايستگاه نهايي : حضور در بارگاه ربوبي
افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لاترجعون – 5
آيا گمان کرديد شما را بيهوده آفريدهايم ، و بسوى ما باز نمىگرديد؟
آيا هدف خداوند از خلقت بشر ، پاداش دادن به اعمال او و تبعا عذاب او بدليل اعمال بد او بوده است ؟
در حاليكه ،در اين آيه و صدها آيه ديگر ، هدف خلقت را رجوع به زيبامكان اولي او ،كه جايي جز جنت لقاي او نيست ، ميداند .
الى ربك يومئذ المستقر – 6
آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است؛
• هدف : عبوديت و يگانگي با هستي خداوندي
ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون – 7
من هيچ موجودي را نيافريدم جز براي عبوديت و يگانگي با معبود .
خداوند آنقدر شوق کمال در وجود بشر قرار داده که راهی جز عبوديت كه همان رسیدن به كمال و جلوس در بارگاه اوست باقي نمی ماند .
• كاركرد خداوند : تربيت رباني بشر
رب العالمین 8
تربيت كننده همه عوالم وجود .
وقتی خداوند خود را " رب العالمین " معرفی می کند ، پس او در همه حال و در هرجا ، در حال تربیت مخلو قات خود بوده ، چه دنیای زمینی باشد و چه عالم برزخ و آخرت ، و البته که مقصد تربیت هم ، جز رشد بسوی کمال نیست .
پس عذاب جهنم هدفی جز جبران خساراتی که انسان به خود وارد کرده نداشته و در سرانجام آن چیزی جز جنت خدا و لقا ی حق نیست .
• آنچه ميماند : وجه الهي است
کل شیئ هالک الا وجهه 9
هر چيزي از بين مي رود مگر آنكه وجهي از وجوه خداوندي باشد .
وقتی كه هر چه قرار است مشمول ابدیت ، که صفت ذات اقدس احدیت است شود ، باید وجهی از خداوند باشد ! حال آیا جهنم ، وجهی از ذات احدیت است که تا ابدیت خدایی بماند ؟!
• رحمت خدا بر غضبش رجحان دارد
يا من سبقت رحمته غضبه " 10
اي كسي كه رحمتش بر غضبش سبقت و رجحان دارد .
وقتي که غضب خداوند ، نيز صبقه و رنگ رحمت دارد ، آیا جز شوق بخشش و رحمت از خدا می توان انتظار داشت ؟ حال چگونه می شود که نتیجه این رحمت ، خیر و صلح و کمال و حضور نباشد ؟
• حد عذاب ، متناسب با مقدار اعمال است
فذوقوا العذاب بما کنتم تکسبون 11
پس بچشيد عذابي را كه متناسب و عينيت اعمال شماست .
وقتی خداوند ، عذاب هر کس را متناسب اعمال او و نتیجه غایی افعال او می داند ، و از طرف دیگر عقوبت آنرا به ازای هر یک گناه ، فقط یک عذاب مرتبط دانسته و همچنین خود را از ظلم به او مبرا می داند 12 ، دیگر ابدی بودن عذاب و جهنم چه معنا می تواند داشته باشد ! وقتی که نه دنیای زمینی ابدی بوده و نه او تا ابدیت در حیات زمینی بوده و گناه کرده است ؟!
نتیجه آينكه خداوند رحمت محض بوده و فیض مطلق ، که با هیچ موجودی سر عناد و انتقام نداشته و هر چه فرمان داده ، جز سوق او بسوی کمال معنوی نبوده است .
در این دنیا هرگاه او را به راه خطا دیده ، با ارسال رسل و الهامات و حتی ایجاد گرفتاریها 13 ، او را به راه فرا خوانده ، باشد که راه گم نکند و خسران و جبرانش سخت گردد و تاخیر در وصل و لقا .
و در آن دنیا نیز ، عذابش فقط تنبیه اوست متناسب با خطا ها و انحرافاتش ، تا برسد آنگاه که زنگارها از روحش زدوده شود " لا تبقی و لاتذر لواحه للبشر " و در جاده کمال قرار گرفته " ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا " و راه بسوی حیات ابدی در جوار قرب الهی 14 ادامه دهد 15 .
همانگونه که بهشت را مراتبی است تا به تناسب اعمال نیکمان ، در هر غرفه که شان ماست قرار گرفته 16 ، راه کمال را از آنجا ادامه داده تا به کی شان حضور در بارگاه ربوبی بدست آوریم و شادان از آن همه یگانگی و وصال .
ادامه دارد :
https://t.me/beshnofekrkon/229
محمد صالحي
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
آنچه من از جهنم مي فهمم – 3
4- پس دلالت " خالدين فيها " چيست ؟
همه آنچه در اين هستي انجام ميشود از دايره قانونمندي كه همان مشيت الهيست خارج نبوده و نتيجه هر كار ، عينيتي است كه در آن محقق ميشود .
و از آنجا كه خداوند ، رحمت و رحمانيت و غفاريتش ، عام بوده…
4- پس دلالت " خالدين فيها " چيست ؟
همه آنچه در اين هستي انجام ميشود از دايره قانونمندي كه همان مشيت الهيست خارج نبوده و نتيجه هر كار ، عينيتي است كه در آن محقق ميشود .
و از آنجا كه خداوند ، رحمت و رحمانيت و غفاريتش ، عام بوده…
👍2
آنچه من از جهنم مي فهمم – 3
4- پس دلالت " خالدين فيها " چيست ؟
همه آنچه در اين هستي انجام ميشود از دايره قانونمندي كه همان مشيت الهيست خارج نبوده و نتيجه هر كار ، عينيتي است كه در آن محقق ميشود .
و از آنجا كه خداوند ، رحمت و رحمانيت و غفاريتش ، عام بوده و حتي غضبش ، رنگ و سبقه رحمت دارد ، لذا در آيات متعددي از جمله آيه زير ، خلود در آتش را با اراده خود كاهش مي دهد :
قال النار مثواکم خالدين فيها الا ما شاء الله ان ربک حکيم عليم – 17
آتش جايگاه شماست ؛ جاودانه در آن خواهيد ماند ، مگر آنچه خدا بخواهد ، پروردگار تو حکيم و داناست.
دو نكته قابل توجه در اين آيه :
• ميگويد جايگاه شما خلود در آتش است ، مگر آنچه كه خدا بخواهد كه او حكيم و عليم است . نگفته " من شا " ، بلكه گفته است " ما شا " . كه شائبه تفاوت گذاشتن بين افراد را بوجود نياورد ، بلكه خواسته كه بگويد من خداي دانا به اعمال شما ، بر اساس حكمت و هدف خود از خلقت ، اين حكم را تغيير ميدهم .
• با توجه به آيات مختلف و بحث فوق ، جهنم همان حالت انسانهايي است كه نتوانسته اند قواي وجودي خود را فعليت بخشند و در مسير كمال الي الله قرار گرفته باشند ، لذا تا زماني كه اثر هر يك از اين حالات از بين نرود كه بتواند وارد مرحله بعدي جهت بازسازي حالات ديگر شود ، در آن حالت ميماند كه اين امر همان خلود در آن حالت جهنمي است .
( بنابراين خلود ، توقف در زمان نيست ، بلكه ماندن در حالات نفساني انسان است تا زماني كه امكان خروج از آن را بيابد 18 )
و طبق اين آيه ، خداوند مي تواند ، به دليل علم و حكمت و رحمانيت خود ، تغيير در اين حالات را تسريع نمايد .
و از طرف ديگر ، در آياتي از قرآن ، بعد از كلمه " خالدين فيها " ، جمله " ما دامت السماوات و الارض " را بكار برده كه مفهوم حصر و حد زماني از آن افاده ميشود .
فاما الذين شقوا ففي النار ...... خالدين فيها ما دامت السماوات و الارض .. 19
امّا آنها که بدبخت شدند ، در آتشند؛ ..... جاودانه در آن خواهند ماند ، تا زمانيكه آسمانها و زمين برپاست ؛ مگر آنچه پروردگارت بخواهد ! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام مىدهد!
به آن معنا كه تا آنگاه که " سماوات و زمین " باقی باشد، جهنميان مشمول جهنم اعمال خود خواهند بود و شاید " زمین " ، مرحله زمینی دنیایی رشد بشر و " سماوات " مراحل تعالی آسمانی بشر است تا به مرحله خلد و جنت لقا برسد .
بنابر اين بعد از طي كردن اين مراحل رشد ، هر انساني راه به منتهاي راه كه جنت لقاست ميابد و آنجا در حضور حضرت رحماني در حاليكه هر دو شادانند و مسرور ، به ابديت خداوندي پيوند ميخورد .
یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی – 20
تو اى روح آرام يافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
ادامه دارد :
https://t.me/beshnofekrkon/231
محمد صالحي
4- پس دلالت " خالدين فيها " چيست ؟
همه آنچه در اين هستي انجام ميشود از دايره قانونمندي كه همان مشيت الهيست خارج نبوده و نتيجه هر كار ، عينيتي است كه در آن محقق ميشود .
و از آنجا كه خداوند ، رحمت و رحمانيت و غفاريتش ، عام بوده و حتي غضبش ، رنگ و سبقه رحمت دارد ، لذا در آيات متعددي از جمله آيه زير ، خلود در آتش را با اراده خود كاهش مي دهد :
قال النار مثواکم خالدين فيها الا ما شاء الله ان ربک حکيم عليم – 17
آتش جايگاه شماست ؛ جاودانه در آن خواهيد ماند ، مگر آنچه خدا بخواهد ، پروردگار تو حکيم و داناست.
دو نكته قابل توجه در اين آيه :
• ميگويد جايگاه شما خلود در آتش است ، مگر آنچه كه خدا بخواهد كه او حكيم و عليم است . نگفته " من شا " ، بلكه گفته است " ما شا " . كه شائبه تفاوت گذاشتن بين افراد را بوجود نياورد ، بلكه خواسته كه بگويد من خداي دانا به اعمال شما ، بر اساس حكمت و هدف خود از خلقت ، اين حكم را تغيير ميدهم .
• با توجه به آيات مختلف و بحث فوق ، جهنم همان حالت انسانهايي است كه نتوانسته اند قواي وجودي خود را فعليت بخشند و در مسير كمال الي الله قرار گرفته باشند ، لذا تا زماني كه اثر هر يك از اين حالات از بين نرود كه بتواند وارد مرحله بعدي جهت بازسازي حالات ديگر شود ، در آن حالت ميماند كه اين امر همان خلود در آن حالت جهنمي است .
( بنابراين خلود ، توقف در زمان نيست ، بلكه ماندن در حالات نفساني انسان است تا زماني كه امكان خروج از آن را بيابد 18 )
و طبق اين آيه ، خداوند مي تواند ، به دليل علم و حكمت و رحمانيت خود ، تغيير در اين حالات را تسريع نمايد .
و از طرف ديگر ، در آياتي از قرآن ، بعد از كلمه " خالدين فيها " ، جمله " ما دامت السماوات و الارض " را بكار برده كه مفهوم حصر و حد زماني از آن افاده ميشود .
فاما الذين شقوا ففي النار ...... خالدين فيها ما دامت السماوات و الارض .. 19
امّا آنها که بدبخت شدند ، در آتشند؛ ..... جاودانه در آن خواهند ماند ، تا زمانيكه آسمانها و زمين برپاست ؛ مگر آنچه پروردگارت بخواهد ! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام مىدهد!
به آن معنا كه تا آنگاه که " سماوات و زمین " باقی باشد، جهنميان مشمول جهنم اعمال خود خواهند بود و شاید " زمین " ، مرحله زمینی دنیایی رشد بشر و " سماوات " مراحل تعالی آسمانی بشر است تا به مرحله خلد و جنت لقا برسد .
بنابر اين بعد از طي كردن اين مراحل رشد ، هر انساني راه به منتهاي راه كه جنت لقاست ميابد و آنجا در حضور حضرت رحماني در حاليكه هر دو شادانند و مسرور ، به ابديت خداوندي پيوند ميخورد .
یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی – 20
تو اى روح آرام يافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
ادامه دارد :
https://t.me/beshnofekrkon/231
محمد صالحي
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
آنچه من از جهنم مي فهمم – 4
5- آيه " لايموت فيها و لايحيي " چه ميشود ؟
خداوند در اين آيه ، به صراحت اعلام ميدارد كه جهنم مكان مرگ و نابودي كسي نيست :
انه من يات ربه مجرما فان له جهنم لا يموت فيها و لا يحيى 21
هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود…
5- آيه " لايموت فيها و لايحيي " چه ميشود ؟
خداوند در اين آيه ، به صراحت اعلام ميدارد كه جهنم مكان مرگ و نابودي كسي نيست :
انه من يات ربه مجرما فان له جهنم لا يموت فيها و لا يحيى 21
هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود…
👍1👎1
آنچه من از جهنم مي فهمم – 4
5- آيه " لايموت فيها و لايحيي " چه ميشود ؟
خداوند در اين آيه ، به صراحت اعلام ميدارد كه جهنم مكان مرگ و نابودي كسي نيست :
انه من يات ربه مجرما فان له جهنم لا يموت فيها و لا يحيى 21
هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود ، آتش دوزخ براى اوست ؛ در آن جا، نه مىميرد و نه زندگى مىکند!
و اين بهمان دليل است كه هيچ انساني براي فنا خلق نشده و تنها آنچه باقي ميماند ، باور به بقاي همه بشريت است و اين بقا و زندگي ، از جنس خداوندي است و قطعا ، جهنم جايي براي حيات نيست .
بنابراين هر انسان جهنمي ، پس از طي كردن دوره پاكسازي روح خود از زنگارهاي دنيايي ، از آن رها شده و راه بسوي ابديت بهشتي پيش خواهد گرفت و گويي دوباره زنده شده و زندگي آغاز كرده است .
6- آيه " اقرا کتابک کفى بنفسک اليوم عليک حسيبا " 22 به چه مفهوم است ؟
( و به او مىگوييم : ) خودت کتابت را بخوان ، کافى است که امروز ، خود حسابگر خويش باشى!
خداوند با اعلام اينكه كتاب اعمال تو ، بدست خودت سپرده ميشود ، دقيقا همان بيان بند 1 را تكرار كرده كه ، شكل آخرتي روح تو ، همان عينيت اعمال دنيايي توست ، و اين بيان ، گويي سپردن نامه هركس به دست خود اوست .
و اينكه ميفرمايد ، خودت اعمالت رامحاسبه كن و حكم صادر كن ، چيزي جز ظهور نتيجه اين نقش و شكل آخرتي روح براي هر شخص نميباشد و قطعا ، شخصي كه شكل نازيبا و ناهمگوني از خود ايجاد و تصوير كرده و آرايشي بس زشت بر چهره خود نمايان كرده است ، جايي براي ورود در بهشت و همراهي زيبارويان بهشتي براي خود نميبيند كه بخواهد ورود كند ، مگر آنكه جايي بيابد و اين آرايش و نقش را بزدايد و چقدر سخت است اين زدودن ، وقتي كه اين آرايش ، غليظ تر و آن نقش ، ناهمرنگتر و بيقواره تر باشد .
زيرنويسها :
1- سوره زلزال آيات 7 و 8
2- بقره آيه 156 ( انا لله و انا اليه راجعون )
3- سوره مدثر ،آیات 28 و 29
4- سوره مریم ،آیه 72
5- سوره مومنون ،آیه 115
6- سوره قیامت – آیه 12
7- سوره ذاریات - آیه 56
8- سوره های فاتحه ،آیه 1 - یونس ،آیه 10 و ...
9- سوره قصص ،آیه 88
10- دعا ی جوشن کبیر – 19
11- سوره اعراف ، آیه 39
12- من جائ بالسیئه فلا یجزی الا مثلها و هم لایظلمون – سوره انعام ،آیه 160
13- الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون – سوره بقره ،آیه 156
14- لم یدخل الجنه من لم یولد مرتین – امام معصوم (ع) به نقل از عیسی (ع) – کتاب رازهای رستاخیز ، غفارزاده ، ص 116 ( کسی وارد بهشت نمی شود مگر آنکه دوبار متولد گردد – یکبار تولد از مادر که وارد حیات زمینی شده و آماده فعلیت بخشیدن به قوای ذخیره الهی در وجود خود شده و دیگرتولد ، تولد از گناهان یا انتقال از قید و بندهای گناهان که تولد حقیقی است و مردان حق در همین دنیا به آن دست یافته و لیکن گنهکاران پس از مرگ و فراغت از جسم ، در عالم دیگر به عذاب ها دچار تا از بار گناهان ، موت حقیقی حاصل و تولد دوباره و حیات ابدی در بهشت برین الهی عطا گردد . )
15- مرحوم دولابی : فی مقعد صدق عند .... آنجا آخر راه و مرحله کمال انسان است . ص 59 طوبای محبت 2
16- لکن الذین اتقوا ربهم لهم غرف من فوقها غرف ... – سوره زمر ،آیه 20
17- انعام 128
18- كتاب رازهاي رستاخيز – غفارزاده ص 470
19- هود 107
20- سوره فجر،آیه 27
21- طه 74
22- اسرا آيه 14
محمد صالحي - جمعه 10/11/94
كانال نواي عشق
https://telegram.me/eshghonava
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
https://telegram.me/beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
https://telegram.me/naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
http://www.tebyan-zn.ir/userpapers/m_salehy.html
http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=m_salehy&page=1
5- آيه " لايموت فيها و لايحيي " چه ميشود ؟
خداوند در اين آيه ، به صراحت اعلام ميدارد كه جهنم مكان مرگ و نابودي كسي نيست :
انه من يات ربه مجرما فان له جهنم لا يموت فيها و لا يحيى 21
هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود ، آتش دوزخ براى اوست ؛ در آن جا، نه مىميرد و نه زندگى مىکند!
و اين بهمان دليل است كه هيچ انساني براي فنا خلق نشده و تنها آنچه باقي ميماند ، باور به بقاي همه بشريت است و اين بقا و زندگي ، از جنس خداوندي است و قطعا ، جهنم جايي براي حيات نيست .
بنابراين هر انسان جهنمي ، پس از طي كردن دوره پاكسازي روح خود از زنگارهاي دنيايي ، از آن رها شده و راه بسوي ابديت بهشتي پيش خواهد گرفت و گويي دوباره زنده شده و زندگي آغاز كرده است .
6- آيه " اقرا کتابک کفى بنفسک اليوم عليک حسيبا " 22 به چه مفهوم است ؟
( و به او مىگوييم : ) خودت کتابت را بخوان ، کافى است که امروز ، خود حسابگر خويش باشى!
خداوند با اعلام اينكه كتاب اعمال تو ، بدست خودت سپرده ميشود ، دقيقا همان بيان بند 1 را تكرار كرده كه ، شكل آخرتي روح تو ، همان عينيت اعمال دنيايي توست ، و اين بيان ، گويي سپردن نامه هركس به دست خود اوست .
و اينكه ميفرمايد ، خودت اعمالت رامحاسبه كن و حكم صادر كن ، چيزي جز ظهور نتيجه اين نقش و شكل آخرتي روح براي هر شخص نميباشد و قطعا ، شخصي كه شكل نازيبا و ناهمگوني از خود ايجاد و تصوير كرده و آرايشي بس زشت بر چهره خود نمايان كرده است ، جايي براي ورود در بهشت و همراهي زيبارويان بهشتي براي خود نميبيند كه بخواهد ورود كند ، مگر آنكه جايي بيابد و اين آرايش و نقش را بزدايد و چقدر سخت است اين زدودن ، وقتي كه اين آرايش ، غليظ تر و آن نقش ، ناهمرنگتر و بيقواره تر باشد .
زيرنويسها :
1- سوره زلزال آيات 7 و 8
2- بقره آيه 156 ( انا لله و انا اليه راجعون )
3- سوره مدثر ،آیات 28 و 29
4- سوره مریم ،آیه 72
5- سوره مومنون ،آیه 115
6- سوره قیامت – آیه 12
7- سوره ذاریات - آیه 56
8- سوره های فاتحه ،آیه 1 - یونس ،آیه 10 و ...
9- سوره قصص ،آیه 88
10- دعا ی جوشن کبیر – 19
11- سوره اعراف ، آیه 39
12- من جائ بالسیئه فلا یجزی الا مثلها و هم لایظلمون – سوره انعام ،آیه 160
13- الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون – سوره بقره ،آیه 156
14- لم یدخل الجنه من لم یولد مرتین – امام معصوم (ع) به نقل از عیسی (ع) – کتاب رازهای رستاخیز ، غفارزاده ، ص 116 ( کسی وارد بهشت نمی شود مگر آنکه دوبار متولد گردد – یکبار تولد از مادر که وارد حیات زمینی شده و آماده فعلیت بخشیدن به قوای ذخیره الهی در وجود خود شده و دیگرتولد ، تولد از گناهان یا انتقال از قید و بندهای گناهان که تولد حقیقی است و مردان حق در همین دنیا به آن دست یافته و لیکن گنهکاران پس از مرگ و فراغت از جسم ، در عالم دیگر به عذاب ها دچار تا از بار گناهان ، موت حقیقی حاصل و تولد دوباره و حیات ابدی در بهشت برین الهی عطا گردد . )
15- مرحوم دولابی : فی مقعد صدق عند .... آنجا آخر راه و مرحله کمال انسان است . ص 59 طوبای محبت 2
16- لکن الذین اتقوا ربهم لهم غرف من فوقها غرف ... – سوره زمر ،آیه 20
17- انعام 128
18- كتاب رازهاي رستاخيز – غفارزاده ص 470
19- هود 107
20- سوره فجر،آیه 27
21- طه 74
22- اسرا آيه 14
محمد صالحي - جمعه 10/11/94
كانال نواي عشق
https://telegram.me/eshghonava
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
https://telegram.me/beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
https://telegram.me/naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
http://www.tebyan-zn.ir/userpapers/m_salehy.html
http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=m_salehy&page=1
Telegram
نوای عشق
عشق و خداوند و هستی سه روی یک حقیقت است
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍1
Forwarded from نغمه های سكوت
بچه بودیم و گذشت ،
نوجوان گشتیم و تمام شد !
بعضی از جوانی نیز عبور کردیم ،
و این ، سنت حاکم در هستی است .
امروز در کجا ایستاده ایم ،
که فردا حسرت آن را نخوریم ؟
فقط میدانم ،
خدا نه متعلق به دیروز بود ، که شکایتی ازو بکنیم ،
و نه آینده ای آمده که او را در آن جستجو کنیم .
و او ، اکنون با ماست ،
اینجا ، نه هیچ جای دیگر !
خود را دریابیم و با او همراه شویم
که هستی تجلی اوست ،
و مهربانی ، هویت او .
محمد صالحی - 1/1/95
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آدرس بلاگ اینترنتی
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🙏🙏🙏🌺🙏🙏🙏
نوجوان گشتیم و تمام شد !
بعضی از جوانی نیز عبور کردیم ،
و این ، سنت حاکم در هستی است .
امروز در کجا ایستاده ایم ،
که فردا حسرت آن را نخوریم ؟
فقط میدانم ،
خدا نه متعلق به دیروز بود ، که شکایتی ازو بکنیم ،
و نه آینده ای آمده که او را در آن جستجو کنیم .
و او ، اکنون با ماست ،
اینجا ، نه هیچ جای دیگر !
خود را دریابیم و با او همراه شویم
که هستی تجلی اوست ،
و مهربانی ، هویت او .
محمد صالحی - 1/1/95
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آدرس بلاگ اینترنتی
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🙏🙏🙏🌺🙏🙏🙏
تو فکر خودت را ابراز کن ، من هم ابراز میکنم
من در محیط دانشکده به فردی که عقاید ماتریالیستی داشت و گاهی سر کلاس ها ابراز می کرد ، هم به خودش و هم چند بار به وسیله استادهای دیگر ، به او پیغام دادم ، گفتم :
من به تو نمی گویم ، تو چرا این طور فکر میکنی ، حق داری این طور فکر کنی ،
و نمی گویم ، که تو چرا فکر خودت را ابراز می کنی ،حق داری ابراز کن ؛
تو بگو ، من هم می گویم ،
تو بنویس ، من می نویسم ،
تو فکر خودت را ابراز کن ، من هم ابراز میکنم؛
تو صریح و بی نفاق آنچه واقعا فکر میکنی - نه در زیر لفافه های دیگر که آن نفاق و حقه بازی و توطئه و اغفال و اضلال است - بیان کن ، من هم بیان می کنم. (آزادی فکر معنایش این است).
(مطهری ، مرتضی، آزادی انسان ،1392 ،تهران : بینش مطهر ، ص119)
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
من در محیط دانشکده به فردی که عقاید ماتریالیستی داشت و گاهی سر کلاس ها ابراز می کرد ، هم به خودش و هم چند بار به وسیله استادهای دیگر ، به او پیغام دادم ، گفتم :
من به تو نمی گویم ، تو چرا این طور فکر میکنی ، حق داری این طور فکر کنی ،
و نمی گویم ، که تو چرا فکر خودت را ابراز می کنی ،حق داری ابراز کن ؛
تو بگو ، من هم می گویم ،
تو بنویس ، من می نویسم ،
تو فکر خودت را ابراز کن ، من هم ابراز میکنم؛
تو صریح و بی نفاق آنچه واقعا فکر میکنی - نه در زیر لفافه های دیگر که آن نفاق و حقه بازی و توطئه و اغفال و اضلال است - بیان کن ، من هم بیان می کنم. (آزادی فکر معنایش این است).
(مطهری ، مرتضی، آزادی انسان ،1392 ،تهران : بینش مطهر ، ص119)
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
دستور خداوند به مجادله احسن با مردم يعني چگونه ؟
سوال :
پیامبر در راستای ابلاغ دعوت خود ، از آموزه های متعدد علمی و تاریخی سود جسته است و این هردو ، در حوزه کارکرد علم تجربی و فهم بشری بوده که در گذر زمان دچار تغییرات زیادی گشته و طبیعتا ، علم گوینده آنها را به چالش می کشد .
و وقتی که پیامبر از آنها در راستای مقاصد خود کمک گرفته و عنوان وحی الهی مضبوط در کتاب قرآن را به آنها داده است ، آیا علم خدا و یا خدایی بودن دعوت پیامبر را به چالش نمی کشد ؟
جواب :
انسان ، در میدان بیان افکار و اندیشه های خود و دعوت دیگران به فهم و تمکین نظرات او ، ناچار از برقراری ارتباط دوستانه و ایجاد اطمینان در مخاطب خود بوده ، بگونه ای که عقل و بدنبال آن ، منطق استدلالی آنها را به مبارزه علمی و جدال بکشد . و این همان مجادله به کمک بهترین و موثرترین ابزار می باشد .
آنجا که خداوند می فرماید :
" ادع الى سبيل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين . سوره نحل – آيه 125
" با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوهاى] كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راهيافتگان [نيز] داناتر است .
و پیامبر نیز از این منظر که بشری بود همانند دیگر افراد انسانی ، و در جامعه ای زندگی می کرد که آموزه های معرفتی و یا شاخص های علمی خاص خود را داشت ، و در زمانی می زیست که یافته های علمی و منطق استدلالی آن دوره تاریخ بر آن مستولی بود ، از این قاعده مستثنی نبود ، و نشاندن خداوند در جایگاه او جهت صحت سنجی و ارزش دهی آموزه هایش ، به این معنا که می توانست بدون در نظر گرفتن فهم تاریخی آن دوران سخن گفته باشد ، و یا نشاندن عقلانیت مدرن و فهم منطقی عقلای امروزین در جایگاه معیار سنجش شیوه و گفتار آن مردمان و مخاطبان عصر نزول ، یک اشتباه مسلم غیر عقلانی بوده که بیشتر به سفسطه و تجاهل می ماند تا نگران عقلانی بودن تاریخ گذشته پیامبر .
اما آن مجادله احسن ، که به دستور خداوند ، مبنای بیان و دعوت پیامبر بود ، چه معیارهایی دارد ؟
1- استفاده حداکثری از ابزارهای طرف مقابل ( گزاره های علمی و یا اندوخته های تاریخی طرف مقابل )
2- پایبند بودن به ابزارهای زبانی و اصطلاحات و آرایه های ادبی و شیوه های تفهیم مطلب مخاطب مستقیم مورد مجادله .
3- خارج نشدن از محدوده فهم طرف مقابل ( استفاده از ادله و یا مطالب موجود در منابع معرفتی و استدلالی طرف مقابل)
4- یارگیری از افراد مورد تایید طرف مقابل ( تایید و یا بکارگیری نظریه های رایج دانشمندان و اطبا و منجمین و تاریخ دانان و متنفذین عصر نزول )
5- جلوگیری از مواجه شدن با افرادی که مورد تایید و یا احترام توده مردمند و این مواجهه سودی در پیشبرد اهداف مجادله ندارد . ( دانشمندان بند 3)
6- جلوگیری از ایجاد میدان های جدید و متعدد در مبارزه ( دانشمندان بند 3 را به رویارویی با خود تحریک نکنیم . )
7- چیزهایی نگوئیم که توان و یا ابزار تجربی اثبات آن را نداریم . ( مانند ورود به مباحث علوم نجوم و فیزیک و پزشکی و ... که تجهیزات و آزمایشگاه های خود را می طلبد و نظریه های رایج ، برگرفته از اندوخته های موروثی گذشتگانی است که به تکرار و تواتر برای مردم ارزش علمی صحیح پیدا کرده اند و صاحبان و حاملان آنها را آگاهان به جهان درون و پیرامون خود می دانند و قابل مکرمت و تعظیم . )
با توجه به قواعد و معیارهای فوق ، این نکته روشن می شود که هر انسانی که بخواهد اندیشه خود را بیان و رواج دهد ، بایستی به زبان و شیوه ای سخن بگوید که نه تنها طرف مقابل را تحریک به مقابله نکند ، بلکه آموخته های قبلی او را که تاثیری در تکذیب و یا نگاه منفی به اندیشه او ندارند را یا به چالش نکشد و یا مسکوت گذارد و یا در مواقع لزوم ( با یکسری پالایشها ) به خدمت استدلال های خود در آورد .
و نه تنها پیامبر نیز چنین کرده ، چرا که بشر بوده و جز این مسیر ، راه عقلانی دیگری نداشته ، که خداوند نیز برای ابلاغ مقصود خود به بشری به نام پیامبر ، از تنزیل و انزال و فروکاستن به حد فهم او استفاده کرده است .
آنجا که خداوند می فرماید :
" إِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ... عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ - شعرا – 192
" و راستى كه اين [قرآن] فروکاستن ( مقصود ) پروردگار جهانيان است .... بر قلب تو تا بتوانی
خلق را انذار کنی .
براي مطلب كامل و آيات و روايات مربوطه به مقاله زير در بلاگ مراجعه شود :
چرايي وجود آيات علمي و تاريخي در دعوت توحيدي پيامبر(ص)
محمد صالحی 25/ 8 / 92
http://mahsan.rasekhoonblog.com/
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
سوال :
پیامبر در راستای ابلاغ دعوت خود ، از آموزه های متعدد علمی و تاریخی سود جسته است و این هردو ، در حوزه کارکرد علم تجربی و فهم بشری بوده که در گذر زمان دچار تغییرات زیادی گشته و طبیعتا ، علم گوینده آنها را به چالش می کشد .
و وقتی که پیامبر از آنها در راستای مقاصد خود کمک گرفته و عنوان وحی الهی مضبوط در کتاب قرآن را به آنها داده است ، آیا علم خدا و یا خدایی بودن دعوت پیامبر را به چالش نمی کشد ؟
جواب :
انسان ، در میدان بیان افکار و اندیشه های خود و دعوت دیگران به فهم و تمکین نظرات او ، ناچار از برقراری ارتباط دوستانه و ایجاد اطمینان در مخاطب خود بوده ، بگونه ای که عقل و بدنبال آن ، منطق استدلالی آنها را به مبارزه علمی و جدال بکشد . و این همان مجادله به کمک بهترین و موثرترین ابزار می باشد .
آنجا که خداوند می فرماید :
" ادع الى سبيل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين . سوره نحل – آيه 125
" با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوهاى] كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راهيافتگان [نيز] داناتر است .
و پیامبر نیز از این منظر که بشری بود همانند دیگر افراد انسانی ، و در جامعه ای زندگی می کرد که آموزه های معرفتی و یا شاخص های علمی خاص خود را داشت ، و در زمانی می زیست که یافته های علمی و منطق استدلالی آن دوره تاریخ بر آن مستولی بود ، از این قاعده مستثنی نبود ، و نشاندن خداوند در جایگاه او جهت صحت سنجی و ارزش دهی آموزه هایش ، به این معنا که می توانست بدون در نظر گرفتن فهم تاریخی آن دوران سخن گفته باشد ، و یا نشاندن عقلانیت مدرن و فهم منطقی عقلای امروزین در جایگاه معیار سنجش شیوه و گفتار آن مردمان و مخاطبان عصر نزول ، یک اشتباه مسلم غیر عقلانی بوده که بیشتر به سفسطه و تجاهل می ماند تا نگران عقلانی بودن تاریخ گذشته پیامبر .
اما آن مجادله احسن ، که به دستور خداوند ، مبنای بیان و دعوت پیامبر بود ، چه معیارهایی دارد ؟
1- استفاده حداکثری از ابزارهای طرف مقابل ( گزاره های علمی و یا اندوخته های تاریخی طرف مقابل )
2- پایبند بودن به ابزارهای زبانی و اصطلاحات و آرایه های ادبی و شیوه های تفهیم مطلب مخاطب مستقیم مورد مجادله .
3- خارج نشدن از محدوده فهم طرف مقابل ( استفاده از ادله و یا مطالب موجود در منابع معرفتی و استدلالی طرف مقابل)
4- یارگیری از افراد مورد تایید طرف مقابل ( تایید و یا بکارگیری نظریه های رایج دانشمندان و اطبا و منجمین و تاریخ دانان و متنفذین عصر نزول )
5- جلوگیری از مواجه شدن با افرادی که مورد تایید و یا احترام توده مردمند و این مواجهه سودی در پیشبرد اهداف مجادله ندارد . ( دانشمندان بند 3)
6- جلوگیری از ایجاد میدان های جدید و متعدد در مبارزه ( دانشمندان بند 3 را به رویارویی با خود تحریک نکنیم . )
7- چیزهایی نگوئیم که توان و یا ابزار تجربی اثبات آن را نداریم . ( مانند ورود به مباحث علوم نجوم و فیزیک و پزشکی و ... که تجهیزات و آزمایشگاه های خود را می طلبد و نظریه های رایج ، برگرفته از اندوخته های موروثی گذشتگانی است که به تکرار و تواتر برای مردم ارزش علمی صحیح پیدا کرده اند و صاحبان و حاملان آنها را آگاهان به جهان درون و پیرامون خود می دانند و قابل مکرمت و تعظیم . )
با توجه به قواعد و معیارهای فوق ، این نکته روشن می شود که هر انسانی که بخواهد اندیشه خود را بیان و رواج دهد ، بایستی به زبان و شیوه ای سخن بگوید که نه تنها طرف مقابل را تحریک به مقابله نکند ، بلکه آموخته های قبلی او را که تاثیری در تکذیب و یا نگاه منفی به اندیشه او ندارند را یا به چالش نکشد و یا مسکوت گذارد و یا در مواقع لزوم ( با یکسری پالایشها ) به خدمت استدلال های خود در آورد .
و نه تنها پیامبر نیز چنین کرده ، چرا که بشر بوده و جز این مسیر ، راه عقلانی دیگری نداشته ، که خداوند نیز برای ابلاغ مقصود خود به بشری به نام پیامبر ، از تنزیل و انزال و فروکاستن به حد فهم او استفاده کرده است .
آنجا که خداوند می فرماید :
" إِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ... عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ - شعرا – 192
" و راستى كه اين [قرآن] فروکاستن ( مقصود ) پروردگار جهانيان است .... بر قلب تو تا بتوانی
خلق را انذار کنی .
براي مطلب كامل و آيات و روايات مربوطه به مقاله زير در بلاگ مراجعه شود :
چرايي وجود آيات علمي و تاريخي در دعوت توحيدي پيامبر(ص)
محمد صالحی 25/ 8 / 92
http://mahsan.rasekhoonblog.com/
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
استمرار ظواهر یا روح احکام اسلامی
من در مصاحبه ای که در مجله زنان راجع به حقوقِ زن و فمنیسم داشتم ، گفتم که :
کارفرمایی ، کارگری را استخدام میکند.
سال اول به او ماهی هزار تومان حقوق میدهد،
سال دوم ماهی دو هزار تومان،
سال سوم ماهی سه هزار تومان،
سال چهارم ماهی چهار هزار تومان
و به همین ترتیب تا سال دهم به او حقوق میدهد.
بعد کارفرما میمیرد.
ورثه ی این کارفرما اختلاف نظر دارند.
یک دسته میگویند ما باید ببینیم آخرین مبلغ قرارداد این کارفرما چقدر بوده است و همان را بدهیم.
پرونده ی سال دهم را بررسی میکنند و می بینند که در سال دهم آخرین امضایی که کرده است ، این بوده که به این کارگر ماهی ده هزار تومان بدهند .
بعد می گویند بسیار خب ، این کارگر اگر می خواهد صد سال دیگر هم در کارخانه باشد، باید ماهی ده هزار تومان به او بدهیم، چون امضای پدر برای ما خیلی مقدّس است.
ما اینقدر برای این پدر، حرمت، حیثیت و ارزش قائلیم که از امضای او سرِ مویی عدول نمی کنیم.
آخرین امضای او ماهی ده هزار تومان بوده است و اگر این کارگر می خواهد برای ما کار کند، باید با ماهی ده هزار تومان کار کند.
دسته ی دوم هم می گویند آقا ، باید این پروسه را نگاه کنیم.
این پروسه را که نگاه می کنیم ، می بینیم که :
پدر ما سال اول ماهی هزار تومان،
ماه دوم ماهی دو هزار تومان،
سال سوم ماهی سه هزار تومان
و سال دهم هم ماهی ده هزار تومان به این کارگر داده است.
اگر این پدر زنده می ماند ، سال یازدهم یازده هزار تومان می داد و می گویند ما باید به روح کار پدرمان توجه کنیم.
به نظر شما ، کدامیک از این دو دسته حق پدر را ادا کرده اند؟
دسته ی اول، به لحاظ دید خشک و ظاهربینانه ، می گویند، ما اینقدر برای این امضا قداست قائلیم که یک سر سوزن از این امضا عدول نمی کنیم.
امّا در واقع آنهایی که به پدر وفادارند ، دسته ی دوم هستند.
اینها می گویند ، ما می بینیم که پدر یک روندی را شروع کرده است و حالا مرگش رسیده است.
اگر می ماند، این کارها را نمی کرد.
من در این مصاحبه گفته ام که پیامبر ما در این بیست وسه سال، وضع زن را از کجا به کجا رسانده است.
فقط بدبختیِ ما این است که به آخرین امضایی که در سال دهم هجری صورت گرفته است، نگاه می کنیم و نمی خواهیم از این امضا کمی آن طرفتر برویم.
می گوییم آخرین امضای پیامبر این بود و ما می خواهیم تا قیام قیامت، به همان عمل کنیم و افتخار هم می کنیم که « حرام محمد حرام الی یوم القیامه و حلال محمد حلال الی یوم القیامه.»
بله، این سخن درست است امّا مراد روح پیام اوست، نه ظاهر پیام او.
روح پیام او را بگیرید و تا قیام قیامت ادامه دهید.
این یک پروسه و یک روند است.
اینکه اینقدر می گفتند مراجع تقلید باید زنده باشند، زنده بودن شان به درد این می خورد که مطابق با زمان، روند را استمرار بدهند.
ولی اگر قرار باشد که بحث فقط این باشد که دست را دو بار زیر آب بکنید یا سه بار، این زنده و مرده ندارد.
استاد مصطفی ملکیان
محمد صالحي
براي توضيح كاملتر ، مطلب زير در كانال باورهاي قديم و انديشه هاي نو نيز مراجعه شود :
#شریعت ، جریانی سیال در قانون گذاری در گذر زمان – 1
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
من در مصاحبه ای که در مجله زنان راجع به حقوقِ زن و فمنیسم داشتم ، گفتم که :
کارفرمایی ، کارگری را استخدام میکند.
سال اول به او ماهی هزار تومان حقوق میدهد،
سال دوم ماهی دو هزار تومان،
سال سوم ماهی سه هزار تومان،
سال چهارم ماهی چهار هزار تومان
و به همین ترتیب تا سال دهم به او حقوق میدهد.
بعد کارفرما میمیرد.
ورثه ی این کارفرما اختلاف نظر دارند.
یک دسته میگویند ما باید ببینیم آخرین مبلغ قرارداد این کارفرما چقدر بوده است و همان را بدهیم.
پرونده ی سال دهم را بررسی میکنند و می بینند که در سال دهم آخرین امضایی که کرده است ، این بوده که به این کارگر ماهی ده هزار تومان بدهند .
بعد می گویند بسیار خب ، این کارگر اگر می خواهد صد سال دیگر هم در کارخانه باشد، باید ماهی ده هزار تومان به او بدهیم، چون امضای پدر برای ما خیلی مقدّس است.
ما اینقدر برای این پدر، حرمت، حیثیت و ارزش قائلیم که از امضای او سرِ مویی عدول نمی کنیم.
آخرین امضای او ماهی ده هزار تومان بوده است و اگر این کارگر می خواهد برای ما کار کند، باید با ماهی ده هزار تومان کار کند.
دسته ی دوم هم می گویند آقا ، باید این پروسه را نگاه کنیم.
این پروسه را که نگاه می کنیم ، می بینیم که :
پدر ما سال اول ماهی هزار تومان،
ماه دوم ماهی دو هزار تومان،
سال سوم ماهی سه هزار تومان
و سال دهم هم ماهی ده هزار تومان به این کارگر داده است.
اگر این پدر زنده می ماند ، سال یازدهم یازده هزار تومان می داد و می گویند ما باید به روح کار پدرمان توجه کنیم.
به نظر شما ، کدامیک از این دو دسته حق پدر را ادا کرده اند؟
دسته ی اول، به لحاظ دید خشک و ظاهربینانه ، می گویند، ما اینقدر برای این امضا قداست قائلیم که یک سر سوزن از این امضا عدول نمی کنیم.
امّا در واقع آنهایی که به پدر وفادارند ، دسته ی دوم هستند.
اینها می گویند ، ما می بینیم که پدر یک روندی را شروع کرده است و حالا مرگش رسیده است.
اگر می ماند، این کارها را نمی کرد.
من در این مصاحبه گفته ام که پیامبر ما در این بیست وسه سال، وضع زن را از کجا به کجا رسانده است.
فقط بدبختیِ ما این است که به آخرین امضایی که در سال دهم هجری صورت گرفته است، نگاه می کنیم و نمی خواهیم از این امضا کمی آن طرفتر برویم.
می گوییم آخرین امضای پیامبر این بود و ما می خواهیم تا قیام قیامت، به همان عمل کنیم و افتخار هم می کنیم که « حرام محمد حرام الی یوم القیامه و حلال محمد حلال الی یوم القیامه.»
بله، این سخن درست است امّا مراد روح پیام اوست، نه ظاهر پیام او.
روح پیام او را بگیرید و تا قیام قیامت ادامه دهید.
این یک پروسه و یک روند است.
اینکه اینقدر می گفتند مراجع تقلید باید زنده باشند، زنده بودن شان به درد این می خورد که مطابق با زمان، روند را استمرار بدهند.
ولی اگر قرار باشد که بحث فقط این باشد که دست را دو بار زیر آب بکنید یا سه بار، این زنده و مرده ندارد.
استاد مصطفی ملکیان
محمد صالحي
براي توضيح كاملتر ، مطلب زير در كانال باورهاي قديم و انديشه هاي نو نيز مراجعه شود :
#شریعت ، جریانی سیال در قانون گذاری در گذر زمان – 1
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نجس و پاك – نظرات فقهي كديور
1- در صورت ازالهی عین نجاست یا متنجس از بدن یا لباس یا غیر آنها به هر روش ، محل طاهر می شود ، آب کشیدن امری احتیاطی است.
2- معنای زوال عین نجاست این نیست که هیچ اثری از نجاست مثلا رنگ آن نیز بهجا نماند .
3- استعمال دستمال توالت برای تطهیر مدفوع به شرطی که کلیهی آثار آنرا از ظاهر بدن پاک کند و برای تطهیر ادرار به شرطی که با دستمال مذکور ، رطوبت ادرار کاملا از بدن خشک شود مجاز است و استفاده از آب اگر چه افضل است اما ضروری نیست .
4- ماشین لباسشویی به آب جاری وصل است و غساله آن چند بار تخلیه می شود . لباس آغشته به هر نجاستی بعد از شسته شدن در ماشین لباسشویی و ازاله عین نجاست طاهر است و نیازی به شستن با دست ندارد.
5- مشروبات الکلی اگر چه نوشیدنشان از محرمات است اما نجس نیستند .
6- سگ نجس العین نیست و محکوم به طهارت است . هرچند از آب دهان سگ باید اجتناب کرد .
7- اقوی عدم نجاست فضلهی خرگوش است .
8- منی مرد به احتیاط واجب نجس و شستن موضع آغشته به آن از بدن و لباس برای نماز در صورتی که تر باشد لازم است. در صورتی که منی خشک شده باشد و با سائیدن لباس و مانند آن اثر منی کاملا زایل شود چنین لباسی مانع صحت نماز نیست ، هرچند احتیاط در شستن آن است .
9- فرش و لباس نجس زیر آب باران یا آب جاری بدون نیاز به فشردن بعد از ازالهی عین نجاست طاهر است ، و در غیر آب باران و جاری ، بعد از جداکردن غساله طاهر است.
10- فرشي كه قطره اي خون و يا نجاست ديگر روي آن بريزد ، مي توان با دستمالي تر آن لكه را رفع نموده بعد از خشك شدن پاك است .
11- کف کفش با ازالهی عین نجاست بعد از چند قدم راه رفتن روی سطوح متعارف طاهر از قبیل زمین خاکی ، شنی ، ریگی ، سنگ فرش ، آجر فرش و اسفالت پاک محسوب میشود.
12- انسان ذاتا طاهر است . هیچ غیرمسلمانی اعم از اهل کتاب ، پیروان ادیان غیرابراهیمی ، منکران خدا و مشرکان نجس محسوب نمیشوند .
kadivar.com
15/12/93 - محمد صالحی
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- در صورت ازالهی عین نجاست یا متنجس از بدن یا لباس یا غیر آنها به هر روش ، محل طاهر می شود ، آب کشیدن امری احتیاطی است.
2- معنای زوال عین نجاست این نیست که هیچ اثری از نجاست مثلا رنگ آن نیز بهجا نماند .
3- استعمال دستمال توالت برای تطهیر مدفوع به شرطی که کلیهی آثار آنرا از ظاهر بدن پاک کند و برای تطهیر ادرار به شرطی که با دستمال مذکور ، رطوبت ادرار کاملا از بدن خشک شود مجاز است و استفاده از آب اگر چه افضل است اما ضروری نیست .
4- ماشین لباسشویی به آب جاری وصل است و غساله آن چند بار تخلیه می شود . لباس آغشته به هر نجاستی بعد از شسته شدن در ماشین لباسشویی و ازاله عین نجاست طاهر است و نیازی به شستن با دست ندارد.
5- مشروبات الکلی اگر چه نوشیدنشان از محرمات است اما نجس نیستند .
6- سگ نجس العین نیست و محکوم به طهارت است . هرچند از آب دهان سگ باید اجتناب کرد .
7- اقوی عدم نجاست فضلهی خرگوش است .
8- منی مرد به احتیاط واجب نجس و شستن موضع آغشته به آن از بدن و لباس برای نماز در صورتی که تر باشد لازم است. در صورتی که منی خشک شده باشد و با سائیدن لباس و مانند آن اثر منی کاملا زایل شود چنین لباسی مانع صحت نماز نیست ، هرچند احتیاط در شستن آن است .
9- فرش و لباس نجس زیر آب باران یا آب جاری بدون نیاز به فشردن بعد از ازالهی عین نجاست طاهر است ، و در غیر آب باران و جاری ، بعد از جداکردن غساله طاهر است.
10- فرشي كه قطره اي خون و يا نجاست ديگر روي آن بريزد ، مي توان با دستمالي تر آن لكه را رفع نموده بعد از خشك شدن پاك است .
11- کف کفش با ازالهی عین نجاست بعد از چند قدم راه رفتن روی سطوح متعارف طاهر از قبیل زمین خاکی ، شنی ، ریگی ، سنگ فرش ، آجر فرش و اسفالت پاک محسوب میشود.
12- انسان ذاتا طاهر است . هیچ غیرمسلمانی اعم از اهل کتاب ، پیروان ادیان غیرابراهیمی ، منکران خدا و مشرکان نجس محسوب نمیشوند .
kadivar.com
15/12/93 - محمد صالحی
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
محسن کدیور | Mohsen Kadivar
| محسن کدیور | Mohsen Kadivar / وب سایت فارسی محسن کدیور
محسن کدیور (متولد خرداد ۱۳۳۸ فسا) متأله، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک (دوروم، کارولینای شمالی، آمریکا) است. نظريه هاي دولت در فقه شيعه نخستین کتاب کدیور است که در سال ۱۳۷۶منتشر شد. وی تا سال…