باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
‍ 🔳سفر آدمی از فروید به یونگ

#فروید از توهم بیزار بود. به نظرش آدم عاقل و بالغ نباید توهم داشته باشد. تنها چیزی که در این دنیا ارزش دارد، این است که آدم دنبال #حقیقت باشد و سعی کند در پرتو حقیقت زندگی کند، و چون اعتقادی به خدا و زندگی پس از مرگ هم نداشت، آدم بدبینی شده بود. رواقی شده بود. معتقد بود وضع بشر فاجعه است.

ولی #یونگ، برعکس. معتقد بود مهم‌ترین چیز برای بشر این است که از زندگی #لذت ببرد. شادمانی و تندرستی و خشنودی.

بنابراین #فروید در مواجهه با #اعتقادات دینی یا هر قسم اعتقادات دیگری از این قبیل، اولین سؤالش این بود که: اینها #حقیقت دارد؟ چون اگر حقیقت ندارد، باید بیندازم‌شان دور،.

ولی #یونگ می‌پرسید: آیا اینها #کیفیت زندگی مرا بهتر می‌کند؟ باعث می‌شود عملکرد انسانی بهتری داشته باشم؟ با دنیای اطراف خودم #سازگاری بیشتری داشته باشم؟ از ترس و دلهره و #اضطراب نجات پیدا کنم؟ اگر جواب مثبت است، پس بهتر است اینها را داشته باشم.

حالا عقیده من این است:
بیشتر آدم‌ها در #جوانی فرویدی هستند. ولی بعد که پا به #سن می‌گذارند، یونگی می‌شوند.

□ برایان مگی | مواجهه با مرگ | ترجمۀ مجتبی عبدالله‌نژاد | نشرنو.

@abdolhamidziaei
https://t.me/beshnofekrkon/2655
👍10❤8🔥1
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 5

14- 🍁 درخواست مذاکره با عمرسعد جهت جلوگیری از جنگ

امام ، وقتی با دستورهای مکرر ابن زیاد مبنی بر بستن آب و سخت کردن شرایط مواجه می شوند و احتمال وقوع جنگ را بیش از پیش احساس میکنند ، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از آن انجام داده بگونه ایکه در روز هشتم محرم ، به درخواست امام ، چند بار جلسه محرمانه بین او و عمرسعد برگزار و نهایتا با پیشنهاداتی که امام ، برای ترک مخاصمه می کنند ، ابن سعد نامه ای به ابن زیاد نوشته و با خوشحالی تمام و امید به خاتمه خوش غایله ، به او اعلام میکند :

" خداوند متعال ، آتش جنگ ما را خاموش کرد . زیرا حسین ، هم اینک حاضر است :

از همان جایی که آمده است ، برگردد ؛

و یا به سوی یکی از مرزهای کشور برود و بسان سایر مسلمانان زندگی کند . نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چیزی در میان نباشد ؛

و یا به جانب شام نزد یزید رفته دستش را در دست او گذاشته و اختلافش را با وی حل و فصل کند .

ای عبیدالله ، این پیشامد ، هم می تواند موجب خرسندی تو و هم موجب اصلاح امت باشد ". 22


15- 🍁 فداکاری امام و آزاد گذاشتن یاران و خانواده برای نجات خود

در شب عاشورا ، وقتی که امام مطمین می شود که دشمن راهی برای جلوگیری از جنگ نگذاشته و احتمال جنگ نابرابر در فردای آن بشدت بالاست و تبعا کشته شدن همه جنگاوران امام قابل پیش بینی است ، بیعت خود را از آنها برداشته و می فرمایند :

" .. بدانيد كه میدانم فردا روزمان با این دشمنان چه خواهد شد .
بدانید که من اجازه تان میدهم با رضایت من همگیتان بروید که حقی بر شما ندارم ، اينك كه شب فرا رسيده و پرده خود را بر شما افكنده است ، از تاريكى آن سود جوييد و آنرا وسیله رفتن خود کنید ، هر يك از شما دست در دست يكى از مردان من گذارده ، به شهر و ديار خودتان روى آوريد و پراكنده شويد تا آنگاه كه خداوند گشايشى عنايت كند .
زيرا اين مردم تنها مرا مى خواهند و هنگامى كه بر من دست يافتند، از تعقيب ديگران دست بر مى دارند . " 23

16- 🍁 قدردانی از یاران و خانواده همراه خود

امام چون استقامت و وفاداری یاران و خانواده خود را می بینند که در این حدود 6 ماهه با او در همه شرایط سخت و طاقت فرسا و حتی مرگ آفرین ، همراه بودند و حاضر به جان فشانی در راه و هدف مقدس ایشان هستند ، خاضعانه از همه آنها در شب عاشورا ، با کلمات زیبای زیر تشکر و قدردانی می فرمایند :

" من نه يارانى باوفاتر از ياران خود مى شناسم ، و نه اهل بيتى پاكتر و باصفاتر و خون گرمتر از اهل بيت خود. پس خداوند همگى شما را از من پاداش خير دهاد ." 24

زيرنويسها : 👎👎

22- أما بعد: فإن الله قد أطفأ النائرة وجمع الكلمة وأصلح أمر الأمة، هذا حسين قد أعطاني أن يرجع إلى المكان الذي أتى منه أو أن يسير إلى ثغر من الثغور فيكون رجلا من المسلمين، له ما لهم وعليه ما عليهم، أو أن يأتي أمير المؤمنين يزيد فيضع يده في يده، فيرى فيما بينه وبينه رأيه، وفي هذا [لكم] رضى و للأمة صلاح – الارشاد ج 2 ص 87 ، الطبری ج 5 ص 389

تذكر: اينكه امام همه موارد فوق را مطرح كرده باشند ، جاي بحث دارد كه هدف اين مقاله نيست ، بلكه بحث بر سر تلاشهاي امام براي جلوگيري از جنگ است .


23- أَلا و إني أظن يومنا من هَؤُلاءِ الأعداء غدا، أَلا و إني قَدْ رأيت لكم فانطلقوا جميعا فِي حل، ليس عَلَيْكُمْ مني ذمام، هَذَا ليل قَدْ غشيكم، فاتخذوه جملا ... ثُمَّ ليأخذ كل رجل منكم بيد رجل من اهل بيتى، تفرقوا فِي سوادكم ومدائنكم حَتَّى يفرج اللَّه، فإن القوم إنما يطلبوني، ولو قَدْ أصابوني لهوا عن طلب غيري . الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 )

24- أَمَّا بَعْدُ، فإني لا أعلم أَصْحَابا أولى وَلا خيرا من أَصْحَابي، وَلا أهل بيت أبر وَلا أوصل من أهل بيتي، فجزاكم اللَّه عني جميعا خيرا . - الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 )

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/631
❤11
VC_240325_152902
Samsung VP2
❇️عاشورا میان تاریخ و روایت

🗣دکتر رسول جعفریان

8 محرم، 13 تیر 1404- کانون توحید

📡@andisheqalam
❤4
عاشورا میان تاریخ و روایت

استاد دکتر #رسول_جعفریان:

#منابع_تاریخی در مورد واقعه عاشورا، تعداد محدود ‌و انگشت شماری است که تا #قرن_سوم نوشته شده است.

ما در تاریخ #دو‌_رویکرد داریم:

یکی نگارش #اصل_وقایع بدون مداخله و جانبداری و قضاوت که اصطلاحا تاریخ واقع گرا نامیده می شود.

در مقابل، #تاریخ_تفسیری داریم که وقایع خاص گزینش و همراه با جهت گیری و تفسیر خاص ارائه می‌شود که اصطلاحا #روایت نامیده می‌شود.

البته برخی معتقدند تاریخ واقع گرا نداریم و همه کتب و اسناد تاریخی، دارای جهت گیری و قضاوت و جانبداری است

در مقابل، برخی معتقدند تاریخ متعلق به گذشته است و روایت معنا ندارد، بلکه تاریخ مجموعه همین روایتها از گذشته است.

اما نظر سومی هم وجود دارد که #تاریخ ترکیبی است از وقایع تاریخی و روایت مورخین، یعنی هم روایت، هم وقایع و باید بصورت علمی تصویری که از منابع تاریخی بدست می‌آوریم، پالایش و تصحیح شود تا به وقایع گذشته پی ببریم.

در مورد واقعه #عاشورا هم اگر #روضه خوانی را یک #هنر بدانیم، متوجه می شویم با یک #روایت مواجه هستیم، اگر هم گریه هم می کنیم باید بدانیم با یک روایت مواجه هستیم نه صرفا وقایع تاریخی، اما باید این روایت ارتباط و نسبت خود را با واقعیت حفظ کند.
اگر داستان و حکایت بر کلیت واقعه غلبه کند، #تحریف رخ می‌دهد، اما اگر پیام اخلاقی و چارچوب های کلی وقایع حفظ شود، این روایت در قالب روضه و ذکر مصیبت می تواند با مخاطب ارتباط عاطفی و مثبت برقرار کند.

علاوه بر تاریخهای مذهبی و قدسی، تاریخ های ملی گرا هم گرایش دارند و آنها هم بخشی از وقایع را قربانی جهت گیری در روایت می کنند، مثلا جنگ جهانی اول تحت تاثیر ملی گرایی و نژادپرستی شکل گرفت.

بنابراین باید #پیش_فرض های هر روایت را بدانیم تا بتوانیم آن روایت را درست تحلیل کنیم.

ایدئولوژی هم روایت منطبق با جهت گیری خود تولید می‌کند، مانند روایت تاریخی که مارکسیستها ارائه دادند.

#مسلمانان وقتی #اندلس را گرفتند، #جنایتهای فراوانی در آن کردند و فتوحات با ظلم و ستم زیادی همراه شد، اما این ظلم و ستم‌ها کجای منابع تاریخی ماست؟

#مغول هم در کنار ظلم و ستم، افقهای #مدرنی گشود، اما این جنبه مثبت در روایت ما دیده نمی شود.

مثلا کتاب فتوح الشام که حدود دویست سال قبل چاپ شده، به وقایع فتوحات پرداخته و خیلی از روایتها آمده که سند ندارد.

هرچه #جلوتر می‌آییم، در #منابع تاریخی این #اسناد ضعیفتر می شود و جنبه روایی و داستانی بیشتر می شود.

مثلا کتابهای ابوالحسن بکری که در اهل سنت رواج زیادی دارد، کاملا دارای جنبه داستانی و روایتگرا هستند.

در مورد واقعه #عاشورا، منابع مستندی مانند #مقتل ابی مخنف و .... وجود دارد و برخی هم جنبه روایی و داستانی دارند.

در اهل سنت، رسم مولد النبی هست و هزاران متن وجود دارد که هر سال  در ایام ولادت پیامبر خوانده می شود و کاملا جنبه داستانی دارد.

از زمان #خلیفه دوم، #قصه خوانی رواج یافت، کم کم قصه خوانی به روایت و #داستان سازی منجر شد که امیرالمومنین و حسنین با آن مخالف بودند. محدثین هم با قصه خوانها مخالف بودند، چرا که کمی از واقعیت با داستان فراوان آمیخته می شود.

#روضةالصفا و #ناسخ_التواریخ از این جمله کتابهای داستان است که در منازل شیعیان هست.

اما کتاب ابی مخنف، مستند است، تاریخ طبری و طبقات ابن سعد و اخبار دینوری، از جمله منابع تاریخی است که جنبه وقایع نگاری بر روایت غلبه دارد

البته یک نسخه جعلی از کتاب ابی مخنف رواج داشت تا اینکه شیخ عباس قمی آن را کشف کرد و نشان داد نسخه درست کتاب ابی مخنف در تاریخ طبری است که در میان شیعیان رواج نداشت.

در مقابل #فتوح ابن اعثم، کتابی روایی، داستانی و جذاب است که وقایع را با هنر آمیخته است.

فتوح ابن اعثم در سال ۵۹۶ به فارسی در تایباد توسط اهل سنت ترجمه شد و مقتل الحسین خوارزمی که اساس روضه های امروز است، احتمالا ترجمه عربی از نسخه فارسی فتوح ابن اعثم است.

در این کتاب جزئیات و عدد و رقم زیادی هست که قابل تردید است و #وصیت امام حسین به محمد #حنفیه هم فقط در این کتاب آمده است.

این کتاب با جهت گیری شیعه کوفی است، عثمان را قبول ندارد و امیرالمومنین را در حد پرستش قبول دارد، ۱۳۴ صفحه این کتاب راجع به عاشوراست و عبارتهای لهوف سید بن طاوس ظاهرا از ترجمه فارسی این کتاب برداشت شده است.

این کتاب خیلی عاطفی و تراژیک است و استناد تاریخی ندارد، اما بسیار در ایران اثرگذار است.

https://t.me/beshnofekrkon/2842
❤6👍4👏1
#انسانها در #اندیشه، #آرزو و #احساسات خود #تنهایند.

برجسته ترین #ویژگی تاریخی بشر که از آغاز تا همیشه، جریان داشته، #تنهایی اوست که هر چه در این روند زمان، رو بسوی آینده تر رفته، علیرغم خلق و تولید وسایل ارتباطی بیشتر و پیشرفته تر، حس #تنهایی بیشتری بر او مستولی شده است.

هر روزه اگر چه از #جمعهای خانوادگی کم می شود ولی علیرغم تعدد #جمعهای مجازی و حقیقی صنفی و ملی و حتی پارتیها و کنسرتها نیز او را از این #تنهایی و #ملال رها نکرده است.

حتی آنگاه که او در #جمعی و یا حتی با دوستی سخن می کند؛
که آنهم بدلیل #ناتوانی کلمات در انتقال مقصود واقعی گوینده و نیز احتمالا ضعف خود گوینده در کاربرد #زبان، معلوم نیست چه به #مخاطب القا می شود و چه بسیار که جز #تفسیر شنونده از حال و کلام گوینده، چیزی در آن وسط حاصل نمی شود !

و اینجاست که دوباره قطعه دیگری از #پازل_تنهایی او تکمیل شده و او را هر چه بیشتر در دشت بی منتهای هستی، #حیرانتر و تنهاتر رها می کند. 1

و همه اینها منتج به این معناست که به هیچ کس و هیچ چیزی از جنس #نامانای دنیای فانی آویزان نشده و #امید به آنهایی که خود از جنس همین غافله تنهایانند نبندد. 2

#زندگی را با #گلایه از نبودن و نداشتن همان ناماندنیها و یا خوشباشیهای ناشی از داشتنهایی که نخواهند ماند، به #هدر نداده و چنان زندگی کنیم که گویی در #جاده ای یکطرفه قرار داریم که چاره ای جز رفتن نیست. 3

نه فکر #جنگیدن برای #تصاحب چیزی را در سر بپرورانیم و نه #انزواگونه در حاشیه زندگی کنیم.

#اتفاقات هر لجظه را چون #سرعت گیرهای راه و یا #هشدارهای هشیاری بخش بپذیریم و از آنها #عبور کنیم و بگذاریم زندگی همانگونه که هست در ذهن ما نیز جریان یابد.

#زیرنویسها :

1- و لقد جئتمونا فرادي كما خلقناكم اول مرة و تركتم ما خولناكم وراء ظهوركم و ما نري معكم شفعاءكم الذين زعمتم انهم فيكم شركاء لقد تقطع بينكم و ضل عنكم ما كنتم تزعمون – انعام 94

2- الزهد کله بين کلمتين من القرآن قال الله سبحانه- لکيلا تاسوا على‏ ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم (حدید 23) - و من لم ياس على الماضي و لم يفرح بالآتي- فقد اخذ الزهد بطرفيه - حکمت 439

3- الدنيا دار ممر لا دار مقر - حکمت 133

محمد صالحی – 10/9/98

☄ https://t.me/beshnofekrkon/1878
👍8❤3👏2
🔴 «فریاد #انسانیت از #پشت_میله‌ها»
فداکاری زندانیان در شب انفجار اوین

💢 خانم #دکتر_مکرمی، پزشک متخصص بیماری‌های عفونی که در جریان اصابت #موشک به زندان اوین دچار #جراحت شدید شد، در متن اینستاگرامی خود نوشت که این #زندانیان بودند که با وجودی که می‌توانستند بروند( #فرار کنند) ماندند و جان او را #نجات دادند.

📌 چه کسانی نجاتم دادند؟ زندانیان؛ همان‌هایی که روزی #درمانشان کرده بودم.
مرا به گوشه دیوار کشاندند، نیمه جان بودم. برایم آب آوردند، پتو آوردند، پایم را آتل بستند. خون‌های صورتم را پاک کردند، شیون می‌کردند و مرا در برانکارد گذاشتند، #ترسیده بودم، گفتم منو تنها نگذارید.
صدایی گفت: تو آبجی ما هستی، معلومه که #تنهات نمی‌ذاریم. می‌توانستند بروند، ولی نرفتند، کمکم کردند، نجاتم دادند.‌

تشکر ویژه از زندانیانی که نجاتم دادند و نامشان را نمی‌دانم و تشکر از دکتر موحدی که تنهایم نگذاشت.

پ.ن:..و یوثرون علی انفسم ولو کان بهم خصاصه.. فاولئک هم المفلحون حشر ۹

.. و دیگران را بر خود ترجیح میدهند، گرچه خود بیشتر به آن نیازمندند .. پس اینان رستگارانند.

#رستگاری بهمین سادگیست، #ریشها و #ادعاها را رها کنید.

@beshnofekrkon
❤36
همه #کارهای ما در این عالم، #دلبری برای صید #مشتریست.

آن #مشتری که هر لحظه ممکن است در یک اتفاق، یا #محو شود و یا ارتباطش قطع گردد.

مثال ملموس این فرایند، در #جنگ اخیر اتفاق افتاد که آن همه #بازاریابی ها در اینترنت و شبکه های مجازی و #دلبری برای افزودن مشتریها و به نمایش گذاشتن چهره ای قابل تمجید از خود در یک آن با #قطع اینترنت، در هم فرو ریخت.

و نشان داد که #همه چیز، #هیچ اندر هیچ است و #تنهایی، اصیلترین خاصه وجود.

پس چرا مدام درگیر #سبکی از زندگی، پوشش، تعلیم و تعلم و .. هستیم که فقط در #آئینه دیگران زیبا دیده بشوند؟

اما نمی بینیم #آیینه هایی که مدام یا در حال #شکستنند و یا در تغییر زاویه دید،

و آنگاهست که همه #دکور صحنه ای که برای #نمایش خود ساخته ایم همچون #دخمه ای می شود بدون عبور هیچ #رهگذری؟

و آنجاست که #تنهایی_وجودی خود را با تمام وجود لمس کرده و البته چون #سرمایه ای درونی برای خود نیندوخته ایم و #منبع_انرژی آنرا فعال نکرده ایم، بزودی چون #گلی پژمرده شده و به کوچکترین وزش بادی فرو خواهیم ریخت.

محمد صالحی - 29/3/1404

https://t.me/beshnofekrkon/2844
❤7👍6🍓2
📚 دوره فشرده آکادمیک عرفان اسلامی ✨
(سیری در مهم‌ترین موضوعات عرفان اسلامی با حضور اساتید برجسته بین‌المللی از جمله دکتر سید حسین نصر و الیور لیمان و کارل ارنست و...)

🖥 نوع دوره: آنلاین در پلتفرم زوم
🌐 زبان دوره: انگلیسی
🖇 تعداد جلسات: ۱۶ جلسه | ۳۰+ ساعت
📆 زمان دوره: ۱۳ مرداد تا ۱ شهریور
🎓 همراه با گواهی پایان دوره

🔻 ثبت‌نام و ارسال رزومه:
https://hekmat.academy/islamic-mysticism/

🔴 ۹۰٪ تخفیف با ظرفیت محدود
#عرفان_اسلامی

📲
با ما همراه باشید:‌
تلگرام I  اینستاگرام  I  ایتا I  آپارات
👍2👏2😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شرم باد بر #شهوت پرستان #قدرت و #ثروت و #مدعیان دینی نجات بشر که جهان را برای بیشمار بیگناهان بی پناه، آخر کرده اند و نامش را #آخر_الزمان گذاشته اند..

چه آنها که بنام #یهود_صهیونی، ایدئولوژی جنایت را تقدیس کرده و انسان می کشند.

و چه آنها که بنام آماده سازی #مقدمات_ظهور، بهانه برای هر جنایتی را به آن صهیونیست داده و خود نیز به هر راه که می توانند کمر مردم را خرد کرده اند.

و #نتیچه هر دو چیزی نبوده جز #حرام کردن زندگی بر مردمان بی دفاعی که اصلی ترین #حق بشریشان به فنا رفته و این روزها هزاران بار می میرند و زنده می شوند و جز #اضطراب_مرگ و رها شدگی نمیابند.

محمد صالحی ۱۴۰۴/۵

https://t.me/beshnofekrkon/2518
❤19😭12👍7😢2👏1
🔴مدرنیته و افول تاب‌آوری: نقدی بر عاطفه‌گرایی نوین

✍️ مصطفی ملکیان

🔹 برخی از اندیشمندانی که در حوزه تاریخ تفکر فعالیت دارند، به نکته‌ای مهم اشاره کرده‌اند:
بی‌تردید انسان پیشامدرن، در برابر درد و رنج، بسیار بی‌دفاع‌تر از انسان امروزی بود؛ اما هرچه انسان‌ها به‌سوی مدرنیته حرکت کرده‌اند، آستانه تحمل رنج و دردشان نیز کاهش یافته است.

🔹به بیان دیگر، مثلاً سردردی را که پدر من ممکن بود یک روز تمام تحمل کند، من حتی نیم ساعت هم تاب نمی‌آورم.
امروزه گاهی حتی با احساس مقدمات درد، بی‌درنگ به سراغ قرص و مسکن می‌رویم. یعنی دیگر توان یا میل تحمل درد و رنجی حتی کوتاه‌مدت را هم نداریم.

🔹 این وضعیت، نمود روشنی از گرایشی‌ست که من از آن با عنوان "عاطفه‌گرایی" (sentimentalism) یاد می‌کنم؛ البته این تعبیر خاص من نیست و در اخلاق نیز بسیار به کار رفته است.

🔹 عاطفه‌گرایی یعنی توجه افراطی به درد و رنج‌های فوری و ناتوانی در تحمل آن‌ها به امید بهره‌مندی از لذت‌های عمیق‌تر یا متعالی‌تر.

🔹 در گذشته چنین نبود. ممکن است بگویید چون مردمِ آن زمان مسکن نداشتند، ناگزیر درد را تحمل می‌کردند. این درست است، اما فقط بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد.

🔹 آنان می‌توانستند درد را تحمل کنند، چرا که (به‌درستی یا نادرستی) باور داشتند که این رنج‌ها نتایج مثبتی در پی دارد.
در زندگی انسان مدرن، دیگر مفاهیمی چون آزمایش الهی وجود ندارد؛ در گذشته، بسیاری از دردها را با این تلقی تحمل می‌کردند که در حال آزمایش شدن‌اند.

🔹مفهوم مکافات نیز دیگر جایگاهی ندارد. در سنت، رنج‌ها گاه مکافات اعمال پیشین تلقی می‌شدند.
همچنین باور داشتند که گاهی خداوند برای اینکه انسان‌ها قدر نعمت‌ها را بدانند، آنان را به رنجی گرفتار می‌کند:

"قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید."



🔹 یکی دیگر از باورهای رایج این بود که گاهی خداوند با رنج دادن به انسان، می‌خواهد توجه او را به سوی خویش جلب کند.

🔹 در مجموع، انسان سنتی برای رنج‌های خود شش یا هفت توجیه معنایی در اختیار داشت؛ اگر یکی کارساز نبود، دیگری او را آرام می‌کرد.
اما انسان مدرن از همه این نظام‌های معنابخش محروم مانده است — و همین کار را برای او دشوارتر کرده است.

🔹 اگر با خودمان صادق باشیم، وقتی خود را با پدربزرگ و مادربزرگ‌هایمان مقایسه می‌کنیم، درمی‌یابیم که نوعی حکمت و درک ژرف‌تر از هستی در آنان بود که ما با همه تحصیلات و کتاب‌خوانی‌هایمان، فاقد آن هستیم.

🔹 مثلاً آنان در برابر داغ فرزند، چنان آرامش و طمأنینه‌ای از خود نشان می‌دادند که ما حتی در برابر سرماخوردگی ساده فرزندمان هم نشان نمی‌دهیم.
آن جزع‌وفزع‌ها و آشفتگی‌های سریع در آنان نبود، زیرا نظامی توجیهی را پذیرفته بودند و با آن زندگی می‌کردند.
به همین دلیل، عاطفه‌گرا نبودند.

➖جزوه گریز معنوی

@mostafamalekian

https://t.me/beshnofekrkon/2851
❤8👍8👎1
🌍 نمایه دوره بین‌المللی عرفان اسلامی (به زبان انگلیسی)

🧠 شامل ۱۷ جلسه با حضور اساتید برجسته‌ای چون:
🔸 دکتر سید حسین نصر
🔹 دکتر کارل ارنست
◽️ دکتر محمد لگنهاوزن


💬 همراه با گروه تخصصی برای گفت‌وگو و تبادل علمی با شرکت‌کنندگانی از کشورهای مختلف

🎓 گواهی پایان دوره به زبان انگلیسی، به صورت مشترک با دانشگاه فردوسی مشهد

🔗 صفحه دوره:
https://hekmat.academy/islamic-mysticism/

#عرفان_اسلامی
📲 با ما همراه باشید:‌
تلگرام I  اینستاگرام  I  ایتا I  آپارات
❤3👎1
«این‌ها را به مردم نگویید»
#جنگ برای #ظهور امام زمان

جعفر شیرعلی نیا

عملیات پرتلفات خیبر در اسفند62 صحنه‌های وحشتناکی داشت که ذهن برخی از فرماندهان را به‌شدت گرفتار سوال‌هایی اساسی درباره‌ی مدیریت جنگ کرد. دستواره از فرماندهان ارشد لشکر 27 سپاه گزارش‌های تلخی از این عملیات دارد که در کتاب «دستواره سخن می‌گوید» آمده است. او می‌گوید: «ایمان و توکل و باورهایی از این دست یک‌ طرف، تدبیر و تدبر و اندیشه و اصول هم یک طرف... در عملیات خیبر هیچ تاکتیک و اصول عملیاتی نداشتیم تا بتوانیم مقاومت کنیم.» او در روایت خود به مقاطعی از عملیات اشاره می‌کند که فضا برای جنگیدن و پیشروی به 30سانتی‌متر می‌رسید یعنی نفر پشت سر، وقتی می‌تواند به‌سوی دشمن تیراندازی کند که نفر جلویی‌اش بر زمین بیفتد. او بارها تاکید می‌کند با وجود آن‌که می‌دانسته عملیاتِ نیروهایش به نتیجه نمی‌رسد به دلیل دستور از بالا عملیات را ادامه داده و حتی وقتی در میانه‌ی عملیات دلایلش را برای هاشمی رفسنجانی توضیح داده، هاشمی به او گفته است: «حتی اگر هزار شهید هم بدهید باید راه را باز کنید. اسلام را به خفت نیاندازید. بلند بشوید بروید. توکل کنید، ان‌شاالله راه باز می‌شود.» دستواره پس از اشاره به جمله‌ی هاشمی می‌گوید: «قضیه را با اصول عملیاتی بررسی كردیم و متوجه شدیم روی اصول عملیاتی نمی‌شود حساب كرد. از آن طرف جنگ ما جنگ عقیدتی است و ما تابع دستوریم. آقای رفسنجانی هم نماینده‌ی تام‌الاختیار حضرت امام است.»
ادامه‌ی گزارش‌ها چنان تلخ است که گمان می‌رود این فرمانده دیگر نمی‌تواند در عملیاتی مشابه شرکت کند.
گره زدن مسایل دینی و اعتقادی به جنگ، تاثیر زیادی در ترغیب فرماندهان به ادامه‌ی جنگ داشت. حدود دوماه پس از گزارش‌های تلخ و انتقادهای او از روند عملیات خیبر، وی در جمع نیروهای لشکر در یک پادگان آموزشی در کرج سخنرانی می‌کند و به سخنان محلاتی نماینده‌ی ولی فقیه در سپاه اشاره می‌کند: «خدا شاهد است وقتی سخن ایشان را شنیدم، بدنم لرزید... ایشان با دلایل و روایات و احادیث ثابت کردند که برای ظهور امام زمان باید زمینه فراهم شود...» دستواره ادامه می‌‍‌دهد: «اگر امروز ماموریتی را که خداوند بر عهده‌ی ما گذاشته انجام دهیم و بجنگیم، زمینه‌ی ظهور امام زمان و زمینه‌ی عدل و داد و حکومت حقه‌ی اسلام فراهم می‌شود. اگر نجنگیم و سستی کنیم، زمینه‌ی حکومت کفر و استکبار را فراهم كرده‌ایم.»
در این شرایط حتی فکر کردن به پایان جنگ فکری خیانت‌آمیز خواهد بود و صلح کلمه‌ای منفور. به جایگاه کلمه‌ی صلح در مکالمه‌ی دو فرمانده ارشد سپاه در سال 64 در بحث‌های تصمیم‌گیری برای عملیات والفجر 8 توجه کنید:
غلامعلی رشید با اشاره به كمبودها می‌گوید عملیات موفق نمی‌شود و به سرنوشتی مانند عملیات بدر دچار می‌شود. شمخانی می‌گوید: پس تو می‌گویی برویم صلح كنیم؟ رشید: من می‌گویم ١٥٠گردان می‌خواهم. به من بدهید می‌جنگم. شما می‌گویید نمی‌دهم لذا صلح می‌شود...
به نظر می‌رسد «ادامه‌ی جنگ به هر قیمت» تا آخرین ماه‌های جنگ در ذهن بسیاری از فرماندهان جا گرفته بود. 27فروردین67 محسن رضایی در جمع فرماندهان منطقه‌ها و ناحیه‌های سپاه در باختران(کرمانشاه) سخن می‌گفت. چند ماهی از رسیدن برد موشک‌های عراق به تهران و حدود یک ماه از حمله‌ی شیمیایی ارتش عراق به حلبچه می‌گذشت. او می‌گفت که جنگ شهرها شدیدتر خواهد شد و «تا پایان امسال پیش‌بینی می‌شود دشمن، خراسان، کرمان و همه‌ی شهرهای ایران را زیر موشک ببرد و این مطلب جدی است و احتمالا ممکن است بمب شیمیایی بزند. این‌ها را برای مردم نگویید، برای خودتان که بفهمید جنگ جدی است و ادامه دارد» او توضیح داد که با این حمله‌ها سازماندهی اجتماعی به هم می‌ریزد. اقتصاد به هم می‌ریزد؛ «مغازه‌هایی که 9سال وقت برد و زحمت کشیده شد دگرگون می‌شود و سرجایش نمی‌ماند. تمام این‌ها به هم می‌ریزد.»(روزشمار جنگ، مركز تحقیقات جنگ سپاه، جلد54، ص966)
فردای این روز به ناگاه تمام معادلات نظامی جنگ تغییر کرد. عراق در حمله‌ای قدرتمندانه فاو را پس گرفت و پس از آن، ایران پشت سر هم در جبهه‌ی نظامی شکست خورد. بعد از شكست‌ها، نامه‌ها و گزارش‌هاي بسياري به امام رسيد. رضایی نیز در نامه‌ای امکاناتی خواست که امام از آن نامه با عنوان «تکان‌دهنده» ياد کرد. هرچند او نوشته بود که همچنان باید جنگید اما امام درباره‌ی این حرف او نوشت: « با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست.»
سه ماه بعد از سقوط فاو، قطعنامه پذيرفته شد. شاید اگر این شکست‌هایِ میدانِ نبرد نبود و ناتوانی نیروهای نظامی برای ادامه‌ی جنگ آشکار نمی‌شد، جنگ باز هم ادامه پیدا می‌کرد.

( از یادداشت های کتاب توقیف شده نکته های تاریخی است، فایل نکته های تاریخی را از پیام سنجاق شده در کانال دانلود کنید.)

@jafarshiralinia

https://t.me/beshnofekrkon/2850
😢11❤3👍2
« #طلاق با #موهای_سفید» آرام‌آرام از راه می‌رسد۱


▪️▪️فردین علیخواه

🔺بی‌تردید برای شما هم پیش‌آمده که در شبکه‌های اجتماعی عکسی از دو سالمند (اغلب از اجتماع روستایی) ببینید که متبسّم و خوشحال به همدیگر محبت می‌ورزند. معمولاً در توضیح این‌چنین عکس‌هایی، از عشق و وفاداری در سنین بالا تجلیل، و در ادامه چند سطر ایموجیِ دست‌زدن و قلب قرمز در زیر عکس ردیف می‌شود. این نوع عکس‌ها کم نیستند، ولی گویا در شهرها روند خزنده‌ای در حال افزایش است و آن؛ طلاق در بین افراد پا‌به‌سن‌گذاشته است.

🔺جامعه‌شناسان از این پدیده به‌عنوان طلاق با موهای سفید (gray divorce) یا طلاق با موهای نقره‌ای (silver divorce) نام می‌برند. جالب آنکه کلمه gray پیر و ناامید هم معنی می‌دهد؛ ولی در اینجا بیشتر به موهایی اشاره دارد که با افزایش سن رو به سفیدی نهاده است. حالا کم‌کم متوجه می‌شویم که چرا در سوگندی که زوج‌ها در برخی کشورها در مراسم ازدواجشان می‌خوانند کلمه «تا آخر عمر» یا «تا هنگام مرگ»  وجود دارد. شواهد نشان می‌دهد هستند کسانی که در پارت (شاید) سوم عمرشان با گیسوان سپید و صورتی پرچین و چروک که شاهدی بر گذرِ عمر است تصمیمی سخت می‌گیرند و از همراه زندگی خود جدا می‌شوند. من در ادامه سعی می‌کنم به چند عامل بپردازم که به گمانم در بیشترشدن طلاق در سنین بالا نقش دارند.

▫️گسترش شهرنشینی: ماکس وبر، جامعه‌شناس آلمانی معتقد بود که «هوای شهر انسان را آزاد می‌کند». وقتی می‌گویم گسترش شهرنشینی بر وقوع طلاق در سن بالا تأثیر دارد مقصودم پیامدهای اجتماعی زندگی‌کردن در شهر است و نه خودِ زیستن در شهر. زندگی در شهر باعث می‌شود تا افراد بتوانند تا اندازه زیادی «گمنامی» را تجربه کنند. در شهر خیلی‌ها ما را نمی‌شناسند و چشم دروهمسایه مدام بر روی سلوک و رفتار ما نیست. در نتیجه نظارت اجتماعی قوم‌وخویش یا «دروهمسایه» بر ما کاهش می‌یابد. اگر در شهر زندگی می‌کنیم واقعاً چند نفر از همسایگانمان را خوب می‌شناسیم؟ یا بر عکس؛ آنها ما را می‌شناسند؟ زندگی شهری حتی به ما یاد می‌دهد «سرت تو کار خودت باشه» و این آموزه نشانۀ مدنیّت شهری قلمداد می‌گردد. در این شرایط، کمی آسان‌تر می‌توان در زندگی تصمیمات سخت گرفت و مانند اجتماعات کوچک، نگران «آبرو» نبود.

▫️بحران بی‌هدفی مشترک: من در کتاب «از لذت آنی تا ملال فوری» به‌تفصیل درباره این بحران نوشته‌ام. جامعه‌شناسان زمانی از «طلاق با موهای سفید» صحبت می‌کنند که فرزند یا فرزندان خانواده به دنبال زندگی خود رفته‌اند. معمولاً والدینی که در طول زندگی از نوع «هلی‌کوپتری» بوده‌اند یعنی تمام هم‌وغمشان در رسیدگی به فرزندان خلاصه شده است با نبود آنان توجیهی برای بودن در کنار هم نمی‌یابند. زندگی برای آنان به‌شدت فاقد معنا می‌گردد و گویی سوخت لازم برای تداوم حیات از دست رفته است. در این شرایط سندروم آشیانۀ خالی (به تعبیر کنفیلد فیشر در کتاب مادران و فرزندان) به سراغ آنان می‌آید و در نتیجه بحران بی‌هدفی مشترک سر باز می‌کند. حلقه‌ای که مایه اتصال آنان بود(فرزندان) دیگر نیست و همین انگیزه برای طلاق را بیشتر می‌کند. گویی پروژه مشترک به پایان رسیده و هنگام خداحافظی است. برخی والدین در این وضعیت حتی از نظر هویتی دچار بحرانی طاقت‌فرسا می‌شوند: «اکنون من چه‌کاره هستم؟» یکی از دلایل دخالت والدین ایرانی در زندگی فرزندان حتی پس از ازدواج، به گمان من، شاید یافتن پاسخی برای همین پرسش ساده و پیش‌پاافتاده باشد.

▫️ظهور فردیت به‌تعویق‌افتاده: پس از رفتن فرزندان از خانه، و در پی آن تنها شدن والدین، فکر و خیال به سراغ آنان می‌آید. برخی از والدین به کندوکاو و به زبان ساده‌تر؛ شخم‌زدن زندگی خود می‌پردازند چرا که در موقعیت جدید فرصت برای اندیشیدن به خویشتن بیشتر می‌شود. آنان سعی می‌کنند به این پرسش پاسخ دهند که «آیا من از زندگی در کنار او واقعاً خوشحال بودم یا برای دلخوشی و رضایت فرزندانم تظاهر به خوشحالی می‌کردم؟» برخی از آنان پاسخ مأیوس‌کننده‌ای به این پرسش می‌دهند. احساس می‌کنند فردیتشان در پارت دوم زندگی (بودن در کنار شریک زندگی) نابود شده است. در نتیجه تصمیمی سخت می‌گیرند. فردیتی که برای قوام و ثبات خانواده کنار گذاشته شده بود حالا مجال بروز می‌یابد و آرام‌آرام این احساس شکل می‌گیرد که جدایی به معنای رهایی است و باید فردیتی نو ساخت: «من خوشحال نبودم؛ ولی بعدازاین می‌خواهم آدم خوشحالی باشم».

ادامه مطلب در صفحه بعد👇🏽👇🏽👇🏽

https://t.me/beshnofekrkon/2868
❤5