در نگاه اسلام ، حاكميت سياسي جامعه ، امري آسماني نيست . @beshnofekrkon
عدم جواز شهادت ثالثه در اذان و اقامه ( اشهد ان علیا ولی الله )
• شیخ صدوق : ( من لایحضره الفقیه ج 2 )
شهادت ثالثه از مجعولات غلات و مفوضه است .
• فیض کاشانی : ( مفاتیح الشرایع ج 1 ص 118 )
گفتن شهادت ثالثه کراهت دارد .
• مرحوم صادقی تهرانی : (http://albalaq..com )
شهادت ثالثه جزء اذان و اقامه نیست بلکه بدعت بوده و قصد رجاء هم دربارة آن جایز نیست .
• استاد کدیور : ( ۲۳ فروردین ۱۳۹۲ )
شهادت به ولایت علی بن ابیطالب (ع) در عین حق بودن جزء اذان نیست، و ادای آن به عنوان جزء اذان ، تشریعی حرام و بدعتی باطل است ، ادای آن به قصد رجاء نیز پذیرفته نیست.
محمد صالحی – 18/4/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• شیخ صدوق : ( من لایحضره الفقیه ج 2 )
شهادت ثالثه از مجعولات غلات و مفوضه است .
• فیض کاشانی : ( مفاتیح الشرایع ج 1 ص 118 )
گفتن شهادت ثالثه کراهت دارد .
• مرحوم صادقی تهرانی : (http://albalaq..com )
شهادت ثالثه جزء اذان و اقامه نیست بلکه بدعت بوده و قصد رجاء هم دربارة آن جایز نیست .
• استاد کدیور : ( ۲۳ فروردین ۱۳۹۲ )
شهادت به ولایت علی بن ابیطالب (ع) در عین حق بودن جزء اذان نیست، و ادای آن به عنوان جزء اذان ، تشریعی حرام و بدعتی باطل است ، ادای آن به قصد رجاء نیز پذیرفته نیست.
محمد صالحی – 18/4/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
توجه شود که ارایه نظرات فقهی در کانال به منزله تایید و یا رد چیزی نبوده ، چرا که تخصصی است .
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 1
*** مقدمه
وقتی خداوند ، هستی را بنا نهاد ، عقل را پایه های آن قرار داد .
آنجا که پیامبر(ص) می فرماید :
" اول ما خلق الله العقل ." 1
و وقتی ، انسان را خلق کرد ، با نفخ روح خود در وجود او 2 و تعلیم اسمای خود 3 که اساس سیر تکاملی هستی را نمایندگی می کردند ، با ابزاری به نام گوهر عقل ، به دنیای زمینی فرستاد 4 و از او خواست که پیوند خود را با هستی ، از مسیر عقل برقرار و مستحکم کرده و راه تا اوج خدایی شدن را بپیماید .
*** اعتقادات ، تقلید یا تحقیق
این انسان ، در طول تاریخ خود ، از زمان هبوط به دنیای زمینی تا زمان اکنون ، همیشه در تلاش برای پاسخ به دو نیاز اساسی مادی و نیازهای بنیادین روحی خود ، بسر برده و وقتی ، این گذر تاریخی را محققانه بررسی می کنیم ، تقسیم افراد انسانی را به دو گروه عمده زیر می یابیم :
1- آنها که در پاسخ به نیازهای روحی و سوالهای هستی شناسی خود ( که همان اساس دین را تشکیل می دهد ) ، فقط بدنبال پاسخ پدران و گذشتگان و بزرگان خود و جامعه رفته و از آن تقلید و تبعیت کرده اند .
آنجا که خداوند می فرماید :
" و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و کبراءنا فاضلونا السبيلا " 5
" و مىگويند : پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کرديم و ما را گمراه ساختند! "
این گروه ، با فراموش کردن فهم عقلانی، گوهر عقل وجود خود را به کناری نهاده ،در لابلای اعتقادات تقلیدی خود ، دفن کردند .
و از آنجا که می دانند ، هر لحظه ممکن است مورد سوال و مواخذه درباره اعتقاداتشان ، که همه نیز عاریتی اند و خود سهمی در یافتن آنها نداشته اند ، قرار گیرند ، به جای رفتن بسوی فهم عقلانی ، سعی در بالا بردن مقام و شان آنهایی می کنند که خود را مرهون و مدیون اعتقادی آنها می دانند .
آنجا که خداوند می فرماید :
"واذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل الله و الى الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه اباءنا او لو کان اباؤهم لا يعلمون شيئا ولا يهتدون." 6
" و هنگامى كه به آنها گفته شود: « به سوى آنچه خدا نازل كرده، و به سوى پيامبربياييد!»،
مىگويند: «آنچه از پدران خود يافتهايم، ما را بس است! » آيا اگر پدران آنها چيزى نمىدانستند، و هدايت نيافته بودند (باز از آنها پيروى مىكنند )؟! "
و در این راه ، کرامات و امتیازاتی را برای بزرگان و راهبران دینی خود قائل می شوند که نهایتا به غلو ختم شده و کم کم مقام واسطه خلق و خالق و در نهایت شان ربانی و الوهیت را به آنها عطا می کنند .
2- آنها که پای در مسیر تحقیق و تتبع گذاشته و بنا را بر فهم اعتقادی گذشتگان و متون دینی موجود ، قرار دادند و فهم نوی را از آنها پایه ریزی کرده و گروه اول را به زیر سلطه اعتقادی خود در آوردند .
بسیاری از این گروه ، با سو استفاده از جهالت و روزمرگیهای مادی گروه اول ، خود را در مصدر راهبری دینی جامعه قرار داده و با تفاسیر خودمحور و غیر عقلانی خود ، به تاراج سرمایه های مادی و معنوی جامعه پرداختند .
و البته با هوش سرشاری که داشته و با علم به خصوصیات بارز تقلید و تعصب جاهلی گروه اول ، سعی در استدلال سازیهای بی منطق و خدا انگاری آموزه های خود ، جهت تثبیت عقاید آنها کرده و غلوگونه به شان خدایی خود دامن می زنند .
آنجا که خداوند می فرماید :
" يا ايها الذين امنوا ان کثيرا من الاحبار و الرهبان لياکلون اموال الناس بالباطل و يصدون عن سبيل الله " 7
" " اى کسانى که ايمان آوردهايد! بسيارى از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان ، اموال مردم را بباطل مىخورند، و (آنان را) از راه خدا بازمىدارند! "
و یا عیسی ابن مریم می فرماید :
" ای علمای دین که بر مسند موسی نشسته اید . شما خود را به مردم ، پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از ریاکاری و شرارتید .
وای برشما ای علمای ریاکار دین ! شما برای پیامبران ، مقبره می سازید . ای ماران ! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت ؟ " 8
و یا پیامبر اسلام ( ص ) می فرماید :
" ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین " 9
" منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران . "
و یا کلام دیگر ایشان :
" آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ " 10
" آفت دين سه چيز است : فقيه و عالم بد كار ، پيشواى ستم كار و مجتهد نادان "
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
*** مقدمه
وقتی خداوند ، هستی را بنا نهاد ، عقل را پایه های آن قرار داد .
آنجا که پیامبر(ص) می فرماید :
" اول ما خلق الله العقل ." 1
و وقتی ، انسان را خلق کرد ، با نفخ روح خود در وجود او 2 و تعلیم اسمای خود 3 که اساس سیر تکاملی هستی را نمایندگی می کردند ، با ابزاری به نام گوهر عقل ، به دنیای زمینی فرستاد 4 و از او خواست که پیوند خود را با هستی ، از مسیر عقل برقرار و مستحکم کرده و راه تا اوج خدایی شدن را بپیماید .
*** اعتقادات ، تقلید یا تحقیق
این انسان ، در طول تاریخ خود ، از زمان هبوط به دنیای زمینی تا زمان اکنون ، همیشه در تلاش برای پاسخ به دو نیاز اساسی مادی و نیازهای بنیادین روحی خود ، بسر برده و وقتی ، این گذر تاریخی را محققانه بررسی می کنیم ، تقسیم افراد انسانی را به دو گروه عمده زیر می یابیم :
1- آنها که در پاسخ به نیازهای روحی و سوالهای هستی شناسی خود ( که همان اساس دین را تشکیل می دهد ) ، فقط بدنبال پاسخ پدران و گذشتگان و بزرگان خود و جامعه رفته و از آن تقلید و تبعیت کرده اند .
آنجا که خداوند می فرماید :
" و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و کبراءنا فاضلونا السبيلا " 5
" و مىگويند : پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کرديم و ما را گمراه ساختند! "
این گروه ، با فراموش کردن فهم عقلانی، گوهر عقل وجود خود را به کناری نهاده ،در لابلای اعتقادات تقلیدی خود ، دفن کردند .
و از آنجا که می دانند ، هر لحظه ممکن است مورد سوال و مواخذه درباره اعتقاداتشان ، که همه نیز عاریتی اند و خود سهمی در یافتن آنها نداشته اند ، قرار گیرند ، به جای رفتن بسوی فهم عقلانی ، سعی در بالا بردن مقام و شان آنهایی می کنند که خود را مرهون و مدیون اعتقادی آنها می دانند .
آنجا که خداوند می فرماید :
"واذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل الله و الى الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه اباءنا او لو کان اباؤهم لا يعلمون شيئا ولا يهتدون." 6
" و هنگامى كه به آنها گفته شود: « به سوى آنچه خدا نازل كرده، و به سوى پيامبربياييد!»،
مىگويند: «آنچه از پدران خود يافتهايم، ما را بس است! » آيا اگر پدران آنها چيزى نمىدانستند، و هدايت نيافته بودند (باز از آنها پيروى مىكنند )؟! "
و در این راه ، کرامات و امتیازاتی را برای بزرگان و راهبران دینی خود قائل می شوند که نهایتا به غلو ختم شده و کم کم مقام واسطه خلق و خالق و در نهایت شان ربانی و الوهیت را به آنها عطا می کنند .
2- آنها که پای در مسیر تحقیق و تتبع گذاشته و بنا را بر فهم اعتقادی گذشتگان و متون دینی موجود ، قرار دادند و فهم نوی را از آنها پایه ریزی کرده و گروه اول را به زیر سلطه اعتقادی خود در آوردند .
بسیاری از این گروه ، با سو استفاده از جهالت و روزمرگیهای مادی گروه اول ، خود را در مصدر راهبری دینی جامعه قرار داده و با تفاسیر خودمحور و غیر عقلانی خود ، به تاراج سرمایه های مادی و معنوی جامعه پرداختند .
و البته با هوش سرشاری که داشته و با علم به خصوصیات بارز تقلید و تعصب جاهلی گروه اول ، سعی در استدلال سازیهای بی منطق و خدا انگاری آموزه های خود ، جهت تثبیت عقاید آنها کرده و غلوگونه به شان خدایی خود دامن می زنند .
آنجا که خداوند می فرماید :
" يا ايها الذين امنوا ان کثيرا من الاحبار و الرهبان لياکلون اموال الناس بالباطل و يصدون عن سبيل الله " 7
" " اى کسانى که ايمان آوردهايد! بسيارى از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان ، اموال مردم را بباطل مىخورند، و (آنان را) از راه خدا بازمىدارند! "
و یا عیسی ابن مریم می فرماید :
" ای علمای دین که بر مسند موسی نشسته اید . شما خود را به مردم ، پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از ریاکاری و شرارتید .
وای برشما ای علمای ریاکار دین ! شما برای پیامبران ، مقبره می سازید . ای ماران ! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت ؟ " 8
و یا پیامبر اسلام ( ص ) می فرماید :
" ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین " 9
" منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران . "
و یا کلام دیگر ایشان :
" آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ " 10
" آفت دين سه چيز است : فقيه و عالم بد كار ، پيشواى ستم كار و مجتهد نادان "
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
❤1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 2
*** اما خداوند چه می خواهد ؟
اما آنچه را که خداوند برای بشر پسندیده و اساس حرکت کمالی او خوانده است ، جستجو برای پاسخ به نیازهای روحی و سوالهای اعتقادی و هستی شناسی خود بر اساس اصول مبتنی بر عقل می باشد .
آنجا که خداوند می فرماید :
" فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب . " 11
" پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نيکوترين آنها پيروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند. "
اگر نگاهی اجمالی به تعابیر " القول " و " تبعیت احسن " بیفکنیم ، به ظرایف زیر که شاید به غفلت ، دیده نشده اند برمی خوریم :
• خداوند در برخورد انسان با موضوعات و سوالهای اعتقادی و هستی شناسی خود ، قائل به یک فهم واحد و قرائت رسمی نیست ، بلکه قرائتها ، معرفتها و گفتمانهای مختلف و متفاوت را برمی تابد .
• گفتمانهای مختلف ، زمانی محقق خواهد شد ، که نظریه ها و دیدگاههای مختلف وجود داشته باشد و این نیز زمانی میسر خواهد شد که همگان در یک فضای شفاف ، به تحقیق و تفکر و فهم دور از تعصب و تقلید بپردازند .
• هر کدام از قرائتهای فوق ، در جای خود و بدلیل جهد و تلاش علمی و عقلی صاحب آن ، قابل تقدیر است .
• تبعیت احسن ، زمانی میسر خواهد شد ، که انسان از قوه و استعداد بررسی اقوال و آرا و قرائتهای مختلف برخوردار باشد و این نیز ، زمانی ممکن است که همه چیز را از مسیر تعقل عبور داده و فهم عقلانی را هدف خود قرار دهد .
• عبارت احسن ، که معنای قرائت بهتر را اراده می کند ، به این معناست که فهم عقلانی که بر اصول علمی استوار می باشد ، بدلیل آنکه علم در طی زمان ، همواره در حال رشد و شکوفایی و تغییر می باشد ، لاجرم ، فهم عقلانی را نیز دچار تغییر و رشد و شکوفایی کرده و در یک پروسه وابسته به زمان ، همواره ، فهمی متفاوت از قبل ( که باید بهتر و قابل استدلال تر باشد ) را سبب خواهد شد و تبعا هیچ فهم و یا قرائتی ، مقدس و غیر قابل مناقشه نیست .
• شنیدن قول ، نه به زمان و یا افرادی خاص محدود شده و نه به حد مشخصی از سطح علم و دانایی کسی تخصیص زده شده است ، بلکه تمام افراد انسانی که خواهان دریافت نشان و مقام " عباد " از طرف خداوند هستند ، باید در یک فرایند دائمی پرسش و جستجو و استنباط و فهم عقلانی بوده ، هر چند به بالاترین مقامات علمی موجود رسیده باشند .
با عنایت به تفاصیل بالا ، به این اصل اساسی در خلقت می رسیم که خداوند بشر را به مبارزه ای دائمی و تاریخی با سوالهای خود و فهم متون دینی ، به کمک سلاح عقل ، بدون افتادن در چاه تقلید و یا تعصبهای کور جاهلی فراخوانده است .
آنجا که پیامبر (ص) می فرماید :
" اِسْتَرْشِدُوا الْعَقْلَ تُرْشَدُوا، وَ لا تَعْصُوهُ فَتَنْدِمُوا " 12
" از عقل ، ارشاد بخواهید که هدایتتان می کند و از فرمان عقل سرپیچی نکنید که پشیمان می شوید . "
و یا در جایی دیگر می فرماید :
" اَلْعَقْلُ نُورٌ خَلَقَهُ اللّهُ لِلاِْنْسانِ وَجَعَلَهُ یُضیءُ عَلَی الْقَلْبِ لِیَعْرِفَ بِهِ الْفَرْقَ بَیْنَ الْمُشاهَداتِ مِنَ الْمُغَیَّباتِ؛" 13
" عقل نوری است که خداوند آن را برای انسان آفرید و آن را روشنگر قلب (و روح) قرار داد تا در پرتو آن فرق بین آنچه که آشکار است و آنچه که پنهان است را بشناسد. "
و یا امام موسی بن جعفر (ع) می فرماید :
" یا هشامُ! إنَّ لله علیالنّاس حجّتین، حجّةً ظاهرةً و حجّةً باطنةً؛ فامّا الظّاهرةُ فالرّسلُ و الأنبیاءُ و الائمةُ: و أمَّا الباطِنةُ، فَالعقولُ . " 14
" ای هشام خدای را بر مردم دو حجّت و راهنماست. حجتی آشکار و حجتی پنهان؛ حجّت آشکار الهی رسولان، انبیا و ائمه هستند، و حجّت پنهان عقلهاست . "
و از آنجا که عقل انسان در لابلای القائات و روزمرگی های زندگی مادی او مغفول و مدفون می گردد ، خداوند ، پیامبرانش را برای شکوفایی و کشف و پرده برداری از گنجینه نهفته درونی انسان که همان عقل است ، فرستاده است .
آنجا که امام علی ( ع ) می فرماید :
" و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول " 15
" خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد ....تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته برانگيزاند . "
محمد صالحي
ادامه دارد
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
*** اما خداوند چه می خواهد ؟
اما آنچه را که خداوند برای بشر پسندیده و اساس حرکت کمالی او خوانده است ، جستجو برای پاسخ به نیازهای روحی و سوالهای اعتقادی و هستی شناسی خود بر اساس اصول مبتنی بر عقل می باشد .
آنجا که خداوند می فرماید :
" فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب . " 11
" پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نيکوترين آنها پيروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند. "
اگر نگاهی اجمالی به تعابیر " القول " و " تبعیت احسن " بیفکنیم ، به ظرایف زیر که شاید به غفلت ، دیده نشده اند برمی خوریم :
• خداوند در برخورد انسان با موضوعات و سوالهای اعتقادی و هستی شناسی خود ، قائل به یک فهم واحد و قرائت رسمی نیست ، بلکه قرائتها ، معرفتها و گفتمانهای مختلف و متفاوت را برمی تابد .
• گفتمانهای مختلف ، زمانی محقق خواهد شد ، که نظریه ها و دیدگاههای مختلف وجود داشته باشد و این نیز زمانی میسر خواهد شد که همگان در یک فضای شفاف ، به تحقیق و تفکر و فهم دور از تعصب و تقلید بپردازند .
• هر کدام از قرائتهای فوق ، در جای خود و بدلیل جهد و تلاش علمی و عقلی صاحب آن ، قابل تقدیر است .
• تبعیت احسن ، زمانی میسر خواهد شد ، که انسان از قوه و استعداد بررسی اقوال و آرا و قرائتهای مختلف برخوردار باشد و این نیز ، زمانی ممکن است که همه چیز را از مسیر تعقل عبور داده و فهم عقلانی را هدف خود قرار دهد .
• عبارت احسن ، که معنای قرائت بهتر را اراده می کند ، به این معناست که فهم عقلانی که بر اصول علمی استوار می باشد ، بدلیل آنکه علم در طی زمان ، همواره در حال رشد و شکوفایی و تغییر می باشد ، لاجرم ، فهم عقلانی را نیز دچار تغییر و رشد و شکوفایی کرده و در یک پروسه وابسته به زمان ، همواره ، فهمی متفاوت از قبل ( که باید بهتر و قابل استدلال تر باشد ) را سبب خواهد شد و تبعا هیچ فهم و یا قرائتی ، مقدس و غیر قابل مناقشه نیست .
• شنیدن قول ، نه به زمان و یا افرادی خاص محدود شده و نه به حد مشخصی از سطح علم و دانایی کسی تخصیص زده شده است ، بلکه تمام افراد انسانی که خواهان دریافت نشان و مقام " عباد " از طرف خداوند هستند ، باید در یک فرایند دائمی پرسش و جستجو و استنباط و فهم عقلانی بوده ، هر چند به بالاترین مقامات علمی موجود رسیده باشند .
با عنایت به تفاصیل بالا ، به این اصل اساسی در خلقت می رسیم که خداوند بشر را به مبارزه ای دائمی و تاریخی با سوالهای خود و فهم متون دینی ، به کمک سلاح عقل ، بدون افتادن در چاه تقلید و یا تعصبهای کور جاهلی فراخوانده است .
آنجا که پیامبر (ص) می فرماید :
" اِسْتَرْشِدُوا الْعَقْلَ تُرْشَدُوا، وَ لا تَعْصُوهُ فَتَنْدِمُوا " 12
" از عقل ، ارشاد بخواهید که هدایتتان می کند و از فرمان عقل سرپیچی نکنید که پشیمان می شوید . "
و یا در جایی دیگر می فرماید :
" اَلْعَقْلُ نُورٌ خَلَقَهُ اللّهُ لِلاِْنْسانِ وَجَعَلَهُ یُضیءُ عَلَی الْقَلْبِ لِیَعْرِفَ بِهِ الْفَرْقَ بَیْنَ الْمُشاهَداتِ مِنَ الْمُغَیَّباتِ؛" 13
" عقل نوری است که خداوند آن را برای انسان آفرید و آن را روشنگر قلب (و روح) قرار داد تا در پرتو آن فرق بین آنچه که آشکار است و آنچه که پنهان است را بشناسد. "
و یا امام موسی بن جعفر (ع) می فرماید :
" یا هشامُ! إنَّ لله علیالنّاس حجّتین، حجّةً ظاهرةً و حجّةً باطنةً؛ فامّا الظّاهرةُ فالرّسلُ و الأنبیاءُ و الائمةُ: و أمَّا الباطِنةُ، فَالعقولُ . " 14
" ای هشام خدای را بر مردم دو حجّت و راهنماست. حجتی آشکار و حجتی پنهان؛ حجّت آشکار الهی رسولان، انبیا و ائمه هستند، و حجّت پنهان عقلهاست . "
و از آنجا که عقل انسان در لابلای القائات و روزمرگی های زندگی مادی او مغفول و مدفون می گردد ، خداوند ، پیامبرانش را برای شکوفایی و کشف و پرده برداری از گنجینه نهفته درونی انسان که همان عقل است ، فرستاده است .
آنجا که امام علی ( ع ) می فرماید :
" و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول " 15
" خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد ....تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته برانگيزاند . "
محمد صالحي
ادامه دارد
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 3
*** پیامهای ابلاغی خداوند در قرآن
با نگاهی اجمالی به پیامهای خداوند در قرآن ، که همگی از ویژگی منحصر به فرد " تبیین " و " ارشاد " برخوردارند ، به موارد زیر می رسیم که انسان را به رویارویی با همه واقعیات هستی و حتی فهم خمیر مایه آن ، که چیزی جز یگانگی خداوند در ذات و افعال و صفات نیست ، به کمک ابزار عقل می خواند .
1- خداوند ، تنها اعتقادی را بر می تابد ، که از فهم عقلانی سرچشمه گرفته و بر بصیرت و دانایی استوار باشد .
آنجا که می فرماید :
" قل هذه سبيلي ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشرکين " 16
" بگو : اين راه من است كه من و هر كس كه پيرو من است با بصيرت و بينايى به سوى خدا دعوت مىكنيم و خدا منزه است و من از مشركان نيستم "
2- خداوند آنقدر به بشر و مایه های فهم عقلی درونی او اعتقاد دارد که پیامبرش را از اجبار او به پذیرش اعتقادات دینی برحذر می دارد و تنها وظیفه ایشان را ، یادآوری گنجینه عظیم مدفون شده درونی انسان می داند .
آنجا که می فرماید :
" فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " 17
" پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهندهاى ! - تو سلطهگر بر آنان نيستى که ( بر پذیرش چیزی ) مجبورشان کنى "
3- خداوند به بشر اعلام می دارد که تو اجباری در پذیرش آموزه های دینی پیامبر نداری ، چرا که آنها مسیر رشد و کمال را از گمراهی و انحراف روشن کرده و به تو نمایاندند .
آنجا که می فرماید :
" لا اکراه في الدين - قد تبين الرشد من الغي " 18
" در قبول دين ، اکراه و اجبارى نيست . راه درست از راه انحراف ، روشن شده است . "
4- ای انسان : تو خود هستی که اگر بدنبال یافتن پاسخ صحیح سوالهای خود و گام نهادن در راه کمال می باشی ، هدایت را درون پیامها ی پیامبر خواهی یافت .
آنجا که می فرماید :
" ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم ." 19
" این قرآن ، هدایت برای کسی است که در راه یافتن پاسخ سوالهای خود ، پویاتر و استوارتر گام برمی دارد . "
5- برای رسیدن انسان به فهم درستی از هستی و جایگاه او در آن ، تنها ، خواستن او ، و تلاشش را برای یافتن ، می طلبد .
آنجا که می فرماید :
" و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين . " 20
" و آنهایی که در راه رسیدن به حقیقت تلاش کرده و استوار گام بردارند ، قطعا راه های خود را به آنها نشان خواهیم داد ."
6- بدلیل اعتقاد خداوند به وجود دریچه فهم عقلانی در وجود انسان ، وقتی او را می بیند که خود را به جهالت زده و تابع اعتقادات دیگران گشته ، در جای جای قرآن ، او را مورد عتاب و سرزنش قرار می دهد که : ( بیش از 30 جای قرآن )
" افلا تعقلون ؟ " - " چرا ابزار عقل خود را بکار نمی برید ؟"
" افلا یتدبرون ؟ " – " چرا تدبر نمی کنید ؟ "
" افلا تتفکرون ؟ " - " چرا اندیشه خود را بکار نمی گیرید ؟ "
" فما لهولا القوم لایکادون یفقهون " – " پس چه بر سر اين گروه آمده که حاضر نيستند سخنى را درک کنند؟! "
7- بدلیل باور حضرتش به قدرت فهم استدلالی انسان ، برای رساندن پیام خود به او ، همواره از بیان دلیل و برهان و نشانه های متقن استفاده کرده و به تحریک قوه عقلانی او می پردازد . ( بیش از 50 جای قرآن )
" ان کنتم تعقلون " – " اگر قوه عقل خود را مبنا قرار دهید . "
" لعلکم تعقلون " – " باشد که عقل خود را بکار بندید . "
" لقوم یعقلون " – " ( این استدلال ها ) برای آنهایی است که از عقل خود استفاده می کنند . "
" لعلهم یفقهون " – " باشد که بفهمند "
" لقوم یفقهون " – " ( این استدلال ها ) برای قومی است که فهم خود را بکار می گیرند . "
" لیتفقهوا فی الدین " – " ( این آیات ) برای آنست که در دین ( و رسیدن به پاسخ نیازهای روحی خود ) تفقه کنند ."
" لعلکم تتفکرون " – " باشد که اندیشه خود را بکار گیرید . "
" لقوم یتفکرون " – " ( این آیات و استدلال ها ) برای گروهی است که اندیشه می کنند . "
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
*** پیامهای ابلاغی خداوند در قرآن
با نگاهی اجمالی به پیامهای خداوند در قرآن ، که همگی از ویژگی منحصر به فرد " تبیین " و " ارشاد " برخوردارند ، به موارد زیر می رسیم که انسان را به رویارویی با همه واقعیات هستی و حتی فهم خمیر مایه آن ، که چیزی جز یگانگی خداوند در ذات و افعال و صفات نیست ، به کمک ابزار عقل می خواند .
1- خداوند ، تنها اعتقادی را بر می تابد ، که از فهم عقلانی سرچشمه گرفته و بر بصیرت و دانایی استوار باشد .
آنجا که می فرماید :
" قل هذه سبيلي ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشرکين " 16
" بگو : اين راه من است كه من و هر كس كه پيرو من است با بصيرت و بينايى به سوى خدا دعوت مىكنيم و خدا منزه است و من از مشركان نيستم "
2- خداوند آنقدر به بشر و مایه های فهم عقلی درونی او اعتقاد دارد که پیامبرش را از اجبار او به پذیرش اعتقادات دینی برحذر می دارد و تنها وظیفه ایشان را ، یادآوری گنجینه عظیم مدفون شده درونی انسان می داند .
آنجا که می فرماید :
" فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " 17
" پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهندهاى ! - تو سلطهگر بر آنان نيستى که ( بر پذیرش چیزی ) مجبورشان کنى "
3- خداوند به بشر اعلام می دارد که تو اجباری در پذیرش آموزه های دینی پیامبر نداری ، چرا که آنها مسیر رشد و کمال را از گمراهی و انحراف روشن کرده و به تو نمایاندند .
آنجا که می فرماید :
" لا اکراه في الدين - قد تبين الرشد من الغي " 18
" در قبول دين ، اکراه و اجبارى نيست . راه درست از راه انحراف ، روشن شده است . "
4- ای انسان : تو خود هستی که اگر بدنبال یافتن پاسخ صحیح سوالهای خود و گام نهادن در راه کمال می باشی ، هدایت را درون پیامها ی پیامبر خواهی یافت .
آنجا که می فرماید :
" ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم ." 19
" این قرآن ، هدایت برای کسی است که در راه یافتن پاسخ سوالهای خود ، پویاتر و استوارتر گام برمی دارد . "
5- برای رسیدن انسان به فهم درستی از هستی و جایگاه او در آن ، تنها ، خواستن او ، و تلاشش را برای یافتن ، می طلبد .
آنجا که می فرماید :
" و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين . " 20
" و آنهایی که در راه رسیدن به حقیقت تلاش کرده و استوار گام بردارند ، قطعا راه های خود را به آنها نشان خواهیم داد ."
6- بدلیل اعتقاد خداوند به وجود دریچه فهم عقلانی در وجود انسان ، وقتی او را می بیند که خود را به جهالت زده و تابع اعتقادات دیگران گشته ، در جای جای قرآن ، او را مورد عتاب و سرزنش قرار می دهد که : ( بیش از 30 جای قرآن )
" افلا تعقلون ؟ " - " چرا ابزار عقل خود را بکار نمی برید ؟"
" افلا یتدبرون ؟ " – " چرا تدبر نمی کنید ؟ "
" افلا تتفکرون ؟ " - " چرا اندیشه خود را بکار نمی گیرید ؟ "
" فما لهولا القوم لایکادون یفقهون " – " پس چه بر سر اين گروه آمده که حاضر نيستند سخنى را درک کنند؟! "
7- بدلیل باور حضرتش به قدرت فهم استدلالی انسان ، برای رساندن پیام خود به او ، همواره از بیان دلیل و برهان و نشانه های متقن استفاده کرده و به تحریک قوه عقلانی او می پردازد . ( بیش از 50 جای قرآن )
" ان کنتم تعقلون " – " اگر قوه عقل خود را مبنا قرار دهید . "
" لعلکم تعقلون " – " باشد که عقل خود را بکار بندید . "
" لقوم یعقلون " – " ( این استدلال ها ) برای آنهایی است که از عقل خود استفاده می کنند . "
" لعلهم یفقهون " – " باشد که بفهمند "
" لقوم یفقهون " – " ( این استدلال ها ) برای قومی است که فهم خود را بکار می گیرند . "
" لیتفقهوا فی الدین " – " ( این آیات ) برای آنست که در دین ( و رسیدن به پاسخ نیازهای روحی خود ) تفقه کنند ."
" لعلکم تتفکرون " – " باشد که اندیشه خود را بکار گیرید . "
" لقوم یتفکرون " – " ( این آیات و استدلال ها ) برای گروهی است که اندیشه می کنند . "
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
👍1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 4
8- بدلیل اعتقاد خداوند به فهم بشر، و کرامتی که برای او قائل است ، بارها و بارها در قرآن ، در مقام پاسخ به سوالهای او برآمده ، بدون آنکه افرادی خاص ، در جایگاه و یا مقام علمی خاصی را مخاطب قرار داده باشد . ( بیش از 20 آیه )
" یسئلونک عن الاهله قل هی .. " – " در باره « هلالهاى ماه » از تو سؤال مىکنند ، بگو که .. "
" یسئلونک ماذا ینفقون قل .. " – " درباره انفاق سوال می کنند ، بگو .. "
" یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما .. " – " درباره شراب و قمار می پرسند ، بگو در آنها .. "
" یسیئلون ماذا احل لهم قل احل .. " – " درباره حلالهای خدا سوال می کنند بگو حلال شده ... "
" یسئلونک عن الساعه قل .. " – " درباره روز قیامت می پرسند بگو .. "
" یسئلونک عن الانفال قل .. " – " درباره انفال و منابع ملی سوال می کنند بگو .. "
" یسئلونک عن ذی القرنین قل ساتلوا .. " – " درباره ذوالقرنین می پرسند بگو بزودی خواهم گفت .. "
" یسئلونک عن الجبال فقل .. " – " درباره کوهها سوال می کنند پس بگو .. "
" اذا سالک عبادي عني فانی قریب .. " – " وقتی بندگانم درباره من و جایگاهم نسبت به خود می پرسند بگو .. "
9- از آنجا که خداوند بشر را برای عبادت عاشقانه خود خلق کرده ؛
آنجا که می فرماید :
" و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون " 21
" من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينکه عبادتم کنند ! "
این عبادت را ، فقط از طریق خشیت و اعتراف به بزرگی و علو خود دوست می دارد . و آنهم میسر نخواهد شد مگر از طریق علم ، که بنیان عقل بر آن استوار است .
آنجا که می فرماید :
" و من الناس و الدواب و الانعام مختلف الوانه کذلک انما يخشى الله من عباده العلماء . " 22
" و از انسانها و جنبندگان و چهارپايان ، انواعى با رنگها و نژادهاى مختلف ( خلق کردیم )، (ولی) حقيقت چنين است : از ميان بندگان خدا، تنها دانشمندان ، عظمت او را درک میکنند و در مقابلش سر تعظیم فرود می آورند . "
10- از آنجا که انسان ، تنها مخلوق خداوند است که بر خدمت او خلق شده است ؛
آنجا که در حدیث قدسی داریم :
" يا بْنَ آدَمَ خَلَقْتُ الْاشياءَ لِاجْلِكَ ، وَ خَلَقْتُكَ لِاجْلى " 23
" ای فرزند آدم ، تمام اشیا را برای تو و تو را برای خودم آفریدم ."
و از چنان کرامت و استعدادی برخوردار است که عرش خداوندی بر قلب مومن نهاده شده است ؛
آنجا که پیامبر می فرماید :
" قلب المؤمن عرش الرحمن . " 24
" قلب مؤمن ، ساحت خدای رحمان است . "
و از طرف دیگر ، خداوند مظهر علم کامل می باشد ، لذا ، با هیچ بهانه ای ، جهل انسان را برنمی تابد و مطمئنا او را چون خود ، عالم و فهیم و عارف می خواهد و خود نیز تمام ابزار این فهم عالمانه را که عقل است ، به او ارزانی داشته و جز آن را به هیچ نمی بخشد .
آنجا که در حدیث قدسی می فرماید :
" كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " 25
" من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم " 26
و قطعا ، این عرفان و شناخت ، از یافته های عقل است ، نه فرایند تقلید و تبعیت از گذشتگان و بزرگان قوم . 27
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
8- بدلیل اعتقاد خداوند به فهم بشر، و کرامتی که برای او قائل است ، بارها و بارها در قرآن ، در مقام پاسخ به سوالهای او برآمده ، بدون آنکه افرادی خاص ، در جایگاه و یا مقام علمی خاصی را مخاطب قرار داده باشد . ( بیش از 20 آیه )
" یسئلونک عن الاهله قل هی .. " – " در باره « هلالهاى ماه » از تو سؤال مىکنند ، بگو که .. "
" یسئلونک ماذا ینفقون قل .. " – " درباره انفاق سوال می کنند ، بگو .. "
" یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما .. " – " درباره شراب و قمار می پرسند ، بگو در آنها .. "
" یسیئلون ماذا احل لهم قل احل .. " – " درباره حلالهای خدا سوال می کنند بگو حلال شده ... "
" یسئلونک عن الساعه قل .. " – " درباره روز قیامت می پرسند بگو .. "
" یسئلونک عن الانفال قل .. " – " درباره انفال و منابع ملی سوال می کنند بگو .. "
" یسئلونک عن ذی القرنین قل ساتلوا .. " – " درباره ذوالقرنین می پرسند بگو بزودی خواهم گفت .. "
" یسئلونک عن الجبال فقل .. " – " درباره کوهها سوال می کنند پس بگو .. "
" اذا سالک عبادي عني فانی قریب .. " – " وقتی بندگانم درباره من و جایگاهم نسبت به خود می پرسند بگو .. "
9- از آنجا که خداوند بشر را برای عبادت عاشقانه خود خلق کرده ؛
آنجا که می فرماید :
" و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون " 21
" من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينکه عبادتم کنند ! "
این عبادت را ، فقط از طریق خشیت و اعتراف به بزرگی و علو خود دوست می دارد . و آنهم میسر نخواهد شد مگر از طریق علم ، که بنیان عقل بر آن استوار است .
آنجا که می فرماید :
" و من الناس و الدواب و الانعام مختلف الوانه کذلک انما يخشى الله من عباده العلماء . " 22
" و از انسانها و جنبندگان و چهارپايان ، انواعى با رنگها و نژادهاى مختلف ( خلق کردیم )، (ولی) حقيقت چنين است : از ميان بندگان خدا، تنها دانشمندان ، عظمت او را درک میکنند و در مقابلش سر تعظیم فرود می آورند . "
10- از آنجا که انسان ، تنها مخلوق خداوند است که بر خدمت او خلق شده است ؛
آنجا که در حدیث قدسی داریم :
" يا بْنَ آدَمَ خَلَقْتُ الْاشياءَ لِاجْلِكَ ، وَ خَلَقْتُكَ لِاجْلى " 23
" ای فرزند آدم ، تمام اشیا را برای تو و تو را برای خودم آفریدم ."
و از چنان کرامت و استعدادی برخوردار است که عرش خداوندی بر قلب مومن نهاده شده است ؛
آنجا که پیامبر می فرماید :
" قلب المؤمن عرش الرحمن . " 24
" قلب مؤمن ، ساحت خدای رحمان است . "
و از طرف دیگر ، خداوند مظهر علم کامل می باشد ، لذا ، با هیچ بهانه ای ، جهل انسان را برنمی تابد و مطمئنا او را چون خود ، عالم و فهیم و عارف می خواهد و خود نیز تمام ابزار این فهم عالمانه را که عقل است ، به او ارزانی داشته و جز آن را به هیچ نمی بخشد .
آنجا که در حدیث قدسی می فرماید :
" كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " 25
" من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم " 26
و قطعا ، این عرفان و شناخت ، از یافته های عقل است ، نه فرایند تقلید و تبعیت از گذشتگان و بزرگان قوم . 27
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from مرکز نشر آثار استاد شهید مطهری (انتشارات صدرا)
Audio
کلام مطهر: شماره هشتم
⭕️سخنرانی زیبا و تأمل برانگیز شهید آیت الله مطهری پیرامون «بحران اعتقادی در انسانها و جوامع و راه روبرو شدن با آن»
⏱مدت زمان: 3 دقیقه و 40 ثانیه
_______________
@ostad_motahari
⭕️سخنرانی زیبا و تأمل برانگیز شهید آیت الله مطهری پیرامون «بحران اعتقادی در انسانها و جوامع و راه روبرو شدن با آن»
⏱مدت زمان: 3 دقیقه و 40 ثانیه
_______________
@ostad_motahari
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 5
*** و در یک کلام :
• خداوند ، همواره انسان را به مبارزه و جدال علمی و پویا می طلبد .
• خداوند ، فهم مبتنی بر تعقل را می خواهد و معتبر می داند . 28
• و عقل بر علم استوار است . 29
• و علم نیز ، مختص هیچ ملت ، فرهنگ و یا مذهبی خاص نیست .
• و این علم نیز همواره ، در یک سیر تاریخی ، رو به رشد و شکوفایی بیشتر است .
• بنابراین ، اصول و مبانی فهم عقلانی نیز ، دائم در حال تغییر و رشد است .
• و تبعا فهم عقلانی بشر از قرآن ، و نتیجتا ، برداشتها و قرائتها از آن ، دائما در حال تغییر و رشد خواهد بود . ( هر چند موضوعات اصلی از قبیل خدا ، هستی ، جایگاه انسان در هستی ، سیر تکاملی تاریخ بشر ، نبوت ، معاد و .. ثابتند)
• فهم ما از قرآن و سنت و روایات ، فقط یک برداشت و قرائت مبتنی بر فهم ماست .
• با این فرض مذکور ، هیچکدام از قرائتها و معرفتهای دینی ، مقدس و غیر قابل تغییر نیستند ؛ که ترس از مناقشه و یا نقد و رد آنها وجود داشته باشد .
• هر کدام از ما انسانها ، جایگاه حقیقی و والای خود را ، در خلقت خداوندی داریم و به این دنیای زمینی آمده ایم تا هدف خداوند از خلقت تک تک فرزندان آدم را که همان آینه جمال او شدن است را به انجام برسانیم و قرار نیست در سایه کسی و یا کسانی دیگر به فراموشی سپرده شویم .
چرا که هرگز بخاطر انسانی دیگر ، مورد غفلت خداوند نبوده و نخواهیم بود .
• و با این فرض ، خداوند ، تنها ، مسیری را برای انسان برمی تابد ، که از دروازه عقل بگذرد و به معرفت حقیقی او و عبودیت عاشقانه اش ختم گردد .
...........................................................................................................................
*** بحث درباره فروع و احکام اجتهادی دین نیست ، بلکه موضوعات و سوالهایی است که انسان در طول تاریخ ، همواره دغدغه پاسخ به آنها را داشته و اصول اساسی دین ، بر پاسخ به آنها از منظر خداوندی، استوار گشته ، و نیز شاخص درستی فهم آنها .
ادامه دارد
تحقیق : محمد صالحی 20 / 3 / 91
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
*** و در یک کلام :
• خداوند ، همواره انسان را به مبارزه و جدال علمی و پویا می طلبد .
• خداوند ، فهم مبتنی بر تعقل را می خواهد و معتبر می داند . 28
• و عقل بر علم استوار است . 29
• و علم نیز ، مختص هیچ ملت ، فرهنگ و یا مذهبی خاص نیست .
• و این علم نیز همواره ، در یک سیر تاریخی ، رو به رشد و شکوفایی بیشتر است .
• بنابراین ، اصول و مبانی فهم عقلانی نیز ، دائم در حال تغییر و رشد است .
• و تبعا فهم عقلانی بشر از قرآن ، و نتیجتا ، برداشتها و قرائتها از آن ، دائما در حال تغییر و رشد خواهد بود . ( هر چند موضوعات اصلی از قبیل خدا ، هستی ، جایگاه انسان در هستی ، سیر تکاملی تاریخ بشر ، نبوت ، معاد و .. ثابتند)
• فهم ما از قرآن و سنت و روایات ، فقط یک برداشت و قرائت مبتنی بر فهم ماست .
• با این فرض مذکور ، هیچکدام از قرائتها و معرفتهای دینی ، مقدس و غیر قابل تغییر نیستند ؛ که ترس از مناقشه و یا نقد و رد آنها وجود داشته باشد .
• هر کدام از ما انسانها ، جایگاه حقیقی و والای خود را ، در خلقت خداوندی داریم و به این دنیای زمینی آمده ایم تا هدف خداوند از خلقت تک تک فرزندان آدم را که همان آینه جمال او شدن است را به انجام برسانیم و قرار نیست در سایه کسی و یا کسانی دیگر به فراموشی سپرده شویم .
چرا که هرگز بخاطر انسانی دیگر ، مورد غفلت خداوند نبوده و نخواهیم بود .
• و با این فرض ، خداوند ، تنها ، مسیری را برای انسان برمی تابد ، که از دروازه عقل بگذرد و به معرفت حقیقی او و عبودیت عاشقانه اش ختم گردد .
...........................................................................................................................
*** بحث درباره فروع و احکام اجتهادی دین نیست ، بلکه موضوعات و سوالهایی است که انسان در طول تاریخ ، همواره دغدغه پاسخ به آنها را داشته و اصول اساسی دین ، بر پاسخ به آنها از منظر خداوندی، استوار گشته ، و نیز شاخص درستی فهم آنها .
ادامه دارد
تحقیق : محمد صالحی 20 / 3 / 91
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 6
*** زیرنویسها :
1- محمد باقر مجلسي،بحارالانوار ،ج1،ص97
2- " فاِذا سويته و نفخت فيه من روحى "-" پس چون كار او را به پايان رسانيدم و از روح خود در او دميدم "- سوره حجر آیه 29
3- " علم ادم الاسما کلها " - " سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت . " - سوره بقره – آیه 31
4- " قلنا اهبطوا منها جميعا " – " گفتيم : همگى از آن ، فرود آييد ! " - سوره بقره – آیه 38
5- سوره احزاب – آیه 67
6- سوره مائده – آیه 104
7- سوره توبه - آیه 34
8- انجیل متی ، فصل 23 ، آیه های 2 و 28 و 29 و 33
9- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حديث 2107
10- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 4
11- سوره زمر – آیات 17 و 18
12- بحار الانوار، ج 1، ص 96، ح 51؛ کنز الفوائد، ص 194؛ الحکم الزاهره، ج 1، ص 16.
13- منتخب میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، ص 358، به نقل از الکافی، ج 1، ص 16، ح 12.
14- اصول کافى، ج 1، ح 12
15- نهج البلاغه – خطبه 1
16- سوره یوسف ، آیه 108
17- سوره غاشیه – 21 و 22
18- سوره بقره – آیات 255 و 256
19- سوره اسرا - آیه 9
20- سوره عنکبوت – آیه 69
21- سوره ذاریات – آیه 56
22- سوره فاطر – آیه 28
23- الجواهر السّنيّة في الاحاديث القدسيّة - ص 361 – شيخ حر عاملي
24- بحار الانوار ، ج ۵۵، ص ۳۹٫
25- بحارالانوار، ج 84 ، ص
198
26- آيت الله شاه آبادي ، استاد عرفان حضرت امام خميني(س)، در كتاب گرانقدر خويش ، شذرات المعارف ، در توضيح حدیث فوق می فرمایند که :
« حق متعال از جهت وحدت و دوري از كثرت ، مخفي است و آنچه باعث شد اين گنج نهفته تجلي نمايد ، حب ذات به شناخته شدن در آينه وجود بود و مقصود اصلي حق نيز ، استظهار يا اظهار كمال و جمال خود بوده است .»
27- البته اثبات مسیر عقل ، نه به معنای رد کردن امکان مکاشفه روحانی است . بلکه مقصود آنست که مکاشفه نیز بمعنای کشف و شکوفایی عقل انسان است ، چرا که بنیان هستی ( و انسان ) که پیوند خالق و مخلوق را برقرار می کند همان عقل است . آنجا که امام صادق (ع) در پاسخ سوال : عقل چیست ، می فرماید :" مُا عُبِدَ بِه الرّحمنُ و اکْتُسِبَ بِهِ الجِنَانُ ؛" - عقل چیزی است که بدان خدای رحمان عبادت شود و بهشت به دست آید . (اصول کافی ، ج 1، ح 3 )
28- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمُ الرّجُلَ كَثِيرَ الصّلَاةِ كَثِيرَ الصّيَامِ فَلَا تُبَاهُوا بِهِ حَتّى تَنْظُرُوا كَيْفَ عَقْلُهُ . امام صادق عليه السلام از پيغمبر اكرم (ص) فرمود: چون مردى را پرنماز و روزه ديديد به او ننازيد ، تا بنگريد عقلش چگونه است . ( اصول کافی ، ج1 ، ح 28 )
29- يَا هِشَامُ إِنّ الْعَقْلَ مَعَ الْعِلْمِ . امام موسی بن جعفر ، ( اصول کافی ، ج1 ، ح 12)
تحقیق : محمد صالحی 20 / 3 / 91
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
*** زیرنویسها :
1- محمد باقر مجلسي،بحارالانوار ،ج1،ص97
2- " فاِذا سويته و نفخت فيه من روحى "-" پس چون كار او را به پايان رسانيدم و از روح خود در او دميدم "- سوره حجر آیه 29
3- " علم ادم الاسما کلها " - " سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت . " - سوره بقره – آیه 31
4- " قلنا اهبطوا منها جميعا " – " گفتيم : همگى از آن ، فرود آييد ! " - سوره بقره – آیه 38
5- سوره احزاب – آیه 67
6- سوره مائده – آیه 104
7- سوره توبه - آیه 34
8- انجیل متی ، فصل 23 ، آیه های 2 و 28 و 29 و 33
9- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حديث 2107
10- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 4
11- سوره زمر – آیات 17 و 18
12- بحار الانوار، ج 1، ص 96، ح 51؛ کنز الفوائد، ص 194؛ الحکم الزاهره، ج 1، ص 16.
13- منتخب میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، ص 358، به نقل از الکافی، ج 1، ص 16، ح 12.
14- اصول کافى، ج 1، ح 12
15- نهج البلاغه – خطبه 1
16- سوره یوسف ، آیه 108
17- سوره غاشیه – 21 و 22
18- سوره بقره – آیات 255 و 256
19- سوره اسرا - آیه 9
20- سوره عنکبوت – آیه 69
21- سوره ذاریات – آیه 56
22- سوره فاطر – آیه 28
23- الجواهر السّنيّة في الاحاديث القدسيّة - ص 361 – شيخ حر عاملي
24- بحار الانوار ، ج ۵۵، ص ۳۹٫
25- بحارالانوار، ج 84 ، ص
198
26- آيت الله شاه آبادي ، استاد عرفان حضرت امام خميني(س)، در كتاب گرانقدر خويش ، شذرات المعارف ، در توضيح حدیث فوق می فرمایند که :
« حق متعال از جهت وحدت و دوري از كثرت ، مخفي است و آنچه باعث شد اين گنج نهفته تجلي نمايد ، حب ذات به شناخته شدن در آينه وجود بود و مقصود اصلي حق نيز ، استظهار يا اظهار كمال و جمال خود بوده است .»
27- البته اثبات مسیر عقل ، نه به معنای رد کردن امکان مکاشفه روحانی است . بلکه مقصود آنست که مکاشفه نیز بمعنای کشف و شکوفایی عقل انسان است ، چرا که بنیان هستی ( و انسان ) که پیوند خالق و مخلوق را برقرار می کند همان عقل است . آنجا که امام صادق (ع) در پاسخ سوال : عقل چیست ، می فرماید :" مُا عُبِدَ بِه الرّحمنُ و اکْتُسِبَ بِهِ الجِنَانُ ؛" - عقل چیزی است که بدان خدای رحمان عبادت شود و بهشت به دست آید . (اصول کافی ، ج 1، ح 3 )
28- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمُ الرّجُلَ كَثِيرَ الصّلَاةِ كَثِيرَ الصّيَامِ فَلَا تُبَاهُوا بِهِ حَتّى تَنْظُرُوا كَيْفَ عَقْلُهُ . امام صادق عليه السلام از پيغمبر اكرم (ص) فرمود: چون مردى را پرنماز و روزه ديديد به او ننازيد ، تا بنگريد عقلش چگونه است . ( اصول کافی ، ج1 ، ح 28 )
29- يَا هِشَامُ إِنّ الْعَقْلَ مَعَ الْعِلْمِ . امام موسی بن جعفر ، ( اصول کافی ، ج1 ، ح 12)
تحقیق : محمد صالحی 20 / 3 / 91
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://kooshaa.ir/post/10
۶۱ نکته از آموزه های مرحوم استاد صالحی نجف آبادی در پایگاه اطلاع رسانی استاد کوشا
۶۱ نکته از آموزه های مرحوم استاد صالحی نجف آبادی در پایگاه اطلاع رسانی استاد کوشا
kooshaa.ir
ویرایش دوم «آموزههای دینی آیتالله صالحی نجفآبادی» منتشر شد :: پایگاه اطلاعرسانی استاد کوشا
«نگاهی نو به آموزههای دینی در اندیشه آیتالله صالحی نجفآبادی» اثر محمد صالحی است که حاوی 61 نکته از نواندیشیهای دینی آیتالله صالحی نجفآبادی است.
برخورد پیامبر با زنِ خواننده اي که مسلمان نبود
زنى بنام ساره كه وابسته به يكي از قبائل مكه بود از مكه به مدينه خدمت رسول خدا (ص ) آمد .
پيامبر (ص ) به او فرمود : آيا مسلمان شده اى و به اينجا آمده اى ؟
عرض كرد : نه .
فرمود : به عنوان مهاجرت آمده اى ؟
گفت : نه .
فرمود : پس چرا آمدى ؟
عرض كرد : شما اصل و عشيره ما بوديد ، و سرپرستان من همه رفـتـنـد ، و مـن شـديدا ، محتاج شدم .
نزد شما آمده ام تا عطائى به من كنيد و لباس و مركبى ببخشيد .
فرمود : پس جوانان مكه چه شدند؟ ( اشاره به اينكه آن زن خواننده بود و براى جوانان خوانندگى مى كرد.)
گفت : بعد از واقعه بدر ، هـيچكس از من تقاضاى خوانندگى نكرد . ( و اين نشان مى دهد ضربه جنگ بدر تا چه حد در مشركان مكه سنگين بود.)
حضرت (ص ) به فرزندان عبدالمطلب ، دستور داد ، لباس و مركب و خرج راهى به او دادند ، و اين در حالى بود كه پيامبر (ص) آماده فتح مكه مى شد.
نتيجه اينكه آن خانم :
1- در مكه عليرغم شغلي كه داشته ، تحت حمايت حضرت بوده است .
2- نه بدليل كفرش و نه بدليل شغل خوانندگيش ، هرگز مورد بي مهري و يا حتي مشمول نهي از منكر پيامبر(ص) واقع نشد .
3- پيامبر(ص) از خانواده فاميل خود ، او را تحت حمايت قرار داد كه بسي ارزشمندتر از پول بيت المال است .
منبع : تفسیر نمونه ج ۲۴، ص ۸ و ۹ ذیل آیه ۱ سوره ممتحنه به نقل از تفسیر مجمع البیان ، الطبرسی ، ج ۹، ص ۴۴۵.
محمد صالحي – 10/4/93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
زنى بنام ساره كه وابسته به يكي از قبائل مكه بود از مكه به مدينه خدمت رسول خدا (ص ) آمد .
پيامبر (ص ) به او فرمود : آيا مسلمان شده اى و به اينجا آمده اى ؟
عرض كرد : نه .
فرمود : به عنوان مهاجرت آمده اى ؟
گفت : نه .
فرمود : پس چرا آمدى ؟
عرض كرد : شما اصل و عشيره ما بوديد ، و سرپرستان من همه رفـتـنـد ، و مـن شـديدا ، محتاج شدم .
نزد شما آمده ام تا عطائى به من كنيد و لباس و مركبى ببخشيد .
فرمود : پس جوانان مكه چه شدند؟ ( اشاره به اينكه آن زن خواننده بود و براى جوانان خوانندگى مى كرد.)
گفت : بعد از واقعه بدر ، هـيچكس از من تقاضاى خوانندگى نكرد . ( و اين نشان مى دهد ضربه جنگ بدر تا چه حد در مشركان مكه سنگين بود.)
حضرت (ص ) به فرزندان عبدالمطلب ، دستور داد ، لباس و مركب و خرج راهى به او دادند ، و اين در حالى بود كه پيامبر (ص) آماده فتح مكه مى شد.
نتيجه اينكه آن خانم :
1- در مكه عليرغم شغلي كه داشته ، تحت حمايت حضرت بوده است .
2- نه بدليل كفرش و نه بدليل شغل خوانندگيش ، هرگز مورد بي مهري و يا حتي مشمول نهي از منكر پيامبر(ص) واقع نشد .
3- پيامبر(ص) از خانواده فاميل خود ، او را تحت حمايت قرار داد كه بسي ارزشمندتر از پول بيت المال است .
منبع : تفسیر نمونه ج ۲۴، ص ۸ و ۹ ذیل آیه ۱ سوره ممتحنه به نقل از تفسیر مجمع البیان ، الطبرسی ، ج ۹، ص ۴۴۵.
محمد صالحي – 10/4/93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
چرا انسان به دین و مذهب پشت کرد؟
حقیقت اینكه اختلاف نظر و تفاوت در ادیان از مهمترین اسباب جنبش فكری و دوری از جمود است و از لوازم شكوفایی مواهب ذاتی است.
لیكن انسان، متأسفانه، دین و مذهب را وسیلۀ جدیدی برای اختلافهای خویش قرار داده و آن را جلوهای قوی از هوی و هوس و خودخواهی خویش کرده و با این كار باعث به وجود آمدن فتنهها و مشكلات و بحرانهایی بیشتر از قبل شده است.
انسان با همۀ اینها و پس از اینكه از این بار سنگین خسته شد و در آتشی كه به دست خویش روشن كرده بود، گداخته شد، دین را مسئول این مشكلات تشخیص داد.
ازهمین رو، به دین پشت و از آن غفلت كرد و نقش اساسی دین را كنار گذاشت و دین را فقط آیین و شعائر دانست.
این انسان در برابر مشكلات خود درماند، در برابر این فاصلۀ ساختگی جداكنندۀ اجزای خانوادۀ بشری و در برابر درگیری ها و جنگ و نگرانی قرار گرفت.
انسان در برابر همۀ اینها به فكر رهایی و خلاص بود.
روزها و سالها میگذرد و انسان در تلاش است كه راهی برای استقرار و آرامش و رفاه بیابد.
او وارد تجربههای مختلفی میشود.
این ویژگی و شناسۀ انسان امروزی است: «ظَهَرَ الفَسادَ فِی البَرِّ وَ البَحرِ بِما كَسَبَت اَیدِی النّاسِ لِیذیقَهُم بَعضَ الَّذی عَمِلوُا لَعَلَّهُم یرجِعوُنَ.» «به سبب اعمال مردم، فساد در خشکی و دریا آشکار شد تا به آنان جزای بعضی از کارهایشان را بچشاند، باشد که باز گردند.»
این مصیبتها و نگرانیها چیزی جز نتیجۀ اعمال انسان و دوری وی از حقیقتش نیست. این مشكلات انسان را وادار میكند تا به سوی پروردگارش بازگردد.
سخنرانی امام موسی صدر در کنفرانس بنیاد هماندیشی لبنان
کتاب «مسیره الإمام السید موسی الصدر»
@imamsadr
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
حقیقت اینكه اختلاف نظر و تفاوت در ادیان از مهمترین اسباب جنبش فكری و دوری از جمود است و از لوازم شكوفایی مواهب ذاتی است.
لیكن انسان، متأسفانه، دین و مذهب را وسیلۀ جدیدی برای اختلافهای خویش قرار داده و آن را جلوهای قوی از هوی و هوس و خودخواهی خویش کرده و با این كار باعث به وجود آمدن فتنهها و مشكلات و بحرانهایی بیشتر از قبل شده است.
انسان با همۀ اینها و پس از اینكه از این بار سنگین خسته شد و در آتشی كه به دست خویش روشن كرده بود، گداخته شد، دین را مسئول این مشكلات تشخیص داد.
ازهمین رو، به دین پشت و از آن غفلت كرد و نقش اساسی دین را كنار گذاشت و دین را فقط آیین و شعائر دانست.
این انسان در برابر مشكلات خود درماند، در برابر این فاصلۀ ساختگی جداكنندۀ اجزای خانوادۀ بشری و در برابر درگیری ها و جنگ و نگرانی قرار گرفت.
انسان در برابر همۀ اینها به فكر رهایی و خلاص بود.
روزها و سالها میگذرد و انسان در تلاش است كه راهی برای استقرار و آرامش و رفاه بیابد.
او وارد تجربههای مختلفی میشود.
این ویژگی و شناسۀ انسان امروزی است: «ظَهَرَ الفَسادَ فِی البَرِّ وَ البَحرِ بِما كَسَبَت اَیدِی النّاسِ لِیذیقَهُم بَعضَ الَّذی عَمِلوُا لَعَلَّهُم یرجِعوُنَ.» «به سبب اعمال مردم، فساد در خشکی و دریا آشکار شد تا به آنان جزای بعضی از کارهایشان را بچشاند، باشد که باز گردند.»
این مصیبتها و نگرانیها چیزی جز نتیجۀ اعمال انسان و دوری وی از حقیقتش نیست. این مشكلات انسان را وادار میكند تا به سوی پروردگارش بازگردد.
سخنرانی امام موسی صدر در کنفرانس بنیاد هماندیشی لبنان
کتاب «مسیره الإمام السید موسی الصدر»
@imamsadr
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مرواریدهایی از زبان امام رضا (ع) - 1
1- در شگفتم که چگونه کسی که دنیا را آزموده و تغییرات آن را به چشم خود دیده باز دل به دنیا می بند . 1
2- ادب نتیجه تحمل سختی است ، هر که سختی را تحمل کند به ادب دست یابد . 2
3- در برابر قدرتمندان محتاط ، در برابر دوستان فروتن ، در برابر دشمنان مراقب و در برابر مردمان گشاده رو باش . 3
4- هر که کار زشت دیگران را بر ملا کند خوار می گردد و هر که آنرا بپوشاند خدایش می آمرزد . 4
5- از بد اخلاقی بپرهیزید زیرا بد اخلاق بدون تردید در آتش است . 5
6- عبادت ، بسیاری روزه و نماز نیست و همانا عبادت ، اندیشه زیاد نمودن در امر خداست . 6
7- (هنگامي که از پدر بزرگوارش سخن به ميان آمد)، فرمودند : هيچ خردي با خرد آن حضرت برابري نمي کرد با اين حال گاه با يکي از غلامان سياه خود مشورت مي کرد به ايشان عرض شد : با چنين کسي مشورت مي کني؟ فرمودند: چه بسا که خدای تبارک و تعالي (نظر درست را) بر زبان او جاري کند. 7
8- امام رضا (ع) فرمودند : مردي اميرالمؤمنين (ع) را به ميهماني دعوت کرد . حضرت علي (ع) فرمودند: مي پذيرم به شرط اين که سه قول به من بدهي . آن شخص پرسيد آن هاچيستند؟ حضرت فرمودند: از بيرون چيزي براي من تهيه نکني، حاضري خانه ات را از من دريغ نکني و به زن و فرزندانت اجحاف ننمايي . مرد گفت هر چه شما بفرماييد . پس علي بن ابي طالب (ع)دعوت او را پذيرفت. 8
9- نيكي به پدر و مادر واجب است اگر چه آنها مشرك باشند ، البته در جائي كه اطاعت از آنها موجب معصيت و نافرماني پروردگار شود، نبايد فرمانبرداري نمود . 9
10- تواضع درجاتى دارد : يكى از آنها اين است كه انسان اندازه خود را بشناسد و با طيب خاطر ، خود را در آن جايگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همانگونه رفتار كندكه انتظار دارد با او رفتار كنند ، اگر بدى ديد آن را با خوبى جواب دهد ، خشم خود را فروخورد و از مردم درگذرد، و خداوند نيكوكاران را دوست دارد. 10
11- شیخ صدوق از حضرت رضا ( ع ) نقل می کند که در دعای خود می گفت :
" خدایا من برائت می جویم بسوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را ادعا می کنند که حق و حد ما نیست . خدایا من برائت می جویم به سوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را می گویند که ما درباره خود نمی گوئیم . خدایا خلق و امر از توست . ما تنها بندگی تو می کنیم و از تو کمک می خواهیم . خدایا تو خالق ما و پدران ما هستی ، ... خدایا ما بندگان تو و فرزندان بندگان تو هستیم و برای خود مالک هیچ سود و زیانی نیستیم و اختیار مرگ و زندگی و برانگیخته شدن خود را نداریم .11
12- كسى كه امير المؤمنين را از مرز عبوديت خدا فراتر برد،از شمار كسانى است كه مورد خشم خدايند و از گمراهان است.12
13- در شگفتم از كسي كه بندگان را با ثروت خويش مي خرد تا رهايشان كند ، چگونه با خوش اخلاقي خويش آزادگان را نمي خرد .13
14- زياني که دو گرگ گرسنه به گله گوسفندي بي چوپان مي زنند از زيان رياست طلبي در دين مسلمانان بيش تر نيست . 14
15- از حرص و حسد بپرهیزید زیرا این دو امتهای گذشته را نابود کرده است . 15
ادامه دارد :
محمد صالحی – 17/ 7 / 90 – ولادت امام رضا (ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- در شگفتم که چگونه کسی که دنیا را آزموده و تغییرات آن را به چشم خود دیده باز دل به دنیا می بند . 1
2- ادب نتیجه تحمل سختی است ، هر که سختی را تحمل کند به ادب دست یابد . 2
3- در برابر قدرتمندان محتاط ، در برابر دوستان فروتن ، در برابر دشمنان مراقب و در برابر مردمان گشاده رو باش . 3
4- هر که کار زشت دیگران را بر ملا کند خوار می گردد و هر که آنرا بپوشاند خدایش می آمرزد . 4
5- از بد اخلاقی بپرهیزید زیرا بد اخلاق بدون تردید در آتش است . 5
6- عبادت ، بسیاری روزه و نماز نیست و همانا عبادت ، اندیشه زیاد نمودن در امر خداست . 6
7- (هنگامي که از پدر بزرگوارش سخن به ميان آمد)، فرمودند : هيچ خردي با خرد آن حضرت برابري نمي کرد با اين حال گاه با يکي از غلامان سياه خود مشورت مي کرد به ايشان عرض شد : با چنين کسي مشورت مي کني؟ فرمودند: چه بسا که خدای تبارک و تعالي (نظر درست را) بر زبان او جاري کند. 7
8- امام رضا (ع) فرمودند : مردي اميرالمؤمنين (ع) را به ميهماني دعوت کرد . حضرت علي (ع) فرمودند: مي پذيرم به شرط اين که سه قول به من بدهي . آن شخص پرسيد آن هاچيستند؟ حضرت فرمودند: از بيرون چيزي براي من تهيه نکني، حاضري خانه ات را از من دريغ نکني و به زن و فرزندانت اجحاف ننمايي . مرد گفت هر چه شما بفرماييد . پس علي بن ابي طالب (ع)دعوت او را پذيرفت. 8
9- نيكي به پدر و مادر واجب است اگر چه آنها مشرك باشند ، البته در جائي كه اطاعت از آنها موجب معصيت و نافرماني پروردگار شود، نبايد فرمانبرداري نمود . 9
10- تواضع درجاتى دارد : يكى از آنها اين است كه انسان اندازه خود را بشناسد و با طيب خاطر ، خود را در آن جايگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همانگونه رفتار كندكه انتظار دارد با او رفتار كنند ، اگر بدى ديد آن را با خوبى جواب دهد ، خشم خود را فروخورد و از مردم درگذرد، و خداوند نيكوكاران را دوست دارد. 10
11- شیخ صدوق از حضرت رضا ( ع ) نقل می کند که در دعای خود می گفت :
" خدایا من برائت می جویم بسوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را ادعا می کنند که حق و حد ما نیست . خدایا من برائت می جویم به سوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را می گویند که ما درباره خود نمی گوئیم . خدایا خلق و امر از توست . ما تنها بندگی تو می کنیم و از تو کمک می خواهیم . خدایا تو خالق ما و پدران ما هستی ، ... خدایا ما بندگان تو و فرزندان بندگان تو هستیم و برای خود مالک هیچ سود و زیانی نیستیم و اختیار مرگ و زندگی و برانگیخته شدن خود را نداریم .11
12- كسى كه امير المؤمنين را از مرز عبوديت خدا فراتر برد،از شمار كسانى است كه مورد خشم خدايند و از گمراهان است.12
13- در شگفتم از كسي كه بندگان را با ثروت خويش مي خرد تا رهايشان كند ، چگونه با خوش اخلاقي خويش آزادگان را نمي خرد .13
14- زياني که دو گرگ گرسنه به گله گوسفندي بي چوپان مي زنند از زيان رياست طلبي در دين مسلمانان بيش تر نيست . 14
15- از حرص و حسد بپرهیزید زیرا این دو امتهای گذشته را نابود کرده است . 15
ادامه دارد :
محمد صالحی – 17/ 7 / 90 – ولادت امام رضا (ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مرواریدهایی از زبان امام رضا (ع) - 2
زیرنویسها :
1- عَجِبْتُ لِمَنِ اخْتَبَرَ الدُّنْیَا وَ تَقَلُّبَهَا کَیْفَ یَطْمَئِنُّ اِلَیْهَا - بحار الانوار/ج 75/ص450
2- اَلْاَدَبُ کُلْفَةٌ فَمَنْ تَکَلَّفَ الْاَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ - اصول کافی 1/ ص 24
3- اصْحَبِ السُّلْطَانَ بِالْحَذَرِ وَ الصَّدِیقَ بِالتَّوَاضُعِ وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعَامَّةَ بِالْبِشْرِ - بحارالأنوار/ج71/ ص167
4- اَلْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ - میزان الحکمة، ج 2، ص 988
5- اِیَّاکُمْ وَ سُوءَ الْخُلْقِ فَاِنَّ سَیِّئَ الْخُلْقِ فِی النَّارِ لامَحَالَةَ - عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 1/ 34
6- لَیْسَتِ الْعِبَادَةُ کَثْرَةُ الصِّیَامِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ فِی أَمْرِ اللهِ - تحف العقول/ص442
7- قال الإمام الرضا(ع) (لما ذکر عنده أبوه): کان عقله لا توازي به العقول و ربما شاور الاسود من سودانه، فقيل له: تشاور مثل هذا؟! فقال: إن الله تبارک وتعالي ربما فتح علي لسانه. مکارم الأخلاق، ج 2، ص 99
8- قال الإمام الرضا (ع) : دعا رجل أمير المؤمنين (ع) فقال له: قد أجبتك علي أن تضمن لي ثلاث خصال، قال: وما هي يا أمير المؤمنين؟ ... عيون أخبار الرضا - عليه السلام -، ج 2، ص 42، ح 138
9- قال الامام الرضا (ع) : برّ الوالدين واجبٌ و ان كان مُشركين و لا طاعةُ لهما في معصية الخالق ... تفسير صافي، ج 2، ص 37
10- اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنْها أَنْ يَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَيُنْزِلَها مَنْزِلَتَهابِقَلْبٍ سَليمٍ، لايُحِبُّ أَنْ يَأْتىَ إِلى أَحَدٍ إِلاّ مِثْلَ مايُؤْتى إِلَيْهِ، إِنْ رَأى سَيِّئَةً دَرَأَهابِالْحَسَنَةِ، كاظِمُ الْغَيْظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ؛- کتاب: چهل چلچراغ (چهل چهل حديث) > حدیث شماره : 300139
11- اثبات الهداه ، ج 3 ، ص 756
12- مَن تَجاوَزَ بأميرِ المؤمنينَ عليهالسلام العُبوديَّةَ فهُو مِن المَغضوبِ علَيهِم ومِنَالضالِّينَ - بحار الأنوار : 25 / 274/ 20 منتخب ميزان الحكمة : 432
13- عَجِبْتُ لِمَنْ يَشْتَرِي الْعَبيدَ بِمالِهِ فَيُعْتِقُهُم كَيْفَ لا يَشْتَرِي الاَحْرارَ بِحُسْنِ خُلقِهِ. - فقه الرضا، ص 354
14- ما ذِئبانِ ضارِيانِ في غَنَمٍ قَد تَفَرَّّقَ رُعاتُها بِاَضَرَّ في دينِ المُسلِمٍ مِن طَلَبِ الرّياسَة. - بحار الأنوار، ج 73، ص 145
15- اِیَّاکُمْ وَ الْحِرْصَ وَ الْحَسَدَ فَاِنَّهُما اَهْلَکَا الْاُمَمَ السَّالِفَةَ - بحار الانوار/ 75/ 346
منابع :
1- http://www.imamrezatv.ir/sn/pages/id/497
2- http://www.rasekhoon.net/hadis/category-2440-7.aspx
3- http://www.hadithlib.com/guides/view/10/امام-رضا-عليه-السلام/page:5
محمد صالحی – 17/ 7 / 90 – ولادت امام رضا (ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
زیرنویسها :
1- عَجِبْتُ لِمَنِ اخْتَبَرَ الدُّنْیَا وَ تَقَلُّبَهَا کَیْفَ یَطْمَئِنُّ اِلَیْهَا - بحار الانوار/ج 75/ص450
2- اَلْاَدَبُ کُلْفَةٌ فَمَنْ تَکَلَّفَ الْاَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ - اصول کافی 1/ ص 24
3- اصْحَبِ السُّلْطَانَ بِالْحَذَرِ وَ الصَّدِیقَ بِالتَّوَاضُعِ وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعَامَّةَ بِالْبِشْرِ - بحارالأنوار/ج71/ ص167
4- اَلْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ - میزان الحکمة، ج 2، ص 988
5- اِیَّاکُمْ وَ سُوءَ الْخُلْقِ فَاِنَّ سَیِّئَ الْخُلْقِ فِی النَّارِ لامَحَالَةَ - عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 1/ 34
6- لَیْسَتِ الْعِبَادَةُ کَثْرَةُ الصِّیَامِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ فِی أَمْرِ اللهِ - تحف العقول/ص442
7- قال الإمام الرضا(ع) (لما ذکر عنده أبوه): کان عقله لا توازي به العقول و ربما شاور الاسود من سودانه، فقيل له: تشاور مثل هذا؟! فقال: إن الله تبارک وتعالي ربما فتح علي لسانه. مکارم الأخلاق، ج 2، ص 99
8- قال الإمام الرضا (ع) : دعا رجل أمير المؤمنين (ع) فقال له: قد أجبتك علي أن تضمن لي ثلاث خصال، قال: وما هي يا أمير المؤمنين؟ ... عيون أخبار الرضا - عليه السلام -، ج 2، ص 42، ح 138
9- قال الامام الرضا (ع) : برّ الوالدين واجبٌ و ان كان مُشركين و لا طاعةُ لهما في معصية الخالق ... تفسير صافي، ج 2، ص 37
10- اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنْها أَنْ يَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَيُنْزِلَها مَنْزِلَتَهابِقَلْبٍ سَليمٍ، لايُحِبُّ أَنْ يَأْتىَ إِلى أَحَدٍ إِلاّ مِثْلَ مايُؤْتى إِلَيْهِ، إِنْ رَأى سَيِّئَةً دَرَأَهابِالْحَسَنَةِ، كاظِمُ الْغَيْظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ؛- کتاب: چهل چلچراغ (چهل چهل حديث) > حدیث شماره : 300139
11- اثبات الهداه ، ج 3 ، ص 756
12- مَن تَجاوَزَ بأميرِ المؤمنينَ عليهالسلام العُبوديَّةَ فهُو مِن المَغضوبِ علَيهِم ومِنَالضالِّينَ - بحار الأنوار : 25 / 274/ 20 منتخب ميزان الحكمة : 432
13- عَجِبْتُ لِمَنْ يَشْتَرِي الْعَبيدَ بِمالِهِ فَيُعْتِقُهُم كَيْفَ لا يَشْتَرِي الاَحْرارَ بِحُسْنِ خُلقِهِ. - فقه الرضا، ص 354
14- ما ذِئبانِ ضارِيانِ في غَنَمٍ قَد تَفَرَّّقَ رُعاتُها بِاَضَرَّ في دينِ المُسلِمٍ مِن طَلَبِ الرّياسَة. - بحار الأنوار، ج 73، ص 145
15- اِیَّاکُمْ وَ الْحِرْصَ وَ الْحَسَدَ فَاِنَّهُما اَهْلَکَا الْاُمَمَ السَّالِفَةَ - بحار الانوار/ 75/ 346
منابع :
1- http://www.imamrezatv.ir/sn/pages/id/497
2- http://www.rasekhoon.net/hadis/category-2440-7.aspx
3- http://www.hadithlib.com/guides/view/10/امام-رضا-عليه-السلام/page:5
محمد صالحی – 17/ 7 / 90 – ولادت امام رضا (ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Hadithlib
احادیث امام رضا علیه السلام
حدیث احادیث امام رضا علیه السلام
احکام جزایی اسلام فقط بعنوان مصداق بیان شده است - مرحوم استاد صالحي
آیه محاربه ( که در زیر آمده است ) یک دستور کلی برای همه فسادهای اجتماعی داده و آن این است که باید برای هر فسادی مجازات متناسب با آن تعیین شود .
" انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الآخرة عذاب عظیم ، الا الذین تابوا من قبل ان تقدروا علیهم فاعلموا ان الله غفور رحیم " 1
" یعنی همانا کسانی که با خدا و رسولش می ستیزند و در زمین به فساد می کوشند ، جزایشان این است که کشته شوند یا به دار روند یا دستها و پاهایشان بر خلاف یکدیگر قطع گردد و یا از آن سرزمین رانده شوند;
این رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت برایشان عذاب بزرگی خواهد بود; مگر کسانی که توبه کنند پیش از آنکه بر آنان دست یابید; پس بدانید که خدا آمرزنده و رحیم است. "
ملاک اصلی برای مجازاتهای مذکور در آیه ایجاد فساد در جامعه است ... بنابراین ، بدون تردید آیه محاربه همه انواع جرائم اجتماعی را که عنوان فساد در جامعه بر آنها صادق است شامل می شود; چه جرایمی که اکنون ما می شناسیم و چه جرایمی که احیانا در آینده با تکنیک های جدید ابداع خواهد شد . قرآن جعل اصطلاح نکرده است.
معلوم است که دستور فوق یک مطلب تعبدی القا نمی کند ، بلکه یک مساله عقلایی و حقوقی را گوشزد می کند که " مجازات باید متناسب با جرم باشد " . ضمنا مقصود از به دار آویختن ، اعدام مجرم بوده و ذکر صلب از باب مثال است; پس اگر به گونه ای دیگر نیز اعدام شود دستور اجرا شده و بعید است ذکر صلب در روایت از باب تعبد باشد.
( از طرف دیگر )" ذکر این مجازاتها از باب مثال است " .... " لازم نیست حتما یکی از مجازاتهای مذکور در آیه درباره مفسد اجرا شود " ، بلکه آنچه لازم است ، رعایت تناسب بین جرم و مجازات است که هم حکم عقل است و هم درجه بندی مجازاتها در آیه به آن اشعار دارد .
البته تعیین دقیق میزان جرم و تشخیص تناسب بین جرم و مجازات یک کار فنی و تخصصی است که قاضی با راهنمایی متخصصان جرم شناسی به آن دست می یابد و بر مبنای آن رای صادر می کند.
از آنچه گفته شد این نتیجه به دست می آید که در آیه محاربه تعبد خاصی اعمال نشده و ذکر چهار مجازات از باب نمونه و ذکر مثال است و مجازاتهای دیگری نیز متناسب با جرمهایی که واقع می شود می توان در نظر گرفت ؛ چنانکه از بعضی روایات نیز تایید این مطلب استفاده می شود; ... مثلا در روایتی از امام جواد (ع) آمده که اگر محارب فقط سلب امنیت کرده و مال نبرده و آدم نکشته است زندانی می شود و این معنای نفی او است. 2
از آیه محاربه چند مطلب استفاده می شود :
1- اینکه ملاک اصلی برای مجازات محارب ، افساد است.
2- اینکه مجازاتها در آیه ، درجه بندی شده و از شدید به خفیف منتقل گشته یعنی از قتل شروع و به تبعید منتهی شده است.
3- اینکه فساد درجه بندی نشده است; زیرا فساد درجات بسیار زیادی دارد که قابل احصا نیست; علاوه بر اینکه درجه بندی فساد در آیه لزومی ندارد بلکه هر فسادی که واقع شود مقدار زیان اجتماعی آن سنجیده می شود و متناسب با آن مجازات تعیین می گردد.
4- اینکه درجه بندی مجازات برای اشاره به این است که مجازات شدید برای جرم شدید و مجازات خفیف برای جرم خفیف است و مقصود احصای همه مجازاتها نبوده است، زیرا مجازات به تناسب جرم تعیین می شود.
5- هدف از تشریع قوانین جزایی ، احیای عدالت است و اگر قانونی ناقض عدالت باشد از اول نباید تشریع شود . ( به همین دلیل ) اجرای عدالت به حاکم واگذار شده وبه او اختیار داده اند که به حکم " ان الله یامر بالعدل 3 " با رعایت تناسب بین مجازات و جرم، مجرم را به کیفر برساند .
زیرنویسها :
1- سوره مائده/ آیه های 33 و 34
2- وسائل، ج 18، ص 536، ح 8
3- سوره نحل / آیه 90
منابع :
1- تفسیر آیه محاربه و احکام فقهی آن – مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی ، فصلنامه نامه مفید، شماره 9،
2- کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 350 به بعد "
محمد صالحی 20 / 9 / 92
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیه محاربه ( که در زیر آمده است ) یک دستور کلی برای همه فسادهای اجتماعی داده و آن این است که باید برای هر فسادی مجازات متناسب با آن تعیین شود .
" انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الآخرة عذاب عظیم ، الا الذین تابوا من قبل ان تقدروا علیهم فاعلموا ان الله غفور رحیم " 1
" یعنی همانا کسانی که با خدا و رسولش می ستیزند و در زمین به فساد می کوشند ، جزایشان این است که کشته شوند یا به دار روند یا دستها و پاهایشان بر خلاف یکدیگر قطع گردد و یا از آن سرزمین رانده شوند;
این رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت برایشان عذاب بزرگی خواهد بود; مگر کسانی که توبه کنند پیش از آنکه بر آنان دست یابید; پس بدانید که خدا آمرزنده و رحیم است. "
ملاک اصلی برای مجازاتهای مذکور در آیه ایجاد فساد در جامعه است ... بنابراین ، بدون تردید آیه محاربه همه انواع جرائم اجتماعی را که عنوان فساد در جامعه بر آنها صادق است شامل می شود; چه جرایمی که اکنون ما می شناسیم و چه جرایمی که احیانا در آینده با تکنیک های جدید ابداع خواهد شد . قرآن جعل اصطلاح نکرده است.
معلوم است که دستور فوق یک مطلب تعبدی القا نمی کند ، بلکه یک مساله عقلایی و حقوقی را گوشزد می کند که " مجازات باید متناسب با جرم باشد " . ضمنا مقصود از به دار آویختن ، اعدام مجرم بوده و ذکر صلب از باب مثال است; پس اگر به گونه ای دیگر نیز اعدام شود دستور اجرا شده و بعید است ذکر صلب در روایت از باب تعبد باشد.
( از طرف دیگر )" ذکر این مجازاتها از باب مثال است " .... " لازم نیست حتما یکی از مجازاتهای مذکور در آیه درباره مفسد اجرا شود " ، بلکه آنچه لازم است ، رعایت تناسب بین جرم و مجازات است که هم حکم عقل است و هم درجه بندی مجازاتها در آیه به آن اشعار دارد .
البته تعیین دقیق میزان جرم و تشخیص تناسب بین جرم و مجازات یک کار فنی و تخصصی است که قاضی با راهنمایی متخصصان جرم شناسی به آن دست می یابد و بر مبنای آن رای صادر می کند.
از آنچه گفته شد این نتیجه به دست می آید که در آیه محاربه تعبد خاصی اعمال نشده و ذکر چهار مجازات از باب نمونه و ذکر مثال است و مجازاتهای دیگری نیز متناسب با جرمهایی که واقع می شود می توان در نظر گرفت ؛ چنانکه از بعضی روایات نیز تایید این مطلب استفاده می شود; ... مثلا در روایتی از امام جواد (ع) آمده که اگر محارب فقط سلب امنیت کرده و مال نبرده و آدم نکشته است زندانی می شود و این معنای نفی او است. 2
از آیه محاربه چند مطلب استفاده می شود :
1- اینکه ملاک اصلی برای مجازات محارب ، افساد است.
2- اینکه مجازاتها در آیه ، درجه بندی شده و از شدید به خفیف منتقل گشته یعنی از قتل شروع و به تبعید منتهی شده است.
3- اینکه فساد درجه بندی نشده است; زیرا فساد درجات بسیار زیادی دارد که قابل احصا نیست; علاوه بر اینکه درجه بندی فساد در آیه لزومی ندارد بلکه هر فسادی که واقع شود مقدار زیان اجتماعی آن سنجیده می شود و متناسب با آن مجازات تعیین می گردد.
4- اینکه درجه بندی مجازات برای اشاره به این است که مجازات شدید برای جرم شدید و مجازات خفیف برای جرم خفیف است و مقصود احصای همه مجازاتها نبوده است، زیرا مجازات به تناسب جرم تعیین می شود.
5- هدف از تشریع قوانین جزایی ، احیای عدالت است و اگر قانونی ناقض عدالت باشد از اول نباید تشریع شود . ( به همین دلیل ) اجرای عدالت به حاکم واگذار شده وبه او اختیار داده اند که به حکم " ان الله یامر بالعدل 3 " با رعایت تناسب بین مجازات و جرم، مجرم را به کیفر برساند .
زیرنویسها :
1- سوره مائده/ آیه های 33 و 34
2- وسائل، ج 18، ص 536، ح 8
3- سوره نحل / آیه 90
منابع :
1- تفسیر آیه محاربه و احکام فقهی آن – مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی ، فصلنامه نامه مفید، شماره 9،
2- کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 350 به بعد "
محمد صالحی 20 / 9 / 92
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
شیخ انصاری و کرامت
شیخ انصاری ، با جمعی از یاران خود به مسجدی می رفت .
درب مسجد را بسته یافت .
گفت : برمی گردیم .
چند تن از اصحاب او گفتند که :
بزرگانی چون شما دارای کراماتی بودند که می توانستند از درب بسته عبور کنند .
شیخ انصاری پاسخ داد : ما هم بمیریم ، بعد از مرگمان دارای چنین کمالاتی خواهیم شد!!
و از این کمالات درباره ما هم خواهند گفت!!
نقل از بلاگ قابل
"http://www.ghabel.net
https://telegram.me/beshnofekrkon
شیخ انصاری ، با جمعی از یاران خود به مسجدی می رفت .
درب مسجد را بسته یافت .
گفت : برمی گردیم .
چند تن از اصحاب او گفتند که :
بزرگانی چون شما دارای کراماتی بودند که می توانستند از درب بسته عبور کنند .
شیخ انصاری پاسخ داد : ما هم بمیریم ، بعد از مرگمان دارای چنین کمالاتی خواهیم شد!!
و از این کمالات درباره ما هم خواهند گفت!!
نقل از بلاگ قابل
"http://www.ghabel.net
https://telegram.me/beshnofekrkon
33hbett.jp.net
68WIN - Trang Chính Thức 68WIN.COM | 68 WIN Uy Tín #1 2026
68win – cổng game đổi thưởng hàng đầu với kho trò chơi đa dạng: casino, thể thao, xổ số, bắn cá, nổ hũ. Giao diện hiện đại, tốc độ mượt mà, khuyến mãi siêu hấp dẫn.
منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست - 1
بشر اولیه که زیستی حیوانی داشت و در غارها زندگی می کرد ، تنها دغدغه اش نجات از شر حیوانات و احیانا افراد دیگر و همچنین بلایای طبیعی و از طرف دیگر ، تهیه مایحتاج خود جهت زنده ماندن بود و این باعث می شد که حتی فرصتی برای فکر کردن به چیزهای دیگر را نداشته باشد و چه بسا قوه عاقله او در مراحل نوزادی خود بود .
به مرور زمان و بعضا با اتفاقاتی که می افتاد ، متوجه شد که می تواند وسائل و ابزار مطمئن تری برای انجام فعالیت های خود و یا حتی دفاع خود بیابد . و این خود باعث شد که فکر خود را بکار گرفته و توسعه داده و در جهت تولید و استفاده بهتر از ابزار و یا بکارگیری روشهای بهتر انجام کارهایش ، تلاش نماید .
این مرحله ، او را وارد عصر مهارتهای مختلف فردی و سپس اجتماعی نمود ( عصر کشاورزی و یکجانشینی و روستانشینی) ، و او را به یک انسان ماهر تبدیل نمود .
و همه اینها ، یک آسایش نسبی برای او فراهم کرده بود و فرصت کافی برای تفکر در مورد چیزهای جدید به او داده بود :
• اینکه ، من برای چه بدنیا آمده ام ؟
• اگر قرار است بمیرم ، چرا بدنیا آمدم ؟
• و اگر هدفی بوده ، آن چیست ؟
• چه کسی در خلقت من موثر بوده و آن هدف را برای خلق من در نظر داشته است ؟
• و در راستای آن هدف ، چه انتظاری از من داشته و دارد ؟
این سوالها و سوالهای دیگر ، او را به جایی نمی برد ؛
او وارد دنیای تعقل شده بود و به انسانی خرد ورز تبدیل گشته بود .
اما همه چیز و همه سوالهایش ، نتیجه ای جز عمیق تر شدن تحیر و سرگردانی او نداشت !!
او وارد دوران تحیر و سرگردانی شده بود و بدنبال اصل و هویت و انتهای راه خود می گشت .
و البته يك اضطراب مدام ، وجود او را در خود پيچيده و آرامش او را گرفته بود .
و اين سوالها ، نه از بيرون به او تحميل شده ، كه از ويژگيهاي انحصاري انسان بوده و هست و در طول تاريخ ، هرگز بدون آنها وجود معناداري براي انسان ،متصور نگشته است .
و پاسخ به اين سوالها ( هر چه كه باشد ) به گونه ايكه از اضطرابش كم كند و او را به آرامش بيشتري برساند ، شاكله دين را تشكيل مي دهد . 1
در اينجا بود كه به هر چيزي كه سوالهاي او را پاسخ دهد و يا مبناي پاسخ دهي به سوالات او شود متوسل شد .
و همه اينها ، به سنت و آداب و حد فهم او از هستي و حتي افراد خاصي كه جايگاه خاصي داشتند وابسته بود .
به همين دليل ، در هر جامعه اي ، مفاهيم و يا موجودات مختلفي بعنوان خالق و خدا و .. پرستيده شد . 2
در اين گزينش و انتخاب ، هر چيزي كه از جنس خود او نبوده و يا دسترسي راحتي به او نمي داشت و يا بي اطلاعي از او باعث بهم ريختگي آرامشش ميشد ، شانس بيشتري مي يافت .
و اين لحظه ،ابتداي دوران آموزش پذيري بشر بود ، كه به مدرسه و معلم نيازمند شد تا انديشه معنوي او را هدايت كند .
اینجا بود که خداوند ، عقل بشر را بالغ یافت و بر اساس " قاعده لطف " خود ، او را آماده و مستحق دریافت هدایت و رهنمونی به حقیقت مکنون هستی دید .
به سرگردانی بیشتر او و یا سو استفاده ای که مدعیان دروغین از جایگاه خدایی او می کردند ، راضی نبود و اینچنین بود که تصمصم به هدایت و پالایش اندیشه او از خرافات ، کوته نگریها ، نافهمیها و پاسخ به انبوه سوالهایش گرفت ، که بتواند راه خود را ار آن همه سنگلاخ و پر پیچ و خم افکار و باورهای عجیب و بی معنا ، پیدا نماید و عقل خود را برای پیشبرد زندگی بهتر و اخلاقی تر ، بکار گیرد .
از بین آنها ، حضرت آدم را برگزید ، و پاسخ سوالهایش را داد ،
و بعنوان اولین انسان موحد ، برای تبیین هستی و جایگاه انسان در آن ، به میان آنها فرستاد.
و تنها از او ، دعوت مردمان به ایمان موحدانه را خواستار شد ،
آنجا که می فرماید :
" و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون " 3
و این بود که بشر وارد دوران جدیدی به نام " دوران وحی " شد که به حقیقت جهان هستی دست یافته بود .
ادامه دارد :👇
محمد صالحي – 20/5/95
https://telegram.me/beshnofekrkon/524
http://mahsan.rasekhoonblog.com
بشر اولیه که زیستی حیوانی داشت و در غارها زندگی می کرد ، تنها دغدغه اش نجات از شر حیوانات و احیانا افراد دیگر و همچنین بلایای طبیعی و از طرف دیگر ، تهیه مایحتاج خود جهت زنده ماندن بود و این باعث می شد که حتی فرصتی برای فکر کردن به چیزهای دیگر را نداشته باشد و چه بسا قوه عاقله او در مراحل نوزادی خود بود .
به مرور زمان و بعضا با اتفاقاتی که می افتاد ، متوجه شد که می تواند وسائل و ابزار مطمئن تری برای انجام فعالیت های خود و یا حتی دفاع خود بیابد . و این خود باعث شد که فکر خود را بکار گرفته و توسعه داده و در جهت تولید و استفاده بهتر از ابزار و یا بکارگیری روشهای بهتر انجام کارهایش ، تلاش نماید .
این مرحله ، او را وارد عصر مهارتهای مختلف فردی و سپس اجتماعی نمود ( عصر کشاورزی و یکجانشینی و روستانشینی) ، و او را به یک انسان ماهر تبدیل نمود .
و همه اینها ، یک آسایش نسبی برای او فراهم کرده بود و فرصت کافی برای تفکر در مورد چیزهای جدید به او داده بود :
• اینکه ، من برای چه بدنیا آمده ام ؟
• اگر قرار است بمیرم ، چرا بدنیا آمدم ؟
• و اگر هدفی بوده ، آن چیست ؟
• چه کسی در خلقت من موثر بوده و آن هدف را برای خلق من در نظر داشته است ؟
• و در راستای آن هدف ، چه انتظاری از من داشته و دارد ؟
این سوالها و سوالهای دیگر ، او را به جایی نمی برد ؛
او وارد دنیای تعقل شده بود و به انسانی خرد ورز تبدیل گشته بود .
اما همه چیز و همه سوالهایش ، نتیجه ای جز عمیق تر شدن تحیر و سرگردانی او نداشت !!
او وارد دوران تحیر و سرگردانی شده بود و بدنبال اصل و هویت و انتهای راه خود می گشت .
و البته يك اضطراب مدام ، وجود او را در خود پيچيده و آرامش او را گرفته بود .
و اين سوالها ، نه از بيرون به او تحميل شده ، كه از ويژگيهاي انحصاري انسان بوده و هست و در طول تاريخ ، هرگز بدون آنها وجود معناداري براي انسان ،متصور نگشته است .
و پاسخ به اين سوالها ( هر چه كه باشد ) به گونه ايكه از اضطرابش كم كند و او را به آرامش بيشتري برساند ، شاكله دين را تشكيل مي دهد . 1
در اينجا بود كه به هر چيزي كه سوالهاي او را پاسخ دهد و يا مبناي پاسخ دهي به سوالات او شود متوسل شد .
و همه اينها ، به سنت و آداب و حد فهم او از هستي و حتي افراد خاصي كه جايگاه خاصي داشتند وابسته بود .
به همين دليل ، در هر جامعه اي ، مفاهيم و يا موجودات مختلفي بعنوان خالق و خدا و .. پرستيده شد . 2
در اين گزينش و انتخاب ، هر چيزي كه از جنس خود او نبوده و يا دسترسي راحتي به او نمي داشت و يا بي اطلاعي از او باعث بهم ريختگي آرامشش ميشد ، شانس بيشتري مي يافت .
و اين لحظه ،ابتداي دوران آموزش پذيري بشر بود ، كه به مدرسه و معلم نيازمند شد تا انديشه معنوي او را هدايت كند .
اینجا بود که خداوند ، عقل بشر را بالغ یافت و بر اساس " قاعده لطف " خود ، او را آماده و مستحق دریافت هدایت و رهنمونی به حقیقت مکنون هستی دید .
به سرگردانی بیشتر او و یا سو استفاده ای که مدعیان دروغین از جایگاه خدایی او می کردند ، راضی نبود و اینچنین بود که تصمصم به هدایت و پالایش اندیشه او از خرافات ، کوته نگریها ، نافهمیها و پاسخ به انبوه سوالهایش گرفت ، که بتواند راه خود را ار آن همه سنگلاخ و پر پیچ و خم افکار و باورهای عجیب و بی معنا ، پیدا نماید و عقل خود را برای پیشبرد زندگی بهتر و اخلاقی تر ، بکار گیرد .
از بین آنها ، حضرت آدم را برگزید ، و پاسخ سوالهایش را داد ،
و بعنوان اولین انسان موحد ، برای تبیین هستی و جایگاه انسان در آن ، به میان آنها فرستاد.
و تنها از او ، دعوت مردمان به ایمان موحدانه را خواستار شد ،
آنجا که می فرماید :
" و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون " 3
و این بود که بشر وارد دوران جدیدی به نام " دوران وحی " شد که به حقیقت جهان هستی دست یافته بود .
ادامه دارد :👇
محمد صالحي – 20/5/95
https://telegram.me/beshnofekrkon/524
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست - 2
و در يك كلام :
1- #دین ، یعنی #پاسخ به سوالهای روحانی بشر ، که او را از اضطراب مدام ، كه در اين جهان هستي چه جايگاهي دارد و در بعد اين دنيا چه جايگاهي خواهد داشت برهاند و چنان #معنايي به زندگي و رنجهايي كه در آن…
و در يك كلام :
1- #دین ، یعنی #پاسخ به سوالهای روحانی بشر ، که او را از اضطراب مدام ، كه در اين جهان هستي چه جايگاهي دارد و در بعد اين دنيا چه جايگاهي خواهد داشت برهاند و چنان #معنايي به زندگي و رنجهايي كه در آن…
👍2❤1
منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست - 2
و در يك كلام :
1- #دین ، یعنی #پاسخ به سوالهای روحانی بشر ، که او را از اضطراب مدام ، كه در اين جهان هستي چه جايگاهي دارد و در بعد اين دنيا چه جايگاهي خواهد داشت برهاند و چنان #معنايي به زندگي و رنجهايي كه در آن متحمل مي شود بدهد كه او را به #آرامش برساند .
آنجا كه خداوند مي فرمايد : الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب 4
2- همه #مکاتب_بشری ( چه عرفاني و چه غير عرفاني ) ، كه سهمي در اين #پاسخ دهي به سوالات هستي شناسي بشر و كاستن نگرانيها و اضطراب او داشته و دارند و در ايجاد آرامش روحاني او نقش غير قابل انكاري بازي مي كنند ، از #جنس_دین بوده و بنابراين در هيچ برهه اي از تاريخ حيات بشر ، هیچکس بی دین نبوده و نخواهد بود .
لكم دينكم و لي دين 1
3- آنچه كه در مورد شرایع پیامبران (س) ،( كه از زمان حضرت نوح به بعد به بشر ارزاني شده ) ، بايد توجه داشت ، اينست كه :
همه آنها بر مبناي همان باوري كه از آموزه هاي زمان حضرت آدم به آنها رسيده و امروزه به نام دين ابراهيم(ع) معروف گرديده است ، از خدايي سخن گفته اند كه يگانه بي همتاييست كه جهان هستي تجلي وجود اوست و بنابراين ، طلايه دار دینداری موحدانه بوده و هستند .
4- #توحیدی که در جهان امروز ، در بین افکار بشری ( حتي معتقدان غير شرايع ابراهيمي ) موج میزند ، سرچشمه اش تعالیم انبیا(س) بوده است .
5- تفاوتي كه در شرايع مختلف انبيا(س) ديده مي شود به اين دليلست كه #شريعت هر پيامبر ( خاصه در بخش مسائل و احكام اجتماعي ) ، #راهكارهاي عملي او با توجه به همه ويژگيهاي انساني مردمان عصر خود و قابليتها و امكانات اجتماعي و اقتصادي و سنتها و آداب آنها ، در تطابق حداقلي با اصل دعوت توحيدي خود بوده و تبعا ،#قابل_تسري به اعصار بعدي نيست و اين راهكارها در هر عصر ، بايد با معيارهاي اخلاق و عدالت و ابزار عقل جمعي همان عصر اتخاذ و بكار گرفته شود .
لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجا و لو شاء الله لجعلكم امة واحدة 5
زيرنويسها :
1- شاهد اين مدعا ، آيه " لكم دينكم و لي دين " در خطاب به كفار ، در زبان پيامبر(ص) است . سوره كافرون
2- نمونه آن ماجراي برخورد ابراهيم با پرستندگان خدايان مختلف ( ماه و خورشيد و ستارگان و .. ) – سوره انعام آيات 75 تا 79
3- انبيا آيه 35
4- رعد آيه 28
5- مائده آيه 48
محمد صالحي – 20/5/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/523
و در يك كلام :
1- #دین ، یعنی #پاسخ به سوالهای روحانی بشر ، که او را از اضطراب مدام ، كه در اين جهان هستي چه جايگاهي دارد و در بعد اين دنيا چه جايگاهي خواهد داشت برهاند و چنان #معنايي به زندگي و رنجهايي كه در آن متحمل مي شود بدهد كه او را به #آرامش برساند .
آنجا كه خداوند مي فرمايد : الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب 4
2- همه #مکاتب_بشری ( چه عرفاني و چه غير عرفاني ) ، كه سهمي در اين #پاسخ دهي به سوالات هستي شناسي بشر و كاستن نگرانيها و اضطراب او داشته و دارند و در ايجاد آرامش روحاني او نقش غير قابل انكاري بازي مي كنند ، از #جنس_دین بوده و بنابراين در هيچ برهه اي از تاريخ حيات بشر ، هیچکس بی دین نبوده و نخواهد بود .
لكم دينكم و لي دين 1
3- آنچه كه در مورد شرایع پیامبران (س) ،( كه از زمان حضرت نوح به بعد به بشر ارزاني شده ) ، بايد توجه داشت ، اينست كه :
همه آنها بر مبناي همان باوري كه از آموزه هاي زمان حضرت آدم به آنها رسيده و امروزه به نام دين ابراهيم(ع) معروف گرديده است ، از خدايي سخن گفته اند كه يگانه بي همتاييست كه جهان هستي تجلي وجود اوست و بنابراين ، طلايه دار دینداری موحدانه بوده و هستند .
4- #توحیدی که در جهان امروز ، در بین افکار بشری ( حتي معتقدان غير شرايع ابراهيمي ) موج میزند ، سرچشمه اش تعالیم انبیا(س) بوده است .
5- تفاوتي كه در شرايع مختلف انبيا(س) ديده مي شود به اين دليلست كه #شريعت هر پيامبر ( خاصه در بخش مسائل و احكام اجتماعي ) ، #راهكارهاي عملي او با توجه به همه ويژگيهاي انساني مردمان عصر خود و قابليتها و امكانات اجتماعي و اقتصادي و سنتها و آداب آنها ، در تطابق حداقلي با اصل دعوت توحيدي خود بوده و تبعا ،#قابل_تسري به اعصار بعدي نيست و اين راهكارها در هر عصر ، بايد با معيارهاي اخلاق و عدالت و ابزار عقل جمعي همان عصر اتخاذ و بكار گرفته شود .
لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجا و لو شاء الله لجعلكم امة واحدة 5
زيرنويسها :
1- شاهد اين مدعا ، آيه " لكم دينكم و لي دين " در خطاب به كفار ، در زبان پيامبر(ص) است . سوره كافرون
2- نمونه آن ماجراي برخورد ابراهيم با پرستندگان خدايان مختلف ( ماه و خورشيد و ستارگان و .. ) – سوره انعام آيات 75 تا 79
3- انبيا آيه 35
4- رعد آيه 28
5- مائده آيه 48
محمد صالحي – 20/5/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/523
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👏1
حقوق زنان – كديور
1- شهادت هر شاهد عادلی چه زن چه مرد در محضر دادگاه مسموع است. شهادت یک زن همانند شهادت یک مرد است.
2- قضاوت زنان واجد شرائط هیچ منع شرعی ندارد.
امامت جمعه و جماعت زنان با رعایت دیگر حدود شرعی بلامانع است .
3- تفاوت دیهی زن و مرد مستند قرآنی ندارد .
4- من به تساوي مطلق حقوق زن و مرد معتقدم كه به يكساني ارث و حذف نفقه ، مهريه و مزد كار زن در خانه ميانجامد .
اما اجرایی کردن همگی موارد فوق نیاز به عزمی همگانی دارد.
( نفقه،مخارج معیشت زن و فرزندان در زندگی زناشویی است.)
5- در صورتي كه زن مشغول به كار باشد و درآمد مستقل داشته باشد، مخارج زندگی به عهده هر دو است مطابق قراری که با هم میگذارند و درآمد و مخارج را تقسیم کنند .
در صورت اضافه آمدن ، هر یک مالک درآمد باقیمانده است.
6- اگر نکاح با رضایت زن و مرد است، جدایی نیز تنها با رضایت طرفین میسر است و هر گونه حق یک طرفه خلاف عدالت است.
7- در صورت جدایی حضانت کودکان تا سن بلوغ به عهده مادر و نفقهی آنها بر عهدهی پدر است، مگر دادگاه مادر را ناصالح تشخیص دهد یا خود وی خواستار این حق نباشد .
8- مرتبه اجتهاد و مرجعيت ، اختصاص به مرد نداشته و زنان نيز مي توانند اين منزلت را كسب نمايند .
9- آواز خواندن بانوان شرعا مجاز است و هیچ دلیل معتبر شرعی بر حرمت آن نیست.
واضح است که آوازههای شهوانی با محتوا و کیفیت خاص صدای اینگونه مجالس بر زن و مرد هر دو حرام است.
10- آرایش و پیرایش بانوان در حد متعارف خارج از خانه بلا اشکال است.
11- پوشش زنان در زمان ورزش و غیر ورزش تفاوتی ندارد .
در محیطهای زنانه که مردی نباشد محدودیتی نیست .
اگر مردان نامحرمی ناظر باشند زنان موظفند از زیر گردن تا زیر زانو را با لباسی که چسبان و بدن نما نباشد بپوشانند.
استفتا و سايت استاد
kadivar.com
15 / 3 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- شهادت هر شاهد عادلی چه زن چه مرد در محضر دادگاه مسموع است. شهادت یک زن همانند شهادت یک مرد است.
2- قضاوت زنان واجد شرائط هیچ منع شرعی ندارد.
امامت جمعه و جماعت زنان با رعایت دیگر حدود شرعی بلامانع است .
3- تفاوت دیهی زن و مرد مستند قرآنی ندارد .
4- من به تساوي مطلق حقوق زن و مرد معتقدم كه به يكساني ارث و حذف نفقه ، مهريه و مزد كار زن در خانه ميانجامد .
اما اجرایی کردن همگی موارد فوق نیاز به عزمی همگانی دارد.
( نفقه،مخارج معیشت زن و فرزندان در زندگی زناشویی است.)
5- در صورتي كه زن مشغول به كار باشد و درآمد مستقل داشته باشد، مخارج زندگی به عهده هر دو است مطابق قراری که با هم میگذارند و درآمد و مخارج را تقسیم کنند .
در صورت اضافه آمدن ، هر یک مالک درآمد باقیمانده است.
6- اگر نکاح با رضایت زن و مرد است، جدایی نیز تنها با رضایت طرفین میسر است و هر گونه حق یک طرفه خلاف عدالت است.
7- در صورت جدایی حضانت کودکان تا سن بلوغ به عهده مادر و نفقهی آنها بر عهدهی پدر است، مگر دادگاه مادر را ناصالح تشخیص دهد یا خود وی خواستار این حق نباشد .
8- مرتبه اجتهاد و مرجعيت ، اختصاص به مرد نداشته و زنان نيز مي توانند اين منزلت را كسب نمايند .
9- آواز خواندن بانوان شرعا مجاز است و هیچ دلیل معتبر شرعی بر حرمت آن نیست.
واضح است که آوازههای شهوانی با محتوا و کیفیت خاص صدای اینگونه مجالس بر زن و مرد هر دو حرام است.
10- آرایش و پیرایش بانوان در حد متعارف خارج از خانه بلا اشکال است.
11- پوشش زنان در زمان ورزش و غیر ورزش تفاوتی ندارد .
در محیطهای زنانه که مردی نباشد محدودیتی نیست .
اگر مردان نامحرمی ناظر باشند زنان موظفند از زیر گردن تا زیر زانو را با لباسی که چسبان و بدن نما نباشد بپوشانند.
استفتا و سايت استاد
kadivar.com
15 / 3 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
محسن کدیور | Mohsen Kadivar
| محسن کدیور | Mohsen Kadivar / وب سایت فارسی محسن کدیور
محسن کدیور (متولد خرداد ۱۳۳۸ فسا) متأله، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک (دوروم، کارولینای شمالی، آمریکا) است. نظريه هاي دولت در فقه شيعه نخستین کتاب کدیور است که در سال ۱۳۷۶منتشر شد. وی تا سال…