هدف امام حسین(ع) در نهضت خود - 2
❤️ب ) و اما بررسی اجمالی نهضت امام(ع) :
💐• #هدف امام : اصلاح جامعه از رذایل اخلاقی و حکومت از بدعتها و بی عدالتیها
( انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) - مقتل خوارزمى ، ج1، ص188 )
💐• #ابزار امام : امر به معروف و نهی از منکر
( اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر - مقتل خوارزمى ، ج1، ص188 )
❤️ج) روشهای امر به معروف و نهی از منکر : آنچه که در اعتقاد و سیره پیامبر(ص) و امامان قبلی و سیره امام(ع) دیده می شود ، روشهای امر به معروف و نهی از منکر را در سه مرحله زیر نشان می دهد :
🍁1- آگاهی بخشی فردی و اجتماعی از فضایل و اخلاقیات و رفتارهای مقابل آن بعنوان رذایل اخلاقی
( هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة – جمعه 2 )
🍁2- آگاهی بخشی از تخلفات حکومت و عالمان وابسته به آن
( من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله – پیامبر(ص) ، الفتوح ، ج 5 ، ص 91 )
🍁3- و در آخرین مرحله امر به معروف و نهی از منکر ، استفاده از ابزار حکومت ، که اختصاص به شرایط ویژه ( درخواست و حمایت عمومی مردم ) دارد .
( لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَلاَّ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )
❤️د) هزینه های اقدام برای رسیدن به هدف فوق الذکر :
💐• گذشتن از آسایش و زندگی عادی و پذیرش فشارها و محرومیتهای حکومت
💐• از جان خود گذشتن
که #هزینه دوم نیز با توجه به ارزش حیات انسانی و اهمیت هدف اصلاحات ، به #دو مرحله تقسیم می شود :
🍁• در صورت مواجهه با حکومت و فراهم بودن شرایطی که بتوان از هجوم آن نجات پیدا کرد و به آگاهی بخشی و تداوم مسیر بسوی هدف ادامه داد ، اقدام برای زنده ماندن عزت مندانه
(کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم - الطبری ج 5 ص 411 )
🍁• و در صورت مواجه شدن با پذیرش ذلت و بردگی و بندگی ذلیلانه چند صباح عمر ، جان را بر سر هدف گذاشتن و با شهادت ، اخلاق و انسانیت و آزادگی را جاودانه کردن .
( اَلا و انّ .... قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة. - مقتل خوارزمي، ج 2، ص 7 )
❤️ن) و در یک کلام :
💐1- امام حسین(ع) ، نه از روی هوای نفس و یا قدرت طلبی ، که در راستای هدف رسالت پیامبر(ص) و سیره پدر و برادرش ، اقدام به نهضتی اصلاح طلبانه نمودند .
💐2- بر اساس موازین و روشهای منطقی ، ابزارهای لازم برای آگاهی بخشی مردمی را ، با پذیرش همه گونه هزینه های مادی و جانی آن ، بکار گرفتند .
💐3- در طی این راه پر خطر ، وقتی با اقبال عمومی و درخواست آنها برای حمایت از هدف خود مواجه شد ، حجت را بر خود تمام شده دید و تصمیم به استفاده از آخرین و عالی ترین ترین ابزار رسیدن به هدف خود گرفت ، که ورود به مرحله فراهم كردن شرايط لازم براي تشکیل حکومت عدل بود . ( توجه شود که حتی اگر قصد اولیه برخورد با حکومت را نداشتند ، ولی تشکیل یک اپوزیسیون در میان جامعه خلافت ، به معنای مخالفت با حکومت تلقی شده و از طرف حکومت اقدام به سرکوب می شد که نتیجه اش همان تقابل با حکومت و در صورت پیروزی ، تشکیل حکومت بود . )
💐4- و لیکن در هنگامی که از امکان برخورداری از پشتیبانی مردم نا امید شدند ، از عملیاتی کردن این مرحله منصرف شده و همه تلاش خود را برای نجات جان خود و همراهان بکار گرفته تا ضمن حصول این نتیجه ارزشمند، بتوانند به هدف خود نیز ادامه بدهند .
💐5- در ادامه تلاشهای خود ، وقتی که از نجات خود و همراهان نا امید گشتند و خود را در محاصره نظامی دشمن دیدند و سر دو راهی پذیرش ذلت و ادامه دادن عمر چند صباحی دیگر ولی تحت شدیدترین تعرضات امنیتی ، و یا جنگیدن تا شهادت قرار گرفتند ، راه دوم را برگزیدند و آزادگی و اخلاق و کرامت انسانی را بعنوان پیام جاودانه نهضت خود به تاریخ سپردند . ( لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا – امام علی(ع) نامه 31 وصيت به فرزندان )
تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/666
❤️ب ) و اما بررسی اجمالی نهضت امام(ع) :
💐• #هدف امام : اصلاح جامعه از رذایل اخلاقی و حکومت از بدعتها و بی عدالتیها
( انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) - مقتل خوارزمى ، ج1، ص188 )
💐• #ابزار امام : امر به معروف و نهی از منکر
( اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر - مقتل خوارزمى ، ج1، ص188 )
❤️ج) روشهای امر به معروف و نهی از منکر : آنچه که در اعتقاد و سیره پیامبر(ص) و امامان قبلی و سیره امام(ع) دیده می شود ، روشهای امر به معروف و نهی از منکر را در سه مرحله زیر نشان می دهد :
🍁1- آگاهی بخشی فردی و اجتماعی از فضایل و اخلاقیات و رفتارهای مقابل آن بعنوان رذایل اخلاقی
( هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة – جمعه 2 )
🍁2- آگاهی بخشی از تخلفات حکومت و عالمان وابسته به آن
( من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله – پیامبر(ص) ، الفتوح ، ج 5 ، ص 91 )
🍁3- و در آخرین مرحله امر به معروف و نهی از منکر ، استفاده از ابزار حکومت ، که اختصاص به شرایط ویژه ( درخواست و حمایت عمومی مردم ) دارد .
( لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَلاَّ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )
❤️د) هزینه های اقدام برای رسیدن به هدف فوق الذکر :
💐• گذشتن از آسایش و زندگی عادی و پذیرش فشارها و محرومیتهای حکومت
💐• از جان خود گذشتن
که #هزینه دوم نیز با توجه به ارزش حیات انسانی و اهمیت هدف اصلاحات ، به #دو مرحله تقسیم می شود :
🍁• در صورت مواجهه با حکومت و فراهم بودن شرایطی که بتوان از هجوم آن نجات پیدا کرد و به آگاهی بخشی و تداوم مسیر بسوی هدف ادامه داد ، اقدام برای زنده ماندن عزت مندانه
(کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم - الطبری ج 5 ص 411 )
🍁• و در صورت مواجه شدن با پذیرش ذلت و بردگی و بندگی ذلیلانه چند صباح عمر ، جان را بر سر هدف گذاشتن و با شهادت ، اخلاق و انسانیت و آزادگی را جاودانه کردن .
( اَلا و انّ .... قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة. - مقتل خوارزمي، ج 2، ص 7 )
❤️ن) و در یک کلام :
💐1- امام حسین(ع) ، نه از روی هوای نفس و یا قدرت طلبی ، که در راستای هدف رسالت پیامبر(ص) و سیره پدر و برادرش ، اقدام به نهضتی اصلاح طلبانه نمودند .
💐2- بر اساس موازین و روشهای منطقی ، ابزارهای لازم برای آگاهی بخشی مردمی را ، با پذیرش همه گونه هزینه های مادی و جانی آن ، بکار گرفتند .
💐3- در طی این راه پر خطر ، وقتی با اقبال عمومی و درخواست آنها برای حمایت از هدف خود مواجه شد ، حجت را بر خود تمام شده دید و تصمیم به استفاده از آخرین و عالی ترین ترین ابزار رسیدن به هدف خود گرفت ، که ورود به مرحله فراهم كردن شرايط لازم براي تشکیل حکومت عدل بود . ( توجه شود که حتی اگر قصد اولیه برخورد با حکومت را نداشتند ، ولی تشکیل یک اپوزیسیون در میان جامعه خلافت ، به معنای مخالفت با حکومت تلقی شده و از طرف حکومت اقدام به سرکوب می شد که نتیجه اش همان تقابل با حکومت و در صورت پیروزی ، تشکیل حکومت بود . )
💐4- و لیکن در هنگامی که از امکان برخورداری از پشتیبانی مردم نا امید شدند ، از عملیاتی کردن این مرحله منصرف شده و همه تلاش خود را برای نجات جان خود و همراهان بکار گرفته تا ضمن حصول این نتیجه ارزشمند، بتوانند به هدف خود نیز ادامه بدهند .
💐5- در ادامه تلاشهای خود ، وقتی که از نجات خود و همراهان نا امید گشتند و خود را در محاصره نظامی دشمن دیدند و سر دو راهی پذیرش ذلت و ادامه دادن عمر چند صباحی دیگر ولی تحت شدیدترین تعرضات امنیتی ، و یا جنگیدن تا شهادت قرار گرفتند ، راه دوم را برگزیدند و آزادگی و اخلاق و کرامت انسانی را بعنوان پیام جاودانه نهضت خود به تاریخ سپردند . ( لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا – امام علی(ع) نامه 31 وصيت به فرزندان )
تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/666
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری - 20 صفر ( اربعین شهیدان کربلا ) به بعد
• ورود جابر بن عبدالله انصارى به كربلا و زيارت قبر مطهر امام حسين(ع) . او نخستين زايرى بود كه با موفق به زيارت قبر آن حضرت گرديد .
• حرکت کاروان اسرا به سوی شهر پیامبر(ص) ، و این به معنای عدم رفتن اسرا به کربلاست . ( با حفاظت و حمايت 500 سرباز حکومت )
• دستور امام سجاد(ع) برای برپایی چادر در ورودی مدینه و اعلام به مردم مدينه
• استقبال پرشور و غمگنانه مردم مدینه از کاروان اسرا
• ورود کاروان اسرا به مدینه به همراه مردم عزادار .
#نکات_مهم:
1- خروج کاروان اسرا از کربلا در 11 محرم و اقامت در کوفه تا 19 محرم، 10 روز طول کشید،
2- 19 محرم بسمت شام حرکت کردند که حدود 11روز طول کشید تا به شام برسند(1 صفر)
3- تا 20 صفر( #اربعین ) در آنجا ساکن بوده و وقایع خطبه های حضرت زینب در مجلس یزید و سخنان امام سجاد در مسجد اموی در این مدت صورت گرفت،
4- پس از آن خطبه ها بود که یزید دستور داد محل #اقامت اسرا را به نزدیکی کاخ و با #امکانات مناسب و احترام انتقال دهند،
5- و نهایتا به درخواست امام و زینب، آنها را در روز 20 صفر که #اربعین شهیدان کربلا بود به همراه 500 سرباز محافظ و امکانات و غذای سفر، راهی #مدینه نمود.
* حال #سوال مهم اینست که اسرا چگونه می توانسته اند خود را #یکروزه به #کربلا رسانده باشند؟؟
منابع :
1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول
5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615/
مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا
https://t.me/beshnofekrkon/613
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• ورود جابر بن عبدالله انصارى به كربلا و زيارت قبر مطهر امام حسين(ع) . او نخستين زايرى بود كه با موفق به زيارت قبر آن حضرت گرديد .
• حرکت کاروان اسرا به سوی شهر پیامبر(ص) ، و این به معنای عدم رفتن اسرا به کربلاست . ( با حفاظت و حمايت 500 سرباز حکومت )
• دستور امام سجاد(ع) برای برپایی چادر در ورودی مدینه و اعلام به مردم مدينه
• استقبال پرشور و غمگنانه مردم مدینه از کاروان اسرا
• ورود کاروان اسرا به مدینه به همراه مردم عزادار .
#نکات_مهم:
1- خروج کاروان اسرا از کربلا در 11 محرم و اقامت در کوفه تا 19 محرم، 10 روز طول کشید،
2- 19 محرم بسمت شام حرکت کردند که حدود 11روز طول کشید تا به شام برسند(1 صفر)
3- تا 20 صفر( #اربعین ) در آنجا ساکن بوده و وقایع خطبه های حضرت زینب در مجلس یزید و سخنان امام سجاد در مسجد اموی در این مدت صورت گرفت،
4- پس از آن خطبه ها بود که یزید دستور داد محل #اقامت اسرا را به نزدیکی کاخ و با #امکانات مناسب و احترام انتقال دهند،
5- و نهایتا به درخواست امام و زینب، آنها را در روز 20 صفر که #اربعین شهیدان کربلا بود به همراه 500 سرباز محافظ و امکانات و غذای سفر، راهی #مدینه نمود.
* حال #سوال مهم اینست که اسرا چگونه می توانسته اند خود را #یکروزه به #کربلا رسانده باشند؟؟
منابع :
1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول
5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615/
مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا
https://t.me/beshnofekrkon/613
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - دهم محرم ( عاشورا )
1- چون صبح شد ، امام (ع) نماز را با یاران خود خواند و سپس آنها را كه 34 سواره و 40 پياده بودند ، آراست . زهير بن قين را فرمانده راست و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ گماشت و پرچم را به برادرش عباس سپرد…
1- چون صبح شد ، امام (ع) نماز را با یاران خود خواند و سپس آنها را كه 34 سواره و 40 پياده بودند ، آراست . زهير بن قين را فرمانده راست و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ گماشت و پرچم را به برادرش عباس سپرد…
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
به نام حضرت حق دوست داشتني
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
متن زير نامه ايست كه دو سال پيش خدمت استاد كديور ارسال و تنگناهايي كه در مسير اجتهاد تكاليف براي نوبالغين وجود دارد را مطرح كرده و چون بحث مهمي بوده و لازم است عزيزان حوزه اي به آن توجه و پاسخ درخور ارائه كنند ، خدمت دوستان ارائه ميكنم .
حضرت استاد آیه اله کدیور
ضمن افتخار به حضور در زمانه ای که عزیزانی مانند حضرتعالی ، پناه اندیشه شکاکان هستید .
با عرض معذرت از اطاله مطلب ، تعریضی بر شیوه اجتهادی موجود و احکام منتجه آنها ، برای نوبالغین ، در چند بند زیر خدمتتان می فرستم ، باشد مورد توجه قرار گيرد .
1- خداوند وصف کارکردی خود برای عالم هستی را ، " تربیتی " می داند ( رب العالمین ) .
2- تربیت ، یک فرایند متدرج و متناسب و هماهنگ با ظرفیتهای عقلانی بشر و امکانات و قابلیتهای موجود است .
3- انسان موجودی است در مسیر کمال الی الله که در عرصه حیات ، گویی در حال شبیه سازی اوصاف خداوند است ولی متدرجا از نقص بسوی کمال
( تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129)
4- انسانها چه در میدان تربیت جسمانی خود و چه در زمینه تربیت روحی خود ،
روش گام به گام را سرلوحه برنامه ریزی تمرینات تربیتی خود قرار می دهند :
بطور مثال :
برای آموزش مهارتهای ورزشی ،
شخص مبتدی را با تمریناتی بسیار ساده ، جذاب و تشویقی درگیر می کنند و با افزایش مهارتهای او ، تمرینات به سمت تمرینات اصلی حرفه ای سوق میابد .
( مثلا برای آموزش تکواندو ، شخص مبتدی ، در دوره اول کار خود ، با نرمش هایی در راستای افزایش توانائیهای جسمی متناسب با ورزش تکواندو ، کوتاه مدت روزانه و آموزشهای ویدئویی مواجه می گردد و در مراحل بعد با تمرینات واقعی تکواندو و مسابقات طراحی شده مرحله ای و ... گام به گام به سمت تمرینات قهرمانی و بزرگسالان پیش می رود .)
و یا برای آموزش افزایش توانائیهای روحی ( مانند یوگا ) ، از همان متدولوژی فوق بهره می گیرند .
5- خداوند در جهت تربیت اندیشه معنوی بشر ( در ابتدای تاریخ عقلانیت بشر – عصر آدم) ،
دقیقا متدولوژی فوق را رعایت کرده و هیچگاه عجله ای برای گام گذاشتن به آخرین مرحله اندیشه نداشته است ،
چرا که بشر توان فکری و عقلی لازم را پیدا نکرده بود ( لایکلف الله نفسا الا وسعها - سوره بقره آیه 286 ) .
و این امر دقیقا در مرحله اصطفا حضرت آدم ( ان الله اصطفی آدم و ... علی العالمین - سوره آل عمران ، آیه 33 )
و صرفا تعلیم اعتقادات حداقلی دینی به او برای پاسخ به سوالات بشر اولیه آن عصر رعایت شد (علم ادم الاسما کلها - سوره آل عمران ، آیه 33 )
و پس از آنکه مرحله پیشینی و پیشنیاز رعایت احکامی را گذراند ،
در زمان حضرت نوح ، احکامی را به عنوان شریعت با او شروع به تمرین کرد
(شرع لکم من الدين ما وصى به نوحا و الذي اوحينا اليک و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى - سوره آل عمران ، آیه 33 )
و گام به گام با بلوغ اندیشه و عقلانیت او به پیش آمد تا به خاتم رسید و انسان وارد مرحله تکمیلی هدایت تشریعی خداوند شد .
6- حتی در دوره عصر نزول ،
رسول اکرم (ص) ، از آموزشهای اعتقادی مسلمانان شروع کرد
( قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ – سوره حجرات 14 )
و صرفا شهادتین را معیار ورود به حوزه اسلام دانست
( . ماجرای نزول آیه 94 سوره نسا : در سفر جنگی اسامه بن زید در سال 7 هجرت، شخصی که لا اله الا الله گفته بود توسط اسامه کشته شد.
پیامبر او را ملامت کرد . اسامه گفت : برای رهایی خود ، آن کلمه را می گفت :
پیامبر فرمود : چرا قلب او را نشکافتی تا بدانی راستگو است یا نه ؟ و سپس آیه فوق نازل شد . تنبیه و الاشراف مسعودی ص 241 )
و از آنجا که تکالیف و احکام ،
طریقیت داشته و تربیت معنوی مكلف ، موضوع اصلی رسالت است ( احكام شرعي راههايي به سوي مقصدند و نه اين كه خود هدف باشند - کتاب " اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص 702 تا 705 " )
گام به گام ، به آموزش تکالیف و پیاده سازی تکمیلی آنها اقدام کرد . ( حکم شراب و .. )
ادامه دارد :
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
متن زير نامه ايست كه دو سال پيش خدمت استاد كديور ارسال و تنگناهايي كه در مسير اجتهاد تكاليف براي نوبالغين وجود دارد را مطرح كرده و چون بحث مهمي بوده و لازم است عزيزان حوزه اي به آن توجه و پاسخ درخور ارائه كنند ، خدمت دوستان ارائه ميكنم .
حضرت استاد آیه اله کدیور
ضمن افتخار به حضور در زمانه ای که عزیزانی مانند حضرتعالی ، پناه اندیشه شکاکان هستید .
با عرض معذرت از اطاله مطلب ، تعریضی بر شیوه اجتهادی موجود و احکام منتجه آنها ، برای نوبالغین ، در چند بند زیر خدمتتان می فرستم ، باشد مورد توجه قرار گيرد .
1- خداوند وصف کارکردی خود برای عالم هستی را ، " تربیتی " می داند ( رب العالمین ) .
2- تربیت ، یک فرایند متدرج و متناسب و هماهنگ با ظرفیتهای عقلانی بشر و امکانات و قابلیتهای موجود است .
3- انسان موجودی است در مسیر کمال الی الله که در عرصه حیات ، گویی در حال شبیه سازی اوصاف خداوند است ولی متدرجا از نقص بسوی کمال
( تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129)
4- انسانها چه در میدان تربیت جسمانی خود و چه در زمینه تربیت روحی خود ،
روش گام به گام را سرلوحه برنامه ریزی تمرینات تربیتی خود قرار می دهند :
بطور مثال :
برای آموزش مهارتهای ورزشی ،
شخص مبتدی را با تمریناتی بسیار ساده ، جذاب و تشویقی درگیر می کنند و با افزایش مهارتهای او ، تمرینات به سمت تمرینات اصلی حرفه ای سوق میابد .
( مثلا برای آموزش تکواندو ، شخص مبتدی ، در دوره اول کار خود ، با نرمش هایی در راستای افزایش توانائیهای جسمی متناسب با ورزش تکواندو ، کوتاه مدت روزانه و آموزشهای ویدئویی مواجه می گردد و در مراحل بعد با تمرینات واقعی تکواندو و مسابقات طراحی شده مرحله ای و ... گام به گام به سمت تمرینات قهرمانی و بزرگسالان پیش می رود .)
و یا برای آموزش افزایش توانائیهای روحی ( مانند یوگا ) ، از همان متدولوژی فوق بهره می گیرند .
5- خداوند در جهت تربیت اندیشه معنوی بشر ( در ابتدای تاریخ عقلانیت بشر – عصر آدم) ،
دقیقا متدولوژی فوق را رعایت کرده و هیچگاه عجله ای برای گام گذاشتن به آخرین مرحله اندیشه نداشته است ،
چرا که بشر توان فکری و عقلی لازم را پیدا نکرده بود ( لایکلف الله نفسا الا وسعها - سوره بقره آیه 286 ) .
و این امر دقیقا در مرحله اصطفا حضرت آدم ( ان الله اصطفی آدم و ... علی العالمین - سوره آل عمران ، آیه 33 )
و صرفا تعلیم اعتقادات حداقلی دینی به او برای پاسخ به سوالات بشر اولیه آن عصر رعایت شد (علم ادم الاسما کلها - سوره آل عمران ، آیه 33 )
و پس از آنکه مرحله پیشینی و پیشنیاز رعایت احکامی را گذراند ،
در زمان حضرت نوح ، احکامی را به عنوان شریعت با او شروع به تمرین کرد
(شرع لکم من الدين ما وصى به نوحا و الذي اوحينا اليک و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى - سوره آل عمران ، آیه 33 )
و گام به گام با بلوغ اندیشه و عقلانیت او به پیش آمد تا به خاتم رسید و انسان وارد مرحله تکمیلی هدایت تشریعی خداوند شد .
6- حتی در دوره عصر نزول ،
رسول اکرم (ص) ، از آموزشهای اعتقادی مسلمانان شروع کرد
( قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ – سوره حجرات 14 )
و صرفا شهادتین را معیار ورود به حوزه اسلام دانست
( . ماجرای نزول آیه 94 سوره نسا : در سفر جنگی اسامه بن زید در سال 7 هجرت، شخصی که لا اله الا الله گفته بود توسط اسامه کشته شد.
پیامبر او را ملامت کرد . اسامه گفت : برای رهایی خود ، آن کلمه را می گفت :
پیامبر فرمود : چرا قلب او را نشکافتی تا بدانی راستگو است یا نه ؟ و سپس آیه فوق نازل شد . تنبیه و الاشراف مسعودی ص 241 )
و از آنجا که تکالیف و احکام ،
طریقیت داشته و تربیت معنوی مكلف ، موضوع اصلی رسالت است ( احكام شرعي راههايي به سوي مقصدند و نه اين كه خود هدف باشند - کتاب " اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص 702 تا 705 " )
گام به گام ، به آموزش تکالیف و پیاده سازی تکمیلی آنها اقدام کرد . ( حکم شراب و .. )
ادامه دارد :
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
به نام حضرت حق دوست داشتني
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 2
7- خداوند احكام و حتي ماهيت شريعت را سهله و عدم عسر و حرج ، جهت تقويت بنيانهاي ايماني مردم ، بدون افتادن در ورطه هاي سختگيرانه احكام مي داند .
(يا ايها الذين امنوا اذا قمتم الى الصلاة فاغسلوا وجوهکم و ايديکم الى المرافق و امسحوا برؤسکم و ارجلکم الى الکعبين و ان کنتم جنبا فاطهروا و ان کنتم مرضى او على سفر او جاء احد منکم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا فامسحوا بوجوهکم و ايديکم منه ما يريد الله ليجعل عليکم من حرج و لکن يريد ليطهرکم و ليتم نعمته عليکم لعلکم تشکرون – مائده آيه 6 ؛
و جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباکم و ما جعل عليکم في الدين من حرج – حج آيه 78 ؛
ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المريض حرج – نور آيه 61 ؛
لکي لا يکون على المؤمنين حرج – احزاب آيه 37 ؛
يريد الله ان يخفف عنکم و خلق الانسان ضعيفا – نسا آيه 28 )
8- پیکهای تبلیغی پیامبر به مناطق تازه مسلمان شده ، دستور صریح " یسر و لاتعسر ، بشر و لاتنفر " را داشتند :
(يسرا و لا تعسرا، و بشرا و لا تنفرا، - 4088 بخاری 2 )
و این قطعا جهت عملی کردن اصل " لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ عَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَ لاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَ لاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ – سوره بقره آیه 286 " )
بود تا گام به گام با توسعه درک و ایمان او ، این توانایی را توسعه بیشتر داده و سپس تکالیف بیشتر و یا پیچیده تر .
9- دستورات فراوان خداوند به پیامبر مبنی بر مدارا با خلق " دار خلقی - کافی ج2 ص 116 " و " امرنی ربی بمداراة الناس کما امرنی بأداء الفرائض - کافی ج ۲ ص ۱۱۷ " ) ،
حکایت از وظیفه پیامبر به همراه شدن با حد فهم مردم و سرعت سنکرون شدن مردم با ایشان و مفاهیم و تکالیف او دارد .
10- نحوه برخورد پیامبر با اشکالات و یا فراموشیهای مسلمانان در حجه الوداع در ترتیب و یا انجام مناسک ، که با مضمون " لا باس له " آرامش را از آنها نگرفت
(حدثنا إسماعيل قال : حدثني مالك، عن ابن شهاب، عن عيسى بن طلحة بن عبيد الله، عن عبد الله بن عمرو بن العاص: أن رسول الله صلى الله عليه وسلم وقف في حجة الوداع بمنى للناس يسألونه، فجاءه رجل فقال: لم أشعر فحلقت قبل أن أذبح؟ فقال: ( اذبح و لا حرج ). فجاء آخر فقال: لم أشعر فنحرت قبل أن أرمي؟ قال: ( ارم ولا حرج ). فما سئل النبي (ص) عن شيء قدم و لا أخر إلا قال: ( افعل ولا حرج )- صحيح بخاری، حديث شماره: 83 ) ،
آیا چیزی جز مدارا با آنها بود و مامور نبودن ایشان به تکلیف سختگیرانه ؟
با این مقدمه :
آیا وضع احکام توسط یک مجتهد ، برای نوبالغین ، نباید متدولوژی مذکور را رعایت نماید ؟
1- چه در انتخاب سن تکلیف او ، که باید از نظر فکری و عقلی ، به بلوغی رسیده باشد که بتواند تکلیف و یا لزوم آنرا تشخیص دهد و از پوسته تقلید والدین ، به فهم خود برسد . ( مرحوم غروی - رساله بلوغ )
2- و چه ورود به تکالیف ( مانند نماز و روزه و .. ) ؛ که بر اساس متدولوژی فوق ، از آنجا که جهت تمرین و مشق مراقبه نفس و حضور در محضر خداوند است
( ان الصلوه تنهی عن الفحشا و المنکر – سوره عنکبوت آیه 45 و ... )
مساوی نحوه انجام تکالیف بالغین ، طراحی نشود و شیوه ای گام به گام ،متدرج و کم زمانی را ( بخصوص برای روزه) مد نظر قرار دهد .
البته عزیزانی همانند حضرتعالی ، واقع گرایانه ، سن را از شرایط بلوغ حذف کرده و یا توان بدنی را شرط کرده اید و این جای تقدیر دارد ؛ ولی روش تدریجی و یا تکلیف برمبنای " وسع " و " ما لایطاق " را هنوز برنتافته است .
بطور مثال ، برای روزه ، زمان یک روزه را کاهش دادن ، شیوه انجام را آسانتر کردن ( مانند نوشیدن حداقلی آب ( فتوای آیه اله بیات از متاخرین ) و یا ... ) ،
که قطعا ، نوبالغ را تحریک و یا تشویق به ورود به تکلیف کرده و بدون از کوره در رفتن و یا پناه بردن به روشهای پنهانی و بیشتر به فکر فرار از تکلیف بودن ،
آن را به عنوان مشق و تمرین انجام دستورات خداوند درنظر گرفته و با انجام تدریجی طراحی شده توسط شما عزیزان ، به مرحله باروری خود برسد و مهارتهای لازم را بدست آورد و دیگر خود به انجام ، دست یازد .
ادامه دارد
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 2
7- خداوند احكام و حتي ماهيت شريعت را سهله و عدم عسر و حرج ، جهت تقويت بنيانهاي ايماني مردم ، بدون افتادن در ورطه هاي سختگيرانه احكام مي داند .
(يا ايها الذين امنوا اذا قمتم الى الصلاة فاغسلوا وجوهکم و ايديکم الى المرافق و امسحوا برؤسکم و ارجلکم الى الکعبين و ان کنتم جنبا فاطهروا و ان کنتم مرضى او على سفر او جاء احد منکم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا فامسحوا بوجوهکم و ايديکم منه ما يريد الله ليجعل عليکم من حرج و لکن يريد ليطهرکم و ليتم نعمته عليکم لعلکم تشکرون – مائده آيه 6 ؛
و جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباکم و ما جعل عليکم في الدين من حرج – حج آيه 78 ؛
ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المريض حرج – نور آيه 61 ؛
لکي لا يکون على المؤمنين حرج – احزاب آيه 37 ؛
يريد الله ان يخفف عنکم و خلق الانسان ضعيفا – نسا آيه 28 )
8- پیکهای تبلیغی پیامبر به مناطق تازه مسلمان شده ، دستور صریح " یسر و لاتعسر ، بشر و لاتنفر " را داشتند :
(يسرا و لا تعسرا، و بشرا و لا تنفرا، - 4088 بخاری 2 )
و این قطعا جهت عملی کردن اصل " لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ عَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَ لاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَ لاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ – سوره بقره آیه 286 " )
بود تا گام به گام با توسعه درک و ایمان او ، این توانایی را توسعه بیشتر داده و سپس تکالیف بیشتر و یا پیچیده تر .
9- دستورات فراوان خداوند به پیامبر مبنی بر مدارا با خلق " دار خلقی - کافی ج2 ص 116 " و " امرنی ربی بمداراة الناس کما امرنی بأداء الفرائض - کافی ج ۲ ص ۱۱۷ " ) ،
حکایت از وظیفه پیامبر به همراه شدن با حد فهم مردم و سرعت سنکرون شدن مردم با ایشان و مفاهیم و تکالیف او دارد .
10- نحوه برخورد پیامبر با اشکالات و یا فراموشیهای مسلمانان در حجه الوداع در ترتیب و یا انجام مناسک ، که با مضمون " لا باس له " آرامش را از آنها نگرفت
(حدثنا إسماعيل قال : حدثني مالك، عن ابن شهاب، عن عيسى بن طلحة بن عبيد الله، عن عبد الله بن عمرو بن العاص: أن رسول الله صلى الله عليه وسلم وقف في حجة الوداع بمنى للناس يسألونه، فجاءه رجل فقال: لم أشعر فحلقت قبل أن أذبح؟ فقال: ( اذبح و لا حرج ). فجاء آخر فقال: لم أشعر فنحرت قبل أن أرمي؟ قال: ( ارم ولا حرج ). فما سئل النبي (ص) عن شيء قدم و لا أخر إلا قال: ( افعل ولا حرج )- صحيح بخاری، حديث شماره: 83 ) ،
آیا چیزی جز مدارا با آنها بود و مامور نبودن ایشان به تکلیف سختگیرانه ؟
با این مقدمه :
آیا وضع احکام توسط یک مجتهد ، برای نوبالغین ، نباید متدولوژی مذکور را رعایت نماید ؟
1- چه در انتخاب سن تکلیف او ، که باید از نظر فکری و عقلی ، به بلوغی رسیده باشد که بتواند تکلیف و یا لزوم آنرا تشخیص دهد و از پوسته تقلید والدین ، به فهم خود برسد . ( مرحوم غروی - رساله بلوغ )
2- و چه ورود به تکالیف ( مانند نماز و روزه و .. ) ؛ که بر اساس متدولوژی فوق ، از آنجا که جهت تمرین و مشق مراقبه نفس و حضور در محضر خداوند است
( ان الصلوه تنهی عن الفحشا و المنکر – سوره عنکبوت آیه 45 و ... )
مساوی نحوه انجام تکالیف بالغین ، طراحی نشود و شیوه ای گام به گام ،متدرج و کم زمانی را ( بخصوص برای روزه) مد نظر قرار دهد .
البته عزیزانی همانند حضرتعالی ، واقع گرایانه ، سن را از شرایط بلوغ حذف کرده و یا توان بدنی را شرط کرده اید و این جای تقدیر دارد ؛ ولی روش تدریجی و یا تکلیف برمبنای " وسع " و " ما لایطاق " را هنوز برنتافته است .
بطور مثال ، برای روزه ، زمان یک روزه را کاهش دادن ، شیوه انجام را آسانتر کردن ( مانند نوشیدن حداقلی آب ( فتوای آیه اله بیات از متاخرین ) و یا ... ) ،
که قطعا ، نوبالغ را تحریک و یا تشویق به ورود به تکلیف کرده و بدون از کوره در رفتن و یا پناه بردن به روشهای پنهانی و بیشتر به فکر فرار از تکلیف بودن ،
آن را به عنوان مشق و تمرین انجام دستورات خداوند درنظر گرفته و با انجام تدریجی طراحی شده توسط شما عزیزان ، به مرحله باروری خود برسد و مهارتهای لازم را بدست آورد و دیگر خود به انجام ، دست یازد .
ادامه دارد
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 3
و يا ، براي نماز صبح ، مي دانيم كه در زمان عصر نزول و يا حتي چند دهه قبل ، لامپ و تلويزيون و ... نبود كه مردم به شب زنده داري مدرن بپردازند و صبح نتوانند بلند شوند ،
ولي الان ، تا پاسي از شب و نيمه شب بيدارند ( بعنوان مهماني ، سريال ، ورزش و ... ) و با علم به بيدار نشدن و يا حتي بلند نشدن عمدي در صبح ، بخواب مي روند .
حال چگونه است كه با حكم به همان شيوه و زمان انجام نماز صبح عصر نزول ،
گويي هيچ سنخيتي با شيوه زندگي مدرن مردم نداريم و تنها به فكر همان حكم قديمي ،
بدون توجه به اثرات منفي تشويق به بي موالاتي و بي اعتنايي مردم بخصوص نوبالغين هستيم ؟!!
كه چه كس را راضي كنيم ؟
خداوند را ؟
به قيمت لوث شدن همه چيز و آسان شدن همه گونه بي توجهي به تكاليف و حتي بي حرمتي به آنها و بعضا اساس دين ؟!!
3- روش پیامبر در 23 سال رسالت خود ،
ورود فوج فوج مردم به اسلام را دربر داشت و این نشان از درستی روش او دارد
(فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَالْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ – آل عمران 159 ، )
و قطعا مهربانی و نرم خویی ایشان فقط در برخورد اخلاقی خلاصه نمی شود ،
که اصول تربیتی حضرتش با شعارهای " سمحه و سهله ، لاحرج ، یسر و لاتعسر و .. " ،
نشان از احکامی بر مبنای " مدارا " با فهم ، توانایی و طاقت مردم دارد ؛
ولی آیا روش اجتهادی و وضع احکام توسط مجتهدین متقدم و خاصتا متاخر ، حکایت از چه دارد؟
ما مسلمان شدن غیر را نمی خواهیم ،
آیا این احکام، حکایت از پایبندتر شدن فرزندانمان دارد و یا فرار آنها از انجام تکالیف ؟
و حتی فریاد اعتراض و اعلام انزجار از تکلیف و شاید خود دین ؟!!
و حتی طراحی روشهای فرار از انجام تکلیف بعنوان کلاه شرعی ، توسط بالغین و آنها که هنوز باورمند تکالیف هستند ( هر چند بدلیل ترس از خداوند جبار قهار ) ،
مانند تعبیه ایستگاههای اتوبوس در شهرها در ماه رمضان ، برای بردن نوبالغین به 25 کیلومت دورتر (!!!) ، برای فرار شرعی از روزه و ... .
( و این چه خوب تربیت معنوی رسولانه نوبالغین و جامعه را به همراه دارد ؟!! )
و همه اینها ، ما را بیاد این اصل بنیادین منقول از حضرت آیه اله منتظری می اندازد که :
ما مامور به نتیجه هستیم نه مامور به تکلیف ( درست بر خلاف دیدگاه حضرت امام ) ؛
پس آیا لازم نیست ، خوانش جدیدی از علل الاحکام ، نحوه وضع آنها و تغییرات ماهوی نه ظاهری در آنها داشته باشیم ؟
شما به حق ، پرچم دفاع از حقیقت شریعت عقلانی را بلند کرده و سرفرازانه با مباحث مختلف ، در راستای معرفی اسلام رحمانی ، به پالایش اندیشه دینی مردمان ، دست یازیده اید و معتقد به امکان و لزوم تنگ تر شدن شمولیت احکام اجتماعی اسلام هستید
( همانند عزیزان سفر کرده ، منتظری و قابل که پایبند عملی به اصل و باور غیر تاسیسی بودن احکام فوق بودند . )
و این امر برای پاسخ به ناکارآمدی احکام فوق بوده و با کاهش آنها به شمولیت در عصر نزول ، به تردید نخبگان ، خاتمه داده اید ؛
ولی چرا در زمینه اجتهاد نوبالغین ، طرحی نو برنمی اندازید ؟
ادامه دارد :
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
و يا ، براي نماز صبح ، مي دانيم كه در زمان عصر نزول و يا حتي چند دهه قبل ، لامپ و تلويزيون و ... نبود كه مردم به شب زنده داري مدرن بپردازند و صبح نتوانند بلند شوند ،
ولي الان ، تا پاسي از شب و نيمه شب بيدارند ( بعنوان مهماني ، سريال ، ورزش و ... ) و با علم به بيدار نشدن و يا حتي بلند نشدن عمدي در صبح ، بخواب مي روند .
حال چگونه است كه با حكم به همان شيوه و زمان انجام نماز صبح عصر نزول ،
گويي هيچ سنخيتي با شيوه زندگي مدرن مردم نداريم و تنها به فكر همان حكم قديمي ،
بدون توجه به اثرات منفي تشويق به بي موالاتي و بي اعتنايي مردم بخصوص نوبالغين هستيم ؟!!
كه چه كس را راضي كنيم ؟
خداوند را ؟
به قيمت لوث شدن همه چيز و آسان شدن همه گونه بي توجهي به تكاليف و حتي بي حرمتي به آنها و بعضا اساس دين ؟!!
3- روش پیامبر در 23 سال رسالت خود ،
ورود فوج فوج مردم به اسلام را دربر داشت و این نشان از درستی روش او دارد
(فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَالْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ – آل عمران 159 ، )
و قطعا مهربانی و نرم خویی ایشان فقط در برخورد اخلاقی خلاصه نمی شود ،
که اصول تربیتی حضرتش با شعارهای " سمحه و سهله ، لاحرج ، یسر و لاتعسر و .. " ،
نشان از احکامی بر مبنای " مدارا " با فهم ، توانایی و طاقت مردم دارد ؛
ولی آیا روش اجتهادی و وضع احکام توسط مجتهدین متقدم و خاصتا متاخر ، حکایت از چه دارد؟
ما مسلمان شدن غیر را نمی خواهیم ،
آیا این احکام، حکایت از پایبندتر شدن فرزندانمان دارد و یا فرار آنها از انجام تکالیف ؟
و حتی فریاد اعتراض و اعلام انزجار از تکلیف و شاید خود دین ؟!!
و حتی طراحی روشهای فرار از انجام تکلیف بعنوان کلاه شرعی ، توسط بالغین و آنها که هنوز باورمند تکالیف هستند ( هر چند بدلیل ترس از خداوند جبار قهار ) ،
مانند تعبیه ایستگاههای اتوبوس در شهرها در ماه رمضان ، برای بردن نوبالغین به 25 کیلومت دورتر (!!!) ، برای فرار شرعی از روزه و ... .
( و این چه خوب تربیت معنوی رسولانه نوبالغین و جامعه را به همراه دارد ؟!! )
و همه اینها ، ما را بیاد این اصل بنیادین منقول از حضرت آیه اله منتظری می اندازد که :
ما مامور به نتیجه هستیم نه مامور به تکلیف ( درست بر خلاف دیدگاه حضرت امام ) ؛
پس آیا لازم نیست ، خوانش جدیدی از علل الاحکام ، نحوه وضع آنها و تغییرات ماهوی نه ظاهری در آنها داشته باشیم ؟
شما به حق ، پرچم دفاع از حقیقت شریعت عقلانی را بلند کرده و سرفرازانه با مباحث مختلف ، در راستای معرفی اسلام رحمانی ، به پالایش اندیشه دینی مردمان ، دست یازیده اید و معتقد به امکان و لزوم تنگ تر شدن شمولیت احکام اجتماعی اسلام هستید
( همانند عزیزان سفر کرده ، منتظری و قابل که پایبند عملی به اصل و باور غیر تاسیسی بودن احکام فوق بودند . )
و این امر برای پاسخ به ناکارآمدی احکام فوق بوده و با کاهش آنها به شمولیت در عصر نزول ، به تردید نخبگان ، خاتمه داده اید ؛
ولی چرا در زمینه اجتهاد نوبالغین ، طرحی نو برنمی اندازید ؟
ادامه دارد :
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 4
و مگر نه این است که حضرت آیه الله منتظری ، حتی در زمینه احکام عبادی ، کلمه " ظاهرا " را در انحصاری بودن راههای رسیدن به مطلوب خداوند بکار می برد (کتاب " اسلام دين فطرت - ص 702 تا 705 " ) ؛
و این به معنای آنست که احکام فوق ، مانع از امکان ظهور راههای دیگر نیست ( و شاید در زمانهای بعد و آینده ای دور !!!! ) ؛
حال چرا ، در روش انجام همان احکام عبادی ( نه تغییر بنیادی آنها ) ، دست به نوسازی و یا بازسازی نمی زنیم و متعصبانه به شیوه عصر نزول چسبیده ایم ؟
وقتی در نحوه انجام نماز ، شرایط مختلف ( سفر ، وضعیت سلامت بدن ، میزان عقل و .. ) دخالت تام دارد !
وقتی در ( نحوه ) انجام روزه ، شرایط مختلف ( توان بدنی ، عسر و حرج ، سفر ، سلامت جسمانی و .. ) دخالت تام دارد !
وقتی در پرداخت خمس ( از نظر مجتهدین !!! ) ، دست بدست کردن با مجتهد و .. عملا آنرا به حداقل می رساند !
وقتی در امر طهارت و نجاسات ، از تعاریف و مصداقهای اعتباری وضعی به امور حقیقی بهداشتی منتقل می شویم ( مرحومان صالحی و قابل و .. ) و طهارت شی نجس را به زائل شدن عین نجاست با هر چیز ( بدون لزوم آب ) می دانیم ...
وقتي در امر خمس و زكات ، بزرگاني از متقدمين و متاخرين ( قابل و حضرتعالي و ... ) شرايط و شيوه پرداخت را تغيير داده و بجای 20 درصد به 2.5 درصد فتوا داده و به شكل حداقلي ، همين شيوه معمول كمك مردم به نيازمندان و یا مالیات و ... را ، در مسير اداي تكليف مذكور ، دانسته ايد ..
وقتی آیه اله منتظری ، شیوه پوشش در امر حجاب را ، در دیگر کشورها و در شرایط خاص به حداقل می رسانند ولی برای حفظ و رعایت دیانت فرد، استفاده از کلاه گیس و ..را فقط پیشنهاد می کنند(سوال 279 کتاب پاسخ به پرسشهای دینی ) ...
و .....................................
آیا زمان آن نرسیده که ؛
برای جلوگیری از کاهش قلمرو مسلمانان ، با خروج فکری نوبالغین از دایره احکام ( که فرع دین هستند ) و بعضا شروعی بر تردید بر اصل دین ، به فکر تغییر در طراحی شیوه اجرای همه آنها باشیم ؟!!
من الله التوفيق
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
و مگر نه این است که حضرت آیه الله منتظری ، حتی در زمینه احکام عبادی ، کلمه " ظاهرا " را در انحصاری بودن راههای رسیدن به مطلوب خداوند بکار می برد (کتاب " اسلام دين فطرت - ص 702 تا 705 " ) ؛
و این به معنای آنست که احکام فوق ، مانع از امکان ظهور راههای دیگر نیست ( و شاید در زمانهای بعد و آینده ای دور !!!! ) ؛
حال چرا ، در روش انجام همان احکام عبادی ( نه تغییر بنیادی آنها ) ، دست به نوسازی و یا بازسازی نمی زنیم و متعصبانه به شیوه عصر نزول چسبیده ایم ؟
وقتی در نحوه انجام نماز ، شرایط مختلف ( سفر ، وضعیت سلامت بدن ، میزان عقل و .. ) دخالت تام دارد !
وقتی در ( نحوه ) انجام روزه ، شرایط مختلف ( توان بدنی ، عسر و حرج ، سفر ، سلامت جسمانی و .. ) دخالت تام دارد !
وقتی در پرداخت خمس ( از نظر مجتهدین !!! ) ، دست بدست کردن با مجتهد و .. عملا آنرا به حداقل می رساند !
وقتی در امر طهارت و نجاسات ، از تعاریف و مصداقهای اعتباری وضعی به امور حقیقی بهداشتی منتقل می شویم ( مرحومان صالحی و قابل و .. ) و طهارت شی نجس را به زائل شدن عین نجاست با هر چیز ( بدون لزوم آب ) می دانیم ...
وقتي در امر خمس و زكات ، بزرگاني از متقدمين و متاخرين ( قابل و حضرتعالي و ... ) شرايط و شيوه پرداخت را تغيير داده و بجای 20 درصد به 2.5 درصد فتوا داده و به شكل حداقلي ، همين شيوه معمول كمك مردم به نيازمندان و یا مالیات و ... را ، در مسير اداي تكليف مذكور ، دانسته ايد ..
وقتی آیه اله منتظری ، شیوه پوشش در امر حجاب را ، در دیگر کشورها و در شرایط خاص به حداقل می رسانند ولی برای حفظ و رعایت دیانت فرد، استفاده از کلاه گیس و ..را فقط پیشنهاد می کنند(سوال 279 کتاب پاسخ به پرسشهای دینی ) ...
و .....................................
آیا زمان آن نرسیده که ؛
برای جلوگیری از کاهش قلمرو مسلمانان ، با خروج فکری نوبالغین از دایره احکام ( که فرع دین هستند ) و بعضا شروعی بر تردید بر اصل دین ، به فکر تغییر در طراحی شیوه اجرای همه آنها باشیم ؟!!
من الله التوفيق
3/4/93 – مصادف با 27 رمضان - محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
هدايت و گمراهي به خواست خود شخص است نه خواست اولي خداوند https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
اسلام بمثابه اصولي ايماني اخلاقي فراتاريخي ، يا احكامي متعلق به عصر نزول ؟ - 1
مقدمه :
يكي از چالشهاي پيش روي دين مداران عصر حاضر ، عدم تطبيق احكام و قوانين ( خاصه ) اجتماعي اسلام ، از قبيل احكام قضاوت ، اقتصاد ، خانواده ، حقوق مدني و ... با مباني عقلانيت نوين و يا عدم تاييد توسط عرف عقلاست .
براي بررسي صحت اين ادعا و يا خروج از بن بست ايجاد شده توسط چالش مذكور ، بايستي برخورد مطالعاتي با اسلام ( و يا هر متن مقدس تاريخي ديگر ) ، را بر اساس يكسري روشهاي علمي درست ( هرمنوتيكي ) انجام داد و الا نتيجه آن ، چيزي جز ، افتادن در مسير فهم غلط و نهايتا ، باور به اسلام خشن و بي هويت ، و رها كردن آن ، نخواهد بود .
در اين مجال ، راهكاري كه براي مطالعه اسلام ارائه مي شود ، مي تواند به فهم درست آن ، كمك شايان و قابل قبولي بنمايد .
الف ) شاخصه هاي مهم در بررسي دين :
براي ورود به بحث بررسي دين و شريعت ( در هر بخش از آن ، بخصوص احكام اجتماعي ) ، بايستي ، سه شاخصه مهم زير مورد توجه قرار گرفته و بطور دقيق ، جداسازي و ارزابي گردد :
1- اصول اساسي مطرح در پيام خداوند ؛ كه هدف دراز مدت رسالت نيز ، رسيدن به همانهاست .
( در همانند سازي ، مي توان با اصول قانون اساسي يك كشور مقايسه كرد . )
2- احكام و قوانين مقطعي ، در به جريان انداختن و عملياتي كردن هدف مذكور ؛ كه محكوم به محدوديتهاي قابليت هاي جامعه و امكانات حكومت گرديده و بناچار ، نيازمند برنامه ريزي هاي كوتاه مدت ، ولي با رعايت چشم انداز اهداف دراز مدت بند فوق مي شود .
( در همانند سازي ، مي توان به قوانين دوره هاي مختلف مجلس آن كشور اشاره كرد .)
3- ابزارهاي مورد نياز جهت تقنين ، براي دستيابي به اهداف بند 1
ب) جايگاه سه شاخصه فوق در ارتباط با دين و شريعت اسلام :
در آيات مختلف قرآن و سيره پيامبر(ص) ، عينيت شاخصه هاي فوق ، به شرح مختصر زير ، به وضوح قابل مشاهده و قابل بررسي است :
1- شاخصه اول : اصول و اهداف اساسي و فراتاريخي رسالت محمد(ص) ؛
كه بايستي ، در آيات مكي ( نازل شده در مكه ) ، توصيه هاي اخلاقي ذيل آيات مختلف مدني ( نازل شده در مدينه ) ، از قبيل آيات احكام و آيات مشتمل بر وقايع تاريخي و علمي و هم چنين خطابه ارزشمند پيامبر(ص) در حجه الوداع در مراسم منا ، مطالعه شود . كه بطور اجمال ، شامل معنويت گرايي ، جهانبيني توحيدي و زيست اخلاقي است .
2- شاخصه دوم : احكام و قوانين عصر نزول ، كه تاريخي و زمانمند مي باشند ؛
كه بايستي ، در آيات مدني ، از قبيل آيات جهاد ، آيات مبتني بر قوانين مدني و حقوقي زن و مرد ، احكام قصاص ، احكام اقتصادي و ... مطالعه و بررسي شوند ، ولي با اين ديد كه آنها ، برنامه ميان راهي و كوتاه مدت حكومت پيامبر(ص) ، در مدينه ، ولي با رعايت و رسيدن به اصول اساسي بند 1 ، براي اداره جامعه تحت حكومت ايشان بوده ، كه با توجه به همه قابليتهاي انساني موجود ، توانائيها و حد فهم و پذيرش آنها و امكانات در دسترس حكومت ، وضع شده اند و به هيچ وجه اصول فراتاريخي و قابل تسري به اعصار بعدي نيستند .
3- شاخصه سوم : ابزارهاي قانون گذاري ؛
كه در آيات مختلف قرآن و روش مورد استفاده پيامبر(ص) در وضع قوانين در مدينه ، در جريان اداره حكومت خود ، قابل مشاهده و بررسي بوده و مي توان به بعض آنها در آيات زير اشاره كرد :
• قاعده اعتبار بخشي به همه نظريه ها و روشهاي موجود جهت بررسي و مطالعه و سپس انتخاب بهترين روش اجرايي و مديريتي
( فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب 1
• قاعده مخاطبه و مذاكره ، با رعايت حد فهم و پذيرش صاحبان نظريه هاي متفاوت و استفاده از ابزارهاي قابل اطمينان
( ادع الى سبيل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين 2 )
ادامه دارد :
محمد صالحي – 4/12/94
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقدمه :
يكي از چالشهاي پيش روي دين مداران عصر حاضر ، عدم تطبيق احكام و قوانين ( خاصه ) اجتماعي اسلام ، از قبيل احكام قضاوت ، اقتصاد ، خانواده ، حقوق مدني و ... با مباني عقلانيت نوين و يا عدم تاييد توسط عرف عقلاست .
براي بررسي صحت اين ادعا و يا خروج از بن بست ايجاد شده توسط چالش مذكور ، بايستي برخورد مطالعاتي با اسلام ( و يا هر متن مقدس تاريخي ديگر ) ، را بر اساس يكسري روشهاي علمي درست ( هرمنوتيكي ) انجام داد و الا نتيجه آن ، چيزي جز ، افتادن در مسير فهم غلط و نهايتا ، باور به اسلام خشن و بي هويت ، و رها كردن آن ، نخواهد بود .
در اين مجال ، راهكاري كه براي مطالعه اسلام ارائه مي شود ، مي تواند به فهم درست آن ، كمك شايان و قابل قبولي بنمايد .
الف ) شاخصه هاي مهم در بررسي دين :
براي ورود به بحث بررسي دين و شريعت ( در هر بخش از آن ، بخصوص احكام اجتماعي ) ، بايستي ، سه شاخصه مهم زير مورد توجه قرار گرفته و بطور دقيق ، جداسازي و ارزابي گردد :
1- اصول اساسي مطرح در پيام خداوند ؛ كه هدف دراز مدت رسالت نيز ، رسيدن به همانهاست .
( در همانند سازي ، مي توان با اصول قانون اساسي يك كشور مقايسه كرد . )
2- احكام و قوانين مقطعي ، در به جريان انداختن و عملياتي كردن هدف مذكور ؛ كه محكوم به محدوديتهاي قابليت هاي جامعه و امكانات حكومت گرديده و بناچار ، نيازمند برنامه ريزي هاي كوتاه مدت ، ولي با رعايت چشم انداز اهداف دراز مدت بند فوق مي شود .
( در همانند سازي ، مي توان به قوانين دوره هاي مختلف مجلس آن كشور اشاره كرد .)
3- ابزارهاي مورد نياز جهت تقنين ، براي دستيابي به اهداف بند 1
ب) جايگاه سه شاخصه فوق در ارتباط با دين و شريعت اسلام :
در آيات مختلف قرآن و سيره پيامبر(ص) ، عينيت شاخصه هاي فوق ، به شرح مختصر زير ، به وضوح قابل مشاهده و قابل بررسي است :
1- شاخصه اول : اصول و اهداف اساسي و فراتاريخي رسالت محمد(ص) ؛
كه بايستي ، در آيات مكي ( نازل شده در مكه ) ، توصيه هاي اخلاقي ذيل آيات مختلف مدني ( نازل شده در مدينه ) ، از قبيل آيات احكام و آيات مشتمل بر وقايع تاريخي و علمي و هم چنين خطابه ارزشمند پيامبر(ص) در حجه الوداع در مراسم منا ، مطالعه شود . كه بطور اجمال ، شامل معنويت گرايي ، جهانبيني توحيدي و زيست اخلاقي است .
2- شاخصه دوم : احكام و قوانين عصر نزول ، كه تاريخي و زمانمند مي باشند ؛
كه بايستي ، در آيات مدني ، از قبيل آيات جهاد ، آيات مبتني بر قوانين مدني و حقوقي زن و مرد ، احكام قصاص ، احكام اقتصادي و ... مطالعه و بررسي شوند ، ولي با اين ديد كه آنها ، برنامه ميان راهي و كوتاه مدت حكومت پيامبر(ص) ، در مدينه ، ولي با رعايت و رسيدن به اصول اساسي بند 1 ، براي اداره جامعه تحت حكومت ايشان بوده ، كه با توجه به همه قابليتهاي انساني موجود ، توانائيها و حد فهم و پذيرش آنها و امكانات در دسترس حكومت ، وضع شده اند و به هيچ وجه اصول فراتاريخي و قابل تسري به اعصار بعدي نيستند .
3- شاخصه سوم : ابزارهاي قانون گذاري ؛
كه در آيات مختلف قرآن و روش مورد استفاده پيامبر(ص) در وضع قوانين در مدينه ، در جريان اداره حكومت خود ، قابل مشاهده و بررسي بوده و مي توان به بعض آنها در آيات زير اشاره كرد :
• قاعده اعتبار بخشي به همه نظريه ها و روشهاي موجود جهت بررسي و مطالعه و سپس انتخاب بهترين روش اجرايي و مديريتي
( فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب 1
• قاعده مخاطبه و مذاكره ، با رعايت حد فهم و پذيرش صاحبان نظريه هاي متفاوت و استفاده از ابزارهاي قابل اطمينان
( ادع الى سبيل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين 2 )
ادامه دارد :
محمد صالحي – 4/12/94
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
اسلام بمثابه اصولي ايماني اخلاقي فراتاريخي ، يا احكامي متعلق به عصر نزول ؟ - 2
ج) مثالي ملموس از لزوم رعايت شاخصه هاي فوق : حقوق زن
شاخصه اول : تساوي حقوق مدني و ارزشي زن و مرد و مشاركت در بناي زندگي
انا خلقناکم من ذکر و انثی 3
هن لباس لکم و انتم لباس لهن 4
انا کرمنا بنی آدم 5
و من آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها 6
شاخصه دوم : قوانين مقطعي اجرايي ، كه متناسب با شرايط ميان راهي و كوتاه مدت عصر نزول ، در قابليتهاي زن و مرد و امكانات و محدوديتهاي حكومت بوده و منجر به تقنين ارث و ديه در حد نصف مرد و يا معادلسازي شهادت دو زن با يك مرد و يا وجوب نفقه و مزد كار زن در منزل بر عهده مرد و يا تملك زن بر حقوق خود و ... گرديده است .
شاخصه سوم : مشاوره با عقلا و صاحبان اديان و گروه هاي مختلف اجتماعي و گزينش بهترين راهكار مورد نياز در آن مقطع تاريخي
د) مثالي از شرايط قانون گذاري عصر جديد :
شاخصه اول : برابري حق استفاده از منابع ملي براي تحصيل همه آحاد كشور
شاخصه دوم : اعطاي امتياز خاص به ايثارگران توسط مجلس قانون گذاري ، با توجه به شرايط بوجود آمده در زمان جنگ و بعد از آن ، ( كه قطعا مقطعي بوده و با گذشت زمان و تشخيص ادوار بعدي مجلسيان ، بايستي حذف شده و بر اساس همان شاخصه اول قانون گذاري گردد .)
شاخصه سوم : روش كاربردي در كميسيونهاي تخصصي و كار گروه هاي مجلس
و در يك كلام :
با توجه به مباحث مختصر فوق ، يك محقق و منتقد منصف ، نبايد اصول اول و دوم را خلط كرده و با بزرگنمايي شاخص دوم ، آنرا بعنوان هدف اساسي رسالت مطرح كرده و بدلايل عدم تطبيق با عقلانيت عرفي و يا سيره عقلاي اين عصر ، اساس دين را زير سوال برده و تخريب نمايد .
بلكه ، بايستي با برخورداري از اصل عدم جانبداري در بررسي متون و مبتني بر كليه اصول زبان شناسي و هرمنوتيكي ، بدنبال يافتن اصول اساسي و فراتاريخي ثابت رسالت ، كه محيط بر مجموعه آيات قرآن است ، باشد و بر اساس آنها ، اقدام به قضاوت و ارزيابي عقلاني و اخلاقي بودن آنها نمايد .
و طبيعتا ، تضادها و يا تناقضهايي كه احكام و قوانين بند دوم ، با عقلانيت عرفي امروزي دارند را ، از اين نظر كه جزو برنامه هاي ميان راهي و كوتاه مدت حكومت پيامبر(ص) در مدينه بوده ، نگاه و بررسي كرده و با جسارت ، صرفا بعنوان روشهايي در مقطعي از تاريخ ، مورد ارزيابي در آن شرايط زماني و با همان معيارهاي عصر نزول مدينه ، قرار گيرند و به هيچوجه ، معيارهاي عقلانيت و اخلاق امروزي را براي ارزيابي آنها بكار نگيرد ، مگر آنكه بخواهد در كنار ديگر روشها و احكام عقلاني امروزي ، مورد بررسي قرار داده و از بين آنها ، عاقلانه ترين ، اخلاقي ترين و عادلانه ترين را انتخاب نمايد .
با اين تفكر اصيل و بالغانه ، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه :
امروز نيز بايد ، در چارچوب همان اصول اساسي بند 1 و با استفاده از همان ابزار بند 3 ، اقدام به قانون گذاري ، متناسب با شرايط زمان و مكان امروزي گردد و چون همه الزامات مشروعيت بخشي به آنها ، از قبيل رعايت فيلترينگ عدالت و اخلاق و عقلانيت عرفي در آنها شده ، بر اساس قاعده ملازمه در فقه مورد تاييد شارع نيز خواهد بود :
" کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل " 7
و قطعا ، در گذر زمان ، مجددا ، روزگاري خواهد آمد كه ، با رعايت همان اصول بند 1 و استفاده از ابزار بند 3 ، قوانين امروزي ، كه حكم همان احكام يند 2 را دارند ، كارايي خود را از دست داده و نياز به تقنين جديد و نوخواهد بود ، و همين است راه رشد و بلوغي كه خداوند ، مد نظر قرار داده و هدف اصلي ارسال رسولان خود اعلام نموده است :
" و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول " 8
زيرنويسها :
1- سوره زمر ، آيه 17 و 18
2- سوره نحل ، آيه 125
3- سوره حجرات ، آيه 13
4- سوره بقره ، آيه 187
5- سوره اسرا ، آيه 70
6- سوره روم ، آيه 21
7- سبزواری، سید عبدالاعلی، تهذیب الاصول، ج ۱، ص ۱۴۵؛ مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ۱، ص ۲۱۷٫
8- نهج البلاغه ، خطبه اول
محمد صالحي – 4/12/94
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ج) مثالي ملموس از لزوم رعايت شاخصه هاي فوق : حقوق زن
شاخصه اول : تساوي حقوق مدني و ارزشي زن و مرد و مشاركت در بناي زندگي
انا خلقناکم من ذکر و انثی 3
هن لباس لکم و انتم لباس لهن 4
انا کرمنا بنی آدم 5
و من آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها 6
شاخصه دوم : قوانين مقطعي اجرايي ، كه متناسب با شرايط ميان راهي و كوتاه مدت عصر نزول ، در قابليتهاي زن و مرد و امكانات و محدوديتهاي حكومت بوده و منجر به تقنين ارث و ديه در حد نصف مرد و يا معادلسازي شهادت دو زن با يك مرد و يا وجوب نفقه و مزد كار زن در منزل بر عهده مرد و يا تملك زن بر حقوق خود و ... گرديده است .
شاخصه سوم : مشاوره با عقلا و صاحبان اديان و گروه هاي مختلف اجتماعي و گزينش بهترين راهكار مورد نياز در آن مقطع تاريخي
د) مثالي از شرايط قانون گذاري عصر جديد :
شاخصه اول : برابري حق استفاده از منابع ملي براي تحصيل همه آحاد كشور
شاخصه دوم : اعطاي امتياز خاص به ايثارگران توسط مجلس قانون گذاري ، با توجه به شرايط بوجود آمده در زمان جنگ و بعد از آن ، ( كه قطعا مقطعي بوده و با گذشت زمان و تشخيص ادوار بعدي مجلسيان ، بايستي حذف شده و بر اساس همان شاخصه اول قانون گذاري گردد .)
شاخصه سوم : روش كاربردي در كميسيونهاي تخصصي و كار گروه هاي مجلس
و در يك كلام :
با توجه به مباحث مختصر فوق ، يك محقق و منتقد منصف ، نبايد اصول اول و دوم را خلط كرده و با بزرگنمايي شاخص دوم ، آنرا بعنوان هدف اساسي رسالت مطرح كرده و بدلايل عدم تطبيق با عقلانيت عرفي و يا سيره عقلاي اين عصر ، اساس دين را زير سوال برده و تخريب نمايد .
بلكه ، بايستي با برخورداري از اصل عدم جانبداري در بررسي متون و مبتني بر كليه اصول زبان شناسي و هرمنوتيكي ، بدنبال يافتن اصول اساسي و فراتاريخي ثابت رسالت ، كه محيط بر مجموعه آيات قرآن است ، باشد و بر اساس آنها ، اقدام به قضاوت و ارزيابي عقلاني و اخلاقي بودن آنها نمايد .
و طبيعتا ، تضادها و يا تناقضهايي كه احكام و قوانين بند دوم ، با عقلانيت عرفي امروزي دارند را ، از اين نظر كه جزو برنامه هاي ميان راهي و كوتاه مدت حكومت پيامبر(ص) در مدينه بوده ، نگاه و بررسي كرده و با جسارت ، صرفا بعنوان روشهايي در مقطعي از تاريخ ، مورد ارزيابي در آن شرايط زماني و با همان معيارهاي عصر نزول مدينه ، قرار گيرند و به هيچوجه ، معيارهاي عقلانيت و اخلاق امروزي را براي ارزيابي آنها بكار نگيرد ، مگر آنكه بخواهد در كنار ديگر روشها و احكام عقلاني امروزي ، مورد بررسي قرار داده و از بين آنها ، عاقلانه ترين ، اخلاقي ترين و عادلانه ترين را انتخاب نمايد .
با اين تفكر اصيل و بالغانه ، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه :
امروز نيز بايد ، در چارچوب همان اصول اساسي بند 1 و با استفاده از همان ابزار بند 3 ، اقدام به قانون گذاري ، متناسب با شرايط زمان و مكان امروزي گردد و چون همه الزامات مشروعيت بخشي به آنها ، از قبيل رعايت فيلترينگ عدالت و اخلاق و عقلانيت عرفي در آنها شده ، بر اساس قاعده ملازمه در فقه مورد تاييد شارع نيز خواهد بود :
" کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل " 7
و قطعا ، در گذر زمان ، مجددا ، روزگاري خواهد آمد كه ، با رعايت همان اصول بند 1 و استفاده از ابزار بند 3 ، قوانين امروزي ، كه حكم همان احكام يند 2 را دارند ، كارايي خود را از دست داده و نياز به تقنين جديد و نوخواهد بود ، و همين است راه رشد و بلوغي كه خداوند ، مد نظر قرار داده و هدف اصلي ارسال رسولان خود اعلام نموده است :
" و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول " 8
زيرنويسها :
1- سوره زمر ، آيه 17 و 18
2- سوره نحل ، آيه 125
3- سوره حجرات ، آيه 13
4- سوره بقره ، آيه 187
5- سوره اسرا ، آيه 70
6- سوره روم ، آيه 21
7- سبزواری، سید عبدالاعلی، تهذیب الاصول، ج ۱، ص ۱۴۵؛ مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ۱، ص ۲۱۷٫
8- نهج البلاغه ، خطبه اول
محمد صالحي – 4/12/94
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍁🍁 از نشانه هاي بنده هاي مهربان خداوند 🍁🍁
• #هدف پيامبر(ص) ، دعوت مردمان به #تزكيه و پاكي نفس و آراستگي به صفات و #اخلاقيات زيباي خداونديست :
تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129
• و خود پيامبر در اين راستا ، بهترين #الگوي عملي آراستگي به اخلاقيات خداوندي بودند :
لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة – احزاب 21
• آنگونه كه خداوند در #توصيف ايشان مي فرمايد :
و انك لعلي خلق عظيم – قلم 4
🍎🍎 در اين اجمال به چند نشانه اخلاقي يك انسان مومن از ديدگاه خداوند اشاره مي شود :
💐1- نشانه بنده هاي خاص خداوند رحمان :
و عباد الرحمن الذين .... اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما – فرقان 63
بندگان خداي رحمان كساني هستند كه چون مورد #خطاب جاهلانه قرار گيرند ، به ملايمت سخن گفته و بر مخاطب خود #سلام گويند .
💐2- نشانه انسان مومن نيك رفتار :
من تاب و عمل صالحا .... اذا مروا باللغو مروا كراما – فرقان 72
كسي كه نيك پندار و #نيك كردار است ... چون با امر و يا سخن #لغو و ناخوشايندي روبرو شود ، با #كرامت و بزرگواري از آن عبور ميكند .
💐3- نشانه انسان مهرباني كه متحلق به اخلاق خداوند است :
فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم – آل عمران 159
به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوي و مهربان هستي ، اگرتند خو و سخت دل مي بودي از گرد تو پراكنده مي شدند ، پس ( خطا و يا لغزش و يا حتي نافرماني ) آنها را #ببخشاي و برايشان از خداوند #آمرزش بخواه .
💐4- نشانه انسان خدايي كه وظيفه تبليغ دارد :
و قيله يا رب ان هؤلاء قوم لا يؤمنون فاصفح عنهم و قل سلام فسوف يعلمون – زخرف 88 و 89
گفتار پيامبر به خدا اين بود : اي پروردگار من ، اينان مردمي هستند كه #ايمان نمي آورند .
( خداوند فرمود : ) پس ، از آنها #در گذر و بر آنها ( با ملايمت ) #سلام كن . كه به زودي خود ( حقيقت را ) خواهند دانست .
محمد صالحي – 21/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• #هدف پيامبر(ص) ، دعوت مردمان به #تزكيه و پاكي نفس و آراستگي به صفات و #اخلاقيات زيباي خداونديست :
تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129
• و خود پيامبر در اين راستا ، بهترين #الگوي عملي آراستگي به اخلاقيات خداوندي بودند :
لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة – احزاب 21
• آنگونه كه خداوند در #توصيف ايشان مي فرمايد :
و انك لعلي خلق عظيم – قلم 4
🍎🍎 در اين اجمال به چند نشانه اخلاقي يك انسان مومن از ديدگاه خداوند اشاره مي شود :
💐1- نشانه بنده هاي خاص خداوند رحمان :
و عباد الرحمن الذين .... اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما – فرقان 63
بندگان خداي رحمان كساني هستند كه چون مورد #خطاب جاهلانه قرار گيرند ، به ملايمت سخن گفته و بر مخاطب خود #سلام گويند .
💐2- نشانه انسان مومن نيك رفتار :
من تاب و عمل صالحا .... اذا مروا باللغو مروا كراما – فرقان 72
كسي كه نيك پندار و #نيك كردار است ... چون با امر و يا سخن #لغو و ناخوشايندي روبرو شود ، با #كرامت و بزرگواري از آن عبور ميكند .
💐3- نشانه انسان مهرباني كه متحلق به اخلاق خداوند است :
فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم – آل عمران 159
به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوي و مهربان هستي ، اگرتند خو و سخت دل مي بودي از گرد تو پراكنده مي شدند ، پس ( خطا و يا لغزش و يا حتي نافرماني ) آنها را #ببخشاي و برايشان از خداوند #آمرزش بخواه .
💐4- نشانه انسان خدايي كه وظيفه تبليغ دارد :
و قيله يا رب ان هؤلاء قوم لا يؤمنون فاصفح عنهم و قل سلام فسوف يعلمون – زخرف 88 و 89
گفتار پيامبر به خدا اين بود : اي پروردگار من ، اينان مردمي هستند كه #ايمان نمي آورند .
( خداوند فرمود : ) پس ، از آنها #در گذر و بر آنها ( با ملايمت ) #سلام كن . كه به زودي خود ( حقيقت را ) خواهند دانست .
محمد صالحي – 21/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
🍁 سفارش پیامبر در #حجه الوداع در مورد #زنان – حتی #خلاف کارها
اجمالي در مورد #تخلفات جنسي ، حكم #سنگسار و #زدن زنان
پیامبر اکرم (ص) ، 76 روز قبل از رحلت ، در زمانی که در سفر حجه الوداع ، در مکه حضور داشتند ، در پایان حج خود ، سه خطبه در روز عرفه ، روز عید قربان ، و 18 ذی الحجه ایراد کردند .
ایشان در این سه محل ، #خطوط اساسی #اندیشه اسلام محمدی را بیان و آموز شهای لازم را به مردم گوشزد نمودند .
یکی از موارد مهمی که ایشان در خطبه های اول و دوم خود ، به صورت برجسته ، به جمع حاضر و از طریق آنها به نسل های بعد اعلام کردند و از مردم ، شهادت گرفتند که وظیفه خود را به انجام رساندند ، #حقوق زنان و همسران بود . ( تاريخ الكامل ج 2، ص 302 ابن اثير - سيرۀ ابن هشام ، ج 4، ص 1022 - « سيرۀ حلبيّه » ج 3، ص 302. )
💐پيامبر(ص) فرمود : ( تحف العقول - ابن شعبة الحراني - الصفحة ٣٣ )
1- همانا زنان بر شما حقى دارند و شما بر زنانتان حقى .
2- حق شما بر آنان اين است كه با كسى غير از شما هم بستر نشوند و اين كه كسى را كه شما خوش نمى داريد ، بدون اجازه شما به خانه تان راه ندهند و اين كه دچار هرزگى نشوند .
3- پس اگر [هريك از اين كارها را] انجام دادند ، خداوند به شما اجازه داده است كه آنها را منع كنيد و بر آنها سخت گیرید ، در بستر از آنها دورى كنيد و آنها را به نحوى غير شديد و آرام بزنيد . ( در گزارش شيخ صدوق ، زدن نيست )
4- اگر نهى كردن شما را پذيرفتند و از شما اطاعت كردند ، روزى و پوشاك آنها به نحو متعارف و پسنديده به عهده شماست . شما آنها را به امانت خدايى گرفته ايد و آنها را با كتاب خدا بر خود حلال كرده ايد .
5- پس درباره زنان ، تقواى الهى پيشه كنيد و آنها را به خير و نيكى سفارش كنيد .
💐💐خطوط کلی سفارش پیامبر (ص) :
پیامبر اکرم ( ص ) در #چهار بخش ، حقوق مردان و زنان را این گونه بیان کردند :
🍁بخش اول : حقوق #زنان بر مردان در شرایط عادی زندگی
1- زنان ( همسران ) امانت خداوند نزد شوهرانند . ( أخذتموهنَّ بأمانة الله )
2- زنان ، همانند شما مردان ، حقوقی بر شما دارند . ( إنَّ لنسائكم عليكم حقاً و لكم عليهنَّ حقاً )
3- به حکم خداوند ، بر شوهر حلال گشته اند . ( استحللتم فروجهنَّ بكتاب الله )
4- تامین معاش و پوشاک متعارف آنها ، بر عهده شوهر است . ( فعليكم رزقهنَّ و كسوتهنَّ بالمعروف )
5- حق تنبیه آنها را ندارید . ( و لاتضربوهنَّ – نقل شیخ صدوق از خطبه، خصال صدوق , ص 487 ح 63 )
🍁بخش دوم : حقوق #مردان بر زنان
1- در امور زناشویی ، به خلاف نروند . ( أن لايأتين بفاحشة )
2- مواظب رفت و آمدهای خود باشند . ( لا يدخلن بيوتكم أحداً تكرهونه إلاّ باذنكم )
3- حقوق زناشویی شوهر را برآورده کنند . ( أن لايوطئن أحداً فرشكم )
4- در کارهای متعارف و شایسته ، نافرمانی شوهر را نکنند .( لايعصينكم في معروف – نقل شیخ صدوق ، خصال صدوق , ص 487 ح 63 ))
🍁بخش سوم : حقوق زنان در شرایط خلاف کاری آنها :
1- آنها را از عمل خلافی که مرتکب شده اند منع کنید . ( أن تعضلوهنَّ )
2- از آنها دوری کرده و تنبیه آرام کنید . ( تهجروهنَّ فى المضاجع و تضربوهنَّ ضربا غير مبرَّج ) ، هر چند در نقل شیخ صدوق ، از تنبیه بدنی نهی شده است . ( و لاتضربوهنَّ – نقل شیخ صدوق از خطبه پیامبر (ص) در آدرس بالا)
🍁بخش چهارم : حقوق زنان در صورت توبه پس از تخلف
1- شرط تقوای الهی شوهر ، همانند سابق ، سفارش و رعايت #بهترينها براي #آنهاست . (فاتقوا الله في النساء و استوصوا لهنَّ خيراً )
2- تامین پوشاک و معاش آنها همانند #سابق ، بر عهده شوهر است . ( فعليكم رزقهنَّ و كسوتهنَّ بالمعروف )
🍎اما دو #سوال و #ابهام! :
1- چرا پیامبر ، در صورت اقدام #زن شوهر دار به خلاف ( فحشا ) ، امر به حکم #سنگسار نکرده است ؟!
2- چرا پیامبر امر به #زدن زن ( هر چند آرام ) کرده است ؟!
🙏جواب سوال اول ( چرا عدم فرمان سنگسار ) :
حکم سنگسار از #احکام اولیه #قرآني #نبوده است . كه نظر فقهاي بزرگي مثل #رحيم ارباب ، #موسوي بجنوردي ، #غروي ، #محقق داماد ، #قابل ، #كديور و .. چنين است .
🙏جواب سوال دوم ( چرا امر به زدن زن ) :
اولا : #تنبيه را فقط براي زني كه مرتكب #خلاف جنسي شده ، مقرر فرموده است ، نه هر تخلف و يا دلبخواهي مرد .
ثانيا : #روش شريعت ، در اکثر موارد با ارائه ی #راهکارهای مناسب و جایگزین ، سعی در #فرهنگ سازی و تغییر عادات به صورت #تدریجی داشته و با اظهار کراهت و #غیر اخلاقی جلوه دادن رفتارهای ناپسند ، به مبارزه ی منفی با آن پرداخته است . (کتاب " احکام بانوان - زدن زنان آری یا خیر ؟ ص 33 " آیه الله مرحوم قابل )
محمد صالحی 17 / 3 / 92 مصادف با مبعث پیامبر (ص)
https://telegram.me/beshnofekrkon
شريعت و حقوق زن:
https://telegram.me/beshnofekrkon/85
اجمالي در مورد #تخلفات جنسي ، حكم #سنگسار و #زدن زنان
پیامبر اکرم (ص) ، 76 روز قبل از رحلت ، در زمانی که در سفر حجه الوداع ، در مکه حضور داشتند ، در پایان حج خود ، سه خطبه در روز عرفه ، روز عید قربان ، و 18 ذی الحجه ایراد کردند .
ایشان در این سه محل ، #خطوط اساسی #اندیشه اسلام محمدی را بیان و آموز شهای لازم را به مردم گوشزد نمودند .
یکی از موارد مهمی که ایشان در خطبه های اول و دوم خود ، به صورت برجسته ، به جمع حاضر و از طریق آنها به نسل های بعد اعلام کردند و از مردم ، شهادت گرفتند که وظیفه خود را به انجام رساندند ، #حقوق زنان و همسران بود . ( تاريخ الكامل ج 2، ص 302 ابن اثير - سيرۀ ابن هشام ، ج 4، ص 1022 - « سيرۀ حلبيّه » ج 3، ص 302. )
💐پيامبر(ص) فرمود : ( تحف العقول - ابن شعبة الحراني - الصفحة ٣٣ )
1- همانا زنان بر شما حقى دارند و شما بر زنانتان حقى .
2- حق شما بر آنان اين است كه با كسى غير از شما هم بستر نشوند و اين كه كسى را كه شما خوش نمى داريد ، بدون اجازه شما به خانه تان راه ندهند و اين كه دچار هرزگى نشوند .
3- پس اگر [هريك از اين كارها را] انجام دادند ، خداوند به شما اجازه داده است كه آنها را منع كنيد و بر آنها سخت گیرید ، در بستر از آنها دورى كنيد و آنها را به نحوى غير شديد و آرام بزنيد . ( در گزارش شيخ صدوق ، زدن نيست )
4- اگر نهى كردن شما را پذيرفتند و از شما اطاعت كردند ، روزى و پوشاك آنها به نحو متعارف و پسنديده به عهده شماست . شما آنها را به امانت خدايى گرفته ايد و آنها را با كتاب خدا بر خود حلال كرده ايد .
5- پس درباره زنان ، تقواى الهى پيشه كنيد و آنها را به خير و نيكى سفارش كنيد .
💐💐خطوط کلی سفارش پیامبر (ص) :
پیامبر اکرم ( ص ) در #چهار بخش ، حقوق مردان و زنان را این گونه بیان کردند :
🍁بخش اول : حقوق #زنان بر مردان در شرایط عادی زندگی
1- زنان ( همسران ) امانت خداوند نزد شوهرانند . ( أخذتموهنَّ بأمانة الله )
2- زنان ، همانند شما مردان ، حقوقی بر شما دارند . ( إنَّ لنسائكم عليكم حقاً و لكم عليهنَّ حقاً )
3- به حکم خداوند ، بر شوهر حلال گشته اند . ( استحللتم فروجهنَّ بكتاب الله )
4- تامین معاش و پوشاک متعارف آنها ، بر عهده شوهر است . ( فعليكم رزقهنَّ و كسوتهنَّ بالمعروف )
5- حق تنبیه آنها را ندارید . ( و لاتضربوهنَّ – نقل شیخ صدوق از خطبه، خصال صدوق , ص 487 ح 63 )
🍁بخش دوم : حقوق #مردان بر زنان
1- در امور زناشویی ، به خلاف نروند . ( أن لايأتين بفاحشة )
2- مواظب رفت و آمدهای خود باشند . ( لا يدخلن بيوتكم أحداً تكرهونه إلاّ باذنكم )
3- حقوق زناشویی شوهر را برآورده کنند . ( أن لايوطئن أحداً فرشكم )
4- در کارهای متعارف و شایسته ، نافرمانی شوهر را نکنند .( لايعصينكم في معروف – نقل شیخ صدوق ، خصال صدوق , ص 487 ح 63 ))
🍁بخش سوم : حقوق زنان در شرایط خلاف کاری آنها :
1- آنها را از عمل خلافی که مرتکب شده اند منع کنید . ( أن تعضلوهنَّ )
2- از آنها دوری کرده و تنبیه آرام کنید . ( تهجروهنَّ فى المضاجع و تضربوهنَّ ضربا غير مبرَّج ) ، هر چند در نقل شیخ صدوق ، از تنبیه بدنی نهی شده است . ( و لاتضربوهنَّ – نقل شیخ صدوق از خطبه پیامبر (ص) در آدرس بالا)
🍁بخش چهارم : حقوق زنان در صورت توبه پس از تخلف
1- شرط تقوای الهی شوهر ، همانند سابق ، سفارش و رعايت #بهترينها براي #آنهاست . (فاتقوا الله في النساء و استوصوا لهنَّ خيراً )
2- تامین پوشاک و معاش آنها همانند #سابق ، بر عهده شوهر است . ( فعليكم رزقهنَّ و كسوتهنَّ بالمعروف )
🍎اما دو #سوال و #ابهام! :
1- چرا پیامبر ، در صورت اقدام #زن شوهر دار به خلاف ( فحشا ) ، امر به حکم #سنگسار نکرده است ؟!
2- چرا پیامبر امر به #زدن زن ( هر چند آرام ) کرده است ؟!
🙏جواب سوال اول ( چرا عدم فرمان سنگسار ) :
حکم سنگسار از #احکام اولیه #قرآني #نبوده است . كه نظر فقهاي بزرگي مثل #رحيم ارباب ، #موسوي بجنوردي ، #غروي ، #محقق داماد ، #قابل ، #كديور و .. چنين است .
🙏جواب سوال دوم ( چرا امر به زدن زن ) :
اولا : #تنبيه را فقط براي زني كه مرتكب #خلاف جنسي شده ، مقرر فرموده است ، نه هر تخلف و يا دلبخواهي مرد .
ثانيا : #روش شريعت ، در اکثر موارد با ارائه ی #راهکارهای مناسب و جایگزین ، سعی در #فرهنگ سازی و تغییر عادات به صورت #تدریجی داشته و با اظهار کراهت و #غیر اخلاقی جلوه دادن رفتارهای ناپسند ، به مبارزه ی منفی با آن پرداخته است . (کتاب " احکام بانوان - زدن زنان آری یا خیر ؟ ص 33 " آیه الله مرحوم قابل )
محمد صالحی 17 / 3 / 92 مصادف با مبعث پیامبر (ص)
https://telegram.me/beshnofekrkon
شريعت و حقوق زن:
https://telegram.me/beshnofekrkon/85
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مرواريدهايي از زبان امام حسن(ع) https://telegram.me/beshnofekrkon/419
چرايي ارسال پيامبران(ع) -1
از ديرباز اين سوال مطرح بوده كه پيامبران براي چه آمده اند ؟
1- آيا براي برپايي يك نظام سياسي جديد با قوانيني جديد جهت ايجاد يك منظومه حقوقي، خانوادگي ، اقتصادي و حكومتي اختصاصي نوبنياد بوده است ؟
2- و يا براي سوق مردم به سمت يك جامعه اي ايماني اخلاقي و پوياي مبتني بر توحيد بوده است ؟
در صورت پذيرش نظر اول ، همه تلاشهاي دين مداران از عصر نزول تا امروز ، كشف قوانين مستتر در دعوت پيامبر براي اثبات و تثبيت آنها در هر زمان و زمينه اي خواهد شد ، بدون آنكه حتي نيم نگاهي به عقلانيت جامعه داشته باشند و يا به مغايرتهاي اخلاقي آنها بيانديشند و يا مظالمي كه از ناحيه آنها به فرد و جامعه و حتي اصل دعوت پيامبر وارد مي شود ، را مورد توجه قرار دهند .
در اين نگاه كه فقه متولي آن مي شود ، هر تحقيق و يا سخني با عنايت به محوريت احكام ( چه موجود در عصر نزول و چه استخراج شده از ذهن فقها بر مبناي معيارهاي خود تعريفي آنها ) پيش مي رود و احكام است كه موضوعيت پيدا مي كنند .
اما در صورت پذيرش نظر دوم ، همه تلاش دين مداران بر اين متمركز مي شود كه قالب كلي دعوت پيامبر ، كه توحيد ، معنويت و اخلاق است را از لابلاي آيات قرآن و سيره او استخراج و پرورش داده و با توجه به ابزارهاي علمي و فرهنگي زمانه به جامعه تزريق كنند و سرگشتگي بشر را در بين سوالها و اضطرابات دروني خود در اين دنياي صنعتي مادي كه آرامش دروني او را با چالشي جدي مواجه كرده ، از بين برده و معناي جديدي از جاودانگي و عشق به او القا كنند .
در اين نگاه ، هيچ حكمي موضوعيت نداشته و بلكه هر تلاشي در تحقيق و بررسي متون و سيره ، با عنايت به محوريت " اهداف عالي ايمان و اخلاق " به بار مي نشيند و تبعا هر حكمي ( چه قديمي و چه جديد ) تنها در حد طريقيت رسيدن به آن اهداف ارزش پيدا مي كنند و هر زماني كه در مواجهه با عقلانيت و اخلاق و عدالت زمانه ، نتوانند نقش خود را ايفا كنند ، بدون هيچگونه شك و يا ابهام و يا ترسي ، جاي خود را به قوانين جديد مي دهند .
از آنجا كه جامعه بشري ، در قرون گذشته به بلوغ انديشه و عقلانيت كافي نرسيده بود ، جايي براي سخن گفتن از دين و نوع نگاهي كه مي توان به آن داشت نبوده است ( غير از استثنائاتي كه معمولا منجر به حذف صاحبان آنها مي شده است . ) .
اما در اين چند دهه اخير ، كه عقلانيت و انديشه ، از ويژگيهاي برجسته بشري شده است ، قالبهاي فكري گذشته ، كه اديان مختلف ابراهيمي و غير ابراهيمي از نمادهاي خاص آنهاست ، بشدت مورد ترديد و نقد جدي قرار گرفته است .
و در اين آزمون عقلانيت و اخلاق ، نگاه اول به دين ، كه نگاه احكام محور بوده است ، به بن بست عجيبي برخورد كرده و عليرغم دست و پازدنهاي مختلف ، حتي با پوشيدن لباس مدرنيته به آن ( با اصطلاحات جديد حقوقي و اقتصادي و سياسي و .. ) نه تنها به جايي نرسيده است ، بلكه بيشتر به گريزان كردن نسل نو جامعه از حتي اصل دين منجر شده است .
و ليكن از آنجا كه انسان موجودي دو بعدي بوده ، كه بعد معنويت و روحانيت اوست كه در صورت هدايت درست آن ، به زندگي او معنا مي بخشد و مي تواند به اضطرابهايش پايان دهد ، دين هرگز قابل حذف از زندگي و يا حتي انديشه او نبوده است .
در اينجا بود كه دين مداران اين چند دهه ، بعنوان نو انديشان ديني ، وارد عرصه شده و نگاه دوم به دين ، كه مبتني بر ايمان و اخلاق ميباشد را زنده كرده و بر آن پاي مي فشارند و روز بروز جاي خود را در بين نسل نو انديش ، بيشتر باز كرده است .
در اين نگاه ، هدف پيامبران :
1- اصلاح اعتقاد ايماني مردم ميباشد .
( و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون / انبیا 25 )
2- و تربيت اخلاقي فرد و جامعه
( لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ / آل عمران 164 - انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق / مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. )
3- بگونه اي كه نتيجه نهايي آن ، ايجاد يك جامعه عدالت محور توسط خود مردم بشود .( ليقوم الناس بالقسط / حديد 25)
محمد صالحي – 5/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/685
از ديرباز اين سوال مطرح بوده كه پيامبران براي چه آمده اند ؟
1- آيا براي برپايي يك نظام سياسي جديد با قوانيني جديد جهت ايجاد يك منظومه حقوقي، خانوادگي ، اقتصادي و حكومتي اختصاصي نوبنياد بوده است ؟
2- و يا براي سوق مردم به سمت يك جامعه اي ايماني اخلاقي و پوياي مبتني بر توحيد بوده است ؟
در صورت پذيرش نظر اول ، همه تلاشهاي دين مداران از عصر نزول تا امروز ، كشف قوانين مستتر در دعوت پيامبر براي اثبات و تثبيت آنها در هر زمان و زمينه اي خواهد شد ، بدون آنكه حتي نيم نگاهي به عقلانيت جامعه داشته باشند و يا به مغايرتهاي اخلاقي آنها بيانديشند و يا مظالمي كه از ناحيه آنها به فرد و جامعه و حتي اصل دعوت پيامبر وارد مي شود ، را مورد توجه قرار دهند .
در اين نگاه كه فقه متولي آن مي شود ، هر تحقيق و يا سخني با عنايت به محوريت احكام ( چه موجود در عصر نزول و چه استخراج شده از ذهن فقها بر مبناي معيارهاي خود تعريفي آنها ) پيش مي رود و احكام است كه موضوعيت پيدا مي كنند .
اما در صورت پذيرش نظر دوم ، همه تلاش دين مداران بر اين متمركز مي شود كه قالب كلي دعوت پيامبر ، كه توحيد ، معنويت و اخلاق است را از لابلاي آيات قرآن و سيره او استخراج و پرورش داده و با توجه به ابزارهاي علمي و فرهنگي زمانه به جامعه تزريق كنند و سرگشتگي بشر را در بين سوالها و اضطرابات دروني خود در اين دنياي صنعتي مادي كه آرامش دروني او را با چالشي جدي مواجه كرده ، از بين برده و معناي جديدي از جاودانگي و عشق به او القا كنند .
در اين نگاه ، هيچ حكمي موضوعيت نداشته و بلكه هر تلاشي در تحقيق و بررسي متون و سيره ، با عنايت به محوريت " اهداف عالي ايمان و اخلاق " به بار مي نشيند و تبعا هر حكمي ( چه قديمي و چه جديد ) تنها در حد طريقيت رسيدن به آن اهداف ارزش پيدا مي كنند و هر زماني كه در مواجهه با عقلانيت و اخلاق و عدالت زمانه ، نتوانند نقش خود را ايفا كنند ، بدون هيچگونه شك و يا ابهام و يا ترسي ، جاي خود را به قوانين جديد مي دهند .
از آنجا كه جامعه بشري ، در قرون گذشته به بلوغ انديشه و عقلانيت كافي نرسيده بود ، جايي براي سخن گفتن از دين و نوع نگاهي كه مي توان به آن داشت نبوده است ( غير از استثنائاتي كه معمولا منجر به حذف صاحبان آنها مي شده است . ) .
اما در اين چند دهه اخير ، كه عقلانيت و انديشه ، از ويژگيهاي برجسته بشري شده است ، قالبهاي فكري گذشته ، كه اديان مختلف ابراهيمي و غير ابراهيمي از نمادهاي خاص آنهاست ، بشدت مورد ترديد و نقد جدي قرار گرفته است .
و در اين آزمون عقلانيت و اخلاق ، نگاه اول به دين ، كه نگاه احكام محور بوده است ، به بن بست عجيبي برخورد كرده و عليرغم دست و پازدنهاي مختلف ، حتي با پوشيدن لباس مدرنيته به آن ( با اصطلاحات جديد حقوقي و اقتصادي و سياسي و .. ) نه تنها به جايي نرسيده است ، بلكه بيشتر به گريزان كردن نسل نو جامعه از حتي اصل دين منجر شده است .
و ليكن از آنجا كه انسان موجودي دو بعدي بوده ، كه بعد معنويت و روحانيت اوست كه در صورت هدايت درست آن ، به زندگي او معنا مي بخشد و مي تواند به اضطرابهايش پايان دهد ، دين هرگز قابل حذف از زندگي و يا حتي انديشه او نبوده است .
در اينجا بود كه دين مداران اين چند دهه ، بعنوان نو انديشان ديني ، وارد عرصه شده و نگاه دوم به دين ، كه مبتني بر ايمان و اخلاق ميباشد را زنده كرده و بر آن پاي مي فشارند و روز بروز جاي خود را در بين نسل نو انديش ، بيشتر باز كرده است .
در اين نگاه ، هدف پيامبران :
1- اصلاح اعتقاد ايماني مردم ميباشد .
( و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون / انبیا 25 )
2- و تربيت اخلاقي فرد و جامعه
( لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ / آل عمران 164 - انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق / مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. )
3- بگونه اي كه نتيجه نهايي آن ، ايجاد يك جامعه عدالت محور توسط خود مردم بشود .( ليقوم الناس بالقسط / حديد 25)
محمد صالحي – 5/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/685
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مرواريدهايي از زبان پيامبر(ص) https://telegram.me/beshnofekrkon/319
چرايي ارسال پيامبران(ع) - 2
بنابر اين ظهور پيامبر(ص) ، براي ايجاد يك جامعه جديد با نظامات و قواعد جديد و نوبنياد در زمينه هاي خانوادگي ، حقوقي ، اقتصادي ، حكومتي و ... نبوده است ، بلكه ايشان ، در راستاي تربيت ايماني اخلاقي فرد ، جهت سوق جامعه بسوي يك جامعه عدالت محور ، ضمن رعايت قواعد و ارزشهاي مثبت جامعه عصر نزول و عنايت به حد فهم و پذيرش مردم ، ارشاداتي در زمينه هاي مختلف كرده و وقتي به حكومت مدينه نائل مي شوند ، از همان قوانين موجود آن عصر ، با تعديلات و يا اصلاحات اخلاقي آنها ، در حدي كه با مقاومت اقشار و افكار مختلف مردم روبرو نشده و اصل دعوتش تحت الشعاع آن اختلافات قرار نگيرد ، به عنوان ابزار و روش رسيدن به هدف خود ، بهره برداري نموده است ( احكام امضايي ) و هرگز در پي تدوين يك نظامنامه جديد حكومتي فراتاريخي نبوده است كه در اعصار بعدي به دليل رشد عقلاني و علمي مردم با چالشهاي جدي مواجه شود . ( کتاب حكومت ديني و حقوق انسان – مرحوم منتظري - ص 144 )
بطور مثال :
• در نظام خانواده ، هدف را ايجاد سكون و آرامش همسران مي داند بگونه اي كه ضمن كاهش اضطرابهاي آنها كه حاصل مشكلات اقتصادي و اجتماعي جامعه مي باشد ، بتوانند محيطي امن و زيبا براي پرورش فرزنداني ايماني اخلاقي فراهم كنند . ( و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون / روم 21 )
• در نظام حقوقي ، هدف را اجراي عدالت جهت تضمين آرامش و امنيت مردم مي داند ، كه بتوانند فارغ از هر اتفاقي ، تلاش خود را براي ارتقا سطح زندگي و جامعه خود از همه جنبه هايي كه به آنها مربوط است ، به انجام برسانند . ( ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ان الله نعما يعظكم به ان الله كان سميعا بصيرا / نسا 58 )
• در نظام اقتصادي ، هدف ، برخورداري همه جامعه از منابع خدادادي است بدون هيچگونه اجحاف به كسي و يا قشري خاص ( فانه لا ضرر و لا ضرار / قاعده لاضرر و لاضرار – و ده ها مصداق قرآني از جمله و لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل و تدلوا بها الي الحكام لتاكلوا فريقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون / بقره 188 و يا ويل للمطففين / مطففين 1 )
• در نظام حكومتي ، هدف را حضور مردمي در تصميمات حكومتي و اجتماعي مي داند . ( امرهم شوري بينهم / شوري 38 – و شاورهم في الامر / آل عمران 159 - لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ ... لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )
• در نظام اجتماعي ، هدف را كرامت بخشي به انسان از هر نژاد و آيين و با هر تفكر و يا باور ميداند . ( و لقد كرمنا بني آدم / اسرا 70 – لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا / نامه 31 نهج البلاغه ، وصيت به حسنين )
• در روابط اجتماعي بين افراد ، هدف را علاوه بر رعايت عدالت اجتماعي ، نيكويي و انفاق به يكديگر را ارزشي والاتر معرفي ميكند . ( ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي / نحل 90 - لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شي ء فان الله به عليم / آل عمران 92 )
با توجه به موارد مذكور :
آنچه كه براي پيامبر(ص) ، در يك منظومه اجتماعي ، اهميت داشته ، رسيدن به اهداف ارشادي فوق بوده است ، كه در اولين و مهمترين مرحله ، تربيت ايماني - خلاقي فرد و تبعا جامعه بايد مورد توجه قرار گيرد ، و البته محور بنيادين بعثت ايشان نيز اهتمام جدي به همين امر مهم و اساسي بوده است .
و آنگاه كه قرار است جامعه در راستاي ايجاد حكومتي مردم محور ، اقتصادي قسط محور ، خانواده اي آرمش محور ، سيستم حقوقي عدالت محور و از همه مهمتر ، ايجاد فضايي آكنده از معنويت اخلاقي و كرامت انساني ، حركت كند ، بايستي به همه زيرساختهاي فرهنگي ، سنتي ، علمي و عقلاني خود نگاه كرده و اقتضائات مربوطه را در نظر داشته و منظومه كلي خود را برقرار نمايد .
و اين امر ، نه حقي الهيست كه به شخصي خاص عطا شده باشد ، كه بر عهده خود مردم و از حقوق خود آنها شمرده شده است .
در اين نگاهست كه هيچ حكم و يا قانوني ، حتي از يك نسل قبل ، قابل تسري به عصر بعدي نخواهد بود ، مگر آنكه بتواند در رساندن جامعه به اهداف فوق ، در برابر قوانين رقيب خود ، ارجحيت خود را به اثبات رسانده و عقلا و متخصصان مربوطه را اقناع كند .
محمد صالحي – 5/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/683
بنابر اين ظهور پيامبر(ص) ، براي ايجاد يك جامعه جديد با نظامات و قواعد جديد و نوبنياد در زمينه هاي خانوادگي ، حقوقي ، اقتصادي ، حكومتي و ... نبوده است ، بلكه ايشان ، در راستاي تربيت ايماني اخلاقي فرد ، جهت سوق جامعه بسوي يك جامعه عدالت محور ، ضمن رعايت قواعد و ارزشهاي مثبت جامعه عصر نزول و عنايت به حد فهم و پذيرش مردم ، ارشاداتي در زمينه هاي مختلف كرده و وقتي به حكومت مدينه نائل مي شوند ، از همان قوانين موجود آن عصر ، با تعديلات و يا اصلاحات اخلاقي آنها ، در حدي كه با مقاومت اقشار و افكار مختلف مردم روبرو نشده و اصل دعوتش تحت الشعاع آن اختلافات قرار نگيرد ، به عنوان ابزار و روش رسيدن به هدف خود ، بهره برداري نموده است ( احكام امضايي ) و هرگز در پي تدوين يك نظامنامه جديد حكومتي فراتاريخي نبوده است كه در اعصار بعدي به دليل رشد عقلاني و علمي مردم با چالشهاي جدي مواجه شود . ( کتاب حكومت ديني و حقوق انسان – مرحوم منتظري - ص 144 )
بطور مثال :
• در نظام خانواده ، هدف را ايجاد سكون و آرامش همسران مي داند بگونه اي كه ضمن كاهش اضطرابهاي آنها كه حاصل مشكلات اقتصادي و اجتماعي جامعه مي باشد ، بتوانند محيطي امن و زيبا براي پرورش فرزنداني ايماني اخلاقي فراهم كنند . ( و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون / روم 21 )
• در نظام حقوقي ، هدف را اجراي عدالت جهت تضمين آرامش و امنيت مردم مي داند ، كه بتوانند فارغ از هر اتفاقي ، تلاش خود را براي ارتقا سطح زندگي و جامعه خود از همه جنبه هايي كه به آنها مربوط است ، به انجام برسانند . ( ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ان الله نعما يعظكم به ان الله كان سميعا بصيرا / نسا 58 )
• در نظام اقتصادي ، هدف ، برخورداري همه جامعه از منابع خدادادي است بدون هيچگونه اجحاف به كسي و يا قشري خاص ( فانه لا ضرر و لا ضرار / قاعده لاضرر و لاضرار – و ده ها مصداق قرآني از جمله و لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل و تدلوا بها الي الحكام لتاكلوا فريقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون / بقره 188 و يا ويل للمطففين / مطففين 1 )
• در نظام حكومتي ، هدف را حضور مردمي در تصميمات حكومتي و اجتماعي مي داند . ( امرهم شوري بينهم / شوري 38 – و شاورهم في الامر / آل عمران 159 - لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ ... لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )
• در نظام اجتماعي ، هدف را كرامت بخشي به انسان از هر نژاد و آيين و با هر تفكر و يا باور ميداند . ( و لقد كرمنا بني آدم / اسرا 70 – لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا / نامه 31 نهج البلاغه ، وصيت به حسنين )
• در روابط اجتماعي بين افراد ، هدف را علاوه بر رعايت عدالت اجتماعي ، نيكويي و انفاق به يكديگر را ارزشي والاتر معرفي ميكند . ( ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي / نحل 90 - لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شي ء فان الله به عليم / آل عمران 92 )
با توجه به موارد مذكور :
آنچه كه براي پيامبر(ص) ، در يك منظومه اجتماعي ، اهميت داشته ، رسيدن به اهداف ارشادي فوق بوده است ، كه در اولين و مهمترين مرحله ، تربيت ايماني - خلاقي فرد و تبعا جامعه بايد مورد توجه قرار گيرد ، و البته محور بنيادين بعثت ايشان نيز اهتمام جدي به همين امر مهم و اساسي بوده است .
و آنگاه كه قرار است جامعه در راستاي ايجاد حكومتي مردم محور ، اقتصادي قسط محور ، خانواده اي آرمش محور ، سيستم حقوقي عدالت محور و از همه مهمتر ، ايجاد فضايي آكنده از معنويت اخلاقي و كرامت انساني ، حركت كند ، بايستي به همه زيرساختهاي فرهنگي ، سنتي ، علمي و عقلاني خود نگاه كرده و اقتضائات مربوطه را در نظر داشته و منظومه كلي خود را برقرار نمايد .
و اين امر ، نه حقي الهيست كه به شخصي خاص عطا شده باشد ، كه بر عهده خود مردم و از حقوق خود آنها شمرده شده است .
در اين نگاهست كه هيچ حكم و يا قانوني ، حتي از يك نسل قبل ، قابل تسري به عصر بعدي نخواهد بود ، مگر آنكه بتواند در رساندن جامعه به اهداف فوق ، در برابر قوانين رقيب خود ، ارجحيت خود را به اثبات رسانده و عقلا و متخصصان مربوطه را اقناع كند .
محمد صالحي – 5/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/683
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مرواريدهايي از زبان امام رضا(ع) https://telegram.me/beshnofekrkon/518
🍁 رعایت #تدریج و #مرحله ای در #وجوب تکلیف #نومسلمانان 🍁
آیت الله العظمی سیّد شرف الدّین جبل عاملى صاحب کتاب «المراجعات» مى گوید:
یکى از مسیحیان ثروتمند لبنان نزدم آمد و گفت: مى خواهم مسلمان شوم، وظیفه ام چیست؟
گفتم: #دو رکعت نماز صبح بخوان و #سه رکعت نماز مغرب.
گفت: مسلمانان هفده رکعت نماز مى خوانند!
گفتم: #مسلمانى آنها یک مقدار #قوى شده است، از این رو پیامبر اسلام براى تازه مسلمانان، بنابر نقل تواریخ، دو رکعت نماز صبح و سه رکعت نماز مغرب را دستور می دادند، اکنون که شما مسلمان شده اید، همین اعمال را انجام بدهید کافى است.
کم کم این شخص تازه مسلمان، قوى شد، و به مساجد مى رفت و مانند سایر مسلمانان، نمازهاى پنجگانه را به جا مى آورد.
تا اینکه ماه #رمضان فرارسید، ایشان سراسیمه نزد من آمد و گفت: آیا من هم باید روزه بگیرم؟
گفتم: خیر، روزه مربوط به #کهنه مسلمان ها است؛ مسلمانان صدر اسلام، پس از مدّت طولانى که از بعثت پیامبر گذشت؛ به روزه گرفتن مأمور شدند.
گفت: مى خواهم روزه بگیرم.
گفتم: هر اندازه که آمادگى دارى روزه بگیر.
همین روش باعث گردید که در سال دوّم، تمام ماه رمضان را روزه گرفت و اکنون او از مسلمانان نیرومند لبنان است و نماز شبش ترک نمى شود و مهمترین بودجه ها و کمبودهاى مالى جنوب لبنان را تأمین مى کند.
(مجله حوزه، شماره ۳۹، ص ۴۸ و ۴۹)
نو اندیشی فقهی
@foghaha
🙏 يادآوري : به نظر من ، رعایت #تدریج در وجوب تکالیف و یا حتی مقدار آنها برای #نوبالغین ، از مهمترین راهکار #ترغیب آنها و نشاندن اثر معنوی اعمال در وجود آنها بوده ، بگونه ایکه در مراحل بعدی ، خود نوبالغ به لزوم تکمیل آنها ، جهت تقویت بنیانهای معنوی و #زیباسازی روحانی خود ، پی برده و بی هیچ الزام و یا تکلفی ، به انجام کامل آنها اقدام نماید .
همانگونه که برای انجام یک ورزش و تقویت جسم ، از روشهای ابتدایی و با حداقل های کارشناسی شده شروع می شود و گام به گام ، توسعه میابد .
https://telegram.me/beshnofekrkon
آیت الله العظمی سیّد شرف الدّین جبل عاملى صاحب کتاب «المراجعات» مى گوید:
یکى از مسیحیان ثروتمند لبنان نزدم آمد و گفت: مى خواهم مسلمان شوم، وظیفه ام چیست؟
گفتم: #دو رکعت نماز صبح بخوان و #سه رکعت نماز مغرب.
گفت: مسلمانان هفده رکعت نماز مى خوانند!
گفتم: #مسلمانى آنها یک مقدار #قوى شده است، از این رو پیامبر اسلام براى تازه مسلمانان، بنابر نقل تواریخ، دو رکعت نماز صبح و سه رکعت نماز مغرب را دستور می دادند، اکنون که شما مسلمان شده اید، همین اعمال را انجام بدهید کافى است.
کم کم این شخص تازه مسلمان، قوى شد، و به مساجد مى رفت و مانند سایر مسلمانان، نمازهاى پنجگانه را به جا مى آورد.
تا اینکه ماه #رمضان فرارسید، ایشان سراسیمه نزد من آمد و گفت: آیا من هم باید روزه بگیرم؟
گفتم: خیر، روزه مربوط به #کهنه مسلمان ها است؛ مسلمانان صدر اسلام، پس از مدّت طولانى که از بعثت پیامبر گذشت؛ به روزه گرفتن مأمور شدند.
گفت: مى خواهم روزه بگیرم.
گفتم: هر اندازه که آمادگى دارى روزه بگیر.
همین روش باعث گردید که در سال دوّم، تمام ماه رمضان را روزه گرفت و اکنون او از مسلمانان نیرومند لبنان است و نماز شبش ترک نمى شود و مهمترین بودجه ها و کمبودهاى مالى جنوب لبنان را تأمین مى کند.
(مجله حوزه، شماره ۳۹، ص ۴۸ و ۴۹)
نو اندیشی فقهی
@foghaha
🙏 يادآوري : به نظر من ، رعایت #تدریج در وجوب تکالیف و یا حتی مقدار آنها برای #نوبالغین ، از مهمترین راهکار #ترغیب آنها و نشاندن اثر معنوی اعمال در وجود آنها بوده ، بگونه ایکه در مراحل بعدی ، خود نوبالغ به لزوم تکمیل آنها ، جهت تقویت بنیانهای معنوی و #زیباسازی روحانی خود ، پی برده و بی هیچ الزام و یا تکلفی ، به انجام کامل آنها اقدام نماید .
همانگونه که برای انجام یک ورزش و تقویت جسم ، از روشهای ابتدایی و با حداقل های کارشناسی شده شروع می شود و گام به گام ، توسعه میابد .
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
🍁پیامهای ابلاغی خداوند در قرآن 🍁
با نگاهی اجمالی به پیامهای خداوند در قرآن ، که همگی از ویژگی منحصر به فرد " #تبیین " و " #ارشاد " برخوردارند ، به موارد زیر می رسیم که انسان را به رویارویی با همه واقعیات هستی و حتی فهم خمیر مایه آن ، که چیزی جز یگانگی خداوند در ذات و افعال و صفات نیست ، به کمک ابزار #عقل می خواند .
💐1- خداوند ، تنها اعتقادی را بر می تابد ، که از فهم عقلانی سرچشمه گرفته و بر بصیرت و دانایی استوار باشد .
" قل هذه سبيلي ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشرکين " - سوره یوسف ، آیه 108
💐2- خداوند آنقدر به بشر و مایه های فهم عقلی درونی او اعتقاد دارد که پیامبرش را از اجبار او به پذیرش اعتقادات دینی برحذر می دارد و تنها وظیفه ایشان را ، یادآوری گنجینه عظیم مدفون شده درونی انسان می داند .
" فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " - سوره غاشیه – 21 و 22
💐3- خداوند به بشر اعلام می دارد که تو اجباری در پذیرش آموزه های دینی پیامبر نداری ، چرا که آنها مسیر رشد و کمال را از گمراهی و انحراف روشن کرده و به تو نمایاندند .
" لا اکراه في الدين - قد تبين الرشد من الغي " - سوره بقره – آیات 255 و 256
💐4- ای انسان : تو خود هستی که اگر بدنبال یافتن پاسخ صحیح سوالهای خود و گام نهادن در راه کمال می باشی ، هدایت را درون پیامها ی پیامبر خواهی یافت .
" ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم ." - سوره اسرا - آیه 9
💐5- برای رسیدن انسان به فهم درستی از هستی و جایگاه او در آن ، تنها ، خواستن او ، و تلاشش را برای یافتن ، می طلبد .
" و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين . " - سوره عنکبوت – آیه 69
💐6- بدلیل اعتقاد خداوند به وجود دریچه فهم عقلانی در وجود انسان ، وقتی او را می بیند که خود را به جهالت زده و تابع اعتقادات دیگران گشته ، در جای جای قرآن ، او را مورد عتاب و سرزنش قرار می دهد که : ( بیش از 30 جای قرآن )
" افلا تعقلون ؟ " - " افلا یتدبرون ؟ "- " افلا تتفکرون ؟ " - " فما لهولا القوم لایکادون یفقهون "
💐7- بدلیل باور حضرتش به قدرت فهم استدلالی انسان ، برای رساندن پیام خود به او ، همواره از بیان دلیل و برهان و نشانه های متقن استفاده کرده و به تحریک قوه عقلانی او می پردازد . ( بیش از 50 جای قرآن )
" ان کنتم تعقلون " – " لعلکم تعقلون " – " لعلهم یفقهون " – " لقوم یفقهون " – " لیتفقهوا فی الدین " – " لعلکم تتفکرون "
💐8- بدلیل اعتقاد خداوند به فهم بشر، و کرامتی که برای او قائل است ، بارها و بارها در قرآن ، در مقام پاسخ به سوالهای او برآمده ، بدون آنکه افرادی خاص ، در جایگاه و یا مقام علمی خاصی را مخاطب قرار داده باشد . ( بیش از 20 آیه )
" یسئلونک عن الاهله قل هی .. " – " یسئلونک ماذا ینفقون قل .. " – " یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما .. " – " یسیئلون ماذا احل لهم قل احل .. " – " یسئلونک عن الساعه قل . " – " یسئلونک عن الانفال قل .. " – "یسئلونک عن ذی القرنین قل ساتلوا "
💐9- از آنجا که خداوند بشر را برای عبادت عاشقانه خود خلق کرده ؛
" و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون " - سوره ذاریات – آیه 56
این عبادت را ، فقط از طریق خشیت و اعتراف به بزرگی و علو خود دوست می دارد .
و آنهم میسر نخواهد شد مگر از طریق علم ، که بنیان عقل بر آن استوار است .
" و من الناس و الدواب و الانعام مختلف الوانه کذلک انما يخشى الله من عباده العلماء . " - سوره فاطر – آیه 28
💐10- از آنجا که انسان ، تنها مخلوق خداوند است که خاصه برای خود او خلق شده است ؛
" يا بْنَ آدَمَ خَلَقْتُ الْاشياءَ لِاجْلِكَ ، وَ خَلَقْتُكَ لِاجْلى " - الجواهر السّنيّة في الاحاديث القدسيّة - ص 361 – شيخ حر عاملي
و از چنان کرامت و استعدادی برخوردار است که عرش خداوندی بر قلب مومن نهاده شده است ؛
" قلب المؤمن عرش الرحمن . " پيامبر(ص) ، بحار الانوار ، ج ۵۵، ص ۳۹٫
و از طرف دیگر ، خداوند مظهر علم کامل می باشد ،
لذا ، با هیچ بهانه ای ، #جهل انسان را برنمی تابد و مطمئنا او را چون خود ، #عالم و #فهیم و #عارف می خواهد و خود نیز تمام ابزار این #فهم عالمانه را که #عقل است ، به او ارزانی داشته و جز آن را به هیچ نمی بخشد .
" كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " - بحارالانوار، ج 84 ، ص 198
و قطعا ، این عرفان و شناخت ، از یافته های عقل است ، نه فرایند تقلید و تبعیت از گذشتگان و بزرگان قوم .
محمد صالحي – 2/3/91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
با نگاهی اجمالی به پیامهای خداوند در قرآن ، که همگی از ویژگی منحصر به فرد " #تبیین " و " #ارشاد " برخوردارند ، به موارد زیر می رسیم که انسان را به رویارویی با همه واقعیات هستی و حتی فهم خمیر مایه آن ، که چیزی جز یگانگی خداوند در ذات و افعال و صفات نیست ، به کمک ابزار #عقل می خواند .
💐1- خداوند ، تنها اعتقادی را بر می تابد ، که از فهم عقلانی سرچشمه گرفته و بر بصیرت و دانایی استوار باشد .
" قل هذه سبيلي ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشرکين " - سوره یوسف ، آیه 108
💐2- خداوند آنقدر به بشر و مایه های فهم عقلی درونی او اعتقاد دارد که پیامبرش را از اجبار او به پذیرش اعتقادات دینی برحذر می دارد و تنها وظیفه ایشان را ، یادآوری گنجینه عظیم مدفون شده درونی انسان می داند .
" فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " - سوره غاشیه – 21 و 22
💐3- خداوند به بشر اعلام می دارد که تو اجباری در پذیرش آموزه های دینی پیامبر نداری ، چرا که آنها مسیر رشد و کمال را از گمراهی و انحراف روشن کرده و به تو نمایاندند .
" لا اکراه في الدين - قد تبين الرشد من الغي " - سوره بقره – آیات 255 و 256
💐4- ای انسان : تو خود هستی که اگر بدنبال یافتن پاسخ صحیح سوالهای خود و گام نهادن در راه کمال می باشی ، هدایت را درون پیامها ی پیامبر خواهی یافت .
" ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم ." - سوره اسرا - آیه 9
💐5- برای رسیدن انسان به فهم درستی از هستی و جایگاه او در آن ، تنها ، خواستن او ، و تلاشش را برای یافتن ، می طلبد .
" و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين . " - سوره عنکبوت – آیه 69
💐6- بدلیل اعتقاد خداوند به وجود دریچه فهم عقلانی در وجود انسان ، وقتی او را می بیند که خود را به جهالت زده و تابع اعتقادات دیگران گشته ، در جای جای قرآن ، او را مورد عتاب و سرزنش قرار می دهد که : ( بیش از 30 جای قرآن )
" افلا تعقلون ؟ " - " افلا یتدبرون ؟ "- " افلا تتفکرون ؟ " - " فما لهولا القوم لایکادون یفقهون "
💐7- بدلیل باور حضرتش به قدرت فهم استدلالی انسان ، برای رساندن پیام خود به او ، همواره از بیان دلیل و برهان و نشانه های متقن استفاده کرده و به تحریک قوه عقلانی او می پردازد . ( بیش از 50 جای قرآن )
" ان کنتم تعقلون " – " لعلکم تعقلون " – " لعلهم یفقهون " – " لقوم یفقهون " – " لیتفقهوا فی الدین " – " لعلکم تتفکرون "
💐8- بدلیل اعتقاد خداوند به فهم بشر، و کرامتی که برای او قائل است ، بارها و بارها در قرآن ، در مقام پاسخ به سوالهای او برآمده ، بدون آنکه افرادی خاص ، در جایگاه و یا مقام علمی خاصی را مخاطب قرار داده باشد . ( بیش از 20 آیه )
" یسئلونک عن الاهله قل هی .. " – " یسئلونک ماذا ینفقون قل .. " – " یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما .. " – " یسیئلون ماذا احل لهم قل احل .. " – " یسئلونک عن الساعه قل . " – " یسئلونک عن الانفال قل .. " – "یسئلونک عن ذی القرنین قل ساتلوا "
💐9- از آنجا که خداوند بشر را برای عبادت عاشقانه خود خلق کرده ؛
" و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون " - سوره ذاریات – آیه 56
این عبادت را ، فقط از طریق خشیت و اعتراف به بزرگی و علو خود دوست می دارد .
و آنهم میسر نخواهد شد مگر از طریق علم ، که بنیان عقل بر آن استوار است .
" و من الناس و الدواب و الانعام مختلف الوانه کذلک انما يخشى الله من عباده العلماء . " - سوره فاطر – آیه 28
💐10- از آنجا که انسان ، تنها مخلوق خداوند است که خاصه برای خود او خلق شده است ؛
" يا بْنَ آدَمَ خَلَقْتُ الْاشياءَ لِاجْلِكَ ، وَ خَلَقْتُكَ لِاجْلى " - الجواهر السّنيّة في الاحاديث القدسيّة - ص 361 – شيخ حر عاملي
و از چنان کرامت و استعدادی برخوردار است که عرش خداوندی بر قلب مومن نهاده شده است ؛
" قلب المؤمن عرش الرحمن . " پيامبر(ص) ، بحار الانوار ، ج ۵۵، ص ۳۹٫
و از طرف دیگر ، خداوند مظهر علم کامل می باشد ،
لذا ، با هیچ بهانه ای ، #جهل انسان را برنمی تابد و مطمئنا او را چون خود ، #عالم و #فهیم و #عارف می خواهد و خود نیز تمام ابزار این #فهم عالمانه را که #عقل است ، به او ارزانی داشته و جز آن را به هیچ نمی بخشد .
" كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " - بحارالانوار، ج 84 ، ص 198
و قطعا ، این عرفان و شناخت ، از یافته های عقل است ، نه فرایند تقلید و تبعیت از گذشتگان و بزرگان قوم .
محمد صالحي – 2/3/91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from نغمه های سكوت
🍁 خدا به قدر آشيانه #دل ما فرود مي آيد 🍁
تنزل الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر – قدر 4
🍇و آيا #خداوند در كدامين مكانست كه نيست ؟
🍇 و يا او در چه زمانه اي است كه نمي باشد ؟
🍇آيا او همان نيست كه #هستي را محل حضور خود كرده ، ( فاينما تولوا فثم وجه الله – بقره 115 )
🍇 و هماره در جلوه اي تازه از #نمايش خود است ؟ ( كل يوم هو في شان – رحمن 29 )
🍇و آيا خود نگفته كه ظهور او در فقط #دلهاي ماست ؟ ( انا عند المنكسره قلوبهم - منیهُ المرید/ صفحه 123 )
👨❤️👨آري ! او بر تارك هستي #منتظر ايستاده است ، تا در لحظه اي كه ما اراده كنيم در جان ما #فرود آيد :
و اذا سالك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان – بقره 186
🍇اما ! آيا اويي كه #بي نهايت است و در تصوير و تصور كسي نمي گنجد ، چگونه بر ما #ظهور مي كند ؟
❤️ خود او گفته : من به اندازه #فهم و #ظن شما ، #نزول مي كنم ، ( أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً - الكافي، ج 2 ،ص 72 )
❤️ و در محدوده #آشيانه اي كه در دلتان ساخته ايد #ساكن مي شوم .(قلب المومن عرش الرحمان- بحار الانوار، ج5 5،ص 39)
گويي خداي را مثال به #خورشيدي بزنيم كه در لحظه مي تابد و #تشعشع او به وسعت عالم ، فراگير است ، اما تنها به اندازه آن دريچه اي كه به روي او مي گشاييم ، روشن و گرم خواهيم شد .
😭 كسي خود را #زنداني پستويي كرده و نه خورشيد را مي داند و مي بيند و نه حظي از نور دارد .
😉 ديگر كس #روزني باز كرده و كور سويي از روشناي خورشيد را بهره مي برد .
😊 و كسي ديگر #پنجره اي گشوده و از تشعشع آن ، اطراف خود را روشن و در كنارش گرم نشسته است .
💐 و اما ! خوش خرامد آن كس ، كه همه #ديوارها و #سقف خانه را برداشته و خود را در درياي مشعشع #خورشيد غرق نور كرده و در گرماي آن آرام گرفته است .
و آري #دل خود ، از حتي #منيت خود خالي كن و از #قالبهاي پيش ساخته دنيايي عريان نما ، آنگاه است كه خدايي كه همواره آماده است ، به #ميهماني دل تو ، اما به #وسعت جايي كه آماده مي كني ، فرود خواهد آمد .
لم يسعني أرضي و لا سمائي، و وسعني قلب عبدي المؤمن الليّن الوادع - إحياء علوم الدين للغزالي، ج 3، ص 16
محمد صالحي – 10/8/95
https://telegram.me/naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
تنزل الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر – قدر 4
🍇و آيا #خداوند در كدامين مكانست كه نيست ؟
🍇 و يا او در چه زمانه اي است كه نمي باشد ؟
🍇آيا او همان نيست كه #هستي را محل حضور خود كرده ، ( فاينما تولوا فثم وجه الله – بقره 115 )
🍇 و هماره در جلوه اي تازه از #نمايش خود است ؟ ( كل يوم هو في شان – رحمن 29 )
🍇و آيا خود نگفته كه ظهور او در فقط #دلهاي ماست ؟ ( انا عند المنكسره قلوبهم - منیهُ المرید/ صفحه 123 )
👨❤️👨آري ! او بر تارك هستي #منتظر ايستاده است ، تا در لحظه اي كه ما اراده كنيم در جان ما #فرود آيد :
و اذا سالك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان – بقره 186
🍇اما ! آيا اويي كه #بي نهايت است و در تصوير و تصور كسي نمي گنجد ، چگونه بر ما #ظهور مي كند ؟
❤️ خود او گفته : من به اندازه #فهم و #ظن شما ، #نزول مي كنم ، ( أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً - الكافي، ج 2 ،ص 72 )
❤️ و در محدوده #آشيانه اي كه در دلتان ساخته ايد #ساكن مي شوم .(قلب المومن عرش الرحمان- بحار الانوار، ج5 5،ص 39)
گويي خداي را مثال به #خورشيدي بزنيم كه در لحظه مي تابد و #تشعشع او به وسعت عالم ، فراگير است ، اما تنها به اندازه آن دريچه اي كه به روي او مي گشاييم ، روشن و گرم خواهيم شد .
😭 كسي خود را #زنداني پستويي كرده و نه خورشيد را مي داند و مي بيند و نه حظي از نور دارد .
😉 ديگر كس #روزني باز كرده و كور سويي از روشناي خورشيد را بهره مي برد .
😊 و كسي ديگر #پنجره اي گشوده و از تشعشع آن ، اطراف خود را روشن و در كنارش گرم نشسته است .
💐 و اما ! خوش خرامد آن كس ، كه همه #ديوارها و #سقف خانه را برداشته و خود را در درياي مشعشع #خورشيد غرق نور كرده و در گرماي آن آرام گرفته است .
و آري #دل خود ، از حتي #منيت خود خالي كن و از #قالبهاي پيش ساخته دنيايي عريان نما ، آنگاه است كه خدايي كه همواره آماده است ، به #ميهماني دل تو ، اما به #وسعت جايي كه آماده مي كني ، فرود خواهد آمد .
لم يسعني أرضي و لا سمائي، و وسعني قلب عبدي المؤمن الليّن الوادع - إحياء علوم الدين للغزالي، ج 3، ص 16
محمد صالحي – 10/8/95
https://telegram.me/naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
نغمه های سكوت
سكوتت را باور كن ، كه خدايي درون تو نغمه پرداز شده است .
دلنوشته هاي محمد صالحي
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
دلنوشته هاي محمد صالحي
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍1
❤️#حرمت_انسان از دیدگاه حضرت ربوبی ، تلنگری بر مدعيان دين و حاکمان - 1
🍇وقتی خداوند #انسان را خلق می کرد , برای هدفی جز خود خلق نکرد .۱
🍇و خود نیز #حمایت و هدایت و سرپرستی اش را بعهده گرفت۲.
🍇یک لحظه او را رها نکرد و هرگز بخاطر #غفلتها و کج رفتنهایش ، با او #قهر ننمود ۳.
🍇و حتی به #پیامبر مکرمش (ص) نیز حق #سیطره بر آنها را نداد ۴ .
🍇در برخورد با #بیدادگری که حتی یکنفر از اعضای خانواده حق تعالی را بکشد ، چنان #غضب کرده و عتاب می کند که گوئی تمامی بشریت و کل خانواده او را قتل عام کرده است . ۵
🍇و آنگاه که #بنده اش ( از هر دین و مسلک و ملت ) مورد #تعدی قرار می گیرد و #حکومت نتواند ( و یا نخواهد ) از این ظلم جلوگیری نماید ، دیگران را سزاوار #مرگی می کند که نباشند و این خفت و خواری نبینند ۶ .
🍇در یک قدم جلو تر ، وقتی این #انسان خود را تسلیم او می کند ، چنان #حرمتی برایش قائل می شود که با هیچ چیزی در دایره هستی قابل مقایسه نمی شود۷ .
🍇و آنگاه که بنده اش را در سلک مومنین می یابد ، #شکستن_حرمت او را در عداد #شکستن _حرمت_خود می داند .۸
🍇از آنجا که انسانها ، چاره ای جز تشکیل حکومت و سپردن اختیارات عمومی جامعه به #حاکمانی منتخب خود ندارند ، لذا خداوند ، به کرات و بهانه های مختلف #هشدارهای لازم نسبت به #رافت و مهربانی و مساوات با بندگان خود ، از طرف حاکمان داده است . ۹ و ۱۰
🍇در این مسیر ، یک #معیار برای #خود ارزیابی حاکمان و مردمان و اینکه آیا چقدر در پیشگاه ربوبی ارزش دارند ، اعلام کرده و آن اینکه " ببینید #دیگران و زیردستان ، چگونه شما را #ارزیابی کرده و نمره می دهند .۱۱
🍇در باورهای دینی که خداوند به بندگان خود عرضه کرده است ، #رسول حق(ص) آنقدر بر #نامهربانی بر بندگان خدا می نالد که هشدار می دهد " من بیش از هرچیز بر امت خود از #حاکمان و پیشوایانی که در #فریب و گمراهی مردم می کوشند ، بیم دارم ۱۲ ."
🍇و فریاد بر می آورد که " آن کس که بر #بینوایی که به جز خدا #پناهی ندارد ستم می کند خشم خدا نسبت به او بسیار سخت است ."۱۳
🍇و وقتی که هر کس ( و بخصوص حاکمان ) ، خود را از معرض دید الهی دور می بینند ، به یکباره #شلاق هشدار می کوبد که " مطمئن باشید که ، خدا یی که اختیار همگان را داراست و #قضاوت_نهایی بر عهده اوست ، نیازی به گواهی و شهادت احدی نداشته ، که خود #شاهد بر همه چیز و هر لحظه اعمال بندگان است " ۱۴ .
🍇و حتی " آنها که از #جایگاه_ پیامبران سخن گفته و در #پایگاه_ستمگران جلوس کرده اند را مورد نفرت و #بغض قرار داده است " ۱۵ .
🍇او در #قضاوت خود در #رستاخیز ، چنان از #کشته شدن بندگانی که برای اهدافی والا خلق کرده بود ۱۶، در غضب است ، که اول هر چیز پرونده آن #خونها را به #دادرسی می نشیند ۱۷ .
🍇و #ستم_ظالمی که این خون به ذمه اوست را به هیچ نمی بخشد . ۱۸
🙏پس خدایا ، از #تکبر و خودباوری #مستکبرانه ۱۹ ، چنان حفظمان کن که مباد ، بعد از سالیان سال ، که عمری در زهد و #عبادت و اطاعت بسر برده ایم و در نظر مردمان ، #بهشتی بوده ایم ، به یکباره #ابلیس گونه در چاه ویل #شقاوت و #خسران ۲۰ در نیفتیم .۲۱ و ۲۲
محمد صالحی 4/6/88
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
زيرنويسها :
https://telegram.me/beshnofekrkon/693
🍇وقتی خداوند #انسان را خلق می کرد , برای هدفی جز خود خلق نکرد .۱
🍇و خود نیز #حمایت و هدایت و سرپرستی اش را بعهده گرفت۲.
🍇یک لحظه او را رها نکرد و هرگز بخاطر #غفلتها و کج رفتنهایش ، با او #قهر ننمود ۳.
🍇و حتی به #پیامبر مکرمش (ص) نیز حق #سیطره بر آنها را نداد ۴ .
🍇در برخورد با #بیدادگری که حتی یکنفر از اعضای خانواده حق تعالی را بکشد ، چنان #غضب کرده و عتاب می کند که گوئی تمامی بشریت و کل خانواده او را قتل عام کرده است . ۵
🍇و آنگاه که #بنده اش ( از هر دین و مسلک و ملت ) مورد #تعدی قرار می گیرد و #حکومت نتواند ( و یا نخواهد ) از این ظلم جلوگیری نماید ، دیگران را سزاوار #مرگی می کند که نباشند و این خفت و خواری نبینند ۶ .
🍇در یک قدم جلو تر ، وقتی این #انسان خود را تسلیم او می کند ، چنان #حرمتی برایش قائل می شود که با هیچ چیزی در دایره هستی قابل مقایسه نمی شود۷ .
🍇و آنگاه که بنده اش را در سلک مومنین می یابد ، #شکستن_حرمت او را در عداد #شکستن _حرمت_خود می داند .۸
🍇از آنجا که انسانها ، چاره ای جز تشکیل حکومت و سپردن اختیارات عمومی جامعه به #حاکمانی منتخب خود ندارند ، لذا خداوند ، به کرات و بهانه های مختلف #هشدارهای لازم نسبت به #رافت و مهربانی و مساوات با بندگان خود ، از طرف حاکمان داده است . ۹ و ۱۰
🍇در این مسیر ، یک #معیار برای #خود ارزیابی حاکمان و مردمان و اینکه آیا چقدر در پیشگاه ربوبی ارزش دارند ، اعلام کرده و آن اینکه " ببینید #دیگران و زیردستان ، چگونه شما را #ارزیابی کرده و نمره می دهند .۱۱
🍇در باورهای دینی که خداوند به بندگان خود عرضه کرده است ، #رسول حق(ص) آنقدر بر #نامهربانی بر بندگان خدا می نالد که هشدار می دهد " من بیش از هرچیز بر امت خود از #حاکمان و پیشوایانی که در #فریب و گمراهی مردم می کوشند ، بیم دارم ۱۲ ."
🍇و فریاد بر می آورد که " آن کس که بر #بینوایی که به جز خدا #پناهی ندارد ستم می کند خشم خدا نسبت به او بسیار سخت است ."۱۳
🍇و وقتی که هر کس ( و بخصوص حاکمان ) ، خود را از معرض دید الهی دور می بینند ، به یکباره #شلاق هشدار می کوبد که " مطمئن باشید که ، خدا یی که اختیار همگان را داراست و #قضاوت_نهایی بر عهده اوست ، نیازی به گواهی و شهادت احدی نداشته ، که خود #شاهد بر همه چیز و هر لحظه اعمال بندگان است " ۱۴ .
🍇و حتی " آنها که از #جایگاه_ پیامبران سخن گفته و در #پایگاه_ستمگران جلوس کرده اند را مورد نفرت و #بغض قرار داده است " ۱۵ .
🍇او در #قضاوت خود در #رستاخیز ، چنان از #کشته شدن بندگانی که برای اهدافی والا خلق کرده بود ۱۶، در غضب است ، که اول هر چیز پرونده آن #خونها را به #دادرسی می نشیند ۱۷ .
🍇و #ستم_ظالمی که این خون به ذمه اوست را به هیچ نمی بخشد . ۱۸
🙏پس خدایا ، از #تکبر و خودباوری #مستکبرانه ۱۹ ، چنان حفظمان کن که مباد ، بعد از سالیان سال ، که عمری در زهد و #عبادت و اطاعت بسر برده ایم و در نظر مردمان ، #بهشتی بوده ایم ، به یکباره #ابلیس گونه در چاه ویل #شقاوت و #خسران ۲۰ در نیفتیم .۲۱ و ۲۲
محمد صالحی 4/6/88
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
زيرنويسها :
https://telegram.me/beshnofekrkon/693
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy