باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
#شريعت_عصر_نزول و #مدارا با فهم و پذيرش مردم - 2

🍇2- مدت عده زن بيوه :

علی ‏بن ‏ابراهیم در خصوص #ناسخ و #منسوخ روایت کرد که امام علي(ع) فرمودند :

#دوره عِدّه زنان در #جاهلیّت چنین بود که اگر #شوهری می‏مُرد #زنش #یک_سال عِدّه نگه می‏داشت ، پس وقتی #رسول‏خدا(ص) مبعوث شد ایشان را از آن برنگردانید و بر #همان_عادت‏شان باقی گذارد و در همین راستا این آیه را نازل کرد : "

#کسانی از شما که مرگ‏شان فرا می‏رسد و #همسرانی بر جای می‏گذارند باید برای همسران خویش #وصیّت کنند که آنان را تا #یکسال بهره ‏مند سازند. "
و همان عِدّه یکسال را [فعلاً] #پذیرفت ،

امّا هنگامی که اسلام نیرومند گردید ، خدا این #آیه را نازل کرد :
" کسانی از شما که می‏میرند و همسرانی بر جای می‏گذارند، همسران #چهار ماه و ده روز انتظار می‏برند . "

و با آن ، یکسال عدّه‏ ای را که در آیه اول امضا کرده بود #پایان‏ یافته شمرد . 3

🌹زير نويسها :

1- و في تفسير النعماني عن علي(ع) : إن الله تبارك و تعالى بعث رسوله ص بالرأفة و الرحمة فكان من رأفته و رحمته أنه لم ينقل قومه في أول نبوته عن عادتهم حتى استحكم الإسلام في قلوبهم و حلت الشريعة في صدورهم .. - وسائل‏الشیعه ج 18 ص 351 ح 34201 (باب أقسام حدود الزنا وجملة من أحكامها ، ج 28 ص 67 ح 34226 ) ، اعيان الشيعه – محسن امين – ج 1 ص 91 و 92

2- ... فكانت من شريعتهم في الجاهلية أن المرأة إذا زنت حبست في بيت و أقيم بأودها حتى يأتي الموت و إذا زنى الرجل نفوه عن مجالسهم و شتموه و آذوه و عيروه و لم يكونوا يعرفون غير هذا قال الله تعالى في أول الإسلام " وَ اللَّاتِي يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا وَ الَّذانِ يَأْتِيانِها مِنْكُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ تَوَّاباً رَحِيماً – نسا آيه 15 "

فلما كثر المسلمون و قوي الإسلام و استوحشوا أمور الجاهلية أنزل الله تعالى " الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ إلى آخر الآية- نور آيه 2 " فنسخت هذه الآية آية الحبس و الأذى . همان آدرس فوق

3- ... و من ذلك أن العدة كانت في الجاهلية على المرأة سنة كاملة و كان إذا مات الرجل ألقت المرأة خلف ظهرها شيئا بعرة و ما جرى مجريها ثم قالت البعل أهون علي من هذه فلا أكتحل و لا أمتشط و لا أتطيب و لا أتزوج سنة فكانوا لا يخرجونها من بيتها بل يجرون عليها من تركة زوجها سنة فأنزل الله تعالى في أول الإسلام " وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْراجٍ – بقره أيه 240 "

فلما قوي الإسلام أنزل الله تعالى " وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إلى آخر الآية – بقره أيه 234 " .

وسائل‏الشیعه ج 18 ص 351 ح 34201 (باب وجوب الحداد على المرأة في عدة الوفاة خاصة بترك الزينة و الطيب ونحوهما ، ج 22 ص 237 ح 28480 ) ، اعيان الشيعه – محسن امين – ج 1 ص 91 و 92

محمد صالحی – 8 / 10 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

🍁قسمت اول در :

https://telegram.me/beshnofekrkon/754
Forwarded from عکس نگار
‍ #دین_ابزاری

ابوالقاسم فنایی

من به #دین به عنوان یک #وسیله نگاه می‌کنم و بر این باورم که تعبیر «#استفاده‌ی ابزاری از دین» که در فرهنگ و گفتمان دینی معاصر ما بار منفی و مذمومی پیدا کرده وافی به مقصود نیست.

البتّه #سوء_استفاده از این ابزار برای کسب #قدرت یا ثروت یا #شهرت و #تضییع حقوق دیگران مذموم است، ولی این بدین‌معنا نیست که دین وسیله نیست.

#🍇دین وسیله‌ای است که در #خدمت #دو_هدف عمده است:

🌹یکی این‌که #انسان‌ها را تبدیل به موجوداتی #معنوی‌تر کند.

🌹دوّم این‌که این #انسان‌ها را تبدیل به موجوداتی #اخلاقی‌تر کند.

اگر این دو هدف را در نظر بگیریم و از طرف دیگر اگر #تفاوت سنخ روانی انسان‌ها را هم در نظر بگیریم، آن‌گاه می‌توانیم ادّعا کنیم که برای #انسان‌ها بعضی از #ادیان در برآوردن این هدف ابزار کارآمدتر و موثرتری هستند.

🍇#معیاری که به نظرم برای انتخاب دین باید در نظر داشته باشیم معیار #عقلانيت_ابزاری است؛ یعنی همان تناسب هدف و وسیله.

کسانی که دغدغه‌های #اخلاقی و #معنوی دارند ، درمقام #انتخاب_دین باید ببینند چه دینی و چه قرائتی از چه دینی این دو دغدغه و نیاز آنان را بهتر برآورده می‌کند.

البتّه #پرورش یافتن و تنفّس کردن در فضای یک #سنت_دینی_خاصّ نوعاً موجب می‌شود که آموزه‌های آن سنّت علی الاصول در برآوردن این دو هدف برای کسانی که در ذیل آن سنّت پرورش یافته‌اند #کارآمدی بیشتری داشته باشند.

🙏 "#شخصاً با این‌که #مسلمان و شیعه هستم، به گمانم پذیرش چیزهای خوبی که در #سنتهای_دینی_دیگر هست با اسلام #منافات ندارد، بلکه مورد #تشویق_اسلام نیز هست."

در گفتگو با مصطفی ملکیان
اندیشه پویا، شماره ۱۵

زاد روز تولد استاد فنايي ، روشنفكر ديني معاصر مباركباد .🍁🍁🍁
@osolefeghh
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
#دست دادن با زنان #نامحرم

🌹• مرحوم آيه اله بروجردي :

اگر شما احساس می کنید که دست ندادن شما باعث #هتک_حرمت زنان می شود، مانعی ندارد که دست بدهید .

نقل از محمد محققی لاهیجی نماینده ی آقای بروجردی ومؤسس مرکز اسلامی هامبورگ .
@Mohsen_Kadivar_Official

🍂توضيح : آيه اله سیدجواد علوی طباطبائی (نوه مرحوم بروجردی) گفته: “

آقای #بروجردی می فرمودند:

« من تعجب می کنم که فقهای ما ادله {حرمت} #نظر {به اجنبیه} را حمل کردند به صورت ریبه ؛ چرا در ادله #لمس این انصراف را قائل نشدند؟! »
صفير حيات ص 65 ، شهريور 94

🌹• آيه اله جناتي :

اگر دست دادن مرد مسلمان با زن غيرمسلمان امر #ضرورى باشد و ترک آن موجب #هتک و توهین مسلمان یا سبب بدبینی به اسلام شود، اشكال ندارد.
http://jannaati.blogfa..com/post -59.aspx

🌹• مرحوم آيه اله منتظري :

اگر نظر يا مصافحه در محيط و شرائطى #ضرورت_عرفى‏ ‏داشته باشد و ترك آنها موجب #وهن گردد، با وجود ضرورت اين قبيل‏ ‏محرمات مقدماتى ، به مقدار ضرور حلال مى‎شود .

کتاب ديدگاهها، ص 572

🌹• آيه اله دكتر كديور :

دست دادن مرد و زن نامحرم در محیط و شرائطى که مصافحه #ضرورت_عرفى داشته باشد یا ترک آن موجب #وهن اسلام گردد یا هتک طرف مقابل محسوب شود ، به شرط #عدم_التذاذ، جایز است .

@Mohsen_Kadivar_Official

محمد صالحي – 10/2/95

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
https://telegram.me/beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
💢💢💢در #تربیت کودکان ، مراقب باشید #آزادی انتخاب آنها را نگیرید - شهید #بهشتی

قرآن در آیات متعدد تصریح می کند که اگر خدا می خواست این مشرکین مشرک نشوند، می توانست چنین کند و بعد هم مشرکین مشرک نمی شدند.
ولی قرار بر این بود که اینها بتوانند مشرک بشوند.
.
نقش خدا به عنوان مبدأ هستی و آفریدگار فعال لما یرید، نقش پیامبران به عنوان رهبران و راهنمایان امت، نقش امام به عنوان زمامدار و مسئول امت و مدیر جامعه، همه اینها نقشی است که باید به آزادی انسان لطمه وارد نیاورد،

اگر این نقشها بخواهد به آزادی انسان لطمه وارد بیاورد بر خلاف مشیت خدا عمل شده است.
.
خوب، حالا شما، ای پدر و ای مادر، می خواهی درباره فرزندت چگونه نقشی داشته باشی؟

و شما ای معلم و شما ای مربی، می خواهی درباره این دخترکان و پسرکان چگونه نقشی داشته باشی؟

آیا شما می خواهی سلب کننده آزادی و اختیار بچه ها باشی و تازه اسمش را بگذاری دلسوزی و تربیت؟!
.
من خیلی پدر خوبی هستم، نمی گذارم بچه ام چپ و راست برود و خطا بکند!

خیلی مادر دلسوزی هستم، آنقدر مراقب کوچکترین حرکات بچه ام هستم که نمی گذارم این طرف یا آن طرف برود!

چه مدرسه خوبی، آن قدر مراقب بچه ها هستند که بچه ها امکان تخطی از این طرف و آن طرف ندارند!

آفرین بر من و تو مسلمان پیرو قرآن که این قدر کج فکر می کنیم!
.
می گویم قرآن می گوید اگر خدا می خواست که اینها مشرک نشوند، مشرک نمی شدند.

خدا خواسته آنها امکان مشرک شدن داشته باشند.

خدا به پیغمبرش می گوید (سوره یونس 99) تو می خواهی مردم را مجبور کنی مومن باشند؟ تو برای این رسالت نیامدی.

حالا تو پدر و تو مادر می خواهی بچه ات را مجبور کنی که مومن باشد؟

تو ای معلم و مربی می خواهی بچه ات را مجبور کنی مومن باشد؟

{ قیمت این آدمکهای مصنوعی ظریف زیبای دلربا از قیمت یک مجسمه قشنگ بیشتر نخواهد بود.
بیایید همه با هم تصمیم بگیریم بچه هایمان آدم باشند.

آدم باشند یعنی چه؟
یعنی مختار باشند. آگاه و مختار.

نقش ما و شما نسبت به این بچه ها باید نقش کمک باشد، نقش فراهم آورنده زمینه های بیشتر برای رشد سریعتر و سالمتر و سرراست تر باشد، نه نقش استادکار قالب سازی که می خواهد این استعداد نرم و لطیف کودک را در یک قالب خشن بریزد و از او یک موجود قالبی بسازد.
.
اگر می خواهیم در راه اسلام باشیم و با صبغه اسلام بچه ها را تربیت کنیم، تعلیم و تربیت این است.
.
________📕📗📘📙________
.
📚 نقش آزادی در تربیت کودکان؛ صفحه 15-16
.
________🖍🖍🖍🖍______

https://telegram.me/beshnofekrkon
#تكتف در #نماز و نحوه شستن دستها و صورت در #وضو

🍇سوال : تكتف يا همان دست روي شكم گذاشتن در نماز چه حكمي دارد ؟

🍒پاسخ :

🌹• تكتف ، سنت پيامبر نبوده و چه مكروه و يا حرام ، ولي #نماز را #باطل_نميكند .

# عابديني – استفتا 29/3/95


🍇سوال : نحوه شستن دستها و صورت در #وضو چگونه است ؟

🌹• در وضو بايد دستها و صورت شسته شوند .
بطور طبيعي از بالا به پايين بايد شسته شوند ولي اگر كسي #خلاف_سنت ، از پايين به بالا شست ، وضوي او #باطل_نميشود .

#عابديني – استفتا 29/3/95

🌹• شستن دست‌ها به هر شکلی که صدق شستن کند جایز است. ...

استفتا استاد م .ک 29/3/95

🌹• شستن صورت و دستها به هر نحوی صحیح است ، ولی شستن آن از بالا به پايين ، مستحبّ است.

#صادقي تهراني – گزيده فتاوا ، http://www.forghan.ir

🌹• شستن دستها از پايين به بالا مبطل وضو نيست .

#سيد مرتضي و ابن ادريس (كديور ۲۰ بهمن ۱۳۹۱)

محمد صالحي – 30/3/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍁همانندترین #مردم به #پیامبر با 7 ویژگی انسانی🍁

آن حضرت در جهت انگیزش مردم به منش و رفتار شایسته و دوری جستن از کردار ناپسند، در قالب پرسشی اندیشاننده پرسید:

هان ای مردم، نمی خواهید شما را از #همانندترینتان به اندیشه و رفتار خویشتن آگاه سازم؟

گفتند: چرا آی پیامبر خدا!

🍇فرمود: همانندترین شما به من آن کسی است که در فراز و فرود زندگی این گونه باشد:

(اَحسَنُكُم خُلقا،
وَ اَليَنُكُم كَنَفا،
وَ اَبَرُّكُم بِقَرَابَتِه،
ِ وَ اَشَدُّكُم حُبّا لاِخوانِهِ فى دينِهِ،
وَ اَصبَرُكُم عَلَى الحَقِّ،
وَ اَكظَمُكُم لِلغَيظِ،
وَ اَحسَنُكُم عَفْوا،
وَ اَشَدُّكُم مِن نَفْسِهِ اِنْصافا فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ)1

💐 1. در زندگی خود از دیگران خوش اخلاق تر باشد؛

💐2.نرم خوتر و پرمهرتر باشد؛

💐 3. نسبت به خويشاوندان خود نيكوكارتر باشد؛

💐4.و نسبت به دیگران بشر دوست تر؛

💐5. بر پذیرش حق و عدالت و قانون شكيباتر باشد،

💐6. و خشم خود را بیشتر بتواند فروخورد،؛

💐 7.در راه خشنودی خدا با گذشت تر و با انصاف تر از همگان رفتار کند.

1.كافى/ ج ۲/ص۲۴۰.
استاد علی کرمی فریدنی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آيا #احكام_شريعت غير قابل تغيير است ؟

#احكام_اسلام دو دسته اند :

🍇1- #عبادي شامل نماز و روزه و حج و بعض مسايل ماكولات و ازدواج ، كه تاسيسي بوده و ثابتند . ( هر چند جای بحث جدی دارد . )

🍇2- #غير_عبادي شامل احكام اجتماعي و اقتصادي و قضا و .. ، كه #گزينشي از احكام موجود در صدر اسلام بين اقوام مختلف برای اداره جامعه آن عصر بوده و توسط پيامبر جهت اجرا #امضا و ابلاغ شده و لذا تابع زمان و مكان ، #قابل_تغييرند .


🌹بطور كلي #رفتار_خداوند و برخورد او با #بشر در در طول تاریخ هدایت تشریعی و #ارسال_پيامبران ، #اصول زیر را تداعی می کند :

🍁1- اصول اساسی در پیام رسولان ، همان سه اصل " #توحید – #معاد و #عمل_صالح " بوده که #فراتاریخی بوده و همواره برقرار است و #قالب همه احکام و قوانین را می سازد .

🍁2- #ارسال_رسولان متعدد با شریعت های کاملتر ، بمعنای #اعتنا و صحه گذاری خداوند به مفهوم #نوسازی احکام بدلیل توجه به مدرن شدن و نوسازی در اندیشه و فهم بشر و همچنین ظرفیتها و قابلیتها ی جدید او و جامعه است .


🍁3- #خاتمیت پيامبر اسلام (ص) ، بمعنای تایید و اعلام #بالغ_شدن_بشر بحدیست که دیگر نیازی به هدایت تشریعی جدیدی ندارد و خود می تواند با بهره گیری از تعالیم قرآن و سنت ، و درک و فهم علمی و عقلی خود در هر عصر ، قوانین موجود را #بازنگری و در صورت لزوم ، #بازسازی و یا #نوسازی کند .

🍁4- آنچه که مهم است ، اسلام و قرآن را ، به عنوان یک #پیکره_واحد دیدن ، با یکسری #اصول_مشخص_ثابت در تحقق #اخلاقی کردن فرد و جامعه ، در راستای " تخلق به اخلاق الهی " و هم چنین ، امر به برقراری #عدالت_اجتماعی .


🍁5- " ارزش #طریقیت دادن " به #احکام بعنوان ابزار رسیدن به آن #اهداف ، که همواره بدلیل زمان مند بودن ، باید متناسب با #بلوغ_اجتماعی ، ظرفیتها و قابلیتهای جدید ، بازنگری ، بازسازی و نوسازی شوند .

🍁6- آنچه که باید در #بازنگری ، بازسازی و نوسازی احکام رعایت شود " #عادلانه_بودن " آنها – " تطابق با #سیره_عقلا " و " پذیرش عقل جمعی ( رعایت #کرامت_انسانی ) " است .

🍁7- در صورت رعایت مفاد فوق ، احکام قدیم #نسخ شده و احکام جدید ، #مشروعیت پیدا کرده و لازم الاجراست .


https://telegram.me/beshnofekrkon

تحقیق : محمد صالحی – 30 / 5 / 91 مصادف با عید سعید فطر –
جنگهاي پيامبر(ص) بر اساس يک قاعده حکومتي بودند نه دستور اولي الهي
✨💕✨💕
https://telegram.me/beshnofekrkon
#افول_فلسفه اسلامی و #جان_گرفتن_فقه

فقیهان اسلامی از نخستین دهه‌های پیدایش اسلام تا امروز، میدانداران همیشگی بوده‌اند و حتی می‌توان آنان را مقدم بر فیلسوفان دانست.

اما حضور پرشمار و پرتوان فیلسوفان در سده‌های اول تا هفتم هجری و معدود فیلسوفانی که پس از ایشان آمدند، فقیهان را در محاق برده بود.

مرگ ابن تیمیه در سال‌های نخست قرن هشتم، میدان را برای جلوه‌گری تازه فقه اهل تسنن هموار کرد و مرگ ملاصدرای شیرازی در اواسط قرن یازدهم، میدان را یکسره به فقیهان شیعه واگذاشت.

علت انتقال مرجعیت از فیلسوفان به فقیهان، در قلمروهای سنی و شیعی کمابیش یکسان بود اما تاثیر این انتقال، سراپا فرق داشت.

ظهور و افول فلسفه در سرزمین‌های اسلامی، با ظهور و افول قدرت سیاسی مسلمانان، مقارنه‌ای تام دارد.

نخستین پرسش‌های فلسفی مسلمانان در اواخر قرن اول هجری و در بحبوحه جهانگشایی خلافت اسلامی پدید آمد و از درون این پرسش‌ها بود که معتزلیان و اشعریان و اخوان الصفا و فیلسوفان خمسه (کندی، فارابی، ابن سینا، غزالی، ابن رشد) پدید آمدند و فیلسوفان طبیعی مانند ابن هیثم و رازی و ابن تیمیه، از راه دیگری به موازات فیلسوفان، به طرح پرسش‌ها و پاسخگویی به آنها برخاستند.

با برچیده شدن بساط خلافت عباسی در آغاز قرن هفتم و برچیده شدن خرده‌قدرت‌های اسلامی در قرن بعدی، دیگر نه تمدنی ماند که فیلسوفان برای متمدنان آن اندیشه خلق کنند، نه قدرتی ماند که برایش نظریه سیاسی بسازند و نه پرسش‌های تمدنی و سیاسی مشخصی ماند که قابل پاسخگویی باشد.

پرسش معقول آن زمان این بود که «چرا شکوه خلافت اسلامی فرو ریخت؟» اما این پرسشی نبود که در هزار جزیره اسلامی و نبرد هفتاد و سه ملت، متولی داشته باشد.

خلافت فرو ریخته بود و جوامعی که به زور منقاد مسلمانان شده بودند، راه جداسری پیش گرفته و دغدغه بازگشت به گذشته نداشتند
و از شگفتی‌های جهان است که خاستگاه اسلام یعنی مکه و مدینه در عصر خلفای اموی و به‌ویژه عباسی، اهمیت خود را از دست داده بودند
و شهرنشینان حامی خلافت در بغداد و بصره چشم به مدائن و ایران داشتند
و اهالی شامات و آندلس نسیم مغرب‌زمین به تنشان خورده بود و تمدن مبتنی بر سازه‌ها و یادمان‌ها را بیشتر می‌پسندیدند تا تمدن متکی به فرهنگ عربی-اسلامی را.

عصر پیوند قدرت سیاسی و دین به سر آمده بود و هرکس پی کار خود را در عرصه دین خصوصی گرفته بود تا دین سیاسی.

تفکیک دین عمومی و دین خصوصی جزو خودآگاهی مردم آن روزگار نشده بود اما عمل به آن ترجمان آگاهی اولیه‌ای بود که شکل گرفته بود و راهی سراپا متفاوت پیش پای مسلمانان گذاشته بود.

شاخه سنی این آگاهی بعدها در خلافت عثمانی حلول کرد و شاخه شیعی آن در پادشاهی صفوی.

محمود صدری - استاد جامعه شناسي در آمريكا
https://telegram.me/joinchat/CN3xXD7tFhiiNrvBSgq6dg
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from اتچ بات
‍ #چنار_عباسعلي

آورده اند که #حرمسرای عریض و طویل" #ناصرالدّین_شاه " هر روز شاهد #دعوا و رقابت های پنهان و آشکار بود .

روزی #کنیز یکی از #بانوان_حرم، مرتکب خلافی می شود و از آن رو که می دانست بانو عصبانی خواهد شد و تنبیهش می کند، تا قبل از آنکه خبر به او رسد خود را به" #ری " رسانده و در" #عبدالعظیم " بست می نشیند.

#خبر بست نشینی کنیزک که به #شاه می رسد .

از بانوی حرم می خواهد، #گناه کنیز را #ببخشد؛

البته این #بست_نشینی و خروج کنیز از حرم، شاه را به فکر می برد که #چاره ای کند تا اهل حرم به هنگام حوادثی این چنین پا به #خارج_حرم نگذارند و در همان #اندرونی ، امکان بست نشینی برایشان فراهم باشد !!

#فکر_بکری به ذهن شاه رسید، #بانوئی گیس سپید از اهل حرم را #دستور داد تا به #دروغ این خبر منتشر کند که #خواب_نما شده و به او خبر داده اند که در #پای_چنار کهن سال" #گشن_شاخ " در توی محوطه اندرونی ، #امامزاده ای به نام" #عباسعلی" مدفون است .

#اهل_حرم شادی ها کردند و از شاه خواستند تا #نرده ای دور درخت کشیده شود .

#شاه به نصب نرده امر کرد و آنرا به #رنگ_سبز اندود کردند .

از آن پس #درخت مزبور به #چنار عباسعلی معروف شد .

#زیارتنامه ای مخصوص به تنه آن آویختند و اطرافش #شمع های نقره کوبیده هر شب شمع ها در آن افروختند .

رفته رفته چنار مزبور #اهمیتی به سزا یافت و #بستی محکم شد .

#اهل_اندرون نذور خود را از قبیل #حلوا و غیره در پای آن می پختند و بر تنه اش #دخیل ها می بستند بدین گونه برای #نیازمندان حرمسرا نقطه توجهی و #پناهگاهی نزدیک بوجود آمد .

#کتاب : یادداشت های از زندگی خصوصی ناصرالدین شاه - نشر تاریخ ایران ، چاپ سوم، 1372 ص 28 - دوست علی خان معیر الممالک

محمد صالحی 25 / 2 / 91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from اتچ بات
‍ 😳قیام مردی از قم

🍇سؤل:

اخیرا در فضای مجازی روایتی از #امام_علی (ع) پخش شده است که فرمودند: #مردی از #قم، مردم را به سوی حق دعوت می‌کند.
#گروهی مانند پاره‌های آهن او را همراهی می‌کنند که طوفان‌های سهمگین آن‌ها را متزلزل نمی‌کند و از جنگ مبول نمی‌شوند و بر خدا توکل می‌کنند و عاقبت برای آن‌ها است.

😳😳آیا این حدیث #معتبر است؟

*********************************************************************
🍇پاسخ:

🌹۱- این حدیث را علامه مجلسی بدون ذکر منبع در بحارالانوار، ج ۵۷، ص ۲۱۶، از علی بن عیسی از ایوب بن یحیی الجندل از ابوالحسن الاول، یعنی امام کاظم علیه‌السلام روایت کرده است.

🌹۲- این حدیث در هیچ کدام از کتب معتبر روایی ما نقل نشده است و با توجه به کتاب عوالم العلوم، ظاهرا این مطلب در کتاب تاریخ قم آمده است و بعید نیست که مرحوم علامه مجلسی هم از همین کتاب روایت کرده باشند.

🌹۳- کتاب تاریخ قم، کتاب معتبری نیست و نمی‌توان به مطالب آن اعتماد کرد.

🌹۴- حتی اگر بپذیریم که این کتاب اثر حسن بن محمد القمی است و باز اگر بپذیریم که این فرد ثقه است که هر دوی این‌ها محل کلام است، باز هم سند این روایت، حداقل با #سه_اشکال مواجه است:

🍁الف) حسن بن محمد القمی که می‌گویند در قرن چهارم می‌زیسته، نمی‌تواند با دو واسطه از امام کاظم علیه‌السلام روایت کند، لذا حدیث مرسل است.

🍁ب) علی بن عیسی در سند این حدیث ناشناخته است و در حکم مجهول.

🍁ج) ایوب بن یحیی الجندل که فقط همین یک روایت از او وجود دارد، مجهول است.

🌹۵- خلاصه آن‌که #اعتبار این حدیث و انتساب آن به امام (ع)، کاملا #مخدوش است و #احتمال_جعلی بودن آن بسیار است.

🌹۶- با توجه به #ضعف_جدی_سند این حدیث نیازی به بیان نکات متنی آن نیست که البته خود آن‌ها، هم مهم و مفصل است، لذا امیدوارم حقیر را معاف کنید. سپاس‌گزارم.

استاد علي ریاحی نبي
http://www.ehtejaj.com /

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from اتچ بات
‍ 🍇همه بايد "#خود"خواه باشيم !

🌹#انسان به طور طبيعي و بر اساس خلقت خداوند بيش از هر چيز در زندگي به #خودش اهميت مي دهد و اتفاقا اين چيزي نيست كه ناپسند باشد.

🌹#انسان در زندگي دنيا همه چيز را با #محوريت_خود مي سنجد و محاسبه مي كند و بيش از هر چيزي به سلامت خود مي انديشد چنان كه مي گويند اقتصاد سلامت ، بزرگترين اقتصاد در دنياست (معادل مجموع اقتصاد نفت و نظامي و مخابرات )

🌹اسلام به ما نمي گويد به فكر خودت نباش، بلكه به ما فهم كاملتري از خودمان مي دهد و با ارتقاي معرفت ما از سطح درك محدود مادي به سطوح بالاتر باعث مي شود تا درك كاملتري از خود پيدا كنيم.

🌹بدين ترتيب ما خود را تنها محدود به جسم و بدن نمي دانيم و سود و زيان ، تهديد و فرصت ، خير وشر ، صلاح و فساد و بقيه مفاهيم را تنها بر اساس محاسبه جسمي تشخيص نمي دهيم.

🌹بسياري از آيات و روايات تعابيري صريح مانند "قوا أنفسكم "يا "عليكم أنفسكم" دارد ؛ يعني به فكر خودت باش !
اما چرا به فكر جسم و سلامت بدن خود هستيم اما به جان خود فكر نمي كنيم ؟ چرا براي بدن خود چك آپ منظم داريم اما به محاسبه نفس خود نمي پردازيم ؟

چرا مشكلات جسمي را به سرعت درمان مي كنيم و براي ورزش روزانه و مراقبت هاي جسمي حساس هستيم ، ليكن نگراني جان آسماني مان را نداريم ؟

چرا حتى وقتي يك ليوان شربت به ما تعارف مي كنند اول توي ذهنمان كالري اش را حساب مي كنيم و نگران وزن جسمي هستيم اما غصه وزن گناهان بر روحمان را نمي خوريم ؟

حتى با آغاز سال نو عمر سال را حساب مي كنيم ( در حالي كه سال بزرگ شده نه ما و ما سر جايمان ايستاده ايم ! ) اما با فرارسيدن سال معنوي مان در ماه رمضان احساس نو شدن و تازه شدن معنوي نداريم ؟

🌹با اين همه توجه يكسويه و يكجانبه به تن و بدن و جسم مادي تكليف نيمه مهمترمان يعني نفس و جان ما چه مي شود ؟

🌹چرا از اين بخش ناميرا و اساسي وجود خود غافليم ؟ چرا در واقع به فكر " خود" مان نيستيم ؟

اين شبها فرصتي است تا در درمانگاه روحانيت و معنويت مساجد و بقاع متبركه و در جمع باصفاي مؤمنين و در زير بارش سيل آساي رحمت خداوند كمي هم به فكر " خود" مان باشيم .

🍇بايد بنشينيم و قدري به خودمان فكر كنيم ، اين كه چگونه سلامت روحمان تأمين مي شود ؟
چه طور بايد از جان خود مراقبت كنيم ؟
چه كنيم دل بزرگتري پيدا كنيم ؟ چه كنيم روح آزادتري داشته باشيم ؟
چه كنيم عصباني نشويم و كسي را آزار ندهيم ؟
چه كنيم دل كسي را نشكنيم ؟
چه طور لكه هاي آلودگي و فساد را با شستشوي استغفار از دامن نفس خود بشوييم ؟

اين شبها فرصتي است تا كمي هم به نيمه پنهان وجودمان بيانديشيم و قدري "خود"خواه بشويم

حجه الاسلام محمدرضا زائري
http://www.zaeri.com/node/915
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from نغمه های سكوت
#روز_عشق مباركباد
❤️❤️
عشق نه يك كلام ،
كه تنها ويژگي خاص الهيست ،
كه #شاكله_انسان را در #ساحت_وجود ساخته است .
❤️❤️
https://telegram.me/naghmehsokout
#تطورات_معنایی در گذر زمان 🍎

🔹الان از فرهنگ های پیشرفته جهانی می‌بینید که مثلاً در زبان #انگلیسی لغت Concentrate را می‌نویسد و فرض کنید این کلمه پنج تا معنا دارد و معنای اول این کلمه که می‌نویسد، #جلوی آن می‌نویسد 1345، یعنی #نوشته از 1345 به بعد، کلمه ی Concentrate میتواند در این ها، به این معنا باشد، #قبل از 1345 میلادی Concentrate این معنا را نداشته،

🌹بنابراین اگر #متنی دارید می‌خوانید به 1345 به قبل تعلق دارد Concentrate در آن حتماً به این معنا نیست، چون از 1345 به بعد Concentrate در این زبان این معنا پیدا کرده. آن وقت معنای دومش را می‌نویسد 1490 یعنی این معنا در زمانهای قبل از 1490 به این معنای دوم هرگز به کار نمی رود چون اول بار در 1490 به این معنا بکار رفته است.

🌹برای اینکه ما متوجه باشیم که اگر ما در شعر #شکسپیر لغتی را دیدیم که #هشت تا معنا دارد بدانیم که #پنج تا از معانی، از همان اول، مراد شکسپیر نیست.

چون این لغت این پنج معنا را از بعد از زمان شکسپیر پیدا کرده‌است. زمان شکسپیر این معنا را نمی داد و باید در آن سه تا معنای دیگر به دنبال مراد شکسپیر بگردیم.

🔹 این است که کتابهای معتبر جهانی مثل کتاب لاروس در زبان فرانسه یا oxford بیست جلدی یا وبستر، اینها جلوی معانی هر لغتی پرانتزی باز می‌کنند و می‌گویند این تاریخ ورود این معناست.

🌹ما هم در زبان فارسی این کار را باید انجام بدهیم.

🔹یکی از #مفسران که مفسر عظیم الشانی هم به حساب می‌گوید قرآن در اینجا گفته: «ای کسانی که ایمان آوردید، صبر کنید، همدیگر را به صبر سفارش کنید با همدیگر #ارتباط برقرار کنید.»

یعنی حتماً ارتباط برقرار کردن چیز خوبی است که خدا میتواند گفته باشد ارتباط برقرار کنید. چرا؟

🌹چون #رابطوا، ماده اش از باب مفاعله، #مرابطه است، تقریباً #صد و پنجاه سال است که در زبان عربی به معنای ایجاد ارتباط است، اما #زمانی که قرآن نازل شده ‌اصلاً مرابطه به این معنا نبوده، آنجا #رابطوا یعنی #آماده_جنگ شوید،

#رباط یعنی #اسبی که در جنگ به کار می آید و رابطوا یعنی آماده جنگ شوید. یعنی ای کسانی که ایمان آوردید، صبر کنید و یکدیگر را به صبر دعوت کنید و آماده ی جنگ شوید.

🌹رابطوا در آن، به معنای آماده ی جنگ شدن، بوده و در صد و پنجاه سال اخیر است که مرابطه به معنای ایجاد ارتباط هم هست و حالا می‌شود به قرآن نسبت داد؟

🌹هنگامی که قرآن این کلمه را به کار برده اصلاً این معنا را نمیداده، بنابراین نمی شود این معنا را نسبت داد که مفسر نسبت به آن بی توجه بوده.

🔹این مثل این است که #شعر_حافظ را که می‌گوید: #دل خرابی می‌کند دلدار را آگه کنید. امروز بگوییم حافظ اسهال پیدا کرده! دل خرابی کردن امروز به معنای اسهال پیداکردن است.

آن وقت در تعجبیم که چرا دلدار را خبر می‌کنند؟! باید طبیب را خبر کرد.

چون در زبان حافظ #دلتنگ شدن را می‌گفتند دل خرابی. دل خرابی می‌کند یعنی دلتنگ شده‌ام. حوصله ام سر رفته، دلدار را خبر کنید تا خاطرم تازه و شاداب بشود. اما اگر کسی نداند که دل خرابی کردن از اواخر قاجار به معنی اسهال شدن به کار می‌رود با مشکل مواجه می شود. بنابراین تطورات معنایی بسیار مهم است.

🔹الان بسیاری از ترجمه هایی که از #نهج البلاغه و #قرآن می‌شود مشکلاتشان این است که #لغتی را که در زبان قرآن می‌بینید، به جای اینکه نگاه کنند به 1400 سال پیش چه معنایی افاده می کرده، #معنای_جدید آن را که
امروز در زبان عربی وجود دارند به قرآن نسبت می‌دهند و توجه نمی کنند که این لغت در آن زمان این معنا را مطلقاً نداشته است.

🌹بارها گفتم اگر #شیعه به این #توجه نکند باید بگوید علامه #امینی تبریزی، سی سال قبل از پیروزی انقلاب پیدایش #بسیج را پیش بینی کرده بود. چرا؟
چون علامه امینی در کتابش گفته: شیعه بسیج بود.

تا قبل از انقلاب بسیج، یعنی #آمادگی. بسیج در شاهنامه هم به کار رفته. بسیج شو، یعنی آماده شو.

از روزی که این انقلاب به وجود آمد بسیج را به این معنا به کار می‌بریم، این لغت باید سال معنای جدیدش را 9-1358 گذاشت.

بنابراین اگر متنی قبل از سال 1358 به دستتان رسید بدانید که بسیج معنای دیگری می‌دهد و باید به دنبال آن معنا رفت. حال ببینید که کدامیک از معانی دیگر را می‌دهد و قس علی هذا.

🍎مصطفی ملکیان،تحلیل فلسفی،جلسه 11
@mostafamalekian
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
#لاك_ناخن ، #رنگ و موارد ديگر در اعضاي #وضو و غسل

🍇• مرحوم #غروي :

وضوء و غسل با #لاك ناخن و ساير #رنگ ها كه زائل كردن آنها ايجاد #عسر و حرج مي كند جايز است .
http://www.arbabehekmat..com
.........................................
🍇• احمد #عابديني :

1- مسأله 353: دليلي براي وجوب برطرف كردن #لاك وجود ندارد زيرا با وجود آن‌ها نيز شستن، به طور متعارف صدق مي‌كند.

2- مسأله422 : بعيد نيست در مواردي كه رنگ‌هاي روغني يا #قير ، #چسب موكت و امثال آن بر اعضاي وضو چسبيده و به راحتي قابل برطرف كردن نيست و يا مواردي كه خانمي براي زيبايي از لاك ، #سورمه ، #سايه و... استفاده كرده است و نمي‌خواهد آن‌ها را زايل كند مشمول حكم وضوي #جبيره‌اي باشد.

3- مسأله 382: #جوهر خودكار و رنگ مو، چون جسميّت ندارد مانع از وضو يا مسح نيست.

4- مسأله461 : #رنگ‌هايي كه خانم‌ها بر موهاي خود مي‌زنند حتي اگر جسميّت داشته باشد به غسل آنان ضرري نمي‌زند زيرا در غسل، شستن مو لازم نيست.
www.ahmadabedini..ir
............................................
🍇• محسن #كديور :

1- جواز صحت وضو در مورد ناخن #لاک زده شده چه در دستها چه در پاها و موی رنگ شده بعید نیست .

2- #سرمه خارج از چشم اگر غلیظ نباشد ، مانع صحت وضو یا غسل نیست.

3- شرط صحت وضو ، رسیدن آب به پوست بدن خصوصا صورت است . در مورد #رژ لب و کرمهای پوست لازم است با امثال دستمال صورت را پاک کرد و سپس وضو گرفت.
kadivar.com
...............................................
🍇• مرحوم احمد #قابل :

وضو ( یا غسل ) با #لاک ناخن برای بانوان جایز است .

کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها ، ص 184
......................................................
محمد صالحي – 12/1/93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
😳🍎من بر این باورم که در #عبادات هم باید #تجدید_نظرهایی بشود *

گفت‌و گو: مولود بهرامیان با استاد #محمد_مجتهد_شبستري

🍇1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم « #وجوب » را کنار گذاشت و به‌جای آن، مفهوم « #توصیه » را باید قرار داد.

مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید . این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است.

🌹#عبادات را به‌عنوان یک سلسله اعمال بدنی- روحی روانی که به منظور #تعالی_روحی مفیدند، می‌توان «توصیه» کرد.

این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّه‌ی زیادی بهداشت روانی به‌دنبال داشته و آنان را تعالی می‌بخشد.

من عرض می‌کنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، #فضیلت‌های اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است .
«#خُلُق» شریف است نه #دولا راست شدن.

باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد.

اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمی‌رسد.

یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده می‌شود. من با این رویّه کاملاً مخالفم.

توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و متزیّن شدن به خلق‌های انسانی باشد.

🍇2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینه‌ی عبادات بر‌می‌آید، اجتناب می‌کنم.

با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّه‌ای #بدغذا است و غذا نمی‌خورد، پدر و مادرش می‌گویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان می‌گیری.

همین معنا را هم می‌توان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات #توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.

🌹به مخاطبان باید گفت اگر می‌توانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، ...، توصیه می‌کنیم که این کارها را انجام دهید؛

امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به ‌#قدر_مقدور این اعمال را به‌جا آورید.

.... هر قدر که می‌توانید #ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید.

به نظر من دستور از بالا ، تغییری در این وضعیت ایجاد نمی‌کند.

🌹باید به آنان گفت اگر نمی‌توانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزه‌ی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگی‌های لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبک‌تری را به‌عنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزه‌ها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!

نکته‌ی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران می‌بینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کرده‌اند و این اعمال را انجام می‌دهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمی‌دهند و این وضع موجب شیوع #نفاق و #ریا شده است.

آنطور که گفتم اگر عبادات جنبه‌ی توصیه‌ای پیدا کنند، در خانواده‌ها اختلاف پیدا نمی‌شود و تفاوت‌های فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته می‌شود.

🍇3- به نظر من #آیاتی که در قرآن از مادّه‌ی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچ‌وجه به معنای #تکلیف کلامی و #فقهی نیست.

🌹واژه‌ی تکلیف در معنای کلامی و فقهی ،#تاریخ_پیدایش دارد.

هم ا‌کنون کتابی در نظرم هست که رساله‌ی دکتری یک دانشمند خارجی است، در این کتاب بررسی شده که واژه‌ی تکلیف در معنای رایج فعلی، چگونه در میان مسلمانان پیدا شده است.

البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آنرا کنار گذاشت.

توصیه می‌کنم علاقه‌مندان این بحث، #مقاله‌ای را که اخیراً با عنوان «چگونه دوران علم اصول و اجتهاد فقهی سپری شده است» در اینترنت منتشر کرده‌ام، بخوانند.
http://3danet.ir

🍇* احكام فقهي از دو مقوله اند – عبادي و غير عبادي

🍁#احكام_عبادي شامل عبادياتي از قبيل نماز و روزه و حج و ... مي شود و تکنیک‌هایی برای تعالی روحی هستند كه نوعا تاسيس شارعند .

🍁#احكام_غير_عبادي كه شامل معاملات و سياسيات و ... ( كلا احكام اجتماعي ) بوده و نوعا گزينش پيامبر از قوانين عصر نزول و امضاي آنها جهت اجرا بوده است و لذا مبتني بر عقل عرفي و در راستاي تحقق اخلاق و عدالت اجتماعي اند و به همين دليل تابع شرايط زمان و زمينه اجراي خود بوده و قابل تغييرند .
https://telegram.me/beshnofekrkon

🍇دو مطلب زير نيز قابل توجه است :

آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
رعایت تدریج و مرحله ای در وجوب تکلیف نومسلمانان 🍁
https://telegram.me/beshnofekrkon/689

http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍2❤1
آیا « #انا_الحق » گفتن #حلاج ، شرک و یا دعوی خدایی بود ؟- 1 **

🍇1- #جایگاه_انسان در خلقت از دیدگاه حلاج

#حلاج در ترانه های عاشقانه اش ، بیش از هر عارف دیگری ، درجه فهم خویش را از جایگاه انسان در آفرینش بصورت کاملا واضح نشان داد و تئوری خود را ، بر اساس #درک_اشراقی و الهامی خود از او به عنوان « #انسان_خدایی » اظهار کرد .

او معتقد بود که : #انسان_عارف ، مومن ، ایثارگر و شهید ، بی شک علت غایی و هدف اصلی خلقت 1 است . و هموست که عنوان « خلیفه خداوند در زمین 2 » را به خود اختصاص داده است .

جهان بینی ، طریقت و #مشرب_حلاج ، بطور خلاصه از انسان خدایی سرچشمه می گیرد . هر جانی را جهانی می داند ، بشرط آن که حجاب ها عاشقانه برداشته شود تا انسانی که منزلت خلیفه حق به روی زمین را داراست به نقد حال خویش پرداخته و بداند که چرا فرشتگان عالم بالا به حضرت آدم سجده کردند 3 .

🍇2- چگونگی #خدایی_شدن در کلام حلاج !

#شعر زیر حقیقتی است که حلاج آن را با تمام وجود ، #عاشقانه سر داده و « #خودیت_دنیایی » و « منیت این زمینی » را حجاب و مانع دیدن روح هستی که غیری جز خداوند نیست ، می داند و از همو می خواهد که این حجاب و مانع را از بین او و خداوند بردارد ( لا اله ) آنگاه آنچه می ماند فقط خداوند است و بس ( الا الله ) .

بینی و بینک انی یزاحمنی فارفع بانک انی من البین

" بین من ( حلاج ) و بین تو ( خدا ) فقط « #منیت_من » مانع و حجاب است . پس ای خدا این « منیت من » را از میان بردار 4

آری حلاج معتقد بود که « #انسان_خدایی » ، عروج مومنانه به سوی لایتناهی است که با « #فنای_سالک » همراه است .

و مرادش از ترانه « انسان خدایی » این است که هر عاشق مومن ، باید تعینات شخصی را از ساحت وجود بزداید تا قائم به حق شود ، و همین که « #منی ، #مایی و #تویی » از میان برود جز او ( #خدا ) چیزی باقی نمی ماند .

🍇3- روش پیمودن راه در #سیره_حلاج !

حلاج معتقد بود که : #عشق ، معراجیست به سوی #بام_سلطان_جمال !

و بدین رو بود که آشکارا به خانقاه داران و #صوفیان زمانه خود نوشت :

" #راه_طریقتی_حلاج از راه شما ( که فقط در شور و مستی خانقاه بسر برده ) متمایز و #جداست ، در سلوک عارفانه من عشق و درون بینی نقش موثر و سازنده ای دارد . لحظاتی که در بی خودی و #سرمستی عارفانه می گذرانم ، حقیقت را در سایه « #انا_الحق » ، ( که تنها چیزی که می بینم وجود حق است و لا غیر ) به خوبی درک ، حتی لمس می کنم . "

#عشق_حلاجی که تار و پودش از جلالی خاص برخوردار است ، #عشق_شیفتگی است ، چون آتش و باد ، او را در تب و تاب افکنده است ، عشقی که در لحظات بیخودی و سرمستی ، روح مشتاقش ، گوش به نغمه درون می دهد و بی پروا صلا می دهد :

« انا الحق » .

و این #شیفتگی چنان او را به #وجد و کمال رسانده بود که ، هر آن تمنای وصال و #یگانگی با محبوب و معشوق خود ( خدای ازلی و ابدی و حقیقت کائنات ) را داشت و این امر محقق نمیشد جز برکندن تن و رهایی از زندگی این دنیایی .

بدین جهت یک رشته مضامین عرفانی را در ترانه هایش منعکس کرد که :

" #مرگ پایان گسیختگی و #سرآغاز_پیوستگی با محبوب است . و شهادت در راه او که برای عاشق ، آینه شفاف کائنات است ، نمایشگر حقیقت هستی است ، نشانه ای از حیات جاودانی است که عاشق به هستی واقعی می پیوندد ، چراکه اقتضای یکرنگی ، همرنگی با محبوب است . "

و این عشق و جذبه بیکرانه او بود که فریاد برمی آورد :

" اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی "

" ای آنها که می شناسیدم ، مرا بکشید که حیات جاودانه من در ممات و مرگ من نهفته است .

محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/778
آیا « #انا_الحق » گفتن #حلاج ، شرک و یا دعوی خدایی بود ؟- 2 **

🍇4- #راز « انا الحق » در کلام حلاج

از آنچه در بالا گفته شد ، حقیقت راز « انا الحق » گفتن حلاج به وضوح معلوم می گردد .

که به فرموده عارف بزرگ ابو سعید #ابوالخیر :

" #حلاج ، همیشه در علو حال بود و #مجذوب ! "

اینست که حلاج همیشه نغمه های موزون در ستایش محبوب و در #آرزوی_وصال و فنا ساز می کرد و با تمام ذرات وجودش به دنبال هر آوایی که از کائنات می شنید ، طنین آسمانی « انا الحق » را بر زبان جاری می کرد و می سرود :
" رایت ربی بعین قلب فقلت من انت ، قال انت
...
و فی فنایی فنا فنائی و فی فنایی وجدت انت "

" به دید دل آمد خداوند من بگفتم : که باشی ؟ ، بگفتا : توام !
....
و شد در فنایم ، فنایم ، فنا و من یافتم در فنایم تو را 5

و او ( #حلاج ) در مسیر سلوک خود ، به آنجا رسیده بود که با #محبوب خود یکی شده ( چونان قطره ای که به دریا متصل شده است ) و جز او نمی دید و بقول #خواجه_نصیر الدین طوسی :

آن کس که گفت « انا الحق » ، نه دعوی الوهیت کرد ، بلکه دعوی #نفی « #انیت_خود » و « ثبات انیت غیر خود ( خداوند ) » کرد .

و #حلاج خود می فرمود :

" دلم از #فروغ_الهی ، غرق شور و شوق و اشتیاق است . احساس می کنم از سراسر طبیعت ، « انا الحق » به گوش ما می رسد ، احساس می کنم #نزدیک_کانون_نورم و همه شما ، اگر مقام خود را به عنوان خلیفه حق به روی زمین تشخیص دهید ، مانند حلاج در خود ، انواری دلپذیر و هیجانی شوق انگیز ، سیر ناشدنی و تسکین نایافتنی احساس می کنید ، که برای روح فرسوده و ستمدیده شماها آرامش ، اخلاص و عشق همراه خواهد داشت . آن زمان یا آن لحظات مقدس ، یک خروش ابدی وادارتان می کند که ادعای اتحاد عارفانه و وصال صوفیانه در سر داشته باشید . "

و یا در جایی دیگر عاشقانه با خدایش #نجوا می کند :

" والله ما طلعت الشمس و لاغربت الا وحیک بقرون بانفاسی

و لاخلوت الی قوم احدتهم الا و انت حدیثی بین جلاسی "

" بخدا سوگند ، نشد #خورشید سر از خاور بزند و یا به چاهسار مغرب فرو رود ، و #مهر_تو از نفس های من دور باشد ؛ نشد به صحبت با دوستان تنها نشینم و در آن محفل سخنی جز درباره عظمت تو بر زبان آرم ؛ نشد به یاد تو در اندوه یا به شادی ، چیزی جز تو بر سویدای دلم نقش بندد ؛ نشد هنگامی که برای رفع تشنگی ، جام آب را بر لب های عطشناکم می چسبانم ، سیمای تو را در #جام_آب نبینم ؛ اگر توانایی آمدنم بود به سوی تو شتابان و پویان می دویدم و یا به سر می آمدم . "

و همین عشق آتشین او بود که آنگاه که به سوی دار می بردندش در حالی که لبخندی بر لب داشت به #حلوانی که #علت_تبسم را پرسیده بود ، پاسخ داد :

" دلال الجمال الجانب الیه اهل اوصال "

" ناز و زیبایی جمال برای یاران وصال جالب و مطبوع است . "


و سپس ادامه داد :

" الهی نحن شواهدک . "

" خدایا به دیدار توئیم . "

و همو بود که در #آخرین_کلام خود ، آنگاه که دستها و پاهایش بریده بوده و بر #دارش کرده بودند و قبل از آنکه زبانش ببریده و بسوزانندش ، با وجدی عاشقانه ، اتصال خود به حقیقت کائنات را که عمری به انتظارش لحظه ها را خسته کرده بود ، اعلام فرمود :

"حسب الواجد ، افراد الواحد "

" برای یک #عاشق ، کافی است که #وجودش در #معشوق مستحیل شود تا #عشق و #عاشق و #معشوق یکی شوند . "

و براستی که او عاشق دلخسته ای بود که با معشوق یکی شده بود و دیگر دویی ( به نام عاشق ( حلاج ) و معشوق ( خداوند )) وجود نداشت و همین دلیل بر آن بود که عشق نیز از میان برداشته شده بود . 6

محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/779
آیا « #انا_الحق » گفتن #حلاج ، شرک و یا دعوی خدایی بود ؟- 3 **

🍇5- و در يك كلام

#حلاج در مراتب كمال ، به آنجا رسيده بود كه به #محبوب خود پيوسته و ديگر او بود كه تار و پود وجودش را به تسخير خود درآورده و از زبانش نداي « #انا_الحق » مي سرود .

و بقول #ابن_خفيف عارف نامدار شيرازي كه در #زندان بغداد حلاج را ملاقات كرده بود :

" حلاج #سيمرغ_كوه_قاف حقيقت بود ."

او پس از ملاقات طولاني و مباحثات زيبايش با حلاج ، به او چنين مي گويد :

" اكنون با مباهات #اعتراف مي كنم ، حلاج #مظهر_عشق ناب و در اختيار محبوب و مسخر معشوق است كه اين غلبه بر جسم و روح عاشق موجب افشاگري مي شود و فرجام چنين عشقي شهادت است .
عرفاي ديگر در معرفت عشق فقط به مقام تحير رسيدند بدين جهت ناگزير شدند بگويند :

مرا كه خلعت سلطان عشق پوشيدند
ندا زدند كه حافظ خموش باش خموش

اما شما در معرفت عشق به مقام انسان خدايي نايل گرديده ايد ، اين است كه مخالفان مي گويند مسير انديشه ات به صورت عصيان متجلي شده است . "

و يا جلال الدين #مولانا در كتاب " فيه ما فيه " آورده است :
" ... #منصور را چون #دوستي_محبوب به نهايت رسيد خود را نيست گردانيد و گفت : « انا الحق » ، يعني « من فنا گشتم »، حق ماند و بس ، و اين به غايت تواضع است و #نهايت_بندگي است يعني « اوست و بس » . آدمي با دل هاي پاك و روحي بي آلايش پذيراي جلوه گري معبود و اشراق حقايق شود . "

و يا وقتي از امام ابوحامد #غزالي عارف و فيلسوف خراساني درباره انالحق حلاج مي پرسند ، مي گويد :

" #كلام_عاشقان را در حال بي خودي و سرمستي ، بايد سربسته نگاه داشت و از آنها حكايت نكرد . اينها بيان حال دروني عارف است و نمايانگر دنيايي است كه او درك مي كند و داراي وجوه و معاني بسيار است و حداكثر چيزي كه عارف در سير و سلوك مي تواند ادعا كند قرب و نزديكي با خدا است . "

محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
ادامه دارد ( زيرنويسها ) :
https://telegram.me/beshnofekrkon/780