Forwarded from اتچ بات
☘️ آفات جامعه دینی از نگاه #مصطفی_ملکیان
یكی از این آفات این است كه #دین، كه فیالواقع شامل سه بخش #اعتقادیّات، #اخلاقیّات و #عبادیّات است، منحصر در #عبادیّات مثلاً: نماز و روزه و حج شود و این چیزی است كه اگرچه نظراً كسی بدان قائل نشده است، اما عملاً بسیاری از متدیّنان به آن مبتلایند.
بدین معنا كه #متدیّن_بودن را منحصر در رعایت احكام عبادی میدانند.
این تلقّی از دین، علاوه بر اینكه دو بخش مهم دین یعنی: #اعتقادیّات و مخصوصاً #اخلاقیّات را بهدست فراموشی میسپارد ، در مورد عبادیّات هم دستخوش توهم عظیمی است و نمیداند كه عبادیّات فقط و فقط تا آنجا ارزشمندند كه #دو_كاركرد داشته باشند:
🌹یکی اینكه در #خدمت_اخلاقی_شدن و اخلاقی ماندن انسان باشند، یعنی مقدّمه و وسیلهای باشند برای اخلاقی زیستن انسان.
#قرآن درباره #نماز میگوید: «انّ الصّلوة تنهی و عن الفحشاء و المنكر»
#نماز خاصیّتش این است كه نمازگزار را از #كارهای_زشت و ناپسندیده باز میدارد یعنی اگر مرتكب كار زشت و ناپسندیده میشوی، درواقع، نماز بهجا نیاوردهای، در فیلم نماز بهجا آوردن اجرای نقش كردهای، همین و بس.
درباره #روزه میگوید: «كتب علیكم الصّیام كما كتب علی الّذین من قبلكم لعلّكم تتّقون»،
یعنی روزه واجب شده است تا بلكه از طریق روزهداری #پارسایی حاصل شود، و الا از گرسنگی و تشنگی كشیدن چه سودی حاصل میآید؟
بهگفته حضرت #علی(ع): چه بسیار كسانی كه از #نماز_شب بهجای آوردنشان جز بیدارخوابی و خستگی عایدهای ندارند و چه بسیار كسانی كه از #روزه داشتنشان فقط گرسنگی و تشنگی عاید میآید.
باز قرآن پس از اینكه مناسك و شعائر #حج را توضیح میدهد میگوید: «لن ینال الله لحومها و لادماءها و لكنّ یناله التّقوی منكم»
یعنی گوشتها و خونهای گوسفندان و گاوان و شترانی كه در مراسم حج قربان میكنید هرگز به ساحت الوهی راه نمییابند؛ فقط اگر از این راه قربان كردنها، #تقوایی در شما پدید آید این تقواست كه به خدا میرسد و شما را نفعی میرساند.
غرض از اینگونه سخنان توجّه دادن به این معناست كه #عبادیّات باید در خدمت #اخلاقی_شدن و اخلاقی ماندن ما باشند.
🌹كاركرد دیگر عبادیّات #كاركرد_رمزی (Symbolic) آنهاست.
یعنی در عبادات آدمی اعمال و افعال ظاهری و جوارحی خود را اشارهای رمزی تلقّی میكند به حالت #باطنی كه نسبت به خدا دارد و آنها را نمیتواند جز با كارهای بدنی نمایش دهد و ابراز كند.
حال اگر حالت #باطنی و جوانحی مورد نظر اصلاً وجود نداشته باشد عمل و فعل ظاهری و جوارحی برای چه انجام گیرد؟
مثالی بزنم.
من اگر در كوی و برزن و كوچه و خیابان وقتی به شما برمیخورم #كلاهم را از سرم بردارم این كلاه از سر بر داشتن یك كار سمبلیك و رمزی است و معنای رمزی بودنش این است كه من با این كار میخواهم احساس #حرمت و بزرگداشتی را كه در خود نسبت به شما دارم و نمیتوانم آن را، بههیچ طریقی جز از طریق یك عمل ظاهری و بدنی نشان دهم و ابراز كنم با كلاه از سر بر گرفتن نمایش دهم.
حالا اگر در #باطن من ذرّهای احساس حرمت نسبت به شما وجود نداشته باشد كلاه از سر برداشتن من كاركرد رمزی خود را از دست خواهد داد و سودی نخواهد داشت.
بلی، در مورد ارتباط دو انسان میتوان گفت كه اگر مثلاً من نسبت به شما احساس حرمتی در دل ندارم كلاه از سر برداشتنم، اگرچه ارزش رمزی خود را از دست میدهد، لااقل نفع دیگری دارد و آن اینكه من با این كار میتوانم شما را #بفریبم و دلتان را بهدست آورم و از قِبَل شما به چیزی دست یابم.
ولی در مورد #ارتباط انسان و خدا، چون خدا را نمیتوان فریفت، این شق هم منتفی است و بنابراین، اگر احساس #حرمت و خشیت و #محبت و ستایش و امثال اینها را نسبت به خدا در خود نداشته باشم وضو و نماز و روزه و حج دیگر هیچ كاركردی نخواهد داشت.
خلاصه اینكه ما، علاوه بر اینكه میتوانیم به این #آفات مبتلا شویم كه دین را در #عبادیّات منحصر كنیم،
ممكن است به این خطای دیگر هم در افتیم كه #دو_كاركرد عبادیّات را فراموش كنیم و در نتیجه عبادیّات را به جای اینكه #وسیله بدانیم، #هدف قلمداد كنیم و به دامان نوعی سطحینگری و شكل گرایی (Formalism) بلغزیم.
https://telegram.me/beshnofekrkon
✨ → goo.gl/wwrTnR
🌾 @sedanet | @mostafamalekian
یكی از این آفات این است كه #دین، كه فیالواقع شامل سه بخش #اعتقادیّات، #اخلاقیّات و #عبادیّات است، منحصر در #عبادیّات مثلاً: نماز و روزه و حج شود و این چیزی است كه اگرچه نظراً كسی بدان قائل نشده است، اما عملاً بسیاری از متدیّنان به آن مبتلایند.
بدین معنا كه #متدیّن_بودن را منحصر در رعایت احكام عبادی میدانند.
این تلقّی از دین، علاوه بر اینكه دو بخش مهم دین یعنی: #اعتقادیّات و مخصوصاً #اخلاقیّات را بهدست فراموشی میسپارد ، در مورد عبادیّات هم دستخوش توهم عظیمی است و نمیداند كه عبادیّات فقط و فقط تا آنجا ارزشمندند كه #دو_كاركرد داشته باشند:
🌹یکی اینكه در #خدمت_اخلاقی_شدن و اخلاقی ماندن انسان باشند، یعنی مقدّمه و وسیلهای باشند برای اخلاقی زیستن انسان.
#قرآن درباره #نماز میگوید: «انّ الصّلوة تنهی و عن الفحشاء و المنكر»
#نماز خاصیّتش این است كه نمازگزار را از #كارهای_زشت و ناپسندیده باز میدارد یعنی اگر مرتكب كار زشت و ناپسندیده میشوی، درواقع، نماز بهجا نیاوردهای، در فیلم نماز بهجا آوردن اجرای نقش كردهای، همین و بس.
درباره #روزه میگوید: «كتب علیكم الصّیام كما كتب علی الّذین من قبلكم لعلّكم تتّقون»،
یعنی روزه واجب شده است تا بلكه از طریق روزهداری #پارسایی حاصل شود، و الا از گرسنگی و تشنگی كشیدن چه سودی حاصل میآید؟
بهگفته حضرت #علی(ع): چه بسیار كسانی كه از #نماز_شب بهجای آوردنشان جز بیدارخوابی و خستگی عایدهای ندارند و چه بسیار كسانی كه از #روزه داشتنشان فقط گرسنگی و تشنگی عاید میآید.
باز قرآن پس از اینكه مناسك و شعائر #حج را توضیح میدهد میگوید: «لن ینال الله لحومها و لادماءها و لكنّ یناله التّقوی منكم»
یعنی گوشتها و خونهای گوسفندان و گاوان و شترانی كه در مراسم حج قربان میكنید هرگز به ساحت الوهی راه نمییابند؛ فقط اگر از این راه قربان كردنها، #تقوایی در شما پدید آید این تقواست كه به خدا میرسد و شما را نفعی میرساند.
غرض از اینگونه سخنان توجّه دادن به این معناست كه #عبادیّات باید در خدمت #اخلاقی_شدن و اخلاقی ماندن ما باشند.
🌹كاركرد دیگر عبادیّات #كاركرد_رمزی (Symbolic) آنهاست.
یعنی در عبادات آدمی اعمال و افعال ظاهری و جوارحی خود را اشارهای رمزی تلقّی میكند به حالت #باطنی كه نسبت به خدا دارد و آنها را نمیتواند جز با كارهای بدنی نمایش دهد و ابراز كند.
حال اگر حالت #باطنی و جوانحی مورد نظر اصلاً وجود نداشته باشد عمل و فعل ظاهری و جوارحی برای چه انجام گیرد؟
مثالی بزنم.
من اگر در كوی و برزن و كوچه و خیابان وقتی به شما برمیخورم #كلاهم را از سرم بردارم این كلاه از سر بر داشتن یك كار سمبلیك و رمزی است و معنای رمزی بودنش این است كه من با این كار میخواهم احساس #حرمت و بزرگداشتی را كه در خود نسبت به شما دارم و نمیتوانم آن را، بههیچ طریقی جز از طریق یك عمل ظاهری و بدنی نشان دهم و ابراز كنم با كلاه از سر بر گرفتن نمایش دهم.
حالا اگر در #باطن من ذرّهای احساس حرمت نسبت به شما وجود نداشته باشد كلاه از سر برداشتن من كاركرد رمزی خود را از دست خواهد داد و سودی نخواهد داشت.
بلی، در مورد ارتباط دو انسان میتوان گفت كه اگر مثلاً من نسبت به شما احساس حرمتی در دل ندارم كلاه از سر برداشتنم، اگرچه ارزش رمزی خود را از دست میدهد، لااقل نفع دیگری دارد و آن اینكه من با این كار میتوانم شما را #بفریبم و دلتان را بهدست آورم و از قِبَل شما به چیزی دست یابم.
ولی در مورد #ارتباط انسان و خدا، چون خدا را نمیتوان فریفت، این شق هم منتفی است و بنابراین، اگر احساس #حرمت و خشیت و #محبت و ستایش و امثال اینها را نسبت به خدا در خود نداشته باشم وضو و نماز و روزه و حج دیگر هیچ كاركردی نخواهد داشت.
خلاصه اینكه ما، علاوه بر اینكه میتوانیم به این #آفات مبتلا شویم كه دین را در #عبادیّات منحصر كنیم،
ممكن است به این خطای دیگر هم در افتیم كه #دو_كاركرد عبادیّات را فراموش كنیم و در نتیجه عبادیّات را به جای اینكه #وسیله بدانیم، #هدف قلمداد كنیم و به دامان نوعی سطحینگری و شكل گرایی (Formalism) بلغزیم.
https://telegram.me/beshnofekrkon
✨ → goo.gl/wwrTnR
🌾 @sedanet | @mostafamalekian
Telegram
Forwarded from اتچ بات
گوشه ای از #اندیشه های این اسلام شناس #نواندیش، دکتر #عبدالمجید_شرفی:
...در #بعد_تشریعی، شرفی خواهان #بازنگری در هر دو بعد شریعت(#عبادات و #معاملات) در پرتو این نگره مقاصدی است که در الغای(لغو کردن) حکم ظاهری و لفظی _حتی اگر محل اجماع باشد_ تردیدی به خود راه نمی دهد.
از این دست است #عدم_التزام به #شمار_رکعت های نماز و شرایط آن، _که در قرآن نیامده است_ و نیز عدم تعیین مقدار زکات، و انتخاب میان نماز و انفاق(کفاره)، و ترک مناسک رجم شیطان در حج.
در باب #مجازات های بدنی و حد ارتداد یا احکام ربا و خانواده ، نظر وی بر #الغای همه این احکام مستقر است؛ زیرا به باور شرفی همگی در #بستر_تاریخی و اجتماعی ای معنا داشتند که امروزه آن بسترها وجود ندارند.
شرفی بر آن است که #رسالت محمدی نخواسته است تا انسان در #حد_معینی باز ایستد و نتواند از آن فراتر رود؛ بلکه خواسته است تا #آفاقی فراخ به روی انسان بگشاید و #مسئولیت کامل چگونگی #عبادات و سامان بخشی امور #خانواده را به وی بسپارد و او آزاد است و هیچ ناظری جز #وجدانش بر او نظارت نمی کند.
#رسالت اسلام با اوضاع #زمانه_ظهور سازگار بود و حتی از عصر ظهور جلوتر بود و امروز هم مسلمانان باید با وضعیت عصر خویش سازگار شوند و اولویت را به رسالت و نه ساختار تاریخی اش بدهند.
به باور شرفی، امروزه، #مطلوب، فراتر رفتن از اسلام تاریخی است که نتیجه فرآیند نهادسازی طولانی است که شکل علوم و تشکیلات معرفتی ای را بدان بخشیده که هنوز هم بر عقل اسلامی حاکم است از جمله فقه و اصول و تفسیر و کلام و...
بخشی از کتاب "دانشنامه متفکران معاصر عرب"
https://t.me/foghaha
دکتر عبدالمجید #الشرفی. دین پژوه نواندیش #تونسی. متولد1942میلادی. از سرشناس ترین پژوهشگرانی که در پی بازخوانی میراث اسلامی بر اساس رویکردها و روش های پژوهشی نوین است.
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
...در #بعد_تشریعی، شرفی خواهان #بازنگری در هر دو بعد شریعت(#عبادات و #معاملات) در پرتو این نگره مقاصدی است که در الغای(لغو کردن) حکم ظاهری و لفظی _حتی اگر محل اجماع باشد_ تردیدی به خود راه نمی دهد.
از این دست است #عدم_التزام به #شمار_رکعت های نماز و شرایط آن، _که در قرآن نیامده است_ و نیز عدم تعیین مقدار زکات، و انتخاب میان نماز و انفاق(کفاره)، و ترک مناسک رجم شیطان در حج.
در باب #مجازات های بدنی و حد ارتداد یا احکام ربا و خانواده ، نظر وی بر #الغای همه این احکام مستقر است؛ زیرا به باور شرفی همگی در #بستر_تاریخی و اجتماعی ای معنا داشتند که امروزه آن بسترها وجود ندارند.
شرفی بر آن است که #رسالت محمدی نخواسته است تا انسان در #حد_معینی باز ایستد و نتواند از آن فراتر رود؛ بلکه خواسته است تا #آفاقی فراخ به روی انسان بگشاید و #مسئولیت کامل چگونگی #عبادات و سامان بخشی امور #خانواده را به وی بسپارد و او آزاد است و هیچ ناظری جز #وجدانش بر او نظارت نمی کند.
#رسالت اسلام با اوضاع #زمانه_ظهور سازگار بود و حتی از عصر ظهور جلوتر بود و امروز هم مسلمانان باید با وضعیت عصر خویش سازگار شوند و اولویت را به رسالت و نه ساختار تاریخی اش بدهند.
به باور شرفی، امروزه، #مطلوب، فراتر رفتن از اسلام تاریخی است که نتیجه فرآیند نهادسازی طولانی است که شکل علوم و تشکیلات معرفتی ای را بدان بخشیده که هنوز هم بر عقل اسلامی حاکم است از جمله فقه و اصول و تفسیر و کلام و...
بخشی از کتاب "دانشنامه متفکران معاصر عرب"
https://t.me/foghaha
دکتر عبدالمجید #الشرفی. دین پژوه نواندیش #تونسی. متولد1942میلادی. از سرشناس ترین پژوهشگرانی که در پی بازخوانی میراث اسلامی بر اساس رویکردها و روش های پژوهشی نوین است.
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Audio
#ایمان و #تجربههای_سوگناک_زندگی -
استاد حمید انتظام
متخصص سیستمهای کامپیوتری و محقق علوم دینی و عرفان
ساکن آمریکا
https://telegram.me/beshnofekrkon
استاد حمید انتظام
متخصص سیستمهای کامپیوتری و محقق علوم دینی و عرفان
ساکن آمریکا
https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
مرواریدهایی از زبان امام حسن (ع)-۱
1- يَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ يُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.1
اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى عفيف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برايت تقسيم و مقدّر نموده است ، تا هميشه غنى و بى نياز باشى . نسبت به همسايگان ، دوستان و همنشينان خود نيكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى . با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى ديگران همانگونه با تو بر خورد نمايند.
2- تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَإنْ لَمْ تَسْتَطيعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُيُوتِكُمْ.2
علم و دانش را ـ از هر طريقى ـ فرا گيريد ، و چنانچه نتوانستيد آنرا در حافظه خود نگه داريد، ثبت كنيد و بنويسيد و در منازل خود در جاى مطمئن قرار دهيد.
3- مَنْ عَرَفَ اللّهَ أحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْيا زَهِدَ فيها. 3
هركس خدا را بشناسد ، او را دوست دارد ( عاشق او خواهد شد ) و كسى كه دنيا را بشناسد آن را رها خواهد كرد.
4- هَلاكُ الْمَرْءِ فى ثَلاث: اَلْكِبْرُ، وَالْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ; فَالْكِبْرُ هَلاكُ الدّينِ،، وَبِهِ لُعِنَ إبْليسُ. وَالْحِرْصُ عَدُوّ النَّفْسِ، وَبِهِ خَرَجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ. وَالْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ، وَمِنْهُ قَتَلَ قابيلُ هابيلَ. 4
هلاكت و نابودى انسان در سه چيز است : تكبّر ، حرص ، حسد . تكبّر سبب نابودى دين و ايمان شخص مى باشد و به وسيله تكبّر ، شيطان ـ با آن همه عبادت ملعون گرديد. حرص و طمع ، دشمن شخصيّت انسان است ، همان طورى كه حضرت آدم (ع) به وسيله آن از بهشت خارج شد . حسد سبب همه خلاف ها و زشتى ها است و به همان جهت قابيل برادر خود هابيل را به قتل رساند.
5- ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشْدِهِمْ. 5
هيچ گروهى در كارهاى ـ اجتماعى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى و ... ـ با يكديگر مشورت نكرده اند مگر آن كه به رشد فكرى و عملى و... رسيده اند.
6- يَابْنَ آدَم! لَمْ تَزَلْ فى هَدْمِ عُمْرِكَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ اُمِّكَ، فَخُذْ مِمّا فى يَدَيْكَ لِما بَيْنَ يَدَيْكَ، فَإنَّ الْمُؤْمِنَ بَتَزَوَّدُ وَ الْكافِرُ يَتَمَتَّعُ.6
اى فرزند آدم از موقعى كه به دنيا آمده اى، در حال گذراندن عمرت هستى، پس از آنچه دارى براى آينده ات (قبر و قيامت) ذخيره نما ، همانا كه مؤمن در حال تهيّه زاد و توشه مى باشد ; وليكن كافر در فكر لذّت و آسايش است.
7- إنَّ مَنْ خَوَفَّكَ حَتّى تَبْلُغَ الاْمْنَ، خَيْرٌ مِمَّنْ يُؤْمِنْكَ حَتّى تَلْتَقِى الْخَوْفَ.7
همانا اگر كسى تو را ـ در برابر عيب ها ـ هشدار دهد تا آگاه و بيدار شوى ، بهتر است از آن كسى كه فقط تو را تعريف و تمجيد كند تا بر عيب هايت افزوده گردد.
8-عَجِبْتُ لِمَنْ يُفَكِّرُ فى مَأكُولِهِ كَيْفَ لايُفَكِّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَيَجْنِبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ، وَيُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما يُرْديهِ. 8
تعجّب مى كنم از كسى كه در فكر تغذيه جسم هست ولى درباره تغذيه معنوى روحى خود نمى انديشد ، پس از غذاهاى فاسد دورى مى كند . و عقل و قلب و روح خود را كارى ندارد .
9- إنّما يُجْزى الْعِبادُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ.9
همانا در روز قيامت ، بندگان به مقدار عقل و درك و شعورشان مجازات مى شوند.
10- لَقَضاءُ حاجَةِ أخ لى فِى اللّهِ أحَبُّ مِنْ إعْتِكافِ شَهْر. 10
هر آينه برآوردن حاجت و رفع مشكل دوست و برادرم ، از يك ماه اعتكاف ، و عبادت مستحبّى ، نزد من ـ بهتر و محبوب تر است.
11- وَ اعْمَلْ لِدُنْياكَ كَأنَّكَ تَعيشُ أبَداً، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأنّكَ تَمُوتُ غدَاً.11
در دنيا ـ از نظر اقتصاد و صرفه جوئى و... ـ چنان برنامه ريزى كن مثل آن كه مى خواهى هميشه دوام داشته باشى ، و نسبت به آخرت به نوعى حركت و كار كن مثل اين كه فردا خواهى مُرد.
ادامه دارد :
محمد صالحی – 25/ 5 / 90 – مصادف با 15 رمضان
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- يَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ يُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.1
اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى عفيف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برايت تقسيم و مقدّر نموده است ، تا هميشه غنى و بى نياز باشى . نسبت به همسايگان ، دوستان و همنشينان خود نيكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى . با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى ديگران همانگونه با تو بر خورد نمايند.
2- تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَإنْ لَمْ تَسْتَطيعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُيُوتِكُمْ.2
علم و دانش را ـ از هر طريقى ـ فرا گيريد ، و چنانچه نتوانستيد آنرا در حافظه خود نگه داريد، ثبت كنيد و بنويسيد و در منازل خود در جاى مطمئن قرار دهيد.
3- مَنْ عَرَفَ اللّهَ أحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْيا زَهِدَ فيها. 3
هركس خدا را بشناسد ، او را دوست دارد ( عاشق او خواهد شد ) و كسى كه دنيا را بشناسد آن را رها خواهد كرد.
4- هَلاكُ الْمَرْءِ فى ثَلاث: اَلْكِبْرُ، وَالْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ; فَالْكِبْرُ هَلاكُ الدّينِ،، وَبِهِ لُعِنَ إبْليسُ. وَالْحِرْصُ عَدُوّ النَّفْسِ، وَبِهِ خَرَجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ. وَالْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ، وَمِنْهُ قَتَلَ قابيلُ هابيلَ. 4
هلاكت و نابودى انسان در سه چيز است : تكبّر ، حرص ، حسد . تكبّر سبب نابودى دين و ايمان شخص مى باشد و به وسيله تكبّر ، شيطان ـ با آن همه عبادت ملعون گرديد. حرص و طمع ، دشمن شخصيّت انسان است ، همان طورى كه حضرت آدم (ع) به وسيله آن از بهشت خارج شد . حسد سبب همه خلاف ها و زشتى ها است و به همان جهت قابيل برادر خود هابيل را به قتل رساند.
5- ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشْدِهِمْ. 5
هيچ گروهى در كارهاى ـ اجتماعى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى و ... ـ با يكديگر مشورت نكرده اند مگر آن كه به رشد فكرى و عملى و... رسيده اند.
6- يَابْنَ آدَم! لَمْ تَزَلْ فى هَدْمِ عُمْرِكَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ اُمِّكَ، فَخُذْ مِمّا فى يَدَيْكَ لِما بَيْنَ يَدَيْكَ، فَإنَّ الْمُؤْمِنَ بَتَزَوَّدُ وَ الْكافِرُ يَتَمَتَّعُ.6
اى فرزند آدم از موقعى كه به دنيا آمده اى، در حال گذراندن عمرت هستى، پس از آنچه دارى براى آينده ات (قبر و قيامت) ذخيره نما ، همانا كه مؤمن در حال تهيّه زاد و توشه مى باشد ; وليكن كافر در فكر لذّت و آسايش است.
7- إنَّ مَنْ خَوَفَّكَ حَتّى تَبْلُغَ الاْمْنَ، خَيْرٌ مِمَّنْ يُؤْمِنْكَ حَتّى تَلْتَقِى الْخَوْفَ.7
همانا اگر كسى تو را ـ در برابر عيب ها ـ هشدار دهد تا آگاه و بيدار شوى ، بهتر است از آن كسى كه فقط تو را تعريف و تمجيد كند تا بر عيب هايت افزوده گردد.
8-عَجِبْتُ لِمَنْ يُفَكِّرُ فى مَأكُولِهِ كَيْفَ لايُفَكِّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَيَجْنِبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ، وَيُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما يُرْديهِ. 8
تعجّب مى كنم از كسى كه در فكر تغذيه جسم هست ولى درباره تغذيه معنوى روحى خود نمى انديشد ، پس از غذاهاى فاسد دورى مى كند . و عقل و قلب و روح خود را كارى ندارد .
9- إنّما يُجْزى الْعِبادُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ.9
همانا در روز قيامت ، بندگان به مقدار عقل و درك و شعورشان مجازات مى شوند.
10- لَقَضاءُ حاجَةِ أخ لى فِى اللّهِ أحَبُّ مِنْ إعْتِكافِ شَهْر. 10
هر آينه برآوردن حاجت و رفع مشكل دوست و برادرم ، از يك ماه اعتكاف ، و عبادت مستحبّى ، نزد من ـ بهتر و محبوب تر است.
11- وَ اعْمَلْ لِدُنْياكَ كَأنَّكَ تَعيشُ أبَداً، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأنّكَ تَمُوتُ غدَاً.11
در دنيا ـ از نظر اقتصاد و صرفه جوئى و... ـ چنان برنامه ريزى كن مثل آن كه مى خواهى هميشه دوام داشته باشى ، و نسبت به آخرت به نوعى حركت و كار كن مثل اين كه فردا خواهى مُرد.
ادامه دارد :
محمد صالحی – 25/ 5 / 90 – مصادف با 15 رمضان
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#عوامل_دهگانه_تقویت_عقل
#راهکارهای بارور کردن عقل در حدیث #امام_رصا علیه السلام
استاد الهی قمشه ای
https://telegram.me/beshnofekrkon
#راهکارهای بارور کردن عقل در حدیث #امام_رصا علیه السلام
استاد الهی قمشه ای
https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
نامه سر گشاده حضرت استاد احمد عابدینی از فقها و اسلام شناسان نو اندیش به مقام معظم رهبري در باره لزوم مناظره و بحث علمي پيرامون سند 2030
به نام خداي مهربان
خدمت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنهاي زيد عزه العالي
پس از سلام و تحيت و گراميداشت شبهاي مبارك قدر و گراميداشت ياد امام متقيان حضرت علي(ع).
همان طور كه مستحضريد مباحث طلبگي استاد و شاگرد يا بزرگ و كوچك نميشناسد و تابع دليل است .
از جمله مباحث علمي ، بحث محتواي سند 2030 است كه حضرتعالي آن را داراي اشكال دانستيد ، ولي ما گروهي از اساتيد، محققان و نويسندگان حوزه و دانشگاه آن را بررسي كرديم و در آن اشكالي كه سزاوار رسانهاي شدن باشد، نيافتيم .
حتي برخي از دوستان آن اهداف را با وعدههايي كه ما شيعيان براي تحقق آنها منتظر آمدن منجي جهاني هستيم قابل تطبیق ميدانست ، اگر چه برخي ديگر اين نظر را قبول نداشتند و نظرشان اين بود كه تساوي جنسيتي حد اقلي است كه اين سند براي انسان در سال 2030 خواستار شده است، و آنچه را كه در زمان ظهور امام عصر(ع) آرزوي تحققش را داريم بسي بالاتر است و حقوق بيشتري براي خانمها قايل شده تا جبران ضعف جسمي آنان بشود و تعادل كاملا بر قرارگردد.
البته حضرتعالي و ساير افراد حوزوي نميتوانند بگويند حقوق زنان كاملا رعايت شده است ، زيرا هنوز ديوارهاي بلند جامعه الزهرا بر ديوارهاي زندانها طعنه ميزند، هنوز حتي در برخي مساجد جاي نماز خانمها در رتبهاي پايينتر از جاي نماز مردان است و هنوز نا عدالتيهاي موجود در پروندههاي دادگاهها قلب هر مطلعي را ميآزارد و هنوز پسر زايي و پسر داري بر دختر داري مقدم است و نسل تنها از طريق پسر باقي مي ماند.
بنابر اين تساوي جنسيتي هدف متوسطي است كه رسيدن به آن، به زمان طولاني و فعاليتهاي فراواني نيازمند است، زيرا .افراد سنتي كه معتقدند خانمها نبايد درس بخوانند و تنها براي ارضاي شوهران و براي توليد مثل خلق شدهاند و با اين حال فرزند تنها منسوب به پدر است، كم نيستند.
خلاصه به نظر ميرسد اگر اكنون كه بحث 2030 رسانهاي شده- و به موافقان آن تهمتهايي زده شد كه حادثه تلخ افك (تهمت به همسر پيامبر ص) را دو باره در اذهان زنده كرد – سزاوار است رسانه ملي مناظرهها و بحثهاي علمي در خصوص اين سند را شروع كند و دايره را از مخالفان و اتهام زنندگان گستردهتر قرار دهد تا محاسن و معايب اين سند روشن شود و اكنون كه ديگر قرآن نازل نميشود وجدان عمومي حق را مشخص كند و گامي علمي و صحيح، بد اخلاقيهاي دوران انتخابات را جبران كند و روشن كند كه كدام يك از علوم «حكمت و گم شده مؤمن است» و كدام علم مقيّد به زمان و مكان است و با استقلال و دين منافات دارد.
همچنين برخي كه گمان ميكنند حضرتعالي با تهمت زدن موافقيد به خطاي خويش پي ببرند.
و السلام عليكم و رحمت الله و بركاته احمد عابدینی 96:3:22
http://telegram.me/ostadahmadabedini
https://telegram.me/beshnofekrkon
به نام خداي مهربان
خدمت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنهاي زيد عزه العالي
پس از سلام و تحيت و گراميداشت شبهاي مبارك قدر و گراميداشت ياد امام متقيان حضرت علي(ع).
همان طور كه مستحضريد مباحث طلبگي استاد و شاگرد يا بزرگ و كوچك نميشناسد و تابع دليل است .
از جمله مباحث علمي ، بحث محتواي سند 2030 است كه حضرتعالي آن را داراي اشكال دانستيد ، ولي ما گروهي از اساتيد، محققان و نويسندگان حوزه و دانشگاه آن را بررسي كرديم و در آن اشكالي كه سزاوار رسانهاي شدن باشد، نيافتيم .
حتي برخي از دوستان آن اهداف را با وعدههايي كه ما شيعيان براي تحقق آنها منتظر آمدن منجي جهاني هستيم قابل تطبیق ميدانست ، اگر چه برخي ديگر اين نظر را قبول نداشتند و نظرشان اين بود كه تساوي جنسيتي حد اقلي است كه اين سند براي انسان در سال 2030 خواستار شده است، و آنچه را كه در زمان ظهور امام عصر(ع) آرزوي تحققش را داريم بسي بالاتر است و حقوق بيشتري براي خانمها قايل شده تا جبران ضعف جسمي آنان بشود و تعادل كاملا بر قرارگردد.
البته حضرتعالي و ساير افراد حوزوي نميتوانند بگويند حقوق زنان كاملا رعايت شده است ، زيرا هنوز ديوارهاي بلند جامعه الزهرا بر ديوارهاي زندانها طعنه ميزند، هنوز حتي در برخي مساجد جاي نماز خانمها در رتبهاي پايينتر از جاي نماز مردان است و هنوز نا عدالتيهاي موجود در پروندههاي دادگاهها قلب هر مطلعي را ميآزارد و هنوز پسر زايي و پسر داري بر دختر داري مقدم است و نسل تنها از طريق پسر باقي مي ماند.
بنابر اين تساوي جنسيتي هدف متوسطي است كه رسيدن به آن، به زمان طولاني و فعاليتهاي فراواني نيازمند است، زيرا .افراد سنتي كه معتقدند خانمها نبايد درس بخوانند و تنها براي ارضاي شوهران و براي توليد مثل خلق شدهاند و با اين حال فرزند تنها منسوب به پدر است، كم نيستند.
خلاصه به نظر ميرسد اگر اكنون كه بحث 2030 رسانهاي شده- و به موافقان آن تهمتهايي زده شد كه حادثه تلخ افك (تهمت به همسر پيامبر ص) را دو باره در اذهان زنده كرد – سزاوار است رسانه ملي مناظرهها و بحثهاي علمي در خصوص اين سند را شروع كند و دايره را از مخالفان و اتهام زنندگان گستردهتر قرار دهد تا محاسن و معايب اين سند روشن شود و اكنون كه ديگر قرآن نازل نميشود وجدان عمومي حق را مشخص كند و گامي علمي و صحيح، بد اخلاقيهاي دوران انتخابات را جبران كند و روشن كند كه كدام يك از علوم «حكمت و گم شده مؤمن است» و كدام علم مقيّد به زمان و مكان است و با استقلال و دين منافات دارد.
همچنين برخي كه گمان ميكنند حضرتعالي با تهمت زدن موافقيد به خطاي خويش پي ببرند.
و السلام عليكم و رحمت الله و بركاته احمد عابدینی 96:3:22
http://telegram.me/ostadahmadabedini
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
بخوانيد مرا ! #مفهوم_دعا و #اجابت
#عرفان_توحيدي بر مبناي رابطه بينا شخصي ميان انسان و خداوند سامان پذيرفته است .
مهمترين تجلي اين پيوند بينا شخصي ، نوعي #رابطه_زباني ميان خداوند و انسان است .
اگر خداوند باب گفت و شنود با انسان را بگشايد ، اين پديده را « #وحي » مي نامند ، و اگر انسان آغازگر اين رابطه زباني باشد آن را « #دعا » مي خوانند .
وحي و دعا ، گوهر عرفان توحيدي است .
#خداوند در قرآن انسانها را به دعا كردن فراخوانده است و وعده اجابت داده است ( مومن 60 ) .
اين #دعوت پيامد مهمي دارد : خداوند موجودي است كه مي توان او را خواند و از او انتظار پاسخ داشت .
امكان اجابت دعا ، پديده دعا را كانون #حيات_معنوي مي كند .
در قرآن ، #اجابت دعاي انسانها خصوصا در يك وضعيت خاص #تضمين شده است : #وضعيت_اضطرار ( نمل 2 ) .
اما چرا اضطرار به اجابت دعا مي انجامد ؟ شايد به رابطه ايست كه بين اضطرار و #اخلاص وجود دارد .
قرآن بر نقش اخلاص در اجابت دعا تاكيد دارد ( مومن 14 و 65 ) .
و #اضطرار وضعيتي است كه انسان مي تواند از ژرفاي آن #اخلاص را رصد كند .
🌷تجربه #اخلاص در #دو_سطح تحقق مي پذيرد :
☄️1- تجربه « #اخلاص_منفي يا سلبي » : فردي كه تمام هستي اش را در آستانه #نيستي مي بيند ، يكباره به روشني در مي يابد كه هيچ يك از دستاويزهايي كه به آنها اميد بسته بود به كارش نمي آيد .
به محض آنكه فرد #اميد از همگان مي گسلد ، گام نخست اخلاص برداشته شده است .
☄️2- تجربه « #اخلاص_مثبت يا ايجابي » : وقتي كه فرد در مي يابد كه دستاويزهاي مرسوم بي كاره اند ، پابرهنه جانب مسجد روانه مي شود .
يعني انسان مضطري كه دست خود را از هر دستاويزي كوتاه مي بيند ، يكباره خود را #آويخته_موجودي_برتر مي يابد . و به وضوح در مي يابد كه مقدرات هستي اش را در دستان تدبير موجودي از جنس ديگر رقم مي خورد .
و اين گام دوم ، همانا اخلاص مثبت و ايجابي است .
اما وضعيت وجودي اخلاص با نوعي « #سوز » يا « دردمندي » همراه است . و اين سوز است كه دعا را از فرش به عرش مي رساند . پوسته دعا همان الفاظ و آداب ظاهري است ، اما مغز دعا همانا سوز و دردي است كه دعاگو در صميم جان خود مي آزمايد .
#مولانا در داستان موسي و شبان ، دردمندانه شكايت مي كند كه انسانها #روح_دعا را وانهاده اند و به پوسته آن چسبيده اند :
چند از اين الفاظ و اضمار و مجاز
سوز خواهم سوز با آن سوز ساز
آتشي از عشق در جان برفروز
سر به سر فكر و عبادت را بسوز
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه :
https://t.me/beshnofekrkon/895
#عرفان_توحيدي بر مبناي رابطه بينا شخصي ميان انسان و خداوند سامان پذيرفته است .
مهمترين تجلي اين پيوند بينا شخصي ، نوعي #رابطه_زباني ميان خداوند و انسان است .
اگر خداوند باب گفت و شنود با انسان را بگشايد ، اين پديده را « #وحي » مي نامند ، و اگر انسان آغازگر اين رابطه زباني باشد آن را « #دعا » مي خوانند .
وحي و دعا ، گوهر عرفان توحيدي است .
#خداوند در قرآن انسانها را به دعا كردن فراخوانده است و وعده اجابت داده است ( مومن 60 ) .
اين #دعوت پيامد مهمي دارد : خداوند موجودي است كه مي توان او را خواند و از او انتظار پاسخ داشت .
امكان اجابت دعا ، پديده دعا را كانون #حيات_معنوي مي كند .
در قرآن ، #اجابت دعاي انسانها خصوصا در يك وضعيت خاص #تضمين شده است : #وضعيت_اضطرار ( نمل 2 ) .
اما چرا اضطرار به اجابت دعا مي انجامد ؟ شايد به رابطه ايست كه بين اضطرار و #اخلاص وجود دارد .
قرآن بر نقش اخلاص در اجابت دعا تاكيد دارد ( مومن 14 و 65 ) .
و #اضطرار وضعيتي است كه انسان مي تواند از ژرفاي آن #اخلاص را رصد كند .
🌷تجربه #اخلاص در #دو_سطح تحقق مي پذيرد :
☄️1- تجربه « #اخلاص_منفي يا سلبي » : فردي كه تمام هستي اش را در آستانه #نيستي مي بيند ، يكباره به روشني در مي يابد كه هيچ يك از دستاويزهايي كه به آنها اميد بسته بود به كارش نمي آيد .
به محض آنكه فرد #اميد از همگان مي گسلد ، گام نخست اخلاص برداشته شده است .
☄️2- تجربه « #اخلاص_مثبت يا ايجابي » : وقتي كه فرد در مي يابد كه دستاويزهاي مرسوم بي كاره اند ، پابرهنه جانب مسجد روانه مي شود .
يعني انسان مضطري كه دست خود را از هر دستاويزي كوتاه مي بيند ، يكباره خود را #آويخته_موجودي_برتر مي يابد . و به وضوح در مي يابد كه مقدرات هستي اش را در دستان تدبير موجودي از جنس ديگر رقم مي خورد .
و اين گام دوم ، همانا اخلاص مثبت و ايجابي است .
اما وضعيت وجودي اخلاص با نوعي « #سوز » يا « دردمندي » همراه است . و اين سوز است كه دعا را از فرش به عرش مي رساند . پوسته دعا همان الفاظ و آداب ظاهري است ، اما مغز دعا همانا سوز و دردي است كه دعاگو در صميم جان خود مي آزمايد .
#مولانا در داستان موسي و شبان ، دردمندانه شكايت مي كند كه انسانها #روح_دعا را وانهاده اند و به پوسته آن چسبيده اند :
چند از اين الفاظ و اضمار و مجاز
سوز خواهم سوز با آن سوز ساز
آتشي از عشق در جان برفروز
سر به سر فكر و عبادت را بسوز
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه :
https://t.me/beshnofekrkon/895
Telegram
Forwarded from اتچ بات
بخوانيد مرا ! #مراتب_دعا - 1
مراتب دعا در متن سنت عرفان اسلامي ، خصوصا از منظر مولانا ، در #سه_مرتبه زير محقق مي شود :
🌹1- #دعاي_حاجت
نخستين و شايعترين مرتبه دعا « دعاي حاجت » است . در اين مقام ، انسان ، خداوند را براي #رفع_حاجتي از حاجاتش مي خواند .
فرد دعاگو چشم بر #احسان خداي كريم دارد و از او گشودن گره اي را اميد مي برد . در اينجا « #پاسخ » خداوند ، همانا #رفع آن حاجت يا گشوده شدن آن گره است .
#دعاي_حاجت ، در واقع طلب چيزي غير از خداوند است ، و از نظر عارفان ، از خداوند جز خداوند خواستن كاري بغايت ناپسند و عين #كفران نعمت و بي ادبي است .
اما #خداوند به دو دليل به انسانها #اذن داده كه او را براي غير او هم بخوانند :
☄️دليل نخست اينست كه گرچه در اين نوع دعا ، حاجت ، چيزي جز خداست ، اما #دعاگو در هر حال خداوند را به ياري مي خواند نه غير خدا را . و اين اميد و #اتكال ، در رشد روحي او كارساز است .
☄️دليل دوم اينست كه خداوند آدميان غافل را به كمند همين حاجت #بسوي_خود مي كشاند ، به اين اميد كه ايشان اندك اندك چشم از نعمت برگيرند و به چشمان منعم بدوزند .
حال كسي كه به دعا ، خداوند را براي حاجتي غير از خداوند مي خواند به كسي مي ماند كه براي خريد نان به نانوايي مي رود اما جمال نانوا دل او را مي ربايد .
اما دين ورزان در بسياري موارد احساس مي كردند كه دعاي ايشان #بي_اجابت مي ماند و نوميد مي شوند .
🌷#دلايل_تاخير يا #عدم_اجابت دعا از نظر مولانا :
🌵• گاهي #عين_رحمت خداوند است . خداوند به علم خود مي بيند كه برآمدن ان حاجت براي دعاگو متضمن #شري است كه وقوع آن بر آن فرد آشكار نيست .
بس دعاها كان زيانست و هلاك
وز كرم مي نشنود يزدان پاك ( مثنوي 2/140 )
🌵• گاهي برآمدن دعا موجب #غفلت آدمي از خداوند مي شود . فرد تا نيازمند است متوجه خداست اما با برآمدن حاجتش از او غافل مي شود .
🌵• گاهي علت تاخير دعا همانا #مهر ويژه اي است كه خداوند به بنده محبوب خود مي ورزد . او دوست دارد كه صداي بنده محبوبش را بشنود و مي داند كه اگر حاجت او را برآورد از لذت شنيدن صداي او بي نصيب مي شود :
گر چه مي نالد به جان يا مستجار
دل شكسته سينه خسته گو بزار
خوش همي آيد مرا آواز او
و آن خدايا گفتن و آن راز او
( مثنوي 6/4224 به بعد )
🌵• مهمترين دليل گلايه شخص از تاخير يا عدم اجابت دعا ، #عدم_درك درست او از#حقيقت_دعا و مفهوم #اجابت است . از منظر مولانا ، اجابت يا لبيك واقعي از جانب خداوند ، بيش از آن كه برآمدن حاجتي در بيرون باشد ، همانا نفس توفيق خواندن خداوند است .
فردي كه به دعا مي نشيند و خداوند را با شور مي خواند در واقع پيشاپيش در عمق وجودش لطافت و التفاتي يافته است كه او را بسوي خداوند ، و نه غير او ، رانده است .
اين #لطافت_روحي و التفات به امر مقدس ، عين #لبيك_خداوند و پاسخ به روح انسان دعاگو است .
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/896
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/894
مراتب دعا در متن سنت عرفان اسلامي ، خصوصا از منظر مولانا ، در #سه_مرتبه زير محقق مي شود :
🌹1- #دعاي_حاجت
نخستين و شايعترين مرتبه دعا « دعاي حاجت » است . در اين مقام ، انسان ، خداوند را براي #رفع_حاجتي از حاجاتش مي خواند .
فرد دعاگو چشم بر #احسان خداي كريم دارد و از او گشودن گره اي را اميد مي برد . در اينجا « #پاسخ » خداوند ، همانا #رفع آن حاجت يا گشوده شدن آن گره است .
#دعاي_حاجت ، در واقع طلب چيزي غير از خداوند است ، و از نظر عارفان ، از خداوند جز خداوند خواستن كاري بغايت ناپسند و عين #كفران نعمت و بي ادبي است .
اما #خداوند به دو دليل به انسانها #اذن داده كه او را براي غير او هم بخوانند :
☄️دليل نخست اينست كه گرچه در اين نوع دعا ، حاجت ، چيزي جز خداست ، اما #دعاگو در هر حال خداوند را به ياري مي خواند نه غير خدا را . و اين اميد و #اتكال ، در رشد روحي او كارساز است .
☄️دليل دوم اينست كه خداوند آدميان غافل را به كمند همين حاجت #بسوي_خود مي كشاند ، به اين اميد كه ايشان اندك اندك چشم از نعمت برگيرند و به چشمان منعم بدوزند .
حال كسي كه به دعا ، خداوند را براي حاجتي غير از خداوند مي خواند به كسي مي ماند كه براي خريد نان به نانوايي مي رود اما جمال نانوا دل او را مي ربايد .
اما دين ورزان در بسياري موارد احساس مي كردند كه دعاي ايشان #بي_اجابت مي ماند و نوميد مي شوند .
🌷#دلايل_تاخير يا #عدم_اجابت دعا از نظر مولانا :
🌵• گاهي #عين_رحمت خداوند است . خداوند به علم خود مي بيند كه برآمدن ان حاجت براي دعاگو متضمن #شري است كه وقوع آن بر آن فرد آشكار نيست .
بس دعاها كان زيانست و هلاك
وز كرم مي نشنود يزدان پاك ( مثنوي 2/140 )
🌵• گاهي برآمدن دعا موجب #غفلت آدمي از خداوند مي شود . فرد تا نيازمند است متوجه خداست اما با برآمدن حاجتش از او غافل مي شود .
🌵• گاهي علت تاخير دعا همانا #مهر ويژه اي است كه خداوند به بنده محبوب خود مي ورزد . او دوست دارد كه صداي بنده محبوبش را بشنود و مي داند كه اگر حاجت او را برآورد از لذت شنيدن صداي او بي نصيب مي شود :
گر چه مي نالد به جان يا مستجار
دل شكسته سينه خسته گو بزار
خوش همي آيد مرا آواز او
و آن خدايا گفتن و آن راز او
( مثنوي 6/4224 به بعد )
🌵• مهمترين دليل گلايه شخص از تاخير يا عدم اجابت دعا ، #عدم_درك درست او از#حقيقت_دعا و مفهوم #اجابت است . از منظر مولانا ، اجابت يا لبيك واقعي از جانب خداوند ، بيش از آن كه برآمدن حاجتي در بيرون باشد ، همانا نفس توفيق خواندن خداوند است .
فردي كه به دعا مي نشيند و خداوند را با شور مي خواند در واقع پيشاپيش در عمق وجودش لطافت و التفاتي يافته است كه او را بسوي خداوند ، و نه غير او ، رانده است .
اين #لطافت_روحي و التفات به امر مقدس ، عين #لبيك_خداوند و پاسخ به روح انسان دعاگو است .
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/896
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/894
Telegram
Forwarded from اتچ بات
بخوانيد مرا ! #مراتب_دعا - 2
🌹2- #دعاي_محبت
از نگاه مولانا كه در داستانهاي مختلف مثنوي منعكس است ( از جمله داستان خضر و موسي ) ، حقيقت دعا برتر از دعاي حاجت است و سالك طريق نبايد خود را از مراتب رفيعتر اين تجربه معنوي بي بهره نهد .
اين مرتبه بالاتر دعا را مي توان « دعاي محبت » ناميد .
#دعاي_حاجت نهايتا بر مدار « #خود » است نه « #خدا » . يعني دعاگو ، خداوند را نه براي خود او كه براي حاجت خويشتن مي خواند ، گويي خداوند ابزار يا كارگزاريست در خدمت من . به تعبير #سعدي :
تو كز دوست چشمت بر احسان اوست
تو در بند خويشي نه در بند دوست
براي #بالاتر_رفتن از مرتبه حاجت به #مرتبه_محبت ، شخص بايد به مقام « #بي_حاجتي » برآيد .
و اين « بي حاجتي » #دو_معنا مي تواند داشته باشد :
☄️معناي اول ، آنست كه انسان #نيازهاي خود را #نفي و انكار كند .
☄️و اما مطابق معناي دوم ، نفي نيازهاي واقعي انسان كاري ناممكن و بالاتر از آن ويرانگر و #بيمارگونه است .
اتفاقا برآوردن اين نيازها ضامن سلامت جسمي و شكوفايي رواني سالك طريق است .
بنابر اين طبق تلقي دوم ، « بي حاجتي » به معناي نفي و محو نيازهاي بشري نيست ، بلكه به معناي #تغيير_نسبت وجودي فرد با آن نيازهاست . بنابراين انسان بي حاجت ، انساني است كه #امير نيازهاي خود است نه #اسير آنها .
🌹#راه_رهيدن از حاجات
دست كم دو راه براي رسيدن به مقام « بي حاجتي » وجود دارد :
🌵راه اول : فرد #ريشه حاجت مندي هاي انسان را در اين دنيا بشناسد و از آن فراتر برود .
ريشه بسياري از حاجات ما « #خوف و #حزن » است .
اولياي الهي از آن رو به مقام استغنا رسيده اند كه به تعبير قرآني از مرتيه خوف و حزن فراتر رفته اند ( و لا خوف عليهم و لايحزنون )
اما خوف و حزن ، خود #دو_منشا دارد :
❗️ريشه نخست ، نوعي #فقدان است .
#حزن ، اندوه و حسرتي است كه ما نسبت به محبوب از كف رفته مي ورزيم .
و #خوف ، بيم و نگراني اي است كه نسبت به از كف دادن محبوبي در آينده احساس مي كنيم .
بنابراين ، طبق تعليم عارفان ، يكي از مهمترين ريشه هاي اندوه و بيم در اين عالم ، كشف سرشت ناپايدار و جفا پيشه اين عالم است .
#ولي_الهي كسي است كه عاقبت انديشانه ، سعادت و هستي خود را با امور فاني شونده #گره نمي زند .
❗️ريشه دوم خوف و حزن ، « #غفلت » است . كه انسان از عاقبت امور بي خبر است .
#مومن_راستين يا « ينظر به نور الله » است و لذا در پرتو نور حق ، بصيرت و فراستي براي كشف حقيقت و نفوذ به ماوراي پزده غفلت مي يابد و به ياري خداوند از عاقبت امور آگاه مي شود .
و يا #مومن_متوكل است ، يعني خداوند را حكيم و عادل مي داند و رجاي واثق دارد كه آنچه بر او مي گذرد بر نهج عدل است .
بنابراين ، فرد نهايت تلاش خود را مي كند تا روند امور را بر وفق مراد خود كند ، اما اگر نشد ، به حكمت و عدالت خداوند اعتماد مي ورزد و از اينجاست كه راه دوم ، به مقام « بي حاجتي » آغاز مي شود .
🌵راه دوم : كشف كيمياي « #رضا » است .
سالكي كه به مقام رضا مي رسد ، از بند خوف و حزن و لذا از بند حاجتمندي مي رهد .
در مقام رضا ، سالك اراده خود را در اراده معشوق باقي ، يعني خداوند ، در مي بازد .
🌷اما #دعاي_محبت چيست ؟
دعاي محبت ، #خواندن_محبوب است نه براي چيزي جز خود او .
دعاي محبت ، در واقع گفت و شنودي مهر آميز ميان عاشق و معشوق است .
دعاي محبت ، برخلاف دعاي حاجت ، رابطه اي بر مبناي « #نياز » نيست ، بر مبناي « #شوق » است .
دعاي محبت ، مرتبه اي از مراتب وحي است كه عارفان به « #وحي_دل » تعبير مي كنند .
اگر نگاهي به قصه #رويارويي_موسي و #خداوند در اولين برخورد و هم كلام شدن آنها بيندازيم ، با دو سطح متفاوت گفتگو روبرو مي شويم .
🥕سطح اول ، برگزيدن موسي توسط خداوند به رسالت است و 🥕سطح دوم ، پس از انجام اولي ، همكلامي عاشقانه خداوند است و موسي كه با عبارات سوال از خدا كه چه در دست داري و پاسخ موسي كه عصايم است كه با آن فلان و بهمان ميكنم ، به انجام مي رسد .
بنابراين مطابق اين نگاه ، ما با دو سطح رابطه وحي آميز روبرو هستيم : سطح نخست #وحي_رسالت_آميز است كه در ساختار عمودي آن خداوند از موضع ربوبيت سخن مي گويد و موسي از موضع عبوديت مي شنود .
و سطح دوم #وحي_عشق_آميز است كه در ساختار افقي آن ، عاشق و معشوق در كنار يكديگر با هم سخن مي گويند و از لطف حضور هم سرمست مي شوند .
اين سطح دوم همان است كه « #دعاي_محبت » خوانديم .
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/897
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/894
🌹2- #دعاي_محبت
از نگاه مولانا كه در داستانهاي مختلف مثنوي منعكس است ( از جمله داستان خضر و موسي ) ، حقيقت دعا برتر از دعاي حاجت است و سالك طريق نبايد خود را از مراتب رفيعتر اين تجربه معنوي بي بهره نهد .
اين مرتبه بالاتر دعا را مي توان « دعاي محبت » ناميد .
#دعاي_حاجت نهايتا بر مدار « #خود » است نه « #خدا » . يعني دعاگو ، خداوند را نه براي خود او كه براي حاجت خويشتن مي خواند ، گويي خداوند ابزار يا كارگزاريست در خدمت من . به تعبير #سعدي :
تو كز دوست چشمت بر احسان اوست
تو در بند خويشي نه در بند دوست
براي #بالاتر_رفتن از مرتبه حاجت به #مرتبه_محبت ، شخص بايد به مقام « #بي_حاجتي » برآيد .
و اين « بي حاجتي » #دو_معنا مي تواند داشته باشد :
☄️معناي اول ، آنست كه انسان #نيازهاي خود را #نفي و انكار كند .
☄️و اما مطابق معناي دوم ، نفي نيازهاي واقعي انسان كاري ناممكن و بالاتر از آن ويرانگر و #بيمارگونه است .
اتفاقا برآوردن اين نيازها ضامن سلامت جسمي و شكوفايي رواني سالك طريق است .
بنابر اين طبق تلقي دوم ، « بي حاجتي » به معناي نفي و محو نيازهاي بشري نيست ، بلكه به معناي #تغيير_نسبت وجودي فرد با آن نيازهاست . بنابراين انسان بي حاجت ، انساني است كه #امير نيازهاي خود است نه #اسير آنها .
🌹#راه_رهيدن از حاجات
دست كم دو راه براي رسيدن به مقام « بي حاجتي » وجود دارد :
🌵راه اول : فرد #ريشه حاجت مندي هاي انسان را در اين دنيا بشناسد و از آن فراتر برود .
ريشه بسياري از حاجات ما « #خوف و #حزن » است .
اولياي الهي از آن رو به مقام استغنا رسيده اند كه به تعبير قرآني از مرتيه خوف و حزن فراتر رفته اند ( و لا خوف عليهم و لايحزنون )
اما خوف و حزن ، خود #دو_منشا دارد :
❗️ريشه نخست ، نوعي #فقدان است .
#حزن ، اندوه و حسرتي است كه ما نسبت به محبوب از كف رفته مي ورزيم .
و #خوف ، بيم و نگراني اي است كه نسبت به از كف دادن محبوبي در آينده احساس مي كنيم .
بنابراين ، طبق تعليم عارفان ، يكي از مهمترين ريشه هاي اندوه و بيم در اين عالم ، كشف سرشت ناپايدار و جفا پيشه اين عالم است .
#ولي_الهي كسي است كه عاقبت انديشانه ، سعادت و هستي خود را با امور فاني شونده #گره نمي زند .
❗️ريشه دوم خوف و حزن ، « #غفلت » است . كه انسان از عاقبت امور بي خبر است .
#مومن_راستين يا « ينظر به نور الله » است و لذا در پرتو نور حق ، بصيرت و فراستي براي كشف حقيقت و نفوذ به ماوراي پزده غفلت مي يابد و به ياري خداوند از عاقبت امور آگاه مي شود .
و يا #مومن_متوكل است ، يعني خداوند را حكيم و عادل مي داند و رجاي واثق دارد كه آنچه بر او مي گذرد بر نهج عدل است .
بنابراين ، فرد نهايت تلاش خود را مي كند تا روند امور را بر وفق مراد خود كند ، اما اگر نشد ، به حكمت و عدالت خداوند اعتماد مي ورزد و از اينجاست كه راه دوم ، به مقام « بي حاجتي » آغاز مي شود .
🌵راه دوم : كشف كيمياي « #رضا » است .
سالكي كه به مقام رضا مي رسد ، از بند خوف و حزن و لذا از بند حاجتمندي مي رهد .
در مقام رضا ، سالك اراده خود را در اراده معشوق باقي ، يعني خداوند ، در مي بازد .
🌷اما #دعاي_محبت چيست ؟
دعاي محبت ، #خواندن_محبوب است نه براي چيزي جز خود او .
دعاي محبت ، در واقع گفت و شنودي مهر آميز ميان عاشق و معشوق است .
دعاي محبت ، برخلاف دعاي حاجت ، رابطه اي بر مبناي « #نياز » نيست ، بر مبناي « #شوق » است .
دعاي محبت ، مرتبه اي از مراتب وحي است كه عارفان به « #وحي_دل » تعبير مي كنند .
اگر نگاهي به قصه #رويارويي_موسي و #خداوند در اولين برخورد و هم كلام شدن آنها بيندازيم ، با دو سطح متفاوت گفتگو روبرو مي شويم .
🥕سطح اول ، برگزيدن موسي توسط خداوند به رسالت است و 🥕سطح دوم ، پس از انجام اولي ، همكلامي عاشقانه خداوند است و موسي كه با عبارات سوال از خدا كه چه در دست داري و پاسخ موسي كه عصايم است كه با آن فلان و بهمان ميكنم ، به انجام مي رسد .
بنابراين مطابق اين نگاه ، ما با دو سطح رابطه وحي آميز روبرو هستيم : سطح نخست #وحي_رسالت_آميز است كه در ساختار عمودي آن خداوند از موضع ربوبيت سخن مي گويد و موسي از موضع عبوديت مي شنود .
و سطح دوم #وحي_عشق_آميز است كه در ساختار افقي آن ، عاشق و معشوق در كنار يكديگر با هم سخن مي گويند و از لطف حضور هم سرمست مي شوند .
اين سطح دوم همان است كه « #دعاي_محبت » خوانديم .
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/897
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/894
Telegram
Forwarded from اتچ بات
بخوانيد مرا ! #مراتب_دعا - 3
🌹3- #دعاي_فنا
اما دعاي محبت ، آخرين پله نردبان ملاقات خداوند نيست .
در #دعاي_محبت ، هنوز ميان محب و محبوب #فاصله اي است . « من » با « تو » سخن مي گويم و « تو » به « من » پاسخ مي گويي .
يعني ميان دو سوي رابطه ، نوعي فاصله ناشي از #دوگانگي وجود دارد .
اما عارفان ، معتقدند كه گاه مي رسد كه عاشق يكسره خود را در معشوق در مي بازد و در او فاني مي شود .
« #دعاي_فنا » در اين مقام تحقق مي يابد .
در مقام محبت يا رضا ، اين اراده عاشق است كه در معشوق فاني مي شود ، اما در مقام فنا ، عاشق نه فقط اراده خود را بلكه همه هستي اش را در وجود محبوب در مي بازد و از مقام #رضا به مقام #فنا بر مي آيد .
در #مقام_فنا ، دعا كردن ، عين سخن گفتن خداوند است با خداوند ، گويي در اين مقام ، « #من » با « #من_من_تر » سخن مي گويد .
وقتي كه فاصله ميان گوينده و شنونده برمي خيزد ، خواندن محبوب عين خواندن خود است و خواندن خود عين خواندن محبوب .
به بيان ديگر ، خواندن ، #عين_حضور است . دعاي مقام فنا ، « #دعاي_بي_دعايي » است .
دعاي بي دعايي ، دعاي انسان فاني شونده در خداوند است ، دعاي #عاشقي است كه از او چيزي نمانده و وجودش سرشار از محبوب است .
ياد ده ما را سخن هاي دقيق
كه تو را رحم آورد آن اي رفيق
هم دعا از تو اجابت هم ز تو
ايمني از تو مهابت هم ز تو ( مثنوي ، 2/693 به بعد )
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/894
🌹3- #دعاي_فنا
اما دعاي محبت ، آخرين پله نردبان ملاقات خداوند نيست .
در #دعاي_محبت ، هنوز ميان محب و محبوب #فاصله اي است . « من » با « تو » سخن مي گويم و « تو » به « من » پاسخ مي گويي .
يعني ميان دو سوي رابطه ، نوعي فاصله ناشي از #دوگانگي وجود دارد .
اما عارفان ، معتقدند كه گاه مي رسد كه عاشق يكسره خود را در معشوق در مي بازد و در او فاني مي شود .
« #دعاي_فنا » در اين مقام تحقق مي يابد .
در مقام محبت يا رضا ، اين اراده عاشق است كه در معشوق فاني مي شود ، اما در مقام فنا ، عاشق نه فقط اراده خود را بلكه همه هستي اش را در وجود محبوب در مي بازد و از مقام #رضا به مقام #فنا بر مي آيد .
در #مقام_فنا ، دعا كردن ، عين سخن گفتن خداوند است با خداوند ، گويي در اين مقام ، « #من » با « #من_من_تر » سخن مي گويد .
وقتي كه فاصله ميان گوينده و شنونده برمي خيزد ، خواندن محبوب عين خواندن خود است و خواندن خود عين خواندن محبوب .
به بيان ديگر ، خواندن ، #عين_حضور است . دعاي مقام فنا ، « #دعاي_بي_دعايي » است .
دعاي بي دعايي ، دعاي انسان فاني شونده در خداوند است ، دعاي #عاشقي است كه از او چيزي نمانده و وجودش سرشار از محبوب است .
ياد ده ما را سخن هاي دقيق
كه تو را رحم آورد آن اي رفيق
هم دعا از تو اجابت هم ز تو
ايمني از تو مهابت هم ز تو ( مثنوي ، 2/693 به بعد )
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/894
Telegram
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
وصيت امام علي(ع) در مورد ضارب خود ، ابن ملجم : قصاص نه ، بلكه عفو
1- وصيت امام(ع) پس از آنکه ضربت خورد : 1
• من ديروز همراهتان بودم و امروز مايه عبرت شما ميباشم ، و فردا از شما جدا ميگردم.
• اگر ماندم خود اختيار خون خويش را دارم ، و اگر بميرم، مرگ وعدهگاه من است .
• اگر عفو کنم ، براي من نزديک شدن به خدا ، و براي شما نيکي و حسنه است ، پس عفو کنيد. (آيا دوست نداريد خدا شما را بيامرزد؟)
نكته كليدي وصيت امام(ع) : عفو كنيد كه قرب به خدا را همراه دارد .
2- وصيت به حسن و حسين (ع) 2
• شما را به تقوي سفارش ميکنم ، به دنيا روي نياوريد ، گرچه به سراغ شما آيد، و بر آنچه از دنيا از دست ميدهيد اندوهناک مباشيد . ....
سپس در مورد رعايت مقررات عدالت در قصاص فرمود :
اي فرزندان عبدالمطلب :
• مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد و بگوييد : امير مومنان کشته شد.
• بدانيد جز کشنده من کسي ديگر نبايد کشته شود .
• درست بنگريد! اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يک ضربت بزنيد،
• و دست و پا و ديگر اعضاي او را مبريد ، من از رسول خدا (ص) شنيدم که فرمود: (بپرهيزيد از بريدن اعضاي مرده، هر چند سگ ديوانه باشد . )
از کلام حضرت پیداست که عده ای از بنی عبدالمطلب تصمیم داشتند به بهانه ی خونخواهی حضرت علی (ع) دست به کشتارهای وسیع بزنند . اتفاقی که بعد از قتل خلیفه ی سوم در بین مسلمانان رخ داد . تلاش های حضرت (ع) برای منصرف کردن آنها ثمر نداد و ایشان مجبور شدند به خاطر حفظ جان مسلمانان ، با قصاص ابن ملجم موافقت کنند.
با توجه به تذکرات امیرالمومنین (ع) در این وصیت پیداست که مخاطب ایشان نه امام حسن مجتبی علیه السلام است و نه آقا ابا عبد الله الحسین (ع) .
نكات كليدي وصيت امام(ع) :
• دست هایتان را به خون مسلمانان آغشته نکنید!!!
• در برابر یک ضربه ی قاتل بیشتر از یک ضربه نزنید!!!
• جنازه ی او را مثله نکنید !!!
زير نويسها :
1- نامه 23 ( قاله قبل شهادته علي سبيل الوصية لما ضربه ابن ملجم : وصيتي لکم :. ...انا بالامس صاحبکم، واليوم عبرة لکم، و غدا مفارقکم، ان ابق فانا ولي دمي، و ان افن فالفناء ميعادي، و ان اعف فالعفو لي قربة، و هو لکم حسنة، فاعفوا (الا تحبون ان يغفر الله لکم) ....
2- نامه 47 ( و من وصية له ع للحسن والحسين (ع) لما ضربه ابن ملجم : اوصيکما بتقوي الله ، والا تبغيا الدنيا وان بغتکما ، و لا تاسفا علي شيء منها زوي عنکما، ... ثم قال: يا بني عبدالمطلب، لا الفينکم تخوضون دماء المسلمين خوضا، تقولون : قتل اميرالمؤمنين. الا لا تقتلن بي الا قاتلي . انظروا اذا انا مت من ضربته هذه، فاضربوه ضربة بضربة، ولا يمثلوا بالرجل، فاني سمعت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم يقول:( اياکم والمثلة ولو بالکلب العقور) .
محمد صالحي – شب ضربت خوردن امام ، 1395
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- وصيت امام(ع) پس از آنکه ضربت خورد : 1
• من ديروز همراهتان بودم و امروز مايه عبرت شما ميباشم ، و فردا از شما جدا ميگردم.
• اگر ماندم خود اختيار خون خويش را دارم ، و اگر بميرم، مرگ وعدهگاه من است .
• اگر عفو کنم ، براي من نزديک شدن به خدا ، و براي شما نيکي و حسنه است ، پس عفو کنيد. (آيا دوست نداريد خدا شما را بيامرزد؟)
نكته كليدي وصيت امام(ع) : عفو كنيد كه قرب به خدا را همراه دارد .
2- وصيت به حسن و حسين (ع) 2
• شما را به تقوي سفارش ميکنم ، به دنيا روي نياوريد ، گرچه به سراغ شما آيد، و بر آنچه از دنيا از دست ميدهيد اندوهناک مباشيد . ....
سپس در مورد رعايت مقررات عدالت در قصاص فرمود :
اي فرزندان عبدالمطلب :
• مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد و بگوييد : امير مومنان کشته شد.
• بدانيد جز کشنده من کسي ديگر نبايد کشته شود .
• درست بنگريد! اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يک ضربت بزنيد،
• و دست و پا و ديگر اعضاي او را مبريد ، من از رسول خدا (ص) شنيدم که فرمود: (بپرهيزيد از بريدن اعضاي مرده، هر چند سگ ديوانه باشد . )
از کلام حضرت پیداست که عده ای از بنی عبدالمطلب تصمیم داشتند به بهانه ی خونخواهی حضرت علی (ع) دست به کشتارهای وسیع بزنند . اتفاقی که بعد از قتل خلیفه ی سوم در بین مسلمانان رخ داد . تلاش های حضرت (ع) برای منصرف کردن آنها ثمر نداد و ایشان مجبور شدند به خاطر حفظ جان مسلمانان ، با قصاص ابن ملجم موافقت کنند.
با توجه به تذکرات امیرالمومنین (ع) در این وصیت پیداست که مخاطب ایشان نه امام حسن مجتبی علیه السلام است و نه آقا ابا عبد الله الحسین (ع) .
نكات كليدي وصيت امام(ع) :
• دست هایتان را به خون مسلمانان آغشته نکنید!!!
• در برابر یک ضربه ی قاتل بیشتر از یک ضربه نزنید!!!
• جنازه ی او را مثله نکنید !!!
زير نويسها :
1- نامه 23 ( قاله قبل شهادته علي سبيل الوصية لما ضربه ابن ملجم : وصيتي لکم :. ...انا بالامس صاحبکم، واليوم عبرة لکم، و غدا مفارقکم، ان ابق فانا ولي دمي، و ان افن فالفناء ميعادي، و ان اعف فالعفو لي قربة، و هو لکم حسنة، فاعفوا (الا تحبون ان يغفر الله لکم) ....
2- نامه 47 ( و من وصية له ع للحسن والحسين (ع) لما ضربه ابن ملجم : اوصيکما بتقوي الله ، والا تبغيا الدنيا وان بغتکما ، و لا تاسفا علي شيء منها زوي عنکما، ... ثم قال: يا بني عبدالمطلب، لا الفينکم تخوضون دماء المسلمين خوضا، تقولون : قتل اميرالمؤمنين. الا لا تقتلن بي الا قاتلي . انظروا اذا انا مت من ضربته هذه، فاضربوه ضربة بضربة، ولا يمثلوا بالرجل، فاني سمعت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم يقول:( اياکم والمثلة ولو بالکلب العقور) .
محمد صالحي – شب ضربت خوردن امام ، 1395
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from اتچ بات
#احادیث_قرآن_سر_گرفتن - 1
يا #ضعيفند ، يا #مرسلند ، لذا #معتبر_نیستند .
🌹1- ذَکَرْنَا إسْنَادَهُ وَ حَدِیثَهُ فِی کِتَابِ إغَاثَةِ الدَّاعِی وَ لْنَذْکُرْ هَاهُنَا الْمُرَادَ مِنْهُ وَ هُوَ عَنْ مَوْلَانَا الصَّادِقِ علیهالسلام قَالَ خُذِ الْمُصْحَفَ فَدَعْهُ عَلَی رَأْسِکَ وَ قُلْ اللَّهُمَ بِحَقِ هَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلَا أحَدَ أعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ بِکَ یَا اللهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَقُولُ بِمُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِفَاطِمَةَ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحَسَنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحُسَیْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیِّ بْنِ مُوسَی عَشْرَ مَرَّاتٍ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحُجَّةِ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ تَسْألُ حَاجَتَکَ وَ ذَکَرَ فِی حَدِیثِهِ إجَابَةَ الدَّاعِی وَ قَضَاءَ حَوَائِجِه.
***
#بررسی متن و #سند: اگر کسی بخواهد به این حدیث اعتماد کند، واضح است که این عمل مربوط به همه ایام سال است و انحصاری به شب خاصی ندارد، لذا انجام آن در همه شبها و از جملههای شبهای ماه مبارک رمضان مجاز است، اما #نکته_مهم آنکه این حدیث را برای اولین بار سید بن طاووس (#قرن_هفتم) در کتاب اقبال الأعمال (ج ۱، ص ۱۸۷)، #بدون_ذکر_سند از کتاب دیگر خود به نام إغاثة الداعی از امام صادقj (قرن دوم) نقل کرده است و در #نتیجه حدیث #مرسل (حدود ۵۰۰ ساله) است و #معتبر_نیست.
🌹2- مرحوم سید #روایت_دیگری در إقبال الأعمال (ج ۱، ص ۱۸۷) دارد که #شباهتی به این روایت دارد.
ایشان آوردهاند که ذَکَرْنَا إسْنَادَنَا إلَیْهِ فِی کِتَابِ إغَاثَةِ الدَّاعِی عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ رَحِمَهُاللهُ عَنْ مَوْلَانَا مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیهالسلام یَقُولُ فِیهِ خُذِ الْمُصْحَفَ فِی یَدِکَ وَ ارْفَعْهُ فَوْقَ رَأْسِکَ وَ قُلْ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ أرْسَلْتَهُ إلَی خَلْقِکَ وَ بِکُلِّ آیَةٍ هِیَ فِیهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّهِ عَلَیْکَ وَ لَا أحَدَ أعْرَفُ بِحَقِّهِ مِنْکَ یَا سَیِّدِی یَا سَیِّدِی یَا سَیِّدِی یَا اللهُ یَا اللهُ یَا اللهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ بِحَقِّ کُلِّ إمَامٍ وَ تَعُدُّهُمْ حَتَّی تَنْتَهِیَ إلَی إمَامِ زَمَانِکَ عَشْرَ مَرَّاتٍ فَإنَّکَ لَا تَقُومُ مِنْ مَوْضِعِکَ حَتَّی یُقْضَی لَکَ حَاجَتُکَ وَ تَیَسَّرَ لَکَ أمْرُک
که #همان_مطالب قبل درباره این روایت هم #مطرح است. ( مرسل و #نامعتبر )
استاد محقق، شیخ علی ریاحی نبی
ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/900
يا #ضعيفند ، يا #مرسلند ، لذا #معتبر_نیستند .
🌹1- ذَکَرْنَا إسْنَادَهُ وَ حَدِیثَهُ فِی کِتَابِ إغَاثَةِ الدَّاعِی وَ لْنَذْکُرْ هَاهُنَا الْمُرَادَ مِنْهُ وَ هُوَ عَنْ مَوْلَانَا الصَّادِقِ علیهالسلام قَالَ خُذِ الْمُصْحَفَ فَدَعْهُ عَلَی رَأْسِکَ وَ قُلْ اللَّهُمَ بِحَقِ هَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلَا أحَدَ أعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ بِکَ یَا اللهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَقُولُ بِمُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِفَاطِمَةَ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحَسَنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحُسَیْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیِّ بْنِ مُوسَی عَشْرَ مَرَّاتٍ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحُجَّةِ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ تَسْألُ حَاجَتَکَ وَ ذَکَرَ فِی حَدِیثِهِ إجَابَةَ الدَّاعِی وَ قَضَاءَ حَوَائِجِه.
***
#بررسی متن و #سند: اگر کسی بخواهد به این حدیث اعتماد کند، واضح است که این عمل مربوط به همه ایام سال است و انحصاری به شب خاصی ندارد، لذا انجام آن در همه شبها و از جملههای شبهای ماه مبارک رمضان مجاز است، اما #نکته_مهم آنکه این حدیث را برای اولین بار سید بن طاووس (#قرن_هفتم) در کتاب اقبال الأعمال (ج ۱، ص ۱۸۷)، #بدون_ذکر_سند از کتاب دیگر خود به نام إغاثة الداعی از امام صادقj (قرن دوم) نقل کرده است و در #نتیجه حدیث #مرسل (حدود ۵۰۰ ساله) است و #معتبر_نیست.
🌹2- مرحوم سید #روایت_دیگری در إقبال الأعمال (ج ۱، ص ۱۸۷) دارد که #شباهتی به این روایت دارد.
ایشان آوردهاند که ذَکَرْنَا إسْنَادَنَا إلَیْهِ فِی کِتَابِ إغَاثَةِ الدَّاعِی عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ رَحِمَهُاللهُ عَنْ مَوْلَانَا مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیهالسلام یَقُولُ فِیهِ خُذِ الْمُصْحَفَ فِی یَدِکَ وَ ارْفَعْهُ فَوْقَ رَأْسِکَ وَ قُلْ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ أرْسَلْتَهُ إلَی خَلْقِکَ وَ بِکُلِّ آیَةٍ هِیَ فِیهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّهِ عَلَیْکَ وَ لَا أحَدَ أعْرَفُ بِحَقِّهِ مِنْکَ یَا سَیِّدِی یَا سَیِّدِی یَا سَیِّدِی یَا اللهُ یَا اللهُ یَا اللهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ بِحَقِّ کُلِّ إمَامٍ وَ تَعُدُّهُمْ حَتَّی تَنْتَهِیَ إلَی إمَامِ زَمَانِکَ عَشْرَ مَرَّاتٍ فَإنَّکَ لَا تَقُومُ مِنْ مَوْضِعِکَ حَتَّی یُقْضَی لَکَ حَاجَتُکَ وَ تَیَسَّرَ لَکَ أمْرُک
که #همان_مطالب قبل درباره این روایت هم #مطرح است. ( مرسل و #نامعتبر )
استاد محقق، شیخ علی ریاحی نبی
ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/900
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
#احادیث_قرآن_سر_گرفتن - 2
يا #ضعيفند ، يا #مرسلند ، لذا #معتبر_نیستند .
🌹3- أبُومُحَمَّدٍ الْفَحَّامُ قَالَ حَدَّثَنِی أبُوالْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ أحْمَدَ الْهَاشِمِیُّ الْمَنْصُورِیُّ بِسُرَّمَنْرَأی قَالَ حَدَّثَنَا أبُوالسَّرِیِّ سَهْلُ بْنُ یَعْقُوبَ بْنِ إسْحَاقَ مُؤَذِّنُ الْمَسْجِدِ الْمُعَلَّقِ بِصَفِّ شَنِیفٍ بِسُرَّمَنْرَأی سَنَةَ ثَمَانٍ وَ تِسْعِینَ وَ مِائَتَیْنِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُطَهَّرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ الدَّیْلَمِیِّ عَنْ أبِیهِ قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إلَی سَیِّدِنَا الصَّادِقِ علیهالسلام فَقَالَ لَهُ یَا سَیِّدِی أشْکُو إلَیْکَ دَیْناً رَکِبَنِی وَ سُلْطَاناً غَشَمَنِی وَ أُرِیدُ أنْ تُعَلِّمَنِی دُعَاءً أغْتَنِمُ بِهِ غَنِیمَةً أقْضِی بِهَا دَیْنِی وَ أُکفَی بِهَا ظُلْمَ سُلْطَانِی فَقَالَ إذَا جَنَّکَ اللَّیْلُ فَصَلِّ رَکْعَتَیْنِ اقْرَأْ فِی الْأُولَی مِنْهُمَا الْحَمْدَ وَ آیَةَ الْکُرْسِیِّ وَ فِی الرَّکْعَةِ الثَّانِیَةِ الْحَمْدَ وَ آخِرَ الْحَشْرِ لَوْ أنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ إلَی خَاتِمَةِ السُّورَةِ ثُمَّ خُذِ الْمُصْحَفَ فَدَعْهُ عَلَی رَأْسِکَ وَ قُلْ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلَا أحَدَ أعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ بِکَ یَا اللهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَقُولُ یَا مُحَمَّدُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیُّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا فَاطِمَةُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حَسَنُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حُسَیْنُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسَی عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حُجَّةُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَسْألُ اللهَ (تَعَالَی) حَاجَتَکَ قَالَ فَمَضَی الرَّجُلُ وَ عَادَ إلَیْهِ بَعْدَ مُدَّةٍ قَدْ قَضَی دَیْنَهُ وَ صَلَحَ لَهُ سُلْطَانُهُ وَ عَظُمَ یَسَارُهُ.
#بررسی متن و سند: در این حدیث را که #شیخ_صدوق در الأمالی (ص ۲۹۲) روایت کرده است، دستورالعملی برای ادای دین و رهایی از ظلم سلطان است، لذا :
#اولا انجام آن مربوط به زمان خاصی نیست و
#ثانیا مراحلی دارد که عبارت است از دو رکعت نماز که در رکعت اول بعد از سوره حمد، باید آیة الکرسی را خواند و در رکعت دوم، آیات پایانی سوره حشر و سپس قرآن را بر سر نهاد و سایر کارها را مراحل را طی کردف ،
اما #نکته_مهم در این است که این حدیث نیر در #نهایت_ضعف است.
علاوه بر اینکه #تعدادی از رجال سند این روایت #مجهول هستند، محمد بن سلیمان الدیلمی و پدرش، هر دو از غلات بوده و در نقل حدیث بسیار ضعیف هستند و به حدیث آنها نمیتوان اعتماد کرد.
🍇فراموش نکنیم که یکی از اقدامات #جاعلان حدیث روایاتی بوده که موجب #امیدواری مردم به برآورده نشدن خواستههایشان بوده و این مطلبی است که در پایان این روایت دیده میشود.
(توضیح اضافه استاد ریاحی: این به آن معنا نیست که هرروایتی چنین مطلبی داشت، غیر معتبر است، بلکه وقتی چنین مطلبی را ضعفا نقل میکنند، قابل تأمل میشود.)
بخش قرآن و حدیث
مؤسسه حکمت اسلامی احتجاج
استاد محقق، شیخ علی ریاحی نبی
http://www.ehtejaj.com
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/899
يا #ضعيفند ، يا #مرسلند ، لذا #معتبر_نیستند .
🌹3- أبُومُحَمَّدٍ الْفَحَّامُ قَالَ حَدَّثَنِی أبُوالْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ أحْمَدَ الْهَاشِمِیُّ الْمَنْصُورِیُّ بِسُرَّمَنْرَأی قَالَ حَدَّثَنَا أبُوالسَّرِیِّ سَهْلُ بْنُ یَعْقُوبَ بْنِ إسْحَاقَ مُؤَذِّنُ الْمَسْجِدِ الْمُعَلَّقِ بِصَفِّ شَنِیفٍ بِسُرَّمَنْرَأی سَنَةَ ثَمَانٍ وَ تِسْعِینَ وَ مِائَتَیْنِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُطَهَّرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ الدَّیْلَمِیِّ عَنْ أبِیهِ قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إلَی سَیِّدِنَا الصَّادِقِ علیهالسلام فَقَالَ لَهُ یَا سَیِّدِی أشْکُو إلَیْکَ دَیْناً رَکِبَنِی وَ سُلْطَاناً غَشَمَنِی وَ أُرِیدُ أنْ تُعَلِّمَنِی دُعَاءً أغْتَنِمُ بِهِ غَنِیمَةً أقْضِی بِهَا دَیْنِی وَ أُکفَی بِهَا ظُلْمَ سُلْطَانِی فَقَالَ إذَا جَنَّکَ اللَّیْلُ فَصَلِّ رَکْعَتَیْنِ اقْرَأْ فِی الْأُولَی مِنْهُمَا الْحَمْدَ وَ آیَةَ الْکُرْسِیِّ وَ فِی الرَّکْعَةِ الثَّانِیَةِ الْحَمْدَ وَ آخِرَ الْحَشْرِ لَوْ أنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ إلَی خَاتِمَةِ السُّورَةِ ثُمَّ خُذِ الْمُصْحَفَ فَدَعْهُ عَلَی رَأْسِکَ وَ قُلْ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلَا أحَدَ أعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ بِکَ یَا اللهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَقُولُ یَا مُحَمَّدُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیُّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا فَاطِمَةُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حَسَنُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حُسَیْنُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسَی عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حُجَّةُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَسْألُ اللهَ (تَعَالَی) حَاجَتَکَ قَالَ فَمَضَی الرَّجُلُ وَ عَادَ إلَیْهِ بَعْدَ مُدَّةٍ قَدْ قَضَی دَیْنَهُ وَ صَلَحَ لَهُ سُلْطَانُهُ وَ عَظُمَ یَسَارُهُ.
#بررسی متن و سند: در این حدیث را که #شیخ_صدوق در الأمالی (ص ۲۹۲) روایت کرده است، دستورالعملی برای ادای دین و رهایی از ظلم سلطان است، لذا :
#اولا انجام آن مربوط به زمان خاصی نیست و
#ثانیا مراحلی دارد که عبارت است از دو رکعت نماز که در رکعت اول بعد از سوره حمد، باید آیة الکرسی را خواند و در رکعت دوم، آیات پایانی سوره حشر و سپس قرآن را بر سر نهاد و سایر کارها را مراحل را طی کردف ،
اما #نکته_مهم در این است که این حدیث نیر در #نهایت_ضعف است.
علاوه بر اینکه #تعدادی از رجال سند این روایت #مجهول هستند، محمد بن سلیمان الدیلمی و پدرش، هر دو از غلات بوده و در نقل حدیث بسیار ضعیف هستند و به حدیث آنها نمیتوان اعتماد کرد.
🍇فراموش نکنیم که یکی از اقدامات #جاعلان حدیث روایاتی بوده که موجب #امیدواری مردم به برآورده نشدن خواستههایشان بوده و این مطلبی است که در پایان این روایت دیده میشود.
(توضیح اضافه استاد ریاحی: این به آن معنا نیست که هرروایتی چنین مطلبی داشت، غیر معتبر است، بلکه وقتی چنین مطلبی را ضعفا نقل میکنند، قابل تأمل میشود.)
بخش قرآن و حدیث
مؤسسه حکمت اسلامی احتجاج
استاد محقق، شیخ علی ریاحی نبی
http://www.ehtejaj.com
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/899
Telegram
attach 📎
#همه_زنان_مقصرند(۲۸فروردین۹۶)
شبکه های اجتماعی هرچند گاهی روابطِ #خانواده ها را به تیرگی کشانده است ولی در پیشبُردِ هدف ها و روابطِ اجتماعی نقش مؤثری ایفا کرده است .
بگذریم، پیامک را باز کردم، باز هم طبق معمول خانمی از نامأمونسی شوهرِ خود گله داشت که او #مرد_سالار است و مَرا محدود کرده، راه حلّش این بود که طلاق گرفته تا بتواند مهریه اش را از او بگیرد .
☄️امّا به راستی #زنانِ ما چقدر در #پروراندنِ مردانِ سالار بر زنان سهیم هستند؟
به نظرم همگی سهیم اند ، مخصوصاً زنانی که خواهانِ #حقوق_مستقل اند .
در #غرب زنان وقتی دیدند حقوقِ مساوی با مردان شان ندارند #خود را تغییر دادند نه همسران شان را .
☄️در جامعه ما #زنان در پی این هستند که #مردان را تغییر داده و ورق را به سمتِ خود بکشانند .
در جوامعِ مرد سالار، #مردان از همه حقوق برخوردارند، ولی شاهد هستیم که #مطالبه_زنان از مردان پایین کشیدنِ آنان از جایگاه سالاریّت است و هیچ تلاشی برای اینکه زنان خود جدای از حقوقِ مردان رشد یابند وجود ندارد .
☄️#مشکلِ عمده جامعه ی ما این است که زنان با مطالبه حقوقِ خود خواهانِ #محدود کردنِ اختیاراتِ مردان هستند و در مقابل تلاشی برای #استقلالِ خود نمی کنند ولی همیشه معترضند،
اگر بدانند فی المثل امروزه «#مهریه» نقض کننده شخصیتِ حقیقی/حقوقی مستقلِ زنان است می پذیرند ولی حاضر نیستند از آن #امتناع کرده و به دنبالِ راه های دیگر بروند، شاید دلیلِ چنین مسئله این است که زنانِ ما تعریفی از حقوقِ برابر ندارند .
☄️من مشکل را در خودِ زنان دیده و آنان را در #نقض حقوقِ شان بیش از مردان سهیم و مایه سرزنش می دانم زیرا نه حاضر به تغییرِ خود بلکه در مقابل فرصت های تغییر سرسختانه (برخلافِ تفکرات شان) می ایستند، این گونه رفتار در آینده دامنگیرِ #فرزندان خواهد شد، #نسلِ جدید با آموزه های استقلال طلبی رشد یافته ولی نمی دانند چگونه از فرصت ها استفاده کنند و نمی دانند که برای استقلال باید خیلی از حقوقِ الانِ خود را کنار بگذارند و این این ندانسته ها باعثِ تنش در زندگی های آینده می شود .
☄️مشکل جایی است که #زنان خواهانِ #حقوق_مستقل و #شخصیت_وابسته هستند، این مساله خودفرمانروا بودنِ آنان را نفی می کند، در حالی که مهم موضوع استقلال خودفرمانروا شدن است .
☄️به عبارت دیگر #استقلال یعنی #حمایت زن و مرد از یکدیگر بارِ حقوقی ندارد بلکه یک #وظیفه_اخلاقی تعریف می شود .
☄️#قوانین_حقوقی الزاماً باید #اخلاقی باشند ولی اخلاق لزومی ندارد حتما قانون باشد به همین دلیل در یک #زندگیِ مستقل ، زن و مرد اخلاقاً باید #حامی یکدیگر باشند و این ورای وابسته بودن است .
🍇در عین حال #زنان باید دو کارِ مهم انجام دهند :
❗️ ۱) یافته های خود از حقوقِ مستقل را افزایش دهند و بدانند که برایِ به استقلال رسیدن و حفظِ نسلِ آینده از «پارادوکسِ زیستی» باید خیلی از #حقوقِ فعلی خود مانند #مهریه، نفقه و... را #کنار بگذارند و شیوه های نوینی را در این خصوص بکار بندند
❗️ ۲) سودای #تغییرِ_مردان را فراموش کرده و به #تغییرِ تفکراتِ خود بپاخیزند .
➕ لتعارفوا | فکرک های من |
@fekr_rak
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍇جهت #مطالعه_بيشتر به آدرسهاي زير مراجعه شود :
🕴شریعت ، جریانی سیال در قانون گذاری در گذر زمان ( شريعت و حقوق زن )
https://telegram.me/beshnofekrkon/85
🕴تفاوتها ي زن عصر نزول و زن امروز و احكام شريعت
https://telegram.me/beshnofekrkon/13
شبکه های اجتماعی هرچند گاهی روابطِ #خانواده ها را به تیرگی کشانده است ولی در پیشبُردِ هدف ها و روابطِ اجتماعی نقش مؤثری ایفا کرده است .
بگذریم، پیامک را باز کردم، باز هم طبق معمول خانمی از نامأمونسی شوهرِ خود گله داشت که او #مرد_سالار است و مَرا محدود کرده، راه حلّش این بود که طلاق گرفته تا بتواند مهریه اش را از او بگیرد .
☄️امّا به راستی #زنانِ ما چقدر در #پروراندنِ مردانِ سالار بر زنان سهیم هستند؟
به نظرم همگی سهیم اند ، مخصوصاً زنانی که خواهانِ #حقوق_مستقل اند .
در #غرب زنان وقتی دیدند حقوقِ مساوی با مردان شان ندارند #خود را تغییر دادند نه همسران شان را .
☄️در جامعه ما #زنان در پی این هستند که #مردان را تغییر داده و ورق را به سمتِ خود بکشانند .
در جوامعِ مرد سالار، #مردان از همه حقوق برخوردارند، ولی شاهد هستیم که #مطالبه_زنان از مردان پایین کشیدنِ آنان از جایگاه سالاریّت است و هیچ تلاشی برای اینکه زنان خود جدای از حقوقِ مردان رشد یابند وجود ندارد .
☄️#مشکلِ عمده جامعه ی ما این است که زنان با مطالبه حقوقِ خود خواهانِ #محدود کردنِ اختیاراتِ مردان هستند و در مقابل تلاشی برای #استقلالِ خود نمی کنند ولی همیشه معترضند،
اگر بدانند فی المثل امروزه «#مهریه» نقض کننده شخصیتِ حقیقی/حقوقی مستقلِ زنان است می پذیرند ولی حاضر نیستند از آن #امتناع کرده و به دنبالِ راه های دیگر بروند، شاید دلیلِ چنین مسئله این است که زنانِ ما تعریفی از حقوقِ برابر ندارند .
☄️من مشکل را در خودِ زنان دیده و آنان را در #نقض حقوقِ شان بیش از مردان سهیم و مایه سرزنش می دانم زیرا نه حاضر به تغییرِ خود بلکه در مقابل فرصت های تغییر سرسختانه (برخلافِ تفکرات شان) می ایستند، این گونه رفتار در آینده دامنگیرِ #فرزندان خواهد شد، #نسلِ جدید با آموزه های استقلال طلبی رشد یافته ولی نمی دانند چگونه از فرصت ها استفاده کنند و نمی دانند که برای استقلال باید خیلی از حقوقِ الانِ خود را کنار بگذارند و این این ندانسته ها باعثِ تنش در زندگی های آینده می شود .
☄️مشکل جایی است که #زنان خواهانِ #حقوق_مستقل و #شخصیت_وابسته هستند، این مساله خودفرمانروا بودنِ آنان را نفی می کند، در حالی که مهم موضوع استقلال خودفرمانروا شدن است .
☄️به عبارت دیگر #استقلال یعنی #حمایت زن و مرد از یکدیگر بارِ حقوقی ندارد بلکه یک #وظیفه_اخلاقی تعریف می شود .
☄️#قوانین_حقوقی الزاماً باید #اخلاقی باشند ولی اخلاق لزومی ندارد حتما قانون باشد به همین دلیل در یک #زندگیِ مستقل ، زن و مرد اخلاقاً باید #حامی یکدیگر باشند و این ورای وابسته بودن است .
🍇در عین حال #زنان باید دو کارِ مهم انجام دهند :
❗️ ۱) یافته های خود از حقوقِ مستقل را افزایش دهند و بدانند که برایِ به استقلال رسیدن و حفظِ نسلِ آینده از «پارادوکسِ زیستی» باید خیلی از #حقوقِ فعلی خود مانند #مهریه، نفقه و... را #کنار بگذارند و شیوه های نوینی را در این خصوص بکار بندند
❗️ ۲) سودای #تغییرِ_مردان را فراموش کرده و به #تغییرِ تفکراتِ خود بپاخیزند .
➕ لتعارفوا | فکرک های من |
@fekr_rak
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍇جهت #مطالعه_بيشتر به آدرسهاي زير مراجعه شود :
🕴شریعت ، جریانی سیال در قانون گذاری در گذر زمان ( شريعت و حقوق زن )
https://telegram.me/beshnofekrkon/85
🕴تفاوتها ي زن عصر نزول و زن امروز و احكام شريعت
https://telegram.me/beshnofekrkon/13
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
در نگاه اسلام ، حاكميت سياسي جامعه ، امري آسماني نيست . @beshnofekrkon
#نبوت ، منصب و #حقي_الهي است كه به پيامبر_ص) #عطا مي شود .
ولي #ولایت ، قراردادي اجتماعي و از #حقوق_مردم است كه با #راي آنها محقق مي شود .
https://telegram.me/beshnofekrkon
ولي #ولایت ، قراردادي اجتماعي و از #حقوق_مردم است كه با #راي آنها محقق مي شود .
https://telegram.me/beshnofekrkon