Forwarded from اتچ بات
بخوانيد مرا ! #مراتب_دعا - 1
مراتب دعا در متن سنت عرفان اسلامي ، خصوصا از منظر مولانا ، در #سه_مرتبه زير محقق مي شود :
🌹1- #دعاي_حاجت
نخستين و شايعترين مرتبه دعا « دعاي حاجت » است . در اين مقام ، انسان ، خداوند را براي #رفع_حاجتي از حاجاتش مي خواند .
فرد دعاگو چشم بر #احسان خداي كريم دارد و از او گشودن گره اي را اميد مي برد . در اينجا « #پاسخ » خداوند ، همانا #رفع آن حاجت يا گشوده شدن آن گره است .
#دعاي_حاجت ، در واقع طلب چيزي غير از خداوند است ، و از نظر عارفان ، از خداوند جز خداوند خواستن كاري بغايت ناپسند و عين #كفران نعمت و بي ادبي است .
اما #خداوند به دو دليل به انسانها #اذن داده كه او را براي غير او هم بخوانند :
☄️دليل نخست اينست كه گرچه در اين نوع دعا ، حاجت ، چيزي جز خداست ، اما #دعاگو در هر حال خداوند را به ياري مي خواند نه غير خدا را . و اين اميد و #اتكال ، در رشد روحي او كارساز است .
☄️دليل دوم اينست كه خداوند آدميان غافل را به كمند همين حاجت #بسوي_خود مي كشاند ، به اين اميد كه ايشان اندك اندك چشم از نعمت برگيرند و به چشمان منعم بدوزند .
حال كسي كه به دعا ، خداوند را براي حاجتي غير از خداوند مي خواند به كسي مي ماند كه براي خريد نان به نانوايي مي رود اما جمال نانوا دل او را مي ربايد .
اما دين ورزان در بسياري موارد احساس مي كردند كه دعاي ايشان #بي_اجابت مي ماند و نوميد مي شوند .
🌷#دلايل_تاخير يا #عدم_اجابت دعا از نظر مولانا :
🌵• گاهي #عين_رحمت خداوند است . خداوند به علم خود مي بيند كه برآمدن ان حاجت براي دعاگو متضمن #شري است كه وقوع آن بر آن فرد آشكار نيست .
بس دعاها كان زيانست و هلاك
وز كرم مي نشنود يزدان پاك ( مثنوي 2/140 )
🌵• گاهي برآمدن دعا موجب #غفلت آدمي از خداوند مي شود . فرد تا نيازمند است متوجه خداست اما با برآمدن حاجتش از او غافل مي شود .
🌵• گاهي علت تاخير دعا همانا #مهر ويژه اي است كه خداوند به بنده محبوب خود مي ورزد . او دوست دارد كه صداي بنده محبوبش را بشنود و مي داند كه اگر حاجت او را برآورد از لذت شنيدن صداي او بي نصيب مي شود :
گر چه مي نالد به جان يا مستجار
دل شكسته سينه خسته گو بزار
خوش همي آيد مرا آواز او
و آن خدايا گفتن و آن راز او
( مثنوي 6/4224 به بعد )
🌵• مهمترين دليل گلايه شخص از تاخير يا عدم اجابت دعا ، #عدم_درك درست او از#حقيقت_دعا و مفهوم #اجابت است . از منظر مولانا ، اجابت يا لبيك واقعي از جانب خداوند ، بيش از آن كه برآمدن حاجتي در بيرون باشد ، همانا نفس توفيق خواندن خداوند است .
فردي كه به دعا مي نشيند و خداوند را با شور مي خواند در واقع پيشاپيش در عمق وجودش لطافت و التفاتي يافته است كه او را بسوي خداوند ، و نه غير او ، رانده است .
اين #لطافت_روحي و التفات به امر مقدس ، عين #لبيك_خداوند و پاسخ به روح انسان دعاگو است .
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/896
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/894
مراتب دعا در متن سنت عرفان اسلامي ، خصوصا از منظر مولانا ، در #سه_مرتبه زير محقق مي شود :
🌹1- #دعاي_حاجت
نخستين و شايعترين مرتبه دعا « دعاي حاجت » است . در اين مقام ، انسان ، خداوند را براي #رفع_حاجتي از حاجاتش مي خواند .
فرد دعاگو چشم بر #احسان خداي كريم دارد و از او گشودن گره اي را اميد مي برد . در اينجا « #پاسخ » خداوند ، همانا #رفع آن حاجت يا گشوده شدن آن گره است .
#دعاي_حاجت ، در واقع طلب چيزي غير از خداوند است ، و از نظر عارفان ، از خداوند جز خداوند خواستن كاري بغايت ناپسند و عين #كفران نعمت و بي ادبي است .
اما #خداوند به دو دليل به انسانها #اذن داده كه او را براي غير او هم بخوانند :
☄️دليل نخست اينست كه گرچه در اين نوع دعا ، حاجت ، چيزي جز خداست ، اما #دعاگو در هر حال خداوند را به ياري مي خواند نه غير خدا را . و اين اميد و #اتكال ، در رشد روحي او كارساز است .
☄️دليل دوم اينست كه خداوند آدميان غافل را به كمند همين حاجت #بسوي_خود مي كشاند ، به اين اميد كه ايشان اندك اندك چشم از نعمت برگيرند و به چشمان منعم بدوزند .
حال كسي كه به دعا ، خداوند را براي حاجتي غير از خداوند مي خواند به كسي مي ماند كه براي خريد نان به نانوايي مي رود اما جمال نانوا دل او را مي ربايد .
اما دين ورزان در بسياري موارد احساس مي كردند كه دعاي ايشان #بي_اجابت مي ماند و نوميد مي شوند .
🌷#دلايل_تاخير يا #عدم_اجابت دعا از نظر مولانا :
🌵• گاهي #عين_رحمت خداوند است . خداوند به علم خود مي بيند كه برآمدن ان حاجت براي دعاگو متضمن #شري است كه وقوع آن بر آن فرد آشكار نيست .
بس دعاها كان زيانست و هلاك
وز كرم مي نشنود يزدان پاك ( مثنوي 2/140 )
🌵• گاهي برآمدن دعا موجب #غفلت آدمي از خداوند مي شود . فرد تا نيازمند است متوجه خداست اما با برآمدن حاجتش از او غافل مي شود .
🌵• گاهي علت تاخير دعا همانا #مهر ويژه اي است كه خداوند به بنده محبوب خود مي ورزد . او دوست دارد كه صداي بنده محبوبش را بشنود و مي داند كه اگر حاجت او را برآورد از لذت شنيدن صداي او بي نصيب مي شود :
گر چه مي نالد به جان يا مستجار
دل شكسته سينه خسته گو بزار
خوش همي آيد مرا آواز او
و آن خدايا گفتن و آن راز او
( مثنوي 6/4224 به بعد )
🌵• مهمترين دليل گلايه شخص از تاخير يا عدم اجابت دعا ، #عدم_درك درست او از#حقيقت_دعا و مفهوم #اجابت است . از منظر مولانا ، اجابت يا لبيك واقعي از جانب خداوند ، بيش از آن كه برآمدن حاجتي در بيرون باشد ، همانا نفس توفيق خواندن خداوند است .
فردي كه به دعا مي نشيند و خداوند را با شور مي خواند در واقع پيشاپيش در عمق وجودش لطافت و التفاتي يافته است كه او را بسوي خداوند ، و نه غير او ، رانده است .
اين #لطافت_روحي و التفات به امر مقدس ، عين #لبيك_خداوند و پاسخ به روح انسان دعاگو است .
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/896
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/894
Telegram
Forwarded from اتچ بات
بخوانيد مرا ! #مراتب_دعا - 2
🌹2- #دعاي_محبت
از نگاه مولانا كه در داستانهاي مختلف مثنوي منعكس است ( از جمله داستان خضر و موسي ) ، حقيقت دعا برتر از دعاي حاجت است و سالك طريق نبايد خود را از مراتب رفيعتر اين تجربه معنوي بي بهره نهد .
اين مرتبه بالاتر دعا را مي توان « دعاي محبت » ناميد .
#دعاي_حاجت نهايتا بر مدار « #خود » است نه « #خدا » . يعني دعاگو ، خداوند را نه براي خود او كه براي حاجت خويشتن مي خواند ، گويي خداوند ابزار يا كارگزاريست در خدمت من . به تعبير #سعدي :
تو كز دوست چشمت بر احسان اوست
تو در بند خويشي نه در بند دوست
براي #بالاتر_رفتن از مرتبه حاجت به #مرتبه_محبت ، شخص بايد به مقام « #بي_حاجتي » برآيد .
و اين « بي حاجتي » #دو_معنا مي تواند داشته باشد :
☄️معناي اول ، آنست كه انسان #نيازهاي خود را #نفي و انكار كند .
☄️و اما مطابق معناي دوم ، نفي نيازهاي واقعي انسان كاري ناممكن و بالاتر از آن ويرانگر و #بيمارگونه است .
اتفاقا برآوردن اين نيازها ضامن سلامت جسمي و شكوفايي رواني سالك طريق است .
بنابر اين طبق تلقي دوم ، « بي حاجتي » به معناي نفي و محو نيازهاي بشري نيست ، بلكه به معناي #تغيير_نسبت وجودي فرد با آن نيازهاست . بنابراين انسان بي حاجت ، انساني است كه #امير نيازهاي خود است نه #اسير آنها .
🌹#راه_رهيدن از حاجات
دست كم دو راه براي رسيدن به مقام « بي حاجتي » وجود دارد :
🌵راه اول : فرد #ريشه حاجت مندي هاي انسان را در اين دنيا بشناسد و از آن فراتر برود .
ريشه بسياري از حاجات ما « #خوف و #حزن » است .
اولياي الهي از آن رو به مقام استغنا رسيده اند كه به تعبير قرآني از مرتيه خوف و حزن فراتر رفته اند ( و لا خوف عليهم و لايحزنون )
اما خوف و حزن ، خود #دو_منشا دارد :
❗️ريشه نخست ، نوعي #فقدان است .
#حزن ، اندوه و حسرتي است كه ما نسبت به محبوب از كف رفته مي ورزيم .
و #خوف ، بيم و نگراني اي است كه نسبت به از كف دادن محبوبي در آينده احساس مي كنيم .
بنابراين ، طبق تعليم عارفان ، يكي از مهمترين ريشه هاي اندوه و بيم در اين عالم ، كشف سرشت ناپايدار و جفا پيشه اين عالم است .
#ولي_الهي كسي است كه عاقبت انديشانه ، سعادت و هستي خود را با امور فاني شونده #گره نمي زند .
❗️ريشه دوم خوف و حزن ، « #غفلت » است . كه انسان از عاقبت امور بي خبر است .
#مومن_راستين يا « ينظر به نور الله » است و لذا در پرتو نور حق ، بصيرت و فراستي براي كشف حقيقت و نفوذ به ماوراي پزده غفلت مي يابد و به ياري خداوند از عاقبت امور آگاه مي شود .
و يا #مومن_متوكل است ، يعني خداوند را حكيم و عادل مي داند و رجاي واثق دارد كه آنچه بر او مي گذرد بر نهج عدل است .
بنابراين ، فرد نهايت تلاش خود را مي كند تا روند امور را بر وفق مراد خود كند ، اما اگر نشد ، به حكمت و عدالت خداوند اعتماد مي ورزد و از اينجاست كه راه دوم ، به مقام « بي حاجتي » آغاز مي شود .
🌵راه دوم : كشف كيمياي « #رضا » است .
سالكي كه به مقام رضا مي رسد ، از بند خوف و حزن و لذا از بند حاجتمندي مي رهد .
در مقام رضا ، سالك اراده خود را در اراده معشوق باقي ، يعني خداوند ، در مي بازد .
🌷اما #دعاي_محبت چيست ؟
دعاي محبت ، #خواندن_محبوب است نه براي چيزي جز خود او .
دعاي محبت ، در واقع گفت و شنودي مهر آميز ميان عاشق و معشوق است .
دعاي محبت ، برخلاف دعاي حاجت ، رابطه اي بر مبناي « #نياز » نيست ، بر مبناي « #شوق » است .
دعاي محبت ، مرتبه اي از مراتب وحي است كه عارفان به « #وحي_دل » تعبير مي كنند .
اگر نگاهي به قصه #رويارويي_موسي و #خداوند در اولين برخورد و هم كلام شدن آنها بيندازيم ، با دو سطح متفاوت گفتگو روبرو مي شويم .
🥕سطح اول ، برگزيدن موسي توسط خداوند به رسالت است و 🥕سطح دوم ، پس از انجام اولي ، همكلامي عاشقانه خداوند است و موسي كه با عبارات سوال از خدا كه چه در دست داري و پاسخ موسي كه عصايم است كه با آن فلان و بهمان ميكنم ، به انجام مي رسد .
بنابراين مطابق اين نگاه ، ما با دو سطح رابطه وحي آميز روبرو هستيم : سطح نخست #وحي_رسالت_آميز است كه در ساختار عمودي آن خداوند از موضع ربوبيت سخن مي گويد و موسي از موضع عبوديت مي شنود .
و سطح دوم #وحي_عشق_آميز است كه در ساختار افقي آن ، عاشق و معشوق در كنار يكديگر با هم سخن مي گويند و از لطف حضور هم سرمست مي شوند .
اين سطح دوم همان است كه « #دعاي_محبت » خوانديم .
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/897
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/894
🌹2- #دعاي_محبت
از نگاه مولانا كه در داستانهاي مختلف مثنوي منعكس است ( از جمله داستان خضر و موسي ) ، حقيقت دعا برتر از دعاي حاجت است و سالك طريق نبايد خود را از مراتب رفيعتر اين تجربه معنوي بي بهره نهد .
اين مرتبه بالاتر دعا را مي توان « دعاي محبت » ناميد .
#دعاي_حاجت نهايتا بر مدار « #خود » است نه « #خدا » . يعني دعاگو ، خداوند را نه براي خود او كه براي حاجت خويشتن مي خواند ، گويي خداوند ابزار يا كارگزاريست در خدمت من . به تعبير #سعدي :
تو كز دوست چشمت بر احسان اوست
تو در بند خويشي نه در بند دوست
براي #بالاتر_رفتن از مرتبه حاجت به #مرتبه_محبت ، شخص بايد به مقام « #بي_حاجتي » برآيد .
و اين « بي حاجتي » #دو_معنا مي تواند داشته باشد :
☄️معناي اول ، آنست كه انسان #نيازهاي خود را #نفي و انكار كند .
☄️و اما مطابق معناي دوم ، نفي نيازهاي واقعي انسان كاري ناممكن و بالاتر از آن ويرانگر و #بيمارگونه است .
اتفاقا برآوردن اين نيازها ضامن سلامت جسمي و شكوفايي رواني سالك طريق است .
بنابر اين طبق تلقي دوم ، « بي حاجتي » به معناي نفي و محو نيازهاي بشري نيست ، بلكه به معناي #تغيير_نسبت وجودي فرد با آن نيازهاست . بنابراين انسان بي حاجت ، انساني است كه #امير نيازهاي خود است نه #اسير آنها .
🌹#راه_رهيدن از حاجات
دست كم دو راه براي رسيدن به مقام « بي حاجتي » وجود دارد :
🌵راه اول : فرد #ريشه حاجت مندي هاي انسان را در اين دنيا بشناسد و از آن فراتر برود .
ريشه بسياري از حاجات ما « #خوف و #حزن » است .
اولياي الهي از آن رو به مقام استغنا رسيده اند كه به تعبير قرآني از مرتيه خوف و حزن فراتر رفته اند ( و لا خوف عليهم و لايحزنون )
اما خوف و حزن ، خود #دو_منشا دارد :
❗️ريشه نخست ، نوعي #فقدان است .
#حزن ، اندوه و حسرتي است كه ما نسبت به محبوب از كف رفته مي ورزيم .
و #خوف ، بيم و نگراني اي است كه نسبت به از كف دادن محبوبي در آينده احساس مي كنيم .
بنابراين ، طبق تعليم عارفان ، يكي از مهمترين ريشه هاي اندوه و بيم در اين عالم ، كشف سرشت ناپايدار و جفا پيشه اين عالم است .
#ولي_الهي كسي است كه عاقبت انديشانه ، سعادت و هستي خود را با امور فاني شونده #گره نمي زند .
❗️ريشه دوم خوف و حزن ، « #غفلت » است . كه انسان از عاقبت امور بي خبر است .
#مومن_راستين يا « ينظر به نور الله » است و لذا در پرتو نور حق ، بصيرت و فراستي براي كشف حقيقت و نفوذ به ماوراي پزده غفلت مي يابد و به ياري خداوند از عاقبت امور آگاه مي شود .
و يا #مومن_متوكل است ، يعني خداوند را حكيم و عادل مي داند و رجاي واثق دارد كه آنچه بر او مي گذرد بر نهج عدل است .
بنابراين ، فرد نهايت تلاش خود را مي كند تا روند امور را بر وفق مراد خود كند ، اما اگر نشد ، به حكمت و عدالت خداوند اعتماد مي ورزد و از اينجاست كه راه دوم ، به مقام « بي حاجتي » آغاز مي شود .
🌵راه دوم : كشف كيمياي « #رضا » است .
سالكي كه به مقام رضا مي رسد ، از بند خوف و حزن و لذا از بند حاجتمندي مي رهد .
در مقام رضا ، سالك اراده خود را در اراده معشوق باقي ، يعني خداوند ، در مي بازد .
🌷اما #دعاي_محبت چيست ؟
دعاي محبت ، #خواندن_محبوب است نه براي چيزي جز خود او .
دعاي محبت ، در واقع گفت و شنودي مهر آميز ميان عاشق و معشوق است .
دعاي محبت ، برخلاف دعاي حاجت ، رابطه اي بر مبناي « #نياز » نيست ، بر مبناي « #شوق » است .
دعاي محبت ، مرتبه اي از مراتب وحي است كه عارفان به « #وحي_دل » تعبير مي كنند .
اگر نگاهي به قصه #رويارويي_موسي و #خداوند در اولين برخورد و هم كلام شدن آنها بيندازيم ، با دو سطح متفاوت گفتگو روبرو مي شويم .
🥕سطح اول ، برگزيدن موسي توسط خداوند به رسالت است و 🥕سطح دوم ، پس از انجام اولي ، همكلامي عاشقانه خداوند است و موسي كه با عبارات سوال از خدا كه چه در دست داري و پاسخ موسي كه عصايم است كه با آن فلان و بهمان ميكنم ، به انجام مي رسد .
بنابراين مطابق اين نگاه ، ما با دو سطح رابطه وحي آميز روبرو هستيم : سطح نخست #وحي_رسالت_آميز است كه در ساختار عمودي آن خداوند از موضع ربوبيت سخن مي گويد و موسي از موضع عبوديت مي شنود .
و سطح دوم #وحي_عشق_آميز است كه در ساختار افقي آن ، عاشق و معشوق در كنار يكديگر با هم سخن مي گويند و از لطف حضور هم سرمست مي شوند .
اين سطح دوم همان است كه « #دعاي_محبت » خوانديم .
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/897
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/894
Telegram
Forwarded from اتچ بات
بخوانيد مرا ! #مراتب_دعا - 3
🌹3- #دعاي_فنا
اما دعاي محبت ، آخرين پله نردبان ملاقات خداوند نيست .
در #دعاي_محبت ، هنوز ميان محب و محبوب #فاصله اي است . « من » با « تو » سخن مي گويم و « تو » به « من » پاسخ مي گويي .
يعني ميان دو سوي رابطه ، نوعي فاصله ناشي از #دوگانگي وجود دارد .
اما عارفان ، معتقدند كه گاه مي رسد كه عاشق يكسره خود را در معشوق در مي بازد و در او فاني مي شود .
« #دعاي_فنا » در اين مقام تحقق مي يابد .
در مقام محبت يا رضا ، اين اراده عاشق است كه در معشوق فاني مي شود ، اما در مقام فنا ، عاشق نه فقط اراده خود را بلكه همه هستي اش را در وجود محبوب در مي بازد و از مقام #رضا به مقام #فنا بر مي آيد .
در #مقام_فنا ، دعا كردن ، عين سخن گفتن خداوند است با خداوند ، گويي در اين مقام ، « #من » با « #من_من_تر » سخن مي گويد .
وقتي كه فاصله ميان گوينده و شنونده برمي خيزد ، خواندن محبوب عين خواندن خود است و خواندن خود عين خواندن محبوب .
به بيان ديگر ، خواندن ، #عين_حضور است . دعاي مقام فنا ، « #دعاي_بي_دعايي » است .
دعاي بي دعايي ، دعاي انسان فاني شونده در خداوند است ، دعاي #عاشقي است كه از او چيزي نمانده و وجودش سرشار از محبوب است .
ياد ده ما را سخن هاي دقيق
كه تو را رحم آورد آن اي رفيق
هم دعا از تو اجابت هم ز تو
ايمني از تو مهابت هم ز تو ( مثنوي ، 2/693 به بعد )
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/894
🌹3- #دعاي_فنا
اما دعاي محبت ، آخرين پله نردبان ملاقات خداوند نيست .
در #دعاي_محبت ، هنوز ميان محب و محبوب #فاصله اي است . « من » با « تو » سخن مي گويم و « تو » به « من » پاسخ مي گويي .
يعني ميان دو سوي رابطه ، نوعي فاصله ناشي از #دوگانگي وجود دارد .
اما عارفان ، معتقدند كه گاه مي رسد كه عاشق يكسره خود را در معشوق در مي بازد و در او فاني مي شود .
« #دعاي_فنا » در اين مقام تحقق مي يابد .
در مقام محبت يا رضا ، اين اراده عاشق است كه در معشوق فاني مي شود ، اما در مقام فنا ، عاشق نه فقط اراده خود را بلكه همه هستي اش را در وجود محبوب در مي بازد و از مقام #رضا به مقام #فنا بر مي آيد .
در #مقام_فنا ، دعا كردن ، عين سخن گفتن خداوند است با خداوند ، گويي در اين مقام ، « #من » با « #من_من_تر » سخن مي گويد .
وقتي كه فاصله ميان گوينده و شنونده برمي خيزد ، خواندن محبوب عين خواندن خود است و خواندن خود عين خواندن محبوب .
به بيان ديگر ، خواندن ، #عين_حضور است . دعاي مقام فنا ، « #دعاي_بي_دعايي » است .
دعاي بي دعايي ، دعاي انسان فاني شونده در خداوند است ، دعاي #عاشقي است كه از او چيزي نمانده و وجودش سرشار از محبوب است .
ياد ده ما را سخن هاي دقيق
كه تو را رحم آورد آن اي رفيق
هم دعا از تو اجابت هم ز تو
ايمني از تو مهابت هم ز تو ( مثنوي ، 2/693 به بعد )
#كتاب_آينه_جان – فصل پنجم ( بخوانيد مرا ! ) - دكتر #آرش_نراقي استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/894
Telegram
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
وصيت امام علي(ع) در مورد ضارب خود ، ابن ملجم : قصاص نه ، بلكه عفو
1- وصيت امام(ع) پس از آنکه ضربت خورد : 1
• من ديروز همراهتان بودم و امروز مايه عبرت شما ميباشم ، و فردا از شما جدا ميگردم.
• اگر ماندم خود اختيار خون خويش را دارم ، و اگر بميرم، مرگ وعدهگاه من است .
• اگر عفو کنم ، براي من نزديک شدن به خدا ، و براي شما نيکي و حسنه است ، پس عفو کنيد. (آيا دوست نداريد خدا شما را بيامرزد؟)
نكته كليدي وصيت امام(ع) : عفو كنيد كه قرب به خدا را همراه دارد .
2- وصيت به حسن و حسين (ع) 2
• شما را به تقوي سفارش ميکنم ، به دنيا روي نياوريد ، گرچه به سراغ شما آيد، و بر آنچه از دنيا از دست ميدهيد اندوهناک مباشيد . ....
سپس در مورد رعايت مقررات عدالت در قصاص فرمود :
اي فرزندان عبدالمطلب :
• مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد و بگوييد : امير مومنان کشته شد.
• بدانيد جز کشنده من کسي ديگر نبايد کشته شود .
• درست بنگريد! اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يک ضربت بزنيد،
• و دست و پا و ديگر اعضاي او را مبريد ، من از رسول خدا (ص) شنيدم که فرمود: (بپرهيزيد از بريدن اعضاي مرده، هر چند سگ ديوانه باشد . )
از کلام حضرت پیداست که عده ای از بنی عبدالمطلب تصمیم داشتند به بهانه ی خونخواهی حضرت علی (ع) دست به کشتارهای وسیع بزنند . اتفاقی که بعد از قتل خلیفه ی سوم در بین مسلمانان رخ داد . تلاش های حضرت (ع) برای منصرف کردن آنها ثمر نداد و ایشان مجبور شدند به خاطر حفظ جان مسلمانان ، با قصاص ابن ملجم موافقت کنند.
با توجه به تذکرات امیرالمومنین (ع) در این وصیت پیداست که مخاطب ایشان نه امام حسن مجتبی علیه السلام است و نه آقا ابا عبد الله الحسین (ع) .
نكات كليدي وصيت امام(ع) :
• دست هایتان را به خون مسلمانان آغشته نکنید!!!
• در برابر یک ضربه ی قاتل بیشتر از یک ضربه نزنید!!!
• جنازه ی او را مثله نکنید !!!
زير نويسها :
1- نامه 23 ( قاله قبل شهادته علي سبيل الوصية لما ضربه ابن ملجم : وصيتي لکم :. ...انا بالامس صاحبکم، واليوم عبرة لکم، و غدا مفارقکم، ان ابق فانا ولي دمي، و ان افن فالفناء ميعادي، و ان اعف فالعفو لي قربة، و هو لکم حسنة، فاعفوا (الا تحبون ان يغفر الله لکم) ....
2- نامه 47 ( و من وصية له ع للحسن والحسين (ع) لما ضربه ابن ملجم : اوصيکما بتقوي الله ، والا تبغيا الدنيا وان بغتکما ، و لا تاسفا علي شيء منها زوي عنکما، ... ثم قال: يا بني عبدالمطلب، لا الفينکم تخوضون دماء المسلمين خوضا، تقولون : قتل اميرالمؤمنين. الا لا تقتلن بي الا قاتلي . انظروا اذا انا مت من ضربته هذه، فاضربوه ضربة بضربة، ولا يمثلوا بالرجل، فاني سمعت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم يقول:( اياکم والمثلة ولو بالکلب العقور) .
محمد صالحي – شب ضربت خوردن امام ، 1395
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- وصيت امام(ع) پس از آنکه ضربت خورد : 1
• من ديروز همراهتان بودم و امروز مايه عبرت شما ميباشم ، و فردا از شما جدا ميگردم.
• اگر ماندم خود اختيار خون خويش را دارم ، و اگر بميرم، مرگ وعدهگاه من است .
• اگر عفو کنم ، براي من نزديک شدن به خدا ، و براي شما نيکي و حسنه است ، پس عفو کنيد. (آيا دوست نداريد خدا شما را بيامرزد؟)
نكته كليدي وصيت امام(ع) : عفو كنيد كه قرب به خدا را همراه دارد .
2- وصيت به حسن و حسين (ع) 2
• شما را به تقوي سفارش ميکنم ، به دنيا روي نياوريد ، گرچه به سراغ شما آيد، و بر آنچه از دنيا از دست ميدهيد اندوهناک مباشيد . ....
سپس در مورد رعايت مقررات عدالت در قصاص فرمود :
اي فرزندان عبدالمطلب :
• مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد و بگوييد : امير مومنان کشته شد.
• بدانيد جز کشنده من کسي ديگر نبايد کشته شود .
• درست بنگريد! اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يک ضربت بزنيد،
• و دست و پا و ديگر اعضاي او را مبريد ، من از رسول خدا (ص) شنيدم که فرمود: (بپرهيزيد از بريدن اعضاي مرده، هر چند سگ ديوانه باشد . )
از کلام حضرت پیداست که عده ای از بنی عبدالمطلب تصمیم داشتند به بهانه ی خونخواهی حضرت علی (ع) دست به کشتارهای وسیع بزنند . اتفاقی که بعد از قتل خلیفه ی سوم در بین مسلمانان رخ داد . تلاش های حضرت (ع) برای منصرف کردن آنها ثمر نداد و ایشان مجبور شدند به خاطر حفظ جان مسلمانان ، با قصاص ابن ملجم موافقت کنند.
با توجه به تذکرات امیرالمومنین (ع) در این وصیت پیداست که مخاطب ایشان نه امام حسن مجتبی علیه السلام است و نه آقا ابا عبد الله الحسین (ع) .
نكات كليدي وصيت امام(ع) :
• دست هایتان را به خون مسلمانان آغشته نکنید!!!
• در برابر یک ضربه ی قاتل بیشتر از یک ضربه نزنید!!!
• جنازه ی او را مثله نکنید !!!
زير نويسها :
1- نامه 23 ( قاله قبل شهادته علي سبيل الوصية لما ضربه ابن ملجم : وصيتي لکم :. ...انا بالامس صاحبکم، واليوم عبرة لکم، و غدا مفارقکم، ان ابق فانا ولي دمي، و ان افن فالفناء ميعادي، و ان اعف فالعفو لي قربة، و هو لکم حسنة، فاعفوا (الا تحبون ان يغفر الله لکم) ....
2- نامه 47 ( و من وصية له ع للحسن والحسين (ع) لما ضربه ابن ملجم : اوصيکما بتقوي الله ، والا تبغيا الدنيا وان بغتکما ، و لا تاسفا علي شيء منها زوي عنکما، ... ثم قال: يا بني عبدالمطلب، لا الفينکم تخوضون دماء المسلمين خوضا، تقولون : قتل اميرالمؤمنين. الا لا تقتلن بي الا قاتلي . انظروا اذا انا مت من ضربته هذه، فاضربوه ضربة بضربة، ولا يمثلوا بالرجل، فاني سمعت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم يقول:( اياکم والمثلة ولو بالکلب العقور) .
محمد صالحي – شب ضربت خوردن امام ، 1395
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from اتچ بات
#احادیث_قرآن_سر_گرفتن - 1
يا #ضعيفند ، يا #مرسلند ، لذا #معتبر_نیستند .
🌹1- ذَکَرْنَا إسْنَادَهُ وَ حَدِیثَهُ فِی کِتَابِ إغَاثَةِ الدَّاعِی وَ لْنَذْکُرْ هَاهُنَا الْمُرَادَ مِنْهُ وَ هُوَ عَنْ مَوْلَانَا الصَّادِقِ علیهالسلام قَالَ خُذِ الْمُصْحَفَ فَدَعْهُ عَلَی رَأْسِکَ وَ قُلْ اللَّهُمَ بِحَقِ هَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلَا أحَدَ أعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ بِکَ یَا اللهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَقُولُ بِمُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِفَاطِمَةَ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحَسَنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحُسَیْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیِّ بْنِ مُوسَی عَشْرَ مَرَّاتٍ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحُجَّةِ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ تَسْألُ حَاجَتَکَ وَ ذَکَرَ فِی حَدِیثِهِ إجَابَةَ الدَّاعِی وَ قَضَاءَ حَوَائِجِه.
***
#بررسی متن و #سند: اگر کسی بخواهد به این حدیث اعتماد کند، واضح است که این عمل مربوط به همه ایام سال است و انحصاری به شب خاصی ندارد، لذا انجام آن در همه شبها و از جملههای شبهای ماه مبارک رمضان مجاز است، اما #نکته_مهم آنکه این حدیث را برای اولین بار سید بن طاووس (#قرن_هفتم) در کتاب اقبال الأعمال (ج ۱، ص ۱۸۷)، #بدون_ذکر_سند از کتاب دیگر خود به نام إغاثة الداعی از امام صادقj (قرن دوم) نقل کرده است و در #نتیجه حدیث #مرسل (حدود ۵۰۰ ساله) است و #معتبر_نیست.
🌹2- مرحوم سید #روایت_دیگری در إقبال الأعمال (ج ۱، ص ۱۸۷) دارد که #شباهتی به این روایت دارد.
ایشان آوردهاند که ذَکَرْنَا إسْنَادَنَا إلَیْهِ فِی کِتَابِ إغَاثَةِ الدَّاعِی عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ رَحِمَهُاللهُ عَنْ مَوْلَانَا مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیهالسلام یَقُولُ فِیهِ خُذِ الْمُصْحَفَ فِی یَدِکَ وَ ارْفَعْهُ فَوْقَ رَأْسِکَ وَ قُلْ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ أرْسَلْتَهُ إلَی خَلْقِکَ وَ بِکُلِّ آیَةٍ هِیَ فِیهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّهِ عَلَیْکَ وَ لَا أحَدَ أعْرَفُ بِحَقِّهِ مِنْکَ یَا سَیِّدِی یَا سَیِّدِی یَا سَیِّدِی یَا اللهُ یَا اللهُ یَا اللهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ بِحَقِّ کُلِّ إمَامٍ وَ تَعُدُّهُمْ حَتَّی تَنْتَهِیَ إلَی إمَامِ زَمَانِکَ عَشْرَ مَرَّاتٍ فَإنَّکَ لَا تَقُومُ مِنْ مَوْضِعِکَ حَتَّی یُقْضَی لَکَ حَاجَتُکَ وَ تَیَسَّرَ لَکَ أمْرُک
که #همان_مطالب قبل درباره این روایت هم #مطرح است. ( مرسل و #نامعتبر )
استاد محقق، شیخ علی ریاحی نبی
ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/900
يا #ضعيفند ، يا #مرسلند ، لذا #معتبر_نیستند .
🌹1- ذَکَرْنَا إسْنَادَهُ وَ حَدِیثَهُ فِی کِتَابِ إغَاثَةِ الدَّاعِی وَ لْنَذْکُرْ هَاهُنَا الْمُرَادَ مِنْهُ وَ هُوَ عَنْ مَوْلَانَا الصَّادِقِ علیهالسلام قَالَ خُذِ الْمُصْحَفَ فَدَعْهُ عَلَی رَأْسِکَ وَ قُلْ اللَّهُمَ بِحَقِ هَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلَا أحَدَ أعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ بِکَ یَا اللهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَقُولُ بِمُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِفَاطِمَةَ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحَسَنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحُسَیْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیِّ بْنِ مُوسَی عَشْرَ مَرَّاتٍ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِالْحُجَّةِ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ تَسْألُ حَاجَتَکَ وَ ذَکَرَ فِی حَدِیثِهِ إجَابَةَ الدَّاعِی وَ قَضَاءَ حَوَائِجِه.
***
#بررسی متن و #سند: اگر کسی بخواهد به این حدیث اعتماد کند، واضح است که این عمل مربوط به همه ایام سال است و انحصاری به شب خاصی ندارد، لذا انجام آن در همه شبها و از جملههای شبهای ماه مبارک رمضان مجاز است، اما #نکته_مهم آنکه این حدیث را برای اولین بار سید بن طاووس (#قرن_هفتم) در کتاب اقبال الأعمال (ج ۱، ص ۱۸۷)، #بدون_ذکر_سند از کتاب دیگر خود به نام إغاثة الداعی از امام صادقj (قرن دوم) نقل کرده است و در #نتیجه حدیث #مرسل (حدود ۵۰۰ ساله) است و #معتبر_نیست.
🌹2- مرحوم سید #روایت_دیگری در إقبال الأعمال (ج ۱، ص ۱۸۷) دارد که #شباهتی به این روایت دارد.
ایشان آوردهاند که ذَکَرْنَا إسْنَادَنَا إلَیْهِ فِی کِتَابِ إغَاثَةِ الدَّاعِی عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ رَحِمَهُاللهُ عَنْ مَوْلَانَا مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیهالسلام یَقُولُ فِیهِ خُذِ الْمُصْحَفَ فِی یَدِکَ وَ ارْفَعْهُ فَوْقَ رَأْسِکَ وَ قُلْ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ أرْسَلْتَهُ إلَی خَلْقِکَ وَ بِکُلِّ آیَةٍ هِیَ فِیهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّهِ عَلَیْکَ وَ لَا أحَدَ أعْرَفُ بِحَقِّهِ مِنْکَ یَا سَیِّدِی یَا سَیِّدِی یَا سَیِّدِی یَا اللهُ یَا اللهُ یَا اللهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ بِحَقِّ کُلِّ إمَامٍ وَ تَعُدُّهُمْ حَتَّی تَنْتَهِیَ إلَی إمَامِ زَمَانِکَ عَشْرَ مَرَّاتٍ فَإنَّکَ لَا تَقُومُ مِنْ مَوْضِعِکَ حَتَّی یُقْضَی لَکَ حَاجَتُکَ وَ تَیَسَّرَ لَکَ أمْرُک
که #همان_مطالب قبل درباره این روایت هم #مطرح است. ( مرسل و #نامعتبر )
استاد محقق، شیخ علی ریاحی نبی
ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/900
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
#احادیث_قرآن_سر_گرفتن - 2
يا #ضعيفند ، يا #مرسلند ، لذا #معتبر_نیستند .
🌹3- أبُومُحَمَّدٍ الْفَحَّامُ قَالَ حَدَّثَنِی أبُوالْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ أحْمَدَ الْهَاشِمِیُّ الْمَنْصُورِیُّ بِسُرَّمَنْرَأی قَالَ حَدَّثَنَا أبُوالسَّرِیِّ سَهْلُ بْنُ یَعْقُوبَ بْنِ إسْحَاقَ مُؤَذِّنُ الْمَسْجِدِ الْمُعَلَّقِ بِصَفِّ شَنِیفٍ بِسُرَّمَنْرَأی سَنَةَ ثَمَانٍ وَ تِسْعِینَ وَ مِائَتَیْنِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُطَهَّرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ الدَّیْلَمِیِّ عَنْ أبِیهِ قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إلَی سَیِّدِنَا الصَّادِقِ علیهالسلام فَقَالَ لَهُ یَا سَیِّدِی أشْکُو إلَیْکَ دَیْناً رَکِبَنِی وَ سُلْطَاناً غَشَمَنِی وَ أُرِیدُ أنْ تُعَلِّمَنِی دُعَاءً أغْتَنِمُ بِهِ غَنِیمَةً أقْضِی بِهَا دَیْنِی وَ أُکفَی بِهَا ظُلْمَ سُلْطَانِی فَقَالَ إذَا جَنَّکَ اللَّیْلُ فَصَلِّ رَکْعَتَیْنِ اقْرَأْ فِی الْأُولَی مِنْهُمَا الْحَمْدَ وَ آیَةَ الْکُرْسِیِّ وَ فِی الرَّکْعَةِ الثَّانِیَةِ الْحَمْدَ وَ آخِرَ الْحَشْرِ لَوْ أنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ إلَی خَاتِمَةِ السُّورَةِ ثُمَّ خُذِ الْمُصْحَفَ فَدَعْهُ عَلَی رَأْسِکَ وَ قُلْ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلَا أحَدَ أعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ بِکَ یَا اللهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَقُولُ یَا مُحَمَّدُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیُّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا فَاطِمَةُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حَسَنُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حُسَیْنُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسَی عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حُجَّةُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَسْألُ اللهَ (تَعَالَی) حَاجَتَکَ قَالَ فَمَضَی الرَّجُلُ وَ عَادَ إلَیْهِ بَعْدَ مُدَّةٍ قَدْ قَضَی دَیْنَهُ وَ صَلَحَ لَهُ سُلْطَانُهُ وَ عَظُمَ یَسَارُهُ.
#بررسی متن و سند: در این حدیث را که #شیخ_صدوق در الأمالی (ص ۲۹۲) روایت کرده است، دستورالعملی برای ادای دین و رهایی از ظلم سلطان است، لذا :
#اولا انجام آن مربوط به زمان خاصی نیست و
#ثانیا مراحلی دارد که عبارت است از دو رکعت نماز که در رکعت اول بعد از سوره حمد، باید آیة الکرسی را خواند و در رکعت دوم، آیات پایانی سوره حشر و سپس قرآن را بر سر نهاد و سایر کارها را مراحل را طی کردف ،
اما #نکته_مهم در این است که این حدیث نیر در #نهایت_ضعف است.
علاوه بر اینکه #تعدادی از رجال سند این روایت #مجهول هستند، محمد بن سلیمان الدیلمی و پدرش، هر دو از غلات بوده و در نقل حدیث بسیار ضعیف هستند و به حدیث آنها نمیتوان اعتماد کرد.
🍇فراموش نکنیم که یکی از اقدامات #جاعلان حدیث روایاتی بوده که موجب #امیدواری مردم به برآورده نشدن خواستههایشان بوده و این مطلبی است که در پایان این روایت دیده میشود.
(توضیح اضافه استاد ریاحی: این به آن معنا نیست که هرروایتی چنین مطلبی داشت، غیر معتبر است، بلکه وقتی چنین مطلبی را ضعفا نقل میکنند، قابل تأمل میشود.)
بخش قرآن و حدیث
مؤسسه حکمت اسلامی احتجاج
استاد محقق، شیخ علی ریاحی نبی
http://www.ehtejaj.com
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/899
يا #ضعيفند ، يا #مرسلند ، لذا #معتبر_نیستند .
🌹3- أبُومُحَمَّدٍ الْفَحَّامُ قَالَ حَدَّثَنِی أبُوالْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ أحْمَدَ الْهَاشِمِیُّ الْمَنْصُورِیُّ بِسُرَّمَنْرَأی قَالَ حَدَّثَنَا أبُوالسَّرِیِّ سَهْلُ بْنُ یَعْقُوبَ بْنِ إسْحَاقَ مُؤَذِّنُ الْمَسْجِدِ الْمُعَلَّقِ بِصَفِّ شَنِیفٍ بِسُرَّمَنْرَأی سَنَةَ ثَمَانٍ وَ تِسْعِینَ وَ مِائَتَیْنِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُطَهَّرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ الدَّیْلَمِیِّ عَنْ أبِیهِ قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إلَی سَیِّدِنَا الصَّادِقِ علیهالسلام فَقَالَ لَهُ یَا سَیِّدِی أشْکُو إلَیْکَ دَیْناً رَکِبَنِی وَ سُلْطَاناً غَشَمَنِی وَ أُرِیدُ أنْ تُعَلِّمَنِی دُعَاءً أغْتَنِمُ بِهِ غَنِیمَةً أقْضِی بِهَا دَیْنِی وَ أُکفَی بِهَا ظُلْمَ سُلْطَانِی فَقَالَ إذَا جَنَّکَ اللَّیْلُ فَصَلِّ رَکْعَتَیْنِ اقْرَأْ فِی الْأُولَی مِنْهُمَا الْحَمْدَ وَ آیَةَ الْکُرْسِیِّ وَ فِی الرَّکْعَةِ الثَّانِیَةِ الْحَمْدَ وَ آخِرَ الْحَشْرِ لَوْ أنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ إلَی خَاتِمَةِ السُّورَةِ ثُمَّ خُذِ الْمُصْحَفَ فَدَعْهُ عَلَی رَأْسِکَ وَ قُلْ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلَا أحَدَ أعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ بِکَ یَا اللهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَقُولُ یَا مُحَمَّدُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیُّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا فَاطِمَةُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حَسَنُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حُسَیْنُ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسَی عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا حُجَّةُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تَسْألُ اللهَ (تَعَالَی) حَاجَتَکَ قَالَ فَمَضَی الرَّجُلُ وَ عَادَ إلَیْهِ بَعْدَ مُدَّةٍ قَدْ قَضَی دَیْنَهُ وَ صَلَحَ لَهُ سُلْطَانُهُ وَ عَظُمَ یَسَارُهُ.
#بررسی متن و سند: در این حدیث را که #شیخ_صدوق در الأمالی (ص ۲۹۲) روایت کرده است، دستورالعملی برای ادای دین و رهایی از ظلم سلطان است، لذا :
#اولا انجام آن مربوط به زمان خاصی نیست و
#ثانیا مراحلی دارد که عبارت است از دو رکعت نماز که در رکعت اول بعد از سوره حمد، باید آیة الکرسی را خواند و در رکعت دوم، آیات پایانی سوره حشر و سپس قرآن را بر سر نهاد و سایر کارها را مراحل را طی کردف ،
اما #نکته_مهم در این است که این حدیث نیر در #نهایت_ضعف است.
علاوه بر اینکه #تعدادی از رجال سند این روایت #مجهول هستند، محمد بن سلیمان الدیلمی و پدرش، هر دو از غلات بوده و در نقل حدیث بسیار ضعیف هستند و به حدیث آنها نمیتوان اعتماد کرد.
🍇فراموش نکنیم که یکی از اقدامات #جاعلان حدیث روایاتی بوده که موجب #امیدواری مردم به برآورده نشدن خواستههایشان بوده و این مطلبی است که در پایان این روایت دیده میشود.
(توضیح اضافه استاد ریاحی: این به آن معنا نیست که هرروایتی چنین مطلبی داشت، غیر معتبر است، بلکه وقتی چنین مطلبی را ضعفا نقل میکنند، قابل تأمل میشود.)
بخش قرآن و حدیث
مؤسسه حکمت اسلامی احتجاج
استاد محقق، شیخ علی ریاحی نبی
http://www.ehtejaj.com
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/899
Telegram
attach 📎
#همه_زنان_مقصرند(۲۸فروردین۹۶)
شبکه های اجتماعی هرچند گاهی روابطِ #خانواده ها را به تیرگی کشانده است ولی در پیشبُردِ هدف ها و روابطِ اجتماعی نقش مؤثری ایفا کرده است .
بگذریم، پیامک را باز کردم، باز هم طبق معمول خانمی از نامأمونسی شوهرِ خود گله داشت که او #مرد_سالار است و مَرا محدود کرده، راه حلّش این بود که طلاق گرفته تا بتواند مهریه اش را از او بگیرد .
☄️امّا به راستی #زنانِ ما چقدر در #پروراندنِ مردانِ سالار بر زنان سهیم هستند؟
به نظرم همگی سهیم اند ، مخصوصاً زنانی که خواهانِ #حقوق_مستقل اند .
در #غرب زنان وقتی دیدند حقوقِ مساوی با مردان شان ندارند #خود را تغییر دادند نه همسران شان را .
☄️در جامعه ما #زنان در پی این هستند که #مردان را تغییر داده و ورق را به سمتِ خود بکشانند .
در جوامعِ مرد سالار، #مردان از همه حقوق برخوردارند، ولی شاهد هستیم که #مطالبه_زنان از مردان پایین کشیدنِ آنان از جایگاه سالاریّت است و هیچ تلاشی برای اینکه زنان خود جدای از حقوقِ مردان رشد یابند وجود ندارد .
☄️#مشکلِ عمده جامعه ی ما این است که زنان با مطالبه حقوقِ خود خواهانِ #محدود کردنِ اختیاراتِ مردان هستند و در مقابل تلاشی برای #استقلالِ خود نمی کنند ولی همیشه معترضند،
اگر بدانند فی المثل امروزه «#مهریه» نقض کننده شخصیتِ حقیقی/حقوقی مستقلِ زنان است می پذیرند ولی حاضر نیستند از آن #امتناع کرده و به دنبالِ راه های دیگر بروند، شاید دلیلِ چنین مسئله این است که زنانِ ما تعریفی از حقوقِ برابر ندارند .
☄️من مشکل را در خودِ زنان دیده و آنان را در #نقض حقوقِ شان بیش از مردان سهیم و مایه سرزنش می دانم زیرا نه حاضر به تغییرِ خود بلکه در مقابل فرصت های تغییر سرسختانه (برخلافِ تفکرات شان) می ایستند، این گونه رفتار در آینده دامنگیرِ #فرزندان خواهد شد، #نسلِ جدید با آموزه های استقلال طلبی رشد یافته ولی نمی دانند چگونه از فرصت ها استفاده کنند و نمی دانند که برای استقلال باید خیلی از حقوقِ الانِ خود را کنار بگذارند و این این ندانسته ها باعثِ تنش در زندگی های آینده می شود .
☄️مشکل جایی است که #زنان خواهانِ #حقوق_مستقل و #شخصیت_وابسته هستند، این مساله خودفرمانروا بودنِ آنان را نفی می کند، در حالی که مهم موضوع استقلال خودفرمانروا شدن است .
☄️به عبارت دیگر #استقلال یعنی #حمایت زن و مرد از یکدیگر بارِ حقوقی ندارد بلکه یک #وظیفه_اخلاقی تعریف می شود .
☄️#قوانین_حقوقی الزاماً باید #اخلاقی باشند ولی اخلاق لزومی ندارد حتما قانون باشد به همین دلیل در یک #زندگیِ مستقل ، زن و مرد اخلاقاً باید #حامی یکدیگر باشند و این ورای وابسته بودن است .
🍇در عین حال #زنان باید دو کارِ مهم انجام دهند :
❗️ ۱) یافته های خود از حقوقِ مستقل را افزایش دهند و بدانند که برایِ به استقلال رسیدن و حفظِ نسلِ آینده از «پارادوکسِ زیستی» باید خیلی از #حقوقِ فعلی خود مانند #مهریه، نفقه و... را #کنار بگذارند و شیوه های نوینی را در این خصوص بکار بندند
❗️ ۲) سودای #تغییرِ_مردان را فراموش کرده و به #تغییرِ تفکراتِ خود بپاخیزند .
➕ لتعارفوا | فکرک های من |
@fekr_rak
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍇جهت #مطالعه_بيشتر به آدرسهاي زير مراجعه شود :
🕴شریعت ، جریانی سیال در قانون گذاری در گذر زمان ( شريعت و حقوق زن )
https://telegram.me/beshnofekrkon/85
🕴تفاوتها ي زن عصر نزول و زن امروز و احكام شريعت
https://telegram.me/beshnofekrkon/13
شبکه های اجتماعی هرچند گاهی روابطِ #خانواده ها را به تیرگی کشانده است ولی در پیشبُردِ هدف ها و روابطِ اجتماعی نقش مؤثری ایفا کرده است .
بگذریم، پیامک را باز کردم، باز هم طبق معمول خانمی از نامأمونسی شوهرِ خود گله داشت که او #مرد_سالار است و مَرا محدود کرده، راه حلّش این بود که طلاق گرفته تا بتواند مهریه اش را از او بگیرد .
☄️امّا به راستی #زنانِ ما چقدر در #پروراندنِ مردانِ سالار بر زنان سهیم هستند؟
به نظرم همگی سهیم اند ، مخصوصاً زنانی که خواهانِ #حقوق_مستقل اند .
در #غرب زنان وقتی دیدند حقوقِ مساوی با مردان شان ندارند #خود را تغییر دادند نه همسران شان را .
☄️در جامعه ما #زنان در پی این هستند که #مردان را تغییر داده و ورق را به سمتِ خود بکشانند .
در جوامعِ مرد سالار، #مردان از همه حقوق برخوردارند، ولی شاهد هستیم که #مطالبه_زنان از مردان پایین کشیدنِ آنان از جایگاه سالاریّت است و هیچ تلاشی برای اینکه زنان خود جدای از حقوقِ مردان رشد یابند وجود ندارد .
☄️#مشکلِ عمده جامعه ی ما این است که زنان با مطالبه حقوقِ خود خواهانِ #محدود کردنِ اختیاراتِ مردان هستند و در مقابل تلاشی برای #استقلالِ خود نمی کنند ولی همیشه معترضند،
اگر بدانند فی المثل امروزه «#مهریه» نقض کننده شخصیتِ حقیقی/حقوقی مستقلِ زنان است می پذیرند ولی حاضر نیستند از آن #امتناع کرده و به دنبالِ راه های دیگر بروند، شاید دلیلِ چنین مسئله این است که زنانِ ما تعریفی از حقوقِ برابر ندارند .
☄️من مشکل را در خودِ زنان دیده و آنان را در #نقض حقوقِ شان بیش از مردان سهیم و مایه سرزنش می دانم زیرا نه حاضر به تغییرِ خود بلکه در مقابل فرصت های تغییر سرسختانه (برخلافِ تفکرات شان) می ایستند، این گونه رفتار در آینده دامنگیرِ #فرزندان خواهد شد، #نسلِ جدید با آموزه های استقلال طلبی رشد یافته ولی نمی دانند چگونه از فرصت ها استفاده کنند و نمی دانند که برای استقلال باید خیلی از حقوقِ الانِ خود را کنار بگذارند و این این ندانسته ها باعثِ تنش در زندگی های آینده می شود .
☄️مشکل جایی است که #زنان خواهانِ #حقوق_مستقل و #شخصیت_وابسته هستند، این مساله خودفرمانروا بودنِ آنان را نفی می کند، در حالی که مهم موضوع استقلال خودفرمانروا شدن است .
☄️به عبارت دیگر #استقلال یعنی #حمایت زن و مرد از یکدیگر بارِ حقوقی ندارد بلکه یک #وظیفه_اخلاقی تعریف می شود .
☄️#قوانین_حقوقی الزاماً باید #اخلاقی باشند ولی اخلاق لزومی ندارد حتما قانون باشد به همین دلیل در یک #زندگیِ مستقل ، زن و مرد اخلاقاً باید #حامی یکدیگر باشند و این ورای وابسته بودن است .
🍇در عین حال #زنان باید دو کارِ مهم انجام دهند :
❗️ ۱) یافته های خود از حقوقِ مستقل را افزایش دهند و بدانند که برایِ به استقلال رسیدن و حفظِ نسلِ آینده از «پارادوکسِ زیستی» باید خیلی از #حقوقِ فعلی خود مانند #مهریه، نفقه و... را #کنار بگذارند و شیوه های نوینی را در این خصوص بکار بندند
❗️ ۲) سودای #تغییرِ_مردان را فراموش کرده و به #تغییرِ تفکراتِ خود بپاخیزند .
➕ لتعارفوا | فکرک های من |
@fekr_rak
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍇جهت #مطالعه_بيشتر به آدرسهاي زير مراجعه شود :
🕴شریعت ، جریانی سیال در قانون گذاری در گذر زمان ( شريعت و حقوق زن )
https://telegram.me/beshnofekrkon/85
🕴تفاوتها ي زن عصر نزول و زن امروز و احكام شريعت
https://telegram.me/beshnofekrkon/13
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
در نگاه اسلام ، حاكميت سياسي جامعه ، امري آسماني نيست . @beshnofekrkon
#نبوت ، منصب و #حقي_الهي است كه به پيامبر_ص) #عطا مي شود .
ولي #ولایت ، قراردادي اجتماعي و از #حقوق_مردم است كه با #راي آنها محقق مي شود .
https://telegram.me/beshnofekrkon
ولي #ولایت ، قراردادي اجتماعي و از #حقوق_مردم است كه با #راي آنها محقق مي شود .
https://telegram.me/beshnofekrkon
Audio
رابطه زباني با خدا
خدا آغازگر باشد = #وحي
انسان آغازگر باشد = #دعا
#شرط قطعی اجابت =اضطرار منجر به اخلاص
دلايل #تاخير_اجابت
https://telegram.me/beshnofekrkon
خدا آغازگر باشد = #وحي
انسان آغازگر باشد = #دعا
#شرط قطعی اجابت =اضطرار منجر به اخلاص
دلايل #تاخير_اجابت
https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
#کدامین_تشیع؟
#تشیع از دیدگاه من یعنی #نهج_البلاغه.
یعنی حضرت امیر به عنوان #الگویی که حضرت رسول او را به عنوان نمونه تربیت اسلامی خود به امتش معرفی کرد.
من #تشیع را در کتاب های #غلات_شیعی و یا آثار غیر اصیلی نمی شناسم که #امامت را در حد قدرت بر اظهار معجزات می شناسانند.
#آثاری مانند کتاب اثبات الوصیه، عیون المعجزات، هدایه خصیبی، دلائل الامامه، نوادر المعجزات، خرائج راوندی، الثاقب فی المناقب ابن حمزه، تفسیر العسکری، فضائل منسوب به شاذان، روضه منسوب به او و مشارق انوار الیقین و امثال این کتاب ها #مشحون از احادیثی غیر اصیل و #مجعولات_غلات و #مفوضه و دروغپردازان حرفه ای است.
این #کتاب_ها نماینده #خط_اعتدال شیعی نبوده و نیست.
دکتر حسن انصاری استاد دانشگاه پرینستون
@barrasihayetarikhi
https://telegram.me/beshnofekrkon
#تشیع از دیدگاه من یعنی #نهج_البلاغه.
یعنی حضرت امیر به عنوان #الگویی که حضرت رسول او را به عنوان نمونه تربیت اسلامی خود به امتش معرفی کرد.
من #تشیع را در کتاب های #غلات_شیعی و یا آثار غیر اصیلی نمی شناسم که #امامت را در حد قدرت بر اظهار معجزات می شناسانند.
#آثاری مانند کتاب اثبات الوصیه، عیون المعجزات، هدایه خصیبی، دلائل الامامه، نوادر المعجزات، خرائج راوندی، الثاقب فی المناقب ابن حمزه، تفسیر العسکری، فضائل منسوب به شاذان، روضه منسوب به او و مشارق انوار الیقین و امثال این کتاب ها #مشحون از احادیثی غیر اصیل و #مجعولات_غلات و #مفوضه و دروغپردازان حرفه ای است.
این #کتاب_ها نماینده #خط_اعتدال شیعی نبوده و نیست.
دکتر حسن انصاری استاد دانشگاه پرینستون
@barrasihayetarikhi
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
Forwarded from کانال رسمی محسن کدیور
#عید_فطر ۱۴۳۸
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
یکشنبه اول شوال ۱۴۳۸ ( ۴ تیر ۱۳۹۶ - ۲۵ جولای ۲۰۱۷)
این عید سعید بر همه مومنان مبارک باد
@Mohsen_Kadivar_Official
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
یکشنبه اول شوال ۱۴۳۸ ( ۴ تیر ۱۳۹۶ - ۲۵ جولای ۲۰۱۷)
این عید سعید بر همه مومنان مبارک باد
@Mohsen_Kadivar_Official
Forwarded from اتچ بات
استاد كوشا و #رويت_هلال و عيد فطر
سلام بر شما
نظر صائب در باب رویت هلال
در آغاز هر ماه به ویژه #هلال رمضان و شوال این است که #کره_زمین به اعتبار شب و روز بودنش به #دو_نیمکره تقسیم می شود.
#هرگاه هلال ماه در #یک_منطقه_نیمکره رویت شود برای #تمام_ساکنان آن نیمکره #اول_ماه به حساب می آید هرچند که با اختلاف افق نزدیک به دوساعت باشد. چون در شب بودن #مشترک هستند .
و البته فرقی ندارد که این رویت چه از راه #حسی( دیدن باچشم)باشد و چه از طریق #علمی_نجومی .
چون ملاک، « #انکشاف_واقع » است وانکشاف واقع( کشف هلال )گاهی با رویت حسی است و گاهی به طریق علمی نجومی.
حال #فرض کنید که یک روزی حاکمیت جمهوری اسلامی و #ولایت ما تمام نیمکره زمین را در بر گیرد( آرزو بهر جوانان عیب نیست😄!!! ) آیا در آن وقت هم مثل اکنون #دو_تا_عید فطر خواهیم داشت!!!
جالب اینجاست که گاهی به فاصله چند متری مرز، مرز نشینان دو کشور ایران و عراق، یکی دارای عید فطر است و دیگری هنوز آخر ماه!!!
و بد تر از آن گاهی در یک کشور وحتی یک شهر دو روز عید فطر اعلام می شود!!!
معلوم است که مساله یا باز گشت به اختلاف سیاسی دارد یا اختلاف مذهبی، که البته آن هم در نهایت ریشه در #سیاست دارد !!!
( محمدعلی کوشا )
تلگرام – 4/4/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
سلام بر شما
نظر صائب در باب رویت هلال
در آغاز هر ماه به ویژه #هلال رمضان و شوال این است که #کره_زمین به اعتبار شب و روز بودنش به #دو_نیمکره تقسیم می شود.
#هرگاه هلال ماه در #یک_منطقه_نیمکره رویت شود برای #تمام_ساکنان آن نیمکره #اول_ماه به حساب می آید هرچند که با اختلاف افق نزدیک به دوساعت باشد. چون در شب بودن #مشترک هستند .
و البته فرقی ندارد که این رویت چه از راه #حسی( دیدن باچشم)باشد و چه از طریق #علمی_نجومی .
چون ملاک، « #انکشاف_واقع » است وانکشاف واقع( کشف هلال )گاهی با رویت حسی است و گاهی به طریق علمی نجومی.
حال #فرض کنید که یک روزی حاکمیت جمهوری اسلامی و #ولایت ما تمام نیمکره زمین را در بر گیرد( آرزو بهر جوانان عیب نیست😄!!! ) آیا در آن وقت هم مثل اکنون #دو_تا_عید فطر خواهیم داشت!!!
جالب اینجاست که گاهی به فاصله چند متری مرز، مرز نشینان دو کشور ایران و عراق، یکی دارای عید فطر است و دیگری هنوز آخر ماه!!!
و بد تر از آن گاهی در یک کشور وحتی یک شهر دو روز عید فطر اعلام می شود!!!
معلوم است که مساله یا باز گشت به اختلاف سیاسی دارد یا اختلاف مذهبی، که البته آن هم در نهایت ریشه در #سیاست دارد !!!
( محمدعلی کوشا )
تلگرام – 4/4/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
Forwarded from اتچ بات
#رويت_هلال ماه و عيد فطر - استاد احمد #عابديني
اگر در #گوشهاي از جهان ماه رؤيت شود براي #تمامي كساني كه با آن مكان در قسمتي از شب اشتراك دارند ماه ثابت است و آن شب، شب اول ماه است،
بنابراين اگر در ايران ماه ديده نشد و ساعتي بعد در #عربستان سعودي يا چند ساعت بعد در كشورهاي #غربي ديده شد براي ما نيز ديدن آنان، #معتبر است -
احمد عابديني ، هزار مسئله
www.ahmadabedini.ir
https://t.me/ostadahmadabedini
https://telegram.me/beshnofekrkon
اگر در #گوشهاي از جهان ماه رؤيت شود براي #تمامي كساني كه با آن مكان در قسمتي از شب اشتراك دارند ماه ثابت است و آن شب، شب اول ماه است،
بنابراين اگر در ايران ماه ديده نشد و ساعتي بعد در #عربستان سعودي يا چند ساعت بعد در كشورهاي #غربي ديده شد براي ما نيز ديدن آنان، #معتبر است -
احمد عابديني ، هزار مسئله
www.ahmadabedini.ir
https://t.me/ostadahmadabedini
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
از 'خدایِ خودکامه' تا 'سیاست استبدادی'
#سنت_دینی ما تاکنون بر مطلق بودن #حق خداوند و #تکلیف آدمیان در برابر او تأکید میورزیده و در این مورد سنگ تمام گذارده است.
در این سنت انسان به عنوان « #حیوان_مُکَلَّف» تعریف میشود و موضوع علم _فقه نیز فعل مُکَلَّفین است.
#خدایی که در این سنت به ما معرفی میشود خدایی « #خودکامه» یا «مصلحتاندیش» است که حق مالکیت او مطلق است و حق دارد هر تصرفی را که بخواهد در بندگان خود بکند و «#حقوق_فطری و طبیعی بشر» در محاسبات او نقشی ندارند و ارادهی او یا گزافی است و یا تماماً تابع مصلحت نظام است.
و #حاکمانی هم که منصوبان و جانشینان چنین خدایی در سماوات و ارضین هستند و به نمایندگی از طرف چنین خدایی در سرنوشت مردم تصرف میکنند از چنین خصوصیتی برخوردارند، یعنی اراده و حکم آنان نیز یا گزافی است و یا تابع مصلحت نظام.
و #حقوق_فطری و طبیعی بشر در تصمیمگیریهای آنان هیچ محلی از اعراب نخواهد داشت و نباید داشته باشد.
و روشن است که از دل چنین تصوری از خداوند ، نظام سیاسی #دمکراتیک بیرون نخواهد آمد و این خداشناسی به هیچوجه با دمکراسی سر آشتی نخواهد داشت و قابل جمع نیست، بلکه تنها با #استبداد دینی سازگار و قابل جمع است.
اما اگر بپذیریم که #حقوق_فطری و طبیعی بشر از ارزشهای بنیادین #اخلاقی سرچشمه میگیرد و قدرت و #ارادهی خداوند ، #تابع ارزشهای اخلاقی است، لاجرم باید بپذیریم که #تکالیفی که خداوند بر دوش آدمیان مینهد با این حقوق #سازگار خواهد بود و #عدالت خداوند مانع #نقض حقوق فطری و طبیعی بشر از سوی او خواهد شد و ما نیز در صورتی به فهم درست آن تکالیف نائل میشویم که فهم و برداشت خود از متون بیانگر احکام شرعی را با #موازین حقوق فطری و طبیعی بشر بسنجیم.
این #حقوق ، وضعی و قراردادی و #شرعی نیست تا کشف آنها متوقف بر رجوع به متون دینی و #حجیت و مشروعیت آنها متوقف بر امضا و تصویب آنها از طرف #شارع یا حاکم شرع باشد.
بخشی از مقاله "مهدویت و دموکراسی"
استاد دکتر ابوالقاسم فنایی - دانش آموخته حوزه قم و دانشگاه های اروپا
@osolefeghh
https://telegram.me/beshnofekrkon
#سنت_دینی ما تاکنون بر مطلق بودن #حق خداوند و #تکلیف آدمیان در برابر او تأکید میورزیده و در این مورد سنگ تمام گذارده است.
در این سنت انسان به عنوان « #حیوان_مُکَلَّف» تعریف میشود و موضوع علم _فقه نیز فعل مُکَلَّفین است.
#خدایی که در این سنت به ما معرفی میشود خدایی « #خودکامه» یا «مصلحتاندیش» است که حق مالکیت او مطلق است و حق دارد هر تصرفی را که بخواهد در بندگان خود بکند و «#حقوق_فطری و طبیعی بشر» در محاسبات او نقشی ندارند و ارادهی او یا گزافی است و یا تماماً تابع مصلحت نظام است.
و #حاکمانی هم که منصوبان و جانشینان چنین خدایی در سماوات و ارضین هستند و به نمایندگی از طرف چنین خدایی در سرنوشت مردم تصرف میکنند از چنین خصوصیتی برخوردارند، یعنی اراده و حکم آنان نیز یا گزافی است و یا تابع مصلحت نظام.
و #حقوق_فطری و طبیعی بشر در تصمیمگیریهای آنان هیچ محلی از اعراب نخواهد داشت و نباید داشته باشد.
و روشن است که از دل چنین تصوری از خداوند ، نظام سیاسی #دمکراتیک بیرون نخواهد آمد و این خداشناسی به هیچوجه با دمکراسی سر آشتی نخواهد داشت و قابل جمع نیست، بلکه تنها با #استبداد دینی سازگار و قابل جمع است.
اما اگر بپذیریم که #حقوق_فطری و طبیعی بشر از ارزشهای بنیادین #اخلاقی سرچشمه میگیرد و قدرت و #ارادهی خداوند ، #تابع ارزشهای اخلاقی است، لاجرم باید بپذیریم که #تکالیفی که خداوند بر دوش آدمیان مینهد با این حقوق #سازگار خواهد بود و #عدالت خداوند مانع #نقض حقوق فطری و طبیعی بشر از سوی او خواهد شد و ما نیز در صورتی به فهم درست آن تکالیف نائل میشویم که فهم و برداشت خود از متون بیانگر احکام شرعی را با #موازین حقوق فطری و طبیعی بشر بسنجیم.
این #حقوق ، وضعی و قراردادی و #شرعی نیست تا کشف آنها متوقف بر رجوع به متون دینی و #حجیت و مشروعیت آنها متوقف بر امضا و تصویب آنها از طرف #شارع یا حاکم شرع باشد.
بخشی از مقاله "مهدویت و دموکراسی"
استاد دکتر ابوالقاسم فنایی - دانش آموخته حوزه قم و دانشگاه های اروپا
@osolefeghh
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
اقلیم های #جسم و #روح
زمانی که #کودکی تولد میابد ، در دو اقلیم در هم تنیده زیر ، پای به عرصه وجود می گذارد :
#جسم و #روح
🍇و #جسم اما !
مسیری #منحنی گون را می پیماید .
از #تولد تا جایی در میانه عمر ، #حرکتی_صعودی را در پیش می گیرد و هر چه قویتر می گردد و از آنجا به بعد است که #سیری_نزولی گرفته ، تا مرگ را ملاقات کند .
🍇و لیکن #روح !
همواره در #سیری_مدام رو بسوی بی نهایتی ابدی ، بی هیچ سکونی ، گام می زند و می رود .
و #این_دو ، با هم چنان پیوندی ژرف دارند که بدون یکدیگر ، نمی توانند #زیستن را تجربه نمایند ،
تا اینکه ، #روح به امکانی برسد که بتواند بی وجود جسم ، باقی راه را به #تنهایی بپیماید .
🌹البته #روح در بدو تولد ، به #کرمی در پیله جسم می ماند که در گذر عمر ، چاره ای جز #پروانه شدن ندارد .
و آنگاهست که باید #باقی_عمر را بی حضور جسم و به #پرواز رقص آگین برود .
🌹و اما #جسم ،
روزی در #سیر_نزولی خود ، در #خاک آرام خواهد گرفت و آن زمانست که #روح چونان پروانه ای ، به اجبار از آن جدا می گردد .
🎄و #روح اگر !
نه #پرواز را در درون خود تمرین کرده باشد
و نه #دل از پیله تاریک و تنگ جسم کنده باشد ،
بیرون از جسم ، که #فضای_بیکرانه_ورای_دنیای_مادیست ، را چونان اقیانوس دهشتناکی می بیند که در آن #غرق گشته و هیچ #شنا نمی داند .
🎄و گویا به همین سبب گفته اند :
#موتوا قبل ان تموتوا - بحار ج ۷۲ ص ۵۹
قبل از آنکه #جسم ، خود را در خاک کشد و #روح را در تنهایی خود رها کند ،
چشم بر #زیبائیهای راهی که روح در آن خواهد رفت باز کنید و #پرواز را در نسیم خنک ناشی از بالهای مهربانی و #عشق خود ، تمرین کرده ،
تا #لحظه_مرگ ، #لحظه_جشن شما باشد ؛
آنگونه که در فضایی سرشار از زیبائیها معلق شده و شادمانه و #رقصان ، در آغوش خداوند #آرام گیرید .
قل متاع الدنیا قلیل و الاخره خیر لمن اتقی - ۷۷ نسا
ای فرستاده ما : به مردمان بگو که هر آنچه برای #تامین_جسمانیاتتان از دنیا بهره بگیرید ، در مقابل آنچه که قرار است بسویش روانه شوید ، #ناچیزی بیش نیست ، و البته که #آخرت برای پروا کنندگان از فرو افتادن در دنیا ، بهترین #گزینه است .
محمد صالحی - ۲۹/۱۲/۹۵
https://telegram.me/beshnofekrkon
مطلب تكميلي :
https://t.me/beshnofekrkon/917
زمانی که #کودکی تولد میابد ، در دو اقلیم در هم تنیده زیر ، پای به عرصه وجود می گذارد :
#جسم و #روح
🍇و #جسم اما !
مسیری #منحنی گون را می پیماید .
از #تولد تا جایی در میانه عمر ، #حرکتی_صعودی را در پیش می گیرد و هر چه قویتر می گردد و از آنجا به بعد است که #سیری_نزولی گرفته ، تا مرگ را ملاقات کند .
🍇و لیکن #روح !
همواره در #سیری_مدام رو بسوی بی نهایتی ابدی ، بی هیچ سکونی ، گام می زند و می رود .
و #این_دو ، با هم چنان پیوندی ژرف دارند که بدون یکدیگر ، نمی توانند #زیستن را تجربه نمایند ،
تا اینکه ، #روح به امکانی برسد که بتواند بی وجود جسم ، باقی راه را به #تنهایی بپیماید .
🌹البته #روح در بدو تولد ، به #کرمی در پیله جسم می ماند که در گذر عمر ، چاره ای جز #پروانه شدن ندارد .
و آنگاهست که باید #باقی_عمر را بی حضور جسم و به #پرواز رقص آگین برود .
🌹و اما #جسم ،
روزی در #سیر_نزولی خود ، در #خاک آرام خواهد گرفت و آن زمانست که #روح چونان پروانه ای ، به اجبار از آن جدا می گردد .
🎄و #روح اگر !
نه #پرواز را در درون خود تمرین کرده باشد
و نه #دل از پیله تاریک و تنگ جسم کنده باشد ،
بیرون از جسم ، که #فضای_بیکرانه_ورای_دنیای_مادیست ، را چونان اقیانوس دهشتناکی می بیند که در آن #غرق گشته و هیچ #شنا نمی داند .
🎄و گویا به همین سبب گفته اند :
#موتوا قبل ان تموتوا - بحار ج ۷۲ ص ۵۹
قبل از آنکه #جسم ، خود را در خاک کشد و #روح را در تنهایی خود رها کند ،
چشم بر #زیبائیهای راهی که روح در آن خواهد رفت باز کنید و #پرواز را در نسیم خنک ناشی از بالهای مهربانی و #عشق خود ، تمرین کرده ،
تا #لحظه_مرگ ، #لحظه_جشن شما باشد ؛
آنگونه که در فضایی سرشار از زیبائیها معلق شده و شادمانه و #رقصان ، در آغوش خداوند #آرام گیرید .
قل متاع الدنیا قلیل و الاخره خیر لمن اتقی - ۷۷ نسا
ای فرستاده ما : به مردمان بگو که هر آنچه برای #تامین_جسمانیاتتان از دنیا بهره بگیرید ، در مقابل آنچه که قرار است بسویش روانه شوید ، #ناچیزی بیش نیست ، و البته که #آخرت برای پروا کنندگان از فرو افتادن در دنیا ، بهترین #گزینه است .
محمد صالحی - ۲۹/۱۲/۹۵
https://telegram.me/beshnofekrkon
مطلب تكميلي :
https://t.me/beshnofekrkon/917
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
و #مرگ ، تنها يك #كليد ، براي باز كردن درب ورود به #جهان_جاودانه_آخرت است - 1
#روح_انسان پرتوي از روح خداونديست ( و نفخت فيه من روحي – حجر 29 ) ؛
كه #جاودانگي در قامت خداوند را با خود حمل مي كند . ( انا لله و انا اليه راجعون – بقره 156 )
وقتي كه #نطفه او بسته مي شود و #زيستن_دنيايي او در هستي آغاز مي گردد، #اولين_مرحله زندگي مادي او ، با دميده شدن روح در جنين، در سرزمين بسته و كوچك #رحم مادر شروع مي شود .
در آن دنياي كوچك جنيني ، #بند_ناف اوست كه وسيله ارتباط با مادر و تغذيه از او را بر عهده دارد .
و #پوشش_ژله مانندي كه در اطراف او تنيده شده ، او را #هماهنگ با شرايط زيستي در آن #دنياي_جنيني مي كند .
9 ماه در آن سرزمين مي زيد و با آن چنان خو مي گيرد كه با #خروج از آن ، به يكباره گريان شده ، احساس از دست دادن سكون و #قرار مي كند .
مي توان تصور كرد كه اگر به #جنين گفته شود كه تو بيش از 9 ماه اينجا نخواهي بود و با رسيدن به #شرايطي كه امكان باقي ماندن و #تداوم زندگي در آن را نخواهي داشت و لاجرم بايد به #دنياي_جديدتر كه بسيار وسيعتر و طولاني تر از اينجاست #كوچ كني و مرحله جديدي را در #ادامه_زيستن_كمالي خود آغاز نمايي ، قطعا نگران شده و از آنجا كه هيچگونه اطلاعي از شرايط جديد ندارد ، دچار #اضطراب و اندوه مي گردد و همين اضطراب ، در #نحوه_زندگي او در دنياي فعلي جنيني او تاثيرات شگرفي خواهد گذارد.
و فقط آنها كه اين #انتقال را قبلا #تجربه كرده اند و پاي در سرزمين دنياي زميني گذارده اند ، مي دانند كه هيچ جايي براي #مقايسه دنياي جنيني با دنياي زميني نيست .
چرا كه #وسعت_دنياي_زميني و شرايط رشد جسماني و روحاني افراد به آنگونه است كه حتي اگر #جنين ، آن انتقال را باور كند و بپذيرد ، نمي تواند #تصور كرده و يا تجسم نمايد ، جز آن كه به اطلاعات رسيده به او اعتماد كند .
وقتي كه #جنين با لحظه خروج از دنياي جنینی روبرو مي شود و چاره جز #خروج از آن و ورود به دنياي زميني نمي يابد ، راهي جز #تطبيق خود با شرايط زيستي در آن نخواهد داشت .
🙏كه براي اين #تطبيق ، #سه_گام را بايد بردارد و الا سخت ترين ضربه ها را خواهد خورد :
🌷1- اولين قدم براي اين تطبيق ، #حذف_تعلقاتي است كه مسير تغذيه او را در دنياي جنيني هموار مي كرده است و آن بريدن #بند_ناف او و جدا كردن مسير تغذيه او از مادر است .
چرا كه #مواد_تغذيه او در دنياي زميني بگونه ايست كه نياز به بازگشايي مبادي جديدي دارد و مهمترين آنها ، #دهان بوده كه در دنياي جنيني به اندازه كافي رشد كرده و آماده شده است .
🌷2- دومين قدم براي آن تطبيق ، #كندن_لباس_پوششي اوست كه در دنياي جنيني ، دور او تنيده شده بود و او را محافظت مي كرد.
🌷3- و سومين قدم براي آن تطبيق ، #پوشيدن_لباس_جديد براي هماهنگي با شرايط جديد دنياي زميني است .
اين انسان ، با #ورود به مرحله دنياي زميني ، #سالهاي_عمرش در آن را پشت سر مي گذارد و جسم و روحش را كه همپوشاني وسيعي داشته ، هر چند بعضا وروديها و مواد تغذيه اي متفاوت دارند ، همراهي مي كند تا آنگاه كه دوباره به #شرايطي برسد كه ديگر ماندن در #اين_دنيا برايش ممكن نباشد و بلكه #تداوم_زيستنش را بايد در دنيايي جديدتر و البته شرايط اختصاصي آن پي گيرد .
🍁تفاوت ما ، وقتي كه در #دنياي_زميني هستيم با وقتي كه در #دنياي_جنيني قرار داشتيم اينست كه ، در اين دنياي زميني ، #سخنان_زيادي در مورد اتمام اين مرحله دنيايي و بر زمين گذاشتن بار آن و خروج از آن و ورود به مرحله اي ديگر را مي شنويم ، در حالي كه در دنياي جنيني ، شرايطي براي #آگاهي از دنياي بعدي ( دنياي زميني ) نداشتيم .
محمد صالحي – 27/3/96 مصادف با شب قدر
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/918
مطلب مرتبط :
https://t.me/beshnofekrkon/916
#روح_انسان پرتوي از روح خداونديست ( و نفخت فيه من روحي – حجر 29 ) ؛
كه #جاودانگي در قامت خداوند را با خود حمل مي كند . ( انا لله و انا اليه راجعون – بقره 156 )
وقتي كه #نطفه او بسته مي شود و #زيستن_دنيايي او در هستي آغاز مي گردد، #اولين_مرحله زندگي مادي او ، با دميده شدن روح در جنين، در سرزمين بسته و كوچك #رحم مادر شروع مي شود .
در آن دنياي كوچك جنيني ، #بند_ناف اوست كه وسيله ارتباط با مادر و تغذيه از او را بر عهده دارد .
و #پوشش_ژله مانندي كه در اطراف او تنيده شده ، او را #هماهنگ با شرايط زيستي در آن #دنياي_جنيني مي كند .
9 ماه در آن سرزمين مي زيد و با آن چنان خو مي گيرد كه با #خروج از آن ، به يكباره گريان شده ، احساس از دست دادن سكون و #قرار مي كند .
مي توان تصور كرد كه اگر به #جنين گفته شود كه تو بيش از 9 ماه اينجا نخواهي بود و با رسيدن به #شرايطي كه امكان باقي ماندن و #تداوم زندگي در آن را نخواهي داشت و لاجرم بايد به #دنياي_جديدتر كه بسيار وسيعتر و طولاني تر از اينجاست #كوچ كني و مرحله جديدي را در #ادامه_زيستن_كمالي خود آغاز نمايي ، قطعا نگران شده و از آنجا كه هيچگونه اطلاعي از شرايط جديد ندارد ، دچار #اضطراب و اندوه مي گردد و همين اضطراب ، در #نحوه_زندگي او در دنياي فعلي جنيني او تاثيرات شگرفي خواهد گذارد.
و فقط آنها كه اين #انتقال را قبلا #تجربه كرده اند و پاي در سرزمين دنياي زميني گذارده اند ، مي دانند كه هيچ جايي براي #مقايسه دنياي جنيني با دنياي زميني نيست .
چرا كه #وسعت_دنياي_زميني و شرايط رشد جسماني و روحاني افراد به آنگونه است كه حتي اگر #جنين ، آن انتقال را باور كند و بپذيرد ، نمي تواند #تصور كرده و يا تجسم نمايد ، جز آن كه به اطلاعات رسيده به او اعتماد كند .
وقتي كه #جنين با لحظه خروج از دنياي جنینی روبرو مي شود و چاره جز #خروج از آن و ورود به دنياي زميني نمي يابد ، راهي جز #تطبيق خود با شرايط زيستي در آن نخواهد داشت .
🙏كه براي اين #تطبيق ، #سه_گام را بايد بردارد و الا سخت ترين ضربه ها را خواهد خورد :
🌷1- اولين قدم براي اين تطبيق ، #حذف_تعلقاتي است كه مسير تغذيه او را در دنياي جنيني هموار مي كرده است و آن بريدن #بند_ناف او و جدا كردن مسير تغذيه او از مادر است .
چرا كه #مواد_تغذيه او در دنياي زميني بگونه ايست كه نياز به بازگشايي مبادي جديدي دارد و مهمترين آنها ، #دهان بوده كه در دنياي جنيني به اندازه كافي رشد كرده و آماده شده است .
🌷2- دومين قدم براي آن تطبيق ، #كندن_لباس_پوششي اوست كه در دنياي جنيني ، دور او تنيده شده بود و او را محافظت مي كرد.
🌷3- و سومين قدم براي آن تطبيق ، #پوشيدن_لباس_جديد براي هماهنگي با شرايط جديد دنياي زميني است .
اين انسان ، با #ورود به مرحله دنياي زميني ، #سالهاي_عمرش در آن را پشت سر مي گذارد و جسم و روحش را كه همپوشاني وسيعي داشته ، هر چند بعضا وروديها و مواد تغذيه اي متفاوت دارند ، همراهي مي كند تا آنگاه كه دوباره به #شرايطي برسد كه ديگر ماندن در #اين_دنيا برايش ممكن نباشد و بلكه #تداوم_زيستنش را بايد در دنيايي جديدتر و البته شرايط اختصاصي آن پي گيرد .
🍁تفاوت ما ، وقتي كه در #دنياي_زميني هستيم با وقتي كه در #دنياي_جنيني قرار داشتيم اينست كه ، در اين دنياي زميني ، #سخنان_زيادي در مورد اتمام اين مرحله دنيايي و بر زمين گذاشتن بار آن و خروج از آن و ورود به مرحله اي ديگر را مي شنويم ، در حالي كه در دنياي جنيني ، شرايطي براي #آگاهي از دنياي بعدي ( دنياي زميني ) نداشتيم .
محمد صالحي – 27/3/96 مصادف با شب قدر
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/918
مطلب مرتبط :
https://t.me/beshnofekrkon/916
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
اقلیم های #جسم و #روح
زمانی که #کودکی تولد میابد ، در دو اقلیم در هم تنیده زیر ، پای به عرصه وجود می گذارد :
#جسم و #روح
🍇و #جسم اما !
مسیری #منحنی گون را می پیماید .
از #تولد تا جایی در میانه عمر ، #حرکتی_صعودی را در پیش می گیرد و هر چه قویتر می گردد…
زمانی که #کودکی تولد میابد ، در دو اقلیم در هم تنیده زیر ، پای به عرصه وجود می گذارد :
#جسم و #روح
🍇و #جسم اما !
مسیری #منحنی گون را می پیماید .
از #تولد تا جایی در میانه عمر ، #حرکتی_صعودی را در پیش می گیرد و هر چه قویتر می گردد…