Forwarded from اتچ بات
#معاد_جسماني از نظر منطقي #ممكن_است – سخنراني دكتر آرش #نراقي ( دانشيار دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا )
🌹مقدمه :
دكتر #نراقي با #رويكرد_جديدي كه به موضوع #هويت_شخصي و امكان #بقاي_آن دارد ، #معاد_جسماني را از نظر منطقي #ممكن دانسته و با توجه به جايگاه خداوند در نظام الهياتي اديان توحيدي ، كه #قادر_متعال است ، آن را #محتمل نيز مي داند .
🌹#نكاتي_از_بحث :
#معاد_جسماني ، از آموزه هاي #قرآني قابل استخراج است .
در قرآن بجاي #روح ، عمدتا از #نفس استفاده شده كه يك انضمام تام با #جسم آدمي دارد .
از نظر فلاسفه قديم ، مثل #ابن_سينا ، آنچه قابل استدلال بوده #معاد_روحاني است ولي معاد جسماني را نمي توان با ادله آنها اثبات كرد .
😍و اما #رويكرد جديد آرش نراقي به #مبحث هويت شخصي و #معيار_بقاي آن :
🌷#هويت_شخصي : آنچه كه " #من " را " #من " مي كند و با گذشت زمان ، آن " من " محفوظ مي ماند و ديگران با ديدن من همان فردي كه قبلا ميشناختند را تداعي ميكنند .
🌷3 نظريه موجود در #معيار_هويت_شخصي : وحدت #بدني – وحدت #روحاني – وحدت #مغزي
🍇 #نظريه_دكتر_نراقي : #وحدت_رواني_شخص ( مجموعه اطلاعات و #آگاهيهاي مختلفي كه شحص در دوره عمر خود كسب كرده و در قسمت #فوقاني_مغز او ذخيره شده است – بدن و مغز فقط سخت افزار ذخيره و بازخواني آن اطلاعات است )
🍇اين مجموعه آگاهي و حالات رواني شخص ، به هر جا منتقل بشود ، #هويت_شخص ( من بودن او ) به همانجا منتقل مي شود .
🍇البته براي #بازخواني آن اطلاعات ، نياز به #بدني كاملا شبيه بدن اصلي نياز است .
اگر به روش كولونينگ ( #همانند_سازي ) به كمك DNA شخص ، يك #بدن_كاملا_عين او ساخته شود ( همساني ويژگيهاي بدني و ژنتيكي ) ، و آن مجموعه اطلاعات و آگاهيها را به آن منتقل كنيم ، و آن شخص به سخن آيد ، خواهد گفت " من همان هستم " .
🌹#شاخص_هاي اين نظريه :
☄️#وحدت_روان_تني ، معيار #هويت_شخصي تعريف مي شود ( مجموعه آگاهيها و حالات رواني و ... شخص )
☄️ #وحدت_فرانوعي ، براي #بازخواني آن اطلاعات ، لازم است .( ساختار بدني متشكل از روش همانند سازي– #تداوم_جسماني شخص)
🌷بنابراين :
🍁اگر قبل از #مرگ ، آن مجموعه #آگاهيهاي شخص ، به #بدني_جديد كه وحدت فرانوعي با بدن اصلي دارد منتقل شود ، امكان ادامه حيات جسماني شخص بوجود مي آيد .
😍با اين فرض : فرضيه #معاد_جسماني ، از نظر منطقي #ممكن_ميشود . ( هر چند با قوانين موجود طبيعي #محتمل_نيست .)
😍😍ليكن : با اعتقاد به #خداوندي كه قادر متعال است ، مي توان تصور كرد كه او مي تواند #بدني شبيه بدن اصلي ( به هر روش كه خود مي داند ، حتي همانندسازي ) #توليد و آن مجموعه آگاهيها و اطلاعات شخص را به آن بدن #انتقال داده و شرايط تداوم حيات جسماني او را فراهم نمايد .
🙏پس در #يك_كلام :
🍇 اگر بپذيريم كه :
❗️1- #بقاي_هويت_شخصي ما ، در گرو #تداوم_شخصيت_ذهني_رواني ماست ،
❗️2- اين #شخصيت_ذهني_رواني ، مي تواند در #بدني كه با ما #وحدت_فرانوعي دارد ( كه برآمده از بدن خود ماست ) ، به حيات خود ادامه دهد .
☄️لذا امكان منطقي #معاد_جسماني را اثبات كرده ايم .
🍇و اگر بپذيريم كه :
#خداوند قادر به #ايجاد ممكن هاي منطقي است ، پس #احتمال_معاد_جسماني را هم اثبات كرده ايم .
😳 #توضيح : در اين بحث ، سخني از بود و نبود #روح نيست ، كه بايد در جاي خود بررسي شود . ضمنا #روح با #مفاهيم_فلسفي موجود، ميراث #فلسفه_افلاطوني است ، در حالي كه در #قرآن ، روح با اين مفاهيم ذكر نشده و آنچه كه مطرح شده #نفس است كه با #بدن ارتباطي تنگاتنگ دارد .
https://t.me/arash_naraghi
😍 #تذكر : در مورد نظريه وحدت روان تني فوق ، #سوالات و ابهاماتي در موضوعات #ماهيت_برزخ ، #محل_ذخيره اطلاعات و آگاهيهاي فوق پس از مرگ ، #فشار_قبر و ... وجود دارد كه در آدرس زير ، به همراه #پاسخ_استاد نراقی آورده شده است :
https://telegram.me/beshnofekrkon/937
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌹مقدمه :
دكتر #نراقي با #رويكرد_جديدي كه به موضوع #هويت_شخصي و امكان #بقاي_آن دارد ، #معاد_جسماني را از نظر منطقي #ممكن دانسته و با توجه به جايگاه خداوند در نظام الهياتي اديان توحيدي ، كه #قادر_متعال است ، آن را #محتمل نيز مي داند .
🌹#نكاتي_از_بحث :
#معاد_جسماني ، از آموزه هاي #قرآني قابل استخراج است .
در قرآن بجاي #روح ، عمدتا از #نفس استفاده شده كه يك انضمام تام با #جسم آدمي دارد .
از نظر فلاسفه قديم ، مثل #ابن_سينا ، آنچه قابل استدلال بوده #معاد_روحاني است ولي معاد جسماني را نمي توان با ادله آنها اثبات كرد .
😍و اما #رويكرد جديد آرش نراقي به #مبحث هويت شخصي و #معيار_بقاي آن :
🌷#هويت_شخصي : آنچه كه " #من " را " #من " مي كند و با گذشت زمان ، آن " من " محفوظ مي ماند و ديگران با ديدن من همان فردي كه قبلا ميشناختند را تداعي ميكنند .
🌷3 نظريه موجود در #معيار_هويت_شخصي : وحدت #بدني – وحدت #روحاني – وحدت #مغزي
🍇 #نظريه_دكتر_نراقي : #وحدت_رواني_شخص ( مجموعه اطلاعات و #آگاهيهاي مختلفي كه شحص در دوره عمر خود كسب كرده و در قسمت #فوقاني_مغز او ذخيره شده است – بدن و مغز فقط سخت افزار ذخيره و بازخواني آن اطلاعات است )
🍇اين مجموعه آگاهي و حالات رواني شخص ، به هر جا منتقل بشود ، #هويت_شخص ( من بودن او ) به همانجا منتقل مي شود .
🍇البته براي #بازخواني آن اطلاعات ، نياز به #بدني كاملا شبيه بدن اصلي نياز است .
اگر به روش كولونينگ ( #همانند_سازي ) به كمك DNA شخص ، يك #بدن_كاملا_عين او ساخته شود ( همساني ويژگيهاي بدني و ژنتيكي ) ، و آن مجموعه اطلاعات و آگاهيها را به آن منتقل كنيم ، و آن شخص به سخن آيد ، خواهد گفت " من همان هستم " .
🌹#شاخص_هاي اين نظريه :
☄️#وحدت_روان_تني ، معيار #هويت_شخصي تعريف مي شود ( مجموعه آگاهيها و حالات رواني و ... شخص )
☄️ #وحدت_فرانوعي ، براي #بازخواني آن اطلاعات ، لازم است .( ساختار بدني متشكل از روش همانند سازي– #تداوم_جسماني شخص)
🌷بنابراين :
🍁اگر قبل از #مرگ ، آن مجموعه #آگاهيهاي شخص ، به #بدني_جديد كه وحدت فرانوعي با بدن اصلي دارد منتقل شود ، امكان ادامه حيات جسماني شخص بوجود مي آيد .
😍با اين فرض : فرضيه #معاد_جسماني ، از نظر منطقي #ممكن_ميشود . ( هر چند با قوانين موجود طبيعي #محتمل_نيست .)
😍😍ليكن : با اعتقاد به #خداوندي كه قادر متعال است ، مي توان تصور كرد كه او مي تواند #بدني شبيه بدن اصلي ( به هر روش كه خود مي داند ، حتي همانندسازي ) #توليد و آن مجموعه آگاهيها و اطلاعات شخص را به آن بدن #انتقال داده و شرايط تداوم حيات جسماني او را فراهم نمايد .
🙏پس در #يك_كلام :
🍇 اگر بپذيريم كه :
❗️1- #بقاي_هويت_شخصي ما ، در گرو #تداوم_شخصيت_ذهني_رواني ماست ،
❗️2- اين #شخصيت_ذهني_رواني ، مي تواند در #بدني كه با ما #وحدت_فرانوعي دارد ( كه برآمده از بدن خود ماست ) ، به حيات خود ادامه دهد .
☄️لذا امكان منطقي #معاد_جسماني را اثبات كرده ايم .
🍇و اگر بپذيريم كه :
#خداوند قادر به #ايجاد ممكن هاي منطقي است ، پس #احتمال_معاد_جسماني را هم اثبات كرده ايم .
😳 #توضيح : در اين بحث ، سخني از بود و نبود #روح نيست ، كه بايد در جاي خود بررسي شود . ضمنا #روح با #مفاهيم_فلسفي موجود، ميراث #فلسفه_افلاطوني است ، در حالي كه در #قرآن ، روح با اين مفاهيم ذكر نشده و آنچه كه مطرح شده #نفس است كه با #بدن ارتباطي تنگاتنگ دارد .
https://t.me/arash_naraghi
😍 #تذكر : در مورد نظريه وحدت روان تني فوق ، #سوالات و ابهاماتي در موضوعات #ماهيت_برزخ ، #محل_ذخيره اطلاعات و آگاهيهاي فوق پس از مرگ ، #فشار_قبر و ... وجود دارد كه در آدرس زير ، به همراه #پاسخ_استاد نراقی آورده شده است :
https://telegram.me/beshnofekrkon/937
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from اتچ بات
#چند_سوال از استاد آرش نراقي در مورد #نظريه وحدت روان تني جهت اثبات #ممکن بودن معاد جسمانی و #پاسخ ایشان :
🌷#مطلب_استاد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/936
🌵1- با از بين رفتن جسم ، آن اطلاعات و آگاهيها در #كجا ذخيره و #نگهداري مي شود ؟
🌵2- گاها #مردگان به اذن خداوند ، در خواب ، ملاقاتي با شخص زنده مي كنند و اطلاعاتي رد و بدل مي شود ؟ اين امر با آن نظريه چگونه قابل توضيح است ؟
🌵3- در نظريه فوق ، مسئله #احضار_ارواح كجا قرار مي گيرد ؟
🌵4- #امكان_رشد و تعالي فرد ، پس از مرگ ، در نظريه فوق وجود دارد يا نه ؟ و اگر وجود دارد آيا فقط پس از معاد جسماني محقق مي شود ؟ ( ظاهرا رشد و بسط آگاهي هاي انسان زمانيست كه به #بدن متعلق شده باشد و اين امر در #برزخ وجود ندارد . )
🌵5- #اعمال_فرزندان و يا آثار مثبت و منفي كه شخص در دنيا بجاي گذاشته چگونه در برزخ او اثر مي گذارد ؟ مگر آنكه بگوييم جايي ثبت شده و پس از معاد به او ملحق مي شود .
🌵6- اصولا #برزخ در اين نظريه چگونه جايگاهي است و چرا وجود دارد ؟
🌵7- #فشار_قبر در زمان مرگ ، در اين نظريه چگونه تفسير مي شود ؟
😍 يك #توضيح : اگر قائل به وجود #روح_مجرد بشويم كه بتواند پس از مرگ به #حيات خود #ادامه دهد و حد رشد يافتگي آن روح ، به ميزان آگاهيها و منطبق بر شخصيت رواني دنيايي اوست ، مي توان سوالهاي فوق را توجيه كرد .
محمد صالحي – 17/4/96
#پاسخ_استاد_نراقی به سوالات
جناب آقای صالحی گرامی
سلام
امیدوارم که احوال شریف خوب باشد.
از بابت تأخیری که در پاسخ پیش آمد پوزش می خواهم.
من در ایام تابستان بیشتر در #سفر هستم و به همین دلیل گاهی #فرصت مناسب برای پاسخ به دوستان را دیر می یابم.
باری، خوشحالم که #توفیق آشنایی با عزیزی از خویشان مرحوم #استاد_صالحی نجف آبادی را می یابم.
من #مرحوم_صالحی را یک بار به مدّتی کوتاه در یک کنفرانس دیدم و گفت و گوی کوتاهی با ایشان داشتم.
اما در همان گفت و گو هم #فروتنی_عالمانه ایشان کاملا مشهود بود.
روح آن بزرگوار قرین رحمت الهی باشد.
🌹اما در #خصوص_مطالب مورد اشاره شما، حقیقت این است که #غرض اصلی آن سخنرانی این نبود که نشان دهد #معاد_جسمانی لزوما به فلان نحو خاص است یا نظریه جامعی در خصوص حیات شخصی پس از مرگ ارائه کند.
آن گفتار ، #پاسخ به حکیمانی است که #معاد_جسمانی را از حیث متافیزیکی « #ناممکن» می دانند.
#تلاش من در آن گفتار آن بود که #سناریویی را پیشنهاد کنم که در آن #معاد_جسمانی ممکن و لذا ادعای امتناع آن کاذب است.
یعنی #غرض از آن گفتار لزوما #اثبات نظریه ای ایجابی در خصوص #معاد نبود،
#اثبات_کذب مدعای کسانی بود که معادجسمانی را از حیث متافیزیکی #ممتنع تلقی می کنند.
اینکه آیا می توان جزئیات #احوال پس از مرگ را که از طریق کتاب و سنت رسیده است تک به تک از منظر #فلسفی توضیح داد و تبیین کرد، البته بحث مهمی است، اما از دایره مقصود آن گفتار کاملا بیرون است.
با احترام
آرش نراقی ۱۵/۵/۹۶
https://telegram.me/beshnofekrkon
🌷#مطلب_استاد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/936
🌵1- با از بين رفتن جسم ، آن اطلاعات و آگاهيها در #كجا ذخيره و #نگهداري مي شود ؟
🌵2- گاها #مردگان به اذن خداوند ، در خواب ، ملاقاتي با شخص زنده مي كنند و اطلاعاتي رد و بدل مي شود ؟ اين امر با آن نظريه چگونه قابل توضيح است ؟
🌵3- در نظريه فوق ، مسئله #احضار_ارواح كجا قرار مي گيرد ؟
🌵4- #امكان_رشد و تعالي فرد ، پس از مرگ ، در نظريه فوق وجود دارد يا نه ؟ و اگر وجود دارد آيا فقط پس از معاد جسماني محقق مي شود ؟ ( ظاهرا رشد و بسط آگاهي هاي انسان زمانيست كه به #بدن متعلق شده باشد و اين امر در #برزخ وجود ندارد . )
🌵5- #اعمال_فرزندان و يا آثار مثبت و منفي كه شخص در دنيا بجاي گذاشته چگونه در برزخ او اثر مي گذارد ؟ مگر آنكه بگوييم جايي ثبت شده و پس از معاد به او ملحق مي شود .
🌵6- اصولا #برزخ در اين نظريه چگونه جايگاهي است و چرا وجود دارد ؟
🌵7- #فشار_قبر در زمان مرگ ، در اين نظريه چگونه تفسير مي شود ؟
😍 يك #توضيح : اگر قائل به وجود #روح_مجرد بشويم كه بتواند پس از مرگ به #حيات خود #ادامه دهد و حد رشد يافتگي آن روح ، به ميزان آگاهيها و منطبق بر شخصيت رواني دنيايي اوست ، مي توان سوالهاي فوق را توجيه كرد .
محمد صالحي – 17/4/96
#پاسخ_استاد_نراقی به سوالات
جناب آقای صالحی گرامی
سلام
امیدوارم که احوال شریف خوب باشد.
از بابت تأخیری که در پاسخ پیش آمد پوزش می خواهم.
من در ایام تابستان بیشتر در #سفر هستم و به همین دلیل گاهی #فرصت مناسب برای پاسخ به دوستان را دیر می یابم.
باری، خوشحالم که #توفیق آشنایی با عزیزی از خویشان مرحوم #استاد_صالحی نجف آبادی را می یابم.
من #مرحوم_صالحی را یک بار به مدّتی کوتاه در یک کنفرانس دیدم و گفت و گوی کوتاهی با ایشان داشتم.
اما در همان گفت و گو هم #فروتنی_عالمانه ایشان کاملا مشهود بود.
روح آن بزرگوار قرین رحمت الهی باشد.
🌹اما در #خصوص_مطالب مورد اشاره شما، حقیقت این است که #غرض اصلی آن سخنرانی این نبود که نشان دهد #معاد_جسمانی لزوما به فلان نحو خاص است یا نظریه جامعی در خصوص حیات شخصی پس از مرگ ارائه کند.
آن گفتار ، #پاسخ به حکیمانی است که #معاد_جسمانی را از حیث متافیزیکی « #ناممکن» می دانند.
#تلاش من در آن گفتار آن بود که #سناریویی را پیشنهاد کنم که در آن #معاد_جسمانی ممکن و لذا ادعای امتناع آن کاذب است.
یعنی #غرض از آن گفتار لزوما #اثبات نظریه ای ایجابی در خصوص #معاد نبود،
#اثبات_کذب مدعای کسانی بود که معادجسمانی را از حیث متافیزیکی #ممتنع تلقی می کنند.
اینکه آیا می توان جزئیات #احوال پس از مرگ را که از طریق کتاب و سنت رسیده است تک به تک از منظر #فلسفی توضیح داد و تبیین کرد، البته بحث مهمی است، اما از دایره مقصود آن گفتار کاملا بیرون است.
با احترام
آرش نراقی ۱۵/۵/۹۶
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شکنجه متهم ، برای گرفتن #اقرار ، به هیجوجه #مجاز نیست .
مرحومان منتظری و بهشتی
https://telegram.me/beshnofekrkon
مرحومان منتظری و بهشتی
https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
#چگونه_خدایی_نکنیم؟
✍️ #صدیق_قطبی
مهترین لازمه و ثمرهی «توحید» که زیربناییترین نگرش قرآنی است، این است که ما انسانایم؛ خدا نیستیم و نباید خدایی بکنیم. نه شأن خدایی به کسی بدهیم و نه برای خودمان شأن خدایی قایل باشیم:
«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ»(آلعمران/۶۴)؛ بگو: اى اهل كتاب، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد.
چنین نگرشی از توحید و عبادت، یاریگرِ آزادی باشد. نه تنها پذیرای خداییِ دیگران نباشیم، که خود نیز از اینکه خداگونه با ما رفتار شود، ابا کنیم
از حمدون قصّار پرسیدند که: «بنده کیست؟» گفت: «آن که نپرستد و دوست ندارد که او را بپرستند.»(تذکرةالاولیا)
اگر همه بپذیریم که انسانهایی برابریم، نه همدیگر را داوری میکنیم و نه میکوشیم با اعمال زور و سلطه، یکدیگر را به بند بکشیم. اعمال زور و قدرت نامشروع بر دیگری خدایی کردن است. اینکه بخواهیم کسی را تحت سلطه و اقتدار خود درآوریم، بیانگر نگاهی فرادستانه و از بالا است که با برابری انسانی نمیسازد.
بارها در قرآن آمده است که مأموریت پیامبر(ص) تنها بلاغ و تذکار است و حسابرسی بر عهدهی خدا و شأن اوست: (فإنّما علَیکَ البلاغُ و عَلَینا الحِسابُ/رعد:۴۰).
بارها قرآن تأکید کرده که پیامبر تنها بشیر و نذیر است و نباید خود را وکیل، حفیظ، مُسیطّر و چیره بر دیگران تلقی کند: (وما جَعَلنَاکَ علیهم حَفیظاً و ما أنتَ عَلَیهِم بِوَکیلٍ/انعام:۱۰۷)
گفته شده همگان در امور خیر شتاب بگیرند: (فَاستَبِقُوا الخَیرَات/بقرة:۱۴۸) و در امور خیر یکدیگر را سفارش کرده و یاری دهند: (تَواصَوا بِالحقّ/عصر:۳، تَواصَوا بِالمَرحَمَة/بلد:۱۷، تَعَاوَنُوا عَلی البِرِّ وَ التَّقوی/مائده:۲) و داوری نهایی را به خداوند محوّل کنند: (إلی اللهِ مَرجِعُکُم جمیعاً فینبّئکم بما کنتم فیه تختلفون/مائده:۴۸)
قرآن به پیامبر میگویند اینکه چه کسی شایستهی عذاب و یا پاداش است مربوط به تو و مأموریت تو نیست: (لَیسَ لَکَ مِنَ الأمرِ شَیءٌ أو یَتُوبَ عَلَیهِم أو یُعذِّبَهُم/آلعمران:۱۲۸). موسی در پاسخ به فرعون که پرسیده بود حال نسلهای پیشین چگونه است میگوید پرداختن به آن شأن خداوند است و نه مأموریت من: (قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى* قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَّا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنسی/طه:۵۱و۵۲)
نه تنها داوری نهایی در خصوص انسانها خاص خداوند است که اِعمال قدرت و الزام نیز شأنی خدایی است و آدمیان حق ندارد همدیگر را به کاری الزام یا اکراه کنند: (أنُلزِمُکُمُوهَا و أنتُم لَها کَارِهُونَ/هود:۲۸؛ أفَأنتَ تُکرِهُ النّاسَ حَتّی یَکُونُوا مُؤمِنینَ/یونس:۹۹)
اگر به این مجموعه آیات به دقت نگریسته شود، معلوم میگردد که داوری کردن و اعمال قدرت و اکراه، شأن انسانی نیست و آنان که دلبستهی توحید هستند نباید برای خود یا دیگری چنین شأنی قایل باشند.
آنکه موحد است نه دیگری را داوری میکند و نه کسی را به کاری الزام یا اکراه میکند و این دو را شأن خدایی میداند. دلبستهی توحید، به دیگران نیز اجازه نمیدهد او را بر کاری الزام یا اکراه کنند. این نگاه به توحید و عبادت خدا است که میتواند با آزادی و آزادگی در آشتی باشد.
احمدخضرویه میگوید:
«تمام بندگی در آزادی است ودر تحقیق بندگی، آزادی تمام شود.»(تذکرةالاولیا)
جنید بغدادی را گفتند: «بنده کیست؟» گفت: «آنکه از بندگی کسان دیگر آزاد بود.»(همان منبع)
شیخ ابوسعید ابوالخیر را درویشی سؤال کرد:
«یا شیخ بندگی چیست؟» شیخ ما گفت: «خَلَقَکَ اللهُ حُرّاً کُن کَمَا خَلَقَکَ. خدایت آزاد آفرید آزاد باش.» گفت: «یا شیخ سؤال من از بندگی است.» شیخ گفت: «ندانی تا از هردو کون آزاد نگردی بنده نشوی»(اسرارالتوحید، محمدبنمنور)
ابوالعباس قصّاب گفته است:
«تا آزاد نباشی، بنده نگردی.»(همان)
عین القضات همدانی هم میگوید:
«تا بنده نشوی، آزادی نیابی.»(تمهیدات)
مولوی بر همین مبنا، دست آوردِ مهم انبیاء را آزادی میداند:
چون به آزادی نبوت هادی است
مؤمنان را ز انبیا آزادی است
(مثنوی/دفتر ششم)
بیایید در این اساسیترین آموزه دینی تأمل کنیم و یکدیگر را نپرستیم.
https://t.me/sedigh_63
🌾 @sedanet | @sedigh_63
https://telegram.me/beshnofekrkon
✍️ #صدیق_قطبی
مهترین لازمه و ثمرهی «توحید» که زیربناییترین نگرش قرآنی است، این است که ما انسانایم؛ خدا نیستیم و نباید خدایی بکنیم. نه شأن خدایی به کسی بدهیم و نه برای خودمان شأن خدایی قایل باشیم:
«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ»(آلعمران/۶۴)؛ بگو: اى اهل كتاب، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد.
چنین نگرشی از توحید و عبادت، یاریگرِ آزادی باشد. نه تنها پذیرای خداییِ دیگران نباشیم، که خود نیز از اینکه خداگونه با ما رفتار شود، ابا کنیم
از حمدون قصّار پرسیدند که: «بنده کیست؟» گفت: «آن که نپرستد و دوست ندارد که او را بپرستند.»(تذکرةالاولیا)
اگر همه بپذیریم که انسانهایی برابریم، نه همدیگر را داوری میکنیم و نه میکوشیم با اعمال زور و سلطه، یکدیگر را به بند بکشیم. اعمال زور و قدرت نامشروع بر دیگری خدایی کردن است. اینکه بخواهیم کسی را تحت سلطه و اقتدار خود درآوریم، بیانگر نگاهی فرادستانه و از بالا است که با برابری انسانی نمیسازد.
بارها در قرآن آمده است که مأموریت پیامبر(ص) تنها بلاغ و تذکار است و حسابرسی بر عهدهی خدا و شأن اوست: (فإنّما علَیکَ البلاغُ و عَلَینا الحِسابُ/رعد:۴۰).
بارها قرآن تأکید کرده که پیامبر تنها بشیر و نذیر است و نباید خود را وکیل، حفیظ، مُسیطّر و چیره بر دیگران تلقی کند: (وما جَعَلنَاکَ علیهم حَفیظاً و ما أنتَ عَلَیهِم بِوَکیلٍ/انعام:۱۰۷)
گفته شده همگان در امور خیر شتاب بگیرند: (فَاستَبِقُوا الخَیرَات/بقرة:۱۴۸) و در امور خیر یکدیگر را سفارش کرده و یاری دهند: (تَواصَوا بِالحقّ/عصر:۳، تَواصَوا بِالمَرحَمَة/بلد:۱۷، تَعَاوَنُوا عَلی البِرِّ وَ التَّقوی/مائده:۲) و داوری نهایی را به خداوند محوّل کنند: (إلی اللهِ مَرجِعُکُم جمیعاً فینبّئکم بما کنتم فیه تختلفون/مائده:۴۸)
قرآن به پیامبر میگویند اینکه چه کسی شایستهی عذاب و یا پاداش است مربوط به تو و مأموریت تو نیست: (لَیسَ لَکَ مِنَ الأمرِ شَیءٌ أو یَتُوبَ عَلَیهِم أو یُعذِّبَهُم/آلعمران:۱۲۸). موسی در پاسخ به فرعون که پرسیده بود حال نسلهای پیشین چگونه است میگوید پرداختن به آن شأن خداوند است و نه مأموریت من: (قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى* قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَّا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنسی/طه:۵۱و۵۲)
نه تنها داوری نهایی در خصوص انسانها خاص خداوند است که اِعمال قدرت و الزام نیز شأنی خدایی است و آدمیان حق ندارد همدیگر را به کاری الزام یا اکراه کنند: (أنُلزِمُکُمُوهَا و أنتُم لَها کَارِهُونَ/هود:۲۸؛ أفَأنتَ تُکرِهُ النّاسَ حَتّی یَکُونُوا مُؤمِنینَ/یونس:۹۹)
اگر به این مجموعه آیات به دقت نگریسته شود، معلوم میگردد که داوری کردن و اعمال قدرت و اکراه، شأن انسانی نیست و آنان که دلبستهی توحید هستند نباید برای خود یا دیگری چنین شأنی قایل باشند.
آنکه موحد است نه دیگری را داوری میکند و نه کسی را به کاری الزام یا اکراه میکند و این دو را شأن خدایی میداند. دلبستهی توحید، به دیگران نیز اجازه نمیدهد او را بر کاری الزام یا اکراه کنند. این نگاه به توحید و عبادت خدا است که میتواند با آزادی و آزادگی در آشتی باشد.
احمدخضرویه میگوید:
«تمام بندگی در آزادی است ودر تحقیق بندگی، آزادی تمام شود.»(تذکرةالاولیا)
جنید بغدادی را گفتند: «بنده کیست؟» گفت: «آنکه از بندگی کسان دیگر آزاد بود.»(همان منبع)
شیخ ابوسعید ابوالخیر را درویشی سؤال کرد:
«یا شیخ بندگی چیست؟» شیخ ما گفت: «خَلَقَکَ اللهُ حُرّاً کُن کَمَا خَلَقَکَ. خدایت آزاد آفرید آزاد باش.» گفت: «یا شیخ سؤال من از بندگی است.» شیخ گفت: «ندانی تا از هردو کون آزاد نگردی بنده نشوی»(اسرارالتوحید، محمدبنمنور)
ابوالعباس قصّاب گفته است:
«تا آزاد نباشی، بنده نگردی.»(همان)
عین القضات همدانی هم میگوید:
«تا بنده نشوی، آزادی نیابی.»(تمهیدات)
مولوی بر همین مبنا، دست آوردِ مهم انبیاء را آزادی میداند:
چون به آزادی نبوت هادی است
مؤمنان را ز انبیا آزادی است
(مثنوی/دفتر ششم)
بیایید در این اساسیترین آموزه دینی تأمل کنیم و یکدیگر را نپرستیم.
https://t.me/sedigh_63
🌾 @sedanet | @sedigh_63
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
چگونه بايد باورهاي قديم را در بوته پالايش انديشه هاي نو قرار داد ؟ https://telegram.me/beshnofekrkon
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهید #بهشتی :
از نظر اسلام ، هیچ #حکومتی حق ندارد حتی به بهانه شرایط فوق العاده و ... آزادی #انتقاد مردم از #رهبر را سلب کند .
@beshnofekrkon
از نظر اسلام ، هیچ #حکومتی حق ندارد حتی به بهانه شرایط فوق العاده و ... آزادی #انتقاد مردم از #رهبر را سلب کند .
@beshnofekrkon
سخنرانی :
پیامبر(ص) در سخنرانی با شکوه خود در منا در حجه الوداع چه گفت ؟
مکان : کتابخانه تخصصی اشراق نجف آباد
زمان : پنج شنبه - ۹ شب
@eshraghlib
پیامبر(ص) در سخنرانی با شکوه خود در منا در حجه الوداع چه گفت ؟
مکان : کتابخانه تخصصی اشراق نجف آباد
زمان : پنج شنبه - ۹ شب
@eshraghlib
#قرآن_گرایی در مصاف با #حدیث_گرایی
نويسنده : محمد جواد خليلي دانش آموخته حوزه علمیه قم و دانشجوی دکتری علوم سیاسی
« از اسلام قرآن تا اسلام حدیث »، عنوان #کتابی مهم و ارزشمند از #جورج_طرابیشی انديشمند مسلمان سوري است که در سال ۲۰۱۰ منتشر گردید.
وی در این اثر مهم می خواهد با وام گرفتن از روش های جدید مطالعاتی مانند دیرینه شناسی و تبار شناسی فوکو و دریدا به این سوال پاسخ دهد، که علت به #حاشیه رفتن فلسفه و #علوم_عقلی در سنت عربی اسلامی چیست؟
🌷#بازنشستگی_عقلانیت
همان گونه که بازنشستگی بعد از یک دوره کارآمدی حاصل میشود ، طرابيشي ، در این ترکیب کنایی نیز به وجود دوره ای از حضور عقلانیت و سپس از کار افتادگی آن ( در دنياي اسلام ) اشارت دارد.
از نظر طرابیشی بازنشستگی عقلانیت ، عللی درونی و یا #درون_دینی و درون سنتی دارد.
ايشان ، عوامل درونی مانند سیطره #حدیث_گرایی و برجسته شدن نقل را عامل اصلی ورود به گردونه بی نتیجه عقب ماندگی و ایدئولوژی زدگی میداند .
🌷#خدا و #رسول: #شارع و #مکلف
طرابیشی برای نشان دادن فرایندی که او سیطره ایدئولوژیک حدیث می نامد ، در فصل آغازین ، مبانی حدیث گرایی را توضیح می دهد و سپس نقد های جدی خود را بیان میکند.
او سعی می کند با استفاده از آیات قرآن بین #شخصیت_حقیقی پیامبر و #شخصیت_حقوقی ایشان تمایز قائل شود تا از این رهگذر ثابت کند بر اساس آیات قرآن، #شارع فقط و فقط #خداوند است و #پیامبر صرفا #مکلفی است که این پیام را باید به درستی منتقل کند.
در واقع شخصیت حقوقی پیامبر که #حامل_وحی الهی است، باید به عنوان یک مبلغ که #خطا نمی کند لحاظ شود.
از سوی دیگر یک #شخصیت_حقیقی نیز وجود دارد که درگیر امور روزمره بوده و همچون دیگر انسان ها در معرض #خطا، اشتباه، سهو و نسیان می باشد.
به طور طبیعی برای اثبات این فرضیه، نظریه رقیب که تمام افعال پیامبر را در قالب سنت می پذیرد نیز باید رد شود.
آیاتی که اطاعت پیامبر را برای مسلمانان لازم می داند، رکن اصلی این نظریه است.
طرابیشی معتقد است #خطابات قرآن که به #اطاعت از پیامبر اشعار دارد، یا مسلمانان را مخاطب قرار داده و یا خطاب به کفار و مشرکین است.
در #فرض_نخست، این اطاعت همیشه همراستا با #اطاعت از خداوند آمده است، بنابراین فاقد توانایی اثبات قدرت تشریعی مستقل برای پیامبر است
و در #فرض_دوم نیز اطاعت از پیامبر به معنای #ایمان آوردن می باشد و باز نمی توان بر این اساس، قدرت تقنین و تشریع مستقلی را برای پیامبر اثبات کرد.
🌷#پیامبر_بومی، #پیامبر_جهانی
طرابیشی در تحلیل شکل گیری سنت اسلامی از #دو_گونه_اسلام سخن می گوید.
وی معتقد است که باید بین #اسلام_دعوتگر و #اسلام_فتوحات، تمایز قایل شد.
🌹اسلام فتوحات همان #اسلام_تاریخی است. وی با استدلال به آیات قرآن می کوشد ثابت کند که اسلام دعوت گر مخصوص #جزیره_العرب بوده و به زبان اعراب ، کتابی به نام قرآن نازل شده تا این آخرین قومی که فاقد کتاب آسمانی و پیامبر بودند نیز صاحب کتابی مقدس شوند.
او رسالت پیامبر را کاملا مکان مند و زمان مند می داند.
بر این مبنا پیامبر نه یک پیامبر جهانی، بلکه یک #پیامبر_منطقه ای و بومی است که به زبان همان قوم و صرفا برای ساکنان جزیره العرب مبعوث شده، تا این بخش از جهان را #جهل_زدایی کند.
او برای پیش برد این نظریه، آیاتی که به جهانی بودن رسالت، اشاره دارند و یا یهود و نصارا را مخاطب می سازند را ذکر کرده و ضمن تحلیل آنها، رسالت پیامبر را در این بخش، صرفا تصحیح تحریفات یهود و نصارا دانسته و دست این آیات را از اثبات رسالت جهانی کوتاه می داند.
🌹از نظر طرابیشی #اسلام_فتوحات یک اسلام ایدئولوژیک است که ناظر به گذشته پر افتخار می خواهد آینده ای روشن را نوید دهد.
تحول اسلام رسالی یا دعوت گر به اسلام فتوحات، شاه کلید هژمونی حدیث بر قرآن است.
زمانی که #فاتحان به سرزمین های جدید وارد شدند، قرآن را به همراه داشتند و با آن به تبادل دانش با دیگر تمدن ها پرداختند.
اما بعد از گذشت دورهای، #نوکیشان_مسلمان، با پردازش #علوم_حدیث، پرچم داران جدید اسلام شدند.
#اسلامی که از دل فتوحات #متولد گردید، ماموریت داشت تا آن فتوحات را استمرار بخشد.
این توالی ، بدون ساختن #دانشی مبتنی بر #حدیث امکان پذیر نبود. بنابراین #نخبگان و اندیشوران سرزمین های فتح شده، به جمع آوری و #تدوین علوم حدیث و تمام ضمائم آن همت گماردند.
از این روست که تمام #دائره_المعارفهای_حدیثی در قرون دوم و سوم هجری، توسط #اندیشمندانی از سرزمین های تازه مسلمان شده، به رشته تحریر درآمده است.
این #تازه_مسلمانان، اسلام #دعوت گر را به اسلام #تاریخی و پیامبر #بومی را به پیامبری #جهانی تبدیل کردند.
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
http://maraminstitute.com/notes/1592
نويسنده : محمد جواد خليلي دانش آموخته حوزه علمیه قم و دانشجوی دکتری علوم سیاسی
« از اسلام قرآن تا اسلام حدیث »، عنوان #کتابی مهم و ارزشمند از #جورج_طرابیشی انديشمند مسلمان سوري است که در سال ۲۰۱۰ منتشر گردید.
وی در این اثر مهم می خواهد با وام گرفتن از روش های جدید مطالعاتی مانند دیرینه شناسی و تبار شناسی فوکو و دریدا به این سوال پاسخ دهد، که علت به #حاشیه رفتن فلسفه و #علوم_عقلی در سنت عربی اسلامی چیست؟
🌷#بازنشستگی_عقلانیت
همان گونه که بازنشستگی بعد از یک دوره کارآمدی حاصل میشود ، طرابيشي ، در این ترکیب کنایی نیز به وجود دوره ای از حضور عقلانیت و سپس از کار افتادگی آن ( در دنياي اسلام ) اشارت دارد.
از نظر طرابیشی بازنشستگی عقلانیت ، عللی درونی و یا #درون_دینی و درون سنتی دارد.
ايشان ، عوامل درونی مانند سیطره #حدیث_گرایی و برجسته شدن نقل را عامل اصلی ورود به گردونه بی نتیجه عقب ماندگی و ایدئولوژی زدگی میداند .
🌷#خدا و #رسول: #شارع و #مکلف
طرابیشی برای نشان دادن فرایندی که او سیطره ایدئولوژیک حدیث می نامد ، در فصل آغازین ، مبانی حدیث گرایی را توضیح می دهد و سپس نقد های جدی خود را بیان میکند.
او سعی می کند با استفاده از آیات قرآن بین #شخصیت_حقیقی پیامبر و #شخصیت_حقوقی ایشان تمایز قائل شود تا از این رهگذر ثابت کند بر اساس آیات قرآن، #شارع فقط و فقط #خداوند است و #پیامبر صرفا #مکلفی است که این پیام را باید به درستی منتقل کند.
در واقع شخصیت حقوقی پیامبر که #حامل_وحی الهی است، باید به عنوان یک مبلغ که #خطا نمی کند لحاظ شود.
از سوی دیگر یک #شخصیت_حقیقی نیز وجود دارد که درگیر امور روزمره بوده و همچون دیگر انسان ها در معرض #خطا، اشتباه، سهو و نسیان می باشد.
به طور طبیعی برای اثبات این فرضیه، نظریه رقیب که تمام افعال پیامبر را در قالب سنت می پذیرد نیز باید رد شود.
آیاتی که اطاعت پیامبر را برای مسلمانان لازم می داند، رکن اصلی این نظریه است.
طرابیشی معتقد است #خطابات قرآن که به #اطاعت از پیامبر اشعار دارد، یا مسلمانان را مخاطب قرار داده و یا خطاب به کفار و مشرکین است.
در #فرض_نخست، این اطاعت همیشه همراستا با #اطاعت از خداوند آمده است، بنابراین فاقد توانایی اثبات قدرت تشریعی مستقل برای پیامبر است
و در #فرض_دوم نیز اطاعت از پیامبر به معنای #ایمان آوردن می باشد و باز نمی توان بر این اساس، قدرت تقنین و تشریع مستقلی را برای پیامبر اثبات کرد.
🌷#پیامبر_بومی، #پیامبر_جهانی
طرابیشی در تحلیل شکل گیری سنت اسلامی از #دو_گونه_اسلام سخن می گوید.
وی معتقد است که باید بین #اسلام_دعوتگر و #اسلام_فتوحات، تمایز قایل شد.
🌹اسلام فتوحات همان #اسلام_تاریخی است. وی با استدلال به آیات قرآن می کوشد ثابت کند که اسلام دعوت گر مخصوص #جزیره_العرب بوده و به زبان اعراب ، کتابی به نام قرآن نازل شده تا این آخرین قومی که فاقد کتاب آسمانی و پیامبر بودند نیز صاحب کتابی مقدس شوند.
او رسالت پیامبر را کاملا مکان مند و زمان مند می داند.
بر این مبنا پیامبر نه یک پیامبر جهانی، بلکه یک #پیامبر_منطقه ای و بومی است که به زبان همان قوم و صرفا برای ساکنان جزیره العرب مبعوث شده، تا این بخش از جهان را #جهل_زدایی کند.
او برای پیش برد این نظریه، آیاتی که به جهانی بودن رسالت، اشاره دارند و یا یهود و نصارا را مخاطب می سازند را ذکر کرده و ضمن تحلیل آنها، رسالت پیامبر را در این بخش، صرفا تصحیح تحریفات یهود و نصارا دانسته و دست این آیات را از اثبات رسالت جهانی کوتاه می داند.
🌹از نظر طرابیشی #اسلام_فتوحات یک اسلام ایدئولوژیک است که ناظر به گذشته پر افتخار می خواهد آینده ای روشن را نوید دهد.
تحول اسلام رسالی یا دعوت گر به اسلام فتوحات، شاه کلید هژمونی حدیث بر قرآن است.
زمانی که #فاتحان به سرزمین های جدید وارد شدند، قرآن را به همراه داشتند و با آن به تبادل دانش با دیگر تمدن ها پرداختند.
اما بعد از گذشت دورهای، #نوکیشان_مسلمان، با پردازش #علوم_حدیث، پرچم داران جدید اسلام شدند.
#اسلامی که از دل فتوحات #متولد گردید، ماموریت داشت تا آن فتوحات را استمرار بخشد.
این توالی ، بدون ساختن #دانشی مبتنی بر #حدیث امکان پذیر نبود. بنابراین #نخبگان و اندیشوران سرزمین های فتح شده، به جمع آوری و #تدوین علوم حدیث و تمام ضمائم آن همت گماردند.
از این روست که تمام #دائره_المعارفهای_حدیثی در قرون دوم و سوم هجری، توسط #اندیشمندانی از سرزمین های تازه مسلمان شده، به رشته تحریر درآمده است.
این #تازه_مسلمانان، اسلام #دعوت گر را به اسلام #تاریخی و پیامبر #بومی را به پیامبری #جهانی تبدیل کردند.
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
http://maraminstitute.com/notes/1592
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
🍁#عتاب تند خداوند به مدعيان #راهبري ديني در طول تاريخ🍁
🍇1- خداوند در جهت #هدايت انديشه معنوي بشر بسوي توحيد ، و آزاد سازي او از طوق بندگي خدايان موهوم و انسانها و بتهاي شبيه سازي شده آنها ، #پيامبران معظم را فرستاد .
( و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون - انبیا 25 )
🍇2- دعوت و تعاليم هر پيامبر تا مدتي بر تفكر و جهان بيني جامعه و مردم بعد ازخود غالب بود .
🍇3- از آنجا كه اكثريت #مردم به روز مره گي و زندگي عادي مشغول مي شدند و از طرف ديگر پاسخ به نيازهاي روحاني و معنوي خود را از اولويتهاي خود مي دانستند ، عادتي ديرينه داشتند كه بجاي پيروي از #عقل و انديشه خود ، به سمت #تقليد و پيروي از مدعيان اين عرصه بروند .
( واذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل الله و الى الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه اباءنا او لو کان اباؤهم لا يعلمون شيئا ولا يهتدون – مائده 104 )
🍇4- اما هر زمان و زمانه ، گروهي ديگر ، پای در مسیر #تحقیق و تتبع گذاشته و بنا را بر فهم متون دینی موجود ، قرار دادند و ، با #سو_استفاده از #جهالت و روزمرگیهای مادی گروه اول ، خود را در مصدر #راهبری دینی جامعه قرار داده و با تفاسیر خودمحور و غیر عقلانی خود ، به #تاراج سرمایه های مادی و معنوی جامعه پرداختند .
🍇5- و البته با هوش سرشاری که داشته و با علم به خصوصیات بارز تقلید و #تعصب جاهلی گروه اول ، سعی در استدلال سازیهای بی منطق و #خدا_انگاری آموزه های خود ، جهت تثبیت عقاید آنها کرده و غلوگونه به شان خدایی خود دامن می زدند .
🍇6- اينجا بود كه خداوند ، به سبب مهر و #لطف خود بر مردمان ، پي در پي و پيوسته ، #پيامبران جديدي مي فرستاد تا آنها را از اين كجي ها و سو استفاده هاي مدعيان راهبري ديني برهاند
و به #عقلانيت و انديشه ورزي بخواند .
( و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول – خطبه 1 نهج البلاغه )
🍎🍇در اينجا به چند مورد از #عتابهاي تند خداوند و پيامبران معظم(س) ، به #عالمان ديني در طول تاريخ ارسال پيامبران و به تبع آن در همه تاريخ بشر ، اشاره مي شود :
🌹💧1- فرياد #عيسي(ع) بر سر #عالمان_يهود :
ای علمای دین که بر #مسند_موسی نشسته اید . شما خود را به مردم ، #پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از #ریاکاری و شرارتید .
وای برشما ای علمای ریاکار دین ! شما برای پیامبران ، #مقبره می سازید . ای #ماران ! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت ؟
( انجیل متی ، فصل 23 ، آیه های 2 و 28 و 29 و 33 )
🌹💧2- فرياد #قرآن بر سر #عالمان_يهود و #نصاري :
اى کسانى که ايمان آورده ايد! بسيارى از دانشمندان (#اهل کتاب) و راهبان ، #اموال مردم را بباطل مى خورند ( با #باطل_سازي پنهاني حقيقت دين و #حق_پنداري بافته ها و ساخته هاي خود ) ، و ( آنان را ) از راه خدا باز مى دارند! .
( يا ايها الذين امنوا ان کثيرا من الاحبار و الرهبان لياکلون اموال الناس بالباطل و يصدون عن سبيل الله – توبه 34 )
🌹💧3- فرياد و هشدار #پيامبر(ص) بر سر #عالمان_دين در ادامه تاريخ :
🍇• #منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که #جامه وى از کارش بهتر باشد، یعنى جامه او #جامه_پیمبران باشد و کار وى #کار_ستمگران .
( ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین - نهج الفصاحه ، پاينده - حديث 2107 )
🍇• #آفت دين سه چيز است : #فقيه و عالم بد كار ، #پيشواى ستم كار و #مجتهد نادان
( آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ – نهج الفصاحه ، سايت آويني حديث 4 )
❤️پس يادمان باشد كه خداوند #هدايتش جز از مسير #شنيدن و #تعقل و انديشه نقادي ، بر كسي نمي تابد :🍎
فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب . – ( زمر 17 و 18 )
محمد صالحي – 9 و 10 / 95 - تقارن ولادت مبارك سه پيامبر بزرگ الهي موسي(ع) ، عيسي(ع) و محمد (ص)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍇1- خداوند در جهت #هدايت انديشه معنوي بشر بسوي توحيد ، و آزاد سازي او از طوق بندگي خدايان موهوم و انسانها و بتهاي شبيه سازي شده آنها ، #پيامبران معظم را فرستاد .
( و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون - انبیا 25 )
🍇2- دعوت و تعاليم هر پيامبر تا مدتي بر تفكر و جهان بيني جامعه و مردم بعد ازخود غالب بود .
🍇3- از آنجا كه اكثريت #مردم به روز مره گي و زندگي عادي مشغول مي شدند و از طرف ديگر پاسخ به نيازهاي روحاني و معنوي خود را از اولويتهاي خود مي دانستند ، عادتي ديرينه داشتند كه بجاي پيروي از #عقل و انديشه خود ، به سمت #تقليد و پيروي از مدعيان اين عرصه بروند .
( واذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل الله و الى الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه اباءنا او لو کان اباؤهم لا يعلمون شيئا ولا يهتدون – مائده 104 )
🍇4- اما هر زمان و زمانه ، گروهي ديگر ، پای در مسیر #تحقیق و تتبع گذاشته و بنا را بر فهم متون دینی موجود ، قرار دادند و ، با #سو_استفاده از #جهالت و روزمرگیهای مادی گروه اول ، خود را در مصدر #راهبری دینی جامعه قرار داده و با تفاسیر خودمحور و غیر عقلانی خود ، به #تاراج سرمایه های مادی و معنوی جامعه پرداختند .
🍇5- و البته با هوش سرشاری که داشته و با علم به خصوصیات بارز تقلید و #تعصب جاهلی گروه اول ، سعی در استدلال سازیهای بی منطق و #خدا_انگاری آموزه های خود ، جهت تثبیت عقاید آنها کرده و غلوگونه به شان خدایی خود دامن می زدند .
🍇6- اينجا بود كه خداوند ، به سبب مهر و #لطف خود بر مردمان ، پي در پي و پيوسته ، #پيامبران جديدي مي فرستاد تا آنها را از اين كجي ها و سو استفاده هاي مدعيان راهبري ديني برهاند
و به #عقلانيت و انديشه ورزي بخواند .
( و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول – خطبه 1 نهج البلاغه )
🍎🍇در اينجا به چند مورد از #عتابهاي تند خداوند و پيامبران معظم(س) ، به #عالمان ديني در طول تاريخ ارسال پيامبران و به تبع آن در همه تاريخ بشر ، اشاره مي شود :
🌹💧1- فرياد #عيسي(ع) بر سر #عالمان_يهود :
ای علمای دین که بر #مسند_موسی نشسته اید . شما خود را به مردم ، #پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از #ریاکاری و شرارتید .
وای برشما ای علمای ریاکار دین ! شما برای پیامبران ، #مقبره می سازید . ای #ماران ! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت ؟
( انجیل متی ، فصل 23 ، آیه های 2 و 28 و 29 و 33 )
🌹💧2- فرياد #قرآن بر سر #عالمان_يهود و #نصاري :
اى کسانى که ايمان آورده ايد! بسيارى از دانشمندان (#اهل کتاب) و راهبان ، #اموال مردم را بباطل مى خورند ( با #باطل_سازي پنهاني حقيقت دين و #حق_پنداري بافته ها و ساخته هاي خود ) ، و ( آنان را ) از راه خدا باز مى دارند! .
( يا ايها الذين امنوا ان کثيرا من الاحبار و الرهبان لياکلون اموال الناس بالباطل و يصدون عن سبيل الله – توبه 34 )
🌹💧3- فرياد و هشدار #پيامبر(ص) بر سر #عالمان_دين در ادامه تاريخ :
🍇• #منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که #جامه وى از کارش بهتر باشد، یعنى جامه او #جامه_پیمبران باشد و کار وى #کار_ستمگران .
( ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین - نهج الفصاحه ، پاينده - حديث 2107 )
🍇• #آفت دين سه چيز است : #فقيه و عالم بد كار ، #پيشواى ستم كار و #مجتهد نادان
( آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ – نهج الفصاحه ، سايت آويني حديث 4 )
❤️پس يادمان باشد كه خداوند #هدايتش جز از مسير #شنيدن و #تعقل و انديشه نقادي ، بر كسي نمي تابد :🍎
فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب . – ( زمر 17 و 18 )
محمد صالحي – 9 و 10 / 95 - تقارن ولادت مبارك سه پيامبر بزرگ الهي موسي(ع) ، عيسي(ع) و محمد (ص)
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🆔 @arbabehekmat
#حج
پیرامون مفهوم #استطاعت_در_حج
آیت الله سید محمد جواد غروی
زمان: شش دقیقه
@beshnofekrkon
#حج
پیرامون مفهوم #استطاعت_در_حج
آیت الله سید محمد جواد غروی
زمان: شش دقیقه
@beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
#با_پیامبر_در_حجه_الوداع
🌹پیامبر اکرم ۷۵ روز قبل از رحلت خود ، در حجه الوداع ، #سه_سخنرانی در منا ، عرفات و غدیر خم ارائه کردند .
#دو_سخنرانی ایشان در منا و عرفات ، حاوی #خطوط_اصلی_رسالت ایشان بود که در ۲۳ سال به اشکال مختلف و در شرایط مقتضی ، مطرح کرده بودند .
🌹 #هدف اصلی ایشان در رسالت ، #اصلاحات حول #دو_محور مهم بود که در طول ۲۳ سال پیگیری کردند :
💥۱- #اصلاح_اندیشه_دینی_مردم حجاز ( از شرک به توحید )
💥۲- #اصلاح_منش_و_رفتار_مردم ( حول فضائل و ملکات اخلاقی )
🌹 مهمترین #دغدغه های ایشان در اصلاحگری جامعه عرب ، حول موضوعات زیر بود :
🍁۱- از بین بردن تدریجی #فقر مادی مردم به روشهای مختلف ( خمس ، زکات ، کفاره ها ، بخششها و ... )
۲- از بین بردن تدریجی طبقه ای بنام #بردگان و بندگانی که در بین مردم رواج داشتند و اشراف از آنها بهره می بردند . ( دستور به آزادی اسرای جنگی - چه با اخذ معادل و چه در راه خدا ، آزاد سازی آنها بخاطر کفاره های مختلف ، برخورد مشابه انسانهای آزاد با آنها ، و .. )
🍁۳- تاکید بر #حرمت_زن و بازگرداندن تدریجی حقوق اجتماعی او ( تصویب دیه ، ارث ، شهادت او در دادگاه و .. )
🌹با توجه به موارد فوق ، پیامبر در حجه الوداع ، در #همایش_بزرگ_حج که اکثریت مسلمانان حضور داشتند ، مجددا خطوط اصلی پیام خود را مطرح و مردم را در انجام آنها تاکید کردند .
گویی می دیدند که #حکومت حجاز بسی بزرگ شده و از قبایل مختلف و حتی کشورهای همسایه ، به اسلام می گروند و خود را موظف می دانستند ، اصول و #خطوط_اساسی_رسالت خود را در حدود ۲۰ بند مختلف بیان کرده ، تا مبادا فردا #مدعیان_رهبری_دینی ، بافته های خود را بنام او به آنها عرضه کرده و اسلام او را به انحراف بکشند .
🌹اصولی که حاوی نکات بسیار مهم زیر بود :
🍇۱- #تساوی_حقوق مردم بدون توجه به دین و یا نژاد .
🍇۲- #تساوی_حقوق_زنان با مردان
🍇۳- #رعایت_حقوق_بردگان
🍇۴- #نگرانی_از_فقها و رهبران مدعی که دینش را منحرف کنند.
🍇۵- #وجوب_نقد_حکومت
🍇۶- #برادری همه مسلمانان فارغ از مذهبشان.
۱🍇۷- #حرمت آزار یکدیگر و یا تخلفات مختلف اجتماعی
و ...
https://telegram.me/beshnofekrkon
🌹پیامبر اکرم ۷۵ روز قبل از رحلت خود ، در حجه الوداع ، #سه_سخنرانی در منا ، عرفات و غدیر خم ارائه کردند .
#دو_سخنرانی ایشان در منا و عرفات ، حاوی #خطوط_اصلی_رسالت ایشان بود که در ۲۳ سال به اشکال مختلف و در شرایط مقتضی ، مطرح کرده بودند .
🌹 #هدف اصلی ایشان در رسالت ، #اصلاحات حول #دو_محور مهم بود که در طول ۲۳ سال پیگیری کردند :
💥۱- #اصلاح_اندیشه_دینی_مردم حجاز ( از شرک به توحید )
💥۲- #اصلاح_منش_و_رفتار_مردم ( حول فضائل و ملکات اخلاقی )
🌹 مهمترین #دغدغه های ایشان در اصلاحگری جامعه عرب ، حول موضوعات زیر بود :
🍁۱- از بین بردن تدریجی #فقر مادی مردم به روشهای مختلف ( خمس ، زکات ، کفاره ها ، بخششها و ... )
۲- از بین بردن تدریجی طبقه ای بنام #بردگان و بندگانی که در بین مردم رواج داشتند و اشراف از آنها بهره می بردند . ( دستور به آزادی اسرای جنگی - چه با اخذ معادل و چه در راه خدا ، آزاد سازی آنها بخاطر کفاره های مختلف ، برخورد مشابه انسانهای آزاد با آنها ، و .. )
🍁۳- تاکید بر #حرمت_زن و بازگرداندن تدریجی حقوق اجتماعی او ( تصویب دیه ، ارث ، شهادت او در دادگاه و .. )
🌹با توجه به موارد فوق ، پیامبر در حجه الوداع ، در #همایش_بزرگ_حج که اکثریت مسلمانان حضور داشتند ، مجددا خطوط اصلی پیام خود را مطرح و مردم را در انجام آنها تاکید کردند .
گویی می دیدند که #حکومت حجاز بسی بزرگ شده و از قبایل مختلف و حتی کشورهای همسایه ، به اسلام می گروند و خود را موظف می دانستند ، اصول و #خطوط_اساسی_رسالت خود را در حدود ۲۰ بند مختلف بیان کرده ، تا مبادا فردا #مدعیان_رهبری_دینی ، بافته های خود را بنام او به آنها عرضه کرده و اسلام او را به انحراف بکشند .
🌹اصولی که حاوی نکات بسیار مهم زیر بود :
🍇۱- #تساوی_حقوق مردم بدون توجه به دین و یا نژاد .
🍇۲- #تساوی_حقوق_زنان با مردان
🍇۳- #رعایت_حقوق_بردگان
🍇۴- #نگرانی_از_فقها و رهبران مدعی که دینش را منحرف کنند.
🍇۵- #وجوب_نقد_حکومت
🍇۶- #برادری همه مسلمانان فارغ از مذهبشان.
۱🍇۷- #حرمت آزار یکدیگر و یا تخلفات مختلف اجتماعی
و ...
https://telegram.me/beshnofekrkon
Audio
🎙دکتر آرش نراقی : ابراهیم (ع) و عید قربان
قربانی اصلی ، #خودی_ابراهیم بود
و آنوقت بود که :
مرکز #ثقل_هستی از او به خداوند منتقل شد .
و به صفت #ایمان، متصف گردید .
🌱 @arash_naraghi
@beshnofekrkon
قربانی اصلی ، #خودی_ابراهیم بود
و آنوقت بود که :
مرکز #ثقل_هستی از او به خداوند منتقل شد .
و به صفت #ایمان، متصف گردید .
🌱 @arash_naraghi
@beshnofekrkon
حق الناس مقدم بر حق الله است - امام علي(ع) https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
📝📝📝نامهای از #جوردانو_برونو به #پاپ_كِلِمنت هشتم در قرن ۱۶ میلادی
« #عالیجناب پاپ كِلِمِنت، #جانشین خودخواندهی مسیح!!!
✅از اینكه به شما #نامه می نویسم خوشحالم و می دانم این #شادی پایدار نیست.
زیرا بزودی #جزای آن را كه حداقل حبس است خواهم دید.
شگفتا كه به #خدا میتوان نامه نوشت اما به #شما نمیتوان!
پس با نگارش این نامه به #خودكشى دست زدهام.
و متأسفم از اینكه باید شما را " #جانشین_مسیح" خطاب كنم؛ هرچند با قید " #خودخوانده".
راستی شما كجا و خدا و مسیح و دین كجا؟
✅مرد #مناظرهام و به مناظره دعوتتان می كنم تا #انحراف و ستیزتان را با مسیح اثبات كنم.
اما میدانم كه به این مناظره تَن نمیدهید.
به این #بهانه كه شأنی برای خود قائلید #فراتر از شأن مسیح! و آن شأن كذایی از مناظره با چون مَنی بازتان میدارد.
آن #شأن بقدری مغرورتان ساخته كه میترسم حتی این نامه را هم #نخوانید.
پس به #اصل_مطلب می پردازم.
✅شایع كردهاید كه من به #جرم_ترویج اندیشههای كالون و لوتر و #انكار_تثلیث و تحسین و تأیید هیئت كوپرنیكی از دین مسیح خارج و #مرتد شدهام.
#هراسی نیست. #ارتداد رویگرداندن از بندگی خداست نه انكار آنچه در #انجیل و موعظهها و خطابههای شما و گماشتگانتان در كلیساها روز و شب برای #عوامالناس خوانده و یا گفته میشود.
#بدبختانه گویا شما و #گماشتگانتان باورتان شده كه آنچه به نام دین بر مردم القا میكنید، #دین است.
مَثَلی هست كه #دروغگو در اثر كثرت دروغگویی، خودش هم سرانجام دروغ خودش را #باور میكند.
وقتی شما دروغهایتان را باور كردهاید، دیگر چه امیدی به #مردم_سادهدل و عوام است كه #حقیقت_دین را بیابند؟
سالهایی كه ساكن #صومعه بودم، میشنیدم كه روحانیون در خلوت خویش وقتی سرخوش بودند، #میگفتند:
"یك #مرید خَر بِه از یك دهِ ششدانگ."
میپنداشتم این را به #شوخی میگویند.
اما بعدها دریافتم كه برای ادامهی حیات در #كسوتِ روحانی، باید به دنبال #جذب این مریدها باشم تا بتوانم به حیات كلیسا و دین كمك كرده باشم!
✅چیزی نگذشت كه از صومعه #گریختم و در حقیقت از خدایی كه پایداری دین خود را بر #حماقت، جهل و نیرنگ عوامالناس قرارداده بود بیزار و گریزان شدم.
در اصل از #خدای_شما عالیجناب پاپ و گماشتههای كلیسایتان گریخته بودم.
اما #خدایی كه در بیرون صومعه به آن رسیدم و او را شناختم، خدایی است كه وجودش در #ذرات این عالم حضور دارد و از جمله در صورت ناسوتی هستی كه مشهود ماست تجلّی كرده.
#خدایی كه در بیرون كلیسا حضور دارد، خدایی #متنفر از دروغ است.
#خدایی است كه #روحانیان را به رسمیت نمیشناسد و آنان را بخاطر دریافت پول از مردم در آخرت #مجازات خواهد كرد.
و چه #زیبا و باشكوه است روزی كه مردم پاكدل درستكار روانهی #بهشت شوند و شما روحانیان در #آتش_قهر خدا بسوزید.
این #خدا بسیار بزرگتر، #مهربانتر و بخشندهتر از خدای شما روحانیان است.
#خدای شما روحانیان كه او را در كلیسا میپرستید كسی نیست، جز #شیطان.
✅شما هیچ #شاخصی را برای سنجش اعمال خود به رسمیت نمیشناسید.
#خود را #عین_عدل میدانید.
آیا #مسیح هم اینچنین بود؟
یقین دارم #مسیح هم اگر امروز در كنار من بود، #مرتد میشد.
زیرا از دیدن شما كه به جای او نشستهاید مطلقاً به #انكار_مسیحیت میپرداخت و شاید هم از #نبوت_خویش شرمسار و پشیمان میشد!
روزی كه #شیطان در كاخ شما به هیجان آمد و آتش جنگ علیه آن #خلیفهی نادانِ مسلمان را برافروخت، آیا پاپ اوربانوس نمیتوانست به جای #گسیل داشتن سربازان ، از در گفتوگو با آن #خلیفه_دیوانه درآید؟
قطعاً میتوانست.
اما همواره در طول تاریخ جاهطلبی #حاكمان_دینی، با فرامین و تكلیف الاهی در #ستیز بوده و هست.
#شورای اسقفهای كِلِرمون هم فتوا داده بود كه #كشتار_مسلمانان گناهان را پاك میكند و دیگر نیازی به پرداخت كفارهی گناهان نیست!
آیا #مسیح و #محمد گفته بودند برای #نجات بیتالمقدس دو قرن #جهان را به خاك و #خون بكشانید .
میدانم كه این #نامه سندی برای آوارگی و شاید #مرگ من باشد و دیر یا زود شومی آن گریبانگیرم خواهدشد.
اما #خوشحالم كه آنقدر #احمق نیستم تا عالیجناب پاپ را به جای خدا و به جای مسیح پیامبر و در مقام #عصمت بنشاما #خوشحالم كه آنقدر #احمق نیستم تا عالیجناب پاپ را به جای خدا و به جای مسیح پیامبر و در مقام #عصمت بنشانم!»
منبع :
gholaminahad.blogfa.com
🌹شرح مختصر #زندگی نامه ایشان :
#تولد : 1548 ایتالیا
#اشتغال : تدریس در #دانشگاه پاریس
#مرگ : #اعدام در 17 فوریه 1600 به جرم #ارتداد
#نحوه_مرگ : #سوزاندن در دادگاه تفتیش عقاید
https://telegram.me/beshnofekrkon
« #عالیجناب پاپ كِلِمِنت، #جانشین خودخواندهی مسیح!!!
✅از اینكه به شما #نامه می نویسم خوشحالم و می دانم این #شادی پایدار نیست.
زیرا بزودی #جزای آن را كه حداقل حبس است خواهم دید.
شگفتا كه به #خدا میتوان نامه نوشت اما به #شما نمیتوان!
پس با نگارش این نامه به #خودكشى دست زدهام.
و متأسفم از اینكه باید شما را " #جانشین_مسیح" خطاب كنم؛ هرچند با قید " #خودخوانده".
راستی شما كجا و خدا و مسیح و دین كجا؟
✅مرد #مناظرهام و به مناظره دعوتتان می كنم تا #انحراف و ستیزتان را با مسیح اثبات كنم.
اما میدانم كه به این مناظره تَن نمیدهید.
به این #بهانه كه شأنی برای خود قائلید #فراتر از شأن مسیح! و آن شأن كذایی از مناظره با چون مَنی بازتان میدارد.
آن #شأن بقدری مغرورتان ساخته كه میترسم حتی این نامه را هم #نخوانید.
پس به #اصل_مطلب می پردازم.
✅شایع كردهاید كه من به #جرم_ترویج اندیشههای كالون و لوتر و #انكار_تثلیث و تحسین و تأیید هیئت كوپرنیكی از دین مسیح خارج و #مرتد شدهام.
#هراسی نیست. #ارتداد رویگرداندن از بندگی خداست نه انكار آنچه در #انجیل و موعظهها و خطابههای شما و گماشتگانتان در كلیساها روز و شب برای #عوامالناس خوانده و یا گفته میشود.
#بدبختانه گویا شما و #گماشتگانتان باورتان شده كه آنچه به نام دین بر مردم القا میكنید، #دین است.
مَثَلی هست كه #دروغگو در اثر كثرت دروغگویی، خودش هم سرانجام دروغ خودش را #باور میكند.
وقتی شما دروغهایتان را باور كردهاید، دیگر چه امیدی به #مردم_سادهدل و عوام است كه #حقیقت_دین را بیابند؟
سالهایی كه ساكن #صومعه بودم، میشنیدم كه روحانیون در خلوت خویش وقتی سرخوش بودند، #میگفتند:
"یك #مرید خَر بِه از یك دهِ ششدانگ."
میپنداشتم این را به #شوخی میگویند.
اما بعدها دریافتم كه برای ادامهی حیات در #كسوتِ روحانی، باید به دنبال #جذب این مریدها باشم تا بتوانم به حیات كلیسا و دین كمك كرده باشم!
✅چیزی نگذشت كه از صومعه #گریختم و در حقیقت از خدایی كه پایداری دین خود را بر #حماقت، جهل و نیرنگ عوامالناس قرارداده بود بیزار و گریزان شدم.
در اصل از #خدای_شما عالیجناب پاپ و گماشتههای كلیسایتان گریخته بودم.
اما #خدایی كه در بیرون صومعه به آن رسیدم و او را شناختم، خدایی است كه وجودش در #ذرات این عالم حضور دارد و از جمله در صورت ناسوتی هستی كه مشهود ماست تجلّی كرده.
#خدایی كه در بیرون كلیسا حضور دارد، خدایی #متنفر از دروغ است.
#خدایی است كه #روحانیان را به رسمیت نمیشناسد و آنان را بخاطر دریافت پول از مردم در آخرت #مجازات خواهد كرد.
و چه #زیبا و باشكوه است روزی كه مردم پاكدل درستكار روانهی #بهشت شوند و شما روحانیان در #آتش_قهر خدا بسوزید.
این #خدا بسیار بزرگتر، #مهربانتر و بخشندهتر از خدای شما روحانیان است.
#خدای شما روحانیان كه او را در كلیسا میپرستید كسی نیست، جز #شیطان.
✅شما هیچ #شاخصی را برای سنجش اعمال خود به رسمیت نمیشناسید.
#خود را #عین_عدل میدانید.
آیا #مسیح هم اینچنین بود؟
یقین دارم #مسیح هم اگر امروز در كنار من بود، #مرتد میشد.
زیرا از دیدن شما كه به جای او نشستهاید مطلقاً به #انكار_مسیحیت میپرداخت و شاید هم از #نبوت_خویش شرمسار و پشیمان میشد!
روزی كه #شیطان در كاخ شما به هیجان آمد و آتش جنگ علیه آن #خلیفهی نادانِ مسلمان را برافروخت، آیا پاپ اوربانوس نمیتوانست به جای #گسیل داشتن سربازان ، از در گفتوگو با آن #خلیفه_دیوانه درآید؟
قطعاً میتوانست.
اما همواره در طول تاریخ جاهطلبی #حاكمان_دینی، با فرامین و تكلیف الاهی در #ستیز بوده و هست.
#شورای اسقفهای كِلِرمون هم فتوا داده بود كه #كشتار_مسلمانان گناهان را پاك میكند و دیگر نیازی به پرداخت كفارهی گناهان نیست!
آیا #مسیح و #محمد گفته بودند برای #نجات بیتالمقدس دو قرن #جهان را به خاك و #خون بكشانید .
میدانم كه این #نامه سندی برای آوارگی و شاید #مرگ من باشد و دیر یا زود شومی آن گریبانگیرم خواهدشد.
اما #خوشحالم كه آنقدر #احمق نیستم تا عالیجناب پاپ را به جای خدا و به جای مسیح پیامبر و در مقام #عصمت بنشاما #خوشحالم كه آنقدر #احمق نیستم تا عالیجناب پاپ را به جای خدا و به جای مسیح پیامبر و در مقام #عصمت بنشانم!»
منبع :
gholaminahad.blogfa.com
🌹شرح مختصر #زندگی نامه ایشان :
#تولد : 1548 ایتالیا
#اشتغال : تدریس در #دانشگاه پاریس
#مرگ : #اعدام در 17 فوریه 1600 به جرم #ارتداد
#نحوه_مرگ : #سوزاندن در دادگاه تفتیش عقاید
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
نبوت و ولایت
مقدمه :
منصب نبوت برای پیامبر ، فیض الهی و وظیفه اولی رسالت حضرت ایشان بود ، در حالیکه پیامبر وظیفه اولی الهی برای تشکیل حکومت نداشته و تنها پس از خواست اکثریت جامعه مدینه ( در بخش دوم رسالت ایشان ، پس از هجرت از مکه به مدینه ) ، برای پذیرش ولایت و زعامت سیاسی آنها ، مورد قبول پیامبر قرار گرفت و حکومت ایشان شکل رسمی بخود گرفت .
در ادامه نظر مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی ، خواهد آمد :
فرق بین نبوت و ولایت
بین نبوت و ولایت بمعنای زمامداری و حاکمیت بالفعل ، فرقهای اساسی وجود دارد که باید این فرقها را بشناسیم :
1- نبوت یک فیض ملکوتی و الهی است که با اراده خاص خداوند به پیغمبرش اعطا می شود و فکر و تشخیص هیچ انسانی ، حتی خود پیغمبر در آن دخالت ندارد ؛ ولی ولایت یک ضرورت اجتماعی است که برای اداره جامعه بدست خود مردم بوجود می آید و حتی مردم بی خدا نیز از آن بی نیاز نیستند و به فردی ولایت می دهند و زمامدارش می کنند .
2- نبوت یک واقعیت تکوینی و ماورا الطبیعی است که با اراده تکوینی خدا ، گاهی به طفل در گهواره هم داده می شود ، چنانکه به حضرت عیسی (ع) داده شد ، ولی ولایت ، محصول یک قرارداد اجتماعی است که آن قرارداد ، واقعیتی جز جعل و اعتبار ندارد .
3- نبوت یک مقام عالی و یک فضیلت والای معنوی و حقیقت جاودانی است که مطلوب خداست و یک متاع زودگذر دنیایی نیست ولی ولایت ، اداره جامعه و درگیری با مشکلات مردم و یک متاع زودگذر دنیایی است که مطلوب اصلی اولیای خدا نیست ؛ چنانکه حضرت امیر (ع) فرمود :
" من در ولایت رغبتی نداشتم ولی شما با اصرار ، آنرا به من قبولاندید " 1
اگر ولایت یک مقام معنوی ملکوتی و الهی بود ، امام نمی فرمود : من در آن رغبتی نداشتم ؛ زیرا مقام معنوی و الهی ، کمال آرزوی امام است . و نیز در جای دیگر فرمود :
" این ولایت شما متاع چند روزه زودگذر است ." 2
و معلوم است که مقام معنوی و الهی ، متاع چند روزه و زودگذر نیست .
4- نبوت چیزی نیست که مردم بتوانند آن را از پیامبر سلب کنند ، چون آن را مردم نداده اند تا بتوانند سلبش کنند ، ولی ولایت یعنی حاکمیت بالفعل ، چون با نیروی مردم تحقق می یابد ، مردم می توانند آن را به حق یا ناحق به کسی بدهند و یا از کسی سلب کنند ، چنانکه در مدت بیست و پنج سال آن را از حضرت امیر (ع) سلب کردند و خود آن حضرت فرمود :
" سلبونی سلطان ابن امی – حکومت پیامبر را از من سلب کردند و نگذاشتند بدست من بیاید .3"
5- نبوت از همان آغاز نزول وحی برای پیغمبر خدا حاصل شد ، ولی ولایت هنگامی حاصل شد که در مدینه حکومتی تشکیل داد و اداره جامعه کوچک اسلامی را بدست گرفت ، بنابراین در آن سیزده سال که آن حضرت در مکه بود و حکومتی تشکیل نداده بود ، ولایت بمعنای زمامداری نداشت ولی نبوت داشت .
6- ولایت در آنجا که مردمی باشد با پشتیبانی اکثریت مردم تحقق می یابد زیرا با نبودن نیروی اکثریت هیچکس نمی تواند حکومت مردمی تشکیل دهد و ولایت بالفعل داشته باشد و از اینرو باید گفت :
حکومت انبیا چون مردمی است نه تحمیلی ، طبعا با پشتیبانی و رضای اکثریت نیروهای مردمی تشکیل می شده است .
ولی نبوت چون فیضی است الهی که بطور ابتدایی به پیغمبر اعطا می شود ، اگر اکثریت مردم نیز مخالف او باشند باز هم نبوتش ثابت و محقق است و وظیفه دعوتش را انجام می دهد و برای ساختن انسانها تلاش می کند .
از آنچه گفتیم ، روشن شد که نبوت و ولایت ، در ماهیت و جوهر خود با هم فرق دارند و میان ولایت و نبوت ، تفاوت از زمین تا آسمان است . نبوت در اوج ملکوت قرار دارد ، در حالیکه ولایت یک امر مردمی و اجتماعی است .
زیرنویسها :
1- نهج البلاغه ، خطبه 196
2- نهج البلاغه ، نامه 62
3- نهج البلاغه ، نامه 36
منبع : کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 138 تا 141 - مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی
جمع آوری : محمد صالحی – 29 / 12 /90
http://mahsan.parsiblog.com/
مقدمه :
منصب نبوت برای پیامبر ، فیض الهی و وظیفه اولی رسالت حضرت ایشان بود ، در حالیکه پیامبر وظیفه اولی الهی برای تشکیل حکومت نداشته و تنها پس از خواست اکثریت جامعه مدینه ( در بخش دوم رسالت ایشان ، پس از هجرت از مکه به مدینه ) ، برای پذیرش ولایت و زعامت سیاسی آنها ، مورد قبول پیامبر قرار گرفت و حکومت ایشان شکل رسمی بخود گرفت .
در ادامه نظر مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی ، خواهد آمد :
فرق بین نبوت و ولایت
بین نبوت و ولایت بمعنای زمامداری و حاکمیت بالفعل ، فرقهای اساسی وجود دارد که باید این فرقها را بشناسیم :
1- نبوت یک فیض ملکوتی و الهی است که با اراده خاص خداوند به پیغمبرش اعطا می شود و فکر و تشخیص هیچ انسانی ، حتی خود پیغمبر در آن دخالت ندارد ؛ ولی ولایت یک ضرورت اجتماعی است که برای اداره جامعه بدست خود مردم بوجود می آید و حتی مردم بی خدا نیز از آن بی نیاز نیستند و به فردی ولایت می دهند و زمامدارش می کنند .
2- نبوت یک واقعیت تکوینی و ماورا الطبیعی است که با اراده تکوینی خدا ، گاهی به طفل در گهواره هم داده می شود ، چنانکه به حضرت عیسی (ع) داده شد ، ولی ولایت ، محصول یک قرارداد اجتماعی است که آن قرارداد ، واقعیتی جز جعل و اعتبار ندارد .
3- نبوت یک مقام عالی و یک فضیلت والای معنوی و حقیقت جاودانی است که مطلوب خداست و یک متاع زودگذر دنیایی نیست ولی ولایت ، اداره جامعه و درگیری با مشکلات مردم و یک متاع زودگذر دنیایی است که مطلوب اصلی اولیای خدا نیست ؛ چنانکه حضرت امیر (ع) فرمود :
" من در ولایت رغبتی نداشتم ولی شما با اصرار ، آنرا به من قبولاندید " 1
اگر ولایت یک مقام معنوی ملکوتی و الهی بود ، امام نمی فرمود : من در آن رغبتی نداشتم ؛ زیرا مقام معنوی و الهی ، کمال آرزوی امام است . و نیز در جای دیگر فرمود :
" این ولایت شما متاع چند روزه زودگذر است ." 2
و معلوم است که مقام معنوی و الهی ، متاع چند روزه و زودگذر نیست .
4- نبوت چیزی نیست که مردم بتوانند آن را از پیامبر سلب کنند ، چون آن را مردم نداده اند تا بتوانند سلبش کنند ، ولی ولایت یعنی حاکمیت بالفعل ، چون با نیروی مردم تحقق می یابد ، مردم می توانند آن را به حق یا ناحق به کسی بدهند و یا از کسی سلب کنند ، چنانکه در مدت بیست و پنج سال آن را از حضرت امیر (ع) سلب کردند و خود آن حضرت فرمود :
" سلبونی سلطان ابن امی – حکومت پیامبر را از من سلب کردند و نگذاشتند بدست من بیاید .3"
5- نبوت از همان آغاز نزول وحی برای پیغمبر خدا حاصل شد ، ولی ولایت هنگامی حاصل شد که در مدینه حکومتی تشکیل داد و اداره جامعه کوچک اسلامی را بدست گرفت ، بنابراین در آن سیزده سال که آن حضرت در مکه بود و حکومتی تشکیل نداده بود ، ولایت بمعنای زمامداری نداشت ولی نبوت داشت .
6- ولایت در آنجا که مردمی باشد با پشتیبانی اکثریت مردم تحقق می یابد زیرا با نبودن نیروی اکثریت هیچکس نمی تواند حکومت مردمی تشکیل دهد و ولایت بالفعل داشته باشد و از اینرو باید گفت :
حکومت انبیا چون مردمی است نه تحمیلی ، طبعا با پشتیبانی و رضای اکثریت نیروهای مردمی تشکیل می شده است .
ولی نبوت چون فیضی است الهی که بطور ابتدایی به پیغمبر اعطا می شود ، اگر اکثریت مردم نیز مخالف او باشند باز هم نبوتش ثابت و محقق است و وظیفه دعوتش را انجام می دهد و برای ساختن انسانها تلاش می کند .
از آنچه گفتیم ، روشن شد که نبوت و ولایت ، در ماهیت و جوهر خود با هم فرق دارند و میان ولایت و نبوت ، تفاوت از زمین تا آسمان است . نبوت در اوج ملکوت قرار دارد ، در حالیکه ولایت یک امر مردمی و اجتماعی است .
زیرنویسها :
1- نهج البلاغه ، خطبه 196
2- نهج البلاغه ، نامه 62
3- نهج البلاغه ، نامه 36
منبع : کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 138 تا 141 - مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی
جمع آوری : محمد صالحی – 29 / 12 /90
http://mahsan.parsiblog.com/
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
حديث ثقلين – احمد قابل
برخی از عالمان شریعت با استناد به سخن پیامبر خدا(ص) در حدیث « ثقلین » که فرمود :
إنی تارک فیکم الثقلین … إن تمسکتم بهما لنتضلوا 1
من در بین شما دوچیز گرانسنگ باقی میگذارم … اگر به هردوی آنها تمسک کنید ، هرگز گمراه نمیشوید .
ادعا کردهاند که مفهوم آن حکم میکند که ؛
« اگر به یکی از آنها تمسک کنید ، حتما گمراه خواهید شد »
آنان نتیجه گرفتهاند که « تمسک به قرآن » به تنهایی ، سبب گمراهی میشود .
این برداشتی نادرست و غیر منطقی از سخن پیامبر خدا(ص) است.
این قضیه از نظر منطقی ، اگر به قضیهی حملیهای از نوع موجبهی کلیه، که میگوید:
« هر کس به هردو مورد قرآن و عترت تمسک کند، هدایت میشود »
تحویل شود ،
نقیض آن « سالبهی جزئیة »ای خواهد بود که میگوید:
« بعضی از کسانی که به هردو مورد تمسک نمیکنند، گمراه میشوند».
پس برخی از افرادی که به هردومورد تمسک نمیکنند، گمراه نمیشوند .
به عبارت دیگر « امکان هدایت کسی که تنها به قرآن تمسک میکند » وجود خواهد داشت، حتی اگر به « عترت » مراجعه نکند .
احمد قابل ، كتاب مباني شريعت بخش هشتم ، کتاب ( قرآن ) متن وحیانی شریعت
محمد صالحي - 10/2/93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
برخی از عالمان شریعت با استناد به سخن پیامبر خدا(ص) در حدیث « ثقلین » که فرمود :
إنی تارک فیکم الثقلین … إن تمسکتم بهما لنتضلوا 1
من در بین شما دوچیز گرانسنگ باقی میگذارم … اگر به هردوی آنها تمسک کنید ، هرگز گمراه نمیشوید .
ادعا کردهاند که مفهوم آن حکم میکند که ؛
« اگر به یکی از آنها تمسک کنید ، حتما گمراه خواهید شد »
آنان نتیجه گرفتهاند که « تمسک به قرآن » به تنهایی ، سبب گمراهی میشود .
این برداشتی نادرست و غیر منطقی از سخن پیامبر خدا(ص) است.
این قضیه از نظر منطقی ، اگر به قضیهی حملیهای از نوع موجبهی کلیه، که میگوید:
« هر کس به هردو مورد قرآن و عترت تمسک کند، هدایت میشود »
تحویل شود ،
نقیض آن « سالبهی جزئیة »ای خواهد بود که میگوید:
« بعضی از کسانی که به هردو مورد تمسک نمیکنند، گمراه میشوند».
پس برخی از افرادی که به هردومورد تمسک نمیکنند، گمراه نمیشوند .
به عبارت دیگر « امکان هدایت کسی که تنها به قرآن تمسک میکند » وجود خواهد داشت، حتی اگر به « عترت » مراجعه نکند .
احمد قابل ، كتاب مباني شريعت بخش هشتم ، کتاب ( قرآن ) متن وحیانی شریعت
محمد صالحي - 10/2/93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
پلوراليسم فلاح آری ، پلورالیسم فقط نجات نه
ساليان سال بود كه در باورها القا شده بود كه فقط گروه شيعه 12 امامي است كه در درگاه باري تعالي رستگار بوده و مابقي با مشكل سقوط و خشم خداوند روبرو خواهند شد .
اما مدتي است كه بجاي نظريه فوق ، با توجه به برداشت از آيات زير ، پلوراليسم نجات از جهنم و خشم خداوند ، نه تنها جهت دیگر فرقه های اسلامی ، بلکه جهت همه پیروان ادیان در سراسر جهان ( ابراهیمی و غیر ابراهیمی ) ، با رعایت سه شرط ( اعتقاد به خداوند ، اعتقاد به هدفمندی خلقت ( معاد ) و انجام عمل صالح ) ، مطرح شده است : **
1- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 1
" کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند ، و کسانى که به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان [= پيروان يحيى] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است ؛ و هيچگونه ترس و اندوهى براى آنها نيست ."
2- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئون و النصارى من امن بالله و اليوم الاخرو عمل صالحا فلاخوف عليهم ولاهم يحزنون" 2
" آنها که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند و يهود و صابئان و مسيحيان ، هرگاه به خداوند يگانه و روز جزا ، ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند ، نه ترسى بر آنهاست ، و نه غمگين خواهند شد. "
3- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصارى و المجوس و الذين اشرکوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة ان الله على کل شيء شهيد " 3
" مسلّماً کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند، و يهود و صابئان و نصارى و مجوس ( زرتشتیان ) و مشرکان ؛ خداوند ، در ميان آنان روز قيامت داورى مىکند ؛ خداوند بر هر چيز گواه (و از همه چيز آگاه) است . "
ليكن ؛ از آنجا که خداوند انسان را برای خود خلق کرده 4
و از روح خود در او دمیده 5
و نهایت راه کمالی او را جنت ماوای خود معرفی نموده است 6
، و با توجه به خيل آيات قرآن ، كه بعضا در ذيل آورده شده است ،
اين نظريه نيز ناقص بوده و بلکه نظريه پلوراليسم فلاح که شامل ورود به بهشت و تنعم جاودانه است و از نظر خداوند " فوز عظیم " خوانده شده ، قابل دفاع تر است ؛
چرا که اصل ، فلاح و رستگاری انسان در مسیر رو به رشد الهی است ،
مگر آنکه خلاف آن،با عدم رعایت شرایط فوق الذکر، ثابت گردد که تبعا دچار نتیجه اعمال خود و نتيجتا خشم خداوند خواهد شد :
1- ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوالصالحات 7
که انسانها همه در زيانند؛ مگر کسانى که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند .
2- من تاب و امن و عمل صالحا فاولئک يدخلون الجنة و لا يظلمون شيئا 8
آنان که توبه کنند، و ايمان بياورند، و کار شايسته انجام دهند؛
چنين کسانى داخل بهشت مىشوند، و کمترين ستمى به آنان نخواهد شد.
3- من عمل سيئة فلا يجزى الا مثلها و من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤمن فاولئک يدخلون الجنة يرزقون فيها بغير حساب 9
هر کس بدى کند، جز بمانند آن کيفر داده نمىشود؛
ولى هر کس کار شايستهاى انجام دهد - خواه مرد يا زن- در حالى که مؤمن باشد آنها وارد بهشت مىشوند و در آن روزى بىحسابى به آنها داده خواهد شد.
4- يوم يجمعکم ليوم الجمع ذلک يوم التغابن و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 10
اين در زمانى خواهد بود که همه شما را در روز اجتماع [= روز رستاخيز] گردآورى مىکند؛ آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيمانى)!
و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مىبخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مىکند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است!
بنابراین همگان ، رستگار خواهند شد مگر آن که خلاف آن ، آنهم در محضر الهی و به قضاوت خود او ، اثبات گردد .
و البته جهت شمول بنده خاص خداوندی شدن ، که آخرین مرحله کمالی بشر بوده و بعد از عبور از بهشت مذکور در آیات فوق ، امکان ورود به جنت ماوای الهی را پیدا می کند ،
علاوه بر شرایط حداقلی فوق ، نیاز به مراقبه نفس مدام و انجام رشته اعمالی است که او را به مرتبه " نفس مطمئنه " برساند ، که در آیات زیر اینگونه بیان شده است :
یا ایتها النفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . 11
" تو اى روح آراميافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
زيرنويسها :
** از جمله به"عدل الهي شهيد مطهري ،اسلام دين فطرت آيه اله منتظري و الميزان علامه طباطبايي "ذيل آيات فوق
ساليان سال بود كه در باورها القا شده بود كه فقط گروه شيعه 12 امامي است كه در درگاه باري تعالي رستگار بوده و مابقي با مشكل سقوط و خشم خداوند روبرو خواهند شد .
اما مدتي است كه بجاي نظريه فوق ، با توجه به برداشت از آيات زير ، پلوراليسم نجات از جهنم و خشم خداوند ، نه تنها جهت دیگر فرقه های اسلامی ، بلکه جهت همه پیروان ادیان در سراسر جهان ( ابراهیمی و غیر ابراهیمی ) ، با رعایت سه شرط ( اعتقاد به خداوند ، اعتقاد به هدفمندی خلقت ( معاد ) و انجام عمل صالح ) ، مطرح شده است : **
1- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 1
" کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند ، و کسانى که به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان [= پيروان يحيى] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است ؛ و هيچگونه ترس و اندوهى براى آنها نيست ."
2- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئون و النصارى من امن بالله و اليوم الاخرو عمل صالحا فلاخوف عليهم ولاهم يحزنون" 2
" آنها که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند و يهود و صابئان و مسيحيان ، هرگاه به خداوند يگانه و روز جزا ، ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند ، نه ترسى بر آنهاست ، و نه غمگين خواهند شد. "
3- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصارى و المجوس و الذين اشرکوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة ان الله على کل شيء شهيد " 3
" مسلّماً کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند، و يهود و صابئان و نصارى و مجوس ( زرتشتیان ) و مشرکان ؛ خداوند ، در ميان آنان روز قيامت داورى مىکند ؛ خداوند بر هر چيز گواه (و از همه چيز آگاه) است . "
ليكن ؛ از آنجا که خداوند انسان را برای خود خلق کرده 4
و از روح خود در او دمیده 5
و نهایت راه کمالی او را جنت ماوای خود معرفی نموده است 6
، و با توجه به خيل آيات قرآن ، كه بعضا در ذيل آورده شده است ،
اين نظريه نيز ناقص بوده و بلکه نظريه پلوراليسم فلاح که شامل ورود به بهشت و تنعم جاودانه است و از نظر خداوند " فوز عظیم " خوانده شده ، قابل دفاع تر است ؛
چرا که اصل ، فلاح و رستگاری انسان در مسیر رو به رشد الهی است ،
مگر آنکه خلاف آن،با عدم رعایت شرایط فوق الذکر، ثابت گردد که تبعا دچار نتیجه اعمال خود و نتيجتا خشم خداوند خواهد شد :
1- ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوالصالحات 7
که انسانها همه در زيانند؛ مگر کسانى که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند .
2- من تاب و امن و عمل صالحا فاولئک يدخلون الجنة و لا يظلمون شيئا 8
آنان که توبه کنند، و ايمان بياورند، و کار شايسته انجام دهند؛
چنين کسانى داخل بهشت مىشوند، و کمترين ستمى به آنان نخواهد شد.
3- من عمل سيئة فلا يجزى الا مثلها و من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤمن فاولئک يدخلون الجنة يرزقون فيها بغير حساب 9
هر کس بدى کند، جز بمانند آن کيفر داده نمىشود؛
ولى هر کس کار شايستهاى انجام دهد - خواه مرد يا زن- در حالى که مؤمن باشد آنها وارد بهشت مىشوند و در آن روزى بىحسابى به آنها داده خواهد شد.
4- يوم يجمعکم ليوم الجمع ذلک يوم التغابن و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 10
اين در زمانى خواهد بود که همه شما را در روز اجتماع [= روز رستاخيز] گردآورى مىکند؛ آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيمانى)!
و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مىبخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مىکند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است!
بنابراین همگان ، رستگار خواهند شد مگر آن که خلاف آن ، آنهم در محضر الهی و به قضاوت خود او ، اثبات گردد .
و البته جهت شمول بنده خاص خداوندی شدن ، که آخرین مرحله کمالی بشر بوده و بعد از عبور از بهشت مذکور در آیات فوق ، امکان ورود به جنت ماوای الهی را پیدا می کند ،
علاوه بر شرایط حداقلی فوق ، نیاز به مراقبه نفس مدام و انجام رشته اعمالی است که او را به مرتبه " نفس مطمئنه " برساند ، که در آیات زیر اینگونه بیان شده است :
یا ایتها النفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . 11
" تو اى روح آراميافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
زيرنويسها :
** از جمله به"عدل الهي شهيد مطهري ،اسلام دين فطرت آيه اله منتظري و الميزان علامه طباطبايي "ذيل آيات فوق
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
مراجعه شود .
1- سوره بقره - آیه 62
2- سوره مائده - آیه 69
3- سوره حج - آیه 17
4- حديث قدسي :يابن آدم خلقت الاشياء كلها لاجلك و خلقتك لاجلي . المواعظ العدديه ، الباب 12 ، الفصل 2 ص 255
5- و نفخت فيه من روحي حجر – قرآن ، آيه 29
6- یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30
7- سوره عصر ، آیات 2 و 3
8- سوره مریم ، آیه 60
9- سوره غافر ، آیه 40
10- سوره تغابن ، آیه 9
11- قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30
11/9/93 - محمد صالحی
http://mahsan.parsiblog.com/
1- سوره بقره - آیه 62
2- سوره مائده - آیه 69
3- سوره حج - آیه 17
4- حديث قدسي :يابن آدم خلقت الاشياء كلها لاجلك و خلقتك لاجلي . المواعظ العدديه ، الباب 12 ، الفصل 2 ص 255
5- و نفخت فيه من روحي حجر – قرآن ، آيه 29
6- یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30
7- سوره عصر ، آیات 2 و 3
8- سوره مریم ، آیه 60
9- سوره غافر ، آیه 40
10- سوره تغابن ، آیه 9
11- قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30
11/9/93 - محمد صالحی
http://mahsan.parsiblog.com/
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
خطبه غدير در كلام مرحوم غروي
حكومت را يك امر دنيايي نه الهي مي داند كه مردم بر اساس همفكري و مشورت و ايجاد هم رايي به تشكيل آن مبادرت مي كنند و استدلال او اين است كه :
كلمه امر كه جمع آن امور است در قرآن به معناي كارهاي دنيايي مردم از جمله تشكيل دولت و حكومت است .
پيامبر اكرم (ص) هم در يك عبارت كوتاه فرموده : «كما تكونون يولي عليكم» همانگونه كه شما هستيد بر شما حكومت مي شود .
اگر مردمي هستيد مسلمان و مومن و اهل تقوي و خداترس و عادل و صادق ، حكومت و دولت شما هم همين طور خواهد بود و اگر ظالم و فاسق و خائن باشيد ، حكمروايي بر شما نيز همين گونه است .
بناءبراين وصايت پيامبر در غدير خم و معرفي مولي امير المومنين (ع) براي جانشيني او در امور دنيوي و حكومتي نبود ضمن اينكه يك امر الهي هم در اين باب نبود .
اگر امر خدا بود ، علي (ع) نبايد اجراء آن را به تعويق مي انداخت و ناديده مي گرفت و بيست و پنج سال سكوت مي كرد.
پس «غدير خم» يك وصيت بود به مردم كه علوم دين خود را از چه كساني فراگيرند و الگوهاي عملي دين چه كساني هستند ؟
از اين گذشته ، علي (ع) حداقل دريازده جاي نهج البلاغه تاكيد مي كند كه من حكومت را به خواست شما مردم قبول كردم و هرگاه از سپردن آن بدست من ناخشنوديد ،همان لحظه افسارش را بر گردنش انداخته رهايش مي كنم .
(ر.ک. چندگفتار ، نشر نگارش ، 1381 ، گفتار اول: غدير خم / ر.ك. مباني حقوق در اسلام ، نشر جهاد دانشگاهي ، 1373، فصل ششم: حقوق ملت و دولت / ر.ك. حكومت در اسلام )
http://www.arbabehekmat.com/questions.asp?tip=p&title=58
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
حكومت را يك امر دنيايي نه الهي مي داند كه مردم بر اساس همفكري و مشورت و ايجاد هم رايي به تشكيل آن مبادرت مي كنند و استدلال او اين است كه :
كلمه امر كه جمع آن امور است در قرآن به معناي كارهاي دنيايي مردم از جمله تشكيل دولت و حكومت است .
پيامبر اكرم (ص) هم در يك عبارت كوتاه فرموده : «كما تكونون يولي عليكم» همانگونه كه شما هستيد بر شما حكومت مي شود .
اگر مردمي هستيد مسلمان و مومن و اهل تقوي و خداترس و عادل و صادق ، حكومت و دولت شما هم همين طور خواهد بود و اگر ظالم و فاسق و خائن باشيد ، حكمروايي بر شما نيز همين گونه است .
بناءبراين وصايت پيامبر در غدير خم و معرفي مولي امير المومنين (ع) براي جانشيني او در امور دنيوي و حكومتي نبود ضمن اينكه يك امر الهي هم در اين باب نبود .
اگر امر خدا بود ، علي (ع) نبايد اجراء آن را به تعويق مي انداخت و ناديده مي گرفت و بيست و پنج سال سكوت مي كرد.
پس «غدير خم» يك وصيت بود به مردم كه علوم دين خود را از چه كساني فراگيرند و الگوهاي عملي دين چه كساني هستند ؟
از اين گذشته ، علي (ع) حداقل دريازده جاي نهج البلاغه تاكيد مي كند كه من حكومت را به خواست شما مردم قبول كردم و هرگاه از سپردن آن بدست من ناخشنوديد ،همان لحظه افسارش را بر گردنش انداخته رهايش مي كنم .
(ر.ک. چندگفتار ، نشر نگارش ، 1381 ، گفتار اول: غدير خم / ر.ك. مباني حقوق در اسلام ، نشر جهاد دانشگاهي ، 1373، فصل ششم: حقوق ملت و دولت / ر.ك. حكومت در اسلام )
http://www.arbabehekmat.com/questions.asp?tip=p&title=58
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy