Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
نظرات فقهي مرحوم قابل
1- بجاي خمس اصطلاحي ، انفاق و زکات واجب است و کسی که فردی برخوردار است از باب « وجوب انفاق » باید یک پنجم مازاد را بپردازد . و مالیات های دولتی می تواند با ادای زکات جایگزین شود .
2- کسی برخوردار ناميده ميشود که در آمدی مازاد بر هزینه هاي ازدواج ، تحصيل ، شغل و مسكن خود و فرزندانش دارد ( در حد متعارف و متوسط جامعه ای که در آن زندگی می کند ) . ضمنا سرمایه ی لازم برای کار و شغلی که در پیش می گیرد تا هزینه ی زندگی خود و افراد تحت تکفل خود را به صورت مستمر تأمین کند نيز جزو هزينه محاسبه مي شود .
3- بهره گرفتن از حیوانات حلال گوشتی که غیر مسلمان آن را برای عرضه به بازار محصولات خوراکی، ذبح کرده است مجاز است .
4- اهل کتاب طاهرند ، بلکه هر انسانی طاهر است . انسان نجس وجود ندارد .
5- ازدواج با پیروان شرایع الهی و هر انسانی که حق طلب و ملتزم به مبانی عقلانی و منطقی است جایز است .
6- ازدواج موقت دخترانی که به بلوغ رسیده اند و دارای رشد فکری هستند با شرط عدم انجام عمل زناشویی ، حتی بدون اذن پدر جایز است . البته گرفتن اجازه از پدر یا مادر مستحب است.
7- در ازدواج موقت ، صرف توافق دو طرف و رضایت آنان و تعیین محدوده ی زمانی آن (که با رضایت یکدیگر قابل تمدید است) کفایت می کند و احتیاجی به گفتار یا رفتار خاص دیگر (مثل آنچه در ازدواج دائم وجود دارد) نیست.
8- در ازدواج موقت ، اگر زناشویی با وسایل پیشگیری انجام شود و یا اساسا به هر گونه ای که علم به عدم حاملگی حاصل شود ، لزوم مراعات عده از زن ساقط می شود و می تواند بلافاصله با مرد دیگری ازدواج کند .
9- نجاسات به موارد آلوده کننده کاهش یافته و مطهرات نیز ، به تبع آن تغییر می کند .
10- برای تطهیر مخرج بول لازم نیست حتما با آب شسته شود . اگر با شکل دیگری ( مانند دستمال کاغذی ) هم عین نجاست ازاله شود، کفایت می کند و با آن می توان نماز خواند .
11- مشروبات الکلی ، علی رغم حرمت نوشیدن آنها نجس نیستند .
12- زنان برای قضاوت ، افتاء ، مدیریت جامعه و امامت نماز مجاز هستند .
13- لازم است مناسبات دیه زن و مرد با توجه به نقش متفاوت اقتصادی آنها در عصر حاضر نسبت به عصر نزول ، تغییر کند .
14- جدایی از همسر برای زن ،که با عنوان « خلع » شناخته می شود حق اوست و با مراجعه ی وی به قاضی و تأکید بر تصمیم به جدایی ، نهایی می شود و قاضی ملزم به تأیید جدایی آنان است. (پس از بازگرداندن مقدار موجودی مهریه ای که گرفته )
15- پوشش بدن برای زن واجب بوده ، ولي پوشش سر و گردن مستحب شرعي است .
16- اگر منجمین به شکل دقیق علمی حلول ماه را خبر دادند در همه جای دنیا موظفیم به نظر آنها عمل کنیم.
17- مربی و مربیه نسبت به کودکانی که از روزها یا ماههای آغازین زندگی تحت تربیت یا کفالت قرار می گیرند و در صورت کفالت اصطلاحا به فرزند خواندگی گرفته می شوند و مادر یا پدر خوانده کودک شمرده می شوند محرم است .
18- برخی حیوانات که در فقه شیعه حرام دانسته شده است مثل خرگوش ، حلال است .
19- وضو ( یا غسل ) با لاک ناخن برای بانوان جایز است .
20- ملاک تشخیص حرام اصوات از حلال آنها ، زشتی یا بی آلایشی آن است . در این مقیاس ، عقلاً زن یا مرد بودن افراد مطرح نیست .
کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها – مرحوم آيه الله قابل
محمد صالحی – 13/1/ 92
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- بجاي خمس اصطلاحي ، انفاق و زکات واجب است و کسی که فردی برخوردار است از باب « وجوب انفاق » باید یک پنجم مازاد را بپردازد . و مالیات های دولتی می تواند با ادای زکات جایگزین شود .
2- کسی برخوردار ناميده ميشود که در آمدی مازاد بر هزینه هاي ازدواج ، تحصيل ، شغل و مسكن خود و فرزندانش دارد ( در حد متعارف و متوسط جامعه ای که در آن زندگی می کند ) . ضمنا سرمایه ی لازم برای کار و شغلی که در پیش می گیرد تا هزینه ی زندگی خود و افراد تحت تکفل خود را به صورت مستمر تأمین کند نيز جزو هزينه محاسبه مي شود .
3- بهره گرفتن از حیوانات حلال گوشتی که غیر مسلمان آن را برای عرضه به بازار محصولات خوراکی، ذبح کرده است مجاز است .
4- اهل کتاب طاهرند ، بلکه هر انسانی طاهر است . انسان نجس وجود ندارد .
5- ازدواج با پیروان شرایع الهی و هر انسانی که حق طلب و ملتزم به مبانی عقلانی و منطقی است جایز است .
6- ازدواج موقت دخترانی که به بلوغ رسیده اند و دارای رشد فکری هستند با شرط عدم انجام عمل زناشویی ، حتی بدون اذن پدر جایز است . البته گرفتن اجازه از پدر یا مادر مستحب است.
7- در ازدواج موقت ، صرف توافق دو طرف و رضایت آنان و تعیین محدوده ی زمانی آن (که با رضایت یکدیگر قابل تمدید است) کفایت می کند و احتیاجی به گفتار یا رفتار خاص دیگر (مثل آنچه در ازدواج دائم وجود دارد) نیست.
8- در ازدواج موقت ، اگر زناشویی با وسایل پیشگیری انجام شود و یا اساسا به هر گونه ای که علم به عدم حاملگی حاصل شود ، لزوم مراعات عده از زن ساقط می شود و می تواند بلافاصله با مرد دیگری ازدواج کند .
9- نجاسات به موارد آلوده کننده کاهش یافته و مطهرات نیز ، به تبع آن تغییر می کند .
10- برای تطهیر مخرج بول لازم نیست حتما با آب شسته شود . اگر با شکل دیگری ( مانند دستمال کاغذی ) هم عین نجاست ازاله شود، کفایت می کند و با آن می توان نماز خواند .
11- مشروبات الکلی ، علی رغم حرمت نوشیدن آنها نجس نیستند .
12- زنان برای قضاوت ، افتاء ، مدیریت جامعه و امامت نماز مجاز هستند .
13- لازم است مناسبات دیه زن و مرد با توجه به نقش متفاوت اقتصادی آنها در عصر حاضر نسبت به عصر نزول ، تغییر کند .
14- جدایی از همسر برای زن ،که با عنوان « خلع » شناخته می شود حق اوست و با مراجعه ی وی به قاضی و تأکید بر تصمیم به جدایی ، نهایی می شود و قاضی ملزم به تأیید جدایی آنان است. (پس از بازگرداندن مقدار موجودی مهریه ای که گرفته )
15- پوشش بدن برای زن واجب بوده ، ولي پوشش سر و گردن مستحب شرعي است .
16- اگر منجمین به شکل دقیق علمی حلول ماه را خبر دادند در همه جای دنیا موظفیم به نظر آنها عمل کنیم.
17- مربی و مربیه نسبت به کودکانی که از روزها یا ماههای آغازین زندگی تحت تربیت یا کفالت قرار می گیرند و در صورت کفالت اصطلاحا به فرزند خواندگی گرفته می شوند و مادر یا پدر خوانده کودک شمرده می شوند محرم است .
18- برخی حیوانات که در فقه شیعه حرام دانسته شده است مثل خرگوش ، حلال است .
19- وضو ( یا غسل ) با لاک ناخن برای بانوان جایز است .
20- ملاک تشخیص حرام اصوات از حلال آنها ، زشتی یا بی آلایشی آن است . در این مقیاس ، عقلاً زن یا مرد بودن افراد مطرح نیست .
کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها – مرحوم آيه الله قابل
محمد صالحی – 13/1/ 92
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from اتچ بات
#پیرامونِ سنّ #عائشه همسرِ پیامبر
۲۱شهریور۱۳۹۶
حمیرا/ #عائشه دخترِ خلیفه اوّل ابوبکر بن ابی قحافه و جوان ترین زنی است که پیام آورِ اسلام با او ازدواج کرده است.
در خصوصِ #سال_ولادت و سنّی که با محمّد(ص) ازدواج کرده است در متون تاریخی گفته های متفاوتی وجود دارد.
تا چندی پیش رأیِ مشهور این بوده که وی #سال_پنجم_بعثت به دنیا آمده و در۶سالگی با پیامبر #نامزد شده و در #۹_سالگی ازدواج کرده و به خانه او رفته است.
😍ولی بر مبنایِ مطالعاتم، به نظر #چنین_دیدگاهی به لحاظِ تاریخی ناموزون و #فاقد_صحت است، به چند #دلیل :
👌۱) عائشه خواهری تنی به نامِ #اسماء دارد.
اسماء از عائشه به لحاظِ سنّی بزرگتر بود، مورخین نوشته اند که وی #۲۷_سال قبل از هجرت (#۱۴_سال قبل از بعثت) به دنیا آمده است(معرفه الصحابه،ج۶،ص۳۲۵۳)
ابن عساکر در این خصوص می نویسد : « ولدت قبل التاريخ بسبع و عشرين سنة»(تاریخ دمشق،ج۶۹،ص۹).
از سویِ دیگر اسماء #۱۰۰_سال عُمر کرد «كان لاسماء يوم مَاتَتْ مِائَةُ سَنَةٍ : اسماء در هنگام وفات صد سال داشت»(المعجم الکبیر،ج۲۴،ص۷۷).
آنچنان که نوشته اند اسماء #حدودِ۱۰سال از خواهرش عائشه #بزرگتر بوده است «اسماء بنت أبي بكر كانت أكبر من عائشة بعشر سنين : اسماء دختر ابوبكر، ده سال از عائشه بزرگتر بوده است»(سنن بیهقی،ج۶،ص۲۰۴+ البدایة و النهایة،ج۸،ص۳۴۵).
ملاعلی قاری تصریح می کند که اسماء از عائشه ۱۰سال بزرگتر بوده و در هنگام مرگ ۱۰۰سال داشته و سالِ وفاتش ۷۳هجری بوده است(مرفاة المفاتیح،ج۱،ص۳۳۱).
👍طبقِ این اسناد، اسماء ۲۷سال قبل از هجرت به دنیا آمده که معادلِ ۱۴سال قبل از بعثت می شود و از سویی۱۰سال از عائشه بزرگتر بوده است.
👍پس #عائشه متولدِ سالِ #۴_قبل از بعثت محمّد(ص) است.
👌۲) در تاریخ مسلّم بوده که عائشه دخترِ ابوبکر جزء #اوّلین افرادی است که به آیینِ محمّد(ص) ایمان آورده و آن را پذیرفته است(تهذیب الاسماء،ج۲،ص۶۱۵).
عائشه در زمانِ ایمان آوردنش دختری #خردسال بوده و سالِ ایمان آوردنش را در #سه_سالِ نخستِ بعثت عنوان کرده اند، یعنی همان زمانی که پیامبر مردم را مخفیانه به اسلام دعوت می نمود(البدء و التاریخ،ج۴،ص۱۴۶).
به تعبیری عائشه که در سالِ سوّم بعثت به پیامبر #ایمان آورده سنّی حدودِ ۷سال داشته، آنقدر که کمی از مزه ایمان را به لحاظِ عقلی می چشیده است.
👌۳) برخی از #مورخان تصریح کرده اند عائشه زمانی که به محمّد(ص) ایمان آورد، «صغیره» و جزء ۲۰نفرِ نخست بود(سیره ابن هشام،ج۱،ص۲۳۴).
قطعاً کسانی که جزء این۲۰نفر هستند در #سال های یکم تا سوّم بعثت به پیامبر ایمان آورده اند.
😍نتیجه اینکه منابعِ تاریخی نشان می دهند عائشه دخترِ ابوبکر در#سالِ چهارمِ پیش از بعثتِ محمّد(ص) #زاده شده است و در سالِ #نخستِ هجری زمانی که ۱۷-۱۸ساله بوده به #نکاحِ با پیامبرِاسلام درآمده است.
👌امّا از سویی اینکه ازدواجِ پیامبر با عائشه از درِ #سیاست_ورزی برای نزدیک کردنِ قبائل بوده است کمی #دور از ذهن به نظر می رسد .
#خدیجه پانزده سال قبل از ادعایِ نبوّت توسط پیامبر همسر او گردید .
در این سالها محمّد(ص) و خدیجه همه سختی هایِ طاقت فرسا را به جان خریده و #پانزده سال فرسایش و طرد از بستگان و خانه و کاشانه را پذیرفته بودند .
قطعاً #شرایطِ سالِ پانزدهم قبل از بعثت که محمّد(ص) با خدیجه ازدواج کرد و دوازده سالی که سال های نخستینش در حیاتِ خدیجه تنها یک مدعیِ بی یاورِ نبوّت بود با #سالِ دوّمِ هجرت که محمّد(ص) پیامبری شناخته شده در سراسر عربستان محسوب می گردید قابلِ قیاس نمی باشد .
#ابوبکر پدرِ عائشه در همان قبیله ای می زیست که خدیجه در آن رُشد یافته بود، قطعاً پیامبرِ سالِ دوّم هجرت دیگر شخصِ بی یاورِ سالهایِ نخستین همسریِ خدیجه نبود تا بخواهد برای الفتِ قلوبِ قبیله های عرب با عائشه ازدواج کند .
محمد موسوی عقیقی
✖️فکرک های من | @fekr_rak
https://telegram.me/beshnofekrkon
۲۱شهریور۱۳۹۶
حمیرا/ #عائشه دخترِ خلیفه اوّل ابوبکر بن ابی قحافه و جوان ترین زنی است که پیام آورِ اسلام با او ازدواج کرده است.
در خصوصِ #سال_ولادت و سنّی که با محمّد(ص) ازدواج کرده است در متون تاریخی گفته های متفاوتی وجود دارد.
تا چندی پیش رأیِ مشهور این بوده که وی #سال_پنجم_بعثت به دنیا آمده و در۶سالگی با پیامبر #نامزد شده و در #۹_سالگی ازدواج کرده و به خانه او رفته است.
😍ولی بر مبنایِ مطالعاتم، به نظر #چنین_دیدگاهی به لحاظِ تاریخی ناموزون و #فاقد_صحت است، به چند #دلیل :
👌۱) عائشه خواهری تنی به نامِ #اسماء دارد.
اسماء از عائشه به لحاظِ سنّی بزرگتر بود، مورخین نوشته اند که وی #۲۷_سال قبل از هجرت (#۱۴_سال قبل از بعثت) به دنیا آمده است(معرفه الصحابه،ج۶،ص۳۲۵۳)
ابن عساکر در این خصوص می نویسد : « ولدت قبل التاريخ بسبع و عشرين سنة»(تاریخ دمشق،ج۶۹،ص۹).
از سویِ دیگر اسماء #۱۰۰_سال عُمر کرد «كان لاسماء يوم مَاتَتْ مِائَةُ سَنَةٍ : اسماء در هنگام وفات صد سال داشت»(المعجم الکبیر،ج۲۴،ص۷۷).
آنچنان که نوشته اند اسماء #حدودِ۱۰سال از خواهرش عائشه #بزرگتر بوده است «اسماء بنت أبي بكر كانت أكبر من عائشة بعشر سنين : اسماء دختر ابوبكر، ده سال از عائشه بزرگتر بوده است»(سنن بیهقی،ج۶،ص۲۰۴+ البدایة و النهایة،ج۸،ص۳۴۵).
ملاعلی قاری تصریح می کند که اسماء از عائشه ۱۰سال بزرگتر بوده و در هنگام مرگ ۱۰۰سال داشته و سالِ وفاتش ۷۳هجری بوده است(مرفاة المفاتیح،ج۱،ص۳۳۱).
👍طبقِ این اسناد، اسماء ۲۷سال قبل از هجرت به دنیا آمده که معادلِ ۱۴سال قبل از بعثت می شود و از سویی۱۰سال از عائشه بزرگتر بوده است.
👍پس #عائشه متولدِ سالِ #۴_قبل از بعثت محمّد(ص) است.
👌۲) در تاریخ مسلّم بوده که عائشه دخترِ ابوبکر جزء #اوّلین افرادی است که به آیینِ محمّد(ص) ایمان آورده و آن را پذیرفته است(تهذیب الاسماء،ج۲،ص۶۱۵).
عائشه در زمانِ ایمان آوردنش دختری #خردسال بوده و سالِ ایمان آوردنش را در #سه_سالِ نخستِ بعثت عنوان کرده اند، یعنی همان زمانی که پیامبر مردم را مخفیانه به اسلام دعوت می نمود(البدء و التاریخ،ج۴،ص۱۴۶).
به تعبیری عائشه که در سالِ سوّم بعثت به پیامبر #ایمان آورده سنّی حدودِ ۷سال داشته، آنقدر که کمی از مزه ایمان را به لحاظِ عقلی می چشیده است.
👌۳) برخی از #مورخان تصریح کرده اند عائشه زمانی که به محمّد(ص) ایمان آورد، «صغیره» و جزء ۲۰نفرِ نخست بود(سیره ابن هشام،ج۱،ص۲۳۴).
قطعاً کسانی که جزء این۲۰نفر هستند در #سال های یکم تا سوّم بعثت به پیامبر ایمان آورده اند.
😍نتیجه اینکه منابعِ تاریخی نشان می دهند عائشه دخترِ ابوبکر در#سالِ چهارمِ پیش از بعثتِ محمّد(ص) #زاده شده است و در سالِ #نخستِ هجری زمانی که ۱۷-۱۸ساله بوده به #نکاحِ با پیامبرِاسلام درآمده است.
👌امّا از سویی اینکه ازدواجِ پیامبر با عائشه از درِ #سیاست_ورزی برای نزدیک کردنِ قبائل بوده است کمی #دور از ذهن به نظر می رسد .
#خدیجه پانزده سال قبل از ادعایِ نبوّت توسط پیامبر همسر او گردید .
در این سالها محمّد(ص) و خدیجه همه سختی هایِ طاقت فرسا را به جان خریده و #پانزده سال فرسایش و طرد از بستگان و خانه و کاشانه را پذیرفته بودند .
قطعاً #شرایطِ سالِ پانزدهم قبل از بعثت که محمّد(ص) با خدیجه ازدواج کرد و دوازده سالی که سال های نخستینش در حیاتِ خدیجه تنها یک مدعیِ بی یاورِ نبوّت بود با #سالِ دوّمِ هجرت که محمّد(ص) پیامبری شناخته شده در سراسر عربستان محسوب می گردید قابلِ قیاس نمی باشد .
#ابوبکر پدرِ عائشه در همان قبیله ای می زیست که خدیجه در آن رُشد یافته بود، قطعاً پیامبرِ سالِ دوّم هجرت دیگر شخصِ بی یاورِ سالهایِ نخستین همسریِ خدیجه نبود تا بخواهد برای الفتِ قلوبِ قبیله های عرب با عائشه ازدواج کند .
محمد موسوی عقیقی
✖️فکرک های من | @fekr_rak
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
https://t.me/beshnofekrkon/971
#امام_حسین_پشنهاد_بیعت_با_یزید_نداده است
در بعض کتب از جمله #ارشاد شیخ مفید ، به #ملاقاتهای امام حسین(ع) با عمر سعد در روز 8 محرم در کربلا اشاره شده و البته آنچه که از آن ملاقاتها به ما رسیده #سه_پیشنهادی است که عمر سعد در نامه اش به ابن زیاد از زبان امام حسین نوشته است .
در پیشنهاد سوم ، #بیعت_امام با یزید در شام مطرح شده است ( ارشاد، ج2، ص87) .
اخیرا در نوشته دوست و محقق عزیز جناب #ترکاشوند نیز این مطلب ذکر شده و البته با نقل طبری که #صراحت به بیعت ندارد (عزیمت به شام و مذاکره با شخص یزید، و پذیرش آنچه از آن گفتگو بیرون آید - طبری ج ۷ ص ۲۹۷۴ ترجمه پاینده – راز تحوّل حُرّ https://t.me/baznegari/181 )
ولی #دوستانی بر ایشان خرده گرفته که چرا پیشنهاد بیعت را امری صحیح پنداشته است (پیشنهادهای سهگانه واقعیت ندارد https://t.me/baznegari/197 )
در این مجال بدلایل زیر ، به چند نکته اساسی اشاره شده و پذیرفته می شود که پیشنهاد #رفتن امام نزد یزید امر محتمل و #عاقلانه ای می نماید ، هر چند #بیعت نه از آن استنباط می شود و نه در سیره امام چنین بوده و نه شرایط سیاسی آن موقع ، اقتضای نیاز به چنین پیشنهادی می کرده است .
💥1- نقل به #مضمون نه نقل به #لفظ
همگان اذعان دارند که احادیث پیامبر(ص) و روایات تاریخی ، پس از یک #دوره حداقل 100 ساله به دست مورخین و یا محدثین رسیده و لذا همه آنها در حافظه مردم بوده و #منقولاتی بیش نبوده اند .
و قطعا در این انتقال ، #مضامین ، مورد توجه ناقل بوده و چه بسا بدلیل کثرت منقولات و یا گذشت زمان ، خود الفاظ اولیه فراموش شده و یا حتی بدلیل حب یا بغض زیاد ، در مضامین نیز دخل و تصرفی شده است .
لذا ، #محور قرار دادن الفاظ یک روایت ( حدیثی یا تاریخی ) برای بحث و استنباط قطعی ، کاریست ناصحیح . و طبیعتا ، بحث حول الفاظ پیشنهادات امام ، محققانه نمی نماید .
بدین منظور ، لازم است از #شواهد و قراین موجود به کنکاش و استنباط درست رسید .
💥2- #هدف امام در مشی سیاسی اش ، #پالایش اندیشه دینی مردم و اخلاق اجتماعی بود . ( نه بعنوان دستور از بالا توسط خداوند ، بلکه فهم دینی و منش سیاسی او چنین اقتضا می کرد. )
https://t.me/beshnofekrkon/971
لذا امام در دوره #شش ماهه آخر عمر ( در حکومت یزید ) به هیچوجه تصمیم و یا مشی سیاسی جدیدی اتخاذ نکردند .
💥3- در مشی فوق ، #دوری از بیعت ( حتی با معاویه در زمان امام حسن ( کامل بن اثير، ج 3، ص 405 - موسوعة کلمات امام حسين، ص 200 ) ) یکی از برجسته ترین تصمیمات امام بود .
💥4- با توجه به آنکه امام #پیگیری اهداف اصلاحی خود را از مهمترین وظایف خود می دانستند لذا در هر شرایطی از #مواجهه مستقیم نظامی که منجر به آسیب جدی و کشته شدن خود و خانواده اش بشود پرهیز می کردند .
💥5- لذا اعلام 5 مرحله مبنی بر #انصراف از ادامه حرکت ( دو بار در برخورد با حر قبل از کوفه – دوبار در روزهای سوم و هشتم محرم و نیز در سخرانی روز عاشورا - الطبری ج 5 ص 425 ) که امر مسلمی بین همه محققین است ،
#پیشنهاد رفتن نزد یزید را نیز قابل پذیرش می کند .
💥6- وقتی امام به منطقه کربلا وارد شده و 8 روز از آن گذشته است ، می داند که #اخبار آن و دلیل امام بر مخالفت با سیاستهای حکومت و هدف اصلاحی او ، به اکثر نقاط خلافت رسیده است ، #بنابراین :
⚡️امام عمده #وظیفه افشاگری از تخلفات سیاسی حکومت و بدعتهای دینی آن را به ثمر رسانده بود .
⚡️و از طرف دیگر می دانست که یزید بدو دلیل زیر #دست به کشتن او نمی زند :
🌈• #پخته تر شدن او نسبت به اوایل حکومتش که دانسته است که سخت گیریهای سیاسی باعث از دست رفتن آرامش کشور شده و احتمال مخالفتهای نظامی را بالا می برد .
🌈• جلوگیری از خراب شدن #وجهه خود حتی نزد شامیان که اطلاع چندانی از خاندان رسالت نداشته و دین خود را مرهون خاندان اموی بودند . ( سخنان یزید با امام سجاد - طبری ج 7 ص 3574 ترجمه پاینده )
☄️با توجه به این دو امر :
⚡️یزید یا از امام #درخواست بیعت نمی کرد و صرفا بر یک #مصالحه که امام دست به مخالفت علنی منجر به آشوب نزند ، متوقف می شد .
⚡️و یا اگر امام #مخالفت می کرد ، برخورد حذفی با او نمی کرد .
همانگونه که بدلیل انتشار خبرهای مربوط به #اسرا که از خاندان رسالتند و .. با آنها برخورد خوش کرد و به #بیعتشان نخواند و .. .( طبری ج 7 ص 3574 ترجمه پاینده )
☀️با این اوصاف امام می دانست که #مذاکره_مستقیم با یزید ، به همان دلایل بالا ، می تواند #جان او و همراهانش را نجات داده و او می تواند به #فعالیتهای اصلاحی خود ادامه دهد لذا #پیشنهاد_سوم مبنی بر رفتن به شام و مذاکره مستقیم با یزید امری محتمل و عاقلانه است که با مشی سیاسی امام نیز مغایرتی ندارد .
محمد صالحی – 2/8/96
https://t.me/beshnofekrkon/971
#امام_حسین_پشنهاد_بیعت_با_یزید_نداده است
در بعض کتب از جمله #ارشاد شیخ مفید ، به #ملاقاتهای امام حسین(ع) با عمر سعد در روز 8 محرم در کربلا اشاره شده و البته آنچه که از آن ملاقاتها به ما رسیده #سه_پیشنهادی است که عمر سعد در نامه اش به ابن زیاد از زبان امام حسین نوشته است .
در پیشنهاد سوم ، #بیعت_امام با یزید در شام مطرح شده است ( ارشاد، ج2، ص87) .
اخیرا در نوشته دوست و محقق عزیز جناب #ترکاشوند نیز این مطلب ذکر شده و البته با نقل طبری که #صراحت به بیعت ندارد (عزیمت به شام و مذاکره با شخص یزید، و پذیرش آنچه از آن گفتگو بیرون آید - طبری ج ۷ ص ۲۹۷۴ ترجمه پاینده – راز تحوّل حُرّ https://t.me/baznegari/181 )
ولی #دوستانی بر ایشان خرده گرفته که چرا پیشنهاد بیعت را امری صحیح پنداشته است (پیشنهادهای سهگانه واقعیت ندارد https://t.me/baznegari/197 )
در این مجال بدلایل زیر ، به چند نکته اساسی اشاره شده و پذیرفته می شود که پیشنهاد #رفتن امام نزد یزید امر محتمل و #عاقلانه ای می نماید ، هر چند #بیعت نه از آن استنباط می شود و نه در سیره امام چنین بوده و نه شرایط سیاسی آن موقع ، اقتضای نیاز به چنین پیشنهادی می کرده است .
💥1- نقل به #مضمون نه نقل به #لفظ
همگان اذعان دارند که احادیث پیامبر(ص) و روایات تاریخی ، پس از یک #دوره حداقل 100 ساله به دست مورخین و یا محدثین رسیده و لذا همه آنها در حافظه مردم بوده و #منقولاتی بیش نبوده اند .
و قطعا در این انتقال ، #مضامین ، مورد توجه ناقل بوده و چه بسا بدلیل کثرت منقولات و یا گذشت زمان ، خود الفاظ اولیه فراموش شده و یا حتی بدلیل حب یا بغض زیاد ، در مضامین نیز دخل و تصرفی شده است .
لذا ، #محور قرار دادن الفاظ یک روایت ( حدیثی یا تاریخی ) برای بحث و استنباط قطعی ، کاریست ناصحیح . و طبیعتا ، بحث حول الفاظ پیشنهادات امام ، محققانه نمی نماید .
بدین منظور ، لازم است از #شواهد و قراین موجود به کنکاش و استنباط درست رسید .
💥2- #هدف امام در مشی سیاسی اش ، #پالایش اندیشه دینی مردم و اخلاق اجتماعی بود . ( نه بعنوان دستور از بالا توسط خداوند ، بلکه فهم دینی و منش سیاسی او چنین اقتضا می کرد. )
https://t.me/beshnofekrkon/971
لذا امام در دوره #شش ماهه آخر عمر ( در حکومت یزید ) به هیچوجه تصمیم و یا مشی سیاسی جدیدی اتخاذ نکردند .
💥3- در مشی فوق ، #دوری از بیعت ( حتی با معاویه در زمان امام حسن ( کامل بن اثير، ج 3، ص 405 - موسوعة کلمات امام حسين، ص 200 ) ) یکی از برجسته ترین تصمیمات امام بود .
💥4- با توجه به آنکه امام #پیگیری اهداف اصلاحی خود را از مهمترین وظایف خود می دانستند لذا در هر شرایطی از #مواجهه مستقیم نظامی که منجر به آسیب جدی و کشته شدن خود و خانواده اش بشود پرهیز می کردند .
💥5- لذا اعلام 5 مرحله مبنی بر #انصراف از ادامه حرکت ( دو بار در برخورد با حر قبل از کوفه – دوبار در روزهای سوم و هشتم محرم و نیز در سخرانی روز عاشورا - الطبری ج 5 ص 425 ) که امر مسلمی بین همه محققین است ،
#پیشنهاد رفتن نزد یزید را نیز قابل پذیرش می کند .
💥6- وقتی امام به منطقه کربلا وارد شده و 8 روز از آن گذشته است ، می داند که #اخبار آن و دلیل امام بر مخالفت با سیاستهای حکومت و هدف اصلاحی او ، به اکثر نقاط خلافت رسیده است ، #بنابراین :
⚡️امام عمده #وظیفه افشاگری از تخلفات سیاسی حکومت و بدعتهای دینی آن را به ثمر رسانده بود .
⚡️و از طرف دیگر می دانست که یزید بدو دلیل زیر #دست به کشتن او نمی زند :
🌈• #پخته تر شدن او نسبت به اوایل حکومتش که دانسته است که سخت گیریهای سیاسی باعث از دست رفتن آرامش کشور شده و احتمال مخالفتهای نظامی را بالا می برد .
🌈• جلوگیری از خراب شدن #وجهه خود حتی نزد شامیان که اطلاع چندانی از خاندان رسالت نداشته و دین خود را مرهون خاندان اموی بودند . ( سخنان یزید با امام سجاد - طبری ج 7 ص 3574 ترجمه پاینده )
☄️با توجه به این دو امر :
⚡️یزید یا از امام #درخواست بیعت نمی کرد و صرفا بر یک #مصالحه که امام دست به مخالفت علنی منجر به آشوب نزند ، متوقف می شد .
⚡️و یا اگر امام #مخالفت می کرد ، برخورد حذفی با او نمی کرد .
همانگونه که بدلیل انتشار خبرهای مربوط به #اسرا که از خاندان رسالتند و .. با آنها برخورد خوش کرد و به #بیعتشان نخواند و .. .( طبری ج 7 ص 3574 ترجمه پاینده )
☀️با این اوصاف امام می دانست که #مذاکره_مستقیم با یزید ، به همان دلایل بالا ، می تواند #جان او و همراهانش را نجات داده و او می تواند به #فعالیتهای اصلاحی خود ادامه دهد لذا #پیشنهاد_سوم مبنی بر رفتن به شام و مذاکره مستقیم با یزید امری محتمل و عاقلانه است که با مشی سیاسی امام نیز مغایرتی ندارد .
محمد صالحی – 2/8/96
https://t.me/beshnofekrkon/971
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
نگاهی دیگر به #زندگی_سیاسی_امام_حسین(ع) - 1
❤️امام حسین(ع) از #تاثیرگذارترین نام آوران تاریخ در حرکتهای شیعی و حتی غیر آن در قرون متمادی بوده است . و همین امر باعث #برداشتهای مختلف و حتی #متناقض از دوره شش ماهه آخر عمر ایشان شده است بگونه ای که #هدف او را…
❤️امام حسین(ع) از #تاثیرگذارترین نام آوران تاریخ در حرکتهای شیعی و حتی غیر آن در قرون متمادی بوده است . و همین امر باعث #برداشتهای مختلف و حتی #متناقض از دوره شش ماهه آخر عمر ایشان شده است بگونه ای که #هدف او را…
آیا #فرقه_های_مختلف_مذهبی از نظر خداوند به #رسمیت شناخته شده اند ؟
یکی از #پدیده های تاریخی که بخش اعظم کتب تاریخی را بخود اختصاص داده ، #جنگهای متعددی است که بسیارشان رنگ و بوی #مذهبی😍 داشته اند . و امروزه نیز این معضل ، به بزرگترین بحران جهانی تبدیل گشته است .
این امر باعث شده که #نسل_امروز که به داشتن ویژگی #عقل_نقاد معروف شده اند ، برای یافتن #چاره رهایی از این همه جنگ و آشوب و کشتار ، راه حل #دین_گریزی را برگزینند .
در اینجا فرصت بررسی مسیله و راه حل مذکور نیست .
❤️بلکه #قصد ، نگاهی اجمالی است به #هدف_اصلی_خداوند از ارسال رسولان و آنچه از #خروجی آن دعوتها در نظرگاه الهی #معتبر بوده و به رسمیت شناخته شده است .
🌻1- #هدف خداوند از ارسال رسل ، #اصلاح اندیشه دینی بشر از شرک بسمت توحید بوده است .
و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون – انبیا 25
🌻2- تنها #شرط_رستگاری انسانها ، فارغ از هر گونه شریعت و یا فرقه دینی ، ایمان به #خدا ، ایمان به #معاد ( هدفمندی هستی ) و #عملکرد_اخلاقی اعلام شده است .
ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون بقره - آیه 62
🌻3- #دعوت پیامبر اسلام در راستای همان #دعوتهای_قبلی بوده است .
نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه – آل عمران 3
🌻4- قرآن برای #روشن_کردن_ابهاماتی است که باعث #اختلاف در بین گذشتگان شده است .
و ما انزلنا عليک الکتاب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه - نحل – 64
🌻5- تنها کسانی از #دعوت رسولان الهی #سو_استفاده کرده و آنرا با عناوین مختلف ، به #فرقه_های_مذهبی گوناگون تجزیه کردند که بر خداوند #طغیان کرده و نفسانیات خود را بر اراده خداوند ترجیح دادند .
فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم – بقره 213
🌻6- تنها #راهی از نظر خداوند #معتبر شناخته شده که به #تفرقه_های قومی و مذهبی نیانجامد .
و ان هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصاكم به لعلكم تتقون – انعام 153
🌻7- آنها که در دین ، #فرقه_های_مختلف مذهبی ایجاد کردند ، #هیچ_نسبتی با پیام و پیامبر خداوند نداشته و خداوند است که تکلیف آنها را معلوم خواهد کرد .
ان الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا لست منهم في شي ء انما امرهم الي الله – انعام 159
🌻8- از نظر خداوند ، #فرقه_های_مختلف مذهبی ، چون #عذابی است که بشر برای خود خلق کرده است .
قل هو القادر علي ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم او من تحت ارجلكم او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم باس بعض انظر كيف نصرف الآيات لعلهم يفقهون – انعام 65
🌻9- از نظر خداوند ، هرگونه #اختلاف_مذهبی ، #غیر_معتبر بوده و بایستی در مناسبات اجتماعی ، کنار گذاشته شده و به #راه_مشترکی که وحدت جامعه را تضمین کند بروند .
قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون – آل عمران 64
❤️و #در_یک_کلام :
آنچه از #آیات_فوق که نمونه کوچکی از خیل آیات قرآنی است #برداشت می شود :
🔅1- #دین از نظر خداوند #یکی بیش نیست .
🔅2- #پایه های آن دین ، ایمان به خدا و معاد و عملکرد اخلاقی است .
🔅3- #پیامبران_متعدد فقط برای #اصلاح_اختلافات در اندیشه دینی و نیز منش اخلاقی مردم با یک #معیار_ثابت الهی آمده اند که هیچگونه تفاوتی با یکدیگر نداشته اند .
🔅4- تنها #اندیشه_دینی که از نظر خداوند به #رسمیت شناخته شده توحید و عملکرد اخلاقی است و لذا هر گونه #اختلاف با عناوین مختلف #مذهبی و یا دینی ، #نامعتبر و برساخته بشری بوده که قطعا مورد مواخذه الهی قرار خواهد گرفت .
🔅5- #راه_حل بحرانهای اجتماعی موجود در جامعه جهانی در صورتی است که بسمت #وحدت_اندیشه دینی و اخلاق بروند ، در غیر اینصورت هرگونه #ادعای دین و یا #مذهب_حق ، جز به اختلاف افکنی بیشتر نیانجامیده که هرگز مورد #تایید خداوند نبوده و نخواهد بود .
☄️تذکر :
⚡️1- #هر_شخص می تواند #اعتقاد_دینی_متفاوت در امور شخصی خود با دیگری داشته باشد بشرطی که هیچگونه #تاثیر_اختلافی در روابط اجتماعی آنها نداشته باشد .
⚡️2- تنها #قانونی در اداره یک جامعه مورد #تایید_خداوند است که بر مبنای #عقل_جمعی صادر شده و هرگز رنگ و بوی اعتقادی خاص نداشته باشد که موجب اختلاف در برخورداری حتی یک نفر از حقوق اجتماعی مساوی بشود . ( امرهم شوری بینهم – شوری 38 )
محمد صالحی – 24/6/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
یکی از #پدیده های تاریخی که بخش اعظم کتب تاریخی را بخود اختصاص داده ، #جنگهای متعددی است که بسیارشان رنگ و بوی #مذهبی😍 داشته اند . و امروزه نیز این معضل ، به بزرگترین بحران جهانی تبدیل گشته است .
این امر باعث شده که #نسل_امروز که به داشتن ویژگی #عقل_نقاد معروف شده اند ، برای یافتن #چاره رهایی از این همه جنگ و آشوب و کشتار ، راه حل #دین_گریزی را برگزینند .
در اینجا فرصت بررسی مسیله و راه حل مذکور نیست .
❤️بلکه #قصد ، نگاهی اجمالی است به #هدف_اصلی_خداوند از ارسال رسولان و آنچه از #خروجی آن دعوتها در نظرگاه الهی #معتبر بوده و به رسمیت شناخته شده است .
🌻1- #هدف خداوند از ارسال رسل ، #اصلاح اندیشه دینی بشر از شرک بسمت توحید بوده است .
و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون – انبیا 25
🌻2- تنها #شرط_رستگاری انسانها ، فارغ از هر گونه شریعت و یا فرقه دینی ، ایمان به #خدا ، ایمان به #معاد ( هدفمندی هستی ) و #عملکرد_اخلاقی اعلام شده است .
ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون بقره - آیه 62
🌻3- #دعوت پیامبر اسلام در راستای همان #دعوتهای_قبلی بوده است .
نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه – آل عمران 3
🌻4- قرآن برای #روشن_کردن_ابهاماتی است که باعث #اختلاف در بین گذشتگان شده است .
و ما انزلنا عليک الکتاب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه - نحل – 64
🌻5- تنها کسانی از #دعوت رسولان الهی #سو_استفاده کرده و آنرا با عناوین مختلف ، به #فرقه_های_مذهبی گوناگون تجزیه کردند که بر خداوند #طغیان کرده و نفسانیات خود را بر اراده خداوند ترجیح دادند .
فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم – بقره 213
🌻6- تنها #راهی از نظر خداوند #معتبر شناخته شده که به #تفرقه_های قومی و مذهبی نیانجامد .
و ان هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصاكم به لعلكم تتقون – انعام 153
🌻7- آنها که در دین ، #فرقه_های_مختلف مذهبی ایجاد کردند ، #هیچ_نسبتی با پیام و پیامبر خداوند نداشته و خداوند است که تکلیف آنها را معلوم خواهد کرد .
ان الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا لست منهم في شي ء انما امرهم الي الله – انعام 159
🌻8- از نظر خداوند ، #فرقه_های_مختلف مذهبی ، چون #عذابی است که بشر برای خود خلق کرده است .
قل هو القادر علي ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم او من تحت ارجلكم او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم باس بعض انظر كيف نصرف الآيات لعلهم يفقهون – انعام 65
🌻9- از نظر خداوند ، هرگونه #اختلاف_مذهبی ، #غیر_معتبر بوده و بایستی در مناسبات اجتماعی ، کنار گذاشته شده و به #راه_مشترکی که وحدت جامعه را تضمین کند بروند .
قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون – آل عمران 64
❤️و #در_یک_کلام :
آنچه از #آیات_فوق که نمونه کوچکی از خیل آیات قرآنی است #برداشت می شود :
🔅1- #دین از نظر خداوند #یکی بیش نیست .
🔅2- #پایه های آن دین ، ایمان به خدا و معاد و عملکرد اخلاقی است .
🔅3- #پیامبران_متعدد فقط برای #اصلاح_اختلافات در اندیشه دینی و نیز منش اخلاقی مردم با یک #معیار_ثابت الهی آمده اند که هیچگونه تفاوتی با یکدیگر نداشته اند .
🔅4- تنها #اندیشه_دینی که از نظر خداوند به #رسمیت شناخته شده توحید و عملکرد اخلاقی است و لذا هر گونه #اختلاف با عناوین مختلف #مذهبی و یا دینی ، #نامعتبر و برساخته بشری بوده که قطعا مورد مواخذه الهی قرار خواهد گرفت .
🔅5- #راه_حل بحرانهای اجتماعی موجود در جامعه جهانی در صورتی است که بسمت #وحدت_اندیشه دینی و اخلاق بروند ، در غیر اینصورت هرگونه #ادعای دین و یا #مذهب_حق ، جز به اختلاف افکنی بیشتر نیانجامیده که هرگز مورد #تایید خداوند نبوده و نخواهد بود .
☄️تذکر :
⚡️1- #هر_شخص می تواند #اعتقاد_دینی_متفاوت در امور شخصی خود با دیگری داشته باشد بشرطی که هیچگونه #تاثیر_اختلافی در روابط اجتماعی آنها نداشته باشد .
⚡️2- تنها #قانونی در اداره یک جامعه مورد #تایید_خداوند است که بر مبنای #عقل_جمعی صادر شده و هرگز رنگ و بوی اعتقادی خاص نداشته باشد که موجب اختلاف در برخورداری حتی یک نفر از حقوق اجتماعی مساوی بشود . ( امرهم شوری بینهم – شوری 38 )
محمد صالحی – 24/6/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
پاسخ به نقد دوم خانم محمد زاده
پس از پاسخ ( http://telegram.me/beshnofekrkon/1002 ) به مدعای خانم محمد زاده ، ایشان پاسخی نوشته و بر مدعای خود مبنی بر عدم صحت پیشنهادهای سه گانه امام حسین تاکید کردند. ( https://t.me/baznegari/201 )
در اینجا به اختصار مطالب قبلی آورده می شود :
• پیشنهاد مذاکره مستقیم با یزید در راستای پیشنهاد ترک مخاصمه ، عاقلانه می نماید.
• یزید نسبت به اوایل حکومت خود که بی تجربه بود و برای تحکیم قدرت خود دستور حذف مخالفین را در صورت عدم بیعت داد ، در این مدت 6 ماهه ، با توجه به اتفاقاتی که افتاد (مخالفت نظامی عبداله زبیر در مکه ، پیدایش جریان سیاسی – نظامی کوفیان علیه حکومت و هم چنین افشاگریهای امام و فرار از مدینه و مکه برای عدم بیعت ) هشیارتر شده بود که تا می تواند کمتر به ایجاد جریانهای نظامی مخالف دامن بزند.
• با توجه به بند فوق ، امام در تحلیلهای هوشمندانه خود به این نتیجه رسیده بود که در صورت مذاکره با یزید ، او اقدام به اخذ بیعت اجباری و کشتن امام نمی کند و قطعا امام هم بسوی مرگ ذلیلانه در اسارت نمی رود.
اما توضیحات و مستندات اضافی:
1- هر دوی ما در این ادعا که امام قصد بیعت با یزید نداشت متفقیم ، فقط ایشان معتقدند که امام روز 8 محرم نه تنها پیشنهاد رفتن نزد یزید نداده ، بلکه هیچ پیشنهادی نبوده ولی ما معتقدیم که امام بدلیل انتخاب مشی جلوگیری از برخورد نظامی ،حداقل در 5 مرحله ، انصراف خود را از ادامه راه اعلام و درخواست اجازه برای ترک منطقه را نمودند.
2- اما ادعای دوم ما : از دلایل مهم هشیارتر شدن یزید این است که:
2-1- با آن که در اول حکومت جز اخذ بیعت از مخالفین و یا قتل را نمی پذیرد ( هر چند در طبری سخن از کشتن نیست ج 7 ص 2905) ولی در جریان مواجهه با اسرا ، نه تنها بیعت را مطرح نکرد بلکه آنها را با احترام و در حفاظت 500؟ سرباز به مدینه برگرداند.( طبری ج 7 ص 3574 )
2-2- معمولا در عرف دیپلماتیک ، حاکم ، شدیدترین اقدامات بر علیه سران مخالفین را به والیان خود می سپارد تا در صورت لزوم ، حتی عکس آنها عمل کرده و همه چیز را گردن آنها بیندازد. ( خود مبرا کردن یزید از حادثه کربلا - الطبری ج 3 ص 337 )
2-3- پس از رسیدن سرهای هانی و مسلم به شام ، یزید طی نامه ای به ابن زیاد ضمن دستور مراقب حسین بودن ، او را از جنگ ابتدایی بازداشت .ترجمه اخبار الطوال ص290
2-4- حتی بعض یاران امام هم اطمینان داشتند که یزید با امام برخورد حذفی نمی کند.( سخن زهیر در عاشورا - ابن اثیر ج5 ص 374 )
3- ایشان می فرماید امام حتی پیشنهاد مذاکره هم نداده است.
سوال اینست که آیا ایشان نوشته مورخین مبنی بر درخواست چندین بار امام برای مذاکره با عمر سعد در روز 8 محرم را می پذیرند؟( طبری ج7 ص 3008 ) مگر چه امر مهمی بوده که امام کرارا درخواست جلسه کرده؟
جز آنکه می دانند که شرایط بوی مرگ می دهد؟
اگر بگوییم برا ی هدایت و مجاب کردن عمر سعد مبنی بر اجازه بازگشت بوده است، این سوال پیش می آید که چرا امام از عدم پذیرش درخواستش در مواجهه با حر و یا با نماینده عمر سعد روز سوم و حتی در اولین جلسه در روز 8 با خود عمر سعد نفهمیدند که تکرار آن بیفایده است و عمر سعد از خود اختیار ندارد.
مگر آنکه بگوییم ، امام این را می دانسته و بلکه خواسته تا او را مجاب کند که از مقام مافوق خود بخواهد که با پیشنهاد ترک مخاصمه امام موافقت کند.
نکته مهمی که اینجا مطرح است اینست که امام قبلا چند بار درخواست بی نتیجه ی بازگشت داده بود ، پس الان بدنبال راه حل جدیدتری بود که احتمال زنده ماندن در آن بمراتب بیشتر باشد. ( راه حل صلح جویانه تر)
و آن اینکه اگر از رها کردن من می ترسید ، من حاضر به مذاکره هستم ولی نه با ابن زیاد که قبلا خباثت خود را در قتل هانی و مسلم ، علیرغم امان دادن نشان داده بود (طبری ج 7 ص 3025 )، بلکه با خود یزید.
بهر حال امامی که 2 بار در مواجهه با حر ( طبری ج 7 2991 ) ، یکبار به فرستاده عمر سعد در روز 3 ( طبری ج 7 ص 3004 ) و حتی در روز عاشورا ( طبری ج 7 ص 3022 ) درخواست بازگشت می کند و حتی اجازه شروع جنگ را به کسی نمی دهد ( طبری ج 7 ص 3001 و ص 3022 ) ، آیا در روز 8 محرم که از هر طرف بوی مرگ می آید ( حتی با بستن آب – طبری ج 7 ص 3006) ، در آن مذاکرات چند نوبته هیچ پیشنهادی نبوده و یا تکرار همان پیشنهادهای قبلی بوده است؟
و آیا اصلا درخواست مذاکره با عمر سعد و طرح پیشنهادهای قبلی و جدید ، کار غیرعاقلانه ای بوده است؟( حتی برای ۲۰ روز ( فاصله زمانی تا شام ) از معرکه کربلا خارج شدن که آرزوی قلبی امام بود ( هیهات لو ترک القطا لنام )و احتمال هر فرج بعد از آن؟)
اگر گفته شود امام بدلیل عدم پذیرش درخواستهای قبلیش، دلیلی بر تکرار آنها نمیدید، می گوئیم چرا امام در عاشورا حداقل دوبار دیگر درخواست خود را تکرار کرد ؟
محمد صالحی – 6/8/96
پس از پاسخ ( http://telegram.me/beshnofekrkon/1002 ) به مدعای خانم محمد زاده ، ایشان پاسخی نوشته و بر مدعای خود مبنی بر عدم صحت پیشنهادهای سه گانه امام حسین تاکید کردند. ( https://t.me/baznegari/201 )
در اینجا به اختصار مطالب قبلی آورده می شود :
• پیشنهاد مذاکره مستقیم با یزید در راستای پیشنهاد ترک مخاصمه ، عاقلانه می نماید.
• یزید نسبت به اوایل حکومت خود که بی تجربه بود و برای تحکیم قدرت خود دستور حذف مخالفین را در صورت عدم بیعت داد ، در این مدت 6 ماهه ، با توجه به اتفاقاتی که افتاد (مخالفت نظامی عبداله زبیر در مکه ، پیدایش جریان سیاسی – نظامی کوفیان علیه حکومت و هم چنین افشاگریهای امام و فرار از مدینه و مکه برای عدم بیعت ) هشیارتر شده بود که تا می تواند کمتر به ایجاد جریانهای نظامی مخالف دامن بزند.
• با توجه به بند فوق ، امام در تحلیلهای هوشمندانه خود به این نتیجه رسیده بود که در صورت مذاکره با یزید ، او اقدام به اخذ بیعت اجباری و کشتن امام نمی کند و قطعا امام هم بسوی مرگ ذلیلانه در اسارت نمی رود.
اما توضیحات و مستندات اضافی:
1- هر دوی ما در این ادعا که امام قصد بیعت با یزید نداشت متفقیم ، فقط ایشان معتقدند که امام روز 8 محرم نه تنها پیشنهاد رفتن نزد یزید نداده ، بلکه هیچ پیشنهادی نبوده ولی ما معتقدیم که امام بدلیل انتخاب مشی جلوگیری از برخورد نظامی ،حداقل در 5 مرحله ، انصراف خود را از ادامه راه اعلام و درخواست اجازه برای ترک منطقه را نمودند.
2- اما ادعای دوم ما : از دلایل مهم هشیارتر شدن یزید این است که:
2-1- با آن که در اول حکومت جز اخذ بیعت از مخالفین و یا قتل را نمی پذیرد ( هر چند در طبری سخن از کشتن نیست ج 7 ص 2905) ولی در جریان مواجهه با اسرا ، نه تنها بیعت را مطرح نکرد بلکه آنها را با احترام و در حفاظت 500؟ سرباز به مدینه برگرداند.( طبری ج 7 ص 3574 )
2-2- معمولا در عرف دیپلماتیک ، حاکم ، شدیدترین اقدامات بر علیه سران مخالفین را به والیان خود می سپارد تا در صورت لزوم ، حتی عکس آنها عمل کرده و همه چیز را گردن آنها بیندازد. ( خود مبرا کردن یزید از حادثه کربلا - الطبری ج 3 ص 337 )
2-3- پس از رسیدن سرهای هانی و مسلم به شام ، یزید طی نامه ای به ابن زیاد ضمن دستور مراقب حسین بودن ، او را از جنگ ابتدایی بازداشت .ترجمه اخبار الطوال ص290
2-4- حتی بعض یاران امام هم اطمینان داشتند که یزید با امام برخورد حذفی نمی کند.( سخن زهیر در عاشورا - ابن اثیر ج5 ص 374 )
3- ایشان می فرماید امام حتی پیشنهاد مذاکره هم نداده است.
سوال اینست که آیا ایشان نوشته مورخین مبنی بر درخواست چندین بار امام برای مذاکره با عمر سعد در روز 8 محرم را می پذیرند؟( طبری ج7 ص 3008 ) مگر چه امر مهمی بوده که امام کرارا درخواست جلسه کرده؟
جز آنکه می دانند که شرایط بوی مرگ می دهد؟
اگر بگوییم برا ی هدایت و مجاب کردن عمر سعد مبنی بر اجازه بازگشت بوده است، این سوال پیش می آید که چرا امام از عدم پذیرش درخواستش در مواجهه با حر و یا با نماینده عمر سعد روز سوم و حتی در اولین جلسه در روز 8 با خود عمر سعد نفهمیدند که تکرار آن بیفایده است و عمر سعد از خود اختیار ندارد.
مگر آنکه بگوییم ، امام این را می دانسته و بلکه خواسته تا او را مجاب کند که از مقام مافوق خود بخواهد که با پیشنهاد ترک مخاصمه امام موافقت کند.
نکته مهمی که اینجا مطرح است اینست که امام قبلا چند بار درخواست بی نتیجه ی بازگشت داده بود ، پس الان بدنبال راه حل جدیدتری بود که احتمال زنده ماندن در آن بمراتب بیشتر باشد. ( راه حل صلح جویانه تر)
و آن اینکه اگر از رها کردن من می ترسید ، من حاضر به مذاکره هستم ولی نه با ابن زیاد که قبلا خباثت خود را در قتل هانی و مسلم ، علیرغم امان دادن نشان داده بود (طبری ج 7 ص 3025 )، بلکه با خود یزید.
بهر حال امامی که 2 بار در مواجهه با حر ( طبری ج 7 2991 ) ، یکبار به فرستاده عمر سعد در روز 3 ( طبری ج 7 ص 3004 ) و حتی در روز عاشورا ( طبری ج 7 ص 3022 ) درخواست بازگشت می کند و حتی اجازه شروع جنگ را به کسی نمی دهد ( طبری ج 7 ص 3001 و ص 3022 ) ، آیا در روز 8 محرم که از هر طرف بوی مرگ می آید ( حتی با بستن آب – طبری ج 7 ص 3006) ، در آن مذاکرات چند نوبته هیچ پیشنهادی نبوده و یا تکرار همان پیشنهادهای قبلی بوده است؟
و آیا اصلا درخواست مذاکره با عمر سعد و طرح پیشنهادهای قبلی و جدید ، کار غیرعاقلانه ای بوده است؟( حتی برای ۲۰ روز ( فاصله زمانی تا شام ) از معرکه کربلا خارج شدن که آرزوی قلبی امام بود ( هیهات لو ترک القطا لنام )و احتمال هر فرج بعد از آن؟)
اگر گفته شود امام بدلیل عدم پذیرش درخواستهای قبلیش، دلیلی بر تکرار آنها نمیدید، می گوئیم چرا امام در عاشورا حداقل دوبار دیگر درخواست خود را تکرار کرد ؟
محمد صالحی – 6/8/96
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
https://t.me/beshnofekrkon/971
#امام_حسین_پشنهاد_بیعت_با_یزید_نداده است
در بعض کتب از جمله #ارشاد شیخ مفید ، به #ملاقاتهای امام حسین(ع) با عمر سعد در روز 8 محرم در کربلا اشاره شده و البته آنچه که از آن ملاقاتها به ما رسیده #سه_پیشنهادی است که عمر سعد در…
#امام_حسین_پشنهاد_بیعت_با_یزید_نداده است
در بعض کتب از جمله #ارشاد شیخ مفید ، به #ملاقاتهای امام حسین(ع) با عمر سعد در روز 8 محرم در کربلا اشاره شده و البته آنچه که از آن ملاقاتها به ما رسیده #سه_پیشنهادی است که عمر سعد در…
معبد بوداییان شانگهای.mp4
17.1 MB
#معبد_بودائیان - شانگهای چین
راه های رسیدن به خدا به عدد انسانهاست ،
و بسیار این راه ها ، از ظاهر آئینی مشترک برخوردارند.
مانعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفا - زمر۳
محمد صالحی - ۸۴
@beshnofekrkon
راه های رسیدن به خدا به عدد انسانهاست ،
و بسیار این راه ها ، از ظاهر آئینی مشترک برخوردارند.
مانعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفا - زمر۳
محمد صالحی - ۸۴
@beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
#من_چه_میگویم ؟
نگاهی گذرا به #آرای_استاد_مجتهد_شبستری در ارتباط با چگونگی اسلامی زیستن و مسلمان ماندن
💥1- من به عنوان یک مسلمان از حادثه ظهور اسلام و آثار آن این جور میفهمم، که پیامبری ظهور کرده و مردم را دعوت کرده به #ایمان به خدای یگانه و نفی خدایان دیگر که در کلمه #توحید خلاصه میشود .
💥2- اما این پیامبر ، نه در مکه و نه در دوران حکومت خود در مدینه ، #چگونگیهای زندگی اجتماعی ، سیاسی و خانوادگی و قبیلگی آن مردم را، از قبیل اطاعت از رییس قبیله ، چگونگی تنظیم زندگی اجتماعیشان ، اطاعت زن از شوهر ، اطاعت برده از صاحبش ، احکام برخورد با جرایم ، نحوه جنگیدن و بالاخره #آداب_زندگی آنها را ، به هم نریخته است.
💥3- بلکه یک سلسله تعدیلات و #اصلاحات_اخلاقی در همه آنها به #قدر_امکان انجام داده است.
💥4- مثلاً گفته : ای #شوهر باید رفتار #معروف با همسرت داشته باشی ، ای صاحب برده به #برده ات ظلم نکن ، و یا در باب #قصاص گفته ای قبیله مقتول ، حس #انتقام_کشی از کل قبیله قاتل درست نیست ، اگر یک نفر از شما کشتند ، حق دارید فقط یک نفر را بکشید و نه بیشتر و آن هم اگر عفو کنید بهتر است ، دیه بگیرید و #عفو کنید.
💥5- همینطور است #مرد_سالاری ، که یک سنت قوی عربی بوده ، #حاکم_سالاری که تصمیم رؤسای قبائل برای بقیه مطاع بود ، و #عقیده_سالاری که عقیده دینی مقدم بود بر خواستههای دیگر ، یعنی همان دین سالاری ، همه اینها به جای خودش باقی مانده است.
💥6- جامعه پیامبر ، قبل از آنکه او بیاید ، همه چیز با #منافع بتها و متولیان بتخانهها تنظیم میشده و هکذا، این یعنی #دین_سالاری.
پیامبر اینها را #تغییر نداد ، بعد از پیامبر هم باز مرد سالاری بود، دین سالاری بود و حاکم سالاری بود.
البته او در این در این سالاریها، یک رشته #تعدیلات_اخلاقی وارد کرد و گفت عادل باشید و ظلم نکنید.
💥7- پس آن پیامبر #رسالت خود را این طور معنی نمیکرد که من آمدهام یک #سیستم_نوین زندگی اجتماعی و سیاسی بدهم، و... اینها را جزء نبوت خودش نمیدانست.
💥8- تمام آن #احکام اجتماعی، سیاسی، جزائی، خانوادگی و غیره که در قرآن و سنت رسول وارد شده همه آنها عبارت است از یک سلسله #شیوه های_زندگی که مردم حجاز قبل از پیامبر هم داشتند و پیامبر هم در آنها یک #تصحیحات_اخلاقی ایجاد کرد.
💥9- ( و البته ) پارهای از دستور العملها را هم مثل قوانین #ارث معین کرد .
💥10- #نتیجه گیری کلی اینکه از منظر آن نبوت ، #شیوههای_زندگی مردم، تنظیم دستگاه سیاسی شان ، سامان دهی قوانین جزائیشان ، سامان دهی نظام خانوادگیشان ، تنظیم رابطه زن و مرد با هم و امثال این چیزها، کارهایی است که به #خود_مردم واگذار شده است.
#عقلایی پیدا میشوند و تنظیماتی ایجاد میکنند و اینها میشود سنت یا قانون زندگی مردم .
💥11- یکی از #مشکلات فعلی مسلمانان اینست که فکر میکنند این #چارچوبهای سیاسی و اجتماعی، نظامها و عادات و رسوم که در طول این چهارده قرن در #کتابهای_فقهی به عنوان احکام ابدی الهی معرفی شده ، در حالی که در اصل #شیوههای_عربی بوده، دستور العملهای #دائمی ابدی خداوند است و #مجاز نیستند که طرحهای نو دراندازند و شیوههای زیستن خود را خودشان معین کنند.
💥12- #مسلمانی ، به نحوه #تقسیم_ارث یا نوع قانون جزا و یا چگونگی سیستم اقتصادی و سیاسی نیست .
💥13- #مسلمانی به #ایمان به خداوند یکتا و هر گونه #کردار و رفتاری که از #مقتضیات این ایمان است قایم است .
💥14- در #عصر_حاضر ، با توجه به تحولات بوجود آمده و با وضعیتی که #عقلانیتهای گوناگون بوجود آورده ، #مسلمانان هر کشور ، باید #متناسب با وضعیت فرهنگی و سیاسی، طبیعی و جغرافیایی ویژه ای که در آن قرار دارند، #بهترین_سبک تنظیم عقلانی و عادلانه زندگی خود را انتخاب کنند.
💥15- ( مثلا ) ما #مسلمانان_ایرانی در درجه اول باید به #لوازم_ایرانیت ملتزم شویم و آن را سامان دهیم که واقعیتی است طبیعی و داده شده از پیش . یک #زیستن_ایرانی که نظام سیاسی لازم دارد، نظام خانواده لازم دارد، قوانین لازم دارد و ...
اینجا است که فرهنگ ایرانیت و #حقوق_بشر و دموکراسی وارد محاسبات جدی ما میشود.
💥16- وقتی این تنظیمات انجام شد، آن وقت #نوبت این میرسد که من ایرانی #چه_ایمانی را انتخاب کنم؟ ایمان محمد ؟ ایمان عیسی ، ایمان موسی ؟ ایمان بودیسم ؟ ایمان هندوئیسم ؟ کدام ایمان را ؟ ما باید جرأت انتخاب ایمان داشته باشیم.
در این مرحله ایمان و مسلمانی مان را خودمان معنا میکنیم و از گذشتگان #تقلید نمیکنیم.
#سخنرانی_استاد 👇👇👇 - تاریخ نشر اینترنتی: دوشنبه 10 خرداد 1395
تلخیص : محمد صالحي
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نگاهی گذرا به #آرای_استاد_مجتهد_شبستری در ارتباط با چگونگی اسلامی زیستن و مسلمان ماندن
💥1- من به عنوان یک مسلمان از حادثه ظهور اسلام و آثار آن این جور میفهمم، که پیامبری ظهور کرده و مردم را دعوت کرده به #ایمان به خدای یگانه و نفی خدایان دیگر که در کلمه #توحید خلاصه میشود .
💥2- اما این پیامبر ، نه در مکه و نه در دوران حکومت خود در مدینه ، #چگونگیهای زندگی اجتماعی ، سیاسی و خانوادگی و قبیلگی آن مردم را، از قبیل اطاعت از رییس قبیله ، چگونگی تنظیم زندگی اجتماعیشان ، اطاعت زن از شوهر ، اطاعت برده از صاحبش ، احکام برخورد با جرایم ، نحوه جنگیدن و بالاخره #آداب_زندگی آنها را ، به هم نریخته است.
💥3- بلکه یک سلسله تعدیلات و #اصلاحات_اخلاقی در همه آنها به #قدر_امکان انجام داده است.
💥4- مثلاً گفته : ای #شوهر باید رفتار #معروف با همسرت داشته باشی ، ای صاحب برده به #برده ات ظلم نکن ، و یا در باب #قصاص گفته ای قبیله مقتول ، حس #انتقام_کشی از کل قبیله قاتل درست نیست ، اگر یک نفر از شما کشتند ، حق دارید فقط یک نفر را بکشید و نه بیشتر و آن هم اگر عفو کنید بهتر است ، دیه بگیرید و #عفو کنید.
💥5- همینطور است #مرد_سالاری ، که یک سنت قوی عربی بوده ، #حاکم_سالاری که تصمیم رؤسای قبائل برای بقیه مطاع بود ، و #عقیده_سالاری که عقیده دینی مقدم بود بر خواستههای دیگر ، یعنی همان دین سالاری ، همه اینها به جای خودش باقی مانده است.
💥6- جامعه پیامبر ، قبل از آنکه او بیاید ، همه چیز با #منافع بتها و متولیان بتخانهها تنظیم میشده و هکذا، این یعنی #دین_سالاری.
پیامبر اینها را #تغییر نداد ، بعد از پیامبر هم باز مرد سالاری بود، دین سالاری بود و حاکم سالاری بود.
البته او در این در این سالاریها، یک رشته #تعدیلات_اخلاقی وارد کرد و گفت عادل باشید و ظلم نکنید.
💥7- پس آن پیامبر #رسالت خود را این طور معنی نمیکرد که من آمدهام یک #سیستم_نوین زندگی اجتماعی و سیاسی بدهم، و... اینها را جزء نبوت خودش نمیدانست.
💥8- تمام آن #احکام اجتماعی، سیاسی، جزائی، خانوادگی و غیره که در قرآن و سنت رسول وارد شده همه آنها عبارت است از یک سلسله #شیوه های_زندگی که مردم حجاز قبل از پیامبر هم داشتند و پیامبر هم در آنها یک #تصحیحات_اخلاقی ایجاد کرد.
💥9- ( و البته ) پارهای از دستور العملها را هم مثل قوانین #ارث معین کرد .
💥10- #نتیجه گیری کلی اینکه از منظر آن نبوت ، #شیوههای_زندگی مردم، تنظیم دستگاه سیاسی شان ، سامان دهی قوانین جزائیشان ، سامان دهی نظام خانوادگیشان ، تنظیم رابطه زن و مرد با هم و امثال این چیزها، کارهایی است که به #خود_مردم واگذار شده است.
#عقلایی پیدا میشوند و تنظیماتی ایجاد میکنند و اینها میشود سنت یا قانون زندگی مردم .
💥11- یکی از #مشکلات فعلی مسلمانان اینست که فکر میکنند این #چارچوبهای سیاسی و اجتماعی، نظامها و عادات و رسوم که در طول این چهارده قرن در #کتابهای_فقهی به عنوان احکام ابدی الهی معرفی شده ، در حالی که در اصل #شیوههای_عربی بوده، دستور العملهای #دائمی ابدی خداوند است و #مجاز نیستند که طرحهای نو دراندازند و شیوههای زیستن خود را خودشان معین کنند.
💥12- #مسلمانی ، به نحوه #تقسیم_ارث یا نوع قانون جزا و یا چگونگی سیستم اقتصادی و سیاسی نیست .
💥13- #مسلمانی به #ایمان به خداوند یکتا و هر گونه #کردار و رفتاری که از #مقتضیات این ایمان است قایم است .
💥14- در #عصر_حاضر ، با توجه به تحولات بوجود آمده و با وضعیتی که #عقلانیتهای گوناگون بوجود آورده ، #مسلمانان هر کشور ، باید #متناسب با وضعیت فرهنگی و سیاسی، طبیعی و جغرافیایی ویژه ای که در آن قرار دارند، #بهترین_سبک تنظیم عقلانی و عادلانه زندگی خود را انتخاب کنند.
💥15- ( مثلا ) ما #مسلمانان_ایرانی در درجه اول باید به #لوازم_ایرانیت ملتزم شویم و آن را سامان دهیم که واقعیتی است طبیعی و داده شده از پیش . یک #زیستن_ایرانی که نظام سیاسی لازم دارد، نظام خانواده لازم دارد، قوانین لازم دارد و ...
اینجا است که فرهنگ ایرانیت و #حقوق_بشر و دموکراسی وارد محاسبات جدی ما میشود.
💥16- وقتی این تنظیمات انجام شد، آن وقت #نوبت این میرسد که من ایرانی #چه_ایمانی را انتخاب کنم؟ ایمان محمد ؟ ایمان عیسی ، ایمان موسی ؟ ایمان بودیسم ؟ ایمان هندوئیسم ؟ کدام ایمان را ؟ ما باید جرأت انتخاب ایمان داشته باشیم.
در این مرحله ایمان و مسلمانی مان را خودمان معنا میکنیم و از گذشتگان #تقلید نمیکنیم.
#سخنرانی_استاد 👇👇👇 - تاریخ نشر اینترنتی: دوشنبه 10 خرداد 1395
تلخیص : محمد صالحي
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
👍5👎1
#خروجی_سیستم_قضایی موجود در رابطه با خانواده ، به یک #نظام_غیر_اخلاقی منجر شده است - 1
💥تذکر : قبل از ورود به بحث #یادآور می شود که در #نگاه_من به نظام #خانواده ،
تغییر اساسی در #ساختار آن ، تعریف درست #جایگاه زوجین و همچنین شرایط #طلاق مبتنی بر #اخلاق و کرامت انسانی از ضروریات امروز است و قطعا توصیه های #مشاوره ای در روابط دو همسر ، در هر ساختاری لازم است که اینجا #موضوع بحث نیست .
☀️نظام حقوقی حاکم بر سیتم قضایی کشور ، بر اساس #قوانین_سنتی ای استوار شده که برخاسته ار نگاه آرمانی پایه گذاران آن مطابق با نظام حقوقی و سیستم اجرایی #عصر_نزول می باشد .
آنها هنوز در آن عصر زندگی می کنند و #انسان_و_حقوق او را در همان عصر با همان محدودیتها و عقب بودگیهایش نسبت به این زمان می بینند .
☄️ #نهاد_خانواده در آن عصر متناسب و متناظر با دیگر نهادهای اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی آن عصر بود که #عقلای آن جامعه برگزیده بودند .
☄️و طبیعتا #تعاریف زن و مرد بعنوان دو همسر و فرزندان ، در نظام خانواده آن روز و مطابق شرایط زندگی آنها ، به #پذیرش_عرف آن جامعه بوده و نتیجتا #اخلاقی می نموده است .
☀️اما در #عصر_حاضر ، هر یک از اعضای خانواده ( زن ، مرد و فرزندان ) آنچنان از نظر عقلانی و شرایط اجتماعی #رشد کرده اند که به هیچوجه قابل مقایسه با هم نامان خود در شرایط و با قابلیتهای عصر نزول نیستند .
🔥لذا بکار گیری قواعد و #قالبهای_سنتی آن عصر برای قوام بخشی به نظام خانواده امروز ، کاریست بس #جاهلانه و پیاده کردن #قوانین_حقوقی آن عصر ، حتی با ظاهری نو ، در این سیستم فعلی ، عملی است بس کوته نظرانه که به نتایجی کاملا #غیر_اخلاقی منجر می شود .
🌷برای #توضیح مختصر مطلب به دو مرحله " #تشکیل و #تقطیع یک زندگی " نظری کوتاه بیفکنیم :
🌈1- #عقد_ازدواج :
☄️طبق #قواعد_سنتی موجود ، علیرغم آنکه زن از #شرایط_زن_عصر_نزول قرنها فاصله گرفته ( نه مجبور به خانه داری و در خانه ماندنست و نه مجبور به ماذون بودن از مرد و نه .... ) ، ولی بمانند زن آن عصر ، وارد یک #قرارداد_مالی شده و گویی خود را به #مهریه ای می فروشد و چونان موجود بینوایی #خرجی برای زنده ماندن می خواهد و مثل یک کارگر #مزد خود را طلب می کند .
☄️و مرد چون #واسطه این عقد را ، #پول می داند ، خود را برای هرگونه فشار بر زن و یا حتی فسخ آن #محق می داند .
☄️همه اتفاقات فوق نتیجه #اصول_غلطی است که برای خانواده تعریف شده و #قوانین_غیر_کارشناسی است که بر آن حاکم است و بالتبع خروجی چنین سیستم حقوقی در نظام خانواده ، چیزی نیست جز یک #نگاه_غیر_اخلاقی به زن که او را به یک #کالا فروکاسته است و متعاقب آن فروپاشیدن #عشق و عواطف انسانی در خانواده .
☄️در حالیکه #زن_امروز ، همپای مرد بعنوان #عضوی_فعال در عرصه خانواده و اجتماع بوده و جایگاه روشنی در تعلیم و تعلم ، اقتصاد و کار و فعالیتهای سیاسی پیدا کرده و خود را به #همطرازی او رسانده است ، لذا بایستی #اصول_حاکم بر تعریف خانواده تغییر اساسی یابد و بدنبال آن #قوانین مربوطه نیز متناسب با آن اصول جدید پی ریزی شوند .
☄️☄️پیشنهاد : ( #گذر از اصول و قوانین #سنتی فقهی به اصول و قوانین #اخلاقی دینی )
زن را از جایگاه بس سخیف " #نفقه_خور بودن مرد " ، به جایگاه ارزشمند " #شریک_مرد " ارتقا داده و متعاقب این تغییر جایگاه ، #ساختار خانواده را بر اساس #شراکت در همه متعلقات مادی و معنوی زندگی تعریف کرده و آنگاه #نظام_حقوقی_مشارکت برای آن تنظیم و اعمال گردد .
☄️ #نتیجه این ساختار ، #همطرازی و همراهی زن و مرد شده بگونه ای که هر کدام در کنار دیگری خود را #مسئول رشد مادی و معنوی خانواده می داند و از هیچ اقدامی فرو نمی گذارد .
☄️در اینجاست که #آورده_های هر یک چه مادی و چه معنوی ، #اساس_شراکت را تشکیل می دهد و #تلاش همه جانبه هر دو ، عامل رشد این شراکت خانوادگی خواهد شد .
☄️دیگر کسی #دهنده و دیگری #گیرنده نیست که #رفتار_مادی_کالایی بر آن حاکم شود بلکه #عشق و محبت بین آندوست که آنها را به ادامه زندگی ترغیب می کند و #آرامش و شادکامی همه اعضای خانواده، خروجی این زندگی خواهد بود . ( و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون – روم 21 )
💥و البته در صورت هرگونه #تخلف ، قانون ، شرایط رسیدن هر یک را به #حقوق_شراکت خود بیان کرده و به اجرا می گذارد و هیچیک بر دیگری ترجیح و یا اقتداری ندارد که او را وادار به بخشش #حق_السهم خود کند .
🌈ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/1008
محمد صالحی – 3/7/96
💥تذکر : قبل از ورود به بحث #یادآور می شود که در #نگاه_من به نظام #خانواده ،
تغییر اساسی در #ساختار آن ، تعریف درست #جایگاه زوجین و همچنین شرایط #طلاق مبتنی بر #اخلاق و کرامت انسانی از ضروریات امروز است و قطعا توصیه های #مشاوره ای در روابط دو همسر ، در هر ساختاری لازم است که اینجا #موضوع بحث نیست .
☀️نظام حقوقی حاکم بر سیتم قضایی کشور ، بر اساس #قوانین_سنتی ای استوار شده که برخاسته ار نگاه آرمانی پایه گذاران آن مطابق با نظام حقوقی و سیستم اجرایی #عصر_نزول می باشد .
آنها هنوز در آن عصر زندگی می کنند و #انسان_و_حقوق او را در همان عصر با همان محدودیتها و عقب بودگیهایش نسبت به این زمان می بینند .
☄️ #نهاد_خانواده در آن عصر متناسب و متناظر با دیگر نهادهای اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی آن عصر بود که #عقلای آن جامعه برگزیده بودند .
☄️و طبیعتا #تعاریف زن و مرد بعنوان دو همسر و فرزندان ، در نظام خانواده آن روز و مطابق شرایط زندگی آنها ، به #پذیرش_عرف آن جامعه بوده و نتیجتا #اخلاقی می نموده است .
☀️اما در #عصر_حاضر ، هر یک از اعضای خانواده ( زن ، مرد و فرزندان ) آنچنان از نظر عقلانی و شرایط اجتماعی #رشد کرده اند که به هیچوجه قابل مقایسه با هم نامان خود در شرایط و با قابلیتهای عصر نزول نیستند .
🔥لذا بکار گیری قواعد و #قالبهای_سنتی آن عصر برای قوام بخشی به نظام خانواده امروز ، کاریست بس #جاهلانه و پیاده کردن #قوانین_حقوقی آن عصر ، حتی با ظاهری نو ، در این سیستم فعلی ، عملی است بس کوته نظرانه که به نتایجی کاملا #غیر_اخلاقی منجر می شود .
🌷برای #توضیح مختصر مطلب به دو مرحله " #تشکیل و #تقطیع یک زندگی " نظری کوتاه بیفکنیم :
🌈1- #عقد_ازدواج :
☄️طبق #قواعد_سنتی موجود ، علیرغم آنکه زن از #شرایط_زن_عصر_نزول قرنها فاصله گرفته ( نه مجبور به خانه داری و در خانه ماندنست و نه مجبور به ماذون بودن از مرد و نه .... ) ، ولی بمانند زن آن عصر ، وارد یک #قرارداد_مالی شده و گویی خود را به #مهریه ای می فروشد و چونان موجود بینوایی #خرجی برای زنده ماندن می خواهد و مثل یک کارگر #مزد خود را طلب می کند .
☄️و مرد چون #واسطه این عقد را ، #پول می داند ، خود را برای هرگونه فشار بر زن و یا حتی فسخ آن #محق می داند .
☄️همه اتفاقات فوق نتیجه #اصول_غلطی است که برای خانواده تعریف شده و #قوانین_غیر_کارشناسی است که بر آن حاکم است و بالتبع خروجی چنین سیستم حقوقی در نظام خانواده ، چیزی نیست جز یک #نگاه_غیر_اخلاقی به زن که او را به یک #کالا فروکاسته است و متعاقب آن فروپاشیدن #عشق و عواطف انسانی در خانواده .
☄️در حالیکه #زن_امروز ، همپای مرد بعنوان #عضوی_فعال در عرصه خانواده و اجتماع بوده و جایگاه روشنی در تعلیم و تعلم ، اقتصاد و کار و فعالیتهای سیاسی پیدا کرده و خود را به #همطرازی او رسانده است ، لذا بایستی #اصول_حاکم بر تعریف خانواده تغییر اساسی یابد و بدنبال آن #قوانین مربوطه نیز متناسب با آن اصول جدید پی ریزی شوند .
☄️☄️پیشنهاد : ( #گذر از اصول و قوانین #سنتی فقهی به اصول و قوانین #اخلاقی دینی )
زن را از جایگاه بس سخیف " #نفقه_خور بودن مرد " ، به جایگاه ارزشمند " #شریک_مرد " ارتقا داده و متعاقب این تغییر جایگاه ، #ساختار خانواده را بر اساس #شراکت در همه متعلقات مادی و معنوی زندگی تعریف کرده و آنگاه #نظام_حقوقی_مشارکت برای آن تنظیم و اعمال گردد .
☄️ #نتیجه این ساختار ، #همطرازی و همراهی زن و مرد شده بگونه ای که هر کدام در کنار دیگری خود را #مسئول رشد مادی و معنوی خانواده می داند و از هیچ اقدامی فرو نمی گذارد .
☄️در اینجاست که #آورده_های هر یک چه مادی و چه معنوی ، #اساس_شراکت را تشکیل می دهد و #تلاش همه جانبه هر دو ، عامل رشد این شراکت خانوادگی خواهد شد .
☄️دیگر کسی #دهنده و دیگری #گیرنده نیست که #رفتار_مادی_کالایی بر آن حاکم شود بلکه #عشق و محبت بین آندوست که آنها را به ادامه زندگی ترغیب می کند و #آرامش و شادکامی همه اعضای خانواده، خروجی این زندگی خواهد بود . ( و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون – روم 21 )
💥و البته در صورت هرگونه #تخلف ، قانون ، شرایط رسیدن هر یک را به #حقوق_شراکت خود بیان کرده و به اجرا می گذارد و هیچیک بر دیگری ترجیح و یا اقتداری ندارد که او را وادار به بخشش #حق_السهم خود کند .
🌈ادامه در :
https://t.me/beshnofekrkon/1008
محمد صالحی – 3/7/96
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#خروجی_سیستم_قضایی موجود در رابطه با خانواده ، به یک #نظام_غیر_اخلاقی منجر شده است - 1
💥تذکر : قبل از ورود به بحث #یادآور می شود که در #نگاه_من به نظام #خانواده ،
تغییر اساسی در #ساختار آن ، تعریف درست #جایگاه زوجین و همچنین شرایط #طلاق مبتنی بر #اخلاق…
💥تذکر : قبل از ورود به بحث #یادآور می شود که در #نگاه_من به نظام #خانواده ،
تغییر اساسی در #ساختار آن ، تعریف درست #جایگاه زوجین و همچنین شرایط #طلاق مبتنی بر #اخلاق…
👍2👎1
#خروجی_سیستم_قضایی موجود در رابطه با خانواده ، به یک #نظام_غیر_اخلاقی منجر شده است - 2
🌈2- #جدایی_و_طلاق
☄️ #هدف از تشکیل خانواده ، رفع نیازهای مختلف #عاطفی و جنسی زن و مرد و #همراهی در مسیری جدید برای رشد و تعالی آندو است .
☄️اما وقتی که هدف فوق #محقق نشده و برعکس ، #آرامش آنها را به هم ریخته و همچون #مانعی بر سر راه یکدیگر بودند ، راهی جز #جدایی نیست . ( با #تصمیم_مشاوره ای و فارغ از اینکه چه کسی مقصر است ، چرا که هر دو در #فروپاشی_عاطفی و زندگی به اندازه کافی آسیب دیده اند .)
☄️در #نظام_موجود بر اساس قواعد سنتی ، قانون ، ضمن سخت گیریهای زیاد و #وقت_کشی بیمورد ، همه چیز را بر اساس #عقدنامه آنها جلو برده و البته با توجه به باز بودن #دست_مرد برای فشار بر زن و بخشیدن مهریه و یا #مستاصل_شدن_مرد و بخشیدن داشته هایش و رهایی ، هیچ توجهی به #آینده آنها و فرزندان ، بعد از طلاق نمی شود و این #غیر_اخلاقی ترین رفتار با حق زیستن انسانی هر یک از آنهاست .
☄️گویی هر دو #مجرمانی هستند که هم با فروپاشی زندگیشان و هم رها شدن در آینده ای نامعلوم ، در حال #تنبیه_شدن هستند .
☀️زن با #بخشیدن_مهریه و ... در دره ای بنام جامعه ، بی هیچ پناه و یا سرمایه ای #رها می شود .
☀️و مرد نیز با #دادن_مهریه و نصف اموال و ... بدون بررسی امکان آن ، در آینده ای تاریک #رها می گردد .
☀️و #فرزندان نیز ، سرنوشتی بهتر از پدر و مادر خود ندارند .
☄️☄️ #پیشنهاد : ( #گذر از طلاق سنتی #قانونی به طلاق اخلاقی #انسانی )
☄️در #نظام_مشارکتی فوق الذکر ، هیچ #مهریه ، حق #نفقه ، مزد زن در خانه ، حق #ملکیت زن بر درآمدش ، حق مرد در امر #طلاق و ... وجود ندارد که #بهانه بخشش و یا مطالبه با زور بشود ، بلکه طبق #قواعد_مشارکتی ، داشته های زن و مرد محاسبه و روی هم ریخته می شود و پس از #جداسازی سهم فرزندان ( آنچه که برای ساختن آینده شان لازم است ) ، #مابقی بین آن دو تقسیم می گردد . ( البته #شرایط_شغلی آنها نیز باید در نظر گرفته شود .)
☄️و برای #پیشبرد این پیشنهاد ، لازم است #کمیته ای تخصصی شامل یک روانشناس و یک نماینده اجرایی ، #شرایط جسمی ، روحی و مالی هر دو را #قبل_از_حکم_طلاق بررسی کرده و آنچه که بعد از طلاق برای آنها اتفاق می افتد را #پیش_بینی واقع گرایانه کرده و با نظر کارشناسی خود ، به دادگاه ارایه دهند .
☄️و #پس از طلاق نیز ، تا #مدت_زمانی قابل قبول ، هر یک از آنها را تحت نظر داشته و آنان را از #حمایتهای مختلف مشاوره ای تا حتی مالی و اشتغال ، برخوردار کرده تا به #شرایط_مطلوب روحی رسیده و به زندگی عادی و مطلوب برگردند .
🔥بهر حال ، زندگی محل #تنبیه کسی نیست که اگر تنبیه نشد بایستی در هنگام #طلاق جبران شده و آینده اش به #فنا داده شود .
🌈و #در_یک_کلام :
🔥 #زندگی مامنی است که قرار است #حق_زیستن_انسانی دختر و پسر با #رفع_نیازهای مختلف جنسی ، مادی و معنوی آنها #محقق شده و آنها را در رسیدن به #آرامش و شادکامی کمک کند .
💥حال #سوال اینجاست که :
⚡️آیا #شرایط_فعلی عقد ازدواج و #ساختاری که برای خانواده و جایگاه نامشخص زن و مرد در آن ، تعریف شده ، #هدف_فوق را رصد می کند یا برعکس ، باعث #گسست عاطفی بیشتر آنها و #فروپاشی هر چه بیشتر خانواده ها شده است ؟
⚡️آیا #نگاه_یکسویه به جدایی ، بر مبنای تحقق #مفاد_مالی_عقدنامه های موجود ، با هر گونه #اجحاف بر زن و مرد ، باعث ایجاد #آرامش برای آن دو شده است ، یا #فروپاشی حق زیستن انسانی آنها را شدیدتر و #قانونی کرده است ؟
🌈 #متن_فوق و #مطالب_زیر به سوالها #جوابی_مشخص داده که قابل تامل است .
محمد صالحی – 3/7/96
🌈قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/1007
🌈برای توضیح بیشتر : #مطالب_زیر ملاحظه شود :
🌷#گسست_عاطفي_والدين ، عامل اصلي ناهنجاريهاي اخلاقی #جامعه امروز ما – ۱
https://telegram.me/beshnofekrkon/734
🌷نگاه جامعه به #جايگاه_زن در خانواده ، بر مبناي #نظام_سنتي ، او را به #كالايي_صرف تبديل كرده است !
https://t.me/beshnofekrkon/995
🌷#چرا_کسی_بفکر_راهکاری_برای_طلاق_نیست ؟
https://t.me/beshnofekrkon/973
🌈2- #جدایی_و_طلاق
☄️ #هدف از تشکیل خانواده ، رفع نیازهای مختلف #عاطفی و جنسی زن و مرد و #همراهی در مسیری جدید برای رشد و تعالی آندو است .
☄️اما وقتی که هدف فوق #محقق نشده و برعکس ، #آرامش آنها را به هم ریخته و همچون #مانعی بر سر راه یکدیگر بودند ، راهی جز #جدایی نیست . ( با #تصمیم_مشاوره ای و فارغ از اینکه چه کسی مقصر است ، چرا که هر دو در #فروپاشی_عاطفی و زندگی به اندازه کافی آسیب دیده اند .)
☄️در #نظام_موجود بر اساس قواعد سنتی ، قانون ، ضمن سخت گیریهای زیاد و #وقت_کشی بیمورد ، همه چیز را بر اساس #عقدنامه آنها جلو برده و البته با توجه به باز بودن #دست_مرد برای فشار بر زن و بخشیدن مهریه و یا #مستاصل_شدن_مرد و بخشیدن داشته هایش و رهایی ، هیچ توجهی به #آینده آنها و فرزندان ، بعد از طلاق نمی شود و این #غیر_اخلاقی ترین رفتار با حق زیستن انسانی هر یک از آنهاست .
☄️گویی هر دو #مجرمانی هستند که هم با فروپاشی زندگیشان و هم رها شدن در آینده ای نامعلوم ، در حال #تنبیه_شدن هستند .
☀️زن با #بخشیدن_مهریه و ... در دره ای بنام جامعه ، بی هیچ پناه و یا سرمایه ای #رها می شود .
☀️و مرد نیز با #دادن_مهریه و نصف اموال و ... بدون بررسی امکان آن ، در آینده ای تاریک #رها می گردد .
☀️و #فرزندان نیز ، سرنوشتی بهتر از پدر و مادر خود ندارند .
☄️☄️ #پیشنهاد : ( #گذر از طلاق سنتی #قانونی به طلاق اخلاقی #انسانی )
☄️در #نظام_مشارکتی فوق الذکر ، هیچ #مهریه ، حق #نفقه ، مزد زن در خانه ، حق #ملکیت زن بر درآمدش ، حق مرد در امر #طلاق و ... وجود ندارد که #بهانه بخشش و یا مطالبه با زور بشود ، بلکه طبق #قواعد_مشارکتی ، داشته های زن و مرد محاسبه و روی هم ریخته می شود و پس از #جداسازی سهم فرزندان ( آنچه که برای ساختن آینده شان لازم است ) ، #مابقی بین آن دو تقسیم می گردد . ( البته #شرایط_شغلی آنها نیز باید در نظر گرفته شود .)
☄️و برای #پیشبرد این پیشنهاد ، لازم است #کمیته ای تخصصی شامل یک روانشناس و یک نماینده اجرایی ، #شرایط جسمی ، روحی و مالی هر دو را #قبل_از_حکم_طلاق بررسی کرده و آنچه که بعد از طلاق برای آنها اتفاق می افتد را #پیش_بینی واقع گرایانه کرده و با نظر کارشناسی خود ، به دادگاه ارایه دهند .
☄️و #پس از طلاق نیز ، تا #مدت_زمانی قابل قبول ، هر یک از آنها را تحت نظر داشته و آنان را از #حمایتهای مختلف مشاوره ای تا حتی مالی و اشتغال ، برخوردار کرده تا به #شرایط_مطلوب روحی رسیده و به زندگی عادی و مطلوب برگردند .
🔥بهر حال ، زندگی محل #تنبیه کسی نیست که اگر تنبیه نشد بایستی در هنگام #طلاق جبران شده و آینده اش به #فنا داده شود .
🌈و #در_یک_کلام :
🔥 #زندگی مامنی است که قرار است #حق_زیستن_انسانی دختر و پسر با #رفع_نیازهای مختلف جنسی ، مادی و معنوی آنها #محقق شده و آنها را در رسیدن به #آرامش و شادکامی کمک کند .
💥حال #سوال اینجاست که :
⚡️آیا #شرایط_فعلی عقد ازدواج و #ساختاری که برای خانواده و جایگاه نامشخص زن و مرد در آن ، تعریف شده ، #هدف_فوق را رصد می کند یا برعکس ، باعث #گسست عاطفی بیشتر آنها و #فروپاشی هر چه بیشتر خانواده ها شده است ؟
⚡️آیا #نگاه_یکسویه به جدایی ، بر مبنای تحقق #مفاد_مالی_عقدنامه های موجود ، با هر گونه #اجحاف بر زن و مرد ، باعث ایجاد #آرامش برای آن دو شده است ، یا #فروپاشی حق زیستن انسانی آنها را شدیدتر و #قانونی کرده است ؟
🌈 #متن_فوق و #مطالب_زیر به سوالها #جوابی_مشخص داده که قابل تامل است .
محمد صالحی – 3/7/96
🌈قسمت اول :
https://t.me/beshnofekrkon/1007
🌈برای توضیح بیشتر : #مطالب_زیر ملاحظه شود :
🌷#گسست_عاطفي_والدين ، عامل اصلي ناهنجاريهاي اخلاقی #جامعه امروز ما – ۱
https://telegram.me/beshnofekrkon/734
🌷نگاه جامعه به #جايگاه_زن در خانواده ، بر مبناي #نظام_سنتي ، او را به #كالايي_صرف تبديل كرده است !
https://t.me/beshnofekrkon/995
🌷#چرا_کسی_بفکر_راهکاری_برای_طلاق_نیست ؟
https://t.me/beshnofekrkon/973
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#خروجی_سیستم_قضایی موجود در رابطه با خانواده ، به یک #نظام_غیر_اخلاقی منجر شده است - 1
💥تذکر : قبل از ورود به بحث #یادآور می شود که در #نگاه_من به نظام #خانواده ،
تغییر اساسی در #ساختار آن ، تعریف درست #جایگاه زوجین و همچنین شرایط #طلاق مبتنی بر #اخلاق…
💥تذکر : قبل از ورود به بحث #یادآور می شود که در #نگاه_من به نظام #خانواده ،
تغییر اساسی در #ساختار آن ، تعریف درست #جایگاه زوجین و همچنین شرایط #طلاق مبتنی بر #اخلاق…
👎1👏1
Forwarded from اتچ بات
درباره کتاب "اندیشه اصلاح دین در ایران"
اخیراً کتابی با عنوان " #اندیشه اصلاح دین در ایران" بقلم آقای سید مقداد نبوی رضوی به بازار نشر راه یافته است.
نویسنده در این کتاب تقریباً تمام تلاشهای انجام شده در زمینه اصلاح دین در ایران را به #بابیت یا وهابیت نسبت میدهد.
#عالمان بزرگی چون شیخ هادی نجم آبادی، اسداله خرقانی، شریعت سنگلجی و بسیاری دیگر را به بابی بودن یا ازلی بودن متهم نموده و در برابر آن به #تعریف و تمجید از افرادی چون شیخ محمود حلبی پایهگذار و بنیانگذار #انجمن حجتیه میپردازد!! ...
در این ویدیو میتوانید نظر آقای طباطبایی در مورد این کتاب را ببینید و بشنوید.
📡@MTabatabaie
https://telegram.me/beshnofekrkon
اخیراً کتابی با عنوان " #اندیشه اصلاح دین در ایران" بقلم آقای سید مقداد نبوی رضوی به بازار نشر راه یافته است.
نویسنده در این کتاب تقریباً تمام تلاشهای انجام شده در زمینه اصلاح دین در ایران را به #بابیت یا وهابیت نسبت میدهد.
#عالمان بزرگی چون شیخ هادی نجم آبادی، اسداله خرقانی، شریعت سنگلجی و بسیاری دیگر را به بابی بودن یا ازلی بودن متهم نموده و در برابر آن به #تعریف و تمجید از افرادی چون شیخ محمود حلبی پایهگذار و بنیانگذار #انجمن حجتیه میپردازد!! ...
در این ویدیو میتوانید نظر آقای طباطبایی در مورد این کتاب را ببینید و بشنوید.
📡@MTabatabaie
https://telegram.me/beshnofekrkon
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ازدواج پیامبر با دختر 9 ساله....
پاسخ استاد عبدالعلی بازرگان
🆔 @bazargan1
🆑 کانال تفسیر قرآن استاد بازرگان
🌹🌱
@beshnofekrkon
پاسخ استاد عبدالعلی بازرگان
🆔 @bazargan1
🆑 کانال تفسیر قرآن استاد بازرگان
🌹🌱
@beshnofekrkon
#حدیث_نقطه_تحت_باء
#سؤال:
آیا این روایت: «ان کل ما فی العالم فی القرآن و کل ما فی القرآن فی فاتحه الکتاب و کل ما فی الفاتحه فی البسمله و کل ما فی البسمله فی الباء و انا النقطه تحت الباء» از #امام_علی درست است؟
شنیدم که نقطه در خط کوفی نیست و قرآن در زمان امام علی به خط کوفی بوده، با این حساب معنی این نقطه چیست؟
*************************************************************
#پاسخ:
در رابطه با این حدیث توجه شما را به چند نکته جلب میکنم.
۱- این حدیث به شکلهای دیگری هم آمده است.
مثلا در #نقلی آمده است که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند:
«اسرار کلام الله فی القرآن و اسرار القرآن فی الفاتحه و اسرار الفاتحه فی بسم الله الرحمن الرحیم و اسرار بسم الله الرحمن الرحیم فی باء و اسرار الباء فی النقطه التی تحت الباء و انا النقطه التی تحت الباء»
یا در #جایی دیگر آمده است: «ما فی کلام الله فی السبع المثانی و ما فیه فی البسمله و ما فیه فی الباء و ما فیه فی النقطه و انا نقطه تحت باء بسم الله» که همه اینها به حدیث نقطه باء مشهور شدهاند.
۲- این حدیث و شبیه آن نه تنها در #منابع اولیه و معتبر ما #وجود_ندارد، بلکه در #جوامع_روایی مکتب اهل بیت علیهمالسلام مانند بحارالانوار و غیر هم آن #نیست.
۳- #قدیمیترین کتبی که به این حدیث اشاره دارد، بعضی از #کتب_قرن_هشتم و نهم است.
#کتابهایی مانند مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیرالمومنین علیهالسلام، منسوب به فردی به نام حافظ، رجب بن محمد البرسی و همچنین بعضی آثار سید حیدر آملی.
۴- #نویسنده بعضی از این کتب مانند حافظ البرسی، فردی #مجهول هستند که ادعا میشود متوفای حدود ۸۱۳ هجری است که حداقل تا چند قرن بعد از او هیچ نام و نشانی از او نیست و تذکره نویسانی مانند محدث بزرگوار، شیخ حر العاملی و رجالیونی مانند میرزا عبدالله الافندی، بعد از چند قرن، برای اولین بار متذکر نام او شده و اطلاعاتی را بر اساس کتابهای خود او و احیانا منابع دیگری که معلوم نیست، نوشتهاند و خلاصه اگر واقعا چنین فردی در قرن هشتم و نهم میزیسته، فردی #مجهول است.
۵- سید حیدر عاملی هم متوفای حدود ۷۹۰ هجری است و از مروجین عرفان ابن عربی در شیعه است که بحث درباره او بسیار است و مجال خاص خود را میطلب.
۶- با توجه به معنای #خط و $نقطه در فرهنگ و ادبیات صوفیانه و بحث قطب و مرید و مراد، به نظر حقیر این حدیث از #جعلیات این افراد است و توجه فردی مانند سید حیدر عاملی و عرفای بعد از او به اینگونه احادیث هم قاعدتا به جهت همین فرهنگ بوده است که بعدها هم بعضی از بزرگان ما به #اعتماد افرادی مانند سید حیدر به این حدیث پرداختهاند و توضیحاتی پیرامون آن دادهاند.
۷- علی ای حال آنچه مسلم است، این افراد این حدیث را بعد از قرنها که در هیچ #کتاب_معتبری وجود نداشته، به صورت #مرسل نقل کردهاند و از این جهت غیر معتبر است.
#خصوصا با توجه به اینکه میدانیم افرادی با نیتهای به ظاهر خیر و بعضا با نیتهای سوء دست به جعل احادیثی در فضل امامان ما و به خصوص امیر مؤمنان علیهالسلام زدهاند، نمیتوان حدیثی با این شرایط را معتبر دانست.
۸- در اینکه خط چند قرن اول در اسلام کوفی و مشتقات آن بوده، شکی نیست و میدانیم که این خطها فاقد نقطه بوده و مشکلاتی را به وجود آورده بودند و وجود چدر نسخه غیر معتبر از این خطوط که منسوب به حضرات معصومین علیهمالسلام است، این مطلب علمی را مخدوش نمیکنند.
۹- #بعضی از افراد سعی کردهاند در توجیه اشکال شما، #توجیهاتی را بیاورند که با توجه به غیر معتبر بودن این احادیث، نیازی به این توجیهات نیست.
استاد شیخ علی ریاحی نبی
http://www.ehtejaj.com
https://telegram.me/beshnofekrkon
#سؤال:
آیا این روایت: «ان کل ما فی العالم فی القرآن و کل ما فی القرآن فی فاتحه الکتاب و کل ما فی الفاتحه فی البسمله و کل ما فی البسمله فی الباء و انا النقطه تحت الباء» از #امام_علی درست است؟
شنیدم که نقطه در خط کوفی نیست و قرآن در زمان امام علی به خط کوفی بوده، با این حساب معنی این نقطه چیست؟
*************************************************************
#پاسخ:
در رابطه با این حدیث توجه شما را به چند نکته جلب میکنم.
۱- این حدیث به شکلهای دیگری هم آمده است.
مثلا در #نقلی آمده است که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند:
«اسرار کلام الله فی القرآن و اسرار القرآن فی الفاتحه و اسرار الفاتحه فی بسم الله الرحمن الرحیم و اسرار بسم الله الرحمن الرحیم فی باء و اسرار الباء فی النقطه التی تحت الباء و انا النقطه التی تحت الباء»
یا در #جایی دیگر آمده است: «ما فی کلام الله فی السبع المثانی و ما فیه فی البسمله و ما فیه فی الباء و ما فیه فی النقطه و انا نقطه تحت باء بسم الله» که همه اینها به حدیث نقطه باء مشهور شدهاند.
۲- این حدیث و شبیه آن نه تنها در #منابع اولیه و معتبر ما #وجود_ندارد، بلکه در #جوامع_روایی مکتب اهل بیت علیهمالسلام مانند بحارالانوار و غیر هم آن #نیست.
۳- #قدیمیترین کتبی که به این حدیث اشاره دارد، بعضی از #کتب_قرن_هشتم و نهم است.
#کتابهایی مانند مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیرالمومنین علیهالسلام، منسوب به فردی به نام حافظ، رجب بن محمد البرسی و همچنین بعضی آثار سید حیدر آملی.
۴- #نویسنده بعضی از این کتب مانند حافظ البرسی، فردی #مجهول هستند که ادعا میشود متوفای حدود ۸۱۳ هجری است که حداقل تا چند قرن بعد از او هیچ نام و نشانی از او نیست و تذکره نویسانی مانند محدث بزرگوار، شیخ حر العاملی و رجالیونی مانند میرزا عبدالله الافندی، بعد از چند قرن، برای اولین بار متذکر نام او شده و اطلاعاتی را بر اساس کتابهای خود او و احیانا منابع دیگری که معلوم نیست، نوشتهاند و خلاصه اگر واقعا چنین فردی در قرن هشتم و نهم میزیسته، فردی #مجهول است.
۵- سید حیدر عاملی هم متوفای حدود ۷۹۰ هجری است و از مروجین عرفان ابن عربی در شیعه است که بحث درباره او بسیار است و مجال خاص خود را میطلب.
۶- با توجه به معنای #خط و $نقطه در فرهنگ و ادبیات صوفیانه و بحث قطب و مرید و مراد، به نظر حقیر این حدیث از #جعلیات این افراد است و توجه فردی مانند سید حیدر عاملی و عرفای بعد از او به اینگونه احادیث هم قاعدتا به جهت همین فرهنگ بوده است که بعدها هم بعضی از بزرگان ما به #اعتماد افرادی مانند سید حیدر به این حدیث پرداختهاند و توضیحاتی پیرامون آن دادهاند.
۷- علی ای حال آنچه مسلم است، این افراد این حدیث را بعد از قرنها که در هیچ #کتاب_معتبری وجود نداشته، به صورت #مرسل نقل کردهاند و از این جهت غیر معتبر است.
#خصوصا با توجه به اینکه میدانیم افرادی با نیتهای به ظاهر خیر و بعضا با نیتهای سوء دست به جعل احادیثی در فضل امامان ما و به خصوص امیر مؤمنان علیهالسلام زدهاند، نمیتوان حدیثی با این شرایط را معتبر دانست.
۸- در اینکه خط چند قرن اول در اسلام کوفی و مشتقات آن بوده، شکی نیست و میدانیم که این خطها فاقد نقطه بوده و مشکلاتی را به وجود آورده بودند و وجود چدر نسخه غیر معتبر از این خطوط که منسوب به حضرات معصومین علیهمالسلام است، این مطلب علمی را مخدوش نمیکنند.
۹- #بعضی از افراد سعی کردهاند در توجیه اشکال شما، #توجیهاتی را بیاورند که با توجه به غیر معتبر بودن این احادیث، نیازی به این توجیهات نیست.
استاد شیخ علی ریاحی نبی
http://www.ehtejaj.com
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
👍1
FAFKH/1107/ Taboo Spirituality[Track 2]
ادعا: خدا وجود ندارد😳
💥سوال:
آیا علم به ته خط رسیده؟
آیا هستی رازگشایی شده؟
آیا ماتریالیستهای گذشته ، مدعی فهم قطعی از هستی نبودند و اکنون به بطلانشان واقفیم؟
ما غرک بربک الکریم؟
@beshnofekrkon
💥سوال:
آیا علم به ته خط رسیده؟
آیا هستی رازگشایی شده؟
آیا ماتریالیستهای گذشته ، مدعی فهم قطعی از هستی نبودند و اکنون به بطلانشان واقفیم؟
ما غرک بربک الکریم؟
@beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
#لزوم_نبوت و وجود انبیا
#موجودات غیر انسانی ، تابع هدایت #درونی خود ( #غریزه اند ) و خود دانسته بسمت #هدف زیستی خود بدون هیچ تغییر در آن ، پیش می روند و لذا نیازی به هدایت #بیرونی از طرف خداوند ندارند .
#انسان از هدایت درونی ( #عقل ) برخوردار بوده ولی بدلیل وجود #هوی و هوس و یا حتی #تناقضهای عقول مختلف ، امکان #اشتباه در انتخاب مسیر و یا مقصد کمال دارد ، لذا خداوندی که #کمال را در سیر تکاملی او برایش طرح نموده است ، خلقت او را با ارسال پیامبران #تمام کرده است .
بنابراین #نبوت و پیامبری ، #متمم خلقت انسان است .
استاد مصطفی طباطبایی
@MTabatabaie
#کلیپ_صوتی 👇👇
https://telegram.me/beshnofekrkon
#موجودات غیر انسانی ، تابع هدایت #درونی خود ( #غریزه اند ) و خود دانسته بسمت #هدف زیستی خود بدون هیچ تغییر در آن ، پیش می روند و لذا نیازی به هدایت #بیرونی از طرف خداوند ندارند .
#انسان از هدایت درونی ( #عقل ) برخوردار بوده ولی بدلیل وجود #هوی و هوس و یا حتی #تناقضهای عقول مختلف ، امکان #اشتباه در انتخاب مسیر و یا مقصد کمال دارد ، لذا خداوندی که #کمال را در سیر تکاملی او برایش طرح نموده است ، خلقت او را با ارسال پیامبران #تمام کرده است .
بنابراین #نبوت و پیامبری ، #متمم خلقت انسان است .
استاد مصطفی طباطبایی
@MTabatabaie
#کلیپ_صوتی 👇👇
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
Forwarded from نوای عشق
#معنای_زندگی از منظر سهراب – استاد صدیق قطبی
معنای زندگی از مهمترین مسأله های همیشه آدمی بوده و هست .
آیا زندگی با این همه رنج و درد و مرگ ، ارزش زیستن دارد ؟
در #سخنرانی پیوست ، پاسخ سهراب را میشنویم :
از نظر سهراب #زندگی_خالی_نیست ، یعنی آویزگاهها و چیزهایی در آنست که آنرا برای زیستن ارزشمند می کند.
البته از نظر او ، این چیزها مفاهیم فلسفی و یا آرمانهای بلند دور از دسترس و .. نیست .
🌈پس سهراب چه می گوید ؟ سیب هست ، مهربانی هست ، ....
از نظر او که در شعر " #پیامی_در_راه " می سراید ، زندگی پر از معنای زیستن است بشرط مواجه شدن با آن از این #سه_منظر :
🔥• آشتی خواهم داد ، آشنا خواهم کرد .
🔥• راه خواهم رفت ، نور خواهم خورد .
🔥• دوست خواهم داشت .
☄️1- #آشتی و #آشنایی :
#جهان به رغم همه تنوعها و تضادها ، دارای یک #وجه_مشترک بی رنگ است که اگر از آن گوهره یکتا که در همه اجزای آن پر است غفلت شود ، تضادهای ظاهری ، پر رنگ شده و باعث این همه ناآرامی بشر می شود .
#هیچستان در شعر سهراب ، همان حقیقت بی رنگ یگانه ای است که همه عالم متکثر را پر کرده است و دیده جان بین می خواهد تا به آن واقف گردد . ( #وحدت_وجود )
و سهراب دعوت به #آشنا شدن با این حقیقت هستی دارد که نتیجه اش #آشتی با همه جهان خواهد شد بی هیچ منفعت جویی خودخواهانه و با هیچ نام و بهانه ای .
☄️2- #راه_رفتن و #نور_خوردن :
#راه_رفتن : تماشاگری هستی و #غرق شدن در جذبه های آنست .
سهراب با این نگاه ، نه در فکر #تفسیر جهانست ( فلسفه ) و نه در فکر #تغییر آن ( علم ) ، بلکه بدنبال #شناوری در جذبه های جهانست بی هیچ دغدغه اینکه چرا و چگونه است و یا بی هیچ دغدغه تغییر آن بخاطر امیال خودخواهانه خود .
او می گوید که در برابر جهان ، بجای دایم در کشمکش بودن با آن ، آنرا همانگونه که هست #بپذیرید .
#نور_خوردن : در این تماشاگری است که از دریچه #ذهن ( که پر از مفاهیم از پیش تعیین شده با برچسبها و داوریهای خوب و بد برای هر چیزی است ) بیرون می رویم و آنگاهست که از هر ذره آن نور خواهیم خورد و #امر_قدسی همذات آن چون نوری بر وجودمان خواهد تابید .
☄️3- #دوست_داشتن :
دوست داشتن سهراب از جنس #تملک نیست ، بلکه از جنس #نوازش است .
بجای در قفس کردن پرنده ای که دوست داری ، نوازشش کن و به تماشای او شو .
و از آنجا که #حقیقت هستی که امریست واحد ، چون نور و در همه اجزا جهان جاریست ، پس #همه_چیز را دوست بدار بی هیچ بد و خوب کردن چیزی که باعث می شود از آن لذت واقعی نبری .
🌈کلیپ سخنرانی : 👇👇👇
https://telegram.me/eshghonava/2028
http://mahsan.rasekhoonblog.com
معنای زندگی از مهمترین مسأله های همیشه آدمی بوده و هست .
آیا زندگی با این همه رنج و درد و مرگ ، ارزش زیستن دارد ؟
در #سخنرانی پیوست ، پاسخ سهراب را میشنویم :
از نظر سهراب #زندگی_خالی_نیست ، یعنی آویزگاهها و چیزهایی در آنست که آنرا برای زیستن ارزشمند می کند.
البته از نظر او ، این چیزها مفاهیم فلسفی و یا آرمانهای بلند دور از دسترس و .. نیست .
🌈پس سهراب چه می گوید ؟ سیب هست ، مهربانی هست ، ....
از نظر او که در شعر " #پیامی_در_راه " می سراید ، زندگی پر از معنای زیستن است بشرط مواجه شدن با آن از این #سه_منظر :
🔥• آشتی خواهم داد ، آشنا خواهم کرد .
🔥• راه خواهم رفت ، نور خواهم خورد .
🔥• دوست خواهم داشت .
☄️1- #آشتی و #آشنایی :
#جهان به رغم همه تنوعها و تضادها ، دارای یک #وجه_مشترک بی رنگ است که اگر از آن گوهره یکتا که در همه اجزای آن پر است غفلت شود ، تضادهای ظاهری ، پر رنگ شده و باعث این همه ناآرامی بشر می شود .
#هیچستان در شعر سهراب ، همان حقیقت بی رنگ یگانه ای است که همه عالم متکثر را پر کرده است و دیده جان بین می خواهد تا به آن واقف گردد . ( #وحدت_وجود )
و سهراب دعوت به #آشنا شدن با این حقیقت هستی دارد که نتیجه اش #آشتی با همه جهان خواهد شد بی هیچ منفعت جویی خودخواهانه و با هیچ نام و بهانه ای .
☄️2- #راه_رفتن و #نور_خوردن :
#راه_رفتن : تماشاگری هستی و #غرق شدن در جذبه های آنست .
سهراب با این نگاه ، نه در فکر #تفسیر جهانست ( فلسفه ) و نه در فکر #تغییر آن ( علم ) ، بلکه بدنبال #شناوری در جذبه های جهانست بی هیچ دغدغه اینکه چرا و چگونه است و یا بی هیچ دغدغه تغییر آن بخاطر امیال خودخواهانه خود .
او می گوید که در برابر جهان ، بجای دایم در کشمکش بودن با آن ، آنرا همانگونه که هست #بپذیرید .
#نور_خوردن : در این تماشاگری است که از دریچه #ذهن ( که پر از مفاهیم از پیش تعیین شده با برچسبها و داوریهای خوب و بد برای هر چیزی است ) بیرون می رویم و آنگاهست که از هر ذره آن نور خواهیم خورد و #امر_قدسی همذات آن چون نوری بر وجودمان خواهد تابید .
☄️3- #دوست_داشتن :
دوست داشتن سهراب از جنس #تملک نیست ، بلکه از جنس #نوازش است .
بجای در قفس کردن پرنده ای که دوست داری ، نوازشش کن و به تماشای او شو .
و از آنجا که #حقیقت هستی که امریست واحد ، چون نور و در همه اجزا جهان جاریست ، پس #همه_چیز را دوست بدار بی هیچ بد و خوب کردن چیزی که باعث می شود از آن لذت واقعی نبری .
🌈کلیپ سخنرانی : 👇👇👇
https://telegram.me/eshghonava/2028
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
نوای عشق
🎙معنای زندگی نزد سهراب سپهری
زندگی خالی نیست...
🗣 #صدیق_قطبی
دانشگاه کاشان - 15 آبان 96
🌾 @sedanet | @sedigh_63
زندگی خالی نیست...
🗣 #صدیق_قطبی
دانشگاه کاشان - 15 آبان 96
🌾 @sedanet | @sedigh_63
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
چرايي ارسال پيامبران(ع) -1
از ديرباز اين سوال مطرح بوده كه پيامبران براي چه آمده اند ؟
1- آيا براي برپايي يك نظام سياسي جديد با قوانيني جديد جهت ايجاد يك منظومه حقوقي، خانوادگي ، اقتصادي و حكومتي اختصاصي نوبنياد بوده است ؟
2- و يا براي سوق مردم به سمت يك جامعه اي ايماني اخلاقي و پوياي مبتني بر توحيد بوده است ؟
در صورت پذيرش نظر اول ، همه تلاشهاي دين مداران از عصر نزول تا امروز ، كشف قوانين مستتر در دعوت پيامبر براي اثبات و تثبيت آنها در هر زمان و زمينه اي خواهد شد ، بدون آنكه حتي نيم نگاهي به عقلانيت جامعه داشته باشند و يا به مغايرتهاي اخلاقي آنها بيانديشند و يا مظالمي كه از ناحيه آنها به فرد و جامعه و حتي اصل دعوت پيامبر وارد مي شود ، را مورد توجه قرار دهند .
در اين نگاه كه فقه متولي آن مي شود ، هر تحقيق و يا سخني با عنايت به محوريت احكام ( چه موجود در عصر نزول و چه استخراج شده از ذهن فقها بر مبناي معيارهاي خود تعريفي آنها ) پيش مي رود و احكام است كه موضوعيت پيدا مي كنند .
اما در صورت پذيرش نظر دوم ، همه تلاش دين مداران بر اين متمركز مي شود كه قالب كلي دعوت پيامبر ، كه توحيد ، معنويت و اخلاق است را از لابلاي آيات قرآن و سيره او استخراج و پرورش داده و با توجه به ابزارهاي علمي و فرهنگي زمانه به جامعه تزريق كنند و سرگشتگي بشر را در بين سوالها و اضطرابات دروني خود در اين دنياي صنعتي مادي كه آرامش دروني او را با چالشي جدي مواجه كرده ، از بين برده و معناي جديدي از جاودانگي و عشق به او القا كنند .
در اين نگاه ، هيچ حكمي موضوعيت نداشته و بلكه هر تلاشي در تحقيق و بررسي متون و سيره ، با عنايت به محوريت " اهداف عالي ايمان و اخلاق " به بار مي نشيند و تبعا هر حكمي ( چه قديمي و چه جديد ) تنها در حد طريقيت رسيدن به آن اهداف ارزش پيدا مي كنند و هر زماني كه در مواجهه با عقلانيت و اخلاق و عدالت زمانه ، نتوانند نقش خود را ايفا كنند ، بدون هيچگونه شك و يا ابهام و يا ترسي ، جاي خود را به قوانين جديد مي دهند .
از آنجا كه جامعه بشري ، در قرون گذشته به بلوغ انديشه و عقلانيت كافي نرسيده بود ، جايي براي سخن گفتن از دين و نوع نگاهي كه مي توان به آن داشت نبوده است ( غير از استثنائاتي كه معمولا منجر به حذف صاحبان آنها مي شده است . ) .
اما در اين چند دهه اخير ، كه عقلانيت و انديشه ، از ويژگيهاي برجسته بشري شده است ، قالبهاي فكري گذشته ، كه اديان مختلف ابراهيمي و غير ابراهيمي از نمادهاي خاص آنهاست ، بشدت مورد ترديد و نقد جدي قرار گرفته است .
و در اين آزمون عقلانيت و اخلاق ، نگاه اول به دين ، كه نگاه احكام محور بوده است ، به بن بست عجيبي برخورد كرده و عليرغم دست و پازدنهاي مختلف ، حتي با پوشيدن لباس مدرنيته به آن ( با اصطلاحات جديد حقوقي و اقتصادي و سياسي و .. ) نه تنها به جايي نرسيده است ، بلكه بيشتر به گريزان كردن نسل نو جامعه از حتي اصل دين منجر شده است .
و ليكن از آنجا كه انسان موجودي دو بعدي بوده ، كه بعد معنويت و روحانيت اوست كه در صورت هدايت درست آن ، به زندگي او معنا مي بخشد و مي تواند به اضطرابهايش پايان دهد ، دين هرگز قابل حذف از زندگي و يا حتي انديشه او نبوده است .
در اينجا بود كه دين مداران اين چند دهه ، بعنوان نو انديشان ديني ، وارد عرصه شده و نگاه دوم به دين ، كه مبتني بر ايمان و اخلاق ميباشد را زنده كرده و بر آن پاي مي فشارند و روز بروز جاي خود را در بين نسل نو انديش ، بيشتر باز كرده است .
در اين نگاه ، هدف پيامبران :
1- اصلاح اعتقاد ايماني مردم ميباشد .
( و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون / انبیا 25 )
2- و تربيت اخلاقي فرد و جامعه
( لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ / آل عمران 164 - انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق / مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. )
3- بگونه اي كه نتيجه نهايي آن ، ايجاد يك جامعه عدالت محور توسط خود مردم بشود .( ليقوم الناس بالقسط / حديد 25)
محمد صالحي – 5/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/685
از ديرباز اين سوال مطرح بوده كه پيامبران براي چه آمده اند ؟
1- آيا براي برپايي يك نظام سياسي جديد با قوانيني جديد جهت ايجاد يك منظومه حقوقي، خانوادگي ، اقتصادي و حكومتي اختصاصي نوبنياد بوده است ؟
2- و يا براي سوق مردم به سمت يك جامعه اي ايماني اخلاقي و پوياي مبتني بر توحيد بوده است ؟
در صورت پذيرش نظر اول ، همه تلاشهاي دين مداران از عصر نزول تا امروز ، كشف قوانين مستتر در دعوت پيامبر براي اثبات و تثبيت آنها در هر زمان و زمينه اي خواهد شد ، بدون آنكه حتي نيم نگاهي به عقلانيت جامعه داشته باشند و يا به مغايرتهاي اخلاقي آنها بيانديشند و يا مظالمي كه از ناحيه آنها به فرد و جامعه و حتي اصل دعوت پيامبر وارد مي شود ، را مورد توجه قرار دهند .
در اين نگاه كه فقه متولي آن مي شود ، هر تحقيق و يا سخني با عنايت به محوريت احكام ( چه موجود در عصر نزول و چه استخراج شده از ذهن فقها بر مبناي معيارهاي خود تعريفي آنها ) پيش مي رود و احكام است كه موضوعيت پيدا مي كنند .
اما در صورت پذيرش نظر دوم ، همه تلاش دين مداران بر اين متمركز مي شود كه قالب كلي دعوت پيامبر ، كه توحيد ، معنويت و اخلاق است را از لابلاي آيات قرآن و سيره او استخراج و پرورش داده و با توجه به ابزارهاي علمي و فرهنگي زمانه به جامعه تزريق كنند و سرگشتگي بشر را در بين سوالها و اضطرابات دروني خود در اين دنياي صنعتي مادي كه آرامش دروني او را با چالشي جدي مواجه كرده ، از بين برده و معناي جديدي از جاودانگي و عشق به او القا كنند .
در اين نگاه ، هيچ حكمي موضوعيت نداشته و بلكه هر تلاشي در تحقيق و بررسي متون و سيره ، با عنايت به محوريت " اهداف عالي ايمان و اخلاق " به بار مي نشيند و تبعا هر حكمي ( چه قديمي و چه جديد ) تنها در حد طريقيت رسيدن به آن اهداف ارزش پيدا مي كنند و هر زماني كه در مواجهه با عقلانيت و اخلاق و عدالت زمانه ، نتوانند نقش خود را ايفا كنند ، بدون هيچگونه شك و يا ابهام و يا ترسي ، جاي خود را به قوانين جديد مي دهند .
از آنجا كه جامعه بشري ، در قرون گذشته به بلوغ انديشه و عقلانيت كافي نرسيده بود ، جايي براي سخن گفتن از دين و نوع نگاهي كه مي توان به آن داشت نبوده است ( غير از استثنائاتي كه معمولا منجر به حذف صاحبان آنها مي شده است . ) .
اما در اين چند دهه اخير ، كه عقلانيت و انديشه ، از ويژگيهاي برجسته بشري شده است ، قالبهاي فكري گذشته ، كه اديان مختلف ابراهيمي و غير ابراهيمي از نمادهاي خاص آنهاست ، بشدت مورد ترديد و نقد جدي قرار گرفته است .
و در اين آزمون عقلانيت و اخلاق ، نگاه اول به دين ، كه نگاه احكام محور بوده است ، به بن بست عجيبي برخورد كرده و عليرغم دست و پازدنهاي مختلف ، حتي با پوشيدن لباس مدرنيته به آن ( با اصطلاحات جديد حقوقي و اقتصادي و سياسي و .. ) نه تنها به جايي نرسيده است ، بلكه بيشتر به گريزان كردن نسل نو جامعه از حتي اصل دين منجر شده است .
و ليكن از آنجا كه انسان موجودي دو بعدي بوده ، كه بعد معنويت و روحانيت اوست كه در صورت هدايت درست آن ، به زندگي او معنا مي بخشد و مي تواند به اضطرابهايش پايان دهد ، دين هرگز قابل حذف از زندگي و يا حتي انديشه او نبوده است .
در اينجا بود كه دين مداران اين چند دهه ، بعنوان نو انديشان ديني ، وارد عرصه شده و نگاه دوم به دين ، كه مبتني بر ايمان و اخلاق ميباشد را زنده كرده و بر آن پاي مي فشارند و روز بروز جاي خود را در بين نسل نو انديش ، بيشتر باز كرده است .
در اين نگاه ، هدف پيامبران :
1- اصلاح اعتقاد ايماني مردم ميباشد .
( و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون / انبیا 25 )
2- و تربيت اخلاقي فرد و جامعه
( لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ / آل عمران 164 - انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق / مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. )
3- بگونه اي كه نتيجه نهايي آن ، ايجاد يك جامعه عدالت محور توسط خود مردم بشود .( ليقوم الناس بالقسط / حديد 25)
محمد صالحي – 5/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/685
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
چرايي ارسال پيامبران(ع) - 2
بنابر اين ظهور پيامبر(ص) ، براي ايجاد يك جامعه جديد با نظامات و قواعد جديد و نوبنياد در زمينه هاي خانوادگي ، حقوقي ، اقتصادي ، حكومتي و ... نبوده است ، بلكه ايشان ، در راستاي تربيت ايماني اخلاقي فرد ، جهت سوق جامعه بسوي يك جامعه عدالت محور ، ضمن رعايت قواعد و ارزشهاي مثبت جامعه عصر نزول و عنايت به حد فهم و پذيرش مردم ، ارشاداتي در زمينه هاي مختلف كرده و وقتي به حكومت مدينه نائل مي شوند ، از همان قوانين موجود آن عصر ، با تعديلات و يا اصلاحات اخلاقي آنها ، در حدي كه با مقاومت اقشار و افكار مختلف مردم روبرو نشده و اصل دعوتش تحت الشعاع آن اختلافات قرار نگيرد ، به عنوان ابزار و روش رسيدن به هدف خود ، بهره برداري نموده است ( احكام امضايي ) و هرگز در پي تدوين يك نظامنامه جديد حكومتي فراتاريخي نبوده است كه در اعصار بعدي به دليل رشد عقلاني و علمي مردم با چالشهاي جدي مواجه شود . ( کتاب حكومت ديني و حقوق انسان – مرحوم منتظري - ص 144 )
بطور مثال :
• در نظام خانواده ، هدف را ايجاد سكون و آرامش همسران مي داند بگونه اي كه ضمن كاهش اضطرابهاي آنها كه حاصل مشكلات اقتصادي و اجتماعي جامعه مي باشد ، بتوانند محيطي امن و زيبا براي پرورش فرزنداني ايماني اخلاقي فراهم كنند . ( و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون / روم 21 )
• در نظام حقوقي ، هدف را اجراي عدالت جهت تضمين آرامش و امنيت مردم مي داند ، كه بتوانند فارغ از هر اتفاقي ، تلاش خود را براي ارتقا سطح زندگي و جامعه خود از همه جنبه هايي كه به آنها مربوط است ، به انجام برسانند . ( ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ان الله نعما يعظكم به ان الله كان سميعا بصيرا / نسا 58 )
• در نظام اقتصادي ، هدف ، برخورداري همه جامعه از منابع خدادادي است بدون هيچگونه اجحاف به كسي و يا قشري خاص ( فانه لا ضرر و لا ضرار / قاعده لاضرر و لاضرار – و ده ها مصداق قرآني از جمله و لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل و تدلوا بها الي الحكام لتاكلوا فريقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون / بقره 188 و يا ويل للمطففين / مطففين 1 )
• در نظام حكومتي ، هدف را حضور مردمي در تصميمات حكومتي و اجتماعي مي داند . ( امرهم شوري بينهم / شوري 38 – و شاورهم في الامر / آل عمران 159 - لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ ... لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )
• در نظام اجتماعي ، هدف را كرامت بخشي به انسان از هر نژاد و آيين و با هر تفكر و يا باور ميداند . ( و لقد كرمنا بني آدم / اسرا 70 – لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا / نامه 31 نهج البلاغه ، وصيت به حسنين )
• در روابط اجتماعي بين افراد ، هدف را علاوه بر رعايت عدالت اجتماعي ، نيكويي و انفاق به يكديگر را ارزشي والاتر معرفي ميكند . ( ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي / نحل 90 - لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شي ء فان الله به عليم / آل عمران 92 )
با توجه به موارد مذكور :
آنچه كه براي پيامبر(ص) ، در يك منظومه اجتماعي ، اهميت داشته ، رسيدن به اهداف ارشادي فوق بوده است ، كه در اولين و مهمترين مرحله ، تربيت ايماني - خلاقي فرد و تبعا جامعه بايد مورد توجه قرار گيرد ، و البته محور بنيادين بعثت ايشان نيز اهتمام جدي به همين امر مهم و اساسي بوده است .
و آنگاه كه قرار است جامعه در راستاي ايجاد حكومتي مردم محور ، اقتصادي قسط محور ، خانواده اي آرمش محور ، سيستم حقوقي عدالت محور و از همه مهمتر ، ايجاد فضايي آكنده از معنويت اخلاقي و كرامت انساني ، حركت كند ، بايستي به همه زيرساختهاي فرهنگي ، سنتي ، علمي و عقلاني خود نگاه كرده و اقتضائات مربوطه را در نظر داشته و منظومه كلي خود را برقرار نمايد .
و اين امر ، نه حقي الهيست كه به شخصي خاص عطا شده باشد ، كه بر عهده خود مردم و از حقوق خود آنها شمرده شده است .
در اين نگاهست كه هيچ حكم و يا قانوني ، حتي از يك نسل قبل ، قابل تسري به عصر بعدي نخواهد بود ، مگر آنكه بتواند در رساندن جامعه به اهداف فوق ، در برابر قوانين رقيب خود ، ارجحيت خود را به اثبات رسانده و عقلا و متخصصان مربوطه را اقناع كند .
محمد صالحي – 5/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/683
بنابر اين ظهور پيامبر(ص) ، براي ايجاد يك جامعه جديد با نظامات و قواعد جديد و نوبنياد در زمينه هاي خانوادگي ، حقوقي ، اقتصادي ، حكومتي و ... نبوده است ، بلكه ايشان ، در راستاي تربيت ايماني اخلاقي فرد ، جهت سوق جامعه بسوي يك جامعه عدالت محور ، ضمن رعايت قواعد و ارزشهاي مثبت جامعه عصر نزول و عنايت به حد فهم و پذيرش مردم ، ارشاداتي در زمينه هاي مختلف كرده و وقتي به حكومت مدينه نائل مي شوند ، از همان قوانين موجود آن عصر ، با تعديلات و يا اصلاحات اخلاقي آنها ، در حدي كه با مقاومت اقشار و افكار مختلف مردم روبرو نشده و اصل دعوتش تحت الشعاع آن اختلافات قرار نگيرد ، به عنوان ابزار و روش رسيدن به هدف خود ، بهره برداري نموده است ( احكام امضايي ) و هرگز در پي تدوين يك نظامنامه جديد حكومتي فراتاريخي نبوده است كه در اعصار بعدي به دليل رشد عقلاني و علمي مردم با چالشهاي جدي مواجه شود . ( کتاب حكومت ديني و حقوق انسان – مرحوم منتظري - ص 144 )
بطور مثال :
• در نظام خانواده ، هدف را ايجاد سكون و آرامش همسران مي داند بگونه اي كه ضمن كاهش اضطرابهاي آنها كه حاصل مشكلات اقتصادي و اجتماعي جامعه مي باشد ، بتوانند محيطي امن و زيبا براي پرورش فرزنداني ايماني اخلاقي فراهم كنند . ( و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون / روم 21 )
• در نظام حقوقي ، هدف را اجراي عدالت جهت تضمين آرامش و امنيت مردم مي داند ، كه بتوانند فارغ از هر اتفاقي ، تلاش خود را براي ارتقا سطح زندگي و جامعه خود از همه جنبه هايي كه به آنها مربوط است ، به انجام برسانند . ( ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ان الله نعما يعظكم به ان الله كان سميعا بصيرا / نسا 58 )
• در نظام اقتصادي ، هدف ، برخورداري همه جامعه از منابع خدادادي است بدون هيچگونه اجحاف به كسي و يا قشري خاص ( فانه لا ضرر و لا ضرار / قاعده لاضرر و لاضرار – و ده ها مصداق قرآني از جمله و لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل و تدلوا بها الي الحكام لتاكلوا فريقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون / بقره 188 و يا ويل للمطففين / مطففين 1 )
• در نظام حكومتي ، هدف را حضور مردمي در تصميمات حكومتي و اجتماعي مي داند . ( امرهم شوري بينهم / شوري 38 – و شاورهم في الامر / آل عمران 159 - لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ ... لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )
• در نظام اجتماعي ، هدف را كرامت بخشي به انسان از هر نژاد و آيين و با هر تفكر و يا باور ميداند . ( و لقد كرمنا بني آدم / اسرا 70 – لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا / نامه 31 نهج البلاغه ، وصيت به حسنين )
• در روابط اجتماعي بين افراد ، هدف را علاوه بر رعايت عدالت اجتماعي ، نيكويي و انفاق به يكديگر را ارزشي والاتر معرفي ميكند . ( ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي / نحل 90 - لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شي ء فان الله به عليم / آل عمران 92 )
با توجه به موارد مذكور :
آنچه كه براي پيامبر(ص) ، در يك منظومه اجتماعي ، اهميت داشته ، رسيدن به اهداف ارشادي فوق بوده است ، كه در اولين و مهمترين مرحله ، تربيت ايماني - خلاقي فرد و تبعا جامعه بايد مورد توجه قرار گيرد ، و البته محور بنيادين بعثت ايشان نيز اهتمام جدي به همين امر مهم و اساسي بوده است .
و آنگاه كه قرار است جامعه در راستاي ايجاد حكومتي مردم محور ، اقتصادي قسط محور ، خانواده اي آرمش محور ، سيستم حقوقي عدالت محور و از همه مهمتر ، ايجاد فضايي آكنده از معنويت اخلاقي و كرامت انساني ، حركت كند ، بايستي به همه زيرساختهاي فرهنگي ، سنتي ، علمي و عقلاني خود نگاه كرده و اقتضائات مربوطه را در نظر داشته و منظومه كلي خود را برقرار نمايد .
و اين امر ، نه حقي الهيست كه به شخصي خاص عطا شده باشد ، كه بر عهده خود مردم و از حقوق خود آنها شمرده شده است .
در اين نگاهست كه هيچ حكم و يا قانوني ، حتي از يك نسل قبل ، قابل تسري به عصر بعدي نخواهد بود ، مگر آنكه بتواند در رساندن جامعه به اهداف فوق ، در برابر قوانين رقيب خود ، ارجحيت خود را به اثبات رسانده و عقلا و متخصصان مربوطه را اقناع كند .
محمد صالحي – 5/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/683
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from اتچ بات
⭕️ #فقه_زدگی باعث به دست فراموشی سپردن #تیپولوژی_روانی انسان ها می شود ...
ما انسانها با #تیپ_روانی واحدی به دنیا نمیآییم، انسانها با رنگ چشم و مو و طول قد متفاوت به دنیا میآیند، با خصایص زیستشناسی و جسمانی متفاوت، و همانطور با خصایص روانی متفاوت هم به دنیا میآیند.
🔹#خانم «میلا» روانشناس انگلیسی یك تیپولوژی دارد كه آن را در #تدین هم پیاده كرده است، انسانها در تقسیم اول قابل تقسیماند به انسانهای برونگرا و درونگرا و در مرحله دوم قابل تقسیماند به انسانهای كنشگر و كنشپذیر،
و از اینرو انسانها #چهار_تیپاند: 1. برونگرای كنشگر، 2. برون گرای كنشپذیر، 3. درونگرای كنشگر و 4. درونگرای كنشپذیر.
«میلا» با تحقیقات خود نشان داده كه هر یك از #ادیان اعم از اسلام، مسیحیت و ... وقتی بر این چهار تیپ روانی القا میشوند به شرط اینكه این چهار تیپ آن را تمام و كمال بپذیرند و التزام نظری و عملی دقیق به آن داشته باشند، #چهار_نوع_متدین بیرون میآیند.
🔹كسانی كه از بعد روانشناسی #برونگرای_كنشگرند، اینها متدینان #اهل_شور و نشاطند كه میخواهند با استفاده از تدین، وضع عالم و آدم را عوض كنند. معمولاً متدینان #انقلابی اینطورند. میگویند دین میتواند دستمایة تحولی شود در سطح اجتماع، اینها معمولاً دست به انقلاب میزنند، میخواهند همه چیز را بههم بریزند و با دینداری درست بكنند. اینها هم برونگرا هستند و هم كنشگرا.
🔹یك دسته #برونگراهایی هستند كه كنشگر نیستند، #كنشپذیرند. وقتی متدین میشوند زبان حالشان این است: «#عبادت به جز #خدمت_خلق نیست / به تسبیح و سجاده و دلق نیست».
اینها تمام تلاششان این است كه #خیریه درست كنند. دارالایتام درست كنند. همهاش به دنبال یك كار خیریه هستند. اصلاً نمیخواهند عالم و آدم را عوض كنند، میخواهند شما در این وضعی كه هستید #كمتر_درد بكشید. چه بسا آخرش یادش میآید كه نماز نخوانده است ولی هیچ هم مشكل روحی ندارد، فكر میكند این مقدار كه من عمل میكنم كمتر از نماز نیست، اگر بالاتر از نماز نباشد. از این سنخ، تعبیر به نوعدوستان و همسایهپروران میشود.
🔹سنخ سوم كسانی هستند كه #درونگرا هستند و #كنشگر. كسانی هستند كه وقتی متدین میشوند اهل #زهد و ریاضت هستند. دائماً با خودشان مقابله دارند كه من باید كم بخندم، همیشه با خودشان ریاضت میورزند. اینها كسانی هستند كه جنبة زهد ورزی دین در آنها غلبه كرده است.
دستة چهارم كه به لحاظ تیپولوژی، #درونگرا هستند و #كنشپذیر، اینها معمولاً اهل #عرفان و كشف شهود هستند كه دائماً میگویند دیشب خواب دیدم كه فلان. زندگیشان معمولا ً بر مجرای خواب میچرخد.
🔹شما هر چقدر بحثهای جدی بكنید نمیتوانید تیپ اول را #وارد تیپ دوم بكنید.
باید #قبول كنیم. «لا یكلف الله نفسا الا وسعها» كه فقط مال وضو و غسل نیست كه بگویند اگر دستت زخم شده باشد غسل و وضو نداری. خدا از هركسی به اندازه #تواناییش میخواهد، خوب بزرگترین توانایی هم #توانایی_روانی انسان است.
كسی كه با تیپ های روانی متفاوت به دنیا آمده اند خداوند از آنها یك گونه انتظار ندارد. این هم یك #وسع است و چه وسعی بالاتر از توانایی روانی.
چگونه ممكن است كه خداوند به وسع و توانایی مالی و مادی و وسع و توانایی جسمانی من التفات كند، اما از این #غفلت بورزد؟ شما بیایید علمایی كه به #صداقتشان وقوف دارید را چه در تاریخ و چه در جامعة كنونی ما بررسی كنید، ببینید آیا دینداریشان عین هم است؟ نیست، چون تیپولوژی مختلفی دارند.
🔹حال اگر شما بهدلیل #فقهزدگی و شریعتزدگی عملگرا باشید از همه یك نوع عمل #انتظار دارید و وقتی یك نوع عمل انتظار دارید، اولاً هركسی كه آنگونه عمل نمیكند، فكر میكنید كه #متدین نیست، نمیدانید كه متدین است، اما شیوة #دیانتپیشگیاش متفاوت است و ثانیاً اینكه اگر بنا بر این شد كه بر روی یك نحوة عمل خاص متمركز شوید و كاملاً بر آن التفات كنید این كار شما به یك نوع استبداد اجتماعی منجر میشود. انسانها را میخواهید مثل قرص آسپرین كنید كه یك میلیون آن هم با یكدیگر مو نمیزند. هر كه بخواهد تفاوت انسانها را انكار كند، كارش به استبداد كشیده میشود. مستبد، انسانی است كه یك انگاری را از انسان در نظر گرفته و میخواهد همه را اینطور كند.
✔️سخنرانی ایمان اخلاق و شریعت
@mostafamalekian
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ما انسانها با #تیپ_روانی واحدی به دنیا نمیآییم، انسانها با رنگ چشم و مو و طول قد متفاوت به دنیا میآیند، با خصایص زیستشناسی و جسمانی متفاوت، و همانطور با خصایص روانی متفاوت هم به دنیا میآیند.
🔹#خانم «میلا» روانشناس انگلیسی یك تیپولوژی دارد كه آن را در #تدین هم پیاده كرده است، انسانها در تقسیم اول قابل تقسیماند به انسانهای برونگرا و درونگرا و در مرحله دوم قابل تقسیماند به انسانهای كنشگر و كنشپذیر،
و از اینرو انسانها #چهار_تیپاند: 1. برونگرای كنشگر، 2. برون گرای كنشپذیر، 3. درونگرای كنشگر و 4. درونگرای كنشپذیر.
«میلا» با تحقیقات خود نشان داده كه هر یك از #ادیان اعم از اسلام، مسیحیت و ... وقتی بر این چهار تیپ روانی القا میشوند به شرط اینكه این چهار تیپ آن را تمام و كمال بپذیرند و التزام نظری و عملی دقیق به آن داشته باشند، #چهار_نوع_متدین بیرون میآیند.
🔹كسانی كه از بعد روانشناسی #برونگرای_كنشگرند، اینها متدینان #اهل_شور و نشاطند كه میخواهند با استفاده از تدین، وضع عالم و آدم را عوض كنند. معمولاً متدینان #انقلابی اینطورند. میگویند دین میتواند دستمایة تحولی شود در سطح اجتماع، اینها معمولاً دست به انقلاب میزنند، میخواهند همه چیز را بههم بریزند و با دینداری درست بكنند. اینها هم برونگرا هستند و هم كنشگرا.
🔹یك دسته #برونگراهایی هستند كه كنشگر نیستند، #كنشپذیرند. وقتی متدین میشوند زبان حالشان این است: «#عبادت به جز #خدمت_خلق نیست / به تسبیح و سجاده و دلق نیست».
اینها تمام تلاششان این است كه #خیریه درست كنند. دارالایتام درست كنند. همهاش به دنبال یك كار خیریه هستند. اصلاً نمیخواهند عالم و آدم را عوض كنند، میخواهند شما در این وضعی كه هستید #كمتر_درد بكشید. چه بسا آخرش یادش میآید كه نماز نخوانده است ولی هیچ هم مشكل روحی ندارد، فكر میكند این مقدار كه من عمل میكنم كمتر از نماز نیست، اگر بالاتر از نماز نباشد. از این سنخ، تعبیر به نوعدوستان و همسایهپروران میشود.
🔹سنخ سوم كسانی هستند كه #درونگرا هستند و #كنشگر. كسانی هستند كه وقتی متدین میشوند اهل #زهد و ریاضت هستند. دائماً با خودشان مقابله دارند كه من باید كم بخندم، همیشه با خودشان ریاضت میورزند. اینها كسانی هستند كه جنبة زهد ورزی دین در آنها غلبه كرده است.
دستة چهارم كه به لحاظ تیپولوژی، #درونگرا هستند و #كنشپذیر، اینها معمولاً اهل #عرفان و كشف شهود هستند كه دائماً میگویند دیشب خواب دیدم كه فلان. زندگیشان معمولا ً بر مجرای خواب میچرخد.
🔹شما هر چقدر بحثهای جدی بكنید نمیتوانید تیپ اول را #وارد تیپ دوم بكنید.
باید #قبول كنیم. «لا یكلف الله نفسا الا وسعها» كه فقط مال وضو و غسل نیست كه بگویند اگر دستت زخم شده باشد غسل و وضو نداری. خدا از هركسی به اندازه #تواناییش میخواهد، خوب بزرگترین توانایی هم #توانایی_روانی انسان است.
كسی كه با تیپ های روانی متفاوت به دنیا آمده اند خداوند از آنها یك گونه انتظار ندارد. این هم یك #وسع است و چه وسعی بالاتر از توانایی روانی.
چگونه ممكن است كه خداوند به وسع و توانایی مالی و مادی و وسع و توانایی جسمانی من التفات كند، اما از این #غفلت بورزد؟ شما بیایید علمایی كه به #صداقتشان وقوف دارید را چه در تاریخ و چه در جامعة كنونی ما بررسی كنید، ببینید آیا دینداریشان عین هم است؟ نیست، چون تیپولوژی مختلفی دارند.
🔹حال اگر شما بهدلیل #فقهزدگی و شریعتزدگی عملگرا باشید از همه یك نوع عمل #انتظار دارید و وقتی یك نوع عمل انتظار دارید، اولاً هركسی كه آنگونه عمل نمیكند، فكر میكنید كه #متدین نیست، نمیدانید كه متدین است، اما شیوة #دیانتپیشگیاش متفاوت است و ثانیاً اینكه اگر بنا بر این شد كه بر روی یك نحوة عمل خاص متمركز شوید و كاملاً بر آن التفات كنید این كار شما به یك نوع استبداد اجتماعی منجر میشود. انسانها را میخواهید مثل قرص آسپرین كنید كه یك میلیون آن هم با یكدیگر مو نمیزند. هر كه بخواهد تفاوت انسانها را انكار كند، كارش به استبداد كشیده میشود. مستبد، انسانی است كه یك انگاری را از انسان در نظر گرفته و میخواهد همه را اینطور كند.
✔️سخنرانی ایمان اخلاق و شریعت
@mostafamalekian
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
بسترهاى نوگرايى دينى در قرآن
عبدالعلى بازرگان / مدرسه مولانا
😍 #اعترافات و توبه هنرپیشه قدیم پورن : #شلی_لوبن
#خدا_واقعا_با_وفاست 😍
😍این مهم نیست که #قبلا چگونه بوده ای ، بلکه #بدان که :
آنانی که در درون به #جستجوی پاکی و حقیقتند ، خداوند #سرانجامشان نیکو خواهد کرد .
الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا - عنکبوت ۶۹
http://www.aparat.com/v/HkB3b
@beshnofekrkon
#خدا_واقعا_با_وفاست 😍
😍این مهم نیست که #قبلا چگونه بوده ای ، بلکه #بدان که :
آنانی که در درون به #جستجوی پاکی و حقیقتند ، خداوند #سرانجامشان نیکو خواهد کرد .
الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا - عنکبوت ۶۹
http://www.aparat.com/v/HkB3b
@beshnofekrkon