نبوت و ولایت
مقدمه :
منصب نبوت برای پیامبر ، فیض الهی و وظیفه اولی رسالت حضرت ایشان بود ، در حالیکه پیامبر وظیفه اولی الهی برای تشکیل حکومت نداشته و تنها پس از خواست اکثریت جامعه مدینه ( در بخش دوم رسالت ایشان ، پس از هجرت از مکه به مدینه ) ، برای پذیرش ولایت و زعامت سیاسی آنها ، مورد قبول پیامبر قرار گرفت و حکومت ایشان شکل رسمی بخود گرفت .
در ادامه نظر مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی ، خواهد آمد :
فرق بین نبوت و ولایت
بین نبوت و ولایت بمعنای زمامداری و حاکمیت بالفعل ، فرقهای اساسی وجود دارد که باید این فرقها را بشناسیم :
1- نبوت یک فیض ملکوتی و الهی است که با اراده خاص خداوند به پیغمبرش اعطا می شود و فکر و تشخیص هیچ انسانی ، حتی خود پیغمبر در آن دخالت ندارد ؛ ولی ولایت یک ضرورت اجتماعی است که برای اداره جامعه بدست خود مردم بوجود می آید و حتی مردم بی خدا نیز از آن بی نیاز نیستند و به فردی ولایت می دهند و زمامدارش می کنند .
2- نبوت یک واقعیت تکوینی و ماورا الطبیعی است که با اراده تکوینی خدا ، گاهی به طفل در گهواره هم داده می شود ، چنانکه به حضرت عیسی (ع) داده شد ، ولی ولایت ، محصول یک قرارداد اجتماعی است که آن قرارداد ، واقعیتی جز جعل و اعتبار ندارد .
3- نبوت یک مقام عالی و یک فضیلت والای معنوی و حقیقت جاودانی است که مطلوب خداست و یک متاع زودگذر دنیایی نیست ولی ولایت ، اداره جامعه و درگیری با مشکلات مردم و یک متاع زودگذر دنیایی است که مطلوب اصلی اولیای خدا نیست ؛ چنانکه حضرت امیر (ع) فرمود :
" من در ولایت رغبتی نداشتم ولی شما با اصرار ، آنرا به من قبولاندید " 1
اگر ولایت یک مقام معنوی ملکوتی و الهی بود ، امام نمی فرمود : من در آن رغبتی نداشتم ؛ زیرا مقام معنوی و الهی ، کمال آرزوی امام است . و نیز در جای دیگر فرمود :
" این ولایت شما متاع چند روزه زودگذر است ." 2
و معلوم است که مقام معنوی و الهی ، متاع چند روزه و زودگذر نیست .
4- نبوت چیزی نیست که مردم بتوانند آن را از پیامبر سلب کنند ، چون آن را مردم نداده اند تا بتوانند سلبش کنند ، ولی ولایت یعنی حاکمیت بالفعل ، چون با نیروی مردم تحقق می یابد ، مردم می توانند آن را به حق یا ناحق به کسی بدهند و یا از کسی سلب کنند ، چنانکه در مدت بیست و پنج سال آن را از حضرت امیر (ع) سلب کردند و خود آن حضرت فرمود :
" سلبونی سلطان ابن امی – حکومت پیامبر را از من سلب کردند و نگذاشتند بدست من بیاید .3"
5- نبوت از همان آغاز نزول وحی برای پیغمبر خدا حاصل شد ، ولی ولایت هنگامی حاصل شد که در مدینه حکومتی تشکیل داد و اداره جامعه کوچک اسلامی را بدست گرفت ، بنابراین در آن سیزده سال که آن حضرت در مکه بود و حکومتی تشکیل نداده بود ، ولایت بمعنای زمامداری نداشت ولی نبوت داشت .
6- ولایت در آنجا که مردمی باشد با پشتیبانی اکثریت مردم تحقق می یابد زیرا با نبودن نیروی اکثریت هیچکس نمی تواند حکومت مردمی تشکیل دهد و ولایت بالفعل داشته باشد و از اینرو باید گفت :
حکومت انبیا چون مردمی است نه تحمیلی ، طبعا با پشتیبانی و رضای اکثریت نیروهای مردمی تشکیل می شده است .
ولی نبوت چون فیضی است الهی که بطور ابتدایی به پیغمبر اعطا می شود ، اگر اکثریت مردم نیز مخالف او باشند باز هم نبوتش ثابت و محقق است و وظیفه دعوتش را انجام می دهد و برای ساختن انسانها تلاش می کند .
از آنچه گفتیم ، روشن شد که نبوت و ولایت ، در ماهیت و جوهر خود با هم فرق دارند و میان ولایت و نبوت ، تفاوت از زمین تا آسمان است . نبوت در اوج ملکوت قرار دارد ، در حالیکه ولایت یک امر مردمی و اجتماعی است .
زیرنویسها :
1- نهج البلاغه ، خطبه 196
2- نهج البلاغه ، نامه 62
3- نهج البلاغه ، نامه 36
منبع : کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 138 تا 141 - مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی
جمع آوری : محمد صالحی – 29 / 12 /90
http://mahsan.parsiblog.com/
مقدمه :
منصب نبوت برای پیامبر ، فیض الهی و وظیفه اولی رسالت حضرت ایشان بود ، در حالیکه پیامبر وظیفه اولی الهی برای تشکیل حکومت نداشته و تنها پس از خواست اکثریت جامعه مدینه ( در بخش دوم رسالت ایشان ، پس از هجرت از مکه به مدینه ) ، برای پذیرش ولایت و زعامت سیاسی آنها ، مورد قبول پیامبر قرار گرفت و حکومت ایشان شکل رسمی بخود گرفت .
در ادامه نظر مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی ، خواهد آمد :
فرق بین نبوت و ولایت
بین نبوت و ولایت بمعنای زمامداری و حاکمیت بالفعل ، فرقهای اساسی وجود دارد که باید این فرقها را بشناسیم :
1- نبوت یک فیض ملکوتی و الهی است که با اراده خاص خداوند به پیغمبرش اعطا می شود و فکر و تشخیص هیچ انسانی ، حتی خود پیغمبر در آن دخالت ندارد ؛ ولی ولایت یک ضرورت اجتماعی است که برای اداره جامعه بدست خود مردم بوجود می آید و حتی مردم بی خدا نیز از آن بی نیاز نیستند و به فردی ولایت می دهند و زمامدارش می کنند .
2- نبوت یک واقعیت تکوینی و ماورا الطبیعی است که با اراده تکوینی خدا ، گاهی به طفل در گهواره هم داده می شود ، چنانکه به حضرت عیسی (ع) داده شد ، ولی ولایت ، محصول یک قرارداد اجتماعی است که آن قرارداد ، واقعیتی جز جعل و اعتبار ندارد .
3- نبوت یک مقام عالی و یک فضیلت والای معنوی و حقیقت جاودانی است که مطلوب خداست و یک متاع زودگذر دنیایی نیست ولی ولایت ، اداره جامعه و درگیری با مشکلات مردم و یک متاع زودگذر دنیایی است که مطلوب اصلی اولیای خدا نیست ؛ چنانکه حضرت امیر (ع) فرمود :
" من در ولایت رغبتی نداشتم ولی شما با اصرار ، آنرا به من قبولاندید " 1
اگر ولایت یک مقام معنوی ملکوتی و الهی بود ، امام نمی فرمود : من در آن رغبتی نداشتم ؛ زیرا مقام معنوی و الهی ، کمال آرزوی امام است . و نیز در جای دیگر فرمود :
" این ولایت شما متاع چند روزه زودگذر است ." 2
و معلوم است که مقام معنوی و الهی ، متاع چند روزه و زودگذر نیست .
4- نبوت چیزی نیست که مردم بتوانند آن را از پیامبر سلب کنند ، چون آن را مردم نداده اند تا بتوانند سلبش کنند ، ولی ولایت یعنی حاکمیت بالفعل ، چون با نیروی مردم تحقق می یابد ، مردم می توانند آن را به حق یا ناحق به کسی بدهند و یا از کسی سلب کنند ، چنانکه در مدت بیست و پنج سال آن را از حضرت امیر (ع) سلب کردند و خود آن حضرت فرمود :
" سلبونی سلطان ابن امی – حکومت پیامبر را از من سلب کردند و نگذاشتند بدست من بیاید .3"
5- نبوت از همان آغاز نزول وحی برای پیغمبر خدا حاصل شد ، ولی ولایت هنگامی حاصل شد که در مدینه حکومتی تشکیل داد و اداره جامعه کوچک اسلامی را بدست گرفت ، بنابراین در آن سیزده سال که آن حضرت در مکه بود و حکومتی تشکیل نداده بود ، ولایت بمعنای زمامداری نداشت ولی نبوت داشت .
6- ولایت در آنجا که مردمی باشد با پشتیبانی اکثریت مردم تحقق می یابد زیرا با نبودن نیروی اکثریت هیچکس نمی تواند حکومت مردمی تشکیل دهد و ولایت بالفعل داشته باشد و از اینرو باید گفت :
حکومت انبیا چون مردمی است نه تحمیلی ، طبعا با پشتیبانی و رضای اکثریت نیروهای مردمی تشکیل می شده است .
ولی نبوت چون فیضی است الهی که بطور ابتدایی به پیغمبر اعطا می شود ، اگر اکثریت مردم نیز مخالف او باشند باز هم نبوتش ثابت و محقق است و وظیفه دعوتش را انجام می دهد و برای ساختن انسانها تلاش می کند .
از آنچه گفتیم ، روشن شد که نبوت و ولایت ، در ماهیت و جوهر خود با هم فرق دارند و میان ولایت و نبوت ، تفاوت از زمین تا آسمان است . نبوت در اوج ملکوت قرار دارد ، در حالیکه ولایت یک امر مردمی و اجتماعی است .
زیرنویسها :
1- نهج البلاغه ، خطبه 196
2- نهج البلاغه ، نامه 62
3- نهج البلاغه ، نامه 36
منبع : کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 138 تا 141 - مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی
جمع آوری : محمد صالحی – 29 / 12 /90
http://mahsan.parsiblog.com/
👍3👎1
دستور پيامبر(ص) به استفاده از عقل و عدل و انصاف در امر قضاوت
در سال دهم هجرت ، معاذ بن جبل - که درمیان اصحاب به فقاهت و آشنایی به احکام قرآن شهره بود 1 از سوی پیامبر ماموریت یافت که برای داوری و قضاوت راهی سرزمین یمن گردد . معاذ در آن وقت 28 ساله بود. 2
رسول خدا پیش از اعزام معاذ، با او به گفتگو پرداخت و از او پرسید:
- مدرک داوری تو در گشودن اختلاف چه خواهد بود؟
- کتاب خدا ، قرآن.
- اگر در آن موضوع ، تصریحی در کتاب خدانباشد، از روی چه قضاوت می کنی؟
- از روی قضاوتهای رسول خدا ، زیرا من تمام داوریهای شما را در موضوعات گوناگون دیده و ثبت خاطر کرده ام، اگر جریانی پیش آید که موضوع آن با یکی از داوریهای شماهمانند باشد، از داوریهای شما استفاده می کنم و بر طبق آن قضاوت می نمایم.
- اگر جریانی پیش آید و در باره آن تصریحی در کتاب خدا و قضاوتی از من نباشد، در این صورت چه می کنی؟
- اجتهاد و کوشش می کنم و بر طبق قاعده و عدل و انصاف داوری می نمایم.
- شکر خدا را که پیامبر خود را موفق نمود که شخصی را برای داوری انتخاب کند که عمل وی مورد رضایت اوست. 3
آنگاه رسول خدا او را با پای پیاده ، درحالی که معاذ بر مرکب سوار بود، بدرقه کرد 4 و توصیه ها و سفارشات مهمی را به او گوشزد فرمود كه از جمله آنها دستور زير بود :
یا معاذ بشّر و لا تنفّر ، یسّر و لا تعسّر 5
اي معاذ : با مردم به كلام بشارت و جذب صحبت كن نه اينكه متنفرشان كني و با آنها آسان بگير و كار را بر آنها سخت نكن .
معاذ بن جبل تا هنگام رحلت رسول خدادر یمن اقامت داشت 6 و به وظایف قضایی وفرهنگی خود عمل کرد و سپس به مدینه بازگشت. 7
پی نوشتها:
1 - ر.ک: تهذیب الکمال، ج 28، ص 109.
2 - ر.ک: اسدالغابه، ج 5، ص 194.
3 - تاریخ مدینه دمشق، ج 58،ص 412.
4 - سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 281.
5- صحیح بخاری ، ج 5/ 204. ( ج 1 ح 2873 )
6- سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 282،
7- معاذ بن جبل تا سال 18 هجری زنده بود و سرانجام در سن 36 سالگی بر اثر طاعون در گذشت.(تاریخ مدینه دمشق، ج 58، ص 391; سفینة البحار، ج 2، ص 288; سیر اعلام النبلاء، ج 3،ص 289)
محمد صالحي 1 / 10/ 94 -
http://Mahsan.parsiblog.com
در سال دهم هجرت ، معاذ بن جبل - که درمیان اصحاب به فقاهت و آشنایی به احکام قرآن شهره بود 1 از سوی پیامبر ماموریت یافت که برای داوری و قضاوت راهی سرزمین یمن گردد . معاذ در آن وقت 28 ساله بود. 2
رسول خدا پیش از اعزام معاذ، با او به گفتگو پرداخت و از او پرسید:
- مدرک داوری تو در گشودن اختلاف چه خواهد بود؟
- کتاب خدا ، قرآن.
- اگر در آن موضوع ، تصریحی در کتاب خدانباشد، از روی چه قضاوت می کنی؟
- از روی قضاوتهای رسول خدا ، زیرا من تمام داوریهای شما را در موضوعات گوناگون دیده و ثبت خاطر کرده ام، اگر جریانی پیش آید که موضوع آن با یکی از داوریهای شماهمانند باشد، از داوریهای شما استفاده می کنم و بر طبق آن قضاوت می نمایم.
- اگر جریانی پیش آید و در باره آن تصریحی در کتاب خدا و قضاوتی از من نباشد، در این صورت چه می کنی؟
- اجتهاد و کوشش می کنم و بر طبق قاعده و عدل و انصاف داوری می نمایم.
- شکر خدا را که پیامبر خود را موفق نمود که شخصی را برای داوری انتخاب کند که عمل وی مورد رضایت اوست. 3
آنگاه رسول خدا او را با پای پیاده ، درحالی که معاذ بر مرکب سوار بود، بدرقه کرد 4 و توصیه ها و سفارشات مهمی را به او گوشزد فرمود كه از جمله آنها دستور زير بود :
یا معاذ بشّر و لا تنفّر ، یسّر و لا تعسّر 5
اي معاذ : با مردم به كلام بشارت و جذب صحبت كن نه اينكه متنفرشان كني و با آنها آسان بگير و كار را بر آنها سخت نكن .
معاذ بن جبل تا هنگام رحلت رسول خدادر یمن اقامت داشت 6 و به وظایف قضایی وفرهنگی خود عمل کرد و سپس به مدینه بازگشت. 7
پی نوشتها:
1 - ر.ک: تهذیب الکمال، ج 28، ص 109.
2 - ر.ک: اسدالغابه، ج 5، ص 194.
3 - تاریخ مدینه دمشق، ج 58،ص 412.
4 - سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 281.
5- صحیح بخاری ، ج 5/ 204. ( ج 1 ح 2873 )
6- سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 282،
7- معاذ بن جبل تا سال 18 هجری زنده بود و سرانجام در سن 36 سالگی بر اثر طاعون در گذشت.(تاریخ مدینه دمشق، ج 58، ص 391; سفینة البحار، ج 2، ص 288; سیر اعلام النبلاء، ج 3،ص 289)
محمد صالحي 1 / 10/ 94 -
http://Mahsan.parsiblog.com
👎1
مرواريدهايي از زبان پيامبر (ص)
1- انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق 1
همانا من براي رساندن انسان به مكارم و ارزشهاي والاي اخلاقي مبعوث شدم .
2- ان العبد لیبلغ بحسن خلقه عظیم درجات الاخرة وشرف المنازل و انه لضعیف العبادة ; 2
بنده خدا به وسیله حسن اخلاق به درجات عالی آخرت و بهترین مقامات می رسد، در حالی که ممکن است از نظر عبادت ضعیف باشد !
3- یا فاطمه اعملی بنفسک ، فإني لا أغني عنك من الله شيئاً. 3
اي فاطمه ( دخترکم )خودت برای خودت عمل کن. من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست .
4- اذا احببتم ان تعلموا ما للعبد عند ربه فانظروا ما یتبعه من الثنائ . 4
وقتى بخواهید مقام بنده را در نظر خدا بدانید بنگرید که پشت سر او چه میگویند. ...
5- إنّما أنا بشر إذا أمرتكم بشي ء من دينكم فخذوا به و إذا أمرتكم بشي ء من رأيي فإنّما أنا بشر.5
من انسانى مانند شما هستم وقتى شما را بچيزى در كار دين دستور دادم بدان رفتار كنيد و وقتى از پيش خود شما را بچيزى فرمان دادم من انسان هستم .
6- جاء جبرئيل (ع) إلى النبي (ص) فقال : يا محمد ربك يقرئك السلام و يقول لك : دار خلقي 6
جبرئيل نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: اي محمد خدايت بتو سلام مي رساند و ميگويد با ( حد فهم و پذيرش) خلق من مدارا كن.
7- إيّاكم و المدح فإنّه الذّبح 7
از مدح كردن ديگري بپرهيزيد كه مانند سر بريدن است. ( از غروري كه به او دست مي دهد ، به ورطه كبر و بيداد مي افتد )
8- آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ 8
آفت دين سه چيز است : فقيه و عالم بد كار ، پيشواى ستم كار و مجتهد نادان.
9- إيّاكم و الغلوّ في الدّين فإنّما هلك من كان قبلكم بالغلوّ في الدّين.
9
از افراط در دين بپرهيزيد كه پيشينيان شما از افراط در دين هلاك شدند.
10- ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین 10
منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد ، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران .
11- إنّ اللَّه أبى علىّ فيمن قتل مؤمنا ثلاثا. 11
خداوند سه بار خواهش مرا در باره بخشش كسى كه مؤمنى را كشته بود رد كرد.
12- أجملوا في طلب الدّنيا فإنّ كلّا ميسّر لما كتب له منها. 12
در طلب دنيا معتدل باشيد زيرا بهر كس هر چه قسمت اوست ميرسد .
13- من تفاقر افتقر 13
هر که تظاهر به فقر نماید ( و دائم از نداری بنالد ) ، فقیر شود .
14- الخلق عيال الله 14
خلايق همه در جايگاه عيال و خانواده خداوندند . ( و صاحب خانه ، خانواده خود را به لطف و رحمت داوري كند . )
زير نويسها :
1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1.
2- مهجة البیضاء، ج 5، ص 93
3- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
4- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 664
5- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 940
6- اصول کافی ج2 ص 116
7- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1000
8- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 4
9- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 945
10- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حديث 2107
11- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 666
12- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 67
13- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1024
14- بحارالانوار ، ج 74، ص .316
محمد صالحي - بمناسبت بعثت رسول اكرم (ص) 9 / 4 / 90
https://t.me/beshnofekrkon/5
http://Mahsan.parsiblog.com
1- انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق 1
همانا من براي رساندن انسان به مكارم و ارزشهاي والاي اخلاقي مبعوث شدم .
2- ان العبد لیبلغ بحسن خلقه عظیم درجات الاخرة وشرف المنازل و انه لضعیف العبادة ; 2
بنده خدا به وسیله حسن اخلاق به درجات عالی آخرت و بهترین مقامات می رسد، در حالی که ممکن است از نظر عبادت ضعیف باشد !
3- یا فاطمه اعملی بنفسک ، فإني لا أغني عنك من الله شيئاً. 3
اي فاطمه ( دخترکم )خودت برای خودت عمل کن. من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست .
4- اذا احببتم ان تعلموا ما للعبد عند ربه فانظروا ما یتبعه من الثنائ . 4
وقتى بخواهید مقام بنده را در نظر خدا بدانید بنگرید که پشت سر او چه میگویند. ...
5- إنّما أنا بشر إذا أمرتكم بشي ء من دينكم فخذوا به و إذا أمرتكم بشي ء من رأيي فإنّما أنا بشر.5
من انسانى مانند شما هستم وقتى شما را بچيزى در كار دين دستور دادم بدان رفتار كنيد و وقتى از پيش خود شما را بچيزى فرمان دادم من انسان هستم .
6- جاء جبرئيل (ع) إلى النبي (ص) فقال : يا محمد ربك يقرئك السلام و يقول لك : دار خلقي 6
جبرئيل نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: اي محمد خدايت بتو سلام مي رساند و ميگويد با ( حد فهم و پذيرش) خلق من مدارا كن.
7- إيّاكم و المدح فإنّه الذّبح 7
از مدح كردن ديگري بپرهيزيد كه مانند سر بريدن است. ( از غروري كه به او دست مي دهد ، به ورطه كبر و بيداد مي افتد )
8- آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ 8
آفت دين سه چيز است : فقيه و عالم بد كار ، پيشواى ستم كار و مجتهد نادان.
9- إيّاكم و الغلوّ في الدّين فإنّما هلك من كان قبلكم بالغلوّ في الدّين.
9
از افراط در دين بپرهيزيد كه پيشينيان شما از افراط در دين هلاك شدند.
10- ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین 10
منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد ، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران .
11- إنّ اللَّه أبى علىّ فيمن قتل مؤمنا ثلاثا. 11
خداوند سه بار خواهش مرا در باره بخشش كسى كه مؤمنى را كشته بود رد كرد.
12- أجملوا في طلب الدّنيا فإنّ كلّا ميسّر لما كتب له منها. 12
در طلب دنيا معتدل باشيد زيرا بهر كس هر چه قسمت اوست ميرسد .
13- من تفاقر افتقر 13
هر که تظاهر به فقر نماید ( و دائم از نداری بنالد ) ، فقیر شود .
14- الخلق عيال الله 14
خلايق همه در جايگاه عيال و خانواده خداوندند . ( و صاحب خانه ، خانواده خود را به لطف و رحمت داوري كند . )
زير نويسها :
1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1.
2- مهجة البیضاء، ج 5، ص 93
3- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
4- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 664
5- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 940
6- اصول کافی ج2 ص 116
7- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1000
8- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 4
9- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 945
10- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حديث 2107
11- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 666
12- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 67
13- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1024
14- بحارالانوار ، ج 74، ص .316
محمد صالحي - بمناسبت بعثت رسول اكرم (ص) 9 / 4 / 90
https://t.me/beshnofekrkon/5
http://Mahsan.parsiblog.com
❤1👎1
رفتار امام علي ( ع ) در 25 سال انزوا
او هرگز با خلفا #قهر نکرد.
گردآوري : محمد صالحي 1 / 09 /87
هر حكومت و هر نظامي كه بر پا شود ، در مقابل خود اپوزيسيون هم دارد .
منظور از اپوزيسيون آن جماعتي هستند كه معترضند .
اشكالاتي در كار حكومت مي بينند و مي خواهند انتقاد كنند .
انتقاد براي راهنمايي ، اصلاح و رفع نواقص .
امام #علي ( ع ) در دوره 25 سال بعد از رحلت پيامبر ( ص ) كه ابوبكر و عمر و عثمان در مصدر حكومت بودند ، جزو #اپوزيسيون بوده و مي خواهد #راهنمايي كند و جلو اشتباهات را بگيرد .
به حكومت #معترض است ولي نه اعتراض خصمانه، بلكه اعتراض خيرخواهانه و #مصلحانه ، براي اينكه به حركت تكاملي جامعه كمك كند .
در آن دوران كه 3 خليفه اول حاكم بودند ، علي ( ع ) #منزوي بود .
ولي انزوا به معناي خانه نشيني و #قهر نبوده ، بلكه به معناي اين بود كه حكومت در دستش نبود ، اما در عين حال برخوردش با حكومت كه مديريت جامعه در دستش است بگونه اي بود كه بايستي مورد بازبيني دقيق قرار گيرد .
علي ( ع ) هرگز #قهر نكرد و جدا نشد و نگفت حال كه شما به من ظلم كرديد و مرا كنار گذاشتيد ، به خانه من حمله كرديد و به همسرم جسارت و اهانت نموديد قهر مي كنم ، بلكه در كنار آن 3 خليفه هر كمكي كه توانست انجام داد .
در اين خصوص چند اقدام مهم امام علي ( ع ) به عنوان تذكاريه ، بيان شده تا نگاه اصلاحي ايشان به حكومت بهتر تبيين گردد :
1⃣ در زمان #ابوبكر فتنه اي پيش آمد ، يعني يك جنگ داخلي .
عده اي از مسلمانان مقابل حكومت ايستادند و گفتند كه ما به حكومت #ماليات نمي دهيم .
چرا كه خطاب در قرآن " خذ من اموالهم صدقه 1 " اخذ ماليات توسط پيامبر است نه ابوبكر .
علي با آنكه خودش نقطه ضعف هايي در حكومت مي بيند ، ولي در اين ماجرا در كنار حكومت قرار گرفته و در لشگري كه حكومت براي مبارزه با آنها آماده كرد جزو #فرماندهان آن قرار گرفته و در ريشه كني آن حركت ارتدادي ، نقش عمده اي را بازي مي كند 2.
2⃣ در جنگ بين سپاه اسلام ( در زمان عمر ) با ايران ، به حكومت خبر داده مي شود كه نزديك است دشمن غالب شود .
#عمر خليفه وقت يك جلسه مشورتي تشكيل داده و علي را نيز در آن جلسه دعوت مي كند .
علي ( از فرصت استفاده نكرده ) و نگفت من قهر كرده ام ، بلكه در آن جلسه شركت كرد و #نظر خود را مبني بر ماندن خليفه در مركز حكومت اعلام و نهايتا نظر ايشان نيز پذيرفته مي شود . ( عمر مردد شده بود كه آيا خودش شخصا به جبهه برود و فرماندهي را بعهده بگيرد و يا در مركز بماند و نيرو بفرستد .
ولي امام علي فرمود ( در نهج البلاغه هست ) : نه ! تو حكم آن قطب آسياب را داري . اگر تو از اين وسط بروي ، نظم كارها بهم مي خورد .
تو بايد در #مركز بماني و نيروي كمكي بفرستي و از همين جا نيروهاي جبهه را هدايت كني 3.
3⃣ در جنگ بين سپاه اسلام ( در زمان عمر ) با #روم ، به حكومت خبر داده مي شود كه نزديك است دشمن غالب شود .
عمر خليفه وقت مجددا جلسه ای مشورتي تشكيل داده و علي را نيز در آن جلسه دعوت مي كند .
ایشان بصراحت می فرمایند " .. هرگاه خود بسوی دشمن بروی و مشکلی پیدا کنی ، مسلمانان دیگر #پناهگاهی ندارند ..... . مردی دلیر با یارانی آزموده بفرست ،اگر پیروز شود ، مطابق میل توست و اگر غیر آن شد لااقل تو پناه و مرجع مسلمین خواهی بود . "4
4⃣ علي ( ع ) براي اينكه به مردم نشان دهد كه ما در حفظ وحدت اسلامي وظيفه سنگيني داريم ، اسم يكي از پسرها يش را ابوبكر گذاشت ، يكي را عمر و يكي را عثمان .
براي اينكه به مردم بفهماند من با اين 3 نفر دشمني ندارم ، چرا كه دشمني به شكست كل جامعه مي انجامد .5
5⃣ در تمام 25 سال ، علي به #نماز جماعت خلفاي وقت رفت . به آنها اقتدا كرد .
در نمازهاي جمعه شان شركت نمود و به خطبه هايي كه مي خواندند گوش داد آنهم براي حفظ وحدت اسلامي .
بهر حال رفتار امام علي ( ع ) چيزي جز كمك به اصلاح جامعه و حفظ وحدت جامعه مسلمين براي رسيدن به اهداف بالاتر و آن گسترش دين اسلام نبود كه بايد الگوي جامعي براي ما مسلمانان ( چه سني و چه شيعه ) باشد .
زیر نویسها :
1- سوره توبه، آيه 103
2- نامه امام علي ( ع ) به مردم مصر : حتی رأيت راجعة الناس قد رجعت عن الاسلام ،...... – نامه 62
3- - نهج البلاغه ، فکن قطبا ... خطبه 146
4- نهج البلاغه ، خطبه 134
5- (بحار الأنوار ج 45 ص 38 )
منابع :
1- نهج البلاغه
2- كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – مقاله اپوزيسيون در صدر اسلام – صالحي نجف آبادي
https://t.me/beshnofekrkon/1815
http://mahsan.parsiblog.com
او هرگز با خلفا #قهر نکرد.
گردآوري : محمد صالحي 1 / 09 /87
هر حكومت و هر نظامي كه بر پا شود ، در مقابل خود اپوزيسيون هم دارد .
منظور از اپوزيسيون آن جماعتي هستند كه معترضند .
اشكالاتي در كار حكومت مي بينند و مي خواهند انتقاد كنند .
انتقاد براي راهنمايي ، اصلاح و رفع نواقص .
امام #علي ( ع ) در دوره 25 سال بعد از رحلت پيامبر ( ص ) كه ابوبكر و عمر و عثمان در مصدر حكومت بودند ، جزو #اپوزيسيون بوده و مي خواهد #راهنمايي كند و جلو اشتباهات را بگيرد .
به حكومت #معترض است ولي نه اعتراض خصمانه، بلكه اعتراض خيرخواهانه و #مصلحانه ، براي اينكه به حركت تكاملي جامعه كمك كند .
در آن دوران كه 3 خليفه اول حاكم بودند ، علي ( ع ) #منزوي بود .
ولي انزوا به معناي خانه نشيني و #قهر نبوده ، بلكه به معناي اين بود كه حكومت در دستش نبود ، اما در عين حال برخوردش با حكومت كه مديريت جامعه در دستش است بگونه اي بود كه بايستي مورد بازبيني دقيق قرار گيرد .
علي ( ع ) هرگز #قهر نكرد و جدا نشد و نگفت حال كه شما به من ظلم كرديد و مرا كنار گذاشتيد ، به خانه من حمله كرديد و به همسرم جسارت و اهانت نموديد قهر مي كنم ، بلكه در كنار آن 3 خليفه هر كمكي كه توانست انجام داد .
در اين خصوص چند اقدام مهم امام علي ( ع ) به عنوان تذكاريه ، بيان شده تا نگاه اصلاحي ايشان به حكومت بهتر تبيين گردد :
1⃣ در زمان #ابوبكر فتنه اي پيش آمد ، يعني يك جنگ داخلي .
عده اي از مسلمانان مقابل حكومت ايستادند و گفتند كه ما به حكومت #ماليات نمي دهيم .
چرا كه خطاب در قرآن " خذ من اموالهم صدقه 1 " اخذ ماليات توسط پيامبر است نه ابوبكر .
علي با آنكه خودش نقطه ضعف هايي در حكومت مي بيند ، ولي در اين ماجرا در كنار حكومت قرار گرفته و در لشگري كه حكومت براي مبارزه با آنها آماده كرد جزو #فرماندهان آن قرار گرفته و در ريشه كني آن حركت ارتدادي ، نقش عمده اي را بازي مي كند 2.
2⃣ در جنگ بين سپاه اسلام ( در زمان عمر ) با ايران ، به حكومت خبر داده مي شود كه نزديك است دشمن غالب شود .
#عمر خليفه وقت يك جلسه مشورتي تشكيل داده و علي را نيز در آن جلسه دعوت مي كند .
علي ( از فرصت استفاده نكرده ) و نگفت من قهر كرده ام ، بلكه در آن جلسه شركت كرد و #نظر خود را مبني بر ماندن خليفه در مركز حكومت اعلام و نهايتا نظر ايشان نيز پذيرفته مي شود . ( عمر مردد شده بود كه آيا خودش شخصا به جبهه برود و فرماندهي را بعهده بگيرد و يا در مركز بماند و نيرو بفرستد .
ولي امام علي فرمود ( در نهج البلاغه هست ) : نه ! تو حكم آن قطب آسياب را داري . اگر تو از اين وسط بروي ، نظم كارها بهم مي خورد .
تو بايد در #مركز بماني و نيروي كمكي بفرستي و از همين جا نيروهاي جبهه را هدايت كني 3.
3⃣ در جنگ بين سپاه اسلام ( در زمان عمر ) با #روم ، به حكومت خبر داده مي شود كه نزديك است دشمن غالب شود .
عمر خليفه وقت مجددا جلسه ای مشورتي تشكيل داده و علي را نيز در آن جلسه دعوت مي كند .
ایشان بصراحت می فرمایند " .. هرگاه خود بسوی دشمن بروی و مشکلی پیدا کنی ، مسلمانان دیگر #پناهگاهی ندارند ..... . مردی دلیر با یارانی آزموده بفرست ،اگر پیروز شود ، مطابق میل توست و اگر غیر آن شد لااقل تو پناه و مرجع مسلمین خواهی بود . "4
4⃣ علي ( ع ) براي اينكه به مردم نشان دهد كه ما در حفظ وحدت اسلامي وظيفه سنگيني داريم ، اسم يكي از پسرها يش را ابوبكر گذاشت ، يكي را عمر و يكي را عثمان .
براي اينكه به مردم بفهماند من با اين 3 نفر دشمني ندارم ، چرا كه دشمني به شكست كل جامعه مي انجامد .5
5⃣ در تمام 25 سال ، علي به #نماز جماعت خلفاي وقت رفت . به آنها اقتدا كرد .
در نمازهاي جمعه شان شركت نمود و به خطبه هايي كه مي خواندند گوش داد آنهم براي حفظ وحدت اسلامي .
بهر حال رفتار امام علي ( ع ) چيزي جز كمك به اصلاح جامعه و حفظ وحدت جامعه مسلمين براي رسيدن به اهداف بالاتر و آن گسترش دين اسلام نبود كه بايد الگوي جامعي براي ما مسلمانان ( چه سني و چه شيعه ) باشد .
زیر نویسها :
1- سوره توبه، آيه 103
2- نامه امام علي ( ع ) به مردم مصر : حتی رأيت راجعة الناس قد رجعت عن الاسلام ،...... – نامه 62
3- - نهج البلاغه ، فکن قطبا ... خطبه 146
4- نهج البلاغه ، خطبه 134
5- (بحار الأنوار ج 45 ص 38 )
منابع :
1- نهج البلاغه
2- كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – مقاله اپوزيسيون در صدر اسلام – صالحي نجف آبادي
https://t.me/beshnofekrkon/1815
http://mahsan.parsiblog.com
در کلام زیبای عیسی (ع)
تولد حضرت عیسی ع و سال نو میلادی مبارک❤️🌴🌷
تعالیم و پیامهای پیامبران ، برای تزکیه انسانهاست . آنجا که حضرت حق می فرمایند :
هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم اياته و يزکيهم .
1
" او کسى است که در ميان جمعيت درس نخوانده( کتاب مقدس نداشته) ، رسولى از خودشان برانگيخت که آياتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزکيه مىکند ."
و همه از یک مبدا ، و آن هم خداوند حکیم ، صادر شده ، بنابر این هر پیامبری ، کتاب قبلی را تصدیق می کند . آنجا که خداوند می فرماید :
و انزلنا اليک الکتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الکتاب و مهيمنا عليه 2
" و اين کتاب [= قرآن] را به حق بر تو نازل کرديم، در حالى که کتب پيشين را تصديق مىکند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛"
ذیلا در این ایام مبارک ، به گوشه ای از پیامهای اخلاقی عیسی(ع) ، نظر بیفکنیم :
1- اگر تنها ، آنان را محبت کنید که شما را محبت می کنند ، چه پاداشی خواهید داشت ؟ که مردمان پست نیز چنین کنند . 3
2- و اگر تنها برادران خود را درود گوئید ، چه برتری بر کافران دارید ؟ زیرا اینان نیز چنین کنند .4
3- هنگام دعا ، عباراتی توخالی تکرار نکنید ، آنگونه که بت پرستان می کنند ، زیرا آنان می پندارند به سبب زیاده گفتن ، دعایشان مستجاب می شود . 5
4- اگر خطاهای مردم را نبخشید ، پدر شما ( خداوند ) نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید . 6
5- بر زمین ، گنج میندوزید ، جایی که بید و زنگ ، زیان می رساند ، و دزدان نقب می زنند و سرقت می کنند . 7
6- بلکه گنج خود را در آسمان بیندوزید ، آنجا که بید و زنگ زیان نمی رساند و دزدان چاله نمی کنند و سرقت نمی کنند . 8
7- زیرا هرجا ، گنج توست ، دل تو نیز آنجا خواهد بود . 9
8- پس به شما می گویم ، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید، یا چه بنوشید ، و نه نگران بدن خود ، که چه بپوشید . آیا زندگی ، از خوراک ، و بدن ، از پوشاک مهمتر نیست ؟ 10
9- پرندگان آسمان را بنگرید که نه می کارند و نه می دروند و نه در انبار ذخیره می کنند و پدر آسمانی ( خداوند ) به آنها ، روزی می دهد . آیا شما بس با ارزشتر از آنها نیستید ؟ 11
10- کیست از شما ، که بتواند با نگرانی ، ساعتی به عمر خود بیفزاید ؟ 12
11- پس نگران فردا نباشید ، زیرا فردا ، نگرانی خود را خواهد داشت . مشکلات امروز ، برای امروز کافیست . 13
12- داوری نکنید ، تا بر شما داوری نشود . 14
13- زیرا به همانگونه که بر دیگران ، داوری کنید ، بر شما نیز داوری خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید ، برای شما وزن خواهد شد . 15
14- چرا پرکاهی را در چشم برادرت می بینی ، اما از کنده ای که در چشم خود داری غافلی ؟ 16
15- بخواهید تا به شما داده شود . بجویید تا بیابید . در بزنید تا به روی شما باز شود . 17
16- با مردم همانگونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند . این است خلاصه تورات و نوشته های پیامبران . 18
17- فقط با عبور از در تنگ ، می توان به حضور خدا رسید . جاده ای که به طرف جهنم می رود خیلی پهن است و دروازه اش نیز بسیار بزرگ ، و همه کسانی که به آن راه می روند ، براحتی می توانند داخل شوند . 19
18- اما دری که به زندگی جاودان باز شود ، کوچک است و راهش نیز باریک ، و تنها عده کمی می توانند به آن راه یابند . 20
زیرنویسها :
1- قرآن – سوره جمعه آیه 2
2- قران – سوره مائده آیه 48
3- انجیل متی فصل5 آیه 46 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 32
4- انجیل متی فصل5 آیه 47 – لوقا فصل 6 آیه 33
5- انجیل متی فصل6 آیه 7
6- انجیل متی فصل6 آیه 15
7- انجیل متی فصل6 آیه 19
8- انجیل متی فصل6 آیه 20 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 33
9- انجیل متی فصل6 آیه 21 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 34
10- انجیل متی فصل6 آیه 25 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 22
11- انجیل متی فصل6 آیه 26 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 24
12- انجیل متی فصل6 آیه 27
13- انجیل متی فصل6 آیه 34
14- انجیل متی فصل7 آیه 1 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 37
15- انجیل متی فصل7 آیه 2
16- انجیل متی فصل7 آیه 3
17- انجیل متی فصل7 آیه 7 – انجیل مرقس فصل 11 آیه 24
18- انجیل متی فصل7 آیه 12 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 31
19- انجیل متی فصل7 آیه 13 – انجیل لوقا فصل 13 آیه 24
20- انجیل متی فصل7 آیه 14
تحقیق : محمد صالحی – 8/ 10/ 90 مصادف با دهه ولادت عیسی (ع) و نو شدن سال میلادی
https://t.me/beshnofekrkon
http://mahsan.parsiblog.com
تولد حضرت عیسی ع و سال نو میلادی مبارک❤️🌴🌷
تعالیم و پیامهای پیامبران ، برای تزکیه انسانهاست . آنجا که حضرت حق می فرمایند :
هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم اياته و يزکيهم .
1
" او کسى است که در ميان جمعيت درس نخوانده( کتاب مقدس نداشته) ، رسولى از خودشان برانگيخت که آياتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزکيه مىکند ."
و همه از یک مبدا ، و آن هم خداوند حکیم ، صادر شده ، بنابر این هر پیامبری ، کتاب قبلی را تصدیق می کند . آنجا که خداوند می فرماید :
و انزلنا اليک الکتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الکتاب و مهيمنا عليه 2
" و اين کتاب [= قرآن] را به حق بر تو نازل کرديم، در حالى که کتب پيشين را تصديق مىکند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛"
ذیلا در این ایام مبارک ، به گوشه ای از پیامهای اخلاقی عیسی(ع) ، نظر بیفکنیم :
1- اگر تنها ، آنان را محبت کنید که شما را محبت می کنند ، چه پاداشی خواهید داشت ؟ که مردمان پست نیز چنین کنند . 3
2- و اگر تنها برادران خود را درود گوئید ، چه برتری بر کافران دارید ؟ زیرا اینان نیز چنین کنند .4
3- هنگام دعا ، عباراتی توخالی تکرار نکنید ، آنگونه که بت پرستان می کنند ، زیرا آنان می پندارند به سبب زیاده گفتن ، دعایشان مستجاب می شود . 5
4- اگر خطاهای مردم را نبخشید ، پدر شما ( خداوند ) نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید . 6
5- بر زمین ، گنج میندوزید ، جایی که بید و زنگ ، زیان می رساند ، و دزدان نقب می زنند و سرقت می کنند . 7
6- بلکه گنج خود را در آسمان بیندوزید ، آنجا که بید و زنگ زیان نمی رساند و دزدان چاله نمی کنند و سرقت نمی کنند . 8
7- زیرا هرجا ، گنج توست ، دل تو نیز آنجا خواهد بود . 9
8- پس به شما می گویم ، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید، یا چه بنوشید ، و نه نگران بدن خود ، که چه بپوشید . آیا زندگی ، از خوراک ، و بدن ، از پوشاک مهمتر نیست ؟ 10
9- پرندگان آسمان را بنگرید که نه می کارند و نه می دروند و نه در انبار ذخیره می کنند و پدر آسمانی ( خداوند ) به آنها ، روزی می دهد . آیا شما بس با ارزشتر از آنها نیستید ؟ 11
10- کیست از شما ، که بتواند با نگرانی ، ساعتی به عمر خود بیفزاید ؟ 12
11- پس نگران فردا نباشید ، زیرا فردا ، نگرانی خود را خواهد داشت . مشکلات امروز ، برای امروز کافیست . 13
12- داوری نکنید ، تا بر شما داوری نشود . 14
13- زیرا به همانگونه که بر دیگران ، داوری کنید ، بر شما نیز داوری خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید ، برای شما وزن خواهد شد . 15
14- چرا پرکاهی را در چشم برادرت می بینی ، اما از کنده ای که در چشم خود داری غافلی ؟ 16
15- بخواهید تا به شما داده شود . بجویید تا بیابید . در بزنید تا به روی شما باز شود . 17
16- با مردم همانگونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند . این است خلاصه تورات و نوشته های پیامبران . 18
17- فقط با عبور از در تنگ ، می توان به حضور خدا رسید . جاده ای که به طرف جهنم می رود خیلی پهن است و دروازه اش نیز بسیار بزرگ ، و همه کسانی که به آن راه می روند ، براحتی می توانند داخل شوند . 19
18- اما دری که به زندگی جاودان باز شود ، کوچک است و راهش نیز باریک ، و تنها عده کمی می توانند به آن راه یابند . 20
زیرنویسها :
1- قرآن – سوره جمعه آیه 2
2- قران – سوره مائده آیه 48
3- انجیل متی فصل5 آیه 46 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 32
4- انجیل متی فصل5 آیه 47 – لوقا فصل 6 آیه 33
5- انجیل متی فصل6 آیه 7
6- انجیل متی فصل6 آیه 15
7- انجیل متی فصل6 آیه 19
8- انجیل متی فصل6 آیه 20 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 33
9- انجیل متی فصل6 آیه 21 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 34
10- انجیل متی فصل6 آیه 25 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 22
11- انجیل متی فصل6 آیه 26 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 24
12- انجیل متی فصل6 آیه 27
13- انجیل متی فصل6 آیه 34
14- انجیل متی فصل7 آیه 1 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 37
15- انجیل متی فصل7 آیه 2
16- انجیل متی فصل7 آیه 3
17- انجیل متی فصل7 آیه 7 – انجیل مرقس فصل 11 آیه 24
18- انجیل متی فصل7 آیه 12 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 31
19- انجیل متی فصل7 آیه 13 – انجیل لوقا فصل 13 آیه 24
20- انجیل متی فصل7 آیه 14
تحقیق : محمد صالحی – 8/ 10/ 90 مصادف با دهه ولادت عیسی (ع) و نو شدن سال میلادی
https://t.me/beshnofekrkon
http://mahsan.parsiblog.com
👍1
تفاوتها ي زن عصر نزول و زن امروز و احكام شريعت
ویژگیهای زن عصر نزول :
1. حق خروج از خانه نداشت بدون اجازه شوهر .
2. موظف به تمکین از مرد در هر شرایطی بود .
3. جهادش ، خوب شوهرداری کردن بود .
4. مرد می توانست در صورت تخلف ، او را بزند .
5. اگر خلاف میکرد ، باید در خانه زندانی میشد .
با توجه به این ویژگیها عقلانی است که :
• مرد باید نفقه زن را میداد ؛
• اگر زن مطالبه پول برای کار خانه میکرد ، مرد باید می داد .
ویژگیهای مرد عصر نزول :
1. باید نفقه می داد و تامین زندگی با او بود .
2. باید در جنگها شرکت می کرد .
3. باید در امور سیاسی و اقتصادی فعال می بود .
و ...
بنابراین :
اگر مرد کشته می شد ، زن و فرزندانش بدون سرپرست شده و کسی نبود که زندگیشان را تامین مالی کند . و زن نیز وظیفه ای برای این امر نداشت .
• برای این منظور ارث و دیه مرد را دو برابر می دادند تا هم سرمایه ای از ارث برای خانواده اش مانده باشد و هم دیه پرداختی ، مشکل تامین هزینه های خانواده اش را حل نماید .
• در حالیکه ارثی که به زن داده شده بود ، و یا حتی اگر برای کار در خانه پولی گرفته بود ، برای خودش سرمایه شده بود ،.
• و اگر زن کشته میشد ، چون مرد زنده بود ، خانواده و بچه هایش با مشکل تامین هزینه ها روبرو نمی شدند و البته این نصف دیه هم کمکی بود در کنار پولی که مرد به زندگی تزریق میکرد .
• ولی زن امروز ، نه تنها مشابه زن عصر نزول نیست ، که عضو مشابهی مثل مرد در همه فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی شده و بنابراین اگر چه در « کلمه زن » با زن عصر نزول یکیست ولی در مصداق آن ، متفاوت و لذا آن احکام نيز ، دیگر بر این زن ساری نمیشود .
و بقول مرحوم فقیه عالیقدر ، بدلیل تغییر موضوع و یا مصداق ، حکم نیز تغییر میکند .
و قاعده « حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرام محمد حرام الی یوم القیامه » مخدوش نمیشود .
و البته در این تساوی جایگاه زن با مرد ، وقتی زن مشمول تساوی حقوق میشود ، تبعات آن ، از قبیل مهریه و نفقه و مزد کار زن در خانه و ملکیتش بر حقوق خودش و .. و همچنين حق يكطرفه مرد براي طلاق و.. نیز منتفی می شود ، و زن و مرد ، یک رابطه اشتراک در تشکیل و ادامه زندگی پیدا میکنند که در همه امور سرمایه گذاری و درآمد و هرینه های مادی و معنوی زندگی ، مشارکتا عمل میکنند .
4 / 10 /94 - محمد صالحی
http://mahsan.parsiblog.com
ویژگیهای زن عصر نزول :
1. حق خروج از خانه نداشت بدون اجازه شوهر .
2. موظف به تمکین از مرد در هر شرایطی بود .
3. جهادش ، خوب شوهرداری کردن بود .
4. مرد می توانست در صورت تخلف ، او را بزند .
5. اگر خلاف میکرد ، باید در خانه زندانی میشد .
با توجه به این ویژگیها عقلانی است که :
• مرد باید نفقه زن را میداد ؛
• اگر زن مطالبه پول برای کار خانه میکرد ، مرد باید می داد .
ویژگیهای مرد عصر نزول :
1. باید نفقه می داد و تامین زندگی با او بود .
2. باید در جنگها شرکت می کرد .
3. باید در امور سیاسی و اقتصادی فعال می بود .
و ...
بنابراین :
اگر مرد کشته می شد ، زن و فرزندانش بدون سرپرست شده و کسی نبود که زندگیشان را تامین مالی کند . و زن نیز وظیفه ای برای این امر نداشت .
• برای این منظور ارث و دیه مرد را دو برابر می دادند تا هم سرمایه ای از ارث برای خانواده اش مانده باشد و هم دیه پرداختی ، مشکل تامین هزینه های خانواده اش را حل نماید .
• در حالیکه ارثی که به زن داده شده بود ، و یا حتی اگر برای کار در خانه پولی گرفته بود ، برای خودش سرمایه شده بود ،.
• و اگر زن کشته میشد ، چون مرد زنده بود ، خانواده و بچه هایش با مشکل تامین هزینه ها روبرو نمی شدند و البته این نصف دیه هم کمکی بود در کنار پولی که مرد به زندگی تزریق میکرد .
• ولی زن امروز ، نه تنها مشابه زن عصر نزول نیست ، که عضو مشابهی مثل مرد در همه فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی شده و بنابراین اگر چه در « کلمه زن » با زن عصر نزول یکیست ولی در مصداق آن ، متفاوت و لذا آن احکام نيز ، دیگر بر این زن ساری نمیشود .
و بقول مرحوم فقیه عالیقدر ، بدلیل تغییر موضوع و یا مصداق ، حکم نیز تغییر میکند .
و قاعده « حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرام محمد حرام الی یوم القیامه » مخدوش نمیشود .
و البته در این تساوی جایگاه زن با مرد ، وقتی زن مشمول تساوی حقوق میشود ، تبعات آن ، از قبیل مهریه و نفقه و مزد کار زن در خانه و ملکیتش بر حقوق خودش و .. و همچنين حق يكطرفه مرد براي طلاق و.. نیز منتفی می شود ، و زن و مرد ، یک رابطه اشتراک در تشکیل و ادامه زندگی پیدا میکنند که در همه امور سرمایه گذاری و درآمد و هرینه های مادی و معنوی زندگی ، مشارکتا عمل میکنند .
4 / 10 /94 - محمد صالحی
http://mahsan.parsiblog.com
دستورات پيامبر(ص) در مورد نحوه قضاوت و برخورد با مردم به امام علی(ع)
در سال دهم هجرت ، با وجود حضور معاذ در یمن ، پیامبر(ص) ، علی (ع) را به حکم قضاوت و داوری به آن خطه اعزام کرد .
علی (ع) پیش ازحرکت ، در محضر پیامبر(ص) ، با فروتنی و تواضع چنین گفت :
« من جوانم و در طول عمر داوری نکرده و بر مسند قضا ننشسته ام. »
رسول خدا دست بر سینه او نهاد و در باره او دعا کرد و گفت: «بار الها! قلب علی را هدایت فرما و زبان او را از لغزش مصون بدار. » 1
سپس این توصیه را به قاضی جوان خود فرمود:
« علی! با کسی از در جنگ وارد مشو ،
و کوشش کن در پرتو نیروی منطق و حسن سلوک ، مردم را به راه راست هدایت نمایی ،
بخدا سوگند ، اگر خدا کسی را به وسیله تو به راه راست راهنمایی کند، از آنچه خورشید برآن می تابد، بهتر و نیکوتر است .»
در پایان ، پنج سفارش مهم را به علی (ع) فرمود :
1 - دعا و نیایش را پیشه خود ساز، زیرا دعا غالبا با اجابت همراه است.
2 - در تمام حالات سپاسگزار و شاکر باش ، زیرا شکر موجب فزونی نعمت است.
3 - اگر با کسی و با گروهی پیمان بستی ، آن را محترم بشمار.
4 - از مکر و نیرنگ و فریب دادن مردم بپرهیز ، زیرا حیله بدکاران به خود آنان بازمی گردد.
5- از ظلم به مردم به پرهيز ، كه خدا ياور كسي است كه بر او ظلم روا داشته شود .
رسول خدا همچنین نامه ای را به اهل یمن نوشت و به علی (ع) داد و فرمود: « آن را برملت یمن بخوان.»
نماینده جوان پیامبر، در مدت اقامت خوددر یمن، داوری و قضاوتهای حیرت انگیزی نمود . 2
پی نوشتها:
1 - سنن ابن ماجه محمد بن یزیدقزوینی، ج 1، ص 726.
2- ر.ک: بحار الانوار، ج 21، ص 360.
قال أمير المؤمنين (ع): بعثني رسول الله (ع) إلى اليمن وقال لي: يا علي لا تقاتلن أحدا حتى تدعوه، وأيم الله لان يهدي الله على يديك رجلا خير لك مما طلعت عليه الشمس وغربت، ولك ولاؤه يا علي .
عن الرضا، عن آبائه عليهم السلام أن رسول الله (ص) بعث عليا (ع) إلى اليمن فقال له وهو يوصيه، يا علي اوصيك بالدعاء فإن معه الاجابة وبالشكر فإن معه المزيد وإياك عن أن تخفر عهدا " وتعين عليه، وأنهاك عن المكر فإنه لا يحيق المكر السيئ إلا بأهله، وأنهاك عن البغي فإنه من بغي عليه لينصرنه الله .
محمد صالحي 1 / 10/ 94
https://t.me/beshnofekrkon/55
- http://Mahsan.parsiblog.com
در سال دهم هجرت ، با وجود حضور معاذ در یمن ، پیامبر(ص) ، علی (ع) را به حکم قضاوت و داوری به آن خطه اعزام کرد .
علی (ع) پیش ازحرکت ، در محضر پیامبر(ص) ، با فروتنی و تواضع چنین گفت :
« من جوانم و در طول عمر داوری نکرده و بر مسند قضا ننشسته ام. »
رسول خدا دست بر سینه او نهاد و در باره او دعا کرد و گفت: «بار الها! قلب علی را هدایت فرما و زبان او را از لغزش مصون بدار. » 1
سپس این توصیه را به قاضی جوان خود فرمود:
« علی! با کسی از در جنگ وارد مشو ،
و کوشش کن در پرتو نیروی منطق و حسن سلوک ، مردم را به راه راست هدایت نمایی ،
بخدا سوگند ، اگر خدا کسی را به وسیله تو به راه راست راهنمایی کند، از آنچه خورشید برآن می تابد، بهتر و نیکوتر است .»
در پایان ، پنج سفارش مهم را به علی (ع) فرمود :
1 - دعا و نیایش را پیشه خود ساز، زیرا دعا غالبا با اجابت همراه است.
2 - در تمام حالات سپاسگزار و شاکر باش ، زیرا شکر موجب فزونی نعمت است.
3 - اگر با کسی و با گروهی پیمان بستی ، آن را محترم بشمار.
4 - از مکر و نیرنگ و فریب دادن مردم بپرهیز ، زیرا حیله بدکاران به خود آنان بازمی گردد.
5- از ظلم به مردم به پرهيز ، كه خدا ياور كسي است كه بر او ظلم روا داشته شود .
رسول خدا همچنین نامه ای را به اهل یمن نوشت و به علی (ع) داد و فرمود: « آن را برملت یمن بخوان.»
نماینده جوان پیامبر، در مدت اقامت خوددر یمن، داوری و قضاوتهای حیرت انگیزی نمود . 2
پی نوشتها:
1 - سنن ابن ماجه محمد بن یزیدقزوینی، ج 1، ص 726.
2- ر.ک: بحار الانوار، ج 21، ص 360.
قال أمير المؤمنين (ع): بعثني رسول الله (ع) إلى اليمن وقال لي: يا علي لا تقاتلن أحدا حتى تدعوه، وأيم الله لان يهدي الله على يديك رجلا خير لك مما طلعت عليه الشمس وغربت، ولك ولاؤه يا علي .
عن الرضا، عن آبائه عليهم السلام أن رسول الله (ص) بعث عليا (ع) إلى اليمن فقال له وهو يوصيه، يا علي اوصيك بالدعاء فإن معه الاجابة وبالشكر فإن معه المزيد وإياك عن أن تخفر عهدا " وتعين عليه، وأنهاك عن المكر فإنه لا يحيق المكر السيئ إلا بأهله، وأنهاك عن البغي فإنه من بغي عليه لينصرنه الله .
محمد صالحي 1 / 10/ 94
https://t.me/beshnofekrkon/55
- http://Mahsan.parsiblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
الزامات تبليغ و مديريت در كلام پيامبر(ص)
وقتي پيامبر اكرم (ص) فرد و يا افرادي را جهت تبليغ و يا قضاوت و يا اداره يك منطقه اعزام مي كردند ، دستوراتي را جهت رعايت كردن ، صادر و الزام مي كردند .
يكي از آن موارد ، شش الزامي است كه پيامبر(ص) موقع اعزام معاذ…
وقتي پيامبر اكرم (ص) فرد و يا افرادي را جهت تبليغ و يا قضاوت و يا اداره يك منطقه اعزام مي كردند ، دستوراتي را جهت رعايت كردن ، صادر و الزام مي كردند .
يكي از آن موارد ، شش الزامي است كه پيامبر(ص) موقع اعزام معاذ…
👍1