Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
🍁 رعایت #تدریج و #مرحله ای در #وجوب تکلیف #نومسلمانان 🍁
آیت الله العظمی سیّد شرف الدّین جبل عاملى صاحب کتاب «المراجعات» مى گوید:
یکى از مسیحیان ثروتمند لبنان نزدم آمد و گفت: مى خواهم مسلمان شوم، وظیفه ام چیست؟
گفتم: #دو رکعت نماز صبح بخوان و #سه رکعت نماز مغرب.
گفت: مسلمانان هفده رکعت نماز مى خوانند!
گفتم: #مسلمانى آنها یک مقدار #قوى شده است، از این رو پیامبر اسلام براى تازه مسلمانان، بنابر نقل تواریخ، دو رکعت نماز صبح و سه رکعت نماز مغرب را دستور می دادند، اکنون که شما مسلمان شده اید، همین اعمال را انجام بدهید کافى است.
کم کم این شخص تازه مسلمان، قوى شد، و به مساجد مى رفت و مانند سایر مسلمانان، نمازهاى پنجگانه را به جا مى آورد.
تا اینکه ماه #رمضان فرارسید، ایشان سراسیمه نزد من آمد و گفت: آیا من هم باید روزه بگیرم؟
گفتم: خیر، روزه مربوط به #کهنه مسلمان ها است؛ مسلمانان صدر اسلام، پس از مدّت طولانى که از بعثت پیامبر گذشت؛ به روزه گرفتن مأمور شدند.
گفت: مى خواهم روزه بگیرم.
گفتم: هر اندازه که آمادگى دارى روزه بگیر.
همین روش باعث گردید که در سال دوّم، تمام ماه رمضان را روزه گرفت و اکنون او از مسلمانان نیرومند لبنان است و نماز شبش ترک نمى شود و مهمترین بودجه ها و کمبودهاى مالى جنوب لبنان را تأمین مى کند.
(مجله حوزه، شماره ۳۹، ص ۴۸ و ۴۹)
نو اندیشی فقهی
@foghaha
🙏 يادآوري : به نظر من ، رعایت #تدریج در وجوب تکالیف و یا حتی مقدار آنها برای #نوبالغین ، از مهمترین راهکار #ترغیب آنها و نشاندن اثر معنوی اعمال در وجود آنها بوده ، بگونه ایکه در مراحل بعدی ، خود نوبالغ به لزوم تکمیل آنها ، جهت تقویت بنیانهای معنوی و #زیباسازی روحانی خود ، پی برده و بی هیچ الزام و یا تکلفی ، به انجام کامل آنها اقدام نماید .
همانگونه که برای انجام یک ورزش و تقویت جسم ، از روشهای ابتدایی و با حداقل های کارشناسی شده شروع می شود و گام به گام ، توسعه میابد .
https://telegram.me/beshnofekrkon
آیت الله العظمی سیّد شرف الدّین جبل عاملى صاحب کتاب «المراجعات» مى گوید:
یکى از مسیحیان ثروتمند لبنان نزدم آمد و گفت: مى خواهم مسلمان شوم، وظیفه ام چیست؟
گفتم: #دو رکعت نماز صبح بخوان و #سه رکعت نماز مغرب.
گفت: مسلمانان هفده رکعت نماز مى خوانند!
گفتم: #مسلمانى آنها یک مقدار #قوى شده است، از این رو پیامبر اسلام براى تازه مسلمانان، بنابر نقل تواریخ، دو رکعت نماز صبح و سه رکعت نماز مغرب را دستور می دادند، اکنون که شما مسلمان شده اید، همین اعمال را انجام بدهید کافى است.
کم کم این شخص تازه مسلمان، قوى شد، و به مساجد مى رفت و مانند سایر مسلمانان، نمازهاى پنجگانه را به جا مى آورد.
تا اینکه ماه #رمضان فرارسید، ایشان سراسیمه نزد من آمد و گفت: آیا من هم باید روزه بگیرم؟
گفتم: خیر، روزه مربوط به #کهنه مسلمان ها است؛ مسلمانان صدر اسلام، پس از مدّت طولانى که از بعثت پیامبر گذشت؛ به روزه گرفتن مأمور شدند.
گفت: مى خواهم روزه بگیرم.
گفتم: هر اندازه که آمادگى دارى روزه بگیر.
همین روش باعث گردید که در سال دوّم، تمام ماه رمضان را روزه گرفت و اکنون او از مسلمانان نیرومند لبنان است و نماز شبش ترک نمى شود و مهمترین بودجه ها و کمبودهاى مالى جنوب لبنان را تأمین مى کند.
(مجله حوزه، شماره ۳۹، ص ۴۸ و ۴۹)
نو اندیشی فقهی
@foghaha
🙏 يادآوري : به نظر من ، رعایت #تدریج در وجوب تکالیف و یا حتی مقدار آنها برای #نوبالغین ، از مهمترین راهکار #ترغیب آنها و نشاندن اثر معنوی اعمال در وجود آنها بوده ، بگونه ایکه در مراحل بعدی ، خود نوبالغ به لزوم تکمیل آنها ، جهت تقویت بنیانهای معنوی و #زیباسازی روحانی خود ، پی برده و بی هیچ الزام و یا تکلفی ، به انجام کامل آنها اقدام نماید .
همانگونه که برای انجام یک ورزش و تقویت جسم ، از روشهای ابتدایی و با حداقل های کارشناسی شده شروع می شود و گام به گام ، توسعه میابد .
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
😳🍎من بر این باورم که در #عبادات هم باید #تجدید_نظرهایی بشود *
گفتو گو: مولود بهرامیان با استاد #محمد_مجتهد_شبستري
🍇1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم « #وجوب » را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم « #توصیه » را باید قرار داد.
مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید . این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است.
🌹#عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی- روحی روانی که به منظور #تعالی_روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد.
این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی بهدنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، #فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است .
«#خُلُق» شریف است نه #دولا راست شدن.
باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد.
اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد.
یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم.
توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و متزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
🍇2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم.
با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای #بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری.
همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات #توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🌹به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، ...، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید؛
امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به #قدر_مقدور این اعمال را بهجا آورید.
.... هر قدر که میتوانید #ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید.
به نظر من دستور از بالا ، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند.
🌹باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع #نفاق و #ریا شده است.
آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
🍇3- به نظر من #آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای #تکلیف کلامی و #فقهی نیست.
🌹واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی ،#تاریخ_پیدایش دارد.
هم اکنون کتابی در نظرم هست که رسالهی دکتری یک دانشمند خارجی است، در این کتاب بررسی شده که واژهی تکلیف در معنای رایج فعلی، چگونه در میان مسلمانان پیدا شده است.
البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آنرا کنار گذاشت.
توصیه میکنم علاقهمندان این بحث، #مقالهای را که اخیراً با عنوان «چگونه دوران علم اصول و اجتهاد فقهی سپری شده است» در اینترنت منتشر کردهام، بخوانند.
http://3danet.ir
🍇* احكام فقهي از دو مقوله اند – عبادي و غير عبادي
🍁#احكام_عبادي شامل عبادياتي از قبيل نماز و روزه و حج و ... مي شود و تکنیکهایی برای تعالی روحی هستند كه نوعا تاسيس شارعند .
🍁#احكام_غير_عبادي كه شامل معاملات و سياسيات و ... ( كلا احكام اجتماعي ) بوده و نوعا گزينش پيامبر از قوانين عصر نزول و امضاي آنها جهت اجرا بوده است و لذا مبتني بر عقل عرفي و در راستاي تحقق اخلاق و عدالت اجتماعي اند و به همين دليل تابع شرايط زمان و زمينه اجراي خود بوده و قابل تغييرند .
https://telegram.me/beshnofekrkon
🍇دو مطلب زير نيز قابل توجه است :
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
رعایت تدریج و مرحله ای در وجوب تکلیف نومسلمانان 🍁
https://telegram.me/beshnofekrkon/689
http://mahsan.rasekhoonblog.com
گفتو گو: مولود بهرامیان با استاد #محمد_مجتهد_شبستري
🍇1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم « #وجوب » را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم « #توصیه » را باید قرار داد.
مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید . این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است.
🌹#عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی- روحی روانی که به منظور #تعالی_روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد.
این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی بهدنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، #فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است .
«#خُلُق» شریف است نه #دولا راست شدن.
باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد.
اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد.
یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم.
توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و متزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
🍇2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم.
با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای #بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری.
همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات #توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🌹به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، ...، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید؛
امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به #قدر_مقدور این اعمال را بهجا آورید.
.... هر قدر که میتوانید #ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید.
به نظر من دستور از بالا ، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند.
🌹باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع #نفاق و #ریا شده است.
آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
🍇3- به نظر من #آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای #تکلیف کلامی و #فقهی نیست.
🌹واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی ،#تاریخ_پیدایش دارد.
هم اکنون کتابی در نظرم هست که رسالهی دکتری یک دانشمند خارجی است، در این کتاب بررسی شده که واژهی تکلیف در معنای رایج فعلی، چگونه در میان مسلمانان پیدا شده است.
البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آنرا کنار گذاشت.
توصیه میکنم علاقهمندان این بحث، #مقالهای را که اخیراً با عنوان «چگونه دوران علم اصول و اجتهاد فقهی سپری شده است» در اینترنت منتشر کردهام، بخوانند.
http://3danet.ir
🍇* احكام فقهي از دو مقوله اند – عبادي و غير عبادي
🍁#احكام_عبادي شامل عبادياتي از قبيل نماز و روزه و حج و ... مي شود و تکنیکهایی برای تعالی روحی هستند كه نوعا تاسيس شارعند .
🍁#احكام_غير_عبادي كه شامل معاملات و سياسيات و ... ( كلا احكام اجتماعي ) بوده و نوعا گزينش پيامبر از قوانين عصر نزول و امضاي آنها جهت اجرا بوده است و لذا مبتني بر عقل عرفي و در راستاي تحقق اخلاق و عدالت اجتماعي اند و به همين دليل تابع شرايط زمان و زمينه اجراي خود بوده و قابل تغييرند .
https://telegram.me/beshnofekrkon
🍇دو مطلب زير نيز قابل توجه است :
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
رعایت تدریج و مرحله ای در وجوب تکلیف نومسلمانان 🍁
https://telegram.me/beshnofekrkon/689
http://mahsan.rasekhoonblog.com
صدانت
صدانت | صدای اندیشه؛ فلسفه و علوم انسانی
صدانت مرجعی مستقل برای اندیشه به زبان فارسی است؛ آرشیوی از مقالات، درسگفتارها و گفتگوهای اندیشمندان کلاسیک و معاصر.
❤1👍1
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست - 1
وقتی که خداوند انسان را آفرید ، او را از برای خود #برگزید ،
آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند :
" يابن آدم ......... خلقتك لاجلي و انت تفرمني " 1
اي فرزند آدم ! ...... تو را براي خودم آفریدم، در حالي كه تو از من مي گريزي ؟
و این ، فقط به آن خاطر بود که #گنجینه عالی و گوهر گرانسنگ خدایی اش ، که از دیگر مخلوقات غیر انسانی مخفی مانده بود ، به عرفان و #کشف این انسان درآمده و آنگاه ، خداوند ، خود را در آئینه معرفت او بیند ،
آنجا که در حدیث قدسی دیگر می فرمایند :
" كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " 2
" من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم "
و این مهم ، میسر نخواهد شد ، جز آنکه ، انسان ، تنها به #عبادت_عاشقانه او جلوه گر شود ،
آنجا که می فرمایند :
" و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون " 3
" من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينکه عبادتم کنند ! "
و این عبادت ، مفهوم و #بروندادی جز متخلق و متصف شدن به #اخلاق_خداوندی ندارد ،
آنجا که در کلام رسول مکرم (ص) داریم :
" تخلقوا باخلاق الله " 4
" به اخلاق الهی متصف و به شاکله او درآیید . "
حال ، #سوال اینجاست که :
آیا #تخلق به اخلاق خداوندی و متصف شدن به اوصاف حضرتش و به شاکله او در آمدن ، از کدام منظر در #عبادت ، محقق می شود ؟
1⃣عبادت #تجارت_مابانه ؟
2⃣عبادت از #ترس و بیم؟
3⃣یا عبادت #آزاد از هر دو قید ؟
آنچه که از #سیره و صراحت کلام معصومین (س) و اولیا الهی ، فهمیده می شود ، آنها رابطه خود و خداوند را نه در یک #معامله می دیدند که پیوند شان بمعنای حضور در بر یاربود و رابطه شان در حد #عشق بازی ،
آنجا که امام #حسین(ع) به خداوند عرض می کند:
" اللهم اجعلنی اخشاک کانی اراک " 5
" خدایا مرا آن چنان به خشیت در مقابل بزرگیت متصف گردان که گویی تو را می بینم ."
و یا امام #علی (ع) می فرمایند :
" ما کنت اعبد ربا لم اره " 6
" من خدایی را که ندیدم ، نپرستیدم . "
و به همین دلیل است که وقتی به #عبادت انسانها می نگریستند ، آنها را از سه حالت فوق الذکر خارج نمی دیدند ،
آنجا که در کلام امام #علی (ع) داریم :
" ِانَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ- وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ- وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ " 7
" همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى #بهشت عبادت مى کنند که آن یک #معامله و تجارت خواهد بود .
و عدّه اى دیگر از روى #ترس ، خداوند را عبادت و ستایش مى کنند که همانند عبادت و اطاعت #نوکر از ارباب باشد .
و طائفه اى هم به عنوان #شکر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستایش مى نمایند; و این نوع ، عبادت #آزادگان است ."
حال #سوالی که همگان باید به جواب درست آن برسند و ما نیز قصد بازگفت آنرا داریم ، اینست که :
#ادامه_دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/1546
محمد صالحی
وقتی که خداوند انسان را آفرید ، او را از برای خود #برگزید ،
آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند :
" يابن آدم ......... خلقتك لاجلي و انت تفرمني " 1
اي فرزند آدم ! ...... تو را براي خودم آفریدم، در حالي كه تو از من مي گريزي ؟
و این ، فقط به آن خاطر بود که #گنجینه عالی و گوهر گرانسنگ خدایی اش ، که از دیگر مخلوقات غیر انسانی مخفی مانده بود ، به عرفان و #کشف این انسان درآمده و آنگاه ، خداوند ، خود را در آئینه معرفت او بیند ،
آنجا که در حدیث قدسی دیگر می فرمایند :
" كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " 2
" من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم "
و این مهم ، میسر نخواهد شد ، جز آنکه ، انسان ، تنها به #عبادت_عاشقانه او جلوه گر شود ،
آنجا که می فرمایند :
" و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون " 3
" من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينکه عبادتم کنند ! "
و این عبادت ، مفهوم و #بروندادی جز متخلق و متصف شدن به #اخلاق_خداوندی ندارد ،
آنجا که در کلام رسول مکرم (ص) داریم :
" تخلقوا باخلاق الله " 4
" به اخلاق الهی متصف و به شاکله او درآیید . "
حال ، #سوال اینجاست که :
آیا #تخلق به اخلاق خداوندی و متصف شدن به اوصاف حضرتش و به شاکله او در آمدن ، از کدام منظر در #عبادت ، محقق می شود ؟
1⃣عبادت #تجارت_مابانه ؟
2⃣عبادت از #ترس و بیم؟
3⃣یا عبادت #آزاد از هر دو قید ؟
آنچه که از #سیره و صراحت کلام معصومین (س) و اولیا الهی ، فهمیده می شود ، آنها رابطه خود و خداوند را نه در یک #معامله می دیدند که پیوند شان بمعنای حضور در بر یاربود و رابطه شان در حد #عشق بازی ،
آنجا که امام #حسین(ع) به خداوند عرض می کند:
" اللهم اجعلنی اخشاک کانی اراک " 5
" خدایا مرا آن چنان به خشیت در مقابل بزرگیت متصف گردان که گویی تو را می بینم ."
و یا امام #علی (ع) می فرمایند :
" ما کنت اعبد ربا لم اره " 6
" من خدایی را که ندیدم ، نپرستیدم . "
و به همین دلیل است که وقتی به #عبادت انسانها می نگریستند ، آنها را از سه حالت فوق الذکر خارج نمی دیدند ،
آنجا که در کلام امام #علی (ع) داریم :
" ِانَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ- وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ- وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ " 7
" همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى #بهشت عبادت مى کنند که آن یک #معامله و تجارت خواهد بود .
و عدّه اى دیگر از روى #ترس ، خداوند را عبادت و ستایش مى کنند که همانند عبادت و اطاعت #نوکر از ارباب باشد .
و طائفه اى هم به عنوان #شکر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستایش مى نمایند; و این نوع ، عبادت #آزادگان است ."
حال #سوالی که همگان باید به جواب درست آن برسند و ما نیز قصد بازگفت آنرا داریم ، اینست که :
#ادامه_دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/1546
محمد صالحی
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 2
حال #سوالی که همگان باید به جواب درست آن برسند و ما نیز قصد بازگفت آنرا داریم ، اینست که :
آیا در #اخلاق_خداوندی ، رفتار #معامله گرانه و یا #ترس از دست دادن چیزی هست که ما نیز باید چنان کنیم ؟
وقتی خداوند ، جهان خلقت…
حال #سوالی که همگان باید به جواب درست آن برسند و ما نیز قصد بازگفت آنرا داریم ، اینست که :
آیا در #اخلاق_خداوندی ، رفتار #معامله گرانه و یا #ترس از دست دادن چیزی هست که ما نیز باید چنان کنیم ؟
وقتی خداوند ، جهان خلقت…
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 2
حال #سوالی که همگان باید به جواب درست آن برسند و ما نیز قصد بازگفت آنرا داریم ، اینست که :
آیا در #اخلاق_خداوندی ، رفتار #معامله گرانه و یا #ترس از دست دادن چیزی هست که ما نیز باید چنان کنیم ؟
وقتی خداوند ، جهان خلقت را به تمام و کمال ، برای بنی آدم خلق کرده ، بدون هیچ #منت و یا انتظار ،
آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند :
" يابن آدم : خلقت الاشياء كلها لاجلك " 8
اي فرزند آدم ! همه چیز را از براي تو و بخاطر تو آفریدم .
و یا همه چیز را در #تسخیر او درآورده بدون #طلبی از او ،
آنجا که می فرمایند :
" ا لم تروا ان الله سخر لکم ما في السماوات و ما في الارض و اسبغ عليکم نعمه ظاهرة و باطنة" 9
" آيا نديديد خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخّر شما کرده، و نعمتهاى آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟! "
و یا وقتی که #رحمت عامش ، شامل همه کس از کافر و مسلم می شود ، بدون اخم و ناراحتی ،
آنجا که صدها بار فرموده است :
" هوالرحیم "
" و او بر همگان رحیم و مهربان است "
و یا #بندگانش را علیرغم تخلفاتشان ، به #بخشش ، بشارت می دهد ،
آنجا که می فرمایند :
" و ان ربک لذو مغفرة للناس على ظلمهم . " 10
" و پروردگار تو نسبت به مردم -با اينکه ظلم مىکنند- داراى مغفرت است؛ "
و ...
پس #متصف شدن به اوصاف حضرتش و جلوه حق شدن با تخلق به اخلاق الهی ، چگونه با امر #معامله گری با او جمع می شود ، وقتی که :
بسیار ما مسلمانها ، در اعمال خود ، دائم به امید #پاداش بهشت و لذات آن بسر می بریم و خدای را به فراموشی سپرده ایم .
هر عمل که قصد انجامش داریم ، و یا توصیه ای برای آن می کنیم ، اول و آخر کلاممان ، جمله " #ثواب_دارد " را بر زبان می آوریم ، و وقتی او را می خوانیم ، از او بهشت و #حورالعین می خواهیم نه خودش را ،
آنجا که در دعاهایمان عاجزانه می خوانیم :
" رَبّاهُ یا اَللهُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَافْعَلْ بِنا ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَ نَجِّنا مِنَ النّارِ بِعَفْوِکَ، وَ اَدْخِلْنَا الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ، وَ زَوِّجْنا مِنَ الْحُورِ الْعِینِ . " 11
" پروردگارا اى خدا درود فرست بر محمّد وآل محمّد و انجام ده درباره ما آنچه را تو شایسته آنى و ما را با عفو خود از آتش نجات ده و به رحمت خویش ما را داخل بهشت گردان و با جود خود ما را به حورالعین تزویج فرما "
** و یا بسیار دیگرمان ، نه در طلب بهشت ، که از #ترس عذاب و جهنم ، خلافی را انجام نمی دهیم ، بی آنکه بدانیم در محضر بزرگ و عزیزی بنام حضرت دوست قرار داریم و خلاف و حرام ، جایی در میدان جاذبه کبریائیش ندارد .
و از آنجا که انسان در انجام اعمال خود ، #نتیجه گراست و در معاملات خود ، بدنبال نتیجه و سود سریع و در دسترس می باشد ، باعث می شود که : این هر دو تلقی از محرکه اعمالمان ( #معامله با شراب و #حور بهشت و یا #ترس از شعله های سرکش عذاب جهنم ) ، بدلیل امکان سالیان سال زنده ماندنمان قبل از مرگ و زود نبودن دست یافتن به بهشت و یا افتادن در جهنم ، ما را به #خلافهایی می کشاند که ذره ای با هدف عبادت گونه خداوند از هستی همخوانی ندارد .
قسمت دوم 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1547
قسمت اول👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
محمد صالحی
حال #سوالی که همگان باید به جواب درست آن برسند و ما نیز قصد بازگفت آنرا داریم ، اینست که :
آیا در #اخلاق_خداوندی ، رفتار #معامله گرانه و یا #ترس از دست دادن چیزی هست که ما نیز باید چنان کنیم ؟
وقتی خداوند ، جهان خلقت را به تمام و کمال ، برای بنی آدم خلق کرده ، بدون هیچ #منت و یا انتظار ،
آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند :
" يابن آدم : خلقت الاشياء كلها لاجلك " 8
اي فرزند آدم ! همه چیز را از براي تو و بخاطر تو آفریدم .
و یا همه چیز را در #تسخیر او درآورده بدون #طلبی از او ،
آنجا که می فرمایند :
" ا لم تروا ان الله سخر لکم ما في السماوات و ما في الارض و اسبغ عليکم نعمه ظاهرة و باطنة" 9
" آيا نديديد خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخّر شما کرده، و نعمتهاى آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟! "
و یا وقتی که #رحمت عامش ، شامل همه کس از کافر و مسلم می شود ، بدون اخم و ناراحتی ،
آنجا که صدها بار فرموده است :
" هوالرحیم "
" و او بر همگان رحیم و مهربان است "
و یا #بندگانش را علیرغم تخلفاتشان ، به #بخشش ، بشارت می دهد ،
آنجا که می فرمایند :
" و ان ربک لذو مغفرة للناس على ظلمهم . " 10
" و پروردگار تو نسبت به مردم -با اينکه ظلم مىکنند- داراى مغفرت است؛ "
و ...
پس #متصف شدن به اوصاف حضرتش و جلوه حق شدن با تخلق به اخلاق الهی ، چگونه با امر #معامله گری با او جمع می شود ، وقتی که :
بسیار ما مسلمانها ، در اعمال خود ، دائم به امید #پاداش بهشت و لذات آن بسر می بریم و خدای را به فراموشی سپرده ایم .
هر عمل که قصد انجامش داریم ، و یا توصیه ای برای آن می کنیم ، اول و آخر کلاممان ، جمله " #ثواب_دارد " را بر زبان می آوریم ، و وقتی او را می خوانیم ، از او بهشت و #حورالعین می خواهیم نه خودش را ،
آنجا که در دعاهایمان عاجزانه می خوانیم :
" رَبّاهُ یا اَللهُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَافْعَلْ بِنا ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَ نَجِّنا مِنَ النّارِ بِعَفْوِکَ، وَ اَدْخِلْنَا الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ، وَ زَوِّجْنا مِنَ الْحُورِ الْعِینِ . " 11
" پروردگارا اى خدا درود فرست بر محمّد وآل محمّد و انجام ده درباره ما آنچه را تو شایسته آنى و ما را با عفو خود از آتش نجات ده و به رحمت خویش ما را داخل بهشت گردان و با جود خود ما را به حورالعین تزویج فرما "
** و یا بسیار دیگرمان ، نه در طلب بهشت ، که از #ترس عذاب و جهنم ، خلافی را انجام نمی دهیم ، بی آنکه بدانیم در محضر بزرگ و عزیزی بنام حضرت دوست قرار داریم و خلاف و حرام ، جایی در میدان جاذبه کبریائیش ندارد .
و از آنجا که انسان در انجام اعمال خود ، #نتیجه گراست و در معاملات خود ، بدنبال نتیجه و سود سریع و در دسترس می باشد ، باعث می شود که : این هر دو تلقی از محرکه اعمالمان ( #معامله با شراب و #حور بهشت و یا #ترس از شعله های سرکش عذاب جهنم ) ، بدلیل امکان سالیان سال زنده ماندنمان قبل از مرگ و زود نبودن دست یافتن به بهشت و یا افتادن در جهنم ، ما را به #خلافهایی می کشاند که ذره ای با هدف عبادت گونه خداوند از هستی همخوانی ندارد .
قسمت دوم 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1547
قسمت اول👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
محمد صالحی
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 3
اگر به #نماز می ایستیم ، فقط به ظاهر چند #رکعت نشست و برخاست اکتفا می کنیم ، چرا که شنیده ایم ، نحوه نشست و برخاست تکلیف گونه مان در نماز ، چگونه جبران شک کردن ، کجا بلند و آهسته خواندن و... بطلان و صحت نماز را معلوم می…
اگر به #نماز می ایستیم ، فقط به ظاهر چند #رکعت نشست و برخاست اکتفا می کنیم ، چرا که شنیده ایم ، نحوه نشست و برخاست تکلیف گونه مان در نماز ، چگونه جبران شک کردن ، کجا بلند و آهسته خواندن و... بطلان و صحت نماز را معلوم می…
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 3
اگر به #نماز می ایستیم ، فقط به ظاهر چند #رکعت نشست و برخاست اکتفا می کنیم ، چرا که شنیده ایم ، نحوه نشست و برخاست تکلیف گونه مان در نماز ، چگونه جبران شک کردن ، کجا بلند و آهسته خواندن و... بطلان و صحت نماز را معلوم می کند .
و این در حالیست که خداوند ، در نماز ، #توجه ما را می خواهد و #هشیاری را ، چرا که هر چه هست ، کلام گویی با حضرت اوست و این با بیقراری دنیوی و یا نعشه جسمانی ، سازگاری ندارد ،
آنجا که می فرمایند :
" يا ايها الذين امنوا لا تقربوا الصلاة و انتم سکارى حتى تعلموا ما تقولون . " 12
" اى کسانى که ايمان آوردهايد! در حال مستى به نماز نزديک نشويد، تا بدانيد چه مىگوييد! "
او ، #نماز را نمی خواهد ، مگر با #هشیاری و توجه ، و الا حفظ #ظاهر آن ، ارزشی جز انجام یک تکلیف نداشته و نه تنها جلوه ای از عشق بهمراه ندارد که اخطار و #توبیخ خداوند را نیز یدک خواهد کشید ،
آنجا که می گوید :
" فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون الذين هميراؤن و يمنعون الماعون . " 13
" پس واى بر نمازگزارانى که... در نماز خود سهلانگارى مىکنند، همان کسانى که ريا مىکنند، و ديگران را از وسايل ضرورى زندگى منع مىنمايند! "
و اگر به #روزه می پردازیم ، فقط هم و غممان آنست که چیزی نخوریم و یا عمل لذت گونه ای انجام ندهیم ، چرا که هر چه شنیده ایم ، #ثواب تشنگی در آفتاب بمنزله جهاد در راه خدا و یا .. بوده است و یا خوابمان هم با ارزش .
و یا وقتی قصد #حج می کنیم ، باید اموالمان را به محاسبه بگذاریم تا #خمس آنرا بگیرند و حلال شود ، حال در رفتارهای فردی و اجتماعی خود از چه کسی باید #حلالیت بطلبیم و کجا جبران چه چیز را بنماییم و کدام قهر را باید به آشتی مبدل کنیم ، و یا #دستگیری کدام نیازمند را باید انجام دهیم و ... دیگر مهم نیست ، چرا که با پرداخت سهم #خمس ، سفرت مجاز می شود و حجت #مقبول .
و یا آنگاه که به تکلیف #امر بمعروف و نهی از منکر می پردازیم ، جز #خشونت و نادانی ، به چیز دیگری فکر نمی کنیم ، و این در حالیست که ، خودمان غرق در #ریا و تظاهر بوده و از انجام مثلا وظیفه مان ، هم #کرامت انسانی را زیر سوال برده ایم و هم نفرت عمومی را به ارمغان آورده ایم .
و هم چنین دیگر اعمال عبادی #فروع دین ، که انتقال و تعلیم آنها از منظر #فقهی ، همگی از دو چهره #تجارت مابانه منتج به بهشت و یا از #ترس و بیم از جهنم برخوردار بوده و جایی برای #عبادت عاشقانه خداوند نگذاشته اند .
و اینها همه منتج به آن شده اند که #جامعه اسلامی ما که متشکل از فرد فرد ما مسلمانهاست ، علیرغم انجام همه آن #عبادات ، غرق در #رذایل اخلاقی دروغ ، ریا ، رشوه ، ربا ، توهین و غیبت ، تهمت ، خودخواهی و تکبر ، خشونت ، تجاوز به حقوق دیگران و ... بوده ، آنچنان که #زشت ترین چهره ها را از معصومین به دنیا عرضه کرده ایم ، بگونه ایکه مصداق فریاد امام #صادق شده ایم ،
آنجا که می فرماید :
" معاشر الشيعه كونوا لنا زينا و لا تكونوا علينا شينا قولوا للناس حسنا احفظوا السنتك . " 14
" اى گروه شيعه! براى ما زينت باشيد نه ننگ و عار، با مردم خوش گفتار بوده و از سخنان بيهوده و زشت برحذر باشيد . "
و این یعنی ، نه تنها #آئینه تجلی اخلاق خداوندی نشده ایم ، که نمایشگر بسیار کریه و #زشتی از حضرات معصومین گشته ایم .
و خود به #قضاوت بنشینیم ، آیا هدف خداوند را از خلقت ما ، که به آن مباهات کرده است ، به انجام رسانده ایم .؟
آنجا که می فرماید :
" فتبارک الله احسن الخالقين . " 15
" پس مبارک باد بر خدایی که نیکوترین خلق را آفرید . "
ادامه دارد :👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1548
قسمت اول 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
محمد صالحی
اگر به #نماز می ایستیم ، فقط به ظاهر چند #رکعت نشست و برخاست اکتفا می کنیم ، چرا که شنیده ایم ، نحوه نشست و برخاست تکلیف گونه مان در نماز ، چگونه جبران شک کردن ، کجا بلند و آهسته خواندن و... بطلان و صحت نماز را معلوم می کند .
و این در حالیست که خداوند ، در نماز ، #توجه ما را می خواهد و #هشیاری را ، چرا که هر چه هست ، کلام گویی با حضرت اوست و این با بیقراری دنیوی و یا نعشه جسمانی ، سازگاری ندارد ،
آنجا که می فرمایند :
" يا ايها الذين امنوا لا تقربوا الصلاة و انتم سکارى حتى تعلموا ما تقولون . " 12
" اى کسانى که ايمان آوردهايد! در حال مستى به نماز نزديک نشويد، تا بدانيد چه مىگوييد! "
او ، #نماز را نمی خواهد ، مگر با #هشیاری و توجه ، و الا حفظ #ظاهر آن ، ارزشی جز انجام یک تکلیف نداشته و نه تنها جلوه ای از عشق بهمراه ندارد که اخطار و #توبیخ خداوند را نیز یدک خواهد کشید ،
آنجا که می گوید :
" فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون الذين هميراؤن و يمنعون الماعون . " 13
" پس واى بر نمازگزارانى که... در نماز خود سهلانگارى مىکنند، همان کسانى که ريا مىکنند، و ديگران را از وسايل ضرورى زندگى منع مىنمايند! "
و اگر به #روزه می پردازیم ، فقط هم و غممان آنست که چیزی نخوریم و یا عمل لذت گونه ای انجام ندهیم ، چرا که هر چه شنیده ایم ، #ثواب تشنگی در آفتاب بمنزله جهاد در راه خدا و یا .. بوده است و یا خوابمان هم با ارزش .
و یا وقتی قصد #حج می کنیم ، باید اموالمان را به محاسبه بگذاریم تا #خمس آنرا بگیرند و حلال شود ، حال در رفتارهای فردی و اجتماعی خود از چه کسی باید #حلالیت بطلبیم و کجا جبران چه چیز را بنماییم و کدام قهر را باید به آشتی مبدل کنیم ، و یا #دستگیری کدام نیازمند را باید انجام دهیم و ... دیگر مهم نیست ، چرا که با پرداخت سهم #خمس ، سفرت مجاز می شود و حجت #مقبول .
و یا آنگاه که به تکلیف #امر بمعروف و نهی از منکر می پردازیم ، جز #خشونت و نادانی ، به چیز دیگری فکر نمی کنیم ، و این در حالیست که ، خودمان غرق در #ریا و تظاهر بوده و از انجام مثلا وظیفه مان ، هم #کرامت انسانی را زیر سوال برده ایم و هم نفرت عمومی را به ارمغان آورده ایم .
و هم چنین دیگر اعمال عبادی #فروع دین ، که انتقال و تعلیم آنها از منظر #فقهی ، همگی از دو چهره #تجارت مابانه منتج به بهشت و یا از #ترس و بیم از جهنم برخوردار بوده و جایی برای #عبادت عاشقانه خداوند نگذاشته اند .
و اینها همه منتج به آن شده اند که #جامعه اسلامی ما که متشکل از فرد فرد ما مسلمانهاست ، علیرغم انجام همه آن #عبادات ، غرق در #رذایل اخلاقی دروغ ، ریا ، رشوه ، ربا ، توهین و غیبت ، تهمت ، خودخواهی و تکبر ، خشونت ، تجاوز به حقوق دیگران و ... بوده ، آنچنان که #زشت ترین چهره ها را از معصومین به دنیا عرضه کرده ایم ، بگونه ایکه مصداق فریاد امام #صادق شده ایم ،
آنجا که می فرماید :
" معاشر الشيعه كونوا لنا زينا و لا تكونوا علينا شينا قولوا للناس حسنا احفظوا السنتك . " 14
" اى گروه شيعه! براى ما زينت باشيد نه ننگ و عار، با مردم خوش گفتار بوده و از سخنان بيهوده و زشت برحذر باشيد . "
و این یعنی ، نه تنها #آئینه تجلی اخلاق خداوندی نشده ایم ، که نمایشگر بسیار کریه و #زشتی از حضرات معصومین گشته ایم .
و خود به #قضاوت بنشینیم ، آیا هدف خداوند را از خلقت ما ، که به آن مباهات کرده است ، به انجام رسانده ایم .؟
آنجا که می فرماید :
" فتبارک الله احسن الخالقين . " 15
" پس مبارک باد بر خدایی که نیکوترین خلق را آفرید . "
ادامه دارد :👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1548
قسمت اول 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
محمد صالحی
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 4
هر چند اگر هم #معامله می کنیم ، باید بدانیم #خریدار کسی است که همه چیز را شاهد است و ترازوی قضاوت هم بدست اوست ،
آنجا که در کلام امام علی (ع) داریم :
" فان الشاهد هو الحاکم " 16
" پس همان کس که شاهد اعمالست ، خود نیز به داوری خواهد…
هر چند اگر هم #معامله می کنیم ، باید بدانیم #خریدار کسی است که همه چیز را شاهد است و ترازوی قضاوت هم بدست اوست ،
آنجا که در کلام امام علی (ع) داریم :
" فان الشاهد هو الحاکم " 16
" پس همان کس که شاهد اعمالست ، خود نیز به داوری خواهد…
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 4
هر چند اگر هم #معامله می کنیم ، باید بدانیم #خریدار کسی است که همه چیز را شاهد است و ترازوی قضاوت هم بدست اوست ،
آنجا که در کلام امام علی (ع) داریم :
" فان الشاهد هو الحاکم " 16
" پس همان کس که شاهد اعمالست ، خود نیز به داوری خواهد بود . "
پس بیائیم و اگر معامله ای هم می کنیم در آن #خیانت نکرده وکم فروشی نکنیم که ،
خداوند می فرماید :
" ويل للمطففين . " 17
" وای بر کم فروشان "
جز آنکه یاد بگیریم ، فقط #عبادت عاشقانه که عبادت احرار وآزادگان از قید و بند بهشت و جهنم است ، ما را به سر منزل مقصود می رساند و لایق #بهشت خداوندی که همنشین آن خود خداوند می باشد و #رضوان بنده و معبود ، نه باغ انگور و حور وشراب .
آنجا که می فرماید :
" یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی –" 18
" تو اى روح آراميافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
چرا که در #عشق ، نه #معامله با معشوق جایی دارد ، که از او در و دیوار و باغ و بوریای او را بخواهد و نه #ترس از اخم و عذاب معشوق .
که در #عشق ، هر چه هست ، #معاشقه است و همبازی و همراهی است .
آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند :
" یا داود بلغ اهل الارض انی حبیب من احبنی و جلیس من جالسنی و مونس لمن انس بذکری و صاحب لمن صاحبنی ومختار لمن اختارنی و مطیع لمن اطاعنی و ما احبنی احد من خلقی عرفت ذلک من قلبه الا احببته حبا لایتقدمه احد من خلقی . من طلبنی بالحق وجدنی و من طلبه غیری لم یجدنی .فارفضوا یا اهل الارض ما انتم علیه من غرورها و هلموا الیکرامتی و مصاحبتی و مجالستی و مؤانستی و آنسوا بی أو انسکم و اسارع الی محبتکم؛19 "
" خداوند به حضرت داود می فرماید: ای داود من دوست کسی هستم که مرا دوست بدارد، همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند، مونس کسی هستم که با ذکر من مأنوس باشد،همراه کسی هستم که با من همراهی کند، برگزیده کسی هستم که مرا برگزیند، مطیع کسی هستم که از من اطاعت کند و دوست نمی دارد مرا هیچ کس از بندگانم که من این دوستی رااز قلب او بدانم ، مگر این که او را دوست می دارم دوست داشتنی که هیچ کس از خلق من قبلا او را دوست نداشته .
هر کس به راستی مرا طلب کند خواهد یافت و هر کس غیر مراجستجو کند مرا نخواهد یافت .
پس ای اهل زمین دور بیندازیداز خودتان آنچه را بر آن هستید از غرور دنیایی و بشتابید به سوی کرامت من و همراهی و همنشینی و انس با من و با منمأنوس شوید تا با شما انس بگیرم و بشتابم به سوی محبت شما "
دیگر کسی #نماز به جماعت نمی خواند تا ثواب 70 سال نماز فرادی را طلبکار شود .
دیگر کسی به #زیارت نمی رود تا ثواب حج را به طلب بستاند .
دیگر کسی #حج نمی کند تا ثواب بهشت را طلب کند و نام حاجی را ( به ریا ) از مردمان طلبکار شود .
دیگر کسی #روزه نمی گیرد تا ثواب جهاد را طلبکار شود .
و ...
چرا که می داند ، #دین ، جز #محبت و عشق بین بنده و معبود و جلوه آن بین مردمان نیست ،
#ادامه دارد :
👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1549
محمد صالحی
قسمت اول 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
هر چند اگر هم #معامله می کنیم ، باید بدانیم #خریدار کسی است که همه چیز را شاهد است و ترازوی قضاوت هم بدست اوست ،
آنجا که در کلام امام علی (ع) داریم :
" فان الشاهد هو الحاکم " 16
" پس همان کس که شاهد اعمالست ، خود نیز به داوری خواهد بود . "
پس بیائیم و اگر معامله ای هم می کنیم در آن #خیانت نکرده وکم فروشی نکنیم که ،
خداوند می فرماید :
" ويل للمطففين . " 17
" وای بر کم فروشان "
جز آنکه یاد بگیریم ، فقط #عبادت عاشقانه که عبادت احرار وآزادگان از قید و بند بهشت و جهنم است ، ما را به سر منزل مقصود می رساند و لایق #بهشت خداوندی که همنشین آن خود خداوند می باشد و #رضوان بنده و معبود ، نه باغ انگور و حور وشراب .
آنجا که می فرماید :
" یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی –" 18
" تو اى روح آراميافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
چرا که در #عشق ، نه #معامله با معشوق جایی دارد ، که از او در و دیوار و باغ و بوریای او را بخواهد و نه #ترس از اخم و عذاب معشوق .
که در #عشق ، هر چه هست ، #معاشقه است و همبازی و همراهی است .
آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند :
" یا داود بلغ اهل الارض انی حبیب من احبنی و جلیس من جالسنی و مونس لمن انس بذکری و صاحب لمن صاحبنی ومختار لمن اختارنی و مطیع لمن اطاعنی و ما احبنی احد من خلقی عرفت ذلک من قلبه الا احببته حبا لایتقدمه احد من خلقی . من طلبنی بالحق وجدنی و من طلبه غیری لم یجدنی .فارفضوا یا اهل الارض ما انتم علیه من غرورها و هلموا الیکرامتی و مصاحبتی و مجالستی و مؤانستی و آنسوا بی أو انسکم و اسارع الی محبتکم؛19 "
" خداوند به حضرت داود می فرماید: ای داود من دوست کسی هستم که مرا دوست بدارد، همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند، مونس کسی هستم که با ذکر من مأنوس باشد،همراه کسی هستم که با من همراهی کند، برگزیده کسی هستم که مرا برگزیند، مطیع کسی هستم که از من اطاعت کند و دوست نمی دارد مرا هیچ کس از بندگانم که من این دوستی رااز قلب او بدانم ، مگر این که او را دوست می دارم دوست داشتنی که هیچ کس از خلق من قبلا او را دوست نداشته .
هر کس به راستی مرا طلب کند خواهد یافت و هر کس غیر مراجستجو کند مرا نخواهد یافت .
پس ای اهل زمین دور بیندازیداز خودتان آنچه را بر آن هستید از غرور دنیایی و بشتابید به سوی کرامت من و همراهی و همنشینی و انس با من و با منمأنوس شوید تا با شما انس بگیرم و بشتابم به سوی محبت شما "
دیگر کسی #نماز به جماعت نمی خواند تا ثواب 70 سال نماز فرادی را طلبکار شود .
دیگر کسی به #زیارت نمی رود تا ثواب حج را به طلب بستاند .
دیگر کسی #حج نمی کند تا ثواب بهشت را طلب کند و نام حاجی را ( به ریا ) از مردمان طلبکار شود .
دیگر کسی #روزه نمی گیرد تا ثواب جهاد را طلبکار شود .
و ...
چرا که می داند ، #دین ، جز #محبت و عشق بین بنده و معبود و جلوه آن بین مردمان نیست ،
#ادامه دارد :
👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1549
محمد صالحی
قسمت اول 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 5
چرا که می داند ، #دین ، جز #محبت و عشق بین بنده و معبود و جلوه آن بین مردمان نیست ،
آنجا که امام صادق (ع) می فرماید :
" هَلِ الدّینُ اِلّا الحُبُّ . " 20
" آیا دین غیر از دوستی و محبت است؟ "
و نیز می داند ، برای تخلق…
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 5
چرا که می داند ، #دین ، جز #محبت و عشق بین بنده و معبود و جلوه آن بین مردمان نیست ،
آنجا که امام صادق (ع) می فرماید :
" هَلِ الدّینُ اِلّا الحُبُّ . " 20
" آیا دین غیر از دوستی و محبت است؟ "
و نیز می داند ، برای تخلق به #اخلاق الهی ، باید هر آنچه #نفس اماره می خواهد و به غیر خدا می خواند ، همه را به #فنا بسپارد و آرام آرام وجود خود را به شکل رحیم و علیم و حکیم و غفور و کریم و شاکر و محب و ... آذین کند و آنگاه در جوار حضرتحق در بارگاه ملکوتیش ، به بقا و جاودانگی برسد ،
آنجا که می فرماید :
" في مقعد صدق عند مليک مقتدر . " 21
" در جايگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر! "
و این مهم میسر نخواهد شد ، جز آنکه بر نفس اماره و اعمال خود #مراقبه کند و لحظه لحظه های خود را به یاد حضرتش ، به عبادات بسپارد ، چه آنجا که #حلاوت گفتمان با خدایش را در #نماز می چشد و چه آنجا که لذت نه گفتن به خواهشهای نفسانی در سختی #روزه را با وجود خود عجین می کند و چه آنجا که شوق دیدار حضرتش او را به صحنه دفاع از مظلوم در جهادمی کشاند و یا ...
و این همه که گفته شد ، فقط مسئولیت #راهبران دینی را بلندتر می کند ، چرا که دیگر ، نه آن زمانست که مردمان را با #وعده های بهشت و حوری و ثواب های جانبی خداوندی ، آنهم معامله گرانه ، به انجام عبادات رساله ای فراخوانیم ،
بلکه به یاد آوریمکه این #احکام و عبادات ، برای #مراقبه نفس و تزکیه آن بوده ، تازمینه شکل گیری #اخلاق خداوندی در وجود ما انسانها فراهم شده و آنگاه ، #عبادت ، عبادت عاشقانه خداوند خواهد شد .
از طرف دیگر ، ما نیز باید بفهمیم ، در این دنیا ی زمینی ، نیامده ایم تا #بهشت آخرت را معامله کنیم ، بلکه خداوند ما را برای جلوه گری خود ، خلق کرده و زندگی چندساله دنیای زمینی را بستر شکل گیری آن جلوه گری قرار داده است ،
آنجا که در کلام زیبای امام علی (ع) داریم :
" ان الدنيا دار صدق لمن صدقها- و دار عافية لمن فهم عنها- و دار غنى لمن تزود منها- و دار موعظة لمن اتعظ بها- مسجداحباء الله و مصلى ملائکة الله- و مهبط وحي الله و متجراولياء الله- اکتسبوا فيها الرحمة و ربحوا فيها الجنة . " 22
" همانا دنيا سراى راستى براى راست گويان، و خانه تندرستىبراى دنيا شناسان، و خانه بىنيازى براى توشهگيران، و خانه پند، براى پندآموزان است. دنيا سجدهگاه دوستان خدا، نمازگاهفرشتگان الهى، فرودگاه وحى خدا، و جايگاه تجارت دوستان خداست، که در آن رحمت خدا را به دست آوردند، و بهشت را سود بردند. "
پس بیائیم ، فقط به #رضایت_حق که منجر به رضایت باطنی خودمان خواهد شد ، و نهایتا دخول در جنت خداوند وهمنشینی با او ، بیندیشیم ، و #اعمالمان نه برای دیگرانی از جنس خودمان و نه برای باغهای بهشتی که تمام دارائیش ، شراب و حور است و خدا نیست ، تباه نکنیم .
#ادامه دارد :👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1550
محمد صالحی
قسمت اول 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 6
آنجا که در #ظریفه ای از حضرت عارف بالله کل احمد آقا شنیده ایم که می گفت :
" من یک زمانی یکی از #زهاد را در خواب دیدم که در بهشت ، سلطنتی برای خودش داشت و از همه نعمات بهشتی برخوردار بود ،
اما در عین حال ، خیلی ناراحت و…
❤1
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 6
آنجا که در #ظریفه ای از حضرت عارف بالله کل احمد آقا شنیده ایم که می گفت :
" من یک زمانی یکی از #زهاد را در خواب دیدم که در بهشت ، سلطنتی برای خودش داشت و از همه نعمات بهشتی برخوردار بود ،
اما در عین حال ، خیلی ناراحت و افسرده به نظر می رسید .
نزدیک او رفته و از احوال و اوضاع وی سوال کردم و گفتم : چرا در میان این همه نعمات بهشتی افسرده و دلگیری ؟
او سری تکان داد و گفت :
فلانی ! من در اینجا #همه چیز دارم ، ولی افسوس که #خدا را ندارم ! چون من در دنیا در گروه کسانی بودم که همه اعمالشان را تنها برای #ثواب و پاداش انجام می دهند ، و به همین خاطر ، در اینجا نیز به من آنچه را که می خواستم دادند و نتیجه اش هم این شد ، ولی الان خوب که نگاه می کنم ، می بینم فر یب خورده ام و اصل کاری را از دست داده ام . " 23
و اگر اینگونه عمل کردیم ، آنچه در آخرت ، عایدمان خواهد شد ، فقط #حسرت است و حسرت ، که بهشت و شراب و حور داریم ، اما آنچه نداریم ، خداوند است و همنشینی با او در بهشت خداوندیش ، و التماس که به دنیای زمینی برگردیم و راه بدرستی بپیمائیم ،
آنجا که می فرماید :
" حتى اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صالحا فيما ترکت . " 24
"
(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مىدهند) تا زمانى که مرگ يکى از آنان فرارسد، مىگويد: «پروردگار من! مرابازگردانيد! شايد در آنچه ترک کردم (و کوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم! "
اما رفع یک #ابهام :
#آیات و روایاتی که احکام و اعمال را از منظر #ثواب بهشت وترس از جهنم به مخاطب القا می کنند ، چه می شوند ؟
#پاسخ :
اولا : #آیات_احکام و عبادات قرآن کمتر از 10% آیات آن می باشد و نوعا دستور به انجام و یا نحوه آنهاست ، اما عمده #تکیه قرآن ، مبانی #خداشناسی ، جهان بینی الهی و سوق انسان بسوی #جایگاه حقیقی اش از مسیر تخلق به اخلاقیات و فضایل می باشد .
و اگر در سطح ثواب و عقاب نیز سخنهایی دارد ، در بیان #نتیجه اعمال انسان است و به مخاطبینی می اندیشد که در #ابتدای راه بوده و از اعراب بادیه نشینی هستند که به شوق رسیدن به #لذاتی که هرگز نداشته اند ، در عوض کارهایی که می کنند ، مسلمان شده اند ،
آنجا که می فرماید :
" قالت الاعراب امنا قل لم تؤمنوا و لکن قولوا اسلمنا و لما يدخل الايمان في قلوبکم و ان تطيعوا الله و رسوله لا يلتکم من اعمالکم شيئا ان الله غفور رحيم ." 25
" عربهاى باديهنشين گفتند: «ايمان آوردهايم» بگو: «شما ايمان نياوردهايد، ولى بگوييد اسلام آوردهايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنيد، چيزى از پاداش کارهاى شما را فروگذار نمىکند، خداوند، آمرزنده مهربان است.» "
#ادامه دارد :👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1551
محمد صالحی
قسمت اول 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 7
اما وقتی سخن خداوند با #مومنان حقیقی است ،
تنها از #کرامت انسانی سخن می گوید ،
آنجا که می فرماید :
" و لقد کرمنا بني ادم . " 26
" و محققا که بنی آدم در تکریم خداوند است "
و دنیا را محل #رشد و تعالی و خداگونه شدن او…
اما وقتی سخن خداوند با #مومنان حقیقی است ،
تنها از #کرامت انسانی سخن می گوید ،
آنجا که می فرماید :
" و لقد کرمنا بني ادم . " 26
" و محققا که بنی آدم در تکریم خداوند است "
و دنیا را محل #رشد و تعالی و خداگونه شدن او…
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 7
اما وقتی سخن خداوند با #مومنان حقیقی است ،
تنها از #کرامت انسانی سخن می گوید ،
آنجا که می فرماید :
" و لقد کرمنا بني ادم . " 26
" و محققا که بنی آدم در تکریم خداوند است "
و دنیا را محل #رشد و تعالی و خداگونه شدن او می داند ،
آنجا که حضرتش در حديث #قدسي می فرمایند :
" عبدى اطعنى اجعلك مثلى ؛ انا حىّ لا اموت اجعلك حىّ لا تموت ؛ انا غنى لا افتقر اجعلك غنياً لا تفتقر ؛ أنا مهما أشاء يكون اجعلك مهما تشاء يكون " 27
" بنده من ، مرا اطاعت كن تا تو را مانند خود سازم . من زنده اى هستم كه مرگ ندارم ، پس به تو نيز حياتى جاودانه مى دهم . من بى نيازى هستم كه فقر ندارم ، تو را چنان غنا بخشم كه محتاج نگردى . من هر چه اراده كنم هستى مى يابد ، تو را مقامى مى دهم كه هر چه اراده كنى پديد آيد . "
و #مقصد را بارگاه ملکوتی خود معرفی می کند ،
آنجا که می فرماید :
" في مقعد صدق عند مليک مقتدر . " 28
" در جايگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر! "
و #همنشینی با خود را اوج لذتی می خواند که انسان می یابد ،
آنجا که می فرماید :
" یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی –" 29
" تو اى روح آراميافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
و همه اینها ، نتیجه شدت #محبت و عشق به خدا ست ،
آنجا که می فرماید :
" و الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّهِ . " 30
" کسانی که ایمان آورده اند، در دوستی و محبت خدا سخت تر و شیداترند . "
و #عشق نه با #ترس می سازد و نه به امید #ثواب معامله .
بلکه هرچه هست #لذت است و شور و شیدایی ،
آنجا که می فرماید :
" انما المؤمنون الذين اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم اياته زادتهم ايمانا و على ربهم يتوکلون ." 31
" مؤمنان، تنها کسانى هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان به وجد و شور آید؛ و هنگامى که آيات او بر آنها خوانده مىشود، ايمانشان فزونتر مىگردد؛ و تنها بر پروردگارشان توکل دارند. "
ادامه دارد :👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1552
محمد صالحی
قسمت اول👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
اما وقتی سخن خداوند با #مومنان حقیقی است ،
تنها از #کرامت انسانی سخن می گوید ،
آنجا که می فرماید :
" و لقد کرمنا بني ادم . " 26
" و محققا که بنی آدم در تکریم خداوند است "
و دنیا را محل #رشد و تعالی و خداگونه شدن او می داند ،
آنجا که حضرتش در حديث #قدسي می فرمایند :
" عبدى اطعنى اجعلك مثلى ؛ انا حىّ لا اموت اجعلك حىّ لا تموت ؛ انا غنى لا افتقر اجعلك غنياً لا تفتقر ؛ أنا مهما أشاء يكون اجعلك مهما تشاء يكون " 27
" بنده من ، مرا اطاعت كن تا تو را مانند خود سازم . من زنده اى هستم كه مرگ ندارم ، پس به تو نيز حياتى جاودانه مى دهم . من بى نيازى هستم كه فقر ندارم ، تو را چنان غنا بخشم كه محتاج نگردى . من هر چه اراده كنم هستى مى يابد ، تو را مقامى مى دهم كه هر چه اراده كنى پديد آيد . "
و #مقصد را بارگاه ملکوتی خود معرفی می کند ،
آنجا که می فرماید :
" في مقعد صدق عند مليک مقتدر . " 28
" در جايگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر! "
و #همنشینی با خود را اوج لذتی می خواند که انسان می یابد ،
آنجا که می فرماید :
" یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی –" 29
" تو اى روح آراميافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
و همه اینها ، نتیجه شدت #محبت و عشق به خدا ست ،
آنجا که می فرماید :
" و الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّهِ . " 30
" کسانی که ایمان آورده اند، در دوستی و محبت خدا سخت تر و شیداترند . "
و #عشق نه با #ترس می سازد و نه به امید #ثواب معامله .
بلکه هرچه هست #لذت است و شور و شیدایی ،
آنجا که می فرماید :
" انما المؤمنون الذين اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم اياته زادتهم ايمانا و على ربهم يتوکلون ." 31
" مؤمنان، تنها کسانى هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان به وجد و شور آید؛ و هنگامى که آيات او بر آنها خوانده مىشود، ايمانشان فزونتر مىگردد؛ و تنها بر پروردگارشان توکل دارند. "
ادامه دارد :👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1552
محمد صالحی
قسمت اول👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 8
ثانیا : وقتی که انسان #عصر_ظهور اسلام ، در سرزمینی زندگی می کرد که حتی در امور #بهداشتی اولیه اش ، حضرات معصومین (س) برای ترغیب آنها ، مجبور به استفاده از عبارات #مستحب و مکروه و شیطانی بودن و .. بوده اند ،
آنجا که…
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 8
ثانیا : وقتی که انسان #عصر_ظهور اسلام ، در سرزمینی زندگی می کرد که حتی در امور #بهداشتی اولیه اش ، حضرات معصومین (س) برای ترغیب آنها ، مجبور به استفاده از عبارات #مستحب و مکروه و شیطانی بودن و .. بوده اند ،
آنجا که امام علی (ع)می فرمایند :
" الشيطان مولع بالغمر، و اذا اوى احدكم الى فراشه ، فليغسل يديه من ريح الغمر " 32
"
#شيطان علاقه زيادى به بوى چربى (غذا) دارد، پس هرگاه يكى از شما خواست به بستر خواب برود بايد، دستانش را از مانده چربى غذا بشويد ."
آیا در امور #عبادات واجب چه می توانستند بگویند ؟
هرچند خیل عظیم #روایات و ادعیه از معصومین (س) در دست داریم که وقتی با #خواص و نخبگان جامعه صحبت می کنند ، دیگر هر چه هست ، سخن از #عشق الهی است و جذبه و شور ویگانگی با معبود ،
آنجا که امام علی (ع) در دعای #کمیل چنین مناجات می کنند :
" َاللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَ کُلَّ خَطِيئَةٍ أَخْطَأْتُهَا . اللَّهُمَّ إِنِّيأَتَقَرَّبُ إِلَيْکَ بِذِکْرِکَ وَ أَسْتَشْفِعُ بِکَ إِلَى نَفْسِکَ وَ أَسْأَلُکَ بِجُودِکَأَنْ تُدْنِيَنِي مِنْ قُرْبِکَ وَ أَنْ تُوزِعَنِي شُکْرَکَ وَ أَنْ تُلْهِمَنِي ذِکْرَکَ .... إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُکَ .... إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ رَبِّي أَ تُرَاکَ مُعَذِّبِيبِنَارِکَ بَعْدَ تَوْحِيدِکَ وَ بَعْدَ مَا انْطَوَى عَلَيْهِ قَلْبِي مِنْ مَعْرِفَتِکَ وَ لَهِجَ بِهِ لِسَانِي مِنْ ذِکْرِکَ وَ اعْتَقَدَهُ ضَمِيرِي مِنْ حُبِّکَ وَ بَعْدَ صِدْقِاعْتِرَافِي وَ دُعَائِي خَاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِکَ هَيْهَات َ أَنْتَ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ أَوْ تُبَعِّدَ مَنْ أَدْنَيْتَهُ أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَيْتَهُ أَوْ تُسَلِّمَإِلَى الْبَلاَءِ مَنْ کَفَيْتَهُ وَ رَحِمْتَهُ وَ لَيْتَ شِعْرِي يَا سَيِّدِي وَ إِلَهِي وَمَوْلاَيَ تُسَلِّطُ النَّارَ عَلَى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِکَ سَاجِدَةً وَ عَلَى أَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِيدِکَ صَادِقَةً وَ بِشُکْرِکَ مَادِحَةًوَ عَلَى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْبِإِلَهِيَّتِکَ مُحَقِّقَةً وَ عَلَى ضَمَائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِکَ حَتَّى صَارَتْ خَاشِعَةً وَ عَلَى جَوَارِحَ سَعَتْ إِلَى أَوْطَانِ تَعَبُّدِکَ طَائِعَةً وَ أَشَارَتْبِاسْتِغْفَارِکَ مُذْعِنَةً مَا هَکَذَا الظَّنُّ بِکَ وَ لاَ أُخْبِرْنَا بِفَضْلِکَ عَنْکَ يَا کَرِيمُ يَا رَبِ " 33
" خدایا هر #گناهى که مرتکب شدهام و هر خطایى از من سر زده همه را ببخش .
اى خدا ، من به یاد تو بسوى تو #تقرب مىجویم و تو را سوى تو شفیع مىآورم و از درگاه جود و کرمت مسئلت مىکنم که مرا به مقام #قرب خود نزدیک سازى و شکر و سپاست را به من بیاموزى و ذکر و توجه حضرتت را بر من الهام کنى .....
خدایم و پروردگارم ، چه کسی جز تو را دارم ؟ ...
اى خداى من اى سید و مولاى من آیا باور کنم که مرا در #آتش مىسوزانى با وجود آنکه به توحید و یکتائیت گرویدم و با آنکه دلم به #نور معرفتت روشن گردید و زبانم به ذکرت گویا شد و در باطنم عقد محبت استوار گردید و بعد از آنکه از روى صدق و خضوع و مسکنت به مقام ربوبیتت اعتراف کردم .
بسیار دور است که تو کریمترى از اینکه از نظر بیاندازى کسى را که پرورش دادهاى آن را ، یا آنکه دور کنى کسى را که نزد خود کشیده ، یا برانى آنکه را که به او جا دادهاى ، یا بسپارى بسوى بلاء آنکه را که به او کفایت کردهاى و رحم نمودهاى .
و اى کاش اى خداى من و سید و مولاى من بدانستمى که تو آتش قهرت را مسلط مىکنى بر آن رخسارها که در پیشگاه عظمتت سر به سجده عبودیت نهادهاند یا بر آن زبانها که از روى حقیقت و راستى ناطق به توحید تو و گویا به حمد و سپاس تواند یا بر آن دلها که از روى صدق و یقین به خدایى تو معترفند یا بر آن جانها که از علم و معرفت در پیشگاه جلالت خاضع و خاشعند یا بر آن اعضایى که مشتاقانه به مکانهاى عبادت و جایگاه طاعتت مىشتابند و به اعتقاد کامل از درگاه کرمت آمرزش مىطلبند و هیچکس به تواین گمان نمىبرد و چنین خبرى از تو اى خداى با فضل و کرم به ما بندگان نرسیده " .
ادامه دارد :👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1553
محمد صالحی
قسمت اول👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 9
اما در عصر امروز ، که بشر در ورای #کشف کهکشانها پای گذارده ، همه شاهد آن هستیم که سیر در #درون خود و کشف حقیقت معنوی جهان هستی را نیز به کنکاش در آورده و به این حقیقتمعتقد شده که نه تنها خودش ، که تمام جهان هستی از یک…
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 9
اما در عصر امروز ، که بشر در ورای #کشف کهکشانها پای گذارده ، همه شاهد آن هستیم که سیر در #درون خود و کشف حقیقت معنوی جهان هستی را نیز به کنکاش در آورده و به این حقیقتمعتقد شده که نه تنها خودش ، که تمام جهان هستی از یک #پیکره واحد بسوی جایگاهی بس متعالی در حرکت است وامکانات مادی دنیایی برای زندگی در رسیدن به آن مقصود می باشد ، و به همین دلیل است که خودش ، هر روز در پی ایجاد و فراخوانی به یک مکتب و #مشرب عرفانی جدید ، جهت تعیین مسیر و نحوه حرکت در آن می باشد .
او دیگر بدنبال #عاقبتی که لذات مادی ، شاخصه آن باشد نیست ، چرا که آن را همین جا و سریعتر یافته است ،
آنجا که حکیم عمر #خیام می سراید :
" گویند : بهشت و حور عین خواهد بود
و آنجا می و حور و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
چون عاقبت کار چنین خواهد بود "
و یا #حافظ شیرازی نیز می سراید :
" من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود
وعده فردای زاهد را چرا باور کنم "
و بلکه ، او بدنبال #مقصدی است که #روحش را به لذت آرامش ابدی در جایگاه اصلی که از آن آمده است ، برگرداند ،
آنجا که حضرت #مولانا می فرماید :
هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست
ما به فلک میرویم عزم تماشا که راست
ما به فلک بودهایم یار ملک بودهایم باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست
خود ز فلک برتریم و ز ملک افزونتریم زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست
گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست
پس وقتی در تربیت #فرزندان ، صراحت بزرگان دینی ، ما را به توجه به شرایط ، #اقتضائات و نیازهای آینده جامعه فرامی خواند و از روشها و گفتمانهای گذشته ، در برخورد با آنها حذر می دارد ،
آنجا که امام علی (ع)می فرمایند :
" لاتقسرو اولادکم علي آدابکم فانهم مخلوقون لزمان غير زمانکم؛" 34
" فرزندانتان را برآداب خود تربيت نکنيد؛ چرا که آنها براي [آينده و] زماني غير از زمان شما آفريده شده اند."
بنابراین ، در این #جهان پرغوغا ، که انسان بدنبال #معنویت ، در مسیری پرشتاب می باشد ، و علاوه بر #ادیان ابراهیمی موجود و مکاتب فلسفی تاریخی ، صدها #مشرب عرفانی و مسلکهای معنوی ، طرح ریزی شده و هر کدام نیز حرفهایی برای گفتن دارند ، و هزاران راهرو را جلب خود کرده اند
بر #راهبران دینی ماست که :
از #لاک_دفاعی بیرون آمده و از همان شیوه خداوند و پیامبر الگو گرفته که #عقل جمعی جهانی را با عنوان " یا ایها الناس " ، مخاطب قرار داده و به شیوه های #استدلالی قابل فهم با آنها سخن گویند ، تا بتوانند #ذهن کاوشگر آنها را قانع و نگاهشان را به اینسو برگردانند .
و از #سنگر_هجوم به شعور نسل جوان و تحصیلکرده امروزی خارج شده و هر روزه با همان شیوه های مخاطب نگری دیروزی، او را از دایره #ایمان شعاری خود خارج ندانسته و دائم فریاد و انگ بی دینی و بی خدایی به آنها نزنند .
و اگر چنین تحول و #رنسانسی در فهم خود از دین و روشهای بیان آن و نحوه خطاب های خود بوجود نیاورند ، مطمئن باشند ، فردا در پیشگاه حضرت ربوبی ، هیچ عذر و بهانه ای از آنها پذیرفته نخواهد شد .
قسمت پایانی : زیرنویسها :👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1554
محمد صالحی
قسمت اول👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 10
#زیرنویسها :
1- المواعظ العدديه ، الباب الثاني عشر ، الفصل الثاني ص 255 به نقل از كتاب گنج حكمت
2- بحارالانوار، ج 84، ص 198
3- سوره ذاریات – آیه 56
4- بحارالانوار- ج 58- ص 129
5- فرازی از دعاهای…
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست – 10
#زیرنویسها :
1- المواعظ العدديه ، الباب الثاني عشر ، الفصل الثاني ص 255 به نقل از كتاب گنج حكمت
2- بحارالانوار، ج 84، ص 198
3- سوره ذاریات – آیه 56
4- بحارالانوار- ج 58- ص 129
5- فرازی از دعاهای عرفه
6- اصول كافى جلد 1 ص :131 رواية: 6
7- نهج البلاغه ، آیه 237
8- المواعظ العدديه ، الباب الثاني عشر ، الفصل الثاني ص 255 به نقل از كتاب گنج حكمت
9- سوره لقمان ، آیه 20
10- سوره رعد ، آیه 6
11- بلدالامین، صفحه 332
12- سوره نسا ، آیه 43
13- سوره ماعون ، آیه های 4 تا 7
14- امالى صدوق / 327
15- سوره مومنون ، آیه 14
16- نهج البلاغه – حکمت 324
17- سوره مطففین ، آیه 1
18- سوره فجر - آیه 27 تا 30
19- الجواهر السنیه، ص 94 - بحارالانوار، ج 67، ص 25
20- تفسير صافى، ص 87.
21- سوره قمر – آيه 55
22- نهج البلاغه ، حکمت 131
23- کتاب تندیس عشق – خاطراتی از عارف فرزانه کل احمد آقا – ص 72
24- سوره مومنون ، آیات 99 و 100
25- سوره حجرات ، آیه 14
26- سوره اسرا ، آیه 70
27- جواهر السنية فى الاحاديث القدسيه، محمد بن حسن بن على بن حسين حرّعاملى، ص 284.
28- سوره قمر – آيه 55
29- سوره فجر - آیه 27 تا 30
30- سوره بقره ، آیه 165
31- سوره انفال ، آیه 2
32- موسوعه احاديث طبيه حديث 1294
33- دعای کمیل
34- ابن ابي الحديد، معتزلي، شرح نهج البلاغه، ج20، ص267
محمد صالحی
1 / 5 / 91 مصادف با اول ماه مبارک رمضان
قسمت اول 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1545
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#عبادت ، #بندگی_عاشقانه خداست - 1
وقتی که خداوند انسان را آفرید ، او را از برای خود #برگزید ،
آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند :
" يابن آدم ......... خلقتك لاجلي و انت تفرمني " 1
اي فرزند آدم ! ...... تو را براي خودم آفریدم، در حالي كه تو از من مي گريزي ؟…
وقتی که خداوند انسان را آفرید ، او را از برای خود #برگزید ،
آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند :
" يابن آدم ......... خلقتك لاجلي و انت تفرمني " 1
اي فرزند آدم ! ...... تو را براي خودم آفریدم، در حالي كه تو از من مي گريزي ؟…
آیت الله احمد #عابدینی از مجتهدین اصفهان و امام جماعت مسجد امام صادق خیابان آتشگاه:
نهتنها #دوچرخهسواری_بانوان را حمایت میکنم، بلکه به #دخترم دوچرخهسواری یاد دادهام تا در ترددهایش در شهر اصفهان مجبور نباشد کنار یک نامحرم در تاکسی بنشیند.
@beshnofekrkon
نهتنها #دوچرخهسواری_بانوان را حمایت میکنم، بلکه به #دخترم دوچرخهسواری یاد دادهام تا در ترددهایش در شهر اصفهان مجبور نباشد کنار یک نامحرم در تاکسی بنشیند.
@beshnofekrkon
#دین و #خدا در نگاه #اسپینوزا
🔅 باروخ اسپینوزا، زادهی ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ و درگذشتهی ۲۱ فوریه ۱۶۷۷، #فیلسوف مشهور هلندی است.
وی یکی از بزرگترین #خردگرایان فلسفهی قرن هفدهم و زمینهساز ظهور نقد مذهبی و همچنین عصر روشنگری در قرن هجدهم بهشمار میرود.
🔅 #خدا در نگاه او چیزی جدا و ورای هستی نیست که کسی بتواند با #دعا و یا شیوه های دیگر از او بخواهد قوانین و یا #سیر طبیعی هستی را #تغییر دهد .
☀️ #خدا در همه چیز هست و چیزی بدون او وجود ندارد .
☀️مهم آنست که #قوانین و سنتهای حاکم بر هستی و زندگی را #بشناسیم و درک کنیم و #بپذیریم ، آنگاهست که #آرامش می یابیم .
☀️در حقیقت نباید دنبال #تغییر_جهان باشیم ، بلکه دنبال #کشف ، #پذیرش و #هماهنگ کردن اراده خود با آن باشیم .
محمد صالحی
t.me/sedanet1/90
@beshnofekrkon
🔅 باروخ اسپینوزا، زادهی ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ و درگذشتهی ۲۱ فوریه ۱۶۷۷، #فیلسوف مشهور هلندی است.
وی یکی از بزرگترین #خردگرایان فلسفهی قرن هفدهم و زمینهساز ظهور نقد مذهبی و همچنین عصر روشنگری در قرن هجدهم بهشمار میرود.
🔅 #خدا در نگاه او چیزی جدا و ورای هستی نیست که کسی بتواند با #دعا و یا شیوه های دیگر از او بخواهد قوانین و یا #سیر طبیعی هستی را #تغییر دهد .
☀️ #خدا در همه چیز هست و چیزی بدون او وجود ندارد .
☀️مهم آنست که #قوانین و سنتهای حاکم بر هستی و زندگی را #بشناسیم و درک کنیم و #بپذیریم ، آنگاهست که #آرامش می یابیم .
☀️در حقیقت نباید دنبال #تغییر_جهان باشیم ، بلکه دنبال #کشف ، #پذیرش و #هماهنگ کردن اراده خود با آن باشیم .
محمد صالحی
t.me/sedanet1/90
@beshnofekrkon
Telegram
انبار صدانت
باروخ اسپینوزا
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
پیش درآمدی بر بحث غلو در عقاید - 1
در نیمه دوم قرن دوم هجری جمعی از غالیان افراطی از قبیل مغیره بن سعید و ابوالخطاب و همفکرانش چون مفضل بن صالح ابوجمیله و عبدالله بن قاسم حضرمی و دیگران مکتب غلو را تاسیس کردند و برای ترویج مسلک خود روایاتی ساختند و به ائمه اهل بیت نسبت دادند تا مردم سخنشان را قبول کنند و با اینکه ائمه (ع) شدیدا با این غالیان مبارزه می کردند آنان توانستند تا حد زیادی مسلک خود را ترویج کنند و جا بیندازند .
این گروه منحرف افکار خود را در قالب حدیث می ریختند و به ائمه (ع) نسبت می دادند و عده ای را مامور کرده بودند تا به صورت عوامل نفوذی خودرا طرفدار ائمه معرفی کنند و بعد از آنکه اطمینان اصحاب ائمه را جلب کردند کتاب های اصحاب ائمه را بگیرند به نام اینکه می خواهند اخبار آنها را رونویسی کنند ، آنگاه اخبار جعلی را وارد کتاب های رونویس شده می کردند و اصل کتاب ها را به صاحبان آنها بر می گرداندند .
این کتاب های رونویس شده تکثیر می شد و بین مردم منتشر می گشت در حالی که کسی نمی دانست این اخبار جعلی که در این کتاب ها هست به دست صاحبان اصلی این کتاب ها نوشته نشده و از مجعولات غالیان است و بدینگونه کتاب هایی که مشتمل بر روایات جعلی و غلوآمیز بود همه جا منتشر می شد و به شهرهای دیگر می رفت و در همه دنیای اسلام رواج می یافت .
بصور مثال سه مورد زير بيان مي شود :
1- حديث ، قرآن 17000 آيه داشته است !
مرحوم کلینی که فرضا می خواست روایات را از کتاب های اصحاب ائمه بگیرد و در کتاب کافی بنویسد از کتاب هایی که به نا م اصحاب ائمه بود و در بازار و نزد وراقان وجود داشت این اخبار را می گرفت و در کتاب کافی می آورد و مثلا روایتی که می گوید " قرآنی که خدا بر پیغمبرش نازل کرد هفده هزار آیه بوده و بیشتر آن از بین رفته است : " 1 ،
این حدیث را کلینی از کتاب علی بن حکم نابینا گرفته و در کافی آورده است و به ظن قوی آن را یکی از غالیان اخباری مسلک که قائل به تحریف قرآنند جعل کرده است تا تحریف قرآن را ثابت کند کلینی هم از روی حسن ظن آن را در کافی آورده و احتمالا به مضمون آن معتقد گشته است .
منبع : اقتباس از کتاب " غلو " ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین – مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی ، مقدمه کتاب
ادامه دارد :
محمد صالحی – 17 / 1 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
در نیمه دوم قرن دوم هجری جمعی از غالیان افراطی از قبیل مغیره بن سعید و ابوالخطاب و همفکرانش چون مفضل بن صالح ابوجمیله و عبدالله بن قاسم حضرمی و دیگران مکتب غلو را تاسیس کردند و برای ترویج مسلک خود روایاتی ساختند و به ائمه اهل بیت نسبت دادند تا مردم سخنشان را قبول کنند و با اینکه ائمه (ع) شدیدا با این غالیان مبارزه می کردند آنان توانستند تا حد زیادی مسلک خود را ترویج کنند و جا بیندازند .
این گروه منحرف افکار خود را در قالب حدیث می ریختند و به ائمه (ع) نسبت می دادند و عده ای را مامور کرده بودند تا به صورت عوامل نفوذی خودرا طرفدار ائمه معرفی کنند و بعد از آنکه اطمینان اصحاب ائمه را جلب کردند کتاب های اصحاب ائمه را بگیرند به نام اینکه می خواهند اخبار آنها را رونویسی کنند ، آنگاه اخبار جعلی را وارد کتاب های رونویس شده می کردند و اصل کتاب ها را به صاحبان آنها بر می گرداندند .
این کتاب های رونویس شده تکثیر می شد و بین مردم منتشر می گشت در حالی که کسی نمی دانست این اخبار جعلی که در این کتاب ها هست به دست صاحبان اصلی این کتاب ها نوشته نشده و از مجعولات غالیان است و بدینگونه کتاب هایی که مشتمل بر روایات جعلی و غلوآمیز بود همه جا منتشر می شد و به شهرهای دیگر می رفت و در همه دنیای اسلام رواج می یافت .
بصور مثال سه مورد زير بيان مي شود :
1- حديث ، قرآن 17000 آيه داشته است !
مرحوم کلینی که فرضا می خواست روایات را از کتاب های اصحاب ائمه بگیرد و در کتاب کافی بنویسد از کتاب هایی که به نا م اصحاب ائمه بود و در بازار و نزد وراقان وجود داشت این اخبار را می گرفت و در کتاب کافی می آورد و مثلا روایتی که می گوید " قرآنی که خدا بر پیغمبرش نازل کرد هفده هزار آیه بوده و بیشتر آن از بین رفته است : " 1 ،
این حدیث را کلینی از کتاب علی بن حکم نابینا گرفته و در کافی آورده است و به ظن قوی آن را یکی از غالیان اخباری مسلک که قائل به تحریف قرآنند جعل کرده است تا تحریف قرآن را ثابت کند کلینی هم از روی حسن ظن آن را در کافی آورده و احتمالا به مضمون آن معتقد گشته است .
منبع : اقتباس از کتاب " غلو " ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین – مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی ، مقدمه کتاب
ادامه دارد :
محمد صالحی – 17 / 1 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
پیش درآمدی بر بحث غلو در عقاید - 2
2- حديث ، خداوند سرنوشت ائمه را در لوحي به پيامبر عرضه كرده كه بايد همان كنند !
مفضل بن صالح ابوجمیله که یک غالی دروغگوست 2، چون معتقد بوده است که امام حسین(ع) دانسته برای کشته شدن حرکت کرده وعمدا خود را به کشتن داده است این مطلب را در قالب حدیثی ریخته و در کتاب خود آورده است .
او می گوید : خداوند در لوحی نوشته بود که امام حسین(ع) باید با یک عده از اصحاب خود برای کشته شدن حرکت کند و این لوح را جبرئیل برای پیغمبر اکرم آورد که به ائمه بدهد و در این لوح برای هر امامی دستور خاصی نوشته بود که باید هر امامی مهر مربوط به خود را از نامه بگشاید و هر چه زیر آن نوشته است اجرا کند ، پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است :
تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و امام به همین دستور الهی عمل کرد و عمدا برای کشته شدن رفت ،
این مطلب را مفضل بن صالح ابوجمیله به نامه خدایی نسبت داده است تا اگر کسی گفت : شرعا جایز نیست کسی عمدا خود را به کشتن بدهد بگوید این دستور خاص خدایی ، مافوق قانون و موازین شرعی است و کسی حق چون و چرا درباره آن ندارد .3
ظن غالب این است که خود کلینی به مضمون این حدیث معتقد شده و با اطمینان خاطر آن را در کافی ثبت کرده است و سپس دیگران با اعتماد به کلینی مضمون این حدیث را قبول کرده و به آن استدلال نموده اند .
مثلا مرحوم آیه الله حاج میرزا ابوالفضل زاهدی قمی در کتاب خود 4 نوشته است :
حدیث " واخرج بقوم الی الشهاده " دلیل این است که امام حسین(ع) دانسته به قصد کشته شدن حرکت فرموده است .
و این از شخصیتی مانند او خیلی عجیب است که نه توجه دارد به اینکه راوی این حدیث ابوجمیله کذاب است و نه توجه دارد به اینکه مضمون این حدیث با موازین شرعی سازگار نیست چون طبق دلیل های شرعی جایز نیست کسی عمدا خود را به کشتن بدهد.
مرحوم سید مرتضی علم الهدی به نقل شیخ طوسی می فرماید :
حرام است که انسان خود را عمدا به کشتن بدهد 5 ،
ولی افراد خوش باور مانند مرحوم زاهدی که خیلی زود به هر حدیثی اعتماد می کنند ، به مضمون این حدیث معتقد شده و آن را تکرار می کنند
و هم اکنون بسیاری از اهل منبر بر مبنای همین حدیث مجعول قیام امام حسین(ع) را برای مردم تحلیل می کنند که امام مامور بوده است عمدا خود را به کشتن بدهد و آن قدر این مطلب را تکرار کرده و می کنند که برای آنان و نیز برای بعضی از مردم به صورت یک فرهنگ درآمده است !
حالا در اینجا سوالی پیش می آید که با توجه به اینکه عمل امام حسین (ع) برای مردم الگو و حجت است آیا پیروان ائمه باید تا قیامت برای کشته شدن حرکت کنند و هرگز برای تشکیل حکومت و سرنگونی ظالمان اقدام نکنند و بدین گونه تا ابد ظالمان بر سرکار باشند و پیروان ائمه سرکوب شوند ؟!
منبع : اقتباس از کتاب " غلو " ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین – مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی ، مقدمه کتاب
ادامه دارد :
محمد صالحی – 17 / 1 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
2- حديث ، خداوند سرنوشت ائمه را در لوحي به پيامبر عرضه كرده كه بايد همان كنند !
مفضل بن صالح ابوجمیله که یک غالی دروغگوست 2، چون معتقد بوده است که امام حسین(ع) دانسته برای کشته شدن حرکت کرده وعمدا خود را به کشتن داده است این مطلب را در قالب حدیثی ریخته و در کتاب خود آورده است .
او می گوید : خداوند در لوحی نوشته بود که امام حسین(ع) باید با یک عده از اصحاب خود برای کشته شدن حرکت کند و این لوح را جبرئیل برای پیغمبر اکرم آورد که به ائمه بدهد و در این لوح برای هر امامی دستور خاصی نوشته بود که باید هر امامی مهر مربوط به خود را از نامه بگشاید و هر چه زیر آن نوشته است اجرا کند ، پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است :
تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و امام به همین دستور الهی عمل کرد و عمدا برای کشته شدن رفت ،
این مطلب را مفضل بن صالح ابوجمیله به نامه خدایی نسبت داده است تا اگر کسی گفت : شرعا جایز نیست کسی عمدا خود را به کشتن بدهد بگوید این دستور خاص خدایی ، مافوق قانون و موازین شرعی است و کسی حق چون و چرا درباره آن ندارد .3
ظن غالب این است که خود کلینی به مضمون این حدیث معتقد شده و با اطمینان خاطر آن را در کافی ثبت کرده است و سپس دیگران با اعتماد به کلینی مضمون این حدیث را قبول کرده و به آن استدلال نموده اند .
مثلا مرحوم آیه الله حاج میرزا ابوالفضل زاهدی قمی در کتاب خود 4 نوشته است :
حدیث " واخرج بقوم الی الشهاده " دلیل این است که امام حسین(ع) دانسته به قصد کشته شدن حرکت فرموده است .
و این از شخصیتی مانند او خیلی عجیب است که نه توجه دارد به اینکه راوی این حدیث ابوجمیله کذاب است و نه توجه دارد به اینکه مضمون این حدیث با موازین شرعی سازگار نیست چون طبق دلیل های شرعی جایز نیست کسی عمدا خود را به کشتن بدهد.
مرحوم سید مرتضی علم الهدی به نقل شیخ طوسی می فرماید :
حرام است که انسان خود را عمدا به کشتن بدهد 5 ،
ولی افراد خوش باور مانند مرحوم زاهدی که خیلی زود به هر حدیثی اعتماد می کنند ، به مضمون این حدیث معتقد شده و آن را تکرار می کنند
و هم اکنون بسیاری از اهل منبر بر مبنای همین حدیث مجعول قیام امام حسین(ع) را برای مردم تحلیل می کنند که امام مامور بوده است عمدا خود را به کشتن بدهد و آن قدر این مطلب را تکرار کرده و می کنند که برای آنان و نیز برای بعضی از مردم به صورت یک فرهنگ درآمده است !
حالا در اینجا سوالی پیش می آید که با توجه به اینکه عمل امام حسین (ع) برای مردم الگو و حجت است آیا پیروان ائمه باید تا قیامت برای کشته شدن حرکت کنند و هرگز برای تشکیل حکومت و سرنگونی ظالمان اقدام نکنند و بدین گونه تا ابد ظالمان بر سرکار باشند و پیروان ائمه سرکوب شوند ؟!
منبع : اقتباس از کتاب " غلو " ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین – مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی ، مقدمه کتاب
ادامه دارد :
محمد صالحی – 17 / 1 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
پیش درآمدی بر بحث غلو در عقاید - 3
3- حدیث ، ائمه به هر چيز و سرنوشت خود علم دارند!
عبدالله بن قاسم حضرمی که نجاشی درباره او می گوید : کذاب است ، حدیثی را که به امام صادق (ع) نسبت داده اند بدین صورت نقل می کند :
"هرامامی که نداند چه چیزی به او می رسد و به سوی چه سرنوشتی می رود او حجت خدا بر خلقش نخواهد بود ." 6
این حدیث با آیه 9 سوره احقاف مخالف است زیرا در آیه مزبور آمده است :
" ای پیغمبر ! به مردم بگو : من اولین پیغمبر نیستم و من نمی دانم چه به سرم می آید و نمی دانم چه بر سر شما می آید . من پیروی نمی کنم مگر آنچه را که به من وحی می شود و من نیستم مگر انذار کننده آشکار ." 7
این آیه صریحا می گوید : " پیغمبر از سرنوشت خود و امتش آگاه نیست "
ولی حدیث این راوی کذاب می گوید : " هر امامی که از سرنوشت خود آگاه نباشد او حجت خدا نخواهد بود و معلوم است که مقام امام از مقام پیغمبر پایین تر است و در جایی که پیغمبر از سرنوشت خود آگاه نباشد امام به طریق اولی از سرنوشت خود آگاه نیست " .
جای تاسف است که جماعتی از اهل علم و صاحبان قلم برای اثبات علم غیب امام به حدیث این راوی کذاب عبدالله بن قاسم حضرمی استدلال کرده اند
و از جمله آنان استاد مصباح یزدی در کتاب " راهنما شناسی " حدیث مزبور را آورده و برای اثبات علم غیب امام به آن استناد کرده است . 8
استاد مصباح در حالی که غرق در عشق امام بوده است این حدیث را برای اثبات علم غیب امام آورده و در آن حال دیگر فکر نکرده است که سند این حدیث صحیح است یا نه و نیز این حدیث موافق قرآن است یا نه ؟
در حالی که ما وظیفه داریم حدیث مخالف قرآن را دور بیندازیم . 9
حدیثی که استاد مصباح به آن استناد کرده است هم مخالف قرآن است و هم راوی آن کذاب است .
آیا با چنین حدیثی می توان راهنما شناسی کرد و به محتوای آن معتقد شد ؟
این حدیث خواننده کتاب راهنما شناسی مصباح را گمراه می کند و برای طلاب جوان سم قاتل بلکه مهلک تر از سم است زیرا سم فقط به بدن انسان آسیب می رساند ولی این حدیث عقل و اندیشه را می کشد .
باید دانست که غیر از استاد مصباح جمع دیگری از اهل قلم نیز برای اثبات علم غیب امام به همین حدیث جعلی استناد کرده اند که اسامی آنان را ذیلا می آوریم :
1- محمد حسین مظفر در کتاب غلم امام ، ص 53
2- سید احمد فهری زنجانی در کتاب سالار شهیدان ، ص 236
3- مرتضوی لنگرودی در کتاب یک تحقیق عمیق تر ، ص 54
4- اشعری و آل طه در کتاب یک بررسی مختصر ، ص 16
5- علی کاظمی در کتاب راه سوم ، ص 23
6- عطایی خراسانی در کتاب ضمیمه افسانه کتاب ، ص 511
7- محمد علی انصاری در کتاب دفاع از حسین شهید ، ص 43
8- علی اکبر غفاری در مقدمه کتاب بررسی تاریخ عاشورا ، ص 30
می بینم که چگونه جماعتی از اهل قلم مانند استاد مصباح فریب حدیث مجعول این راوی کذاب عبدالله بن قاسم حضرمی را خورده و برای اثبات علم غیب امام به حدیث این مرد کذاب استناد کرده اند !
این که گروهی از اهل قلم فریب حدیث جعلی این مرد کذاب را خورده اند دلیل است که غالیان توانسته اند جماعت معتنابهی از اهل قلم را به دنبال خود بکشانند و مکتب غلو را تقویت کنند
و این به ما می فهماند که این غالیان تا حد زیادی در کار خود موفق شده و به هدفشان رسیده اند .....
و اینجاست که انسان متعهد احساس وظیفه می کند که باید در مقابل این جریان فکری انحرافی بایستد و حقایق را بگوید .
منبع : اقتباس از کتاب " غلو " ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین – مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی ، مقدمه کتاب
تذكر : جهت منابع احاديث و زيرنويسها به كتاب فوق مراجعه شود .
محمد صالحی – 17 / 1 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
3- حدیث ، ائمه به هر چيز و سرنوشت خود علم دارند!
عبدالله بن قاسم حضرمی که نجاشی درباره او می گوید : کذاب است ، حدیثی را که به امام صادق (ع) نسبت داده اند بدین صورت نقل می کند :
"هرامامی که نداند چه چیزی به او می رسد و به سوی چه سرنوشتی می رود او حجت خدا بر خلقش نخواهد بود ." 6
این حدیث با آیه 9 سوره احقاف مخالف است زیرا در آیه مزبور آمده است :
" ای پیغمبر ! به مردم بگو : من اولین پیغمبر نیستم و من نمی دانم چه به سرم می آید و نمی دانم چه بر سر شما می آید . من پیروی نمی کنم مگر آنچه را که به من وحی می شود و من نیستم مگر انذار کننده آشکار ." 7
این آیه صریحا می گوید : " پیغمبر از سرنوشت خود و امتش آگاه نیست "
ولی حدیث این راوی کذاب می گوید : " هر امامی که از سرنوشت خود آگاه نباشد او حجت خدا نخواهد بود و معلوم است که مقام امام از مقام پیغمبر پایین تر است و در جایی که پیغمبر از سرنوشت خود آگاه نباشد امام به طریق اولی از سرنوشت خود آگاه نیست " .
جای تاسف است که جماعتی از اهل علم و صاحبان قلم برای اثبات علم غیب امام به حدیث این راوی کذاب عبدالله بن قاسم حضرمی استدلال کرده اند
و از جمله آنان استاد مصباح یزدی در کتاب " راهنما شناسی " حدیث مزبور را آورده و برای اثبات علم غیب امام به آن استناد کرده است . 8
استاد مصباح در حالی که غرق در عشق امام بوده است این حدیث را برای اثبات علم غیب امام آورده و در آن حال دیگر فکر نکرده است که سند این حدیث صحیح است یا نه و نیز این حدیث موافق قرآن است یا نه ؟
در حالی که ما وظیفه داریم حدیث مخالف قرآن را دور بیندازیم . 9
حدیثی که استاد مصباح به آن استناد کرده است هم مخالف قرآن است و هم راوی آن کذاب است .
آیا با چنین حدیثی می توان راهنما شناسی کرد و به محتوای آن معتقد شد ؟
این حدیث خواننده کتاب راهنما شناسی مصباح را گمراه می کند و برای طلاب جوان سم قاتل بلکه مهلک تر از سم است زیرا سم فقط به بدن انسان آسیب می رساند ولی این حدیث عقل و اندیشه را می کشد .
باید دانست که غیر از استاد مصباح جمع دیگری از اهل قلم نیز برای اثبات علم غیب امام به همین حدیث جعلی استناد کرده اند که اسامی آنان را ذیلا می آوریم :
1- محمد حسین مظفر در کتاب غلم امام ، ص 53
2- سید احمد فهری زنجانی در کتاب سالار شهیدان ، ص 236
3- مرتضوی لنگرودی در کتاب یک تحقیق عمیق تر ، ص 54
4- اشعری و آل طه در کتاب یک بررسی مختصر ، ص 16
5- علی کاظمی در کتاب راه سوم ، ص 23
6- عطایی خراسانی در کتاب ضمیمه افسانه کتاب ، ص 511
7- محمد علی انصاری در کتاب دفاع از حسین شهید ، ص 43
8- علی اکبر غفاری در مقدمه کتاب بررسی تاریخ عاشورا ، ص 30
می بینم که چگونه جماعتی از اهل قلم مانند استاد مصباح فریب حدیث مجعول این راوی کذاب عبدالله بن قاسم حضرمی را خورده و برای اثبات علم غیب امام به حدیث این مرد کذاب استناد کرده اند !
این که گروهی از اهل قلم فریب حدیث جعلی این مرد کذاب را خورده اند دلیل است که غالیان توانسته اند جماعت معتنابهی از اهل قلم را به دنبال خود بکشانند و مکتب غلو را تقویت کنند
و این به ما می فهماند که این غالیان تا حد زیادی در کار خود موفق شده و به هدفشان رسیده اند .....
و اینجاست که انسان متعهد احساس وظیفه می کند که باید در مقابل این جریان فکری انحرافی بایستد و حقایق را بگوید .
منبع : اقتباس از کتاب " غلو " ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین – مرحوم آیه الله صالحی نجف آبادی ، مقدمه کتاب
تذكر : جهت منابع احاديث و زيرنويسها به كتاب فوق مراجعه شود .
محمد صالحی – 17 / 1 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
غلو1 درباره ائمه اطهار ( ع ) - مرحوم استاد صالحي نجف آبادي
آیا امامان ما موجوداتی فرا انسانی اند ؟!
یکی از جریان های زیان آوری که در تاریخ اسلام پدید آمده و آثارش هنوز باقی است جریان غلوی است که درباره ائمه اهل بیت به وجود آمد و خود ائمه ( ع ) را سخت ناراحت کرد و به عکس العمل و مبارزه با آن واداشت .
در اینجا چند حدیث از ائمه ( ع ) می آوریم که از غلو در مورد خود ، به شدت انتقاد کرده و غالیان را طرد و لعن نموده و به شیعه هشدار داده اند که فریب آنان را نخورند :
1- حسن بن جهم می گوید : مامون به حضرت امام رضا ( ع ) گفت : به من خبر رسیده است که گروهی درباره شما غلو می کنند ،
امام فرمود : پدرم از پدرانش از رسول خدا ( ص ) روایت کرد که : مرا از حد خودم بالاتر نبرید زیرا خدا مرا پیش از آنکه پیغمبر کند بنده خود قرار داد . خدا فرموده است : " هیچ بشری حق ندارد وقتی خدا مقام پیغمبری و کتاب و حکم به وی می دهد به مردم بگوید : بندگان من باشید نه بنده خدا .
و حضرت علی ( ع ) فرمود : دو کس در رابطه با من هلاک می شوند و من گناهی ندارم ، یکی آنکس که در دوستی من افراط می کند و دیگر آنکس که در بغض من افراط می کند .
و ما از کسانی که درباره ما غلو می کنند و ما را از حدمان بالاتر می برند بری و بیزار هستیم .
2- علقمه ضمن حدیثی از امام صادق نقل می کند که : ای علقمه ! چقدر عجیب است گفته های مردم درباره علی ( ع ) . چقدر فاصله است بین کسانی که می گویند : علی معبود است و کسانی که می گویند : او بنده گناهکاراست .
و بی شک سخن گروه دوم که حضرت را گناهکارمی خواندند برای آن حضرت قابل تحمل تر بود .
3- از زراره نقل شده است که گفت : به امام صادق ( ع ) گفتم : مردی است از نسل عبدالله سبا که قائل به تفویض است .
امام فرمود : تفویض چیست ؟
گفتم : آنان می گویند : خدا محمد و علی را خلق کرد آنگاه کار آفرینش را به آن دو واگذار نمود . پس آن دو دیگران را خلق کردند و رزق داند و زنده کردند و جان زندگان را گرفتند .
امام فرمود : او دروغ می گوید ، دشمن خدا . وقتی که برگشتی این آیه را بخوان : آیا برای خدا شریک هایی قرار دادند که خلق کردند مانند خلق خدا پس خلق بر آنان مشتبه شده است ؟ بگو : خدا خالق همه چیز است و او است یگانه قهار .
4- از فضیل بن یسار نقل کرده اند که گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : از افراد غالی – که برای پیغمبر و امام ربوبیت قائلند – بر حذر باشید که جوانان شما را فاسد نکنند ، بی شک اینان بدترین خلق خدا هستند ، آنان عظمت خدا را کوچک می کنند و برای بندگان خدا ادعای ربوبیت می نمایند ..
5- از عبدالله بن مشکان نقل کرده اند که ضمن حدیثی گفت : به امام صادق ( ع ) خبر دادند که فلانی می گوید : شما ارزاق بندگان را تقدیر می کنید ،
امام فرمود : رزق ما را غیر از خدا کسی تقدیر نمی کند ، همانا من برای خانواده خود به طعام احتیاج داشتم و به خاطر آن دلتنگ شدم و فکر و اندیشه قوت خانواده ، مرا گرفت تا آنکه قوت آنان را فراهم کردم و دلتنگی من برطرف شد و آرامش پیدا کردم .
6- شیخ صدوق از حضرت رضا ( ع ) نقل می کند که در دعای خود می گفت :
" خدایا من برائت می جویم بسوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را ادعا می کنند که حق و حد ما نیست .
خدایا من برائت می جویم به سوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را می گویند که ما درباره خود نمی گوئیم .
خدایا خلق و امر از توست . ما تنها بندگی تو می کنیم و از تو کمک می خواهیم . خدایا تو خالق ما و پدران ما هستی ، ... خدایا ما بندگان تو و فرزندان بندگان تو هستیم و برای خود مالک هیچ سود و زیانی نیستیم و اختیار مرگ و زندگی و برانگیخته شدن خود را نداریم .
..................................................................
منبع : کتاب " غلو ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین " – ص 67 تا 74– آیه الله نعمت الله صالحی نجف آبادی
تذكر : براي منابع احاديث به كتاب فوق مراجعه شود .
زیرنویسها :
1- تعابیرو اختیارات افراطی و خارج از حد انسانی دادن به ائمه و آنها را در جایگاه خدایی نشاندن و یا شریک او در انجام امور و افاضه فیض به خلق قرار دادن
گردآوری : محمد صالحی – 22 / 7 / 88
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا امامان ما موجوداتی فرا انسانی اند ؟!
یکی از جریان های زیان آوری که در تاریخ اسلام پدید آمده و آثارش هنوز باقی است جریان غلوی است که درباره ائمه اهل بیت به وجود آمد و خود ائمه ( ع ) را سخت ناراحت کرد و به عکس العمل و مبارزه با آن واداشت .
در اینجا چند حدیث از ائمه ( ع ) می آوریم که از غلو در مورد خود ، به شدت انتقاد کرده و غالیان را طرد و لعن نموده و به شیعه هشدار داده اند که فریب آنان را نخورند :
1- حسن بن جهم می گوید : مامون به حضرت امام رضا ( ع ) گفت : به من خبر رسیده است که گروهی درباره شما غلو می کنند ،
امام فرمود : پدرم از پدرانش از رسول خدا ( ص ) روایت کرد که : مرا از حد خودم بالاتر نبرید زیرا خدا مرا پیش از آنکه پیغمبر کند بنده خود قرار داد . خدا فرموده است : " هیچ بشری حق ندارد وقتی خدا مقام پیغمبری و کتاب و حکم به وی می دهد به مردم بگوید : بندگان من باشید نه بنده خدا .
و حضرت علی ( ع ) فرمود : دو کس در رابطه با من هلاک می شوند و من گناهی ندارم ، یکی آنکس که در دوستی من افراط می کند و دیگر آنکس که در بغض من افراط می کند .
و ما از کسانی که درباره ما غلو می کنند و ما را از حدمان بالاتر می برند بری و بیزار هستیم .
2- علقمه ضمن حدیثی از امام صادق نقل می کند که : ای علقمه ! چقدر عجیب است گفته های مردم درباره علی ( ع ) . چقدر فاصله است بین کسانی که می گویند : علی معبود است و کسانی که می گویند : او بنده گناهکاراست .
و بی شک سخن گروه دوم که حضرت را گناهکارمی خواندند برای آن حضرت قابل تحمل تر بود .
3- از زراره نقل شده است که گفت : به امام صادق ( ع ) گفتم : مردی است از نسل عبدالله سبا که قائل به تفویض است .
امام فرمود : تفویض چیست ؟
گفتم : آنان می گویند : خدا محمد و علی را خلق کرد آنگاه کار آفرینش را به آن دو واگذار نمود . پس آن دو دیگران را خلق کردند و رزق داند و زنده کردند و جان زندگان را گرفتند .
امام فرمود : او دروغ می گوید ، دشمن خدا . وقتی که برگشتی این آیه را بخوان : آیا برای خدا شریک هایی قرار دادند که خلق کردند مانند خلق خدا پس خلق بر آنان مشتبه شده است ؟ بگو : خدا خالق همه چیز است و او است یگانه قهار .
4- از فضیل بن یسار نقل کرده اند که گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : از افراد غالی – که برای پیغمبر و امام ربوبیت قائلند – بر حذر باشید که جوانان شما را فاسد نکنند ، بی شک اینان بدترین خلق خدا هستند ، آنان عظمت خدا را کوچک می کنند و برای بندگان خدا ادعای ربوبیت می نمایند ..
5- از عبدالله بن مشکان نقل کرده اند که ضمن حدیثی گفت : به امام صادق ( ع ) خبر دادند که فلانی می گوید : شما ارزاق بندگان را تقدیر می کنید ،
امام فرمود : رزق ما را غیر از خدا کسی تقدیر نمی کند ، همانا من برای خانواده خود به طعام احتیاج داشتم و به خاطر آن دلتنگ شدم و فکر و اندیشه قوت خانواده ، مرا گرفت تا آنکه قوت آنان را فراهم کردم و دلتنگی من برطرف شد و آرامش پیدا کردم .
6- شیخ صدوق از حضرت رضا ( ع ) نقل می کند که در دعای خود می گفت :
" خدایا من برائت می جویم بسوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را ادعا می کنند که حق و حد ما نیست .
خدایا من برائت می جویم به سوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را می گویند که ما درباره خود نمی گوئیم .
خدایا خلق و امر از توست . ما تنها بندگی تو می کنیم و از تو کمک می خواهیم . خدایا تو خالق ما و پدران ما هستی ، ... خدایا ما بندگان تو و فرزندان بندگان تو هستیم و برای خود مالک هیچ سود و زیانی نیستیم و اختیار مرگ و زندگی و برانگیخته شدن خود را نداریم .
..................................................................
منبع : کتاب " غلو ، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین " – ص 67 تا 74– آیه الله نعمت الله صالحی نجف آبادی
تذكر : براي منابع احاديث به كتاب فوق مراجعه شود .
زیرنویسها :
1- تعابیرو اختیارات افراطی و خارج از حد انسانی دادن به ائمه و آنها را در جایگاه خدایی نشاندن و یا شریک او در انجام امور و افاضه فیض به خلق قرار دادن
گردآوری : محمد صالحی – 22 / 7 / 88
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
آیا امام علی (ع) قاتل خود را بیدار کرد ؟ - 1
مقدمه :
بشر در گذشته تاريخ خود ، براي نجات از ترس از موجودات و حوادث بيروني و يا توهمات و تصورات دروني خود ، خداياني در حد اعلاي تصور خود از موجودي قوي با همه ويژگيهاي افسانه اي و دست نايافتني ، ساخته و به آنان پناه برد .
و از آنجا كه خود را كوچكتر از آن مي دانست كه بتواند حتي با آن خدايان رازي را بگويد و يا خواسته اي را بيان كند ، واسطه هايي از جنس خود ولي در هيبت خدايان و با همه اوصاف آنها ، قرار داد و هر روز در رقابت با ديگران ، معجزات و كرامات بيشتري را به آنها نسبت داد .
اما با گذشت زمان و بالغتر شدن در علم و فهم و عقل ، ديگر آن خدايان و يا واسطه ها ، رنگ چشمگيري نداشتند .
به همين روست كه خداوند حكيم ، محمد (ص) را با معجزه اي از جنس علم و تعقل ، به رسالت برگزيد و قرآن را هدايت افكار غيرپريشان 1 و انسانهاي انديشمند و حقيقت طلب 2 خواند .
و اگر محمد (ص) را الگوي حسنه اي براي ره يافتن و ره پيمودن مي داند 3 ، بدان سبب است كه كسي از جنس بشر بوده ، با همان ويژگيها و توانائيهاي جسمي و روحي او 4 .
و چنين است براي ديگراني چون عظمتي به نام امام علي (ع) .
بايد توجه داشت كه جايگاه والاي ايشان در ذهن تاريخي مردمان مسلمان و غيرمسلمان ، نه به وقايع غيرواقعي و غير قابل تكرار در سرنوشت او و حتي ديگران است و نه به ويژگيهاي اغراقي كه در انديشه عقلاني انساني ، نامطلوب و غيرمنطقي است 5 .
بلكه به درجه تعالي در تكامل روحي 6 و اعتلاي اخلاقي در رفتار و گفتار 7 و ثبات در عدالتخواهي و مردمداري 8 بوده كه هر كس ديگري را نيز ميسر بوده و علي (ع) را الگو و شاخص اين مسير قرار داده است .
يكي از بيشمار نسبتهاي افراطي غلوآميزي كه به امام داده شده است ، كيفيت ضربت خوردن و رفتار ايشان قبل و بعد از آنست ، كه در اين مجال قصد پرداختن به آن را داريم . *
نسبتهاي غير واقعي و غير منطقي به امام علي (ع) :
1- آیا امام علی (ع) در شب 19 رمضان ، هنگام سحر به مسجد آمد ؟
2- آیا در مسجد ، ابن ملجم را بیدار کرد و گفت : برخیز ، میدانم زیر جامه خود چه پنهان کرده ای ؟
3- آیا امام پس از ضربت خوردن ، از خاک محراب برداشت و بر زخم سر خود ریخت و فرمود : منها خلقناکم و فيها نعيدکم و منها نخرجکم تارة اخرى 1
قبل از بررسی موضوع از منابع تاریخی موثق ، ابتدا چند سوال و ابهام اساسی زیر باید مد نظر قرار گیرد :
1- آیا جایز است که امام مقدمات قتل خود را فراهم کند ؟
2- با توجه به سرمشق بودن عمل امام ، آیا جایز است مردم ، وسایل کشتن خود را فراهم کنند ؟
3- اگر جایز نیست ، چرا می گویند : امام چنین اقدامی کرد ؟ و اگر جایز است ، چرا می گویند : اقدام به خودکشی حرام است ؟
4- آیا با آن اهمیتی که اسلام برای بهداشت قائل است ، جایز است که امام خاک را با همه میکربها یش بر زخم خود بریزد ؟
برای بررسی کامل این مطلب ، باید از قدیم ترین منبع تاریخی که در این باره نوشته شروع کنیم و به حال برسیم .
قدیم ترین منبع موجود ، کتاب " طبقات از محمد بن سعد " است که نویسنده آن در زمان حضرت رضا (ع) می زیسته است .
او می نویسد :
" عبدالرحمن بن ملجم و شبیب بن بجره برخاستند و شمشیرهای خود را گرفته آمدند و در مقابل درب ورودی که امام همیشه از آن می آمد نشستند ....
آنگاه که علی (ع) از در خارج شد ندا در داد : ای مردم نماز ، نماز و این عادت وی بود که هر روز برای نماز صبح چنین می کرد .....
سپس ابن ملجم و شبیب جلو او درآمدند . یکی از حاضران گفت :
من برق شمشیر را دیدم و شنیدم کسی می گوید : " ای علی حکم برای خداست نه برای تو " .
سپس شمشیر دیگری را دیدم .
در این لحظه هر دو نفر با شمشیر به علی (ع) حمله کردند .
شمشیر ابن ملجم به جلو سر امام خورد و پیشانی او تا وسط سرش را شکافت و به مغز رسید ولی شمشیر شبیب به طاق ( سردرب ) خورد و شنیدم علی (ع) گفت : این مرد را بگیرید که فرار نکند " .2
در قرن دوم هجری جریان ضربت خوردن امام با این کیفیتی که نقل کردیم بین مورخین ، شایع بوده به طوری که 25 منبع موثق تاریخی دیگر نیز از همین منبع و با همین کیفیت نقل کرده اند . از جمله :
• طبری در تاریخ کبیر جلد 4 ص 111 ( قرن سوم )
• ابوحنیفه دینوری در کتاب آلخبار الطوال ص 197 ( قرن سوم )
• مسعودی در مروج الذهب جلد 2 طبع بولاق ص 32 ( قرن چهارم )
• ابن اثیر در کامل جلد 3 ص 312 ( قرن هفتم )
• ابن خلدون در تاریخ خود جلد 2 ص 1133 ( قرن هشتم )
• علامه مجلسی در بحار جلد 42 ص 206 و 230 ( قرن یازدهم )
• حاج شیخ عباس قمی در تتمه المنتهی چاپ دوم ص 24
ادامه دارد :
محمد صالحی – 28/ 5 / 90 – مصادف با 19 رمضان
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقدمه :
بشر در گذشته تاريخ خود ، براي نجات از ترس از موجودات و حوادث بيروني و يا توهمات و تصورات دروني خود ، خداياني در حد اعلاي تصور خود از موجودي قوي با همه ويژگيهاي افسانه اي و دست نايافتني ، ساخته و به آنان پناه برد .
و از آنجا كه خود را كوچكتر از آن مي دانست كه بتواند حتي با آن خدايان رازي را بگويد و يا خواسته اي را بيان كند ، واسطه هايي از جنس خود ولي در هيبت خدايان و با همه اوصاف آنها ، قرار داد و هر روز در رقابت با ديگران ، معجزات و كرامات بيشتري را به آنها نسبت داد .
اما با گذشت زمان و بالغتر شدن در علم و فهم و عقل ، ديگر آن خدايان و يا واسطه ها ، رنگ چشمگيري نداشتند .
به همين روست كه خداوند حكيم ، محمد (ص) را با معجزه اي از جنس علم و تعقل ، به رسالت برگزيد و قرآن را هدايت افكار غيرپريشان 1 و انسانهاي انديشمند و حقيقت طلب 2 خواند .
و اگر محمد (ص) را الگوي حسنه اي براي ره يافتن و ره پيمودن مي داند 3 ، بدان سبب است كه كسي از جنس بشر بوده ، با همان ويژگيها و توانائيهاي جسمي و روحي او 4 .
و چنين است براي ديگراني چون عظمتي به نام امام علي (ع) .
بايد توجه داشت كه جايگاه والاي ايشان در ذهن تاريخي مردمان مسلمان و غيرمسلمان ، نه به وقايع غيرواقعي و غير قابل تكرار در سرنوشت او و حتي ديگران است و نه به ويژگيهاي اغراقي كه در انديشه عقلاني انساني ، نامطلوب و غيرمنطقي است 5 .
بلكه به درجه تعالي در تكامل روحي 6 و اعتلاي اخلاقي در رفتار و گفتار 7 و ثبات در عدالتخواهي و مردمداري 8 بوده كه هر كس ديگري را نيز ميسر بوده و علي (ع) را الگو و شاخص اين مسير قرار داده است .
يكي از بيشمار نسبتهاي افراطي غلوآميزي كه به امام داده شده است ، كيفيت ضربت خوردن و رفتار ايشان قبل و بعد از آنست ، كه در اين مجال قصد پرداختن به آن را داريم . *
نسبتهاي غير واقعي و غير منطقي به امام علي (ع) :
1- آیا امام علی (ع) در شب 19 رمضان ، هنگام سحر به مسجد آمد ؟
2- آیا در مسجد ، ابن ملجم را بیدار کرد و گفت : برخیز ، میدانم زیر جامه خود چه پنهان کرده ای ؟
3- آیا امام پس از ضربت خوردن ، از خاک محراب برداشت و بر زخم سر خود ریخت و فرمود : منها خلقناکم و فيها نعيدکم و منها نخرجکم تارة اخرى 1
قبل از بررسی موضوع از منابع تاریخی موثق ، ابتدا چند سوال و ابهام اساسی زیر باید مد نظر قرار گیرد :
1- آیا جایز است که امام مقدمات قتل خود را فراهم کند ؟
2- با توجه به سرمشق بودن عمل امام ، آیا جایز است مردم ، وسایل کشتن خود را فراهم کنند ؟
3- اگر جایز نیست ، چرا می گویند : امام چنین اقدامی کرد ؟ و اگر جایز است ، چرا می گویند : اقدام به خودکشی حرام است ؟
4- آیا با آن اهمیتی که اسلام برای بهداشت قائل است ، جایز است که امام خاک را با همه میکربها یش بر زخم خود بریزد ؟
برای بررسی کامل این مطلب ، باید از قدیم ترین منبع تاریخی که در این باره نوشته شروع کنیم و به حال برسیم .
قدیم ترین منبع موجود ، کتاب " طبقات از محمد بن سعد " است که نویسنده آن در زمان حضرت رضا (ع) می زیسته است .
او می نویسد :
" عبدالرحمن بن ملجم و شبیب بن بجره برخاستند و شمشیرهای خود را گرفته آمدند و در مقابل درب ورودی که امام همیشه از آن می آمد نشستند ....
آنگاه که علی (ع) از در خارج شد ندا در داد : ای مردم نماز ، نماز و این عادت وی بود که هر روز برای نماز صبح چنین می کرد .....
سپس ابن ملجم و شبیب جلو او درآمدند . یکی از حاضران گفت :
من برق شمشیر را دیدم و شنیدم کسی می گوید : " ای علی حکم برای خداست نه برای تو " .
سپس شمشیر دیگری را دیدم .
در این لحظه هر دو نفر با شمشیر به علی (ع) حمله کردند .
شمشیر ابن ملجم به جلو سر امام خورد و پیشانی او تا وسط سرش را شکافت و به مغز رسید ولی شمشیر شبیب به طاق ( سردرب ) خورد و شنیدم علی (ع) گفت : این مرد را بگیرید که فرار نکند " .2
در قرن دوم هجری جریان ضربت خوردن امام با این کیفیتی که نقل کردیم بین مورخین ، شایع بوده به طوری که 25 منبع موثق تاریخی دیگر نیز از همین منبع و با همین کیفیت نقل کرده اند . از جمله :
• طبری در تاریخ کبیر جلد 4 ص 111 ( قرن سوم )
• ابوحنیفه دینوری در کتاب آلخبار الطوال ص 197 ( قرن سوم )
• مسعودی در مروج الذهب جلد 2 طبع بولاق ص 32 ( قرن چهارم )
• ابن اثیر در کامل جلد 3 ص 312 ( قرن هفتم )
• ابن خلدون در تاریخ خود جلد 2 ص 1133 ( قرن هشتم )
• علامه مجلسی در بحار جلد 42 ص 206 و 230 ( قرن یازدهم )
• حاج شیخ عباس قمی در تتمه المنتهی چاپ دوم ص 24
ادامه دارد :
محمد صالحی – 28/ 5 / 90 – مصادف با 19 رمضان
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
آیا امام علی (ع) قاتل خود را بیدار کرد ؟ - 2
با توجه به آنچه در بالا ذکر شد ، مطالب زیر قابل ملاحظه است :
1- ابن ملجم و رفیقش نزدیک درب ورودی کمین کرده بودند که امام را هنگام ورود به مسجد غافلگیر کرده و به قتل برسانند .
2- هنگام ورود امام به مسجد ، به صورت غافلگیرانه مورد حمله ابن ملجم واقع شد و ضربت خورد .
3- چون حمله غافلگیرانه بود ، امام فرصتی برای گفتگو با ابن ملجم پیدا نکرد .
4- با توجه به مطلب مذکور ، امام به ابن ملجم نفرموده : برخیز می دانم زیر جامه خود چه چیز پنهان کرده ای ؟
5- ابن ملجم از سمت روبرو به امام ضربت زده و از این جهت پیشانی ایشان هم آسیب دیده است .
در حالیکه اگر آنچه می گویند : " ابن ملجم از پشت سر ، در بین سجدتین به سر امام ضربت زد " ، صحیح بود ، باید ضربت به پشت سر امام خورده باشد نه به پیش سر و پیشانی ایشان .
6- امام در حال ایستاده ضربت خورده است . 3
7- این حادثه پس از طلوع فجر وقتی که امام یرای نماز صبح آمد اتفاق افتاده است نه هنگام سحر .
8- در هیچ یک از 25 کتاب مذکور ، ذکر نشده که امام از خاک محراب بر زخم خود ریخته باشد .
پس شایعات فوق از کجاست ؟
شایعه اول ( بیدار کردن ابن ملجم توسط امام (ع)) برای اولین بار در تاریخ ابن اعثم کوفی نوشته شده و این در حالیست که ابن اعثم تاریخ نویس مسامحه کاری است که مورد اعتماد علمای مذهب نبوده است .
شایعه دوم ( خاک ریختن بر زخم ) به اضافه شایعه اول در یک کتاب مجهول المولف و مجهول التاریخ که نویسنده آن ، مطالب تاریخی را با افسانه های خیالی بهم درآمیخته است نوشته شده و علامه مجلسی آنرا بصورت یک داستان طفیلی بدون آنکه به آن اعتماد کند در بحار جلد 42 طبع جدید ص 281 و 282 از آن کتاب مجهول الحال نقل کرده است و نویسنده ناسخ التواریخ این دو شایعه را از تاریخ ابن اعثم و بحار گرفته و با قدری اصلاح در ص 628 از کتاب ناسخ ( چاپ امیر کبیر ) درج کرده است و باید گفت که شهرت کامل این دو مطلب پس از تالیف ناسخ التواریخ بوده است .
*: کتاب مجموعه مقالات – ص 117 تا 123 – مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی
ادامه دارد :
محمد صالحی – 28/ 5 / 90 – مصادف با 19 رمضان
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
با توجه به آنچه در بالا ذکر شد ، مطالب زیر قابل ملاحظه است :
1- ابن ملجم و رفیقش نزدیک درب ورودی کمین کرده بودند که امام را هنگام ورود به مسجد غافلگیر کرده و به قتل برسانند .
2- هنگام ورود امام به مسجد ، به صورت غافلگیرانه مورد حمله ابن ملجم واقع شد و ضربت خورد .
3- چون حمله غافلگیرانه بود ، امام فرصتی برای گفتگو با ابن ملجم پیدا نکرد .
4- با توجه به مطلب مذکور ، امام به ابن ملجم نفرموده : برخیز می دانم زیر جامه خود چه چیز پنهان کرده ای ؟
5- ابن ملجم از سمت روبرو به امام ضربت زده و از این جهت پیشانی ایشان هم آسیب دیده است .
در حالیکه اگر آنچه می گویند : " ابن ملجم از پشت سر ، در بین سجدتین به سر امام ضربت زد " ، صحیح بود ، باید ضربت به پشت سر امام خورده باشد نه به پیش سر و پیشانی ایشان .
6- امام در حال ایستاده ضربت خورده است . 3
7- این حادثه پس از طلوع فجر وقتی که امام یرای نماز صبح آمد اتفاق افتاده است نه هنگام سحر .
8- در هیچ یک از 25 کتاب مذکور ، ذکر نشده که امام از خاک محراب بر زخم خود ریخته باشد .
پس شایعات فوق از کجاست ؟
شایعه اول ( بیدار کردن ابن ملجم توسط امام (ع)) برای اولین بار در تاریخ ابن اعثم کوفی نوشته شده و این در حالیست که ابن اعثم تاریخ نویس مسامحه کاری است که مورد اعتماد علمای مذهب نبوده است .
شایعه دوم ( خاک ریختن بر زخم ) به اضافه شایعه اول در یک کتاب مجهول المولف و مجهول التاریخ که نویسنده آن ، مطالب تاریخی را با افسانه های خیالی بهم درآمیخته است نوشته شده و علامه مجلسی آنرا بصورت یک داستان طفیلی بدون آنکه به آن اعتماد کند در بحار جلد 42 طبع جدید ص 281 و 282 از آن کتاب مجهول الحال نقل کرده است و نویسنده ناسخ التواریخ این دو شایعه را از تاریخ ابن اعثم و بحار گرفته و با قدری اصلاح در ص 628 از کتاب ناسخ ( چاپ امیر کبیر ) درج کرده است و باید گفت که شهرت کامل این دو مطلب پس از تالیف ناسخ التواریخ بوده است .
*: کتاب مجموعه مقالات – ص 117 تا 123 – مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی
ادامه دارد :
محمد صالحی – 28/ 5 / 90 – مصادف با 19 رمضان
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com