چیست نشانیِّ #آنکه هست جهانی دِگَر؟
نو شدنِ #حال ها،
رفتنِ این #کُهنههاست
روزِ نو و
شامِ نو
باغِ نو و
دامِ نو
هر نَفَس #اندیشه نو
نو خوشی و نو غَناست
نو زِ کجا می رَسَد؟
کُهنه کجا می رَوَد؟
گَر نَه وَرایِ نَظَرْ #عالَمِ بی مُنْتَهاست
#غزل_مولانا
با درود و شادباش خدمت یکایک اعضا محترم کانال❤️
سالی
سرشار از برکت و فراوانی،
سرشار از امید و سلامتی و شادی،
برای همگان،
از خدای منان آرزومندم.🙏
محمد صالحی ۱/۱/۹۹
@beshnofekrkon
@eshghonava
@naghmehsokout
نو شدنِ #حال ها،
رفتنِ این #کُهنههاست
روزِ نو و
شامِ نو
باغِ نو و
دامِ نو
هر نَفَس #اندیشه نو
نو خوشی و نو غَناست
نو زِ کجا می رَسَد؟
کُهنه کجا می رَوَد؟
گَر نَه وَرایِ نَظَرْ #عالَمِ بی مُنْتَهاست
#غزل_مولانا
با درود و شادباش خدمت یکایک اعضا محترم کانال❤️
سالی
سرشار از برکت و فراوانی،
سرشار از امید و سلامتی و شادی،
برای همگان،
از خدای منان آرزومندم.🙏
محمد صالحی ۱/۱/۹۹
@beshnofekrkon
@eshghonava
@naghmehsokout
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#اشو
#علم و #سفر_درونی
آیا جایی بنام #درون هست که باید #شناخته شود یا همه چیز #بیرونی است ؟
#شیوه_شناخت_درون چگونه است ؟
@beshnofekrkon
#علم و #سفر_درونی
آیا جایی بنام #درون هست که باید #شناخته شود یا همه چیز #بیرونی است ؟
#شیوه_شناخت_درون چگونه است ؟
@beshnofekrkon
✍️ پرسشگر:
#خدای عبدالکریم سروش این روزها #کجاست؟
🖊عبدالکریم سروش:
#خدای عبدالکریم سروش... خداییست که راز و #نازست، موضوع تاملات حکیمانه است، معشوق مُطاع مُحتشم است،
ما را به #عاشقی دعوت میکند تا ما را به مرتبه #معشوقی برساند، خدایی که ظالم و تبعیض گر نیست، ابزار قدرت و ثروت به نام دین به دست ما نمیدهد.
وقتی که #عاشقی در میان آمد مسالهی #شرور هم حل خواهد شد. منتهی بنده الان در مقام بسط و تفسیر این معنا نیستم.
#پرسشگر:
خانم فاطمه صادقی یادداشتی نوشته بودند ناظر به این ماجرا. جایی از یادداشت گفته بودند که ما با وضعیتی مواجه هستیم که گویی #غیبت خدا عین #حضور خداوند شده، و بعد منطقا میپرسد که آیا در این حالت با-خدایی و بی-خدایی یکی نیست؟
عبدالکریم #سروش:
ببینید، مساله همین است که ما از خدا چه #انتظاری داریم؟[...] ما از خدای پیامبران چه انتظاری داریم؟
من انتظار ندارم که در #خدمت من باشد یا همهی دعاهای مرا مستجاب کند.
من به #اجابت دعا اعتقاد دارم و خود بسیار دعا میکنم. بهخاطر اینکه #پیامبر دعا میکرد. بلی حکیمان الهی نتوانستند مساله دعا را حل کنند، ولی من صرفا به دلیل این که پیامبران دعا میکردند و پیامبر اسلام هم دعا میکرد، دعا را قبول دارم.
ولی در عین حال این را هم میگویم و خود شرایع هم گفتهاند خداوند #تضمین نداده است، همهی دعاها را مستجاب کند و نگفته است که برای حل مشکلات زندگیتان به دعا بپردازید.
من در مقدمه کتاب قمار عاشقانه نوشتم که دعا #ابراز_بندگی ست نه #ابزار^زندگی.
#دینداری معیشتاندیش آن را ابزار زندگی معرفی میکند، در حالی که ابراز بندگیست.
اصل در دعا کردن #معاشقه کردن با خداوند به مثابه یک دوست مهربان است.
#حاجت خواستن درجهی چندم است آن هم بدون هیچ تضمینی.
به همین سبب من از خدا انتظار ندارم که به دعای من همیشه #گوش بدهد.
ولی همین که #اجازه میدهد با او سخن بگویم خرسندم. و دیگران را هم به همین دیدگاه دعوت میکنم.
خداوند به ما #عقل هم داده است، یعنی از ما میخواهد عقل و تجربه را هم بکار بریم نه اینکه برای #شفای امراض به دعا متوسل شویم.
خدا را نباید تبدیل به یک #ابزار کنیم، بلکه باید او را به #دوستی برگیریم، خیلی فرق است بین این دو .
شما اگر تمام انتظارتان از #دوستتان این باشد که #کارتان را راه بیندازد، به این نمیگویند دوستی، اما اگر دوستی که دارید فقط دوستش دارید و هر کس از شما بپرسید که نقش این دوست شما در زندگی شما چیست بگویید هیچ!
زندگی من #تهی نیست، چون یک چنین دوستی دارم. همین و بس.
#خدا در اصل چنینست. #خلا زندگی ما را پر میکند. من خدا را برنگرفتم که #توقعات من را برآورده کند و هر جا کار من لنگ شد کار من را راه بیاندازد. به مردم هم من چنین چیزی را نمیگویم.
#پرسشگر:
#تصور «خدا»یی که از او میخواهم فقط به من گوش بدهد و توقعی از او ندارم، راحت نیست. یعنی درک میکنم این مفهوم را بهعنوان غیر خدا، ولی برایم قابل دفاع نیست در جایگاه خدایی. هر چیز دیگری را میتوان جای این خدا نشاند. این خدا بود و نبودش چه فرقی می کند؟
عبدالکریم #سروش:
ببینید، آن خدای دین #معیشتاندیش که خلاءهای زندگیشان را پر میکرد، آن خدا اکنون #غایب است. آن خدا هیچوقت #حاضر نبوده است. فکر میکردند حاضر است.
فقط در خیال آنها حاضر بوده است و هراتفاقی که می افتاد میگفتند خداوند کرده است. میگفت خدا به من یک دختر داده، خدا جان من را حفظ کرده.
البته در این که #علتالعلل خداوند است بحثی و شکی نداریم اما این که در هر #حادثهی خاصی شما پای خداوند را به میان بیاورید و آن را در عرض علل طبیعی بنشانید، خطاست.
آن #خدا که چنان نقشی را به عهده اش نهاده بودند هیچ وقت #حاضر نبوده است که ما امروز بگوییم #غایب است.
بلی در خیال #عامیان حاضر بود. و آن دینداریی بود که با دیگر اجزا زندگیشان توازن و تعادل داشت.
اما اینکه بود و نبود این خدا برای شما چه فرقی میکند، من جواب سوال شما را دادم.
مگر #خدا کفش و کلاه است که بگوییم به من میخورد یا نه و به چه درد من خورد؟
سوال این است که #درد شما چیست؟ خدا به هر دردی نمیخورد.
به درد #تنهاییهای روح میخورد.
به درد #عاشقی میخورد.
بهدرد #پرستش و ستایش میخورد و همه ما عمیقا به این نقشها احتیاج داریم.
خداوند العیاذ بالله #کارگر خانه نیست که اگر لولهی آب ترکید تعمیر بکند. ما چون از خداوند این انتظارات را داریم، بعد میگوییم چرا آن کارگر نیامد. خوب این اشتباه است...
[بخشی از "اپیدمی کرونا و طرح «مسئله شر» در گفتوگو با عبدالکریم سروش"؛ ۲۹ اسفند ۱۳۹۸]
@sokhanranihaa
☄ https://telegram.me/beshnofekrkon/1498
#خدای عبدالکریم سروش این روزها #کجاست؟
🖊عبدالکریم سروش:
#خدای عبدالکریم سروش... خداییست که راز و #نازست، موضوع تاملات حکیمانه است، معشوق مُطاع مُحتشم است،
ما را به #عاشقی دعوت میکند تا ما را به مرتبه #معشوقی برساند، خدایی که ظالم و تبعیض گر نیست، ابزار قدرت و ثروت به نام دین به دست ما نمیدهد.
وقتی که #عاشقی در میان آمد مسالهی #شرور هم حل خواهد شد. منتهی بنده الان در مقام بسط و تفسیر این معنا نیستم.
#پرسشگر:
خانم فاطمه صادقی یادداشتی نوشته بودند ناظر به این ماجرا. جایی از یادداشت گفته بودند که ما با وضعیتی مواجه هستیم که گویی #غیبت خدا عین #حضور خداوند شده، و بعد منطقا میپرسد که آیا در این حالت با-خدایی و بی-خدایی یکی نیست؟
عبدالکریم #سروش:
ببینید، مساله همین است که ما از خدا چه #انتظاری داریم؟[...] ما از خدای پیامبران چه انتظاری داریم؟
من انتظار ندارم که در #خدمت من باشد یا همهی دعاهای مرا مستجاب کند.
من به #اجابت دعا اعتقاد دارم و خود بسیار دعا میکنم. بهخاطر اینکه #پیامبر دعا میکرد. بلی حکیمان الهی نتوانستند مساله دعا را حل کنند، ولی من صرفا به دلیل این که پیامبران دعا میکردند و پیامبر اسلام هم دعا میکرد، دعا را قبول دارم.
ولی در عین حال این را هم میگویم و خود شرایع هم گفتهاند خداوند #تضمین نداده است، همهی دعاها را مستجاب کند و نگفته است که برای حل مشکلات زندگیتان به دعا بپردازید.
من در مقدمه کتاب قمار عاشقانه نوشتم که دعا #ابراز_بندگی ست نه #ابزار^زندگی.
#دینداری معیشتاندیش آن را ابزار زندگی معرفی میکند، در حالی که ابراز بندگیست.
اصل در دعا کردن #معاشقه کردن با خداوند به مثابه یک دوست مهربان است.
#حاجت خواستن درجهی چندم است آن هم بدون هیچ تضمینی.
به همین سبب من از خدا انتظار ندارم که به دعای من همیشه #گوش بدهد.
ولی همین که #اجازه میدهد با او سخن بگویم خرسندم. و دیگران را هم به همین دیدگاه دعوت میکنم.
خداوند به ما #عقل هم داده است، یعنی از ما میخواهد عقل و تجربه را هم بکار بریم نه اینکه برای #شفای امراض به دعا متوسل شویم.
خدا را نباید تبدیل به یک #ابزار کنیم، بلکه باید او را به #دوستی برگیریم، خیلی فرق است بین این دو .
شما اگر تمام انتظارتان از #دوستتان این باشد که #کارتان را راه بیندازد، به این نمیگویند دوستی، اما اگر دوستی که دارید فقط دوستش دارید و هر کس از شما بپرسید که نقش این دوست شما در زندگی شما چیست بگویید هیچ!
زندگی من #تهی نیست، چون یک چنین دوستی دارم. همین و بس.
#خدا در اصل چنینست. #خلا زندگی ما را پر میکند. من خدا را برنگرفتم که #توقعات من را برآورده کند و هر جا کار من لنگ شد کار من را راه بیاندازد. به مردم هم من چنین چیزی را نمیگویم.
#پرسشگر:
#تصور «خدا»یی که از او میخواهم فقط به من گوش بدهد و توقعی از او ندارم، راحت نیست. یعنی درک میکنم این مفهوم را بهعنوان غیر خدا، ولی برایم قابل دفاع نیست در جایگاه خدایی. هر چیز دیگری را میتوان جای این خدا نشاند. این خدا بود و نبودش چه فرقی می کند؟
عبدالکریم #سروش:
ببینید، آن خدای دین #معیشتاندیش که خلاءهای زندگیشان را پر میکرد، آن خدا اکنون #غایب است. آن خدا هیچوقت #حاضر نبوده است. فکر میکردند حاضر است.
فقط در خیال آنها حاضر بوده است و هراتفاقی که می افتاد میگفتند خداوند کرده است. میگفت خدا به من یک دختر داده، خدا جان من را حفظ کرده.
البته در این که #علتالعلل خداوند است بحثی و شکی نداریم اما این که در هر #حادثهی خاصی شما پای خداوند را به میان بیاورید و آن را در عرض علل طبیعی بنشانید، خطاست.
آن #خدا که چنان نقشی را به عهده اش نهاده بودند هیچ وقت #حاضر نبوده است که ما امروز بگوییم #غایب است.
بلی در خیال #عامیان حاضر بود. و آن دینداریی بود که با دیگر اجزا زندگیشان توازن و تعادل داشت.
اما اینکه بود و نبود این خدا برای شما چه فرقی میکند، من جواب سوال شما را دادم.
مگر #خدا کفش و کلاه است که بگوییم به من میخورد یا نه و به چه درد من خورد؟
سوال این است که #درد شما چیست؟ خدا به هر دردی نمیخورد.
به درد #تنهاییهای روح میخورد.
به درد #عاشقی میخورد.
بهدرد #پرستش و ستایش میخورد و همه ما عمیقا به این نقشها احتیاج داریم.
خداوند العیاذ بالله #کارگر خانه نیست که اگر لولهی آب ترکید تعمیر بکند. ما چون از خداوند این انتظارات را داریم، بعد میگوییم چرا آن کارگر نیامد. خوب این اشتباه است...
[بخشی از "اپیدمی کرونا و طرح «مسئله شر» در گفتوگو با عبدالکریم سروش"؛ ۲۹ اسفند ۱۳۹۸]
@sokhanranihaa
☄ https://telegram.me/beshnofekrkon/1498
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#خدا از جنس #آرامش است، #دنیا را از او #طلب نکنید-۱
مهمترین دلیل احساس بی معنایی زندگی و پوچ دانستن آن برای انسان، میل به جاودانگی است و ترسی که از مرگ دارد که مبادا همه دویدنها، تلاشها، تحصیلات، پیشرفتها و کلا همه زندگیش به فنا برود و لذا ارزشی برای زیستن…
مهمترین دلیل احساس بی معنایی زندگی و پوچ دانستن آن برای انسان، میل به جاودانگی است و ترسی که از مرگ دارد که مبادا همه دویدنها، تلاشها، تحصیلات، پیشرفتها و کلا همه زندگیش به فنا برود و لذا ارزشی برای زیستن…
Forwarded from نغمه های سكوت
بعثت نور
دیشب بود ؛
گویی دیدم کسی از کوه میآید .
نگاهش خسته می نمود ،
ولی چشمانش پر از برق شادی بود .
با چشمهایم ،
او را همراه شدم .
او از من دور می نمود ،
ولی من به او نزدیک بودم .
پر از شوق دیدار ایستادم ،
و پلک بر هم نسائیدم .
آنقدر نزدیک شد ،
که من در هاله نور او گم شدم .
گویی از درون من رد شد .
به ناگه ،
چیزی از درون من به پرواز رفت ،
و او من بودم .
در جذبه جمالش ،
مرا به سوی اوج کشید .
همه جا نور بود و زیبایی و شکوه .
بالهایم سوزانده بود ،
و خود بالهای پروازم گشته بود .
باز مرا بالاتر کشید .
رقص کنان ،
جز شادی نمی فهمیدم .
تا آنگاه که جذب هوری شدم ،
که ستارگان بیشماری ،
به گرد او می رقصیدند .
و من نیز ستاره ای ،
چون یکی از آنها شدم .
ما بیشمار بودیم ،
ولی جز یکی نبودیم .
که چیزی جز نور نبود و ،
او خدای بود ،
و کسی جز خدای نبود .
محمد صالحی
شب مبعث - 17/2/95
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دیشب بود ؛
گویی دیدم کسی از کوه میآید .
نگاهش خسته می نمود ،
ولی چشمانش پر از برق شادی بود .
با چشمهایم ،
او را همراه شدم .
او از من دور می نمود ،
ولی من به او نزدیک بودم .
پر از شوق دیدار ایستادم ،
و پلک بر هم نسائیدم .
آنقدر نزدیک شد ،
که من در هاله نور او گم شدم .
گویی از درون من رد شد .
به ناگه ،
چیزی از درون من به پرواز رفت ،
و او من بودم .
در جذبه جمالش ،
مرا به سوی اوج کشید .
همه جا نور بود و زیبایی و شکوه .
بالهایم سوزانده بود ،
و خود بالهای پروازم گشته بود .
باز مرا بالاتر کشید .
رقص کنان ،
جز شادی نمی فهمیدم .
تا آنگاه که جذب هوری شدم ،
که ستارگان بیشماری ،
به گرد او می رقصیدند .
و من نیز ستاره ای ،
چون یکی از آنها شدم .
ما بیشمار بودیم ،
ولی جز یکی نبودیم .
که چیزی جز نور نبود و ،
او خدای بود ،
و کسی جز خدای نبود .
محمد صالحی
شب مبعث - 17/2/95
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
در سیره پیامبر(ص) #اخلاق مقدم بر #فقه بود
آنچه که از #آموزه های قرآن و پیامبر فهمیده می شود، #دینداری ، به زیست #مومنانه_اخلاقی است:
..من آمن بالله و اليوم الآخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون 1
به همین دلیل، انجام #مناسک مختلف، در صورتی که مترتب بر یک #فعل_اخلاقی و عمل انسانی نباشد هیچ ارزش ماهوی ندارد:
حتي اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صالحا فيما تركت 2
آیات و روایات متعددی در این رابطه وجود داشته که هیچگونه شکی باقی نمی گذارد که #احکام_فقهی، زمانی #ارزش وجودی پیدا می کنند که منتج به یک فعل #اخلاقی و مترتب بر یک ارزش #ایمانی باشند و در غیر اینصورت هیچگونه اصالت و #ارزش_ذاتی ندارند.
بطور مثال خداوند #هدف ارسال پیامبران را #تزکیه ای دانسته که مقدم بر حتی آموزشهای کلامی و فلسفی اعلام کرده است:
..بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة..3
و پیامبر(ص) نیز #هدف خود را به تمامیت رساندن فضائل و #ارزشهای اخلاقی در جامعه بیان فرموده و بقول مرحوم استاد #منتظری، هرگز نفرمود که هدفم به تمامیت رساندن احکام و #قوانین_فقهی است:
انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق 4
😍در این رابطه، موارد متعددی در سیره پیامبر(ص) وجود داشته که به #دو_مورد آنها اشاره می شود:
1⃣ماجرای حج #خانمی_مسن از نزدیکان پیامبر(ص) در حجه الوداع:
وقتی پیامبر(ص) در سال دهم هجرت قصد آخرین حج خود را کردند، همه مسلمانان را به حج فراخواندند.
در این میان حتی از #دختر_عموی خود 5 نیز که مسن و در بستر بیماری بود #سوال کرد: آیا اراده حج نداری؟
و او با توجه به کهولت و بیماری خود #پاسخ داد: دوست دارم ولی با این اوصاف جز مسیری کوتاه نمی توانم بیایم.
پیامبر(ص) #فرمود: از مدينه به نيت حج بيرون شو و شرط بگذار تا #هر_جا كه توانستی ادامه بدهی.
عَنْ عَائِشَةَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَ عَلَى ضُبَاعَةَ بِنْتِ الزُّبَيْرِ، فَقَالَ لَهَا: «لَعَلَّكِ أَرَدْتِ الحَجَّ؟» قَالَتْ: وَاللَّهِ لاَ أَجِدُنِي إِلَّا وَجِعَةً، فَقَالَ لَهَا: " حُجِّي وَ اشْتَرِطِي، وَ قُولِي: اللَّهُمَّ مَحِلِّي حَيْثُ حَبَسْتَنِي " وَ كَانَتْ تَحْتَ المِقْدَادِ بْنِ الأَسْوَدِ 6
2⃣تقدم و تاخر #اعمال_حاجیان در حجه الوداع
نقل است كه در حجه الوداع، حاجيان بدليل اينكه هنوز به #ترتيب مناسك وارد نبودند، با #نگراني از تقدم و يا تاخر اعمالي كه انجام داده بودند، پيش پيامبر آمده و يكي عرض ميكرد كه قبل از طواف، سعي را انجام دادم؛ ديگري ميگفت كه فلان عمل را اول انجام دادم و شخص ديگري ميگفت بهمان عمل را آخر كار انجام دادم و حال #چكار كنم؟
#پيامبر (ص) فرمودند: #نگران چيزي نباش، #اشكالي ندارد. آنچه بايد بنده را نگران كند، ريختن #آبروي مسلمان است كه قطعا از مصاديق ظلم بوده و او را هلاك خواهد كرد.
أُسَامَةَ بْنِ شَرِيكٍ، قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ النَّبِيِّ ص حَاجًّا فَكَانَ النَّاسُ يَأْتُونَهُ ، فَمَنْ قَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ، سَعَيْتُ قَبْلَ أَنْ أَطُوفَ أَوْ قَدَّمْتُ شَيْئًا أَوْ أَخَّرْتُ شَيْئًا فَكَانَ يَقُولُ: لَا حَرَجَ لَا حَرَجَ، إِلَّا عَلَى رَجُلٍ اقْتَرَضَ عِرْضَ رَجُلٍ مُسْلِمٍ وَهُوَ ظَالِمٌ، فَذَلِكَ الَّذِي حَرِجَ وَ هلک ۷
..أن رسول الله ص وقف في حجة الوداع بمنى للناس يسألونه، فجاءه رجل فقال: لم أشعر فحلقت قبل أن أذبح؟ فقال: اذبح و لا حرج. فجاء آخر فقال: لم أشعر فنحرت قبل أن أرمي؟ قال: ارم و لا حرج. فما سئل النبي ص عن شيء قدم ولا أخر إلا قال: افعل و لا حرج 8
😍و اما #دو_نکته مهم:
1⃣در ماجرای #اول، با آنکه آن خانم مسن از #نزدیکان پیامبر(ص) بوده و در خانواده ایشان افراد #قوی و یا #متمول وجود داشت، ولی پیامبر(ص) #فتوا نداده و امر نکردند که لازم است برایش #وسیله حرکت تهیه و یا بر #دوش کسی حمل شود تا به #مناسک برسد، بلکه بدلیل ناتوانی او، همان #توجه_باطنی او را بر این عمل کافی دانسته و عملش را بر کسی دیگر تحمیل نکردند، چرا که بر این امر واقف بودند که #عبادات، اموری شخصی بوده که در راستای #تزکیه نفس و #برونداد اخلاقی معنا میابندو اینکه دیگری به آن اقدام نماید #هدف تربیت معنوی آنبرای شخص محقق نخواهد شد.
2⃣ در ماجرای #دوم، علیرغم #اشتباهات مکرر حاجیان در تقدم و تاخر اعمال از قبیل رمی و قربانی و تراشیدن سر و ..، پیامبر(ص) نه تنها هیچگونه #ایرادی بر آنها نگرفته، بلکه از فرصت استفاده کرده، ضمن آنکه آنها را از توجه به #ظاهر منصرف کرده، ضرورت نگرانی آنها را به سمت #بی_اخلاقی های ممکن در زندگی اجتماعی سوق دادند.
#زیرنویسها:
1⃣بقره 62
2⃣مومنون 99 و 100
3⃣آل عمران 164
4⃣مستدرک ج11 ص 187باب6، ح1
5⃣ضباعه بنت زبير ابن عبد المطلب
6⃣صحيح بخاری،حديث 5089
7⃣سنن ابو داود،حديث 2015
8⃣صحيح بخاری حديث 83
محمد صالحی 2/1/98
☄@beshnofekrkon
آنچه که از #آموزه های قرآن و پیامبر فهمیده می شود، #دینداری ، به زیست #مومنانه_اخلاقی است:
..من آمن بالله و اليوم الآخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون 1
به همین دلیل، انجام #مناسک مختلف، در صورتی که مترتب بر یک #فعل_اخلاقی و عمل انسانی نباشد هیچ ارزش ماهوی ندارد:
حتي اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صالحا فيما تركت 2
آیات و روایات متعددی در این رابطه وجود داشته که هیچگونه شکی باقی نمی گذارد که #احکام_فقهی، زمانی #ارزش وجودی پیدا می کنند که منتج به یک فعل #اخلاقی و مترتب بر یک ارزش #ایمانی باشند و در غیر اینصورت هیچگونه اصالت و #ارزش_ذاتی ندارند.
بطور مثال خداوند #هدف ارسال پیامبران را #تزکیه ای دانسته که مقدم بر حتی آموزشهای کلامی و فلسفی اعلام کرده است:
..بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة..3
و پیامبر(ص) نیز #هدف خود را به تمامیت رساندن فضائل و #ارزشهای اخلاقی در جامعه بیان فرموده و بقول مرحوم استاد #منتظری، هرگز نفرمود که هدفم به تمامیت رساندن احکام و #قوانین_فقهی است:
انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق 4
😍در این رابطه، موارد متعددی در سیره پیامبر(ص) وجود داشته که به #دو_مورد آنها اشاره می شود:
1⃣ماجرای حج #خانمی_مسن از نزدیکان پیامبر(ص) در حجه الوداع:
وقتی پیامبر(ص) در سال دهم هجرت قصد آخرین حج خود را کردند، همه مسلمانان را به حج فراخواندند.
در این میان حتی از #دختر_عموی خود 5 نیز که مسن و در بستر بیماری بود #سوال کرد: آیا اراده حج نداری؟
و او با توجه به کهولت و بیماری خود #پاسخ داد: دوست دارم ولی با این اوصاف جز مسیری کوتاه نمی توانم بیایم.
پیامبر(ص) #فرمود: از مدينه به نيت حج بيرون شو و شرط بگذار تا #هر_جا كه توانستی ادامه بدهی.
عَنْ عَائِشَةَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَ عَلَى ضُبَاعَةَ بِنْتِ الزُّبَيْرِ، فَقَالَ لَهَا: «لَعَلَّكِ أَرَدْتِ الحَجَّ؟» قَالَتْ: وَاللَّهِ لاَ أَجِدُنِي إِلَّا وَجِعَةً، فَقَالَ لَهَا: " حُجِّي وَ اشْتَرِطِي، وَ قُولِي: اللَّهُمَّ مَحِلِّي حَيْثُ حَبَسْتَنِي " وَ كَانَتْ تَحْتَ المِقْدَادِ بْنِ الأَسْوَدِ 6
2⃣تقدم و تاخر #اعمال_حاجیان در حجه الوداع
نقل است كه در حجه الوداع، حاجيان بدليل اينكه هنوز به #ترتيب مناسك وارد نبودند، با #نگراني از تقدم و يا تاخر اعمالي كه انجام داده بودند، پيش پيامبر آمده و يكي عرض ميكرد كه قبل از طواف، سعي را انجام دادم؛ ديگري ميگفت كه فلان عمل را اول انجام دادم و شخص ديگري ميگفت بهمان عمل را آخر كار انجام دادم و حال #چكار كنم؟
#پيامبر (ص) فرمودند: #نگران چيزي نباش، #اشكالي ندارد. آنچه بايد بنده را نگران كند، ريختن #آبروي مسلمان است كه قطعا از مصاديق ظلم بوده و او را هلاك خواهد كرد.
أُسَامَةَ بْنِ شَرِيكٍ، قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ النَّبِيِّ ص حَاجًّا فَكَانَ النَّاسُ يَأْتُونَهُ ، فَمَنْ قَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ، سَعَيْتُ قَبْلَ أَنْ أَطُوفَ أَوْ قَدَّمْتُ شَيْئًا أَوْ أَخَّرْتُ شَيْئًا فَكَانَ يَقُولُ: لَا حَرَجَ لَا حَرَجَ، إِلَّا عَلَى رَجُلٍ اقْتَرَضَ عِرْضَ رَجُلٍ مُسْلِمٍ وَهُوَ ظَالِمٌ، فَذَلِكَ الَّذِي حَرِجَ وَ هلک ۷
..أن رسول الله ص وقف في حجة الوداع بمنى للناس يسألونه، فجاءه رجل فقال: لم أشعر فحلقت قبل أن أذبح؟ فقال: اذبح و لا حرج. فجاء آخر فقال: لم أشعر فنحرت قبل أن أرمي؟ قال: ارم و لا حرج. فما سئل النبي ص عن شيء قدم ولا أخر إلا قال: افعل و لا حرج 8
😍و اما #دو_نکته مهم:
1⃣در ماجرای #اول، با آنکه آن خانم مسن از #نزدیکان پیامبر(ص) بوده و در خانواده ایشان افراد #قوی و یا #متمول وجود داشت، ولی پیامبر(ص) #فتوا نداده و امر نکردند که لازم است برایش #وسیله حرکت تهیه و یا بر #دوش کسی حمل شود تا به #مناسک برسد، بلکه بدلیل ناتوانی او، همان #توجه_باطنی او را بر این عمل کافی دانسته و عملش را بر کسی دیگر تحمیل نکردند، چرا که بر این امر واقف بودند که #عبادات، اموری شخصی بوده که در راستای #تزکیه نفس و #برونداد اخلاقی معنا میابندو اینکه دیگری به آن اقدام نماید #هدف تربیت معنوی آنبرای شخص محقق نخواهد شد.
2⃣ در ماجرای #دوم، علیرغم #اشتباهات مکرر حاجیان در تقدم و تاخر اعمال از قبیل رمی و قربانی و تراشیدن سر و ..، پیامبر(ص) نه تنها هیچگونه #ایرادی بر آنها نگرفته، بلکه از فرصت استفاده کرده، ضمن آنکه آنها را از توجه به #ظاهر منصرف کرده، ضرورت نگرانی آنها را به سمت #بی_اخلاقی های ممکن در زندگی اجتماعی سوق دادند.
#زیرنویسها:
1⃣بقره 62
2⃣مومنون 99 و 100
3⃣آل عمران 164
4⃣مستدرک ج11 ص 187باب6، ح1
5⃣ضباعه بنت زبير ابن عبد المطلب
6⃣صحيح بخاری،حديث 5089
7⃣سنن ابو داود،حديث 2015
8⃣صحيح بخاری حديث 83
محمد صالحی 2/1/98
☄@beshnofekrkon
در ایران، گودالهایی برای جنازهها حفر کردهاند.
در ایتالیا مسنها، در آمبولانسها ناپدید میشوند.
دیگر مراسم تدفینی نیست.
دکترها و پرستارها، بر لبهی سقوط فیزیکی و روحی، کار میکنند.
اینجا در انگستان، کِشتیهای کروز در لندن آماده میشوند تا به بیمارستان تبدیل شوند.
ما اکنون در دوران بی سابقهای زندگی میکنیم.
در طول یک روز خیلی چیزها را باید هضم کنیم و احساسات بسیاری را احساس کنیم.
و در آسیب پیذیری خود، مجبوریم که خود را با روشی جدید برای زندگی کردن سازگار کنیم.
مجبوریم که چشمانمان را بدون کور شدن باز کنیم
که حقیقت را ببینیم و همچنان مهربان بمانیم.
بعضی میگویند این ویروس آمده تا موجب بیداری و شفای سیاره رمین شود.
عدهای نیز میگویند ما در حال طی کردن یک حالت گذار در آگاهی هستیم.
بعضی دیگر میگویند که اگر ما سمت روشنایی برویم، و از ذکر درست استفاده کنیم، به ما آسیبی نمی رساند.
بعضی میگویند که ما این بیماری را با «کارما» و افکار منفی خود ظاهر کرده ایم و بعضی میگویند که ما می توانیم با افکار مثبت و تمرین های معنویِ صحیح، ایمن باقی بمانیم.
من نمیدانم.
من تمام جوابها را مدتها قبل از دست دادهام و به جایش، خانه را در لحظه حال یافتهام.
من امروز هیچ کلام تسلی بخشی ندارم.
امروز من فقط میتوانم راه ویرانی را پیشنهاد کنم.
مسیر مصلوب شدن.
به خودت اجازه بده که بشکنی، دوست من.
در این زمانِ بحران، بر زمین استوار شو
بگذار که ملایم، گشوده، سپاسگزار و کودکانه شوی
و در برابر این طوفان فروتن باش.
ما همیشه در بحران هستیم.
ما در بحران دائمی زندگی میکنیم.
بحران، همان زندگی، حقیقت و مسیر است.
تنها چیز دائمی، مرگ و تولد دوباره است.
مرگ و تولد دوباره.
دنیایی بدون پایان.
انرژیهایی سهمناک و قدیمی برای مدتهایی مدید در ناخودآگاهی وجود داشته اند. این انرژی ها از زمانهای بسیار بسیار قبل و پیش از این بحران اینجا بودهاند و اکنون در حال پدیدر شدن هستند.
یک خشم عمیق که دنیا را متلاشی کند.
و یک سوگ فوق العاده.
بله سوگِ دانستن این حقیقت که همه ما قرار است بمیریم.
همه ما.
شاید امروز نه، امسال نه. ولی یک روز، یک روز مرگ خواهد آمد.
بله ترس از مرگ در پس زمینهی همه چیز وجود دارد.
ترسی که با معمولی پنداشتنِ همه چیز، سعی در نادیده گرفتنش داریم. و روزی این معمولی ها درهم میشکند، چرا که قرار است اینگونه باشد.
و بخشی از وجود ما می میخواهد فرار کند.
میخواهد به سمت نتیجهگیری، امید واهی، تفکر مثبت تو خالی، و به سمت دنیایی جدید فرار کند.
اما بدان که همه اینها در نهایت خوب است.
یک انتقال بزرگ و شگفت انگیز در شرف وقوع است.
چقدر همه اینها در نهایت زیباست.
خورشید را گرامی دار اما در برابر ماه تسلیم شو
در برابرِ سوگی که سالهاست در انتظار دیده شدن است تعظیم کن.
و در نهایت، به سمت اضطرابی که همیشه شکم و قفسه سینهات را فشرده کرده است روی گردان، بدون هیچ تلاشی برای تغییر، تبدیل، و اصلاح و خلاص شدن از آن.
نقاب مثبت نگری را بیانداز و شب را در آغوش بگیر.
بعد از عمری فرار، در وجودت فضایی برای ترس، ناتوانی، اسرار و ناشناختهها باز کن.
و معجزه زندگی را درست در جایی که هستی در آغوش بگیر.
هر نفس را گرامی دار، هر حرکت شُش هایت را. دم، بازدم، دم، بازدم.
به سمت وحشت و هیجان برگرد.
لحظه به لحظه، قدم به قدم، هضم نشدنی ها را هضم کن.
و تو هیچ دشمنی را در درون نخواهی یافت.
هیچ «تاریکی» حقیقی اینجا وجود ندارد.
تو فقط در درون خویش، کودکی گمشده و گریان را خواهی یافت که میگوید: پدر؟ مادر؟ کجایید؟ من میترسم. نمیدانم چه اتفاقی دارد میافتد. دستم را میگیرید؟
ما ممکن است در مراحل اولیهی یک انتقال در آگاهی باشیم.
ممکن است در حال تجربهی یک بیداری جهانیی باشیم.
و در نهایت ممکن است همه اینها، بهترین اتفاق باشد.
نمیدانم.
اما به هر حال، وحشتی هست که باید با آن مواجه شد. دوران تاریکی است که باید از آن گذر کرد.
وحشت در همه ما وجود دارد و منتظر است که مورد توجه ما قرار بگیرد.
به هر طریقی خود را مشغول نگه دارید.
زمان خود را پر کنید.
کارهای جدید شورع کنید.
راه هایی را برای آرام کردن خود و کمک به اطرافیانتان پیدا کنید
مثبت بمانید
دستانتان را بشوئید و هر کاری برای بهبود سیستم ایمنی بدن خود انجام دهید
اما فراموش نکید که به این وحشت تسلیم شوید.
با این تاریکی،ناامیدی و احساس پوچی مواجه شوید
این شوک و ترس زندگی را در هر لحظه احساس کنید
و مرگ را که در پس زمینه همه چیز وجود دارد
زندگی با مرگ در هم آمیخته است.
و هر لحظهی زندگی را شکننده و با ارزش میکند.
و در آنجا، درون شما کودکی است که گم شده است دستش را بگیرید.
#جف_فاستر معلم معنوی معاصر
https://t.me/beshnofekrkon/1774
در ایتالیا مسنها، در آمبولانسها ناپدید میشوند.
دیگر مراسم تدفینی نیست.
دکترها و پرستارها، بر لبهی سقوط فیزیکی و روحی، کار میکنند.
اینجا در انگستان، کِشتیهای کروز در لندن آماده میشوند تا به بیمارستان تبدیل شوند.
ما اکنون در دوران بی سابقهای زندگی میکنیم.
در طول یک روز خیلی چیزها را باید هضم کنیم و احساسات بسیاری را احساس کنیم.
و در آسیب پیذیری خود، مجبوریم که خود را با روشی جدید برای زندگی کردن سازگار کنیم.
مجبوریم که چشمانمان را بدون کور شدن باز کنیم
که حقیقت را ببینیم و همچنان مهربان بمانیم.
بعضی میگویند این ویروس آمده تا موجب بیداری و شفای سیاره رمین شود.
عدهای نیز میگویند ما در حال طی کردن یک حالت گذار در آگاهی هستیم.
بعضی دیگر میگویند که اگر ما سمت روشنایی برویم، و از ذکر درست استفاده کنیم، به ما آسیبی نمی رساند.
بعضی میگویند که ما این بیماری را با «کارما» و افکار منفی خود ظاهر کرده ایم و بعضی میگویند که ما می توانیم با افکار مثبت و تمرین های معنویِ صحیح، ایمن باقی بمانیم.
من نمیدانم.
من تمام جوابها را مدتها قبل از دست دادهام و به جایش، خانه را در لحظه حال یافتهام.
من امروز هیچ کلام تسلی بخشی ندارم.
امروز من فقط میتوانم راه ویرانی را پیشنهاد کنم.
مسیر مصلوب شدن.
به خودت اجازه بده که بشکنی، دوست من.
در این زمانِ بحران، بر زمین استوار شو
بگذار که ملایم، گشوده، سپاسگزار و کودکانه شوی
و در برابر این طوفان فروتن باش.
ما همیشه در بحران هستیم.
ما در بحران دائمی زندگی میکنیم.
بحران، همان زندگی، حقیقت و مسیر است.
تنها چیز دائمی، مرگ و تولد دوباره است.
مرگ و تولد دوباره.
دنیایی بدون پایان.
انرژیهایی سهمناک و قدیمی برای مدتهایی مدید در ناخودآگاهی وجود داشته اند. این انرژی ها از زمانهای بسیار بسیار قبل و پیش از این بحران اینجا بودهاند و اکنون در حال پدیدر شدن هستند.
یک خشم عمیق که دنیا را متلاشی کند.
و یک سوگ فوق العاده.
بله سوگِ دانستن این حقیقت که همه ما قرار است بمیریم.
همه ما.
شاید امروز نه، امسال نه. ولی یک روز، یک روز مرگ خواهد آمد.
بله ترس از مرگ در پس زمینهی همه چیز وجود دارد.
ترسی که با معمولی پنداشتنِ همه چیز، سعی در نادیده گرفتنش داریم. و روزی این معمولی ها درهم میشکند، چرا که قرار است اینگونه باشد.
و بخشی از وجود ما می میخواهد فرار کند.
میخواهد به سمت نتیجهگیری، امید واهی، تفکر مثبت تو خالی، و به سمت دنیایی جدید فرار کند.
اما بدان که همه اینها در نهایت خوب است.
یک انتقال بزرگ و شگفت انگیز در شرف وقوع است.
چقدر همه اینها در نهایت زیباست.
خورشید را گرامی دار اما در برابر ماه تسلیم شو
در برابرِ سوگی که سالهاست در انتظار دیده شدن است تعظیم کن.
و در نهایت، به سمت اضطرابی که همیشه شکم و قفسه سینهات را فشرده کرده است روی گردان، بدون هیچ تلاشی برای تغییر، تبدیل، و اصلاح و خلاص شدن از آن.
نقاب مثبت نگری را بیانداز و شب را در آغوش بگیر.
بعد از عمری فرار، در وجودت فضایی برای ترس، ناتوانی، اسرار و ناشناختهها باز کن.
و معجزه زندگی را درست در جایی که هستی در آغوش بگیر.
هر نفس را گرامی دار، هر حرکت شُش هایت را. دم، بازدم، دم، بازدم.
به سمت وحشت و هیجان برگرد.
لحظه به لحظه، قدم به قدم، هضم نشدنی ها را هضم کن.
و تو هیچ دشمنی را در درون نخواهی یافت.
هیچ «تاریکی» حقیقی اینجا وجود ندارد.
تو فقط در درون خویش، کودکی گمشده و گریان را خواهی یافت که میگوید: پدر؟ مادر؟ کجایید؟ من میترسم. نمیدانم چه اتفاقی دارد میافتد. دستم را میگیرید؟
ما ممکن است در مراحل اولیهی یک انتقال در آگاهی باشیم.
ممکن است در حال تجربهی یک بیداری جهانیی باشیم.
و در نهایت ممکن است همه اینها، بهترین اتفاق باشد.
نمیدانم.
اما به هر حال، وحشتی هست که باید با آن مواجه شد. دوران تاریکی است که باید از آن گذر کرد.
وحشت در همه ما وجود دارد و منتظر است که مورد توجه ما قرار بگیرد.
به هر طریقی خود را مشغول نگه دارید.
زمان خود را پر کنید.
کارهای جدید شورع کنید.
راه هایی را برای آرام کردن خود و کمک به اطرافیانتان پیدا کنید
مثبت بمانید
دستانتان را بشوئید و هر کاری برای بهبود سیستم ایمنی بدن خود انجام دهید
اما فراموش نکید که به این وحشت تسلیم شوید.
با این تاریکی،ناامیدی و احساس پوچی مواجه شوید
این شوک و ترس زندگی را در هر لحظه احساس کنید
و مرگ را که در پس زمینه همه چیز وجود دارد
زندگی با مرگ در هم آمیخته است.
و هر لحظهی زندگی را شکننده و با ارزش میکند.
و در آنجا، درون شما کودکی است که گم شده است دستش را بگیرید.
#جف_فاستر معلم معنوی معاصر
https://t.me/beshnofekrkon/1774
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#پیامهای_مثبت_کرونا
ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز در #تغییر مستمر بوده و نیز ضمانتی برای رسیدن به آرزوهای مختلف نیست. و اینجاست که اگر آرامش را در ماندگاری یافته های گوناگون و عدم تغییر آنها بجوییم، هرگز آرامشی بر ما فرو نخواهد ریخت.
و بقول #مولانا،…
ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز در #تغییر مستمر بوده و نیز ضمانتی برای رسیدن به آرزوهای مختلف نیست. و اینجاست که اگر آرامش را در ماندگاری یافته های گوناگون و عدم تغییر آنها بجوییم، هرگز آرامشی بر ما فرو نخواهد ریخت.
و بقول #مولانا،…
🔊فایل صوتی
سخنرانی #عبدالکریم_سروش
#معنای_زندگی
####################$
#تفاوت_معنا، #هدف و #ارزش در زندگی👇
.
https://telegram.me/beshnofekrkon/1291
سخنرانی #عبدالکریم_سروش
#معنای_زندگی
####################$
#تفاوت_معنا، #هدف و #ارزش در زندگی👇
.
https://telegram.me/beshnofekrkon/1291
Telegram
attach 📎
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
#تفاوتِ مفاهیم معنا ، اهداف و ارزشهای زندگی- ۱
#انسان_مدرن، بیش از هر زمان دیگر با #سوال_بزرگ " #چرا_زندگی_میکنم و من زیستنم را با چه بها و ارزشی ادامه دهم؟ " مواجه است.
و این #سوال است که او را با مفاهیمی بنام " #معنای زندگی، #اهداف زندگی و #ارزشهای زندگی " روبرو کرده و اندیشه او را بشدت درگیر خود نموده است.
آنانکه #پاسخی هر چند کم محتوا برای سوال فوق پیدا کرده و معنایی هر چند نازل برای زندگی خود تعریف کرده اند، #میل به زندگی و تداوم آن هر چند با تحمل همه رنجها و سختیهای آن، در آنها زنده شده ولی کسانی که همه چیز را #پوچ دیده اند، گزیری جز تمام کردن زندگی حتی با خودکشی نیافته اند.
و همین نکته است که #آلبرکامو میگوید: مهمترین مسیله امروز بشر " #خودکشی " است .
آنچه که بشر را به #ادامه زندگی و یا #نفی آن وادار می کند مفهوم " #معنای_زندگی " است، در حالیکه " #اهداف_زندگی " پله های میان راهی بوده که درصورت آویزان کردن سرنوشت خود به هر کدام از آنها، باعث احساس پوچی و #نومیدی در برهه هایی از عمر خواهد شد.
☄☄در اینجا مختصرا به سه مفهوم فوق پرداخته می شود:
☄1- #معنای_زندگی:
هر آنچه که انسان را همواره در مسیر زندگی نگه داشته و هرگز تمام نمی شود و #دلیل او برای تداوم آن است، معنای زندگی نام دارد. و این امر برای هر کس مفهوم خاص خود را داشته که در پاسخ به #سوال " من برای چه زندگی می کنم و آیا ادامه آن ارزش زیستن دارد ؟ " بدست می آورد.
بگونه ای که بعد از هر عمل و یا بعد از هر مرحله زندگی خود ، با سوال " #خب_که_چه " مواجه نشده و یا بتواند آنرا پاسخ دهد.
☄2- #اهداف_زندگی:
هدف ، #وضعیتهایی است که در مراحل مختلف زندگی میخواهیم به آنها برسیم و از #جنس_زمان و موقتی اند . مانند دکتر شدن ، ازدواج کردن ، بچه آوردن ، دانشمند شدن ، شغل پیدا کردن ، بازنشسته شدن و هر چیزی که پس از گذشت زمانی مشخص بدست آمده و دیگر از ذهن شخص بعنوان هدف #پاک می شود.
بطور مثال شخصی که هدفش ازدواج است، با ازدواج کردن، هدفش تمام شده و باید اهداف دیگری را پی بگیرد.
#اهدافی که شخص انتخاب می کند در راستای #تحقق_معنای او از زندگی است و معناست که او را در مسیر زندگی نگه داشته و به ادامه آن #امیدوار می کند.
☄3- #ارزشهای_زندگی:
آن #فضیلتهای اخلاقی و یا #الگوهای خاصی که شخص برای انتخاب نوع مسیر و یا حد و حدود تصمیمات زندگی خود انتخاب می کند، ارزشهای او در زندگی تلقی می شود.
بطور مثال ، صداقت ، امانت داری ، دانشوری ، عشق ورزی ، مشروع و قانونی بودن هر چیز و از این قبیل قالبهایی که شخص در هر برنامه ریزی مد نظر داشته و #ابزار رسیدن به اهداف خود را در قالب آنها انتخاب می نماید و اینجاست که از نظر او، هدف وسیله را توجیه نکرده که به هر راهی متوسل شده تا به اهداف خود برسد.
با توجه به توضیحات مختصر فوق ، #جنس_اهداف ،رسیدنی بوده و با رسیدن ، تمام شده و می میرند ولی #ارزشهای_زندگی ، از جنس زیستن است که شخص در هر لحظه و هر تصمیم با آنها زندگی می کند.
و #معنای_زندگی از جنس خود زندگی و دلیل ادامه آن در هستی است، آنگونه که همواره و در هر شرایط خوب یا بد، با او بوده و او را از ناامیدی می رهاند.
لذا هر چه #معنای زندگی والاتر و ارزشمندتر انتخاب شود، #اهداف نیز در همان راستا بزرگتر و زیباتر تعریف خواهند شد.
انسانی که #معنای زندگی اش را #زیستن می داند بدلیل آنکه بدنیا آمده تا بعنوان یک #شخص_منحصر بفرد، چیزی به جهان اضافه کند، همواره در پی #شکوفایی هر چه بیشتر خود است، نه آویزان شدن به این و آن و یا #مقایسه خود با دیگری و تلاش برای مثل آنها شدن.
مانند #درختی که در پاسخ سوال از معنا و دلیل بودنش، بگوید : می خواهم آن بشوم که برایش #آفریده شده ام و هستی در وجود من بودیعت گذاشته است 1. آنگاه است که همه تلاش خود را می کند تا #تواناییهای وجودی خود را کشف و به منصه ظهور برساند. چه از نوع درخت میوه دار باشد و چه سایه دار و چه هر کدام دیگر. او هرگز در #مقایسه و یا #مسابقه با درختان دیگر زندگی نمی کند.
لذا اگر از نوع میوه ای باشد ، خود بخود با عبور در مسیر رشد خود به #میوه تبدیل خواهد شد و از آنجا که می داند #اوج_شکوفایی اش در میوه نهایی اوست، #اهدافی را در مسیر رشدش برمی گزیند که کمترین #آسیب را به دیگران بزند و یا خود سالم ترین مسیر را طی کند و اینجاست که #ارزشهای زندگیش خود می نمایانند و او را به استفاده از مواد خاکی درست و سالم و نور مناسب تشویق می کنند.
اما اگر #معنای زندگیش را دادن میوه بداند، همواره خود را در #مقایسه با درختان دیگر دیده و مطابق #شیوه آنها زندگی می کند تا به آنچه آنها دارند برسد، و در این مسیر اگر به آن میوه تبدیل نشدو یا میوه اش مطلوب نبود، چنان در هم فرو می شکندکه جز #نومیدی بر او مستولی نخواهدگردید.
محمد صالحی
#پایان:👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1292
#انسان_مدرن، بیش از هر زمان دیگر با #سوال_بزرگ " #چرا_زندگی_میکنم و من زیستنم را با چه بها و ارزشی ادامه دهم؟ " مواجه است.
و این #سوال است که او را با مفاهیمی بنام " #معنای زندگی، #اهداف زندگی و #ارزشهای زندگی " روبرو کرده و اندیشه او را بشدت درگیر خود نموده است.
آنانکه #پاسخی هر چند کم محتوا برای سوال فوق پیدا کرده و معنایی هر چند نازل برای زندگی خود تعریف کرده اند، #میل به زندگی و تداوم آن هر چند با تحمل همه رنجها و سختیهای آن، در آنها زنده شده ولی کسانی که همه چیز را #پوچ دیده اند، گزیری جز تمام کردن زندگی حتی با خودکشی نیافته اند.
و همین نکته است که #آلبرکامو میگوید: مهمترین مسیله امروز بشر " #خودکشی " است .
آنچه که بشر را به #ادامه زندگی و یا #نفی آن وادار می کند مفهوم " #معنای_زندگی " است، در حالیکه " #اهداف_زندگی " پله های میان راهی بوده که درصورت آویزان کردن سرنوشت خود به هر کدام از آنها، باعث احساس پوچی و #نومیدی در برهه هایی از عمر خواهد شد.
☄☄در اینجا مختصرا به سه مفهوم فوق پرداخته می شود:
☄1- #معنای_زندگی:
هر آنچه که انسان را همواره در مسیر زندگی نگه داشته و هرگز تمام نمی شود و #دلیل او برای تداوم آن است، معنای زندگی نام دارد. و این امر برای هر کس مفهوم خاص خود را داشته که در پاسخ به #سوال " من برای چه زندگی می کنم و آیا ادامه آن ارزش زیستن دارد ؟ " بدست می آورد.
بگونه ای که بعد از هر عمل و یا بعد از هر مرحله زندگی خود ، با سوال " #خب_که_چه " مواجه نشده و یا بتواند آنرا پاسخ دهد.
☄2- #اهداف_زندگی:
هدف ، #وضعیتهایی است که در مراحل مختلف زندگی میخواهیم به آنها برسیم و از #جنس_زمان و موقتی اند . مانند دکتر شدن ، ازدواج کردن ، بچه آوردن ، دانشمند شدن ، شغل پیدا کردن ، بازنشسته شدن و هر چیزی که پس از گذشت زمانی مشخص بدست آمده و دیگر از ذهن شخص بعنوان هدف #پاک می شود.
بطور مثال شخصی که هدفش ازدواج است، با ازدواج کردن، هدفش تمام شده و باید اهداف دیگری را پی بگیرد.
#اهدافی که شخص انتخاب می کند در راستای #تحقق_معنای او از زندگی است و معناست که او را در مسیر زندگی نگه داشته و به ادامه آن #امیدوار می کند.
☄3- #ارزشهای_زندگی:
آن #فضیلتهای اخلاقی و یا #الگوهای خاصی که شخص برای انتخاب نوع مسیر و یا حد و حدود تصمیمات زندگی خود انتخاب می کند، ارزشهای او در زندگی تلقی می شود.
بطور مثال ، صداقت ، امانت داری ، دانشوری ، عشق ورزی ، مشروع و قانونی بودن هر چیز و از این قبیل قالبهایی که شخص در هر برنامه ریزی مد نظر داشته و #ابزار رسیدن به اهداف خود را در قالب آنها انتخاب می نماید و اینجاست که از نظر او، هدف وسیله را توجیه نکرده که به هر راهی متوسل شده تا به اهداف خود برسد.
با توجه به توضیحات مختصر فوق ، #جنس_اهداف ،رسیدنی بوده و با رسیدن ، تمام شده و می میرند ولی #ارزشهای_زندگی ، از جنس زیستن است که شخص در هر لحظه و هر تصمیم با آنها زندگی می کند.
و #معنای_زندگی از جنس خود زندگی و دلیل ادامه آن در هستی است، آنگونه که همواره و در هر شرایط خوب یا بد، با او بوده و او را از ناامیدی می رهاند.
لذا هر چه #معنای زندگی والاتر و ارزشمندتر انتخاب شود، #اهداف نیز در همان راستا بزرگتر و زیباتر تعریف خواهند شد.
انسانی که #معنای زندگی اش را #زیستن می داند بدلیل آنکه بدنیا آمده تا بعنوان یک #شخص_منحصر بفرد، چیزی به جهان اضافه کند، همواره در پی #شکوفایی هر چه بیشتر خود است، نه آویزان شدن به این و آن و یا #مقایسه خود با دیگری و تلاش برای مثل آنها شدن.
مانند #درختی که در پاسخ سوال از معنا و دلیل بودنش، بگوید : می خواهم آن بشوم که برایش #آفریده شده ام و هستی در وجود من بودیعت گذاشته است 1. آنگاه است که همه تلاش خود را می کند تا #تواناییهای وجودی خود را کشف و به منصه ظهور برساند. چه از نوع درخت میوه دار باشد و چه سایه دار و چه هر کدام دیگر. او هرگز در #مقایسه و یا #مسابقه با درختان دیگر زندگی نمی کند.
لذا اگر از نوع میوه ای باشد ، خود بخود با عبور در مسیر رشد خود به #میوه تبدیل خواهد شد و از آنجا که می داند #اوج_شکوفایی اش در میوه نهایی اوست، #اهدافی را در مسیر رشدش برمی گزیند که کمترین #آسیب را به دیگران بزند و یا خود سالم ترین مسیر را طی کند و اینجاست که #ارزشهای زندگیش خود می نمایانند و او را به استفاده از مواد خاکی درست و سالم و نور مناسب تشویق می کنند.
اما اگر #معنای زندگیش را دادن میوه بداند، همواره خود را در #مقایسه با درختان دیگر دیده و مطابق #شیوه آنها زندگی می کند تا به آنچه آنها دارند برسد، و در این مسیر اگر به آن میوه تبدیل نشدو یا میوه اش مطلوب نبود، چنان در هم فرو می شکندکه جز #نومیدی بر او مستولی نخواهدگردید.
محمد صالحی
#پایان:👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1292
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#تفاوتِ مفاهیم معنا ، اهداف و ارزشهای زندگی - ۲
ما انسانها نیز #تکثیر شده خداوند در هستی بوده که #دانه وجودمان را از روح خود حیات بخشیده است 2 و همین است که هر کدام بالقوه #خدایی_یگانه را در خود حمل می کنیم و #شکوفایی ما چیزی جز فعلیت بخشیدن و #ظهور او در…
ما انسانها نیز #تکثیر شده خداوند در هستی بوده که #دانه وجودمان را از روح خود حیات بخشیده است 2 و همین است که هر کدام بالقوه #خدایی_یگانه را در خود حمل می کنیم و #شکوفایی ما چیزی جز فعلیت بخشیدن و #ظهور او در…
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
#تفاوتِ مفاهیم معنا ، اهداف و ارزشهای زندگی - ۲
ما انسانها نیز #تکثیر شده خداوند در هستی بوده که #دانه وجودمان را از روح خود حیات بخشیده است 2 و همین است که هر کدام بالقوه #خدایی_یگانه را در خود حمل می کنیم و #شکوفایی ما چیزی جز فعلیت بخشیدن و #ظهور او در وجود ما نیست 3 و البته بستر این مسیر نیز فقط #عشق_ورزی است و بس . 4
❤️ پس بیاییم #معنای_زندگی خود را بر #چهار_اصل زیر بنا کنیم :
💥۱- تا می توانیم #موهبتی به جهان بیفزاییم . ( کمک کردن ، شادی بخشیدن ، رنجی را کاهش دادن ، ارتباط گرفتن با دیگران ، همراهی کردن با آنها ، هم سخن شدن با خانواده و دوستان ، بر دانشی افزودن ، کاری آفریدن و ... )
💥۲- از انجام موهبتهای فوق که منتی هم بر کسی نمی گذاریم #لذت ببریم .
💥۳- #تغییر کردن را بخش جدایی ناپذیر هستی بدانیم و #رنجهای ناشی از آن را چه در زندگی خود و چه در پیرامون بپذیریم .
💥۴- تا می توانیم #آرام باشیم ، #آرامش ببخشیم و #آرامش بیابیم و در این راه به سهم خود ، بخشی از #شلوغیهای دنیا را کم کنیم .
❤️و البته برای تحقق این #معنا ، #اهدافی را که هم به #تواناییهای ما مربوط است و هم بر #علائقمان استوار می باشد برگزینیم و برنامه ریزی کنیم .
❤️و در #مسیر عبور تا رسیدن به اهداف خود ، #فضیلتهای اخلاقی و دینی را بعنوان #ارزشهای خود برگزینیم .
☄ #زیرنویسها :
1- #نیچه : بشو آنچه هستی
2- و #نفخت فیه من روحی – حجر 29
3- #تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار، ج 58، ص 129
4- والذي نفسي بيده لا تدخلون الجنة حتى تؤمنوا و لا تؤمنوا حتى #تحابوا - صحیح مسلم ح 93
محمد صالحی – 17/6/97
☄ #یادآوری : برای توضیحات بیشتر به سخنرانی #دکتر_علی_صاحبی که بزودی در همین کانال منتشر می کنم مراجعه فرمایید .
#قسمت_اول : 👇👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1291
ما انسانها نیز #تکثیر شده خداوند در هستی بوده که #دانه وجودمان را از روح خود حیات بخشیده است 2 و همین است که هر کدام بالقوه #خدایی_یگانه را در خود حمل می کنیم و #شکوفایی ما چیزی جز فعلیت بخشیدن و #ظهور او در وجود ما نیست 3 و البته بستر این مسیر نیز فقط #عشق_ورزی است و بس . 4
❤️ پس بیاییم #معنای_زندگی خود را بر #چهار_اصل زیر بنا کنیم :
💥۱- تا می توانیم #موهبتی به جهان بیفزاییم . ( کمک کردن ، شادی بخشیدن ، رنجی را کاهش دادن ، ارتباط گرفتن با دیگران ، همراهی کردن با آنها ، هم سخن شدن با خانواده و دوستان ، بر دانشی افزودن ، کاری آفریدن و ... )
💥۲- از انجام موهبتهای فوق که منتی هم بر کسی نمی گذاریم #لذت ببریم .
💥۳- #تغییر کردن را بخش جدایی ناپذیر هستی بدانیم و #رنجهای ناشی از آن را چه در زندگی خود و چه در پیرامون بپذیریم .
💥۴- تا می توانیم #آرام باشیم ، #آرامش ببخشیم و #آرامش بیابیم و در این راه به سهم خود ، بخشی از #شلوغیهای دنیا را کم کنیم .
❤️و البته برای تحقق این #معنا ، #اهدافی را که هم به #تواناییهای ما مربوط است و هم بر #علائقمان استوار می باشد برگزینیم و برنامه ریزی کنیم .
❤️و در #مسیر عبور تا رسیدن به اهداف خود ، #فضیلتهای اخلاقی و دینی را بعنوان #ارزشهای خود برگزینیم .
☄ #زیرنویسها :
1- #نیچه : بشو آنچه هستی
2- و #نفخت فیه من روحی – حجر 29
3- #تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار، ج 58، ص 129
4- والذي نفسي بيده لا تدخلون الجنة حتى تؤمنوا و لا تؤمنوا حتى #تحابوا - صحیح مسلم ح 93
محمد صالحی – 17/6/97
☄ #یادآوری : برای توضیحات بیشتر به سخنرانی #دکتر_علی_صاحبی که بزودی در همین کانال منتشر می کنم مراجعه فرمایید .
#قسمت_اول : 👇👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1291
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#تفاوتِ مفاهیم معنا ، اهداف و ارزشهای زندگی- ۱
#انسان_مدرن، بیش از هر زمان دیگر با #سوال_بزرگ " #چرا_زندگی_میکنم و من زیستنم را با چه بها و ارزشی ادامه دهم؟ " مواجه است.
و این #سوال است که او را با مفاهیمی بنام " #معنای زندگی، #اهداف زندگی و #ارزشهای زندگی "…
#انسان_مدرن، بیش از هر زمان دیگر با #سوال_بزرگ " #چرا_زندگی_میکنم و من زیستنم را با چه بها و ارزشی ادامه دهم؟ " مواجه است.
و این #سوال است که او را با مفاهیمی بنام " #معنای زندگی، #اهداف زندگی و #ارزشهای زندگی "…
👍1
🔴 #واقعیت های همراه #کرونا
✍ #مهدی_محمدی
🔹 بشر تا همین اواخر فکر می کرد عمده #راهی را که باید برود رفته و کار چندانی باقی نمانده.
🔻 حتی کسی مثل #فرانسیس فوکویاما حکم کرد که تاریخ با لیبرال دموکراسی به پایان رسیده و از این بعد، کاری جز تکرار این نسخه ندارد.
🔸 حالا سرو کله یک #ویروس پیدا شده و همه دارایی ها، آرزوها و ادعاهای انسان مدرن را در معرض #آزمونی بی سابقه قرار داده.
⭕ #دولت های بزرگ که تا دیروز بر سر اینکه کدامشان باید کل جهان را اداره کند در نزاع بودند حالا در تامین #ماسک و تخت بیمارستانی و محلول ضد عفونی کننده درمانده اند.
❇ #سیاستمدارانی که می گفتند #کلید حل همه مشکلات در جیب آنهاست، از #ترس کرونا معلوم نیست کجا پنهان شده اند،
❌ #علم مدرن که به مرتبه #مقدسات ارتقا داده شده بود، با وجود #ابتلای نیم میلیون نفر در جهان هنوز حتی درست نمی تواند بگوید این ویروس در #هوا می ماند یا روی #زمین می نشیند یا چه؛
#شرکت های فرامیلتی بدل به بنگاه های خیریه شده اند و مسابقه اهدای ماسک گذاشته اند،
🔰 #رسانه ها هم به جای آرامش و اعتماد، ترس و تردید می پراکنند.
◾ این جهانی که یک #موجود ذره بینی اینچنین تعادل آن را بر هم زده نمی تواند #داعیه های بزرگ بکند؛
🔺 #سازندگان و معماران آن نیز.
#امیدوارم کرونا باعث شده باشد #دنیای مدرن و انسان های مدرن #حد خود را بشناسند و لااقل از #ادعاهای گزاف دست بردارند.
💢 (روی #تابلو نوشته اند در بیست بیست فکر می کردیم #ماشین ها پرواز خواهند کرد اما فعلا داریم به مردم یاد می دهیم چطور دست هایشان را #بشورند!)
☄ https://t.me/beshnofekrkon/1774
✍ #مهدی_محمدی
🔹 بشر تا همین اواخر فکر می کرد عمده #راهی را که باید برود رفته و کار چندانی باقی نمانده.
🔻 حتی کسی مثل #فرانسیس فوکویاما حکم کرد که تاریخ با لیبرال دموکراسی به پایان رسیده و از این بعد، کاری جز تکرار این نسخه ندارد.
🔸 حالا سرو کله یک #ویروس پیدا شده و همه دارایی ها، آرزوها و ادعاهای انسان مدرن را در معرض #آزمونی بی سابقه قرار داده.
⭕ #دولت های بزرگ که تا دیروز بر سر اینکه کدامشان باید کل جهان را اداره کند در نزاع بودند حالا در تامین #ماسک و تخت بیمارستانی و محلول ضد عفونی کننده درمانده اند.
❇ #سیاستمدارانی که می گفتند #کلید حل همه مشکلات در جیب آنهاست، از #ترس کرونا معلوم نیست کجا پنهان شده اند،
❌ #علم مدرن که به مرتبه #مقدسات ارتقا داده شده بود، با وجود #ابتلای نیم میلیون نفر در جهان هنوز حتی درست نمی تواند بگوید این ویروس در #هوا می ماند یا روی #زمین می نشیند یا چه؛
#شرکت های فرامیلتی بدل به بنگاه های خیریه شده اند و مسابقه اهدای ماسک گذاشته اند،
🔰 #رسانه ها هم به جای آرامش و اعتماد، ترس و تردید می پراکنند.
◾ این جهانی که یک #موجود ذره بینی اینچنین تعادل آن را بر هم زده نمی تواند #داعیه های بزرگ بکند؛
🔺 #سازندگان و معماران آن نیز.
#امیدوارم کرونا باعث شده باشد #دنیای مدرن و انسان های مدرن #حد خود را بشناسند و لااقل از #ادعاهای گزاف دست بردارند.
💢 (روی #تابلو نوشته اند در بیست بیست فکر می کردیم #ماشین ها پرواز خواهند کرد اما فعلا داریم به مردم یاد می دهیم چطور دست هایشان را #بشورند!)
☄ https://t.me/beshnofekrkon/1774
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#پیامهای_مثبت_کرونا
ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز در #تغییر مستمر بوده و نیز ضمانتی برای رسیدن به آرزوهای مختلف نیست. و اینجاست که اگر آرامش را در ماندگاری یافته های گوناگون و عدم تغییر آنها بجوییم، هرگز آرامشی بر ما فرو نخواهد ریخت.
و بقول #مولانا،…
ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز در #تغییر مستمر بوده و نیز ضمانتی برای رسیدن به آرزوهای مختلف نیست. و اینجاست که اگر آرامش را در ماندگاری یافته های گوناگون و عدم تغییر آنها بجوییم، هرگز آرامشی بر ما فرو نخواهد ریخت.
و بقول #مولانا،…
#آیا_انسان_در_حال_محوشدن_است؟
انسان در دوره های مختلف تاریخی با اندیشه های مختلفی در مورد نسبت میان خود و خداوند به زندگی خودسامان داده است.
در دوران #پیشا_مدرن، امر قدسی از فاکتورهای برجسته معادلات بشر بود به آنگونه که عالم را از یک ساختاری یکپارچه، ذی شعور و در سیری بسوی غایت الهی دانسته و خود نیز زندگیش را برای رسیدن به آن غایت، به آن تصور که رستگاری در آن جهان حاصل آید معنا کرده و اگر از طبیعت بهره ای می برد صرفا در حد نیازی که او را به آن هدف برساند بود.
خداوند و همه اجزای عالم همخانه هایی بودند که خداوند، مدیریت، کنترل و نظارت آن را بر عهده داشت و هرگاه تزاحمی بین خواسته های انسان و دستورات خداوند پیش می آمد، انسان بود که خود را قربانی آن خدا می کرد.(مفهوم عبد خداوند بودن)
علیرغم آنکه انسان در فکر کمترین تصرف در عالم و نیز کنترل خواسته های خود بود ولی بدلیل آنکه معنای متعالی از زندگی خود داشت هرگز دچار اضطرابهای بی معنایی و تنهایی و رها شدگی نشده و از #آرامشی شادی بخش برخوردار بود.
و البته #عیب بزرگ این دوران، تسلط حاکمیت کلیسا و یا نهادهای مذهبی بر همه مقدرات مردم بود.
تا آنکه در دوران #مدرنیته، شورشی بر علیه بردگی نهادهای مذهبی بپا گرفت و کم کم خواسته های انسان جای خود را به خواست خداوند داد تا آنجا که با شروع تصرف در عالم( بنام تکنولوژی) شیوه های جدیدی در زندگیش شکل گرفت که برمبنای داشتن حداکثری لوازم آسایش و تفریحات بیشتر پایه ریزی شده بود.
مغرورانه خود را از #قید_خداوند آزاد کرده و بر کرسی حاکمیت او نشاند و از قرن 17م، هم درب آسمان را بست که دیگر نیازی به خداوند در مدیریت سرنوشت خود نمی دید و هم درب بعد از مرگ را، با این تصور که بقول سارتر، ما رها شده بین دو عدمیم که باید تلاش کنیم رستگاری را در شادکامی این جهانی با داشته های حداکثری مادی بدست آوریم.
خیلی زود بقول #نیچه "خدا مرد، بطوزیکه در کتاب حکمت شادان فریاد زد " شما خدا را کشتید" و نتیجه آنرا #سقوط در سراشیبی بی خورشیدی زمین زندگی هشدار داد.
و وقتی خدا از مرکز تصمیمات انسان حذف شد، او دیگر ناظری بر اعمال خود نمی یافت و دلیلی هم بعنوان پس از مرگ و لزوم پاسخگویی به کسی نمی دید و اینگونه شد که بقول #داستایفسکی در کتاب برادران کارامازوف خود را برای انجام هر عملی حتی جنایت مجاز یافت.
تعریف #اخلاق و مبانی آنرا بدست گرفته و #تمدن را غایت تلاشهای بشری اعلام کرد. و حاکمانی که داعیه حاکمیت عالم داشته تا راهبران مذهبی که در پی ایجاد خلافت و مدیریت جهانی اند، جهان را به چنان سراشیبی سقوط کشاندند که نتیجه آن قربانی شدن انسانیت و اخلاق متعالی و در پس آن حس تنهایی و رهاشدگی و پوچی انسان شد.
و این امر تا آنجا پیش رفت که اگر در دوران پیشا مدرنیته، انسان خود را بپای خداوند قربانی می کرد ولی امروزه بنام دفاع از آزادی انسان از یوغ خداوند، بقول #میشل_فوکو، انسان در حال #محو_شدن و قربانی شدن بپای تمدن خیالی خود است.
خیلی زود عالم به میدان رقابت حاکمان و محل دویدن شبانه روزی مردمان برای تامین پول جهت تهیه انواع داشته های بی پایان مادی تبدیل شد.
فیلسوفان و روانشناسان و جامعه شناسان در حال تطبیق انسان با تمدنی که در تصور خود خلق کرده نظرها داده ولی گویی سخن میشل فوکو هر چه بیشتر بسمت تحقق پیش می رفت.
به نظر لازم بود که این #سرعت سرسام آور بسوی تحقق تمدنی که انسان در آن جایی جز یک ابزار نداشته و رها شده ای است که باید به فکر نجات در این دشت تنهایی سرنوشت باشد، در جایی #کند می شد و مردم عملا روی دیگر تصویر خوشبختی ای که برای خود با داشتن آرمانهای سراسر مادی ایجاد کرده بودند می دیدند که چه بسیار که همه عمر دویدند و چقدرها که بنام رقابت، چشم خود را بر یکدیگر بستند تا به بسیار آن داشته های خوشبختی رسیدند ولی امروز هیچکدام آنها نه تنها کاربردی در رفع اضطرابهای او نداشته که نقشی نیزدر خوشبخت کردن او بازی نمی کنند و چه بسا حسرتهای متعددی را در ذهن او زنده می کنند.
و ویروس #کرونا، از آنجا که تاثیری جهانی داشت، این نقش را بخوبی ایفا کرد.
بشر با آن همه تکنولوژی که دائم به انواع تسلیحات افتخار کرده و در کشتن یکدیگر گوی سبقت را از هم می ربودند، الان از مواجهه یک ویروس عاجز شده و تمام رسانه ها بجای اخبار هر روزه افتخار به کشتارهای حاکمان و یا نمایش الگوهای مختلف موفقیت از جنس پول و شهرت، به خبرهای پیشگیرانه و نیز آرامش بخش و سفارش به #زندگی ساده و آرام پرداخته اند.
و من مطمئنم که فیلسوفان و روانشناسان و جامعه شناسان، آن #امر_معنوی و قدسی را که چند سالی بود در کشو میزهای خود قرار داده بودند، به روی میز آورده و بدنبال تعریف #سبک دیگری از زندگی و مفهوم خوشبختی خواهند رفت که بشر از آن #هشدار محو شدن انسان میشل فوکو رهایی یابد.
محمد صالحی– 12/1/99
https://t.me/beshnofekrkon/1774
انسان در دوره های مختلف تاریخی با اندیشه های مختلفی در مورد نسبت میان خود و خداوند به زندگی خودسامان داده است.
در دوران #پیشا_مدرن، امر قدسی از فاکتورهای برجسته معادلات بشر بود به آنگونه که عالم را از یک ساختاری یکپارچه، ذی شعور و در سیری بسوی غایت الهی دانسته و خود نیز زندگیش را برای رسیدن به آن غایت، به آن تصور که رستگاری در آن جهان حاصل آید معنا کرده و اگر از طبیعت بهره ای می برد صرفا در حد نیازی که او را به آن هدف برساند بود.
خداوند و همه اجزای عالم همخانه هایی بودند که خداوند، مدیریت، کنترل و نظارت آن را بر عهده داشت و هرگاه تزاحمی بین خواسته های انسان و دستورات خداوند پیش می آمد، انسان بود که خود را قربانی آن خدا می کرد.(مفهوم عبد خداوند بودن)
علیرغم آنکه انسان در فکر کمترین تصرف در عالم و نیز کنترل خواسته های خود بود ولی بدلیل آنکه معنای متعالی از زندگی خود داشت هرگز دچار اضطرابهای بی معنایی و تنهایی و رها شدگی نشده و از #آرامشی شادی بخش برخوردار بود.
و البته #عیب بزرگ این دوران، تسلط حاکمیت کلیسا و یا نهادهای مذهبی بر همه مقدرات مردم بود.
تا آنکه در دوران #مدرنیته، شورشی بر علیه بردگی نهادهای مذهبی بپا گرفت و کم کم خواسته های انسان جای خود را به خواست خداوند داد تا آنجا که با شروع تصرف در عالم( بنام تکنولوژی) شیوه های جدیدی در زندگیش شکل گرفت که برمبنای داشتن حداکثری لوازم آسایش و تفریحات بیشتر پایه ریزی شده بود.
مغرورانه خود را از #قید_خداوند آزاد کرده و بر کرسی حاکمیت او نشاند و از قرن 17م، هم درب آسمان را بست که دیگر نیازی به خداوند در مدیریت سرنوشت خود نمی دید و هم درب بعد از مرگ را، با این تصور که بقول سارتر، ما رها شده بین دو عدمیم که باید تلاش کنیم رستگاری را در شادکامی این جهانی با داشته های حداکثری مادی بدست آوریم.
خیلی زود بقول #نیچه "خدا مرد، بطوزیکه در کتاب حکمت شادان فریاد زد " شما خدا را کشتید" و نتیجه آنرا #سقوط در سراشیبی بی خورشیدی زمین زندگی هشدار داد.
و وقتی خدا از مرکز تصمیمات انسان حذف شد، او دیگر ناظری بر اعمال خود نمی یافت و دلیلی هم بعنوان پس از مرگ و لزوم پاسخگویی به کسی نمی دید و اینگونه شد که بقول #داستایفسکی در کتاب برادران کارامازوف خود را برای انجام هر عملی حتی جنایت مجاز یافت.
تعریف #اخلاق و مبانی آنرا بدست گرفته و #تمدن را غایت تلاشهای بشری اعلام کرد. و حاکمانی که داعیه حاکمیت عالم داشته تا راهبران مذهبی که در پی ایجاد خلافت و مدیریت جهانی اند، جهان را به چنان سراشیبی سقوط کشاندند که نتیجه آن قربانی شدن انسانیت و اخلاق متعالی و در پس آن حس تنهایی و رهاشدگی و پوچی انسان شد.
و این امر تا آنجا پیش رفت که اگر در دوران پیشا مدرنیته، انسان خود را بپای خداوند قربانی می کرد ولی امروزه بنام دفاع از آزادی انسان از یوغ خداوند، بقول #میشل_فوکو، انسان در حال #محو_شدن و قربانی شدن بپای تمدن خیالی خود است.
خیلی زود عالم به میدان رقابت حاکمان و محل دویدن شبانه روزی مردمان برای تامین پول جهت تهیه انواع داشته های بی پایان مادی تبدیل شد.
فیلسوفان و روانشناسان و جامعه شناسان در حال تطبیق انسان با تمدنی که در تصور خود خلق کرده نظرها داده ولی گویی سخن میشل فوکو هر چه بیشتر بسمت تحقق پیش می رفت.
به نظر لازم بود که این #سرعت سرسام آور بسوی تحقق تمدنی که انسان در آن جایی جز یک ابزار نداشته و رها شده ای است که باید به فکر نجات در این دشت تنهایی سرنوشت باشد، در جایی #کند می شد و مردم عملا روی دیگر تصویر خوشبختی ای که برای خود با داشتن آرمانهای سراسر مادی ایجاد کرده بودند می دیدند که چه بسیار که همه عمر دویدند و چقدرها که بنام رقابت، چشم خود را بر یکدیگر بستند تا به بسیار آن داشته های خوشبختی رسیدند ولی امروز هیچکدام آنها نه تنها کاربردی در رفع اضطرابهای او نداشته که نقشی نیزدر خوشبخت کردن او بازی نمی کنند و چه بسا حسرتهای متعددی را در ذهن او زنده می کنند.
و ویروس #کرونا، از آنجا که تاثیری جهانی داشت، این نقش را بخوبی ایفا کرد.
بشر با آن همه تکنولوژی که دائم به انواع تسلیحات افتخار کرده و در کشتن یکدیگر گوی سبقت را از هم می ربودند، الان از مواجهه یک ویروس عاجز شده و تمام رسانه ها بجای اخبار هر روزه افتخار به کشتارهای حاکمان و یا نمایش الگوهای مختلف موفقیت از جنس پول و شهرت، به خبرهای پیشگیرانه و نیز آرامش بخش و سفارش به #زندگی ساده و آرام پرداخته اند.
و من مطمئنم که فیلسوفان و روانشناسان و جامعه شناسان، آن #امر_معنوی و قدسی را که چند سالی بود در کشو میزهای خود قرار داده بودند، به روی میز آورده و بدنبال تعریف #سبک دیگری از زندگی و مفهوم خوشبختی خواهند رفت که بشر از آن #هشدار محو شدن انسان میشل فوکو رهایی یابد.
محمد صالحی– 12/1/99
https://t.me/beshnofekrkon/1774
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#پیامهای_مثبت_کرونا
ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز در #تغییر مستمر بوده و نیز ضمانتی برای رسیدن به آرزوهای مختلف نیست. و اینجاست که اگر آرامش را در ماندگاری یافته های گوناگون و عدم تغییر آنها بجوییم، هرگز آرامشی بر ما فرو نخواهد ریخت.
و بقول #مولانا،…
ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز در #تغییر مستمر بوده و نیز ضمانتی برای رسیدن به آرزوهای مختلف نیست. و اینجاست که اگر آرامش را در ماندگاری یافته های گوناگون و عدم تغییر آنها بجوییم، هرگز آرامشی بر ما فرو نخواهد ریخت.
و بقول #مولانا،…
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#اسپانیا
کار جالب #کادر_درمان بیمارستان و تقدیر از #کادر_نظافت بیمارستان
و اینست #انسانیتی که سرشار از مهرورزی و #شفقت خداگونه است.
☄ @beshnofekrkon
کار جالب #کادر_درمان بیمارستان و تقدیر از #کادر_نظافت بیمارستان
و اینست #انسانیتی که سرشار از مهرورزی و #شفقت خداگونه است.
☄ @beshnofekrkon
🔵 #درک_زیبایی....
#انسان شناسی نمود
بحثی کوتاه و شیوا در مورد طبیعت انسان و عالم در رابطه با:
#موسیقی،
#طرب،
#خواندن،
و #رقص
🔸برشی از گفتارهای مرحوم #سید_مرتضی_جزایری - فقیه معاصر
@loversfaith
گفتاری در مورد #شرع و #ماهیت تربیتی فراموش شده #احکام اولیه آن👇
☄https://t.me/beshnofekrkon/1773
#انسان شناسی نمود
بحثی کوتاه و شیوا در مورد طبیعت انسان و عالم در رابطه با:
#موسیقی،
#طرب،
#خواندن،
و #رقص
🔸برشی از گفتارهای مرحوم #سید_مرتضی_جزایری - فقیه معاصر
@loversfaith
گفتاری در مورد #شرع و #ماهیت تربیتی فراموش شده #احکام اولیه آن👇
☄https://t.me/beshnofekrkon/1773
و استاد رضا بابائی نیز همخانه دوست گشت
بگدار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران
دکتر #رضا_بابائی، 56 سال قبل پای بر زمین نهاد و پس از عمری تلاش در امر پژوهشهای دینی با نگاهی #عقلانی، به آن گونه که قرائتی از دین بدست دهد که #روح تشنه انسان امروزی را که در لابلای فرهنگ مادیت مدرن از درون تهی شده و بیتابانه بدنبال راهی برای برون رفت از جهان لانه پر از رنج و سرگردانی که برای خود ساخته می گردد، سیراب کرده و او را با خداوند عشق و مهربانی آشتی دهد، امروز قدم از زمین برکند و #پرواز را در اوج آسمان شکوه خداوندی برگزید.
اویی که حتی پس از ماهها همنشینی با #سرطان، هرگز خم به ابرو نیاورد و هرگز نیز از رنج اینجهانی شکوه نکرد.
اگر چه نوشته هایش پر از #امید بود ولی حاکی از #دردی عمیق بود که از #نابخردی سردمداران ملک و فرهنگ و دین، در ژرفنای جان خود داشت، چرا که حس کرده بود که آنان به اجبار، راهی را در پیش روی این ملت گذاشته اند که جز به فنای ذخائر مادی و فرهنگی آنها نمی انجامد.
او سالها قلم زد و از #عقلانیت و #معنویت نوشت و تنها راه #نجات بشر مدرن را که بی محابا پای در مسابقه و رقابتی با خود، برای مصرف هر چه تمامتر داشته های جسمی و روحی خود بپای #تمدنی که ریشه در #گورستان آرامش و شادکامی و رضایت باطن او دارد، گذاشته است، بازگشت به عقلانیت و معنویت می دانست.
وقتی از #دین سخن می گفت، از آنچه که صدها سال است که بر او پوشیده و آن را از درون #تهی کرده، می نالید و سعی خود را کرد تا نقبی به درون و هسته گم شده آن بزند تا بتواند نوری را که در آن همه سال، درون آن خفه شده بود، بر این عالمی که از فناشدن معنویت و عقلانیت و اخلاق به تاریکی می رود بتابد.
آری او با #قلمی بسیار شیوا و روان نوشت و هرگز از این بهترین همراه همه سالهای خود، حتی در این ماه های افتاده در بستر سرطان جدا نشد، باشد یادگاری گرانبها را برای همه تشنگان حقیقت و معنای زندگی به میراث بگذارد.
روحش قرین رحمت الهی
محمد صالحی – 18/1/99
☄ @beshnofekrkon
بگدار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران
دکتر #رضا_بابائی، 56 سال قبل پای بر زمین نهاد و پس از عمری تلاش در امر پژوهشهای دینی با نگاهی #عقلانی، به آن گونه که قرائتی از دین بدست دهد که #روح تشنه انسان امروزی را که در لابلای فرهنگ مادیت مدرن از درون تهی شده و بیتابانه بدنبال راهی برای برون رفت از جهان لانه پر از رنج و سرگردانی که برای خود ساخته می گردد، سیراب کرده و او را با خداوند عشق و مهربانی آشتی دهد، امروز قدم از زمین برکند و #پرواز را در اوج آسمان شکوه خداوندی برگزید.
اویی که حتی پس از ماهها همنشینی با #سرطان، هرگز خم به ابرو نیاورد و هرگز نیز از رنج اینجهانی شکوه نکرد.
اگر چه نوشته هایش پر از #امید بود ولی حاکی از #دردی عمیق بود که از #نابخردی سردمداران ملک و فرهنگ و دین، در ژرفنای جان خود داشت، چرا که حس کرده بود که آنان به اجبار، راهی را در پیش روی این ملت گذاشته اند که جز به فنای ذخائر مادی و فرهنگی آنها نمی انجامد.
او سالها قلم زد و از #عقلانیت و #معنویت نوشت و تنها راه #نجات بشر مدرن را که بی محابا پای در مسابقه و رقابتی با خود، برای مصرف هر چه تمامتر داشته های جسمی و روحی خود بپای #تمدنی که ریشه در #گورستان آرامش و شادکامی و رضایت باطن او دارد، گذاشته است، بازگشت به عقلانیت و معنویت می دانست.
وقتی از #دین سخن می گفت، از آنچه که صدها سال است که بر او پوشیده و آن را از درون #تهی کرده، می نالید و سعی خود را کرد تا نقبی به درون و هسته گم شده آن بزند تا بتواند نوری را که در آن همه سال، درون آن خفه شده بود، بر این عالمی که از فناشدن معنویت و عقلانیت و اخلاق به تاریکی می رود بتابد.
آری او با #قلمی بسیار شیوا و روان نوشت و هرگز از این بهترین همراه همه سالهای خود، حتی در این ماه های افتاده در بستر سرطان جدا نشد، باشد یادگاری گرانبها را برای همه تشنگان حقیقت و معنای زندگی به میراث بگذارد.
روحش قرین رحمت الهی
محمد صالحی – 18/1/99
☄ @beshnofekrkon
#تاریخ_اندیشه_بشر_و_کرونا ۱
مدتی است مطالعاتم در حیطه مفاهیمی مانند اسطوره، امر مقدس، سنت، مدرنیته و پست مدرنیته محصور شده است.
مفاهیمی که #جهان_بینی و تفکر میلیاردها انسان را از بدو خلقت تا همین ثانیه اخیر، یدک میکشند.
اندکی که از #خلقت انسان گذشت او دریافت که، اگر زندگی یک امکان است، #مرگ سرنوشت محتوم و شاید مختوم هر جنبنده ای در این جهان است.
و اینگونه بود که انسان #نیازی ضروری را در وجودش یافت: نیاز به #جاودانگی؛ و به قول مایکل اونومونو در کتاب درد جاودانگی، این نیاز گاهی نه تنها یک نیاز که یک درد عمیق میشد بر جان بشری که گوشت و پوست و خون دارد.
همین نیاز کافی بود تا انسان بدوی را به نیایش و پرستش موجودی والاتر از خود راهنمایی کند، و #اسطوره آفریده شد.
اسطوره آفریده شد، گسترش یافت، پیامبران آمدند، و در تداوم بینش اساطیری، #دین را به بشریت معرفی کردند و اینگونه تفکر جهان سنت، آرام آرام بشریت را به کلی در بر گرفت.
#سنت یک تقکر است و هر تفکر از آن رو که تفکر است یک بن مایه و دانه نخستین دارد، و بن مایه تفکر سنت اینست که موجودی والاتر در این هستی حضور مطلق دارد، گاه نام #خدا بر آن میگذارد و گاه نام های دیگر. این لُبّ جهان بینی سنت است و تمام تفکر سنت بر این پایه و ریشه استوار میشود درحالیکه #نتایج عدیده ای را به بار می آورد.
یکی از مهم ترین این نتایج، عقیده انسان سنتی است به اینکه اگر #دنیا دار تزاحم است، و نمیتوان همه چیزهای خواستنی را در کنار هم داشت، ولی به جای #تغییر دنیای بیرون، دنیای درونی خودم را تغییر میدهم، پرورش داده و تربیت میکنم تا با دنیای بیرون سازگار شود.
#هایدگر درباب مردمان یونان باستان اینگونه مینویسد:
#یونانیان، جهان خود را همچون جهانی تجربه میکردند که توسط قدرتی غیرقابل فهم و بی نهایت نیرومند ساخته شده و نگاهداری میشود.
و این نگرش، دو نتیجه را به بار می آورد: یکی تکریم #طبیعت و احترام به آن و دیگری اجتناب از عملی که هایدگر از آن بعنوان " خشونت ساختن " یاد میکرد؛ و شاهد این مدعا آن است که به رغم مطالعات و رشد دانش های تجربی در عصر سنت، تغییر چشمگیری در نحوه زندگی مردم آن دوره مشاهده نمیشود.
#قرن ها جهان بینی انسان به همین منوال گذشت تا اینکه واژه هایی همچون #رنسانس و روشنگری در میان روشنفکران اروپایی طنین افکند و مدرنیته بعنوان تفکری نو پا بر عرصه وجود گذاشت.
از اینجا بود که #مغرورانه به زعم نیچه، خدا را کشت، در های آسمان را به روی خود بست، پادشاهی جهان را به دست گرفت و بن مایه ی تفکر خود را در این عبارت کوتاه خلاصه کرد: چرخ برهم زنم اَر غیر مرادم گردد.
با نگاه به تاریخ، حقایق بسیاری یافت میشوند که به ما علت این #تغییر در تفکر را نشان میدهند، اما به نظر میرسد که علت این تغییر در تفکر، بیش از آنکه برخاسته از #عقلانیت بشر و حق طلبی او باشد، برخاسته از یک #نیاز است.
همانگونه که یک نیاز، اسطوره را آفرید، نیازی دیگر سر برآورد و #تفکر مدرن را پدید آورد.
ویلیام #گلاسر در تئوری انتخاب خود، انسان را موجودی میداند با 5 نیاز بیولوژیک که عبارتند از بقا، عشق، قدرت، آزادی و تفریح و چنانچه ظرف هریک از این نیازها خالی بماند، بالاخره روزی قد علم میکند و همچون اژدهایی گرسنه، دیگر نیازها را قربانی خودش میکند.
و این اتفاقی بود که برای انسان پیش از رنسانس افتاد، نیاز به قدرت و پیشرفت در او قد علم کرد و اینگونه تفکر سنت را بر زمین زد.
#امر_مقدس از میان زندگی انسان ها رخت بربست و #پیشرفت، نخستین واژه ای بود که در لغت نامه های عصر روشنگری پدید آمد، چراکه پیش از آن این واژه حتی وجود خارجی نداشت!
#فردگرایی، سرعت، عرضه، تقاضا، رقابت، #تکنولوژی، علم زدگی، مصرف گرایی و اخلاقی که به جای مصلحت، بر پایه لذت استوار بود، جهان را در نوردید؛ تعریف #خوشبختی تغییر کرد و انسان با شتابی سرسام آور در مسیر سیطره بر عالم #طبیعتی روانه شد که از نظر او بی جان بود و باید به هر نحو ممکنی به خدمت گرفته شود؛ و چقدر زیبا تمامی این واژگان در فیلم Modern Times چاپلین، در نقد انسانیت مدرن متجلی شده اند.
#سالها گذشت؛ انسان، مدرن باقی ماند؛ اما به نظر میرسید که دوباره آن #نیاز قدیمی در وجودش جلوه افکند: نیاز به #جاودانگی، نیاز به نیایش.
او می دید که هر روز بیش از دیروز به دست می آورد و در عین حال بیشتر هم #طلب میکند، جایی در وجودش گویی خالی مانده بود، خود را از درون، #تهی می دید و احساس #رها شدگی میکرد، #آسایش برایش آرامش به همراه نداشت و اینگونه بود که به جست و جوی #معنای تازه ای از زندگی برخاست.
#مکتب های مختلفی شکل گرفتند، روانشناسی معنویت، روانشناسی مثبت و بسیاری از رویکردهایی که همگی در تلاش بودند تا انسان مدرن را از دست تمدن خودش، که اکنون به بلای جانش تبدیل شده بود نجات دهند.
ادامه دارد👇
https://t.me/beshnofekrkon/1802
مدتی است مطالعاتم در حیطه مفاهیمی مانند اسطوره، امر مقدس، سنت، مدرنیته و پست مدرنیته محصور شده است.
مفاهیمی که #جهان_بینی و تفکر میلیاردها انسان را از بدو خلقت تا همین ثانیه اخیر، یدک میکشند.
اندکی که از #خلقت انسان گذشت او دریافت که، اگر زندگی یک امکان است، #مرگ سرنوشت محتوم و شاید مختوم هر جنبنده ای در این جهان است.
و اینگونه بود که انسان #نیازی ضروری را در وجودش یافت: نیاز به #جاودانگی؛ و به قول مایکل اونومونو در کتاب درد جاودانگی، این نیاز گاهی نه تنها یک نیاز که یک درد عمیق میشد بر جان بشری که گوشت و پوست و خون دارد.
همین نیاز کافی بود تا انسان بدوی را به نیایش و پرستش موجودی والاتر از خود راهنمایی کند، و #اسطوره آفریده شد.
اسطوره آفریده شد، گسترش یافت، پیامبران آمدند، و در تداوم بینش اساطیری، #دین را به بشریت معرفی کردند و اینگونه تفکر جهان سنت، آرام آرام بشریت را به کلی در بر گرفت.
#سنت یک تقکر است و هر تفکر از آن رو که تفکر است یک بن مایه و دانه نخستین دارد، و بن مایه تفکر سنت اینست که موجودی والاتر در این هستی حضور مطلق دارد، گاه نام #خدا بر آن میگذارد و گاه نام های دیگر. این لُبّ جهان بینی سنت است و تمام تفکر سنت بر این پایه و ریشه استوار میشود درحالیکه #نتایج عدیده ای را به بار می آورد.
یکی از مهم ترین این نتایج، عقیده انسان سنتی است به اینکه اگر #دنیا دار تزاحم است، و نمیتوان همه چیزهای خواستنی را در کنار هم داشت، ولی به جای #تغییر دنیای بیرون، دنیای درونی خودم را تغییر میدهم، پرورش داده و تربیت میکنم تا با دنیای بیرون سازگار شود.
#هایدگر درباب مردمان یونان باستان اینگونه مینویسد:
#یونانیان، جهان خود را همچون جهانی تجربه میکردند که توسط قدرتی غیرقابل فهم و بی نهایت نیرومند ساخته شده و نگاهداری میشود.
و این نگرش، دو نتیجه را به بار می آورد: یکی تکریم #طبیعت و احترام به آن و دیگری اجتناب از عملی که هایدگر از آن بعنوان " خشونت ساختن " یاد میکرد؛ و شاهد این مدعا آن است که به رغم مطالعات و رشد دانش های تجربی در عصر سنت، تغییر چشمگیری در نحوه زندگی مردم آن دوره مشاهده نمیشود.
#قرن ها جهان بینی انسان به همین منوال گذشت تا اینکه واژه هایی همچون #رنسانس و روشنگری در میان روشنفکران اروپایی طنین افکند و مدرنیته بعنوان تفکری نو پا بر عرصه وجود گذاشت.
از اینجا بود که #مغرورانه به زعم نیچه، خدا را کشت، در های آسمان را به روی خود بست، پادشاهی جهان را به دست گرفت و بن مایه ی تفکر خود را در این عبارت کوتاه خلاصه کرد: چرخ برهم زنم اَر غیر مرادم گردد.
با نگاه به تاریخ، حقایق بسیاری یافت میشوند که به ما علت این #تغییر در تفکر را نشان میدهند، اما به نظر میرسد که علت این تغییر در تفکر، بیش از آنکه برخاسته از #عقلانیت بشر و حق طلبی او باشد، برخاسته از یک #نیاز است.
همانگونه که یک نیاز، اسطوره را آفرید، نیازی دیگر سر برآورد و #تفکر مدرن را پدید آورد.
ویلیام #گلاسر در تئوری انتخاب خود، انسان را موجودی میداند با 5 نیاز بیولوژیک که عبارتند از بقا، عشق، قدرت، آزادی و تفریح و چنانچه ظرف هریک از این نیازها خالی بماند، بالاخره روزی قد علم میکند و همچون اژدهایی گرسنه، دیگر نیازها را قربانی خودش میکند.
و این اتفاقی بود که برای انسان پیش از رنسانس افتاد، نیاز به قدرت و پیشرفت در او قد علم کرد و اینگونه تفکر سنت را بر زمین زد.
#امر_مقدس از میان زندگی انسان ها رخت بربست و #پیشرفت، نخستین واژه ای بود که در لغت نامه های عصر روشنگری پدید آمد، چراکه پیش از آن این واژه حتی وجود خارجی نداشت!
#فردگرایی، سرعت، عرضه، تقاضا، رقابت، #تکنولوژی، علم زدگی، مصرف گرایی و اخلاقی که به جای مصلحت، بر پایه لذت استوار بود، جهان را در نوردید؛ تعریف #خوشبختی تغییر کرد و انسان با شتابی سرسام آور در مسیر سیطره بر عالم #طبیعتی روانه شد که از نظر او بی جان بود و باید به هر نحو ممکنی به خدمت گرفته شود؛ و چقدر زیبا تمامی این واژگان در فیلم Modern Times چاپلین، در نقد انسانیت مدرن متجلی شده اند.
#سالها گذشت؛ انسان، مدرن باقی ماند؛ اما به نظر میرسید که دوباره آن #نیاز قدیمی در وجودش جلوه افکند: نیاز به #جاودانگی، نیاز به نیایش.
او می دید که هر روز بیش از دیروز به دست می آورد و در عین حال بیشتر هم #طلب میکند، جایی در وجودش گویی خالی مانده بود، خود را از درون، #تهی می دید و احساس #رها شدگی میکرد، #آسایش برایش آرامش به همراه نداشت و اینگونه بود که به جست و جوی #معنای تازه ای از زندگی برخاست.
#مکتب های مختلفی شکل گرفتند، روانشناسی معنویت، روانشناسی مثبت و بسیاری از رویکردهایی که همگی در تلاش بودند تا انسان مدرن را از دست تمدن خودش، که اکنون به بلای جانش تبدیل شده بود نجات دهند.
ادامه دارد👇
https://t.me/beshnofekrkon/1802
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#تاریخ_اندیشه_بشر_و_کرونا ۲
#بودیسم رخنه عجیبی در اروپا پیدا کرد و مردم اندکی از مدرنیته افراطی فاصله گرفتند.
همانگونه که در #ایران کنونی نیز، تاثیرات آن تحولات، در نگرش بسیاری از مردم به زندگی دیده می شود.
از اقبال به سمت #معماریهای سنتی تا رستوران ها…
#بودیسم رخنه عجیبی در اروپا پیدا کرد و مردم اندکی از مدرنیته افراطی فاصله گرفتند.
همانگونه که در #ایران کنونی نیز، تاثیرات آن تحولات، در نگرش بسیاری از مردم به زندگی دیده می شود.
از اقبال به سمت #معماریهای سنتی تا رستوران ها…
#تاریخ_اندیشه_بشر_و_کرونا ۲
#بودیسم رخنه عجیبی در اروپا پیدا کرد و مردم اندکی از مدرنیته افراطی فاصله گرفتند.
همانگونه که در #ایران کنونی نیز، تاثیرات آن تحولات، در نگرش بسیاری از مردم به زندگی دیده می شود.
از اقبال به سمت #معماریهای سنتی تا رستوران ها و وسایل و ابزار سنتی و نیز از گرایش به متون #عرفانی قدیم تا عرفان های نو ظهور و بسیاری از مقوله های دیگر.
اما این همه، چیزی از #سرعت انسان در مسابقه #مصرف و ذخیره کم نکرد و گامی بسوی آرامش او برنداشت.
و اگر #دردمندانی هم بودند که فریاد #آهستگی و بازبینی شیوه های مدرن زیستن را سر می دادند ولی در آن ازدحام، انگار به گوش کسی نمی نشست.
گویی باید #اتفاقی می افتاد تا آن پیام شنیده شود؛ و #کرونا آن اتفاق بود.
#ویروسی که جهان را در نوردید و آنقدر قدرتمند بود که باعث شد انسان مدرنی که ادعای #اخلاق میکرد، بعد از آنکه ادعایش در دو جنگ جهانی اول و دوم، نقش بر زمین شد، اکنون در مواجهه با کرونا، در برخی کشورهای پیشرفته دست به #غارت دستمال توالت بزند! #اسلحه بخرد تا در موقع نیاز از آن استفاده کند! و کاری کند که نخست وزیر #استرالیا به حال مردمش تاسف بخورد؛
و این در حالی بود که در کشورهای به اصطلاح عقب مانده که هنوز در بند #باورهای سنتی خود زندگی می کنند، جهان شاهد این قضایا نبود.
#کرونا کار شگفت دیگری هم کرد: #بشریت را به زندگی در #قرنطینه وادار کرد، #سرعت و رقابت را از او گرفت، تعریف #خوشبختی او را زیر سوال برد و کاری کرد که دولت هایی که تا امروز قصد #تسخیر جهان را داشتند، درحال یاد دادن نحوه شستن دست ها به مردمشان باشند!
انگار #طبیعت خود دست به کار شد تا در #دفاع از خودش که همچون عروسکی به دست انسان مدرن افتاده و در حال جان کندن بود، #پس_گردنی محکمی به بشریت بزند تا بلکه او را کمی آرام کرده و #حرص و طمع او را از بین ببرد.
#مولانا راست میگفت: این جهان کوه است و فعل ما ندا.
باشد که این #رویداد جهانی، انسان را بیدار کند، تا کمی دست از خدایی کردن بر زمین بردارد.
در آخر جا دارد به متن کوچکی از #جوزف_کمپل در کتاب " اسطوره هایی برای زیستن " اشاره شود:
" هنگامی که #تابوهای کهن آنها اعتبار خود را از دست داد، آنها بلافاصله تکه پاره و تجزیه شدند و در چنگ انواع #شرارت ها و بیماریها قرار گرفتند...
#امروزه [1961] همین اتفاق برای ما روی میدهد. در شرایطی که تابوهای اسطوره ای ما، زیر ضربات #علوم جدید فرو میریزند، در تمامی گوشه و کنار دنیای متمدن، #شرارت و جنایت، پریشانی ذهنی، خودکشی، اعتیاد، خانواده های از هم پاشیده، بچه های گستاخ و وقیح، خشونت و قتل و کشتار و نومیدی به سرعت گسترس می یابند.
این #ماجراها ساخته ذهن من نیستند، بلکه #واقعیات بر آنها شهادت میدهند. همین واقعیات اند که #فریادهای موعظه گران را برای اظهار ندامت، پذیرش #دین کهن و بازگشت به آن #معنا میبخشد. "
👌پی نوشت 1: ترجیح میدهم هیچگاه بر سر #حقانیت سنت، مدرنیته یا پست مدرنیته بحث نکنم، چراکه معتقدم هریک از این اعصار، باید طی میشد تا بشر را به آگاهی لازم برای #زیستنی اصیل برساند، زندگی که در تفکر سنت دیده نمیشد و در مدرنیته هم به افراط کشیده شد.
مهم اینست که من بتوانم بعنوان یک انسان گوشت و پوست و خون دار، تقکر مستقل خودم را شکل دهم و جهان بینی خودم را بپرورانم و به زعم سقراط، زندگی نیازموده را زندگی نکنم. وگرنه به هریک از این سه تفکر، یعنی سنت، مدرنیته و پست مدرنیته، نقد های جدی و به جایی وارد است.
👌پی نوشت 2: #موش اگر محرومیت کشد، در زمان فراوانی غذا، بیش از اندازه میخورد. #بشریت نیز در مواجهه با #کرونا دچار محدودیت و محرومیت بسیاری شده، احتمالا او نیز پس از به اتمام رسیدن دوره ی این ویروس، موش وار، به جهان بیرون #حمله ور میشود تا از آن تغذیه کند، ای کاش این یک حالت گذرا باشد، و پس از اتمام آن، بشر زندگیش را کمی تعدیل کرده، از #افراط دست کشد و ادعای #خدایی نکند.
به امید آن روز.
احسان صالحی 19 فروردین 99
#قسمت_اول👇
https://t.me/beshnofekrkon/1801
#مطلب_مرتبط👇
آیا انسان در حال محو شدن است؟👇
https://t.me/beshnofekrkon/1794
#بودیسم رخنه عجیبی در اروپا پیدا کرد و مردم اندکی از مدرنیته افراطی فاصله گرفتند.
همانگونه که در #ایران کنونی نیز، تاثیرات آن تحولات، در نگرش بسیاری از مردم به زندگی دیده می شود.
از اقبال به سمت #معماریهای سنتی تا رستوران ها و وسایل و ابزار سنتی و نیز از گرایش به متون #عرفانی قدیم تا عرفان های نو ظهور و بسیاری از مقوله های دیگر.
اما این همه، چیزی از #سرعت انسان در مسابقه #مصرف و ذخیره کم نکرد و گامی بسوی آرامش او برنداشت.
و اگر #دردمندانی هم بودند که فریاد #آهستگی و بازبینی شیوه های مدرن زیستن را سر می دادند ولی در آن ازدحام، انگار به گوش کسی نمی نشست.
گویی باید #اتفاقی می افتاد تا آن پیام شنیده شود؛ و #کرونا آن اتفاق بود.
#ویروسی که جهان را در نوردید و آنقدر قدرتمند بود که باعث شد انسان مدرنی که ادعای #اخلاق میکرد، بعد از آنکه ادعایش در دو جنگ جهانی اول و دوم، نقش بر زمین شد، اکنون در مواجهه با کرونا، در برخی کشورهای پیشرفته دست به #غارت دستمال توالت بزند! #اسلحه بخرد تا در موقع نیاز از آن استفاده کند! و کاری کند که نخست وزیر #استرالیا به حال مردمش تاسف بخورد؛
و این در حالی بود که در کشورهای به اصطلاح عقب مانده که هنوز در بند #باورهای سنتی خود زندگی می کنند، جهان شاهد این قضایا نبود.
#کرونا کار شگفت دیگری هم کرد: #بشریت را به زندگی در #قرنطینه وادار کرد، #سرعت و رقابت را از او گرفت، تعریف #خوشبختی او را زیر سوال برد و کاری کرد که دولت هایی که تا امروز قصد #تسخیر جهان را داشتند، درحال یاد دادن نحوه شستن دست ها به مردمشان باشند!
انگار #طبیعت خود دست به کار شد تا در #دفاع از خودش که همچون عروسکی به دست انسان مدرن افتاده و در حال جان کندن بود، #پس_گردنی محکمی به بشریت بزند تا بلکه او را کمی آرام کرده و #حرص و طمع او را از بین ببرد.
#مولانا راست میگفت: این جهان کوه است و فعل ما ندا.
باشد که این #رویداد جهانی، انسان را بیدار کند، تا کمی دست از خدایی کردن بر زمین بردارد.
در آخر جا دارد به متن کوچکی از #جوزف_کمپل در کتاب " اسطوره هایی برای زیستن " اشاره شود:
" هنگامی که #تابوهای کهن آنها اعتبار خود را از دست داد، آنها بلافاصله تکه پاره و تجزیه شدند و در چنگ انواع #شرارت ها و بیماریها قرار گرفتند...
#امروزه [1961] همین اتفاق برای ما روی میدهد. در شرایطی که تابوهای اسطوره ای ما، زیر ضربات #علوم جدید فرو میریزند، در تمامی گوشه و کنار دنیای متمدن، #شرارت و جنایت، پریشانی ذهنی، خودکشی، اعتیاد، خانواده های از هم پاشیده، بچه های گستاخ و وقیح، خشونت و قتل و کشتار و نومیدی به سرعت گسترس می یابند.
این #ماجراها ساخته ذهن من نیستند، بلکه #واقعیات بر آنها شهادت میدهند. همین واقعیات اند که #فریادهای موعظه گران را برای اظهار ندامت، پذیرش #دین کهن و بازگشت به آن #معنا میبخشد. "
👌پی نوشت 1: ترجیح میدهم هیچگاه بر سر #حقانیت سنت، مدرنیته یا پست مدرنیته بحث نکنم، چراکه معتقدم هریک از این اعصار، باید طی میشد تا بشر را به آگاهی لازم برای #زیستنی اصیل برساند، زندگی که در تفکر سنت دیده نمیشد و در مدرنیته هم به افراط کشیده شد.
مهم اینست که من بتوانم بعنوان یک انسان گوشت و پوست و خون دار، تقکر مستقل خودم را شکل دهم و جهان بینی خودم را بپرورانم و به زعم سقراط، زندگی نیازموده را زندگی نکنم. وگرنه به هریک از این سه تفکر، یعنی سنت، مدرنیته و پست مدرنیته، نقد های جدی و به جایی وارد است.
👌پی نوشت 2: #موش اگر محرومیت کشد، در زمان فراوانی غذا، بیش از اندازه میخورد. #بشریت نیز در مواجهه با #کرونا دچار محدودیت و محرومیت بسیاری شده، احتمالا او نیز پس از به اتمام رسیدن دوره ی این ویروس، موش وار، به جهان بیرون #حمله ور میشود تا از آن تغذیه کند، ای کاش این یک حالت گذرا باشد، و پس از اتمام آن، بشر زندگیش را کمی تعدیل کرده، از #افراط دست کشد و ادعای #خدایی نکند.
به امید آن روز.
احسان صالحی 19 فروردین 99
#قسمت_اول👇
https://t.me/beshnofekrkon/1801
#مطلب_مرتبط👇
آیا انسان در حال محو شدن است؟👇
https://t.me/beshnofekrkon/1794
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#تاریخ_اندیشه_بشر_و_کرونا ۱
مدتی است مطالعاتم در حیطه مفاهیمی مانند اسطوره، امر مقدس، سنت، مدرنیته و پست مدرنیته محصور شده است.
مفاهیمی که #جهان_بینی و تفکر میلیاردها انسان را از بدو خلقت تا همین ثانیه اخیر، یدک میکشند.
اندکی که از #خلقت انسان گذشت او…
مدتی است مطالعاتم در حیطه مفاهیمی مانند اسطوره، امر مقدس، سنت، مدرنیته و پست مدرنیته محصور شده است.
مفاهیمی که #جهان_بینی و تفکر میلیاردها انسان را از بدو خلقت تا همین ثانیه اخیر، یدک میکشند.
اندکی که از #خلقت انسان گذشت او…
#گفتگوی مجید حسینی با #محمد_درویش
ویژگیهای #جهان_پساکرونا!
✍️ چرا #جهان برای نخستین بار با چنین #پاندمی بیسابقهای مواجه شده است؟
آیا ریشه در عدم درک #قوانین حاکم بر طبیعت دارد یا کووید۱۹ ویروسی #آزمایشگاهی است؟
آیا تغییرات #اقلیمی و جهانگرمایی در این بحران موثر هستند یا متاثر؟
آیا متهم شمار یک #خفاش است؟ #پنگولین است؟ و یا #انسان؟
و آیا کووید۱۹ فقط با خود ویرانی، #مرگ و #ورشکستگی اقتصادی آورده است؟
#گفتگویی بسیار #جذاب، پر از #درد و #هشدار دهنده
https://t.me/beshnofekrkon/1794
ویژگیهای #جهان_پساکرونا!
✍️ چرا #جهان برای نخستین بار با چنین #پاندمی بیسابقهای مواجه شده است؟
آیا ریشه در عدم درک #قوانین حاکم بر طبیعت دارد یا کووید۱۹ ویروسی #آزمایشگاهی است؟
آیا تغییرات #اقلیمی و جهانگرمایی در این بحران موثر هستند یا متاثر؟
آیا متهم شمار یک #خفاش است؟ #پنگولین است؟ و یا #انسان؟
و آیا کووید۱۹ فقط با خود ویرانی، #مرگ و #ورشکستگی اقتصادی آورده است؟
#گفتگویی بسیار #جذاب، پر از #درد و #هشدار دهنده
https://t.me/beshnofekrkon/1794
Telegram
attach 📎
چرا در زمان #کرونا کمتر به #پزشک مراجعه می کنیم؟
تا دیروز یکی از بیشترین #مراجعات مردم، مراجعه به مراکز مختلف #درمانی بود و نیز یکی از بیشترین پرسشهای مردم از یکدیگر، آدرس این پزشک و آن آزمایشگاه بود.
مادر، با هر تغییر کوچکی در نوزاده اش، سراسیمه از این مطب به آن درمانگاه می دوید و این همراهی مداوم یک پزشک با آن نوزاده حتی تا دم مرگ، تبدیل به یک ضرورت زندگی شده بود تا بتواند در این دنیای پر از استرس از بیماریهای مختلف، امیدوارانه زنده بماند.
در دفترچه تلفن خود، ده ها شماره از مراکز درمانی، بعنوان یک سرمایه با خود داشت تا در موقع لزوم بتواند از آنها استفاده کند.
و آیا #دلیل آن چه بود؟
وقتی به #زندگی مردم نگاه می کنیم، چنان در #اضطراب از آینده تنیده شده که راهی جز دویدن مدام بدون هیچ فراغتی، برای رسیدن به #خوشبختی ای که سرابگونه از جلو آنها با سرعتی بی اندازه تند دورتر می شود، نمی دانند.
بخش بیشتر زندگی را برای #پول می دوند و بخش دیگر را در این #بازار و آن بنگاه در تب و تاب.
و اما بسیاری از مردم، گویی به عادتی از جنس زندگی، دائم در جستجوی #درمان برای انواع بیماری هایی هستند که در جای جای جسم خود می دانند و این باعث شده که بخشی از سرگرمیهای آنها پرسه در محلهای درمانی مختلف باشد، که با توجه به هزینه های سنگین آن از ویزیت گرفته تا بیمارستان، همین امر نیز به رقابتی پنهان برای خودنمایی بخشی از بیماران که توانسته اند توسط فلان پزشک و یا در بهمان بیمارستان درمان بشوند و یا حتی به خارج کشور مراجعه نمایند شده است.
اما، به یکباره #کرونا آمد و نه تنها چهره زندگی مردم را از فقیر و غنی تغییر داد، که انواع سوال و ابهام در کنار ملاکهای آنها برای خوشبختی قرار داد.
ولی #اتفاق جالب دیگری که در زندگی مردم افتاد اینست که نه تنها پرسه زدن در بازارها و پاساژها را متوقف کرد که مراجعه به #مطبهای مختلف و درمانگاه ها را نیز به حداقل رسانده، گویی مردمی که اگر روزانه همراه غذای خود انواع دارو را مصرف و یا بطور روتین به این آزمایشگاه و آن متخصص مراجعه نمی کردند، گامی به مرگ نزدیکتر شده و دیگر دلیلی برای زندگی نداشتند، دیگر وجود ندارند.
😍آیا #الان چه شده است؟
☄️تعداد #مرگ و میرها افزایش یافته؟ که آمارهای رسمی خلاف آنرا می گویند.
😍پس چه می توان گفت؟
جز آنکه بگوئیم، بسیار آن مراجعات در راستای #جستجوی زندگی و فرار از مرگی بود که آنرا دنبال می کرد. زندگی ای که برای رسیدن به خوشبختی طراحی شده بود و خوشبختی نیز مال خود کردن بی نهایت داراییهای مادی تعریف شده بود.
و همه اینها #روان ما را بیمار کرده بود آنگونه که فقط دویدن و مال خود کردن به بزرگترین اعتیاد ملی تبدیل شده بود. و این همه دویدن بدون توجه به نیازهایی از قبیل غذای سالم و استراحت کافی و نیز تغذیه روح از قبیل مطالعه و جلسات هم اندیشی، انواع آسیب روانی و بیماری جسمی را بر همگان عارض کرده بود که بسیار آن بیماریهای جسمی نیز نتیجه همان آسیبهایی بود که بر روان ما فرو ریخته بود. و به نظر می رسد که حتی مراجعات مکرر به آن مراکز درمانی نیز یکی از همان اعتیادهای روانی بود.
تا اینکه امروزه شاهد #کاهش آمار آن همه مراجعه و نیز مرگ و میرهای ناشی از آن و هم چنین عدم شکایت بیماران مختلف در بین مردمی که قبلا یکی از نکات قابل توجه در جامعه بود، هستیم.
☄️و آیا این به معنای افزایش شدید و بحران زای بیماریهای روان تنی در جامعه ما نبوده است؟
☄️و آیا همین امر ما را به ضرورت توجه شدید به سلامت روانی خود دعوت نمی کند؟
☄️و آیا این دو، ما را به لزوم بازگشت به زندگی کمی آهسته تر و از طرف دیگر توجه به فاکتورهای آرامش بخش معنوی، نمی رساند؟
☄️و در نهایت آیا ما را به این مهم نمی رساند که روان ما بیش از جسم مان نیاز به توجه، مراقبت و مشاوره های تخصصی دارد؟
و من #جواب همه این سوالات را برای خودم مثبت یافته ام.
و اما، در راستای تحقق موارد فوق، آنچه که به نظر می رسد، #کمبود متخصصان روانشناسی و مشاوره دلسوزی است که تخصص خود را از منظر تجارت نگاه نکرده و بجای آنکه بدون توجه به نیازهای آرامش بخشی مردم، رقابت گونه به برگزاری کارگاه ها و سخنرانیها و مراکز مشاوره ای مشغول باشند، به آن بعنوان یک امر مقدس و معنوی نگاه کرده که همچون یک معلم معنوی به آرامش بخشی، سلامت سازی روحی و روانی و نیز آموزش مهارتهای زندگی به مردم بپردازند.
به امید آن روز که مردم طبق تعالیم ادیان، و نیز سازمانهای چهانی، #سلامت خود را بدون سلامت روانی و معنوی ناقص دانسته و بخشی از ساعات روزانه خود را به بهسازی آن پرداخته و متخصصان مربوطه نیز بطور جدی و با این هدف که معنای زندگی مبتنی بر معنویت و آرامش را به جامعه برگردانند، به آن ورود نمایند.
محمد صالحی–20/1/99
آیا انسان در حال محو شدن است؟
https://www.instagram.com/p/B-rp2Lxhvgj/?igshid=wmd4nrj4f2kq
تا دیروز یکی از بیشترین #مراجعات مردم، مراجعه به مراکز مختلف #درمانی بود و نیز یکی از بیشترین پرسشهای مردم از یکدیگر، آدرس این پزشک و آن آزمایشگاه بود.
مادر، با هر تغییر کوچکی در نوزاده اش، سراسیمه از این مطب به آن درمانگاه می دوید و این همراهی مداوم یک پزشک با آن نوزاده حتی تا دم مرگ، تبدیل به یک ضرورت زندگی شده بود تا بتواند در این دنیای پر از استرس از بیماریهای مختلف، امیدوارانه زنده بماند.
در دفترچه تلفن خود، ده ها شماره از مراکز درمانی، بعنوان یک سرمایه با خود داشت تا در موقع لزوم بتواند از آنها استفاده کند.
و آیا #دلیل آن چه بود؟
وقتی به #زندگی مردم نگاه می کنیم، چنان در #اضطراب از آینده تنیده شده که راهی جز دویدن مدام بدون هیچ فراغتی، برای رسیدن به #خوشبختی ای که سرابگونه از جلو آنها با سرعتی بی اندازه تند دورتر می شود، نمی دانند.
بخش بیشتر زندگی را برای #پول می دوند و بخش دیگر را در این #بازار و آن بنگاه در تب و تاب.
و اما بسیاری از مردم، گویی به عادتی از جنس زندگی، دائم در جستجوی #درمان برای انواع بیماری هایی هستند که در جای جای جسم خود می دانند و این باعث شده که بخشی از سرگرمیهای آنها پرسه در محلهای درمانی مختلف باشد، که با توجه به هزینه های سنگین آن از ویزیت گرفته تا بیمارستان، همین امر نیز به رقابتی پنهان برای خودنمایی بخشی از بیماران که توانسته اند توسط فلان پزشک و یا در بهمان بیمارستان درمان بشوند و یا حتی به خارج کشور مراجعه نمایند شده است.
اما، به یکباره #کرونا آمد و نه تنها چهره زندگی مردم را از فقیر و غنی تغییر داد، که انواع سوال و ابهام در کنار ملاکهای آنها برای خوشبختی قرار داد.
ولی #اتفاق جالب دیگری که در زندگی مردم افتاد اینست که نه تنها پرسه زدن در بازارها و پاساژها را متوقف کرد که مراجعه به #مطبهای مختلف و درمانگاه ها را نیز به حداقل رسانده، گویی مردمی که اگر روزانه همراه غذای خود انواع دارو را مصرف و یا بطور روتین به این آزمایشگاه و آن متخصص مراجعه نمی کردند، گامی به مرگ نزدیکتر شده و دیگر دلیلی برای زندگی نداشتند، دیگر وجود ندارند.
😍آیا #الان چه شده است؟
☄️تعداد #مرگ و میرها افزایش یافته؟ که آمارهای رسمی خلاف آنرا می گویند.
😍پس چه می توان گفت؟
جز آنکه بگوئیم، بسیار آن مراجعات در راستای #جستجوی زندگی و فرار از مرگی بود که آنرا دنبال می کرد. زندگی ای که برای رسیدن به خوشبختی طراحی شده بود و خوشبختی نیز مال خود کردن بی نهایت داراییهای مادی تعریف شده بود.
و همه اینها #روان ما را بیمار کرده بود آنگونه که فقط دویدن و مال خود کردن به بزرگترین اعتیاد ملی تبدیل شده بود. و این همه دویدن بدون توجه به نیازهایی از قبیل غذای سالم و استراحت کافی و نیز تغذیه روح از قبیل مطالعه و جلسات هم اندیشی، انواع آسیب روانی و بیماری جسمی را بر همگان عارض کرده بود که بسیار آن بیماریهای جسمی نیز نتیجه همان آسیبهایی بود که بر روان ما فرو ریخته بود. و به نظر می رسد که حتی مراجعات مکرر به آن مراکز درمانی نیز یکی از همان اعتیادهای روانی بود.
تا اینکه امروزه شاهد #کاهش آمار آن همه مراجعه و نیز مرگ و میرهای ناشی از آن و هم چنین عدم شکایت بیماران مختلف در بین مردمی که قبلا یکی از نکات قابل توجه در جامعه بود، هستیم.
☄️و آیا این به معنای افزایش شدید و بحران زای بیماریهای روان تنی در جامعه ما نبوده است؟
☄️و آیا همین امر ما را به ضرورت توجه شدید به سلامت روانی خود دعوت نمی کند؟
☄️و آیا این دو، ما را به لزوم بازگشت به زندگی کمی آهسته تر و از طرف دیگر توجه به فاکتورهای آرامش بخش معنوی، نمی رساند؟
☄️و در نهایت آیا ما را به این مهم نمی رساند که روان ما بیش از جسم مان نیاز به توجه، مراقبت و مشاوره های تخصصی دارد؟
و من #جواب همه این سوالات را برای خودم مثبت یافته ام.
و اما، در راستای تحقق موارد فوق، آنچه که به نظر می رسد، #کمبود متخصصان روانشناسی و مشاوره دلسوزی است که تخصص خود را از منظر تجارت نگاه نکرده و بجای آنکه بدون توجه به نیازهای آرامش بخشی مردم، رقابت گونه به برگزاری کارگاه ها و سخنرانیها و مراکز مشاوره ای مشغول باشند، به آن بعنوان یک امر مقدس و معنوی نگاه کرده که همچون یک معلم معنوی به آرامش بخشی، سلامت سازی روحی و روانی و نیز آموزش مهارتهای زندگی به مردم بپردازند.
به امید آن روز که مردم طبق تعالیم ادیان، و نیز سازمانهای چهانی، #سلامت خود را بدون سلامت روانی و معنوی ناقص دانسته و بخشی از ساعات روزانه خود را به بهسازی آن پرداخته و متخصصان مربوطه نیز بطور جدی و با این هدف که معنای زندگی مبتنی بر معنویت و آرامش را به جامعه برگردانند، به آن ورود نمایند.
محمد صالحی–20/1/99
آیا انسان در حال محو شدن است؟
https://www.instagram.com/p/B-rp2Lxhvgj/?igshid=wmd4nrj4f2kq
Instagram
محمد صالحی
. آیا انسان در حال محوشدن است؟ . انسان در دوره های مختلف تاریخی با اندیشه های مختلفی در مورد نسبت میان خود و خداوند به زندگی خودسامان داده است. در دوران پیشا مدرن، امر قدسی از فاکتورهای برجسته معادلات بشر بود به آنگونه که عالم را از یک ساختاری یکپارچه، ذی…
👍1
تشیع، به دو روایت - روايتي كه در قرن ششم معروف بوده است و روايت پس از آن
از مهمترِین و ارزشمندترين کتب کلامی شیعه، «بعضُ مثالب النّواصب فی نقض بعض فضائح الرّوافض» است که به کتاب «نقض» یا «النقض» شهره است.
این کتاب مهم را عبدالجلیل قزوینی رازی در نیمۀ دوم قرن ششم، در پاسخ به نقدهای کتاب «بعض فضائح الرّوافض» بر شیعه، به زبان فارسی نوشته است.
عبدالجلیل قزوینی، عالمی معتبر در میان دانشمندان شیعی قرن ششم بود و در ری، مرجعیت دینی داشت.
چاپ جدید «نقض» را من ویرایش کردم و در سال 1391 چاپ شد.
به عقیدۀ من، مهمترین نکنۀ علمی دربارۀ این کتاب، اعتدال آن است.
مؤلف در سرتاسر کتاب، در ضمن دفاع محکم از مرزهای تشیع، از مقام و حرمت اصحاب و خلفای راشدین و پاکی همۀ همسران پیامبر نیز سخن میگوید و شاید بیش از ده بار مینویسد:
«عقیدۀ ما دربارۀ ابوبکر و عمر، بیش از این نیست که علی(ع) از آن دو بهتر بود.»
چند بار هم به کتاب دیگرش به نام «تنزیه عایشه» استناد میکند.
تصور اینکه یکی از بزرگترین علمای امامی، کتابی در اثبات پاکی عایشه و رفع تهمت از او نوشته باشد، اکنون برای ما قدری دشوار است.
کتاب نقض، سرشار است از مخالفت با لعن اصحاب و خلفا.
گاهی نیز چنان از دینداری خلفای نخست دفاع میکند که گویی اعتقاد به سلامت و صداقت آنان، جزئی از مذهب شیعه است.
برای نمونه، در بند 92 کتاب، خدمات ابوبکر را به اسلام و پیامبر(ص)، یکیک نام میبرد و مینویسد: ابوبکر، پیامبر را خدمت کرد و در انفاق دستی گشاده داشت و مالدوست نبود و پس از مرگ، جز گلیمی از او باقی نماند.
تشیع به روایت عبدالجلیل، مذهبی است که ما اکنون از آن بیگانهایم.
مثلا او دامن شیعه را از عقیده به غیبدانی پیامبر(ص) و ائمه(ع) مبرا میداند و حتی انتساب چنین باورهایی را به شیعه، تهمت میخواند و مینویسد:
«از نصّ قرآن و اجماعِ مسلمانان معلوم است که غیب را جز خدای تعالی نمیداند... مصطفی(ص) با آن جلالت و رفعت و درجۀ نبوّت، اگر در مسجدِ مدینه بود، نمیدانست که مردم در بازار چه میکنند و نیز احوالِ دیگر را.
پس تا جبرئیل نمیآمد، حقایق بر او معلوم نمیشد.
پس أئمه(ع) که درجۀ انبیا را ندارند، و در خاک خراسان و بغداد و حجاز و کربلا خفتهاند و از قید حیات رفته، چگونه میدانند که احوالِ جهانیان چیست؟
این معنی هم از عقل دور است و هم از شرع بیگانه.»(همان، ص310، با تلخیص و ویرایش.
شبیه همین عبارات را سید مرتضی علم الهدی در جلد سوم «رسائل» گفته است)
در بند چهار کتاب نیز شیعه را از طلب رحمت برای ابو لؤلؤ(قاتل عمر) بری میداند و میگوید:
«و اما طلب رحمت برای ابو لؤلؤ و شتم صحابه، دعوی بیحجّت است و حوالتی بیبرهان و نقلی نادُرُست.»(همان، ص20).
از این گونه انکارها و برائتها در کتاب نقض، فراوان است و شاید شمار آن به دو صد برسد؛ در حالی که بسیاری از آنچه او انکار میکند و میگوید نسبت دادن آنها به شیعه دروغ و بهتان است، اکنون جزء آداب رایج و باورهای راسخ در میان ما است.
نکتۀ مهمتر این است که از چند جای کتاب، برمیآید که عبدالجلیل قزوینی، در میان علمای قرن ششم، تندرو و شتابکار محسوب میشده است.
پس لابد معاصرانش از او هم معتدلتر و آهستهرو بودهاند.
در مقدمۀ کتاب مینویسد: کتاب «فضائح الروافض» را از من پنهان میکردند که مبادا من در پاسخ و رّدِ کتاب، شتاب کنم.(نقض، چاپ دارالحدیث، ص5)
وقتی کتاب نقض را که عالمی شیعی و غیور در قرن ششم نوشته است، با باورهای رایج در میان شیعیان در قرنهای اخير میسنجیم، به این نتیجه میرسیم که تشیع امروز، همان تشیع دیروز نیست.
تشیع امروز، بهشدت تبرّاییتر است و حجم اختلافاتش با اهل سنت، بیشتر شده است.
به قول علامه مامقانی: «بسیاری از آنچه امروز از ضروریات مذهب شمرده میشود، قبلا غلو محسوب میشد.»(تنقیح المقال، ج1، ص211ـ212)
دكتر رضا بابایی
95/8/12
@rezababaei43
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
از مهمترِین و ارزشمندترين کتب کلامی شیعه، «بعضُ مثالب النّواصب فی نقض بعض فضائح الرّوافض» است که به کتاب «نقض» یا «النقض» شهره است.
این کتاب مهم را عبدالجلیل قزوینی رازی در نیمۀ دوم قرن ششم، در پاسخ به نقدهای کتاب «بعض فضائح الرّوافض» بر شیعه، به زبان فارسی نوشته است.
عبدالجلیل قزوینی، عالمی معتبر در میان دانشمندان شیعی قرن ششم بود و در ری، مرجعیت دینی داشت.
چاپ جدید «نقض» را من ویرایش کردم و در سال 1391 چاپ شد.
به عقیدۀ من، مهمترین نکنۀ علمی دربارۀ این کتاب، اعتدال آن است.
مؤلف در سرتاسر کتاب، در ضمن دفاع محکم از مرزهای تشیع، از مقام و حرمت اصحاب و خلفای راشدین و پاکی همۀ همسران پیامبر نیز سخن میگوید و شاید بیش از ده بار مینویسد:
«عقیدۀ ما دربارۀ ابوبکر و عمر، بیش از این نیست که علی(ع) از آن دو بهتر بود.»
چند بار هم به کتاب دیگرش به نام «تنزیه عایشه» استناد میکند.
تصور اینکه یکی از بزرگترین علمای امامی، کتابی در اثبات پاکی عایشه و رفع تهمت از او نوشته باشد، اکنون برای ما قدری دشوار است.
کتاب نقض، سرشار است از مخالفت با لعن اصحاب و خلفا.
گاهی نیز چنان از دینداری خلفای نخست دفاع میکند که گویی اعتقاد به سلامت و صداقت آنان، جزئی از مذهب شیعه است.
برای نمونه، در بند 92 کتاب، خدمات ابوبکر را به اسلام و پیامبر(ص)، یکیک نام میبرد و مینویسد: ابوبکر، پیامبر را خدمت کرد و در انفاق دستی گشاده داشت و مالدوست نبود و پس از مرگ، جز گلیمی از او باقی نماند.
تشیع به روایت عبدالجلیل، مذهبی است که ما اکنون از آن بیگانهایم.
مثلا او دامن شیعه را از عقیده به غیبدانی پیامبر(ص) و ائمه(ع) مبرا میداند و حتی انتساب چنین باورهایی را به شیعه، تهمت میخواند و مینویسد:
«از نصّ قرآن و اجماعِ مسلمانان معلوم است که غیب را جز خدای تعالی نمیداند... مصطفی(ص) با آن جلالت و رفعت و درجۀ نبوّت، اگر در مسجدِ مدینه بود، نمیدانست که مردم در بازار چه میکنند و نیز احوالِ دیگر را.
پس تا جبرئیل نمیآمد، حقایق بر او معلوم نمیشد.
پس أئمه(ع) که درجۀ انبیا را ندارند، و در خاک خراسان و بغداد و حجاز و کربلا خفتهاند و از قید حیات رفته، چگونه میدانند که احوالِ جهانیان چیست؟
این معنی هم از عقل دور است و هم از شرع بیگانه.»(همان، ص310، با تلخیص و ویرایش.
شبیه همین عبارات را سید مرتضی علم الهدی در جلد سوم «رسائل» گفته است)
در بند چهار کتاب نیز شیعه را از طلب رحمت برای ابو لؤلؤ(قاتل عمر) بری میداند و میگوید:
«و اما طلب رحمت برای ابو لؤلؤ و شتم صحابه، دعوی بیحجّت است و حوالتی بیبرهان و نقلی نادُرُست.»(همان، ص20).
از این گونه انکارها و برائتها در کتاب نقض، فراوان است و شاید شمار آن به دو صد برسد؛ در حالی که بسیاری از آنچه او انکار میکند و میگوید نسبت دادن آنها به شیعه دروغ و بهتان است، اکنون جزء آداب رایج و باورهای راسخ در میان ما است.
نکتۀ مهمتر این است که از چند جای کتاب، برمیآید که عبدالجلیل قزوینی، در میان علمای قرن ششم، تندرو و شتابکار محسوب میشده است.
پس لابد معاصرانش از او هم معتدلتر و آهستهرو بودهاند.
در مقدمۀ کتاب مینویسد: کتاب «فضائح الروافض» را از من پنهان میکردند که مبادا من در پاسخ و رّدِ کتاب، شتاب کنم.(نقض، چاپ دارالحدیث، ص5)
وقتی کتاب نقض را که عالمی شیعی و غیور در قرن ششم نوشته است، با باورهای رایج در میان شیعیان در قرنهای اخير میسنجیم، به این نتیجه میرسیم که تشیع امروز، همان تشیع دیروز نیست.
تشیع امروز، بهشدت تبرّاییتر است و حجم اختلافاتش با اهل سنت، بیشتر شده است.
به قول علامه مامقانی: «بسیاری از آنچه امروز از ضروریات مذهب شمرده میشود، قبلا غلو محسوب میشد.»(تنقیح المقال، ج1، ص211ـ212)
دكتر رضا بابایی
95/8/12
@rezababaei43
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍2❤1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
#فشرده_کردن_روزه در یکماه ، هدف تربیتی تزکیه ای آن را تامین نمی کند - 1
با نگاهی اجمالی به متن قرآن ، متوجه می شویم که #هدف اولیه خداوند از ارسال رسولان ، #تزکیه انسانها از آلودگیهای دنیوی و آراستنشان به کمالات معنوی بوده است :
لقد من الله علي المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم – آل عمران 164
بگونه ای که در این راستای استعلای روح و تخلق به اخلاق الهی ، هر چه بیشتر به #خدمت به مردم بپردازند :
و هو الذي خلق السماوات و الارض في ستة ايام و كان عرشه علي الماء ليبلوكم ايكم احسن عملا – هود 7
از طرف دیگر ، وقتی سخن از هر #عبادت به میان می آورد ، #غایت_معنوی آن را نیز مطرح می کند که مباد به شکل #مناسکی_خشک و بی روح و آزار دهنده تبدیل نشود :
اقم الصلاة ان الصلاة تنهي عن الفحشاء و المنكر – عنکبوت 45
يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون – بقره 183
حال سوال اینجاست که آیا #شیوه های موجود در طراحی روش اجرای عبادات ، بدون توجه به #سنخ_روانی انسانها و شرایط مختلف سنی و یا ایمانی آنها ، در راستای اهداف فوق بوده و منتج به آنها می شود ؟
وقتی که به #شکل مناسکی نماز نگاه می کنیم ، از آنجا که 5 بار در روز تکرار می شود ، امکان کارکرد #غفلت زدایی از انسان و بازدارندگی او را از بعض تخلفات ، بخوبی می توانیم مشاهده کنیم .
( هر چند به نظر می رسد باید نسبت به احکام #نماز_صبح تجدید نظرهایی بشود)
همانطور که در #صدر اسلام ، که مسلمانان هنوز به حدی از بلوغ فکری نرسیده بودند که بتوانند از #مشروبات صرفنظر نمایند ، خداوند بجای تحریم آن ، با #طراحی نماز بگونه ای که خود بخود مصرف آنها را کم نماید ، روش تربیتی و تزکیه ای زیر را پیاده نمود :
💥1- با #دستور به اینکه " وقتی که مستی ، به نماز نایست چرا که شرط نماز ، گفتن کلماتی است از روی شعور و آگاهی "
يا ايها الذين آمنوا لا تقربوا الصلاة و انتم سكاري حتي تعلموا ما تقولون – نسا 43
💥2- در روز #5 بار به نماز بایست .
و این #تکرار 5 بار نماز در روز ، خود بخود باعث می شد که شخص مسلمان شرابخور ، کمتر #فرصت خوردن آن را پیدا کند و بتواند با هشیاری کامل به نماز بایستد .
و خود این امر یکی از #مزایای شیوه عبادت اسلامی ، نسبت به هفته ای یکبار در کلیسا حاضر شدن است ، چرا که هر چه جوامع پیشرفته تر شده و مشغله های بیشتری پیدا می کنند ، امکان #غفلتهای بیشتری برایشان بوجود می آید ، و برای نجات از آن ، #یادآوری و اتصال های مکرر ، بهترین نسخه درمانی آن است .
همانطور که #پیامبر(ص) نیز دچار چنین شرایطی می شدند و روزی 70 بار استغفار می کردند :
انه لیغان علی قلب و انی استغفر الله فی کل یوم سبعين مره - مستدرک الوسائل ج 5 ص 330
با توجه به این نکته مهم ، چنین به نظر می رسد که اگر #هدف_معنوی_روزه ، ارتباط انسان با خداست بگونه ای که دایم خود را در #حضور بیابد و از تخلفها شرم کند ( #تقوا ) ، این هدف ، با #رها کردن انسان مسلمان در 11 ماه سال و تحت #فشار قرار دادن او در یکماه رمضان ، نه تنها محقق نمی شود ، بلکه منجر به یک #غفلت تقریبا دایمی ( 11 ماهه ) او شده ، بگونه ای که در همان ماه رمضان هم ، سعی می کند به #لطایف_الحیل از زیر آن شانه خالی کند ، چرا که هیچ اثری از آن بجز سختی های ظاهری ندیده است .
و ما امروزه شاهد روند بشدت رو به رشد این معضل و #فرار از روزه می باشیم ، بگونه ای که بعضی از #فقها ، برای جلوگیری از لوث شدن آن بدلیل انجام ندادن روزه توسط خیل کثیری از مردم ( خاصه قشر جوان ) ، تلاش وافری کرده اند که راه های فرار از آن را چنان طراحی کنند که تقریبا همه آن #روزه خواران را شامل شده و همه بنام تکلیف آن را بجا نیاورند . ( به اسم مریض و مسافر و دانشجو و حامله و شیر ده و کارگر سخت کار و ... ) .
و چنین به نظر می رسد که با #ادامه این روش ، بجایی می رسیم که دیگر برای #امکان_روزه_گرفتن ، باید ارایه شرایط کنیم ، نه شرایط نگرفتن ، گویی که اصل بر نگرفتن می شود مگر اینکه شرایطی خاص و نادر محقق شود !!!
و متاسفانه این نتیجه ی نگاه صرفا #فقهی برای تعیین قالبهای مناسکی عبادات است ، بدون توجه به #اهداف_معنوی و اخلاقی آنها .
بر اساس #تحلیل_فوق ، که انسان ، نیازمند یک #مراقبه دایمی برای بازدارندگی از افتادن در غفلتهای مکرر است ، طرح #روزه_یکماه ، بصورت فشرده در ماه رمضان و #رها کردن 11 ماه باقیمانده ، هیچ تاثیر مثبت و مطلوبی نخواهد داشت و عملا چنین بی تاثیری در جوامع مسلمان بوقوع پیوسته است .
محمد صالحي – 31/2/97
😍 #ادامه_در :
https://t.me/beshnofekrkon/1189
با نگاهی اجمالی به متن قرآن ، متوجه می شویم که #هدف اولیه خداوند از ارسال رسولان ، #تزکیه انسانها از آلودگیهای دنیوی و آراستنشان به کمالات معنوی بوده است :
لقد من الله علي المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم – آل عمران 164
بگونه ای که در این راستای استعلای روح و تخلق به اخلاق الهی ، هر چه بیشتر به #خدمت به مردم بپردازند :
و هو الذي خلق السماوات و الارض في ستة ايام و كان عرشه علي الماء ليبلوكم ايكم احسن عملا – هود 7
از طرف دیگر ، وقتی سخن از هر #عبادت به میان می آورد ، #غایت_معنوی آن را نیز مطرح می کند که مباد به شکل #مناسکی_خشک و بی روح و آزار دهنده تبدیل نشود :
اقم الصلاة ان الصلاة تنهي عن الفحشاء و المنكر – عنکبوت 45
يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون – بقره 183
حال سوال اینجاست که آیا #شیوه های موجود در طراحی روش اجرای عبادات ، بدون توجه به #سنخ_روانی انسانها و شرایط مختلف سنی و یا ایمانی آنها ، در راستای اهداف فوق بوده و منتج به آنها می شود ؟
وقتی که به #شکل مناسکی نماز نگاه می کنیم ، از آنجا که 5 بار در روز تکرار می شود ، امکان کارکرد #غفلت زدایی از انسان و بازدارندگی او را از بعض تخلفات ، بخوبی می توانیم مشاهده کنیم .
( هر چند به نظر می رسد باید نسبت به احکام #نماز_صبح تجدید نظرهایی بشود)
همانطور که در #صدر اسلام ، که مسلمانان هنوز به حدی از بلوغ فکری نرسیده بودند که بتوانند از #مشروبات صرفنظر نمایند ، خداوند بجای تحریم آن ، با #طراحی نماز بگونه ای که خود بخود مصرف آنها را کم نماید ، روش تربیتی و تزکیه ای زیر را پیاده نمود :
💥1- با #دستور به اینکه " وقتی که مستی ، به نماز نایست چرا که شرط نماز ، گفتن کلماتی است از روی شعور و آگاهی "
يا ايها الذين آمنوا لا تقربوا الصلاة و انتم سكاري حتي تعلموا ما تقولون – نسا 43
💥2- در روز #5 بار به نماز بایست .
و این #تکرار 5 بار نماز در روز ، خود بخود باعث می شد که شخص مسلمان شرابخور ، کمتر #فرصت خوردن آن را پیدا کند و بتواند با هشیاری کامل به نماز بایستد .
و خود این امر یکی از #مزایای شیوه عبادت اسلامی ، نسبت به هفته ای یکبار در کلیسا حاضر شدن است ، چرا که هر چه جوامع پیشرفته تر شده و مشغله های بیشتری پیدا می کنند ، امکان #غفلتهای بیشتری برایشان بوجود می آید ، و برای نجات از آن ، #یادآوری و اتصال های مکرر ، بهترین نسخه درمانی آن است .
همانطور که #پیامبر(ص) نیز دچار چنین شرایطی می شدند و روزی 70 بار استغفار می کردند :
انه لیغان علی قلب و انی استغفر الله فی کل یوم سبعين مره - مستدرک الوسائل ج 5 ص 330
با توجه به این نکته مهم ، چنین به نظر می رسد که اگر #هدف_معنوی_روزه ، ارتباط انسان با خداست بگونه ای که دایم خود را در #حضور بیابد و از تخلفها شرم کند ( #تقوا ) ، این هدف ، با #رها کردن انسان مسلمان در 11 ماه سال و تحت #فشار قرار دادن او در یکماه رمضان ، نه تنها محقق نمی شود ، بلکه منجر به یک #غفلت تقریبا دایمی ( 11 ماهه ) او شده ، بگونه ای که در همان ماه رمضان هم ، سعی می کند به #لطایف_الحیل از زیر آن شانه خالی کند ، چرا که هیچ اثری از آن بجز سختی های ظاهری ندیده است .
و ما امروزه شاهد روند بشدت رو به رشد این معضل و #فرار از روزه می باشیم ، بگونه ای که بعضی از #فقها ، برای جلوگیری از لوث شدن آن بدلیل انجام ندادن روزه توسط خیل کثیری از مردم ( خاصه قشر جوان ) ، تلاش وافری کرده اند که راه های فرار از آن را چنان طراحی کنند که تقریبا همه آن #روزه خواران را شامل شده و همه بنام تکلیف آن را بجا نیاورند . ( به اسم مریض و مسافر و دانشجو و حامله و شیر ده و کارگر سخت کار و ... ) .
و چنین به نظر می رسد که با #ادامه این روش ، بجایی می رسیم که دیگر برای #امکان_روزه_گرفتن ، باید ارایه شرایط کنیم ، نه شرایط نگرفتن ، گویی که اصل بر نگرفتن می شود مگر اینکه شرایطی خاص و نادر محقق شود !!!
و متاسفانه این نتیجه ی نگاه صرفا #فقهی برای تعیین قالبهای مناسکی عبادات است ، بدون توجه به #اهداف_معنوی و اخلاقی آنها .
بر اساس #تحلیل_فوق ، که انسان ، نیازمند یک #مراقبه دایمی برای بازدارندگی از افتادن در غفلتهای مکرر است ، طرح #روزه_یکماه ، بصورت فشرده در ماه رمضان و #رها کردن 11 ماه باقیمانده ، هیچ تاثیر مثبت و مطلوبی نخواهد داشت و عملا چنین بی تاثیری در جوامع مسلمان بوقوع پیوسته است .
محمد صالحي – 31/2/97
😍 #ادامه_در :
https://t.me/beshnofekrkon/1189
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#فشرده_کردن_روزه در یکماه ، هدف تربیتی تزکیه ای آن را تامین نمی کند - 2
بدین سبب ، لازم است که #فقهای محترم ، یکبار و برای همیشه ، توجهی عمیق به #اهداف تربیتی، معنوی و اخلاقی قرآن کرده و احکام خود را بی رحمانه ، از این #فیلتر مهم الهی عبور داده و به طراحی…
بدین سبب ، لازم است که #فقهای محترم ، یکبار و برای همیشه ، توجهی عمیق به #اهداف تربیتی، معنوی و اخلاقی قرآن کرده و احکام خود را بی رحمانه ، از این #فیلتر مهم الهی عبور داده و به طراحی…