زندگی مجموعه ای از آرزوهاست، چه آنها که برآورده بشوند و چه آنها که نشوند.
و همینجاست که هم فرد را به پرسه مدام بین آرزوهای شدنی و ناشدنیش وا می دارد که برای برآورده هایش یا باید مراقب باشد، از دست نروند و یا غصه بخورد که حیف آن همه وقت و انرژی که صرف آنها کردم؛
و برای برآورده نشده هایش هم مدام در حزن و حسرت و دویدن و حسرت دوباره.
و وقتی هم که دنیا را با همه آن آرزوهای برآورده شده و ناشده ترک میکند، همانها میشوند بهانه های خاطرات بازماندگان و دلیل گریه هایشان که زندگی نکرد.
و چه دنیای غریبی است اینجا❣️
محمد صالحی - 27/4/1402
https://t.me/beshnofekrkon/1722
و همینجاست که هم فرد را به پرسه مدام بین آرزوهای شدنی و ناشدنیش وا می دارد که برای برآورده هایش یا باید مراقب باشد، از دست نروند و یا غصه بخورد که حیف آن همه وقت و انرژی که صرف آنها کردم؛
و برای برآورده نشده هایش هم مدام در حزن و حسرت و دویدن و حسرت دوباره.
و وقتی هم که دنیا را با همه آن آرزوهای برآورده شده و ناشده ترک میکند، همانها میشوند بهانه های خاطرات بازماندگان و دلیل گریه هایشان که زندگی نکرد.
و چه دنیای غریبی است اینجا❣️
محمد صالحی - 27/4/1402
https://t.me/beshnofekrkon/1722
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#علت رنجهای ما در تفسیریست که از #خوشبختی و انتظاریست که از #زندگی داریم- 1
جمله بیقراریت از طلب قرار توست
طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت - مولانا
از نظر پژوهشگران عرصه های مختلف علوم انسانی، انسانهای گذشته در مقایسه با انسانهای امروزین علیرغم کمبودهای…
جمله بیقراریت از طلب قرار توست
طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت - مولانا
از نظر پژوهشگران عرصه های مختلف علوم انسانی، انسانهای گذشته در مقایسه با انسانهای امروزین علیرغم کمبودهای…
❤2
نسبت ما با مرگ
انسانی که رخت از دنیا بر می بندد و پای در وادی آرامش و نیکی می گذارد و از بُعدی بالاتر به عالم می نگرد،
بدنبال توسعه وجودی خود در فضای اینجهانی در مسیر خوبی ها و زیبایی ها و نیکی هاست، اما دستش به جایی نمیرسد و تنها نقاط ارتباطیش با اینجا، دوستان و آشنایان و خانواده هستند که بایستی آن وظیفه خطیر توسعه وجودی او را بر دوش کشند.
او اگر انسانی پاک و مهرورز و نیکخو و نیک رفتار بوده است، هر لحظه در کنار یکی از ما ایستاده منتظر است خود را با به راه افتادن ما ادامه دهد و سهمش را از آن حقیقت عالی هستی به کمال برساند. و الاخره خیر و ابقی اعلی 17
و اگر او فردی بوده که در آنجا احساس زیان می کند، خود را نیازمند تجربه نیکیها می بیند و با یاد خود در ما فرود می آید و بگونه ای می فهماند که کاستیهایم را جبران کنید و وجودم را توسعه دهید که من از جنس حقیقت این عالمم ولی حتی در هیچ آن سهمی ندارم.
اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت مومنون 99-100
پس مراقب باشیم او را در زندان خاطرات خود محبوس نکنیم و بگذاریم در زیست جهان اینجا ولی از طریق ما جریان یابد.
برای فرد رفته از اینجا، مویه لازم است و شاید بعض سنتهای ساده بشرط آن که سرگرممان نکند، چرا که ما به تطبیق خود با شرایط سهمگین بی او بودن در اینجا محتاجیم.
اما او در بُعدی ایستاده که زمان و مکان از لوازم آن نیست و منتظر است تا با توسعه وجودی او، قدرت و امکان نفوذ و ظهورش را در محضر آن جاودانه هستی به انتها برسانیم.
محمد صالحی – 1/5/1402
https://telegram.me/beshnofekrkon/917
انسانی که رخت از دنیا بر می بندد و پای در وادی آرامش و نیکی می گذارد و از بُعدی بالاتر به عالم می نگرد،
بدنبال توسعه وجودی خود در فضای اینجهانی در مسیر خوبی ها و زیبایی ها و نیکی هاست، اما دستش به جایی نمیرسد و تنها نقاط ارتباطیش با اینجا، دوستان و آشنایان و خانواده هستند که بایستی آن وظیفه خطیر توسعه وجودی او را بر دوش کشند.
او اگر انسانی پاک و مهرورز و نیکخو و نیک رفتار بوده است، هر لحظه در کنار یکی از ما ایستاده منتظر است خود را با به راه افتادن ما ادامه دهد و سهمش را از آن حقیقت عالی هستی به کمال برساند. و الاخره خیر و ابقی اعلی 17
و اگر او فردی بوده که در آنجا احساس زیان می کند، خود را نیازمند تجربه نیکیها می بیند و با یاد خود در ما فرود می آید و بگونه ای می فهماند که کاستیهایم را جبران کنید و وجودم را توسعه دهید که من از جنس حقیقت این عالمم ولی حتی در هیچ آن سهمی ندارم.
اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت مومنون 99-100
پس مراقب باشیم او را در زندان خاطرات خود محبوس نکنیم و بگذاریم در زیست جهان اینجا ولی از طریق ما جریان یابد.
برای فرد رفته از اینجا، مویه لازم است و شاید بعض سنتهای ساده بشرط آن که سرگرممان نکند، چرا که ما به تطبیق خود با شرایط سهمگین بی او بودن در اینجا محتاجیم.
اما او در بُعدی ایستاده که زمان و مکان از لوازم آن نیست و منتظر است تا با توسعه وجودی او، قدرت و امکان نفوذ و ظهورش را در محضر آن جاودانه هستی به انتها برسانیم.
محمد صالحی – 1/5/1402
https://telegram.me/beshnofekrkon/917
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
و #مرگ ، تنها يك #كليد ، براي باز كردن درب ورود به #جهان_جاودانه_آخرت است - 1
#روح_انسان پرتوي از روح خداونديست ( و نفخت فيه من روحي – حجر 29 ) ؛
كه #جاودانگي در قامت خداوند را با خود حمل مي كند . ( انا لله و انا اليه راجعون – بقره 156 )
وقتي كه #نطفه…
#روح_انسان پرتوي از روح خداونديست ( و نفخت فيه من روحي – حجر 29 ) ؛
كه #جاودانگي در قامت خداوند را با خود حمل مي كند . ( انا لله و انا اليه راجعون – بقره 156 )
وقتي كه #نطفه…
❤5👍2
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 1
مقدمه :
• پیامبر(ص) هدف عملی بعثت خود را دعوت به اخلاق و تمامیت بخشی مکارم اخلاقی در تار و پود جامعه انسانی معرفی کردند :
" انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " 1
• و خود در اتصاف به آنها ، در عالی ترین سظوح اخلاقی قرار گرفتند :
" و انك لعلي خلق عظيم " 2
• و بعنوان یک الگوی عملی ، نمونه ای شدند برای امکان فعلیت بخشی به دعوت اخلاقی خود :
" لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة " 3
• و در سیر تاریخی دعوت خود ، عترت خود را بعنوان الگوهای گرانسنگ خود به بشریت تشنه اخلاق معرفی کردند :
" انى قد خلفت فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا : كتاب الله و عترتى اهل بيتى " 4
• و در آن بین ، یکی از آنها ، امام حسین(ع) بوده که در توصیف خود چنین می فرمایند :
" لكم فِيَّ اسوة " 5
آنچه که در بررسی نهضت امام (ع) ، در تواریخ و کتب مختلف مشاهده می شود ، همه گونه ویژگیهای عبودیت و سیاست و عقلانیت امام برجسته شده ولی اصلی ترین شاخصه ایشان که او را به الگویی تمام عیار در اخلاق انسانی بدل کرده است ، فقط در لابلای متون و آنهم فرع حرکت ایشان ، دیده می شود .
در این مجال به بخشی از تصمیمات و رفتارهای امام و تربيت شدگانش ، در مدت امامت ایشان پرداخته می شود ، باشد که چهره اخلاقی ایشان که همان هدف بعثت پیامبر(ص) در الگو سازی بوده است را بهتر بشناسیم :
1-🍁 پایبندی اخلاقی به قرارداد صلح برادرش با معاویه
با رحلت امام حسن(ع) ، کوفیان در نامه ای به امام(ع) ، ضمن بی اهمیت خواندن قرارداد مصالحه ، از ایشان خواستند که معاهده را بشکند و به پشتیبانی آنها ، با حکومت معاویه به مقابله برخیزد ، ولی امام(ع) ضمن حمایت از تصمیم برادر خود ، محترمانه به درخواست آنها جواب منفی می دهد :
" اميدوارم كه برادرم در آنچه كرد خداوندش موفق مىداشت ، اما من امروز چنين انديشهاى ندارم ، خدايتان رحمت فرمايد .... " 6
2- 🍁 وفای به قول برای رفتن به کاخ ولید ( حاکم مدینه )
ولید پس از فوت معاویه و دستور یزید مبنی بر اخذ بیعت از امام و عبدالله بن زبیر ، پیکی پیش آنها فرستاد که به دار العماره بیایید ، با شما کاری دارم .
آنها به او گفتند :
" برو هم اکنون می آییم ." 7
و امام پس از آن با رعایت موارد تامینی ، به دار العماره رفتند . ( در حالیکه عبداله بن زبیر از مدینه بسوی مكه فرار کرد . )
3- 🍁رعایت ادب عرفی پس از شنیدن فوت معاویه
وقتی امام وارد دار العماره شدند و خبر فوت معاویه را از زبان ولید شنیدند فرمودند :
" انا لله و انا الیه راجعون ، خدا معاویه را رحمت کند و ترا پاداشی بزرگ دهد ." 8
زیرنویسها : 👎👎
1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١
2- قلم 4
3- احزاب 21
4- تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 – ترجمه تاریخ یعقوبی ج1 ص 500 به بعد
5- تاريخ الطبري، ج 5، ص 403 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2994 ) - الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.
6- " اما اخى فارجو ان يكون الله وفقه و سدده فيما ياتى و اما انا فليس راى اليوم ذاك فالصقوا رحمكم الله بالارض و اكمنوا فى البيوت و احترسوا من الظنة مادام معاوية حيا فان يحدث الله به حدثا و انا حى كتبت اليكم برايى " . ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص203 ترجمه ص 269
7- فَقَالَ: أجيبا، الأمير يدعوكما، فقال لَهُ: انصرف، الآن نأتيه . الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )
8- فَقَالَ حُسَيْن: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ! و رحم اللَّه مُعَاوِيَة، و عظم لك الأجر! - همان
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/627
مقدمه :
• پیامبر(ص) هدف عملی بعثت خود را دعوت به اخلاق و تمامیت بخشی مکارم اخلاقی در تار و پود جامعه انسانی معرفی کردند :
" انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " 1
• و خود در اتصاف به آنها ، در عالی ترین سظوح اخلاقی قرار گرفتند :
" و انك لعلي خلق عظيم " 2
• و بعنوان یک الگوی عملی ، نمونه ای شدند برای امکان فعلیت بخشی به دعوت اخلاقی خود :
" لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة " 3
• و در سیر تاریخی دعوت خود ، عترت خود را بعنوان الگوهای گرانسنگ خود به بشریت تشنه اخلاق معرفی کردند :
" انى قد خلفت فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا : كتاب الله و عترتى اهل بيتى " 4
• و در آن بین ، یکی از آنها ، امام حسین(ع) بوده که در توصیف خود چنین می فرمایند :
" لكم فِيَّ اسوة " 5
آنچه که در بررسی نهضت امام (ع) ، در تواریخ و کتب مختلف مشاهده می شود ، همه گونه ویژگیهای عبودیت و سیاست و عقلانیت امام برجسته شده ولی اصلی ترین شاخصه ایشان که او را به الگویی تمام عیار در اخلاق انسانی بدل کرده است ، فقط در لابلای متون و آنهم فرع حرکت ایشان ، دیده می شود .
در این مجال به بخشی از تصمیمات و رفتارهای امام و تربيت شدگانش ، در مدت امامت ایشان پرداخته می شود ، باشد که چهره اخلاقی ایشان که همان هدف بعثت پیامبر(ص) در الگو سازی بوده است را بهتر بشناسیم :
1-🍁 پایبندی اخلاقی به قرارداد صلح برادرش با معاویه
با رحلت امام حسن(ع) ، کوفیان در نامه ای به امام(ع) ، ضمن بی اهمیت خواندن قرارداد مصالحه ، از ایشان خواستند که معاهده را بشکند و به پشتیبانی آنها ، با حکومت معاویه به مقابله برخیزد ، ولی امام(ع) ضمن حمایت از تصمیم برادر خود ، محترمانه به درخواست آنها جواب منفی می دهد :
" اميدوارم كه برادرم در آنچه كرد خداوندش موفق مىداشت ، اما من امروز چنين انديشهاى ندارم ، خدايتان رحمت فرمايد .... " 6
2- 🍁 وفای به قول برای رفتن به کاخ ولید ( حاکم مدینه )
ولید پس از فوت معاویه و دستور یزید مبنی بر اخذ بیعت از امام و عبدالله بن زبیر ، پیکی پیش آنها فرستاد که به دار العماره بیایید ، با شما کاری دارم .
آنها به او گفتند :
" برو هم اکنون می آییم ." 7
و امام پس از آن با رعایت موارد تامینی ، به دار العماره رفتند . ( در حالیکه عبداله بن زبیر از مدینه بسوی مكه فرار کرد . )
3- 🍁رعایت ادب عرفی پس از شنیدن فوت معاویه
وقتی امام وارد دار العماره شدند و خبر فوت معاویه را از زبان ولید شنیدند فرمودند :
" انا لله و انا الیه راجعون ، خدا معاویه را رحمت کند و ترا پاداشی بزرگ دهد ." 8
زیرنویسها : 👎👎
1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١
2- قلم 4
3- احزاب 21
4- تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 – ترجمه تاریخ یعقوبی ج1 ص 500 به بعد
5- تاريخ الطبري، ج 5، ص 403 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2994 ) - الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.
6- " اما اخى فارجو ان يكون الله وفقه و سدده فيما ياتى و اما انا فليس راى اليوم ذاك فالصقوا رحمكم الله بالارض و اكمنوا فى البيوت و احترسوا من الظنة مادام معاوية حيا فان يحدث الله به حدثا و انا حى كتبت اليكم برايى " . ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص203 ترجمه ص 269
7- فَقَالَ: أجيبا، الأمير يدعوكما، فقال لَهُ: انصرف، الآن نأتيه . الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )
8- فَقَالَ حُسَيْن: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ! و رحم اللَّه مُعَاوِيَة، و عظم لك الأجر! - همان
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/627
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍2
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 2
4- 🍁عدم توسل به دروغ جهت فرار از دستور بیعت
وقتی امام با دستور ولید مبنی بر الزام یزید به اخذ بیعت مواجه می شوند ، علیرغم تصمیم به عدم بیعت ، برای رهاسازی خود از آن شرایط سخت ، به هیچ دروغی متوسل نشده ، بلکه می فرمایند :
" اینکه گفتی بیعت کنم ، کسی همانند من به نهانی بیعت نمی کند ، گمان ندارم به بیعت نهانی من بسنده کنی و باید آنرا میان مردم علنی کنیم . "
و ولید پذیرفت که تا فردا به تاخیر افتد . 9
5- 🍁 شفاف سازی هدف خود بعنوان اصلاحات نه شورش
امام قبل از خروج از مدینه ، وصیتنامه ای نوشته و به برادر خود محمد حنفیه می دهد که ضمن خنثی سازی احتمال ترور ایشان توسط حکومت به بهانه خارجی بودن ، هدف انسانی اخلاقی خود را چنین می فرمایند :
" حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم ." 10
6- 🍁 مشورت با یاران و خود داری از خود رایی
• وقتی اما قصد خروج خود را از مدینه با محمد حنفیه مطرح کرد ، محمد فرمود :
به مکه برو ، اگر امنیت یافتی چه بهتر و گرنه به کوه¬ها و شهرهای مختلف مسافرت کن ...
امام فرمود:
" ای برادر ، به حق خیرخواهی و دلسوزی کردی ، امیدوارم نظر تو استوار و با موفقیت همراه باشد. "
• پس از شنیدن خبر شهادت مسلم و هانی در نزدیکیهای کوفه ، جلسه مشورتی با یاران همراه خود تشکیل داده و وقتی ، نظر اکثریت آنها به ادامه حرکت بود ، به آن عمل کردند . 11
7- 🍁بردن خانواده جهت حفظ حرمت آنها
از آنجا که امام احتمال این را می دادند که در صورت خروج از مدینه بدون خانواده ، امکان تعرض حکومت به خانواده ایشان ، برای تحت فشار قرار دادن و تسلیم او وجود دارد ، خانواده را با خود همراه کرده تا ضمن تقویت دلیل عدم شورشی بودن خود ، بتواند از کیان و حرمت خانواده خود نیز دفاع کند . 12
زيرنويسها : 👎👎
8- أما مَا سألتني من البيعة فإن مثلي لا يعطي بيعته سرا، وَلا أراك تجتزئ بِهَا مني سرا دون أن نظهرها عَلَى رءوس الناس علانية، قَالَ: أجل - الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )
9- و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابىطالب . - مقتل خوارزمى ، ج1، ص188 - بحارالانوار ، ج44، ص329.
10- فإني ذاهب يَا أخي، قَالَ: فانزل مكة فإن اطمأنت بك الدار فسبيل ذَلِكَ، وإن نبت بك لحقت بالرمال، وشعف الجبال، وخرجت من بلد إِلَى بلد حَتَّى تنظر إِلَى مَا يصير أمر الناس، وتعرف عند ذلك الرأي، فإنك اصوب ما تكون رأيا وأحزمه عملا حين تستقبل الأمور استقبالا، وَلا تكون الأمور عَلَيْك أبدا أشكل منها حين تستدبرها استدبارا،
قَالَ:یا أخي، قَدْ نصحت فأشفقت، فأرجو أن يكون رأيك سديدا موفقا . الطبری ج 5 ص 398 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2986 )
11- کتاب شهید جاوید مرحوم صالحی ص 406
12- " و قد بعثت اليكم ... ثقتى من اهل بيتى و امرته ان يكتب الى .... رايكم فان كتب الى انه قد اجمع راى ملاكم و ذوى الفضل ....منكم على مثل ما قدمت على به رسلكم و قرات فى كتبكم اقدم عليكم و شيكا ان شاءالله...; " - الطبری ج 5 ص 353 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2935 )
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/628
4- 🍁عدم توسل به دروغ جهت فرار از دستور بیعت
وقتی امام با دستور ولید مبنی بر الزام یزید به اخذ بیعت مواجه می شوند ، علیرغم تصمیم به عدم بیعت ، برای رهاسازی خود از آن شرایط سخت ، به هیچ دروغی متوسل نشده ، بلکه می فرمایند :
" اینکه گفتی بیعت کنم ، کسی همانند من به نهانی بیعت نمی کند ، گمان ندارم به بیعت نهانی من بسنده کنی و باید آنرا میان مردم علنی کنیم . "
و ولید پذیرفت که تا فردا به تاخیر افتد . 9
5- 🍁 شفاف سازی هدف خود بعنوان اصلاحات نه شورش
امام قبل از خروج از مدینه ، وصیتنامه ای نوشته و به برادر خود محمد حنفیه می دهد که ضمن خنثی سازی احتمال ترور ایشان توسط حکومت به بهانه خارجی بودن ، هدف انسانی اخلاقی خود را چنین می فرمایند :
" حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم ." 10
6- 🍁 مشورت با یاران و خود داری از خود رایی
• وقتی اما قصد خروج خود را از مدینه با محمد حنفیه مطرح کرد ، محمد فرمود :
به مکه برو ، اگر امنیت یافتی چه بهتر و گرنه به کوه¬ها و شهرهای مختلف مسافرت کن ...
امام فرمود:
" ای برادر ، به حق خیرخواهی و دلسوزی کردی ، امیدوارم نظر تو استوار و با موفقیت همراه باشد. "
• پس از شنیدن خبر شهادت مسلم و هانی در نزدیکیهای کوفه ، جلسه مشورتی با یاران همراه خود تشکیل داده و وقتی ، نظر اکثریت آنها به ادامه حرکت بود ، به آن عمل کردند . 11
7- 🍁بردن خانواده جهت حفظ حرمت آنها
از آنجا که امام احتمال این را می دادند که در صورت خروج از مدینه بدون خانواده ، امکان تعرض حکومت به خانواده ایشان ، برای تحت فشار قرار دادن و تسلیم او وجود دارد ، خانواده را با خود همراه کرده تا ضمن تقویت دلیل عدم شورشی بودن خود ، بتواند از کیان و حرمت خانواده خود نیز دفاع کند . 12
زيرنويسها : 👎👎
8- أما مَا سألتني من البيعة فإن مثلي لا يعطي بيعته سرا، وَلا أراك تجتزئ بِهَا مني سرا دون أن نظهرها عَلَى رءوس الناس علانية، قَالَ: أجل - الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )
9- و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابىطالب . - مقتل خوارزمى ، ج1، ص188 - بحارالانوار ، ج44، ص329.
10- فإني ذاهب يَا أخي، قَالَ: فانزل مكة فإن اطمأنت بك الدار فسبيل ذَلِكَ، وإن نبت بك لحقت بالرمال، وشعف الجبال، وخرجت من بلد إِلَى بلد حَتَّى تنظر إِلَى مَا يصير أمر الناس، وتعرف عند ذلك الرأي، فإنك اصوب ما تكون رأيا وأحزمه عملا حين تستقبل الأمور استقبالا، وَلا تكون الأمور عَلَيْك أبدا أشكل منها حين تستدبرها استدبارا،
قَالَ:یا أخي، قَدْ نصحت فأشفقت، فأرجو أن يكون رأيك سديدا موفقا . الطبری ج 5 ص 398 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2986 )
11- کتاب شهید جاوید مرحوم صالحی ص 406
12- " و قد بعثت اليكم ... ثقتى من اهل بيتى و امرته ان يكتب الى .... رايكم فان كتب الى انه قد اجمع راى ملاكم و ذوى الفضل ....منكم على مثل ما قدمت على به رسلكم و قرات فى كتبكم اقدم عليكم و شيكا ان شاءالله...; " - الطبری ج 5 ص 353 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2935 )
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/628
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍2
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 3
8- 🍁 اعتقاد به رعایت حقوق مردم در حرکت خود
• هر چند امام معتقد بودند که برای اصلاح یک جامعه ، کاراترین روش ، گرفتن حکومت می باشد ولی از آنجا که آن را نه از حقوق الهی خود ، که از حقوق مردم می دانستند ، پس از دریافت نامه های متععد کوفیان ، نامه ای به آنها نوشتند تا از اراده قطعی آنها مطمین شوند :
" اينك ... شخص مورد اعتماد از خانواده خود را به سوى شما گسيل داشتم و به او دستور دادم كه مرا از وضعيت ..و راى شما مطلع گرداند ، پس اگر براى من بنويسد كه ، نظر بزرگان ... شما بر همان چيزى استقرار يافته كه فرستادگان شما به اطلاع من رساندند و در نامه هايتان خواندم ، به سرعت به سوى شما خواهم آمد ان شاءالله ." 13
• و با رسیدن پاسخ مسلم كه :
نیروهای مردمی کوفه با شما هستند ، پس با رسیدن نامه من با تعجیل ، به کوفه حرکت کنید . 14
امام بسوی آنها حرکت کرده و آنگاه بود که سخن از عدم لیاقت یزید و لیاقت خود در امر ولایت بر مردم ، به زبان راندند :
" شما آگاهيد كه اين قوم ـ بني اميه ـ پيروي از شيطان را برگزيدند و از اطاعت خدا روي برتافتند ، فساد و تباهي را آشكار و حدود الهي را تعطيل نمودند و فيي ء را به تصرف خود درآوردند ، حرام خدا را حلال و حلالش را حرام نمودند و حال آنكه من به اين امر ـ سرپرستي و حكومت بر مردم و جانشيني پيامبر (ص) ـ سزاوارترم ؛ به دليل جايگاهم نسبت به رسول خدا ." 15
9- 🍁خروج ناگهانی از مکه جهت حفظ حرمت خانه خدا
بعد از گذشت 125 روز در مکه ، وقتی خبر طرح ترور خود در مراسم حج در موقع احرام را شنیدند ، در حالیکه دو روز به عید قربان مانده بود ، از ادامه حج منصرف شده و بسرعت از آنجا خارج شدند ، که مبادا دشمن با استفاده از حرمت حمل سلاح در مراسم احرام ، نسبت به تعرض و قتل ایشان اقدام کرده و حرمت خانه خدا را بشکند و در جواب بعض دوستان علت خروج خود را چنین می فرمایند :
" اى اباهرم ! بنى اميه با فحاشى و ناسزا گويى احترام مرا درهم شكستند ، من راه صبر و شكيبايى را در پيش گرفتم . و ثروتم را از دستم ربودند ، باز هم شكيبايى كردم ولى چون خواستند خونم را بريزند ناچار به فرار شدم ." 16
10- 🍁پرداخت کرایه شتران مسیر کوفه
امام در مسیر کوفه با کاروانی یمنی روبرو شده که چند شتر از آنها برای حمل بارها و اصحاب کرایه کرده و پیشنهاد کرد تا هر کجا که او را همراهی کنند کرایه آنها محفوظ است و داده خواهد شد که تعدادی قبول کرده و با امام همراه شدند . 17
زيرنويسها : 👎👎
13- " و قد بعثت اليكم ... ثقتى من اهل بيتى و امرته ان يكتب الى .... رايكم فان كتب الى انه قد اجمع راى ملاكم و ذوى الفضل ....منكم على مثل ما قدمت على به رسلكم و قرات فى كتبكم اقدم عليكم و شيكا ان شاءالله...; " - الطبری ج 5 ص 353 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2935 )
14- " عجل الاقبال حین یاتیک کتابی فان الناس کلهم معک " - الطبری ج 5 ص 375 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982 )
15- فقد علمتم انّ رسول اللّه ـ (ص) ـ قد قال في حياته : من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله و قد علمتم ان هؤلاء القوم قد لزموا طاعة الشيطان و تولّوا عن طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا بالفيي ء و اَحَلّوا حرام اللّه و حرموا حلاله و انّي احق بهذا الامر لقرابتي من رسول اللّه ـ (ص ) ـ " الفتوح ، ج 5 ، ص 91
16- يا اَباهِرهٍ! اِنَّ بَنِى اُمَيَّةَ شَتَمُوا عِرْضِى فَصَبَرْتُ وَاَخَذُوا مالى فَصَبَرْتُ وَ طَلَبُوا دَمِى فَهَربْتُ ... - مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 226. لهوف ، ص 62 - ابن اعثم ص 873
17- فلقي عيرا قد أقبلت من اليمن، فاستأجر من أهلها جمالا لرحله وأصحابه، وقال لأصحابها: " من أحب أن ينطلق معنا إلى العراق وفيناه كراءه وأحسنا صحبته، ومن أحب أن يفارقنا في بعض الطريق أعطيناه كراء على قدر ما قطع من الطريق " فمضى معه قوم وامتنع آخرون. الارشاد ج 2 ص 68
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/629
8- 🍁 اعتقاد به رعایت حقوق مردم در حرکت خود
• هر چند امام معتقد بودند که برای اصلاح یک جامعه ، کاراترین روش ، گرفتن حکومت می باشد ولی از آنجا که آن را نه از حقوق الهی خود ، که از حقوق مردم می دانستند ، پس از دریافت نامه های متععد کوفیان ، نامه ای به آنها نوشتند تا از اراده قطعی آنها مطمین شوند :
" اينك ... شخص مورد اعتماد از خانواده خود را به سوى شما گسيل داشتم و به او دستور دادم كه مرا از وضعيت ..و راى شما مطلع گرداند ، پس اگر براى من بنويسد كه ، نظر بزرگان ... شما بر همان چيزى استقرار يافته كه فرستادگان شما به اطلاع من رساندند و در نامه هايتان خواندم ، به سرعت به سوى شما خواهم آمد ان شاءالله ." 13
• و با رسیدن پاسخ مسلم كه :
نیروهای مردمی کوفه با شما هستند ، پس با رسیدن نامه من با تعجیل ، به کوفه حرکت کنید . 14
امام بسوی آنها حرکت کرده و آنگاه بود که سخن از عدم لیاقت یزید و لیاقت خود در امر ولایت بر مردم ، به زبان راندند :
" شما آگاهيد كه اين قوم ـ بني اميه ـ پيروي از شيطان را برگزيدند و از اطاعت خدا روي برتافتند ، فساد و تباهي را آشكار و حدود الهي را تعطيل نمودند و فيي ء را به تصرف خود درآوردند ، حرام خدا را حلال و حلالش را حرام نمودند و حال آنكه من به اين امر ـ سرپرستي و حكومت بر مردم و جانشيني پيامبر (ص) ـ سزاوارترم ؛ به دليل جايگاهم نسبت به رسول خدا ." 15
9- 🍁خروج ناگهانی از مکه جهت حفظ حرمت خانه خدا
بعد از گذشت 125 روز در مکه ، وقتی خبر طرح ترور خود در مراسم حج در موقع احرام را شنیدند ، در حالیکه دو روز به عید قربان مانده بود ، از ادامه حج منصرف شده و بسرعت از آنجا خارج شدند ، که مبادا دشمن با استفاده از حرمت حمل سلاح در مراسم احرام ، نسبت به تعرض و قتل ایشان اقدام کرده و حرمت خانه خدا را بشکند و در جواب بعض دوستان علت خروج خود را چنین می فرمایند :
" اى اباهرم ! بنى اميه با فحاشى و ناسزا گويى احترام مرا درهم شكستند ، من راه صبر و شكيبايى را در پيش گرفتم . و ثروتم را از دستم ربودند ، باز هم شكيبايى كردم ولى چون خواستند خونم را بريزند ناچار به فرار شدم ." 16
10- 🍁پرداخت کرایه شتران مسیر کوفه
امام در مسیر کوفه با کاروانی یمنی روبرو شده که چند شتر از آنها برای حمل بارها و اصحاب کرایه کرده و پیشنهاد کرد تا هر کجا که او را همراهی کنند کرایه آنها محفوظ است و داده خواهد شد که تعدادی قبول کرده و با امام همراه شدند . 17
زيرنويسها : 👎👎
13- " و قد بعثت اليكم ... ثقتى من اهل بيتى و امرته ان يكتب الى .... رايكم فان كتب الى انه قد اجمع راى ملاكم و ذوى الفضل ....منكم على مثل ما قدمت على به رسلكم و قرات فى كتبكم اقدم عليكم و شيكا ان شاءالله...; " - الطبری ج 5 ص 353 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2935 )
14- " عجل الاقبال حین یاتیک کتابی فان الناس کلهم معک " - الطبری ج 5 ص 375 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982 )
15- فقد علمتم انّ رسول اللّه ـ (ص) ـ قد قال في حياته : من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله و قد علمتم ان هؤلاء القوم قد لزموا طاعة الشيطان و تولّوا عن طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا بالفيي ء و اَحَلّوا حرام اللّه و حرموا حلاله و انّي احق بهذا الامر لقرابتي من رسول اللّه ـ (ص ) ـ " الفتوح ، ج 5 ، ص 91
16- يا اَباهِرهٍ! اِنَّ بَنِى اُمَيَّةَ شَتَمُوا عِرْضِى فَصَبَرْتُ وَاَخَذُوا مالى فَصَبَرْتُ وَ طَلَبُوا دَمِى فَهَربْتُ ... - مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 226. لهوف ، ص 62 - ابن اعثم ص 873
17- فلقي عيرا قد أقبلت من اليمن، فاستأجر من أهلها جمالا لرحله وأصحابه، وقال لأصحابها: " من أحب أن ينطلق معنا إلى العراق وفيناه كراءه وأحسنا صحبته، ومن أحب أن يفارقنا في بعض الطريق أعطيناه كراء على قدر ما قطع من الطريق " فمضى معه قوم وامتنع آخرون. الارشاد ج 2 ص 68
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/629
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
❤3👍2🙏1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 4
11- 🍁 أب دادن به حتی اسبان حر در مواجهه با او
وقتی امام با سپاه 1000 نفری حرّ بن يزيد رياحي در ورودی کوفه مواجه شدند ، چون هنگام ظهر بود و هوا به شدت گرم بود ، امام آنها را ديد که از شدّت تشنگي بخاطر طي مسيري دراز ، در حال تلف شدن هستند ، در یک عمل اخلاقی زیبا ، به يارانش دستور داد تا ضمن آب دادن به آنها ، حتي به اسبانشان نيز آب بدهند . ياران امام به آن لشکر آب دادند و سپس به طرف اسبانشان رفتند و ظرفها و طشتها را پر از آب کردند و هرگاه سه يا چهار يا پنج بار آب مي دادند ، اسب را کنار مي زدند و ديگري را آب مي دادند تا اينکه همه ي اسبان را آب نوشاندند . 18
12- 🍁 اعتقاد به عدم پیش دستی در جنگ
• در روز دوم محرم که سپاه امام اجبارا در کربلا اردو می زنند ، زهیر بن قین به امام عرض می کند که : ای پسر پیامبرخدا ، جنگ با اینان ، آسانتر از جنگ کسانی است که پس از این به مقابله می آیند ، به جان خودم ، از پی اینان که می بینی کسانی بسوی ما می آیند که تاب مقابله آنها نداریم .
امام فرمود : " من کسی نیستم که جنگ آغاز کنم ." 19
• در همان ابتدای صبح عاشورا ، مسلم بن عوسجه نزد امام آمد و گفت : بگذار او ( شمر ) را با تير بزنم ، او فاسقى از دشمنان خداست و خدا اين گونه فرصت پيش آورده است .
امام فرمود : " تير نينداز ؛ دوست ندارم كه آغاز گر جنگ باشم ." 20
13- 🍁 نهایت تلاش امام برای جلوگیری از جنگ و نجات همراهان خود
وقتی که امام در ورودی کوفه ، متوجه بحرانی شدن اوضاع و عدم امکان برخورداری از حمایت کوفیان شدند ، حداکثر تلاش خود را برای خروج از معرکه و رفتن به جایی امن و نجات جان خود و همراهان نمودند که از جمله آنها 5 مرحله درخواست بازگشت ( 2 مرحله درخواست از حر ، 2 مرحله درخواست از عمرسعد تا قبل از عاشورا و یک مرحله دیگر درخواست در روز عاشورا ) بود که با عبارات مشابه زیر بیان فرمودند :
" اي مردم ! اگر دعوت شما از من از روي اكراه بوده است رهایم کنید به سوي محل اَمن خويش باز مي گردم . " 21
زيرنويسها : 👎👎
18- قال الْحُسَيْنُ لِفِتْيَانِهِ: اسْقُوا الْقَوْمَ وَ ارْوُوهُمْ مِنَ الْمَاءِ وَ رَشِّفُوا الْخَيْلَ تَرْشِيفًا،] فَقَامَ فِتْيَانُهُ فَرَشَّفُوا الْخَيْلَ تَرْشِيفًا، فَقَامَ فِتْيَةٌ وَسَقَوُا الْقَوْمَ مِنَ الْمَاءِ حَتَّى أَرْوَوْهُمْ، وَأَقْبَلُوا يَمْلَئُونَ الْقِصَاعَ وَالأَتْوَارَ وَالطِّسَاسَ مِنَ الْمَاءِ ثُمَّ يُدْنُونَهَا مِنَ الْفَرَسِ، فَإِذَا عَبَّ فِيهِ ثَلاثًا أَوْ أَرْبَعًا أَوْ خَمْسًا عُزِلَتْ عَنْهُ، وَسَقَوْا آخَرَ حَتَّى سَقَوُا الْخَيْلَ كُلَّهَا.- الطبری ج 5 ص 401 (ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2989)
19- فَقَالَ لَهُ زهير بن القين: يا بن رَسُول اللَّهِ، إن قتال هَؤُلاءِ أهون من قتال من يأتينا من بعدهم، فلعمري ليأتينا من بعد من ترى مَا لا قبل لنا بِهِ، [فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْن: مَا كنت لأبدأهم بالقتال،] الطبری ج 5 ص 409 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3001 )
20- فَقَالَ له مسلم بن عوسجة: يا بن رَسُول اللَّهِ، جعلت فداك! أَلا أرميه بسهم! فإنه قَدْ أمكنني، وليس يسقط مني سهم، فالفاسق من أعظم الجبارين، فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْن: لا ترمه، فإني أكره أن أبدأهم الطبری ج 5 ص 424 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3022 )
21- ایّها الناس اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض - الطبری ج 5 ص 425 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3025 )
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/630
11- 🍁 أب دادن به حتی اسبان حر در مواجهه با او
وقتی امام با سپاه 1000 نفری حرّ بن يزيد رياحي در ورودی کوفه مواجه شدند ، چون هنگام ظهر بود و هوا به شدت گرم بود ، امام آنها را ديد که از شدّت تشنگي بخاطر طي مسيري دراز ، در حال تلف شدن هستند ، در یک عمل اخلاقی زیبا ، به يارانش دستور داد تا ضمن آب دادن به آنها ، حتي به اسبانشان نيز آب بدهند . ياران امام به آن لشکر آب دادند و سپس به طرف اسبانشان رفتند و ظرفها و طشتها را پر از آب کردند و هرگاه سه يا چهار يا پنج بار آب مي دادند ، اسب را کنار مي زدند و ديگري را آب مي دادند تا اينکه همه ي اسبان را آب نوشاندند . 18
12- 🍁 اعتقاد به عدم پیش دستی در جنگ
• در روز دوم محرم که سپاه امام اجبارا در کربلا اردو می زنند ، زهیر بن قین به امام عرض می کند که : ای پسر پیامبرخدا ، جنگ با اینان ، آسانتر از جنگ کسانی است که پس از این به مقابله می آیند ، به جان خودم ، از پی اینان که می بینی کسانی بسوی ما می آیند که تاب مقابله آنها نداریم .
امام فرمود : " من کسی نیستم که جنگ آغاز کنم ." 19
• در همان ابتدای صبح عاشورا ، مسلم بن عوسجه نزد امام آمد و گفت : بگذار او ( شمر ) را با تير بزنم ، او فاسقى از دشمنان خداست و خدا اين گونه فرصت پيش آورده است .
امام فرمود : " تير نينداز ؛ دوست ندارم كه آغاز گر جنگ باشم ." 20
13- 🍁 نهایت تلاش امام برای جلوگیری از جنگ و نجات همراهان خود
وقتی که امام در ورودی کوفه ، متوجه بحرانی شدن اوضاع و عدم امکان برخورداری از حمایت کوفیان شدند ، حداکثر تلاش خود را برای خروج از معرکه و رفتن به جایی امن و نجات جان خود و همراهان نمودند که از جمله آنها 5 مرحله درخواست بازگشت ( 2 مرحله درخواست از حر ، 2 مرحله درخواست از عمرسعد تا قبل از عاشورا و یک مرحله دیگر درخواست در روز عاشورا ) بود که با عبارات مشابه زیر بیان فرمودند :
" اي مردم ! اگر دعوت شما از من از روي اكراه بوده است رهایم کنید به سوي محل اَمن خويش باز مي گردم . " 21
زيرنويسها : 👎👎
18- قال الْحُسَيْنُ لِفِتْيَانِهِ: اسْقُوا الْقَوْمَ وَ ارْوُوهُمْ مِنَ الْمَاءِ وَ رَشِّفُوا الْخَيْلَ تَرْشِيفًا،] فَقَامَ فِتْيَانُهُ فَرَشَّفُوا الْخَيْلَ تَرْشِيفًا، فَقَامَ فِتْيَةٌ وَسَقَوُا الْقَوْمَ مِنَ الْمَاءِ حَتَّى أَرْوَوْهُمْ، وَأَقْبَلُوا يَمْلَئُونَ الْقِصَاعَ وَالأَتْوَارَ وَالطِّسَاسَ مِنَ الْمَاءِ ثُمَّ يُدْنُونَهَا مِنَ الْفَرَسِ، فَإِذَا عَبَّ فِيهِ ثَلاثًا أَوْ أَرْبَعًا أَوْ خَمْسًا عُزِلَتْ عَنْهُ، وَسَقَوْا آخَرَ حَتَّى سَقَوُا الْخَيْلَ كُلَّهَا.- الطبری ج 5 ص 401 (ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2989)
19- فَقَالَ لَهُ زهير بن القين: يا بن رَسُول اللَّهِ، إن قتال هَؤُلاءِ أهون من قتال من يأتينا من بعدهم، فلعمري ليأتينا من بعد من ترى مَا لا قبل لنا بِهِ، [فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْن: مَا كنت لأبدأهم بالقتال،] الطبری ج 5 ص 409 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3001 )
20- فَقَالَ له مسلم بن عوسجة: يا بن رَسُول اللَّهِ، جعلت فداك! أَلا أرميه بسهم! فإنه قَدْ أمكنني، وليس يسقط مني سهم، فالفاسق من أعظم الجبارين، فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْن: لا ترمه، فإني أكره أن أبدأهم الطبری ج 5 ص 424 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3022 )
21- ایّها الناس اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض - الطبری ج 5 ص 425 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3025 )
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/630
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
❤3
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 5
14- 🍁 درخواست مذاکره با عمرسعد جهت جلوگیری از جنگ
امام ، وقتی با دستورهای مکرر ابن زیاد مبنی بر بستن آب و سخت کردن شرایط مواجه می شوند و احتمال وقوع جنگ را بیش از پیش احساس میکنند ، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از آن انجام داده بگونه ایکه در روز هشتم محرم ، به درخواست امام ، چند بار جلسه محرمانه بین او و عمرسعد برگزار و نهایتا با پیشنهاداتی که امام ، برای ترک مخاصمه می کنند ، ابن سعد نامه ای به ابن زیاد نوشته و با خوشحالی تمام و امید به خاتمه خوش غایله ، به او اعلام میکند :
" خداوند متعال ، آتش جنگ ما را خاموش کرد . زیرا حسین ، هم اینک حاضر است :
از همان جایی که آمده است ، برگردد ؛
و یا به سوی یکی از مرزهای کشور برود و بسان سایر مسلمانان زندگی کند . نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چیزی در میان نباشد ؛
و یا به جانب شام نزد یزید رفته دستش را در دست او گذاشته و اختلافش را با وی حل و فصل کند .
ای عبیدالله ، این پیشامد ، هم می تواند موجب خرسندی تو و هم موجب اصلاح امت باشد ". 22
15- 🍁 فداکاری امام و آزاد گذاشتن یاران و خانواده برای نجات خود
در شب عاشورا ، وقتی که امام مطمین می شود که دشمن راهی برای جلوگیری از جنگ نگذاشته و احتمال جنگ نابرابر در فردای آن بشدت بالاست و تبعا کشته شدن همه جنگاوران امام قابل پیش بینی است ، بیعت خود را از آنها برداشته و می فرمایند :
" .. بدانيد كه میدانم فردا روزمان با این دشمنان چه خواهد شد .
بدانید که من اجازه تان میدهم با رضایت من همگیتان بروید که حقی بر شما ندارم ، اينك كه شب فرا رسيده و پرده خود را بر شما افكنده است ، از تاريكى آن سود جوييد و آنرا وسیله رفتن خود کنید ، هر يك از شما دست در دست يكى از مردان من گذارده ، به شهر و ديار خودتان روى آوريد و پراكنده شويد تا آنگاه كه خداوند گشايشى عنايت كند .
زيرا اين مردم تنها مرا مى خواهند و هنگامى كه بر من دست يافتند، از تعقيب ديگران دست بر مى دارند . " 23
16- 🍁 قدردانی از یاران و خانواده همراه خود
امام چون استقامت و وفاداری یاران و خانواده خود را می بینند که در این حدود 6 ماهه با او در همه شرایط سخت و طاقت فرسا و حتی مرگ آفرین ، همراه بودند و حاضر به جان فشانی در راه و هدف مقدس ایشان هستند ، خاضعانه از همه آنها در شب عاشورا ، با کلمات زیبای زیر تشکر و قدردانی می فرمایند :
" من نه يارانى باوفاتر از ياران خود مى شناسم ، و نه اهل بيتى پاكتر و باصفاتر و خون گرمتر از اهل بيت خود. پس خداوند همگى شما را از من پاداش خير دهاد ." 24
زيرنويسها : 👎👎
22- أما بعد: فإن الله قد أطفأ النائرة وجمع الكلمة وأصلح أمر الأمة، هذا حسين قد أعطاني أن يرجع إلى المكان الذي أتى منه أو أن يسير إلى ثغر من الثغور فيكون رجلا من المسلمين، له ما لهم وعليه ما عليهم، أو أن يأتي أمير المؤمنين يزيد فيضع يده في يده، فيرى فيما بينه وبينه رأيه، وفي هذا [لكم] رضى و للأمة صلاح – الارشاد ج 2 ص 87 ، الطبری ج 5 ص 389
تذكر: اينكه امام همه موارد فوق را مطرح كرده باشند ، جاي بحث دارد كه هدف اين مقاله نيست ، بلكه بحث بر سر تلاشهاي امام براي جلوگيري از جنگ است .
23- أَلا و إني أظن يومنا من هَؤُلاءِ الأعداء غدا، أَلا و إني قَدْ رأيت لكم فانطلقوا جميعا فِي حل، ليس عَلَيْكُمْ مني ذمام، هَذَا ليل قَدْ غشيكم، فاتخذوه جملا ... ثُمَّ ليأخذ كل رجل منكم بيد رجل من اهل بيتى، تفرقوا فِي سوادكم ومدائنكم حَتَّى يفرج اللَّه، فإن القوم إنما يطلبوني، ولو قَدْ أصابوني لهوا عن طلب غيري . الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 )
24- أَمَّا بَعْدُ، فإني لا أعلم أَصْحَابا أولى وَلا خيرا من أَصْحَابي، وَلا أهل بيت أبر وَلا أوصل من أهل بيتي، فجزاكم اللَّه عني جميعا خيرا . - الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 )
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/631
14- 🍁 درخواست مذاکره با عمرسعد جهت جلوگیری از جنگ
امام ، وقتی با دستورهای مکرر ابن زیاد مبنی بر بستن آب و سخت کردن شرایط مواجه می شوند و احتمال وقوع جنگ را بیش از پیش احساس میکنند ، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از آن انجام داده بگونه ایکه در روز هشتم محرم ، به درخواست امام ، چند بار جلسه محرمانه بین او و عمرسعد برگزار و نهایتا با پیشنهاداتی که امام ، برای ترک مخاصمه می کنند ، ابن سعد نامه ای به ابن زیاد نوشته و با خوشحالی تمام و امید به خاتمه خوش غایله ، به او اعلام میکند :
" خداوند متعال ، آتش جنگ ما را خاموش کرد . زیرا حسین ، هم اینک حاضر است :
از همان جایی که آمده است ، برگردد ؛
و یا به سوی یکی از مرزهای کشور برود و بسان سایر مسلمانان زندگی کند . نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چیزی در میان نباشد ؛
و یا به جانب شام نزد یزید رفته دستش را در دست او گذاشته و اختلافش را با وی حل و فصل کند .
ای عبیدالله ، این پیشامد ، هم می تواند موجب خرسندی تو و هم موجب اصلاح امت باشد ". 22
15- 🍁 فداکاری امام و آزاد گذاشتن یاران و خانواده برای نجات خود
در شب عاشورا ، وقتی که امام مطمین می شود که دشمن راهی برای جلوگیری از جنگ نگذاشته و احتمال جنگ نابرابر در فردای آن بشدت بالاست و تبعا کشته شدن همه جنگاوران امام قابل پیش بینی است ، بیعت خود را از آنها برداشته و می فرمایند :
" .. بدانيد كه میدانم فردا روزمان با این دشمنان چه خواهد شد .
بدانید که من اجازه تان میدهم با رضایت من همگیتان بروید که حقی بر شما ندارم ، اينك كه شب فرا رسيده و پرده خود را بر شما افكنده است ، از تاريكى آن سود جوييد و آنرا وسیله رفتن خود کنید ، هر يك از شما دست در دست يكى از مردان من گذارده ، به شهر و ديار خودتان روى آوريد و پراكنده شويد تا آنگاه كه خداوند گشايشى عنايت كند .
زيرا اين مردم تنها مرا مى خواهند و هنگامى كه بر من دست يافتند، از تعقيب ديگران دست بر مى دارند . " 23
16- 🍁 قدردانی از یاران و خانواده همراه خود
امام چون استقامت و وفاداری یاران و خانواده خود را می بینند که در این حدود 6 ماهه با او در همه شرایط سخت و طاقت فرسا و حتی مرگ آفرین ، همراه بودند و حاضر به جان فشانی در راه و هدف مقدس ایشان هستند ، خاضعانه از همه آنها در شب عاشورا ، با کلمات زیبای زیر تشکر و قدردانی می فرمایند :
" من نه يارانى باوفاتر از ياران خود مى شناسم ، و نه اهل بيتى پاكتر و باصفاتر و خون گرمتر از اهل بيت خود. پس خداوند همگى شما را از من پاداش خير دهاد ." 24
زيرنويسها : 👎👎
22- أما بعد: فإن الله قد أطفأ النائرة وجمع الكلمة وأصلح أمر الأمة، هذا حسين قد أعطاني أن يرجع إلى المكان الذي أتى منه أو أن يسير إلى ثغر من الثغور فيكون رجلا من المسلمين، له ما لهم وعليه ما عليهم، أو أن يأتي أمير المؤمنين يزيد فيضع يده في يده، فيرى فيما بينه وبينه رأيه، وفي هذا [لكم] رضى و للأمة صلاح – الارشاد ج 2 ص 87 ، الطبری ج 5 ص 389
تذكر: اينكه امام همه موارد فوق را مطرح كرده باشند ، جاي بحث دارد كه هدف اين مقاله نيست ، بلكه بحث بر سر تلاشهاي امام براي جلوگيري از جنگ است .
23- أَلا و إني أظن يومنا من هَؤُلاءِ الأعداء غدا، أَلا و إني قَدْ رأيت لكم فانطلقوا جميعا فِي حل، ليس عَلَيْكُمْ مني ذمام، هَذَا ليل قَدْ غشيكم، فاتخذوه جملا ... ثُمَّ ليأخذ كل رجل منكم بيد رجل من اهل بيتى، تفرقوا فِي سوادكم ومدائنكم حَتَّى يفرج اللَّه، فإن القوم إنما يطلبوني، ولو قَدْ أصابوني لهوا عن طلب غيري . الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 )
24- أَمَّا بَعْدُ، فإني لا أعلم أَصْحَابا أولى وَلا خيرا من أَصْحَابي، وَلا أهل بيت أبر وَلا أوصل من أهل بيتي، فجزاكم اللَّه عني جميعا خيرا . - الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 )
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/631
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍3
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 6
17- 🍁 ارتباط بی وقفه عاشقانه با معبود
هدف اصلی امام در نهضت کربلا اصلاح اندیشه دینی مردم و خالص کردن نگرش معنوی آنها بود و خود ایشان الگوی تمام عیار معنویت و سیر و سلوک عرفانی بودند . اما در این سلوک عارفانه و مشی طریقت عاشقانه ، هرگز از انجام عبادات شریعت غافل نشدند ، بگونه ای که در تمام لحظات حرکت ایشان ، دعا و نیایش و نماز اول وقت حتی در بارش مرگ و شهادت روز عاشورا ، موج می زند .
• از نمونه های بارز آن ، نماز اول وقت در هنگام برخورد با حر است . 25
• و دیگر آنکه ، وقتی امام روز تاسوعا متوجه قصد حمله ابن سعد می شوند ، شب را از آنها مهلت می گیرند ، تا آخرین لحظات را به فرصتی برای نجوای عاشقانه با معشوق بدل نمایند :
" (برادرم عباس ) پیش ابن سعد برو و اگر می توانی آنها را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و ما امشب را با خدای خود راز و نیاز کنیم . خدا می داند که من نماز کردن و قرآن خواندن و دعای بسیار و استغفار را همیشه دوست داشته ام . " 26
و پس از آنکه مهلت یافت ، او و یاران تا صبح به نیایش و نجوا با معشوقی که فردا با او هم حجله خواهند شد پرداختند . 27
• و از آن زیباتر ، نماز ظهر عاشوراست که در آن شرایطی که مرگ سایه اش را بر همه کسان امام پهن کرده بود ، ولیکن امام با شنیدن ندای اذان ، بسوی خدایش نماز خوف می گذارد و در کنار رقص و عشق بازی میان خون و شمشیر ، آخرین زمزمه های عابدانه خود را نیز بجای می آورد :
" و امام به ابوثمامه که ظهر را یادآور شده بود فرمودند: نماز را بیاد آوردی ، خدایت جزو نمازگزاران و ذکرگویانت بدارد ، بله الان وقت نماز است . " 28
" و آنگاه نماز خوف خواندند و .... " 29
18- 🍁 دعوت خواهر به حفظ آرامش و پایین نیاوردن ارزش خود
امام سجاد نقل می کنند که :
پس از آنکه پدرم شب عاشورا همه سخنان لازم را با یاران و خانواده بعمل آورد ، در گوشه ای به نجوا با خدای خود نشست و شعری خواند که من و عمه ام زینب ، از آن بوی بلا استشمام کردیم . من جلوی اشکم را گرفتم ولی عمه ام بخاطر رقت زنانه اش نتوانست خود را کنترل کند و سراسیمه با سر برهنه پیش او رفت و با بیتابی ناله زد که : ای کاش پیش از این مرده بودم ، برادرم به انتظار کشته شدنی ؟
پدرم در حالیکه چشمانش پر از اشک بود گفت :" اگر مرغ قطا را رها کنند خواهد خوابید . "
و اینجا بود که عمه ام به سر و صورت خود زد و گریبان چاک کرد و بیهوش بر زمین افتاد .
پدرم آبی به رویش پاشید و پس از دلداری او گفت : " خواهرکم قسمت می دهم و قسم مرا رعایت کن که بر من گریبان ندری و چهره نخراشی و وای نگویی و مرگ نخواهی . "
و سپس او را به خیمه پیش من آورد و رفت . 30
زيرنويسها : 👎👎
25- الطبری ج 5 ص 401 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982 )
26- قَالَ: ارجع إِلَيْهِم، فإن استطعت أن تؤخرهم إِلَى غدوة وتدفعهم عند العشية لعلنا نصلي لربنا الليلة وندعوه ونستغفره، فهو يعلم أني قَدْ كنت أحب الصَّلاة لَهُ وتلاوة كتابه وكثرة الدعاء والاستغفار! الطبری ج 5 ص 417 (ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982)
27- فلما أمسى حُسَيْن وأَصْحَابه قاموا الليل كله يصلون ويستغفرون، ويدعون ويتضرعون - الطبری ج 5 ص 421 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3018)
28- قالَ: ذكرت الصَّلاة،جعلك اللَّه من المصلين الذاكرين! نعم،هَذَا أول وقتها -الطبری ج 5 ص439 (ج7 ترجمه الکترونیکی ص 3042)
29- فصلى الحسين بأصحابه صلاة الخوف – الارشاد ج2 ص 105
30- عن على ابن الْحُسَيْن بن علي قَالَ: إني جالس فِي تِلَكَ العشية ... و عمتي زينب عندي تمرضني، ... و أبي يقول : يَا دهر أف لك من خليل ... وكل حي سالك السبيل
... فعرفت مَا أراد، ... فرددت دمعي ..فأما عمتي ..، وَ هِيَ امرأة، و في النساء الرقة و الجزع، فلم تملك نفسها أن و ثبت تجر ثوبها، و انها لحاسره حتى انتهت اليه، فقالت: وا ثكلاه! . ...: فنظر إِلَيْهَا الْحُسَيْن ع فَقَالَ : يَا أخية، لا يذهبن حلمك الشَّيْطَان، قالت: .. استقتلت نفسي فداك ، فرد غصته، و ترقرقت عيناه، وَ قَالَ: لو ترك القطا ليلا لنام، قالت: يا ويلتى...و لطمت وجهها ، و أهوت إِلَى جيبها و شقته، و خرت مغشيا عَلَيْهَا ، فقام إِلَيْهَا الْحُسَيْن فصب عَلَى وجهها الماء، [وَقَالَ لها: يَا أخية، ... قَالَ: فعزاها بهذا و نحوه، وَ قَالَ لها: يَا أخية، إني أقسم عَلَيْك فأبري قسمي، لا تشقي علي جيبا، وَلا تخمشي علي وجها، وَ لا تدعي علي بالويل والثبور إذا أنا هلكت،] قَالَ: ثُمَّ جَاءَ بِهَا حَتَّى أجلسها عندي، وخرج إِلَى أَصْحَابه . - الطبری ج 5 ص 420 ( ترجمه الکترونیکی ج 7 ص 3017)
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/634
17- 🍁 ارتباط بی وقفه عاشقانه با معبود
هدف اصلی امام در نهضت کربلا اصلاح اندیشه دینی مردم و خالص کردن نگرش معنوی آنها بود و خود ایشان الگوی تمام عیار معنویت و سیر و سلوک عرفانی بودند . اما در این سلوک عارفانه و مشی طریقت عاشقانه ، هرگز از انجام عبادات شریعت غافل نشدند ، بگونه ای که در تمام لحظات حرکت ایشان ، دعا و نیایش و نماز اول وقت حتی در بارش مرگ و شهادت روز عاشورا ، موج می زند .
• از نمونه های بارز آن ، نماز اول وقت در هنگام برخورد با حر است . 25
• و دیگر آنکه ، وقتی امام روز تاسوعا متوجه قصد حمله ابن سعد می شوند ، شب را از آنها مهلت می گیرند ، تا آخرین لحظات را به فرصتی برای نجوای عاشقانه با معشوق بدل نمایند :
" (برادرم عباس ) پیش ابن سعد برو و اگر می توانی آنها را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و ما امشب را با خدای خود راز و نیاز کنیم . خدا می داند که من نماز کردن و قرآن خواندن و دعای بسیار و استغفار را همیشه دوست داشته ام . " 26
و پس از آنکه مهلت یافت ، او و یاران تا صبح به نیایش و نجوا با معشوقی که فردا با او هم حجله خواهند شد پرداختند . 27
• و از آن زیباتر ، نماز ظهر عاشوراست که در آن شرایطی که مرگ سایه اش را بر همه کسان امام پهن کرده بود ، ولیکن امام با شنیدن ندای اذان ، بسوی خدایش نماز خوف می گذارد و در کنار رقص و عشق بازی میان خون و شمشیر ، آخرین زمزمه های عابدانه خود را نیز بجای می آورد :
" و امام به ابوثمامه که ظهر را یادآور شده بود فرمودند: نماز را بیاد آوردی ، خدایت جزو نمازگزاران و ذکرگویانت بدارد ، بله الان وقت نماز است . " 28
" و آنگاه نماز خوف خواندند و .... " 29
18- 🍁 دعوت خواهر به حفظ آرامش و پایین نیاوردن ارزش خود
امام سجاد نقل می کنند که :
پس از آنکه پدرم شب عاشورا همه سخنان لازم را با یاران و خانواده بعمل آورد ، در گوشه ای به نجوا با خدای خود نشست و شعری خواند که من و عمه ام زینب ، از آن بوی بلا استشمام کردیم . من جلوی اشکم را گرفتم ولی عمه ام بخاطر رقت زنانه اش نتوانست خود را کنترل کند و سراسیمه با سر برهنه پیش او رفت و با بیتابی ناله زد که : ای کاش پیش از این مرده بودم ، برادرم به انتظار کشته شدنی ؟
پدرم در حالیکه چشمانش پر از اشک بود گفت :" اگر مرغ قطا را رها کنند خواهد خوابید . "
و اینجا بود که عمه ام به سر و صورت خود زد و گریبان چاک کرد و بیهوش بر زمین افتاد .
پدرم آبی به رویش پاشید و پس از دلداری او گفت : " خواهرکم قسمت می دهم و قسم مرا رعایت کن که بر من گریبان ندری و چهره نخراشی و وای نگویی و مرگ نخواهی . "
و سپس او را به خیمه پیش من آورد و رفت . 30
زيرنويسها : 👎👎
25- الطبری ج 5 ص 401 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982 )
26- قَالَ: ارجع إِلَيْهِم، فإن استطعت أن تؤخرهم إِلَى غدوة وتدفعهم عند العشية لعلنا نصلي لربنا الليلة وندعوه ونستغفره، فهو يعلم أني قَدْ كنت أحب الصَّلاة لَهُ وتلاوة كتابه وكثرة الدعاء والاستغفار! الطبری ج 5 ص 417 (ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982)
27- فلما أمسى حُسَيْن وأَصْحَابه قاموا الليل كله يصلون ويستغفرون، ويدعون ويتضرعون - الطبری ج 5 ص 421 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3018)
28- قالَ: ذكرت الصَّلاة،جعلك اللَّه من المصلين الذاكرين! نعم،هَذَا أول وقتها -الطبری ج 5 ص439 (ج7 ترجمه الکترونیکی ص 3042)
29- فصلى الحسين بأصحابه صلاة الخوف – الارشاد ج2 ص 105
30- عن على ابن الْحُسَيْن بن علي قَالَ: إني جالس فِي تِلَكَ العشية ... و عمتي زينب عندي تمرضني، ... و أبي يقول : يَا دهر أف لك من خليل ... وكل حي سالك السبيل
... فعرفت مَا أراد، ... فرددت دمعي ..فأما عمتي ..، وَ هِيَ امرأة، و في النساء الرقة و الجزع، فلم تملك نفسها أن و ثبت تجر ثوبها، و انها لحاسره حتى انتهت اليه، فقالت: وا ثكلاه! . ...: فنظر إِلَيْهَا الْحُسَيْن ع فَقَالَ : يَا أخية، لا يذهبن حلمك الشَّيْطَان، قالت: .. استقتلت نفسي فداك ، فرد غصته، و ترقرقت عيناه، وَ قَالَ: لو ترك القطا ليلا لنام، قالت: يا ويلتى...و لطمت وجهها ، و أهوت إِلَى جيبها و شقته، و خرت مغشيا عَلَيْهَا ، فقام إِلَيْهَا الْحُسَيْن فصب عَلَى وجهها الماء، [وَقَالَ لها: يَا أخية، ... قَالَ: فعزاها بهذا و نحوه، وَ قَالَ لها: يَا أخية، إني أقسم عَلَيْك فأبري قسمي، لا تشقي علي جيبا، وَلا تخمشي علي وجها، وَ لا تدعي علي بالويل والثبور إذا أنا هلكت،] قَالَ: ثُمَّ جَاءَ بِهَا حَتَّى أجلسها عندي، وخرج إِلَى أَصْحَابه . - الطبری ج 5 ص 420 ( ترجمه الکترونیکی ج 7 ص 3017)
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/634
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 7
19-🍁 زيباترين جلوه هاي صبر و ادب در لحظه هاي حتي پر از مرگ
• حضرت زينب(س) ، به سبب سرشت اخلاقي ايماني خود و سفارش برادرش امام(ع) در مقام صبر و رضا ، در هيچ مرحله اي از عاشورا و بعد از آن نه به فريادي متوسل شدند و نه سخن سبكي كه حاكي از ضعف و حقارت باشد مي كنند .
يكي از زيباترين نمونه هاي آن ، لحظه مشاهده در خون غلتاندن برادرش امام است كه در حالي كه شمر و سربازان آنها ، امام را دوره كرده تا آخرين ضربه ها را وارد كرده و سر از بدنش جدا كنند ، بسوي او رفته و عمر سعد را نه به توهين و يا نفرين ، كه با لحني حاكي از نهايت تحقير اوست خطاب مي كند :
" اى عمر ! ابوعبدالله کشته می شود و تو نگاه مىکنى؟ "
و اينجاست كه عمر سعد را چنان در هم مي شكند كه از شرم ، اشكهايش بر گونه و ريشهايش سرازير مي شود و اولين فردي مي شود كه بر اين همه خباثت ، مي گريد . 31
• وقتي كه ياران امام به ملكوت پيوسته و او يكه و تنها به رزم شجاعانه خود ادامه مي دادند ، هر از چند گاهي بازگشتي بسوي خيمه ها مي كردند و آخرين حمايتهاي خود را از آنها به عمل مي آوردند .
در يكي از اين بازگشتها در حالي كه كنار خيمه اي مي نشينند تا لحظه اي آرام گيرند و خانواده را در آغوش گرفته به صبر بخوانند ، كودكش عبدالله ( علي اصغر ) را روي زانوي او نشان ده در آغوش مي گيرد .
در اين حالست كه تيري به او پرتاب و بر گلويش مي نشيند .
امام دست خود را زير گلوي كودك گرفته و خون را بر زمين ريخته و بي هيچگونه سخني حاكي از ضعف ، چنين دعا مي كنند :
"خداوندا ! اگر فيروزي آسمان را از ما گرفته اي ، چنان كن كه به سبب خير باشد و انتقام ما را از اين ستمگران بگير . " 32
• با اتمام جنگ و شهادت امام و همه ياران همراه ، حمله به خيمه ها آغاز شد . دريكي از اين يورشها ، شمر و سربازانش به سوي خيمه امام سجاد(ع) كه در آن زمان هم نوجواني بيش نبودند و هم بيمار ، تاختند و شمر فرياد كرد: " چرا اين را نكشيم ؟ "
حميد بن مسلم كه از كاتبان وقايع در لشگر عمر سعد بود ، فرياد كرد : " سبحان الله ، كودكان را هم مي كشيم ؟ اين كودك است ".
و چنان ايستادگي كرد تا رييس او ، عمر سعد رسيد و سربازان را از ادامه جناياتشان در حمله به خيمه ها باز داشت ، هر چند ربوده شده ها را كسي باز نگرداند .
در اينجا بود كه امام(ع) بدون هيچگونه بغض و كينه اي ، حميد بن مسلم را دعا مي كنند كه :
" پاداش خير يابي ، خداي به گفتار تو شري از من دور كرد . " 33
زيرنويسها : 👎👎
31- قال: فو الله إنه لكذلك إذ خرجت زينب ابنة فاطمة أخته، وكأني أنظر إِلَى قرطها يجول بين أذنيها وعاتقها وَهِيَ تقول: ليت السماء تطابقت عَلَى الأرض! وَقَدْ دنا عُمَر بن سَعْد من حُسَيْن، فَقَالَتْ: يَا عُمَر بن سَعْدٍ، أيقتل أَبُو عَبْد اللَّهِ وأنت تنظر إِلَيْهِ! قَالَ: فكأني أنظر إِلَى دموع عمر وَهِيَ تسيل عَلَى خديه ولحيته، قَالَ: وصرف بوجهه عنها. - الطبری ، ج 5 ص 452 ( ترجمه ج7 الكترونيكي ص 3060 )
32- قَالَ: أتي الْحُسَيْن بصبي لَهُ، فهو فِي حجره، إذ رماه أحدكم يَا بني أسد بسهم فذبحه، فتلقى الْحُسَيْن دمه، فلما ملأ كفيه صبه فِي الأرض ثُمَّ قَالَ: رب إن تك حبست عنا النصر من السماء فاجعل ذَلِكَ لما هُوَ خير، و انتقم لنا من هَؤُلاءِ الظالمين، الطبری ج 5 ص 446 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3055 ) - الارشاد ج2 ص 108
33- قالَ، انتهيت إِلَى عَلِيّ بن الْحُسَيْن بن علي الأصغر وَ هُوَ منبسط عَلَى فراش لَهُ ، وَ هُوَ مريض، وإذا شمر بن ذي الجوشن فِي رجالة مَعَهُ يقولون: أَلا نقتل هَذَا؟ قَالَ: فقلت: سبحان اللَّه! أنقتل الصبيان! إنما هَذَا صبي، قَالَ: فما زال ذَلِكَ دأبي أدفع عنه كل من جَاءَ حَتَّى جَاءَ عُمَر بن سَعْد، فَقَالَ:
أَلا لا يدخلن بيت هَؤُلاءِ النسوة أحد، وَ لا يعرضن لهذا الغلام المريض، ومن أخذ من متاعهم شَيْئًا فليرده عليهم قال: فو الله مَا رد أحد شَيْئًا، قَالَ: [فَقَالَ عَلِيّ بن الحسين: جزيت من رجل خيرا! فو الله لقد دفع اللَّه عني بمقالتك شرا - الطبری ، ج 5 ص 454 ( ترجمه ج7 الكترونيكي ص 3062 ) – تذكر : حميد بن مسلم بعدا يكي از راويان كربلاشد .
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/635
19-🍁 زيباترين جلوه هاي صبر و ادب در لحظه هاي حتي پر از مرگ
• حضرت زينب(س) ، به سبب سرشت اخلاقي ايماني خود و سفارش برادرش امام(ع) در مقام صبر و رضا ، در هيچ مرحله اي از عاشورا و بعد از آن نه به فريادي متوسل شدند و نه سخن سبكي كه حاكي از ضعف و حقارت باشد مي كنند .
يكي از زيباترين نمونه هاي آن ، لحظه مشاهده در خون غلتاندن برادرش امام است كه در حالي كه شمر و سربازان آنها ، امام را دوره كرده تا آخرين ضربه ها را وارد كرده و سر از بدنش جدا كنند ، بسوي او رفته و عمر سعد را نه به توهين و يا نفرين ، كه با لحني حاكي از نهايت تحقير اوست خطاب مي كند :
" اى عمر ! ابوعبدالله کشته می شود و تو نگاه مىکنى؟ "
و اينجاست كه عمر سعد را چنان در هم مي شكند كه از شرم ، اشكهايش بر گونه و ريشهايش سرازير مي شود و اولين فردي مي شود كه بر اين همه خباثت ، مي گريد . 31
• وقتي كه ياران امام به ملكوت پيوسته و او يكه و تنها به رزم شجاعانه خود ادامه مي دادند ، هر از چند گاهي بازگشتي بسوي خيمه ها مي كردند و آخرين حمايتهاي خود را از آنها به عمل مي آوردند .
در يكي از اين بازگشتها در حالي كه كنار خيمه اي مي نشينند تا لحظه اي آرام گيرند و خانواده را در آغوش گرفته به صبر بخوانند ، كودكش عبدالله ( علي اصغر ) را روي زانوي او نشان ده در آغوش مي گيرد .
در اين حالست كه تيري به او پرتاب و بر گلويش مي نشيند .
امام دست خود را زير گلوي كودك گرفته و خون را بر زمين ريخته و بي هيچگونه سخني حاكي از ضعف ، چنين دعا مي كنند :
"خداوندا ! اگر فيروزي آسمان را از ما گرفته اي ، چنان كن كه به سبب خير باشد و انتقام ما را از اين ستمگران بگير . " 32
• با اتمام جنگ و شهادت امام و همه ياران همراه ، حمله به خيمه ها آغاز شد . دريكي از اين يورشها ، شمر و سربازانش به سوي خيمه امام سجاد(ع) كه در آن زمان هم نوجواني بيش نبودند و هم بيمار ، تاختند و شمر فرياد كرد: " چرا اين را نكشيم ؟ "
حميد بن مسلم كه از كاتبان وقايع در لشگر عمر سعد بود ، فرياد كرد : " سبحان الله ، كودكان را هم مي كشيم ؟ اين كودك است ".
و چنان ايستادگي كرد تا رييس او ، عمر سعد رسيد و سربازان را از ادامه جناياتشان در حمله به خيمه ها باز داشت ، هر چند ربوده شده ها را كسي باز نگرداند .
در اينجا بود كه امام(ع) بدون هيچگونه بغض و كينه اي ، حميد بن مسلم را دعا مي كنند كه :
" پاداش خير يابي ، خداي به گفتار تو شري از من دور كرد . " 33
زيرنويسها : 👎👎
31- قال: فو الله إنه لكذلك إذ خرجت زينب ابنة فاطمة أخته، وكأني أنظر إِلَى قرطها يجول بين أذنيها وعاتقها وَهِيَ تقول: ليت السماء تطابقت عَلَى الأرض! وَقَدْ دنا عُمَر بن سَعْد من حُسَيْن، فَقَالَتْ: يَا عُمَر بن سَعْدٍ، أيقتل أَبُو عَبْد اللَّهِ وأنت تنظر إِلَيْهِ! قَالَ: فكأني أنظر إِلَى دموع عمر وَهِيَ تسيل عَلَى خديه ولحيته، قَالَ: وصرف بوجهه عنها. - الطبری ، ج 5 ص 452 ( ترجمه ج7 الكترونيكي ص 3060 )
32- قَالَ: أتي الْحُسَيْن بصبي لَهُ، فهو فِي حجره، إذ رماه أحدكم يَا بني أسد بسهم فذبحه، فتلقى الْحُسَيْن دمه، فلما ملأ كفيه صبه فِي الأرض ثُمَّ قَالَ: رب إن تك حبست عنا النصر من السماء فاجعل ذَلِكَ لما هُوَ خير، و انتقم لنا من هَؤُلاءِ الظالمين، الطبری ج 5 ص 446 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3055 ) - الارشاد ج2 ص 108
33- قالَ، انتهيت إِلَى عَلِيّ بن الْحُسَيْن بن علي الأصغر وَ هُوَ منبسط عَلَى فراش لَهُ ، وَ هُوَ مريض، وإذا شمر بن ذي الجوشن فِي رجالة مَعَهُ يقولون: أَلا نقتل هَذَا؟ قَالَ: فقلت: سبحان اللَّه! أنقتل الصبيان! إنما هَذَا صبي، قَالَ: فما زال ذَلِكَ دأبي أدفع عنه كل من جَاءَ حَتَّى جَاءَ عُمَر بن سَعْد، فَقَالَ:
أَلا لا يدخلن بيت هَؤُلاءِ النسوة أحد، وَ لا يعرضن لهذا الغلام المريض، ومن أخذ من متاعهم شَيْئًا فليرده عليهم قال: فو الله مَا رد أحد شَيْئًا، قَالَ: [فَقَالَ عَلِيّ بن الحسين: جزيت من رجل خيرا! فو الله لقد دفع اللَّه عني بمقالتك شرا - الطبری ، ج 5 ص 454 ( ترجمه ج7 الكترونيكي ص 3062 ) – تذكر : حميد بن مسلم بعدا يكي از راويان كربلاشد .
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/635
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عزیزم میلاد جانم:
وقتی که رفتی، هستی برای تو چون کهکشان نور شد؛
اما برای ما، همچون رعدی بود که صیحه اش تن که قلبمان را به لرزه درآورد.
وقتی که رفتی، زمان و مکان از زیر بالهای پروازت گم شدند و تو در ابدیت ساکن شدی،
اما ما هنوز برای رسیدن به آن لحظه اوج، چه صبوریها که نباید بکنیم.
وقتی که رفتی، هستی تو را چنان در آغوش گرفت که گویی به موطن رسیده ای،
اما ما هنوز در غریبستان دنیا، چقدر راه و فرصت برای طلوعمان مانده، نمی دانیم.
و تو اما اگر از این سرزمین غربت، غروب کردی، لیک در حضورستان عشق خداوندی، چنان طلوع کردی که هر دو نرد عشق شادمانه زدید،
باشد که ما نیز آنگونه زندگی کنیم که سزاوار آن طلوع در حضورستان عشق الهی، دل به دیدارها تازه کنیم.
دایی دلشکسته ات محمد - 5 /5/1402 مصادف با چهلم پروازت
https://t.me/beshnofekrkon/2447
وقتی که رفتی، هستی برای تو چون کهکشان نور شد؛
اما برای ما، همچون رعدی بود که صیحه اش تن که قلبمان را به لرزه درآورد.
وقتی که رفتی، زمان و مکان از زیر بالهای پروازت گم شدند و تو در ابدیت ساکن شدی،
اما ما هنوز برای رسیدن به آن لحظه اوج، چه صبوریها که نباید بکنیم.
وقتی که رفتی، هستی تو را چنان در آغوش گرفت که گویی به موطن رسیده ای،
اما ما هنوز در غریبستان دنیا، چقدر راه و فرصت برای طلوعمان مانده، نمی دانیم.
و تو اما اگر از این سرزمین غربت، غروب کردی، لیک در حضورستان عشق خداوندی، چنان طلوع کردی که هر دو نرد عشق شادمانه زدید،
باشد که ما نیز آنگونه زندگی کنیم که سزاوار آن طلوع در حضورستان عشق الهی، دل به دیدارها تازه کنیم.
دایی دلشکسته ات محمد - 5 /5/1402 مصادف با چهلم پروازت
https://t.me/beshnofekrkon/2447
❤5🕊1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 8
20- 🍁 اجازه رفتن به یاران در عاشورا حتی در نهایت تنهایی
یکی از یاران امام بنام ضحاك بن عبدالله مشرقى همدانی ، در شب عاشورا به امام می گوید :
من قرض دارم و نان خور دارم ؛ اما اگر اجازه دهی که وقتی دیدم جنگاوری نمانده بروم ؛ و چندان که برای شما سودمند باشد و موجب دفاع از شما شود می جنگم .
امام به ایشان اجازه دادند .
او تا روز عاشورا در كنار امام ماند ، اما به محض مشاهده شهادت اکثر یاران امام و حتمی شدن غلبه دشمن ، جنگی کرده و سپس اجازه دیشب امام ، برای رفتنش را به امام یادآور شد .
امام فرمود : " اگر می توانی بروی ، اجازه داری . او نیز حضرت را ترك و از صحنه پيكار خارج شد و بعدا یکی از راویان کربلا گشت ." 34
21- 🍁مقدم داشتن فرزندان خود جهت حضور در میدان
در روز عاشورا ، یاران امام ، پیش دستی کرده و اجازه حضور او و خانواده اش را در میدان جنگ ندادند تا همگی شهید شدند ، آنگاه بود که نوبت به اعضای فامیل خود امام رسید ؛ که امام(ع) ، در اولین گام ، به درخواست فرزند عزیز خود علی اکبر ، او را به میدان فرستادند و پس از آن بود که دیگر اعضای خانواده به میدان رفتند و به شهادت رسیدند . 35
22- 🍁حفاظت از حریم خانواده حتی در آخرین لحظات
امام پس از کشته شدن اصحاب و یاران و تنها شدن ، براى رفع تشنگى و تجدید قوا ، صف دشمن را شکافت و خود را به آب فرات رساند . همین که با اسب در شریعه قرار گرفت و دست به سوى آب دراز کرد، یکى از لشکریان عمر سعد به دروغ فریاد زد :
اى حسین ، آیا از نوشیدن آب بهرهمند شده و لذت مىبرى ، در حالى که اهل بیت تو مورد تعرّض واقع شدهاند؟! حضرت آب را از دست ریخت و بر قوم حمله کرد ، صف آنان را درید و خود را به خیمه رسانید ، دید خیمهها سالم است و مورد هجوم واقع نشده است. 36
زيرنويسها : 👎👎
34- الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 ) و الطبری ج 5 ص 444 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3050 )
35- ولم يزل يتقدم رجل رجل من أصحابه فيقتل ، حتى لم يبق مع الحسين عليه السلام إلا أهل بيته خاصة. فتقدم ابنه علي بن الحسين عليه السلام .. الطبری ج 5 ص 446 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3055 ) - الارشاد ج2 ص 106
36- یا اباعبداللَّه! تتلذّذ بشرب الماء و قد هتکت حرمک؟! فنفض الماء من یده و حمل على القوم فکشفهم فاذا الخیمه سالمه - مناقب آل ابىطالب، ج3، ص254
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/636
20- 🍁 اجازه رفتن به یاران در عاشورا حتی در نهایت تنهایی
یکی از یاران امام بنام ضحاك بن عبدالله مشرقى همدانی ، در شب عاشورا به امام می گوید :
من قرض دارم و نان خور دارم ؛ اما اگر اجازه دهی که وقتی دیدم جنگاوری نمانده بروم ؛ و چندان که برای شما سودمند باشد و موجب دفاع از شما شود می جنگم .
امام به ایشان اجازه دادند .
او تا روز عاشورا در كنار امام ماند ، اما به محض مشاهده شهادت اکثر یاران امام و حتمی شدن غلبه دشمن ، جنگی کرده و سپس اجازه دیشب امام ، برای رفتنش را به امام یادآور شد .
امام فرمود : " اگر می توانی بروی ، اجازه داری . او نیز حضرت را ترك و از صحنه پيكار خارج شد و بعدا یکی از راویان کربلا گشت ." 34
21- 🍁مقدم داشتن فرزندان خود جهت حضور در میدان
در روز عاشورا ، یاران امام ، پیش دستی کرده و اجازه حضور او و خانواده اش را در میدان جنگ ندادند تا همگی شهید شدند ، آنگاه بود که نوبت به اعضای فامیل خود امام رسید ؛ که امام(ع) ، در اولین گام ، به درخواست فرزند عزیز خود علی اکبر ، او را به میدان فرستادند و پس از آن بود که دیگر اعضای خانواده به میدان رفتند و به شهادت رسیدند . 35
22- 🍁حفاظت از حریم خانواده حتی در آخرین لحظات
امام پس از کشته شدن اصحاب و یاران و تنها شدن ، براى رفع تشنگى و تجدید قوا ، صف دشمن را شکافت و خود را به آب فرات رساند . همین که با اسب در شریعه قرار گرفت و دست به سوى آب دراز کرد، یکى از لشکریان عمر سعد به دروغ فریاد زد :
اى حسین ، آیا از نوشیدن آب بهرهمند شده و لذت مىبرى ، در حالى که اهل بیت تو مورد تعرّض واقع شدهاند؟! حضرت آب را از دست ریخت و بر قوم حمله کرد ، صف آنان را درید و خود را به خیمه رسانید ، دید خیمهها سالم است و مورد هجوم واقع نشده است. 36
زيرنويسها : 👎👎
34- الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 ) و الطبری ج 5 ص 444 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3050 )
35- ولم يزل يتقدم رجل رجل من أصحابه فيقتل ، حتى لم يبق مع الحسين عليه السلام إلا أهل بيته خاصة. فتقدم ابنه علي بن الحسين عليه السلام .. الطبری ج 5 ص 446 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3055 ) - الارشاد ج2 ص 106
36- یا اباعبداللَّه! تتلذّذ بشرب الماء و قد هتکت حرمک؟! فنفض الماء من یده و حمل على القوم فکشفهم فاذا الخیمه سالمه - مناقب آل ابىطالب، ج3، ص254
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/636
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍4❤1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 9
23- 🍁 پذیرش شهادت و زیر بار ذلت نرفتن
امام ، در روز عاشورا همه روشهای ممکن را برای جلوگیری از جنگ بکار گرفتند ، چه آگاه کردن سربازان از دلیل آمدنش و چه درخواست بازگشت به منطقه ای امن ؛ ولی وقتی متوجه شدند که ابن زیاد به چیزی جز کشتن او و یا اسارت ذلیلانه همچون بردگان و سپس کشتن او ( همانند مسلم ) رضایت نمی دهد ، جنگیدن تا آخرین قطره خون را انتخاب کردند و با کلمات آتشین و عاشقانه زیر اعلام کردند که ، زندگی چند روزه دنیا زیر بار ذلت و ظلم ، به جاودانگی در محفل الهی نمی ارزد :
• " آگاه باشيد كه اين فرزند زاده فرزند فرزند زاده ، مرا مخيّر گذاشته است بين انتخاب مرگ با ذلت و خواري ، و حال آنكه او هرگز به خواسته اش درباره من نخواهد رسيد و هرگز خواري و ذلت را بر نخواهم گزيد ... " 37
• " نه بخدا مانند ذلیلان تسلیم نمی شوم و مانند بردگان گردن نمی نهم ... من مرگ همراه خدا را به جاوید بودن با شما خوشتر دارم . " 38
24- 🍁 اعلام اينكه هر زندگی ای ، ارزش زیستن ندارد
يكي از آموزه های اخلاقی امام ، اعلام این اصل زیبای انسانی بود که در سیر کمالی بسوی خدا ، چند صباح بودن در دنیا ، آنگاه ارزش دارد که با اخلاقی زیستن ، هر لحظه زندگیش گامی به محفل انس الهی ، نزدیکتر شود و الا مرگ و رهایی از ننگ و ذلت ، بهترین گزینه انسانی است ، و این نکته در سخنان متعدد امام در مسیر کوفه تا شهادت ، از برجستگی خاصی برخوردار است که غیر از سخنان بند 23 ، سخنان زیر نیز آموزش شیوه اخلاقی زیستن است :
• " همانا که زندگی با ظالمان جز درد و رنج نیست و اینگاه است که مرگ ،شهادت و حضور در محفل انس الهی خواهد بود."39
• " مرگ بهتر از پذيرفتن ننگ است و پذيرفتن ننگ بهتر از قبول آتش" . 40
25- 🍁 حتی در لحظه مرگ نیز فریادگر اخلاق آزادگی بودند
امام در آخرین لحظات عمر خود ، وقتی که مواجه با حمله دشمن به خیمه و خانواده اش می شود، فریاد برمی آورد:
" وای بر شما ! اگر دین ندارید و از روز معاد نمی ترسید ، در کار دنیاتان چونان آزادگان و جوانمردان باشید." 41
و گویی فریادشان بلند است که : اگر به اخلاق دینی در دفاع از مظلوم و بی پناه ، پایبند نیستید ، به اخلاق آزادگی ، جوانمرد باشید .
و امام حتی در آن شرایط مرگ و شهادت خود ، نه در مقام اهانت به کسی است ، که آخرین تلاشهایش را در تربیت اخلاقی حتی دشمنان بکار گرفته و سخن از آزادگی و اخلاق و منش انسانی می کند و این نه به استناد به دین شناسنامه اي كسي است که آنها نیز به آن مدعی اند و معتقد به صحت عملکرد دینی خود .
زيرنويسها : 👎👎
37- " اَلا و انّ الدّعي ابن الدّعي قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة. " - مقتل خوارزمي، ج 2، ص 7،
( تذكر : عبارت «الدعی ابن الدعی» در بعضی از کتب روایی بدون سند و در بعضی با سند مجهول به امام نسبت داده شده است )
38- لا وَ اللَّهِ لا أعطيهم بيدي إعطاء الذليل، وَ لا أقر إقرار العبيد عباد اللَّه، إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ .. فو الله للموت مَعَهُ أحب إلي من الخلد معكم 0الطبری ج 5 ص 425 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3025 )
39- فإني لا أَرَى الموت إلا شهادة ، وَ لا الحياة مع الظالمين إلا برما – سخن امام در مسیر کربلا - الطبری ج 5 ص 404 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2994 )
40- اَلْمَوْتُ اَوْلى مِنْ رُكُوبِ الْعارِ وَ الْعارُ اَوْلى مِنْ دُخُول ِالنّار – سخن امام قبل از شهادت - مقتل عوالم و مثيرالاحزان
41- فَقَالَ الْحُسَيْن: ويلكم! إن لَمْ يَكُنْ لكم دين، وكنتم لا تخافون يوم المعاد، فكونوا فِي أمر دُنْيَاكُمْ أحرارا ذوي أحساب ، امنعوا رحلي و أهلي من طغامكم و جهالكم - الطبری ج 5 ص 450 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3058 )
توجه : آدرس طبري عربي ، فايل موجود در كتابخانه نرم افزاري shamela بوده و آدرس فارسي ، فايل پي دي اف ترجمه ابوالقاسم پاينده است .
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
23- 🍁 پذیرش شهادت و زیر بار ذلت نرفتن
امام ، در روز عاشورا همه روشهای ممکن را برای جلوگیری از جنگ بکار گرفتند ، چه آگاه کردن سربازان از دلیل آمدنش و چه درخواست بازگشت به منطقه ای امن ؛ ولی وقتی متوجه شدند که ابن زیاد به چیزی جز کشتن او و یا اسارت ذلیلانه همچون بردگان و سپس کشتن او ( همانند مسلم ) رضایت نمی دهد ، جنگیدن تا آخرین قطره خون را انتخاب کردند و با کلمات آتشین و عاشقانه زیر اعلام کردند که ، زندگی چند روزه دنیا زیر بار ذلت و ظلم ، به جاودانگی در محفل الهی نمی ارزد :
• " آگاه باشيد كه اين فرزند زاده فرزند فرزند زاده ، مرا مخيّر گذاشته است بين انتخاب مرگ با ذلت و خواري ، و حال آنكه او هرگز به خواسته اش درباره من نخواهد رسيد و هرگز خواري و ذلت را بر نخواهم گزيد ... " 37
• " نه بخدا مانند ذلیلان تسلیم نمی شوم و مانند بردگان گردن نمی نهم ... من مرگ همراه خدا را به جاوید بودن با شما خوشتر دارم . " 38
24- 🍁 اعلام اينكه هر زندگی ای ، ارزش زیستن ندارد
يكي از آموزه های اخلاقی امام ، اعلام این اصل زیبای انسانی بود که در سیر کمالی بسوی خدا ، چند صباح بودن در دنیا ، آنگاه ارزش دارد که با اخلاقی زیستن ، هر لحظه زندگیش گامی به محفل انس الهی ، نزدیکتر شود و الا مرگ و رهایی از ننگ و ذلت ، بهترین گزینه انسانی است ، و این نکته در سخنان متعدد امام در مسیر کوفه تا شهادت ، از برجستگی خاصی برخوردار است که غیر از سخنان بند 23 ، سخنان زیر نیز آموزش شیوه اخلاقی زیستن است :
• " همانا که زندگی با ظالمان جز درد و رنج نیست و اینگاه است که مرگ ،شهادت و حضور در محفل انس الهی خواهد بود."39
• " مرگ بهتر از پذيرفتن ننگ است و پذيرفتن ننگ بهتر از قبول آتش" . 40
25- 🍁 حتی در لحظه مرگ نیز فریادگر اخلاق آزادگی بودند
امام در آخرین لحظات عمر خود ، وقتی که مواجه با حمله دشمن به خیمه و خانواده اش می شود، فریاد برمی آورد:
" وای بر شما ! اگر دین ندارید و از روز معاد نمی ترسید ، در کار دنیاتان چونان آزادگان و جوانمردان باشید." 41
و گویی فریادشان بلند است که : اگر به اخلاق دینی در دفاع از مظلوم و بی پناه ، پایبند نیستید ، به اخلاق آزادگی ، جوانمرد باشید .
و امام حتی در آن شرایط مرگ و شهادت خود ، نه در مقام اهانت به کسی است ، که آخرین تلاشهایش را در تربیت اخلاقی حتی دشمنان بکار گرفته و سخن از آزادگی و اخلاق و منش انسانی می کند و این نه به استناد به دین شناسنامه اي كسي است که آنها نیز به آن مدعی اند و معتقد به صحت عملکرد دینی خود .
زيرنويسها : 👎👎
37- " اَلا و انّ الدّعي ابن الدّعي قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة. " - مقتل خوارزمي، ج 2، ص 7،
( تذكر : عبارت «الدعی ابن الدعی» در بعضی از کتب روایی بدون سند و در بعضی با سند مجهول به امام نسبت داده شده است )
38- لا وَ اللَّهِ لا أعطيهم بيدي إعطاء الذليل، وَ لا أقر إقرار العبيد عباد اللَّه، إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ .. فو الله للموت مَعَهُ أحب إلي من الخلد معكم 0الطبری ج 5 ص 425 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3025 )
39- فإني لا أَرَى الموت إلا شهادة ، وَ لا الحياة مع الظالمين إلا برما – سخن امام در مسیر کربلا - الطبری ج 5 ص 404 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2994 )
40- اَلْمَوْتُ اَوْلى مِنْ رُكُوبِ الْعارِ وَ الْعارُ اَوْلى مِنْ دُخُول ِالنّار – سخن امام قبل از شهادت - مقتل عوالم و مثيرالاحزان
41- فَقَالَ الْحُسَيْن: ويلكم! إن لَمْ يَكُنْ لكم دين، وكنتم لا تخافون يوم المعاد، فكونوا فِي أمر دُنْيَاكُمْ أحرارا ذوي أحساب ، امنعوا رحلي و أهلي من طغامكم و جهالكم - الطبری ج 5 ص 450 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3058 )
توجه : آدرس طبري عربي ، فايل موجود در كتابخانه نرم افزاري shamela بوده و آدرس فارسي ، فايل پي دي اف ترجمه ابوالقاسم پاينده است .
تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرزاد صفوی قهرمان پاراکاراته کشورمان، نشان داد که #انسان بودن، مرز و مقام و مذهب و نژاد نمی شناسد.
متاسفانه، #سیاست است که ۴ فاکتور فوق را بهانه جدایی افراد بشر و #مرزبندی آنها کرده، تا بتواند چند روزه ای #شهوت قدرت طلبی معدودی را ارضا نماید..
https://t.me/beshnofekrkon
متاسفانه، #سیاست است که ۴ فاکتور فوق را بهانه جدایی افراد بشر و #مرزبندی آنها کرده، تا بتواند چند روزه ای #شهوت قدرت طلبی معدودی را ارضا نماید..
https://t.me/beshnofekrkon
👍6👏6🤩1
گامهای #زندگی، قدمهای رو به #مرگند.
من با مرگ، مرگ پدر آغاز کردم و در زندگی چه بسیار مرگهایی که لمس کردم و خود نیز بارها تا کناره آن مماس شده ام.
و همین بوده که با همه وجودم حس کرده ام که #مرگ انگار تنها و قطعی ترین موجودی است که سایه وار بر تمام تار و پود زندگی چنگ انداخته و با ما می آید...
هر لحظه که به سنمان اضافه می شود، بهتر آنست که بگوییم لحظه ای از عمرمان کم شده است:
در حقیقت، گامهای زندگی، قدمهای رو به مرگند..
و ما اینجا چه می کنیم و قرارمان به کجاست، نمی دانم...
اما آیه انا لله و انا الیه راجعون به من میگوید:
#تولد، نقطه آغاز سیر ما در یک #مسیر دایره وار بسمت مقصدی است که مجددا به همان نقطه آغاز ختم می شود،
و تنها #تفاوت، نه در آغاز و انتهای راه،
که در کیفیت برخورداری ما از مسیر و میزان #فعلیت بخشی به پتانسیل بی نهایتی از #خداگونگی است که در نقطه آغاز در روح ما فرو ریختند،( و نفخت فیه من روحی – ص 72)،
و در انتها نیز به همان میزان فعلیت است که #جایگاهی از نور و حضور می دهند، (وادخلی جنتی راضیه مرضیه- فجر 30).
و خدا نکند #فریفته سرابهای راه شویم که جایی در آن حضور و نور نخواهیم یافت.( و الذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الظمان ماء حتی اذا جاءه لم یجده شییا و وجد الله عنده فوفاه حسابه و الله سریع الحساب- نور 39)
محمد صالحی – 1/5/1402
https://t.me/beshnofekrkon/2459
من با مرگ، مرگ پدر آغاز کردم و در زندگی چه بسیار مرگهایی که لمس کردم و خود نیز بارها تا کناره آن مماس شده ام.
و همین بوده که با همه وجودم حس کرده ام که #مرگ انگار تنها و قطعی ترین موجودی است که سایه وار بر تمام تار و پود زندگی چنگ انداخته و با ما می آید...
هر لحظه که به سنمان اضافه می شود، بهتر آنست که بگوییم لحظه ای از عمرمان کم شده است:
در حقیقت، گامهای زندگی، قدمهای رو به مرگند..
و ما اینجا چه می کنیم و قرارمان به کجاست، نمی دانم...
اما آیه انا لله و انا الیه راجعون به من میگوید:
#تولد، نقطه آغاز سیر ما در یک #مسیر دایره وار بسمت مقصدی است که مجددا به همان نقطه آغاز ختم می شود،
و تنها #تفاوت، نه در آغاز و انتهای راه،
که در کیفیت برخورداری ما از مسیر و میزان #فعلیت بخشی به پتانسیل بی نهایتی از #خداگونگی است که در نقطه آغاز در روح ما فرو ریختند،( و نفخت فیه من روحی – ص 72)،
و در انتها نیز به همان میزان فعلیت است که #جایگاهی از نور و حضور می دهند، (وادخلی جنتی راضیه مرضیه- فجر 30).
و خدا نکند #فریفته سرابهای راه شویم که جایی در آن حضور و نور نخواهیم یافت.( و الذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الظمان ماء حتی اذا جاءه لم یجده شییا و وجد الله عنده فوفاه حسابه و الله سریع الحساب- نور 39)
محمد صالحی – 1/5/1402
https://t.me/beshnofekrkon/2459
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
و #مرگ ، تنها يك #كليد ، براي باز كردن درب ورود به #جهان_جاودانه_آخرت است - 1
#روح_انسان پرتوي از روح خداونديست ( و نفخت فيه من روحي – حجر 29 ) ؛
كه #جاودانگي در قامت خداوند را با خود حمل مي كند . ( انا لله و انا اليه راجعون – بقره 156 )
وقتي كه #نطفه…
#روح_انسان پرتوي از روح خداونديست ( و نفخت فيه من روحي – حجر 29 ) ؛
كه #جاودانگي در قامت خداوند را با خود حمل مي كند . ( انا لله و انا اليه راجعون – بقره 156 )
وقتي كه #نطفه…
👍3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدگاه آیه اله حیدری در مورد خمس کسب و کار
آنچه که ما گفتیم در قرآن دلیلی مبنی بر خمس نیست، منظورمان آن موارد چهارگانه نبود، بلکه منظورمان خمس ارباح مکاسب بود و آنچه در روایات آمده که پیامبر(صلی الله علیه وآله) به فقرا خمس میدادند، از کدام خمس بود؟ خمس غنایم دارالحرب بود و نه خمس ارباح مکاسب.
تا آنکه به دوره امام کاظم و امام رضا(علیهماالسلام) رسیدیم و تا آن زمان نه پیامبر و نه دیگر امامان، خمس ارباح مکاسب نگرفتند.
سیستم گرفتن خمس ارباح مکاسب، به شکل رسمیاز دوره امام رضا و امام جواد(علیهماالسلام) شروع شد، بهخصوص در دوره امام جواد(علیه السلام).
این نظر من است که این گونه از خمس ریشهی قرآنی ندارد، چرا که مبنای من این است که هر حکم شرعی باید ریشهی قرآنی داشته باشد و اگر ریشهای در قرآن کریم نداشته باشد، قبول نمینمایم.
https://telegram.me/foghaha
https://t.me/beshnofekrkon/633
آنچه که ما گفتیم در قرآن دلیلی مبنی بر خمس نیست، منظورمان آن موارد چهارگانه نبود، بلکه منظورمان خمس ارباح مکاسب بود و آنچه در روایات آمده که پیامبر(صلی الله علیه وآله) به فقرا خمس میدادند، از کدام خمس بود؟ خمس غنایم دارالحرب بود و نه خمس ارباح مکاسب.
تا آنکه به دوره امام کاظم و امام رضا(علیهماالسلام) رسیدیم و تا آن زمان نه پیامبر و نه دیگر امامان، خمس ارباح مکاسب نگرفتند.
سیستم گرفتن خمس ارباح مکاسب، به شکل رسمیاز دوره امام رضا و امام جواد(علیهماالسلام) شروع شد، بهخصوص در دوره امام جواد(علیه السلام).
این نظر من است که این گونه از خمس ریشهی قرآنی ندارد، چرا که مبنای من این است که هر حکم شرعی باید ریشهی قرآنی داشته باشد و اگر ریشهای در قرآن کریم نداشته باشد، قبول نمینمایم.
https://telegram.me/foghaha
https://t.me/beshnofekrkon/633
👍9👎3👏1😁1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
#دین متولی امور #آخرتی است نه #دنیایی
#دلیل وجود #احکام در متون وحیانی ، #رفع_اختلاف بین مردم بوده ، نه جعل و #وضع آن قوانین و #احکام
دکتر محمد کاظم #شاکر ، استاد دانشگاه و دانش آموخته حوزه و دانشگاه
#مدت : حدود ۱۰ دقیقه
#باشگاه اندیشه ، تهران
#بهمن ۹۷
😍 #متون_دینی دو بخش دارند :
1⃣بخشی مربوط به #حل و فصل #اختلافات دنیوی مردم
2⃣بخشی مربوط به #آخرت
👈بخش #اول ، آن موضوعاتی است که توسط #عقل بشری قابل دریافت ، فهم و مدیریت است ؛
که اگر #مردم در اعصار پیامبران متعدد ، در آن امور #اختلاف نمی کردند ، خداوند #نیازی به ارسال وحی در آنها نمی دیدند .
کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین ... لیحکم بین الناس فیما اختلفوا - ۲۱۳ بقره
🔥بطور مثال احکام #خمس و زکات و کفارات و .. برای #دستگیری از فقرا و #اداره جامعه نازل شده ،
که اگر #سازمانهای متولی این امور ( مانند تامین اجتماعی ) وظایف اصلی خود را در جهت #رفاه نسبی مردم ایفا کنند ،
و وقتی #منابع متعددی نیز برای #اداره جامعه وجود داشته باشد و #حکومت در جای درست خود آنها را بکار گیرد ،
دیگر #احکام فوق #کارکرد خاصی ( مثلا پاداش آخرتی ) نداشته که نیاز به #اجرا داشته باشند .
🌷اما در موضوعات #دوم ، چون #عقل بشری کمتر به آنها اشراف دارد ، پس #وحی بر آنها #تمرکز خاص داشته و #حوزه واقعی اوست .
#تلخیص : محمد صالحی
اصل سخنرانی 👇
https://t.me/sokhanranihaa/18958
☄ @beshnofekrkon
#دلیل وجود #احکام در متون وحیانی ، #رفع_اختلاف بین مردم بوده ، نه جعل و #وضع آن قوانین و #احکام
دکتر محمد کاظم #شاکر ، استاد دانشگاه و دانش آموخته حوزه و دانشگاه
#مدت : حدود ۱۰ دقیقه
#باشگاه اندیشه ، تهران
#بهمن ۹۷
😍 #متون_دینی دو بخش دارند :
1⃣بخشی مربوط به #حل و فصل #اختلافات دنیوی مردم
2⃣بخشی مربوط به #آخرت
👈بخش #اول ، آن موضوعاتی است که توسط #عقل بشری قابل دریافت ، فهم و مدیریت است ؛
که اگر #مردم در اعصار پیامبران متعدد ، در آن امور #اختلاف نمی کردند ، خداوند #نیازی به ارسال وحی در آنها نمی دیدند .
کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین ... لیحکم بین الناس فیما اختلفوا - ۲۱۳ بقره
🔥بطور مثال احکام #خمس و زکات و کفارات و .. برای #دستگیری از فقرا و #اداره جامعه نازل شده ،
که اگر #سازمانهای متولی این امور ( مانند تامین اجتماعی ) وظایف اصلی خود را در جهت #رفاه نسبی مردم ایفا کنند ،
و وقتی #منابع متعددی نیز برای #اداره جامعه وجود داشته باشد و #حکومت در جای درست خود آنها را بکار گیرد ،
دیگر #احکام فوق #کارکرد خاصی ( مثلا پاداش آخرتی ) نداشته که نیاز به #اجرا داشته باشند .
🌷اما در موضوعات #دوم ، چون #عقل بشری کمتر به آنها اشراف دارد ، پس #وحی بر آنها #تمرکز خاص داشته و #حوزه واقعی اوست .
#تلخیص : محمد صالحی
اصل سخنرانی 👇
https://t.me/sokhanranihaa/18958
☄ @beshnofekrkon
❤3👍3👎3
🚫بررسی روایت « يا أحمد، لو لاك لما خلقت الأفلاك، و لو لا عليّ لما خلقتك، و لو لا فاطمة لما خلقتكما»
💠یکی از دوستان در رابطه صحت و سقم حدیث مذکور که به حدیث «لو لاك لما خلقت الأفلاك» معروف است سوال کرده.
خداوند در این حدیث به پیامبر میفرماید، «ای احمد، اگر تو نبودی آسمانها را نمیآفریدم و اگر علی نبود تو را نمیآفریدم، و اگر فاطمه نبود شما دو تن را نمیآفریدم.»
این روایت به اندازهای تکرار شده که بسیار مشهور شده و شهره آفاق گشته و تقریباً همه آن را شنیدهاند و عالم و غیر عالم به آن استناد میکنند.
اما این روایت دارای #دو_مشکل اساسی است،
#اول اینکه این روایت در هیچ کتابی از کتب شیعه و مخالفینشیعه نقل نشده و تنها علامه میرجهانی این روایت را از کتابی به نام «كشفاللَآلى» در کتاب خود «جنةالعاصمه» نقل کرده است.
کتاب «كشفاللَآلى» تا به حال توسط هیچ کسی دیده نشده و ظاهراً تنها کسی که این کتاب را دیده همین آقای میرجهانی است.
نکته بعدی اینکه اساساً کتاب «كشفاللَآلى»
جزو کتب مفقوده نبوده و در اصل وجود این کتاب تردید وجود دارد، چراکه حتّی نام این کتاب در لیست هیچ یک از منابع کتابشناسی وجود ندارد.
مولف ادّعایی این کتاب شخصی به نام «صالح بن عرندس حلی» است که هیچ کتابی به او نسبت داده نشده است.
از سوی دیگر حتی همین آقای «صالح بن عرندس حلی» نیز از قدما نبوده و در قرن نهم میزیسته.
در نتیجه حتی اگر کتاب مذکور وجود داشت و «ابن عرندس» هم روایت مذکور را در آن نقل کرده بود، باز هم مشکل حل نبود، چراکه از زمان صدور روایت تا زمان مولف کتاب حدود ۸۰۰ سال فاصله وجود دارد و نقل این روایت بدون واسطه توسط «صالح بن عرندس» غیر ممکن است.
امّا #مشکل_دوم به محتوای روایت برمیگردد، و دلالت روایت مخالف با اجماع علمای اسلام است.
هدف کسانی که به این روایت استناد میکنند، اثبات فضیلتی بینظیر برای حضرت زهرا سلاماللهعلیها میباشد، امّا غافل از این بودند که روایت ادّعایی در مقام اثبات فضیلت حضرت زهرا سلاماللهعلیها نیست، بلکه در مقام اثبات برتری و افضلیت ایشان نسبت به پیامبر و امیرمومنان علیهمالسّلام است، و این مسئله مخالف اجماع همه مسلمانان بوده و بطلان آن مشخص است.
اما توجیهاتی که برخی از معاصرین نسبت به این روایت دارند، از سنخ تاویلات برخی از غالیان و اهل تصوف بوده و خلاف ظاهر روایت است.
بدیهی است که اگر وجود پیامبر و امیرمومنان علیهماالسّلام متوقف بر وجود حضرت زهرا سلاماللهعلیه باشد (و نه بالعکس) افضلیت حضرت زهرا علیهاالسّلام نسبت به پیامبر و امیرمومنان قطعی خواهد بود، و این در سیاق کلی روایت کاملا مشخص است. چرا که وقتی فقط وجود آسمانها متوقف بر وجود پیامبر صلّیاللهعلیهوآله باشد، این به معنای برتری و شرافت پیامبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم فقط نسبت به افلاک است و وجود مبارکشان نیز متوقف در وجود حضرت علی و حضرت زهرا است، در صورتی که مقام و منزلت پیامبر از تمام معصومین علیهمالسلام حتی امیرمومنان و حضرت زهرا علیهماالسلام برتر و بالاتر است.
در نتیجه #جعلی و ساختگی بودن این روایت کاملا مشخص است.
والسلام
✍س.ح.افضلی
🌹با ما همراه باشید
https://t.me/velayategharib
https://t.me/beshnofekrkon
💠یکی از دوستان در رابطه صحت و سقم حدیث مذکور که به حدیث «لو لاك لما خلقت الأفلاك» معروف است سوال کرده.
خداوند در این حدیث به پیامبر میفرماید، «ای احمد، اگر تو نبودی آسمانها را نمیآفریدم و اگر علی نبود تو را نمیآفریدم، و اگر فاطمه نبود شما دو تن را نمیآفریدم.»
این روایت به اندازهای تکرار شده که بسیار مشهور شده و شهره آفاق گشته و تقریباً همه آن را شنیدهاند و عالم و غیر عالم به آن استناد میکنند.
اما این روایت دارای #دو_مشکل اساسی است،
#اول اینکه این روایت در هیچ کتابی از کتب شیعه و مخالفینشیعه نقل نشده و تنها علامه میرجهانی این روایت را از کتابی به نام «كشفاللَآلى» در کتاب خود «جنةالعاصمه» نقل کرده است.
کتاب «كشفاللَآلى» تا به حال توسط هیچ کسی دیده نشده و ظاهراً تنها کسی که این کتاب را دیده همین آقای میرجهانی است.
نکته بعدی اینکه اساساً کتاب «كشفاللَآلى»
جزو کتب مفقوده نبوده و در اصل وجود این کتاب تردید وجود دارد، چراکه حتّی نام این کتاب در لیست هیچ یک از منابع کتابشناسی وجود ندارد.
مولف ادّعایی این کتاب شخصی به نام «صالح بن عرندس حلی» است که هیچ کتابی به او نسبت داده نشده است.
از سوی دیگر حتی همین آقای «صالح بن عرندس حلی» نیز از قدما نبوده و در قرن نهم میزیسته.
در نتیجه حتی اگر کتاب مذکور وجود داشت و «ابن عرندس» هم روایت مذکور را در آن نقل کرده بود، باز هم مشکل حل نبود، چراکه از زمان صدور روایت تا زمان مولف کتاب حدود ۸۰۰ سال فاصله وجود دارد و نقل این روایت بدون واسطه توسط «صالح بن عرندس» غیر ممکن است.
امّا #مشکل_دوم به محتوای روایت برمیگردد، و دلالت روایت مخالف با اجماع علمای اسلام است.
هدف کسانی که به این روایت استناد میکنند، اثبات فضیلتی بینظیر برای حضرت زهرا سلاماللهعلیها میباشد، امّا غافل از این بودند که روایت ادّعایی در مقام اثبات فضیلت حضرت زهرا سلاماللهعلیها نیست، بلکه در مقام اثبات برتری و افضلیت ایشان نسبت به پیامبر و امیرمومنان علیهمالسّلام است، و این مسئله مخالف اجماع همه مسلمانان بوده و بطلان آن مشخص است.
اما توجیهاتی که برخی از معاصرین نسبت به این روایت دارند، از سنخ تاویلات برخی از غالیان و اهل تصوف بوده و خلاف ظاهر روایت است.
بدیهی است که اگر وجود پیامبر و امیرمومنان علیهماالسّلام متوقف بر وجود حضرت زهرا سلاماللهعلیه باشد (و نه بالعکس) افضلیت حضرت زهرا علیهاالسّلام نسبت به پیامبر و امیرمومنان قطعی خواهد بود، و این در سیاق کلی روایت کاملا مشخص است. چرا که وقتی فقط وجود آسمانها متوقف بر وجود پیامبر صلّیاللهعلیهوآله باشد، این به معنای برتری و شرافت پیامبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم فقط نسبت به افلاک است و وجود مبارکشان نیز متوقف در وجود حضرت علی و حضرت زهرا است، در صورتی که مقام و منزلت پیامبر از تمام معصومین علیهمالسلام حتی امیرمومنان و حضرت زهرا علیهماالسلام برتر و بالاتر است.
در نتیجه #جعلی و ساختگی بودن این روایت کاملا مشخص است.
والسلام
✍س.ح.افضلی
🌹با ما همراه باشید
https://t.me/velayategharib
https://t.me/beshnofekrkon
Telegram
(ولایت قریب)
از خرافه بیزار و حقیقت اسلام را جستجوگریم، بر همان میثاق اول پایبند و تنها به ثقلین تمسک میکنیم، ولایت تنها برازنده پیامبر و ائمهمعصوم علیهمالسلام است، پس ما مخالف ولایتغیرمعصومیم و در انتظار ولایتقریب، و باور داریم «جاءَ الحَقُّ و زَهَقَ الباطِلُ» را
👍7❤1🔥1
🚫آیا حضرت #زهرا سلاماللهعلیها، #حجت خداوند است بر دیگر أئمهاطهار علیهمالسلام؟
💠پس از بررسی حدیث معروف به «لو لاک ما خلقت الأفلاک» و نتیجهگیری جعلی بودن آن، یکی از همراهان ارجمند در پیامی سوال فرمودند که [پس تکلیف حدیث «نحن حجج الله على خلقه، و جدّتنا فاطمة حجة الله علينا» چه میشود؟]
در پاسخ به این پرسش باید گفت این روایت متأسفانه از جمله روایاتی است که چیزی نمانده شهرت آن از حدیث شریف غدیر نیز فزونی بگیرد، به صورتی که امروزه کمتر محفلی یا مجلسی را میتوان یافت که در آن از حضرت زهرا سلاماللهعلیها یاد شود و این روایت بیان نشده و به آن استناد نگردد.
حتی به خاطر دارم دوست عالمی که در مواجهه با احادیث بسیار جانب احتیاط را رعایت میکند، در مقالهای که با موضوع حضرت زهرا سلاماللهعلیها و تحت عنوان سِرُّالله بودن ایشان تنظیم و منتشر کرده بود، به همین حدیث استناد کرده بودند.
امّا در رابطه با این روایت باید گفت که متأسفانه در هیچ کتابی از کتب شیعه و غیرشیعه به این حدیث اشارهای نشده.
حتی این حدیث با سند بسیار ضعیف نیز در هیچ کتابی از کتب شیعه یا غیرشیعه نقل نشده است.
تنها منبع این روایت فاقد مصدر و سند، کتابی است تحت عنوان «أطیبُالبَیان فی تَفْسیرِ القُرْآن» مربوط به آیتالله سید عبدالحسین طیب که همانگونه که از نامش پیداست یک کتاب با موضوع تفسیر قرآن است.
آقای طیب از علمای معاصر بوده و در کتاب خود نیز برای این روایت، هیچگونه سند و مصدری را ذکر نمیکنند.
در نتیجه باید گفت که با توجه به اینکه تنها ناقل این روایت، یکی از معاصرین میباشد و روایت فوق در هیچ مصدر کهنی نقل نشده و تنها در یک کتاب تفسیر قرآن، آن هم از یکی از معاصرین و بدون هیچگونه سند و مصدری نقل گردیده، این روایت ساختگی و از حیث اعتبار به کلی ساقط بوده و کنار گذاشته میشود.
از طرف دیگر محتوا و دلالت روایت نیز خالی از اشکال نبوده و مخالف با نصوص معتبر شیعی است، امّا بررسی آن با توجه به منتفی بودن احتمال صدور آن، محلی از اعراب نخواهد داشت.
والسلام
✍️س.ح.افضلی
https://t.me/beshnofekrkon/2479
https://t.me/velayategharib
💠پس از بررسی حدیث معروف به «لو لاک ما خلقت الأفلاک» و نتیجهگیری جعلی بودن آن، یکی از همراهان ارجمند در پیامی سوال فرمودند که [پس تکلیف حدیث «نحن حجج الله على خلقه، و جدّتنا فاطمة حجة الله علينا» چه میشود؟]
در پاسخ به این پرسش باید گفت این روایت متأسفانه از جمله روایاتی است که چیزی نمانده شهرت آن از حدیث شریف غدیر نیز فزونی بگیرد، به صورتی که امروزه کمتر محفلی یا مجلسی را میتوان یافت که در آن از حضرت زهرا سلاماللهعلیها یاد شود و این روایت بیان نشده و به آن استناد نگردد.
حتی به خاطر دارم دوست عالمی که در مواجهه با احادیث بسیار جانب احتیاط را رعایت میکند، در مقالهای که با موضوع حضرت زهرا سلاماللهعلیها و تحت عنوان سِرُّالله بودن ایشان تنظیم و منتشر کرده بود، به همین حدیث استناد کرده بودند.
امّا در رابطه با این روایت باید گفت که متأسفانه در هیچ کتابی از کتب شیعه و غیرشیعه به این حدیث اشارهای نشده.
حتی این حدیث با سند بسیار ضعیف نیز در هیچ کتابی از کتب شیعه یا غیرشیعه نقل نشده است.
تنها منبع این روایت فاقد مصدر و سند، کتابی است تحت عنوان «أطیبُالبَیان فی تَفْسیرِ القُرْآن» مربوط به آیتالله سید عبدالحسین طیب که همانگونه که از نامش پیداست یک کتاب با موضوع تفسیر قرآن است.
آقای طیب از علمای معاصر بوده و در کتاب خود نیز برای این روایت، هیچگونه سند و مصدری را ذکر نمیکنند.
در نتیجه باید گفت که با توجه به اینکه تنها ناقل این روایت، یکی از معاصرین میباشد و روایت فوق در هیچ مصدر کهنی نقل نشده و تنها در یک کتاب تفسیر قرآن، آن هم از یکی از معاصرین و بدون هیچگونه سند و مصدری نقل گردیده، این روایت ساختگی و از حیث اعتبار به کلی ساقط بوده و کنار گذاشته میشود.
از طرف دیگر محتوا و دلالت روایت نیز خالی از اشکال نبوده و مخالف با نصوص معتبر شیعی است، امّا بررسی آن با توجه به منتفی بودن احتمال صدور آن، محلی از اعراب نخواهد داشت.
والسلام
✍️س.ح.افضلی
https://t.me/beshnofekrkon/2479
https://t.me/velayategharib
Telegram
(ولایت قریب)
🚫بررسی روایت « يا أحمد، لو لاك لما خلقت الأفلاك، و لو لا عليّ لما خلقتك، و لو لا فاطمة لما خلقتكما»
💠یکی از دوستان در رابطه صحت و سقم حدیث مذکور که به حدیث «لو لاك لما خلقت الأفلاك» معروف است سوال کرده.
خداوند در این حدیث به پیامبر میفرماید، «ای احمد،…
💠یکی از دوستان در رابطه صحت و سقم حدیث مذکور که به حدیث «لو لاك لما خلقت الأفلاك» معروف است سوال کرده.
خداوند در این حدیث به پیامبر میفرماید، «ای احمد،…
👍2