اسلام بمثابه اصولي ايماني اخلاقي فراتاريخي ، يا احكامي متعلق به عصر نزول ؟ - 1
مقدمه :
يكي از چالشهاي پيش روي دين مداران عصر حاضر ، عدم تطبيق احكام و قوانين ( خاصه ) اجتماعي اسلام ، از قبيل احكام قضاوت ، اقتصاد ، خانواده ، حقوق مدني و ... با مباني عقلانيت نوين و يا عدم تاييد توسط عرف عقلاست .
براي بررسي صحت اين ادعا و يا خروج از بن بست ايجاد شده توسط چالش مذكور ، بايستي برخورد مطالعاتي با اسلام ( و يا هر متن مقدس تاريخي ديگر ) ، را بر اساس يكسري روشهاي علمي درست ( هرمنوتيكي ) انجام داد و الا نتيجه آن ، چيزي جز ، افتادن در مسير فهم غلط و نهايتا ، باور به اسلام خشن و بي هويت ، و رها كردن آن ، نخواهد بود .
در اين مجال ، راهكاري كه براي مطالعه اسلام ارائه مي شود ، مي تواند به فهم درست آن ، كمك شايان و قابل قبولي بنمايد .
الف ) شاخصه هاي مهم در بررسي دين :
براي ورود به بحث بررسي دين و شريعت ( در هر بخش از آن ، بخصوص احكام اجتماعي ) ، بايستي ، سه شاخصه مهم زير مورد توجه قرار گرفته و بطور دقيق ، جداسازي و ارزابي گردد :
1- اصول اساسي مطرح در پيام خداوند ؛ كه هدف دراز مدت رسالت نيز ، رسيدن به همانهاست .
( در همانند سازي ، مي توان با اصول قانون اساسي يك كشور مقايسه كرد . )
2- احكام و قوانين مقطعي ، در به جريان انداختن و عملياتي كردن هدف مذكور ؛ كه محكوم به محدوديتهاي قابليت هاي جامعه و امكانات حكومت گرديده و بناچار ، نيازمند برنامه ريزي هاي كوتاه مدت ، ولي با رعايت چشم انداز اهداف دراز مدت بند فوق مي شود .
( در همانند سازي ، مي توان به قوانين دوره هاي مختلف مجلس آن كشور اشاره كرد .)
3- ابزارهاي مورد نياز جهت تقنين ، براي دستيابي به اهداف بند 1
ب) جايگاه سه شاخصه فوق در ارتباط با دين و شريعت اسلام :
در آيات مختلف قرآن و سيره پيامبر(ص) ، عينيت شاخصه هاي فوق ، به شرح مختصر زير ، به وضوح قابل مشاهده و قابل بررسي است :
1- شاخصه اول : اصول و اهداف اساسي و فراتاريخي رسالت محمد(ص) ؛
كه بايستي ، در آيات مكي ( نازل شده در مكه ) ، توصيه هاي اخلاقي ذيل آيات مختلف مدني ( نازل شده در مدينه ) ، از قبيل آيات احكام و آيات مشتمل بر وقايع تاريخي و علمي و هم چنين خطابه ارزشمند پيامبر(ص) در حجه الوداع در مراسم منا ، مطالعه شود . كه بطور اجمال ، شامل معنويت گرايي ، جهانبيني توحيدي و زيست اخلاقي است .
2- شاخصه دوم : احكام و قوانين عصر نزول ، كه تاريخي و زمانمند مي باشند ؛
كه بايستي ، در آيات مدني ، از قبيل آيات جهاد ، آيات مبتني بر قوانين مدني و حقوقي زن و مرد ، احكام قصاص ، احكام اقتصادي و ... مطالعه و بررسي شوند ، ولي با اين ديد كه آنها ، برنامه ميان راهي و كوتاه مدت حكومت پيامبر(ص) ، در مدينه ، ولي با رعايت و رسيدن به اصول اساسي بند 1 ، براي اداره جامعه تحت حكومت ايشان بوده ، كه با توجه به همه قابليتهاي انساني موجود ، توانائيها و حد فهم و پذيرش آنها و امكانات در دسترس حكومت ، وضع شده اند و به هيچ وجه اصول فراتاريخي و قابل تسري به اعصار بعدي نيستند .
3- شاخصه سوم : ابزارهاي قانون گذاري ؛
كه در آيات مختلف قرآن و روش مورد استفاده پيامبر(ص) در وضع قوانين در مدينه ، در جريان اداره حكومت خود ، قابل مشاهده و بررسي بوده و مي توان به بعض آنها در آيات زير اشاره كرد :
• قاعده اعتبار بخشي به همه نظريه ها و روشهاي موجود جهت بررسي و مطالعه و سپس انتخاب بهترين روش اجرايي و مديريتي
( فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب 1
• قاعده مخاطبه و مذاكره ، با رعايت حد فهم و پذيرش صاحبان نظريه هاي متفاوت و استفاده از ابزارهاي قابل اطمينان
( ادع الى سبيل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين 2 )
ادامه دارد :
محمد صالحي – 4/12/94
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقدمه :
يكي از چالشهاي پيش روي دين مداران عصر حاضر ، عدم تطبيق احكام و قوانين ( خاصه ) اجتماعي اسلام ، از قبيل احكام قضاوت ، اقتصاد ، خانواده ، حقوق مدني و ... با مباني عقلانيت نوين و يا عدم تاييد توسط عرف عقلاست .
براي بررسي صحت اين ادعا و يا خروج از بن بست ايجاد شده توسط چالش مذكور ، بايستي برخورد مطالعاتي با اسلام ( و يا هر متن مقدس تاريخي ديگر ) ، را بر اساس يكسري روشهاي علمي درست ( هرمنوتيكي ) انجام داد و الا نتيجه آن ، چيزي جز ، افتادن در مسير فهم غلط و نهايتا ، باور به اسلام خشن و بي هويت ، و رها كردن آن ، نخواهد بود .
در اين مجال ، راهكاري كه براي مطالعه اسلام ارائه مي شود ، مي تواند به فهم درست آن ، كمك شايان و قابل قبولي بنمايد .
الف ) شاخصه هاي مهم در بررسي دين :
براي ورود به بحث بررسي دين و شريعت ( در هر بخش از آن ، بخصوص احكام اجتماعي ) ، بايستي ، سه شاخصه مهم زير مورد توجه قرار گرفته و بطور دقيق ، جداسازي و ارزابي گردد :
1- اصول اساسي مطرح در پيام خداوند ؛ كه هدف دراز مدت رسالت نيز ، رسيدن به همانهاست .
( در همانند سازي ، مي توان با اصول قانون اساسي يك كشور مقايسه كرد . )
2- احكام و قوانين مقطعي ، در به جريان انداختن و عملياتي كردن هدف مذكور ؛ كه محكوم به محدوديتهاي قابليت هاي جامعه و امكانات حكومت گرديده و بناچار ، نيازمند برنامه ريزي هاي كوتاه مدت ، ولي با رعايت چشم انداز اهداف دراز مدت بند فوق مي شود .
( در همانند سازي ، مي توان به قوانين دوره هاي مختلف مجلس آن كشور اشاره كرد .)
3- ابزارهاي مورد نياز جهت تقنين ، براي دستيابي به اهداف بند 1
ب) جايگاه سه شاخصه فوق در ارتباط با دين و شريعت اسلام :
در آيات مختلف قرآن و سيره پيامبر(ص) ، عينيت شاخصه هاي فوق ، به شرح مختصر زير ، به وضوح قابل مشاهده و قابل بررسي است :
1- شاخصه اول : اصول و اهداف اساسي و فراتاريخي رسالت محمد(ص) ؛
كه بايستي ، در آيات مكي ( نازل شده در مكه ) ، توصيه هاي اخلاقي ذيل آيات مختلف مدني ( نازل شده در مدينه ) ، از قبيل آيات احكام و آيات مشتمل بر وقايع تاريخي و علمي و هم چنين خطابه ارزشمند پيامبر(ص) در حجه الوداع در مراسم منا ، مطالعه شود . كه بطور اجمال ، شامل معنويت گرايي ، جهانبيني توحيدي و زيست اخلاقي است .
2- شاخصه دوم : احكام و قوانين عصر نزول ، كه تاريخي و زمانمند مي باشند ؛
كه بايستي ، در آيات مدني ، از قبيل آيات جهاد ، آيات مبتني بر قوانين مدني و حقوقي زن و مرد ، احكام قصاص ، احكام اقتصادي و ... مطالعه و بررسي شوند ، ولي با اين ديد كه آنها ، برنامه ميان راهي و كوتاه مدت حكومت پيامبر(ص) ، در مدينه ، ولي با رعايت و رسيدن به اصول اساسي بند 1 ، براي اداره جامعه تحت حكومت ايشان بوده ، كه با توجه به همه قابليتهاي انساني موجود ، توانائيها و حد فهم و پذيرش آنها و امكانات در دسترس حكومت ، وضع شده اند و به هيچ وجه اصول فراتاريخي و قابل تسري به اعصار بعدي نيستند .
3- شاخصه سوم : ابزارهاي قانون گذاري ؛
كه در آيات مختلف قرآن و روش مورد استفاده پيامبر(ص) در وضع قوانين در مدينه ، در جريان اداره حكومت خود ، قابل مشاهده و بررسي بوده و مي توان به بعض آنها در آيات زير اشاره كرد :
• قاعده اعتبار بخشي به همه نظريه ها و روشهاي موجود جهت بررسي و مطالعه و سپس انتخاب بهترين روش اجرايي و مديريتي
( فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب 1
• قاعده مخاطبه و مذاكره ، با رعايت حد فهم و پذيرش صاحبان نظريه هاي متفاوت و استفاده از ابزارهاي قابل اطمينان
( ادع الى سبيل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين 2 )
ادامه دارد :
محمد صالحي – 4/12/94
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
اسلام بمثابه اصولي ايماني اخلاقي فراتاريخي ، يا احكامي متعلق به عصر نزول ؟ - 2
ج) مثالي ملموس از لزوم رعايت شاخصه هاي فوق : حقوق زن
شاخصه اول : تساوي حقوق مدني و ارزشي زن و مرد و مشاركت در بناي زندگي
انا خلقناکم من ذکر و انثی 3
هن لباس لکم و انتم لباس لهن 4
انا کرمنا بنی آدم 5
و من آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها 6
شاخصه دوم : قوانين مقطعي اجرايي ، كه متناسب با شرايط ميان راهي و كوتاه مدت عصر نزول ، در قابليتهاي زن و مرد و امكانات و محدوديتهاي حكومت بوده و منجر به تقنين ارث و ديه در حد نصف مرد و يا معادلسازي شهادت دو زن با يك مرد و يا وجوب نفقه و مزد كار زن در منزل بر عهده مرد و يا تملك زن بر حقوق خود و ... گرديده است .
شاخصه سوم : مشاوره با عقلا و صاحبان اديان و گروه هاي مختلف اجتماعي و گزينش بهترين راهكار مورد نياز در آن مقطع تاريخي
د) مثالي از شرايط قانون گذاري عصر جديد :
شاخصه اول : برابري حق استفاده از منابع ملي براي تحصيل همه آحاد كشور
شاخصه دوم : اعطاي امتياز خاص به ايثارگران توسط مجلس قانون گذاري ، با توجه به شرايط بوجود آمده در زمان جنگ و بعد از آن ، ( كه قطعا مقطعي بوده و با گذشت زمان و تشخيص ادوار بعدي مجلسيان ، بايستي حذف شده و بر اساس همان شاخصه اول قانون گذاري گردد .)
شاخصه سوم : روش كاربردي در كميسيونهاي تخصصي و كار گروه هاي مجلس
و در يك كلام :
با توجه به مباحث مختصر فوق ، يك محقق و منتقد منصف ، نبايد اصول اول و دوم را خلط كرده و با بزرگنمايي شاخص دوم ، آنرا بعنوان هدف اساسي رسالت مطرح كرده و بدلايل عدم تطبيق با عقلانيت عرفي و يا سيره عقلاي اين عصر ، اساس دين را زير سوال برده و تخريب نمايد .
بلكه ، بايستي با برخورداري از اصل عدم جانبداري در بررسي متون و مبتني بر كليه اصول زبان شناسي و هرمنوتيكي ، بدنبال يافتن اصول اساسي و فراتاريخي ثابت رسالت ، كه محيط بر مجموعه آيات قرآن است ، باشد و بر اساس آنها ، اقدام به قضاوت و ارزيابي عقلاني و اخلاقي بودن آنها نمايد .
و طبيعتا ، تضادها و يا تناقضهايي كه احكام و قوانين بند دوم ، با عقلانيت عرفي امروزي دارند را ، از اين نظر كه جزو برنامه هاي ميان راهي و كوتاه مدت حكومت پيامبر(ص) در مدينه بوده ، نگاه و بررسي كرده و با جسارت ، صرفا بعنوان روشهايي در مقطعي از تاريخ ، مورد ارزيابي در آن شرايط زماني و با همان معيارهاي عصر نزول مدينه ، قرار گيرند و به هيچوجه ، معيارهاي عقلانيت و اخلاق امروزي را براي ارزيابي آنها بكار نگيرد ، مگر آنكه بخواهد در كنار ديگر روشها و احكام عقلاني امروزي ، مورد بررسي قرار داده و از بين آنها ، عاقلانه ترين ، اخلاقي ترين و عادلانه ترين را انتخاب نمايد .
با اين تفكر اصيل و بالغانه ، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه :
امروز نيز بايد ، در چارچوب همان اصول اساسي بند 1 و با استفاده از همان ابزار بند 3 ، اقدام به قانون گذاري ، متناسب با شرايط زمان و مكان امروزي گردد و چون همه الزامات مشروعيت بخشي به آنها ، از قبيل رعايت فيلترينگ عدالت و اخلاق و عقلانيت عرفي در آنها شده ، بر اساس قاعده ملازمه در فقه مورد تاييد شارع نيز خواهد بود :
" کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل " 7
و قطعا ، در گذر زمان ، مجددا ، روزگاري خواهد آمد كه ، با رعايت همان اصول بند 1 و استفاده از ابزار بند 3 ، قوانين امروزي ، كه حكم همان احكام يند 2 را دارند ، كارايي خود را از دست داده و نياز به تقنين جديد و نوخواهد بود ، و همين است راه رشد و بلوغي كه خداوند ، مد نظر قرار داده و هدف اصلي ارسال رسولان خود اعلام نموده است :
" و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول " 8
زيرنويسها :
1- سوره زمر ، آيه 17 و 18
2- سوره نحل ، آيه 125
3- سوره حجرات ، آيه 13
4- سوره بقره ، آيه 187
5- سوره اسرا ، آيه 70
6- سوره روم ، آيه 21
7- سبزواری، سید عبدالاعلی، تهذیب الاصول، ج ۱، ص ۱۴۵؛ مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ۱، ص ۲۱۷٫
8- نهج البلاغه ، خطبه اول
محمد صالحي – 4/12/94
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ج) مثالي ملموس از لزوم رعايت شاخصه هاي فوق : حقوق زن
شاخصه اول : تساوي حقوق مدني و ارزشي زن و مرد و مشاركت در بناي زندگي
انا خلقناکم من ذکر و انثی 3
هن لباس لکم و انتم لباس لهن 4
انا کرمنا بنی آدم 5
و من آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها 6
شاخصه دوم : قوانين مقطعي اجرايي ، كه متناسب با شرايط ميان راهي و كوتاه مدت عصر نزول ، در قابليتهاي زن و مرد و امكانات و محدوديتهاي حكومت بوده و منجر به تقنين ارث و ديه در حد نصف مرد و يا معادلسازي شهادت دو زن با يك مرد و يا وجوب نفقه و مزد كار زن در منزل بر عهده مرد و يا تملك زن بر حقوق خود و ... گرديده است .
شاخصه سوم : مشاوره با عقلا و صاحبان اديان و گروه هاي مختلف اجتماعي و گزينش بهترين راهكار مورد نياز در آن مقطع تاريخي
د) مثالي از شرايط قانون گذاري عصر جديد :
شاخصه اول : برابري حق استفاده از منابع ملي براي تحصيل همه آحاد كشور
شاخصه دوم : اعطاي امتياز خاص به ايثارگران توسط مجلس قانون گذاري ، با توجه به شرايط بوجود آمده در زمان جنگ و بعد از آن ، ( كه قطعا مقطعي بوده و با گذشت زمان و تشخيص ادوار بعدي مجلسيان ، بايستي حذف شده و بر اساس همان شاخصه اول قانون گذاري گردد .)
شاخصه سوم : روش كاربردي در كميسيونهاي تخصصي و كار گروه هاي مجلس
و در يك كلام :
با توجه به مباحث مختصر فوق ، يك محقق و منتقد منصف ، نبايد اصول اول و دوم را خلط كرده و با بزرگنمايي شاخص دوم ، آنرا بعنوان هدف اساسي رسالت مطرح كرده و بدلايل عدم تطبيق با عقلانيت عرفي و يا سيره عقلاي اين عصر ، اساس دين را زير سوال برده و تخريب نمايد .
بلكه ، بايستي با برخورداري از اصل عدم جانبداري در بررسي متون و مبتني بر كليه اصول زبان شناسي و هرمنوتيكي ، بدنبال يافتن اصول اساسي و فراتاريخي ثابت رسالت ، كه محيط بر مجموعه آيات قرآن است ، باشد و بر اساس آنها ، اقدام به قضاوت و ارزيابي عقلاني و اخلاقي بودن آنها نمايد .
و طبيعتا ، تضادها و يا تناقضهايي كه احكام و قوانين بند دوم ، با عقلانيت عرفي امروزي دارند را ، از اين نظر كه جزو برنامه هاي ميان راهي و كوتاه مدت حكومت پيامبر(ص) در مدينه بوده ، نگاه و بررسي كرده و با جسارت ، صرفا بعنوان روشهايي در مقطعي از تاريخ ، مورد ارزيابي در آن شرايط زماني و با همان معيارهاي عصر نزول مدينه ، قرار گيرند و به هيچوجه ، معيارهاي عقلانيت و اخلاق امروزي را براي ارزيابي آنها بكار نگيرد ، مگر آنكه بخواهد در كنار ديگر روشها و احكام عقلاني امروزي ، مورد بررسي قرار داده و از بين آنها ، عاقلانه ترين ، اخلاقي ترين و عادلانه ترين را انتخاب نمايد .
با اين تفكر اصيل و بالغانه ، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه :
امروز نيز بايد ، در چارچوب همان اصول اساسي بند 1 و با استفاده از همان ابزار بند 3 ، اقدام به قانون گذاري ، متناسب با شرايط زمان و مكان امروزي گردد و چون همه الزامات مشروعيت بخشي به آنها ، از قبيل رعايت فيلترينگ عدالت و اخلاق و عقلانيت عرفي در آنها شده ، بر اساس قاعده ملازمه در فقه مورد تاييد شارع نيز خواهد بود :
" کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل " 7
و قطعا ، در گذر زمان ، مجددا ، روزگاري خواهد آمد كه ، با رعايت همان اصول بند 1 و استفاده از ابزار بند 3 ، قوانين امروزي ، كه حكم همان احكام يند 2 را دارند ، كارايي خود را از دست داده و نياز به تقنين جديد و نوخواهد بود ، و همين است راه رشد و بلوغي كه خداوند ، مد نظر قرار داده و هدف اصلي ارسال رسولان خود اعلام نموده است :
" و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول " 8
زيرنويسها :
1- سوره زمر ، آيه 17 و 18
2- سوره نحل ، آيه 125
3- سوره حجرات ، آيه 13
4- سوره بقره ، آيه 187
5- سوره اسرا ، آيه 70
6- سوره روم ، آيه 21
7- سبزواری، سید عبدالاعلی، تهذیب الاصول، ج ۱، ص ۱۴۵؛ مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ۱، ص ۲۱۷٫
8- نهج البلاغه ، خطبه اول
محمد صالحي – 4/12/94
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
نظر آيه اله منتظري در مورد وام و سود بانكها
الف ) وام :
سوال : نظر شما در رابطه با وام بانکی چیست ؟ با توجه به این که بانک پولی را مثلا در جهت ازدواج به جوانی میدهد و بعد از چند وقت مبلغی اضافه تر از پول داده شده میگیرد که این پول از هزینه ای که بانک برای پرداخت پول به گیرنده وام ، کرده است بیشتر است ( کارمزد ) آیا این وام حلال است ؟
جواب :
بسمه تعالی
با سلام و تحیت
چنانچه مبلغ اضافه ، بیشتر از مقدار کاهش ارزش پول و قدرت خرید آن نباشد اشکالی ندارد .
والسلام علیکم و رحمه الله .
ب ) بهره بانکی
سؤال : حضرت آیت الله بفرمایید اگر در بانک های ایران پول نقد به حساب واریز شود و این حساب ، بهره بانکی داشته باشد ، این بهره بانکی حلال میباشد؟ حکم ربا دارد یا خیر؟
جواب :
بسمه تعالی
با سلام و تحیت
سپرده بانکی اگر به عنوان قرض باشد چنانچه مشروط و مبنی بر پرداخت مبلغی اضافه باشد گرفتن سود و مبلغ اضافه حرام است مگر در حدی باشد که جبران کاهش ارزش پول محسوب شود.
ولی اگر بعدا بانک مبلغی اضافه را نه براساس شرط قبلی بلکه به اختیار خودش بپردازد گرفتن آن اشکال ندارد.
و نیز اگر پول را به عنوان مضاربه به بانک بدهد که بانک با آن تجارت نماید و ماهیانه مبلغی را نه به عنوان سود ثابت بلکه علی الحساب دریافت نماید تا در پایان بر مبلغی مصالحه نماید ظاهرا اشکال ندارد.
والسلام علیکم و رحمه الله .
http://www.amontazeri.com/farsi/
سوال : مبلغي پول بعنوان سپرده به بانك سپردم و بانك بر اساس قانون مضاربه در مورد سپرده ها مثلا هشت درصد يا بيشتر و يا كمتر بر اساس ضوابط خودش به بنده پرداخت مي نمايد . آيا گرفتن آنها جايز است يا نه ؟.
جواب :
چون سپرده منظور قرض نيست بلكه براي مضاربه است ، چيزي كه مي دهند اشكال ندارد .( م 1988 رساله استفتائات )
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
الف ) وام :
سوال : نظر شما در رابطه با وام بانکی چیست ؟ با توجه به این که بانک پولی را مثلا در جهت ازدواج به جوانی میدهد و بعد از چند وقت مبلغی اضافه تر از پول داده شده میگیرد که این پول از هزینه ای که بانک برای پرداخت پول به گیرنده وام ، کرده است بیشتر است ( کارمزد ) آیا این وام حلال است ؟
جواب :
بسمه تعالی
با سلام و تحیت
چنانچه مبلغ اضافه ، بیشتر از مقدار کاهش ارزش پول و قدرت خرید آن نباشد اشکالی ندارد .
والسلام علیکم و رحمه الله .
ب ) بهره بانکی
سؤال : حضرت آیت الله بفرمایید اگر در بانک های ایران پول نقد به حساب واریز شود و این حساب ، بهره بانکی داشته باشد ، این بهره بانکی حلال میباشد؟ حکم ربا دارد یا خیر؟
جواب :
بسمه تعالی
با سلام و تحیت
سپرده بانکی اگر به عنوان قرض باشد چنانچه مشروط و مبنی بر پرداخت مبلغی اضافه باشد گرفتن سود و مبلغ اضافه حرام است مگر در حدی باشد که جبران کاهش ارزش پول محسوب شود.
ولی اگر بعدا بانک مبلغی اضافه را نه براساس شرط قبلی بلکه به اختیار خودش بپردازد گرفتن آن اشکال ندارد.
و نیز اگر پول را به عنوان مضاربه به بانک بدهد که بانک با آن تجارت نماید و ماهیانه مبلغی را نه به عنوان سود ثابت بلکه علی الحساب دریافت نماید تا در پایان بر مبلغی مصالحه نماید ظاهرا اشکال ندارد.
والسلام علیکم و رحمه الله .
http://www.amontazeri.com/farsi/
سوال : مبلغي پول بعنوان سپرده به بانك سپردم و بانك بر اساس قانون مضاربه در مورد سپرده ها مثلا هشت درصد يا بيشتر و يا كمتر بر اساس ضوابط خودش به بنده پرداخت مي نمايد . آيا گرفتن آنها جايز است يا نه ؟.
جواب :
چون سپرده منظور قرض نيست بلكه براي مضاربه است ، چيزي كه مي دهند اشكال ندارد .( م 1988 رساله استفتائات )
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
پیامبران هم میفهمیده اند - الهیات تفهمی – 1
محمد مجتهد شبستری
1- ترجیح میدهم کوشش معنا یابانه خود را که قدمتی 20 ساله دارد «الهیات تفهمی» بنامم تا «الهیات تفسیری». از شما خوانندگان گرامی میخواهم در نوشتهها و گفتههای صاحب این قلم هر جا به تعبیر الهیات تفسیری برخوردهاید آن را به الهیات تفهمی تغییر دهید.
تفسیر ، انواع گوناگون تفهمی و غیرتفهمی دارد و آنچه من در کوششهای علمیام با دقت و تأمل فراوان آن را تعقیب میکنم، نوع تفهمی آن است و بنا بر این برای پیشگیری از هر گونه سوء فهم و برداشت نادرست، صواب این است که همه جا و بدون استثنا «الهیات تفهمی» را بکار برم و چنین خواهم کرد.
2- در الهیات تفهمی ، خدا «معنای معناها» ست و من گاهی به صورت اجمال و گاهی به صورت تفصیل این موضوع را شرح کرده ام، از جمله در گفتگویی با من که با عنوان «در جستجوی معنای معناها» منتشر شده است [1].
3- در الهیات تفهمی ، موضوع دعوت نبوت و رسالت پیامبران هم از سنخ و جنس تفهم است. به شهادت کتب منسوب به پیامبران و رسولان الهی که فعلاً در دسترس ماست آنچه را که آنان با مخاطبان خود در میان گذاشته اند و آنها را به تأمل در آن دعوت کردهاند از جنس و سنخ امور فهمیدنی (تفهمی) بوده است.
در مقالات یک و چهارده و پانزده قرائت نبوی از جهان [2] این موضوع را در ارتباط با نبوت و رسالت پیامبر اسلام (ص) به تفصیل شرح دادهام.
انسانها تنها در مواردی می توانند دیگران را به فهمیدن یک موضوع دعوت کنند که نخست خود ، آن موضوع را فهمیده باشند.
تنها «فهمیده شدهها» هستند که ممکن است از سوی انسانهای دیگر هم فهمیده شوند . اگر کسی به حقیقتهایی غیر از حقیقتهای تفهمی رسیده باشد ، نمیتواند از دیگران بخواهد آن حقیقت غیرتفهمی را فهم کنند .
فهم پسین ، همیشه از فهم پیشین ، سیراب میشود . پیامبران و رسولان ، چون به فهم امور فهمیده شدنی ، دعوت کرده اند لاجرم آنها خود فهمی از آن داشته اند .
بدین ترتیب در الهیات تفهمی ، معنای نبوت و رسالت جز این نیست که پیامبران و رسولان انسانهایی بوده اند که از مخاطبان خود خواستهاند آنچه را که آنها فهمیده اند آن مخاطبان هم بفهمند .
این که در تجربه پیامبران و رسولان از یک امداد الهی (وحی) سخن به میان آمده که تفهم آنها را ممکن میساخته و یا اینکه آنها حالات معنوی ویژهای داشته اند ، اصل این مطلب را که آنچه آنها به دیگران عرضه میکردند خود آنرا میفهمیده اند، تغییر نمیدهد.
4- نزاع الهیات تفهمی با الهیات جزمیت گرا ، بویژه الهیات فقیهان در این است که متفهمان میگویند چون آنچه را پیامبر اسلام به مخاطبان خود عرضه کرده به شهادت متن قرآن از جنس و سنخ امور فهمیدنی است لاجرم مخاطبان آن حضرت در عصر حاضر باید آن را با کوشش تفهمی ، به فهم خود در آورند و غیر از این ممکن نیست.
5- حال اگر قرار بر این است که مخاطبان آن پیامبر در عصر حاضر ، فهمیده شدههای او را که در قرآن و حدیث آمده بفهمند ، هیچ گریزی از این نیست که آنچه را که در عصر حاضر دربارۀ فهم و تفهم و چگونه ممکن شدن آن در میان فیلسوفان مطرح است مد نظر قرار دهند و این آن تحول بزرگ است که باید در جهان اسلام اتفاق بیفتد، اما متاسفانه علمای رسمی دین و بویژه فقیهان با بکار گیری تمام قدرت و امکانات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود از وقوع آن تحول اساسی جلوگیری میکنند، چه خود از آن آگاه باشند چه نه.
آنها کوشش میکنند با یک سلسله وصله پینههای فقهی و افتائی ، پارهای از مشکلات خطیر ، زیستن مسلمانان در جهان حاضر را حل و فصل کنند، اما اینها ره به جایی نخواهد برد و من بیم آن دارم که در آیندهای نه چندان دور ، مسلمانان کشورهای اسلامی در گردابها و پیچ و خم های پر تلاطم زیستن در جهان مدرن غرق شوند.
خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است (سعدی)☘☘
ادامه دارد :
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
محمد مجتهد شبستری
1- ترجیح میدهم کوشش معنا یابانه خود را که قدمتی 20 ساله دارد «الهیات تفهمی» بنامم تا «الهیات تفسیری». از شما خوانندگان گرامی میخواهم در نوشتهها و گفتههای صاحب این قلم هر جا به تعبیر الهیات تفسیری برخوردهاید آن را به الهیات تفهمی تغییر دهید.
تفسیر ، انواع گوناگون تفهمی و غیرتفهمی دارد و آنچه من در کوششهای علمیام با دقت و تأمل فراوان آن را تعقیب میکنم، نوع تفهمی آن است و بنا بر این برای پیشگیری از هر گونه سوء فهم و برداشت نادرست، صواب این است که همه جا و بدون استثنا «الهیات تفهمی» را بکار برم و چنین خواهم کرد.
2- در الهیات تفهمی ، خدا «معنای معناها» ست و من گاهی به صورت اجمال و گاهی به صورت تفصیل این موضوع را شرح کرده ام، از جمله در گفتگویی با من که با عنوان «در جستجوی معنای معناها» منتشر شده است [1].
3- در الهیات تفهمی ، موضوع دعوت نبوت و رسالت پیامبران هم از سنخ و جنس تفهم است. به شهادت کتب منسوب به پیامبران و رسولان الهی که فعلاً در دسترس ماست آنچه را که آنان با مخاطبان خود در میان گذاشته اند و آنها را به تأمل در آن دعوت کردهاند از جنس و سنخ امور فهمیدنی (تفهمی) بوده است.
در مقالات یک و چهارده و پانزده قرائت نبوی از جهان [2] این موضوع را در ارتباط با نبوت و رسالت پیامبر اسلام (ص) به تفصیل شرح دادهام.
انسانها تنها در مواردی می توانند دیگران را به فهمیدن یک موضوع دعوت کنند که نخست خود ، آن موضوع را فهمیده باشند.
تنها «فهمیده شدهها» هستند که ممکن است از سوی انسانهای دیگر هم فهمیده شوند . اگر کسی به حقیقتهایی غیر از حقیقتهای تفهمی رسیده باشد ، نمیتواند از دیگران بخواهد آن حقیقت غیرتفهمی را فهم کنند .
فهم پسین ، همیشه از فهم پیشین ، سیراب میشود . پیامبران و رسولان ، چون به فهم امور فهمیده شدنی ، دعوت کرده اند لاجرم آنها خود فهمی از آن داشته اند .
بدین ترتیب در الهیات تفهمی ، معنای نبوت و رسالت جز این نیست که پیامبران و رسولان انسانهایی بوده اند که از مخاطبان خود خواستهاند آنچه را که آنها فهمیده اند آن مخاطبان هم بفهمند .
این که در تجربه پیامبران و رسولان از یک امداد الهی (وحی) سخن به میان آمده که تفهم آنها را ممکن میساخته و یا اینکه آنها حالات معنوی ویژهای داشته اند ، اصل این مطلب را که آنچه آنها به دیگران عرضه میکردند خود آنرا میفهمیده اند، تغییر نمیدهد.
4- نزاع الهیات تفهمی با الهیات جزمیت گرا ، بویژه الهیات فقیهان در این است که متفهمان میگویند چون آنچه را پیامبر اسلام به مخاطبان خود عرضه کرده به شهادت متن قرآن از جنس و سنخ امور فهمیدنی است لاجرم مخاطبان آن حضرت در عصر حاضر باید آن را با کوشش تفهمی ، به فهم خود در آورند و غیر از این ممکن نیست.
5- حال اگر قرار بر این است که مخاطبان آن پیامبر در عصر حاضر ، فهمیده شدههای او را که در قرآن و حدیث آمده بفهمند ، هیچ گریزی از این نیست که آنچه را که در عصر حاضر دربارۀ فهم و تفهم و چگونه ممکن شدن آن در میان فیلسوفان مطرح است مد نظر قرار دهند و این آن تحول بزرگ است که باید در جهان اسلام اتفاق بیفتد، اما متاسفانه علمای رسمی دین و بویژه فقیهان با بکار گیری تمام قدرت و امکانات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود از وقوع آن تحول اساسی جلوگیری میکنند، چه خود از آن آگاه باشند چه نه.
آنها کوشش میکنند با یک سلسله وصله پینههای فقهی و افتائی ، پارهای از مشکلات خطیر ، زیستن مسلمانان در جهان حاضر را حل و فصل کنند، اما اینها ره به جایی نخواهد برد و من بیم آن دارم که در آیندهای نه چندان دور ، مسلمانان کشورهای اسلامی در گردابها و پیچ و خم های پر تلاطم زیستن در جهان مدرن غرق شوند.
خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است (سعدی)☘☘
ادامه دارد :
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
پیامبران هم میفهمیده اند - الهیات تفهمی – 2
تفهم ، از طبیعتِ «فهم» پیروی می کند، نه از حجت شرعی
محمد مجتهد شبستری
1- چنانکه پیشتر گفته ام پیامبر اسلام از طریق قرآن و حدیث ، این «حقیقت تفهمی» را به مخاطبان خود ابلاغ نموده است که «هستی خدا است» و پیروی از او در همه عصرها در مقام نظر و عمل ، جز تفهم مستمر این «فهمیده» نیست. این تفهم امری اختیاری و دور از هر گونه اجبار است.
2- چون هر فهمی بنا بر طبیعت خود ، قائم به ذات و سیال است و نقد هر فهمی ، بخشی از خود فهم است، فهم هیج کس نمیتواند برای کس دیگری ، حجت (غیر قابل عبور و غیر قابل نقد) به شمار آید.
اگر کسانی برای فهم پارهای از آدمیان ، حجیت قائل شوند و آن را غیر قابل نقد و غیر قابل عبور اعلام کنند راه فهم دیگران را مسدود کرده اند و به تقلید فرا خوانده اند و فرمان را به جای فهم نشانده اند و بدون تردید بذر خشونت و زورگوئی کاشته اند.
3- فهم اخلاقی از اراده خداوند که به احکام مربوط است، بخشی از فهم «هستی خدا است» میباشد .
در این بخش ، هم فهم ، قائم بهذات و سیال است و در این بخش ، هم صاحب هیچ فهمی ، نمیتواند ادعا کند که فهم او بر دیگران حجت است و کسی نمیتواند از آن عبور کند.
4- فقیهان اسلام از آغاز تاکنون ، با تاسیس حجیتهای گوناگون شرعی از ظواهر کتاب و سنت ، گرفته تا سایر موارد که در کتابهای اصولی آنها را باب حجج خوانده اند راه تفهم «هستی خدا است» را در باب احکام بر روی مسلمانان مسدود کرده اند.
در ایجاد این انسداد هیچ فرقی میان فقیهان شیعه و سنی نیست. در عصر حاضر که آثار زیانبار حجیت تراشیهای گذشتگان ما پیش از پیش آشکار شده و به بحران دینی در جهان اسلام انجامیده، وقت آن رسیده که این انسداد به «انفتاح» مبدل شود و تفهم اخلاقی مستمر از اراده خداوند ، جای استنباط احکام شرعی از کتاب و سنت (حتی در مدل اجتهاد در زمان و مکان که راهحل اساسی برای مشکلات جهان اسلام نیست) را بگیرد.
5- تعهد ما به دین و دینداری ، جز تعهد ما به همین تفهم مستمر از «هستی خدا است» در مقام نظر و مقام عمل نیست.
تفهم مستمر ، غیر از تعبد مستمر است. آنچه با نوآوری در باب دین و دینداری منافات دارد، تعبد مستمر است نه تفهم مستمر. اشکالات ناشی از تعبد مستمر نتیجه حجیت تراشیهای گذشتگان است که بیش از آنچه مبنای علمی داشته باشد مبنای سیاسی و حفظ هویتهای فرقهای داشته است.
تفهم مستمر با نوآوریهایی که از طبیعت استمراری و تجدد طلبانه فهم ناشی میشود، نه تنها سازگار است بلکه از آنها تغذیه میکند و بدون آنها منجمد میگردد و نابود میشود.
در نظر صاحب این قلم هرآنچه به عنوان نوآوری در دین و دینداری قابل دفاع است مربوط به همین تفهم مستمر است که هیچ ضرورت ندارد آن را تحت عنوان پاره ای از تعبیرات محل نزاع بگنجانیم و سپس در انسجام و عدم انسجام معنایی آن تعبیرات با یکدیگر به مجادله مشغول شویم.
6- شکی در این نیست که تأسیس اصول در مقام تفسیر متون ، خصوصاً متون حقوقی ، یکی از مقبولات و مسلمات دانش هرمنوتیک است.
اما این تأسیس اصول که امری عقلی است با تأسیس حجیتهای شرعی که فقیهان و اصولیون بدان میپردازند از زمین تا آسمان متفاوت است.
@mojtahedshabestari
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
تفهم ، از طبیعتِ «فهم» پیروی می کند، نه از حجت شرعی
محمد مجتهد شبستری
1- چنانکه پیشتر گفته ام پیامبر اسلام از طریق قرآن و حدیث ، این «حقیقت تفهمی» را به مخاطبان خود ابلاغ نموده است که «هستی خدا است» و پیروی از او در همه عصرها در مقام نظر و عمل ، جز تفهم مستمر این «فهمیده» نیست. این تفهم امری اختیاری و دور از هر گونه اجبار است.
2- چون هر فهمی بنا بر طبیعت خود ، قائم به ذات و سیال است و نقد هر فهمی ، بخشی از خود فهم است، فهم هیج کس نمیتواند برای کس دیگری ، حجت (غیر قابل عبور و غیر قابل نقد) به شمار آید.
اگر کسانی برای فهم پارهای از آدمیان ، حجیت قائل شوند و آن را غیر قابل نقد و غیر قابل عبور اعلام کنند راه فهم دیگران را مسدود کرده اند و به تقلید فرا خوانده اند و فرمان را به جای فهم نشانده اند و بدون تردید بذر خشونت و زورگوئی کاشته اند.
3- فهم اخلاقی از اراده خداوند که به احکام مربوط است، بخشی از فهم «هستی خدا است» میباشد .
در این بخش ، هم فهم ، قائم بهذات و سیال است و در این بخش ، هم صاحب هیچ فهمی ، نمیتواند ادعا کند که فهم او بر دیگران حجت است و کسی نمیتواند از آن عبور کند.
4- فقیهان اسلام از آغاز تاکنون ، با تاسیس حجیتهای گوناگون شرعی از ظواهر کتاب و سنت ، گرفته تا سایر موارد که در کتابهای اصولی آنها را باب حجج خوانده اند راه تفهم «هستی خدا است» را در باب احکام بر روی مسلمانان مسدود کرده اند.
در ایجاد این انسداد هیچ فرقی میان فقیهان شیعه و سنی نیست. در عصر حاضر که آثار زیانبار حجیت تراشیهای گذشتگان ما پیش از پیش آشکار شده و به بحران دینی در جهان اسلام انجامیده، وقت آن رسیده که این انسداد به «انفتاح» مبدل شود و تفهم اخلاقی مستمر از اراده خداوند ، جای استنباط احکام شرعی از کتاب و سنت (حتی در مدل اجتهاد در زمان و مکان که راهحل اساسی برای مشکلات جهان اسلام نیست) را بگیرد.
5- تعهد ما به دین و دینداری ، جز تعهد ما به همین تفهم مستمر از «هستی خدا است» در مقام نظر و مقام عمل نیست.
تفهم مستمر ، غیر از تعبد مستمر است. آنچه با نوآوری در باب دین و دینداری منافات دارد، تعبد مستمر است نه تفهم مستمر. اشکالات ناشی از تعبد مستمر نتیجه حجیت تراشیهای گذشتگان است که بیش از آنچه مبنای علمی داشته باشد مبنای سیاسی و حفظ هویتهای فرقهای داشته است.
تفهم مستمر با نوآوریهایی که از طبیعت استمراری و تجدد طلبانه فهم ناشی میشود، نه تنها سازگار است بلکه از آنها تغذیه میکند و بدون آنها منجمد میگردد و نابود میشود.
در نظر صاحب این قلم هرآنچه به عنوان نوآوری در دین و دینداری قابل دفاع است مربوط به همین تفهم مستمر است که هیچ ضرورت ندارد آن را تحت عنوان پاره ای از تعبیرات محل نزاع بگنجانیم و سپس در انسجام و عدم انسجام معنایی آن تعبیرات با یکدیگر به مجادله مشغول شویم.
6- شکی در این نیست که تأسیس اصول در مقام تفسیر متون ، خصوصاً متون حقوقی ، یکی از مقبولات و مسلمات دانش هرمنوتیک است.
اما این تأسیس اصول که امری عقلی است با تأسیس حجیتهای شرعی که فقیهان و اصولیون بدان میپردازند از زمین تا آسمان متفاوت است.
@mojtahedshabestari
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
اهمیت اخلاق از منظر آیت الله منتظری:.....
قرآن کریم در خطاب به پیامبر اکرم ص، نفر مود،
انک اصولی عظیم ، انک فقیهی عظیم ؛
بلکه میفر ماید انک لعلی خلق عظیم .
و پیامبر ص، نفرمود : خدا من را مبعوث کرد تا فقه و اصول برای مردم بگویم ،
بلکه فرمود: من مبعوث شدم تا اخلاق حمیده را کامل کنم.
برشی بود از کتاب فراز و فرود، از صفحه 37
قرآن کریم در خطاب به پیامبر اکرم ص، نفر مود،
انک اصولی عظیم ، انک فقیهی عظیم ؛
بلکه میفر ماید انک لعلی خلق عظیم .
و پیامبر ص، نفرمود : خدا من را مبعوث کرد تا فقه و اصول برای مردم بگویم ،
بلکه فرمود: من مبعوث شدم تا اخلاق حمیده را کامل کنم.
برشی بود از کتاب فراز و فرود، از صفحه 37
آواتار مفهوم پيامبر در آيين هندو
آواتار ، از سنگهای اصلی بنای عظیم خداشناسی هندوست.
ما تنها در آیین هندو ، با مفهومی به نام آواتار ، که تجلی امر مطلق ، در جهان خاکی است روبرو میشویم.
در واقع بر اساس آیین هندو ، مسئولیت ویشنو ، به عنوان حافظ جهان ، ایجاب میکند که او در هنگام بروز مخاطرات جدی برای جهان و موجودات آن ، به شکل موجودی زمینی متولد شود و جهان را از نابودی برهاند.
تقریبا تمامی آواتارهای هندو ، تجسمهای ویشنو هستند.
این آواتارها ، همواره حامل خرد و دانشی هستند که برای حفظ بقای جهان ضروری است. 1
در مسلک هندوئیسم ، بنابر وضعیت طبیعی جهان ، ضروری است که همواره زمین خاکی ، از آواتار خالی نباشد.
تا او اساس عقیده (دارما) را تحقق بخشد.
دارما به معنای مسیر اصلی زندگی شخص ، بدون دخالت و ضربه زدن به منافع و زندگی دیگران و بدون تجاوز به آزادی دیگر اشخاص است .
به عبارت دیگر ، دارما به معنای اینکه آنچه را که دوست داری دیگران در حق تو انجام دهند ، در حق دیگران انجام دادن و به طور کلی ایجاد یک وحدت منظم بین گفتار و پندار و کردار انسانهاست.
آواتار به صورت انسان ، به عنوان دوست، نیکخواه بشر ، خویشاوند، راهنما، معلم، درمان کننده، شفا بخش و شریک در بین انسانها زندگی میکند. 2
1.ساتیا سای بابا گیتای جدید ترجمه مرتضی بهروان انتشارات آویژه چاپ اول 1382 ص. 19
2.سوآمی ساتیا سای بابا عشق الهی را جلوه گر سازید ، ترجمه پروین بیات انتشارات عصر روشن بینی چاپ دوم 1384 ص. 5
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آواتار ، از سنگهای اصلی بنای عظیم خداشناسی هندوست.
ما تنها در آیین هندو ، با مفهومی به نام آواتار ، که تجلی امر مطلق ، در جهان خاکی است روبرو میشویم.
در واقع بر اساس آیین هندو ، مسئولیت ویشنو ، به عنوان حافظ جهان ، ایجاب میکند که او در هنگام بروز مخاطرات جدی برای جهان و موجودات آن ، به شکل موجودی زمینی متولد شود و جهان را از نابودی برهاند.
تقریبا تمامی آواتارهای هندو ، تجسمهای ویشنو هستند.
این آواتارها ، همواره حامل خرد و دانشی هستند که برای حفظ بقای جهان ضروری است. 1
در مسلک هندوئیسم ، بنابر وضعیت طبیعی جهان ، ضروری است که همواره زمین خاکی ، از آواتار خالی نباشد.
تا او اساس عقیده (دارما) را تحقق بخشد.
دارما به معنای مسیر اصلی زندگی شخص ، بدون دخالت و ضربه زدن به منافع و زندگی دیگران و بدون تجاوز به آزادی دیگر اشخاص است .
به عبارت دیگر ، دارما به معنای اینکه آنچه را که دوست داری دیگران در حق تو انجام دهند ، در حق دیگران انجام دادن و به طور کلی ایجاد یک وحدت منظم بین گفتار و پندار و کردار انسانهاست.
آواتار به صورت انسان ، به عنوان دوست، نیکخواه بشر ، خویشاوند، راهنما، معلم، درمان کننده، شفا بخش و شریک در بین انسانها زندگی میکند. 2
1.ساتیا سای بابا گیتای جدید ترجمه مرتضی بهروان انتشارات آویژه چاپ اول 1382 ص. 19
2.سوآمی ساتیا سای بابا عشق الهی را جلوه گر سازید ، ترجمه پروین بیات انتشارات عصر روشن بینی چاپ دوم 1384 ص. 5
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from ایرانیان انگلستان
تهران، سال ۱۳۵۸ - یک سال پس از انقلاب ؛ زمانی که هنوز حجاب و پوشش اجباری نشده بود
تصاویری از تهران در ماههای نخست بعد از انقلاب اسلامی بهمن ۱۳۵۷؛ زمانی که هنوز حجاب و پوشش اجباری نشده بود.
فیلم فوق العاده جالبی از دوران کوتاه آزادی حجاب در ایران پس از انقلاب. برگرفته از یک مستند آلمانی.
@IranUK1
👇👇👇👇👇👇👇👇
تصاویری از تهران در ماههای نخست بعد از انقلاب اسلامی بهمن ۱۳۵۷؛ زمانی که هنوز حجاب و پوشش اجباری نشده بود.
فیلم فوق العاده جالبی از دوران کوتاه آزادی حجاب در ایران پس از انقلاب. برگرفته از یک مستند آلمانی.
@IranUK1
👇👇👇👇👇👇👇👇
Forwarded from ایرانیان انگلستان
تهران،_سال_۱۳۵۸_یک_سال_پس_از_انقل.mp4
19.3 MB
چند فتوا از آيه اله جناتي
1- زمان بلوغ پسران رسیدن احتلام و در دختران عادت ماهانه است .
2- شخص مي تواند در مسائلي به فتواي مجتهدي و در مسائلي ديگر که اجراي آنها براي او مشکل است ، به فتواي مجتهدي ديگر که آسانترمي باشد ، عمل نمايد .
3- مرد بودن در مجتهدي که مورد تقليد قرار مي گيرد شرط نيست و اگر يک زن داراي شرايط اجتهاد باشد مي توان به او مراجعه کرد.
4- مرجع تقليدى كه از دنيا رفت ، همانگونه كه بقائا تقليد از او جايز مي باشد ، ابتدائا هم تقليد از او جايز است .
5- اعلم بودن مجتهد در تقليد از او شرط نيست .
6- خوردن گوشت ذبايح حلال گوشت اهل کتاب جايز است ولي پيش از خوردن، بسم الله را بگوييد .
7- نظر ما مباح و حلال بودن خوردن گوشت ماهىهاي بىفلس است .
8- ازدواج مرد مسلمان با دختر يا زن اهل کتاب مانند زرتشتي ، يهودي ومسيحي جايز است ، چه به صورت موقت و چه به صورت دائم .
9- دختر مسلمان نمی تواند با پسر غیرمسلمان ازدواج کند.
10- خانواده اي که زن و مرد کارمند ميباشند و طي چندين سال با پس انداز مبلغي از حقوق خود جهت خريد منزل برنامه ريزي مينمايند ، به اين پس انداز سالانه خمس تعلق نميگيرد .
11- سرمايه به مقدارى كه انسان بتواند با منافع وعوايد آن هزينه ومخارج زندگى را تأمين كند خمس ندارد.
12- سودی که بانک ها می دهند اشکالی ندارد و اگر زندگی شما به آن پول وسود آن نیاز دارد، خمس هم ندارد..
13- غيرمسلمانان از هر نوع وقسمى كه باشند (اهل كتاب، مشركين وملحدين) ذاتا واز نظر جسمى وبدنى پاک هستند .
14- سنگسار (رجم) دليل معتبري در فقه اجتهادي ندارد .
15- اگر دختری بتواند مصلحت ومفسده را برای خود به گونه کامل درک کند و تحت تاثیر احساسات وعواطف قرار نگیرد و بر اساس مصلحت قطعی ازدواج نماید ، نيازي به اجازه پدر ندارد .
16- اگر دست دادن مرد مسلمان با زن غيرمسلمان امر ضرورى باشد و ترک آن موجب هتک و توهین مسلمان یا سبب بدبینی به اسلام شود، اشكال ندارد.
17- براى زنان تصدى مقامات مقامات اجتماعى، سياسى، علمى، فرهنگى، هنرى، مديريتى، رياستها و....، در صورتى كه در انجام آنها توانايى داشته باشند و موازين شرعى از حيث پوشش و غير آن را حفظ كنند ، اشكال ندارد .
18- رقصيدن زنان براى زنان و مردان براى مردان در مجالس عروسى و مناسبات فرح و شادى اشكال ندارد .
19- پولى را كه زنان خواننده در عروسى ها مىگيرند، حلال است .
http://jannaati.blogfa.com/post-59.aspx
5/4/94
@jannaati
محمد صالحی
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- زمان بلوغ پسران رسیدن احتلام و در دختران عادت ماهانه است .
2- شخص مي تواند در مسائلي به فتواي مجتهدي و در مسائلي ديگر که اجراي آنها براي او مشکل است ، به فتواي مجتهدي ديگر که آسانترمي باشد ، عمل نمايد .
3- مرد بودن در مجتهدي که مورد تقليد قرار مي گيرد شرط نيست و اگر يک زن داراي شرايط اجتهاد باشد مي توان به او مراجعه کرد.
4- مرجع تقليدى كه از دنيا رفت ، همانگونه كه بقائا تقليد از او جايز مي باشد ، ابتدائا هم تقليد از او جايز است .
5- اعلم بودن مجتهد در تقليد از او شرط نيست .
6- خوردن گوشت ذبايح حلال گوشت اهل کتاب جايز است ولي پيش از خوردن، بسم الله را بگوييد .
7- نظر ما مباح و حلال بودن خوردن گوشت ماهىهاي بىفلس است .
8- ازدواج مرد مسلمان با دختر يا زن اهل کتاب مانند زرتشتي ، يهودي ومسيحي جايز است ، چه به صورت موقت و چه به صورت دائم .
9- دختر مسلمان نمی تواند با پسر غیرمسلمان ازدواج کند.
10- خانواده اي که زن و مرد کارمند ميباشند و طي چندين سال با پس انداز مبلغي از حقوق خود جهت خريد منزل برنامه ريزي مينمايند ، به اين پس انداز سالانه خمس تعلق نميگيرد .
11- سرمايه به مقدارى كه انسان بتواند با منافع وعوايد آن هزينه ومخارج زندگى را تأمين كند خمس ندارد.
12- سودی که بانک ها می دهند اشکالی ندارد و اگر زندگی شما به آن پول وسود آن نیاز دارد، خمس هم ندارد..
13- غيرمسلمانان از هر نوع وقسمى كه باشند (اهل كتاب، مشركين وملحدين) ذاتا واز نظر جسمى وبدنى پاک هستند .
14- سنگسار (رجم) دليل معتبري در فقه اجتهادي ندارد .
15- اگر دختری بتواند مصلحت ومفسده را برای خود به گونه کامل درک کند و تحت تاثیر احساسات وعواطف قرار نگیرد و بر اساس مصلحت قطعی ازدواج نماید ، نيازي به اجازه پدر ندارد .
16- اگر دست دادن مرد مسلمان با زن غيرمسلمان امر ضرورى باشد و ترک آن موجب هتک و توهین مسلمان یا سبب بدبینی به اسلام شود، اشكال ندارد.
17- براى زنان تصدى مقامات مقامات اجتماعى، سياسى، علمى، فرهنگى، هنرى، مديريتى، رياستها و....، در صورتى كه در انجام آنها توانايى داشته باشند و موازين شرعى از حيث پوشش و غير آن را حفظ كنند ، اشكال ندارد .
18- رقصيدن زنان براى زنان و مردان براى مردان در مجالس عروسى و مناسبات فرح و شادى اشكال ندارد .
19- پولى را كه زنان خواننده در عروسى ها مىگيرند، حلال است .
http://jannaati.blogfa.com/post-59.aspx
5/4/94
@jannaati
محمد صالحی
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
دغدغه ها ي پيامبر(ص) در منا در حجه الوداع - اصول بنيادين دعوت اسلامي 👆👆👆
چند فتوا از آيه اله جوادي آملي
الف ) غذا و ذبيحه اهل كتاب :
• خوردن ماهي و هر غذايي كه محتاج به ذبح نباشد ( در رستوران اقليتها ) ، جايز است. 15/9/84
• استفاده از غذاهاي اهل كتاب، در صورتي كه به چيزهاي نجس ـ مانند شراب، گوشت خوك و... ـ آلوده نشده باشد، جايز است.
• اگر اهل كتاب حيوان حلالگوشت قابل ذبح را با نام خدا، رو به قبله ذبح كنند، حلال و پاك است. ٣١/١/٧٤
ب ) لمس و نگاه اضطراري امدادگر به نامحرم
• نگاه به بدن نامحرم و لمس آن در حال ضرورت و بدون قصد گناه جائز است. 31/2/88
• تنفس دهان به دهان (CPR ) توسط امدادگر براي نامحرم - جايز است. 1/3/88
ج) لمس و نظر
• نگاه به بدن كافر نامحرم بدون لذّت و بدون ترس از ارتكاب گناه جائز است.
• لمس بدن كافر نامحرم جائز نيست. 1/3/88
http://javadi.esra.ir/home
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
الف ) غذا و ذبيحه اهل كتاب :
• خوردن ماهي و هر غذايي كه محتاج به ذبح نباشد ( در رستوران اقليتها ) ، جايز است. 15/9/84
• استفاده از غذاهاي اهل كتاب، در صورتي كه به چيزهاي نجس ـ مانند شراب، گوشت خوك و... ـ آلوده نشده باشد، جايز است.
• اگر اهل كتاب حيوان حلالگوشت قابل ذبح را با نام خدا، رو به قبله ذبح كنند، حلال و پاك است. ٣١/١/٧٤
ب ) لمس و نگاه اضطراري امدادگر به نامحرم
• نگاه به بدن نامحرم و لمس آن در حال ضرورت و بدون قصد گناه جائز است. 31/2/88
• تنفس دهان به دهان (CPR ) توسط امدادگر براي نامحرم - جايز است. 1/3/88
ج) لمس و نظر
• نگاه به بدن كافر نامحرم بدون لذّت و بدون ترس از ارتكاب گناه جائز است.
• لمس بدن كافر نامحرم جائز نيست. 1/3/88
http://javadi.esra.ir/home
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
وحی ، جهت دهنده عقل انسان اولیه و حامی عقل انسان مدرن ** - 1
بشر اولیه که زیستی حیوانی داشت و در غارها زندگی می کرد ، تنها دغدغه اش نجات از شر حیوانات و احیانا افراد دیگر و همچنین بلایای طبیعی و از طرف دیگر ، تهیه مایحتاج خود جهت زنده ماندن بود و این باعث می شد که حتی فرصتی برای فکر کردن به چیزهای دیگر را نداشته باشد و چه بسا قوه عاقله او در مراحل نوزادی خود بود .
به مرور زمان و بعضا با اتفاقاتی که می افتاد ، متوجه شد که می تواند وسائل و ابزار مطمئن تری برای انجام فعالیت های خود و یا حتی دفاع خود بیابد . و این خود باعث شد که فکر خود را بکار گرفته و توسعه داده و در جهت تولید و استفاده بهتر از ابزار و یا بکارگیری روشهای بهتر انجام کارهایش ، تلاش نماید .
این مرحله ، او را وارد عصر مهارتهای مختلف فردی و سپس اجتماعی نمود ( عصر کشاورزی و یکجانشینی و روستانشینی) ، و او را به یک انسان ماهر تبدیل نمود .
او دیگر دغدغه ترس از حیوانات و یا بلایای طبیعی و یا احیانا همنوعان خود را نداشت . چرا که خانه ای داشت و ابزار دفاعی مطمئن تر و حامیاني از اطرافیان خود .
او دیگر دغدغه فقط شکار برای تغذیه خود و خانواده اش نداشت ، چرا که کشاورزی و شاید دامداری داشت .
او دیگر دغدغه آب و برکه خود نداشت ، چرا که یاد گرفته بود ، آب را ذخیره کند و برای کشاورزی و آشامیدن استفاده نماید .
....
و همه اینها ، یک آسایش نسبی برای او فراهم کرده بود و فرصت کافی برای تفکر در مورد چیزهای جدید به او داده بود .
در عرصه های فردی ؛
• در تنهائیهایش ، از تغییرات جوی ، آب و هوایی ، شب و روز و ... می ترسید و هزاران سوال که علت این اتفاقات چیست ؟
• مرگ ، او را می ترساند که چه بر سر من و یا بازمانده های من می آید ؟
• جسم مرده ، او را می ترساند که او را چه شده است ؟ او که تا لحظاتی پیش همانند خودش سخن می گفت و آرزوها داشت !
• او زمانی بدست حیوانات دیگر شکار می شد و شاید پیر شدن و مرگ طبیعی را تجربه نکرده بود ، ولی الآن ، این مراحل را نیز پشت سر می گذارد و میمیرد ! حال سوال برایش پیش می آید :
• او که اکنون مرده است ، اصلا چرا بدنیا آمده بود ؟ و چرا نمی توان جلو مرگ را گرفت ؟
• چه چیزی با او بود که اکنون نیست ؟ او غیر از این جسم مادی که مشهود است ، چه چیز دیگری داشته که الآن ندارد ؟
• آن چیز الآن به کجا رفته است ؟
• آیا به زندگی خود ادامه می دهد ؟ آیا ما را می بیند ؟ آیا در آسایش و آرامش است و یا ....
• و هزاران سوال دیگر ، که ترس بشر را به سطحی بالاتر و به اموری فراتر از جسم و ماده سوق داده بود .
آرام آرام ، برای نجات خود از ترسهایش ، به چیزهای دست نایافتنی مختلفی که می توانست تصور و یا تجسم کند ، پناهنده شد .
به رعد و برق ، به خورشید و ماه ، به زلزله ها ، به حیوانات بزرگ ، به اشباح و ناديده ها و ...
به آنها جان داد ، برایشان قدرت ما فوق بشری قائل شد و برای نجات خود از خشم آنها ، به التماس و قربانی برای آنها پناه برد و کم کم شکل نیایش و دعا به آنها داد .
آنجا که خداوند می فرماید :
" وَ يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَ لاَ يَنفَعُهُمْ " 1
" به جاى خدا چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنان زيان مىرساند و نه به آنان سود مىدهد ."
ولی اینها نیز مشکل او را حل نمی کرد .
• اینکه ، من برای چه بدنیا آمده ام ؟ اگر قرار است بمیرم ، چرا بدنیا آمدم ؟ و اگر هدفی بوده ، آن چیست ؟ چه کسی در خلقت من موثر بوده و آن هدف را برای خلق من در نظر داشته است ؟
و در راستای آن هدف ، چه انتظاری از من داشته و دارد ؟
و این ، او را بر آن داشت که برای خلقت خود و جهان پیرامونی خود به چیزهایی فراتر از خورشید و ماه و رعد و برق و .. فکر کند .
حال ؛
• او کیست ؟
• کجاست ؟
• چگونه است ؟
• چه قدرتهایی دارد ؟
• چگونه می توان با او رابطه برقرار کرد ؟
• چگونه می توان به او نزدیک شد ؟
• از ما چه می خواهد تا همان کنیم ؟
• آیا پس از مرگ جسمانی ، روح ما را به جایی دیگر و برای شلاق و یا انتقام می برد ؟
• آنجا کجاست ؟
• ما چه کنیم که به انتقامش دچار نگردیم ؟
• و یا شاید مهربان است و بخشنده ؟
این سوالها و سوالهای دیگر ، او را به جایی نمی برد ؛ او وارد دنیای تعقل شده بود و به انسانی خرد ورز تبدیل گشته بود .
ادامه دارد :
تحقیق : محمد صالحی – 27 / 4/ 91 مصادف با شب قدر
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
بشر اولیه که زیستی حیوانی داشت و در غارها زندگی می کرد ، تنها دغدغه اش نجات از شر حیوانات و احیانا افراد دیگر و همچنین بلایای طبیعی و از طرف دیگر ، تهیه مایحتاج خود جهت زنده ماندن بود و این باعث می شد که حتی فرصتی برای فکر کردن به چیزهای دیگر را نداشته باشد و چه بسا قوه عاقله او در مراحل نوزادی خود بود .
به مرور زمان و بعضا با اتفاقاتی که می افتاد ، متوجه شد که می تواند وسائل و ابزار مطمئن تری برای انجام فعالیت های خود و یا حتی دفاع خود بیابد . و این خود باعث شد که فکر خود را بکار گرفته و توسعه داده و در جهت تولید و استفاده بهتر از ابزار و یا بکارگیری روشهای بهتر انجام کارهایش ، تلاش نماید .
این مرحله ، او را وارد عصر مهارتهای مختلف فردی و سپس اجتماعی نمود ( عصر کشاورزی و یکجانشینی و روستانشینی) ، و او را به یک انسان ماهر تبدیل نمود .
او دیگر دغدغه ترس از حیوانات و یا بلایای طبیعی و یا احیانا همنوعان خود را نداشت . چرا که خانه ای داشت و ابزار دفاعی مطمئن تر و حامیاني از اطرافیان خود .
او دیگر دغدغه فقط شکار برای تغذیه خود و خانواده اش نداشت ، چرا که کشاورزی و شاید دامداری داشت .
او دیگر دغدغه آب و برکه خود نداشت ، چرا که یاد گرفته بود ، آب را ذخیره کند و برای کشاورزی و آشامیدن استفاده نماید .
....
و همه اینها ، یک آسایش نسبی برای او فراهم کرده بود و فرصت کافی برای تفکر در مورد چیزهای جدید به او داده بود .
در عرصه های فردی ؛
• در تنهائیهایش ، از تغییرات جوی ، آب و هوایی ، شب و روز و ... می ترسید و هزاران سوال که علت این اتفاقات چیست ؟
• مرگ ، او را می ترساند که چه بر سر من و یا بازمانده های من می آید ؟
• جسم مرده ، او را می ترساند که او را چه شده است ؟ او که تا لحظاتی پیش همانند خودش سخن می گفت و آرزوها داشت !
• او زمانی بدست حیوانات دیگر شکار می شد و شاید پیر شدن و مرگ طبیعی را تجربه نکرده بود ، ولی الآن ، این مراحل را نیز پشت سر می گذارد و میمیرد ! حال سوال برایش پیش می آید :
• او که اکنون مرده است ، اصلا چرا بدنیا آمده بود ؟ و چرا نمی توان جلو مرگ را گرفت ؟
• چه چیزی با او بود که اکنون نیست ؟ او غیر از این جسم مادی که مشهود است ، چه چیز دیگری داشته که الآن ندارد ؟
• آن چیز الآن به کجا رفته است ؟
• آیا به زندگی خود ادامه می دهد ؟ آیا ما را می بیند ؟ آیا در آسایش و آرامش است و یا ....
• و هزاران سوال دیگر ، که ترس بشر را به سطحی بالاتر و به اموری فراتر از جسم و ماده سوق داده بود .
آرام آرام ، برای نجات خود از ترسهایش ، به چیزهای دست نایافتنی مختلفی که می توانست تصور و یا تجسم کند ، پناهنده شد .
به رعد و برق ، به خورشید و ماه ، به زلزله ها ، به حیوانات بزرگ ، به اشباح و ناديده ها و ...
به آنها جان داد ، برایشان قدرت ما فوق بشری قائل شد و برای نجات خود از خشم آنها ، به التماس و قربانی برای آنها پناه برد و کم کم شکل نیایش و دعا به آنها داد .
آنجا که خداوند می فرماید :
" وَ يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَ لاَ يَنفَعُهُمْ " 1
" به جاى خدا چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنان زيان مىرساند و نه به آنان سود مىدهد ."
ولی اینها نیز مشکل او را حل نمی کرد .
• اینکه ، من برای چه بدنیا آمده ام ؟ اگر قرار است بمیرم ، چرا بدنیا آمدم ؟ و اگر هدفی بوده ، آن چیست ؟ چه کسی در خلقت من موثر بوده و آن هدف را برای خلق من در نظر داشته است ؟
و در راستای آن هدف ، چه انتظاری از من داشته و دارد ؟
و این ، او را بر آن داشت که برای خلقت خود و جهان پیرامونی خود به چیزهایی فراتر از خورشید و ماه و رعد و برق و .. فکر کند .
حال ؛
• او کیست ؟
• کجاست ؟
• چگونه است ؟
• چه قدرتهایی دارد ؟
• چگونه می توان با او رابطه برقرار کرد ؟
• چگونه می توان به او نزدیک شد ؟
• از ما چه می خواهد تا همان کنیم ؟
• آیا پس از مرگ جسمانی ، روح ما را به جایی دیگر و برای شلاق و یا انتقام می برد ؟
• آنجا کجاست ؟
• ما چه کنیم که به انتقامش دچار نگردیم ؟
• و یا شاید مهربان است و بخشنده ؟
این سوالها و سوالهای دیگر ، او را به جایی نمی برد ؛ او وارد دنیای تعقل شده بود و به انسانی خرد ورز تبدیل گشته بود .
ادامه دارد :
تحقیق : محمد صالحی – 27 / 4/ 91 مصادف با شب قدر
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1