آيا خطبه امام علي(ع) در مورد نقصان عقل زنان معتبر است ؟ -1
امروزه متاسفانه شبهات زيادي در مورد دين و آموزه هاي آن مطرح بوده و بعضا به روايات شفاهي رسيده از پيامبر(ص) و اهل بيت و يا گزارشات تاريخي موجود در كتب تاريخي مختلف ، استدلال ميشود كه بدون بررسي اعتبار اسناد آنها ، در همه فضاهاي مجازي در حال گسترش و پخش است .
آنچه كه عقل انساني حكم ميكند و از پيامبر و اهل بيت (ع) نيز به ما رسيده است ، براي بررسي صحت و اعتبار روايات مذكور دو راه بيشتر وجود ندارد :
1- اعتبار زنجيره راويان روايت تا پيامبر(ص) و يا امام(ع)
2- تطبيق روايت با مضامين قرآن
پیامبر(ص) فرمودند :
اي مردم : هر حديثي از من نقل كردند و مطابق قرآن بود ، اعتراف ميكنم كه مال من است . در غير اينصورت از من نبوده و نسبت دروغ به من بسته اند . 1
تذكر : شرط دوم ، در هر حال بايد مورد عنايت قرار گيرد ، حتي اگر سلسله راويان حديث ، به ما درست رسيده باشند ، چرا كه آنهايي كه در جعل احاديث خبره شده بودند ، قطعا در جعل سلسله راويان احاديث ، بيشترين همت را براي تثبيت آنها بكار برده اند .
يكي از خطبه هايي كه در نهج البلاغه ، به امام علي(ع) نسبت داده شده ، خطبه ايست كه ايشان بعد جنگ جمل ، براي مردم ايراد كرده و بشرح ذيل ، زنان را ناقص العقل قلمداد كرده است :
" ای مردم، زنها از لحاظ ایمان و ارث و خرد کمبهره هستند ، 2 ـ اما نقصان ایمانشان بجهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن در روزهای حیض است، 3ـ و جهت نقصان خودشان این است که (در اسلام) گواهی دو زن به جای گواهی یک مرد است ، 4ـ و از جهت نقصان نصیب و بهره هم ارث آنها نصف ارث مردان میباشد، 5ـ پس از زنهای بد پرهیز کنید، و از خوبانشان برحذر باشید، 6ـ و در گفتار و کردار پسندیده از آنها پیروی نکنید، تا در گفتار و کردار ناشایسته طمع نکنند ." 2
براي بررسي صحت خطبه فوق ، كافيست كه واكاوي درستي در اسناد و تطابق مضموني آن با قرآن انجام شده و به جعلي بودن آن ، پي برد .
1- بررسي صحت اسناد خطبه
روایت فوق به صورت كامل و یا در برخی منابع بصورت ناقص و صرفا عبارت « ان النساء نواقص العقول » در منابع مختلف روايي آمده كه در تمامی منابع فوق روایت مذكور بصورت مرسل 3 یا مرفوع 4 وارد شده است و در يكي از منابع نیز در سلسله سند آن ابوطالب مكی دیده میشود كه دچار جنون گردیده بود و قابل اعتماد نیست .
2- عرضه روایت به قران کریم
آیات قرآن كریم چه در مقام خلقت زن و مرد ، چه در مقام بیان مسئولیت ، چه در مقام مراتب ایمان و پذیرش عمل ، چه در مقام بیان كرامت انسانی ، چه در مقام بیان اغواء و فریب خوردن و گمراهی از حق و چه در مقام ارائه الگو و نمونه ایمانی ، زن و مرد را بصورت مساوی در كنار هم قرار داده و هنگام مراجعه به قرآن كریم و تلاوت این كتاب شریف و الهی ، هیچ تفاوتی از جهات مذكور میان زن و مرد دیده نمی شود :
• مقام خلقت: « یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا... 5
• مقام بیان مسئولیت: « إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُوْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْقَانِتِينَ وَ الْقَانِتَاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِرَاتِ وَ الْخَاشِعِينَ وَ الْخَاشِعَاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقَاتِ وَ الصَّآئِمِينَ وَ الصَّآئِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظَاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً . 6
• مقام ایمان و پذیرش عمل: « وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّلِحَتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيراً . 7
• مقام بیان كرامت انسانی: « يَآ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَ أُنثَى وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَ قَبَآئِلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ . 8
و آيات متعدد ديگر از جمله بقره آيات 35 و 36 ، تحريم آيات 11 و 12 .
ادامه دارد :
محمد صالحي – 30/1/95
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
امروزه متاسفانه شبهات زيادي در مورد دين و آموزه هاي آن مطرح بوده و بعضا به روايات شفاهي رسيده از پيامبر(ص) و اهل بيت و يا گزارشات تاريخي موجود در كتب تاريخي مختلف ، استدلال ميشود كه بدون بررسي اعتبار اسناد آنها ، در همه فضاهاي مجازي در حال گسترش و پخش است .
آنچه كه عقل انساني حكم ميكند و از پيامبر و اهل بيت (ع) نيز به ما رسيده است ، براي بررسي صحت و اعتبار روايات مذكور دو راه بيشتر وجود ندارد :
1- اعتبار زنجيره راويان روايت تا پيامبر(ص) و يا امام(ع)
2- تطبيق روايت با مضامين قرآن
پیامبر(ص) فرمودند :
اي مردم : هر حديثي از من نقل كردند و مطابق قرآن بود ، اعتراف ميكنم كه مال من است . در غير اينصورت از من نبوده و نسبت دروغ به من بسته اند . 1
تذكر : شرط دوم ، در هر حال بايد مورد عنايت قرار گيرد ، حتي اگر سلسله راويان حديث ، به ما درست رسيده باشند ، چرا كه آنهايي كه در جعل احاديث خبره شده بودند ، قطعا در جعل سلسله راويان احاديث ، بيشترين همت را براي تثبيت آنها بكار برده اند .
يكي از خطبه هايي كه در نهج البلاغه ، به امام علي(ع) نسبت داده شده ، خطبه ايست كه ايشان بعد جنگ جمل ، براي مردم ايراد كرده و بشرح ذيل ، زنان را ناقص العقل قلمداد كرده است :
" ای مردم، زنها از لحاظ ایمان و ارث و خرد کمبهره هستند ، 2 ـ اما نقصان ایمانشان بجهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن در روزهای حیض است، 3ـ و جهت نقصان خودشان این است که (در اسلام) گواهی دو زن به جای گواهی یک مرد است ، 4ـ و از جهت نقصان نصیب و بهره هم ارث آنها نصف ارث مردان میباشد، 5ـ پس از زنهای بد پرهیز کنید، و از خوبانشان برحذر باشید، 6ـ و در گفتار و کردار پسندیده از آنها پیروی نکنید، تا در گفتار و کردار ناشایسته طمع نکنند ." 2
براي بررسي صحت خطبه فوق ، كافيست كه واكاوي درستي در اسناد و تطابق مضموني آن با قرآن انجام شده و به جعلي بودن آن ، پي برد .
1- بررسي صحت اسناد خطبه
روایت فوق به صورت كامل و یا در برخی منابع بصورت ناقص و صرفا عبارت « ان النساء نواقص العقول » در منابع مختلف روايي آمده كه در تمامی منابع فوق روایت مذكور بصورت مرسل 3 یا مرفوع 4 وارد شده است و در يكي از منابع نیز در سلسله سند آن ابوطالب مكی دیده میشود كه دچار جنون گردیده بود و قابل اعتماد نیست .
2- عرضه روایت به قران کریم
آیات قرآن كریم چه در مقام خلقت زن و مرد ، چه در مقام بیان مسئولیت ، چه در مقام مراتب ایمان و پذیرش عمل ، چه در مقام بیان كرامت انسانی ، چه در مقام بیان اغواء و فریب خوردن و گمراهی از حق و چه در مقام ارائه الگو و نمونه ایمانی ، زن و مرد را بصورت مساوی در كنار هم قرار داده و هنگام مراجعه به قرآن كریم و تلاوت این كتاب شریف و الهی ، هیچ تفاوتی از جهات مذكور میان زن و مرد دیده نمی شود :
• مقام خلقت: « یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا... 5
• مقام بیان مسئولیت: « إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُوْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْقَانِتِينَ وَ الْقَانِتَاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِرَاتِ وَ الْخَاشِعِينَ وَ الْخَاشِعَاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقَاتِ وَ الصَّآئِمِينَ وَ الصَّآئِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظَاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً . 6
• مقام ایمان و پذیرش عمل: « وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّلِحَتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيراً . 7
• مقام بیان كرامت انسانی: « يَآ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَ أُنثَى وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَ قَبَآئِلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ . 8
و آيات متعدد ديگر از جمله بقره آيات 35 و 36 ، تحريم آيات 11 و 12 .
ادامه دارد :
محمد صالحي – 30/1/95
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
آيا خطبه امام علي(ع) در مورد نقصان عقل زنان معتبر است ؟ -2
لذا بر اساس آیات قرآن ، تفاوتی در ایمان و مسئولیت پذیری و كرامت انسانی و یا بالعكس فریب و گمراهی، میان زن و مرد دیده نمی شود و هرجا صحبت از كوتاهی در انجام مسئولیت یا گمراهی است، مساله دو سویه و بر زن و مرد اطلاق دارد و جنسیت بر اساس آیات قرآن كریم در ایمان و یا گمراهی افراد نقشی ندارد و بالعكس در آیات قرآن كریم تصریح شده است كه نفس انسانی مخاطب تقوا و فجور است نه جنسیت:
« وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا » 9
نظر مرحوم آيه اله دكنر صادقي تهراني :
اینکه در بعضی منابع (منسوب به امیرالمؤمنین ع) آمده است: « زنان ناقص الإیمان هستند؛ چون در ایّام حیض نماز نمیخوانند و روزه نمیگیرند »، جعلی میباشد؛ زیرا نماز نخواندن و روزه نگرفتن در ایّام حیض ، اطاعت از اوامر الهی است، و این یعنی کمال ایمان، نه نقص ایمان . 10
و در يك كلام :
آنچه كه از آيات قران بر مي آيد ، هيچگونه اهانت و يا ارزش درجه دومي براي زن بدست نمي آيد و از طرف ديگر امام علي(ع) كه به اقرار همه بزرگان دو فرقه مسلمان ، از مومن ترين مردم به قرآن بوده و بر اساس حديث ثقلين ، از معتبرترين شارحان دين و كتاب خدا بوده است ، هيچگاه ، سخني مخالف مضامين و اصول قرآني به زبان نياورده ، و يا از آيات قرآن در جهت تحقير جنس زن استفاده ننموده است .
زيرنويسها :
1- أيها الناس ما جاءكم عني يوافق كتاب الله فأنا قلته و ما جاءكم يخالف كتاب الله فلم أقله – 860 نهج الفصاحه و وسائل الشيعه، ج 18، ص 79، ح 15
2- معاشر الناس، ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول، 2ـ فاما نقصان ایمانهن فقعودهن عن الصلوة والصیام فی ایام حیضهن، 3ـ و اما نقصان عقولهن فشهادة أمرأتین کشهادة الرجل الواحد 4ـ و اما نقصان حظوظهن فمواریثهن علی الانصاف من مواریث الرجال، 5ـ فاتقوا شرار النساء، و کونوا من خیارهن علی حذرٍ، 6ـ ولا تطیعوهن فی المعروف حتی لایطمعن فی المنکر.» خطبه 79 نهجالبلاغه
3- حديث مرسل- اصطلاحى در علم درایه و- حديثى است که راوی، آن را از معصوم نشنيده، ليکن بدون واسطه از وى نقل کرده باشد و يا با واسطه نقل کرده، امّا واسطه را فراموش کرده و به فراموشی تصریح نموده و يا از روى عمد يا سهو آن را نياورده باشد و يا واسطه را با ابهام ذکر کرده باشد، مانند تعبير «عن رجلٍ» يا «عَن بعض اصحابنا» ( نهایة الدرایة (سیدحسن صدر)ص۱۸۹ )
4- حدیثی که یک- یا بیشتر از یک- راوی آن از میانه یا آخر سند آن افتاده باشد . ( نهایة الدرایة (سیدحسن صدر) ص۱۸۲-۱۸۳. )
5- نساء ، آيه ۱ (ای مردم بترسید از آن خدایی كه شما را از نفس واحد آفرید و جفت او را از آن [ از همان نفس ] خلق كرد. )
6- احزاب، آيه ۳۵ (مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادت پیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقهدهنده و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه خدا را فراوان یاد مى كنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.» )
7- نساء ، آيه ۱۲۴ (و هر كس كارهاى شايسته انجام دهد، چه مرد باشد و چه زن، در حالى كه مؤمن باشد پس آنان به بهشت وارد مى شوند و كمترين ستمى به آنان نمى شود. )
8- حجرات ، آيه ۱۳
9- شمس ، آيات ۷-۱۰
10-مسئله شماره ۱۵۹ از گزيده فتاوا - http://www.albalaq.com
محمد صالحي – 30/1/95
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
لذا بر اساس آیات قرآن ، تفاوتی در ایمان و مسئولیت پذیری و كرامت انسانی و یا بالعكس فریب و گمراهی، میان زن و مرد دیده نمی شود و هرجا صحبت از كوتاهی در انجام مسئولیت یا گمراهی است، مساله دو سویه و بر زن و مرد اطلاق دارد و جنسیت بر اساس آیات قرآن كریم در ایمان و یا گمراهی افراد نقشی ندارد و بالعكس در آیات قرآن كریم تصریح شده است كه نفس انسانی مخاطب تقوا و فجور است نه جنسیت:
« وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا » 9
نظر مرحوم آيه اله دكنر صادقي تهراني :
اینکه در بعضی منابع (منسوب به امیرالمؤمنین ع) آمده است: « زنان ناقص الإیمان هستند؛ چون در ایّام حیض نماز نمیخوانند و روزه نمیگیرند »، جعلی میباشد؛ زیرا نماز نخواندن و روزه نگرفتن در ایّام حیض ، اطاعت از اوامر الهی است، و این یعنی کمال ایمان، نه نقص ایمان . 10
و در يك كلام :
آنچه كه از آيات قران بر مي آيد ، هيچگونه اهانت و يا ارزش درجه دومي براي زن بدست نمي آيد و از طرف ديگر امام علي(ع) كه به اقرار همه بزرگان دو فرقه مسلمان ، از مومن ترين مردم به قرآن بوده و بر اساس حديث ثقلين ، از معتبرترين شارحان دين و كتاب خدا بوده است ، هيچگاه ، سخني مخالف مضامين و اصول قرآني به زبان نياورده ، و يا از آيات قرآن در جهت تحقير جنس زن استفاده ننموده است .
زيرنويسها :
1- أيها الناس ما جاءكم عني يوافق كتاب الله فأنا قلته و ما جاءكم يخالف كتاب الله فلم أقله – 860 نهج الفصاحه و وسائل الشيعه، ج 18، ص 79، ح 15
2- معاشر الناس، ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول، 2ـ فاما نقصان ایمانهن فقعودهن عن الصلوة والصیام فی ایام حیضهن، 3ـ و اما نقصان عقولهن فشهادة أمرأتین کشهادة الرجل الواحد 4ـ و اما نقصان حظوظهن فمواریثهن علی الانصاف من مواریث الرجال، 5ـ فاتقوا شرار النساء، و کونوا من خیارهن علی حذرٍ، 6ـ ولا تطیعوهن فی المعروف حتی لایطمعن فی المنکر.» خطبه 79 نهجالبلاغه
3- حديث مرسل- اصطلاحى در علم درایه و- حديثى است که راوی، آن را از معصوم نشنيده، ليکن بدون واسطه از وى نقل کرده باشد و يا با واسطه نقل کرده، امّا واسطه را فراموش کرده و به فراموشی تصریح نموده و يا از روى عمد يا سهو آن را نياورده باشد و يا واسطه را با ابهام ذکر کرده باشد، مانند تعبير «عن رجلٍ» يا «عَن بعض اصحابنا» ( نهایة الدرایة (سیدحسن صدر)ص۱۸۹ )
4- حدیثی که یک- یا بیشتر از یک- راوی آن از میانه یا آخر سند آن افتاده باشد . ( نهایة الدرایة (سیدحسن صدر) ص۱۸۲-۱۸۳. )
5- نساء ، آيه ۱ (ای مردم بترسید از آن خدایی كه شما را از نفس واحد آفرید و جفت او را از آن [ از همان نفس ] خلق كرد. )
6- احزاب، آيه ۳۵ (مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادت پیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقهدهنده و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه خدا را فراوان یاد مى كنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.» )
7- نساء ، آيه ۱۲۴ (و هر كس كارهاى شايسته انجام دهد، چه مرد باشد و چه زن، در حالى كه مؤمن باشد پس آنان به بهشت وارد مى شوند و كمترين ستمى به آنان نمى شود. )
8- حجرات ، آيه ۱۳
9- شمس ، آيات ۷-۱۰
10-مسئله شماره ۱۵۹ از گزيده فتاوا - http://www.albalaq.com
محمد صالحي – 30/1/95
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
احاديث نقل شده از پيامبر(ص) و ائمه (س) در چه صورتي قابل اعتنا است ؟
بر اساس شواهد تاريخي كه جعل حديث در قرون اولیه يك امر كاملا رایجی بوده كه توسط هم افراطيون مذهبي ، هم ناآگاهان متعصب و هم دشمنان انجام گرفته و اعتقادات شيعه( و غیر شیعه) را دستخوش تضادهاي مختلف و متعددي كرده است،
لذا شناخت #حديث_صحيح به دو شرط قطعی زير بستگي دارد :
1⃣ موافقت مفهوم و مضمون حديث با #قرآن
2⃣ موافقت با #عقل
💥دلائل:
قرآن می فرماید:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک ۶۷ مایده
ای پیامبر آنچه بر تو نازل شده را ابلاغ کن.
در موضوعات مرتبط با دین، پیامبر موظف به رعایت مرجعیت وحی( که امروزه بعنوان قرآن در اختیار ماست) در سخن گفتن بوده است.
پیامبر(ص) فرمودند :
اي مردم : هر حديثي از من نقل كردند و مطابق قرآن بود ، اعتراف ميكنم كه مال من است . در غير اينصورت از من نبوده و نسبت دروغ به من بسته اند .
أيها الناس ما جاءكم عني يوافق كتاب الله فأنا قلته و ما جاءكم يخالف كتاب الله فلم أقله – 860 نهج الفصاحه و وسائل الشيعه، ج 18، ص 79، ح 15
امام علي (ع) :
در روزگار پيامبر (ص) آنقدر دروغ به آن حضرت نسبت داده شد که ايستاد و خطابه ايراد کرد و فرمود:
( هر کس از روي عمد به من دروغ نسبت دهد جايگاه او پر از آتش است.)
لقد کذب علي رسول الله -ص- علي عهده، حتي قام خطيبا، فقال: « من کذب علي متعمدا فليتبوا مقعده من النار" . خطبه 201 (در بيان اقسام حديث )
امام صادق (ع) ميفرمود:
بر ما تنها حديثي را بپذيريد كه با قرآن و سنت موافق باشد يا همراه آن شاهدي از احاديث پيشين ما بيابي؛ چون مغيرة بن سعيد كه نفرين خدا بر او باد، در كتابهايِ شيعيان پدرم احاديثي را كه نفرموده بود، جاي داد؛
پس از خدا پروا كنيد و آنچه را كه با سخن پروردگارمان و سنت پيامبرمان مخالفت دارد، به ما نسبت ندهيد؛ زيرا ما هرگاه حديث نقل ميكنيم، ميگوييم: خداي عز و جل فرمود؛ رسول خدا(ص) فرمود .
لا تقبلوا علينا حديثاً الا ما وافق القرآن و السنة، أو تجدون معه شاهداً من أحاديثنا المتقدمة، فان المغيرة بن سعيد لعنه الله دس في كتب أصحاب أبي أحاديث لم يحدث بها أبي فاتقوا الله و لا تقبلوا علينا ما خالف قول ربنا تعالي و سنة نبينا محمد (ص) فانا إذا حدثنا قلنا : قال الله عز و جل، و قال رسول الله (ص) . بحارالأنوار- مجلسي، ج48 ، ص103-
قال رسول الله، (ص) ، إذا سمعتم الحديث عني تعرفه قلوبكم و تلين له أشعاركم و أبشاركم و ترون أنه منكم قريب فأنا أولاكم به ، و إذا سمعتم الحديث عني تنكره قلوبكم و تنفرمنه أشعاركم و أبشاركم و ترون أنه منكم بعيد فأنا أبعدكم منه.
هرگاه حديثي از من شنيديد كه دلهايتان آن را ميشناسد و شعور و احساستان در برابر آن خاصع است و احساس ميكنيد به شما نزديك است ، من بدان از شما سزاوارترم و اگر حديثي را از من شنيديد كه دلهايتان آن را انكار ميكند و شعور و احساستان از آن نفرت دارد و احساس ميكنيد از شما دور است، من از شما بدان دورترم.
الطبقات الكبرى - محمد بن سعد بن – ج 1 ص 387
قال رسول الله، (ص) : ما ورد عليکم من حديث ال محمد (ص) فلانت له قلوبکم و عرفتموه فاقبلوه و ما اشمأزت قلوبکم و انکرتموه فردوه الي الله و الي الرسول و الي العالم من آل محمد(ص) .
از احاديث خاندان رسالت آنچه دل شما گواهي به صحت آن ميدهد و احساس آشنايي آن داريد را بپذيريد، و آنچه دل شما از آن ميرمد و عقل شما آن را انکار ميکند را به خدا و رسول و دانشمند از خاندان رسالت ارجاع دهيد.
مجلسى، ج 2، ص 189، ح 21
محمد صالحی – 5/ 1/ 93
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
بر اساس شواهد تاريخي كه جعل حديث در قرون اولیه يك امر كاملا رایجی بوده كه توسط هم افراطيون مذهبي ، هم ناآگاهان متعصب و هم دشمنان انجام گرفته و اعتقادات شيعه( و غیر شیعه) را دستخوش تضادهاي مختلف و متعددي كرده است،
لذا شناخت #حديث_صحيح به دو شرط قطعی زير بستگي دارد :
1⃣ موافقت مفهوم و مضمون حديث با #قرآن
2⃣ موافقت با #عقل
💥دلائل:
قرآن می فرماید:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک ۶۷ مایده
ای پیامبر آنچه بر تو نازل شده را ابلاغ کن.
در موضوعات مرتبط با دین، پیامبر موظف به رعایت مرجعیت وحی( که امروزه بعنوان قرآن در اختیار ماست) در سخن گفتن بوده است.
پیامبر(ص) فرمودند :
اي مردم : هر حديثي از من نقل كردند و مطابق قرآن بود ، اعتراف ميكنم كه مال من است . در غير اينصورت از من نبوده و نسبت دروغ به من بسته اند .
أيها الناس ما جاءكم عني يوافق كتاب الله فأنا قلته و ما جاءكم يخالف كتاب الله فلم أقله – 860 نهج الفصاحه و وسائل الشيعه، ج 18، ص 79، ح 15
امام علي (ع) :
در روزگار پيامبر (ص) آنقدر دروغ به آن حضرت نسبت داده شد که ايستاد و خطابه ايراد کرد و فرمود:
( هر کس از روي عمد به من دروغ نسبت دهد جايگاه او پر از آتش است.)
لقد کذب علي رسول الله -ص- علي عهده، حتي قام خطيبا، فقال: « من کذب علي متعمدا فليتبوا مقعده من النار" . خطبه 201 (در بيان اقسام حديث )
امام صادق (ع) ميفرمود:
بر ما تنها حديثي را بپذيريد كه با قرآن و سنت موافق باشد يا همراه آن شاهدي از احاديث پيشين ما بيابي؛ چون مغيرة بن سعيد كه نفرين خدا بر او باد، در كتابهايِ شيعيان پدرم احاديثي را كه نفرموده بود، جاي داد؛
پس از خدا پروا كنيد و آنچه را كه با سخن پروردگارمان و سنت پيامبرمان مخالفت دارد، به ما نسبت ندهيد؛ زيرا ما هرگاه حديث نقل ميكنيم، ميگوييم: خداي عز و جل فرمود؛ رسول خدا(ص) فرمود .
لا تقبلوا علينا حديثاً الا ما وافق القرآن و السنة، أو تجدون معه شاهداً من أحاديثنا المتقدمة، فان المغيرة بن سعيد لعنه الله دس في كتب أصحاب أبي أحاديث لم يحدث بها أبي فاتقوا الله و لا تقبلوا علينا ما خالف قول ربنا تعالي و سنة نبينا محمد (ص) فانا إذا حدثنا قلنا : قال الله عز و جل، و قال رسول الله (ص) . بحارالأنوار- مجلسي، ج48 ، ص103-
قال رسول الله، (ص) ، إذا سمعتم الحديث عني تعرفه قلوبكم و تلين له أشعاركم و أبشاركم و ترون أنه منكم قريب فأنا أولاكم به ، و إذا سمعتم الحديث عني تنكره قلوبكم و تنفرمنه أشعاركم و أبشاركم و ترون أنه منكم بعيد فأنا أبعدكم منه.
هرگاه حديثي از من شنيديد كه دلهايتان آن را ميشناسد و شعور و احساستان در برابر آن خاصع است و احساس ميكنيد به شما نزديك است ، من بدان از شما سزاوارترم و اگر حديثي را از من شنيديد كه دلهايتان آن را انكار ميكند و شعور و احساستان از آن نفرت دارد و احساس ميكنيد از شما دور است، من از شما بدان دورترم.
الطبقات الكبرى - محمد بن سعد بن – ج 1 ص 387
قال رسول الله، (ص) : ما ورد عليکم من حديث ال محمد (ص) فلانت له قلوبکم و عرفتموه فاقبلوه و ما اشمأزت قلوبکم و انکرتموه فردوه الي الله و الي الرسول و الي العالم من آل محمد(ص) .
از احاديث خاندان رسالت آنچه دل شما گواهي به صحت آن ميدهد و احساس آشنايي آن داريد را بپذيريد، و آنچه دل شما از آن ميرمد و عقل شما آن را انکار ميکند را به خدا و رسول و دانشمند از خاندان رسالت ارجاع دهيد.
مجلسى، ج 2، ص 189، ح 21
محمد صالحی – 5/ 1/ 93
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍12❤2👎1🥰1
با سلام خدمت دوستان
به مناسبت ایام سالگرد رحلت حضرت آیه اله صالحی نجف آبادی ، از بزرگان حوزه فقه و تاریخ و عقاید ، چکیده ای از شخصیت ، روش تحقیق و کتب چاپ شده ایشان را در چند روز متوالی خدمت عزیزان خواهم فرستاد .
او که با دیدی نقادی وارد آن علوم شده و اساس همه مباحث خود را بر قرآن و در مرتبه دوم روایات قابل استناد قرار داده
و معیار فهم درست از آنها را عقل می دانستند .
به مناسبت ایام سالگرد رحلت حضرت آیه اله صالحی نجف آبادی ، از بزرگان حوزه فقه و تاریخ و عقاید ، چکیده ای از شخصیت ، روش تحقیق و کتب چاپ شده ایشان را در چند روز متوالی خدمت عزیزان خواهم فرستاد .
او که با دیدی نقادی وارد آن علوم شده و اساس همه مباحث خود را بر قرآن و در مرتبه دوم روایات قابل استناد قرار داده
و معیار فهم درست از آنها را عقل می دانستند .
👍2
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 1
الف ) نگاهی اجمالی به زندگی ایشان
* تولد : 1302 شمسي – نجف آباد
* شاگرد اساتيدي چون : آيه الله بروجردي – آيه الله سيد محمد داماد – آيه الله حاج آقا رحيم ارباب – امام خميني و علامه طباطبايي
* مجتهد متفكر و منتقد
* داراي كتب فراوان فقهي – تاريخي – تفسيري و پژوهشي نوين
* مبارز و تبعیدی سياسي همرزم امام و آيه الله منتظري
* مظلوم و حتی متهم به کفر گویی در بین بزرگان هم کیش خود
* وفات : ارديبهشت 1385 شمسي - تهران
ب ) ایشان فقيه نوانديشی بودند كه می توان به بعض ويژگي هاي ايشان چنين اشاره كرد :
1- نگاه تفسیری ، تحلیلی و اجتهادی ایشان به معارف دینی و شریعت ، نگاه عقلانی بوده ، تا برداشتهای سنتی نقلی و خبری با پیش فرضهای تعصبی و غیرقابل دفاع
2- اصل در منابع اخذ احكام و معارف دینی را قرآن مي دانست كه بايستي با توجه به عقل سليم ( مشرف به علوم مربوطه ) تفسير گردد .
3- از آنجا که معتقد بود ماهیت اصلی دین ، معارف و اخلاقیات بوده و احکام فقهی ، فرع آن می باشد و دلیل اصلی انحرافات تاریخی در دین ، انحراف و تحریف معارف دینی توسط غالیان ( عمدتا افراطیونی که ائمه را در جایگاه خداوند نشاندند ) و یا مفوضه ( که تحقق افعال و صفات خداوند را بوسیله ائمه میدانستند ) بوده است ، بیشتر عمر خود را خطر کرد و با تمام انرژی ، به جنگ اعتقادات و معارفی رفت که منشا آنها ، احادیث جعلی فوق الذکر بود .
4- بر اساس سخن امام صادق (ع) که فرمود : " هر روایتی که موافق کتاب خدا باشد چه از فرد نیکوکار و چه از مرد بد کار به تو برسد ، آنرا بپذیر ؛ ولی چنانچه روایتی مخالف کتاب خدا بود از فرد نیکوکار یا بدکاری به تو رسید ، آنرا نپذیر - فرائد الاصول ( رسائل) ص 62 " ، احاديث را با قرآن و فهم عقلی مي سنجيد و اگر مغاير مي يافت ؛ كنار مي گذاشت .
5- بر اساس سخن پیامبر اکرم (ص) که فرمود : " اي مردم! دروغ بستن بر من خيلي زياد شده است، هركه بر من دروغ ببندد بايد در آتش مأوي بگيرد – نهج البلاغه ، خطبه 210 دشتی " معتقد بود که حديثسازي در امت اسلامي ، تاريخ طولاني و غمانگيزي دارد كه از همان طلوع فجر اسلام شروع گردید ه و امروز آفت دین شده است .
6- احاديث را به صرف اينكه راوي آن معتبر است معتبر نمي دانست ؛ چه بسا كه غاليان ( صاحبان تفكر افراطي و غلوآميز در مورذ ائمه (ع)) ، آنها را در بين احاديث مستند به اصحاب خاص ائمه (ع) در کتابهای کپی شده آنها ، وارد كرده و سپس نسل به نسل به ما رسيده است .
7- بشدت معتقد بود كه بسياري از آرائ علما و مورخين ( چه شيعي و چه سني ) ناشي از غلو در محبت آنها به امامان و بزرگانشان بوده كه بايستي در برخورد با آن آرا و يا احاديث به اين امر دقت دو چندان شود .
8- نگاه ایشان به معصومین (ع) ( از منظر علم و قدرت و کمالات ) ، اسطوره ای ، فرابشری و غیرقابل دسترس نبود ، بلکه انسانهایی می دانست که در جاده کمال الی الله به جایگاهی ملکوتی و در مسیر عبودیت حق ، به قرب الهی رسیده اند و همین است که می توانند اسوه و الگوی بشری واقع شوند .
9- به علما و فقهاي پيشين ؛ بعنوان انديشمنداني صاحب نظر نگاه مي كرد نه به عنوان مراد و منقاد .
10- در ارائه نظر ؛ به تمام منابع سني و شيعي و آراي تاريخي مورخان و محدثان و فقها و حتي فقه اهل سنت ، سركشي و توجه عميق داشت .
11- در ارائه نظر فقهي ؛ به منطقي بودن و سهولت آن برای افراد و همچنين اعتبار و عزت و كرامت اسلام و قرآن توجه خاص داشت .
12- يكی از نكات برجستهی اخلاقی ایشان ، استفادهی فراوان از عبارت « نمیدانم » در پاسخ پرسشهای افراد بود .
حتی اگر ، بسياری از مطالب مربوط به سئوالی را میدانست ولی چون تحقيقات علمی او به نتيجهی نهايی نرسيده بود ، از اظهار نظر در خصوص آن ، خود داری میكرد .
13- پس از رسيدن به يك نظر قطعي ؛ در ارائه آن ، ملاحظه نظرهاي مخالف متقدمين و معاصرين را نمي كرد .
14- در بررسي تاريخ و زندگي نامه بزرگان از پيامبران و امامان به تمام آراي مورخان از فرق و اديان مربوطه و هم چنين سلسله وقايعي كه منطقا مي توانسته رخ داده باشد بدون دخالت دادن حب و بغض هاي قومي و تاريخي ؛ توجه دقيق مي كرد .
15- سر لوحه تمام بحث ها ؛ نقدها و تحقيقات ايشان جمله معروف " حيات العلم بالنقد و الرد " بود . بگونه ايكه معتقد بود هر كس هر نظري در مورد مسائل فقهي ؛ اعتقادي ؛ سياسي و فرهنگي دارد ؛ بايد اظهار كند تا بدين وسيله يك نظر پا برجا بماند . در حقيقت انسان بايد چيزي بنويسد كه در جامعه موج ايجاد كند تا بدين صورت جامعه به پويايي و جنبش بيفتد .
ادامه دارد :
محمد صالحي – سال 1387
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
الف ) نگاهی اجمالی به زندگی ایشان
* تولد : 1302 شمسي – نجف آباد
* شاگرد اساتيدي چون : آيه الله بروجردي – آيه الله سيد محمد داماد – آيه الله حاج آقا رحيم ارباب – امام خميني و علامه طباطبايي
* مجتهد متفكر و منتقد
* داراي كتب فراوان فقهي – تاريخي – تفسيري و پژوهشي نوين
* مبارز و تبعیدی سياسي همرزم امام و آيه الله منتظري
* مظلوم و حتی متهم به کفر گویی در بین بزرگان هم کیش خود
* وفات : ارديبهشت 1385 شمسي - تهران
ب ) ایشان فقيه نوانديشی بودند كه می توان به بعض ويژگي هاي ايشان چنين اشاره كرد :
1- نگاه تفسیری ، تحلیلی و اجتهادی ایشان به معارف دینی و شریعت ، نگاه عقلانی بوده ، تا برداشتهای سنتی نقلی و خبری با پیش فرضهای تعصبی و غیرقابل دفاع
2- اصل در منابع اخذ احكام و معارف دینی را قرآن مي دانست كه بايستي با توجه به عقل سليم ( مشرف به علوم مربوطه ) تفسير گردد .
3- از آنجا که معتقد بود ماهیت اصلی دین ، معارف و اخلاقیات بوده و احکام فقهی ، فرع آن می باشد و دلیل اصلی انحرافات تاریخی در دین ، انحراف و تحریف معارف دینی توسط غالیان ( عمدتا افراطیونی که ائمه را در جایگاه خداوند نشاندند ) و یا مفوضه ( که تحقق افعال و صفات خداوند را بوسیله ائمه میدانستند ) بوده است ، بیشتر عمر خود را خطر کرد و با تمام انرژی ، به جنگ اعتقادات و معارفی رفت که منشا آنها ، احادیث جعلی فوق الذکر بود .
4- بر اساس سخن امام صادق (ع) که فرمود : " هر روایتی که موافق کتاب خدا باشد چه از فرد نیکوکار و چه از مرد بد کار به تو برسد ، آنرا بپذیر ؛ ولی چنانچه روایتی مخالف کتاب خدا بود از فرد نیکوکار یا بدکاری به تو رسید ، آنرا نپذیر - فرائد الاصول ( رسائل) ص 62 " ، احاديث را با قرآن و فهم عقلی مي سنجيد و اگر مغاير مي يافت ؛ كنار مي گذاشت .
5- بر اساس سخن پیامبر اکرم (ص) که فرمود : " اي مردم! دروغ بستن بر من خيلي زياد شده است، هركه بر من دروغ ببندد بايد در آتش مأوي بگيرد – نهج البلاغه ، خطبه 210 دشتی " معتقد بود که حديثسازي در امت اسلامي ، تاريخ طولاني و غمانگيزي دارد كه از همان طلوع فجر اسلام شروع گردید ه و امروز آفت دین شده است .
6- احاديث را به صرف اينكه راوي آن معتبر است معتبر نمي دانست ؛ چه بسا كه غاليان ( صاحبان تفكر افراطي و غلوآميز در مورذ ائمه (ع)) ، آنها را در بين احاديث مستند به اصحاب خاص ائمه (ع) در کتابهای کپی شده آنها ، وارد كرده و سپس نسل به نسل به ما رسيده است .
7- بشدت معتقد بود كه بسياري از آرائ علما و مورخين ( چه شيعي و چه سني ) ناشي از غلو در محبت آنها به امامان و بزرگانشان بوده كه بايستي در برخورد با آن آرا و يا احاديث به اين امر دقت دو چندان شود .
8- نگاه ایشان به معصومین (ع) ( از منظر علم و قدرت و کمالات ) ، اسطوره ای ، فرابشری و غیرقابل دسترس نبود ، بلکه انسانهایی می دانست که در جاده کمال الی الله به جایگاهی ملکوتی و در مسیر عبودیت حق ، به قرب الهی رسیده اند و همین است که می توانند اسوه و الگوی بشری واقع شوند .
9- به علما و فقهاي پيشين ؛ بعنوان انديشمنداني صاحب نظر نگاه مي كرد نه به عنوان مراد و منقاد .
10- در ارائه نظر ؛ به تمام منابع سني و شيعي و آراي تاريخي مورخان و محدثان و فقها و حتي فقه اهل سنت ، سركشي و توجه عميق داشت .
11- در ارائه نظر فقهي ؛ به منطقي بودن و سهولت آن برای افراد و همچنين اعتبار و عزت و كرامت اسلام و قرآن توجه خاص داشت .
12- يكی از نكات برجستهی اخلاقی ایشان ، استفادهی فراوان از عبارت « نمیدانم » در پاسخ پرسشهای افراد بود .
حتی اگر ، بسياری از مطالب مربوط به سئوالی را میدانست ولی چون تحقيقات علمی او به نتيجهی نهايی نرسيده بود ، از اظهار نظر در خصوص آن ، خود داری میكرد .
13- پس از رسيدن به يك نظر قطعي ؛ در ارائه آن ، ملاحظه نظرهاي مخالف متقدمين و معاصرين را نمي كرد .
14- در بررسي تاريخ و زندگي نامه بزرگان از پيامبران و امامان به تمام آراي مورخان از فرق و اديان مربوطه و هم چنين سلسله وقايعي كه منطقا مي توانسته رخ داده باشد بدون دخالت دادن حب و بغض هاي قومي و تاريخي ؛ توجه دقيق مي كرد .
15- سر لوحه تمام بحث ها ؛ نقدها و تحقيقات ايشان جمله معروف " حيات العلم بالنقد و الرد " بود . بگونه ايكه معتقد بود هر كس هر نظري در مورد مسائل فقهي ؛ اعتقادي ؛ سياسي و فرهنگي دارد ؛ بايد اظهار كند تا بدين وسيله يك نظر پا برجا بماند . در حقيقت انسان بايد چيزي بنويسد كه در جامعه موج ايجاد كند تا بدين صورت جامعه به پويايي و جنبش بيفتد .
ادامه دارد :
محمد صالحي – سال 1387
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍8❤3
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 2
ج ) ذيلا قطره اي از درياي عميق تفقه و تحقيق و آراي ايشان آورده شده است :
1- دين بر اساس آیات ( ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من آمن باللَّه و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف عليهم و لاهم يحزنون؛ - بقره، آيه 62 و مائده، آيه 69 ) يكي است ، كه داراي سه اصل نظري و عملي " اعتقاد به خدا " – " اعتقاد به معاد " و " عمل صالح " مي باشد كه همه پيامبران داعيه آن بوده اند و اگر كسي ( چه مسلمان ،چه مسيحي ، چه كليمي ، چه صائبي و چه ... ) واجد اصول و شرايط فوق باشد در آخرت رستگار است .
( ص 182 كتاب مجموعه مقالات )
2- براي پاك كردن يك چيز نجس ؛ امحائ عين نجاست كافيست ؛ در ضمن آب كر و قليل يك حكم دارند .
( ص 128 و 150 كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي )
3- كفار به صرف كافر بودن ؛ نجس نيستند .
( ص 198 به بعد كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي )
4- قرآن در شب قدر ؛ نمي توانسته به يكباره نازل شده باشد و اعتقاد علامه طباطبایی و دیگران ، به دو نزول دفعي و تدريجي صحيح نيست . بلکه در طول 23 سال و متناسب با شرایط و اقتضائات آن ، نازل شده است .
( ص 322 – 333 – 338 و 345 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )
5- در سوره يوسف (ع) ، آیه 24 ، عبارت " لقد همت به و هم بها .. " ؛ بدين منظور نبوده كه ، زليخا براي يوسف اظهار تمايل كرده و يوسف نيز تمايل پيدا كردند ؛ بلكه منظور اين است كه وقتي زليخا ( در قسمت قبل آيه ) اعلام آمادگي كرد و يوسف نپذيرفت؛چنان خشمگين شد كه به يوسف حمله كرد و اگر خداوند او را حفظ نمي كرد او نيز به زليخا حمله مي نمود .
( ص 66 كتاب جما ل انسا نيت يا تفسير سوره يوسف (ع) )
6- به حکم اصاله الجواز ، که در همه کارها جاریست ، چون هیچ دلیل قابل قبولی بر ممنوعیت قضاوت بانوان وجود ندارد ، باید گفت : بانوانی که شرایط قضا را بیش از مردان یا مساوی با آنان دارند می توانند متصدی منصب قضا شوند و حکمی که صادر می کنند مشروع و لازم الاجرا خواهد بود .
( كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – ص 47 )
7- امام علي (ع) در محراب بشهادت نرسيده ؛ بلكه در ورودي مسجد ، هنگام حضور براي نماز صبح ( نه وقت سحر ) ضربت مي خورند و چون حمله غافلگیرانه بود ، امام فرصتی برای گفتگو با ابن ملجم پیدا نکرد .چه برسد او را بیدار کرده باشد و گفته باشد برخیز می دانم زیر جامه خود چه چیز پنهان کرده ای ؟
( ص177 تا 123 كتاب مجموعه مقالات )
8- حضرت امیر (ع) در ابتدای حکومت خود ، روش مدارا را با معاویه پیش گرفته و سعی در جذب او داشتند . ولی از آنجا که معاویه آدم قدرتمندی شده بود و تجاوزات خود را (به مردم و مناطق دیگر تحت حکومت امام) افزایش داد ، وارد جنگ با او شد .
( ص 116 کتاب زندگی من و شهید جاوید )
9- جريان خرافه گويي و غلو پردازي به نام دين و مذهب در مراسم مذهبي ؛ توسط بسياري از مداحان و يا تفاسير افراطي بعض از علما با استفاده از روايات مسئله دار و نا صحيح ؛ ناشي از افراط در دلباختگي ( غلو ) به ائمه بوده كه اين گروه در تخريب شخصيت و اعتبارائمه كمتر از دشمنان آنها بي اثر نبوده كه بيشتر هم اثر گذار بوده و هستند . ( و همچنين غاليان سني در ارائه تفاسير و تبليغ افراطي از مذاهب و امامان خود ) .
( كتاب غلو – درآمدي بر افكار و عقايد غاليان در دين )
10- در کتاب تفسیر مجمع البیان ( تفسیر معروف طبرسی ) مواردی وجود دارد که ابوجعفر طبری با ابو جعفر امام محمد باقر (ع) اشتباه شده و قول ابو جعفر محمد بن جریر طبری مفسر معروف اهل سنت متوفای 310 ( ه ق ) به عنوان قول ابوجعفر باقر (ع) معرفی شده و به نام حدیث امام محمد باقر تلقی گشته و تصور کرده اند روایتی از امام معصوم است .
(مقدمه کتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )
ادامه دارد :
محمد صالحي – سال 1387
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ج ) ذيلا قطره اي از درياي عميق تفقه و تحقيق و آراي ايشان آورده شده است :
1- دين بر اساس آیات ( ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من آمن باللَّه و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف عليهم و لاهم يحزنون؛ - بقره، آيه 62 و مائده، آيه 69 ) يكي است ، كه داراي سه اصل نظري و عملي " اعتقاد به خدا " – " اعتقاد به معاد " و " عمل صالح " مي باشد كه همه پيامبران داعيه آن بوده اند و اگر كسي ( چه مسلمان ،چه مسيحي ، چه كليمي ، چه صائبي و چه ... ) واجد اصول و شرايط فوق باشد در آخرت رستگار است .
( ص 182 كتاب مجموعه مقالات )
2- براي پاك كردن يك چيز نجس ؛ امحائ عين نجاست كافيست ؛ در ضمن آب كر و قليل يك حكم دارند .
( ص 128 و 150 كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي )
3- كفار به صرف كافر بودن ؛ نجس نيستند .
( ص 198 به بعد كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي )
4- قرآن در شب قدر ؛ نمي توانسته به يكباره نازل شده باشد و اعتقاد علامه طباطبایی و دیگران ، به دو نزول دفعي و تدريجي صحيح نيست . بلکه در طول 23 سال و متناسب با شرایط و اقتضائات آن ، نازل شده است .
( ص 322 – 333 – 338 و 345 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )
5- در سوره يوسف (ع) ، آیه 24 ، عبارت " لقد همت به و هم بها .. " ؛ بدين منظور نبوده كه ، زليخا براي يوسف اظهار تمايل كرده و يوسف نيز تمايل پيدا كردند ؛ بلكه منظور اين است كه وقتي زليخا ( در قسمت قبل آيه ) اعلام آمادگي كرد و يوسف نپذيرفت؛چنان خشمگين شد كه به يوسف حمله كرد و اگر خداوند او را حفظ نمي كرد او نيز به زليخا حمله مي نمود .
( ص 66 كتاب جما ل انسا نيت يا تفسير سوره يوسف (ع) )
6- به حکم اصاله الجواز ، که در همه کارها جاریست ، چون هیچ دلیل قابل قبولی بر ممنوعیت قضاوت بانوان وجود ندارد ، باید گفت : بانوانی که شرایط قضا را بیش از مردان یا مساوی با آنان دارند می توانند متصدی منصب قضا شوند و حکمی که صادر می کنند مشروع و لازم الاجرا خواهد بود .
( كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – ص 47 )
7- امام علي (ع) در محراب بشهادت نرسيده ؛ بلكه در ورودي مسجد ، هنگام حضور براي نماز صبح ( نه وقت سحر ) ضربت مي خورند و چون حمله غافلگیرانه بود ، امام فرصتی برای گفتگو با ابن ملجم پیدا نکرد .چه برسد او را بیدار کرده باشد و گفته باشد برخیز می دانم زیر جامه خود چه چیز پنهان کرده ای ؟
( ص177 تا 123 كتاب مجموعه مقالات )
8- حضرت امیر (ع) در ابتدای حکومت خود ، روش مدارا را با معاویه پیش گرفته و سعی در جذب او داشتند . ولی از آنجا که معاویه آدم قدرتمندی شده بود و تجاوزات خود را (به مردم و مناطق دیگر تحت حکومت امام) افزایش داد ، وارد جنگ با او شد .
( ص 116 کتاب زندگی من و شهید جاوید )
9- جريان خرافه گويي و غلو پردازي به نام دين و مذهب در مراسم مذهبي ؛ توسط بسياري از مداحان و يا تفاسير افراطي بعض از علما با استفاده از روايات مسئله دار و نا صحيح ؛ ناشي از افراط در دلباختگي ( غلو ) به ائمه بوده كه اين گروه در تخريب شخصيت و اعتبارائمه كمتر از دشمنان آنها بي اثر نبوده كه بيشتر هم اثر گذار بوده و هستند . ( و همچنين غاليان سني در ارائه تفاسير و تبليغ افراطي از مذاهب و امامان خود ) .
( كتاب غلو – درآمدي بر افكار و عقايد غاليان در دين )
10- در کتاب تفسیر مجمع البیان ( تفسیر معروف طبرسی ) مواردی وجود دارد که ابوجعفر طبری با ابو جعفر امام محمد باقر (ع) اشتباه شده و قول ابو جعفر محمد بن جریر طبری مفسر معروف اهل سنت متوفای 310 ( ه ق ) به عنوان قول ابوجعفر باقر (ع) معرفی شده و به نام حدیث امام محمد باقر تلقی گشته و تصور کرده اند روایتی از امام معصوم است .
(مقدمه کتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )
ادامه دارد :
محمد صالحي – سال 1387
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍3👏1
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 3
11- خطاب پيامبر(ص) در آيه مودت (لا اسئلکم عليه اجرا الا المودة في القربى – شوری ، 23 ) ؛ نيكي و محبت دیگران به ذوي القربي ( اهل بیت ) نبوده ؛ بلكه خطاب به خويشان خود در قريش ( در مكه ) بوده است ؛ كه " حرمت خويشاوندي را رعايت كرده و بگذارند ايشان رسالتش را انجام دهد " .
( ص 166 كتاب قضاوت زن در اسلام )
12- معنای آیه تطهیر (.... انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا – احزاب ، 33 ) ، با توجه به اوامر و نواهی ابتدای آیه ، چنین است : " جز این نیست که خدا [با این اوامر و نواهی] میخواهد ( اراده دارد ) که پلیدی را از شما [ای] اهل این خانه ( شامل همسران پیامبر) بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند." و اراده در آیه ،« ارادة تکوینی » نیست ، که خدا تکویناً ( و تخلفناپذیر ) اراده فرموده باشد « أهل البیت » را تطهیر نماید . بلکه " اراده تشریعی " می باشد ، با این تعبیر که : " جز این نیست که خدا اراده دارد که شما را پاک سازد " . یعنی تحقق پاکی منظور خدا ، از طریق عمل به اوامر و اجتناب از نواهی خواهد بود . در حقیقت این آیه ( و آیه 6 سوره مائده ) در مقام تعلیل حکمت تشریع قوانین ، نازل شده و در آنها سخن از علت غایی تشریع احکام است ، نه مقامات افراد و خصوصیات تکوینی آنها ، و نمیتواند دلیل عصمت و طهارت تکوینی کسی باشد .
( بحث تاملی در آیه تطهیر ص 9 تا 15)
13- اینکه پیامبر در روز مباهله ، خانواده نزدیک خود را به همراه خود می برد نشانة اوج اطمینان و رسوخ ایمان و عمق اعتقاد و نهایت صداقت ایشان است که در شرایط خطرناک ، به جای آنکه پیروان خویش را پیش اندازد و سپر بلای خود قرار دهد ، عزیزترین کسان خود را به میدان میآورد و از فدا کردن خود و محبوبترین کسان خویش در راه دعوت اسلامی دریغ ندارد . ( همانند ماجرای فرستادن علی (ع) به مقابله عمروبن عبدود در جنگ احزاب و یا حمزه و علی در شروع جنگ بدر ) .
( بحث تاملی در آیه تطهیر ص 60 تا 65)
14- حدیث کسایی که در مفاتیح و تاریخ روایی ما وجود دارد ، دارای دو نقل " اصل و صحیح " و دیگری " جعلی و بی اعتبار " می باشد .
اصلی و صحیح ، آنست که متنی کوتاه داشته و خالی از عبارات غلوآمیز می باشد .
جعلی و بی اعتبار ، آنست که در انتهای مفاتیح الجنان آورده شده و معمولا در مجالس خوانده می شود ، که از نظر روایی توسط یک فرد شیعی افراطی غالی مسلک و کم مایه جعل شده تا به خیال خود مقام اصحاب کسا را بالا ببرد .
جالب اینجاست که مرحوم محدث قمی نیز در کتاب منتهی المال ( در هنگام نقل داستان جابر انصاری ) آنرا بی اعتبار می داند . و این در حالیست که برخلاف نظر ایشان ، آنرا در انتهای کتاب مفاتیح ، در چاپ های پس از او اضافه کرده اند .
( ص 94 و 95 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )
15- حديث ، " خداوند سرنوشت ائمه را در لوحي به پيامبر عرضه كرده كه بايد همان كنند ! و برای امام حسین (ع) دستور خروج و كشتن و كشته شدن بود و نوشته بود كه مردمى را براى شهادت با خود ببر كه جز به همراه تو شهادتى براى آنها نيست " توسط مفضل بن صالح ابوجمیله که یک غالی دروغگوست جعل شده تا اثبات کند که امام حسین(ع) از روی علم ، برای کشته شدن حرکت کرده و عمدا خود را بدستور خداوند به کشتن داده است .
(از مقدمه كتاب غلو – درآمدي بر افكار و عقايد غاليان در دين )
16- بايد تلاش همه جانبه و پيگيري براي تحرك بخشيدن به فقه شروع شود و فقه را بايد بگونه اي بازسازي كرد كه از حالت عدم توانايي اداره جامعه بيرون آيد . لذا قبل از هر كار بايد ابواب مختلف فقه ، تخصصي شود . از طرف دیگر اجتهاد در مسائل فقهي نبايد بگونه اي انجام شود كه نتيجه اش با اصول علمي قطعيت يافته ، در تضاد باشد و نبايد به صورتي ارائه شود كه دانشمندان حقيقت جو را از هر فرقه و ديني نسبت به فقه اسلام و نهايتا اصل اسلام بي رغبت كند .
( كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي - فصل چهارم )
17- پس از تخصصي شدن قسمتهاي مختلف فقه ، فقها بايد بحثهاي اجتهادي و تخصصي خود را بر مبناي مقايسه و تطبيق ، پايه گذاري نمايند (مقايسه با رشته تخصصي مشابهي كه در جهان وجود دارد) مانند علوم قضايي ، حقوق ، اقتصاد و ....
( كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي - فصل چهارم )
18- اگر سني یا شيعه ، مطابق مذهب خود و بر اسا س فتواي مجتهد خود عمل كند مجزي بوده و عتاب نخواهد شد .
( ص 167 كتاب مجموعه مقالات )
ادامه دارد :
محمد صالحي – سال 1387
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
11- خطاب پيامبر(ص) در آيه مودت (لا اسئلکم عليه اجرا الا المودة في القربى – شوری ، 23 ) ؛ نيكي و محبت دیگران به ذوي القربي ( اهل بیت ) نبوده ؛ بلكه خطاب به خويشان خود در قريش ( در مكه ) بوده است ؛ كه " حرمت خويشاوندي را رعايت كرده و بگذارند ايشان رسالتش را انجام دهد " .
( ص 166 كتاب قضاوت زن در اسلام )
12- معنای آیه تطهیر (.... انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا – احزاب ، 33 ) ، با توجه به اوامر و نواهی ابتدای آیه ، چنین است : " جز این نیست که خدا [با این اوامر و نواهی] میخواهد ( اراده دارد ) که پلیدی را از شما [ای] اهل این خانه ( شامل همسران پیامبر) بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند." و اراده در آیه ،« ارادة تکوینی » نیست ، که خدا تکویناً ( و تخلفناپذیر ) اراده فرموده باشد « أهل البیت » را تطهیر نماید . بلکه " اراده تشریعی " می باشد ، با این تعبیر که : " جز این نیست که خدا اراده دارد که شما را پاک سازد " . یعنی تحقق پاکی منظور خدا ، از طریق عمل به اوامر و اجتناب از نواهی خواهد بود . در حقیقت این آیه ( و آیه 6 سوره مائده ) در مقام تعلیل حکمت تشریع قوانین ، نازل شده و در آنها سخن از علت غایی تشریع احکام است ، نه مقامات افراد و خصوصیات تکوینی آنها ، و نمیتواند دلیل عصمت و طهارت تکوینی کسی باشد .
( بحث تاملی در آیه تطهیر ص 9 تا 15)
13- اینکه پیامبر در روز مباهله ، خانواده نزدیک خود را به همراه خود می برد نشانة اوج اطمینان و رسوخ ایمان و عمق اعتقاد و نهایت صداقت ایشان است که در شرایط خطرناک ، به جای آنکه پیروان خویش را پیش اندازد و سپر بلای خود قرار دهد ، عزیزترین کسان خود را به میدان میآورد و از فدا کردن خود و محبوبترین کسان خویش در راه دعوت اسلامی دریغ ندارد . ( همانند ماجرای فرستادن علی (ع) به مقابله عمروبن عبدود در جنگ احزاب و یا حمزه و علی در شروع جنگ بدر ) .
( بحث تاملی در آیه تطهیر ص 60 تا 65)
14- حدیث کسایی که در مفاتیح و تاریخ روایی ما وجود دارد ، دارای دو نقل " اصل و صحیح " و دیگری " جعلی و بی اعتبار " می باشد .
اصلی و صحیح ، آنست که متنی کوتاه داشته و خالی از عبارات غلوآمیز می باشد .
جعلی و بی اعتبار ، آنست که در انتهای مفاتیح الجنان آورده شده و معمولا در مجالس خوانده می شود ، که از نظر روایی توسط یک فرد شیعی افراطی غالی مسلک و کم مایه جعل شده تا به خیال خود مقام اصحاب کسا را بالا ببرد .
جالب اینجاست که مرحوم محدث قمی نیز در کتاب منتهی المال ( در هنگام نقل داستان جابر انصاری ) آنرا بی اعتبار می داند . و این در حالیست که برخلاف نظر ایشان ، آنرا در انتهای کتاب مفاتیح ، در چاپ های پس از او اضافه کرده اند .
( ص 94 و 95 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )
15- حديث ، " خداوند سرنوشت ائمه را در لوحي به پيامبر عرضه كرده كه بايد همان كنند ! و برای امام حسین (ع) دستور خروج و كشتن و كشته شدن بود و نوشته بود كه مردمى را براى شهادت با خود ببر كه جز به همراه تو شهادتى براى آنها نيست " توسط مفضل بن صالح ابوجمیله که یک غالی دروغگوست جعل شده تا اثبات کند که امام حسین(ع) از روی علم ، برای کشته شدن حرکت کرده و عمدا خود را بدستور خداوند به کشتن داده است .
(از مقدمه كتاب غلو – درآمدي بر افكار و عقايد غاليان در دين )
16- بايد تلاش همه جانبه و پيگيري براي تحرك بخشيدن به فقه شروع شود و فقه را بايد بگونه اي بازسازي كرد كه از حالت عدم توانايي اداره جامعه بيرون آيد . لذا قبل از هر كار بايد ابواب مختلف فقه ، تخصصي شود . از طرف دیگر اجتهاد در مسائل فقهي نبايد بگونه اي انجام شود كه نتيجه اش با اصول علمي قطعيت يافته ، در تضاد باشد و نبايد به صورتي ارائه شود كه دانشمندان حقيقت جو را از هر فرقه و ديني نسبت به فقه اسلام و نهايتا اصل اسلام بي رغبت كند .
( كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي - فصل چهارم )
17- پس از تخصصي شدن قسمتهاي مختلف فقه ، فقها بايد بحثهاي اجتهادي و تخصصي خود را بر مبناي مقايسه و تطبيق ، پايه گذاري نمايند (مقايسه با رشته تخصصي مشابهي كه در جهان وجود دارد) مانند علوم قضايي ، حقوق ، اقتصاد و ....
( كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي - فصل چهارم )
18- اگر سني یا شيعه ، مطابق مذهب خود و بر اسا س فتواي مجتهد خود عمل كند مجزي بوده و عتاب نخواهد شد .
( ص 167 كتاب مجموعه مقالات )
ادامه دارد :
محمد صالحي – سال 1387
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1👏1
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 4
19- در رابطه با حکم مرتد ، از فقهایی که فتوا به قتل مرتد می دهند می پرسیم که :
آیا مقصودشان از ارتداد ، تغییر عقیده است یا چیز دیگر ؟
اگر مقصود تغییر عقیده است می گوئیم : تغییر عقیده یک امر اختیاری نیست ، زیرا مقدمات آن که فراهم شد بطور قهری و بی اختیار ،عقیده تغییر می کند و این در اختیار انسان نیست و چیزی که در اختیار انسان نیست تکلیف به آن تعلق نمی گیرد .
فرض که مسلمانی نوشته ای تاثیر گذار در باره انکار یکی از عقاید اسلامی بخواند و چون قدرت علمی بالایی ندارد پاسخی نمیابد و در نتیجه عقیده اش تغییر می کند و نمی تواند جلو آنرا بگیرد ، آیا می توان او را در مقابل این تغییر عقیده مستحق مجازات دانست آنهم اعدام ؟ در حالیکه در قرآن آمده است : لایکلف الله نفسا الا وسعها .
با توجه به این توضیح ، مجازات چنین شخصی برخلاف عدالت و تکلیف مالایطاق و مخالف آیه مزبور است .
( ص 113و 114 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )
20- امامت امام معصوم سه بعد دارد : بعد مرجعیت دینی و بیان احکام و حقایق اسلام و افاضه علومی که از رسول خدا فرا گرفته است . بعد انسان کامل بودن امام که مظهر اسما و صفات خداست . بعد رهبری سیاسی و زمامداری .
بعد اول و دوم ، هرگز از امام سلب نمی شود ، یعنی قابل سلب کردن نیست ولی امکان سلب کردن بعد سوم وجود دارد ، همانطور که از امام علی (ع) ، پس از رحلت حضرت رسول (ص) سلب شد و ولایت را به ایشان ندادند .
( ص 65 تا 67 کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
21- بسیاری از فقها ،جهاد را ابتدایی و برای دعوت به اسلام دانسته و آیه " لا اکراه فی الدین - بقره ، 256 " را توجیه کرده و می گویند آین آیه با آیات جهاد " نسخ " و بی اثر شده ، در حالیکه به اعتقاد ما ، جهاد ، برای تحمیل عقیده نیست . چون این حکم عقل و فطرت است ، که هیچ کس ، عقیده و دینی را با اکراه و زور قبول نمی کند . ...
بلکه جهاد ، برای رفع ظلم است اصالتا ؛ ولی گاهی هم برای دفع آن است . دفع ظلم ربطی به عقیده مردم ندارد ، ظالم هر کسی می خواهد باشد ، مسلمان یا کافر ، فرقی ندارد .
( ص 99 تا 101 کتاب زندگی من و شهید جاوید )
22- بعضی کلمه " فتنه " در آیه 193 ، بقره " و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه– با نیروهای مهاجم پیکار کنید تا وقتی که فتنه ای که دشمن بر سر شما ریخته ، از بین برود " را به معنی " شرک " گرفته اند . و این در حالیست که بر اساس آیه 190 ، بقره " فان قاتلوکم فاقتلوهم – پس اگر با شما به جنگ برخاستند ، شما هم بدفاع بجنگید " ،فتنه ، همان " شر دشمن مهاجم " است و اصل در مقابل دشمن مهاجم ، صلح است نه جنگ و بنابراین " جنگ "، حالتی اضطراری است و پس از تهاجم دشمن ضرورت پیدا می کند و بعد از درهم شکستن دشمن دیگر ضرورت ندارد .
( ص 16 و 17 کتاب جهاد در اسلام )
23- امام حسين به دعوت و خواست اکثریت مردم کوفه ، براي تشكيل حكومت اسلامي و اصلاح جامعه قيام كرد ؛ نه براي شهادت خود و يا به اسارت رفتن خانواده ؛ ولي وقتي در كربلا در محاصره قرار گرفت ؛ نبرد تا آخرين قطره خون را به ذلت تسليم در برابر خواسته هاي يزيد ترجيح داد و شهادت را پذيرفت .
( كتاب شهيد جاويد يا قيام امام حسين (ع))
24- امام علي ( ع ) در دوره 25 سال بعد از رحلت پيامبر ( ص ) كه ابوبكر و عمر و عثمان در مصدر حكومت بودند ، جزو اپوزيسيون بوده و مي خواهد راهنمايي كند و جلو اشتباهات را بگيرد . به حكومت معترض است ولي نه اعتراض خصمانه ، بلكه اعتراض خيرخواهانه و مصلحانه ، براي اينكه به حركت تكاملي جامعه كمك كند .
( كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – مقاله اپوزيسيون در صدر اسلام )
25- اینکه فقها ، جهاد را مشروط به امر امام معصوم مبسوط الید می دانند ، بنابر این در زمان غیبت تعطیل است ، صحیح نیست ، بلکه منظور روایات ، عدالت رهبری جنگ است چه درباره نیروهای خودی و چه در برابر دشمن ، نه عصمت رهبر جنگ ، بنابراین جهاد از منظر دفاعی ، در برابر ظالم و مهاجم ، در هر زمان ، وظیفه است ، آنهم با رعایت عدالت .
( ص 64 تا 67 کتاب جهاد در اسلام )
26- امام معصوم و حتي شخص پيامبر بر اساس آیات قرآن از جمله آیه " قل لا املک لنفسي نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله و لو کنت اعلم الغيب لاستکثرت من الخير و ما مسني السوء ان انا الا نذير و بشير لقوم يؤمنون – اعراف ، 188 " ، هرگز از همه غيب آگاه نبوده ، بلكه علم امام اندازه معيني دارد كه بيش از آن نمي داند ؛ آنهم به لطف و اجازه خدا .
( ص 244 و 284 كتاب قضاوت زن در اسلام )
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
19- در رابطه با حکم مرتد ، از فقهایی که فتوا به قتل مرتد می دهند می پرسیم که :
آیا مقصودشان از ارتداد ، تغییر عقیده است یا چیز دیگر ؟
اگر مقصود تغییر عقیده است می گوئیم : تغییر عقیده یک امر اختیاری نیست ، زیرا مقدمات آن که فراهم شد بطور قهری و بی اختیار ،عقیده تغییر می کند و این در اختیار انسان نیست و چیزی که در اختیار انسان نیست تکلیف به آن تعلق نمی گیرد .
فرض که مسلمانی نوشته ای تاثیر گذار در باره انکار یکی از عقاید اسلامی بخواند و چون قدرت علمی بالایی ندارد پاسخی نمیابد و در نتیجه عقیده اش تغییر می کند و نمی تواند جلو آنرا بگیرد ، آیا می توان او را در مقابل این تغییر عقیده مستحق مجازات دانست آنهم اعدام ؟ در حالیکه در قرآن آمده است : لایکلف الله نفسا الا وسعها .
با توجه به این توضیح ، مجازات چنین شخصی برخلاف عدالت و تکلیف مالایطاق و مخالف آیه مزبور است .
( ص 113و 114 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )
20- امامت امام معصوم سه بعد دارد : بعد مرجعیت دینی و بیان احکام و حقایق اسلام و افاضه علومی که از رسول خدا فرا گرفته است . بعد انسان کامل بودن امام که مظهر اسما و صفات خداست . بعد رهبری سیاسی و زمامداری .
بعد اول و دوم ، هرگز از امام سلب نمی شود ، یعنی قابل سلب کردن نیست ولی امکان سلب کردن بعد سوم وجود دارد ، همانطور که از امام علی (ع) ، پس از رحلت حضرت رسول (ص) سلب شد و ولایت را به ایشان ندادند .
( ص 65 تا 67 کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
21- بسیاری از فقها ،جهاد را ابتدایی و برای دعوت به اسلام دانسته و آیه " لا اکراه فی الدین - بقره ، 256 " را توجیه کرده و می گویند آین آیه با آیات جهاد " نسخ " و بی اثر شده ، در حالیکه به اعتقاد ما ، جهاد ، برای تحمیل عقیده نیست . چون این حکم عقل و فطرت است ، که هیچ کس ، عقیده و دینی را با اکراه و زور قبول نمی کند . ...
بلکه جهاد ، برای رفع ظلم است اصالتا ؛ ولی گاهی هم برای دفع آن است . دفع ظلم ربطی به عقیده مردم ندارد ، ظالم هر کسی می خواهد باشد ، مسلمان یا کافر ، فرقی ندارد .
( ص 99 تا 101 کتاب زندگی من و شهید جاوید )
22- بعضی کلمه " فتنه " در آیه 193 ، بقره " و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه– با نیروهای مهاجم پیکار کنید تا وقتی که فتنه ای که دشمن بر سر شما ریخته ، از بین برود " را به معنی " شرک " گرفته اند . و این در حالیست که بر اساس آیه 190 ، بقره " فان قاتلوکم فاقتلوهم – پس اگر با شما به جنگ برخاستند ، شما هم بدفاع بجنگید " ،فتنه ، همان " شر دشمن مهاجم " است و اصل در مقابل دشمن مهاجم ، صلح است نه جنگ و بنابراین " جنگ "، حالتی اضطراری است و پس از تهاجم دشمن ضرورت پیدا می کند و بعد از درهم شکستن دشمن دیگر ضرورت ندارد .
( ص 16 و 17 کتاب جهاد در اسلام )
23- امام حسين به دعوت و خواست اکثریت مردم کوفه ، براي تشكيل حكومت اسلامي و اصلاح جامعه قيام كرد ؛ نه براي شهادت خود و يا به اسارت رفتن خانواده ؛ ولي وقتي در كربلا در محاصره قرار گرفت ؛ نبرد تا آخرين قطره خون را به ذلت تسليم در برابر خواسته هاي يزيد ترجيح داد و شهادت را پذيرفت .
( كتاب شهيد جاويد يا قيام امام حسين (ع))
24- امام علي ( ع ) در دوره 25 سال بعد از رحلت پيامبر ( ص ) كه ابوبكر و عمر و عثمان در مصدر حكومت بودند ، جزو اپوزيسيون بوده و مي خواهد راهنمايي كند و جلو اشتباهات را بگيرد . به حكومت معترض است ولي نه اعتراض خصمانه ، بلكه اعتراض خيرخواهانه و مصلحانه ، براي اينكه به حركت تكاملي جامعه كمك كند .
( كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – مقاله اپوزيسيون در صدر اسلام )
25- اینکه فقها ، جهاد را مشروط به امر امام معصوم مبسوط الید می دانند ، بنابر این در زمان غیبت تعطیل است ، صحیح نیست ، بلکه منظور روایات ، عدالت رهبری جنگ است چه درباره نیروهای خودی و چه در برابر دشمن ، نه عصمت رهبر جنگ ، بنابراین جهاد از منظر دفاعی ، در برابر ظالم و مهاجم ، در هر زمان ، وظیفه است ، آنهم با رعایت عدالت .
( ص 64 تا 67 کتاب جهاد در اسلام )
26- امام معصوم و حتي شخص پيامبر بر اساس آیات قرآن از جمله آیه " قل لا املک لنفسي نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله و لو کنت اعلم الغيب لاستکثرت من الخير و ما مسني السوء ان انا الا نذير و بشير لقوم يؤمنون – اعراف ، 188 " ، هرگز از همه غيب آگاه نبوده ، بلكه علم امام اندازه معيني دارد كه بيش از آن نمي داند ؛ آنهم به لطف و اجازه خدا .
( ص 244 و 284 كتاب قضاوت زن در اسلام )
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍4👏1
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 5
27- حدیث " هر امامی که نداند چه در آینده بر سرش می آید ، حجت خدا نیست – کتاب کافی ، کلینی ، باب علم ائمه، ج1 " می خواسته علم مطلق امام را به همه چیز ثابت کند . در حالی که از یک دروغگوی غالی مسلک به امام صادق نسبت داده شده و معتبر نبوده ، در ضمن خلاف آیات صریح قرآن ، از جمله آیه مذکور در بند 25 فوق، بوده و مردود می باشد .
( ص 104 تا 106 کتاب زندگی من و شهید جاوید )
28- هیچ دلیلی وجود ندارد که فقها به طور عموم و یا فقیه خاصی از طرف خدا به ولایت منصوب شده و مردم حق انتخاب ندارند . ولی فقیه نایب مردم است نه نایب امام زمان (عج) و به نمایندگی از مردم مدیریت جامعه را به عهده می گیرد .
(نکته پنجم از یادداشت ابتدای کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
29- نظر ما در باب ولایت فقیه ، نظریه انتخاب است . یعنی رهبر سیاسی باید به انتخاب مردم سرکار بیاید . حال در کشوری که مردم قانون اسلام را می خواهند ، کسی که قانون اسلام را بهتر می شناسد ، به انتخاب مردم ، حاکم و سرپرست سیاسی جامعه است . و در کشوری که اسلامی نیست و قوانین دیگری حاکم است ، هر کسی که قوانین موضوعه ( توسط مجلس قانون گذاری ) را بهتر می شناسد ، به رای مردم ، حاکم سیاسی خواهد شد ، و این یک اصل عقلی است .
( ص 102 کتاب زندگی من و شهید جاوید )
30- امام علی (ع) ، در نهج البلاغه ، خطبه 3 ( لو لا حضور الحاضر و.. ) ، تمام شدن حجت خدا و منجز شدن حکم و تعهد الهی را مولود رای اکثریت مردم می داند و این دلیل است که رای اکثریت مردم دارای اثر شرعی است و این اثر شرعی در 25 سال انزوای سیاسی امام نبود ، چون رای اکثریت مردم نبود .
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 67 تا 71)
31- عبارت " اکثر الناس لایعلمون " در قرآن ، مربوط به مسائل غیبی و ماورائ طبیعی مانند " وقت قیامت " و " تقدیر رزق بندگان " است که دانستن رموز آنها از دسترس مردم خارج است ولی بیشتر مردم این مطلب را نمی دانند . و این آیات ، مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
( ص 109 کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
32- عبارت " اکثرهم لایعقلون " مربوط به کارهای ضد فضیلت بعض افراد مانند " افترا به خداوند " و یا " خطاب بی ادبانه پیامبر " است که آنها عقل خود را بکار نمی اندازند و این آیات نیز ،مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
( ص 109 کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
33- این مطلب که ، خمس باید به دو سهم مساوی تقسیم شود و نصف آن سهم امام است و نصف دیگرش سهم سادات ، از مرسله ( حدیث بی اعتبار ) حماد بن عیسی ، نشات گرفته و مردود است . بلکه براساس حدیث صحیح بزنطی از قول امام رضا(ع) و سیره پیامبر (ص) ، خمس باید به امام به عنوان ولی و زمامدار جامعه و یا حاکمیتی که قدرت اجرایی دارد ، داده شده ، تا در راه رفع نیازهای مردم از قبیل امنیت ، بهداشت ، آموزش و ... مصرف گردد .
( ص 253 تا 280 کتاب جهاد در اسلام )
34- ذی القربی ، در آیات خمس (... فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى .. - انفال ، 41 ) و فیئ (... فَلِلَّهِ وَل ِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبَى و... -حشر ، 7 و 8 ) به معنی خویشان پیامبر نیست ، بلکه خویشان کسانی است که در آیه مورد خطاب واقع شده اند ( شخصی که خمس می پردازد ، یتیمان ، مساکین ، در راه ماندگان و .. ) . و دلیل آن اینست که ، اسلام ، دین قبیله ای و فامیلی نیست که ثروت عظیمی از دنیا را متعلق یک عده معدودی از خاندان پیامبر نماید .
( ص 261 و 300 تا 309 کتاب جهاد در اسلام )
35- فتوای حرمت زکات ( و صدقه ) بر خاندان پیامبر ، بر اساس حدیث دروغ ابان بن ابی عیاش و روایات هم مضمون آن ، صادر شده ، و مردود است . چون بر اساس آیه قرآن ( .. ان الله هو ... ياخذ الصدقات – توبه ، 104 )، گیرنده زکات ، خداوند بوده و تبعا ، دارای قداست خاصی است ، و بر این اساس ، زکات با خمس و انفال و سایر منابع مالی اسلام هیچ فرقی ندارد و از همه این منابع که مجموعا بیت المال را تشکیل می دهند ، می توان به مصرف همه نیازمندان و انواع نیازمندیهای جامعه رساند .
( ص 320 و 321 کتاب جهاد در اسلام )
ادامه دارد :
محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
27- حدیث " هر امامی که نداند چه در آینده بر سرش می آید ، حجت خدا نیست – کتاب کافی ، کلینی ، باب علم ائمه، ج1 " می خواسته علم مطلق امام را به همه چیز ثابت کند . در حالی که از یک دروغگوی غالی مسلک به امام صادق نسبت داده شده و معتبر نبوده ، در ضمن خلاف آیات صریح قرآن ، از جمله آیه مذکور در بند 25 فوق، بوده و مردود می باشد .
( ص 104 تا 106 کتاب زندگی من و شهید جاوید )
28- هیچ دلیلی وجود ندارد که فقها به طور عموم و یا فقیه خاصی از طرف خدا به ولایت منصوب شده و مردم حق انتخاب ندارند . ولی فقیه نایب مردم است نه نایب امام زمان (عج) و به نمایندگی از مردم مدیریت جامعه را به عهده می گیرد .
(نکته پنجم از یادداشت ابتدای کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
29- نظر ما در باب ولایت فقیه ، نظریه انتخاب است . یعنی رهبر سیاسی باید به انتخاب مردم سرکار بیاید . حال در کشوری که مردم قانون اسلام را می خواهند ، کسی که قانون اسلام را بهتر می شناسد ، به انتخاب مردم ، حاکم و سرپرست سیاسی جامعه است . و در کشوری که اسلامی نیست و قوانین دیگری حاکم است ، هر کسی که قوانین موضوعه ( توسط مجلس قانون گذاری ) را بهتر می شناسد ، به رای مردم ، حاکم سیاسی خواهد شد ، و این یک اصل عقلی است .
( ص 102 کتاب زندگی من و شهید جاوید )
30- امام علی (ع) ، در نهج البلاغه ، خطبه 3 ( لو لا حضور الحاضر و.. ) ، تمام شدن حجت خدا و منجز شدن حکم و تعهد الهی را مولود رای اکثریت مردم می داند و این دلیل است که رای اکثریت مردم دارای اثر شرعی است و این اثر شرعی در 25 سال انزوای سیاسی امام نبود ، چون رای اکثریت مردم نبود .
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 67 تا 71)
31- عبارت " اکثر الناس لایعلمون " در قرآن ، مربوط به مسائل غیبی و ماورائ طبیعی مانند " وقت قیامت " و " تقدیر رزق بندگان " است که دانستن رموز آنها از دسترس مردم خارج است ولی بیشتر مردم این مطلب را نمی دانند . و این آیات ، مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
( ص 109 کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
32- عبارت " اکثرهم لایعقلون " مربوط به کارهای ضد فضیلت بعض افراد مانند " افترا به خداوند " و یا " خطاب بی ادبانه پیامبر " است که آنها عقل خود را بکار نمی اندازند و این آیات نیز ،مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
( ص 109 کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
33- این مطلب که ، خمس باید به دو سهم مساوی تقسیم شود و نصف آن سهم امام است و نصف دیگرش سهم سادات ، از مرسله ( حدیث بی اعتبار ) حماد بن عیسی ، نشات گرفته و مردود است . بلکه براساس حدیث صحیح بزنطی از قول امام رضا(ع) و سیره پیامبر (ص) ، خمس باید به امام به عنوان ولی و زمامدار جامعه و یا حاکمیتی که قدرت اجرایی دارد ، داده شده ، تا در راه رفع نیازهای مردم از قبیل امنیت ، بهداشت ، آموزش و ... مصرف گردد .
( ص 253 تا 280 کتاب جهاد در اسلام )
34- ذی القربی ، در آیات خمس (... فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى .. - انفال ، 41 ) و فیئ (... فَلِلَّهِ وَل ِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبَى و... -حشر ، 7 و 8 ) به معنی خویشان پیامبر نیست ، بلکه خویشان کسانی است که در آیه مورد خطاب واقع شده اند ( شخصی که خمس می پردازد ، یتیمان ، مساکین ، در راه ماندگان و .. ) . و دلیل آن اینست که ، اسلام ، دین قبیله ای و فامیلی نیست که ثروت عظیمی از دنیا را متعلق یک عده معدودی از خاندان پیامبر نماید .
( ص 261 و 300 تا 309 کتاب جهاد در اسلام )
35- فتوای حرمت زکات ( و صدقه ) بر خاندان پیامبر ، بر اساس حدیث دروغ ابان بن ابی عیاش و روایات هم مضمون آن ، صادر شده ، و مردود است . چون بر اساس آیه قرآن ( .. ان الله هو ... ياخذ الصدقات – توبه ، 104 )، گیرنده زکات ، خداوند بوده و تبعا ، دارای قداست خاصی است ، و بر این اساس ، زکات با خمس و انفال و سایر منابع مالی اسلام هیچ فرقی ندارد و از همه این منابع که مجموعا بیت المال را تشکیل می دهند ، می توان به مصرف همه نیازمندان و انواع نیازمندیهای جامعه رساند .
( ص 320 و 321 کتاب جهاد در اسلام )
ادامه دارد :
محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍2👏1
تو فکر خودت را ابراز کن ، من هم ابراز میکنم
من در محیط دانشکده به فردی که عقاید ماتریالیستی داشت و گاهی سر کلاس ها ابراز می کرد ، هم به خودش و هم چند بار به وسیله استادهای دیگر ، به او پیغام دادم ، گفتم :
من به تو نمی گویم ، تو چرا این طور فکر میکنی ، حق داری این طور فکر کنی ،
و نمی گویم ، که تو چرا فکر خودت را ابراز می کنی ،حق داری ابراز کن ؛
تو بگو ، من هم می گویم ،
تو بنویس ، من می نویسم ،
تو فکر خودت را ابراز کن ، من هم ابراز میکنم؛
تو صریح و بی نفاق آنچه واقعا فکر میکنی - نه در زیر لفافه های دیگر که آن نفاق و حقه بازی و توطئه و اغفال و اضلال است - بیان کن ، من هم بیان می کنم. (آزادی فکر معنایش این است).
(مطهری ، مرتضی، آزادی انسان ،1392 ،تهران : بینش مطهر ، ص119)
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com/
من در محیط دانشکده به فردی که عقاید ماتریالیستی داشت و گاهی سر کلاس ها ابراز می کرد ، هم به خودش و هم چند بار به وسیله استادهای دیگر ، به او پیغام دادم ، گفتم :
من به تو نمی گویم ، تو چرا این طور فکر میکنی ، حق داری این طور فکر کنی ،
و نمی گویم ، که تو چرا فکر خودت را ابراز می کنی ،حق داری ابراز کن ؛
تو بگو ، من هم می گویم ،
تو بنویس ، من می نویسم ،
تو فکر خودت را ابراز کن ، من هم ابراز میکنم؛
تو صریح و بی نفاق آنچه واقعا فکر میکنی - نه در زیر لفافه های دیگر که آن نفاق و حقه بازی و توطئه و اغفال و اضلال است - بیان کن ، من هم بیان می کنم. (آزادی فکر معنایش این است).
(مطهری ، مرتضی، آزادی انسان ،1392 ،تهران : بینش مطهر ، ص119)
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com/
👍1
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 6
36- ولایت و زعامت مردمی پیامبر (ص) محصول یک پیمان خودبخودی طرفینی بود که ایجابش از طرف مردم ( مدینه ) و قبولش از طرف رسول اکرم بود و این ایجاب و قبول بطور خودبخودی و با طبیعی ترین وجه انجام شد ، البته این ایجاب و قبول در متن حرکت انقلابی اسلام و در طول مجاهدات پیامبر و امتش عملا تحقق یافت .
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 138)
37- نبوت ، یک فیض ملکوتی و الهی است که با اراده خاص خداوند به پیغمبرش اعطا می شود ، در حالیکه ولایت ، یک امر مردمی و اجتماعی است . بنابراین در آن سیزده سال که آن حضرت در مکه بود و حکومتی تشکیل نداده بود ، ولایت بمعنای زمامداری نداشت ولی نبوت داشت .
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 139 تا 141 )
38- لزوم مشورت ، یعنی آیه " و شاورهم فی الامر - سوره آل عمران ، 159 " با دلیل ولایت پیغمبر یعنی آیه " النبی اولی بالمومنین من انفسهم - سوره احزاب ، 6 " متعارض نیستند . چون قلمرو آن دو از هم جداست . مشورت در رتبه متقدم است و اعمال ولایت در رتبه متاخر ، چون تا مشورت نباشد ، تصمیم گیری نیست و تا تصمیم گیری نباشد اعمال ولایت نیست .
) کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 264 تا 266 )
39- لفظ (( شاورهم )) مشتمل بر دو دستور است ؛ یک امر صریح به پیغمبر (ص) و یک امر ضمنی به مردم .
امر صریح به پیغمبر اینست که مسائل امت را با خود امت به مشورت بگذار و امر ضمنی به مردم اینست که اگر نظری مخالف پیغمبر دارید بگوئید تا مشورت انجام گیرد و بهترین نظر انتخاب گردد و بدان عمل شود .
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 267 تا 269 )
40- (در بحث اولوالامر منکم – سوره نسا ،آیه 59) ، کلمه " اولی " که اسم جمع است بمعنای صاحبان و متصدیان است و هنگامی که به کلمه " امر " اضافه می شود بمعنای متصدیان امر حکومت و کشورداری است .... و شامل همه متصدیان امر کشورداری می گردد . و به حکم " اولی الامر " ، اطاعت از همه آنان اگر در خط اسلام باشند واجب است و کلمه " منکم " در آیه مزبور اشاره به اینست که این اولی الامر و متصدیان کشورداری از خود شما امت هستند و از طرف خود شما ، مسئولیت پذیرفته اند ، پس آنان را از خود بدانید و دستوراتشان را اجرا کنید .
( کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 228 تا 230 )
41- وجوب اطاعت از اولوالامر در مرحله اعمال ولایت است نه در مرحله مشورت . در حقیقت ، اطاعت و اعمال ولایت ، لازم و ملزومند و هر جا ولی امر اعمال ولایت کند و دستوری بدهد اطاعت او لازم است ولی در مرحله مشورت و قبل از تصمیم گیری که اعمال ولایت نیست و زمان دستور دادن نرسیده موضوع اطاعت ، منتفی است.
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 267 تا 269 )
42- آیه محاربه (انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الآخرة عذاب عظیم – سوره مائده ، آیه 33) ، یک دستور کلی برای همه فسادهای اجتماعی داده و آن این است که باید برای هر فسادی مجازات متناسب با آن تعیین شود .
کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 352 "
43- ملاک اصلی برای مجازاتهای مذکور در آیه ، ایجاد فساد در جامعه است ... بنابراین ، بدون تردید آیه محاربه همه انواع جرائم اجتماعی را که عنوان فساد در جامعه بر آنها صادق است شامل می شود; چه جرایمی که اکنون ما می شناسیم و چه جرایمی که احیانا در آینده با تکنیک های جدید ابداع خواهد شد . قرآن جعل اصطلاح نکرده است.
کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 353 تا 356 "
44- " ذکر مجازاتهای فوق الذکر از باب مثال است " .... " لازم نیست حتما یکی از مجازاتهای مذکور در آیه درباره مفسد اجرا شود " ، بلکه آنچه لازم است ، رعایت تناسب بین جرم و مجازات است که هم حکم عقل است و هم درجه بندی مجازاتها در آیه به آن اشعار دارد . البته تعیین دقیق میزان جرم و تشخیص تناسب بین جرم و مجازات ، یک کار فنی و تخصصی است که قاضی با راهنمایی متخصصان جرم شناسی به آن دست می یابد و بر مبنای آن رای صادر می کند.
کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 359 تا 362 "
ادامه دارد :
محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
36- ولایت و زعامت مردمی پیامبر (ص) محصول یک پیمان خودبخودی طرفینی بود که ایجابش از طرف مردم ( مدینه ) و قبولش از طرف رسول اکرم بود و این ایجاب و قبول بطور خودبخودی و با طبیعی ترین وجه انجام شد ، البته این ایجاب و قبول در متن حرکت انقلابی اسلام و در طول مجاهدات پیامبر و امتش عملا تحقق یافت .
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 138)
37- نبوت ، یک فیض ملکوتی و الهی است که با اراده خاص خداوند به پیغمبرش اعطا می شود ، در حالیکه ولایت ، یک امر مردمی و اجتماعی است . بنابراین در آن سیزده سال که آن حضرت در مکه بود و حکومتی تشکیل نداده بود ، ولایت بمعنای زمامداری نداشت ولی نبوت داشت .
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 139 تا 141 )
38- لزوم مشورت ، یعنی آیه " و شاورهم فی الامر - سوره آل عمران ، 159 " با دلیل ولایت پیغمبر یعنی آیه " النبی اولی بالمومنین من انفسهم - سوره احزاب ، 6 " متعارض نیستند . چون قلمرو آن دو از هم جداست . مشورت در رتبه متقدم است و اعمال ولایت در رتبه متاخر ، چون تا مشورت نباشد ، تصمیم گیری نیست و تا تصمیم گیری نباشد اعمال ولایت نیست .
) کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 264 تا 266 )
39- لفظ (( شاورهم )) مشتمل بر دو دستور است ؛ یک امر صریح به پیغمبر (ص) و یک امر ضمنی به مردم .
امر صریح به پیغمبر اینست که مسائل امت را با خود امت به مشورت بگذار و امر ضمنی به مردم اینست که اگر نظری مخالف پیغمبر دارید بگوئید تا مشورت انجام گیرد و بهترین نظر انتخاب گردد و بدان عمل شود .
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 267 تا 269 )
40- (در بحث اولوالامر منکم – سوره نسا ،آیه 59) ، کلمه " اولی " که اسم جمع است بمعنای صاحبان و متصدیان است و هنگامی که به کلمه " امر " اضافه می شود بمعنای متصدیان امر حکومت و کشورداری است .... و شامل همه متصدیان امر کشورداری می گردد . و به حکم " اولی الامر " ، اطاعت از همه آنان اگر در خط اسلام باشند واجب است و کلمه " منکم " در آیه مزبور اشاره به اینست که این اولی الامر و متصدیان کشورداری از خود شما امت هستند و از طرف خود شما ، مسئولیت پذیرفته اند ، پس آنان را از خود بدانید و دستوراتشان را اجرا کنید .
( کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 228 تا 230 )
41- وجوب اطاعت از اولوالامر در مرحله اعمال ولایت است نه در مرحله مشورت . در حقیقت ، اطاعت و اعمال ولایت ، لازم و ملزومند و هر جا ولی امر اعمال ولایت کند و دستوری بدهد اطاعت او لازم است ولی در مرحله مشورت و قبل از تصمیم گیری که اعمال ولایت نیست و زمان دستور دادن نرسیده موضوع اطاعت ، منتفی است.
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 267 تا 269 )
42- آیه محاربه (انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الآخرة عذاب عظیم – سوره مائده ، آیه 33) ، یک دستور کلی برای همه فسادهای اجتماعی داده و آن این است که باید برای هر فسادی مجازات متناسب با آن تعیین شود .
کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 352 "
43- ملاک اصلی برای مجازاتهای مذکور در آیه ، ایجاد فساد در جامعه است ... بنابراین ، بدون تردید آیه محاربه همه انواع جرائم اجتماعی را که عنوان فساد در جامعه بر آنها صادق است شامل می شود; چه جرایمی که اکنون ما می شناسیم و چه جرایمی که احیانا در آینده با تکنیک های جدید ابداع خواهد شد . قرآن جعل اصطلاح نکرده است.
کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 353 تا 356 "
44- " ذکر مجازاتهای فوق الذکر از باب مثال است " .... " لازم نیست حتما یکی از مجازاتهای مذکور در آیه درباره مفسد اجرا شود " ، بلکه آنچه لازم است ، رعایت تناسب بین جرم و مجازات است که هم حکم عقل است و هم درجه بندی مجازاتها در آیه به آن اشعار دارد . البته تعیین دقیق میزان جرم و تشخیص تناسب بین جرم و مجازات ، یک کار فنی و تخصصی است که قاضی با راهنمایی متخصصان جرم شناسی به آن دست می یابد و بر مبنای آن رای صادر می کند.
کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 359 تا 362 "
ادامه دارد :
محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 7
45- هدف از تشریع قوانین جزایی ، احیای عدالت است و اگر قانونی ناقض عدالت باشد از اول نباید تشریع شود . ( به همین دلیل ) اجرای عدالت به حاکم واگذار شده وبه او اختیار داده اند که به حکم " ان الله یامر بالعدل " با رعایت تناسب بین مجازات و جرم، مجرم را به کیفر برساند .
کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 370 تا 376 "
46- کتاب جامعه یا صحیفه یا کتاب علی (ع) ، طوماری بوده که ، پیامبر (ص) ، در طول چند سال ، احکام اسلام را ( نه حوادث گذشته و آینده را ) بتدریج ، املا فرموده و علی (ع) در قطعات پوست نوشته و پس از ایشان به ائمه اهل بیت جهت استخراج احکام سپرده شده است .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 30 و 31
47- مصحف حضرت فاطمه (س) ، تنها کتابیست که می توان گفت ، بعضی از حوادث آینده در آنست ، نه همه حوادث مربوط به کائنات و سرنوشت آیندگان ، چرا که نه عمر 75 یا 95 روزه حضرت بعد از فوت پدرش ، کفاف می داده و نه حجم کتاب منتسب به آن ، گنجایش چنان چیزهایی را دارد . ضمنا چون فرشتگان برای تسلی خاطر حضرت آمده بوده اند ، نمی توانسته اند اخبار شهادت امام حسین را گفته باشند و حضرت را غمگین تر کرده باشند .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 31 تا 35
48- حدیث " امام علی (ع) از زمان و مکان شهادت خود با خبر بود – اصول کافی ، ج1 ، ص 259 ، ح 4 " ، از یک جاعل غالی ( سهل بن زیاد ) روایت شده ، ضمنا با مفاد آیه " ما تدري نفس باي ارض تموت – سوره لقمان ، آیه 34 – هیچکس مکان مرگ خود را نمی داند " مغایر و نتیجتا باطل است .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 58
49- اینکه کتاب اصول کافی بر امام زمان (عج) عرضه شده و حدیث منقول از ایشان " الکافی کاف لشیعتنا – کتاب اصول کافی برای شیعیان ما کافیست " ، اصل و مدرکی نداشته و قابل قبول نیست ، چرا که از حدود 16200 حدیث آن قریب 5000 آن ضعیف بوده و باید بررسی شود .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 59
50- سند زیارت جامعه ، ضعیف بوده و بعضی از عبارات آن مثل " ایاب الخلق الیکم و حسابهم علیکم – برگشت خلق بسوی شما (ائمه(س)) و حساب اعمالشان نیز با شماست " مخالف قرآن است ، زیرا خدا می فرماید " ان الينا ايابهم ثم ان علينا حسابهم – غاشیه 25 و 26 – بازگشت مردم فقط به ما و حسابشان فقط با ماست . "
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 63 و 64
51- در داستان ( علی(ع) و عمروبن عبدود در جنگ خندق ) ، مطلب " هنگامی که امام بر روی سینه اش نشست تا سر از بدنش جدا کند او آب دهن به صورت امام انداخت " ، از افسانه هائیست که مولوی ساخته است و اصل تاریخی ندارد .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 64
52- کسی که توحید و نبوت و معاد را بطور سربسته قبول دارد مسلمان است و کسی که سه اصل نامبرده را با اصل عدل و امامت ، بطور اجمال قبول دارد ، شیعه یعنی مسلمان کامل است ، ولی هر فرد مسلمانی پس از قبول کردن اصول کلی اسلام ( سه اصل فوق الذکر ) ، حق دارد در مسائلی نظیر ( علم پیغمبر و امام ، عصمت آنها ، رجعت ائمه ، سند بعضی از ادعیه ، شق القمر ، معراج جسمانی و ... ) تحقیق و اجتهاد و رد و قبول کند و این افتخار اسلام است که اصل آزادی فکر و عقیده را محترم شمرده است .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 66
53- عصمت پیغمبر و امام از ضروریات مذهب است ( ولی به عقیده مرحوم شیخ انصاری و محقق اردبیلی و شهید ثانی ، چنین نیست که انکار هر ضروری باعث کفر و بی ایمانی شود ) ، عصمت از ضروریاتی است که انکارش از روی اجتهاد ، نه عناد ، باعث بی ایمانی نمی شود .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 63
ادامه دارد :
محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
45- هدف از تشریع قوانین جزایی ، احیای عدالت است و اگر قانونی ناقض عدالت باشد از اول نباید تشریع شود . ( به همین دلیل ) اجرای عدالت به حاکم واگذار شده وبه او اختیار داده اند که به حکم " ان الله یامر بالعدل " با رعایت تناسب بین مجازات و جرم، مجرم را به کیفر برساند .
کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 370 تا 376 "
46- کتاب جامعه یا صحیفه یا کتاب علی (ع) ، طوماری بوده که ، پیامبر (ص) ، در طول چند سال ، احکام اسلام را ( نه حوادث گذشته و آینده را ) بتدریج ، املا فرموده و علی (ع) در قطعات پوست نوشته و پس از ایشان به ائمه اهل بیت جهت استخراج احکام سپرده شده است .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 30 و 31
47- مصحف حضرت فاطمه (س) ، تنها کتابیست که می توان گفت ، بعضی از حوادث آینده در آنست ، نه همه حوادث مربوط به کائنات و سرنوشت آیندگان ، چرا که نه عمر 75 یا 95 روزه حضرت بعد از فوت پدرش ، کفاف می داده و نه حجم کتاب منتسب به آن ، گنجایش چنان چیزهایی را دارد . ضمنا چون فرشتگان برای تسلی خاطر حضرت آمده بوده اند ، نمی توانسته اند اخبار شهادت امام حسین را گفته باشند و حضرت را غمگین تر کرده باشند .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 31 تا 35
48- حدیث " امام علی (ع) از زمان و مکان شهادت خود با خبر بود – اصول کافی ، ج1 ، ص 259 ، ح 4 " ، از یک جاعل غالی ( سهل بن زیاد ) روایت شده ، ضمنا با مفاد آیه " ما تدري نفس باي ارض تموت – سوره لقمان ، آیه 34 – هیچکس مکان مرگ خود را نمی داند " مغایر و نتیجتا باطل است .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 58
49- اینکه کتاب اصول کافی بر امام زمان (عج) عرضه شده و حدیث منقول از ایشان " الکافی کاف لشیعتنا – کتاب اصول کافی برای شیعیان ما کافیست " ، اصل و مدرکی نداشته و قابل قبول نیست ، چرا که از حدود 16200 حدیث آن قریب 5000 آن ضعیف بوده و باید بررسی شود .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 59
50- سند زیارت جامعه ، ضعیف بوده و بعضی از عبارات آن مثل " ایاب الخلق الیکم و حسابهم علیکم – برگشت خلق بسوی شما (ائمه(س)) و حساب اعمالشان نیز با شماست " مخالف قرآن است ، زیرا خدا می فرماید " ان الينا ايابهم ثم ان علينا حسابهم – غاشیه 25 و 26 – بازگشت مردم فقط به ما و حسابشان فقط با ماست . "
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 63 و 64
51- در داستان ( علی(ع) و عمروبن عبدود در جنگ خندق ) ، مطلب " هنگامی که امام بر روی سینه اش نشست تا سر از بدنش جدا کند او آب دهن به صورت امام انداخت " ، از افسانه هائیست که مولوی ساخته است و اصل تاریخی ندارد .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 64
52- کسی که توحید و نبوت و معاد را بطور سربسته قبول دارد مسلمان است و کسی که سه اصل نامبرده را با اصل عدل و امامت ، بطور اجمال قبول دارد ، شیعه یعنی مسلمان کامل است ، ولی هر فرد مسلمانی پس از قبول کردن اصول کلی اسلام ( سه اصل فوق الذکر ) ، حق دارد در مسائلی نظیر ( علم پیغمبر و امام ، عصمت آنها ، رجعت ائمه ، سند بعضی از ادعیه ، شق القمر ، معراج جسمانی و ... ) تحقیق و اجتهاد و رد و قبول کند و این افتخار اسلام است که اصل آزادی فکر و عقیده را محترم شمرده است .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 66
53- عصمت پیغمبر و امام از ضروریات مذهب است ( ولی به عقیده مرحوم شیخ انصاری و محقق اردبیلی و شهید ثانی ، چنین نیست که انکار هر ضروری باعث کفر و بی ایمانی شود ) ، عصمت از ضروریاتی است که انکارش از روی اجتهاد ، نه عناد ، باعث بی ایمانی نمی شود .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 63
ادامه دارد :
محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1👎1
بعضي از کتب چاپ شده مرحوم آيه اله صالحي نجف آبادي
1- شهید جاوید : شامل( 4 مرحله حرکت امام حسین كه بصورت تحليل تاريخي و عقلاني بررسي كرده است نه ايدئولوژيك )
2- مجموعه مقالات ( 14 مقاله – شامل مباحث : پایه های دین – محل شهادت امام علی– عمل اهل سنت و ... )
3- قضاوت زن در فقه اسلامى ( 11 مقاله ، مباحث : – قضاوت زن – آیه مودت– امام علی به عنوان اپوزیسیون –علم امام و ..)
4- ولایت فقیه یا حکومت صالحان : ( شامل مباحث : نبوت و ولایت ، ابعاد امامت ، مشروعیت حکومت توسط رای مردم ، ولی فقیه نایب مردم است ، حکومت پیامبر در مدینه محصول یک پیمان خودبخودی طرفینی بود نه حکم اولی الهی ، مشاوره ، ولایت پیامبر و اولی الامر و اطاعت اولی الامر و .. )
5- غلو ( دو فصل – شامل :
فصل اول : غلو ؛ يك جريان فكري انحرافي - در اين فصل به جريان غلو در ميان مذاهب اهل سنت پرداخته است .
فصل دوم : مثلث شوم - در اين فصل غاليان مذهب شيعه . مثلث شوم عبارتند از :
دشمنان ائمه - عشرت طلبان كامجو وهرزه - بعضي از دوستان افراطي دلباخته ائمه
6- حدیث های خیالی در مجمع البیان شامل :
• معرفي بيست حديث خيالي ، كه قول ابو جعفر طبري مفسر معروف اشتباها به عنوان حديث ابو جعفر امام محمد باقر (ع) معرفي شده است .
• بررسی آیه محاربه ، ذکر مجازاتها در آیه از باب مثال است و قاضی بر اساس معیارهای عقلی و مبنای عدالت نوع مجازات متناسب با جرم را تعیین می کند .
• و مباحث : مرتد ، حدیث کسا ، نزول قرآن و ...
7- جمال انسانيت يا تفسير سوره يوسف
• عصای موسی : شامل :
• نقدی بر نقدها ی شهید جاوید - 8 عدد نقد - در اين كتاب ثابت شده است كه پيغمبر و امام از غيب همان قدر مي دانند كه خدا آگاهشان كرده است نه بيش از آن .
• و مباحث : صحیفه امام علی و مصحف فاطمه ، عدم اطلاع امام علی از محل و زمان شهادت خود ، اصول کافی و امام زمان ، زیارت جامعه ، تعریف مسلمان و شیعه و مباحث عصمت و رجعت و ...
• پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي ( 5 فصل – شامل : نجاست و طهارت ، طهارت کافر ، فقه و اجتهاد و.. )
8- نگاهی به حماسه حسینی ( پاسخ به برداشتهای شهید مطهری از شهید جاوید )
9- ترجمه قرآن کریم
10- تفسیر چند آیه
11- جهاد شامل :
• جهاد در اسلام دفاعی است نه ابتدایی
• مباحث : غنيمت و انفال و خمس و في و .. ذوي القربي و ...
• زندگی من و شهید جاوید شامل : علم امام ، جهاد ، برخورد مدارایی امام علی با معاویه ، ولایت فقیه انتخابی است و حاکمان کشورهای غیر مسلمان
12- بحث تاملی در آیه تطهیر ( آیه مربوطه علت غایی تشریع احکام است نه دلیل عصمت تکوینی – مباهله و بردن نزدیکان )
13- نامه سرگشاده درباره کنفرانس طائف ( بحث در مورد فهم اشتباه مسئولین – هاشمی رفسنجانی ، از آیه 9 حجرات درباره اصلاح بین دو گروه متخاصم : و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا .. ، در بهمن سال 59 می باشد که گفته بود مفاد آیه در مورد دو گروه مومن است که هیچکدام متجاوز نباشند و چون عراق متجاوز است از مصداق آیه خارج شده و ما وظیفه ای برای حضور در کنفرانس طائف نداریم . )
14- و ..
محمد صالحي – 15 / 2/90
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- شهید جاوید : شامل( 4 مرحله حرکت امام حسین كه بصورت تحليل تاريخي و عقلاني بررسي كرده است نه ايدئولوژيك )
2- مجموعه مقالات ( 14 مقاله – شامل مباحث : پایه های دین – محل شهادت امام علی– عمل اهل سنت و ... )
3- قضاوت زن در فقه اسلامى ( 11 مقاله ، مباحث : – قضاوت زن – آیه مودت– امام علی به عنوان اپوزیسیون –علم امام و ..)
4- ولایت فقیه یا حکومت صالحان : ( شامل مباحث : نبوت و ولایت ، ابعاد امامت ، مشروعیت حکومت توسط رای مردم ، ولی فقیه نایب مردم است ، حکومت پیامبر در مدینه محصول یک پیمان خودبخودی طرفینی بود نه حکم اولی الهی ، مشاوره ، ولایت پیامبر و اولی الامر و اطاعت اولی الامر و .. )
5- غلو ( دو فصل – شامل :
فصل اول : غلو ؛ يك جريان فكري انحرافي - در اين فصل به جريان غلو در ميان مذاهب اهل سنت پرداخته است .
فصل دوم : مثلث شوم - در اين فصل غاليان مذهب شيعه . مثلث شوم عبارتند از :
دشمنان ائمه - عشرت طلبان كامجو وهرزه - بعضي از دوستان افراطي دلباخته ائمه
6- حدیث های خیالی در مجمع البیان شامل :
• معرفي بيست حديث خيالي ، كه قول ابو جعفر طبري مفسر معروف اشتباها به عنوان حديث ابو جعفر امام محمد باقر (ع) معرفي شده است .
• بررسی آیه محاربه ، ذکر مجازاتها در آیه از باب مثال است و قاضی بر اساس معیارهای عقلی و مبنای عدالت نوع مجازات متناسب با جرم را تعیین می کند .
• و مباحث : مرتد ، حدیث کسا ، نزول قرآن و ...
7- جمال انسانيت يا تفسير سوره يوسف
• عصای موسی : شامل :
• نقدی بر نقدها ی شهید جاوید - 8 عدد نقد - در اين كتاب ثابت شده است كه پيغمبر و امام از غيب همان قدر مي دانند كه خدا آگاهشان كرده است نه بيش از آن .
• و مباحث : صحیفه امام علی و مصحف فاطمه ، عدم اطلاع امام علی از محل و زمان شهادت خود ، اصول کافی و امام زمان ، زیارت جامعه ، تعریف مسلمان و شیعه و مباحث عصمت و رجعت و ...
• پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي ( 5 فصل – شامل : نجاست و طهارت ، طهارت کافر ، فقه و اجتهاد و.. )
8- نگاهی به حماسه حسینی ( پاسخ به برداشتهای شهید مطهری از شهید جاوید )
9- ترجمه قرآن کریم
10- تفسیر چند آیه
11- جهاد شامل :
• جهاد در اسلام دفاعی است نه ابتدایی
• مباحث : غنيمت و انفال و خمس و في و .. ذوي القربي و ...
• زندگی من و شهید جاوید شامل : علم امام ، جهاد ، برخورد مدارایی امام علی با معاویه ، ولایت فقیه انتخابی است و حاکمان کشورهای غیر مسلمان
12- بحث تاملی در آیه تطهیر ( آیه مربوطه علت غایی تشریع احکام است نه دلیل عصمت تکوینی – مباهله و بردن نزدیکان )
13- نامه سرگشاده درباره کنفرانس طائف ( بحث در مورد فهم اشتباه مسئولین – هاشمی رفسنجانی ، از آیه 9 حجرات درباره اصلاح بین دو گروه متخاصم : و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا .. ، در بهمن سال 59 می باشد که گفته بود مفاد آیه در مورد دو گروه مومن است که هیچکدام متجاوز نباشند و چون عراق متجاوز است از مصداق آیه خارج شده و ما وظیفه ای برای حضور در کنفرانس طائف نداریم . )
14- و ..
محمد صالحي – 15 / 2/90
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
مرواريدهايي از زبان پيامبر (ص)
1- انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق 1
همانا من براي رساندن انسان به مكارم و ارزشهاي والاي اخلاقي مبعوث شدم .
2- ان العبد لیبلغ بحسن خلقه عظیم درجات الاخرة وشرف المنازل و انه لضعیف العبادة ; 2
بنده خدا به وسیله حسن اخلاق به درجات عالی آخرت و بهترین مقامات می رسد، در حالی که ممکن است از نظر عبادت ضعیف باشد !
3- یا فاطمه اعملی بنفسک ، فإني لا أغني عنك من الله شيئاً. 3
اي فاطمه ( دخترکم )خودت برای خودت عمل کن. من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست .
4- اذا احببتم ان تعلموا ما للعبد عند ربه فانظروا ما یتبعه من الثنائ . 4
وقتى بخواهید مقام بنده را در نظر خدا بدانید بنگرید که پشت سر او چه میگویند. ...
5- إنّما أنا بشر إذا أمرتكم بشي ء من دينكم فخذوا به و إذا أمرتكم بشي ء من رأيي فإنّما أنا بشر.5
من انسانى مانند شما هستم وقتى شما را بچيزى در كار دين دستور دادم بدان رفتار كنيد و وقتى از پيش خود شما را بچيزى فرمان دادم من انسان هستم .
6- جاء جبرئيل (ع) إلى النبي (ص) فقال : يا محمد ربك يقرئك السلام و يقول لك : دار خلقي 6
جبرئيل نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: اي محمد خدايت بتو سلام مي رساند و ميگويد با ( حد فهم و پذيرش) خلق من مدارا كن.
7- إيّاكم و المدح فإنّه الذّبح 7
از مدح كردن ديگري بپرهيزيد كه مانند سر بريدن است. ( از غروري كه به او دست مي دهد ، به ورطه كبر و بيداد مي افتد )
8- آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ 8
آفت دين سه چيز است : فقيه و عالم بد كار ، پيشواى ستم كار و مجتهد نادان.
9- إيّاكم و الغلوّ في الدّين فإنّما هلك من كان قبلكم بالغلوّ في الدّين. 9
از افراط در دين بپرهيزيد كه پيشينيان شما از افراط در دين هلاك شدند.
10- ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین 10
منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد ، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران .
11- إنّ اللَّه أبى علىّ فيمن قتل مؤمنا ثلاثا. 11
خداوند سه بار خواهش مرا در باره بخشش كسى كه مؤمنى را كشته بود رد كرد.
12- أجملوا في طلب الدّنيا فإنّ كلّا ميسّر لما كتب له منها. 12
در طلب دنيا معتدل باشيد زيرا بهر كس هر چه قسمت اوست ميرسد .
13- من تفاقر افتقر 13
هر که تظاهر به فقر نماید ( و دائم از نداری بنالد ) ، فقیر شود .
14- الخلق عيال الله 14
خلايق همه در جايگاه عيال و خانواده خداوندند . ( و صاحب خانه ، خانواده خود را به لطف و رحمت داوري كند . )
زير نويسها :
1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1.
2- مهجة البیضاء، ج 5، ص 93
3- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
4- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 664
5- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 940
6- اصول کافی ج2 ص 116
7- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1000
8- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 4
9- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 945
10- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حديث 2107
11- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 666
12- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 67
13- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1024
14- بحارالانوار ، ج 74، ص .316
محمد صالحي - بمناسبت بعثت رسول اكرم (ص) 9 / 4 / 90
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق 1
همانا من براي رساندن انسان به مكارم و ارزشهاي والاي اخلاقي مبعوث شدم .
2- ان العبد لیبلغ بحسن خلقه عظیم درجات الاخرة وشرف المنازل و انه لضعیف العبادة ; 2
بنده خدا به وسیله حسن اخلاق به درجات عالی آخرت و بهترین مقامات می رسد، در حالی که ممکن است از نظر عبادت ضعیف باشد !
3- یا فاطمه اعملی بنفسک ، فإني لا أغني عنك من الله شيئاً. 3
اي فاطمه ( دخترکم )خودت برای خودت عمل کن. من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست .
4- اذا احببتم ان تعلموا ما للعبد عند ربه فانظروا ما یتبعه من الثنائ . 4
وقتى بخواهید مقام بنده را در نظر خدا بدانید بنگرید که پشت سر او چه میگویند. ...
5- إنّما أنا بشر إذا أمرتكم بشي ء من دينكم فخذوا به و إذا أمرتكم بشي ء من رأيي فإنّما أنا بشر.5
من انسانى مانند شما هستم وقتى شما را بچيزى در كار دين دستور دادم بدان رفتار كنيد و وقتى از پيش خود شما را بچيزى فرمان دادم من انسان هستم .
6- جاء جبرئيل (ع) إلى النبي (ص) فقال : يا محمد ربك يقرئك السلام و يقول لك : دار خلقي 6
جبرئيل نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: اي محمد خدايت بتو سلام مي رساند و ميگويد با ( حد فهم و پذيرش) خلق من مدارا كن.
7- إيّاكم و المدح فإنّه الذّبح 7
از مدح كردن ديگري بپرهيزيد كه مانند سر بريدن است. ( از غروري كه به او دست مي دهد ، به ورطه كبر و بيداد مي افتد )
8- آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ 8
آفت دين سه چيز است : فقيه و عالم بد كار ، پيشواى ستم كار و مجتهد نادان.
9- إيّاكم و الغلوّ في الدّين فإنّما هلك من كان قبلكم بالغلوّ في الدّين. 9
از افراط در دين بپرهيزيد كه پيشينيان شما از افراط در دين هلاك شدند.
10- ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین 10
منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد ، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران .
11- إنّ اللَّه أبى علىّ فيمن قتل مؤمنا ثلاثا. 11
خداوند سه بار خواهش مرا در باره بخشش كسى كه مؤمنى را كشته بود رد كرد.
12- أجملوا في طلب الدّنيا فإنّ كلّا ميسّر لما كتب له منها. 12
در طلب دنيا معتدل باشيد زيرا بهر كس هر چه قسمت اوست ميرسد .
13- من تفاقر افتقر 13
هر که تظاهر به فقر نماید ( و دائم از نداری بنالد ) ، فقیر شود .
14- الخلق عيال الله 14
خلايق همه در جايگاه عيال و خانواده خداوندند . ( و صاحب خانه ، خانواده خود را به لطف و رحمت داوري كند . )
زير نويسها :
1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1.
2- مهجة البیضاء، ج 5، ص 93
3- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
4- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 664
5- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 940
6- اصول کافی ج2 ص 116
7- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1000
8- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 4
9- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 945
10- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حديث 2107
11- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 666
12- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 67
13- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1024
14- بحارالانوار ، ج 74، ص .316
محمد صالحي - بمناسبت بعثت رسول اكرم (ص) 9 / 4 / 90
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤1👍1
پاک و نجس از نظر آیه الهl صالحی نجف آبادی
1- طهارت و نجاست دو واقعيّت تكوينى و خارجى اند نه دو حكم وضعى و قراردادى 1 .
2- آب قليل و كمتر از كُرّ با ملاقات نجاست نجس نمىشود .
3- روايات مربوط به كُرّ دلالت ندارد كه وزن يا مساحت معيّنى از آب، كُرّ بودنِ آب را تشكيل مى دهد كه با ملاقاتِ نجاست نجس نشود و يا اگر يك گرم كمتر از آن باشد با ملاقات نجاست نجس شود .
4- اگر يك ذرّه خون در آب قليل و كمتر از كُرّ بپاشد و مستهلك شود آب نجس نمى شود .
5- پاك بودن آب استنجاء 2 ، يك استثناء نيست بلكه طبق قاعده است .
6- با غير آب، مانند آب نمك نيز مىتوان شىء متنجّس را تطهير كرد .
7- با زائل شدن عين نجاست از بدن يا لباس، محلّ آن پاك مى شود و لازم نيست حتما با آب شسته شود .
8- آبى كه برگ درخت و حشرات در آن بريزد و فاسد و متعفّن شود، نجس است .
9- نانى كه با آبِ متنجّس پخته شود پاك است و خوردنش جايز .
10- ماهى اى كه فلس و پولك ندارد حلال است و خوردنش جايز .
11- طهارت و نجاست آب و مايعاتِ ديگر بر مبناى تعبّد شرعى نيست، بلكه بر مبناى رعايت اصول بهداشت است .
12- اگر چند قطره خون در ديگ بزرگى كه در آن آبگوشت طبخ شود بريزد و بجوشد و مستهلك شود آبگوشت آن نجس نمى شود و خوردنش جايز است، و اين مدلول احاديث موثّق است و پنج نفر از فقهاى بزرگ طبق آن فتوا داده اند. (پژوهشى جديد در چند مبحث فقهى، ص 169)
13- دليل قاطعى بر نجاست كافر نداريم، بلكه بدن كافر مثل انسان هاى ديگر پاك است .
زیرنویس :
1- معنای لغوی طهارت ، پاکیزگی و معنای لغوی نجاست آلودگی و پلیدی است که واقعیت تکوینی و خارجی دارد و در قرآن نیز همین مفهوم ، استعمال شده است . ص 7 کتاب
2- آبی که برای طهارت از ادرار استفاده می شود .
منبع : مقدمه کتاب " پژوهشى جديد در چند مبحث فقهى " – چاپ دوم سال 1378
: محمد صالحی 20 / 5 / 91
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- طهارت و نجاست دو واقعيّت تكوينى و خارجى اند نه دو حكم وضعى و قراردادى 1 .
2- آب قليل و كمتر از كُرّ با ملاقات نجاست نجس نمىشود .
3- روايات مربوط به كُرّ دلالت ندارد كه وزن يا مساحت معيّنى از آب، كُرّ بودنِ آب را تشكيل مى دهد كه با ملاقاتِ نجاست نجس نشود و يا اگر يك گرم كمتر از آن باشد با ملاقات نجاست نجس شود .
4- اگر يك ذرّه خون در آب قليل و كمتر از كُرّ بپاشد و مستهلك شود آب نجس نمى شود .
5- پاك بودن آب استنجاء 2 ، يك استثناء نيست بلكه طبق قاعده است .
6- با غير آب، مانند آب نمك نيز مىتوان شىء متنجّس را تطهير كرد .
7- با زائل شدن عين نجاست از بدن يا لباس، محلّ آن پاك مى شود و لازم نيست حتما با آب شسته شود .
8- آبى كه برگ درخت و حشرات در آن بريزد و فاسد و متعفّن شود، نجس است .
9- نانى كه با آبِ متنجّس پخته شود پاك است و خوردنش جايز .
10- ماهى اى كه فلس و پولك ندارد حلال است و خوردنش جايز .
11- طهارت و نجاست آب و مايعاتِ ديگر بر مبناى تعبّد شرعى نيست، بلكه بر مبناى رعايت اصول بهداشت است .
12- اگر چند قطره خون در ديگ بزرگى كه در آن آبگوشت طبخ شود بريزد و بجوشد و مستهلك شود آبگوشت آن نجس نمى شود و خوردنش جايز است، و اين مدلول احاديث موثّق است و پنج نفر از فقهاى بزرگ طبق آن فتوا داده اند. (پژوهشى جديد در چند مبحث فقهى، ص 169)
13- دليل قاطعى بر نجاست كافر نداريم، بلكه بدن كافر مثل انسان هاى ديگر پاك است .
زیرنویس :
1- معنای لغوی طهارت ، پاکیزگی و معنای لغوی نجاست آلودگی و پلیدی است که واقعیت تکوینی و خارجی دارد و در قرآن نیز همین مفهوم ، استعمال شده است . ص 7 کتاب
2- آبی که برای طهارت از ادرار استفاده می شود .
منبع : مقدمه کتاب " پژوهشى جديد در چند مبحث فقهى " – چاپ دوم سال 1378
: محمد صالحی 20 / 5 / 91
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
جنگهای پیامبر(ص) بر اساس یک قاعده حکومتی بودند نه دستور الهی - 1
مقدمه :
اصول اساسی دعوت پیامبر(ص) ، مانند همه پیام آوران گذشته ، دعوت به نگرش توحیدی به خلقت و هستی و کاینات ۱ و عملکرد اخلاق مدار در راستای اتصاف و تخلق به اخلاق الهی ۲ بود.
و این مهم در آیات متعددی بعنوان اصول و شاخصه های رستگاری انسانها ، درهمه آنها ، بدین گونه بیان شده است : ۳
1- اعتقاد به وحدانیت خدا در ذات ، خلق و .. ( توحید )
2- اعتقاد به هدفمند بودن خلقت ( معاد )
3- عمل صالح ( بر مبنای اعتقاد به خدا در راستای رسیدن به هدف خداوند از هستی )
و نکته قابل توجه در اینست که کلیه آیات نازل شده در مکه ، حول همین اصول ، ارایه شده اند .
اما ، وقتی که پیامبر(ص) بدلیل شرایط سیاسی بوجود آمده ، اجبارا به مدینه هجرت کرده و بسیار مردم قبایل مختلف آنجا ، حول ایشان گرد آمدند ، بطور طبیعی و بر اساس خواست خودبخودی آنها ( نه به دستور اولی خداوند بمعنای حق الهی تشکیل حکومت ) ، به ریاست و خلافت مدینه منصوب شدند . ۴
در این راستا ، جهت اداره حکومت در همه شیون اجتماعی ، نیازمند قوانین مربوطه شده که مطابق اصل عقلانی رجوع به متخصصین و کارشناسان و صاحبان نفوذ در مردم ، از بین قوانین موجود و رعایت حد فهم و پذیرش مردم ، گزینشهای لازم را انجام داده و ضمن امضا کردن اعتبار آنها ۵ ، جهت اجرا ابلاغ نمودند .
یکی از مواردی که در هر حکومتی ، از جمله حکومت پیامبر(ص) برجسته است ، جنگهایی است که اتفاق افتاده و قطعا بدلیل سیستم نوپای تاسیسی ایشان که باعث برخورد با افکار موجود جامعه قریشیان شد ، حساسیتهای بیشتری را ایجاد کرده و امروزه نیز از مواردیست که بشدت دعوت ایشان را زیر سوال برده است .
اما با بررسی آیات موجود در قرآن که در بین آیات مدینه قرار دارند و سیره پیامبر(ص) در آن جنگها ، به این نتیجه مهم میرسیم که :
کلیه جنگهای عصر نزول ، براساس قاعده عقلانی دفاع در برابر تهاجم و یا پیشگیری از وقوع حمله بوده و هیچ دلیلی برای حمله ابتدایی بخصوص برای تثبیت حکومت و یا اجبار عقیده دینی ، آنهم بعنوان یک دستور واجب الهی ، در بین آنها دیده نمی شود .
در ادامه ، به بررسی آیات قرآن با توجه به نظر مرحوم صالحی نجف آبادی در کتاب جهاد در اسلام می پردازیم :
الف ) اصل در اسلام صلح است نه جنگ
از نظر اسلام ، جنگ برای تحمیل عقیده ، مجاز نیست... اجبار چه به صورت تهدید باشد و چه به صورت جنگ، نباید برای تحمیل دین و عقیده اعمال شود.
لا اکراه في الدين قد تبين الرشد من الغي 6
اكراهى در قبول دين ، نيست . (زيرا ) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است .
ب ) آیات جهاد
آیاتی که درباره جنگ با کفار نازل شده دو دسته اند :
آیات مقیده : آیاتی که قید و شرط جنگ در آنها ذکر شده است .
آیات مطلقه : آیاتی که قید و شرطی در آنها نیست .
ادامه در:
https://t.me/beshnofekrkon/322
محمد صالحی
مقدمه :
اصول اساسی دعوت پیامبر(ص) ، مانند همه پیام آوران گذشته ، دعوت به نگرش توحیدی به خلقت و هستی و کاینات ۱ و عملکرد اخلاق مدار در راستای اتصاف و تخلق به اخلاق الهی ۲ بود.
و این مهم در آیات متعددی بعنوان اصول و شاخصه های رستگاری انسانها ، درهمه آنها ، بدین گونه بیان شده است : ۳
1- اعتقاد به وحدانیت خدا در ذات ، خلق و .. ( توحید )
2- اعتقاد به هدفمند بودن خلقت ( معاد )
3- عمل صالح ( بر مبنای اعتقاد به خدا در راستای رسیدن به هدف خداوند از هستی )
و نکته قابل توجه در اینست که کلیه آیات نازل شده در مکه ، حول همین اصول ، ارایه شده اند .
اما ، وقتی که پیامبر(ص) بدلیل شرایط سیاسی بوجود آمده ، اجبارا به مدینه هجرت کرده و بسیار مردم قبایل مختلف آنجا ، حول ایشان گرد آمدند ، بطور طبیعی و بر اساس خواست خودبخودی آنها ( نه به دستور اولی خداوند بمعنای حق الهی تشکیل حکومت ) ، به ریاست و خلافت مدینه منصوب شدند . ۴
در این راستا ، جهت اداره حکومت در همه شیون اجتماعی ، نیازمند قوانین مربوطه شده که مطابق اصل عقلانی رجوع به متخصصین و کارشناسان و صاحبان نفوذ در مردم ، از بین قوانین موجود و رعایت حد فهم و پذیرش مردم ، گزینشهای لازم را انجام داده و ضمن امضا کردن اعتبار آنها ۵ ، جهت اجرا ابلاغ نمودند .
یکی از مواردی که در هر حکومتی ، از جمله حکومت پیامبر(ص) برجسته است ، جنگهایی است که اتفاق افتاده و قطعا بدلیل سیستم نوپای تاسیسی ایشان که باعث برخورد با افکار موجود جامعه قریشیان شد ، حساسیتهای بیشتری را ایجاد کرده و امروزه نیز از مواردیست که بشدت دعوت ایشان را زیر سوال برده است .
اما با بررسی آیات موجود در قرآن که در بین آیات مدینه قرار دارند و سیره پیامبر(ص) در آن جنگها ، به این نتیجه مهم میرسیم که :
کلیه جنگهای عصر نزول ، براساس قاعده عقلانی دفاع در برابر تهاجم و یا پیشگیری از وقوع حمله بوده و هیچ دلیلی برای حمله ابتدایی بخصوص برای تثبیت حکومت و یا اجبار عقیده دینی ، آنهم بعنوان یک دستور واجب الهی ، در بین آنها دیده نمی شود .
در ادامه ، به بررسی آیات قرآن با توجه به نظر مرحوم صالحی نجف آبادی در کتاب جهاد در اسلام می پردازیم :
الف ) اصل در اسلام صلح است نه جنگ
از نظر اسلام ، جنگ برای تحمیل عقیده ، مجاز نیست... اجبار چه به صورت تهدید باشد و چه به صورت جنگ، نباید برای تحمیل دین و عقیده اعمال شود.
لا اکراه في الدين قد تبين الرشد من الغي 6
اكراهى در قبول دين ، نيست . (زيرا ) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است .
ب ) آیات جهاد
آیاتی که درباره جنگ با کفار نازل شده دو دسته اند :
آیات مقیده : آیاتی که قید و شرط جنگ در آنها ذکر شده است .
آیات مطلقه : آیاتی که قید و شرطی در آنها نیست .
ادامه در:
https://t.me/beshnofekrkon/322
محمد صالحی