باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 4

19- در رابطه با حکم مرتد ، از فقهایی که فتوا به قتل مرتد می دهند می پرسیم که :

آیا مقصودشان از ارتداد ، تغییر عقیده است یا چیز دیگر ؟

اگر مقصود تغییر عقیده است می گوئیم : تغییر عقیده یک امر اختیاری نیست ، زیرا مقدمات آن که فراهم شد بطور قهری و بی اختیار ،عقیده تغییر می کند و این در اختیار انسان نیست و چیزی که در اختیار انسان نیست تکلیف به آن تعلق نمی گیرد .

فرض که مسلمانی نوشته ای تاثیر گذار در باره انکار یکی از عقاید اسلامی بخواند و چون قدرت علمی بالایی ندارد پاسخی نمیابد و در نتیجه عقیده اش تغییر می کند و نمی تواند جلو آنرا بگیرد ، آیا می توان او را در مقابل این تغییر عقیده مستحق مجازات دانست آنهم اعدام ؟ در حالیکه در قرآن آمده است : لایکلف الله نفسا الا وسعها .
با توجه به این توضیح ، مجازات چنین شخصی برخلاف عدالت و تکلیف مالایطاق و مخالف آیه مزبور است .

( ص 113و 114 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )

20- امامت امام معصوم سه بعد دارد : بعد مرجعیت دینی و بیان احکام و حقایق اسلام و افاضه علومی که از رسول خدا فرا گرفته است . بعد انسان کامل بودن امام که مظهر اسما و صفات خداست . بعد رهبری سیاسی و زمامداری .

بعد اول و دوم ، هرگز از امام سلب نمی شود ، یعنی قابل سلب کردن نیست ولی امکان سلب کردن بعد سوم وجود دارد ، همانطور که از امام علی (ع) ، پس از رحلت حضرت رسول (ص) سلب شد و ولایت را به ایشان ندادند .

( ص 65 تا 67 کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )

21- بسیاری از فقها ،جهاد را ابتدایی و برای دعوت به اسلام دانسته و آیه " لا اکراه فی الدین - بقره ، 256 " را توجیه کرده و می گویند آین آیه با آیات جهاد " نسخ " و بی اثر شده ، در حالیکه به اعتقاد ما ، جهاد ، برای تحمیل عقیده نیست . چون این حکم عقل و فطرت است ، که هیچ کس ، عقیده و دینی را با اکراه و زور قبول نمی کند . ...

بلکه جهاد ، برای رفع ظلم است اصالتا ؛ ولی گاهی هم برای دفع آن است . دفع ظلم ربطی به عقیده مردم ندارد ، ظالم هر کسی می خواهد باشد ، مسلمان یا کافر ، فرقی ندارد .

( ص 99 تا 101 کتاب زندگی من و شهید جاوید )

22- بعضی کلمه " فتنه " در آیه 193 ، بقره " و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه– با نیروهای مهاجم پیکار کنید تا وقتی که فتنه ای که دشمن بر سر شما ریخته ، از بین برود " را به معنی " شرک " گرفته اند . و این در حالیست که بر اساس آیه 190 ، بقره " فان قاتلوکم فاقتلوهم – پس اگر با شما به جنگ برخاستند ، شما هم بدفاع بجنگید " ،فتنه ، همان " شر دشمن مهاجم " است و اصل در مقابل دشمن مهاجم ، صلح است نه جنگ و بنابراین " جنگ "، حالتی اضطراری است و پس از تهاجم دشمن ضرورت پیدا می کند و بعد از درهم شکستن دشمن دیگر ضرورت ندارد .

( ص 16 و 17 کتاب جهاد در اسلام )

23- امام حسين به دعوت و خواست اکثریت مردم کوفه ، براي تشكيل حكومت اسلامي و اصلاح جامعه قيام كرد ؛ نه براي شهادت خود و يا به اسارت رفتن خانواده ؛ ولي وقتي در كربلا در محاصره قرار گرفت ؛ نبرد تا آخرين قطره خون را به ذلت تسليم در برابر خواسته هاي يزيد ترجيح داد و شهادت را پذيرفت .
( كتاب شهيد جاويد يا قيام امام حسين (ع))

24- امام علي ( ع ) در دوره 25 سال بعد از رحلت پيامبر ( ص ) كه ابوبكر و عمر و عثمان در مصدر حكومت بودند ، جزو اپوزيسيون بوده و مي خواهد راهنمايي كند و جلو اشتباهات را بگيرد . به حكومت معترض است ولي نه اعتراض خصمانه ، بلكه اعتراض خيرخواهانه و مصلحانه ، براي اينكه به حركت تكاملي جامعه كمك كند .

( كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – مقاله اپوزيسيون در صدر اسلام )

25- اینکه فقها ، جهاد را مشروط به امر امام معصوم مبسوط الید می دانند ، بنابر این در زمان غیبت تعطیل است ، صحیح نیست ، بلکه منظور روایات ، عدالت رهبری جنگ است چه درباره نیروهای خودی و چه در برابر دشمن ، نه عصمت رهبر جنگ ، بنابراین جهاد از منظر دفاعی ، در برابر ظالم و مهاجم ، در هر زمان ، وظیفه است ، آنهم با رعایت عدالت .

( ص 64 تا 67 کتاب جهاد در اسلام )

26- امام معصوم و حتي شخص پيامبر بر اساس آیات قرآن از جمله آیه " قل لا املک لنفسي نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله و لو کنت اعلم الغيب لاستکثرت من الخير و ما مسني السوء ان انا الا نذير و بشير لقوم يؤمنون – اعراف ، 188 " ، هرگز از همه غيب آگاه نبوده ، بلكه علم امام اندازه معيني دارد كه بيش از آن نمي داند ؛ آنهم به لطف و اجازه خدا .

( ص 244 و 284 كتاب قضاوت زن در اسلام )

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍4👏1
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 5


27- حدیث " هر امامی که نداند چه در آینده بر سرش می آید ، حجت خدا نیست – کتاب کافی ، کلینی ، باب علم ائمه، ج1 " می خواسته علم مطلق امام را به همه چیز ثابت کند . در حالی که از یک دروغگوی غالی مسلک به امام صادق نسبت داده شده و معتبر نبوده ، در ضمن خلاف آیات صریح قرآن ، از جمله آیه مذکور در بند 25 فوق، بوده و مردود می باشد .

( ص 104 تا 106 کتاب زندگی من و شهید جاوید )

28- هیچ دلیلی وجود ندارد که فقها به طور عموم و یا فقیه خاصی از طرف خدا به ولایت منصوب شده و مردم حق انتخاب ندارند . ولی فقیه نایب مردم است نه نایب امام زمان (عج) و به نمایندگی از مردم مدیریت جامعه را به عهده می گیرد .

(نکته پنجم از یادداشت ابتدای کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )

29- نظر ما در باب ولایت فقیه ، نظریه انتخاب است . یعنی رهبر سیاسی باید به انتخاب مردم سرکار بیاید . حال در کشوری که مردم قانون اسلام را می خواهند ، کسی که قانون اسلام را بهتر می شناسد ، به انتخاب مردم ، حاکم و سرپرست سیاسی جامعه است . و در کشوری که اسلامی نیست و قوانین دیگری حاکم است ، هر کسی که قوانین موضوعه ( توسط مجلس قانون گذاری ) را بهتر می شناسد ، به رای مردم ، حاکم سیاسی خواهد شد ، و این یک اصل عقلی است .

( ص 102 کتاب زندگی من و شهید جاوید )

30- امام علی (ع) ، در نهج البلاغه ، خطبه 3 ( لو لا حضور الحاضر و.. ) ، تمام شدن حجت خدا و منجز شدن حکم و تعهد الهی را مولود رای اکثریت مردم می داند و این دلیل است که رای اکثریت مردم دارای اثر شرعی است و این اثر شرعی در 25 سال انزوای سیاسی امام نبود ، چون رای اکثریت مردم نبود .

(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 67 تا 71)

31- عبارت " اکثر الناس لایعلمون " در قرآن ، مربوط به مسائل غیبی و ماورائ طبیعی مانند " وقت قیامت " و " تقدیر رزق بندگان " است که دانستن رموز آنها از دسترس مردم خارج است ولی بیشتر مردم این مطلب را نمی دانند . و این آیات ، مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .

( ص 109 کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )

32- عبارت " اکثرهم لایعقلون " مربوط به کارهای ضد فضیلت بعض افراد مانند " افترا به خداوند " و یا " خطاب بی ادبانه پیامبر " است که آنها عقل خود را بکار نمی اندازند و این آیات نیز ،مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .

( ص 109 کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )


33- این مطلب که ، خمس باید به دو سهم مساوی تقسیم شود و نصف آن سهم امام است و نصف دیگرش سهم سادات ، از مرسله ( حدیث بی اعتبار ) حماد بن عیسی ، نشات گرفته و مردود است . بلکه براساس حدیث صحیح بزنطی از قول امام رضا(ع) و سیره پیامبر (ص) ، خمس باید به امام به عنوان ولی و زمامدار جامعه و یا حاکمیتی که قدرت اجرایی دارد ، داده شده ، تا در راه رفع نیازهای مردم از قبیل امنیت ، بهداشت ، آموزش و ... مصرف گردد .

( ص 253 تا 280 کتاب جهاد در اسلام )

34- ذی القربی ، در آیات خمس (... فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى .. - انفال ، 41 ) و فیئ (... فَلِلَّهِ وَل ِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبَى و... -حشر ، 7 و 8 ) به معنی خویشان پیامبر نیست ، بلکه خویشان کسانی است که در آیه مورد خطاب واقع شده اند ( شخصی که خمس می پردازد ، یتیمان ، مساکین ، در راه ماندگان و .. ) . و دلیل آن اینست که ، اسلام ، دین قبیله ای و فامیلی نیست که ثروت عظیمی از دنیا را متعلق یک عده معدودی از خاندان پیامبر نماید .

( ص 261 و 300 تا 309 کتاب جهاد در اسلام )

35- فتوای حرمت زکات ( و صدقه ) بر خاندان پیامبر ، بر اساس حدیث دروغ ابان بن ابی عیاش و روایات هم مضمون آن ، صادر شده ، و مردود است . چون بر اساس آیه قرآن ( .. ان الله هو ... ياخذ الصدقات – توبه ، 104 )، گیرنده زکات ، خداوند بوده و تبعا ، دارای قداست خاصی است ، و بر این اساس ، زکات با خمس و انفال و سایر منابع مالی اسلام هیچ فرقی ندارد و از همه این منابع که مجموعا بیت المال را تشکیل می دهند ، می توان به مصرف همه نیازمندان و انواع نیازمندیهای جامعه رساند .

( ص 320 و 321 کتاب جهاد در اسلام )

ادامه دارد :
محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍2👏1
تو فکر خودت را ابراز کن ، من هم ابراز میکنم

من در محیط دانشکده به فردی که عقاید ماتریالیستی داشت و گاهی سر کلاس ها ابراز می کرد ، هم به خودش و هم چند بار به وسیله استادهای دیگر ، به او پیغام دادم ، گفتم :

من به تو نمی گویم ، تو چرا این طور فکر میکنی ، حق داری این طور فکر کنی ،

و نمی گویم ، که تو چرا فکر خودت را ابراز می کنی ،حق داری ابراز کن ؛

تو بگو ، من هم می گویم ،

تو بنویس ، من می نویسم ،

تو فکر خودت را ابراز کن ، من هم ابراز میکنم؛

تو صریح و بی نفاق آنچه واقعا فکر میکنی - نه در زیر لفافه های دیگر که آن نفاق و حقه بازی و توطئه و اغفال و اضلال است - بیان کن ، من هم بیان می کنم. (آزادی فکر معنایش این است).

(مطهری ، مرتضی، آزادی انسان ،1392 ،تهران : بینش مطهر ، ص119)

@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com/
👍1
5 دقيقه بعد تولد ، نام و مليت و دينت مشخص ميشود ولي مابقي عمرت را در دفاع از چيزايي كه به انتخاب خودت نبوده صرف ميكني . !
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 6


36- ولایت و زعامت مردمی پیامبر (ص) محصول یک پیمان خودبخودی طرفینی بود که ایجابش از طرف مردم ( مدینه ) و قبولش از طرف رسول اکرم بود و این ایجاب و قبول بطور خودبخودی و با طبیعی ترین وجه انجام شد ، البته این ایجاب و قبول در متن حرکت انقلابی اسلام و در طول مجاهدات پیامبر و امتش عملا تحقق یافت .

(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 138)

37- نبوت ، یک فیض ملکوتی و الهی است که با اراده خاص خداوند به پیغمبرش اعطا می شود ، در حالیکه ولایت ، یک امر مردمی و اجتماعی است . بنابراین در آن سیزده سال که آن حضرت در مکه بود و حکومتی تشکیل نداده بود ، ولایت بمعنای زمامداری نداشت ولی نبوت داشت .

(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 139 تا 141 )

38- لزوم مشورت ، یعنی آیه " و شاورهم فی الامر - سوره آل عمران ، 159 " با دلیل ولایت پیغمبر یعنی آیه " النبی اولی بالمومنین من انفسهم - سوره احزاب ، 6 " متعارض نیستند . چون قلمرو آن دو از هم جداست . مشورت در رتبه متقدم است و اعمال ولایت در رتبه متاخر ، چون تا مشورت نباشد ، تصمیم گیری نیست و تا تصمیم گیری نباشد اعمال ولایت نیست .

) کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 264 تا 266 )

39- لفظ (( شاورهم )) مشتمل بر دو دستور است ؛ یک امر صریح به پیغمبر (ص) و یک امر ضمنی به مردم .

امر صریح به پیغمبر اینست که مسائل امت را با خود امت به مشورت بگذار و امر ضمنی به مردم اینست که اگر نظری مخالف پیغمبر دارید بگوئید تا مشورت انجام گیرد و بهترین نظر انتخاب گردد و بدان عمل شود .

(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 267 تا 269 )

40- (در بحث اولوالامر منکم – سوره نسا ،آیه 59) ، کلمه " اولی " که اسم جمع است بمعنای صاحبان و متصدیان است و هنگامی که به کلمه " امر " اضافه می شود بمعنای متصدیان امر حکومت و کشورداری است .... و شامل همه متصدیان امر کشورداری می گردد . و به حکم " اولی الامر " ، اطاعت از همه آنان اگر در خط اسلام باشند واجب است و کلمه " منکم " در آیه مزبور اشاره به اینست که این اولی الامر و متصدیان کشورداری از خود شما امت هستند و از طرف خود شما ، مسئولیت پذیرفته اند ، پس آنان را از خود بدانید و دستوراتشان را اجرا کنید .

( کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 228 تا 230 )

41- وجوب اطاعت از اولوالامر در مرحله اعمال ولایت است نه در مرحله مشورت . در حقیقت ، اطاعت و اعمال ولایت ، لازم و ملزومند و هر جا ولی امر اعمال ولایت کند و دستوری بدهد اطاعت او لازم است ولی در مرحله مشورت و قبل از تصمیم گیری که اعمال ولایت نیست و زمان دستور دادن نرسیده موضوع اطاعت ، منتفی است.

(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 267 تا 269 )
42- آیه محاربه (انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الآخرة عذاب عظیم – سوره مائده ، آیه 33) ، یک دستور کلی برای همه فسادهای اجتماعی داده و آن این است که باید برای هر فسادی مجازات متناسب با آن تعیین شود .

کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 352 "

43- ملاک اصلی برای مجازاتهای مذکور در آیه ، ایجاد فساد در جامعه است ... بنابراین ، بدون تردید آیه محاربه همه انواع جرائم اجتماعی را که عنوان فساد در جامعه بر آنها صادق است شامل می شود; چه جرایمی که اکنون ما می شناسیم و چه جرایمی که احیانا در آینده با تکنیک های جدید ابداع خواهد شد . قرآن جعل اصطلاح نکرده است.

کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 353 تا 356 "

44- " ذکر مجازاتهای فوق الذکر از باب مثال است " .... " لازم نیست حتما یکی از مجازاتهای مذکور در آیه درباره مفسد اجرا شود " ، بلکه آنچه لازم است ، رعایت تناسب بین جرم و مجازات است که هم حکم عقل است و هم درجه بندی مجازاتها در آیه به آن اشعار دارد . البته تعیین دقیق میزان جرم و تشخیص تناسب بین جرم و مجازات ، یک کار فنی و تخصصی است که قاضی با راهنمایی متخصصان جرم شناسی به آن دست می یابد و بر مبنای آن رای صادر می کند.

کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 359 تا 362 "

ادامه دارد :

محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
صالحي نجف آبادي در میدان باورهای قدیم و اندیشه های نو - 7


45- هدف از تشریع قوانین جزایی ، احیای عدالت است و اگر قانونی ناقض عدالت باشد از اول نباید تشریع شود . ( به همین دلیل ) اجرای عدالت به حاکم واگذار شده وبه او اختیار داده اند که به حکم " ان الله یامر بالعدل " با رعایت تناسب بین مجازات و جرم، مجرم را به کیفر برساند .

کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 370 تا 376 "

46- کتاب جامعه یا صحیفه یا کتاب علی (ع) ، طوماری بوده که ، پیامبر (ص) ، در طول چند سال ، احکام اسلام را ( نه حوادث گذشته و آینده را ) بتدریج ، املا فرموده و علی (ع) در قطعات پوست نوشته و پس از ایشان به ائمه اهل بیت جهت استخراج احکام سپرده شده است .

کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 30 و 31

47- مصحف حضرت فاطمه (س) ، تنها کتابیست که می توان گفت ، بعضی از حوادث آینده در آنست ، نه همه حوادث مربوط به کائنات و سرنوشت آیندگان ، چرا که نه عمر 75 یا 95 روزه حضرت بعد از فوت پدرش ، کفاف می داده و نه حجم کتاب منتسب به آن ، گنجایش چنان چیزهایی را دارد . ضمنا چون فرشتگان برای تسلی خاطر حضرت آمده بوده اند ، نمی توانسته اند اخبار شهادت امام حسین را گفته باشند و حضرت را غمگین تر کرده باشند .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 31 تا 35

48- حدیث " امام علی (ع) از زمان و مکان شهادت خود با خبر بود – اصول کافی ، ج1 ، ص 259 ، ح 4 " ، از یک جاعل غالی ( سهل بن زیاد ) روایت شده ، ضمنا با مفاد آیه " ما تدري نفس باي ارض تموت – سوره لقمان ، آیه 34 – هیچکس مکان مرگ خود را نمی داند " مغایر و نتیجتا باطل است .

کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 58

49- اینکه کتاب اصول کافی بر امام زمان (عج) عرضه شده و حدیث منقول از ایشان " الکافی کاف لشیعتنا – کتاب اصول کافی برای شیعیان ما کافیست " ، اصل و مدرکی نداشته و قابل قبول نیست ، چرا که از حدود 16200 حدیث آن قریب 5000 آن ضعیف بوده و باید بررسی شود .

کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 59

50- سند زیارت جامعه ، ضعیف بوده و بعضی از عبارات آن مثل " ایاب الخلق الیکم و حسابهم علیکم – برگشت خلق بسوی شما (ائمه(س)) و حساب اعمالشان نیز با شماست " مخالف قرآن است ، زیرا خدا می فرماید " ان الينا ايابهم ثم ان علينا حسابهم – غاشیه 25 و 26 – بازگشت مردم فقط به ما و حسابشان فقط با ماست . "
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 63 و 64

51- در داستان ( علی(ع) و عمروبن عبدود در جنگ خندق ) ، مطلب " هنگامی که امام بر روی سینه اش نشست تا سر از بدنش جدا کند او آب دهن به صورت امام انداخت " ، از افسانه هائیست که مولوی ساخته است و اصل تاریخی ندارد .

کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 64

52- کسی که توحید و نبوت و معاد را بطور سربسته قبول دارد مسلمان است و کسی که سه اصل نامبرده را با اصل عدل و امامت ، بطور اجمال قبول دارد ، شیعه یعنی مسلمان کامل است ، ولی هر فرد مسلمانی پس از قبول کردن اصول کلی اسلام ( سه اصل فوق الذکر ) ، حق دارد در مسائلی نظیر ( علم پیغمبر و امام ، عصمت آنها ، رجعت ائمه ، سند بعضی از ادعیه ، شق القمر ، معراج جسمانی و ... ) تحقیق و اجتهاد و رد و قبول کند و این افتخار اسلام است که اصل آزادی فکر و عقیده را محترم شمرده است .

کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 66

53- عصمت پیغمبر و امام از ضروریات مذهب است ( ولی به عقیده مرحوم شیخ انصاری و محقق اردبیلی و شهید ثانی ، چنین نیست که انکار هر ضروری باعث کفر و بی ایمانی شود ) ، عصمت از ضروریاتی است که انکارش از روی اجتهاد ، نه عناد ، باعث بی ایمانی نمی شود .

کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها – ص 63


ادامه دارد :
محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1👎1
بعضي از کتب چاپ شده مرحوم آيه اله صالحي نجف آبادي

1- شهید جاوید : شامل( 4 مرحله حرکت امام حسین كه بصورت تحليل تاريخي و عقلاني بررسي كرده است نه ايدئولوژيك )

2- مجموعه مقالات ( 14 مقاله – شامل مباحث : پایه های دین – محل شهادت امام علی– عمل اهل سنت و ... )

3- قضاوت زن در فقه اسلامى ( 11 مقاله ، مباحث : – قضاوت زن – آیه مودت– امام علی به عنوان اپوزیسیون –علم امام و ..)

4- ولایت فقیه یا حکومت صالحان : ( شامل مباحث : نبوت و ولایت ، ابعاد امامت ، مشروعیت حکومت توسط رای مردم ، ولی فقیه نایب مردم است ، حکومت پیامبر در مدینه محصول یک پیمان خودبخودی طرفینی بود نه حکم اولی الهی ، مشاوره ، ولایت پیامبر و اولی الامر و اطاعت اولی الامر و .. )

5- غلو ( دو فصل – شامل :

فصل اول : غلو ؛ يك جريان فكري انحرافي - در اين فصل به جريان غلو در ميان مذاهب اهل سنت پرداخته است .

فصل دوم : مثلث شوم - در اين فصل غاليان مذهب شيعه . مثلث شوم عبارتند از :

دشمنان ائمه - عشرت طلبان كامجو وهرزه - بعضي از دوستان افراطي دلباخته ائمه

6- حدیث های خیالی در مجمع البیان شامل :

• معرفي بيست حديث خيالي ، كه قول ابو جعفر طبري مفسر معروف اشتباها به عنوان حديث ابو جعفر امام محمد باقر (ع) معرفي شده است .

• بررسی آیه محاربه ، ذکر مجازاتها در آیه از باب مثال است و قاضی بر اساس معیارهای عقلی و مبنای عدالت نوع مجازات متناسب با جرم را تعیین می کند .

• و مباحث : مرتد ، حدیث کسا ، نزول قرآن و ...

7- جمال انسانيت يا تفسير سوره يوسف

• عصای موسی : شامل :

• نقدی بر نقدها ی شهید جاوید - 8 عدد نقد - در اين كتاب ثابت شده است كه پيغمبر و امام از غيب همان قدر مي دانند كه خدا آگاهشان كرده است نه بيش از آن .

• و مباحث : صحیفه امام علی و مصحف فاطمه ، عدم اطلاع امام علی از محل و زمان شهادت خود ، اصول کافی و امام زمان ، زیارت جامعه ، تعریف مسلمان و شیعه و مباحث عصمت و رجعت و ...

• پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي ( 5 فصل – شامل : نجاست و طهارت ، طهارت کافر ، فقه و اجتهاد و.. )
8- نگاهی به حماسه حسینی ( پاسخ به برداشتهای شهید مطهری از شهید جاوید )

9- ترجمه قرآن کریم

10- تفسیر چند آیه

11- جهاد شامل :

• جهاد در اسلام دفاعی است نه ابتدایی

• مباحث : غنيمت و انفال و خمس و في و .. ذوي القربي و ...

• زندگی من و شهید جاوید شامل : علم امام ، جهاد ، برخورد مدارایی امام علی با معاویه ، ولایت فقیه انتخابی است و حاکمان کشورهای غیر مسلمان

12- بحث تاملی در آیه تطهیر ( آیه مربوطه علت غایی تشریع احکام است نه دلیل عصمت تکوینی – مباهله و بردن نزدیکان )

13- نامه سرگشاده درباره کنفرانس طائف ( بحث در مورد فهم اشتباه مسئولین – هاشمی رفسنجانی ، از آیه 9 حجرات درباره اصلاح بین دو گروه متخاصم : و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا .. ، در بهمن سال 59 می باشد که گفته بود مفاد آیه در مورد دو گروه مومن است که هیچکدام متجاوز نباشند و چون عراق متجاوز است از مصداق آیه خارج شده و ما وظیفه ای برای حضور در کنفرانس طائف نداریم . )
14- و ..


محمد صالحي – 15 / 2/90

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
مرواريدهايي از زبان پيامبر (ص)

1- انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق 1

همانا من براي رساندن انسان به مكارم و ارزشهاي والاي اخلاقي مبعوث شدم .

2- ان العبد لیبلغ بحسن خلقه عظیم درجات الاخرة وشرف المنازل و انه لضعیف العبادة ; 2

بنده خدا به وسیله حسن اخلاق به درجات عالی آخرت و بهترین مقامات می رسد، در حالی که ممکن است از نظر عبادت ضعیف باشد !

3- یا فاطمه اعملی بنفسک ، فإني لا أغني عنك من الله شيئاً. 3

اي فاطمه ( دخترکم )خودت برای خودت عمل کن. من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست .

4- اذا احببتم ان تعلموا ما للعبد عند ربه فانظروا ما یتبعه من الثنائ . 4

وقتى بخواهید مقام بنده را در نظر خدا بدانید بنگرید که پشت سر او چه میگویند. ...

5- إنّما أنا بشر إذا أمرتكم بشي ء من دينكم فخذوا به و إذا أمرتكم بشي ء من رأيي فإنّما أنا بشر.5

من انسانى مانند شما هستم وقتى شما را بچيزى در كار دين دستور دادم بدان رفتار كنيد و وقتى از پيش خود شما را بچيزى فرمان دادم من انسان هستم .

6- جاء جبرئيل (ع) إلى النبي (ص) فقال : يا محمد ربك يقرئك السلام و يقول لك : دار خلقي 6

جبرئيل نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: اي محمد خدايت بتو سلام مي رساند و ميگويد با ( حد فهم و پذيرش) خلق من مدارا كن.

7- إيّاكم و المدح فإنّه الذّبح 7

از مدح كردن ديگري بپرهيزيد كه مانند سر بريدن است. ( از غروري كه به او دست مي دهد ، به ورطه كبر و بيداد مي افتد )

8- آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ 8

آفت دين سه چيز است : فقيه و عالم بد كار ، پيشواى ستم كار و مجتهد نادان.

9- إيّاكم و الغلوّ في الدّين فإنّما هلك من كان قبلكم بالغلوّ في الدّين. 9

از افراط در دين بپرهيزيد كه پيشينيان شما از افراط در دين هلاك شدند.

10- ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین 10

منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد ، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران .

11- إنّ اللَّه أبى علىّ فيمن قتل مؤمنا ثلاثا. 11

خداوند سه بار خواهش مرا در باره بخشش كسى كه مؤمنى را كشته بود رد كرد.

12- أجملوا في طلب الدّنيا فإنّ كلّا ميسّر لما كتب له منها. 12

در طلب دنيا معتدل باشيد زيرا بهر كس هر چه قسمت اوست ميرسد .

13- من تفاقر افتقر 13

هر که تظاهر به فقر نماید ( و دائم از نداری بنالد ) ، فقیر شود .

14- الخلق عيال الله 14

خلايق همه در جايگاه عيال و خانواده خداوندند . ( و صاحب خانه ، خانواده خود را به لطف و رحمت داوري كند . )

زير نويسها :

1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1.
2- مهجة البیضاء، ج 5، ص 93
3- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
4- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 664
5- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 940
6- اصول کافی ج2 ص 116
7- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1000
8- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 4
9- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 945
10- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حديث 2107
11- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 666
12- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 67
13- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1024
14- بحارالانوار ، ج 74، ص .316

محمد صالحي - بمناسبت بعثت رسول اكرم (ص) 9 / 4 / 90

@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤1👍1
پاک و نجس از نظر آیه الهl صالحی نجف آبادی

1- طهارت و نجاست دو واقعيّت تكوينى و خارجى ‏اند نه دو حكم وضعى و قراردادى 1 .

2- آب قليل و كمتر از كُرّ با ملاقات نجاست نجس نمى‏شود .

3- روايات مربوط به كُرّ دلالت ندارد كه وزن يا مساحت معيّنى از آب، كُرّ بودنِ آب را تشكيل مى‏ دهد كه با ملاقاتِ نجاست نجس نشود و يا اگر يك گرم كمتر از آن باشد با ملاقات نجاست نجس شود .

4- اگر يك ذرّه خون در آب قليل و كمتر از كُرّ بپاشد و مستهلك شود آب نجس نمى ‏شود .

5- پاك بودن آب استنجاء 2 ، يك استثناء نيست بلكه طبق قاعده است .

6- با غير آب، مانند آب نمك نيز مى‏توان شى‏ء متنجّس را تطهير كرد .

7- با زائل شدن عين نجاست از بدن يا لباس، محلّ آن پاك مى ‏شود و لازم نيست حتما با آب شسته شود .
8- آبى كه برگ درخت و حشرات در آن بريزد و فاسد و متعفّن شود، نجس است .

9- نانى كه با آبِ متنجّس پخته شود پاك است و خوردنش جايز .

10- ماهى ‏اى كه فلس و پولك ندارد حلال است و خوردنش جايز .

11- طهارت و نجاست آب و مايعاتِ ديگر بر مبناى تعبّد شرعى نيست، بلكه بر مبناى رعايت اصول بهداشت است .

12- اگر چند قطره خون در ديگ بزرگى كه در آن آبگوشت طبخ شود بريزد و بجوشد و مستهلك شود آبگوشت آن نجس نمى ‏شود و خوردنش جايز است، و اين مدلول احاديث موثّق است و پنج نفر از فقهاى بزرگ طبق آن فتوا داده ‏اند. (پژوهشى جديد در چند مبحث فقهى، ص 169)

13- دليل قاطعى بر نجاست كافر نداريم، بلكه بدن كافر مثل انسان‏ هاى ديگر پاك است .

زیرنویس :
1- معنای لغوی طهارت ، پاکیزگی و معنای لغوی نجاست آلودگی و پلیدی است که واقعیت تکوینی و خارجی دارد و در قرآن نیز همین مفهوم ، استعمال شده است . ص 7 کتاب

2- آبی که برای طهارت از ادرار استفاده می شود .

منبع : مقدمه کتاب " پژوهشى جديد در چند مبحث فقهى " – چاپ دوم سال 1378

: محمد صالحی 20 / 5 / 91

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
جنگهای پیامبر(ص) بر اساس یک قاعده حکومتی بودند نه دستور الهی - 1

مقدمه :

اصول اساسی دعوت پیامبر(ص) ، مانند همه پیام آوران گذشته ، دعوت به نگرش توحیدی به خلقت و هستی و کاینات ۱ و عملکرد اخلاق مدار در راستای اتصاف و تخلق به اخلاق الهی ۲ بود.

و این مهم در آیات متعددی بعنوان اصول و شاخصه های رستگاری انسانها ، درهمه آنها ، بدین گونه بیان شده است : ۳

1- اعتقاد به وحدانیت خدا در ذات ، خلق و .. ( توحید )

2- اعتقاد به هدفمند بودن خلقت ( معاد )

3- عمل صالح ( بر مبنای اعتقاد به خدا در راستای رسیدن به هدف خداوند از هستی )

و نکته قابل توجه در اینست که کلیه آیات نازل شده در مکه ، حول همین اصول ، ارایه شده اند .

اما ، وقتی که پیامبر(ص) بدلیل شرایط سیاسی بوجود آمده ، اجبارا به مدینه هجرت کرده و بسیار مردم قبایل مختلف آنجا ، حول ایشان گرد آمدند ، بطور طبیعی و بر اساس خواست خودبخودی آنها ( نه به دستور اولی خداوند بمعنای حق الهی تشکیل حکومت ) ، به ریاست و خلافت مدینه منصوب شدند . ۴

در این راستا ، جهت اداره حکومت در همه شیون اجتماعی ، نیازمند قوانین مربوطه شده که مطابق اصل عقلانی رجوع به متخصصین و کارشناسان و صاحبان نفوذ در مردم ، از بین قوانین موجود و رعایت حد فهم و پذیرش مردم ، گزینشهای لازم را انجام داده و ضمن امضا کردن اعتبار آنها ۵ ، جهت اجرا ابلاغ نمودند .

یکی از مواردی که در هر حکومتی ، از جمله حکومت پیامبر(ص) برجسته است ، جنگهایی است که اتفاق افتاده و قطعا بدلیل سیستم نوپای تاسیسی ایشان که باعث برخورد با افکار موجود جامعه قریشیان شد ، حساسیتهای بیشتری را ایجاد کرده و امروزه نیز از مواردیست که بشدت دعوت ایشان را زیر سوال برده است .

اما با بررسی آیات موجود در قرآن که در بین آیات مدینه قرار دارند و سیره پیامبر(ص) در آن جنگها ، به این نتیجه مهم میرسیم که :

کلیه جنگهای عصر نزول ، براساس قاعده عقلانی دفاع در برابر تهاجم و یا پیشگیری از وقوع حمله بوده و هیچ دلیلی برای حمله ابتدایی بخصوص برای تثبیت حکومت و یا اجبار عقیده دینی ، آنهم بعنوان یک دستور واجب الهی ، در بین آنها دیده نمی شود .

در ادامه ، به بررسی آیات قرآن با توجه به نظر مرحوم صالحی نجف آبادی در کتاب جهاد در اسلام می پردازیم :

الف ) اصل در اسلام صلح است نه جنگ

از نظر اسلام ، جنگ برای تحمیل عقیده ، مجاز نیست... اجبار چه به صورت تهدید باشد و چه به صورت جنگ، نباید برای تحمیل دین و عقیده اعمال شود.

لا اکراه في الدين قد تبين الرشد من الغي 6

اكراهى در قبول دين ، نيست . (زيرا ) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است .

ب ) آیات جهاد

آیاتی که درباره جنگ با کفار نازل شده دو دسته اند :

آیات مقیده : آیاتی که قید و شرط جنگ در آنها ذکر شده است .

آیات مطلقه : آیاتی که قید و شرطی در آنها نیست .

ادامه در:
https://t.me/beshnofekrkon/322
محمد صالحی
جنگهای پیامبر(ص) بر اساس یک قاعده حکومتی بودند نه دستور الهی - 2

• آیات مقیده :

در این آیات ، جنگ با کفار فقط بدلیل دفاع در برابر تهاجم دشمن و یا عهد شکنی و توطیه آنها ، مجاز شمرده شده است که ذیلا به آنها اشاره می شود :

1- و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا يحب المعتدين ۷

و در راه خدا، با کسانى که با شما مى‏جنگند، نبرد کنيد! و از حدّ تجاوز نکنيد ، که خدا تعدّى‏کنندگان را دوست نمى‏دارد!

همانطور که صراحت آیه میفرماید ، مسلمانان در صورت حمله دشمن ، حق دفاع دارند ، آنهم بدون تجاوز از حد دفاع و یا اعمالی مغایر با دفاع مانند کشتن زنان و کودکان و سوزاندن و تخریب و قتل عام اسیران و ..

2- و اقتلوهم حيث ثقفتموهم و اخرجوهم من حيث اخرجوکم و الفتنة اشد من القتل و لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتى يقاتلوکم فيه فان قاتلوکم فاقتلوهم کذلک جزاء الکافرين . ۸

و آنها را [ كه در آيه قبل اشاره شد و با شما به جنگ برخاسته اند ] هر کجا يافتيد ، به قتل برسانيد! و از آن جا که شما را بيرون ساختند [= مکه‏]، آنها را بيرون کنيد! و فتنه از کشتار هم بدتر است! و با آنها ، در نزد مسجد الحرام (در منطقه حرم)، جنگ نکنيد! مگر اينکه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر (در آن جا) با شما پيکار کردند، آنها را به قتل برسانيد! چنين است جزاى کافران!

این آیه ، دنباله آیه قبل است که ضمیر " هم " به متجاوزان در آیه قبل برمی گردد ، که جنگ را با متجاوزینی که به جنگ ، پیش دستی کنند مجاز می شمارد و حتی قتال کنار مسجد الحرام را ممنوع اعلام می کند ، مگر اینکه آنها پیش دستی کنند .

3- و قاتلوهم حتى لا تکون فتنة و يکون الدين لله فان انتهوا فلا عدوان الا على الظالمين ۹

و با آنها [ كه در دو آيه قبل اشاره شد و با شما به جنگ برخاسته اند ] پيکار کنيد! تا فتنه باقى نماند؛ و دين ، مخصوص خدا گردد. پس اگر ( از تجاوز ) دست برداشتند، ( از كشتن آنان دست برداريد! زيرا ) تعدّى جز بر ستمکاران روا نيست.

این آیه نیز دنباله 2 آیه قبل است که طبق یک قاعده عقلی اعلام می کند که تا زمانی که فتنه جنگی دشمن برقرار است به جنگ ادامه دهید ولی اگر از جنگ دست کشیدند ، حق تعدی و دشمنی ندارید .

4- الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَ الْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ۱۰

ماهِ حرام، در مقابل ماهِ حرام است ! و شكستن حرمت ماه هاي حرام قصاص دارد . و (به طور کلّى) هر کس به شما تجاوز کرد ، با او مقابله به مثل كنيد مانند آنكه او به شما تعدي كرده است ! و از خدا بپرهيزيد (و زياده روى ننماييد)! و بدانيد خدا با پرهيزکاران است!

این آیه نیز در ادامه آیات قبل نازل شده و بصراحت جنگ با دشمن را مشروط و مقید به تجاوز و دقیقا مشابه رفتار هجومی آنها اعلام میدارد .

5- اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا وان الله على نصرهم لقدير .الّذين اُخرِجوا مِن دِيارِهم بِغيرِ حقٍّ اِلاّ اَنْ يَقُولوا رَبُنَا اللَّهُ ۱۱

به کسانى که جنگ بر آنان تحميل گرديده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‏اند؛ و خدا بر يارى آنها تواناست. همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اينکه مى‏گفتند: « پروردگار ما، خداى يکتاست!

در این آیه نیز به مسلمانان بدلیل اینکه مورد ظلم و قتال و تهاجم دشمن واقع شده اند ، اجازه جنگ دفاعی می دهد .

6- و قَاتِلُوا المُشركينَ كافَّةً كما يُقاتِلونَكُم كافَّةً ۱۲

و ( به هنگام نبرد ) با مشرکان ، دسته جمعى پيکار کنيد ، همان گونه که آنها دسته جمعى با شما پيکار مى‏کنند؛ و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است!

در این آیه نیز قتال و جنگ را بدلیل دفاع مجاز میکند .

7- و ان نکثوا ايمانهم من بعد عهدهم و طعنوا في دينکم فقاتلوا ائمة الکفر انهم لا ايمان لهم لعلهم ينتهون ۱۳

و اگر پيمانهاى خود را پس از عهد خويش بشکنند، و آيين شما را مورد طعن قرار دهند ، با پيشوايان کفر پيکار کنيد ؛ چرا که آنها پيمانى ندارند؛ شايد (با شدّت عمل) دست بردارند!

در این آیه نیز شرط جنگیدن را ، پیمان شکنی کفار اعلام میکند ، چرا که پیمانهای آنها یا برای حمایت از مدینه در برابر تهاجم دشمن بوده ، که شکستن آن ، بمعنای پیوستن به دشمن بوده است و یا پیمان عدم تهاجم به مسلمانان بوده ، که شکستن آن ، بمعنای اقدام به توطئه و تهاجم بوده است ، و شواهد تاریخی نیز دال بر همین موضوع است .

ادامه در:
https://t.me/beshnofekrkon/323

محمد صالحي
👍2
جنگهای پیامبر(ص) بر اساس یک قاعده حکومتی بودند نه دستور الهی - 3

تذکر : در تمام این آیات از لفظ « قاتلوا » استفاده کرده که از باب مفاعله و به معنای یک عمل دو طرفه است و انجام جنگ را با کسانی که در حال جنگ با مسلمانان هستند مجاز می کند .

آیات مطلقه :

تعدادی آیه نیز در قرآن وجود دارند که بدون بیان شرط خاصی دستور به جنگ داده ( و همین آیات است که مستمسک دست نادانان شده و اسلام را زیر سوال برده اند ) ، که ذیلا به آنها اشاره شده و توضیح منطقی در مورد آنها داده خواهد شد :

1- کتب عليکم القتال و هو کره لکم و عسى ان تکرهوا شيئا و هو خير لکم و عسى ان تحبوا شيئا و هو شر لکم و الله يعلم و انتم لا تعلمون ۱۴

2- فليقاتل في سبيل الله الذين يشرون الحياة الدنيا بالآخرة و من يقاتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نؤتيه اجرا عظيما ۱۵

3- و ما لکم لا تقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القرية الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک وليا و اجعل لنا من لدنک نصيرا ۱۶

4- الَّذينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ کَفَرُوا يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ کَيْدَ الشَّيْطانِ کانَ ضَعيفاً. ۱۷

5- قاتلوا الذين لا يؤمنون بالله و لا باليوم الاخر و لا يحرمون ما حرم الله و رسوله و لا يدينون دين الحق من الذين اوتوا الکتاب حتى يعطوا الجزية عن يد و هم صاغرون ۱۸

6- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ. ۱۹

7- فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتىَّ إِذَا أَثخنتُمُوهُمْ فَشُدُّواْ الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنَّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً. ۲۰

همانطور که در آیات فوق دیده می شود ، دستور به جنگ ، ظاهرا مشروط به شرط خاصی نشده است .

ولی به دو دلیل زیر آیات فوق در هنگام اطلاق ، باید به آیات مقیده قسمت قبل تخصیص خورده و معنا شوند :

• همانطور که به یک کتاب قانون به عنوان یک مجموعه به هم پیوسته نگاه می‌شود و مطلقات آن ، حمل بر مقیدات می‌گردد، به آیات قرآن به ضمیمه حدیث‌های معتبر نیز باید به عنوان یک مجموعه به هم پیوسته نگاه کرد که در این نگاه به طور طبیعی ، مطلقات به وسیله مقیدات تقیید می‌شوند و در نتیجه به اطلاق آنها نمی‌توان تمسک کرد.

پس: « طبق قاعده ، باید آیات مطلقه حمل بر آیات مقیده شود و در حقیقت آیات دارای قید و شرط ، آیات بی‌قید و شرط را تفسیر می‌کند و در نتیجه آیات دارای قید و شرط بر آیات بی‌قید و شرط حاکم خواهند بود .

• در قواعد و فضای مدیریتی نیز وقتی که قاعده و مبنایی اعلام شده باشد ، و شرطی برای انجام تصمیم و عملی بیان شده باشد ، هنگامی که طبق شواهد و قرائن ، آن شرط محقق شده باشد ، بدون مطرح کردن آن ، دستور به انجام نتیجه آن صادر می شود .

بطور مثال ، فرض شود که اعلام شده باشد « دانشجویی که دو ترم متوالی مشروط بشود ، اخراج است » . حال اگر قسمت معاونت دانشجویی ، موقع بررسی شرایط معدل دانشجویان ، اسامی افرادی را در موقع ثبت نام اعلام و دستور به اخراج بدهد ، کسی نمی پرسد چرا ؟ چونکه می داند علت آن ، اجرای بخشنامه مشروطی بوده است ، مگر اینکه کسی نسبت به خود مشروط شدن اعتراضی داشته باشد .

و همین امر نیز در شرایط نزول آیات اتفاق می افتاده که یا به قرینه محاوره فضای نزول و یا قرینه معنوی مندرج در آنها ، شرط تهاجم و یا پیمان شکنی مطرح بوده ، و پیامبر(ص) طبق قاعده عقلانی دفاع در برابر تهاجم ، دستور به جنگ ( دفاعی ) داده است .

ادامه در:

https://t.me/beshnofekrkon/325
محمد صالحي
جنگهای پیامبر(ص) بر اساس یک قاعده حکومتی بودند نه دستور الهی - 4

ج ) سیره پیامبر(ص) و امامان علی و حسن و حسین (ع) :

شواهد تاریخی ، دال بر عدم شروع جنگ توسط بزرگان فوق حتی در زمانیست که دو سپاه روبروی هم آرایش نظامی گرفته بوده اند .

• عملكرد پيامبر در ماجرای جنگ بدر

وقتي لشگر قريشيان آماده جنگ با مسلمانان مي شوند ، پيامبر(ص) در پيامي كه بوسيله عمر براي آنها فرستاد ، خواهان جلوگيري از وقوع جنگ مي شود .

أرجعوا ، فانه يلي هذا الأمر مني غيركم أحب إليّ من أن تلوه مني ، و اليه من غيركم احب الي من ان اليه منكم . 21

شما برگرديد و از جنگ بپرهيزيد ، اگر كساني غير از شما اين موضع گيري را درباره من مي كردند ، نزد من بهتر بود از اينكه شما اين كار را بكنيد ، و اگر من درباره كساني غير از شما اين موضع گيري را مي كردم نزد من بهتر بود از اينكه درباره شما بكنم .

• دعوت امام علی(ع) در جنگ صفين به مذاكره بجاي جنگ

... فَقُلْنَا : تَعَالَوْا نُدَاوِ مَا لاَ يُدْرَکُ الْيَوْمَ بِإِطْفَاءِ النَّائِرَةِ، وَ تَسْکِينِ الْعَامَّةِ، حَتَّي يَشْتَدَّ الْأَمْرُ وَ يَسْتَجْمِعَ، فَنَقْوَي عَلَي وَضْعِ الْحَقِّ مَوَاضِعَهُ . فَقَالُوا : بَلْ نُدَاوِيهِ بِالْمُکَابَرَةِ ! فَأَبَوْا حَتَّي جَنَحَتِ الْحَرْبُ وَرَکَدَتْ ، .. 22

پس به آنان گفتيم: بياييد با خاموش ساختن آتش جنگ ، و آرام کردن مردم، به چاره‏جويي و درمان بپردازيم ، تا کار مسلمانان استوار شود، و به وحدت برسند ، و ما براي اجراي عدالت نيرومند شويم ، اما شاميان پاسخ دادند:
(چاره‏اي جز جنگ نداريم .) پس سر باز زدند، و جنگ درگرفت ، و تداوم يافت، و آتش آن زبانه کشيد .

• جلوگيري از آغاز جنگ در روز عاشورا توسط امام حسين(ع) :

در همان ابتدای صبح عاشورا ، مسلم بن عوسجه به امام (ع) گفت : بگذار او ( شمر ) را با تير بزنم ، او فاسقى از دشمنان خداست و خدا اين گونه فرصت پيش آورده است .

امام فرمود : تير نينداز؛ دوست ندارم كه آغاز گر جنگ باشم . 23

و در يك كلام :

جنگ هاي پيامبر(ص) در تبعيت از اصل عقلاني دفاع در برابر تهاجم دشمن ، انجام گرفته و دستورات قرآن نيز ، چيزي فراتر از دستور به تبعيت از عقلانيت نبوده ، كه بعنوان دستور جهت اجبار به دين ورزي كسي ، زير سوال برده شوند .

همانطور كه نه تنها در انتخاب دين كسي را اجبار نكرده است ،

آنجا كه مي فرمايد :

" فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " 24

( اي پيامبر(ص)) پس ( ايمان و اخلاق و عقلانيت را ) يادآوري كن كه تو فقط يادآوري كننده اى ! تو بر آنان سلطه ندارى كه به ايمان مجبورشان كنى .

" لااکراه في الدين ، قدتبين الرشدمن الغي" 25

( براي تو انسان ) اكراهى در قبول دين ، نيست . (زيرا ) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است .

" نحن اعلم بما يقولون و ما انت عليهم بجبار فذکر بالقران من يخاف وعيد " 26

ما به آنچه آنها مى‏گويند آگاهتريم، و تو مأمور به اجبار آنها (به ايمان) نيستى .

بلكه پيامبر(ص) را پس از مسلمان شدن و پذيرش دعوت توسط مردم ، از محافظت نتيجه آن و تحت نظر قرار دادن اعتقاد و رفتار آنها ، كه مبادا از آن اعراض كنند ، برحذر داشته است ،

آنجا كه مي فرمايد :

" فان اعرضوا فما ارسلناک عليهم حفيظا ان عليک الا البلاغ . " 27

و اگر ( از آيين تو ) روى گردان شوند ( غمگين مباش ) ، ما تو را حافظ آنان ( و مأمور اجبارشان ) قرار نداده ايم ; وظيفه تو تنها ابلاغ است و بس .

ادامه در:
https://t.me/beshnofekrkon/326
محمد صالحي
جنگهای پیامبر(ص) بر اساس یک قاعده حکومتی بودند نه دستور الهی - 5

زیرنویسها :
1. و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون انبیا 25
2. تخلقوا باخلاق الله- بحارالانوار- ج 58- ص 129-
3. از جمله آیه : " ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون " سوره بقره - آیه 62

4. کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " مرحوم صالحی نجف آبادی – ص 67 تا 71

5. مرحوم قابل : اکثر احکام اسلام ، احکامی امضائی‌اند . ( شریعت عقلانی ،8، بخش 22 ) . احکام امضائی شریعت محمدی (ص) مبتنی بر درک و فهم عقلای بشر در زمان نزول وحی صادر شده اند و آنچه رایج بوده است را با اندکی دخل و تصرف ، امضاء کرده و به رسمیت شناخته است . ( شریعت عقلانی ، 9 ، بخش 24 )

6. بقره 256
7. بقره 190
8. بقره 191
9. بقره 193
10. بقره 194
11. حج 39 و 40
12. توبه 36
13. توبه 12
14. بقره 216
15. نسا 74
16. نسا 75
17. نسا 76
18. توبه 29
19. توبه 123
20. محمد 4
21. مغازي واقدي ج 1 ص 61
22. نامه امام درباره جنگ صفين ( نامه 58 )
23. طبری ص 3022 ( ج 7 الکترونیکی – ص 318 )
24. سوره غاشیه – 21 و 22
25. همان بند 6
26. سوره ق 45
27. سوره شوری 48

تحقيق با استفاده از كتاب : جهاد در اسلام مرحوم آيه اله صالحي نجف آبادي ، ص 15 تا 35

محمد صالحي – 29/1/95

قسمت اول:
https://t.me/beshnofekrkon/321
مرواريدهايي از زبان امام حسين ( ع )

1- لاتَقولُوا بِألسِنَتِكُم ما يَنقُصُ عَن قَدرِ كُم ؛ 1

چيزى را بر زبان نياوريد كه از ارزش شما بكاهد .

2- اَ يُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى الْمَكارِمِ وَ سارِعوا فِى الْمَغانِمِ وَ لا تَحْتَسِبوابِمَعْروفٍ لَمْ تَجْعَلوا... ؛2

اى مردم در خوبى‏ها با يكديگر رقابت كنيد و در بهره گرفتن از فرصت‏ها شتاب نماييد و كار نيكى را كه در انجامش شتاب نكرده‏ايد، به حساب نياوريد.

3- اِتَّخِذُوا عِنْدَ الْفُقَراءِ اَيادى فَاِنَّ لَهُمْ دَوْلَةٌ يَوْمَ الْقيامَةِ؛3

[با نيكى و كمك به نيازمندان] نزد آنان جايگاهى براى خود بيابيد، كه آنان روز قيامت مقام و منزلتى دارند.

4- إيّاكَ أن تَكونَ مِمَّن يَخافُ عَلَى العِبادِ مِن ذُنوبِهِم ويَأمَنُ العُقُوبَةَ مِن ذَنبِهِ؛ 4

مبادا از كسانى باشى كه به سبب گناهانِ مردم، بر سرنوشت آنان بيمناك است ، ولى خود را از سزاى گناه خويش ايمن مى‏داند .

5- إنَّ قَوماً عَبَدوا اللّه‏َ رَغبَةً فَتِلكَ عِبادَةُ التُّجّارِ وإنَّ قَوماً عَبَدوا اللّه‏َ رَهبَةً فَتِلكَ‏عِبادَةُ العَبيدِ وإنَّ قَوماً عَبَدوا اللّه‏َ شُكرا فَتِلكَ عِبادَةُ الأَحرارِ وهِيَ أفضَلُ العِبادَةِ؛ 5

برخى خدا را به شوق [بهشت] مى‏پرستند . اين ، پرستشِ سوداگران است . گروهى خدا را از ترس مى‏پرستند . اين ، پرستشِ بردگان است . و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى مى‏پرستند كه اين ، پرستشِ آزادگان و برترين نوع پرستش است.

6- أحِبّونا بِحُبُّ الإِسلامِ ،فَإِنَّ رَسولَ اللّه‏ِ (ص) قالَ : لا تُعَرِّفوني فَوقَ حَقّي ؛ فَإِنَّ اللّه‏َ تَعالَى اتَّخَذَني عَبدًا قَبلَ أن يَتَّخِذَني رَسولاً 6

ما را به عشق اسلام دوست بداريد؛ زيرا رسول خدا (ص) فرمود: مرا بيش از آن چه سزاوارم معرفى نكنيد؛ چرا كه خداوند متعال پيش از آن كه مرا به رسالت برگزيند، به بندگى برگزيد.

7- القُنوعُ راحَةُ الأبدانِ . 7

قناعت، مايه آسايش تن است.

8- إنّ أجْوَدَ النّاسِ مَن أعطى مَن‏لا يَرجو . 8

همانا بخشنده‏ترين مردم ،كسى است كه به آن كه به او چشم اميد نبسته ، بخشش كند.

9- مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ .9

هركس گره اى از مشكلات مؤمنى باز كند و مشكلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.

زيرنويسها :

1- آينه يادها > حدیث شماره : 200800
2- چهل چلچراغ (چهل چهل حديث) > حدیث شماره : 301483
3- چهل چلچراغ (چهل چهل حديث) > حدیث شماره : 301498
4- گزيده تحف العقول > حدیث شماره : 500097
5- گزيده تحف العقول > حدیث شماره : 500100
6- اهل بيت در قرآن و حديث ج2 > حدیث شماره : 801236
7- منتخب میزان الحکمه > حدیث شماره : 1205377
8- منتخب میزان الحکمه > حدیث شماره : 1201298
9- مستدرك الوسائل: ج 12، ص 416، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4.

محمد صالحی – بمناسبت ولادت امام حسين (ع) – 14/ 4 / 90
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نظرمرحوم آيه اله قابل در مورد روابط قبل از ازدواج و ازدواج موقت

1- به گمان من ، آنچه در بسیاری از مجامع غیر اسلامی در مورد « روابط قبل از ازدواج مرد و زن » رواج دارد ( جز در مورد رابطه با زنان شوهر دار و یا کسانی که مراقب حاملگی یا عدم آن نیستند ) تصویری از رابطه ی مشروع انسانی ، با عنوان « ازدواج موقت » است که ۱۴۰۰ و اندی سال قبل ، شریعت محمدی (ص) آن را تجویز کرده است .

2- از نظر فقهی و مبتنی بر روایات معتبره ، جواز ازدواج دختری که به سن بلوغ و رشد رسیده است ، بدون اذن پدر ، نظریه ای قویّ در بین فقیهان شیعه بوده و هست و اخیرا نیز بسیاری از فقهای شیعه بر این نظر فتوا داده اند . بنا بر این ، اذن پدر در ازدواج دختر ، وجوب کلی شرعی ندارد .

3- در جوامعی که فرهنگ عمومی و عرف رایج ، وجود هرگونه رابطه ی دختر و پسر را قبل از ازدواج دائم ، موجب هتک حیثیت و شرافت خانوادگی می دانند و تاب تحمل برخی همراهی ها را ندارند ، مراعات اذن پدر و حفظ شرافت خانوادگی ، خصوصا از سوی دختران ، عقلا لازم است .

4- اگر فرهنگ حاکم بر خانواده ی دختر ، یا جامعه ای که در آن زندگی می کنند ، به گونه ای است که ارتباطات مشروع قبل از ازدواج دائم را بر می تابند ( همچون برخی مسلمانان مقیم در کشورهای غربی ) ، تفاهم دختر و پسر در قرار دادی شفاهی که مراعات منطق و اخلاق همراه با تعیین حدود مورد رضایت طرفین ، در میزان بهره مندی از یکدیگر در آن شده باشد ، برای مشروعیت رابطه ی آنان کفایت می کند . این قرار داد و توافق ، از نظر شرعی ، به نام « ازدواج موقت » نامیده می شود .

5- توافق یاد شده می تواند مبتنی بر « بهره مندی مطلق یا محدود جنسی » یا مبتنی بر « عدم بهره مندی جنسی شهوانی » باشد ،

6- که در گزینه ی دوم ، صرفا به « محرمیت در تماس های جسمی عادی » و صمیمیت بیشتر در نشست ها و گفت و گو ها و رفت و آمد ها ، می انجامد .

7- البته دختر و پسر ، می توانند بر « بهره مندی های خاص و محدود جنسی و عدم بهره مندی از همبستری » توافق کنند . یعنی تعیین کمّیت و کیفیّت قرارداد ، شرعا در اختیار هردو طرف و با توافق و رضایت آنان است .

8- طبق قواعد علمی ، در ازدواج موقت یاد شده ، صرف توافق دو طرف و رضایت آنان و تعیین محدوده ی زمانی آن ( که با رضایت یکدیگر قابل تمدید است ) کفایت می کند و احتیاجی به گفتار یا رفتار خاص دیگر ( مثل آنچه در ازدواج دائم وجود دارد ) نیست . به این امر « عقد معاطاتی » گفته می شود .

9- راهکار « ازدواج موقت » اصولا ناظر به کسانی است که هیچ راه مشروع دیگری برای « رفع نیاز های طبیعی جنسی » خود پیدا نمی کنند .

احمد قابل 23/5/1386 فریمان

محمد صالحي 20/11/93

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مرواريدهاي امام سجاد (ع) در مورد خانواده

1- كانَ إذا أوى إلى مَنزِلِهِ جَزَّءَ دُخولَهُ ثَلاثَةَ أجزاءٍ : جُزءا لِلّهِ و جُزءا لِأهلِهِ و جُزءا لِنَفسِهِ ؛1

پيامبر وقتى به خانه خويش مى‏رفت ، اوقاتش را سه قسمت مى‏كرد : بخشى براى خدا ، بخشى براى خانواده و بخشى براى خود .

2- إنَّ أرضاكُم عِندَاللّه‏ِ أسبَغُكُم عَلى عِيالِهِ ؛2

خداوند از آن كس خشنودتر است كه خانواده خود را بيشتر در رفاه و نعمت قرار دهد .

3- لَأن أدخُلَ السُّوقَ و مَعي دِرهَمٌ أبتاعُ بِهِ لَحما لِعِيالي و قَد قَرِمُوا إليهِ أحَبُّ إلَىَّ مِن أن اُعتِقَ نَسَمَةً ؛3
چنان‏چه وارد بازار شوم و درهمى داشته باشم و با آن براى خانواده‏ام گوشتى بخرم كه بدان رغبت كرده‏اند ، براى من محبوب‏تر است از اين‏كه بنده‏اى را آزاد كنم .

4- إنَّ أرضاكُم عِندَ اللّه‏ِ أسبَغُكُم عَلى عِيالِهِ .4

خداوند از آن كس از شما خشنودتر است كه خانواده خود را بيشتر در رفاه و نعمت قرار دهد .

5- جاءَ رَجلٌ إلى النبيِّ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فقالَ : يا رسولَ اللّه‏ِما مِن عَمَلٍ قَبيحٍ إلّا قَد عَمِلتُهُ ، فهَل لِي مِن تَوبَةٍ ؟ فقالَ لهُ رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : فهَل مِن والِدَيكَ أحَدٌ حَيٌّ ؟ قالَ : أبي ، قالَ : فاذهَبْ فَبَرَّهُ . قالَ : فلَمّا ولّى ، قالَ رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : لَو كانَت اُمُّهُ!6

مردى خدمت پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله آمد و به ايشان عرض كرد: هيچ كار زشتى نيست كه نكرده باشم. آيا راه توبه و بازگشت برايم وجود دارد؟ حضرت فرمود : آيا از پدر و مادرت كسى زنده هست؟ عرض كردم: پدرم. فرمود:

برو و به او نيكى كن. وقتى آن مرد رفت، رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: كاش مادرش مى‏بود!

زيرنويسها :

1- جایگاه حدیث در کتاب: آينه يادها > حدیث شماره : 200543
2- جایگاه حدیث در کتاب: آينه يادها > حدیث شماره : 201032
3- جایگاه حدیث در کتاب: آينه يادها > حدیث شماره : 201034
4- جایگاه حدیث در کتاب: منتخب میزان الحکمه > حدیث شماره : 1202819
5- جایگاه حدیث در کتاب: منتخب میزان الحکمه > حدیث شماره : 1206753

محمد صالحي

@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مرواريدهاي امام سجاد(ع) در مورد اخلاق اجتماعي

1. لاحَسَبَ لِقُرَشيًّ و لاعَرَبِيٍّ إلاّبِتواضُعِ و لاكَرَمَ إلاّ بِتَّقوى ؛1

قريشى (از خاندان جد پیامبربودن) و عرب را افتخارى نيست مگر به فروتنى ، و هيچ كرامتى نيست مگر به تقوا .

2. اَللّهُمَّ... وَ اَجْرِ لِلنّاسِ عَلى يَدِىَ الْخَيْرَ وَ لا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ وَ هَبْ لىمَعالىَ الاَْخْلاقِ وَ اعْصِمْنى مِنَ الْفَخْرِ؛2

خدايا به دست من براى مردم خير و نيكى جارى ساز و آن را با منّت‏گذارى من تباه مكن، و مرا اخلاق والا عطا فرما و از فخرفروشى نگاه‏دار.

3. اَلذُّنوبُ الَّتى تُغَـيِّرُ النِّعَمَ: اَ لْبَغْىُ عَلَى النّاسِ وَ الزَّوالُ عَنِ الْعادَةِ فِىالْخَيْرِ وَ اِصْطِناعِ الْمَعْروفِ وَ كُفْرانِ النِّعَمِ وَ تَرْكِ الشُّكْرِ قالَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ: «اِنَّ اللّه‏َ لايُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِاَ نْفُسِهِمْ...»؛ 3

گناهانى كه باعث تغيير نعمت‏ها مى‏شوند، عبارت‏اند از: تجاوز به مردم، ترك نمودن عادت‏هاى كار خير و خوب و كفران نعمت و ترك شكر، زيرا خداوند عزّوجلّ مى‏فرمايد:«خداوند سرنوشت هيچ ملتى را تغيير نمى‏دهد، مگر اين‏كه خودشان تغيير روش دهند... ».

4. قُلْتُ لِعَلىِّ بْنِ الْحُسَينِ عليه‏السلام اَخْبِرنىِ بِجَميعِ شَرايِـعِ الّدينِ، قالَ عليه‏السلام:قَوْلُ الْحَقِّ وَ الْحُكْمُ بِالْعَدْلِ وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ؛ 4

به امام سجّاد (ع) عرض كردم: مرا از تمام دستورهاى دين آگاه كنيد، امام (ع) فرمودند : حقگويى، قضاوت عادلانه و وفاى به عهد.

5. مَن كَرُمَت عَلَيهِ نَفسُهُ هانَت عَلَيهِ الدُّنيا؛ 5

هركه خود را ارجمند شمارد ، دنيا را پست انگارد.

6. مَن قَنَعَ بِما قَسَمَ اللّه‏ُ لَهُ فَهُوَ مِن أغنَى النّاسِ؛ 6

هر كه به قسمتى كه خدايش داده قانع باشد ، همو ، بى‏نيازترينِ مردم‏است.

7. اِتَّقُوا الكِذبَ الصَّغيرَ مِنهُ وَالكَبيرَ في كُلِّ جِدٍّ وهَزلٍ؛ 7

از دروغ بپرهيزيد ، چه خُرد و چه بزرگ ، چه به جدّ و چه به هزل.

8. إنَّ اليَهودَ أحَبّوا عُزَيرًا حَتّى قالوا فيهِ ما قالوا ، فَلا عُزَيرٌ مِنهُم ولا هُم مِن عَزَيرٍ . وإنَّ النَّصارى أحَبّوا عيسى حَتّى قالوا فيهِ ما قالوا ، فَلا عيسى مِنهُم ولا هُم مِن عيسى .
وإنّا عَلى سُنَّةٍ مِن ذلِكَ ، إنَّ قَومًا مِن شيعَتِنا سَيُحِبّونَنا حَتّى يَقولوا فينا ما قالَتِ اليَهودُ في عُزَيرٍ وما قالَتِ النَّصارى في عيسَى بنِ مَريَمَ ، فَلا هُم مِنّا ولا نَحنُ مِنهُم 8

يهود، عزير را چندان دوست داشتند كه درباره او گفتند آن چه گفتند [و با اين حرفها كار را به جايى رساندند كه] نه عزير از آنان است و نه آنان از عزير؛ نصارا نيز عيسى را چندان دوست داشتند كه درباره او گفتند آن چه گفتند، پس نه عيسى از آنان است و نه آنان از عيسى.

درباره ما نيز همين شيوه پيموده خواهد شد؛ گروهى از شيعيان ما، آن قدر ما را دوست خواهند داشت كه راجع به ما همان چيزى را بگويند كه يهود درباره عزير گفتند و نصارا درباره عيسى بن مريم؛ اين گروه از ما نيستند و ما نيز از آنان نمى‏باشيم.

9. كَثرَةُ النُّصحِ يَدعوإلَى التُّهمَةِ 9

نصيحت زياد باعث‏بدبينى و تهمت مى‏شود.

10. لا عِبادَةَ إلّا بالتَفَقُّهِ .10

هيچ عبادتى جز با شناخت ارزش ندارد.

11. كانَ آخِرُ ما أوصى بِهِ الخِضرُ مُوسى بنَ عِمران عليهماالسلامأن قالَ لاتُعَيِّرَ نَّ أحَدا بِذَنبٍ ؛ 11

آخرين سفارش حضرت خضر به حضرت موسى اين بود كه : هرگز كسى را به سبب گناهش خوار نكن .

زيرنويسها :

1- آينه يادها > حدیث شماره : 200458

2- چهل چلچراغ (چهل چهل حديث) > حدیث شماره : 300157
3- معانى الاخبار، ص 270
4- چهل چلچراغ (چهل چهل حديث) > حدیث شماره : 300848
5- گزيده تحف العقول > حدیث شماره : 500120
6- گزيده تحف العقول > حدیث شماره : 500121

7- گزيده تحف العقول > حدیث شماره : 500122
8- اهل بيت در قرآن و حديث ج2 > حدیث شماره : 801249
9- منتخب میزان الحکمه > حدیث شماره : 1206095
10- منتخب میزان الحکمه > حدیث شماره : 1203935
11- آينه يادها > حدیث شماره : 200819



محمد صالحی – 17/ 4 / 90
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
#قوام به معنای برتری نیست ، به معنای #پشتوانه است .

آيه اي كه مورد توجه بسياري از شبهه گيران بر آموزه هاي قرآني واقع شده است ، آيه زير بوده كه به زعم آنها ، شخصيت زن را تحقير و در ذيل مرد و درجه دوم معرفي كرده است .

الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم ( سوره نسا ، آيه 34 )

مردان، پشتوانه زنانند ، بخاطر ( و #مشروط به ) وجود ( #برتريهاي طبيعي ) که خداوند براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است ، و بخاطر ( و #مشروط بر ) #انفاقهايى که مردان از اموالشان (در مورد زنان) مى‏کنند.

آنچه از آيه فوق برداشت غلط شده ، افضل دانستن جنس مرد نسبت به زن بوده است ، در حاليكه خداوند در دو حالت و مشروط به دو شرط ، مرد را قوام و پشتوانه زن معرفي كرده است نه برتر .

1⃣ #تفاوتهاي_طبيعي مرد نسبت به زن

مردان بدلیل شرایط فیزیکی و احیانا ویژگیهای روحی خود که امکان برخورد با سختیهای بیرونی و زندگی و دفاعی را بیشتر دارا هستند ، بطور ذاتی مورد تکیه زنان ( همسر ) قرار میگیرند . و اين يك سنت و قاعده كلي در هستي است .

بطور مثال ، حتی در گروهها و اردوهاي دسته جمعي نیز معمولا چنین است .

ولي اين شرط تا زماني محقق است كه مقدمات آن از قبيل شرايط فيزيكي و روحي مرد براي برخورد با سختيهاي مشترك زندگي ، نسبت به زن ، متناسبتر باشد .

بنابر این اگر زنی شرایط فوق الذكر را داشت ، که امکان مدیریت سختی و .. را داشته باشد ، طببعتا شامل آیه نشده و موضوع منتفي خواهد بود .

2⃣ #نفقه_خور بودن زن

قسمت دوم آیه ، اختصاص به زنان عصر نزول دارد که نفقه خور مرد بودند .

و امروز در صورتی که خود زنان ، حاضر به حذف آن و مشارکت در زندگی بشوند ، عملا دیگر مصداق آیه نمیشوند . پس این بخش نيز عرضی و تابع وجود شرط مذكور است نه ذاتی و ثابت .

بهر حال خداوند ، از زنان و مردانی صحبت میکند که آن شرایط فوق الذکر را دارا هستند ، نه همه زنان اعصار عالم .

#تذكر : خداوند در قرآن كريم اصول ثابت و فراتاريخي مشخصي را مطرح كرده است ( مانند يكساني زن و مرد از نظر ارزش ذاتي = وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ، اسرا آيه 70 )
كه با توجه به آنكه پيام او در يك فضاي بشري با همه محدوديتهاي درك و پذيرش مردم نازل شده ، اين اصول در يك روند تدريجي و مرحله اي ، قابل حصول بوده و تبعا آياتي كه ناظر به موضوعات و احكام اجتماعي ، در دوران حكومت پيامبر در مدينه نازل شده است ، از اين فرايند تدريج و مرحله اي خارج نبوده و شخص منصف بايستي كل آيات قرآن را در يك مجموعه به هم پيوسته و در هم تنيده مورد مطالعه و بحث قرار دهد .

و الا بدون توجه به اصول و روح حاكم بر قوانين و موضوعات مطرح در احكام اجتماعي قرآن ، و بر اساس يك نگاه نادرست " #احكام_محوري " ، سعي بر تثبيت و ابقاي آن احكام داشته باشيم ، قطعا قرآن را در چالشي بس بزرگ و تخريب كننده قرار خواهيم داد ، كه فردا مورد مواخذه جدي خداوند قرار خواهيم گرفت .

محمد صالحي – 30/1/95

تفاوتها ي زن عصر نزول و زن امروز و احكام شريعت👇
https://t.me/beshnofekrkon/13
http://mahsan.rasekhoonblog.com