Mohammad Salehi:
هفت شهر عشق عطار - 2
۴. وادی استغنا
درين مرحله ، صوفی و سالك چنان به « او » متكی می گردد كه از همه چيز و همه كس جز او بی نياز می گردد.
او خود را در كوی امن و رجا مستغنی می يابد و از همه مال و مقام و جلوه های وسوسه انگيز زندگی بيكباره دل می كند و طمع می برد.
اين وادی ، پشت پا زدن به هوس ها و جلوه های دنيايی ، پا گذاردن بر سر افلاك و نه گنبد ميناست و اينجاست كه سالك می تواند با افتخار خود را بالاتر و برتر از عالم خاكی مشاهده كند و صفات خداوندی را در وجودش متجلی ببيند.
۵. وادی توحيد:
اكنون عارف به وادی توحيد می رسد .
چشم دل باز کن كه جان بينی
آنچه نا دیدنی است آن بینی
در اين وادی ، چشم دل وی باز میشود ، موحّد شده و وحدت عالم را رویت میکند.
او مشاهده می كند كه در جهان « يكی هست و هيچ نيست جز او » و بر هر چه می نگرد او را در وی می بيند.
در اين حالت ، عارف همه چيز و همه جا را چون مظهر و آفريده اويند زيبا می بيند و می ستايد و به قول باباطاهر:
به دريا بنگرم دريا ته بينم
به صحرا بنگرم صحرا ته بينم
به هر جا بنگرم كوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بينم
وی حتی جدا دانستن حق را از خود و از عالم هستی كه جلوه رخ دوست است دوگانگی و دوئیت می داند.
۶. وادی حيرت:
در اين مرحله ، در دل عاشق و اهل الله ، در وقت تامل و تفكر و حضور ، حيرت و سرگردانی وارد می شود و آنگاه او چنان متحير می شود که راه تفکر بسته میشود.
سالک به هر چیز می نگرد او را معرفتی جدید دست میدهد و سرگشته تر و حیرانتر از قبل میشود او در طوفان معرفت سرگردان می شود و در وادی حیرت مقیم.
۷. وادی فنا:
اين مرحله ، مرحله نيستی و محو شدن سالك است از خود و بقای در حق.
در اين حال ، منيّت و خود خواهی وی به همراه همه صفات مذموم و ناپسند نابود می شود و وجودش زنده می گردد به صفات پسنديده و محمود الهی.
ابوسعيد ابوالخير مي فرمايد: « زندان مرد ، بود مرد است »
درين مرحله است كه انسان به آزادگی مطلق می رسد .
فنا ، پايان راه سير الی الله است و شروع بقاء بالله و يا شروع سير فی الله.
در اين حال است كه انسان متخلق به اخلاق الله می گردد و لياقت جانشينی خدا را و جايگاه خليفه الهی را پيدا می كند.
و چنان غرق دريای افعال الهی می شود كه نه خود را و نه غير را اراده ای نبيند جز فعل و اراده و اختيار مطلقه حق تعالی.
در اينجا سالك به ايمان كامل می رسد و تسليم محض است.
يعنی مسلمان واقعی كه هدف غائی و نهائی اسلام و هر دين توحيدی ديگر است ، تسليم محض بنده است به اراده و مشيت او.
با تشكر از دوست عزيزم جناب آقاي احمدي
محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
هفت شهر عشق عطار - 2
۴. وادی استغنا
درين مرحله ، صوفی و سالك چنان به « او » متكی می گردد كه از همه چيز و همه كس جز او بی نياز می گردد.
او خود را در كوی امن و رجا مستغنی می يابد و از همه مال و مقام و جلوه های وسوسه انگيز زندگی بيكباره دل می كند و طمع می برد.
اين وادی ، پشت پا زدن به هوس ها و جلوه های دنيايی ، پا گذاردن بر سر افلاك و نه گنبد ميناست و اينجاست كه سالك می تواند با افتخار خود را بالاتر و برتر از عالم خاكی مشاهده كند و صفات خداوندی را در وجودش متجلی ببيند.
۵. وادی توحيد:
اكنون عارف به وادی توحيد می رسد .
چشم دل باز کن كه جان بينی
آنچه نا دیدنی است آن بینی
در اين وادی ، چشم دل وی باز میشود ، موحّد شده و وحدت عالم را رویت میکند.
او مشاهده می كند كه در جهان « يكی هست و هيچ نيست جز او » و بر هر چه می نگرد او را در وی می بيند.
در اين حالت ، عارف همه چيز و همه جا را چون مظهر و آفريده اويند زيبا می بيند و می ستايد و به قول باباطاهر:
به دريا بنگرم دريا ته بينم
به صحرا بنگرم صحرا ته بينم
به هر جا بنگرم كوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بينم
وی حتی جدا دانستن حق را از خود و از عالم هستی كه جلوه رخ دوست است دوگانگی و دوئیت می داند.
۶. وادی حيرت:
در اين مرحله ، در دل عاشق و اهل الله ، در وقت تامل و تفكر و حضور ، حيرت و سرگردانی وارد می شود و آنگاه او چنان متحير می شود که راه تفکر بسته میشود.
سالک به هر چیز می نگرد او را معرفتی جدید دست میدهد و سرگشته تر و حیرانتر از قبل میشود او در طوفان معرفت سرگردان می شود و در وادی حیرت مقیم.
۷. وادی فنا:
اين مرحله ، مرحله نيستی و محو شدن سالك است از خود و بقای در حق.
در اين حال ، منيّت و خود خواهی وی به همراه همه صفات مذموم و ناپسند نابود می شود و وجودش زنده می گردد به صفات پسنديده و محمود الهی.
ابوسعيد ابوالخير مي فرمايد: « زندان مرد ، بود مرد است »
درين مرحله است كه انسان به آزادگی مطلق می رسد .
فنا ، پايان راه سير الی الله است و شروع بقاء بالله و يا شروع سير فی الله.
در اين حال است كه انسان متخلق به اخلاق الله می گردد و لياقت جانشينی خدا را و جايگاه خليفه الهی را پيدا می كند.
و چنان غرق دريای افعال الهی می شود كه نه خود را و نه غير را اراده ای نبيند جز فعل و اراده و اختيار مطلقه حق تعالی.
در اينجا سالك به ايمان كامل می رسد و تسليم محض است.
يعنی مسلمان واقعی كه هدف غائی و نهائی اسلام و هر دين توحيدی ديگر است ، تسليم محض بنده است به اراده و مشيت او.
با تشكر از دوست عزيزم جناب آقاي احمدي
محمد صالحي
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
Mohammad Salehi:
شرط بلوغ در دختران و پسران در آراي مراجع
1- 9 سالگي در دختران و 15 سالگي در پسران ( در صورت نبودن ديگر شرايط ( رشد مو بالاي عورت و يا احتلام ))
آيات : امام خميني ، منتطري ، خامنه اي ، بهجت ، فاضل لنكراني ، مكارم ، نوري همداني ، صافي گلپايگاني ، مظاهري ، بيات زنجاني ، جوادي آملي
2- فقط 9 سالگي در دختران ولي براي پسر همان شرايط فوق ( آيه اله سيستاني )
3- 13 سالگي براي دختران و شرايط فوق براي پسران ( آيه اله صانعي )
4- 10 سالگي براي هر دو جنس براي نماز و 13 سالگي براي هر دو جنس براي روزه ( مرحوم آيه اله صادقي تهراني )
5- عادت ماهانه براي دختران و احتلام براي پسران ( آيات : جناتي ، كديور ، معرفت و مرحوم غروي)
استثنا : عسر و حرج ، وظيفه روزه را برمي دارد .
1- اگر بعضی از مسائل برای آنها موجب عسر وحرج است، نظیر روزه ماه مبارک رمضان، باید روزه یا آن تکلیف را به جا نیاورند. ( آيه اله مظاهري )
2- دختر اگر قدرت بدنی جهت انجام تكاليف را نداشته باشد مثلاً در اثر ضعف ، قدرت بر روزه گرفتن نداشته نباشد واجب نیست ولی بعد از قدرت یافتن باید قضا نماید. ( آيه اله صافي گلپايگاني )
3- کسی که سیزده سالش هم بگذرد و قدرت گرفتن روزه را نداشته باشد نه درحالت عسر و نه در حال حرج ، روزه بر او واجب نیست . (مرحوم آيه اله صادقي تهراني )
4- اگر در بعضی مناطق یا بعضی اقوام و نسل ها ، بدلیل شرایط آب و هوا یا شرایط دیگر ( دختران ) در نه سالگی به رشد جسمی و روحی کافی نرسیدند ...... و تکالیف دینی نیز موجب عسر و حرج آنها باشد ، بر آنان واجب نخواهد بود . ( مرحوم آيه اله منتظري )
5- روزه با دیگر عبادات تفاوت دارد و آن توان بدنی روزه گرفتن است و اگر تا رمضان بعد توان بدنی ندارد قضا ندارد و صرفا کفاره کافی است. . ( آيه اله كديور )
محمد صالحی – 10/ 4/ 93
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
شرط بلوغ در دختران و پسران در آراي مراجع
1- 9 سالگي در دختران و 15 سالگي در پسران ( در صورت نبودن ديگر شرايط ( رشد مو بالاي عورت و يا احتلام ))
آيات : امام خميني ، منتطري ، خامنه اي ، بهجت ، فاضل لنكراني ، مكارم ، نوري همداني ، صافي گلپايگاني ، مظاهري ، بيات زنجاني ، جوادي آملي
2- فقط 9 سالگي در دختران ولي براي پسر همان شرايط فوق ( آيه اله سيستاني )
3- 13 سالگي براي دختران و شرايط فوق براي پسران ( آيه اله صانعي )
4- 10 سالگي براي هر دو جنس براي نماز و 13 سالگي براي هر دو جنس براي روزه ( مرحوم آيه اله صادقي تهراني )
5- عادت ماهانه براي دختران و احتلام براي پسران ( آيات : جناتي ، كديور ، معرفت و مرحوم غروي)
استثنا : عسر و حرج ، وظيفه روزه را برمي دارد .
1- اگر بعضی از مسائل برای آنها موجب عسر وحرج است، نظیر روزه ماه مبارک رمضان، باید روزه یا آن تکلیف را به جا نیاورند. ( آيه اله مظاهري )
2- دختر اگر قدرت بدنی جهت انجام تكاليف را نداشته باشد مثلاً در اثر ضعف ، قدرت بر روزه گرفتن نداشته نباشد واجب نیست ولی بعد از قدرت یافتن باید قضا نماید. ( آيه اله صافي گلپايگاني )
3- کسی که سیزده سالش هم بگذرد و قدرت گرفتن روزه را نداشته باشد نه درحالت عسر و نه در حال حرج ، روزه بر او واجب نیست . (مرحوم آيه اله صادقي تهراني )
4- اگر در بعضی مناطق یا بعضی اقوام و نسل ها ، بدلیل شرایط آب و هوا یا شرایط دیگر ( دختران ) در نه سالگی به رشد جسمی و روحی کافی نرسیدند ...... و تکالیف دینی نیز موجب عسر و حرج آنها باشد ، بر آنان واجب نخواهد بود . ( مرحوم آيه اله منتظري )
5- روزه با دیگر عبادات تفاوت دارد و آن توان بدنی روزه گرفتن است و اگر تا رمضان بعد توان بدنی ندارد قضا ندارد و صرفا کفاره کافی است. . ( آيه اله كديور )
محمد صالحی – 10/ 4/ 93
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Mohammad Salehi:
احکام غیرعبادی ( اجتماعی ) اسلام در نظرگاه بزرگان - 1
مقدمه :
يكي از چالشهاي پيش روي دين مداران عصر حاضر ، عدم تطبيق احكام و قوانين ( خاصه ) اجتماعي اسلام ، از قبيل احكام قضاوت ، اقتصاد ، خانواده ، حقوق مدني و ... با مباني عقلانيت نوين و يا عدم تاييد توسط عرف عقلاست .
برای حل معضل فوق به دو صورت می توان به متن و احکام آن نگاه کرد :
• نگاه احکام محوری : که در این نگاه ، کلیه احکام عصر نزول را ، احکام انزالی و تاسیسی الهی دانسته و بنابراین به هر وسیله ای برای اثبات و تثبیت عملکرد آنها بدون توجه به شرایط زمانی و مکانی و درک و پذیرش مردم هر عصر ، متوسل می شوند .
و همین نگرش و برخورد با متن و احکام تاریخی اسلام است که مورد نقد جدی عقلای این عصر واقع شده و بسیاری از آنها را مغایر با عدالت و اخلاق و عقلانیت عرفی امروزی می دانند .
• نگاه روح احکام محوری : که در این نگاه ، احکام را صرفا ابزاری برای رسیدن به هدف پالایش اجتماع از زشتیها و ایجاد یک جامعه عاری از خشونت و فساد و جرم ، می داند .
و بنابراین برای رسیدن به هدف فوق ، هر ابزار جدیدی که در قالب « عدالت ، اخلاق و عقلانیت عرفی » بگنجد و بر روشها و احکام عصر نزول ترجیح یابد ، قابل استفاده و مشروعیت عمل میابد .
در ادامه ، مختصرا به دیدگاه مرحومان آیات منتظری ، صالحی نجف آبادی ، قابل و آیه اله دکتر کدیور اشاره می شود :
1. مرحوم آیه اله منتظری ۱
• قوانين ، وسيله اي براي رسيدن به اهداف هستند ; خواه قوانين الهي باشند يا بشري .
• احكام غيرعبادي ، تابع مصالح و مفاسد واقعي هستند و نوعا ملاك پنهاني كه غير قابل دسترس باشد ندارند ; چرا كه براي بهبود زندگي بشر در دنيا وضع شده اند. هرچند آثار و تبعات اخروي آن هم مورد نظر شارع است .
• دليل قاطعي در دست نيست كه تمامي احكام غيرعبادي اسلام احكامي ثابت اند و موضوعات آنها تأثيرناپذير از تغييرات و شرايط زمان و مكان ميباشند و به عنوان راههاي انحصاري رسيدن به مقصود و هدف تشريع شده اند، بلكه پذيرش برخي پديده هاي جديد مثل معاطات در عقود و معاملات يا اذعان به تغيير يافتن موضوعات برخي احكام مثل مجسمه سازي، تصوير و اتكا به بينه علمي و عرفي در كنار دلايل شرعي در كشف جرايم و امثال اين امور از سوي فقهاي عظام، نشان ميدهد كه موضوعات اين گونه احكام با تحولات اجتماعي و متغيرات زماني و مكاني دستخوش تغيير ميشوند و در نتيجه احكام آنها نيز متناسب با آنها تغيير ميكنند.
• به عبارت ديگر وقتي عقل را به عنوان يكي از ادله احكام شرعي پذيرفته ايم و سيره عقلا - كه ردع آن از سوي شارع احراز نشده باشد - را در همين جهت ، معتبر و حجت ميدانيم، هر روش عقلاني كه به نحو اطمينان بتواند مقصود شارع مقدس را برآورده سازد روشي شرعي نيز هست، و همه اين امور بر طريقيت (وسيله بودن) احكام شرع مقدس در عموم امور غير عبادي دلالت ميكنند و نه موضوعيت (هدف بودن) آنها.
ادامه دارد :
محمد صالحي – 25/2/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
احکام غیرعبادی ( اجتماعی ) اسلام در نظرگاه بزرگان - 1
مقدمه :
يكي از چالشهاي پيش روي دين مداران عصر حاضر ، عدم تطبيق احكام و قوانين ( خاصه ) اجتماعي اسلام ، از قبيل احكام قضاوت ، اقتصاد ، خانواده ، حقوق مدني و ... با مباني عقلانيت نوين و يا عدم تاييد توسط عرف عقلاست .
برای حل معضل فوق به دو صورت می توان به متن و احکام آن نگاه کرد :
• نگاه احکام محوری : که در این نگاه ، کلیه احکام عصر نزول را ، احکام انزالی و تاسیسی الهی دانسته و بنابراین به هر وسیله ای برای اثبات و تثبیت عملکرد آنها بدون توجه به شرایط زمانی و مکانی و درک و پذیرش مردم هر عصر ، متوسل می شوند .
و همین نگرش و برخورد با متن و احکام تاریخی اسلام است که مورد نقد جدی عقلای این عصر واقع شده و بسیاری از آنها را مغایر با عدالت و اخلاق و عقلانیت عرفی امروزی می دانند .
• نگاه روح احکام محوری : که در این نگاه ، احکام را صرفا ابزاری برای رسیدن به هدف پالایش اجتماع از زشتیها و ایجاد یک جامعه عاری از خشونت و فساد و جرم ، می داند .
و بنابراین برای رسیدن به هدف فوق ، هر ابزار جدیدی که در قالب « عدالت ، اخلاق و عقلانیت عرفی » بگنجد و بر روشها و احکام عصر نزول ترجیح یابد ، قابل استفاده و مشروعیت عمل میابد .
در ادامه ، مختصرا به دیدگاه مرحومان آیات منتظری ، صالحی نجف آبادی ، قابل و آیه اله دکتر کدیور اشاره می شود :
1. مرحوم آیه اله منتظری ۱
• قوانين ، وسيله اي براي رسيدن به اهداف هستند ; خواه قوانين الهي باشند يا بشري .
• احكام غيرعبادي ، تابع مصالح و مفاسد واقعي هستند و نوعا ملاك پنهاني كه غير قابل دسترس باشد ندارند ; چرا كه براي بهبود زندگي بشر در دنيا وضع شده اند. هرچند آثار و تبعات اخروي آن هم مورد نظر شارع است .
• دليل قاطعي در دست نيست كه تمامي احكام غيرعبادي اسلام احكامي ثابت اند و موضوعات آنها تأثيرناپذير از تغييرات و شرايط زمان و مكان ميباشند و به عنوان راههاي انحصاري رسيدن به مقصود و هدف تشريع شده اند، بلكه پذيرش برخي پديده هاي جديد مثل معاطات در عقود و معاملات يا اذعان به تغيير يافتن موضوعات برخي احكام مثل مجسمه سازي، تصوير و اتكا به بينه علمي و عرفي در كنار دلايل شرعي در كشف جرايم و امثال اين امور از سوي فقهاي عظام، نشان ميدهد كه موضوعات اين گونه احكام با تحولات اجتماعي و متغيرات زماني و مكاني دستخوش تغيير ميشوند و در نتيجه احكام آنها نيز متناسب با آنها تغيير ميكنند.
• به عبارت ديگر وقتي عقل را به عنوان يكي از ادله احكام شرعي پذيرفته ايم و سيره عقلا - كه ردع آن از سوي شارع احراز نشده باشد - را در همين جهت ، معتبر و حجت ميدانيم، هر روش عقلاني كه به نحو اطمينان بتواند مقصود شارع مقدس را برآورده سازد روشي شرعي نيز هست، و همه اين امور بر طريقيت (وسيله بودن) احكام شرع مقدس در عموم امور غير عبادي دلالت ميكنند و نه موضوعيت (هدف بودن) آنها.
ادامه دارد :
محمد صالحي – 25/2/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
باورهای قدیم و اندیشه های نو:
احکام غیرعبادی ( اجتماعی ) اسلام در نظرگاه بزرگان - 2
2. مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی : ۲
• ملاک اصلی برای مجازاتهای مذکور در آیه های 33 و 34 سوره مائده ( آیه محاربه ) ایجاد فساد در جامعه است ... بنابراین ، بدون تردید آیه محاربه همه انواع جرائم اجتماعی را که عنوان فساد در جامعه بر آنها صادق است شامل می شود ; چه جرایمی که اکنون ما می شناسیم و چه جرایمی که احیانا در آینده با تکنیک های جدید ابداع خواهد شد . قرآن جعل اصطلاح نکرده است.
• معلوم است که دستور فوق یک مطلب تعبدی القا نمی کند ، بلکه یک مساله عقلایی و حقوقی را گوشزد می کند که " مجازات باید متناسب با جرم باشد " . ضمنا مقصود از به دار آویختن ، اعدام مجرم بوده و ذکر صلب از باب مثال است; پس اگر به گونه ای دیگر نیز اعدام شود دستور اجرا شده و بعید است ذکر صلب در روایت از باب تعبد باشد.
• ( از طرف دیگر )" ذکر این مجازاتها از باب مثال است " .... " لازم نیست حتما یکی از مجازاتهای مذکور در آیه درباره مفسد اجرا شود " ، بلکه آنچه لازم است ، رعایت تناسب بین جرم و مجازات است که هم حکم عقل است و هم درجه بندی مجازاتها در آیه به آن اشعار دارد . البته تعیین دقیق میزان جرم و تشخیص تناسب بین جرم و مجازات یک کار فنی و تخصصی است که قاضی با راهنمایی متخصصان جرم شناسی به آن دست می یابد و بر مبنای آن رای صادر می کند.
• از آنچه گفته شد این نتیجه به دست می آید که در آیه محاربه تعبد خاصی اعمال نشده و ذکر چهار مجازات از باب نمونه و ذکر مثال است و مجازاتهای دیگری نیز متناسب با جرمهایی که واقع می شود می توان در نظر گرفت ؛ چنانکه از بعضی روایات نیز تایید این مطلب استفاده می شود; ... مثلا در روایتی از امام جواد (ع) آمده که اگر محارب فقط سلب امنیت کرده و مال نبرده و آدم نکشته است زندانی می شود و این معنای نفی او است.
3. مرحوم آیه اله قابل 3
• ملاک اساسی احکام غیرعبادی ، عدالت و عقلانیت است.
• تردیدی در اصل این مسأله بین مسلمین نیست که اکثر احکام اسلام ، احکامی امضائیاند . اگر تردیدی باشد، در کمیت و کیفیت آن است .
• مفهوم امضائی بودن احکام شرعی ، پذیرفتن قوانین عرفی و عقلائی ، از سوی شارع است و ملاک آن « عقلانیت و عدالت نسبی » موجود در آن ها است .
• نباید از اینکه « عقل جایگزین شرع » شود ترسی به دل راه دهیم . چرا که این هدف شارع مقدس است و تمامی تلاش شریعت ، عمده کردن عقل بشر و مسلط کردن آن بر عوامل و انگیزه های دیگر، در مقام عمل فردی و اجتماعی بوده است و آنچه اهمیت دارد ، اصل وصول به این هدف است .
• در حوزهی مسائل غیرعبادی ، رویکردهای شرعی با معیارهای موردنظر عقلای زمان نزول وحی یا زمان حضور اولیاءخدا، هماهنگی داشته و مبتنی بر « مدارا با عقلانیت بشر در هر زمان » بوده ولی اگر با عقلانیت مشترک بشر امروز سازگار نباشد و برخلاف رویکرد آنان ارزیابی شود و قدرت استدلال کافی برای قانع کردن عقلاء رانداشته باشد، لزوما باید تغییر کند . در این صورت، معلوم میشود که حکم شریعت محمدی در آن موارد، ثابت نبوده و موارد مورد نظر، از احکام متغیر شریعت بوده است .
4. آیه اله دکتر کدیور 4
• احکام شرعی از جانب شارع حکیم مطابق مصالح عباد وضع شده اند . مصلحت نوعیه ، ملاک جعل اوامر شرعی و مفسده نوعیه ، ملاک جعل نواهی شرعی بوده است.
• اگر حکمی در برخی شرائط زمانی مکانی ، مطابق سیرهی عقلای همان دوران ، فاقد برخی یا همگی صفات لازم فوق گردید این فقدان ، کشف از موقت یا موسمی بودن و بهسرآمدن دوران اعتبار آن حکم است.
• اگر عقل قطعی حکم به ظالمانهبودن، عقلائی نبودن، اخلاقی نبودن یا مرجوح بودن حکمی به لحاظ کارائی در مقایسه با احکام موجود کرد ، این حکم ، کشف از نسخ آن میکند، چرا که صدور ظلم، و فعل غیراخلاقی و غیر عقلایی و امر مرجوح از شارع حکیم عادل عالم علی الإطلاق قبیح است، و این یکی از لوازم بیّن حسن و قبح عقلیه در مکتب عدلیه و قاعدهی ملازمه بین عقل و شرع است.
زیرنویسها :
1- کتاب " اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص 702 تا 705 "
2- کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 350 به بعد "
3- كتاب " شریعت عقلانی ،8، بخشهاي 20 و 21 و 22 و شريعت عقلاني ، 9 ، بخش 24
4- حقوق بشر و روشنفکری دینی، حقالناس ، ص ۱۳۹تا 145
محمد صالحي – 25/2/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
احکام غیرعبادی ( اجتماعی ) اسلام در نظرگاه بزرگان - 2
2. مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی : ۲
• ملاک اصلی برای مجازاتهای مذکور در آیه های 33 و 34 سوره مائده ( آیه محاربه ) ایجاد فساد در جامعه است ... بنابراین ، بدون تردید آیه محاربه همه انواع جرائم اجتماعی را که عنوان فساد در جامعه بر آنها صادق است شامل می شود ; چه جرایمی که اکنون ما می شناسیم و چه جرایمی که احیانا در آینده با تکنیک های جدید ابداع خواهد شد . قرآن جعل اصطلاح نکرده است.
• معلوم است که دستور فوق یک مطلب تعبدی القا نمی کند ، بلکه یک مساله عقلایی و حقوقی را گوشزد می کند که " مجازات باید متناسب با جرم باشد " . ضمنا مقصود از به دار آویختن ، اعدام مجرم بوده و ذکر صلب از باب مثال است; پس اگر به گونه ای دیگر نیز اعدام شود دستور اجرا شده و بعید است ذکر صلب در روایت از باب تعبد باشد.
• ( از طرف دیگر )" ذکر این مجازاتها از باب مثال است " .... " لازم نیست حتما یکی از مجازاتهای مذکور در آیه درباره مفسد اجرا شود " ، بلکه آنچه لازم است ، رعایت تناسب بین جرم و مجازات است که هم حکم عقل است و هم درجه بندی مجازاتها در آیه به آن اشعار دارد . البته تعیین دقیق میزان جرم و تشخیص تناسب بین جرم و مجازات یک کار فنی و تخصصی است که قاضی با راهنمایی متخصصان جرم شناسی به آن دست می یابد و بر مبنای آن رای صادر می کند.
• از آنچه گفته شد این نتیجه به دست می آید که در آیه محاربه تعبد خاصی اعمال نشده و ذکر چهار مجازات از باب نمونه و ذکر مثال است و مجازاتهای دیگری نیز متناسب با جرمهایی که واقع می شود می توان در نظر گرفت ؛ چنانکه از بعضی روایات نیز تایید این مطلب استفاده می شود; ... مثلا در روایتی از امام جواد (ع) آمده که اگر محارب فقط سلب امنیت کرده و مال نبرده و آدم نکشته است زندانی می شود و این معنای نفی او است.
3. مرحوم آیه اله قابل 3
• ملاک اساسی احکام غیرعبادی ، عدالت و عقلانیت است.
• تردیدی در اصل این مسأله بین مسلمین نیست که اکثر احکام اسلام ، احکامی امضائیاند . اگر تردیدی باشد، در کمیت و کیفیت آن است .
• مفهوم امضائی بودن احکام شرعی ، پذیرفتن قوانین عرفی و عقلائی ، از سوی شارع است و ملاک آن « عقلانیت و عدالت نسبی » موجود در آن ها است .
• نباید از اینکه « عقل جایگزین شرع » شود ترسی به دل راه دهیم . چرا که این هدف شارع مقدس است و تمامی تلاش شریعت ، عمده کردن عقل بشر و مسلط کردن آن بر عوامل و انگیزه های دیگر، در مقام عمل فردی و اجتماعی بوده است و آنچه اهمیت دارد ، اصل وصول به این هدف است .
• در حوزهی مسائل غیرعبادی ، رویکردهای شرعی با معیارهای موردنظر عقلای زمان نزول وحی یا زمان حضور اولیاءخدا، هماهنگی داشته و مبتنی بر « مدارا با عقلانیت بشر در هر زمان » بوده ولی اگر با عقلانیت مشترک بشر امروز سازگار نباشد و برخلاف رویکرد آنان ارزیابی شود و قدرت استدلال کافی برای قانع کردن عقلاء رانداشته باشد، لزوما باید تغییر کند . در این صورت، معلوم میشود که حکم شریعت محمدی در آن موارد، ثابت نبوده و موارد مورد نظر، از احکام متغیر شریعت بوده است .
4. آیه اله دکتر کدیور 4
• احکام شرعی از جانب شارع حکیم مطابق مصالح عباد وضع شده اند . مصلحت نوعیه ، ملاک جعل اوامر شرعی و مفسده نوعیه ، ملاک جعل نواهی شرعی بوده است.
• اگر حکمی در برخی شرائط زمانی مکانی ، مطابق سیرهی عقلای همان دوران ، فاقد برخی یا همگی صفات لازم فوق گردید این فقدان ، کشف از موقت یا موسمی بودن و بهسرآمدن دوران اعتبار آن حکم است.
• اگر عقل قطعی حکم به ظالمانهبودن، عقلائی نبودن، اخلاقی نبودن یا مرجوح بودن حکمی به لحاظ کارائی در مقایسه با احکام موجود کرد ، این حکم ، کشف از نسخ آن میکند، چرا که صدور ظلم، و فعل غیراخلاقی و غیر عقلایی و امر مرجوح از شارع حکیم عادل عالم علی الإطلاق قبیح است، و این یکی از لوازم بیّن حسن و قبح عقلیه در مکتب عدلیه و قاعدهی ملازمه بین عقل و شرع است.
زیرنویسها :
1- کتاب " اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص 702 تا 705 "
2- کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 350 به بعد "
3- كتاب " شریعت عقلانی ،8، بخشهاي 20 و 21 و 22 و شريعت عقلاني ، 9 ، بخش 24
4- حقوق بشر و روشنفکری دینی، حقالناس ، ص ۱۳۹تا 145
محمد صالحي – 25/2/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مسائل اهل كتاب
• مرحوم آيه اله غروي (http://www.arbabehekmat.com )
1- بدن هر انساني كه آلوده به نجاسات ظاهري نباشد ، همانند لباسش ، پاك است.
2- ذبح اهل كتاب حلال است .
3- هرچه از دريا صيد شود براي شما حلال است .
4- خمر (شراب) از نظر ظاهري پاك ولي از نظر باطني خبيث است .
• مرحوم آيه اله صادقي تهراني ( http://albalaq.com)
1- بدن اهل كتاب پاک است مگر آنکه در تماس با نجاسات نجس شده باشد.
2- تمام ماهی های غیر مهاجم (چه فلس دار و چه بی فلس) حلال گوشت می باشند.
3- تمامی مست کننده ها خوردنش ـ به هر اندازه ـ حرام است ولی پاک می باشند .
• مرحوم احمد قابل (کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها )
1- اهل کتاب طاهرند ، بلکه هر انسانی طاهر است . انسان نجس وجود ندارد .
2- ذبیحه اهل کتاب حلال است .
3- بهره گرفتن از حیوانات حلال گوشتی که غیر مسلمان آن را برای عرضه به بازار محصولات خوراکی ، ذبح کرده است مجاز است .
4- مشروبات الکلی ، علی رغم حرمت نوشیدن آنها نجس نیستند .
5- ازدواج با پیروان شرایع الهی و هر انسانی که حق طلب و ملتزم به مبانی عقلانی و منطقی است جایز است .
• آيه اله دكتر كديور ( kadivar.com )
1- انسان ذاتا طاهر است . هیچ غیرمسلمانی اعم از اهل کتاب ، پیروان ادیان غیرابراهیمی ، منکران خدا و مشرکان نجس محسوب نمیشوند .
2- گوشت گوسفند، گاو ، مرغ و دیگر حیواناتی که امکان تذکیه دارند موجود در بازار مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان محکوم به حلیت است، و مسلمانان مجازند از آنها تناول کنند .
3- مشروبات الکلی اگر چه نوشیدنشان از محرمات است اما نجس نیستند .
4- حیوانهای دریائی به شرط زنده صید شدن ( حتي ماهي بي فلس ) حلال هستند . خوردن مردار حیوان دریایی همانند دیگر حیوانات خشکی حرام است .
5- ازدواج مسلمانان تنها با پیروان دیگر ادیان الهی (ابراهیمی)، مجاز است .
محمد صالحي – 12/11/93
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• مرحوم آيه اله غروي (http://www.arbabehekmat.com )
1- بدن هر انساني كه آلوده به نجاسات ظاهري نباشد ، همانند لباسش ، پاك است.
2- ذبح اهل كتاب حلال است .
3- هرچه از دريا صيد شود براي شما حلال است .
4- خمر (شراب) از نظر ظاهري پاك ولي از نظر باطني خبيث است .
• مرحوم آيه اله صادقي تهراني ( http://albalaq.com)
1- بدن اهل كتاب پاک است مگر آنکه در تماس با نجاسات نجس شده باشد.
2- تمام ماهی های غیر مهاجم (چه فلس دار و چه بی فلس) حلال گوشت می باشند.
3- تمامی مست کننده ها خوردنش ـ به هر اندازه ـ حرام است ولی پاک می باشند .
• مرحوم احمد قابل (کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها )
1- اهل کتاب طاهرند ، بلکه هر انسانی طاهر است . انسان نجس وجود ندارد .
2- ذبیحه اهل کتاب حلال است .
3- بهره گرفتن از حیوانات حلال گوشتی که غیر مسلمان آن را برای عرضه به بازار محصولات خوراکی ، ذبح کرده است مجاز است .
4- مشروبات الکلی ، علی رغم حرمت نوشیدن آنها نجس نیستند .
5- ازدواج با پیروان شرایع الهی و هر انسانی که حق طلب و ملتزم به مبانی عقلانی و منطقی است جایز است .
• آيه اله دكتر كديور ( kadivar.com )
1- انسان ذاتا طاهر است . هیچ غیرمسلمانی اعم از اهل کتاب ، پیروان ادیان غیرابراهیمی ، منکران خدا و مشرکان نجس محسوب نمیشوند .
2- گوشت گوسفند، گاو ، مرغ و دیگر حیواناتی که امکان تذکیه دارند موجود در بازار مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان محکوم به حلیت است، و مسلمانان مجازند از آنها تناول کنند .
3- مشروبات الکلی اگر چه نوشیدنشان از محرمات است اما نجس نیستند .
4- حیوانهای دریائی به شرط زنده صید شدن ( حتي ماهي بي فلس ) حلال هستند . خوردن مردار حیوان دریایی همانند دیگر حیوانات خشکی حرام است .
5- ازدواج مسلمانان تنها با پیروان دیگر ادیان الهی (ابراهیمی)، مجاز است .
محمد صالحي – 12/11/93
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نگاه اسلام به كنيزان ( اسرای ) جنگی - 1
مقدمه :
یکی از ایرادات سنگینی که به دعوت پیامبر(ص) و همچنین عملکرد ایشان در دوران حکومت مدینه می گیرند موضوع اسیران و خاصه کنیزان می باشد .
این ایراد در دو قسمت زیر برجسته شده و بر سر کلیت دعوت توحیدی اخلاقی پیامبر(ص) کوبیده می شود :
1- تایید اسارت در اسلام
2- دستور به تصاحب کنیزان ( هر چند شوهر دار )
متاسفانه ، ایراد کنندگان اولیه ، بدون اطلاع درست از مبانی دعوت پیامبر(ص) و شرایط تاریخی عصر نزول و محدودیتهای حکومتی او و همچنین درک مردم از حقوق انسانی و حد پذیرش آنها ، با موضوع اسارت بصورت حتی خصمانه ، با رویکرد نفی دین اسلام ، برخورد کرده و در این راستا ، هر گونه گزارش تاریخی نادر و یا غلطی را از لابلای گزارشهای مختلف انتخاب و برای اثبات ادعاهای خود بکار گرفته اند .
در این مجال اندک ، قصد بررسی موضوع از منظر تاریخی و شرایط عصر نزول نیست ، بلکه ( با توجه به تفسير حضرت آيه اله عابديني از فقهاي نو انديش و صاحب نظر ) اجمالا به سه اصطلاح ‹ ما ملکت ایمانکم = آنچه از گذشته در تملک شماست › و ‹ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ = کنایه از گرفتن اسیر › و ‹ اسیر › می پردازیم :
الف ) ما ملکت ایمانکم
به ادعای شبهه افکنان ، آیاتی که مشتمل بر جمله فوق هستند ، اجازه تصاحب کنیزان ( اسرای زن ) را به سربازان مسلمان می دهد .
جواب :
با نگاهی اجمالی به آیات قرآن ، 15 آیه وجود دارد که به اسرا و کنیزان جنگهای قبل از اسلام اشاره می کند که با " ماملکت ایمانکم " عنوان میشود .
این جمله از فعل ماضی ( زمان گذشته ) استفاده کرده که به کنیزانی اشاره میکند که در جنگهای قبل از اسلام به اسارت اعراب درآمده و در خانه و یا شهر آنها زندگی می کنند و حداقل ۱۴ سال از اسارت آنها میگذرد و هیچ ارتباطی به اسرای جنگهای پیامبر(ص) ندارند .
و دقیقا ، دستور به رعایت اخلاق و حقوق در مورد آنها ، در حد زنان آزاد ، در آن آیات موج میزند ، که به بهانه کنیز بودن ، رهایشان نکنند و یا مورد آزار و یا تضییع حقوق انسانی قرار ندهند . **
بطور مثال :
• وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ ۱
و هر كس كه توانايى ازدواج با زنان (آزاد) پاكدامن با ايمان را ندارد ، مى تواند با زنان پاكدامن از بردگان با ايمانى كه در اختيار داريد ازدواج كند .
• وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ۲
و زنان شوهردار (بر شما حرام است) مگر آن ( اسرايي ) را كه از قبل مالك شده ايد .
• وَ اعْبُدُوا اللهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ بِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبى وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ۳
و خدا را بپرستيد; و هيچ چيز را همتاى او قرار ندهيد; و به پدر و مادر، نيكى كنيد ; همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مستمندان، و همسايه نزديك، و همسايه دور، و دوست و همنشين، و واماندگان در سفر، و بردگانى كه مالك آنها هستيد .
ادامه دارد :
محمد صالحي – 20/1/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقدمه :
یکی از ایرادات سنگینی که به دعوت پیامبر(ص) و همچنین عملکرد ایشان در دوران حکومت مدینه می گیرند موضوع اسیران و خاصه کنیزان می باشد .
این ایراد در دو قسمت زیر برجسته شده و بر سر کلیت دعوت توحیدی اخلاقی پیامبر(ص) کوبیده می شود :
1- تایید اسارت در اسلام
2- دستور به تصاحب کنیزان ( هر چند شوهر دار )
متاسفانه ، ایراد کنندگان اولیه ، بدون اطلاع درست از مبانی دعوت پیامبر(ص) و شرایط تاریخی عصر نزول و محدودیتهای حکومتی او و همچنین درک مردم از حقوق انسانی و حد پذیرش آنها ، با موضوع اسارت بصورت حتی خصمانه ، با رویکرد نفی دین اسلام ، برخورد کرده و در این راستا ، هر گونه گزارش تاریخی نادر و یا غلطی را از لابلای گزارشهای مختلف انتخاب و برای اثبات ادعاهای خود بکار گرفته اند .
در این مجال اندک ، قصد بررسی موضوع از منظر تاریخی و شرایط عصر نزول نیست ، بلکه ( با توجه به تفسير حضرت آيه اله عابديني از فقهاي نو انديش و صاحب نظر ) اجمالا به سه اصطلاح ‹ ما ملکت ایمانکم = آنچه از گذشته در تملک شماست › و ‹ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ = کنایه از گرفتن اسیر › و ‹ اسیر › می پردازیم :
الف ) ما ملکت ایمانکم
به ادعای شبهه افکنان ، آیاتی که مشتمل بر جمله فوق هستند ، اجازه تصاحب کنیزان ( اسرای زن ) را به سربازان مسلمان می دهد .
جواب :
با نگاهی اجمالی به آیات قرآن ، 15 آیه وجود دارد که به اسرا و کنیزان جنگهای قبل از اسلام اشاره می کند که با " ماملکت ایمانکم " عنوان میشود .
این جمله از فعل ماضی ( زمان گذشته ) استفاده کرده که به کنیزانی اشاره میکند که در جنگهای قبل از اسلام به اسارت اعراب درآمده و در خانه و یا شهر آنها زندگی می کنند و حداقل ۱۴ سال از اسارت آنها میگذرد و هیچ ارتباطی به اسرای جنگهای پیامبر(ص) ندارند .
و دقیقا ، دستور به رعایت اخلاق و حقوق در مورد آنها ، در حد زنان آزاد ، در آن آیات موج میزند ، که به بهانه کنیز بودن ، رهایشان نکنند و یا مورد آزار و یا تضییع حقوق انسانی قرار ندهند . **
بطور مثال :
• وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ ۱
و هر كس كه توانايى ازدواج با زنان (آزاد) پاكدامن با ايمان را ندارد ، مى تواند با زنان پاكدامن از بردگان با ايمانى كه در اختيار داريد ازدواج كند .
• وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ۲
و زنان شوهردار (بر شما حرام است) مگر آن ( اسرايي ) را كه از قبل مالك شده ايد .
• وَ اعْبُدُوا اللهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ بِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبى وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ۳
و خدا را بپرستيد; و هيچ چيز را همتاى او قرار ندهيد; و به پدر و مادر، نيكى كنيد ; همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مستمندان، و همسايه نزديك، و همسايه دور، و دوست و همنشين، و واماندگان در سفر، و بردگانى كه مالك آنها هستيد .
ادامه دارد :
محمد صالحي – 20/1/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نگاه اسلام به كنيزان ( اسرای ) جنگی - 2
ب ) اسیر
آنچه که از آیات قران در مورد ‹ اسارت › و ‹ اسیر › دریافت می شود ، همان اصل عمومی موجود در قوانین همه ملتها در جنگها بوده که لازمه هر عملیات جنگی بوده و هنوز هم هست .
ولی علیرغم رفتارهای غیراخلاقی عرب قبل از اسلام ، با اسرای جنگی ، اخلاقي فراتر از آنچه که در تصور عرف اجتماعی آن عصر بوده ، در دستورات قرآن دیده می شود .
که در سه قسمت قابل توجه است :
• جواز اسارت گرفتن به شرط خاتمه جنگ
ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ ۴
هيچ پيامبري حق ندارد اسيراني [از دشمن] بگيرد، تا كاملاً بر آنها پيروز گردد .
• الزام به آزاد کردن اسرا
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً ۵
و هنگامى که با کافران در ميدان جنگ روبهرو شديد گردنهايشان را بزنيد ، ( و اين کار را همچنان ادامه دهيد ) تا به اندازه کافى دشمن را در هم بکوبيد؛ در اين هنگام اسيران را محکم ببنديد ؛ سپس يا بر آنان منّت گذاريد ( و آزادشان کنيد ) يا در برابر آزادى از آنان فديه [= غرامت] بگيريد .
نکته مهم : نکته بسیار مهم و اخلاقی که در این آیه موج می زند ، لزوم آزاد سازی اسیران می باشد ، که باید یا بدون اخذ معادل و یا گرفتن معادلی انجام گیرد . و هیچگونه دستوری مبنی بر نگهداری به اجبار و یا تملک آنها نمی دهد .
اما مهمتر از نکته فوق ، تقدم آزاد سازی اسیران ، بدون اخذ معادل ( چه مالی و چه غیر آن ) می باشد که بیانگر توجه عمیق اسلام ، به حقوق انسانی اسیران بوده که به هیچ وجه نباید به بهانه های مادی و یا غیره پایمال شود .
• رعایت همه حقوق انسانی اسرا
إِنَّ الْأَبْرَارَ ..... وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا 6
و غذاى (خود) را با اينکه به آن علاقه ( و نياز ) دارند، به «مسکين» و «يتيم» و «اسير» مىدهند!
همانطور که از آیات مختلف قرآن و بخصوص آیه زیر برداشت می شود ، ابرار و نیکان ، بالاترین مقام را نزد خدا داشته که برجسته ترین ویژگی آنها ، انفاق و بخشش آن چیزی است که به آن دلبسته اند .
لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شيء فان الله به عليم 7
هرگز به (حقيقتِ) نيكوكارى نمى رسيد مگر اين كه از آنچه دوست مى داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد; و آنچه انفاق مى كنيد، خداوند از آن آگاه است.
که در آیه فوق الذکر ( ۸ سوره انسان ) ، یکی از مصادیق این بخشش را ، بخشش به اسیران معرفی می کند .
هر چند در روایات رسیده از پیامبر(ص) و سیره ایشان در جنگها نیز ، موضوع مذکور کاملا صراحت دارد که به یک مورد اشاره می شود :
و روي عن الزهري روى عن النبي قال لأصحابه في الأسرى: استوصوا بهم خيرا. فكان أبو العاص بن الربيع يقول: كنت مع رهط من الأنصار و كان التمر زادهم و الخبز معهم قليل، وكنا إذا تغدينا أو تعشينا، أكلوا التمر و آثروني بالخبز، حتى إن الرجل لتقع في يده الكسرة فيدفعها إلي، جزاهم الله خيرا. وكان الوليد بن الوليد بن المغيرة يقول مثل هذا ويزيد: وكانوا يحملوننا و يمشون. 8
از زهری برایم ( واقدي نويسنده كتاب مغازي ) روایت کردند که پیامبر (ص) فرمود: درباره اسیران نیکو رفتار کنید .
در این باره ابو العاص بن ربیع میگوید: من در دست گروهی از انصار اسیر بودم، خدا خیرشان دهد، هر گاه شام یا نهار میخوردیم نان را که بسیار کم بود به ما اختصاص میدادند و خودشان خرما میخوردند. گاه در دست بعضی فقط یک قطعه کوچک نان بود، و همان را هم به من میدادند . ولید بن مغیره هم این موضوع را تأیید کرده و افزوده است: انصار ما را سوار میکردند و خود پیاده میرفتند.
و در یک کلام :
آنچه که از آیات قرآن و سیره پیامبر(ص) در مورد اسیران جنگی فهمیده می شود به شرح زیر است :
• مسلمانان ، در صورتی مجاز به گرفتن اسیر هستند که جنگ مختومه شده باشد .
• پس از خاتمه جنگ ، بایستی همه اسرا آزاد شوند ( بدون اخذ معادل و یا با اخذ آن ) .
• در مدتی که اسیری دست شماست ، موظف به رعایت حقوق انسانی او مثل بقیه هستید .
** البته آن دسته از اسراي زني كه در جنگهاي اسلام ، به هر دليلي حاضر به بازگشت به قبيله و منطقه خود نبودند ، جهت امكان تهيه يك سرپناه براي آنها و جلوگيري از آسيبهاي رواني و اجتماعي ، شامل اين احكام نيز مي شدند .
زيرنويسها :
1- نساء – 25
2- نساء – 24
3- نساء – 36
4- انفال – 67
5- محمد – 5
6- انسان آيات 5 تا 8
7- آل عمران 92
8- المغازی، واقدی، ج 1، ص 119 ص 80 عربی ، ص ۷۳ ترجمه دامغاني ( متن ۸۸)
محمد صالحي – 20/1/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ب ) اسیر
آنچه که از آیات قران در مورد ‹ اسارت › و ‹ اسیر › دریافت می شود ، همان اصل عمومی موجود در قوانین همه ملتها در جنگها بوده که لازمه هر عملیات جنگی بوده و هنوز هم هست .
ولی علیرغم رفتارهای غیراخلاقی عرب قبل از اسلام ، با اسرای جنگی ، اخلاقي فراتر از آنچه که در تصور عرف اجتماعی آن عصر بوده ، در دستورات قرآن دیده می شود .
که در سه قسمت قابل توجه است :
• جواز اسارت گرفتن به شرط خاتمه جنگ
ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ ۴
هيچ پيامبري حق ندارد اسيراني [از دشمن] بگيرد، تا كاملاً بر آنها پيروز گردد .
• الزام به آزاد کردن اسرا
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً ۵
و هنگامى که با کافران در ميدان جنگ روبهرو شديد گردنهايشان را بزنيد ، ( و اين کار را همچنان ادامه دهيد ) تا به اندازه کافى دشمن را در هم بکوبيد؛ در اين هنگام اسيران را محکم ببنديد ؛ سپس يا بر آنان منّت گذاريد ( و آزادشان کنيد ) يا در برابر آزادى از آنان فديه [= غرامت] بگيريد .
نکته مهم : نکته بسیار مهم و اخلاقی که در این آیه موج می زند ، لزوم آزاد سازی اسیران می باشد ، که باید یا بدون اخذ معادل و یا گرفتن معادلی انجام گیرد . و هیچگونه دستوری مبنی بر نگهداری به اجبار و یا تملک آنها نمی دهد .
اما مهمتر از نکته فوق ، تقدم آزاد سازی اسیران ، بدون اخذ معادل ( چه مالی و چه غیر آن ) می باشد که بیانگر توجه عمیق اسلام ، به حقوق انسانی اسیران بوده که به هیچ وجه نباید به بهانه های مادی و یا غیره پایمال شود .
• رعایت همه حقوق انسانی اسرا
إِنَّ الْأَبْرَارَ ..... وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا 6
و غذاى (خود) را با اينکه به آن علاقه ( و نياز ) دارند، به «مسکين» و «يتيم» و «اسير» مىدهند!
همانطور که از آیات مختلف قرآن و بخصوص آیه زیر برداشت می شود ، ابرار و نیکان ، بالاترین مقام را نزد خدا داشته که برجسته ترین ویژگی آنها ، انفاق و بخشش آن چیزی است که به آن دلبسته اند .
لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شيء فان الله به عليم 7
هرگز به (حقيقتِ) نيكوكارى نمى رسيد مگر اين كه از آنچه دوست مى داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد; و آنچه انفاق مى كنيد، خداوند از آن آگاه است.
که در آیه فوق الذکر ( ۸ سوره انسان ) ، یکی از مصادیق این بخشش را ، بخشش به اسیران معرفی می کند .
هر چند در روایات رسیده از پیامبر(ص) و سیره ایشان در جنگها نیز ، موضوع مذکور کاملا صراحت دارد که به یک مورد اشاره می شود :
و روي عن الزهري روى عن النبي قال لأصحابه في الأسرى: استوصوا بهم خيرا. فكان أبو العاص بن الربيع يقول: كنت مع رهط من الأنصار و كان التمر زادهم و الخبز معهم قليل، وكنا إذا تغدينا أو تعشينا، أكلوا التمر و آثروني بالخبز، حتى إن الرجل لتقع في يده الكسرة فيدفعها إلي، جزاهم الله خيرا. وكان الوليد بن الوليد بن المغيرة يقول مثل هذا ويزيد: وكانوا يحملوننا و يمشون. 8
از زهری برایم ( واقدي نويسنده كتاب مغازي ) روایت کردند که پیامبر (ص) فرمود: درباره اسیران نیکو رفتار کنید .
در این باره ابو العاص بن ربیع میگوید: من در دست گروهی از انصار اسیر بودم، خدا خیرشان دهد، هر گاه شام یا نهار میخوردیم نان را که بسیار کم بود به ما اختصاص میدادند و خودشان خرما میخوردند. گاه در دست بعضی فقط یک قطعه کوچک نان بود، و همان را هم به من میدادند . ولید بن مغیره هم این موضوع را تأیید کرده و افزوده است: انصار ما را سوار میکردند و خود پیاده میرفتند.
و در یک کلام :
آنچه که از آیات قرآن و سیره پیامبر(ص) در مورد اسیران جنگی فهمیده می شود به شرح زیر است :
• مسلمانان ، در صورتی مجاز به گرفتن اسیر هستند که جنگ مختومه شده باشد .
• پس از خاتمه جنگ ، بایستی همه اسرا آزاد شوند ( بدون اخذ معادل و یا با اخذ آن ) .
• در مدتی که اسیری دست شماست ، موظف به رعایت حقوق انسانی او مثل بقیه هستید .
** البته آن دسته از اسراي زني كه در جنگهاي اسلام ، به هر دليلي حاضر به بازگشت به قبيله و منطقه خود نبودند ، جهت امكان تهيه يك سرپناه براي آنها و جلوگيري از آسيبهاي رواني و اجتماعي ، شامل اين احكام نيز مي شدند .
زيرنويسها :
1- نساء – 25
2- نساء – 24
3- نساء – 36
4- انفال – 67
5- محمد – 5
6- انسان آيات 5 تا 8
7- آل عمران 92
8- المغازی، واقدی، ج 1، ص 119 ص 80 عربی ، ص ۷۳ ترجمه دامغاني ( متن ۸۸)
محمد صالحي – 20/1/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
لاك ناخن و رنگ در اعضا وضو
• مرحوم آيه اله غروي :
وضوء و غسل با لاك ناخن و ساير رنگ ها كه زائل كردن آنها ايجاد عسر و حرج مي كند جايز است .
http://www.arbabehekmat.com
............................................
• دكتر آيه اله كديور :
1- جواز صحت وضو در مورد ناخن لاک زده شده چه در دستها چه در پاها و موی رنگ شده بعید نیست .
2- سرمه خارج از چشم اگر غلیظ نباشد ، مانع صحت وضو یا غسل نیست.
3- شرط صحت وضو ، رسیدن آب به پوست بدن خصوصا صورت است . در مورد رژ لب و کرمهای پوست لازم است با امثال دستمال صورت را پاک کرد و سپس وضو گرفت.
kadivar.com
...............................................
• مرحوم آيه اله قابل :
وضو ( یا غسل ) با لاک ناخن برای بانوان جایز است .
کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها ، ص 184
......................................................
محمد صالحي – 12/1/93
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• مرحوم آيه اله غروي :
وضوء و غسل با لاك ناخن و ساير رنگ ها كه زائل كردن آنها ايجاد عسر و حرج مي كند جايز است .
http://www.arbabehekmat.com
............................................
• دكتر آيه اله كديور :
1- جواز صحت وضو در مورد ناخن لاک زده شده چه در دستها چه در پاها و موی رنگ شده بعید نیست .
2- سرمه خارج از چشم اگر غلیظ نباشد ، مانع صحت وضو یا غسل نیست.
3- شرط صحت وضو ، رسیدن آب به پوست بدن خصوصا صورت است . در مورد رژ لب و کرمهای پوست لازم است با امثال دستمال صورت را پاک کرد و سپس وضو گرفت.
kadivar.com
...............................................
• مرحوم آيه اله قابل :
وضو ( یا غسل ) با لاک ناخن برای بانوان جایز است .
کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها ، ص 184
......................................................
محمد صالحي – 12/1/93
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
محسن کدیور | Mohsen Kadivar
| محسن کدیور | Mohsen Kadivar / وب سایت فارسی محسن کدیور
محسن کدیور (متولد خرداد ۱۳۳۸ فسا) متأله، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک (دوروم، کارولینای شمالی، آمریکا) است. نظريه هاي دولت در فقه شيعه نخستین کتاب کدیور است که در سال ۱۳۷۶منتشر شد. وی تا سال…
نشانه های فقاهت
* فقیه مشکل گشاست . اگر کسی درس بخواند و براي خلق مشکل درست کند و راه خدا را مشکل کند ، فقیه نیست . فقیه راه را آسان می کند .
فقیه یعنی کسی که تقلاّ می کند احکام را آسان کند و در آیات و روایات دقّت می کند که کار را براي خلق آسان کند .
مثلاً اگر براي پاك شدن چیزي ، من دو بار آن را آب می کشم ، اومی گردد ببیند می شود به یک بار اکتفا کرد ؛ نه اینکه تلاش کند که ثابت کند سه بار باید آب کشید .
* فقیه یعنی مشکل گشا .
خدا نکند آدم با درس خواندن مستشکل شود و به جاي حلّ مشکلات خلق ، در آنها تردید و شک ایجاد کند و باور آنها را متزلزل نماید .
* فقیه کسی است که اگر کتابی حجیم است ، آن را عصاره کشی و خلاصه کند ونصف کند .
منبع : عارفانه های دولابی از کتاب " مصباح الهدی – مهدی طیب – ص 343 - 344 "
محمد صالحی – 14/3/89
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
* فقیه مشکل گشاست . اگر کسی درس بخواند و براي خلق مشکل درست کند و راه خدا را مشکل کند ، فقیه نیست . فقیه راه را آسان می کند .
فقیه یعنی کسی که تقلاّ می کند احکام را آسان کند و در آیات و روایات دقّت می کند که کار را براي خلق آسان کند .
مثلاً اگر براي پاك شدن چیزي ، من دو بار آن را آب می کشم ، اومی گردد ببیند می شود به یک بار اکتفا کرد ؛ نه اینکه تلاش کند که ثابت کند سه بار باید آب کشید .
* فقیه یعنی مشکل گشا .
خدا نکند آدم با درس خواندن مستشکل شود و به جاي حلّ مشکلات خلق ، در آنها تردید و شک ایجاد کند و باور آنها را متزلزل نماید .
* فقیه کسی است که اگر کتابی حجیم است ، آن را عصاره کشی و خلاصه کند ونصف کند .
منبع : عارفانه های دولابی از کتاب " مصباح الهدی – مهدی طیب – ص 343 - 344 "
محمد صالحی – 14/3/89
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
احكام روزه – نظرات كديور - 1
1- نشانهی بلوغ ، احتلام در پسران و قاعدگی در دختران است .
2- زمان نماز مغرب و افطار و اذان مغرب ، غروب آفتاب است ، البته احتیاط مستحب آن است که تا زوال سرخی طرف مشرق آسمان صبر کرد. (15 تا 20 دقيقه قبل از مغرب )
3- هر طریقی که اطمینان به حلول ماه رمضان صورت گیرد قابل قبول است ، چه رؤیت هلال، چه محاسبات ریاضی نجومی.
4- اگر مکلف نوبالغ بخاطر ضعف مفرط بدنی از روزه در روز یا روزهایی از ماه رمضان معذور بوده است و تا ماه رمضان بعد عذرش ادامه داشته باشد از قضای روزه معاف است اما واجب است به ازای هر روز روزه فوت شده کفاره بدهد .
5- کسی که بيمار است و يا به دلیل بیماری به تجویز پزشک متخصص حتما می باید در طول روز چندین نوبت آب یا دیگر مایعات بنوشد ، مجاز به گرفتن روزه نیست . بیمار زمانی که بهبود یابد روزه هایی که در ماه رمضان اخیر نگرفته است می باید قضا کند ، اما قضای روزه ماههای رمضان گذشته به دلیل بیماری واجب نیست (هر چند احتیاط مستحب است) ، اما موظف است به ازای هر روز معادل ۷۵۰ گرم طعام به فقیر کفاره بدهد . این حکم مختص بیمار است و در دیگر موارد قضا ، تاخیر آن باعث ساقط شدن قضا نمی شود .
6- روزه داری که باید دارویی را طبق برنامه زمانی مشخص مصرف کند ، مجاز به روزه نیست ، بعدا در زمان بهبودی قضای آن را بهجا میآورد ، کفاره ای هم بر گردنش نیست .
7- اگر بطور اتفاقي در روز دردي عارض شود نمي ميتوان با قرص آن را تسكين داد و روزه را ادامه داد ، چرا كه خوردن و آشامیدن دوا مطلق روزه را باطل میکند . تزریق همان دوا مشکلی ندارد و روزه با تزریق صحیح است . اگر تحمل درد به حد حرج و مشقت نرسیده خوردن و آشامیدن دوا در زمان روزه مجاز نیست .
8- اگر روزه گرفتن باعث ضرر شود یا خوف ضرر داشته باشد تکلیف ساقط است ، تشخیص امر غیر از پزشک متخصص با خود فرد است. چنین فردی به دلیل بیماری از روزه معاف و موظف به پرداخت کفاره است.
9- کسی که مرضی دارد که زیاد تشنه میشود و توان و تحمل تشنگی ندارد و یا برای او مشقت دارد روزه بر او واجب نیست و اگر غیرقابل علاج است قضا هم ندارد صرفا کفاره بدهد .
10- كسي كه زياد گرسنه مي شود ، اگر روزه گرفتن برایش مشقت شدید غیرقابل تحمل دارد حکم بیمار دارد ولی اگر به این حد نمی رسد باید تحمل کند .
11- اگر کار در فضای باز و زیر آفتاب است ، و روزه فرد را به مشقت غیرقابل تحمل میاندازد تکلیف روزهی او ساقط ، و بدون کفاره باید بعد از ماه رمضان آن روزها را قضا کند .
12- فرو بردن عمدی تمام سر زیر آب به احتیاط واجب روزه را باطل می کند . زیر آب رفتن با لباس غواصی که آب مستقیما به سر و بدن نمی رسد مبطل روزه نیست .
13- تزریق سرم غذایی مبطل روزه است ، اما تزریق غیر آن مبطل نیست .
14- قطره چشم و بینی اگر به ناحیه دهان و گلو وارد نشود باعث بطلان روزه نمی شود .
15- اسپری دهان یا بینی روزه را باطل نمی کند اما احتیاط در اجتناب از آن در زمان روزه است.
ادامه دارد :
kadivar.com
15 / 3 /94 - محمد صالحی
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- نشانهی بلوغ ، احتلام در پسران و قاعدگی در دختران است .
2- زمان نماز مغرب و افطار و اذان مغرب ، غروب آفتاب است ، البته احتیاط مستحب آن است که تا زوال سرخی طرف مشرق آسمان صبر کرد. (15 تا 20 دقيقه قبل از مغرب )
3- هر طریقی که اطمینان به حلول ماه رمضان صورت گیرد قابل قبول است ، چه رؤیت هلال، چه محاسبات ریاضی نجومی.
4- اگر مکلف نوبالغ بخاطر ضعف مفرط بدنی از روزه در روز یا روزهایی از ماه رمضان معذور بوده است و تا ماه رمضان بعد عذرش ادامه داشته باشد از قضای روزه معاف است اما واجب است به ازای هر روز روزه فوت شده کفاره بدهد .
5- کسی که بيمار است و يا به دلیل بیماری به تجویز پزشک متخصص حتما می باید در طول روز چندین نوبت آب یا دیگر مایعات بنوشد ، مجاز به گرفتن روزه نیست . بیمار زمانی که بهبود یابد روزه هایی که در ماه رمضان اخیر نگرفته است می باید قضا کند ، اما قضای روزه ماههای رمضان گذشته به دلیل بیماری واجب نیست (هر چند احتیاط مستحب است) ، اما موظف است به ازای هر روز معادل ۷۵۰ گرم طعام به فقیر کفاره بدهد . این حکم مختص بیمار است و در دیگر موارد قضا ، تاخیر آن باعث ساقط شدن قضا نمی شود .
6- روزه داری که باید دارویی را طبق برنامه زمانی مشخص مصرف کند ، مجاز به روزه نیست ، بعدا در زمان بهبودی قضای آن را بهجا میآورد ، کفاره ای هم بر گردنش نیست .
7- اگر بطور اتفاقي در روز دردي عارض شود نمي ميتوان با قرص آن را تسكين داد و روزه را ادامه داد ، چرا كه خوردن و آشامیدن دوا مطلق روزه را باطل میکند . تزریق همان دوا مشکلی ندارد و روزه با تزریق صحیح است . اگر تحمل درد به حد حرج و مشقت نرسیده خوردن و آشامیدن دوا در زمان روزه مجاز نیست .
8- اگر روزه گرفتن باعث ضرر شود یا خوف ضرر داشته باشد تکلیف ساقط است ، تشخیص امر غیر از پزشک متخصص با خود فرد است. چنین فردی به دلیل بیماری از روزه معاف و موظف به پرداخت کفاره است.
9- کسی که مرضی دارد که زیاد تشنه میشود و توان و تحمل تشنگی ندارد و یا برای او مشقت دارد روزه بر او واجب نیست و اگر غیرقابل علاج است قضا هم ندارد صرفا کفاره بدهد .
10- كسي كه زياد گرسنه مي شود ، اگر روزه گرفتن برایش مشقت شدید غیرقابل تحمل دارد حکم بیمار دارد ولی اگر به این حد نمی رسد باید تحمل کند .
11- اگر کار در فضای باز و زیر آفتاب است ، و روزه فرد را به مشقت غیرقابل تحمل میاندازد تکلیف روزهی او ساقط ، و بدون کفاره باید بعد از ماه رمضان آن روزها را قضا کند .
12- فرو بردن عمدی تمام سر زیر آب به احتیاط واجب روزه را باطل می کند . زیر آب رفتن با لباس غواصی که آب مستقیما به سر و بدن نمی رسد مبطل روزه نیست .
13- تزریق سرم غذایی مبطل روزه است ، اما تزریق غیر آن مبطل نیست .
14- قطره چشم و بینی اگر به ناحیه دهان و گلو وارد نشود باعث بطلان روزه نمی شود .
15- اسپری دهان یا بینی روزه را باطل نمی کند اما احتیاط در اجتناب از آن در زمان روزه است.
ادامه دارد :
kadivar.com
15 / 3 /94 - محمد صالحی
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
محسن کدیور | Mohsen Kadivar
| محسن کدیور | Mohsen Kadivar / وب سایت فارسی محسن کدیور
محسن کدیور (متولد خرداد ۱۳۳۸ فسا) متأله، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک (دوروم، کارولینای شمالی، آمریکا) است. نظريه هاي دولت در فقه شيعه نخستین کتاب کدیور است که در سال ۱۳۷۶منتشر شد. وی تا سال…
احكام روزه – نظرات كديور - 2
16- باقی ماندن بر جنابت تا اذان صبح عالما و عامدا مبطل روزه است .
17- در صورتی که با اتوبوس یا قطار سفر میکنید ، ۴۰۰ کیلومتر رفت ، حداقل مسافت شرعی برای مسافر شدن است . اگر با خودرو سفر میکنید به سرعت خودروي خود شما ، بستگی دارد . ملاک پنج ساعت رفت است ( چه بيش از 400 كيلومتر چه كمتر ).
18- ملاک محاسبه از اول شهر مبدء تا اول شهر مقصد است . ضمنا توقف در حد متعارف در طول مسير جزء زمان سفر است . ( حتي مثلا زمان عرفي تعمير ماشين و يا كارهاي نظافت و .... بچه همراه )
19- در هر سفر باید خود آن سفر را محاسبه کرد نه اینكه در گذشته چگونه می رفته است .
20- در سفرهای هوایی نیز طول سفر رفت بیش از حدود پنج ساعت (نصف ساعات روشنایی هوا در یک روز) سفرشرعی محقق می شود . ( رفت و برگشت ده ساعت )
21- در مواردی که مسافر شدهاید چند دقیقه بعد از شروع سفر مجاز به افطار هستید .
22- محل اقامت موقت شما وطنتان محسوب نمی شود و بعد از هر سفر شرعی (که در زمان ما حداقل ۸۰۰ کیلومتر رفت و برگشت معادل «یک روز سفر» ، لازم است کمتر از ده روز قصد اقامت نمایید و دوباره در روز دهم به سفر بروید و هکذا . تا قبل از ماه رمضان بعد نیز لازم است روزه های فوت شده خود را قضا نمایید .
23- فردی که در هر ده روز بیش از مسافت شرعی را طی می کند و حداقل سه ماه این سفرها تکرار شده کثیرالسفر محسوب می شود ، چنین فردی در سفر نمازش تمام و روزه اش صحیح خواهد بود. ماموریت کارمند در صورتی که به شکل فوق تکرار شود، از مصادیق کثیرالسفر است .
24- پرداخت زکات فطر یا فطریه به افراد مستحق قبل از نماز عید واجب است . فطریه را نانآور خانواده به شرط توانایی مالی از جانب خود و تمام افراد تحت تکفلش میپردازد . مقدار زکات فطر برای هر نفر از اعضای خانواده حدود سه کیلو غذای متعارف در محل است.
بهاین معنی که اگر در منطقهای غذای متعارف از برنج، گوشت، گندم، حبوبات و سبزی تشکیل میشود، همهی آنها را در محاسبه وارد کند، نه اینکه به محاسبهی گندم یا برنج اکتفا کند .
kadivar.com
15 / 3 /94 - محمد صالحی
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
16- باقی ماندن بر جنابت تا اذان صبح عالما و عامدا مبطل روزه است .
17- در صورتی که با اتوبوس یا قطار سفر میکنید ، ۴۰۰ کیلومتر رفت ، حداقل مسافت شرعی برای مسافر شدن است . اگر با خودرو سفر میکنید به سرعت خودروي خود شما ، بستگی دارد . ملاک پنج ساعت رفت است ( چه بيش از 400 كيلومتر چه كمتر ).
18- ملاک محاسبه از اول شهر مبدء تا اول شهر مقصد است . ضمنا توقف در حد متعارف در طول مسير جزء زمان سفر است . ( حتي مثلا زمان عرفي تعمير ماشين و يا كارهاي نظافت و .... بچه همراه )
19- در هر سفر باید خود آن سفر را محاسبه کرد نه اینكه در گذشته چگونه می رفته است .
20- در سفرهای هوایی نیز طول سفر رفت بیش از حدود پنج ساعت (نصف ساعات روشنایی هوا در یک روز) سفرشرعی محقق می شود . ( رفت و برگشت ده ساعت )
21- در مواردی که مسافر شدهاید چند دقیقه بعد از شروع سفر مجاز به افطار هستید .
22- محل اقامت موقت شما وطنتان محسوب نمی شود و بعد از هر سفر شرعی (که در زمان ما حداقل ۸۰۰ کیلومتر رفت و برگشت معادل «یک روز سفر» ، لازم است کمتر از ده روز قصد اقامت نمایید و دوباره در روز دهم به سفر بروید و هکذا . تا قبل از ماه رمضان بعد نیز لازم است روزه های فوت شده خود را قضا نمایید .
23- فردی که در هر ده روز بیش از مسافت شرعی را طی می کند و حداقل سه ماه این سفرها تکرار شده کثیرالسفر محسوب می شود ، چنین فردی در سفر نمازش تمام و روزه اش صحیح خواهد بود. ماموریت کارمند در صورتی که به شکل فوق تکرار شود، از مصادیق کثیرالسفر است .
24- پرداخت زکات فطر یا فطریه به افراد مستحق قبل از نماز عید واجب است . فطریه را نانآور خانواده به شرط توانایی مالی از جانب خود و تمام افراد تحت تکفلش میپردازد . مقدار زکات فطر برای هر نفر از اعضای خانواده حدود سه کیلو غذای متعارف در محل است.
بهاین معنی که اگر در منطقهای غذای متعارف از برنج، گوشت، گندم، حبوبات و سبزی تشکیل میشود، همهی آنها را در محاسبه وارد کند، نه اینکه به محاسبهی گندم یا برنج اکتفا کند .
kadivar.com
15 / 3 /94 - محمد صالحی
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
محسن کدیور | Mohsen Kadivar
| محسن کدیور | Mohsen Kadivar / وب سایت فارسی محسن کدیور
محسن کدیور (متولد خرداد ۱۳۳۸ فسا) متأله، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک (دوروم، کارولینای شمالی، آمریکا) است. نظريه هاي دولت در فقه شيعه نخستین کتاب کدیور است که در سال ۱۳۷۶منتشر شد. وی تا سال…
👍1
بلوغ دختران در ۹ سالگی ظلم به او و افترا به اسلام است . مرحوم آیه اله غروی
بلوغ ، از موضوعات است و یک امر طبیعی می باشد ، و وظیفه شارع نیست که موضوع را تعیین کند . چنانکه شان و وظیفه فقیه هم نیست .
نشانه طبیعی بلوغ ، احتلام و حیض است ، در هر سنی که تحقق یابد .
آیا دختر که باید بیش از پسر کسب نیرو کند ، و قوای او از تمام جهات کامل گردد ، تا توان حمل و رضاع و تربیت فرزندان سالم و قوی را داشته باشد و نیروی جامعه فعال را تامین نماید ، اگر از ۹ سالگی او را به روزه ، حج و سایر فرائض تکلیف الزامی کنیم ، چه نیرویی بدست خواهد آورد ؟
و آیا اندک نیرویی هم که دارد ، در اثر تکالیف ایجابی از دست نمی دهد ؟
دین اسلام ، شریعت سهله سمحه و آسان و روان است .
کتاب خدا و سنت نبی هم بر این نکته تاکید دارند .
یرید الله بکم الیسر و لایرید بکم العسر - بقره ۱۸۵
یعنی احکام الهی سخت و دشوار نیست و در همه آنها رفاه و سعادت بشر ملحوظ است .
و ماجعل علیکم فی الدین حرج - حج ۷۸
و لایکلف الله نفسا الا وسعها - بقره ۲۸۶
و پیامبر (ص) فرموده :
بعثت بالحنیفیه السهلهدالسمحه - نهایه ابن اثیر
من به دین آسان و روان مبعوث شده ام .
رفع عن امتی ... ما لایطیقون - کافی /وافی ، کتاب الایمان و الکفر ، ص ۱۸۲
از امت من تکالیفی که طاقتش را ندارند برداشته شده است .
با این آیات و روایات واضح است که شارع ، حکم فوق طاقت نمیکند .
شریعتی که مبنای احکامش ، حمایت از ضعیف است ، باید در تمام آن احکام ، این حمایت متجلی گردد .
آیا می توانیم ادعا کنیم که دین اسلام ضامن حفظ جان و سلامت و بهداشت و تکامل جسم و روح و تامین جمیع اسباب و عوامل ارتقا بشر است ، ولی وقتی احکامش را عرضه کنیم در بین آنها حکمی این چنین یافت شود که " دختر ۹ ساله مکلفه است و .. " .
اولا چنین حکمی خالی از حکمت است و نمی توان به خداوند حکیم مستند دانست .
ثانیا عقلا آن را نمی پذیرند ، بلکه به اسلام هم بدبین می شوند ....
بنابراین الزام دختر ۹ ساله به انجام تمام وظایف شرعیه ، عسر و حرج است نه وسع و یسر ...
و استناد آن به اسلام ، بزرگترین ظلم در حق آن و افترا به شارع آن می باشد .
کتاب مبانی حقوق در اسلام ، ص ۵۸۳ به بعد
محمد صالحی - ۱۴/۳/۹۵
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
بلوغ ، از موضوعات است و یک امر طبیعی می باشد ، و وظیفه شارع نیست که موضوع را تعیین کند . چنانکه شان و وظیفه فقیه هم نیست .
نشانه طبیعی بلوغ ، احتلام و حیض است ، در هر سنی که تحقق یابد .
آیا دختر که باید بیش از پسر کسب نیرو کند ، و قوای او از تمام جهات کامل گردد ، تا توان حمل و رضاع و تربیت فرزندان سالم و قوی را داشته باشد و نیروی جامعه فعال را تامین نماید ، اگر از ۹ سالگی او را به روزه ، حج و سایر فرائض تکلیف الزامی کنیم ، چه نیرویی بدست خواهد آورد ؟
و آیا اندک نیرویی هم که دارد ، در اثر تکالیف ایجابی از دست نمی دهد ؟
دین اسلام ، شریعت سهله سمحه و آسان و روان است .
کتاب خدا و سنت نبی هم بر این نکته تاکید دارند .
یرید الله بکم الیسر و لایرید بکم العسر - بقره ۱۸۵
یعنی احکام الهی سخت و دشوار نیست و در همه آنها رفاه و سعادت بشر ملحوظ است .
و ماجعل علیکم فی الدین حرج - حج ۷۸
و لایکلف الله نفسا الا وسعها - بقره ۲۸۶
و پیامبر (ص) فرموده :
بعثت بالحنیفیه السهلهدالسمحه - نهایه ابن اثیر
من به دین آسان و روان مبعوث شده ام .
رفع عن امتی ... ما لایطیقون - کافی /وافی ، کتاب الایمان و الکفر ، ص ۱۸۲
از امت من تکالیفی که طاقتش را ندارند برداشته شده است .
با این آیات و روایات واضح است که شارع ، حکم فوق طاقت نمیکند .
شریعتی که مبنای احکامش ، حمایت از ضعیف است ، باید در تمام آن احکام ، این حمایت متجلی گردد .
آیا می توانیم ادعا کنیم که دین اسلام ضامن حفظ جان و سلامت و بهداشت و تکامل جسم و روح و تامین جمیع اسباب و عوامل ارتقا بشر است ، ولی وقتی احکامش را عرضه کنیم در بین آنها حکمی این چنین یافت شود که " دختر ۹ ساله مکلفه است و .. " .
اولا چنین حکمی خالی از حکمت است و نمی توان به خداوند حکیم مستند دانست .
ثانیا عقلا آن را نمی پذیرند ، بلکه به اسلام هم بدبین می شوند ....
بنابراین الزام دختر ۹ ساله به انجام تمام وظایف شرعیه ، عسر و حرج است نه وسع و یسر ...
و استناد آن به اسلام ، بزرگترین ظلم در حق آن و افترا به شارع آن می باشد .
کتاب مبانی حقوق در اسلام ، ص ۵۸۳ به بعد
محمد صالحی - ۱۴/۳/۹۵
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
روزه برای دانش آموزان ، دانشجویان و اساتید و اشخاصی که کار فکری میکنند
سوال :
امتحانات من در بعد از ظهر ماه رمضانه و میدانم تا اون وقت روزه بودن ، هم ضعف میگیرم و هم روی قوای دماغی من اثر گذاشته و قاعدتا نمیتوانم از حافظه و علم خود استفاده درست کرده و باعث خرابی امتحانم میشود ،
از طرف دیگر برای کار تدریس خود ، امکان بهره دهی خوب و قابل قبول از نظر آموزشی نخواهم داشت ، چکار کنم ؟
* آيه اله جناتي :
در فرض مسأله اگر روزه گرفتن برایتان واقعاً مشکل است و موجب عسر وحرج برای شما در زندگی می شود می توانید روزه نگیرید ولی قضای آن بعد از ماه رمضان برشما واجب است و کفاره هم ندارد .
مگر اینکه قضای آنرا تا ماه رمضان بعدی بجای نیاورید ودر این صورت کفاره هم واجب می شود .
* آیه اله عابدینی :
احتمال ضرر معتنابه ، مجوز افطار است و مرجع تشخیص خود مکلف است .
* آيه اله .... :
قرآن می گوید : لایکلف الله نفساً إلا وسعها!!!
بنابراين ، دفع ضرر محتمل ، عقلا و شرعا لازم و گاهی واجب است .
ولی اگر طبق نظر معروف ، مسافت حدود 24 کیلومتر را به قصد سفر برود و برگردد ، مطابق با احتیاط آقایان مراجع بوده و مي تواند روزه اش را بشكند !!!
* سایت مرحوم آیه اله غروی :
اینگونه افراد اگر به حقیقت خودشان را در بی طاقتی و یا سختی می بینند ، روزه گرفتن را به روزهایی موکول کنند که بی طاقت فرسایی و با سختی کمتری ادا دین نمایند . اما حتما این کار را بکنند .
نتيجه گيري از نظرات فوق :
اگر شخصي از نظر ذهني و یا حتی بدنی مشکل پیدا میکند بگونه ایکه امتحان و يا تدريس و يا هر كار ديگري كه بر فكر و حافظه و .. استوار است را تحت تاثیر قطعي قرار می دهد ، نباید بگیرد و بعدا قضا کند .
البته تشخیص عسر و حرج و طاقت فرسابودن بر عهده خود شخص بوده و عرف عقلا تایید کنند .
محمد صالحي – 8/3/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
سوال :
امتحانات من در بعد از ظهر ماه رمضانه و میدانم تا اون وقت روزه بودن ، هم ضعف میگیرم و هم روی قوای دماغی من اثر گذاشته و قاعدتا نمیتوانم از حافظه و علم خود استفاده درست کرده و باعث خرابی امتحانم میشود ،
از طرف دیگر برای کار تدریس خود ، امکان بهره دهی خوب و قابل قبول از نظر آموزشی نخواهم داشت ، چکار کنم ؟
* آيه اله جناتي :
در فرض مسأله اگر روزه گرفتن برایتان واقعاً مشکل است و موجب عسر وحرج برای شما در زندگی می شود می توانید روزه نگیرید ولی قضای آن بعد از ماه رمضان برشما واجب است و کفاره هم ندارد .
مگر اینکه قضای آنرا تا ماه رمضان بعدی بجای نیاورید ودر این صورت کفاره هم واجب می شود .
* آیه اله عابدینی :
احتمال ضرر معتنابه ، مجوز افطار است و مرجع تشخیص خود مکلف است .
* آيه اله .... :
قرآن می گوید : لایکلف الله نفساً إلا وسعها!!!
بنابراين ، دفع ضرر محتمل ، عقلا و شرعا لازم و گاهی واجب است .
ولی اگر طبق نظر معروف ، مسافت حدود 24 کیلومتر را به قصد سفر برود و برگردد ، مطابق با احتیاط آقایان مراجع بوده و مي تواند روزه اش را بشكند !!!
* سایت مرحوم آیه اله غروی :
اینگونه افراد اگر به حقیقت خودشان را در بی طاقتی و یا سختی می بینند ، روزه گرفتن را به روزهایی موکول کنند که بی طاقت فرسایی و با سختی کمتری ادا دین نمایند . اما حتما این کار را بکنند .
نتيجه گيري از نظرات فوق :
اگر شخصي از نظر ذهني و یا حتی بدنی مشکل پیدا میکند بگونه ایکه امتحان و يا تدريس و يا هر كار ديگري كه بر فكر و حافظه و .. استوار است را تحت تاثیر قطعي قرار می دهد ، نباید بگیرد و بعدا قضا کند .
البته تشخیص عسر و حرج و طاقت فرسابودن بر عهده خود شخص بوده و عرف عقلا تایید کنند .
محمد صالحي – 8/3/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from کانال رسمی محسن کدیور
#آراء_فقهی
ماه رمضان ۱۴۳۷
بر أساس محاسبات علمی در قاره آمریکا روز یکشنبه آخرین روز ماه شعبان و دوشنبه اول ماه رمضان
در دیگر مناطق سه شنبه اول ماه رمضان
@Mohsen_Kadivar_Official
ماه رمضان ۱۴۳۷
بر أساس محاسبات علمی در قاره آمریکا روز یکشنبه آخرین روز ماه شعبان و دوشنبه اول ماه رمضان
در دیگر مناطق سه شنبه اول ماه رمضان
@Mohsen_Kadivar_Official
Forwarded from کانال رسمی محسن کدیور
محسن کدیور - ماه رمضان ۱۴۳۷.pdf
679.2 KB
شرط ديدن هلال ماه جهت روزه رمضان
• مرحوم آيه اله صادقي تهراني (http://albalaq.com/post/50.htm )
رؤیت هلال با چشم مسلّح (دستگاه) هم ثابت میشود.
• آيه اله كديور kadivar.com
هر طریقی که اطمینان به حلول ماه رمضان صورت گیرد قابل قبول است ، چه رؤیت هلال، چه محاسبات ریاضی نجومی.
• مرحوم آيه اله قابل
اگر منجمین به شکل دقیق علمی حلول ماه را خبر دادند در همه جای دنیا موظفیم به نظر آنها عمل کنیم.
• آيه اله عابديني (www.ahmadabedini.ir )
انسان خودش در اول ماه، هلال را ببيند يا به جهتي از جهات برايش يقين حاصل شود كه اول ماه شده است مثلاً از گفتهي اهل هيئت و نجوم كه متخصصان اين فن هستند، يقين كند كه ماه متولّد شده و از سيطرهي نور خورشيد رهايي يافته است و قابل ديدن است.
محمد صالحي – 15/3/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• مرحوم آيه اله صادقي تهراني (http://albalaq.com/post/50.htm )
رؤیت هلال با چشم مسلّح (دستگاه) هم ثابت میشود.
• آيه اله كديور kadivar.com
هر طریقی که اطمینان به حلول ماه رمضان صورت گیرد قابل قبول است ، چه رؤیت هلال، چه محاسبات ریاضی نجومی.
• مرحوم آيه اله قابل
اگر منجمین به شکل دقیق علمی حلول ماه را خبر دادند در همه جای دنیا موظفیم به نظر آنها عمل کنیم.
• آيه اله عابديني (www.ahmadabedini.ir )
انسان خودش در اول ماه، هلال را ببيند يا به جهتي از جهات برايش يقين حاصل شود كه اول ماه شده است مثلاً از گفتهي اهل هيئت و نجوم كه متخصصان اين فن هستند، يقين كند كه ماه متولّد شده و از سيطرهي نور خورشيد رهايي يافته است و قابل ديدن است.
محمد صالحي – 15/3/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
زمان افطار – نماز مغرب
• آيه اله كديور kadivar.com
زمان نماز مغرب و افطار و اذان مغرب ، غروب آفتاب است ، البته احتیاط مستحب آن است که تا زوال سرخی طرف مشرق آسمان صبر کرد. (15 تا 20 دقيقه قبل از مغرب )
• مرحوم آيه اله غروي ( @arbabehekmat )
زمان فرارسيدن نماز مغرب و افطار همان غروب آفتاب مي باشد و فاصله احتياطي تاييد نيست .
• مرحوم آيه اله بهجت
وقت افطار روزه مغرب است . مغرب زمانی است که قرص خورشید در افق پنهان شود . ( همان غروب اوليه خورشيد ) .
توضیح المسائل مراجع - مساله 735
• آيه اله صانعي
وقت افطار و نماز مغرب، مغرب مي باشد و مغرب همان گونه که برخى از علماى بزرگ شيعه فتوا داده اند همان غروب عرفى است که خورشيد غروب مي کند و در تحقق مغرب ذهاب حمره مشرقيه ( برطرف شدن سرخى طرف مشرق) لازم نيست ، گرچه کمى صبر کردن بعد از غروب عرفى و استتار قرص ، مطلوب است .
استفتائات – سايت تبيان http://library.tebyan.net
محمد صالحي – 16/3/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• آيه اله كديور kadivar.com
زمان نماز مغرب و افطار و اذان مغرب ، غروب آفتاب است ، البته احتیاط مستحب آن است که تا زوال سرخی طرف مشرق آسمان صبر کرد. (15 تا 20 دقيقه قبل از مغرب )
• مرحوم آيه اله غروي ( @arbabehekmat )
زمان فرارسيدن نماز مغرب و افطار همان غروب آفتاب مي باشد و فاصله احتياطي تاييد نيست .
• مرحوم آيه اله بهجت
وقت افطار روزه مغرب است . مغرب زمانی است که قرص خورشید در افق پنهان شود . ( همان غروب اوليه خورشيد ) .
توضیح المسائل مراجع - مساله 735
• آيه اله صانعي
وقت افطار و نماز مغرب، مغرب مي باشد و مغرب همان گونه که برخى از علماى بزرگ شيعه فتوا داده اند همان غروب عرفى است که خورشيد غروب مي کند و در تحقق مغرب ذهاب حمره مشرقيه ( برطرف شدن سرخى طرف مشرق) لازم نيست ، گرچه کمى صبر کردن بعد از غروب عرفى و استتار قرص ، مطلوب است .
استفتائات – سايت تبيان http://library.tebyan.net
محمد صالحي – 16/3/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
محسن کدیور | Mohsen Kadivar
| محسن کدیور | Mohsen Kadivar / وب سایت فارسی محسن کدیور
محسن کدیور (متولد خرداد ۱۳۳۸ فسا) متأله، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک (دوروم، کارولینای شمالی، آمریکا) است. نظريه هاي دولت در فقه شيعه نخستین کتاب کدیور است که در سال ۱۳۷۶منتشر شد. وی تا سال…
حكم روزه در استفاده از دارو
• مرحوم آيه اله غروي ( @arbabehekmat )
استفاده از انواع داروي تزريقي يا شياف در صورتي كه پزشك تجويز كرده باشد مبطل روزه نيست .
( كتاب فقه استدلالي ص 125 به بعد )
• آيه اله كديور kadivar.com
1- تزریق سرم غذایی مبطل روزه است ، اما تزریق غیر آن مبطل نیست .
2- قطره چشم و بینی اگر به ناحیه دهان و گلو وارد نشود باعث بطلان روزه نمی شود .
3- اسپری دهان یا بینی روزه را باطل نمی کند اما احتیاط در اجتناب از آن در زمان روزه است.
4- روزه داری که باید دارویی را طبق برنامه زمانی مشخص مصرف کند ، مجاز به روزه نیست ، بعدا در زمان بهبودی قضای آن را بهجا میآورد ، کفاره ای هم بر گردنش نیست .
5- اگر بطور اتفاقي در روز دردي عارض شود نمي ميتوان با قرص آن را تسكين داد و روزه را ادامه داد ، چرا كه خوردن و آشامیدن دوا مطلق روزه را باطل میکند . تزریق همان دوا مشکلی ندارد و روزه با تزریق صحیح است . اگر تحمل درد به حد حرج و مشقت نرسیده خوردن و آشامیدن دوا در زمان روزه مجاز نیست .
• آيه اله جناتي : @jannaati
استعمال آمپول های تقویتی که برای جلوگیری از ضعف انجام می شود برای روزه دار اشکال ندارد .
• آيه اله عابديني (www.ahmadabedini.ir )
مسأله11: زدن آمپولهاي تقويتي، سرُمهاي قندي و نظاير آن كه در حكم غذاست براي روزهدار جايز نيست، همچنين ارسال برخي مواد تقويت كننده، از غير مجراي دهان براي روزهدار ممنوع است و روزه را باطل ميكند.
مسأله12: تزريق آمپولهاي بيحس كننده و دارويي كه تقويت كننده نباشد براي روزهدار اشكالي ندارد.
• آيه اله صانعي
1- تزريق آمپول مطلقاً - چه مسکن باشد چه دارويى و چه تقويتى ، عضلانى باشد يا وريدى - مبطل نيست و مضر به روزه نبوده و خوردن و آشاميدن نمىباشد، اما اگر جنبه تغذيه اى دارد و بناست به عنوان غذاى بيمار در چند روز مورد استفاده قرار بگيرد ، احتياط واجب در گرفتن روزه و افطار نکردن و قضاى آن مى باشد چون شبهه عدم تفاوت آن با خوردن از راه دهان وجود دارد که همان منشأ احتياط مى باشد .
2- استفاده بيماران تنفسى و ريوى از اسپرى ها ظاهراً مبطل نيست و خوردن و آشاميدن محسوب نمى شود و مشمول ادله رسانيدن غبار به حلق نمى باشد .
استفتائات – سايت تبيان http://library.tebyan.net
محمد صالحي – 16/3/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• مرحوم آيه اله غروي ( @arbabehekmat )
استفاده از انواع داروي تزريقي يا شياف در صورتي كه پزشك تجويز كرده باشد مبطل روزه نيست .
( كتاب فقه استدلالي ص 125 به بعد )
• آيه اله كديور kadivar.com
1- تزریق سرم غذایی مبطل روزه است ، اما تزریق غیر آن مبطل نیست .
2- قطره چشم و بینی اگر به ناحیه دهان و گلو وارد نشود باعث بطلان روزه نمی شود .
3- اسپری دهان یا بینی روزه را باطل نمی کند اما احتیاط در اجتناب از آن در زمان روزه است.
4- روزه داری که باید دارویی را طبق برنامه زمانی مشخص مصرف کند ، مجاز به روزه نیست ، بعدا در زمان بهبودی قضای آن را بهجا میآورد ، کفاره ای هم بر گردنش نیست .
5- اگر بطور اتفاقي در روز دردي عارض شود نمي ميتوان با قرص آن را تسكين داد و روزه را ادامه داد ، چرا كه خوردن و آشامیدن دوا مطلق روزه را باطل میکند . تزریق همان دوا مشکلی ندارد و روزه با تزریق صحیح است . اگر تحمل درد به حد حرج و مشقت نرسیده خوردن و آشامیدن دوا در زمان روزه مجاز نیست .
• آيه اله جناتي : @jannaati
استعمال آمپول های تقویتی که برای جلوگیری از ضعف انجام می شود برای روزه دار اشکال ندارد .
• آيه اله عابديني (www.ahmadabedini.ir )
مسأله11: زدن آمپولهاي تقويتي، سرُمهاي قندي و نظاير آن كه در حكم غذاست براي روزهدار جايز نيست، همچنين ارسال برخي مواد تقويت كننده، از غير مجراي دهان براي روزهدار ممنوع است و روزه را باطل ميكند.
مسأله12: تزريق آمپولهاي بيحس كننده و دارويي كه تقويت كننده نباشد براي روزهدار اشكالي ندارد.
• آيه اله صانعي
1- تزريق آمپول مطلقاً - چه مسکن باشد چه دارويى و چه تقويتى ، عضلانى باشد يا وريدى - مبطل نيست و مضر به روزه نبوده و خوردن و آشاميدن نمىباشد، اما اگر جنبه تغذيه اى دارد و بناست به عنوان غذاى بيمار در چند روز مورد استفاده قرار بگيرد ، احتياط واجب در گرفتن روزه و افطار نکردن و قضاى آن مى باشد چون شبهه عدم تفاوت آن با خوردن از راه دهان وجود دارد که همان منشأ احتياط مى باشد .
2- استفاده بيماران تنفسى و ريوى از اسپرى ها ظاهراً مبطل نيست و خوردن و آشاميدن محسوب نمى شود و مشمول ادله رسانيدن غبار به حلق نمى باشد .
استفتائات – سايت تبيان http://library.tebyan.net
محمد صالحي – 16/3/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
محسن کدیور | Mohsen Kadivar
| محسن کدیور | Mohsen Kadivar / وب سایت فارسی محسن کدیور
محسن کدیور (متولد خرداد ۱۳۳۸ فسا) متأله، فقیه، نواندیش دینی، و استاد تمام پژوهشی مطالعات اسلامی در دپارتمان مطالعات دینی دانشگاه دوک (دوروم، کارولینای شمالی، آمریکا) است. نظريه هاي دولت در فقه شيعه نخستین کتاب کدیور است که در سال ۱۳۷۶منتشر شد. وی تا سال…