باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
نبوت و ولایت

مقدمه :

منصب نبوت برای پیامبر ، فیض الهی و وظیفه اولی رسالت حضرت ایشان بود ، در حالیکه پیامبر وظیفه اولی الهی برای تشکیل حکومت نداشته و تنها پس از خواست اکثریت جامعه مدینه ( در بخش دوم رسالت ایشان ، پس از هجرت از مکه به مدینه ) ، برای پذیرش ولایت و زعامت سیاسی آنها ، مورد قبول پیامبر قرار گرفت و حکومت ایشان شکل رسمی بخود گرفت .

در ادامه نظر مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی ، خواهد آمد :

فرق بین نبوت و ولایت

بین نبوت و ولایت بمعنای زمامداری و حاکمیت بالفعل ، فرقهای اساسی وجود دارد که باید این فرقها را بشناسیم :

1- نبوت یک فیض ملکوتی و الهی است که با اراده خاص خداوند به پیغمبرش اعطا می شود و فکر و تشخیص هیچ انسانی ، حتی خود پیغمبر در آن دخالت ندارد ؛ ولی ولایت یک ضرورت اجتماعی است که برای اداره جامعه بدست خود مردم بوجود می آید و حتی مردم بی خدا نیز از آن بی نیاز نیستند و به فردی ولایت می دهند و زمامدارش می کنند .

2- نبوت یک واقعیت تکوینی و ماورا الطبیعی است که با اراده تکوینی خدا ، گاهی به طفل در گهواره هم داده می شود ، چنانکه به حضرت عیسی (ع) داده شد ، ولی ولایت ، محصول یک قرارداد اجتماعی است که آن قرارداد ، واقعیتی جز جعل و اعتبار ندارد .

3- نبوت یک مقام عالی و یک فضیلت والای معنوی و حقیقت جاودانی است که مطلوب خداست و یک متاع زودگذر دنیایی نیست ولی ولایت ، اداره جامعه و درگیری با مشکلات مردم و یک متاع زودگذر دنیایی است که مطلوب اصلی اولیای خدا نیست ؛ چنانکه حضرت امیر (ع) فرمود :

" من در ولایت رغبتی نداشتم ولی شما با اصرار ، آنرا به من قبولاندید " 1

اگر ولایت یک مقام معنوی ملکوتی و الهی بود ، امام نمی فرمود : من در آن رغبتی نداشتم ؛ زیرا مقام معنوی و الهی ، کمال آرزوی امام است . و نیز در جای دیگر فرمود :

" این ولایت شما متاع چند روزه زودگذر است ." 2

و معلوم است که مقام معنوی و الهی ، متاع چند روزه و زودگذر نیست .

4- نبوت چیزی نیست که مردم بتوانند آن را از پیامبر سلب کنند ، چون آن را مردم نداده اند تا بتوانند سلبش کنند ، ولی ولایت یعنی حاکمیت بالفعل ، چون با نیروی مردم تحقق می یابد ، مردم می توانند آن را به حق یا ناحق به کسی بدهند و یا از کسی سلب کنند ، چنانکه در مدت بیست و پنج سال آن را از حضرت امیر (ع) سلب کردند و خود آن حضرت فرمود :

" سلبونی سلطان ابن امی – حکومت پیامبر را از من سلب کردند و نگذاشتند بدست من بیاید .3"

5- نبوت از همان آغاز نزول وحی برای پیغمبر خدا حاصل شد ، ولی ولایت هنگامی حاصل شد که در مدینه حکومتی تشکیل داد و اداره جامعه کوچک اسلامی را بدست گرفت ، بنابراین در آن سیزده سال که آن حضرت در مکه بود و حکومتی تشکیل نداده بود ، ولایت بمعنای زمامداری نداشت ولی نبوت داشت .

6- ولایت در آنجا که مردمی باشد با پشتیبانی اکثریت مردم تحقق می یابد زیرا با نبودن نیروی اکثریت هیچکس نمی تواند حکومت مردمی تشکیل دهد و ولایت بالفعل داشته باشد و از اینرو باید گفت :

حکومت انبیا چون مردمی است نه تحمیلی ، طبعا با پشتیبانی و رضای اکثریت نیروهای مردمی تشکیل می شده است .

ولی نبوت چون فیضی است الهی که بطور ابتدایی به پیغمبر اعطا می شود ، اگر اکثریت مردم نیز مخالف او باشند باز هم نبوتش ثابت و محقق است و وظیفه دعوتش را انجام می دهد و برای ساختن انسانها تلاش می کند .

از آنچه گفتیم ، روشن شد که نبوت و ولایت ، در ماهیت و جوهر خود با هم فرق دارند و میان ولایت و نبوت ، تفاوت از زمین تا آسمان است . نبوت در اوج ملکوت قرار دارد ، در حالیکه ولایت یک امر مردمی و اجتماعی است .

زیرنویسها :

1- نهج البلاغه ، خطبه 196
2- نهج البلاغه ، نامه 62
3- نهج البلاغه ، نامه 36

منبع : کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 138 تا 141 - مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی

جمع آوری : محمد صالحی – 29 / 12 /90

http://mahsan.parsiblog.com/
👍3👎1
دستور پيامبر(ص) به استفاده از عقل و عدل و انصاف در امر قضاوت

در سال دهم هجرت ، معاذ بن جبل - که درمیان اصحاب به فقاهت و آشنایی به احکام قرآن شهره بود 1 از سوی پیامبر ماموریت یافت که برای داوری و قضاوت راهی سرزمین یمن گردد . معاذ در آن وقت 28 ساله بود. 2

رسول خدا پیش از اعزام معاذ، با او به گفتگو پرداخت و از او پرسید:

- مدرک داوری تو در گشودن اختلاف چه خواهد بود؟

- کتاب خدا ، قرآن.

- اگر در آن موضوع ، تصریحی در کتاب خدانباشد، از روی چه قضاوت می کنی؟

- از روی قضاوتهای رسول خدا ، زیرا من تمام داوریهای شما را در موضوعات گوناگون دیده و ثبت خاطر کرده ام، اگر جریانی پیش آید که موضوع آن با یکی از داوریهای شماهمانند باشد، از داوریهای شما استفاده می کنم و بر طبق آن قضاوت می نمایم.

- اگر جریانی پیش آید و در باره آن تصریحی در کتاب خدا و قضاوتی از من نباشد، در این صورت چه می کنی؟

- اجتهاد و کوشش می کنم و بر طبق قاعده و عدل و انصاف داوری می نمایم.

- شکر خدا را که پیامبر خود را موفق نمود که شخصی را برای داوری انتخاب کند که عمل وی مورد رضایت اوست. 3

آنگاه رسول خدا او را با پای پیاده ، درحالی که معاذ بر مرکب سوار بود، بدرقه کرد 4 و توصیه ها و سفارشات مهمی را به او گوشزد فرمود كه از جمله آنها دستور زير بود :

یا معاذ بشّر و لا تنفّر ، یسّر و لا تعسّر 5

اي معاذ : با مردم به كلام بشارت و جذب صحبت كن نه اينكه متنفرشان كني و با آنها آسان بگير و كار را بر آنها سخت نكن .

معاذ بن جبل تا هنگام رحلت رسول خدادر یمن اقامت داشت 6 و به وظایف قضایی وفرهنگی خود عمل کرد و سپس به مدینه بازگشت. 7

پی نوشتها:

1 - ر.ک: تهذیب الکمال، ج 28، ص 109.
2 - ر.ک: اسدالغابه، ج 5، ص 194.
3 - تاریخ مدینه دمشق، ج 58،ص 412.
4 - سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 281.
5- صحیح بخاری ، ج 5/ 204. ( ج 1 ح 2873 )
6- سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 282،
7- معاذ بن جبل تا سال 18 هجری زنده بود و سرانجام در سن 36 سالگی بر اثر طاعون در گذشت.(تاریخ مدینه دمشق، ج 58، ص 391; سفینة البحار، ج 2، ص 288; سیر اعلام النبلاء، ج 3،ص 289)

محمد صالحي 1 / 10/ 94 -

http://Mahsan.parsiblog.com
👎1
مرواريدهايي از زبان پيامبر (ص)

1- انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق 1

همانا من براي رساندن انسان به مكارم و ارزشهاي والاي اخلاقي مبعوث شدم .

2- ان العبد لیبلغ بحسن خلقه عظیم درجات الاخرة وشرف المنازل و انه لضعیف العبادة ; 2

بنده خدا به وسیله حسن اخلاق به درجات عالی آخرت و بهترین مقامات می رسد، در حالی که ممکن است از نظر عبادت ضعیف باشد !

3- یا فاطمه اعملی بنفسک ، فإني لا أغني عنك من الله شيئاً. 3

اي فاطمه ( دخترکم )خودت برای خودت عمل کن. من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست .

4- اذا احببتم ان تعلموا ما للعبد عند ربه فانظروا ما یتبعه من الثنائ . 4

وقتى بخواهید مقام بنده را در نظر خدا بدانید بنگرید که پشت سر او چه میگویند. ...

5- إنّما أنا بشر إذا أمرتكم بشي ء من دينكم فخذوا به و إذا أمرتكم بشي ء من رأيي فإنّما أنا بشر.5

من انسانى مانند شما هستم وقتى شما را بچيزى در كار دين دستور دادم بدان رفتار كنيد و وقتى از پيش خود شما را بچيزى فرمان دادم من انسان هستم .

6- جاء جبرئيل (ع) إلى النبي (ص) فقال : يا محمد ربك يقرئك السلام و يقول لك : دار خلقي 6

جبرئيل نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: اي محمد خدايت بتو سلام مي رساند و ميگويد با ( حد فهم و پذيرش) خلق من مدارا كن.

7- إيّاكم و المدح فإنّه الذّبح 7

از مدح كردن ديگري بپرهيزيد كه مانند سر بريدن است. ( از غروري كه به او دست مي دهد ، به ورطه كبر و بيداد مي افتد )

8- آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ 8

آفت دين سه چيز است : فقيه و عالم بد كار ، پيشواى ستم كار و مجتهد نادان.

9- إيّاكم و الغلوّ في الدّين فإنّما هلك من كان قبلكم بالغلوّ في الدّين.
9
از افراط در دين بپرهيزيد كه پيشينيان شما از افراط در دين هلاك شدند.

10- ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین 10

منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد ، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران .

11- إنّ اللَّه أبى علىّ فيمن قتل مؤمنا ثلاثا. 11

خداوند سه بار خواهش مرا در باره بخشش كسى كه مؤمنى را كشته بود رد كرد.

12- أجملوا في طلب الدّنيا فإنّ كلّا ميسّر لما كتب له منها. 12

در طلب دنيا معتدل باشيد زيرا بهر كس هر چه قسمت اوست ميرسد .
13- من تفاقر افتقر 13

هر که تظاهر به فقر نماید ( و دائم از نداری بنالد ) ، فقیر شود .

14- الخلق عيال الله 14

خلايق همه در جايگاه عيال و خانواده خداوندند . ( و صاحب خانه ، خانواده خود را به لطف و رحمت داوري كند . )

زير نويسها :

1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1.
2- مهجة البیضاء، ج 5، ص 93
3- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
4- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 664
5- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 940
6- اصول کافی ج2 ص 116
7- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1000
8- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 4
9- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 945
10- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حديث 2107
11- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 666
12- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 67
13- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1024
14- بحارالانوار ، ج 74، ص .316

محمد صالحي - بمناسبت بعثت رسول اكرم (ص) 9 / 4 / 90

https://t.me/beshnofekrkon/5
http://Mahsan.parsiblog.com
❤1👎1
رفتار امام علي ( ع ) در 25 سال انزوا

او هرگز با خلفا
#قهر نکرد.

گردآوري : محمد صالحي 1 / 09 /87

هر حكومت و هر نظامي كه بر پا شود ، در مقابل خود اپوزيسيون هم دارد .

منظور از اپوزيسيون آن جماعتي هستند كه معترضند .
اشكالاتي در كار حكومت مي بينند و مي خواهند انتقاد كنند .

انتقاد براي راهنمايي ، اصلاح و رفع نواقص .

امام #علي ( ع ) در دوره 25 سال بعد از رحلت پيامبر ( ص ) كه ابوبكر و عمر و عثمان در مصدر حكومت بودند ، جزو #اپوزيسيون بوده و مي خواهد #راهنمايي كند و جلو اشتباهات را بگيرد .

به حكومت #معترض است ولي نه اعتراض خصمانه، بلكه اعتراض خيرخواهانه و #مصلحانه ، براي اينكه به حركت تكاملي جامعه كمك كند .

در آن دوران كه 3 خليفه اول حاكم بودند ، علي ( ع ) #منزوي بود .

ولي انزوا به معناي خانه نشيني و #قهر نبوده ، بلكه به معناي اين بود كه حكومت در دستش نبود ، اما در عين حال برخوردش با حكومت كه مديريت جامعه در دستش است بگونه اي بود كه بايستي مورد بازبيني دقيق قرار گيرد .

علي ( ع ) هرگز #قهر نكرد و جدا نشد و نگفت حال كه شما به من ظلم كرديد و مرا كنار گذاشتيد ، به خانه من حمله كرديد و به همسرم جسارت و اهانت نموديد قهر مي كنم ، بلكه در كنار آن 3 خليفه هر كمكي كه توانست انجام داد .

در اين خصوص چند اقدام مهم امام علي ( ع ) به عنوان تذكاريه ، بيان شده تا نگاه اصلاحي ايشان به حكومت بهتر تبيين گردد :

1⃣ در زمان #ابوبكر فتنه اي پيش آمد ، يعني يك جنگ داخلي .
عده اي از مسلمانان مقابل حكومت ايستادند و گفتند كه ما به حكومت #ماليات نمي دهيم .
چرا كه خطاب در قرآن " خذ من اموالهم صدقه 1 " اخذ ماليات توسط پيامبر است نه ابوبكر .

علي با آنكه خودش نقطه ضعف هايي در حكومت مي بيند ، ولي در اين ماجرا در كنار حكومت قرار گرفته و در لشگري كه حكومت براي مبارزه با آنها آماده كرد جزو #فرماندهان آن قرار گرفته و در ريشه كني آن حركت ارتدادي ، نقش عمده اي را بازي مي كند 2.

2⃣ در جنگ بين سپاه اسلام ( در زمان عمر ) با ايران ، به حكومت خبر داده مي شود كه نزديك است دشمن غالب شود .

#عمر خليفه وقت يك جلسه مشورتي تشكيل داده و علي را نيز در آن جلسه دعوت مي كند .
علي ( از فرصت استفاده نكرده ) و نگفت من قهر كرده ام ، بلكه در آن جلسه شركت كرد و #نظر خود را مبني بر ماندن خليفه در مركز حكومت اعلام و نهايتا نظر ايشان نيز پذيرفته مي شود . ( عمر مردد شده بود كه آيا خودش شخصا به جبهه برود و فرماندهي را بعهده بگيرد و يا در مركز بماند و نيرو بفرستد .

ولي امام علي فرمود ( در نهج البلاغه هست ) : نه ! تو حكم آن قطب آسياب را داري . اگر تو از اين وسط بروي ، نظم كارها بهم مي خورد .
تو بايد در #مركز بماني و نيروي كمكي بفرستي و از همين جا نيروهاي جبهه را هدايت كني 3.

3⃣ در جنگ بين سپاه اسلام ( در زمان عمر ) با #روم ، به حكومت خبر داده مي شود كه نزديك است دشمن غالب شود .

عمر خليفه وقت مجددا جلسه ای مشورتي تشكيل داده و علي را نيز در آن جلسه دعوت مي كند .

ایشان بصراحت می فرمایند " .. هرگاه خود بسوی دشمن بروی و مشکلی پیدا کنی ، مسلمانان دیگر #پناهگاهی ندارند ..... . مردی دلیر با یارانی آزموده بفرست ،اگر پیروز شود ، مطابق میل توست و اگر غیر آن شد لااقل تو پناه و مرجع مسلمین خواهی بود . "4

4⃣ علي ( ع ) براي اينكه به مردم نشان دهد كه ما در حفظ وحدت اسلامي وظيفه سنگيني داريم ، اسم يكي از پسرها يش را ابوبكر گذاشت ، يكي را عمر و يكي را عثمان .

براي اينكه به مردم بفهماند من با اين 3 نفر دشمني ندارم ، چرا كه دشمني به شكست كل جامعه مي انجامد .5

5⃣ در تمام 25 سال ، علي به #نماز جماعت خلفاي وقت رفت . به آنها اقتدا كرد .
در نمازهاي جمعه شان شركت نمود و به خطبه هايي كه مي خواندند گوش داد آنهم براي حفظ وحدت اسلامي .

بهر حال رفتار امام علي ( ع ) چيزي جز كمك به اصلاح جامعه و حفظ وحدت جامعه مسلمين براي رسيدن به اهداف بالاتر و آن گسترش دين اسلام نبود كه بايد الگوي جامعي براي ما مسلمانان ( چه سني و چه شيعه ) باشد .

زیر نویسها :

1- سوره توبه، آيه 103

2- نامه امام علي ( ع ) به مردم مصر : حتی رأيت راجعة الناس قد رجعت عن‏ الاسلام ،...... – نامه 62

3- - نهج البلاغه ، فکن قطبا ... خطبه 146

4- نهج البلاغه ، خطبه 134

5- (بحار الأنوار ج 45 ص 38 )


منابع :

1- نهج البلاغه
2- كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – مقاله اپوزيسيون در صدر اسلام – صالحي نجف آبادي

https://t.me/beshnofekrkon/1815

http://mahsan.parsiblog.com
در کلام زیبای عیسی (ع)

تولد حضرت عیسی ع و سال نو میلادی مبارک❤️🌴🌷

تعالیم و پیامهای پیامبران ، برای تزکیه انسانهاست . آنجا که حضرت حق می فرمایند :

هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم اياته و يزکيهم .
1
" او کسى است که در ميان جمعيت درس نخوانده( کتاب مقدس نداشته) ، رسولى از خودشان برانگيخت که آياتش را بر آنها مى‏خواند و آنها را تزکيه مى‏کند ."

و همه از یک مبدا ، و آن هم خداوند حکیم ، صادر شده ، بنابر این هر پیامبری ، کتاب قبلی را تصدیق می کند . آنجا که خداوند می فرماید :
و انزلنا اليک الکتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الکتاب و مهيمنا عليه 2

" و اين کتاب [= قرآن‏] را به حق بر تو نازل کرديم، در حالى که کتب پيشين را تصديق مى‏کند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛"

ذیلا در این ایام مبارک ، به گوشه ای از پیامهای اخلاقی عیسی(ع) ، نظر بیفکنیم :

1- اگر تنها ، آنان را محبت کنید که شما را محبت می کنند ، چه پاداشی خواهید داشت ؟ که مردمان پست نیز چنین کنند . 3

2- و اگر تنها برادران خود را درود گوئید ، چه برتری بر کافران دارید ؟ زیرا اینان نیز چنین کنند .4

3- هنگام دعا ، عباراتی توخالی تکرار نکنید ، آنگونه که بت پرستان می کنند ، زیرا آنان می پندارند به سبب زیاده گفتن ، دعایشان مستجاب می شود . 5

4- اگر خطاهای مردم را نبخشید ، پدر شما ( خداوند ) نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید . 6

5- بر زمین ، گنج میندوزید ، جایی که بید و زنگ ، زیان می رساند ، و دزدان نقب می زنند و سرقت می کنند . 7

6- بلکه گنج خود را در آسمان بیندوزید ، آنجا که بید و زنگ زیان نمی رساند و دزدان چاله نمی کنند و سرقت نمی کنند . 8

7- زیرا هرجا ، گنج توست ، دل تو نیز آنجا خواهد بود . 9

8- پس به شما می گویم ، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید، یا چه بنوشید ، و نه نگران بدن خود ، که چه بپوشید . آیا زندگی ، از خوراک ، و بدن ، از پوشاک مهمتر نیست ؟ 10

9- پرندگان آسمان را بنگرید که نه می کارند و نه می دروند و نه در انبار ذخیره می کنند و پدر آسمانی ( خداوند ) به آنها ، روزی می دهد . آیا شما بس با ارزشتر از آنها نیستید ؟ 11

10- کیست از شما ، که بتواند با نگرانی ، ساعتی به عمر خود بیفزاید ؟ 12

11- پس نگران فردا نباشید ، زیرا فردا ، نگرانی خود را خواهد داشت . مشکلات امروز ، برای امروز کافیست . 13

12- داوری نکنید ، تا بر شما داوری نشود . 14

13- زیرا به همانگونه که بر دیگران ، داوری کنید ، بر شما نیز داوری خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید ، برای شما وزن خواهد شد . 15

14- چرا پرکاهی را در چشم برادرت می بینی ، اما از کنده ای که در چشم خود داری غافلی ؟ 16

15- بخواهید تا به شما داده شود . بجویید تا بیابید . در بزنید تا به روی شما باز شود . 17

16- با مردم همانگونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند . این است خلاصه تورات و نوشته های پیامبران . 18

17- فقط با عبور از در تنگ ، می توان به حضور خدا رسید . جاده ای که به طرف جهنم می رود خیلی پهن است و دروازه اش نیز بسیار بزرگ ، و همه کسانی که به آن راه می روند ، براحتی می توانند داخل شوند . 19

18- اما دری که به زندگی جاودان باز شود ، کوچک است و راهش نیز باریک ، و تنها عده کمی می توانند به آن راه یابند . 20

زیرنویسها :

1- قرآن – سوره جمعه آیه 2
2- قران – سوره مائده آیه 48
3- انجیل متی فصل5 آیه 46 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 32
4- انجیل متی فصل5 آیه 47 – لوقا فصل 6 آیه 33
5- انجیل متی فصل6 آیه 7
6- انجیل متی فصل6 آیه 15
7- انجیل متی فصل6 آیه 19
8- انجیل متی فصل6 آیه 20 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 33
9- انجیل متی فصل6 آیه 21 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 34
10- انجیل متی فصل6 آیه 25 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 22
11- انجیل متی فصل6 آیه 26 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 24
12- انجیل متی فصل6 آیه 27
13- انجیل متی فصل6 آیه 34
14- انجیل متی فصل7 آیه 1 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 37
15- انجیل متی فصل7 آیه 2
16- انجیل متی فصل7 آیه 3
17- انجیل متی فصل7 آیه 7 – انجیل مرقس فصل 11 آیه 24
18- انجیل متی فصل7 آیه 12 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 31
19- انجیل متی فصل7 آیه 13 – انجیل لوقا فصل 13 آیه 24
20- انجیل متی فصل7 آیه 14

تحقیق : محمد صالحی – 8/ 10/ 90 مصادف با دهه ولادت عیسی (ع) و نو شدن سال میلادی

https://t.me/beshnofekrkon

http://mahsan.parsiblog.com
👍1
تفاوتها ي زن عصر نزول و زن امروز و احكام شريعت

ویژگیهای زن عصر نزول :

1. حق خروج از خانه نداشت بدون اجازه شوهر .

2. موظف به تمکین از مرد در هر شرایطی بود .

3. جهادش ، خوب شوهرداری کردن بود .

4. مرد می توانست در صورت تخلف ، او را بزند .

5. اگر خلاف میکرد ، باید در خانه زندانی میشد .

با توجه به این ویژگیها عقلانی است که :

• مرد باید نفقه زن را میداد ؛

• اگر زن مطالبه پول برای کار خانه میکرد ،‌ مرد باید می داد .

ویژگیهای مرد عصر نزول :

1. باید نفقه می داد و تامین زندگی با او بود .

2. باید در جنگها شرکت می کرد .

3. باید در امور سیاسی و اقتصادی فعال می بود .

و ...

بنابراین :

اگر مرد کشته می شد ، زن و فرزندانش بدون سرپرست شده و کسی نبود که زندگیشان را تامین مالی کند . و زن نیز وظیفه ای برای این امر نداشت .

• برای این منظور ارث و دیه مرد را دو برابر می دادند تا هم سرمایه ای از ارث برای خانواده اش مانده باشد و هم دیه پرداختی ، مشکل تامین هزینه های خانواده اش را حل نماید .

• در حالیکه ارثی که به زن داده شده بود ، و یا حتی اگر برای کار در خانه پولی گرفته بود ، برای خودش سرمایه شده بود ،.

• و اگر زن کشته میشد ، چون مرد زنده بود ، خانواده و بچه هایش با مشکل تامین هزینه ها روبرو نمی شدند و البته این نصف دیه هم کمکی بود در کنار پولی که مرد به زندگی تزریق میکرد .

• ولی زن امروز ، نه تنها مشابه زن عصر نزول نیست ، که عضو مشابهی مثل مرد در همه فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی شده و بنابراین اگر چه در « کلمه زن » با زن عصر نزول یکیست ولی در مصداق آن ، متفاوت و لذا آن احکام نيز ، دیگر بر این زن ساری نمیشود .

و بقول مرحوم فقیه عالیقدر ، بدلیل تغییر موضوع و یا مصداق ، حکم نیز تغییر میکند .

و قاعده « حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرام محمد حرام الی یوم القیامه » مخدوش نمیشود .

و البته در این تساوی جایگاه زن با مرد ، وقتی زن مشمول تساوی حقوق میشود ، تبعات آن ، از قبیل مهریه و نفقه و مزد کار زن در خانه و ملکیتش بر حقوق خودش و .. و همچنين حق يكطرفه مرد براي طلاق و.. نیز منتفی می شود ، و زن و مرد ، یک رابطه اشتراک در تشکیل و ادامه زندگی پیدا میکنند که در همه امور سرمایه گذاری و درآمد و هرینه های مادی و معنوی زندگی ، مشارکتا عمل میکنند .

4 / 10 /94 - محمد صالحی

http://mahsan.parsiblog.com
دستورات پيامبر(ص) در مورد نحوه قضاوت و برخورد با مردم به امام علی(ع)

در سال دهم هجرت ، با وجود حضور معاذ در یمن ، پیامبر(ص) ، علی (ع) را به حکم قضاوت و داوری به آن خطه اعزام کرد .

علی (ع) پیش ازحرکت ، در محضر پیامبر(ص) ، با فروتنی و تواضع چنین گفت :
« من جوانم و در طول عمر داوری نکرده و بر مسند قضا ننشسته ام. »

رسول خدا دست بر سینه او نهاد و در باره او دعا کرد و گفت: «بار الها! قلب علی را هدایت فرما و زبان او را از لغزش مصون بدار. » 1

سپس این توصیه را به قاضی جوان خود فرمود:

« علی! با کسی از در جنگ وارد مشو ،
و کوشش کن در پرتو نیروی منطق و حسن سلوک ، مردم را به راه راست هدایت نمایی ،

بخدا سوگند ، اگر خدا کسی را به وسیله تو به راه راست راهنمایی کند، از آنچه خورشید برآن می تابد، بهتر و نیکوتر است .»

در پایان ، پنج سفارش مهم را به علی (ع) فرمود :

1 - دعا و نیایش را پیشه خود ساز، زیرا دعا غالبا با اجابت همراه است.

2 - در تمام حالات سپاسگزار و شاکر باش ، زیرا شکر موجب فزونی نعمت است.

3 - اگر با کسی و با گروهی پیمان بستی ، آن را محترم بشمار.

4 - از مکر و نیرنگ و فریب دادن مردم بپرهیز ، زیرا حیله بدکاران به خود آنان بازمی گردد.

5- از ظلم به مردم به پرهيز ، كه خدا ياور كسي است كه بر او ظلم روا داشته شود .

رسول خدا همچنین نامه ای را به اهل یمن نوشت و به علی (ع) داد و فرمود: « آن را برملت یمن بخوان.»

نماینده جوان پیامبر، در مدت اقامت خوددر یمن، داوری و قضاوتهای حیرت انگیزی نمود . 2

پی نوشتها:

1 - سنن ابن ماجه محمد بن یزیدقزوینی، ج 1، ص 726.

2- ر.ک: بحار الانوار، ج 21، ص 360.

قال أمير المؤمنين (ع): بعثني رسول الله (ع) إلى اليمن وقال لي: يا علي لا تقاتلن أحدا حتى تدعوه، وأيم الله لان يهدي الله على يديك رجلا خير لك مما طلعت عليه الشمس وغربت، ولك ولاؤه يا علي .

عن الرضا، عن آبائه عليهم السلام أن رسول الله (ص) بعث عليا (ع) إلى اليمن فقال له وهو يوصيه، يا علي اوصيك بالدعاء فإن معه الاجابة وبالشكر فإن معه المزيد وإياك عن أن تخفر عهدا " وتعين عليه، وأنهاك عن المكر فإنه لا يحيق المكر السيئ إلا بأهله، وأنهاك عن البغي فإنه من بغي عليه لينصرنه الله .

محمد صالحي 1 / 10/ 94

https://t.me/beshnofekrkon/55

- http://Mahsan.parsiblog.com
👍1
چرا اکثریت افراد بشر از هر آئین ، بهشتی اند ؟

اثبات : قاعده " برهان خلف "

یکی از ویژگی های بارز خداوند " غلبه و سبقت رحمت او بر غضبش " می باشد .

با فرض جهنمی شدن اکثریت افراد بشر ، این امر تداعی خواهد شد که :

" اکثریت ، موجبات خشم و غضب او را فراهم کرده و نتیجتا ، باعث عدم امکان استفاده خداوند از رحمتش شده " که این امر نیز به نتایج زیر منجر خواهد شد :

• سخن فوق از خداوند ، شوخی و یا عبث بوده است .

• خداوند در پیش بینی شرایط تحقق قاعده فوق ، ناتوان بوده است.

• خداوند حرفی زده ولی نتوانسته به منصه ظهور برساند.

و این امر ، از مواردی است که همگان آن را از ساحت قدسی خداوند به دور می دانند .

و تبعا ؛ چاره ای نیست که خلاف آن ، که توانایی خداوند در محقق کردن غلبه و سبقت رحمتش بر غضبش می باشد را بپذیریم و نتیجه آن ؛ بهشتی شدن اکثریت افراد بشر می باشد .

30/9/93 مصادف با رحلت پیامبر اکرم (ص) - محمد صالحی

http://mahsan.parsiblog.com/
پلوراليسم فلاح آری ، پلورالیسم فقط نجات نه

ساليان سال بود كه در باورها القا شده بود كه فقط گروه شيعه 12 امامي است كه در درگاه باري تعالي رستگار بوده و مابقي با مشكل سقوط و خشم خداوند روبرو خواهند شد .

اما مدتي است كه بجاي نظريه فوق ، با توجه به برداشت از آيات زير ، پلوراليسم نجات از جهنم و خشم خداوند ، نه تنها جهت دیگر فرقه های اسلامی ، بلکه جهت همه پیروان ادیان در سراسر جهان ( ابراهیمی و غیر ابراهیمی ) ، با رعایت سه شرط ( اعتقاد به خداوند ، اعتقاد به هدفمندی خلقت ( معاد ) و انجام عمل صالح ) ، مطرح شده است : **

1- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 1

" کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آورده‏اند ، و کسانى که به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان [= پيروان يحيى‏] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است ؛ و هيچ‏گونه ترس و اندوهى براى آنها نيست ."

2- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئون و النصارى من امن بالله و اليوم الاخرو عمل صالحا فلاخوف عليهم ولاهم يحزنون" 2

" آنها که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آورده‏اند و يهود و صابئان و مسيحيان ، هرگاه به خداوند يگانه و روز جزا ، ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند ، نه ترسى بر آنهاست ، و نه غمگين خواهند شد. "

3- " ان الذين امنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصارى و المجوس و الذين اشرکوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة ان الله على کل شي‏ء شهيد " 3

" مسلّماً کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آورده‏اند، و يهود و صابئان و نصارى و مجوس ( زرتشتیان ) و مشرکان ؛ خداوند ، در ميان آنان روز قيامت داورى مى‏کند ؛ خداوند بر هر چيز گواه (و از همه چيز آگاه) است . "

ليكن ؛ از آنجا که خداوند انسان را برای خود خلق کرده 4
و از روح خود در او دمیده 5
و نهایت راه کمالی او را جنت ماوای خود معرفی نموده است 6
، و با توجه به خيل آيات قرآن ، كه بعضا در ذيل آورده شده است ،

اين نظريه نيز ناقص بوده و بلکه نظريه پلوراليسم فلاح که شامل ورود به بهشت و تنعم جاودانه است و از نظر خداوند " فوز عظیم " خوانده شده ، قابل دفاع تر است ؛

چرا که اصل ، فلاح و رستگاری انسان در مسیر رو به رشد الهی است ،
مگر آنکه خلاف آن،با عدم رعایت شرایط فوق الذکر، ثابت گردد که تبعا دچار نتیجه اعمال خود و نتيجتا خشم خداوند خواهد شد :

1- ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوالصالحات 7

که انسانها همه در زيانند؛ مگر کسانى که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده ‏اند .


2- من تاب و امن و عمل صالحا فاولئک يدخلون الجنة و لا يظلمون شيئا 8

آنان که توبه کنند، و ايمان بياورند، و کار شايسته انجام دهند؛
چنين کسانى داخل بهشت مى‏شوند، و کمترين ستمى به آنان نخواهد شد.

3- من عمل سيئة فلا يجزى الا مثلها و من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤمن فاولئک يدخلون الجنة يرزقون فيها بغير حساب 9

هر کس بدى کند، جز بمانند آن کيفر داده نمى‏شود؛
ولى هر کس کار شايسته‏اى انجام دهد - خواه مرد يا زن- در حالى که مؤمن باشد آنها وارد بهشت مى‏شوند و در آن روزى بى‏حسابى به آنها داده خواهد شد.

4- يوم يجمعکم ليوم الجمع ذلک يوم التغابن و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 10

اين در زمانى خواهد بود که همه شما را در روز اجتماع [= روز رستاخيز] گردآورى مى‏کند؛ آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيمانى)!

و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مى‏بخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مى‏کند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است!

بنابراین همگان ، رستگار خواهند شد مگر آن که خلاف آن ، آنهم در محضر الهی و به قضاوت خود او ، اثبات گردد .

و البته جهت شمول بنده خاص خداوندی شدن ، که آخرین مرحله کمالی بشر بوده و بعد از عبور از بهشت مذکور در آیات فوق ، امکان ورود به جنت ماوای الهی را پیدا می کند ،
علاوه بر شرایط حداقلی فوق ، نیاز به مراقبه نفس مدام و انجام رشته اعمالی است که او را به مرتبه " نفس مطمئنه " برساند ، که در آیات زیر اینگونه بیان شده است :

یا ایتها النفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . 11

" تو اى روح آرام‏يافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."

زيرنويسها :

** از جمله به"عدل الهي شهيد مطهري ،اسلام دين فطرت آيه اله منتظري و الميزان علامه طباطبايي "ذيل آيات فوق
مراجعه شود .

1- سوره بقره - آیه 62
2- سوره مائده - آیه 69
3- سوره حج - آیه 17

4- حديث قدسي :يابن آدم خلقت الاشياء كلها لاجلك و خلقتك لاجلي . المواعظ العدديه ، الباب 12 ، الفصل 2 ص 255

5- و نفخت فيه من روحي حجر – قرآن ، آيه 29
6- یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی . قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30

7- سوره عصر ، آیات 2 و 3
8- سوره مریم ، آیه 60
9- سوره غافر ، آیه 40
10- سوره تغابن ، آیه 9
11- قرآن ، سوره فجر - آیه 27 تا 30
11/9/93 - محمد صالحی

http://mahsan.parsiblog.com/
هدايت و گمراهي انسان بدست خود اوست نه خداوند

بحث هدايت انسان توسط خداوند از مباحثي است كه در سه بخش قابل طرح است :

1- هدايت خدا يا خود شخص ؟

2- تاثير خواست شخص چگونه است ؟

3- مقدمات هدايت چيست ؟

1- هدايت خدا يا خود شخص ؟

آیات زيادي در قرآن وجود دارد كه بسياري از مترجمين و مفسرين ، هدايت و ضلالت انسان را بر اساس خواست و اراده خداوند تعبير كرده اند .

از جمله آنها آيه زير است :

...فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاء... 1

... خداوند هر كس را بخواهد گمراه مى سازد و هر كس را بخواهد هدايت مى‏كند ...

اما از آنجا كه خود قرآن ، مفهوم و معناي خودش را در دل خود به مخاطب القا ميكند ، بر اساس آيات مشابه ديگر ، اين معنا نه تنها درست نبوده كه نقض غرض هدايت الهي است .

هر چند از نظر ترجمه نيز به نظر مي رسد مترجم دچار اشتباهي عجيب شده است چرا كه ؛

ضمير فاعلي مستتر در" يشائ " را به " الله " منتسب كرده ، در حاليكه منطقا بايد به اسم نزديكتر به خود كه " من " هست ارجاع داده شود .

و از طرف ديگر جمله اسميه " من يشائ ، " مفعول " يضل " و " يهدي " است كه خودش از نظر معنا كامل بوده با اين مفهوم كه خداوند گمراه و يا هدايت مي كند ، هر كس را كه گمراهي و يا هدايت بخواهد .

بنابر اين ترجمه درست تر چنين است :

پس اگر كسي خواهان گمراهي باشد ، خدا او را گمراه مي كند و همچنين اگر هدايت بخواهد ، خدا او را هدايت مي كند .

تذكر : مفهوم آيه چنين است كه خدا ( سنت حاكم بر هستي ) به خواست شخص ، اثر مي بخشد .

به همين دليل است كه حتي خواست پيامبر نيز در هدايت شخص بي تاثير خواهد بود آنجا كه خداوند در قرآن مي فرمايد :

إنّک لاتهدى من أحببت و لکنّ اللّه یهدى من یشاء و هو أعلم بالمهتدی 2

تو نمی‌توانی کسی را که دوست داری هدایت کنی ؛ ولی هر کس بخواهد خداوند او را هدایت می‌کند؛ و او به هدایت یافتگان آگاهتر است!

و اگر كسي به غير اين معتقد باشد نه تنها از انسان سلب مسئوليت كرده است كه خداوند را موجودي خودسر كه مخلوقات خود را به گمراهي مي كشد و سپس به عذاب گمراهيشان دچار مي كند معرفي كرده است !!

در حالي كه خود خداوند در قرآن مي فرمايد :

ولو شاء الله لجعلکم امة واحدة و لکن یضل من یشاء و یهدی من یشاء و لتسئلن عماکنتم تعملون 3

اگر خداوند مي خواست ، همه شما را امت واحده اي قرار مي داد ولي هر كس خودش هدايت يا گمراهي بخواهد ، خداوند به خواست او اثر مي بخشد و ( بدانيد ) قطعا از آنچه كه خودتان عمل كنيد مورد سوال واقع خواهيد شد .

2- تاثير خواست شخص چگونه است ؟

بنابراين ، طبق تعبير فوق ، خود شخص بايد هدايت را بخواهد تا هدايت خداوند به او برسد ؛
اما اين خواستن ، چگونه خداوند را قانع مي كند و به هدايت او مي رساند ؟

بر اساس آيه :

و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا 4

ما راه هايمان را به افرادی که تلاش گرانه در مسير رسيدن به حقيقت حركت مي كنند نشان خواهیم داد .

پس شرط هدايت خداوند ، تهيه مقدمات آن توسط خود شخص انساني مي باشد كه در دو چيز بيان شده است :

• خواست دروني شخص ( عدم مقاومت در مقابل حقيقت )

• جستجو و تلاش براي رسيدن به حقيقت

3- مقدمات هدايت چيست ؟

خداوند مقدمات هدايت را طبق آيه زير :

فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب.5

پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نيکوترين آنها پيروى مى‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده ، و آنها صاحبان خردند.

در دو چيز معرفي كرده است :

• مواجهه با نظريه ها و اقوال مختلف در هر زمينه

• تبعيت از بهترين نظريه ( كه مي تواند يكي از آنها و يا تلفيقي از آنها و يا حتي نظريه جديدي باشد )

بر اساس آيه فوق ، كسي كه مقدمات مذكور را فراهم كند ، گويي شامل هدايت الهي شده است و همانها هستند كه خداوند بعنوان صاحبان خرد و انديشه مي شناسد و نتيجتا در گروه بندگان و عباد خاص خود معرفي مي نمايد .

و كسي كه در زمره عباد خداوند قرار گيرد ، همنشين او در محفل انسش خواهد شد ، در حاليكه هم او و هم خداوند از بودن با يكديگر شادمان هستند .

آنجا كه خداوند مي فرمايد :

يا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی 6

ای جان آرام یافته ، به سوی پروردگارخویش بازگرد در حالی که تو از او خشنود و او از تو خشنود است . پس در میان بندگان من درآی و در بهشت من داخل شو .

4- در يك كلام :

براي مشمول هدايت خداوندي شدن سه مرحله زير الزاميست :

1- خواست و اراده شخص مبني بر نياز به هدايت

2- تلاش براي تهيه مقدمات آن

3- مواجهه و شنيدن اقوال مختلف و تبعيت از بهترينها ، بعنوان مقدمات هدايت .

5- سه يادآوري :

1- خداوند را باكي نيست كه بنده اش پس از هدايت ، بدليل اختياري كه دارد ، به راه مستقيم قدم گذارد و يا
👏2
راه به بيراهه برود آنجا كه ميفرمايد :

انا هديناه السبيل اما شاکرا و اما کفورا 7

ما راه را به او نشان داديم، خواه شاکر باشد (و پذيرا گردد) يا بر آن چشم بپوشد !

چرا كه خداوند است كه بي نياز از هر كفر و ايمان بنده اش بوده و ليكن بنده حتي در بودنش محتاج خداست آنجا كه ميفرمايد :

يا ايها الناس انتم الفقراء الى الله و الله هو الغني الحميد 8

اى مردم شما (همگى) نيازمند به خدائيد ؛ تنها خداوند است که بى‏نياز است و شايسته هر گونه حمد و ستايش .

2- كتب پيامبران ، بعنوان يك نگاه توحيدي به هستي ، كتاب هدايت بوده 9 كه در صورتي كه شخص ، در كنار ديگر نظريه هاي جهان بيني بشري ، تلاشگرانه و حقيقت جويانه به آنها نگاه كند ، قطعا راه هاي رسيدن به حقيقت را ، در آنها خواهد يافت ، همانطور كه اگر بر مبناي عقل ، و بدون هيچگونه تعصب و يا عناد ، تلاشش را براي يافتن حقيقت بكار گيرد هدايت شده و به آن خواهد رسيد . 10

3- هستند كساني كه در پي جستجوي حقيقت وجودي خود ، كه همان خداوند هستي است ، پاي در راه كشف شهودي ميگذارند و عاشقانه مراقبه نفس ميكنند .

اينها عارفانه ميزبان حضور حضرتش ميگردند و جز وصال او نه لذتي مينوشند و نه ماسوايي ميبينند و اينان كميابانند كه عشق را مذهبند و دل را كوتاهترين راه برگزيدند .

زير نويسها :

1- فاطر آيه 8
2- قصص 5
3- بطور مثال : زمر آيه 3 و غافر آيه 28 و ...
4- عنکبوت آيه 69
5- زمر – آیات 17 و 18
6- سوره فجر آيات 27 تا 30
7- انسان آيه 3
8- فاطر آيه 15
9- انّا انزلنا التوراة فیها هدیً و نور (مائده/ 44) ؛ و آتیناه الانجیل فیه هدیً و نور (مائده/46 (؛ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم ( اسرا / 9 )
10- و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا في اصحاب السعير (سوره ملك – 10 ) و ( زيانكاران در آخرت ) اعتراف مي كنند كه اگر در دنيا به سخن پيامبران و شرايع آنها گوش سپرده بوديم ، و يا در فهم و مديريت سرنوشت خود ، راه عقلاني را پيش گرفته بوديم ، اكنون از جهنميان نبوديم .

19 / 9 /94 - محمد صالحی
http://mahsan.parsiblog.com /
👏1
نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه

مقدمه : با نگاهي اجمالي به آيات قرآن و سيره پيامبر(ص) در نحوه شكل گيري حكومت ايشان پس از هجرت به مدينه ، به خواست خود بخودي عموم مسلمانان منطقه ، و نيز برخورد امام علي(ع) با موضوع حكومت پس از قتل عثمان ، چه سخنان ايشان مبني بر امتناع از پذيرش امر حكومت ، در مواجهه با درخواستهاي مردم ، و چه قبول آن پس از پيگيري و اصرار عمومي آنها و همچنين نحوه انتخاب امام حسن(ع) به حكومت پس از امام علي(ع) ، به نتايج قابل تاملي مي رسيم كه ذيلا به اختصار بيان مي شود : **

1. هر جامعه اي ناچار از تشكيل يك حكومت سياسي جهت مديريت آن جامعه و تعيين راهبردهاي رشد و پيشرفت آن مي باشد :

• امام علي (ع) در جواب خوارج مي فرمايند :

سخن حقّى است كه از آن باطلى اراده شده . آرى ، حكم جز از آن خدا نيست ، ولى اينان مى‌گويند كه امارت و حكومت ويژه خداوند است و بس ، و حال آنكه ، چاره‌اي براي مردم از وجود فرمانروا و امير نيست .

كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَاحُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ 1

• از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:
« امور مردم اصلاح نمي­شود، مگر به واسطه پيشوا و رهبري و جز به وسيلۀ او زمين به سمت آباداني پيش نمي­رود. »

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: لَايَصْلُحُ النَّاسُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ لَاتَصْلُحُ الْأَرْضُ إِلَّا بِذَلِك . 2

2. نوع و شكل حكومت و نحوه تشكيل آن از حقوق مردم مي باشد نه از حقوق خداوند يا پيامبرانش .

• خداوند در قرآن كريم ، پس از بيان علت ارسال پيامبران ، تشكيل حكومت را از حقوق مردم مي شمارد :

" ما رسولان خود را همراه با معارف و ادله روشـن ، فرستادیم ، و بـا ايـشـان كـتـاب ( برای آگاهی بخشی و نهادینه کردن ارزشهای الهی در تفکر و عمل آنها) و مـيـزان ( برای امکان سنجش و مدیریت جامعه ) ، نازل كرديم تا آنها خود به برپایی عدالت قیام کنند " .

" لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط " 3

• امام علي (ع) پس از قتل عثمان ، وقتي مواجه با درخواست هاي مختلف براي پذيرش حكومت مي شوند در يك سخنراني صريح مي فرمايند :

" اى مردم! اين امر (حكومت) ، امر شما است . هيچ كس به جز كسى كه شما او را امير خود گردانيد ، حق امارت بر شما را ندارد .

ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من قبول ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما جز به حكومت من رضايت نداديد ..."

" ايها الناس عن مَلاء و اُذُن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حق الاّ من امرتم و قد افترقنا بالامس على امر و كنت كارهاً لامركم فابيتم الاّ ان اكون عليكم ...؛ " 4

3. تنها توصيه و خواست خداوند از تشكيل حكومت ، اجراي عدالت است :

• خداوند به شما فرمان مى‏دهد که امانتها را به صاحبانش بدهيد!
و هنگامى که ميان مردم حكومت مى‏کنيد ، به عدالت حكومت کنيد! خداوند ، اندرزهاى خوبى به شما مى‏دهد! خداوند، شنوا و بيناست.

ان الله يامرکم ان تؤدوا الامانات الى اهلها و اذا حکمتم بين الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعما يعظکم به ان الله کان سميعا بصيرا 5

• خداوند به عدل و احسان و هم چنين بخشش به نزديکان فرمان مى‏دهد ؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهى مى‏کند؛ خداوند به شما اندرز مى‏دهد، شايد متذکّر شويد!

ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربى و ينهى عن الفحشاء و المنکر و البغي يعظکم لعلکم تذکرون 6

4. روش انتخاب حاكم ، به استفاده از آراي مردم و يا جمع مشورتي مورد تاييد مردم است :

خداوند در قرآن ، يكي از خصوصيات اهل منطق و ايمان را ، به شور و اراده عموم گذاشتن امرحكومت مي داند نه خودكامگي فرقه اي يا ادعاي قيمومت گروه خاصي :

• و حکومت خود را بر اساس مشورت با یکدیگر انتخاب می کنند .

و امرهم شوری بینهم 7

5. پس از انتخاب حاكم ، مهمترين دستور خداوند به حاكم ، ايجاد فضاي آرامش و امنيت براي مردم و استفاده از آراي آنها در اخذ تصميمات مختلف كشور و پرهيز از خود رايي اوست و مردم نيز در اين مرحله نه تنها حق اطاعت كور كورانه از حاكم را ندارند كه موظف به شركت در تبادل آراي با او هستند :

• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :

به (برکت) رحمت الهى ، در برابر مردم‏ نرم ( و مهربان ) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو ، پراکنده مى‏شدند .
پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب ! و در کارها و امور حكومت ، با آنان مشورت کن ! . 8

فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر ..

ادامه دارد :

محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه

قسمت دوم

6. حاكم موظف است پس از تبادل آرا و استفاده از مشاوره هاي منطقي و عقلاني عرفي جامعه تحت امر خودش ، قاطعانه تصميم اساسي گرفته و به مرحله اجرا بسپارد :

• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :

اما هنگامى که تصميم گرفتى ، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن ! زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد.
فاذا عزمت فتوکل على الله ان الله يحب المتوکلين . 9

7. پس از اخذ تصميم توسط حاكم ، مردم موظف به اطاعت در انجام آن و اجراي دستورات ابلاغ شده و قوانين و احكام صادره هستند و پيامبر(ص) نيز به همين دليل كه حاكم حكومت مدينه بودند ، در مرحله پس از تصميم گيري ، كه به مرحله اجراي دستورات مي رسيد ، بر مردم ولايت داشته و مردم بايد به اين ولايت تمكين مي كردند .

• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت امر ميكند كه :

ای مردم از خدا و رسولش و هم چنين زمامداران منتخب خودتان اطاعت کنید .

اطیعواله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم 10

• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت ، امر مي فرمايد :

پيامبر ( در ابلاغ و انتظار انجام فرمانهاي حكومتي ) بر مردم ولايت داشته و مرجح است .

النبی اولی بالمومنین من انفسهم 11

8. نظارت دائمی مردم بر حکومت ، جهت جلوگیری از استبداد رای و یا خطای آنها ، از مهمترین وظایفی است که مورد تایید و تاکید پیامبر(ص) و امام علی(ع) بوده است .

• پیامبر(ص) در حجه الوداع می فرماید :

نصيحت و نقد حكومت از واجبات مردم است .

ثلاث لایغل علیهن قلب امرئ مسلم : ... و النصیحة لائمة المسلمین 12

• امام علی(ع) در خطبه صفین می فرماید :

... از گفتار حق بانظرات عادلانه خودداری نکنید . زیرا من به خودی خود برتر ازآن که خطا کنم، نیستم و در کار خود از آن در امان نیستم، ....

... فلا تکفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ء و لاآمن ذلک من فعلی 13

و در يك كلام :

تشكيل حكومت ، شكل و نوع آن و نحوه انتخاب رئيس حكومت از حقوق مردم بوده نه از حقوق خداوند ، كه بخواهد بر مردم حكمراني كرده و لذا ناچار به تعيين روش حكومت و نصب حاكم باشد و البته در راستاي دعوت مشفقانه به ايمان موحدانه و اخلاقي زيستن ، سفارش اكيد نسبت به رعايت عدالت توسط حاكميت و همچنين دخالت تام مردم در نقد و يا نظر دادن در مورد تصميمات حاكميت كرده است .

و اين امور نه اينكه توسط خداوند وضع و مشروعيت پيدا كرده باشد كه مربوط به حوزه عقل عرفي و سيره عقلاست و خداوند نيز بر آنه صحه گذارده و ارشاد به پيروي از عقلانيت عرفي كرده است .

زير نويسها :

1- نهج البلاغه – خطبه 40 باب : في الخوارج لما سمع قولهم: « لا حکم الا لله »
2- بحارالأنوار، ج23، باب الاضطرارإلى الحجة، ص22- علل‏الشرائع، ج1، باب العلةالتي من أجلها....ص196.
3- سوره حدید ، آیه 25
4- ابن‏اثير، الكامل، ج‏3، ص‏193 به نقل از دراسات فى ولاية الفقيه، ج‏1، ص‏505.
5- سوره نسا ، آيه 58
6- سوره نحل ، آيه 90
7- سوره شوری ، آیه 38
8- سوره آل عمران ، آيه 159
9- همان 8
10- سوره نسا ، آیه 59
11- سوره احزاب ، آیه 6
12- الوافی، ج2، ص99؛ یعقوبی ج1 ص 508 ، الخصال ج1 ص 150 ح 182
13- کافی، ج 8، حدیث 550 و نهج البلاغه فیض، خطبه 207.

** به مقاله " جایگاه پیامبر در سرنوشت سیاسی مردم -
http://mahsan.parsiblog.com/Posts/692 مراجعه شود .

محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
👍1
مصداق اسلام در قرآن كريم – 1

در قرآن كريم بارها و بارها كلمات اسلام و مسلم استفاده شده كه به زعم بسياري از ديدگاههاي سنتي ، منظور آخرين دين و شريعت الهي يعني شريعت حضرت محمد(ص) است ، در حاليكه با بررسي مفاد آنها ، مشخص مي شود كه مصداق اسلام ، فراتر از اسلام به عنوان آخرين دين الهي بوده و شامل همه شرايع ابراهيمي و آنها كه تسليم حقيقت هستند مي باشد .
دو آيه اي كه نظريه پردازان اوليه مبني بر اينكه " اسلام آخرين شريعت الهي است " مورد استفاده قرار مي دهند و ديگر شرايع را باطل و يا منسوخ شده اعلام ميكنند بشرح زير است :
• ان الدين عند الله الاسلام 1
همانا دين نزد خدا ، اسلام است .
• و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الاخرة من الخاسرين 2
و كسي كه غير از اسلام ديني را برگزيند از او قبول نمي شود و در آخرت از زيانكاران خواهد بود .
با توجه به بيش از 30 آيه در قرآن كه در زير به بعض آنها اشاره مي شود خلاف نظريه فوق بدست مي آيد :

1- اسلام به معني تسليم خدا بودن است :
• ا فغير دين الله يبغون و له اسلم من في السماوات و الارض طوعا و کرها و اليه يرجعون 3
آيا غير از دين خدا برمي گزينند در حاليكه هر چه در آسمانها و زمين است چه تكوينا و چه با اختيار ، تسليم امر و سنتهاي خدا بوده و سير كمالي بسوي او دارند .
• و لکل امة جعلنا منسکا ليذکروا اسم الله ...... فالهکم اله واحد فله اسلموا و بشر المخبتين 4
و براي هر امت ، روشي خاص خود او براي عبادت مناسك قرار داديم .. خداي همه شما خدايي واحد است، پس تسليم امر او باشيد.

2- تمام شريعتهاي ابراهيم به بعد اسلام ناميده شده اند :
• وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْمَاعِيلُ .... ربنا و اجعلنا مسلمين لک و من ذريتنا امة مسلمة لک و ارنا مناسکنا 5
و وقتي حضرت ابراهيم و اسماعيل از ساخت كعبه فارغ شدند ، دعا كردند كه خدايا ... ما و ذريه و فرزندانمان را از زمره مسلمين و تسليم شدگان امر خودت قرار بده و مناسك و راه و روش زندگي را به ما ارائه بده ....
• و وصى بها ابراهيم بنيه و يعقوب يا بني ان الله اصطفى لکم الدين فلا تموتن الا و انتم مسلمون 6
و حضرات ابراهيم و يعقوب (س) به فرزندان خود سفارش كردند كه خداوند دين حق را براي شما برگزيد ، پس مبادا از اين دنيا برويد مگر اينكه مسلمان باشيد .

3- شرط مسلماني ، ايمان به آورده همه پيامبران بدون هيچگونه تفاوت است :
قولوا امنا بالله و ما انزل الينا و ما انزل الى ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و الاسباط و ما اوتي موسى و عيسى و ما اوتي النبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم و نحن له مسلمون 7
( اي پيروان محمد(ص) ) بگوئيد كه به خدا و قرآن و آنچه كه به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندانشان نازل شده و آنچه كه موسي و عيسي و ديگر پيامبران از جانب خدا آورده اند ، باور و ايمان داريم و هيچ فرقي بين آنها قائل نيستيم و ما همه مسلمان و تسليم امر خداونديم .

4- نام اسلام ، از زمان حضرت ابراهيم(ع) ، به همه شرايع بعد از ايشان اطلاق شده است :
• و .... ملة ابيکم ابراهيم هو سماکم المسلمين من قبل ... 8
و .... از آيين پدرتان ابراهيم پيروى کنيد؛ خداوند شما را در کتابهاى پيشين و در اين کتاب آسمانى «مسلمان» ناميد ..
• ما کان ابراهيم يهوديا و لا نصرانيا و لکن کان حنيفا مسلما و ما کان من المشرکين 9
حضرت ابراهيم(ع) نه متعلق به يهود است و نه نصارا ، بلكه خداپرستي مسلمان بود ..

ادامه دارد :
مصداق اسلام در قرآن كريم – 2

5- شرط مسلماني ، ايمان به وحدانيت خدا و شرك نورزيدن است ، از هر شريعتي كه باشد :
قل يا اهل الکتاب تعالوا الى کلمة سواء بيننا و بينکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون 10
بگو: « اى اهل کتاب ! بياييد به سوى سخنى که ميان ما و شما يکسان است ؛ که جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم؛ و بعضى از ما، بعضى ديگر را -غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد. » هرگاه ( از اين دعوت ،) سرباز زنند، بگوييد: « گواه باشيد که ما مسلمان و نسليم امر خدائيم! »

6- شرط فلاح و رستگاري ، ايمان به خدا ، ايمان به معاد و عمل صالح ، فارغ از نام شريعت مي باشد :
• " ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 11
" کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آورده‏اند ، و کسانى که به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان [= پيروان يحيى‏] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است ؛ و هيچ‏گونه ترس و اندوهى براى آنها نيست ."
• و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 12
.. و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مى‏بخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مى‏کند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است !

7- از آنجا كه دين حضرت محمد(ص) در تسلسل ارسال شرايع الهي با رعايت حد بلوغ انديشه و فهم و پذيرش مردم ، نازل شده است بنابراين از همه آنها كاملتر و در صورت رعايت درست موازين آن ، به فلاح و لقاي الهي نزديكتر خواهد بود .

زيرنويسها :
1- آل عمران 19
2- آل عمران 85
3- آل عمران 83
4- حج 34
5- بقره 127 و 128
6- بقره 132
7- بقره 136
8- حج 78
9- آل عمران 67
10- آل عمران 64
11- سوره بقره - آیه 62
12- سوره تغابن ، آیه 9

محمد صالحی – 5/9/89
http://mahsan.parsiblog.com/
آدرس کانال نغمه های سکوت

Telegram.me/naghmehsokout

آدرس کانال باورهای قدیم و اندیشه های نو

Telegram.me/ebadekhod
👏1
به نام خداي رحمن و رحيم

خبر مسدود شدن بلاگ اينجانب
سلام

متاسفانه بلاگ من به دستور مقام قضايي به جرم نميدانم چيست ، مسدود شده است .

البته قطعا اشاعه مطالب بزرگاني مثل مرحومان منتظري و صالحي و قابل و عزيزاني مثل كديور و شبستري جرم است .

و البته نگاشتن نگاه نقادي و نو به دين و شريعت نيز جرم است .

هر چند روزي بايد از هر چه داريم بگذريم و شايدآن روز براي من ، براي گذشتن از بلاگ ، همين روز باشد .

و شايد لطف خداست كه يادم دهد ، بگذر ، كه اين تو نيستي كه چه تصميمي يگيري موثر باشد يا نباشد .

من براي او مي نوشتم و او خودش اين لطف به من كرده بود با روزي بيش از 500 بيننده و ده ها سايت ديگر كه استفاده ميكردند .

و اكنون نيز هر چه دوست پسندد ما را بس .

با تشكر و عذر از اين كه در اين مدت با مطالبم كسي را آزرده باشم .

و من الله التوفيق و عليه التكلان

و اليه انيب

البته 3 فضا با نامهاي زير دارم كه به كاملي قبلي نيست :
http://mahsan.rasekhoonblog.com/

http://www.tebyan-zn.ir/userpapers/m_salehy.html

http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=m_salehy&page=1

آدرس کانال نغمه های سکوت
Telegram.me/naghmehsokout

آدرس کانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
Telegram.me/ebadekhoda

محمد صالحی – 13/ 10/ 94 http://mahsan.parsiblog.com
❤1
خانم رابعه عدويه بنيانگذار عرفان عاشقانه

1- ورود به دنياي زميني : سال 95 هـ . ق (713 م.) در بصره

چون بزرگ شد به بردگي فروخته شد ولي بعداً آزاد گرديد . مدتها در بيابانها مي زيست تا اينكه در بصره اقامت گزيد .
ابتدا به موسيقي علاقمند بود ولي پس از مدتي از آن روي گردان شد و به عبادت و تضرع روي آورد .
مدتي به بيماري مبتلا بود و سپس سلامتي خود را باز يافت .
و در طريقت به دنبال كشف حقيقت رفت تا به مراحل بالايي در عرفان دست يافت.

2- سبك عرفاني رابعه :

رابعه در سلوك عرفانی و تعالیم خود ، روش تازه ای در پیش گرفت و زیبایی و عشق و محبت را در آن وارد و بر آن تأكید داشت .
در یك شب بهاری ، خادمه اش او را بیرون خواند و گفت " بیرون بیا تا آثار خدا را ببینی " .
وی در جواب گفت كه « تو ، به درون آی تا خدای بینی . ‌»
رابعه برای نیل به دیدار خدا ، دایم در طوفانی از اشك و اندوه عاشقانه به سر می برد .
سخنانش در بیان سوز محبت ، تأثیری بی مانند داشت . ظهور رابعه و تعالیمش نقطه عطف تصوف بود كه تدریجاً از زٌهد خشك مبتنی بر خوف و مشیت ، به معرفت درد آلود مبتنی بر عشق و محبت گرایید .
در سخنانی كه از او به یادگار مانده به اهمیت محبت و عشق اشاراتی دارد .
نقل است كه می گفت:
« می روم آتش در بهشت زنم و آب در دوزخ ریزم تا این هر دو حجاب رهروان ، از میانه برخیزد و قصد معین شود و بندگان خدا ، خدا را بی غرض و نه به امید بهشت و یا خوف از دوزخ خدمت كنند . »
و به درگاه الهی می خواند :
« بار خدایا اگر مرا فردای قیامت به دوزخ فرستی ، سریّ آشكار كنم كه دوزخ از من به هــــــزار راه بگریزد . »
« بار خدایا اگر مرا فردا در دوزخ كنی ، من فریاد بر آورم كه وی را دوست داشتم ، با دوست این كنند ؟! »

3- سخنانی از رابعه عدویه :

رابعه گفت : یا بنی آدم!
از دیده به حق منزلی نیست .
و از زبان‌ها ، بدو ، راه نیست .
و سمع ، شاهراه زحمت گویندگان است .
و دست و پای ، سکان حیرت‌اند .
و کار با دل افتاده است .
بکوشید تا دلی بیدار به دست آرید ، که چون دل بیدار شد ، او را به یار حاجت نیست .
یعنی : دل بیدار آن است که در حق گم‌شده است و هرکه گم شد با یار چه کند؟ الفناء فی الله اینجا بود .
گفتند : بنده کی راضی شود؟ گفت : آنگاه که از محنت شاکر شود ، چنان‌که از نعمت.
گفتند : حضرت عزّت را دوست داری؟ گفت: دارم .
گفتند : شیطان را دشمن داری؟ گفت: از دوستی رحمن ، با عداوت شیطان نمی‌پردازم.
گفت: ثمره معرفت، روی به خدای - عزّ و جل - آوردن است.
سفیان از رابعه پرسید : بهترین چیزی که بنده به آن ، به خدای تعالی ، تقرّب جوید کدام است؟
گفت: آنکه بداند که بنده از دنیا و آخرت ، غیر وی را دوست نمی‌دارد.
گوید : اگر همه دنیا از آنِ مردی بود، آن مرد به آن غنی نبود .
گفتند چگونه است؟
گفت : زیرا دنیا فنا پذیرد.

4- كوچ از دنياي زميني :

در سال 135 هـ . ق وفات كرد و در بیت المقدس مدفون و مزار وی زیارتگاه اهل سیر و سلوك و عرفان گشت .

5- منابع :

رابعه عدویه، آغازگر عرفان عاشقانه - تبیان
تذکرة الالیا، عطار نیشابوری
نفحات الانس، جامی
ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

آدرس کانال نغمه های سکوت
Telegram.me/naghmehsokout

آدرس کانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
Telegram.me/ebadekhoda

محمد صالحی – 12 / 10 /94 http://mahsan.parsiblog.com/
👍2