باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
برخورد پیامبر با زنِ خواننده اي که مسلمان نبود

زنى بنام ساره كه وابسته به يكي از قبائل مكه بود از مكه به مدينه خدمت رسول خدا (ص ) آمد .

پيامبر (ص ) به او فرمود : آيا مسلمان شده اى و به اينجا آمده اى ؟

عرض كرد : نه .

فرمود : به عنوان مهاجرت آمده اى ؟

گفت : نه .

فرمود : پس چرا آمدى ؟

عرض كرد : شما اصل و عشيره ما بوديد ، و سرپرستان من همه رفـتـنـد ، و مـن شـديدا ، محتاج شدم .
نزد شما آمده ام تا عطائى به من كنيد و لباس و مركبى ببخشيد .

فرمود : پس جوانان مكه چه شدند؟ ( اشاره به اينكه آن زن خواننده بود و براى جوانان خوانندگى مى كرد.)

گفت : بعد از واقعه بدر ، هـيچكس از من تقاضاى خوانندگى نكرد . ( و اين نشان مى دهد ضربه جنگ بدر تا چه حد در مشركان مكه سنگين بود.)

حضرت (ص ) به فرزندان عبدالمطلب ، دستور داد ، لباس و مركب و خرج راهى به او دادند ، و اين در حالى بود كه پيامبر (ص) آماده فتح مكه مى شد.

نتيجه اينكه آن خانم :

1- در مكه عليرغم شغلي كه داشته ، تحت حمايت حضرت بوده است .

2- نه بدليل كفرش و نه بدليل شغل خوانندگيش ، هرگز مورد بي مهري و يا حتي مشمول نهي از منكر پيامبر(ص) واقع نشد .

3- پيامبر(ص) از خانواده فاميل خود ، او را تحت حمايت قرار داد كه بسي ارزشمندتر از پول بيت المال است .

منبع : تفسیر نمونه ج ۲۴، ص ۸ و ۹ ذیل آیه ۱ سوره ممتحنه به نقل از تفسیر مجمع البیان ، الطبرسی ، ج ۹، ص ۴۴۵.
محمد صالحي – 10/4/93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
چرا انسان به دین و مذهب پشت کرد؟

حقیقت‌ اینكه‌ اختلاف‌ نظر و تفاوت‌ در ادیان‌ از مهم‌ترین‌ اسباب‌ جنبش‌ فكری‌ و دوری از‌ جمود است‌ و از لوازم‌ شكوفایی‌ مواهب‌ ذاتی‌ است.

لیكن‌ انسان‌، متأسفانه،‌ دین‌ و مذهب‌ را وسیلۀ جدیدی برای اختلاف‌های خویش‌ قرار داده‌ و آن‌ را جلوه‌ای قوی‌ از هوی و هوس‌ و خودخواهی‌ خویش‌ کرده و با این‌ كار باعث‌ به‌ وجود آمدن‌ فتنه‌ها و مشكلات‌ و بحران‌هایی‌ بیشتر از قبل‌ شده است.

انسان با همۀ این‌ها و پس‌ از اینكه‌ از این‌ بار سنگین‌ خسته‌ شد و در آتشی‌ كه‌ به‌ دست‌ خویش‌ روشن‌ كرده‌ بود، گداخته‌ شد، دین‌ را مسئول‌ این‌ مشكلات‌ تشخیص‌ داد.
ازهمین ‌رو،‌ به‌ دین‌ پشت‌ و از آن‌ غفلت‌ كرد و نقش‌ اساسی‌ دین‌ را كنار گذاشت‌ و دین را فقط آیین و شعائر دانست‌.

این‌ انسان‌ در برابر مشكلات‌ خود درماند، در برابر این‌ فاصلۀ ساختگی‌ جداكنندۀ اجزای خانوادۀ بشری و در برابر درگیری ها و جنگ‌ و نگرانی‌ قرار گرفت‌.

انسان‌ در برابر همۀ این‌ها به‌ فكر رهایی‌ و خلاص‌ بود.

روزها و سال‌ها می‌گذرد و انسان‌ در تلاش‌ است‌ كه‌ راهی‌ برای‌ استقرار و آرامش‌ و رفاه‌ بیابد.

او وارد تجربه‌های‌ مختلفی‌ می‌شود.

این‌ ویژگی‌ و شناسۀ انسان‌ امروزی است‌: «ظَهَرَ الفَسادَ فِی‌ البَرِّ وَ البَحرِ بِما كَسَبَت‌ اَیدِی‌ النّاسِ‌ لِیذیقَهُم‌ بَعضَ‌ الَّذی‌ عَمِلوُا لَعَلَّهُم‌ یرجِعوُنَ.» «به سبب اعمال مردم، فساد در خشکی و دریا آشکار شد تا به آنان جزای بعضی از کارهایشان را بچشاند، باشد که باز گردند.»

این‌ مصیبت‌ها و نگرانی‌ها چیزی‌ جز نتیجۀ اعمال‌ انسان‌ و دوری وی از حقیقتش‌ نیست. این‌ مشكلات‌ انسان‌ را وادار می‌كند تا به سوی پروردگارش‌ بازگردد.

سخنرانی امام موسی صدر در کنفرانس بنیاد هم‌اندیشی لبنان

کتاب «مسیره الإمام السید موسی الصدر»
@imamsadr
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مرواریدهایی از زبان امام رضا (ع) - 1

1- در شگفتم که چگونه کسی که دنیا را آزموده و تغییرات آن را به چشم خود دیده باز دل به دنیا می بند . 1

2- ادب نتیجه تحمل سختی است ، هر که سختی را تحمل کند به ادب دست یابد . 2

3- در برابر قدرتمندان محتاط ، در برابر دوستان فروتن ، در برابر دشمنان مراقب و در برابر مردمان گشاده رو باش . 3

4- هر که کار زشت دیگران را بر ملا کند خوار می گردد و هر که آنرا بپوشاند خدایش می آمرزد . 4

5- از بد اخلاقی بپرهیزید زیرا بد اخلاق بدون تردید در آتش است . 5

6- عبادت ، بسیاری روزه و نماز نیست و همانا عبادت ، اندیشه زیاد نمودن در امر خداست . 6

7- (هنگامي که از پدر بزرگوارش سخن به ميان آمد)، فرمودند : هيچ خردي با خرد آن حضرت برابري نمي کرد با اين حال گاه با يکي از غلامان سياه خود مشورت مي کرد به ايشان عرض شد : با چنين کسي مشورت مي کني؟ فرمودند: چه بسا که خدای تبارک و تعالي (نظر درست را) بر زبان او جاري کند. 7

8- امام رضا (ع) فرمودند : مردي اميرالمؤمنين (ع) را به ميهماني دعوت کرد . حضرت علي (ع) فرمودند: مي پذيرم به شرط اين که سه قول به من بدهي . آن شخص پرسيد آن هاچيستند؟ حضرت فرمودند: از بيرون چيزي براي من تهيه نکني، حاضري خانه ات را از من دريغ نکني و به زن و فرزندانت اجحاف ننمايي . مرد گفت هر چه شما بفرماييد . پس علي بن ابي طالب (ع)دعوت او را پذيرفت. 8

9- نيكي به پدر و مادر واجب است اگر چه آنها مشرك باشند ، البته در جائي كه اطاعت از آنها موجب معصيت و نافرماني پروردگار شود، نبايد فرمانبرداري نمود . 9

10- تواضع درجاتى دارد : يكى از آنها اين است كه انسان اندازه خود را بشناسد و با طيب خاطر ، خود را در آن جايگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان‏گونه رفتار كندكه انتظار دارد با او رفتار كنند ، اگر بدى ديد آن را با خوبى جواب دهد ، خشم خود را فروخورد و از مردم درگذرد، و خداوند نيكوكاران را دوست دارد. 10

11- شیخ صدوق از حضرت رضا ( ع ) نقل می کند که در دعای خود می گفت :

" خدایا من برائت می جویم بسوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را ادعا می کنند که حق و حد ما نیست . خدایا من برائت می جویم به سوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را می گویند که ما درباره خود نمی گوئیم . خدایا خلق و امر از توست . ما تنها بندگی تو می کنیم و از تو کمک می خواهیم . خدایا تو خالق ما و پدران ما هستی ، ... خدایا ما بندگان تو و فرزندان بندگان تو هستیم و برای خود مالک هیچ سود و زیانی نیستیم و اختیار مرگ و زندگی و برانگیخته شدن خود را نداریم .11

12- كسى كه امير المؤمنين را از مرز عبوديت خدا فراتر برد،از شمار كسانى است كه مورد خشم خدايند و از گمراهان است.12

13- در شگفتم از كسي كه بندگان را با ثروت خويش مي خرد تا رهايشان كند ، چگونه با خوش اخلاقي خويش آزادگان را نمي خرد .13

14- زياني که دو گرگ گرسنه به گله گوسفندي بي چوپان مي زنند از زيان رياست طلبي در دين مسلمانان بيش تر نيست . 14

15- از حرص و حسد بپرهیزید زیرا این دو امتهای گذشته را نابود کرده است . 15

ادامه دارد :

محمد صالحی – 17/ 7 / 90 – ولادت امام رضا (ع)

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مرواریدهایی از زبان امام رضا (ع) - 2

زیرنویسها :

1- عَجِبْتُ لِمَنِ اخْتَبَرَ الدُّنْیَا وَ تَقَلُّبَهَا کَیْفَ یَطْمَئِنُّ اِلَیْهَا - بحار الانوار/ج 75/ص450

2- اَلْاَدَبُ کُلْفَةٌ فَمَنْ تَکَلَّفَ الْاَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ - اصول کافی 1/ ص 24

3- اصْحَبِ السُّلْطَانَ بِالْحَذَرِ وَ الصَّدِیقَ بِالتَّوَاضُعِ وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعَامَّةَ بِالْبِشْرِ - بحارالأنوار/ج71/ ص167

4- اَلْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ - میزان الحکمة، ج 2، ص 988

5- اِیَّاکُمْ وَ سُوءَ الْخُلْقِ فَاِنَّ سَیِّئَ الْخُلْقِ فِی النَّارِ لامَحَالَةَ - عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 1/ 34

6- لَیْسَتِ الْعِبَادَةُ کَثْرَةُ الصِّیَامِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ فِی أَمْرِ اللهِ - تحف العقول/ص442

7- قال الإمام الرضا(ع) (لما ذکر عنده أبوه): کان عقله لا توازي به العقول و ربما شاور الاسود من سودانه، فقيل له: تشاور مثل هذا؟! فقال: إن الله تبارک وتعالي ربما فتح علي لسانه. مکارم الأخلاق، ج 2، ص 99

8- قال الإمام الرضا (ع) : دعا رجل أمير المؤمنين (ع) فقال له: قد أجبتك علي أن تضمن لي ثلاث خصال، قال: وما هي يا أمير المؤمنين؟ ... عيون أخبار الرضا - عليه السلام -، ج 2، ص 42، ح 138

9- قال الامام الرضا (ع) : برّ الوالدين واجبٌ و ان كان مُشركين و لا طاعةُ لهما في معصية الخالق ... تفسير صافي، ج 2، ص 37

10- اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنْها أَنْ يَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَيُنْزِلَها مَنْزِلَتَهابِقَلْبٍ سَليمٍ، لايُحِبُّ أَنْ يَأْتىَ إِلى أَحَدٍ إِلاّ مِثْلَ مايُؤْتى إِلَيْهِ، إِنْ رَأى سَيِّئَةً دَرَأَهابِالْحَسَنَةِ، كاظِمُ الْغَيْظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّه‏ُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ؛- کتاب: چهل چلچراغ (چهل چهل حديث) > حدیث شماره : 300139

11- اثبات الهداه ، ج 3 ، ص 756

12- مَن تَجاوَزَ بأميرِ المؤمنينَ عليه‏السلام العُبوديَّةَ فهُو مِن المَغضوبِ علَيهِم ومِنَ‏الضالِّينَ - بحار الأنوار : 25 / 274/ 20 منتخب ميزان الحكمة : 432

13- عَجِبْتُ لِمَنْ يَشْتَرِي الْعَبيدَ بِمالِهِ فَيُعْتِقُهُم كَيْفَ لا يَشْتَرِي الاَحْرارَ بِحُسْنِ خُلقِهِ. - فقه الرضا، ص 354

14- ما ذِئبانِ ضارِيانِ في غَنَمٍ قَد تَفَرَّّقَ رُعاتُها بِاَضَرَّ في دينِ المُسلِمٍ مِن طَلَبِ الرّياسَة. - بحار الأنوار، ج 73، ص 145

15- اِیَّاکُمْ وَ الْحِرْصَ وَ الْحَسَدَ فَاِنَّهُما اَهْلَکَا الْاُمَمَ السَّالِفَةَ - بحار الانوار/ 75/ 346

منابع :
1- http://www.imamrezatv.ir/sn/pages/id/497
2- http://www.rasekhoon.net/hadis/category-2440-7.aspx
3- http://www.hadithlib.com/guides/view/10/امام-رضا-عليه-السلام/page:5

محمد صالحی – 17/ 7 / 90 – ولادت امام رضا (ع)

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
احکام جزایی اسلام فقط بعنوان مصداق بیان شده است - مرحوم استاد صالحي

آیه محاربه ( که در زیر آمده است ) یک دستور کلی برای همه فسادهای اجتماعی داده و آن این است که باید برای هر فسادی مجازات متناسب با آن تعیین شود .

" انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الآخرة عذاب عظیم ، الا الذین تابوا من قبل ان تقدروا علیهم فاعلموا ان الله غفور رحیم " 1

" یعنی همانا کسانی که با خدا و رسولش می ستیزند و در زمین به فساد می کوشند ، جزایشان این است که کشته شوند یا به دار روند یا دستها و پاهایشان بر خلاف یکدیگر قطع گردد و یا از آن سرزمین رانده شوند;
این رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت برایشان عذاب بزرگی خواهد بود; مگر کسانی که توبه کنند پیش از آنکه بر آنان دست یابید; پس بدانید که خدا آمرزنده و رحیم است. "

ملاک اصلی برای مجازاتهای مذکور در آیه ایجاد فساد در جامعه است ... بنابراین ، بدون تردید آیه محاربه همه انواع جرائم اجتماعی را که عنوان فساد در جامعه بر آنها صادق است شامل می شود; چه جرایمی که اکنون ما می شناسیم و چه جرایمی که احیانا در آینده با تکنیک های جدید ابداع خواهد شد . قرآن جعل اصطلاح نکرده است.

معلوم است که دستور فوق یک مطلب تعبدی القا نمی کند ، بلکه یک مساله عقلایی و حقوقی را گوشزد می کند که " مجازات باید متناسب با جرم باشد " . ضمنا مقصود از به دار آویختن ، اعدام مجرم بوده و ذکر صلب از باب مثال است; پس اگر به گونه ای دیگر نیز اعدام شود دستور اجرا شده و بعید است ذکر صلب در روایت از باب تعبد باشد.

( از طرف دیگر )" ذکر این مجازاتها از باب مثال است " .... " لازم نیست حتما یکی از مجازاتهای مذکور در آیه درباره مفسد اجرا شود " ، بلکه آنچه لازم است ، رعایت تناسب بین جرم و مجازات است که هم حکم عقل است و هم درجه بندی مجازاتها در آیه به آن اشعار دارد .

البته تعیین دقیق میزان جرم و تشخیص تناسب بین جرم و مجازات یک کار فنی و تخصصی است که قاضی با راهنمایی متخصصان جرم شناسی به آن دست می یابد و بر مبنای آن رای صادر می کند.

از آنچه گفته شد این نتیجه به دست می آید که در آیه محاربه تعبد خاصی اعمال نشده و ذکر چهار مجازات از باب نمونه و ذکر مثال است و مجازاتهای دیگری نیز متناسب با جرمهایی که واقع می شود می توان در نظر گرفت ؛ چنانکه از بعضی روایات نیز تایید این مطلب استفاده می شود; ... مثلا در روایتی از امام جواد (ع) آمده که اگر محارب فقط سلب امنیت کرده و مال نبرده و آدم نکشته است زندانی می شود و این معنای نفی او است. 2
از آیه محاربه چند مطلب استفاده می شود :

1- اینکه ملاک اصلی برای مجازات محارب ، افساد است.

2- اینکه مجازاتها در آیه ، درجه بندی شده و از شدید به خفیف منتقل گشته یعنی از قتل شروع و به تبعید منتهی شده است.

3- اینکه فساد درجه بندی نشده است; زیرا فساد درجات بسیار زیادی دارد که قابل احصا نیست; علاوه بر اینکه درجه بندی فساد در آیه لزومی ندارد بلکه هر فسادی که واقع شود مقدار زیان اجتماعی آن سنجیده می شود و متناسب با آن مجازات تعیین می گردد.

4- اینکه درجه بندی مجازات برای اشاره به این است که مجازات شدید برای جرم شدید و مجازات خفیف برای جرم خفیف است و مقصود احصای همه مجازاتها نبوده است، زیرا مجازات به تناسب جرم تعیین می شود.

5- هدف از تشریع قوانین جزایی ، احیای عدالت است و اگر قانونی ناقض عدالت باشد از اول نباید تشریع شود . ( به همین دلیل ) اجرای عدالت به حاکم واگذار شده وبه او اختیار داده اند که به حکم " ان الله یامر بالعدل 3 " با رعایت تناسب بین مجازات و جرم، مجرم را به کیفر برساند .

زیرنویسها :

1- سوره مائده/ آیه های 33 و 34
2- وسائل، ج 18، ص 536، ح 8
3- سوره نحل / آیه 90

منابع :

1- تفسیر آیه محاربه و احکام فقهی آن – مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی ، فصلنامه نامه مفید، شماره 9،
2- کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان – ص 350 به بعد "

محمد صالحی 20 / 9 / 92
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
شیخ انصاری و کرامت

شیخ انصاری ، با جمعی از یاران خود به مسجدی می رفت .

درب مسجد را بسته یافت .
گفت : برمی گردیم .

چند تن از اصحاب او گفتند که :

بزرگانی چون شما دارای کراماتی بودند که می توانستند از درب بسته عبور کنند .

شیخ انصاری پاسخ داد : ما هم بمیریم ، بعد از مرگمان دارای چنین کمالاتی خواهیم شد!!
و از این کمالات درباره ما هم خواهند گفت!!

نقل از بلاگ قابل
"http://www.ghabel.net
https://telegram.me/beshnofekrkon
منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست - 1

بشر اولیه که زیستی حیوانی داشت و در غارها زندگی می کرد ، تنها دغدغه اش نجات از شر حیوانات و احیانا افراد دیگر و همچنین بلایای طبیعی و از طرف دیگر ، تهیه مایحتاج خود جهت زنده ماندن بود و این باعث می شد که حتی فرصتی برای فکر کردن به چیزهای دیگر را نداشته باشد و چه بسا قوه عاقله او در مراحل نوزادی خود بود .

به مرور زمان و بعضا با اتفاقاتی که می افتاد ، متوجه شد که می تواند وسائل و ابزار مطمئن تری برای انجام فعالیت های خود و یا حتی دفاع خود بیابد . و این خود باعث شد که فکر خود را بکار گرفته و توسعه داده و در جهت تولید و استفاده بهتر از ابزار و یا بکارگیری روشهای بهتر انجام کارهایش ، تلاش نماید .

این مرحله ، او را وارد عصر مهارتهای مختلف فردی و سپس اجتماعی نمود ( عصر کشاورزی و یکجانشینی و روستانشینی) ، و او را به یک انسان ماهر تبدیل نمود .

و همه اینها ، یک آسایش نسبی برای او فراهم کرده بود و فرصت کافی برای تفکر در مورد چیزهای جدید به او داده بود :

• اینکه ، من برای چه بدنیا آمده ام ؟
• اگر قرار است بمیرم ، چرا بدنیا آمدم ؟
• و اگر هدفی بوده ، آن چیست ؟
• چه کسی در خلقت من موثر بوده و آن هدف را برای خلق من در نظر داشته است ؟
• و در راستای آن هدف ، چه انتظاری از من داشته و دارد ؟

این سوالها و سوالهای دیگر ، او را به جایی نمی برد ؛

او وارد دنیای تعقل شده بود و به انسانی خرد ورز تبدیل گشته بود .

اما همه چیز و همه سوالهایش ، نتیجه ای جز عمیق تر شدن تحیر و سرگردانی او نداشت !!

او وارد دوران تحیر و سرگردانی شده بود و بدنبال اصل و هویت و انتهای راه خود می گشت .

و البته يك اضطراب مدام ، وجود او را در خود پيچيده و آرامش او را گرفته بود .

و اين سوالها ، نه از بيرون به او تحميل شده ، كه از ويژگيهاي انحصاري انسان بوده و هست و در طول تاريخ ، هرگز بدون آنها وجود معناداري براي انسان ،متصور نگشته است .

و پاسخ به اين سوالها ( هر چه كه باشد ) به گونه ايكه از اضطرابش كم كند و او را به آرامش بيشتري برساند ، شاكله دين را تشكيل مي دهد . 1

در اينجا بود كه به هر چيزي كه سوالهاي او را پاسخ دهد و يا مبناي پاسخ دهي به سوالات او شود متوسل شد .

و همه اينها ، به سنت و آداب و حد فهم او از هستي و حتي افراد خاصي كه جايگاه خاصي داشتند وابسته بود .

به همين دليل ، در هر جامعه اي ، مفاهيم و يا موجودات مختلفي بعنوان خالق و خدا و .. پرستيده شد . 2

در اين گزينش و انتخاب ، هر چيزي كه از جنس خود او نبوده و يا دسترسي راحتي به او نمي داشت و يا بي اطلاعي از او باعث بهم ريختگي آرامشش ميشد ، شانس بيشتري مي يافت .

و اين لحظه ،ابتداي دوران آموزش پذيري بشر بود ، كه به مدرسه و معلم نيازمند شد تا انديشه معنوي او را هدايت كند .

اینجا بود که خداوند ، عقل بشر را بالغ یافت و بر اساس " قاعده لطف " خود ، او را آماده و مستحق دریافت هدایت و رهنمونی به حقیقت مکنون هستی دید .

به سرگردانی بیشتر او و یا سو استفاده ای که مدعیان دروغین از جایگاه خدایی او می کردند ، راضی نبود و اینچنین بود که تصمصم به هدایت و پالایش اندیشه او از خرافات ، کوته نگریها ، نافهمیها و پاسخ به انبوه سوالهایش گرفت ، که بتواند راه خود را ار آن همه سنگلاخ و پر پیچ و خم افکار و باورهای عجیب و بی معنا ، پیدا نماید و عقل خود را برای پیشبرد زندگی بهتر و اخلاقی تر ، بکار گیرد .

از بین آنها ، حضرت آدم را برگزید ، و پاسخ سوالهایش را داد ،

و بعنوان اولین انسان موحد ، برای تبیین هستی و جایگاه انسان در آن ، به میان آنها فرستاد.

و تنها از او ، دعوت مردمان به ایمان موحدانه را خواستار شد ،

آنجا که می فرماید :

" و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون " 3

و این بود که بشر وارد دوران جدیدی به نام " دوران وحی " شد که به حقیقت جهان هستی دست یافته بود .

ادامه دارد :👇

محمد صالحي – 20/5/95
https://telegram.me/beshnofekrkon/524
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍2❤1
منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست - 2

و در يك كلام :

1-
#دین ، یعنی #پاسخ به سوالهای روحانی بشر ، که او را از اضطراب مدام ، كه در اين جهان هستي چه جايگاهي دارد و در بعد اين دنيا چه جايگاهي خواهد داشت برهاند و چنان #معنايي به زندگي و رنجهايي كه در آن متحمل مي شود بدهد كه او را به #آرامش برساند .

آنجا كه خداوند مي فرمايد : الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب 4

2- همه #مکاتب_بشری ( چه عرفاني و چه غير عرفاني ) ، كه سهمي در اين #پاسخ دهي به سوالات هستي شناسي بشر و كاستن نگرانيها و اضطراب او داشته و دارند و در ايجاد آرامش روحاني او نقش غير قابل انكاري بازي مي كنند ، از #جنس_دین بوده و بنابراين در هيچ برهه اي از تاريخ حيات بشر ، هیچکس بی دین نبوده و نخواهد بود .

لكم دينكم و لي دين 1

3- آنچه كه در مورد شرایع پیامبران (س) ،( كه از زمان حضرت نوح به بعد به بشر ارزاني شده ) ، بايد توجه داشت ، اينست كه :

همه آنها بر مبناي همان باوري كه از آموزه هاي زمان حضرت آدم به آنها رسيده و امروزه به نام دين ابراهيم(ع) معروف گرديده است ، از خدايي سخن گفته اند كه يگانه بي همتاييست كه جهان هستي تجلي وجود اوست و بنابراين ، طلايه دار دینداری موحدانه بوده و هستند .

4- #توحیدی که در جهان امروز ، در بین افکار بشری ( حتي معتقدان غير شرايع ابراهيمي ) موج میزند ، سرچشمه اش تعالیم انبیا(س) بوده است .

5- تفاوتي كه در شرايع مختلف انبيا(س) ديده مي شود به اين دليلست كه #شريعت هر پيامبر ( خاصه در بخش مسائل و احكام اجتماعي ) ، #راهكارهاي عملي او با توجه به همه ويژگيهاي انساني مردمان عصر خود و قابليتها و امكانات اجتماعي و اقتصادي و سنتها و آداب آنها ، در تطابق حداقلي با اصل دعوت توحيدي خود بوده و تبعا ،#قابل_تسري به اعصار بعدي نيست و اين راهكارها در هر عصر ، بايد با معيارهاي اخلاق و عدالت و ابزار عقل جمعي همان عصر اتخاذ و بكار گرفته شود .

لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجا و لو شاء الله لجعلكم امة واحدة 5

زيرنويسها :

1- شاهد اين مدعا ، آيه " لكم دينكم و لي دين " در خطاب به كفار ، در زبان پيامبر(ص) است . سوره كافرون

2- نمونه آن ماجراي برخورد ابراهيم با پرستندگان خدايان مختلف ( ماه و خورشيد و ستارگان و .. ) – سوره انعام آيات 75 تا 79

3- انبيا آيه 35
4- رعد آيه 28
5- مائده آيه 48

محمد صالحي – 20/5/95

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/523
👏1
حقوق زنان – كديور

1- شهادت هر شاهد عادلی چه زن چه مرد در محضر دادگاه مسموع است. شهادت یک زن همانند شهادت یک مرد است.

2- قضاوت زنان واجد شرائط هیچ منع شرعی ندارد.
امامت جمعه و جماعت زنان با رعایت دیگر حدود شرعی بلامانع است .

3- تفاوت دیه‌ی زن و مرد مستند قرآنی ندارد .

4- من به تساوي مطلق حقوق زن و مرد معتقدم كه به يكساني ارث و حذف نفقه ، مهريه و مزد كار زن در خانه مي‌انجامد .
اما اجرایی کردن همگی موارد فوق نیاز به عزمی همگانی دارد.
( نفقه،مخارج معیشت زن و فرزندان در زندگی زناشویی است.)

5- در صورتي كه زن مشغول به كار باشد و درآمد مستقل داشته باشد، مخارج زندگی به ‌عهده هر دو است مطابق قراری که با هم می‌گذارند و درآمد و مخارج را تقسیم کنند .
در صورت اضافه آمدن ، هر یک مالک درآمد باقیمانده است.

6- اگر نکاح با رضایت زن و مرد است، جدایی نیز تنها با رضایت طرفین میسر است و هر گونه حق یک طرفه خلاف عدالت است.

7- در صورت جدایی حضانت کودکان تا سن بلوغ به عهده مادر و نفقه‌ی آنها بر عهده‌ی پدر است، مگر دادگاه مادر را ناصالح تشخیص دهد یا خود وی خواستار این حق نباشد .

8- مرتبه اجتهاد و مرجعيت ، اختصاص به مرد نداشته و زنان نيز مي توانند اين منزلت را كسب نمايند .

9- آواز خواندن بانوان شرعا مجاز است و هیچ دلیل معتبر شرعی بر حرمت آن نیست.
واضح است که آوازه‌های شهوانی با محتوا و کیفیت خاص صدای این‌گونه مجالس بر زن و مرد هر دو حرام است.

10- آرایش و پیرایش بانوان در حد متعارف خارج از خانه بلا اشکال است.

11- پوشش زنان در زمان ورزش و غیر ورزش تفاوتی ندارد .
در محیطهای زنانه که مردی نباشد محدودیتی نیست .
اگر مردان نامحرمی ناظر باشند زنان موظفند از زیر گردن تا زیر زانو را با لباسی که چسبان و بدن نما نباشد بپوشانند.

استفتا و سايت استاد
kadivar.com
15 / 3 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
جنگ بدر و تغییر نظر پیامبر (ص) بخاطر ترجیح نظر حباب ابن منذر

روز جمعه هفدهم ماه مبارك رمضان سال دوم هجرت ، نقطه عطفي در تاريخ اسلام به شمار مي‏رود . در اين روز يكي از مهم‏ترين جنگهاي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام به وقوع پيوست و دستاوردهاي مهمي را براي دولت نو پاي پيامبر (ص) به همراه داشت .

نمایش مشارکت پیامبر در خرد جمعی ، مشخص شدن جایگاه وحی در افعال و افکار پیامبر (ص) ، تبلور وحدت و همدلي در ميان مسلمانان ، و به نمايش درآمدن شكوه و عظمت اسلام ، بخشي از آثار مفيد اين مبارزه بين حق و باطل مي‏باشد .

از آنجا که حرکت زیبای پیامبر (ص) در رابطه با مشاوره عمومی و خصوصا صرف نظر از نظر خود و پذیرش نظر حباب ابن منذر ، موضوع این مجال است ، به اختصار آن را در ادامه خواهیم آورد :

لشكر حضرت رسول (ص) به دستور حضرتش در نقطه ‏اي پست و سرازيري از ناحيه بدر موضع گرفته بود و لشكر قريش در نقطه مرتفعي فرود آمده بودند .

قرآن كريم به اين موضع‏گيري متقابل اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد:
« اذْ اَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوي »1 ؛
« به ياد آريد آن هنگامي را كه شما در طرف پايين ( بدر ) و آنها در جاي بلندي موضع گرفته بودند . »

** حباب بن منذر ، نزد پيامبر (ص) آمد و عرضه داشت :

يا رسول الله ! آيا به فرمان خداوند اين نقطه را انتخاب كرده ‏اي ؟ و وحی بوده است ؟ - كه ما بدون چون و چرا از آن اطاعت كنيم - يا اينكه طبق تشخیص شخصي خود اين ناحيه را براي نبرد ، مناسب تشخيص داده‏ اي ؟

&& رسول خدا (ص) پاسخ داد :

از طرف خداوند دستور خاصي به من نرسيده است .

** حباب گفت :

به نظر من ما بايد لشكر را به كنار آبي ببريم كه در نزديكي دشمن است ، سپس در كنار آن حوضي بسازيم كه براي خود و چهارپايانمان هميشه به آب دست رسي داشته باشيم .

&& پيامبر اكرم (ص) فرمود :

نظر خوبي است .

سپس به لشكر دستور حركت داد .
آنان در نزديكي دشمن و در كنار آب فرود آمدند و در آنجا حوضي ساختند و آن را پر از آب كردند .

زیرنویس :

1- سوره انفال – آیه 42
منبع : سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 278

محمد صالحي – 6/4/95

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
پیامبر(ص) در عزای عثمان بن مظعون : من عاقبت او را نمی دانم

وقتی كه عثمان بن مظعون از دنيا رفت ، زنی از انصار به نام " امعلاءكه ظاهرا زن همان مردی بود كه عثمان بن مظعون در خانه او می‏زيست و مهمان او بود ، در حضور حضرت رسول (ص) جنازه وی را مخاطب ساخته‏ و گفت :

هنيئا لك الجنة " بهشت ، تو را گوارا باد " .

با اينكه عثمان بن مظعون ، مرد جليل القدری است و رسول اكرم در مرگ ‏او سخت گريستند و خود را روی جنازه وی انداختند و او را بوسيدند ،

ولی ‏از اين اظهار نظر گستاخانه‏ ای كه آنزن كرد خشمگين شدند ، با نگاهی غضب‏ آلود متوجه وی شده فرمودند :

از كجامی‏دانی ؟
چرا ندانسته قضاوت می‏كنی ؟
مگر به تو وحی شده است ؟ !
مگر تو ازحساب خلق خدا آگاهی ؟ !

زن عرض‏كرد : يا رسول الله ! وی همنشين شما و جنگجوی مجاهد شما بود .

رسول اكرم(ص ) جمله عجيبی در پاسخ وی فرمود كه شايان دقت است .

فرمود :

" انی رسول الله و ما ادری ما يفعل بی " 1

" من پیامبر خدایم و نمی دانم بر من چه خواهد رفت ! "
.......................................
منبع : کتاب عدل الهی ص 249 بحث عمل خیر از غیر مسلمان – برگرفته از کتاب اسدالغابه – عثمان بن مضعون

زیرنویس :

1- نقل های منابع مختلف :

• قال: أخبرنا يزيد بن هارون وعفان بن مسلم وسليمان بن حرب قالوا: أخبرنا حماد بن سلمة قال: أخبرنا علي بن زيد عن يوسف بن مهران عن بن عباس قال: لما مات عثمان بن مظعون قالت امرأته: هنيئا لك الجنة عثمان بن مظعون! فنظر إليها رسول الله، صلى الله عليه وسلم، نظر غضبان فقال لها: وما يدريك؟ فقالت: يا رسول الله فارسك وصاحبك، فقال: والله إني لرسول الله فما أدري ما يفعل بي ولا به..... طبقات ابن سعد ج3 ص 397

• عدة من أصحابنا، عن سهل بن زياد، عن جعفر بن محمد، عن ابن القداح
عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: سمع النبي (ص) امرأة حين مات عثمان بن مظعون وهي تقول: هنيئا لك يا أبا السائب الجنة، فقال النبي (ص): وما علمك حسبك أن تقولي... کافی ج 3 ص 262 - حديث 45.

• حَمَّادُ بنُ سَلَمَةَ: عَنْ عَلِيِّ بنِ زَيْدٍ، عَنْ يُوْسُفَ بنِ مِهْرَانَ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ:لَمَّا مَاتَ ابْنُ مَظْعُوْنٍ، قَالَتِ امْرَأَتُهُ: هَنِيْئاً لَكَ الجَنَّة. فَنَظَرَ إِلَيْهَا رَسُوْلُ اللهِ (ص)- نَظَرَ غَضَبٍ، وَ قَالَ: (مَا يُدْرِيْكِ؟). قَالَتْ: فَارِسُكَ وَصَاحِبُكَ.
قَالَ: إِنِّي رَسُوْلُ اللهِ، وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلاَ بِهِ . سیر اعلام النبلا ج 1 ص 130

• أَنَّ عُثْمَانَ بنَ مَظْعُوْنٍ اشْتَكَى عِنْدَهُم، فَمَرَّضْنَاهُ حَتَّى تُوُفِّيَ.
فَأَتَى رَسُوْلُ اللهِ (ص) فَقُلْتُ: شَهَادَتِي عَلَيْكَ أَبَا السَّائِبِ، لَقَدْ أَكْرَمَكَ اللهُ! فَقَالَ رَسُوْلُ اللهِ: ( وَمَا يُدْرِيْكِ؟ ).
قُلْتُ: لاَ أَدْرِي بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يَا رَسُوْلَ اللهِ فَمَنْ؟
قَالَ: أَمَّا هُوَ فَقَدْ جَاءهُ اليَقِيْنُ، وَاللهِ إِنِّي لأَرْجُو لَهُ الخَيْرَ، وَإِنِّي لَرَسُوْلُ اللهِ، وَمَا أَدْرِي مَا يُفعَلُ بِي . سیر اعلام النبلا ج 1 ص 132

• عن ابن عباس قال:
لما مات عثمان بن مظعون قالت امرأة: هنيئا لك الجنة عثمان بن مظعون . فنظر رسول الله (ص) اليها نظر غضبان فقال: وما يدريك قالت: يا رسول الله فارسك و صاحبك فقال رسول الله (ص): والله إني رسول الله وما أدري ما يفعل بي . مسند احمد ج1 ص 378

• فلما توفي وغسل وكفن في أثوابه، دخل رسول الله (ص)، فقلت: رحمة الله عليك يا أبا السائب، فشهادتي عليك: لقد أكرمك الله. فقال النبي (ص): وما يدريك أن الله أكرمه. فقلت: بأبي أنت يا رسول الله، فمن يكرمه الله؟ فقال: أما هو فقد جاءه اليقين ، والله إني لأرجو له الخير، و الله ما أدري، وأنا رسول الله، ما يفعل بي . بخاری ج1 ح 1186

تحقیق : محمد صالحی 3 / 12/ 91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤1
ارزیابی اشتباه امام علي در انتخاب مُنذر بن جارود بعنوان فرماندار و برخورد تند با او بدليل خيانت

مُنذر بن جارود ، فرماندار امیرمؤمنان در اصطخر ( از شهرهای قدیمی فارس ) بود .
به علی (ع) خبر رسید که فرماندارش در توزیع ثروتها گشاده دستی می کند و به هر که بخواهد ، بدون حساب و کتاب می بخشد .

حضرت در ضمن نامه ای به منذر بن جارود نوشت :

« خوبی پدرت 1، مرا درباره تو فریب داد 2 .

گمان می کردم تو از شیوه و رفتار او پیروی می کنی ؛ امّا آن گونه که از تو به من رسیده ، پیروی هوا و هوس را رها نمی کنی ، گرچه به دینت آسیب برساند و به سخن خیرخواهان، گوش فرا نمی دهی، گرچه خالصانه خیرخواهی کنند .

به من خبر رسیده که کارهای بسیاری را بر زمین می گذاری و برای سرگرمی و تفریح و صید ، بیرون می روی و در ثروت خداوند ، نسبت به بادیه نشینان قبیله ات گشاده دستی می کنی، گویا بیت المال، میراث پدر و مادر توست!

به خدا سوگند ، اگر این گزارشها درست باشد، شتر قبیله ات و بند کفشهایت از تو بهترند!

خداوند، لهو و لعب را نمی پسندد و خیانت به مسلمانان و تباه کردن کارهای آنان، خداوند را به خشم می آورد، و کسی که چنین است، شایسته نیست که به وسیله او مرزها پاسداری شود. هرگاه نامه ام به تو رسید، نزد من بیا ». 3

منذر، نزد امام آمد و گروهی از او شکایت کردند که سی هزار دینار از بیت المال برداشته است .
امام از او سؤال کرد.
وی انکار نمود .
او را به گفته اش سوگند داد، ولی سوگند یاد نکرد.
او را از سِمتش عزل و بعد زندانی نمود. 4

توجه :

1- منذر ابن جارود در جنگ جمل از فرماندهان امام علي(ع) بود 5.

2- او همان كسي است كه وقتي كه امام حسين (ع) نامه اي به بزرگان بصره نوشت و از آنها دعوت به پيوستن به خود كرد ، نامه رسان و اصل نامه را به عبيداله زياد تسليم كرده و باعث كشته شدن او و متوجه شدن عبيداله از حركت امام بسوي كوفه شده و اتفاقات بعدي گرديد . 6

3- امام هيچ ابايي از اينكه بگويد در امر انتخاب منذر اشتباه كرده ندارد ، چرا كه امور سياسي را از اموري ميداند كه به اطلاعات شخص حاكم و تجربه او و مشاوره هايي كه ميكند وابسته است و چه بسا برآيند اين سه مورد ، منجر به خطا بشود و اين براي هر حاكمي از جمله امام (ع) صادق است . ( خطبه 216 نهج البلاغه ) 7

زيرنويسها :

1- جارود در زمان پيامبر(ص) از اهالي بحرين بود كه از مسيحيت به اسلام گرويد و از صحابه وفادار او شد و در زمان عمر در يكي از جنگها كشته شد .

2- َامَّا بَعْدُ، فَإِنَّ صَلاَحَ أَبِيکَ غَرَّنِي مِنْکَ، وَظَنَنْتُ أَنَّکَ تَتَّبِعُ هَدْيَهُ، وَتَسْلُکُ سَبِيلَهُ ...
3- نامه 71 نهج البلاغه (من کتاب له عليه السلام الي المنذر بن الجارود العبدي )
4- أانساب الأشراف، ج 2، ص 391؛ تاریخ الیعقوبی، ج 27، ص 302.
5- الجمل:321، تاريخ الطبري:505/4،
6- تاريخ الطبري:357/5، الکامل في التاريخ:535/2 و 536، الأخبار الطوال:231.
7- فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ

محمد صالحي – 10/2/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با احترام گذاشتن به عقاید همدیگر دنیایی زیباتر بسازیم
افرادی در زیر باران نماز می خوانند و عابران برایشان چتر می گیرند 💯
❤1
بد فهمی از سنت : پوشش ضخیم و خشن

با توجه به وضع معیشتی صدر اسلام و هم چنین عدم علم و یا امکانات دوخت و دوز ، جامه و لباس مردم ، بسیار ساده و معمولا در حد یک لنگ با و یا بدون بالاپوش بوده که به دلیل نازکی آنها ( جهت ارزانتر بودن ) ، امکان پوشش مناسب اندام را نداشتند .

از طرف دیگر بعضی افراد متمول با لباس های حریر و بدن نما ، بر دیگران فخر فروخته و خودنمایی می کردند .

بدین منظور ، سفارش پیامبر(ص) و امام علی (ع) ، استفاده از لباس هایی بوده که نه جنبه تفاخر داشته باشد و نه بدن نما ، و نه تنها توصیه به پوشش لباس ضخیم می کردند ، که خود نیز چنین می پوشیدند .

آنجا که امام علی(ع) می فرمایند :

بر شما باد لباس ضخيم و كُلُفت ، زيرا كسى كه لباسش نازك و بدن نما باشد، دين او هم نازك است. هيچ كس از شما نبايد با لباس بدن نما در مقابل خداوند بايستد. 1

اما پوشش امام صادق(ع) و بیانات صریح ایشان در برخورد با کسانی که او را از پوشش زیبا و شیک ( متناسب شرایط زمان امام (ع)) سرزنش کرده و دائم سنت پیامبر(ص) و امام علی(ع) را به رخ او می کشیدند ، برداشت و اصل دیگری را به ما گوشزد می کند :

آنجا که در احادیث زیر داریم :

1- حمادبن عثمان روایت کرده که نزد امام صادق (ع)بودم ، مردی به او گفت :خدا به شما خیر دهد ، خود شما گفتید که علی بن ابی طالب لباس خشن می پوشید و پیراهنی که قیمتش چهار درهم بود به تن می کرد و سخنانی از این قبیل . در حالی که ما می بینیم شما لباس خوب میپوشید! 2

امام در پاسخ فرمودند :

علی ابی طالب زمانی آن لباس را می پوشید که عیب نبود . اگر آن لباس را در این زمان می پوشید ، به واسطه ی آن مشهور و انگشت نما می شد . بنابراین بهترین لباس در هر زمان ، لباس مردم آن زمان است.

2- شخصی به امام صادق(ع)عرض می کند :عجبا از مردمی که اندک و ساده می خورند ، لباس خشن می پوشند و ادای تواضع دارند : 3 . 4

امام عرض می کنند :

آیا نمی دانی که یوسف که پیامبر و پیامبر زاده بود ، لباس ابریشمی مصری مزین به طلا می پوشید و با فرعون مجالست داشت ؟! خداوند طعام و یا نوشیدنی حلالی را حرام نکرده ، مگر آنچه اقتضای حرام دارد ، چه کم و چه زیاد ، همانطور که خداوند می فرماید :

بگو در شان چه کسی است که زینت ها و طیباتی را که خدا برای بندگانش آفریده حرام نماید ؟

3- روزی سفیان ثوری نزد امام صادق (ع) رفت و دید که آن حضرت لباس سفیدی همچون پرده ی زیرین پوست تخم مرغ پوشیده است . سفیان عرض کرد : این لباس شایسته ی شما نیست . 5

امام (ع) فرمود : رسول خدا (ص) در زمان خشکسالی و فقر زندگی می کرد . اما وقتی دنیا به مردم روی آورد ، شایسته ترین مردم در استفاده از نعمت های دنیوی ، نیکو کاران و مومنان و مسلمانان هستند نه ستمکاران و منافقان و کافران.

نتیجه بحث :

1- آنچه که از مفاد روایات استفاده می شود ، توصیه به صفت زهد نبوده ، بلکه نهی از شفاف و بدن نما بودن لباس ، که منجر به نوعی برهنگی و هنجار شکنی می شود بوده است .

همانطور که صراحت روایت زیر بیان می کند :

امام صادق(ع): شایسته زن مسلمان ( و تبعا هر مسلمان ) نیست که لباسی بپوشد که گویی چیزی نپوشیده است . 6

2- بر اساس روایات و سیره امامان(ع) ، آنچه اصل اخلاقی مورد سفارش آن بزرگان بوده ، شهره مردم نشدن ، تفاخر نکردن و پاکسازی جامعه از فسادهای ناشی از برهنگی بوده است .

همانطور که صراحت روایت زیر بیان می کند :
امام صادق(ع) : خداوند لباس شهرت که باعث انگشت نماشدن فرد شود را دشمن دارد . 7

3- امامان بزرگوار (ع) ، فقط در پی بیان یک معیار اخلاقی ، عقلانی برای نوع پوشش بودند ، هر چند در زمان خود ، مصداق های عرفی جامعه ( که بعضا بدنبال فرهنگ سازی نیز بودند ) را بیان و رعایت می کردند .

4- نوع پوشش ، یک امر فراتاریخی و ابدی نبوده ، بلکه ابزاری است برای محقق کردن معیار و اصل اخلاقی فوق ، که بهترین آن در هر عصر ، استفاده از نعمت ها و زینت های خدا به بهترین شکل ممکن ، برای تولید و تهیه پوشش بوده ، اما متناسب با عرف اجتماعی همان عصر ، از نظر شرایط اقتصادی ، نمای ظاهری ، محل زندگی و جایگاه اجتماعی افراد . 8

5- موارد فوق الذکر ، اصولی عقلایی بوده ، که توسط عقل صائب فردی ، قابل کشف و تایید بوده و قطعا مصداق یابی لباس عرفی هر عصر نیز ، بر عهده سیره عقلای آن عصر ، می باشد .

زیرنویسها :

1- وسائل الشیعه جز 5 – ح 5804
2- وسائل الشیعه ج 5 ح 5772 ص 17
3- سوره اعراف آیه 32
4- وسائل الشیعه ج 5 ح 5773 ص 17
5- وسائل الشیعه ج5 ح 5775 ص 19
6- کافی ج 3 ح 14 ص 396
7- کافی ج6 ح 1 ص 444

8- توجه شود که بحث ، مربوط به نوع پوشش می باشد ، نه میزان آن ، و با موضوع حجاب قابل مناقشه نمی باشد .

تحقیق : محمد صالحی 10 / 12/ 91
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🤡1
حكم رقص

• آيه الله مرحوم دكتر صادقي تهراني ( م97 گزيده فتاوا ( http://www.forghan..ir

رقص محارم در کنار هم در صورتی که شهوت انگیز نباشد و موجب ترک واجب و فعل حرام نشود، جایز است .

• استاد دكتر كديور ( ۱۳ خرداد ۱۳۹۲ ( kadivar..com ))

1- رقصیدن فی حد نفسه حرام نیست ، آنچه حرام است موارد زیر است:

الف. اختلاط زن و مرد نامحرم.
ب. رقصیدن زنان در برابر مردان نامحرم.
ج. رقصها و حرکات شهوانی (در غیر زن و شوهر)

2- بنابراین رقصیدن از جمله در مجالس عروسی به شرط رعایت سه نکته‌ی فوق (بویژه جدا بودن مجلس زنانه و مردانه) شرعا مجاز است. حرکات موزون، سماع و رقصهای متعارف محلی مردان در برابر جمع نیز بلامانع است.

• آيه الله جناتي : @jannaati

رقص زنان در مجلس زنان و رقص مردان در مجلس مردان، در عروسی ها و مناسبات شادی اشكالی ندارد...

• آيه الله رياحي (http://www.ehtejaj..com/main )

رقص مردان و زنان حتی در حضور نامحرم ، فی نفسه حرام نیست مگر موجب مفسده‌ای باشد . مثلا پوشش مناسب نداشته باشند، یا موجب تحریک شهوانی بیننده شود یا ریبه باشد و . . .

محمد صالحي – 30/3/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤1
استخاره در نظر استاد كوشا

اما در باره« استخاره » باید عرض کنم:

استخاره در لغت به معنی« طلب خیر » از خدای یکتای بی همتا ست.

بنابر این، استخاره نوعی دعا کردن و درخواست کمک از درگاه خالق انسان است.

یکی از علمای بزرگ روشنفکر و نویسنده اهل سنت در مقدمه کتابش نوشته است : من برای ترجمه این کتاب از خدا ی متعال استخاره کردم. مرادش این است که دعا کردم و طلب خیر نمودم که مرا بر انجام این کار موفق گرداند.

اصلا استخاره به همین معناست.

ولی آنچه که امروزه معمول گردیده و حتی برای شماری دکان مرید پروری و درآمد شده است استخاره نیست، بلکه نامش« تفال » است که در روایتی از امام صادق (ع) در الکافی از آن نهی شده است، آن هم با تعبیر « لاتتفالوا بالقرآن...يعني به وسیله قرآن تفال نزنید ».

در یکی از آثار آیت الله مشکینی دیدم که ایشان تمام روایات این استخاره هایی که علامه مجلسی و دیگران نقل کرده اند، سنداً و دلالتاً ضعيف دانسته و مردود شمرده بود.

و حضرت استاد آیت الله صالحی نجف آبادی هم تفال به قرآن را مردود می دانستند و این کارها را وهن قرآن تلقی می کردند.

قاطبه اهل سنت هم - جز دراویش و صوفیان شان- این کار را ناروا می دانند.

ولی مع الأسف امروزه دفتر مراجع یکی از لوازم کار خود و حتی امام جماعت شدن را تفال به قرآن در قالب استخاره!!! به شمار می آورند!

به هر حال این کارها استخاره نیست بلکه تفال است، وتفال هم سابقه دیرینه در فرهنگ های پیش از اسلام داشته که در سوره یاسین هم بدان اشاره شده است.

و هنوز هم حتی برخی از مقدسین با دانه های تسبیح تفال می زنند و این کار را حد اقل در شان قرآن نمی دانند.

یکی از دوستان می گفت: جوانی درب منزل یکی از آیات در قم با عتاب و تندی و بد و بیراه با صدای بلند به او می گفت : برای ازدواجم نزد تو استخاره کردم، به من گفتی بسیار خوب است! تو مرا بدبخت کردی ، این زنم بسیار بد است و ما درحال متارکه هستیم!!!

به هرحال این فرهنگ تفال ربطی به استخاره به معنای واقعی آن ندارد.

هرجا و هر کس از من استخاره بخواهد، اول معنا و مفهوم آن را برایش توضیح می دهم و سپس می گویم من در علم تفال، تخصصی ندارم. اگر اعتقاد دارید به اهلش مراجعه کنید.

قرآن کتاب روشن وروشنگر و هدایت است نه کتاب تفال!!!

تلگرام – 27/4/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
❤2👍1
زمان تشريع احكام عبادي در صدر اسلام - 1

1- نماز

• طبق روایات ، به طور قطع ، قبل از سال نهم بعثت هیچ وجوبی درباره نماز نبوده است .

• اصل وجوب نماز ، در شب معراج در 17 ماه رمضان و 18 ماه قبل از هجرت اتفاق افتاده است. 1

• كه 5 نماز (5 نماز دو رکعتی) مقرر شد .

• بعد از اینکه پیامبر(ص) به مدینه رفتند، 7 رکعت دیگر به 10 رکعت اضافه کردند .

2- روزه

• رمضان از ماده “ رمض ” می باشد که به معنای شدت تابش آفتاب بر خاک است .

• رمضان در زمان شدت گرما بود ، از آن جهت رمضان نامیده شد .

• روزه در سال دوم هجرت با نزول آیه 183 سوره بقره واجب شد . 2

3- حج

• اولين حج ، سال نهم هجری که مسلمانان و مشركان با یکدیگر حج گزاردند ، ذکر شده است .

• اولين حج رسمي ، كه پيامبر احكام آن را بيان كردند ، در سال دهم هجرت در حجه الوداع اتفاق افتاده است .

4- زكات

• زکات همانند نماز ، پیوسته از فرایض مهم و تالی تلو آن و از شرايط قوام دين بوده است . ( واژة زکات در قرآن لفظاً و معناً متجاوز از یکصد مرتبه تکرار شده است .
در این میان واژة زکات به صورت معرفه « الزکوة », 30 بار آمده است که 27 بار آن مقارن با کلمة « صلاة » و حتی در یک آیه آورده شده است مانند : انبیاء, 73 - مریم,54 و بقره, 83 - مریم, 31 - بینه, 5 )

• تشریع زکات ، در اولین آیات الهام شده به مهبط وحی آمده است . اما گفته اند که زکات در آیات مکی به صورت مطلق و مستقل از حدود و احكام بوده و بيشتر ارشاد به آن بوده است .

• قول مشهور آن است که زکات در مدینه تشریع شده است . و احكام زکات با تعیین نصاب برنامة جمع آوری و اخذ آن ، در سال دوّم هجری قمری و در مدینه واجب شده است ، زیرا در مدینه بود که جماعت مسلمانان توانستند کیان مستقل و حکومت داشته باشند .

ادامه دارد :

15 / 10 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت دوم :
https://telegram.me/beshnofekrkon/538
👍1
زمان تشريع احكام عبادي در صدر اسلام - 2

5- خمس

• ترديدى نيست كه آيه خمس در مدينه و پس از جنگ بدر نازل شده است .

• آنچه مسلّم است اينكه حضرت رسول‏(ص) خمس غنايم جنگى را اخذ مى‏كرد .

• اما خمس سود تجارت ، از بعد از زمان امام موسي كاظم(ع) مطرح و بحثهاي مختلفي در مورد وجوب ، مقدار و نحوه محاسبه و موارد مصرف آن انجام گرفته است .

6- حجاب

• كلمه حجاب هم به معنى پوشیدن است و هم به معنى پرده و حاجب ، بیشتر استعمالش به معنى پرده است .

• این واژه در قرآن و حدیث نیز با عنایت به همین معناى لغوى به كار رفته و معناى خاصى پیدا نكرده است . 3

• استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن ، اصطلاح نسبتاً جدیدى است . در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معنى پوشش است به كار مى رفته است .

• پوشش زن در اسلام این است كه زن در معاشرت خود با مردان ، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود نمایى نپردازد .

• در آیات مربوطه ، لغت حجاب به كار نرفته است . آیاتى كه در این باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب ، حدود پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذكر كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار برده باشد . 4

• شواهد متعددى از قرآن ، حاكى از این نكته است كه در جامعه عرب قبل از اسلام ، زنان براى حضور در اجتماع از پوشش مناسب و مطلوبى برخوردار نبودند . به همین دلیل همسران پیامبر(ص) در آيات سوره احزاب كه سال 5 هجرت نازل شد 5 ، از متابعت آن الگو منع مى شوند . 6

• از شأن نزول آيه 30 سوره نور كه در سال 8 هجري نازل شد 7 ، مى توان استنباط كرد كه اولین آیاتى كه در تشریع حجاب و بیان محدوده نظر نازل شده ، همین آیات سوره نور ميباشد .8

• آنچه را که از تاریخ استفاده می شود ، زنان عرب معمولاً پیراهن هایی می پوشیدند که گریبان هایشان باز بود و دور گردن و سینه ، در معرض دید بود و روسری هایی که به سر می انداختند ، قسمت های پایین آن را به پشت سر می انداختند به طور طبیعی گوش ها و گوش واره ها و جلوی سینه و گردن نمایان بود . 9

• آنچه از بدن زن در عصر نزول آشکار بوده ، ساعد، ساق، صورت، گردن و مو بوده است كه اعراب حجاز همین مقدار را نیز به دلایل فقر و بي تفاوتي درست نمی پوشانیدند .

• مفاد آیه 30 سوره نور ، این است که دو طرف خِمار را به گونه ای استعمال کنید که سینه هایتان کاملا پوشیده باشد .

• اگر خِمار به معنی سرانداز هم باشد به عمامه عربی نزدیکتر است تا به روسری شرعیِ ساتر ِمو .10
• زيرنويسها :

1- سبحاني، جعفر، فروغ ابديت، نشر دانش اسلامي، 1363 ش، ج 1، ص 385
2- ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج ‏1، ص 191
3- مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 430ـ 429.
4- مرتضى مطهرى، همان، ج 19، ص 430ـ431.
5- محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 20، ص 376ـ377
6- احزاب، آیه هاى 32 ـ 33 و 59 ( سال پنجم هجري )

7- محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 20، ص 376ـ377 - جعفر مرتضى عاملى، حدیث الافك، ص 129
8- محمد كلینى، كافى، ج 5، ص 521 - محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 15، ص 116 –
9- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 19، ص 484- 485.
10- كديور ، تاملي در مسئله حجاب

15 / 10 /94 - محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/537
براي بررسي عقلاني و عادلانه بودن احکام شريعت بايد چنين کرد .... https://telegram.me/beshnofekrkon
❤1