باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
نبوت و ولایت

مقدمه :

منصب نبوت برای پیامبر ، فیض الهی و وظیفه اولی رسالت حضرت ایشان بود ، در حالیکه پیامبر وظیفه اولی الهی برای تشکیل حکومت نداشته و تنها پس از خواست اکثریت جامعه مدینه ( در بخش دوم رسالت ایشان ، پس از هجرت از مکه به مدینه ) ، برای پذیرش ولایت و زعامت سیاسی آنها ، مورد قبول پیامبر قرار گرفت و حکومت ایشان شکل رسمی بخود گرفت .

در ادامه نظر مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی ، خواهد آمد :

فرق بین نبوت و ولایت

بین نبوت و ولایت بمعنای زمامداری و حاکمیت بالفعل ، فرقهای اساسی وجود دارد که باید این فرقها را بشناسیم :

1- نبوت یک فیض ملکوتی و الهی است که با اراده خاص خداوند به پیغمبرش اعطا می شود و فکر و تشخیص هیچ انسانی ، حتی خود پیغمبر در آن دخالت ندارد ؛ ولی ولایت یک ضرورت اجتماعی است که برای اداره جامعه بدست خود مردم بوجود می آید و حتی مردم بی خدا نیز از آن بی نیاز نیستند و به فردی ولایت می دهند و زمامدارش می کنند .

2- نبوت یک واقعیت تکوینی و ماورا الطبیعی است که با اراده تکوینی خدا ، گاهی به طفل در گهواره هم داده می شود ، چنانکه به حضرت عیسی (ع) داده شد ، ولی ولایت ، محصول یک قرارداد اجتماعی است که آن قرارداد ، واقعیتی جز جعل و اعتبار ندارد .

3- نبوت یک مقام عالی و یک فضیلت والای معنوی و حقیقت جاودانی است که مطلوب خداست و یک متاع زودگذر دنیایی نیست ولی ولایت ، اداره جامعه و درگیری با مشکلات مردم و یک متاع زودگذر دنیایی است که مطلوب اصلی اولیای خدا نیست ؛ چنانکه حضرت امیر (ع) فرمود :

" من در ولایت رغبتی نداشتم ولی شما با اصرار ، آنرا به من قبولاندید " 1

اگر ولایت یک مقام معنوی ملکوتی و الهی بود ، امام نمی فرمود : من در آن رغبتی نداشتم ؛ زیرا مقام معنوی و الهی ، کمال آرزوی امام است . و نیز در جای دیگر فرمود :

" این ولایت شما متاع چند روزه زودگذر است ." 2

و معلوم است که مقام معنوی و الهی ، متاع چند روزه و زودگذر نیست .

4- نبوت چیزی نیست که مردم بتوانند آن را از پیامبر سلب کنند ، چون آن را مردم نداده اند تا بتوانند سلبش کنند ، ولی ولایت یعنی حاکمیت بالفعل ، چون با نیروی مردم تحقق می یابد ، مردم می توانند آن را به حق یا ناحق به کسی بدهند و یا از کسی سلب کنند ، چنانکه در مدت بیست و پنج سال آن را از حضرت امیر (ع) سلب کردند و خود آن حضرت فرمود :

" سلبونی سلطان ابن امی – حکومت پیامبر را از من سلب کردند و نگذاشتند بدست من بیاید .3"

5- نبوت از همان آغاز نزول وحی برای پیغمبر خدا حاصل شد ، ولی ولایت هنگامی حاصل شد که در مدینه حکومتی تشکیل داد و اداره جامعه کوچک اسلامی را بدست گرفت ، بنابراین در آن سیزده سال که آن حضرت در مکه بود و حکومتی تشکیل نداده بود ، ولایت بمعنای زمامداری نداشت ولی نبوت داشت .

6- ولایت در آنجا که مردمی باشد با پشتیبانی اکثریت مردم تحقق می یابد زیرا با نبودن نیروی اکثریت هیچکس نمی تواند حکومت مردمی تشکیل دهد و ولایت بالفعل داشته باشد و از اینرو باید گفت :

حکومت انبیا چون مردمی است نه تحمیلی ، طبعا با پشتیبانی و رضای اکثریت نیروهای مردمی تشکیل می شده است .

ولی نبوت چون فیضی است الهی که بطور ابتدایی به پیغمبر اعطا می شود ، اگر اکثریت مردم نیز مخالف او باشند باز هم نبوتش ثابت و محقق است و وظیفه دعوتش را انجام می دهد و برای ساختن انسانها تلاش می کند .

از آنچه گفتیم ، روشن شد که نبوت و ولایت ، در ماهیت و جوهر خود با هم فرق دارند و میان ولایت و نبوت ، تفاوت از زمین تا آسمان است . نبوت در اوج ملکوت قرار دارد ، در حالیکه ولایت یک امر مردمی و اجتماعی است .

زیرنویسها :

1- نهج البلاغه ، خطبه 196
2- نهج البلاغه ، نامه 62
3- نهج البلاغه ، نامه 36

منبع : کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " – ص 138 تا 141 - مرحوم آیه اله صالحی نجف آبادی

جمع آوری : محمد صالحی – 29 / 12 /90

http://mahsan.parsiblog.com/
👍3👎1
دستور پيامبر(ص) به استفاده از عقل و عدل و انصاف در امر قضاوت

در سال دهم هجرت ، معاذ بن جبل - که درمیان اصحاب به فقاهت و آشنایی به احکام قرآن شهره بود 1 از سوی پیامبر ماموریت یافت که برای داوری و قضاوت راهی سرزمین یمن گردد . معاذ در آن وقت 28 ساله بود. 2

رسول خدا پیش از اعزام معاذ، با او به گفتگو پرداخت و از او پرسید:

- مدرک داوری تو در گشودن اختلاف چه خواهد بود؟

- کتاب خدا ، قرآن.

- اگر در آن موضوع ، تصریحی در کتاب خدانباشد، از روی چه قضاوت می کنی؟

- از روی قضاوتهای رسول خدا ، زیرا من تمام داوریهای شما را در موضوعات گوناگون دیده و ثبت خاطر کرده ام، اگر جریانی پیش آید که موضوع آن با یکی از داوریهای شماهمانند باشد، از داوریهای شما استفاده می کنم و بر طبق آن قضاوت می نمایم.

- اگر جریانی پیش آید و در باره آن تصریحی در کتاب خدا و قضاوتی از من نباشد، در این صورت چه می کنی؟

- اجتهاد و کوشش می کنم و بر طبق قاعده و عدل و انصاف داوری می نمایم.

- شکر خدا را که پیامبر خود را موفق نمود که شخصی را برای داوری انتخاب کند که عمل وی مورد رضایت اوست. 3

آنگاه رسول خدا او را با پای پیاده ، درحالی که معاذ بر مرکب سوار بود، بدرقه کرد 4 و توصیه ها و سفارشات مهمی را به او گوشزد فرمود كه از جمله آنها دستور زير بود :

یا معاذ بشّر و لا تنفّر ، یسّر و لا تعسّر 5

اي معاذ : با مردم به كلام بشارت و جذب صحبت كن نه اينكه متنفرشان كني و با آنها آسان بگير و كار را بر آنها سخت نكن .

معاذ بن جبل تا هنگام رحلت رسول خدادر یمن اقامت داشت 6 و به وظایف قضایی وفرهنگی خود عمل کرد و سپس به مدینه بازگشت. 7

پی نوشتها:

1 - ر.ک: تهذیب الکمال، ج 28، ص 109.
2 - ر.ک: اسدالغابه، ج 5، ص 194.
3 - تاریخ مدینه دمشق، ج 58،ص 412.
4 - سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 281.
5- صحیح بخاری ، ج 5/ 204. ( ج 1 ح 2873 )
6- سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 282،
7- معاذ بن جبل تا سال 18 هجری زنده بود و سرانجام در سن 36 سالگی بر اثر طاعون در گذشت.(تاریخ مدینه دمشق، ج 58، ص 391; سفینة البحار، ج 2، ص 288; سیر اعلام النبلاء، ج 3،ص 289)

محمد صالحي 1 / 10/ 94 -

http://Mahsan.parsiblog.com
👎1
مرواريدهايي از زبان پيامبر (ص)

1- انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق 1

همانا من براي رساندن انسان به مكارم و ارزشهاي والاي اخلاقي مبعوث شدم .

2- ان العبد لیبلغ بحسن خلقه عظیم درجات الاخرة وشرف المنازل و انه لضعیف العبادة ; 2

بنده خدا به وسیله حسن اخلاق به درجات عالی آخرت و بهترین مقامات می رسد، در حالی که ممکن است از نظر عبادت ضعیف باشد !

3- یا فاطمه اعملی بنفسک ، فإني لا أغني عنك من الله شيئاً. 3

اي فاطمه ( دخترکم )خودت برای خودت عمل کن. من به درد تو نمی خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست .

4- اذا احببتم ان تعلموا ما للعبد عند ربه فانظروا ما یتبعه من الثنائ . 4

وقتى بخواهید مقام بنده را در نظر خدا بدانید بنگرید که پشت سر او چه میگویند. ...

5- إنّما أنا بشر إذا أمرتكم بشي ء من دينكم فخذوا به و إذا أمرتكم بشي ء من رأيي فإنّما أنا بشر.5

من انسانى مانند شما هستم وقتى شما را بچيزى در كار دين دستور دادم بدان رفتار كنيد و وقتى از پيش خود شما را بچيزى فرمان دادم من انسان هستم .

6- جاء جبرئيل (ع) إلى النبي (ص) فقال : يا محمد ربك يقرئك السلام و يقول لك : دار خلقي 6

جبرئيل نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: اي محمد خدايت بتو سلام مي رساند و ميگويد با ( حد فهم و پذيرش) خلق من مدارا كن.

7- إيّاكم و المدح فإنّه الذّبح 7

از مدح كردن ديگري بپرهيزيد كه مانند سر بريدن است. ( از غروري كه به او دست مي دهد ، به ورطه كبر و بيداد مي افتد )

8- آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ 8

آفت دين سه چيز است : فقيه و عالم بد كار ، پيشواى ستم كار و مجتهد نادان.

9- إيّاكم و الغلوّ في الدّين فإنّما هلك من كان قبلكم بالغلوّ في الدّين.
9
از افراط در دين بپرهيزيد كه پيشينيان شما از افراط در دين هلاك شدند.

10- ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین 10

منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد ، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران .

11- إنّ اللَّه أبى علىّ فيمن قتل مؤمنا ثلاثا. 11

خداوند سه بار خواهش مرا در باره بخشش كسى كه مؤمنى را كشته بود رد كرد.

12- أجملوا في طلب الدّنيا فإنّ كلّا ميسّر لما كتب له منها. 12

در طلب دنيا معتدل باشيد زيرا بهر كس هر چه قسمت اوست ميرسد .
13- من تفاقر افتقر 13

هر که تظاهر به فقر نماید ( و دائم از نداری بنالد ) ، فقیر شود .

14- الخلق عيال الله 14

خلايق همه در جايگاه عيال و خانواده خداوندند . ( و صاحب خانه ، خانواده خود را به لطف و رحمت داوري كند . )

زير نويسها :

1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1.
2- مهجة البیضاء، ج 5، ص 93
3- حكيمي ، محمد رضا ، 1370، الحياه ، ج 2،تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
4- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 664
5- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 940
6- اصول کافی ج2 ص 116
7- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1000
8- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 4
9- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 945
10- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حديث 2107
11- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 666
12- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 67
13- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حدیث 1024
14- بحارالانوار ، ج 74، ص .316

محمد صالحي - بمناسبت بعثت رسول اكرم (ص) 9 / 4 / 90

https://t.me/beshnofekrkon/5
http://Mahsan.parsiblog.com
❤1👎1