مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 3
4-2- در زمان خلافت يزيد
از اين قسمت تاريخ به بعد ، زندگي سياسي امام ، وارد يك مبارزه تمام عيار با رعايت تمام اصول منطقي " هدف گذاري " و " خواست مردمي " مي شود ، كه در 4 مرحله زير شكل مي گيرذ :
مرحله اول : کوشش برای نپذیرفتن بیعت تحمیلی یزید و از طرف دیگر تحقیق درباره امکان تشکیل حکومت در کوفه .
( از 28 رجب سال 60 هجری تا 8 ذی الحجه ، یعنی 4 ماه و 10 روز )
پس از مرگ معاويه در سال 60 هجري ، يزيد به خلافت نشست ، و در اولين اقدام براي مستحكم كردن پايه هاي حكومت خود ، دستور صريح براي گرفتن بيعت از همه مخالفين به نام از جمله امام حسين ( ع ) داد .
آنجا كه در تاريخ داريم :
یزید با ارسال نامه ای به حاکم مدینه وليد بن عتبه نوشت :
" اذا اتاك كتابي هذا فأحضر الحسين بن علي و عبداللّه بن الزبير فخذهما بالبيعة فإن امتنعا فاضرب اعناقهما و ابعث اليّ برؤوسهما ." 11
" هنگامي كه نامه ام به دستت رسيد حسين بن علي و عبداللّه بن زبير را حاضر كن و از آن دو بيعت بگير ، پس اگر از بيعت نمودن خودداري كردند گردنهاي آنان را بزن و سرهايشان را براي من بفرست. "
تذکر : البته در اکثر تواریخ از جمله طبری ، سخن از زدن گردن نیست .
و ليكن امام بدليل اين كه يزيد را شخصي ... كه لياقت خلافت را ندارد و بيعت با او را تاييد حكومت .... او مي دانست ، از بيعت با او سرباز زد ، و اولين قدم رسمي را براي اعلام مخالفت خود ، در حضور حكمران مدينه با اين بهانه كه بيعت مخفي و بدون حضور مردم ارزشي ندارد ، برداشت :
آنجا كه حضرتش در اولين اظهار نظر خود در خانه وليد ، مسئله بيعت خواستن يزيد را پيش كشيد و چنين فرمود :
وأما البيعة فإن مثلي لا يبايع سرًا ، ولا أراك ترضى مني إلا بإظهارها على رءوس الناس ، فإذا خرجت إليهم فدعوتهم إلى البيعة دعوتنا فكان أمرنا واحدًا . 12
تو هرگز به بيعت پنهانى راضى و قانع نخواهى بود مگر آشکارا در حضور مردم باشد ، بنابراين هنگامى كه صبح شد تو مردم و ما را به همراه آنان برای بیعت فراخواندی کار ما یکی خواهد بود .
و پس از يكسري قيل و قال با مروان ، از دار الاماره خارج شدند .
امام حسین (ع) چون اوضاع مدینه را واژگونه یافت ، درنگ در آن شهر مقدس را جایز ندانست و در روز یکشنبه دو روز مانده به آخر رجب از سال 60 هجری به اتفاق اهل بیت و یاران خود راهی مکه شده و حركت ارشادي خود را شروع و هدفش را چنين بيان كرد .
هدف امام از حركت سياسي خود :
• در وصیتی به برادرش محمد بن حنفیه چنین بیان فرمود :
" بسم الله الله الرحمن الرحيم ، هذا ما اوصى به الحسين بن على الى اخيه محمد بن الحنفية ، ان الحسين يشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان محمدا عبده و رسوله جاء بالحق من عنده و ان الجنة حق و النار حق و الساعة آتية لا ريب فيها و ان الله يبعث من فى القبور . و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابىطالب . فمن قبلنى بقبول الحق فالله اولى بالحق و من رد على هذا اصبر حتى يقضى الله بينى و بين القوم و هو خير الحاكمين و هذه وصيتى اليك يا اخى و ما توفيقى الا بالله عليه توكلت و اليه انيب . " 13
" به نام خدا ، اين وصيت حسين به برادرش محمد حنفيه است ؛
حسين به يگانگي خدا و رسالت محمد (ص ) و حقانيت پيام او و بهشت و جهنم و قيامت شهادت مي دهد .
حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) .
اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم .
پس هر كس به من بخاطر حقانيتم رو كند ، مانند آنست كه بخدا رو كرده است و كسي كه مرا نپذيرد ، صبر خواهم كرد تا خداوند چه پيش آورد .
اين وصيت من است و توفيق هم از خداست ، بر او توكل كرده و از او امداد مي جويم . "
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) – 4
https://telegram.me/beshnofekrkon/584
مروری بر زندگی سیاسی امام حسین(ع) - ۱
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
4-2- در زمان خلافت يزيد
از اين قسمت تاريخ به بعد ، زندگي سياسي امام ، وارد يك مبارزه تمام عيار با رعايت تمام اصول منطقي " هدف گذاري " و " خواست مردمي " مي شود ، كه در 4 مرحله زير شكل مي گيرذ :
مرحله اول : کوشش برای نپذیرفتن بیعت تحمیلی یزید و از طرف دیگر تحقیق درباره امکان تشکیل حکومت در کوفه .
( از 28 رجب سال 60 هجری تا 8 ذی الحجه ، یعنی 4 ماه و 10 روز )
پس از مرگ معاويه در سال 60 هجري ، يزيد به خلافت نشست ، و در اولين اقدام براي مستحكم كردن پايه هاي حكومت خود ، دستور صريح براي گرفتن بيعت از همه مخالفين به نام از جمله امام حسين ( ع ) داد .
آنجا كه در تاريخ داريم :
یزید با ارسال نامه ای به حاکم مدینه وليد بن عتبه نوشت :
" اذا اتاك كتابي هذا فأحضر الحسين بن علي و عبداللّه بن الزبير فخذهما بالبيعة فإن امتنعا فاضرب اعناقهما و ابعث اليّ برؤوسهما ." 11
" هنگامي كه نامه ام به دستت رسيد حسين بن علي و عبداللّه بن زبير را حاضر كن و از آن دو بيعت بگير ، پس اگر از بيعت نمودن خودداري كردند گردنهاي آنان را بزن و سرهايشان را براي من بفرست. "
تذکر : البته در اکثر تواریخ از جمله طبری ، سخن از زدن گردن نیست .
و ليكن امام بدليل اين كه يزيد را شخصي ... كه لياقت خلافت را ندارد و بيعت با او را تاييد حكومت .... او مي دانست ، از بيعت با او سرباز زد ، و اولين قدم رسمي را براي اعلام مخالفت خود ، در حضور حكمران مدينه با اين بهانه كه بيعت مخفي و بدون حضور مردم ارزشي ندارد ، برداشت :
آنجا كه حضرتش در اولين اظهار نظر خود در خانه وليد ، مسئله بيعت خواستن يزيد را پيش كشيد و چنين فرمود :
وأما البيعة فإن مثلي لا يبايع سرًا ، ولا أراك ترضى مني إلا بإظهارها على رءوس الناس ، فإذا خرجت إليهم فدعوتهم إلى البيعة دعوتنا فكان أمرنا واحدًا . 12
تو هرگز به بيعت پنهانى راضى و قانع نخواهى بود مگر آشکارا در حضور مردم باشد ، بنابراين هنگامى كه صبح شد تو مردم و ما را به همراه آنان برای بیعت فراخواندی کار ما یکی خواهد بود .
و پس از يكسري قيل و قال با مروان ، از دار الاماره خارج شدند .
امام حسین (ع) چون اوضاع مدینه را واژگونه یافت ، درنگ در آن شهر مقدس را جایز ندانست و در روز یکشنبه دو روز مانده به آخر رجب از سال 60 هجری به اتفاق اهل بیت و یاران خود راهی مکه شده و حركت ارشادي خود را شروع و هدفش را چنين بيان كرد .
هدف امام از حركت سياسي خود :
• در وصیتی به برادرش محمد بن حنفیه چنین بیان فرمود :
" بسم الله الله الرحمن الرحيم ، هذا ما اوصى به الحسين بن على الى اخيه محمد بن الحنفية ، ان الحسين يشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان محمدا عبده و رسوله جاء بالحق من عنده و ان الجنة حق و النار حق و الساعة آتية لا ريب فيها و ان الله يبعث من فى القبور . و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابىطالب . فمن قبلنى بقبول الحق فالله اولى بالحق و من رد على هذا اصبر حتى يقضى الله بينى و بين القوم و هو خير الحاكمين و هذه وصيتى اليك يا اخى و ما توفيقى الا بالله عليه توكلت و اليه انيب . " 13
" به نام خدا ، اين وصيت حسين به برادرش محمد حنفيه است ؛
حسين به يگانگي خدا و رسالت محمد (ص ) و حقانيت پيام او و بهشت و جهنم و قيامت شهادت مي دهد .
حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) .
اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم .
پس هر كس به من بخاطر حقانيتم رو كند ، مانند آنست كه بخدا رو كرده است و كسي كه مرا نپذيرد ، صبر خواهم كرد تا خداوند چه پيش آورد .
اين وصيت من است و توفيق هم از خداست ، بر او توكل كرده و از او امداد مي جويم . "
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) – 4
https://telegram.me/beshnofekrkon/584
مروری بر زندگی سیاسی امام حسین(ع) - ۱
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) – 4
چون مردم کوفه در عراق از مرگ معاویه و امتناع امام حسین (ع) از بیعت با یزید اطلاع یافتند ، نامه های فراواني در پشتیبانی از امام امضاء کرده و حضرتش را به کوفه فراخواندند .
از جمله نامه زير مي خوانيم :
" عجل القدوم يابن رسول الله فان لك بالكوفة مائة الف سيف فلاتتاخر ." 14
" اي فرزند رسول خدا ، در اقدام براي رسيدن به كوفه و ( در دست گرفتن حكومت ) عجله كن كه 100.000 نفر آماده رزمند . "
• امام براي روشن كردن ذهن كوفيان از هدف خود چنين نوشتند :
" فقد علمتم انّ رسول اللّه ـ (ص) ـ قد قال في حياته : من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله و قد علمتم ان هؤلاء القوم قد لزموا طاعة الشيطان و تولّوا عن طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا بالفيي ء و اَحَلّوا حرام اللّه و حرموا حلاله و انّي احق بهذا الامر لقرابتي من رسول اللّه ـ (ص ) ـ."15
«شما مي دانيد كه پيامبر خدا در زمان حيات خود فرمود: هر كس سلطان بدكاري را ببيند كه حرام خدا را حلال مي كند ، عهد خدا را مي شكند ، مخالف سنت رسول خدا عمل كرده به گناه و دشمني در ميان آنان رفتار مي كند ، آن گاه با گفتار و كردار خود با آن سلطان به مخالفت برنخيزد خداوند او را نيز به همان جايي داخل مي سازد كه آن سلطان ستمگر را داخل مي سازد ـ يعني جهنم ـ و شما آگاهيد كه اين قوم ـ بني اميه ـ پيروي از شيطان را برگزيدند و از اطاعت خدا روي برتافتند ، فساد و تباهي را آشكار و حدود الهي را تعطيل نمودند و فيي ء را به تصرف خود درآوردند ، حرام خدا را حلال و حلالش را حرام نمودند و حال آنكه من به اين امر ـ سرپرستي و حكومت بر مردم و جانشيني پيامبر (ص) ـ سزاوارترم ؛ به دليل جايگاهم نسبت به رسول خدا ـ (ص) ـ.»
و امام پس از اصرار كوفيان براي اطمينان از خواست عمومي آنها ، مسلم ابن عقيل را در 15 رمضان بسوي كوفه فرستاد ؛
و به آنها نوشت :
" و قد بعثت اليكم ... ثقتى من اهل بيتى و امرته ان يكتب الى .... رايكم فان كتب الى انه قد اجمع راى ملاكم و ذوى الفضل ....منكم على مثل ما قدمت على به رسلكم و قرات فى كتبكم اقدم عليكم و شيكا ان شاءالله...; " 16
" اينك ... شخص مورد اعتماد از خانواده خود را به سوى شما گسيل داشتم و به او دستور دادم كه مرا از وضعيت ..و راى شما مطلع گرداند ، پس اگر براى من بنويسد كه ، نظر بزرگان ... شما بر همان چيزى استقرار يافته كه فرستادگان شما به اطلاع من رساندند و در نامه هايتان خواندم ، به سرعت به سوى شما خواهم آمد ان شاءالله . "
مسلم به روز پنجم شوال وارد کوفه شد . چون خبر ورودش انتشار یافت 12000 نفر و بقولی 18000 نفر با او بیعت کردند .
به همين دليل مسلم مطلب را به امام گزارش داد و از آن حضرت خواست به کوفه بیاید . ( 37 روز پس از ورود به کوفه )
" عجل الاقبال حین یاتیک کتابی فان الناس کلهم معک " 17
" نیروهای مردمی کوفه با شما هستند ، پس با رسیدن نامه من با تعجیل ، به کوفه حرکت کنید . "
امام با دیدن نامه مسلم ، نامه ای به بزرگان بصره نوشته و آز آنها دعوت به همکاری کرد و سپس 8 ذی الحجه ( 2 روز قبل از عید قربان و یکروز قبل از شهادت مسلم ) راه افتاد .
نامه امام به اهالي بصره :
" و انا اَدعوكم الي كتاب اللّه و سنّة نبيه ـ (ص) ـ فان السّنة قد اميتت و ان البدعة قد احييت و ان تسمعوا قولي و تطيعوا امري أهدكم الي سبيل الرشاد. " 18
" من شما را به سوي كتاب خدا و سنت پيامبرش فرا مي خوانم، ـ به راستي كه در اين زمان ـ سنت رسول خدا از بين رفته و بدعت جاي آن را گرفته است . بنابراين اگر سخنانم را شنوا باشيد و فرمانم را اطاعت كنيد شما را به سوي راه رشد و سعادت هدايت و راهنمايي مي كنم. "
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
مروری بر زندگی سیاسی امام حسین (ع) - ۵
https://telegram.me/beshnofekrkon/587
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
چون مردم کوفه در عراق از مرگ معاویه و امتناع امام حسین (ع) از بیعت با یزید اطلاع یافتند ، نامه های فراواني در پشتیبانی از امام امضاء کرده و حضرتش را به کوفه فراخواندند .
از جمله نامه زير مي خوانيم :
" عجل القدوم يابن رسول الله فان لك بالكوفة مائة الف سيف فلاتتاخر ." 14
" اي فرزند رسول خدا ، در اقدام براي رسيدن به كوفه و ( در دست گرفتن حكومت ) عجله كن كه 100.000 نفر آماده رزمند . "
• امام براي روشن كردن ذهن كوفيان از هدف خود چنين نوشتند :
" فقد علمتم انّ رسول اللّه ـ (ص) ـ قد قال في حياته : من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله و قد علمتم ان هؤلاء القوم قد لزموا طاعة الشيطان و تولّوا عن طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا بالفيي ء و اَحَلّوا حرام اللّه و حرموا حلاله و انّي احق بهذا الامر لقرابتي من رسول اللّه ـ (ص ) ـ."15
«شما مي دانيد كه پيامبر خدا در زمان حيات خود فرمود: هر كس سلطان بدكاري را ببيند كه حرام خدا را حلال مي كند ، عهد خدا را مي شكند ، مخالف سنت رسول خدا عمل كرده به گناه و دشمني در ميان آنان رفتار مي كند ، آن گاه با گفتار و كردار خود با آن سلطان به مخالفت برنخيزد خداوند او را نيز به همان جايي داخل مي سازد كه آن سلطان ستمگر را داخل مي سازد ـ يعني جهنم ـ و شما آگاهيد كه اين قوم ـ بني اميه ـ پيروي از شيطان را برگزيدند و از اطاعت خدا روي برتافتند ، فساد و تباهي را آشكار و حدود الهي را تعطيل نمودند و فيي ء را به تصرف خود درآوردند ، حرام خدا را حلال و حلالش را حرام نمودند و حال آنكه من به اين امر ـ سرپرستي و حكومت بر مردم و جانشيني پيامبر (ص) ـ سزاوارترم ؛ به دليل جايگاهم نسبت به رسول خدا ـ (ص) ـ.»
و امام پس از اصرار كوفيان براي اطمينان از خواست عمومي آنها ، مسلم ابن عقيل را در 15 رمضان بسوي كوفه فرستاد ؛
و به آنها نوشت :
" و قد بعثت اليكم ... ثقتى من اهل بيتى و امرته ان يكتب الى .... رايكم فان كتب الى انه قد اجمع راى ملاكم و ذوى الفضل ....منكم على مثل ما قدمت على به رسلكم و قرات فى كتبكم اقدم عليكم و شيكا ان شاءالله...; " 16
" اينك ... شخص مورد اعتماد از خانواده خود را به سوى شما گسيل داشتم و به او دستور دادم كه مرا از وضعيت ..و راى شما مطلع گرداند ، پس اگر براى من بنويسد كه ، نظر بزرگان ... شما بر همان چيزى استقرار يافته كه فرستادگان شما به اطلاع من رساندند و در نامه هايتان خواندم ، به سرعت به سوى شما خواهم آمد ان شاءالله . "
مسلم به روز پنجم شوال وارد کوفه شد . چون خبر ورودش انتشار یافت 12000 نفر و بقولی 18000 نفر با او بیعت کردند .
به همين دليل مسلم مطلب را به امام گزارش داد و از آن حضرت خواست به کوفه بیاید . ( 37 روز پس از ورود به کوفه )
" عجل الاقبال حین یاتیک کتابی فان الناس کلهم معک " 17
" نیروهای مردمی کوفه با شما هستند ، پس با رسیدن نامه من با تعجیل ، به کوفه حرکت کنید . "
امام با دیدن نامه مسلم ، نامه ای به بزرگان بصره نوشته و آز آنها دعوت به همکاری کرد و سپس 8 ذی الحجه ( 2 روز قبل از عید قربان و یکروز قبل از شهادت مسلم ) راه افتاد .
نامه امام به اهالي بصره :
" و انا اَدعوكم الي كتاب اللّه و سنّة نبيه ـ (ص) ـ فان السّنة قد اميتت و ان البدعة قد احييت و ان تسمعوا قولي و تطيعوا امري أهدكم الي سبيل الرشاد. " 18
" من شما را به سوي كتاب خدا و سنت پيامبرش فرا مي خوانم، ـ به راستي كه در اين زمان ـ سنت رسول خدا از بين رفته و بدعت جاي آن را گرفته است . بنابراين اگر سخنانم را شنوا باشيد و فرمانم را اطاعت كنيد شما را به سوي راه رشد و سعادت هدايت و راهنمايي مي كنم. "
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
مروری بر زندگی سیاسی امام حسین (ع) - ۵
https://telegram.me/beshnofekrkon/587
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – دوم محرم
1- ورود قافله امام (ع ) به سرزمین کربلا و اقامت اجباری در آن مکان , و استقرار لشکریان حربن یزید در برابر آنان
2- واگذارى فرماندهى سپاه کوفه به عمربن سعد , توسط عبیداللّه بن زیاد , والى کوفه
امام حسین (ع) در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به كربلا وارد شد .1 و در اولین خطابه خود چنین گفت :
اَمَّا بَعْدُ فَقَدْ نَزَلَ بِنا مِنَ اْلا مْرِ ما قَدْ تَرَوْنَ وَانَّ الدُّنْيا قَدْ تَغَيَّرَتْ وَتَنَكَّرَتْ وَاَدْبَرَ مَعْرُوفها وَلَمْ يَبْقَ مِنْها اِلاّ صُبابَةٌ كَصُبابَةِ الا ناءِ وَخَسيسُ عَيْشٍ كَالْمَرْعى الْوَبيلِ اَلا تَرَوْنَ اِلَى الْحَقِّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَالَى الْباطِلِ لا يُتَناهى عَنْهُ لِيَرْغبَ الْمُؤْمِن فِى لِقاءِا للّه فَاِنِّى لا اَرَى الْمَوْتَ اِلا سَعادَةً وَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمِينَ اِلا بَرَماً، النّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا وَالدِّينُ لَعِقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعايِشُهُمْ للّه فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ .
" اما بعد، پيشامد ما همين است كه مى بينيد؛ جدا اوضاع زمان دگرگون گرديده ، زشتيها آشكار و نيكيها و فضيلتها از محيط ما رخت بربسته است ، از فضائل انسانى باقى نمانده است مگر اندكى مانند قطرات ته مانده ظرف آب . مردم در زندگى ننگين و ذلت بارى به سر مى برند كه نه به حق ، عمل و نه از باطل روگردانى مى شود، شايسته است كه در چنين محيط ننگين ، شخص با ايمان و بافضيلت ، فداكارى و جانبازى كند و به سوى فيض ديدار پروردگارش بشتابد، من در چنين محيط ذلت بارى مرگ را جز سعادت و خوشبختى و زندگى با اين ستمگران را چيزى جز رنج و نكبت نمى دانم .
اين مردم برده هاى دنيا هستند و دين لقلقه زبانشان مى باشد، حمايت و پشتيبانيشان از دين تا آنجاست كه زندگيشان در رفاه است و آنگاه كه در بوته امتحان قرار گيرند، دينداران ، كم خواهند بود .2
در این روز " حر بن یزید ریاحی " ضمن نامهای "عبیداللّه بن زیاد" را از ورود امام (ع) به كربلا آگاه نمود .3
و امام (ع) نیز به اهل كوفه نامهای نوشت و گروهی از بزرگان كوفه ـ كه مورد اعتماد حضرت بودند را از حضور خود در كربلا آگاه كرد .
حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم كوفه شود .4
اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام (ع) را دستگیر كرده و به شهادت رساندند .
زمانی كه خبر شهادت قیس به امام (ع) رسید ، حضرت گریست و اشك بر گونه مباركش جاری شد و فرمود :
" اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَ لِشِیعَتِنا عِنْدكَ مَنْزِلاً كَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیيءٍ قَدیرٌ؛
خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع كن، كه تو بر انجام هر كاری توانایی."5
زیرنویسها :
1- الامام الحسین و اصحابه، ص194؛ البدء والتاریخ، ج6، ص10.
2- تحف العقول ، ص 174. طبرى ، ج 7، ص 300. مثيرالاحزان ، ص 22. ابن عساكر، ص 214. مقتل خوارزمى ، ج 2، ص 5. لهوف ، ص 69.
3- همان
4- مقتل الحسین مقرّم، ص 184.
5- بحارالانوار، ج44، ص381.
منابع : 1- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx
2- كتاب : سخنان حسين بن على (ع ) از مدينه تا كربلا - محمّد صادق نجمى
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- ورود قافله امام (ع ) به سرزمین کربلا و اقامت اجباری در آن مکان , و استقرار لشکریان حربن یزید در برابر آنان
2- واگذارى فرماندهى سپاه کوفه به عمربن سعد , توسط عبیداللّه بن زیاد , والى کوفه
امام حسین (ع) در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به كربلا وارد شد .1 و در اولین خطابه خود چنین گفت :
اَمَّا بَعْدُ فَقَدْ نَزَلَ بِنا مِنَ اْلا مْرِ ما قَدْ تَرَوْنَ وَانَّ الدُّنْيا قَدْ تَغَيَّرَتْ وَتَنَكَّرَتْ وَاَدْبَرَ مَعْرُوفها وَلَمْ يَبْقَ مِنْها اِلاّ صُبابَةٌ كَصُبابَةِ الا ناءِ وَخَسيسُ عَيْشٍ كَالْمَرْعى الْوَبيلِ اَلا تَرَوْنَ اِلَى الْحَقِّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَالَى الْباطِلِ لا يُتَناهى عَنْهُ لِيَرْغبَ الْمُؤْمِن فِى لِقاءِا للّه فَاِنِّى لا اَرَى الْمَوْتَ اِلا سَعادَةً وَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمِينَ اِلا بَرَماً، النّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا وَالدِّينُ لَعِقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعايِشُهُمْ للّه فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ .
" اما بعد، پيشامد ما همين است كه مى بينيد؛ جدا اوضاع زمان دگرگون گرديده ، زشتيها آشكار و نيكيها و فضيلتها از محيط ما رخت بربسته است ، از فضائل انسانى باقى نمانده است مگر اندكى مانند قطرات ته مانده ظرف آب . مردم در زندگى ننگين و ذلت بارى به سر مى برند كه نه به حق ، عمل و نه از باطل روگردانى مى شود، شايسته است كه در چنين محيط ننگين ، شخص با ايمان و بافضيلت ، فداكارى و جانبازى كند و به سوى فيض ديدار پروردگارش بشتابد، من در چنين محيط ذلت بارى مرگ را جز سعادت و خوشبختى و زندگى با اين ستمگران را چيزى جز رنج و نكبت نمى دانم .
اين مردم برده هاى دنيا هستند و دين لقلقه زبانشان مى باشد، حمايت و پشتيبانيشان از دين تا آنجاست كه زندگيشان در رفاه است و آنگاه كه در بوته امتحان قرار گيرند، دينداران ، كم خواهند بود .2
در این روز " حر بن یزید ریاحی " ضمن نامهای "عبیداللّه بن زیاد" را از ورود امام (ع) به كربلا آگاه نمود .3
و امام (ع) نیز به اهل كوفه نامهای نوشت و گروهی از بزرگان كوفه ـ كه مورد اعتماد حضرت بودند را از حضور خود در كربلا آگاه كرد .
حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم كوفه شود .4
اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام (ع) را دستگیر كرده و به شهادت رساندند .
زمانی كه خبر شهادت قیس به امام (ع) رسید ، حضرت گریست و اشك بر گونه مباركش جاری شد و فرمود :
" اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَ لِشِیعَتِنا عِنْدكَ مَنْزِلاً كَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیيءٍ قَدیرٌ؛
خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع كن، كه تو بر انجام هر كاری توانایی."5
زیرنویسها :
1- الامام الحسین و اصحابه، ص194؛ البدء والتاریخ، ج6، ص10.
2- تحف العقول ، ص 174. طبرى ، ج 7، ص 300. مثيرالاحزان ، ص 22. ابن عساكر، ص 214. مقتل خوارزمى ، ج 2، ص 5. لهوف ، ص 69.
3- همان
4- مقتل الحسین مقرّم، ص 184.
5- بحارالانوار، ج44، ص381.
منابع : 1- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx
2- كتاب : سخنان حسين بن على (ع ) از مدينه تا كربلا - محمّد صادق نجمى
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آيا امام حسين باغي ( شورشي ) بود ؟
اخيرا بعض دوستان اظهار نظر ميكنند كه :
کار امام حسین خلاف قوانین موضوعه آن زمان پیرامون خلافت اسلامی بوده و ایشان باغی میباشند . ( و حكم باغي در فقه ، اعدام است . )
در اين مختصر ، فرصتي براي پرداختن به مسئله و بررسي مستندات عدم بغي امام نيست ولي بطور اجمال ، به دلايل زير ، نهضت امام ، يك حركت اصلاحي و نجات خود و خانواده اش از تعرض حكومت بوده و به هيچوجه شورش ابتدايي عليه حاكميت نبوده است :
رفتار امام در بررسی تاریخ ، نشانگر واقعیت های مهم زیر است :
1- عدم بیعت با یزید بدلیل های :
• فاسد بودن او به استناد همه تواريخ موجود
• عدم انتخاب عمومی یزید به همان شيوه شورايي خلفا ( بلکه نصب معاويه و خلاف صلحنامه با امام حسن بود )
2- حکومت قصد داشت امام را به بیعت وادار کند ، که امام برای نجات خود و خانواده اش ، چاره ای جز فرار از مدینه و پناه به مکه ، بعنوان حرم امن الهی نیافت .
و الا امام در مدت ۱۰ سال حکومت معاویه ، علیرغم اینکه بیعت نکرد ، در مدینه زندگی و حتی سخنرانیهای تربیتی - انتقادی خود را داشت .
3- امام بیش از ۴ ماه از امنیت مکه بهره برد و به روال عادی زندگی خود پرداخت ، كه در اين مدت ، از آنجا که کوفیان با یزید بیعت نکرده بودند ، از ایشان دعوت به حضور در کوفه کردند .
ولي امام تا به دو مسئله زير مطمئن نشدند اجابت نكردند :
• اینکه دعوت مردم کوفه واقعی است .
• امنیت ایشان در مکه به خطر نیفتاده بود .
4- با اقدام حكومت ، به ترور امام در مکه ، ایشان راهی جز فرار بسوی کوفه نیافت .
5- امام در ورودی کوفه ، به دو دلیل زیر مطمئن شد که ورود سالم و راحت به کوفه امکان پذیر نيست :
• استفاده از حمایت مردم کوفه ، ديگر قابل تکیه نیست .
• ابن زیاد جز اسارت امام ، به راه دیگری رضایت نمی دهد .
بنابر این تصمیم به بازگشت گرفتند و حداقل در ۵ بار از حر و عمرسعد ، درخواست جدی برای بازگشت نمود ولی مورد پذيرش واقع نشد . ( حتی روز عاشورا )
6- امام در مذاکراتش روز ۸ محرم با عمر سعد ، که به درخواست خود امام نیز بود ( توجه شود ) ،
حتی خواستار رفتن به شام میشود که با یزید ، موضوعشان را حل کنند . ( و امام ، یزید و جایگاه او را قابل اطمینانتر از ابن زیاد می دانست برای مذاکره صلح و .. )
ولی متاسفانه ابن زیاد ، بدلیل خود محوری و خود برتر پنداریش حتی نسبت به یزید ، درخواست امام را نپذیرفت .
7- اگر شبهه ايجاد شود كه چرا امام ، در روز عاشورا ، امان نامه قیس را نپذیرفت به دو دلیل زیر بود :
• هیچ مکتوبی در اين مورد از طرف ابن زیاد نبود .
• ابن زیاد ، امان نامه محمد برادر قیس برای مسلم را به این بهانه که من نداده بودم ، زیر پا گذاشت و دستور قتلش را داد .
با توجه به موارد فوق ، آیا امام یک قیامگر ضد حکومت بوده که به باغی تعبیر شود ؟
یا یک اصلاح طلب که از طرف حکومت مورد تعرض و حمله قرار گرفته است ؟
محمد صالحي – 13/7/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مطلب كاملتر در آدرس زير :
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
اخيرا بعض دوستان اظهار نظر ميكنند كه :
کار امام حسین خلاف قوانین موضوعه آن زمان پیرامون خلافت اسلامی بوده و ایشان باغی میباشند . ( و حكم باغي در فقه ، اعدام است . )
در اين مختصر ، فرصتي براي پرداختن به مسئله و بررسي مستندات عدم بغي امام نيست ولي بطور اجمال ، به دلايل زير ، نهضت امام ، يك حركت اصلاحي و نجات خود و خانواده اش از تعرض حكومت بوده و به هيچوجه شورش ابتدايي عليه حاكميت نبوده است :
رفتار امام در بررسی تاریخ ، نشانگر واقعیت های مهم زیر است :
1- عدم بیعت با یزید بدلیل های :
• فاسد بودن او به استناد همه تواريخ موجود
• عدم انتخاب عمومی یزید به همان شيوه شورايي خلفا ( بلکه نصب معاويه و خلاف صلحنامه با امام حسن بود )
2- حکومت قصد داشت امام را به بیعت وادار کند ، که امام برای نجات خود و خانواده اش ، چاره ای جز فرار از مدینه و پناه به مکه ، بعنوان حرم امن الهی نیافت .
و الا امام در مدت ۱۰ سال حکومت معاویه ، علیرغم اینکه بیعت نکرد ، در مدینه زندگی و حتی سخنرانیهای تربیتی - انتقادی خود را داشت .
3- امام بیش از ۴ ماه از امنیت مکه بهره برد و به روال عادی زندگی خود پرداخت ، كه در اين مدت ، از آنجا که کوفیان با یزید بیعت نکرده بودند ، از ایشان دعوت به حضور در کوفه کردند .
ولي امام تا به دو مسئله زير مطمئن نشدند اجابت نكردند :
• اینکه دعوت مردم کوفه واقعی است .
• امنیت ایشان در مکه به خطر نیفتاده بود .
4- با اقدام حكومت ، به ترور امام در مکه ، ایشان راهی جز فرار بسوی کوفه نیافت .
5- امام در ورودی کوفه ، به دو دلیل زیر مطمئن شد که ورود سالم و راحت به کوفه امکان پذیر نيست :
• استفاده از حمایت مردم کوفه ، ديگر قابل تکیه نیست .
• ابن زیاد جز اسارت امام ، به راه دیگری رضایت نمی دهد .
بنابر این تصمیم به بازگشت گرفتند و حداقل در ۵ بار از حر و عمرسعد ، درخواست جدی برای بازگشت نمود ولی مورد پذيرش واقع نشد . ( حتی روز عاشورا )
6- امام در مذاکراتش روز ۸ محرم با عمر سعد ، که به درخواست خود امام نیز بود ( توجه شود ) ،
حتی خواستار رفتن به شام میشود که با یزید ، موضوعشان را حل کنند . ( و امام ، یزید و جایگاه او را قابل اطمینانتر از ابن زیاد می دانست برای مذاکره صلح و .. )
ولی متاسفانه ابن زیاد ، بدلیل خود محوری و خود برتر پنداریش حتی نسبت به یزید ، درخواست امام را نپذیرفت .
7- اگر شبهه ايجاد شود كه چرا امام ، در روز عاشورا ، امان نامه قیس را نپذیرفت به دو دلیل زیر بود :
• هیچ مکتوبی در اين مورد از طرف ابن زیاد نبود .
• ابن زیاد ، امان نامه محمد برادر قیس برای مسلم را به این بهانه که من نداده بودم ، زیر پا گذاشت و دستور قتلش را داد .
با توجه به موارد فوق ، آیا امام یک قیامگر ضد حکومت بوده که به باغی تعبیر شود ؟
یا یک اصلاح طلب که از طرف حکومت مورد تعرض و حمله قرار گرفته است ؟
محمد صالحي – 13/7/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مطلب كاملتر در آدرس زير :
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 5
مرحله دوم : تصمیم گیری برای تشکیل حکومت و حرکت بسوی کوفه و همچنین مصون ماندن از تعرض دشمن .
( از هنگام حرکت امام بسوی کوفه تا زمان محاصره )
امام روز 8 ذی الحجه سال 60 هجری از مکه بسوی کوفه حرکت کرد و راه خود بسوی براندازی حکومت ظلم یزید و تشکیل حکومت عدل اسلامی را آغاز نمود .
در همان روز مسلم در کوفه علیه ابن زیاد خروج کرد و فردای آن روز ( روز عرفه ) بدستور ابن زیاد کشته شد .
خبر به امام رسید . ایشان با یاران خود به مشورت نشست و سخناني به زبان آورد كه نشان مي دهد كه ايشان از اوضاع پيش آمده ، شرايط را سخت تر و امنيتي تر پيش بيني مي كند كه احتمال دارد بعضي بدلايل محافظه كارانه ، نخواهند خطر ريسك آن شرايط را بپذيرند ، لذا بصراحت ضمن بيان اوضاع جديد ، از آنها مي خواهد كه ، اگر تصميم آنها مقطعي و احيانا به اميد امتيازات بعدي سياسي ، آنهم بدون تحمل خطرهاي آن بوده است ، بر گردند ؛ از جمله آنها ، سخن آن حضرت با اصحاب و ياران خود در منزل ثعلبيه است كه پس از خبر شهادت مسلم و عبداللّه بن يقطر ايراد فرمود :
آنجا كه مي فرمايد :
" ايّها الناس... و قد خذلتنا شيعتنا و قُتِل مسلم و هاني و قيس بن مسهر و عبداللّه بن يقطر،فمن اراد منكم الانصراف فلينصرف. »19
" اي مردم آگاه باشيد ، همانا پيروان و شيعيان ما ، ما را خوار كردند و مُسلِم ، هاني و قيس بن مسهّر و عبدالله بن يقطر به شهادت رسيدند ، پس هر كس از همراهي ما پشيمان شده مي تواند بازگردد . "
اما از آنجا كه امام هنوز به عقب نشيني و يا كوتاهي كوفيان مطمئن نشده و اعتقاد داشتند مي توانند هدف خود را در مبارزه با ظلم يزيد و ياري مردم ، از همان مسير بسوي كوفه دنبال كنند ،
آنجا كه در يكي ديگر از سخنانشان مي فرمايند :
"فان نزل القضاء بما نحب فنحمد اللّه علي نعمائه... و ان حال القضاء دون الرّجاء فلم يتعدّ من كان الحقّ نيّته و التقوي سريرته. "20
" اگر قضاي الهي براساس آنچه ما دوست داريم محقق شود او را به خاطر نعمتهايش سپاس مي گوئيم ، و اگر برخلاف آنچه ما اميدواريم رُخ دهد ، آن كسي كه نيتش پيروي از حق بوده و پرهيزكاري و تقوا را پيشه خود ساخته است تجاوزكار نخواهد بود. "
و رای غالب نيز ، رفتن به سمت کوفه بود ، چرا که اعتقاد داشتند که شرایط رهبری و جایگاه امام فراتر از مسلم بوده و می توانند حرکت مردم کوفه را منسجم کرده و به انجام برسانند ؛ بسوي كوفه حرکت کردند.21.
کاروان امام در نزدیکی کوفه توسط لشکر 1000 نفری حر ابن یزید ریاحی محاصره می شوند .
از آنجا که حر ، فردی سالم و محترم بود با امام خوشرفتاری کرده و امام تصمیم می گیرند آنها را از هدف خود آگاه کنند . ایشان در دو نوبت برای لشکریان حر سخنرانی کرده ( پیش از نمازظهر و بعد از نماز عصرکه همگان به امامت امام خواندند ) .
و سپس امام اعلام کرد :
" نحن اهل البیت اولی بولایه هذاالامر علیکم من هولائ المدعین ما لیس لهم .... و ان کرهتمونا ... انصرفت عنکم " 22
" ما اهل بيت به ولايت اولي تر يم تا اين موجودين . من بسوی شما نیامدم مگر بعد از دعوت شما کوفیان با نامه هایتان . حال اگر حاضر نیستید با من هم پیمان شوید ، من برمی گردم . "
در این جا حر اظهار بی اطلاعی کرده و می گوید من دستور دارم شما را به کوفه ببرم . امام ناراحت شده و تصمیم به بازگشت به حجاز می گیرند که پس از یک مشاجره ، قرار بر آن می شود که امام نه تسلیم شده به کوفه برود و نه به حجاز بازگردد ، بلکه بسمت یک مسیر سومی حرکت کنند تا دستور جدید از ابن زیاد برسد .23
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 6
https://telegram.me/beshnofekrkon/594
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
مرحله دوم : تصمیم گیری برای تشکیل حکومت و حرکت بسوی کوفه و همچنین مصون ماندن از تعرض دشمن .
( از هنگام حرکت امام بسوی کوفه تا زمان محاصره )
امام روز 8 ذی الحجه سال 60 هجری از مکه بسوی کوفه حرکت کرد و راه خود بسوی براندازی حکومت ظلم یزید و تشکیل حکومت عدل اسلامی را آغاز نمود .
در همان روز مسلم در کوفه علیه ابن زیاد خروج کرد و فردای آن روز ( روز عرفه ) بدستور ابن زیاد کشته شد .
خبر به امام رسید . ایشان با یاران خود به مشورت نشست و سخناني به زبان آورد كه نشان مي دهد كه ايشان از اوضاع پيش آمده ، شرايط را سخت تر و امنيتي تر پيش بيني مي كند كه احتمال دارد بعضي بدلايل محافظه كارانه ، نخواهند خطر ريسك آن شرايط را بپذيرند ، لذا بصراحت ضمن بيان اوضاع جديد ، از آنها مي خواهد كه ، اگر تصميم آنها مقطعي و احيانا به اميد امتيازات بعدي سياسي ، آنهم بدون تحمل خطرهاي آن بوده است ، بر گردند ؛ از جمله آنها ، سخن آن حضرت با اصحاب و ياران خود در منزل ثعلبيه است كه پس از خبر شهادت مسلم و عبداللّه بن يقطر ايراد فرمود :
آنجا كه مي فرمايد :
" ايّها الناس... و قد خذلتنا شيعتنا و قُتِل مسلم و هاني و قيس بن مسهر و عبداللّه بن يقطر،فمن اراد منكم الانصراف فلينصرف. »19
" اي مردم آگاه باشيد ، همانا پيروان و شيعيان ما ، ما را خوار كردند و مُسلِم ، هاني و قيس بن مسهّر و عبدالله بن يقطر به شهادت رسيدند ، پس هر كس از همراهي ما پشيمان شده مي تواند بازگردد . "
اما از آنجا كه امام هنوز به عقب نشيني و يا كوتاهي كوفيان مطمئن نشده و اعتقاد داشتند مي توانند هدف خود را در مبارزه با ظلم يزيد و ياري مردم ، از همان مسير بسوي كوفه دنبال كنند ،
آنجا كه در يكي ديگر از سخنانشان مي فرمايند :
"فان نزل القضاء بما نحب فنحمد اللّه علي نعمائه... و ان حال القضاء دون الرّجاء فلم يتعدّ من كان الحقّ نيّته و التقوي سريرته. "20
" اگر قضاي الهي براساس آنچه ما دوست داريم محقق شود او را به خاطر نعمتهايش سپاس مي گوئيم ، و اگر برخلاف آنچه ما اميدواريم رُخ دهد ، آن كسي كه نيتش پيروي از حق بوده و پرهيزكاري و تقوا را پيشه خود ساخته است تجاوزكار نخواهد بود. "
و رای غالب نيز ، رفتن به سمت کوفه بود ، چرا که اعتقاد داشتند که شرایط رهبری و جایگاه امام فراتر از مسلم بوده و می توانند حرکت مردم کوفه را منسجم کرده و به انجام برسانند ؛ بسوي كوفه حرکت کردند.21.
کاروان امام در نزدیکی کوفه توسط لشکر 1000 نفری حر ابن یزید ریاحی محاصره می شوند .
از آنجا که حر ، فردی سالم و محترم بود با امام خوشرفتاری کرده و امام تصمیم می گیرند آنها را از هدف خود آگاه کنند . ایشان در دو نوبت برای لشکریان حر سخنرانی کرده ( پیش از نمازظهر و بعد از نماز عصرکه همگان به امامت امام خواندند ) .
و سپس امام اعلام کرد :
" نحن اهل البیت اولی بولایه هذاالامر علیکم من هولائ المدعین ما لیس لهم .... و ان کرهتمونا ... انصرفت عنکم " 22
" ما اهل بيت به ولايت اولي تر يم تا اين موجودين . من بسوی شما نیامدم مگر بعد از دعوت شما کوفیان با نامه هایتان . حال اگر حاضر نیستید با من هم پیمان شوید ، من برمی گردم . "
در این جا حر اظهار بی اطلاعی کرده و می گوید من دستور دارم شما را به کوفه ببرم . امام ناراحت شده و تصمیم به بازگشت به حجاز می گیرند که پس از یک مشاجره ، قرار بر آن می شود که امام نه تسلیم شده به کوفه برود و نه به حجاز بازگردد ، بلکه بسمت یک مسیر سومی حرکت کنند تا دستور جدید از ابن زیاد برسد .23
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 6
https://telegram.me/beshnofekrkon/594
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – سوم محرم
"عمر بن سعد" یك روز پس از ورود امام (ع) به سرزمین كربلا یعنی روز سوّم محرم با چهار هزار سپاهی از اهل كوفه وارد كربلا شد .1
در این روز "عمر بن سعد" مردی بنام " كثیر بن عبداللّه " ـ كه مرد گستاخی بود ـ را نزد امام (ع) فرستاد تا پیغام او را به حضرت برساند .
كثیر بن عبداللّه به عمر بن سعد گفت : اگر بخواهید در همین ملاقات حسین را به قتل برسانم؛ ولی عمر نپذیرفت و گفت : فعلاً چنین قصدی نداریم .
هنگامی كه وی نزدیك خیام رسید، "ابو ثمامه صیداوی" (همان مردی كه ظهر عاشورا نماز را به یاد آورد و حضرت او را دعا كرد) نزد امام حسین (ع) بود . همین كه او را دید رو به امام عرض كرد : این شخص كه ميآید، بدترین مردم روی زمین است. پس سراسیمه جلو آمد و گفت : شمشیرت را بگذار و نزد امام حسین (ع) برو . گفت : هرگز چنین نميكنم .
و نهایتا ، برگشت و ماجرا را برای ابن سعد بازگو كرد .
سرانجام عمر بن سعد با فرستادن پیكی دیگر از امام پرسید : برای چه به اینجا آمدهای ؟
حضرت در جواب فرمود :
" کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم " 2
"مردم كوفه مرا دعوت كردهاند و پیمان بستهاند، بسوی كوفه ميروم ... اما اگر مرا خوش نمي داريد ، از آمدن به سوي شما منصرف مي شوم و برمی گردم ."
عمر بن سعد تا از پیام امام(ع) مطلع گشت ، گفت : « امیدوارم خدا مرا از جنگ با حسین برهاند !»3
زیرنویسها :
1- ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص84.
2- تاریخ طبری، ج5، ص410. و مقتل ابو مخنف ص 96
3- همان
منابع :
1- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx
2- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع )
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
3- تاریخ طبری – ص 2305
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
"عمر بن سعد" یك روز پس از ورود امام (ع) به سرزمین كربلا یعنی روز سوّم محرم با چهار هزار سپاهی از اهل كوفه وارد كربلا شد .1
در این روز "عمر بن سعد" مردی بنام " كثیر بن عبداللّه " ـ كه مرد گستاخی بود ـ را نزد امام (ع) فرستاد تا پیغام او را به حضرت برساند .
كثیر بن عبداللّه به عمر بن سعد گفت : اگر بخواهید در همین ملاقات حسین را به قتل برسانم؛ ولی عمر نپذیرفت و گفت : فعلاً چنین قصدی نداریم .
هنگامی كه وی نزدیك خیام رسید، "ابو ثمامه صیداوی" (همان مردی كه ظهر عاشورا نماز را به یاد آورد و حضرت او را دعا كرد) نزد امام حسین (ع) بود . همین كه او را دید رو به امام عرض كرد : این شخص كه ميآید، بدترین مردم روی زمین است. پس سراسیمه جلو آمد و گفت : شمشیرت را بگذار و نزد امام حسین (ع) برو . گفت : هرگز چنین نميكنم .
و نهایتا ، برگشت و ماجرا را برای ابن سعد بازگو كرد .
سرانجام عمر بن سعد با فرستادن پیكی دیگر از امام پرسید : برای چه به اینجا آمدهای ؟
حضرت در جواب فرمود :
" کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم " 2
"مردم كوفه مرا دعوت كردهاند و پیمان بستهاند، بسوی كوفه ميروم ... اما اگر مرا خوش نمي داريد ، از آمدن به سوي شما منصرف مي شوم و برمی گردم ."
عمر بن سعد تا از پیام امام(ع) مطلع گشت ، گفت : « امیدوارم خدا مرا از جنگ با حسین برهاند !»3
زیرنویسها :
1- ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص84.
2- تاریخ طبری، ج5، ص410. و مقتل ابو مخنف ص 96
3- همان
منابع :
1- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx
2- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع )
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
3- تاریخ طبری – ص 2305
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
1- اجمالي بر مراحل زندگي
• محل تولد : شهر مدینه
• تاريخ تولد : روز سوم شعبان سال چهارم بعد از هجرت 1 یا به نقلي پنجم شعبان سال چهارم هجرت 2
• والدين : امام علي ( ع ) و حضرت فاطمه ( س )
• محل شهادت : كربلا…
1- اجمالي بر مراحل زندگي
• محل تولد : شهر مدینه
• تاريخ تولد : روز سوم شعبان سال چهارم بعد از هجرت 1 یا به نقلي پنجم شعبان سال چهارم هجرت 2
• والدين : امام علي ( ع ) و حضرت فاطمه ( س )
• محل شهادت : كربلا…
یک کلام برای عزیز سفر کرده آیه اله منتطری در هفتمين سالگرد همجواري با خدا
ای عزیز سفر کرده :
سلام خدا و جمع ملکوتیان بر تو باد که آیه :
السلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا - سوره مریم - آیه 33
به غایت زیبایی ، زیبنده ترا ست .
و ای نفس مطمئنه :
آرامش در جوار قرب حق و جنت لقای او بر تو مبارک باد که آیه :
یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی - سوره فجر ، آیه 27
به غایت صدق ، شایسته ترا ست .
محمد صالحی – 29/9/88
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ای عزیز سفر کرده :
سلام خدا و جمع ملکوتیان بر تو باد که آیه :
السلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا - سوره مریم - آیه 33
به غایت زیبایی ، زیبنده ترا ست .
و ای نفس مطمئنه :
آرامش در جوار قرب حق و جنت لقای او بر تو مبارک باد که آیه :
یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی - سوره فجر ، آیه 27
به غایت صدق ، شایسته ترا ست .
محمد صالحی – 29/9/88
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
ای عزیز سفر کرده : هفتمين سالگرد همجواريت با خدا مبارك باد
https://telegram.me/beshnofekrkon
https://telegram.me/beshnofekrkon
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 6
مرحله سوم : کوشش برای جلوگیری از درگیری نظامی و خونریزی ناموجه و تلاش برای ترک مخاصمه و برگشتن به حجاز .
( از زمان محاصره تا قبل از شروع جنگ در روز عاشورا )
در این مرحله ، شرایط کاملا نظامی شده و امکان پیگیری ورود به کوفه و تشکیل حکومت بسیار ضعیف شده که امام تصمیم می گیرند ، به هر قیمتی شده تسلیم نشده و به کوفه نزد ابن زیاد نروند .
تا آن زمان امام حسين (ع) ـ با دعوت كوفيان در راستاي انجام تكليف شرعي خود نسبت به مبارزه عملي با حاكمي فاسق و ستمگر ، عازم كوفه شده بود ؛
اما پس از ملاقات با لشكر حُرّ ، ديگر تكليفي متوجه امام نبود .
از اين رو آمادگي خود را نسبت به بازگشت از همان مسيري كه آمده بود يا حتي به منطقه اي دور افتاده از حدود و مرزهاي قلمرو اسلامي اعلام نمود ؛
اما حرّ مي خواست امام را دستگير كند و به نزد عبيداللّه ببرد و اين ، چيزي بود كه امام از پذيرش آن سرباز زد .
حُر به امام عرض كرد:
" اريد أن أنطلق بك الي عبيداللّه بن زياد " 24
" مي خواهم تو را به نزد عبيدالله بن زياد ببرم. "
و امام در پاسخ او فرمود:
" اذن و اللّه لا اتّبعك. " 25
" در اين صورت به خدا سوگند كه از تو تبعيت نمي كنم. "
و امام بهترین حالت را اين مي ديدند كه بتوانند از راه آمده بازگردند و بالتبع جنگ ناعادلانه ای سرنگرفته و خونریزی نشود .
شاهد بر این مدعا ، حداقل 5 مرتبه ، پیشنهاد ترک مخاصمه و برگشتن به حجاز توسط امام می باشد .
1- قبل از نماز ظهر در حضور حر و نیروهایش
" و ان لم تفعلوا و کنتم لمقدمی کارهین و لقدومی علیکم باغضین انصرفت منکم الی المکان الذی جئت منه الیکم " 26
" اگر از آمدن من ناراضى هستيد به مكانى كه از آنجا آمدهام مراجعتخواهم نمود . "
2- بعد از نماز عصر همان روز
" و ان أنتم کرهتمونا وجهلتم حقنا و کان رأیکم غیر ما أتتنی کتبکم و قدمت به علی رسلکم انصرفت عنکم "27
" اگر از ما روى بگردانيد و حق ما را نشناسيد و راى شما درحال حاضر غير از آن باشد كه در دعوت نامه هايتان نوشته بوديد، من از همين جا مراجعت كرده به سوى شما نخواهم آمد ."
3- پاسخ به فرستاده عمر سعد در کربلا در بیان علت حضورش در کربلا
" کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم " 28
" ... اما اگر مرا خوش نمي داريد از آمدن به سوي شما منصرف مي شوم."
4- در مذاکراتی که با عمر سعد در کربلا انجام دادند . كه در نامه محرمانه عمرسعد به ابن زياد چنين منعكس شده است :
" امّا بعد فانّ اللّه قد اطفأ النائرة و جمع الكلمة و اصلح امر الأمّة هذا حين قد اعطاني ان يرجع الي المكان الذي منه أتي اَو ان نسيّره الي ايّ ثغر من ثغور المسلمين شئنا. " 29
" اما بعد ، همانا خداوند آتش فتنه را خاموش كرد و وحدت كلمه را ايجاد ساخت و امر امت را اصلاح نمود و اين زماني آشكار شد كه ـ حسين ـ از من خواست كه به سوي آن مكاني كه از آنجا آمده است بازگردد يا ما او را به سوي هر يك از مرزهاي مسلمانان كه بخواهيم تبعيد كنيم . "
5- ضمن سخنرانی پرمعنی و هیجان آور در روز عاشورا
" فانظروا هل یحل لکم قتلی ؟ ... اما فی هذا حاجز لکم عن سفک دمی ؟ .... اتطلبونی بقتیل منکم قتلته ؟ " 30
و " ایّها الناس اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض " 31
" اي مردم ! اگر دعوت شما از من از روي اكراه بوده است به سوي محل اَمن خويش باز مي گردم . "
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
مروری بر زندگی سیاسی امام حسین(ع)- ۷
https://telegram.me/beshnofekrkon/598
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
مرحله سوم : کوشش برای جلوگیری از درگیری نظامی و خونریزی ناموجه و تلاش برای ترک مخاصمه و برگشتن به حجاز .
( از زمان محاصره تا قبل از شروع جنگ در روز عاشورا )
در این مرحله ، شرایط کاملا نظامی شده و امکان پیگیری ورود به کوفه و تشکیل حکومت بسیار ضعیف شده که امام تصمیم می گیرند ، به هر قیمتی شده تسلیم نشده و به کوفه نزد ابن زیاد نروند .
تا آن زمان امام حسين (ع) ـ با دعوت كوفيان در راستاي انجام تكليف شرعي خود نسبت به مبارزه عملي با حاكمي فاسق و ستمگر ، عازم كوفه شده بود ؛
اما پس از ملاقات با لشكر حُرّ ، ديگر تكليفي متوجه امام نبود .
از اين رو آمادگي خود را نسبت به بازگشت از همان مسيري كه آمده بود يا حتي به منطقه اي دور افتاده از حدود و مرزهاي قلمرو اسلامي اعلام نمود ؛
اما حرّ مي خواست امام را دستگير كند و به نزد عبيداللّه ببرد و اين ، چيزي بود كه امام از پذيرش آن سرباز زد .
حُر به امام عرض كرد:
" اريد أن أنطلق بك الي عبيداللّه بن زياد " 24
" مي خواهم تو را به نزد عبيدالله بن زياد ببرم. "
و امام در پاسخ او فرمود:
" اذن و اللّه لا اتّبعك. " 25
" در اين صورت به خدا سوگند كه از تو تبعيت نمي كنم. "
و امام بهترین حالت را اين مي ديدند كه بتوانند از راه آمده بازگردند و بالتبع جنگ ناعادلانه ای سرنگرفته و خونریزی نشود .
شاهد بر این مدعا ، حداقل 5 مرتبه ، پیشنهاد ترک مخاصمه و برگشتن به حجاز توسط امام می باشد .
1- قبل از نماز ظهر در حضور حر و نیروهایش
" و ان لم تفعلوا و کنتم لمقدمی کارهین و لقدومی علیکم باغضین انصرفت منکم الی المکان الذی جئت منه الیکم " 26
" اگر از آمدن من ناراضى هستيد به مكانى كه از آنجا آمدهام مراجعتخواهم نمود . "
2- بعد از نماز عصر همان روز
" و ان أنتم کرهتمونا وجهلتم حقنا و کان رأیکم غیر ما أتتنی کتبکم و قدمت به علی رسلکم انصرفت عنکم "27
" اگر از ما روى بگردانيد و حق ما را نشناسيد و راى شما درحال حاضر غير از آن باشد كه در دعوت نامه هايتان نوشته بوديد، من از همين جا مراجعت كرده به سوى شما نخواهم آمد ."
3- پاسخ به فرستاده عمر سعد در کربلا در بیان علت حضورش در کربلا
" کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم " 28
" ... اما اگر مرا خوش نمي داريد از آمدن به سوي شما منصرف مي شوم."
4- در مذاکراتی که با عمر سعد در کربلا انجام دادند . كه در نامه محرمانه عمرسعد به ابن زياد چنين منعكس شده است :
" امّا بعد فانّ اللّه قد اطفأ النائرة و جمع الكلمة و اصلح امر الأمّة هذا حين قد اعطاني ان يرجع الي المكان الذي منه أتي اَو ان نسيّره الي ايّ ثغر من ثغور المسلمين شئنا. " 29
" اما بعد ، همانا خداوند آتش فتنه را خاموش كرد و وحدت كلمه را ايجاد ساخت و امر امت را اصلاح نمود و اين زماني آشكار شد كه ـ حسين ـ از من خواست كه به سوي آن مكاني كه از آنجا آمده است بازگردد يا ما او را به سوي هر يك از مرزهاي مسلمانان كه بخواهيم تبعيد كنيم . "
5- ضمن سخنرانی پرمعنی و هیجان آور در روز عاشورا
" فانظروا هل یحل لکم قتلی ؟ ... اما فی هذا حاجز لکم عن سفک دمی ؟ .... اتطلبونی بقتیل منکم قتلته ؟ " 30
و " ایّها الناس اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض " 31
" اي مردم ! اگر دعوت شما از من از روي اكراه بوده است به سوي محل اَمن خويش باز مي گردم . "
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
مروری بر زندگی سیاسی امام حسین(ع)- ۷
https://telegram.me/beshnofekrkon/598
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فرنگ_نوشت
معرفی امام حسین (ع) به مردم #آمریکا؛
#شارلوت، ایالت #کارولینای_شمالی
حتما ببینید 👆👆👆👆😘
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
معرفی امام حسین (ع) به مردم #آمریکا؛
#شارلوت، ایالت #کارولینای_شمالی
حتما ببینید 👆👆👆👆😘
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - چهارم محرم
1- در روز چهارم محرم، عبیداللّه بن زیاد مردم كوفه را در مسجد جمع كرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شركت در جنگ با امام حسین (ع) تشویق و ترغیب نمود .
به دنبال آن 13 هزار نفر در قالب 4 گروه كه عبارت بودند از:
1. شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛
2. یزید بن ركاب كلبی با دو هزار نفر؛
3. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛
4. مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛
به سپاه عمر بن سعد پیوستند .1
بهم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده است .
2- « شريح قاضي » 2 كه حاکم شرع و قاضی بزرگ کوفه بود ، حكم قتل امام حسين (ع ) را به جرم خروج و سرپیچی امام (ع) از فرمان حاکم وقت ( یزید ) صادر كرد ! 3 و 4
زیرنویسها :
1- بحارالانوار، ج44، ص386.
2- شريح ، دانشمند دینی و قاضي معروف كوفه كه به بني اميه وابسته بود در اصل يمني بود و در دوره خلافت عمر به قضاوت كوفه منصوب گرديد و مدت شصت سال در اين شغل بود .
در دوره امامت و زعامت حضرت علي (ع ) نيز مدتي بر منصب قضاوت بود وقتي امام (ع ) وي را به اين منصب گماشت بر او شرط كرد كه هيچ حكمي را اجرا نكند مگر آن كه بر حضرت عرضه كند . حضرت علي (ع ) يك بار بر او خشم گرفت و از كوفه اخراجش كرد .
تذكر : البته شايد در مورد اين فتوا سند صريحي وجود نداشته باشد ولي با تواجه به قرائن موجود در سخنان ابن زياد قبل و بعد از واقعه ، و يزيد در حضور اسرا و فرماندهان يزيد در كربلا ، چنين امري قابل اثبات است .
3- مراجعه شود به دايره المعارف تشيع ج 9 ص 570 و نيز فرهنگ عاشورا ص 266 و 267
4- به همین دلیل بود که آن زمان كه يزيدبن معاويه در مقابل حضرت زينب (س ) در دربار خويش قرار گرفت ، براساس همين توجيه شرعي ، به آن بانوي صبور و مقاوم اعلام كرد :
« انه خرج من دين ابيك و اخيك »
« حسين از دين پدر و برادرت خارج شد و همين بي ديني قتل او را واجب شرعي ساخت ! »
و « ابن زياد » نيز ـ كه حلقه اي از زنجيره هاي به هم پيوسته اي بود كه با فتواي ديني علماي دربار امويان براي قتل امام حسين (ع ) به هم رسيده بودند به همين روش تمسك مي جويد .
او در مسجد كوفه و بر فراز منبر خداوند را سپاسگزاري مي كند كه حسين و پيروانش را به قتل رساند! ( ارشاد مفيد ج 2 ص 121 )
منابع :
1- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع )
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
2- http://www.jomhourieslami.com/1387/13871016
3- http://www.hawzah.net/per/magazine/TI/007/ti00707.asp
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- در روز چهارم محرم، عبیداللّه بن زیاد مردم كوفه را در مسجد جمع كرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شركت در جنگ با امام حسین (ع) تشویق و ترغیب نمود .
به دنبال آن 13 هزار نفر در قالب 4 گروه كه عبارت بودند از:
1. شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛
2. یزید بن ركاب كلبی با دو هزار نفر؛
3. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛
4. مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛
به سپاه عمر بن سعد پیوستند .1
بهم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده است .
2- « شريح قاضي » 2 كه حاکم شرع و قاضی بزرگ کوفه بود ، حكم قتل امام حسين (ع ) را به جرم خروج و سرپیچی امام (ع) از فرمان حاکم وقت ( یزید ) صادر كرد ! 3 و 4
زیرنویسها :
1- بحارالانوار، ج44، ص386.
2- شريح ، دانشمند دینی و قاضي معروف كوفه كه به بني اميه وابسته بود در اصل يمني بود و در دوره خلافت عمر به قضاوت كوفه منصوب گرديد و مدت شصت سال در اين شغل بود .
در دوره امامت و زعامت حضرت علي (ع ) نيز مدتي بر منصب قضاوت بود وقتي امام (ع ) وي را به اين منصب گماشت بر او شرط كرد كه هيچ حكمي را اجرا نكند مگر آن كه بر حضرت عرضه كند . حضرت علي (ع ) يك بار بر او خشم گرفت و از كوفه اخراجش كرد .
تذكر : البته شايد در مورد اين فتوا سند صريحي وجود نداشته باشد ولي با تواجه به قرائن موجود در سخنان ابن زياد قبل و بعد از واقعه ، و يزيد در حضور اسرا و فرماندهان يزيد در كربلا ، چنين امري قابل اثبات است .
3- مراجعه شود به دايره المعارف تشيع ج 9 ص 570 و نيز فرهنگ عاشورا ص 266 و 267
4- به همین دلیل بود که آن زمان كه يزيدبن معاويه در مقابل حضرت زينب (س ) در دربار خويش قرار گرفت ، براساس همين توجيه شرعي ، به آن بانوي صبور و مقاوم اعلام كرد :
« انه خرج من دين ابيك و اخيك »
« حسين از دين پدر و برادرت خارج شد و همين بي ديني قتل او را واجب شرعي ساخت ! »
و « ابن زياد » نيز ـ كه حلقه اي از زنجيره هاي به هم پيوسته اي بود كه با فتواي ديني علماي دربار امويان براي قتل امام حسين (ع ) به هم رسيده بودند به همين روش تمسك مي جويد .
او در مسجد كوفه و بر فراز منبر خداوند را سپاسگزاري مي كند كه حسين و پيروانش را به قتل رساند! ( ارشاد مفيد ج 2 ص 121 )
منابع :
1- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع )
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
2- http://www.jomhourieslami.com/1387/13871016
3- http://www.hawzah.net/per/magazine/TI/007/ti00707.asp
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
1- اجمالي بر مراحل زندگي
• محل تولد : شهر مدینه
• تاريخ تولد : روز سوم شعبان سال چهارم بعد از هجرت 1 یا به نقلي پنجم شعبان سال چهارم هجرت 2
• والدين : امام علي ( ع ) و حضرت فاطمه ( س )
• محل شهادت : كربلا…
1- اجمالي بر مراحل زندگي
• محل تولد : شهر مدینه
• تاريخ تولد : روز سوم شعبان سال چهارم بعد از هجرت 1 یا به نقلي پنجم شعبان سال چهارم هجرت 2
• والدين : امام علي ( ع ) و حضرت فاطمه ( س )
• محل شهادت : كربلا…
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 7
مرحله چهارم : دفاع اضطراری و قهرمانانه برای نپذیرفتن ذلت تسلیم
در این مرحله چون امام را مخیر کرده بودند بین دو امر " ذلت تسلیم یا کشته شدن " ، ایشان جنگ جوانمردانه را برای دفاع از شرافت و حقانیت خود و اهداف خود انتخاب و عاشقانه آنرا می پذیرند .
آنجا كه خطاب به لشكريان كوفي مي فرمايند :
" اَلا و انّ الدّعي ابن الدّعي قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة اَبي اللّه ذلك و رسوله و المؤمنون و حجور طهرت و جدود طابت ان يؤثر طاعة اللئام علي مصارع الكرام . " 32
" آگاه باشيد كه اين حرامزاده فرزند حرامزاده مرا مخيّر گذاشته است بين انتخاب مرگ يا ذلت و خواري ، و حال آنكه او هرگز به خواسته اش درباره من نخواهد رسيد و هرگز خواري و ذلت را بر نخواهم گزيد ؛ زيرا خداوند ابا دارد كه ذلت را نصيب رسولش و مؤمنان و آناني كه از رحِمهاي پاك و صُلبهاي طاهرند نمايد و اطاعت از لئيمان را به جاي فروتني در مقابل انسانهاي بزرگوار بر آنها نمي پسندد. "
البته امام می دانستند اگر تسلیم هم بشوند ، سرانجام همانند مسلم ، توسط ابن زیاد کشته خواهند شد .
آنجا كه امام در سخنرانی روز عاشورا مي فرمايند :
" قیس از لشکریان یزید گفت : تسلیم ابن زیاد شو در امان میمانی ، امام فرمودند : مسلم را نیز امان دادند و کشتند ، تو می خواهی من تسلیم شوم آنگاه مثل مسلم خونم را بریزید .... بخدا قسم هرگز دست ذلت به اینان نمی دهم ." 33
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
مروری بر زندگی سیاسی امام حسین - ۸
https://telegram.me/beshnofekrkon/600
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
مرحله چهارم : دفاع اضطراری و قهرمانانه برای نپذیرفتن ذلت تسلیم
در این مرحله چون امام را مخیر کرده بودند بین دو امر " ذلت تسلیم یا کشته شدن " ، ایشان جنگ جوانمردانه را برای دفاع از شرافت و حقانیت خود و اهداف خود انتخاب و عاشقانه آنرا می پذیرند .
آنجا كه خطاب به لشكريان كوفي مي فرمايند :
" اَلا و انّ الدّعي ابن الدّعي قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة اَبي اللّه ذلك و رسوله و المؤمنون و حجور طهرت و جدود طابت ان يؤثر طاعة اللئام علي مصارع الكرام . " 32
" آگاه باشيد كه اين حرامزاده فرزند حرامزاده مرا مخيّر گذاشته است بين انتخاب مرگ يا ذلت و خواري ، و حال آنكه او هرگز به خواسته اش درباره من نخواهد رسيد و هرگز خواري و ذلت را بر نخواهم گزيد ؛ زيرا خداوند ابا دارد كه ذلت را نصيب رسولش و مؤمنان و آناني كه از رحِمهاي پاك و صُلبهاي طاهرند نمايد و اطاعت از لئيمان را به جاي فروتني در مقابل انسانهاي بزرگوار بر آنها نمي پسندد. "
البته امام می دانستند اگر تسلیم هم بشوند ، سرانجام همانند مسلم ، توسط ابن زیاد کشته خواهند شد .
آنجا كه امام در سخنرانی روز عاشورا مي فرمايند :
" قیس از لشکریان یزید گفت : تسلیم ابن زیاد شو در امان میمانی ، امام فرمودند : مسلم را نیز امان دادند و کشتند ، تو می خواهی من تسلیم شوم آنگاه مثل مسلم خونم را بریزید .... بخدا قسم هرگز دست ذلت به اینان نمی دهم ." 33
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
مروری بر زندگی سیاسی امام حسین - ۸
https://telegram.me/beshnofekrkon/600
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - پنجم محرم
1- در این روز عبیداللّه بن زیاد ، شخصی بنام " شبث بن ربعی "1 را به همراه یك هزار نفر به طرف كربلا گسیل داد.2
2- عبیداللّه بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی بنام "زجر بن قیس" بر سر راه كربلا بایستد و هر كسی را كه قصد یاری امام حسین (ع) داشته و بخواهد به سپاه امام (ع) ملحق شود ، به قتل برساند . یاران این مرد 500 نفر بودند .3
3- در این روز با توجه به تمام محدودیتهایی كه برای نپیوستن كسی به سپاه امام حسین (ع) صورت گرفت ، مردی به نام "عامر بن ابی سلامه" خود را به امام (ع) رساند و سرانجام در كربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.4
زیرنویسها :
1- او پیامبر را درك كرد ، ولی مرتد شده و خود را به عنوان مؤذّن فردی بنام "سجاح" كه ادعای نبوّت كرده بود قرار داد و سپس به اسلام بازگشت و سرانجام در صفّین بر علیه امام علی (ع) جنگید و در كربلا نیز از لشكریان یزید بود.
2- عوالم العلوم، ج17، ص237.
3- مقتل الحسین(مقرّم)، ص199.
4- همان.
منابع :
1- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع )
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
2- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- در این روز عبیداللّه بن زیاد ، شخصی بنام " شبث بن ربعی "1 را به همراه یك هزار نفر به طرف كربلا گسیل داد.2
2- عبیداللّه بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی بنام "زجر بن قیس" بر سر راه كربلا بایستد و هر كسی را كه قصد یاری امام حسین (ع) داشته و بخواهد به سپاه امام (ع) ملحق شود ، به قتل برساند . یاران این مرد 500 نفر بودند .3
3- در این روز با توجه به تمام محدودیتهایی كه برای نپیوستن كسی به سپاه امام حسین (ع) صورت گرفت ، مردی به نام "عامر بن ابی سلامه" خود را به امام (ع) رساند و سرانجام در كربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.4
زیرنویسها :
1- او پیامبر را درك كرد ، ولی مرتد شده و خود را به عنوان مؤذّن فردی بنام "سجاح" كه ادعای نبوّت كرده بود قرار داد و سپس به اسلام بازگشت و سرانجام در صفّین بر علیه امام علی (ع) جنگید و در كربلا نیز از لشكریان یزید بود.
2- عوالم العلوم، ج17، ص237.
3- مقتل الحسین(مقرّم)، ص199.
4- همان.
منابع :
1- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع )
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
2- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
1- اجمالي بر مراحل زندگي
• محل تولد : شهر مدینه
• تاريخ تولد : روز سوم شعبان سال چهارم بعد از هجرت 1 یا به نقلي پنجم شعبان سال چهارم هجرت 2
• والدين : امام علي ( ع ) و حضرت فاطمه ( س )
• محل شهادت : كربلا…
1- اجمالي بر مراحل زندگي
• محل تولد : شهر مدینه
• تاريخ تولد : روز سوم شعبان سال چهارم بعد از هجرت 1 یا به نقلي پنجم شعبان سال چهارم هجرت 2
• والدين : امام علي ( ع ) و حضرت فاطمه ( س )
• محل شهادت : كربلا…
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 8
1- و در يك كلام :
1- امام حسين (ع ) پس از برادرشان ده سال امامت را بر عهده داشتند .
2- حدود 9 سال و نيم مدت مذكور را در زمامداري معاويه بسر برده و مابقي را در مبارزه با يزيد گذراندند .
3- بدليل مصالحه بين امام حسن ( ع ) و معاويه ، كه ولايت امري به معاويه واگذار شده بود ، و امام تخلف صريح و قابل توجهي در انجام آن توسط معاويه مشاهده نكردند ، اقدام سياسي خاصي عليه معاويه انجام ندادند .
4- پس از اولين تخلف معاويه ، كه يزيد را براي حكومت بعد از خود انتخاب كرد ، امام مخالفت علني خود را اعلام نمود ، ولي صرفا در مرحله اعلام آن بود و اقدام تحريك آميزي نكردند .
5- معاويه نيز با مخالفت امام برخورد قهري نكرد .
6- پس از مرگ معاويه ، يزيد در اولين اقدام ، دستور اخذ بيعت از امام صادر كرد .
7- امام ضمن مخالفت جدي ، تصميم به علني كردن آن ، با ترك مدينه و هجرت به مكه و حركت ارشادي خود گرفتند .
8- كوفيان ، با اطلاع از حركت سياسي امام ، با نامه نگاري هاي فراوان ، خواستار حضور ايشان در كوفه و گرفتن رهبري جامعه آنجا شدند .
9- امام به دليل اعتقاد به لزوم حضور و خواست عمومي مردم در عملي كردن هدف هاي سياسي خود ، براي اطمينان از اين امر ، مسلم را به كوفه فرستادند .
10- پس از ورود مسلم به كوفه و بيعت عامه مردم با ايشان ، نامه اي براي امام و دعوت ايشان به عجله براي ورود به كوفه ارسال كردند .
11- امام ، پس از اين نامه ، حجت را تمام شده ديدند و حركت خود را ، براي برقراري يك نظام عدل در كوفه ، تسريع كردند .
12- با نزديك شدن امام به كوفه ، حر ، از فرماندهان ارشد ابن زياد ، جلو ايشان را گرفته و وضعيت حكومت نظامي كوفه را براي ايشان تشريح كردند .
13- امام ، بدليل كمبود ياور و عقب نشيني كوفيان از درخواست خود از حضور امام ، شرايط را مناسب نديده و قبل از نماز ظهر و بعد از نماز عصر ، در دو سخنراني ، به صراحت ، بيان مي كنند ، كه من سرخود به اين راه نيامده ام ، بلكه به درخواست اكثريت كوفيان ، به اين امر اقدام نمودم ؛ و حال در صورت انصراف آنها از اين امر ، اجازه برگشت مي خواهم .
14- حر ، بدستور ابن زياد ، از پذيرفتن پيشنهاد امام خودداري و ايشان را تحت الحفظ به سمت كربلا حركت داده و از كوفه كه مي توانست آبستن حوادثي باشد دور مي كنند .
15- امام ، از آنجا كه احتمال جنگ و كشته شدن خود و ياران و خانواده خود را مي دادند ، و مطمئن به عدم تحقق اهداف خود شده بود ند ، پيشنهاد خود را در سه مرحله ديگر ، به فرستاده عمرسعد – به خود عمر سعد – و حتي روز عاشورا ، مبني بر اجازه بازگشت به مكه و يا حتي منطقه اي ديگر مطرح مي كنند .
16- شمر ، بر اساس دستور يزيد ، از عمر سعد مي خواهد كه كار را در همين جا تمام كرده و يا " بيعت ايشان " را بگيرد و يا " او را به قتل " برساند و غائله را خاتمه دهد .
17- امام ، بدليل اين كه بيعت را مشروعيت بخشيدن به " حكومت غير مردمي و ظالمانه " يزيد و تاييد " اعمال خلاف دين " او مي دانست ، جنگ با لشكريان يزيد را حتي در صورت كشته شدن ، بر ذلت بيعت ترجيح داده و با فدا كردن تمام هستي خود و فرزندانش حماسه اي آفريد و با نرفتن به زير بار ظلم و ستم و با نپذيرفتن ذلت و خواري ، پيشواي هر انسان آزاده و سرمشق جاودانه تاريخ شد .
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
زیرنویسها :
https://telegram.me/beshnofekrkon/601
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
1- و در يك كلام :
1- امام حسين (ع ) پس از برادرشان ده سال امامت را بر عهده داشتند .
2- حدود 9 سال و نيم مدت مذكور را در زمامداري معاويه بسر برده و مابقي را در مبارزه با يزيد گذراندند .
3- بدليل مصالحه بين امام حسن ( ع ) و معاويه ، كه ولايت امري به معاويه واگذار شده بود ، و امام تخلف صريح و قابل توجهي در انجام آن توسط معاويه مشاهده نكردند ، اقدام سياسي خاصي عليه معاويه انجام ندادند .
4- پس از اولين تخلف معاويه ، كه يزيد را براي حكومت بعد از خود انتخاب كرد ، امام مخالفت علني خود را اعلام نمود ، ولي صرفا در مرحله اعلام آن بود و اقدام تحريك آميزي نكردند .
5- معاويه نيز با مخالفت امام برخورد قهري نكرد .
6- پس از مرگ معاويه ، يزيد در اولين اقدام ، دستور اخذ بيعت از امام صادر كرد .
7- امام ضمن مخالفت جدي ، تصميم به علني كردن آن ، با ترك مدينه و هجرت به مكه و حركت ارشادي خود گرفتند .
8- كوفيان ، با اطلاع از حركت سياسي امام ، با نامه نگاري هاي فراوان ، خواستار حضور ايشان در كوفه و گرفتن رهبري جامعه آنجا شدند .
9- امام به دليل اعتقاد به لزوم حضور و خواست عمومي مردم در عملي كردن هدف هاي سياسي خود ، براي اطمينان از اين امر ، مسلم را به كوفه فرستادند .
10- پس از ورود مسلم به كوفه و بيعت عامه مردم با ايشان ، نامه اي براي امام و دعوت ايشان به عجله براي ورود به كوفه ارسال كردند .
11- امام ، پس از اين نامه ، حجت را تمام شده ديدند و حركت خود را ، براي برقراري يك نظام عدل در كوفه ، تسريع كردند .
12- با نزديك شدن امام به كوفه ، حر ، از فرماندهان ارشد ابن زياد ، جلو ايشان را گرفته و وضعيت حكومت نظامي كوفه را براي ايشان تشريح كردند .
13- امام ، بدليل كمبود ياور و عقب نشيني كوفيان از درخواست خود از حضور امام ، شرايط را مناسب نديده و قبل از نماز ظهر و بعد از نماز عصر ، در دو سخنراني ، به صراحت ، بيان مي كنند ، كه من سرخود به اين راه نيامده ام ، بلكه به درخواست اكثريت كوفيان ، به اين امر اقدام نمودم ؛ و حال در صورت انصراف آنها از اين امر ، اجازه برگشت مي خواهم .
14- حر ، بدستور ابن زياد ، از پذيرفتن پيشنهاد امام خودداري و ايشان را تحت الحفظ به سمت كربلا حركت داده و از كوفه كه مي توانست آبستن حوادثي باشد دور مي كنند .
15- امام ، از آنجا كه احتمال جنگ و كشته شدن خود و ياران و خانواده خود را مي دادند ، و مطمئن به عدم تحقق اهداف خود شده بود ند ، پيشنهاد خود را در سه مرحله ديگر ، به فرستاده عمرسعد – به خود عمر سعد – و حتي روز عاشورا ، مبني بر اجازه بازگشت به مكه و يا حتي منطقه اي ديگر مطرح مي كنند .
16- شمر ، بر اساس دستور يزيد ، از عمر سعد مي خواهد كه كار را در همين جا تمام كرده و يا " بيعت ايشان " را بگيرد و يا " او را به قتل " برساند و غائله را خاتمه دهد .
17- امام ، بدليل اين كه بيعت را مشروعيت بخشيدن به " حكومت غير مردمي و ظالمانه " يزيد و تاييد " اعمال خلاف دين " او مي دانست ، جنگ با لشكريان يزيد را حتي در صورت كشته شدن ، بر ذلت بيعت ترجيح داده و با فدا كردن تمام هستي خود و فرزندانش حماسه اي آفريد و با نرفتن به زير بار ظلم و ستم و با نپذيرفتن ذلت و خواري ، پيشواي هر انسان آزاده و سرمشق جاودانه تاريخ شد .
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
زیرنویسها :
https://telegram.me/beshnofekrkon/601
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 9
زيرنويسها :
1- اعلام الورى طبرسى , ص 213 – ( يا نقل سوم شعبان سال چهارم بعد از هجرت – كتاب : مصباح المتهجد- ص 758 )
2- ارشاد – ص 198
3- مقاتل الطالبين ص 35 – بحارالنوار ج 44 – ص 40
4- بحار الأنوار ج 44 ص 65 ، الغدير ج 11 ص 6
5- ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 205 - تاريخ ابن كثير، ج 8 ، ص164
6- ابو حنيفه دينورى، الاخبار الطوال، ص 205 و 206
7- ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال، ص203.
8- همان .
9- بحار الأنوار ج 44 ص 65 ، الغدير ج 11 ص 6
10- مقتل خوارزمى , ج 1, ص 184 - لهوف , ص 20
11- تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 215؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 14
12- طبرى ج 6 ص 189. ، انساب الاشراف بلاذري - ذكر ما كان من أمر الحسين بْن علي سخن 1035
13- مقتل خوارزمى ، ج1، ص188; بحارالانوار ، ج44، ص329.
14- تاريخ طبرى، ج3، ص 278
15- الفتوح، ج 5، ص 91؛ مقتل خوارزمي، ج 1، ص 234؛ بحارالانوار، ج 44، ص 381.
16- تاريخ طبرى، ج7، ص235
17- مقتل ابو مخنف ص 51 ، طبرى ، ج 7، ص 278
18- تاريخ طبري ، ج 3، ص 280 ؛ مثير الاحزان، ص 27 ؛ بحارالانوار، ج 44، ص 340.
19- ارشاد شیخ مفید ص 203 ، طبری ج7 ص 283
20- تاريخ طبري، ج 4، ص 301 (5/402).
21- ارشاد مفيد، ج 2، ص 67
22- ارشاد مفید ص 205 و 206 و تاریخ طبری ج4 ص 303-304 و مقتل ابومخنف ص 84
23- همان
24- تاريخ الطبري، ج 4، ص 304
25- همان
26- همان
27- همان
28- مقتل ابو مخنف ص 96
29- تاريخ الطبري ، ج 4، ص 313
30- مقتل ابومخنف ص 117-118
31- تاریخ الطبری، ج 4، ص 323
32- احتجاج، ص 336 ؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 110 ؛ بحارالانوار، ج 44، ص 83
33- مقتل ابو مخنف ص 118
منابع :
1- كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي همراه با چند مقاله ديگر : مقالات " تطبيق قيام امام حسين (ع) با موازين فقهي " و
" دو سوال درباره قيام امام حسين (ع) " – مرحوم آيه الله صالحي نجف آبادي
2- مراحل شکل گیری قیام خونین سیدالشهداء (ع) – پدیدآورنده : محمدتقی سبحانی نیا - http://hawzah..net/Hawzah
3- نگاهی اجمالي به مراحل قیام امام حسین (ع) – محمد صالحي – http://mahsan.parsiblog.com/-923054.htm
4- زندگینامه امام حسین ( ع) - http://www.emam12.com/modules.php?name=News&file=article&sid=16
5- جايگاه تكليف الهى و بيعت در قيام امام حسين عليه السلام - محمد جواد ارسطا - فصلنامه حكومت اسلامى- شماره 25
6- مفاد صلح نامه امام حسن علیه السلام و معاویه - http://www.khabaredoost..blogfa.com/post-36.aspx
7- درسهايي از نهج البلاغه – ج2 – ص 62 – مرحوم آيه الله منتظري
8- زندگانى امام حسين (ع) - www.balagh..net
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
زيرنويسها :
1- اعلام الورى طبرسى , ص 213 – ( يا نقل سوم شعبان سال چهارم بعد از هجرت – كتاب : مصباح المتهجد- ص 758 )
2- ارشاد – ص 198
3- مقاتل الطالبين ص 35 – بحارالنوار ج 44 – ص 40
4- بحار الأنوار ج 44 ص 65 ، الغدير ج 11 ص 6
5- ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 205 - تاريخ ابن كثير، ج 8 ، ص164
6- ابو حنيفه دينورى، الاخبار الطوال، ص 205 و 206
7- ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال، ص203.
8- همان .
9- بحار الأنوار ج 44 ص 65 ، الغدير ج 11 ص 6
10- مقتل خوارزمى , ج 1, ص 184 - لهوف , ص 20
11- تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 215؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 14
12- طبرى ج 6 ص 189. ، انساب الاشراف بلاذري - ذكر ما كان من أمر الحسين بْن علي سخن 1035
13- مقتل خوارزمى ، ج1، ص188; بحارالانوار ، ج44، ص329.
14- تاريخ طبرى، ج3، ص 278
15- الفتوح، ج 5، ص 91؛ مقتل خوارزمي، ج 1، ص 234؛ بحارالانوار، ج 44، ص 381.
16- تاريخ طبرى، ج7، ص235
17- مقتل ابو مخنف ص 51 ، طبرى ، ج 7، ص 278
18- تاريخ طبري ، ج 3، ص 280 ؛ مثير الاحزان، ص 27 ؛ بحارالانوار، ج 44، ص 340.
19- ارشاد شیخ مفید ص 203 ، طبری ج7 ص 283
20- تاريخ طبري، ج 4، ص 301 (5/402).
21- ارشاد مفيد، ج 2، ص 67
22- ارشاد مفید ص 205 و 206 و تاریخ طبری ج4 ص 303-304 و مقتل ابومخنف ص 84
23- همان
24- تاريخ الطبري، ج 4، ص 304
25- همان
26- همان
27- همان
28- مقتل ابو مخنف ص 96
29- تاريخ الطبري ، ج 4، ص 313
30- مقتل ابومخنف ص 117-118
31- تاریخ الطبری، ج 4، ص 323
32- احتجاج، ص 336 ؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 110 ؛ بحارالانوار، ج 44، ص 83
33- مقتل ابو مخنف ص 118
منابع :
1- كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي همراه با چند مقاله ديگر : مقالات " تطبيق قيام امام حسين (ع) با موازين فقهي " و
" دو سوال درباره قيام امام حسين (ع) " – مرحوم آيه الله صالحي نجف آبادي
2- مراحل شکل گیری قیام خونین سیدالشهداء (ع) – پدیدآورنده : محمدتقی سبحانی نیا - http://hawzah..net/Hawzah
3- نگاهی اجمالي به مراحل قیام امام حسین (ع) – محمد صالحي – http://mahsan.parsiblog.com/-923054.htm
4- زندگینامه امام حسین ( ع) - http://www.emam12.com/modules.php?name=News&file=article&sid=16
5- جايگاه تكليف الهى و بيعت در قيام امام حسين عليه السلام - محمد جواد ارسطا - فصلنامه حكومت اسلامى- شماره 25
6- مفاد صلح نامه امام حسن علیه السلام و معاویه - http://www.khabaredoost..blogfa.com/post-36.aspx
7- درسهايي از نهج البلاغه – ج2 – ص 62 – مرحوم آيه الله منتظري
8- زندگانى امام حسين (ع) - www.balagh..net
تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - ششم محرم
1- در این روز عبیداللّه بن زیاد نامهای برای عمر بن سعد فرستاد كه : من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كردهام . توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من ميفرستند .
2- در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین (ع) عرض كرد : یابن رسول اللّه! در این نزدیكی ، طائفهای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم .
3- امام (ع) اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت : بهترین ارمغان را برایتان آوردهام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت ميكنم ، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود . عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است ، چون شما قوم و عشیره من هستید ، شما را به این راه خیر دعوت مينمایم... .
4- در این هنگام مردی از بنياسد كه او را "عبداللّه بن بشیر" مينامیدند برخاست و گفت : من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت ميكنم و سپس رجزی حماسی خواند :
"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمندهای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشهام."
5- سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر ميرسید برخاستند و برای یاری امام حسین (ع) حركت كردند . در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام " ازْرَق " را با 400 سوار به سویشان فرستاد . آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین (ع) نداشتند . هنگامی كه یاران بنياسد دانستند تاب مقاومت ندارند ، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد .
حبیب بن مظاهر به خدمت امام (ع) آمد و جریان را بازگو كرد . امام (ع) فرمودند : " لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه ِ"1
زیرنویسها :
1- بحارالانوار، ج44، ص386.
منابع :
1- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) http://mahsan.parsiblog.com/Posts/468/
2- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx
3- کتاب مدينه تا کربلا، همراه سيدالشهداء
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- در این روز عبیداللّه بن زیاد نامهای برای عمر بن سعد فرستاد كه : من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كردهام . توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من ميفرستند .
2- در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین (ع) عرض كرد : یابن رسول اللّه! در این نزدیكی ، طائفهای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم .
3- امام (ع) اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت : بهترین ارمغان را برایتان آوردهام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت ميكنم ، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود . عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است ، چون شما قوم و عشیره من هستید ، شما را به این راه خیر دعوت مينمایم... .
4- در این هنگام مردی از بنياسد كه او را "عبداللّه بن بشیر" مينامیدند برخاست و گفت : من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت ميكنم و سپس رجزی حماسی خواند :
"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمندهای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشهام."
5- سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر ميرسید برخاستند و برای یاری امام حسین (ع) حركت كردند . در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام " ازْرَق " را با 400 سوار به سویشان فرستاد . آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین (ع) نداشتند . هنگامی كه یاران بنياسد دانستند تاب مقاومت ندارند ، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد .
حبیب بن مظاهر به خدمت امام (ع) آمد و جریان را بازگو كرد . امام (ع) فرمودند : " لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه ِ"1
زیرنویسها :
1- بحارالانوار، ج44، ص386.
منابع :
1- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) http://mahsan.parsiblog.com/Posts/468/
2- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx
3- کتاب مدينه تا کربلا، همراه سيدالشهداء
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
مقدمه :
یکی از معضلات تاریخی که گریبانگیر واقعه کربلا شده هدف هایی است که توسط دشمنان و یا صحیح تر بگوئیم توسط شیعیان جاهل و یا غالی ، برای آن ساخته و پرداخته شده است .
خوشبختانه ، برای رفع معضل فوق ، دو معیار کاملا صریح و مشخص توسط شخص امام(ع) در اختیار ما قرار داده شده و همین است که او را چراغ راه هدایت می نمایاند .
آنجا که می فرماید :
ان الحسین مصباح الهدی 1
الف ) دو معیار امام(ع) :
1- بیان صریح هدف نهضت توسط شخص ایشان
2- اعلام قابلیت الگوگیری از ایشان توسط دیگران
1- هدف اعلام شده توسط امام : اصلاح جامعه از فساد و بدعتهای موجود
" ... هذا ما اوصى به الحسين بن على الى اخيه محمد بن الحنفية ، ... و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابىطالب .. . " 2
" .. ، اين وصيت حسين به برادرش محمد حنفيه است ؛ .. . حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم .... "
2- الگو بودن حضرت امام(ع) برای آیندگان :
لكم فِيَّ اسوة 3
زندگي من الگويي براي شماست ( آنچه در من مي جوئيد جهت الگو گرفتن باشد .)
براي آنكه بتوان چيزي را نمونه قرار داد لازم است سه شرط داشته باشد :
1- قابل تكرار باشد .
2- عمومي باشد .
3- تكرار آن مورد نياز باشد .
ب) اهداف پرتكرار در زبان مناديان كربلا جهت حركت امام(ع)
1- قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت باشد !
2- يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده .
3- به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .
ج ) بررسي درستي اهداف فوق الذكر
با نگاهي اجمالي به اهداف فوق ، ديده مي شود كه رابطه واضح و قابل تاييدي با هدف بيان شده امام(ع) ندارند ، لذا همانطور كه در مقدمه بيان شد ، براي صحت سنجي آنها ، از دو معيار مذكور در بند الف كمك گرفته شده و نهايتا هر سه هدف مورد خدشه و رد خواهد شد .
البته لازم به ذكر است كه هر سه هدف ، هم از نظر سندهاي روايي و هم وجود نقض هاي صريح تاريخي كه در مسير حركت امام بوقوع پيوسته مخدوش و مردود بوده اند و ليكن در اين بحث مختصر ، از نگاه معيار الگوپذيري اهداف فوق الذكر مورد مناقشه قرار گرفته و مردود مي شوند .
1- هدف اول : امام(ع) ، قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت باشد !
امام رضا ـ ع ـ فرمودند: « ای پسر شبیب اگر گریه می کنی برای چیزی، پس برای حسین بن علی ـ ع ـ گریه کن که او را مانند گوسفند ذبح کردند .... . ای پسر شبیب اگر گریه کنی بر حسین ـ ع ـ تا آب دیده بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را بیامرزد، خواه اندک باشد، خواه بسیار..» 4
اولا ، اين هدف با هدف اعلام شده امام(ع) كه براي اصلاح مفاسد امت ( عمومي و خصوصي ) حركت كرده است نه تنها سنخيتي ندارد بلكه تلويحا در تضاد با آنست ، چرا كه شخص مي تواند هر فسادي را مرتكب شده ولي بدليل شفاعت امام(ع) ، چند قطره اشك هزينه كند و مطمئن گردد كه بخشيده مي شود .
ثانيا ،با توجه به معيار لزوم الگوپذيري آن ، به هيچ وجه نه قابل تكرار بوده و نه عمومي است و نه مورد نياز ، چرا كه :
قرار است امام(ع) با شفيع شدن خود ، دستگاه جديدي ( غير از روش اعلام شده در قرآن كريم كه توبه و اصلاح و جبران است )، در بخشش گناهان امت بوجود بياورند و قطعا نه تنها قابل تكرار براي ديگران نيست كه اگر تكرار پذير باشد ، نقض غرض شده و امام(ع) را از ارزش و اعتباري كه اين هدف قرار است براي ايشان ايجاد كند ساقط مي نمايد .
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2
https://telegram.me/beshnofekrkon/604
مقدمه :
یکی از معضلات تاریخی که گریبانگیر واقعه کربلا شده هدف هایی است که توسط دشمنان و یا صحیح تر بگوئیم توسط شیعیان جاهل و یا غالی ، برای آن ساخته و پرداخته شده است .
خوشبختانه ، برای رفع معضل فوق ، دو معیار کاملا صریح و مشخص توسط شخص امام(ع) در اختیار ما قرار داده شده و همین است که او را چراغ راه هدایت می نمایاند .
آنجا که می فرماید :
ان الحسین مصباح الهدی 1
الف ) دو معیار امام(ع) :
1- بیان صریح هدف نهضت توسط شخص ایشان
2- اعلام قابلیت الگوگیری از ایشان توسط دیگران
1- هدف اعلام شده توسط امام : اصلاح جامعه از فساد و بدعتهای موجود
" ... هذا ما اوصى به الحسين بن على الى اخيه محمد بن الحنفية ، ... و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابىطالب .. . " 2
" .. ، اين وصيت حسين به برادرش محمد حنفيه است ؛ .. . حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم .... "
2- الگو بودن حضرت امام(ع) برای آیندگان :
لكم فِيَّ اسوة 3
زندگي من الگويي براي شماست ( آنچه در من مي جوئيد جهت الگو گرفتن باشد .)
براي آنكه بتوان چيزي را نمونه قرار داد لازم است سه شرط داشته باشد :
1- قابل تكرار باشد .
2- عمومي باشد .
3- تكرار آن مورد نياز باشد .
ب) اهداف پرتكرار در زبان مناديان كربلا جهت حركت امام(ع)
1- قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت باشد !
2- يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده .
3- به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .
ج ) بررسي درستي اهداف فوق الذكر
با نگاهي اجمالي به اهداف فوق ، ديده مي شود كه رابطه واضح و قابل تاييدي با هدف بيان شده امام(ع) ندارند ، لذا همانطور كه در مقدمه بيان شد ، براي صحت سنجي آنها ، از دو معيار مذكور در بند الف كمك گرفته شده و نهايتا هر سه هدف مورد خدشه و رد خواهد شد .
البته لازم به ذكر است كه هر سه هدف ، هم از نظر سندهاي روايي و هم وجود نقض هاي صريح تاريخي كه در مسير حركت امام بوقوع پيوسته مخدوش و مردود بوده اند و ليكن در اين بحث مختصر ، از نگاه معيار الگوپذيري اهداف فوق الذكر مورد مناقشه قرار گرفته و مردود مي شوند .
1- هدف اول : امام(ع) ، قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت باشد !
امام رضا ـ ع ـ فرمودند: « ای پسر شبیب اگر گریه می کنی برای چیزی، پس برای حسین بن علی ـ ع ـ گریه کن که او را مانند گوسفند ذبح کردند .... . ای پسر شبیب اگر گریه کنی بر حسین ـ ع ـ تا آب دیده بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را بیامرزد، خواه اندک باشد، خواه بسیار..» 4
اولا ، اين هدف با هدف اعلام شده امام(ع) كه براي اصلاح مفاسد امت ( عمومي و خصوصي ) حركت كرده است نه تنها سنخيتي ندارد بلكه تلويحا در تضاد با آنست ، چرا كه شخص مي تواند هر فسادي را مرتكب شده ولي بدليل شفاعت امام(ع) ، چند قطره اشك هزينه كند و مطمئن گردد كه بخشيده مي شود .
ثانيا ،با توجه به معيار لزوم الگوپذيري آن ، به هيچ وجه نه قابل تكرار بوده و نه عمومي است و نه مورد نياز ، چرا كه :
قرار است امام(ع) با شفيع شدن خود ، دستگاه جديدي ( غير از روش اعلام شده در قرآن كريم كه توبه و اصلاح و جبران است )، در بخشش گناهان امت بوجود بياورند و قطعا نه تنها قابل تكرار براي ديگران نيست كه اگر تكرار پذير باشد ، نقض غرض شده و امام(ع) را از ارزش و اعتباري كه اين هدف قرار است براي ايشان ايجاد كند ساقط مي نمايد .
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2
https://telegram.me/beshnofekrkon/604
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2
2- هدف دوم : امام(ع) ، يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده
در حديث ملقب به " حديث لوح " مي خوانيم :
"... وقتي امام حسن(ع) فوت كردن پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است : تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و ... " 5
و يا حديث " قد شائ " داريم :
امام(ع) به محمد حنفيه فرمود : بعد از رفتن تو ، رسول خدا (ص) پیش من آمده و فرمودند: اى حسين ! خارج شو ! که همانا خداوند مىخواهد تو را كشته ببيند. . ( و همچنين ) خداوند مىخواهد آنان ( خانواده ات ) را نیز در كسوت اسارت ببيند. 6
اولا ، اين هدف نيز با هدف اعلام شده امام(ع) هيچ تطابقي و يا حتي تناسبي ندارد .
ثانيا ، بر اساس معيار دوم كه لزوم الگوپذيري آن بود ، هيچ كدام از شروط آن را ندارد چرا كه :
• دستور خدا جهت به كشتن دادن خود ، نه تنها براي كس ديگري تكرار نشده كه طبق آيه " و لا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة و أحسنوا إن الله يحب المحسنين 7 " هر شخص موظف به حفظ جان خود مي باشد .
• ضمنا در حديث فوق هيچ دليلي براي اينكه امام(ع) خود را به كشتن بدهد ، جز تبعيت از دستور خدا اعلام نشده كه بتوانيم قابليت عمومي بودن و يا ضرورت نيازش را مورد بررسي قرار دهيم .
3- هدف سوم : امام به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .
امام(ع) شب قبل از ترك مدينه پيامبر(ص) را در خواب ديد كه به او فرمود :
" .. حسين من! گويا مي بينم در نزديكي به زمين كربلا به خون خويش خواهي غلطيد، جمعي تو را مي كشند در حال تشنگي، ..... اي حسين عزيزم! پدر و مادر و برادرت نزد من آمده اند و همه مشتاق ديدار تو هستند. بدان كه در بهشت درجاتي را براي تو زينت داده اند كه جز از راه شهادت بدان نائل نمي شوي. " 8
اين هدف نيز ، نه تنها با هدف اعلام شده امام(ع) منافات دارد بلكه قابليتها و شروط الگوپذيري را نيز ندارد چرا كه :
اولا ، اين مورد ، فقط پيشگويي پيامبر(ص) براي امام است و قرار نيست براي كس ديگري تكرار شود و جالب اينجاست كه معلوم نيست تكليف اصحاب امام(ع) نيز كه به شهادت رسيده اند چه مي شود .
ثانيا ، خداوند درآيه " و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 9 " جهت رسيدن بندگانش به درجات بالاي بهشت و فوز عظيم ، شرط ايمان و عمل صالح را بيان كرده است و بنابراين لزومي به پيروي از امام(ع) مبني بر خود را به كشتن دادن نيست .
و در يك كلام :
هر سه هدف فوق الذكر ، كه تقريبا از 400 سال پيش به اين طرف در كتب :
روضه الشهدا ي كاشفي ( متوفي 910 هق) ،
منتخب طریحی یا کتاب الفخری ( متوفي 1085 هق) ،
تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء اثر ملا رضی قزوینی ( زنده در 1134 هق )
و اسرار الشهاده از فاضل دربندی ( متوفي 1286 هق )بصورت پرتكرار ذكر شده است ،
نه تنها با هدف مورد بيان حضرت امام حسين(ع) تناسبي نداشته ، بلكه به صراحت مقصود ايشان را از مبارزه با فساد و اصلاح جامعه ، بلاموضوع كرده و هيچگونه دليلي براي الگو گرفتن از ايشان براي دوستدارانش باقي نمي گذارد .
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3
زیرنویسها :
https://telegram.me/beshnofekrkon/605
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
2- هدف دوم : امام(ع) ، يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده
در حديث ملقب به " حديث لوح " مي خوانيم :
"... وقتي امام حسن(ع) فوت كردن پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است : تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و ... " 5
و يا حديث " قد شائ " داريم :
امام(ع) به محمد حنفيه فرمود : بعد از رفتن تو ، رسول خدا (ص) پیش من آمده و فرمودند: اى حسين ! خارج شو ! که همانا خداوند مىخواهد تو را كشته ببيند. . ( و همچنين ) خداوند مىخواهد آنان ( خانواده ات ) را نیز در كسوت اسارت ببيند. 6
اولا ، اين هدف نيز با هدف اعلام شده امام(ع) هيچ تطابقي و يا حتي تناسبي ندارد .
ثانيا ، بر اساس معيار دوم كه لزوم الگوپذيري آن بود ، هيچ كدام از شروط آن را ندارد چرا كه :
• دستور خدا جهت به كشتن دادن خود ، نه تنها براي كس ديگري تكرار نشده كه طبق آيه " و لا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة و أحسنوا إن الله يحب المحسنين 7 " هر شخص موظف به حفظ جان خود مي باشد .
• ضمنا در حديث فوق هيچ دليلي براي اينكه امام(ع) خود را به كشتن بدهد ، جز تبعيت از دستور خدا اعلام نشده كه بتوانيم قابليت عمومي بودن و يا ضرورت نيازش را مورد بررسي قرار دهيم .
3- هدف سوم : امام به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .
امام(ع) شب قبل از ترك مدينه پيامبر(ص) را در خواب ديد كه به او فرمود :
" .. حسين من! گويا مي بينم در نزديكي به زمين كربلا به خون خويش خواهي غلطيد، جمعي تو را مي كشند در حال تشنگي، ..... اي حسين عزيزم! پدر و مادر و برادرت نزد من آمده اند و همه مشتاق ديدار تو هستند. بدان كه در بهشت درجاتي را براي تو زينت داده اند كه جز از راه شهادت بدان نائل نمي شوي. " 8
اين هدف نيز ، نه تنها با هدف اعلام شده امام(ع) منافات دارد بلكه قابليتها و شروط الگوپذيري را نيز ندارد چرا كه :
اولا ، اين مورد ، فقط پيشگويي پيامبر(ص) براي امام است و قرار نيست براي كس ديگري تكرار شود و جالب اينجاست كه معلوم نيست تكليف اصحاب امام(ع) نيز كه به شهادت رسيده اند چه مي شود .
ثانيا ، خداوند درآيه " و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 9 " جهت رسيدن بندگانش به درجات بالاي بهشت و فوز عظيم ، شرط ايمان و عمل صالح را بيان كرده است و بنابراين لزومي به پيروي از امام(ع) مبني بر خود را به كشتن دادن نيست .
و در يك كلام :
هر سه هدف فوق الذكر ، كه تقريبا از 400 سال پيش به اين طرف در كتب :
روضه الشهدا ي كاشفي ( متوفي 910 هق) ،
منتخب طریحی یا کتاب الفخری ( متوفي 1085 هق) ،
تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء اثر ملا رضی قزوینی ( زنده در 1134 هق )
و اسرار الشهاده از فاضل دربندی ( متوفي 1286 هق )بصورت پرتكرار ذكر شده است ،
نه تنها با هدف مورد بيان حضرت امام حسين(ع) تناسبي نداشته ، بلكه به صراحت مقصود ايشان را از مبارزه با فساد و اصلاح جامعه ، بلاموضوع كرده و هيچگونه دليلي براي الگو گرفتن از ايشان براي دوستدارانش باقي نمي گذارد .
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3
زیرنویسها :
https://telegram.me/beshnofekrkon/605
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3
زیرنویسها :👆👆👆👆
1- طبرسى، امین الاسلام فضل بن حسن، إعلام الورى، ص400،
2- مقتل خوارزمى ، ج1، ص188; بحارالانوار ، ج44، ص329.
3- تاريخ طبري، ج 5، ص 403، الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.
4- شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج1، ص 197، انتشارات نسیم حیات
5- ... فلما توفي الحسن و مضى ، فتح الحسین ع الخاتم الثالث فوجد فيها أن قاتل فاقتل وتقتل ، و اخرج بأقوام للشهادة لا شهادة لهم إلا معك ....... اصول کافی – جلد 1 ، ص 280
6- ... فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا فَقَالَ لَهُ ابْنُ الْحَنَفِيَّةِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ فَمَا مَعْنَى حَمْلِكَ هَؤُلَاءِ النِّسَاءَ مَعَكَ وَ أَنْتَ تَخْرُجُ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَدْ قَالَ لِي إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا .... اللهوف على قتلى الطفوف، ص 64
7- سوره بقره آيه 195 ( خود را بدست خود به هلاكت و مرگ نيندازيد ( بلكه ) به سوي انجام كارهاي نيكو برويد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد .)
8- قال «ص» يا حبيبي يا حسين كأني أراك عن قريب مرملا بدمائك مذبوحا بأرض كربلا من عصابة من أمتي و أنت مع ذلك عطشان لا تسقي .. حبيبي يا حسين ان أباك و أمك و أخاك قدموا علي و هم مشتاقون اليك و ان لك في الجنات لدرجات لن تنالها الا بالشهادة . الفتوح - ابن اعثم كوفي ص 532 و 533
9- سوره تغابن ، آیه 9 (- و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مىبخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مىکند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است! )
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
زیرنویسها :👆👆👆👆
1- طبرسى، امین الاسلام فضل بن حسن، إعلام الورى، ص400،
2- مقتل خوارزمى ، ج1، ص188; بحارالانوار ، ج44، ص329.
3- تاريخ طبري، ج 5، ص 403، الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.
4- شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج1، ص 197، انتشارات نسیم حیات
5- ... فلما توفي الحسن و مضى ، فتح الحسین ع الخاتم الثالث فوجد فيها أن قاتل فاقتل وتقتل ، و اخرج بأقوام للشهادة لا شهادة لهم إلا معك ....... اصول کافی – جلد 1 ، ص 280
6- ... فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا فَقَالَ لَهُ ابْنُ الْحَنَفِيَّةِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ فَمَا مَعْنَى حَمْلِكَ هَؤُلَاءِ النِّسَاءَ مَعَكَ وَ أَنْتَ تَخْرُجُ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَدْ قَالَ لِي إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا .... اللهوف على قتلى الطفوف، ص 64
7- سوره بقره آيه 195 ( خود را بدست خود به هلاكت و مرگ نيندازيد ( بلكه ) به سوي انجام كارهاي نيكو برويد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد .)
8- قال «ص» يا حبيبي يا حسين كأني أراك عن قريب مرملا بدمائك مذبوحا بأرض كربلا من عصابة من أمتي و أنت مع ذلك عطشان لا تسقي .. حبيبي يا حسين ان أباك و أمك و أخاك قدموا علي و هم مشتاقون اليك و ان لك في الجنات لدرجات لن تنالها الا بالشهادة . الفتوح - ابن اعثم كوفي ص 532 و 533
9- سوره تغابن ، آیه 9 (- و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مىبخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مىکند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است! )
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy