هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
مقدمه :
یکی از معضلات تاریخی که گریبانگیر واقعه کربلا شده هدف هایی است که توسط دشمنان و یا صحیح تر بگوئیم توسط شیعیان جاهل و یا غالی ، برای آن ساخته و پرداخته شده است .
خوشبختانه ، برای رفع معضل فوق ، دو معیار کاملا صریح و مشخص توسط شخص امام(ع) در اختیار ما قرار داده شده و همین است که او را چراغ راه هدایت می نمایاند .
آنجا که می فرماید :
ان الحسین مصباح الهدی 1
الف ) دو معیار امام(ع) :
1- بیان صریح هدف نهضت توسط شخص ایشان
2- اعلام قابلیت الگوگیری از ایشان توسط دیگران
1- هدف اعلام شده توسط امام : اصلاح جامعه از فساد و بدعتهای موجود
" ... هذا ما اوصى به الحسين بن على الى اخيه محمد بن الحنفية ، ... و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابىطالب .. . " 2
" .. ، اين وصيت حسين به برادرش محمد حنفيه است ؛ .. . حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم .... "
2- الگو بودن حضرت امام(ع) برای آیندگان :
لكم فِيَّ اسوة 3
زندگي من الگويي براي شماست ( آنچه در من مي جوئيد جهت الگو گرفتن باشد .)
براي آنكه بتوان چيزي را نمونه قرار داد لازم است سه شرط داشته باشد :
1- قابل تكرار باشد .
2- عمومي باشد .
3- تكرار آن مورد نياز باشد .
ب) اهداف پرتكرار در زبان مناديان كربلا جهت حركت امام(ع)
1- قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت باشد !
2- يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده .
3- به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .
ج ) بررسي درستي اهداف فوق الذكر
با نگاهي اجمالي به اهداف فوق ، ديده مي شود كه رابطه واضح و قابل تاييدي با هدف بيان شده امام(ع) ندارند ، لذا همانطور كه در مقدمه بيان شد ، براي صحت سنجي آنها ، از دو معيار مذكور در بند الف كمك گرفته شده و نهايتا هر سه هدف مورد خدشه و رد خواهد شد .
البته لازم به ذكر است كه هر سه هدف ، هم از نظر سندهاي روايي و هم وجود نقض هاي صريح تاريخي كه در مسير حركت امام بوقوع پيوسته مخدوش و مردود بوده اند و ليكن در اين بحث مختصر ، از نگاه معيار الگوپذيري اهداف فوق الذكر مورد مناقشه قرار گرفته و مردود مي شوند .
1- هدف اول : امام(ع) ، قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت باشد !
امام رضا ـ ع ـ فرمودند: « ای پسر شبیب اگر گریه می کنی برای چیزی، پس برای حسین بن علی ـ ع ـ گریه کن که او را مانند گوسفند ذبح کردند .... . ای پسر شبیب اگر گریه کنی بر حسین ـ ع ـ تا آب دیده بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را بیامرزد، خواه اندک باشد، خواه بسیار..» 4
اولا ، اين هدف با هدف اعلام شده امام(ع) كه براي اصلاح مفاسد امت ( عمومي و خصوصي ) حركت كرده است نه تنها سنخيتي ندارد بلكه تلويحا در تضاد با آنست ، چرا كه شخص مي تواند هر فسادي را مرتكب شده ولي بدليل شفاعت امام(ع) ، چند قطره اشك هزينه كند و مطمئن گردد كه بخشيده مي شود .
ثانيا ،با توجه به معيار لزوم الگوپذيري آن ، به هيچ وجه نه قابل تكرار بوده و نه عمومي است و نه مورد نياز ، چرا كه :
قرار است امام(ع) با شفيع شدن خود ، دستگاه جديدي ( غير از روش اعلام شده در قرآن كريم كه توبه و اصلاح و جبران است )، در بخشش گناهان امت بوجود بياورند و قطعا نه تنها قابل تكرار براي ديگران نيست كه اگر تكرار پذير باشد ، نقض غرض شده و امام(ع) را از ارزش و اعتباري كه اين هدف قرار است براي ايشان ايجاد كند ساقط مي نمايد .
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2
https://telegram.me/beshnofekrkon/604
مقدمه :
یکی از معضلات تاریخی که گریبانگیر واقعه کربلا شده هدف هایی است که توسط دشمنان و یا صحیح تر بگوئیم توسط شیعیان جاهل و یا غالی ، برای آن ساخته و پرداخته شده است .
خوشبختانه ، برای رفع معضل فوق ، دو معیار کاملا صریح و مشخص توسط شخص امام(ع) در اختیار ما قرار داده شده و همین است که او را چراغ راه هدایت می نمایاند .
آنجا که می فرماید :
ان الحسین مصباح الهدی 1
الف ) دو معیار امام(ع) :
1- بیان صریح هدف نهضت توسط شخص ایشان
2- اعلام قابلیت الگوگیری از ایشان توسط دیگران
1- هدف اعلام شده توسط امام : اصلاح جامعه از فساد و بدعتهای موجود
" ... هذا ما اوصى به الحسين بن على الى اخيه محمد بن الحنفية ، ... و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابىطالب .. . " 2
" .. ، اين وصيت حسين به برادرش محمد حنفيه است ؛ .. . حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم .... "
2- الگو بودن حضرت امام(ع) برای آیندگان :
لكم فِيَّ اسوة 3
زندگي من الگويي براي شماست ( آنچه در من مي جوئيد جهت الگو گرفتن باشد .)
براي آنكه بتوان چيزي را نمونه قرار داد لازم است سه شرط داشته باشد :
1- قابل تكرار باشد .
2- عمومي باشد .
3- تكرار آن مورد نياز باشد .
ب) اهداف پرتكرار در زبان مناديان كربلا جهت حركت امام(ع)
1- قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت باشد !
2- يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده .
3- به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .
ج ) بررسي درستي اهداف فوق الذكر
با نگاهي اجمالي به اهداف فوق ، ديده مي شود كه رابطه واضح و قابل تاييدي با هدف بيان شده امام(ع) ندارند ، لذا همانطور كه در مقدمه بيان شد ، براي صحت سنجي آنها ، از دو معيار مذكور در بند الف كمك گرفته شده و نهايتا هر سه هدف مورد خدشه و رد خواهد شد .
البته لازم به ذكر است كه هر سه هدف ، هم از نظر سندهاي روايي و هم وجود نقض هاي صريح تاريخي كه در مسير حركت امام بوقوع پيوسته مخدوش و مردود بوده اند و ليكن در اين بحث مختصر ، از نگاه معيار الگوپذيري اهداف فوق الذكر مورد مناقشه قرار گرفته و مردود مي شوند .
1- هدف اول : امام(ع) ، قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت باشد !
امام رضا ـ ع ـ فرمودند: « ای پسر شبیب اگر گریه می کنی برای چیزی، پس برای حسین بن علی ـ ع ـ گریه کن که او را مانند گوسفند ذبح کردند .... . ای پسر شبیب اگر گریه کنی بر حسین ـ ع ـ تا آب دیده بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را بیامرزد، خواه اندک باشد، خواه بسیار..» 4
اولا ، اين هدف با هدف اعلام شده امام(ع) كه براي اصلاح مفاسد امت ( عمومي و خصوصي ) حركت كرده است نه تنها سنخيتي ندارد بلكه تلويحا در تضاد با آنست ، چرا كه شخص مي تواند هر فسادي را مرتكب شده ولي بدليل شفاعت امام(ع) ، چند قطره اشك هزينه كند و مطمئن گردد كه بخشيده مي شود .
ثانيا ،با توجه به معيار لزوم الگوپذيري آن ، به هيچ وجه نه قابل تكرار بوده و نه عمومي است و نه مورد نياز ، چرا كه :
قرار است امام(ع) با شفيع شدن خود ، دستگاه جديدي ( غير از روش اعلام شده در قرآن كريم كه توبه و اصلاح و جبران است )، در بخشش گناهان امت بوجود بياورند و قطعا نه تنها قابل تكرار براي ديگران نيست كه اگر تكرار پذير باشد ، نقض غرض شده و امام(ع) را از ارزش و اعتباري كه اين هدف قرار است براي ايشان ايجاد كند ساقط مي نمايد .
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2
https://telegram.me/beshnofekrkon/604
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2
2- هدف دوم : امام(ع) ، يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده
در حديث ملقب به " حديث لوح " مي خوانيم :
"... وقتي امام حسن(ع) فوت كردن پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است : تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و ... " 5
و يا حديث " قد شائ " داريم :
امام(ع) به محمد حنفيه فرمود : بعد از رفتن تو ، رسول خدا (ص) پیش من آمده و فرمودند: اى حسين ! خارج شو ! که همانا خداوند مىخواهد تو را كشته ببيند. . ( و همچنين ) خداوند مىخواهد آنان ( خانواده ات ) را نیز در كسوت اسارت ببيند. 6
اولا ، اين هدف نيز با هدف اعلام شده امام(ع) هيچ تطابقي و يا حتي تناسبي ندارد .
ثانيا ، بر اساس معيار دوم كه لزوم الگوپذيري آن بود ، هيچ كدام از شروط آن را ندارد چرا كه :
• دستور خدا جهت به كشتن دادن خود ، نه تنها براي كس ديگري تكرار نشده كه طبق آيه " و لا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة و أحسنوا إن الله يحب المحسنين 7 " هر شخص موظف به حفظ جان خود مي باشد .
• ضمنا در حديث فوق هيچ دليلي براي اينكه امام(ع) خود را به كشتن بدهد ، جز تبعيت از دستور خدا اعلام نشده كه بتوانيم قابليت عمومي بودن و يا ضرورت نيازش را مورد بررسي قرار دهيم .
3- هدف سوم : امام به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .
امام(ع) شب قبل از ترك مدينه پيامبر(ص) را در خواب ديد كه به او فرمود :
" .. حسين من! گويا مي بينم در نزديكي به زمين كربلا به خون خويش خواهي غلطيد، جمعي تو را مي كشند در حال تشنگي، ..... اي حسين عزيزم! پدر و مادر و برادرت نزد من آمده اند و همه مشتاق ديدار تو هستند. بدان كه در بهشت درجاتي را براي تو زينت داده اند كه جز از راه شهادت بدان نائل نمي شوي. " 8
اين هدف نيز ، نه تنها با هدف اعلام شده امام(ع) منافات دارد بلكه قابليتها و شروط الگوپذيري را نيز ندارد چرا كه :
اولا ، اين مورد ، فقط پيشگويي پيامبر(ص) براي امام است و قرار نيست براي كس ديگري تكرار شود و جالب اينجاست كه معلوم نيست تكليف اصحاب امام(ع) نيز كه به شهادت رسيده اند چه مي شود .
ثانيا ، خداوند درآيه " و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 9 " جهت رسيدن بندگانش به درجات بالاي بهشت و فوز عظيم ، شرط ايمان و عمل صالح را بيان كرده است و بنابراين لزومي به پيروي از امام(ع) مبني بر خود را به كشتن دادن نيست .
و در يك كلام :
هر سه هدف فوق الذكر ، كه تقريبا از 400 سال پيش به اين طرف در كتب :
روضه الشهدا ي كاشفي ( متوفي 910 هق) ،
منتخب طریحی یا کتاب الفخری ( متوفي 1085 هق) ،
تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء اثر ملا رضی قزوینی ( زنده در 1134 هق )
و اسرار الشهاده از فاضل دربندی ( متوفي 1286 هق )بصورت پرتكرار ذكر شده است ،
نه تنها با هدف مورد بيان حضرت امام حسين(ع) تناسبي نداشته ، بلكه به صراحت مقصود ايشان را از مبارزه با فساد و اصلاح جامعه ، بلاموضوع كرده و هيچگونه دليلي براي الگو گرفتن از ايشان براي دوستدارانش باقي نمي گذارد .
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3
زیرنویسها :
https://telegram.me/beshnofekrkon/605
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
2- هدف دوم : امام(ع) ، يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده
در حديث ملقب به " حديث لوح " مي خوانيم :
"... وقتي امام حسن(ع) فوت كردن پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است : تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و ... " 5
و يا حديث " قد شائ " داريم :
امام(ع) به محمد حنفيه فرمود : بعد از رفتن تو ، رسول خدا (ص) پیش من آمده و فرمودند: اى حسين ! خارج شو ! که همانا خداوند مىخواهد تو را كشته ببيند. . ( و همچنين ) خداوند مىخواهد آنان ( خانواده ات ) را نیز در كسوت اسارت ببيند. 6
اولا ، اين هدف نيز با هدف اعلام شده امام(ع) هيچ تطابقي و يا حتي تناسبي ندارد .
ثانيا ، بر اساس معيار دوم كه لزوم الگوپذيري آن بود ، هيچ كدام از شروط آن را ندارد چرا كه :
• دستور خدا جهت به كشتن دادن خود ، نه تنها براي كس ديگري تكرار نشده كه طبق آيه " و لا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة و أحسنوا إن الله يحب المحسنين 7 " هر شخص موظف به حفظ جان خود مي باشد .
• ضمنا در حديث فوق هيچ دليلي براي اينكه امام(ع) خود را به كشتن بدهد ، جز تبعيت از دستور خدا اعلام نشده كه بتوانيم قابليت عمومي بودن و يا ضرورت نيازش را مورد بررسي قرار دهيم .
3- هدف سوم : امام به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .
امام(ع) شب قبل از ترك مدينه پيامبر(ص) را در خواب ديد كه به او فرمود :
" .. حسين من! گويا مي بينم در نزديكي به زمين كربلا به خون خويش خواهي غلطيد، جمعي تو را مي كشند در حال تشنگي، ..... اي حسين عزيزم! پدر و مادر و برادرت نزد من آمده اند و همه مشتاق ديدار تو هستند. بدان كه در بهشت درجاتي را براي تو زينت داده اند كه جز از راه شهادت بدان نائل نمي شوي. " 8
اين هدف نيز ، نه تنها با هدف اعلام شده امام(ع) منافات دارد بلكه قابليتها و شروط الگوپذيري را نيز ندارد چرا كه :
اولا ، اين مورد ، فقط پيشگويي پيامبر(ص) براي امام است و قرار نيست براي كس ديگري تكرار شود و جالب اينجاست كه معلوم نيست تكليف اصحاب امام(ع) نيز كه به شهادت رسيده اند چه مي شود .
ثانيا ، خداوند درآيه " و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 9 " جهت رسيدن بندگانش به درجات بالاي بهشت و فوز عظيم ، شرط ايمان و عمل صالح را بيان كرده است و بنابراين لزومي به پيروي از امام(ع) مبني بر خود را به كشتن دادن نيست .
و در يك كلام :
هر سه هدف فوق الذكر ، كه تقريبا از 400 سال پيش به اين طرف در كتب :
روضه الشهدا ي كاشفي ( متوفي 910 هق) ،
منتخب طریحی یا کتاب الفخری ( متوفي 1085 هق) ،
تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء اثر ملا رضی قزوینی ( زنده در 1134 هق )
و اسرار الشهاده از فاضل دربندی ( متوفي 1286 هق )بصورت پرتكرار ذكر شده است ،
نه تنها با هدف مورد بيان حضرت امام حسين(ع) تناسبي نداشته ، بلكه به صراحت مقصود ايشان را از مبارزه با فساد و اصلاح جامعه ، بلاموضوع كرده و هيچگونه دليلي براي الگو گرفتن از ايشان براي دوستدارانش باقي نمي گذارد .
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3
زیرنویسها :
https://telegram.me/beshnofekrkon/605
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3
زیرنویسها :👆👆👆👆
1- طبرسى، امین الاسلام فضل بن حسن، إعلام الورى، ص400،
2- مقتل خوارزمى ، ج1، ص188; بحارالانوار ، ج44، ص329.
3- تاريخ طبري، ج 5، ص 403، الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.
4- شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج1، ص 197، انتشارات نسیم حیات
5- ... فلما توفي الحسن و مضى ، فتح الحسین ع الخاتم الثالث فوجد فيها أن قاتل فاقتل وتقتل ، و اخرج بأقوام للشهادة لا شهادة لهم إلا معك ....... اصول کافی – جلد 1 ، ص 280
6- ... فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا فَقَالَ لَهُ ابْنُ الْحَنَفِيَّةِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ فَمَا مَعْنَى حَمْلِكَ هَؤُلَاءِ النِّسَاءَ مَعَكَ وَ أَنْتَ تَخْرُجُ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَدْ قَالَ لِي إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا .... اللهوف على قتلى الطفوف، ص 64
7- سوره بقره آيه 195 ( خود را بدست خود به هلاكت و مرگ نيندازيد ( بلكه ) به سوي انجام كارهاي نيكو برويد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد .)
8- قال «ص» يا حبيبي يا حسين كأني أراك عن قريب مرملا بدمائك مذبوحا بأرض كربلا من عصابة من أمتي و أنت مع ذلك عطشان لا تسقي .. حبيبي يا حسين ان أباك و أمك و أخاك قدموا علي و هم مشتاقون اليك و ان لك في الجنات لدرجات لن تنالها الا بالشهادة . الفتوح - ابن اعثم كوفي ص 532 و 533
9- سوره تغابن ، آیه 9 (- و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مىبخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مىکند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است! )
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
زیرنویسها :👆👆👆👆
1- طبرسى، امین الاسلام فضل بن حسن، إعلام الورى، ص400،
2- مقتل خوارزمى ، ج1، ص188; بحارالانوار ، ج44، ص329.
3- تاريخ طبري، ج 5، ص 403، الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.
4- شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج1، ص 197، انتشارات نسیم حیات
5- ... فلما توفي الحسن و مضى ، فتح الحسین ع الخاتم الثالث فوجد فيها أن قاتل فاقتل وتقتل ، و اخرج بأقوام للشهادة لا شهادة لهم إلا معك ....... اصول کافی – جلد 1 ، ص 280
6- ... فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا فَقَالَ لَهُ ابْنُ الْحَنَفِيَّةِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ فَمَا مَعْنَى حَمْلِكَ هَؤُلَاءِ النِّسَاءَ مَعَكَ وَ أَنْتَ تَخْرُجُ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَدْ قَالَ لِي إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا .... اللهوف على قتلى الطفوف، ص 64
7- سوره بقره آيه 195 ( خود را بدست خود به هلاكت و مرگ نيندازيد ( بلكه ) به سوي انجام كارهاي نيكو برويد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد .)
8- قال «ص» يا حبيبي يا حسين كأني أراك عن قريب مرملا بدمائك مذبوحا بأرض كربلا من عصابة من أمتي و أنت مع ذلك عطشان لا تسقي .. حبيبي يا حسين ان أباك و أمك و أخاك قدموا علي و هم مشتاقون اليك و ان لك في الجنات لدرجات لن تنالها الا بالشهادة . الفتوح - ابن اعثم كوفي ص 532 و 533
9- سوره تغابن ، آیه 9 (- و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مىبخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مىکند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است! )
تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - هفتم محرم
1- از آنجا که حرّ بن يزيد در همان روزهای اول ورود امام به کربلا طى نامه اى ورود حسين (ع) را به ابن زياد اطلاع داده بود و ابن زیاد به امام (ع) نوشته بود که :
" اما بعد ، من از ورود شما به سرزمين كربلا مطلع گرديدم و اميرمؤ منان يزيد بن معاويه به من دستور داده است كه سر به بالين راحت نگذارم و شكم از غذا سير ننمايم تا تو را به قتل برسانم يا اينكه به فرمان من و به حكومت يزيد گردن بگذارى ، والسّلام ".
و امام (ع) چون نامه ابن زياد را خواند، آن را بر زمين انداخت و چنين فرموده بود :
" رستگار نباد مردمى كه خشنودى خلق را بر غضب خدا مقدم داشتند و ابن زياد در پيش ما پاسخى ندارد ."
لا اَفْلَحَ قَومٌ اِشْتَروا مَرْضاتِ الْمخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخالِقِ ... مالَهُ عِنْدِى جَوابٌ لاَنَّهُ حَقَّتْ عَلَيْهِ كَِلمة الْعَذابِ 1
چون نامه رسان نزد ابن زياد برگشت و عكس العمل امام را در مورد نامه اش به اطلاع وى رسانيد، ابن زياد شديدا خشمناك گرديد.
و در روز هفتم محرم ضمن نامهای به عمر بن سعد از وی خواست تا آب را بر اردوگاه امام ببندند :
" اما بعد ، میان حسین و یاران وی و آب حایل شو که یک قطره از آن ننوشند .... " 2
عمر بن سعد نیز بدون فاصله "عمرو بن حجاج" را با 500 سوار در كنار شریعه فرات مستقر كرد و مانع دسترسی امام حسین (ع) و یارانش به آب شدند .
2- در این روز مردی به نام "عبداللّه بن حصین ازدی" ـ كه از قبیله "بجیله" بود ـ فریاد برآورد :
ای حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانی نخواهی دید! به خدا سوگند كه قطره ای از آن را نخواهی آشامید، تا از عطش جان دهی!
امام (ع) فرمودند : خدایا! هرگز او را مشمول رحمت خود قرار نده. 3
3- با توجه به شرایط بوجود آمده ، امام وضعیت اضطراری اعلام و ضمن دستور صرفه جویی در مصرف آب ، جلسه ای برای تصمیم گیری جهت مقابله با وضعیت پیش رو و سختی های بیشتر آینده برگزار شد ، که نتیجه اولیه آن ، دستور امام برای هجوم به لشکریان عمر سعد برای برداشت آب بود که در روز هشتم عملی شد .
زیرنویسها :
1- مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 239. بحار، ج 10، ص 189
2- انساب الاشراف، ج3، ص180. و طبری ص 2006 ( ج 7 الکترونیکی – ص 302 )
3- ارشاد شیخ مفید، ج2، ص86.
منابع :
1- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) http://mahsan.parsiblog.com/Posts/468/
2- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx
3- كتاب : سخنان حسين بن على (ع ) از مدينه تا كربلا - محمّد صادق نجمى
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- از آنجا که حرّ بن يزيد در همان روزهای اول ورود امام به کربلا طى نامه اى ورود حسين (ع) را به ابن زياد اطلاع داده بود و ابن زیاد به امام (ع) نوشته بود که :
" اما بعد ، من از ورود شما به سرزمين كربلا مطلع گرديدم و اميرمؤ منان يزيد بن معاويه به من دستور داده است كه سر به بالين راحت نگذارم و شكم از غذا سير ننمايم تا تو را به قتل برسانم يا اينكه به فرمان من و به حكومت يزيد گردن بگذارى ، والسّلام ".
و امام (ع) چون نامه ابن زياد را خواند، آن را بر زمين انداخت و چنين فرموده بود :
" رستگار نباد مردمى كه خشنودى خلق را بر غضب خدا مقدم داشتند و ابن زياد در پيش ما پاسخى ندارد ."
لا اَفْلَحَ قَومٌ اِشْتَروا مَرْضاتِ الْمخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخالِقِ ... مالَهُ عِنْدِى جَوابٌ لاَنَّهُ حَقَّتْ عَلَيْهِ كَِلمة الْعَذابِ 1
چون نامه رسان نزد ابن زياد برگشت و عكس العمل امام را در مورد نامه اش به اطلاع وى رسانيد، ابن زياد شديدا خشمناك گرديد.
و در روز هفتم محرم ضمن نامهای به عمر بن سعد از وی خواست تا آب را بر اردوگاه امام ببندند :
" اما بعد ، میان حسین و یاران وی و آب حایل شو که یک قطره از آن ننوشند .... " 2
عمر بن سعد نیز بدون فاصله "عمرو بن حجاج" را با 500 سوار در كنار شریعه فرات مستقر كرد و مانع دسترسی امام حسین (ع) و یارانش به آب شدند .
2- در این روز مردی به نام "عبداللّه بن حصین ازدی" ـ كه از قبیله "بجیله" بود ـ فریاد برآورد :
ای حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانی نخواهی دید! به خدا سوگند كه قطره ای از آن را نخواهی آشامید، تا از عطش جان دهی!
امام (ع) فرمودند : خدایا! هرگز او را مشمول رحمت خود قرار نده. 3
3- با توجه به شرایط بوجود آمده ، امام وضعیت اضطراری اعلام و ضمن دستور صرفه جویی در مصرف آب ، جلسه ای برای تصمیم گیری جهت مقابله با وضعیت پیش رو و سختی های بیشتر آینده برگزار شد ، که نتیجه اولیه آن ، دستور امام برای هجوم به لشکریان عمر سعد برای برداشت آب بود که در روز هشتم عملی شد .
زیرنویسها :
1- مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 239. بحار، ج 10، ص 189
2- انساب الاشراف، ج3، ص180. و طبری ص 2006 ( ج 7 الکترونیکی – ص 302 )
3- ارشاد شیخ مفید، ج2، ص86.
منابع :
1- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) http://mahsan.parsiblog.com/Posts/468/
2- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx
3- كتاب : سخنان حسين بن على (ع ) از مدينه تا كربلا - محمّد صادق نجمى
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آیا رمان عشقی امام حسین (ع) و اورینب حقیقت دارد ؟ - 1
مدتهاست که اين شبهه طرح شده كه ادعا ميكنند علّت زمينه ساز واقعه كربلا و شهادت امام حسين (ع) داستان عاشقانه اي بود كه به واسطه عشق و علاقه شديد يزيد به زني به نام « اُورَيْنَب » ،ْ همسر عبدالله بن سلام آغاز شد و امام حسين (ع) با اقدامي كه در بعضي كتابها ذكر شده وارد ماجرا شده و ارینب را از چنگ يزيد خارج کرده است .
و وانمود كردهاند كه سرآغاز كينه توزي و دشمني يزيد با امام حسين(ع) و سرمنشأ واقعه كربلا اين ماجرا بوده است .
منابعی که برای این ماجرا عنوان می کنند عبارتند از :
1- کتاب شیعه گری دکتر مسعود انصاری ص 58 ، که ایشان نیز از کتاب سنجش فرهنگ پارسی با فرهنگ تازی ص 6 ذکر کرده است .
2- کتاب ناسخ التواریخ محمد تقی لسان الملک سپهر ج 6 ص 55
پاسخ :
وقتی سخن از یک اتفاق تاریخی می شود از سه منظر قابل بررسی است :
• مستندات منابع آن
• مضامین و محتوای آن
• کاراکتر و هویت شخصیتهای آن
و اما منابع فوق الذکر :
1- در کتاب دکتر انصاری فقط ذکر ماجراست بدون اشاره به سلسله راویان و ناقلان آن تا عصر امام ، که از نظر مورخان قابل اطمینان نبوده چه رسد به قابل استناد و نقد و بررسی .
2- و اما کتاب ناسخ التواریخ مربوط به سالهای 1216 تا 1297 قمری یعنی 200 سال پیش بوده که بسیاری از نقلهای تاریخی آن با منابع قدیمی اولیه مغایرت اساسی داشته و بعضا اهداف خاصی را دنبال می کرده است . و همین امر سندیت و ماهیت این ماجرا را خدشه دار می کند .
بنابر این برای بررسی اصل ماجرا ، باید سراغ منابع قدیمی نزدیک به عصر ماجرا رفت .
با تحقيقي كه در متون و منابع تاريخي انجام شده تنها كتاب قابل اعتنائي كه اين واقعه را ذكر كرده است كتاب الامامه و السياسه ابن قتيبه دينوري متوفاي 276 هق از مصادر تاريخي اهل سنّت ميباشد.
كه هر محقّقي با مطالعه اين متن ، آن را به يك داستان و رمّان شبيهتر ميبيند تا يك اتّفاق حقيقي.
در اینجا به اجمال ماجرای مذکور در کتاب فوق را می آوریم و سپس به بررسی مختصر آن می پردازیم :
در ابتدای قصه می نویسد :
« و ذکر کرده اند که شبی یزید ... » 1
1- یزید ، قصه دلدادگیش را به اورینب که الان به همسری پسر عمویش عبداله بن سلام از والیان معاویه درآمده است ، با پدرش معاویه در میان گذاشت .
2- معاویه با طرح نقشه ای ، ابو دردا عموی اورینب و ابوهریره را خواست و به آنها گفت دختری دارم که دوست دارم بهترین را برایش به شوهری انتخاب کنم و آن شخص کسی نیست جز عبداله بن سلام و میخواهم نظر مرا به او برسانید . ( البته دختر معاویه مشروط به طلاق اورینب کرد )
3- آن دو قضیه را با عبداله بن سلام مطرح کرده و او نیز با توجه به جایگاه معاویه ، اورینب را در حضور آنها طلاق داد .
4- آنها طلاق اورینب را به عرض معاویه رسانده و نزد دختر او رفتند که طبق نقشه قبلی پدرش جواب را به بعد موکول کرد .
5- معاویه به ابودردا ماموریت داد تا اورینب را که در عراق بود به عقد یزید در آورد .
6- ابودردا پس از ورود به عراق ، به سبب دوستی اش با پیامبر ، خدمت امام حسین (ع) جهت عرض ارادت رفته و علت حضورش را در عراق نیز بیان نمود .
7- امام نیز پیشنهاد خواستگاری از اورینب را مطرح کرد .
8- ابودردا نزد اورینب رفته و خواستگاری هر دو را اعلام نمود .
9- اورینب از عمویش ابودردا نظر خواست و او امام را از نظر شخصیتی والاتر دانست .
10- اورینب نیز خواستگاری امام را پدیرفت و به عقد ایشان در آمد .
11- پس از این اتفاق ، امام ، عبداله بن سلام را برای گرفتن امانت خود که نزد اورینب بود صدا زد و آن دو را تنها گذاشت و آن دو با دیدن یکدیگر به یاد خاطرات گدشته شان اشکها ریختند .
12- امام وارد شد و گفت : « خدا را شاهد می گیرم که اورینب را سه طلاقه کردم ، و از اول هم بخاطر خوش گذرانی او را عقد نکرده بودم بلکه برای رساندنش به صاحبش این کار را کرده بودم » . 2
13- و ماجرا با عقد دوباره عبداله بن سلام و اورینب خاتمه یافت .
اما این قضیه باعث خشم و نفرت معاویه از امام حسین گردید . 3
ادامه دارد :
تحقیق : محمد صالحی 8/7/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/608
مدتهاست که اين شبهه طرح شده كه ادعا ميكنند علّت زمينه ساز واقعه كربلا و شهادت امام حسين (ع) داستان عاشقانه اي بود كه به واسطه عشق و علاقه شديد يزيد به زني به نام « اُورَيْنَب » ،ْ همسر عبدالله بن سلام آغاز شد و امام حسين (ع) با اقدامي كه در بعضي كتابها ذكر شده وارد ماجرا شده و ارینب را از چنگ يزيد خارج کرده است .
و وانمود كردهاند كه سرآغاز كينه توزي و دشمني يزيد با امام حسين(ع) و سرمنشأ واقعه كربلا اين ماجرا بوده است .
منابعی که برای این ماجرا عنوان می کنند عبارتند از :
1- کتاب شیعه گری دکتر مسعود انصاری ص 58 ، که ایشان نیز از کتاب سنجش فرهنگ پارسی با فرهنگ تازی ص 6 ذکر کرده است .
2- کتاب ناسخ التواریخ محمد تقی لسان الملک سپهر ج 6 ص 55
پاسخ :
وقتی سخن از یک اتفاق تاریخی می شود از سه منظر قابل بررسی است :
• مستندات منابع آن
• مضامین و محتوای آن
• کاراکتر و هویت شخصیتهای آن
و اما منابع فوق الذکر :
1- در کتاب دکتر انصاری فقط ذکر ماجراست بدون اشاره به سلسله راویان و ناقلان آن تا عصر امام ، که از نظر مورخان قابل اطمینان نبوده چه رسد به قابل استناد و نقد و بررسی .
2- و اما کتاب ناسخ التواریخ مربوط به سالهای 1216 تا 1297 قمری یعنی 200 سال پیش بوده که بسیاری از نقلهای تاریخی آن با منابع قدیمی اولیه مغایرت اساسی داشته و بعضا اهداف خاصی را دنبال می کرده است . و همین امر سندیت و ماهیت این ماجرا را خدشه دار می کند .
بنابر این برای بررسی اصل ماجرا ، باید سراغ منابع قدیمی نزدیک به عصر ماجرا رفت .
با تحقيقي كه در متون و منابع تاريخي انجام شده تنها كتاب قابل اعتنائي كه اين واقعه را ذكر كرده است كتاب الامامه و السياسه ابن قتيبه دينوري متوفاي 276 هق از مصادر تاريخي اهل سنّت ميباشد.
كه هر محقّقي با مطالعه اين متن ، آن را به يك داستان و رمّان شبيهتر ميبيند تا يك اتّفاق حقيقي.
در اینجا به اجمال ماجرای مذکور در کتاب فوق را می آوریم و سپس به بررسی مختصر آن می پردازیم :
در ابتدای قصه می نویسد :
« و ذکر کرده اند که شبی یزید ... » 1
1- یزید ، قصه دلدادگیش را به اورینب که الان به همسری پسر عمویش عبداله بن سلام از والیان معاویه درآمده است ، با پدرش معاویه در میان گذاشت .
2- معاویه با طرح نقشه ای ، ابو دردا عموی اورینب و ابوهریره را خواست و به آنها گفت دختری دارم که دوست دارم بهترین را برایش به شوهری انتخاب کنم و آن شخص کسی نیست جز عبداله بن سلام و میخواهم نظر مرا به او برسانید . ( البته دختر معاویه مشروط به طلاق اورینب کرد )
3- آن دو قضیه را با عبداله بن سلام مطرح کرده و او نیز با توجه به جایگاه معاویه ، اورینب را در حضور آنها طلاق داد .
4- آنها طلاق اورینب را به عرض معاویه رسانده و نزد دختر او رفتند که طبق نقشه قبلی پدرش جواب را به بعد موکول کرد .
5- معاویه به ابودردا ماموریت داد تا اورینب را که در عراق بود به عقد یزید در آورد .
6- ابودردا پس از ورود به عراق ، به سبب دوستی اش با پیامبر ، خدمت امام حسین (ع) جهت عرض ارادت رفته و علت حضورش را در عراق نیز بیان نمود .
7- امام نیز پیشنهاد خواستگاری از اورینب را مطرح کرد .
8- ابودردا نزد اورینب رفته و خواستگاری هر دو را اعلام نمود .
9- اورینب از عمویش ابودردا نظر خواست و او امام را از نظر شخصیتی والاتر دانست .
10- اورینب نیز خواستگاری امام را پدیرفت و به عقد ایشان در آمد .
11- پس از این اتفاق ، امام ، عبداله بن سلام را برای گرفتن امانت خود که نزد اورینب بود صدا زد و آن دو را تنها گذاشت و آن دو با دیدن یکدیگر به یاد خاطرات گدشته شان اشکها ریختند .
12- امام وارد شد و گفت : « خدا را شاهد می گیرم که اورینب را سه طلاقه کردم ، و از اول هم بخاطر خوش گذرانی او را عقد نکرده بودم بلکه برای رساندنش به صاحبش این کار را کرده بودم » . 2
13- و ماجرا با عقد دوباره عبداله بن سلام و اورینب خاتمه یافت .
اما این قضیه باعث خشم و نفرت معاویه از امام حسین گردید . 3
ادامه دارد :
تحقیق : محمد صالحی 8/7/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/608
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آیا رمان عشقی امام حسین (ع) و اورینب حقیقت دارد ؟ - 2
و اما بررسی و نقد داستان :
همانطور که در ابتدای مقال عرض شد روایت فوق به دلایل زیر قابل خدشه و مردود است :
1- ابن قتيبه بدون هيچ اشارهاي به ناقل و راوي اين داستان ، می گوید :
« و ذكروا أن يزيد بن معاوية سهر ليلة من الليالي ... »
و حكايت را از شخص ثالثي نقل ميكند كه براي ما آن شخص شناخته شده نيست ؛ پس داستان از نظر سندي مشكل دارد و قابل احتجاج نيست .
2- اشكال مهم ديگري كه در اين داستان وجود دارد اين است كه امام حسين (ع) در يك مجلس همسرش را سه طلاقه ميكند و می گوید :
« أشهد الله أنها طالق ثلاثا »
و حال آن كه بر اساس فقه شيعه كه بر گرفته از روايات اهل بيت (ع) است سه طلاق در يك مجلس جايز نميباشد.
3- امام حسین (ع) فقط در زمان حکومت پدر و برادرش در عراق ساکن بوده و پس از مصالحه برادرش با معاویه در سال 41 هق به مدینه هجرت و همانجا ساکن شد .
بنابراین در زمان قصه که پس از مصالحه بوده ، امام در عراق نبوده است . 4
4- طبق نقلهای مختلف ، ابودردا عموی اورینب در زمان عثمان فوت کرده و بنابراین در زمان قصه فوق زنده نبوده است . 5
5- برای تحریک و تقویت صحت ماجرا در اذهان دوستداران امام ، ماجرا را بگونه مثبت و به نفع شخصیت او تعریف میکند تا خود شیعیان از تکثیر کنندگان این روایت رمان گونه دروغ بشوند و جای شک و شبهه برای کسی نگداشته و بالتبع بتواند اصل هدف امام در جریان کربلا را که اصلاح فساد حاکمیت و جامعه بوده را مورد حمله و خدشه قرار دهد .
زیر نویسها :
1- و ذكروا أن يزيد بن معاوية سهر ليلة من الليالي ...
2- فقال : أشهد الله أنها طالق ثلاثا ، اللهم إنك تعلم أني لم أستنكحها رغبة في مالها ولا جمالها ، ولكني أردت إحلالها لبعلها ...
3- الامامه و السیاسه – ابن قتیبه دینوری ، 213 تا 276 هق ، جلد 1 عربی ص 166 تا 174 و ترجمه تک جلدی از سید ناصر طباطبایی ص 223 به بعد
4- ترجمه طبری ج 7 ص 2717 ( ص 13 کتاب )
5- الاصابه فی تمیز الصحابه – ج 4 ص 622 ، ابن حجر عسقلانی از نسب شناسان اهل سنت
تحقیق : محمد صالحی 8/7/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/607
و اما بررسی و نقد داستان :
همانطور که در ابتدای مقال عرض شد روایت فوق به دلایل زیر قابل خدشه و مردود است :
1- ابن قتيبه بدون هيچ اشارهاي به ناقل و راوي اين داستان ، می گوید :
« و ذكروا أن يزيد بن معاوية سهر ليلة من الليالي ... »
و حكايت را از شخص ثالثي نقل ميكند كه براي ما آن شخص شناخته شده نيست ؛ پس داستان از نظر سندي مشكل دارد و قابل احتجاج نيست .
2- اشكال مهم ديگري كه در اين داستان وجود دارد اين است كه امام حسين (ع) در يك مجلس همسرش را سه طلاقه ميكند و می گوید :
« أشهد الله أنها طالق ثلاثا »
و حال آن كه بر اساس فقه شيعه كه بر گرفته از روايات اهل بيت (ع) است سه طلاق در يك مجلس جايز نميباشد.
3- امام حسین (ع) فقط در زمان حکومت پدر و برادرش در عراق ساکن بوده و پس از مصالحه برادرش با معاویه در سال 41 هق به مدینه هجرت و همانجا ساکن شد .
بنابراین در زمان قصه که پس از مصالحه بوده ، امام در عراق نبوده است . 4
4- طبق نقلهای مختلف ، ابودردا عموی اورینب در زمان عثمان فوت کرده و بنابراین در زمان قصه فوق زنده نبوده است . 5
5- برای تحریک و تقویت صحت ماجرا در اذهان دوستداران امام ، ماجرا را بگونه مثبت و به نفع شخصیت او تعریف میکند تا خود شیعیان از تکثیر کنندگان این روایت رمان گونه دروغ بشوند و جای شک و شبهه برای کسی نگداشته و بالتبع بتواند اصل هدف امام در جریان کربلا را که اصلاح فساد حاکمیت و جامعه بوده را مورد حمله و خدشه قرار دهد .
زیر نویسها :
1- و ذكروا أن يزيد بن معاوية سهر ليلة من الليالي ...
2- فقال : أشهد الله أنها طالق ثلاثا ، اللهم إنك تعلم أني لم أستنكحها رغبة في مالها ولا جمالها ، ولكني أردت إحلالها لبعلها ...
3- الامامه و السیاسه – ابن قتیبه دینوری ، 213 تا 276 هق ، جلد 1 عربی ص 166 تا 174 و ترجمه تک جلدی از سید ناصر طباطبایی ص 223 به بعد
4- ترجمه طبری ج 7 ص 2717 ( ص 13 کتاب )
5- الاصابه فی تمیز الصحابه – ج 4 ص 622 ، ابن حجر عسقلانی از نسب شناسان اهل سنت
تحقیق : محمد صالحی 8/7/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/607
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - هشتم محرم
1- در روز هشتم امـام (ع ) , عباس را به فرماندهى سـى سـوار و ده پياده مامور تهيه آب كرد . هلال بن نافع جملى پيشاپيش پيادگان حركت مى كرد .
عـمـرو بـن حجاج گفت می توانید خودتان آب بنوشید ولی برای حسین نمی توانید ببرید .
جنگ سختى درگرفت . سواران مى جنگيدند و پيادگان مشكها را آب مى كردند . نهایتا ، ياران امام با بيست مشك پر از آب به خيمه ها برگشتند و اينجا بود كه حضرت , عباس را سقا لقب دادند . 1
2- در این روز "یزید بن حصین همدانی" با اجازه امام برای مذاکره با عمر بن سعد رفت و به او گفت : اگر تو خود را مسلمان ميپنداری پس چرا ... تصمیم به كشتن حسین گرفتهای و ..؟
عمر بن سعد گفت : ای همدانی! من ميدانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است ، من در لحظات حسّاسی قرار گرفتهام و نميدانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم ؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، ؟ ..
یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام (ع) رساند و گفت : عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند .2
3- امام (ع) مردی از یاران خود بنام "عمرو بن قرظة" را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند .
شب هنگام، امام (ع) با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند . امام (ع) به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود "عباس" و فرزندش "علياكبر" را نزد خود نگاه داشت . عمر بن سعد نیز فرزندش "حفص" و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد .
در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام (ع) كه فرمود : آیا ميخواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد . یك بار گفت : ميترسم خانهام را خراب كنند ! و ...
حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نميگردد، از جای برخاست در حالی كه ميفرمود : تو را چه ميشود ؟ .... . به خدا سوگند! من ميدانم كه از گندم عراق نخواهی خورد! ابن سعد با تمسخر گفت : جو عراق ما را بس است.3
4- در این چند مرحله مذاکره که تمام آنها به درخواست امام انجام گرفت و نشان از اراده قوی امام بر بازگشت و جلوگیری از جنگ داشت ، نتایج مثبتی بدست آمد .
5- عمر بن سعد، نامه ای رضایت بخش برای عبیدالله ارسال کرد و در آن یادآور شد : " خداوند متعال، آتش جنگ ما را خاموش کرد . زیرا حسین ، هم اینک حاضر است :
🍁 از همان جایی که آمده است ، برگردد
🍁و یا به سوی یکی از مرزهای کشور برود و بسان سایر مسلمانان زندگی کند . نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چیزی در میان نباشد
🍁 و یا به جانب شام نزد یزید رفته و اختلافش را با وی حل و فصل کند .
ای عبیدالله ، این پیشامد، هم می تواند موجب خرسندی تو و هم موجب اصلاح امت باشد ". 4
6- وقتى كه اين نامه به عبيدالله زياد رسيد ، گفت : الحق كه اين نامه را مردى نوشته كه خيرخواه امير و دلسوز قومش مى باشد .
در این لحظه ، شمر برخاست و گفت : اكنون كه حسين در سرزمين تحت فرمان تو گرفتار شده ، اين سخنان را از او مى پذيرى ؟ قسم به خدا، اگر پيش از آنكه دست در دست تو بگذارد از اينجا برود، نيرو و شوكتش فزونى گيرد و برعكس ، نيرو و توان تو رو به سستى و كاستى خواهد نهاد ! چنين امكانى را به او مده كه بيانگر ترس و درماندگى توست ....
7- ابن زياد پس از شنيدن سخنان شمر گفت : خوب فهميدى و راءى درست همان است كه تو انديشيده اى !5
8- سپس نامه ای برای عمر سعد نوشت و توسط شمر برایش فرستاد .
" اما بعد، من تو را به سوى حسين نفرستاده بودم كه با او مدارا كرده ، كارش را به تاءخير و تعويق اندازى و بقا و سلامتش را آرزو كنى و از او در نزد من به شفاعت برخيزى .
خوب توجه كن ! اگر حسين و يارانش سر به فرمان من نهادند و تسليم راءى من شدند، آنها را همگى سالم به خدمت من بفرست ، و اگر زير بار نرفتند، بر آنان بتاز و همه را از پاى درآور و مثله كن كه در خور چنين رفتارى هستند ! ....
اينك اگر تو فرمان ما را به كار بردى ، پاداش فرمانبرداران را خواهى يافت . در غير اين صورت ، از فرماندهى سپاه ما كناره گير و زمام كار را به عهده شمر بگذار و اداره سپاه را به وى بسپار كه ما دستورهاى لازم را به او داده ايم . والسلام ."6
زیرنویسها :
1- مقتل خوارزمى , ج 1, صص 5ـ244. و طبری ص 3007 ( ج 7 الکترونیکی – ص 303 )
2- كشف الغمة، ج2، ص47.
3- بحارالانوار، ج44، ص388. و مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 245
4- ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.
5- و 6 - طبری ص 3010 ( ج 7 الکترونیکی – ص 305 ) و حماسۀ حسینی، مرتضی مطهری، جلد دوم، صفحه139
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- در روز هشتم امـام (ع ) , عباس را به فرماندهى سـى سـوار و ده پياده مامور تهيه آب كرد . هلال بن نافع جملى پيشاپيش پيادگان حركت مى كرد .
عـمـرو بـن حجاج گفت می توانید خودتان آب بنوشید ولی برای حسین نمی توانید ببرید .
جنگ سختى درگرفت . سواران مى جنگيدند و پيادگان مشكها را آب مى كردند . نهایتا ، ياران امام با بيست مشك پر از آب به خيمه ها برگشتند و اينجا بود كه حضرت , عباس را سقا لقب دادند . 1
2- در این روز "یزید بن حصین همدانی" با اجازه امام برای مذاکره با عمر بن سعد رفت و به او گفت : اگر تو خود را مسلمان ميپنداری پس چرا ... تصمیم به كشتن حسین گرفتهای و ..؟
عمر بن سعد گفت : ای همدانی! من ميدانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است ، من در لحظات حسّاسی قرار گرفتهام و نميدانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم ؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، ؟ ..
یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام (ع) رساند و گفت : عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند .2
3- امام (ع) مردی از یاران خود بنام "عمرو بن قرظة" را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند .
شب هنگام، امام (ع) با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند . امام (ع) به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود "عباس" و فرزندش "علياكبر" را نزد خود نگاه داشت . عمر بن سعد نیز فرزندش "حفص" و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد .
در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام (ع) كه فرمود : آیا ميخواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد . یك بار گفت : ميترسم خانهام را خراب كنند ! و ...
حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نميگردد، از جای برخاست در حالی كه ميفرمود : تو را چه ميشود ؟ .... . به خدا سوگند! من ميدانم كه از گندم عراق نخواهی خورد! ابن سعد با تمسخر گفت : جو عراق ما را بس است.3
4- در این چند مرحله مذاکره که تمام آنها به درخواست امام انجام گرفت و نشان از اراده قوی امام بر بازگشت و جلوگیری از جنگ داشت ، نتایج مثبتی بدست آمد .
5- عمر بن سعد، نامه ای رضایت بخش برای عبیدالله ارسال کرد و در آن یادآور شد : " خداوند متعال، آتش جنگ ما را خاموش کرد . زیرا حسین ، هم اینک حاضر است :
🍁 از همان جایی که آمده است ، برگردد
🍁و یا به سوی یکی از مرزهای کشور برود و بسان سایر مسلمانان زندگی کند . نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چیزی در میان نباشد
🍁 و یا به جانب شام نزد یزید رفته و اختلافش را با وی حل و فصل کند .
ای عبیدالله ، این پیشامد، هم می تواند موجب خرسندی تو و هم موجب اصلاح امت باشد ". 4
6- وقتى كه اين نامه به عبيدالله زياد رسيد ، گفت : الحق كه اين نامه را مردى نوشته كه خيرخواه امير و دلسوز قومش مى باشد .
در این لحظه ، شمر برخاست و گفت : اكنون كه حسين در سرزمين تحت فرمان تو گرفتار شده ، اين سخنان را از او مى پذيرى ؟ قسم به خدا، اگر پيش از آنكه دست در دست تو بگذارد از اينجا برود، نيرو و شوكتش فزونى گيرد و برعكس ، نيرو و توان تو رو به سستى و كاستى خواهد نهاد ! چنين امكانى را به او مده كه بيانگر ترس و درماندگى توست ....
7- ابن زياد پس از شنيدن سخنان شمر گفت : خوب فهميدى و راءى درست همان است كه تو انديشيده اى !5
8- سپس نامه ای برای عمر سعد نوشت و توسط شمر برایش فرستاد .
" اما بعد، من تو را به سوى حسين نفرستاده بودم كه با او مدارا كرده ، كارش را به تاءخير و تعويق اندازى و بقا و سلامتش را آرزو كنى و از او در نزد من به شفاعت برخيزى .
خوب توجه كن ! اگر حسين و يارانش سر به فرمان من نهادند و تسليم راءى من شدند، آنها را همگى سالم به خدمت من بفرست ، و اگر زير بار نرفتند، بر آنان بتاز و همه را از پاى درآور و مثله كن كه در خور چنين رفتارى هستند ! ....
اينك اگر تو فرمان ما را به كار بردى ، پاداش فرمانبرداران را خواهى يافت . در غير اين صورت ، از فرماندهى سپاه ما كناره گير و زمام كار را به عهده شمر بگذار و اداره سپاه را به وى بسپار كه ما دستورهاى لازم را به او داده ايم . والسلام ."6
زیرنویسها :
1- مقتل خوارزمى , ج 1, صص 5ـ244. و طبری ص 3007 ( ج 7 الکترونیکی – ص 303 )
2- كشف الغمة، ج2، ص47.
3- بحارالانوار، ج44، ص388. و مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 245
4- ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.
5- و 6 - طبری ص 3010 ( ج 7 الکترونیکی – ص 305 ) و حماسۀ حسینی، مرتضی مطهری، جلد دوم، صفحه139
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
فواصل شهرهاي مسير حركت امام حسين
مدينه تا مكه : 430 كيلومتر ( 28 رجب تا 3 شعبان – 5 روز )
اقامت در مكه : 3 شعبان تا 8 ذي الحجه - 4 ماه و 5 روز
مكه تا كربلا : حدود 1400 کیلومتر ( از 8 ذی حجه تا 2 محرم - 23 روز)
كربلا تا كوفه : 70 كيلومتر ( 11 محرم تا 12 محرم )
اقامت در كوفه : 4 روز
كوفه تا شام : 923 كيلومتر از باديه - 1200 تا 1300 از كناره فرات – 1450 از كنار دجله ( 16 محرم تا 1 صفر – 18 روز )
اقامت در شام : 1 صفر تا 20 صفر – 20 روز
شام تا مدينه : 1230 كيلومتر ( 21 صفر تا ... )
حرکت پُر رنج خانواده امام علیهالسلام و همراهان، از مدینه آغاز و به مدینه نیز ختم شد و حداقل مسیری که این بزرگواران طیکردهاند (با فرض رفتن از کوفه به دمشق از کوتاهترین مسیر، یعنی راه بادیه، و عدم احتساب رفتنِ مجدّد به کربلا)، حدود 4100 کیلومتر است،
با این محاسبه:
431 کیلومتر (از مدینه به مکّه) +
1447 کیلومتر (از مکّه به کربلا) +
70 کیلومتر (از کربلا به کوفه) +
923 کیلومتر (از کوفه به دمشق از راه بادیه) +
1229 کیلومتر (از دمشق به مدینه)
= 4100 کیلومتر است.
و ظاهرا 32 منزل از كوفه تا شام اطراق كرده اند .
اسراي اهل بيت روز دوازدهم محرم وارد کوفه شدند و روز شانزدهم خارج شده و روانه شام گشتند.
اين کاروان با سرعت زياد و تحت تدابير شديد امنيتي در روز اول صفر وارد شام شدند .
و در روز 20 صفر از شام به سمت مدينه خارج شدند .
و في اليوم العشرين منه كان رجوع حرم سيدنا و مولانا أبي عبدالله علیه¬السلام من الشام إلى مدينة الرسول .
شيخ مفيد، مسار الشيعه، قم، كنگره شيخ مفيد، 1413، اول،ص 46 و شيخ طوسي، مصباح المتجهد، بيروت، موسسة الشيعه، 1411، اول، ص 787
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مدينه تا مكه : 430 كيلومتر ( 28 رجب تا 3 شعبان – 5 روز )
اقامت در مكه : 3 شعبان تا 8 ذي الحجه - 4 ماه و 5 روز
مكه تا كربلا : حدود 1400 کیلومتر ( از 8 ذی حجه تا 2 محرم - 23 روز)
كربلا تا كوفه : 70 كيلومتر ( 11 محرم تا 12 محرم )
اقامت در كوفه : 4 روز
كوفه تا شام : 923 كيلومتر از باديه - 1200 تا 1300 از كناره فرات – 1450 از كنار دجله ( 16 محرم تا 1 صفر – 18 روز )
اقامت در شام : 1 صفر تا 20 صفر – 20 روز
شام تا مدينه : 1230 كيلومتر ( 21 صفر تا ... )
حرکت پُر رنج خانواده امام علیهالسلام و همراهان، از مدینه آغاز و به مدینه نیز ختم شد و حداقل مسیری که این بزرگواران طیکردهاند (با فرض رفتن از کوفه به دمشق از کوتاهترین مسیر، یعنی راه بادیه، و عدم احتساب رفتنِ مجدّد به کربلا)، حدود 4100 کیلومتر است،
با این محاسبه:
431 کیلومتر (از مدینه به مکّه) +
1447 کیلومتر (از مکّه به کربلا) +
70 کیلومتر (از کربلا به کوفه) +
923 کیلومتر (از کوفه به دمشق از راه بادیه) +
1229 کیلومتر (از دمشق به مدینه)
= 4100 کیلومتر است.
و ظاهرا 32 منزل از كوفه تا شام اطراق كرده اند .
اسراي اهل بيت روز دوازدهم محرم وارد کوفه شدند و روز شانزدهم خارج شده و روانه شام گشتند.
اين کاروان با سرعت زياد و تحت تدابير شديد امنيتي در روز اول صفر وارد شام شدند .
و در روز 20 صفر از شام به سمت مدينه خارج شدند .
و في اليوم العشرين منه كان رجوع حرم سيدنا و مولانا أبي عبدالله علیه¬السلام من الشام إلى مدينة الرسول .
شيخ مفيد، مسار الشيعه، قم، كنگره شيخ مفيد، 1413، اول،ص 46 و شيخ طوسي، مصباح المتجهد، بيروت، موسسة الشيعه، 1411، اول، ص 787
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - نهم محرم ( تاسوعا )
1- روز نهم محرم، شمر به همراه چهار هزار نفر سپاهی و یک امان نامه برای خانواده ابوالفضل و یک نامه براي عمر سعد به مضمون زیر به سرزمین کربلا وارد شد .1
" اما بعد، من تو را به سوى حسين نفرستاده بودم كه با او مدارا كرده ، كارش را به تاءخير و تعويق اندازى و بقا و سلامتش را آرزو كنى و از او در نزد من به شفاعت برخيزى .
خوب توجه كن ! اگر حسين و يارانش سر به فرمان من نهادند و تسليم راءى من شدند، آنها را همگى سالم به خدمت من بفرست ، و اگر زير بار نرفتند، بر آنان بتاز و همه را از پاى درآور و مثله كن كه در خور چنين رفتارى هستند ! ....
... . در غير اين صورت ، از فرماندهى سپاه ما كناره گير و زمام كار را به عهده شمر بگذار .. كه ما دستورهاى لازم را به او داده ايم . والسلام ." 2
2- ابن¬سعد با خواندن نامه ، شمر را گفت: وای بر تو ؛ ....به خدا سوگند، می¬دانم که تو ... کاری را که من امیدوار بودم با صلح و سازش به سرانجام برسد را تباه ساختی . به خدا سوگند حسین(ع) تسلیم نخواهد شد، زیرا روح پدرش در کالبد اوست .
3- شمر به او گفت : چه خواهی کرد ؟ آیا فرمان امیر را اطاعت کرده .. و یا کناره خواهی گرفت و مسؤلیت لشکر را به من می-سپاری؟
4- عمر بن سعد گفت: امارت لشکر را به تو واگذار نخواهم کرد .. پس خود این کار را به پایان خواهم رساند؛ تو فرمانده پیاده نظام لشکر باش. 3
5- سپس شمر به اردوگاه امام نزدیک شد و فریاد برآورد : خواهرزادگان ما کجایند؟ عباس و برادرانش در نزد امام (ع) نشسته بودند . عباس ساکت بود و جواب شمر را نمی داد .
امام(ع) به عباس فرمودند: هر چند او فاسق است اما پاسخش را بده ، همانا او از داییهای شما است .
عباس و عبدالله و جعفر و عثمان ، فرزندان علی بن ابیطالب(ع) بیرون آمدند و گفتند : چه میخواهی ؟
شمر گفت: من برای شما از عبیدالله امان گرفته ام ؛
اما عباس(ع) و برادرانش همگی گفتند: خدا تو و امان تو را لعنت کند ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر(ص) امان نداشته باشد.4
6- عمر بن سعد در شامگاه روز نهم خود را آماده جنگ کرد و ندا در داد که : یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری؛ ای لشکریان خدا! سوار شوید که شما را به بهشت بشارت میدهم.!
در این هنگام امام فرمود : ای عباس؛ جانم به فدایت؛ بر اسب خود بنشین و نزد آنها برو و بپرس که چه میخواهند ؟ .
عباس با بیست سوار نزد دشمن آمد و پرسید : چه میخواهید؟ گفتند: فرمان امیر است که به شما بگوییم یا بیعت کنید و یا آماده کارزار شوید . عباس گفت : از جای خود حرکت نکنید تا نزد ابی عبدالله(ع) رفته و کسب تکلیف کنم .
امام(ع) فرمودند : اگر می توانی آنها را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و ما امشب را با خدای خود راز و نیاز کنیم ...
در این هنگام ابوالفضل نزد سپاهیان دشمن بازگشت و درخواست امام(ع) را به اطلاع آنان رساند . ابن سعد در پذیرش این در خواست تردید داشت از اینرو با سران لشکرش مشورت کرد . و در نهایت با رای مثبت آنان ، قبول کرد .
ولی اعلام کرد که ما تا فردا به شما مهلت میدهيم اگر تسليم شديد، که بهتر ، اما اگر از پذیرش بیعت سر باز زدید با شما خواهیم جنگید .
7- طبرى از قول امام سجاد (ع ) آورده است : پس از بازگشت عمر سعد ، امام يارانش را فرا خواند و گفت :
" اما بعد، من نه يارانى باوفاتر از ياران خود مى شناسم ، و نه اهل بيتى پاكتر و باصفاتر و خون گرمتر از اهل بيت خود. پس خداوند همگى شما را از من پاداش خير دهاد .
اكنون اين را بدانيد كه من تا به امروز نسبت به دشمنان خود گمانى ديگر داشتم ، اما اكنون كه چنان نشده ، همه شما آزاديد كه بازگرديد كه من بيعت خود را از شما برداشتم . اينك كه شب فرا رسيده و پرده خود را بر شما افكنده است ، از تاريكى آن سود جوييد و هر يك از شما دست در دست يكى از مردان من گذارده ، به شهر و ديار خودتان روى آوريد و پراكنده شويد تا آنگاه كه خداوند گشايشى عنايت كند . زيرا اين مردم تنها مرا مى خواهند و هنگامى كه بر من دست يافتند، از تعقيب ديگران دست بر مى دارند . "
8- احدی از یاران امام او را ترک نکرده و هر يك سخنان پر شوری گفتند و همانند يكديگر پشتيبانى خود را از حضرتش ابراز مى داشتند .. 5
9- پس از آن دستور داد تا اطراف چادرها خندق بکنند و حفاظت از آنها را بیشتر نمایند .
زیرنویسها :
1- الکوفی، ابن¬اعثم؛ الفتوح، ص1991، ج5، ص94
2- طبری ص 3010 ( ج 7 الکترونیکی – ص 305 ) و حماسۀ حسینی، مرتضی مطهری، جلد دوم، صفحه139
3- طبری ص 3011 ( ج 7 الکترونیکی – ص 306 )
4- طبری ص 3011 ( ج 7 الکترونیکی – ص 307 )
5- طبرى ص 3015 ( ج 7 - ص 310 )
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- روز نهم محرم، شمر به همراه چهار هزار نفر سپاهی و یک امان نامه برای خانواده ابوالفضل و یک نامه براي عمر سعد به مضمون زیر به سرزمین کربلا وارد شد .1
" اما بعد، من تو را به سوى حسين نفرستاده بودم كه با او مدارا كرده ، كارش را به تاءخير و تعويق اندازى و بقا و سلامتش را آرزو كنى و از او در نزد من به شفاعت برخيزى .
خوب توجه كن ! اگر حسين و يارانش سر به فرمان من نهادند و تسليم راءى من شدند، آنها را همگى سالم به خدمت من بفرست ، و اگر زير بار نرفتند، بر آنان بتاز و همه را از پاى درآور و مثله كن كه در خور چنين رفتارى هستند ! ....
... . در غير اين صورت ، از فرماندهى سپاه ما كناره گير و زمام كار را به عهده شمر بگذار .. كه ما دستورهاى لازم را به او داده ايم . والسلام ." 2
2- ابن¬سعد با خواندن نامه ، شمر را گفت: وای بر تو ؛ ....به خدا سوگند، می¬دانم که تو ... کاری را که من امیدوار بودم با صلح و سازش به سرانجام برسد را تباه ساختی . به خدا سوگند حسین(ع) تسلیم نخواهد شد، زیرا روح پدرش در کالبد اوست .
3- شمر به او گفت : چه خواهی کرد ؟ آیا فرمان امیر را اطاعت کرده .. و یا کناره خواهی گرفت و مسؤلیت لشکر را به من می-سپاری؟
4- عمر بن سعد گفت: امارت لشکر را به تو واگذار نخواهم کرد .. پس خود این کار را به پایان خواهم رساند؛ تو فرمانده پیاده نظام لشکر باش. 3
5- سپس شمر به اردوگاه امام نزدیک شد و فریاد برآورد : خواهرزادگان ما کجایند؟ عباس و برادرانش در نزد امام (ع) نشسته بودند . عباس ساکت بود و جواب شمر را نمی داد .
امام(ع) به عباس فرمودند: هر چند او فاسق است اما پاسخش را بده ، همانا او از داییهای شما است .
عباس و عبدالله و جعفر و عثمان ، فرزندان علی بن ابیطالب(ع) بیرون آمدند و گفتند : چه میخواهی ؟
شمر گفت: من برای شما از عبیدالله امان گرفته ام ؛
اما عباس(ع) و برادرانش همگی گفتند: خدا تو و امان تو را لعنت کند ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر(ص) امان نداشته باشد.4
6- عمر بن سعد در شامگاه روز نهم خود را آماده جنگ کرد و ندا در داد که : یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری؛ ای لشکریان خدا! سوار شوید که شما را به بهشت بشارت میدهم.!
در این هنگام امام فرمود : ای عباس؛ جانم به فدایت؛ بر اسب خود بنشین و نزد آنها برو و بپرس که چه میخواهند ؟ .
عباس با بیست سوار نزد دشمن آمد و پرسید : چه میخواهید؟ گفتند: فرمان امیر است که به شما بگوییم یا بیعت کنید و یا آماده کارزار شوید . عباس گفت : از جای خود حرکت نکنید تا نزد ابی عبدالله(ع) رفته و کسب تکلیف کنم .
امام(ع) فرمودند : اگر می توانی آنها را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و ما امشب را با خدای خود راز و نیاز کنیم ...
در این هنگام ابوالفضل نزد سپاهیان دشمن بازگشت و درخواست امام(ع) را به اطلاع آنان رساند . ابن سعد در پذیرش این در خواست تردید داشت از اینرو با سران لشکرش مشورت کرد . و در نهایت با رای مثبت آنان ، قبول کرد .
ولی اعلام کرد که ما تا فردا به شما مهلت میدهيم اگر تسليم شديد، که بهتر ، اما اگر از پذیرش بیعت سر باز زدید با شما خواهیم جنگید .
7- طبرى از قول امام سجاد (ع ) آورده است : پس از بازگشت عمر سعد ، امام يارانش را فرا خواند و گفت :
" اما بعد، من نه يارانى باوفاتر از ياران خود مى شناسم ، و نه اهل بيتى پاكتر و باصفاتر و خون گرمتر از اهل بيت خود. پس خداوند همگى شما را از من پاداش خير دهاد .
اكنون اين را بدانيد كه من تا به امروز نسبت به دشمنان خود گمانى ديگر داشتم ، اما اكنون كه چنان نشده ، همه شما آزاديد كه بازگرديد كه من بيعت خود را از شما برداشتم . اينك كه شب فرا رسيده و پرده خود را بر شما افكنده است ، از تاريكى آن سود جوييد و هر يك از شما دست در دست يكى از مردان من گذارده ، به شهر و ديار خودتان روى آوريد و پراكنده شويد تا آنگاه كه خداوند گشايشى عنايت كند . زيرا اين مردم تنها مرا مى خواهند و هنگامى كه بر من دست يافتند، از تعقيب ديگران دست بر مى دارند . "
8- احدی از یاران امام او را ترک نکرده و هر يك سخنان پر شوری گفتند و همانند يكديگر پشتيبانى خود را از حضرتش ابراز مى داشتند .. 5
9- پس از آن دستور داد تا اطراف چادرها خندق بکنند و حفاظت از آنها را بیشتر نمایند .
زیرنویسها :
1- الکوفی، ابن¬اعثم؛ الفتوح، ص1991، ج5، ص94
2- طبری ص 3010 ( ج 7 الکترونیکی – ص 305 ) و حماسۀ حسینی، مرتضی مطهری، جلد دوم، صفحه139
3- طبری ص 3011 ( ج 7 الکترونیکی – ص 306 )
4- طبری ص 3011 ( ج 7 الکترونیکی – ص 307 )
5- طبرى ص 3015 ( ج 7 - ص 310 )
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
تعداد فرزندان امام حسين(ع ) و حضور آنها در واقعهي كربلا چگونه بود؟
جایگاه #رقیه در این بین کجاست؟
طبق نقل شيخ مفيد در كتاب ارشاد ، امام حسين(ع) شش فرزند داشت به نامهاي :
1. علي بن الحسين الاكبر يا امام سجاد(ع) كه كنيهاش ابومحمد و نام مادرش شهربانو يا شاه زنان ـ دختر يزدگرد پادشاه ساساني ـ ميباشد؛[1]
2. علي بن الحسين الاصغر يا همان علي اكبر معروف ، مادرش ليلا ـ دختر ابي مرة بن عروة بن مسعود ثقفي ـ است.
او براساس گفتهي شيخ مفيد در ارشاد، دو سال پس از وفات جدّش علي(ع) در روز عاشوراي سال 42 هـ ق، متولد شد و اولين فرد از بنيهاشم بود كه به ميدان رفت، وقتي اذن ميدان خواست، امام(ع) به او اذن ميدان داد و نگاه نوميدانهاي به او كرد و اشكش سرازير شد و گريست و فرمود:[2]
«خدايا! گواه باش جواني را به ميدان ميفرستم كه شبيهترين مردم به پيغمبر تو، در خلقت و اخلاق، گفتار است، ما هر وقت مشتاق ديدار پيغمبرت ميشديم، به روي او نگاه ميكرديم.»[3]
3. جعفر ، مادر او قضاعية بود. جعفر در حيات پدر بزرگوارش از دنيا رفت.
4. عبدالله يا همان علي اصغر معروف ، در مدينه متولد شده است و مادرش رباب، ـ دختر امرء القيس ـ ميباشد.
( که در حالیکه روی زانوی پدر در کنار خیمه ها نشسته بود با تیر به شهادت رسید. )
5. سكينه، مادر او نيز رباب است. سكينه روز پنجم ماه ربيع الاول سال117هـ وفات كرد؛ وفات خواهرش فاطمه نيز همان سال است.[4]
6. فاطمه: مادرش اماسحاق فرزند طلحه صحابی معروف پیامبر است.
با توجه به نقل فوق : غير از امام سجّاد(ع) و جعفر بن الحسين(ع) ، تمام فرزندان ذكور امام حسين(ع) در كربلا به شهادت رسيدند.
پی نوشتها :
الارشاد، ج 2 ص 135
( و كان للحسين (ع) ستة أولاد:
* علي بن الحسين الأكبر، كنيته أبو محمد، و أمه شاه زنان بنت كسرى يزدجرد
* و علي بن الحسين الأصغر، قتل مع أبيه بالطف، و قد تقدم ذكره فيما سلف، و أمه ليلى بنت أبي مرة بن عروة بن مسعود الثقفية
* و جعفر بن الحسين، لا بقية له، و أمه قضاعية،؟ و كانت وفاته في حياة الحسين
* و عبد الله بن الحسين، قتل مع أبيه صغيرا، جاءه سهم و هو في حجر أبيه فذبحه، و قد تقدم ذكره فيما مضى
* و سكينة بنت الحسين، و أمها الرباب بنت امرئ القيس بن عدي، كلبية، و هي أم عبد الله بن لحسين
* و فاطمة بنت الحسين، و أمها أم إسحاق بنت طلحة بن عبيد الله، تيمية )
[1]. وجود شهربانو بعنوان دختر یزدگرد و همسر امام ، صحت تاریخی ندارد . دکتر شهیدی - کتاب امام سجاد(ع)
[2]. «اللهم اشهد أنه قد برز اليهم غلام اشبه الناس خلقاً و خلقاً و منطقاً برسولك، و كنّا اذا اشتقنا الي نبيّك نظرنا اليه».
[3]. نفس المهموم، ص 308.
[4]. نفس المهموم، ص 530.
توضیح در مورد کتاب ارشاد :
1- ارشاد شيخ مفيد از معتبرترين تواريخ شيعي قرن چهارم هجري و نزديكترين به عصر ايمه است .
2- شهید مطهری : " شیخ مفید رضوان الله علیه "ارشاد" را نوشته است و چقدر متقن نوشته است .
ما اگر به " ارشاد " شیخ مفید خودمان مراجعه کنیم ، احتیاج بجای دیگر نداریم . حماسه حسینی ج 1 ص 54 "
#نکته_مهم: در بین اسامی فوق، فرزندی بنام و یا سن و مشخصات #رقیه وجود ندارد.
محمد صالحی - 23/7/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
جایگاه #رقیه در این بین کجاست؟
طبق نقل شيخ مفيد در كتاب ارشاد ، امام حسين(ع) شش فرزند داشت به نامهاي :
1. علي بن الحسين الاكبر يا امام سجاد(ع) كه كنيهاش ابومحمد و نام مادرش شهربانو يا شاه زنان ـ دختر يزدگرد پادشاه ساساني ـ ميباشد؛[1]
2. علي بن الحسين الاصغر يا همان علي اكبر معروف ، مادرش ليلا ـ دختر ابي مرة بن عروة بن مسعود ثقفي ـ است.
او براساس گفتهي شيخ مفيد در ارشاد، دو سال پس از وفات جدّش علي(ع) در روز عاشوراي سال 42 هـ ق، متولد شد و اولين فرد از بنيهاشم بود كه به ميدان رفت، وقتي اذن ميدان خواست، امام(ع) به او اذن ميدان داد و نگاه نوميدانهاي به او كرد و اشكش سرازير شد و گريست و فرمود:[2]
«خدايا! گواه باش جواني را به ميدان ميفرستم كه شبيهترين مردم به پيغمبر تو، در خلقت و اخلاق، گفتار است، ما هر وقت مشتاق ديدار پيغمبرت ميشديم، به روي او نگاه ميكرديم.»[3]
3. جعفر ، مادر او قضاعية بود. جعفر در حيات پدر بزرگوارش از دنيا رفت.
4. عبدالله يا همان علي اصغر معروف ، در مدينه متولد شده است و مادرش رباب، ـ دختر امرء القيس ـ ميباشد.
( که در حالیکه روی زانوی پدر در کنار خیمه ها نشسته بود با تیر به شهادت رسید. )
5. سكينه، مادر او نيز رباب است. سكينه روز پنجم ماه ربيع الاول سال117هـ وفات كرد؛ وفات خواهرش فاطمه نيز همان سال است.[4]
6. فاطمه: مادرش اماسحاق فرزند طلحه صحابی معروف پیامبر است.
با توجه به نقل فوق : غير از امام سجّاد(ع) و جعفر بن الحسين(ع) ، تمام فرزندان ذكور امام حسين(ع) در كربلا به شهادت رسيدند.
پی نوشتها :
الارشاد، ج 2 ص 135
( و كان للحسين (ع) ستة أولاد:
* علي بن الحسين الأكبر، كنيته أبو محمد، و أمه شاه زنان بنت كسرى يزدجرد
* و علي بن الحسين الأصغر، قتل مع أبيه بالطف، و قد تقدم ذكره فيما سلف، و أمه ليلى بنت أبي مرة بن عروة بن مسعود الثقفية
* و جعفر بن الحسين، لا بقية له، و أمه قضاعية،؟ و كانت وفاته في حياة الحسين
* و عبد الله بن الحسين، قتل مع أبيه صغيرا، جاءه سهم و هو في حجر أبيه فذبحه، و قد تقدم ذكره فيما مضى
* و سكينة بنت الحسين، و أمها الرباب بنت امرئ القيس بن عدي، كلبية، و هي أم عبد الله بن لحسين
* و فاطمة بنت الحسين، و أمها أم إسحاق بنت طلحة بن عبيد الله، تيمية )
[1]. وجود شهربانو بعنوان دختر یزدگرد و همسر امام ، صحت تاریخی ندارد . دکتر شهیدی - کتاب امام سجاد(ع)
[2]. «اللهم اشهد أنه قد برز اليهم غلام اشبه الناس خلقاً و خلقاً و منطقاً برسولك، و كنّا اذا اشتقنا الي نبيّك نظرنا اليه».
[3]. نفس المهموم، ص 308.
[4]. نفس المهموم، ص 530.
توضیح در مورد کتاب ارشاد :
1- ارشاد شيخ مفيد از معتبرترين تواريخ شيعي قرن چهارم هجري و نزديكترين به عصر ايمه است .
2- شهید مطهری : " شیخ مفید رضوان الله علیه "ارشاد" را نوشته است و چقدر متقن نوشته است .
ما اگر به " ارشاد " شیخ مفید خودمان مراجعه کنیم ، احتیاج بجای دیگر نداریم . حماسه حسینی ج 1 ص 54 "
#نکته_مهم: در بین اسامی فوق، فرزندی بنام و یا سن و مشخصات #رقیه وجود ندارد.
محمد صالحی - 23/7/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - دهم محرم ( عاشورا )
1- چون صبح شد ، امام (ع) نماز را با یاران خود خواند و سپس آنها را كه 34 سواره و 40 پياده بودند ، آراست . زهير بن قين را فرمانده راست و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ گماشت و پرچم را به برادرش عباس سپرد ، سپس دستان خود را به دعا بلند كرد و گفت: خداوندا تو در هر گرفتاری تكیه گاه منی.....1
2- پس از آرايش جنگی لشگر ، دستور داد در گودال پشت لشكرگاه خود ، که دیشب حفر کرده بودند آتش افروختند تا از يك سو با آنان بجنگد .
3- دشمنان آمدند و اطراف خيمه گاه امام به جولان پرداختند . خندق پر از آتش مشتعل را ديدند . شمر فرياد زد: اى حسين ! قبل از قيامت دچار آتش شده اى . امام فرمود : اى پسر بز چران ! تو بر آتش شايسته ترى .
مسلم بن عوسجه گفت : بگذار او را با تير بزنم ، او فاسقى از دشمنان خدا و خدا اين گونه فرصت پيش آورده است .
امام فرمود : تير نينداز؛ دوست ندارم كه آغاز گر جنگ باشم . 2
4- امام اسب خود را خواست . سوار شد و با صداى بلند فرياد زد :
" اى اهل عراق ، سخنم را بشنويد و شتاب نكنيد تا موعظه اى شايسته كنم و عذر آمدنم را بگويم ..... سپس فرمود : نسب مرا بنگريد و ببينيد من كيستم ؟ آنگاه به وجدان خويش برگرديد و آن را ملامت كنيد . بنگريد آيا كشتن من و هتك حرمتم براى شما شايسته است ؟ .... آيا از شما كسى كشته ام كه به خونخواهى آمده ايد؟ مالى به يغما برده ام يا زخمى زده ام كه مى خواهيد قصاص كنيد ؟
سپس امام صدا زد : اى شبث بن ربعى ، اى حجار بن ابجر، قيس بن اشعث ، يزيد بن حارث ! مگر شما براى من ننوشتيد كه ميوه ها رسيده و درختها و باغها سر سبز است و اگر بيايى ، بر سپاهى سازمان يافته وارد خواهى شد ؟
و مجددا فرمودند :
" ایّها الناس اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض "
" اي مردم ! اگر دعوت شما از من از روي اكراه بوده است به سوي محل اَمني روي زمين باز مي گردم . "
...... ..... آگاه باشيد كه ناپاك ناپاك زاده ، مرا بين دو چيز مخیر كرده است ، بين كشته شدن و ذلت . هيهات كه ما به پستى تن دهيم ! ما اطاعت از فرومايگان را بر شهادت پرافتخار ترجيح نمى دهيم . ...
سپس اين اشعار را خواند :
اگر پيروز شويم و دشمن را بشكنيم ، از دير باز دشمن شكن بوده ايم و اگر مغلوب شويم ، شكست نخورده ايم . ما را از مرگ ، باكى نيست .
من بر خداوند ، پروردگار من و شما تكيه كرده ام . هيچ جنبنده اى نيست مگر آنكه اختيارش دست اوست . " 3
5- در این هنگام ، قیس بن اشعث فریاد زد : چرا تسلیم نمی شوی ؟ بخدا با تو بدی نکنند ؟ امام فرمود : می خواهی خون من هم مانند مسلم ( که امانش داه بودند ) بر گردن شما افتد ؟ نه بخدا مانند ذلیلان تسلیم نمی شوم . 4
6- پس از آن بود که عمر سعد اولین تیر را بسوی امام (ع) پرتاب کرد و فرمان جنگ را صادر نمود .
7- حر ، فرمانده جنگی ابن زیاد که شب را در مبارزه با نفس خود ، که کدامین راه را برگزیند ، بسر برده بود ، در حال ندامت ، بسوی امام (ع) آمد و امام (ع) او را با خوشرویی پذیرفت و آنگاه بود که جزو اولین مبارزین و شهدای راه حسین (ع) شد .
8- پس از آن که در یورشی عمومی تعدادی از دو طرف کشته شدند ، باقیمانده یاران امام و اهل بیت او ، یکی پس از دیگری در نبردی تن به تن ، شجاعانه جنگیدند و به لقای معشوق خود شتافتند .
9- بعد از نماز ظهر بود که امام (ع) ، تنها شده و در حالیکه بیش از 30 زخم برداشته بود ، یکه و تنها می جنگید ، تا آن که در یک حمله غافلگیرانه جمعی ، سنان بن انس با نیزه ای ، امام (ع) را بر زمین انداخت و سر از بدنش جدا کرد .
10- و آنگاه در عصر عاشورا بود که حمله وحشیانه سپاه عمر سعد به زنان و فرزندان شهدای کربلا اغاز گشته و پس از غارت اموال آنها ، همگی را به اسارت ، بسوی ابن زیاد در کوفه و سپس یزید در شام بردند . 5
زیرنویسها :
1- كامل ابن اثير, ج 4, ص 60 ـ 59.
2- طبری ص 3022 ( ج 7 الکترونیکی – ص 318 )
3- طبری ص 3025 ( ج 7 الکترونیکی – ص 321 )
4- همان ماخذ
5- طبری ص 3062 ( ج 7 الکترونیکی – ص 358 )
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- چون صبح شد ، امام (ع) نماز را با یاران خود خواند و سپس آنها را كه 34 سواره و 40 پياده بودند ، آراست . زهير بن قين را فرمانده راست و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ گماشت و پرچم را به برادرش عباس سپرد ، سپس دستان خود را به دعا بلند كرد و گفت: خداوندا تو در هر گرفتاری تكیه گاه منی.....1
2- پس از آرايش جنگی لشگر ، دستور داد در گودال پشت لشكرگاه خود ، که دیشب حفر کرده بودند آتش افروختند تا از يك سو با آنان بجنگد .
3- دشمنان آمدند و اطراف خيمه گاه امام به جولان پرداختند . خندق پر از آتش مشتعل را ديدند . شمر فرياد زد: اى حسين ! قبل از قيامت دچار آتش شده اى . امام فرمود : اى پسر بز چران ! تو بر آتش شايسته ترى .
مسلم بن عوسجه گفت : بگذار او را با تير بزنم ، او فاسقى از دشمنان خدا و خدا اين گونه فرصت پيش آورده است .
امام فرمود : تير نينداز؛ دوست ندارم كه آغاز گر جنگ باشم . 2
4- امام اسب خود را خواست . سوار شد و با صداى بلند فرياد زد :
" اى اهل عراق ، سخنم را بشنويد و شتاب نكنيد تا موعظه اى شايسته كنم و عذر آمدنم را بگويم ..... سپس فرمود : نسب مرا بنگريد و ببينيد من كيستم ؟ آنگاه به وجدان خويش برگرديد و آن را ملامت كنيد . بنگريد آيا كشتن من و هتك حرمتم براى شما شايسته است ؟ .... آيا از شما كسى كشته ام كه به خونخواهى آمده ايد؟ مالى به يغما برده ام يا زخمى زده ام كه مى خواهيد قصاص كنيد ؟
سپس امام صدا زد : اى شبث بن ربعى ، اى حجار بن ابجر، قيس بن اشعث ، يزيد بن حارث ! مگر شما براى من ننوشتيد كه ميوه ها رسيده و درختها و باغها سر سبز است و اگر بيايى ، بر سپاهى سازمان يافته وارد خواهى شد ؟
و مجددا فرمودند :
" ایّها الناس اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض "
" اي مردم ! اگر دعوت شما از من از روي اكراه بوده است به سوي محل اَمني روي زمين باز مي گردم . "
...... ..... آگاه باشيد كه ناپاك ناپاك زاده ، مرا بين دو چيز مخیر كرده است ، بين كشته شدن و ذلت . هيهات كه ما به پستى تن دهيم ! ما اطاعت از فرومايگان را بر شهادت پرافتخار ترجيح نمى دهيم . ...
سپس اين اشعار را خواند :
اگر پيروز شويم و دشمن را بشكنيم ، از دير باز دشمن شكن بوده ايم و اگر مغلوب شويم ، شكست نخورده ايم . ما را از مرگ ، باكى نيست .
من بر خداوند ، پروردگار من و شما تكيه كرده ام . هيچ جنبنده اى نيست مگر آنكه اختيارش دست اوست . " 3
5- در این هنگام ، قیس بن اشعث فریاد زد : چرا تسلیم نمی شوی ؟ بخدا با تو بدی نکنند ؟ امام فرمود : می خواهی خون من هم مانند مسلم ( که امانش داه بودند ) بر گردن شما افتد ؟ نه بخدا مانند ذلیلان تسلیم نمی شوم . 4
6- پس از آن بود که عمر سعد اولین تیر را بسوی امام (ع) پرتاب کرد و فرمان جنگ را صادر نمود .
7- حر ، فرمانده جنگی ابن زیاد که شب را در مبارزه با نفس خود ، که کدامین راه را برگزیند ، بسر برده بود ، در حال ندامت ، بسوی امام (ع) آمد و امام (ع) او را با خوشرویی پذیرفت و آنگاه بود که جزو اولین مبارزین و شهدای راه حسین (ع) شد .
8- پس از آن که در یورشی عمومی تعدادی از دو طرف کشته شدند ، باقیمانده یاران امام و اهل بیت او ، یکی پس از دیگری در نبردی تن به تن ، شجاعانه جنگیدند و به لقای معشوق خود شتافتند .
9- بعد از نماز ظهر بود که امام (ع) ، تنها شده و در حالیکه بیش از 30 زخم برداشته بود ، یکه و تنها می جنگید ، تا آن که در یک حمله غافلگیرانه جمعی ، سنان بن انس با نیزه ای ، امام (ع) را بر زمین انداخت و سر از بدنش جدا کرد .
10- و آنگاه در عصر عاشورا بود که حمله وحشیانه سپاه عمر سعد به زنان و فرزندان شهدای کربلا اغاز گشته و پس از غارت اموال آنها ، همگی را به اسارت ، بسوی ابن زیاد در کوفه و سپس یزید در شام بردند . 5
زیرنویسها :
1- كامل ابن اثير, ج 4, ص 60 ـ 59.
2- طبری ص 3022 ( ج 7 الکترونیکی – ص 318 )
3- طبری ص 3025 ( ج 7 الکترونیکی – ص 321 )
4- همان ماخذ
5- طبری ص 3062 ( ج 7 الکترونیکی – ص 358 )
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
❤️اجمالی از زندگی امام حسین (ع)❤️
الف ) سال نگار زندگی🍁
۱- 4 تا 11 هجری قمری : عصر پیامبر (ص)
۲- 11 تا 35 ه ق : عصر خلفا
۳- 36 تا 40 ه ق : عصر امام علی (ع)
۴- 41 تا 50 ه ق : عصر امام حسن (ع)
۵- 51 تا 61 ه ق : عصر امامت امام (ع) { 50 تا 60 ه ق : خلافت معاویه - 60 تا 61 ه ق : خلافت یزید ( تقریبا 6 ماه ) }
ب ) روز نگار دوره امامت🍁
۱- 15 رجب سال 60 ه ق : مرگ معاویه و آغاز خلافت یزید
۲- 27 رجب : ملاقات اجباری امام با ولید والی مدینه جهت اخذ بیعت با یزید - مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 184
۳- 28 رجب : خروج اضطراری امام (برای عدم بيعت و حفظ جان ) از مدینه - تاریخ طبرى، ج7، ص205
۴- 3 شعبان : ورود امام به مکه ( 6 روز در راه بوده ) - تاریخ طبرى، ج7، ص258
۵- 10 تا 15 رمضان : رسیدن نامه های کوفیان ، برای پذیرش رهبری آنها - تاریخ طبرى، ج7، ص219
۶- 15 رمضان : اعزام مسلم به کوفه جهت بررسی اوضاع و صحت سنجي دعوت کوفیان - تاریخ طبرى، ج7، ص212
۷- 5 شوال : رسیدن مسلم به کوفه ( 8 روز در راه مکه – مدینه و 12 روز در راه مدینه – کوفه بوده است . )
۸- 12 ذی القعده : ارسال نامه برای امام توسط مسلم و دعوت حضور سریع امام ( 37 روز بررسی اوضاع کوفه – خرید سلاح و اخذ بیعت تا 18000 نفر – تشکیل لشکر مسلح 4000 نفری و ... ) - تاریخ طبرى، ج7، ص278 و 214
۹- 24 ذی القعده : رسیدن نامه مسلم به امام جهت حرکت سریع بسوی کوفه ( شهید جاوید ص 205 )
۱۰ - 7 ذی الحجه : رسيدن نامه امام به اهل بصره . تاریخ طبرى، ج7، ص225
۱۱- 8 ذی الحجه : ورود تیم ترور یزید به مکه و خروج امام از مکه ( امام 125روز در مکه بودند – بعد از نامه مسلم ، جهت مذاکره با حاجیان در ایام حج ، 14 روز تاخیر می کنند – ص 206 و 213 شهید جاوید ) - تاریخ طبرى، ج7، ص258
۱۲- 8 ذی الحجه : ورود ابن زیاد به کوفه - تاریخ طبرى، ج7، ص227
۱۳- 8 ذی الحجه : دستگیری هانی و محاصره کاخ ابن زیاد توسط مسلم و 4000 نفر یارانش - تاریخ طبرى، ج7، ص241
۱۴- 9 ذی الحجه : ارسال نامه امام برای مردم کوفه ، توسط قیس بن مسهر جهت اعلام حرکت خود و آمادگی مردم جهت ورود امام به کوفه - تاریخ طبرى، ج7، ص277
۱۵- 9 ذی الحجه : شهادت مسلم
۱۶- 20 ذی الحجه : اطلاع امام از شهادت مسلم و قیس و مشورت با همراهان و تصمیم به ادامه راه بدلیل اصرار 5 برادر مسلم و نظر دیگران مبنی بر تفاوت شخصیت امام با مسلم و اطمینان به حمایت کوفیان - تاریخ طبرى، ج7، ص281
۱۷- 27 ذی الحجه : برخورد امام با حر و درخواست بازگشت در دو مرحله قبل از نماز ظهر و بعد از عصر - طبرى ، ج7، ص287
۱۸- 2 محرم سال 61 ه ق : ورود امام به کربلا - تاریخ طبرى، ج7، ص297
۱۹- 3 محرم : پاسخ امام به فرستاده عمر سعد و درخواست اجازه بازگشت - تاریخ طبرى، ج7، ص300
۲۰- 5 محرم : تمام ورودی های کربلا توسط نیروهای ابن زیاد بسته می شود
۲۱- 7 محرم : بستن آب بر روی امام - تاریخ طبرى، ج7، ص302
۲۲- 8 محرم : مذاکره با عمر سعد جهت جلوگیری از جنگ به دعوت امام و اطلاع آن به ابن زیاد – آوردن 20 مشک آّب با هجوم نظامی عباس و چند تن از یاران - تاریخ طبرى، ج7، ص304
۲۳- 9 محرم : نوشتن نامه توسط ابن زیاد به تحریک شمر ، به عمر سعد ، که غائله را با بیعت یا کشتن امام خاتمه بده . - تاریخ طبرى، ج7، ص305
۲۴- 9 محرم : سخنرانی امام برای اصحاب و برداشتن بیعت خود و اعلام ماندن همه آنها - تاریخ طبرى، ج7، ص310
۲۵- 10 محرم : سخنرانی امام در دو نوبت و اعلام هدف خود ، یادآوری نامه های کوفیان و درخواست اجازه بازگشت مجدد ( در مرتبه پنجم ) – مذاکره مجدد با عمرسعد و تقبیح او از جنگ . ( طبری ج7 ص 320 به بعد )
۲۶- 10 محرم : رد کردن پیشنهاد قیس بن اشعث مبنی بر تسلیم و گرفتن امان ، بدلیل این که مسلم و هانی را نیز به همین حیله کشتید . ( طبری ج7 ص 321 )
۲۷- 10 محرم : پیوستن حر به همراه غلام و 30 نفر دیگر به اردوی امام - تاریخ طبرى، ج7، ص323
۲۸- 10 محرم : شهادت یاران و امام - حمله به خیمه ها و غارت و آتش زدن آنها و اسیر کردن مابقی💔
۲۹- 11 محرم : حرکت اسرا از کربلا بسوی کوفه - تاریخ طبرى، ج7، ص361
۳۰- 11 محرم : دفن شهیدان توسط مردان قبیله اسد - تاریخ طبرى، ج7، ص360
۳۱- 19 محرم : حرکت اسرا بسوی شام - تاریخ طبرى، ج7، ص366
۳۲- 1 صفر : ورود اسرا به شام ( 21 روز در راه بودند )
۳۳- 20 صفر : خروج اسرا از شام بسوی مدینه ( اربعين شهادت امام )
۳۴- 20 صفر : ورود جابر انصاری به کربلا
تحقیق : محمد صالحی – 27/ 8 / 91– مصادف با اول محرم
توجه : منبع مذکور در متن ، ج ۷ فارسی از فایل پی دی اف کتاب طبری است .
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
الف ) سال نگار زندگی🍁
۱- 4 تا 11 هجری قمری : عصر پیامبر (ص)
۲- 11 تا 35 ه ق : عصر خلفا
۳- 36 تا 40 ه ق : عصر امام علی (ع)
۴- 41 تا 50 ه ق : عصر امام حسن (ع)
۵- 51 تا 61 ه ق : عصر امامت امام (ع) { 50 تا 60 ه ق : خلافت معاویه - 60 تا 61 ه ق : خلافت یزید ( تقریبا 6 ماه ) }
ب ) روز نگار دوره امامت🍁
۱- 15 رجب سال 60 ه ق : مرگ معاویه و آغاز خلافت یزید
۲- 27 رجب : ملاقات اجباری امام با ولید والی مدینه جهت اخذ بیعت با یزید - مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 184
۳- 28 رجب : خروج اضطراری امام (برای عدم بيعت و حفظ جان ) از مدینه - تاریخ طبرى، ج7، ص205
۴- 3 شعبان : ورود امام به مکه ( 6 روز در راه بوده ) - تاریخ طبرى، ج7، ص258
۵- 10 تا 15 رمضان : رسیدن نامه های کوفیان ، برای پذیرش رهبری آنها - تاریخ طبرى، ج7، ص219
۶- 15 رمضان : اعزام مسلم به کوفه جهت بررسی اوضاع و صحت سنجي دعوت کوفیان - تاریخ طبرى، ج7، ص212
۷- 5 شوال : رسیدن مسلم به کوفه ( 8 روز در راه مکه – مدینه و 12 روز در راه مدینه – کوفه بوده است . )
۸- 12 ذی القعده : ارسال نامه برای امام توسط مسلم و دعوت حضور سریع امام ( 37 روز بررسی اوضاع کوفه – خرید سلاح و اخذ بیعت تا 18000 نفر – تشکیل لشکر مسلح 4000 نفری و ... ) - تاریخ طبرى، ج7، ص278 و 214
۹- 24 ذی القعده : رسیدن نامه مسلم به امام جهت حرکت سریع بسوی کوفه ( شهید جاوید ص 205 )
۱۰ - 7 ذی الحجه : رسيدن نامه امام به اهل بصره . تاریخ طبرى، ج7، ص225
۱۱- 8 ذی الحجه : ورود تیم ترور یزید به مکه و خروج امام از مکه ( امام 125روز در مکه بودند – بعد از نامه مسلم ، جهت مذاکره با حاجیان در ایام حج ، 14 روز تاخیر می کنند – ص 206 و 213 شهید جاوید ) - تاریخ طبرى، ج7، ص258
۱۲- 8 ذی الحجه : ورود ابن زیاد به کوفه - تاریخ طبرى، ج7، ص227
۱۳- 8 ذی الحجه : دستگیری هانی و محاصره کاخ ابن زیاد توسط مسلم و 4000 نفر یارانش - تاریخ طبرى، ج7، ص241
۱۴- 9 ذی الحجه : ارسال نامه امام برای مردم کوفه ، توسط قیس بن مسهر جهت اعلام حرکت خود و آمادگی مردم جهت ورود امام به کوفه - تاریخ طبرى، ج7، ص277
۱۵- 9 ذی الحجه : شهادت مسلم
۱۶- 20 ذی الحجه : اطلاع امام از شهادت مسلم و قیس و مشورت با همراهان و تصمیم به ادامه راه بدلیل اصرار 5 برادر مسلم و نظر دیگران مبنی بر تفاوت شخصیت امام با مسلم و اطمینان به حمایت کوفیان - تاریخ طبرى، ج7، ص281
۱۷- 27 ذی الحجه : برخورد امام با حر و درخواست بازگشت در دو مرحله قبل از نماز ظهر و بعد از عصر - طبرى ، ج7، ص287
۱۸- 2 محرم سال 61 ه ق : ورود امام به کربلا - تاریخ طبرى، ج7، ص297
۱۹- 3 محرم : پاسخ امام به فرستاده عمر سعد و درخواست اجازه بازگشت - تاریخ طبرى، ج7، ص300
۲۰- 5 محرم : تمام ورودی های کربلا توسط نیروهای ابن زیاد بسته می شود
۲۱- 7 محرم : بستن آب بر روی امام - تاریخ طبرى، ج7، ص302
۲۲- 8 محرم : مذاکره با عمر سعد جهت جلوگیری از جنگ به دعوت امام و اطلاع آن به ابن زیاد – آوردن 20 مشک آّب با هجوم نظامی عباس و چند تن از یاران - تاریخ طبرى، ج7، ص304
۲۳- 9 محرم : نوشتن نامه توسط ابن زیاد به تحریک شمر ، به عمر سعد ، که غائله را با بیعت یا کشتن امام خاتمه بده . - تاریخ طبرى، ج7، ص305
۲۴- 9 محرم : سخنرانی امام برای اصحاب و برداشتن بیعت خود و اعلام ماندن همه آنها - تاریخ طبرى، ج7، ص310
۲۵- 10 محرم : سخنرانی امام در دو نوبت و اعلام هدف خود ، یادآوری نامه های کوفیان و درخواست اجازه بازگشت مجدد ( در مرتبه پنجم ) – مذاکره مجدد با عمرسعد و تقبیح او از جنگ . ( طبری ج7 ص 320 به بعد )
۲۶- 10 محرم : رد کردن پیشنهاد قیس بن اشعث مبنی بر تسلیم و گرفتن امان ، بدلیل این که مسلم و هانی را نیز به همین حیله کشتید . ( طبری ج7 ص 321 )
۲۷- 10 محرم : پیوستن حر به همراه غلام و 30 نفر دیگر به اردوی امام - تاریخ طبرى، ج7، ص323
۲۸- 10 محرم : شهادت یاران و امام - حمله به خیمه ها و غارت و آتش زدن آنها و اسیر کردن مابقی💔
۲۹- 11 محرم : حرکت اسرا از کربلا بسوی کوفه - تاریخ طبرى، ج7، ص361
۳۰- 11 محرم : دفن شهیدان توسط مردان قبیله اسد - تاریخ طبرى، ج7، ص360
۳۱- 19 محرم : حرکت اسرا بسوی شام - تاریخ طبرى، ج7، ص366
۳۲- 1 صفر : ورود اسرا به شام ( 21 روز در راه بودند )
۳۳- 20 صفر : خروج اسرا از شام بسوی مدینه ( اربعين شهادت امام )
۳۴- 20 صفر : ورود جابر انصاری به کربلا
تحقیق : محمد صالحی – 27/ 8 / 91– مصادف با اول محرم
توجه : منبع مذکور در متن ، ج ۷ فارسی از فایل پی دی اف کتاب طبری است .
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری - 11 محرم
• صبح ، عمر سعد بر کشته های لشگر خود نماز خوانده و دستور داد به خاک سپردند .
• بعد از ظهر ، بدستور عمرسعد ، باقیمانده کاروان حسین (ع) را از قتلگاه و از کنار بدن امام (ع) و دیگر شهیدان عبور داده و با این شکنجه روحی ، بسوی کوفه روانه کردند .
• توسط مردان قبیله اسد ، دفن بدن بی سر شهیدان شروع شد .
• سر امام (ع) را پیش ابن زیاد بردند .
• کاروان اسرا را در بیرون کوفه اسکان موقت دادند .
منابع :
1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول
5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615/
مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• صبح ، عمر سعد بر کشته های لشگر خود نماز خوانده و دستور داد به خاک سپردند .
• بعد از ظهر ، بدستور عمرسعد ، باقیمانده کاروان حسین (ع) را از قتلگاه و از کنار بدن امام (ع) و دیگر شهیدان عبور داده و با این شکنجه روحی ، بسوی کوفه روانه کردند .
• توسط مردان قبیله اسد ، دفن بدن بی سر شهیدان شروع شد .
• سر امام (ع) را پیش ابن زیاد بردند .
• کاروان اسرا را در بیرون کوفه اسکان موقت دادند .
منابع :
1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول
5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615/
مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آیا حضور امام حسین(ع) در حمله اعراب به ایران حقیقت دارد ؟ - 1
یکی از سوالهایی که امروز در رسانه های مختلف به وفور مطرح شده و صرفا براساس سه گزارش از تاریخ طبری و یا فتوح البلدان بلاذری است ، حضور امام حسین در جنگ با ایران است ، که با توجه به دلایل زیر حضور ایشان کاملا منتفی است :
1- عدم اجازه امام علی (ع) بر حضور فرزندانش
2- شخصیت امام (ع)
3- بی سند و یا مخدوش بودن سند نقلها و روایات مربوطه
قبل از وارد شدن به اصل بحث ، لازم است اشاره مختصری به جنگهای مهم اعراب شود :
• جنگ قادسیه ( در زمان عمر ) :
جنگ قادسیه ، در ۱۴ هجری قمری (۶۳۵ میلادی) بین سپاه ایران و اعراب مسلمان در حمله اعراب به ایران در سرزمین قادسیه (کربلای کنونی) اتفاق افتاد . 1
• جنگ نهاوند ( در زمان عمر ) :
جنگ نهاوند ، در 20 هجری قمری اتفاق افتاد و از خطرناكترين جنگهاي صدر اسلام بود ؛ زيرا لشكر شكست خورده ايرانيان براي جبران آنچه در جنگهاي گذشته از دست داده بود ، لشكر عظيمي را از سراسر ايران متشكل از 150 هزار نفر تشكيل داد تا اين بار نه تنها لشكر مسلمانان را در كوفه شكست دهد ؛ بلكه تمام كشور اسلامي را تصرف و اسلام را نابود كند . 2
• جنگ طبرستان ( گرگان کنونی ) ( در زمان عثمان ) :
در سال ۳۰ هجری قمری ، سپاهیان عرب برای اولین بار طبرستان (گرگان) را گشودند . 3
در ادامه مختصرا موارد فوق مورد بررسی قرار می گیرد :
همانظور که می دانیم تاریخ ولادت امام حسین (ع) 4 هق بوده است 4 ، لذا احتمال حضور ایشان در دو جنگ اول ( قادسیه و نهاوند که در زمان عمر بوقوع پیوسته ) بدلیل سنی ( به ترتیب 10 و 16 ساله ) منتفی بوده است و البته در هیچ تاریخی نیز از حضور امام در جنگهای زمان عمر سخنی به میان نیامده است .
و لیکن در جنگ طبرستان ( گرگان کنونی ) ، که در زمان عثمان اتفاق افتاده است ، سن امام 26 بوده که در تواریخ طبری و بلاذری نیز به حضور ایشان در این جنگ اشاره شده است که به دلایل زیر کاملا منتفی و مردود است :
1- عدم اجازه امام علی (ع) بر حضور فرزندانش
بر اساس آنچه که از کتب معتبر تاریخی به ما رسیده است ، امام علی (ع) یکی از کسانی بود که خلفا در موارد مختلفی با ایشان مشورت می کردند .
محقق معاصر شيخ نجم الدين عسكرى در كتاب «علي والخلفاء» مي نويسد :
• ابوبكر در 2 سال و 3 ماه (27 ماه) دوران خلافت خويش 14 مورد به حضرت مراجعه داشته است. 5
از مجموع 14 مورد : 9 مورد پرسشهاى علمى ؛ 4 مورد احكام شرعى و قضاوت ؛ 1 مورد نظامى بوده است .
• عمر بن خطاب در 10 سال و 5 ماه (125 ماه) دوران خلافت، 85 مورد به حضرت امير عليه السلام مراجعه داشته است . 6
از مجموع 85 مورد مشورت خواهي عمر از امام على عليه السلام، 59 مورد امور قضايى ؛ 21 مورد پرسشهاى علمى ؛ 3 مورد امور مالى ؛ 2 مورد امور نظامى بوده است .
• عثمان در 12 سال (144 ماه) دوران خلافت 8 مورد به حضرت مراجعه داشته است. 7
تمام اين امور در حوزه بيان مسائل شرعى و نحوه اجراى حدود و قضاوت بوده است .
با توجه به موارد فوق :
** دیده می شود که امام علی (ع) نه تنها مشورت نظامی به عثمان نداده است ، چه رسد به آنکه بخواهد اجازه دهد فرزندانش در جنگی شرکت کرده باشند .
** از طرف دیگر با توجه به نقلهای معتبر تاریخی ، امام علی (ع) در عصر امامت و خلافت خویش ، حسنین(ع) را از شرکت در معرکه صفین باز میداشت و چون در یکی از روزها آن حضرت متوجه شد که امام حسن آماده کارزار است فرمود :
« از طرف من جلوی جوان را بگیرید تا با مرگش پشت مرا نشکند که من از رفتن این دو ( امام حسن(ع) و امام حسین(ع) ) به میدان نبرد دریغ دارم تا مبادا با مرگ آن دو نسل رسول خدا(ص) قطع شود » . 8
حال با چنین اکراه و امتناعی از سوی حضرت نسبت به حضور حسنین(ع) در نبردهایی که به فرمان پیشوایی خویش صورت میگرفت، چگونه آن بزرگوار حاضر می شود که تحت زعامت زمامداران مورد انتقادش ، فرزندان خویش را که امامان آینده هستند به جبهه جنگ بفرستد؟
** حتی در تاریخ نقل شده که خود امام علی (ع) در زمان عمر نیز حاضر به پذیرش فرماندهی حمله به ایران نشد :
" عمر بن خطاب ، رفتن به جنگ قادسيه را به علي (ع) پيشنهاد كرد تا فرماندهي عمليات ارتش مسلمانان را بر عهده گيرد . علي (ع) امتناع كرد ؛ ناگزير سعد وقاص را اعزام نمود . 9
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/618
یکی از سوالهایی که امروز در رسانه های مختلف به وفور مطرح شده و صرفا براساس سه گزارش از تاریخ طبری و یا فتوح البلدان بلاذری است ، حضور امام حسین در جنگ با ایران است ، که با توجه به دلایل زیر حضور ایشان کاملا منتفی است :
1- عدم اجازه امام علی (ع) بر حضور فرزندانش
2- شخصیت امام (ع)
3- بی سند و یا مخدوش بودن سند نقلها و روایات مربوطه
قبل از وارد شدن به اصل بحث ، لازم است اشاره مختصری به جنگهای مهم اعراب شود :
• جنگ قادسیه ( در زمان عمر ) :
جنگ قادسیه ، در ۱۴ هجری قمری (۶۳۵ میلادی) بین سپاه ایران و اعراب مسلمان در حمله اعراب به ایران در سرزمین قادسیه (کربلای کنونی) اتفاق افتاد . 1
• جنگ نهاوند ( در زمان عمر ) :
جنگ نهاوند ، در 20 هجری قمری اتفاق افتاد و از خطرناكترين جنگهاي صدر اسلام بود ؛ زيرا لشكر شكست خورده ايرانيان براي جبران آنچه در جنگهاي گذشته از دست داده بود ، لشكر عظيمي را از سراسر ايران متشكل از 150 هزار نفر تشكيل داد تا اين بار نه تنها لشكر مسلمانان را در كوفه شكست دهد ؛ بلكه تمام كشور اسلامي را تصرف و اسلام را نابود كند . 2
• جنگ طبرستان ( گرگان کنونی ) ( در زمان عثمان ) :
در سال ۳۰ هجری قمری ، سپاهیان عرب برای اولین بار طبرستان (گرگان) را گشودند . 3
در ادامه مختصرا موارد فوق مورد بررسی قرار می گیرد :
همانظور که می دانیم تاریخ ولادت امام حسین (ع) 4 هق بوده است 4 ، لذا احتمال حضور ایشان در دو جنگ اول ( قادسیه و نهاوند که در زمان عمر بوقوع پیوسته ) بدلیل سنی ( به ترتیب 10 و 16 ساله ) منتفی بوده است و البته در هیچ تاریخی نیز از حضور امام در جنگهای زمان عمر سخنی به میان نیامده است .
و لیکن در جنگ طبرستان ( گرگان کنونی ) ، که در زمان عثمان اتفاق افتاده است ، سن امام 26 بوده که در تواریخ طبری و بلاذری نیز به حضور ایشان در این جنگ اشاره شده است که به دلایل زیر کاملا منتفی و مردود است :
1- عدم اجازه امام علی (ع) بر حضور فرزندانش
بر اساس آنچه که از کتب معتبر تاریخی به ما رسیده است ، امام علی (ع) یکی از کسانی بود که خلفا در موارد مختلفی با ایشان مشورت می کردند .
محقق معاصر شيخ نجم الدين عسكرى در كتاب «علي والخلفاء» مي نويسد :
• ابوبكر در 2 سال و 3 ماه (27 ماه) دوران خلافت خويش 14 مورد به حضرت مراجعه داشته است. 5
از مجموع 14 مورد : 9 مورد پرسشهاى علمى ؛ 4 مورد احكام شرعى و قضاوت ؛ 1 مورد نظامى بوده است .
• عمر بن خطاب در 10 سال و 5 ماه (125 ماه) دوران خلافت، 85 مورد به حضرت امير عليه السلام مراجعه داشته است . 6
از مجموع 85 مورد مشورت خواهي عمر از امام على عليه السلام، 59 مورد امور قضايى ؛ 21 مورد پرسشهاى علمى ؛ 3 مورد امور مالى ؛ 2 مورد امور نظامى بوده است .
• عثمان در 12 سال (144 ماه) دوران خلافت 8 مورد به حضرت مراجعه داشته است. 7
تمام اين امور در حوزه بيان مسائل شرعى و نحوه اجراى حدود و قضاوت بوده است .
با توجه به موارد فوق :
** دیده می شود که امام علی (ع) نه تنها مشورت نظامی به عثمان نداده است ، چه رسد به آنکه بخواهد اجازه دهد فرزندانش در جنگی شرکت کرده باشند .
** از طرف دیگر با توجه به نقلهای معتبر تاریخی ، امام علی (ع) در عصر امامت و خلافت خویش ، حسنین(ع) را از شرکت در معرکه صفین باز میداشت و چون در یکی از روزها آن حضرت متوجه شد که امام حسن آماده کارزار است فرمود :
« از طرف من جلوی جوان را بگیرید تا با مرگش پشت مرا نشکند که من از رفتن این دو ( امام حسن(ع) و امام حسین(ع) ) به میدان نبرد دریغ دارم تا مبادا با مرگ آن دو نسل رسول خدا(ص) قطع شود » . 8
حال با چنین اکراه و امتناعی از سوی حضرت نسبت به حضور حسنین(ع) در نبردهایی که به فرمان پیشوایی خویش صورت میگرفت، چگونه آن بزرگوار حاضر می شود که تحت زعامت زمامداران مورد انتقادش ، فرزندان خویش را که امامان آینده هستند به جبهه جنگ بفرستد؟
** حتی در تاریخ نقل شده که خود امام علی (ع) در زمان عمر نیز حاضر به پذیرش فرماندهی حمله به ایران نشد :
" عمر بن خطاب ، رفتن به جنگ قادسيه را به علي (ع) پيشنهاد كرد تا فرماندهي عمليات ارتش مسلمانان را بر عهده گيرد . علي (ع) امتناع كرد ؛ ناگزير سعد وقاص را اعزام نمود . 9
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/618
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری - 12محرم
• جارچیان حکومت ، کوفیان را فرا مى خوانند تا از اسیران جنگى خویش دیدار کنند!
• کوفیان هم ، بى شرمانه آمدند . آمدند براى تماشا!
• امام سجاد (ع ) از خیمه ها خارج مى شود ، وقتی هلهله و شادی و سنگ پرانی مردم را دید فرصت را غنیمت شمرد و به سخنرانی افشاگرانه خود پرداخت :
" هان، ای مردم! شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید که نامه هایی را برای پدرم نوشتید و او را خدعه کردید؟ .... وای بر شما! از آنچه برای آخرت خویش تدارک دیده اید! چه زشت و ناروا اندیشیدید . به چه رویی به رسول (ص) خواهید نگریست؟ "
• ارسال نامه به یزید و اعلام پیروزی بر کاروان حسین توسط ابن زیاد
منابع :
1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول
5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615/
مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• جارچیان حکومت ، کوفیان را فرا مى خوانند تا از اسیران جنگى خویش دیدار کنند!
• کوفیان هم ، بى شرمانه آمدند . آمدند براى تماشا!
• امام سجاد (ع ) از خیمه ها خارج مى شود ، وقتی هلهله و شادی و سنگ پرانی مردم را دید فرصت را غنیمت شمرد و به سخنرانی افشاگرانه خود پرداخت :
" هان، ای مردم! شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید که نامه هایی را برای پدرم نوشتید و او را خدعه کردید؟ .... وای بر شما! از آنچه برای آخرت خویش تدارک دیده اید! چه زشت و ناروا اندیشیدید . به چه رویی به رسول (ص) خواهید نگریست؟ "
• ارسال نامه به یزید و اعلام پیروزی بر کاروان حسین توسط ابن زیاد
منابع :
1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول
5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615/
مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آیا حضور امام حسین(ع) در حمله اعراب به ایران حقیقت دارد ؟ - 2
2- شخصیت امام (ع)
همانطور که می دانیم ، امام حسین (ع) در واقعه کربلا ، در موارد متعددی ، جوانمردی و اخلاق را به هیچ وجه فدای رسیدن به پیروزی نکرد که به دو مورد آن اشاره می شود :
1- آب دادن به اسبان تشنه سپاه حر :
سپاه فراواني به فرماندهي حرّ بن يزيد رياحي به آنها رسيد ،... آنها هنگام ظهر در برابر امام ايستادند در حالي که هوا به شدت گرم بود . امام آنها را ديد که از شدّت تشنگي در حال تلف شدن هستند، دلش به حال آنان سوخت و از اينکه آنان براي کشتن وي و ريختن خونش آمده بودند، چشم پوشيد و به يارانش دستور داد تا آنها را آب بدهند حتي به اسبانشان نيز آب بدهند. ياران امام به آن لشکر آب دادند و سپس به طرف اسبانشان رفتند و ظرفها و طشتها را پر از آب کردند و هرگاه سه يا چهار يا پنج بار آب مي دادند، اسب را کنار مي زدند و ديگري را آب مي دادند تا اينکه همه ي اسبان را آب نوشاندند . 10
2- عدم اجازه امام به شروع جنگ در روز عاشورا :
در همان ابتدای صبح ، مسلم بن عوسجه گفت : بگذار او ( شمر ) را با تير بزنم ، او فاسقى از دشمنان خداست و خدا اين گونه فرصت پيش آورده است .
امام فرمود : تير نينداز؛ دوست ندارم كه آغاز گر جنگ باشم . 11
حال با این همه جوانمردی و اخلاق گرایی امام (ع) ، آیا منطقی است که ایشان در کشتن زنان و دختران و سوزاندن کتابها و .. شرکت کرده باشد ؟!
3- بی سند و یا مخدوش بودن سند نقلها و روایات مربوطه
حال به بررسی ریشه ای در مورد سند این مطالب می پردازیم:
در این ادعاها حضور امام حسن و حسین(ع) تنها در دو منبع وجود دارد ، که شامل فتوح البلدان و تاریخ طبری است بنابر این صحت این روایات را بررسی میکنیم ، تا صحت ادعا روشن گردد :
منبع اول : فتوح البلدان –بلاذری :
گفته اند که عثمان بن عفان(خلیفه سوم) سعید بن العاصی بن امیه را در سال 29 (هجری) والی کوفه قرار داد. .... پس سعید آهنگ طبرستان نمود در حالیکه گفته میشود حسن و حسین فرزندان علی بن ابیطالب در شمار همراهان وی بوده اند. 12
ایرادهایی که بر این روایت وارد است :
• در اینجا واژه گفته میشود ( فیما یقال ) ، بکار رفته که ناقل و راوی آن دقیق مشخص نشده و این کار روایت را ازاعتبار ساقط می کند چون سلسله سند دقیقا ذکر نشده است.
• اما اگر مو شکافانه روایت را به نقد بکشید می بینید در ابتدای روایت نویسنده میگوید: گفته اند ( قالوا ) سپس آنگاه که به حضور حسنین در طبرستان رسیده زیرکانه و در یک چرخش مینویسد : میگویند ( یقال ) . یعنی کسانی که نویسنده ، اصل روایت را از آنها گرفته کسانی بوده اند که در گذشته می زیسته اند ، اما درباره حضور حسنین(ع) بکار بردن فعل مضارع حاکی از آنستکه کسانی هم عصر نویسنده – بلاذری- که هم عصر عباسسیان است- به او گفته اند که احتمالا حسنین(ع) حضور داشته اند و این کار بکلی و به یکباره روایت را از هستی ساقط میکند!! چنانکه دانشمندان علم رجال و درایه دقیقا چنین شیوه ای را در آنالیز نهایی صحت یک روایت بکار میبرند.
اما منبع دوم : تاریخ طبری
طبری در دو جا در تاریخ خود به ماجرای طبرستان اشاره می کند که با اینکه راویان هر دو گزارش یکی هستند ولی در گزارش اول نامی از حسنین نیست در حالیکه در گزارش دوم نام آورده شده اند :
گزارش اول :
حنش بن مالک تغلبی گويد : ...سعيد سال سیام آهنگ غزا کرد و سوی گرگان و طبرستان رفت . عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر وابن زبير و عبدالله بن عمرو بن عاص با وی بودند ...13
همانطور که در این روایت مشاهده می کنید طبری در اینجا باز جریان لشکر کشی سعید را به گرگان و طبرستان مطرح میکند و حال آنکه اساسا نامی از امام حسن امام حسین(ع) و حضور آنها در این جنگ نمیبرد.
و این در حالی است که طبری بر خلاف بلاذری سلسله سند روایت خویش را دقیقا بیان داشته است ولی با این حال نامی از امام حسن و امام حسین(ع) نمی برند . بهر روی نشانگر آنستکه راوی اولیه سخنی از حضور حسنین به میان نیاورده است!!
تحقيق : محمد صالحی – 10/ 8 / 94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/616
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/620
2- شخصیت امام (ع)
همانطور که می دانیم ، امام حسین (ع) در واقعه کربلا ، در موارد متعددی ، جوانمردی و اخلاق را به هیچ وجه فدای رسیدن به پیروزی نکرد که به دو مورد آن اشاره می شود :
1- آب دادن به اسبان تشنه سپاه حر :
سپاه فراواني به فرماندهي حرّ بن يزيد رياحي به آنها رسيد ،... آنها هنگام ظهر در برابر امام ايستادند در حالي که هوا به شدت گرم بود . امام آنها را ديد که از شدّت تشنگي در حال تلف شدن هستند، دلش به حال آنان سوخت و از اينکه آنان براي کشتن وي و ريختن خونش آمده بودند، چشم پوشيد و به يارانش دستور داد تا آنها را آب بدهند حتي به اسبانشان نيز آب بدهند. ياران امام به آن لشکر آب دادند و سپس به طرف اسبانشان رفتند و ظرفها و طشتها را پر از آب کردند و هرگاه سه يا چهار يا پنج بار آب مي دادند، اسب را کنار مي زدند و ديگري را آب مي دادند تا اينکه همه ي اسبان را آب نوشاندند . 10
2- عدم اجازه امام به شروع جنگ در روز عاشورا :
در همان ابتدای صبح ، مسلم بن عوسجه گفت : بگذار او ( شمر ) را با تير بزنم ، او فاسقى از دشمنان خداست و خدا اين گونه فرصت پيش آورده است .
امام فرمود : تير نينداز؛ دوست ندارم كه آغاز گر جنگ باشم . 11
حال با این همه جوانمردی و اخلاق گرایی امام (ع) ، آیا منطقی است که ایشان در کشتن زنان و دختران و سوزاندن کتابها و .. شرکت کرده باشد ؟!
3- بی سند و یا مخدوش بودن سند نقلها و روایات مربوطه
حال به بررسی ریشه ای در مورد سند این مطالب می پردازیم:
در این ادعاها حضور امام حسن و حسین(ع) تنها در دو منبع وجود دارد ، که شامل فتوح البلدان و تاریخ طبری است بنابر این صحت این روایات را بررسی میکنیم ، تا صحت ادعا روشن گردد :
منبع اول : فتوح البلدان –بلاذری :
گفته اند که عثمان بن عفان(خلیفه سوم) سعید بن العاصی بن امیه را در سال 29 (هجری) والی کوفه قرار داد. .... پس سعید آهنگ طبرستان نمود در حالیکه گفته میشود حسن و حسین فرزندان علی بن ابیطالب در شمار همراهان وی بوده اند. 12
ایرادهایی که بر این روایت وارد است :
• در اینجا واژه گفته میشود ( فیما یقال ) ، بکار رفته که ناقل و راوی آن دقیق مشخص نشده و این کار روایت را ازاعتبار ساقط می کند چون سلسله سند دقیقا ذکر نشده است.
• اما اگر مو شکافانه روایت را به نقد بکشید می بینید در ابتدای روایت نویسنده میگوید: گفته اند ( قالوا ) سپس آنگاه که به حضور حسنین در طبرستان رسیده زیرکانه و در یک چرخش مینویسد : میگویند ( یقال ) . یعنی کسانی که نویسنده ، اصل روایت را از آنها گرفته کسانی بوده اند که در گذشته می زیسته اند ، اما درباره حضور حسنین(ع) بکار بردن فعل مضارع حاکی از آنستکه کسانی هم عصر نویسنده – بلاذری- که هم عصر عباسسیان است- به او گفته اند که احتمالا حسنین(ع) حضور داشته اند و این کار بکلی و به یکباره روایت را از هستی ساقط میکند!! چنانکه دانشمندان علم رجال و درایه دقیقا چنین شیوه ای را در آنالیز نهایی صحت یک روایت بکار میبرند.
اما منبع دوم : تاریخ طبری
طبری در دو جا در تاریخ خود به ماجرای طبرستان اشاره می کند که با اینکه راویان هر دو گزارش یکی هستند ولی در گزارش اول نامی از حسنین نیست در حالیکه در گزارش دوم نام آورده شده اند :
گزارش اول :
حنش بن مالک تغلبی گويد : ...سعيد سال سیام آهنگ غزا کرد و سوی گرگان و طبرستان رفت . عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر وابن زبير و عبدالله بن عمرو بن عاص با وی بودند ...13
همانطور که در این روایت مشاهده می کنید طبری در اینجا باز جریان لشکر کشی سعید را به گرگان و طبرستان مطرح میکند و حال آنکه اساسا نامی از امام حسن امام حسین(ع) و حضور آنها در این جنگ نمیبرد.
و این در حالی است که طبری بر خلاف بلاذری سلسله سند روایت خویش را دقیقا بیان داشته است ولی با این حال نامی از امام حسن و امام حسین(ع) نمی برند . بهر روی نشانگر آنستکه راوی اولیه سخنی از حضور حسنین به میان نیاورده است!!
تحقيق : محمد صالحی – 10/ 8 / 94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/616
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/620
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری - 13محرم
13 محرم :
• آراستن مجلسی در دربار ابن زیاد و به حضور طلبیدن کاروان اسرا توسط او
• رفتار توهین آمیز و سخنان سبک ابن زیاد به حضرت زینب (س) ، مبنی بر " خوار کردن خاندان حسین توسط خداوند ، بدلیل خروج بر خلیفه وقت "
• پاسخ حضرت زینب (س) ، مبنی بر " حرمت و عزتی که خداوند بخاطر پیامبرش ، به خاندان حسین (ع) داد و ذلت و خفتی که خاندان حکومت بخاطر جنایتی که انجام داد به آن دچار گشته است ."
• توهین ابن زیاد به امام سجاد(ع) و دستور قتل ایشان ، بدلیل ناتوانی از مباحثه با او
• دستور ابن زیاد ، مبنی بر گرداندن سر مقدس امام (ع ) در کوچه ها برای ایجاد وحشت در مردم
• دستور انتقال سریع اسرا به شام ، توسط ابن زیاد، برای ملاقات با یزید ، جهت جلوگیری از افشاگریهای بیشتر کاروان
منابع :
1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول
5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615/
مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
13 محرم :
• آراستن مجلسی در دربار ابن زیاد و به حضور طلبیدن کاروان اسرا توسط او
• رفتار توهین آمیز و سخنان سبک ابن زیاد به حضرت زینب (س) ، مبنی بر " خوار کردن خاندان حسین توسط خداوند ، بدلیل خروج بر خلیفه وقت "
• پاسخ حضرت زینب (س) ، مبنی بر " حرمت و عزتی که خداوند بخاطر پیامبرش ، به خاندان حسین (ع) داد و ذلت و خفتی که خاندان حکومت بخاطر جنایتی که انجام داد به آن دچار گشته است ."
• توهین ابن زیاد به امام سجاد(ع) و دستور قتل ایشان ، بدلیل ناتوانی از مباحثه با او
• دستور ابن زیاد ، مبنی بر گرداندن سر مقدس امام (ع ) در کوچه ها برای ایجاد وحشت در مردم
• دستور انتقال سریع اسرا به شام ، توسط ابن زیاد، برای ملاقات با یزید ، جهت جلوگیری از افشاگریهای بیشتر کاروان
منابع :
1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول
5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615/
مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا
تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آیا حضور امام حسین(ع) در حمله اعراب به ایران حقیقت دارد ؟ - 3
گزارش دوم :
حنش بن مالک گويد : سعيد بن عاص به سال سی ام از کوفه به منظور غزا آهنگ خراسان کرد . حذيفه بن يمان و کسانی از ياران پيامبر خدا ( ص ) باوی بودند ؛حسن و حسين و عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمرو عمرو بن عاص و عبدالله بن زبير نيز با وی بودند ...14
در این دو روایت ، تناقضاتی می بینیم که بسیار عجیب است، در این دو روایت میبینیم که طبری در صفحه 323 کتاب خود اشاره به همراهان سعید در جنگ طبرستان دارد و در آن نام حسنین (ع) را می برد اما در روایتی دیگر و اتفاقا با همان سلسله سند در صفحه 325 نامی از حسنین(ع) در حضور در طبرستان نمی برد!!
و این همان چیزی است که فرضیه اضافه شدن نام امام حسن و امام حسین در شمار همراهان را بعدها و در زمانی معاصر خود نویسندگان-بلاذری و طبری- بیش از پیش تقویت میکند!!
البته به غیر از تناقض آشکار فوق ، بر اساس کتب معتبر رجالی اهل سنت و شیعه ، بعض افراد موجود در سلسله روایات فوق یا مجهول الهویه هستند و یا به دروغگو و جاعل معروف بوده اند که باعث بی اعتباری روایات فوق می شود : 15
• عمر بن شَبّه از راويان مشهور و قابل اعتماد از ديدگاه دانشمندان رجالى اهل سنّت است . 16
• راوى اول، يعنى « حَنَشبن مالك » كه خبر از او نقل شده است، مجهول مىباشد .
• از « على بن مجاهد » نيز با عنوان كذاب و جاعلحديث نام برده شده است . 17
• « على بن محمد مدائنى » با عنوان شخصى كه در نقل حديث قوى نيست ، دركتابهاى رجالى اهل سنت ياد شده است. 18
• با توجه به مطالب فوق الذکر و هم چنین وقتی به تاریخ رجوع می کنیم دلیل جعل اینگونه مطالب را اینگونه می توان توضیح داد :
• اعراب در طبرستان نبردهای سخت و طولانی و خونینی داشتند ، و اکثر این نبردها به دستور خلیفه دوم و سوم و لشکریان معاویه بود ، در اواخر دوره امویان ایرانیان به ائمه شیعه خیلی علاقه پیدا کردند به طوری که طبرستان که روزی مرکز مخالفت با اعراب بود و دژی در مقابل آنان بود به یک پایگاه شیعی تبدیل شده بود!
• از آنجا که این کتب بعد از دوره امویان است در نتیجه احادیث بسیاری که به گفته همه در دوره امویان جعل شده بود به آنها راه پیدا می کند.
• احتمالا این روایتها برای این بوده که مردم طبرستان را از ائمه شیعه دور کنند! با این حربه که آنها در جنگ با شما شرکت داشتند حال آنکه دیدیم در کتب خودشان هم این روایتها ضعیف است.
• پس در نتیجه ، با وجود چنین تناقضات و اسناد نامعتبری نمی توان قائل به حضور امام حسن و امام حسین(ع) در جنگ ایران شد.
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/616
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/623
گزارش دوم :
حنش بن مالک گويد : سعيد بن عاص به سال سی ام از کوفه به منظور غزا آهنگ خراسان کرد . حذيفه بن يمان و کسانی از ياران پيامبر خدا ( ص ) باوی بودند ؛حسن و حسين و عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمرو عمرو بن عاص و عبدالله بن زبير نيز با وی بودند ...14
در این دو روایت ، تناقضاتی می بینیم که بسیار عجیب است، در این دو روایت میبینیم که طبری در صفحه 323 کتاب خود اشاره به همراهان سعید در جنگ طبرستان دارد و در آن نام حسنین (ع) را می برد اما در روایتی دیگر و اتفاقا با همان سلسله سند در صفحه 325 نامی از حسنین(ع) در حضور در طبرستان نمی برد!!
و این همان چیزی است که فرضیه اضافه شدن نام امام حسن و امام حسین در شمار همراهان را بعدها و در زمانی معاصر خود نویسندگان-بلاذری و طبری- بیش از پیش تقویت میکند!!
البته به غیر از تناقض آشکار فوق ، بر اساس کتب معتبر رجالی اهل سنت و شیعه ، بعض افراد موجود در سلسله روایات فوق یا مجهول الهویه هستند و یا به دروغگو و جاعل معروف بوده اند که باعث بی اعتباری روایات فوق می شود : 15
• عمر بن شَبّه از راويان مشهور و قابل اعتماد از ديدگاه دانشمندان رجالى اهل سنّت است . 16
• راوى اول، يعنى « حَنَشبن مالك » كه خبر از او نقل شده است، مجهول مىباشد .
• از « على بن مجاهد » نيز با عنوان كذاب و جاعلحديث نام برده شده است . 17
• « على بن محمد مدائنى » با عنوان شخصى كه در نقل حديث قوى نيست ، دركتابهاى رجالى اهل سنت ياد شده است. 18
• با توجه به مطالب فوق الذکر و هم چنین وقتی به تاریخ رجوع می کنیم دلیل جعل اینگونه مطالب را اینگونه می توان توضیح داد :
• اعراب در طبرستان نبردهای سخت و طولانی و خونینی داشتند ، و اکثر این نبردها به دستور خلیفه دوم و سوم و لشکریان معاویه بود ، در اواخر دوره امویان ایرانیان به ائمه شیعه خیلی علاقه پیدا کردند به طوری که طبرستان که روزی مرکز مخالفت با اعراب بود و دژی در مقابل آنان بود به یک پایگاه شیعی تبدیل شده بود!
• از آنجا که این کتب بعد از دوره امویان است در نتیجه احادیث بسیاری که به گفته همه در دوره امویان جعل شده بود به آنها راه پیدا می کند.
• احتمالا این روایتها برای این بوده که مردم طبرستان را از ائمه شیعه دور کنند! با این حربه که آنها در جنگ با شما شرکت داشتند حال آنکه دیدیم در کتب خودشان هم این روایتها ضعیف است.
• پس در نتیجه ، با وجود چنین تناقضات و اسناد نامعتبری نمی توان قائل به حضور امام حسن و امام حسین(ع) در جنگ ایران شد.
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/616
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/623
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آیا حضور امام حسین(ع) در حمله اعراب به ایران حقیقت دارد ؟ - 4
زیرنوسها :
1- وأما الوقعة [اي واقعة النهاوند] فهي زمن عبد الله فنفرت الأعاجم بكتاب يزدجرد فاجتمعوا بنهاوند على الفيرزان في خمسين ألفا و مائة ألف مقاتل ...
2- الكامل في التاريخ - ابن اثیر (متوفاي630هـ) ج 2 ، ص 412 ، كتاب الفتوح - ابن أعثم الكوفي (متوفاى314 هـ) ، ج 2 ص290 ـ 295
3- فتوح البلدان - البلاذري ( متوفای 279.هق ) ج 2 - ص 411 و ترجمه آن صفحه 468 ، تاريخ الطبري - الطبري ( متوفای 310 هق ) - ج 3 - ص 324 – 325
4- اعلام الورى طبرسى , ص 213
5- علي والخلفاء ، ص 73 - 97.
6- علي والخلفاء ، ص 99 – 333
7- علي والخلفاء ، ص 335 – 345
8- ترجمه طبری ج 6 اینترنتی ص 398 ص 2579 ، کتاب وقعه الصفین – تک جلدی عربی اینترنتی - ص 530 ، نهج البلاغه خطبه 198 في بعض ايام صفين ، ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 11، ص 25 (خطبه 200.) - وقد راى الحسن ابنه عليه السلام يتسرع الى الحرب املكوا عنى هذا الغلام لا يهدنى فانني انفس بهذين يعنى الحسن والحسين (ع) على الموت لئلا ينقطع بهما نسل رسول الله ( ص)
9- مسعودي، مروج الذهب ، ج2، ص 309 ، جلد 3 عربی فایل ص 294 ، فارسی جلد 1 ص 668 – 367
10- الطبري، تاريخ جلد 5 ص 400 – 401 : فقال الحسين لفتيانه : اسقوا القوم و أرووهم من الماء و رشفوا الخيل ترشيفا ..
11- طبری ص 3022 ( ج 7 الکترونیکی – ص 318 )
12- در فتوح البلدان - البلاذري - ج 2 - ص 411 و ترجمه آن صفحه 468 آمده است: جرجان وطبرستان ونواحيها قالوا : ولى عثمان بن عفان رحمه الله سعيد بن العاصي بن سعيد ابن العاصي بن أمية الكوفة في سنة تسع وعشرين ..... فسبقه ابن عامر ، فغزا سعيد طبرستان ، و معه في غزاته فيما يقال الحسن و الحسين أبناء علي بن أبي طالب عليهم السلام .
13- تاريخ الطبري - الطبري - ج 3 - ص 324 – 325 می نویسد: و حدثني عمر بن شبة قال حدثنا علي بن محمد قال أخبرني علي بن مجاهد عن حنش بن مالك التغلبي قال غزا سعيد سنة ثلاثين فأتى جرجان وطبرستان معه عبد الله بن العباس وعبد الله ابن عمر وابن الزبير وعبد الله بن عمرو بن العاص فحدثني ....
14- تاریخ طبري ج 3 - ص 323 – 325 : حدثني عمر بن شبة قال حدثني علي بن محمد عن علي بن مجاهد عن حنش بن مالك قال غزا سعيد بن العاص من الكوفة سنة ثلاثين يريد خراسان ومعه حذيفة ابن اليمان وناس من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم ومعه الحسن والحسين وعبد الله بن عباس وعبد الله بن عمر وعبد الله بن عمرو بن العاص وعبد الله بن الزبير وخرج عبد الله بن عامر من البصرة يريد خراسان فسبق سعيدا ونزل ....
15- در این قسمت از مقاله " مواضع على (ع) در برابر فتوحات خلفا / محسن رنجبر " استفاده شده است .
16- ابومحمد عبدالرحمان بن ابى حاتم رازى، كتاب الجرح و التعديل، ج6، ص116 و جمال الدينابوالحجاج يوسف المزى، تهذيب الكمال فى اَسماء الرجال، تحقيق بشّار عوّاد معروف، ج21، ص389ـ390.
17- مزى، تهذيب الكمال فى اسماء الرجال، ص118ـ119؛ ابوعبداللّه محمد بن احمد بن عثمان الذهبى، ميزانالاعتدال، تحقيق علىمحمد البجاوى، ج4، ص72.
18- ابواحمد عبدالله بن عدى الجرجانى، الكامل فى ضعفاء الرجال، تحقيق عادل احمد عبدالموجود و علىمحمد معوض، ج6، ص363؛ شمس الدين ذهبى، العبر فى خبر من عبر، ج4، ص73 و احمدالامينى، الغدير،ج5، ص245.
تحقيق : محمد صالحی – 10/ 8 / 94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/616
زیرنوسها :
1- وأما الوقعة [اي واقعة النهاوند] فهي زمن عبد الله فنفرت الأعاجم بكتاب يزدجرد فاجتمعوا بنهاوند على الفيرزان في خمسين ألفا و مائة ألف مقاتل ...
2- الكامل في التاريخ - ابن اثیر (متوفاي630هـ) ج 2 ، ص 412 ، كتاب الفتوح - ابن أعثم الكوفي (متوفاى314 هـ) ، ج 2 ص290 ـ 295
3- فتوح البلدان - البلاذري ( متوفای 279.هق ) ج 2 - ص 411 و ترجمه آن صفحه 468 ، تاريخ الطبري - الطبري ( متوفای 310 هق ) - ج 3 - ص 324 – 325
4- اعلام الورى طبرسى , ص 213
5- علي والخلفاء ، ص 73 - 97.
6- علي والخلفاء ، ص 99 – 333
7- علي والخلفاء ، ص 335 – 345
8- ترجمه طبری ج 6 اینترنتی ص 398 ص 2579 ، کتاب وقعه الصفین – تک جلدی عربی اینترنتی - ص 530 ، نهج البلاغه خطبه 198 في بعض ايام صفين ، ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 11، ص 25 (خطبه 200.) - وقد راى الحسن ابنه عليه السلام يتسرع الى الحرب املكوا عنى هذا الغلام لا يهدنى فانني انفس بهذين يعنى الحسن والحسين (ع) على الموت لئلا ينقطع بهما نسل رسول الله ( ص)
9- مسعودي، مروج الذهب ، ج2، ص 309 ، جلد 3 عربی فایل ص 294 ، فارسی جلد 1 ص 668 – 367
10- الطبري، تاريخ جلد 5 ص 400 – 401 : فقال الحسين لفتيانه : اسقوا القوم و أرووهم من الماء و رشفوا الخيل ترشيفا ..
11- طبری ص 3022 ( ج 7 الکترونیکی – ص 318 )
12- در فتوح البلدان - البلاذري - ج 2 - ص 411 و ترجمه آن صفحه 468 آمده است: جرجان وطبرستان ونواحيها قالوا : ولى عثمان بن عفان رحمه الله سعيد بن العاصي بن سعيد ابن العاصي بن أمية الكوفة في سنة تسع وعشرين ..... فسبقه ابن عامر ، فغزا سعيد طبرستان ، و معه في غزاته فيما يقال الحسن و الحسين أبناء علي بن أبي طالب عليهم السلام .
13- تاريخ الطبري - الطبري - ج 3 - ص 324 – 325 می نویسد: و حدثني عمر بن شبة قال حدثنا علي بن محمد قال أخبرني علي بن مجاهد عن حنش بن مالك التغلبي قال غزا سعيد سنة ثلاثين فأتى جرجان وطبرستان معه عبد الله بن العباس وعبد الله ابن عمر وابن الزبير وعبد الله بن عمرو بن العاص فحدثني ....
14- تاریخ طبري ج 3 - ص 323 – 325 : حدثني عمر بن شبة قال حدثني علي بن محمد عن علي بن مجاهد عن حنش بن مالك قال غزا سعيد بن العاص من الكوفة سنة ثلاثين يريد خراسان ومعه حذيفة ابن اليمان وناس من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم ومعه الحسن والحسين وعبد الله بن عباس وعبد الله بن عمر وعبد الله بن عمرو بن العاص وعبد الله بن الزبير وخرج عبد الله بن عامر من البصرة يريد خراسان فسبق سعيدا ونزل ....
15- در این قسمت از مقاله " مواضع على (ع) در برابر فتوحات خلفا / محسن رنجبر " استفاده شده است .
16- ابومحمد عبدالرحمان بن ابى حاتم رازى، كتاب الجرح و التعديل، ج6، ص116 و جمال الدينابوالحجاج يوسف المزى، تهذيب الكمال فى اَسماء الرجال، تحقيق بشّار عوّاد معروف، ج21، ص389ـ390.
17- مزى، تهذيب الكمال فى اسماء الرجال، ص118ـ119؛ ابوعبداللّه محمد بن احمد بن عثمان الذهبى، ميزانالاعتدال، تحقيق علىمحمد البجاوى، ج4، ص72.
18- ابواحمد عبدالله بن عدى الجرجانى، الكامل فى ضعفاء الرجال، تحقيق عادل احمد عبدالموجود و علىمحمد معوض، ج6، ص363؛ شمس الدين ذهبى، العبر فى خبر من عبر، ج4، ص73 و احمدالامينى، الغدير،ج5، ص245.
تحقيق : محمد صالحی – 10/ 8 / 94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/616
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
چند دليل مبني بر مردود بودن انتساب امام سجاد(ع) به شهربانو دختر يزدگرد
1- سید جعفر شهیدی در این باره مینویسد:
منصور دوانيقي ، طي نامه اي كه به محمد بن عبدالله (ملقب به نفس زکیه) از نوادگان امام سجاد(ع) مي نويسد براي تحقير او ، واژه « ام ولد » ( به معناي كنيز ) را برای امام سجاد(ع) به کار برده است.
این نامه نیم قرن پس از رحلت امام سجاد(ع) نوشته شده است که در آن زمان، بسیاری از هاشمیان زنده بودهاند.
اگر داستان شهربانو واقعیت داشت منصور چنان تعبیری به کار نمیبرد و اگر دروغ نوشته بود محمد با قاطعیت جواب میداد که مادر امام سجاد(ع) شاهزاده بوده است نه کنیز.1
2- به نوشته دهخدا، پژوهشها نشان داده است که این داستان واقعی نیست و یزدگرد را دختری به نام شهربانو نبوده است.
داستان شهربانو در واقع از ربیع الابرار زمخشری و قابوس نامه اخذ شده است.2
3- یوسفی غروی گفتۀ یعقوبی را بدلیل بیسند بودن نمیپذیرد، از طرفی نام حرار که یعقوبی ذکر کرده با اسامی ایران باستان همخوانی ندارد، وی روایت کافی را نیز رد میکند زیرا در سند روایت ، شخصی به نام عمرو بن شمر است که نجاشی وی را تضعیف کرده است.
گزارش شیخ صدوق نیز از طریق شخصی به نام سهل بن قاسم نوشجانی روایت شده که وی مجهول است؛
لذا این گزارش نیز از نظر غروی قابل قبول نیست.3
زيرنويسها :
1. ↑ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین، تهران، دفتر نشر فرهنگ، ۱۳۶۵، ص۲۴
2. ↑ قابوس نامه باب ۲۷ ص۱۴۴
3. ↑ حول السیده شهربانو،ص۲۸
محمد صالحی 18/8/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
مقاله کامل در آدرس زیر با بررسی همه مستندات :
https://telegram.me/beshnofekrkon/625
1- سید جعفر شهیدی در این باره مینویسد:
منصور دوانيقي ، طي نامه اي كه به محمد بن عبدالله (ملقب به نفس زکیه) از نوادگان امام سجاد(ع) مي نويسد براي تحقير او ، واژه « ام ولد » ( به معناي كنيز ) را برای امام سجاد(ع) به کار برده است.
این نامه نیم قرن پس از رحلت امام سجاد(ع) نوشته شده است که در آن زمان، بسیاری از هاشمیان زنده بودهاند.
اگر داستان شهربانو واقعیت داشت منصور چنان تعبیری به کار نمیبرد و اگر دروغ نوشته بود محمد با قاطعیت جواب میداد که مادر امام سجاد(ع) شاهزاده بوده است نه کنیز.1
2- به نوشته دهخدا، پژوهشها نشان داده است که این داستان واقعی نیست و یزدگرد را دختری به نام شهربانو نبوده است.
داستان شهربانو در واقع از ربیع الابرار زمخشری و قابوس نامه اخذ شده است.2
3- یوسفی غروی گفتۀ یعقوبی را بدلیل بیسند بودن نمیپذیرد، از طرفی نام حرار که یعقوبی ذکر کرده با اسامی ایران باستان همخوانی ندارد، وی روایت کافی را نیز رد میکند زیرا در سند روایت ، شخصی به نام عمرو بن شمر است که نجاشی وی را تضعیف کرده است.
گزارش شیخ صدوق نیز از طریق شخصی به نام سهل بن قاسم نوشجانی روایت شده که وی مجهول است؛
لذا این گزارش نیز از نظر غروی قابل قبول نیست.3
زيرنويسها :
1. ↑ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین، تهران، دفتر نشر فرهنگ، ۱۳۶۵، ص۲۴
2. ↑ قابوس نامه باب ۲۷ ص۱۴۴
3. ↑ حول السیده شهربانو،ص۲۸
محمد صالحی 18/8/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
مقاله کامل در آدرس زیر با بررسی همه مستندات :
https://telegram.me/beshnofekrkon/625
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy